نمايش نسخه نهائي : حرام بودن صيغه در اسلام!
موحد
Tuesday 17 August 2004, 06:41AM
بنام خدا
باسلام به حق جويان
ازدواج موقت ویا صیغه که به آن متعه هم میگویند یکی از رسوم عرفی اعراب عصر جاهلیت قبل از اسلام بوده که باظهوراسلام بتدریج منسوخ وبا فرمان خداوند خط بطلان برآن کشیده شدونکاح شرعی جایگزین آن گردید.ولی این رسم جاهلیت که درواقع بازنا تفاوتی ندارد هنوز در اذهان گروهی از مردم باقی مانده وبااحادیثی پوچ وضد قرآنی آنهم ازراویانی منحرف وکذاب این بدعت را بعنوان سنت پیامبر معرفی کرده وبه آن حقیقت شرعیه داده ودامان پاک اسلام راآلوده اند.درحالیکه رواج این فحشا حاصلی ندارد جز ایجاد بهانه ای برای شهوت پرستی وهوسرانی وبدنامی جامعه اسلامی ومفاسد دیگر.ابتدا احادیث کذبی راکه شیعه به آن متمسک میشود را برسی میکنیم وسپس باآیات قرآنی واحادیث صحیح وموافق قرآن به رد آنها میپردازیم. صدوق از امام جعفر صادق- عليه السلام -روايت مي كند كه فرمودند:
« ( إن المتعة ديني و دين آبائي فمن عمل بها عمل بديننا و من أنكرها أنكر ديننا و اعتقد بغير ديننا) يعني صيغه دين من و دين پدران من است كسي كه به آن عمل كند به دين ما عمل كرده وكسيكه آنرا انكاركند دين ما را انكاركرده وبه دين ديگري غير از دين ما معتقد شده است »
من لا يحضره الفقيه 3/366
ملاحظه فرماييدكه بنابراين روايت هركس متعه نكند ،يا آنرا قبول نداشته باشد كافر است !
ازامام صادق -عليه السلام- پرسيده شد: آيا صيغه ثواب دارد ؟ فرمود:
« اگر مقصودش از آن رضاي خدا باشد ،در ازاي هر كلمه اي كه با او صبحت كند يك نيكي برايش نوشته مي شود و هر باريكه به او نزديك شود خداوندگناهي را از او ميبخشد ، وهرگاه غسل كند به انداره قطرات آبيكه بربدنش ريخته خداوند گناهانش را مي آمرزد »
من لايحضره الفقيه3/366
پيامبر خدا -صلي الله عليه وآله- فرمودند!:« من تمتع بإمراة مؤمنة كأنما زار الكعبة سبعين مرة »كسي كه يك مرتبه با زن مسلماني صيغه كند گويا هفتاد مرتبه خانه كعبه را زيارت كرده است!" دقت كنيد ، آيا واقعا يك مرتبه صيغه كردن ! ثواب هفتاد زيارت كعبه را دارد ؟!
پيامبر- صلي الله عليه و آله – فرمودند:« من تمتع مرة أمن من سخط الجبار »
-كسي كه يكبار صيغه كند از غضب خداي جبار در امان مي ماند" و كسي كه دو بار صيغه كند با ابرار محشور ميگردد وكسيكه سه بارصيغه كند در بهشت دوشادوش من خواهد بود.
من لا يحضره الفقيه 3/ 366
آقاي فتح الله كاشاني در تفسير منهج الصادقين از پيامبر-صلي الله عليه و آله- روايت مي كند كه:
« فرمودند كسي كه يك مرتبه صيغه كند به مقام امام حسين -عليه السلام- ميرسد و كسي كه دو مرتبه صيغه كند به مقام حضرت امام حسن- عليه السلام- مي رسد، وكسي كه سه مرتبه صيغه كند به درجه مولا علي- عليه السلام -مي رسد، وكسي كه چهار مرتبه صيغه كند به درجه من مي رسد »
دقت كنيد كه طبق اين روايت اگر يك انسان پليدي يك مرتبه صيغه كند ارتقاء درجه ميكند و به مقام شامخ امام حسين عليه السلام مي رسد، واگر دو بار سه بارو چهار بار صيغه كند به ترتيب درجات امام حسن و امير المؤمنين و رسول اكرم- صلي الله عليه و آله - را كسب مي كند ؟!آيا مقام و منزلت رسول اكرم و ائمه اطهار تا اين حد آسان است كه باچنين فعل پستي ! بدست آيد؟! حتي اگر اين صيغه كننده از نظر ايماني به مرتبه بلندي رسيده باشد آيا ممكن است درجه او به امام حسين يا برادر يا پدر يا جد بزرگوارش برسد ؟!.
منزلت رسول اكرم- صلي الله عليه وآله – وائمه اطهار- عليهم السلام- بسيار بالاتر و ارزشمندتر از آن است كه كسي بتواند به آن دسترسي پيدا كند هر چند كه از نظر ايمان و عمل ترقي كند.
حتي صيغه كردن با زنان هاشمي يعني زنان اهل بيت –عليهم السلام- را جايز شمرده اند!.
تهذيب طوسي ج 2/ 193
خوب دقت كنيد، زنان هاشمي كه سلاله طاهرة نبوت و از اهل بيت پيامبر- صلي الله عليه وآله- هستند از اين هجوم محفوظ نمانده اند، در حالي كه بعيد است اهل بيت اطهار به چنين عمل زشتي تن در دهند.
آقاي كليني صيغه كردن را حتي براي يك بار مضاجعت! نيز جائز شمرده است.
فروع كافي ج5/460
اين را هم بدانيدكه براي زن صيغه شونده شرط نيست كه به سن بلوغ رسيده باشد، بلكه دختر ده ساله ! را نيز مي توان صيغه كرد!.
از امام صادق عليه السلام پرسيده شد : دختر كوچك را هم مي توان صيغه كرد ؟ فرمودند :
« بله ، مگر اينكه خيلي كوچك باشد كه فريب بخورد، پرسيده شد در چه سني فريب نمي خورد ، فرمود در ده سالگي»
فروع كافي(5/ 463) و تهذيب ( 7 / 255)
در اين روايت كه به امام صادق -عليه السلام- نسبت داده شده حد أقل سن صيغه ده سال در نظر گرفته شده ولي بنده مي گويم بعضي ها معتقدند كه دختر شير خوار! را نيز مي توان صيغه كرد!. براساس همین طرزتفکر است که امام خمینی حتي صيغه كردن بادختر شيرخوار را نيز جايز مي دانستند ، لذا فرموده اند:
« نزديكي با زوجه قبل از تمام شدن نُه سال جايز نيست و اما ساير لذت ها مانند لمس نمودن با شهوت و بغل گرفتن و تفخيذ حتي در شيرخوار اشكالي ندارد!! »
تحرير الوسيله جلد سوم با ترجمه فارسي مسأله12
دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم
مطلب ذیل عینا از کتاب اهل بیت از خود دفاع میکنند که نوشته یکی از علمای بزرگ نجف میباشد نقل میکنم. در دفتر آقاي خوئي خدمت ايشان نشسته بودم ،كه دوتا جوان كه گويا باهم اختلافي داشتند و قرار شده بود آقاي خوئي را داور قرار دهند وارد دفتر شدند ، يكي از آنان پرسيد آقا ! نظر شما در باره صيغه چيست ؟ حلال است يا حرام؟ ايشان كه گويا احساس كردند كه اين سؤال منظوري دارد پرسيدند شما ساكن كجا هستيد؟ جوان گفت بنده ساكن موصل هستم، و اينك حدود دو سه ماهي است كه در نجف سكونت دارم ، آقا فرمودند: پس شما سني هستي ؟ جوان گفت بله ، آقا فرمودند صيغه از نظر ما حلال است ولي در نزد شما حرام است.
جوان گفت: من در اين شهر غريب هستم، ممكن است از شما خواهش كنم تا مدتي كه اينجا هستم با دختر شما صيغه كنم؟ آقا نگاهي به جوان كردند و فرمودند: من سيد هستم ،واين كار بر سيدها حرام است ، اين چيز فقط براي عموم شيعه حلال است ، جوان نگاهي به آقاي خوئي كرد ولبخند زد، نگاهش مي گفت كه گويا فهميده بود كه آقا تقيه كرده است ، آنگاه آن دو جوان خدا حافظي كردند و رفتند.
من هم از آقاي خوئي اجازه گرفتم وخودم را به آن دو تا جوان رساندم، اكنون براي من جريان مشخص شده بود كه يكي شان سني بود و ديگري شيعه كه در باره صيغه اختلاف كرده بودند كه حلال است يا حرام، وقتي با آنها صحبت كردم جوان شيعه به شدت بر من خشم گرفت و شروع به ناسزا گفتن كرد، اي مجرمان ! چگونه به خود اجازه مي دهيدكه با دختران ما صيغه كنيد و فتوي مي دهيد كه حلال است وگويا آنرا عبادت مي شماريد آنگاه مي گوئيد دختران شما براي ما حرام است !؟ هر چه دلش خواست گفت و قسم خورد كه ديگر شيعه نخواهد بود از هم اكنون سني مي شود، سعي كردم او را آرام كنم و سوگند خوردم كه صيغه حرام است و دلايل آنرا برايش توضيح دادم. دلایل حرمت صیغه! اما آنچه در نزد شيعيان اعم از عوام و فقهاء معروف است اين است كه صيغه را عمر بن خطاب حرام كرده است ، در حالي كه خود حضرت رسول (ص) در غزوة خيبر حرام بودن آنرا اعلان فرموده اند.
حديث اول : اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايند:
( حرم رسول الله- صلي الله عليه وآله- يوم خيبر لحوم الحمر الأهلية و نكاح المتعة )
تهذيب 2/186، استبصار3/142 وسائل الشيعة 14/441
حديث دوم : از امام صادق عليه السلام پرسيده شد: " آيا مسلمانان در زمان رسول خدا- صلي الله عليه وآله- بدون شاهد ازدواج ميكردند؟ فرمودند نخير" .
تهذيب 2/189
طوسي در توضيح اين روايت مي فرمايد:
« منظور از سؤال نكاح دائم نيست بلكه ازدواج مؤقت است، لذا اين روايت را در باب متعه آورده است»
بدون شك اين دو روايت براي نسخ حكم متعه وابطال آن حجت قاطع بشمار ميآيد، وامير المؤمنين- عليه السلام- حكم تحريم آنرا از خود نبي اكرم- صلي الله عليه و آله- نقل فرموده است ،پس امير المؤمنين نيز از روز خيبر حكم حرام بودن صيغه را دانسته وابلاغ فرموده است ، وبقيه ائمه نيز بعد ازايشان اين حكم را دانسته ونقل كرده اند، اينجاست كه مابين دو امر متضاد قرارميگيريم از يك سو روايات صريح و روشن كه حرمت متعه را ثابت ميكند وازسوي ديگر رواياتي كه باز هم به ائمه منسوب است و عمل و بلكه ترغيب به آنرا ثابت مي كند، پس مسلمان بايد چه كند !؟
حقيقت اين است كه متعه حرام است چنانكه نقل صريح اميرالمؤمنين آنرا حرام ثابت ميكند واما روايات متناقضي كه به أئمه منسوب است درست نيست بلكه همه اينها روايايتي است كه به نام آنان جعل شده است ، چگونه ممكن است چيزي كه رسول خدا- (ص) آنرا حرام فرموده و اميرالمؤمنين اين حكم را نقل كرده آنها با او مخالفت كنند، در حالي كه أئمه علم خود شان را از همين منبع گرفته اند، نسل در نسل اين علم به آنها منتقل شده است پس ممكن نيست أئمه به چيزي امر كنند كه رسول خدا از آن منع فرموده است ، اگر امام صادق عليه السلام حكم حرام بودن متعه را نمي دانست نمي فرمودند:
« نكاح بدون شاهد درست نيست»
بويژه اينكه سؤال اختصاصا در باره متعه است ، و ابو جعفر طوسي چنانكه ذكر كرديم آنرا درباب متعه آورده است.
پس ناممكن است كه امام صادق عليه السلام و أئمه قبل و بعد از ايشان چيزي را حلال كنند كه رسول ـصلي الله عليه وآله -آنرا حرام كرده است ، يا نعوذ بالله بدعتي پديد آورندكه در عهد رسول خدا نبوده است.
بنابرين مشخص شد كه رواياتي كه به متعه يا صيغه ترغيب مي كند يك حرف آن از أئمه - عليهم السلام- ثابت نيست بلكه نيروهاي ستون پنجم و دشمنان قسم خورده اسلام كه منظور شان بد نام كردن اهل بيت عليهم السلام و توهين به آنان بوده است اين گونه روايات را جعل كرده اند، و إلا چگونه بايد توجيه كرد كه هر كس متعه نكند كافر است !، در حالي كه حتي از يكي از أئمه و حتي يك مرتبه هم ثابت نيست كه متعه كرده باشند، يا اينكه به حلال بودن متعه حكم داده باشند، آيا نعوذ بالله آنها دين ديگري غير از دين اسلام داشته اند؟
پس ديديم كه جعل كنندگان اين روايات جز دشمنان اسلام ودشمنان اهل بيت نمي توانند باشند و إلا نعوذ بالله از اين روايات تكفير اهل بيت ثابت ميشود ! رای قرآن کریم چیست؟
موحد
Tuesday 17 August 2004, 06:43AM
ادامه...
( وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ) (النساء:25)
و هركس ازشما تواناني مالي نداشته باشد كه بازناني آزاد مؤمن ازدواج كند – بهتر است – باملك يمينهايتان از كنيزان مؤمن تان ازداوج كند وخداوند به ايمان شما داناتر است همه از يكديگريد پس با اجازه سرپرست شان با آنان ازدواج كنيد و مهرهايشان را به وجه پسنديده به ايشان بدهيد در حاليكه پاكدامنان غير پليد كار باشند ودوست گيران نهاني نباشند، آنگاه چون ازدواج كردند اگر مرتكب كار ناشايستي – زنا- شدند مجازات آنان به اندازه نصف مجازاتيست كه بر زنان آزاد مقرر است ،اين حكم – ازدواج با كنيزان- براي كسي از شما است كه از آلايش گناه بترسد و شكيبايي – و پاكدامني – پيشه كردن برايتان بهتر است وخداوند آمرزگار مهربان است .
پس خداوند حكيم در كلام پاكش كساني را كه به علت كمبود امكانات به ازدواج دسترسي ندارند دستور داده باكنيزها ازدواج كنند اگر به آن هم دسترسي نداشتند صبر كنند، اگر متعه حلال مي بود چرا دراينجا به عنوان آسانترين راه حل كه هر كس در هر شرايطي مي تواند به آن دسترسي داشته باشد طرح نگرديد؟!.
اما بزرگترین دلیلی که میتوان گفت دراسلام صیغه وجود ندارد این آیه است:
وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ) (النور:33)
-يعني "كساني كه به ازدواج دسترسي ندارند بايد صبر كنند و خودشان را پاك نگهدارند تا وقتي كه خداوند از فضل خودش آنان را غنا بخشد.
پس علاج اين است كه انسان صبر كند و خودش را ازآلوده كردن به چيزهاي ديگر پاك نگهدارد تا خداوند شرايط ازدواجش را ميسر كند، اگر صيغه حلال مي بود ديگر لزومي نبود كه به استعفاف وانتظار امركند آشكارا مي فرمود صيغه كنيد .
ائمه اطهار-عليهم السلام- اين واقعيت را به خوبي مي دانستند و در پرتوهمين واقعيت و فهم عميقي كه از قرآن داشتند ارشادات و فرمايشاتشان در تحريم متعه صريح و روشن است ملاحظه فرماييد:
عبدالله بن سنان ميگويد ازامام صادق عليه السلام درباره متعه پرسيدم فرمودند::
( لا تُدنّس نفسك بها) نفس خود را با آن كثيف مگردان.
بحار الانوار100/ 318
اگرمتعه حلال ميبود و اينقدر فضليت! ميداشت و شرط ايمان ميبود(و اعتقد بغير ديننا) چرا امام صادق عليه السلام چنين تعبيري از آن بفرمايند؟ حضرت به اين نيز اكتفا نكردند بلكه با صراحت حكم حرام بودن آنرا بيان فرمودند:
« از عمار روايت است كه گفت امام صادق عليه السلام فرمودند: ( قد حرمت عليكم المتعة) تحقيقا متعه برشما حرام شده است.
فروع كافي 2/48 ،وسائل الشعية 14/450
علاوه برآن امام صادق عليه السلام اصحاب خودشان را همواره سرزنش مي كردند واز صيغه كردن بر حذر مي داشتند لذا مي فرمودند:
«آيا يكي از شما خجالت نمي كشد كه در جاي پنهان و شرم آوري ديده شود آنگاه اين كردار ناپسند او به حساب برادران و ياران صالح و نيكو كارش گذاشته شود؟! »
فروع كافي 2/44. وسائل الشيعة 14/ 450.
رأي امام رضا(ع)
هنگامي كه علي بن يقطين ازامام رضا-عليه السلام- درباره متعه پرسيد جواب دادند:
« (ما أنت وذاك ؟ قد أغناك الله عنها ) تو را بامتعه چه سروكاري است خداوند تو را از آن بي نياز كرده است.
فروع كافي 2/43، وسائل الشعية 14/449
آري خداوند مردم را با ازدواج شرعي از متعه بي نيازكرده است ، لذا ثابت نشده كه كسي با زني از اهل بيت (ع)صيغه كرده باشد، اگر حلال مي بود و اينقدر فضيلت ! وثواب! مي داشت آنها حتما اينكار را مي كردند.
رأي امام باقر(ع)
وقتي عبد الله بن عمير به امام باقر- عليه السلام- گفت :
« أيسرّك أنّ نساءك وبناتك و أخواتك وبنات عمك يفعلن ؟–اي يتمتعن- فأعرض عنه ابوجعفر- عليه السلام- حين ذكر نساءه و بنات عمه»
-آيا خوشحال مي شوي كه همسران و دختران وخواهران و دختران عمويت اينكار را بكنند؟! يعني متعه كنند، امام باقر- عليه السلام –وقتي اين را شنيدند چهره خود شان را برگرداندند.
فروع كافي 2/42،تهذيب 2/186خلاصه
پس هر مسلمان عاقلي به درستي ميداند كه صيغه حرام است و بدليل مفاسد و مضرات بسياري كه در پي دارد و به دليل مخالفتش باقرآن و سنت ،و سيرت و اقوال ائمه - عليهم السلام- به هيچ عنوان قابل تحمل و توجيه نيست، با توجه به آنچه عرض كرديم نصوصي كه گويا از فضائل! وثواب! متعه سخن مي گويند همه جعلي و قلابي است كه هيچ ارزش شرعي نميتواند داشته باشد چونكه با صريح قرآن و سنت رسول اكرم ـصلي الله عليه وآله- و عمل ائمه - عليهم السلام- و عقل و فطرت سالم تضاد آشكاردارد وپيامد هاي زشت و بيشمار آن كه به بعضي از آنها اشاره كرديم فقط تصورآن براي نفرت و انزجار از چنين عمل پليدي! كافي است.
دين اسلام آمده است كه به فضائل ترغيب كند و از رذايل باز دارد و مصالحي كه زندگي انسانها بر اساس آن استوارگرديده و رونق مي يابد را ترسيم و تقويت كند، و صيغه بدون شك نه تنها بر قيام و توانمندي پايه هاي زندگي كمك نمي كند، كه آنرا سست تر و ناتوان تر مي كند و بر فرض اگر يك مصلحت آني براي يك فرد تأمين كند مفاسد بيشمار ديگري را پديد مي آورد كه پيامدهاي منفي آن كل جامعه را دچار سستي و ورشكستگي مي گرداند. خلاصه کلام صیغه بدعت است -ضد فطرت است -خلاف آیات نکاح است-مخالف سنت پیامبراست -صیغه اشاعه بی عفتی در جامعه است-حاصلش بچه های بی پدر وسرراهی است..... یاالله
مزدك بامداد
Tuesday 17 August 2004, 12:17PM
براستي كه صيغه يك يادگار پليد از دوران
يورش عرب به ملل ديگر است و كابرد آن
در جامعه ئ كنوني، بنياد هسته هاي سالم
جامعه، يعني خانواده را ميكـَنـَد و نوعي
تسليم در برابر غريزه ئ حيواني ، بزيان
صفات انساني است.:smile07: :smile07:
صبح
Tuesday 17 August 2004, 02:04PM
متعه در زمان عمر تحريم شد.
گفتارى از دكتر تيجانى سماوى ( كه در سالهاي اخير شيعه شده ) پيرامون متعه و اينكه متعه در زمان عمر تحريم شد:
نكاح متعه يا ازدواج موقت مدتدار، مانند ازدواج دائمى، منعقد نمىشود مگر با عقدى كه مشتمل بر قبول و ايجاب است به اين معنى كه زن به مرد بگويد: خودم را در ازدواج تو درآوردم با مهريهاى كه مقدارش اين قدر و اين مقدار است و به فلان مدت، سپس مرد بگويد: قبول كردم يا رضايت دادم.
اين ازدواج را شرايط و احكامى است كه در كتابهاى فقهى اماميه وارد شده است، مانند لزوم تعيين مهر و مدت كه به هر چه دو طرف رضايت دهند، صحيح است، و حرام بودن اين نوع ازدواج با محارم همچنانكه در ازدواج دائم نيز چنين است.وعده نگه داشتن زن صيغهاى پس از تمام شدن مدت به اندازه ديدن دو حيض و يا گذشتن چهار ماه و ده روز در حال وفات همسر مىباشد .
