asheghe iran_p
Thursday 2 September 2004, 03:10AM
تاريخ انتظار و شكيبايى ما به آن ظلمى كه در عاشورا بر ما رفته است برمىگردد. به آن تيرها كه از كمان قساوت برخاست و بر گلوى مظلوميت نشست، به آن سم اسبهاى كفر كه بدنهاى پاك را مشبك كرد. به آن جنايتى كه دست و پاى مردانگى را بريد. از آن زمان تاكنون ما به آب حيات انتظار زندهايم. انتظار ظهور منتقم خون حسين عليهالسلام، و همه مظلومان پهنه خاك. تاريخ استقامت ما از آن زمان هم دورتر مىرود. از عاشورا مىگذرد و به بعثت پيامبراكرم صلىالله عليه وآله مىرسد. او كه در مقابل جهل، ظلم، كفر، شرك، عناد و فسادى كه جهان آن زمان را پوشانده بود وعده مىفرمود كسى خواهد آمد:
نامش نام من، كنيهاش كنيه من، لقبش لقب من، دوازدهمين وصى من خواهد بود و جهان را از توحيد و عدل و داد پر خواهد كرد.
اما تاريخ صبر و انتظار و بردبارى ما را وسعتى است از هابيل تا كنون و تا برخاستن فرياد جبرئيل در زمين و آسمان و آوردن مژده ظهور امام زمان عجلالله تعالى فرجه.
آرى! در آن زمان، هستى حيات خواهد يافت؛ عشق پر و بال خواهد گشود و در رگهاى خشكيده عِلم، خون تازه خواهد دويد. پشت هيولاى ظلم و جهل با خاك، انس جاودان خواهد گرفت. شيطان خلع سلاح خواهد شد. انسان بر مركب رشد خواهد نشست و عروج را زمزمه خواهد كرد.
در جلد 13 كتاب بحارالانوار از پيامبرعظيمالشان اسلام حضرت محمد صلىالله عليه وآله اينگونه نقل گرديده است:
سوگند به خدايى كه مرا به نبوت برگزيده، مردم از نور رهبرى او در دوران غيبتش بهره مىگيرند. همانگونه كه از خورشيد به هنگام قرار گرفتن پشت ابرها بهره مند مي شوند.
اشعه نامرئى وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالى فرجه به هنگامى كه در پشت ابرهاى غيبت نهان است، داراى آثار گوناگون و متعددى است كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
1- اميد بخشيدن به جامعه
در ميدانهاى نبرد تمام كوشش گروهى از رزمندگان فداكار اين است كه پرچم حق را به اهتزاز درآورند چرا كه برقرار بودن پرچم حق، موجب دلگرمى سربازان و تلاش و كوشش مستمر آنان است. وجود فرمانده لشكر در مقر فرماندهى حتى اگر ساكت و خاموش باشد خون گرم و پرحرارتى را در عروق رزمندگان به حركت درمىآورد. شيعه نيز طبق عقيدهاى كه به وجود امام زنده دارد هر چند او را در ميان خود نمىبيند، ولى خود را تنها نمىداند.
او همواره انتظار بازگشت آن يار سفركرده را مىكشد. انتظارى سازنده و اثربخش و حركت آفرين. اثرات روانى اين طرز تفكر در زنده نگهداشتن اميد در جامعه و وادار ساختن افراد به خود سازى كاملا مشهود است.
2- پاسدارى از دين خدا و آئين حق
هميشه بايد در ميان جمع مسلمانان كسى باشد كه مفاهيم فنا ناپذير تعاليم اسلام را در شكل اصلىاش حفظ و براى آيندگان نگهدارى كند. حفظ اين آيين اصيل به وسيله يك پيشواى معصوم در سطح جهانى امكان پذير است، خواه آشكار باشد يا پنهان. سينه امام و روح بلندش مخزن آسيب ناپذير حفظ اسناد آيين الهى است كه اصالتهاى نخستين و ويژگيهاى آسمانى اين تعليمات را در خود نگهدارى مىكند تا دلايل الهى و نشانههاى روشن پروردگار باطل نگردد و به خاموشى نگرايد.
