نمايش نسخه نهائي : سنگسار جنايتي هولناك وضدبشري كه متاسفانه بنام پاك اسلام انجام ميشود!
موحد
Monday 23 August 2004, 03:25PM
بنام خدا
باسلام به حق جویان
چندی پیش از کانالهای ماهواره تلویزیونی صحنه ای دلخراش وجنایتی هولناک را شاهد بودم
که از ایران واز مراسم سنگساردوانسان مخفیانه فیلم برداری شده بود ابتد ا آنان را در کفن گذاشته ودرگودالی بصورت عمودی قرار دادندوسپس تاسینه آنان خاک ریختن وسر آنهارا باز کرده وپس از قرائت حکمی از سوی یک روحانی افرادی که در گرداگرد آنان بودند باسنگ سر آن دو انسان بینوا را هدف قراردادند!!صحنه دلخراش ودهشتناکی بود! ذره ذره جان دادن دو انسان! وسپس سرله شده آنها!! چنگیز خان مغول وقوم خونخوارش هم چنین جنایت نمی کردن حداقل مردم را زود میکشتند و به این صورت زجر کش نمیشدن!!
ومتاسفانه این جنایت عظیم به نام اسلام پاک صورت میگیرد! اسلامی که دین رحمت است!
اسلامی که حتی اجازه چنین رفتاری جهت آزارحیوانات وحشی وخطرناک را هم نمی دهد!
چه شده؟!قانون سنگسارقانون الهی نیست!اززمانهای بسیار دوردربین اقوام مختلف چنین جنایتهائی انجام میگرفت ومخصوصا دربین یهودیان ومسیحیان!ازآنجائی که یهودیان درمدینه
ودر کنار مسلمانان زندگی میکردندوبعدها خیلی از آنان وبخصوص علمای یهودی اسلام آوردند!مانند کعب الاخبارها بتدریج قوانین وعقاید منحرف خودرااز طروق مختلف از جمله
ساختن احادیث وروایات بنام پیامبر وائمه وسایر صحابه وارد اسلام نمودند!که به این احادیث وروایات اسرائیلیات می گویند!واغلب علمای بزرگ اسلام به این امر معترفند!ومتاسفانه دربین کتب شیعه واهل سنت به وفور یافت میشود!ازآنجائی که دردین قانونگذار فقط خداست وپیامبر تنها نحوه اجرای این قوانین را نشان میدهد(سنت) ودردین هیچکس حتی پیامبر حق وضع قانون ندارد( ان الحکم الا لله ) با اطمینان کامل عرض میکنم تمام احادیث وروایات مربوط به سنگسار که از قول پیامبر وامامان ویاران رسول الله نقل شده همه دروغ وکذب محض است.البته رهبران مذهبی زنا را به دودسته محصنه وغیر محصنه تقسیم کرده اند وبرای زنای محصنه(زن ومرد متاهل)عمل سنگسار راروا میداند! درصورتیکه در آیاتی که بیان خواهد شد خداوند درمورد زنای محصنه یعنی زنان شوهردار صحبت میفرماید.
بران شدیم تا ببینیم خداوند درمورد زنا در کتاب خود چه دستوری داده!وآیا این جنایاتی که بنام او انجام میشود درقرآن هست یا خیر؟!خداوند در آیات 15 و16 سوره نساء میفرماید:
< واللاتی یاتین الفاحشة من نسآئکم فاستشهدوا علیهن اربعة منکم فان شهدوا فامسکوهن فی البیوت حتی یتوفاهن الموت او یجعل الله لهن سبیلا . واللذان یاتیانها منکم فآذوهما فان تابا واصلحا فاعرضوا عنهما ان الله کان توابا رحیما .>
وکسانیکه اززنان شما کارزشتی(زنا)بیاورندپس گواه بگیریدبر ایشان چهار نفر از خودتان پس اگر گواهی دادندآن چهارنفر پس آنانرا در خانه ها نگهدارید تا مرگشان برسد ویا خدا برای ایشان راهی قرار دهد.وآنکه کارزشت را میآورد ازشما پس بیا زاریدشان پس اگرتوبه کرده واصلاح نمود از ایشان اعراض کنید براستیکه خدا توبه پذیر ومهربان است.
ودر سوره نور آیات 2و4و6 میفرماید:
<الزانیة والزانی فاجلدوا کل واحد منهما مئة جلدة ولا تاخذکم بهما رافة فی دین الله ان کنتم تومنون بالله والیوم الآخر ولیشهد عذابهما طائفة من المومنین..
والذین یرمون المحصنات ثم لم یاتوا باربعة شهداء فاجلدوهم ثمانین جلدة ولا تقبلوا لهم شهادة ابدا واولئک هم الفاسقون.
والذین یرمون ازواجهم ولم یکن لهم شهداء الا انفسهم فشهادة احدهم اربع شهادات بالله انه لمن الصادقین.>
مردزانی وزن زانیه را برپوست هریک ازاینان صد تازیانه بزنید وشمارا بایشان مهربانی دردین خدا نگیرداگر ایمان بخدا وروز قیامت دارید وباید در عذاب ایشان گروهی از مومنین حاضر وگواه باشند.وآنانکه زنان عفیفه را نسبت ناروا میدهند سپس چهار گواه نمی آورند پس ایشانراهشتاد تازیانه بزنید وگواهی ایشان را هیچوقت نپذیرید وآنان خود فاسقند.وآنانکه زنان خودرا نسبت زنا میدهند وبرای ایشان گواهانی نیست مگر خودشان پس گواهی یکی از ایشان چهار مرتبه گواه وشاهد گرفتن خداست که او از راست گویان است وپنجم گفتن لعنت خدا براو اگر از دروغگویان باشد.
پس ببینید خداوند چگونه حکم خودرا بیان فرموده واز سنگسار واعدام خبری نیست ومجازاتیکه درنظرگرفته باشرایط بسیارسخت وتقریبا غیر ممکن!یعنی داشتن چهارشاهد عادل که خود این عمل زشت را دیده باشند.خوب معلوم است در هیچ کجای دنیا کسانیکه این عمل زشت(زنا) را میخواهندانجام دهنددرمقابل چشم دیگران انجام نمیدهند!پس یافتن چهار شاهد تقریبا منتفی است چرا؟؟؟بااینکارخداوند میخواهد آبروی انسانها ولو خلاف کارباشند حفظ شود وهرکس براحتی نتواند آبرو وحیثیت اشخاص را برباد دهد.وانگهی اگر هم افراد بیشرمی پیدا شوند که شرایط فوق را داشته باشند مجازات آنها صد ضربه تازیانه است نه چیز دیگر
اما بزرگترین دلیل قرآنی بر عدم وجود سنگسار(یااعدام)آیه شریفه ذیل است.
خداوند در سوره نساء آیه 25 میفرماید:
<ومن لم یستطع منکم طولا ان ینکح المحصنات المومنات فمن ما ملکت ایمانکم من فتیاتکم المومنات والله اعلم بایمانکم بعضکم من بعض فانکحوهن باذن اهلهن وآتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات ولا متخذات اخدان فاذا احصن فان اتین بفاحشة فعلیهن نصف ما علی المحصنات من العذاب ذلک لمن خشی العنت منکم وان تصبروا خیر لکم والله غفور رحیم>
و هركس ازشما تواناني مالي نداشته باشد كه بازناني آزاد مؤمن ازدواج كند بهتر است باملك يمينهايتان از كنيزان مؤمن تان ازداوج كند وخداوند به ايمان شما داناتر است همه از يكديگريد پس با اجازه سرپرست شان با آنان ازدواج كنيد و مهرهايشان را به وجه پسنديده به ايشان بدهيد در حاليكه پاكدامنان غير پليد كار باشند ودوست گيران نهاني نباشند، آنگاه چون ازدواج كردند اگر مرتكب كار ناشايستي (زنا )شدند مجازات آنان به اندازه نصف مجازاتيست كه بر زنان آزاد مقرر است ،اين حكم براي كسي از شما است كه از آلايش گناه بترسد و شكيبايي و پاكدامني پيشه كردن برايتان بهتر است وخداوند آمرزگار مهربان است .
حال بنده ازشما ورهبران مذهبی سئوال میکنم اگر حکم زنای محصنه سنگسار ویا اعدام است نصف آن که در آیه ذکر شده یعنی چه؟؟؟؟؟!!!!!مگر میشود برای کسی حکم اعدام صادر شود وبرای دیگری نصف آن !!!!!!!
خواهش میکنم دلایل خودرا فقط از قرآن ذکر کنید والا احادیث وروایات مربوط به سنگسار چه در شیعه وچه در سنی همه مخالف قرآن وعقل است!.
همانطور که قبلا هم خدمتتان عرض شد از قول پیامبر وامامان بارها تصریح شده که اگر حدیث منسوب به ایشان با قرآن سازگار نبود آنرا بر سینه دیوار بکوبید!وآن حدیث باطل است وفرموده اند که ما هیچگاه بر خلاف قرآن سخن نمی گوییم واگرشاهدی از قرآن برای حدیث ما نیافتید بدان عمل نکنید<<.قال رسول الله(ص):اذا جائکم عنی حدیث فاعرضوه علی کتاب الله فما وافقه فاقبلوه وما خالفه فاضربوابه عرض الحائط(تفسیر مجمع البیان طبرسی ج 1 ص 27) قال الصادق(ع) :مالم یوافق من الحدیث القرآن فهو زخرف(اصول کافی ج 1) قال الباقر(ع):اذاجائکم عنا حدیث فو جد تم علیه شاهدااوشاهدین من کتاب الله فخذوا والا فقفوا عنده...(وسائل الشیعه ج 18 ص 80)>>
درآخر به تمام کسانیکه بنوعی در اینگونه جنایات شرکت داشتن عرض میکنم هرچه زودتر توبه کرده وازخداوند بخواهند که از گناهانشان درگذرد.آمین.....................
مزدك بامداد
Wednesday 25 August 2004, 07:48PM
سوره مائده آيه 42
بعضي از مذهبيون از شرم و براي فرار از حقيقت منكر اين حكم هستند و ميگويند كه در حكم سنگسار اسلامي نيست.
اين ها همينطور منكر بر تمامي احاديث اسلامي هستند و مترجم قران را هم ناآگاه ميشمارند. اينان اجراي مكرر حكم سنگسار را به توسط آيت الله هاي ايران راهم دليل بر ناآگاهي آنان ميدانند.
با تمام اين حرفها با نگاهي دقيق به كلمات الله متوجه ميشويم كه حكم الله همان حكمي است كه او در تورات تعيين كرده و در تورات مجازات زنا "سنگسار" تعيين شده است.
http://derafsh-kaviyani.com/gif/rajam/rajam.gif
http://derafsh-kaviyani.com/gif/rajam/hashie3.gif
مزدك بامداد
Wednesday 25 August 2004, 07:51PM
نام اسلام پاك نيست و هرگز نيز پاك نخواهد شد
حتي پس از فرو افتادن ، سرنوشت محتوم پليدان.
