نمايش نسخه نهائي : گفتگويي ساده با موحد
دوست ايراني .
Tuesday 24 August 2004, 05:11PM
سلام آقاي موحد
فكر كنم بد نباشه يك گفت گوي ساده با همداشته باشيم خيلي ساده بدور از كپي پيستها لطف كنيد از افكار خودتون بدون نقل قولها باهم حرف بزنيم:)
در صورتيكه تمايل به اين گفتگو داريد سئوالهاي خود را خيلي ساده از يك شيعه بپرسيد و منم قول ميدم مثل يك شيعه به شما پاسخ بدهم
فقط ساده و كوتاه تا بقيه هم بتونند استفاده كنند ممنونم
دوست ايراني
min
Friday 27 August 2004, 03:51PM
نوشته شده بوسيله دوست ايراني .
سلام آقاي موحد
فكر كنم بد نباشه يك گفت گوي ساده با همداشته باشيم خيلي ساده بدور از كپي پيستها لطف كنيد از افكار خودتون بدون نقل قولها باهم راجع حرف بزنيم:)
در صورتيكه تمايل به اين گفتگو داريد سئوالهاي خود را خيلي ساده از يك شيعه بپرسيد و منم قول ميدم مثل يك شيعه به شما پاسخ بدهم
فقط ساده و كوتاه تا بقيه هم بتونند استفاده كنند ممنونم
دوست ايراني
سلام خانم دوست ايراني
اين موحد بعيد مي دانم چيزي از خودش داشته باشه تا بنويسه .
اين درخواست براي ايشان بسيار سخت است .
ايشان در تاپيكهاي نيمه تمام ديگر كه تا جا به بحث كشيده و كپي كارساز نبوده تاپيك قطع شده و ديگر جوابي از ايشان نديده ايم .
دوست ايراني .
Saturday 28 August 2004, 12:09AM
سلام
آقاي مين اتفاقاً منم مثل شما فكر مي كنم حتي به نظرم ميرسه كه ايشون در خصوص كتاب خدا نيز اطلاعي ندارند و فقط صرفاً به جهت تخريب وجه شيعه مطالب و تاپيكهاي مورد نظر را ايجاد مي نمايند زير ا كه حتي برادران سني مسلك ما هم مانند ايشان به بحث با شيعيان نمي نشيند البته شركت نكردن ايشون در اين تاپيك خود صحه بر اين قضيه مي گذارد .
بنفش
Sunday 29 August 2004, 04:50PM
دوستمان موحد احتمالا ديدگاهي شبيه به نويسنده ي (http://alpr.30morgh.org/) اين مطلب (http://proxy.guardster.com/cgi-bin/nph-proxy.cgi/010100A/687474702f616c70722e33306d6f7267682e6f72672f61726368697665732f3030303538312e706870) دارد:
سخنراني اخير دكتر سروش و مفهوم «دموكراسي مينيمال» برايم جالب بود. برخلاف تصور بعضي از رفقاي ما، اين صحبتها نشان داد كه هنوز روشنفكري ديني قدرت توليد معنا و خلاقيت را دارد و ميتواند با چالشهاي تئوريك و عملي پيش رو درگير شود. نه اينكه لزوما موفق باشد، اما دستبسته هم نيست.
گزارش رضا خجسته در شرق را بخوانيد. [لينكش را پيدا نكردم.] به سبك جالبي رسيده براي گزارش نوشتن از اينچنين بحثهايي. اشكالاتي دارد البته، ولي بحثهاي مفهومي را خوب منتقل ميكند.
تفكيك دموكراسي ليبرال از مينيمال در بحث سروش، بيشتر به نظرم يك تاكتيك نظري ميآيد براي فرار از حملات جريانات ضددموكراسي، هم تئوريكها و هم موانع و مانعسازان عملي. البته تاكتيك مفيدي هم به نظر ميآيد، خصوصا كه الان آنها همه فحشها را به دموكراسي ليبرال ميدهند و در كلام با مردمسالاري همنوايي ميكنند. تحميل تعاريف مدرن به محافظهكاران، ولو تعاريف مينيماليستي و ملاحظهكارانه، يك گام به جلو براي نيروهاي دموكرات در حوزه تئوريك است. سروش چنين گامي را ميخواهد طرحريزي كند.
يك نكته هم خصوصا در بحث سروش خيلي تكاندهنده بود كه اثراتش بعدها آشكار ميوشد. چند سالي است كه روشنفكران ديني ايران دنبال اين هستند كه مفهوم عدالت را در بحثهاي بنيادي معرفتي جا بيانازند. چه كديور كه عدالت را به عنوان يكي از منابع استنباط در فقه در كنار عقل و نقل و اينها ميگذارد و آن را به همه ادله ديگر برتري ميدهد، و چه سروش كه عدالت يكي از تكيهگاههاي اساسي بحثهاي كلامي و معرفتي اوست.
نكتهاي كه دكتر سروش مطرح كرد و به نظرم خيلي راهگشا خواهد بود، اين بود كه «عدالت، يك مفهوم عصري است.» تلقيهاي نسبينگر و سيال از عدالت را زياد شنيده بوديم، اما اين نحوه بيان در حل چالشهاي كنوني روشنفكري ديني بسيار راهگشاست. تأكيد بر عدالت عصري، يعني تأكيد توأمان بر نسبيت عدالت و تاريخيت مفاهيم. يعني ديگر كسي نميتواند بگويد كه چرا قرآن گفته زنان را كتك بزنيد يا ارث زن نصف مرد است، فقط كافي است كه روشنفكر ديني ثابت كند كه اين موضوعات در آن زمان مخالف عدالت نبوده و بلكه به ادعاي خيلي از حوزويترها مانند احمد قابل، بسيار عادلانه و به نفع حقوق انسانها و حقوق زنان هم بوده است. در آن زمان مخالف عدالت نبوده، بيان پيشين ماست. بيان اخير ما، با ادبياتي كه سروش پيش پايمان گذاشته، ميشود: مخالف عدالت زمانه خود نبوده.
و البته اين، از جهتي ديگر، ريشه دين و فقه و شريعتي را ميزند كه ميخواهد با آموزههاي عصر جاهليت و عصر رسول الله و «احكام الله» (يعني احكام خداي آن زمان، با عدالت آن زمان!) براي امروز بايد و نبايد صادر كند. يعني اگر ما عدالت زمانه داريم، شرع زمانه هم داريم و شارع زمانه هم داريم. و اين يعني آيات و رواياتي كه امروز با عدالت (باز به زبان جديد: با عدالت امروز) سازگار نيستند، بايد كوبيدشان به ديوار!
min
Wednesday 1 September 2004, 10:33PM
نوشته شده بوسيله بنفش
دوستمان موحد احتمالا ديدگاهي شبيه به نويسنده ي (http://alpr.30morgh.org/) اين مطلب (http://proxy.guardster.com/cgi-bin/nph-proxy.cgi/010100A/687474702f616c70722e33306d6f7267682e6f72672f61726368697665732f3030303538312e706870) دارد:
سخنراني اخير دكتر سروش و مفهوم «دموكراسي مينيمال» برايم جالب بود. برخلاف تصور بعضي از رفقاي ما، اين صحبتها نشان داد كه هنوز روشنفكري ديني قدرت توليد معنا و خلاقيت را دارد و ميتواند با چالشهاي تئوريك و عملي پيش رو درگير شود. نه اينكه لزوما موفق باشد، اما دستبسته هم نيست.
گزارش رضا خجسته در شرق را بخوانيد. [لينكش را پيدا نكردم.] به سبك جالبي رسيده براي گزارش نوشتن از اينچنين بحثهايي. اشكالاتي دارد البته، ولي بحثهاي مفهومي را خوب منتقل ميكند.
تفكيك دموكراسي ليبرال از مينيمال در بحث سروش، بيشتر به نظرم يك تاكتيك نظري ميآيد براي فرار از حملات جريانات ضددموكراسي، هم تئوريكها و هم موانع و مانعسازان عملي. البته تاكتيك مفيدي هم به نظر ميآيد، خصوصا كه الان آنها همه فحشها را به دموكراسي ليبرال ميدهند و در كلام با مردمسالاري همنوايي ميكنند. تحميل تعاريف مدرن به محافظهكاران، ولو تعاريف مينيماليستي و ملاحظهكارانه، يك گام به جلو براي نيروهاي دموكرات در حوزه تئوريك است. سروش چنين گامي را ميخواهد طرحريزي كند.
يك نكته هم خصوصا در بحث سروش خيلي تكاندهنده بود كه اثراتش بعدها آشكار ميوشد. چند سالي است كه روشنفكران ديني ايران دنبال اين هستند كه مفهوم عدالت را در بحثهاي بنيادي معرفتي جا بيانازند. چه كديور كه عدالت را به عنوان يكي از منابع استنباط در فقه در كنار عقل و نقل و اينها ميگذارد و آن را به همه ادله ديگر برتري ميدهد، و چه سروش كه عدالت يكي از تكيهگاههاي اساسي بحثهاي كلامي و معرفتي اوست.
نكتهاي كه دكتر سروش مطرح كرد و به نظرم خيلي راهگشا خواهد بود، اين بود كه «عدالت، يك مفهوم عصري است.» تلقيهاي نسبينگر و سيال از عدالت را زياد شنيده بوديم، اما اين نحوه بيان در حل چالشهاي كنوني روشنفكري ديني بسيار راهگشاست. تأكيد بر عدالت عصري، يعني تأكيد توأمان بر نسبيت عدالت و تاريخيت مفاهيم. يعني ديگر كسي نميتواند بگويد كه چرا قرآن گفته زنان را كتك بزنيد يا ارث زن نصف مرد است، فقط كافي است كه روشنفكر ديني ثابت كند كه اين موضوعات در آن زمان مخالف عدالت نبوده و بلكه به ادعاي خيلي از حوزويترها مانند احمد قابل، بسيار عادلانه و به نفع حقوق انسانها و حقوق زنان هم بوده است. در آن زمان مخالف عدالت نبوده، بيان پيشين ماست. بيان اخير ما، با ادبياتي كه سروش پيش پايمان گذاشته، ميشود: مخالف عدالت زمانه خود نبوده.
و البته اين، از جهتي ديگر، ريشه دين و فقه و شريعتي را ميزند كه ميخواهد با آموزههاي عصر جاهليت و عصر رسول الله و «احكام الله» (يعني احكام خداي آن زمان، با عدالت آن زمان!) براي امروز بايد و نبايد صادر كند. يعني اگر ما عدالت زمانه داريم، شرع زمانه هم داريم و شارع زمانه هم داريم. و اين يعني آيات و رواياتي كه امروز با عدالت (باز به زبان جديد: با عدالت امروز) سازگار نيستند، بايد كوبيدشان به ديوار!
ايشون اصلا بعيد مي دانم تفكري از خودشون داشته باشند
min
Friday 3 September 2004, 03:06AM
نوشته شده بوسيله فربد
مگه قرض كردن تفكر از مابهترون عيبي داره؟
تازه وامش بدون بهره هم هست!
سلام دوست عزيز
اينكه انسان در تفكرات از كسي الهام بگيره كه فكر مي كنه اون شخص فرد متفكر و دانشمندي هست اصلا اشكال ندارد . ولي الهام گرفتن با به قول شما قرض گرفتن حالا يا با بهره يا بدون بهره از زمين تا آسمان فرق مي كند . ايشان در بحثها ثابت كرده اند كه اصلا به خودشان زحمت فكر كردن نمي دهند هرچه بر زبانشان مي آيد سر خورده و مي آيد بيرون .
min
Friday 3 September 2004, 01:10PM
نوشته شده بوسيله فربد
اينكه انسان در تفكرات از كسي الهام بگيره كه فكر مي كنه اون شخص فرد متفكر و دانشمندي هست اصلا اشكال ندارد !
خوب موحد جونم متفكرتر از ايشون جايي سراغ نداره بنده خدا!
ايشان الهام نمي گيره
به قول شما قرض گرفته
يعني اصلا خودش تفكر نمي كنه فقط كپي مي كنه
براي همين وقتي به بحث ميرسه تاپيك را كاملا ترك مي كنه ميره ددر :D
min
Friday 3 September 2004, 09:05PM
نوشته شده بوسيله فربد
ايشون تاپيكو ول نكرده توي پرشين تاك با همين عنوان شروع كرده!
شايد اونجا كسي با ايشان بحث نمي كنه و ايشان مي تونه با كپي كردن يك تاپيك را اداره كنه :D
چون ايشان جز كپي كار ديگه اي بلد نيست
موحد
Sunday 5 September 2004, 01:28PM
جناب دوست ايراني سلام
اينكه بنده قدري دير خدمت رسيدم يك مقدارزياد بخاطر مشكل فني است.
دوست عزيز بنده سالها سئوالات خود را از خود وديگرا ن پرسيده ام وحاصل جواب آن برخي از مطالبي است كه تا كنون عنوان كردم ولي متاسفانه نه تنها جواب قانع كننده اي ندادند بلكه دوستان شما به تهمت افترا وناسزاگوئي مشغول شدن وافرادي هم مثل فربد به لودگي ومسخره بازي!!افراد اينجا عموما اهل تحقيق نيستند وتنها چيزهائي كه از آبا واجدادشان رسيده را دربست قبول دارند!شما كه بايد عقايد خود را با قرآن تصحح كنيد برعكس سعي ميكنيد قران را با عقايدتان تفسير نماييد!هرآيه اي را كه برايتان دليل مي اورم چون با عقايد شما مخالف است نمي پذيريد وآن را آن گونه كه مي خواهيد عوض ميكنيد وبراي اثبات آن نظر فلان آخوند خود را پيش مي كشيد!
حال شما بفرمايد چه پاسخي داريد؟؟؟
min
Monday 6 September 2004, 12:37AM
جناب دوست ايراني سلام
اينكه بنده قدري دير خدمت رسيدم يك مقدارزياد بخاطر مشكل فني است.
دوست عزيز بنده سالها سئوالات خود را از خود وديگرا ن پرسيده ام وحاصل جواب آن برخي از مطالبي است كه تا كنون عنوان كردم ولي متاسفانه نه تنها جواب قانع كننده اي ندادند بلكه دوستان شما به تهمت افترا وناسزاگوئي مشغول شدن وافرادي هم مثل فربد به لودگي ومسخره بازي!!افراد اينجا عموما اهل تحقيق نيستند وتنها چيزهائي كه از آبا واجدادشان رسيده را دربست قبول دارند!شما كه بايد عقايد خود را با قرآن تصحح كنيد برعكس سعي ميكنيد قران را با عقايدتان تفسير نماييد!هرآيه اي را كه برايتان دليل مي اورم چون با عقايد شما مخالف است نمي پذيريد وآن را آن گونه كه مي خواهيد عوض ميكنيد وبراي اثبات آن نظر فلان آخوند خود را پيش مي كشيد!
حال شما بفرمايد چه پاسخي داريد؟؟؟
آقاي موحد
سلام
ببخشيد شما به سوالات حتي زحمت پاسخ دادن هم نمي دهيد بعد بقيه را متهم مي كنيد كه اهل تحقيق نيستند .
شما مي فرماييد كه همه چيز را بايد از قرآن دريافت كرد و احاديث و تاريخ و اين جور چيزها را كنار گذاشت .
من سه بار سوال كردم و پاسخي نگرفتم
براي بار چهارم
بفرماييد كجاي قرآن فرموده نماز صبح را 2 ركعت بخوانيد و ظهر و عصر را 4 ركعت و مغرب را 3 ركعت و عشا را 4 ركعت . روايات و تاريخ و اين جور چيزها هم قبول نيست از قرآن جواب بدهيد .
Scorpion
Wednesday 8 September 2004, 08:10PM
باسلام
فکر کنم جناب موحد در تهمت زدن به دیگران ( یکی خود بنده ) روی دست همه بلند شده اند .
جالب است که به همین هم بسنده نمی کنند و دقیقا این اتهام را به دیگران می زنند !؟
یاحق
دوست ايراني .
Wednesday 8 September 2004, 11:34PM
سلام آقاي موحد
نمي دونم چرا محتواي اين تاپيك براي من هم قابل خواندن نبوده من از تغيير نام پاسخ دهنده ها متوجه شدم كه در اينجا گفتگويي هست اميدوارم مديران عزيز لطف كنند اين مشكل بنده را حل نمايند
جناب موحد من يادم نمياد جايي از علما سند آورده باشم اگر حرفي زدم اغلب يا از قران استفاده كردم و در موارد مربوط به حضرت علي هم از نهج البلاغه اتفاقاً من با افكار خود شما كار دارم
آيا شما از برادران اهل تسنن هستيد يا اين نوع تقسيم بندي را اساساً در دين اسلام قبول نداريد لطف مي كنيد كمي اشكالات وارده به ما شيعيان را از ذهن خود بدور از هر نوع كپي كاري ذكر نماييد تا ما هم با عقايد شما آشنا شويم البته لطف كنيد بدون حاشيه رفتن و فقط مورد به مورد ذكر كنيد
من به شخصه قصد محكوم كردن شما را ندارم فقط لطف كنيد يك بحث آروم و شمرده را مطرح كنيد تا با هم پيش ببريم و يك خواهشي دارم و سعي ميكنم خودم هم رعايت كنم اونم اينه كه افراد را تحليل نكنيد هر كس عقيده اي دارد و به شيوه خود پاسخ مي دهد بهتره از آدمها بيايم بيرون و يك كم بالاتر از اين حرفها مباحث خودمون را مطرح كنيم
فربد
Thursday 9 September 2004, 08:55AM
وافرادي هم مثل فربد به لودگي ومسخره بازي!!!!!
اتفاقا حرفاي شما از واسه من خيلي خنده دارتره!
موحد
Saturday 11 September 2004, 07:08AM
جناب دوست ايراني سلام برشما
چنانچه قبلا هم عرض كردم بنده دريك خانواده شيعه بدنيا آمده ام وتا سن حدودا 22يا 23 سالگي هم شيعه بودم وبراساس تحقيق ومطالعه الان قريب 25 سال است كه مسلمان موحد پيرو قرآن وسنت رسول الله هستم
ايرادات من بر مذهب شيعه در نوشته هايم مشخص است مانند حرام بودن تقليد حرام بودن صيغه شرك چيست مشرك كيست؟ تحريف تاريخ ولايت مخصوص خداست......
ولي متاسفانه دليل مستندي از مخالفانم دريافت نكردم جز تهمت افترا واينكه بنده حق ندارم به قرآن استناد كنم يا آخوندها بهتر از من اسلام را مي فهمند واز اين قبيل سخنان...آيا از كساني كه با تعصب فراوان از تقليد دفاع ميكنند وعمري را حاضر نشده اند كه در مورد دين شان تحقيق كنند مي توان اميد پاسخ مستدل وعقلي وعلمي وقرآني را داشت؟؟!!!
حالا شما دوست عزيز اگر پاسخي مناسب داريد يك به يك بفرمايد تا بتوانيم به يك نقطه مشتركي برسيم
با تشكر موحد
فربد
Saturday 11 September 2004, 09:01AM
ببخشید شما که پیرو سنت هستید چطور سنگسارو قبول ندارید!!!!
دوست ايراني .
Saturday 11 September 2004, 10:35AM
سلام
ممنونم كه جواب داديد اولاٌ آقاي موحد متاسفانه نوشته ه اتون توي تاپيك هاي ديگه شلوغ وبي نظمه البته منم يك كم تنبل تشريف دارم جسته گريخته مباحث شما رو خوندم و متاسفانه بحث ها خيلي دامنه دار نبوده و به قول شما و دوستان تا حدي به جدل كشيده شده من ازتون خواهش مي كنم موردهاي اصلي ايراداتتو اينجا مورد به مورد ذكر كنيد حتماٌ عقيده شما اينقدر ارزش داره براتون كه براي نشرش بخواهيد يك بار ديگه اونو باز نويسي و بيان كنيد :)
تا من هم روي حرفهاي شما بتونم فكر كنم و از زاويه عقيده خودم بهش پاسخ بدم كاملاٌ دوستانه فقط ساده و در حد حدود انديشه خودتون نه نقل وقولها چون منم اين كارو
نمي كنم منم استنباط خودمو از دينم مي گم شايد ماهم دچار اشتباه باشيم بهتر بدون تعصب و هيجان وخداي نكرده جبه گيري حرفهامونو بزنيم ممنون
فربد
Saturday 11 September 2004, 10:58AM
منظورتون از شايد ماهم دچار اشتباه باشيم شخص خودتونين يا عموم شيعيانن؟
دوست ايراني .
