PDA

نمايش نسخه نهائي : گفتگو با محقق شيعه شناس فرانسوي - اهميت فلسفه در حوزه هاي علميه ايران بسيار قابل توجه


صبح
Wednesday 11 August 2004, 03:56PM
اهميت فلسفه در حوزه هاي علميه ايران بسيار قابل توجه است
گفتگوي خبرگزاري مهر با محقق شيعه شناس فرانسوي
خبرگزاري "مهر" - گروه دين وانديشه : دکتر سابرينا مروين استاد دانشگاه سوربن با حضور در خبرگزاري " مهر" در گفت وگو با گروه دين وانديشه خبرگزاري " مهر" خبر از تاليف کتابي به نام " حوزه هاي علميه شيعه و دنياي معاصر " داد .
http://www.mehrnews.com/media/image/63489_300_180.jpg
خبرگزاري "مهر" - گروه دين و انديشه: لطفا در ابتداي گفت وگو خود را معرفي کرده و بفرماييد تحصيلات شما در چه رشته اي صورت گرفته است؟
- سابرينا مروين : من سابرينا مروين داراي دکتراي زبان و ادبيات عربي از موسسه ملي زبان هاي شرقي هستم. رساله دکتراي من " نهضت اصلاح گري شيعه، علما و ادباي جبل عامل " بود. استاد راهنماي اين رساله ژيلبرت دولنو تاريخ شناس و استاد مشهور زبان عربي است که راجع به مصر تخصص داشته و درباره نهضت اصلاح گري مصر تا زمان محمد عبده تحقيق کرده است.
* چه انگيزه اي شما را به خواندن زبان و ادبيات عربي ترغيب کرد؟
- من به دو دليل به خواندن زبان عربي علاقه پيدا کردم . دليل اول اين است که من به خاورميانه سفرهاي زيادي داشتم ، زيرا شغل من روزنامه نگاري بود و شما به خوبي مي دانيد که بدون دانستن زبان عربي نمي توانستم به خوبي از عهده وظايفي که بر دوشم بود برآيم. دليل دوم اين که پس از مدتي پي بردم که روزنامه نگاري مرا ارضاء نمي کند لذا شروع به تحقيق درباره زنان جهان و اساطير زن پرداخته و آن را به شکل کتاب منتشر کردم. پس از اين کتاب، شروع به تحقيق درباره تاريخ خاورميانه کردم و حدود يکسال فرصت داشتم که به تکميل زبان عربي بپردازم لذا چنين کردم. پس از تکميل زبان عربي علاقه مند شدم که درباره نسبت ميان اسلام و مدرنيته تحقيق کنم. يکي از استادان مرا به هانري لائوس معرفي کرد. لائوس از من خواست که درباره نهضت هاي اصلاح گري چيزي بنويسم . وي علاقه بسياري به تشيع و اصلاح گرايي شيعه داشت و به من گفت مي توانم درباره اين موضوع به لبنان سفر کنم. از آنجا که در فرانسه کتابي که به اين موضوع اختصاص داشته باشد نيافتم به لبنان سفر کردم.
* در لبنان اين مطالعات را چگونه يافتيد؟
- در لبنان دريافتم که درباره نهضت هاي اصلاح گري اهل تسنن به اندازه کافي مطالعه شده است لذا کار خود را وقف مطالعه بر روي تشيع کردم. اين کار براي من اهميت فراواني داشت ، زيرا کساني که در فرانسه معروف به محقق تشيع بودند بيشتر ايران شناس بودند تا محقق و متخصص تشيع ، لذا من تصميم گرفتم که به خود شيعيان رجوع کنم.
* در لبنان با چه کساني ملاقات کرديد؟
- با بسياري ازعلماي لبنان که در جنوب اين کشور بودند ديدار و گفت وگو کردم. يکي از مهمترين آنها سيد محسن الامين و پسرش سيد حسن بودند . من همچنين با شيخ محمد حسين فضل الله ، محمد جواد مغنيه و شرف الدين عاملي نيز ديدار کردم. در حين اين ديدارها و گفت وگو با مردم لبنان به اين امر پي بردم که بسياري از علماي لبنان از حوزه علميه نجف به لبنان آمده اند . لذا کار خود را بر روي سيستم آموزشي نجف و کتاب هايي که در اين حوزه علميه تدريس مي شد متمرکز کردم.