صبح
Wednesday 25 August 2004, 08:18PM
فسادي كه اين كافرها ترويج مي دهند ، مثلا مزدك بامداد كه اشتراك جنسي را ترويج مي داد ، يكي از مصاديق فساد است و سنگسار دارد .
ما هم از صحنه سنگسار خوشمان نمي آيد ، اما فجيعتر از آن ( زنا ) و فجيعتر از اين فجيع ( زناي محصنه ) است كه به مراتب هولناك تر از سنگسار است .
نتيجه اينكه اگر فسادي نباشد ... سنگساري هم نخواهد بود . و آنان كه دم از حقوق بشر مي زنند ، در يك ترازوي مثالي براي اين معادله ، بر روي كفه ترويج فساد نشسته اند ... مثل مزدك بامدادان در تاريخ ، و اين نمونه اش در اين تاريخ ! :D
صبح
Wednesday 25 August 2004, 08:20PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد
نام اسلام پاك نيست و هرگز نيز پاك نخواهد شد
حتي پس از فرو افتادن ، سرنوشت محتوم پليدان.
پس لابد نام كفر و الحاد و اباهي گري ... پاك است ! :smile58: :D
:o
درست است مسلمانان خيلي رحيم و مهربان هستند ... ، اما بعضي وقتها هم بايد خشانت به خرج داد ، همه اش كه قلقلك و رحمت نميشود ... طبق دستور اسلام كافران و مزدوران آنان را تار و مار كرد تا ذره اي فتنه نماند ... و بجنگيد با آنان تا فتنه نماند ... ، اينها دستورات قرآن است ... تا جامعه اي سالم و دور از هرگونه فساد اخلاقي را دارا بود ... و در همين راستاست كه اين كافران از اين سو ، فساد مي افكنند و از آن سو كه با فساد مبارزه مي شود ، به مبارزه با فساد اعتراض مي كنند ... اينها مدافعان كساني هستند كه زناي محصنه كرده اند و خانواده را پيچانده اند ... و با اجتماع سالم ، به مبارزه برخاسته اند ... و اگر با آنها برخورد نشود ، جامعه را همچون خود فاسد مي كنند .
min
Thursday 26 August 2004, 02:22AM
مزدك و موحد هر دو در يك مسير حركت مي كنند و شايد با هماهنگيهاي پشت پرده .
احتمالا قرار است موحد حكمي را كه اسلام بر آن تاكيد دارد خلاف انسانيت بنامد و بگويد اسلام چنين چيزي را قبول ندارد و مثلا روشنفكرانه از اسلام دفاع كند و مزدك بيايد ثابت كند كه نه اين حكم متعلق به اسلام است و اصلا اسلام چنين است و چنان است .
اينها نمي دانند كه كسي كه پرده انسانيت را مي درد و عملي خلاف انسانيت انجام مي دهد و حقوق جامعه را زير پا مي گذارد را نمي شود با نصيحت آدم كرد . اينها فقط به خاطر اينكه به اين اعمال دل بسته اند مي خواهند عاملين به اين اعمال را تطهير كنند .
من لزومي براي اينكه براي اين دو ... چيزي را ثابت كنم نمي بينم . هرچند كه اگر ثابت هم بكنيم مانند آن تاپيكهاي گذشته قرار نيست زير بار حرف حق بروند .
موحد
Thursday 26 August 2004, 12:11PM
جناب مين
شما كه تمام افكار واعمالتان مانند يهوديان است چه؟؟!!
asheghe iran_p
Thursday 26 August 2004, 06:03PM
خيلي ساده و خيلي بي منطق هستيد جناب موحد من تو اين مدت كه گفتگوهاي شما رو ميخوندم فقط شما كپي پيستهايي ميكنيد كه خودتان مطمئنم يكبار آنها را نخوانده ايد شما چطور ممكنه تو اين يكي دوهفته كه ثبت نام كرديد همه را شناخته باشيد و به همه بگيد شما كه افكارتان مثل يحوديان است جاي تاسف داره خيلي براي يك همچين آدمهايي كه بدون فكر حرف ميزنند
البته حرفهاي شما يك خوبي دارد و آن اين است كه آدم وقتي خسته از كارهاي روزانه است براي طنز صحبتهاي شما رو ميخونه و خستگي رو فراموش ميكنه:D
min
Friday 27 August 2004, 02:42PM
نوشته شده بوسيله موحد
جناب مين
شما كه تمام افكار واعمالتان مانند يهوديان است چه؟؟!!
جدا با اين حرفها نشون ميدي كه شناختت از اسلام هم به اندازه شناختت از منه و حتي شايد خيلي خيل كمتر.
تمام افراد باشگاه ميدانند كه من چقدر عليه يهوديان و تفكراتشان نوشته ام .
در اين دو هفته اي كه تو آمده اي من بسيار مطلب كم نوشته ام و شما از مطالب اين دو هفته اصلا نمي توانيد بشناسيد كه من چگونه فكر مي كنم .
تمام قضاوتهاي شما به اين خنده داري است .
ولي من به يقين مي گم كه شما هيچ اعتقادي به اسلام نداريد . يكي از دلايلش هم كاسه شدن با مزدك كافر است .
راستي مي شود بفرماييد از كدام نوشته من پي برديد كه تفكرات من مثل يهوديان است ؟:D:D:D
زت زياد
ياور
Monday 5 December 2005, 03:50PM
ياالله
اللهم صلي علي محمد وآل محمد
اين نوع جنايت هم از نوع روايتي وبقول معروف از توي قوطي عطاري بيرون آمده است كه هيچ مدرك قرآني ندارد كه هم مشركين شيعه وهم مشركين سني از قوطي عطاري خود بيرون آورده اند
ياالله
موحد
Monday 5 December 2005, 05:54PM
پس حكم سنگسار كردن زناكار (رَجمِ زانی و زانيه) ازكجا آمده است؟ اكنون در همهی كتابهای فقهی - از شيعه و سنی- تأكيد ميشود كه زن شوهردار يا مرد زنداری كه مرتكب زنا شد بايد سنگسار گردد. فقها ميگويند كه سنگسار در زمان حيات پيامبر اكرم به دستور شخص پيامبر انجام گرفته و حكمی است كه پيامبر اكرم داده بوده و بايد مثل هر كدام از ديگراحكام اسلامی، تا دنيا باقی است بهقوتِ خودش باقی باشد؛ زيرا كه يكی از «حدود الله» (خط سرخ خدائی) است و نبايد از آن گذشت. اين درحالی است كه حكم سنگسار در قرآن نيامده، بلكه سختترين مجازاتی كه قرآن برای زناكار مقرر كرده يكصد تازيانه درملأ عام است. در حديث نيز از زبان پيامبر گفته نشده كه زناكار را بايد سنگسار كرد.
حكم سنگسار مبتنی بر چند روايت است كه دونسل بعد از وفات پيامبر اكرم، يعنی در زمان خلافت اموی، روايت كردهاند.
درسيره ميخوانيم كه پس از آنكه پيامبر اكرم و مؤمنين به مدينه هجرت كردند، اتفاق افتاد كه يك زن و مرد از يهودان مدينه مرتكب زنا شدند. يهودان به نزد پيامبر رفتند و گفتند تو كه ادعا ميكنی آمدهای تا احكام تورات را اجرا كنی، اكنون بيان كن كه حكم تورات دربارهی زن و مرد زناكار چيست؟ پيامبر اكرم به «بيت المدراس» (مدرسهی دينی يهودان) رفت و از خاخامها خواست كه تورات را بياورند و حكم زناكار را برايش بخوانند. ولی هركدام از خاخامها گفت حكم تورات آنست كه زن و مرد زناكار را بايد وارونه بر خری سوار كنند و با روی سياه در شهر بگردانند تا عبرت ديگران شوند. وقتی پيامبر به آنها سوگند داد كه تورات را بياورند و حكم زناكار را بخوانند، خاخام جوانی به نام عبدالله ابن صوريا تورات را آورد و خواند و گفت: حكم زناكار در تورات آنست كه سنگسار شود. پيامبر اكرم گفت: من شايستهترين كس به اجرای حكم تورات هستم كه حكم خدا است؛ و دستور داد آن زن و مرد زناكار را سنگسار كردند. [سيره ابن هشام: ٢ / ٢٠٦- ٢٠٧. تفسير طبری: ٤ / ٥٧٢- ٥٧٥]
اين واقعه ميتواند مربوط به سال اول يا دوم هجری بوده باشد. ولی البته در هيچجا گفته نشده كه آن زن و آن مرد از چه قبيله و از چه خاندانی بودند! فقط گفته شده يك زن و مرد يهودی كه مرتكب زنا شده بودند. عادت سيرهنويسان است كه وقتی دربارهی رخدادی سخن ميگويند همهی شخصيتهای رخداد را با نام و نشان معرفی كنند؛ ولی در اين داستان، هم مرد يهودی و هم زنِ يهودی، هردو مجهول الهويه ماندهاند.
احكامی كه قرآن برای زناكاران بيان كرد چندين سال بعد از اين واقعه نازل گرديد، و هچ سخنی از سنگسار به ميان نياورد.
آنچه مسلم است آنست كه اسلام برای مردان زندار و زنانِ شوهرداری كه مرتكب عمل منافی عفت شوند، يعنی به همسرانشان خيانت كرده با غير همسرشان همبستر شوند كيفرهائی درنظر گرفته است. هدف از وضع اين كيفرها حفظ نهاد خانواده و روابط خانوادگی و پيوند زناشوئی است نه تخريب نهاد خانواده. در كيفردهی خطاكار همهی جوانب احتياط را مراعات كرده است تا خانواده از هم نپاشد و به جامعه آسيب نرسد.
اما بزرگترین دلیل قرآنی بر عدم وجود سنگسار(یااعدام)آیه شریفه ذیل است.
خداوند در سوره نساء آیه 25 میفرماید:
"ومن لم یستطع منکم طولا ان ینکح المحصنات المومنات فمن ما ملکت ایمانکم من فتیاتکم المومنات والله اعلم بایمانکم بعضکم من بعض فانکحوهن باذن اهلهن وآتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات ولا متخذات اخدان فاذا احصن فان اتین بفاحشة فعلیهن نصف ما علی المحصنات من العذاب ذلک لمن خشی العنت منکم وان تصبروا خیر لکم والله غفور رحیم"
"و هركس ازشما تواناني مالي نداشته باشد كه با زناني آزاد مؤمن ازدواج كند بهتر است با ملك يمينهايتان از كنيزان مؤمن تان ازداوج كند و خداوند به ايمان شما داناتر است همه از يكديگريد پس با اجازه سرپرست شان با آنان ازدواج كنيد و مهرهايشان را به وجه پسنديده به ايشان بدهيد در حاليكه پاكدامنان غير پليد كار باشند ودوست گيران نهاني نباشند، آنگاه چون ازدواج كردند اگر مرتكب كار ناشايستي (زنا )شدند مجازات آنان به اندازه نصف مجازاتيست كه بر زنان آزاد مقرر است ،اين حكم براي كسي از شما است كه از آلايش گناه بترسد و شكيبايي و پاكدامني پيشه كردن برايتان بهتر است وخداوند آمرزگار مهربان است".
