موحد
Wednesday 22 September 2004, 11:34AM
بنام خدا
با سلام خدمت حق جويان
یا ایها الذین آمنوا ان کثیرا من الاحبار والرهبان لیاکلون اموال الناس بالباطل ویصدون عن سبیل الله والذین یکنزون الذهب والفضة ولا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم
ایکسانیکه ایمان آورده اید بسیاری از علما ومقدسین دینی اموال مردم را بباطل میخورند(باسم وجوهات شرعی) وسد راه خدا میشوندوآنکسان ثروتها را جمع میکنند ودر راه خدا انفاق نمی کنندآنها را به عذاب دردناک بشارت ده.سوره توبه آیه 34:eek:
مصداق این آیه را خداوند در آیه 31 همین سوره بیان فرموده:
اتخذوا احبارهم ورهبانهم اربابا من دون الله والمسیح ابن مریم وما امروا الا لیعبدوا الها واحدا لا اله الا هو سبحانه عما یشرکون
که چگونه مسیحیان علما ومقدسین خود را به اربایی گرفته وهمچون خدا از دستورات آنان پیروی می کردند!(ارباب جمع رب بمعنی پرورش دهنده وتربیت کننده است وهر کس را که بی چون وچرا اطاعت کنیم مانند اینست که او را رب خود گرفته ایم)آنگاه خداوند خطاب به مسلمانان کرده میفرماید ای مومنین شما هم باید عبرت بگیرید!پس خطاب آیه بما مسلمانان است که اکثرت علما ومقدس نما ها اموال مردم را به اسم خمس وسهم امام میخورند وانسانهای آزاد اندیش ودلسوز ی که حقایق دین را برای مردم بیان میکنند را تکفیر کرده وعوام را علیه آنان می شورانند!آنها برای غارت مردم عوام قانونی درست کرده اند بنام خمس وسهم امام !در قرآن کریم تنها یک آیه درباره خمس آمده که آنهم در مورد غنایم جنگی است .به آیه توجه فرمایید: واعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسه وللرسول ولذی القربی والیتامی والمساکین وابن السبیل ان کنتم آمنتم بالله وما انزلنا علی عبدنا یوم الفرقان یوم التقی الجمعان والله علی کل شیء قدیر.این آیه در سوره انفال ودر بین آیات مربوط به جنگ وجهاد آمده وعطف واعملوا به جمله وقاتلوهم که در آیه قبل ذکر شده می باشد واز دیگر دلایل جمله یوم التقی الجمعان که در ذیل آیه آمده!خمس یک عدد ریاضی است بمعنی یک پنجم !
خداوند بر هر چبزی زکات قرارداده (برخلاف ادعای علمای شیعه که می گویند زکات برنه چیز است) وزکات غنیمت جنگی را خمس آن یعنی یک پنجم قرارداده !حال ببینید که دین فروشان عالم نما چه کردند زکات که خداوند در قرآن هم ردیف نماز قرار دادهوآیات بیشماری درجهت اهمیت ووجوب آن نازل فرموده را عملا تعطیل کرده اند چرا؟زیرا آن نه چیز در زمان ما یا پیدا نمی شود ویا مصداقی ندارد مثلا 25 شتر که در تمام سال علف دستی نخورد ویا 200 گوسفند یکه در تمام سال علف دستی نخورده اند! کسی که شتر دارد باید زکات بدهد ولی کسی که 100 تاهم ماشین داشته باشد زکات ندارد!درخت خرما زکات دارد وکسی که چندین هکتار باغ مرکبات وپسته دارد زکات واجب نیست! چون اینها جزء آن نه چیز نیست!!ولی در مورد خمس که گفته شد مخصوص غنایم جنگی است آمده اند به هفت چیز خمس بسته اند ویکی از آنها هم اینست که هر چه کسب وکار کردید!!! آن هم نه بفقرا ومستمندان بدهیدبلکه به آخوندها وسیدها که بخورند وبر گرده مردم سوار شوند! واز آن پول ها سهمی هم به اسم امام کنار می گذارند !!!:eek:
min
Friday 24 September 2004, 02:44AM
نوشته شده بوسيله موحد
بنام خدا
با سلام خدمت حق جويان
یا ایها الذین آمنوا ان کثیرا من الاحبار والرهبان لیاکلون اموال الناس بالباطل ویصدون عن سبیل الله والذین یکنزون الذهب والفضة ولا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم
ایکسانیکه ایمان آورده اید بسیاری از علما ومقدسین دینی اموال مردم را بباطل میخورند(باسم وجوهات شرعی) وسد راه خدا میشوندوآنکسان ثروتها را جمع میکنند ودر راه خدا انفاق نمی کنندآنها را به عذاب دردناک بشارت ده.سوره توبه آیه 34:eek:
مصداق این آیه را خداوند در آیه 31 همین سوره بیان فرموده:
اتخذوا احبارهم ورهبانهم اربابا من دون الله والمسیح ابن مریم وما امروا الا لیعبدوا الها واحدا لا اله الا هو سبحانه عما یشرکون
که چگونه مسیحیان علما ومقدسین خود را به اربایی گرفته وهمچون خدا از دستورات آنان پیروی می کردند!(ارباب جمع رب بمعنی پرورش دهنده وتربیت کننده است وهر کس را که بی چون وچرا اطاعت کنیم مانند اینست که او را رب خود گرفته ایم)آنگاه خداوند خطاب به مسلمانان کرده میفرماید ای مومنین شما هم باید عبرت بگیرید!پس خطاب آیه بما مسلمانان است که اکثرت علما ومقدس نما ها اموال مردم را به اسم خمس وسهم امام میخورند وانسانهای آزاد اندیش ودلسوز ی که حقایق دین را برای مردم بیان میکنند را تکفیر کرده وعوام را علیه آنان می شورانند!آنها برای غارت مردم عوام قانونی درست کرده اند بنام خمس وسهم امام !در قرآن کریم تنها یک آیه درباره خمس آمده که آنهم در مورد غنایم جنگی است .به آیه توجه فرمایید: واعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسه وللرسول ولذی القربی والیتامی والمساکین وابن السبیل ان کنتم آمنتم بالله وما انزلنا علی عبدنا یوم الفرقان یوم التقی الجمعان والله علی کل شیء قدیر.این آیه در سوره انفال ودر بین آیات مربوط به جنگ وجهاد آمده وعطف واعملوا به جمله وقاتلوهم که در آیه قبل ذکر شده می باشد واز دیگر دلایل جمله یوم التقی الجمعان که در ذیل آیه آمده!خمس یک عدد ریاضی است بمعنی یک پنجم !