و بر دو طرف متعه هيچ ارث و نفقهاى نيست، پس نه زن از مرد ارث مىبرد و نه مرد از زن و اما فرزندى كه از ازدواج متعه بدست مىآيد، مانند فرزند ازدواج دائم است چه در حقوق و ميراث و نفقه و چه در تمام حقوق مادى و معنوى، و ملحق به پدرش است.
اين حكم متعه است با شرايط و حدودش، و خود مىبينى كه هيچ ارتباطى با زنا ندارد چنانكه برخى از جنجال برانگيزانمىپندارند.و اهل سنت نيز مانند برادرانشان از شيعيان متفق القولاند بر تشريع اين ازدواج از سوى خداوند متعال كه در سوره نساء ـ آيه 24 آمده است :
«فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فريضة و لا جناح عليكم فيما تراضيتم به من بعد الفريضة، ان الله كان عليما حكيما» .
پس چنانكه شما از آنها بهرهمند شديد (متعه كنيد) مهر معين كه مزد آنها است واجب است به آنها بپردازيد، و باكى نيست بر شما كه پس از تعيين مهر به چيزى رضايت دهيد و همانا خدا دانا و آگاه است.
و همه قبول دارند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم متعه را جايز دانسته و اجازه دادند و اصحاب در دوران حضرت، تمتع كردند.ولى اختلافشان در اين است كه آيا اين حكم نسخ شده يا نشده است.اهل سنت معتقدند كه نسخ شده و حرام شده در حالى كه قبلا حلال بوده است، و نسخ در سنت رخ داده است، نه در قرآن ولى شيعيان معتقدند كه اين حكم نسخ نشده و تا روز قيامت، حلال است.
بنابراين، بحث فقط مربوط مىشود به نسخ شدن يا نشدن آن.و با بررسى كردن سخنان هر دو گروه، حق براى خواننده روشن مىشود و بىگمان هر جا حق باشد، بدون هيچ تعصب و عاطفهاى، از آن پيروى خواهد شد.
دليل شيعيان كه معتقدند اين حكم نسخ نشده و تا قيامت پا بر جا است اين است كه مىگويند : براى ما ثابت نشده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از آن نهى كرده باشد و ائمه ما كه از عترت طاهره پيامبرند نيز قائل به حلال بودن آن هستند، و اگر نسخى ازسوى پيامبر صورت گرفته بود، قطعا ائمه اهل بيت و در رأس آنان حضرت على آن را مىدانستند چرا كه اهل بيت از آنچه در درون بيت مىگذرد آگاهتر از ديگراناند.ولى آنچه نزد ما ثابت شده اين است كه خليفه دوم عمر بن خطاب آن را نهى كرد و به اجتهاد خودش كه علماى اهل سنت نيز بر آن شهادت مىدهند، تحريم نمود.و ما بهر حال حكم خدا و رسولش را به خاطر رأى و نظر شخصى و اجتهاد عمر، رها نمىكنيم و تغيير نمىدهيم.اين است خلاصه سخنان شيعيان در مورد حلال بودن متعه.و اين سخن بحقى است زيرا تمام مسلمانان مأمور به پيروى از احكام خدا و رسولش هستند و هر كه خلاف خدا و رسولش حكم كرد، هر قدر هم درجهاش بالا باشد، مردود است زيرا در اجتهادش مخالفت صريح با نصوص قرآن و سنت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نموده است.
اما اهل سنت و جماعت معتقدند كه متعه حلال بوده و قرآن آن را تأييد كرده و پيامبر به آن اجازه داده و اصحاب هم انجام دادهاند ولى پس از اين، نسخ شده و در نسخ كنندهاش اختلاف دارند.
برخى مىگويند كه پيامبر پيش از وفاتش آن را نسخ كرد و برخى معتقدند كه عمر بن خطاب آن را تحريم نمود و مىگويند كه: سخن او حجت است زيرا پيامبر فرمود: «بر شما باد به سنت من و سنت خلفاى راشدين پس از من...» .
آنان كه متعه را تحريم مىكنند به اين دليل كه عمر آن را حرام كرده و كار او لازم الاجرا است، ما با اينها بحثى نداريم زيرا فقط از راه تعصب چنين مىگويند وگرنه چطور مىشود مسلمانى سخن خدا و رسولش را رها كند و با آنها مخالفت نمايد و دنبالهروى ازانسانى كند كه اشتباهش زياد است.تازه اين نوع اجتهاد در موردى ممكن است پذيرفته شود كه سخن صريحى از كتاب و سنت نباشد، ولى اگر نصى و سخن صريحى بود، هيچ كس حق انتخاب از پيش خود ندارد «و ما كان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضى الله و رسوله أمرا أن يكون لهم الخيرة من أمرهم، و من يعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا مبينا» (23) .هيچ مرد مؤمن و هيچ زن مؤمنهاى در كارى كه خدا و رسولش حكم كردهاند را اراده و اختيارى نيست و هر كس مخالفت كند، به گمراهى سختى افتاده است.
و هر كه اين اصل را قبول ندارد، لازم است كه در معلومات خود تجديد نظر كند و مفاهيم شرع را فرا گيرد و قرآن و سنت را بياموزد چرا كه قرآن در همين آيهاى كه گذشت و در آيات زياد ديگرى اعلام كفر و گمراهى كسى كه به قرآن و سنت تمسك نجويد كرده است.
و اما دليل از سنت نبوى، اين هم بسيار است.و به اين سخن پيامبر اكرم بسنده مىكنيم كه فرمود: «حلال محمد حلال الى يوم القيامة و حرامه حرام الى يوم القيامة» ـ حلال محمد (ص) حلال است تا روز قيامت و حرام او حرام است تا روز قيامت.
به آنان كه مىخواهند ما را قانع كنند به اينكه كارهاى خلفاى راشدين و اجتهادهاى آنان براى ما لازم الاجراء است مىگوئيم:
«أتحاجوننا في الله و هو ربنا و ربكم و لنا أعمالنا و لكم أعمالكم و نحن له مخلصون» (24) .
شما با ما در مورد خداوند جدال و بحث مىكنيد، حال آنكه او پروردگارما و پروردگار شما است و ما مسئول اعمال خود و شما مسئول اعمال خويشتن هستيد و ما به خدايمان اخلاص داريم .
و بهر حال آنان كه اين دليل را مىآورند، با ادعاى شيعه موافقت مىكنند و خود دليلى عليه برادرانشان از اهل سنت مىباشند.بنابراين، ما فقط با آن گروه كه معتقدند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خود، اين حكم را تحريم كرد و قرآن را با حديث نسخ نمود، بحث داريم.و اينان در سخنان و استدلالهاى خود سراسيمهاند و اثباتهايشان تو خالى است كه بر هيچ اساس محكمى، استوار نمىباشد و اگر مسلم در صحيحش، نهى از اين حكم را آورده است، براى اين است كه اگر نهى و منعى از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمده بود، اصحابى كه در زمان ابو بكر و قسمتى از زمان شخص عمر، به اين حكم، عمل كردند ـ كه در صحيح مسلم نيز آمده است (25) قطعا آن را ناديده نگرفته و به آن نهى پايبند مىشدند.
صبح
Tuesday 17 August 2004, 02:05PM
عطاء گويد: جابر بن عبد الله براى عمره آمده بود، ما به منزلش رفتيم و دوستان سئوالهائى از او كردند، سپس نام «متعه» به ميان آمد.جابر گفت: آرى! ما در دوران رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و ابو بكر و عمر، به متعه عمل كرديم.
پس اگر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از متعه نهى كرده بود، اصحاب نمىتوانستند در دوران ابو بكر و عمر متعه كنند، همانطور كه ملاحظه كرديد.
بنابراين، حقيقت اين است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از آن نهى نكرده و آن را تحريم ننموده است و اين نهى فقط از جانبعمر بن خطاب بوده، چنانكه در صحيح بخارى آمده است.
مسدد گويد: يحيى از عمران ابو بكر روايت كرد و او از ابو رجاء از عمران بن حصين رضى الله عنه روايت كرد كه گفت: آيه متعه در كتاب خدا بود و ما در زمان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم به آن عمل كرديم و قرآن آن را تحريم نكرد و پيامبر آن را نهى نفرمود تا از دنيا رفت.ولى يك نفر به ميل و نظر خودش، در اين باره چيزهائى گفت.راوى گويد: گفته مىشود كه آن شخص عمر است (26) .
پس اى خواننده! خود مىبينى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم آن را تحريم نكرد تا از دنيا رفت، همانطور كه اين صحابى اعتراف مىكند و مىبينى كه حرمت متعه را به صراحت و بدون پرده به عمر نسبت مىدهد و اضافه مىكند كه او به نظر خودش هر چه خواست گفت.
و اين هم جابر بن عبد الله انصارى است كه به صراحت اعلام مىكند: ما در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و ابو بكر، روزها با يك كف دست خرما يا آرد، تمتع مىكرديم تا اينكه عمر در مورد عمرو بن حريث، آن را نهى كرد (27) .
و اگر برخى از اصحاب را بيابيم كه در بعضى از اجتهادات عمر، با او هماهنگ و هم آواز هستند، جاى تعجب نيست زيرا در بحث فاجعه روز پنجشنبه ـ كه قبلا گذشت ـ تذكر داديم كه بعضى از اصحاب با عمر، هم رأى و هم فكر بودند كه پيامبر هذيان مىگويد و ما را كتاب خدا بس است!! پس اگر اينان در آن روز، و در آن موقعيتحساس، رسول خدا را مورد اعتراض قرار دادند، بىگمان در بعضى از اجتهاداتش با او توافق نظر دارند، حال توجه كنيد به يكى از آنان كه مىگويد: نزد جابر بن عبد الله بودم، شخصى آمد و به او گفت: ابن عباس و ابن زبير در مورد متعتين (متعة النساء و متعة الحج) اختلاف دارند.جابر گفت: ما هر دو متعه را در زمان رسول خدا انجام داديم، سپس عمر، نهى كرد و ديگر به آن كار باز نگشتيم (28) .
لذا به نظرم مىرسد، بعضى از اصحاب، نهى از متعه را به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نسبت داده است تا موقعيت عمر بن خطاب را دريابد و نظرش را تصويب كند.و گرنه پيامبر هرگز حكمى را كه قرآن حلال نموده، تحريم نمىكند، زيرا در تمام احكام اسلامى كه خداوند آنها را حلال كرده است، يك حكم هم نمىيابيم كه پيامبر آن را تحريم كرده باشد و هيچ كس جز متعصبين و دشمنان چنين ادعائى را نكرده است، و اگر به زور بپذيريم كه رسول خدا از آن نهى كرده، پس امام على كه نزديكترين افراد به رسول الله و عالمترين مردم به احكام است، چرا مىگويد:
«ان المتعة رحمة رحم الله بها عباده، و لو لا نهي عمر ما زنى الا شقي» (29) ـ متعه لفظى است كه خداوند به آن بندگانش را مورد لطف قرار داده و اگر نهى عمر از آن نبود، جز انسان جنايتكار، كسى زنا نمىكرد.
تازه خود عمر نيز تحريم را به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نسبت نداده و با تمام صراحت اعلام مىكند: «متعتان كانتا على عهد رسول الله و أنا أنهى عنهما و أعاقب عليهما، متعة الحج و متعة النساء» (30) .
دو متعه در دوران رسول الله آزاد بود ولى من از آنها نهى مىكنم و كسيكه آنها را انجام دهد عقاب مىنمايم: متعه حج و متعه بانوان.
و اين مسند امام احمد بن حنبل است كه بهترين گواه بر اختلاف شديد اهل سنت در اين مسئله است كه برخى پيروى از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كرده و آن را حلال مىداند و برخى پيروى از عمر بن خطاب كرده و آن را تحريم مىنمايد.
ابن عباس مىگويد: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم متعه كرد.عروة بن الزبير گفت : ابو بكر و عمر متعه را تحريم كردهاند.ابن عباس (با ناراحتى) گفت: اين مردك چه مىگويد (ما يقول عريه) ؟ شخصى گفت: مىگويد كه ابو بكر و عمر از متعه نهى كردند.
ابن عباس گفت: مىبينم كه اينها هلاك مىشوند، من مىگويم، پيامبر گفت، و آنها مىگويند : عمر و ابو بكر گفتند! (31) من سخن پيامبر را بازگو مىكنم ولى آنها به گفته عمر و ابو بكر استناد مىكنند) .
در صحيح ترمذى آمده است: در مسئله متعه حج از عبد الله بن عمر سئوال كردند، گفت: حلال است.سئوال كننده ادامه داد: ولى پدرت از آن نهى كرده.
ابن عمر پاسخ داد: آيا اگر مطلبى را پدرم نهى كند ولى پيامبر آن را بپذيرد، من امر پدرم را پيروى كنم يا امر پيامبر را؟!
آن مرد گفت: بلكه امر پيامبر را (32) .اما اهل سنت و جماعت، در متعه بانوان از عمر اطاعت كردند ولى در متعه حج با او مخالفت نمودند، در حالى كه هر دو نهى در يك جا اتفاق افتاد.ولى آنچه براى ما اهميت دارد اين است كه ائمه اهل بيت و شيعيانشان، با او مخالفت كرده و بر او اعتراض كردند و معتقد به حلال بودن هر دو متعه تا روز قيامت شدند.و بهر حال برخى از علماى اهل سنت نيز، از آنان تبعيت كردند كه از آن جمله، دانشمند والا مقام تونس و امام جماعت مسجد زيتونى جناب شيخ طاهر بن عاشور رحمة الله عليه را نام مىبرم كه در كتاب تفسير مشهورش «التحرير و التنوير» ، هنگامى كه به آيه فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فريضة مىرسد، آن را حلال اعلام مىكند (33) .
آرى! بايد علما و فقها در اظهار نظر و عقيدهشان آزاد باشند و هرگز به تعصب و عاطفه متأثر نشوند و در راه خدا، سرزنش سرزنش كنندگان، آنان را نلرزاند.
پس از اين بحث كوتاه، ديگر جائى براى استهزاء و اعتراض اهل سنت نسبت به نكاح متعه نمىماند جز اينكه كسى ره تعصب كور را بپيمايد و از هواى نفسش پيروى نمايد.و براى هميشه دليل قطعى و برهان روشن براى شيعه مىماند، چرا كه حق همواره پيروز است و برترى دارد.و بر هر مسلمانى لازم است كه سخن امام على عليه السلام را به گوش هوش بسپارد و در آن كمى تأمل و دقت نمايد كه حضرت، متعه را رحمت و لطفى الهى معرفى مىكند و چنين هم هست، چه رحمتى بالاتر از متعه است كه آتش شهوتى را فرو مىنشاند كه در اثر برافروخته شدن گاهى انسان را ـ چه زن و چهمرد ـ به صورت جانور درندهاى در مىآورد و چه بسا پس از فرونشاندن آن به زور سر نيزه، طرف مقابل را از بين ببرد.
و بر عموم مسلمانان خصوصا جوانان لازم است بدانند كه كيفر زناى محصنه، براى طرفين سنگسار كردن است، تا كشته شوند پس در اين صورت خداوند بندگانش را بدون لطف و رحمت نمىگذارد كه او خود خالقشان است و غرائز درونيشان را خود ايجاد كرده است و مىداند چه چيز آنان را آرامش مىبخشد، و اگر خداى بخشنده و مهربان به بندگانش لطف كرد و متعه را براى آنان حلال نمود، پس ديگر چه نيازى به زنا كردن مىماند جز اينكه انسانى جنايتكار و بدبخت باشد كه دست به چنين كار زشتى با آن پيامدهاى خطرناك بزند.درست مانند بريدن دست دزد كه اگر بيت المالى باشد و نيازمندان و مستمندان را بى نياز سازد، ديگر كسى جز بدبخت و جنايتكار دست به دزدى نمىزند.
خداوندا از تو طلب آمرزش و مغفرت مىنمايم! من در دوران جوانى گاهى به خود مىگفتم كه چرا اينقدر احكام اسلام ظالمانه و شديد است كه دستور اعدام مرد و زنى را فقط به خاطر يك عمل جنسى مىدهد كه ممكن است هر دو طرف يكديگر را دوست داشته باشند! ! آن هم چه اعدامى؟ ! سختترين و شديدترين كشتن و در جلو روى تمام مردم، آنان را سنگسار كردن! آرى، ممكن است چنين احساس را نزد بسيارى از جوانان مسلمان، بخصوص در دوران معاصر بيابيم زيرا در مدرسه و خيابان و همه جا، اختلاط ميان زن و مرد وجود دارد و اين بى حجابىها و بد حجابىها هم بيشتر به اين عمل كمك مىكند.و اصلا عاقلانه نيست مسلمانى را كه ـ مثلا ـ در يك شهر مذهبى بزرگ شده است، مقايسه كنيم بامسلمانى كه در يك كشور غرب زده و متمدن! كه در همه چيز مىخواهد از غرب تقليد كند، و بدينسان من نيز مانند بسيارى از جوانان مسلمان در يك كشمكش درونى هميشگى مىزيستم، كشمكشى بين تمدن غربى يا بهتر بگويم غريزهاى كه از من مىخواست پاسخ مثبت به آن بدهم و عقيدهاى كه مرا از كيفر اخروى مىترساند چرا كه در كشورهاى ما كار بسيار بدى مانند زنا، كمتر مجازات دارد! و اگر مسلمانى از آن دورى جويد به حكم وجدانش مىباشد، تازه با آن جو فاسدى كه وجود دارد انسان يا بايد به خودش فشار بياورد كه در نتيجه ممكن است به بيماريهاى روانى خطرناكى گرفتار شود و يا اينكه خودش را فريب دهد و خدا را ناديده بگيرد و كم و بيش در منجلابهاى فساد و تباهى سقوط كند.
حقيقت اين است كه من اسرار اسلام را نيافتم و پى به آسانى و سير در احكام اسلام نبردم تا روزى كه شيعه را شناختم و در تمام عقيدههاى شيعيان گشايش و رحمت فراگير و حل همه مشكلات اجتماعى، اقتصادى و سياسى را يافتم و در خلال اين معتقدات بود كه فهميدم احكام خدا، سهل و آسان است و هرگز نارسائى و خشونت در آن راه ندارد و خداى سبحان، مشقت و دشوارى در دين براى ما قرار نداده است.
http://www.hawzah.net/Per/E/do.asp?a=ECDBC.htm
منابع :
23 ـ سوره احزاب ـ آيه .36
24 ـ سوره بقره ـ آيه .138
25 ـ صحيح مسلم ـ ج 2 ـ ص 1023 ـ حديث 16 و .17
26 ـ صحيح بخارى ـ ج 5 ـ ص .158
27 ـ صحيح مسلم ـ ج 2 ـ ص 1023 ـ حديث .16
28 ـ صحيح مسلم ـ ج 2 ـ ص 1023 ـ حديث .17
29 ـ ثعلبى در تفسير كبيرش و طبرى در تفسير آيه متعه در تفسير كبيرش.
30 ـ تفسير كبير فخر رازى (ضمن تفسير آيه فما استمتعتم به منهن... .
31 ـ مسند امام احمد بن حنبل ـ ج 11 ـ ص .337
32 ـ صحيح ترمذى ـ ج 3 ـ ص 185 ـ حديث .824
33 ـ التحرير و التنوير ـ الطاهر بن عاشور ـ ج 3 ـ ص .5
صبح
Tuesday 17 August 2004, 02:16PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد
براستي كه صيغه يك يادگار پليد از دوران
يورش عرب به ملل ديگر است و كابرد آن
در جامعه ئ كنوني، بنياد هسته هاي سالم
جامعه، يعني خانواده را ميكـَنـَد و نوعي
تسليم در برابر غريزه ئ حيواني ، بزيان
صفات انساني است.:smile07: :smile07:
سلام بر بندگان صالح خدا
صيغه عاملي است براي جلوگيري از فساد . صيغه محدود شده همان چيزيست ، كه امروز در اروپا با نام COHABITING مرسوم و رايج است ... ( البته صيغه محدوديتهاي بسيار مهمي همچون عده دارد كه از هرزه گري جلوگيري شود ... ولي آنها ندارند و هرزه مي شوند ) اسلام مي گويد هر كس بتواند ازدواج كند و خانواده اداره كند ، شرعا موظف است اين كار را بكند ، اما هر كسي براي اجتناب از گناه مي تواند صيغه كند و اين امر آزاد است . اينكه خيلي ها مثل امامان و عترت آنان صيغه نمي كنند و صيغه نمي شوند ، به اين دليل نبوده كه صيغه وجود نداشته ... بلكه مي تواند به اين دليل بوده باشد كه چون شرايط ايجاد خانواده هميشه براي آنان بوده است ، از اين راهكار استفاده نكرده اند ... حال جناب موحد بيايد با شما خوش و بش كند و تحريف كند اسلام را ، چيزي از حقيقت كم نميشود .
اما از همه اينها كه بگذريم ، سخن دوست شما كه خوش تر است :D
مزدك بامداد ، سالها قبل از ظهور اسلام : ازدواج و نكاح محارم ( خواهر برادر مادر پدر ... ) و اشتراك جنسي و تعويض زن و شوهر و آنچه كه امروز در سال 1383 هجري خورشيدي، با آن ژست خود نفي مي كنند ... روا دانسته بود و يكي از شاخص هاي مزدك جان تاريخ همين است ... حال چطور اين آقا با آن اسم مزدكيش :p اينگونه قيافه حق به جانب مي گيرد ... الله اعلم :p در روزگاري كه شاهان ايران هزار هزار زن داشتند و حرم سرا و چند همسري يك امر معمولي بود ، اسلام آمد و شهوتراني را پائين كشيد ... حال خيلي تزوير است كه اين جناب مزدك ، فساد به اسلام ببندد .
