نمايش نسخه نهائي : به اين دليل در اسلام مرد برتر از زن است
porfosor
Tuesday 6 August 2002, 03:32PM
يكي از شبه هايي كه راجع به برتري زن نسبت به مرد وجود دارد
اين شبه است:
در اسلام داريم كه مرد عقلش از زن بيشتر است(هن ناقصات العقول)
وهمچنين ميدانيم كه داشتن عقل بيشتر باعث كمال بيشتر است
و در نتيجه مرد نسبت به زن از فضيلت بيشتري برخوردار است پس مرد به خدا نزديكتر است
بياييد اين مشكل را با هم برطرف كنيم
sareban
Tuesday 6 August 2002, 03:36PM
با سلام خدمت اقاي پرفوسر
بايد به شما عرض كنم درست است كه در اسلام داريم
كه ذن كم عقل است ولي اين به اين معنا است
كه زن عقل اجتماعي پايين تري دارد نه عقلي كه به معناي فهم ودرك از حقايق است
واگر همچين چيزي هم صحت داشته باشد
نه به اين خاطر است كه خدا انان را اينچنين خلق كرده
بلكه به اين خاطر است كه زن كمتر در اجتماع ظهور دارد وبيشتر به امور خانه ميپردازد
وثانيا
اين كه عقل زن چون كمتر است پس مقام مرد بالاتر است
حرفي اشتباه است چرا كه معيار افضليت در اسلام تقوا است
و اگر اسم تقوا را چنانچه كه در بعضي از روايات امده عقل بگذاريد
پس اين غير عقلي است كه در مقمه اول اشاره شد
ودر واقع سخنان شما مغالطه اي بيش نبوده است
چرا كه درنتيجه مراد از عقل اول عقل اجتماعي است
ومراد از عقل دوم تقوا واين دو هيچ ربطي به هم ندارند
hengame
Thursday 15 August 2002, 04:32AM
نوشته شده بوسيله porfosor
يكي از شبه هايي كه راجع به برتري زن نسبت به مرد وجود دارد
اين شبه است:
در اسلام داريم كه مرد عقلش از زن بيشتر است(هن ناقصات العقول)
وهمچنين ميدانيم كه داشتن عقل بيشتر باعث كمال بيشتر است
و در نتيجه مرد نسبت به زن از فضيلت بيشتري برخوردار است پس مرد به خدا نزديكتر است
بياييد اين مشكل را با هم برطرف كنيم
golpesare_khob
Saturday 17 August 2002, 09:04AM
ببخشيد ها شما اين جمله ناقص بودن عقل زنان را كه به اسلام
نسبت داديد از كجا آورده ايد ؟
منبع شما چيست ؟
لطفا منبع خود را با ذكر آدرس دقيق مشخص فرماييد.
porfosor
Monday 19 August 2002, 02:18PM
با سلام خدمت ساربان و گلپسر عزيز
اما اينكه اين جمله ار كجا امده :
نهج البلاغه صبحي صالح_كلمات قصار _374
معاشر الناس ان النسا, نواقص الايمان,نواقص الحظوظ,نواقص العقول...
........
اما اقاي ساربان
احتمالا شما اصلا اين محلي كه ادرس داده شد نخوانده ايد
اميرالمومنين در ادامه همين كلام مي فرمايد:
(اما نقصان عقولهن فشهادت امراتين كشهادت الرجل الواحد)
يعني به اين خاطر عقلشان كم است كه در اسلام شهادت دوزن در مقاب شهادت يك مرد ان هم نه در همه جا ارزش دارد
پس به اينكه فرموديد:
(بلكه به اين خاطر است كه زن كمتر در اجتماع ظهور دارد وبيشتر به امور خانه ميپردازد)
ربطي ندارد
وثانيا گفتيد :(اين كه عقل زن چون كمتر است پس مقام مرد بالاتر است
حرفي اشتباه است چرا كه معيار افضليت در اسلام تقوا است)
من نميدانم گفته شما را بپذيرم كه مي فرماييد (معيار تقوا است
و بي عقلي زن ربطي به تقوا ندارد) يا تصريح ام علي (ع) را
كه عرض شد ( هن نواقص الايمان) يعن نه تنها زن عقلش كمتر است بلكه دينش و تقوايش ) نيز كمتر است
ويگر فرصتي براي اين كلمات كه عرض كرديد نميماند از قبيل(كه زن عقل اجتماعي پايين تري دارد نه عقلي كه به معناي فهم ودرك از حقايق است
واگر همچين چيزي هم صحت داشته باشد
نه به اين خاطر است كه خدا انان را اينچنين خلق كرده
بلكه به اين خاطر است كه زن كمتر در اجتماع ظهور دارد وبيشتر به امور خانه ميپردازد)
با عرض تاسف هم عقل زن كمتر از مرد است هم حواس او هم ايمان او هم تقواي او وووو
sareban
Monday 19 August 2002, 03:44PM
اولا:
درهمان كلمات قصاري كه فرموديد مي فرمايند""فاما نقصان ايمانهن
فقعودهن عن الصلاه والصيام في ايام حيضهن""
ببينيد ما در اسلام يك سري اسباب داريم ويك هدف