* آيا شما به نجف نيز سفري داشته ايد؟
- خير. البته در زمان حکومت صدام چندين بار اقدام به اخذ ويزا کردم ، اما به من اجازه ورود به کشور عراق را ندادند. رساله دکتراي من پنج سال پيش به عربي ترجمه شد . پس از اتمام رساله ، پروژه بعدي من "ساختار مدرنيسم اسلامي در تشيع" بود. در حين مطالعات اوليه اين پروژه به اين امر پي بردم که حوزه هاي علميه در اين زمينه اهميت فراواني دارند . شهرهاي نجف، قم، اصفهان، و حوزه هاي علميه سوريه و لبنان از جمله اماکني هستند که از اين حيث داراي اهميت فراواني مي باشند. البته در شهر لکنهو هند و کشور بحرين نيز آراء و نظرات تشيع تدريس مي شود . من تحقيق خود را از کشور سوريه و لبنان آغاز کرده و در صورت امکان به نجف نيز سفر خواهم کرد .

* در ميان علماي عراق با چه کساني آشنا هستيد ؟

- من با شيخ محمد رضا مظفر و محمد باقر صدر آشنايي دارم و مي دانم که اين دو عالم برجسته نوآوري هايي در تاليف و تدريس دروس حوزه هاي علميه داشته اند و مي دانم که محمد باقر صدر علوم جديد را وارد حوزه علميه نجف کرده و کتابهايي همچون " فلسفتنا" و اقتصادنا" را تاليف کرده است .

* چندمين بار است که به ايران سفر مي کنيد و در ايران با چه کساني ديدار داشته ايد ؟

- من دو بار به ايران سفر کرده ام . هدف من از سفر به ايران مطالعه درباره اصول جديد تدريس در مدارسي همچون مدرسه حقاني بود . من علاوه بر آشنايي با آراء و نظرات آيت الله مطهري، آيت الله محمد حسين بهشتي ، و آيت الله مفتح با آيت الله مصباح يزدي ديدار داشتم و در اين ديدار درباره حوزه و دانشگاه ، انقلاب فرهنگي و ارتباط ميان علوم اجتماعي و علوم اسلامي گفت وگو کردم . همچنين با حجت الاسلام اعرافي رئيس پژوهشگاه حوزه و دانشگاه نيز ديدار داشتم .

* شما به بسياري از کشورهايي که در آنها حوزه هاي علميه اهل تشيع وجود دارد سفر کرده ايد . به نظر شما حوزه هاي علميه ايران چه تفاوتي با ساير حوزه هاي اهل تشيع دارد ؟

- يکي از مهمترين تفاوتها، اهميتي است که در حوزه هاي علميه ايران براي فلسفه قائل هستند . اين امر براي من بسيار تعجب بر انگيز بود . درست است که در حوزه هاي علميه لبنان هم تدريس فلسفه وجود دارد ، اما آنها از اين حيث تحت تاثير ايران هستند .

* يکي از عوامل مهم رونق فلسفه در حوزه هاي علميه ايران در دوران اخير ، بنيانگذار انقلاب اسلامي ، امام خميني( ره) و علامه محمد حسين طباطبايي(ره) - که ديدارهايي با هانري کربن داشته است - هستند . علاوه بر اين ، ايران همواره مهد فيلسوفان و انديشمندان بوده است ، لذا چندان جاي تعجب نيست که هم اکنون نيز فلسفه مورد توجه طلاب قرار بگيرد . رو حانيون جوان حوزه هاي علميه علاوه بر آموزش و تدريس فلسفه و حکمت اسلامي با فيلسوفان و انديشمندان فلسفه غرب نيز آشنايي داشته و بسياري از آثار آنان را به زبان فارسي ترجمه کرده اند . شما به غير از آيت الله مصباح يزدي و حجت الاسلام اعرافي با فرد ديگري نيز ديدار داشته ايد ؟

- بله . من با استاد مصطفي ملکيان نيز ديداري داشته ام . من در ديدار با ايشان بسيار تحت فشار بودم ، زيرا وي براي هر مدعايي که مطرح مي کرد استدلالي ارائه مي کرد و گاهي روند استدلال به درازا مي کشيد ، به گونه اي که من فکر مي کردم با يک فيلسوف تحليلي رو به رو هستم که دغدغه اصلي اش ارائه استدلال است ، اما بعدها از طريق پرفسور يحيي بونو پي بردم که ايشان به مسائل معنوي نيز تعلق خاطر فراواني دارد .

