PDA

نمايش نسخه نهائي : مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران


صبح
Tuesday 30 June 2009, 11:27PM
مشروح نشست خبري مازيار بهاري خبرنگار شبكه 4 انگليس /
حوادث اخير نمونه‌ كلاسيك و شكست‌خورده انقلاب رنگي است

15511
مازیار بهاری

خبرگزاري فارس: همكار رسانه‌‌هاي آمريكايي و انگليسي گفت: جريان معتقد به انقلاب رنگين هميشه خود را در هر انتخابات پيروز معرفي كرده و تاكيد مي‌كند هر چه غير از پيروزي اين جريان رخ دهد، نشانگر بروز تقلب است و رسانه‌هاي غربي نيز با حمايت از جريان مذكور تلاش مي‌كنند نظريه فوق را در قالب واقعيت به مردم القاء كنند.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، مازيار بهاري خبرنگار 42 ساله شبكه 4 انگليس كه در بنگاه سخن پراكني اين كشور BBC نيز فعاليت داشته و اكنون نمايندگي رسمي هفته‌نامه آمريكايي نيوزويك در ايران را بر عهده دارد، در جريان تحولات انتخابات اخير گزارشات مغرضانه و غير واقعي براي رسانه‌هاي متبوعش مخابره كرده كه به گفته خود بر اثر غفلت از مولفه‌هاي اطلاع رساني سريع و صحيح، دچار جوزدگي و طمعكاري شده است.

*فيلم‌سازي براي BBC
او كه فارغ‌التحصيل رشته‌هاي علوم سياسي و سينما از دانشگاه كاناداست از سال 1373 فعاليت مستند سازي و خبرنگاري را آغاز كرده، در طول سال هاي اخير در رسانه‌هاي مختلف و در كشورهاي گوناگون مانند عراق و لبنان و سوريه و مصر در منطقه خاورميانه و در آفريقا و آسياي جنوب شرقي فعاليت خبري داشته و با آنكه تاكيد مي كند كارمند BBC و شبكه 4 تلويزيون انگليس نيست، فيلم‌هايي را براي اين رسانه‌ها تهيه ‌كرده است.
نماينده رسمي نيوزويك در تهران صبح امروز در يك نشست خبري به تشريح سوابق كاري و فعاليت‌هاي خبري خود و همچنين فعاليت‌هاي غير قانوني اخيرش در جريان تحولات پس از انتخابات رياست جمهوري دهم پرداخت و اظهار داشت: نخستين مرتبه در بوسني و در خصوص قتل عام مسلمانان در سربرنيتسا با رسانه‌هاي انگليسي كار كردم و چون 10 سال ايران نبودم و سال 1376 به كشور برگشتم، از همان زمان با آشنايي كه داشتم پيشنهاد كاري به BBC و شبكه 4 انگليس دادم و آنها هم با پذيرش اين پيشنهاد، مواردي را براي همكاري طرح كردند و رابطه متقابلي بين ما به وجود آمد.

* نگاه ويژه به انتخابات
بهاري افزود: بيشتر همكاري من با BBC و شبكه‌ 4 انگليس در زمينه مسئله‌سازي در حوزه‌هاي مختلف بود و گر چه فعاليت خبري زيادي نداشتم اما فعاليت‌هاي خبري كه انجام دادم درباره اخبار روز و موضوعاتي چون انتخابات مجلس و رياست‌جمهوري بود و از آنجا كه در كنار توليد برنامه‌هاي اجتماعي و فرهنگي براي رسانه‌هاي انگليسي در حوزه سياسي با مجله نيوزويك آمريكا همكاري داشتم، از سال 1976 با مجوز رسمي وزارت ارشاد به عنوان نماينده رسمي نشريه مذكور به پوشش اخبار سياسي پرداختم.
وي در خصوص فعاليت خبرنگاران رسانه‌هاي غربي در كشورمان توضيح داد: رسانه‌هاي غربي جزء لاينفك از ماشين سرمايه‌داري و حكومت‌هاي ليبرال دموكراسي غرب هستند و يك خبرنگار غربي كه به ايران مي‌آيد، مانند يك دولتمرد و سياستمدار يا متخصص و يا صاحب سرمايه ‌غربي در مجموعه غرب مي‌گنجد و براي او بيشتر منافع ملي غربي ها كه در هر برهه براي مقابله با ايران در قالب يك موضوع تعريف مي‌شود، مهم است.

*جاسوسي خبرنگاران خارجي انكارناپذيراست
خبرنگار سابق BBC گفت: اكثر رسانه‌هاي غربي‌ از ضديت با ايران براي خود تعريفي دارند و بر همين اساس فعاليت‌ خبرنگاران غربي در زمينه خبرچيني و جاسوسي و جمع‌آوري اطلاعات غير قابل انكار است و اين امكان وجود دارد كه غربي‌ها از ميان خبرنگاران جاسوساني براي كسب اخبار استخدام كنند اما معتقدم با توجه به نظارت وزارت اطلاعات بر عملكرد ‌خبرنگاران خارجي در ايران احتمال آن نسبت به ديگر مشاغل كم‌تر است.
بهاري افزود: وزارت اطلاعات و وزارت ارشاد هر سال فعاليت خبرنگاران ايراني رسانه‌هاي خارجي را جهت تمديد كارت خبرنگاري با دقت محاسبه مي‌كنند و در مواقعي بوده كه به دليل كم‌كاري يك خبرنگار مجوز فعاليت به او داده نشده و تصور مي‌كنم با وجود سختي كار جاسوسي براي خبرنگاران انتخاب جاسوس بيشتر از ميان صاحبان مشاغل و حرفه‌ها و رشته‌هايي چون علوم، مهندسي و پزشكي كه كمتر نظارت بر آنها وجود دارد، انجام مي‌شود.

*فعاليت بدون مجوز ركسانا صابري در ايران
وي ادامه داد: در ايران به دليل ارتباطات و مراجعات غربي‌ها به خبرنگاران به عنوان قشر مطلع از تحولات، روي كار خبرنگاري حساسيت بالايي وجود دارد و دستگاه‌هاي امنيتي به خوبي در اين زمينه نظارت دارند و هر چه كه حساسيت نهادهاي امنيتي در اين زمينه بيشتر شود، امكان فعاليت‌هاي سوء عناصر رسانه اي كاهش مي‌يابد.
"به عنوان نمونه مي توانم بگويم موضوع ركسانا صابري ناشي از كاهش نظارت بود و چون نسبت به روابط او با خارجي ها و كاركرد او شك و شبهه‌ وجود داشت، در سه سال گذشته براي او كارت خبرنگاري و مجوز فعاليت صادر نشد كه اين مساله موجب شد او بدون مجوز اقدام به كار خبري كند ".

*خبرنگاران ايراني شبكه‌هاي خارجي جو زده و طمع‌كار مي‌شوند
اين همكار شبكه 4 انگليس گفت: گر چه وسوسه و دلمشغولي خبرنگاران براي كسب درآمد بيشتر مي تواند دليل گرايش آنها به فعاليت براي رسانه‌هاي خارجي باشد اما يك خبرنگار ايراني بايد بداند كه هر كجاي دنيا باشد و هر چقدر هم پول و موقعيت شغلي خود داشته باشد، در درجه اول يك ايراني است و بايد قبل از هر چيز به فكر منافع ملي كشورش باشد اما متاسفانه در برخي موارد ما دچار خطا، جو زده، احساسي و طمعكار مي شويم و در دام بيگانگان مي‌ افتيم.
بهاري با تاكيد بر اينكه رسانه‌ها و خبرنگاران غربي بخشي از ماشين سرمايه‌داري غرب هستند و منافع ملي غربي ها را تامين مي‌ كنند، افزود:
انقلاب‌هاي رنگين در حقيقت انقلاب‌هاي رسانه‌اي هستند و جريان رسانه‌اي غرب را بايد در بستر چنين انقلاب‌هايي ارزيابي كرد و تجربه اوكراين و گرجستان و قرقيزستان و آنچه قرار بود در ميانمار رخ دهد، نشان داد كه انقلاب‌هاي مخملي در اين كشورها در سايه فعاليت‌هاي رسانه‌‌اي پيگيري شدند.

*رسانه‌هاي غربي در مسير انقلاب‌هاي رنگي فعاليت مي‌كنند

وي اضافه كرد: مؤلفه‌هاي انقلاب‌هاي رنگين در حقيقت الگوهاي كلاسيكي هستند و تجربه چنين انقلابي در جمهوري چكسلواكي سابق و كشورهاي ديگر نشان داد كه انقلاب‌هاي رنگين انقلاب نيستند بلكه يك جنبش فرهنگي هستند كه روي خواسته‌هاي اجتماعي و سياسي و اقتصادي بسيار عميقي بنيان نهاده نشده‌اند و بيشتر خواسته‌هاي يك طبقه مشخص هستند.
نماينده رسمي نيوزويك در ايران در ادامه به تبيين مولفه‌هاي انقلاب‌هاي رنگين و به ويژه انقلاب مخملين پرداخت و گفت: از مهم‌ترين مولفه‌هاي ثابت انقلاب‌هاي رنگين غربي بودن آنهاست و كساني كه در ايران در تجمعات اخير شركت مي‌ كردند، خواسته‌هاي اجتماعي و فرهنگي همسو با استاندارد‌هاي غربي داشتند و انقلاب‌هاي رنگين در واقع با الگوبرداري از ليبرال دموكراسي پيگيري مي‌شوند.
بهاري افزود: مؤلفه ديگر انقلاب‌هاي رنگين رسانه‌اي بودن آن است و رسانه‌هاي بين المللي زمينه‌ساز چنين انقلاب‌هايي هستند و بدون حضور رسانه‌ها وقوع چنين انقلاب‌هايي امكانپذير نيست و فعاليت‌هاي رسانه اي در اين عرصه نيز از طريق نظرسازي و نظرسنجي و توليد خوراك براي كساني كه براندازي نرم را پيگيري مي كنند، صورت مي گيرد.
وي بر همين اساس از بنگاه سخن پراكني انگليس BBC و شبكه خبري آمريكايي CNN و يورونيوز، نيويورك تايمز و نيوزويك به عنوان نمونه‌هاي ياد كرد كه همواره در زمينه جريان سازي و توليد خوراك براي جريانات خواهان انقلاب‌هاي رنگين فعاليت دارند.
خبرنگار سابق BBC مؤلفه سوم انقلاب‌هاي رنگين را دو قطبي كردن جامعه عنوان كرد و در اين زمينه توضيح داد: رسانه‌هاي غربي در آستانه هر انقلاب رنگين تلاش مي كنند جريان حاكم را به عنوان جريان سنتي و متحجر و ناكارآمد و غير دمومكراتيك و در مقابل آن جريان غرب‌گرا را جرياني مدرن و كارآمد و دموكراتيك‌ و اصلاح‌طلب و متعلق به توده‌ها معرفي ‌كنند.

*جريان معتقد به انقلاب رنگي قبل از انتخابات خود را پيروز معرفي مي‌‌كند
بهاري مؤلفه ديگر انقلاب‌هاي رنگين را توجه به موضوع انتخابات ذكر كرد و گفت: جريان معتقد به انقلاب رنگين هميشه خود را قبل از انتخابات پيروز انتخابات معرفي مي‌كند و تاكيد هم مي‌كند كه هر چه غير از پيروزي اين جريان رخ دهد، نشانگر بروز تقلب است و رسانه‌هاي غربي هم با حمايت از جريان مذكور تلاش مي‌كنند نظريه فوق را در قالب واقعيت به مردم القاء كنند.
وي ادامه داد: اگر در جريان انتخابات طرف مدعي پيروزي راي نياورد، جريان رهبري انقلاب رنگين شايعه تلقب را مطرح مي‌كند و در چنين شرايطي به دو مؤلفه برگزاري تجمعات غيرقانوني حاكميت و نافرماني مدني تمسك مي‌جويد و در واقع، چانه‌زني را از خيابان ‌ها آغاز مي‌كند كه در انتخابات اخير هم اين روند طي شد و جريان پيگير انقلاب رنگين با طرح مكرر موضوع ابطال انتخابات كه از مهم‌ترين حلقه‌هاي اين زنجيره است، تلاش كرد چرخه مذكور را كامل كند.

*جريان رسانه‌‌اي غرب كودتاي انتخاباتي را القا مي‌كند
به گزارش خبرگزاري فارس، همكار رسانه‌هاي آمريكايي و انگليسي اظهار داشت: در انتخابات رياست جمهوري دهم كه 22 خرداد برگزار شد، جريان رسانه‌اي غرب كه كانديدا و جريان مورد حمايت خود را بازنده انتخابات مي ديد، در خط مخدوش كردن مشروعيت انتخابات حركت و حتي پيش از انتخابات شايعه تقلب را مطرح كرد و بعد از انتخابات هم مي‌خواست القا كند كودتاي انتخاباتي انجام شده و پوشش تجمعات غيرقانوني و تاكيد بر موضوع ابطال انتخابات در اين راستا صورت گرفت.
بهاري افزود: گردانندگان رسانه‌هاي غربي قبل از برگزاري انتخابات با تاكيد بر پيروزي كانديداي مورد نظر خود، تلاش كردند حدس و گمان و تحليل خود را نه در قالب آنچه احتمال وقوع دارد بلكه در قالب خبر از 2 ماه قبل از انتخابات به جامعه القا كنند و من هم به عنوان يك خبرنگار و جزئي از ماشين عظيم سرمايه‌داري غرب خواه ناخواه در برخي كوركورانه و در برخي مواقع عامدانه در مسير القائات و طرح شائبه‌هايي كه به منظور يك انقلاب رنگين طرح مي شود، قرار گرفتم.
وي ادامه داد: در اين فرايند ابتدا در قالب خبر درباره موضوع نگراني از سلامت انتخابات و وقوع تقلب سخن گفته شد و تلاش كرديم اين فرضيه را به جامعه بقبولانيم و در گام بعد با حمايت از يك كانديدا او را به عنوان پيروز قطعي انتخابات معرفي كرديم و بعد از انتخابات هم گزارشاتي درباره تحولات پس از انتخابات بر خلاف مقررات ارشاد براي نيوزويك و كانال‌ 4 تلويزيون انگليس از پروسه انتخابات و تجمعات غيرقانوني تهيه كردم و حتي در تجمع غيرقانوني حضور فيزيكي داشتم و در حاشيه تجمع روز دوشنبه 25 خرداد از حمله به پايگاه بسيج فيلمبرداري كردم كه اين مستند، در هر دو رسانه كه با آنها همكاري داشتم پخش شد.

صبح
Tuesday 30 June 2009, 11:29PM
* تجمعات غيرقانوني ستون انقلاب‌هاي رنگين است
نماينده رسمي هفته‌نامه آمريكايي نيوزويك در ايران گفت: تجمعات غير قانوني اساس و ستون انقلاب‌هاي رنگين هستند و در هر كجا كه بخواهد چنين انقلابي صورت گيرد، ابتدا تجمعات غير قانوني برپا مي شود.
مازيار بهاري در ادامه نشست خبري خود اظهار داشت:آنچه براي طراحان و عاملان انقلاب‌هاي رنگين اهميت دارد، اين است كه تجمعات پوشش رسانه‌اي داشته باشند تا به حالت "بهمن " درآيند و بر اين باورند كه رشد فزاينده تجمعات غير قانوني باعث افزايش پوشش خبري آنها شده و پوشش خبري بيشتر موجب مي شود تجمعات گسترده‌تر شوند و اين حركت همين طور رشد مي‌كند و از آنجا كه معمولا برپاكننده و هدايت‌گر تجمعات يك فرد است،‌ خبرها به صورت يكجانبه‌ به نفع او منتشر و طرف مقابل بايكوت خبري مي‌شود.
وي گفت: تجمعات غير قانوني اساس و ستون انقلاب‌هاي رنگين هستند و در هر كجا كه بخواهد چنين انقلابي صورت گيرد، ابتدا تجمعات غير قانوني برپا مي شود.

*حوادث اخير نمونه‌كلاسيك و شكست‌خورده انقلاب رنگي است
نماينده رسمي نيوزويك در تهران اظهار داشت: با توجه به الگوي انقلاب‌هاي رنگين و انقلاب مخملي مي ‌توان حوادثي كه در هفته‌هاي اخير رخ داد، يك نمونه كلاسيك ولي شكست خورده انقلابات رنگين بدانيم كه همان مولفه‌هاي انقلاب رنگين را دارد و شبكه‌هاي غربي هم به آن دامن زدند و متاسفانه من و بسياري از همكارانم با غفلت در اطلاع رساني سريع و صحيح، در مسيري از پيش طراحي شده حركت كرديم.
بهاري در عين حال خاطر نشان كرد كه نكته بسيار مهم در اين زمينه اين است كه آمريكا و غرب از انتخابات و حوادثي كه پيش آمد، هيچ سودي نبرند و حتي ضرر كردند و سرمايه نصفه و نيمه‌اي كه داشتند از دست دادند و طبقه خاص متوسط به بالايي كه در جامعه ايراني به غرب گرايش داشت و غرب را اسوه خود مي‌ دانست و تصور مي‌كرد غرب خواسته‌هاي اين طبقه را محقق مي‌ كند، از كار خود پشيمان شدند و نااميدانه از غرب رويگردان شدند و براي غربي ها سخت است كه دوباره اين چرخ را به حركت در‌آورد و در سايه حركت‌هاي فرهنگي و اجتماعي يارگيري نمايد.

*رسانه‌هاي غربي دو ماه قبل از انتخابات تقلب را القا مي‌كردند
وي ادامه داد: فضاسازي غربي ها در خصوص انتخابات 22 خرداد از دو ماه قبل از انتخابات آغاز شد كه در گام نخست، مشروعيت مردم سالاري ديني را زير سئوال بردند و مدعي بودند جمهوري اسلامي ايران مشروعيت ندارد و بعد از آن گفتند در سايه چنين نظامي در انتخابات تقلب صورت مي‌ گيرد و خيلي تلاش شد اين فرضيه به عنوان يك امر قطعي در اذهان عمومي جاي گيرد.
"اقدام ديگر رسانه‌هاي غربي حمايت از كانديداي جناح غرب‌گرا بود و او و جريان متبوعش را به عنوان پيروز قطعي انتخابات معرفي كردند و پس از انتخابات هم كه جريان غرب‌گرا و كانديداي اين جريان نتوانست پيروز شود، بدون توجه به تذكرات مراجع قانوني اقدام به پوشش خبري تجمعات غير قانوني كرديم و تجمعات را اعتراضات به حقي كه مي‌تواند به جنبشي مدني تبديل شود و نظام را براي ابطال انتخابات تحت فشار قرار دهد، خوانديم ".

* نشانه‌روي به سوي حضور گسترده مردم
خبرنگار سابق BBC و نماينده رسمي نيوزويك در تهران گفت: بحث مهم رسانه‌هاي غربي قبل از انتخابات وقوع تقلب در انتخابات بود و بعد از انتخابات هم با توجه به پيش فرض پيروزي كانديداي مورد حمايت اين رسانه‌ها، موضوع كودتاي انتخاباتي مطرح گرديد و خبرسازي گسترده‌اي در اين زمينه هم انجام شد و حتي يكي از مقالات خود من تحت عنوان "اين يك كودتاست... " در نيوزويك منتشر شد.
بهاري با اشاره به فعاليت‌ رسانه‌هاي غربي در جهت مشروعيت زدايي از مشاركت 85 درصدي مردم و زير سئوال بردن پيروزي 63 درصدي رئيس ‌جمهور منتخب ملت و تلاش براي كاهش تاثيرات بين ‌المللي و منطقه‌اي انتخابات، افزود: رسانه‌هاي غربي در سال 1384 كه آقاي احمدي‌ نژاد رئيس‌ جمهور شد، غافلگير شدند و علت اين بود كه آنها فرض را بر انتخاب كانديداي ديگري گذاشته بودند و همين مساله باعث سردرگمي آنان شد.
وي اضافه كرد: انتخابات 84 نشان داد مردم‌سالاري ديني مورد اقبال عمومي قرار دارد و پيروزي جريان انقلابي در ايران در منطقه بسيار تاثيرگذار بود و از آنجا كه در انتخابات عراق و لبنان و فلسطين و بحرين كه پس از انتخابات رياست جمهوري نهم برگزار شده بود، جريان ضد آمريكايي متاثر از پيروزي جريان ضد آمريكايي در ايران به پيروزي رسيد، غربي ها نمي دانستند كه در آن شرايط بايد چه كنند.
"در انتخابات اخير، غربي ها با توجه به سابقه ذهني و تاريخي كه داشتند، فعالانه و آماده‌تر برخورد كردند و از حدود چند ماه قبل براي آنكه زهر پيروزي جريان ضد غربي و ضد آمريكايي در ايران عليه خود را بگيرند، مشاركت مردم كه از قبل مشخص بود خيلي گسترده است، هدف گرفتند و با فضاسازي تلاش كردند آنرا كمرنگ كنند ".

*جايگاه رهبري ايران در ميان توده‌هاي مردم بسيار مستحكم است
همكار رسانه‌هاي انگليسي در بخش ديگري از سخنان خود گفت كه وقوع انقلاب رنگين به سه دليل عمده در ايران امكان پذير نيست و در ادامه به تبيين اين دلايل پرداخت و گفت: وقتي به تاريخ ايران به خصوص در قرن اخير و دهه‌هاي اخير نگاه كنيم، ايراني‌ها همواره بيگانه ستيز و حتي غرب‌ستيز بوده‌اند و هر گاه شائبه نفوذ غرب در يك جريان مطرح شد، ايراني ها با آن مخالفت كردند.
بهاري افزود: انقلاب‌هاي رنگين اساسا غربي هستند و اگر از اين ويژگي‌ تهي شوند، هيچ خاصيت ديگري ندارند و به همين علت، در ايران قابل تحقق نيست.
وي اضافه كرد: دليل دوم انسجام مردم ايران است كه هر گاه مشاهده كنند يك نيروي خارجي در حال دخالت در امور داخلي آنهاست، منسجم و متحد شده و او را پس مي‌ زنند كه نمونه بسيار بارز آن را در جنگ تحميلي 8 ساله عراق و متحدان او عليه ايران شاهد بوديم و با وجود چنين روحيه اي بحران‌ها را پشت سر مي‌گذارند.
"برخورداري ايران از رهبري مذهبي - سياسي از ديگر دلايلي است كه مانع از وقوع انقلاب رنگين در ايران مي شود و بيانات ايشان براي مردم و اكثر جريانات و گروه‌ها فصل الخطاب است و هنگامي كه ايشان درباره مساله‌اي سخن مي‌گويند و يا تاكيد مي كنند بحراني جمع شود، گروه‌ها اختلاف را كنار مي‌گذارند و در كنار مردم فرمان رهبري را عملياتي مي‌كنند ولي غربي ها از درك نفوذ و قدرت و پايگاه رهبري در جامعه ايران و تاثيرگذاري ايشان در ساختار حكومت مردم‌سالاري ديني عاجزند ".
نماينده نيوزويك در تهران گفت: در انتخابات اخير پس از سخنراني رهبري ايران در نماز جمعه، غربي‌ ها دچار گيجي ‌شده بودند و خبرسازي آنها به سوي مشروعيت زدايي از رهبري نظام رفت و تلاش كردند اين ادعا را ثابت كنند كه رهبري در ايران فاقد پايگاه مردمي است، ولي اين تحليل هم كاملا غلط بود و من معتقدم رهبري در ميان توده مردم جايگاه و پايگاه محكمي دارد.
بهاري افزود: دولت‌ها و رسانه‌هاي غربي و شركت‌هاي چند مليتي غرب همه اجزاء سيستم ليبرال دموكراسي و سرمايه‌داري هستند و روابط ارگانيك و غير قابل تفكيكي با نظام سرمايه‌داري و ليبرال دموكراسي دارند و رسانه‌ها، از اصلي‌ترين اجزاي اين سيستم به حساب مي آيند و به همين علت به موضوع رسانه توجه ويژه مي شود.

*حضور گسترده خبرنگاران آمريكايي در ايران غيرمنطقي است
وي با اشاره به تلاش غربي ها براي جلوگيري از فعاليت‌هاي خبري جريانات ضد غربي توضيح داد: يك بار كه با نماينده صدا و سيماي جمهوري اسلامي در آمريكا (نيويورك) صحبت كردم و در جريان محدوديت‌هاي كاري او قرار گرفتم خيلي تعجب كردم در حاليكه مجاز است فقط در محدوده 50 كيلومتري سازمان ملل گزارش تهيه كند، چگونه مي‌تواند در پايتخت آمريكا (واشنگتن) كه در 400 كيلومتري جنوب نيويورك قرار دارد، فعاليت خبري انجام دهد.
خبرنگار شبكه 4 تلويزيون انگليس و نماينده رسمي نيوزويك در كشورمان اظهار داشت: امروزه بسياري از خبرنگاران ايراني نمي‌ توانند در آمريكا مجوز فعاليت‌ بگيرند اما خود من حداقل 10 خبرنگار آمريكايي را در ايران مي‌شناسم كه با مجوز وزارت ارشاد فعاليت مي‌كنند و در انتخابات اخير هم برخي خبرنگاران آن كشور را در جريان كنفرانس هاي خبري و تجمع غيرقانوني روز دوشنبه ديدم.
بهاري افزود: خبرنگاران ايراني كه براي رسانه‌هاي غربي كار مي‌كنند، كارمند آنها هستند و حقوق خود را از آنان مي‌گيرند اما به عنوان كساني كه واقعيت هاي كشور خود را درك مي كنند، مي توانند با انعكاس حقايق در عرصه اطلاع رساني بين المللي تاثيرگذار باشند ولي متاسفانه در چرخه ماشين سرمايه‌داري غرب برخي اوقات ما دچار غفلت مي‌شويم.
نماينده رسمي نيوزويك در تهران گفت: در حالي كه آمريكايي‌ها نه تنها براي خبرنگاران ايراني بلكه براي ديپلمات‌هاي ايراني محدوديت ايجاد مي‌‌كنند و ايران يك يا نهايتا دو نماينده خبري در آمريكا دارد به نظرم حضور گسترده خبرنگاران آمريكايي در كشور ما غير منطقي و نابرابر است و مقامات ايراني كه دغدغه اين موضوع را دارند بايد مقابله به مثل كنند.
بهاري همچنين تاكيد كرد: اگر مقامات امنيتي جمهوري اسلامي خطري را از جانب خبرنگاران ايراني و غير ايراني رسانه‌هاي خارجي احساس مي‌كنند حتما بايد به وزارت ارشاد دستور دهند كه اقدام لازم را در جهت ايجاد محدوديت براي اين دسته از خبرنگاران اعمال كند تا امنيت ملي آسيب نبيند.

*ما خبرنگاران شبكه‌هاي خارجي در انتخابات منافع ملي را از ياد برديم
وي تاكيد كرد كه يك خبرنگار ايراني هميشه بايد به ياد داشته باشد كه ايراني است و منافع ملي و امنيت كشورش را بايد در نظر بگيرد و در اولويت قرار دهد و فراموش نكند كه يك ايران بيشتر وجود ندارد كه او بايد اين سرمايه را حفظ كند ولي ما در انتخابات اخير يادمان رفت منافع ملي مي‌تواند در خطر باشد و اخباري كه مي‌فرستيم حتي اگر درست باشد، مي‌تواند دستاويزي براي تبليغ عليه ايران و جمهوري اسلامي باشد.
اين همكار رسانه‌هاي آمريكايي و انگليسي خطاب به خبرنگاران ايراني رسانه‌هاي خارجي گفت كه بايد به خصوص در مواقع بحراني و خبرساز، هوشيارتر عمل كنند و يك گام به عقب برداشته و اندكي فكر كنند و در نهايت به عنوان يك خبرنگار حرفه اي ايراني تصميم بگيرند و بازيچه دست دشمنان ملت نشوند.
بهاري همچنين با بيان اينكه شبكه‌هاي فارسي زبان غربي در حقيقت براي دشمني با ايران به وجود آمده‌اند و در نهاد شبكه‌هاي غربي نوعي ضديت با ايران و استقلال طلبي ايرانيان وجود دارد، به هموطنان خود توصيه كرد به شبكه‌هاي غربي و به خصوص شبكه‌هاي فارسي زبان با ديد ترديد نگاه كنند و اخبار آنها را با آنچه واقعيت دارد تطبيق دهند و چشم و گوش بسته به آنان اعتماد نكنند.

* موسوي بعد از 20 سال دوري از سياست وارد موجي شد كه او را مي‌برد
خبرنگار شبكه 4 انگليس، خبرنگار سابق BBC و نماينده رسمي هفته‌نامه آمريكايي نيوزويك در ايران در بخش پاياني نشست خبري امروز خود، گفت: ميرحسين موسوي بعد از 20 سال دوري از سياست وارد موجي شد كه او و دوستانش را مي‌برد.
مازيار بهاري در خصوص دوره‌هاي آموزشي غربي‌ها براي خبرنگاران ايراني با محوريت فعاليت در زمان بحران و نافرماني مدني و براندازي نرم اظهار داشت: تحولات اخير در ايران به خوبي نشان داد آمريكايي‌ها و اروپايي‌ها دنبال انقلاب مخملين و تهديد نظام جمهوري اسلامي ايران بوده و خواستار بر سر كار آمدن طرفداران خود هستند و فعاليت‌هاي رسانه‌اي غربي‌ها در حوزه كشورمان در اين راستاست.
وي افزود: معتقدم دستگاه‌هاي ذي‌ربط بايد اطلاع رساني گسترده‌اي در خصوص هويت برپا كنندگان دوره‌هاي آموزشي و نيت آنها از اين كار انجام دهند و با كساني كه به كلاس هاي آموزشي و همايش هاي علمي براي اصحاب رسانه دعوت مي‌شوند، گفتگوي توجيهي صورت گيرد و وزارت اطلاعات ضمن آشنايي عناصر خبري با تبعات قانوني پذيرش دعوت بيگانگان، درباره برنامه‌هاي خطرناك آنها افشاگري كند.
خبرنگار سابق BBC گفت: امروز براندازي در كشورها به صورت نظامي انجام نمي‌شود بلكه اين خواسته در قالب تحركات مسالمت‌ آميز همچون انقلاب‌هاي رنگين پيگيري مي شود كه به نظرم بايد بدون افراط و تفريط و به صورت كارشناسي در اين زمينه تحقيقات و مطالعات صورت گيرد تا آحاد جامعه در جريان فعاليت‌ غربي ها قرار گيرند.
بهاري افزود: شبكه‌هاي فارسي‌ زبان آمريكايي و انگليسي براي تغيير رفتار حكومت ايران به وجود آمده اند؛ در غير اين صورت دل وزارت خارجه انگليس نسوخته كه 16 ميليون پوند براي اطلاع ‌رساني صرف و افزايش آگاهي مخاطبان خود هزينه كند كه در داخل كشورش هم مورد اعتراض قرار گيرد كه چرا با وجود بيكاري گسترده در آن كشور، چنين هزينه‌اي كرده است.

* مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب فاقد پايگاه مردمي هستند
وي در عين حال خاطرنشان كرد كه براندازي نرم و انقلاب رنگين در ايران به دليل بيگانه‌ستيزي و مخالف مردم با مداخله‌ غربي‌ها در امور داخلي و برخورداري كشورمان از رهبري سياسي و مذهبي امكانپذير نيست و اثبات اين سخن خود را رويگرداني مردم از اصلاح طلبان دانست كه اين شائبه گرايش آنها به غرب در ميان توده‌ها وجود داشت و حتي چهره‌هاي ميانه‌رو و ضد غربي اين جريان هم پايگاه مردمي خود را از دست دادند.
"طراحان انقلاب‌هاي رنگين حتي اگر بخواهند، نمي توانند خواسته خود را از طريق احزاب سياسي در ايران پيگيري كنند؛ چرا كه احزابي چون مشاركت و مجاهدين انقلاب فاقد پايگاه مردمي هستند و انسجام و فراگيري كه مولفه احزاب و تشكل هاي موفق است، ندارند و تنها حزبي كه ويژگي هاي حزبي داشت، حزب توده بود كه در سايه نفوذ و كادرسازي شوروي و شرايط اجتماعي ايران آن زمان اندكي پايگاه مردمي كسب كرد كه البته بعد از يك دهه سرنوشت آن به گونه اي ديگر رقم خورد ".
خبرنگار شبكه 4 تلويزيون انگليس در تهران با تاكيد بر اينكه جايگاه رهبري مذهبي - سياسي ايران ريشه در تاريخ و سنت صدها ساله دارد و رهبري نظام مرجعيت و قدرت سياسي را پيوند داده، اظهار داشت: كساني كه در برابر رهبري نظام به عنوان فصل الخطاب نظام مردمسالار ديني ايستادگي كرده و از فرمان ايشان تبعيت نكنند، در جامعه ايراني ايزوله مي‌شوند و حتي اگر مدتي بتوانند فعاليت تبليغاتي كنند، در نهايت مانند عبدالله نوري به طور اتوماتيك از ذهن مردم فراموش مي‌شوند.
بهاري افزود: امروز هيچ جرياني بدون تعامل مثبت و سازنده و لابي‌ با رهبري در ايران نمي ‌تواند فعاليت كند و دليل اصلي اين مساله، پايگاه مردمي حاكميت است كه مشروعيت خود را از مردم مي‌گيرد و جدا از مشروعيت مردمي از مشروعيتي تحت عنوان مشروعيت مذهبي برخوردار است.
وي با بيان اينكه جريانات و افرادي كه در ايران دنبال براندازي نرم هستند، بايد بدانند اولين سئوالي كه در ذهن مردم شكل مي‌گيرد و اگر پاسخ قانع‌كننده نداشته باشد، طرد مي شوند اين است كه بعد از براندازي و انقلاب رنگين چه حكومتي مي‌خواهند تشكيل دهند، تصريح كرد: بسياري از افرادي كه درباره براندازي صحبت مي‌كند درباره آلترناتيو جمهوري اسلامي ساكت مي‌ مانند و يا از كساني اسم مي‌ برند كه مشروعيتي در بين مردم ندارند و حتي يك روز نمي‌توانند حاكميت نيم‌بند هم در ايران داشته باشند.
"معتقدم بهترين حالت اين است كه طرفداران نظريه براندازي نرم، جمهوري اسلامي را به عنوان حكومتي ريشه‌دار كه موجود و داراي ظرفيت‌ها و چارچوب‌هاي خاص خود است و هر دو سال يك بار هم از مردم راي مي گيرد، بپذيرند و در قالب تعامل با اين نظام فعاليت كنند ".
همكار رسانه‌هاي انگليسي و آمريكايي در ادامه با مقايسه شرايطي كه در روزهاي اخير پس از انتخابات رياست جمهوري دهم رخ داد با حوادث تروريستي اول انقلاب، اظهار داشت: گر چه تحولات اوائل انقلاب شديدتر بود و هنوز حكومت شكل كامل نگرفته بود و نهادهاي مردمي ريشه‌دار نشده بودند كه توان پاسخ‌گويي به اقدامات مجاهدين خلق (منافقين) را داشته باشند، اما حركت‌هاي صورت گرفته به دليل مشروعيت نظام و رهبري حكومت، راه به جايي نبرد.

* منافقين الگويي براي مدعيان خروج از حاكميت هستند
بهاري افزود: جريانات اخير در تهران فاقد رهبري بود و حتي ميرحسين موسوي صرفا سمبلي براي اين جريان تلقي مي شد كه بعد از 20 سال دوري از سياست وارد موجي شد كه او و دوستانش را مي‌برد و خواسته‌هاي اجتماعي و فرهنگي و رواني مردم كه با مطالبات غربي ها مخلوط شده بود، ‌نتوانست جرياني شكل دهد.
وي ادامه داد: اگر در آينده از شخص آقاي موسوي و كساني كه در تجمعات خياباني به دعوت و حمايت از او شركت كرده بودند، سئوال شود چه خواسته و مطالبه‌اي داشتند، نمي‌توانند به طور مشخص بگويند چه مي‌خواهند و علت اين بود كه كسي كه 20 سال از سياست دوري كرده و در فرهنگستان كار كرده و هميشه خود را نقاش معرفي كرده و نهايتا در چند جلسه مجمع شركت كرده، نتوانست در قامت سياستمدار موفق ظاهر شود.
به گزارش فارس، نماينده نيوزويك در كشورمان درباره پيوند نيروهاي سياسي داخل كشور با جريان اپوزيسيون نيز اظهار داشت: اپوزيسيون خارج از كشور هيچ پايگاه سياسي ندارند و حتي در جريان تجمعات اخير ديديم با وجود آنكه گروه‌هايي چون مجاهدين خلق (منافقين) سعي كرد از طريق موج سواري و برخي عوامل به نيات خود در داخل كشور دست يابد، هيچ موفقيتي نداشته و مردم نسبت به هواداران آنها اعلام برائت كردند.
بهاري افزود: بدون ترديد گره خوردن سرنوشت گروه‌هايي كه در داخل كشور فرصت فعاليت سياسي دارند با كساني كه جايگاهي بين مردم ندارند، غلط است و مرگ سياسي آنها را رقم مي‌زند و مجاهدين خلق (منافقين) كه امروز ديگر از قالب سازماني به يك فرقه تبديل شده اند، بهترين الگوي عبرت‌آموز براي كساني است كه سوداي خروج از حاكميت و فعاليت سياسي بيرون مرزها را دارند.
وي تاكيد كرد: هر كس از مردم ايران دور شود، خواه ناخواه پروسه‌اي را طي مي‌كند كه گروه رجوي طي كرده‌ و بايد به مرگ سياسي تن دهند و يا مانند اپوزيسيون خارج نشين دنبال كاسبي و تجارت بروند و هر از گاه مثل سلطنت طلبان يك جمله سياسي بگويند و خيال كنند كه وظيفه خود را انجام داده‌اند و چهره‌اي سياسي هستند.
اين همكار رسانه‌هاي آمريكايي و انگليسي در پايان خبرنگاران را از همكاري با رسانه‌هاي ايراني خارج از كشور بر حذر داشت و تاكيد كرد كه اين راه به جايي نمي‌ رسد و باتلاقي است كه هر كس در آن دست و پا بزند، از نقطه اي به نقطه اي ديگر مي‌ رود و نمي تواند از آن خارج شود، در عين حال به رسانه‌هاي داخل كشور به خصوص رسانه ملي توصيه كرد كه با سعه صدر بيشتر با فيلمسازان و مستندسازان و خبرنگاران جوان برخورد كنند؛ چرا كه معتقد است بسياري از آنها كه جذب رسانه‌هاي خارجي مي شوند به خاطر عدم موقعيت كاري در كشور خودشان و عدم تامين مالي در اين مسير گام بر مي دارند.
انتهاي پيام/

صبح
Tuesday 30 June 2009, 11:36PM
مصاحبه - سياسي
عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس در گفت‌و‌گو با فارس خبر داد:
سازماندهي تشكيلاتي برخي افراد از سوي گروههاي افراطي در حوادث اخير
http://www.ibna.ir/images/docs/000034/n00034986-b.jpg
خبرگزاري فارس: عضو شوراي مركزي فراكسيون اصولگرايان مجلس هشتم گفت: به گفته نيروهاي امنيتي برخي از نيروهاي افراطي گروههايي مانند سازمان مجاهدين، دفتر تحكيم وحدت، جبهه مشاركت و حزب كارگزاران افرادي را به صورت تشكيلاتي سازماندهي كرده بودند تا به خيابان‌ها بريزند.

ولي اسماعيلي نماينده مردم گرمي در مجلس شوراي اسلامي و عضو شوراي مركزي فراكسيون اصولگرايان مجلس هشتم در گفت‌وگو با خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس با اشاره به دهمين مجمع فراكسيون اصولگرايان كه عصر امروز سه‌شنبه برگزار شد اظهار داشت: در اين مجمع حدود 160 نفر از اصولگرايان مجلس هشتم حضور داشتند كه در خصوص دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري و مسائل و اتفاقات قبل و پس از آن صحبت شد.
وي با بيان اين مطلب كه در نشست امروز نمايندگاني از بسيج، نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات حضور داشتند و صحبت‌هايي انجام شد، ابراز داشت: طي بررسي‌هايي كه از سوي مسئولان نيروي انتظامي انجام شده بود يك سري از منافقين و سلطنت‌طلبان وارد تجمعات خياباني شده بودند و از جهاتي نيروهاي خود را به بدنه تظاهركنندگان وارد كرده بودند تا اجتماعات خياباني به سمت خشونت و آسيب سوق پيدا كند.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس هشتم با بيان اينكه نيروهاي امنيتي عنوان كردند اين افراد شناسايي و دستگير شده‌اند، تصريح كرد: طبق صحبت‌هاي عوامل نيروهاي امنيتي برخي از نيروهاي افراطي گروههايي مانند سازمان مجاهدين، دفتر تحكيم وحدت، جبهه مشاركت و حزب كارگزاران افرادي را به صورت تشكيلاتي سازماندهي كرده بودند تا به خيابان‌ها بريزند.
وي ادامه داد: اين تشكيلات و گروهها از طريق سرويس پيام كوتاه (SMS)، تلفن همراه و ايميل اطلاع‌رساني مي‌كردند.
اسماعيلي همچنين با اشاره به اينكه اين افراد با تجمع در خيابان‌ها شعارهاي يكساني را سر مي‌دادند كه اين شعارها در يك اتاق تدوين شده بود، تأكيد كرد: اين افراد از سوي عوامل نيروهاي امنيتي و وزارت اطلاعات شناسايي و دستگير شدند كه عملاً بعد از دستگيري آنها شاهد آرامش در جامعه بوديم.
وي گفت: طبق توضيحات نيروهاي امنيتي با دستگيري اين افراد بدنه مردم از اين گروهها و تشكيلات جدا شد.
عضو شوراي مركزي فراكسيون اصولگرايان مجلس هشتم ضمن بيان اين مطلب كه اين افراد با خبرگزاري‌هاي در اروپا ارتباط داشتند، عنوان كرد: شوراي نگهبان با گرفتن مجوز فرصت 5 روزه از مقام معظم رهبري براي رسيدگي و بررسي بيشتر به اعتراضات كانديداهاي رياست جمهوري و تشكيل هيئت ناظرين شبهات را به طور كامل برطرف و شفاف كرد كه در حال حاضر هيچگونه مشكل امنيتي و نظامي در كشور نداريم و آرامش در جامعه برقرار شده است.
وي در پايان اظهار داشت: برخي از طرفداران كروبي و ميرحسين موسوي و افرادي كه عقلاني و به حفظ نظام فكر مي‌كردند اظهاراتي داشتند مبني براينكه ما هم به واقعيت قضيه پي برديم و متوجه شديم كه يكسري توهماتي بوده كه افرادي تندرو درست كرده بودند.
انتهاي پيام/
©2009 Fars News Agency. All Rights Reserved
شماره : 8804091543
88/04/09 - 22:40

صبح
Wednesday 1 July 2009, 01:17AM
دستگیری دو مدیر عالی رتبه در جریان اغتشاشات اخیر
9 تير 1388 ساعت 11:10

شبکه اصلی هدایت و مدیریت اغتشاشات خیابانی برنامه های خود را به گونه ای طراحی و پی ریزی کرده بودند که علاوه بر تنش های بیرونی، در داخل ادارات، سازمان ها وارگان های دولتی نیز تنشج آفرینی کرده و اعتصاب عمومی کارکنان را موجب شوند.

