نمايش نسخه نهائي : مسئله حجاب در اسلام
سینا 555
Friday 7 January 2005, 06:50AM
با سلام
مورد حجاب هميشه از طرف دشمنان فرهنگ اسلامي به انواع مختلف مورد تعرض و تهديد قرار گرفته است.از زماني كه حجاب زنان مسلمان اين مرز و بوم توسط عمال اجنبي و دشمنان فرهنگ اسلامي به زور سر نيزه بشكلي چنتش اور مورد تغرض وحشيانه قرار گرفت تا امروز كه در قالب الگو سازيهاي مجعول و تبليغات مسموم از طريق فيلم و اگهي و
امثالهم و نماياندن جسم زن بعنوان هويت او.امروز دشمنان فرهنگ اسلامي با تمام قوا با برپا كردن انجمن ها و ان جي او هاي فمينيستي
و القا تصويري نادرست از حجاب زن مسلمان ريشه فرهنگ اسلامي را هدف قرار داده اند.انها اگر بتوانند فرهنگ پوشش در اسلام را لجن مال
و به سخره بگيرند و اين باور غلط را در ذهن زن مسلمان بنشانند بطور يقين در رسيدن به اهداف شيطانيشان تا حدود زيادي رسيده اند.
مقاله زير را بدون هيچ پيش داوري مطالعه كنيد و با خود بيانديشيد
كه هدف والاي اسلام از مطرح كردن پوشش براي زنان مسلمان چه بوده است.بياد بياوريد در همين غربي كه خود داعيه ازادي زن و اينها را تبليغ ميكند بيشتر زنان بطور كلي جز ابزاري براي اطفاي شهوات مردان نيستند و اكثريتشان با اين شيوه زندگي موجوداتي تنها و بي احساس و بدون خانواده رها شده اند به اميد ازادي بي هدف و معني! كه جز ارضاي تن
و مصرف مشروبات الكلي و قرصهاي ارام بخش خوردن و با نااميدي به فرداي خود فكر كردن راهي براي اطفاي اثرات اين گرفتاري كه هر روزه در تضاد با طبيعت فطري او بيشتر و بيشتر شده تا انجا كه حالتي قهراميز
به خود بگيرد ندارند!
سخن كوتاه همينجا درود ميفرستم به دختركان اگاه و شجاعي كه با وجود تربيت شدن و رشد پيدا كردن در كشورهاي مدعي ازادي زنان در سالهاي اخير با دريافت پيام اسلام در مهد تمدن جنسيتي غرب با وجود
همه ي تلاشهاي علني و غير علني مقامات اداري و اموزشي كشورهاي غربي براي جلوگيري و دست برداشتن از حجاب اسلاميشان ناباورانه در مقابل اين جدال نابرابر ايستاده اند و بر ايمان دين و حجاب خود پافشاري ميكنند. خداوند دلهاي همه خواهران اگاه و شجاعم را كه در حفظ حجاب و پوشش اسلامي خود مصرانه ايستادگي ميكنند هر چه قويتر گرداند
كه فشارها بر عليه حجاب در اينجا و انجا زياد است.
خداوند دلها و جانهاي ما را نسبت به حقايق نوراني اسلام اگاهي بيشتر عطا فرمايد.
يا حق
سینا 555
Friday 7 January 2005, 06:52AM
به مناسبت 17 دي، سالروز كشف حجاب
فرهنگ... پوشش... معنويت حجاب چرا؟
حرمت بخشيدن به زن
زن مسلمان، تجسم حرمت و عفت در جامعه است، حفظ پوشش به نوعي احترام گزاردن به زن و محفوظ نگه داشتن از نگاههاي شهواني و حيواني است. چنانچه زن، حدود را رعايت ننمايد، هر بيمار دلي به او طمع نموده و با نگاه آلوده اش حريم زن را مي شكند. آن شخصيتي كه بايد سالم بماند و نسل سالم تربيت كند، تحت تأثير ديده هاي آلوده به گناه به طرف شهوات سوق داده شده، و از منش انسانيش سقوط كرده و به حيوانيت مي رود.
قرآن، آنگاه كه حدود پوشش را مطرح مي سازد به اين حكمت اشاره نموده است:
«ذلك ادني ان يعرفن فلا يوذين»
«اين پوشش، نزديكتر است كه زنان به حياء و عفاف شناخته شوند و مورد اذيت نا اهلان واقع نشوند.»
مبارزه با نفس
ميل به خودنمايي و جلوه گري به مصالحي در سرشت زن، نهفته است كه بايد در مسير درست و هدفي والا به كار گرفته شود كه اگر اين امر محقق شود ثمرات مطلوبي خواهد داشت و در جهت كمال او كارآمد خواهد بود. اما اگر اين گرايش مرزي نداشته باشد و خودنمايي و جلوه گري همواره در همه جا نمود داشته باشد، قطعا فساد آفرين خواهد بود و در ايجاد زمينه هاي ناهنجاري در جامعه تأثير خواهد كرد. پوشش را مي توان مهمترين عامل تعديل اين ميل دانست اشاره لطيفي به اين مطلب در كلام حضرت علي (ع) است:
«زكات زيبايي عفاف است.» (1)
زيبايي براي زن سرمايه است، اما بايد بجا مصرف شود و زكات جمال زن حفظ عفاف و پوشش است.
حضور زن در اجتماع
زن، بخش عظيمي از نيروي انساني يك جامعه را تشكيل مي دهد و در ابعاد مختلف فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و سياسي مي تواند نقش آفريني عظيمي داشته باشد. اسلام با طرح پوشش زن در حقيقت جواز حضور زن در اجتماع او را رقم زده و با دستورات حكيمانه و راهگشايي كه در چگونگي منش و روش او ارائه داده و از سوي ديگر جلو فسادگستري و ناهنجاريهاي ناشي از اختلاط مرد و زن را گرفته است. پس حجاب، عامل مهمي است در جهت آزادي زن، نه اسارت او. مهم اين است كه تلقي ما از آزادي دقيقا روشن باشد.
-ايجاد امنيت
جامعه، موظف است امنيت را در ابعاد مختلف براي افراد فراهم سازد، بخش عمده اي از اين مهم به عهده زن است كه با حفظ پوشش به اين امر جامه عمل بپوشاند. اگر اين حريم شكسته شود ضمانتي براي سلامتي شخص وجود ندارد، زن چون از اين حصار درآمد، در معرض ضربات ديده هاي آلوده و قلوب منحرف قرار مي گيرد و آرامش خود را از دست داده و نهايتا نجات از تلاطم امواج بلا را نامعلوم مي سازد.
شرايط حضور زن در اجتماع
اسلام به زن جواز حضور در اجتماع را مي دهد، اما لغزشگاه بودن و زمينه فساد درست كردن اختلاط و امتزاج، امري غيرقابل انكار است. بدين سان اگر براي اين حضور ضرورتي قائل باشيم، تحفظ و مرزبندي دقيق نيز، ضروري خواهد بود. در روايات به صراحت، نكات آموزنده اي را در اين باره مي توان يافت كه به روشني شرايط خروج زن از خانه را رقم مي زند و لوازم حضور وي را در جامعه مي نماياند.
-عدم اختلاط
همانطور كه گفتيم اسلام بر حضور اجتماعي زن تأكيد مي ورزد اما اين حضور را بدون قيد و شرط رها نمي كند و يكي از شرايط مهم و اساسي فعاليت زن و حضور وي در صحنه هاي گوناگون، مرز بندي دقيق و جدايي او از مردان است.
قرآن كريم نيز بر اين مطلب تأكيد ورزيده است:
«هرگاه از ايشان (زنان پيامبر) چيزي خواستيد، از پشت پرده و حايل طلب نماييد. (3)
اهميت اين مسئله تا بدانجاست كه پيامبر در بيعت با زنان به عدم اختلاط آنان با مردان تأكيد نموده و در ضمن بيعت با آنان مي فرمايد: «بر زنان است كه دوست نداشته باشند- در خلوت با مردان بنشينند.»(3)
- حفظ وقار و عفاف
شرط دوم براي حضور زن در اجتماع، حفظ وقار و عفاف درمنش و رفتار است. در قرآن كريم در آيات متعدد به مظاهر و نمودهاي اين مسئله اشاره هاي فراوان وجود دارد.
- وقار در رفت و آمد
آمد و شد و حضور عيني زن در جامعه نبايد تحريك آميز باشد. قرآن كريم به عنوان ترسيم آموزنده از شيوه حركت عفاف آميز دختران شعيب مي گويد كه «يكي از آن دو زن (دختران) كه به آزرم راه مي رفت نزد او (حضرت موسي) آمد و گفت: پدرم تو را مي خواند تا مزد آب دادنت را بدهد.(4)
گويا گام زدن او جلوه تمام عيار حيا و عفاف است كه قرآن بدين سان از آن ياد مي كند.
در آيه ديگر مي خوانيم:
«اي پيغمبر به همسران و دخترانت و به زنان مؤمن بگو كه جلبابها (روسريهاي) خويش را به خود نزديك كنند. اين كار براي اينكه (به عفاف و وقار) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند، نزديكتر است.(5)
آهنگ سخن- محتواي سخن- خداوند در آيه 32 سوره احزاب مي فرمايد: «اي زنان پيامبر،شما همچون ساير زنان نيستيد، اگر پرهيزگار باشيد، مواظب باشيد كه در سخن نرمش زنانه و شهوت آلود به كار نبريد كه موجب طمع بيمار دلان گردد و به خوبي و شايستگي سخن بگوييد.»
اكنون به بررسي اين آيه مي پردازيم.
آهنگ سخن
قرآن با تأكيد تمام از اينكه لحن كلام و آهنگ سخن زن هيجان انگيز نباشد جلو رفته است. در قرآن آمده است: «در سخن گفتن خاضع و نرم نباشيد تا كسي كه در دلش بيماريست، به طمع بيفتد.»[احزاب، 32]
نگاهي گذرا به تفاسير نشان مي دهد كه قريب به اتفاق مفسران، اين آيه را درباره آهنگ سخن زن دانسته اند.