حال بنده ازشما و رهبران مذهبی سئوال میکنم اگر حکم زنای محصنه سنگسار و با اعدام است نصف آن که در آیه ذکر شده یعنی چه؟!مگر میشود برای کسی حکم اعدام صادر شود و برای دیگری نصف آن !!!!
موحد
Thursday 8 December 2005, 03:11PM
انصافا سوال سختی بود ؟؟؟؟؟؟؟
لطفا کسانی که سنگسار را قبول دارند بیایند و پاسخ دهند و بنده را از سردرگمی نجات دهند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سوال من از :
کاربران محترم
mohammadmehdi
هستی
اصفهانی
مین
سینا
scorpion
و....
(نصف حکم اعدام چیست ؟)
البته اگر از طرفداران روايات ومنكرين قرآن بپرسيد حتما مي گويند كه اين مجازات براي زناي غير محصنه يعني زن بدون شوهر است در صورتيكه آيه ميفرمايد:
محصنات غیر مسافحات ولا متخذات اخدان فاذا احصن فان اتین بفاحشة فعلیهن نصف ما علی المحصنات من العذاب....
زنان شما نه دختران شما نه خواهران شما!!
حق جو
Thursday 8 December 2005, 05:01PM
سنگسار زن حامله توسط عمر بن خطاب
سلام بر جویندگان حقیقت
یکی از مهمترین شرطهای خلیفه مسلمانان که بعنوان جانشینی پیامبر (ص) بر جان و مال مردم مسلط می شود مطلع بودن از قران و سنت پیامبر است.
پیامبر اسلام(ص) فرمودند: هرگاه در بین قومی کسی حاکم شود و از او داناتر در بین مردم یافت شود همواره وضعیت این قوم رو به بدی خواهد رفت.
بنابر نظر پیامبر اسلام تنها داناترین فرد امت است که شایسته امارت و خلافت می باشد.
در کتابهای معتبر اهل سنت موارد بسیاری از جهالت و نادانی خلیفه دوم عمر نسبت به سنت پیامبر و احکام ضروری که در قران بروشنی بیان شده اند ذکر شده است. برای نمونه به مورد زیر اشاره می کنم:
از دانشمندان بزرگ اهل سنت در گذشته :
محمد ابن یوسف گنجی شافعی در آخر باب ۵۸ کفایت الطالب
امام احمد ابن حنبل در مسند
بخاری در صحیح
حمیدی در جمع بین الصحیحین
شیخ سلیمان بلخی حنفی در ص۷۵ باب ۱۴ ینابیع الموده از مناقب خوارزمی
امام فخر رازی در ص ۴۶۶ اربعین
محب الدین طبری در ص ۱۹۶ جلد دوم ریاض النضره
خطیب خوارزمی در ص ۴۸ مناقب
محمد ابن طلحه شافعی در ص ۱۳ مطالب السئول
امام الحرم در ص ۸۰ ذخایر العقبی
همگی این ماجرا را نقل کرده اند.
در زمان خلافت عمر زنی حامله را پیش خلیفه آوردند و گفتند که این زن زنا کار است. خلیفه از زن در اینمورد سوال کرد و زن به گناه خود اعتراف کرد. عمر بیدرنگ دستور سنگساراین زن را صادر کرد
علی (ع) در این مجلس حاضر بود. حضرت با شنیدن فرمان عمر فرمود : حکم تو در باره این زن قابل اجراست ولی تو بر کودکی که در رحم این زن است تسلطی نداری ( بچه این زن بیگناه است و تو با رجم زن او را خواهی کشت ! ) در این موقع عمر دستور به آزاد کردن زن داد !!! در اينجا حضور علي (ع) منجر به نجات جان انسان بيگناهي كشته شدن در اثر جهالت خليفه شد
مورد مشابه دیگری در مورد دستور عمر به سنگسار زن دیوانه در کتب معتبر اهل سنت نقل شده است که جهالت عمر به حکم خداوند را بیشتر آشکار می کند.
از شما خواننده گرامی می خواهم که بدون هیچگونه تعصب مثبت و منفی به سوال من پاسخ دهید:
بنظر شما نظر پیامبر گرامی اسلام در مورد خلافت جاهلترین فرد امت چیست؟؟
موحد
Saturday 10 December 2005, 05:54PM
[CENTER]
از شما خواننده گرامی می خواهم که بدون هیچگونه تعصب مثبت و منفی به سوال من پاسخ دهید:
[SIZE="6"] بنظر شما نظر پیامبر گرامی اسلام در مورد خلافت جاهلترین فرد امت چیست؟؟
بنظر من جاهلترين فرد امت فرد احمقي است كه بجاي پاسخ منطقي به سئوال قرآني كه در بالا مطرح گرديده اينگونه پرت وپلا سخن مي گويد!
min
Friday 16 December 2005, 10:49PM
بنظر من جاهلترين فرد امت فرد احمقي است كه بجاي پاسخ منطقي به سئوال قرآني كه در بالا مطرح گرديده اينگونه پرت وپلا سخن مي گويد!
شما می فرمایید سنگسار را شیعیان در دین آورده اند
بعید می دانم عمر شیعه بوده باشد
در ضمن حکومت عمر سالهای نزدیک بعد از وفات حضرت پیامبر(ص) بوده
پس سنگسار از صدر اسلام در دین بوده
تاریخ بر حکم سنگسار توسط حضرت علی (ع) هم صحه گذاشته و آن را نقل کرده است .
اسناد سنگسار را هم قبلا برایتان نوشتم .
صبح
Friday 16 December 2005, 11:51PM
جزء 5 سوره النساء آيه 25
وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
و آنها كه توانايى ازدواج با زنان [آزاد] پاكدامن باايمان را ندارند، مىتوانند با زنان پاكدامن از بردگان باايمانى كه در اختيار داريد ازدواج كنند -خدا به ايمان شما آگاهتر است؛ و همگى اعضاى يك پيكريد- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزويج نماييد، و مهرشان را به خودشان بدهيد؛ به شرط آنكه پاكدامن باشند، نه بطور آشكار مرتكب زنا شوند، و نه دوست پنهانى بگيرند. و در صورتى كه (محصنه) باشند و مرتكب عمل منافى عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت. اين [اجازه ازدواج با كنيزان] براى كسانى از شماست كه بترسند [از نظر غريزه جنسى] به زحمت بيفتند؛ و [با اين حال نيز] خوددارى [از ازدواج با آنان] براى شما بهتر است. و خداوند، آمرزنده و مهربان است.
چه كسي منكر اين است كه اين آيه در مورد (كنيزان) صحبت مي كند ؟! از آدم بالغ بعيد است فرق زن كنيز با زن آزاد را نداند !
آنچه كه حكم سنگسار زناي محصنه را صادر مي كند ، سنت رسول الله (ص) است . همان چيزي كه اين مدعيان توحيد آن را از كتاب خدا زدوده اند (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=3635).
ایراندوست
Saturday 17 March 2007, 01:08AM
برده داری+کنیز+شلاق+سنگسار+حجاب اجباری+دهها روز عزاداری+ممنوعیت شادی و تفریح+استبداد ولایت فقیه+استبداد شورای نگهبان+....
ایراندوست
Saturday 17 March 2007, 01:26AM
اسلام=سنگسار+شلاق+اعدام با جرثقیل+حجاب اجباری+دست بریدن+چشم دراوردن+100 روز در سال عزاداری+ممنوعیت شادی و تفریح+ممنوعیت عشق+دشمن زنان+...
ديوونه
Saturday 17 March 2007, 09:05AM
برده داری+کنیز+شلاق+سنگسار+حجاب اجباری+دهها روز عزاداری+ممنوعیت شادی و تفریح+استبداد ولایت فقیه+استبداد شورای نگهبان+....
خب دیگه؟:smile21:
sareban
Saturday 17 March 2007, 12:40PM
اسلام=سنگسار+شلاق+اعدام با جرثقیل+حجاب اجباری+دست بریدن+چشم دراوردن+100 روز در سال عزاداری+ممنوعیت شادی و تفریح+ممنوعیت عشق+دشمن زنان+...
اسلام=دین عقل(و يجعلالرجس عليالذين لا يعقلون )+دین ....
http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=63715&postcount=7
اعدام با جرثقیل کجای قران نوشته ؟:D
دست بریدن هم نباید چیز بدی باشد والا مردم نمیگفتند باید دست سارقین را ازبیت المال برید!
در اسلام چیزی به نام چشم درآوردن هم نداریم بله اگر جانی مجنی علیه را کور کرده باشد میتوان او را قصاص کرد البته بشرطی که آسیب دیگری نبیند والا قصاص جایز نیست!
عزا گرفتن برای خوبان از دست رفته برای ماندن نام خوبیها وارزشها، عین خوبی است والا چرا وقتی مادری که خیلی دوست داشتید میمیرد برای او گریه میکنید؟
بله قبول دارم زن تربیت یافته اسلام هم زنی که به شهوت شما کمک کند نیست ولی این عین ارزش است و نه نکوهش!
عشق هم ممنوع نیست من عاشق امام حسین هستم و برای او هر ساله گریه میکنم و مجلس میگیرم و مدام نامش و ذکرش را به خاطر می اورم! چه عشقی بالاتر و بهتر از این؟!
در گناههای دیگر هم حدّ و تعزیر داریم که بیشتر از نیم ساعت طول نمیکشد و خیلی بهتر از مجازات زندانی است که کشورهای غربی در نظر میگیرند و چند سال از عمر آدم را تلف میکنند!
و....
فعلا
ایراندوست
Saturday 17 March 2007, 09:47PM
قران تقریبا کپی همان تورات است.مسیحیت هم خرافاتی در حد همین دو.دوران حاکمیت مذهبی سیاه ترین دوران هر کشوری است.مثلا در هیمن اروپا در زمان حکومت کلیسا چه جنایتهای هولناکی که نشد از گیوتین زدن تا اتش زدن و غیره.و اروپائیان در طول دوران طولانی حکومت کلیسا هیچ سازندگی نداشتند اما به محض فرستادن اخوندهای مسیحی به کلیسا و رنسانس در طول همین مدت کوتاه به اندازه هزار برابر زمان گذشته اختراع و ابتکار و سازندگی شد.در کشورهای اسلامی هم باید همین گونه شود.یعنی اسلام سیاسی کنار گذاشته شود و اسلام به عنوان یک نهاد اجتماعی قرار گیرد.
صبح
Saturday 17 March 2007, 11:17PM
مي فهميد كه چه مي گوئيد ؟ يا نه ؟ :) ... اولا سنگسار يك حكم اجتماعي / قضايي است ... ، و ربطي مستقيمي به سيستم سياسي ندارد و البته خواب اين را ببينيد كه به اين بهانههاي حشيشي سيستم سياسي عوض بكنيد .... تورات هم بهرحال كتاب الهي است البته تحريف شده ... و البته تفاوتهاي بسياري با قرآن دارد ... و تفاوتهاي آن بيشتر از ارتباط آن است ... .