به گزارش خبرنگار جهان، از جمله کسانی که با برنامه ریزی قبلی در صدد ایجاد اعتصاب و تنشج در وزارت نفت بود شخصی به نام "م" مدیر یکی از پالایشگاه های کشور و از مدیران عالی رتبه وزارت نفت بوده که پس از دستگیری، اعترافات گسترده ای را درباره چگونگی اقدامات و دامن زدن به ناآرامی ها در ادارات تابعه وزارت نفت انجام داده است. این فرد که در یک خانه تیمی دستگیر شده است پرده از سناریویی برداشته که بر پایه آن، گام بعدی رهبران آشوب گری و اغتشاش آفرینی در کشور، ایجاد هرج و مرج و مختل کردن سیستم اداری کشور معرفی شده است.

هر چند اقدامات این فرد با واکنش منفی کارمندان و حتی مدیران میانی وزارت نفت مواجه شد اما برنامه اصلی این شبکه، برقراری اعتصاب عمومی و دست از کارکشیدن کارگران و کارکنان صنعت نفت به عنوان یکی از اصلی ترین ادارات دولتی با هدف فلج کردن فعالیت های عادی مردم و ایجاد مشکل در کشور بوده است.
بر اساس این گزارش، به موازات غائله آفرینی این مدیر عالی رتبه نفتی، تحرکاتی نیز در وزارت راه و ترابری در حال انجام بود که در صورت موفقیت، کارکنان و کارمندان این سازمان عظیم دولتی نیز دست از کار کشیده و اعتصاب عمومی می کردند که این امر نیز با بی توجهی و عدم همکاری پرسنل این وزارتخانه خنثی و بی اثر شد. یک مدیر ارشد نیز در همین رابطه دستگیر و به اقدامات خطرناک خود اعتراف کرده است.

کد مطلب: 56046

آدرس مطلب: http://www.jahannews.com/vdcaiwnm.49niy15kk4.html

جهان نيوز
http://www.jahannews.com

صبح
Wednesday 1 July 2009, 01:18AM
آزادی پنج نفر از دستگیر شدگان سفارت
عامل اصلی هدایت آشوب ها در سفارت انگلیس کیست؟

9 تير 1388 ساعت 11:41

ازمیان بازداشت شدگان ایرانی شاغل در سفارت انگلیس چند نفر از آنها آزاد شده و تحقیقات از بقیه دستگیر شدگان در حال انجام است.

به گزارش جهان، چند روز قبل8 نفر از كارمندان محلي در سفارت انگليس كه در اغتشاشات و آشوب‌هاي اخير نقشي چشمگير داشته‌اند با حکم قضایی توسط ماموران انتظامی دستگیر می شوند که پنج نفر از آنان پس از طی مراحل قانونی به تازگی آزاد شدند. اما در میان سه نفر باقی مانده، یکی از خبرنگاران سابق پرس تی وی به نام آقای "ک" نیز حضور داشته که پس از جداشدن از این شبکه ماهواره ای متعلق به جمهوری اسلامی، به عنوان کارمند در سفارت انگلیس مشغول به فعالیت شده و در جریان ناامنی های اخیر نقش به سزایی را در انتشار آشوب ها و مدیریت پشت پرده آن بر عهده می گیرد.

هر چند این هشت نفر به عنوان عوامل اصلی سفارت انگلیس در شکل گیری و افزایش ناآرامی ها در خیابان های تهران دستگیر و به دست قانون سپرده شدند اما در این میان، اصلی ترین عامل و رابط سفارت انگلیس با اغتشاش گران و کسی که عامل به کارگیری این هشت نفر و مدیریت آنها در آشوب های خیابانی بوده است نه تنها دستگیر نشده بلکه به دلیل پوشش به ظاهر دیپلماتیک خود همچنان به فعالیت های ضد امنیتی و مخالف با قوانین جمهوری اسلامی در سفارت انگلیس ادامه می دهد.

این شخص، خانم م-م از کارشناسان ارشد سفارت انگلیس است که با وجود اینکه ایرانی می باشد اما از جانب سفارت استعمارگر پیر حمایت همه جانبه ای را شاهد بوده و در نتیجه به عنوان یکی از دیپلمات های انگلیس درایران معرفی می شود و همین پوشش، سبب رهایی او از دست ماموران ایرانی و نهادهای متولی تامین امنیت کشور می گردد.

گفتنی است که خانم "م" در جریان دعوت از برخی شخصیت های سیاسی ایرانی به سفارت انگلیس در تهران و حمایت مادی و معنوی از آنها نقش به سزائی را داشته است.

کد مطلب: 56055

آدرس مطلب: http://www.jahannews.com/vdcamwnm.49nim15kk4.html

جهان نيوز
http://www.jahannews.com

صبح
Wednesday 1 July 2009, 01:19AM
کشفیات خارق العاده از یک ساختمان انتخاباتی

8 تير 1388 ساعت 15:04

شناسایی و تعطیلی فعالیت یک ساختمان متعلق به یکی از ستادهای انتخاباتی که با دستگیری چندتن از کارکنان آن همراه بود برخلاف شانتاژ خبری رسانه های اصلاح طلب و شبکه های ماهواره ای، شواهدی را به دست داد که نشان می دهد ساکنین این ساختمان در حال انجام اموراتی به غیر از اقدامات و برنامه های انتخاباتی بوده اند.

به گزارش جهان، افراد حاضر در این ساختمان که در نزدیکی یکی از مناطق درگیری قرار داشت با نصب هفت دوربین پیشرفته، به فیلمبرداری از تجمعات و آشوب های خیابانی پرداخته و تصاویر تهیه شده را در اختیار شبکه های ماهواره ای و سایت های خبری قرار می داده اند.
همچنین، در این ساختمان که مقر اصلی فعالیتهای گروههای جوان حامی اصلاح طلبان به شمار می رفت دو اطاق استودیو تعبیه شده بود که در آن مصاحبه ها و گزارشات تلویزیونی تهیه و از شبکه های ماهواره ای پخش می شد.
دستگاه های تکثیر فوق العاده سریع اعلامیه و شبنامه هم از جمله لوازمی بود که در بازرسی از این خانه تیمی انتخاباتی به دست آمده است.

گفتنی است که بنا بر بررسی های به عمل آمده، برخی از اعضای مستقر در این مکان نقش مهمی در پراکنده کردن تجمعات به نقاط مختلف شهر و جلوگیری از فرونشستن اغتشاشات خیابانی داشته اند.

کد مطلب: 56004

آدرس مطلب: http://www.jahannews.com/vdcee78n.jh8p7i9bbj.html

جهان نيوز
http://www.jahannews.com

نادین
Wednesday 1 July 2009, 01:22AM
انقلاب مخملی؟:smile55:
http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8701/fa-17-1-87-makh.jpg

صبح
Wednesday 1 July 2009, 01:27AM
قوچانی: برای براندازی نظام آموزش دیده بودیم
۰۹ تير ۱۳۸۸
هر چند نزدیکان افراد اصلاح طلب دستگیر شده با فرار به جلو سعی در وارونه نشان دادن اعترافات کسانی چون تاج زاده، قوچانی، ابطحی و هدایت آقایی دارند اما قرائن و شواهد موجود نشان از آن دارد که اغلب این افراد با برنامه ای دقیق و آموزش هایی اساسی برای براندازی نظام تعلیم دیده بودند.

به گزارش جهان، معاون سابق سید محمد خاتمی که با عرصه وبلاگ نویسی تا حدودی خود را در جریان فضای سیاسی کشور تعریف کرده بود در اعترافات اشک آلود خود نکات جالب توجهی را افشا کرده است. وی که از خلع لباس شدن خود استقبال هم کرده است رسما به تحریک مردم و جوانان به انجام اغتشاش و آشوب های رسانه ای و ایجاد تشنج در فضای سیاسی کشور اعتراف کرده است.

اما در دیگر سو، یکی از اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی که به دلیل دست داشتن در اغتشاشات دستگیر و تحویل قانون شده است در اعترافاتی بی سابقه پرده از فعالیت هایی برداشته است که با هزینه های کلان و برای براندازی نرم و حتی براندازی مستقیم و مردمی نظام طراحی شده بود.

این در حالی است که فیلم ضبط شده اعترافات این فرد در حال آماده شدن برای پخش از صدا و سیما است ولی فشارهای بسیاری برای پخش نشدن آن به مسئولان رسانه ملی و دیگر نهادهای مسئول در حال وارد شدن است.

بر اساس این گزارش، محمد قوچانی، سردبیر و روزنامه نگار نشریات زنجیره ای هم در اعترافاتش به حضور خود در دوره های آموزشی انقلاب های مخملی در یکی ازکشورهای خلیج فارس به همراه مادر زن و همسر خود اعتراف کرده و حتی از اجرای آزمایشی این برنامه ها در سمنان خبر داده است.

هم چنین یکی از اعضای مرکزیت جبهه مشارکت که از تندروترین افراد این حزب به شمار می رود اعترافات و افشاگری هایی کرده که هم قطاران و دوستان خود را به شدت آشفته و نگران کرده است.

صبح
Wednesday 1 July 2009, 01:28AM
انقلاب مخملی؟:smile55:
http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8701/fa-17-1-87-makh.jpg
اتفاقا شخصیتش به شخصیتشون می خوره :p

3Reza
Wednesday 1 July 2009, 07:22AM
مقالات و اخبار پیگیر کودتای مخملی در ایران

:smile21::smile21::smile21::smile21:
سرگرم باشیــــــــد:D

صبح
Wednesday 1 July 2009, 07:44AM
مشاور امنيت ملي عراق:
نفوذ منافقين به راهپيمايي‌هاي انتخاباتي ايران، عامل اغتشاش بود

خبرگزاري فارس: مشاور امنيت ملي عراق با تاكيد بر اينكه ثبات ايران، ثبات عراق و كل منطقه است با اشاره به راهپيمايي‌هاي پس از انتخابات رياست‌جمهوري ايران اعلام كرد كه عناصري از گروهك منافقين به جمع معترضان نفوذ كردند و سبب اغتشاش شدند.

به گزارش فارس، "موفق الربيعي " در گفت‌وگو با روزنامه فرامنطقه‌اي الحيات، ثبات سياسي و امنيتي ايران را به طور كلي به سود منطقه خاورميانه و به طور خاص به سود عراق اعلام كرد.
مشاور امنيت ملي عراق با اشاره به اعتراضات خياباني به نتايج انتخابات رياست جمهوري در ايران، از نفوذ برخي عناصر گروهك منافقين به جمع آنان خبر داد.
الربيعي گفت: اخبار اطلاعاتي ما حاكي از اين است كه عناصري از گروهك مجاهدين خلق به ميان معتراضان نفوذ كردند كه اغتشاش به وجود آمده نيز كار اين عناصر است.
الربيعي افزود: اطلاعات ما نشان مي‌دهد گروه‌هاي بسيار كوچك، كم تعداد، كه در ميان آنان عناصر گروهك مجاهدين خلق [منافقين] هم بودند، به راهپيمايي‌هاي اعتراض‌آميز به نتايج انتخابات ايران، نفوذ كردند كه هم‌اينان آشوب و اغتشاش را در راهپيمايي‌ها ايجاد و آن را افزايش دادند.
مشاور امنيت ملي عراق در عين حال ورود اين عناصر به ايران را از راه عراق رد كرد و گفت: عناصر مجاهدين از كشورهاي مختلف وارد ايران شده‌اند نه از عراق. برخي هم براي ايجاد اغتشاش در ايران حضور دارند.
الربيعي با بيان اينكه اختلافات گروه‌هاي اصلاح‌طلب و اصولگراي ايران موضوعي داخلي براي ايران است تاكيد كرد كه "ما در امور داخلي ايران به هيچ وجه دخالت نمي‌كنيم و هيچ جرياني را بر جريان ديگر ترجيح نمي‌دهيم. "
الربيعي افزود: براي ما كفايت مي‌كند كه به انتخاب مردم ايران احترام بگذاريم و از آن حمايت كنيم و همچنين به نظام موجود، قوانين، قانون اساسي و نهادهاي ايران احترام بگذاريم.
مشاور امنيت ملي عراق اعلام كرد كه سياست ايران در قبال عراق چندان از به قدرت رسيدن هر كدام از جريان‌ها در ايران متاثر نمي‌شود زيرا سياست خارجي [ايران] تقريبا ثابت است و از اصولي ثابت برخوردار است.
موفق الربيعي همچنين با انتقاد از برخي رسانه‌هاي عربي و شيوه برخورد آنان با پيامدهاي انتخابات رياست جمهوري ايران آنان را كوته‌نظر توصيف كرد و گفت: اين رسانه‌ها كوته‌نظرند و گمان مي‌كنند با حمايت از اغتشاشگران ايران ضعيف مي‌شود.
مشاور امنيت ملي عراق با اشاره به موضوع ثبات ايران افزود: برخي از اين رسانه‌ها انگيزه‌هاي سياسي يا نژادي داشتند. بي‌ثباتي در ايران به معناي بي‌ثباتي در منطقه و خصوصا در عراق و خليج [فارس] است.
اين مقام عراقي در پايان تاكيد كرد: اين رسانه‌ها كوته‌نظرند، در حالي كه بلندنظري به ما مي‌گويد كه استقرار دولتي قدرتمند مانند ايران در منطقه، عاملي خواهد بود براي ثبات كل منطقه.
انتهاي پيام/.
©2009 Fars News Agency. All Rights Reserved
گزارش - بين الملل
شماره : 8804091371
88/04/09 - 19:57

صبح
Wednesday 1 July 2009, 07:45AM
:smile21::smile21::smile21::smile21:
سرگرم باشیــــــــد:D
آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند

صبح
Wednesday 1 July 2009, 07:50AM
كودتاي مخملي ايران
در انديشكده آمريكايي بروكينگز طراحي شده بود

مركز سابان وابسته به انديشكده آمريكايي بروكينگز طي گزارش مفصلي راهكارهاي لازم براي كودتاي مخملي در ايران و حمايت از مخالفان نظام را قبل از انتخابات طراحي كرده بود.


به گزارش باشگاه خبرنگاران،مركز تحقيقات پيشرفته ضد تروريسم در پايگاه اطلاع رساني خود بخش‌‌ها و ابعادي از اين پروژه را منتشر كرده است.
آنچه در محوريابي ذيل‌‌الذكر گزارش 160 صفحه‌‌اي مركز سابان مشهود است، «كار ويژه» اغتشاش عمومي، و گسترش و سپس استمرار آن تا مرحله‌ فروپاشي است كه خنثي كردن آن هوشياري عمومي را مي‌‌طلبد.
در روزهاي اخير از سوي مركز سابان The Saban Center at the Brookings Institution، ايالات متحده، با بررسي سناريوهاي مختلف عليه ايران، در كنار گزينه‌‌هاي مطرح ديپلماتيك و نظامي، موضوع تغيير حكومت در ايران را از طريق كودتاي مخملي، با ايجاد اغتشاش و هدايت آن توسط اپوزيسيون، تا مرحله فروپاشي و سپس حمله‌‌ نظامي و اشغال كشور، در شرايط فعلي مناسب‌‌ترين گزينه تشخيص داده است.
اين مركز در گزارشي با عنوان "كدام راه به سمت ايران " گزينه‌هاي استراتژي جديد آمريكا در قبال ايران را بررسي كرده است.
اين گزارش توسط شش تن از استراتژيست‌هاي وابسته انستيتو بروكينگز به نام‌هاي "كنت ام پولاك " مدير سابان، "مارتين اينديك " سفير اسبق آمريكا در سرزمين‌هاي اشغالي، "دانيل ال باي من "، "سوزان مالوني "، "مايكل اي اُ هانلون "، "بوروس ريدل " تهيه شده است.
فصل ششم اين گزارش به عنوان "انقلاب مخملي "، مناسب‌ترين راه براي تغيير حكومت را حمايت گسترده از انقلاب مخملي در ايران دانسته كه در ادامه نيز آن را بهترين راه حل مشكلات آمريكا با ايران معرفي كرده كه كم‌ترين هزينه را در بر دارد.
نويسندگان اين گزارش هدف اصلي اين گزينه را براندازي حكومت ايران و ايجاد حكومتي كه بيشترين همراهي را با منافع آمريكا داشته باشد، عنوان كرده‌اند و گفته‌اند كه تعامل با اپوزيسيون داخلي جمهوري اسلامي، برگ برنده‌اي در دست آمريكاست كه از طريق آن به ايران فشار وارد ساخته و رفتار حكومت ايران را تغيير دهد.
در ادامه اين گزارش چهار چوب زماني اين سناريو شده و آمده است: انقلاب مخملي نيازمند وجود رهبران محلي در صحنه است و لذا چارچوب زماني آن منوط به شرايط حادث شده و پيدايش اين رهبران محلي، در آن شرايط خاص است كه ممكن است در چند هفته يا چند سال پديد آيد.

موسسه سابان در ادامه اين گزارش نگرش كلي به اين سياست‌ها را چنين برشمرده است:
- اين كه چگونه مي‌توان جرقه‌اي زد تا انقلاب مخملي صورت بگيرد، هنوز مبهم است، زيرا انقلاب‌هاي مخملي بسيار پيچيده‌اند.
- گفته مي‌شود كه مخالفان جمهوري اسلامي، علاقه‌مند به آمريكا هستند، لذا مي‌توانند انقلابي را رقم زنند كه به منافع آمريكا كمك كند.
- ممكن است برخي رهبران پراگماتيست درون جمهوري اسلامي، متوجه اصلاح دروني سيستم شوند و اتفاقي مشابه پرسترويكا و گلاس‌نوست شوروي در ايران پديد آيد كه طي آن ابعاد رفرم با مباني آن حكومت در تعارض قرار گيرد و موجب فروپاشي و تحقق انقلاب مخملي شود.
- هم چنين ممكن است آشوب‌هاي خياباني مانند آنچه در عصر چائوشسكو در روماني و فرديناند ماركوس در فيليپين، جمهوري اسلامي را متزلزل ساخته و فرو بپاشاند.
- آمريكا بايد چند نقش متفاوت را در تحقق انقلاب مخملي در ايران ايفا كند، از جمله واگذاري كمك‌هاي مالي، و حمايت از رهبران محلي انقلاب مخملي.
ريموندتانتر از كميته سياست ايران مي‌گويد كه ما بايد از دانشجويان و ساير گروه‌ها، براي انقلاب مخملي حمايت مخفي كنيم: اينان‌پول، فكس، اينترنت، و حمايت نياز دارند.
- آمريكا از طريق رسانه‌هايي كه تحت حمايت او هستند مانند VOA و راديو فردا، بايد افراد منتقد كم‌تر شناخته شده را به جامعه‌ي ايران معرفي كند.
- لايحه‌ي حمايت از ايران آزاد كه در سال 2006 تصويب شد به حمايت مالي و سياسي از انجمن‌هاي جامعه مدني و حقوق بشري مطبوعات ضد حكومت مي‌پردازد.
- دولت آمريكا برنامه‌هايي تصويب نموده كه از طرح‌هاي تغيير حكومت در ايران حمايت مي‌كند.
الزامات
همچنين استراتژيست‌هاي انديشكده آمريكايي بروكينگز حمايت آمريكا از اپوزيسيون ايراني، حمايت آمريكا از رهبران محلي اپوزيسيون، خنثي كردن توانايي دستگاه‌هاي امنيتي ايران در مقابله با انقلاب مخملي و نيازمندي به اطلاعات بي‌نظير و دقيق و هم‌چنين پول قابل توجه را از الزامات جدي انقلاب مخملي خود ذكر كرده اند.
در ادامه اين گزارش دو گونه رهبر به شرح ذيل براي اجراي اين سناريو در نظر گرفته اند:
- يافتن رهبران محلي مناسب كه شريك‌هاي بومي خوبي براي آمريكا در ايجاد آشوب و اغتشاش باشند.
- طيف‌شناسي عناصر اپوزيسيون كه مي‌توانند انقلاب مخملي را براي آمريكا توليد كنند:
1- اصلاح طلبان. شواهد نشان مي‌دهد كه رفرميست‌ها درصدد ايجاد يك حكومت سكولار در ايران هستند.
2- روشنفكران. اين روشنفكران در دوره رئيس جمهوري خاتمي مشروعيت ديني نظام ايران را زير سوال مي‌بردند و اكنون نيز مي‌برند، اما با سانسور روبرو شده‌اند.
3- سازمان‌هاي دانشجويي، كارگري و جامعه مدني. دانشجويان و كارگران پياده نظام انقلاب مخملي هستند كه در واقعه 18 تير 1378 در حمايت از خاتمي به صحنه آمدند، دفتر تحكيم وحدت، اكنون خود بر سر اتخاذ استراتژي درگير كشمكش‌هاي دروني است.
4- رضا پهلوي. وي به عنوان فرزند شاه سابق، خود را كاتاليزوري(تسريع كننده) مي‌شناسد كه سلطنت مشروطه را در تقابل با جمهوري اسلامي دنبال مي‌كند اما هواداري در ايران ندارد.
- بسياري از رهبران اپوزيسيون عليه يكديگر عمل مي‌كنند. اكبر گنجي از ژورناليست‌هاي اپوزيسيون مي‌گويد كه اپوزيسيون سازمان يافته نيست و ما رهبر نداريم.
- تاكنون رهبر كاريزماتيكي براي اپوزيسيون ايران پيدا نشده است.

در ادامه اين گزارش آمده است: برنامه‌ريزي براي حمايت از انقلاب مخملي در ايران خيلي بيش از آن كه تاكنون واشنگتن كمك كرده، براي ارتباطات و هزينه‌هاي سفرها و...، پول نياز دارد، آمريكا بايد واقعيت فساد مالي در اپوزيسيون و هدر رفت بخشي از اين پول‌ها را بپذيرد.
اين گزارش افزوده است: مداخله در امور داخلي يك كشور ديگر براي موفقيت نيازمند اطلاعات دقيق است، آمريكا بايد از رهبراني در انقلاب مخملي حمايت كند كه توانمند باشند و توسط دستگاه امنيتي ايران خريداري نشوند، متاسفانه ما (آمريكا) در ايران سفارت‌خانه نداريم و امكان سازماندهي رهبران و اپوزيسيون را نداشته و ائتلاف‌هاي درون ايران را متوجه نمي‌شويم. جامعه‌ اطلاعاتي آمريكا (شامل 16 سازمان اطلاعاتي) بايد براي كسب اطلاعات از درون ايران به جستجوي خود شتاب دهد.
همچنين در بخش ديگري از اين با تأكيد بر لزوم مداخله‌ نظامي آمريكا در امور ايران، آورده است:‌ براي تحقق يك انقلاب مخملي، حكومت ايران بايد اراده خود را براي برخورد و سركوب انتظامي آن از دست بدهد، بعيد به نظر مي‌رسد كه حكومت ايران توانايي برخورد قهرآميز با انقلاب مخملي را نداشته باشد. اگر تجمعاتي در ايران صورت گيرد و ارتش و سپاه پاسداران و بسيج و پليس، آن گونه تضعيف نشده باشند كه كنار بنشينند، در آن صورت آمريكا بايد براي مداخله‌ نظامي و دفاع از آن تجمع كننده‌ها آماده شود.
استراتژيست‌هاي مركز آمريكايي سابان « تغيير حكومت، از بين رفتن يكي از اصلي‌ترين دشمنان آمريكا با هزينه بسيار پايين و بدون تهاجم تمام عيار با انقلاب مخملي، تضعيف حكومت ايران و تغيير رفتار آن در صورت عدم تحقق انقلاب مخملي، قوي‌تر كردن نفوذ اطلاعاتي آمريكا در ايران و رهايي آمريكا از عدم تعهد به تغيير رژيم‌هاي خاورميانه و تحقق شعار دموكراسي با تغيير حكومت در ايران را جمله محاسن اين سناريو دانسته و معايب آن را نيز چنين برشمرده اند:
- ايران براي ممانعت از انقلاب مخملي، به خوبي سنگرسازي كرده است، سوزان ملاني معتقد است جمهوري اسلامي همه نوع فاجعه‌اي غير از طاعون را سپري كرده است: جنگ، ايزوله شدن، بي‌ثباتي، حملات تروريستي، انتقال رهبري، خشكسالي، زلزله‌هاي عجيب، و... لذا حكومت بسيار مستحكم است.
- نتايج رژيم چنج و تغيير حكومت مشخص نيست، از كجا معلوم كه حكومت جايگزين، به نفع آمريكا كار كند، اميدواري در اين است كه ميزان تنفر كمتر از دوره‌‌ جمهوري اسلامي باشد.
- حمايت آمريكا، موجب نفرت بيشتر ايرانيان مي‌شود و از آن به «بوسه‌ي مرگ» ياد مي‌گردد. دكتر عباس ميلاني مي‌گويد كه حتي اصلاح طلبان نيز از آمريكا مي‌خواهند كه كمتر به آنها پول بدهد، زيرا در چشم مردم بد مي‌شوند.
- نظام جمهوري اسلامي در برابر انقلاب مخملي، حاضر است به خاطر ايدئولوژي خود مقاومت كند.
در كل اين سناريو در 9 فصل شامل تحزير ايران، وسوسه كردن تهران، يك راه را تا انتها رفتن، گزينه اسيراك، واگذاري به نتانياهو، انقلاب مخملي، الهام بخشيدن به شورش، كودتا و پذيرش غيرقابل قبول‌ها طراحي شده است.

در پايان اين سناريو نيز به شرح ذيل نتيجه گيري شده است:

* مهندسي سياست يكپارچه‌ي ايران: تجميع گزينه‌ها
- هيچكدام از سياست‌ها در قبال ايران، حتي در صورت تعيين موفقيت توسط مقامات مسئول، شانس موفقيت بالايي را ندارند. هيچ گزينه‌اي تمامي منافع ملي آمريكا را با هزينه‌ي كم و حداقل ريسك تأمين نمي‌كند.
- به بيان ديگر، كليه‌ي سياست‌ها، پتانسيل بالايي در نقش‌آفريني با يكديگر را دارند.
- در واقع، مشكل ايران به قدري بزرگ است كه، هر سياست واقع‌مدارانه در قبال ايران حداقل بايد از دو گزينه يا بيشتر تشكيل شده باشد.
- حكومت اُباما متوجه اين واقعيت شده است.
- از اين گذشته، تمامي اين سناريوها مي‌تواند به عنوان تهديدات ضمني در رويكرد اقناعي مطرح باشد، كه در اين صورت از به‌كارگيري هركدامشان بهتر خواهد بود. به بيان ديگر، ايالات متحده مي‌تواند عدم تمايل ايران بر سر مذاكرات را به عنوان سخت‌-تر شدن گزينه‌هاي خود اعلام كند، كه در آن صورت گزينه‌ي نظامي مقبوليتي بيش از آن‌چه اكنون دارد پيدا خواهد كرد. استنباط بر اين است كه اگر تهران تمايل به سازش ندارد، پس خودش را در جنگي قرار داده‌است كه تمايلش را ندارد. اين تهديدات قابليت اين را دارند كه به عنوان جايگزين در سياست ايالات متحده در قبال عدم پذيرش سازش از سوي ايران مطرح شده، همچنانكه اُباما مرتباً عدم دور كردن گزينه‌ي نظامي در تصميم‌گيري را تكرار مي‌كند.
- در صورت رد مذاكرات ايران در سياست اقناعي، تمامي رويكردهاي تغيير رژيم هم‌چنان، به عنوان روش‌هاي جذاب‌تر مطرح خواهند بود. و مطمئناً روش‌هاي تغيير رژيم، تبعات ديپلماتيك كمتري از سوي منطقه و دولت‌هاي اروپايي عليه آمريكا خواهد داشت.

* تغيير رژيم
- اگرچه مطالعه‌ي هر سياست در تلفيق با گزينه‌هاي ديگر كاري غيرعملي مي‌نمايد، اما در مطالعه‌ي تطبيقي و ارائه‌ي استراتژي‌هاي متفاوت همه‌جانبه‌اي كه دولت اُباما بتواند در غالب آن گزينه‌هاي متفاوت را يكپارچه كند، سودمند خواهدبود. تغيير رژيم، استراتژي ديگري است كه نقش بسياري از متغيرها را در برخواهد گرفت.
- تاجايي‌كه امكان بهره‌گيري از هر سه روش تغيير رژيم - انقلاب مخملين، شورش و كودتا - وجود دارد، دولت آمريكا پيگيري هر سه مورد با هم را در دستوركار خود قرار مي‌دهد، تا شانس موفقيت بيشتر از پيگيري هر مورد به تنهايي باشد. انتخاب هر سه روش به دليل اثر هم‌افزايي و سينرژي نيز بهتر خواهد بود. به علاوه، اين فشار چند جانبه بر تهران، سبب خسته‌شدن توانايي‌هاي اطلاعاتي و امنيتي رژيم در روند تصميم‌گيري شده، و احتمال انجام خطا را بيشتر كرده تا ساير روش‌ها موفق شوند.
- سياست براندازنده‌ي حكومت ايران بايد شامل طرح‌ تهاجم تمام عيار باشد تا بتواند در صورت بروز اتفاقات افراطي مورد استفاده قرار گيرد. مطمئناً در صورت شكست حمايت‌هاي آشكار و پنهان، در سياست تغيير رژيم، رئيس‌جمهور بايد آماده تنها راه حل باقيمانده يعني تهاجم باشد.
- در نهايت بايد اذعان داشت كه كليه‌ي راه‌هاي تغيير رژيم نيازمند موافقت دولت آمريكا هستند به جهت آن‌كه در صورت مقابله به مثل ايران، بتوانند از پشيباني نظامي (حداقل به صورت حمله‌ي هوايي) برخوردار باشند. انقلابات مردمي تنها زماني به نتيجه مي‌رسند كه دولت‌ها نخواهند و يا نتوانند از نيروهاي نظامي خود عليه مردم استفاده كنند، دفع شورش‌ها نيز نياز به مداخله‌ي نظامي مستقيم دارد، چه در هنگام رخداد يك فاجعه، مانند آن‌چه در خليج خوك‌ها رخ داد، و چه در هنگام نزديك شدن به پيروزي نهايي، مانند افغانستان در سال 2001. كودتا نيز در اغلب اوقات نياز به خنثي كردن واحدها و تأسيسات ويژه‌اي دارند كه به آن‌ها اجازه مي‌دهد تا گسترش يابند.
- به‌علاوه، تغيير رژيم نيازمند پيگيري همزمان با گزينه‌ي تحديد مي‌باشد. در صورتي‌كه آمريكا اقدام به براندازي حكومت ايران كند، شرارت ايران در خارج سبب گسترده شدن منازعه به بحران اقتصادي، سياسي و نظامي مي‌شود. ايالات متحده مي‌خواهد با انكار ايران، به تهديد عليه همسايگاني دست بزند كه به گروه‌هاي مخالف و شورش‌ها كمك مي‌كنند. جريمه، بازدارندگي نظامي، انزوا و مبارزه‌ي اقتصادي عناصر كليدي تحديد را به تصوير مي‌كشند، تا به اين عنوان بتوان، به سياست تغيير رژيم كمك كنند.
- همان‌طور كه در بخش‌هاي قبلي بيان شد، دليل بسيار مهم يكپارچه كردن سياست‌هاي متفاوت در قبال ايران، همان است كه بتوان تغييرات را در صورت شكست يك يا چند گزينه پيش برد. توجه به پيامدهاي غيرمنتظره سياست جديد، بسيار حائز اهميت است چرا كه طبيعت چندگانه و ديناميك خاورميانه مستعد پيآمدهاي غيرمنتظره و تصادفي است. پيچيدگي و تناوب سياست در قبال ايران، نتيجه‌ي بازه‌ي وسيع تغييرات و حساسيت بالاي آن‌هاست.
- ظهور يك رهبر كاريزماتيك اپوزيسيون در ايران مي‌تواند تمامي معادلات آمريكا در خصوص ايران را چينش مجدد كند. اما اگر ايران شكست خورده و يك نفر سربربياورد و محبوبيت عامه يافته و برتري جويد، آنگاه تفكر آمريكايي با ظهور يك ماندلا، هاول، بوليوار و يا يك لخ ‌والساي ايران - كسي كه بتواند وحدت اپوزيسيون ايراني و اجماع توده را به وجود آورد، -تغيير شكل مي‌يابد. اولا ظهور اين مرد يا زن، مي‌تواند گزينه‌ي تغيير رژيم را محتمل‌تر از زمان حال كند. (وما پشتيباني آمريكا از انقلاب مردمي را در بروز حتمي يك رهبر رد نخواهيم كرد.) و دوم آن‌كه براي ايالات متحده خوشايند نخواهد بود كه به شخصي خيانت كند كه توانسته است يك اپوزيسيون دموكراتيك را از طريق گالوانيزه كردن مردم سازماندهي كند. ممكن است دولت آمريكا متقاعد گردد با پشتياني از شورش‌ها و حمله هوايي، ايران را تحت فشار قرار دهد تا از كشتن و زنداني كردن آن رهبر كاريزمايتك توسط ايران ممانعت به‌عمل آورد. و اگر ايران دست به چنين كاري بزند، آن‌گاه حمايت سياسي داخلي آمريكا و حمايت ديپلماتيك بين‌المللي، براي سياست‌هاي بيشتر تهاجمي آمريكا از جمله تهاجم زميني فراهم مي‌شود. و اگر اين رهبر از ايالات متحده درخواست عدم تحريك قوميت‌ها و عدم حمله‌ي نظامي را بنمايد تا اين‌كه تلاش‌هايش خراب نشود، آن‌گاه آمريكا قطعاً گزينه‌هاي تهاجمي را كنار خواهد گذاشت.
- آخرين نكته، برجستگي سياست‌هاي ايران در ميان كليه‌ي مسائل پيش‌روي آمريكاست. واضح‌ترين موضوع اين است كه دولت اوباما در شرايطي بايد تصميم خود مبني بر اولويت‌بندي در سياست ايران را بگيرد كه در ميانه‌ي بدترين بحران اقتصادي در 80 سال اخير قرار گرفته است. در اين شرايط رقابتي بر سر مهمتر بودن، بين سياست‌هاي مطرح شده در قبال ايران و نيازهاي اقتصادي آمريكا صورت مي‌گيرد.

* كدام راه به سوي ايران؟
- يكپارچه كردن سياست‌ها در قبال ايران، موضوعي بسيار پيچيده و مبهم است.
- ناديده انگاشتن ايران ديگر مانند گذشته يك راه واقع‌گرايانه نيست. ايران در يك بازه‌ي وسيع عمل مي‌كند و موجبات نگراني آمريكا را فراهم مي‌كند و در اين ميان اهميتي به سردرگمي آمريكا نمي‌دهد.
- و ما به دنبال زماني هستيم كه نه تنها ايران براي آمريكا سمي در خاورميانه محسوب نشود كه حتي دوست او باشد.

لازم به ذكر است كه مركز سابان كه توسط ميلياردر صهيونيست "حيم سابان "(Haim Saban) راه‌‌اندازي شده است، وابسته به انستيتو بروكينگز است.
انستيتو بروكينگز همان نقشي را در تصميم‌‌سازي استراتژيك براي حزب دموكرات به رياست جمهوري اوباما ايفا مي‌‌كند، كه انستيتو امريكن اينترپرايز براي دولت جمهوري خواهان به رهبري بوش ايفا مي‌‌نمود.

صبح
Wednesday 1 July 2009, 07:53AM
سال‌هاي دور از سياست
فرشاد مهدی‌پور
۰۹ تير ۱۳۸۸
آقای میرحسین موسوی سال‌ها دور از صحنه سیاست زیسته است؛ گوشه‌ای گزیده و در کسوت ریاست فرهنگستان هنر، گاهی نمایشگاه نقاشی برگزار کرده و زمانی در مجامع علمی حاضر شده است، بی آن‌که ردپایی واضح از او در مجادلات سیاسی بر جا مانده باشد. اعلام نامزدی غیرمترقبه وی در زمستان گذشته، از سوی بسیاری اقدامی در انتقاد از سیدمحمد خاتمی ارزیابی می‌شد که نامزدی‌اش را برای انتخابات اعلام کرده و در میانه میدان بود و با حضور موسوی، مجبور به‌کناره‌گیری از صحنه شد. حالا روزهایی است که موسوی یکه‌تاز اتخاذ مواضعی نادر و عجیب شده است که نه تنها با مواضع وی (ابراز شده در ایام همین انتخابات) تناسبی ندارد، بلکه گوی سبقت را از تندروها و ساختارشکنان (تعبیری از وی برای بیان تفاوت‌اش با افراطیون) ربوده است.

اول. آقای موسوی، ممکن است بر اساس یک طرح به عرصه آمده است؛ بر فرض، او و خاتمی با پیشنهاد مقابله‌جویی با بخش‌های از نظام (در صورت پیروزی یا شکست) مواجه شدند و خاتمی چنین روشی را نپذیرفته و موسوی پاسخ آری داده است. لحظات پایانی مناظره مهدی کروبی و موسوی، آنجا که کروبی، موسوی را مخاطب قرار می‌دهد که آیا شما تا آخر در صحنه باقی خواهید ماند را به یاد آورید، کروبی بر اساس چه باوری چنین سوالی را مطرح و در برابر پاسخی که می‌شنود، آرام می‌شود و سکوت اختیار می‌کند؟ مصاحبه موسوی، در 20 خرداد با هفته‌نامه تایم هم این گمانه را تقویت می‌کند که او قصد داشته از ابزار تظاهرات خیابانی (حتی در صورت رئیس‌جمهور شدن) برای پیش‌برد اهداف‌اش استفاده کند. چهره‌ای دیگر از این ماجراجویی، مکاتبات مکرر وی با مقامات عالیرتبه نظام بود (که روزانه از سوی ابوالفضل فاتح اطلاع‌رسانی می‌شد)، مکاتباتی که در وهله اول می‌تواند نشانه‌ای از همگرایی باشد و اما از زاویه موسوی، می‌شود آن را به معنای اتمام حجت تلقی کرد.

دوم. آقای موسوی از پایان رقابت‌های انتخاباتی در چندین بیانیه و اظهارنظر، حرف‌ها و مواضعی را پیش کشیده که هیچ کدام با نص صریح قانون تطابق ندارد. او که هدف‌اش را ابطال انتخابات اعلام کرده، حتی حاضر نیست به طور رسمی به شورای نگهبان شکایت برد و فقط نامه‌هایی سرگشاده انتشار داده و در آن‌ها مواردی را به صورتی مغشوش و پر ابهام بیان کرده است. وی در گامی دیگر به میان کشیدن پای مراجع تقلید و علما را خواستار شده (چهره‌هایی که به زعم موسوی اگر به وی رای نداده باشند، حامی محمود احمدی‌نژاد هم نیستند)، مراجعی که در تولید 20 سال گذشته تنها یک‌بار به دیدار آن‌ها رفته و دوران نخست‌وزیری‌اش، گویای اختلافات بسیار مهم با برخی از ایشان است. او حتی از دادن یک بیانیه که حمایت‌های خارجی را محکوم و هرگونه تجمع را محدود کند، پرهیز کرده است و به‌راحتی از خط قرمز‌های نظام عبور می‌کند. این‌ها همه در شرایطی روی می‌دهد که حجم بسیار وسیعی از رایزنی‌ها و مذاکرات با او (و برخی از چهره‌های تاثیرگذار نظیر خاتمی) صورت گرفته و در همه آن‌ها کوشیده شده تا راه حلی برای عبور از وضع فعلی یافته شود.