3- تربيت گروه شايستگان
معنى غيبت امام اين نيست كه او به شكل يك روح نامريى و يا اشعهاى ناپيدا درمىآيد، بلكه او از يك زندگى طبيعى برخوردار است و بطور ناشناخته در ميان همين انسانها رفت و آمد دارد و دلهاى بسيار آماده را برمىانگيزد و در اختيار مىگيرد و بيش از پيش آماده مىكند و مىسازد. افراد مستعد به تفاوت ميزان استعداد و شايستگى خود توفيق درك و سعادت رؤيت آن حضرت را پيدا مىكنند كه از جمله آنان مىتوان بزرگانى چون محقق اردبيلى و سيد بحرالعلوم را نام برد.
4- نفوذ گسترده معنوى
وجود امام عليهالسلام، در پشت ابرهاى غيبت نيز اين اثر را دارد كه از طريق اشعه نيرومند و پر دامنه شخصيت خود، دلهاى آماده را در نزديك و دور تحت تاثير جذبه مخصوص قرار داده و به تربيت و تكامل آنها مىپردازد و از آنها انسانهايى كاملتر مىسازد. ما قطبهاى مغناطيسى زمين را با چشم خود نمىبينيم ولى اثر آنها روى عقربههاى قطب نما در درياها راهنماى كشتيهاست. وجود امام عليهالسلام، نيز در زمان غيبت با امواج جاذبه معنوى خود افكار و جانهاى زيادى را كه در دور يا نزديك قرار دارند هدايت مىكند و از سرگردانى رهايى مىبخشد.
5- ترسيم اهداف آفرينش
اين جهان و تمام مواهب آن از ديدگاه يك فرد خدا پرست كه با مفاهيمى چون علم و حكمت خداوند آشناست، براى صالحان و پاكان آفريده شده است. باغبان آفرينش جهان پهناور هستى به خاطر همين گروه كه در راس آن وجود مقدس امام عليهالسلام، است فيض و مواهب خود را همچنان ادامه مىدهد. در حديثى آمده است:
از بركت وجود حجت و نماينده الهى، مردم روزى مىبرند و به خاطر هستى او آسمان و زمين برپاست.
6- نظارت بر اعمال شيعيان
طبق اعتقاد عمومى شيعه كه در روايات بسيار زيادى در منابع مذهبى آمده است؛ امام به طور مداوم در دوران غيبت مراقب حال پيروان خويش است و طبق يك الهام الهى از وضع اعمال آنها آگاه مىگردد و به تعبير روايات همه هفته برنامه اعمال آنها به نظر ايشان مىرسد و از چگونگى رفتار و كردار و گفتار آنها آگاه مىگردد.
نامش نام من، كنيهاش كنيه من، لقبش لقب من، دوازدهمين وصى من خواهد بود و جهان را از توحيد و عدل و داد پر خواهد كرد.
اما تاريخ صبر و انتظار و بردبارى ما را وسعتى است از هابيل تا كنون و تا برخاستن فرياد جبرئيل در زمين و آسمان و آوردن مژده ظهور امام زمان عجلالله تعالى فرجه.
آرى! در آن زمان، هستى حيات خواهد يافت؛ عشق پر و بال خواهد گشود و در رگهاى خشكيده عِلم، خون تازه خواهد دويد. پشت هيولاى ظلم و جهل با خاك، انس جاودان خواهد گرفت. شيطان خلع سلاح خواهد شد. انسان بر مركب رشد خواهد نشست و عروج را زمزمه خواهد كرد.
در جلد 13 كتاب بحارالانوار از پيامبرعظيمالشان اسلام حضرت محمد صلىالله عليه وآله اينگونه نقل گرديده است:
سوگند به خدايى كه مرا به نبوت برگزيده، مردم از نور رهبرى او در دوران غيبتش بهره مىگيرند. همانگونه كه از خورشيد به هنگام قرار گرفتن پشت ابرها بهره مند مي شوند.
