نمايش نسخه نهائي : چه نوع موسيقي حرام است و چرا ؟
صبح
Friday 17 September 2004, 07:50PM
غنا و موسيقي؛ نگرش ها و چالش ها
چيستي غنا
چند واژه اساسي:
1- غنا
غنا، با الف مقصور (كوتاه) ]غني[، به معناي بي نيازي است ولي با الف ممدود (بلند) به معناي «آوا» است. صاحب نظران، غنا را عبارت از «آوا» و «صوت» مي دانند. لغت دانان در باب چيستي غنا مي نويسند: صوت و آوائي كه در گلو «حنجره» بگونه اي حساب شده به حركت درآمده و بطور آهنگين و دلكش نمودار شود را غنا گويند. بعضي از اهل نظر غنا به كسر غين را به معناي موسيقي و به فتح غين را به معناي بي نيازي مي دانند. بعضي از صاحب نظران نيز هرگونه «آواي داراي موسيقي ويژه را غنا مي دانند اعم از آن كه از انسان باشد يا از ابزار و آلات. (1) و اعم از آن كه كلامي همراه آن باشد يا خير؟
1- ابن منظور در كتاب لسان العرب مي نويسد: «الغني من المال مقصور، و من السماع ممدود، و كل من رفع صوته و الاه فصوته عندالعرب غناء.»(2)
در ادامه سخن فوق آمده است: هر كس صداي خود را به عنوان آواز بلند كرده و آن را به گونه اي موزون و ترجيع دار در حنجره خود بگرداند، آن صدا را غنا گويند.
2- فيومي در مصباح المنير مي نويسند: «الغناء مثال كتاب، الصوت ..... والغناء مدالصوت و التطويل»(3)
غناء بر وزن كتاب عبارت است از صوت (آوا) .... و غناء همان كشيدن صدا و طولاني ساختن آن را گويند.
3- جوهري در صحاح اللغه مي گويد: «الغنا بالفتح النفع والغناء بالكسر من السماع.(4)» واژه غناء به فتح غين، به معناي سود بردن و نفع بدست آوردن است. ولي اين كلمه اگر به كسر غين (غناء) باشد (و گاهي به فتح غين) به معناي آواز است. (سماع، به گونه اي اصطلاحي موردنظر است كه آواز و آواي ويژه اي را گويند.) مراد از سماع در باب غناء، اينگونه معنا شده است كه: «وكل ماألتذته الاذن من صوت حسن سماع...» آواز نيكو و آنچه كه آدمي از استماع آن لذت ببرد را سماع گويند.(5)
4- فيروزآبادي در قاموس مي نويسد: «والغناء ككساء، من الصوت، ما طرب به». كلمه غناء بر وزن كساء، از خانواده صدا و صوت است، آواز و صوتي كه آدمي را به وجد و طرب درمي آورد.(6)
5- شرتوني در اقرب الموارد مي گويد: «الغناء من الصوت ما طرب به.» غناء عبارت است از آوازي كه آدمي از راه آن به وجد مي آيد (7)؛ دقت كنيد، هرگونه آوا را غنا نمي گويند، آواي طرب انگيزي كه آدمي را به وجد آورد و عنان اختيار از او بربايد را غنا گويند.
6- طريحي در «مجمع البحرين» مي گويد: «الغناء ككساء الصوت المشتمل علي الترجيع المطرب او مايسمي بالعرف غناء و ان لم يطرب سواءً كان في الشعر او في القرآن.» (8) و در باب طرب آمده است كه: «طرب، بالتحريك خفه تعتري الانسان لشده حزن او سرور، والعامه تخصه بالسرور.» غنا بر وزن كلمه كساء، همان آوا و صوتي است كه همراه با ترجيع و گرداندن خاص صدا در گلو باشد، يا چيزي كه عرف مردم آن را غنا مي شمارد گرچه طرب انگيز نباشد، چه هنگام تلاوت اشعار و چه قرآن. طرب در اينجا آن خفت و سبكسري خاصي است كه از راه استماع بعضي از موسيقي حاصل مي شود.
7- خليل در «كتاب العين» مي نويسد: «والغني، مقصور في المال... والغناء ]بكسر الغين[ ممدود في الصوت... و الغناء ]به فتح الغين[ الاستغناء والكفايه ». (9)
8- ابن دريد در كتاب «جمهره اللغه » در باب الغين مي نويسد: «غني يغني غنيً، من غني المال... و غناء الصوت، ممدود، غني يغني غناءً و غناءً مثل الحداء ممدود». (10) غنا عبارت است از صوت (آوا) كه با الف ممدود نوشته و تلفظ مي شود.
آنچه كه از ديدگاه اهل لغت در باب كلمه غناء به دست مي آيد عبارتند از:
الف: غنا از مقوله صدا و آوا است.
ب: صدا و آوازي كه برآمده و زيبا باشد.
ج: آوازي كه با كيفيت خاصي روان آدمي را تحت تاثير و تسخير خويش در آورد، به فرح و يا اندوه غيرعادي بكشاند، و در نتيجه روح آدمي داراي محتواي خاصي شود و حركات و سكنات به دور از شأن را باعث گردد ]غنا حرام به حساب مي آيد[ بنابراين، راز حرمت برخي از انواع موسيقي (غنا، مطرب) را مي توان با توجه به تاثير منفي و بازدارندگي آن مورد توجه قرار داد.
¤¤¤
خاطرنشان كرديم كه «غنا» آواي جذاب، فريبا و دلكش را گويند كه از مقوله «اصوات» است. اصوات هماهنگ با زير و بم ويژه اي كه داراي موسيقي خاصي بوده، نفس آدمي را تحت تاثير قرار دهد.
- در فرهنگ فارسي نيز غنا را عبارت از آواز خوش، آواز طرب انگيز مي دانند ]فرهنگ عميد ماده غنا[
- ابن اثير در النهايه ، آواي زيبا و دلنشين همراه با چهچهه را غنا مي داند ]مد الصوت مع الترجيع[
بسياري از اهل نظر هرگونه آواي «ترجيع »دار را غنا نامشروع نمي دانند بلكه بايد «طرب انگيز» باشد يعني آدمي را تحت تاثير خود قرار دهد. (11)
چنانكه بعضي از اهل نظر تنها آواي زيباي همراه با ترجيع مطرب را نامشروع ندانسته مي گويند: غناء حرام آن است كه: همراه كلمات و سخنان لغو و محتوي «خلاف موازين شرع» باشد چيزي كه آدمي را به «ورطه» غفلت كشانده، شهوت و هيجانات شهوي و شيطاني را در آدمي برانگيزد. اينان باتوجه به آيه «واجتنبوا قول الزور» به اين نكته توجه دارند كه كلام دروغ و لهو در غنا مايه نامشروع بودن آن است. بنابراين اگر اين چنين گفتاري بدان مقرون نباشد، آن غناء از مصاديق غناء حرام نيست. (12) همچنانكه بعضي از اهل نظر غناء حرام را اختصاص به موردي مي دهند كه همراه با بكارگيري آلات نوازندگي و رامشگري باشد كه اختصاص به مجالس آدم هاي بيگانه از «خط حق» دارد. (13)
و بسياري از اهل نظر، تعريف غنا نامشروع را از حيث مصداق به عرف، موكول كرده اند] الغنا كيفيه خاصه موكوله الي العرف (14)[
محقق اردبيلي (ره) در كتاب مجمع الفايده و البرهان...
«آنچه را كه عرف غنا بداند گرچه داراي «ترجيع» و «طرب انگيزي» نباشد، حرام خواهد بود. شهيد ثاني-(ره) مي نويسد: «الاولي الرجوع فيه الي العرف فما يسمي فيه غناء و يحرم لعدم ورود الشرع ما يضبطه فيكون مرجعه الي العرف.
طرح يك پرسش:
سؤال: آيا به آهنگ زيبايي كه از ابزار و آلات برخيزد نه از حنجره انسان، غنا گفته مي شود؟ و آيا غناء فقط صوت و آواي ويژه آدمي را گويند يا عموميت دارد؟!
پاسخ: گرچه در باب غناء حرام، بسياري از صاحب نظران، مساله ترجيع را (گرداندن صدا در گلو) مورد توجه خويش قرار داده اند، در باب اطلاق كلمه غنا و تحقق و صدق آن، تعميم به چشم مي خورد و در اين رابطه: غنا اعم از صوت انسان و صوت ابزار و آلات است. لكن، بعضي از صاحب نظران از جمله نووي در كتاب «المجموع» غنا را اختصاص به آواي انسان داده مي نويسد: «... و يحرم استعمال الالات التي تطرب من غير غناء... لانه تابع للغناء فكان حكمه حكم الغناء»، «به كارگيري آلات موسيقي طرب انگيز حرام است گرچه همراه غنا نباشد... حكم ابزار غنا مثل خود غنا است».
در اينجا به روشني صداي غنا غير از صداي ابزار و آلات مربوطه مورد توجه قرار گرفته طبق اين نظر است كه به صداي ابزار و آلات غنا، كلمه غناء اطلاق نمي شود. (15). ولي به نظر ما به طور مطلق به صداي زيبا و آهنگين غنا مي گويند اعم از آن كه از انسان باشد يا از اشياء. و قيد «ترجيع»، به غنا مطرب، اختصاص دارد.
... عاصم بن حميد از امام صادق(ع) پرسيد آيا در بهشت غنا وجود دارد؟- امام(ع) در ضمن پاسخ خود به او فرمود: آري، وجود دارد. در بهشت درختي است وقتي نسيم بر آن مي وزد صداي دلربائي از آن شنيده مي شود كه گوشي دلنوازتر از آن نشنيده است و سپس افزود: «هذا لمن ترك السماع مخافه الله». (16)
اين لذت براي كسي است كه به خاطر خدا از شنيدن غنا در دنيا خودداري كرده باشد. در اين حديث مشاهده مي شود كه غنا (آواي دل انگيز) از درخت است، چنانكه شيخ طوسي(ره) در كتاب «خلاف» باب شهادات يادآور مي شود كه: «الغنا محرم، سواء كان صوت المغني او بالقصب او با الاوتار» (17)، «غنا، حرام است چه صداي آدم غناخوان باشد و چه صداي ني و ابزار ديگر»، پس كلمه غنا از حيث استعمال، تعميم دارد.
2- طرب:
يكي از واژه هاي كليدي در باب غناء كلمه طرب انگيز (18) است كه بسياري از صاحب نظران آن را ملاك حرمت غناء دانسته اند و مي گويند استماع غناء مطرب حرام است.
بنابراين بايد ديد كه طرب، چيست- ابن اثير در «النهايه » مي نويسد: «يقال: طربت عن الطريق، اي عدلت عنه» (19) يعني از راه راست منحرف گشتم و از جاده اصلي بدور افتادم. پس طرب، آن حالتي است كه نشان مي دهد آدمي از حالت اعتدال خارج گشته و عنان اختيار از دست صاحب آن ربوده شده است. همچنين شرتوني در اقرب الموارد يادآور مي شود: «فرح... و قيل الطرب خفه تلحقك تسرك و قيل تحزنك و تخصيصه بالفرح، و هم» (20) . توجه شود كه در صدق طرب، فرح و شادي لحاظ مي باشد، اين فرح و شادي اگر شدت يابد و آدمي را دستخوش احساسات نمايد را طرب نامند لذا مي توان گفت: طرب عبارت است از خفت عقلي و سبك وزني شخصيتي، كه به آدمي از راه شنيدن غناء، دست مي دهد. و خفت و رخوت و سبك وزني اختصاص به حالت شادي ندارد، و در حالت حزن و غم را نيز شامل مي شود. وي همچنين يادآور مي شود: اختصاص دادن كلمه غناء به حالت شادي، توهمي بيش نيست. زيرا از راه غناء حالت اندوه و حزن براي آدمي حاصل مي شود و از اين راه اختيار و عنان آدمي از كف عقل او گرفته مي شود و اين حالت را نيز غناء مي گويند. ] و در اين باره بايد توجه داشت كه چه در باب شادي و چه در باب غم (طرب) غلبه هواي نفس و تهييج افكار باطل و تحريك شهوات نيز ملاك اصلي حصول غنا است، غنا هميشه فرحناك نيست زيرا گاهي آدم هواپرست از راه غنا و توجه به فقدان معشوق و يا محروميت از عشق جنسي دچار هيجانات گشته به اندوه و غم مبتلا مي گردد وگرنه آدمي حتي در نماز از خوف و خشيت الهي گريان شود اشكالي ندارد و اشك و اندوه مومنان در عرصه مصائب اولياءالله يكي از امتيازات زندگي انسان هاي عرفاني و الهي است[
زمخشري در اساس البلاغه مي نويسد: «هو طرب و طروب و مطراب، و قد طرب طربا، و هو خفه من سرور او هم.» «طرب عبارت است از خفت شخصيتي (خفت: يعني حالت غلبه احساسات) اعم از جنبه سرور يا غم كه به آدمي دست مي دهد.» (21) چنان كه ابن منظور در لسان العرب يادآور مي شود («الطرب، الفرح و الحزن مطرب» «طرب همان شادي و غم را گويند. «الطرب خفه تعتري عند شده الفرح او الحزن و الهم» طرب همان خفتي است كه به صورت شدت احساس خوشي يا غم دست مي دهد.» (22) همچنان كه فيومي در «مصباح المنير» مي نويسد: «طرب طربا فهو طرب، من باب تعب، و طروب مبالغه ، و هي خفه تصيبه لشده حزن او سرور والعامه تخصه بالسرور.» طرب همان خفتي است كه در صورت شدت يا غم يا شادي، دست مي دهد، گرچه مردم عادي كاربرد كلمه طرب را به شادي، اختصاص مي دهند. (23)
آري، دقت در موارد استعمال كلمه طرب در ميان اهل لغت نشان مي دهد كه طرب، خروج از حالت اعتدال است. حالتي است ضد ارزش كه آدمي به صورت اظهار شادي و يا غم، از خود بروز مي دهد در پرتو پيدايش طرب حركات و سكنات غيرعادي از آدمي سر مي زند. كردار و رفتاري را كه پيش از آن ناپسند و قبيح مي دانست در حالت طرب انجام مي دهد و چه بسا كه اسرار خويش را برملا مي سازد، به رقص، پايكوبي و اعمال سبك و دون شخصيت خويش روي مي آورد و طمأنينه، وقار و بزرگ منشي خود را زير پا مي نهد.
صبح
Friday 17 September 2004, 07:51PM
قابل ذكر است كه بعضي از فقها نيز، طرب را به حالت شادي اختصاص داده اند و به رد ديدگاه صاحب نظراني كه مورد استعمال آن را عام مي دانند، پرداخته اند (24) و حقيقت همان است كه امام خميني (ره) بدان توجه داشته اند.
الغناء صوت الانسان الذي من شأنه ايجاد الطرب بتناسبه لتعارف الناس
و الطرب هو الخفه التي تعتري الانسان فتكاد ان تذهب بالعقل و تفعل فعل المسكرات لمتعارف الناس (25)
موضوع غنا در نظر امام همان «صوت المطرب» است. ]و اما نفس الصوت المطرب بما هو مطرب مع كونه غناء فموضوع المحرم[
نتيجه، طرب همان چيزي است كه نفس و عقل آدمي را تحت تاثير و تسخير خويش قرار داده، آدمي داراي محتواي شخصيتي خاصي مي گردد و به گونه اي غيراختياري طبق اقتضاي آن از خود حركات و سكنات نامناسب بروز مي دهد. پس حالت طرب: همان خفت و سبك وزني عقلي است كه از طريق غنا براي آدمي حاصل مي گردد، طرب همان زمينه خروج از حد اعتدال است.
3- تشبّه و تشبيه:
در باب راز تحريم غنا دو مسئله اساسي مورد توجه اكيد است: نخست، اصل «طرب» و پس از آن، اصل «تشبّه و تشبيه». بدين معنا كه ممكن است نغمه اي طرب انگيز نباشد ولي از نغمه هايي باشد كه فقط در جلسات فسّاق و هواپرستان و باطل باوران رايج مي باشد. در اين مورد نيز فقهاء حكم به حرمت آن غنا مي كنند (و نيز آلات و ابزار غنا). زيرا پيامبر اكرم(ص) فرمودند: «من تشبّه بقوم فهو منهم.»(26) (مراجعه شود به مبحث: تأثير غنا و فلسفه تحريم آن از ديدگاه غزالي، در همين كتاب). به طور كلي، غناء حرام است كه آدمي را تحت الشعاع خويش قرار مي دهد و عقل و حالت اعتدال آدمي را دستخوش تمايلات نفساني مي سازد چنانچه علامه قرطبي در تفسير پر ارج خود: الجامع لأحكام القرآن ذيل آيه 72 سوره مباركه فرقان مي نويسد: «من الغنا ما ينتهي الي التحريم و ذالك كالأشعار التي توصف فيها الصور المستحسنات و الخمر و غير ذالك مما يحرك الطباع و يخرجها عن الأعتدال او يشعر كامناً من حبّ اللهو»؛ غناء حرام جلوه هاي مختلفي دارد، از جمله اشعاري كه در آن صورت هاي جميل و شراب و غيره توصيف مي شود كه موجب تحريك تمايلات نفساني و خروج آدمي از حالت اعتدال مي شود يا عشق و محبت نهفته دروني نسبت به لهو و سرگرمي ناخوشايند و ناپسند درگاه الهي را برانگيزد.
4- موسيقي:
آيا واژه غنا مترادف با واژه موسيقي است يا خير؟
بعضي مي گويند كه واژه «موسيقي» در موردي به كار مي رود كه داراي حرمت و علائم آن نباشد ولي غنا در موردي به كار مي رود كه ملاك هاي حرمت را دارا مي باشد در مقابل اين ديدگاه بايد گفت: كه غالبا اين دو واژه به جاي يكديگر در ميان اهل نظر و نيز عرف توده مردم، به كار مي رود در ميان فقهاء عظام غالبا از موسيقي حرام به عنوان «غناء مطرب» و از موسيقي حلال به عنوان غناء غيرمطرب، ياد مي شود.(27)
به طور كلي در رساله هاي علميه و عمليه فقها هر دو عنوان (موسيقي و غنا) در مورد حلال و حرام به كار رفته اند و هيچ كدام اختصاص به مورد خاص ندارند(28) و فقط با «وصف» مطرب بودن و غيرمطرب بودن، همراه اند.(29)
گرچه كلمه موسيقي در احاديث، به چشم نمي خورد و كلمه «غنا» و «الغنا» نيز غالبا به معني غناي حرام است.(30)
در ميان مسلمانان از غنايي كه داراي شرايط لازم حرمت باشد، غالبا با عناويني چون غناء مطرب، موسيقي مطرب (31) و... ياد مي شود ولي در احاديث پيامبر(ص) و ائمه معصومين(ع) از آن به عنوان «الغنا» ياد مي شود: «عن الصادق(ع) قال: شرالاصوات الغنا»(32) در ميان صاحب نظران اسلامي نيز از آن به عنوان: غناء و نيز غناء مطرب سخن به ميان مي آيد(33) چنان كه در قرآن كريم از آن به عنوان مصاديقي از: زور، لهو، لعب، لغو و... ياد مي شود(34) در مقابل غناء حرام، غناء حلال قرار دارد كه شرايط حرمت را دارا نبوده يا آن كه از مصاديق مشكوك غناق حرام است چيزي كه از آن به عنوان غناء حلال سخن به ميان مي آيد و غالباً در ميان صاحب نظران باواژه «موسيقي» يا «غناء غيرمطرب» از آن ياد مي شود و به طور كلي كلمه «موسيقي» در عرف امروز «آوازها و آهنگ هاي حلال» واژه غنا (غناء مطرب) به كار گرفته مي شود به نظر ما: به كارگيري الفاظ، در اين گونه موارد اگر همراه با ملاك هاي اصلي باشند مي تواند مرزها را براي عرف مردم و توده امت، مشخص نمايد يعني آنجا كه ملاك حرمت آواز ]صداي زيباي آدمي[يا آهنگ ]صداي زيباي ابزار و آلات موسيقي[ از ديدگاه اسلام، در كار باشد، آن را غنا يا غنا مطرب بخوانيم وگرنه، با كلمه «موسيقي» از آن ياد كنيم بنابراين آنچه مفيد بوده و حلال مي باشد موسيقي است و آنچه كه حرام مي باشد غناء است.
پيشينه غنا
تاريخ پيدايش غنا (موسيقي) را مي توان همزمان با ظهور انسان، در عرصه زندگي دانست زيرا آواز دلربا و جذاب چيزي نيست كه آدمي در طول گذران زندگي از راه تجارب يا از طريق اين و آن بدان دست يافته باشد. آري علم موسيقي و علم بكارگيري ابزار و آلات آن و تطوراتي كه در اين موارد رخ داده است را مي توان، مربوط به زمان ها و دوران هاي بعد دانست.
در برخي از احاديث آمده است كه: ابليس اولين كسي است كه به غنا روي آورد ]عن النبي قال كان ابليس اول من تغني[(35)
در تفسير حديث فوق بايد به راز اصلي پرداختن ابليس به غنا توجه نمود. ابليس در جهت تخريب اذهان بني آدم آن را بكار گرفت. مثلاً آنگاه كه آدم در سوك فرزندش «هابيل» سر به گريبان داشت ابليس بخاطر اظهار عدم همسوئي با او و ابزار پيروزي خود بر قابيل كه از راه وسوسه، وي را به قتل برادرش وادار ساخته بود و نيز به منظور ايجاد اشتغال فكري براي قابيل كه به «توبه» و ندامت و رجعت به خويشتن نپردازد «غنا» را به «ميدان» آورد براين اساس «غناء ابليسي» [غنا شيطان پسند] همواره مورد نهي و نكوهش اديان الهي بوده است. پيامبر اكرم(ص) فرمود: الغناء ينبت النفاق في القلب كما ينبت الماء البقل(36). همچنين غنا مشكلات فراواني براي آدمي پديدار مي سازد(37). لذا اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «كل ما الهي عن ذكرا... فهو ميسر» (38)
علامه قرطبي در كتاب «تفسير الجامع لاحكام القرآن» (ج10، ص187) مي نگارد: «ابليس «غنا» را در ميان فرزندان آدم ترويج كرد تا آنان را به افعال ناروا وادار سازد ]وي سپس به اين مساله اشاره دارد كه[ عبدا... عمر از جائي مي گذشت، صداي غناي چوپاني را شنيد، فورا انگشتان خود را در ميان گوش هاي خود نهاد و گفت: پيامبراكرم(ص) فرمود وقتي صداي «غناء» را شنيديد، اين چنين عمل كنيد.
هنگامي كه آدم، «شجره منهيه» برخوردار گشت، ابليس به غناء پرداخت ]عن النبي (ص) قال كان ابليس اول من تغني... لما اكل آدم من الشجره تغني[ (39)
همچنين هنگامي كه حضرت آدم از دنيا رفت، ابليس، فرزندان آدم را شماتت كرد و با همراهي قابيل محفل غناء، ترتيب داد. (40)
كلمه «موسيقي» يك واژه يوناني است كه به فنون، آوازها و آلات، گفته مي شود و علم موسيقي، علمي است كه از اصول آهنگ ها و نغمه ها و تركيب آنها بحث مي كند. (41)
كارل شتوميف، استاد فلسفه دانشگاه برلين، تاريخ شروع آغاز حضور موسيقي در زندگي بشري را از لحظه اي مي داند كه مردم ناگزير شدند براي تفهيم و تفهم به «اصوات»، متوسل شوند و از همين راه كه علم موسيقي به وجود آمد. (42)
غنا در ميان صاحب نظران مشهور اسلامي:
فارابي كتاب «الموسيقي الكبير» را نوشت. پس از او ابوعلي سينا ]375-428[ تاليفاتي در اين باره دارد و در هر قرني از سوي مسلمانان در باب دانش موسيقي كتب و جزواتي به رشته تحرير درآمده است كه توجه آنان بيشتر به پاره از استفاده هاي مشروعي است كه مي توان از موسيقي داشت (موسيقي درماني) و اين مساله را نبايد با «غناء» يكي دانست بنابراين علم موسيقي غير از بكارگيري نامشروع آن است.
غزالي در احياء علوم الدين در موارد متعدد از موسيقي و غنا سخن گفته است از جمله در باب «سماع»، او موسيقي را بر سه گونه مي داند كه عبارت اند از:
1-موسيقي سرگرم كننده و غفلت آور كه بخاطر ضرر و فسادي كه به بار مي آورد حرام است.
2-موسيقي تحريك كننده شهوت كه بخاطر آن كه فساد اخلاقي را در آدمي تقويت مي كند حرام مي باشد.
3-موسيقي اي كه حالات روحاني و توجه به معنويات را در آدمي برمي انگيزد اين گونه از موسيقي، حلال است.
غزالي، براي غناء، حرمت ذاتي قائل نيست. او بر اين عقيده است كه: حرمت غناء، يك حرمت مقدمه اي است زيرا غناء، زمينه ساز پرداختن به اعمال حرام ديگر است. بديهي است كه جهت آلوده نشدن به حرام، از مقدمات آن كه زمينه ساز دخول بدان اند، بايد پرهيز كرد و حكمت حرمت اصل، به فرع (مقدمات) آن تسري مي كند. چنانكه خوردن خمر و هر چيز مستي آور، حرام است. لكن خمر اندك، كه مستي نمي آورد چرا بايد حرام باشد؟ پاسخ آن است شرب خمر اندك به نوبه خود تمايل به شرب خمر بيشتر را در آدمي تقويت مي كند، لذا حرام است. ]... و حرم قليل الخمر و ان كان لايسكر لانه يدعوا الي السكر و ما من حرام الا وله حريم يطيف به و حكم الحرمه ينسحب الي حريمه ليكون «حمي» للحرام و وقايه له و حصارا مانعا حوله كما قال (ص) «ان لكل ملك حمي و ان حمي ا...محارمه»[
غزالي در ادامه همين سخن، راز حرمت پرداختن به غنا را در سه چيز خلاصه مي كند:
1-غنا زمينه ساز روي آوردن و توجه به ميگساري است.
2-خود اين عمل (غنا) هم افق ميگساري است. ]انها في الفسق قريب العهد بشرب الخمر[
3-]الاجتماع عليها[ جلسه اهل غنا شباهت به جلسه فساق دارد ]لان من تشبه بقوم فهو منهم[ از عادت آنان است كه غنا و شرب خمر در كنار يكديگر قرار داشته باشند. (43)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- ر. ك: ابن خلدون، مقدمه، ج 1، فصل 23 في صناعه الغنا، ص .453
2- كتاب لسان العرب- ماده غنا.
3- المصباح المنير، 554 ماده غنا.
4- كتاب صحاح اللغه . ماده غين.
5- أقرب الموارد، ج 1، ص 541 ماده سمع.
6- القاموس المحيط، ج 4، ص 273، ماده غني.
7- اقرب الموارد، ج 2، ص 890، ماده غناء.
8- مجمع البحرين- ج 2 ص .109
9- ر.ك: بكايي، ترتيب كتاب العين، للخليل، ماده غني.
10- ر.ك: ابن دريد: جمهره اللغه ، باب الغين، ج 3، ص .153
11- مسالك الافهام، ج 2، ص 165- لمعه، ج 3، ص .212 مد الصوت المشتمل علي الترجيع المطرب او ما يسمي العرب غناء و ان لم يطرب.