Saturday 11 September 2004, 11:01AM
سلام
آقا فربد فكر كنم خيلي واضح نوشتم من دارم راجع به خودم حرف مي زنم نه ديگران چون آقاي موحدم راجع به خودشون حرف زدند اين پاسخ به گفته ايشون بود شما اگر صبر كنيد حتماٌ نتيجه كارو خواهيد ديد :)
فربد
Saturday 11 September 2004, 12:53PM
حتما
mahdi1060
Saturday 11 September 2004, 01:15PM
ببخشين آقاي موحد. كتابي هست به نام خاطرات مستر همفر (دستهاي ناپيدا) نحوه بوجود اومدن بهائيت رو اونجا بخونين. از شباهت حرفهاي شما واقعا خيلي به گفته هاي موسس فرقه بهائيت شباهت داره. قصدم توهين نيست مي خوام بگم مواظب باشين. سخت ترين كار تشخيص حق و باطل هست وقتي كه با هم مخلوط باشن.
موحد
Saturday 11 September 2004, 01:22PM
دوست ايراني سلام
باتشكر از شما ميخواستم اول از همه از توحيد شروع كنيم چطور است؟!
هدف بعثت همه انبيا -هر صفحه از قرآن را كه ورق بزنيد مطلبي از توحيد بيان شده وحتي خداوند با صراحت فرموده در قيامت هر گناهي را ممكن است ببخشم الا شرك كه هرگز بخشيده نخواهد شد!خب انواع واقسام شرك را هم فرموده داستانهاي امم گذشته شرح حال مشركين مكه وكارهائي كه آنها به اسم عبادت براي خدا انجام ميداند كه خداوند آن كارهارا شرك وبت پرستي ناميده!حال ما در زمان خود همان كارها را با شكلهاي مختلف انجام ميدهيم به اسم اسلام!ووقتي كه آيات خدا را دراين مورد برايشان مي خوانيم يا ميگويند تو نمي فهمي يا تو وهابي هستي وياتو دشمن امامان هستي و از اين قبيل سخنان!
بطور مثال خواندن غير خدا(البته بعنوان مدعو غيبي نه صدا كردن عرفي) با تاكيد قرآن شرك است!يعني اگر ما مثلا بگوييم يا محمد يا علي ...يا حرف نداست يعني اي محمد كه صداي مرا ميشنوي مرا ياري كن!اين شرك است زيرا يا آن كس را همه جا حاضر وناظر وشنوا ميدانيم كه دراين صفات كه منحصر بذات الله است شريك گردانيده ايم ويا اگر مانند مشركين صدر اسلام بگويم كه آنها را واسطه وشفيع قرارداده ايم كه باز براساس صريح قرآن شرك محسوب ميشود!..........
خب براي شروع فكر كنم كافي است
البته اكثر موقع ها وقتي وارد اين باشگاه مي شوم دستگاه ا م خاموش مي شود به هرحال اگر دير شد عذر ما را قبول كنيد
موحد
فربد
Saturday 11 September 2004, 01:58PM
فرق ما با بت پرستان در اين است گه خود خدا گفته كه بتها را نپرستيد و آنها را شفيع نگيريد اما در مورد امامان خود او اجازه وساطت بين ذات اقدسش و مردم را به آنان عطا كرده است پس اصل گرفتن واسطه مذموم نيست بلكه تاييد الهي مهم است
min
Saturday 11 September 2004, 02:29PM
نوشته شده بوسيله موحد
دوست ايراني سلام
باتشكر از شما ميخواستم اول از همه از توحيد شروع كنيم چطور است؟!
هدف بعثت همه انبيا -هر صفحه از قرآن را كه ورق بزنيد مطلبي از توحيد بيان شده وحتي خداوند با صراحت فرموده در قيامت هر گناهي را ممكن است ببخشم الا شرك كه هرگز بخشيده نخواهد شد!خب انواع واقسام شرك را هم فرموده داستانهاي امم گذشته شرح حال مشركين مكه وكارهائي كه آنها به اسم عبادت براي خدا انجام ميداند كه خداوند آن كارهارا شرك وبت پرستي ناميده!حال ما در زمان خود همان كارها را با شكلهاي مختلف انجام ميدهيم به اسم اسلام!ووقتي كه آيات خدا را دراين مورد برايشان مي خوانيم يا ميگويند تو نمي فهمي يا تو وهابي هستي وياتو دشمن امامان هستي و از اين قبيل سخنان!
بطور مثال خواندن غير خدا(البته بعنوان مدعو غيبي نه صدا كردن عرفي) با تاكيد قرآن شرك است!يعني اگر ما مثلا بگوييم يا محمد يا علي ...يا حرف نداست يعني اي محمد كه صداي مرا ميشنوي مرا ياري كن!اين شرك است زيرا يا آن كس را همه جا حاضر وناظر وشنوا ميدانيم كه دراين صفات كه منحصر بذات الله است شريك گردانيده ايم ويا اگر مانند مشركين صدر اسلام بگويم كه آنها را واسطه وشفيع قرارداده ايم كه باز براساس صريح قرآن شرك محسوب ميشود!..........
خب براي شروع فكر كنم كافي است
البته اكثر موقع ها وقتي وارد اين باشگاه مي شوم دستگاه ا م خاموش مي شود به هرحال اگر دير شد عذر ما را قبول كنيد
موحد
جنابآقاي موحد
با سلام
ببخشيد شما توسل را با درخواست اشتباه گرفته ايد .
ما به ائمه اطهار توسل مي كنيم
يعني بدليل اينكه آنها نزد خدا آبرو دارند از آنها استمداد مي طلبيم تا آنها از خدا خواسته ما را طلب كنند . والا بدون اجازه خدا هيچ اتفاقي نمي افتد . خدا نيز شفاعت آنها را پذيرا است .
ما هرگز نمي گوييم كه امامان شريك خدا هستند در حاجت دادن
بت پرستان بت ها را شريك خدا مي داتنستند در اجراي امور دنيا و امور دنيا را به عهده بتان مي دانستند .
اما ما امامان را صاحب آبرو در پيشگاه خدا مي دانيم كه خداوند حرف آنها را بيشتر از حرف ما مي پذيرد و به همين خاطر براي درخواست خود نزد خدا امامان و پيامبر را واسطه قرار مي دهيم .
يا علي
مين
موحد
Saturday 11 September 2004, 04:37PM
باسلام
ابتدا خدمتتان عرض كنم مشركين زمان پيامبر الله را بعنوان خالق جهان قبول داشتند
درسوره عنکبوت آیات 61و63 میفرماید:
وَلَئِن سَاَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْاَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَاَنَّی یُوْفَکُونَ
وَلَئِن سَاَلْتَهُم مَّن نَّزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَاَحْیَا بِهِ الْاَرْضَ مِن بَعْدِ مَوْتِهَا لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ
<<واگر از ایشان بپرسی چه کسی آسمانها وزمین را خلق کرده وخورشید وماه را که مسخر نموده؟البته خواهند گفت الله پس بکجا سر گردانند.>>
<<واگر از آنان بپرسی که از آسمان آبی نازل کرد که زمین را پس از موات بودنش احیا کند؟البته خواهند گفت خدا بگو الحمد الله بلکه بیشترشان بی خردند.>>
یا در سوره زخرف آیه 87 میفرماید:
وَلَئِن سَاَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَاَنَّی یُوْفَکُونَ
<<واگر از ایشان سئوال کنی چه کسی ایشان را خلق کرده البته می گویند خدا پس بکجا برده میشوند.>>
پس چرا غير خدا را ميخواندند؟سوره یونس آیه 18 میفرماید: وَیَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ وَیَقُولُونَ هَوُلاء شُفَعَاوُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ اَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ یَعْلَمُ فِی السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِی الاَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَی عَمَّا یُشْرِکُونَ
<<اینان غیر از خدا چیزهائی را میپرستند که نه ضررمی رساند ونه سودی عایدشان میکنند ومیگویند اینها شفیعان ما نزد الله هستند!بگو آیا خدارا از وجود چیزهائی با خبر می سازید که خداوند در آسمانها وزمین سراغی از آنها ندارد!خداوند منزه است از آن چیز هائی که مشرکان شریک او قرار میدهند>>
ودر سوره زمر آیات 43تا46 میفرماید:
اَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ اَوَلَوْ کَانُوا لَا یَمْلِکُونَ شَیْئًا وَلَا یَعْقِلُونَ ﴿ قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِیعًا لَّهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْاَرْضِ ثُمَّ اِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿ وَاِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَاَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُوْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَاِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ اِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ ﴿ قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْاَرْضِ عَالِمَ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ اَنتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبَادِکَ فِی مَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ.
<<آیا غیر خدا را شفیعانی گرفته اند؟ بگو آیا واگر چه مالک چیزی نباشند واگر چه اینان تعقل نمی کنند. بگو مخصوص خداست شفاعت تمام آن. ملک اوست آسمانها وزمین سپس باو بازگشت می شوید. وچون خدارا بتنهائی یادشود منزجر شود دلهای آنها که به آخرت ایمان ندارند وچون پایین تراز خدارا یاد شود آنوقت است که ایشان شاد شوند. بگو ای خدای ایجادکننده آسمانها وزمین ای دانای غیب وآشکار تو در میان بندگانت درباره آنچه درآن اختلاف می کرده اند داوری میکنی>>
سوره زمر آیه 3 میفرماید:
اَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ اَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ اِلَّا لِیُقَرِّبُونَا اِلَی اللَّهِ زُلْفَی اِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ اِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّارٌ
<<آگاه باش دین خالص فقط برای خداست وآنانکه اولیائی غیراز خدا گرفته اند بعنوان اینکه عبادتشان نمی کنیم مگر برای آنکه مارا بسوی خدا نزدیک کنند محققا خدا بین ایشان در آنچه اختلاف میکنند حکم میکند.محققا خدا هدایت نمی کند کسی را که دروغگوی نا سپاس است.>>
پس ملاحظه فرمودید که خداوند کسانیکه غیر خدا را اولیا میگرفتند واستمداد ویاری میخواستند تحت عنوان اینکه آنان مارا بخدا نزدیک میکنند دروغگو خطاب فرموده که خدا هدایتشان نمی کند
خب سئوال اينجاست كه امام وپيغمبر صداي ما را ميشنوند واز حال ما با خبرند؟؟؟؟؟
بعد آيا خدا بما دستورداده كه آنها را بخوانيم؟؟؟
آيا آنها از خدا به بندگان مهربان ترند؟؟؟
آيا در اين دنيا من گنه كار بخواهم توبه كنم بايد دست بدامن آنها شوم وخدا توبه مرا نمي پذيرد؟؟؟؟
آيا در قيامت آنها را واسطه ميكنيم خداوند خلاف عدالت رفتار ميكند؟آيا آنها از اعمال پنهان ما آگاهند تا واسطه شوند؟....ووووووووو
فربد
Saturday 11 September 2004, 04:48PM
خوب در مورد جواب من چي ميگي ؟
افسانه
Saturday 11 September 2004, 04:49PM
نوشته شده بوسيله دوست ايراني .
سلام آقاي موحد
بدور از كپي پيستها لطف كنيد از افكار خودتون بدون نقل قولها باهم حرف بزنيم:)
دوست ايراني
آخرش خودتون رو لو دادين..:D
min
Saturday 11 September 2004, 11:26PM
نوشته شده بوسيله موحد
باسلام
ابتدا خدمتتان عرض كنم مشركين زمان پيامبر الله را بعنوان خالق جهان قبول داشتند
درسوره عنکبوت آیات 61و63 میفرماید:
وَلَئِن سَاَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْاَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَاَنَّی یُوْفَکُونَ
وَلَئِن سَاَلْتَهُم مَّن نَّزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَاَحْیَا بِهِ الْاَرْضَ مِن بَعْدِ مَوْتِهَا لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ
<<واگر از ایشان بپرسی چه کسی آسمانها وزمین را خلق کرده وخورشید وماه را که مسخر نموده؟البته خواهند گفت الله پس بکجا سر گردانند.>>
<<واگر از آنان بپرسی که از آسمان آبی نازل کرد که زمین را پس از موات بودنش احیا کند؟البته خواهند گفت خدا بگو الحمد الله بلکه بیشترشان بی خردند.>>
یا در سوره زخرف آیه 87 میفرماید:
وَلَئِن سَاَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَاَنَّی یُوْفَکُونَ
<<واگر از ایشان سئوال کنی چه کسی ایشان را خلق کرده البته می گویند خدا پس بکجا برده میشوند.>>
پس چرا غير خدا را ميخواندند؟سوره یونس آیه 18 میفرماید: وَیَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ وَیَقُولُونَ هَوُلاء شُفَعَاوُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ اَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ یَعْلَمُ فِی السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِی الاَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَی عَمَّا یُشْرِکُونَ
<<اینان غیر از خدا چیزهائی را میپرستند که نه ضررمی رساند ونه سودی عایدشان میکنند ومیگویند اینها شفیعان ما نزد الله هستند!بگو آیا خدارا از وجود چیزهائی با خبر می سازید که خداوند در آسمانها وزمین سراغی از آنها ندارد!خداوند منزه است از آن چیز هائی که مشرکان شریک او قرار میدهند>>
ودر سوره زمر آیات 43تا46 میفرماید:
اَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ اَوَلَوْ کَانُوا لَا یَمْلِکُونَ شَیْئًا وَلَا یَعْقِلُونَ ﴿ قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِیعًا لَّهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْاَرْضِ ثُمَّ اِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿ وَاِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَاَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُوْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَاِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ اِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ ﴿ قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْاَرْضِ عَالِمَ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ اَنتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبَادِکَ فِی مَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ.
<<آیا غیر خدا را شفیعانی گرفته اند؟ بگو آیا واگر چه مالک چیزی نباشند واگر چه اینان تعقل نمی کنند. بگو مخصوص خداست شفاعت تمام آن. ملک اوست آسمانها وزمین سپس باو بازگشت می شوید. وچون خدارا بتنهائی یادشود منزجر شود دلهای آنها که به آخرت ایمان ندارند وچون پایین تراز خدارا یاد شود آنوقت است که ایشان شاد شوند. بگو ای خدای ایجادکننده آسمانها وزمین ای دانای غیب وآشکار تو در میان بندگانت درباره آنچه درآن اختلاف می کرده اند داوری میکنی>>
سوره زمر آیه 3 میفرماید:
اَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ اَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ اِلَّا لِیُقَرِّبُونَا اِلَی اللَّهِ زُلْفَی اِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ اِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّارٌ
<<آگاه باش دین خالص فقط برای خداست وآنانکه اولیائی غیراز خدا گرفته اند بعنوان اینکه عبادتشان نمی کنیم مگر برای آنکه مارا بسوی خدا نزدیک کنند محققا خدا بین ایشان در آنچه اختلاف میکنند حکم میکند.محققا خدا هدایت نمی کند کسی را که دروغگوی نا سپاس است.>>
پس ملاحظه فرمودید که خداوند کسانیکه غیر خدا را اولیا میگرفتند واستمداد ویاری میخواستند تحت عنوان اینکه آنان مارا بخدا نزدیک میکنند دروغگو خطاب فرموده که خدا هدایتشان نمی کند
خب سئوال اينجاست كه امام وپيغمبر صداي ما را ميشنوند واز حال ما با خبرند؟؟؟؟؟
بعد آيا خدا بما دستورداده كه آنها را بخوانيم؟؟؟
آيا آنها از خدا به بندگان مهربان ترند؟؟؟
آيا در اين دنيا من گنه كار بخواهم توبه كنم بايد دست بدامن آنها شوم وخدا توبه مرا نمي پذيرد؟؟؟؟
آيا در قيامت آنها را واسطه ميكنيم خداوند خلاف عدالت رفتار ميكند؟آيا آنها از اعمال پنهان ما آگاهند تا واسطه شوند؟....ووووووووو
ببين قرار نشد اينجا هم كپي كني قرار شد جواب سوالها رابدي
اين اصلا ربطي به هيچكدام از سوالها ندارد
اگر بلد نيستي جواب بدي برو تو تاپيكهاي ديگرت تا دلت ميخواد كپي كن
تا كنون چندين سوال از شما پرسيده ام اما دريغ از يك پاسخ
فربد
Sunday 12 September 2004, 06:51AM
آقا مين نظر شما در مورد جواب من چيه؟
موحد
Sunday 12 September 2004, 07:15AM
نوشته شده بوسيله فربد
فرق ما با بت پرستان در اين است گه خود خدا گفته كه بتها را نپرستيد و آنها را شفيع نگيريد اما در مورد امامان خود او اجازه وساطت بين ذات اقدسش و مردم را به آنان عطا كرده است پس اصل گرفتن واسطه مذموم نيست بلكه تاييد الهي مهم است
شما لطف كنيد آن آيه اي را كه خداوند چنين اجازه اي را داده به ما نشان دهيد
مين!درضمن شما ميگوييد كپي نكن! از كجا؟ من حرفهايم از قرآن است بايد از كتاب دليل بياورم !دروغگوئي هم حدي دارد من جواب شما را با قرآن ميدهم شما با كمال ....ميگويد جواب مرا نداديد !!!اگر طالب هدايت نيستيد برويد دنبال كارتان بگذاريد دوست ايراني سخنش را بگويد!!!!
همه کس
Sunday 12 September 2004, 12:38PM
سلام.
آقا میبینم که بعضی که جناب موحد را متهم به کپی کردن و شرک و بی اطلاعی از احکام الهی میکردند، اکنون عاجز از ادامه بحث با ایشان به سفسطه گری روی آوردند!
جناب موحد با سند و مدرک عقلی و نقلی سخن میگویند و پاسخ منتقدین شان رو به درستی و صراحت بیان میکنند ولی گویا بعضیا چشم بینا ندارند و بازهم ادعا میکنند که جواب خود را نگرفتند!
خوب هرکسی یه حد و حدودی داره و شاید هم اینها که جناب موحد میفرمایند در مغایرت با منافع ایشان هست.!:rolleyes::confused:
فربد
Sunday 12 September 2004, 12:57PM
اينكه من گفتم پيامبران و در كل مقربين درگاه خدا واسطه بين او و مردمند بر اساس يك بحث فلسفي است اما اينكه خدا اجازه اين را داده كه ما اورا به واسطه آنها بخوانيم باز هم بر اساس يك منطق عقلاني است كه براي رسيدن به هر چيز بايد از مسير خاص خود آن كه همان واسطه هاي آن باشد حركت كرد و حتي نيازي به ذكر اين مطلب در قرآن نيست
موحد
Sunday 12 September 2004, 01:11PM
خب منطق عقلي خود را بيان كنيد!!!!!!!
فربد
Sunday 12 September 2004, 01:51PM
اينكه مقربين واسطه اند يا اينكه ما نياز به واسطه داريم؟ يا هردو!
موحد
Sunday 12 September 2004, 01:59PM
هر دو
دوست ايراني .
Sunday 12 September 2004, 02:25PM
سلام
آقاي موحد شما صرف كلمه يا محمد اين را ميخواهيد ثابت كنيد كه ما مشرك هستيم
اين كه استدلال خيلي ضعيفيه :confused:
چه چيز توي اين نوع خواندن ها وحدت و يگاني خدا وند را زير سئوال مي بره :confused:
آِيا شما به زندگي پس از مرگ معتقديد كه بايد باشيد چون مسلمان هستيد .