اما بحث بر سر سنگسار بيش حقيقت وجودي آن در اسلام است ... و هجوم تبليغاتي طوري است كه در خيابانهاي ايران مثلا هر روز يك نفر را روي زمين مي كارند و او را سنگسار مي كنند. اما همانطور كه مي دانيد شرايط اجراي سنگسار بسيار بعيد است و اگر شخصي جلوي چشم چهار نفر زناي محصنه كرد ... يعني شرايطي كه براي "چشم در آوردن " اجتماع و خانواده بدون هيچ ملاحظه اي ... ، و آن چهار نفر بيايند و شهادت بدهند ... اين حكم اجرا مي شود . حال گويا در 20 سال گذشته بيش از يك يا دو بار اين عمل انجام نشده است و تصور مي كنم كه اجراي حكم درخور جرم بوده است ... و نيازي نيست كه اينقدر روي اين مساله حساسيت نشان بدهيم ...
ایراندوست
Saturday 17 March 2007, 11:45PM
از نظر اندیشه خشن اسلامی شما اینکه زنی را در گونی بکنیم و داخل خاک چال کنیم و بعد با سنگ وحشیانه به سرش بکوبیم تا در اثر درد و رنج فراوان هلاک شود که چیزی نیتس!بله در اسلام مثل اب خوردن در طول تاریخ جنایتهای بسیار بزرگتر از این هم شده از جمله سر بریئن و چشم دراوردن وشلاق زدن ..همین چیزها کافی است که ما به ماهیت شیطانی اسلام و هر دین مشابه پی ببریم.
صبح
Sunday 18 March 2007, 12:21AM
از نظر اندیشه خشن اسلامی شما اینکه زنی را در گونی بکنیم و داخل خاک چال کنیم و بعد با سنگ وحشیانه به سرش بکوبیم تا در اثر درد و رنج فراوان هلاک شود که چیزی نیتس!بله در اسلام مثل اب خوردن در طول تاریخ جنایتهای بسیار بزرگتر از این هم شده از جمله سر بریئن و چشم دراوردن وشلاق زدن ..همین چیزها کافی است که ما به ماهیت شیطانی اسلام و هر دین مشابه پی ببریم.
از نظر شما چطور است زني جلوي چهار شخص ديگر برود به شوهر خود خيانت كند و با ديگري زنا كند ؟ :) اين خيلي خوب است ..... ؟ خوب لابد اينها خوب شده است ... و كسي حد رجم بر افسارگسيختگان ولنگار تعيين نكرده است كه در آمريكا هر دو دقيقه يك بار يك تجاوز به عنف ميشود ديگر .... ! لابد همين لا ابالي گري ها شده است كه در تلويزيونهاي غربي ،توسط فيلم تبليغ و دعوت به خيانت به خانواده مي شود . و اين يعني نابودي يك نسل ... و نابودي يك ملت ... نه نابودي يك نفر ! اسلام يك نفر را اينگونه نابود مي كند ، تا عبرتي باشد براي ديگران كه باعث نابودي ملتشان نشوند ... و از اين لحاظ سنگسار قابل پذيرش است .
چيزي كه مشخص است شرع مقدس هم نمي خواهد چنين حكمي اجرا بشود ... و شرايط سخت اجراي اين حكم نشان دهنده اين است ... اما اين حكم گاها اجرا مي شود ... و براي ترساندن يا همان تعزير ، افسارگسيختگاني است كه حريم خانواده و جامعه را نگاه نمي دارند ... و بدان خيانت مي كنند ... و اگر بنا به پليدي است ، اسلام هم خشونت بلد است ... ! از خود نپرسيده ايد كه شخصي كه چنين مي كند ، چقدر بايد پليد باشد كه چنين عملي انجام داده باشد ؟ اگر از خود چنين سوالي كرده بوديد كه اينهمه از او دفاع نمي كرديد !:)
اين ماهيت شيطاني ... افسارگسيخته و ضد بشري شماست ... كه دست خيانتكاران و تجاوزگران به جامعه و خانواده را براي انجام كثيف ترين و شنيع ترين جنايتها باز مي گذارد ... و تازه ناز آنها را نيز مي كشد .
یک تسلیم شده
Sunday 18 March 2007, 01:33AM
در تمام آیات قرآن که از سنگسار صحبت شده سنگسار کنندگان کفار و مشرکین بودن:
قَالُوا يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفاً وَلَوْلاَ رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ(91/هود)
گفتند اي شعيب، مقدار زيادي از اين حرفهائي که ميزني نمي فهميم و تورا در بين خود ضعيف مي بينيم، اگر خانواده تو نبودند تو را سنگسار ميکرديم و تو تسلطي بر ما نداري.
إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً(20/الکَهف)
(طبق آیات قبل، مربوط به اصحاب کهف است) چون اگر آنها شما را پيدا كنند، سنگسارتان ميکنند يا شما را به دين خود برميگردانند كه در اين صورت هرگز رستگار نميشويد.
قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنْ آلِهَتِي يَاإِبْرَاهِيمُ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيّاً(46/مريم)
پدرش به او گفت اي ابراهيم، آيا از خدايان من روگرداني؟ اگر از اين كار دست بر نداري تو را سنگسار ميكنم، مدتي از من دور شو.
قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَانُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ(116/الشعراء)
گفتند اي نوح، اگر از اين حرفها دست برنداري سنگسار خواهي شد.
قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ(18/يس)
گفتند ما شما را بفال بد گرفتهايم، اگر از اين حرفها دست برنداريد شما را سنگسار ميكنيم و عذاب پردردي از ما به شما ميرسد.
در یک آیه هم حکم زن زنا کار و مرد زناکار داده شده است ولی مشرکین امروزی کافی نمیدونن و حکم خدا رو تغییر میدن:
سوره ی قانون و واضح النور:
بسم الله الرحمن الرحيم
سورة أنزلنها وفرضنها وأنزلنا فيها ءايت بينت لعلكم تذكرون(1/النور)
سوره اى که نازل کرده ايم و به عنوان قانون قرار داده ايم. ما در آن آياتى واضح فرو فرستاده ايم، تا بلکه توجه کنيد.
الزانية والزاني فاجلدوا كل وحد منهما مائة جلدة ولا تأخذكم بهما رأفة في دين الله إن كنتم تؤمنون بالله واليوم الاخر وليشهد عذابهما طائفة من المؤمنين(2/النور)
زن زنا کار و مرد زنا کار را هر کدام صد ضربه شلاق بزنيد. از روى دلسوزى در انجام قانون خدا کوتاهى نکنيد، اگر واقعا ً به خدا و روز آخر ايمان داريد، و بگذاريد تا گروهى از مؤمنان شاهد تنبيه آنها باشند.
اما مشرکین امروزی (مسلمان نما ها) کافی نمیدنن و از احکام غیر خدا پیروی میکنن:
میگین خدا یادش رفته یا حواسش نبوده که تو قرآنی که قانون ، واضح ، کامل و با جزئیات خطابش میکنه حکم زنا کار های ازدواج کرده رو بده!
حالا از کجا به این نتیجه رسیدن اون آیه فقط مخصوص ازدواج نکرده هاست بماند!
جواب بعضی ها هم که میگن کپی تورات است و ... با آیه ی بالا داده شد.
صبح
Sunday 18 March 2007, 11:00AM
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين و هو ناصر و معين
معلوم است كسي كه هنوز اسلام نياورده ، به ديگران نسبت شرك مي دهد ... چون اصلا نمي داند كه اسلام چيست ! شما ابتدا برويد شهادت پيامبري رسول الله و تبعيت از سنت او به فرمان چندين بارهي قرآن را كامل كنيد ... بعد بيائيد به اين و آن بگوئيد كه مشركند ... كه شما هنوز به شهادت قرآن كافريد ....
اين مقاله را جهت اطلاع و بدون موضع گيري نسبت بدان درج مي كنم .
حكم زناكار در قرآن
اكنون ببينيم كه قرآن كريم دربارهي عمل منافي عفت چه نظري دارد، و حكم زنا در قرآن چيست؟
درآخرين سالي كه پيامبر در مكه بود، يعني چندماهي پيش از هجرت به مدينه، آيهي تحريم زنا نازل گرديد؛ و هشدار داده شد كه زنا «زشتكاري» و «بدروشي» است:وَلاَ تَقْرَبُوا الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِيلاً [سورهي الإسراء، آيهي 32]
ترجمه: به زنا نزديك مشويد كه آن همانا زشتكاري و بدترين راه بوده است.
اندكي پيش ازآن، دريك آيهي قرآن كريم كه در وصف مؤمنين آمده بود، زناكاري در كنار بتپرستي و آدمكشي نهاده شده، هشدار داده شده بود كه هركس زنا كند گناهكارِ شايستهي كيفر است:
وَالَّذِينَ لاَ يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلاَ يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَلاَ يَزْنُونَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا [سورهي الفرقان، آيهي 68]
ترجمه: كساني كه با الله هيچ خدائي را نميخوانند، و جاني كه الله محترم داشته است را جز بهحق نميكشند، و زنا نميكنند؛ و هركس چنان كند كيفر سختي [در قيامت] خواهد ديد.
درسال هفتم يا هشتم هجري حكم مجازات زن و مرد زناكار در قرآن بهروشني بيان شده گفته شد كه مجازات زن و مرد زناكار، يكصد تازيانه در ملأ عام است. و دردنبال اين آيه، آيهي ديگري تصريح كرد كه ازدواج با زناكار بهكلي حرام است و هيچ مرد يا زني نبايد با زن يا مرد زناكار ازدواج كند.الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلاَ تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنْ الْمُؤْمِنِينَ. الزَّانِي لاَ يَنكِحُ إلاَّ زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لاَ يَنكِحُهَا إِلاَّ زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ [سورهي النور، آيات 2- 3]
ترجمه: زن زناكار و مرد زناكار، به هركدامشان صد تازيانه بزنيد، و اگر به الله و روز ديگر ايمان داريد نبايد كه شما را نسبت به ايشان ترحمي بگيرد؛ و بايد كه شكنجهشان را گروهي از مؤمنين نظاره كنند.
مرد زناكار بهجز با زن زناكار يا زن مشرك نكاح نميكند، و زن زناكار را جز مرد زناكار يا مشرك نكاح نميكند؛ اين براي مؤمنين حرام است.