اسباب ها ان چيزهايي هستند كه بايد از ان طريق به هدف اصلي نائل
شد وهدف ان چيزي است كه با ان اسباب دنبال ان هستيم
به عبارت ديگر راهها وهدف مشترك
نماز_روزه_حج_دعا_وووو
همه راههايي هستند كه شارع مقدس نشان داده و به خودي خود ارزشي ندارد بلكه ارزش ان به اين خاطر است كه اسلام ان را معرفي كرده واسلام ان را راه نشان داده
واگر اسلام بربي اشخاص مختلف به تناسب حالات هر شخص راه مختلفي نشان داد اين دليل نميشود كه در نتيجه هم اين افراد باهم تفاوت داسته باشند
در اينجا مرادامير المومنين از اينكه ميفرمايند ايمانشان ناقص است اين نست كه پس از خدا دورتر هم هستند بلاكه مراد اين است(والله اعلم)
كهدراين حالات خدا اين كار را از روي دوش زن برداشته ولي راه رسيدن به خدا در ان ايام كه بسته نيت بلاكه هزاران هزار راه برايشان باز است
اما ثانيا:ستايشها ونكوهشهايي كه در اسلام وبه طور كلي از زبان هر شخصي صورت ميگيرد دو گونه است
گاهي به طور كلي مور ستايش ويا نكوهش ين گونه است يعني حكم كلي است مثلا اين كه كافرين دشمن خدا هستند
ولي گاهي تعريف و تمجيد ونكوهش وباز خاستبه صورت ج.يي وكوتاه مدت
ودر يك برهه از زما و در مورد يك عده افراد خاص ويا تنها براي يا فرد خاص مي باشد
از جمله فقراتي كه به ان استدلال شده
كه به اجماع همه وگواهي تاريخ در مورد عايشه وبعد از جنگ جمل گفته شده
كه طبيعي است در اين صورت دوم نميتوان حكم كلي از ان برداشت كرد
همانند اينكه در پاره اي از زمانهاائمه دين ما از مردم فلان منطقه به اين خاطر كه جلوي پيشرفت اسلام را گرفته اند بد گفته اند ولي با گزشت زمان ثابت شده است كه ان منطقه نه تنها مورد خشم ائمه نبوده بلكه مورد حمايت انها هم واقع شده
ببشيد سرتان را درد اوردم
با ارزوي موفقيت براي شما
دارا
Sunday 25 August 2002, 03:10PM
بسم الله
سلام
نه آقا جون !!!!
دهه!
مرد كه عاطفه نداره ...
زن كه قواي بدني و مديريت = عقلانيت اداري نداره !
مرد در عاطفه ناقص الخلقس
زن در عقلانيت اداري و كاري ناقص الخلقس
اما اگه اينها رو با هم جمع كنيد ، يك خانواده خيلي خوب درست مي كنن !
و هيچ كدوم نسبت به هم برتري ندارن هر كدوم يه چيزيشون مكمل يه چيزه ديگشونه
آيه هاي زيادي در قرآن به مساوي بودن ارزش زن و مرد اشاره مي كنه .
اينكه مثلا ديه مرد دو برابر زنه بخاطر اينكه مرد پول يك خانواده رو تنظيم مي كنه و تامين مي كنه ... براي اينكه اون خانواده نيافته پول بيشتري در ازاي مثلا ضربه ديدن مرد بهش ميدن تا تامين شه .
اين حرفاي شما مال اونائيه كه همه چيز رو پول مي دونن
البرز
Sunday 29 September 2002, 11:14PM
دوستان سلام
ازكتاب خدا يه چيزي يادم اومد ...در باره زنها ...و سرمشق شدن اونها...براي خوبها وبدها .....براي گمراهان و نيز براي فرزانگان ...واقعا كه .....
خداوند مثل مي اورد ....الگو انتخاب مي كند ....براي اونها كه كفر مي ورزند ..به بيراهه ميروند ...كجروي ميكنند ....يكي همسر نوح پيامبر خدا و ديگري همسر لوط ديگر فرستاده خدا ...واين دو زن با همسران صالح خويش آبرا در جوئي واحد نساخته راه گمراهان پوئيدند...شوهران را خيانت كردند...و بي انكه از مُهر ومٍهر همسران مبعوث و منتخب خدا كاري برايد راه دوزخ و دوزخيان در پيش گرفتند.(آيه10سوره تحريم)
اما در حساب و فرمول الهي انتخاب نه بر اساس مرد بودن ويا زن بودن ..كه تنها و تنها صالح و رستگار بودن است ...و در فازي ديگر اين همان زن است كه الگو ميشود ..براي تمامي مومنان و صالحان و رستگاران
يكي زن فرعون ستمكار است كه دور از فرعون و جنايتهايش چشمان را به آسمان دوخته رحمت الهي در فردوس ميطلبد و نجات خودرا از فرعون و گمراهيهايش......(ايه 11 سوره التحريم)
وآن ديگري كه سر مشق تمامي مومنان قرار گرفت مريم ابنت عمران استكه روح قدسي خدادر وي دميد ه شد ...آيات خدارا بنيكي پذيرفت و از بندگان بر گزيده او گشت .