اشعه نامرئى وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالى فرجه به هنگامى كه در پشت ابرهاى غيبت نهان است، داراى آثار گوناگون و متعددى است كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
1- اميد بخشيدن به جامعه
در ميدانهاى نبرد تمام كوشش گروهى از رزمندگان فداكار اين است كه پرچم حق را به اهتزاز درآورند چرا كه برقرار بودن پرچم حق، موجب دلگرمى سربازان و تلاش و كوشش مستمر آنان است. وجود فرمانده لشكر در مقر فرماندهى حتى اگر ساكت و خاموش باشد خون گرم و پرحرارتى را در عروق رزمندگان به حركت درمىآورد. شيعه نيز طبق عقيدهاى كه به وجود امام زنده دارد هر چند او را در ميان خود نمىبيند، ولى خود را تنها نمىداند.
او همواره انتظار بازگشت آن يار سفركرده را مىكشد. انتظارى سازنده و اثربخش و حركت آفرين. اثرات روانى اين طرز تفكر در زنده نگهداشتن اميد در جامعه و وادار ساختن افراد به خود سازى كاملا مشهود است.
2- پاسدارى از دين خدا و آئين حق
هميشه بايد در ميان جمع مسلمانان كسى باشد كه مفاهيم فنا ناپذير تعاليم اسلام را در شكل اصلىاش حفظ و براى آيندگان نگهدارى كند. حفظ اين آيين اصيل به وسيله يك پيشواى معصوم در سطح جهانى امكان پذير است، خواه آشكار باشد يا پنهان. سينه امام و روح بلندش مخزن آسيب ناپذير حفظ اسناد آيين الهى است كه اصالتهاى نخستين و ويژگيهاى آسمانى اين تعليمات را در خود نگهدارى مىكند تا دلايل الهى و نشانههاى روشن پروردگار باطل نگردد و به خاموشى نگرايد.
3- تربيت گروه شايستگان
معنى غيبت امام اين نيست كه او به شكل يك روح نامريى و يا اشعهاى ناپيدا درمىآيد، بلكه او از يك زندگى طبيعى برخوردار است و بطور ناشناخته در ميان همين انسانها رفت و آمد دارد و دلهاى بسيار آماده را برمىانگيزد و در اختيار مىگيرد و بيش از پيش آماده مىكند و مىسازد. افراد مستعد به تفاوت ميزان استعداد و شايستگى خود توفيق درك و سعادت رؤيت آن حضرت را پيدا مىكنند كه از جمله آنان مىتوان بزرگانى چون محقق اردبيلى و سيد بحرالعلوم را نام برد.
4- نفوذ گسترده معنوى
وجود امام عليهالسلام، در پشت ابرهاى غيبت نيز اين اثر را دارد كه از طريق اشعه نيرومند و پر دامنه شخصيت خود، دلهاى آماده را در نزديك و دور تحت تاثير جذبه مخصوص قرار داده و به تربيت و تكامل آنها مىپردازد و از آنها انسانهايى كاملتر مىسازد. ما قطبهاى مغناطيسى زمين را با چشم خود نمىبينيم ولى اثر آنها روى عقربههاى قطب نما در درياها راهنماى كشتيهاست. وجود امام عليهالسلام، نيز در زمان غيبت با امواج جاذبه معنوى خود افكار و جانهاى زيادى را كه در دور يا نزديك قرار دارند هدايت مىكند و از سرگردانى رهايى مىبخشد.
5- ترسيم اهداف آفرينش
اين جهان و تمام مواهب آن از ديدگاه يك فرد خدا پرست كه با مفاهيمى چون علم و حكمت خداوند آشناست، براى صالحان و پاكان آفريده شده است. باغبان آفرينش جهان پهناور هستى به خاطر همين گروه كه در راس آن وجود مقدس امام عليهالسلام، است فيض و مواهب خود را همچنان ادامه مىدهد. در حديثى آمده است:
از بركت وجود حجت و نماينده الهى، مردم روزى مىبرند و به خاطر هستى او آسمان و زمين برپاست.
6- نظارت بر اعمال شيعيان
طبق اعتقاد عمومى شيعه كه در روايات بسيار زيادى در منابع مذهبى آمده است؛ امام به طور مداوم در دوران غيبت مراقب حال پيروان خويش است و طبق يك الهام الهى از وضع اعمال آنها آگاه مىگردد و به تعبير روايات همه هفته برنامه اعمال آنها به نظر ايشان مىرسد و از چگونگى رفتار و كردار و گفتار آنها آگاه مىگردد.