12- شيخ انصاري، مكاسب محرمه.
13- فيض كاشاني.
14- ر.ك: محمدحسن نجفي، جواهر الكلام، ج 22، ص 46
15- ر.ك: نووي، المجموع في شرح المهذب، ج 2، ص 230 و 231، طبع دارالفكر.
16- بحارالانوار، ج 8، ص 127
17- خلاف، ج 6، ص 307، طبع جديد.
18- به ديدگاه فقهاء و صاحب نظران
19- النهايه ، ابن الأثير، ج 3، ص .117
20- همان- ماده طرب
21- اساس البلاغه، زمخشري، ص 277 ماده طرب.
22- لسان العرب، ج 1، ص 557، ماده طرب.
23- مصباح المنير، فيومي، ص .380
24- ر.ك: علامه، قواعد، باب شهادات، ص .236
25- المكاسب المحرمه ، ج 1، ص 300، (نشر آثار امام)
26- ر.ك: غزالي، احياء علوم الدين، ج2، ص.273
27- ر.ك: فصل استفتائات، همين كتاب.
28- ر.ك: توضيح المسائل مراجع، ج2، ص80، نشر انتشارات اسلامي.
.29 ر.ك: فصل غنا در احاديث همين كتاب.
.30 ر.ك: فصل غنا در احاديث در همين كتاب.
31- ر.ك: فصل استفتائات، همين كتاب.
32- ر.ك: وسايل الشيعه، ج 17، ص 308 و 314 چاپ آل البيت.
33- ر.ك: فصل چهارم همين كتاب.
34- ر.ك: فصل دوم همين كتاب.
35- ر.ك: وسايل الشيعه، ج 12، ص 227-.225
36- ر.ك: تفسير روح المعاني، ذيل آيه ششم سوره لقمان.
37-ر.ك: تفسير نمونه، جلد17، ص28-26
38-ر.ك: وسايل الشيعه، ج12، ص235
39-وسايل الشيعه، ج17، ص314-308 (آل البيت)
40-وسايل الشيعه، ج17، ص314-308 (آل البيت)
41-ر.ك: المعجم الوسيط، ج2، حرف ميم، ص891
42-ر.ك: طباطبايي مجد، غلامرضا، دائره المعارف زرين، ج1، ص870
43-غزالي، احياء علوم الدين، ج2 ص272
صبح
Friday 17 September 2004, 08:03PM
غناء
سيد محمد موسوي بجنوردي
چكيده: مقالة حاضر، تلاشي است جهت بررسي مسألة غناء در فقه اسلام و اينكه آيا بر هر صوت موزون و زيبا، غناء اطلاق ميشود يا خير؟
نگارنده، براي بررسي تفصيلي، در ابتدا به معناي لغوي و اصطلاحي غناء ميپردازد و در ادامه غناي محلَّل و غناي محرَّم و ويژگيهاي غناي محرَّم را برميشمرد و ضمن بررسي روايات متعارض در اين زمينه، به بيان نظر محقق سبزواري در خصوص جمع روايات در اين باب ميپردازد.
نويسنده در پايان نتيجه ميگيرد كه به طور مطلق نه ميتوان قائل به جواز شد و نه قائل به حرمت، بلكه بايد در اين زمينه قائل به تفصيل گرديد.
كليدواژه: غناء، غناي محلَّل، غناي محرَّم.
مقدمه
غناء از جمله بحثهاي فقهي است كه به دليل موضوع خاص آن، سؤالات مختلفي پيرامون آن مطرح ميشود. از قبيل اينكه آيا بر هر صوت موزون و زيبا، غناء اطلاق ميشود؟ و آيا غناء در اسلام مطلقاً حرام است؟ يا مطلقاً جايز است؟ يا اينكه قسم خاصي از آن حرام بوده و بقية مصاديق آن جايز ميباشد؟ و به تبع آن، نظريات مختلفي نيز در اين باب وجود دارد.
براي روشن شدن حقيقت مطلب، ابتدا بايد مشخص شود كه غناء چه معنايي دارد؟ و ملاك حرمت آن چيست؟ تا پس از بررسي روايات مختلف در اين زمينه، بتوان به يك نتيجة كلي دست يافت.
معناي لغوي غناء
براي دستيابي به معناي موضوعٌ له هر كلمه و معناي حقيقي هر شيء، نميتوان به قول و نظر علماي اهل لغت استناد كرد و قول آنها در اين باب حجّت نميباشد. چرا كه معمولاً ملاك لغويون، استعمال لغات در اشعار، سخنان و اقوال مردم ميباشد و در استعمال نيز مسائل مختلفي از جمله استعاره، مجاز، تناسب حكم با موضوع، تناسب جلسه، تناسب گوينده و موارد ديگر در نظر گرفته ميشود كه در آينده ممكن است بر اثر كثرت استعمال، اين واژه براي معناي ديگري تعيّن پيدا كند.
به عنوان نمونه اگر به متون اسلامي رجوع كنيم درمييابيم كه براي معناي ترور، از كلمة «اغتيال» يا «فَتك» استفاده ميشده است و شاهد مثال در اين زمينه روايتي از پيغمبر اكرم(ص) است كه حضرت فرمودند: «المسلمُ قيدُ الفَتْك» [محمدبن جرير طبري، حضرت مسلم] يعني مسلمان هيچگاه ترور نميكند. اين روايتي بود كه حضرت مسلم آن را به عنوان دليل عدم حمله به ابن زياد در خانة هاني، بيان كرد و به آن تمسك نمود.
اما امروزه در الفاظ جديد عرب از كلمة «ارهاب» از ريشه رَهب به معناي ترس، براي مفهوم ترور استفاده ميشود. به گونهاي كه براي تروريستها، واژة «ارهابيون» به كار ميرود. در حالي كه اين كلمه با كلمة زمان صدور روايت تفاوت ميكند.
معناي اصطلاحي غناء
از آنجايي كه استعمال لفظ غناء در اشعار عرب در معاني متفاوتي بوده، لذا برداشتهاي مختلفي نيز از اين واژه صورت گرفته است و هر كس با توجه به ذوق و سليقه و برداشت خود از اين اشعار، غناء را به صور مختلفي معني كرده است. از جمله اينكه، غنا همان صوت است، يا غنا ترجيع صوت است يا غناء ترجيع صوت مطلوب ميباشد و يا اينكه غناء همان صوت مُرَجّع مطرب حسن است.
اما كدام يك از اين معاني مدّ نظر شارع مقدس بوده و كدام يك را مورد نهي قرار داده است؟ براي دستيابي به اين مطلب بايد ببينيم كه شرع مقدس، غناء را چگونه معنا كرده است و چه ملاكها و مناطهايي را شرط حرمت آن قرار داده است؟ همچنين غناء در عرف چگونه تعريف ميشود؟
اقسام غناء
لفظ غناء طبق مفهوم عرفي، به معناي آواز و صداي موزون معادل واژة «موسيقي» و كلمهاي يوناني است. اين صداي موزون گاه به واسطة فعل انسان از آلاتي كه از جمادات هستند خارج ميشود و گاه از حنجرة انسان و گاه از حنجرة حيواناتي همچون بلبل و قناري.
قبل از بررسي روايات با مراجعه به عقل سليم و فطرت پاك، مشخص ميشود كه هر صداي موزون و زيبا، در اسلام حرام نميباشد. چرا كه قوانين دين اسلام طبق مصالح و مفاسد واقعي و طبق فطرت بنا شده است و هيچگونه حكم تحميلي بر انسانها ندارد. اينگونه نيست كه هر لذت و خوشي، ممنوع و حرام باشد. شيعه معتقد به حسن و قبح عقلي بوده و قائل است كه شرع مقدس هيچ چيزي را حلال و حرام نميكند مگر آنكه مصلحت يا مفسدة ملزمهاي در آن نهفته باشد و اين مسأله در علم كلام با دليل و برهان به اثبات رسيده است. از جمله مواردي كه خداوند تبارك و تعالي به دليل مفسدة ملزمه، چيزي را حرام كرده، شُرب خمر ميباشد چرا كه نوشيدن آن سبب خروج از حالت تعادل، زوال عقل، ميل به فساد و بروز جنبة حيوانيت در انسان ميشود. مسألة غناء نيز همينگونه است. مسلماً غنائي كه مفسدهبرانگيز باشد، مورد حرمت قرار ميگيرد. پس ميتوان گفت كه غناء بر دو قسم است: 1ـ غناي محلََّل؛ 2ـ غناي محرَّم.
در غناي محلَّل، خود صداي موزون، في نفسه مدّ نظر قرار ميگيرد كه امري مباح است، اما اگر اين صداي موزون و اين آواز با چيزي تركيب شود و بعد از تركيب با آن شيء، داراي مفسدة ملزمه گردد، غناي محرَّم ناميده ميشود. اين قسم از غناء داراي يكسري ويژگيهاي خاص ميباشد.
ويژگيهاي غناي محرََّم
در تعاريفي كه از غناء مطرح گرديد به يكسري از قيود اشاره شد از جلمه ترجيع صوت و مطرب بودن اما اين دو ويژگي، شرط كافي براي حرمت غناء نميباشند. و از نظر نگارنده ماده و محتواي اشعار نيز مهم است كه به بررسي هر كدام از آنها ميپردازيم.
الف. ترجيع صوت
در مورد ترجيع صوت، سؤالات گوناگوني مطرح ميشود. از جمله اينكه آيا ترجيع صوت، اختصاص به انسان دارد يا اينكه صداي برخي از پرندگان از جمله بلبل و قناري يا برخي از چهارپايان از جمله حمار كه در آن ترجيع و كشش وجود دارد نيز غناء محسوب ميشود و استماع آنها اشكال دارد؟
مضافاً اينكه آيا هر ترجيعي حرام است؟ آيا صِرف كشش و زيبا كردن صوت، سبب حرمت آن ميشود؟ ميدانيم كه به طور كلي زيبايي هر چيزي به موزون بودن آن است و موزون بودن هر چيزي با مقياس خودش سنجيده ميشود. مثلاً زيبايي خط به موزون بودن حروفي است كه در نوشتار به كار رفته است. اما موزون و زيبا بودن صدا به كشش مناسب صوت و رعايت كوتاهي و بلندي آن است.
آيا به صرف اينكه اين صدا داراي ترجيع و كشش ميباشد و طبع انسان از آن لذت ميبرد، بايد آن را تحريم كرد؟ آيا احكام شريعت اسلام برخلاف فطرت انسانها ميباشد؟
طبق مطالب گفته شده، چون احكام اسلام تابع مصالح و مفاسد واقعي است و از طرفي برخلاف فطرت انسانها نيز نميباشد لذا هرگونه ترجيع و كشش صوت، به تنهايي سبب حرمت غناء نميشود.
ب. طرب
در مورد طرب اين مسأله مطرح ميشود كه اولاً مفهوم آن چيست؟ و آيا هر لذت و خوشي، طرب ناميده ميشود؟ و آيا هرگونه احساس خوشايند، ملازمه با حرمت دارد؟ و اصولاً به چه غنائي، مطرب گفته ميشود؟ به طور مسلّم ايجاد هرگونه لذت و احساس خوشايند در انسان، ممنوع نيست و به آن طرب هم گفته نميشود. چرا كه فطرت انسان، طالب زيبايي و كمال است و از آنجايي كه عشق به كمال و جمال مطلق دارد، لذا در خود احساس كشش و تمايل به سمت زيبايي پيدا ميكند. از هواي خوب، غذاي خوب، صداي خوب و … خوشش ميآيد و لذت ميبرد. چون شارع مقدس برخلاف فطرت انسانها، حكمي را تشريع نميكند در نتيجه هر لذت و خوشي به نظر او حرام نيست. حتي از آنجايي كه صوت نيكو، سيماي نيكو، خلق نيكو و ساير ويژگيهاي حَسَن، موجب جذب انسانها ميشود؛ خداوند متعال از اين خصلت انسانها استفاده كرده و پيامبرانش را با اين ويژگيها به سوي بشر فرستاده است تا در دعوت به سوي خود موفقتر باشند. از اين مطلب مشخص ميشود كه خوش صدا بودن يعني كلام موزون را از حنجره بيرون آوردن، فينفسه امري نيكو است و شارع مقدس خوش آمدني را حرام اعلام ميكند كه موجب زوال عقل و خروج از حالت تعادل در انسان و سوق به سمت فساد و فراموشي و غفلت ياد خدا شود كه اين از نظر عقلا نيز ناپسند ميباشد.
در نفس ناطقة انسان يكسري مقتضياتي وجود دارد كه تحت تأثير عوامل خارجي از قوه به فعل درميآيد؛ و البته اين اختصاص به انسانها ندارد و در حيوانات نيز ديده ميشود. از جمله عوامل خارجي كه در آن اثر ميگذارد، صدا و صوت ميباشد كه ميتواند انسان را از حالت طبيعي خارج كند. كمااينكه نواختن موسيقي سبب بروز حركات موزوني در برخي از مارها ميشود، و در صورتي در انسان خروج از تعادل حرام ميباشد كه منجر به مفسده شود وگرنه هر خروجي از تعادل حرام نيست. چون گاهي شنيدن يا خواندن صوتي از قرآن به قدري در انسان تأثير ميگذارد كه گويي از عالم ناسوت خارج شده و در ملكوت سير ميكند. اگر خروج از تعادل و زوال عقل به واسطة شهوت صورت گيرد، كه انسان در آن لحظه ذكر و ياد خدا را از ياد برده و از فطرت اوليهاش دور ميشود و به سمت وادي انحراف سوق پيدا ميكند؛ بدين جهت مورد نهي شريعت قرار ميگيرد.
بنابراين، شنيدن صداي بلبل يا قناري يا خزان برگ، به صرف اينكه احساس خوشايندي در انسان ايجاد ميكند، ممنوع نيست. چون كه موجب ازالة عقل و انديشة انسان نميگردد و خوشايندي نسبت به آن، طبق فطرت زيباييطلب انسان ميباشد. لذا غنا در صورتي مطرب شمرده ميشود و حرام است كه استماع صدا، مُشير شهوت گردد و فرد را از تعادل روحي و رواني خارج كند و تعقّلش را زايل نمايد و حالتي همچون حالت سُكر در او پديد بياورد كه مسلماً اين حالت متتبع مفاسد ديگري هم خواهد بود.
ج. محتواي ناپسند اشعار
علاوه بر ترجيع و طرب، عامل ديگري كه در حرام شدن غناء تأثير دارد، محتوا و الفاظ اشعار ميباشد. چرا كه ماده و لفظ ميتواند سبب دگرگون شدن حالت انسان و خروج از تعادل گردد.
كما اينكه محتواي اشعار ادبي، سبب دگرگون شدن حال برخي از عاشقان ادبيات ميشود يا مطالب عرفاني، سبب تحول برخي از عرفا ميگردد. در حاليكه ممكن است همين مطلب و همين لفظ در فرد ديگري كه با مفهوم آن آشنايي ندارد، هيچگونه تأثيري نداشته باشد.
بنابراين نفس صوت موزون با قطع نظر از مقارنات و عوارض آن، امري مباح ميباشد؛ اما همين صداي موزون در ضمن كلمات شعر، حكم حرمت يا حليّت پيدا ميكند. به عبارت ديگر، تركيب و اتحاد صداي موزون با كلمات، همچون اتحاد عرض و معروض و بلكه بالاتر، عينيت عرض و معروض ميباشد. به گونهاي كه عرض وقتي كه عارض بر معروض ميشود نه تنها از اطوار آن بلكه عين معروض ميشود.
بنابراين در تعريف غناء ميتوان گفت كه: غناء عبارت است از صوت همراه با ترجيع و طرب مُشير شهوت با الفاظ ناپسند كه به طور مجموع سبب زوال عقل شده و در نهايت انسان را به سمت انحراف سوق داده و موجب فراموشي ياد خدا و غفلت از او ميشود.
صبح
Friday 17 September 2004, 08:04PM
نظر مرحوم فيض كاشاني در مورد غناء
مرحوم فيض در كتاب وافي ميگويد: «الذي يظهر من مجموع الاخبار اختصاص حرمة الغناء و ما يتعلَّق به من الأجر و التعليم و الاستماع و البيع و الشراء كلّه بما كان علي نحو المتعارف في زمن بني اميه و بني العباس من دخول الرجال عليهّن و تكلمهنّ بالباطل و لعبهنّ بالملاهي من الايذان و القضيب و غيرهما دون ماسوي ذلك من انواعه كما يَشعرُ به قوله(ع) ليست بالتي تَدْخُلُ عليه الرجال. الي ان قال و علي هذا فلا بأس بالتَّغَنّي بالاشعار المتضمّن بذكر الجَنّه و النار، و التشويق الي دار القرار و وصف نِعَم المَلِكِ الجبّار و ذكر العبادات و الرغبات في الخيرات و الزهد في الفانيات و نحو ذلك كما اشير اليه في حديث الفقيه في الجارية التي لها صوتٌ، لا بأس لو اشتريتها فَذكَّرتك الجَنّه و ذلك لانّ هذا كلّه ذكر الله. و ربّما تقشعَرُّ منه الجلود الّذين يَخْشَونَ رَبّهُم ثم تلين جلودهم و قلوبهم الي ذكر الله. و بالجمله فلايخفي علي ذوي الهجاء بعد سماع هذه الاخبار تمييز حق الغناء عن باطله. و اكثر ما يتغنّي به الصوفيه في محافلهم، من قبيل الباطل.»
مرحوم فيض معتقد است كه خود غناء فينفسه حرمت ندارد بلكه علت حرمت آن، به دليل مقارناتش ميباشد. به عبارتي ايشان غناي محرَّم ذكر شده در روايات ائمه معصومين(ع) را، خاصّ مجالسي همچون مجالس لهو و لعب زمان بنياميه و بنيعباس ميداند كه در اين مجالس، علاوه بر غناء افعال مُحرَّم ديگري همچون اختلاط زن و مرد نامحرم، رقص، سگ بازي، قمار، شرب خمر و … انجام ميشده كه كل مجلس را تبديل به مجلس معصيت ميكرده است. علت حرمت غناء، حرمت مجلس آن ميباشد كما اينكه در متن روايات نيز به عبارت «مجلس غناء» اشاره ميشود.
لذا ايشان ميفرمايد كه غناي محرَّم مربوط به غنائي است كه در مجالس زمان بني اميه و بنيعباس خوانده ميشده چرا كه كل مجلس آنها به دليل ساير افعال و مقارنات غناء، حرام ميگرديد. از جمله ورود مردان بر زنان، خوانده شدن اشعار باطل، ساز زدن زنان، … كه كل جلسه را حرام ميكرد.
ولي اگر غناء و شعر متضمن ياد آخرت، بهشت، جهنم، صفات باري تعالي، ترغيب به كارهاي خير و فاني بودن دنيا باشد و منجر به مقارنات حرامي نگردد هيچ اشكالي ندارد و حلال ميباشد.
بررسي روايات
روايات در باب غناء متفاوت است. برخي از روايات، غناء را جايز دانستهاند و كسب حاصل از آن را حلال و برخي ديگر بر قرائت قرآن با صداي نيكو و موزون تأكيد كردهاند و دستهاي ديگر نيز دلالت بر حرمت غناء و كسب حاصله از آن ميكنند. حال چگونه ميتوان اين روايات را با هم جمع كرد؟
نكتة مهمي كه در بررسي روايات بايد مورد توجه قرار داد آن است كه قبل از بررسي صحت و سقم سند روايت و عمل اصحاب به آن، بهتر است متن روايت و محتواي آن را بررسي كنيم. اگر متن حديث با شأن و مقام انسان كامل سنخيتي نداشت و خلاف عقل، اخلاق، مروت و انصاف بود، حديث جاي تأمّل دارد ولو آنكه سند آن صحيحه باشد. چرا كه روايات بسياري در دين ما وارد شده كه صحيحه بوده ولي جزء اسرائيليات است. روايات وارد شده در باب غناء نيز از اين قاعده مستثني نميباشد. حال به بررسي روايات مختلف باب غنا ميپردازيم.
الف. روايات وارد شده در باب كسب حاصل از غناء
1ـ «محمدبن يعقوب، عن عدّة من اصحابنا، عن احمد بن محمد، عن الحسين بن سعيد، عن علي بن أبي حمزه، عن ابي بصير قال: سألت ابا عبدالله(ع) عن كَسبِ المُغنيّات، فقال: التي يَدخُلُ عليها الرجال حرامٌ، و التي تدعي الي الأعراس ليس به بأس و هو قول الله عزّوجلّ: و من الناس من يشتري لهو الحديث ليضلّ عن سبيل الله.» [حرّ عاملي 1403 ج 12 باب 15: 84 روايت 1]
اين روايت موثقه بوده و در سه كتاب از كتب اربعه يعني كافي، تهذيب و استبصار نقل شده است.
در اين روايت از امام صادق(ع) در مورد كسب زنان آوازهخواني كه آوازخواندن شغل آنها بوده سؤال شده است. حضرت در پاسخ فرمودند: اگر مردان بر آنها وارد شوند، كسبشان حرام است. اما در صورتي كه به مجالس عروسي دعوت شوند و در آنجا بخوانند، اشكالي ندارد.
از اينكه حضرت فرمودند در مجالس عروسي، كسبشان اشكالي ندارد مشخص ميشود كه در اين مجالس مردان حضور نداشتهاند. چرا كه در فقرة قبل، علت حرمت كسب آنها را ورود مردان ذكر كرده است. لذا از اين روايت برميآيد كه تغنّي و كسب از راه آن حرمت ذاتي ندارد و امري مباح و جايز است، مگر آنكه منجر به مفسدهاي شود. از طرفي چون احكام اسلام مبتني بر مصالح و مفاسد است، اگر چيزي فينفسه مفسده داشته و مبغوض شارع مقدس باشد در همة زمانها و مكانها حرام خواهد بود و بين مجلس عروسي و غير آن تفاوتي نميباشد. به عنوان مثال اگر شرب خمر حرام است در همه جا حرمت دارد و اينطور نيست كه در حطيم يعني بين حجرالاسود و مقام ابراهيم، شرب آن جايز باشد. لذا اين روايت، دلالت بر آن دارد كه غناء و كسب از راه آن به طور مطلق حرام نميباشد.
2ـ «و عنهم، عن احمد عن الحسين عن حَكَم الخياط عن ابي بصير، عن ابي عبدالله(ع) قال: المُغَنّية التي تَزُفُّ العرائس لابأس بكسبها.» [حرّ عاملي 1403 ج 12 باب 15: 84 روايت 2]
اين روايت را نيز كليني در كافي و شيخ طوسي در تهذيب و استبصار نقل ميكند. در اينجا نيز حضرت كسب زن آوازهخوان را در مجالس عروسي، بياشكال ميداند. نه تنها خواندن او را نهي نكردند كه بالاتر از آن، كسبش را هم جايز دانستهاند.
3ـ «و عنهم، عن احمد عن الحسين عن النضر بن سُوَيد عن يحيي الحلبي عن ايوب بن الحر عن ابي بصير قال: قال ابو عبدالله(ع): اجرُ المغَنَيّة التي تَزُفُّ العرائس ليس به بأس. و ليست بالّتي يَدخُلُ عليها الرجال.» [حرّ عاملي 1403 ج 12 باب 15: 85 روايت 3]
اين روايت را كليني در كافي و صدوق در من لايحضره الفقيه نقل ميكند. حضرت ميفرمايند كه زن آوازهخواني كه در مجالس عروسي ميخواند، مالك اجرتش شده و كسب او حلال ميباشد، البته تأكيد ميكنند كه در صورتي كه مردان بر او وارد نشوند. در اين حديث شريف نيز، حضرت خود آواز خواندن را حرام نميدانند بلكه با آوردن قيد «ليست بالتي يدخل عليها الرجال» به ما ميفهمانند كه چون ورود مردان به اين مجالس، ملازمه با فسق و فجور دارد، لذا تغنّي در اين فرض مورد نهي شارع مقدس قرار ميگيرد.
4ـ «و عن ابي عليٍ الاشعري، عن الحسن بن علي، عن اسحاق بن ابراهيم، عن نضر بن قابوس، قال: سمعتُ ابا عبدالله(ع) يقول: المغنّية ملعونة، ملعونٌ من اَكَلَ كسبها» [حرّ عاملي 1403 ج 12 باب 15: 85 روايت 4]
اين روايت را كليني در كافي و شيخ در تهذيب و استبصار نقل ميكند. در اين حديث شريف، برخلاف احاديث گذشته ظاهراً حضرت به طور مطلق زن مغنّيه را در مورد لعن قرار داده و كسب او را حلال نميدانند. اما در حقيقت، اين روايت نه تنها با روايات گذشته تعارضي ندارد بلكه با آنها قابل جمع نيز ميباشد. منظور امام(ع)، زن مغنيّه و آوازهخواني است كه در مجالس فسق و فجور بخواند و هر كسي هم كه از اجر و مزد او استفاده كند را مورد لعن قرار ميدهد. اما طبق روايات ديگر، اگر در مجالس عروسي كه معمولاً مردان وارد نميشوند تغنّي صورت گيرد، هم عمل او جايز بوده و هم اجر و مزد او حلال ميباشد.
5ـ «عبدالله بن جعفر (برادر امام موسي بن جعفر(ع)) في قُرب الاسناد عن عبدالله بن الحَسَن، عن علي بن جعفر، عن اخيه قال: سألتُهُ عن الغناء، هل يَصْلَحُ في الفطر و الاضحي و الفَرَح؟ قال: لابأس به مالم يُعْصَ به.» [حرّ عاملي 1403 ج 12 باب 15: 85 روايت 5]
از حضرت پرسيدند كه آيا آواز خواندن در عيد فطر و عيد قربان و يا هر مجلس جشن و سروري (اعم از مجلس عروسي، بچهدار شدن، از سفر برگشتن و…) جايز است يا نه؟
ايشان فرمودند: تا وقتي كه عصيان امر خدا نشود و فعل حرامي در آن مجلس صورت نگيرد، تغنّي اشكالي ندارد. از اينكه حضرت، تغنّي در اعياد مذهبي از جمله عيد فطر و قربان را جايز ميداند، مشخص ميشود كه صرف آواز خواندن مغنّيه و كسب درآمد از اين راه، حرمت ندارد و بلكه برعكس، تغنّي در اين ايام نه تنها مفسده ندارد كه مودّت را هم بيشتر ميكند. مثلاً وقتي كه پيامبر اكرم(ص) ميخواستند وارد مدينه شوند، زنان مدينه دف ميزدند و پاهايشان را بر زمين ميكوبيدند و اشعاري را در مدح حضرت ميخواندند: «طلعت البدرُ علينا عن سنيات الوداعي وجب الشكر علينا ما دعالله داعِ». اين عمل آنها در واقع تجليل از نبي اكرم(ص) و سبب تقويت اسلام بوده است.
و اينكه زنان پيامبر(ص) در شب عروسي حضرت زهرا(ع) اشعاري را در وضو گرفتن حضرت ميخواندند و حضرت، اين كار زنان را نهي نكردند. از اين عمل برداشت ميشود كه حتي صرف ورود مردان بر زنان هم موجب حرمت غنا نميشود بلكه منظور جلساتي است كه مردان حضور دارند ولي جلسه، جلسة فسق و فجور است. اگر چيزي ذاتاً ناپسند باشد، بين عيد و غير عيد هيچ فرقي وجود ندارد. اگر ربا ناپسند است اينطور نيست كه در مكه حلال باشد و در ساير مكانها حرام، بلكه در همه شرايط و زمانها و مكانها ناپسند است. مضافاً اينكه اگر چيزي مبغوض شارع مقدس باشد، قبيح است كه بگوييم در اعيادي مثل عيد فطر، انجام آن اشكالي ندارد.