سوم. فضای انتزاعی حاکم بر نگاه موسوی که مثلا در دور قبلی انتخابات ریاست‌جمهوری با طرح پیش‌شرط‌های نظیر در اختیار گرفتن نیروی انتظامی و یک شبکه تلویزیونی برای رئیس‌جمهور (که هر دو اموری خلاف قانون اساسی‌اند)، عملا مانع از وردوش به صحنه رقابت‌ها شد و یا اینکه علت‌العلل ورود به این دور از رقابت‌ها را جلوگیری از انحلال سازمان مدیریت و یا شوراهای 14گانه عنوان می‌‌کرد، حالا رنگ و بویی دیگر گونه یافته است. او برنامه تلویزیونی زنده بدون مجری، برگزاری تجمع در ورزشگاه آزادی و حضور اعتراضی در حاشیه برخی مراسم را درخواست می‌کند تا به‌زعم خود، بحران پایان بیابد. برنامه‌هایی که به‌وسیله آن‌ها موضوع ابطال انتخابات زنده نگه‌ داشته می‌شود، ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد زیر سوال می‌رود و تنش تا مدتی نامحدود ادامه پیدا می‌کند. مساله متهم کردن موسوی به توطئه نیست، اما دو واقعیت بسیار نگران‌کننده در میان است: اول آن‌که همه انقلاب‌های رنگی از اختلاف انتخاباتی آغاز شده‌اند، ثانیا طرح این موضوع که ابطال انتخابات، کف خواسته‌هاست، احتمال در میان بودن اهدافی دیگر را جدی می‌کند.

ضربه مهلکی که توسط آقای موسوی و به‌واسطه بر هم زدن قاعده بازی، به حیثیت و اعتبار جمهوری اسلامی وارد شده، بر کسی پوشیده نیست. گرفتاری بزرگی که تبعات‌اش به زودی تمام نمی‌شود و آثار آن را به آسانی نمی‌توان کم‌رنگ کرد. مشی آقای موسوی در این روزها هم نشانی از مسالمت‌جویی و همراهی ندارد و این یعنی بن‌بست در دست‌یابی به یک پایان‌بندی خوش برای بحران پس از انتخابات. به راستی اگر نتیجه انتخابات چیزی جز آنچه اکنون به‌وقوع پیوسته می‌بود، آیا این نمایش‌های خیابانی با ابعادی بسیار بزرگ‌تر به اجرا در نمی‌آمد؟ سال‌ها دوری از سیاست، لجاجت و استقامت بیهوده را جایگزین تجربه و تعهد کرده است و افسوس بر سرمایه‌ای که از کف می‌رود.

3Reza
Wednesday 1 July 2009, 08:06AM
آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
دقیقا! :smile55:

صبح
Wednesday 1 July 2009, 08:10AM
گارد کوهن، مهندس اصلی دموکراسی اینترنتی ( انقلاب مخملی)
برای تحریک جوانان ایرانی

شواهد نشان می دهد که دخالت وزارت خارجه آمریکا از طریق تویتر Twitter در مورد ایران بسیار گسترده است. منابع غربی تاکید می کنند که تبلیغات غرب بسیار به نفع مخالفان رژیم ایران است./ در سال ۲۰۰۸ آقای کوهن برنامه ای را در وزارت خارجه آمریکا تحت نام ” ائتلاف جنبش جوانان ” بوجود آورد که از ابزارهای قدرتمند آن فیس بوک facebook بود و بنظر وی این وسیله ای بود که می شود بر علیه رژیم ایران مورد استفاده قرار داد. همزمان با شروع کار کوهن مبلغ ۷۵ میلیون دلار برای مبارزه با رژیم ایران به نیروهای مخالف اختصاص داده شد.

اسکات ریتر (۱)
بازرس سابق سلاح های کشتار جمعی سازمان ملل متحد در عراق
و نویسنده کتاب ایران در تیررس
برگردان احمد مزارعی
سایت دنیای ما

توضیح مترجم: بدون شک وطن عزیزمان ایران، در آستانه تحولات بسیار عظیمی قرار گرفته که ریشه آن به سالهای طولانی پس از انقلاب باز می گردد. هدف اصلی ملت ایران، کارگران، دانشجویان، زنان و سایر اقشار اجتماعی، برقراری نظامی عادلانه و دموکراتیک می باشد. شکاف در میان هیئت حاکمه استبدادی فرصت پیش آورده تا مردم به میدان آیند و بتوانند به خواسته های برحق خود جامه عمل بپوشند، قتل و کشتار و زندانی کردن وسیع انسان ها که هدفی بجز دسترسی به اولیه ترین حقوق انسانی خود ندارند، چاره کار نیست و این مسیر باشکوه را متوقف نخواهد کرد.

از طرفی ما در گذشته و در موراد متعدد شاهد دخالت های بیگانگان در امور داخلی کشور خود بوده ایم که موجب عقب افتادن آزادی و عدالت اجتماعی در کشور ما شده و نمونه بارز آن کودتای جنایتکارانه ۲۸ مرداد است که اولین حکومت دموکراتیک و قانونی کشور ما را سرنگون و برای چند دهه کشور ما را در ظلمات فرو برد و انقلاب بهمن نیز از مظاهر آن بود. ترجمه زیر با هدف روشن کردن توطئه های رنگارنگ دشمنان آزادی ملت ایران است که در این یا آن گوشه آن جهان در حال انجام است و منظور تائید هیچ بخشی از هیئت حاکمه کنونی نیست : چه چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است.

گارد کوهن، مهندس اصلی دموکراسی اینترنتی ( انقلاب مخملی) برای تحریک جوانان ایرانی

روز جمعه ۱۱ جون ۲۰۰۹ ، دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران بعد از سال ۱۹۷۹ به انجام رسید. وزیر کشور ایران و مسئول برنامه اجرای انتخابات اعلام داشت که آقای احمدی نژاد با اختصاص ۶۳ در صد آرا پیروزی را نصیب خود ساخته و آقای موسوی نفر دوم به ۳۴ در صد آرا دست یافته است.
یک روز پس از انتخابات آقای خامنه ای انتخاب احمدی نژاد را تائید کرد. اما آقای موسوی با سرعت به اعتراض برخاست و مدعی شد که در انتخابات دستکاری شده و نتایج بدست آمده را قبول نکرد.
اعتراضات خیابانی در تائید آقای موسوی گسترش یافت و در این میان آقای خامنه ای دستور داد تا در این مورد تحقیق انجام گیرد تا اگر تقلب و یا خلافی در کار بوده آشکار شود. اگر چه منابع غربی و مخالفان رژیم تقلب را بعید نمی دانند ، تحلیل هایی نیز وجود دارد که تائید می کند اطلاعاتی انتشار می یابد تا بحران ایران را از خارج تقویت کنند. نمی توان از اهمیت شبکه های اینترنتی بر نقل و انتقال اخبار از ایران و بدرون ایران غافل شد، شبکه هایی که می توانند اثرات بسیار مهمی در اوضاع داشته باشند.

شواهد نشان می دهد که دخالت وزارت خارجه آمریکا از طریق تویتر Twitter در مورد ایران بسیار گسترده است. منابع غربی تاکید می کنند که تبلیغات غرب بسیار به نفع مخالفان رژیم ایران است.
شخصی که مسئول مکالمه مابین سایت تویتر و وزارت امور خارجه آمریکاست ، آقای گارد کوهن می باشد، که در گروه برنامه ریزی های سیاسی وزارت خارجه آمریکا فعالیت می کند و از سال ۲۰۰۶ به این کار گمارده شده است. مسئولیت وی در این گروه ” مبارزه با تروریسم و بنیادگرایی” است.

در سال ۲۰۰۸ آقای کوهن برنامه ای را در وزارت خارجه آمریکا تحت نام ” ائتلاف جنبش جوانان ” بوجود آورد که از ابزارهای قدرتمند آن فیس بوک facebook بود و بنظر وی این وسیله ای بود که می شود بر علیه رژیم ایران مورد استفاده قرار داد. همزمان با شروع کار کوهن مبلغ ۷۵ میلیون دلار برای مبارزه با رژیم ایران به نیروهای مخالف اختصاص داده شد.

آقای کوهن در برنامه دیگری نیز برای سرنگونی رژیم ایران شرکت دارد، نام این برنامه ” برنامه عملیاتی بر علیه ایران و سوریه” نام دارد که نام اختصاری آن «ایسوگ» است که شامل پیشبرد برنامه های مخفیانه برای سرنگونی رژیم های ایران و سوریه است.
اینکه دستگاه اداری اوباما خود را پایبند براه اندازی انقلاب مخملی در ایران می داند شکی نیست، اما وی برنامه خطرناک تری را نیز دنبال می کند. وزیر خارجه وی ؛ خانم کلینتون برنامه ای را تحت نام ” قوه هشیار” Smart Powerبه پیش می برد. در کنار دعوت اوباما از ایران برای مذاکره، خانم کلینتون برنامه ایسوگ ( برنامه عملیاتی برای سرنگونی رژیم ایران و سوریه) را نیز زیر نظر خود اداره می کند، که البته باید گفت که خانم کلینتون و آقای کوهن مشترکا در این برنامه شرکت دارند.

هدف اصلی این دو تحریک و بسیج مخالفان برای سرنگونی رژیم ایران است . در این برنامه دنیس راس که از افراد با تجربه وزارت خارجه آمریکا و از یاران و همکاران نزدیک بوش پدر و پسر بوده است نیز در این کار شرکت داده شده و مسئول پرونده ایران است. باید اضافه کنم که گروه ایسوگ، از کشورهای اروپایی نیز برای ایجاد انقلابی مخملی آنچنانکه در چکسلواکی و اکرائین اتفاق افتاد استفاده می کند. هدف مجموعه آنان تقویت مخالفان درون ایران است، تا جائیکه بتوانند رژیم را در ایران تغییر دهند . عزل احمدی نژاد از ریاست جمهوری یکی از این برنامه هاست.
آقای دنیس راس، از اعضای اولیه ی انستیتوی واشنگتن برای سیاستگذاری در خاورمیانه می باشد. از سال ۲۰۰۰، که وی از شغل دولتی کنار گرفت، در این موسسه بعنوان مستشار بکار مشغول است. در این دوره آقای کوهن بشکل تنگاتنگی با دنیس راس کار می کند. در اکتبر ۲۰۰۷، انستیتوی مذکور از آقای کوهن دعوت بعمل آورد تا در انستیتو حضور یافته و تحت عنوان ” زنان ، جوانان و تغییر در خاورمیانه ” سخنرانی کند. بحث محوری کوهن؛ دموکراسی اینترنتی بود که مفهوم اصلی آن اینست که جوانان در خاورمیانه آماده اند تا با استفاده از دستگاههای تبلیغاتی و اینترنتی متحول و دگرگون شوند. اخیرا آقای دنیس راس کتابی را تحت عنوان ” افسانه ها، اوهام و صلح” با کمک یکی از همکاران در انستیتوی خاورمیانه بنام دیوید ماکوفسکی انتشار داده که در آن از ابقای آقای کوهن در وزارت خارجه حمایت می کند و اینکه ایشان باید با تمام توان خود برنامه عملیات علیه ایران و سوریه، برنامه ” ایسوگ” را به پیش برند و بهترین راه تحریک جوانان بر علیه دولت است، زیرا بطور رسمی و از منظر دیپلماتیک اینگونه مداخلات ربطی به دولت آمریکا نخواهد داشت.
آقای دنیس راس، یکی از تنظیم کنندگان سخنرانی اوباما در قاهره بود که در آن از دخالت مستقیم آمریکا در سرنگونی مصدق سخن به میان آورد. اوباما در آن سخنرانی[دخالت مستقیم] آمریکا را در مورد ایران نادرست خواند ، از اینجهت آنان تصمیم گرفته اند این بار از طرق دیگری همچون تحریک جوانان ، راه اندازی برنامه های اینترنتی و رادیو تلویزیونی برنامه های خود را به پیش ببرند و نه بطور مستقیم آنچنانکه در کودتای ۲۸ مرداد عمل کردند.
دولت ایران هم از این امور آگاه است. از سال ۲۰۰۶ که کاندالیزا رایس رسما اعلام داشت که در نظر دارد برنامه هایی را بطور مخفیانه برای سرنگونی رژیم ایران به اجرا در آورد، دولت ایران نیز با هر حرکتی که نشانگر انقلاب مخملی باشد سرسختانه مقابله می کند.

بر بالای یکی از کوههای مرتفع و مشرف بر شهر تهران، دولت ایران مرکزی را برای کنترل امواجی را که آقای کوهن به قصد تغییر رژیم در ایران و ایجاد انقلاب مخملی می فرستد، ایجاد کرده است. دولت ایران به خوبی به عملکرد کشورهای اروپایی و آمریکا برای تحریک جوانان این کشور در پشتیبانی از موسوی واقف است. بر همین اساس ، دولت تعدادی دانشجو را که در این راستا عمل می کردند دستگیر نموده است.

برعکس آنچه که اوباما فکر می کرد که می تواند با انقلاب اینترنتی بن بست رابطه میان ایران و آمریکا را در هم شکند، ما در آینده شاهد موانع و بن بست های بیشتری در این زمینه خواهیم بود.

۱- اسکات ریتر، Scott Ritter از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۸ به عنوان رییس گروه بازرسان سلاح های کشتار جمعی از سوی سازمان ملل در عراق مشغول کار بود. او در گزارشی که با بازرسی از عراق به سازمان ملل داد، متذکر شد که چنین سلاح هایی در عراق وجود ندارد. اما آمریکا گزارش ریتر را نادیده گرفت و با استناد به گزارشات نادرست دیگر، سرانجام حمله خود بر علیه عراق را به انجام رساند. اسکات ریتر معروفیت خود را بخصوص در سالهای اخیر مرهون کوشش ها و پیگیریش جهت برملا ساختن دخالت های غرب و بخصوص آمریکا در سایر نقاط جهان بوده است.

صبح
Wednesday 1 July 2009, 12:20PM
اعلام آمادگی پدرخوانده مخملي برای کمک به اغتشاشگران در ایران
جين شارپ 81 ساله با خطاب قرار دادن اغتشاشگران اعلام كرد كه وي آماده است به آنها كمك كند تا بتوانند بيشتر بر روي اعتراضات متمركز شوند.
http://rajanews.com/Files_Upload/3594.jpg


به گزارش رجانیوز، جين شارپ پدرخوانده روشنفكران مخملي در يك گفتگوي تلفني با آسوشیتدپرس (http://www.msnbc.msn.com/id/31570447/ns/world_news-mideastn_africa)اعلام كرد كه مقالات وي به زبان فارسي در روي اينترنت براي استفاده معترضان وجود دارد.
دستور العمل ها و راهنمايي هاي جين شارپ دقيقاٌ مانند دفترچه راهنمايي است كه فعالان صربستان براي سرنگون كردن دولت میلوسوویچ در یوگسلاوی در سال 2000 ميلادي از آن بهره هاي فراواني برده‌اند.
جين شارپ كه بيش از 30 سال در دانشگاه هاروارد تحقيقات انجام داده است، با ارائه راهنمایی به فعالان جنگ هاي رواني و انقلاب هاي مخملي در شرق اروپا كمك فراواني كرده است که از آن جمله مي توان به انقلاب هاي مخملي "انقلاب گل رز" در گرجستان و انقلاب نارنجي در اوكراين اشاره كرد.
شارپ و برخی ديگر شاگردان وی با حمايت از اغتشاشگران اعلام كردند كه اغتشاشگران بايد از روش‌هاي متنوعي استفاده كنند و از ديگر روش ها نيز بهره بگيرند و تنها به تظاهرات خياباني قانع نشوند.
يه گفته پيتر آكرمان، يكي از بنيان‌گذاران مركز بين المللي مناقشات غير قهرآميز در واشنگتن كه در سال 2005 در دبي براي گروه‌هاي اپوزيسيون فعال ايران جلسات توجيهي برگزار كرده است، گفت: اگر اين حركت آنگونه تعريف شده است كه بيشتر به صورت تظاهرات و اغتشاشات خياباني عليه پليس باشد، ممكن است كه به ضد و خورد هاي خشونت آميز ختم شود يا ختم نشود كه اين با شكست اپوزيسيون پايان خواهد پذيرفت.
همچنین پاپوویک، يكي از بنيان‌گذاران گروه هاي مقاومت دانشجويي صربستان خطاب به اغتشاش‌گران ايران گفت: اين معترضان بايد خود را براي مدت طولاني مقاومت آماده كرده و از تاكتيك هاي با ريسك پايين استفاده كنند.
وي به عنوان نسخه عملياتي به كاربران سايت تويتر پیشنهاد كرد چراغ هاي جلوی ماشين خود را به عنوان اعتراض روشن نگه داشته و در كنار خيابان‌ها با بالا گرفتن قرآن کتاب آسمانی خود به روي سر به اعتراض‌ها ادامه دهند البته بايد همزمان كارهاي ديگري هم انجام دهند.
وي چند تاكتيك را به اغتشاشگران پيشنهاد كرده است:
لباس سبز بپوشند و به دادن شعارهاي اول انقلاب مبادرت كنند.
پاپويك كه در حال حاضر به عنوان يكي از اعضاي ثابت مركز فعاليت هاي استراتژيك در بلگراد مشغول به كار است، خطاب به اغتشاشگران گفت: شرايط فرهنگي و موقعيت‎ها براي اعتراضات متفاوت است اما اصول يكي است.
وي اجتناب نيروهاي امنيتي در سركوب اغتشاشگران در اوكراين و گرجستان را باعث پيروزي انقلاب در آن كشورها دانست و گفت: تاكتيك هاي منسجم و مقتدر نيروهاي امنيتي ايران باعث شده است كه ترديدهايي در موفقيت "انقلاب سبز" موسوی به‌وجود آید.
به گفته ميخائيل پوگربينسكي يكي از تحليل گران اوكرايني، "نخبگاني كه در دولت اوكراين به‌سر مي بردند از فعالان اپوزيسيون جدا بودند و خطري آنها را تهديد نمي كرد. اعمال خشونت و سركوب، كمبود دسترسي به رسانه و برهم خوردن يكپارچگي و اتحاد معترضان در ايران، شانس اين افراد را به حداقل كاهش داده است."
رهبران ايراني شواردنادزه نيستند كه قدرتش واقعاً ضعيف بود، دولتمردان ايراني از حمايت مردمي قوي برخوردار هستند كه كنترل وضعيت و موقعيت هاي گوناگون را در اختيار دارند، ارتش ايران متشکل از ناراضیان و شورشيان نيست، در صورتي كه در زمان شواردنادزه در انتخابات نوامبر ۲۰۰۳ و در پی وقوع انقلاب رنگی در گرجستان، شورشيان نظامي نقش مهمي را دركودتا به عهده گرفتند و سهم به‌سزايي ايفا كردند.

صبح
Wednesday 1 July 2009, 12:33PM
جين‌شارپ در كنار سوروس و مك‌كين
معلم موج سبز كيست؟

خبرگزاري فارس: آسوشيتدپرس با اعتراف به آموزش مستقيم گروه‌هاي مخالف ايراني توسط آمريكا به كتاب مورد ارجاع مخالفين ايراني براي سازمان‌دهي انقلاب مخملي اشاره كرد.

به گزارش فارس، پس از آنكه گروه‌هاي مخالف دولت ايران از رسيدن به اهداف خود مايوس شدند تصميم به همفكري با شخصي گرفتند كه سابقه ايجاد انقلاب‌هاي نرم را در اروپاي شرقي داشت؛ آنها به كتابي توجه كردند كه در واقع چگونگي سرنگوني حكومت‌ها را آموزش مي‌داد و توسط يك پژوهشگر بازنشسته آمريكايي نوشته شده بود، كسي كه در خارج از دايره فعالين سياسي كمتر شناخته شده بود.
" سباستين ابت " و " كاترينا كراتوراك "، نويسندگان " آسوشيتدپرس " در ابتداي گزارشي كه در اين خبرگزاري منتشر شده است با بيان اين مطلب خاطرنشان ساختند: نام اين پژوهشگر و ارجاعاتي به كتاب وي بصورت همهمه‌واري در ميان وب‌سايت‌هاي گروه‌هاي مخالف و شبكه‌هاي اجتماعي پخش شد. بطوريكه سال گذشته ايران اقدام به انتشار فيلمي كرد كه در آن نسبت به طرح‌ريزي‌هاي " جين شارپ "، نويسنده 81 ساله كتاب مذكور و افرادي از جمله سناتور " جان ‌مك‌كين " و " جورج سورس "، ميلياردر آمريكايي براي ايجاد يك " انقلاب مخملي " در ايران هشدار مي‌داد.
دو تحليل‌گر آسوشيدپرس در ادامه با اشاره به اغتشاشاتي كه به واسطه اقدامات برخي نامزدهاي شكست خورده در انتخابات رياست‌جمهوري ايران رخ داده است مي‌نويسند: مقامات ايراني اقدام به طرح اتهاماتي عليه برخي طرفداران مير‌حسين موسوي، كسي كه ادعا كرده بود در انتخابات ايران تقلب رخ داده، مطرح ساختند. از سوي ديگر شارپ هرگونه نقل خود در اغتشاشات خير ايران را رد كرده است اما با اين حال اظهار داشت: خوشحال مي‌شود اگر كارهايش كمكي به ايرانيان براي اجراي يك مقاومت صلح‌آميز كرده باشد.
اظهارات شارپ در حالي بيان شده است كه به گفته نويسندگان آسوشيتدپرس، ارجاعات مختلفي به نوشته‌ اوليه شارپ يعني " از ديكتاتوري تا دموكراسي "، در سايت اينترنتي " تويتر " و همچنين اتاق‌هاي گفتگوي اينترنتي وجود دارد كه تبديل به خط زندگي جنبش‌ معترض ايران شده است.
خبرنگاران آسوشيتدپرس در ادامه با اشاره به ارجاع اعضاي برخي وب‌سايت‌هاي حامي موسوي كه " سراسر با رنگ سبز تزيين شده‌اند "، به كتاب شارپ و همچنين نوشته‌هاي برخي مجريان انقلاب‌‌هاي مخملي در چگونگي استفاده از ايده‌هاي آمريكايي براي ايجاد انقلاب، مي‌نويسند: شارپ گفته است كه ترجمه فارسي كتاب راهنماي او هزاران بار از طريق پايگاه‌هاي اينترنتي دانلود شده است. و اين در حالي است كتاب ديگري از شارپ كه نسخه خلاصه‌تري از چگونگي نبرد و تقابل صلح‌آميز است، بطور قانوني در ايران منتشر شده است.
بنابراين گزارش، شارپ كه سابقه هدايت حركت‌هاي ضد دولتي كه منجر به ايجاد انقلاب‌هاي قرمز و نارنجي در گرجستان و اوكراين شده‌اند را دارد، اعطاي كمك‌هاي مالي از سوي دولت آمريكا به گروهش را تاييد كرده كه همين امر نيز مي‌تواند بخشي از اتهاماتي باشد كه ايران به آمريكا و برخي كشورهاي ديگر در رابطه با هدايت پشت صحنه مخالفين، وارد ساخته است.
آسوشيتدپرس سپس با بيان محتواي كلي كتاب منتشر شده از سوي شارپ مي‌نويسد: كتاب تقريبا 80 صفحه‌اي شارپ، 198 روش مختلف غيرخشونت‌آميز را بيان مي‌كند كه معترضان با استفاده از آنها مي‌توانند به مامورين امنيتي يك رژيم فشار وارد سازند؛ بطوريكه اين روش‌ها از تعيين " يك رنگ نمادين " تا " برگزاري اعتصابات سراسري " را شامل مي‌شود. بطوريكه شارپ با توصيه نسبت به استفاده از اين روش‌ها مي‌گويد در صورت استفاده از تعداد قابل توجهي از اين روش‌ها كه با دقت انتخاب شده‌اند، مي‌توان هر رژيمي را دچار مشكل كرد.
اين نشريه آمريكايي در ادامه با اشاره به شكست اقدامات مخالفين در سرنگوني دولت ايران نوشت: شارپ و ديگر متخصصان مقاومت‌هاي بدون خشونت مي‌گويند: معترضان ايراني مي‌بايست روش‌هاي خود را از برگزاري صرف اعتراضات خياباني فراتر برند. زيرا اعتراضات خياباني كه در ابتدا صدها هزار نفر را بلافاصله پس از انتخابات به خود جذب كرده بود، با گذشت زمان كمي به اعتراضات صدها نفري تبديل شد.
نويسندگان آسوشيتدپرس در ادامه گزارش خود با تاييد اظهارات وزير اطلاعات ايران در رابطه با آموزش نيروهاي مخالف ايراني از سوي آمريكا مي‌نويسند: " پيتر آكرمن "، بنيانگذار " مركز بين‌المللي مبارزات بدون خشونت " در واشنگتن با اشاره به اقدامات گروه‌هاي مخالف ايراني مي‌گويد: " اگر اين جنبش به عنوان اعتراضات خياباني عليه پليس كه ممكن است منجر به خشونت بشود يا نه، تعريف شده باشد، اين حركت مخالفان، شكست خواهد خورد "؛ نويسندگان آسوشيتدپرس سپس با اذغان به دخالت مستقيم آمريكا در آموزش برخي فعالين سياسي ايراني اظهار داشتند: آكرمن كسي است كه سال 2005، دو كارگاه فوق محرمانه را در دبي براي فعالين ايراني برگزار كرد كه البته برخي از آنان پس از بازگشت به ايران، بازداشت شدند.
بنابراين گزارش، هدايت مخالفين داخلي از سوي منابع خارج از ايران به حدي است كه " سدجا پپويچ "، بنيانگذار مقاومت دانشجويي صربستان، با راهنمايي گروه‌هاي مخالف ايراني براي استفاده از روش‌هاي " كم خطر "، فراخواني صورت گرفته در سايت تويتر كه از معترضان مي‌خواست تا چراغ‌هاي اتومبيل‌هاي خود را روشن كرده و در حالي كه قرآن بدست دارند در برابر نيروهاي امنيتي بايستند، را شروعي خوب ارزيابي و خواستار استفاده از تكنيك‌هاي بيشتري شد. وي همچنين از برخي روش‌هاي ديگر مخالفين داخلي ايران نيز تمجيد كرد و تاكيد كرد كه استفاده از پوشش سبز به عنوان رنگ نمادين اسلام و فرياد زدن شعارهاي يادآور انقلاب اسلامي سال 1979ايران، روش‌هاي مناسبي هستند.
اين گزارش در ادامه با اشاره به تفاوت‌هاي بنيادين جامعه ايران با كشورهاي ديگري از جمله اوكراين و گرجستان كه پيش از اين صحنه انقلاب‌هاي مخملي بوده‌اند، انجام اقدامات مشابه در ايران را ناموفق خواند و با نامعلوم ارزيابي كردن آينده اطرافيان موسوي نوشت: رهبري كه مخالفين گرجستان وي را سال 2003 مجبور به استعفا كردند، " ادوارد شواردنادزه "، بود كه با استعفاي وي يك رهبر حامي غرب به قدرت رسيد اما " رهبري ايران كسي مانند شواردنادزه نيست كه واقعا ضعيف باشد؛ آنها افرادي قدرتمند هستند كه اوضاع را تحت كنترل دارند. همچنين ارتش و نظاميان ايران نيز بر خلاف اوضاع گرجستان، شورش نكردند. "
انتهاي پيام/+
©2009 Fars News Agency. All Rights Reserved

مقاله - بين الملل
شماره : 8804091439
88/04/10 - 12:19

صبح
Thursday 2 July 2009, 12:32PM
دستگيري7 نفر از عناصر گروهك ضدانقلاب در قزوين

مديركل اطلاعات استان قزوين از دستگيري هفت نفر از عناصر وابسته به گروهك ضدانقلاب در قزوين خبر داد.‌

مديركل اطلاعات استان قزوين امروز در گفتگو با فارس ، بيان داشت: هفت نفر از عناصر وابسته به گروهك ضدانقلاب كه در ناآرامي‌ها و اغتشاشات اخير شهرهاي قزوين و تهران حضور فعال داشتند با تلاش و پيگيري اطلاعاتي ـ عملياتي سربازان گمنام امام زمان (عج) در اداره كل اطلاعات استان قزوين شناسايي و با هماهنگي مرجع قضايي دستگير و روانه زندان شدند.

وي ادامه داد: افراد دستگير شده كه سابقه ارتباط با گروه‌هاي ضدانقلاب را دارند در اغتشاشات اخير شهرهاي قزوين و تهران شركت داشته و ضمن تحريك اراذل و اوباش، به ايجاد ناامني و آشوب دست مي‌زدند.
مديركل اطلاعات استان قزوين تصريح كرد: متهمين در بازجويي‌هاي خود به داشتن ارتباط با برخي شبكه‌هاي ضدانقلاب و منافقين در خارج از كشور اعتراف كرده‌اند.

صبح
Monday 6 July 2009, 12:06AM
تیری میسن* ۱۳ تير ۱۳۸۸ سيا و تجربه ايران
آژاکس 2؟

در مارس 2000، مادلین آلبرلیت وزیر خارجه وقت آمریکا، به این موضوع اذعان کرد که دولت آیزنهاور تغییر رژیم در ایران در سال 1953 را سازماندهی کرده بود و این رویداد تاریخی، دلیل احساس بد فعلی ایرانی‌ها در قبال ایالات متحده آمریکا را مشخص می‌کند.

باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا‍ نیز اخیرا در سخنرانی خود در قاهره به طور رسمی به این موضوع اعتراف کرد که در اواسط جنگ سرد ، ایالات متحده آمریکا در سقوط دولت منتخب در ایران نقش داشته است.

در آن زمان ایران محمدرضا پهلوی حاکم ایران بود. او از سوی انگلیسی‌هایی که پدرش را مجبور کرده بودند استعفا کند، بر تخت پادشاهی نشست. با این حال محمدرضا شاه مجبور بود که با محمد مصدق نخست وزیر ملی گرای ایران مقابله کند. مصدق با کمک آیت الله کاشانی نفت ایران را ملی کرد. پس از آن انگلیسی‌های خشمگین، ایالات متحده را متقاعد کردند که لازم است مخالفت‌ها پیش از آنکه باعث شود ایران به یک کشور کمونیستی تبدیل شود، سرکوب و جلوی مخالفان در ایران گرفته شود.

پس از آن بود که سازمان سیا برای سرنگونی دولت مصدق با کمک شاه ایران عملیات آژاکس را ترتیب داد و پس از سرنگونی دولت مصدق، سپهبد فضل‌الله زاهدی را به جای مصدق در مسند قدرت قرار داد. زاهدی مسئول به راه انداختن خشن‌ترین رژیم ترور در آن زمان بود.

عملیات آژاکس توسط دونالد ویلبریکِ باستان‌شناس، کرمیت روزولت مورخ (پسر بزرگ تئودور روزولت) و ژنرال نورمن شواتزکوف رهبری شد. این عملیات نمونه بارز تلاش برای اقدامات خرابکارانه بود. تحت این عملیات تظاهراتی انجام شد که 8000 نفری توسط سازمان سیا برای نشان دادن تصاویر مصنوعی از شرایط ایران در رسانه‌های غرب استخدام شده بودند.

حال آیا تاریخ در حال تکرار است؟ واشنگتن حمله نظامی به ایران را رد کرده است و اسرائیل را از حمله به ایران منع کرده است. دولت اوباما برای تغییر رژیم در ایران ترجیح می‌دهد تا اقدامات مخفیانه انجام بدهد (اقداماتی که خطرات کمتر اما نتایج غیرمنتظره در پی داشته باشد).

پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران، تظاهرات‌های گسترده‌ای در خیابانهای ایران در اعتراض به نتایج آن برگزار شد که طرفداران محمود احمدی نژاد را در یک سو و طرفداران میرحسین موسوی و اکبر هاشمی رفسنجانی را در سوی دیگر قرار داد و این تظاهرات‌ها نشان از اختلافات عمیق در جوامع سیاسی ایران داشت.

یکبار دیگر حوادث ایران باعث شد تا زمینه استفاده از روشهای ابتکاری خرابکارانه سازمان سیا فراهم شود.

سازمان سیا در سال 2009 به سلاح جدیدی روی آورده است: کنترل موبایل‌ها. از زمان راه‌اندازی سیستم موبایل‌ها، توانایی‌های سرویس‌های مخفی آمریکا و انگلیس در رهگیری موبایل افراد افزایش یافت. در کشورهای تحت اشغال از جمله عراق، افغانستان و پاکستان تمامی خطوط تلفن‌ها توسط این سرویس‌های مخفی رهگیری می شود؛ چه موبایل باشد چه تلفن ثابت. هدف از این کار بدست آوردن تمامی مکالمات افراد نیست بلکه بدست آوردن اطلاعات مفید از این مکالمات است.

این رهگیری‌ها باعث می‌شود تا کشف شود افراد با چه کسانی در ارتباط هستند و در ابتدا امید این است که شبکه‌های مقاوت کشف شوند. دوم اینکه تلفن‌ها این امکان را می‌دهد تا مکان اهداف مشخص شده را پیدا و آنها را خنثی کرد.

اما در ژوئیه 2008 و پس از تبادل زندانیان میان اسرائیل و حزب‌الله، عوامل سیا و موساد و سرویس‌های جاسوسی انگلیس ده ها هزار تماس با موبایل‌های لبنانی‌ها گرفتند. در این تماس‌ها به مردم لبنان نسبت به شرکت در فعالیتهای مقاومت هشدار داده شد و حزب‌الله نیز تحقیر شد. وزیرارتباطلات لبنان سپس به خاطر نقض تمامیت ارضی لبنان با این اقدام به سازمان ملل شکایت کرد. پس از آن بود که به ده ها هزار لبنانی و سوریه‌ای در اکتبر 2008 تلفن زده شد و به آنها پیشنهاد 10 میلیونی برای دادن هر نوع اطلاعات در مورد مکان و آزادی زندانیان اسرائیل داده شد. به افرادی که به این کار تمایل داشتند، شماره‌ای در انگلیس داده شد تا با آن شماره برای همکاری تماس بگیرند.

حال این روش در ایران برای گسترش اخبار تکان‌دهنده و افزایش رعب و وحشت و خشونت‌ها توسط عوامل اطلاعاتی ضد نظام ایران انجام شده است.

اول اینکه در شب‌های انتخابات ریاست جمهوری ایران، اس. ام. اس‌هایی فرستاده شد مبنی بر پیروزی میرحسین موسوی. با این اوصاف و پس از اعلام نتایج رسمی و پیروزی احمدی نژاد، به نظر می‌رسید که این نتیجه چیزی شبیه تقلب در انتخابات بود. با این حال سه روز پیش از آن موسوی و دوستانش پیروزی احمدی نژاد را قطعی می‌دانستند و تلاش کردند تا بگویند این پیروزی به وسیله اقدامات مغشوش‌کننده حاصل شده است.

علی اکبر هشمی رفسنجانی نیز شکایت خود را در نامه‌ای اعلام کرد. موسسات نظرسنجی آمریکا نیز پیشتازی 20 درصدی احمدی نژاد بر موسوی را پیش بینی کرده بودند و بدین ترتیب پیروزی موسوی هرگز امکان پذیر نبود.

دوم اینکه شهروندان ایرانی در اینترنت برای چت کردن در فیس بوک و یا عضو شدن در تویتر انتخاب شدند. آنها اطلاعاتی- چه درست و چه غلط- در مورد گسترش بحران سیاسی و تظاهرات‌ها دریافت می‌کردند. اخباری از درگیری‌های مسلحانه و شمار کشته‌شدگان که هنوز تایید نشده بود، در فیس بوک و تویتر منتشر شد. پیام‌هایی در اینترنت از تهدید به مرگ و ورود نیروهای پلیس به خانه‌ها توسط افرادی که نمی‌شد آنها را شناخت و یا محل آنها را کشف کرد در اینترنت منتشر شد.

هدف از انتشار یکسری پیام‌ها در تویتر ایجاد اغتشاش و سردرگمی‌ها برای افزایش اعتراض‌های ایرانی‌ها و ایجاد درگیری‌های بیشتر میان یکدیگر بوده است. مشخص نبود این پیام ها توسط شاهدان حوادث در ایران منتشر می شد یا عوامل سیا.

در عین حال عوامل نظامی ارتش آمریکا در هر جایی از جهان به دقت نظاره‌گر اوضاع در تهران بودند. آنها تلاش کردند تا کارآمدی این روش خرابکارانه را در ایران مورد ارزیابی قرار بدهند. آشکارا روند بی‌ثبات کردن ایران به ویژه تهران تحت این طرح سیا عملی شد اما مشخص نیست که آیا سازمان سیا توانست به اعتراض‌کنندگان آنچه را که مورد نظر پنتاگون بود و از مردم ایران می‌خواست، منتقل کند.

*نویسنده و روزنامه‌نگار - رییس شبکه نویسندگان ولتیر

صبح
Monday 6 July 2009, 12:07AM
کتاب‌هاي انقلاب نرم را کجا تاليف و ترجمه مي‌کند؟


تیری میسن* ۱۴ تير ۱۳۸۸ اشاره: از چندین ماه پیش، جزوه‌ها و کتاب‌های آموزشی با عنوان "مبارزه بدون خشونت" یا "راهنمای انقلاب نرم" به طور گسترده، به شکل الکترونیکی یا به صورت تکثیر شده در مکان‌هایی همانند خوابگاه‌های دانشجویی توزیع می‌شود. این کتاب‌ها به صورت ساده و با گرافیک چشم‌نواز و به زبان فارسی به آموزش انواع روش‌هایی که در انقلاب‌های سال‌های اخیر رخ داده است می‌پردازند. این کتاب‌ها توسط موسسه‌ آلبرت اینشتین تالیف و ترجمه می‌شود. موسسه آلبرت اینشتین به ایجاد موسسات زیرمجموعه‌ی خود همانند "مرکز مطالعات استراتژیک دفاع بی‌خشونت" پرداخته است. این موسسه با پروژه‌های دیگری همانند "گذار" همکاری نزدیک دارد. این موسسه ارتباطی با اینشتین ندارد اما برای علمی جلوه دادن خود از نام این دانشمند استفاده می‌کند. یادداشت زیر که توسط تیری میسن رییس شبکه روزنامه‌نگاران ولتر نوشته شده است به ماهیت موسسه آلبرت اینشتین می‌پردازد.

http://alef.ir/1388/images/cs1.jpg
صفحاتی از کتاب‌های موسسه اینشتین به فارسی

×××

مبارزه بدون خشونت به روش سیا
http://www.voltairenet.org/article30032.html

http://alef.ir/1388/images/cs.jpg

"روش‌های بدون خشونت" به عنوان تکنیک حرکت سیاسی می‌تواند در هر حوزه‌ای مورد استفاده قرار بگیرد. طی دهه 80 و پس از حمله ارتش سرخ، ناتو توجه خود را برای سازماندهی نیروی مقاومت در اروپا نشان داد. 15 سال از زمانی که سازمان سیا از روش‌های بدون خشونت برای سرنگونی دولت‌های تزلزل‌ناپذیر بدون تحریک خشم جامعه جهانی استفاده کرده است، می‌گذرد. منبع ایدوئولوژیک این روش‌ها جین شارپ از موسسه آلبرت انیشتین است.

جین شارپ نظریه روش‌های بدون خشونت را به عنوان یک سلاح سیاسی مطرح کرد. او در ابتدا به ناتو و سپس به سازمان سیا در آموزش رهبران کودتاهای نرم 15 سال گذشته کمک کرد. از دهه50، جین شارپ تئوریهای نافرمانی مدنی را مطالعه کرده بود. ار نظر این تئوری‌ها، فرمانبری و نافرمانی موضوعات مذهبی و اخلاقی محسوب می‌شوند نه موضوعات سیاسی.

بنابراین نظریه، آنچه که می‌تواند به عنوان یک هدف مطرح شود، می‌تواند به عنوان ابزار نیز تعبیر شود و از نافرمانی مدنی می‌توان به عنوان یک شیوه فعالیت سیاسی و یا حتی نظامی یاد کرد.

در سال 1983، جین شارپ برنامه‌های تحریم‌های غیرخشونت‌آمیز را در مرکز امور بین‌المللی دانشگاه هاروارد طراحی کرد؛ جایی که او پیشتر مطالعاتی را در زمینه علوم اجتماعی و در رابطه با امکان استفاده ار نافرمانی مدنی توسط مردم اروپای غربی در صورت حمله نظامی نیروهای پیمان ورشو انجام داد.

در همان زمان، شارپ بنیاد آلبرت انیشتین را با دو هدف تاسیس کرد که هدف اول آن تامین مالی امور تحقیقاتی‌ بود و هدف بعدی نیز به اجرا درآوردن الگوهای توسعه داده خود در شرایط خاص بود. در سال 1985، وی کتابی با عنوان «شکست‌ناپذیر ساختن اروپا» منتشر کرد که در ویرایش دوم آن مقدمه‌ای از « جورج کنان»، پدر جنگ سرد به چشم می‌خورد. در سال 1987 این انجمن توسط « موسسه آمریکایی صلح» حمایت مالی شد و میزبان سمینارهایی برای نشان دادن دستورالعمل‌هایی در امور نافرمانی مدنی بود.

ژنرال فریکائو چاگنود نیز به نوبه خودش مفهوم « بازدارندگی مدنی» را در بنیاد مطالعات دفاع ملی معرفی کرد.

ژنرال ادوراد بی.اتکسون که به خاطر حضورش در مدیریت سازمان سیا شناخته شده است، بنیاد آلبرت انیشتین را به عنوان یک شبکه پنهانی دخالت آمریکا در کشورهای هم‌پیمان این کشور ثبت کرد که توسعه دهنده روش‌های غیرخشونت‌آمیز به عنوان روش‌های متناسب با دموکراسی و در عین حال مناسب انجام عملیات‌های مخفیانه ضد دموکراتیک بود.