* وضعيت مطالعات شيعي در فرانسه را چگونه ارزيابي مي کنيد ؟

- بزرگترين مکتب شيعه شناسي در فرانسه به هانري کربن و شاگردان او تعلق دارد . از جمله شاگردان کنوني او مي توان از کريستين ژامبه و دکتر امين رضوي ياد کرد . رويکرد کربن و شاگردان او رويکردي فلسفي است . البته بايد متذکر شوم که افراد متعددي وجود دارند که از جنبه هاي مختلف به مطالعه درباره شيعه مي پردازند که من اطلاع چنداني از آنها ندارم . براي مثال، بسياري از اين افراد درباره تاريخ تشيع درعراق، لبنان و ايران به تحقيق مي پردازند و مسائل کنوني خاورميانه و نقش تشيع در آنها را مورد بررسي قرار مي دهند . از اين حيث مي توانم از دکتر فرهاد خسرو خاور ياد کنم .

http://www.mehrnews.com/media/image/63488_300_180.jpg

* شما از چه منظري به مطالعه شيعه شناختي توجه داريد ؟

- من بيشتر به وضعيت حوزه هاي علميه شيعه و دروسي که در آنها تدريس مي شود و شيوه هاي آموزش اين حوزه ها در نسبت با دنياي مدرن توجه دارم . در حال حاضر نيز در پي تاليف کتابي به نام " حوزه هاي علميه شيعه و دنياي معاصر " هستم ، و به همين دليل نيز به ايران سفر کرده ام .


تاريخ انتشار، تهران: ۱۰:۱۳ , ۱۳۸۳/۰۵/۲۰

sareban
Tuesday 17 August 2004, 05:22PM
توجه حوزه هاي علميه به بحثهاي فلسفي در خور تقدير است
بحثهايي كه هميشه مابين موحدان وملحدان و همچنين مشككان صورت ميپذيرفته شايسته تحسين است
ولي

اما چيزي كه جاي تاملي كوتاه در آن وجود دارد اين است كه معمولا اين گونه علوم
علومي ثابت نيستند وبا شبهه هاي جديد وبه روز مواجهند
يعني فرضا كسي كه موحد است و قصد برهان آوردن بر خدا را دارد فرضا توانست به تمامي اشكالات پيشين جواب حقي دهد ولي اين ثابت نميكند واقعا اين برهان ميتواند
مواجه شود با تمامي اشكالات بعدي
دقيقا اين همان جواب معرف به تنافي وتعارض دين وعلم است
كه ميگويد مگر پرونده علم بسته شده؟
منظوركلي من اين است كه در برهانهاي اثبات خدا كه سالها براي آن زحمت كشيده شده
تا به كوچكترين وريزترين نقضها جواب داده نشود نتوانسته به هدف اصلي خود كه افحام واسكات خصم است پاسخ دهد
ما هنگامي كه صحبت از مثلا برهان صديقين به تقرير علامه ميكنيم وقتي ما به اوج برهان ميرسيم وخدا را در يك فرايند علمي نتيجه ميگيريم اين امر باعث تسخير قلبي طرف مقابل نميشود چون ممكن است اگر چه شما تقرير خوبي كريد ولي نتوانسته باشيد در مقدمه مثلا( واجب الوجود ماهيته انيته) به گونه اي تقرير كنيد كه طرف
بفهمد ودرنتيجه اين عدم فهم باعث ميشود برهان شما كه براي اسكات خصم آوريديد ناقص بماند چون برهاني بوده كه جاي سفسطه طرف مقابل را باز گذاشته
در حالي كه هدف از دخول در چنين بحثي افحام حريف بود به علت سفسطه ها
و مغالطه هاي واشكالهايي كه ممكن است در آينده به وجود بيايد مقصود شما انجام نميشود
پس شما ميمانيد و صد ها سال تلاش علمي و فلسفي بي ثمر
اين فرض در صورتي است كه مرادتان از آوردن برهان افحام باشد
در حالي كه افحام راه ساده تري هم دارد و آن به واسطه بحثهاي جدلي است
واگر منطور اين باشد كه راه پيمودن برهان وحكمت به خودي خود داراي ارزشي است براي زياد شدن ايمان اين هم حرف نادرستي است چون علم وجداني بسي فراتر از علم حصولي وكسبي است
انسان ممكن است سالهازحمت بكشد كه وجود خودش را اثبات كند ولي زبان علم وزبان فلسفه قادر نباشد اينكار را بكند
اگر او بگويد من اينكار را براي ديگران نميكنم بلكه خود اين امر امري است تا خودم را بهتر بشناسم وبهتر باور كنم
جواب اين است كه باور شما به خودتان با آن برهان فلسفي زيادتر نخواهد شد
بلكه در انتهاي امر فقط آن وجدان وآن ايمان شما به وجود خود باقي ميماند