6ـ «محمد بن الحسن باسناده عن احمد بن محمد عن البَرْقي عن عبدالله بن الحَسَن الدَّينِوَيِ قال: قلتُ لابي الحسن(ع) جُعِلتُ فداك. ماتقول في النصرانية اَشتريها و اَبيعها من النصراني؟ فقال: اِشْتَرِ و بِعْ. قلتُ: فَاَنكَح؟ فَسَكت عن ذلك قليلاً ثم نظر اِلَيَّ و قال شبه الاخفاء: هي لك حلال، قال: قلتُ جُعلتُ فداك فَاَشتري المَغِّنيَة او الجارية التي تَحْسُن او تُغَنّي اريد بها الرِّزق لاسوي ذلك، قال: اشتر و بِع.» [حر عاملي 1403 ج 12 باب 16: 86 روايت 1]
شيخ اين روايت را در تهذيب نقل ميكند. فردي از امام(ع) سؤال ميكند كه من جاريهاي نصراني را ميخرم و به يك نصراني ميفروشم. آيا اين خريد و فروش جايز است؟ حضرت فرمودند: بله.
سپس در مورد جواز نكاح با او سؤال ميكند. حضرت در پاسخ سكوت كردند و سپس به آهستگي فرمودند: بله، حلال است.
آنگاه در مورد زن نصرانيهاي كه آوازهخوان و خوش صدا هم باشد و از طريق خواندن او بخواهد پولي را به دست آورده و امرار معاش كند، پرسش مينمايد. امام(ع)، خريد و فروش اين مغنّيه را هم جايز دانستند.
7ـ «محمدبن علي بن الحسين قال: سَأَلَ رجلٌ عن علي بن الحسين(ع) عن شراء جارية لها صوت، فقال: ما عليك لو اشتريتَها فَذَكَّرَتكَ الجَنَّْة، يعني بقراءَة القرآن و الزهد و الفضائل التي ليست بغناء فأمّا الغناء فمحظورٌ.» [حرّ عاملي 1403 ج 12 باب 16: 86 روايت 2]
اين روايت را شيخ در تهذيب نقل ميكند كه از امام سجاد(ع) در مورد خريدن جاريهاي خوش صدا سؤال كردند. حضرت فرمودند: اگر آواز اين جاريه تو را به ياد بهشت و آخرت بيندازد يا با صداي خوب قرآن بخواند، يا اشعاري را در مدح زهد و فضايل و افعال نيكو بخواند، اشكالي ندارد. اما اگر غناء و لهو الحديث باشد، جايز نيست. از اين روايت مشخص ميشود كه اگر خواندن، موجب ذكر و ياد خداوند شود جايز است و الاّ در صورتي كه غفلت بياورد، ممنوع ميباشد. پس ميتوان نتيجه گرفت كه غناء بر دو قسم است. يك غناي محلَّل و جايز و ديگري غناي محرَّم. و اينكه امام(ع) در اين روايت قرائت قرآن و ذكر فضايل را غناء يعني غناي حرام ندانسته است.
صبح
Friday 17 September 2004, 08:05PM
ب. روايات وارد شده در باب خواندن زنان در مجالس عزا
يكسري ديگر از روايات در مورد زنان خوش صدايي است كه در مجالس عزاداري ميخوانند و نوحهسرايي ميكنند.
1ـ «محمدبن يعقوب عن عدّةٍ من اصحابنا، عن احمد بن محمد، عن عليّ بن الحَكَم، عن يونس بن يعقوب، عن ابي عبدالله(ع) قال: قال لي ابوجعفر: اوقِف لي من مالي كذا و كذا لنوادبٍ تَنْدُبُني عشر سنين بمني ايام مني.» [حرعاملي 1403 ج 12 باب 17: 88 روايت 1]
اين روايت را كليني در كافي و شيخ در تهذيب و صدوق در من لايحضره الفقيه نقل ميكند.
در اين روايت، امام صادق(ع) از امام باقر(ع) نقل ميكند كه حضرت به من گفتند كه مقداري از مال مرا وقف زناني كن تا مدّت ده سال در ايام تشريق (يعني دهم و يازدهم و دوازدهم ذيالحجه) در مني به اقامة عزاداري براي حجاج ميپردازند.
آنچه كه مسلّم است هدف حضرت از اين كار صرفاً خواندن اشعار نبوده بلكه تعظيم شعائر و مشخص شدن حق ائمه اطهار(ع) و زنده نگه داشتن ياد و خاطره و تبيين مظلوميت آنها بوده است.
علت اينكه حضرت، مني را انتخاب ميكنند اين بوده كه محل مناسبي براي تجمع كثيري از حجاج كشورهاي مختلف بوده و از اين طريق حقانيّت ائمه معصومين(ع) در سطح وسيعي منتشر ميشد.
به قرينة روايات گذشته مشخص ميشود كه زنان نوحه خوان براي زنان حجاج نوحهسرايي ميكردند و نه مردان. چون در غير آن صورت، در آن مجلس معصيت خدا انجام ميشد.
2ـ «و بالاسناد عن عليّ بن الحَكَم، عن مالك بن عطيه، عن ابي حمزه، عن ابي جعفر(ع) قال: مات الوليد بن المغيره. فقالت ام سلمه للنبي(ص): انّ آل المغيره قد أقاموا مناحَة. فَاَذهب اليهم. فَاَذِنَ لها. و تَهَيَّأَت و كانت من حُسْنِها كانّها جانّ، و كانت اذا قامت فَأَرِخَتْ شعرها، جلَّل جسدها، و عَقَدت بِطَرَفَيه خلخالها، فَنَدَبَتْ ابن عمِّها بَيْنَ يَدَيّ رسول الله(ص) فقالت:
انعي الوليد بن الوليد ابا الوليد فتي العشيرة
حامي الحقيقة ماجدٌ يسمو إلي طلب الوتيرة
قد كان غيثا في السِّنين و جعفراً غدقاً و ميرة
فما عاب رسول الله(ص) ذلك و لاقال شيئاً.» [حر عاملي 1403 ج 12 باب 17: 89 روايت 2]
اين روايت را كليني در كافي و شيخ در تهذيب نقل ميكند. حضرت باقر(ع) فرمودند: وقتي كه وليد بن مغيره از دنيا رفت، ام سلمه همسر پيامبر(ص) به ايشان عرض كرد كه اقوام و خويشان مُغيره، مراسم عزاداري برپا كردهاند، به من اجازه بدهيد كه در آن شركت كنم و حضرت هم اجازه دادند. ام سلمه لباس پوشيد و به آنجا رفت و در حضور پيامبر اكرم(ص) شروع كرد به مرثيه خواندن براي پسر عمويش. اما حضرت در واكنش به عمل او، هيچ نگفتند و سكوت كردند.
3ـ «و علي بن ابراهيم، عن ابيه (يعني ابراهيم بن هاشم)، و عن محمدبن يحيي، عن احمد بن محمد، عن محمد بن اسماعيل جميعاً عن حنّان بن سدير قال: كانت امرأةٌ مَعَنا في الحيّ و لها جاريةٌ نائِحَة. فجاءَت الي أبي فقالت: يا عمّ أَنت تَعْلم أَنَّ معيشتي من الله ثم من هذه الجاريه، فَأُحِب ان تَسأل ابا عبدالله(ع) عن ذلك فإن كان حلالاً والاّ بعتُها و اَكَلتُ من ثَمَنِها حتّي ياتي الله بالفَرَج، فقال لها أبي: و الله إنّي لَاعظم ابا عبدالله(ع) ان اَسئَلَهُ عن هذه المسألة، قال: فَلَمّا قَدِمنا عليه، اَخْبَرْتُهُ انا بذلك، فقال ابوعبدالله(ع) تُشارِط؟ فقلت: و الله ما ادري تشارط ام لا، فقال: قل لها لاتشارط و تَقْبَل ما اُعْطِيَت.» [حر عاملي 1403 ج 12 باب 17: 89 روايت 3]
اين روايت سند خوبي داشته و كليني در كافي و شيخ طوسي در تهذيب و استبصار آن را نقل ميكند. حنان بن سدير ميگويد كه در شهركي كه ما زندگي ميكرديم، زني بود كه جاريهاي خوش صدا داشت كه فقط در عزاها و مصيبتها ميخواند. او به نزد پدرم آمد و گفت: تو خود ميداني كه رزق و روزي در حقيقت به دست خداست اما من از طريق خواندن اين جاريه در مجالس عزا، امرار معاش ميكنم و آن وسيلة رزق و روزي من است. ميخواهم كه از امام صادق(ع) در مورد اين كار سؤال كني كه اگر حلال باشد، ادامه دهم وگرنه جاريه را بفروشم و با پول او، زندگي را بگذرانم تا خداوند فرجي كند.
پدرم گفت: به خدا سوگند من جرأت نميكنم كه اين سؤال را از حضرت بپرسم. اما وقتي كه ما (من و پدرم) به خدمت حضرت رسيديم من جريان را براي ايشان نقل كردم، امام(ع) فرمودند: آيا اين جاريه قبل از خواندن، مبلغ را شرط ميكند؟ گفتم: به خدا سوگند من نميدانم. حضرت فرمودند: به او بگو كه اگر شرط نكند ميتواند آنچه را كه به او عطا ميكنند، بپذيرد و حلال است.
در اين روايت، حضرت در مورد «شرط كردن مبلغ و يا عدم آن» بحث ميكنند ولي در مورد اصل آواز خواندن در تعزيهها و مصيبتها اشكال نميكنند و اصل عمل را جايز و پول حاصل از آن را حلال ميدانند.
4ـ «و عن علي بن ابراهيم، عن ابيه (يعني ابراهيم بن هاشم)، عن ابن أبي عُمَير، عن الحسن بن عطيه، عن عَذافِر قال: سمعتُ ابا عبدالله(ع) و سُئِل عن كَسْبِ النائحه. فقال: تَسْتَحِلُّه بضربِ احدي يَدَيْها علي الاُخري.» [حر عاملي 1403 ج 12 باب 17: 90 روايت 4]
اين روايت را كليني در كافي و صدوق در من لايحضره الفقيه نقل ميكند. از امام صادق(ع) در مورد كسب زن آوازهخوان كه صداي خوبي دارد و در مصيبتها ميخواند، سؤال شد. حضرت فرمودند كه حلال است.
در روايت، به مسألة «كف زدن» اشاره شده است كه در واقع اشاره به رسم و رسومات اعراب دارد و بحثي فرعي ميباشد. در بين اعراب رسم بوده كه در عزاداريها نوحهگر در حين خواندن، دست ميزد و در همان حالت، ديگران بر سينة خود ميزدند. در اينجا اصل بحث در مورد جواز خواندن و حليّت كسب آن است و نه كف زدن.
5ـ «عن بعض اصحابنا، عن محمد بن حَسّان، عن محمد بن رَنْجَوَيه، عن عبدالله بن الحَكَم، عن عبدالله بن ابراهيم الجعفري، عن خديجه بنت عُمَر بن علي بن الحسين(ع) في حديثٍ قال: سمعتُ عَمّي محمد بن علي(ع) يقول: إنّما تحتاج المرأة الي اللَّنوْح لِتَسيل دَمْعَتُها و لاينبغي لها اَنْ تقول هجراً، فإذا جاء الليل فلا تُؤذي الملائكة بالنوح.» [حر عاملي 1403 ج 12 باب 17: 90 روايت 6]
اين حديث شريف را كليني در كافي نقل ميكند. خديجه (نوه امام حسين(ع)) از عمويش امام باقر(ع) نقل ميكند كه حضرت فرمودند: زنها نياز دارند كه كسي برايشان نوحهسرايي كند تا رقّت قلب پيدا كرده و گريه سر دهند؛ اما شايسته نيست كه اشعار بد خوانده شود.
در انتهاي روايت، حضرت فرمودند كه در شب نخوانند چون ملائكه اذيت ميشوند. اما اينكه اذيت و آزار ملائكه به چه معني است؟ و آيا در مورد عقل فعال، شب و روز معني دارد يا خير؟
بحثي است كه معني و تفسير خاص خودش را ميطلبد و ربطي به بحث مورد نظر نداشته و داراي جنبة اخلاقي ميباشد. اما اصل خواندن زن براي ايجاد رقّت قلب، جايز ميباشد.
6ـ «محمدبن الحسن باَسناده عن الحسن بن سعيد عن النضر، عن الحَلَبي، عن ايوب بن الحُرّ، عن أبي بصير قال: قال ابوعبدالله(ع): لا بأس بِأَجْرِ النائحة التي تَنُوح علي المَيَّت.» [حر عاملي 1403 ج 12 باب 17: 90 روايت 7]
اين روايت موثّقه بوده و شيخ آن را در تهذيب و استبصار و صدوق در من لايحضره الفقيه نقل ميكند.
حضرت ميفرمايد زني كه براي مرده، نوحه ميخواند اجر و مزدش حلال ميباشد. پس اصل فعل جايز و درآمد آن هم حلال ميباشد.
7ـ محمدبن علي بن الحسين قال: «قال(ع) لابأس بِكَسْبِ النائحة اذا قالَتْ صِدْقاَ» [حر عاملي 1403 ج 12 باب 17: 91 روايت 9]
اين روايت را صدوق(ره) در من لايحضره الفقيه نقل ميكند كه امام(ع) فرمودند: زن نوحهخوان اگر در نوحه و اشعارش كذب نگويد، مُزد حاصل از آن حلال ميباشد.
8ـ «قال: و سُئِل الصادق(ع) عن اَجْر النائحة، فقال: لا بأس به، قد نيحَ علي رسول الله(ص).» [حر عاملي 1403 ج 12 باب 17: 91 روايت 10]
صدوق(ره) در من لايحضره الفقيه نقل ميكند كه از امام(ع) در مورد مزد نوحهخواني زنان سؤال شد. حضرت فرمودند: اشكالي ندارد. چون بر پيغمبر اكرم(ص) هم زنان نوحه خواندند.
9ـ «بِاَسناده عن شُعَيب بن وافِد، عن الحسين بن زيد، عن جعفر بن محمد، عن آبائه، عن النبي(ص)، في حديث المناهي، اَنّه نَهي عن الرَّنَّة عند المصيبة، و نَهي عن النياحَة و الاستماع اليها، و نهي عن تصفيق الوجه.» [حر عاملي 1403 ج 12 باب 17: 91 روايت 11]
صدوق اين روايت را در من لايحضره الفقيه نقل ميكند كه نبي اكرم(ص) از نوحه خواندن و نوحه گوش كردن در مصيبتها و بر سر و صورت زدن، نهي كرده است.
صبح
Friday 17 September 2004, 08:06PM
ج. روايات وارد شده در باب قرائت قرآن
در اين زمينه روايات مختلفي وجود دارد. برخي از روايات سفارش ميكنند كه قرآن را با صداي نيكو بخوانيد. اما در برخي ديگر، از خواندن قرآن به برخي الحان نهي ميكنند. بايد ديد كه آيا ميتوان اين روايات را با هم جمع كرد؟
1ـ «محمدبن يعقوب، عن علي بن محمد، عن ابراهيم الاحمَر، عن عبدالله بن حمّاد، عن عبدالله بن سَنان، عن ابي عبدالله(ع) قال: قال رسول الله(ص): اقرؤا القرآن بألحان العرب و اصواتها و ايّاكم و لُحُون اهل الفسق و اهل الكبائر، … .» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 24: 858 روايت 1]
اين روايت را كليني در كافي نقل ميكند و سند خوبي هم دارد. پيامبر اكرم(ص) فرمودند كه قرآن را با صداي نيكو و به الحان عرب بخوانيد، نه به الحان اهل فسق و فجور كه سبك خواندنشان نه تنها مُذكِّر نبوده بلكه لهو الحديث هم ميباشد و موجب غفلت از ياد خدا ميشود. اما در الحان عرب، حالتي رزمي نهفته شده و خفّت و سبكي در آن راه ندارد و حالت مصمَّم بودن را در انسان تقويت ميكند.
2ـ «و عن عدّةٍ من اصحابنا، عن سهل بن زياد، عن محمدبن الحَسَن شَمُّون، عن علي بن محمد النَّوْفَلي، عن ابي الحسن(ع) قال: ذَكَرتُ الصوت عنده، فقال: انّ علي بن الحسين(ع) كان يقرأ فربّما مَرَّ به المارّ فَصَعِق من حُسْنِ صَوْته.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 24: 859 روايت 2]
كليني در كافي نقل ميكند كه از امام(ع) در مورد صداي خوب سؤال شد، حضرت فرمودند: وقتي كه حضرت سجاد(ع) قرآن ميخواندند، كساني كه به ايشان گوش فراميدادند تعادل خود را از دست داده و بيهوش ميشدند.
البته اين بيهوشي به معناي زوال عقل و منحرف شدن نميباشد بلكه از شدّت خوف خدا چنين حالتي بروز ميكرد. در واقع اگر قرآن با صداي نيكو خوانده شود، فرد كاملاً ميتواند حقيقت و واقعيت قرآن را مجسّم كند.
3ـ «و عن علي بن ابراهيم، عن ابيه (ابراهيم بن هاشم)، عن علي بن مَعْبَد، عن عبدالله بن قاسم، عن عبدالله بن السنان، عن ابي عبدالله(ع) قال: قال النبي(ص): لكل شيءٍ حِلْيَة و حِلْيَةُ القرآن الصوتُ الحَسَن.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 24: 859 روايت 3]
اين روايت را كليني در كافي نقل ميكند و سند خوبي هم دارد كه نبي اكرم(ص) فرمودند: هر چيزي يك زيبايي و زينتي دارد و زيبايي قرآن به خواندنِ با صداي نيكو و موزون است.
4ـ «و عنهم، عن سَهْل، عن الحجال، عن علي بن عَقَبه، عن رجلٍ، عن ابي عبدالله(ع) قال: كان عليّ بن الحسين(ع) اَحْسَنُ الناس صوتاً بالقرآن. و كان السَّقاؤن يَمُرُّونَ فَيَقِفون ببابه يستمعون قرائَتَه.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 24: 859 روايت 4]
كليني در كافي نقل ميكند كه امام صادق(ع) فرمودند: حضرت سجاد(ع) بهترين و خوش صداترين فرد در قرائت قرآن بود و هنگامي كه حضرت قرآن ميخواندند، سقّاهايي كه به در خانة حضرت ميرسيدند، ميايستادند و به قرائت ايشان گوش فراميدادند.
5ـ «و عن علي بن ابراهيم، عن ابيه، عن ابن محبوب، عن عليّ بن أبي حمزه، عن ابي بصير، قال: قلتُ لأبي جعفر(ع): اذا قرأتُ القرآن فَرَفَعْتُ به صوتي جائني الشيطان فقال: انّما تُرائي بهذا اهلَكَ و الناس، فقال: يا ابا محمد، اِقرأْ قراءةً مابين القرائتين تُسمع اَهْلَكَ، و رَجِّعْ بالقرآن صوتَك، فانّ الله عزوجلّ يُحبّ الصوتَ الحَسَن يُرَجِّع فيه ترجيعاً.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 24: 859 روايت 5]
اين روايت را كليني در كافي نقل ميكند. ابوبصير ميگويد: به امام باقر(ع) عرض كردم كه اگر من قرآن را با صداي بلند بخوانم، شيطان به سراغم ميآيد و مرا وسوسه ميكند كه دارم ريا ميكنم و ميخواهم قرآن خواندنم را به زن و بچهام نشان بدهم.
حضرت فرمودند: قرآن را نه خيلي بلند و نه خيلي آهسته، بلكه به گونهاي قرائت كن كه خانوادهات بشنوند و آن را به صورت ترجيع و با كشش و با صوت نيكو بخوان. چرا كه خداوند تبارك و تعالي صداي نيكو را دوست دارد.
از اينكه حضرت ميفرمايد كه خداوند صداي نيكويي كه ترجيع بشود را دوست دارد، مشخص ميشود كه اين كار يكي از كمالات محسوب ميشود و مورد پسند شارع مقدس ميباشد.
6ـ «محمدبن علي بن الحسين في عيون الأخبار عن محمدبن عُمَر الجَعابي عن الحسن بن عبدالله التميمي، عن ابيه، عن الرضا(ع) قال: قال رسول الله(ص): حَسِّنُوا القرآن بِاصواتكم. فَاِنَّ الصوتَ الحَسَن يزيدُ القرآن حُسناً.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 24: 859 روايت 6]
صدوق(ره) در عيون الأخبار نقل ميكند كه پيامبر(ص) فرمودند كه قرآن را با صداي نيكو بخوانيد كه صداي نيكو بر زيبايي قرآن ميافزايد.
7ـ «و عن محمد بن احمد بن الحسين البغدادي عن علي بن محمد بن عَنْبَسة، عن دارِم بن قَبيصه، عن الرضا(ع) عن آبائه(ع) مثلي، و زاد: و قرأ يزيد في الخلق ما يشاء.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 24: 860 روايت 7]
صدوق، اين روايت را كه مشابه روايت گذشته است در عيون الاخبار آورده است. ولي در انتهاي اين روايت، جملهاي اضافه شده است كه با صداي نيكو قرآن خواندن، سبب روي آوردن خلق خدا به سمت قرآن و عشق و علاقة آنها به آن ميشود.
صبح
Friday 17 September 2004, 08:07PM
د . روايات وارد شده در باب حرمت غناء
1ـ «محمد بن يعقوب عن محمد بن يحيي، عن احمد بن محمد، عن الحسين بن سعيد، عن ابراهيم بن اَبي البِلاد، عن زيدٍ الشَّحّام، قال: ابو عبدالله(ع): بيتُ الغِناء لاتؤمَن فيه الفَجيعَة و لاتُجابُ فيه الدعوة و لايَدْخُلُه المَلَك.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 99: 225 روايت 1]
اين روايت را كليني در كافي نقل ميكند و سند خوبي هم دارد. امام صادق(ع) فرمودند: خانهاي كه در آن غناء خوانده شود، از فجايع ايمن نخواهد بود و دعا مستجاب نشده و ملائكه هم به آن خانه وارد نميشوند.
2ـ «بالاسناد عن الحسين بن سعيد و محمدبن خالد جميعاً، عن النَّضر بن سُوَيد عن درست، عن زيدٍ الشَّحّام قال: سألتُ ابا عبدالله(ع) عن قوله عزوجل: «واجتَنِبُوا قول الزور» قال: قولَ الزور، الغناء.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 99: 225 روايت 2]
كليني در كافي از امام صادق(ع) نقل ميكندكه از حضرت در مورد قول خداوند عزّوجل كه فرمود «از قول زور اجتناب كنيد» سؤال شد، حضرت در پاسخ فرمودند كه منظور از قول زور، غناء بوده است.
اما مسلماً در اين دو روايت، غنائي از مصاديق لهو الحديث و قول زور قرار ميگيرد كه غناي گمراه كننده و مقارن با فعل حرام باشد و موجب ضلالت و معصيت گردد.
3ـ «و عن ابي عليٍ الاشعري، عن محمدبن عبدالجبّار، عن صَفْوَان، عن أبي أيّوب الخَزّاز عن محمدبن مسلم، عن أبي الصَّباح، عن أبي عبدالله(ع) في قوله عزوجلّ: «لايَشْهَدُون الزّور»، قال: «الغناء.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 99: 226 روايت 3]
كليني در كافي نقل ميكند كه امام صادق(ع) در توضيح آية شريفة «لايشهدون الزّور»، آن را غناء معنا كردند.
4ـ «و عن محمدبن يحيي، عن احمد بن محمد، عن مُعَمَّر بن خَلاّد، عن ابي الحسن الرضا(ع) قال: خرجتُ و انا اريدُ داوود بن عيسي بن علي، و كان يَنْزِل بئرميمون و عَلَيَّ ثوبان غليظان، فلقيتُ امرأةً عجوزاً و معها جاريتان، فقلتُ يا عجوز أتُباع هاتان الجاريتان؟ فقالت: نعم. و لكن لايَشتَريهما مثلُكَ، قلتُ: و لم؟ قالَتْ: لانّ احداهما مُغَنِّيه و الاُخْري زامِرَة.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 99: 226 روايت 4]
كليني اين روايت را در كافي نقل ميكند. در آن اشاره به پيرزني ميشود كه دو دختر جوان مملوك به همراه او بودند. امام(ع) از او پرسيد كه آيا اين دو جاريه را ميفروشي؟ و او در جواب گفت: بله ولي فردي مثل تو آنها را نميخرد. چرا كه يكي مينوازد و ديگري آواز ميخواند.
5ـ «و عن علي بن ابراهيم، عن ابيه (ابراهيم بن هاشم)، عن ابن ابي عُمَير، عن أبي أيّوب، عن محمدبن مسلم و ابي الصَّباح الكناني عن أبي عبدالله(ع) في قول الله عزوجلّ: «و الّذين لايَشْهَدُونَ الزّور». قال: الغناء.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 99: 226 روايت 5]
6ـ «و عنه (علي بن ابراهيم)، عن ابيه (ابراهيم بن هاشم)، عن ابن أبي عُمَير، عن علي بن اسماعيل، عن ابن مَسَّكان، عن محمدبن مسلم، عن ابي جعفر(ع)، قال: سمعته يقول: الغناءُ مِمّا وَعَدَ الله عليه النار و تلي هذه الآية «و من الناس من يشتري لهو الحديث لِيُضِلَّ عن سبيل الله بغير علمٍ و يتخذها هُزُواً اولئك لهم عذابٌ مهين.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 99: 226 روايت 6]
كليني در كافي نقل ميكند كه از امام باقر(ع) آمده غناء از چيزهايي است كه خداوند در مورد آن وعدة آتش داده است. سپس حضرت آية شريفه را تلاوت كرده و غناء را از مصاديق آن قرار دادند و آن را لهوالحديث دانستند.
7ـ «و عنه (علي بن ابراهيم)، عن ابيه (ابراهيم بن هاشم)، عن ابن أبي عُمَير، عن مهران بن محمد عن ابي عبدالله(ع) قال: سمعتُه يقول: الغناءُ مِمّا قال الله عزوجلّ: «و من الناس من يَشتري لهو الحديث لِيُضِلَّ عن سبيل الله.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 99: 226 روايت 7]
كه در اين روايت نيز حضرت، غناء را بر لهوالحديث تطبيق كرده است.