آيا شما به اصالت روح معتقديد كه بايد باشيد چون مسلمان هستيد
آيا شما به تغذيه روحها از منبع معتقديد كه بايد باشيد چون مسلمان هستيد
آقاي موحد اينكه خداوند يگانه است كاملاٌ صحيحه و اينكه انسان بايد از او فقط از او كمك بخواهد هم صحيحه اما يك نكته وجود داره واونم مكانيزم و نظم موجود در كليه امور الهي است
آيا خداوند به ما ياد نداده است كه ما براي ارتباط با او قواعدي را بايد رعايت كنيم ؟؟؟؟
مثلاٌ آيا او نگفته است كه براي ارتباط با او نماز بخوانيم پس براي ارتباط با او و تغذيه روحي و تكامل روح مجرايي را قرار داده است كه براي ما مقداريش محسوس و مقدار خيلي زيادش نامحسوس است و بسيار مهمه
آيا شما قبول نداريد كه برخي از فرشتگان مامور ارتباط ما با خداوند هستند
آيا اين را قبول نداريد كه خيلي از امور توسط فرشته ها داره انجام ميشه و خيلي از كارهاي ما و حتي دعا هاي ما از طريق فرشته ها به خداوند بازگو مي شود ....:confused:
به نظر من چيزي را كه شما فراموش كرديد نظم در دنياي متافيزيك وغيبه وقتي خداوند براي همه چيز در اين دنياي مادي وفاني مقررات و نظمي را قائل شده يقيناٌ براي جهان ديگر و دنياي غيبي نظمي عظيمتر و دقيق تري را قائل شده زيرا كه اساساٌ اون دنيا اصلي واينجا فاني و كوچك است ...
اين مطلب را تا همين جا داشته باشيد تا بعداٌ بهش مراجعه كنم و بگم چرا اينو گفتم
نكته ديگر
آيا شما قبول داريد كه پيامبران انسانهاي بودند كه برگزيده شدند به كلمه برگزيده دقت كنيد بايد قبول داشته باشيد چون قران مكررا اين را گفته كه اونها فرستاده هستند
جداٌ چرا خداوند اين افراد را از ميان كل انسانهاي جهان انتخاب كرده آيا همينطوري بوده خداوندنمي تونسته خود ش مستقيماٌ صيحه اي ويا صدايي از آسمان را توليد كند و خودش مستقيماٌ با ما حرف بزنه و هر هزار سال يك بار اين صدا بياد وقوانين را بگه آيا براي خدا كاري داشت اينطوري با ما برخورد كنه چرا اينكارو نكرد ؟؟؟
يا نمي تونست حضرت جبريل را هر چند صد سال ويا هر زمان كه دوست داشت جسميت بده و واون را به همه ما مجسم كنه از آسمان بيايد قوانين را براي كل جهان بگويد و بعد به آسمان برود ؟؟؟؟
چرا خداوند اينكار را نكرد مگه نميشد حامل وحي را همه مردم ببيننيد چرا ماها قابليت ديدن فرشته ها رو نداريم ؟؟
شما پاسخي براي اين سئوالهاي من داريد ؟؟؟؟ به نظرم كه نداريد ....
داستان پيامبران مي تونه حقيقتش اين باشه كه اين افراد در دنياي قبل از اين جهان مراحلي را گذرانده بودند وقابليتهايي را كسب كرده بودند و بر اساس قابليتها انتخاب شدند بر طبق قانون نظم در همه چيز؟؟
و يا حتي مي تونه اينطور باشه ( مثلاٌ بر اساس آيه الست و بربكم اعلي ) در دنياي قبل از اين دنيا ارادت بيش از اندازه اي را به خداوند در پاسخ به خداوند كه اري تو رب ما هستي ! داشتند
و به اين دليل انتخاب شدند كه عشق بسيار زيادي را به خداوند در عالم ذر نشان دادند وعشق بيش از اندازه اونها به خداوند بوده كه توانستند قابليت رسالت را بدست بياورند البته اينا فرضياته ميشه اين هم باشه كه خداوند افرادي را با قابليت هاي روحي بالاتر خلق كرده از جنس خود ما كه انها قوانين الهي را به ما ابلاغ كنند براي طي و گذراندن بهتر دوران بعد از اين دنيا و در نهايت تكامل اصلي ....
ولي چيزي كه مهمه و كاملاٌ مشهوده اينه كه اونها از لحاظ خداوند انسانهاي برتر بودند و قابليتهايي را داشتند كه ساير انسانها نداشتند اينكه اونها داراي وسعت روح بودند و بر اساس بقاي روح مي تونه اين قابليت و وسعت روح همچنان وجود داشته باشه چون كه اين دنيا مانند نسبت بطن مادر به دنيا مي تونه
بودن اين دنيا در بطن دنياي بزرگتري به نام برزخ و بودن اين دو دنيا در بطن دنياي بزرگتري به نام قيامت باشه كه اينطور هم هست
اين وسعت روح و برخي از روحهاي بزرگ و ملكوتي قادر خواهند بود حتي پس از رخت بستن حداقل همانند فرشتگان نسبت به اين دنيا محيط باشند و قابليت اون موجودات ملكوتي را داشته باشند
پس تعريف انسان برتر از نظر خداوند و قران كه كتاب خداست اينه كه او ملكوتي و خداي گونه است اينه كه او داراي و سعت روحي بسيار زياد كه محيطه به اين دنيا و ودنياي پس از مرگ و حتي عوالم ديگر است لازمه انسان برتر بودن گناه نكردن و عشق داشتن به خداوند است در واقع انسان برتر مجراي عبور نيروي عظيم الهي است ... چه در اين دنيا و چه در آن دنيا
اين قضيه خيلي واضح و مبرهنه كافيه افراد مسلمان چند شب در دل شب با او راز و نياز قلبي كنند تا ببيند كه مجراي الهي بودن يعني چه فكر نكنم لازم باشه بيشتر از اين اينو بگم حتما ٌ شما خودتون مي دونيد يا خونديد
از طرفي باطن جهل و گناه تيره گيه و چيزي كه اتفاق ميافته در زمان گناه اينه كه اين تيره گي بر ما بار ميشه يعني حجاب ميشه و گاهاٌ اين تيره گيها براحتي پاك نميشه و انسان قادر نخواهد بود خود به تنهايي خود را از اين تيره گيها رها كنه يقيناٌ براي رهايي از اين تيره گيها قوانيني وجود داره كه عبارتند از دعا ها و ديگر اينكه در كنار مجراهاي نوراني قرار گرفتن ويا به عبارتي شارژ شدن از طريق اون مجراهاي نوراني
ما اگه ميگيم يا محمد در واقع رو مي كنيم به سمت يك انسان برتر او يك مجراي نوراني و الهي است كه حتي پس از مرگ محيطه به اين دنيا او يك كانال عبوره وبه دليل نوراني بودن و بهره بردن از منبع عظيم الهي كمك ميكنه به ما تيره گيها يي را كه
بر ما بار شده بتونيم با انجام عمل صالح و الگو قرار دادن اونها و در مسير اونها قرار گرفتن از بين ببريم و به وسيله اون نور والگو قرار دادن او انسان برتر راه را باتوجه به زمان كم خود در اين دنيا طي كنيم و به هدف نهايي دسترسي پياد كنيم و در صراط قرار بگيريم
در واقع اينان انوار الهي در روي زمين هستند و بايد مسير را از ميان اين كانالها طي كرد
چون طولاني نوشتم اينو بخونيد تا ادامه بدم وتكميلش كنم
موحد
Sunday 12 September 2004, 03:06PM
جناب دوست ايراني سلام
ابتدا شما فرموديد چه چيزي اين نوع خواندن ها وحدت ويگانگي خداوند را زير سئوال ميبرد؟؟خدمت شما عرض كنم خواندن دونوع است يك خواندن عرفي مانند اينكه ما به دوستمان بگويم فلان چيز را بمن بده خب اين اشكالي ندارد هم او ميشنود وهم امكان برآوردن حاجت مارا دارد.ولي يك خواندن غيبي داريم كه از يك مدعو غيبي طلب چيزي نماييم كه خداوند در قرآن مرتبا آن را با يدعون ادعو تدعون ومشتقات آن بيان فرموده كه در مورد مشركين آنها از غير خدا كه در قرآن با نام دون الله نام برده شده(كه اغلب مترجمين دون الله را بت معني كرده اند كه غلط است)هر چيز وهركس غير از خدا شامل دون الله است!واين خواندن دون الله را خداوند شرك ميداند!اغلب مشركين صدر اسلام از انبيا واوليا گذشته چنين در خواستهائي داشته اند!ومجسمه هاي آنها را سمبل آنها مي دانستند نه اينكه آنها خالق آسمان وزمين هستند!!شايد مشگلي كه ايرانيان دارند ندانستن زبان عربي است آيا مي دانيد فرق ميان الله با اله چيست؟! وچرا پيامبر در ابتداي دعوتش فرمود لا اله الاالله ونفرمود لا خالق الاالله!!ما در فارسي ميگوييم نيست خدائي جز خداي يكتا!!درصورتي كه اله معني خدا نمي دهد اله از ماده ا ل ه بمعني محل توجه است در قرآن هم داريم كه خداوند ميفرمايد بعضي هواي نفس خود را اله قرار داده اند!!آيا هيچ انسان عاقلي هواي نفس را خالق خود ميداند!!!!خير يعني هواي نفس مورد توجه شان قرار گرفته!پس تنها معبودي كه بايد مورد توجه انسان باشد الله است وبه همين دليل بود كه مشركين مخالفت شديد خود را ابراز داشتند يعني توجه بغير الله نبايد داشته باشي در دعا وعبادت كه البته خداوند خواندن را عبادت ميداند وعبادت غير خدا شرك است
ادامه دارد...
فربد
Sunday 12 September 2004, 03:56PM
قبل از اينكه من استدلالم رو شروع كنم لطفا دلايلي كه براي رد اين دو مطلب داريد بيان فرماييد
همه کس
Sunday 12 September 2004, 04:12PM
سلام
با اجازه دوستان و اساتيد محترم.
بنده هيچ ادعايي ندارم و فقط ميخوام شک و شبهات دينيم بر طرف بشه.
از اينرو در اين تالار شرکت ميکنم.
خداوند همه را به راه راست هدايت کند. انشاالله
همه کس
Sunday 12 September 2004, 04:21PM
در باب شفاعت یا واسطه گری پیامبر یا امامان میان بندگان خدا و خداوند :
آیا شما بر این باورید که ما برای توبه و طلب آمرزش از خداوند نیاز به واسطه داریم؟!
يعني شما ميفرماييد خداوند خود بر احوال بندگانش وافق نيست و نياز به اين دارد که دیگري او را از احوال و اعمال بندگانش آگاه سازد و بعد خداون درباره آن بنده تصميم گيري کند!؟ خداوندي که از رگ گردن به بنده اش نزديکتر است
اگر بنده اي گناهي کرده باشد که قابل بخشايش باشد، خود خداوند رحمان و رحيم در صورت پشيماني و توبه کردن بنده اش بهتر و سريعتر از سر تقصيرات وي ميگذرد و ديگر نيازي به شفيع نيست.
اگر هم ما براي اين به ائمه اطهار متوسل ميشويم که گناهان کبيره کرده ايم و يا مال کسي را خورده ايم و فکر ميکنيم چون آن بزرگواران در محضر خداوند از ابرو و ارج و قرب بيشتري برخوردارن خداوند تو رودروايسي قرار ميگره و شفاعت آن بزرگواران را از ما ميپذيره و از گناهان ما چشم پوشي ميکنه که اين ديگه آخر شرک و الحاده.
چراکه اولاً آن بزرگواران هيچ گاه ضامن چنين اشخاصي نميشوند و در ثاني خداوند هم بين بندگانش فرقي قائل نيست که ما فکر کنيم کسي ديگر در نزد وي انقدر عزيز هست که خداوند هر آنچه که او طلب کند قبول ميکند. ثالثا اگر اينگونه بود که ديگر کسي به جهنم نميرفت! و هرکسي که يک عمر گناه کرده سر آخر و به هنگام مرگ به ائمه اطهار متوسل ميشود و از آنها ميخواد که شفاعتش را بکنند و يا وصيت ميکند که وي را در جوار يکي از امامان دفن کنند تا وي بدين وسيله از عذاب آخرت درامان باشد!
موحد
Sunday 12 September 2004, 04:51PM
از جناب همه كس متشكرم
در تكميل فرمايشات همه كس بايد عرض كنم اگر ما آن افراد را در دنيا واسطه ميگيريم معتقديم كه آنها مارا ميبينند وصداي مارا ميشنوند واز احوالات ما آگاهند كه خب با خدا بودن چه فرقي دارند وتوحيد چه معني دارد اينكه بگويم توحيد يعني خدا يكي ست يعني چه؟؟!!هر صفتي كه در خداهست منحصر بفرد است فقط خداست كه ميتواند در همه جا باشد فقط اوست كه مي تواند همه صداها را بشنودو.... شرك كه شاخ ودم ندارد!!!اگر ميگوييد خير آنها از ما خبر ندارند كه قرآن هم همين را ميفرمايد خب ما خداي حاضر وناظر وازرگ گردن نزديكتر را رها كنيم وبرويم در دنياي ديگر دنبال كسي بگرديم كه حال اينجا نيست وتا بيايد واسطه من وخدا شود!!!!!غير از اين كسي كه ميخواهد وكيل مدافع شود بايد ابتدا ازاحوالات موكل خود با اطلاع شود اورا بشناسد بداند جرمش چيست تا بتواند از او دفاع كند! حال پيامبر خدا چه ميداند كه من در قلبم چه ميگذرد ميزان شرك وتوحيد من وايمان من چقدر است! با عرض معذرت نيم شب در زير لحاف چه غلطي كردم! اگر ميخواهي بگوئي كه خدا گناها ن مارا به انها نشان ميدهد خب اولا خدا ديگر ستار العيوب نيست.ثانيا پيامبر حق ندارد عمل زشت مردان وزنان نا محرم را ببيند چون خود او هم مرتكب گناه مي شود.ثالثا آنها بقول قرآن در دارسلام هستند كه در آنجا نه اندوهي ونه غصه اي هست در آنجا شادند وخوشحال ! حال اگر از احوال ما مسلمانان با اطلاع شوند با اين همه جرم وجنايت وفحشاو... بيچارهگان تاروز قيامت دائم در غصه ورنج اند!! ديگر چه بهشت برزخي!!!
البته بنده حرفهاي قبلي خود را تمام نكرده بودم فقط چون ديدم جناب همه كس مطلبي را فرمودند خواستم تكميل كرده باشم
ضمنا جناب همه كس اگر اشتباه نكنم شما اهل كرمانشاه بايد باشيد البته از روي نام انتخابي شما حدس زدم .....
موحد
Scorpion
Sunday 12 September 2004, 11:17PM
باسلام
البته ایشان در مقابل استدلات بنده تنها جواب منطقی که دادند این بود که این حرف آخوندها است !!! یعنی اینکه چون نمی توانند جواب بدهند صورت مسئله را پاك مي كنند .
جواب ايشان در مورد شفاعت در تاپيك مربوطه از قرآن داده شد و ظاهرا جناب همه كس مطالعه نفرموده اند .
ياحق
min
Sunday 12 September 2004, 11:30PM
نوشته شده بوسيله فربد
آقا مين نظر شما در مورد جواب من چيه؟
سلام
نظرات شما اكثرا درست است لكن جناب آقاي موحد هر جا جواب نداشته باشد اصل سوال را هم ناديده مي گيرد و پاسخ نمي دهد تا كنون 4 سوال از ايشان پرسيده ام اما حتي به يكي از آنها هم جواب نداده است . يعني جوابي نداشته كه بدهد . حال نمي دانم چگونه بعضيها به اين نتيجه رسيده اند كه موحد منطقي تر از همه بحث مي كند شايد منطقي يعني اينكه هر جا جواب نداريم سوال را نديده بگيريم . :D
min
Sunday 12 September 2004, 11:34PM
نوشته شده بوسيله Scorpion
باسلام
البته ایشان در مقابل استدلات بنده تنها جواب منطقی که دادند این بود که این حرف آخوندها است !!! یعنی اینکه چون نمی توانند جواب بدهند صورت مسئله را پاك مي كنند .
جواب ايشان در مورد شفاعت در تاپيك مربوطه از قرآن داده شد و ظاهرا جناب همه كس مطالعه نفرموده اند .
ياحق
جناب آقاي اسكورپين
سلام
جديدا احتمالا منطق معنايش متغيير شده و به اين معنا است كه يعني اگر كسي سوالها ر ابي جواب گذاشت يا در جواب اتهام بست يعني منطقي بحث كرده :D
نسيم سحر
Monday 13 September 2004, 12:38AM
من مدتي است كه در اين تالار حاضر نشدم
ولي حالا كه اومدم و اين بحث را خوندم حقيقتا منطقي تو حرفهاي موحد نديدم . فقط اتهام به اين و اون زدن نشد منطق كه
يك انسان بايد از نظراتش با استدلال عقلي دفاع كنه ولي ايشان هر جا كم آورده انمد يا اصلا جواب نداده اند و يا يك آيه آورده اند و تفسير خودشان را جاي معني آيه گذاشته اند شده جواب ايشان .
من از اين روش بحث اصلا خوشم نيومد
min
Monday 13 September 2004, 12:50AM
خانوم نسيم سحر
سلام
بازگشت شما را خوش آمد مي گم
من هم با نظر شما موافقم ولي اگر قصد داريد ماندن در اين باشگاه را ادامه بدهيد خواهش مي كنم به بحث ادامه بدهيد
نسيم سحر
Monday 13 September 2004, 01:15AM
سلام آقاي مين
از اينكه مي بينم شما هنوز در اين باشگاه فعاليد خوشحال شدم
من فعلا دارم ميخونم
اگر خواستم بنويسم چشم حتما در اين بحث هم شركت مي كنم
فربد
Monday 13 September 2004, 05:59AM
خوب دليل رد مطلب اول كه همون واسطه بودن اوليا بين خدا و مردمه چيه چون شما تنها به لزوم استفاده از وسيله تشكيك وارد كردين نه به اصل اون
فربد
Monday 13 September 2004, 10:51AM
آقاي موحد لطفا نظرتان را در مورد اين استفتا بيان كنيد:
آيا جايز است كه از امامان اطهر طلب رزق ، فرزند ، پشتيبانى و شفاعت كنيم؟
ج ـ انسان بايد هر چه مى خواهد از خداوند متعال بخواهد، لكن خداوند خود در قرآن فرموده است: «وابتغو اليه الوسيله» بنابراين مى توان از امام معصوم(عليهم السلام) خواست كه به عنوان افراد مقرب و آبرومند درگاه خداوند براى انسان دعا كنند، و اين مثل آن است كه پدرى براى فرزند خود دعا كند و از خداوند چيزى براى او بخواهد كه مسلم اين كار اشكالى ندارد.
همه کس
Monday 13 September 2004, 02:41PM
سلام بر همگی
آقا من کاری ندارم که، کی چی فکر میکنه و به چی اعتقاد داره. فقط خواهشا در این باره و سایر موارد که مربوط به اختلافات دینی میشه تعصب های فرقه ای و قومی رو کنار گذاشته و بی غرض مطالب رو بخونید و بعد با عدالتی که شایسته یک مسلمان واقعی هست قضاوت کنید . و نه اینکه تنها به آنچه که خود میگویید و معتقد به آن هستید احترام بگذارید و برای دیگری و اعتقاداتش هیچ ارزشی قائل نباشید و هرطور که شده سعی در نفی نظرات وی داشته باشید، و در این راه از هرگونه روشی هم فروگذار نباشید.
به قول شاعر که میفرماید:
عدالت کن که در عدل آنچه یک ساعت به دست اید
میــّســر نــیــســت در هـفـتـاد سال اهـــل عبــادت را
صبح
Monday 13 September 2004, 03:06PM
نوشته شده بوسيله همه کس
در باب شفاعت یا واسطه گری پیامبر یا امامان میان بندگان خدا و خداوند :
آیا شما بر این باورید که ما برای توبه و طلب آمرزش از خداوند نیاز به واسطه داریم؟!