صبح
Tuesday 17 August 2004, 02:22PM
اينجا رو نگاه كن : :D
ازدواج موقت ویا صیغه که به آن متعه هم میگویند یکی از رسوم عرفی اعراب عصر جاهلیت قبل از اسلام بوده که باظهوراسلام بتدریج منسوخ وبا فرمان خداوند خط بطلان برآن کشیده شدونکاح شرعی جایگزین آن گردید.ولی این رسم جاهلیت که درواقع بازنا تفاوتی ندارد هنوز در اذهان گروهی از مردم باقی مانده وبااحادیثی پوچ وضد قرآنی آنهم ازراویانی منحرف وکذاب این بدعت را بعنوان سنت پیامبر معرفی کرده وبه آن حقیقت شرعیه داده ودامان پاک اسلام راآلوده اند
:D فكر نكنم نياز به ترجمه باشد :
النكاح المنقطع فى القرآن الكريم
والأصل في مشروعيته قوله سبحانه:
(وحلائِلُ أبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أصْلابِكُمْ وأنْ تَجْمَعُوا بينَ الاختَينِ إلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إنَّ الله كانَ غَفُوراً رَحيماً*والُمحْصَناتُ مِنَ النّساءِ إلاّ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ كِتابَ الله عَلَيكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذَلِكُمْ أنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيرَ مُسافِحينَ فَما اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَريضةً ولا جُناحَ عَلَيكُمْ فِيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعدِ الفَريضَةِ إنَّ الله كانَ عَليماً حَكيماً)(2).
الآية ناظرة إلى نكاح المتعة وذلك لوجوه :
1 - الحمل على النكاح الدائم يستلزم التكرار بلا وجه :
إنّ هذه السورة; أي سورة النساء، تكفّلت ببيان أكثر ما يرجع إلى النساء من الأحكام والحقوق، فذكرت جميع أقسام النكاح في أوائل السورة على نظام خاص، أمّا الدائم فقد أشار إليه سبحانه بقوله: (وإِنْ خِفْتُمْ ألاَّ تُقْسِطُوا في اليَتامى فَانْكِحُوا ما طَابَ لَكُمْ مِنَ النّساءِ مَثْنى وَثُلاثَ ورُباعَ وإنْ خِفْتُمْ ألاَّ تَعدِلُوا فَواحِدَةً...)(3).
وأمّا أحكام المهر فقد جاءت في الآية التالية: (وآتُوا النّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيء مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَريئاً)(4).
وأمّا نكاح الإماء فقد جاء في قوله سبحانه: (وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلا أنْ يَنْكِحَ الُمحْصَناتِ المُؤْمِناتِ فَمِن مّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ المُؤْمِناتِ والله أَعْلَمُ بِإِيمانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْض فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالمَعْرُوفِ مُحْصَنات غَيْرَ مُسافِحات ولا مُتّخِذاتِ أخْدان...)(5).
فقوله سبحانه: (مِنْ مَا مَلَكَتْ أَيمانُكُمْ) إشارة إلى نكاح السيّد لأمته، الذي جاء في قوله سبحانه أيضاً: (إلاّ علَى أَزْواجِهِمْ أوْ مَا مَلكَتْ أيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ...)(6).
وقوله سبحانه: (فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أهْلِهِنَّ) إشارة إلى الزواج من أمة الغير.
فإلى هنا تمّ بيان جميع أقسام النكاح فلم يبق إلاّ نكاح المتعة، وهو الذي جاء في الآية السابقة، وحمل قوله سبحانه: (فما استمتعتم) على الزواج الدائم، وحمل قوله: (فآتوهنّ أُجورهُنّ) على المهور والصدقات يوجب التكرار بلا وجه، فالناظر في السورة يرى أنّ آياتها تكفّلت ببيان أقسام الزواج على نظام خاصّ، ولا يتحقّق ذلك إلاّ بحمل الآية على نكاح المتعة كما هو ظاهرها أيضاً.
2 - تعليق دفع الأُجرة على الاستمتاع :
إنّ تعليق دفع الأُجرة على الاستمتاع في قوله سبحانه: (فَما اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ) يناسب نكاح المتعة الذي هو زواج مؤقّت لا النكاح الدائم، فإنّ المهر هنا يجب بمجرّد العقد ولا يتنجّز وجوب دفع الكلّ إلاّ بالمسّ، وأمّا المتعارف فيختلف حسب اختلاف العادات العرفية، فربّما يؤخذ قبل العقد وأُخرى يترك إلى أن يرث أحدهما الآخر.
3 - تصريح جماعة من الصحابة بشأن نزولها :
ذكرت أُمّة كبيرة من أهل الحديث نزولها فيها، وينتهي نقل هؤلاء إلى أمثال ابن عبّاس، وأُبي بن كعب، وعبد الله بن مسعود، وجابر بن عبد الله الأنصاري، وحبيب بن أبي ثابت، وسعيد بن جبير، إلى غير ذلك من رجال الحديث الذين لا يمكن اتهامهم بالوضع والجعل.
وقد ذكر نزولها من المفسّرين والمحدّثين:
إمام الحنابلة أحمد بن حنبل في مسنده(7).
وأبو جعفر الطبري في تفسيره(8).
وأبو بكر الجصّاص الحنفي في أحكام القرآن(9).
وأبو بكر البيهقي في السنن الكبرى(10).
ومحمود بن عمر الزمخشري في الكشاف(11).
وأبو بكر بن سعدون القرطبي في تفسير جامع أحكام القرآن(12).
وفخر الدين الرازي في مفاتيح الغيب(13).
إلى غير ذلك من المحدّثين والمفسّرين الذين جاءوا بعد ذلك إلى عصرنا هذا، ولا نطيل الكلام بذكرهم.
وليس لأحد أن يتّهم هؤلاء الأعلام بذكر ما لا يتّقون به. وبملاحظة هذه القرائن لا يكاد يشكّ في ورودها في نكاح المتعة.
ونزيد الوضوح بياناً بقوله سبحانه: (وأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَراءَ ذلِكُمْ أنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيرَ مُسافِحين).
أنّ قوله سبحانه: (أن تبتغوا) مفعول له لفعل مقدّر، أي بيّن لكم ما يحلّ ممّا يحرم لأجل أن تبتغوا بأموالكم، وأمّا مفعول قوله: (تبتغوا) فيعلم من القرينة وهو النساء; أي طلبكم النساء; أي بيّن الحلال والحرام لغاية ابتغائكم النساء من طريق الحلال لا الحرام.
وقوله سبحانه: (محصنين) وهو من الإحصان بمعنى العفّة وتحصين النفس من الوقوع في الحرام، وقوله سبحانه: (غير مسافحين) هو جمع مسافح بمعنى الزاني مأخوذ من السفح بمعنى صبّ الماء، والمراد هنا هو الزاني بشهادة قوله سبحانه في الآية المتأخّرة في نكاح الإماء: (وآتوهُنَّ أُجُورهنَّ بالمعروف محصنات غير مسافحات) أي عفائف غير زانيات.
http://www.al-kawthar.com/shobohat/motaa/motaa1.htm
موحد
Tuesday 17 August 2004, 02:35PM
قرآن میفرماید:آنچه اختلاف کردید از چیزی پس حکمش با خداست.سوره شوری آیه 10
مدعیان متعه تنها آیه ای را که استناد میکنند ( فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ) (النساء:24)است.ترجمه آن از یک آیه جلوتر چنین است<حرام شد برشما نکاح مادرانتان ودخترانتان و...وحلال کرده شد برشما از اینها که با مالهایتان ازدواج کنید نه زنا کننده .پس آنچه استمتاع کردید اززنان پس بدهید اجرت (مهریه) آنهارا که واجب است.>
استمتاع در لغت به معنی انتفاع وبهره مندی از چیزیست .بیش از شصت آیه از قرآن درمورد لغت استمتاع ومشتقات آن آمده که هیچکدام به معنی متعه نیامده لذا آیات استمتاع در قرآن معنی عام دارد وتماما بهره مندی از زندگی دنیا را شامل میشود مانند آیه 20 سوره احقاف<اذهبتم طیباتکم فی حیاتکم الدنیا واستمتعتم بها>.در سوره احزاب آیه 48 درمورد نکاح وطلاق دادن زنان است باز کلمه تمتع را بکار برده (ای کسانیکه ایمان آورده اید هنگامیکه زنان مومن را نکاح کردید و سپس طلاق دادید <فمتعوهن>پس بهرمند گردانید ایشان را و رها کنید به نیکو ئی)....
درآيه مورد ادعای مدعيان حليت متعه-کلمه (اجورهن)را به معنی اجر متعه گرفته اند.در صورتيکه کلمه (اجور) درآيات قرآن مهريه زن رادر نکاح بيان ميدارد.مانند آيه ۱۰ سوره ممتحنه<باکی نيست بر شما که نکاح نمائيد بازنان هنگاميکه بدهيد اجرشان را(اتيتموهن اجورهن).
بگفته اجماع فقهاء شيعه يکی از ارکان متعه قيد مدت است واگر مدت ذکر نگردد عقد متعه باطل است.وگويند به مجرد عدم ذکر مدت در متعه-نکاح دائم ميشود اگر چه قصد طرفين متعه بوده باشدوميگويند متعه موجل است يعنی دارای مدت است و ذکر مهريه فرع مدت است.(بحارالانوارـتفسير فخررازی)
اکنون ملاحظه میشود که درآيه موردادعا تنها بذکر مهريه پرداخته واز ذکر مدت که رکن اساسی متعه است خوداری شده
شما اگر مقاله را خوانده باشيد مدرک ارائه شده کلام عمر نيست بلکه دستور پيامبر واجرا وابلاغ آن توسط حضرت علی بوده.وازآن بالاتر مدرک از کلام خداست.چرا شما هرچيزی را که دوست نداريد به عمر نسبت ميدهيد.اگربفرض عمر اين حکم شرعی را حرام کرد چرا علی وديگر صحابه ساکت بودن؟؟!!حضرت علی بعداز فاطمه(س) ۱۲ همسر دائمی گرفتند که هيچکدام صيغه ای نبودند
بنده احادیث موافق ومخالف صیغه را از کتب شیعه واز قول ائمه آورده ام حال خودتان قضاوت کنید !!!
( وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ) (النساء:25)
و هركس ازشما تواناني مالي نداشته باشد كه بازناني آزاد مؤمن ازدواج كند – بهتر است – باملك يمينهايتان از كنيزان مؤمن تان ازداوج كند وخداوند به ايمان شما داناتر است همه از يكديگريد پس با اجازه سرپرست شان با آنان ازدواج كنيد و مهرهايشان را به وجه پسنديده به ايشان بدهيد در حاليكه پاكدامنان غير پليد كار باشند ودوست گيران نهاني نباشند، آنگاه چون ازدواج كردند اگر مرتكب كار ناشايستي – زنا- شدند مجازات آنان به اندازه نصف مجازاتيست كه بر زنان آزاد مقرر است ،اين حكم – ازدواج با كنيزان- براي كسي از شما است كه از آلايش گناه بترسد و شكيبايي – و پاكدامني – پيشه كردن برايتان بهتر است وخداوند آمرزگار مهربان است .
پس خداوند حكيم در كلام پاكش كساني را كه به علت كمبود امكانات به ازدواج دسترسي ندارند دستور داده باكنيزها ازدواج كنند اگر به آن هم دسترسي نداشتند صبر كنند، اگر متعه حلال مي بود چرا دراينجا به عنوان آسانترين راه حل كه هر كس در هر شرايطي مي تواند به آن دسترسي داشته باشد طرح نگرديد؟!.
موحد
صبح
Tuesday 17 August 2004, 02:52PM
نوشته شده بوسيله موحد
قرآن میفرماید:آنچه اختلاف کردید از چیزی پس حکمش با خداست.سوره شوری آیه 10
مدعیان متعه تنها آیه ای را که استناد میکنند ( فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ) (النساء:24)است.ترجمه آن از یک آیه جلوتر چنین است<حرام شد برشما نکاح مادرانتان ودخترانتان و...وحلال کرده شد برشما از اینها که با مالهایتان ازدواج کنید نه زنا کننده .پس آنچه استمتاع کردید اززنان پس بدهید اجرت (مهریه) آنهارا که واجب است.>
استمتاع در لغت به معنی انتفاع وبهره مندی از چیزیست .بیش از شصت آیه از قرآن درمورد لغت استمتاع ومشتقات آن آمده که هیچکدام به معنی متعه نیامده لذا آیات استمتاع در قرآن معنی عام دارد وتماما بهره مندی از زندگی دنیا را شامل میشود مانند آیه 20 سوره احقاف<اذهبتم طیباتکم فی حیاتکم الدنیا واستمتعتم بها>.در سوره احزاب آیه 48 درمورد نکاح وطلاق دادن زنان است باز کلمه تمتع را بکار برده (ای کسانیکه ایمان آورده اید هنگامیکه زنان مومن را نکاح کردید و سپس طلاق دادید <فمتعوهن>پس بهرمند گردانید ایشان را و رها کنید به نیکو ئی)....
درآيه مورد ادعای مدعيان حليت متعه-کلمه (اجورهن)را به معنی اجر متعه گرفته اند.در صورتيکه کلمه (اجور) درآيات قرآن مهريه زن رادر نکاح بيان ميدارد.مانند آيه ۱۰ سوره ممتحنه<باکی نيست بر شما که نکاح نمائيد بازنان هنگاميکه بدهيد اجرشان را(اتيتموهن اجورهن).
بگفته اجماع فقهاء شيعه يکی از ارکان متعه قيد مدت است واگر مدت ذکر نگردد عقد متعه باطل است.وگويند به مجرد عدم ذکر مدت در متعه-نکاح دائم ميشود اگر چه قصد طرفين متعه بوده باشدوميگويند متعه موجل است يعنی دارای مدت است و ذکر مهريه فرع مدت است.(بحارالانوارـتفسير فخررازی)
اکنون ملاحظه میشود که درآيه موردادعا تنها بذکر مهريه پرداخته واز ذکر مدت که رکن اساسی متعه است خوداری شده
شما اگر مقاله را خوانده باشيد مدرک ارائه شده کلام عمر نيست بلکه دستور پيامبر واجرا وابلاغ آن توسط حضرت علی بوده.وازآن بالاتر مدرک از کلام خداست.چرا شما هرچيزی را که دوست نداريد به عمر نسبت ميدهيد.اگربفرض عمر اين حکم شرعی را حرام کرد چرا علی وديگر صحابه ساکت بودن؟؟!!حضرت علی بعداز فاطمه(س) ۱۲ همسر دائمی گرفتند که هيچکدام صيغه ای نبودند
بنده احادیث موافق ومخالف صیغه را از کتب شیعه واز قول ائمه آورده ام حال خودتان قضاوت کنید !!!
( وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ) (النساء:25)
و هركس ازشما تواناني مالي نداشته باشد كه بازناني آزاد مؤمن ازدواج كند – بهتر است – باملك يمينهايتان از كنيزان مؤمن تان ازداوج كند وخداوند به ايمان شما داناتر است همه از يكديگريد پس با اجازه سرپرست شان با آنان ازدواج كنيد و مهرهايشان را به وجه پسنديده به ايشان بدهيد در حاليكه پاكدامنان غير پليد كار باشند ودوست گيران نهاني نباشند، آنگاه چون ازدواج كردند اگر مرتكب كار ناشايستي – زنا- شدند مجازات آنان به اندازه نصف مجازاتيست كه بر زنان آزاد مقرر است ،اين حكم – ازدواج با كنيزان- براي كسي از شما است كه از آلايش گناه بترسد و شكيبايي – و پاكدامني – پيشه كردن برايتان بهتر است وخداوند آمرزگار مهربان است .
پس خداوند حكيم در كلام پاكش كساني را كه به علت كمبود امكانات به ازدواج دسترسي ندارند دستور داده باكنيزها ازدواج كنند اگر به آن هم دسترسي نداشتند صبر كنند، اگر متعه حلال مي بود چرا دراينجا به عنوان آسانترين راه حل كه هر كس در هر شرايطي مي تواند به آن دسترسي داشته باشد طرح نگرديد؟!.
موحد
من نگفتم كه اينهمه كتب صحاح اهل سنت گفتند كه عمر سنت شكست و آن را از دلش حرام كرد ...براي شما كافي نبود ؟
مسدد گويد: يحيى از عمران ابو بكر روايت كرد و او از ابو رجاء از عمران بن حصين رضى الله عنه روايت كرد كه گفت: آيه متعه در كتاب خدا بود و ما در زمان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم به آن عمل كرديم و قرآن آن را تحريم نكرد و پيامبر آن را نهى نفرمود تا از دنيا رفت.ولى يك نفر به ميل و نظر خودش، در اين باره چيزهائى گفت.راوى گويد: گفته مىشود كه آن شخص عمر است (26) .
26 ـ صحيح بخارى ـ ج 5 ـ ص .158
[HR]
و اين هم جابر بن عبد الله انصارى است كه به صراحت اعلام مىكند: ما در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و ابو بكر، روزها با يك كف دست خرما يا آرد، تمتع مىكرديم تا اينكه عمر در مورد عمرو بن حريث، آن را نهى كرد (27) .
27 ـ صحيح مسلم ـ ج 2 ـ ص 1023 ـ حديث .16
[HR]
و اگر برخى از اصحاب را بيابيم كه در بعضى از اجتهادات عمر، با او هماهنگ و هم آواز هستند، جاى تعجب نيست زيرا در بحث فاجعه روز پنجشنبه ـ كه قبلا گذشت ـ تذكر داديم كه بعضى از اصحاب با عمر، هم رأى و هم فكر بودند كه پيامبر هذيان مىگويد و ما را كتاب خدا بس است!! پس اگر اينان در آن روز، و در آن موقعيتحساس، رسول خدا را مورد اعتراض قرار دادند، بىگمان در بعضى از اجتهاداتش با او توافق نظر دارند، حال توجه كنيد به يكى از آنان كه مىگويد: نزد جابر بن عبد الله بودم، شخصى آمد و به او گفت: ابن عباس و ابن زبير در مورد متعتين (متعة النساء و متعة الحج) اختلاف دارند.جابر گفت: ما هر دو متعه را در زمان رسول خدا انجام داديم، سپس عمر، نهى كرد و ديگر به آن كار باز نگشتيم (28) .
28 ـ صحيح مسلم ـ ج 2 ـ ص 1023 ـ حديث .17
[HR]
«ان المتعة رحمة رحم الله بها عباده، و لو لا نهي عمر ما زنى الا شقي» (29) ـ متعه لفظى است كه خداوند به آن بندگانش را مورد لطف قرار داده و اگر نهى عمر از آن نبود، جز انسان جنايتكار، كسى زنا نمىكرد.
تازه خود عمر نيز تحريم را به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نسبت نداده و با تمام صراحت اعلام مىكند: «متعتان كانتا على عهد رسول الله و أنا أنهى عنهما و أعاقب عليهما، متعة الحج و متعة النساء» (30) .
دو متعه در دوران رسول الله آزاد بود ولى من از آنها نهى مىكنم و كسيكه آنها را انجام دهد عقاب مىنمايم: متعه حج و متعه بانوان.
و اين مسند امام احمد بن حنبل است كه بهترين گواه بر اختلاف شديد اهل سنت در اين مسئله است كه برخى پيروى از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كرده و آن را حلال مىداند و برخى پيروى از عمر بن خطاب كرده و آن را تحريم مىنمايد.
ابن عباس مىگويد: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم متعه كرد.عروة بن الزبير گفت : ابو بكر و عمر متعه را تحريم كردهاند.ابن عباس (با ناراحتى) گفت: اين مردك چه مىگويد (ما يقول عريه) ؟ شخصى گفت: مىگويد كه ابو بكر و عمر از متعه نهى كردند.
ابن عباس گفت: مىبينم كه اينها هلاك مىشوند، من مىگويم، پيامبر گفت، و آنها مىگويند : عمر و ابو بكر گفتند! (31) من سخن پيامبر را بازگو مىكنم ولى آنها به گفته عمر و ابو بكر استناد مىكنند) .
29 ـ ثعلبى در تفسير كبيرش و طبرى در تفسير آيه متعه در تفسير كبيرش.
30 ـ تفسير كبير فخر رازى (ضمن تفسير آيه فما استمتعتم به منهن... .
31 ـ مسند امام احمد بن حنبل ـ ج 11 ـ ص .337
[HR]
مدارك كافي هم براي پايداري اين سنت پيامبر موجد است . و طبق حديث آنطور كه در بالا آورده ام ، از مهمترين راويان حديث اهل سنت هم بر ( متعه و صيغه ) بودن منظور و شان نزول آيه سخن گفته است و شكي در آن نيست .
موحد
Tuesday 17 August 2004, 04:01PM
ظاهرا شما مطالب را نمي خوانيد وفقط عقايد خودرا توجيه ميكنيد !!!كتاب اهل سنت اگر براي شما ملاك است چرا به آن عمل نمي كنيد؟؟!! آيه متعه در كجاي قرآن است؟؟؟!!! متعه رسم عرب هاي جاهليت بوده كه با آمدن آيات ازدواج اين رسم نا پسند تحريم شد آنهم در جنگ خيبر وبدستور پيامبر وابلاغ علي(ع) !!اگر عمر حرام كرد چرا علي سكوت كرد؟!درمورد اين آيه فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً نيز توضيح دادم ربطي به متعه ندارد.ودر پايان باز تكرار ميكنم به كلام خدا گوش كنيد
بزرگترین دلیل که میتوان گفت دراسلام صیغه وجود ندارد این آیه است:
وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ) (النور:33)
-يعني "كساني كه به ازدواج دسترسي ندارند بايد صبر كنند و خودشان را پاك نگهدارند تا وقتي كه خداوند از فضل خودش آنان را غنا بخشد.