در سال 1989 زمانیکه موسسه آلبرت انیشتین معروف شد، جین شارپ شروع به توصیه به جنبش‌های کمونیستی کرد. او در تشکیل «اتحاد دموکراتیک برمه» و حزب دموکراتیک پیشرو در تایوان حضور داشت. شارپ همچنین مخالفین تبتی را تحت فرمان دالای لاما، رهبر معنوی تبت متحد کرد و تلاش کرد تا یک گروه مخالف را درون سازمان آزادی‌بخش فلسطین تشکیل بدهد. وی برای این کار تدابیر لازم را با سرهنگ رویون گال مدیر بخش عملیات‌های روانی ارتش اسرائیل هماهنگ کرد تا آنها را بطور مخفیانه در سفارت آمریکا در تل‌آویو آموزش دهد.

زمانیکه سازمان سیا به این موضوع پی برد که بنیاد آلبرت انیشتین تا چه حد می‌تواند مفید واقع شود، سرهنگ رابرت هالوی را نیز وارد عمل کرد. هالوی متخصص عملیات‌های سازمان ‌های مخفی و رئیس سابق مدرسه آموزشی وابسته نظامی سفارت‌های آمریکا بود.

هالوی از زمانیکه از 1985-1983 وابسته نظامی در رانگون میانمار بود و افراد زیادی را می‌شناخت، به سازماندهی دیکتاتوری در آن کشور کمک کرد. او با انجام یک بازی دوطرفه همزمان یک حرکت کلاسیک نظامی برای حمایت نیروهای مقاومت « کارن» را مدیریت کرد. او با تامین تسلیحاتی و کنترل یک سری چریک‌های مسلح کوشید تا در راستای نظر واشنگتن، نیروهای بروما را تحت فشار بگذارد. از آن زمان بود که شارپ همیشه در هر جایی که منافع آمریکا در خطر می‌افتاد، حاضر می‌شد. در ژوئن 1989 وی و همکارش بروس جنکیز به پکن رفتند (قبل از واقعه میدان تیان آن من). هر دوی آنها توسط مقامات چین اخراج شدند. در فوریه 1990، بنیاد آلبرت انیشتین میزبان کنفرانسی در مورد تحریم‌های غیرخشونت‌آمیز بود که 185 متخصص از 16 کشور جهان در آن شرکت کردند.

در اکتبر 1990، جین شارپ و تیمش به سوئد سفر کردند و چند سیاستمدار لیتوانی را برای سازماندهی مقاومت‌های مردمی علیه ارتش سرخ آموزش دادند. چند ماه بعد در مه 1991، زمانیکه بحران تشدید شد و گورباچف نیروهای ویژه مسقر کرد، جین شارپ مشاور حزب جدایی‌طلب «ساجودیس» بود و روابط نزدیکی نیز باحزب «میتاتاس لندسبرگیس» داشت.

در سپتامبر 2002، جین شارپ برای آموزش اعضای شورای ملی عراق به لاهه در هلند رفت؛ شورایی که خود را برای بازگشت به عراق در کنار نیروهای ارتش آمریکا آماده می‌کرد و در سپتامبر 2003 این بنیاد آلبرت انیشتین بود که به مخالفین دولت گرجستان توصیه کرد تا نتایج انتخابات در این کشور را زیر سوال ببرند و آن را تقلب بخوانند و با انجام حرکت‌های اعتراضی طی انقلاب رُز در گرجستان، ادوارد شواردنازه رابه کناره‌گیری از قدرت مجبور کنند.

همچنین زمانیکه کودتای سازمان یافته سازمان سیا در ونزوئلا در آوریل 2002 ناکام ماند، وزارت خارجه آمریکا به بنیاد آلبرت انیشتین که به مخالفان در این کشور توصیه‌هایی می‌کرد، روی آورد. جین شارپ و تیمش رهبری سران سومانت را طی تظاهرات اوت 2004 بر عهده داشت. آنها مثل قبل تنها کاری که می‌کردند، زیر سوال بردن نتایج انتخابات و درخواست استعفای رئیس جمهور بود. آنها تصمیم گرفتند که طبقه سرمایه‌دار در ونزوئلا را به خیابانها بکشانند اما دولت محبوب چاوز بسیار قوی عمل کرد. در کل ناظران بین‌المللی و دیگر گروهها راهی جز به رسمیت شناختن پیروزی چاوز نداشتند.

اقدامات جین شارپ در بلاروس و زیمبابوه به دلیل عدم استخدام و آموزش در زمان مناسب برای انجام تظاهرات‌های کافی ناکام ماند. طی انقلاب نارنجی در نوامبر 2004، سرهنگ رابرت هالوی در کی‌یف حضور به عمل رساند و جین شارپ نیز در این انقلاب نقش داشت.

در نهایت باید به این نکته اشاره کنیم که بنیاد آلبرت انیشتین آموزش آشوبگران در ایران را نیز آغاز کرده است.

*رییس شبکه روزنامه‌نگاران ولتر

صبح
Tuesday 7 July 2009, 11:51AM
وقتي تن اينشتين در گور مي‌لرزد
کانترپانج
۱۶ تير ۱۳۸۸
اشاره: مقاله‌ای که می‌خوانید از پایگاه کانترپانچ - متعلق به روشنفکری چپ - ترجمه شده است. انتشار این مقاله با هدف آشنایی با گوشه‌ای از فعالیت‌های بنیاد اینشتین و نه دفاع از اقدامات چاوز صورت می‌گیرد.


وقتی تن اینشتین در گور می‌لرزد


این موضوع واقعا مسخره و توهین آمیز است که بنیاد آلبرت انیشتین نام این فیزیکدان مشهور جهان را بر روی خود گذاشته است. این بنیاد تحت عنوان «اقدامات غیرخشونت آمیز» نقابی بر چهره خود زده است.

این بنیاد نقش مهمی در راه‌اندازی نسل جدیدی از جنگ ها و اقدامات براندازانه در نقاط مختلف جهان ایفا کرده است. این را نیز به خوبی می دانیم که خود انیشتین به این نوع اقدامات خرابکارانه به هیچ وجه تمایلی نداشت.

در کتاب « بوش علیه چاوز» به اقدامات آمریکا برای تضعیف دولت چاوز در ونزوئلا اشاره شده است. پس از انتشار این کتاب، جین شارپ بنیانگذار بنیاد آلبرت انیشتین، نویسنده این کتاب را تهدید کرد.

نویسنده این کتاب گفته است که یکی از مقامات این بنیاد ضمن تهدید و فرستادن ایمیل، همراه با انتقاد شدید اذعان کرده بود که بنیاد انیشتین از سوی دولت آمریکا برای انجام اقدامات خرابکارانه در ونزوئلا بودجه دریافت کرده است. شارپ نیز پذیرفت که بنیاد انیشتین از «موسسه وقف ملی برای دموکراسی» ( NED) و موسسه بین المللی جمهوری خواهان IRI بودجه دریافت کرده است. منابع این بودجه ها نیز در گزارش سالانه موسسه آلبرت انیشتین ذکر شده است. بنابراین واقعا دروغ گویی است که بگوییم این بنیاد متعلق به دولت آمریکا نیست.

باید به این موضوع نیز اشاره کرد که بنیاد انیشتین در سال 1983 برای حمایت از طرح «جنگ های پنهان» که از سوی رونالد ریگان رئیس جمهور اسبق آمریکا مطرح شده بود، تاسیس شد.

در کتاب اول کالینگرز با عنوان «رمز چاوز»، این موضوع به صراحت اعلام شده که دولت آمریکا بودجه‌ای در اختیار حامیان کودتا در ونزوئلا و مخالفان دولت چاوز قرار داده بود.

نکته دیگر این است که کالینگرز اعلام کرده که بنیاد انیشتین با شهروندانی در ونزوئلا که قصد ترور چاوز را داشتند، در ارتباط بود.

باید گفت بنیاد انیشتین به طور فعال در طرح ترور چاوز حضور نداشت اما در این راستا بودجه هایی را دراختیار مخالفان دولت چاوز قرار داده بود.

رابرت آلونسو یکی از رهبران مخالفان ونزوئلایی نیز در بنیاد انیشتین با مقامات این بنیاد دیدارکرده بود. زمانیکه آلونسو دستگیر شد، در بازجویی هایش به این موضوع اعتراف کرد که ماموریت آنها اقدام علیه چاوز بوده است.

از دیگر اقدامات بنیاد انیشتین می توان به آموزش مخالفان دولت چاوز در راستای انجام عملیاتی برای براندازی دولت وی اشاره کرد. درهمین راستا یکسری شورشهای خیابانی طرح ریزی شد که طی آن چندین نفر نیز کشته شدند.

تاکتیکهای این عملیات نیز توسط دانشجویان تحت کنترل مخالفان دولت چاوز طی سال 2007 به اجرا درآمد.

رهبران این دانشجویان در سال 2005 به بلگراد برای دیدار با نمایندگان جنبش OTOR-CANVAS که توسط بنیاد انیشتین آموزش دیده بود، سفر کردند و پس ازاین دیدار به ایالت بوستون برای مشورت مستقیم با جین شارپ رفتند.

زمانیکه این دانشجویان غیرحزبی در سال 2007 به خیابانهای ونزوئلا ریختند، شعارها و ایدئولوژی آنها دقیقا همان ایدوئولوژی جنبش OTOR-CANVAS بود؛ ایدوئولوژی که تحت ادبیات بنیاد انیشتین تعریف شده بود.

جین شارپ هیچ وقت شخصا به نقش مستقیم بنیاد انیشتین در انجام اقدامات خرابکارانه در ونزوئلا اذعان نکرد. البته ازاظهارنظرها و گزارشهای وابسته به این بنیاد می توان به مواضع خصمانه بنیاد انیشتین علیه چاوز و دولتش پی برد.

در گزارشی از سوی بنیاد انیشتین به این موضوع اشاره شده که جین شارپ شخصا با رهبران مخالفان در ونزوئلا برای انجام اقدامات خرابکارانه در این کشوردیدار داشته است.

به رغم اینکه جین شارپ اعلام کرده بود که بنیاد انیشتین نه موافق و نه مخالف چاوز است، اما اسناد این بنیاد نشان می دهد که هدف مشورتهای شارپ و همکارانش با مخالفان دولت چاوز، حمایت از آنها برای اجرای استراتژی « اقدامات غیرخشونت آمیز» در راستای براندازی دولت چاوز بوده است.

صبح
Tuesday 7 July 2009, 11:52AM
افشاگری قابل تامل

http://media.farsnews.com/Media/8804/Images/jpg/A0700/A0700819.jpg
عضو ستاد موسوی،
و عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین :
> عدم‌پذيرش آرا، قانون‌شكني و تجمعات غيرقانوني
سناريويي از پيش‌طراحي شده بود
+ سخنانی از خودکامگی و جزم اندیشی سران اصلاح طلب



مشروح نشست خبري عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين و ستاد موسوي؛
خبرگزاري فارس: عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين و ستاد موسوي گفت: سناريوي از پيش طراحي شده سازمان مجاهدين و ستاد موسوي ، عدم پذيرش نتايج شمارش آراء، عدم تمكين قانون،‌ برگزاري تجمعات غيرقانوني،‌ نظر سازي و القاي عدم سلامت انتخابات بود كه باعث رويگرداني مردم از اصلاح‌طلبان شد.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، سيداميرحسين مهدوي عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي پيش از ظهر امروز در جمع خبرنگاران در خبرگزاري ايسنا به بيان جزئياتي درباره مجموعه فعاليت‌هاي فرهنگي و رسانه‌اي ستاد ميرحسين موسوي و نقش برخي عوامل در شكل‌دهي آشوب‌هاي اخير پرداخت.
وي اظهار داشت: در كنگره سال 87 سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به عضويت شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي درآمدم و در انتخابات خرداد ماه سال جاري در ستاد مركزي موسوي به عنوان سردبير روزنامه انديشه نو كه روزنامه اي در 4 صفحه براي پوشش اخبار ستاد بود آغاز به كار كردم و تا روز 23 خرداد ماه به انتشار خود ادامه داد.
مهدوي بيان كرد: روندي كه از فرداي روز انتخابات يعني 23 خرداد‌ماه آغاز شد يك انحراف و گردش مسير در مجموعه‌ فعاليت‌هاي بود كه بخش عمده‌اي از آنها متعلق به ستاد ميرحسين موسوي بود به طوري كه نامزدي با ويژگيهاي موسوي كه اساس حضورش را بازگشت قطار اجرايي كشور بر ريل قانون بود از شامگاه روز رأي‌گيري با اعلام نتايج پيش از شمارش آراء و پس از آن با عدم پذيرش نتايج شمارش آراء و عدم تمكين به ساز و كار قانوني برگزاري انتخابات زمينه‌هاي ايجاد مشكلاتي را در جامعه فراهم كرد.

* عدم تمكين به قانون

سردبير روزنامه انديشه نو افزود: گروه‌هاي حامي ايشان و سازماني كه من عضو شوراي مركزي آن هستم در قالب 2 يا 3 بيانيه با رفتاري مشابه رفتاري كانديداي مورد حمايت خود نسبت به روند قانوني بيان اعتراضات و ارائه آنها به شوراي نگهبان بي‌اعتنايي كرده و پس از آن با منتفي شدن زمان قانوني اعتراض و به ويژه پس از خطبه‌هاي 29 خرداد رهبر انقلاب با تهييج مردم و صدور بيانيه‌هاي مختلف و با تشويش اذهان عمومي ملت ، تلاش داشته‌اند تا مطالبه خود را پيگيري كنند. و اين موضوع از زماني حاد‌تر شد كه در كنار اين مجموعه رفتارها ، برخي دشمنان قسم‌خورده ملت، خاندان پهلوي و گروهك‌هاي ضد انقلاب نيز با اعلان علني و رسمي آن را تشويق و مورد حمايت قرار داده‌اند.
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با بيان اينكه مدارك و اسنادي رسمي دال بر همراهي و همكاري آنها بر آشوب‌ها به دست آمده است اضافه كرد: عدم تمكين به فرايند‌هاي قانوني راهي جديد را در ليست سياسي برخي جريان‌ها و گروه‌ها به وجود آورد و انتشار بيانيه‌هاي پي‌درپي نشان داد كه اين گروه‌ها ديگر متمايل حركت در يك فرايند قانوني و در چارچوب قانون اساسي و ساختار آن نيستند.
مهدوي با اشاره به مباني اساسي انديشه اصلاح‌طلبي عنوان كرد: اگر افرادي خواستند با فرايندهاي غيرقانوني و خارج از چارچوب كار خود را به پيش ببرند اينها به معني از بين رفتن مشي‌اصلاح‌طلبي نيست چرا كه اساسا مبناي اصلاح‌طلبي بر اصول و اساس حركت بر مدار قانون استوار است.
سيد اميرحسين مهدوي عضو شوراي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و عضو مركزي ستاد ميرحسين موسوي همچنين به سوالات خبرنگاران در حوزه مسائل متعدد پاسخ داد.
وي در پاسخ به پرسشي در خصوص نقش وي و سازمان متبوعش در برخي آشوب‌هاي اخير و اساسا مكانيزم و ساختار رفتاري سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي اظهار داشت: من در شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب عضويت داشته‌ام البته ساختار به اين صورت است كه اعضاي شوراي مركزي به عنوان منتخبين كنگره مجموعه‌ فعاليت‌هاي را پيگيري مي‌كند كه اين مجموعه فعاليت‌ها در قالب‌هاي ديگري نيز علاوه بر شوراي مركزي در كار گروه‌هاي پيگيري مي‌شود من دو سال عضو علي‌البدل شوراي مركزي و يك سال عضو شوراي مركزي بوده‌ام و به خاطر سابقه روزنامه‌نگاري اقتصادي در تدوين و تبيين مواضع اقتصادي سازمان نقش داشته‌ام و تقريبا در جريان تمامي تصميمات و تحركات نامزد‌هاي رياست‌جمهوري بودم.

* انتشار روزنامه انديشه نو در ستاد موسوي

سردبير روزنامه انديشه‌نو (منتسب به ستاد ميرحسين موسوي) اظهار كرد: بعد از تعطيلات نوروزي روزنامه كار انتشار خود را آغاز كرد كه در چهار صفحه به تبيين فعاليت‌هاي انتخاباتي و تبليغاتي ستاد ميرحسين موسوي مي‌پرداخت كه مجموعه‌هاي فعاليت‌هاي روزنامه زير نظر بخش رسانه‌اي ستاد مديريت مي‌شد.

* تجمعات غيرقانوني و كمپين پويش خاتمي

مهدوي در تشريح ساختار تجمعات قبل از انتخابات گفت: قبل از 22 خرداد‌ماه بزرگترين ظهور تجمعات شكل‌‌گيري زنجيره‌ انساني بدون مجوز از ميدان تجريش تا ميدان راه‌آهن و همين‌طور شكل‌گيري تجمعي از ميدان آزادي تا انقلاب بود كه همه اينها در قالب‌هايي به شهرستان‌ها نيز تسري داده شده كه سابقه آنها در روزنامه موجود است.
وي افزود: ساختار اين تجمعات‌ را دو يا سه سازمان جوان بدون مجوز كه ذيل ساختار كمپين پويش خاتمي شكل گرفته بود نظير ياري نيوز كه در مراحلي با اخذ كد ملي از افراد مجموعه ساختارهاي را شكل داده بود به وجود آمد كه براوردي از آن وجود داشت حدود 400 هزار نفر عضو را نشان مي‌داد.قرار بود اين ساختار در قالب شبكه‌اي خوشه‌اي مجموعه‌اي را به وجود آورد كه بر اساس آن پايه و بانك اطلاعاتي از ناظرين صندوق‌ها و كمك به ساختار صيانت از آراء باشد كه البته بخش وسيعي از اين فعاليت‌ها را شاخه‌هاي از جوانان نظير شاخه جوانان جبهه مشاركت شكل مي‌داد.
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي كه پيش از ظهر امروز در جمع خبرنگاران در خبرگزاري ايسنا سخن مي‌‌گفت به گروهي موسوم به گروه 88 در ستاد ميرحسين موسوي اشاره كرد و گفت: گروه 88 بنا بود با عضويت 88 جوان در سراسر كشور، 88 جوان در استان‌ها و 88 جوان در هر يك از شهرستان‌ها ساختار‌ خوشه‌اي را در عضويت از افراد به پيش ببرد كه بر اساس آن و با به پيش‌رفتن اين ساختار شبكه‌اي بيان مي‌شد كه اين مجموعه نيز داراي 35 هزار عضو بر مبناي همين ساختار است كه تمام توسط همين گروه‌ها سازماندهي شده بود.
سردبير روزنامه انديشه‌نو (منتسب به ستاد ميرحسين موسوي) شكل رفتاري حاكم بر اين ساختار‌ها را نيز به گونه‌اي عنوان كرد كه در آنها جوانان ميدان‌دار حركت‌ها بودند و شكل آن به اين صورت بود كه جوانان در برنامه‌ها با محوريت خود ساختار را اين گونه جلوه مي‌دادند كه كسي به عنوان آقا بالاسر وجود ندارد و از اين طريق ميزان جذب جوانان در اين شيوه رفتاري افزايش چشمگيري مي‌يافت.

* نمادهاي رنگين

وي اضافه كرد: در كنار اين مجموعه، استفاده از نمادهاي رنگين، جلوه دادن نگراني از سلامت انتخابات كه قالب مشترك شكل‌دهي انقلاب رنگين در برخي كشورها است، منظومه‌اي از رفتار‌ها كه نتيجه‌ آنها القاء برخي مفاهيم خاص به جامعه بود را به ذهن متبادر مي‌كرد.
مهدوي در ادامه نشست خبري خود به تبيين چگونگي عضويت خود در شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب پرداخت و گفت كه بعد از كنگره آخر اين تشكل، به عضويت سازمان درآمده است.
وي افزود: افرادي تحت عنوان مرتبط با حلقه 10 نفره سازمان مجاهدين رابطه داشته‌اند كه اين رابطه، به صورت نقطه‌چيني و غيرعضويتي اما سازمان يافته بود و در كنگره آخر سازمان كه در اواسط دولت دوم محمد خاتمي برگزار شد، سران سازمان تصميم گرفتند به صورت رسمي در جهت گسترش تشكيلات عضو گيري كنند.

* حلقه بسته تصميم گيري در سازمان

اين عضو ستاد انتخابات موسوي، گفت كه بر اساس عضو گيري پس از كنگره سازمان مجاهدين انقلاب، 300 نفر در سراسر كشور به عضويت اين تشكل درآمدند و او كه با برخي افراد در سازمان از گذشته ارتباط داشت، مشمول فرآيند عضويت شد و با بهره‌گيري از امتياز روابط خود فعاليت در اين مجموعه را آغاز كرد.
مهدوي افزود: در سازمان اينگونه نبود كه اعضا، مجري صرف حلقه اتاق فرمان باشند و اين گونه نيز نبود كه اين افراد تصميم‌گيرنده باشند بلكه به دليل فضاي مجازي كه وجود داشت، در هر مقطع فعاليت سياسي، القاي تصميمات و خط اصلي از طريق حلقه بسته ابتدايي شكل مي‌گرفت.
وي ادامه داد: به عنوان نمونه در جلسات شوراي مركزي، افراد در قالب راي برابر در آنجا حضور مي‌يافتند ولي جو به گونه‌اي كه فضاي فكر كردن و انعكاس صداي مخالف و بحث و گفتگو نيست و جو غالب مبتني بر تصميم‌گيري از قبل بود و بقيه ناچار به همكاري بودند و در واقع نظام فكري اعضا كاناليزه مي‌شد.
" به عنوان نمونه در حالي كه 10 ماه پيش از انتخابات، فضاي گفتگو و همفكري وجود داشت و حتي اصولگرايان در حال رايزني براي انتخاب نامزد خود بودند، در سازمان گزاره "يا خاتمي يا هيچ كس " مطرح شد و فضاي جزم‌انديش قطعي و متصلب به وجود آورد ".
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب تاكيد كرد: بر خلاف گسترش ظاهري تشكيلاتي در سازمان مجاهدين و حزب مشاركت، تصميم‌گيري‌ در اين تشكل‌ها بر حلقه بسته و محدودي صورت مي‌گيرد و اينگونه نيست كه در اين تشكل‌ها صداهاي مختلف و فراكسيون‌هاي متنوع وجود داشته باشد.
سردبير روزنامه انديشه‌نو (منتسب به ستاد ميرحسين موسوي) افزود:‌ كسي كه عضو مجاهدين مي‌شود، با تصور و استنباط نسبت به حضور موثر در تصميم‌گيري‌ها در جلسات شوراي مركزي شركت مي‌كند اما هنگامي كه متوجه مي‌شود در حلقه بسته‌اي قرار گرفته و با تصميم‌گيري‌ها از پيش انجام شده، دلخوشي او به ياس تبديل مي‌شود.

* سناريوي از پيش طراحي شده

وي در خصوص القاي نگراني‌ نسبت به صيانت از آراي مردم از سوي تشكل متبوعش كه اين روزها با عنوان عدم سلامت انتخابات و تقلب در اين فرايند از سوي ميرحسين موسوي پيگيري مي‌شود، نيز اظهار داشت: از قبل، فرايندي براي انتشار نظرسنجي‌ها و نتيجه از پيش اعلام شده انتخابات طراحي شده بود و بر اساس اين برنامه بود كه موسوي ساعت 21 روز 22 خرداد و پيش از اتمام راي‌گيري در يك مصاحبه مطبوعاتي اعلام كرد در مرحله اول پيروز مي‌شود و هر نتيجه‌اي غير از اين نادرست است و نشان مي‌دهد كه در انتخابات تقلب شده است.

* نظرسازي و القاي تقلب

عضو ستاد انتخابات موسوي گفت: فضاسازي‌ها در باور عمومي براي القاء تقلب در انتخابات به صورت گسترده پيگيري مي‌شد و مدام تكرار مي شد كه نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد موسوي پيروز انتخابات است و نوعا نهادهايي به عنوان مرجع نظرسنجي مطرح مي‌شدند كه مورد اعتماد هستند تا كسي خواستار ارائه سند در اين زمينه نشود.
مهدوي افزود: تجربه انتخابات سال 84 نشانگر نادرستي تحليل هايي بود كه بر عدم صحت انتخابات تاكيد داشت و خبرگزاري جمهوري اسلامي در آن دوره، سه روز مانده به راي‌ گيري اعلام كرد كه مصطفي معين بالاترين آراء را دارد و با هاشمي رفسنجاني به مرحله دوم انتخابات مي‌رود ولي ديديم كه او نفر پنجم انتخابات شد.

* هيچ ادله اي براي پيروزي موسوي وجود نداشت

سردبير روزنامه انديشه‌نو (منتسب به ستاد ميرحسين موسوي) ادامه داد: در اين دوره انتخابات در مرحله نخست اعلام كرديم كه موج سبز در كشور راه افتاده و در مرحله بعد گفتيم كه آراي آقاي موسوي در حال رشد است و در گام ديگر مدعي شديم او با آقاي احمدي‌نژاد به مرحله دوم مي‌رود و بعد هم در جامعه القا كرديم موسوي در مرحله اول قطعا پيروز انتخابات خواهد بود اما شخصا هيچ ادله‌اي براي قطعيت اين نظريه پيدا نكردم.
"القاي اين انديشه به موسوي باوراند كه اعلام كند پيروز قطعي انتخابات است و در شرايطي كه مي‌دانستيم اينگونه نيست و به دليل حضور ناظران آقاي موسوي در قريب به اتفاق صندوق‌ها، نگراني در زمينه سلامت انتخابات وجود نداشت، تكرار گزاره نگراني از سلامت انتخابات و تقلب از طريق رسانه‌ها و بيانيه‌هاي گروه‌هاي مختلف اصلاح طلب به صورت شفاف پيگيري مي شد ".

* القاي عدم سلامت انتخابات و خط دهي بهزاد نبوي به رسانه هاي اصلاح طلب

عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب توضيح داد: مقامات سابق و اسبق وزارت كشور مانند مصطفي تاج‌زاده از نگراني درباره سلامت انتخابات سخن مي‌گفتند و پيگيري موضوع صيانت از آرا به بهزاد نبوي سپرده شد و او دنبال جمع‌آوري افرادي براي معرفي آنها به عنوان ناظران بر انتخابات بود كه اين مسئله نشانگر سمت و سوي القاي نگراني و تاكيد بر لزوم صيانت از آرا بود.
وي ادامه داد:‌ علاوه بر پيگيري موضوع از طريق سايت‌هاي خبري وابسته به اصلاح‌طلبان، از سالهاي قبل و از زمان دولت خاتمي جلسات مستمري به صورت هفتگي بين بهزاد نبوي با مديران رسانه‌ها و متوليان سايت‌هاي اصلاح طلب برگزار مي‌شد و با آنكه نبوي صبغه فرهنگي و مطبوعاتي ندارد، هدايت خط خبري در رسانه‌هاي مذكور را انجام مي‌داد.
اين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب در ادامه نشست خبري خود به تبيين نحوه هماهنگي شبكه‌هاي خبري و افشاي منابع مالي رسانه‌‌هاي تبليغاتي وابسته به دوم خردادي‌ها پرداخت.

* جلسات مستمر سازمان يافته بهزاد نبوي و مديران رسانه‌هاي اصلاح‌طلب

اين عضو ستاد انتخابات ميرحسين موسوي اظهار داشت: علاوه بر جلسات مستمر سازمان يافته هفتگي بين بهزاد نبوي و مديران رسانه‌ها و متوليان سايت‌هاي اصلاح‌طلب، سايت‌هاي خبري به صورت مستقيم از چهره‌هاي شاخص جريان اصلاحات هدايت و حمايت مي‌شدند.

* سايت جمهوريت منسوب به فرزندان هاشمي رفسنجاني

مهدوي درباره يكي از سايت هاي تخريبي اصلاح طلبان افزود: سايت جمهوريت به صورت روشن منسوب به فرزندان آقاي هاشمي رفسنجاني بود و معلوم بود كه اداره‌كنندگان اين سايت بي‌پروا و صريح از كجا خط مي‌گيرند و مشغول پرونده‌سازي گسترده در خصوص عملكرد چهارساله دولت نهم بودند.

* موسوي برنامه نداشت؛ فقط دولت را تخريب مي كرد

وي ادامه داد: آقاي موسوي نيمه اسفند سال گذشته وارد عرصه انتخابات شد و ايام نوروز نيز كشور در تعطيلات پانزده روزه به سر مي‌برد و عملا گردآوري آمار و ارقام و آرشيو تصويري براي وي به صورت سازمان يافته بر عهده حاميان پشت پرده او بود.
عضو ستاد انتخابات موسوي گفت: مجموعه فعالان تبليغاتي موسوي به شكل نامتوازن و بي‌سابقه به تخريب رقيب او كه رئيس‌جمهور مستقر بود، پرداختند و با آنكه منتقدان وضع موجود در كنار اثبات ادعاي خود مبني بر نامطلوب بودن وضعيت بايد علت نامزدي خود را تبيين كنند، موسوي در اين زمينه ضعف داشت.
عضو ستاد انتخاباتي موسوي ادامه داد: كسي كه وضع موجود را نقد مي‌كند، علاوه بر علت نقد بايد بيشتر بگويد چه برنامه‌هايي دارد و چرا بايد مردم او را برگزينند اما آقاي موسوي عملا هيچ برنامه و متن مدوني در اين زمينه نداشت و آنچه در مناظره آخر در قالب برنامه در تلويزيون به نمايش درآمد، قطع نظر از نقد محتوا يك نوشتار آشفته بود.
سردبير روزنامه انديشه‌نو (منتسب به ستاد ميرحسين موسوي) ادامه داد: آنچه موسوي انجام داد حجم گسترده تخريب دولت بود و كمپين و حركت انتخاباتي اين مجموعه نيز فاقد گزاره‌اي دال بر اداره كشور و شعار واحد بود و شعارهايي كه در اين زمينه داده شد، همچون "انسانم آرزوست " و " ادب مرد به ز دولت اوست " ، كسي را به سوي آنچه بايد انتخاب كنند رهنمون نمي‌كرد.
" آنچه موسوي در خصوص جمع‌آوري گشت ارشاد و يا در خصوص تقويت جايگاه دانشگاه‌ها مطرح كرد، بخش كوچكي از اداره نيروي انتظامي و نهاد آموزش عالي بود و در واقع نشان مي‌داد در برابر تخريب‌هايي كه عليه دولت صورت مي‌دهد برنامه‌اي براي ارائه ندارد ".

* بودجه انديشه نو را ستاد موسوي تامين مي كرد

عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب گفت: منابع مالي رسانه‌هاي تبليغاتي موسوي از طريق ستاد انتخابات اين كانديدا تامين مي‌شد و به عنوان نمونه روزنامه انديشه نو كه روزنامه كم خرجي بود، از محل كمك هاي مالي كميته مالي و پشتيباني ستاد انتخابات موسوي منتشر مي شد.
مهدوي افزود: انديشه نو با قيمت 50 تومان توزيع مي ‌شد كه درآمدهاي ناشي از فروش آن صرف شبكه توزيع روزنامه مي‌شد ولذا هزينه چاپ، توليد و تحريريه آن از محل منابع مالي ستاد انتخابات موسوي تامين مي شد كه در مقايسه با ارقام كلان تبليغاتي اندك بود و آنها مي‌گفتند كه حتي مي‌توانيم تيراژ روزنامه را ميليوني بالا ببريم و از اين بابت جاي نگراني وجود ندارد، اما بنده به عنوان يك روزنامه‌نگار مي‌دانستم كه روزنامه خريدار ندارد و افزايش تيراژ در چنين شرايطي ريسك است.
وي ادامه داد: در جريان فعاليت‌هاي انتخاباتي كساني كه علاقمند هستند سهمي در قدرت داشته باشند و يا كساني كه فعاليت اقتصادي مي‌كنند و مي‌خواهند از طريق كمك مالي به يك نامزد پس از انتخاب او دايره فعاليت خود را گسترش دهند، براي جا نماندن از غافله به نامزدي كه تصور مي كنند پيروز انتخابات است، كمك مي كنند و در اين انتخابات هم برخي افراد در هفته آخر انتخابات به موسوي كمك مالي داشتند.

* سنگفرش يكي از خيابان‌ها با پوستر موسوي

عضو ستاد انتخابات موسوي تصريح كرد: آقاي موسوي مدعي بود علاقه‌اي به حجم گسترده تبليغات ندارد اما حاميان و هواداران وي از طرق مختلف به تامين مالي او پرداختند و در سايه اين كمك هاي مالي فراوان و اقداماتي چون فروش تابلو نقاشي هاي موسوي به دو برابر قيمت كه البته دربرابر هزينه‌هاي كلان تبليغاتي اندك است، شاهد انتشار پوسترهاي موسوي در تيراژ گسترده بودم به طوري كه سنگفرش يكي از خيابان‌هاي اصلي شهر از تصاوير او و اقلام سبز فرش شده بود
مهدوي در پاسخ به سوالي درباره نقش بستگان هاشمي و همچنين درباره سير گذار مواضع مير حسين موسوي از زمستان سال 87 تاكنون گفت: يكسري بحث‌ها را بنا بر مصالح شايد نتوان اكنون گفت و اميدوارم آن افراد به سمتي نروند كه در آينده نيازي به گفتن آن بحث‌ها باشد.

* جو ستاد عدم پذيرش نتايج انتخابات بود

سردبير روزنامه انديشه نو با اشاره به اعتراضات مير حسين موسوي به نتايج انتخابات، نقطه شروع اعتراضات را شامگاه 22 خرداد عنوان كرد و افزود: جو عمومي داخل ستاد، عدم پذيرش نتايج انتخابات و عدم اعتنا به روند قانوني شوراي نگهبان بود و ديديم كه در سه روز پس از انتخابات نيز هيچ گونه شكايتي به شوراي نگهبان داده نشد و فقط 7 مورد عناوين كلي داده شد.

* مواضع موسوي تحت تاثير گروه فشار تغيير كرد

مهدوي با اشاره به روند مواضع مير حسين موسوي از زمستان سال گذشته تا بعد از انتخابات گفت: آقاي موسوي ورود خود را با چند مصاحبه با وب سايت كلمه، يك مجله اقتصادي و ويژه نامه نوروزي يكي از روزنامه‌هاي اصلاح طلب آغاز كرد و ديديم كه در آن مصاحبه‌ها مواضع‌اش در سياست خارجي، اقتصاد و عدالت اجتماعي همان مواضع نخست وزير زمان جنگ بود و همان رويكردها را يادآوري مي‌كرد. اما بعد از اعلام نامزدي، گروه‌هاي فشار دور ايشان را گرفته و برايش شرط گذاشتند و فضاي دور او را طوري ساخته و قرائتي را برايش شكل دادند كه با مواضع گذشته‌اش فرق داشت و در نهايت نيز به عدم پذيرش نتايج انتخابات منتهي شد.

* مواضع افراطي راي موسوي را كاهش داد

وي افزود: كساني كه اطراف آقاي موسوي را گرفته بودند بحث هزار سخنراني را مطرح كرده‌ بودند كه اين سخنراني‌ها را همان افراد آن 3 ، 4 گروه انجام مي‌دادند و افراطي‌ترين مواضع و هر چيزي كه دلشان مي‌خواست القاء مي‌كردند و همين‌ها باعث شد كه آقاي موسوي راي عده‌ي زيادي را از دست داد.
اين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب تصريح كرد: تصور خود موسوي اين بود كه در اصولگرا‌ها هم راي خوبي دارد حتي خودم از آقاي خاتمي شنيدم كه مي‌گفت ممكن است برخي كساني كه به من راي مي‌دادند به آقاي موسوي راي ندهند. اما او بيشتر از اين تعداد در بين اصولگراها راي دارد.
وي ادامه داد: آقاي موسوي در دايره گروه‌هاي فشاري محصور شد كه باعث عدم پذيرش نتايج انتخابات از سوي او شدند و آقاي موسوي در فاصله‌ كوتاه با آن موسوي كه تا قبل از آن بود متفاوت شد و كار به جايي رسيد كه گروه‌هايي كه پيش از اين از نظام و قانون دم مي‌زدند با تروريست‌ها، معاندين، خاندان پهلوي و گروه‌هاي خارجي هم صدا شدند.

صبح
Tuesday 7 July 2009, 11:53AM
* حلقه اتصال اصلاح طلبان با رسانه هاي خارجي

مهدوي با اشاره به فعاليت چشمگير رسانه‌هاي خارجي براي دامن زدن به اغتشاش در ايران گفت: كساني كه اين روزها در شبكه صداي آمريكا عليه ايران صحبت مي‌كنند تا 3،4 سال پيش در كنار همين گروه‌هايي كه دور آقاي موسوي را گرفته‌اند، تحت عنوان عضو دفتر تحكيم و يا روزنامه نگار فعاليت مي‌كردند و حتي بي بي سي نيز به روش‌ هوشمندانه تر از چند سال قبل عضو گيري كرد و اعضاي خود را آموزش داد تا اينكه 5،6 ماه قبل از انتخابات، دومين شبكه تلويزيوني غير انگليسي خود را كليد بزند كه تمام بودجه و خطوطش با دولت انگليس هماهنگ مي‌شود.
وي با اشاره به افرادي كه از مطبوعات ايران جذب رسانه‌هاي بيگانه شدند، گفت: ممنوعيت فعاليت رسانه‌هاي ضد ايراني در ايران و وجود افرادي از مطبوعات ايران كه جذب آن رسانه‌ها شده بودند باعث شد كه در حقيقت ارتباطات خبري اين رسانه‌ها از دفتر تلفن اين دوستان كه از ايران با خود برده‌ بودند تغذيه شود و همين ارتباط نيز باعث دو سويه شدن ارتباطات شد و افرادي ايراني نيز نكاتي را به اين شبكه‌ها القاء مي‌كردند كه اين همسويي و كار مستمر و نزديك در روند فعاليت‌هاي اين شبكه‌ها بسيار روشن است.

* اردوكشي خياباني در تضاد با اصلاح طلبي

مهدوي افزود: وضعيت به وجود آمده پس از انتخابات در ايران مبدا يك تغيير جهت تاريخي است چرا كه ذات اصلاح طلبي به معناي پذيرش چارچوب‌ها براي كارآمد‌تر كردن سيستم است اما گروه‌هايي كه با داعيه قانون و اصلاح طلبي شكل گرفته بودند به رفتار‌هاي فرا قانوني و تعيين تكليف در خيابان و به تعبير رهبري اردو كشي‌هاي خياباني روي آوردند كه اينها با ذات اصلاح طلبي در تناقض است و در بيانيه‌هاي آنها نيز مشخص بود كه اعتقادي به ساز و كارهاي قانوني ندارند.
اين عضو ستاد انتخاباتي مير حسين موسوي تصريح كرد: آقاي موسوي نيز پس از انتخابات ساز و كار قانوني انتخابات را نپذيرفت در حالي كه تا روزهاي پيش از انتخابات ايشان مي‌گفت كه «نظارت استصوابي را قبول ندارم و قانون آن را تغيير خواهم داد اما تا اين قانون پا بر جاست به آن عمل مي‌كنم» در حالي كه ديديم اين گونه نشد.
مهدوي اين تغيير رويكرد‌ها را به يك پيچ تاريخي تعبير كرد و با بيان اينكه ما اصلاح طلبي در چارچوب قانون اساسي را قبول داشته‌ايم و برنامه‌هاي آقاي خاتمي در سال 76 نيز شعار قانونگرايي بود، اظهار داشت: در اين انتخابات 14 ميليون نفر تمايل خود به اصلاح وضع موجود در چارچوب نظام را نشان دادند و مشخص شد كه اصلاح طلبي هنوز هم مخاطب دارد. اما اصلاح طلبي پسوند نام هيچ گروه و جرياني نيست و نياز به نوزايي و جوشش از درون دارد و نبايد اجازه داد كه اصلاح طلبي با گروه‌هاي پيوند بخورد كه با نپذيرفتن فرآيند‌هاي قانوني پايان اصلاح طلبي را رقم بزند.
سردبير روزنامه انديشه‌نو (منتسب به ستاد ميرحسين موسوي) افزود: اين گروه‌ها مي‌خواهند مانند ملي مذهبي‌ها يا نهضت آزادي كه در درون كشور ساز و كارهاي نظام و قانون را قبول ندارند باشند و يا ممكن است با عدم محكوميت صريح اغتشاش‌ها در كنار گروه‌هاي معاند و آشوب‌ طلبان و تروريست‌ها قرار بگيرند؛ در هر دو حالت ديگر نمي‌تواند به اين گروه‌ها، اصلاح طلب گفت.
اين عضو ستاد انتخاباتي موسوي با اشاره به نپذيرفتن فرآينده انتخابات از سوي مير حسين موسوي، گفت: تن ندادن آقاي موسوي به فرآيند انتخابات در حالي است كه حتي شوراي نگهبان اخيرا گروهي 5 نفره كه از نظر همه گروه‌ها رفتاري غير جناحي دارند را براي نظارت بر شمارش مجدد 10 درصد از صندوق‌ها مشخص كرده است اما باز هم در چنين فضايي آقاي موسوي تمكين نمي‌كند.