يعني شما ميفرماييد خداوند خود بر احوال بندگانش وافق نيست و نياز به اين دارد که دیگري او را از احوال و اعمال بندگانش آگاه سازد و بعد خداون درباره آن بنده تصميم گيري کند!؟ خداوندي که از رگ گردن به بنده اش نزديکتر است
اگر بنده اي گناهي کرده باشد که قابل بخشايش باشد، خود خداوند رحمان و رحيم در صورت پشيماني و توبه کردن بنده اش بهتر و سريعتر از سر تقصيرات وي ميگذرد و ديگر نيازي به شفيع نيست.
اگر هم ما براي اين به ائمه اطهار متوسل ميشويم که گناهان کبيره کرده ايم و يا مال کسي را خورده ايم و فکر ميکنيم چون آن بزرگواران در محضر خداوند از ابرو و ارج و قرب بيشتري برخوردارن خداوند تو رودروايسي قرار ميگره و شفاعت آن بزرگواران را از ما ميپذيره و از گناهان ما چشم پوشي ميکنه که اين ديگه آخر شرک و الحاده.
چراکه اولاً آن بزرگواران هيچ گاه ضامن چنين اشخاصي نميشوند و در ثاني خداوند هم بين بندگانش فرقي قائل نيست که ما فکر کنيم کسي ديگر در نزد وي انقدر عزيز هست که خداوند هر آنچه که او طلب کند قبول ميکند. ثالثا اگر اينگونه بود که ديگر کسي به جهنم نميرفت! و هرکسي که يک عمر گناه کرده سر آخر و به هنگام مرگ به ائمه اطهار متوسل ميشود و از آنها ميخواد که شفاعتش را بکنند و يا وصيت ميکند که وي را در جوار يکي از امامان دفن کنند تا وي بدين وسيله از عذاب آخرت درامان باشد!
ببخشيد در قسمت ديگري اين بحث مفصلا در جريان بود و در نهايت آقاي موحد به جواب سر بالا دادن اكتفا كردند و از بسياري از مدارك و مس ... اگر مرد حق بودند كه اينگونه دوباره همان شبهات پاسخ داده را در اينجا تكرار نمي كردند ... البته از در اين آشفته بازار آخرالزمان حمله به قرآن و اسلام وشيعه ، از ( همه كس ) بعيد نيست كه اينگونه قالب تهي كند و بدون تحقيق مهر منطق بر بي منطقي جناب موحد بزند ...
برويد و بخوانيد اگر واقعا باز هم در باب شفاعت و توسل مشكلي بود من هم در خدمت خواهم بود .
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?threadid=2479&perpage=15&pagenumber=1
فربد
Monday 13 September 2004, 05:57PM
آقاي موحد لطفا قبل از جواب دادن پاسخ هاي من رو با دقت مطالعه فرماييد
sareban
Monday 13 September 2004, 09:17PM
نوشته شده بوسيله صبح
ببخشيد در قسمت ديگري اين بحث مفصلا در جريان بود و در نهايت آقاي موحد به جواب سر بالا دادن اكتفا كردند و از بسياري از مدارك و مس ... اگر مرد حق بودند كه اينگونه دوباره همان شبهات پاسخ داده را در اينجا تكرار نمي كردند ... البته از در اين آشفته بازار آخرالزمان حمله به قرآن و اسلام وشيعه ، از ( همه كس ) بعيد نيست كه اينگونه قالب تهي كند و بدون تحقيق مهر منطق بر بي منطقي جناب موحد بزند ...
برويد و بخوانيد اگر واقعا باز هم در باب شفاعت و توسل مشكلي بود من هم در خدمت خواهم بود .
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?threadid=2479&perpage=15&pagenumber=1
متاسفانه در اون بحث بديهي ترين شيئ ممكن انكار شد
به همين خاطر قصد ادامه آن را نداشتم ولي چون ديدم گويا مرغ يك پا دارد :o ادامه ميدهم
ولي بدونيد مادامي كه تعصب حاكم باشد اميدي به ايشان نيست:smile57:
نسيم سحر
Monday 13 September 2004, 10:21PM
نوشته شده بوسيله همه کس
سلام بر همگی
آقا من کاری ندارم که، کی چی فکر میکنه و به چی اعتقاد داره. فقط خواهشا در این باره و سایر موارد که مربوط به اختلافات دینی میشه تعصب های فرقه ای و قومی رو کنار گذاشته و بی غرض مطالب رو بخونید و بعد با عدالتی که شایسته یک مسلمان واقعی هست قضاوت کنید . و نه اینکه تنها به آنچه که خود میگویید و معتقد به آن هستید احترام بگذارید و برای دیگری و اعتقاداتش هیچ ارزشی قائل نباشید و هرطور که شده سعی در نفی نظرات وی داشته باشید، و در این راه از هرگونه روشی هم فروگذار نباشید.
به قول شاعر که میفرماید:
عدالت کن که در عدل آنچه یک ساعت به دست اید
میــّســر نــیــســت در هـفـتـاد سال اهـــل عبــادت را
من چون مدتي نبودم اين بحث را مفصل خوندم
حقيقتا منطقي تو بحث موحد نديدم
بسياري از سوالها را بي جواب گذاشته و فقط مطالب را كه احتمالا كپي مي باشد را نوشته و جواب ها را ناديده گرفته
اين را بهش نمي گن بحث
مي گن سفسطه
و لجبازي
موحد
Tuesday 14 September 2004, 07:28AM
باسلام
مطالب شما را خواندم وتاسف خوردم از اين همه تعصب خشك وبي منطق كه حتي حاضر نيستيد جوابهاي بنده را يكبار بخوانيد! وفقط اين را تكرار ميكنيد كه من به سئوالات شما پاسخ نمي دهم!!!!!!نمي دانم شايد اينهم از ثمرات تقليد است كه انسان هيچ حرفي را غير از حرفهاي موافق افكارش نبيند ونشنود!!
جواب فربد راهم هر چقدر بدهم باز ميگويد جواب مرا ندادي!!!!!
عزيز من خداوند ميفرمايد وسيله بجوييد نه اينكه وسيله را بخوانيد! اگر امامان وسيله هستند از كجا بايد آنها را پيدا كرد؟! آيا پيامبر براي نزديكي به خدا چه وسيله اي مي جست؟؟!! شما حرف علي(ع) را قبول داريد؟؟؟؟؟؟
نهج البلاغه خطبه 109 در تعريف وسيله از قول علی آورده اند كه فرموده است: همانا بهترين چيزی كه درخواست كنندگان خدای عزيز بايد به آن توسل كنند ايمان به خدا و رسول او و جهاد در راه خداست كه موجب عظمت اسلام و كلمه اخلاص(لا اله الا الله) كه امری فطری است و بپا داشتن نماز كه علامت دين است و پرداختن زكات كه فريضه ای است واجب و روزه ماه رمضان كه وسيله ای است برای جلوگيری از عذاب الهی و حج و عمره كه فقر را ريشه كن ميسازد و گناه را ميشويد و صله رحم كه مال را زياد ميكند و مرگ را به تاخير مياندازد
در اين خطبه مشاهده مينمائيم كه وسيله ها را ذكر می كند كه تمام اين وسائل امری است كه خداوند دستور داده و امری است خداپسندانه ولی بت پرستی و قبرپرستی شرك است و سيله نيست، وسيله بايد مشروع باشد و بت پرستان نيز به گمان خود بتها را وسيله می دانستند و دراين باره در آيه 3 سوره زمر می فرمايد: ”...آنها را عبادت نميكنيم جز آنكه ما را به خدا نزديك ميسازند...“
حالا باز بگو جواب من را ندادي!!!!!!!!!!
جناب دوست ايراني شما قضاوت كنيد منطق اين دوستان عزيزتان را
دوست ايراني .
Tuesday 14 September 2004, 08:26AM
سلام
آقاي موحد عذر مي خوام كه نتونستم اين روزها بيام براي گفتگو تا يكي دو روز ديگه مشكلم برطرف ميشه ميام
البته بحث هاي شما را همه را مي خونم و اتفاقاٌ پاسخي مناسب دارم البته از نظر خودم
در مورد دوستانم هم به شما توصيه مي كنم بپذيريد كه هر كس يك روشي در بحث كردن داره و نسبت به عقيده خودش هم يك احساس خاصي داره
من ابداٌ از قضاوت كردن خوشم نمياد خواهش ميك نم شما هم قضاوت را كنار بگذاريد و مستدل گفتگو كنيد ارام و با حوصله تشكر بزودي به گفتگو ادامه ميدم خيلي مشتاقم كه با شما گفتگو كنم :smile57:
صبح
Tuesday 14 September 2004, 08:48AM
عزيز من خداوند ميفرمايد وسيله بجوييد نه اينكه وسيله را بخوانيد! اگر امامان وسيله هستند از كجا بايد آنها را پيدا كرد؟! آيا پيامبر براي نزديكي به خدا چه وسيله اي مي جست؟؟!! شما حرف علي(ع) را قبول داريد؟؟؟؟؟؟
نهج البلاغه خطبه 109 در تعريف وسيله از قول علی آورده اند كه فرموده است: همانا بهترين چيزی كه درخواست كنندگان خدای عزيز بايد به آن توسل كنند ايمان به خدا و رسول او و جهاد در راه خداست كه موجب عظمت اسلام و كلمه اخلاص(لا اله الا الله) كه امری فطری است و بپا داشتن نماز كه علامت دين است و پرداختن زكات كه فريضه ای است واجب و روزه ماه رمضان كه وسيله ای است برای جلوگيری از عذاب الهی و حج و عمره كه فقر را ريشه كن ميسازد و گناه را ميشويد و صله رحم كه مال را زياد ميكند و مرگ را به تاخير مياندازد
در اين خطبه مشاهده مينمائيم كه وسيله ها را ذكر می كند كه تمام اين وسائل امری است كه خداوند دستور داده و امری است خداپسندانه ولی بت پرستی و قبرپرستی شرك است و سيله نيست، وسيله بايد مشروع باشد و بت پرستان نيز به گمان خود بتها را وسيله می دانستند و دراين باره در آيه 3 سوره زمر می فرمايد: ”...آنها را عبادت نميكنيم جز آنكه ما را به خدا نزديك ميسازند...“
باز هم تزوير و جعل مي كنيد ...
همانطور كه شاهد هستيد ، امير المؤمنين عليه السلام در نهج البلاغة از برترين موارد سخن مي گويد ... بر منكرش لعنت ;) نه چيزي را تحريم مي كند ... و نه موارد را محدود مي كند ...
اما جناب موحد ، در ادامه ... اضافه مي كنند كه زيارت قبور حرام است ... حال اين تزوير آشكار بواسطه دو سه خط نه چندان مرتبط به مبحث زيارت قبور انجام مي پذيرد... بعبارتي جناب موحد خود را بجاي حضرت امير مي گذارد و توقيعي در ادامه سخنان آن حضرت ، اضافه مي كنند ... و ذره اي خجالت هم به خود راه نمي دهند ... شايد ما را هالو فرض كرده اند ، شايد خود را خيلي علامه و در حد حضرت امير عليه السلام ... :p
حال چندين بار به ايشان در آن سرفصل مخصوص اين بحث به ايشان گوشزد شد كه ، پيامبر خود به زيارت قبر مادرش رفت ... ، و زيارت فرق دارد با پرستش ... ايشان باز ، به زيارت مي گويند بت پرستي و قبر پرستي ... و آنگاه به ما تهمت تحجر مي زنند ! و اصلا حواسشان نيست كه با چنين نسبت باطلي ، به پيامبر خدا نيز العياذ بالله تهمت بت پرستي و قبر پرستي زده اند ...
بنده ايمان ندارم كه شما يك سني هم باشيد ... بخاطر همين بر كافران لعنت مي فرستم تا دوستي ما با برادران مسلمان اهل سنت و جماعت از بين نرود ... كه اين دوستي البته از سر تعهد اسلامي ما است كه انگليسي ها به آن معتقد و پايبند نيستند .
خدا لعنت كند كافران و مشركين .... كه ظالمند را !
فربد
Tuesday 14 September 2004, 08:55AM
خوب حالا كه دلايل انكارتان را آورديد من از اثبات اولي يعني همان وسيله بودن مقربين شروع مي كنم:
اصولا جهان طوري طراحي شده كه همه كارها در بر اساس زنجيره علت و معلولي رخ مي دهد كه در انتهاي اين علتها خدا قرار دارد كه با آنها رابطه طولي دارد
تا اينجاشو قبول داري؟
موحد
Tuesday 14 September 2004, 09:11AM
جناب صبح هرچه تهمت وافترا كه لياقت خودتان است به ما زديد! اينكه به زيارت قبور برويم وبراي آنها از خداوند طلب آمرزش بخواهيم واز ديدن قبور عبرت گرفته وبياد مرگ باشيم چيزي ديگري است نه اينكه قبر يك عده را بت وزينت كنيم واز درگاهشان طلب حاجت وزيارت نامه هاي شرك آميز وكفرآ ميز بخوانيم !آيا پيامبر هم از انبيا گذشته طلب حاجت ودوا ميكرد؟؟!!فكر مي كني مشركين چه كارهائي ميكردند براي بت ها قرباني بدور آنها طواف آنها را واسطه خود والله مي دانستند براي آنها نذر ميكردند وخلاصه آن كارهائي كه شما براي امامزاده ها ميكنيد!!
راستي يك سئوال دارم آيا شما غير از خالق آسمانها وزمين وهر آنچه كه در اوست كه بقول قرآن( البته اگر قرآن را قبول داري) فقط به فقط الله است آيا كسي ديگر را هم صاحب زمان مي داني؟؟؟؟؟يا اينكه مي گوئي صاحب زمان كس ديگري است وكلي توجيه خواهي كرد
ياالله
صبح
Tuesday 14 September 2004, 09:30AM
نوشته شده بوسيله موحد
جناب صبح هرچه تهمت وافترا كه لياقت خودتان است به ما زديد! اينكه به زيارت قبور برويم وبراي آنها از خداوند طلب آمرزش بخواهيم واز ديدن قبور عبرت گرفته وبياد مرگ باشيم چيزي ديگري است نه اينكه قبر يك عده را بت وزينت كنيم واز درگاهشان طلب حاجت وزيارت نامه هاي شرك آميز وكفرآ ميز بخوانيم !آيا پيامبر هم از انبيا گذشته طلب حاجت ودوا ميكرد؟؟!!فكر مي كني مشركين چه كارهائي ميكردند براي بت ها قرباني بدور آنها طواف آنها را واسطه خود والله مي دانستند براي آنها نذر ميكردند وخلاصه آن كارهائي كه شما براي امامزاده ها ميكنيد!!
راستي يك سئوال دارم آيا شما غير از خالق آسمانها وزمين وهر آنچه كه در اوست كه بقول قرآن( البته اگر قرآن را قبول داري) فقط به فقط الله است آيا كسي ديگر را هم صاحب زمان مي داني؟؟؟؟؟يا اينكه مي گوئي صاحب زمان كس ديگري است وكلي توجيه خواهي كرد
ياالله
پاسخها از همان تاپيك كه فقط نوشتيد و پاسخ را ناديده گرفتيد :
1- آنچه كه اكنون در مدينه بر روي مرقد مطهر پيامبر اكرم (ص) در مدينه منوره ساخته شده است چيست و چه توجيهي براي آن داريد ؟ آيا جز يك زيارتگاه است ؟
2 - آيا ما در حرم ائمه اطهار ، صيغه مسجد خوانده ايم ؟ البته خير .
3- جناب موحد ، آيا جواب اين دوستت را نخواندي اي مرد كه دوباره اينجا آمدي و تكرار كردي ؟ :
1- در قرآن کریم
«واتخذوا من مقام ابراهیم مصلی »
و از مقام ابراهیم عبادتگاهی بگیرید . (بقره / 125)
«قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذن علیهم مسجدا»
آنان که بر حالشان[=اصحاب کهف] آگاه شدند ، گفتند: بر جایگاهشان مسجدی می سازیم .(کهف / 21)
پس خدای سبحان ما را فرمان داده تا از جای پای خلیلش ابراهیم (ع) عبادتگاه بگیریم و نیز خبر داده که آنان که بر حال اصحاب کهف آگاه شدند گفتند :«بر خوابگاه ایشان مسجدی می سازیم » و با این خبر اقدام آنان را تایید فرموده است .
2- در سنت رسول خدا
می گویند : سنت رسول خدا موید آن است آنچه برای قبر نبی خدا اسماعیل(ع) و مادرش هاجر و دوشیزگان اوو سایر انبیای مدفون در حجر اسماعیل و بیت الله الحرام انجام شده و برخی از آنها قرنهای متمادی پس از عصر رسول اکرم (ص) نیز عیان و آشکار و در دید همگان است، همگی مشروع و مجاز است . زیرا رسول خدا خود شخصا حجر اسماعیل را طواف کرده و ذریه رسول الله و صحابه نیز متابعت نموده و نیکان و پاکان مسلمان تا به امروز ، بر این سنت استوار و بر انجام آن پای فشارند .
3- سنت رسول خدا در زیارت قبر مادر و گریستن و گریاندن صحابه و ترمیم قبر(طبقات ابن سعد ، چاپ بیروت،ج1،ص 116. سنن نسائی کتاب جنائز،ج1،ص267 . سنن ابی داوود حدیث 3234 )
4- استدلال به اتاق سقف دار :
در «طبقات ابن سعد » (ج 2/ص 292) و «سیره ابن هشام» (ج4/ص343) روایتی است که فشرده آن چنین است : «رسول خدا (ص) در خانه خود ، در همان اتاقی که جان به جان آفرین تسلیم کرد دفن گردید . پس از آن هر یک از دو خلیفه ابوبکر و عمر نیز در آنجا دفن شدند . سپس این گنبد سبز رنگ را بر فراز آن بنا کردند .»
5- ترغیب و تشویق مسلمانان از سوی رسول خدا(ص) به زیارت قبر خود :
رسول خدا (ص) فرمود: «هرکس قبر مرا زیارت کند- یا مرا زیارت کند - من شفیع او - گواه او - خواهم بود» (مسند طلیاسی ، ص12/ کنزالعمال ،ج20 ،ص161/ مختصر تاریخ دمشق ،ج2،ص406/ المطالب العالیه ، ابن حجر ، ص1254/ در المنثور،سیوطی،ج1،ص237/ معجم الکبیر، طبرانی،ج12،ص417)
6- زیارت پاره تن رسول الله (ص) فاطمه زهرا(س) از قبر پدرش رسول خدا (ص) و زیارت صحابی ابوایوب انصاری از همان قبر :
داستان زیارت حضرت زهرا(س) را ابن جوزی درمثیرالغرام الساکن، ص 300 با سند خود از علی (ع) نقل کرده و داستان زیارت ابوایوب انصاری هم در منابع زیر آمده است :
مجمع الزواید ، کتاب الخلافه ، چاپ بیروت1967م ،ج5 ،ص 245. همچنین با تغییر در عبارات در ج4 ، ص2 همین کتاب نیز آمده است . ونیز در مسند احمد ،ج5 ، ص224 . مستدرک حاکم ، ج5 ، ص515
پاسخ نداديد ... و اينجا دوباره تكرار مي كنيد !!!! :cool:
ضمن اين توضيح كه باز هم در آن سرفصل گفته شده بود ، اعمالي چون طواف خانه خدا ، پرستيدن يك مكعب سنگي نيست ... ، عملي چون بوسيدن قرآن ، كاغذ پرستي و جلد پرستي نيست ... عملي چون بوسيدن حجر الاسود نيز سنگ پرستي نيست ... عملي چون سقف و خانه ساختن بر روي قبر پيامبر نيز قبر پرستي و پيامبر پرستي نيست ...
همه کس
Tuesday 14 September 2004, 10:31AM
برويد و بخوانيد اگر واقعا باز هم در باب شفاعت و توسل مشكلي بود من هم در خدمت خواهم بود
اگر همه بندگان در نزد خداوند مساویند پس دیگر برای طلب چیزی از خدا نیاز به واسطه و شفیع نیست.