خداوند بر هر چبزی زکات قرارداده (برخلاف ادعای علمای شیعه که می گویند زکات برنه چیز است) وزکات غنیمت جنگی را خمس آن یعنی یک پنجم قرارداده !حال ببینید که دین فروشان عالم نما چه کردند زکات که خداوند در قرآن هم ردیف نماز قرار دادهوآیات بیشماری درجهت اهمیت ووجوب آن نازل فرموده را عملا تعطیل کرده اند چرا؟زیرا آن نه چیز در زمان ما یا پیدا نمی شود ویا مصداقی ندارد مثلا 25 شتر که در تمام سال علف دستی نخورد ویا 200 گوسفند یکه در تمام سال علف دستی نخورده اند! کسی که شتر دارد باید زکات بدهد ولی کسی که 100 تاهم ماشین داشته باشد زکات ندارد!درخت خرما زکات دارد وکسی که چندین هکتار باغ مرکبات وپسته دارد زکات واجب نیست! چون اینها جزء آن نه چیز نیست!!ولی در مورد خمس که گفته شد مخصوص غنایم جنگی است آمده اند به هفت چیز خمس بسته اند ویکی از آنها هم اینست که هر چه کسب وکار کردید!!! آن هم نه بفقرا ومستمندان بدهیدبلکه به آخوندها وسیدها که بخورند وبر گرده مردم سوار شوند! واز آن پول ها سهمی هم به اسم امام کنار می گذارند !!!:eek:
شما عادت داريد همه جا قرآن را تفسير به راي كنيد
مي شود بفرماييد در اين آيه كجا فرموده غنيمت جنگي ؟ غنمتم من شي يعني غنيمت جنگي ؟ يا سودي كه از جنس مي برند ؟ برو دو كلمه اصطلاح عربي هم ياد بگير . در عربها اصطلاحي از منفعت كسب وجود دارد كه غنيمت از جنس مي گويند .
اين دفعه كم آوردي فحش نده :D
باشه مشرك جان
موحد
Saturday 25 September 2004, 09:04AM
توضيح غنيمت جنگي بودن را داده ام دوباره بخوان!
آيات سوره انفال در باره جنگ بدر سخن مي گويد ودر اين جنگ كه اولين جنگ مسلمين بوده غنايم جنگي نصيبشان گرديده كه خداوند خمس آن را براي ذكاتش تعيين فرموده
صبح
Saturday 25 September 2004, 10:32AM
نوشته شده بوسيله موحد
توضيح غنيمت جنگي بودن را داده ام دوباره بخوان!
آيات سوره انفال در باره جنگ بدر سخن مي گويد ودر اين جنگ كه اولين جنگ مسلمين بوده غنايم جنگي نصيبشان گرديده كه خداوند خمس آن را براي ذكاتش تعيين فرموده
جنگ يك شيء است ؟ :p ( چيز است ؟ )
اگر غنيمت بدست آمد ، از چيزي ... پر واضح است كه يك جمله عمومي است . علاوه بر اين ، مساله آنقدر راحت هست كه بحث برانگيز نباشد ، اگر تعصب و دشمني را كنار بگذاريد و به المنجد يا لسان العرب مراجعه بفرمائيد خواهيد ديد غُنم معناي سود و فايده و بهره مي دهد . . خود واژه غتيمت در زبان فارسي اگر قيد ( جنگي ) داشته باشد ، غنيمت جنگي محسوب مي شود ، و الا به تنهائي آن هم در كنار كلمه (شيء) به جز جنگ خيلي چيزها را شامل مي شود ! همانطور كه در فارسي نيز در فرصتهاي گوناگون غير جنگي از كلمه غنيمت استفاده مي كنيم .
http://www.imamali-s.com/per/ps/psa/psal/psalk/psalkh/psalkh.htm
شيعه و مسئله خمس
همه فقهاء اسلام معتقدند كه تمام غنايم جنگى ميان جهادگران تقسيم مىشود، مگر يك پنجم آن كه بايد در موارد خاصى مصرف شود كه در آيه كريمه قرآن وارد شده است چنانكه مىفرمايد: ‹‹واعلموا انما غنمتم من شيء فان لله خمسه وللرسول ولذي القربى واليتامى والمساكين وابن السبيل...›› (انفال/41): بدانيد آنچه را كه به غنيمت مىگيريد، يك پنجم آن، از آن خدا و رسول او، و خويشاوندان وى، و يتيمان و تهىدستان و در راه ماندگان است....
تفاوتى كه فقيهان شيعه با ديگر فقهاء دارند اين است كه گروه دوم خمس را منحصر به غنيمت جنگى دانسته و در غير آن قايل به چنين فريضهاى نيستند. و دليل آنان اين است كه اين آيه در مورد غنيمت جنگى وارد شده است.
ولى اين مطلب از دو نظر صحيح نيست.
اولا: در لغت عرب به هر چيزى كه انسان به آن دستيابد، غنيمت گفته مىشود، و اختصاص به غنيمت جنگى ندارد، چنانكه ابن منظور مىگويد: «الغنم الفوز بالشيء من غير مشقة» (1) : غنيمت، دستيافتن به چيزى استبدون مشقت.
گذشته از اين قرآن نيز آن را در نعمتهاى بهشتى بكار برده مىفرمايد: ‹‹فعند الله مغانم كثيرة›› (نساء/94): نزد خدا پاداشهاى بزرگى است.
اصولا «غنيمت» در برابر «غرامت» است، هرگاه انسانى بدون بهره گيرى از چيزى محكوم به پرداخت مبلغى شود، نام آن غرامت، و آنگاه كه نفعى به دست آورد، غنيمت نام دارد.
بنابر اين، تخصيص آيه به غنايم جنگى دليلى ندارد و نزول آيه در غنايم جنگى «بدر» دليل بر اختصاص نيست، و قانون تخميس درآمدها قانون كلى است و مورد نزول آيه مخصص نيست.
و ثانيا: در برخى از روايات وارد شده است كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم رداختخمس را از هر نوع درآمد واجب كرده است. آنگاه كه گروهى از قبيله عبد القيس حضور او رسيدند و گفتند: ميان ما و شما، مشركان حايل و مانعاند، و ما فقط در ماههاى حرام (كه منيتبرقرار است) مىتوانيم نزد شما بياييم، دستوراتى را كه در سايه عمل به آن وارد بهشت گرديم و ديگران را نيز به آن دعوت كنيم، بيان فرما، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: شما را به ايمان فرمان مىدهم ، آنگاه در تفسير ايمان فرمود: «شهادة ان لا اله الا الله، واقام الصلاة، وايتاء الزكاة، وتعطوا الخمس من المغنم» (2) : شهادت بر يگانگى خدا، و برپاداشتن نماز، و پرداختن زكات و اينكه يك پنجم درآمدها را بپردازيد.
مسلما غنيمت در اين حديث درآمدهاى غير جنگى است، زيرا مىگويند: ما درنقطهاى هستيم كه دسترسى به پيامبر نداريم، يعنى از ترس مشركان نمىتوانيم به مدينه بياييم، اين گونه افراد كه در محاصره مشركان بودند توانايى جهاد با مشركان را نداشتند تا خمس آن را بپردازند.