8ـ «و عنه (علي بن ابراهيم)، عن ابيه، عن ابن ابي عُمَير، عن بعض اصحابه، عن ابي عبدالله(ع) في قول الله تعالي: «و اجتنبوا قولَ الزّور» قال: قولَ الزّور الغناء.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 99: 227 روايت 8]
9ـ «و عن عدّة من اصحابنا، عن سهل بن زياد، عن يحيي بن المبارك، عن عبدالله بن جِبِلَّه، عن سماعة بن مهران، عن ابي بصير قال: سألتُ اباعبدالله(ع) عن قول الله عزوجل: «فاجتَنِبوا الرِّجسَ من الاَوْثان فاجتنبوا قولَ الزور»، قال: الغناء.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 99: 227 روايت 9]
10ـ «و عنهم، عن سهل بن زياد عن علي بن الرَّيّان، عن يونس، قال: سألتُ الخراساني(ع) عن الغناء و قلتُ: اِنّ العباسي ذَكَرَ عنك انّكَ تُرَخِّص في الغناء. فقال: كَذِبُ الزّنديق ما هكذا قُلتُ له. سَأَلني عن الغناء، فقُلتُ: انّ رجلاً اتي ابا جعفر فَسَأَلَه عن الغناء، و قال: يا فلان اذا مَيَّزَ الله بين الحق و الباطل فأين يكون الغناء؟ قال: مع الباطل. فقال: قد حَكَمتَ.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 99: 227 روايت 13]
كليني اين روايت را در كافي نقل ميكند كه از امام رضا(ع) در مورد غناء سؤال شد و گفته شد كه مأمون عباسي از قول شما غناء را جايز دانسته است. اما حضرت اين سخن را رد كرده و آن را كذب دانستند و گفتند كه او از من در مورد غناء سؤال كرد و من با سؤالي كه از امام باقر(ع) در مورد تمييز بين حق و باطل و جايگاه غناء شده بود، به او پاسخ دادم كه امام باقر(ع) غناء را در سمت باطل قرار دادند.
11ـ «و عن علي بن ابراهيم، عن ابيه، عن ابن ابي عُمَير، عن مهران بن محمد، عن الحسن بن هارون، قال سمعتُ ابا عبدالله(ع) يقول: الغناءُ مجلسٌ لايَنظُرُ اللهُ الي اهلي، و هو ممّا قال الله عزوجلّ: «و من الناس من يشتري لهو الحديث ليضلّ عن سبيل الله.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 99: 228 روايت 16]
در اين روايت نيز امام(ع)، غنا را لهوالحديث دانسته است. اما مهم آن است كه ايشان از غناء به «مجلس» تعبير كرده است و اين نشاندهندة اين است كه غناي منهي، صرف آوازخواندن نيست بلكه مجلسي است كه در آن آواز خوانده ميشود. امامان(ع) با عنايت خاصي اين كلمه را به كار ميبردند زيرا منظورشان، مجالس لهو و لعبي بود كه در زمان بنياميه و بنيعباس تشكيل ميگرديد و در آن محرّمات زيادي از جمله اختلاط محرم و نامحرم، رقص، شرب خمر و همچنين غناء انجام ميشد.
12ـ «و في عيون الاخبار بأسانيده السابقه في اِسباغ الوضو عن الرضا(ع) عن ابائه عن علي(ع) قال: سمعتُ رسول الله(ص) يقول: اخافُ عليكم استخفافا بالدين، و بَيع الحكم، و قطيعة الرَّحِم و أن تَتَّخذوا القرآنَ مزامير، تُقَدَّمُونَ احدُكُم و ليس بأفضلكم في الدين.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 99: 229 روايت 18]
در عيون الاخبار، روايتي از رسول اكرم(ص) نقل شده است: در مورد چند چيز بر شما ميترسم. از اينكه دين را كوچك بشماريد. احكام خدا را عوض كرده و به نفع ديگران بفروشيد. با محارم خود قطع رحم كنيد. قرآن را با آواز بخوانيد و كسي از شما كه افضل در دين نيست رياست عامة مسلمين را بر عهده بگيرد (كه اشاره به غصب خلافت اميرالمؤمنين(ع) ميكند).
13ـ «محمدبن الحسن في المجالس و الاخبار عن احمد بن محمد بن الصَّلْت، عن احمد بن محمد بن سعيد بن عقدَه، عن جعفر بن عبدالله العلوي، عن القسم بن جعفر ابن عبدالله، عن عبدالله بن محمد بن علي العلوي، عن ابيه عن عبدالله بن ابي بكر، عن محمد عمرو بن حَزم في حديث قال: دخلتُ علي اَبي عبدالله(ع) فقال: الغناء اجتنبوا لغناء، اجتنبوا قول الزور، فمازال يقول: اجتنبوا الغناء، اجتنبوا، فضاق بِيَ المجلس و علمتُ اَنَّه يُعنيني.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 99: 230 روايت 24]
اين روايت را شيخ طوسي از محمدبن عمرو بن حزم نقل ميكند كه او ميگويد: به محضر امام صادق(ع) رفتم و حضرت مرتب تكرار كردند كه «اجتنبوا الغناء، اجتنبوا قول الزور». به طوري كه من دريافتم كه منظور حضرت من هستم. چرا كه من آواز ميخواندم.
14ـ «و في المقنِع قال الصادق(ع): شَرُّ الاصوات الغناء.» [حر عاملي 1403 ج 4 باب 99: 229 روايت 22]
شيخ مفيد در مقنع از امام صادق(ع) نقل ميكند كه حضرت بدترين صداها را غناء دانستند.
نظر مرحوم محقق سبزواري در خصوص جمع روايات در باب غناء
مرحوم محقّق سبزواري صاحب كفايه در خصوص جمع اين روايات ظاهراً متعارض ميفرمايد: «انّ الجمع بين هذه الاخبار و الاخبار الكثيره الدالة علي تحريم الغناء يمكن بوجهين: احدهما تخصيص تلك الاخبار الوارده المانعه بما عدي القرآن، و حملُ ما يَدُلُّ علي ضَمَّ التَّغَنّي بالقرآن علي قرائةٍ تكون علي سبيل اللهو كما يصنع الفساق في غنائه».
ايشان روايات مختلف را اينگونه با هم جمع ميكند كه بگوييم اخباري كه دلالت بر تحريم غناء ميكند مربوط به غير قرآن است و غناي در قرآن اشكالي ندارد و اما رواياتي كه غناي در قرآن را نهي ميكند مربوط به حالتي است كه قرآن به طريق لهو و به سبك اهل فسق و فجور خوانده شود.
نتيجهگيري
از مجموع روايات، اينطور نتيجه ميگيريم كه دو نوع غناء داريم: غناي محلَّل و غناي محرَّم.
اصل غناء به معناي صداي موزون و آواز، امري مباح است. حال اگر اين امر مباح با اشعار گمراهكننده و ذوالمفسده و يا با الحان اهل فسق و فجور خوانده شود، حرام ميگردد. چرا كه مجموعاً كلام باطل را تشكيل ميدهد. لذا رواياتي كه دلالت بر قرآن خواندن با صوت نيكو و جواز غناء در مجالس عروسي، عيد فطر، قربان، سرور و شاديها ميكند، ناظر به غنائي است كه موجب انحراف نگردد و مقارن با معصيت خدا نباشد. چرا كه بر اساس يكي از قواعد مسلّم فقه شيعه، دليلي بر حرمت چنين غنائي نداريم.
اين قاعده كه به قاعدة «اصالة الحل» معروف است ميگويد: «كل شيءٍ هُوَ لكَ حلال حتّي تعرف الحرام منه بعينه». يعني هر چيزي براي شما حلال است مگر آنكه از طرف قانونگذار حرمت آن بيان شود.
و اين قاعده هم در شبهات حكميه كه منشاء آن، فقد نص يا اجمال نص است، جاري ميشود و هم در شبهات موضوعيه كه منشاء شبهه، امور خارجيه است.
لذا اصل اوليه بر حليّت است و اگر كسي بخواهد برخلاف آن بگويد كه چيزي حرام است بايد دليل متقَن ارائه دهد.
اما رواياتي كه در باب حرمت غناء وارد شده است، ناظر به مواردي است كه خود غناء ويژگي خاصي پيدا ميكند مثلاً مشابهت با لحن اهل فسق و فجور مييابد و موجب غفلت از ياد خدا و وقوع در معصيت ميشود و انسان را از حالت تعادل خارج ميكند.
يا اينكه ناظر به مجالس لهو و لعبي است كه در كنار غناء، ساير محرَّمات ديگر نيز انجام ميشود كه كل مجلس تبديل به مجلس معصيت ميگردد. در اين حالت غناء از مصاديق «لهو الحديث» و «قول زور» ميشود.
بنابراين نه به طور مطلق ميتوان گفت كه غناء جايز است و نه به طور مطلق ميتوان گفت كه غناء جايز نيست و حرام است، بلكه بايد قائل به تفصيل شد.
و الحمدلله رب العالمين
منابع
ـ حرعاملي، محمدبن حسن. (1403). وسايل الشيعه. لبنان: دار احياء التراث العربي. چاپ پنجم. ابواب مايكتسببه. ابواب قراءة القرآن.
ـ طبري، محمدبن جرير. تاريخ طبري.
ـ فيض كاشاني، محسن. [ملا]. وافي.
ـ سبزواري، محمدباقربن محمد مؤمن. [محقق]. كفاية الاحكام.
موحد
Saturday 18 September 2004, 03:31PM
جناب پرفسور صبح!!!
با اين همه داستان سرائي وكپي برداري آخر نفرموديد موسيقي يا بقول شما غنا در كجاي قران حرام شده؟!وآيا اساسا كسي غير از خدا مي تواند حرام وحلال تعيين كند؟؟!!
ويا باز مقلد بازي درمي آوري!!!!
SAFA
Saturday 18 September 2004, 03:46PM
نوشته شده بوسيله موحد
جناب پرفسور صبح!!!
با اين همه داستان سرائي وكپي برداري آخر نفرموديد موسيقي يا بقول شما غنا در كجاي قران حرام شده؟!وآيا اساسا كسي غير از خدا مي تواند حرام وحلال تعيين كند؟؟!!
ويا باز مقلد بازي درمي آوري!!!!
جناب موحد
پسنديده است بجاي جدل و مرا ناشي از عصبانيت به سنت پيشوايان اموي و عباسي ( سني مسلك ) خود در عيش و نوشهاي شبانه و روزانه از هر نوع موسيقي دلخواه استفاده نماييد
جستار جناب صبح براي پيروان مكتب اهل بيت كه خواستار كند و كاو در منابع و نظرات اسلام اهل بيت كه پروردگار آنها را از هر رجس و آلايشي پاك نگاه داشت نگاشته شده است .
صبح
Saturday 18 September 2004, 06:45PM
نوشته شده بوسيله موحد
جناب پرفسور صبح!!!
با اين همه داستان سرائي وكپي برداري آخر نفرموديد موسيقي يا بقول شما غنا در كجاي قران حرام شده؟!وآيا اساسا كسي غير از خدا مي تواند حرام وحلال تعيين كند؟؟!!
ويا باز مقلد بازي درمي آوري!!!!
همانجا كه گفته است شما دو ركعت نماز صبح بخوانيد
(:smile59:):p آن نورچشميتان وليد كه نماز صبح جماعت را كه به پيشنمازي ايستاده بود چهار ركعته خواند از بس زنباره و اهل طرب بود و شراب نوشيده بود ... پس بهتر از از سنت همو اطاعت كنيد كه عقده تحريف و تاويل خودخواهانه سنت رسول الله بر دلتان بماند :p ;) . اين بحث پيرو بحث ديگري در تالار سينما و تئاتر آمده است و دلايل كافي و وافي براي حرمت غنا دارد ، اگر پيرو سنت رسول الله باشيد كه بظاهر به مسخره گري خود ادامه مي دهيد و باز هم عليرغم دلايل متعدد در بحثهاي ديگر تزويرگري خود را ادامه مي دهيد . خداوند بر اطاعت از سنت رسول الله و اولي الامر در قرآن تاكيد كرده است ، اگر چشم بينائي باشد ;)
صبح
Saturday 18 September 2004, 06:57PM
اضافه كنم آياتي كه در مذمت قول زور و لهو و لعب آمده است .
جزء 17 سوره الحج آيه 30
ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ
[مناسك حج] اين است! و هر كس برنامههاى الهى را بزرگ دارد، نزد پروردگارش براى او بهتر است! و چهارپايان براى شما حلال شده، مگر آنچه [ممنوع بودنش] بر شما خوانده مىشود. از پليديهاى بتها اجتناب كنيد! و از سخن باطل بپرهيزيد!
جزء 19 سوره الفرقان آيه 72
وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا
و كسانى كه شهادت به باطل نمىدهند [و در مجالس باطل شركت نمىكنند]؛ و هنگامى كه با لغو و بيهودگى برخورد كنند، بزرگوارانه از آن مىگذرند.
جزء 7 سوره الانعام آيه 70
وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ
و رها كن كسانى را كه آيين [فطرى] خود را به بازى و سرگرمى گرفتند، و زندگى دنيا، آنها را مغرور ساخته، و با اين [قرآن]، به آنها يادآورى نما، تا گرفتار [عواقب شوم] اعمال خود نشوند! [و در قيامت] جز خدا، نه ياورى دارند، و نه شفاعتكنندهاى! و [چنين كسى] هر گونه عوضى بپردازد، از او پذيرفته نخواهد شد؛ آنها كسانى هستند كه گرفتار اعمالى شدهاند كه خود انجام دادهاند؛ نوشابهاى از آب سوزان براى آنهاست؛ و عذاب دردناكى بخاطر اينكه كفر مىورزيدند [و آيات الهى را انكار] مىكردند.
[HR]
جزء 8 سوره الاعراف آيه 51
الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَاء يَوْمِهِمْ هَـذَا وَمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ
همانها كه دين و آيين خود را سرگرمى و بازيچه گرفتند؛ و زندگى دنيا آنان را مغرور ساخت؛ امروز ما آنها را فراموش مىكنيم، همان گونه كه لقاى چنين روزى را فراموش كردند و آيات ما را انكار نمودند
جزء 28 سوره الجمعة آيه 11
وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
هنگامى كه آنها تجارت يا سرگرمى و لهوى را ببينند پراكنده مىشوند و به سوى آن مى روند و تو را ايستاده به حال خود رها مىكنند؛ بگو: آنچه نزد خداست بهتر از لهو و تجارت است، و خداوند بهترين روزىدهندگان است.
جزء 27 سوره الحديد آيه 20
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ
بدانيد زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در ميان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است، همانند بارانى كه محصولش كشاورزان را در شگفتى فرو مىبرد، سپس خشك مىشود بگونهاى كه آن را زردرنگ مىبينى؛ سپس تبديل به كاه مىشود! و در آخرت، عذاب شديد است يا مغفرت و رضاى الهى؛ و [به هر حال] زندگى دنيا چيزى جز متاع فريب نيست
آگاه
Wednesday 17 October 2007, 04:36PM
به نظر من هر کس گفته موسیقی ( از هر نوعی ) حرام است آدم بی عقل و بی منطقی بوده چون موسیقی غذای روح است . :smile31:
mehrdad_123
Wednesday 17 October 2007, 08:55PM
به نظر من هر کس گفته موسیقی ( از هر نوعی ) حرام است آدم بی عقل و بی منطقی بوده چون موسیقی غذای روح است . :smile31:
به نام حق بي همتا كه هر كه را بخواهد به سوي حق هدايتش كند::smile07:
با سلام به حضور دوست گرامي::smile07:
بنده متاسفانه خودم زماني اهل موسيقي بودم(آن هم موسيقي به اصطلاح عرفاني)...ولي بعد خدا رو شكر متحول شده و پي به آثار رواني موسيقي بردم...هر چند بنده ذات موسيقي رو قبول دارم ولي فعليت حال موسيقي رو اصلا%
دوست عزيز اينكه شما از سر بي دليلي زبان به توهين و خطاب كردن ديگران به بي عقلي , خود نشان دهنده ي اثر گذاري موسيقي بر جسم و روح شماست...واينكه ميفرماييد موسيقي غذاي روح است اين دليل نيست بلكه شعار است كه از سر لذت بردن از موسيقي در افكار شما پديدار گشته است...لذت دار بودن چيزي دليل بر خوب بودن آن نيست...
يا حق:smile07:
آگاه
Thursday 18 October 2007, 09:07AM
جناب mehrdad_123 عزیز:
بعضی از مسائل آن چنان واضح و مبرهن است که بحث و گفتگو درباره آن کاری بیهوده می نماید .
اینکه به نظر بعضی ها که تعدادشان بسیار اندک است موسیقی حرام است یا گوش دادن به آن معصیت و گناه در پی دارد موردی است که مربوط به یک نظر شخصی است و قابل احترام . مثل افرادی که ازدواج را گناه می دانند یا مصرف گوشت حیوانات را گناه می شمارند .
دوست عزیز ، اولا از انشای نادرست متن خودم عذرخواهی می کنم .قصد توهین به کسی رو نداشتم .
ثانیا ذکر این نکته رو ضروری می دونم که هیچ کس در دنیا نمی تونه اثرات مثبت گوش دادن به موسیقی را منکر بشه . حتی علم ثابت کرده موسیقی بروی حیوانات و گیاهان هم تاثیر متبت داره .
جدا از این مسئله موسیقی به قول دوستمون (صبح) طرب انگیز واقعا چه ایرادی دارد ؟؟
آیا احساس نشاط و شعف برای انسان گناه محسوب می شه؟ اگه اینطوره چرا در هیچ مذهب یا کشوری این موضوع صادق نیست و باید تنها بنا به نظر اقلیتی که نه در این مورد تخصص و دانشی دارند و نه صاحب نظر هستند اکتفا کرد ؟؟
چنانچه شما بتونید این رو از جانب کسی نقل کنید که موسیقی رو میشناسه و در ضمن معتقد باشه حرام است اون موقع تازه میشه در این مورد فکر کرد .
در هر حال من معتقد هستم انکار خورشید در روز آفتابی به مراتب آسونتر از انکار موسیقی است . و مطمئن هستم تمام انسانهای روی کره زمین هم با این نظر موافقند .
با تشکر
صبح
Thursday 18 October 2007, 10:23AM
دوست عزیز ،
هنگامی که میگید موسیقی حتما واقف هستید که درباره صداهائی صحبت می کنید که از ابزار مختلف بیرون میاد ... و این بخودی خود موسیقی هست اما آنچه در بعضی اجتماعات به موسیقی اطلاق میشه معنای ترانه روی موسیقی هم میده ، و مسلما هر ترانه ای از هر نوع گفتاری مورد قبول همه انسانها نیست ... و هنگامی که شما از نوعی موسیقی خاص مثلا Rock صحبت می کنید ، دارید درباره فرهنگی خاص صحبت می کنید که ترانه اون عموما حول محور خاصی می چرخه ... چون بنای اون از فرهنگ خاصی خاسته که مورد قبول جامعه ما نیست ...
بعنوان مثال بنده یک روز در تاکسی نشسته بودم و کنارم جوانی نشسته بود و در گوش خود یک موسیقی از همین نوع در گوش داشت و چند برگه کاغذ هم دستش که متن انگلیسی این موسیقی بود در حال خواندن و حفظ کردن بود ... این آقا پسر متن خود را بالا گرفته بود بطوری که بنده هم می توانستم آنرا بخوانم ... کمی که دقت کردم دیدم این متن پر از مفاهیم جنسی به بدترین وجه ممکن هست ، نمیدانستم او از مفاهیم این نوشته ها آگاه است یا خیر و تا تصمیم بگیرم که از او طوری بپرسم که باعث ناراحتی او نشود ، پیاده شد و رفت ...
بهرحال اگر داعیه سلامت فرزندان این ملت هستید اینگونه مجوز دادن به ( هر نوع موسیقی ) دور از مسئولیت پذیری نسبت به اجتماع هست .
مبحث بعدی سلامت جسمی افراد و اثر موسیقی است ، در اروپا استانداردهائی هست که اجازه نمی دهند صدای ارکستر بیش از حد معلومی بالا رود چون برای سلامت نوازندگان و شنوندگان ضرر دارد ... همچنین همواره توصیه می شود کسانی که با MP3 Player و بلندگوی درون گوشی استفاده می کنند ، همواره در معرض آسیب رساندن به گوش خود هستند ... پرده گوش یکی از همکاران بنده از این وسیله بعلت استفاده همیشگی آسیب دید ، و هم اکنون بخاطر درمان گوش خود مشغول مصرف داروست و زیر نظر پزشک است .. . بعلت اینکه حجم صدای پیک موسیقی Rock بطرز نامحسوسی بیش از صدای انفجار جنگ افزار و صدای موتور جت هست (http://usinfo.state.gov/journals/itgic/0105/ijge/goldman.htm)... و نامحسوسی ، این به اصل موسیقی ارتباط ندارد ، اما هنگامی که شما اینگونه نامحدود مخاطب خود را دعوت به استفاده از موسیقی می کنید اگر واقعا خیرخواه او باشید میبایست این احتمالات را نیز گوشزد کنید ...
در ادامه همین مبحث اگر دنبال علم باشید بخوبی می دانید که اثر موسیقی روی روان و مغز آنقدرها هم که فکر می کنید ساده نیست که به همین سرعت دستور استفاده از هر نوع بدهید ... !!! این ادعا اساسا مبدأ علمی ندارد ، یک موسیقی شناس بنام جولیوس پورتونی می گوید موسیقی می تواند اندازه متابولیسم بدن را تغییر بدهد ، فشار خون را کم و زیاد کند ، سطوح انرژی و طرز گوارش غذا را تحت تأثیر بگذارد ... واین هم می تواند در جهت مثبت باشد و هم در جهت منفی ... بعنوان مثال ، نیم ساعت گوش دادن موسیقی کلاسیک غربی ، معادل یک قرص آرامبخش ( والیوم = دیازپام ) است (http://wvwv.essortment.com/musiceffectbra_rqxt.htm)... که عموما بیماران روانی برای آرامش خود آن را مصرف می کنند .
بیشتر در این مقاله از پورتونی (http://wvwv.essortment.com/musiceffectbra_rqxt.htm)می خوانیم :
Conversely music has also been documented to cause sickness. The right, or wrong music, rather, can be like a poison to the body. Studies have been done on plants where loud hard rock music, for instance, killed plants and soft classical music, make the plants grow faster. Music is very powerful, like a drug and can even be an addiction. In the case of Patty Hearst, it was documented that music was used in the aid of brainwashing her. In the book, Elevator Music, by Joseph Lanza, it states that certain types of music over prolonged periods in certain conditions, were shown to cause seizures.
بطور معکوس مستنداتی وجود دارد مبتنی بر اینکه موسیقی می تواند عامل ناخوشی شود . موسیقی مناسب یا نامناسب میتواند همچون یک سم برای بدن باشد . تحقیقات بر روی گیاهان نشان می دهد موسیقی سخت راک برای نمونه ، گیاهان را به کشتن می دهد ، و موسیقی نرم کلاسیک ، باعث رشد سریع تر گیاهان می شود . موسیقی خیلی قوی است ، مثل یک دارو و می تواند عامل اعتیاد باشد . در مورد پتی هیرست (گویا یکی از بیماران این موسیقی شناس است) ، اینگونه برآورد شد که که موسیقی برای شستشوی مغزی او استفاده شده است . در کتاب (Elevator Music: نویسنده : جوزف لانزا ) ، آمده است که انواع خاصی از موسیقی در مدت طولاتی و شرایط خاص ، عامل گیرپاژ می شوند :)
تصور نمی کنم با ارزش این اطلاعات افزوده هنوز معتقد باشید که :
به نظر من هر کس گفته موسیقی ( از هر نوعی ) حرام است آدم بی عقل و بی منطقی بوده چون موسیقی غذای روح است . :smile31:حالا که بدین رسیدیم و بنده وقت گذاشتم و برای شما اینها را پیدا کردم ، جایزه من را بدهید ... و بر تمام علمای اسلام زنده و مرده ، یک صلوات بفرستید .
mehrdad_123
Thursday 18 October 2007, 11:23AM
به نام بي همتا:
مطالب قرمز رنگ نقل قول است از دوست عزيزم جناب آگاه
جناب mehrdad_123 عزیز:
با عرض سلام به حضور دوست عزيز::smile07:
بعضی از مسائل آن چنان واضح و مبرهن است که بحث و گفتگو درباره آن کاری بیهوده می نماید .
در باب هر مسئله اي انسان بايد بيانديشد و با مدعيان بحث كند چرا كه غوطه ور شدن در افكار خود به اين شكل كه احساس بكنيم مسئله واضح است و بي عيب , امكان بوجود آمدن غفلت را چندين و چند برابر مي كند و غفلت است كه انسان را به هر تنگنايي بيندازد...
اینکه به نظر بعضی ها که تعدادشان بسیار اندک است موسیقی حرام است یا گوش دادن به آن معصیت و گناه در پی دارد موردی است که مربوط به یک نظر شخصی است و قابل احترام . مثل افرادی که ازدواج را گناه می دانند یا مصرف گوشت حیوانات را گناه می شمارند .
اين بعضي ها شايد دلايلي داشته باشند كه از منطقي نشات گرفته باشد...پس نمي شود يك طرفه قضاوت كرد...بنده به خاطر برخي مسائل كاري با گناه بودن و يا نبودنش ندارم كما اينكه مي دانم گناه است...شايد خيلي ها خيلي چيزها را حرام بدانند ولي بايد ديد دليلشان چيست...! مسئله ي ازدواج با موسيقي فرق مي كند ازدواج حكمي است واجب و سفارش شده , آن هم در همه ي اديان ولي موسيقي سفارشي در بابش نشده و حتي نهي هم شده است...مصرف گوشت حيوانات هم هكذا هر چند كه در دين ما هم مصرف آن را در حد تعادل قابل قبول دانسته اند ولي به طور كامل نه ردش كرده اند و نه قبولش كرده اند
دوست عزیز ، اولا از انشای نادرست متن خودم عذرخواهی می کنم .قصد توهین به کسی رو نداشتم .
خواهش ميكم دوست عزيزتر- وممنون كه رفع سوء تفاهم كرديد%
ثانیا ذکر این نکته رو ضروری می دونم که هیچ کس در دنیا نمی تونه اثرات مثبت گوش دادن به موسیقی را منکر بشه .
اگر تا بحال نگفته اند كه گفته اند ولي تعدادشان كمتر است مطمئن باشيد در سالهاي آتي اين را هم خواهند گفت%
حتی علم ثابت کرده موسیقی بروی حیوانات و گیاهان هم تاثیر متبت داره .
اولا علم بطور كامل نتوانسته اين مسئله را ثابت كند و هر چه مي گويند بر اثر برخي تجربه است... در ثاني كلام شما در مورد حيوانات و گياهان است در صورتي كه ما انسانيم همانطور كه مي دانيد انسان از حيوانات يك درجه و از گياهان دو درجه بيشتر ارزش دارد...
جدا از این مسئله موسیقی به قول دوستمون (صبح) طرب انگیز واقعا چه ایرادی دارد ؟؟
همان كه روح و جسممان را تسليم خود ميكند كافي است
آیا احساس نشاط و شعف برای انسان گناه محسوب می شه؟
به هيچ عنوان-ولي نشاطي كه مصنوعي و پوچ باشد براي روح و جسم انسان سالم مضر است
اگه اینطوره چرا در هیچ مذهب یا کشوری این موضوع صادق نیست و باید تنها بنا به نظر اقلیتی که نه در این مورد تخصص و دانشی دارند و نه صاحب نظر هستند اکتفا کرد ؟؟
اولا مذاهب ديگر و يا كشورهاي ديگر خيلي چيزهاي ديگر دارند كه ما قبول نميكنيم مثلا بعضي از اين مسيحي ها ازدواج زن مطلقه را حرام ميدانند يا يهوديان خود را بواسطه ي پسر خدا بودن برتر از ديگران مي دانند در صورتي كه ما قبول نداريم و مي گوييم كه زن مطلقه هم انسان است و حق زندگي دارد و با در مورد يهوديان هم ما ميگوييم هيچكس والاتر از ديگري نيست مگر به تقوي و علمش يا مثلا در كشورهاي ديگر تن فروشي مجاز است ولي در كشور ما به سبب وجود مذهب راستين كه ارزش انسان را بسيار والا مي دارد اينطور نيست(حال اين قوانين انجام ميشوند يا نه ما كاري بهش نداريم)...