دوستان
جدا ا ز شرح وظائفي كه در دستگاه طبيعت براي انسانها زن و مرد و كودك پيش بيني شده است ، معيار فرزانگي در نظام الهي همان رستگار بودن و دستيابي به رسالتهاي طبيعي انسانها در چارچوب نظام معقول انساني است .
نظامي كه انسانيت انسان را محترم ميشمارد . و از لجنزارها و گندابها پرهيز مي كند .
:smile38:
nadia2001
Wednesday 2 October 2002, 05:03PM
هيچم انيتور نيست:smile41:
راستي سلام خوش اومدم:D :smile27:
..saraaZ
Monday 21 October 2002, 01:18PM
:mad: :mad:
كجاي اسلام گفته عقل زن كمتر از مرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
:mad: :mad:
واسه خودشون حرف مي زنن :mad:
خوبه خوتون مي بينين تو جامعه ...
عقل يه دختره 18 ساله با عقل يه پسره 23-24 ساله برابري مي كنه
تو بيشتره مواقع !
:mad:
chakad
Tuesday 29 October 2002, 12:43PM
نوشته شده بوسيله porfosor
با سلام خدمت ساربان و گلپسر عزيز
اما اينكه اين جمله ار كجا امده :
نهج البلاغه صبحي صالح_كلمات قصار _374
معاشر الناس ان النسا, نواقص الايمان,نواقص الحظوظ,نواقص العقول...
........
با عرض تاسف هم عقل زن كمتر از مرد است هم حواس او هم ايمان او هم تقواي او وووو
با سلام خدمت همه دوستان
من هم با نظر ساربان و البرز موافقم.ولي اگر فرض كنيم كه مطالبي روكه آقاي پروفسور نوشتند درسته و كلا زنها كم دارندواز لحاظ تمام مسائلي كه ايشون ذكر كردند ناقص خلق شده اند.ولي آيا با قبول اين مساله شما به عدالت ورحمانيت و…خداوند شك نمي كنيد؟؟؟من فكر ميكنم همونطوري كه بعضي از آيات قرآن رو نميشه بدون توجه به شان النزول آنهاتفسير كرد ،در نهج البلاغه هم بايد به اين مساله توجه داشت.
واما گذشته ازهمه اينها، در كتاب" زن در آئينه جمال و جلال" نوشته آقاي جوادي آملي به تمام اين مسائل پرداخته شده ،به خصوص در بخش"شبهه نقصان ايمان زن " به بررسي روايتي كه ازنهج البلاغه كه
آقاي پروفسور نقل كردند پرداخته ا ست.
با آرزوي موفقيت براي همه شما
دارا
Tuesday 29 October 2002, 02:13PM
من اصلا منظورم اين نبود كه هوش زنها كمتر از مردهاست و اصلا اين چنين هم نيست .
مقصود اينه كه تو تصميم گيري زن ، بر اساس عاطفه تصميم مي گيره . اين كه چيزه مشخصيه . يعني زن اهل دله :)
ولي مرد در مواقع اضطرار از روي عقل تصميم مي گيره . اين هم از لحاظ روانشناسي مشخص و معلومه .
ايندو هردو نسبت به يكديگر يك كاستي دارند . و بنابراين باهم برابر ميشوند .
اما جايگاه ايندو در جامعه فرق مي كنه .
هيچ اهانتي هم نيست به هيچ كدوم ، هيچ كدوم هم برتري ندارد . اگر هم ايندو اينطور مكمل هم نبودند و تقيصه يكديگه روخنثي نمي كردند زندگي خانوادگي خيلي ناجور ميشد .
اين هم نظر من بود. هيچ وقت نگفتم زن كم عقله . دليل اينكه هم سن بلوغ زن كمتره و معمولا سن ازدواج مرد بايد بيشتر از زن باشه اينه كه از لحاظ فهم با هم برابري كنند . مثلا دخترها از 9 سالگي نماز مي خونند و پسرها از 15 سالگي . اين فرق فهم كاملا مشهوده .
دارا
Tuesday 29 October 2002, 02:17PM
كتاب نظام حقوق زن در اسلام - استاد مطهري (http://www.hawzah.net/per/k/asar19/fehrest.htm) :smile39:
اين كتاب هم كه آنلاين ميتونين بخونينش كتاب خوبيه
آرمان
Monday 11 November 2002, 04:18PM
خانمها ، آقايان بحث را تمام كنيد
خداوند در قرآن ميفرمايد :
مردان را بر زنان حق تسلط و برتريست
سورهء مباركهء نساء - آيهء شريفهء 34 . ترجمهء الهي قمشه اي.