اگر خداوند خود بر احوال بندگانش واقف باشد و از آنچه که در دل او میگذرد باخبر، بدون واسطه نیز میتواند بیشتر و بهتر و مناسبتر به خواسته های بندگانش پاسخ دهد.
اگر بر این باور باشیم که میتوان با شفیع قرار دادن ائمه از زیر گناهان کبیره نیز در رفت و از عذاب الهی در امان بود که دیگر در آخرت کسی به جزای اعمالش نمیرسد، و شفاعت به نوعی باعث میگردد که دیگر کسی به احکام اسلام عمل نکند.
اگر معتقد باشیم که خداوند شفاعت ائمه را قبول میکند یعنی یا دستورات و شریعت ضامن سعادت بندگان نیست یا هست ولی خداوند خواسته با بندگانش شوخی کند و بالاخره کار عبث نموده باشد.
اینطور که آخوندها میگن میشود گناه کرد و مال مردم را خورد و نماز و روزه را به جا نیاورد و ...
ولی سرآخر با شرکت در یک روضه و ریختن اشک برای اهل بیت یا سفر به اماکن مقدس مثل مشهد و کربلا ... آخرت را برای خود خرید.
آیا اینها با عقل یا شرع جور در میاد؟
این ایراد های من به شفاعت.
دوست دارم منطقی پاسخ تمان این نوشته ها را بدهید.
موحد
Tuesday 14 September 2004, 07:42PM
شما یک مشت جوجه بسیجی مزلف فکرمیکنید که من هم از آن جوانان سوسول هستم که شما آنهارا گرفته وبا چند چک ولگد هر چه که بزور دیکته کنید من هم باید قبول کنم!!آن موقع که من بدنبال اسلام وقرآن وتعلیم بودم شما هنوز بدنیا هم نیامده بودید! شما که از اسلام حتی الفش را هم نمی دانید وفقط بشما تلقین کرده اند که هر چه ما میگویم درست است چه باید گفت؟!نه قرآن را قبول دارید! نه حرف علی(ع)را مي پذيريد!...اين منطق شيعه است!!!!لابد باهمين منطق هم مي خواهيد دنيا را شيعه كنيد!!!!
راستي جواب مرا نداديد كه صاحب زمان كيست؟؟؟
فربد
Tuesday 14 September 2004, 07:58PM
WIDTH=160 HEIGHT=78
نقض قوانين باشگاه بواسطه درج گفتگوي بدون محتوا و ايجاد مزاحمت براي ساير كاربران
مهرداد @ پشتيباني باشگاه
تاريخ درج : 24 شهريور 1383 - ساعت 10:45 شب
min
Tuesday 14 September 2004, 11:21PM
نوشته شده بوسيله موحد
شما یک مشت جوجه بسیجی مزلف فکرمیکنید که من هم از آن جوانان سوسول هستم که شما آنهارا گرفته وبا چند چک ولگد هر چه که بزور دیکته کنید من هم باید قبول کنم!!آن موقع که من بدنبال اسلام وقرآن وتعلیم بودم شما هنوز بدنیا هم نیامده بودید! شما که از اسلام حتی الفش را هم نمی دانید وفقط بشما تلقین کرده اند که هر چه ما میگویم درست است چه باید گفت؟!نه قرآن را قبول دارید! نه حرف علی(ع)را مي پذيريد!...اين منطق شيعه است!!!!لابد باهمين منطق هم مي خواهيد دنيا را شيعه كنيد!!!!
راستي جواب مرا نداديد كه صاحب زمان كيست؟؟؟
از طريق حرف زدنت مشخصه كه خيلي وقته داري مطالعه مي كني :D
مثلا فكر كنم 10 روز ميشه :p مگه نه ؟
در ضمن نه كه تو جواب سوالهاي ما را دادي حالا حق داري ناراحت بشي كه جواب سوالت را نمي هند . :D
min
Tuesday 14 September 2004, 11:47PM
نوشته شده بوسيله فربد
عزيزان
اينگونه حذف كردن دور از انصاف است
نوشتار آقاي فربد بيشتر حالت طنز دارد
اين هم يك نوع نشتن و بيان مطلب است
در حالي كه بعضيها به همه چيز اهانت مي كنند و برخوردي هم نمي شود .
صبح
Wednesday 15 September 2004, 08:49AM
ههههه :p
صاحب زمان و صاحب مكان مطلقا خداست ، اما از آنجا كه استعاره هاي ادبي به ما اين اجازه را مي دهند كه از كلمات جامعي مثل ( صاحب ) براي موارد محدودتر نيز اضافه كنيم ... ، اين كار را مي كنيم و آنها را به عاريت مي گيريم .
مثلا مي گوئيم ، ايرانيان از قديم صاحب تمدن بوده اند ... يا صاحب تفكر بوده اند ... يا فلان شخص از صاحبان علم است .... اين دليل نمي شود كه ايرانيان همه تمدنها را صاحب بوده اند ... ، يا همه تفكرها را داشته اند ... يا فلان شخص علمي را كلا در اختيار داشته باشد .
و نيز وقتي به امام الزمان مي گوئيم صاحب العصر و الزمان ، بدان معنا نيست كه بر همه زمانها صاحب تمام و كمال باشد ... بلكه بدان معناست كه امام الزمان شخصي است كه با حركتش زمان را دگرگون مي كند و بر زمان و مكان زميني ما تسلط پيدا مي كند .
كافي شد ؟ :p
صبح
Wednesday 15 September 2004, 08:56AM
نوشته شده بوسيله موحد
شما يک مشت جوجه بسيجي مزلف فکرميکنيد که من هم از آن جوانان سوسول هستم که شما آنهارا گرفته وبا چند چک ولگد هر چه که بزور ديکته کنيد من هم بايد قبول کنم!!آن موقع که من بدنبال اسلام وقرآن وتعليم بودم شما هنوز بدنيا هم نيامده بوديد! شما که از اسلام حتي الفش را هم نمي دانيد وفقط بشما تلقين کرده اند که هر چه ما ميگويم درست است چه بايد گفت؟!نه قرآن را قبول داريد! نه حرف علي(ع)را مي پذيريد!...اين منطق شيعه است!!!!لابد باهمين منطق هم مي خواهيد دنيا را شيعه كنيد!!!!
راستي جواب مرا نداديد كه صاحب زمان كيست؟؟؟
حالا چرا جواب ندادي و فحاشي كردي ؟ :p
همه کس
Wednesday 15 September 2004, 10:11AM
سلام
جناب صبح چرا جواب پست قبلی منرو نمیدید؟
مگر نگفتید اگر در باره شفاعت و توسل مشکلی باشه پاسخگو خواهید بود؟
پس چه شد؟
موحد
Wednesday 15 September 2004, 01:25PM
جناب صبح شما هر شرك وكفري را توجيه ميكنيد!!!!!!
چطورشد پيامبر صاحب الزمان نيست؟! شريك قرآن نيست؟! ولي امام خيالي شما شريك القرآن است؟؟!!
در زيارت نامه هاي كفر آميز ميخوانيد السلام عليك يا شريك القرآن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
البته مشركين صدر اسلام هم مانند شما توجيه گران خوبي بودند
يكی از موحدين و يكتاپرستان می گفت: مشركان در زمان پيامبر(ص) از برخی از مومنان زمان ما موحدتر و خداشناس تر بودند،آنان طبق آيه 65 سوره عنكبوت در سختيها خالصانه خدا را ندا می كردند ولی برخی از مومن نماهای زمان ما در سختيها به گمان خو علی و عباس و حسين را به فرياد می طلبند.
درموردقبر پرستي هم خواستم چند مورد رابگويم البته گرچه ميدانم كوردلان هرگز نخواهند فهميد
شيخ صدوق در علل الشرايع و حر عاملی در وسائل الشيعه ” ابواب مكان المصلی“ روايت كرده اند كه رسول خدا فرمود: ”قبر مرا قبله و مسجدی قرار ندهيد، زيرا خداوند عزوجل يهود را لعنت نمود چون قبرهای انبياء خود را مساجد قرار دادند“
در وسائل الشيعه و صحيح بخاری كتاب الجنائز آمده كه: ”ام سلمه برای رسول خدا از عبادتگاهی كه در حبشه ديده بود نقل نمود، رسول خدا فرمود: آنان قومی هستند كه چون بنده صالحی در ميانشان فوت كند بر قبر او مسجد بنا كنند و آن صورتها را تصوير نمايند آنان بدترين مخلوقات خدا هستند“
در وسائل الشيعه از يونس بن ظبيان از جعفر بن محمد و او از رسول اكرم(ص) روايت می كند: ”رسول خدا نهی نمود از اينكه بر قبری نماز بخوانند و يا بر آن بنشينند يا بر روی ان بنا كنند“
حال رسول خدا(ص) كجاست كه ببيند به اسم اسلام و به اسم قرآن و با افترا بستن بر پيامبر(ص) چطور بر روی قبرها بنا ميكنند و به مانند يك بت از آن قبر و از محل بنا شده به مانند بتكده استفاده می كنند و باز به اسم اسلام چه دكانی از اين بتها بازكرده اند.
همه و همه دروغ می گويند مگر متوسلين به قبرهای به مانند بت شده!!
چه زيبا نام قبر در كنار بت آمده است:حضرت علي فرمود ” رسول خدا(ص) مرا مامور كرد در خراب نمودن قبرها و شكستن بت ها“
در وسائل الشيعه باب 44 از موسی بن جعفر روايت نموده كه فرمود: ”قبر مرا بيشتر از چهار انگشت بلند نكنيد“
در وسائل الشيعه ابواب ”احكام المساكن“ از جعفر بن محمد(صادق) نقل نموده كه فرمود: ”بر قبرها بنا نكنيد و سقف خانه ها را تصوير نكشيد زيرا رسول خدا اين چيزها را خوش نداشت“
رسول خدا از زيارت قبور نهی ميكرد، چنانچه ”ابوعامر و عامرين شراحيل الكوفی“ پيوسته می گفتند: ”اگر رسول خدا از زيارت قبرها نهی نمی كرد، قبر پيامبر را زيارت می كردم“
در مسند زيد بن علی ابن الحسين در چگونگی غسل پيغمبر آورده اند: ”هنگاميكه پيامبر رحلت نمود اصحاب اختلاف كردند كه در كجا دفن شود آنگاه علی گفت اگر بخواهيد برای شما نقل ميكنم. گفتند بگو، گفت از رسول خدا(ص) شنيدم كه ميگفت خدا يهود و نصاری را لعنت كرد كه قبور انبياء شان را مساجد قرار دادند هيچ پيغمبری از دنيا نرفت مگر اينكه در همان مكانی كه از دنيا رفته بود دفن شد“
رسول خدا در همان مكانی كه رحلت نمود دفن شد يعنی در حجره عايشه او را دفن نمی ودند و تا عايشه زنده بود يعنی پنجاه سال هيچكس نيامد درب حجره او را كه در را باز كن ما می خواهيم قبر رسول خدا را زيارت كنيم.
اين بدعت ها در قرنها بعد به تدريج پيدا گرديد چون مسلمين با فرقه های مختلف از يهود و نصاری و گبران و مجوسان و بودائيان تماس گرفتند و در ممالك آنان مقابر فراعنه و شاهان از قبيل كوروش و داريوش و اهرام مصر را ديدند اين كارها ميانشان رواج يافت و بنام شاهزادگان و بزرگان قبور زياد شد منجمله قبر شاهزاده حمزه ، شاهزاده جعفر ، شاهزاده جلال الدين ، شاهزاده عبدالعظيم و غيره و متوليان و خادمان هم برای نفع خود هر چه توانستند به اين كار تشويق نمودند و دشمنان قرآن برای اين كارهای بيهوده جعل احاديث كردند و يك زيارت را بهتر از صد حج و يا هزار حج جلوه دادند و زيارت نامه و فضيلت زيارت نوشتند و غاليان و كذابان و جعالان و مفتخوران اين اخبار را نشر دادند.
صبح
Wednesday 15 September 2004, 07:46PM
نوشته شده بوسيله همه کس
اگر همه بندگان در نزد خداوند مساویند پس دیگر برای طلب چیزی از خدا نیاز به واسطه و شفیع نیست.
اگر خداوند خود بر احوال بندگانش واقف باشد و از آنچه که در دل او میگذرد باخبر، بدون واسطه نیز میتواند بیشتر و بهتر و مناسبتر به خواسته های بندگانش پاسخ دهد.
اگر بر این باور باشیم که میتوان با شفیع قرار دادن ائمه از زیر گناهان کبیره نیز در رفت و از عذاب الهی در امان بود که دیگر در آخرت کسی به جزای اعمالش نمیرسد، و شفاعت به نوعی باعث میگردد که دیگر کسی به احکام اسلام عمل نکند.
اگر معتقد باشیم که خداوند شفاعت ائمه را قبول میکند یعنی یا دستورات و شریعت ضامن سعادت بندگان نیست یا هست ولی خداوند خواسته با بندگانش شوخی کند و بالاخره کار عبث نموده باشد.
اینطور که آخوندها میگن میشود گناه کرد و مال مردم را خورد و نماز و روزه را به جا نیاورد و ...
ولی سرآخر با شرکت در یک روضه و ریختن اشک برای اهل بیت یا سفر به اماکن مقدس مثل مشهد و کربلا ... آخرت را برای خود خرید.
آیا اینها با عقل یا شرع جور در میاد؟
این ایراد های من به شفاعت.
دوست دارم منطقی پاسخ تمان این نوشته ها را بدهید.
اگر همه بندگان در نزد خداوند مساويند پس ديگر براي طلب چيزي از خدا نياز به واسطه و شفيع نيست.
همه انسانها وقتي صفر كيلومتر هستند با هم برابرند . اما در طول زندگي از لحاظ تقوا مساوي نيستند اين دست خود آنهاست و هر كس متقي تر باشد ، به خدا نزديك تر است و دعايش مستجاب تر .
اگر خداوند خود بر احوال بندگانش واقف باشد و از آنچه که در دل او ميگذرد باخبر، بدون واسطه نيز ميتواند بيشتر و بهتر و مناسبتر به خواسته هاي بندگانش پاسخ دهد.
مهم خواستن انسان است و اگر معكوس بنگريم اصلا چه دليلي بود پيامبري بيايد ؟ تمام بحث اين زمين بر سر عقل اختياري است كه خدا به انسان داده است ، قرار است امتحان شويم كه مي توانيم از نعمتهاي خدا خوب استفاده كنيم يا خير و اين اختيار ما است ، اگر قرار بود كه خدا خود پاسخ امتحانات را بنويسد ، امتحاني نيز برقرار نبود . قرار است ما بندگي خدا را بكنيم . اين از اين كه ريشه بحث بود .
از خدا خواستن در قرآن بصراحت آمده است شرط دارد ، بخوانيد مرا تا شما را اجابت كنم .. (ادعوني استجب لكم ) . پس بايد حتما بخوانيم ، تا اجابت كند .
اما همانطور كه در ابتدا گفتم ، كريم ترين و عزيز ترين انسانها نزد خدا ، با تقوا ترين آنها هستند ... و هر كسي كه به خدا نزديكتر باشد نيز قطعا دعاي او مستجاب تر است . خداوند در قرآن مي فرمايد :
جزء 6 سوره المائدة آيه 35
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از [مخالفت فرمان] خدا بپرهيزيد! و وسيلهاى براى تقرب به او بجوئيد! و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد!
يعني ما ميتوانيم بوسيله عوامل مختلف نيز به خدا نزديك شويم ، با جهاد ، با نماز ، با صله رحم و يا اعمال مطرح ديگري همچون توسل .
اگر بر اين باور باشيم که ميتوان با شفيع قرار دادن ائمه از زير گناهان کبيره نيز در رفت و از عذاب الهي در امان بود که ديگر در آخرت کسي به جزاي اعمالش نميرسد، و شفاعت به نوعي باعث ميگردد که ديگر کسي به احکام اسلام عمل نکند.
چه كسي بر اين باور است ؟
اگر معتقد باشيم که خداوند شفاعت ائمه را قبول ميکند يعني يا دستورات و شريعت ضامن سعادت بندگان نيست يا هست ولي خداوند خواسته با بندگانش شوخي کند و بالاخره کار عبث نموده باشد.
اينطور که آخوندها ميگن ميشود گناه کرد و مال مردم را خورد و نماز و روزه را به جا نياورد و ...
ولي سرآخر با شرکت در يک روضه و ريختن اشک براي اهل بيت يا سفر به اماکن مقدس مثل مشهد و کربلا ... آخرت را براي خود خريد.
البته اين را آخوندها نگفته اند و برداشت را من نميدانم شما از كجا آورده ايد ... ؟؟؟!
اينهم سايت آخوندها !!!!
http://www.hawzah.net/Per/A/do.asp?a=AJI7.HTM
http://www.hawzah.net/Per/A/do.asp?a=AJI5.HTM
http://www.hawzah.net/Per/A/do.asp?a=AJI8.HTM
http://www.hawzah.net/Per/A/do.asp?a=AJI9.HTM
يا حق !
صبح
Wednesday 15 September 2004, 08:13PM
نوشته شده بوسيله موحد
جناب صبح شما هر شرك وكفري را توجيه ميكنيد!!!!!!
چطورشد پيامبر صاحب الزمان نيست؟! شريك قرآن نيست؟! ولي امام خيالي شما شريك القرآن است؟؟!!
در زيارت نامه هاي كفر آميز ميخوانيد السلام عليك يا شريك القرآن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
البته مشركين صدر اسلام هم مانند شما توجيه گران خوبي بودند
يكی از موحدين و يكتاپرستان می گفت: مشركان در زمان پيامبر(ص) از برخی از مومنان زمان ما موحدتر و خداشناس تر بودند،آنان طبق آيه 65 سوره عنكبوت در سختيها خالصانه خدا را ندا می كردند ولی برخی از مومن نماهای زمان ما در سختيها به گمان خو علی و عباس و حسين را به فرياد می طلبند.
درموردقبر پرستي هم خواستم چند مورد رابگويم البته گرچه ميدانم كوردلان هرگز نخواهند فهميد
شيخ صدوق در علل الشرايع و حر عاملی در وسائل الشيعه ” ابواب مكان المصلی“ روايت كرده اند كه رسول خدا فرمود: ”قبر مرا قبله و مسجدی قرار ندهيد، زيرا خداوند عزوجل يهود را لعنت نمود چون قبرهای انبياء خود را مساجد قرار دادند“
در وسائل الشيعه و صحيح بخاری كتاب الجنائز آمده كه: ”ام سلمه برای رسول خدا از عبادتگاهی كه در حبشه ديده بود نقل نمود، رسول خدا فرمود: آنان قومی هستند كه چون بنده صالحی در ميانشان فوت كند بر قبر او مسجد بنا كنند و آن صورتها را تصوير نمايند آنان بدترين مخلوقات خدا هستند“
در وسائل الشيعه از يونس بن ظبيان از جعفر بن محمد و او از رسول اكرم(ص) روايت می كند: ”رسول خدا نهی نمود از اينكه بر قبری نماز بخوانند و يا بر آن بنشينند يا بر روی ان بنا كنند“
حال رسول خدا(ص) كجاست كه ببيند به اسم اسلام و به اسم قرآن و با افترا بستن بر پيامبر(ص) چطور بر روی قبرها بنا ميكنند و به مانند يك بت از آن قبر و از محل بنا شده به مانند بتكده استفاده می كنند و باز به اسم اسلام چه دكانی از اين بتها بازكرده اند.
همه و همه دروغ می گويند مگر متوسلين به قبرهای به مانند بت شده!!