دربارهي زن شوهرداري كه مرتكب عمل منافي عفت شود، در قرآن تصريح شده كه شوهرش بايد چهار گواه بياورد كه عمل را به چشم ديدهاند، و آنوقت زن را درخانه نگاه دارد. و تأكيد شد كه مرد و زني كه مرتكب فحشاء ميشوند بايد مجازات بدني بشوند، ولي اگر توبه كردند كسي حق ندارد مجازاتشان كند:وَاللاَّتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلاً. وَاللَّذَانِ يَأْتِيَانِهَا مِنْكُمْ فَآذُوهُمَا فَإِنْ تَابَا وَأَصْلَحَا فَأَعْرِضُوا عَنْهُمَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ تَوَّابًا رَحِيمًا [سورهي النساء، آيات 15- 16]
ترجمه: آنهائي از زنانتان كه مرتكب فحشاء ميشوند چهار گواه ازخودتان بر آنها بگيريد. پس اگر گواهي دادند [كه عمل را به چشم ديدهاند] ايشان (يعني زنان مرتكب فحشاء) را درخانه نگاه داريد تا ايشانرا مرگ برگيرد يا الله برايشان راهي ايجاد كند. و دوتني كه مرتكب آن ميشوند آزارشان بدهيد؛ ولي اگر توبه كردند و اصلاح شدند دست از آنها بداريد كه الله توبهپذير و مهربان است.
چنانكه ميبينيم، درآخر اين آيه گفته شده است كه كسي كه مرتكب فحشاء بشود، اگر پشيمان شود و ازكردهاش توبه كند، يعني تصميم بگيرد كه ديگر مرتكب چنان عملي نگردد، نبايد مجازات بشود.
در يك آيهي قرآن نيز گفته شده كه چنانچه يك زنِ طلاقيافته كه هنوز درخانهي شوهر زندگي ميكند مرتكب فحشاء شد و كساني به چشم ديدند، شوهرش كه اورا طلاق داده حق دارد كه پيش از موعد مقررشده، ويرا از خانهاش بيرون كند (وَلاَ يَخْرُجْنَ إِلاَّ أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ [سورهي الطلاق، آيهي 1])؛ ولي براي چنين زني مجازات ديگري مقرر نشده است.
كيفر زناكار در حديث و سيره:
پيامبر اكرم دوماه پيش از وفاتش، درخطبهي حجه الوداع- كه آخرين سخنراني عمومي پيامبر است- مجازات زنان شوهرداري كه مرتكب عمل منافي عفت شوند را چنين مقرر كرد:أما بعد: أيها الناس، فإن لكم على نسائكم حقاً، ولهن عليكم حقاً. لكم عليهن أن لا يوطئن فرشكم أحدا تكرهونه، وعليهن أن لا يأتين بفاحشة مبينة. فإن فعلن فإن الله قد أذن لكم أن تهجروهن في المضاجع وتضربوهن ضربا غير مبرح. فإن انتهين فلهن رزقهن وكسوتهن بالمعروف.
ترجمه: اي مردم! شما را بر زنانتان حقي است و ايشان را بر شما حقي است. حق شما برآنها آنست كه بر گليمتان كسي را كه اكراه داشته باشيد راه ندهند، و برآنها است كه مرتكب فحشاي قابل اثبات نشوند؛ اگر شدند الله به شما اجازه داده است كه بسترشان را ازخودتان دور كنيد و بزنيدشان به نحوي كه آسيب جسمي نبينند. پس اگر دست برداشتند حق دارند كه روزي و رختشان را طبق عرف دريافت دارند.
اين آخرين حكمي است كه پيامبر دربارهي زنان شوهرداري كه مرتكب زنا شوند صادر كرده است. پس ازاين سخنراني، نزول وحي براي هميشه متوقف گرديد؛ و دراينجا بود كه آخرين آيهي قرآن نازل شده تأكيد كرد كه امروز دين اسلام به پايهي كمال رسيده است (اليَومِ اَكمَلتُ لَكُم دينَكُم). تنها حكمي كه براي زن شوهردارِ مرتكب خطاي منافي عفت دراين سخنراني مقرر شده آنست كه شوهرش بايد به او فشار بياورد تا دست از خطاكاري بردارد.
ما وقتي آيات قرآن و سخنان پيامبر اكرم دربارهي زنا و فحشاء را دركنار هم ميگذاريم، و فرمان تحريم مطلق ازدواج با زناكار را يكبار ديگر ازنظر ميگذرانيم، و درعين حال آن مجازاتهاي خفيفي كه دربارهي ارتكاب به فحشاي زنان شوهردار به بيان قرآن و زبان پيامبر اكرم مقرر شده است را دربرابر خودمان مينهيم، شايد به اين نتيجه برسيم كه آن زناكاراني كه بايد صد تازيانه بخورند و ازدواج كردن با آنها نيز حرام است، كسانياند كه زنا را به حرفهشان تبديل كردهاند، نه زن يا مردي كه خطائي ازاو سرزده باشد.
ولي اگر چنين است، پس حكم سنگسار كردن زناكار (رَجمِ زاني و زانيه) ازكجا آمده است؟ اكنون در همة كتابهاي فقهي ما- از شيعه و سني- تأكيد ميشود كه زن شوهردار يا مرد زنداري كه مرتكب زنا شد بايد سنگسار گردد. فقهاي ما ميگويند كه سنگسار در زمان حيات پيامبر اكرم به دستور شخص پيامبر انجام گرفته و حكمي است كه پيامبر اكرم داده بوده و بايد مثل هركدام از ديگراحكام اسلامي، تا دنيا باقي است بهقوتِ خودش باقي باشد؛ زيرا كه يكي از «حدود الله» (خط سرخ خدائي) است و نبايد ازآن گذشت. اين درحالي است كه حكم سنگسار در قرآن نيامده، بلكه سختترين مجازاتي كه قرآن براي زناكار مقرر كرده يكصد تازيانه درملأ عام است. در حديث نيز از زبان پيامبر گفته نشده كه زناكار را بايد سنگسار كرد. حكم سنگسار مبتني بر چند روايت است كه دونسل بعد از وفات پيامبر اكرم، يعني در زمان خلافت اموي، روايت كردهاند.
درسيره ميخوانيم كه پس ازآنكه پيامبر اكرم و مؤمنين به مدينه هجرت كردند، اتفاق افتاد كه يك زن و مرد از يهودان مدينه مرتكب زنا شدند. يهودان به نزد پيامبر رفتند و گفتند تو كه ادعا ميكني آمدهاي تا احكام تورات را اجرا كني، اكنون بيان كن كه حكم تورات دربارهي زن و مرد زناكار چيست؟ پيامبر اكرم به «بيت المدراس» (مدرسهي ديني يهودان) رفت و از خاخامها خواست كه تورات را بياورند و حكم زناكار را برايش بخوانند. ولي هركدام از خاخامها گفت حكم تورات آنست كه زن و مرد زناكار را بايد وارونه بر خري سوار كنند و با روي سياه در شهر بگردانند تا عبرت ديگران شوند. وقتي پيامبر به آنها سوگند داد كه تورات را بياورند و حكم زناكار را بخوانند، خاخام جواني به نام عبدالله ابن صوريا تورات را آورد و خواند و گفت: حكم زناكار در تورات آنست كه سنگسار شود. پيامبر اكرم گفت: من شايستهترين كس به اجراي حكم تورات هستم كه حكم خدا است؛ و دستور داد آن زن و مرد زناكار را سنگسار كردند. [سيره ابن هشام: 2 / 206- 207. تفسير طبري: 4 / 572- 575]
اين واقعه ميتواند مربوط به سال اول يا دوم هجري بوده باشد. ولي البته در هيچجا گفته نشده كه آن زن و آن مرد از چه قبيله و از چه خانداني بودند! فقط گفته شده يك زن و مرد يهودي كه مرتكب زنا شده بودند. عادت سيرهنويسان است كه وقتي دربارهي رخدادي سخن ميگويند همهي شخصيتهاي رخداد را با نام و نشان معرفي كنند؛ ولي در اين داستان، هم مرد يهودي و هم زنِ يهودي، هردو مجهول الهويه ماندهاند.
احكامي كه قرآن براي زناكاران بيان كرد چندين سال بعد از اين واقعه نازل گرديد، و هچ سخني از سنگسار به ميان نياورد.
در گزارشها از دومورد ديگر سنگسار در اواخر عمرِ پيامبر سخن رفته، كه هيچكدام مربوط بهكسي از مردم مدينه نبوده، بلكه هردو متعلق به دوتا از قبايل بدوي بيابانگرد است. يكي اين دومورد را ضمن رخدادهاي سال نهم هجري چنين نقل كردهاند:«عبدالله ابن بريده از پدرش روايت كرده كه من نزد پيامبر نشسته بودم؛ يك زن از قبيلهي بنيغامد آمد و گفت: يا نبي الله من زنا كردهام و ازتو ميخواهم كه تطهيرم كني. پيامبر بهاو گفت: بهخانهات برگرد. روز ديگر باز آمد و نزد او بهزنا اعتراف كرده گفت: يا رسول الله من زنا كردهام و ميخواهم كه تطهيرم كني. پيامبر بهاو گفت: بهخانهات برگرد. چون روز ديگر شد باز هم آمد و نزد او بهزنا اعتراف كرده گفت: يا نبي الله مرا تطهير كن. شايد ميخواهي همانگونه كه ماعز ابن مالك را دست بهسر كردي مرا دست بهسر كني. بهخدا سوگند كه من حاملهام. پيامبر بهاو گفت برگرد تا وقتي كه بچهات را بزايي. چون زاييد پسربچه را درآغوش گرفته آمد و گفت: يا نبي الله آنك زاييدهام. گفت: برو بهاو شير بده تا اورا از شير برگيري. چون اورا از شير برگرفت پسربچه را در حالي كه پارهناني دردست داشت بهنزد پيامبر برد و گفت: يا نبي الله آنك اورا از شير گرفتهام. پس پيامبر آن پسربچه را بهيكي از مسلمانان سپرد و دستور داد تا گودالي براي زن كندند و اورا تا سينه در گودال ايستاندند، و بهمردم دستور داد تا اورا سنگسار كردند». [منتظم ابن الجوزي: 3 / 374]
مورد دوم كه مربوط بهمردي از قبيلهي بدوي بنياسلم بوده اينگونه نوشتهاند:«از ابوسعيد [خدري] روايت شده كه مردي از اسلم بهنام ماعز ابن مالك بهنزد پيامبر آمد و گفت: مرتكب فحشاء شدهام؛ مرا كيفر بده. پيامبر چندينبار اورا بيرون كرد. سپس از قومش جويا شد. گفتند: فكر نميكنيم كه او چيزيش باشد، ولي كاري كرده است و ميبيند كه جز با كيفرديدن ازآن بيرون نخواهد شد. بازهم بهنزد پيامبر برگشت. پس بهما فرمود كه سنگسارش كنيم. اورا به بقيع فَرقَد برديم. نه دستش را بستيم و نه برايش گودال كنديم. استخوان و كلوخ و خُرده سفال بهاو افكنديم. پا بهگريز نهاد و بهدنبالش دودييم، تا بهكنارهي حَرّه رسيد و ايستاد. با سنگريزههاي حره بهاو سنگ پرانديم، تا خاموش شد». [صحيح مسلم: حديث 1694]
و درحديث ديگري از روايت «بريده» چنين نوشتهاند:«ماعز ابن مالك بهنزد پيامبر آمد و گفت: يا رسول الله مرا تطهير كن. گفت: تورا چه شده است! برگرد و از الله آمرزش بطلب و به درگاهش توبه كن. او رفت و باز برگشت و گفت: يا رسول الله مرا تطهير كن. پيامبر گفت: تورا چه شده است! برگرد و از الله آمرزش بطلب و بهدرگاهش توبه كن». باز رفت و باز برگشت و گفت: يا رسول الله مرا تطهير كن. باز هم پيامبر مثل دفعهي قبل بهاو گفت. چهارمينبار كه آمد و همان حرف را تكرار كرد، پيامبر گفت: براي چه تورا تطهير كنم؟. گفت: براي زنا. پيامبر پرسيد: آيا ديوانگي دارد؟. بهاو پاسخ دادند كه ديوانگي ندارد. پرسيد: آيا خمر ننوشيده است؟ مردي برخاست و دهانش را بوييد، و بوي خمر ازاو نَشَميد. رسول الله گفت: آيا زنا كردهاي؟ گفت: آري. پس فرمود اورا سنگسار كردند». [صحيح مسلم: حديث 1695]
دربارهي توجه پيامبر بهحفظ خانواده و جلوگيري از پاشيدگيش درصورت خطاكاريِ زن، دستكم يك مورد را ضمن سخن ازجنگ خيبر ميبينيم.