در تفسير نمونه آمده است: «بلكه به هنگام سخن گفتن، جدي و خشك و به طور معمولي سخن بگوييد نه همچون زنان كم شخصيت كه سعي دارند با تعبيرات تحريك كننده، كه گاه توأم با ادا و اطوار مخصوصي است كه افراد شهوتران را به فكر گناه مي افكند، سخن بگوييد.»(6)
مقصود از بيماري دل ضعف ايمان است يا مريضي شهوت و فجور كه به «جنون جنسي» تعبير مي شود. اثر تحريك آميز صداي زن توسط روان شناسان مورد بررسي قرار گرفته از جمله مارتين مورسيون روانشناس معروف كانادايي به اين نتيجه رسيده كه: «صدا اولين محرك و عامل جنسي به شمار مي آيد... و صداي زن در مردها اثر به سزايي دارد.»
محتواي سخن
گفتيم كه آيه در زمينه آهنگ و محتواي كلام رهنمود داده است. «... به خوبي و شايستگي سخن بگوييد.»
بدين معني كه زن نبايد ناروا سخن و كلماتي هيجانبار به كار ببرد. بر اين نكته مفسران تأكيد كرده اند.
قرطبي مي نويسد: «مقصود از قول معروف، سخن صواب و درستي است كه شريعت و نفوس آدمي بپسندد.(7)
و سيد قطب مي گويد: «قول معروف يعني سخن آنها در امور معروف و نيك نه منكر و زشت مانند شوخي كردن و...»(8)
-نهي از خودنمايي
از جمله شرايطي كه براي حضور زن در اجتماع، پيراستگي از «تزيين» و «تبرج» است اين شرط ابعاد مختلفي دارد كه به اجمال به تبيين آن مي پردازيم.
الف: نهي از تبرج
آرايش زن و بستن پيرايه بر اندام، بي گمان زمينه هاي توجه را به وجود مي آورد و دلربايي را در پي خواهد داشت. اسلام از اين كه زن بدين گونه در ميان اجتماع حضور يابد و در مقابل نامحرم قرار گيرد، نهي مي كند:
«مانند جاهليت نخستين، به خود نمايي و خودآرايي از خانه بيرون نشويد.» (9)
روشن است كه مراد محصور ساختن زن در خانه و بريدن ارتباط او با اجتماع نيست زيرا مخاطبان آيه يعني زنان پيامبر (ص) به شهادت تاريخ همراه او به مسافرت رفته، و در جنگها شركت كرده و پيامبر نيز منعي نفرموده است.
معاني مختلف براي واژه تبرج آورده شده است.
1-تبختر و تكبر در راه رفتن 2- اظهارنمودن زينت 3-لباس نازك پوشيدن، اما اغلب مفسران، تبرج را به معناي آشكار ساختن زينت و محاسن مي دانند.
قرطبي مي نويسد: تبرج آشكار ساختن زينت و زيباييها براي مردان است، مثل اينكه زن مقنعه بر سركند، اما آنرا رها سازد و گردن و گردنبند و... پيدا شود.» (10)
نهي از تعطر و تزين
اين مطلب به مطلب قبلي مربوط مي شود در آنچه با الهام از كلام الهي ثابت شد كه هرگونه خودآرايي و جلب توجه در مقابل نامحرم ممنوع است.
حال مصاديق تبرج و خودنمايي را در كلمات معصومين (ع) جستجو مي كنيم:
همانگونه كه عطر زدن و استعمال آن در مقابل نامحرم، مفسده دارد، تزيين و آراستن نيز به لحاظ فسادانگيز بودن، منع شده است.
حضرت محمد(ص) مي فرمايد: «حكايت زني كه دامن كشان و آميخته به زينت در بيرون خانه راه مي رود، چون ظلمتي است كه در روز قيامت نور ندارد.» (11)
از جمله مصاديق خودنمايي، پوشيدن لباس شهرت است (لباس شهرت، لباسي است كه مصاديق با عرف جامعه نباشد و پوشنده آن لباس غيرمتعارف انگشت نما شود.)
از امام صادق(ع) وارد شده: «خداوند لباس شهرت را مبغوض مي دارد.» (12)
عوامل بدحجابي و بي حجابي و راه هاي مبارزه با آن
بي حجابي پديده اي است، اجتماعي كه براي رسيدن به عوامل و علل آن بايد با نگاه اجتماعي مسايل و زمينه هاي آنرا كاويد.
1) عوامل بدحجابي و بي حجابي
تلاش استعمار در زدودن پوشش
هويت و شخصيت زن در گرو منش و روش زندگي اوست، حجاب و پوشش منش والاي زن مسلمان و شيوه عظيم زندگي اوست. زن با حجاب از اينكه بازيچه هوسها قرار گيرد، مانع مي شود و از اينكه عامل فسادگستري فساانديشان شود، جلو مي گيرد.
زدايش حجاب از اندام زن با هدف هويت زدايي از زن مسلمان انجام شد تا زن بيشتر از آنكه حافظ آرمان مكتب و شخصيتش باشد، برآورنده اميال، هوسها و اهداف سلطه جويانه جباران گردد. با اين اظهارنظر كه نشانگر گوشه اي از طرح استعمار پير يعني انگلستان است.
«در مسئله بي حجابي زنان بايد كوشش فوق العاده به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بي حجابي و رهاكردن چادر، مشتاق شوند. بايد به استناد شواهد و دلايل تاريخي ثابت كنيم كه پوشيدگي زن از دوران بني عباس متداول شده و مطلقاً نسبت اسلام نيست. مردم همسران پيامبر را بدون حجاب مي ديده اند و زنان صدراسلام در تمام شئون زندگي، دوش به دوش مردان فعاليت داشته اند. پس از آنكه حجاب زن با تبليغات وسيعي از ميان رفت، وظيفه ماموران ما آنست كه جوانان را به عشقبازي و روابط جنسي نامشروع با زنان غيرمسلمان كاملاً بدون حجاب ظاهر شوند، تا زنان مسلمان از آن تقليد كنند.» (31)
سینا 555
Friday 7 January 2005, 06:53AM
علي رغم تلاش مذبوحانه دشمن، زناني در سايه پوشش و عفاف به صحنه اجتماع آمده و در برابر ستمگران ايستادگي مي كنند: «زينب پاشا فرزند شيخ سليمان، رهبر زنان تبريز، گروهي داشت كه با اسلحه هاي سرد و گرم در مجامع حاضر مي شد و مردم را به مبارزه تشويق مي كرد. يكبار به جمع مردان گفت: اگر شما مردان جرهت نداريد جزاي ستم پيشگان را كف دستشان بگذاريد، اگر مي ترسيد كه دست غارتگران و دزدان را از مال و ناموس و وطن خود كوته كنيد، چادر زنان را سرتان كنيد و در كنج خانه بنشينيد و دم از مردي و مردانگي نزنيد، ما جاي شما باستمگران مي جنگيم.» (14)
2) دگرگوني ارزشها
فرهنگ ستيزان در جوامع اسلامي براي زدودن ارزشها تمام تلاش خود را به كار گرفته اند.
اسلام، زن را در متن اجتماع به تلاش و كوشش خوانده اما با حجب، حيا و وقار و متانت، سنگيني رفتار، شكوه گفتار و سلامت كردار و اين همه را براي او ارزش دانسته است. وقتي اين ارزشها دگرگون شود و تلقي زن از شخصيت و ارزش، عرضه وجود، نماياندن آرايه ها و زيبايي هايش مي شود، در عمل نيز در اين وادي گام مي نهد و گرايش دروني و تمايل فطريش راهي ديگر مي گيرد و به فسادآفريني دست مي يازد.
اين چگونگي تا بدانجا پيش مي رود كه پوشش نه براي حفاظت بدن كه نوعي عرضه وجود است، از اين رو غالبا اين گونه كسان پوشش را براي نماياندن برمي گزينند، سخن تامل برانگيز امام علي (ع) كه گويا در آيينه غيب اين حقايق را مي نگرد، شايان توجه است: «در آخرالزمان كه بدترين زمانهاست جمعي از زنان پوشيده اي كه برهنه هستند و از خانه با خودآرايي بيرون مي آيند، اينان از دين بيرون رفتگانند و در فتنه ها وارد شوندگان و به سوي شهوات تمايل دارند و به كوي لذات نفساني در شتابند، و حرامها را حلال دانند و در دوزخ به عذاب ابدي گرفتار.» (15)
3) الگوهاي ناهنجار
انسان فطرتا الگوپذير است، پيوسته در اين انديشه است و ارزشهايي را كه به آن باور دارد در چهره اي مجسم بنگرد و خود را همانند آن الگو بسازد.
مسئله الگو در اخلاق اسلامي و روانشناسي امروز جايگاه مهمي دارد، توجه دادن قرآن انسان را به پيامبر به عنوان اسوه حسنه و بر نمودن چهره هاي نيك و بد همه و همه در جهت توجه به جايگاه و الگو در ساختار روحي و انساني است، از اين رو هويت ستيزان در پي اقدامات گسترده در جايگزيني الگوها نيز تلاشي شگرف به كار گرفته اند. قهرمان سازي، الگوآفريني، آنچناني براي زن در جهت زدايش هويت او برنامه وسيع استعمار بوده است.
1- احياء فرهنگ اسلامي
احياء ارزشهاي اصيل اسلامي و فراخواني زن مسلمان به تعقل و دريافتن ارزشها و آفريدن روح تعبد و تعهد نسبت به اينها نقش مهمي در اين زمينه خواهد داشت. زن مومن بايد به آنچه اسلام به عنوان ارزش بدان مي نگرد، باور داشته و بداند كه شخصيت و عظمت او در گرو روح بلند، انديشه والا و قلب پاك و جان پيراسته از آلودگي است كه او را به دوش انساني و منشي اسلامي فرا خواهد خواند و تن آرايه بسته و ظاهر فريبنده هرگز نمايشگر شخصيت او نيست.
2- شناساندن الگوهاي والا
گفتيم الگوها در ساختار روحي و رفتاري نقش مهمي دارد. امروز يكي از تاسفهاي جدي اين است كه زن مسلمان آنچنان كه بايسته و شايسته است با چهره هاي بلند تاريخ اسلام آشنا نيست. زندگاني حضرت زهرا (س) و فرزند برومندش پيام آور عاشورا حضرت زينب (س) و ديگر چهره هاي والاي تاريخ گذشته و معاصر بايد براي زن مومن نشان داده شود، تا بنگرد چه سان با حفظ هويت و شخصيت و وقار و متانت مي تواند در جامعه حضور پيدا كرده و ايفاي نقش نمايد.