پس علاج اين است كه انسان صبر كند و خودش را ازآلوده كردن به چيزهاي ديگر پاك نگهدارد تا خداوند شرايط ازدواجش را ميسر كند، اگر صيغه حلال مي بود ديگر لزومي نبود كه به استعفاف وانتظار امركند آشكارا مي فرمود صيغه كنيد
خداوند همه را براه راست خودش هدايت فرمايد
صبح
Tuesday 17 August 2004, 04:11PM
نوشته شده بوسيله موحد
ظاهرا شما مطالب را نمي خوانيد وفقط عقايد خودرا توجيه ميكنيد !!!كتاب اهل سنت اگر براي شما ملاك است چرا به آن عمل نمي كنيد؟؟!! آيه متعه در كجاي قرآن است؟؟؟!!! متعه رسم عرب هاي جاهليت بوده كه با آمدن آيات ازدواج اين رسم نا پسند تحريم شد آنهم در جنگ خيبر وبدستور پيامبر وابلاغ علي(ع) !!اگر عمر حرام كرد چرا علي سكوت كرد؟!درمورد اين آيه فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً نيز توضيح دادم ربطي به متعه ندارد.ودر پايان باز تكرار ميكنم به كلام خدا گوش كنيد
بزرگترین دلیل که میتوان گفت دراسلام صیغه وجود ندارد این آیه است:
وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ) (النور:33)
-يعني "كساني كه به ازدواج دسترسي ندارند بايد صبر كنند و خودشان را پاك نگهدارند تا وقتي كه خداوند از فضل خودش آنان را غنا بخشد.
پس علاج اين است كه انسان صبر كند و خودش را ازآلوده كردن به چيزهاي ديگر پاك نگهدارد تا خداوند شرايط ازدواجش را ميسر كند، اگر صيغه حلال مي بود ديگر لزومي نبود كه به استعفاف وانتظار امركند آشكارا مي فرمود صيغه كنيد
خداوند همه را براه راست خودش هدايت فرمايد
ليلي زن بود يا مرد ؟ :rolleyes:
"كساني كه به ازدواج دسترسي ندارند بايد صبر كنند و خودشان را پاك نگهدارند تا وقتي كه خداوند از فضل خودش آنان را غنا بخشد."
اين در مورد خود ارضايي است چون ( ازدواج موقت ) نوعي از ازدواج است ... و شامل اين آيه نمي شود .
در ضمن معني درست كلمه نكاح ، زناشوئي است ... نه ازدواج ... ( ايندو با هم فرق مشخصي دارند ) .
sareban
Tuesday 17 August 2004, 04:26PM
سلام من فقط يك چيز بگم ورفع زحمت كنم فعلا
اونم اينكه
آقاي موحد به هيچ وجه حق ندارد از سنت چيزي بگويد
وطبق ادعاي خودش همه چيز را بايد از قران ثابت كند
اگر نتوانست به دروغ بودن ادعاهايش پي خواهيد برد
رجوع كنيد به
تاپيك دين ومذهب
وا لسلام
min
Friday 20 August 2004, 03:57AM
آقاي موحد
مي شود بفرماييد احكام اسلام را از كدام منبع مي شود استخراج كرد ؟
اگر فقط از قرآن ( كه جواب شما همين است ) و منابع ديگر را كنار كي گذاريد پس يك سوال بسيار ساده - مي شود بفرماييد از كجاي قرآن شما مي فهميد نماز صبح دو ركعت است و ظهر و عصر هركدام چهر ركعت . اين را پاسخ بدهيد تا ادامه ماجرا
...
sareban
Friday 20 August 2004, 08:48AM
نوشته شده بوسيله موحد
فرموديد:
مهمترين دليل براي حرمت آيه وليستعفف .... است
در اين آيه در مقابل نكاح , عفاف آمده يعني اگر موردي براي نكاح پيدا نشد عفت داشته باشيد وزنا نكنيد
وكاملا واضح است كسي كه ميگويد صيغه جايز است ادعا ميكند يكي از اقسام نكاح است نه اينكه زنايي است كه جايز باشد
پس بايد ديد نكاح چيست تا معناي آيه را فهميد
و معني نكاح را نميتوان فهميد مگر با رجوع به سيره پيامبر وسيره اهل بيت عليهم السلام چون در نكاح تصرفي شرعي صورت گرفته و مانند معاملا ت بحث امضايي ندارد تا بگوييم سكوت شرع كافي است
و رواياتي كه شما از ائمه آورديد خود به تنهايي بهترين شاهد براي جواز اين امر در اسلام است
پيامبر : اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي اهل بيتي(هر آنچه اهل بيت گفتند تمسك كنيد)
اهل بيت : (به صورت متواتر نقل شده)صيغه , نكاحي است جايز
نتيجه : واجب است تمسك به حكم اهل بيت كه جواز صيغه باشد
اما شما ادعا كرديد كه مقابل اين روايات روايتي از پيامبر قرار دارند وچون متعارضند ما روايت پيامبر را قبول ميكنيم هم به اين دليل كه پيامبر (ص)
سرچشمه وحي است وهم به اين دليل كه قول ائمه معلوم نيست از آنها صادر شده باشد چون جعل شده اند
در جواب بايد گفت
طريق حقيقي براي شناخت جواز يا عدم جواز متعه چيست؟
يا با توجه به روايات ما بحث ميكنيد يا با عدم توجه به آن
اگر روايات ما را كاري نداشته باشيد و فقط به روايات شما بپردازيم
بايد گفت نتيجه چيزي جز جواز متعه نخواهد بود
ببينيد ما بايد از بديهيات به موارد مورد اختلاف برسيم
در اين امر كسي شك ندارد كه متعه در زمان پيامبر جايز بوده
حال صحبت در اين است كه آيا در خود زمان پيامبر حكمش نسخ شده (چنانكه موحد ادعا ميكند) يا خير عمر آن را نسخ كرده چنانكه شيعه ميگويد؟
شما ميگوييد روايتي از پيامبر داريم كه نشان ميدهد در زمان پيامبر نسخ شده
فرموديد:
نوشته شده بوسيله موحد
( حرم رسول الله- صلي الله عليه وآله- يوم خيبر لحوم الحمر الأهلية و نكاح المتعة )
كاملا واضح است كه صحبت اين روايت سر جنگ خيبر است
اين جاي شك ندارد
چون اولا پيامبر دو چيز را حرام كرده گوشت شتر ونكاح متعه را
و واضح است كه هيچ كس نميگويد گوشت شتر حرام است چون اين يك ضرورت اسلامي است كه گوشت شتر حلال است
پس اين روايت يك فرمان جنگي است كه به خاطر اقتضاء شرايط جنگ صادر شده
همچون اينكه پيامبر بگويد غنيمت برداشتن در اين جنگ حرام است
كاملا واضح است كه اين موجب نسخ حكم حليت برداشتن غنيمت نميشود
بلكه حد اكثر چيزي كه ميگوييد اين است كه پيامبر در آن شرايط حساس جنگ صلاح نمي ديد كه سپاهيانش به فكر شهوت خود باشند
ولي اين دليل نمي شود كه حكمش را در همه شرايط حرام كرده باشد چنانكه هيچ يك از صحابه هم اين را نفهميد البته غير از عمر بن خطاب
آن هم به خاطر قدرت نمايي خودش
و اصلا اين روايت كاملا خلاف مقصود شما را مي رساند
چون خداوند فرموده:
وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ )
اگر نكاح نبود عفت داشته باشيد
وپيامبر هم تقرير كرده كه صيغه يك نوح نكاح است واز سفاح خارج است
فرمود:
...نكاح المتعه ...
در نتيجه طبق نص كلام الله صيغه جايز است چون يكي از نكاحهها ست
و اگر با توجه به روايات ما بحث ميكنيد
روايات متواتر و بسيار زيادي داريم بر جواز آن
و اينكه گفتيد جعلي است
بله اگر يك يا دو روايت داشتيم ميشد در سند آنها بحث كرد كه ديد واسطه هاي چي كساني هستند ولي طبق حساب احتمالات امكان ندارد اين همه روايات با اين مضمونهاي صريح با انگيزه هاي بالاي سوال وجواب از امامها
گفته شده باشد ولي صحيح نباشد
به خصوص كه وقتي مبداي مخالف با مبدا اهل سنت باشد احتياج به تكرار فراوان از ائمه دارد تا اين مبدا اسلامي حقيقي در ميان مردم رسوخ كند
پس اينكه امامان واهل بيت حكم به جواز داده اند قطعي است و شك وشبهه اي در آن نيست حتي به اعتراف خود اهل سنت
sareban
Friday 20 August 2004, 09:16AM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد
براستي كه صيغه يك يادگار پليد از دوران
يورش عرب به ملل ديگر است و كابرد آن
در جامعه ئ كنوني، بنياد هسته هاي سالم
جامعه، يعني خانواده را ميكـَنـَد و نوعي
تسليم در برابر غريزه ئ حيواني ، بزيان
صفات انساني است.:smile07: :smile07:
موحد جان همراهي كافرها با تورا تبريك وتسليت ميگويم
گل دادن يك كافر به يك موحد نشانه چيست؟
آيا غير از اينكه كافري را راضي نموده اي
اگر من هيچ دليلي هم براي صحت نكاح صيغه نميداشتم هم
اينك به صحت آن قطع پيدا كردم ;)
موفق باشي:smile57:
موحد
Saturday 21 August 2004, 02:20PM
ايمان به زنا؟؟؟!!!...............آيا شما حاضري دخترت را هرچند صباحي صيغه كسي بكني؟؟!!...آيا شما هيچ فكر كرده ايد كه چرا جوانان ما از دين گريزان شده اند؟؟!!مذهبي ساخته ايد ضداسلام وفقط درآن توجيه است وبس!!
SAFA
Saturday 21 August 2004, 04:37PM
اين چه سوال ساده لوحانه ايست ؟ !
با همين منطق از شما سولي ميپرسم ...
آيا شما حاضري دخترت را به عقد دائم كسي در آوري كه ميداني بعد از استمتاع از وي يك ساعت بعد او را طلاق ميدهد ؟ !
جواب اين سوال مانند سوال شما خير است اما اين خير دليلي بر بد و مكروه بودن ازدواج دائم است ؟
ازدواج موقتي كه حضرتعالي با زنا به نكبت پيروي از تفكر عمر يكي نمودي دري است كه بنا به شرايطي در جهت حفظ ساختار و سلامت جامعه قابل گشودن است و عمر آن در را بست و تا ابد گناه زناي هر شقي را به جان حود خريد
راستي به من بگو عمر به چه حقي حكم واضح و صريح پيامبر را باطل نمود و پيروانش وقيحانه حتي اعتراف ظالمانه او را سند ميشمرند ؟
عمر را چنان تقديس نموديد كه از پيامبر عزيزتر ميشمريد
عمر را چنان بزرگ شمرديد كه همه آن ظلمش به دخت پيامبر را ناديده گرفتيد
چه ميگويم ... عمر را چنان پرورانديد كه حتي از خدا بزرگترش شمرديد ... چند مورد از مخالفت صريح عمر با اجراي حكم الهي برايت نقل كنم ... قصه مغيره را شنيده اي ؟ قصه خالد بن وليد را شنيده اي ؟ ... بگويم ؟....
آيا عمراز خدا هم براي شما عزيز تراست ؟ نستجير بالله
چگونه كسي كه حكم خدا را هم پايمال ميكند اينگونه تقديس ميكنيد ؟
بس است ... زمان زيادي نداريد ... حق پنهان ماندني نيست
موحد
Thursday 26 August 2004, 12:14PM
شمادرباره اين نظر امامتان چيزي نگفتيد؟؟!!
« نزديكي با زوجه قبل از تمام شدن نُه سال جايز نيست و اما ساير لذت ها مانند لمس نمودن با شهوت و بغل گرفتن و تفخيذ حتي در شيرخوار اشكالي ندارد!! »
تحرير الوسيله جلد سوم با ترجمه فارسي مسأله12
دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم
موحد
Sunday 20 November 2005, 06:35PM
شيعيان پاسخ خود را به زنائي كه شرعي مي پنداريد بدهيد!!
سلام دوستان
Sunday 20 November 2005, 07:22PM
بسمه تعالي
كاربران عزيز حالا كه جناب موحد هم بالاخره به سنت قائل شدند وزحمت كشيده وروايات بسيار عالي درمورد ثواب متعه بيان كرده اند بيائيد اين سنت را احياء كنيم.
البته جناب موحد ما شيعيان با كمال افتخار اعلام مي داريم كه مانند شما نيستيم كه هر حكمي را با عقل وقياس بسنجيم واگر با عقل ما جوردرنيامد آن را كناربگذاريم بلكه دين خودمان را از ائمه اطهار وروايات سراسر نور ايشان مي گيريم وبه اين متابعت خود از ايشان افتخار هم مي كنيم
البته بزودي در باره متعه وحليت آن مقاله اي متشكل از آيات وروايات ارئه خواهم نمود كه همه گان رابه خواندن آن دعوت مي كنم.
ارادتمند سلام دوستان
موحد
Monday 21 November 2005, 07:15AM
اگر شما به سنت پيامبر حتي سخنان ائمه اعتقادي داشتيد متعه را حلال نمي كرديد!!!
سپهران
Monday 21 November 2005, 12:15PM
ای ناموحد
دستورمتعه برای آن است که امثال عبدالوهاب . ابن تیمیه و..............از زنا بوجود نیایندوافکار ضد خدایی خود را به امثال شما قالب نکنندضمنا شما که مطالب صحاح رانیزقبول نداریدپس مشکل کارتان از جای دیگراست بهتر است بروید بررسی نمایید
شاید ایراد کارتان را از جا یا جاهای دیگرپیداکردید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مخالفت باقران وسنت درزمینه (متعه حج ومتعه نسا) مسلم درصحیح خود ج 4 ص59نقل کرده ابن عباس و ابن زبیر درباره دو متعه (متعه حج ومتعه نسا) اختلاف کردندجابر ابن عبداله گفت مادر زمان رسول خدا ان دو را انجام می دادیم سپس عمر ما را از آن دو باز داشت و دیگر انجام ندادیم
حالا شکلک بکش وبه خدا وپیامبر بخند که
حشرمحبان عمر باعمر:smile21:
موحد
Monday 21 November 2005, 12:35PM
اي مشرك
متعه همان زناست كه شما كلاه شرعي رويش گذاشته ايد!!
سپهران
Monday 21 November 2005, 04:15PM
ای ناموحد
تواگر مطلبی داری بر علیه صحیحن است پس اقرار کن که کتب صحاح راقبول ندارم
1-ص535جزء اول صحیح مسلم بن حجاج باب نکاح المتعه :نقل است که جابر ابن عبدالله انصاری برای عمره به مکه آمد مردمان از اومسایل می پرسیدند تا صحبت به متعه رسید گفت :ما در زمان رسول خدا وهم در زمان ابوبکر وعمر متعه می کر دیم .
2-ص467جزء اول همان کتاب چاپ مصر باب المتعه بالحج والعمره از ابی نضره روایت نموده که گفت من نزد جابر بودم شخصی بر او وارد شدوگفت عبدالله ابن عباس و عبدالله ابن زبیر در موضوع دو متعه اختلاف دارند(متعه نسا و متعه حج)جابر گفت ما در زمان رسول خداهر دو را بجا می آوردیم پس عمر آن دو را نهی کرد و ماهم دیگر پس از آن بجا نیاوردیم .
3-احمد ابن حنبل در ص25 جزءاول مسند خبر ابی نضره رابه طریق دیگر نقل می کند ونیز روایت دیگری از جابر نقل می کند که گفته ما درز مان رسول خدا و ابی بکر متعه می کردیم به قبضه ای از خرما و گندم خرد شده و آرد تا آنکه عمر نهی کرد در مورد عمروبن حریث
4-حمیدی در جمع بین الصحیحن از عبدالله بن عباس روایت کرده ما در زمان رسول خدا متعه می کردیم تا آنکه عمر بخلافت رسید وگفت خدا برای پیغمبر خود هر چه می خواست حلال می کرداکنون که او در گذشت قران بجای خود باقی است چون به حج و عمره شروع کردید آن را تمام کنیدو توبه کنید از متعه زنان و هر مردی را نزد من آورند که او متعه کرده باشد سنگسارش می کنم !
علاوه بر این اخبار اخبار عدیده ای در کتب خودتان رسیده که ثابت می کند متعه در زمان رسول خداشایع و مشروع بوده و مسلمانان به آن عمل می کر ده اندتا زمان خلافت عمر که او حرام نمود!!!!!!!!!!!!
و اخبار زیادی از اصحاب وغیره مانند ابی ابن کعب ابن عباس . عبدالله ابن مسعود و سعید ابن جبیر که آیه متعه را به این طریق قراءت می نمودند
فماستمتعتم به منهن الی اجل مسمی"
وامام فخر رازی پس از نقل قول ابی ابن کعب و ابن عباس گفته :
والامه ما انکروا علیهما فی هذه القرائه فکان ذلک اجماعا علی صحه ما ذکرنا
یعنی :امت انکار ننمودند این دو نفر را بر نقل این نوع قرائت پس اجماع وارد است بر صحت آنچه ما ذکر نمودیم
ومالک بن انس امام مالکیها امر بمشروعیت و جواز متعه و عدم نسخ آن نموده است
حتی ملا سعد تفتازانی در شرح مقاصد و برهان الدین حنفی در هدایه وابن حجر عسقلانی در فتح الباری و دیگران قول وفتوای مالک را نقل نموده اندکه گفته است :
متعه جایز است برای آنکه مباح و مشروع می باشدومشهور است حلال بودن آن از ابن عباس و تبعیت نموده اند او را بیشتر اهل یمن ومکه از اصحاب مالک عقیده بحلیت ومباح بودن متعه را.
ای ناموحد نامسلمان خوب پا جای پای عمر گذاشته ای ولی والله متم نوره
چراغی را که ایزد برفروزد
ناموحد گر پف کند ریشش بسوزد
انشاالله ریشه او وتمام وهابی های بی دین بسوزد
حشر محبان عمر با عمر
موحد
Monday 21 November 2005, 05:01PM
آنچه در نزد شيعيان اعم از عوام و فقهاء معروف است اين است كه صيغه را عمر بن خطاب حرام كرده است ، در حالي كه خود حضرت رسول (ص) در غزوة خيبر حرام بودن آنرا اعلان فرموده اند.
حديث اول : اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايند:
( حرم رسول الله- صلي الله عليه وآله- يوم خيبر لحوم الحمر الأهلية و نكاح المتعة )
تهذيب 2/186، استبصار3/142 وسائل الشيعة 14/441
حديث دوم : از امام صادق عليه السلام پرسيده شد: " آيا مسلمانان در زمان رسول خدا- صلي الله عليه وآله- بدون شاهد ازدواج ميكردند؟ فرمودند نخير" .
تهذيب 2/189
طوسي در توضيح اين روايت مي فرمايد:
« منظور از سؤال نكاح دائم نيست بلكه ازدواج مؤقت است، لذا اين روايت را در باب متعه آورده است»
موحد
Monday 21 November 2005, 05:06PM
راي قرآن كريم چيست؟
( وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ) (النساء:25)
و هركس ازشما تواناني مالي نداشته باشد كه بازناني آزاد مؤمن ازدواج كند – بهتر است – باملك يمينهايتان از كنيزان مؤمن تان ازداوج كند وخداوند به ايمان شما داناتر است همه از يكديگريد پس با اجازه سرپرست شان با آنان ازدواج كنيد و مهرهايشان را به وجه پسنديده به ايشان بدهيد در حاليكه پاكدامنان غير پليد كار باشند ودوست گيران نهاني نباشند، آنگاه چون ازدواج كردند اگر مرتكب كار ناشايستي – زنا- شدند مجازات آنان به اندازه نصف مجازاتيست كه بر زنان آزاد مقرر است ،اين حكم – ازدواج با كنيزان- براي كسي از شما است كه از آلايش گناه بترسد و شكيبايي – و پاكدامني – پيشه كردن برايتان بهتر است وخداوند آمرزگار مهربان است .
پس خداوند حكيم در كلام پاكش كساني را كه به علت كمبود امكانات به ازدواج دسترسي ندارند دستور داده باكنيزها ازدواج كنند اگر به آن هم دسترسي نداشتند صبر كنند، اگر متعه حلال مي بود چرا دراينجا به عنوان آسانترين راه حل كه هر كس در هر شرايطي مي تواند به آن دسترسي داشته باشد طرح نگرديد؟!.
موحد
Tuesday 22 November 2005, 07:08AM
اما بزرگترین دلیلی که میتوان گفت دراسلام صیغه وجود ندارد این آیه است:
وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ) (النور:33)
-يعني "كساني كه به ازدواج دسترسي ندارند بايد صبر كنند و خودشان را پاك نگهدارند تا وقتي كه خداوند از فضل خودش آنان را غنا بخشد.
پس علاج اين است كه انسان صبر كند و خودش را ازآلوده كردن به چيزهاي ديگر پاك نگهدارد تا خداوند شرايط ازدواجش را ميسر كند، اگر صيغه حلال مي بود ديگر لزومي نبود كه به استعفاف وانتظار امركند آشكارا مي فرمود صيغه كنيد .
sareban
Tuesday 22 November 2005, 06:59PM
اما بزرگترین دلیلی که میتوان گفت دراسلام صیغه وجود ندارد این آیه است:
وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ) (النور:33)
.
استدلال شما كشك است!
زيرا ، اينكه نكاح چيست را خود سنت پيامبر به ما ميگويد و سنت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام هم به ما ميگويد كه نكاح دو قسم بوده است، موقت ودائم!