چنانچه شما بتونید این رو از جانب کسی نقل کنید که موسیقی رو میشناسه و در ضمن معتقد باشه حرام است اون موقع تازه میشه در این مورد فکر کرد .
عرض كردم كه بنده خودم زماني سه تار مي زدم البته هنوز تكميل نشده بود و رديف ها مونده بود و آواز سنتي كار مي كردم ... و متاسفانه هنوز هم كه هنوزه خواهر -برادر -بچه ي خواهر -دايي-دختر عمو ...همه اهل موسيقي سنتي و يا كلاسيك هستند و خودشان نوازنده اند...
در هر حال من معتقد هستم انکار خورشید در روز آفتابی به مراتب آسونتر از انکار موسیقی است .
اين ناشي از اين است كه ما ظاهر قضيه را حساب كنيم...
و مطمئن هستم تمام انسانهای روی کره زمین هم با این نظر موافقند .
اولا شما كه سازمان آمار جهاني نيستيد كه انقدر مطمئن حرف ميزنيد...ثانيا سئوالي از شما دارم آيا تا بحال تو بين اين همه شبكه هاي مختلف و فيلمهاي مختلف كسي به طور رسمي در مورد ضررهاي موسيقي بحث كرده كه ما بگوييم همه ي دنيا شنيده اند و باز موسيقي پرست شده اند! بلي همه ي دنيا تحت فشار مستقيم و غير مستقيم اين حرف هستند كه موسيقي بي ضرر است و حتي كاملا هم مفيد است ... وقتي مردم انقدر تحت قشار رواني مگا مديا هستند آيا شما فكر ميكنيد باز هم بگويند موسيقي براي انسان سالم مضر است... ؟ بايد بگويم نه تنها نمي گويند بلكه سر تسليم هم فرود آورده و با صرف لذت بردن ظاهري از موسيقي از مدافعين موسيقي هم مي شوند...و همين مي شود تا از كسي دراره ي موسيقي مي پرسند, بلافاصله جوابي كه مي دهد شعاري بيش نيست كه آن هم از سر لذت بردن از موسيقي بوجود آمده است شعارهايي مثل موسيقي غذاي روح است -موسيقي به انسان بال مي بخشد-موسيقي زبان مشترك دلهاست-و و و و ... هر چند كه اين لذت پرستي را نظام به اصطلاح اسلامي به من و شما ياد داده است...و همين امر(لذت پرستي) است كه در هر بعد زندگي نقطه ي ضعف ما انسانها است و هر جا كه صاحبان قدرت بخواهند با تكيه بر اين نقطه ضعف ما را اسير خود مي سازند بي آنكه خودمان بدانيم ...اين امر است كه باعث ضعف اقتصادي ما ها (بيشتر جهان سومي ها) ميشود اين امر است كه باعث تن پروري ما مردمان شده است...و اين امر است كه باعث شده اين مسئله در اجتماع جهاني حكم فرما بشود كه: هر كس پول دارد مي تواند هر كاري بكند و از هر لذتي بر خوردار شود حتي نواميس مردمان را خريد و فروش كند... اين لذت پرستي است كه انسانهاي بولهوس تحويل جامعه ميدهد...
با تشكر فراوان...
:smile07:يا حق:smile07:
آگاه
Thursday 18 October 2007, 11:43AM
همه ی ما به خوبی می دانیم که موسیقی بر روی وضع روانی و حالت روحی ما تاثیر می گذارد. برخی از موزیک ها زودگذر هستند و اگر به گوش ما بخورند و آنها را دوست نداشته باشیم، ممکن است اذیت شویم. از سوی دیگر موسیقی که به آن علاقه داشته باشیم و با گوش دادن به آن احساس آرامش کرده و انرژی بگیریم در ما احساس خوبی ایجاد می کند. البته همه امور بستگی به ضرب آهنگ موزیک دارد.
محققان از این مطلب در تحقیقات خود استفاده کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که گوش دادن به موسیقی خوب، سلامت افراد را ارتقا می بخشد. موسیقی امواج مغزی را تحریک می کند. ضرب آهنگ تند باعث ایجاد هشیاری و بحالت آماده باش در آمدن ذهن می شود. موزیک آرام هم ذهن را آرام نموده و آنرا ریلکس می کند. همچنین بر روی عملکر خودکار سیستم عصبی تاثیر می گذارد، تنفس را آرام می کند، ضربان قلب را پایین می آورد و بدن را در حالت آرامش کامل نگه می دارد. زمانیکه ذهن و جسم احساس آرامش کنند، استرس و افسردگی تا حد زیادی کاهش پیدا می کنند.
به دلیل اثرات مثبتی که موسیقی در بردارد، امروزه از آن به عنوان درمان برخی از بیماری ها استفاده می شود. این روزها در برخی از بیمارستان ها از موسیقی درمانی برای ایجاد آرامش در بیماران، تسریع روند درمان، و نهایتاً کاهش درد بهره میگیرند؛ همچنین برای افرادی که به دلیل بستری شدن زیاد در بیمارستان دچار افسردگی شده اند نیز کاربرد دارد. کودکانی که با مشکل کمبود حافظه نیز مواجه هستند به وسیله موسیقی می توانند این توانایی خود را ارتقا بخشند.
ذهن و جسم آرام یکی از ملزومات ایجاد زیبایی و سلامت در افراد به شمار می رود. حتماً نباید بیمار باشیم تا از تاثیرات مثبت موسیقی برخوردار شویم، بلکه افراد سالم نیز می توانند از مزایای آن بهرمند شوند.
اما چگونه می توان از اثرات شفا بخش موسیقی در زندگی شخصی استفاده کرد؟ فقط کافی است گوش دادن به موسیقی را در برنامه روزنه خود بگنجانیم؛ کاری که شاید تعداد زیادی از شما آنرا انجام می دهید.
روز خود را با یک آهنگ تند شروع کنید تا به طور کامل هشیاری خود را بدست آورید و برای انجام کارهای روزانه آماده شوید. گوش دادن به موسیقی در هنگام صبح توانایی ما برای مواجه شدن با استرس در طول روز را افزایش می دهد.
در مسیر رفتن به محل کار نیز می توانید موزیک مورد علاقه خود را که مخصوص به خواننده خاصی است در اتومبیل گوش کنید. همچنین می توانید از mp3 player استفاده کنید و آهنگ های مورد علاقه تان را اجرا کنید. این کار هم تحمل وضعیت خیابانها و ترافیک را برایتان ساده تر می کند و هم ذهنتان را برای انجام امور شغلی آماده می کند.
در حین انجام کارهای روزانه، هم می توانید به آهنگ هایی گوش دهید که تمرکزتان را افزایش می دهند و هم آهنگ هایی که ریتم تندی دارند و سطح انرژیتان را بالا نگه میدارند. البته این امر بستگی به نوع فعالیتی دارد که می خواهید انجام دهید. با این روش کاری که باید به پایان برسانید دیگر برایتان حالت یک وظیفه را نخواهد داشت و بیشتر شبیه فعالیتی می شود که برای سرگرمی و لذت بردن آنرا انجام می دهد، و این امکان وجود دارد که پس از مدتی بیش از پیش به کار خود علاقمند شوید.
محققان معتقدند که در هنگام صرف غذا، گوش دادن به موسیقی آرام بخش (به ویژه آهنگ های کلاسیک) سبب می شود تا دستگاه گوارش کار خود را بهتر انجام دهد. اعتقاد بر این است که موسقی میزان کورتیزل ( هورمون ایجاد استرس) را در خون تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد. این امر باعث ایجاد آرامش در بدن شده و جذب مواد مغذی بدن را افزایش می دهد. از دیگر مزایای آن نیز می توان به لذت بردن از صرف غذا اشاره کرد.
در آخر باید اشاره داشت که شنیدن موسیقی در هنگام خواب می تواند شما را در آرامش کامل فرو برد. گاهی اوقات در طول روز آنقدر با استرس و اضطراب مواجه میشویم که از شدت خستگی نمی توانیم بخوابیم و برای مدت ها فقط در تختخواب غلط می زنیم. آهنگ های آرام می توانند خستگی و استرس را از تن شما دور کرده و روند به خواب رفتن را تسهیل نمایند.
موزیک، اکسیر شفابخش ذهن، جسم، و روح است. برای حفظ زیبایی، نیازمند ذهن و جسمی آرام، و رها از هر گونه استرس هستید. اجازه دهید که اثر شفا بخش موسیقی قدرتی که ذهن و بدنتان به آن نیاز دارد را به آنها هدیه کند.
mehrdad_123
Thursday 18 October 2007, 11:44AM
البته بنده با اساس نظام اسلامي و اين كه بنده عرض ميكنم تقصير نظام به اصطلاح اسلامي است بخاطر اين است كه مسئولين جلوي لذت پرست شدن ما مردمان را نگرفته اند كه از طرف دنياي غرب تزريق شده بود و حتي باعثش و تشديد كنده اش هم بوده اند...
يا حق:smile07:
صبح
Thursday 18 October 2007, 11:53AM
همه ی ما به خوبی می دانیم که موسیقی بر روی وضع روانی و حالت روحی ما تاثیر می گذارد. برخی از موزیک ها زودگذر هستند و اگر به گوش ما بخورند و آنها را دوست نداشته باشیم، ممکن است اذیت شویم. از سوی دیگر موسیقی که به آن علاقه داشته باشیم و با گوش دادن به آن احساس آرامش کرده و انرژی بگیریم در ما احساس خوبی ایجاد می کند. البته همه امور بستگی به ضرب آهنگ موزیک دارد.
محققان از این مطلب در تحقیقات خود استفاده کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که گوش دادن به موسیقی خوب، سلامت افراد را ارتقا می بخشد. موسیقی امواج مغزی را تحریک می کند. ضرب آهنگ تند باعث ایجاد هشیاری و بحالت آماده باش در آمدن ذهن می شود. موزیک آرام هم ذهن را آرام نموده و آنرا ریلکس می کند. همچنین بر روی عملکر خودکار سیستم عصبی تاثیر می گذارد، تنفس را آرام می کند، ضربان قلب را پایین می آورد و بدن را در حالت آرامش کامل نگه می دارد. زمانیکه ذهن و جسم احساس آرامش کنند، استرس و افسردگی تا حد زیادی کاهش پیدا می کنند.
به دلیل اثرات مثبتی که موسیقی در بردارد، امروزه از آن به عنوان درمان برخی از بیماری ها استفاده می شود. این روزها در برخی از بیمارستان ها از موسیقی درمانی برای ایجاد آرامش در بیماران، تسریع روند درمان، و نهایتاً کاهش درد بهره میگیرند؛ همچنین برای افرادی که به دلیل بستری شدن زیاد در بیمارستان دچار افسردگی شده اند نیز کاربرد دارد. کودکانی که با مشکل کمبود حافظه نیز مواجه هستند به وسیله موسیقی می توانند این توانایی خود را ارتقا بخشند.
ذهن و جسم آرام یکی از ملزومات ایجاد زیبایی و سلامت در افراد به شمار می رود. حتماً نباید بیمار باشیم تا از تاثیرات مثبت موسیقی برخوردار شویم، بلکه افراد سالم نیز می توانند از مزایای آن بهرمند شوند.
اما چگونه می توان از اثرات شفا بخش موسیقی در زندگی شخصی استفاده کرد؟ فقط کافی است گوش دادن به موسیقی را در برنامه روزنه خود بگنجانیم؛ کاری که شاید تعداد زیادی از شما آنرا انجام می دهید.
روز خود را با یک آهنگ تند شروع کنید تا به طور کامل هشیاری خود را بدست آورید و برای انجام کارهای روزانه آماده شوید. گوش دادن به موسیقی در هنگام صبح توانایی ما برای مواجه شدن با استرس در طول روز را افزایش می دهد.
در مسیر رفتن به محل کار نیز می توانید موزیک مورد علاقه خود را که مخصوص به خواننده خاصی است در اتومبیل گوش کنید. همچنین می توانید از mp3 player استفاده کنید و آهنگ های مورد علاقه تان را اجرا کنید. این کار هم تحمل وضعیت خیابانها و ترافیک را برایتان ساده تر می کند و هم ذهنتان را برای انجام امور شغلی آماده می کند.
در حین انجام کارهای روزانه، هم می توانید به آهنگ هایی گوش دهید که تمرکزتان را افزایش می دهند و هم آهنگ هایی که ریتم تندی دارند و سطح انرژیتان را بالا نگه میدارند. البته این امر بستگی به نوع فعالیتی دارد که می خواهید انجام دهید. با این روش کاری که باید به پایان برسانید دیگر برایتان حالت یک وظیفه را نخواهد داشت و بیشتر شبیه فعالیتی می شود که برای سرگرمی و لذت بردن آنرا انجام می دهد، و این امکان وجود دارد که پس از مدتی بیش از پیش به کار خود علاقمند شوید.
محققان معتقدند که در هنگام صرف غذا، گوش دادن به موسیقی آرام بخش (به ویژه آهنگ های کلاسیک) سبب می شود تا دستگاه گوارش کار خود را بهتر انجام دهد. اعتقاد بر این است که موسقی میزان کورتیزل ( هورمون ایجاد استرس) را در خون تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد. این امر باعث ایجاد آرامش در بدن شده و جذب مواد مغذی بدن را افزایش می دهد. از دیگر مزایای آن نیز می توان به لذت بردن از صرف غذا اشاره کرد.
در آخر باید اشاره داشت که شنیدن موسیقی در هنگام خواب می تواند شما را در آرامش کامل فرو برد. گاهی اوقات در طول روز آنقدر با استرس و اضطراب مواجه میشویم که از شدت خستگی نمی توانیم بخوابیم و برای مدت ها فقط در تختخواب غلط می زنیم. آهنگ های آرام می توانند خستگی و استرس را از تن شما دور کرده و روند به خواب رفتن را تسهیل نمایند.
موزیک، اکسیر شفابخش ذهن، جسم، و روح است. برای حفظ زیبایی، نیازمند ذهن و جسمی آرام، و رها از هر گونه استرس هستید. اجازه دهید که اثر شفا بخش موسیقی قدرتی که ذهن و بدنتان به آن نیاز دارد را به آنها هدیه کند.
نوشته شماره 16 رو نخواندید ؟ :)
آگاه
Thursday 18 October 2007, 11:58AM
نوشته شماره 16 رو نخواندید ؟ :)
دوست عزیز :
خوندم . ولی به هیچ وجه قانع کننده نبود . به هر حال اینکه از چاقو چطور استفاده کنی به خودت بستگی داره و اگه به این دلیل که می تونه خطرناک باشه ازش استفاده نکنی کار معقولانه ای نیست .
با تشکر
عدالت آسمان
Thursday 18 October 2007, 12:02PM
مرحبا...
السيد/ صبح ,
اولا نشكر لكم هذه اللفتة الكريمة لايضاح موضوع (الغناء والموسيقى الحرام) للشباب,خصوصا في ظل غياب الوعي بمثل هذا الأمر ,
ونتمنى ان يتوبوا الى الله توبة نصوح ,بحيث أن يستيقظوا قبل فوات الأوان وقبل أن يكون الصبح قريب فلا ينفع بعدها شيء.
لا نعلم ان كان هذا الموضوع اجتهاد شخصي؟ ام منقول من موقع آخر؟ ولكم الشكر في كلا الحالتين ونسأل الله ان يسدد خطاكم,
وفيما توقفتم عنده :
Conversely music has also been documented to cause sickness. The right, or wrong music, rather, can be like a poison to the body. Studies have been done on plants where loud hard rock music, for instance, killed plants and soft classical music, make the plants grow faster. Music is very powerful, like a drug and can even be an addiction. In the case of Patty Hearst, it was documented that music was used in the aid of brainwashing her. In the book, Elevator Music, by Joseph Lanza, it states that certain types of music over prolonged periods in certain conditions, were shown to cause seizures
فنحن نؤيد ما رميتم اليه بنقل المقال,فالغناء كما هو معروف من الروايات المعتبرة إنه يورث الفقر ,وما اليه من الآثار السلبية وحينما حرم الاسلام ذلك فهو لخير وصالح البشرية بلا شك.
كما نود ان نضيف بأن هناك جانب آخر وهو الموسيقى الكلاسيكية الهادئة التي تهدئ الأعصاب وتريح النفس وعلى عكس, الموسيقى الطربية اللهوية التي تسبب اضطراباً في المشاعر .
احسنتم وبارك الله فيكم,موضوع اعجبني بحق,(دست شما درد نكنه)
****نتمنى ان تصل رسالتنا(اعني أن تُفهم العربية)..فأنا لا اجيد الا العربية وافتخر بها كونها لغة اهل الجنة ولغة القرآن الكريم,وعساها حلقة وصل بيننا والشعوب الاخرى.وما اجادتي للغات الاخرى الا زيادة معرفة.وخوفا من الوقوع في الاخطاء التي تسبب الاحراج لكلا الطرفين.
صبح
Thursday 18 October 2007, 12:18PM
مرحبا...
السيد/ صبح ,
اولا نشكر لكم هذه اللفتة الكريمة لايضاح موضوع (الغناء والموسيقى الحرام) للشباب,خصوصا في ظل غياب الوعي بمثل هذا الأمر ,
ونتمنى ان يتوبوا الى الله توبة نصوح ,بحيث أن يستيقظوا قبل فوات الأوان وقبل أن يكون الصبح قريب فلا ينفع بعدها شيء.
لا نعلم ان كان هذا الموضوع اجتهاد شخصي؟ ام منقول من موقع آخر؟ ولكم الشكر في كلا الحالتين ونسأل الله ان يسدد خطاكم,
وفيما توقفتم عنده :
Conversely music has also been documented to cause sickness. The right, or wrong music, rather, can be like a poison to the body. Studies have been done on plants where loud hard rock music, for instance, killed plants and soft classical music, make the plants grow faster. Music is very powerful, like a drug and can even be an addiction. In the case of Patty Hearst, it was documented that music was used in the aid of brainwashing her. In the book, Elevator Music, by Joseph Lanza, it states that certain types of music over prolonged periods in certain conditions, were shown to cause seizures
فنحن نؤيد ما رميتم اليه بنقل المقال,فالغناء كما هو معروف من الروايات المعتبرة إنه يورث الفقر ,وما اليه من الآثار السلبية وحينما حرم الاسلام ذلك فهو لخير وصالح البشرية بلا شك.
كما نود ان نضيف بأن هناك جانب آخر وهو الموسيقى الكلاسيكية الهادئة التي تهدئ الأعصاب وتريح النفس وعلى عكس, الموسيقى الطربية اللهوية التي تسبب اضطراباً في المشاعر .
احسنتم وبارك الله فيكم,موضوع اعجبني بحق,(دست شما درد نكنه)
****نتمنى ان تصل رسالتنا(اعني أن تُفهم العربية)..فأنا لا اجيد الا العربية وافتخر بها كونها لغة اهل الجنة ولغة القرآن الكريم,وعساها حلقة وصل بيننا والشعوب الاخرى.وما اجادتي للغات الاخرى الا زيادة معرفة.وخوفا من الوقوع في الاخطاء التي تسبب الاحراج لكلا الطرفين.
أختی الکریمة ... السلام علیکم و رحمة الله و أهلا بک ... أسئلکم الدعاء .
صبح
Thursday 18 October 2007, 12:19PM
دوست عزیز :
خوندم . ولی به هیچ وجه قانع کننده نبود . به هر حال اینکه از چاقو چطور استفاده کنی به خودت بستگی داره و اگه به این دلیل که می تونه خطرناک باشه ازش استفاده نکنی کار معقولانه ای نیست .
با تشکر
نظر علما که شما را قانع نکرد ...
نظر آن پژوهشگر موسیقی شناس هم که شما رو قانع نکرد ... :)
چی بیاریم عزیزم که قانعتون کنه ...
حوا
Thursday 18 October 2007, 01:29PM
سلام,
با سختگيري بيش از حد مخالفم ولي يك سري چيزها بايد رعايت شود و اين را بايد قبول داشت كه حرام خدا جز ضرر چيز ديگري ندارد...چندي پيش مطلبي در همين راستا در تاپيك ديگر نوشتم كه برايتان paste مي كنم
بسياري از خواننده هاي موفق و معروف غربي از جمله Madonna, پس از رسيدن به شهرت و ثروت كلان به انجمن پنهاني Freemasons مي پيوندند. freemasonry همان شيطان پرستي است و تنها سرمايه داران و قدرتمداران در سطح جهان كه مورد تاييد اين گروه و دعوت شيطان قرار گرفته عضو آن هستند.
بيشتر از آني كه ما مسلمانان براي خداوند متعال فعاليت كنيم و تسليم حرف او باشيم آنها هر كدام در حوضه خود براي شيطان بي دريغ فعالند.
همين خانم مدونا در يكي از ويديوهاي خود با يك چشم, كه همان علامت شيطان است براي اين گروه, ظاهر مي شود و بارقصيدن بر روي يك نوشته كه وقتي بر روي آن نوشته كه زير پاي اوست zoom شود به عربي بودن آن كه زبان قرآن است پي مي بريم. همينطور يكي از آلبوم هاي معروف و پر فروشش به نام "Like A Prayer" كه به معناي 'مثل عبادت' است در اصل شيطان را عبادت مي كند.
اگر به اشعار اين آهنگ توجه كنيد چيز نامطلوب يا اثري از شيطان پرستي نيست بلكه با reverse يا به عبارتي وارانه يا پشت و رو گوش دادن اين آهنگ به وضوح "Oh hear us Satan" به معناي 'شيطان به ما گوش فرا گير يا توجه كن' را مي شنويد.
'Back tracking' از فعاليتهاي خوانندگان اين گروه است كه پيغام خود را در آهنگ جا داده و فقط با replay كردن پشت و روي آهنگ مشخص مي شود.
در حالت عادي كه آهنگ پخش مي شود شنونده كاملا از اين پيغام بي اطلاع است ولي ضمير نا خودآگاه انسان اين پيغام را دريافت كرده و مي فهمد و با تكرار و تدريج زمان اين پيغام در ذهن ذخيره شده و در تصميمگيري و عمل كرد انسان تاثير دارد. به عبارتي اين همان 'hypnotism' هيپنوتيزم يا شستوشوي مغذيست و عوامل بسيار تخريب كننده دارد.
لينك براي اطلاعات بيشتر:
http://home.socal.rr.com/satanslies/...0Uses%20It.htm
mehrdad_123
Thursday 18 October 2007, 03:35PM
با اين همه داستان سرائي وكپي برداري آخر نفرموديد موسيقي يا بقول شما غنا در كجاي قران حرام شده؟!وآيا اساسا كسي غير از خدا مي تواند حرام وحلال تعيين كند؟؟!!
به نام خالق بي همتا:
با عرض سلام:
جناب نكند شما پيامبر رو هم قبول نداريد...مگر غير از اين است كه كلام رسول ا... (ص) كلام خداست؟ هيچ كس به جز خدا و رسولش (ص) و امامان معصوم (ع)حق حرام يا حلال كردن را ندارد و علما و مراجع هر چه مي گويند بر اساس همون كلامهاست...فقط نميدانم اين چه جور بدعتي بود كه عمر و ابوبكر حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال مي كردند...!!!
:smile07:يا حق:smile07:
mehrdad_123
Thursday 18 October 2007, 03:45PM
الآن هم قبول نكنيد در سالهاي آتي همتون با ما هم عقيده خواهيد شد فقط ان شا ا... كه دير نشده باشد... ياد حرف انيشتين مي افتم كه خود او هم با شجاعت تمام به اين جمله اعتراف كرده است كه:حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند.. شما هم هنوز زود است كه بفهميد موسيقي چه ضررهايي دارد و تا لذت دار بودن دليل شماهاست با هيچ حرفي نمي شود شما را قانع كرد
يا حق:smile07:
طاهری
Thursday 18 October 2007, 03:55PM
مرحبا...
السيد/ صبح ,
اولا نشكر لكم هذه اللفتة الكريمة لايضاح موضوع (الغناء والموسيقى الحرام) للشباب,خصوصا في ظل غياب الوعي بمثل هذا الأمر ,
ونتمنى ان يتوبوا الى الله توبة نصوح ,بحيث أن يستيقظوا قبل فوات الأوان وقبل أن يكون الصبح قريب فلا ينفع بعدها شيء.
لا نعلم ان كان هذا الموضوع اجتهاد شخصي؟ ام منقول من موقع آخر؟ ولكم الشكر في كلا الحالتين ونسأل الله ان يسدد خطاكم,
وفيما توقفتم عنده :
Conversely music has also been documented to cause sickness. The right, or wrong music, rather, can be like a poison to the body. Studies have been done on plants where loud hard rock music, for instance, killed plants and soft classical music, make the plants grow faster. Music is very powerful, like a drug and can even be an addiction. In the case of Patty Hearst, it was documented that music was used in the aid of brainwashing her. In the book, Elevator Music, by Joseph Lanza, it states that certain types of music over prolonged periods in certain conditions, were shown to cause seizures
فنحن نؤيد ما رميتم اليه بنقل المقال,فالغناء كما هو معروف من الروايات المعتبرة إنه يورث الفقر ,وما اليه من الآثار السلبية وحينما حرم الاسلام ذلك فهو لخير وصالح البشرية بلا شك.
كما نود ان نضيف بأن هناك جانب آخر وهو الموسيقى الكلاسيكية الهادئة التي تهدئ الأعصاب وتريح النفس وعلى عكس, الموسيقى الطربية اللهوية التي تسبب اضطراباً في المشاعر .
احسنتم وبارك الله فيكم,موضوع اعجبني بحق,(دست شما درد نكنه)
****نتمنى ان تصل رسالتنا(اعني أن تُفهم العربية)..فأنا لا اجيد الا العربية وافتخر بها كونها لغة اهل الجنة ولغة القرآن الكريم,وعساها حلقة وصل بيننا والشعوب الاخرى.وما اجادتي للغات الاخرى الا زيادة معرفة.وخوفا من الوقوع في الاخطاء التي تسبب الاحراج لكلا الطرفين.
به همه زبانهای زنده دنیا نوشته شده بجز پارسی
ببخشید من هنوز لیسانس زبان عربی که گرفتم نیومده
می تونید واسم پارسی بنویسید
یا فقط کپی کردید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
طاهری
Thursday 18 October 2007, 03:57PM
جناب صبح واسه چی نوشته های شما اینقدر طولانی
واقعا نمی تونه کوتاه مختصر و مفید باشه ؟؟؟؟؟؟؟
مرسی :smile07:
آگاه
Saturday 20 October 2007, 01:10PM
جناب صبح واسه چی نوشته های شما اینقدر طولانی
واقعا نمی تونه کوتاه مختصر و مفید باشه ؟؟؟؟؟؟؟
مرسی :smile07:
دلیلش اینه که اگر ایشون بخواد بره سر اصل مطلب توش می مونه . به همین دلیل سعی میکنه با داستانسرایی و تفره رفتن موضوع رو تفسیر کنه .