* موسوي از قضاوت تاريخ در مورد خود نگران است

وي افزود: آقاي موسوي دچار يك ابهام و گره‌ ذهني شده و از قضاوت تاريخ در مورد خود نگران است؛ او از ابتدا مدعي پيروزي در انتخابات بود و سرمايه‌ 20 سال سكوت خود را وارد ميدان كرد و حال با اين شكست، پذيرش اين مسئله باور پذير نيست و اگر بخواهد شكست را هم بپذيرد، درست كردن قافيه براي مصراعي كه سروده است بسيار سخت است و همچنين حال كه بيانيه‌هاي تحريك آميز او باعث كشته شدن تعدادي از افراد شده است، در مجموعه او خود را گرفتار مي‌بيند.
مهدوي تصريح كرد: به نظر من آقاي موسوي مي‌تواند از طريق قانوني اعتراض بكند و حتي مي‌تواند به شوراي نگهبان پيشنهاد بدهد و بايد حساب خود را از روند آشوب و اغتشاش و ريخته شدن خون‌ها جدا كند و همان طور كه از شخصيت او اين انتظار مي‌رود، فارغ از هر باوري كه دارد آرامش را به جامعه منتقل كند. چرا كه تاكنون نتيجه بيانيه‌هاي او فقط تداوم ناامني و به خطر افتادن منافع افراد عادي و بي‌گناه بوده است.
عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب و عضو ستاد انتخابات مير حسين موسوي در بخش پاياني نشست خبري خود، علت اصلي رويكرد مردم از موسوي در انتخابات رياست جمهوري دهم را فاصله گرفتن اين كانديدا از شخصيت و گفتمان اصلي خود عنوان كرد.

* اصلاح طلبان نتوانستند راي مردم را كسب كنند

وي افزود: انتظار بسياري اين بود كه آقاي موسوي به عنوان نخست وزير دوران امام كه تاكيد بر استكبار ستيزي و حمايت از حقوق مستضعفين داشت، با همان شخصيت‌ و گفتمان وارد عرصه انتخابات مي شد كه به نظر مي رسيد آراي موسع تري را نصيب او مي‌كرد.
اين فعال سياسي دوم خردادي ادامه داد: 14 ميليون راي دهنده به موسوي كساني بودند كه ضمن پذيرش نظام و قانون اساسي و علاقمندي به جمهوري اسلامي خواستار اصلاح روند اجرايي حاكم بر كشور بودند كه يك جريان اصلاح طلبي اصيل مي‌تواند آنها را نمايندگي كند.
مهدوي افزود: كارنامه جريانات حامي موسوي به گونه‌اي است كه بعد از انتخابات سال 80 در انتخابات‌هاي كه برگزار شد و مجري نيمي از آنها خودشان بودند، نامزد معرفي كردند، اما نتوانستند آراي مردم را جلب كنند.

* آزادترين انتخابات در كشور و پيروزي احمدي نژاد

مهدوي ادامه داد: در انتخابات شوراي دوم كه از آزادترين انتخابات در كشورمان بود و هيئت نظارت بر انتخابات حتي نيروهاي ملي - مذهبي را تائيد صلاحيت كرد، اصلاح طلبان نتوانستند پيروز شوند و در انتخابات شوراي سوم و در انتخابات مجلس هشتم نيز فهرست ياران خاتمي راي نياورد و در انتخابات رياست جمهوري نهم كه مصطفي معين و اكبر هاشمي رفسنجاني نامزد اين جريان بودند، در رقابت با احمدي نژاد شكست خوردند.

* سفرهاي استاني

عضو ستاد انتخابات موسوي تصريح كرد: در انتخابات رياست جمهوري دهم موسوي با رئيس دولتي رقابت كرد كه تعداد 60 سفر استاني انجام داد و حتي احمدي نژاد به برخي استان‌ها 2 بار سفر كرد و به نقاط دور افتاده شهرستان‌ها و روستاها سركشي كرد.
مهدوي افزود: آقاي موسوي در طول مدت كوتاهي كه وارد عرصه انتخابات شد، نتوانست به همه استان‌هاي كشور سفر كند و در برخي استان‌ها هم تنها يك سخنراني در مركز استان انجام داد ولي رقيب اصلي او رئيس جمهوري بود كه با بدنه جامعه ارتباط تنگاتنگ داشت.
وي ادامه داد: گستره روزنامه و اينترنت در كشور ما اندك است و با وجود نفوذ و گسترش خدمات رساني گسترده و عزم دولت نهم براي آباداني و سازندگي در دور ترين نقاط و نقاط محروم كشور و ديدار چهره به چهره رئيس جمهور، احساس همبستگي و دلبستگي و نزديك ميان احمدي نژاد و مردم به وجود آورد و پيروزي بر او سخت بود.
"اگر چه موسوي در تهران با غلبه مناطق شمال شهر بر احمدي نژاد پيشي گرفت اما نمي‌توان مناطق شهرداري پايتخت را بر كل كشور تعميم داد و بايد بدون اعتماد به نظر سازي‌ها واقع بينانه انتخابات و نتيجه آن را تحليل كرد ".
عضو ستاد انتخابات موسوي گفت: در استان‌هايي چون خراسان جنوبي و كرمان و مركزي راي غالب متعلق به آقاي احمدي نژاد بود اما متاسفانه برخي گروه‌ها و افراد جو را به گونه‌اي كردند كه موسوي با تصور پيروزي قطعي و قبل از شروع شمارش آراء، خود را پيروز معرفي كرد و نتيجه انتخابات را نپذيرفت.

* دلايل رويگرداني مردم از اصلاح طلبان

مهدوي بيراهه رفتن در شعارها، اشتباه گرفتن مطالبات و شعارهاي مردم و همصدايي با معاندين و دشمنان تابلودار نظام (سازمان يافته يا غير سازماني) و همراهي با جرياناتي كه اصل استقلال و تصميم گيري مردم را ناديده مي‌گيرند را دليل رويگرداني مردم از اصلاح طلبان عنوان كرد و گفت كه اگر نامزد اين جريان پيروز مي‌شد، جاي شگفتي داشت.

* قطع رابطه خوشه اي با تاجزاده و سازمان و برقراري آرامش

وي با اشاره به دستگيري 3 نفر از اعضاي شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب، گفت كه دستگيري اين افراد به دليل قطع روابط شبكه‌هاي خوشه‌اي جوانان با افراد مذكور همچون تاج زاده و قطع روابط ميان مديران رسانه‌ها و متوليان سايت‌هاي دوم‌خردادي با بهزاد نبوي به آرام شدن فضاي كشور بسيار كمك كرد.

* انتشار بيانيه هاي سازمان مجاهدين انقلاب بدون اطلاع اعضا

اين روزنامه‌نگار و فعال سياسي دوم خردادي در عين حال گفت كه پس از دستگيري افراد مذكور، سه بيانيه ديگر از سوي سران سازمان بدون اطلاع ساير اعضا از مسير تدوين و انتشار آنها منتشر شده كه عدم مرز بندي صريح با آشوبگران و بدخواهان و عدم پذيرش ساز و كار قانوني رسيدگي به اعتراضات به نتيجه انتخابات، محوري ترين فصل آن است.

* ادبيات تند مجمع روحانيون مبارز

مهدوي همچنين از مجمع روحانيون مبارز به دليل انتشار بيانيه اغتشاش طلبانه اخيرش انتقاد كرد و اظهار داشت: در حاليكه تصور مي‌شد اعضاي مجمع روحانيون مبارز به دليل كسوت انقلابي و تعلق آنها به طبقه روحانيت نقش تعادل بخش را در اين روزها ايفا كنند، در بيانيه اي افراطي كه بعيد به نظر مي‌رسد همه اعضا آن را امضاء كرده‌ باشند، همسو با مشاركتي‌ ها و با ادبيات تندتر از بيانيه‌هاي ديگر همصدا با آشوب طلبان در اين مسير گام برداشت.
انتهاي پيام/ك
©2009 Fars News Agency. All Rights Reserved
خبر - سياسي
شماره : 8804060966
88/04/06 - 16:15

صبح
Tuesday 7 July 2009, 11:54AM
يك عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين خبر داد:
تشكيل جلسه فوق‌العاده سازمان مجاهدين انقلاب پيرو اظهارات مهدوي

خبرگزاري فارس:يك عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب از تشكيل جلسه فوق‌العاده اين سازمان درباره اظهارات اميرحسين مهدوي عضو شوراي مركزي اين سازمان در كنفرانس مطبوعاتي امروز خبر داد.

اين عضو شوراي مركزي كه نخواست نامش فاش شود، به خبرنگار سياسي فارس گفت: پس از انتشار افشاگري‌هاي اميرحسين مهدوي در كنفرانس مطبوعاتي امروز، اعضاي شوراي مركزي سازمان مجاهدين اقدام به فراخوان اعضاي خود كرده تا پيامدهاي اين موضوع را بررسي و تدابير لازم را براي مقابله با اثرات سوء اظهارات مهدوي بر اعضاي سازمان و گروههاي اصلاح طلب اتخاذ نمايند.
اين عضو سازمان با اشاره به بازتاب گسترده اي كه مصاحبه مهدوي در درون نيروهاي سازمان ، گروههاي اصلاح‌طلب و افكار عمومي به همراه داشته، گفت: بيشترين بازتاب اين مصاحبه در ميان نسل دوم سازمان بود كه نشان مي دهد نسل دوم سازمان سوالات جدي درباره عملكرد نسل اول دارند و اين امر باعث نگراني جدي اعضاي شوراي مركزي شده است.
وي در ادامه به اختلافات سال گذشته اعضاي شهرستاني سازمان با اعضاي تهراني اشاره كرد و افزود: اختلافات عميقي كه ميان طيف شهرستاني سازمان و اعضاي تهراني آن وجود دارد، ساختار سياسي سازمان را با چالش‌هاي جدي مواجه كرده است و مصاحبه امروز مهدوي نشان داد دايره اين اختلافات به نسل دوم سازمان هم كشيده شده كه اين نشان از بروز درهم ريختگي و بحران داخلي در سازمان دارد.
اين عضو شوراي مركزي در پايان اعلام كرد: يكي از مباحث مطرح شده در جلسه فوق‌العاده عصر امروز سازمان اين بود كه شوراي مركزي با صدور اطلاعيه‌اي، ادعا نمايد اميرحسين مهدوي عضو مستعفي سازمان مجاهدين انقلاب است و اظهارات امروز وي را نبايد به عنوان يك عضو رسمي شوراي مركزي تلقي كرد.
انتهاي پيام/
©2009 Fars News Agency. All Rights Reserved
گزارش - سياسي
شماره : 8804061248
88/04/06 - 17:58

صبح
Tuesday 7 July 2009, 11:54AM
خبر - سياسي
شماره : 8804071242
88/04/07 - 18:20
مهدوي در گفتگو با فارس:
حتي يك دقيقه هم
در بازداشت نبوده ام
من داوطلبانه، خودخواسته و بر اساس تحليل خودم آن مواضع را بيان كردم و حرف برخي‌ها درباره تحت فشار بودن من كذب است و آنها در حقيقت مي‌خواهند واقعيت را جعل كنند. خوي پدرسالارانه و نگاه از بالا باعث مي‌شود كه به محض آنكه نظر و تحليلي متفاوت از آنچه آنها مي‌خواهند منتشر مي‌شود، فوري چنين بحث‌هايي را مطرح مي‌كنند.

خبرگزاري فارس: عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين و ستاد ميرحسين موسوي گفت: من صراحتا اعلام مي‌كنم كه حتي يك دقيقه هم در بازداشت نبوده ام و كساني كه اين مسايل را مطرح مي كنند بايد براي ادعاي خود ادله بياورند و الا به راحتي مي‌توان به هر كسي كه مصاحبه‌اي مي‌كند يا مطلبي را عنوان مي‌كند اين اتهام را وارد كرد.
http://media.farsnews.com/Media/8804/Images/jpg/A0700/A0700822.jpg

اميرحسين مهدوي عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين و ستاد ميرحسين موسوي در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، در واكنش به برخي مطالب مطرح شده مبني بر اينكه وي سردبير روزنامه انديشه نو نبوده است گفت: روزنامه انديشه نو روزنامه كم تيراژي بود كه از چند سال پيش منتشر مي‌شده و صاحب امتياز آن را حزب اسلامي كار بر عهده داشت.
وي افزود: در ارديبهشت ماه سال جاري مدير مسئول و صاحب امتياز اين روزنامه به ستاد آقاي موسوي پيشنهاد دادند كه اين روزنامه تحت عنوان چاپ دوم براي اين ستاد منتشر شود كه آن نيز روزنامه چهار صفحه‌اي بود كه در مدت كوتاهي تيراژ آن از 100 هزار نسخه نيز عبور كرد.
مهدوي تصريح كرد: من سردبير همين روزنامه چهار صفحه‌اي بودم كه كارهاي آن در ستاد آقاي موسوي انجام مي‌شد و از اوايل ارديبهشت‌ماه تا 23 خرداد منتشر شد.
اين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين كه روز شنبه 6 خرداد در جمع خبرنگاران مطالبي را درباره رويكردها و عملكرد برخي گروه‌هاي اصلاح‌طلب و ستاد موسوي مطرح كرده، در واكنش به برخي مطالب مبني بر اينكه وي در بازداشت بوده و تحت فشار اين مطالب را بيان كرده است اظهار داشت: من صراحتا اعلام كرده‌ام كه حتي يك دقيقه هم در بازداشت نبوده ام و كساني كه اين مسايل را مطرح مي كنند بايد براي ادعاي خود ادله بياورند و الا به راحتي مي‌توان به هر كسي كه مصاحبه‌اي مي‌كند يا مطلبي را عنوان مي‌كند اين اتهام را وارد كرد كه وي در بازداشت و تحت فشار بوده است.
وي با اشاره به مطالبي كه در جمع خبرنگاران عنوان كرد، اظهار داشت: من داوطلبانه، خودخواسته و بر اساس تحليل خودم آن مواضع را بيان كردم و حرف برخي‌ها درباره تحت فشار بودن من كذب است و آنها در حقيقت مي‌خواهند واقعيت را جعل كنند.
مهدوي افزود: خوي پدرسالارانه و نگاه از بالا باعث مي‌شود كه به محض آنكه نظر و تحليلي متفاوت از آنچه آنها مي‌خواهند منتشر مي‌شود، فوري چنين بحث‌هايي را مطرح مي‌كنند.
اين عضو ستاد موسوي خاطرنشان كرد: باز هم تاكيد مي‌كنم كه من داوطلبانه و در آزادي كامل تحليل خودم از روند وقايع در يك مصاحبه مطرح كردم.
انتهاي پيام/ي
©2009 Fars News Agency. All Rights Reserved

صبح
Tuesday 7 July 2009, 11:59AM
موضوع مرتبط :
براندازان
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=1045

صبح
Wednesday 8 July 2009, 11:43AM
استریت‌تایمز ۱۷ تير ۱۳۸۸
ایالات متحده و کودتاهای نرم - 4/ مورد تبت
کاري که سيا قبلا مخفيانه انجام مي‌داد

15736




حوادث ماه مارس و آوریل 2008 در تبت توجه همگان را به این موضوع جلب کرد که آیا بار دیگر جهانیان شاهد تحولات مخملی دیگری - این بار در بام دنیا - هستند یا خیر.

چین در این رابطه بسیار نگران بود، چرا که بازیگران و عاملان این ناآرامی‌ها در تبت در اصل همانهایی بودند که در براندازی دولتها در قلب اورآسیا دخالت داشتند.

ویلیام انگدال (William Engdahl) نویسنده کتاب « یک قرن جنگ: سیاست گذاریهای نفتی انگلیسی و آمریکایی و نظم نوین جهانی» معتقد است که ناآرامی ها در مارس و آوریل 2008 نوعی از انقلابهای رنگین البته این بارانقلاب زرشکی بوده است.

وی می‌گوید: همانند دیگر انقلابهای رنگین، دولت آمریکا با ارائه بودجه به سازمانهای طراح اعتراضهای مخالفان در داخل و خارج تبت از جمله موسسه « وقف ملی برای دموکراسی» (NED) که با بنیاد آلبرت انیشتین در ارتباط بود، باعث ایجاد بی ثباتی در چین شد.

وی همچنین به نقش سازمان غیردولتی « خانه آزادی» و بنیاد تریس (Trace foundation) که توسط جرج سوروس بودجه رسانی می شد، در این ناآرامی ها اشاره کرد.

سازمان وقف ملی برای دموکراسی (NED) توسط دولت ریگان در اوایل دهه 80 و به توصیه بیل کیسی مدیر سابق سازمان سیا تاسیس شد. این سازمان به عنوان یک سازمان غیردولتی تاسیس شد تا بدین وسیله درظاهر عنوان شود که هیچ وابستگی به دولت آمریکا ندارد. آلن وینستین اولین رئیس این سازمان پیشتر در مصاحبه ای با روزنامه واشنگتن پست اذعان کرده بود که تقریبا اکثر آنچه را که این سازمان انجام داده، 25 سال پیش به طور پنهانی توسط سازمان سیا انجام می‌شد.

موسسه وقف ملی برای دموکراسی به عنوان ابزاری برای به راه انداختن انقلابهای رنگین در نقاط مختلف جهان از صربستان تا گرجستان و از اوکراین تا میانمار استفاده شده است.

در موضوع ناآرامی های تبت این سازمان به ظاهرغیردولتی آمریکایی از پنج گروه تبعیدی تبتی حمایت کرده بود که نام این گروهها عبارتند از: 1. گروه گو چو سوم جنبش تبت 2. کمپین بین المللی برای تبت 3. انجمن زنان تبت 4. جنبش جوانان لانگشو تبت 5. ندای تبت

این گروهها پیشتر تلاش کرده بودند که توسط تبتی ها تظاهراتهایی را ترتیب بدهند و در نآرامی های مارس و آوریل 2008 در تبت نیز نقش داشتند.

کل بودجه ای که از سوی این سازمانهای غیردولتی آمریکایی به این گروههای تبتی داده شد از سوی دولت آمریکا ارائه شده بود.

در گزارش سال 2007 سرویس تحقیقات کنگره آمریکا آمده است که بودجه عملیاتهای خارجی آمریکا در جمهوری خلق چین از 10 میلیون دلار در سال 2002 به 23 میلیون دلار در سال 2006 افزایش یافته است. اکثراین بودجه ها صرف برنامه های مربوط به امور دموکراسی و حمایت از انجمن های تبتی ها بوده است. حدود 40 درصد از بودجه دولت آمریکا برای برنامه های حقوق بشر و امور مربوط به گسترش دموکراسی در چین از طریق همین سازمان غیردولتی ( NED) اختصاص پیدا می کرد.

بودجه انجمن های تبعیدی تبتی ها نیز از سوی «دایره دموکراسی حقوق بشر و کار» وزارت خارجه آمریکا و همچنین آژانس توسعه بین المللی تخصیص می یافت.

توصیه‌ها و راهنمایی‌ها برای تبعیدی‌های تبتی نیز توسط بنیاد آلبرت انیشتین که بودجه آن از سوی بنیادهای سوروس و دولت آمریکا تامین می‌شد، ارائه می‌گشت.

رابرت هالوی رئیس سابق بنیاد آلبرت انیشتین و یک مقام نظامی سابق ارتش آمریکا نیز پیشتر گفته بود که وی پس از پی بردن به این موضوع که نگرشهای نظامی نمی توانند حکومت‌ها را در جهان ساقط کنند، به استراتژی اقدامات غیرخشونت آمیز روی آورده بود. وی خاطر نشان کرد که این نگرش را بسیار خوشایند یافته بود.

براساس اعلام منابع آگاه در جنبش تبتی ها، 40 فعال تبتی از 25 انجمن تبتی ها در هند توسط پنچ عامل سازمان غیردولتی ( NED) و با حمایتهای بنیاد آلبرت انیشتین برای طرح ریزی تظاهراتها و ناآرامی ها در تبت آموزش دیده بودند. این افراد به کار بردن روشهای غیرخشونت آمیز را به عنوان راهی برای بیان اعتراض ها و رسیدن به اهدافشان،آموزش دیدند.

در ناآرامی های تبت نه تنها سازمانهای غیردولتی آمریکایی نقش داشتند بلکه یک سازمان غیردولتی که مستقیما بودجه اش را توسط دولت برلین دریافت می کرد، نقش بسزایی ایفا کرده بود. بنیاد فردریش نومان (FNF) یک اندیشکده مرتبط با حزب دموکراتیک آزاد آلمان، نقش فعالانه ای در جنبش استقلال تبت ایفا کرده بود.

براساس اعلام وب سایت (German-foreignpolicy.com) این بنیاد آلمانی به کمپین های مخالف دولت چین در تبت مشوق‌های فراوانی داده بود.

صبح
Wednesday 8 July 2009, 05:55PM
این مصاحبه با تایم قبل از انتخابات نشانی است بر اصرار میرحسین موسوی بر پیگیری اهداف از روش تجمعات خیابانی . یعنی تجمعات قبل و پس از انتخابات با هدف و سازمانیافته پیگیری می شده است و طبعا ظرفی که میرحسین موسوی برای رسیدن به اهداف خود در راستای ناامنی و خون آلود شدن خیابان درست کرد نه امری سهوی که وسیله ای برای رسیدن به هدف است.

اما او موکداً ابراز داشت که تجمعات خیابانی چشمگیر هفته‌های گذشته احتمالاً ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت و در واقع این اتفاق با فشار بر رهبر نسبت به پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهد داد. ما پرسیدیم اگر انتخابات را ببازد، آن وقت چه می‌شود. [او پاسخ داد:] «تغییر از مدتی قبل آغاز شده است. تنها بخشی از آن به پیروزی در انتخابات مربوط می‌شود و بخش‌های دیگر ادامه خواهند یافت و هیچ عقبگردی در کار نخواهد بود.»
۰۲ تير ۱۳۸۸
بخش خبری الف
مصاحبه مجله تایم با مهندس موسوی روز قبل از رای‌گیری
مردی که ممکن است احمدی‌نژاد را شکست دهد
------------------------------




تایم (http://www.time.com/time/printout/0,8816,1904343,00.html) (جوکلین و ناهید صیام دوست، ترجمه فضل‌الله توکلی، منتشر شده در 12 ژوئن 2009 - 22 خرداد 1388):

روز قبل از انتخابات، میرحسین موسوی، کاندیدای اصلی اصلاح‌طلبان درخواست مصاحبه‌ی تایم را پذیرفت. مصاحبه در ساختمانی انجام شد که موسوی ـ معمار و هنرمند - خودش آن را طراحی کرده بود: یک هنرستان و گالری در مرکز تهران. موسوی که چندان کاریزماتیک نیست، اما به جای آن به معنای واقعی کلمه روشنفکر ـ هنرمند به چشم می‌آید به آرامی وارد یک اتاق کنفرانس ساده شد. محافظت چندانی نداشت و تنها چند مشاور او را همراهی می‌کردند و کت‌وشلواری سیاه و پیراهن راه‌راه آبی به تن کرده بود. به نظر می‌رسید سوالات ما را که به زبان انگلیسی بیان می‌شد درک می‌کند، هرچند به فارسی پاسخ می‌داد.

موسوی به آرام سخن گفتن شهرت دارد، اما این مبالغه‌آمیز است. سخن گفتن او به پچ‌پچ شبیه‌تر است. پاسخ‌های او به ما محتاطانه،‌ دقیق و البته گاهی به نحو شگفت‌آوری صاف و پوست‌کنده بود. او هنگامی که از شیوه‌ی تبلیغاتی احمدی‌نژاد سخن می‌گفت بسیار با تاکید و محکم حرف می‌زد. شیوه‌ای که حمله‌ی مستقیمی به همسر موسوی، زهرا رهنورد که هنرمند و از فعالان اجتماعی سیاسی است، در برداشت. «من فکر می‌کنم که او (احمدی‌نژاد) از هنجارهای اجتماعی فراتر رفت و به همین دلیل یک موج بر علیه‌ی خودش به راه انداخت. در کشور ما، در برابر یک مرد به همسرش اهانت نمی‌کنند. ضمن اینکه از یک رییس جمهور انتظار نمی‌رود به چنین مسایل خردی توجه نشان دهد.»
او همچنین از ادبیات تنش‌آفرینی احمدی‌نژاد در مسایل بین‌المللی مانند اسرائیل و هولوکاست انتقاد کرد: «در سیاست خارجی ما مسایل بنیادین را که در حوزه‌ی منافع ملی ما قرار می‌گیرند با جنجال‌طلبی خلط کرده‌ایم که بیشتر مصرف داخلی دارد.»

موسوی به طور غیر منتظره‌ای از اراده‌اش نسبت به مذاکره در باب ماهیت برنامه‌ی هسته‌ای ایران به صراحت سخن گفت.

او گفت که دو مساله وجود دارد: استفاده‌ی صلح آمیز از انرژی هسته‌ای که بر مبنای NTP حق ایران است و دیگری استفاده‌ی تسلیحاتی احتمالی «بشخصه من وجه دوم را که هم ابعاد فنی و هم ابعاد سیاسی دارد قابل مذاکره می‌دانم اما نمی‌پذیرم که کشورمان از حق بهره‌برداری صلح آمیز از انرژی هسته‌ای محروم شود.»

در جایگاه ریاست جمهوری، موسوی طبعاً کما بیش به اندازه‌ی رهبر معظم آیت‌الله علی خامنه‌ای قدرت نخواهد داشت. به خصوص در حوزه‌ی سیاست خارجی و امنیت ملی. اما او موکداً ابراز داشت که تجمعات خیابانی چشمگیر هفته‌های گذشته احتمالاً ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت و در واقع این اتفاق با فشار بر رهبر نسبت به پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهد داد. ما پرسیدیم اگر انتخابات را ببازد، آن وقت چه می‌شود. [او پاسخ داد:] «تغییر از مدتی قبل آغاز شده است. تنها بخشی از آن به پیروزی در انتخابات مربوط می‌شود و بخش‌های دیگر ادامه خواهند یافت و هیچ عقبگردی در کار نخواهد بود.»

• تایم: شما بخشی از انقلاب بودید. شما درباره تغییرات کشور از آن زمان تاکنون چه نظری دارید؟ و به نظر شما امام‌ خمینی در برابر این تغییرات چه موضعی می‌داشت؟
• موسوی: امام خمینی همیشه از تغییرات استقبال می‌کرد. او معمولاً تغییرات را می‌پذیرفت و آنگاه تلاش می‌کرد تا آن را مدیریت کند.
• آیا تغییرات در کشور شما را شگفت‌زده می‌کند و آیا این همان چیزی است که شما در زمان انقلاب انتظارش را داشتید؟
• تغییرات زیادی هم در بعد داخلی و هم در بعد بین‌المللی رخ داده. اما چون برخی از این تغییرات سرکوب شدند. اکنون به نحو غیرمنتظره‌ای سر بر آورده‌اند.
• آیا انتظار داشتید که این چنین غیره منتظره‌ سربرآورند؟
• من در نخستین سخنرانی‌ام در دانشگاه تهران گفتم که مردم می‌توانند حالتی دوگانه داشته‌ باشند. آنها در عین حال که به ارزشهای انقلابی احترام می‌گذارند، نگاهی به جلو، به سوی تغییرات مدرن دارند، اگر شما به خیابان ولی‌عصر نگاه کنید در تمام مسیر از شمال تا جنوب مردمی با هر نوع پیش زمینه و با هر نوع پوشش و آداب و رسومی می‌بینید، اما همه‌ی آنها می‌توانند به خاطر یک هدف مشترک گردهم آیند.
• کدام یک از دو جنبه‌ی این دوگانگی در ایران امروز برجسته‌تر است؟
• این دوگانگی یک موضع اعتراضی و تقابلی به نمایشگاهی گذارد که اگر پذیرفته شود می‌تواند فرصت‌های ممتازی برای کشور خلق کند اما اگر پذیرفته نشود و سرکوب شود می‌تواند به یک تهدید مبدل شود.
• آیا شیوه‌ی مبارزات انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد در قبال شما و همسرتان، شما را شگفت زده کرده است و شما چه توضیحی درباره رفتار او دارید؟
• او سبک خاصی در پیش گرفت اما من فکر نمی‌کنم تا اینجا پیش برود.
• و به نظر شما چرا این کار را کرد؟
• من فکر می‌کنم او مرزهای جامعه ما را پشت سر گذاشت و این علتی شد که موجی علیه او راه بیفتد. در جامعه ما مقابل یک مرد به همسرش اهانت روا نمی‌دارند. ضمن اینکه از جایگاه ریاست جمهوری انتظار نمی‌رود که به چنین امور جزیی و کم اهمیتی توجه نشان دهد. همچنین انتظار می‌رفت او بر مبنای آمار و ارقام سخن بگوید.
• این مصاحبه بعد از انتخابات منتشر می‌شود و شما ممکن است در آن هنگام رییس جمهور باشید. آخرین رییس جمهور اصلاح طلب محمد خاتمی که اکنون از شما حمایت می‌کند روزهای سختی در تعامل با رهبری سپری کرد. آیا فکر می‌کنید اوضاع برای شما فرق می‌کند؟
• ارکان مختلف در سیستم قدرت در جامعه وجود دارد که باید به نحو شایسته‌ای باهم در تعامل باشند. این واقعیت نظام ماست.و من در پی آنم که این ارتباط را چه در گفتگوها و چه در اجرای مسوولیتهای قانونی‌ام برقرار سازم. من معتقدم که می‌توانم این تعامل را به نقطه‌ی توازن برسانم.
• آیا شما معتقدید که اصلاح طلبان خیلی پیش رفتند و به این نقطه‌ی توازن توجه کافی نشان ندادند؟
• دوره‌ی خاتمی بعد از هشت سال به پایان رسید، اما او اگر در قدرت می‌ماند کسی چه می‌داند شاید توازن بین رهبر و قوای دیگر سرانجام برقرار می‌شد. اما ما یک سیستم تقسیم قدرت خاصی در ایران داریم. رهبر قدرت و اختیارات مشخصی دارد و رییس جمهور اختیارات دیگری و تعادل بین این قدرت‌ها امکان پذیر است.
• شما و رهبر هر دو اهل خامنه‌ هستید. وقتی شما نخست وزیر بودید، این گونه به گوش می‌رسید که در روابطتان با ایشان اختلاف نظر و اصطحکاک دارید. آیا فکر نمی‌کنید این مساله در صورت پیروزی شما، مشکل ساز شود؟
• اختلاف ما در آن زمان در قانون اساسی ریشه داشت.اما الان حیطه‌ی اختیارات به نحو چشمگیری شفاف‌تر و روشن‌تر در قانون اساسی (اصلاح شده) بیان شده است. فضای بسیار بیشتری برای هماهنگ شدن وجود دارد.
• شما در خلال مبارزات انتخاباتی در باب سیاست خارجی خیلی حرف نزده‌اید. اگر شما انتخاب شوید. آیا سیاست خارجی شما با آنچه اکنون جریان دارد ـ به خصوص در قبال آمریکا ـ متفاوت خواهد بود؟
• معنای سیاست خارجی تنها رابطه با یک کشور نیست. آمریکا یکی از کشورهاست. انتقادی که من داشته‌ام این بوده که ما از پتانسیل عظیمی که برای ایجاد دیپلماسی موثر داریم، استفاده نکرده‌ایم. در سیاست خارجی‌مان مسایل و موضوعات بنیادینی را که در شمار منافع ملی ما هستند با جنجال آفرینی که بیشتر مصرف داخلی دارد، خلط کرده‌ایم.
• با تغییر دولت آیا به نظر شما در موضع ایران در برنامه‌ی انرژی هسته‌ای تغییری به وجود می‌آید؟
• ممکن است روشها را تغییر دهیم. راجع به انرژی هسته‌ای دو مقوله وجود دارد: یکی حق‌ها برای استفاده از انرژی هسته‌ای که قابل مذاکره نیست. دیگری به نگرانی‌های مربوط می‌شود که نسبت به انحراف برنامه‌ی هسته‌ای به سمت تسلیحاتی شدن وجود دارد. من به‌شخصه اعتقاد دارم که مقوله دوم که هم فنی و هم سیاسی است قابل مذاکر است. ما از حق کشورمان نسبت به انرژی هسته‌ای چشم‌پوشی نخواهیم کرد.
• به نظر شما باراک اوباما برای برقراری روابط بهتر بین ایران و امریکا جدیت بیشتری دارد؟ و اگر شما این امر را امکان پذیر می‌دانید برای دست‌یابی به آن چه باید کرد؟
• اوباما دغدغه‌های خود را چندین بار تکرار کرده است و این به خودی خود فضای خوبی برای تلقی این مسایل به وجود آورده است. ما امیدواریم کته این صحبت‌ها با اقدامات عملی همراه شوند و ادامه یابند.
• چه نوع اقداماتی انتظار دارید از طرف مقابل ببینید؟
• من شنیده ام که او نسبت به کودتای 1953 (28 مرداد 32) ابراز تاسف کرده است. و این خود یک قدم مثبت است. چون ذهنیت‌های منفی‌ای که در مردم ما وجود دارد، کاهش خواهد داد.
• چهار سال بعد، اگر شما انتخاب رییس جمهور منتخب باشید، دوست دارید مردم راجع به موسوی چه بگویند؟ دوست دارید چه یادگاری از خود بر جای گذارید؟
• وقتی انقلاب شد، من یک روستایی بودم. انقلاب مرا بالا برد و الان افراد زیادی مرا از خود جدا نمی‌بینند. اگر من رییس جمهور شود، امیدوارم مردم همان احساسی را نسبت به من داشته باشند که آن هنگام نسبت به من به عنوان فرزند خود داشتند. کسی که با اخلاص تام سعی خود را می‌کند که برای آنها کار کند. من این را امتحان کرده‌ام: مردم بیشتر از آنکه به نتایج توجه کنند به درستکاری اهمیت می‌دهند.
• اگر شما پیروز نشوید، به این همه جوان که در خیابانها رقص کنان و لبخند بر لب و شادند، چه خواهید گفت؟ به تمام طرفداران خود اگر پیروز نشوید، چه خواهید گفت؟
• پیام من قبلاً به آنها رسیده است. تغییر از مدتی قبل آغاز شده است. تنها بخشی از این تغییر به پیروزی در انتخابات مربوط می‌شود. بخشهای دیگر ادامه خواهند یافت و هیچ عقبگردی در کار نیست.
• در کابینه شما چند زن حضور خواهند داشت؟
• عددش را نمی‌دانم، اما وزیران زن خواهم داشت. اگر رییس جمهور شوم به آنها اعلام خواهم کرد.
• آیا همسر شما یکی از آنها خواهد بود؟
• همسر من از پست‌های سیاسی فرار می‌کند. من فکر نمی‌کنم که اصلاً و ابداً او به داشتن یک جایگاه سیاسی علاقه‌مند باشد. اما البته او همیشه در کنار من به عنوان یک مشاور حضور داشته و خواهند داشت.

صبح
Wednesday 8 July 2009, 06:11PM
رئيس بخش امور جغرافيايي ـ سياسي بنياد امريكاي نوين :

موسوي بايد راهي براي عقبگرد بيابد و آبرومندانه عقب‌نشيني كند
15753

رئيس بخش امور جغرافيايي ـ سياسي انرژي (Geopolitics of Energy) در بنياد امريكاي نوين (New America Foundation) مستقر در واشنگتن و نويسنده مقاله جنجال برانگيزي تحت عنوان «احمدي‌نژاد پيروز شد، فراموشش كنيد» هفته گذشته طي همايش ويژه اين بنياد به منظور بررسي وقايع اخير ايران خاطرنشان ساخت، امريكا بايد دكتر محمود احمدي‌نژاد را به عنوان رئيس‌جمهور ايران به رسميت بشناسد.
فلينت لورت كه از مارس 2002 تا مارس 2003 سمت سرپرست عالي‌رتبه بخش امور خاورميانه‌ شوراي امنيت ملي امريكا را عهده‌دار بود و به علت اختلاف‌نظر در مورد سياست‌هاي بوش در قبال خاورميانه از شغل خود استعفا داد، اضافه نمود: «داستان غم‌انگيز ايران عملاً به پايان رسيده است. بنده هفته پيش اين مسئله را در مقاله خود متذكر گرديدم كه در دو صورت اين غائله خاتمه خواهد يافت. 1) در صورت بررسي هرگونه تخلف در انتخابات توسط شوراي نگهبان و 2) سخنراني (رهبر معظم انقلاب) آيت‌الله خامنه‌اي در اين رابطه كه خطوط را مشخص نمايد.»
وي افزود: از زمان سخنراني آيت‌الله خامنه‌اي وضعيت عوض شد. تظاهرات به عنوان چالشي در مقابل نظام معرفي گرديده و مخالفين محدود شدند. آن عده از تظاهركنندگان كه هدفشان حقيقتاً بهبود سيستم بوده و قصد سرنگوني نظام را نداشتند آرام‌آرام كنار رفتند. اين رخداد از لحاظ استراتژيك خاتمه يافته محسوب مي‌گردد. ما تنها شاهد تحليل‌هاي پايان نيافتني رسانه‌هاي غربي مبتني بر آرزوهاي واهي نويسندگان اين تحليل‌ها هستيم.
لورت كه در گذشته به مدت هشت سال به عنوان تحليلگر سازمان سيا در امور خاورميانه و سوريه و مدتي نيز به عنوان متخصص مقابله با تروريسم در وزارت خارجه امريكا خدمت نموده و در حال حاضر علاوه بر مسئوليت فوق سمت استاد امور بين‌الملل دانشگاه ايالتي پنسيلوانيا را عهده‌دار مي‌باشد اضافه نمود: ايران قرار نيست دچار فروپاشي شود، آنها به گونه‌اي عمل نمودند كه مطابق با قوانينشان بود و اين كار را با حداقل تلفات به ثمر رساندند. اين به مراتب كشته‌هاي كمتري نسبت به وقايع ميدان تيانمن در چين دربرداشت. بروز اين جريانات به معناي اين نيست كه قرار است سيستم ايران از هم فرو پاشد. وي همچنين افزود، برخلاف نظرات ابراز شده در رسانه‌هاي غربي «براي بسياري از ايرانيان دوره رياست جمهوري خاتمي نوميدكننده بود.» لورت كه به خاطر مقاله فوق‌الذكر خود سخت مورد انتقاد متفكرين و دست‌اندركاران امريكايي قرار گرفته طي اين جلسه با حضور رسانه‌ها و شخصيت‌هاي امريكايي خود را واقع‌گرا خوانده و با كمال تبحر از مواضع خود دفاع نمود.
وي گفت: «موسوي بايد راهي براي عقب‌گرد بيابد و آبرومندانه عقب‌نشيني كند. بنده فكر مي‌كنم او چه با حمايت هاشمي رفسنجاني و چه بدون حمايت او، سيستم را به چالش بكشد، از لحاظ استراتژيك اين داستان پايان يافته و احمدي‌نژاد برنده است و اگر امريكا بخواهد با ايران تعامل داشته باشد بايد رئيس جمهور اين كشور را به رسميت بشناسد و اين در راستاي منافع امريكاست.»
لورت در پاسخ به سؤال يكي از شركت‌كنندگان كه اغتشاشات اخير را «انقلاب» خواند گفت، بنده اساساً با اين تفكر كه رخداد اخير را «انقلابي» بناميم در راستاي استقرار ايراني قابل قبول غرب مخالفم. آنچه اتفاق افتاد قيام اكثريت ملت ايران نبود كه آن را انقلاب بناميم. ما بايد واقع‌بين باشيم و با ايران تعامل كنيم.
لورت همچنين خواستار گفتمان استراتژيك اوباما و احمدي‌نژاد شده و گفت خوشبيني محتاطانه‌اي نسبت به چنين گفتماني هنوز در ايران وجود دارد و بهتر است ما زياد در رابطه با مسائل اخير هيجان‌زده نشويم و دست به كاري نزنيم كه گفتمان با ايران دشوارتر شود.
نقش سازمان سيا در تظاهرات ايران پس از انتخابات
سايت خبري اينترنتي هواداران دكتر ران پال نماينده جمهوريخواه كنگره از ايالت تگزاس و كانديد رياست جمهوري امريكا در انتخابات اخير اين كشور تحت عنوان ديلي پال Daily Paul اقدام به پخش ويدئويي تحت عنوان فوق نموده كه افشاگر برنامه‌هاي سيا براي ايجاد انقلاب مخملي در داخل ايران از زمان بوش پسر در 24 مه 2007 مي‌باشد.
يك شهروند امريكايي در واكنش به اين ويدئو مي‌نويسد: «موسوي مطمئناً يك فرد بي‌فكر و مغز نيست، كافيست نگاهي به سوابق كاري او بيندازيد. بنابراين از آنجا كه او فردي بي‌فكر نيست بايد گفت او مي‌داند در اين انتخابات شكست خورده و در واقع احمدي‌نژاد با اكثريت قاطع غيرقابل تقلب پيروز شده است. با اين وجود او تصميم گرفته كشور خود را دچار بي‌ثباتي نمايد، آن هم زماني كه كشور با خطر تجاوز خارجي روبروست. اين مسئله چه تصويري از موسوي در اذهان ايجاد مي‌كند؟ به نظر من او عملاً حربه‌اي در دست سازمان سيا براي يكي ديگر از برنامه‌هاي سرنگون‌سازي امريكا مي‌باشد. اينكه آيا موسوي خود مأمور حقوق بگير سازمان سياي امريكا است يا اطرافيانش با زيركي، غرور او را وسيله‌اي ساخته‌اند كه وي را به جهتي سوق دهند كه امروز شاهد آنيم تفاوتي نمي‌كند. مسئله اينجاست كه موسوي وسيله صدمه زدن به ايران شده و به ايجاد بي‌ثباتي در كشورش كمك مي‌كند.» همين شهروند مي‌افزايد: «من معتقدم موسوي راه به جايي نخواهد برد. اكثريت جمعيت ايران و ساختار قدرت در اين كشور اجازه نخواهد داد او ايران را بي‌ثبات كند. شكي نيست رسانه‌هاي غرب مرتباً به مردم يادآور خواهند شد كه‌ «احمدي‌نژاد اين انتخابات را به سرقت برد» اما از اول هم احمدي‌نژاد زياد ميانه خوبي با رسانه‌هاي صهيونيستي نداشت و ايراني‌ها هم به حرفهاي اينها وقعي نمي‌گذارند.»