وايه هم منطبق بر همين مضمون است يعني اگر هيچ نوع نكاحي پيدا نكرديد (چه موقت وچه دائم) عفت كنيد.
موحد
Wednesday 23 November 2005, 07:12AM
كشك است!
.
بله از نظر شما قرآن كشك است!
اصفهاني
Thursday 24 November 2005, 01:00AM
آقاي موحد در گفتار خود ماجرائي را از كتاب اهل بيت از خود دفاع ميكنند نقل كرده است كه يكي از علماي بزرگ نجف در محضر مرحوم آيه الله العظمي خوئي(ره) شاهد آن بوده است.اقاي موحد اگر بتواند اثبات كند اين شخص وجود خارجي دارد بنده ي كمترين به همه ي انچه گفته است اقرار مينمايم. كتاب مزبور ساخته وپرداخته وهابيان است وشواهد بر اين مطلب در ان بسيار است .علمائي كه در نجف اشرف تحصيل كرده وبا آقاي خويي بوده اند در ايران بسيارند برويد بپرسيد كسي از آنان اين عالم را كه از علماي بزرگ اورامعرفي كرده اند مي شناسد .هيچكس اورا نديده است زيرا وجود خارجي ندارد وساخته وپرداخته ي ذهن عليل وهابيان است كه اراجيفي گرد هم آورده وبه نام كسي كه خداوند او راخلق نفرموده منتشر كرده اند.آقاي موحد همه جا شعار كنار زدن روايات مي دهد وقرآن كريم را تنها منبع استخراج احكام ميداند اما در اينجا براي اثبات نسخ حكم متعه به دو روايت نقل شده از امير موء منان صلوات الله عليه متمسك مي شود كه اصلا نمي تواند مدعاي اورا اثبات نمايد چرا كه در روايت اول از مولا نقل شده پيامبر گرامي صل الله عليه واله در روزي كه جنگ خيبر واقع شد مسلمانان را از متعه و خوردن گوشت الاغ نهي فرمود واين نهي براي اين بود كه در ان گيرودار اولا ذهن جنگجويان از كارزار منحرف نشود وهواس آنا يكسره متوجه جهاد با يهود باشد وثانيا باتوجه به نياز به الاغ ها براي حمل مجاهدين و مايحتاج آنان باكمبود وسيله حمل ونقل روبرو نشوند .روايت دوم نيز خود دليلي بر حليت متعه است نهايتا دلالت بر لزوم شاهد در ازدواج موقت دارد از همه اينها گذشته آقاي موحد كه مدعي فهم همه احكام از قران كريم است چرا آيه اي دال بر نسخ ازدواج موقت از قرآن ارائه نمي كند باتوجه به اين كه همه مسلمانان در اينكه متعه در ابتداي اسلام حلال بوده اتفاق دارند نهايت سخن سنيان اين است كه اين جواز منسوخ گرديده است .
موحد
Thursday 24 November 2005, 12:29PM
جناب اصفهاني
شما با داشتن تعصبات مذهبي آباءواجدادي مسلم است كه حرف حق را نخواهيد پذيرفت!
اتفاقا متعه در زمان جنگ بيشتر مورد احتياج بوده پس چرا در همان موقع حرام شده ؟! زمانيكه آيات مربوط به نكاح وازدواج نازل شده مسلم است كه بايد هر آنچه غير آن بوده تا آن روزگار كنار گذارده شود
sareban
Thursday 24 November 2005, 06:43PM
جناب اصفهاني
شما با داشتن تعصبات مذهبي آباءواجدادي مسلم است كه حرف حق را نخواهيد پذيرفت!
سفسته است!
چون ممكن است مذهب اباء و اجدادي درست باشد و تعصب بر آن از اهم واجبات.
پس به اين بهانه واهي كه چون مذهب شما مذهب آباء و اجدادي است نميتوانيد بگوييد پس اين مذهب باطل هم هست؛
sareban
Thursday 24 November 2005, 06:55PM
اما راجع به آن روايتي كه گفتيد؛
بنده در سند آن تحقيق نكردم وبر فرض صحت آن بحث ميكنم و در اينكه ائمه اهل البت عليهم السلام هم بر جواز متعه بارها تاكيده كرده اند نيز بحثي ندارم _ كه اين امر نزد شيعه قطعي است _ ودر كلام عمر هم كه گفت من(نه پيامبر) متعه را حرام ميكنم هم بحث نميكنم؛
بلكه تنها در همان روايت شما و آن هم بر مباني خود شما بحث ميكنم ؛
ببينيد همين كه پيامبر در جنگ خاصي آن را حرام ميكند موجب اين شبهه ميشود كه ممكن است اين متعه در همان جنگ به ضرورت خاصي حرام شده باشد..
و اين نكته در فقه اهل سنت و تشيع مورد اتفاق است كه الغاء خصوصيت از فرمان شارع مشكل است. يعني اگر شارع گفت : با آب وضو بگيريد نمي تواني بگويي اب، خصوصيتي ندارد بلكه با گلاب و نوشابه هم ميتواني وضو بگيري. در اينجا هم همنيطور است.
يعني قطعا( با فرض صحت حديث) متعه در اين جنگ حرام شده و ميدانيم قبلا هم حلال بوده ايا ميتوانيم بگوييم اين جنگ خصوصيتي ندارد پس در همه جا حرام است ؟!!
ميبينيد كه هر گونه ماست مالي كنيد ممكن نيست!!
اصفهاني
Friday 25 November 2005, 06:21AM
بسمه تعالي شانه جناب آقاي موحدبر اساس وظيفه ي شرعي خود ، جنابعالي را به تقواي الهي فرا ميخوانم. اگر به روز جزا اعتقاد داري ، تو را ياد آور لحظه اي ميشوم كه بايد پاسخگوي كارهايت باشي! و اگر به چيزي معتقد نيستي ، كلام سيد شهيدان را برايت بازگو ميكنم كه اگر دين نداري ، در دنياي خود آزاده مرد باشجناب آقاي موحد! هر كس با هر عقيده اي كه باشد ، شكس ندارد كه انصاف چيز خوبي استو فريب و نيرنگ كاري ، بس ناپسند و ناخوشايند استجناب آقاي موحد ! با تاسف بسيار بايد بگويم كه در نوشته ي خود ، پا بر روي انصاف گذاشته و از هيچ فريب و نيرنگي فرو گذار نكرده ايدابتدا تصور ميكردم كه انسانيي فريب خورده هستيد كه زرق و برق برخي حرفهاي پوشالي ، شما را به گفتن چنين سخناني واداشته است. اما وقتي دو رويي شما را از يك سو در نقل داستاني خيالي از مرحوم خويي ( ره ) كه متضمن توهين به ايشان بود و از سوي ديگر نقل كلام ايشان همراه با عنوان محترمانه ي آيه الله العظمي را ديدم ، شك من نسبت به صادقانه بودن گفتار شما برانگيخته شد و پس از اندك زماني ، تبديل به يقين گشت. چرا كه به اصل رواياتي كه شما بدان استدلال كرده بوديد ، مراجعه نمودم و دهشت زده ديدم كه چگونه به مثله كردن اين احاديث پرداخته ايد و با بي انصافي تمام ، بخشي از آن را نقل كردي ايد و براي فريب ديگران ، از نقل كامل متن ، خود داري ورزيده ايد . لا اله را آورده و الا الله را حذف نموده ايد اكنون نه براي تفهيم مطلب به شما كه با چراغ براي ربودن كالا آمده ايد ، بلكه براي روشن شدن ذهن ديگر دوستان ، و كساني كه بي طرفانه اين بحث را به قضاوت نشسته اند؟ قصد افشاي خيانتي را دارم كه شما در نقل مطالب مرتكب شده ايداما پيش از آن ، بايد به پاسخي كه به من داده ايد و در باره ي نهي پيامبر از متعه در روز خيبر سخن رانده ايد ، بپردازم اولا مطلبي كه آورده ايد ، بيش از هر چيز ، تاييد سخنان پيشين من ميباشد. در فضاي جنگ و به دور از خانواده ، نياز به متعه بيشتر احساس ميشود. اما اگر پرداختن مجاهدان به امر متعه ، موجب اخلال در جنگ شود، جلوگيري از آن ، كاري معقول و پسنديده استنوشيدن آب و رفع عطش براي كساني كه روانه جنگ ميباشند ، از ابتدايي ترين نيازها است . اما طالوت به منظور اجراي امتحاني الهي ، به سپاهيان خود دستور ميدهد كه بيش از يك جرعه ، آب ننوشند. آيا نوشيد بيش از يك جرعه آب ، براي بني اسراييل ممنوع بود؟ مسلما اين گونه نيست و اين نهي ، يك نهي موقت و يك تحريم محدود در زمان و مكاني مشخص بوده است.در خيبر نيز، پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ متعه و گوشت الاغ اهلي را تحريم كرد كه فقط مربوط به همان يك روز ميشد. تحريم گوشت الاغ اهلي ـ و نه الاغ وحشي ـ تاييد ديگري بر گفته ي ما است. چرا كه در آن روز ، نياز جنگجويان براي حمل و نقل ، به وسيله ي الاغ اهلي مرتفع ميشدروايت اولعبد الله بن عميرالليثي نزد امام باقر ـ عليه السلام ـ رفت و عرض كرد: نظر شما درباره ي متعه ي زنان چيست؟ حضرت فرمود: خداند آن را در كتاب خود و بر روش پيامبرش حلال فرموده است و متعه تا روز قيامت ، حلال ميباشدابن عمير گفت: اي ابا جعفر ! ايا كسي چون تو چنين سخني ميگويد ، در حالي كه عمر از انجام متعه نهي كرده است ! حضرت فرمود: حتي اگر چنين كرده باشد! ابن عمير گفت : به خدا پناه ميبرم از اين كه چيزي را حلال كني كه عمر آن را حرام نموده استحضرت فرمود: تو بر قول يار خود ( عمر ) هستي و من بر قول رسول خدا. من در اين باره با تو مباهله ميكنم تا روشن شود كه حق چيزي است كه رسول خدا فرمود و باطل چيزي است كه يار تو ( عمر ) گفت. عبد الله بن عمير گفت : دوست داري كه يكي از زنان خاندان تو يا دختر عموهايت متعه شوند؟ ديگر حضرت با او سخن نگفت و از او روي برگرداندجناب آقاي موحد ! شما در اينجا ، فقط و فقط بخش پاياني روايت را آورده ايد و متن كامل آن را سانسور نموده ايد . هنگامي كه ابن عمير از پاسخ به برهان قاطع امام باقر ـ عليه السلام ـ عاجز شد و جرات مباهله با حضرت را به خود راه نداد ، موضوع را منحرف نمود و سخني نامربوط بر زبان راند و موجب رنجش آن امام همام گرديداين حديث شريف ، بيانگر حليت متعه است كه ششكا با سانسور بي شرمانه ي خود خواسته ايد آن را به گونه اي تحريف كنيد تا عكس مراد امام از آن فهميده شود. آيا معناي بحث علمي و فارغ از هر گونه تعصب كه ما را به آن دعوت كرده اي ، اين استروايت دوممعلي بن خنيس ميگويد: به امام صادق ـ عليه السلام ـ عرض كردم: در عقد متعه ، چند شاهد كافي است؟ حضرت فرمود: يك مرد و دو زن. گفتم : اگر يكي را پيدا نكرد چطور؟ فرمود: اين طور نيست كه پيدا نكند. گفتم : اگر نخواهد كسي از كارش با خبر شود ، يه نفر كايت ميكند؟ فرمود آري. گفتم : قربانت شوم! مسلمانان در زمان رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ بدون شاهد ازدواج ميكردند. فرمود : نهشيخ طوسي ( ره ) اين روايت را بر استحباب شاهد ، حمل كرده استدر اينجا نيز ميبينيم جناب موحد ، روايت را مثله كرده و براي خيال خام خود ، دليل آورده است. به راستي بايد اساتيد روش تحقيق بيايند و از اين محقق آزاد انديش كه هيچ گونه تعصبي ندارد ، راه و رسم پژوهش علمي را فرا گيرندجالب اينجا است كه ذيل روايت ، مطلق است و شامل ازوداج دائم و موقت ميشود.اما موحد براي اين كه ارتباط آن را با ازدواج موقت نشان دهد ، ميگويد: شيخ طوسي گفته است كه اين روايت ، مربوط به ازدواج موقت ميباشدانسان نميداند در جواب كسي كه پرده ي حيا را دريده و به آساني هر سخني را بر زبان ميراند، چه بگويد! مرحوم شيخ طوسي ( ره) اين روايت را حمل بر استحباب كرده است. يعني اين كه از اين روايت ،مستحب بودن شاهد براي عقد ازدواج فهميده ميشوددوم اين كه در ابتداي روايت، از متعه سوال شده است و سخن در باره ي متعه ميباشد.اما از آنجا كه جناب موحد نخواسته ابتداي روايت را بياورد و به ضررش تمام ميشده ، با نسبت دادن كلامي به مرحوم شيخ طوسي ، به خيال خام خود مشكل را حل نموده است. شايد تصور نميكرده كه كسي اصل روايت را ببيند و دست آقا را رو كنداگر او ذره اي تعقل به خرج ميداد ، درك ميكرد كه آخر بايد عقدي باشد تا احتياج به شاهد باشد . سبحان خالق العقولروايت سوم عمار ميگويد: امام صادق ـ عليه السلام ـ به من و سليمان بن خالد فرمود: تا زماني كه در مدينه هستيد ، ازدواج موقت را از طرف خودم بر شما دو نفر حرام كردم. زيرا شما دو نفر نزد من مي آييد و من ميترسم شمارا بگيرند و بگويند كه اينها اصحاب جعفر هستنددر اينجا نيز ميبينيم جناب موحد همانند گذشته ، روايترا قيچي كرده است.اگر چه اما صادق متعه را حرام كرده است ، اما اولا براي دو نفر از اصحاب خود، ثانيا در مكاني محدود ، و ثالثا به دليلي خاصولي موحد فقط و فقط به يك قسمت از روايت را آورده كه حرام بودن متعه است . اما نگفته است كه براي چه كسي ، كجا و چرا . موحد غير متعصب و آزاد انديش ( ! ) همه ي اين ها را ديده ، اما نياورده و خيانت در نقل نموده است.چه چيزي جز تعصب ميتواند باعث اين عمل شود ! تعصبي كه خود موحد ما را به كنار گذاشتن آن فرا ميخواند. اكنون بايد از جناب موحد پرسيد : متعصب كيست ؟ من يا توروايت چهارمعلي بن يقطين ميگويد: از امام كاظم ـ عليه السلام ـ درباره ي متعه سوال نمودم . حضرت فرمود: تو چه كار به متعه داري . خدا تو را از آن بي نياز كرده است. گفتم: ميخواهم بدانم. حضرت فرمود: متعه در كتاب علي عليه السلام آمده است .در اينجا نيز جناب موحد نه فقط روايت را به صورت ناقص آورده وامانتداري موحدين آخرالزمان را براي ما عملا آشكار نموده است ، بلكه دانش خويش راهويدا كرده وروايت امام هفتم ـ عليه السلام ـ رابه فرزند گرامي اش حضرت رضا ـ عليه آلاف التحيه والثناء ـ نسبت داده است . اوهمين كه ديده در روايت " سالت اباالحسن " آمده است ، خيال كرده كه مقصود ، امام هشتم ـ عليه السلام ـ ميباشدروايت پنجمعبدالله بن سنان از امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت كرده است كه از حضرت در باره ي متعه سوال كردم. حضرت فرمود: خود را به آن الوده نكناين روايت ، مرسله است وسند متصل ندارد ومرحوم مجلسي آن را از كتابي معتبر نقل نفرموده است و به هيچ وجه نميتوان بدان استدلال كرد. واحتمال دارد كه در اين حديث، از عادت به متعه نهي شده باشد،البته اگر كلام حضرت از روي تقيه نباشد. گذشته از اين كه اصل روايت اعتبار ندارداگر جناب موحد از مبناي باطل خود ، يعني كنار گذاشتن روايات وبسنده كردن به آيات قران دست برداشته است بايد بداند كه فقط در كتاب وسائل الشيعه ، 223روايت درباره متعه وجود دارد كه اكثر قريب به اتفاق آنها ، تصريحا يا تلويحا در اثبات مشروعيت وحلال بودن ازدواج موقت ميباشدآيه قرآن اما در باره ي ابتداي آيه ي 32 سوره ي مباركه نور كه موحد آن را دليلي براي حرمت متعه آورده است بايد گفت : نكاح در لغت يا به معناي وطي ـ يعني تماس جنسي ـ است و يا به معناي عقد ميباشد، كه البته در اين آيه به معناي عقد ازدواج آمده است .عقدازدواج يعني قراردادي كه بين زن ومرد بسته ميشود واين قرار داد ميتواند به صورت دائم يا موقت باشد خداوند متعال در اين آيه به كساني كه امكان ازدواج برايشان فراهم نيست و دسترسي بدان ندارند، امر به خويشتنداري نموده و به رعايت عفاف دستورداده است . نكاح در اينجا به صورت مطلق آمده است و هيچ دليلي براي تقييد آن به ازدواج دائم وجود ندارد. زيرا نكاح كه همان عقد و قرارداد ازدواج است ، ميتواند به صورت دائم يا موقت باشد، و محدود كردن آن به دائم، نيازمند دليل است او قبل از آنكه براي اثبات مدعاي خود به اين ايه ي شريفه استدلال كند بايد ثابت نمايد كه نكاح در اين آيه فقط به معناي ازدواج دائم است . اما هيچ گاه چنين چيزي ممكن نيست هنگامي كه انسان سخنان و روش ومنش موحد و همگنان او را در بحث ميبيند، اين آيه ي شريفه را به ياد مي اورد كه خداوند قاهر مي فرمايديا ايها الرسول لا يحزنك الذين يسارعون في الكفر من الذين قالوا آمنا بافواههم و لم تومن قلوبهم ومن الذين هادوا سماعون للكذب سماعون لقوم آخرين لم ياتوك يحرفون الكلم من بعد مواضعه ( مائده ـ 41)
موحد
Saturday 26 November 2005, 12:48PM
جناب اصفهاني
شما كه طرفدار پروپا قرص متعه هستيد لازم است براي رفع نياز جوانان دختر وخواهر خود را براي آنان صيغه كنيد تا براي مدتي ديگران بهره ببرند حاضريد؟!
آيا شما از قيامت وروز حساب وكتاب ترسي نداريد؟!
چگونه از اين عمل شنيع وضد انساني طرفداري مي كنيد؟
حداقل نگاهي به صفحه حوادث روزنامه ها بياندازيد تا ببينيد كه چه جنايتهائي در اين مورد رخ مي دهد!
نكاحي را كه خداوند امر فرموده ميبايستي مهريه اش معلوم باشد پرداخت نفقه از سوي مرد براي زن وبچه مشخص باشد در طلاق بايد حق وحقوق زن رعايت شود عده زن مراعات شودو....آيا اينها در صيغه اي كه در كتب شما هست آمده؟! مسلما خير پس چگونه شما بخدا افتراء مي بنديد واين عمل زشت را مورد تاييد خداوند مي دانيد؟؟!!
موحد
Saturday 26 November 2005, 02:44PM
امير جان
حضرت صادق (ع) فرمود : تا آخر دنيا هرچه زنا شود گناه آن بگردن عمر است زيرا وي متعه را حرام كرد .
پس دفاع از خلاف آن شخص نيز دفاع از حرام است و جايز نيست .
الذين يكتبون الكتاب بايديهم ويقولون هذا من عند الله
يكي ديگر از مزخرفات شيعيان!!!
يعني مردم دنيا هيچ باك تان نباشد تا مي توانيد زنا كنيد چرا كه گناهان همه به گردن عمر است!!:eek:
سپهران
Saturday 26 November 2005, 02:53PM
جناب اصفهاني
ضمن تشكر از مطالب بسيارجالب ومستدل شما معروض مي گردد مثل حضرات مثل ايه زير ميباشد
كه :في قلوبهم مرض
حتي اگرآشكار ترين استدلالهرا در مقابل خود ببينند براي دفاع از خليفه ثانيه تن به هر كاري مي زنند حتي تغيير حديث وتفسير قرآن به راي خود
قال رسول الله (ص) من فسر القران برايه فمقعده في النار
با آرزوي سفر خوش براي وهابيت در قعر جهنم
هستي
Saturday 26 November 2005, 04:14PM
بسمه تعالي
جناب سپهران
وقتي شما روايت را از امام صادق مي اوريد به گونه اي استدلال كنيد كه ايشان نتواند توهين كند. توهين به من وشما يك امر است وتوهين به انها امري ديگر.
هستي
Saturday 26 November 2005, 04:16PM
بسمه تعالي
جناب اصفهاني با سلام
اين شيوه موحد است براي نشان دادن حقانيتشان.
ما متاسفانه عادت كرده ايم.
اما در پاسخ, مگر ايرادي دارد كه ايشان به خواهر يا دختر شان اجازه بدهند كه در صورت تمايل بايكنفر مدتي به صورت موقت زندگي كرده واگر توافق داشتند عقد دايم ببندند.
انگار جناب موحد از دنياي فعلي وفساد هاي رايج در غرب بي خبرند لااقل نوشته فاجعه مدرن غربي را در تالار جامعه وخانواده بخوانيد.
تا بدانيد چه خبر است؟ وبفهميد كه ازدواج موقت شرعي بهترين راه حل براي اين
بي بند وباريهاست.كه متاسفانه به كشورهاي مسلمان هم رسيده است وخانواده ها يا بايد به رابطه دوستانه غير شرعي پسران ودخترانشان رضايت دهند ويا روش اسلامي عقد موقت را بپذيرند.