كلامي از امام صادق (ع) تامل برانگيز و قابل توجه است:
«به زنان دوستي آل علي (ع) را الهام كنيد.» (16)
معنويت اسلامي رقيب ماديت نيست
معنويت اسلامي رقيب ماديت نيست، كه بخواهد حريف را به نفع خود از ميدان به در كند، بلكه هدايت كننده و كنترل كننده جسمانيت و ماديت است. دين براي آن ناميده است تا ما را از جسم يكسره غافل سازد و از دنيا جدا كند، بلكه براي آن است كه به ما «اندازه» بياموزد تا بتوانيم با حفظ اعتدال از افراط و تفريط مصون بمانيم و مثلاً چنان نباشيم كه خود را فقط تن بيانگاريم و جز به بهره وري از جسم به هيچ چيز نينديشيم.
انسان در همه بينشهاي معنوي و از جمله در اسلام براي آن لباس به تن نمي كند كه تن را عرضه كند، بلكه لباس مي پوشد تا خود را بپوشد. لباس براي او يك حريم است، به منزله ديوار و دژي است كه تن را از دستبرد محفوظ مي دارد و كرامت او را حفظ مي كند. لباس براي آن است كه تحريك جنسي را كم كند نه آنكه بر قدرت تحريك بيفزايد. لباس، پوست دوم انسان نيست بلكه خانه اول اوست. انسان اسلام، كمال خود را در آن نمي بيند كه تن خويش را چون كالايي تزيين كند و به راه اندازد و به خلق بفروشد، بلكه به جاي آنكه تن خويش را به خلق بفروشد، جان خود را به خداي خويش مي فروشد.
مسئله لباس و شكل و نوع آن، امري ساده و سطحي نيست كه آن را بتوان صرفاً محصول سليقه افراد دانست. مسئله، مسئله دو فرهنگ و دو جهان بيني است كه تفاوت آنها از زمين تا آسمان است و اين تفاوت در همه امور اصلي مربوط به انسان و از جمله در لباس او جلوه گر مي شود. در عمل هيچ چيز آسانتر از تقليد لباس ديگران نيست، اما قرنها مي گذرد و ديده مي شود كه يك جامعه، از لباس ديگران تقليد نمي كنند و سنت خود را در نوع لباس حفظ مي كنند، چرا كه تغيير لباس ، همواره پيامد تغيير يك فرهنگ است و انسان تا با فرهنگ خود وداع نكند، نمي تواند با لباس خود وداع كند تا فرهنگ يك قوم را نپذيرد، لباس آنها را به تن نمي كند. درست به همين دليل است كه در احاديث ما آمده است كه هركه خود را به گروهي شبيه سازد هم از آن گروه است.
واژه حجاب
كلمه حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب. بيشتر استعمالش به معني پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي دهد كه پرده وسيله پوشش است، و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوششي حجاب نيست، آن پوشش حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت مي گيرد.
در قرآن كريم در داستان سليمان، غروب خورشيد را اينطور توصيف مي كند: «حتي تورات بالحجاب» (سوره ص، آيه32) يعني تا آن وقتي كه خورشيد در پشت پرده مخفي شد.
وظيفه پوشش كه اسلام براي زنان مقرر كرده است بدين معني نيست كه از خانه بيرون نرود، زنداني كردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست.
پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خودنمايي نپردازد. آيات مربوطه همين معني را ذكر مي كند و فتواي فقها هم مؤيد همين مطلب است و ما حدود اين پوشش را با استفاده از قرآن و منابع سنت ذكر خواهيم كرد، در آيات مربوطه لغت حجاب به كار نرفته است.
آياتي كه در اين باره هست چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب، حدود پوشش و تماسهاي زن و مرد را ذكر كرده است.
- استحكام پيوند خانوادگي
شك نيست كه هر چيزي كه موجب تحكيم پيوند خانوادگي و سبب صميميت رابطه زوجين گردد، براي كانون خانواده مفيد است و در ايجاد آن بايد حداكثر كوشش مبذول شود، و بالعكس هر چيزي كه باعث سستي روابط زوجين و دلسردي آنان گردد به حال زندگي خانوادگي زيانمند است و بايد با آن مبارزه كرد.
معاشرتهاي آزاد و بي بند بار پسران و دختران، ازدواج را به صورت يك وظيفه و تكليف و محدوديت درآورده است كه بايد آن را با توصيه هاي اخلاقي و يا احياناً چنانچه برخي از جرائد پيشنهاد مي كنند، با اعمال زور بر جوانان تحميل كرد.
تفاوت آن جامعه كه روابط جنسي را محدود مي كند به محيط خانوادگي و كادر ازدواج قانوني، با اجتماعي كه روابط آزاد در آن اجازه داده مي شود، اينست كه ازدواج در اجتماع اول پايان انتظار و محروميت، و در اجتماع دوم آغاز محروميت و محدوديت است. در سيستم روابط آزاد، پيمان ازدواج به دوران آزادي دختر و پسر خاتمه مي دهد و آنها را ملزم مي سازد كه به يكديگر وفادار باشند و در سيستم اسلامي به محروميت و انتظار آنان پايان مي بخشد.
سيستم روابط آزاد اولاً موجب مي شود كه پسران تا جائي كه ممكن است از ازدواج و تشكيل خانواده سر باز زنند و فقط هنگامي كه نيروهاي جواني و شور و نشاط آنها رو به ضعف و سستي مي نهد، اقدام به ازدواج كنند و در اين موقع زن را فقط براي فرزند زادن و احياناً براي خدمتكاري بخواهند، و ثانياً پيوند ازدواجهاي موجود را سست مي كند و سبب مي گردد به جاي اينكه خانواده بر پايه يك عشق خالص و محبت عميق استوار باشد و هر يك از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند برعكس به چشم رقيب و عامل سلب آزادي و محدوديت مي بيند و چنانچه اصطلاح شده است يكديگر را زندانبان بنامند.
- استواري اجتماع
كشانيدن تمتعات جنسي از محيط خانه به اجتماع، نيروي كار و فعاليت اجتماع را ضعيف مي كند. برعكس آنچه كه مخالفين حجاب ذكر كرده اند و گفته اند: «حجاب موجب فلج كردن نيروي نيمي از افراد اجتماع است» بي حجابي و ترويج روابط آزاد جنسي موجب فلج كردن تمام نيروي اجتماع است.
اسلام دين فطرت
بزرگترين قدمي كه دين مقدس اسلام براي آزادي فكر بشر برداشته و با اين وسيله به رشد و موفقيت او كمك كرده است، اينست كه تمام قوانين و اصول اعتقادي اسلام با فطرت پاك موافقت دارد و در تمام موارد دستورات قرآن و اسلام بعنوان يادآوري و تذكر بيان شده است، و راه خداشناسي را با سهلترين دلائل كه موردقبول همه افراد واقع مي گردد، بر روي بشر باز كرده و در شناسايي كامل پروردگار راهنماي فكر و وجدان او بوده است.
اسلام و آزادي
به عقيده اكثر دانشمندان بزرگ جهان كه مطالعاتي در مورد اديان داشته اند، دين مقدس اسلام براي تامين آزادي بشر آمده و آن اندازه كه اين دين مقدس به حريت بشر كمك كرده، هيچ مذهب و مكتبي نتوانسته تا آن درجه دراين راه قدم ارزنده اي بردارد.
«لوئي تاماس» دانشمند معروف مي گويد (محمد(ص) پيشواي اسلام براي آزادي بشر قيام نمود و مسلمانان را از قيد هواي نفس رهائي بخشيد).
اسلام بشر را آزاد كرد
دين مقدس اسلام هم تمام همتش اين بوده كه بشر را از قيد شهوت و هواي نفس و بدبختي آزاد كند و او را با پيروي از عقل و خرد به سعادت جاويدان و آزادي حقيقي برساند و از زير بار عبوديت غيرخدا نجات دهد، لذا در قرآن مجيد خداي تعالي مكرر بشر را از متابعت هواي نفس بر حذر داشته و با جمله (افلا تعقلون و افلا تتفكرون) چرا عقل و خرد خود را به كار نمي اندازيد و از آن بهره نمي بريد؟ به پيروي از عقل و خرد وادار كرده است. علي(ع) فرمود: بنده ديگران مباش، زيرا خدا ترا آزاد آفريده است.
كانون انديشه زهرا(س)
پي نوشتها:
1-غرورالحكم و دررالكلم -4-ص105
2-سوره احزاب-آيه 53
3-وسايل الشيعه-ج14-ص 174
4-سوره قصص-آيه 25
5-سوره احزاب-آيه 59
6-تفسيرنمونه-جمعي از نويسندگان-ج17-ص289
7-تفسيرجامع-ج14-ص177
8-في ضلال القرآن-ج5-ص2859
9-سوره احزاب آيه33
10-التفسيرالمفيد-ج-22
11-نهج الفصاحه-ج272-ص562
12-وسائل الشيعه-ج3-ح2-ص354
13-قره العين-درآمدي بر تاريخ بي حجابي در ايران-ص40
14-جزوه سازمان امور استخدامي كشور- به نقل از كتاب زنان ايران در جنبش مشروطه ص42
15-وسايل-ج14-ص1998
16-من لايحضره الفقيه-ج3-ص493
niloofar_e Shem
Friday 6 January 2006, 09:45PM
تن فروشی پشت پرده حجاب
ناهيد پرسون: مينا و فريبا حاضر شدند درد دل شان را برای من باز کنند. اميد آن ها اين بود که چشم جهان بر آن چه در ايران می گذرد باز شود.
http://www.roshangari.com/as/sitedata/20050204132049/nahidpersson150.gif http://www.roshangari.net/ (http://www.roshangari.net/)
مينا و فريبا همسايه اند و دوستان خوبی برای يکديگر. آن ها از همديگر حمايت می کنند. هردو در شرايط محروميت فراگير زنان از حقوق اجتماعی شان و تحت معيارهای دوگانه حاکم بر جامعه امروز ايران زندگی می کنند. آن ها زندگی شان را از اين طريق تامين می کنند که در خيابان ها پرسه می زنند و به دنبال مرد می گردند. آن ها در مقابل اين انتخاب قرار دارند: يا بايد کودکان خردسال شان را در خانه تنها بگذارند، يا بايد وقتی که برای هم خوابگی با مردان می روند، آن ها را هم همراه ببرند.