والسلام عليكم
siavash_ad
Monday 11 November 2002, 06:52PM
مردان از زنان باهوشترند.
نمونه آن اينكه ما رياضيدان خانم يا كلا دانشمند خانم بسيار كم در تاريخ مشاهده ميكنيم. و اكثر قريب به اتفاق كاشفان عالم مرد بوده اند. و يا در ورزشي مثل شطرنج آقايان به طور مسلم و بي چون و چرا بر خانمها برتري دارند.
chakad
Monday 11 November 2002, 10:54PM
دوباره سلام
مثل اينكه اين دو تا دوستمون (آرمان وسياوش..)اصلا مطالب بالا رو مطالعه نكردند.
صبح
Tuesday 12 November 2002, 12:33AM
نوشته شده بوسيله آرمان
خانمها ، آقايان بحث را تمام كنيد
خداوند در قرآن ميفرمايد :
مردان را بر زنان حق تسلط و برتريست
سورهء مباركهء نساء - آيهء شريفهء 34 . ترجمهء الهي قمشه اي.
والسلام عليكم
و عليكم السلام :D
دوست عزيز در صورتي كه تمايل داريد روي قوانين اسلامي بحث كنيد ، هر چه سريعتر سعي كنيد آشنائي مكفي با زبان عرب داشته باشيد . آن ترجمه فارسي نه كافيست نه براي يك امر پژوهشي سالم . و فقط براي يك فهم كلي از مطلب نوشته شده است .
الرجال قوامون علي النساء
معنا ميدهيد :
مردان متعهد و مسئول زنان هستند
و معناي ديگري نمي دهد .
موفق باشيد.
صبح
Tuesday 12 November 2002, 12:40AM
نوشته شده بوسيله siavash_ad
مردان از زنان باهوشترند.
نمونه آن اينكه ما رياضيدان خانم يا كلا دانشمند خانم بسيار كم در تاريخ مشاهده ميكنيم. و اكثر قريب به اتفاق كاشفان عالم مرد بوده اند. و يا در ورزشي مثل شطرنج آقايان به طور مسلم و بي چون و چرا بر خانمها برتري دارند.
سلام
خانمها عاطفي هستند ... و هيچ مردي در درست كردن يك كانون خانواده گرم و پر محبت ... حريف آنها نيست . و در شطرنج خانواده داري آنها برنده اند . و يك جامعه اسلامي مديون زناني است كه خانواده سالم تحويل جامعه بدهند .
اما يادمان باشد ...
ان اكرمكم عند الله اتقيكم
عزيز ترين شما نزد پروردگار ... پرهيزگارترين شماست .
پرهيزگار يعني كسي كه تقدير وجود خود در اين دنيا را حرام خودخواهي نكند و به خلق خدا برسد .
پيروز باشيد
siavash_ad
Tuesday 12 November 2002, 10:58AM
بنده راجع به عاطفه، تقوا و يا ساير جوانب خانم ها اظهار نظر نكردم. ولي بر اساس تحقيقات علمي ثابت شده مغز مردان 15 درصد بزرگتر از مغز زنان است و مردان از نظر ضريب هوشي نسبت به خانم ها برتري دارند. همين.
بهزاد
Wednesday 20 November 2002, 02:29PM
سلام؛
چرا شهادت يك مرد بي تقوا يا با تقواي معمولي برابر با شهادت دو تا زن با تقواي بسيار بسيار بالاست؟؟؟
چرا ديه زن نصف ديه مرده؟؟؟ آيا جان يك زن مسلمان نصف جان يك مرد مسلمان ارزش دارد؟؟؟
چرا سهم ارث (فرضاَ) يك دختر فداكار كه همه كاري براي خانواده اش مي كند نصف سهم ارث (فرضاً) يك پسر بي قيد لاابالي كه خانواده اش هيچ اهميتي برايش نداشته اند است؟؟؟
يا حق
بنفش
Friday 22 November 2002, 01:55PM
نوشته شده بوسيله بهزاد
سلام؛
چرا شهادت يك مرد بي تقوا يا با تقواي معمولي برابر با شهادت دو تا زن با تقواي بسيار بسيار بالاست؟؟؟
چرا ديه زن نصف ديه مرده؟؟؟ آيا جان يك زن مسلمان نصف جان يك مرد مسلمان ارزش دارد؟؟؟
چرا سهم ارث (فرضاَ) يك دختر فداكار كه همه كاري براي خانواده اش مي كند نصف سهم ارث (فرضاً) يك پسر بي قيد لاابالي كه خانواده اش هيچ اهميتي برايش نداشته اند است؟؟؟
يا حق
چون همانطور كه مطلعيد زن از حقوق يه موجود درجه دو در اسلام برخورداره. محمد در قرآن اشاره ها زيادي در اين باره كرده. از ديني كه در آن زن كشتزار مرد به حساب مياد و اجازه كتك زدن او صادر شده انتظار بيشتري نبايد داشت.