كه البته در بين شيعيان براي محرم شدن در دوران نامزدي ونه براي ازدواج رواج دارد.
sareban
Saturday 26 November 2005, 04:26PM
يكي ديگر از مزخرفات شيعيان!!!
يعني مردم دنيا هيچ باك تان نباشد تا مي توانيد زنا كنيد چرا كه گناهان همه به گردن عمر است!!:eek:
شما از طرفي ميگوييد پيامبر در يكي از جنگها متعه را حرام كرده واين يعني قبلش حلال بوده واز جانب ديگر ميگوييد : متعه زنا ست.. نتيجه اين دو حرف اين است كه پيامبر زنا را براي مدتي حلال كرده بود.
آيا به اين گفته خود ملتزميد؟!
sareban
Saturday 26 November 2005, 04:40PM
جناب اصفهاني
شما كه طرفدار پروپا قرص متعه هستيد لازم است براي رفع نياز جوانان دختر وخواهر خود را براي آنان صيغه كنيد تا براي مدتي ديگران بهره ببرند حاضريد؟!
آيا شما از قيامت وروز حساب وكتاب ترسي نداريد؟!
چگونه از اين عمل شنيع وضد انساني طرفداري مي كنيد؟
حداقل نگاهي به صفحه حوادث روزنامه ها بياندازيد تا ببينيد كه چه جنايتهائي در اين مورد رخ مي دهد!
نكاحي را كه خداوند امر فرموده ميبايستي مهريه اش معلوم باشد پرداخت نفقه از سوي مرد براي زن وبچه مشخص باشد در طلاق بايد حق وحقوق زن رعايت شود عده زن مراعات شودو....آيا اينها در صيغه اي كه در كتب شما هست آمده؟! مسلما خير پس چگونه شما بخدا افتراء مي بنديد واين عمل زشت را مورد تاييد خداوند مي دانيد؟؟!!
مغالطه است !!
هر دختر و پسري براي ازدواج شرايطي دارد وبهترين شرايط ،همانهايي است كه پيامبر واهل بيت (ع) فرموده اند و مهمترين آن در شان بودن آن ازدواج براي آن دختر يا پسر است ؛يعني مثلا كسي كه در خانواده متدين بزرگ شده نبايد از خانوده بي دين زن بگيرد وبالعكس و يا دختري كه هنوز ازدواج نكرده نبايد دنبال ازدواج موقت باشد بلكه شانيت او انتخاب شريك دائمي است ضمن اينكه متاسفانه بسياري از اداب و رسوم اجتماعي و فرهنگهاي غربي نيز ميان جوانان ما رسوخ كرده وبه اين زوديها به آن جامعه ايده ال نبوي نخواهيم رسيد. پس از بد و نا مطلوب بودن چيزي نزد كسي نميتوان اين استفاده را نيز كرد كه ان چيز حرام هم مي باشد والا به عنوان مثال بايد به كسي كه از بادمجان بدش مي ايد بگوييم بادمجان خوردن نيز حرام است چون آقا بدش آمده.
موحد
Saturday 26 November 2005, 05:41PM
شما از طرفي ميگوييد پيامبر در يكي از جنگها متعه را حرام كرده واين يعني قبلش حلال بوده واز جانب ديگر ميگوييد : متعه زنا ست.. نتيجه اين دو حرف اين است كه پيامبر زنا را براي مدتي حلال كرده بود.
آيا به اين گفته خود ملتزميد؟!
عجب استدلال مضحك وخنده داري!!
اولا كجا پيامبر متعه را حلال كرده بود ثانيا هنگامي كه شرب خمر حرام شد بايد بگوييم چرا قبلا پيامبر حلال كرده بود؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
شما مردم را چي فرض كرديد؟ خيلي از احكام بتدريج نازل ورسم ورسوم قبلي هم بتدريج حرام شد ومسلم است تا مدتي بين مسلمانان خوردن شراب حلال بود همچنين صيغه كردن وخيلي از رسوم جاهلي ...
sareban
Saturday 26 November 2005, 05:51PM
عجب استدلال مضحك وخنده داري!!
اولا كجا پيامبر متعه را حلال كرده بود ثانيا هنگامي كه شرب خمر حرام شد بايد بگوييم چرا قبلا پيامبر حلال كرده بود؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
شما مردم را چي فرض كرديد؟ خيلي از احكام بتدريج نازل ورسم ورسوم قبلي هم بتدريج حرام شد ومسلم است تا مدتي بين مسلمانان خوردن شراب حلال بود همچنين صيغه كردن وخيلي از رسوم جاهلي ...
گويا شما هنوز فرق استدلال و نقض را نفهميده ايد و بايد به نحوي آن را به شما حالي كرد!
ادعاي شما مگر اين نيست كه متعه همچون شرب خمر وزنا بتدريج حرام شده؟
خوب در قران به صراحت زنا حرام شده اما چرا يك آيه براي تحريم متعه نيامد؟
اگر متعه وزنا يكي بوده پس نبايد بگوييد پيامبر انرا در جنگ احد حرام كرده ؛ در حالي كه زنا از ابتداي اسلام حرام شده بود؟
واگر دوتا بوده پس ايه ديگري براي حرمت متعه نياز است كو آن آيه ؟!
شير فهم شد؟! :smile09:
موحد
Saturday 26 November 2005, 06:16PM
جناب شير فهم!!:smile09:
خيلي چيز ها پيش از اسلام مباح بوده ولي با آمدن احكامي آنان بخودي خود حرام شده اند ونامي هم از حرام شدن در قرآن نيامده اين چه حرفي است كه شما مي زنيد...
اما بزرگترین دلیلی که میتوان گفت دراسلام صیغه وجود ندارد این آیه است:
وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ) (النور:33)
-يعني "كساني كه به ازدواج دسترسي ندارند بايد صبر كنند و خودشان را پاك نگهدارند تا وقتي كه خداوند از فضل خودش آنان را غنا بخشد.
اگر صيغه حلال بود ديگر لزومي نبود كه به انتظار امركند آشكارا مي فرمود صيغه كنيد .
چون صيغه نه مهريه مي خواهد نه نفقه ونه چيز ديگر...دوساعت يكي را صيغه كن وبعد هم رهايش كن!!!!همان كاري كه در شهر نو هم مي كردند پس چرا جمعش كردين؟؟!!!
sareban
Saturday 26 November 2005, 06:27PM
جناب شير فهم!!:smile09:
خيلي چيز ها پيش از اسلام مباح بوده ولي با آمدن احكامي آنان بخودي خود حرام شده اند ونامي هم از حرام شدن در قرآن نيامده اين چه حرفي است كه شما مي زنيد...
اما بزرگترین دلیلی که میتوان گفت دراسلام صیغه وجود ندارد این آیه است:
وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ) (النور:33)
-يعني "كساني كه به ازدواج دسترسي ندارند بايد صبر كنند و خودشان را پاك نگهدارند تا وقتي كه خداوند از فضل خودش آنان را غنا بخشد.
اگر صيغه حلال بود ديگر لزومي نبود كه به انتظار امركند آشكارا مي فرمود صيغه كنيد .
چون صيغه نه مهريه مي خواهد نه نفقه ونه چيز ديگر...دوساعت يكي را صيغه كن وبعد هم رهايش كن!!!!همان كاري كه در شهر نو هم مي كردند پس چرا جمعش كردين؟؟!!!
اما بزرگترين دليل شما كه بدرد خودتان ميخورد چرا كه لفط نكاح يك مصطلح شرعي است نه عرفي و ضيق و سعه ان را شارع تعيين ميكند و مثلا ميتواند بگويد: نكاحي كه در آن صيغه خوانده نشود از جانب من نكاح نيست و در نتيجه چنانكه ميتواند بگويد: يك قسم نكاح داريم، همچنان هم خدا اين قدرت را نيز دارد كه بگويد دو قسم نكاح داريم.
اما از اين قضيه كه بگذريم باز هم از جواب دادن در رفتيد!
ايا زنا و متعه يكي هستند يا دو شيئ متفاوت ؟
صريح جواب دهيد لطفا !
موحد
Sunday 27 November 2005, 06:23PM
اما بزرگترين دليل شما كه بدرد خودتان ميخورد چرا كه لفط نكاح يك مصطلح شرعي است نه عرفي و ضيق و سعه ان را شارع تعيين ميكند و مثلا ميتواند بگويد: نكاحي كه در آن صيغه خوانده نشود از جانب من نكاح نيست و در نتيجه چنانكه ميتواند بگويد: يك قسم نكاح داريم، همچنان هم خدا اين قدرت را نيز دارد كه بگويد دو قسم نكاح داريم.
اما از اين قضيه كه بگذريم باز هم از جواب دادن در رفتيد!
ايا زنا و متعه يكي هستند يا دو شيئ متفاوت ؟
صريح جواب دهيد لطفا !
بله بزرگترين دليل ما كه همان آيه شريفه قرآني است بدرد ما مي خورد نه شما !!!شما بايد بدنبال حديث وروايت كليني ومجلسي باشي!!
بله الان زنا ومتعه يكي است ...دليل هم خوب روشن است شما اگر به فاحشه خانه برويد وزني را انتخاب كنيد وبر سر قيمت ومدت توافق نمايد قضيه حل است در باره متعه هم براساس روايات شما قضيه همين است ...مي گويند شرط اين ات كه دو طرف راضي باشند ومدت هم معلوم پولش را هم بده !!!!
حال باز هم ماست مالي كن!!!!!
هستي
Monday 28 November 2005, 08:18AM
بسمه تعالي از كتاب همراه با راستگويان
در ايه 24 سوره نسا,امده است كه:
فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن...........
اهل سنت نيز مانند شيعه متفق القو ل اند بر تشريع اين نوع ازدواج از طرف خداوندوهمه قبول دارند كه رسول خدا متعه را جايز دانسته واجازه دادند.
اختلاف در اين است كه ايا اين حكم نسخ شده است يا نه؟
شيعيان معتقدند كه ما سخني از پيامبر وائمه در نهي ان نداريم.
اما اهل سنت مي گويند كه خليفه دوم ان را به اجتهاد خودش نهي كرد.
در زمان ابوبكر هم اصحاب به ان عمل مي كردند كه در صحيح مسلم نيز امده است.ج2 حديث 16 و17
در مسند امام احمدابن حنبل امده است كه برخي به پيروي از پيامبر ان را حلال مي دانند وبرخي به پيروي ازعمر ابن خطاب حرام.
سپهران
Monday 28 November 2005, 04:14PM
جناب هستی
در تایید فرمایش شما درخصوص آیه 28سوره نساکه می فرماید:
فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه.
یعنی پس از بهرمندی وتمتع از آنهامهر معین به آنهابپردازیدکه فریضه و واجب است .
بدیهی است که حکم قران الی الابد بمشروعیت خود باقیست مگر ناسخی در خود قران ظاهر گرددپس چون در این موضوع ناسخی نیامده پس این حکم محکم وتا ابد باقی و بر قرار است ولی از آنجایی که در قلوبهم مرض است ممکن است بگویند که این آیه مر بوط به نکاح دایم است که این همان سفسطه ومغلطه همیشگی باصطلاح موحد وسایر وهابی ها بمنظور اثبات ادعای پوشالی خودوابن تیمیه و عبد الوهاب می باشد
از آنجایی که علمای بزرگ سنی از قبیل طبری در جز پنجم وامام فخر رازی در جز سیم از کتاب مفاتیح الغیب و دیگران این آیه شریفه را در باب متعه آورده اند.
علاوه بر صراحت بیان مفسرین وعلمای سنی خود حضرات بخوبی می دانند که سوره نسا کاملا مشتمل است بر بیان اقسام نکاح و از دواج در اسلام از قبیل (دائم -متعه -منقطعه -وملک یمین )منتها بخاطر دفاع از خلیفه ثانیه منکر می گر دند!!!!!!!!!!!!!!!
اما در نکاح دائم در آیه 3سوره نسا می فرماید:
فانکحوا ما طاب لکم من النسا مثنی وثلاث و رباع فان خفتم الا تعد لوافواحده او ما ملکت ایمانکم
در باره ملک یمین وکنیزان در همان سوره ایه 28مفرماید:
ومن لم یستطع منکم طولاان ینکح المحصنات المو منات فمن ما ملکت ایمانکم بعضکم من بعض فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف .
ودر باب متعه وعقد انقطاع نیز آیه :
فماستمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه
نازل گردیده است واگرایه مر بوط به نکاح دایم باشد لازم می آیدکه در یک سوره امر بنکاح دائم تکرار شده باشدو این برخلاف قاعده خواهد بود
وچون راجع به متعه نازل گردیده معلوم است که خود یک امر واجب و جدید است
ثانیااین موضوع مورد اتفاق جمیع مسلمین است (بجز وهابیت که از دایره اسلام خارج هستند)از صدر اسلام بوده و به آن عمل می کر ده اندو صحابه کباردر زمان خود رسول خدا(ص)به آن دستور عمل می کرده اندپس آیه متعه همین است که مفسران اهل سنت هم اذعان داشته و مشروعیت انرا ثابت می نماینداز جمله در صحیح بخاری و مسند امام احمد ابن حنبل از ابو رجا از عمران ابن حصین نقل کرد که گفته :ایه فماستمتعتم ......
ایه متعه ونازل در کتاب خداو ما در زمان رسول خدابه آن عمل می کر دیم ورسول خدا تا دم مرگ هم ما را از ان منع نکردمردی به رای ومیل خودگفت هرچه دلش خواست بخاری می گوید این مرد عمر بوده است .:smile28:
ومدارک کثیر وزیادی که مستلزم زمان بسیار می باشد که در خانه اگر کس است یک حرف بس است .
نتیجه اینکه موضوع متعه یک امر ثابت شده ومستدل است حتی اگر بکام کافران ومعاندان خوش نیایید وامر خدا رابخاطر خوش رقصی وجیره خواری به عمل شنیع زنا که خود از همه بیشتر به آن سزاوار هستند به شهر نوو... قیاس کنند .:smile22:
اللهم العن الاول والثانی والثالث اللهم العنهم جمیعا
اصفهاني
Tuesday 29 November 2005, 02:00AM
جناب اصفهاني
شما كه طرفدار پروپا قرص متعه هستيد لازم است براي رفع نياز جوانان دختر وخواهر خود را براي آنان صيغه كنيد تا براي مدتي ديگران بهره ببرند حاضريد؟!
آيا شما از قيامت وروز حساب وكتاب ترسي نداريد؟!
چگونه از اين عمل شنيع وضد انساني طرفداري مي كنيد؟
حداقل نگاهي به صفحه حوادث روزنامه ها بياندازيد تا ببينيد كه چه جنايتهائي در اين مورد رخ مي دهد!
نكاحي را كه خداوند امر فرموده ميبايستي مهريه اش معلوم باشد پرداخت نفقه از سوي مرد براي زن وبچه مشخص باشد در طلاق بايد حق وحقوق زن رعايت شود عده زن مراعات شودو....آيا اينها در صيغه اي كه در كتب شما هست آمده؟! مسلما خير پس چگونه شما بخدا افتراء مي بنديد واين عمل زشت را مورد تاييد خداوند مي دانيد؟؟!!
اصفهاني
Tuesday 29 November 2005, 02:41AM
[quote=موحد]جناب اصفهاني
شما كه طرفدار پروپا قرص متعه هستيد لازم است براي رفع نياز جوانان دختر وخواهر خود را براي آنان صيغه كنيد تا براي مدتي ديگران بهره ببرند حاضريد؟!
آيا شما از قيامت وروز حساب وكتاب ترسي نداريد؟
چگونه از اين عمل شنيع وضد انساني طرفداري مي كنيد؟
حداقل نگاهي به صفحه حوادث روزنامه ها بياندازيد تا ببينيد كه چه جنايتهائي در اين مورد رخ مي دهد!
نكاحي را كه خداوند امر فرموده ميبايستي مهريه اش معلوم باشد پرداخت نفقه از سوي مرد براي زن وبچه مشخص باشد در طلاق بايد حق وحقوق زن رعايت شود عده زن مراعات شودو....آيا اينها در صيغه اي كه در كتب شما هست آمده؟! مسلما خير پس چگونه شما بخدا افتراء مي بنديد واين عمل زشت را مورد تاييد خداوند مي دانيد؟؟
جناب موحد
1ـ براي اينكه دختر يا خواهر كسي ازدواج موقت يا دائم نمايد خود آن دختر يا خواهر بايد تصميم بگيرد.
2ـ كسي از بازخواست روز قيامت بايد واهمه داشته باشد كه در نقل گفتار بزرگان دين بي پروا خيانت مي كند وقصد فريب ونيرنگ دارد .
3ـ اگر زن ومردي باتوافق يكديگر وهمه ي شرايط شرعي براي مدتي محدود ازدواج نمايند اين كاري شنيع و ضد انساني است اما اگر از اول مدت محدود نباشد انساني وغير شنيع است ؟ چرا؟
4ـاگر ملاك اخبار روزنامه ها باشد گزارشات زنان يا مرداني كه ازدواج دائم كرده وبه همسر خود خيانت يا جنايت در حق او مرتكب شده اند فراوانيش با موارد متعه قابل قياس نيست .پس بفرماييد اصلا ازدواجي انجام نگيرد .
5ـ من در اينجا در اصل اينكه شما از خانواده اي شيعي باشيد ترديد كردم .گويا هيچ اطلاعي از احكام ازدواج موقت نداريد .درمتعه همانند ازدواج دائم زن مهريه ميگيرد وپس از پايان مدت بايد عده نگهدارد نفقه را نيز مي تواند شزط ضمن عقد قرار دهد .فرزند متعه هم همه ي احكام وحقوق فرزند در ازدواج دائم را دارد .بهتر است قبل از آنكه به جنگ چيزي رويد از آن تصوري صحيح بدست آوريد. همه’ اينها در ابتدايي ترين كتابهاي فقهي شيعه نوشته شده است .
اين كه چه كسي بهتان زده واقترا ميبندد قضاوتش را به وجدانهاي آگاه مي سپارم وكريمانه ميگذرم.
6ـ دگر باره شماره به تقواي الهي دعوت واز حضرت حق ميخواهم به راه راست هدايتتان فرموده و امراض نفسانيتان را علاج وكجي هاي فكريتان را اصلاح فرمايد فانه قادر علي كل شي ء
والسلام علي من اتبع الهدي
sareban
Wednesday 30 November 2005, 07:15PM
بله بزرگترين دليل ما كه همان آيه شريفه قرآني است بدرد ما مي خورد نه شما !!!شما بايد بدنبال حديث وروايت كليني ومجلسي باشي!!
بله الان زنا ومتعه يكي است ...دليل هم خوب روشن است شما اگر به فاحشه خانه برويد وزني را انتخاب كنيد وبر سر قيمت ومدت توافق نمايد قضيه حل است در باره متعه هم براساس روايات شما قضيه همين است ...مي گويند شرط اين ات كه دو طرف راضي باشند ومدت هم معلوم پولش را هم بده !!!!
حال باز هم ماست مالي كن!!!!!
باز هم چون جوابي نداشتيد مغالطه كرديد!
من پرسيدم زنا با متعه فرق دارد يا نه؟
شما ميگوييد خير فرقي ندارند و يكي هستند
سوال بعدي:
ميدانيم زنا در همان سال اول بعثت حرام شده، از طرفي شما ميگوييد زنا ومتعه يكي هستند پس متعه هم بايد در همان سال اول حرام شده باشد؛ خوب، پس چرا ميگوييد پيامبر در جنگ خيبر ، يعني سال هفتم هجري آن را حرام كرده؟
پس :
قطعا متعه و زنا يكي نيستند.
حال اگر متعه وزنا يكي نيستند وزنا هم چنان كه ميدانيم يعني نكاح غير شرعي
نتيجه اين خواهد بود كه متعه بشود نكاح شرعي.
:smile28:
مهدی حصاری مشهد
Saturday 2 February 2008, 09:35PM
آقای موحد به نظر میرسد شما ازسنیهای ناسبی باشید به هر حال درایات قران امده که زنانرا صیغه کنید ومزد انان رابپردازید
Teshneh
Saturday 2 February 2008, 10:01PM
آقای موحد به نظر میرسد شما ازسنیهای ناسبی باشید به هر حال درایات قران امده که زنانرا صیغه کنید ومزد انان رابپردازید
ممنون می شیم ایات رو برامون بذارین!
فرزند آدم
Saturday 2 February 2008, 11:45PM
جناب آقاي موحد:
(كاربر فوق به دليل ناگرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است)
خانوم تشنه فكر نكنم بتونن جواب بدن:D
Teshneh
Sunday 3 February 2008, 09:12PM
ما با کاربر مهدی حصاری مشهد بودیم
يا رسول الله
Tuesday 5 February 2008, 08:03AM
بهتر است نظر علماي اهل سنت اين اقايان را هم بدانيم
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10349
نمي دانم ما زنا را شرعا حلال كرده ايم يا اينها
كه با يك سري احكام پوچ زنا را شرعا براي خود حلا ل كرده اند
اين هم قسمتي از اين تايپيك
در بسیاری از کشورهای عربی، وضعیت طلاق، خیانت همسران، فحشا، روابط پیش از ازدواج ، قتل ناموسی، روابط نامشروع با استاندارهای غربی و با آمارهای کشورهایی مانند برزیل برابری میکند كه این وضعیت، نگرانی های زیادی را در میان خانوادههای سنتی برانگیخته است. یکی از ایرادهای اساسی علمای سلفی به شیعیان، حلال بودن ازدواج موقت، حرام ندانستن هنرهای سمعی و بصری و پیکرتراشی و مواردی از این قبیل، نزد شیعیان بوده است.