والسلام

مزدك بامداد
Wednesday 18 August 2004, 12:25PM
:o
تاپيك را كه ديديم فكر كرديم چه محقق شيعه شناسي
است كه دم از " فلسفه " ! در حوزه زده است، چون در
حوزه كه از فسلفه خبري نيست، آنجا فقط گروه
متكلمين را پرورش ميدهند و اصولاً دين و فلسفه ئ
راستين ، يعني انديشه ئ مستقل و باز با هم جور در نمي آيند.
بعد كه آمديم تو ، ديديم يك زن چادري بيسواد است كه
خودش هم شيعه است ! و دست آخر از فلسفه ! ( برهان
صديقين !! :p) رسيده به ايمان ( لابد ايمان به اجنه و پري
و ديو و آدم هاي 1200 ساله افتاده در چاه )
:smile58:

SAFA
Saturday 21 August 2004, 10:58AM
باز هم كه بجاي نقد مطلب يا رد منطقي آن با استناد به حجت هاي مستدل از عباراتي مانند " خانم چادري بيسواد " استفاده كردي ...
سواد رد مطلب را نداري مجبور نيستي جواب بدي
اين عبارتها چز حجتي بر توخالي بودن چنته ات كمكي به تو نخواهد كرد
...

هستي
Saturday 31 March 2007, 09:57AM
اهميت فلسفه در حوزه هاي علميه ايران بسيار قابل توجه است
گفتگوي خبرگزاري مهر با محقق شيعه شناس فرانسوي
خبرگزاري "مهر" - گروه دين وانديشه : دکتر سابرينا مروين استاد دانشگاه سوربن با حضور در خبرگزاري " مهر" در گفت وگو با گروه دين وانديشه خبرگزاري " مهر" خبر از تاليف کتابي به نام " حوزه هاي علميه شيعه و دنياي معاصر " داد .
http://www.mehrnews.com/media/image/63489_300_180.jpg
خبرگزاري "مهر" - گروه دين و انديشه: لطفا در ابتداي گفت وگو خود را معرفي کرده و بفرماييد تحصيلات شما در چه رشته اي صورت گرفته است؟
- سابرينا مروين : من سابرينا مروين داراي دکتراي زبان و ادبيات عربي از موسسه ملي زبان هاي شرقي هستم. رساله دکتراي من " نهضت اصلاح گري شيعه، علما و ادباي جبل عامل " بود. استاد راهنماي اين رساله ژيلبرت دولنو تاريخ شناس و استاد مشهور زبان عربي است که راجع به مصر تخصص داشته و درباره نهضت اصلاح گري مصر تا زمان محمد عبده تحقيق کرده است.
* چه انگيزه اي شما را به خواندن زبان و ادبيات عربي ترغيب کرد؟
- من به دو دليل به خواندن زبان عربي علاقه پيدا کردم . دليل اول اين است که من به خاورميانه سفرهاي زيادي داشتم ، زيرا شغل من روزنامه نگاري بود و شما به خوبي مي دانيد که بدون دانستن زبان عربي نمي توانستم به خوبي از عهده وظايفي که بر دوشم بود برآيم. دليل دوم اين که پس از مدتي پي بردم که روزنامه نگاري مرا ارضاء نمي کند لذا شروع به تحقيق درباره زنان جهان و اساطير زن پرداخته و آن را به شکل کتاب منتشر کردم. پس از اين کتاب، شروع به تحقيق درباره تاريخ خاورميانه کردم و حدود يکسال فرصت داشتم که به تکميل زبان عربي بپردازم لذا چنين کردم. پس از تکميل زبان عربي علاقه مند شدم که درباره نسبت ميان اسلام و مدرنيته تحقيق کنم. يکي از استادان مرا به هانري لائوس معرفي کرد. لائوس از من خواست که درباره نهضت هاي اصلاح گري چيزي بنويسم . وي علاقه بسياري به تشيع و اصلاح گرايي شيعه داشت و به من گفت مي توانم درباره اين موضوع به لبنان سفر کنم. از آنجا که در فرانسه کتابي که به اين موضوع اختصاص داشته باشد نيافتم به لبنان سفر کردم.