علاوه بر اين روايات ائمه اهل بيت عليهم السلام بر لزوم پرداختخمس از هرگونه درآمد تصريح كرده و نقطه ابهامى باقى نگذاشته است. (3)
اينها يك رشته از فروع فقهى است كه شيعه درباره آنها نظر و رويهاى خاص را برگزيده است. البته اختلاف شيعه با ديگران در مسئله فروع منحصر به موارد ياد شده نيست، و فىالمثل در ابواب خمس، وصيت و ارث (4) نيز اختلاف نظر وجود دارد، ولى گذشته از اشتراك شيعه با ديگران در كليات احكام، تدريس فقه به صورت تطبيقى و بويژه توجه به آرا و نظريات مستدل خاندان وحى عليهم السلام، مىتواند از همين مقدار فاصله اهل سنتبا شيعيان نيز بكاهد.
پىنوشتها
1. لسان العرب، كلمه غنم. قريب به اين معناست كلام ابن اثير درالنهايه، و كلام فيروزآبادى در قاموس اللغه.
2. صحيح بخارى، ج 4 ص 250
3. وسايل الشيعه، ج 6 كتاب خمس، باب اول
4. وصيتبه ارث از نظر شيعه نافذ است ولى از نظر اهل سنت نافذ نيست. عول و تعصيب در احكام ارث در فقه شيعه باطل ومشكل در آن دو مورد، از طرق ديگرى حل مىشود كه مشروح آن در كتابهاى فقهى آمده است.
منشور عقايد اماميه صفحه 281
استاد جعفر سبحانى
موحد
Saturday 25 September 2004, 02:31PM
آيات قبل وبعد همگي دال بر اينست كه غنيمت جنگي است نه كسب وكار!
در اینجا بد نیست سخنان علمای قدیم شیعه واحادیث نقل شده از ائمه در کتب شیعه مبنی بر معاف شدن شیعیان از دادن خمس دارد ذکر نمایم:
از ضريس كناني روايت است كه امام صادق- عليه السلام -پرسيدند: زنا از كجا دربين مردم راه يافت؟گفتم جانم فداي شماباد نميدانم، فرمودند:« من قِبَل خُمسناأهل البيت الا شيعتنا الطيبين فإنه مُحلّلٌ لهم لميلادهم »
يعني از طريق خمس ما اهل بيت ، مگر شيعيان خوب ما زيراكه خمس براي آنان حلال است تا اينكه نسلشان ﭗاك بماند.اصول كافي
از عمر بن يزيد روايت است كه گفت مسلم را در مدينه ديدم كه در آن سال خدمت امام صادق- عليه السلام- مبلغي پول آورده بود، امام پولش را به خودش برگرداند و فرمود:
« يا أبا سيار قد طيبناه لك و أحللناك منه فضم إليك مالك و كل مافي أيدي شيعتنا من الأرض فهم فيه محللون حتي يقوم قائمنا »
ابو سيار! ما اين خمس را به توبخشيديم، و ترا از اداي آن معاف كرديم، اين مالت را بردار و تمام آنچه كه شيعيان ما دارند تا وقتي كه امام قائم ظهور نفرموده براي آنان حلال است. اصول كافي 2/268
از محمد بن مسلم از يكي از دو امام عليها السلام روايت است كه فرمود:
« سخت ترين حالتي كه مردم در آن قرار دارند اين است كه صاحب خمس برخيزد و بگويد:
« يارب خمسي وقد طيبنا ذلك لشيعتنا لتطيب ولاداتهم ولتزكوا ولاداتهم»
-پروردگارا!خمس من، درحاليكه ماخمس رابراي شيعيان خودحلال كرديم تااينكه نسلشان و فرزندانشان پاک بماند
.اصول كافي2/502
مردي خدمت امير المؤمنين -عليه السلام- آمد وگفت:« مال فراواني جمع كرده ام و حب آن درونم را سوزانده است ،آيا توبه من قبول ميشود؟ فرمودند: خمس مرا احضار كن، وقتي خمس را احضار كرد امام فرمودند:« هولك ،الرجل اذا تاب، تاب ماله معه»-اين مال ،مال توست چونكه هرگاه انسان توبه كند مالش نيز با او توبه ميكند.من لا يحضره الفقيه 2/22
علامه محقق نجم الدين جعفر بن حسن الحلي متوفي 676 ق مي فرمايد:
« لايجب إخراج حصة الموجودين من أرباب الخمس منها»
-كساني كه صاحب خمس هستند پرداخت خمس بر آنان واجب نيست.
شرائع الاسلام ص182-182
1. علامه يحيي بن سعيد الحلي متوفي 690 هـ ق :
« از نظر ايشان خمس و ديگر وجوهات به عنوان ضيافت و بقاياي ما يحتاج أئمه- عليهم السلام- برشيعيان حلال است و آنان از پرداخت آن معاف هستند »
الجامع للشرائع ص151
3-علامه حسن بن المطهر الحلي كه در قرن هشتم مي زيسته صاحب كتاب معروف منهاج الكرامه فتوا داده است كه:
« خمس براي شيعيان حلال است و آنان از ﭗرداخت آن معاف هستند »
تحرير الاحكام ص/75
4-علامه شيهد ثاني، متوفي 966 ق :ايشان بطور مطلق خمس را براي شيعيان مباح دانسته و آنانرا از پرداخت آن معاف فرموده است ، و در پايان مي فرمايد:
« أن الأصح هو ذلك كما في كتاب مسالك الافهام »
مجمع الفائدة والبرهان 4/355-358
5- علامه مقدس اردبيلي متوفي 993 ق از دانشمندترين فقهاي عصر خويش بود لذا مقدس لقب يافت :اايشان تصرف در اموال غائب را براي شيعيان بويژه در صورتيكه احتياج وجود داشته باشد مطلقا حلال ميداند، وميفرمايد:
« إن عموم الأخبارتدل علي السقوط بالكلية في زمن الغيبة والحضوربمعني عدم الوجوب والحتم لعدم وجود دليل قوي علي الارباح و المكاسب و لعدم وجود الغنيمة»
-عموم اخباردال برآن است ، كه در زمان غيبت خمس بطوركلي ساقط ميشود يعني پرداخت آن واجب و حتمي نيست چونكه دليل محكمي وجود نداردكه ازفوائد كسب وكار خمس گرفته شود، غنيمت هم كه وجود ندارد.
شيخ جعفركاشف الغطاء متوفي 1227 ق تصريح فرموده است كه :
« خمس براي شيعيان بخشيده شده وپرداخت آن بر آنان واجب نيست»
كشف الغطاء/ 364
11- علامه محمد حسن نجفي متوفي 1266ق: باقاطعيت ميفرمايد:
« خمس در زمان غيبت براي شيعيان بخشيده است، و اخبار و روايات دراين زمينه متواتر است »
جواهر الكلام 16/141
صبح
Saturday 25 September 2004, 03:24PM
آيات قبل وبعد همگي دال بر اينست كه غنيمت جنگي است نه كسب وكار!