چه زيبا نام قبر در كنار بت آمده است:حضرت علي فرمود ” رسول خدا(ص) مرا مامور كرد در خراب نمودن قبرها و شكستن بت ها“
در وسائل الشيعه باب 44 از موسی بن جعفر روايت نموده كه فرمود: ”قبر مرا بيشتر از چهار انگشت بلند نكنيد“
در وسائل الشيعه ابواب ”احكام المساكن“ از جعفر بن محمد(صادق) نقل نموده كه فرمود: ”بر قبرها بنا نكنيد و سقف خانه ها را تصوير نكشيد زيرا رسول خدا اين چيزها را خوش نداشت“
رسول خدا از زيارت قبور نهی ميكرد، چنانچه ”ابوعامر و عامرين شراحيل الكوفی“ پيوسته می گفتند: ”اگر رسول خدا از زيارت قبرها نهی نمی كرد، قبر پيامبر را زيارت می كردم“
در مسند زيد بن علی ابن الحسين در چگونگی غسل پيغمبر آورده اند: ”هنگاميكه پيامبر رحلت نمود اصحاب اختلاف كردند كه در كجا دفن شود آنگاه علی گفت اگر بخواهيد برای شما نقل ميكنم. گفتند بگو، گفت از رسول خدا(ص) شنيدم كه ميگفت خدا يهود و نصاری را لعنت كرد كه قبور انبياء شان را مساجد قرار دادند هيچ پيغمبری از دنيا نرفت مگر اينكه در همان مكانی كه از دنيا رفته بود دفن شد“
رسول خدا در همان مكانی كه رحلت نمود دفن شد يعنی در حجره عايشه او را دفن نمی ودند و تا عايشه زنده بود يعنی پنجاه سال هيچكس نيامد درب حجره او را كه در را باز كن ما می خواهيم قبر رسول خدا را زيارت كنيم.
اين بدعت ها در قرنها بعد به تدريج پيدا گرديد چون مسلمين با فرقه های مختلف از يهود و نصاری و گبران و مجوسان و بودائيان تماس گرفتند و در ممالك آنان مقابر فراعنه و شاهان از قبيل كوروش و داريوش و اهرام مصر را ديدند اين كارها ميانشان رواج يافت و بنام شاهزادگان و بزرگان قبور زياد شد منجمله قبر شاهزاده حمزه ، شاهزاده جعفر ، شاهزاده جلال الدين ، شاهزاده عبدالعظيم و غيره و متوليان و خادمان هم برای نفع خود هر چه توانستند به اين كار تشويق نمودند و دشمنان قرآن برای اين كارهای بيهوده جعل احاديث كردند و يك زيارت را بهتر از صد حج و يا هزار حج جلوه دادند و زيارت نامه و فضيلت زيارت نوشتند و غاليان و كذابان و جعالان و مفتخوران اين اخبار را نشر دادند.
بخوان بنام پروردگار يكتا .... :p ;) شايد كه هدايت شدي :p
حكم بازسازى قبور انبياء و اوليا عليهم السلام و عبادت در آنها(( مولف : علامه سيد مرتضى عسكرى ))
http://www.ghadeer.org/aqaed/morteza_asgary/11/42k00001.htm#link3
صبح
Wednesday 15 September 2004, 08:36PM
جناب صبح شما هر شرك وكفري را توجيه ميكنيد!!!!!!
چطورشد پيامبر صاحب الزمان نيست؟!
جوابت را كه گرفتي ديگر اين بازي در آوردنها مال كودكان هم نيست چه برسد كه به تو كه دهها سال عمر داري ... ! نكند دلت لك مي زند كه بگويم صاحب مطلق زمان ، مهدي موعود بنده خداوند است ؟ كه شايد يك مشرك به مشركهاي روي زمين اضافه شود ... دوست داري ؟ :D زهي خيال باطل !
و اما جهش شما به آن شاخه ديگر ... :D
شريك قرآن نيست؟! ولي امام خيالي شما شريك القرآن است؟؟!!
در زيارت نامه هاي كفر آميز ميخوانيد السلام عليك يا شريك القرآن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شريك قرآن كه همه ائمه هستند ... نه تنها شريكند ، بلكه جدا شدني نيستند .... اگر دين داشته باشيد و مثل ما واقعا اهل سنت باشيد ;) بخوانيد ...
رسول الله (ص) فرمود: من چيزى بين شما بر جاى مىنهم كه اگر بدان چنگ زنيد، بعد از من هرگز گمراه نخواهيد شد. يكى از آن دو از ديگرى عظيمتر است: كتاب خدا رشتهاى است كه از آسمان به زمين كشيده شده است. و ديگرى عترت كه اهل بيت منند. اين دو هرگز از هم جدا نمىگردند تا بر سر حوض (كوثر) نزد من وارد شوند.
القرآن وأهل البيت
عن أبي الجارو قال: قال أبو جعفر عليه السلام: قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: أنا أول وافد على العزيز الجبار يوم القيامة وكتابه وأهل بيتي ثم أمتي، ثم أسألهم ما فعلتم بكتاب الله وأهل بيتي. (1)
--------------------------------------------------------------------------------
أخرج الطبراني عن زيد بن أرقم قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: إني لكم فرط وإنكم واردون علي الحوض، فانظروا كيف تخلفوني في الثقلين قيل: وما الثقلان يا رسول الله؟ قال: الأكبر كتاب الله عز وجل. سبب طرفه بيد الله وطرفه بأيديكم، فتمسكوا به لن تزالوا ولا تضلوا، والأصغر عترتي وإنهما لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض، وسألت لهما ذاك ربي فلا تقدموهما لتهلكوا، ولا تعلموهما فإنهما أعلم منكم. (2)
--------------------------------------------------------------------------------
أخرج ابن سعد وأحمد والطبراني عن أبي سعيد الخدري قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: أيها الناس إني تارك فيكم ما إن أخذتم به لن تضلوا بعدي أمرين، أحدهما أكبر من الآخر، كتاب الله حبل ممدود ما بين السماء والأرض، وعترتي أهل بيتي، وإنهما لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض. (2)
--------------------------------------------------------------------------------
(قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:) إني أوشك أن أدعى فأجيب وإني تارك فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي، كتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتي أهل بيتي وإن اللطيف الخبير خبرني أنهما لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض فانظروا كيف تخلفوني فيهما. (3)
--------------------------------------------------------------------------------
(قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:) إني لكم فرط إنكم واردون علي الحوض عرضه ما بين صنعاء إلى بصرى فيه عدد الكواكب من قدحان الذهب والفضة فانظروا كيف تخلفوني في الثقلين قيل وما الثقلان يا رسول الله قال الأكبر كتاب الله سبب طرفه بيد الله وطرفه بأيديكم فتمسكوا به لن تزلوا ولا تضلوا، والأصغر عترتي وإنهما لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض وسألت لهما ذلك ربي ولا تقدموهما فتهلكوا ولا تعلموهما فإنهما أعلم منكم. (3)
--------------------------------------------------------------------------------
(قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:) كأني قد دعيت فأجبت إني تارك فيكم ، كتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتي أهل بيتي وإنهما لن يتفرقا حتى يردا تخلفوني فيهما. (3)
--------------------------------------------------------------------------------
(قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:) كأني قد دعيت فأجبت إني تارك فيكم الثقلين أحدهما أكبر من الآخر كتاب الله وعترتي أهل بيتي فانظروا كيف تخلفوني فيهما فإنهما لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض إن الله مولاي وأنا ولي كل مؤمن من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه. (3)
--------------------------------------------------------------------------------
(قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:) يا أيها الناس إني قد نبأني اللطيف الخبير إنه لن يعمر نبي إلا نصف عمر الذي يليه من قبله وإني قد يوشك أن أدعى فأجيب وإني مسؤول وإنكم مسؤولون فما أنتم قائلون قالوا نشهد أنك قد بلغت ورسوله وأن جنته حق وناره حق وأن الموت حق وأن البعث حق بعد الموت وأن الساعة آتية لا ريب فيها وأن الله يبعث من في القبور يا أيها الناس إن الله مولاي وأنا مولى المؤمنين أولى بهم من أنفسهم فمن كنت مولاه فهذا مولاه يعني عليا اللهم وال من والاه وعاد من عاداه يا أيها الناس إني فرطكم وإنكم واردون علي الحوض أعرض ما بين بصرى إلى صنعاء فيه عدد النجوم قدحان من فضة وإني سائلكم حين تردون علي عن الثقلين فانظروا كيف تخلفوني فيهما الثقل الأكبر كتاب الله عز وجل سبب طرفه بيد الله وطرفه بأيديكم فاستمسكوا به لا تضلوا ولا تبدلوا وعترتي أهل بيتي فإنه قد نبأني اللطيف الخبير أنهما لن ينقضيا حتى يردا علي الحوض. (3)
--------------------------------------------------------------------------------
عن أبي الطفيل عامر بن واثلة قال: لما رجع رسول الله صلى الله عليه وسلم من حجة الوداع فنزل غدير خم أمر بدوحات فقمن ثم قام فقال: كأن قد دعيت فأجبت، إني قد تركت فيكم الثقلين أحدهما أكبر من الآخر: كتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض، وعترتي أهل بيتي، فانظروا كيف تخلفوني فيهما فإنهما لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض، ثم قال: إن الله مولاي وأنا ولي كل مؤمن، ثم أخذ بيد علي فقال: من كنت وليه فعلي وليه، اللهم! وال من والاه وعاد من عاداه، فقلت لزيد: أنت سمعته من رسول الله صلى الله عليه وسلم؟ فقال: ما كان في الدوحات أحد إلا قد رآه بعينيه وسمعه بأذنيه. (4)
--------------------------------------------------------------------------------
حدثنا عبد الله حدثني أبي حدثنا أسود بن عامر أخبرنا أبو اسرائيل يعني اسمعيل بن أبي إسحق الملائي عن عطية عن أبي سعيد قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : إني تارك فيكم الثقلين أحدهما أكبر من الآخر كتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتي أهل بيتي وإنهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض. (5)
--------------------------------------------------------------------------------
حدثنا عبد الله حدثني أبي حدثنا أبو النضر حدثنا محمد يعني ابن طلحة الأعمش عن عطية العوفي عن أبي سعيد الخدري: عن النبي صلى الله عليه وسلم: إني أوشك أن أدعى فأجيب وإني تارك فيكم الثقلين كتاب الله عز وجل وعترتي كتاب الله حبل ممدود من السماء الى الارض وعترتي أهل بيتي وإن اللطيف الخبير أخبرني أنهما لن يفترقا حتى يردا علي الحوض فانظروني بما تخلفوني فيهما. (5)
--------------------------------------------------------------------------------
قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: علي مع القرآن، والقرآن مع علي، لن يفترقا حتى يردا عليَّ الحوض. (6)(7)
(1) المسائل الإسلامية - لآية الله السيد الشيرازي (المصدر شيعي)
(2) الدر المنثور في التفسير بالمأثور - حلال الدين السيوطي - في تفسير آل عمران أية 103 ( المصدر سني)
(3) كنز العمال - المتقي الهندي - باب الإعتصام بالكتب والسنة ( المصدر سني)
(4) كنز العمال - المتقي الهندي - فضائل علي رضي الله عنه ( المصدر سني)
(5) مسند أحمد بن حنبل - مسند أبي سعيد الخدري رضي الله عنه (المصدر سني)
(6) الجامع الصغير - جلال الدين السيوطي - باب العين - باب حرف العين (المصدر سني)
(7) كنز العمال - المتقي الهندي - فضائل علي رضي الله عنه ( المصدر سني)
http://quran.al-shia.com/ar/id/21/view.php?input=item/17.html
و
http://www.hawzah.net/Per/T/do.asp?a=THD.HTM
همه کس
Thursday 16 September 2004, 10:12AM
سلام
همه انسانها وقتي صفر كيلومتر هستند با هم برابرند . اما در طول زندگي از لحاظ تقوا مساوي نيستند اين دست خود آنهاست و هر كس متقي تر باشد ، به خدا نزديك تر است و دعايش مستجاب تر
پس قبول میفرمایید خداوند رحمان دعای بندگان نیک خود را بدون واسطه هم اجابت میفرماید، حال چگونه است که شما فکر میکنید که ائمه (ع) شفاعت کسانی را در درگاه خداوند میکنند که خود حضرت حق آنها را شایسته پاسخگویی نمیداند، و چگونه است که ائمه میتوانند از نیات و کردار بندگان خدا آگاه باشند و تشخیص بدهند که چون این بنده خدا کمی در زندگانی راه کج رفته ما میان وی و خداوند واسطه شویم بلکه خداوند حاجت وی را ادا کند؟ و چه دلیلی دارد که خداوند به این خاطر که ائمه واسطه شدن اینکار را بکند؟ نکند در درگاه الهی هم پارتی بازی وجود دارد؟ البته اگر از آخوندها بپرسی حتما میگویند بله هست! فقط باید کمی بِسُلفی!!!
اگر اینگونه باشد در روز قیامت و در صحرای محشر بهتر است بریم سراغ امامان بزرگوار و خواهش کنیم کمی در کارنامه های مان دست کاری کنند تا ما هم در بهشت برین جایی داشته باشیم!!!
از خدا خواستن در قرآن بصراحت آمده است شرط دارد ، بخوانيد مرا تا شما را اجابت كنم .. (ادعوني استجب لكم ) . پس بايد حتما بخوانيم ، تا اجابت كند .
بله خداوند را بخوانیم و نه بنده آنرا!!!
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از [مخالفت فرمان] خدا بپرهيزيد! و وسيلهاى براى تقرب به او بجوئيد! و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد!
يعني ما ميتوانيم بوسيله عوامل مختلف نيز به خدا نزديك شويم ، با جهاد ، با نماز ، با صله رحم و يا اعمال مطرح ديگري همچون توسل
بازهم به تحریف متوسل شدید!؟
خداوند حی و حاظر را رهاکنیم بچسبیم به بنده اش که میان من گنه کار و خداند کریم واسطه گری یا پارتی بازی کن!!!؟
بله شما میتوانید هزار گناه بکنید و باعث دوری خود از درگاه خداوند شوید و در این میان اصلاً تلاشی هم برای اصلاح خود نکردید نکردید، نیازی نیست که با تحمل سختیها و دوری از حوای نفس و عبادت و نماز و روزه و سعی کنید خود را به درگاه خداوند نزدیک کنید.
فقط کافیست با دادن نذر و نذورات برای ائمه و یا شرکت در مراسم عزاداری آنان و به سر و صورت و سینه خود زدن و یا ریختن چند قطره ای اشک و یا رفتن به مشهد و کربلا و ریختن مقداری پول نقد یا طلا و جواهرات و یا هرچیز با ارزش دیگر، آنان را میان خود و خدا واسطه قرار داده و باعث بخشایش گناهان خود شوید؟
اینست آنچیز هایی که اهل منبر به شما آموختن؟ در همه کار از راه دوز و کلک وارد شوید!
چه كسي بر اين باور است ؟
شما بر این باورید.
شما میگویید که افرادی که گناهانشان قابل بخشایش باشد و هنوز به درگاه الهی تقرب دارن میتونن خود از خدا چیزی را بخوان و خدا هم اجابت میکند ، ولی کسانی که زیادی گناه کارن و از درگاه الهی دور شدن هم میتونن برای رسیدن به خواسته های خود از در شفاعت وارد بشن و لابد خدا هم به اینخاطر تو رودروایسی قرار میگیره و خواست آن دسته از بندگانی را که با ارتکاب به گناهان کبیره از وی دور شده اند را هم اجابت میکند! دیگر کسی در دوزخ نخواهد بود! به شرط آنکه پارتی بازی باشه؟ عجب! حالا فهمیدم اینایی که تو عزاداریها شرکت میکنن و با مشت و لگد به جون خودشون میوفتن برای اینکه یه چند قطره ای اشک از چشماشون سرازیر بشه هدفشون چیه! میخوان با دادن این قطرات اشک بهشت رو برای خودشون بخرن!
البته اين را آخوندها نگفته اند و برداشت را من نميدانم شما از كجا آورده ايد ... ؟؟؟!
البته که گفته اند و شما هم خوب میدانید که گفته اند و بارها و بارها و به عناوین مختلف هم گفته اند!!!
نمونه اش خود شما...
که میگویید اگر هم انقدر گنه کار شدید که دستتان از درگاه الهی دور ماند نگران نباشید و به ائمه متوسل شوید تا آنان از خدا بخواهند که گناهان شما را ببخشد، و اگر هم خداوند اینکار را نکرد که دیگر کار بیهوده کرده اید!!! الله اکبر از اینهمه جهل و گمراهی... :(
خلاصه که شفاعت در اسلام جایی ندارد و این بندگان خداهستند که یا باید انقدر عمل صالح انجام بدهند و پرهیزکار باشند که اگر از خداوند چیزی طلب کردن ایشان اجابت کند، و یا اگر هم بنده ای غافل و گنه کار هست باید به درگاه الهی توبه کند و راه راست در پیش گیرد تا خداوند به او هم نظری بیاندازد و نه با پارتی بازی کردن در صدد رفع و رجوع گناهان خود برآید!
و این چیزیست که آخوندها ابداع کرده اند!!!
امیدوارم شماهم حقیقت رو درک کنید و بی خودی خود را با این چیزها گول نزنید. :smile57:
Scorpion
Thursday 16 September 2004, 01:51PM
باسلام
جناب همه كس
بيان شما در خصوص شفاعت با ديد شيعه منطبق نيست . به تاپيك مربوطه مراجعه بفرماييد .
خداوند در قرآن شفاعت را براي كساني كه خداوند بخواهد اجازه داده است .
پس قطعا شفاعت هست پس شما بر تعريف شفاعت با ما اختلاف داريد .
براي خراب نكردن تاپيك خانم دوست ايراني به تاپيك مربوطه رجوع بفرماييد لطفا .
ياعلي
min
Friday 17 September 2004, 12:32AM
نوشته شده بوسيله موحد
جناب صبح شما هر شرك وكفري را توجيه ميكنيد!!!!!!
چطورشد پيامبر صاحب الزمان نيست؟! شريك قرآن نيست؟! ولي امام خيالي شما شريك القرآن است؟؟!!
در زيارت نامه هاي كفر آميز ميخوانيد السلام عليك يا شريك القرآن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
البته مشركين صدر اسلام هم مانند شما توجيه گران خوبي بودند
يكی از موحدين و يكتاپرستان می گفت: مشركان در زمان پيامبر(ص) از برخی از مومنان زمان ما موحدتر و خداشناس تر بودند،آنان طبق آيه 65 سوره عنكبوت در سختيها خالصانه خدا را ندا می كردند ولی برخی از مومن نماهای زمان ما در سختيها به گمان خو علی و عباس و حسين را به فرياد می طلبند.
درموردقبر پرستي هم خواستم چند مورد رابگويم البته گرچه ميدانم كوردلان هرگز نخواهند فهميد
شيخ صدوق در علل الشرايع و حر عاملی در وسائل الشيعه ” ابواب مكان المصلی“ روايت كرده اند كه رسول خدا فرمود: ”قبر مرا قبله و مسجدی قرار ندهيد، زيرا خداوند عزوجل يهود را لعنت نمود چون قبرهای انبياء خود را مساجد قرار دادند“
در وسائل الشيعه و صحيح بخاری كتاب الجنائز آمده كه: ”ام سلمه برای رسول خدا از عبادتگاهی كه در حبشه ديده بود نقل نمود، رسول خدا فرمود: آنان قومی هستند كه چون بنده صالحی در ميانشان فوت كند بر قبر او مسجد بنا كنند و آن صورتها را تصوير نمايند آنان بدترين مخلوقات خدا هستند“
در وسائل الشيعه از يونس بن ظبيان از جعفر بن محمد و او از رسول اكرم(ص) روايت می كند: ”رسول خدا نهی نمود از اينكه بر قبری نماز بخوانند و يا بر آن بنشينند يا بر روی ان بنا كنند“
حال رسول خدا(ص) كجاست كه ببيند به اسم اسلام و به اسم قرآن و با افترا بستن بر پيامبر(ص) چطور بر روی قبرها بنا ميكنند و به مانند يك بت از آن قبر و از محل بنا شده به مانند بتكده استفاده می كنند و باز به اسم اسلام چه دكانی از اين بتها بازكرده اند.
همه و همه دروغ می گويند مگر متوسلين به قبرهای به مانند بت شده!!