* در لبنان اين مطالعات را چگونه يافتيد؟
- در لبنان دريافتم که درباره نهضت هاي اصلاح گري اهل تسنن به اندازه کافي مطالعه شده است لذا کار خود را وقف مطالعه بر روي تشيع کردم. اين کار براي من اهميت فراواني داشت ، زيرا کساني که در فرانسه معروف به محقق تشيع بودند بيشتر ايران شناس بودند تا محقق و متخصص تشيع ، لذا من تصميم گرفتم که به خود شيعيان رجوع کنم.
* در لبنان با چه کساني ملاقات کرديد؟
- با بسياري ازعلماي لبنان که در جنوب اين کشور بودند ديدار و گفت وگو کردم. يکي از مهمترين آنها سيد محسن الامين و پسرش سيد حسن بودند . من همچنين با شيخ محمد حسين فضل الله ، محمد جواد مغنيه و شرف الدين عاملي نيز ديدار کردم. در حين اين ديدارها و گفت وگو با مردم لبنان به اين امر پي بردم که بسياري از علماي لبنان از حوزه علميه نجف به لبنان آمده اند . لذا کار خود را بر روي سيستم آموزشي نجف و کتاب هايي که در اين حوزه علميه تدريس مي شد متمرکز کردم.

* آيا شما به نجف نيز سفري داشته ايد؟
- خير. البته در زمان حکومت صدام چندين بار اقدام به اخذ ويزا کردم ، اما به من اجازه ورود به کشور عراق را ندادند. رساله دکتراي من پنج سال پيش به عربي ترجمه شد . پس از اتمام رساله ، پروژه بعدي من "ساختار مدرنيسم اسلامي در تشيع" بود. در حين مطالعات اوليه اين پروژه به اين امر پي بردم که حوزه هاي علميه در اين زمينه اهميت فراواني دارند . شهرهاي نجف، قم، اصفهان، و حوزه هاي علميه سوريه و لبنان از جمله اماکني هستند که از اين حيث داراي اهميت فراواني مي باشند. البته در شهر لکنهو هند و کشور بحرين نيز آراء و نظرات تشيع تدريس مي شود . من تحقيق خود را از کشور سوريه و لبنان آغاز کرده و در صورت امکان به نجف نيز سفر خواهم کرد .

* در ميان علماي عراق با چه کساني آشنا هستيد ؟

- من با شيخ محمد رضا مظفر و محمد باقر صدر آشنايي دارم و مي دانم که اين دو عالم برجسته نوآوري هايي در تاليف و تدريس دروس حوزه هاي علميه داشته اند و مي دانم که محمد باقر صدر علوم جديد را وارد حوزه علميه نجف کرده و کتابهايي همچون " فلسفتنا" و اقتصادنا" را تاليف کرده است .

* چندمين بار است که به ايران سفر مي کنيد و در ايران با چه کساني ديدار داشته ايد ؟

- من دو بار به ايران سفر کرده ام . هدف من از سفر به ايران مطالعه درباره اصول جديد تدريس در مدارسي همچون مدرسه حقاني بود . من علاوه بر آشنايي با آراء و نظرات آيت الله مطهري، آيت الله محمد حسين بهشتي ، و آيت الله مفتح با آيت الله مصباح يزدي ديدار داشتم و در اين ديدار درباره حوزه و دانشگاه ، انقلاب فرهنگي و ارتباط ميان علوم اجتماعي و علوم اسلامي گفت وگو کردم . همچنين با حجت الاسلام اعرافي رئيس پژوهشگاه حوزه و دانشگاه نيز ديدار داشتم .