Ahmadinejad Won. Get Over It (http://www.newamerica.net/publications/articles/2009/ahmadinejad_won_get_over_it_14722)

صبح
Friday 10 July 2009, 11:51PM
توجه : آقای مجید ماجد اشاره کردند این مقاله در وبلاگ گری سیک وجود ندارد و بنده نیز چک کردم و چیزی با این مضمون وجود نداشت. همچنین تا جائی که در اینترنت گشتم چنین مقاله ای با این ترکیب با منبع انگلیسی در اینترنت نیافتم / به هر نامی. اعتبار این خبر تنها بعهده "رجانیوز" است.تلاش می کنم با رجانیوز تماس بگیرم و بپرسم این مقاله از کجا آمده است.
-----------------------------------------------------
توصيه‌هاي ديرهنگام گري سيك به آشوبگران پس از فروكش كامل اغتشاشات
تا سپاه و بسيج را از ميدان خارج نكنيد، نتيجه نمي‌گيريد
در حالي كه فتنه‌ي اغتشاشات با عدم استقبال عمومي نسبت به فعاليت‌هاي غيرقانوني در ايران كاملاً فروكش كرده است، گري سيك مشاور اسبق امنيت ملي امريكا، راهكارهايي را براي شكست آنچه او از آن به عنوان كودتا در ايران ياد كرد، ارايه داد.
http://rajanews.com/Files_Upload/3713.jpg

به گزارش رجانيوز، سيك تحليلگر مسايل خاورميانه و به ويژه ايران، در سايت شخصي خود نوشت: من به راه‌هايي براي شكست اين كودتا با كمترين كشتار و خونريزي فكر مي كنم. در ذيل افكار و انديشه‌هايم را براي اجراي آنچه ارزش انجام دارد، مطرح مي كنم:
1- ما بايد توجه خود را به نقش روزافزون سپاه پاسداران و بسيج معطوف كنيم. اما، چگونه اپوزيسيون مي تواند بدون جنگ و درگيري، آن‌ها را خلع سلاح كند؟
2- در اينجا بايد از كلاوشويتز نظريه‌پرداز مورد علاقه‌ام در زمينه مسايل نظامي كمك بگيرم‏.‏ استدلال او اين بود كه اساساً جنگ به حوزه و قلمروي اجتماعي تعلق دارد‏.‏ امروزه، در ايران يك جنبش اجتماعي تلاش مي‌كند تا بدون توسل به رويارويي و تقابل نظامي و يا به عبارتي جنگ مدني (غيرنظامي) در كارزار سياسي عليه نيروي نظامي به پيروزي برسد‏.‏ از اين رو، طبق يك مدل ديالكتيك حقيقي، استدلال كلاوشويتز مردم را وا مي‌دارد كه در اين ارتباط به گونه‌اي كاملاً متفاوت انديشه كنند‏.‏ اكنون، نخستين سرنخ و نشانه در زمينه نحوه اقدام را در اختيار داريم.
3- طبق گفته‌ي كلاوشويتز، هر ماشين نظامي، يك مركز ثقل دارد‏.‏ چنانچه درصدد به حداقل رساندن خسارات و كوتاه كردن جنگ باشيد، اين (مركز ثقل)، هدف و محور خواهد بود‏.‏ همانگونه كه مطلع هستيم، در ماه‌هاي آخر جنگ جهاني دوم، استدلال شماري از استراتژيست‌هاي امريكايي اين بود كه امپراطور مركز ثقل، ژاپن است. با تحت فشار قرار دادن وي، دولت نظامي نيز سقوط خواهد كرد‏.‏ برخي بر اين استدلال هستند كه اين، منطق نهفته در پس استفاده از يك بمب بود‏.‏ مركز ثقل در ايران چيست؟ مايلم كه بگويم آن (مركز ثقل)، در تمايز بين حوزه‌ها و قلمروهاي مذهبي و غيرمذهبي قرار دارد‏.‏ به قدر كافي به اين نقطه فشار وارد آوريد و سپاه پاسداران و بسيج را به طور مؤثر و كارا از ميدان خارج كنيد‏ تا اين اتفاق رخ ندهد، هيچ‌يك از تلاش‌ها نتيجه نمي‌دهد.
4- خلاصه آن كه اپوزيسيون بايد در آرامگاه آيت‌الله خميني ‏(‏ره)‏، بست بنشينند (يك شيوه سنتي و مرسوم مورد استفاده ي عدالتخواهان در ايران).
جداي از موسوي و همسرش، شماري از افراد كه صلاحيت‌اشان در هاله‌اي از شك و ترديد قرار دارد و كساني كه طي 2 دهه گذشته در عرصه سياست فعال نبودند، بايد به اين حركت بپيوندند‏.‏ عليرضا بهشتي، همسر شهيد رجايي، همسر شهيد همت، برخي از اعضاي خانواده آيت الله خميني از جمله حسن، زهرا (عمه‌اش) و علي اشراقي (نوه آيت‌الله خميني)، از جمله اسامي هستند كه به ذهن من مي آيد‏.‏ حتي، علي مطهري را نيز بايد به پيوستن به اين حركت ترغيب كرد‏.
يك راه ممكن براي شكستن بن‌بست موجود اين است كه معترضان خواستار استعفاي احمدي‌نژاد و اعلام پيروز واقعي در انتخابات شوند.
سپاه پاسداران براي درهم شكستن و سركوب چنين جمعيتي در چنين مكان مقدسي نمي‌تواند دست به كار شود‏.‏ معتقدم، به ويژه، در صورتي كه برخي آيت‌الله ها در قم و مناطق ديگر، نامه‌هايي را در حمايت از معترضان بفرستند، اين اقدام، فشاري را به سپاه وارد خواهد كرد كه شكستش را نزديك خواهد كرد‏.‏ حوزه غيرمذهبي -ملاحظات دنيوي ناشي از قدرت گروهي از سران كودتا- در نهايت بايد به همه ملاحظات مهم حوزه مذهبي تن دهد‏.‏ اگر اين اقدام، چند هفته‌اي ادامه يابد، شايد احمدي‌نژاد، چاره‌اي جز استعفا نداشته باشد‏.

صبح
Saturday 11 July 2009, 10:28AM
آینده ایران - خیابان‌ها را نگاه کنید
پیتر اکرمن، رامین احمدی
۲۰ تير ۱۳۸۸


توضیح: انتشار این مطلب به معنای برانداز خواندن حامیان نامزدهای معترض نیست. این یادداشت و یادداشت‌های مشابه با هدف آگاه‌سازی نسبت به حرکت‌هایی که قصد سوء استفاده از اعتراضات مختلف در داخل کشور را دارند منتشر می‌شود.

اشاره: پیتر اَکرمن، رئیس «مرکز بین المللی درگیریهای غیرخشونت آمیز» است. آكرمن كسي است كه سال 2005، دو كارگاه آموزش اقدامات دفاع غیرخشونت آمیز (انقلاب نرم) محرمانه را در دبي براي فعالين ايراني برگزار كرد. رامین احمدی نیز رییس «سازمان آموزشِ مبارزه غير خشونت آميز استراتژيک» است. او نیز با تشکیل کارگاه‌هایی در هامبورگ آلمان به آموزش "مبارزه غیرخشونت آمیز (نرم)" برای فعالان ایرانی پرداخته است.

شارپ - اکرمن - سوروس رئوس سه ضلع مثلث پژوهشی - مالی هستند که با ایجاد و راه‌اندازی موسسات و نهادهای گوناگون و با حمایت سازمان‌های اطلاعاتی ایالات متحده در راستای انقلاب‌های رنگین در کشورهای مختلف گام برداشته‌اند.

مقاله پیتر اکرمن - رامین احمدی که سه سال قبل با عنوان "آینده ایران، خیابان‌ها را نگاه کنید" در نیویورک‌تایمز منتشر شده را بخوانید.

×××

آینده ایران - خیابان‌ها را نگاه کنید
4 ژانویه 2006 - نیویورک‌تایمز
15821



ماههاست که فعالان سیاسی وحتی روحانیون میانه رو در مورد جهت گیریهای تند محمود احمدی نژاد رئیس جمهور جدید ایران نگران هستند. طی چند هفته گذشته پس ازآنکه وی گفت که واقعه هولوکاست یک افسانه است و خواستار محو اسرائیل از نقشه جهان شده و پخش موسیقی غربی از رادیو وتلویزیون دولت ایران را ممنوع کرد [اشاره به تصمیم تلویزیون ایران برای استفاده بیشتر از موسیقی ایرانی که در آن زمان به صورت گسترده در رسانه‌های غربی بازتاب داشت]، نگرانیها در سراسر جهان افزایش یافت.

اما تحولی دیگر نیز در ایران وجود دارد (تحولی مثبت با پتانسیل قوی) که دنیا نباید آن را ازدست بدهد: مخالفتها واعتراضها علیه احمدی نژاد در حال افزایش است.

درحالیکه احمدی نژاد به حق ایران در داشتن انرژی هسته ای تاکید می کند، وی قول داده که درآمد کشور را میان فقرا توزیع کند و سرمایه داران را مهار کند. درحالیکه سیاستگذاران و صاحب نظران در غرب از ادبیات به کار برده شده توسط احمدی نژاد متاسف شده اند.

اقدامات اندکی توسط مجامع بین المللی - اکنون وگذشته - برای حمایت از شهروندان عادی ایرانی که بی وقفه خواستار دموکراسی ناب،حاکمیت قانون و فرصت های اقتصادی هستند، انجام شده است. ایرانیهایی که به خاطر پیوستن به اعتراضها با خطر زندانی شدن یا حتی بدتر از آن روبرو هستند ،از سیاست خارجی امریکا و اروپا راضی نیستند.

با وجود تمام مشکلات، تاکتیکهای غیرخشونت آمیزهمچون اعتراضها واعتصابها به طور متناوب به امور طبیعی در صحنه سیاسی داخلی ایران تبد یل شده است .

متخصصان پزشکی، معلمان، کارگران، رانندگان اتوبوسهای شرکت اتوبوسرانی تهران اعتصاب کردند. درهفته انتخابات ریاست جمهوری بیش از 6000 هزار زن ایرانی به خیابانها ریختند تا به قوانین تبعیض حقوق زنان به ویژه به ممنوعیت کاندیداتوری حقوق زنان برای انتخابات ریاست جمهوری ایران اعتراض کنند. فعالان دانشجویی نیز اغلب دست به اعتراض، تحصن و تظاهرات زده اند.

متاسفانه این اقدامات هماهنگ نشده است و سازماندهان آن نمیدانند که اعتراضهایشان را چگونه سازماندهی کنند.

در حالی که جنبش توده مردم برای حقوق برابر و آزادی های مدنی منتظر برانگیخته شدن است، سازماندهان و رهبران آن تا کنون فاقد دیدگاه استراتژیک مشخص و رهبری مستحکم بوده اند. به علاوه ناکامی مجلس اصلاح طلبان و تضمین پیروزی احمدی نژاد فضایی پیچیده ای را در جامعه ایران حاکم کرده است. دراین فضا و پس ازاینکه قولهای داده شده جامه عمل پوشانده نشود، فرصت جدیدی برای ایرانیهایی که هنوز مقاوم هستند و خواستار اعمال اصلاحات اقتصادی می باشند ،ایجاد خواهد شد.

این عزم واراده باید توسط جامعه جهانی تحت اقدامات برای حمایت از آزادی وعدالت در ایران منعکس شود. دولتها باید فشارها را بر ایران افزایش دهند. سازمانهای غیردولتی سراسرجهان باید اقداماتشان را در کمک به جامعه ی مدنی ایران، گروههای فعالان زن، اتحادیه ها و روزنامه نگاران در ایران گسترش بدهند ودر نهایت رسانه های جهان باید پوشش منظم جریان اعتصابها،اعتراضها و دیگراقدامات مخالفان را شروع کنند.

پیشتر در تاریخ این اقدامات موثر واقع شده است. برای نمونه کاتولیکها در اروپا و آمریکا به اتحادیه های تجارت در لهستان و جنبش "قدرت مردم" در فیلیپین کمک کردند. سازمانهای آفریقایی – آمریکایی نیز به گروههای مدنی آفریقای جنوبی درمبارزه با آپارتاید کمک کرده بودند. این نیز میتواند الگویی برای ایران باشد. ایرانیها خود میتوانند با استراتژیهای غیرخشونت آمیز به جنبشهای اعترا ض آمیز خود ادامه بدهند و در نهایت آینده کشورشان را رقم بزنند.

صبح
Monday 13 July 2009, 12:43AM
مشروح نشست خبري دبيركل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي
صداوسيما خيانت‌ها و اعترافات را نمايش دهد تا ابعاد توطئه فاش شود
دبيركل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي كه پيش از انتخابات طي 3 كنفرانس خبري حمايت قاطع تشكل متبوعش را از دكتر احمدي‌نژاد بيان كرده بود، امروز بار ديگر در جمع خبرنگاران حاضر شد تا ضمن تشريح علت رأي مجدد مردم به احمدي‌نژاد، وقايع پس از انتخابات و تأكيد بر پخش اعترافات تلويزيوني بازداشت‌شدگان براي افشاي توطئه، نظرات خود را درخصوص كابينه آينده بيان كند.
به گزارش رجانيوز، حسين فدايي البته به بحث كابينه كه مي‌رسد براي آنكه شائبه‌اي درخصوص حمايت به‌منظور سهم‌خواهي پيش نيآيد، تأكيد مي‌كند: يكي از ويژگي‌هاي انتخابات اين دوره حضور و حمايت اصولگرايان از نامزد مورد نظرشان يعني شخص آقاي احمدي‌نژاد، حضور گفتماني بود و هيچگونه مطالبه گروهي يا شخصي نداشتند و تمام تلاششان موفقيت گفتمان اصولگرايي و فراهم كردن خدمات لازم و شايسته‌اي براي ملت در سايه اين گفتمان بود.
وي همچنين گفت: هر گونه مقاومت نسبت به اصل مشروعيت انتخابات و يا مشروعيت رئيس‌جمهور منتخب مقابله با قانون و اراده عمومي ملت است.
فدايي به تشريح برخي از مواضع امام‌‌خميني(ره) پرداخت و در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس مبني بر اينكه نظر شما در خصوص نامزدهايي كه به اعتراض خود در خصوص انتخابات ادامه مي‌دهند، چيست؟ گفت: مرزبندي منظم و شفاف در شرايط كنوني دو موضوع جدي است؛ پذيرش اصل مشروعيت انتخابات و پذيرش رئيس‌جمهور منتخب مورد بحث است؛ چرا كه هر دوي اين موضوع براساس فرايند قانوني طي شده و نهايتا به تاييد رسيده است از همين رو هر گونه مقاومت نسبت به اصل مشروعيت انتخابات و يا مشروعيت رئيس‌جمهور منتخب مقابله با قانون و اراده عمومي ملت است.
وي گفت: حضرت امام‌خميني (ره) بارها به مسئولان هشدار مي‌دادند كه مبادا فريب قدرت استكبار را بخورند و نسبت به ليبرال‌ها و منافقين كه جاده صاف‌كن استكبار هستند مي‌گفتند كه اعتماد به آنها ساده لوحانه است.
وي مشكل دشمنان انقلاب به سركردگي آمريكا، صهيونيست و انگلستان را خط و آرمان‌هاي حضرت امام‌‌خميني(ره) عنوان كرد و اظهار داشت: مقام معظم رهبري مقام، استوار، شجاع، قاطع، بصير و حكيم پاي جاي پاي امام(ره) گذاشته و گفتمان پيمان را پي گرفته است.
به گزارش فارس، دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي ادامه داد: كساني كه فكر مي‌كنند با اسلام به‌علاوه امتياز دادن، با اسلام منهاي امام و رهبري، با اسلام منهاي مردم مي‌توانند مقابل دشمنان بايستند سخت در اشتباه هستند.
فدايي تأكيد كرد: اينها ناخداگاه اسلام را ناقص دانسته و امام را ناكارآمد مي‌دانند و از همين رو مي‌خواهند با ضميمه خود به اسلام نقص را برطرف كنند كه اين را انحراف بزرگ مي‌دانيم.
وي در خصوص حماسه 22 خرداد و دستاوردهاي اين انتخابات يادآور شد: در انتخابات 22 خرداد 88 چند دستاورد بزرگ داشتيم كه مي‌توان اينگونه برشمرد؛ ملت با حضور 85 درصدي خود معناي مردم سالاري ديني و ناكارآمدي دموكراسي غربي را نشان داد و همچنين توطئه دشمنان را نقش برآب و وفاداري به خط امام، انقلاب و رهبري را ثابت كرد.
دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي اضافه كرد: ملت با حضور خود موجب شد از نقشه گسترده دشمنان در براندازي نرم، كودتاي نرم توسط عناصر افراطي كه هماهنگ‌ با دشمنان خارجي بود و از آتشفشان فتنه عبور كنيم.
فدايي، پيروزي‌هاي به دست آمده توسط مردم در انتخابات 22 خرداد را 3 مورد دانست و اينگونه برشمرد: در اين انتخابات وفاداري به خط امام، نظام و مقام معظم رهبري ثابت شد، شكست دشمنان داخلي و خارجي را موجب شد و همچنين اين انتخابات پيروزي گفتمان انقلاب اسلامي را نشان داد.
وي رأي ملت در انتخابات را رأي گفتماني عنوان كرد و گفت: در اين انتخابات ملت بزرگ ايران به عدالت‌خواهي رأي داد و آن را مطالبه مي‌كند و همچنين ملت به خط مقاومت و ايستادگي در مقابل نظام سلطه رأي داد و آن را هم مطالبه مي‌كند.
دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي ادامه داد: رأي ملت ايران، مطالبه خدمت به محروميت و مستضعفان بود و همچنين ملت ايران به خط وحدت و تبعيت از مقام معظم رهبري رأي داد كه به آن پافشاري دارد.
فدايي با بيان اينكه ملت ايران به روحيه مردمي، ساده‌زيستي و خدمتگزاري مسئولان رأي دادند، تصريح كرد: ملت ايران به مختصاتي از گفتمان انقلاب رأي داد كه گفتمان امام و رهبري است.
وي در بخش ديگري از سخنان خود هر گونه ايستادگي در مقابل رأي ملت را ديكتاتوري خواند و با بيان اينكه كساني كه در مقابل ملت و قانون ايستاده‌اند از قطار انقلاب خارج شده‌اند، ابراز داشت: كساني كه مشروعيت رئيس‌جمهور را بر نمي‌تابند، مقابل ملت مي‌ايستند و همچنين كساني كه مشروعيت انتخابات را برنمي‌تابند، بايد پاسخگوي اغتشاشات باشند و بگويند چرا قلب دشمنان اين نظام و انقلاب را شاد كردند.
دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي افزود: مقابله‌كنندگان در مقابل رأي مردم بايد مشخص كنند آسيب‌هاي وارده بر آبروي نظام را چگونه جبران مي‌كنند و همچنين بايد پاسخگوي خسارت وارده به ملت باشند.
فدايي از صدا و سيما، قوه قضائيه و ساير نهادهاي نظام خواستار شد با نمايش خيانت‌هاي صورت گرفته و اعترافات، ابعاد توطئه را فاش كنند تا ابعاد خيانت در حق ملت ايران مشخص شود.
وي در خصوص انتظار ملت ايران از دولت دهم عنوان كرد: انتظار ملت ايران استمرار گفتمان انقلاب اسلامي، هدف قرار دادن سند چشم‌انداز، تحقق اصل 44، هدفمند ‌نمودن يارانه‌ها، طرح تحول اقتصادي، اصلاح نظام جامع حمل و نقل، لايحه خدمات كشوري و حل مشكل مسكن، تورم، اشتغال و اعتلاي معنويت، بكارگيري مديران پاك و انقلابي، اعتلاي جايگاه علمي كشور است.
دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي افزود: انشاء‌الله چون گذشته، كار شبانه‌روزي و صداقت شاهد پيشرفت كشور باشيم چرا كه تنها در سايه خدمت است كه اين آسيب‌هاي بعد از انتخابات ترميم خواهد شد.
فدايي در بخش ديگري از سخنان خود در سخني با اصولگرايان گفت: يكي از دستاوردهاي انتخابات روشن‌شدن مواضع اصولگرايان واقعي از مدعيان اصولگراي بود و آرايش اصولگرايي بر هم ريخت كه عده‌اي با ادعاي اصولگراي و رفتار غيراصولگرايي داشتند.
وي براي مشخص شدن جريان اصولگرايي چهار راه‌حل را پيشنهاد داد و خاطر نشان كرد: به اين منظور ما مي‌توانيم بدون طراحي فراكسيوني در مجلس، امور را دنبال كنيم و وضع موجود را كه خطوط در هم ريخته‌اي است و كساني كه مدعي اصولگرايي هستند ولي در جبهه‌اي ديگر تلاش مي‌كنند را به هم نزديك كنيم چراكه هم اكنون در واقع مرز‌بندي‌ها منطقي نيست.
دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي اضافه كرد: بايد اصولگرايي باز تعريف شود و متناسب با آن اصولگرايان و عناصر اين جبهه كنار هم قرار گيرند.
وي ادامه داد: روش چهارم اين است كه آرايش جديدي طراحي شود كه به نظر ما راه‌حل سوم منطقي و امكان پذيرتر است و اين مستلزم همكاري دولت و مجلس است تا با بازخواني اصولگرايي و تفاهمي جديد آرايش نويني سامان داده شود.
فدايي تصريح كرد: بي‌ترديد سياسي‌كاري در قاموس اصولگرايي جايي ندارد و مجلس بايد با تمام قامت پشتيبان اصولگرايي واقعي باشد تا بتواند گفتمان انقلاب اسلامي و مطالبات مردم را محقق سازد.
وي يادآور شد: عده‌اي در كمين هستند تا با تقابل مجلس و دولت فتنه‌انگيزي كنند.
دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي تأكيد كرد: حمايت و پشتيباني مجلس از دولت يك اقدام عقلاني و انقلابي است و متقابلا تعامل منطقي دولت با مجلس نيز يك وظيفه و تكليف الهي است.
*رئيس‌جمهور به دنبال كارآمد‌‌سازي بيشتر كابينه است
فدايي در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه تركيب احتمالي كابينه را چگونه پيش‌بيني مي‌كنيد، يادآور شد: به نظر مي‌رسد دولت منتخب براساس تجربه‌اي كه از گذشته به دست آورده است، براي نيل به مطالبات عمومي مردم كه همان تحقق گفتمان اصولگرايي است كه مختصات آن در اين برهه از زمان توجه به محرومين، اصلاح نظام اقتصادي، عدالت‌خواهي، مبارزه با فقر و فساد و حل مشكلات تورم، مسكن و اشتغال است، بايد نيروهاي خود را تنظيم كند.
وي ادامه داد: كساني از كارآمدي، روحيه خدمت شبانه‌روزي، ساده‌زيستي و با توجه به شرايط كشور از تدبير و عقلانيت لازم برخوردارند كه مجموعاً يكپارچگي لازم را در كابينه به وجود مي‌آورند كه دولت بايد از اين عناصر خدوم استفاده كند.
دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي تأكيد كرد: با اين اوصاف همانطور كه رئيس‌‌جمهور در تلويزيون اظهار داشت، آسيب‌شناسي نسبت به مديران و فرآيند كلي مديريت صورت گرفته است و رئيس‌جمهور به دنبال كارآمد‌‌سازي بيشتر كابينه چه در يك يك افراد و چه در مجموعه دولت و يكپارچه‌سازي در بدنه مديران دستگاه اجرايي است.
فدايي در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اينكه آيا اصولگرايان درخصوص چينش كابينه رايزني داشته و در كابينه حضور خواهند داشت؟ تصريح كرد: يكي از ويژگي‌هاي انتخابات اين دوره حضور و حمايت اصولگرايان از نامزد مورد نظرشان يعني شخص آقاي احمدي‌نژاد، حضور گفتماني بود و هيچگونه مطالبه گروهي يا شخصي نداشتند و تمام تلاششان موفقيت گفتمان اصولگرايي و فراهم كردن خدمات لازم و شايسته‌اي براي ملت در سايه اين گفتمان بود.
وي ادامه داد: مفاهيم و واژه‌هايي مانند سهميه‌خواهي در هيچ يك از مذاكرات وجود نداشته و اكنون هم وجود ندارد.
دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه اصولگرايان مدعي چه كساني بودند كه رفتار خلاف اصولگرايي داشتند؟ بيان كرد: وقتي كه ما در اين موضوع آدرس مي‌دهيم به آن بسنده مي‌شود، چرا كه اميدواريم دوستاني كه اشتباه كردند، متوجه شده و از اشتباه خود برگردند و لذا تعيين مصداق، بستن راه بر روي كساني است كه به اشتباه خود پي برده‌اند يا در آينده از اشتباه خود بر خواهند گشت.
فدايي در پاسخ به سؤالي در خصوص اينكه برخي از اصولگرايان قبل از انتخابات نسبت به برخي از مديران و مسئولان دولت نهم انتقاد داشته‌اند، آيا هم اكنون هم اين موضوع ادامه دارد؟ عنوان كرد: ما مصاديقي را براساس معيارها و ضوابط مطرح كرديم و انتظار داريم براساس همين معيارها نيروها به كار گرفته شوند.
دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اينكه بعد از انتخابات شاهد يك نوع فاصله در بين اقشار مختلف مردم هستيم، راهكار شما براي بيشتر شدن وحدت ملي چيست؟ گفت: اگر وحدت ملي ما مورد سؤال بعضي قرار گرفته يا مي‌خواهند شبهه ايجاد كنند كه عاملين اين چه كساني هستند بايد آنها در رفتارشان تجديد‌نظر كنند تا اين چنين تلقي نشود و اما اگر منتهي به شكاف اجتماعي شده است قطعا پاسخگويي آنها بايد بيشتر مي‌شود.
فدايي ابراز داشت: تصور ما اين است كه 14 ميليوني كه به موسوي و 25 ميليوني كه به احمدي‌نژاد رأي داده اند، همه‌شان در نكات قابل توجهي مشترك هستند به اين صورت كه همه در اين مشاركت 85 درصدي قائل به قانون و وفادار به امام، نظام و مقام معظم رهبري هستند و همه آنها فرايند قانوني انتخابات را پذيرفته و براي انتخابات مشروعيت قائل هستند.
وي ادامه داد: آنچه كه در فرآيند بررسي انتخابات و نهايتا اعلام نظر شوراي نگهبان پايبند هستند و اگر سؤال و ابهامي داشته باشند، آن فرايند را پذيرفته‌اند، هر چند رسانه ملي و دستگاه‌ها موظف هستند، سؤال‌هاي آن‌ها را برطرف كنند و سؤال‌ها و ابهام‌ها به معناي عدم پذيرش قانون نيست.
دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي در پايان مهمترين عامل تحقق وحدت ملي را پايبندي به قانون و تبعيت از مقام معظم رهبري دانست و خاطر نشان كرد: هيچ عامل ديگري نمي‌تواند جايگزين اين عامل باشد، از همين رو، جهت‌گيري همه بايد در سمت و سويي باشد كه قانون و پيوند بين امت امام حاكم شود.
خبرنگاري پرسيد: يكي از امامان جمعه قم اعلام كرده كه تا مدتي قصد ندارد خطبه نماز جمعه بخواند و سخنراني كند، علتش به نظر شما چيست؟
فدايي با بيان اين‌كه "بسياري از سوالات از اصولگرايان توسط برخي از افراد و برخي از رسانه‌ها نه در راستاي تقويت اصولگرايان بلكه دامن زدن به اختلافات است"، بر ضرورت حفظ وحدت تاكيد كرد و پاسخ داد: ما همه بايد تلاش كنيم به سمت وحدت حركت كنيم. هر فردي در هر مسووليتي، در شرايط مختلف ممكن است به انگيزه‌هاي مختلف تصميماتي را اتخاذ كند.

صبح
Monday 13 July 2009, 12:46AM

كيان تاجبخش دستگیر شد

۲۱ تير ۱۳۸۸
تاجبخش، نماينده مخفي بنياد آمريكايي سوروس در ایران دستگیر شد.

به گزارش ثانیه‏نیوز، يحيي كيان تاجبخش جامعه شناس داراي تابعيت امريكا و نماينده مخفي بنياد آمريكايي سوروس در ایران روز پنج‏شنبه 18 تیر در تهران، دستگیر و ماموران رایانه و تلفن همراه وی را نیز توقیف کردند.


وی در جریان اغتشاشات اخیر از بهمن سال گذشته، نقش هماهنگی برخی عناصر داخلی را با نهادهای آکادمیک و اطلاعاتی خارج از کشور را ایفا می‏کرد.

وی دارای تحصیلات آکادمیک در مورد انقلاب مخملی و ارتباط ارگانیک با برخی نهادهای غربی در این خصوص است.

يحيي كيان تاجبخش 15 خرداد 1386(11 ماه May سال ۲۰۰۷) به اتهام همکاری با بیگانگان و تلاش برای انقلاب مخملی، دستگير اما با فشار برخی محافل داخلی و خارجی با وثيقه مالي به ارزش صد هزار دلار آزاد شد.

* يحيي كيان تاج‌بخش از زبان خودش
در خردادماه سال 86 هاله اسفندياري، كيان تاج‌بخش و رامين جهانبگلو دستگیر ودر تیر ماه 86 در برنامه تلويزيوني «به اسم دموكراسي» نحوه همكاري خود را با بيگانگان تشريح كردند.


در اين برنامه يحيي كيان تاج‌بخش در معرفي خود اظهار داشت: متولد 1340 تهران هستم و در سن حدود هفت يا هشت سالگي به مدرسه شبانه‌روزي در انگليس رفتم. در آن زمان پدر من در دفتر فرح پهلوي به عنوان مسئول روابط عمومي كار مي‌كرد. در سال 1975 به سوئيس رفته و با عنوان كارمند اداري سازمان ملل شروع به كار كرد.

وي اضافه كرد: من ادامه تحصيلاتم را در انگليس تا فوق ليسانس ادامه داده و در سال 1984 با فوق ليسانس مديريت شهري از انگليس به نيويورك كه مادرم در آنجا اقامت داشت، رفتم. در آمريكا تا حدود سال 1997 من هيچ توجهي به مسائل ايران نداشتم. زبان فارسي بلد نبودم و تا آن زمان تقريبا هيچ علاقه‌اي به مسائل ايران نداشتم

يحيي كيان تاج‌بخش در ادامه بيان داشت: در نيويورك با بيژن خواجه‌پور براي بار اول آشنا شدم. وي به من توصيه كرد زماني كه به ايران سفر كردم با مجله گفتگو همكاري كنم و مجله گفتگو را مجله‌اي معرفي كرد كه در آن به اصطلاح، مفاهيم جديد مربوط به دموكراسي و جامعه مدني مورد بحث واقع مي‌شد.

وي ادامه داد: در همان سفري كه خواجه‌پور به نيويورك داشت من در يك محل ديگري با ايشان ملاقات كردم و وي در يكي از دفاتر متعلق به بنياد سوروس در مورد انتخابات و تاسيس شوراهاي شهر در ايران سخنراني داشت. اين يكي از اولين دفعاتي بود كه من در مورد اين مقوله چيزي مي‌شنيدم.

همچنين يحيي كيان تاج‌بخش بيان داشت: ديديم كه يك بعد پروژه برنامه‌هاي آشكار است و يك بعد ديگر نهادسازي، فرهنگ‌سازي و شبكه سازي ولي بعد سوم در واقع اهداف دراز مدت بنياد سوروس هست كه محتواي آن پياده كردن فلسفه جامعه باز است.

كيان تاجبخش اظهار داشت: سرمايه اجتماعي كتابي بود كه من تاليف كردم، اين كتاب قبلا توسط دفتر مطالعات سياسي وزارت كشور به فارسي ترجمه شده بود و كتابي مهم در علوم سياسي در آمريكا و متعلق به "پاتلان " بود چند سال بعد من كتاب ديگري درمورد سرمايه اجتماعي نوشتم و اين سبب شد كه اين مقوله سرمايه اجتماعي قابل تدريس بشود، بنابراين من در يكي از كلاسهاي دوره دكتراي دانشگاه تهران اين بحث را طرح و تدريس كردم، اين باعت شد كه افراد مختلف از جمله چندتن از شاگردانم همين موضوع سرمايه اجتماعي را به عنوان رساله دوره دكتراي خود انتخاب كنند و بعدا مقالات علمي خود را راجع به اينگونه مسايل بنويسند، پس از مدتي بعضي از اين افراد و شاگردان در دستگاههاي دولتي از جمله در وزارت كشور و سازمان شهرداريها صاحب سمت و مسووليت هاي رسمي شدند علاوه بر اين، اينها- مقوله و مفهوم سرمايه اجتماعي در داخل مجلات رسمي وزارت كشور كه براي تمام شهرداريهاي كشور ارسال مي شد- براي اولين بار مطرح شد. بعنوان حكمراني خوب و سرمايه اجتماعي محلي در واقع اين مقوله اشاعه پيدا كرد تا آنجا كه متوجه شدم كه اين بحت در داخل بعضي از شعارهاي انتخاباتي هم بتدريج جاي گرفت.

كيان تاجبخش اينچنين ادامه داد: بنياد سوروس اسم ديگرش موسسه جامعه باز يا "او اس آي " بود اين هم از فلسفه آقاي "پوپر" برگرفته شده است جورج سوروس از اين فلسفه اين برداشت را كرده كه همانطوري كه آقاي پوپر مي گويد در واقع هر علم اثبات پذير باشد، به معني ديگر هر علم و معرفتي بايد قابل ابطال باشد و نسبت به آن بايد شك و ترديد بوجود بيايد.

تاجبخش افزود: هدف دراز مدت بنياد سوروس براي پياده كردن آن فلسفه جامعه باز و حركت كردن آن جامعه يا جامعه اي به سمت جامعه باز- اين است كه بين حاكميت و ملت شكاف ايجاد بشود و از طريق اين شكاف آن قسمت هاي جامعه مدني كه برمبناي جامعه باز شكل گرفته و توانمند شده - روي آن حاكميت به منظور تغيير رفتارش فشار اعمال كند، اين احتمال دارد شكل شتاب زده اي داشته باشد (اگر درجايي مثل گرجستان باشد ) و درجايي ديگر مي تواند شكل تدريجي به خود بگيرد و تغيير رفتارها شكلي تدريجي و نرم داشته باشد براي ايجاد چنين شكافي مي گويد- يا دولت مركزي يا حاكميت مركزي بايد تضعيف بشود يا آن بخش جامعه مدني يا بخش عمومي را كه همراه با آن حاكميت نيست، بايد توانمند باشد. سرمايه گذاري بنياد سوروس بعد از فروپاشي نظام كمونيسم و شوروي اين بايد باشد كه جهان اسلام را هدف قرار دهند و همين امر همان حالت "اتو پيك " را مجددا و استراتژي دراز مدت اين بنياد را نيز نشان مي دهد يعني درواقع تا بحال بيشتر برنامه ها و سرمايه گذاريهاي بنياد سوروس در داخل اروپاي شرقي - آسياي مركزي و جماهير شوروي سابق قرار داشته است ولي الان بطور محاوره اي اگر عنوان كنيم آن بنياد احساس مي كند كه كارشان در آنجا اگر تمام نشده باشد الان تمام شده و دارد به سمت كشورهاي اسلامي از جمله تركيه، كشورهاي عرب، پاكستان، افغانستان وساير اينها به پيش مي رود.

كيان تاجبخش در ادامه برنامه اظهار داشت: شواردنادزه خودش نقل كرد كه خيلي از ناآراميها و تحولاتي كه در گرجستان اتفاق افتاد از طريق حمايت هاي نهادهايي بود كه از طرف بنياد سوروس حمايت مي شدند و اين بر مي گردد به آن "بعد دو " و آن اهميت بعد دو چيست كه آن توانمند ساختن نهادهايي است كه با بنياد سوروس در ارتباط هستند، در شرايط خاصي بلافاصله مي توانند مورد حمايت بنياد سوروس بشوند چه ازانتقال پول و استفاده براي رسانه براي اعتراضات خياباني و براي فعاليت هاي مختلف در انتخابات و غير انتخابات، بتدريج در دو سال گذشته كه من قرارداد مشاوره اي داشتم در چند جلسه بسته بيشتر با مديران ارشد نكاتي شنيدم.

يحيي كيان تاجبخش افزود: اين باعت مي شود كه با پيشبرد اين برنامه، آنچه در ايران اتفاق مي افتد و يك مدل دمكراسي غربي دارد با "ان جي او " توانمند ساز و تقويت مي كند و چون اين يك تعارض شايد در شكل هاي اولي براي تصميم گيري و دور هم نشستن شباهتي با هم داشته باشند ولي نهايتا بر مبناي فلسفه، اصول و سنت چه فرهنگ رسمي چه قوانين رسمي تعارضي بالاخره پيش مي آيد اين مي شود كه در واقع اين شكاف بين حاكميت و ملت از طريق آن جامعه مدني محلي نتيجه اين كار خواهد بود، بوش آمده است كه بگويد ما مي خواهيم دنيا را براي دمكراسي آماده كنيم ولي از دهنش در آمده است كه ما مي خواهيم دنيا را براي خودمان آماده كنيم بعد بلافاصله گفته است نه منظورم يعني دمكراسي و هانتيگتون در پاورقي مي گويد همان حرف اولي.


* سوابقی از تاجبخش در بنياد سوروس
«كيان تاجبخش» را كه شبكه تلويزيوني CNN يك آمريكايي ايراني تبار معرفي كرده، از فعالان شبكه اي است كه از سوي « بنياد سوروس» به دنبال « فرهنگ سازي، نهادسازي و شبكه سازي در كشور» بوده است. اگرچه تصويري كه از اين«مامور مخملي» از سوي برخي رسانه هاي داخلي ارائه مي شود، تصوير يك كارشناس «جامعه شناس شهري» و مدرس دانشگاههاي ايالات متحده را مي سازد، اما حضور «تاجبخش» در محافل سياسي، اجتماعي، رسانه اي و فرهنگي اي كه هيچ فصل مشتركي با يكديگر از حيث اتصال ماهيت و موضوع ندارند و دعوت نهادهايي چون «خانه هنرمندان ايران»، «انجمن جامعه شناسي ايران»، «دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران» و ... از اين «مامور مخملي» مي تواند پديدآورنده گمانه زني ها و رايزني هاي تازه اي باشد.

دامنه ارتباطات مدعيان اصلاح طلبي با نهادهاي اطلاعاتي و مراكز پژوهشي- براندازي ايالات متحده چنان است كه پيش از انتشار محور اعترافات «هاله اسفندياري» پيرامون بنياد «جرج سوروس» و مركز وابسته به آن (Open Society) رسانه اينترنتي حزب «اعتماد ملي» براي عادي سازي زودهنگام صورت مسئله، گفت وگويي را از «جرج سوروس» رييس بنياد مذكور روي خروجي خبري خود قرار داد. اين ميلياردر يهودي و شاگرد بلافصل «كارل پوپر» در برابر اين پرسش كه وي نقش مهمي را در انقلاب هاي رنگين نظير گرجستان ايفاء كرده، در پاسخي سياسي- اطلاعاتي گفته بود: «نقش من بد فهميده شده و به شدت مورد اغراق قرار گرفته است»، اما سياست رسانه اي حزب «اعتماد ملي» در عادي سازي فعاليت هاي سوروس، نمي توانست ارزيابي افكار عمومي را از نقش اين موسسه كه مراكز اطلاعاتي و شبكه هاي اندام وار آن در منطقه خاورميانه به «جامعه باز» معروفند، منحرف سازد.

اين رويكرد رسانه اي «اعتماد ملي» كه پيش از رويارويي شفاف مدعيان اصلاح طلبي با بحران ناشي از پيگرد قضايي از «هاله اسفندياري» و شك و بهت ناشي از بازداشت «كيان تاجبخش» دنبال شد، رويه تبليغاتي اي است كه با سه فاز تاخير تعمدي سازمان «راديو اروپاي آزاد» و «راديو فردا» (ارگان سازمان جاسوسي سيا ) همگام با روزنامه «واشنگتن پست» و خبرگزاري CNN پس از شناسايي «تاجبخش» در كسوت يك مامور مخملي در ايران برگزيدند. «راديو فردا» با پيروي از «واشنگتن پست» در شامگاه چهارشنبه هفته اي كه گذشت كوشيد فعاليت هاي Open Society در ايران را به محورهايي چون «كمك هاي انسان دوستانه» و «بهداشت عمومي» تقليل دهد، اما آژانس خبري دولت انگليس (بي بي سي) با سياستي متفاوت پيرامون خبر بازداشت «كيان تاجبخش» به عنوان پژوهشگر و مشاور بنياد سوروس نوشت: «موسسه جامعه باز با هدف پيشبرد دموكراسي، رعايت حقوق بشر، اصلاحات اقتصادي، حقوقي و سياسي... حمايت از رسانه هاي مستقل و... در كشورهاي مختلف جهان فعاليت مي كند.» خط مشي اي كه انطباق بيشتري با ماموريت هاي «كيان تاجبخش» در ايران دارد.

وي در مردادماه 1385به همراه «داريوش آشوري» (نويسنده صهيونيست و مرتبط با روزنامه هاي دوم خردادي)، نصرالله پورجوادي، ناصر فكوهي (از تئوري پردازان نشريات زنجيره اي)، منصوره اتحاديه و فرهاد دفتري و... به ششمين «همايش دوسالانه مطالعات ايراني» در لندن رفت.