نه عربي اين را مي گويد ، نه قوانين قرآن و تفسير . به لسان العرب يا المنجد يا معجم البلدان مراجعه كنيد ، اين را خواهيد يافت اين صحيح نيست كه ادعائي خلاف قوانين عربي بكنيد . نظر علماي بزرگ معاصر همچون آيت الله بروجردي و آيت الله خوئي بر اين بوده است كه خمس واجب است . البته در شرايط زمان هم ممكن است فقيه شيعه اين اذن را بدهد كه خمس مستقيما در راه خاصي مصرف بشود همچنان كه بعضي اين اجازه را داده اند . اما اينطور نمي شود كه شما هر طور كه بخواهيد ، كلمه دلبخواه خود را جمع كنيد و بجاي قانون جا بزنيد . آنطور كه شما حديث نوشته ايد بسيار واضح است كه خمس ، فقط مخصوص غنيمت جنگي نمي شود ، حال اينكه آنرا ببخشند ، يا در زمان غيبت جاري بدانند يا ندانند ، بحث ديگريست ...بفرمائيد اگر اين اصل را قبول كرده ايد كه در زمان امامت امام ، خمس به سود همه نوع اموالي تعلق دارد ... برويم سراغ آن بحث دوم .
http://www.shiaweb.org/rowad_shiaweb/mawadea/khums.html
موحد
Saturday 25 September 2004, 05:36PM
اينكه مي گوييد نه عربي اينرا گفته!!!تمام اعراب مسلمان از اين آيه برداشت غنيمت جنگي مي كنند..وانگهي سوره انفال را بخوانيد تمام آياتش مربوط به جنگ است واين آيه هم در ميان آن آيات است وچون جنگ بدر اولين جنگ مسلمين است وغنايم جنگي كه بدست آورده بودند نمي دانستند كه چه كار بكنند خداوند مي فرمايد يك پنجم آن را به افرادي كه تعيين نموده بايد بدهيد...درامد وكسب وكار زكات دارد كه بايد به فقرا داده شود نه سيد وآخوند!!
احاديثي را هم كه آوردم خواستم شاهد براين باشد كه در بين خود شيعه هم اختلاف نظر شديد هست
صبح
Saturday 25 September 2004, 09:40PM
نوشته شده بوسيله موحد
اينكه مي گوييد نه عربي اينرا گفته!!!تمام اعراب مسلمان از اين آيه برداشت غنيمت جنگي مي كنند..وانگهي سوره انفال را بخوانيد تمام آياتش مربوط به جنگ است واين آيه هم در ميان آن آيات است وچون جنگ بدر اولين جنگ مسلمين است وغنايم جنگي كه بدست آورده بودند نمي دانستند كه چه كار بكنند خداوند مي فرمايد يك پنجم آن را به افرادي كه تعيين نموده بايد بدهيد...درامد وكسب وكار زكات دارد كه بايد به فقرا داده شود نه سيد وآخوند!!
احاديثي را هم كه آوردم خواستم شاهد براين باشد كه در بين خود شيعه هم اختلاف نظر شديد هست
در ميان شيعه اختلاف نيست كه "خمس فقط متعلق به جنگ نيست" ، همانطور كه احاديثي كه شما آورده ايد بر اين صحه مي گذارد كه افرادي نزد ائمه آمده اند تا خمس سود شخصيشان را به ائمه بدهند ... و خود اين نيز نكته اي است ، پس اختلاف در پرداخت آن در زمان غيبت است . حال آنكه شيخ طوسي و شيخ مفيد و علامه حلي و آيت الله بروجردي و آيت الله خوئي و ديگر علماي هم عصر نيز بر وجوب آن در زمان غيبت تاكيد ورزيده اند و احاديث فوق را نيز ضعيف و غير مستند شمرده اند ، جائي براي حرافي شما نمي ماند ! حال بنشينيد و به خيال خود آب در هاون بكوبيد كه از جمله به اين واضحي اسلام را به تحريف بكشانيد . نعوذ بالله قرآن بازيچه حرافي و تاويلهاي شخصي معاويه يا شما نيست و نخواهد بود ، قرآن بسيار بليغ تر از خيال خام شماست كه اگر قرار باشد ذكر كند ( اگر از جنگ بهرده برديد ) ، بجاي آن بگويد ( اگر از چيزي بهره برديد ) و اين اختلاف آشكاريست كه فقط كساني كه گوش و چشم و قلب آماده حقيقت دارند آن را متوجه مي شوند .
ضمن اين مطالب بايد اشاره كنم كه اين سيستم بخودي خود باعث مي شود كه علماء از ظلم و جور حكام احتمالي همچون بني اميه و بني عباس يا آل سعود ، خلاصي داشته باشند و روي پاي خود بايستند تا به آنها آويزان نشوند ، همان چيزي كه در ايران اتفاق افتاد و رژيم طاغوتي شاهان را به خاك مذلت كشاند و اسلام را بر او و حاميان كافر و مشركش پيروز ساخت .
(واعلموا انّما غنمتم من شيءٍ فانّ للّه خمسه و للرسول ولذي القربى واليتامى والمساكين وابن السّبيل13.)
بدانيد هر غنيمتى كه بهره شما مى شود, خمس آن, براى خدا ورسول و ذى القربى ويتيمان, و بينوايان زمين گير و در راه ماندگان است.
علاّمه حلّى, پس از نقل آيه شريفه مى نويسد:
(هي نصٌ في الباب14)
آيه شريفه, اشاره روشن دارد به مطلب.
استدلال به آيه شريفه بالا مبتنى بر سه مقدمه است:
1 . غنيمت اختصاص به غنائم جنگى ندارد, بلكه همه درآمدهايى كه انسان بدان دست يابد, دربر مى گيرد15.
2 . هدف از گروههاى سه گانه, سادات از پسران هاشم هستند16.
3 . هدف از (ذى القربى), امام معصوم(ع) است17.
با سه مقدّمه بالا, مى توان گفت كه آيه, به تنهايى روشن گر بخش بندى خمس است: نيمى از امام و نيمى از سادات.
اگر آيه ويژه غنائم جنگى باشد, چنانكه اهل سنّت, بر اين باورند, فقط بر بخش بندى در غنائم جنگى دلالت دارد.
و اگر هدف از گروههاى سه گانه, همه سادات باشند و هدف از ذى القربى همه خويشان و نزديكان پيامبر(ص), همان گونه كه ابن جنيد و عالمان اهل سنّت, برآنند, آيه دليل بر جزء جزء شدن خمس است و در اين هنگام,بر نظر مشهور دلالت ندارد.
از اين روى, مشهور فقهاء, در كتابهاى فقهى خود, در باره سه مسأله ياد شده, به بحث پرداخته اند و با برهان استوار كرده اند كه هدف از غنيمت هرفائده و هدف از گروههاى سه گانه, پسران هاشم و هدف از (ذى القربى) امام معصوم(ع) است.