اين خلاصه کوتاهی است از ماجرای فيلم مستند تن فروشی پشت پرده حجاب، نام انگليسی:
Prostitution Behind the Veil به کارگردانی ناهيد پرسون که در تارنمای انستيتوی فيلم دانمارک نوشته شده است. فيلم ناهيد پرسون جايزه اول فستيوال بين المللی فيلم های مستند در مارسی ربود و در هفته اخير در فستيوال فيلم گوتنبرگ سوئد به نمايش درآمد.
ناهيد پرسون در مصاحبه ای با نشريه متروی سوئد در باره چگونگی ساختن اين فيلم گفت: اين تصادفی بود. با مردی برخوردم که به کار فال گيری اشتغال داشت. او را تا خانه اش تعقيب کردم. در آن جا اين دو زن را ديدم. تن فروشی در ايران ابعاد بسيار گسترده ای دارد، ولی هيچکس جرات ندارد در باره آن علنا حرف بزند. مينا و فريبا حاضر شدند درد دل شان را برای من باز کنند. اميد آن ها اين بود که چشم جهان بر آن چه در ايران می گذرد باز شود.
ناهيد در اين مصاحبه گفت مينا هم سن دختر اوست و اين باعث می شد که او نسبت به آنها و کودکان شان احساس مسووليت بکند. به علاوه از اين که نمی توانست به آن ها کمک کند احساس عذاب وجدان داشت.
ناهيد برای خبرنگار تعريف کرد که او در سفر ايران تمام مدت نگهبان داشت و چندين بار از دست پليس فرار کرد. يک بار پليس او را متوقف کردو نوارش را می خواست بگيرد. اما او نوار را در جيب شلوارش گذاشته بود و به آن ها يک نوار کهنه داد. طبق قوانين اسلامی آن ها حق نداشتند به بدن زن دست بزنند و به اين جهت نتوانستند از از بازرسی بدنی به عمل بياورند.
فيلم 58 دقيقه ای را انستيوی فيلم دانمارک، تلويزيون سوئد، بنياد فيلم و تلويزيون کشورهای شمال اروپا، فستيوال بين الملی فيلم های مارسی و شرکت کانادايی سی بی اس و چند موسسه ديگر تامين مالی کرده اند. کارگردان آن ژاکوب هاگل است و موسيقی آن کار احمد پژمان از آلبوم خاطرات فرداست.
ناهيد پرسون خود سال ها پيش از ايران گريخت، او در مصاحبه با متروی سوئد گفت 17 سال طول کشيد تا جرات کرد برای اولين بار به ايران بازگردد و در آن جا شاهد بود که چگونه وضع کشور وخيم تر شده است. مواد مخدر و تن فروشی اگر چه ممنوع است ولی همه جا را گرفته است. ناهيد پرسون در مورد نقش صيغه در رواج تن فروشی گفت: تن فروشی ممنوع است ولی اگر مردی بخواهد سکس بخرد می تواند صيغه کند. آن وقت ديگر آن را تن فروشی نمی نامند، چون يک ملا از روی قران می خواند و دو نفر برای چند لحظه زن و شوهر به حساب می آيند. نه فقط تن فروشان بلکه زنان تنها هم از طريق فروش خود زندگی شان را می توانند تامين می کنند.
ناهيد پرسون اميد وار است فيلمش باعث شود کشورهای ديگر که با ايران روابط اقتصادی دارند با مساله برخورد کنند و مقابل رژيم ايران شروط خود را بگذارند نه اين که مساله را پرده پوشی کنند.
برای اطلاعات در مورد ناهيد پرسون و فيلم های او به لينک زير مراجعه کنيد.
http://www.dfi.dk/dfi/english/shortfilms/prostitution.htm#director (http://www.dfi.dk/dfi/english/shortfilms/prostitution.htm#director)
هستي
Saturday 7 January 2006, 11:12AM
بسمه تعالي
با سلام
من نمي دانم هدف از طرح اين مباحث چيست؟
بالفرض كه چند نفري اينگونه با شند؟
چرا در ايران مثل كشور هاي غربي ازادي نيست؟مثلا ازادي حجاب,ازادي ارتباط پسر ودختر,ازادي مشروب خوردن.
بهتر است شما اول ثابت كنيد كه اينها ارزش اند تابعد ما ببينيم كه ما بايد غربي بشويم يا غربيها مسلمان.
البته مسلماني ظاهري را نمي گويم كه نبودنش بهتر است.
براستي ارزش هاي واقعي كه مي ارزد انسان زندگي اش را در راه انها خرج كند چه هستند؟
ايا بي ديني يك ارزش است؟ واصلا خداوند انسان را برا ي چه خلق كرده است؟
niloofar_e Shem
Saturday 7 January 2006, 03:26PM
بسمه تعالي
با سلام
من نمي دانم هدف از طرح اين مباحث چيست؟
بالفرض كه چند نفري اينگونه با شند؟
چرا در ايران مثل كشور هاي غربي ازادي نيست؟مثلا ازادي حجاب,ازادي ارتباط پسر ودختر,ازادي مشروب خوردن.
بهتر است شما اول ثابت كنيد كه اينها ارزش اند تابعد ما ببينيم كه ما بايد غربي بشويم يا غربيها مسلمان.
البته مسلماني ظاهري را نمي گويم كه نبودنش بهتر است.
براستي ارزش هاي واقعي كه مي ارزد انسان زندگي اش را در راه انها خرج كند چه هستند؟
ايا بي ديني يك ارزش است؟ واصلا خداوند انسان را برا ي چه خلق كرده است؟
هستی گرامی
بسیاری از چیزها هست که شما نمی دانید و برای همین است که انسان باید ز گهواره تا گور دانش بجوید .
بعنوان مثال : مسلمان بودن شرقی و غربی ندارد ، همانگونه که سایر ادیان در سراسر دنیا به لحاظ عقیده یک خانواده بزرگ را تشکیل میدهند .
اینکه چرا خداوند انسان را خلق کرده ، بحثی است که از ابتدای خلقت مطرح است اما بطور حتم ، خلقت
انسان ها برای گرفتن جان همنوعان خود و سد راه آزادی و برابری آنان با دیگران نیست .
هیچ انسانی حق ندارد که قوانین حقوق بشر را زیر پا بگذارد و خود را چوپان گله آدمی بداند ...
پیروز باشید
هستي
Sunday 8 January 2006, 08:42AM
بسمه تعالي
با سلام
من مي دانم كه مسلمان در هر كشوري مسلمان است وشما هم مي دانيد كه دختران مسلمان در فرانسه براي رعايت دستور اسلام در مورد حجاب با چه موانعي روبرو شدند. كسي هم انها را مجبور نكرده بود.انهم در يك كشو ري با ادعاي دموكراسي.
امادر مورد اينكه هدف از خلقت انسان اين باشد كه او ازاد باشد هر كار دلش خواست بكند وفقط به قوانين مدون بشري پاي بند باشد كمي در مورد هدف افرينش انسان بي انصافي است.
سینا 555
Sunday 8 January 2006, 12:06PM
فکر کنم این کاربر روشنفکر!با گزارش این فیلم سفارشی برای غرب بیشتر دوست دارند فساد و سکس اگر هست لخت و عریان باشد تا همه ببینند و تعلیم سکس ببینند!
چیزی که همیشه این نوع روشن ضمیر ها و کاسه بدستان غرب و حتی خود غربیان با ان در خوداگاه خود و در ناخوداگاه مردم عامیبه ان میپردازند چیزی جز این اصل انها نیست که انسان از دیگاه انها
فاسد است و به عقیده انها جلوی فساد را نباید گرفت بلکه باید نهادینه شود وبرای همگان باشد!
ظاهرا فساد اقتصادی نیز فقط در کشورهای دیگر است و غرب و غرب زدگان
از این امور مبرا هستند اما در یک کنکاش عمیق میبینیم که خود جوامع غربی
بواقع فاسد اقتصادی نیز هستند حتی بیشتر از جاهای دیگر.فساد سیاسی هم به همین شکل و الی اخر.
منتها انها چون اصولا خوب و بد را کنار گذاشته اندو اصلا خوب و بدی جلوی چشمان روشن ضمیرشان نمیایدامده اند و گفته اند خب این انسان که مجموعه از فسادهاست ایا بهتر نیست بجای کنترلش..ولش کنیم و در واقع قبول کنیم اگر فسادی هست همگانی باشد و نهادینه در تار و پود جامعه باشد؟
البته بعدا اسم این را برابری امکانات هم که نام زیبایست میگذارند ولی کیست
که نداند این هم به نوبه خود دروغی دیگر است بر دروغهای انها مثل داستان
حقوق بشر و گوانتانمو و ابو غریب و جوانان فرانسوی و زندان کردن مخالفان
هالوکاست و غیره و غیره! چرا که برابری امکانات هرگز محقق نیست در جامعه مدعی غربی
یعنی اگر با نرم هل خودشان بسنجیم هرم طبقاتی در انجا نیز حکفرماست و بخوبی و سیستماتیک هم حکمفرماست و با کسی شوخی هم ندارد.
فساد اقتصادی هم در میان بخش های دولتی و هم خصوصی بشدت در درون این کشورها رواجی نهادینه شده و عادی دارد منتها چون به مردم یک حداقلی میدهند انها را گرفتار جرم و شریک خود
میکنند و با سرگرمی های کاذب کسی را یارای تفکر در مقابل این نابرابری و فساد نهادینه شده اما
سیستماتیک و عرفی شده نیست.
البته چند زیرکی خاص دارند.یک متفکران یا تهدید میشوند یا تطمیع(روشهایش بماند برای بعد)
یا درون این سیستم از ریشه فاسد کار میکنی و تطمیع میشوی و یا نمیکنی و تبعات مختلف و سنگین ان را باید بپردازی.بیشتربخاطر عدم حضور جدی اخلاق در این جوامع دومی را انتخاب میکنند ولی هستند معددوی که شبه دموکراسی های غرب را فاسد میدانند و متحمل سنگینی بار انتقادی خود نیز میشوند.
دو..دست همه را در حنای پدیده فساد عام زیر لوای قانون خاص میگذارند بدین معنی که با قبول اینکه
فساد و انواعش در بشر عامیت و شمولیت دارد امده اند قوانینی تاسیس کرده اند که به ظاهر همه از این موهبیت فساد! به یک اندازه بهرمند شوند و نفع ببرند ولی در عمل باز سر طبقات ضعیف در این
بخشش عمومی فساد بی کلاه تر از همه میماند و چون تا حدودی دست هم در حنای فساد بسته شده است البته به تناسب شان مالی طبقاتی شما بنابراین عکس العمل ها را تا حدود زیادی کاهش داده اند.