خشونتهای افراطی سلفیهای تکفیری از یکسو و نیازهای اساسی عصر حاضر، باعث شده است که علمای سنی در مصر، اردن، یمن ، مراکش و عربستان در یک عقبنشینی آشکار در این موضوعات، شیعیان را تائید كنند. البته فقه مالکی تا حدودی در اینگونه مسائل، میانهروتر از فقه حنبلی بوده است، به طوری که قانون جدید خانواده در مراکش، در یک کمیته پانزده نفره، متشکل از علمای آن کشور پس از تعدیلات و اصلاحات، تصویب و در امور و جایگاه زنان تا حدودی به فقه شیعی نزدیک شد، اما به تازگی و سرانجام پس از قرنها، مجمع فقهی اسلامی (اهل سنت)، وابسته به هماهنگکننده امور شرعی جهان اسلام نیز موضوع اصلی هجدهمین گردهمایی خود در مکه را به مسئله ازدواج موقت (ازدواج مسیار و ازدواج به شرط طلاق) اختصاص داد و موضوع تعیین یا تغییر جنسیت را برای نخستین بار در تاریخ فقه اهل سنت، مورد بررسی قرار داد.
بنا به نوشته «الشرقالاوسط»، مورخ 14 آوریل 2006 این اجتماع با توجه به این که عملا ازدواج مسیار( موقت) و اینگونه مسائل در کشورهای عربی رایج شده این نوع ازدواج را رسما مجاز اعلام نمود..............
خیرالبریه
Wednesday 6 February 2008, 08:21AM
با سلام
قال تعالی : ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون ...الفاسقون ... الظالمون
کسیکه تسلیم امر خداوند نگردد کافر، فاسق وظالم است .
قال الحکيم :فـمـا اسـتـمـتـعتم به منهن فتوهن اءجورهن فريضة و لا جناح عليكم فيما تراضيتم به من بعد الفريضة ان اللّه كان عليماحكيما
ودر سنت صحيح رسول خدا (ص) صحابه صيغه ميکردند تا اينکه عمر آنرا حرام کرد .
قال عمران ابن حُصين: تمتعنا على عهد رسول الله (ص) فنزل القرآن. قال: قال رجل برأيه ماشاء طبعاً المقصود هو عُـمر بن الخطاب) إقرأ النص بنفسك في صحيح البخاري . باب الحج (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=0&Rec=2494)
البخاري يُصرّح بأن زواج المتعة كان على عهد رسول الله ولم ينزل قرآن يحرمه حتى مات. فقال رجل برأيه ماشاء ( المقصود عمر ) إقرأ بنفسك في البخاري (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=0&Rec=6512)
الرسول جوز زواج المتعة ولم يحرمه ثم نزلت الآية :( يا أيها الذين آمنوا لاتحرموا طيبات ما أحل الله لكم) راجع نص البخاري (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=0&Rec=6687)
صحيح مسلم يقول ان زواج المتعة من نهي عمر... اقرا بنفسك نص الحديث (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=1&Rec=3209)
حديث آخر في صحيح مسلم يعترف ان زواج المتعة كان في زمن رسول الله وابوبكر وعمر (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=1&Rec=3208)
حديث آخر يرويه صحيح مسلم من ان زواج المتعة من نهي عمر وليس رسول الله .. أقرأ نص الحديث بنفسك (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=1&Rec=3210)
زواج المتعة من نهي عمر بن الخطاب وليس رسول الله.... إقرأ النص بنفسك في صحيح مسلم (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=1&Rec=2763)
النبي الاكرم (ص) يامر بزواج المتعة ولم ينه عنه راجع النص في مسند الامام احمد (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=6&Rec=3942)
علي يأمر بزواج المتعة وعثمان ينهى عنها .. وهل عثمان أعلم من علي باب مدينة علم رسول الله ؟! راجع النص بنفسك في مسند الامام احمد (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=6&Rec=723)
آيا ازدواج متعه مورد قبول و پذيرشبزرگانى از اهل سنت بوده است؟
ج - بلى ، از آن جمله: الف - ابن جريج اموى شيخ بخارى كه اهل سنت نسبت به ثقه بودنش اجماع دارند و همه صحاح سته از او حديث نقل مىكنند ، شصت و يا هفتاد و بلكه نود زنِ متعه داشت. ذهبى مىگويد: «هو أحد الأعلام الثقات . . و هو مجمع على ثقته مع كونهتزوّج نحواً من سبعين امرأة نكاح متعة كان يرى الرخصة في ذلك و كان فقيه أهل مكةفي زمانه» . ميزان الاعتدال ،ج2 ، ص659 ؛ تهذيب التهذيب ،ج6 ، ص360. «ابن جريج يكى از عالمان مورد وثوق و وثاقت او مورد اتفاق اهل سنت است .
ضمن اينكه او هفتاد زن متعه - نكاح موقت داشت . نظر او رخصت و جواز نكاح موقت بود . او فقيهاهل مكه در زمان خود بود .» ب - بزرگان صحابه ، چون عبداللّه بن عباس ،جابر بن عبداللّه انصارى ، عمرانبن حصين ، ابو سعيد خدرى وامير مؤمنان على( ع ) ،اين عمل را جايز مىدانستند. ج - خود عمربن خطاب با صراحت مىگويد: «كانتا عَلى عهد رسولاللّه و أنا اُحَرِّمهما وَ اُعاقب عليهما». « دوچيز در زمان پيامبر ( ص ) حلال بوده ولى من آن را تحريم و بر آن تعيين عقوبتمىكنم». چنانكه قوشچى در شرح تجريد ، صفحه 484 ، اين جمله را از اوآورده و تحليل و توجيه شگفتى كرده است!
د - در تاريخ طبرى ج2 ، ص 579. آمده است كه اين نهى از عمر بوده و عمران بن سواده بر او وارد شده و ناراحتى واعتراض مردم به عمر درباره منع از متعه و چند خبر ديگر را به آگاهى او رسانده است. ه' خود عمربن خطاب در هيچ موردى اشاره به اين معنا ندارد كه پيامبر( ص ) منع و يا نهى و يا تحريم كرده است ، بلكه مىگويد : «أَنَا اُحَرِّمُهُما . . .». و - تنها روايتى - به تعبير آنان صحيحه كه به آن استناد مىكنند كهپيامبر( ص ) متعه را تحريم كرده ، همان حديث سبره است و او اصلاً معروف و شناختهشده نيست و در هيچ كتاب رجالى - خارج از روايتى كه نقل كرده سخنى از او به مياننياورده اند
http://hojjah.googlepages.com/moteh.doc
amin_ahvaz
Saturday 9 February 2008, 11:33AM
ايمان به زنا؟؟؟!!!...............آيا شما حاضري دخترت را هرچند صباحي صيغه كسي بكني؟؟!!...آيا شما هيچ فكر كرده ايد كه چرا جوانان ما از دين گريزان شده اند؟؟!!مذهبي ساخته ايد ضداسلام وفقط درآن توجيه است وبس!!
حالا من از شما جناب عقل کل یک سئوال دارم.
اگر دختر شما از شوهرش طلاق گرفته و تا مدتی هیچ کسی به خاستگاریش نیامد آیا شما به ان اجازه میدهید که صیغه یک مسلمان شود و نیاز جنسیش را تامین کند یا اینکه با یک نفر زنا داشته باشد؟ (قبل از جواب دادن لطفا اون مخت را بکار بنداز)(جواب شما مربوط به این سئوال باشد)
و همچنین سئوالی درمورد پسرتان که جوانی نیازمند به همسر و نمی تواند همسری اختیار کند چه از لحاظ مالی ومکانی و زمانی. ایا به ان اجازه میدهی که استمنا کند یا زنا کند یا اینکه با یک زن بدون شوهر ازدواج موقت داشته باشد؟:confused:
يا رسول الله
Sunday 10 February 2008, 04:10AM
كاربران عزيز در تايپيك (سرگرداني علماي اهل سنت در مشكلات امروزي جوانان و ازدواج )
اين موضوع را بررسي شده در تمام جوانب نوشته ام
mehrdad_123
Sunday 10 February 2008, 12:21PM
همانطور که برادران و اساتید عزیز فرمودند
در بارۀ متعه در قرآن آيۀ صريح داريم كه فرمودند :
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً . النساء / 24 .
و زنانى را كه متعه كرده ايد ، مَهرشان را به عنوان فريضه اى به آنان بدهيد ، و بر شما گناهى نيست كه پس از [ تعيين مبلغ ] مقرر ، با يكديگر توافق كنيد [ كه مدت عقد يا مَهر را كم يا زياد كنيد ] .
قرطبي ميگويد:
وقال الجمهور المراد نكاح المتعة الذي كان في صدر الإسلام .
تفسير قرطبي ، ج5 ، ص120 و فتح القدير ، ج1 ، ص449 و تفسير طبري ، ج5 ، ص18
مراد از اين « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ » نكاح متعه است كه در صدر اسلام رايج بوده .
و دهها روايت در صحيح بخاري ، از جابر و ديگران آوردهاند كه ما در زمان پيامبر متعه ميكرديم ؛ حتي به يك مشت گندم .
محمد بن اسماعيل بخاري در صحيحش نقل ميكند كه :
حدثنا مسدد حدثنا يحيى عن عمران أبى بكر حدثنا أبو رجاء عن عمران بن حصين رضى الله تعالى عنه قال نزلت آية المتعة في كتاب الله ففعلناها مع رسول الله صلى الله عليه وسلم ولم ينزل قرآن يحرمه ولم ينه عنها حتى مات قال رجل برأيه ما شاء قال محمد يقال إنه عمر .
صحيح البخاري ، ج 5 ، ص 158 .
آيۀ متعه در زمان رسول خدا نازل شد و ما در زمان رسول خدا به آن عمل ميكرديم و آيۀ هم بر حرمت آن نازل نگرديد و رسول خدا هم تا دم مرگ ما را از آن منع نكرد ، مردي با رأي و ميل خودش هر چه كه دلش خواست گفت . و اين شخص عمر بن الخطاب بود .
همچنين مسلم نيشابوري در صحيحش نقل ميكند كه :
قال عطاء قدم جابر بن عبد الله معتمرا فجئناه في منزله فسأله القوم عن أشياء ثم ذكروا المتعة فقال نعم استمتعنا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم وأبى بكر وعمر .
صحيح مسلم ، ج4 ، ص131 .
عطاء گويد : جابر بن عبد الله انصاري براي عمره به مكه آمد . به منزل او رفتم ، مردمان از او مسأله ميپرسيدند تا صحبت رسيد به متعه . جابر بن عبد الله گفت : بلي ما در زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و هم در زمان ابوبكر و عمر متعه ميكرديم .
و باز در جايي ديگر نقل ميكند :
عن أبي نضرة قال كنت عند جابر بن عبد الله فاتاه آت فقال إن ابن عباس وابن الزبير اختلفا في المتعتين فقال جابر فعلناهما مع رسول الله صلى الله عليه وسلم ثم نهانا عنهما عمر فلم نعد لهما .
صحيح مسلم ، ج4 ، ص59 .
من در نزد جابر بن عبد الله بودم ، گفتند عبد الله بن عباس و عبد الله بن زبير در موضوع دو متعه [متعۀ نساء و متعۀ حج ] اختلاف نظر دارند . جابر بن عبد الله گفت : ما در زمان رسول خدا هر دو را به جا ميآورديم ؛ پس عمر آن دو را نهي كرد و ما هم ديگر پس از آن بجا نياورديم .
اهل سنت ميگويند كه جناب عمر صلاح ديد كه متعه را حرام كند .
متعتان كانتا على عهد رسول الله ، صلى الله عليه وآله – أنا أنهى عنهما ، وأعاقب عليهما ، متعة النساء ومتعة الحج .
دو متعه در زمان رسول خدا حلال بود كه من آن را حرام ميكنم و هر كس انجام دهد ، او را مجازات ميكنم : يكي متعه حج و ديگري متعه زنان .
الإيضاح ، الفضل بن شاذان الأزدي ، ص 443 و مسند احمد ، الإمام احمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 52 و ج 3 ، ص 325 و السنن الكبرى ، البيهقي ، ج 7 ، ص 206 و معرفة السنن والآثار ، البيهقي ، ج 5 ، ص 345 و الاستذكار ، ابن عبد البر ، ج 4 ، ص 95 و أحكام القرآن ، الجصاص ، ج 1 ، ص 338 و أحكام القرآن ، الجصاص ، ج 2 ، ص 191 و تفسير الرازي ، الرازي ، ج 5 ، ص 167 و تذكرة الحفاظ ، الذهبي ، ج 1 ، ص 366 و ميزان الاعتدال ، الذهبي ، ج 3 ، ص 552 وجالب اين است كه آقاي سرخسي حنفي و ابن قدامه حنبلي از شخصيتهاي برجستۀ اهل سنت وقتي به اين ميرسند ميگويند :
وقد صح أن عمر رضي الله عنه نهي الناس عن المتعة .
اين كه عمر از متعه نهي كرده است ، صحت دارد .
mehrdad_123
Sunday 10 February 2008, 12:41PM
البته متعه شامل هر کسی نمی شود که بحث خود را می طلبد
-
اسلام راستين
Tuesday 27 May 2008, 06:26AM
همانطور که برادران و اساتید عزیز فرمودند
در بارۀ متعه در قرآن آيۀ صريح داريم كه فرمودند :
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً . النساء / 24 .
و زنانى را كه متعه كرده ايد ، مَهرشان را به عنوان فريضه اى به آنان بدهيد ، و بر شما گناهى نيست كه پس از [ تعيين مبلغ ] مقرر ، با يكديگر توافق كنيد [ كه مدت عقد يا مَهر را كم يا زياد كنيد ] .
.
مدعیان متعه تنها آیه ای را که استناد میکنند ( فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ) (النساء:24)است.ترجمه آن از یک آیه جلوتر چنین است<حرام شد برشما نکاح مادرانتان ودخترانتان و...وحلال کرده شد برشما از اینها که با مالهایتان ازدواج کنید نه زنا کننده .پس آنچه استمتاع کردید اززنان پس بدهید اجرت (مهریه) آنهارا که واجب است.>
استمتاع در لغت به معنی انتفاع وبهره مندی از چیزیست .بیش از شصت آیه از قرآن درمورد لغت استمتاع ومشتقات آن آمده که هیچکدام به معنی متعه نیامده لذا آیات استمتاع در قرآن معنی عام دارد وتماما بهره مندی از زندگی دنیا را شامل میشود مانند آیه 20 سوره احقاف<اذهبتم طیباتکم فی حیاتکم الدنیا واستمتعتم بها>.در سوره احزاب آیه 48 درمورد نکاح وطلاق دادن زنان است باز کلمه تمتع را بکار برده (ای کسانیکه ایمان آورده اید هنگامیکه زنان مومن را نکاح کردید و سپس طلاق دادید <فمتعوهن>پس بهرمند گردانید ایشان را و رها کنید به نیکو ئی)....
درآيه مورد ادعای مدعيان حليت متعه-کلمه (اجورهن)را به معنی اجر متعه گرفته اند.در صورتيکه کلمه (اجور) درآيات قرآن مهريه زن رادر نکاح بيان ميدارد.مانند آيه ۱۰ سوره ممتحنه<باکی نيست بر شما که نکاح نمائيد بازنان هنگاميکه بدهيد اجرشان را(اتيتموهن اجورهن).
بگفته اجماع فقهاء شيعه يکی از ارکان متعه قيد مدت است واگر مدت ذکر نگردد عقد متعه باطل است.وگويند به مجرد عدم ذکر مدت در متعه-نکاح دائم ميشود اگر چه قصد طرفين متعه بوده باشدوميگويند متعه موجل است يعنی دارای مدت است و ذکر مهريه فرع مدت است.(بحارالانوارـتفسير فخررازی)
اکنون ملاحظه میشود که درآيه موردادعا تنها بذکر مهريه پرداخته واز ذکر مدت که رکن اساسی متعه است خوداری شده
محب110
Tuesday 27 May 2008, 10:26AM
ازدواج موقت ویا صیغه که به آن متعه هم میگویند.....وبا فرمان خداوند خط بطلان برآن کشیده
در نگاه موحّد:
عمر=خدا
raiabi
Friday 19 December 2008, 09:37PM
تذکر بسیار مهم : خواهران محترم حتما پس از مطالعه کامل اظهار نظر بفرمائید
سلام علیکم .
مطالبی درباره متعه یا همان عقد موقت مشهور به صیغه در این وبلاگ مشاهده می کنید که در پاسخ به یکی از خواهران مسلمان که در یک کشور اروپائی زندگی می کننند؛ بیان شده است .
ایشان دیدگاه شیعه و سنی را در این خصوص جویا شده و ابراز خرسندی می کردند از اینکه : عمر بن خطاب صیغه را حرام اعلام داشته است و ظاهرا این حکم عمر به مذاق ایشان خوش آمده بود .
لذا بر آن شدم تا در پاسخ به این خواهر ارجمند در وبلاگ .... مطالبی را مختصر به عرض برسانم :
************************************************************************
همواره در طول بحث این مطلب را بخاطر داشته باشید که در دین مبین اسلام به صیغه جواز استفاده داده شده و هیچگاه توصیه نگردیده است .با این توضیح که وقتی شما پیش طبیب می روید ، دکتر برای شما دارو تجویز می کند..مسلما هر داروئی هم عوارض جانبی را به همراه خواهد داشت .
اسلام هم به صیغه هیچگاه توصیه نکرده و آنرا تجویز نموده است برای موارد خاص.پس هیچگاه هیچ مردی نمی تواند آنرا توصیه قران بداند ( دقت کنید).
اما درباره حکم جواز عقد موقت یا صیغه در مذهب تشیع روایات فراوانیست که از اهل بیت رسیده است همچنین آیات قران .
اهل تسنن هم آیات قران را درباره صیغه قبول دارند اما می گویند نسخ شده است و این بدعت خلیفه عمر بود که حلال خدا را حرام نمود.
اما اهل سنت وقتی می گویند این آیه نسخ شده آیه منسوخ آنرا بیان نمی کنند چرا که در حقیقت این آیه نسخ نشده است و این عذر و سر پوشیست برای بدعت عمر .
در صحیح ترمذی صفحه 762 همچنین تفسیر قرطبی جلد دوم و نیز صحیحین مسلم و بخاری این روایت از عمر بن حصین و همچنین عبدااله بن مسعود آمده است که عمر بن خطاب گفت:
متعتان کانتا فی عهد رسول الله حلالا و انا احرمهما
دومتعه در زمان رسول اکرم حلال بودند و من انها را حرام می کنم..
درمنع عمر برمسئله متعه نساء هیچ دلیل عقلی ونقلی وجود ندارد وکار او اجتهاد است وچنین اجتهادی درمقابل نص الهی با طل می باشد
دلیل نهی عمر از متعه چنان که ازخود وی منقول است ((ترس از فساد وسوءاستفاده از متعه)) بیان گردید. آیا ترس از فساد وسوء استفاده دلیل می شود که آن قانون وحکم الهی نسخ شود . ازکدام حکم الهی سوء استفاده نشده که این دومی باشد پس احتمال سوءاستفاده وترس از فساد دلیل نمی شود که حلال خدا را حرام وحرام خدا را حلال کرد ((کاری که عمر درتاریخ اسلام انجام داد. )).
در قران آمده است:
: «فمااستمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه» و زنانی را که متعه می کنید واجب است که مهر ایشان را بپردازید.
ایا ایه ای به این صریحی را می شود انکار کرد ؟؟!!
مسلما که نشود .
منظور از عبارت فمااستمتعتم در ایه شریفه چیست جز متعه یا همان صیغه؟!
حتی عبد الله بن عمر بن خطاب در جواب سوال کننده ای که درباره صیغه پرسیده بود، گفت : صیغه امری حلال است.
سوال کننده از او پرسید : مگر پدرت آنرا حرا اعلام نکرده است ؟
عبدالله بن عمر در جواب گفت: صیغه به گفته پدرم حرام شد اما در زمان رسول اکرم حلال بود ومن قول رسول اکرم را رها نمیکنم تا قول پدر را متابعت نمایم . همین که در زمان رسول اکرم حلال بوده کفایت می کند.
آری اینست حرفهای پسر عمر بنا بر حلیت صیغه .....
- اما اشکالاتی به این متعه یا همان صیغه گرفته اند که یکی همانیست که شما فرمودید یا اینکه چه تفاوتی میان ازدواج موقت و فحشاء وجود دارد ؟ هر دو ، نوعی خود فروشی در برابر پرداختن مبلغی می باشد و در حقیقت این ازدواج راه فرار و نقابیست بر آلودگی های جنسی ، تنها تفاوت آن دو، در گفتن چند جمله می باشد.
که این اشکال از یک نگاه بسیار سطحی به ازدواج موقت ، ناشی می گردد.
در پاسخ به این ایراد باید گفت :
ازدواج موقت تنها با گفتن دو جمله تمام نمی شود ، بلکه مقرراتی همانند ازدواج دائم دارد. یعنی چنان زنی در ایام ازدواج موقت می بایست ، منحصراً در اختیار آن مرد مشخص بوده و هنگامی که مدت پایان یافت ، حتماً عده نگه دارد . یعنی حداقل می بایست چهل و پنج روز از اقدام به هر گونه ازدواجی جلوگیری بعمل آورد تا وضعیت حملش مشخص شود که از این مرد آیا بچه دار شده است یا خیر .
حتی اگر با وسایل مخصوص ، جلوگیری از انعقاد نطفه کرده باشد ،رعایت مدت فوق ضروری است .
همچنین فرزند حاصل از متعه (ازدواج موقت ) همانند فرزند ازدواج دائم می بایست از طرف پدر مورد حمایت قرار گرفته و تمامی احکام ارث نیز بر او جاری می شود .