حقیقت همیشه آشکاره و احتیاج به تفسیر نداره . آقایون برای یک موضوع ساده باید هزاران مقاله و کتاب بنویسند تازه هم هیچکس نه می فهمه منظورشون چی بوده و نه کسی به این حرفها گوش میده .
خدایا ما را از شر شیطان محفوظ بدار . :smile34:
صبح
Saturday 20 October 2007, 01:34PM
دلیلش اینه که اگر ایشون بخواد بره سر اصل مطلب توش می مونه . به همین دلیل سعی میکنه با داستانسرایی و تفره رفتن موضوع رو تفسیر کنه .
حقیقت همیشه آشکاره و احتیاج به تفسیر نداره . آقایون برای یک موضوع ساده باید هزاران مقاله و کتاب بنویسند تازه هم هیچکس نه می فهمه منظورشون چی بوده و نه کسی به این حرفها گوش میده .
خدایا ما را از شر شیطان محفوظ بدار . :smile34:
شما همه مسائل زندگي خود را اينقدر خوشگل حل مي كنيد ؟ :smile31: ما كه جز اصل مطلب چيزي نگفتيم ... :) اين شمائيد كه دائم مشغول شعار دادن و فرار كردن از اصل موضوع هستيد ... :)
آگاه
Saturday 20 October 2007, 01:45PM
شما همه مسائل زندگي خود را اينقدر خوشگل حل مي كنيد ؟ :smile31: ما كه جز اصل مطلب چيزي نگفتيم ... :) اين شمائيد كه دائم مشغول شعار دادن و فرار كردن از اصل موضوع هستيد ... :)
جناب صبح :
اگر حرف ما رو قبول ندارید کافیه به همین رسانه ملی خودتون مراجعه کنید . می بینید اکثر آهنگها و ترانه هایی که پخش میشه یا با ریتم 6 و 8 (یا به قول خودتون مطرب) هست یا موسیقی خالی معروف ترین خواننده های آمریکایی یا خواننده های لوس آنجلسی خودمون .
مطمئن باشید آگه نیم درصد موسیقی حرام بود الان توی صدا و سیما با کاسه و بشقاب صدا در می آوردن که مبادا خدای نکرده مردم ناخواسته راهی جهنم بشن .
والسلام
صبح
Saturday 20 October 2007, 05:38PM
جناب "اگاه"
رسانه ملی خودمون ، مرجع تقلید نیست و قابلیت فقهی ندارد ... اما شما ظاهرا مقالات ابتدائی وارد شده را نخوانده اید ، اولا در اسلام مثلا موسیقی حماسی به هیچ وجه مشکلی ندارد و مثلا موسیقی های حماسی حزب الله لبنان که اتفاقا ریتم 6 و 8 هم دارند و به طور وسیعی در منطقه عرب زبان پخش است ... هیچ عالمی آنرا حرام نمی داند ....
در یکی از مقالات می خوانیم :
ب. طرب
در مورد طرب اين مسأله مطرح ميشود كه اولاً مفهوم آن چيست؟ و آيا هر لذت و خوشي، طرب ناميده ميشود؟ و آيا هرگونه احساس خوشايند، ملازمه با حرمت دارد؟ و اصولاً به چه غنائي، مطرب گفته ميشود؟ به طور مسلّم ايجاد هرگونه لذت و احساس خوشايند در انسان، ممنوع نيست و به آن طرب هم گفته نميشود. چرا كه فطرت انسان، طالب زيبايي و كمال است و از آنجايي كه عشق به كمال و جمال مطلق دارد، لذا در خود احساس كشش و تمايل به سمت زيبايي پيدا ميكند. از هواي خوب، غذاي خوب، صداي خوب و … خوشش ميآيد و لذت ميبرد. چون شارع مقدس برخلاف فطرت انسانها، حكمي را تشريع نميكند در نتيجه هر لذت و خوشي به نظر او حرام نيست. حتي از آنجايي كه صوت نيكو، سيماي نيكو، خلق نيكو و ساير ويژگيهاي حَسَن، موجب جذب انسانها ميشود؛ خداوند متعال از اين خصلت انسانها استفاده كرده و پيامبرانش را با اين ويژگيها به سوي بشر فرستاده است تا در دعوت به سوي خود موفقتر باشند. از اين مطلب مشخص ميشود كه خوش صدا بودن يعني كلام موزون را از حنجره بيرون آوردن، فينفسه امري نيكو است و شارع مقدس خوش آمدني را حرام اعلام ميكند كه موجب زوال عقل و خروج از حالت تعادل در انسان و سوق به سمت فساد و فراموشي و غفلت ياد خدا شود كه اين از نظر عقلا نيز ناپسند ميباشد.
مساله زوال عقل ، فراموشی خدا ... و از خود بیخود شدن برای یک ابزار مادی است ... این است که حرام است ، وگرنه موسیقی و سرودی که انسان را به خدا دعوت کند و او را تخدیر و مست و معلق نکند ، مسلما عامل گناه نیست .
ضمن این ما در مضرات موسیقی هم از خارجکی ها بدون ملاحظه دستورات دینی ، مقاله ای آوردیم که پاسخی از شما نرسید ....
آگاه
Saturday 20 October 2007, 06:26PM
جناب "اگاه"
رسانه ملی خودمون ، مرجع تقلید نیست و قابلیت فقهی ندارد ... اما شما ظاهرا مقالات ابتدائی وارد شده را نخوانده اید ، اولا در اسلام مثلا موسیقی حماسی به هیچ وجه مشکلی ندارد و مثلا موسیقی های حماسی حزب الله لبنان که اتفاقا ریتم 6 و 8 هم دارند و به طور وسیعی در منطقه عرب زبان پخش است ... هیچ عالمی آنرا حرام نمی داند ....
در یکی از مقالات می خوانیم :
مساله زوال عقل ، فراموشی خدا ... و از خود بیخود شدن برای یک ابزار مادی است ... این است که حرام است ، وگرنه موسیقی و سرودی که انسان را به خدا دعوت کند و او را تخدیر و مست و معلق نکند ، مسلما عامل گناه نیست .
ضمن این ما در مضرات موسیقی هم از خارجکی ها بدون ملاحظه دستورات دینی ، مقاله ای آوردیم که پاسخی از شما نرسید ....
بسیار خوب ، یک سوال دارم :
همونطری که می دونید به تازگی نحوه ای از عزا داری برای امام حسین (ع) باب شده که در اون نوحه خوانان به شکل عجیبی از خود بیخود می شن و دست به کارهای غیر طبیعی می زنند .(مثل هیئت دیوانگان حسین (ع) ) ، حکم این قضیه چیه؟
صبح
Saturday 20 October 2007, 06:28PM
اگر برای امام حسین و در مسیر الهی باشه صحیحه ... و اگر فیلم و بازی باشه مطمئنا لغو و باطله ....
آگاه
Sunday 21 October 2007, 11:44AM
تاثیر موسیقی
موسیقی یکی از لذتهای زندگیست.خصوصا در زندگی پراسترس امروزه نیاز به موسیقی بیشتر احساس میشود. همانطور که کاملا برای همه ما واضح است ژانرهای مختلف موسیقی میتوانند تاثیرات متفاوتی بر ما داشته باشند. بعضی موسیقیها ما را غمگین، بعضی شاد میکنند و بعضی ما را سرشار از انرژی میکنند و بعضی برای ما خاصیت آرامش بخش دارند. برای من به عنوان یک طرفدار موسیقی انتخاب بین ژانرهای مختلف مشکل است چون هرکدام ویژگی خاص خود را دارند و همین طور فکر میکنم افراد مختلف در شرایط مختلف انتخاب متفاوتی داشته باشند. اما به هرحال نمیتوان منکر قدرت موسیقی و تاثیر آن بود. مطلب زیر منتخبیست از مقاله "چگونه موسیقی شما را تحت تاثیر قرار می دهد" (How Music affects us) که توسط Al Harris نوشته شده. این نویسنده همچنین در ادامه این مطالب تعدادی تمرین ارایه میدهد. برای مطالعه بیشتر می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید:
www.bachflowermusic.com/pdfebook.pdf (http://www.7sang.com/mag/2005/04/29/www.bachflowermusic.com/pdfebook.pdf)
http://www.7sang.com/weekly/yr3/no7/photo/music3-7-affect.jpg
چگونه موسیقی بر شما تاثیر می گذارد؟
موسیقی میتواند
خلاقیت،
سلامت،
آرامش ذهنی
و
خوشبختی
شما را افزایش دهد.
یا میتواند تاثیری متضاد داشته باشد و انرژی زندگی شما را بخشکاند!
هر آنچه که بخواهید یک هدف است.
اگر همه اعضا و جوارح شما به سمت آن حرکت کنند میتوان موثرتر به آن دست یافت.
موسیقی قادر است این اعضا را به صف کند.
بیایید ببینیم چگونه موسیقی میتواند بر شما تاثیر گذارد.
چگونه موسیقی میتواند بدن شما را تحت تاثیر قرار دهد:
موسیقی نیرویی دارد که میتواند شما را از لحاظ بدنی، احساسی، روانی و روحانی تحت تاثیر قرار دهد و به این ترتیب شما میتوانید از آن به عنوان اتصال دهندهای به خرد جهانی استفاده کنید.
برای اولین بار اثرات بدنی موسیقی را زمانی مشاهده کردم که در حال تهیه قطعههای صوتی برای رادیو، تلویزیون و فیلم بودم. روزی در استودیو فشاری را در ناحیه قلبم احساس کردم. احتمال دادم به خاطر صدای بم درام باشد؛ از مهندس ضبط خواستم تا فرکانسهای خاصی را کاهش دهد. پس از این کار ناراحتیم برطرف شد.
David Tame در کتاب "قدرت موسیقی" مینویسد:
"یکی از سرگرمیهای نوجوانان این بود که تخم مرغهای نرم تر را به کنسرتهای راک میبردند و آنها را بر پایه سن قرار میدادند. در اواسط کنسرت تخم مرغها در اثر قدرت موسیقی پخته و قابل خوردن میشدند. جالب اینکه تنها عده کمی به این نتیجه رسیدند که موسیقی راک با بدنشان چه میکند."
آیا تا کنون در نزدیکی یک جت در باند ایستادهاید؟ اگر چنین بوده فشار صوت را احساس کردهاید. یا احتمالا تا به حال دستتان را بر روی یک بلندگوی استریو گذاشتهاید و حرکت موسیقی را از دیاگرام بلندگو احساس کردهاید.
آیا موسیقی قادر است به شما سودی برساند؟
برای عمل جراحی در بیمارستانی بستری بودم. پس از عمل به من دکمهای دادند که با فشار آن مورفین برای کاهش درد تزریق میشد. یک روز صبح از آن استفاده نکردم. خانمی به اتاقم آمد و از من پرسید که دوست دارم به کمی آوای چنگ گوش دهم. گفتم" حتما، باید جالب باشه!" در کمال شگفتی لحظهای که شروع به نواختن کرد دردم آرام شد. وقتی تمام شد دردم برگشت. دوباره شروع کرد و دوباره دردم آرام شد. واقعا غیر منتظره بود. J.Rafuse
موسیقی و احساستان
موسیقی زندگیای را نجات میدهد.
زمانی مردی از اهالی شیکاگو قصد خودکشی داشت. روانکاوی برای او کمی موسیقی پخش میکند. آن روانکاو بعدها به موسیقیدانی گفت:
"آماده بود تا به زندگیش پایان دهد. کاست تو را برایش پخش کردم و میتوانستم تغییر را در حالی که به موسیقی گوش میداد در او ببینم. موسیقی او را به جایی بازگرداند که توانست دوباره به خودش بیاید. آن موسیقی کاتالیزوری بود که او را برای آنکه بخواهد زندگی کند یاری کرد."
موسیقی در سطوح مختلف با شما سخن میگوید:
موسیقی زبانیست که با شما در سطوح مختلف سخن میگوید. زمانی که یکی از دوستانم در اتاق بیمارستانی چنگ نواخت 3 یا 4 تن از بیماران شروع به لبخند زدن کردند. چهارمین مرد در کما به سر میبرد. نوازنده فکر کرد که آیا او هم به گونهای موسیقی را میشنید؟ مدتی بعد او به بیمار نگاه میکند و متوجه حرکت انگشت پای او با ریتم موسیقی میشود. در سطحی، موسیقی حتی به او هم رسیده بود.
قدرت نیت درونی
جاشوا لیدز، نویسنده کتاب "قدرت صوت" میگوید:
"صوت مانند حمل کننده موجیست که نیت درونی فرد نوازنده را منتقل میکند. در واقع هر موسیقی که ما میشنویم حامل نیت درونی فردیست که آن را نوشته و یا افرادیست که آن را اجرا میکنند."
mehrdad_123
Sunday 21 October 2007, 01:15PM
تاثیر موسیقی
موسیقی یکی از لذتهای زندگیست.
:smile07::smile07::smile07:به نام بي همتا خالق:smile07::smile07::smile07:
:smile07:با سلام ::smile07:
ديديد گفتم تنها دليل اين دوست عزيز لذت دار بودن موسيقي است؟؟؟!!!
:smile07:يا حق:smile07:
nikmanesh
Sunday 21 October 2007, 05:13PM
حالا که بدین رسیدیم و بنده وقت گذاشتم و برای شما اینها را پیدا کردم ، جایزه من را بدهید ...
جايزه اي بزرگ، حتمي و بدون خُلف وعده در آينده اي نزديك به شما تقديم خواهد شد:
سوره نحل:
وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلاَلٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ ﴿116﴾
و براى آنچه زبان شما به دروغ مىپردازد مگوييد اين حلال است و آن حرام تا بر خدا دروغ بنديد زيرا كسانى كه بر خدا دروغ مىبندند رستگار نمىشوند
مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿117﴾
بهره اي اندك ( دارند ) و عذابي دردناك ( در پيش ) دارند
آگاه
Sunday 21 October 2007, 05:29PM
[/center]
[/center]
:smile07::smile07::smile07:به نام بي همتا خالق:smile07::smile07::smile07:
:smile07:با سلام ::smile07:
ديديد گفتم تنها دليل اين دوست عزيز لذت دار بودن موسيقي است؟؟؟!!!
:smile07:يا حق:smile07:[/center]
دوست عزیز اگه هر لذت بردنی حرام باشه ، اونوقت که خوردن ترشی با غذا هم حرامه ، چون مصرف ترشی فقط برای لذیذتر کردن غذاست. :smile21:
پس بریم دنبال چیزهایی که مبادا خدای نکرده لذت داشته باشه:smile09:فقط چیزهایی که آدم رو زجر میده و برای انسان سختی به همراه داره خوبه:p
mehrdad_123
Sunday 21 October 2007, 05:32PM
حال جناب نيك منش بفرماييد ثابت كنيد كه چه جوري ميخوايد ثابت كنيد حرام نيست؟؟؟؟
البته و صدها البته كه ميدونيم حضرت عا لي قصد ماهي گرفتن از آب گل آلود رو داريد و مي خوايد مثلا بگيد كه اهل سنت موسيقي رو قبول ميكنه... در جواب شما بايد عرض كنم كه شيعه ي امروز ما هم قبول داره...ولي اصل اسلام اينه كه موسيقي ضرر داره ...احاديث اين مسئله در كتب شما هم هست پس لطفا بجاي اينكه مردمان ضعيف العقل رو هدف قرار بديد بهتره دين واقعي رو بگردي پيدا كني... اگه تمام حكم ها تو دين هستش پس بفرماييد كجاي قرآن گفته چند ركعت نماز بخونيد يا كجاي قرآن گفته چه چيزايي نماز رو باطل ميكنه...يا كجاي قرآن گفته اعمال بيت ا... الحرام چيست؟ مثلا طواف بايد چه جوري باشه؟؟؟؟؟:smile55:
mehrdad_123
Sunday 21 October 2007, 05:37PM
دوست عزیز اگه هر لذت بردنی حرام باشه ، اونوقت که خوردن ترشی با غذا هم حرامه ، چون مصرف ترشی فقط برای لذیذتر کردن غذاست. :smile21:
پس بریم دنبال چیزهایی که مبادا خدای نکرده لذت داشته باشه:smile09:فقط چیزهایی که آدم رو زجر میده و برای انسان سختی به همراه داره خوبه:p
دوست عزيزم مثل اينكه جمله رو متوجه نشديد...
بنده عرض كردم تنها دليل شما (البته نه فقط شما بلكه همه ي اهل موسيقي كه بنده هم زماني از همون ها بودم و مثل شما تئوري ميدادم )فقط لذت دار بودن موسيقي هستش و دليل ديگري نداريد ... كه اگر قرار باشه هر چيز لذت داري خوب باشه پس معتادين به مواد مخدرميگن كه يه ذره مثلا ترياك ميتونه آدم و بسازه و به قول شما كلي هم انرژي بده ... آيا عقلاني است كه ما بريم ترياك مصرف كنيم صرف اينكه لذت داره و شايد هم انرژي زاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يا حق:smile07:
mehrdad_123
Sunday 21 October 2007, 05:41PM
كه اين انرژي فقط مال يكي دو ساعتش هست بعد ش دوباره بايد ...
اينطوري ميشه كه ذهن ها تسخير اين جور مسائل ميشن و كم كم هزار تا بلا سر آدم مياد
mehrdad_123
Sunday 21 October 2007, 05:47PM
بنده كه با شما عزيزان پدر كشتگي ندارم ... اگه فكر ميكنيد بنده اشتباه ميگم سعي كنيد بنده رو قانع كنيد تا شايد ما هم برگشتيم ...و رفتيم يه ستار ديگه گرفتيم...
يا حق :smile07:
nikmanesh
Sunday 21 October 2007, 07:31PM
حال جناب نيك منش بفرماييد ثابت كنيد كه چه جوري ميخوايد ثابت كنيد حرام نيست؟؟؟؟
البته و صدها البته كه ميدونيم حضرت عا لي قصد ماهي گرفتن از آب گل آلود رو داريد و مي خوايد مثلا بگيد كه اهل سنت موسيقي رو قبول ميكنه... در جواب شما بايد عرض كنم كه شيعه ي امروز ما هم قبول داره...ولي اصل اسلام اينه كه موسيقي ضرر داره ...احاديث اين مسئله در كتب شما هم هست
جناب مهرداد123،
رسم نادرستي در اين باشگاه باب شده كه هر وقت كسي فقط به قرآن استناد ميكند، فورا به او ميگويند سنّي! و وقتي كسي ميگويد من شيعه يا سنّي نيستم، او را به لقب وهّابي مفتخر ميكنند. برادر عزيز، مخاطب شما شيعه و سني و وهابي نيست بلكه يك مُسلم است. فعلا در اين تاپيك بحث در مورد موسيقي است و از اين مقوله نبايد خارج شد. دوست گرامي در سوره انعام بخوانيد كه اگر كسي حلال را از روي نظر خود يا ديگران ( احاديث ساخته شيطان كه آن را از قول عمر، علي، جعفر صادق، ابوحنيفه، ابن تيميه.... بيان ميكند) حرام بشمارد، در زمره مشركان است). شيطان، لولو سرخرمن و مترسك نيست، بلكه موجود هوشمند و پيچيده اي است كه از راههاي مختلف به انسانها ضربه ميزند و حكم خدا را تغيير ميدهد. گروهي را در قمار و شراب و سكس و ...غرق ميكند، و گروهي را در لباس دين و فرقه و با تزريق احكام ساختگي و حرامهاي بيشمار فريب ميدهد. امروز بيش از اين فرصت ندارم انشاءالله تا بعد.....
mehrdad_123
Monday 22 October 2007, 08:28AM
جناب مهرداد123،
رسم نادرستي در اين باشگاه باب شده كه هر وقت كسي فقط به قرآن استناد ميكند، فورا به او ميگويند سنّي! و وقتي كسي ميگويد من شيعه يا سنّي نيستم، او را به لقب وهّابي مفتخر ميكنند. برادر عزيز، مخاطب شما شيعه و سني و وهابي نيست بلكه يك مُسلم است. فعلا در اين تاپيك بحث در مورد موسيقي است و از اين مقوله نبايد خارج شد. دوست گرامي در سوره انعام بخوانيد كه اگر كسي حلال را از روي نظر خود يا ديگران ( احاديث ساخته شيطان كه آن را از قول عمر، علي، جعفر صادق، ابوحنيفه، ابن تيميه.... بيان ميكند) حرام بشمارد، در زمره مشركان است). شيطان، لولو سرخرمن و مترسك نيست، بلكه موجود هوشمند و پيچيده اي است كه از راههاي مختلف به انسانها ضربه ميزند و حكم خدا را تغيير ميدهد. گروهي را در قمار و شراب و سكس و ...غرق ميكند، و گروهي را در لباس دين و فرقه و با تزريق احكام ساختگي و حرامهاي بيشمار فريب ميدهد. امروز بيش از اين فرصت ندارم انشاءالله تا بعد.....
به نام بي همتا خالق:
با سلام به حضور شما...
فكرميكنيد شيعه جماعت اونقدر بي عقل شده كه ديگه نمي تونه تشخيص بده حضرت عالي چه هدفي داريد؟؟؟ فقط كافي به مطالبي كه شما درش بحث كرديد و صاحب بحث بوديد نظري بيندازيم تا متوجه شود كه چه هدفي را دنبال مي كنيد... حضرت عالي در تاپيكي ديگر با ادعاي به اينكه نه سني هستيد و نه شيعه چنان به مولا علي (ع) و اولادش (ع) حمله ور شده ايد كه كاملا مشخص ميشود چه مرامي داريد...
در غير اين صورت شما رو با عنوان يه فرقه ي جديد و پوچ ديگري بر عليه شيعيان بايد خواند, فرقه اي كه در عرض چند جمله مي شود مهر ابطال و انحراف را برايش زد:(در زير مطالب يكي از دوستان را(جناب كاربر صبح) كه در تاپيك ديگري باهم بحث كرده ايد مي آورم تا ببينيد كه چطور در عرض چند خط هدف فتنه ي شما و پوچي افكار حضرت عالي نمايان مي شود:
در قرآن کریم آمده است :
أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و اولی الأمر منکم .... ،
رسول الله به شهادت عمده مورخین و أصحاب رسول الله ، بارها در احادیث غدیر و کساء و ثقلین و در فرازهای دیگر ، به پیروی از اهل بیت خود تاکید می کند ...
نام کسی که ادعای اطاعت از قرآن می کند ، اما از آیات قرآن مبتنی بر اطاعت از رسول الله و اولی الأمر و دوستی با خاندان او ، سرپیچی می کند ... چیست ؟
جواب را از قرآن می گیریم :
جزء 6 سوره النساء آيه 150 ( ببعض: 2 رسله: 2 )
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً
كسانى كه خدا و پيامبرانِ او را انكار مىكنند، و مىخواهند ميان خدا و پيامبرانش تبعيض قائل شوند، و مىگويند: (به بعضى ايمان مىآوريم، و بعضى را انكار مى كنيم) و مىخواهند در ميان اين دو، راهى براى خود انتخاب كنند...
جزء 6 سوره النساء آيه 151
أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا
آنها كافران حقيقىاند؛ و براى كافران، مجازات خواركنندهاى فراهم ساختهايم.
يا حق:smile07:
nikmanesh
Monday 22 October 2007, 11:56AM
به نام بي همتا خالق:
با سلام به حضور شما...
فكرميكنيد شيعه جماعت اونقدر بي عقل شده كه ديگه نمي تونه تشخيص بده حضرت عالي چه هدفي داريد؟؟؟ فقط كافي به مطالبي كه شما درش بحث كرديد و صاحب بحث بوديد نظري بيندازيم تا متوجه شود كه چه هدفي را دنبال مي كنيد... حضرت عالي در تاپيكي ديگر با ادعاي به اينكه نه سني هستيد و نه شيعه چنان به مولا علي (ع) و اولادش (ع) حمله ور شده ايد كه كاملا مشخص ميشود چه مرامي داريد...
در غير اين صورت شما رو با عنوان يه فرقه ي جديد و پوچ ديگري بر عليه شيعيان بايد خواند, فرقه اي كه در عرض چند جمله مي شود مهر ابطال و انحراف را برايش زد:(در زير مطالب يكي از دوستان را(جناب كاربر صبح) كه در تاپيك ديگري باهم بحث كرده ايد مي آورم تا ببينيد كه چطور در عرض چند خط هدف فتنه ي شما و پوچي افكار حضرت عالي نمايان مي شود:
جناب مهرداد 123، ادبيات نوشتار و لحن بيان و نحوه حكم دادن شما پيش از شنيدن دفاعيات متهم، انسان را به ياد دستگاه خلافت اموي و عباسي مي اندازد. گويا شما پيروي از اهل بيت را در تهمت و افترا خلاصه كرده ايد. آياتي از سوره نساء كه مرجع تقليد شما، پروفسور صبح نوشته، هيچ ارتباطي به فرقه شيعه و سني و وهابي ندارد. دوست گرامي، وقتي به شما تاسال1400 هجري ميگويند امام جعفر صادق فرموده اوزون برون حرام است، چگونه به صحت اين سخن اعتماد ميكنيد و نام آن را اطاعت از رسول الله و اهل بيت ميگذاريد و زماني كه در 30 سال اخير ميگويند حلال است باز چگونه مي پذيريد؟ جناب مهرداد123 عادت به تقليد را از خود دور كنيد و با چشم باز ببينيد و ميتوانستيد پيش از اين نقل قول، پاسخ بنده را هم بخوانيد:
هدايت واقعي فقط در قرآن است (http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=167951&postcount=24)
به نام يكتای بی شريك
آنچه موجب فقر، فلاكت و عقب ماندگی كشورهای اسلامی شده، دور افتادن از حبل الله ( قرآن) است. فرقه های سنّی، شيعه و فرقه جديد التاسيس وهابی، همگی از كاردستيهای شيطان هستند. شيطان و قبيله و فرزندانش ( اعراف-27 و كهف-50 ) از روزگار نخستين در پی آن بوده اند تا با جنبه خدايي دادن به انبيا و اوليا خدا، اقوال و احكام و آرای خود را از دهان آنان بيان كنند( احاديث و روايات) و اين عمل را چنان ماهرانه از طريق انسانهای فريب خورده و عابدنما انجام می دهند كه سبب دور ماندن مردم از كتابهای آسمانی و روی آوردن به اين احاديث جعلی می گردند و مردم چنين می پندارند كه اين روايات، سخن خداست:
آل عمران-78 :
در ميان آنان گروهی هستند كه با زبانشان مطالبی را از كتاب خدا تقليد می كنند تا شما خيال كنيد آن گفته ها از كتاب خداست، در حاليكه اين گفته ها از كتاب خدا نيست و ادّعا می كنند كه اينها از جانب خداست، در حاليكه اين گفته ها از جانب خدا نيست، و در حاليكه می دانند به خداوند دروغ می بندند.