در این بین بوسیله ابزارهای کاذب مانند رسانه و مشروبات و قمار و سکس و غیره سر طبقات تا حدودی گرم است و برای عدم بیرون امدن طبقات از ظلم عمومی و فساد ریشه ای که بر اکثریت اعمال میشود برتنوع این ابزارها دایما در کوششند و در واقع انسان طبقاتی شده غربی با دست خود نیز بعضا ابزارهای استحمار بیشتر خود را بوجود میاورد و در یک فضای جهل و بیخبری نهادینه و
سنگواره ای شده دست و پا زده و راه بجایی برای فرار از الام ریشه ای خود و تنهایی عمیق خود
نمیبرد.البته دنیا برای ایشان هم همیشه به یک گونه نمیماند و شاید در عصر بیداری انها نیز از خواب
بیرون بروند و رها بشوند.
در یک مقایسه باید گفت در جوامع شرقی و حتی مسلمان داستان عکس بالاست.ظاهر قضیه اینست
که کشورهای شرق همه فاسد و بی لیلقت هستند اما در یک نگاه عمیق در مییابیم انچه در چشم میاید
یک دلیل مهمش اینست که خوشبختانه در کشورهای اسلامی و شرقی هنوز بدی بد است و خوبی خوب.هنوز اخلاق خوب است ضد اخلاقی بود بد.یعنی به همین دلیل ساده تعارض فساد و فحشا در وهله اول در جوامع ما بدلیل عدم قبول ریشه ای فساد و نهادینه کردن عمومی ان(مانند غربیان)
جنگی و کارزاری وجود خارجی دارد و در چشم است و دیده میشود و تنافضاتشان بوضوح دیده میشود
و بعضا اشکار و در دید عموم است و به همین دلیل استنباط میشود در این جوامع فساد رواج فراوان دارد.بنده بر این اعتقاد هستم که این یک میت شده است که جوامع شرقی فساد فراوانی دارند و بر عکس در کمتر خبری از فساد است.در کشورهای شرقی بدلیل این تعارض دایمی بین خیر و شر خوب و بد پاک و فاسد انچه "واقعا" هست خیلی کمتر ازان چیزیست که مینماید و اگر هم فسادی هست
عدم پایبندی به باورهای خود و غرق شدن بخشی از ان جامعه شرقی در فرهنگ نهادینه شده غربی هاست که به خیال خود با اخلاق زدایی از خیر و شر فساد را مهار کرده اند! دقیقا همین بخش از جوامع شرقی هستند که با پشت کردن به فرهنگ اخلاقی خود و روی اوردن به فرهنگ "فساد نهادینه" جوامع خود را دچار اسیب هایی جدی نیز میکنند و بعضا انقدر بسوی پرتگاه زندگی عرف غربی پیش میروند تا در ان استحاله شوند.
بواقع اگر فساد را یک مجموعه کامل از انواع فساد بدانیم خود غربی با همه ظاهر فریبای خود از همه جلوترند و چون امکانات بیشتری هم بدلایل تاریخی دارند براین فساد در همه جا دامن میزنند
و حساب کشورهای شرقی و اخلاق گرا در مسیر بی هویتی و جذب به اندیشه "اساسا" فاسد غرب
روزبروز بدتر شده و بهمین تناسب جوامع مختلف تناقضات فسادگریها بیشتر "هویدا" میشود.
با این وجود تا مرحله استحاله شدن کامل در مقایسه ی با "غرب فاسد بالفعل" بواقع فاصله زیادی دارند.
اما هنر غرب دیگر در انست که نهادینگی کامل فساد را که در خود تجربه کرده است و سیستماتیک است ارزشهای و معیارهایی برایش درست کرده است که بر طبق ان معیارها فساد را دوباره تعریف میکند و با توجه به ازاد سازی خوی برتری جویی و تخریب انسانیت و دور کردن صفات انسانی از انسانها و متعاقبا تجمیع "قدرت مادی و حیوانی" در درون خود به خود این "حق" را میدهد که بر پایه سیستم کاملا فاسد خود این امکان را در خود نیز میبیند که این معیارها را به دیگران به روشهای مختلف دیکته کرده و به یک نوع توهم زایی دست بزند.
اما کشورهای شرقی و اخلاق گرا که در دام این توهمات میافتند و بیشتر و بیشتر در مسیر جذب به "فساد کامل"کشیده میشوند مانند کلاغانی میمانند که راه رفتن کبک را نیز نیاموخته اند و اینست که در ظاهر فساد در ان جوامع بدلیل همین دوهویتی و طبیعت اسکیتزوفرنی که در ان گیر کرده اند
خیلی بیشتر از انچه هم هست نمایان میشود هر چند در مقایسه ای منصفانه و حقیقی تا رسیدن به اکمل الفاسدین راه بیشری دارند که طی کنند.
اما در مورد القا نویسنده غربزده تالار در مورد حجاب و فحشا باید گفت صرف نظر از بی اساسی
فیلمی سفارشی که او بدان برای محکوم حجاب استفاده کرده است باید گفت اگر حتی عده ای در پوشش چادر به فحشا مبادرت میکنند اصلا و ابدا نمیتوانند اینگونه نتیجه گیری کنند که بخش اعظم
محجبه های کشور اسلامی ایران فاسدند!!
اگر عده ای فاسد پیدا شد چگونه ایشان و روشنفکران مدعی غرب زدگی نتیجه میگیرند که کل فاسد است؟این را هیچ عقل سالم ایرانی نمیپذیرد.
اینها دلیل میاورند که چون زنان غربی برای فحشای خود پولی نمیگیرند فاحشه نیستند!
ولی اگر تعدادی زن بدلیل دوری از روح تعالیم اسلامی به خود فروشی مشغول هستند بنابراین
بسیاری زنان ایرانی که احیانا حجابی هم دارند فاسدند!!البته اینطور در نوشته ایشان القا میشود.
اولا زنان و مردان غربی تمام روابط شان بر روابط مادی صرف استوار است و اسکناس گرفتن یا نگرفتن انها از هم دلیل عدم فساد نمیشود.منتها همانطور که گفتم انها معیارهای خود را دیکته میکنند و مصادیق و معیارهای دیگررا به دلیل عدم انطباق با منافع خود درز میگیرند و قبول ندارند!
بنده عرض کردم وقتی فساد در همه جا پراکنده شد و نهادینه شد و قانون فساد عمومی و طبیعی
بعنوان یک ایده اساسی در امد انوقت شما بیا به اینها بگوشما ریشتا فاسد هستیدومیگوید کو کجا؟
مگر من خودم را فروخته ام؟!! مانند ادمیانی میمانند که در جنگل قدم میزنند و دنبال درختان انبوه میگردنند.این به دلیل همان خاصیت اشباع و نهادینگی فساد در همه اقسام ان و ایجاد توهم برای خود و دیگران که فساد از نظر انها چه هست و چه نیست.البته اینها بدلیل "قدرت مادی" که کسب کرده اند میگویند خب چرا معیارهای شما جهانی نیست؟
منظرشان در واقع این است که اگر شما هم میخواهید معیارتان عالمگیر بشود همین کار ما را بکنید
یعنی خوب و بد را کتار بگذارید و به قانون فساد عمومی تن دهید تا قدرت داشته باشید!
مثل اینکه در جایی دیگر میگفت شما هم رسانه بزنید و با غرب مقابله کنید!
گفتیم:ما زدیم و انها بستند!!ولی دیگر جواب نیامد!
در یک کلام حرفشان در مقوله فساد اینست به ما تا وقتی اخلاقی مینگرید همین است که هست!
شما زیرید و ما سوار.بروید شما هم قدرت مثل ما جمع کنید!
اما حرف ما اینست که ما زنان و بچه گان ملل مختلف را نکشته و خونشان را نمکیده ایم
سرخپوستان سیاهپوستان زرد پوستان عراقی ها ویتنامی ها و ......همه و همه زاییده همین تفکرات انسان مدار و "قدرت مدار" و صد البته وحشیانه شما بوده است که هنوز جهان را اسیر ترکتازیهای سبوعانه خود کرده است.خیر ما هنوز میدانیم خوب چیست و بد کدام است! شما انها را هر طور مایلید مخلوط نمایید و صبح تا شام میل بفرمایید تا فسادتان کامل و کامل تر شود و ازپا نیوفتید.
هیچ انسان عاقلی حجاب را بخودی خود بد نمیتواند بداند چرا که گوهر وجودی زن و تفکر و حیات مغرورانه زن این اجازه را نمیدهد در دنیای اکمل الفاسدات جسم خود را مانند کالایی بر هر کوی و برزن در اختیار چشمان هوس الود "جن زده های جنسیت باور" و ماده پرستان ضعیف النفس قرار بدهد تا استفاده کامل ابزاری در روح و بدن او بشود تا بلکه تئوری پردازان "فساد عمومی"
به نان و ابی برسند و چند صباحی دیگر بر چپاول دنیا و غارت معنوی ان ادامه دهند.
این کاربر درمانده غربزده بجای اینکه به دختران و زنان محجبه فرانسوی المانی سوئدی و غیره و غیره نظر بکند میرود به یک فیلم سفارشی غربی متمسک میشود تا کینه خود را به فرهنگ حجاب و پوشش و وقار و تفکر و غرور انسانی در قالب زن ثابت کند.
غربزدگان همیشه با اندیشه زور و زور گویی و یکجانبه گرایی و تحکم جلو رفته و میروند که این خاصیت ریشه ای انهاست و اگر امروز در خود جوامع به اصصلاح ازاد غربی گاها صحبت از منع حجاب در معابر عمومی نیز هست نشان از همین فرهنگ ناشکیبایی و روشنفکرانه و عصبیت بواقع جاهلی البته در قالبهای نو است.ولی به یمن مبارزه سخت و طاقت فرسای زنان مسلمان انها تنوانسته و نمیتوانند به خواسته های جاهلی خود برسند و اگر در غرب زنان مسلمان و کلا مسلمانان حقوقی کسب کرده اند نه بخاطر تسامح غربیان بوده و میباشد بلکه صرفا بخاطر مبارزه برای استیفای حقوق اولیه خود بوده است.حقوقی که هنوز بخش بزرگی از ان مانده است.سیاه پوستان هم از زیر یوق تبعیضات فراوان علیه شان در غرب با تسامح غربی به چیزی نرسیدند بلکه سختی کشیدند و کشته دادند و مبارزه کردند.برای مسلمانان نیز همینطور است.البته برای غربزده ها هدایا و سلام و درود نیز میفرستند و در دامن خود جایشان میدهند !!!