نوشتهاند كه پيامبر درراه بازگشت پيروزمندانهاش ازخيبر درمنزلي نزديك مدينه در همراهانش ندا زده گفت: پس از نماز عشاء سرزده وارد خانههايتان مشويد. يكي از اصحاب پيامبر بهاين دستور عمل نكرد و شبانه سرزده وارد خانهاش شد و چيزي را ديد كه دلش نميخواست ببيند؛ يعني زنش را با مردي ديگر هماغوش ديد. اينرا مردم شنيدند، ولي او چونكه زنش را دوست ميداشت و ازاو داراي اولاد بود، نه اورا طلاق داد و نه تنبيهش كرد. [البدايه والنهايه: 2 / 608]
همچنين در حديثي آمده كه كسي بهنزد پيامبر شكايت برد كه زنش را در خانهاش با مردي گرفته است. پيامبر گفت: گواه بياور. مرد گفت: يا رسول الله! آيا كسيكه در خانهاش ببيند كه مردي برروي زنش خفته است بايد برود و دنبال گواه بگردد؟ پيامبر گفت: يا گواه بياور يا كمرت را براي تازيانه آماده كن. [صحيح بخاري: حديث شمارهي 2671]
يك گزارش صريح و روشن در دست است كه نشان ميدهد در اواخر خلافت عمر ابن خطاب برسرِ اينكه آيا بايد زناكار را سنگسار كرد يا نكرد اتفاقِ نظر وجود نداشته، و كساني معتقد بودهاند كه چون حكم سنگسار در قرآن نيامده، پس در اسلام سنگسار وجود ندارد.
از عبدالله ابن عباس روايت شده كه عمر در مسجد پيامبر سخنراني كرده چنين گفت:«اما بعد! من امروز ميخواهم چيزي را بهشما بگويم كه گفتنش برمن واجب است؛ و نميدانم، شايد اينرا هنگامي ميگويم كه مرگم نزديك شده است. هركس آنرا دريافت و درك كرد بايد بگيرد و تا هرجا كه شترش برود آنرا برساند. و اگر كسي آنرا درك نكرد هيچكس حق ندارد كه پشت سر من دروغ بسازد. الله تعالي محمد را برگزيد و كتاب را براو فروفرستاد، و ازجملهي چيزهائي كه براو نازل شد آيهي سنگسار بود. ما آنرا خوانديم و درك كرديم. پيامبر سنگسار كرد و ما نيز بعد ازاو سنگسار كرديم. ميترسم كه اگر مدتي برمردم بگذرد كسي بگويد: والله ما [حكم] سنگسار را در كتاب الله نمييابيم؛ و بهآن وسيله با ازدست نهادن يك فريضه كه الله نازل كرده بوده است گمراه گردند. [حكم] سنگسار در كتاب الله براي زنان و مردان همسرداري مقرر شده است كه زنا كرده باشند و كساني گواهي دهند، يا خودشان اعتراف كنند، يا حاملگي پديدار شود». [سيره ابن هشام: 4 / 309]
چنانكه ميبينيم، عمر دراينجا، درواقع درصدد توجيه حكمي است كه خودش براي زنان و مردانِ همسردارِِ زناكار صادر كرده بوده و حتما با مخالفت كساني از اصحاب پيامبر مواجه شده بوده است. ولي آيا بهراستي چنين آيهئي در قرآن وجود داشته و كسي جز عمر ازآن خبر نداشته است؟ اين پرسش هيچگاه پاسخي نخواهد يافت.
بالاتر ديديم كه قرآن كريم مقرر كرد كه براي اثبات وقوع زنا بايد چهارنفر گواهي بدهند كه عمل را به چشم ديدهاند. اينكه عمل را چگونه بايد به چشم ديده باشند، يك داستان ديگر كه مربوط به عمر ابن خطاب است بيان ميدارد:مغيره ابن شعبه (از اصحاب پيامبر) درسال 17 هجري بعنوان فرمانده جهادگران مسلمان در محل تجمع قبايل جهادگر در جائي كه به زودي پادگانشهر بصره شد، مستقر بود. او با زني از قبيلهي بنيهلال به نام ام جميل رابطهي نامشروع داشت. شوهر اين زن مردي از ثقيف (همقبيلهي مغيره) به نام حجاج ابن عتيك بود. چهار برادرِ جوان به نامهاي شِبل و نافع و زياد و ابوبكره (فرزندانِ نومسلمانِ يك روسپي معروف حجاز به نامِ سُمَيّه) كه همسايهي مغيره بودند از اين موضوع بو بردند و دركمين نشستند تا او به خانهي مورد نظر- كه يك كپر بود- وارد شد. پس در حاليكه مغيره و زن هردو برهنه شده بودند و مغيره برشكم زن خفته با او درآميخته بود بهآنان نگريستند تا بتوانند طبق حكم قرآن برضد او گواهي بدهند. آنها موضوع را براي عمر گزارش فرستادند. ابوموسا اشعري را عمر به جاي او به فرماندهي نيروهاي منطقه فرستاد، و به او دستور داد كه مغيره و گواهان را به مدينه بفرستد؛ و به مغيره نوشت: «خبر بسيار بزرگي دربارهات شنيدهام؛ اينك ابوموسا را بعنوان فرمانده ميفرستم؛ مسئوليتت را به او واگذار و بشتاب».
عمر درمدينه در حضور مغيره از شاهداني كه واقعه را به او گزارش كرده بودند يكييكي جداگانه تحقيق و پرسش كرد. نافع گفت: «من به چشم خود ديدم كه مغيره برشكم زن خفته بود و ميل در او فروميكرد؛ و ديدم كه ميل او همچون ميل سرمهدان كه در سرمهدان كنند و ازآن بر كشند فروميرفت و خارج ميشد». شبل و ابوبكره نيز چنين اقوالي را تكرار كردند. چون نوبت به شهادت برادر چهارمشان «زياد» رسيد و او از در وارد شد، عمر تا اورا ديد گفت: «چهرهئي را مينگرم كه اميدوارم گواهيش سبب نشود يكي از اصحاب رسول الله سنگسار و بدنام گردد». و چون ازاو پرسيد كه چه ديده است، زياد گفت: «من منظر قبيحي ديدم و نفسهاي تندي شنيدم ولي ميل را نديدم كه به داخل سرمهدان فرورود و ازآن بيرون آيد».
چونكه زياد نديده بود كه ميل در سرمهدان فروبرود و ازآن برآيد، شرط اصليِ گواهي زنا تحقق نيافت و مغيره از مجازات رَست. سه برادر ديگر متهم به گواهي ناحق بقصد بيآبرو كردن يك مسلمان شدند و عمر دستور داد به هركدامشان هشتاد تازيانه زدند. [انساب الاشراف بلاذري: 10 / 387- 388. فتوح البلدان 335- 336. وفيات الاعيان: 5 / 311- 313. همچنين بنگريد: تاريخ يعقوبي: 2 / 146. تاريخ طبري: 2 / 492- 494]
صبح
Sunday 18 March 2007, 11:01AM
كيفر زناكار در نخستين منابع فقهي شيعه:
از امام جعفر صادق روايت شده كه در تفسير حكم تحريم ازدواج با زناكار كه در قرآن امده، چنين گفته است: «اگر كسي زنا كند و سپس توبه كند، هرجا دلش خواست ميتواند ازدواج كند» [الكافي، جلد 5 ، باب الزاني والزانيه، حديث 6]
درحديث ديگري در تفسير حكم تحريم ازدواج با زناكار از زبان امام جعفرر صادق چنين گفته شده است: «اينها مربوط به زنهاي مشهور به زنا و مردان مشهور به زنا است كه زنا ميكردند و شهرت داشتند و شناخته شده بودند و مردم اكنون درآن خانه هستند. هركس حدِ زنا براو اقامه شده باشد يا متهم به زنا باشد كسي نبايد با او مناكحه كند تا توبهاش معلوم گردد». [همانجا، حديث 1].
درحديثي نيز در الكافي آمده كه «زني به نزد عمر [ابن خطاب] آمد و گفت: من زنا كردهام مرا تطهير كن. عمر دستور داد كه سنگسارش كنند. علي اينرا شنيد و از زن پرسيد: چگونه زنا كردهاي؟ زن گفت: از بياباني ميگذشتم، شديدا تشنه شده بودم، از يك عرب بيابانگرد آب خواستم، او از دادن آب به من خودداري كرد مگر آنكه خودم را به او تسليم كنم، و چون تشنگي برمن زورآور شد و ترسيدم بميرم او به من آب داد و من تنم را به او سپردم. علي گفت: سوگند به خداي كعبه كه اين ازدواج است. [الكافي، باب النوادر، حديث 8]
همچنين در الكافي از زبان يكي از شيعيان آمده كه از امام جعفر صادق دربارهي مردي پرسيدم كه در عراق زن دارد و در حجاز مرتكب زنا شده است؛ امام گفت: به او صد تازيانه ميزنند ولي نبايد سنگسار بشود .[الكافي، جلد 7 ، باب ما يحصن و ما لا يحصن]
دربارهي چگونگي اثبات وقوع زنا، در روايتي از زبان امام جعفر صادق چنين آمده است:
«چهار مرد گواهي بدهند كه اورا به چشم خود ديدهاند كه وارد ميكند و بيرون ميآورد» [الكافي، 7 / باب ما يوجب الرجم، حديث 1]
و در حديث ديگري از زبان امام جعفر صادق گفته شده كه «مرد يا زن تا وقتي كه چهار مرد گواهي نداده باشند كه داخل و خارج كردن را به چشم ديدهاند نبايد سنگسار شوند» [همان: حديث 2]
و در حديث مشابهي از زبان امام جعفر صادق گفته شده كه «زن يا مرد نبايد سنگسار شوند مگر آنكه چهار مرد گواهي بدهند كه جماع و داخل و خارج كردن، مثل داخل و خارج شدنِ ميل سرمهدان، را به چشم ديدهاند» [همان، حديث 4]
دربارة چگونگي سنگسار كردن نيز در الكافي چنين آمده است:ماعز ابن مالك به نزد پيامبر آمد و گفت كه زنا كرده است. پيامبر دستور داد اورا سنگسار كنند. او گريخت و زبير ابن عوام اورا گرفته باز آورد و سنگسارش كردند تا مرد. چون موضوع را به پيامبر گفتند، پيامبر گفت: وقتي گريخت اگر رهايش ميكرديد كه برود بهتر بود [همان، باب صفت رجم، حديث 5]
نتيجهي بحث:
آنچه مسلم است آنست كه اسلام براي مردان زندار و زنانِ شوهرداري كه مرتكب عمل منافي عفت شوند، يعني به همسرانشان خيانت كرده با غير همسرشان همبستر شوند كيفرهائي درنظر گرفته است. هدف از وضع اين كيفرها حفظ نهاد خانواده و روابط خانوادگي و پيوند زناشوئي است نه تخريب نهاد خانواده. در كيفردهي خطاكار همهي جوانب احتياط را مراعات كرده است تا خانواده از هم نپاشد و به جامعه آسيب نرسد.