چه زيبا نام قبر در كنار بت آمده است:حضرت علي فرمود ” رسول خدا(ص) مرا مامور كرد در خراب نمودن قبرها و شكستن بت ها“
در وسائل الشيعه باب 44 از موسی بن جعفر روايت نموده كه فرمود: ”قبر مرا بيشتر از چهار انگشت بلند نكنيد“
در وسائل الشيعه ابواب ”احكام المساكن“ از جعفر بن محمد(صادق) نقل نموده كه فرمود: ”بر قبرها بنا نكنيد و سقف خانه ها را تصوير نكشيد زيرا رسول خدا اين چيزها را خوش نداشت“
رسول خدا از زيارت قبور نهی ميكرد، چنانچه ”ابوعامر و عامرين شراحيل الكوفی“ پيوسته می گفتند: ”اگر رسول خدا از زيارت قبرها نهی نمی كرد، قبر پيامبر را زيارت می كردم“
در مسند زيد بن علی ابن الحسين در چگونگی غسل پيغمبر آورده اند: ”هنگاميكه پيامبر رحلت نمود اصحاب اختلاف كردند كه در كجا دفن شود آنگاه علی گفت اگر بخواهيد برای شما نقل ميكنم. گفتند بگو، گفت از رسول خدا(ص) شنيدم كه ميگفت خدا يهود و نصاری را لعنت كرد كه قبور انبياء شان را مساجد قرار دادند هيچ پيغمبری از دنيا نرفت مگر اينكه در همان مكانی كه از دنيا رفته بود دفن شد“
رسول خدا در همان مكانی كه رحلت نمود دفن شد يعنی در حجره عايشه او را دفن نمی ودند و تا عايشه زنده بود يعنی پنجاه سال هيچكس نيامد درب حجره او را كه در را باز كن ما می خواهيم قبر رسول خدا را زيارت كنيم.
اين بدعت ها در قرنها بعد به تدريج پيدا گرديد چون مسلمين با فرقه های مختلف از يهود و نصاری و گبران و مجوسان و بودائيان تماس گرفتند و در ممالك آنان مقابر فراعنه و شاهان از قبيل كوروش و داريوش و اهرام مصر را ديدند اين كارها ميانشان رواج يافت و بنام شاهزادگان و بزرگان قبور زياد شد منجمله قبر شاهزاده حمزه ، شاهزاده جعفر ، شاهزاده جلال الدين ، شاهزاده عبدالعظيم و غيره و متوليان و خادمان هم برای نفع خود هر چه توانستند به اين كار تشويق نمودند و دشمنان قرآن برای اين كارهای بيهوده جعل احاديث كردند و يك زيارت را بهتر از صد حج و يا هزار حج جلوه دادند و زيارت نامه و فضيلت زيارت نوشتند و غاليان و كذابان و جعالان و مفتخوران اين اخبار را نشر دادند.
بيِشتر دوست داريد با سفسطه حرف خود را به كرسي بنشانيد .
حديث مي آوريد و حديثي كه مي آوريد آخر حديث است و مو لاي درزش نمي رود . آنگاه وقتي ما حديث مي آوريم مي گوييد هيچ چيز جز قرآن قابل قبول نيست .
چگونه است كه اگر شما حريث نقل كنيد قبول است و احاديث ما غير قابل قبول . ائمه را به عنوان جانشينان رسول خدا با وجود آن همه حديث از رسول خدا و حضرت علي و بيان تاريه قبول نداريد . و مي گوييد بايد در قرآن آمده باشد اما چون شما حديث مي آوريد حتي اگر جعلي هم باشد مي شود وحي منزل ؟
اين همه ضد و نقيض در حرفهي شما بيان عدم اعتدال و عدم مطالعه در مورد حرفهايي كه مي زنيد است .
من نمي دانم اگر قرار باشد تاريخ را حذف كنيم و احاديث را كنار بگذاريم چگونه بايد حقايق را فهميد ؟
همه کس
Friday 17 September 2004, 09:50AM
بسمه تعالي
باسلام
جناب همه كس
بيان شما در خصوص شفاعت با ديد شيعه منطبق نيست . به تاپيك مربوطه مراجعه بفرماييد .
خداوند در قرآن شفاعت را براي كساني كه خداوند بخواهد اجازه داده است .
پس قطعا شفاعت هست پس شما بر تعريف شفاعت با ما اختلاف داريد .
براي خراب نكردن تاپيك خانم دوست ايراني به تاپيك مربوطه رجوع بفرماييد لطفا .
ياعلي
سلام بر جناب Scorpion
بنده خود نيز شيعه هستم. اما نه از آن دسته شيعيان كه فكر ميكنند ميشود سر ائمه را هم كلاه گذاشت!!!
به هر روي بنده نظريات خود را درباره شفاعت دادم و ديگر نيازي هم براي ادامه بحث نميبينم، چراکه همانطور که قبلاً هم معتقد بودم شفاعت به شکل امروزی من درآوردیش اصلاً وجود ندارد و به این صورت که آخوندها بدعت گذارده اند نه با عقل جور درمیاد و نه با شرع. دلایش را هم که ذکر کردم.
برای اینکه شماهم ناراحت نشید اصراری هم بر این ندارم که دیگران حرف منرو قبول کنند. به قول شاعر:
ما نصیحت بجای خود کردیم
روزگاری در این بسربردیم
گر نیاید بگوش رغبت کس
بر رسولان پیام باشد و بس
یا حق ... :smile58:
صبح
Friday 17 September 2004, 06:08PM
سلام . ببخشيد من اين روزها به شدت مشغولم و زياد فرصت ندارم بنويسم اينجا بخاطر همين دير به دير جواب مي دم . بخاطر اينكه اين سرفصل خراب نشه ، من در همان سرفصل شفاعت و شفا به بحث ادامه مي دهم .
موحد
Saturday 18 September 2004, 06:31AM
بخشهائي از كتا ب زيارت از ديدگاه ائمه كه توسط يكي از علواي شيعه نوشته شده را برايتان نشان مي دهم. نويسنده: دکتر عبد الهادی حسينی مترجم: استاد زين العابدين ابراهيمی
نهي از مسجد قرار دادن قبر
عموما رواياتي كه در اين زمينه آمده سه موضوع از آنان استنباط مي شود كه اين سه محور همواره مورد نهي ائمه عليهم السلام بوده است.
اول: نماز خواندن بر قبر يعني: سجده بر آن.
دوم: اينكه قبر را قبله قرار داده و به سوي آن سجده و دعا كنند.
سوم: ساختن مسجد بر قبر و ارادة نماز در آن.
حديث اول: از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: (لاتتخذوا قبري قبلة ولامسجداً, فإن الله لعن اليهود حيث اتخذوا قبور أنبيائهم مساجد) يعنی:« قبر مرا قبله و مسجد قرار ندهيد زيرا خداوند يهود را به علت اينكه آنان قبر هاي پيامبرانشان را مسجد قرار دادند لعنت كرد».[7]
حديث دوم: از زراره روايت است كه خدمت امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم راجع به نماز خواندن در جاههاي خالي در قبرستان چه مي فرماييد؟ فرمود: در جاهاي خالي نماز بخوان بشرطيكه قبري را قبله قرار ندهي يعني جلو نمازت قبري نباشد، زيرا رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از اين كار نهي كرده و فرموده اند: (لا تتخذوا قبرى قبلة ولا مسجداً، فإن الله تعالى لعن الذين اتخذوا قبور أنبيائهم مساجد) يعني: «قبر مرا قبله و مسجد قرار ندهيد كه خداوند متعال كساني كه قبرهاي پيامبرانشان را مسجد قرار داده اند لعنت كرده است».[8]
حديث سوم: از سماعه ابن مهران روايت است كه گفت: درباره زيارت قبور و ساختن مسجد بر آن از امام جعفر صادق عليه السلام پرسيدم ايشان فرمود: زيارت قبور اشكالي ندارد اما در كنار قبر مسجد ساخته نشود.[9]
حديث چهارم: از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود:« ده جا چنين است كه نماز خواندن در آن جايز نيست: گِل، آب، حمام، قبرستان، راه، خانة مورچه، اصطبل شتر، مجراي سيل، شوره زار، برف».[10]
صدوق بعد از ذكر اين روايت مي نويسد: قبر را هرگز جايز نيست كه قبله يا مسجد قرار داده شود. نماز در صورتي در جاهاي خالي قبرستان جايز است كه قبر در طرف قبله قرار نگيرد و مستحب اين است كه بين نمازگذار و قبر از هر طرف ده گز (پنج متر) فاصله باشد.
حديث پنجم: از عمار ساباطي روايت است كه از امام صادق عليه السلام پرسيد دربارة كسي كه در قبرستان نماز مي خواند چه مي فرماييد؟ فرمود: (لا يجوز ذلك إلا أن يجعل بينه وبين القبور إذا صلی عشرة أذرع من بين يديه، و عشرة أذرع من خلفه، و عشرة اذرع عن يمينه، و عشرة أذرع عن يساره، ثم يصلي إن شاء) يعني: «جايز نيست مگر اينكه هنگام نماز خواندن از هر طرف ده گز (پنج متر) بين او و قبر فاصله وجود داشه باشد، ده گز جلو، ده گز عقب، ده گز سمت راست و ده گز سمت چپ، آنگاه اگر خواست مي تواند نماز بخواند».[11]
ممكن است پرسشي مطر ح شود كه اين روايت با روايت ديگري كه از امام رضا عليه السلام نقل شده تناقض دارد كه فرمود: ( لا بأس بالصلاة إلى القبر ما لم يُتخذ القبر قبلة) يعني:«اگر قبر را قبله قرار ندهد اشكالي ندارد كه در قبرستان نماز بخواند».[12]
طوسي چنين پاسخ مي دهد: وجه جمع بين دو روايت اين است كه حكم جواز در صورتي است كه بين او و قبرستان مانعي وجود داشته باشد، مثلا ديواري قرار داشته باشد و اما اگر ديوار يا مانع ديگري نباشد بايد از هر طرف ده گز فاصله داشته باشد. [13]
نهي از بلند كردن قبر و ساختن بر آن و ترغيب به خراب كردن آن
1- امام صادق عليه السلام مي فرمايد: (كلما جعل علي القبر من غير تراب القبر فهو ثقل على الميت).
يعني: «هر چيزي كه غير از خاك خود قبر بر روي قبر گذاشته و يا ريخته شود بر مرده سنگيني مي كند».[14]
2- از امام صادق عليه السلام روايت است كه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم فرموده اند: (نهى أنه يُزاد على القبر تراب لم يخرج منه) يعني:« نهي فرمودند جز خاكي كه از خود قبر بيرون آورده شده خاك ديگري بر آن ريخته شود».[15]
3- اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: (من جدد قبراً، أو مثل مثالاً فقد خرج من الإسلام) يعني:«كسی كه قبری را باز سازی كند يا تمثالی بسازد يقيناً و بدون شک از اسلام خارج شده است».[16]
4- از امام صادق عليه السلام روايت است كه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: (بعثنى رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم إلى المدينة فقال: لاتدع صورة إلا محوتها، و لا قبراً إلا سويته، ولا كلباً إلا قتلته) يعني: «رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم مرا به مدينه فرستاد و فرمود: هيچ عكسي نگذاري مگر اينكه نابودش كني، و هيچ قبري نگذاري مگر اينكه هموارش كني و هيچ سگي نگذاري مگر اينكه بكشي».[17]
5- از امام صادق عليه السلام روايت است كه گفت: اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: (بعثنى رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فى هدم القبور وكسر الصور) يعني:« رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم مرا فرستادند تا اينكه قبرها را هموار كنم و بتها را بشكنم».[18]
6- از علي ابن جعفر روايت است كه از امام موسي كاظم پرسيدم: آيا ساختن قبر و نشستن بر آن جايز است؟ فرمود: (لايصلح البناء عليه ولاالجلوس ولاتجصيصه ولاتطيينه) يعني: «ساختن قبر و نشستن بر آن و گچ كردن و گل کردن آن جايز نيست».[19]
7- از امام صادق عليه السلام روايت است كه گفت: (نهى رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم أن يُصلى على قبر أو يُقعد عليه أو يُبنى عليه أو يُتكأ عليه) يعنی: «رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم از نماز خواندن بر قبر و نشستن بر آن و ساختن بر آن و تكيه زدن به آن منع فرمودند».[20]
8- از امام صادق عليه السلام روايت است كه مي فرمود: (لما قبض أمير المؤمنين عليه السلام أخرجه الحسن و الحسين و رجلان آخران حتي إذا خرجوا من الكوفة تركوها عن أيمانهم ثم أخذوا الجُبّابة حتى مروا به إلي الغريّ فدفنوه و سووا قبره فانصرفوا) يعني: «هنگامي كه اميرالمؤمنين عليه السلام فوت نمود حسن و حسين و دو نفر ديگر ايشان را حمل كردند تا اينكه از كوفه بيرون رفتند....و آنگاه ايشان را دفن كردند و قبرش را بازمين هموار نمودند و رفتند».[21]
شيخ طائفه ابوجعفر طوسي مي نويسد: در هيچ مسجدي دفن كردن مرده جايز نيست. همچنين مي نويسد: گچ كردن قبر و سايه كردن بر آن و قيام كردن دركنار قبر و بازسازي آن بعد از خراب شدنش مكروه است. البته اگر در هنگام دفن، خاک قبر مرتب شود اشكالي ندارد.[22]
و عمادالدين بن علي طوسي مي نويسد: نوزده چيز مكروه است از جمله: گچ كردن قبر و سايه كردن بر آن و مجاورت قبر و بازسازي آن بعد از خراب شدنش.[23]
9- از امام صادق عليه السلام روايت است كه رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم از اينكه بر قبر ايشان نماز خوانده شود يا نشسته شود يا ساخته شود منع فرموده اند.[24]
موحد
Saturday 18 September 2004, 06:33AM
ادامه...
بلندكردن قبر
آنچه از خلال روايات وارده در كتب تشيع بر مي آيد اين است كه قبر فقط از چهار انگشت تا يك وجب بلند مي شود كه از چهار انگشت كمتر و از يك وجب بيشتر جايز نيست. روشن است كه اگر بلند ساختن قبر طوري كه در بعضي جوامع رايج است درست مي بود نيازي نبود كه امامان از بلندكردن آن منع كنند يا براي آن مقداري مشخص كنند، ما در اينجا چند روايت بر مي گزينيم:
روايت اول: از امام باقر عليه السلام روايت است كه گفت: رسول گرامي صلي الله عليه وآله وسلم به امير المؤمنين عليه السلام فرمودند: (يا على، ادفنى فى هذا المكان وارفع قبرى من الأرض أربع أصابع، و رشّ عليه الماء) يعني: « اي علي مرا در اينجا دفن كن و قبرم را چهار انگشت از زمين بلند كن، آنگاه بر آن آب بپاش».[25]
روايت دوم: از امام جعفر صادق روايت است كه ايشان از پدرش امام باقر نقل مي كند: ( أن قبر رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم رفع شبراً من الأرض، و أن النبى صلى الله عليه وآله وسلم أمر برشّ القبور) يعني: « قبر رسول الله صلي عليه وآله وسلم يك وجب از زمين بلند شد و پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم دستور دادند كه پس از دفن مرده بر قبر آب پاشيده شود».[26]
روايت سوم: از امام صادق و ايشان از پدرش از امير المؤمنين علي عليهم السلام روايت مي كند كه قبر پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم يك وجب و چهار انگشت از زمين بلند شد و برآن آب پاشيده شد، و فرمود: (والسنة أن يرشّ على القبر الماء ) «سنت اين است كه بر قبر آب پاشيده شود».[27]
روايت چهارم: از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: ( إن أبى قال لى ذات يوم في مرضه: إذا أنا متُّ فغسّلنى وكفّنى وارفع قبري أربع أصابع و رشّه بالماء) يعنی: «هنگامي كه پدرم مريض بود روزي به من فرمود: هرگاه مُردم مرا بشوييد و كفن كنيد قبرم را چهار ا نگشت از زمين بلند كن و آنگاه بر آن آب بپاش».[28]
روايت پنجم: امام صادق عليه السلام فرمود: (إن أبى أمرنى أن أرفع القبر عن الأرض أربع أصابع مفرجات، و ذكر أن رش القبر بالماء حسن) يعنی: «پدرم به من دستور داده است كه قبرش را چهار انگشت جدا از يكديگر از زمين بلند كنم، و فرمود كه آب پاشيدن بر قبر خوب است».[29]
روايت ششم: همچنين از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: ( إن أبى أمرنى أن أرفع القبر عن الأرض أربع أصابع مفرجات، و ذكر أن رش القبر بالماء حسن، قال: توضأ إذا أدخلت الميت القبر) «پدرم به من دستور داد كه ارتفاع قبر ايشان را از زمين چهار انگشتِ باز قرار دهم و فرمودند: كه پاشيدن آب بر قبر خوب است و فرمود: پس از اينكه جنازه را داخل قبر گذاشتي وضو بگير».[30]
روايت هفتم: از محمد بن مسلم روايت است كه گفت: از يكي از دو امام (باقر يا صادق) در بارة ميت پرسيدم فرمود:(تسلم من قبل الرجلين و تلزق القبر بالأرض إلا قدر أربع أصابع مفرجات: تربع و ترفع قبره) يعني: «از طرف پاها بگير و آنرا داخل قبر بگذار، و جز مقدا ر چهار ا نگشت باز, قبر ر ا با زمين هموار كن».[31]
روايت هشتم: از طريق محمد بن مسلم از امام باقر عليه السلام روايت است كه گفت: (يدعي للميت حين يدخل حفرته و يرفع القبر فوق الأرض أربع أصابع) يعني: «براي ميت دعا شود و قبر به اندازة چهار انگشت از زمين بلند شود».[32]
9- از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: (يستحب أن يدخل معه فى قبره جريدة رطبة، و يرفع قبره من الأرض قدر أربع أصابع مضمومة، و ينضح عليه الماء و يخلى عنه) يعنی: «مستحب است كه با او شاخة تري در قبر گذاشته شود و قبرش به اندازة چهارانگشت بسته, از زمين بلند شود آنگاه بر او آب پاشيده شود سپس به حال خودش رها شود».[33]
محمد آخوندي شارح كافي در شرح جمله«يخلي عنه» مي نويسد: (أي لا يعمل عليه شئ آخر من جص و آجر وبناء ولايتوقف عنده بل ينصرف عنه) يعني: «هيچ چيز ديگري بر او گذاشته و ساخته نشود نه گچ نه آجر و نه ديوار، و كنار قبر نايستند بلكه بلا فاصله پراکنده شوند».[34] سپس اضافه ميكند روايات ديگري وجود دارد كه هر كدام از اين امور را تأييد مي كند.
روايت دهم: در روايت طولاني كه در آن وفات موسي ابن جعفر عليه السلام ذكر شده آمده است: (فإذا حملت إلى المقبرة المعروفة بمقابر قريش فألحدوني بها ولاترفعوا قبری فوق أربع أصابع مفرجات) يعني: «هنگامي كه جنازة مرا بر دوش گرفتيد و به قبرستان معروف قريش برديد در قبري دفنم كنيد كه لحد داشته باشد و قبرم را چهار انگشتِ باز, بيشتر از زمين بلند نكنيد».[35]
روايت يازدهم: محمد بن جمال الدين عاملي معروف به شهيد اول مي نويسد: ( ورفع القبر عن وجه الأرض بمقدار أربع أصابع مفرجات إلى شبر لاأزيد ليعرف فيزار فيحترم) يعنی: «قبر فقط به اندازه چهار انگشتِ باز تا يك وجب بيشتر نبايد بلند شود از ترس اينكه مبادا شناخته شود و مورد رفت و آمد و احترام (خلاف شرع) قرار گيرد».[36]
روايت دوازدهم: شيخ طائفه ابو جعفر طوسي مي نويسد: (فإذا أراد الخروج من القبر فليخرج من قبل رجليه ثم يطم القبر ويرفع من الأرض مقدار أربع أصابع ولايطرح فيه من غير ترابه) يعنی: «كسي كه جنازه را در قبر مي گذارد هنگامي كه مي خواهد از قبر بيرون بيايد از طرف پا بيرون بيايد سپس قبر پر شود و به اندازة چهار انگشت از زمين بلند شود و غير از خاك خود قبر چيز ديگري بر آن ريخته يا گذاشته نشود».[37]
كارهاي حرامي كه كنار قبرها انجام مي گيرد:
متأسفانه محرمات زيادي در كنار قبرها انجام مي گيرد كه قرآن و سنت از آن باز داشته اند از جمله:
انتظار نفع و ضرر
اعتقاد داشتن به اينكه شخص مرده نفع و ضرر مي رساند در حاليكه نفع رساننده و ضرر رساننده فقط ذات قادر متعال است. چنانكه مي فرمايد:
(وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرّاً وَلا نَفْعاً وَلا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَلا حَيَاةً وَلا نُشُوراً)[38]
ترجمه: «(مشركان) سواي خدا، معبودهائي را برگرفته اند (و به پرستش اصنام و كواكب و اشخاصي پرداخته اند) كه چيزي را نيافرينند و بلكه خودشان آفريده هائي بيش نيستند، و مالك سود و زياني براي خود نبوده، و بر مرگ و زندگي و رستاخيز اختيار و تواني ندارند».