مشهور, با استناد به ظاهر آيه شريفه و سه مقدمه يادشده, نظر داده اند كه خمس, به دو بخش تقسيم مى شود. بخشى از آنِ خدا, پيامبر(ص) وامام(ع) است. اين سه سهم, در روزگار پيامبر(ص) در اختيار آن حضرت و پس از وى, در اختيار امام(ع) قرار مى گيرد. بخش دوّم نيز, كه به سه سهم, بخش مى شود: براى يتيمان, بينوايان زمين گير و درراه ماندگان از سادات.
http://www.balagh.net/persian/feqh/majallat/feqh/03/05.htm
صبح
Saturday 25 September 2004, 09:52PM
دليلهاى وجوب خمس در سودهاى كسبها
براى وجوب خمس در سودهاى كسبها, به دليلهاى فراوانى استدلال شده است كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم:
1 . آيه غنيمت:
(واعلموا انّما غنمتم من شيئ فانّ للّه خمسه و للرسول ولذى القربى واليتامى والمساكين وابن السبيل178...)و بدانيد هرگونه غنيمتى به شما رسد, خمس آن براى خدا و براى پيامبر و براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان است…
واژه (غنيمت) از ريشه (غنم) به معناى دست يافتن به چيزى و رسيدن به فايده و درآمد است.
ابن فارس در معناى اين واژه مى نويسد:
(يدل على افادة الشيء لم يملك من قبل.179)
دلالت بر به دست آوردن و فايده بردن چيزى مى كند كه از پيش ملك انسان نبوده است.
راغب اصفهانى, با اشاره به اين كه واژه غنيمت از ريشه (غنم) به معناى گوسفند است, مى نويسد:
(... ثم استعملوا في كل مظفور به من جهة العدى وغيره180.)
سپس در هرچيزى كه انسان از دشمن و يا غير دشمن به دست مى آورد, به كاررفته است.
در لسان العرب181 و مجمع البحرين182 نيز به همين معنى آمده است با اين تفاوت كه آنان (من غير مشقة) در معناى غنيمت قيد كرده اند. به عقيده آنان, غنيمت به فايده و سودى گفته مى شود كه بدون زحمت به دست آيد.
براين اساس, معناى غنيمت گسترده است و هرفايده و سودى را دربرمى گيرد. چه اين سود از راه جهاد و پيروزى بر كفار به دست آيد, چه از راه كار و تلاش و تجارت, يا از راههاى معدن كاوى, شناگرى و…
فقهاى اهل سنت, خمس را محدود به غنائم جنگى مى دانند و در وجوب خمس سودهاى كسبها, با علماى شيعه اختلاف نظر دارند. مستند آنان در اين ديدگاه, واژه (غنيمت) است كه بر غنائم جنگى اطلاق شده و شأن نزول آيه شريفه را كه ناظر به پيروزى مسلمانان بر كافران در جنگ بدر است مؤيد آن شمرده اند.
ولى اشاره كرديم كه معناى (غنيمت, گسترده است و دليلى ندارد كه ما آن را به گونه اى خاص از درآمد اختصاص دهيم. البته ترديدى نيست كه دستاوردهاى جنگى, از نمونه هاى روشن غنيمت است, ولى اين سبب نمى شود كه واژه (غنيمت) بر فايده ها و درآمدهايى كه از راههاى گوناگون ديگر به دست مى آيد, صدق نكند.
شأن نزول آيه شريفه نيز عموم آيه را تخصيص نمى زند و گستردگى معنى را محدود نمى سازد.
بسيارى از مفسران و فقهاى اهل سنت نيز به گستردگى واژه (غنيمت) به روشنى اشاره دارند. گفته اند: در اصل, هرفايده و درآمدى كه بهره انسان گردد, دربر مى گيرد.با اين حال مى گويند: معناى شرعى آن, همان غنائم جنگى است183.
فقها و مفسران شيعه, بر وجوب خمس سودهاى كسبها به اين آيه شريفه استدلال كرده اند و تأكيد كرده اند كه غنائم ويژه غنائم جنگى نيست و همه گونه هاى درآمدها را دربر مى گيرد184.
شيخ مفيد از پيشينيان فقهاى شيعه مى نويسد:
(والخمس واجب في كل مغنم... والغنائم كل ما استفيد بالحرب من الأموال... وكل مافضل من ارباح التجارات والزراعات والصناعات عن المؤنة والكفاية في طول السنة على الإقتصاد185)
خمس در هرغنيمتى واجب است و غنيمت, يعنى هرچيزى از مالها در جنگ با كفار به دست آيد... و هرسودى كه از تجارت و كشاورزى و صنعتگرى به دست آيد و از هزينه معمول سالانه, زياد آيد.
شيخ نيز پس از بر شمردن موارد خمس, به آيه شريفه استناد كرده و مى نويسد:
(وهذه الأشياء كلها مما غنمه الانسان186).
مانند اين سخنان را محقق در معتبر و علامه در تذكره و منتهى و صاحب مدارك و صاحب جواهر و بسيارى ديگر گفته اند187.
افزون برگستردگى معناى غنيمت در كتابهاى لغت, در مصادر روايى و سخنان امامان(ع) نيز, در معناى گسترده كه هر فايده اى را دربرمى گيرد, استعمال شده است. در نهج البلاغة, در نامه ها و خطبه هاى اميرالمؤمنين(ع) بسيار اين كلمه به كاررفته است از جمله:
(ان اللّه سبحانه جعل الطاعة غنيمة الاكياس188).
خداوند, اطاعت و فرمانبردارى [از حق را] غنيمت و بهره هوشمندان قرارداده است.
يا:
(... من اخذ بها لحق وغنم189...)كسى كه راه [خدا] را پيش گيرد, به منزل رسيده و سود برده است.
يا:
(اغتنم المهل و بادر الأجل190)فرصتها را غنيمت بشماريد و مهلتها را دريابيد.
يا:
(الحمد لله الذى علا بحوله و دنا بطوله, مانع كل غنيمة وفضل.191)
سپاس خدايى را كه برتر است به قدرت و نزديك است از جهت عطا و نعمت, بخشنده هرفايده و فضلى.
و نيز در نامه هاى23, 31, 45, 53 و…
در احاديث رسيده از پيامبر نيز, اين گستردگى معناى غنيمت فراوان, به چشم مى خورد, چنانكه در حديثى در باب رهن مى خوانيم:
(الرهن لمن رهنه, له غنمه وعليه غرمه192)
رهن از آن كسى است كه گرو گذاشته است, سود از آنِ او و زيان نيز برعهده اوست.
يا:
(غنيمة مجالس الذكر الجنة).
فايده انجمنهاى ياد خدا, بهشت است.
يا:
(الصوم في الشتاء الغنيمة الباردة)
روزه در زمستان غنيمت آسانى است.و…193
بنابراين, معناى غنيمت در آيه شريفه, گسترده است و در برگيرنده هرنوع فايده و سودى كه بهره انسان گردد, مى شود, چه از راه جهاد با كفار و چه از راه كسب و كار و تجارت و يا راههاى ديگر.
2 . روايات امامان(ع): در روايات بسيارى به وجوب خمس در سودهاىكسبها, به روشنى اشاره شده است, از جمله:
* امام صادق(ع) در تغيير آيه شريفه (واعلموا انّما غنمتم من شيئ..) مى فرمايد:
(هي واللّه الافادة يوماً بيوم194...)سوگند به خدا آن فايده اى است كه روز به روز بهره انسان مى شود.
* عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) روايت كرده كه فرمود:
(على كل امرئ غنم او اكتسب الخمس مما اصاب ...195)
بر هرفردى كه غنيمتى به دست آورد و يا كسبى كند, خمس آنچه را به دست مى آورد واجب است....
* محمد بن حسن اشعرى مى گويد, گروهى از ياران ما, خدمت امام جواد(ع) نامه نوشتند و پرسيدند: آيا خمس بر هردرآمدى است كه بهره انسان شود, چه كم چه زياد, از هرنوع كه باشد فرقى نمى كند؟ آيا بر صنعتگران هم خمس است؟ چگونه؟
حضرت در پاسخ آنان به خط خويش مرقوم فرمود:
(الخمس بعد المؤنة)196
خمس, پس از كسر هزينه است.
* ابو على بن راشد وكيل امام حسن عسكرى(ع) مى گويد به آن حضرت نامه نوشتم:
شما مرا امر فرموديد: برخيزم و حق شما (خمس) را (از شيعيان) بگيرم. من هم فرمان شما را به شيعيان رساندم.
گروهى از آنان گفتند: حق امام چيست؟
من نمى دانم, در پاسخ آنان چه بگويم.
حضرت فرمود: بر آنان خمس واجب است.
عرض كردم: در چه چيزى؟
فرمود: در كالاها و كشتزارها.
عرض كردم: آيا به تاجران و صنعتگران واجب است.
فرمود: اگر پس از كسر هزينه در امكان آنان باشد.197
از اين روايات و روايات فراوان ديگر, كه به اين مضمون از پيشوايان دين رسيده است, به خوبى وجوب خمس در سودهاى كسبها و همه سودها و در آمدهاى انسان, استفاده مى شود.
به سند ودلالت پاره اى از اين روايات اشكال شده, ولى با توجه به بسيارى روايات و نيز دلالت روشن آيه شريفه و فتواى اصحاب به مضمون اين روايات, جايى براى بحث در سند و دلالت آنها نيست.
3 . اجماع:
علماى شيعه, ادعاى اجماع دارند بر اين كه در سودهاى كسبها, خمس واجب است. شيخ طوسى مى نويسد:
(يجب الخمس في جميع المستفاد من أرباح التجارات والغلات والثمار على اختلاف أجناسها بعد اخراج حقوقها ومؤنها واخراج مؤنة الرجل لنفسه و مؤنة عياله سنة. ولم يوافقنا على ذلك احد من الفقهاء, دليلنا اجماع الفرقه 198...)
درهمه بهره هايى كه از تجارت و غلات و ميوه هاى گوناگون به دست مى آيد, پس از كسر هزينه هاى آنها و كسر هزينه فرد و اهل و عيال وى, خمس واجب است. و هيچ يك از فقهاى اهل سنت, در اين نظر با ما موافق نيستند. دليل ما اجماع علماى شيعه است.
شيخ طوسى, پس از اشاره به گستردگى خمس سودهاى كسبها و مخالفت فقهاى اهل سنت, ادعاى اجماع مى كند.
غير از شيخ, علامه در منتهى و تذكره و شيخ طبرسى در مجمع البيان و سيد مرتضى در انتصار و ابن زهره در غنيه و بسيارى ديگر بر وجوب خمس در سودهاى كسبها ادعاى اجماع كرده اند. در بين فقهاى شيعه, گويا كسى مخالف اين ديدگاه نيست و وجوب آن را همه پذيرفته اند.
گروهى از عبارت ابن جنيد در مختلف, نتيجه گرفته اند كه وى در مسأله ترديد كرده است.
علامه در مختلف مى نوسيد:
(المشهور بين علمائنا ايجاب الخمس في ارباح التجارات والصناعات والزراعات, وقال ابن الجنيد: فامّا ما استفيد من ميراث أو كدّ بدن او صلة أخ او ربح تجارة اَوْ نحو ذلك, فالأحوط اخراجه, لاختلاف الرواية في ذلك, ولو لم يخرجه الانسان لم يكن كتارك الزكاة التي لاخلاف فيها199).
مشهور بين علماى ما, وجوب خمس در سودهاى دادوستد وصنعتگرى و كشاورزى است. و ابن جنيد گفته است: امّا در آنچه از ميراث به انسان مى رسد, يا با زحمت و كار بدنى بهره انسان مى شود و يا پاداش و هديه اى از برادرى مى رسد و يا سود تجارت و مانند آن, پسنديده تر, كنارنهادن خمس آن است; زيرا روايات در اين باره گوناگون است و اگر آن را انسان خارج نكند, مانند ترك كننده زكات, كه در آن اختلافى وجود ندارد, نيست.
از ظاهر سخن ابن جنيد بر مى آيد, در وجوب خمس سودهاى كسبها, ترديد دارد و ظاهراً احتياط وى, از روايات تحليل مايه مى گيرد. امّا خود ابن جنيد, خوددارى از خارج كردن خمس را جايز ندانسته است و افزون براين, احتياط وى به اجماع زيانى نمى رساند و روايات تحليل هم, همان گونه كه بسيارى از فقها احتمال داده اند, بر فرض درستى سند آنها و تمام بودن دلالت آنها, مربوط به مناكح و دوران سخت شيعه در آن روزگار است.
البته غير از مخالفت ابن جنيد, از زواياى ديگر نيز امكان دارد كسى در جهت بودن اجماع, خدشه كند. با اين همه, به فرض كه بر دلالت دليل اجماع هم خدشه وارد آيد, به اصل وجوب خمس در سودهاى كسبها آسيبى وارد نمى آيد.
بنابراين بايسته بودن گستردگى خمس سودهاى كسبها در ميان فقهاى شيعه روشن است و آيات و روايات, به روشنى بر آن دلالت دارند.
179 . معجم مقاييس اللغة), ج4/ 397.
180 . (مفردات), راغب/ 366, دار المعرفة بيروت.
181 . (لسان العرب), ج12/ 445. نشر ادب الحوزه.
182 . (مجمع البحرين), فخر الدين الطريحى, ج6/ 129, مكتبة المرتضوية.
183 . (الجامع لأحكام القرآن) قرطبى, ج8/ 1; (روح المعانى), آلوسى, ج10/ 2; (التفسير الكبير), فخر رازى, ج15/ 164, دار احياء التراث العربى بيروت.
184 . تفسير (الميزان), علامه طباطبائى, ج9/ 83, اعلمى, بيروت; (مجمع البيان, امين الاسلام طبرسى, ج3/ 148.
185 . (مقنعه)/ 276.
186 . (خلاف), ج2/117.
187 . (معتبر)/ 395; (مختلف الشيعه) ج3/ 185 ـ 196; (مدارك الاحكام), ج5/ 379; (جواهر الكلام), ج16/ 44; (تذكره), ج1/ 253; (منتهى), ج1/ 548.
188 . (نهج البلاغه), حكمت 331.
189 . (همان مدرك) خطبه 120.