* شما به بسياري از کشورهايي که در آنها حوزه هاي علميه اهل تشيع وجود دارد سفر کرده ايد . به نظر شما حوزه هاي علميه ايران چه تفاوتي با ساير حوزه هاي اهل تشيع دارد ؟

- يکي از مهمترين تفاوتها، اهميتي است که در حوزه هاي علميه ايران براي فلسفه قائل هستند . اين امر براي من بسيار تعجب بر انگيز بود . درست است که در حوزه هاي علميه لبنان هم تدريس فلسفه وجود دارد ، اما آنها از اين حيث تحت تاثير ايران هستند .

* يکي از عوامل مهم رونق فلسفه در حوزه هاي علميه ايران در دوران اخير ، بنيانگذار انقلاب اسلامي ، امام خميني( ره) و علامه محمد حسين طباطبايي(ره) - که ديدارهايي با هانري کربن داشته است - هستند . علاوه بر اين ، ايران همواره مهد فيلسوفان و انديشمندان بوده است ، لذا چندان جاي تعجب نيست که هم اکنون نيز فلسفه مورد توجه طلاب قرار بگيرد . رو حانيون جوان حوزه هاي علميه علاوه بر آموزش و تدريس فلسفه و حکمت اسلامي با فيلسوفان و انديشمندان فلسفه غرب نيز آشنايي داشته و بسياري از آثار آنان را به زبان فارسي ترجمه کرده اند . شما به غير از آيت الله مصباح يزدي و حجت الاسلام اعرافي با فرد ديگري نيز ديدار داشته ايد ؟

- بله . من با استاد مصطفي ملکيان نيز ديداري داشته ام . من در ديدار با ايشان بسيار تحت فشار بودم ، زيرا وي براي هر مدعايي که مطرح مي کرد استدلالي ارائه مي کرد و گاهي روند استدلال به درازا مي کشيد ، به گونه اي که من فکر مي کردم با يک فيلسوف تحليلي رو به رو هستم که دغدغه اصلي اش ارائه استدلال است ، اما بعدها از طريق پرفسور يحيي بونو پي بردم که ايشان به مسائل معنوي نيز تعلق خاطر فراواني دارد .

* وضعيت مطالعات شيعي در فرانسه را چگونه ارزيابي مي کنيد ؟

- بزرگترين مکتب شيعه شناسي در فرانسه به هانري کربن و شاگردان او تعلق دارد . از جمله شاگردان کنوني او مي توان از کريستين ژامبه و دکتر امين رضوي ياد کرد . رويکرد کربن و شاگردان او رويکردي فلسفي است . البته بايد متذکر شوم که افراد متعددي وجود دارند که از جنبه هاي مختلف به مطالعه درباره شيعه مي پردازند که من اطلاع چنداني از آنها ندارم . براي مثال، بسياري از اين افراد درباره تاريخ تشيع درعراق، لبنان و ايران به تحقيق مي پردازند و مسائل کنوني خاورميانه و نقش تشيع در آنها را مورد بررسي قرار مي دهند . از اين حيث مي توانم از دکتر فرهاد خسرو خاور ياد کنم .

http://www.mehrnews.com/media/image/63488_300_180.jpg

* شما از چه منظري به مطالعه شيعه شناختي توجه داريد ؟

- من بيشتر به وضعيت حوزه هاي علميه شيعه و دروسي که در آنها تدريس مي شود و شيوه هاي آموزش اين حوزه ها در نسبت با دنياي مدرن توجه دارم . در حال حاضر نيز در پي تاليف کتابي به نام " حوزه هاي علميه شيعه و دنياي معاصر " هستم ، و به همين دليل نيز به ايران سفر کرده ام .


تاريخ انتشار، تهران: ۱۰:۱۳ , ۱۳۸۳/۰۵/۲۰



بسمه تعالي
اين هم در ارتباط با اهيت فلسفه