و همچنين مي فرمايد:
(وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ * أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ).[39]
ترجمه: «و آنان را که به جای خداوند نيايش می کنند، چيزی نمی آفرييند و خودشان آفريده می شوند* و نميدانند كه (پرستش كنندگانشان) چه وقت زنده و برانگيخته ميگردند».
پس چرا بايد عاقل چيزهائي را بپرستد كه از فرا رسيدن قيامت بي خبرند و سود و زياني نميرسانند!.
و مي فرمايد:
(قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ وَلا تَحْوِيلاً * أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَه).[40] ترجمه: « (ای پيغمبر! به مشرکان) بگو: کسانی را که بجز خدا (شايستة پرستش) می پنداريد (به هنگام بلا، به کمک) بخوانيد، اما (خواهيد ديد که) نه توانايی دفع زيان و رفع بلا را از شما دارند، و نه می توانند آن را دگرگون سازند (و ناخوشيها را به خوشيها تبديل کنند و يا اينکه از اندوه دردها بکاهند).* آن كساني را كه به فرياد ميخوانند (و خدا گونه هايشان ميدانند) آنان كه از همه مقرّبترند (به درگاه خداوند، همچون عيسي و عُزير و فرشتگان) براي تقرّب به پروردگارشان وسيله ميجويند (كه طاعات و عبادات است) و به رحمت خدا اميدوار و از عذاب او هراسناكند».
وامير المؤمنين عليه السلام در بارة مردگان مي فرمايد: (فهم جيرة لا يجيبون داعياً ولا يمنعون ضيماً و لا يبالون مندبة).[41]
ترجمه: «پس ايشان همسايگانی بی زبان، نه خواننده را پاسخ دهند، نه ستمی را باز دارند، و نه به نوحه گری توجه دارند».
همچنين امير المؤمنين عليه السلام در وصف مردگان مي فرمايد: ( لا فى حسنة يزيدون ولا من سيئة يستعتبون).[42]
ترجمه: «نه بر کردة نيک افزايند، و نه عذری توانند خواست از کارِ زشت و ناخوشايند».
موحد
Saturday 18 September 2004, 06:34AM
ادامه...
انتظار شفاعت و توسل
2- صاحبان قبر را شفيع و واسطه قراردادن كه گويا آنان او را به خداوند نزديك مي كنند، در حاليكه خداوند متعال در قرآن كريم به نقل از مشركين اين عمل زشت را مذمت نموده است: (ألالِلَّهِ الدِّينُ الخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى).[43]
ترجمه: «هان! تنها طاعت و عبادت خالصانه براي خدا است و بس. كساني كه جز خدا سرپرستان و ياوران ديگري را برميگيرند(و بدانان تقرب و توسل ميجويند. ميگويند: ما آنانرا پرستش نميكنيم مگر بدان خاطركه ما را به خداوند نزديك گردانند».
و در آيه اي ديگر می فرمايد: (ويعبدون من دون الله ما لايضرهم ولاينفعهم و يقولون هؤلاء شفعاؤنا عندالله).[44]
ترجمه: «و به جای خداوند چيزی را می پرستند که به آنان زيانی نمی رساند و سودی به آنان نمی بخشد و می گويند: اينان در نزد خداوند شفيعان ما هستند».
و اميرالمؤمنين عليه السلام در وصيتش به پسرش امام حسن عليه السلام فرمود: (و اعلم أن الذي بيده خزائن السماوات و الأرض قد أذن لك فى الدعاء و تكفّل لك الإجابة و أمرك أن تسأله ليعطيك و تسترحمه ليرحمك، ولم يجعل بينك و بينه من يحجبه عنك، ولم يلجئك إلى من يشفع لك إليه)[45]
ترجمه: «و بدان! کسی که گنجينه های آسمان و زمين در دست اوست تو را در دعا رخصت داده و پذيرفتن دعايت را بر عهده نهاده، و تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد، و از او طلبی تا تو را بيامرزد. و ميان تو و خود کسی را نگمارده تا تو را از وی باز دارد، و از کسی ناگزيرت نکرده که نزد او برايت ميانجی گری آرد».ترجمه از دکتر جفعر شهيدی
کمک خواستن از مرده
خواندن صاحبان قبر و كمك خواستن از آنان به نص قرآن كريم اين عمل شرك است، چنانكه خداوند متعال مي فرمايد:
(إِنْ تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ)[46]
ترجمه: «اگر آنها را (براي حل مشكلات و رفع گرفتاريهاي خود) به فرياد بخوانيد. صداي شما را نمي شنوند، و بفرض) اگر هم بشنوند، توانائي پاسخگوئي به شما را ندارند، و (گذشته از اين) در روز قيامت انبازگري و شرك ورزي شما را رد ميكنند (و ميگويند: شما ما را پرستش نكرده ايد و بيخود ميگوئيد). و هيچ كسي همچون(خداوند) آگاه( ازاحوال آخرت، به گونه قطع و يقين، از چنين مطالبي) تو را با خبر نميسازد».
و مي فرمايد: (وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ * وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ)[47]
ترجمه: «چه كسي گمراه تر از كسي است كه افرادي را بفرياد بخواند و پرستش كند كه (اگر) تا روز قيامت (هم ايشان را بفرياد بخواند و پرستش كند) پاسخش نميگويند؟ (نه تنها پاسخش را نميدهند، بلكه سخنانش را هم نمي شنوند) و اصلاً آنان از پرستشگران و بفرياد خواهندگان غافل و بي خبرند. و زماني كه مردمان (در قيامت) گرد آورده ميشوند، چنين پرستش شدگان و بفرياد خواسته شدگاني، دشمنان پرستشگران و بفرياد خواهندگان ميگردند (و از ايشان بيزاري ميجويند) وعبادت ايشان را نفي ميكنند و نمي پذيرند».
و مي فرمايد:
(وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُو مَعَ اللَّهِ أَحَداً).[48]
ترجمه: «مسجدها مختص پرستش خدا است، پس کسی ديگر را با خداوند به (نيايش) نخوانيد».
و اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايد: (فسألوا الله به وتوجهوا إليه بحبه, و لاتسألوا به بخلقه, إنه ماتوجّه إلى الله بمثله).[49]
ترجمه: «پس از خدا بخواهيد به وسيلت قرآن، وبدان روی آريد به دوستي آن، و به قرآن خيری مخواهيد از آفريدگان، که بندگان روی به خدا نکردند با وسيلتی مانند قرآن».
همچنين امير المؤمنين در وصيتش به پسرش امام حسن مي فرمايد: (وَأَلْجِئ نَفسَكَ في أُمُوْرِكَ كُلِّهَا إِلى إلهِكَ فَإِنَّكَ تُلْْجِئُهَا إِلىكَهْفٍ حَريزٍ وَمَانعٍ عَزيْزٍ. وأَخْلِصْ في المسأَلَةِ لِرَبِّك فَإِنَّ بيَدِهِ العطَاءَ وَالحِرمَانَ).[50]
ترجمه: «در همه کارها نفس خود را به پناه پروردگارت در آر، که به پناهگاهي در آورده ای استوار، و نگاهبانی پايدار، و آنچه می خواهی تنها از پروردگارت بخواه، که به دست اوست بخشيدن و محروم نمودن».
و از امام باقر عليه السلام روايت است كه فرمود: خداوند به اين دليل ابراهيم عليه السلام را خليل خودش برگزيد كه او غير از خدا به كسي روي نياورده و غير از ذات مقدس او از هيچ كسي چيزي نخواست.[51]
و ابراهيم بن محمد همداني مي گويد: خدمت ابي الحسن علي ابن موسي الرضا عليه السلام عرض كردم خداوند فرعون را چرا غرق كرد در حاليكه او ايمان آورد و توحيد را پذيرفت؟ فرمود: او هنگامي تظاهر به ايمان كرد كه ديگر از همه چيز نا اميد شده بود و چنين ايماني پذيرفته نمي شود سپس فرمود: علت مهم ديگري هم دارد، و آن اينكه در آن شرايط دشوار كه در آستانه غرق شدن قرار داشت به جاي اينكه از خداوند كمك بخواهد از موسي عليه السلام كمك خواست و طبعاً موسي نمي توانست به او كمك كند اينجا بود كه خداوند به موسي عليه السلام وحي فرمود كه موسي! تو به اين دليل به فرعون كمك نكردي! كه او را تو نيافريده اي لذا چنين توانايي نداشتي اگر او از من كمك مي خواست حتما به او كمك ميكردم. [52]
نذر کردن برای مرده
نذر كردن براي قبر و صاحبان قبر و ذبح كردن در كنار آن كه اين عمل ناشايست جزو محرماتي است كه به تعبير قرآن كريم «أُهل لغير الله» محسوب مي شود، چنانكه خداوند متعال مي فرمايد: ( إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِاللَّه فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ )[53]
ترجمه: « (آنچه را كه مشركان و يهوديان و ديگران حرام ميدانند، حرام نيست، بلكه خداوند) تنها مردار و خون و گوشت خوك و آنچه نام غير خدا (به هنگام ذبح) بر آن گفته شده باشد (و به نام بتان و شبيه آنها سربريده شود) برشما حرام كرده است, ولي آن كس كه مجبور شود (به خاطر حفظ جان از آن اشياء حرام بخورد) در صورتي كه علاقه مند (به خوردن و لذت بردن از چنين چيزهائي نبوده) و متجاوز (ازحد سد جوع هم) نباشد، گناهي بر او نيست. بي گمان خداوند بخشندة مهربان است».
و مي فرمايد:
(وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيباً فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَائِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَائِهِمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ)[54]
ترجمه: «(بت پرستان هميشه دچار اوهام و خرافاتند. مثلاً)مشركان سهمي از زراعت و چهار پاياني را كه خدا آنها را آفريده است براي خدا قرار ميدهند و به گمان خود ميگويند: اين براي خدا است (و با اين سهم به خدا تقرب ميجوئيم و بدين منظور آن را به مهمانان و ناتوانان ميدهيم) و اين براي شركاء (و معبودهاي) ما است ( و با اين سهم نيز به بتها و اصنام تقرب مينمائيم). اما آنچه به شركاء (و معبودهاي) ايشان تعلق ميگيرد به خدا نميرسد(و صرف آن در راه او ممنوع است) و آنچه متعلق به خدا ميباشد به شركاء (و معبودهاي) ايشان ميرسد (و ميتواند صرف آنها گردد و به سرپرستان و خدمتگذاران اصنام ايشان داده شود). چه بد داوري ميكنند».
از محمد بن سنان روايت است كه امام رضا در پاسخ مسائلي كه از ايشان پرسيده بود نوشت: «آنچه نام غير خدا برآن گرفته شود حرام است، زيرا خداوند بر بندگانش واجب گردانيده است كه به يگانگي او اقرار و اعتراف كنند و هرگاه مي خواهند حيوان حلال گوشتي را سر ببرند فقط نام او را در هنگام ذبح ياد كنند تا اينكه بين آنچه براي خدا ذبح مي شود و آنچه براي پرستش بتها و شياطين تقديم مي گردد فرق وجود داشته باشد، زيرا در ياد كردن نام الله عزوجل اقرار به توحيد و ربوبيت پروردگار است و اما آنچه كه براي غير خدا تقديم مي گردد در حقيقت شرك است كه گويا عامل آن مي خواهد بدينوسيله خودش را به آن مخلوق نزديك كند. پس بردن نام الله در هنگام ذبح بدين جهت است تا بين آنچه كه خداوند حلال قرار داده و آنچه كه حرام كرده فرق وجود داشته باشد».[55]
موحد
Saturday 18 September 2004, 06:37AM
ادامه...
قسم خوردن به صاحب قبر
از امام صادق از امام باقر از اميرالمؤمنين عليهم السلام روايت است كه رسول گرامي صلي الله عليه وآله وسلم از خوردن در هنگام تكيه دادن نهي فرمودند. چند مورد ديگر از ممنوعات شرعي را بر شمردند از جمله: و از قسم خوردن به غير الله منع كردند و فرمودند:كسي كه به غير الله قسم بخورد در نزد خداوند هيچ ارزشي ندارد.[56]
شيخ طائفه ابو جعفر طوسي مي نويسد: قسم صحيح ومعتبر در نزد آل محمد صلي الله عليه وآله وسلم اين است كه انسان به ذات الله متعال يا به يكي از اسماي گرامي او قسم بخورد، و هر قسمي كه به غير نام الله متعال يا اسماي گرامي او باشد هيچ اعتباري ندارد، سپس فرمود و جايز نيست كه به قرآن قسم بخورد و نه به پدر و مادرش و نه به كعبه و نه به پيامبر و نه به هيچ يك از ائمه عليهم السلام، اگر كسي به اين چيزها قسم بخورد خطا كار است و قسمش از نظر فقهي اعتبار ندارد.[57]
البته قول معتبر آن است كه قسم به قرآن كريم جايز است زيرا قرآن كلام خداوند است و كلام خداوند, از صفات گرامي اوست.
عمادالدين طوسي مي نويسد: (ولا يجوز اليمين بغير الله) يعني: «قسم خوردن به غير خدا جايز نيست».[58]
طواف به دور قبر
از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: ايستاده آب ننوش و به هيچ قبري طواف نكن و درآب پاك بول نكن اگر كسي چنين كرد و ضرري به او رسيد از خودش بداند، اگر كسي يك بار اين اعمال ناشايست را انجام دهد ديگر عادت مي كند مگر اينكه خدا بخواهد كه توبه كند و بر گردد.[59]
حر عاملي در كتابش وسائل الشيعة بابي آورده است با اين عنوان: ( باب استحباب الدعاء بالمأثور عند زيارة القبور وعدم الطواف بالقبر).[60] يعني: «باب مستحب بودن دعاي مسنون در هنگام زيارت قبر و عدم طواف بر قبر». باب ديگري آورده با اين عنوان (باب عدم جواز الطواف بالقبور).[61] «باب دربارة جايز نبودن طواف بر قبرها».
ماتم كردن و به سر و صورت و سينه زدن
از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: رسول گرامي صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند: (ضرب المسلم يده علي فخذه عند المصيبة احباط لأجره) يعني: «اينكه مسلمان در هنگام مصيبت و اندوه دستش را بر رانش بكوبد پاداشش ضايع مي شود».[62]
از طريق جابر بن عبدالله روايت است كه فرمود: خدمت امام باقر عليه السلام عرض كردم ما الجزع؟ بي صبري چيست؟ فرمودند: بدترين بي صبري اين است كه سر و صدا كني، فرياد بكشي، ناله كني، به صورتت بزني, به سينه ات بكوبي, مويت را بكشي، كسي كه نوحه سرايي كند صبر را ترك كرده است و راه نادرستي را در پيش گرفته است و كسي كه صبركند و إنا لله و إنا إليه راجعون بخواند و سپاس پروردگار را بجاي آورد به درستيكه به تقدير خدا راضي شده و پاداش او در نزد خداوند محفوظ است و كسي كه چنين نكند باز هم آنچه قضا و قدر الهي باشد بوقوع مي پيوندد گرچه او ناراضي باشد، در اين صورت خداوند اجر و پاداشش را ضايع مي كند.[63]
و از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: سه چيز است كه نمي دانم كداميك به اعتبار جرم و گناه بزرگتر است: (از جمله)كسي كه هنگام مصيبت بر رانش ميكوبد (كه كنايه از بي صبري است اما با كمال تأسف امروز بعضي مردم به سر و سينه مي زنند).[64]
1- الزمر: 65
2- رواه الترمذی و ابن ماجه و احمد
3- بروايت مسلم: 2/671
4- ق: 16
5- غافر : 60
6- الفاتحة: 5
7- من لايحضره الفقيه: 1/128, وسائل الشيعة: 2/887
8- علل الشرائع: صفحه 358
9- فروع الكافي: 3/228, من لايحضره الفقيه: 821, وسائل الشيعة: 2/ 887
10- فروع الكافي: 3/390, من لايحضره الفقيه: 1/171
11- فروع الكافي: 3/390, الاستبصار:1/ 397
12- استبصار 1/397 و غيره.
13- استبصار 1/397
14- من لايحضره الفقيه:1/ 135
15- فروع الكافي: 3/202 , وسائل الشيعة: 2/864
16- من لايحضره الفقيه: 1/135, وسائل الشيعة: 2/868
17- وسائل الشيعة: 2/869 و 3/62
18-وسائل الشيعة: 2/870
19-الإستبصار: 1/217 , وسائل الشيعة: 2/869
20- الإستبصار: 1/482 , وسائل الشيعة: 2/795 و 2/869
21- اصول الكافي: 1/458( كتاب الحجة, باب مولد أميرالمومنين صلوات الله عليه, شماره 11)
22- النهاية: ص 44
23- الوسيله إلي نيل الفضيلة ص 62 چاپخانه الاداب نجف.
24- وسائل الشيعة: 3/454
25- اصول الكافي: 1/450, وسائل الشيعة: 2/856
26- وسائل الشيعة 2/857 , علل الشرائع ص 307.
27- وسائل الشيعة 2/858.
-28- فروع كافي3/200وسائل الشيعة 2/857.
29- فروع كافي 3/140وسائل الشيعة 2/857.
30- وسائل الشيعة 2/857.
31- فروع كافي3/195وسائل الشيعة 2/848.
32- فروع الكافي: 3/201, وسائل الشيعة: 2/856
33- فروع الكافي: 3/199, وسائل الشيعة: 2/856
34- حاشية شماره 3 فروع كافي 3/199.
35- عيون أخبار الرضا: 1/84, وسائل الشيعة 2/858
36- اللمعة الدمشقية: 1/410
37- النهاية: ص 39.
38- الفرقان: 3
39- النحل : 20- 21
40- الإسراء: 56-57
41- نهج البلاغة 1/220( خطبة 111).
42- نهج البلاغة 2/15(خطبة 132).
43- الزمر: 3
44- يونس: 18
45- نهج البلاغة نامه: 31
46- فاطر: 13- 14
47- الاحقاف: 5 - 6
48- الجـن: 18
49- نهج البلاغة: خطبة 176
50- نهج البلاغة نامة:31
51- علل الشرائع 34, عيون اخبارالرضا 2/75.
52- علل الشرائع 59, عيون اخبار الرضا2/76.
53- البقرة: 173
54- الأنعام: 136
55-علل الشرائع 481-482, عيون اخبار الرضا2/91.
56- مكارم الأخلاق 466.
57- النهاية: ص 555.
58- الوسيلة إلي نيل الفضيلة ص415.
59- علل الشرائع 283, وسائل الشيعة 10/450.
60- وسائل الشيعة 2/882.
61-وسائل الشيعة 1/450.
62- فروع كافي 3/224, وسائل الشيعة 2/914.
63- فروع كافي 3/222- 223, وسائل الشيعة 2/915.
64- وسائل الشيعة 2/678.
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.