سینا 555
Sunday 8 January 2006, 12:28PM
كشف حجاب خدعه پهلوي
تحقيق از: فاطمه نصرتي
«تهاجم فرهنگي عليه ملت ما شخصاً از دوران رضاخان شروع شد. البته قبل از او مقدمات تهاجم فراهم شده بوده و قبل از او كارهاي فراواني كرده بودند و روشنفكرهاي وابسته را در داخل كشور ها كاشته بودند.»
مقام معظم رهبري
رضاخان در ابتداي بدست گرفتن قدرت راه خدعه را در پيش گرفت. با پاي پياده همراه با دستجات عزاداري حركت مي كرد، در مجالس و تكيه ها حاضر مي شد، خود را مقيد و پاي بند به اصول مذهب نشان مي داد لكن بعد از پا گرفتن قدرتش، همه تقيدات و رسوم مذهبي را كنار گذاشت و كار را به جايي رساند كه حكم صريح و ضروري قرآن يعني لزوم حجاب براي بانوان را زير پا نهاد. رضاخان و دستگاه حاكمه او براي اجراي ماموريت مسخ فرهنگي ملت مسلمان ايران، اقدامات خشونت باري را انجام دادند، كه اين اقدامات بشرح ذيل است:
1- ممنوعيت استفاده از كلاه پهلوي و اجبار در استفاده از كلاه تمام لبه يا شاپو و صدور قانون «متحدالشكل نمودن البسه» در 8 بهمن 1307 و دستور جلب اشخاص بدون كلاه يا با كلاه پهلوي.
2- محصلين دختر مدارس از داشتن حجاب ممنوع شدند.
3- كليه كارگزاران حكومتي در هر منطقه اي موظف شدند همراه با همسران بدون حجاب خود در مراسم حاضر شوند.
4- افسران ارتش از راه رفتن با زنان با حجاب ممنوع شدند.
5- معلمان زن مجبور به حضور در كلاس ها بدون داشتن حجاب بودند.
6- از حضور زنان با حجاب در پارك ها، سينماها، تأتر و هتل ها و ساير مراكز عمومي جلوگيري مي شد و...
آنچه در تمام اقدامات فوق مورد توجه رضاخان بود پيشرفت برنامه «كشف حجاب» به هر صورت بود و هر كس از دستورات سرپيچي مي كرد بازداشت و مورد آزار، شكنجه، تبعيد و حتي انفصال از خدمات دولت قرار مي گرفت.
رضاخان براي اينكه بتواند حمايت روحانيت به عنوان نيرومندترين قشر اجتماعي را نيز جلب كند يا حداقل مانع از مخالفت آنان با خود شود، بارها به ديدار روحانيون قم مي شتافت و خود را در حضور آنان مردي متدين و مدافع شريعت و پاسدار آن معرفي مي كرد. وي با اين شيوه منافقانه توانست حمايت اقشار اجتماعي را جلب كند و در نتيجه بخش عمده اي از مردم... به حمايت از او برخاستند. (1)
نظر رضاشاه: چادر و چاقچور، دشمن ترقي و پيشرفت مردم
براي برداشتن حجاب بانوان، مجالس جشن و سخنراني ابتدا در تهران و شهرهاي شمالي ايران و سپس بتدريج در ساير شهرها برقرار مي شد. روز 17 ديماه 1314 كه شاه به اتفاق ملكه و شاهدخت ها در جشن دانشسراي مقدماتي حضور يافتند. در اين روز دو اتومبيل سلطنتي كه اولي رضاشاه و دومي ملكه تاج الملوك و شمس و اشرف پهلوي در آن بودند، بدون حجاب وارد دانشسرا شدند. (2)
رضاخان برداشت خود را از كشف حجاب چنين تحليل مي كند كه اصلاً چادر و چاقچور، دشمن ترقي و پيشرفت مردم ماست. درست حكم يك دمل را پيدا كرده كه بايد با احتياط به آن نشتر زد و از بينش برد. (3)
نطق رضا شاه:
روز هفدهم ديماه 1314 در زندگاني زنان ايران اهميت بسزايي دارد شاه به دانشسراي عالي رفت تا گواهينامه فارغ التحصيل ها را بدست خود به دانشجويان بدهد، ملكه ايران و دو دختر بزرگش كه با لباس اروپايي و بدون حجاب بودند همراه شاه به دانشسراي عالي آمدند.
«... شما زنها بايد اين روز را كه روز سعادت و موفقيت شماست روز بزرگي بدانيد و از فرصتي كه بدست آورده ايد براي خدمت به كشور خود از آن استفاده كنيد... شما خواهران و دختران من حالا كه داخل جامعه شده ايد وبراي پيشرفت خود وكشورتان اين قدم را برداشته ايد بايد بفهميد كه وظيفه شما اين است كه براي كشور خودتان كار كنيد، سعادت آينده در دست شماست.» (4)
رو به ديوار ايستادن زنان در تمام طول سخنراني رضا شاه:
در تمام طول سخنراني شاه بعضي از بانوان چنان از بي حجابي خود ناراحت بودند كه رو به ديوار ايستاده و حتي چهره خود را بر نمي گرداندند و از گريه خود نمي توانستند جلوگيري كنند. از فرداي آن روز، بر سر كردن چادر در خيابان هاي تهران ممنوع شد. (5)
برداشتن روسري از سرزنان توسط پليس
امر داده شده بود كه از اول فروردين 1314 مردها كلاه شاپو به سربگذارند و زن ها بدون چادر از خانه خارج شوند. زن ها ابتداي امر، وقتي از خانه خارج مي شدند، پيراهن هاي بلندي پوشيده، «روي سري» بر سر مي نهادند. ... پليس اجازه يافت روسري ها را با زور از سرزنان بردارد درگيري ميان زنان و پليس تا مدتها ادامه داشت و نتيجتاً بسياري از بانوان كه نمي خواستند به هيچ وجه بدون حجاب خارج شوند تصميم به ماندن در خانه گرفتند تا به تمام درگيري ها خاتمه دهند. براي عده اي، اين خانه ماندن تا رفتن رضاشاه از ايران ادامه داشت و عده اي رفت و آمدهاي خود را فقط در شب ها انجام مي دادند و چه بسيار خانه هايي كه اجباراً اقدام به ساختن حمام كردند كه زنان جهت حمام مجبور نشوند از خانه ها خارج شوند. (6)
محمدرضا و كشف حجاب
اقداماتي كه پدرم بترقي و پيشرفت معنوي بانوان به عمل مي آورد، طبعاً با مخالفت هايي مواجه مي شد ولي با آن شهامت و دورانديشي فطري كه داشت موانع را از پيش برداشته و راه را هموار مي ساخت.
پدرم بدواً به رفع حجاب زنان اقدام كرد و در اثر تشويق و تحريص وي در سال 1309 نخستين بار بعضي از بانوان طبقه اول در خانه هاي خود و مجالس مهماني به لباس زنان اروپايي درآمدند و عده كمي هم جرئت كرده، بدون حجاب در خيابان ها ظاهر مي شدند. در سال 1313 آموزگاران و دختران دانش آموز از داشتن حجاب ممنوع شدند و افسران ارتش با زناني كه حجاب داشتند راه نمي رفتند.(7) در اتوبوس زنان با حجاب را راه نمي دادند و در معابر پاسبان ها از اهانت و كتك زدن به زن هايي كه چادر داشتند با نهايت بي پروايي و بي رحمي فروگذار نمي كردند. حتي بعضي از مأموران بخصوص در شهرها و دهات زن هايي كه پارچه روي سرانداخته بودند، اگر چه چادر معمولي نبود از سر آنها كشيده و پاره پاره مي كردند و اگر زن فرار مي كرد او را تا توي خانه اش تعقيب مي كردند و به اين هم اكتفا نكرده اتاق زن ها و صندوق لباس آنها را تفتيش كرده، اگر چادر از هر قبيل مي ديدند پاره پاره مي كردند يا به غنيمت مي بردند.(8)
حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا هادي فقهي: والده ما مي گفتند از خويشانشان در حال دويدن پاسبا هاي بي ايمان را ديده اند كه موي سر (سابقاً موي سرشان را مي بافتند و پشتشان مي انداختند) اينها را مي گرفتند و مي كشيدند ،كنده شده بود موي سر آن زن. ولي يك نكته ديگري هم مادر من مي گفت، كه هر پاسباني اين عمل را انجام مي داد به زور كشف حجاب مي كرد عاقبت خيلي بدي پيدا مي كرد و بعضي هايشان به مرض هاي عجيبي گرفتار شدند و خدا مبتلايشان كرد و بعضي به مرض پيسي و غيره گرفتار شدند و به فلاكت و بدبختي از دنيا رفتند.(9)
1-تاريخ معاصر ايران
2- تاريخ 20 ساله ايران، حسين مكي، صفحه .258
3-همان، ص 261- .262
4-رضا شاه كبير يا ايران نو. ال پي ايول ساتن (مستشرق انگليسي) ترجمه عبدالعظيم صبوري.
5- حجاب و كشف حجاب در ايران، فاطمه استاد ملك.
6- همان
7- مأموريت براي وطنم، محمدرضا شاه معدوم، بنگاه ترجمه و نشركتاب
8- واقعه كشف حجاب، سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي
9- حكايت كشف حجاب، واحد تحقيقات فرهنگي قدر ولايت
صبح
Monday 9 January 2006, 05:55PM
گرايش روزافزون دختران آمريكايي به حجاب (http://www.iranclubs.ir/forums/)
۱۹ دي ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۶:۳۳تعداد بازديد : 1063كد خبر : ۳۳۳۲۶
علاقه رو به افزايش دختران جوان نيويوركي به پوشيدن لباسهايي كه بخشهاي بيشتري از بدن را بپوشاند و كمتر آنها را در معرض ديد ديگران قرار دهد، توجه محققان را به خود جلب كرد.