بيژن
Tuesday 26 November 2002, 01:51PM
دوستان!
بايد بدانيم كه زماني كه مردمان برخي جا هاي جهان از داشتن دختر ننگ مي كردند و آنان را زنده به گور مي سپردند، در ايران زن ارزش و جايگاه بلندي داشت.
با اين حال از نگاه من بايسته است تا ما به دور از ديدي مردسالارانه يا زن سالارانه، در جستجوي مردمسالاري ظلم و تبعيض و فشاري كه به مرد و زن و در كل نوع انسان وارد مي شود را بشناسيم و محكوم كنيم.
بلاگ سرود زرتشت: http://zartosht.persianblog.com
faezeh
Monday 23 December 2002, 10:42PM
جناب بهزاد چراهاي شما براي هر كسي ممكن است پيش بيياد ولي من تقريبا با همه استدلالهاي دوستان مخالفم . قبلا هم گفتم ما در برداشت از ايات قران بايد شرايط جامعه ان روز عرب و شرايط امروز را در نظربگيريم در جامعه عرب 1400 سال پيش زن حق مالكيت در هيچ موردي نداشته و اين كه اسلام ناگهان بگويد زن مي تواند يك سوم سهم مرد سهم داشته باشد يا ديه اي نصف ديه مرد دارا باشد اين انقلابي در زمان خود بوده همانطور كه در اسلام نظام برده داري مستقيما نفي نشده و هيچ گفته نشده برده برده داري حرام است بلكه ذكر شده اگر برده هايتان را ازاد كنيد صواب مي بريد اين دليل مي شود كه ما الان مي توانيم برده داشته باشيم ؟ خير دكتر سروش در اين باره مي گويد نظام برده داري در ان زمان مانند تكنولژي در اين عصر بوده همانطور كه نفي تكنولژي در حال حاضر محال است نفي نظام برده داري هم غير ممكن است .
در ضمن اقاي سياوش اجازه بدهيد من هم مانند بنفش استدلال كنم لطفا منابع علميتان را ذكر كنيد.
بنفش
Monday 23 December 2002, 11:10PM
اين كه اسلام ناگهان بگويد زن مي تواند يك سوم سهم مرد سهم داشته باشد يا ديه اي نصف ديه مرد دارا باشد اين انقلابي در زمان خود بوده همانطور كه در اسلام نظام برده داري مستقيما نفي نشده و هيچ گفته نشده برده برده داري حرام است بلكه ذكر شده اگر برده هايتان را ازاد كنيد ...
اوم... انقلابي بوده؟ ببينم دعوت به پايان بت شكني و شروع خداپرستي كه تحول بزرگ تري بود! چرا "خدا" دستور به پايان برده داري و تساوي حقوق مردم نداد؟ خيلي چيزها رو به صراحت منع كرده حالا اينجا كه به نفع شما نيست اينطور استدلال مي كنيد؟
بهزاد
Tuesday 24 December 2002, 12:25PM
اگر استدلال هاي شما صحيح است، پس چرا امروزه نيز اين قوانين با شدت هرچه تمامتر اجرا ميشوند و هيچ جاي بحث ندارند؟
صبح
Tuesday 24 December 2002, 02:57PM
سلام :)
چرا شهادت يك مرد بي تقوا يا با تقواي معمولي برابر با شهادت دو تا زن با تقواي بسيار بسيار بالاست؟؟؟
دليل اين مطلب عاطفي بودن زن است و اينكه او از روي احساسات پاك عاطفي تصميم ميگرد . و اين قطعا براي او عيب نيست. شهادت دادن براي انسان كرامت نمي آورد كه !!!
چرا ديه زن نصف ديه مرده؟؟؟ آيا جان يك زن مسلمان نصف جان يك مرد مسلمان ارزش دارد؟؟؟
به اين دليل ديه مرد دوبرابر است كه مرد نقش مادي بيشتري نسبت به زن دارد ، و براي جبران فقدان مرد براي خانواده اش ، در مورد فوت به بستگان باقيمانده او (مثل زن او) ديه دو برابر داده ميشود .
مثلا اگر زني بميرد ، مبلغ نصف به مرد ميرسد ... !
و اصلا اين بحثهاي مادي در كرامت انسانها دخيل نيستند .
چرا سهم ارث (فرضاَ) يك دختر فداكار كه همه كاري براي خانواده اش مي كند نصف سهم ارث (فرضاً) يك پسر بي قيد لاابالي كه خانواده اش هيچ اهميتي برايش نداشته اند است؟؟؟
اسلام روي فرضها و استثناءها قانون وضع نمي كند . آنچه كه غالب يك جامعه را تشكيل ميدهد برنامه ريزي كرده است . يعني اين قانون براي جامعه اي نيست كه همه پسرهاي آن تنبل و همه دخترهاي آن فداكار باشند .
اين قانون براي جامعه اي است كه پسرهاي آن طبق نعمت جسماني خدادادي خود ، و طبق وظيفه خود ، نياز اطرافيان خود را رفع كند ...