190 . (همان مدرك), خطبه 76.
191 . (همان مدرك), خطبه 83.
192 . (نهايه) ابن اثير, ج3/ 390; تفسير (نمونه) زير نظر مكارم شيرازى ج7/ 177, دار الكتب الاسلاميه; (لسان العرب), ج12/ 445.
193 . (معالم المدرستين), مرتضى عسكرى ج2/ 107.
194. (وسايل الشيعه), ج6/ 380.
195 . (همان مدرك)/ 351.
196 . (همان مدرك)/ 348.
197 . (همان مدرك).
198 . (خلاف), ج2/118.
199 . (مختلف الشيعه), ج3/ 185.
موحد
Sunday 26 September 2004, 07:46AM
آيا كسي كه كسب وكار مي كند غنيمت بدست مي آورد؟؟!!آيا در ميان جنگ خداوند مي فرمايد هرچه كسب كار كرديد؟؟؟!!!
حرام خوران شرعي!!!!!!!!!!!!!
درادامه مصادیق احبار ورهبان در جامعه ما دیدیم که چگونه این متغلبین مذهبی ازآیه خمس که مربوط به غنائم جنگی است به نفع خود تفسیر کرده واز مردم نا آگاه یک پنجم کسب وکار ودرآمدشان را باسم خمس وسهم امام با رندی می گیرند!دراینجا مطلب دیگری ازقرآن کریم مبنی بر حرام بودن پولها ئی که باسم تبلیغ دین وخرید وفروش احکام دینی که آقایان دریافت می کنند بیان می داریم.
قرآن کریم میفرماید: قل لا اسالکم علیه اجرا ان هو الا ذکری للعالمین.....بگو که من از شما مزدی نمی خواهم جز اینکه می خواهم اهل عالم بیاد خدا متذکر شوند.
پیامبراسلام در مقابل تبلیغ دین خدا حق گرفتن مزد ووجهی را نداشت حتی علی مرتضی نیز برای خدا تبلیغ می نمودند وبرای امرار معاش خود کار میکردند واساسا امر به معروف ونهی از منکر مانند سایر احکام خدا باید قربت الی الله باشد ولی بیاید ببینید در ایران ما چه خبره است!هر عالمی که می خواهد برای مردم سخن بگوید وبقول خودشان تبلیغ دین بکند چه مبالغی هنگفت دریافت می کنند!ودر این راه گوی سبقت رااز هم می ربایند!حکایت مداحان مشرک که دیگر جای خود دارد پیامبر اسلام فرمود بردهان مداحان خاک بپاشید در عوض دراین کشور برایشان پولهای فراوان است که خرج می شود!!مدح وثنا وحمد مخصوص خدای تعالی است واینها باسم مداح اهل بیت چه مزخرفاتی وچه کفریاتی که می خوانند وبیچاره مردم عوام که باید پول هم بدهند!!!
از اینها بدتر خرید و فروش نماز وروزه که حتی درمیان علما برای جذب مشتری رقابتی است!!فلان شخص متمول که عمری مشغول دنیا وعیش ونوش بوده بعد از مردنش وصیت می کند که چندین سال برای او نماز وروزه بخرند وآقا چتکه می اندازد وچند میلیونی میگیرد که این کارا برای متوفی انجام دهد وآنهم قربت الریال !!! که انگار خداوند محتاج نماز وروزه ماست که هر جور شده ولو قرض کنیم وبه او بدهیم!!! آیا معلمی که به شاگردانش تکلیف شب می دهد خود نیاز به آنها دارد یا دانش آموزان ؟آیا دانش آموزی که تکالیفش را بدیگری می دهد که انجام دهد سر معلم کلاه گذاشته یا برسر خود؟آیا این تکالیف باعث رشد خود می شود یا که رشد معلم؟؟؟ اگر نماز وروزه ودیگر احکام خدا قراراست که ما را بسازد وبه سعادت برساند آن شخص بیچاره که عمری غافل بوده توشه ای با خود ندارد واگر هم غیر از این است که دیگر چه دنیائی وچه آخرتی!!!
وتمام اینها از جهل وبی خبری مردم از دین وقرآن سرچشمه می گیرد وعامل اصلی آن هم روحانیون هستند همانهائی که دین یهود ومسیح را به انحراف کشیدند وخداوند آنان را مقصر اصلی میداند و شدیدا به آنها حمله کرده ومسلمانان را هشدار می دهد.
یا ایها الذین آمنوا ان کثیرا من الاحبار والرهبان لیاکلون اموال الناس بالباطل ویصدون عن سبیل الله والذین یکنزون الذهب والفضة ولا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم
ياالله
صبح
Sunday 26 September 2004, 10:16AM
گرچه من طبق تجربه قبلي ، براي شما ننوشتم و ابتدا طرف بحثم شما نبوديد و براي باطل كردن نظرات شخصي معاويه هائي كه براحتي نص قرآن را مخفي مي كنند و قلب تا شايد عقده هاي رواني از كفر و بت پرستي مانده پدران سفياني خود را بر اسلام پياده كنند يا انبارهاي شاهانه و مستانه امويشان را مملو از زر و زور و تزوير ... ، بنده نوشتم و ذكر كردم ... ولي ايكاش ( متقلب ) نبوديد و شبهات جدي وارده را پاسخ مي داديد اين كه نشد اينگونه از اين شاخه به آن شاخه پريدن :p آن هم دوباره با آن ژست آيه نوشتن و تفسير به راي كردن ، حتي اگر بر خلاف آيه باشد ! گرچه باز هم ذكر مي كنم ، بنده معتقد نيستم كه شما يك سني يا حتي وهابي باشيد ، چون كفار نامحترم ، واقعا نامحترمند ، در قالب فرقه ديگر مسلمان وارد شدن ، شايد يك راهكار باشد كه توجه جلب كنند .... البته تا وقتي كه باطل باطل است و حق نيست ، هيچ فرقي ندارد كه از چه راهي وارد شود . عملكرد شما اينطور به نظر مي رساند ... حال ممكن هم هست كه خلاف اين باشد ;)
:smile59:
موحد
Sunday 26 September 2004, 11:25AM
شما مجوسان جز تهمت وافترا وناسزا چيزي نمي دانيد!وغير از اين هم بشما نياموخته اند!!شما كفر پيشگان ومشرك زادگان اگر در زمان پيامبر هم بوديد سخنان رسول خدا را شبه در دين قلمداد مي كرديد !!!كلام خداوند مثل پتك محكمي بر سرتان فرود مي آيد وخواب شما ورهبران متزور شما را آشفته مي سازد!
بزودي خداوند بين ما وشما داوري خواهد كرد
ياالله
صبح
Sunday 26 September 2004, 12:06PM
نوشته شده بوسيله موحد
شما مجوسان جز تهمت وافترا وناسزا چيزي نمي دانيد!وغير از اين هم بشما نياموخته اند!!شما كفر پيشگان ومشرك زادگان اگر در زمان پيامبر هم بوديد سخنان رسول خدا را شبه در دين قلمداد مي كرديد !!!كلام خداوند مثل پتك محكمي بر سرتان فرود مي آيد وخواب شما ورهبران متزور شما را آشفته مي سازد!