به گزارش فارس به نقل از پايگاه اينترنتي گروه تحقيقاتي IG كه يك گروه تحليل آماري در مركز نيويورك است، يافتههاي محققان اين گروه نشان ميدهد كه نسل جديد جوانان دختر نيويوركي برخلاف نسلهاي قبلي علاقه چنداني به خودنمايي و پوشيدن لباسهاي بدننما ندارند.
«ملسيا لاويجن» از محققان اين گروه در توضيح اين تحليلهاي آماري گروه خود ميافزايد: از نظر ما آمارهاي دريافتي از نسل جوان ما دختران نيويورك حاكي از آن است كه مردم به پوشيدگي بيشتر روي آوردهاند.
او ميافزايد: علت اصلي اين امر از نظر من نگاه ساده انگارانه و بيبند و باري است كه در چند سال اخير با شعار همه چيز ميگذرد رايج شده بود و اكنون در عكسالعمل به آن موج بيبند و باري گرايش به پوشيدگي بيشتر در ميان دختران جوان و نوجوان اوج ميگيريد.
لاويجن معتقد است كه پس از چندين سال از اوج فرهنگ خودنمايي و لباسهاي كوتاه و بدن نمايي كه افراد را در كمترين ميزان پوشش قرار ميداد، اكنون مردم به دنبال چيز متفاوتي هستند؛ چيزي كه ديگر آن قدر بدن نمايانه نباشد.
محققان اين گروه دليل ديگر اين روي آوردن دختران جوان را تمايل آنها به داشتن كنترل خويش و راحت بودن از آزار ديگران ميدانند و اضافه ميكنند: به طور كلي گرايش به مذهب، رفتن به كليسا و مقابله در برابر فرهنگ عمومي بيبندوباري علامت آن است كه نسل جوان قصد دارد كه خودش بر خود كنترل بهتري داشته باشد.
niloofar_e Shem
Tuesday 10 January 2006, 08:53AM
فکر کنم این کاربر روشنفکر!با گزارش این فیلم سفارشی برای غرب بیشتر دوست دارند فساد و سکس اگر هست لخت و عریان باشد تا همه ببینند و تعلیم سکس ببینند!
چیزی که همیشه این نوع روشن ضمیر ها و کاسه بدستان غرب و حتی خود غربیان با ان در خوداگاه خود و در ناخوداگاه مردم عامیبه ان میپردازند چیزی جز این اصل انها نیست که انسان از دیگاه انها
فاسد است و به عقیده انها جلوی فساد را نباید گرفت بلکه باید نهادینه شود وبرای همگان باشد!
ظاهرا فساد اقتصادی نیز فقط در کشورهای دیگر است و غرب و غرب زدگان
از این امور مبرا هستند اما در یک کنکاش عمیق میبینیم که خود جوامع غربی
بواقع فاسد اقتصادی نیز هستند حتی بیشتر از جاهای دیگر.فساد سیاسی هم به همین شکل و الی اخر.
منتها انها چون اصولا خوب و بد را کنار گذاشته اندو اصلا خوب و بدی جلوی چشمان روشن ضمیرشان نمیایدامده اند و گفته اند خب این انسان که مجموعه از فسادهاست ایا بهتر نیست بجای کنترلش..ولش کنیم و در واقع قبول کنیم اگر فسادی هست همگانی باشد و نهادینه در تار و پود جامعه باشد؟
البته بعدا اسم این را برابری امکانات هم که نام زیبایست میگذارند ولی کیست
که نداند این هم به نوبه خود دروغی دیگر است بر دروغهای انها مثل داستان
حقوق بشر و گوانتانمو و ابو غریب و جوانان فرانسوی و زندان کردن مخالفان
هالوکاست و غیره و غیره! چرا که برابری امکانات هرگز محقق نیست در جامعه مدعی غربی
یعنی اگر با نرم هل خودشان بسنجیم هرم طبقاتی در انجا نیز حکفرماست و بخوبی و سیستماتیک هم حکمفرماست و با کسی شوخی هم ندارد.
فساد اقتصادی هم در میان بخش های دولتی و هم خصوصی بشدت در درون این کشورها رواجی نهادینه شده و عادی دارد منتها چون به مردم یک حداقلی میدهند انها را گرفتار جرم و شریک خود
میکنند و با سرگرمی های کاذب کسی را یارای تفکر در مقابل این نابرابری و فساد نهادینه شده اما
سیستماتیک و عرفی شده نیست.
البته چند زیرکی خاص دارند.یک متفکران یا تهدید میشوند یا تطمیع(روشهایش بماند برای بعد)
یا درون این سیستم از ریشه فاسد کار میکنی و تطمیع میشوی و یا نمیکنی و تبعات مختلف و سنگین ان را باید بپردازی.بیشتربخاطر عدم حضور جدی اخلاق در این جوامع دومی را انتخاب میکنند ولی هستند معددوی که شبه دموکراسی های غرب را فاسد میدانند و متحمل سنگینی بار انتقادی خود نیز میشوند.
دو..دست همه را در حنای پدیده فساد عام زیر لوای قانون خاص میگذارند بدین معنی که با قبول اینکه
فساد و انواعش در بشر عامیت و شمولیت دارد امده اند قوانینی تاسیس کرده اند که به ظاهر همه از این موهبیت فساد! به یک اندازه بهرمند شوند و نفع ببرند ولی در عمل باز سر طبقات ضعیف در این
بخشش عمومی فساد بی کلاه تر از همه میماند و چون تا حدودی دست هم در حنای فساد بسته شده است البته به تناسب شان مالی طبقاتی شما بنابراین عکس العمل ها را تا حدود زیادی کاهش داده اند.
در این بین بوسیله ابزارهای کاذب مانند رسانه و مشروبات و قمار و سکس و غیره سر طبقات تا حدودی گرم است و برای عدم بیرون امدن طبقات از ظلم عمومی و فساد ریشه ای که بر اکثریت اعمال میشود برتنوع این ابزارها دایما در کوششند و در واقع انسان طبقاتی شده غربی با دست خود نیز بعضا ابزارهای استحمار بیشتر خود را بوجود میاورد و در یک فضای جهل و بیخبری نهادینه و
سنگواره ای شده دست و پا زده و راه بجایی برای فرار از الام ریشه ای خود و تنهایی عمیق خود
نمیبرد.البته دنیا برای ایشان هم همیشه به یک گونه نمیماند و شاید در عصر بیداری انها نیز از خواب
بیرون بروند و رها بشوند.
در یک مقایسه باید گفت در جوامع شرقی و حتی مسلمان داستان عکس بالاست.ظاهر قضیه اینست
که کشورهای شرق همه فاسد و بی لیلقت هستند اما در یک نگاه عمیق در مییابیم انچه در چشم میاید
یک دلیل مهمش اینست که خوشبختانه در کشورهای اسلامی و شرقی هنوز بدی بد است و خوبی خوب.هنوز اخلاق خوب است ضد اخلاقی بود بد.یعنی به همین دلیل ساده تعارض فساد و فحشا در وهله اول در جوامع ما بدلیل عدم قبول ریشه ای فساد و نهادینه کردن عمومی ان(مانند غربیان)
جنگی و کارزاری وجود خارجی دارد و در چشم است و دیده میشود و تنافضاتشان بوضوح دیده میشود
و بعضا اشکار و در دید عموم است و به همین دلیل استنباط میشود در این جوامع فساد رواج فراوان دارد.بنده بر این اعتقاد هستم که این یک میت شده است که جوامع شرقی فساد فراوانی دارند و بر عکس در کمتر خبری از فساد است.در کشورهای شرقی بدلیل این تعارض دایمی بین خیر و شر خوب و بد پاک و فاسد انچه "واقعا" هست خیلی کمتر ازان چیزیست که مینماید و اگر هم فسادی هست
عدم پایبندی به باورهای خود و غرق شدن بخشی از ان جامعه شرقی در فرهنگ نهادینه شده غربی هاست که به خیال خود با اخلاق زدایی از خیر و شر فساد را مهار کرده اند! دقیقا همین بخش از جوامع شرقی هستند که با پشت کردن به فرهنگ اخلاقی خود و روی اوردن به فرهنگ "فساد نهادینه" جوامع خود را دچار اسیب هایی جدی نیز میکنند و بعضا انقدر بسوی پرتگاه زندگی عرف غربی پیش میروند تا در ان استحاله شوند.
بواقع اگر فساد را یک مجموعه کامل از انواع فساد بدانیم خود غربی با همه ظاهر فریبای خود از همه جلوترند و چون امکانات بیشتری هم بدلایل تاریخی دارند براین فساد در همه جا دامن میزنند
و حساب کشورهای شرقی و اخلاق گرا در مسیر بی هویتی و جذب به اندیشه "اساسا" فاسد غرب
روزبروز بدتر شده و بهمین تناسب جوامع مختلف تناقضات فسادگریها بیشتر "هویدا" میشود.
با این وجود تا مرحله استحاله شدن کامل در مقایسه ی با "غرب فاسد بالفعل" بواقع فاصله زیادی دارند.
اما هنر غرب دیگر در انست که نهادینگی کامل فساد را که در خود تجربه کرده است و سیستماتیک است ارزشهای و معیارهایی برایش درست کرده است که بر طبق ان معیارها فساد را دوباره تعریف میکند و با توجه به ازاد سازی خوی برتری جویی و تخریب انسانیت و دور کردن صفات انسانی از انسانها و متعاقبا تجمیع "قدرت مادی و حیوانی" در درون خود به خود این "حق" را میدهد که بر پایه سیستم کاملا فاسد خود این امکان را در خود نیز میبیند که این معیارها را به دیگران به روشهای مختلف دیکته کرده و به یک نوع توهم زایی دست بزند.
اما کشورهای شرقی و اخلاق گرا که در دام این توهمات میافتند و بیشتر و بیشتر در مسیر جذب به "فساد کامل"کشیده میشوند مانند کلاغانی میمانند که راه رفتن کبک را نیز نیاموخته اند و اینست که در ظاهر فساد در ان جوامع بدلیل همین دوهویتی و طبیعت اسکیتزوفرنی که در ان گیر کرده اند
خیلی بیشتر از انچه هم هست نمایان میشود هر چند در مقایسه ای منصفانه و حقیقی تا رسیدن به اکمل الفاسدین راه بیشری دارند که طی کنند.
اما در مورد القا نویسنده غربزده تالار در مورد حجاب و فحشا باید گفت صرف نظر از بی اساسی
فیلمی سفارشی که او بدان برای محکوم حجاب استفاده کرده است باید گفت اگر حتی عده ای در پوشش چادر به فحشا مبادرت میکنند اصلا و ابدا نمیتوانند اینگونه نتیجه گیری کنند که بخش اعظم
محجبه های کشور اسلامی ایران فاسدند!!