حال اگر يك استثناء پيش بيايد اين قانون از بين نميرود
siavash_ad
Sunday 5 January 2003, 12:45AM
نوشته شده بوسيله faezeh
جناب بهزاد چراهاي شما براي هر كسي ممكن است پيش بيياد ولي من تقريبا با همه استدلالهاي دوستان مخالفم . قبلا هم گفتم ما در برداشت از ايات قران بايد شرايط جامعه ان روز عرب و شرايط امروز را در نظربگيريم در جامعه عرب 1400 سال پيش زن حق مالكيت در هيچ موردي نداشته و اين كه اسلام ناگهان بگويد زن مي تواند يك سوم سهم مرد سهم داشته باشد يا ديه اي نصف ديه مرد دارا باشد اين انقلابي در زمان خود بوده همانطور كه در اسلام نظام برده داري مستقيما نفي نشده و هيچ گفته نشده برده برده داري حرام است بلكه ذكر شده اگر برده هايتان را ازاد كنيد صواب مي بريد اين دليل مي شود كه ما الان مي توانيم برده داشته باشيم ؟ خير دكتر سروش در اين باره مي گويد نظام برده داري در ان زمان مانند تكنولژي در اين عصر بوده همانطور كه نفي تكنولژي در حال حاضر محال است نفي نظام برده داري هم غير ممكن است .
در ضمن اقاي سياوش اجازه بدهيد من هم مانند بنفش استدلال كنم لطفا منابع علميتان را ذكر كنيد.
با سلام
ميبخشيد كه اين همه دير دارم جوابتون رو ميدم. داشتم بعد از مدتها اين تاپيك رو بررسي ميكردم، اتفاقي اين گفتگوي شما رو ديدم.
من الان منبع دقيق ندارم بهتون بگم ولي يادمه كه يه جا خوندم كه آقايون از نظر تجسم ذهني و محاسبات رياضي و امثالهم بر خانم ها برتري دارند و خانم ها بيشتر در كارهاي دستي (مثل گلدوزي) و غيره برتري دارند. راجع به ضريب هوشي همين بس كه اكثر قريب به اتفاق دانشمندان بزرگ و كاشفان جهان، مرد بوده اند. فكر ميكنم همين دليل كافي باشد.
montazer
Friday 10 January 2003, 03:11PM
سلام
1- ارث زن
زن مانند شوهر همراه با تمام طبقات ارث، حضور حقوقى دارد و در تمامى مرابت طبقهبندى شده ارث زن شوهر متوفى مانند شوهر زن متوفاة حضور دارد.
ثانيا سهم زن گاهى مساوى سهم مرد است و گاهى كمتر از آن و زمانى نيز بيشتر از سهم مرد قرار دارد، اينچنين نيست كه در تمام انحاء ارث سهم زن كمتر از سهم مرد باشد.
مواردى كه زن همتاى مرد ارث مىبرد و نه كمتر از آن، عبارت است از:
1 - پدر ومادر ميت: در صورتى كه ميت فرزند داشته باشد كه هركدام از ابوين سدس (يك ششم) مىبرند و سهم پدر در خصوص فرض مزبور از مال فرزند، بيشتر از سهم مادر نيست.
2 - كلاله مادرى يعنى برادر وخواهر مادرى ميت كه به اندازه مساوى ارث مىبرند نه با تفاوت، به طورى كه خواهر مادرى ميت معادل سهم برادر مادرى ميت ارث مىبرد نه كمتر از آن و آيه 12 - 11 سوره نساء دليل اين دو حكم است چنانكه وسائل الشيعه باب3 و باب 8 از ابواب ميراث الاخوه والاجداد حكم كلاله را تعرض نموده است.
واما مواردى كه زن كمتر از مرد ارث مىبرد، مانند: دختر كه كمتر از پسر ارث مىبرد و مانند كلاله پدرى و مادرى يعنى برادر و خواهر پدرى و مادرى ميت كه در اين صورت نيز زن يعنى خواهر ميت نصف سهم مرد يعنى برادر ميت كه داراى فرزند نباشند ونيز تفاوت ارث دختر و پسر و آيه 176 كه پايان سوره نساء است عهدهدار بيان تفاوت ارث كلاله پدر ومادرى يا پدرى ميت مىباشد. (1) البته گاهى نقص ارث متوجه سهم كلاله پدرى مىشود در اين مورد سهم زن همچنان محفوظ است و سهم مرد محذوف و منحجوب مىباشد. ليكن هيچگاه نقص سهم متوجه كلاله امى نمىشود. (2)
اما مواردى كه سهم زن بيش از سهم مرد مىباشد، مانند: موردى كه ميت غير از پدر و دختر وارث ديگر نداشته باشد كه در اينجا پدر سدس (يك ششم) مىبرد ودختر بيش از آن. و مانند: موردى كه ميت داراى نوه باشد و فرزندهاى او در زمان حيات وى مرده باشد كه در اينجا نوه پسرى سهم پسر را مىبرد ونوه دخترى سهم دختر را (نصيب من يتقرب بالميت) يعنى اگر نوه پسرى دختر باشد ونوه دخترى پسر باشد در اين حال آن دختر دو برابر اين پسر مىبرد، گرچه منشا اين تفاوت همان تفاوت ارث دختر و پسر مىباشد، ليكن آنچه فعلا در تقسيم خارجى صورت مىپذيرد اين است كه زن دو برابر مرد ارث برده است، و در برخى از احاديث معصومين عليهماالسلام چنين آمده است: «بنت الابن اقرب من ابن البنت»، (3) يعنى دختر پسر از پسر دختر به ميت ومورث خود نزديكتر است.