بدينگونه حديث و روايات در هر دين آسمانی شكل می گيرد. شيطان بخوبی آگاه است كه اين سخنان دروغين بايد آراسته و پيراسته و منسوب به اشخاص مقبول باشد تا مورد پذيرش قرار گيرد. از اينرو پيامبران و چهره های مذهبی را تا حد موجودات ماوراء زمينی بزرگ می كند ( عيسی، موسی، محمد و...) (عمر، علی، ابوبكر، صادق، ابوحنيفه...) و تعليمات خود را با نام تثليث بنام مسيحيت، سنت پيامبر در تسنن، و مذهب اهل بيت در شيعه و سيره سَلَف در وهابی به خورد خلق الله می دهد و آنان را از سخن راستين خدا كه فقط يك سخن و حكم است دور می كند.
يكی از دستورهای خداوند به تسليمان درگاه خود اين است كه ميان هيچكدام از پيامبران فرق نگذارند ولی امروزه مسلمانان، محمد را بعنوان پيامبر اعظم و سرور انبيا در نظر می گيرند و اينچنين به ساير اديان فخر می فروشند. اينان نمی دانند كه بايد به عيسی و موسی و... بهمان اندازه محمد، ايمان داشته باشند. اما متاسفانه در كتابهای دينی مدارس می نويسند: عيسی پيامبر مسيحيان و موسی پيامبر يهوديان است و از كودكی، خلاف سخن خدا را آموزش می دهند. خداوند با يكسان سازی پيامبران، پيام آنها را نيز يكی دانسته و آن پيام، نپذيرفتن سخنی جز سخن خداوند و تسليم فرمان او بودن است. آخرين پيام بدون تحريف خدا در قرآن است و منظور از دستور صريح خداوند از قبول داشتن و اطاعت از عيسی اين نيست كه كسی در واتيكان به سراغ پاپ برود و امر او را اطاعت كند و منظور از اطاعت از موسی، پرواز به اسرائيل و اطاعت از خاخام ها نيست ، همچنانكه منظور از اطاعت از محمّد، رفتن به سراغ مجتهد و مفتی نيست، بلكه منظور، اطاعت از پيام آنان به بشريت از سوی خداست كه در قرآن بيان شده.
اكنون بشنويم و بخوانيم دستور خدا را:
بقره-136:
بگوييد، "ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهيم، اسماعيل، اسحاق، يعقوب و بزرگان قبيله نازل شده بود ايمان داريم؛ و به آنچه به موسى و عيسى و تمام پيامبران از جانب پروردگارشان داده شده بود. ما ميان هيچ يک از آن رسولان فرقى نمى گذاريم. ما فقط تسليم فرمان او هستيم."
بقره- 285 :
رسول به آنچه از جانب پروردگارش بر او نازل شد، ايمان آورده است و همچنين مؤمنان. آنها به خدا، فرشتگان او، کتابهای آسمانى او و رسولان او ايمان دارند: "ما هيچ فرقى ميان رسولان او نمى گذاريم." آنها مى گويند، ما مى شنويم و اطاعت مى کنيم. ما را ببخش، پروردگار ما، سرنوشت نهايى به سوى توست."
آل عمران-84
بگو، "ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهيم، اسماعيل، اسحاق، يعقوب و بزرگان قبيله نازل شده و به آنچه به موسى، عيسى و پيامبران از جانب پروردگارشان داده شد ايمان داريم. ما هيچ فرقى بين هيچ يک از آن رسولان نمى گذاريم. ما فقط تسليم فرمان او هستيم."
سوره نساء(152-150):
كافران حقيقي و در خور عذاب:
150- کسانى که به خدا و رسولانش كفر می ورزند و مى خواهند ميان خدا و رسولانش فرق بگذارند و مى گويند: "ما به بعضى ايمان داريم و بعضى را رد مى کنيم،" و مى خواهند راهی بين اين دو برگزينند؛
151- اين افراد کافران حقيقي هستند. ما براى کافران عذابی خوار کننده آماده کرده ايم.
مؤمنان حقيقي و در خور پاداش الهی:
152- و اما کسانى که به خدا و رسولانش ايمان دارند و ميان هيچيك از آن رسولان فرقى نمى گذارند، او پاداش آنها را خواهد داد. خدا است عفو کننده، مهربان ترين.
بنا براين منظور از فرق نگذاشتن بين رسولان و ايمان به كتاب آنان، اطاعت از قرآن است و كافران حقيقي كسانی هستند كه بجای كتاب خدا، دنباله رو حرف و حيث ديگران هستند.
كاربر nikmanesh
از استفاده بيش از حد رنگ و اندازه در گفتگو خودداري نمائيد . اين كار عامل اختلال در نظم ظاهري گفتگوها و ايجاد تنش در آن مي شود . در صورت ادامه اين روند شناسه شما در باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه خواهد گشت . نوشته شما ويرايش شده و اندازه و رنگ به حالت پيش فرض درآمده است .
طاهری
Monday 22 October 2007, 01:37PM
این عالم همان نغمه ای است که استاد ازل نواخته و آوازی می باشد که او خود خوانده است ، چون اساس آفرینش همین آواز است ، پس منایبات نغمه ای و هارمونی در همه چیز به وجوه گوناگون تجلی کرده ، در شکل در هیأت ظاهری و حتی در طعم و بدی اشیاء هم این تناسب هست ، و کسانیی که اهل ذوقند و شامه و سمع ایشان قابلیت درک نغمات الهی را دارا شده است ، این معانی را در می یابند. نغمه های موسیقی که متضمن معانی ذوقی و حقایق توحیدی است باید خود از سازهائی بیرون آید که تناسب مربوطه در شکل ظاهری آنها باشد
سلام
آگاه
Monday 22 October 2007, 04:07PM
جناب مهرداد 123، ادبيات نوشتار و لحن بيان و نحوه حكم دادن شما پيش از شنيدن دفاعيات متهم، انسان را به ياد دستگاه خلافت اموي و عباسي مي اندازد. گويا شما پيروي از اهل بيت را در تهمت و افترا خلاصه كرده ايد. آياتي از سوره نساء كه مرجع تقليد شما، پروفسور صبح نوشته، هيچ ارتباطي به فرقه شيعه و سني و وهابي ندارد. دوست گرامي، وقتي به شما تاسال1400 هجري ميگويند امام جعفر صادق فرموده اوزون برون حرام است، چگونه به صحت اين سخن اعتماد ميكنيد و نام آن را اطاعت از رسول الله و اهل بيت ميگذاريد و زماني كه در 30 سال اخير ميگويند حلال است باز چگونه مي پذيريد؟ جناب مهرداد123 عادت به تقليد را از خود دور كنيد و با چشم باز ببينيد و ميتوانستيد پيش از اين نقل قول، پاسخ بنده را هم بخوانيد:
هدايت واقعي فقط در قرآن است (http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=167951&postcount=24)
به نام يكتای بی شريك
آنچه موجب فقر، فلاكت و عقب ماندگی كشورهای اسلامی شده، دور افتادن از حبل الله ( قرآن) است. فرقه های سنّی، شيعه و فرقه جديد التاسيس وهابی، همگی از كاردستيهای شيطان هستند. شيطان و قبيله و فرزندانش ( اعراف-27 و كهف-50 ) از روزگار نخستين در پی آن بوده اند تا با جنبه خدايي دادن به انبيا و اوليا خدا، اقوال و احكام و آرای خود را از دهان آنان بيان كنند( احاديث و روايات) و اين عمل را چنان ماهرانه از طريق انسانهای فريب خورده و عابدنما انجام می دهند كه سبب دور ماندن مردم از كتابهای آسمانی و روی آوردن به اين احاديث جعلی می گردند و مردم چنين می پندارند كه اين روايات، سخن خداست:
آل عمران-78 :
در ميان آنان گروهی هستند كه با زبانشان مطالبی را از كتاب خدا تقليد می كنند تا شما خيال كنيد آن گفته ها از كتاب خداست، در حاليكه اين گفته ها از كتاب خدا نيست و ادّعا می كنند كه اينها از جانب خداست، در حاليكه اين گفته ها از جانب خدا نيست، و در حاليكه می دانند به خداوند دروغ می بندند.
بدينگونه حديث و روايات در هر دين آسمانی شكل می گيرد. شيطان بخوبی آگاه است كه اين سخنان دروغين بايد آراسته و پيراسته و منسوب به اشخاص مقبول باشد تا مورد پذيرش قرار گيرد. از اينرو پيامبران و چهره های مذهبی را تا حد موجودات ماوراء زمينی بزرگ می كند ( عيسی، موسی، محمد و...) (عمر، علی، ابوبكر، صادق، ابوحنيفه...) و تعليمات خود را با نام تثليث بنام مسيحيت، سنت پيامبر در تسنن، و مذهب اهل بيت در شيعه و سيره سَلَف در وهابی به خورد خلق الله می دهد و آنان را از سخن راستين خدا كه فقط يك سخن و حكم است دور می كند.
يكی از دستورهای خداوند به تسليمان درگاه خود اين است كه ميان هيچكدام از پيامبران فرق نگذارند ولی امروزه مسلمانان، محمد را بعنوان پيامبر اعظم و سرور انبيا در نظر می گيرند و اينچنين به ساير اديان فخر می فروشند. اينان نمی دانند كه بايد به عيسی و موسی و... بهمان اندازه محمد، ايمان داشته باشند. اما متاسفانه در كتابهای دينی مدارس می نويسند: عيسی پيامبر مسيحيان و موسی پيامبر يهوديان است و از كودكی، خلاف سخن خدا را آموزش می دهند. خداوند با يكسان سازی پيامبران، پيام آنها را نيز يكی دانسته و آن پيام، نپذيرفتن سخنی جز سخن خداوند و تسليم فرمان او بودن است. آخرين پيام بدون تحريف خدا در قرآن است و منظور از دستور صريح خداوند از قبول داشتن و اطاعت از عيسی اين نيست كه كسی در واتيكان به سراغ پاپ برود و امر او را اطاعت كند و منظور از اطاعت از موسی، پرواز به اسرائيل و اطاعت از خاخام ها نيست ، همچنانكه منظور از اطاعت از محمّد، رفتن به سراغ مجتهد و مفتی نيست، بلكه منظور، اطاعت از پيام آنان به بشريت از سوی خداست كه در قرآن بيان شده.
اكنون بشنويم و بخوانيم دستور خدا را:
بقره-136:
بگوييد، "ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهيم، اسماعيل، اسحاق، يعقوب و بزرگان قبيله نازل شده بود ايمان داريم؛ و به آنچه به موسى و عيسى و تمام پيامبران از جانب پروردگارشان داده شده بود. ما ميان هيچ يک از آن رسولان فرقى نمى گذاريم. ما فقط تسليم فرمان او هستيم."
بقره- 285 :
رسول به آنچه از جانب پروردگارش بر او نازل شد، ايمان آورده است و همچنين مؤمنان. آنها به خدا، فرشتگان او، کتابهای آسمانى او و رسولان او ايمان دارند: "ما هيچ فرقى ميان رسولان او نمى گذاريم." آنها مى گويند، ما مى شنويم و اطاعت مى کنيم. ما را ببخش، پروردگار ما، سرنوشت نهايى به سوى توست."
آل عمران-84
بگو، "ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهيم، اسماعيل، اسحاق، يعقوب و بزرگان قبيله نازل شده و به آنچه به موسى، عيسى و پيامبران از جانب پروردگارشان داده شد ايمان داريم. ما هيچ فرقى بين هيچ يک از آن رسولان نمى گذاريم. ما فقط تسليم فرمان او هستيم."
سوره نساء(152-150):
كافران حقيقي و در خور عذاب:
150- کسانى که به خدا و رسولانش كفر می ورزند و مى خواهند ميان خدا و رسولانش فرق بگذارند و مى گويند: "ما به بعضى ايمان داريم و بعضى را رد مى کنيم،" و مى خواهند راهی بين اين دو برگزينند؛
151- اين افراد کافران حقيقي هستند. ما براى کافران عذابی خوار کننده آماده کرده ايم.
مؤمنان حقيقي و در خور پاداش الهی:
152- و اما کسانى که به خدا و رسولانش ايمان دارند و ميان هيچيك از آن رسولان فرقى نمى گذارند، او پاداش آنها را خواهد داد. خدا است عفو کننده، مهربان ترين.
بنا براين منظور از فرق نگذاشتن بين رسولان و ايمان به كتاب آنان، اطاعت از قرآن است و كافران حقيقي كسانی هستند كه بجای كتاب خدا، دنباله رو حرف و حيث ديگران هستند.
كاربر nikmanesh
از استفاده بيش از حد رنگ و اندازه در گفتگو خودداري نمائيد . اين كار عامل اختلال در نظم ظاهري گفتگوها و ايجاد تنش در آن مي شود . در صورت ادامه اين روند شناسه شما در باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه خواهد گشت . نوشته شما ويرايش شده و اندازه و رنگ به حالت پيش فرض درآمده است .
جناب NIKMANESH
از مقاله بسیار زیبا و انتخاب به جای آیات الهی ،کمال تشکر را از شما دارم .
اجر شما با خداوند کریم ورحیم
mehrdad_123
Monday 22 October 2007, 04:24PM
با ياد او:
با سلام:
جناب نيكمنش:
اولا بنده مطالب را خوانده بودم...
ثانيا افكار و عقايد شما من رو ياد شخصيتي مي اندازه (البته خود هم زماني به اين شكل بودم) كه مي خواهد بي آنكه الفباي فقاهت , تفسير, تاريخ ... رو ياد بگيره ... فتوا هم بدهد و مريداني براي خود جذب كند... جناب اين ره كه تو ميروي به تركستان است... از ما گفتن بود...
آياتي كه حضرت عالي انتخاب ميكنيد به هيچ وجه نميشود گفت اين آيات صرفا مربوط به چه قضيه هستش...(كه اين جور انتخاب كردن خود نشان از عقايد پوچ است) قرآن اگر شديد العقاب دارد در جاي ديگر ارحم الرحمين هم دارد پس نميشود صرف انتخاب يك آيه به ميل خود ترجمه و تفسير كنيم...
هر چند كه بعيد ميدانم اين اندك جملات بنده در روح به تسخير در آمده ي شما اثر گذار باشد چرا كه اگر اثر گذار بود در تالارهاي ديگر كه هفته ها بحث كرده ايد اثر مي گذاشت ... جناب سني مسلك !
mehrdad_123
Monday 22 October 2007, 04:38PM
اين كه چه چيز حرام است و چه چيز حلال ...شما نمي توانيد تشخيص بدهيد چرا كه اينجور مسائل دلي لطيف ميخواهد تا دركش كند نه آن دلي كه قبلا به تسخير ديگران گرفتار شده و مي شود گفت سنگي به مراتب سخت تر از سختي الماس شده... بنده از همان جايي كه امام هايم فرمودند شراب نخور و نخوردم بعد فهميدم كه خوردن شراب برايم ضرر داشته و يا آنجاييكه دين من به من گفت اين را بكن و آن را نكن وبنده هم عمل كردم و بعد از سالها فهميدم كه چقدر دستورات مفيدي براي حالم بوده است از همانجا موسيقي را هم كنار گذاشته ام ...
تا زماني كه هر كس از مادرش قهر كنه بياد قرآن تفسير كنه ...مطمئن باشيد وضعيت اسلام همينطوره
كه هست
اگر ديگران از شما تاييد و تشكر ميكنن مطمئن باشيد كه از سر لجبازي كردن با طرف مقابل شما كه بنده باشم هست نه از سر اينكه عقايد باطل شمارو قبول كرده اند
آنها اونقدر فهم و اطلاعات دارن كه اسير افكار شما نشوند...
خدايا دستهاي فتنه گران را به جوانان ما نشان بده ...
يا حق
آگاه
Tuesday 23 October 2007, 05:10PM
دهانت را می بویند ،
مبادا، گفته باشی: دوستت دارم.
دلت را می پویند.
مبادا شعله ای در آن نهان باشد.
روزگار غریبی ست، نازنین.
و عشق را کنار تیرک راه بند،
تازیانه می زنند.
عشق را ،
در پستوی خانه،
نهان باید کرد.
درین بن بست کج و پیچ سرما،
آتش را،
به سوخت بار سرود وشعر،
فروزان میدارند.
به اندیشیدن خطر مکن،
روزگار غریبی ست نازنین.
آن که بر در می کوبد،
شبا هنگام،
به کشتن چراغ آمده است.
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.
آنک،
قصابان اند،
بر گذرگاه ها مستقر،
با کنده و ساطوری خون آلود.
و...... تبسم را بر لب ها،
جراحی می کنند.
وترانه را، بر دهان.
شوق را در پستوی خانه، نهان بایدکرد.
کباب قناری،
بر آتش سوسن و یاس.
روزگار غریبی ست، نازنین.
ابلیس،
پیروز و مست،
سور عزای ما را، بر سفره نشسته ست.
خدارا در پستوی خانه، نهان باید کرد.
،، شا ملو،،
nikmanesh
Tuesday 23 October 2007, 07:28PM
جناب نيكمنش:
هر چند كه بعيد ميدانم اين اندك جملات بنده در روح به تسخير در آمده ي شما اثر گذار باشد چرا كه اگر اثر گذار بود در تالارهاي ديگر كه هفته ها بحث كرده ايد اثر مي گذاشت ... جناب سني مسلك !
اين كه چه چيز حرام است و چه چيز حلال ...شما نمي توانيد تشخيص بدهيد چرا كه اينجور مسائل دلي لطيف ميخواهد تا دركش كند نه آن دلي كه قبلا به تسخير ديگران گرفتار شده و مي شود گفت سنگي به مراتب سخت تر از سختي الماس شده... بنده از همان جايي كه امام هايم فرمودند شراب نخور و نخوردم بعد فهميدم كه خوردن شراب برايم ضرر داشته و يا آنجاييكه دين من به من گفت اين را بكن و آن را نكن وبنده هم عمل كردم و بعد از سالها فهميدم كه چقدر دستورات مفيدي براي حالم بوده است از همانجا موسيقي را هم كنار گذاشته ام ...
نكته : اكثريت افراد دين و مذهبشان موروثي است. اينان از كودكي چيزهايي مي آموزند و آن آموخته ها را همچون وحي مُنزَل ميپذيرند:
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ
و چون به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل كرده است ( قرآن) پيروى كنيد، مىگويند: نه! بلكه از چيزى كه پدران خود را بر آن يافتهايم پيروى مىكنيم. آيا هر چند پدرانشان چيزى را درك نمىكرده و به راه صواب نمىرفتهاند [باز هم در خور پيروى هستند]؟ ( بقره/170)
بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ
بلكه گفتند ما پدران خود را پيرو روشهايي خاص يافتيم و ما [هم] با گذاشتن پايمان در ردّ پای آنان از هدايت شدگان هستيم (زخرف/22)
هر چه بزرگتر ميشوند، بجاي اينكه دنبال حقيقت باشند، وقت و انرژي خود را صرف اثبات عقيده اي كه در خانواده و جامعه، قبيله و كشورشان رواج دارند ميكنند فكر ميكنند بهشت فقط از آن آنهاست و فقط آنها هستند كه در طريق درست گام بر ميدارند ولي نميدانند كه سخت در اشتباهند:
وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
و گفتند هرگز كسى به بهشت وارد نميشود مگر آنكه يهودى يا مسيحي باشد اين آرزوهاى [واهى] ايشان است بگو اگر راست مىگوييد دليل خود را بياوريد(بقره/111)
گروهي از آنها نيز دروغگوي كم حافظه هستند و با اينكه قبلا گفته ام كه كه بنده شيعه يا سنّي يا وهّابي نيستم و خدا مرا از فرقه بازي و گمراهي نجات داده ، باز هم يكي از اينان از كلمه" سنّي" بعنوان خطاب فحش و ناسزا و سخن ركيك به بنده حواله ميكند و جالب اينجاست كه ايشان دم از محبت به سنّي ها ميزند و تاپيكي در باب محبت و عشق و وحدت ميان شيعه و سنّي، درج كرده است:
شيعه و سني به هم محبت بورزند... (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=8827)
اين تناقض پردازي آشكار، ناشي از ضعف در برابر قرآن است و نمونه كوچكي از اعجاز قرآن را نشان ميدهد. اين شخص با اين تفكر وارد بلشگاه جوانان ايراني شده كه از شيعه دفاع كند، و منتظر است تا كسي مثلا از عمر تعريف كند و او اظهار فضل كند كند كه نه در كتابهاي سنّيها نوشته شده كه عمر فلان و بهمان است…
ولي وقتي مي بيند كسي هست كه فقط به قرآن عمل مي كند و كاري به دعواهاي عمري و علوي ندارد، برآشفته ميشود و تبديل به دروغگويي كم حافظه مي گردد.
امروزه گروهي از مسلمانان درباره مناقب عمر و ابوبكر و گروهي ديگر درباره فضائل علي، قلم فرسايي ميكنند.
تصور كنيد كه عده اي امروزه به خيال خود براي جلب رضايت خدا به تعريف از هابيل و ابراهيم و موسي و يارانشان بپردازند و بر قابيل و نمرود و فرعون و يارانشان لعنت بفرستند:
تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ
اينها مردمي هستند كه مرده اند، كارهايي كه آنها كرده اند به خودشان مربوط است و كارهايي كه شما ميكنيد به خودتان مربوط است و شما پاسخگو و مسئول كارهايي كه آنها ميكردند، نيستيد.
اين آيه دو بار در سوره بقره تكرار شده (134و141) ولي كو چشمي كه ببيند و گوشي كه بشنود؟
اينان سخن خدا را نميشنوند قرآن را نميفهمند، هر چند شنوا باشند و هر چند پدر در پدر متولد مكّه با
شند و به عربي فصيح سخن بگويند و حروف را از مخرج صحيح و با لهجه حجاز بيان كنند، زيرا فقط از عقايد خود و پدرانشان و هوي و هوس خود پيروي ميكنند:
أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُون
َپس آيا ديدى كسى را كه هوس عقيده شخصي خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را با وجود علم و دانشي كه دارد، گمراه گردانيده و بر گوش او و دلش مهر زده و بر ديدهاش پرده نهاده است آيا پس از خدا چه كسى او را هدايتخواهد كرد آيا پند نمىگيريد؟ (جاثيه/23)
nikmanesh
Tuesday 23 October 2007, 07:31PM
جناب NIKMANESH
از مقاله بسیار زیبا و انتخاب به جای آیات الهی ،کمال تشکر را از شما دارم .
اجر شما با خداوند کریم ورحیم
براي شما آرزوي توفيق الهي دارم و منتظر استفاده از نظرات شما هستم.
صبح
Tuesday 23 October 2007, 09:23PM
جناب نیک منش ...
شما بین رسول الله و فرمان او ... با فرمان خدا ، اختلاف قائلید به این موضوع ارتباطی ندارد... از مدیر باشگاه درخواست کردم گفتگوهای غیر مرتبط با عنوان را به خارج گفتگو هدایت کند ... ما بارها با شما به بحث نشسته ایم و شما جز تهمت های خیره سرانه ی شبهه وهابی چیزی برای گفتن نداشتید ... ، فکر می کنم تعداد کاربرانی که شما تک تک با آنها برای تکرار سخنرانی های ضد اسلامی حاکی از ترک سنت و حدیث رسول الله به بحث نشسته اید ، از شماره انگشتان دست خارج شده است ...و مجبور نیستید در هر عنوانی که با اصول ابتدائی آن موافق نیستید دخالت کنید و بگوئید هستید ... ! حرفهای شما آنقدر بی معنی و منطق است که هر کسی بسرعت متوجه آن خواهد شد.... ترک فرمان و سنت رسول الله همانا و افتادن در کفر همانا ...
SAFA
Wednesday 24 October 2007, 08:02AM
جناب مهرداد123،
رسم نادرستي در اين باشگاه باب شده كه هر وقت كسي فقط به قرآن استناد ميكند، فورا به او ميگويند سنّي! و وقتي كسي ميگويد من شيعه يا سنّي نيستم، او را به لقب وهّابي مفتخر ميكنند. برادر عزيز، مخاطب شما شيعه و سني و وهابي نيست بلكه يك مُسلم است. فعلا در اين تاپيك بحث در مورد موسيقي است و از اين مقوله نبايد خارج شد. دوست گرامي در سوره انعام بخوانيد كه اگر كسي حلال را از روي نظر خود يا ديگران ( احاديث ساخته شيطان كه آن را از قول عمر، علي، جعفر صادق، ابوحنيفه، ابن تيميه.... بيان ميكند) حرام بشمارد، در زمره مشركان است). شيطان، لولو سرخرمن و مترسك نيست، بلكه موجود هوشمند و پيچيده اي است كه از راههاي مختلف به انسانها ضربه ميزند و حكم خدا را تغيير ميدهد. گروهي را در قمار و شراب و سكس و ...غرق ميكند، و گروهي را در لباس دين و فرقه و با تزريق احكام ساختگي و حرامهاي بيشمار فريب ميدهد. امروز بيش از اين فرصت ندارم انشاءالله تا بعد.....
تصادفا سخن ما با شما "حسبنا كتاب اللهي " ها همين است كه جدايي شما از مكتب اهل بيت و اتكاي شما به تفسير شخصي متن قران شما را مانند اموي ها و عباسي ها به مجالس طرب و گناه و زنا و ... سوق داده و هيچ مرزي براي خود نخواهيد شناخت .
هم پيالگي شما با مروجان موسيقي اولين قدم در اين راه است ...
SAFA
Wednesday 24 October 2007, 08:08AM
این عالم همان نغمه ای است که استاد ازل نواخته و آوازی می باشد که او خود خوانده است ، چون اساس آفرینش همین آواز است ، پس منایبات نغمه ای و هارمونی در همه چیز به وجوه گوناگون تجلی کرده ، در شکل در هیأت ظاهری و حتی در طعم و بدی اشیاء هم این تناسب هست ، و کسانیی که اهل ذوقند و شامه و سمع ایشان قابلیت درک نغمات الهی را دارا شده است ، این معانی را در می یابند. نغمه های موسیقی که متضمن معانی ذوقی و حقایق توحیدی است باید خود از سازهائی بیرون آید که تناسب مربوطه در شکل ظاهری آنها باشد
سلام
اساس آفرينش آواز است ؟!! اين عبارات فقط ار دهاني ساطع مي شود كه نغمات الهي را با شامه درك مي كنند سامعه شان آنچنان از آواز هاي غم يا شهوت افزا متروس است كه از اسارت عيان خود در ميان ساز هاي فلزي لذت مي برند
SAFA
Wednesday 24 October 2007, 08:12AM
دوست عزیز ،
هنگامی که میگید موسیقی حتما واقف هستید که درباره صداهائی صحبت می کنید که از ابزار مختلف بیرون میاد ... و این بخودی خود موسیقی هست اما آنچه در بعضی اجتماعات به موسیقی اطلاق میشه معنای ترانه روی موسیقی هم میده ، و مسلما هر ترانه ای از هر نوع گفتاری مورد قبول همه انسانها نیست ... و هنگامی که شما از نوعی موسیقی خاص مثلا Rock صحبت می کنید ، دارید درباره فرهنگی خاص صحبت می کنید که ترانه اون عموما حول محور خاصی می چرخه ... چون بنای اون از فرهنگ خاصی خاسته که مورد قبول جامعه ما نیست ...