همچنين آنچه مسلم است آنست كه اسلام براي پسران و دختراني كه ازدواج نكردهاند و مرتكب عمل منافي عفت شوند مجازات سبك جسمي درنظر گرفته كه شايد فقط تازيانه خوردن باشد (اينكه ميگويم شايد، ازآنرو است كه هيچ آيهئي درقرآن و هيچ حديث و روايتي منسوب به پيامبر يا يكي از خلفاي پيامبر دربارهي پسر يا دختر خطاكار وجود ندارد؛ و ظاهر قضيه آنست كه چنين خطاهائي بايد با اغماض روبرو شود نه با مجازات).
حكم صدتازيانه كه درقرآن آمده است، چنانكه در آيه ديديم، فقط براي زناكاران است نه همسردارانِ مرتكب عمل منافي عفت. زناكار كسي است كه به عمل زنا عادت دارد، ولي خطاكارِ مرتكب فحشاء ممكن است توبه كند. كسي كه مرتكب خطا شود و توبه كند نيز مجازاتي ندارد. اثبات توبه نيز آنست كه اگر يكبار خطائي كرده است نزد خودش و خدايش تصميم بگيرد كه ديگر آن خطا را تكرار نكند.
و سومين چيزي كه مسلم است آنست كه نه در قرآن و نه در حديث از زبان پيامبر اكرم گفته نشده كه زناكار بايد سنگسار شود. رواياتي كه دربارهي سنگسار شدنِ زناكار آمده بود را نيز دربالا ديديم؛ و اينرا نيز ديديم كه درزمان خلافت عمر ابن خطاب معلوم نبود كه آيا اسلام با سنگسار كردن، كه يك رسم قبيلهئي مربوط به قبايل بيابانگرد بود و در مكه و مدينه رواج نداشت، موافق است يا نيست! و عمر براي توجيه اين حكم گفت كه آيهي سنگسار درقرآن وجود داشته است. ولي اگر اين ادعاي خليفه عمر را قبول كنيم، آنگاه اينرا نيز بايد قبول كنيم كه دستكم يك آيهي قرآن كه عمر شنيده بوده است اكنون درقرآن نيست؛ و اين به مفهوم گمشدنِ برخي از آيات قرآن است، كه هيچ مسلماني اكنون نميتواند قبول كند.
دربارهي حكم اعدام زناكار نه آيهئي در قرآن هست نه حديثي از پيامبر و نه روايتي از خلفاي پيامبر.
دربارهي چگونگي سنگسار كردن نيز ديديم كه ماعز ابن مالك را نبستند و در فضاي باز به او سنگريزه پراندند و او توانست بگريزد. بعد هم كه اورا گرفتند و باز به ميدان مردم آوردند و آنقدر سنگرزه زدند تا كشته شد، پيامبر اين عمل را تأييد نكرد و گفت كاش ميگذاشتند ميرفت. در دنبالهي همين حديث، كه دربالا از الكافي بيان گرديد، آمده است كه پيامبر دستور داد خونبهاي ماعز را به خانوادهاش پرداختند؛ يعني كشته شدن اورا قتل غير عمد تلقي كرد نه اجراي يك حكم شرعي.
در سخنراني حج وداع نيز ديديم كه پيامبر دربارهي زن شوهرداري كه مرتكب عمل منافي عفت شود به مؤمنين سفارش كرد كه به چنين زني بايد شوهرش فشار بياورد و بزند تا دست از عملش بردارد. همين؛ و اين آخرين دستور پيامبر دربارهي مجازات مرتكب چنين خطائي توسط زنان شوهردار بود.
اشارهي پاياني:
اكنون كه اينها را گفتم، اينرا نيز بگويم كه مجازات كسي كه تهمت زنا و عمل منافي عفت به زني بزند، درقرآن بسيار شديد است:
وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلاَ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُوْلَئِكَ هُمْ الْفَاسِقُونَ. إِلاَّ الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ [سورة النور، آيات 4 و 5]
ترجمه: به كساني كه به زنهاي شوهردار تهمت عمل منافي عفت بزنند سپس چهار گواه نياورند هشتاد تازيانه بزنيد و هيچگاه گواهيشان را قبول مكنيد؛ فاسق همآنهايند. مگر كساني كه پس ازآن توبه كنند و اصلاح شوند، زيرا كه الله آمرزگار و مهربان است.
كدام سفارشي ازاين سختتر را براي حفظ كيان خانواده ميتوان سراغ داشت، كه تأكيد ميكند چنين تهمتي به جز با آوردنِ چهار گواه كه عمل را بهچشم ديده باشند قابل اثبات نيست؛ و هركس تهمت بزند و نتواند چهار گواه بياورد بايد مجازات گردد؟
و اما اگر تهمتزننده شوهر زن باشد نيز قرآن چنين مقرر ميدارد:
وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلاَّ أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنْ الصَّادِقِينَ. وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كَانَ مِنْ الْكَاذِبِينَ. وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنْ الْكَاذِبِينَ. وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِنْ كَانَ مِنْ الصَّادِقِينَ [سورهي النور، ايات 6- 9]
اين آيهها مقرر ميدارد كه اگر مردي به همسرش تهمت منافي عفت بزند و نتواند چهار گواه بياورد كه عمل را به چشم ديده باشند، بايد چهار نوبت به الله قسم بخورد كه راست ميگويد و دروغ نميگويد، و در نوبتِ پنجم بگويد اگر دروغگو است لعنت خدا براو بادا. در عين حال، درصورتي كه زن چهار نوبت به الله قسم بخورد كه مردش دروغ ميگويد و در نوبت پنجم بگويد كه اگر مردش راست ميگويد او (يعني زن) به غضب خدا گرفتار گردد، در اينصورت نبايد مجازاتي متوجه زن بشود.
آيا چنين حكم شديدي جز تأكيد برضرورت حفظ آبروي افراد و حفظ نهاد خانواده است؟ و آيا جز براي آنست كه زني كه مورد اتهام چنين عملي واقع شد در جامعهي قبيلهئي طرد نشود و بتواند بازهم به زندگي عادي با شوهر ديگري ادامه بدهد؟
اميرحسين خنجي
ایراندوست
Sunday 18 March 2007, 03:45PM
حداقل از زحمتی که اقای صبح برای این نوشته طولانی کشیدیند باید تشکر کرد.اما توضیحاتی که شما دادید نشان می دهد که بله موارد چنین احکامی اندک است.اما می گویند برای رد یک حکم کلی حتی یک مثال نقض هم کافی است.یعنی ما کار نداریم که این حکم یکبار اجرا می شود یا 100 بار.موضوع این است که اصل اجرای این حکم غیر انسانی و وحشیانه است.نمی دانم شما فیلمهای سنگسار را تاکنون دیده اید یانه.من اولین بار که دیدم به هر چی اسلام و مسلمین هست لعنت فرستادم!شما اگر واقعا می خواهید از دینتان دفاع کنید نباید دنبال توجیه این جنایات باشید .مثلا مقالات سروش را بخوانید.او زیرک تر است.می داند چگونه یک اندیشه را بزک کند و تحویل ملت دهد.!
یک تسلیم شده
Monday 19 March 2007, 12:54AM
معلوم است كسي كه هنوز اسلام نياورده ، به ديگران نسبت شرك مي دهد ... چون اصلا نمي داند كه اسلام چيست ! شما ابتدا برويد شهادت پيامبري رسول الله و تبعيت از سنت او به فرمان چندين بارهي قرآن را كامل كنيد ... بعد بيائيد به اين و آن بگوئيد كه مشركند ... كه شما هنوز به شهادت قرآن كافريد ....
معلوم است کسی که حرف های ما را نشنیده و نمیداند قضاوت چیست درباره ی ما چنین قضاوت میکند.
من شیعه(مشرک) بودم.
الان یک تسلیم شده هستم. به اندازه ی کافی هم اطلاعات دارم.
این شما هستید که نمیدونید تسلیم چیست و شرک چیست.
شهادت پيامبري محمد هم نیازی به گفتن ندارد.
فقط در یک آیه ی قرآن شهادت رسالت محمد گفته شده است و بسیار جالب است که از زبان منافقان است.
إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ(1/المنافقون)
سنت محمد کجای قرآن اومده؟
صبح
Monday 19 March 2007, 09:22AM
معلوم است کسی که حرف های ما را نشنیده و نمیداند قضاوت چیست درباره ی ما چنین قضاوت میکند.
من شیعه(مشرک) بودم.
الان یک تسلیم شده هستم. به اندازه ی کافی هم اطلاعات دارم.
این شما هستید که نمیدونید تسلیم چیست و شرک چیست.
شهادت پيامبري محمد هم نیازی به گفتن ندارد.
فقط در یک آیه ی قرآن شهادت رسالت محمد گفته شده است و بسیار جالب است که از زبان منافقان است.
إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ(1/المنافقون)
سنت محمد کجای قرآن اومده؟
خير ... اگر فكر ميكنيد يك لحظه شيعه بوديد كاملا در اشتباهيد .... كسي كه بر اثر عبوديت الله ، حتي يك صبح با حب رسول الله و آل او بيدار شود .... چگونه مي تواند آن را ترك كند و به كفر كشيده شود .... ، برويد ببينيد چه مشكلي داشتيد كه اينگونه از پيامبر خدا روي گردانديد ... و بدو و به تبع به خداوند منان كافر شديد و فكر مي كنيد كاري كرده ايد و چيزي ساخته ايد ... كسي كه فرامين صريح قرآن در تبعيت از رسول الله و آل بيت او را كنار مي گذارد ... چه وقت مسلمان است كه بخواهد به اين و آن لقب مشرك هم بدهد ... ! شما مشركيد ، چون "من" خود را مي پرستيد ... و الله در قاموس شما ، متاسفانه تنها ابزاري است براي اثبات گروهكتان .... قرآن تنها يك دستآويز براي اثبات "من" شماست.... ، باور نداريد ، به كوههاي دليل دوستان در تالار مراجعه كنيد و سرسختيهاي جاهلانه خود را در قبال آن ببينيد ... ببنيد آيات زيادي از قرآن براي پيروي از رسول الله آمده .... و گفته شده كه كساني كه رسول الله را كنار مي نهند جز منافق نيستند .... ، و از خود بپرسيد كه آيا هيچگاه از قرآن تبعيت كرده ايد يا خير ... .تنها دين مجعول و جاهلانه " من " خود را كه شبيه به يك بازي كودكانه است ، پرورش مي دهيد .... كه قطعا اين خاله بازي جز تا شب اول قبر شما و دوستانتان دوام نخواهد آورد .
برويد پيدا كنيد اين كج فهمي و ناقص العقلي كه تبعيت از رسول الله را به "منافقين" نسبت مي دهد از كدام منبع شيطنت باري آمده است .... كه شما را به اين فلاكت كشانده است ... راست گفته اند ميان كفر و ايمان ، چندان فاصله اي نيست ...
یک تسلیم شده
Monday 19 March 2007, 05:37PM
خير ... اگر فكر ميكنيد يك لحظه شيعه بوديد كاملا در اشتباهيد .... كسي كه بر اثر عبوديت الله ، حتي يك صبح با حب رسول الله و آل او بيدار شود .... چگونه مي تواند آن را ترك كند و به كفر كشيده شود .... ، برويد ببينيد چه مشكلي داشتيد كه اينگونه از پيامبر خدا روي گردانديد ... و بدو و به تبع به خداوند منان كافر شديد و فكر مي كنيد كاري كرده ايد و چيزي ساخته ايد ... كسي كه فرامين صريح قرآن در تبعيت از رسول الله و آل بيت او را كنار مي گذارد ... چه وقت مسلمان است كه بخواهد به اين و آن لقب مشرك هم بدهد ... ! شما مشركيد ، چون "من" خود را مي پرستيد ... و الله در قاموس شما ، متاسفانه تنها ابزاري است براي اثبات گروهكتان .... قرآن تنها يك دستآويز براي اثبات "من" شماست.... ، باور نداريد ، به كوههاي دليل دوستان در تالار مراجعه كنيد و سرسختيهاي جاهلانه خود را در قبال آن ببينيد ... ببنيد آيات زيادي از قرآن براي پيروي از رسول الله آمده .... و گفته شده كه كساني كه رسول الله را كنار مي نهند جز منافق نيستند .... ، و از خود بپرسيد كه آيا هيچگاه از قرآن تبعيت كرده ايد يا خير ... .تنها دين مجعول و جاهلانه " من " خود را كه شبيه به يك بازي كودكانه است ، پرورش مي دهيد .... كه قطعا اين خاله بازي جز تا شب اول قبر شما و دوستانتان دوام نخواهد آورد .
برويد پيدا كنيد اين كج فهمي و ناقص العقلي كه تبعيت از رسول الله را به "منافقين" نسبت مي دهد از كدام منبع شيطنت باري آمده است .... كه شما را به اين فلاكت كشانده است ... راست گفته اند ميان كفر و ايمان ، چندان فاصله اي نيست ...
اگر فکر میکنید یه یک لحظه خدا را به طور واحد پرستیده اید کاملا در اشتباهید.
پرستش تنها خدا از نظر ایشان کفر است.
در واقع آدم متعصب که چشم و گوشش مهر خورده است چگونه میتواند از شرک یا کفرش خارج شود؟
بروید ببینید چه مشکلی داشتید که در این شرک باقی مانده اید.
کدام آیه ی قرآن گفته آل بیت او را بپرستید؟
کدام آیه ی قرآن گفته پیامبر را بپرسید؟
کدام آیه ی قرآن گفته از کتابی به جز قرآن پیروی کنید؟
کدام آیه ی قرآن گفته قرآن نیاز به توضح و تفسیر دارد؟
کدام آیه ی قرآن گفته قرآن کافی نیست؟
کدام آیه ی قرآن گفته اطاعت از محمد؟
کدام آیه ی قرآن وظیفه ی محمد را بغیر از تحویل دادن پیام و طبعیت از آن بیان کرده؟
کدام آیه ی قرآن محمد را معصوم بیان کرده؟
کدام آیه ی قرآن گفته محمد را مدام به یاد داشته باشید؟
ما فکر نمیکنیم کاری کرده ایم و چیزی ساخته ایم.
کسی که مدام در نمازش نام محمد را میبرد چه وقت مشرک نیست؟
کی ما خود را پرستیدیدم؟
کوه های دلیل دوستانتان هم 4 آیه ی قرآن است که با کج فهمی و تفسیر به رای است و همه را که تا اینجا دیده ام جواب داده ایم. بروید ببنید کوه های جواب هایمان را.
از نظر ایشان پرستش تنها خدا خاله بازیست.
کسانی هم که از محمد وقتی حکم رسالت دارد پیروی نمیکنند و از محمد به هر شکلی و هر حرفی که بزند، پیروی میکنند مشرکند نه ما!
و حال بروید و ببینید پیروی از محمد از کجا و از دهان کدام شیطان آمده!
راهنمایی میکم تا 200 سال پس از فوت محمد نبود.
کج فهمی و ناقص العقلی هم از خودتونه!
ایراندوست
Tuesday 20 March 2007, 09:45PM
چگونه می توان به ایینی معتقد بود که در ان شلاق و سنگسار هست؟
sareban
Tuesday 20 March 2007, 09:50PM
چون نمیتوان مجرم را بدون مجازات دید!
ایراندوست
Wednesday 21 March 2007, 01:04AM
مجازات که بدیهی است برای جرم وجود دارد اما تفاوت افکار متمدن و وحشی از نوع و شکل مجازات مشخص می شود!
صبح
Saturday 24 March 2007, 04:05PM
از شرابخواري و مستي ... يا برسميت شمردن لواط .... يا تجاوز به عنف و طلاق چطور ؟ :)
اين شلاق و سنگسار .... اعمال نامتعارفي همچون شرابخواري و مستي و زنا و لواط ست ....اين دو رديف در دو طرف يك وزنه قرار دارند .... هر وقت لواط و زنا از بين رفت شلاق و سنگسار هم ديگر نيست و يك جامعه متمدن حاصل ميشود .... بعبارتي شما بايد علت را هدف قرار دهيد ... نه معلول را ... علت سنگسار ، زناي محصنه يا لواط است .... اگر دلتان تحمل خشونت را ندارد ، جلوي زناي محصنه و لواط را بگيريد .... كه زنا و لواط ، به مراتب دهشتناكتر از سنگسار و شلاق است .... ما دليلي نداريم كه با جوامع جنگلي غرب همخوان شويم كه زنا و لواط كه آسيب جدي به جامعه ميزنند حقوق شخصي است .... اما احكام تعزيري كه براي ترساندن مجرمين از تخريب جامعه وضع شده است ، قابل پذيرش نيست ....
خوب دقت كنيد جناب ايراندوست .... شما نميتوانيد بگوئيد جامعه اي كه زنا و لواط در آن نماد آزادي است ، وحشي و عقب مانده نيست .... براي جلوگيري از اين وحش ... چيزي جز خشونت شلاق و سنگسار سازگار نيست ! آيا بايد كسي كه با لواط و زنا شلاق برداشته و بدون انتها بر تنه جامعه مي كوبد .... ، خنديد ؟ يا او را مدتي زندان كرد و آزاد كرد ... تا بكار خود ادامه بدهد و تنه اجتماع و خانواده را بلرزاند و سقوط دهد ؟ خير ... خطا برداشت كردهايد ...... ، در جامعه ايران به لواطكارها و زناكارها و شرابخوارها هيچوقت اينگونه رحم نمي شود .... اين جامعه در تاريخ خود حول محول خداي يگانه حركت كرده است ، و اين نوع لا ابالي گري كه باعث انقراض نسل آن مي شود _ همچنانكه در اروپا اين انقراض آغاز شده است _ ، در ايران جايي ندارد ..... براي حذف سنگسار ... زناي محصنه را حذف كنيد ... ، نه از آن سمت فيلمهاي تجاوز و آميزش ضربدري پخش كنيد ....و از اينطرف بحال زناكارها گريه و زاري راه بياندازيد ...
زناي محصنه .... و لواط ..... يعني رشد جمعيت منفي .... يعني كشتار يك نسل و انقراض يك قوم .... ، و عاملين آن قاتل تر از هر قاتلي .... و مجرم تر از هر مجرمي ... و خشن تر از هر خشني ... و وحشي تر از هر وحشي ديگري هستند و بهمين دليل اسلام خشن ترين پاسخ ممكن را به اين مجرمين ميدهد .
صبح
Wednesday 28 March 2007, 05:29PM
سلام
همانطور كه در ابتداي موضوع بنده مي بينيد تصريح شده است كه گفتگو بدون "موضع گيري" درج شده است .... و همه مقاله جهت اطلاع و امانت بدون دخل و تصرف وارد شده است . نتيجه گيري انتهاي مقاله نظر شخصي نويسنده است كه گاها با متن مقاله همخواني ندارد ... بهرحال چون منابعي در مقاله وجود داشت كه مي توانست مورد توجه باشد ، آورده شده است .
مثلا به شهادت خود مقاله پيامبر اصرار شخصي كه چندين بار به سنگسار خود بعنوان يك حكم شرعي اصرار مي ورزيد را بالاخره صادر كرد ... كه اين با نتيجه گيري انتهايي مقاله متناقض اشت.
مقصود كلي بنده از آوردن اين ، آشنائي با سختي اجراي اين حكم بوده است ... و همانطور كه مي بينيد هميشه پس از چند بار رفت و مهلت دادن ... اين حكم اجرا شده است ....
نتيجه گيري شخصي بنده اين است كه اين حكم صرفا براي ترساندن در اسلام گنجانده شده است ... اما هيچ كس نمي گويد هيچ وقت اجرا نخواهد شد .... تا احتمال ترس از عواقب جناياتي همچون زناي محصنه و لواط هميشه باقي بماند.
ایراندوست
Thursday 29 March 2007, 02:24PM
قوانین دادگستری در ایران باید بر اساس اصول منطقی و دانش اکادمیک روز و عدالت عرفی تدوین شود.ادیان هم به عنوان یک نهاد اجتماعی بسیار موثر تر خواهند بود تا اینکه بخواهند خود را وارد دولت و قوانین کنند.سکولاریسم ضدیت با ادیان نیست.بلکه مشخص کردن جیاگاه اصلی ان است.
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.