پس اگر از این حکم الهی سوء استفاده می شود به خاطر نقص حکم الهی نیست، بلکه هرگونه سوء استفاده را می توان با استفاده صحیح از قانون عرفی جامعه ، برطرف ساخت .
ما که ادعا می کنیم دین اسلام کاملترین ادیان است و به این افتخار می کنیم، باید بدانیم که اگر مردی مدتهای طولانی از همسرش دور باشد و دسترسی به همسرش نداشته باشد ( با این فرض که مردان موجوداتی هستند که کمتر می توانند نسبت به زنان شهوت خود را کنترل نمایند) باید چونان مردی چه کند.؟؟
مسلما مبارزه با نفس و این غریزه که از قویترین غرایز می باشد بسیار مفید و سازنده خواهد بود و انسان را به درجات عالی می رساند چه بسیار بوده اند علمائی که از گریز مقابله با شهوت جنسی به درجات بالائی رسیده اند. آیا آنان از این حکم الهی آگاه نبوده اند و نمی دانستند صیغه چیست؟؟!!!! و آیا نمی توانستند صیغه کنند؟؟؟!!
مسلما که می دانستند اما با غریزه خود مبارزه کرده و آنرا سرکوب نمودند تا بصورت صحیح یعنی همان ازدواج دائم اشباع گردد.
اما عده ی فراوانی از مردها هستند که قدرت مقابله با چنین غریزه ای را ندارند و وقتی از همسرشان دور می شوند قدرت کنترل خود را از دست می دهند آیا به نظر شما چنین افرادی باید دامن خویش را به گناه آلوده کنند؟
پس وقتی گفته می شود اسلام چنین امری را تجویز کرده برای مواقعی مثل این مثالیست که برایتان زدم .به چنین مردی اجازه داده تا برای کنترل شهوت خود به صورت صحیح صیغه کند و همانگونه که عرض شد فرزند حاصل را همانند فرزند خود مورد حمایت قرار بدهد .
از طرفی تنها هدف از تجویز صیغه ارضای میل جنسی نبوده بلکه یکی از مهمترین اهداف آن سرپرستی خانواده های بی سرپرست می باشد .
همانگونه که از رسول اکرم و امیر مومنان و سایر اهل بیت دیدیم اگر هدف غائی ارضا جنسی می بود این بزرگواران به صیغه کردن پیر زنها اقدام نمی کردنند بلکه دختران جوان اختیار می نمودنند .
در صدر اسلام جنگهائی که با کفار صورت می گرفت عده فراوانی از خانواده ها بی سر پرست می شدند و وظیفه همه ی مسلمین بود که به امور آنان رسیدگی کنند و در صدر اسلام به این گونه بود که مردان به قصد سرپرستی صیغه می کردنند .
شاید یکی از مهمترین فلسفه های صیغه همین مسئله سرپرستی بوده است.
حتی اسلام برای همین صیغه مقررات خاصی قرار داده که هم مرد و هم زن ملزم به رعایت آن هستند (همانگونه که گفته شد).
شما که در جوامع مسیحی زندگی می کنید باید نقص دین مسیحیت در امر ازدواج را بخوبی بدانید که وقتی یک مسیحی زن اختیار می کند تا زمان حیات همسرش حق ازدواج ندارد .
اما همین مرد به راحتی به فاحشه خانه ها سر می زند و ....
حتی در کشور های مسلمانی مثل امارات برخی اهل تسنن به راحتی عمل بسیار زشت زنا را مرتکب میشوند و ...
با این همه بسیاری از اهل تسنن زنان صیغه ای فراوانی دارند و من عده فراوانی از سرشناسان آنها را می شناسم. حتی اخیرا یکی از بزرگان اهل تسنن در اوکراین از یکی از مراجع درباره این امر سوال کرده بود و وقتی فتوی حلیت گرفت گفت: در این مسئله به مذهب شیعه عمل می کنم و زن صیغه می کنم.
این مسئله در کشور های مسلمان بخوبی جا افتاده و از آن بطور صحیح استفاده می شود . وقتی در لبنان خانواده ی شهدا بی سرپرست می شدند دیگر رزمندگان سرپرستی این خانواده ها را به عهده می گرفتند و زنان شهدا را صیغه می کردنند.
حتی یکی از بزرگترین علمای معاصر اهل تسنن مرحوم شیخ محمود شلتوت (شیخ الشیوخ الازهر مصر) در دیداری که با علامه طباطبائی داشت عمل به فقه جعفری را جایز و صحیح دانست .
آیا وی این امر را استثتا کرد ؟؟
خیر .
با این اوصاف نمیدانم جای سوالی باقی ماند یا نه ولی همیشه باید به امر صیغه با این دید نگاه کرد که:
اسلام هیچگاه صیغه کردن را توصیه نکرده بلکه آنرا برای موارد خاص تجویز نموده است
اگر توسط عمر در اسلام از صیغه منع نمیشد احدی زنا نمی کرد
این سخن امیر مومنان است که می فرمایند:
((لولاعمر نهی عن المتعه ما زنی الا شقی اوشقیه)) (اگر عمراز متعه نساء نهی نمی کرد هیچ کس زنانمی کرد مگرافراد شقی)
امر ازدواج موقت یا صیغه ابعاد مختلفی دارد و در این مختصر نمیگنجد
فقط اینرا میگویم که:
اگر به این مسئله بطور صحیح پرداخته می شد هیچگاه زنی به خاطر فقر خود قروشی نمی کرد
اگر به این مسئله بطور صحیح پرداخته می شد هیچگاه هیچ مردی از روی شهوترانی زنا مرتکب نمی شد .
اگر به این مسئله بطور صحیح پرداخته می شد هیچگاه جوانان به خاطر نداشتن امکانات ازدواج به گناه کشیده نمی شدند
و .....
تمام این مشکلات باید به دست دولتمردان ما حل شود
دولت می بایست امکان ازدواج دائم را برای جوانان فراهم کند نه آنکه از روی شکم سیری و از سر خود باز کردن جوانان ، طرح خانه ی عفاف بدهد !!!!
به جای آنکه بخواهند خانه عفاف (یا شهر نو )!!! درست کنند بیایند مشکلات ازدواج جوانان را حل کنند !!
اما متاسفانه تنها چیزی که در برخی دولتمردان دیده نمیشود دغدغه امور دینیست که این افراد کمی از ان خلیفه ی ملعون.... ندارند
ای سید و مولای ما ! یا صاحب الزمان !
شاهد باش که بر سر جوانان این جامعه چه آورده اند !
باشد ...بگذاریم و بگذریم
مطالبی که به عرضتان رسید نقص فراوانی دارد و اشکال از نویسنده ی آن ( برادر کوچکتان ) می باشد اما می خواستم بگونه ای عرایضم را بیان کرده باشم تا این مطلب را در ذهن شما خواننده ی عزیز القا کنم که :
اسلام به زنان ، به آن گونه ای که برخی افراد زن گرا ، نگاه می کنند ، نگاه نکرده است.
زن همان موجودیست که حضرت امام خمینی فرمودند مرد از دامان او به معراج می رود.
حال تا چه حد موفق بوده ام ....؟؟؟ والله العالم
saeman
Saturday 20 December 2008, 10:20AM
1- مسلم در صحیح خود ج4کتاب النکاح باب نکاح المتعه آورده است که ابو نضره می گوید من در مجلس جابر عبدالله بودم که یک نفر وارد شد وگفت : اینک ابن عباس وابن زبیر دربتاره متعه نکاح ومتعه حج با همدیگر اختلاف ومشاجره می کنند جابر گفت آری ما هردو متعه را در زمان رسول خدا (ص) انجام می دادیم سپس عمر ما را از آنها منع نمود ودیگر سوی آنها بر نگشتیم !!!
2- باز مسلم در صحیح خود می آورد که جابر بن عبد الله نقل می کند که در دوران پیامبر وابوبکر در مقابل یک مشت خرما وآرد چند روز با زنان ازدواج موقت می کردیم تا اینکه عمر در جریان عمرو بن الحریث از این ازدواج جلوگیری نمود !!!
3- سیوطی در تاریخ الخلفاء ص128 می گوید عمر اولین کسی بود که از متعه جلوگیری نمود !!!
4- ابن رشد اندلسی فقیه وفیلسوف نامی اهل سنت می گوید آنچه در موردابن عباس نقل شده ابن جریح وعمرو از وی نقل نموده اند واز عطا نقل شدهخ است که جابر بن عبدالله( صحابی معروف) می گفت ما در دوران پیامبر وابوبکر ونصف دوران عمر با زنان ازدواج موقت (متعه ) می نمودیم تا اینکه عمر ما را از آن نهی کرد!!!
5- فاضل قوشچی از علمای اهل سنت در شرح تجرید می گوید : عمر در بالای منبر گفت : مردم سه موضوع در زمان رسول خدا مورد عمل بود واینک من از آنها نهی وجلوگیری می کنم ومرتکبین به آنها را مجازات می کنم متعه زنان ، متعه حج ، وحی علی خیر العمل گفتن در اذان ( وبه جای آن جمله خنده دار الصلوة خیر من النوم یعنی نماز از خواب بهتر است که کسانی که به حج مشرف شده اند می دانند که این جمله خنده دار را هنوز هم موذنان عربستانی به تقلید از سنت عمر می گویند ) !!!!!!!
6- در تاریخ ابن خلکان ج2ص359 و وفیات الاعیان ترجمه یحیی بن اکثم آمده است که مامون در دوران خلافتش تصمیم گرفت که حلال بودن متعه را اعلام کند دو تن از علمای وقت اهل سنت محمد بن منصور وابو العیناء برای گفتگو در این باره بر وی وارد شدند دیدند که مامون دارد دندانهایش را مسواک می کند وبا حالت خشم این جملات را زیر زبان زمزمه می کند :( دو متعه در زمان رسول خدا وابوبکر جریان داشت وحلال بود ولی من از آن دو نهی می کنم ) بعد از این جمله خطاب به عمر می گوید ای.. ... آخر تو کیستی که چیزی را که رسول خدا وابوبکر می گویند نقض وباطل کنی ؟ محمد بن منصور خواست تا با وی صحبت کند ابو العیناء اشاره کرد وگفت کسی که عمر را ..... خطاب می کند ما چگونه می توانم نظر او را در این باره عوض نمائیم
تا اینکه یحیی بن اکثم ( مترجم خود کتاب ) وارد شد ومامون را از فتنه وشورش ترسانید واز تصمیمش منصرف ساخت!!!!!!!!!!
7- امام شافعی می گوید : ابن جریح در دوران زندگی اش با هفتاد زن ازدواج موقت نمود ( تهذیب التهذیب ج6 صص403و406)
8- ذهبی رجال شناس معروف اهل سنت نیز درباره ابن جریح می گوید او در زمان خودش فقیه اهل مکه بود وبالغ بر هفتاد زن متعه ای داشت وبه جواز متعه قائل بود وبه اتفاق تمام رجال شناسان مردی است مورد وثوق واطمینان ( میزان الاعتدال به تحقیق محمد البجاوی ج2ص659)
9- در مسند امام احمد حنبل ( امام وپیشوای حنبلی مذهب ها) ج11 ص337 آمده است که ابن عباس می گوید : پیامبر خدا (ص) متعه کرد عروة بن زبیر گفت ابوبکر وعمر متعه را حرام اعلام کرده اند ابن عباس (با ناراحتی ) گفت : این مردک چه می گوید من می گویم پیامبر او می گوید ابوبکر وعمر !!!!!!!!
10- در صحیح ترمذی ( ج3ص181)آمده است که در مسئله متعه حج از عبد الله بن عمر سوال شد گفت حلال است گفت پدرت (عمر ) که از آن نهی کرده!!! عبد الله بن عمر در جواب گفت آیا اگر مطلبی را پدرم نهی کند ولی پیامبر آن را بپذیرد امر پدرم را پیروی کنم یا امر پیامبر را آن مرد گفت بلکه امر پیامبر را
بله همانطور که ملاحظه کردید روایات معتبر ترین کتابهای اهل سنت بر حلال بودن متعه تاکید می کنند اما بعدها برای سرو سامان دادن به دستور خلیفه دوم وتحکیم وتثبیت فرمان او گاهی اصلا آیه وقانون متعه را یکی از آیات واحکام منسوخ اسلام معرفی کردند ودر نسخ این احکام احادیثی جعل نمودند وگاهی از روی ناچاری موضوع را از اجتهادات جناب عمر دانسته اند!!! ( آنهم اجتهادی که مخالف قرآن وسنت پیامبر (ص) است !!!)
با اینکه در قرآن صریحا آمده است که هیچ مرد مومن وهیچ زن مومنه ای را در کاری که خدا رسولش حکم کرده اند اراده واختیاری نیست وهرکس مخالفت کند به گمراهی سختی افتاده است ولی عمر از روی هوی وهوس احکام خدا ورسولش را تعطیل می کند !!!! همانطور هم که قبلا در مقاله های دیگر گفتیم اجتهاد در مواردی صحیح است که حکم چیزی صریحا در قرآن وسنت مشخص نباشد وهمانطور که از نامش هم پیداست یعنی تلاش وکوشش کردن برای بدست آوردن حکمی پس وقتی که حکمی صریحا وجود دارد چگونه می توان با اجتهاد آن را باطل کرد آیا شما در جهت یافت چیزی که در مقابل چشمان شماست برای یافتنش تلاش می کنید؟ آیا نمی اندیشید ؟ ای اهل سنت به راستی شما در مورد عمر چه قضاوت می کنید ؟
***به دلایل زیر نسخ شدن وباطل شدن حکم متعه در زمان رسول خدا خیالی بیش نیست: ***
1- اگر اینگونه بود عمر نبایست می گفت که دو متعه در زمان رسول خدا وابوبکر مجاز بود ولی من آنها را حرام اعلام می کنم چرا که خود به خود در زمان رسول خدا (ص) نقض وباطل وحرام شده بود
کسانی که حکم متعه را منسخ دانسته اند واین نسخ ساختگی را به دوران رسول خدا (ص) نسبت داده اند با اختلاف شدید وغیر قابل جمع سخن گفته اند که خود این اختلاف دلیل دیگری بر ساختگی بودن این نسخ ( باطل شدن متعه در زمان رسول خدا ) است مثلا در میان کسانی که می گویند این حکم بوسیله قرآن نسخ شده پنج قول وجود دارد بعضی از آنان این نسخ را به آیه " والذین هم لفروجهم حافظون الا علی ازواجهم ...) مستند کرده اند وبعضی ذیگر آیات عده وگروهی دیگر آیه ارث را ناسخ آیه متعه می دانند وگروه چهارم آیه تحریم وبا لاخره گروه پنجم آیه ای را که تعداد همسران را بیان می کند ناسخ آیه متعه می دانند در صورتی که مفهوم هیچیک از این آیات تضاد وتنافی ای با حکم متعه ندارد و حتی بعضی از این آیات مکی است ومتعه از آیات مدنی است وحکم قبلی نمی تواند ناسخ وباطل کننده حکم بعدی گردد در میان کسانی که می گویند حکم متعه بوسیله سنت نسخ شده است نیز اقوال فراوانی وجود دارد که بالغ بر 15 قول! می شود در بعضی از این روایات آمده است که این حکم در جنگ خیبر نسخ شده بعضی می گویند در فتح مکه بعضی جنگ تبوک بعضی دیگر حجة الوداع وبعضی دیگر جنگ او طاس را زمان نسخ این حکم می دانند که این اختلاف در زمان ومکان هرچه بیشتر دروغ بودن این روایات را آشکار می سازد
hooshdaran3
Thursday 15 January 2009, 08:39PM
سلام.
آقايان از صحابه تنها عمر به حرمت فتوي داده و حتي ابي ابن كعب كه خود اهل سنت معتقدند پيامبر گفته قرآن را از 4 نفر از جمله حضرت ابي ياد بگيريد هم فتواي حلت داده.البته هوس هست ولي گاهي آدم مجبوره.
puyan
Thursday 4 June 2009, 12:16AM
سه مورد در مذهب شیعه بیش از همه چیز مرا ناراحت میکرد و خواب را از چشمانم ربوده بود:
1- ناسزاگفتن به اصحاب.
2- متعه يا ازدواج موقت.
3- به فريادخواندن چيزهايی غير از خدا، و ترکگفتن خدا و دست به دامانشدن انسانها.
این سه مورد سبب شدند تا من عقیدة امامیه را که بر آن تربیت شده بودم رها کنم و به عقیده اهل سنت و جماعت روی آورم. همان اهل سنتی که من چنین تربیت شده بودم که آنها دشمنان ما هستند و باید همواره مورد تنفّر ما باشند.
ناسزاگفتن به اصحاب و لعن آنها
در دل نسبت به اصحاب کینه داشتم زیرا معتقد بودم که آنها بر اهل بیت ستم کردهاند، اما آنان را فحش و ناسزا نمیگفتم و نفرینشان نمیکردم. زیرا نظرم این بود که از نظر اخلاقی ناسزا و نفرین کار درستی نیست. فکر میکردم هیچ دینی پیروانش را به این فرا نخوانده است که مردگان را فحش و ناسزا بگویند...
===================
مطالب فوق بخشی بود از کتاب " صحابه را بدست آوردم بدون اينكه اهل بيت [ علیهم السلام ] را از دست بدهم"
این کتاب رو چند وقت پیش از سایت عقیده دانلود کردم که الان متاسفانه فیلتر شده
آدرس سایت عقیده : http://www.aqeedeh.com/
سلام
جناب امیر
شخصیتهای ساختگی دل شما را نبرند ! البته اگر هم برده اند که خوب ببرند !
اگر احیانا ایشان را ملاقات کردید بفرمائید خودشان را ناراحت نکنند چون اسلام بجز سه حکم متعه و لعن صحابه منافق و توسل ، احکام دیگری هم دارد .
لذا بفرمائید اگر استراحتشان بخاطر این سه حکم دینی به خطر افتاده سعی کنند مطالعات دینی شان را کمتر کنند چون در این صورت هرگز استراحت نخواهند کرد !!
متشکرم
مهدی313
Friday 5 June 2009, 02:43PM
سلام.
آقايان از صحابه تنها عمر به حرمت فتوي داده و حتي ابي ابن كعب كه خود اهل سنت معتقدند پيامبر گفته قرآن را از 4 نفر از جمله حضرت ابي ياد بگيريد هم فتواي حلت داده.البته هوس هست ولي گاهي آدم مجبوره.
چرا نام ان ملعون بن الخطاب را بدون کلمه (لعنت الله علیه)به کار می بری.؟
یا مثل من نامش را به کار نبر .بگو ملعون بن الخطاب .
یا اگر به کار می بری لعنت را به ان اضافه کن
فيروز
Friday 5 June 2009, 03:25PM
سه مورد در مذهب شیعه بیش از همه چیز مرا ناراحت میکرد و خواب را از چشمانم ربوده بود:
1- ناسزاگفتن به اصحاب.
2- متعه يا ازدواج موقت.
3- به فريادخواندن چيزهايی غير از خدا، و ترکگفتن خدا و دست به دامانشدن انسانها.
این سه مورد سبب شدند تا من عقیدة امامیه را که بر آن تربیت شده بودم رها کنم و به عقیده اهل سنت و جماعت روی آورم. همان اهل سنتی که من چنین تربیت شده بودم که آنها دشمنان ما هستند و باید همواره مورد تنفّر ما باشند.
ناسزاگفتن به اصحاب و لعن آنها
در دل نسبت به اصحاب کینه داشتم زیرا معتقد بودم که آنها بر اهل بیت ستم کردهاند، اما آنان را فحش و ناسزا نمیگفتم و نفرینشان نمیکردم. زیرا نظرم این بود که از نظر اخلاقی ناسزا و نفرین کار درستی نیست. فکر میکردم هیچ دینی پیروانش را به این فرا نخوانده است که مردگان را فحش و ناسزا بگویند...
===================
مطالب فوق بخشی بود از کتاب " صحابه را بدست آوردم بدون اينكه اهل بيت [ علیهم السلام ] را از دست بدهم"
این کتاب رو چند وقت پیش از سایت عقیده دانلود کردم که الان متاسفانه فیلتر شده
آدرس سایت عقیده : http://www.aqeedeh.com/
جناب امير!
اگر قصدتان از نقل چنين مطلبی اين است که حتی يک نفر ساده لوح را فريب دهيد تا در اين تالار منتظر شنيدن اين مطالب اما اين بار از زبان خودتان باشد بايد شما را نا اميد کنم. چرا که نا خواسته مذهب اصلی خود را (سنی شافعی) دو سال است که به همه نشان داده ايد و آثار آن هنوز از صفحات اين انجمن محو نشده است (اگر کسی علاقمند است به گفتگوهای حدود دو سال پيش بنده و جناب حق جو با اين شخص مراجعه کند) لذا لازم نيست آنرا بعد ها دين و مذهب جديد خود قلمداد کنيد ;):smile55:
لذا فرمايش جناب پويان درباره عدم مراجعه به شخصيت های خيالی که ابتدا شيعه بوده و به سنت گرويده اند در مورد مراجعه به شما هم صدق می کند.
puyan
Saturday 13 June 2009, 02:49AM
سلام
جناب امیر
شرایطی که برای شما فرض کردم سخت تر از این حالتی بود که مرحوم طوسی در تهذیب فرموده است (من فرض را بر حجیت گذاشتم در حالی که ایشان از این روایت رفع حجیت کرده است ). لطفا با کمی توجه ، به موضع نادرست خودتان و سایر مخالفان قرآن و عترت واقف شوید که چگونه ناآگاهانه به جنگ احکام خدا رفته اید .
متشکرم
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.