اگر عده ای فاسد پیدا شد چگونه ایشان و روشنفکران مدعی غرب زدگی نتیجه میگیرند که کل فاسد است؟این را هیچ عقل سالم ایرانی نمیپذیرد.
اینها دلیل میاورند که چون زنان غربی برای فحشای خود پولی نمیگیرند فاحشه نیستند!
ولی اگر تعدادی زن بدلیل دوری از روح تعالیم اسلامی به خود فروشی مشغول هستند بنابراین
بسیاری زنان ایرانی که احیانا حجابی هم دارند فاسدند!!البته اینطور در نوشته ایشان القا میشود.
اولا زنان و مردان غربی تمام روابط شان بر روابط مادی صرف استوار است و اسکناس گرفتن یا نگرفتن انها از هم دلیل عدم فساد نمیشود.منتها همانطور که گفتم انها معیارهای خود را دیکته میکنند و مصادیق و معیارهای دیگررا به دلیل عدم انطباق با منافع خود درز میگیرند و قبول ندارند!
بنده عرض کردم وقتی فساد در همه جا پراکنده شد و نهادینه شد و قانون فساد عمومی و طبیعی
بعنوان یک ایده اساسی در امد انوقت شما بیا به اینها بگوشما ریشتا فاسد هستیدومیگوید کو کجا؟
مگر من خودم را فروخته ام؟!! مانند ادمیانی میمانند که در جنگل قدم میزنند و دنبال درختان انبوه میگردنند.این به دلیل همان خاصیت اشباع و نهادینگی فساد در همه اقسام ان و ایجاد توهم برای خود و دیگران که فساد از نظر انها چه هست و چه نیست.البته اینها بدلیل "قدرت مادی" که کسب کرده اند میگویند خب چرا معیارهای شما جهانی نیست؟
منظرشان در واقع این است که اگر شما هم میخواهید معیارتان عالمگیر بشود همین کار ما را بکنید
یعنی خوب و بد را کتار بگذارید و به قانون فساد عمومی تن دهید تا قدرت داشته باشید!
مثل اینکه در جایی دیگر میگفت شما هم رسانه بزنید و با غرب مقابله کنید!
گفتیم:ما زدیم و انها بستند!!ولی دیگر جواب نیامد!
در یک کلام حرفشان در مقوله فساد اینست به ما تا وقتی اخلاقی مینگرید همین است که هست!
شما زیرید و ما سوار.بروید شما هم قدرت مثل ما جمع کنید!
اما حرف ما اینست که ما زنان و بچه گان ملل مختلف را نکشته و خونشان را نمکیده ایم
سرخپوستان سیاهپوستان زرد پوستان عراقی ها ویتنامی ها و ......همه و همه زاییده همین تفکرات انسان مدار و "قدرت مدار" و صد البته وحشیانه شما بوده است که هنوز جهان را اسیر ترکتازیهای سبوعانه خود کرده است.خیر ما هنوز میدانیم خوب چیست و بد کدام است! شما انها را هر طور مایلید مخلوط نمایید و صبح تا شام میل بفرمایید تا فسادتان کامل و کامل تر شود و ازپا نیوفتید.
هیچ انسان عاقلی حجاب را بخودی خود بد نمیتواند بداند چرا که گوهر وجودی زن و تفکر و حیات مغرورانه زن این اجازه را نمیدهد در دنیای اکمل الفاسدات جسم خود را مانند کالایی بر هر کوی و برزن در اختیار چشمان هوس الود "جن زده های جنسیت باور" و ماده پرستان ضعیف النفس قرار بدهد تا استفاده کامل ابزاری در روح و بدن او بشود تا بلکه تئوری پردازان "فساد عمومی"
به نان و ابی برسند و چند صباحی دیگر بر چپاول دنیا و غارت معنوی ان ادامه دهند.
این کاربر درمانده غربزده بجای اینکه به دختران و زنان محجبه فرانسوی المانی سوئدی و غیره و غیره نظر بکند میرود به یک فیلم سفارشی غربی متمسک میشود تا کینه خود را به فرهنگ حجاب و پوشش و وقار و تفکر و غرور انسانی در قالب زن ثابت کند.
غربزدگان همیشه با اندیشه زور و زور گویی و یکجانبه گرایی و تحکم جلو رفته و میروند که این خاصیت ریشه ای انهاست و اگر امروز در خود جوامع به اصصلاح ازاد غربی گاها صحبت از منع حجاب در معابر عمومی نیز هست نشان از همین فرهنگ ناشکیبایی و روشنفکرانه و عصبیت بواقع جاهلی البته در قالبهای نو است.ولی به یمن مبارزه سخت و طاقت فرسای زنان مسلمان انها تنوانسته و نمیتوانند به خواسته های جاهلی خود برسند و اگر در غرب زنان مسلمان و کلا مسلمانان حقوقی کسب کرده اند نه بخاطر تسامح غربیان بوده و میباشد بلکه صرفا بخاطر مبارزه برای استیفای حقوق اولیه خود بوده است.حقوقی که هنوز بخش بزرگی از ان مانده است.سیاه پوستان هم از زیر یوق تبعیضات فراوان علیه شان در غرب با تسامح غربی به چیزی نرسیدند بلکه سختی کشیدند و کشته دادند و مبارزه کردند.برای مسلمانان نیز همینطور است.البته برای غربزده ها هدایا و سلام و درود نیز میفرستند و در دامن خود جایشان میدهند !!!
اتهام زدن که خرج ندارد !
بخصوص برای مدعیان کم یکسویه !
:o
niloofar_e Shem
Tuesday 10 January 2006, 09:05AM
گرايش روزافزون دختران آمريكايي به حجاب (http://www.iranclubs.ir/forums/)
۱۹ دي ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۶:۳۳تعداد بازديد : 1063كد خبر : ۳۳۳۲۶
علاقه رو به افزايش دختران جوان نيويوركي به پوشيدن لباسهايي كه بخشهاي بيشتري از بدن را بپوشاند و كمتر آنها را در معرض ديد ديگران قرار دهد، توجه محققان را به خود جلب كرد.
به گزارش فارس به نقل از پايگاه اينترنتي گروه تحقيقاتي IG كه يك گروه تحليل آماري در مركز نيويورك است، يافتههاي محققان اين گروه نشان ميدهد كه نسل جديد جوانان دختر نيويوركي برخلاف نسلهاي قبلي علاقه چنداني به خودنمايي و پوشيدن لباسهاي بدننما ندارند.
«ملسيا لاويجن» از محققان اين گروه در توضيح اين تحليلهاي آماري گروه خود ميافزايد: از نظر ما آمارهاي دريافتي از نسل جوان ما دختران نيويورك حاكي از آن است كه مردم به پوشيدگي بيشتر روي آوردهاند.
او ميافزايد: علت اصلي اين امر از نظر من نگاه ساده انگارانه و بيبند و باري است كه در چند سال اخير با شعار همه چيز ميگذرد رايج شده بود و اكنون در عكسالعمل به آن موج بيبند و باري گرايش به پوشيدگي بيشتر در ميان دختران جوان و نوجوان اوج ميگيريد.
لاويجن معتقد است كه پس از چندين سال از اوج فرهنگ خودنمايي و لباسهاي كوتاه و بدن نمايي كه افراد را در كمترين ميزان پوشش قرار ميداد، اكنون مردم به دنبال چيز متفاوتي هستند؛ چيزي كه ديگر آن قدر بدن نمايانه نباشد.
محققان اين گروه دليل ديگر اين روي آوردن دختران جوان را تمايل آنها به داشتن كنترل خويش و راحت بودن از آزار ديگران ميدانند و اضافه ميكنند: به طور كلي گرايش به مذهب، رفتن به كليسا و مقابله در برابر فرهنگ عمومي بيبندوباري علامت آن است كه نسل جوان قصد دارد كه خودش بر خود كنترل بهتري داشته باشد.
آمار بقیه گرایش های دختران آمریکایی را هم بدهید !
راستی چند سال در امریکا زندگی کردید ؟
:smile40:
سینا 555
Friday 13 January 2006, 06:48AM
اتهام زدن که خرج ندارد !
بخصوص برای مدعیان کم یکسویه !
:o
من متن کاملی تحریر کردم
و اگر جاهل نبودید این حرف بالا را نمیزدید
چونکه اتهام روسیگری که بیشتر مختص غربیان
و غربزده های عاشق انهاست به دارندگان حجاب
خود بزرگترین اتهام است!
بنده گفتم چرا جوانک های پاک و معصوم مسلمان
فرانسوی و المانی و سوئدی و غیره را که در متن
خود غرب بزگ شده اند و حجاب خود را با تمام وجود
حفظ میکنند و برایش مبارزه میکنند حرفی نمیزنید.
و امده اید با تلقین فحشا و حجاب با استناد به یک فیلم سفارشی
سیاسی محافل غربی! اتهام میزنید؟
شما تصور کرده اید چون فحشایی در زیر چاد انجام گرفت
حجاب زیر سوال رفته است؟
هیچ ادم عاقلی میاید با نشان دادن چند نمونه از یک فرهنگ
کل یک فرهنگ را بکوبد متهم کند و بتازد؟
شما میتوانستید با حترام به همه بانوان محجبه جهان بگویید" سو استفاده از حجاب
و بد نام کردن حجاب توسط فاسدها" ولی غریزده ها متاسفانه میخواهند شیپور را ازسر گشاد ان بنوازند!
یعنی شما برعکس امده اید با بی شرمی عده ای بسیار بسیار قلیل را بر کلیت بسیار بسیار کثیر
تعمیم غرضمندانه و سیاسی داده اید!کاریش نمیشود کرد منورالفکران تافته جدا بافته همیشه اینگونه بوده و خواهند بود.
روشن شد؟
saleh57
Saturday 21 April 2007, 07:15PM
سلام
معمولا بازار مباحث که داغ میشود مطالب تکراری هم در این لابلا مطرح میگردد. برای احتراز از این بلا ! سلسله بحث های اقای " سینا 555 " و دیگر دوستان ارزش و بهای خود را دارد.
لطف فرموده مطالب را از ابتدا ( پست 1 ) پی بگیرید. متشکرم .
موفق باشید.
یا علی
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.