بزودي خداوند بين ما وشما داوري خواهد كرد
ياالله
من منتظر جواب منطقي هستم ، نه چرند و پرند ... ، شما به هيچ كدام از ادعاهاي غير اسلامي و پوچ و كذبتان پاسخ نميدهيد و فقط حرف خود را بجاي قرآن مي نشانيد ... و اگر جواب نداشته باشيد به آن شاخه ديگر مي پريد ، در 1400 سال زر و زور و تزوير كفر آميز اموي خود نيز اين كار را كرده ايد ، اما متاسفانه اكنون اينترنت و دنياي سهل الوصول اطلاعات دست و پاي شما را گرفته است و به شدت اركان خود را در خطر مي بينيد ... پس بيهوده ژست منطقي نگيريد ، چون اين شمائيد كه پاسخ نمي دهيد كه چطور است قرآن بجاي اينكه بگويد ( هر بهره اي كه از جنگ برديد ) ، گفته است ( هر بهره اي كه از چيزي برديد ) ؟ ...
قرآن كه محبوب دل ما هست ، اما توقيعات و تزويرها و تحريفهاي بعدي شما است كه هويت شما را نشان مي دهد .
قرآن کریم میفرماید: قل لا اسالکم علیه اجرا ان هو الا ذکری للعالمین.....بگو که من از شما مزدی نمی خواهم جز اینکه می خواهم اهل عالم بیاد خدا متذکر شوند.
پس دوستان عزيز توجه كنند كه هر كسي براي اسلام زحمت كشيد ، هيچ پولي نگيرد ... !!! چون ما كارهائي هم داريم كه براي خدا و اسلام نيست ... و براي غير اسلام است لابد ولو خداوند و ائمه گفته باشند ، هميشه براي خدا كار كنيد . از اين مي شود نتيجه گرفت كه آخوندهائي كه صبح تا شب در كتب براي يافتن مسائل مطرح اسلام مشغول كند و كاو هستند بايد بروند و بميرند ! :D بنا بر اين اصل دانشجويان تاريخ و ادبيات و رياضي و فيزيك و شيمي هم همينطور بايد بميرند ... اصلا كلا همه بايد بروند و بميرند :D
موحد
Sunday 26 September 2004, 01:19PM
واعلموا انما غنمتم من شي’...اول بايد بداني كه واو عطف است به آيه قبل كه جنگ است دوم غنيمت از هر چيزي كه در جنگ بدست آمده اعم از اسب وشتر شمشير وووو...آيه باين واضحي وروشني است حالاشما قبول نكن!
چرا خداوند فرموده از راه دين نان نخوريد؟! سرنوشت دين موسي وعيسي را ببينيد!!
مبلغي كه براي پول تبليغ كند قطعا بدانيد كه حق را نخواهد گفت وطوري سخن مي گويد كه مريدانش راضي باشند!اگر كسي حقي را بيان كند كه مخالف عقايد آنها باشد از ترس اينكه دكانشان تعطيل شود اورا نزد مرد تكفير مي كنند!ومضرات بسياري كه مجالش نيست وبايد بدانيد كه تبليغ كردن دين خدا قربت الي الله است نه قربت الريال!!!!
مسئله درس دادن چيز ديگري است كه شما براي سفسطه كردن عنوان ميكنيد
ياالله
صبح
Monday 27 September 2004, 10:13AM
نوشته شده بوسيله موحد
واعلموا انما غنمتم من شي’...اول بايد بداني كه واو عطف است به آيه قبل كه جنگ است دوم غنيمت از هر چيزي كه در جنگ بدست آمده اعم از اسب وشتر شمشير وووو...آيه باين واضحي وروشني است حالاشما قبول نكن!
چرا خداوند فرموده از راه دين نان نخوريد؟! سرنوشت دين موسي وعيسي را ببينيد!!
مبلغي كه براي پول تبليغ كند قطعا بدانيد كه حق را نخواهد گفت وطوري سخن مي گويد كه مريدانش راضي باشند!اگر كسي حقي را بيان كند كه مخالف عقايد آنها باشد از ترس اينكه دكانشان تعطيل شود اورا نزد مرد تكفير مي كنند!ومضرات بسياري كه مجالش نيست وبايد بدانيد كه تبليغ كردن دين خدا قربت الي الله است نه قربت الريال!!!!
مسئله درس دادن چيز ديگري است كه شما براي سفسطه كردن عنوان ميكنيد
ياالله
پس چرا گفته نشده است " و بدانيد اگر از جنگي غنيمت بدست آورديد ؟ "
و گفته شده است " و بدانيد اگر از چيزي غنيمت بدست آورديد " ؟
مگر شما اين تفاوت آشكار را متوجه نمي شويد ؟ مگر قرآن حرفيست از سوي يك انسان كه اينگونه اشتباه كند و كلمات را بدون پشتوانه درستي جاي بگذارد ، اگر قرار باشد قرآن اينگونه بدون حساب و كتاب برداشتي شما سخن بگويد كه قرآن نمي شود . به اعتقاد من صادقانه بايد به اين مطلب نگاه كنيد ، نه از روي آن پشتوانه هاي هزار و چهارصد ساله سني و شيعه . اين مطلب واضحي است ... و حتي اگر (و) داشته باشد ميبايست جاي ( چيز و شيء) ، كلمه درست ( جنگ ) را مي آورد .
درس دادن در كلاس چه فرقي دارد با درس دادن در حوزه ؟ نكند خون انگليسيها رنگين تر است ؟ :p
min
Wednesday 29 September 2004, 01:12AM
نوشته شده بوسيله موحد
شما مجوسان جز تهمت وافترا وناسزا چيزي نمي دانيد!وغير از اين هم بشما نياموخته اند!!شما كفر پيشگان ومشرك زادگان اگر در زمان پيامبر هم بوديد سخنان رسول خدا را شبه در دين قلمداد مي كرديد !!!كلام خداوند مثل پتك محكمي بر سرتان فرود مي آيد وخواب شما ورهبران متزور شما را آشفته مي سازد!
بزودي خداوند بين ما وشما داوري خواهد كرد
ياالله
ببنيد ايشان اصلا تهمت نمي زند
مثلا مجوس كه تهمت نيست
ايشان يك شخصيتي بين خدا و رسول است براي همين حق دارد همه چيز بگويد . و همه اتهامات كه ايشان مي بندد حقيقت است .
:D
سینا 555
Wednesday 29 September 2004, 08:01PM
شما مجوسان جز تهمت وافترا وناسزا چيزي نمي دانيد!
اقاي موحد
مجوس؟!
يعني چي؟
min
Thursday 30 September 2004, 12:02AM
نوشته شده بوسيله سينا 555
اقاي موحد
مجوس؟!
يعني چي؟
سوالهاي سخت سخت از اين بيچاره نپرسيد
گناه داره
شايد دسترسي به كسي نداشته باشه تا بپرسه :D
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.