نكته قابل توجه آن كه گرچه خداوند تمام قوانين حقوقى را برابر حقوق فطرى تنظيم و تدوين فرموده است تا زمينه آثاره دفائن فطرى و شكوفايى گنجينههاى درونى جامعه بشرى فراهم گردد، ليكن در پايان آيه ارث، دو اسم از اسماى حسناى الهى را يادآور مىشود كه هماهنگى نظام تشريع و تكوين را در خاطرهها احيا نمايد و آن اين است كه در پايان آيه 11 سوره نساء كه عهدهدار برخى از ارثهاى متفاوت مىباشد، چنين فرموده است:
... ان الله كان عليما حكيما
يعنى شما از علم و حكمت كافى برخوردار نيستيد تا راز تفاوت را كه در هسته مركزى عدل نهفته در آن جستجو كنيد، ليكن خداوند آگاه و حكيم است همه علل تساوى و عوامل تفاوت را جمعبندى نموده و بر مدار حكمت آنها را به صورت مواد معتدل حقوقى روانه مىفرمايد، تا مسائل درست و مانند آن از تفريط جاهليت كهن و از افراط جاهليت جديد و مدرن مصون بماند.
قرآن كريم براى اهتمام به حق زن، هنگام تعيين سهام ارث، اول ارث زن را اصل و مبنا قرار داده و آن را مسلم دانسته و معيار ارث معرفى مىنمايد، آنگاه مىفرمايد:
للذكر مثل حظ الانثيين، يعنى در موقع بيان سهم برادر، چنين نمىفرمايد كه خواهر نصف سهم برادر مىبرد كه پارامتر اصلى، سهم برادر باشد، بلكه معيار واصل مفروض و مسلم را ارث خواهر كه دختر ميت است قرار مىدهد و سهم برادر كه پسر متوفا مىباشد دو برابر سهم خواهر مىداند تا اصل ارث زن قطعى و مفروغ عنه باشد.
montazer
Friday 10 January 2003, 03:18PM
سلام
چرا ديه زن نصف ديه مرده؟؟؟ آيا جان يك زن مسلمان نصف جان يك مرد مسلمان ارزش دارد؟؟؟
2- ديه زن
ارزش انسان و ديه
يكى ديگر از شبهاتى كه در اثر عدم توجه به معيارهاى ارزشى قرآن كريم مطرح مىشود. و در اثر رسوخ فرهنگ جاهلى و غربى در ذهنها و بيانها، بر آن تكيه مىشود مساله تفاوت ديه وارث زن و مرد است.
براى ارزيابى انسان در اسلام ديه معيار نيست، تا ما به التفاوت زن و مرد در آن خلاصه شود.
ديه صرفا يك امر بدل مادى در برابر بدن مادى است همچنان كه در شريعتبراى اگر جزو كلاب هراش نباشد ديه تعيين شده است، براى تن انسان نيز ديه تعيين شده است. ديه معادل جسمى انسان است و در آن مهمترين شخصيتهاى اسلامى با سادهترين افراد يكسان هستند، ديه مرجع تقليد، ديه يك انسان متخصص، ديه يك انسان مبتكر، با ديه يك كارگر ساده، در اسلام يكى استبه دليل اين كه ديه عامل تعيين ارزش نيست و تنها يك ابزار است. معيار ارزش همان است كه در قرآن بدان تصريح شده است كه «ان اكرمكم عند الله اتقاكم» (1)
خلاصه كلام اين كه: اولا، تن ابزارى بيش نيست و اين ابزار، خواه در هيكل يك مرجع تقليد، يا فقيه، يا طبيب، يا مهندس، يا مبتكر باشد و خواه در هيكل كارگر ساده باشد، ديه تن مشترك است.
ثانيا: ارزيابى متعلق به جان ادمى است و جان انسان نه از بين مىرود و نه مقتول واقعى قرار مىگيرد تا در نتيجه مورد ديه واقع شود. بلكه آنچه آسيب مىبيند بدن است، و بدن هم چنانچه روشن شد با ابزار مادى تقويم مىشود.
سر اختلاف ديه زن و مرد در اسلام
گرچه مساله ديه و ساير مسائل فقهى يك فصل جدايى را مىطلبد و همان گونهكه در آغاز فصل اشاره شد هميشه و همه جا ديه مرد بيشتر از زن نيست و در آمد مرد نيز از آن زن است.