بعنوان مثال بنده یک روز در تاکسی نشسته بودم و کنارم جوانی نشسته بود و در گوش خود یک موسیقی از همین نوع در گوش داشت و چند برگه کاغذ هم دستش که متن انگلیسی این موسیقی بود در حال خواندن و حفظ کردن بود ... این آقا پسر متن خود را بالا گرفته بود بطوری که بنده هم می توانستم آنرا بخوانم ... کمی که دقت کردم دیدم این متن پر از مفاهیم جنسی به بدترین وجه ممکن هست ، نمیدانستم او از مفاهیم این نوشته ها آگاه است یا خیر و تا تصمیم بگیرم که از او طوری بپرسم که باعث ناراحتی او نشود ، پیاده شد و رفت ...
بهرحال اگر داعیه سلامت فرزندان این ملت هستید اینگونه مجوز دادن به ( هر نوع موسیقی ) دور از مسئولیت پذیری نسبت به اجتماع هست .
مبحث بعدی سلامت جسمی افراد و اثر موسیقی است ، در اروپا استانداردهائی هست که اجازه نمی دهند صدای ارکستر بیش از حد معلومی بالا رود چون برای سلامت نوازندگان و شنوندگان ضرر دارد ... همچنین همواره توصیه می شود کسانی که با MP3 Player و بلندگوی درون گوشی استفاده می کنند ، همواره در معرض آسیب رساندن به گوش خود هستند ... پرده گوش یکی از همکاران بنده از این وسیله بعلت استفاده همیشگی آسیب دید ، و هم اکنون بخاطر درمان گوش خود مشغول مصرف داروست و زیر نظر پزشک است .. . بعلت اینکه حجم صدای پیک موسیقی Rock بطرز نامحسوسی بیش از صدای انفجار جنگ افزار و صدای موتور جت هست (http://usinfo.state.gov/journals/itgic/0105/ijge/goldman.htm)... و نامحسوسی ، این به اصل موسیقی ارتباط ندارد ، اما هنگامی که شما اینگونه نامحدود مخاطب خود را دعوت به استفاده از موسیقی می کنید اگر واقعا خیرخواه او باشید میبایست این احتمالات را نیز گوشزد کنید ...
در ادامه همین مبحث اگر دنبال علم باشید بخوبی می دانید که اثر موسیقی روی روان و مغز آنقدرها هم که فکر می کنید ساده نیست که به همین سرعت دستور استفاده از هر نوع بدهید ... !!! این ادعا اساسا مبدأ علمی ندارد ، یک موسیقی شناس بنام جولیوس پورتونی می گوید موسیقی می تواند اندازه متابولیسم بدن را تغییر بدهد ، فشار خون را کم و زیاد کند ، سطوح انرژی و طرز گوارش غذا را تحت تأثیر بگذارد ... واین هم می تواند در جهت مثبت باشد و هم در جهت منفی ... بعنوان مثال ، نیم ساعت گوش دادن موسیقی کلاسیک غربی ، معادل یک قرص آرامبخش ( والیوم = دیازپام ) است (http://wvwv.essortment.com/musiceffectbra_rqxt.htm)... که عموما بیماران روانی برای آرامش خود آن را مصرف می کنند .
بیشتر در این مقاله از پورتونی (http://wvwv.essortment.com/musiceffectbra_rqxt.htm)می خوانیم :
Conversely music has also been documented to cause sickness. The right, or wrong music, rather, can be like a poison to the body. Studies have been done on plants where loud hard rock music, for instance, killed plants and soft classical music, make the plants grow faster. Music is very powerful, like a drug and can even be an addiction. In the case of Patty Hearst, it was documented that music was used in the aid of brainwashing her. In the book, Elevator Music, by Joseph Lanza, it states that certain types of music over prolonged periods in certain conditions, were shown to cause seizures.
بطور معکوس مستنداتی وجود دارد مبتنی بر اینکه موسیقی می تواند عامل ناخوشی شود . موسیقی مناسب یا نامناسب میتواند همچون یک سم برای بدن باشد . تحقیقات بر روی گیاهان نشان می دهد موسیقی سخت راک برای نمونه ، گیاهان را به کشتن می دهد ، و موسیقی نرم کلاسیک ، باعث رشد سریع تر گیاهان می شود . موسیقی خیلی قوی است ، مثل یک دارو و می تواند عامل اعتیاد باشد . در مورد پتی هیرست (گویا یکی از بیماران این موسیقی شناس است) ، اینگونه برآورد شد که که موسیقی برای شستشوی مغزی او استفاده شده است . در کتاب (Elevator Music: نویسنده : جوزف لانزا ) ، آمده است که انواع خاصی از موسیقی در مدت طولاتی و شرایط خاص ، عامل گیرپاژ می شوند :)
تصور نمی کنم با ارزش این اطلاعات افزوده هنوز معتقد باشید که :
حالا که بدین رسیدیم و بنده وقت گذاشتم و برای شما اینها را پیدا کردم ، جایزه من را بدهید ... و بر تمام علمای اسلام زنده و مرده ، یک صلوات بفرستید .
اللهم صلي علي محمد و آل محمد
جايزه ديگر شما دريافت عيني اين حقيقت است كه اسارت و عادت بدون مرز در هرگونه موسيقي ... هيچ گونه گوش شنوايي باقي نخواهد گذاشت
مخاطب شما (كاربر آگاه ) اول همه منتقدين خود را بي عقل خواند
به نظر من هر کس گفته موسیقی ( از هر نوعی ) حرام است آدم بی عقل و بی منطقی بوده چون موسیقی غذای روح است .
در نامه بعد اگر چه از اين خبط خود عذرخواهي مي كند اما متعصبانه بر عقيده خود پا مي فشرد .
بعضی از مسائل آن چنان واضح و مبرهن است که بحث و گفتگو درباره آن کاری بیهوده می نماید
و در پاسخ به توضيحات فوق از جانب شما چنين مي نويسد
دوست عزیز :
خوندم . ولی به هیچ وجه قانع کننده نبود . به هر حال اینکه از چاقو چطور استفاده کنی به خودت بستگی داره و اگه به این دلیل که می تونه خطرناک باشه ازش استفاده نکنی کار معقولانه ای نیست .
با تشکر
وي عادت كرده است خود را بفريبد ... او عادت كرده است با نواي لذت بخش و خيال انگيز موسيقي در ميان ابرها با دوست داشتني هاي خود هم آغوش شود و يا در فضا غم انگيز يك موسيقي حزن انگيز بگريد ...
بهمين دليل اگر چه ادعا مي كند كه قانع نشده است اما جمله دوم وي تاييد همه نوشته شماست
به هر حال اینکه از چاقو چطور استفاده کنی به خودت بستگی داره و اگه به این دلیل که می تونه خطرناک باشه ازش استفاده نکنی کار معقولانه ای نیست
به وي بايد تبريك گفت همه حرف همين است اگر چه كج سليقگي نيك منش و كپي پيست هاي بيربط موضوع را به حاشيه كشاند اما در اين موضوع اختلافي نيست
از موسيقي هم مانند چاقو يا هر ابزار دو لبه اي بايد استفاده كرد اما با حواس جمع ... و هيچ كس هم نمي تواند براي كسي مرزي در ان مشخص كند ... چون براي هر كسي اين مرز متفاوت است
براي درك بيشتر موضوع مي توانيد به كتاب علامه جعفري در اين زمينه مراجعه كنيد
آگاه
Wednesday 24 October 2007, 08:24AM
با توجه به مطالب این 4 صفحه بالاخره چی شد ؟
میشه موسیقی گوش کرد یا اینم حرامه ؟
mehrdad_123
Wednesday 24 October 2007, 09:47AM
با ياد بي همتا خالق:
با سلام:
جناب نيكمنش:
خدا رو شكر بر هيچكس پوشيده نيست كه شما چه جور عقايدي را مي خواهيد به مردم ساده و پاك دل شيعه تزريق كنيد...
ظاهرا شما كسي را فراموش كرده ايد كه بر هر نيتي شاهد است... خداوند خود ميداند كه به چه شكلي پرده از عقايد پوچ شما بردارد و ما هم در اين سايت همگي به اتفاق شاهد اين هستيم كه خداوند پرده از افكار غرق در فساد شما را برداشته است ..
دوست بزرگوار ما -جناب آكاه- گر چه از منتقدين كساني است كه با موسيقي مخالفند ولي ايمان دارم كه آگاهي و تيز بيني و تيز فهمي اين شخص يه قدري والا باشد كه در منجلاب بد نيتي شما فرو نمي رود و شما را بي نصيب ميكند از قصد شكاري كه داريد
mehrdad_123
Wednesday 24 October 2007, 09:50AM
واژه ي -يه- در بالا- به- بوده است اشتباه نايپي است
mehrdad_123
Wednesday 24 October 2007, 10:40AM
درپستهاي قبلي سئوالاتي از شما پرسيدم كه جواب نداديد:(البته ميدانم كه جاي اين بحث در اين تاپيك نيست ولي براي شبهه اي كه بوجود آورده اند مجبورم در همين جا مطرح كنم)
حضرت عالي نمازتان را چگونه مي خوانيد؟(چند ركعت - چه چيزي نمازتان را باطل ميكند -يا چه چيزي باعث بيشتر مقبول شدن نمازتان مي شود...) وقتي شعار خليفه ي تان را سر ميدهيد كه قرآن برايمان كافي است؟
تناقض ديگر اين است كه شماها مي فرماييد كه فقط قرآن , در صورتي كه همين قرآن به ما دستور داده است كه : اطيعوا ا... و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم...
البته بنده با افرادي مثل شما آشنا هستم ... شما از آنگونه افرادي هستيد كه بيشتر دوست داريد راهبر باشيد تا راهرو... آنهم راهروي كه همه ي مريدش باشند...
شما از آنگونه افراد هستيد كه حتي تا به حال سرتان به سجده هم فرود نيامده...عبادت از ديدگاه شما عبادتي است جدا از آنچه كه خداوند و رسولش (ص) فرموده اند...
شما از آنگونه افرادي هستيد كه خداوند فرموده اينان بعضي از آيات قرآن را قبول مكنند و بعضي را نه...
شما ازآنگونه افرادي هستيد كه خداوند فرموده اينان با خواندن قرآن منحرفتر مي شوند
يا حق
mehrdad_123
Wednesday 24 October 2007, 11:09AM
پست
mehrdad_123
Wednesday 24 October 2007, 11:10AM
پست 60براي جناب نيك منش بوده است
SAFA
Wednesday 24 October 2007, 11:30AM
آقا مهرداد گفتگو را شخصي نكنيد پاسخ كج سليقگي ... كج سليقگي نيست
SAFA
Wednesday 24 October 2007, 11:34AM
با توجه به مطالب این 4 صفحه بالاخره چی شد ؟
میشه موسیقی گوش کرد یا اینم حرامه ؟
از موسيقي هم مانند چاقو يا هر ابزار دو لبه اي بايد استفاده كرد اما با حواس جمع ... و هيچ كس هم نمي تواند براي كسي مرزي در ان مشخص كند ... چون براي هر كسي اين مرز متفاوت است
آگاه
Wednesday 24 October 2007, 12:22PM
جناب SAFA
در باره سایر دوستان ، حسب نیاز جواب شما را خواهند داد .
ولی در مورد تفسیر نوشته های من باید عرض کنم ، من فکر میکنم عبارت کلی موسیقی رو برای این تاپیک باید حذف کنیم . من قبول دارم یک سری از انواع موسیقی به خصوص غربی نظیر HEAVY METAL به دلیل سبک خاص خودش و اعتقادات خاص نوازندگان و طرفدارانش می تونه مورد نکوهش قرار بگیره . تازه برای حرام اعلام کردن اون نوع موسیقی هم نیاز به اجماع هست . نه اینکه یکی پاشه بگه آقا این حرامه .
ولی انصافا چه چیزی توی سایر موسیقی ها و ترانه ها وآوازها هست که شما فکر میکنید باید حرام باشه . از آنجایی که فطرت انسان خودش به راحتی حلال و حرام رو تشخیص میده مثلا شرابخواری ، زنا ، دروغ ، فحشا ، غیبت ، خیانت ، قتل، تجاوز، و... اینها همه از نظر یک انسان ( منظورم دقیقا یک انسانه ) حتی اگر کافر هم باشه زشت و ناپسنده . یعنی یک وجدان پاک ،جدا از هر دین و مذهبی نمی تونه هیچ کدوم از اینها رو بپذیره .
ولی من به عنوان یک مسلمان هر چقدر فکر میکنم هیچ زشتی توی این موضوع نمی بینم . نه من که انصافا بالای 90 درصد همین مردم خودمون هم چنین چیزی رو قبول ندارن . این 90 درصد که میگم هیچ آمار مستدلی ندارم ولی به اطراف خودم که نگاه میکنم اینطور میبینم .
نمی دونم ، ولی انصافا قصد مخالفت رو ندارم .ولی نمی تونم بفهمم . باور کنید این موضوع رو از بیش از 30 نفر پرسیدم . کسایی که حتی نمی شناختم ، ولی حتی یک نفر هم اعتقاد نداشت موسیقی بتونه حرام باشه .
هژبر
Wednesday 24 October 2007, 05:05PM
جناب آگاه
من در اینجا قصد ندارم درباره اینکه موسیقی حرام است یا حلال است صحبت کنم اما قصد دارم درباره یک موضوع کلی تر مطالبی را خدمت دوستان عرض کنم.
فرمودید:
ولی من به عنوان یک مسلمان هر چقدر فکر میکنم هیچ زشتی توی این موضوع نمی بینم . نه من که انصافا بالای 90 درصد همین مردم خودمون هم چنین چیزی رو قبول ندارن . این 90 درصد که میگم هیچ آمار مستدلی ندارم ولی به اطراف خودم که نگاه میکنم اینطور میبینم .
توجه بفرمایید حلال و حرام بودن یک مسئله براساس مفید بودن یا مضر بودن آن تعیین نمی شود. به این آیه شریفه از قرآن مجید بنگرید:
يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا(بقره،219)
در باره شراب و قمار از تو سؤال مىكنند، بگو: (در آنها گناه و زيان بزرگى است؛ و منافعى [از نظر مادى] براى مردم در بردارد؛ [ولى] گناه آنها از نفعشان بيشتر است.(ترجمه مکارم)
همانگونه که در آیه شریفه ملاحظه می شود خداوند به صراحت می فرماید شراب منفعت دارد اما حرام است پس حرام بودن و حلال بودن دو موضوع مستقل از هم هستند یعنی ضرورتی وجود ندارد که یک چیز حتما مضر باشد تا استفاده از آن حرام باشد. متأسفانه اکثر مردم فکر می کنند فقط چیزهای مضر حرام هستند و اگر چیزی بدون ضرر یا مفید بود حلال است در حالیکه همانطور که در آیه شریفه ملاحظه شد ممکن است یک چیز مفید هم باشد اما حرام باشد.
در مورد اینکه فرمودید اکثر مردم با این مسئله مشکل ندارند به این آیه شریفه بنگرید:
وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُ(انعام،116)
اگر از بيشتر كسانى كه در روى زمين هستند اطاعت كنى، تو را از راه خدا گمراه مى كنند؛ [زيرا] آنها تنها از گمان پيروى مىنمايند، و تخمين و حدس [واهى] مىزنند.(ترجمه مکارم)
از این آیه شریفه استفاده می شود که اکثریت نیز ملاکی برای تعیین حلال و حرام نیست. حلال و حرام بودن یک مسئله را با استفاده از نظر سنجی و رأی گیری نمی شود تعیین کرد چه که خداوند می فرماید اگر از بیشتر کسانی که روی زمین هستند اطاعت کنی گمراه می شوی!
دوست عزیز! حلال و حرام بودن از سنت رسول الله اخذ می شود و مسائلی مثل زمان قدیم و جدید ؛ مفید بودن و مضر بودن و رأی اکثریت تأثیری در حکم احکام شرعی ندارد.
ارادتمند شما
هژبر
آگاه
Thursday 25 October 2007, 10:22AM
جناب آگاه
من در اینجا قصد ندارم درباره اینکه موسیقی حرام است یا حلال است صحبت کنم اما قصد دارم درباره یک موضوع کلی تر مطالبی را خدمت دوستان عرض کنم.
فرمودید:
توجه بفرمایید حلال و حرام بودن یک مسئله براساس مفید بودن یا مضر بودن آن تعیین نمی شود. به این آیه شریفه از قرآن مجید بنگرید:
يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا(بقره،219)
در باره شراب و قمار از تو سؤال مىكنند، بگو: (در آنها گناه و زيان بزرگى است؛ و منافعى [از نظر مادى] براى مردم در بردارد؛ [ولى] گناه آنها از نفعشان بيشتر است.(ترجمه مکارم)
همانگونه که در آیه شریفه ملاحظه می شود خداوند به صراحت می فرماید شراب منفعت دارد اما حرام است پس حرام بودن و حلال بودن دو موضوع مستقل از هم هستند یعنی ضرورتی وجود ندارد که یک چیز حتما مضر باشد تا استفاده از آن حرام باشد. متأسفانه اکثر مردم فکر می کنند فقط چیزهای مضر حرام هستند و اگر چیزی بدون ضرر یا مفید بود حلال است در حالیکه همانطور که در آیه شریفه ملاحظه شد ممکن است یک چیز مفید هم باشد اما حرام باشد.
در مورد اینکه فرمودید اکثر مردم با این مسئله مشکل ندارند به این آیه شریفه بنگرید:
وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُ(انعام،116)
اگر از بيشتر كسانى كه در روى زمين هستند اطاعت كنى، تو را از راه خدا گمراه مى كنند؛ [زيرا] آنها تنها از گمان پيروى مىنمايند، و تخمين و حدس [واهى] مىزنند.(ترجمه مکارم)
از این آیه شریفه استفاده می شود که اکثریت نیز ملاکی برای تعیین حلال و حرام نیست. حلال و حرام بودن یک مسئله را با استفاده از نظر سنجی و رأی گیری نمی شود تعیین کرد چه که خداوند می فرماید اگر از بیشتر کسانی که روی زمین هستند اطاعت کنی گمراه می شوی!
دوست عزیز! حلال و حرام بودن از سنت رسول الله اخذ می شود و مسائلی مثل زمان قدیم و جدید ؛ مفید بودن و مضر بودن و رأی اکثریت تأثیری در حکم احکام شرعی ندارد.
ارادتمند شما
هژبر
بسیار ممنونم ،
ولی دوست عزیز ، همونطور که نقل کردید در قران آمده شاید شراب و قمار منفعت هم داشته باشه ولی ضررش بیشتره .
ولی موسیقی چی؟ همه ما با ضرر شراب و قمار آشنا هستیم ، ولی ضرر موسیقی چیه ؟ تازه چرا پس قرآن صراحتا به اون اشاره نشده ؟
آگاه
Thursday 25 October 2007, 10:27AM
در اینکه نظر اکثریت ربطی به حلال و حرام نداره با شما موافقم .
منظورم این بود چرا این همه افراد نمی تونند عیب و گناهی توی این قضیه پیدا کنند درحالی که برای سایر موارد حرام میشه دلایل مشخصی رو پیدا کرد .با توجه به اینکه مثلا حرام بودن گوشت خوک تاثیر مهمی روی زندگی انسان نداره ولی حرام کردن چیزی مثل موسیقی واقعا تاثیر به سزایی روی روال عادی زندگی انسان میذاره .
با تشکر
هژبر
Thursday 25 October 2007, 10:40AM
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آگاه
در آیه شریفه دقت بفرمایید خداوند متعال نمی فرماید ضرر می فرمایید گناه(اثم).
آگاه
Thursday 25 October 2007, 11:05AM
خب شاید دلیل این گناه ناشی از همون ضرری باشه که دارن ، از اونجایی که خدا بی حکمت کاری نمی کنه پس دلیل گناهش حتما همون ضرری است که داره .
در ضمن نگفتید چرا در مورد موسیقی خداوند اشاره ای مستقیم در قرآن نکرده ؟
هژبر
Thursday 25 October 2007, 01:26PM
جناب آگاه
درمورد اینکه احکام براساس منفعت و مضرت استخراج نمی شوند توضیح داده شد و با شاید و اما و اگر متن صریح و بدون ابهام قرآن را نمی شود تفسیر کرد.
در مورد اینکه چرا به طور مستقیم به مسئله موسیقی اشاره نشده است خدمت شما باید عرض کنم من نمی خواهم در اینجا در مورد اینکه موسیقی حرام است یا حلال است صحبت کنم(قبلا هم اشاره داشتم) اما باز به عنوان یک نکته کلی تر خدمت شما عرض می کنم که لزومی ندارد تمام احکام به طور مستقیم در قرآن اشاره شده باشد تا حلیت یا حرمت آن ثابت شود. مثلا اینکه نماز صبح دو رکعت است در قرآن به طور مستقیم اشاره نشده ولی کسی می تواند بگوید نماز صبح جز اسلام نیست چون به طور مستقیم در قرآن به آن اشاره نشده است؟
سپاس
هژبر
هژبر
Thursday 25 October 2007, 01:38PM
ضمن اینکه دوباره تذکر می دهم نمی خواهم درباره حلال بودن یا حرام بودن موسیقی صحبت کنم درباره ضرر موسیقی خدمتان عرض می کنم که ضرر موسیقی بر شنوایی مشخص است به طوریکه در گزارشی که اخیرا در اینترنت یا روزنامه می خواندم از اثرات مخرب پخش موسیقی از Mp3player بر شنوایی در نسل جدید صحبت شده بود. از دوستان مادر هم زوجی بودند که موزیسین بودند و حالا هردوی آنها دچار مشکل شنوایی هستند.
دوست عزیز جناب آقا یا خانم آگاه من منکر فواید و لطائف موجود در موسیقی نیستم و با این مطالبی هم که خدمت شما بزرگوار عرض کردم نمی خواهم نتیجه بگیرم که موسیقی حرام است یا حلال است بلکه فقط و فقط می خواستم عرض کنم حرام بودن و حلال بودن یک مسئله ربطی به مضر بودن یا مفید بودن آن ندراد.
امیدوارم متوجه منظور من شده باشید.
سپاس
هژبر
SAFA
Thursday 25 October 2007, 02:27PM
جناب SAFA
در باره سایر دوستان ، حسب نیاز جواب شما را خواهند داد .
ولی در مورد تفسیر نوشته های من باید عرض کنم ، من فکر میکنم عبارت کلی موسیقی رو برای این تاپیک باید حذف کنیم . من قبول دارم یک سری از انواع موسیقی به خصوص غربی نظیر HEAVY METAL به دلیل سبک خاص خودش و اعتقادات خاص نوازندگان و طرفدارانش می تونه مورد نکوهش قرار بگیره . تازه برای حرام اعلام کردن اون نوع موسیقی هم نیاز به اجماع هست . نه اینکه یکی پاشه بگه آقا این حرامه .
ولی انصافا چه چیزی توی سایر موسیقی ها و ترانه ها وآوازها هست که شما فکر میکنید باید حرام باشه . از آنجایی که فطرت انسان خودش به راحتی حلال و حرام رو تشخیص میده مثلا شرابخواری ، زنا ، دروغ ، فحشا ، غیبت ، خیانت ، قتل، تجاوز، و... اینها همه از نظر یک انسان ( منظورم دقیقا یک انسانه ) حتی اگر کافر هم باشه زشت و ناپسنده . یعنی یک وجدان پاک ،جدا از هر دین و مذهبی نمی تونه هیچ کدوم از اینها رو بپذیره .
ولی من به عنوان یک مسلمان هر چقدر فکر میکنم هیچ زشتی توی این موضوع نمی بینم . نه من که انصافا بالای 90 درصد همین مردم خودمون هم چنین چیزی رو قبول ندارن . این 90 درصد که میگم هیچ آمار مستدلی ندارم ولی به اطراف خودم که نگاه میکنم اینطور میبینم .
نمی دونم ، ولی انصافا قصد مخالفت رو ندارم .ولی نمی تونم بفهمم . باور کنید این موضوع رو از بیش از 30 نفر پرسیدم . کسایی که حتی نمی شناختم ، ولی حتی یک نفر هم اعتقاد نداشت موسیقی بتونه حرام باشه .
چناب آگاه
همانطور که بیان کردید بسیاری از موسیقی های امروز " به دلیل سبک خاص خودش و اعتقادات خاص نوازندگان و طرفدارانش " نه تنها لطافت و محتوای مورد نیاز برای روح بشری را ندارد بلکه مصداق جاهلیت مدرن است ...
نمیدانم تا به حال از نزدیک در چنین فضاهایی بوده اید یا نه ... صحنه تاریک .. صدای جیک جیک ... نه صدای له شدن ... جیغ در جیغ ... صحنه روشتن تر می شود ... خواننده و گروه همراه با کفشهای میخ دار روی لاشه های خونی و له شده جوجه ها کنسرت وحشیانه خود را آغاز کرده اند ... هیجان کاذب ... انسان های مسخ شده در تاریکی و فلش نورهای رنگی بالا و پایین می پرند چون برای تعطیلات آخر هفته شان هیچ جایی بهتر از اینجا نیافته اند
آیا این زیبنده انسانیت است ؟ آیا این انسانها ار ابتدا چنین بی تفاوت شده اند ؟ خیر آنها هم از موسیقی آرام شروع کرده اند اما در آنچه می شنیدند دقت نکردند .
گفته شد شعر و موسیقی و ... ابزار است ... این ابزار بسیار تاثیر گذارند ... بسیار جذاب هستند ...
حتی اگر از موسیقی های انسانی و ملایم استفاده می کنید بهتر است با حواس جمع گوش کنید ... در کلمات و احساسی که درون گوش و قلب شما می شود دقت کنید
دلیل احتیاط شرع در مورد موسیقی همین است ... شعر هم اینچنین است ... چطور ما در مورد آب و غذا با دقت و احتیاط برخورد می کنیم اما با تعذیه فکری خود مانند شلخته ها هستیم
از آنجا که این ابزار ( موسیقی ) انسان را به هیجان در می آورد شارع مرز حرمت را از خود بی خود شدن و عدم وابستگی نهاده است
من هم از ترانه و موسیقی استفاده می کنم ... بسیار هم لذت میبرم ... اما از وابستگی به آن پرهیز می کنم ... کسی که دوستش دارم را در حصار تنگ توصیف یک ترانه محدود نمیکنم ... ویاد او را با صدا یا تصویر یک زن خواننده آلوده نمیکنم ...
موسیقی را میشنوم که مرا در برنامه های آینده و اعتقاداتم کمک کند ... حتی از وابستگی به چنین موسیقی هم پرهیز می کنم ... دیده اید کسانی که حتی در جشن و اعیاد هم نوحه می شنوند ؟
موسیقی خیال انسان را پرواز می دهد ... اما چند دقیقه بعد تمام می شود و انسان را در میان رویاها و احساسات خود تنها می گذارد ... حتی بهترین موسیقی هم انسان را تنها می کند ...بعضی ها برای جبران این تنهایی باز هم موسیقی می شنوند ... اگر ادامه دهی .... اگر عادت کنی از خیلی چیزها غافل می شوی ... از خدا هم غافل می شوی ... و این همان چیزی است که خدا نمی خواهد ... خدا تو و مرا دوست دارد ... برای خدا دوری ما سخت است ...
یادمان باشد در فضای خلا بعد از تمام شدن موسیقی یک نفر دیگر هم هست که بیکار نمینشیند ... یک نفر که خوب مارا نمیخواهد ...یک نفر و گروهش که می خواهند از حس تنهایی ما سو استفاده کنند ... تا بحال از خود پرسیده اید چرا ملازم اکس پارتی موسیقی است ؟
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.