اين دوسالانه كه با مشاركت «بنياد مطالعات ايران» (وابسته به اشرف پهلوي و به مديريت «مهناز افخمي» بهايي مشهور)، «انجمن بين المللي مطالعات ايراني آمريكا»، «انجمن ايرانشناسي اتريش»، «انستيتو مطالعات فارسي بريتانيا» و «انجمن ايران شناسي فرانسه» برگزار مي شود، اغلب به مثابه يك فرصت مطالعاتي- رايزني براي پژوهشگراني است كه سفارش ها و مطالعات راهبردي حوزه هاي «بي ثبات سازي سياسي»، «براندازي اينترنتي»، «شبكه سازي اجتماعي» و... را دنبال مي كنند. اگرچه اين دوسالانه براي تكميل بانك اطلاعاتي خود از پژوهشگران دانشگاههاي معتبر داخل ايران (دانشگاه امام صادق، تهران و...) نيز دعوت مي كند، اما رويكرد كلان آن در پانل ها و اتاق هاي فكر و گفت وگويي كه برپا كرده، جستجوي راهكارهاي «فروپاشي ايدئولوژيك» در جامعه ايران است. در ششمين دوسالانه اي كه «كيان تاجبخش» به عنوان يكي از مدعوان اصلي آن برگزيده شد، يك جاسوس فرانسوي آلماني تبار در ايران (ماركوس ميشائيلزن) نيز به همراه «حسين درخشان» (از وبلاگ نويسان فراري) حضور داشت. جاسوسي كه پس از سال ها حضور در تهران و ارتباط با محافل تجديدنظرطلب در رساله اي، راهبردهاي براندازي اينترنتي را ارائه كرد. وي از اعضاء شبكه عنكبوت است كه پيش از اين طي يادداشت مفصلي در كيهان شرح آن آمده بود.

تجزيه و تحليل مقالات منتشره در سايت اين دوسالانه حكايت از آن دارد كه «شبكه اي از ماموران مخملي»، يافته هاي خود از حضور در ايران را زيرپوشش پژوهشگر، ايران شناس، جامعه شناس و... به نحو مجمل در معرض نقد و تحليل ديگر عناصر سرويس ها و شركاي امنيتي پروژه براندازي نرم قرار مي دهند.

«كيان تاجبخش» پس از حضور در اين «دوسالانه شبكه ماموران مخملي» به ايران بازگشت و سه ماه بعد (آبان ۱۳۸۵) حسب حوزه كار خود در گروه مطالعات شهري «انجمن جامعه شناسي ايران» برنامه هاي بنياد صهيونيستي «جرج سوروس» را براي «انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا» اجرا كرد.

«انجمن جامعه شناسي ايران» يك نهاد مطالعاتي است كه عمدتا دو فراكسيون فكري، يكي متعلق به «نهضت آزادي» به واسطه حضور «غلامعباس توسلي» و ديگري «حزب مشاركت ايران» به سبب عضويت «حميدرضا جلايي پور» و «پرويز پيران» در ادوار گوناگون هيات مديره انجمن، آن را رهبري مي كنند و «كيان تاجبخش» از پژوهشگران آن است. وي در آبانماه 1385 تلاش هاي خود را براي بازگرداندن قدرت از دست رفته شوراها به مدعيان اصلاح طلبي آغاز كرد و با برگزاري سلسله كارگاههاي مطالعاتي در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، از «مصطفي تاج زاده» (عضو ارشد احزاب مجاهدين انقلاب اسلامي و مشاركت) براي سخنراني با موضوع «تاسيس شوراها در ايران» دعوت كرد. سخنراني هايي كه يك تبليغات زودهنگام در پس نقاب «مطالعات آكادميك» براي طيف سكولار و ليبرال اصلاح طلبان محسوب مي شد؛ اگرچه در اين كارگاهها از «رسول خادم» نيز براي سخنراني پيرامون «ارتباط دولت مركزي و شوراها» دعوت شد، اما اين نيروي متعهد گويا با اطلاع از پشت پرده برگزاركنندگان اين نشست در جلسه دانشكده علوم اجتماعي حاضر نشد.

تاجبخش تئوريزه كردن اهداف بنياد سوروس را منحصر به راه اندازي كارگاههاي مطالعاتي نكرد. وي اگرچه مدرس رسمي دانشگاههاي ايران نبوده، اما از سال 1383 با حضور در كلاس هاي «جامعه شناسي شهري» به عناوين مختلفي چون استاد «دانشگاه نوين تحقيقات اجتماعي نيويورك» پيرامون كيفيت «شبكه سازي اجتماعي» در مقام يك «سرمايه اجتماعي» سخن مي گفت و به طرح انديشه هاي «فرانسيس فوكوياما» مي پرداخت. فوكوياما كه از تئوري پردازان نئومحافظه كار حاكم بر دولت بوش پسر است، از مخازن فكري مأموران «انقلاب مخملي» در جهان به شمار مي رود. «كيان تاجبخش» با چاپ كتاب «سرمايه اجتماعي اعتماد، دموكراسي و توسعه» در مهرماه 1385 كه يك دكترينال اجتماعي و استراتژيك و الگويي ساختاري را براي سرمايه هاي پنهان براندازي نرم صورتبندي مي كند، انديشه هاي فرانسيس فوكوياما را در اين حوزه به ادبيات شبه روشنفكري ايران وارد كرد؛ ادبيات و نگاهي كه فعالان «كمپين دختركان و پسركان، در جستجوي امضاء» در گفتارهاي خود به آن ارجاع مي دهند و نام «تاجبخش» در پي نوشت يادداشت هاي آنان براي هم، نقش بسته است.

همگام با طرح «شبكه سازي» و «نهادسازي» اجتماعي بنياد صهيونيستي سوروس در ايران، «كيان تاجبخش» حضوري پررمز و راز در حلقه فكري مجامع هنري لائيك دارد. وي يكماه پيش از انتشار خبر بازداشتش به دعوت «بهروز غريب پور» به «خانه هنرمندان ايران» رفت و در مراسم رونمايي مجله فرهنگي و هنري «گالري» كه در كشور هند منتشر مي شود، به سخنراني پرداخت.

دلال اطلاعاتي انستيتو «جامعه باز» در ايران كه در كنار «عليرضا سميع آذر» (مدير پيشين موزه هنرهاي معاصر)، مريم زندي (كارمند تلويزيون ملي درعصر پهلوي دوم)، ابراهيم حقيقي (گرافيست مائوييست و داور هنرهاي تجسمي در فستيوال هاي شهرداري و موزه هنرهاي زيباي تهران) و سفير هندوستان به «خانه هنرمندان» دعوت شده بود، پيرامون مقاله اش در مجله هنري گالري سخن گفت.

عليرضا سميع آذر كه همگام با اين مأمور مخملي به «خانه هنرمندان ايران» رفته بود، چند روز قبل رابط ايراني برگزاري نمايشگاه نقاشي «آرزوها و روياها» در واشنگتن دي سي بود؛ نمايشگاهي كه دفتر ويژه امور آموزشي و فرهنگي كاندوليزا رايس، به درخواست رئيس جمهور آمريكا، براي ارائه تصويري سياه از هنر و جامعه ايران، برپا كرد. حضور دو رابط همسو با اردوگاه فكري نئومحافظه كاران در خانه هنرمندان (سميع آذر و تاجبخش) در مراسم رونمايي از نشريه اي هنري كه بناي ساخت حلقه اي ارتباطي ميان فعالان هنري داخل كشور با بيگانگان را دارد، پرسش هاي فراواني را برمي انگيزد. پيش از اين مجريان پروژه «براندازي نرم» از دهلي نو به عنوان سرزميني واسط براي آموزش هاي امنيتي به فعالان «كمپين دختركان و پسركان» بهره جسته بودند و از سه عضو مركز فرهنگي زنان براي شركت در كارگاههاي آموزشي در هند دعوت كرده بود. اكنون نيز مديريت «خانه هنرمندان ايران» همراه با ماموران مخملي، سرزمين هند را در مقام كشوري واسط براي تشكيل يك حلقه هنري سياه برگزيده است.

خانه هنرمندان ايران كه پيش از اين بناي رونمايي از يك كتاب «رضا يحيايي» با موضوع سكس در طرح ها و آثار تجسمي داشت، رسوايي هاي مستمر آن با آخرين حضور «كيان تاجبخش» در مراسم رونمايي مجله هنري گالري به دعوت «بهروز غريب پور» -مشاور فرهنگي غلامحسين كرباسچي در شهرداري تهران- همچنان حيرت ناظران فرهنگي- رسانه اي را برمي انگيزد.

بازداشت رابط بنياد صهيونيستي سوروس در ايران كه استراتژي براندازي نرم ايالات متحده در ايران را به چالش جدي كشانده است، به سرعت از سوي مقامات وزارت امور خارجه آمريكا و ديده بان حقوق بشر محكوم شد.

«سارالي ويتسون» مدير بخش خاورميانه سازمان ديده بان حقوق بشر كه در نيويورك با رسانه ها سخن مي گفت از روابط اين مأمور مخملي با جرياني در «شهرداري تهران» و «سازمان تأمين اجتماعي» در زمان دوم خرداد سخن گفته و مدعي حضور غير رسمي «تاجبخش» در اين نهاد است.

صبح
Monday 13 July 2009, 01:04AM
ناگفته هايی از ديدار "جان کين " با موسوی اردبيلی و حجاريان

فارس: در 9 ماه منتهي به سوم تير 1384، دست كم 8 نفر از مقامات امنيتي و جاسوسي كشورهاي انگليس، آمريكا، هلند و ... تحت پوشش هاي دانشگاهي، رسانه اي و ديپلماتيك وارد تهران شدند. ماموريت آنان، تجديد ساختار و سازمان «فعالان جامعه مدني» براي كمك به پيروزي اصلاح طلبان در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بود. اگر در خرداد 1383، «ريچارد رورتي» در كسوت مغز متفكر سازمان CIA و «بزرگترين فيلسوف آمريكا» در تهران ميهمان اصلاح طلبان بود، اين بار پرفسور «جان كين» به ايران آمد تا آخرين دستورالعمل هاي «كودتاي مخملي» را به «سعيد حجاريان» منتقل كند؛ كسي كه هم مغز متفكر «سرويس اطلاعات خارجي انگلستان» (MI6) به شمار مي رود و هم صاحب لقب «موثرترين متفكر بر تئوري سياسي انگليس» است. كين، انجام ماموريت هاي برون مرزي مهمي را در كارنامه امنيتي خود داشت كه شركت در عمليات فروپاشي حكومت هاي اروپاي شرقي، يكي از آنان بود.

در عصر جنگ سرد، سازمان هاي جاسوسي CIA و MI6 در ائتلافي راهبردي، يك «سيستم امنيتي واحد» را براي سرنگوني رژيم هاي «ضد سرمايه داري» ساختند كه مركز رهبري آن، «شوراي برنامه ريزي رواني» (PSB) در آمريكا بود. از دهه 1980، اين شورا براي براندازي حكومت هاي كمونيستي چكسلواكي، لهستان و ... استراتژي و شعار «تقويت جامعه مدني» را برگزيد و نخستين بار، تاثير آن را در تبليغات «جنبش همبستگي لهستان» آزمايش كرد. «شوراي برنامه ريزي رواني» (PSB) در جستجوي مدلي جديد از «جامعه مدني» بود؛ مدلي كه يك «منطقه آزاد» براي سرمايه گذاري و نفوذ غرب باشد و از كانال آن، حكومت هاي ناسازگار با نظام سرمايه داري نابود گردند. اين ماموريت به «جان كين» سپرده شد. او سال هاي 1973 و 1974 را در چكسلواكي سپري كرده بود و با انتشار كتابي در سال 1985، از جاسوسي مانند «واسلاو هاول» تصوير يك «رهبر صلح جو» و «مبارزي خشونت گريز» را ساخت. سپس، براي كنترل و ارزيابي پروژه «جامعه مدني» در طرح براندازي حكومت لهستان، بارها به اين كشور سفر كرد. سال 1988، با نشر كتاب «دموكراسي و جامعه مدني»، مدلي ستيزه گر از جامعه مدني را ارائه داد. يكسال بعد، چكسلواكي و لهستان كمونيستي فرو ريخت. در واقع؛ واژه «جامعه مدني» پس از 130 سال غيبت و خاموشي در مغرب زمين، اين بار براي استفاده در پروژه «براندازي نرم» به فلسفه سياسي غرب بازگشت.

«جان كين» از سال 1994، در «مركز مطالعات دموكراسي لندن» (CSD) پروژه «جامعه مدني ايران» را پايه گذاشت. او در دوره رياست جمهوري خاتمي، پس از آشوب هاي 18 تير 1378 به تهران آمد. اما اين سفر، مصادف با 2 رويداد مهم ديگر نيز بود. از يك سو، حمله كم سابقه «حلقه كيان» و روزنامه هاي زنجيره اي به مباني و اسوه هاي ديني ايرانيان اوج گرفته بود. «عبدالكريم سروش» در مصاحبه با نشريه «اكسپرس» گفت از «محمد خاتمي» خواسته كه اجازه دهد در دانشگاه ها و مطبوعات مباني مسلم ديني نقد و در صورت لزو م طرد شود تا بتوان «جامعه مدني» را مستقر كرد. اتفاقا اين اتفاق در حال وقوع بود. هفته نامه «راه نو» نوشت «مخالفت محققانه با دين، كفر نيست» و مجله «كيان» ارتداد را «حق طبيعي هر فرد» مي دانست. از سويي ديگر، پروژه ساختن «گاندي مسلمان» و «واسلاو هاول ايران» آغاز شده بود و اصلاح طلبان، «محمد خاتمي» را شايسته اين القاب مي دانستند.

از نيمه پنهان سفر «جان كين» در چنين موقعيتي، يك مقام بلندپايه امنيتي رازگشايي كرد. براساس اسنادي كه «مايكل برانت» (معاون سابق سازمان سيا) در كتاب Plan to Divide and Desolate Theology A فاش كرد، آن هنگام سازمان CIA و سرويس MI6 پروژه مشتركي را به نام «طرح براندازي تشيع تا سال 2010» تعقيب مي كردند كه نخستين هدف آن «فروپاشي انقلاب اسلامي ايران» بود. مبلغ 40 ميليون دلار از بودجه 900 ميليون دلاري اين پروژه، به «مبادلات آكادميك» مراكز اسلام شناسي غرب با حوزه ها و دانشگاه هاي اسلامي اختصاص يافت. هدف از گسترش اين مبادلات، جمع آوري اطلاعات حياتي، شناسايي و شكار جاسوس، نفوذ در مراكز ديني و تقويت روشنفكران ليبرال براي تبديل تشيع به يك «مكتب درويشي محض» تا سال .2010م (يعني تا 1389هـ.ش!) بود. يكي از اهداف اين پروژه در ايران، ايجاد موج فراگير تبليغاتي پيرامون «تحريفات تاريخي اسلام»، «هويت غير سياسي تشيع» و «نسبت دين و جامعه مدني» بود تا به دينداران القا شود كه تنها «اسلام سكولار» ضامن حيات «جامعه مدني» است.

«جان كين» گويي مرد پروژه هاي مشترك بود. او تحت پوشش مبادلات آكادميك ميان «مركز مطالعات دموكراسي لندن» و «دانشگاه مفيد» وارد تهران شد و روز 27 مهر 1378 براي ملاقات با آيت الله «عبدالكريم موسوي اردبيلي» به قم رفت. كين، رايزني هاي بسياري را با مشاوران رئيس جمهور خاتمي، مقامات «حزب مشاركت ايران»، اعضاي حلقه «كيان» و برخي روحانيون اصلاح طلب انجام داد كه جزئيات آن مذاكرات، «محرمانه» مانده است. بار ديگر، «جان كين» در پاييز 1383 به ايران آمد؛ هنگامي كه ديگر پروژه «جامعه مدني» شكست خورده بود. وقتي او پا به تهران گذاشت كه «عبدالكريم سروش» و «حسين بشيريه» نيز از ديدار با «جرج شولتس» (وزير خارجه سابق آمريكا) و «فرانسيس فوكوياما» (استراتژيست پنتاگون) به ايران بازگشته بودند. از رهگذر اين ديدارها، مقامات ايالات متحده قصد پيشبرد پروژه «لهستانيزه كردن ايران» را داشتند؛ پروژه اي كه از مدل «جنبش همبستگي لهستان» اقتباس شد و البته تئوريسين انگليسي آن هم در تهران بود.

در پاييز 1383، «جان كين» با مأموريت ايجاد يك «هسته مادر» براي «كودتاي مخملي» به ايران آمد و يك كارگاه آموزشي را نيز برگزار كرد. در بانك اطلاعاتي «مركز تحقيقات سياست هاي علمي كشور» اين كارگاه با نام «دوره آموزشي گذار به مردم سالاري» ثبت شده است. او جلسات متعددي با رهبران «حزب مشاركت ايران» برگزار كرد، اما با «سعيد حجاريان» به ديدار و گفتگويي طولاني نشست. در اين ملاقات، كين آخرين دستورالعمل هاي «براندازي نرم» و مدل هاي «دموكراتيزاسيون» را به حجاريان انتقال داد. راهبردهاي كين چنان براي حجاريان شگفت انگيز بود كه وي با شرح آن در يكي از جلسات حزب مشاركت گفت «ما در تئوري دموكراسي هم عقب مانده هستيم!» كين، بيشتر به «براندازي قانوني» از راه انتخابات تمايل داشت. پيشنهاد كرد كه دولت با حمايت ويژه مالي از سازمان هاي غير دولتي، رسانه هاي مستقل و نهادهاي مدني، سريعاً و به هر وسيله اي عرصه عمومي (جامعه) را فتح كند. او معتقد بود هر NGO يك «آزمايشگاه كوچك» براي جامعه مدني است كه نه تنها حساسيت كسي را برنمي انگيزد، بلكه خيلي راحت مي تواند كارهاي خود را در حاشيه امن پيش ببرد. وقتي تعداد اين آزمايشگاه هاي كوچك زياد شود، حكومت با چالش مواجه مي شود و به تدريج بايد عرصه را به آنان واگذار كند. چنانچه پروژه دولتي جامعه مدني از رژيم شكست بخورد، اين NGOها به عنوان يك منجي، «مبارزه مدني» را عليه رژيم آغاز مي كنند و وارد عمل ]كودتاي مخملي[ مي شوند. كين اعتقاد داشت كه در كنار اين نيرو، اصلاح طلبان بايد يك شبكه چند قطبي از رسانه هاي اينترنتي و... را بسازند تا از طريق مصادره افكار عمومي، انتخابات را «مهار» كنند.

با بازگشت شاه كليد انگليسي به لندن، يك شوك بزرگ رخ داد. آيا اين شوك سبب بازگشت اصلاح طلبان به قدرت مي شد؟
کد خبر: 32550
تاريخ خبر: يکشنبه، 21 تير 1388 ساعت: 14:44

صبح
Monday 13 July 2009, 07:53PM
حمله به مراكز بسيج با طراحي يك خانه تيمي

بررسي اسناد واعترافات به دست آمده نشان مي‏دهد حمله به مراكز مقاومت بسيج در جريان اغتشاشات با طراحي ونقشه از قبل طراحي شده بوده است.

اصول‏نيوز گزارش داد؛ بررسي اسناد واعترافات به دست آمده نشان مي‏دهد حمله به مراكز مقاومت بسيج از جمله ناحيه بسيج مقداد با طراحي گسترده توسط يك خانه تيمي همراه با مشخصات كامل اين مراكز، تعداد نيرو، سلاح‏هاي در اختيار، بي‌سيم، ساير تجهيزات آن و.. بوده است.

لازم به يادآوريست جمعي از اغتشاش‌گران در سالروز 30 خرداد سازمان منافقين كه تعدادشان به حدود 300 نفر مي‌رسيد، به سمت پايگاه بسيج ناحيه مقداد حمله كردند.

آشوبگران كوكتل مولوتف كه از مواد محترقه دست‌ساز بود، به همراه داشتند و حتي برخي از آنها سلاح گرم حمل مي كردند.

گفتني است، در روزهاي اغتشاشات خياباني در ايران، گري سيك تحليلگر آمريكايي مسايل خاورميانه و ايران به اغتشاشگران توصيه كرده بود كه "تا بسيج و سپاه را از ميدان خارج نكنيد، موفق نخواهيد شد. "

گري سيك در سايت شخصي خود نوشته بود: هر ماشين نظامي، يك مركز ثقل دارد‏.‏ چنانچه درصدد به حداقل رساندن خسارات و كوتاه كردن جنگ باشيد، اين (مركز ثقل)، هدف و محور خواهد بود‏.‏ همانگونه كه مطلع هستيم، در ماه‌هاي آخر جنگ جهاني دوم، استدلال شماري از استراتژيست‌هاي امريكايي اين بود كه امپراطور مركز ثقل، ژاپن است. با تحت فشار قرار دادن وي، دولت نظامي نيز سقوط خواهد كرد‏.‏ برخي بر اين استدلال هستند كه اين، منطق نهفته در پس استفاده از يك بمب بود‏.‏ مركز ثقل در ايران چيست؟ مايلم كه بگويم آن (مركز ثقل)، در تمايز بين حوزه‌ها و قلمروهاي مذهبي و غيرمذهبي قرار دارد‏.‏ به قدر كافي به اين نقطه فشار وارد آوريد و سپاه پاسداران و بسيج را به طور مؤثر و كارا از ميدان خارج كنيد.‏ تا اين اتفاق رخ ندهد، هيچ‌يك از تلاش‌ها نتيجه نمي‌دهد
کد خبر: 32654
تاريخ خبر: دوشنبه، 22 تير 1388 ساعت: 21:45

فرارسی دیجیتال
Tuesday 14 July 2009, 06:42PM
صبح،
نوشته طولانی شما تنها حول یک محور مشخص می چرخد و آن یافتن دشمنی خارجی برای سلب توجهات داخلی و خارجی از عکس العمل بیش از اندازه شدید حکومت ایران به راهپیماییهای مسالمت آمیز معترضان به نتایج انتخابات اخیر ایران است. من پیش از این هم به عرض رسانده ام که آمریکا هیچ نقشی در حوادث اخیر ایران نداشته است و این گونه اندیشه ها و نوشته ها تنها زاییده توهم توطئه هستند.
از آنجایی که ایالات متحده به تنوع آرا و اندیشه ها عمیقا احترام می گذارد، موسسات خصوصی و غیر دولتی بیشماری در اینجا فعالیتهای تحقیقاتی و مطالعاتی گسترده ای در زمینه های گوناگون دارند اما بدون شک نظرات آنها و نتایج مطالعاتشان موضع رسمی دولت ایالات متحده نیست. لذا گزارش منتشر شده یکی از این موسسات به معنی دخالت آمریکا در حوادث پس از انتخابات اخیر ایران نیست.
باید به اعترافات بازداشت شدگانی که از تلویزیون ایران پخش شده اند طی سی ساله اخیر و در مقاطعی که حکومت ایران خود را در موضع ضعف می دیده است به دیده تردید نگاه کرد. سیستمهای اطلاعاتی ایران برای گرفتن اعتراف از سخت ترین و شدید ترین روشهای بازجویی و شکنجه بهره می برند. این برخوردها اعترافات تحت فشار مذکور را بی ارزش می سازد.

امیر علی
گروه فرا رسی دیجیتال
وزارت امور خارجه آمریکا

koobagher
Tuesday 14 July 2009, 07:02PM
صبح،

نوشته طولانی شما تنها حول یک محور مشخص می چرخد و آن یافتن دشمنی خارجی برای سلب توجهات داخلی و خارجی از عکس العمل بیش از اندازه شدید حکومت ایران به راهپیماییهای مسالمت آمیز معترضان به نتایج انتخابات اخیر ایران است. من پیش از این هم به عرض رسانده ام که آمریکا هیچ نقشی در حوادث اخیر ایران نداشته است و این گونه اندیشه ها و نوشته ها تنها زاییده توهم توطئه هستند.
از آنجایی که ایالات متحده به تنوع آرا و اندیشه ها عمیقا احترام می گذارد، موسسات خصوصی و غیر دولتی بیشماری در اینجا فعالیتهای تحقیقاتی و مطالعاتی گسترده ای در زمینه های گوناگون دارند اما بدون شک نظرات آنها و نتایج مطالعاتشان موضع رسمی دولت ایالات متحده نیست. لذا گزارش منتشر شده یکی از این موسسات به معنی دخالت آمریکا در حوادث پس از انتخابات اخیر ایران نیست.
باید به اعترافات بازداشت شدگانی که از تلویزیون ایران پخش شده اند طی سی ساله اخیر و در مقاطعی که حکومت ایران خود را در موضع ضعف می دیده است به دیده تردید نگاه کرد. سیستمهای اطلاعاتی ایران برای گرفتن اعتراف از سخت ترین و شدید ترین روشهای بازجویی و شکنجه بهره می برند. این برخوردها اعترافات تحت فشار مذکور را بی ارزش می سازد.

امیر علی
گروه فرا رسی دیجیتال

وزارت امور خارجه آمریکا

imanagha83
Tuesday 14 July 2009, 07:11PM
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

صبح،

نوشته طولانی شما تنها حول یک محور مشخص می چرخد و آن یافتن دشمنی خارجی برای سلب توجهات داخلی و خارجی از عکس العمل بیش از اندازه شدید حکومت ایران به راهپیماییهای مسالمت آمیز معترضان به نتایج انتخابات اخیر ایران است. من پیش از این هم به عرض رسانده ام که آمریکا هیچ نقشی در حوادث اخیر ایران نداشته است و این گونه اندیشه ها و نوشته ها تنها زاییده توهم توطئه هستند.
از آنجایی که ایالات متحده به تنوع آرا و اندیشه ها عمیقا احترام می گذارد، موسسات خصوصی و غیر دولتی بیشماری در اینجا فعالیتهای تحقیقاتی و مطالعاتی گسترده ای در زمینه های گوناگون دارند اما بدون شک نظرات آنها و نتایج مطالعاتشان موضع رسمی دولت ایالات متحده نیست. لذا گزارش منتشر شده یکی از این موسسات به معنی دخالت آمریکا در حوادث پس از انتخابات اخیر ایران نیست.
باید به اعترافات بازداشت شدگانی که از تلویزیون ایران پخش شده اند طی سی ساله اخیر و در مقاطعی که حکومت ایران خود را در موضع ضعف می دیده است به دیده تردید نگاه کرد. سیستمهای اطلاعاتی ایران برای گرفتن اعتراف از سخت ترین و شدید ترین روشهای بازجویی و شکنجه بهره می برند. این برخوردها اعترافات تحت فشار مذکور را بی ارزش می سازد.

امیر علی
گروه فرا رسی دیجیتال

وزارت امور خارجه آمریکا


احسنت بر این آزاد اندیشی و احترام عمیق به آزادی فکر و تنوع اندیشه ها !
شرم بر مردم غزه ، بوسنی و ... که دیگه شورشو در آوردن و بدجور دست به تنوع افکار و اندیشه زدند!
شرم بر زندانیان گوآنتانامو و ابوغریب که حالیشون نیست اینایی که به سرشون میاد شکنجه نیست ... !
شرم بر نویسندگان و افکار عمومی ای که در اصل ضد بشرند و به امریکا به جهت سیستم شکنجه ای که رئیس جمهور سابق آن هم منکر آن نشد می تازند!
شرم بر ربوده شدگان در اقصی نقاط جهان که حالیشون نیست سازمان سیا CIA اینها رو با پروازهای مخفی به گشت و گذار به گوآنتانامو و زندانهایی مخوف می برد تا گردشی کرده باشند بدون تقبل هزینه های سفر و هتل ... فقط به جهت اینکه بادی به سر و دلشان بخورد نه اینکه زندانی شان کند و دین شان را جلوی چشمشان بکشد!:cool:

در پایان یک شرم هم به خود و همفکرانم در اقصی نقاط دنیا می فرستم که خوبی های امپریالیسم امریکا را اینگونه وقیحانه منکر میشویم !

مرگ بر امریکا:smile28:

صبح
Wednesday 15 July 2009, 11:53PM
صبح،
نوشته طولانی شما تنها حول یک محور مشخص می چرخد و آن یافتن دشمنی خارجی برای سلب توجهات داخلی و خارجی از عکس العمل بیش از اندازه شدید حکومت ایران به راهپیماییهای مسالمت آمیز معترضان به نتایج انتخابات اخیر ایران است. من پیش از این هم به عرض رسانده ام که آمریکا هیچ نقشی در حوادث اخیر ایران نداشته است و این گونه اندیشه ها و نوشته ها تنها زاییده توهم توطئه هستند.
از آنجایی که ایالات متحده به تنوع آرا و اندیشه ها عمیقا احترام می گذارد، موسسات خصوصی و غیر دولتی بیشماری در اینجا فعالیتهای تحقیقاتی و مطالعاتی گسترده ای در زمینه های گوناگون دارند اما بدون شک نظرات آنها و نتایج مطالعاتشان موضع رسمی دولت ایالات متحده نیست. لذا گزارش منتشر شده یکی از این موسسات به معنی دخالت آمریکا در حوادث پس از انتخابات اخیر ایران نیست.
باید به اعترافات بازداشت شدگانی که از تلویزیون ایران پخش شده اند طی سی ساله اخیر و در مقاطعی که حکومت ایران خود را در موضع ضعف می دیده است به دیده تردید نگاه کرد. سیستمهای اطلاعاتی ایران برای گرفتن اعتراف از سخت ترین و شدید ترین روشهای بازجویی و شکنجه بهره می برند. این برخوردها اعترافات تحت فشار مذکور را بی ارزش می سازد.

امیر علی
گروه فرا رسی دیجیتال
وزارت امور خارجه آمریکا

مزدور ایالات متحده !
به اربابانت بگو اگر صداقت دارند از بابت کودتای 28 مرداد عذرخواهی کنند. هنوز از آن بابت عذرخواهی نکرده کودتای 22 خرداد 88 خیلی زود است ... به اربابانت بگو ، قبل از آنکه روزی برسد که ما در کاخ سفید نیابتا این عذرخواهی را محضر عالم ایمان تقدیم کنیم ، آن ها این کار را بکنند ... قبل از اینکه دیر شود.
مزدور ایالات متحده !
در این سرنگار تلاش شده است تا از داخل کمتر سخن آورده شود و به مدارک موجود از تلاش حقیرانه شما برای دخالت در ایران پرده برداشته شود !
مزدور ایالات متحده !
اینجا کسی ننشسته است گوش به نیرنگ ها و فریب ها و نه و بله ها ی تو بدهد ! و ارزش گفتگو نداری :) اگر فرصت کردی مقاله بعد در تایم را بخوان !

صبح
Wednesday 15 July 2009, 11:54PM
تايم: نقش آمريكا در ناآرامي‌هاي ايران را نمي‌توان رد كرد

خبرگزاري فارس: يك مجله آمريكايي در گزارشي با اشاره به "توطئه‌هاي خارجي در ناآرامي‌هاي ايران " نوشت: اتهام‌هاي وارد شده به آمريكا را در خصوص دامن‌زدن به ناآرامي‌هاي داخلي ايران نمي‌توان به‌طور كامل رد كرد.

به گزارش فارس، مجله آمريكايي "تايم " در گزارش خود نوشته‌ است: نمي‌توان بطور كامل اتهام‌هاي واردشده به آمريكا را درخصوص دست‌داشتن در ناآرامي‌هاي ايران به عنوان يك تئوري توطئه رد كرد.
اين نشريه آمريكايي در اثبات اين مطلب اشاره مي‌كند: در ماه مه گذشته "هيلاري من لورت (Hillary Mann Leverett ) "، يكي از مقامات سابق شوراي امنيت ملي آمريكا در نامه‌اي اعلام كرده بود كه "دولت اوباما براي لغو و يا رد برنامه‌هاي محرمانه‌اي كه در دور دوم رياست‌جمهوري "جورج بوش "، رئيس‌جمهور سابق آمريكا مبني بر صرف صدها ميليون دلار براي برهم زدن ثبات در جمهوري اسلامي ايران طراحي شده بود، هيچ اقدامي را انجام نداده است. "
اين درحالي است كه براساس گزارش تايم، در سال 2007 شبكه خبري "اي‌بي‌سي " آمريكا نيز اعلام كرده بود كه "جندالله " به‌طور مخفيانه توصيه و تشويق‌هايي را از مقامات جاسوسي آمريكا در خصوص ادامه تلاش‌ها براي بي‌ثبات‌سازي ايران دريافت كرده بود.
تايم در ادامه آورده است: درست در همان سال شبكه راديويي "صداي آمريكا " نيز كه دولت آمريكا هزينه‌هاي آن را متقبل شده است، در گفت‌وگويي با "عبدالمالك ريگي "، سركرده گروه جندالله، وي را "رهبر جنبش محبوب مقاومت ايران " خواند تا "يك افراط گراي شبه‌نظامي ".
گزارش اين نشريه آمريكايي همچنين اشاره مي‌كند: ارتش آمريكا پس از آغاز جنگ عراق مدعي شد كه گروه شبه‌نظامي "مجاهدين خلق " را كاملا خلع سلاح كرده و اين گروه را در ليست تروريست‌ها قرار داده اما پس از گذشت مدت زمان بسيار كوتاهي به اعضاي اين گروه اجازه مي‌دهد تا در پايگاه خود در عراق باقي بمانند و تعداد زيادي از نيروهاي نظامي آمريكايي نيز مامور محافظت از اين پايگاه مي‌شوند. پس از گذشت مدت زمان كوتاهي تعدادي از اعضاي اين گروه اعلام مي‌كنند كه در خصوص جمع‌آوري اطلاعات از داخل ايران با آمريكا همكاري داشته‌اند.
در ادامه اين گزارش آمده است: برخي از مقامات رسمي واشنگتن همچون "باب فيلنر " رئيس كميته امور مربوط به سربازان مجلس نمايندگان آمريكا، دولت آمريكا را زيرفشار مي‌گذارند تا به حمايت از گروه "مجاهدين خلق " و همچنين ديگر گروه هاي مخالف رژيم ايران بپردازد.
تايم همچنين اعلام مي‌كند: "نيوت گينگريچ (Newt Gingrich) " رئيس سابق مجلس نمايندگان آمريكا نيز روز يكشنبه گذشته از دولت آمريكا خواست تا با "خرابكاري " درصنعت نفت و گاز ايران و ايجاد بحران بنزين در اين كشور نسبت به جايگزيني رژيم ايران اقدام كند.
انتهاي پيام/+
©2009 Fars News Agency. All Rights Reserved

گزارش - بين الملل
شماره : 8804240683
88/04/24 - 15:06

صبح
Wednesday 15 July 2009, 11:57PM
مقاله استاد امريکايي درخصوص نقش سيا در انتخابات ايران
جاسوسی زیر نقاب خبرنگاری، کمک مالی به مخالفان
جوزف فيتساناكيس از اساتيد امریکايي در مقاله‌اي در مجله سياست خارجي (http://www.foreignpolicyjournal.com/2009/07/10/the-cia%E2%80%99s-involvement-in-iran-today-a-realistic-assessment/)اين كشور ضمن اشاره به سابقه بد سازمان سيا در پيش بيني وقايع خاورميانه، به بخش‌هایی از عملیات این سازمان برای تقویت فعالیت‌های جاسوسی خود در ایران، کمک به ناراضیان داخلی و خارجی، فرستادن جاسوس تحت پوشش خبرنگار و تقویت گروه‌های خرابکار اشاره کرد.
http://www.rajanews.com/Files_Upload/3800.jpg


به گزارش رجانیوز، وي در مقاله خود با عنوان "دخالت سازمان سيا در امور ايران، يك ارزيابي واقعي"، نوشته است در سازمان سيا برخلاف پانديت‌هاي رسانه‌اي معروف امریکا به ندرت در تحليل يك واقعه "نه" يا "بله" گفته مي شود‏.‏ نظراتي كه در سازمان سيا در مورد امور جهاني داده مي شود كمتر روي اطلاعات واضح و بيشتر روي آمارها ارائه مي شود‏.‏
مسائل اخير در ايران نيز از اين قاعده مستثني نيستند‏.‏ درخصوص نتایج انتخابات در سیا نظرات متفاوتی وجود دارد؛ چند نفر از ناظرين مسائل ايران در اداره شرق نزديك و آسياي جنوبي به عدم وجود همخواني در آمار رسمي نتيجه انتخابات اشاره كرده اند و معتقد هستند كه تقلب گسترده اي صورت گرفته است‏.‏ بعضي ديگر معتقدند كه مطالعات پيش از انتخابات نشان داده بودند كه احتمالاً احمدي نژاد در قدرت باقي مي‌ماند.
اما اگر چيزي باشد كه اكثر تحليلگران مسائل خاور ميانه در سازمان سيا در مورد آن با هم توافق داشته باشند، رخداد آشوب‌هاي پس از انتخابات است.
به هر حال، سازمان سيا بي ثباتي حاكم بر نظام سياسي در ايران را فرصتي براي استقرار مجدد شبكه جاسوسي از هم گسيخته خود مي داند، آن هم در كشوري كه بارها ثابت كرده است كه در برابر جاسوسان غربي، نفوذ ناپذير است‏.‏
يك عامل مهم در بي كفايتي گزارش هاي سازمان سيا در مورد ايران بزرگي و پيچيدگي اين كشور است‏.‏ ايران كشوري است كه از قوميت هاي مختلف و جمعيت بالاي ‏70‏ ميليون نفر تشكيل شده است‏.‏
ايران هیجدهمين كشور بزرگ دنيا است و 7 برابر انگليس وسعت دارد اما علت اصلي شكست سازمان سيا اين است كه بعد از انقلاب نتوانسته است جاسوسان خود را به خوبي در ايران مستقر كند‏.‏
در نتيجه بايد گفت كه اين وقايع مانند وقايع سال ‏1953‏ نيستند‏.‏ در آن زمان سرويس جاسوسي مخفي بريتانيا كه ‏MI6‏ نام داشت، توانست به راحتي نخست وزير ايران، مصدق را سرنگون كند‏.‏ در آن زمان، برنامه‌ريزان كودتا در ايران اين مزیت‌ها را داشتند‏:‏ اولاً از شبكه گسترده اي از جاسوسان بومي برخوردار بودند كه از زمان جنگ دوم جهاني آنها را حفظ كرده بودند، دوم اينكه متحدين ايدئولوژيكي و علمياتي در ارتش ايران داشتند و شايد مهم تر از همه اينكه يك جايگزين مطيع و خوب مثل شاه داشتند‏.‏
امروز كه بيش از ‏30‏ سال از آن زمان مي گذرد، متحدين غربي در نظام ايران تقريباً از بين رفته اند و خروج نخبگان غربگراي ايراني پس از انقلاب سال ‏1979،‏ زيرساخت هاي بومي ‏MI6‏ و سازما سيا را از بين برده است‏.‏
علاوه بر اين، گروه كوچك جاسوسان امریکا كه در ايران كار مي كنند، بيشتر روي برنامه هسته اي تمركز دارند‏.‏ تعداد كمي از افراد در سازمان سيا به جنبش طرفدار دمكراسي در ايران توجه نشان داده اند و اين يكي از سياست هاي ضعيف امریکا است‏.‏
دوراهي جايگزيني
مير حسين موسوي كه از نظر بسياري از غربي ها سنبل جنبش اصلاح‌طلبي در ايران است، نشان دهنده دوراهي است كه سازمان سيا در مورد جايگزيني با آن روبرو است‏.‏
سازمان سيا پرونده اي از اين نخست وزير سابق در دست دارد‏.‏ موسوي به عنوان يكي از متعهدترين حاميان اعتقادي انقلاب سال ‏1979‏ شناخته شده است‏.‏ وي فوراً پس از انتخاب شدن به عنوان نخست وزیر، معاون دست راست خود يعني علي اكبر محتشمي پور را به عنوان سفير ايران در سوريه انتخاب كرد‏.‏
اين محتشمي پور بود كه به گفته آژانس امنيت ملي امریکا بر ايجاد حزب الله در لبنان نظارت كرد و چندين عمليات نظامي مهم اين گروه را سازماندهي كرد روبرت بائر، از عوامل پيشين سازمان سيا، كه چندين سال در لبنان فعاليت مي كرد، معتقد است كه موسوي مطمئناً در بمبارن سفارت امریکا در آوريل سال ‏1983‏ و بمباران پادگان نيروي دريايي در اكتبر همان سال دست داشت‏.‏ در اواخر دهه ‏1980‏ اين موسوي بود كه در كنار ديگر اصلاح‌طلبان امروز ايران مانند رفسنجاني، در خصوص معاملات اسلحه در برابر گرو گان ها كه به رسوايي ايران كنترا معروف است، ميان امریکا و حزب الله ميانجيگري كردند‏.‏
سابقه غير ايده آل موسوي به نظر نشان مي دهد كه او آن ليبرال دمكراتي كه بسياري از غربي ها گمان مي كنند، نيست‏.‏ تعريف دقيق تري از وضعيت فعلي موسوي به گفته يك استاد دانشگاه اسرائيلي، ديويد منشري، اين است كه وی دعواي خانوادگي دارد‏.‏
موسوي يكي از چندين ايراني است كه دولت فعلي را به چالش كشيده اند اما با رهبري روحانيون مخالف نيستند و نمي خواهند تغيرات عمده اي در اهداف استراتژيك ايران مانند برنامه هسته اي، ايجاد كنند‏.‏
سازمان سيا چه مي‌كند؟
اين حرف ها به اين معني نيست كه سازمان سيا در وقايع اخير ايران هيچ كاري انجام نداده است‏.‏ اين سازمان با عوامل اصلاح‌طلب داخل ايران رابطه دارد که اگرچه کم است اما با افراد و گروه هاي مخالف در اروپا و امریکا پيوندهايي برقرار كرده است‏.‏
سازمان سيا از اين رابطها براي پخش اخبار مورد نظرش در رسانه ها ايراني خارج از ايران استفاده مي كند‏.‏ همچنين مقاديري از بودجه هاي اين سازمان به دست گروه هاي مخالف در ايران مي‌رسد و مقدار كمي از اين بودجه به صورت ناشناس به دست گروه هاي سياسي ايراني در خارج از اين كشور مي رسد كه حاميان كمي در داخل ايران دارند‏.‏
سازمان هاي دولتي ايران فكر مي كنند كه تعدادي از خبرنگاران غربي با سازمان هاي جاسوسي غربي به‌ويژه امریکا همكاري مي كنند زيرا واشنگتن هيچ نماينده ديپلماتيك واقعي در ايران ندارد‏.‏ اين منطقي به نظر مي رسد‏، چراكه يك مقام اطلاعاتي به من گفت بعضي خبرنگاران غربي در ايران هستند كه اطلاعات‌اشان در مورد وضعيت فعلي بسيار بيشتر از اطلاعات همه سازمان هاي جاسوسي است‏.‏ علاوه بر اين، جاسوسي زير نقاب خبرنگاري يكي از ترفندهاي قديمي است و سازمان هاي جاسوسي مدام از آن استفاده مي كنند‏.
اين باعث شده است كه مقامات ايراني در مورد خبرنگاران غربي سخت گيري كرده يا آنها را از كشور بيرون كنند‏.‏ مقامات امنيتي ايران حتي ادعا مي كنند كه چند فرد انگليسي را كه پاسپورت داشتند، به علاوه ‏5‏ جاسوس اروپايي از جمله 2 آلماني، يك انگليسي و 2 فرانسوي را دستگير كرده اند اما اين ادعاهاي ايرانيان كه به اخراج متقابل 2 ديپلمات ايراني و 2 ديپلمات انگليسي از لندن و تهران منجر شده، به اثبات نرسيده است‏.‏
مهم تر از اين، اتهامات ايران به سازمان سيا به خاطر حمايت از گروه هاي مسلح ضد دولتي است كه خارج از ايران فعاليت مي كنند‏.‏ يكي از اين گروه ها جند الله نام دارد؛ يك گروه جدايي طلب بلوچ كه در پاكستان مستقر است و به گفته شبكه خبري اي‌بي‌سي، از سال ‏2005‏ به بعد، به طور پنهاني توسط نيروهاي امریکايي آموزش ديده اند‏.
يكي ديگر از اين گروه ها، گروه مجاهدين خلق (منافقين) است كه به سازمان مجاهدين خلق ايران نيز معروف است‏.‏ اين گروه كه عقايد آن تركيبي از ماركسيسم، فيمينيسم و اسلام است، در انقلاب سال ‏1979‏ عليه شاه شركت داشت اما بعد از شاخه اصلي انقلاب جدا شده و نبرد مسلحانه عليه تهران را آغاز كردند‏.‏
با اينكه واشنگتن اين گروه را يك گروه تروريستي ناميده است، از سال ‏2003‏ كه به عراق حمله كرد، از شاخه مسلح اين گروه به صورت فعالانه حمايت كرده و حتي به اين گروه اجازه داده است كه اردو آموزش نظامي در عراق داشته باشد‏.‏
بر اساس گزارش سي‌ان‌ان، دليل واشنگتن براي حمايت مخفيانه از يك گروه مسلح كه خود آن را تروريست خوانده، اين است كه گروه مذكور منبع ارزشمندي از اطلاعات در مورد ايران بوده و به خاطر اينكه سال‌ها در تهران حضور داشته، توانسته است برنامه هسته اي مخفي ايران را افشا كند‏.‏
همچنین، اين گروه به طور مخفيانه به سازمان سيا كمك كرده است تا عليه رژيم اسلامي عمليات هايي را انجام دهد. حمايت از اين 2 گروه ممكن است بخشي از برنامه مخفيانه سازمان سيا براي خرابکاری در ايران باشد كه به گزارش نيويورك تايمز در اوائل سال ‏2008‏ اجازه آن توسط جورج بوش صادر شده بود.