ليكن يك سلسله از ارزيابيها در قرآن كريم به بدن بر مىگردد، و هر بدنى كه منشا اقتصادى بيشتر و قوىتر باشد، مساله ديه هم با تناسب او تنظيم مىشود، چه اين كه مسائل ارثى هم اينچنين است.
در حديثى كه ابو هاشم جعفرى نقل كرده است مىگويد: شخصى از حضرت امام عسكرى... پرسيد:
«ما بال المراة المسكينة الضعيفة تاخذ سهما واحدا وياخذ الرجل القوي سهمين؟ قال...: لان المراة ليس عليها جهاد ولانفقة ولا عليها معقلة انما ذلك على الرجال»
چرا زن بيچاره ضعيف بايد يك سهم داشته باشد ومرد توانا دو برابر بگيرد؟ حضرت در پاسخ فرمود: چون هزينه سنگينى حضور در جبهههاى جهاد و نفقههاى خانواده وتاوان مالى اقوام - مثل پرداخت ديه مقتولى كه توسط يكى از اقوام به قتل رسيده فقط.
اما آنچه كه به تعليم و تربيت مربوط است زن و مرد در آن مقام مورد خطاب مشترك، قرار گرفتهاند. قرآن در امور حكومتى همانند امور معرفتى زن و مرد را يكسان مورد خطاب قرار داده و مىفرمايد:
«ما كان لمؤمن ولا مؤمنة اذا قضى الله ورسوله امرا ان يكون لهم الخيرة من امرهم» (2)
وهيچ مرد و زن مؤمنى را نيامده است كه چون خدا و پيامبرش، حكمى كرد و از طرف خداى سبحان دستورى را ابلاغ كرد، هيچ مرد با ايمان، و هيچ زن با ايمان، حق تصميمگيرى مخالف در برابر قضا و داورى خدا و پيامبر را ندارد. نه تنها در مسائل تشريعى ، بلكه در مسائل حكومتى نيز آنجا كه سخن از قضا و حكم است، خواه قضاى باب قضاوت، خواه قضاى حكومت، مرد مؤمن و زن مؤمنه حق اعتراض ندارند.
در مسائل اخلاقى نيز در قرآن كريم آمده است:
«يا ايها الذين آمنوا لايسخر قوم من قوم عسى ان يكونوا خيرا منهم ولا نساء من نساء عسى ان يكن خيرا منهن» (3)
در روايت آمده است كه چند چيز در ميان چند چيز مستور است: يكى شب قدر است كه در بين شبها مستور است، و ديگرى اولياى خدا هستند كه در بين افراد عادى گمنام و مستور هستند، و چه بسا كسى كه مورد تحقير قرار گرفته از اولياى الهى باشد.
تحقير كردن به چهار صورت محتمل است: گاهى ممكن است مردى، مردى را تحقير كند، و يا مردى زنى را تحقير كند. چنانكه گاهى ممكن است زنى، زن ديگرى را تحقير كند، يا زنى، مردى را مورد تحقير قرار دهد. اين چهار صورت مفروض است ولى دو صورت آن را قرآن با صراحتبيان مىفرمايد واصل كلى را يادآور مىشود كه، چه بسا كسى كه مورد تحقير قرار مىگيرد بهتر از تحقير كننده باشد.
بنابراين چون مردها در مسائل اقتصادى معمولا بيشتر از زنها بازدهى اقتصادى دارند وبيشترين هزينه زندگى هم بر دوش آنها است ديه آنها نيز بيشتر است و اين بدان معنا نيست كه در اسلام مرد ارزشمندتر از زن باشد زيرا اصل ديه مربوط به ارزيابى روح نيست ونبايد در مسائل انسان شناسى و عظمت زن و مرد اين عنوان مورد نقد و نقض قرار گيرد.
مهمترين علت نقد ناقدان بدان جهت است كه انسان را در حد يك گياه مىشناسد، و واقعياتى نظير اين كه انسان به جايى برسد كه تنگاتنگ با ملائكه سخن بگويد، و فرشتگان به استقبالش درآيند، براى آنان بىمفهوم است. و وقتى اين سلسله از مسائل مطرح بشود تازه آنها به خود مىآيند كه عجب! ماوراى طبيعتى هم هست، موجودى به نام فرشته نيز وجود دارد! وما براى ابد، زندهايم و عمر اين تن زودگذر ما حداكثر يك قرن است اما جان ما جاودان وابدى است، نه سخن از يك ميليارد سال كه اصلا سخن از سال و ماه نيست، و ما به جايى مىرسيم كه فرشتهها به استقبال ما مىآيند و تهنيت مىگويند و تحيت مىفرستند:
«سلام عليكم طبتم فادخلوها خالدين» (4)
درود بر شما خوش باشيد و درون آييد جاودانه.
هر دو مطلب از كتاب زن در ايينه جمال و جلال است.
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.