فرارسی دیجیتال
Thursday 16 July 2009, 11:11PM
صبح،
1- همانطور که قبلا هم گفته ام راه کار قدیمی و نخ نما شده شما در تلاش برای یافتن دشمنی خارجی برای سرزنش کردن به خاطر تمام مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، حقوق بشری و غیره که حکومت ایران در داخل و خارج با آن روبروست و رفع توجهات مردم ایران از این مشکلات عدیده کاملا بی فایده است. آیا بهتر آن نیست که به جای صرف اینهمه وقت و انرژی برای این راه کار بی اثر توان خود را صرف برخورد آگاهانه با مشکلات و یافتن راه حل برای آنها کنید و شجاعانه اشکالات را بپذیرید و انتقادات را بشنوید؟
2- مجددا به عرض می رسانم ایالات متحده آمریکا عمیقا به تنوع افکار و عقاید احترام می گذارد و از این رو افراد و سازمانهای خصوصی می توانند آزادانه به مطالعه و نشر افکارشان بپردازند اما افکار منتشر شده به هیچ وجه نظرات رسمی یا محور های عملیاتی مناسبات دولت آمریکا محسوب نمی شوند. پرزیدنت اوباما و خانم کلینتون صراحتا اعلام کرده اند دولت آمریکا هیچ نقشی در حوادث اخیر ایران نداشته است هر چند عمیقا از برخوردهای شدید دولت ایران با راهپیماییهای مسالمت آمیز مردم متاسف هستند.
3- جمع آوری مقداری اطلاعات و اسامی و آمیختن آنها با فرضیات شخصی و تلاش کردن برای متصل کردن آنها به تنیجه دلخواه روشی منطقی در مباحثه نیست.
4- ایالات متحده آمریکا نام سازمان مجاهدین خلق ایران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داده است. از سال 2003 اعضای این سازمان در مقر خود تحت نظر بوده و اجازه شرکت در هیچ فعا لیتی علیه ایران را ندارند. حضور نیروهای آمریکایی در گذشته و اکنون نیروهای عراقی تنها برای جلوگیری از فعالیت اعضای این سازمان است. این افراد در مقر خود تحت نظر خواهند بود تا زمانی که کشوری ثالث به آنها پناهندگی اعطا کند.
دولت آمریکا هرگونه فعالیت تروریستی را محکوم کرده و از هیچ سازمان تروریستی حمایت نمی کند و این سیاست بنیادین گروه جند الله را نیز شامل می شود.
جالب است که شما مدعی هستید آمریکا در امور دیگر کشورها دخالت می کند در حالی که ایران خود سالیان سال است که در امور داخلی لبنان و عراق فعالانه دخالت می کند. چرا به نظر شما دخالت در امور داخلی لبنان و عراق حق مسلم ایران است؟!

مجیدماجد
Friday 17 July 2009, 12:11AM
صبح،
1- همانطور که قبلا هم گفته ام راه کار قدیمی و نخ نما شده شما در تلاش برای یافتن دشمنی خارجی برای سرزنش کردن به خاطر تمام مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، حقوق بشری و غیره که حکومت ایران در داخل و خارج با آن روبروست و رفع توجهات مردم ایران از این مشکلات عدیده کاملا بی فایده است. آیا بهتر آن نیست که به جای صرف اینهمه وقت و انرژی برای این راه کار بی اثر توان خود را صرف برخورد آگاهانه با مشکلات و یافتن راه حل برای آنها کنید و شجاعانه اشکالات را بپذیرید و انتقادات را بشنوید؟
2- مجددا به عرض می رسانم ایالات متحده آمریکا عمیقا به تنوع افکار و عقاید احترام می گذارد و از این رو افراد و سازمانهای خصوصی می توانند آزادانه به مطالعه و نشر افکارشان بپردازند اما افکار منتشر شده به هیچ وجه نظرات رسمی یا محور های عملیاتی مناسبات دولت آمریکا محسوب نمی شوند. پرزیدنت اوباما و خانم کلینتون صراحتا اعلام کرده اند دولت آمریکا هیچ نقشی در حوادث اخیر ایران نداشته است هر چند عمیقا از برخوردهای شدید دولت ایران با راهپیماییهای مسالمت آمیز مردم متاسف هستند.
3- جمع آوری مقداری اطلاعات و اسامی و آمیختن آنها با فرضیات شخصی و تلاش کردن برای متصل کردن آنها به تنیجه دلخواه روشی منطقی در مباحثه نیست.
4- ایالات متحده آمریکا نام سازمان مجاهدین خلق ایران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داده است. از سال 2003 اعضای این سازمان در مقر خود تحت نظر بوده و اجازه شرکت در هیچ فعا لیتی علیه ایران را ندارند. حضور نیروهای آمریکایی در گذشته و اکنون نیروهای عراقی تنها برای جلوگیری از فعالیت اعضای این سازمان است. این افراد در مقر خود تحت نظر خواهند بود تا زمانی که کشوری ثالث به آنها پناهندگی اعطا کند.
دولت آمریکا هرگونه فعالیت تروریستی را محکوم کرده و از هیچ سازمان تروریستی حمایت نمی کند و این سیاست بنیادین گروه جند الله را نیز شامل می شود.
جالب است که شما مدعی هستید آمریکا در امور دیگر کشورها دخالت می کند در حالی که ایران خود سالیان سال است که در امور داخلی لبنان و عراق فعالانه دخالت می کند. چرا به نظر شما دخالت در امور داخلی لبنان و عراق حق مسلم ایران است؟!

وقتی میگویم پخمه ای باور نمیکنی !خب حداقل ابتدا به فعالیت همکار سابق خود نگاهی بیانداز و بعد دوباره مهملات اورا بازگو کن .چند بار باید جواب مزخرفات تکراری تورا بدهم وبازهم سعی در نمایش کودنی داشته باشی !؟برای مثال مشکلات داخلی ایران عوامل گوناگونی دارد اما در این میان فعالیتهای آمریکای جنایتکار قابل پرده پوشی نیست !این دولت رسما برای دخالت در امور داخلی ایران بودجه دارد مثلا این لینک را ببین
http://www.zimbio.com/Mir+Hossein+Mousavi/articles/31gV1FaIxlw/CIA+Orchestrated+Color+Revolution+fails+Tehran
در این لینک صریحا آمده است
For example, neoconservative Kenneth Zimmerman wrote the day before the election that “there’s talk of a ‘green revolution’ in Tehran.” How would Timmerman know that unless it was an orchestrated plan? Why would there be a ‘green revolution’ prepared prior to the vote, especially if Mousavi and his supporters were as confident of victory as they claim? This looks like definite evidence that the US is involved in the election protests. Timmerman goes on to write that “the National Endowment for Democracy has spent millions of dollars promoting ‘color’ revolutions . . . Some of that money appears to have made it into the hands of pro-Mousavi groups, who have ties to non-governmental organizations outside Iran that the National Endowment for Democracy funds.” Timmerman’s own neocon Foundation for Democracy is “a private, non-profit organization established in 1995 with grants from the National Endowment for Democracy (NED), to promote democracy and internationally-recognized standards of human rights in Iran.”
خب میتوانی بگویی تیمر من کدام جنایتکاری است ؟بودجه از کجا میگیرد ؟یا من بگویم ؟
و یا اگر در مورد فعالیت همکار سابقت کمی دقت کرده بودی میفهمیدی که در واقع ادعای عدم وجود رابطه بین دولت جنایتکار آمریکا و گروه آدمکشان ریگی ادعایی نخ نما هست وقبلا شواهد وجود رابطه را نشان داده بودم .
با کمال پخمگی میپرسی "چرا به نظر شما دخالت در امور داخلی لبنان و عراق حق مسلم ایران است؟!"
در حالیکه نمیگویی چه کسی چنین ادعایی کرده و قبل از آن خودت باید بگویی به چه دلیل دولت جنایتکار آمریکا بطور مرتب بر امنیت اسراییل غاصب تعهد میدهد در حالیکه این دولت غاصب حتی چندین قطعنامه شورای امنیت را نیز زیر پا گذاشته است ؟البته معلوم است که وقتی هر کاندید رییس جمهور آمریکا اول باید به اسراییل برای عرض ارادت برود سوال از پخمه ای چون تو بی فایده است !
آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو----------خون جوانان ما می چکد از چنگ تو
ای ز شراره ستم شعله به عالم زده-------امن و امان جهان یکسره بر هم زده
بر سر هر خرمنی در د ل هر گلشنی-----آتش بیداد تو صاعقه غم زده
ثروت انبوه تو خون دل توده هاست-------کین تو بر سینه ها دشنه ماتم زده
دزد جهان خواره ای دیو ستم پاره ای------عقرب جراه ای روبه مکاره ای
جور و جفا در تو هست مهر و وفا در تو نیست-----زهر بلا در تو هست شهد صفا در تو نیست
در همه دور زمان چون تو ستم کاره نیست-------عامل هر فتنه ای صلح و صفا در تو نیست
آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو----------خون جوانان ما می چکد از چنگ تو
در همه گیتی به پاست نائره جنگ تو--------گوش جهان خسته طبل بد آهنگ تو
مظهر شیطان تو یی دشمن انسان تویی------ای همه اهریمنی سرحد فرهنگ تو
رسم تو عصیانگری کار تو ویرانگری------تیره شده عالم از حیله و نیرنگ تو
دشمن هر ملتی موجب هر ذلتی---------سایه هر وحشتی فتنه هر امتی
جور و جفا در تو هست مهر و وفا در تو نیست------زهر بلا در تو هست شهد صفا در تو نیست
در همه دور زمان چون تو ستم کاره نیست---------عامل هر فتنه ای صلح و صفا در تو نیست
آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو------------خون جوانان ما می چکد از چنگ تو

فرارسی دیجیتال
Friday 17 July 2009, 09:31PM
مجید ماجد،
استفاده از ادبیات سخیف و نداشتن عفت کلام نشان دهنده ضعف موقعیت شماست. این همچنین توهینی است به خوانندگان این متن و سایر متون که برای شنیدن مباحثی منطقی به اینجا می آیند و نه دشنام و فحاشی. من قطعا قصد وارد شدن به مباحثی بی فایده از این دست را ندارم، بنا بر این هر وقت که مایل به گفتگویی مانند انسانهای بالغ، عاقل و منطقی بودید ما می توانیم مباحثمان را از سر بگیریم.

مجیدماجد
Friday 17 July 2009, 09:42PM
مجید ماجد،
استفاده از ادبیات سخیف و نداشتن عفت کلام نشان دهنده ضعف موقعیت شماست. این همچنین توهینی است به خوانندگان این متن و سایر متون که برای شنیدن مباحثی منطقی به اینجا می آیند و نه دشنام و فحاشی. من قطعا قصد وارد شدن به مباحثی بی فایده از این دست را ندارم، بنا بر این هر وقت که مایل به گفتگویی مانند انسانهای بالغ، عاقل و منطقی بودید ما می توانیم مباحثمان را از سر بگیریم.

بسیار خب مثل اینکه این تو نیستی که برای ارتباط و تشریح دیدگاهها به اینجا آمده ای بلکه این من هستم که باید به آموزش ورفع ابهامات تو بپردازم .بیاد داشته باش که تو با نام احتمالا مستعار "امیر علی "با من سخن نمیگویی بلکه یک تبعه آمریکا و مزدور دشمن کشور من هستی و از این گذشته در حال کار بر روی پروژه ای هستی که قبلا همکار دیگرت کاملا آنرا به گند کشیده است .تو یا آن همه پست را ندیده ای و یا به بوی گند آن عادت کردی وگرنه دوباره آنها را واگویه نمیکردی .!
حالا بازهم اشکال ندارد اگر من به تو شواهد رسانه ای نشان دهم که ارتباط دولت آمریکا و آدمکشان ریگی را نشان میدهد چه میگویی ؟آیا بازهم به ادعای مسخره خود مبنی بر عدم ارتباط دولت آمریکا با تروریستها ادامه خواهی داد؟پاسخ تو در باره سخنان تیمرمن که در پست قبلی لینک آنرا گذاشتم دقیقا چیست ؟
ببین گروه فرارسی وقتی در باره این شواهد سکوت میکنی و به موضوع دیگری میپردازی خودبخود صفت "پخمه"را برای خود برگزیده ای (میتوانی برای یافتن معنی دقیق پخمه به لغتنامه مرحوم دهخدا مراجعه کنی -من قبلا برای همکارت لینک آنرا هم گذاشته بودم)
پس بهتر است بجای تعیین ضعف وقوت موقعیت من به سوالات پاسخ شفاف بدهی ونه اینکه فقط انکار کنی !

صبح
Friday 17 July 2009, 10:19PM
مجید ماجد،
استفاده از ادبیات سخیف و نداشتن عفت کلام نشان دهنده ضعف موقعیت شماست. این همچنین توهینی است به خوانندگان این متن و سایر متون که برای شنیدن مباحثی منطقی به اینجا می آیند و نه دشنام و فحاشی. من قطعا قصد وارد شدن به مباحثی بی فایده از این دست را ندارم، بنا بر این هر وقت که مایل به گفتگویی مانند انسانهای بالغ، عاقل و منطقی بودید ما می توانیم مباحثمان را از سر بگیریم.

مزدور دشمن !
بلوغ این نیست که یک فرستاده دشمن اینجا تعیین کند ما در چه مورد فکر کنیم و در چه مورد فکر نکنیم. مخاطب شما البته می تواند افرادی باشد که تنها به دهان شما چشم دوخته و خود را به شما فروخته باشند. همچون خود شما که بیان داشته اید اخیرا به آمریکا سفر کرده و در خدمت کودتاچیان 28 مرداد مشغول سرویس دهی هستید.
بدیهی است عقل و رسیدن به حدّ فکری به ادعاهای شما بسنده نمی کند و تا زمانی که شمع تحلیل و فکر روشن است تعیین ها و انکارهای فرمایشی شما اثری ندارد. این سرنگار حاوی اخبار و تحلیل هائی در مورد دستورالعمل های موجود در مورد انقلاب مخملی است که متاسفانه شما به جای پاسخ مستدل به مغلطه انکار صرف روی آورده و این نشانه عجز شما و حکومت متبوع جنایت پیشه شما در توجیه عملکرد خود است.

اینکه ما نباید دنبال دشمن خارجی باشیم و دشمن خارجی متحد صداممان را فراموش کنیم ، دولتی که سی سال است ملت ما را محاصره اقتصادی کرده را فراموش کنیم یا دولت وحشی ای که ایرباس شهروندان ما را با قساوت مورد حمله قرار داد یا از جاسوسخانه او مستندات دخالت در آینده ما در آمده را فراموش کنیم ... این بزرگترین توهین و رذالت از سوی شما به ملت ایران است ... و گرگ صفتی شما واضح می کند ، لذا خواهش می کنم ، بیهوده ژست منطق به خود نگیرید و همان چهره کابوی مسلک و تازه به دوران رسیدگی اربابان خود در کاخ سفید که حاصل دسترنج پدرانی هستند که برای رسیدن به اهداف خود از پوست سرخپوستان پالتو برای خود می دوزند را عرضه دارید ... اگر چه در ایران دیگر کسی برای شما پالتو نمی شود .... و آن دوران گذشته است و ارتجاعی رخ نخواهد داد.

Elvis
Friday 17 July 2009, 10:52PM
ادب و شخصیت ایرانی و اسلامی حکم میکنه که با کسانی که نظر مخالف دارند هم با ادب بر خورد شود .
حرف منطقی با زبان خوب بهتر میشه زد . ضمنا رفتار ها و نظر یک عده بیانگر بیان گر عموم کاربران نیست .

مجیدماجد
Friday 17 July 2009, 10:59PM
ادب و شخصیت ایرانی و اسلامی حکم میکنه که با کسانی که نظر مخالف دارند هم با ادب بر خورد شود .
حرف منطقی با زبان خوب بهتر میشه زد . ضمنا رفتار ها و نظر یک عده بیانگر بیان گر عموم کاربران نیست .
الویس گرامی
لطفا اگر وقت وحوصله دارید به پستهای پیشین من خصوصا پستهای ابتدایی که برای گروه فرارسی ارسال کردم مراجعه کنید تا ببینید که این گروه نه برای پاسخگویی که بیشتر برای تمسخر و ابهام گویی آمده اند و از طرفی اینها فقط گروهی با نظر مخالف نیستند بلکه رسما مدعی نمایندگی دولت آمریکا را بعهده دارند که سابقه آن دولت را نیز صبح عزیز در پست قبلی یادآوری کرده اند

hooshdaran3
Saturday 18 July 2009, 12:27AM
کاربر مجید ماجد:این رفتاری که من از برخی کاربران اینجا میبینم به مراء میماند!!مراء طبق گفته پیامبر(ص) موجب خروج از ایمان است.توصیه میشود از مراع پرهیز کنید(و آن تلاش برای عصبانی کردن حریف با بازگو کردن نقاط ضعف او است).بهر حال با بحث منطقی بهتر میتوان نظری را رد کرد.

فرارسی دیجیتال
Saturday 18 July 2009, 12:37AM
صبح،
من به نوشته شما که سراسر پر بود از نقل قولهایی از افراد و سازمانهایی خصوصی که هیچ مقام و جایگاهی در دولت ایالات متحده آمریکا ندارند پاسخ دادم. شما می توانید هر چقدر که مایلید نقل قول کنید اما من در اینجا بیان کننده مواضع رسمی دولت آمریکا هستم و نه مواضع و افکار شهروندان آمریکایی.

مجیدماجد
Saturday 18 July 2009, 07:08AM
کاربر مجید ماجد:این رفتاری که من از برخی کاربران اینجا میبینم به مراء میماند!!مراء طبق گفته پیامبر(ص) موجب خروج از ایمان است.توصیه میشود از مراع پرهیز کنید(و آن تلاش برای عصبانی کردن حریف با بازگو کردن نقاط ضعف او است).بهر حال با بحث منطقی بهتر میتوان نظری را رد کرد.
هوشداران 3 عزیز
ضمن تشکر از بیان حدبثی از رسول اکرم (ص) خدمتتان عرض کنم که آیا آن حضرت در برابر دشمن حربی هم امر به امتناع از مراءکرده اند ؟آیا دشمنی که دستش به خون انسانهای بیگناه آغشته است و اساسا بدنبال پاسخگویی نیست (که در پستهای پیشین می بینید )اساسا اهل منطق هست که با او منطقی صحبت کنیم !

مجیدماجد
Saturday 18 July 2009, 07:11AM
صبح،
من به نوشته شما که سراسر پر بود از نقل قولهایی از افراد و سازمانهایی خصوصی که هیچ مقام و جایگاهی در دولت ایالات متحده آمریکا ندارند پاسخ دادم. شما می توانید هر چقدر که مایلید نقل قول کنید اما من در اینجا بیان کننده مواضع رسمی دولت آمریکا هستم و نه مواضع و افکار شهروندان آمریکایی.

گروه فرارسی اولا نگفتی که درصورت دیدن شواهدی مبنی حمایت دولت جنایتکار آمریکا از آدمکشان ریگی آیا تسلیم واقعیت میشوی یا نه ؟از طرفی آیا دخالت تیمرمن هم در امور داخلی ایران به دولت جنایتکار آمریکا ربطی ندارد؟آیا بودجه تشکیلات تیمرمن از کنگره آمریکا تامین نمیشود؟
میدانم برای مزدوری وطن فروش مانند تو انکار بهتر از دیدن شواهد است !

صبح
Tuesday 21 July 2009, 12:48PM
صبح،
من به نوشته شما که سراسر پر بود از نقل قولهایی از افراد و سازمانهایی خصوصی که هیچ مقام و جایگاهی در دولت ایالات متحده آمریکا ندارند پاسخ دادم. شما می توانید هر چقدر که مایلید نقل قول کنید اما من در اینجا بیان کننده مواضع رسمی دولت آمریکا هستم و نه مواضع و افکار شهروندان آمریکایی.
مزدور مزوّر دشمن ... عجب !
در دموکراسی شما که ادعای آن را می کنید ، فقط مقامات رسمی دولت آمریکا حق اظهار نظر دارند و تحلیل اصحاب رسانه اینگونه مورد انکار و محکومیت واقع می شود ؟

صبح
Tuesday 21 July 2009, 12:49PM
چگونه قدرت ايران در منطقه را کاهش دهيم
۳۰ تير ۱۳۸۸

http://alef.ir/1388/images/iran%281%29.jpg


اغتشاشات اخیر در شهر ارومغی میان اویغورهای مسلمان و شهروندان "هان" بیش از 200 کشته و 1000 زخمی بر جای گذاشت. تنش میان این دو گروه پیشتر نیز سابقه داشته است. در سال 1994، به این منطقه سفر کردم و در آنجا عبارت "نفرت دو جانبه" را برای توصیف روابط این دو گروه چینی پیدا کردم.

استان سین جیانگ جایی که این اغتشاشات ها درآنجا رخ داد، یک " دومینیون جدید " است. اگرچه کشور چین قدمتی 3500 ساله در شرق آسیا داشته است اما استان سین جیانگ فقط دراواسط قرن 18 به بخشی از چین تبدیل شد.

باور نمی کنم که کل چین به خاطراین اغتشاشات به طور جدی بی‏ثبات شود و این طور به نظر می‌رسد که چین با دستگیری عاملان اغتشاشات و تنبیه شدید آنها به این اغتشاشات پایان خواهد داد.

ممکن است که دولت چین در سین جیانگ با مشکلاتی روبروشده باشد اما هنوزهم مدیریت کارآمد در دستور کار دارد. همچنین این اغتشاشات در چین باعث بروز اختلاف مقامات این کشور نشده است .

در مورد ایران نیز باید بگویم که تا چند هفته پیش این موضوع را پذیرفته بودیم که ایران یک قدرت با عظمت جدید، غیرمتعارف وغیرقابل مهار است که در خاورمیانه گامهایش را محکم برمی‏دارد چون سیستم این کشوراز ریشه با ثبات و قوی است.

اما اغتشاشات اخیر این سوالها را مطرح کرده است که آیا ایران می تواند در آینده مانند امروز قوی نباشد؟ آیا با ادامه ناآرامی‏ها و اختلافات درایران می‏توان قدرت این کشور درعراق، سوریه، لبنان و فلسطین را کاهش داد؟

درس واقعی از اغتشاشات در ایران این است که ما باید خود را برای ایجاد ناآرامی‏های بی وقفه دراین کشور آماده کنیم تا از قدرت این کشور کاسته شود.

* آتلانتیک آنلاین

صبح
Tuesday 21 July 2009, 12:50PM
نمونه ای از فیلم آموزش انقلاب مخملی در ایران :
http://alef.ir/1388/content/view/49786/

صبح
Tuesday 21 July 2009, 12:51PM
آيا نام مخمل را شنيده ايد؛ چه برداشتى از مخمل داريد ؟

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=26147

فرا رسی دیجیتال
Tuesday 21 July 2009, 09:00PM
صبح،
1- ظاهرا از شما خواستن تا مودبانه تر بنویسید بی اثر است. به هر حال احتمالا این تنها روش سخن گفتن است که به شما آموخته شده.
2- تغییر دادن حرفهای من و گذاشتن کلامی دیگر در دهان من شما را به جایی نمی رساند. آنچه من به صراحت نوشتم و هر خواننده منصفی می توانست به سادگی آن را دریابد این بود که در آمریکا آزادی مطبوعات و آزادی اندیشه حاکم است و افراد و سازمانهای خصوصی می توانند آزادانه نظرات خود را منتشر کنند. اما نظرات اشخاص حقیقی و حقوقی موضع و سیاست دولت آمریکا نیست. از آنجایی که من اینجا هستم تا در مورد سیاستها و موضعگیریهای رسمی دولت آمریکا صحبت کنم، نظرات و عقاید اشخاص حقیقی و حقوقی را بررسی نخواهم کرد. آیا این رسا بود یا باز هم نیاز به توضیخات بیشتری دارید؟!
3- و اما مجددا شما از فیلم ویدیویی یک شخص استفاده می کنید و آن را سند فعالیتها یا نظرات دولت آمریکا می نامید! شما بهتر است تلاش بیشتری کنید تا به منابع مرتبت و قابل اعتماد دست یابید.

مجیدماجد
Tuesday 21 July 2009, 09:58PM
صبح،
1- ظاهرا از شما خواستن تا مودبانه تر بنویسید بی اثر است. به هر حال احتمالا این تنها روش سخن گفتن است که به شما آموخته شده.
2- تغییر دادن حرفهای من و گذاشتن کلامی دیگر در دهان من شما را به جایی نمی رساند. آنچه من به صراحت نوشتم و هر خواننده منصفی می توانست به سادگی آن را دریابد این بود که در آمریکا آزادی مطبوعات و آزادی اندیشه حاکم است و افراد و سازمانهای خصوصی می توانند آزادانه نظرات خود را منتشر کنند. اما نظرات اشخاص حقیقی و حقوقی موضع و سیاست دولت آمریکا نیست. از آنجایی که من اینجا هستم تا در مورد سیاستها و موضعگیریهای رسمی دولت آمریکا صحبت کنم، نظرات و عقاید اشخاص حقیقی و حقوقی را بررسی نخواهم کرد. آیا این رسا بود یا باز هم نیاز به توضیخات بیشتری دارید؟!
3- و اما مجددا شما از فیلم ویدیویی یک شخص استفاده می کنید و آن را سند فعالیتها یا نظرات دولت آمریکا می نامید! شما بهتر است تلاش بیشتری کنید تا به منابع مرتبت و قابل اعتماد دست یابید.

تغییر دادن حرفها گروه فرارسی پخمه ؟!کدام تغییر ؟!تو خودت منبع گفتن دروغ و لاطائلات هستی نیازی به تغییر دادن سخنان تو نیست !بالاخره هنوز هم میگویی که آمریکا در تجهیز صدام به سلاح شیمیایی نقشی نداشت ؟آیا هنوز هم به دروغ میگویی که آمریکای جنایتکار به گروه آدمکشان ریگی کمک نمیکند؟دروغهایی به این بزرگی میگویی وتازه فکر میکنی برای اثبات پخمگی تو باید سخنانت را تغییر داد؟زرشک :smile21::smile21::smile21:
آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو----------خون جوانان ما می چکد از چنگ تو
ای ز شراره ستم شعله به عالم زده-------امن و امان جهان یکسره بر هم زده
بر سر هر خرمنی در د ل هر گلشنی-----آتش بیداد تو صاعقه غم زده
ثروت انبوه تو خون دل توده هاست-------کین تو بر سینه ها دشنه ماتم زده
دزد جهان خواره ای دیو ستم پاره ای------عقرب جراه ای روبه مکاره ای
جور و جفا در تو هست مهر و وفا در تو نیست-----زهر بلا در تو هست شهد صفا در تو نیست
در همه دور زمان چون تو ستم کاره نیست-------عامل هر فتنه ای صلح و صفا در تو نیست
آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو----------خون جوانان ما می چکد از چنگ تو
در همه گیتی به پاست نائره جنگ تو--------گوش جهان خسته طبل بد آهنگ تو
مظهر شیطان تو یی دشمن انسان تویی------ای همه اهریمنی سرحد فرهنگ تو
رسم تو عصیانگری کار تو ویرانگری------تیره شده عالم از حیله و نیرنگ تو
دشمن هر ملتی موجب هر ذلتی---------سایه هر وحشتی فتنه هر امتی
جور و جفا در تو هست مهر و وفا در تو نیست------زهر بلا در تو هست شهد صفا در تو نیست
در همه دور زمان چون تو ستم کاره نیست---------عامل هر فتنه ای صلح و صفا در تو نیست
آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو------------خون جوانان ما می چکد از چنگ تو

صبح
Tuesday 21 July 2009, 10:27PM
صبح،
1- ظاهرا از شما خواستن تا مودبانه تر بنویسید بی اثر است. به هر حال احتمالا این تنها روش سخن گفتن است که به شما آموخته شده.
2- تغییر دادن حرفهای من و گذاشتن کلامی دیگر در دهان من شما را به جایی نمی رساند. آنچه من به صراحت نوشتم و هر خواننده منصفی می توانست به سادگی آن را دریابد این بود که در آمریکا آزادی مطبوعات و آزادی اندیشه حاکم است و افراد و سازمانهای خصوصی می توانند آزادانه نظرات خود را منتشر کنند. اما نظرات اشخاص حقیقی و حقوقی موضع و سیاست دولت آمریکا نیست. از آنجایی که من اینجا هستم تا در مورد سیاستها و موضعگیریهای رسمی دولت آمریکا صحبت کنم، نظرات و عقاید اشخاص حقیقی و حقوقی را بررسی نخواهم کرد. آیا این رسا بود یا باز هم نیاز به توضیخات بیشتری دارید؟!
3- و اما مجددا شما از فیلم ویدیویی یک شخص استفاده می کنید و آن را سند فعالیتها یا نظرات دولت آمریکا می نامید! شما بهتر است تلاش بیشتری کنید تا به منابع مرتبت و قابل اعتماد دست یابید.

نماینده وحوش غارتگر آمریکا در کاخ سفید !

آنچه که نسبت به تو گفته می شود حقیقت است ... و توهین محسوب نمی شود. شما بر روی خون دهها میلیون سرخپوست آمریکا را تشکیل داده اید.

موضع رسمی کاخ سفید را گفتی و مواضع تحلیلگران و اسناد موجود از سایتهای موسسات آمریکائی را در حالی که وجود دارند گفتی که وجود ندارند

اینجا محلی برای جولان غارتگران فریبکار نیست ، این سرنگار محل کسانی است که فکر می کنند ، نه کسانی که مثل روبوت مأمور انکار و کاسه لیسی و ماله کشی جنایات اربابان خود برای کسب بخش بیشتری از جیره مزدوری خودند... بعید میدانم گنجایش فکری داشته باشی، اما در یک بحث علمی این انکارها ارزش پشم بز را هم ندارد. کسی هم ننشسته که " تائید می شود " یا " تائید نمی شود " یک مزدور را بشنود. اگر نقدی بر تحلیل ها هست می توانی صحبت کنی و الا اگر فقط آمده ای که تعیین کنی چه چیزی درست است و چه چیزی غلط ، عرض خود می بری و زحمت ما می داری. ما منتظر نزول وحی از سوی شیاطین پلید کاخ سفیدی نیستیم.

این جریان باز اطلاعات است که شما و فریبکاریتان را در معرض نور اخبار در جریان قرار داده و کاری جز "نه" ، "نه" گفتن ندارید ، عاجزان بی مقدار.

فرا رسی دیجیتال
Thursday 23 July 2009, 07:06PM
صبح،
همانطور که قبلا بارها گفته ام، در مورد مدارک شما اظهار نظری نمی کنم چرا که آنها نظرات افراد و سازمانهای خارج از حکومت آمریکا و خصوصی هستند و نظرات آنها نظرات دولت آمریکا نیست.
شما می توانید به توهینهای خود ادامه دهید اما من به پاسخ دادن به ادعاهای جعلی شما ادامه خواهم داد. این تنها نمایانگر اوج ضعف منطق و بلوغ فکری شماست.

صبح
Friday 24 July 2009, 03:13PM
صبح،
همانطور که قبلا بارها گفته ام، در مورد مدارک شما اظهار نظری نمی کنم چرا که آنها نظرات افراد و سازمانهای خارج از حکومت آمریکا و خصوصی هستند و نظرات آنها نظرات دولت آمریکا نیست.
شما می توانید به توهینهای خود ادامه دهید اما من به پاسخ دادن به ادعاهای جعلی شما ادامه خواهم داد. این تنها نمایانگر اوج ضعف منطق و بلوغ فکری شماست.

نع و نوچ رژیم تروریستی آمریکا را ما از 28 مرداد زیاد شنیده ایم .... :) طبعا کسی که به دنبال فکر و اندیشه هست ، به انکارهای مضحک و بی اساس شما بسنده نمی کند و تحلیل های موجود در صفحات پیشین که از تحلیلگران و منابع خبری متفاوت به ارائه مطلب پرداخته اند ، مورد توجه حق پویان است ... بهرحال شما تا عمر دارید می توانید اینجا نشسته و با تلاش گسترده و دست و پا زدن بسیار ، ما را ملزم به محدود شدن در میز سخنگوی مضحک کاخ سفید کنید.

انکارهای نماینده یک رژیم تروریستی چه ارزشی می تواند داشته باشد در حالی که آفتاب روشن اخبار و تحلیل او را مچاله کرده و جز انکار کور راهی ندیده است ؟ :)

مرگ بر آمریکا / یک توهین نیست ... خواست مشروع یک ملت است.

صبح
Friday 24 July 2009, 03:30PM
براندازي رنگين
8 تير 1388 ساعت 18:33
فعاليت و اقدامات جريان‌ها و گروه‌هاي مختلف سياسي در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بيش از آن كه عرصه رقابت در طرح و انديشه‌ها باشد به محاكمه دولت نهم تبديل شده بود؛ عرصه‌اي كه آشوب خياباني و تلاش براي تكرار حادثه كوي دانشگاه مراحل ديگري از اين طرح بود.
شايد در نگاه اول اين‌گونه به ذهن متبادر شود كه اين قبيل انتقادها و اظهارنظرها نوعي بهره‌گيري از تكنيك‌ها و تاكتيك‌هاي جنگ رواني است كه براي منفعل كردن رقيب به كار گرفته شده است، اما توجه جدي به اظهارات و برنامه‌هاي تبليغاتي آنها، اهداف و مقاصد پشت پرده‌اي را آشكار مي‌كند كه تلاش براي انقلابي رنگين شايد هدف غايي آن بوده است.

اين جريانات سياسي در اين مسير با طرح چند مساله، تشكيك در نتايج انتخابات رياست جمهوري دهم را آغاز كردند.

1- تشكيك در سلامت انتخابات و القاي تقلب در انتخابات
2- طرح نظارت بين‌المللي بر انتخابات و تشكيل كميته صيانت از آرا
3- افزايش انتظارات و مطالبات عمومي
4- تلاش براي سلب اعتماد مردم از نظام و القاي ناكارآمد بودن حاكميت
5- هجمه به گفتمان انقلاب و امام و رهبري
6- اعلام خطر، تهديد نمايي، بحران نمايي و سياه‌نمايي از اوضاع كشور
7- توهين و تخريب و دروغ‌بافي بي‌سابقه عليه دولت
8- لشكر كشي و به صحنه آمدن تمامي مخالفان و معاندان نظام.


انقلاب مخملي يا انقلاب‌هاي رنگي

انقلاب‌هاي مخملي يا انقلاب‌هاي رنگي يا گلي از شيوه‌هاي براندازي نرم است كه نوعي سرنگون كردن حاكميت و جابه‌جايي قدرت است و از شيوه‌ مبارزه منفي و نافرماني مدني بهره مي‌گيرد. در برخي كشورهاي اروپاي مركزي، اروپاي شرقي و آسياي مركزي انقلاب مخملي طراحي و پياده شده است. اين واژه براي نخستين‌بار از سوي رئيس‌جمهور پيشين چك كه در زمان خود رهبر مخالفان چكسلواكي سابق بود به ادبيات سياسي وارد شد.

سال 1989 طي يك دوره شش هفته‌اي، مخالفان حكومت در چكسلواكي با انجام سلسله اقداماتي زنجيره‌اي توانستند رژيم حاكم را سرنگون كرده و قدرت را در دست بگيرند. اين طرح و ايده به ترتيب در كشورهايي همچون صربستان، گرجستان، اوكراين و قرقيزستان منجر به تغيير طبقه حاكم شد. غرض اصلي از طراحي و پياده‌سازي انقلاب‌هاي مخملي، براندازي حكومت‌هايي است كه آمريكا آنها را مانع بسط و گسترش سلطه خود مي‌داند.

برخي اهداف آمريكا از ساماندهي انقلاب‌هاي رنگي از اين قرار است:

1- تسلط بر مناطقي كه از نظر سياسي و راهبردي اهميت ويژه دارد
2- كنترل مسير انتقال انرژي و جلوگيري از تسليحاتي شدن آن
3- حذف يا مهار نظام‌هايي كه مانع گسترش سلطه آمريكا هستند
4- ممانعت از ايجاد اتحاديه‌هاي نظامي و امنيتي در آسيا، خاورميانه و آسياي مركزي
5- همسو كردن كشورهاي مورد نظر با سياست‌هاي آمريكا
6- فرصت‌سازي اقتصادي براي آمريكا 7- مهار بيداري اسلامي.


انقلاب گل رز در گرجستان

به گزارش روزنامه جام جم،با فروپاشي شوروي سابق، آمريكا و ناتو به حلقه اول اروپاي شرقي، يعني سپر دفاع هارتلند نفوذ كردند. پس از آن توسعه نفوذ در حلقه دوم در دستور كار آمريكا قرار گرفت.

براي اين منظور نفوذ در گرجستان اولويت اول را داشت. آمريكا و متحدان اروپايي‌اش از طريق بنياد سوروس و موسسات بظاهر غيردولتي به ساماندهي يك انقلاب رنگي در گرجستان پرداختند تا سلطه ناتو به گرجستان به عنوان حياط خلوت روسيه گسترش يابد.

در انتخابات پارلماني 2003، 2 ائتلاف گرجستان نو و ائتلاف تروئيكاي گرجستان رقابت كردند. در كوران رقابت انتخاباتي بنياد سوروس كه مسووليت پشتيباني از انقلاب مخملين در گرجستان را عهده‌دار بود، پيروزي ائتلاف تروئيكا را پيشاپيش اعلام كرد؛ اما پس از انتخابات نتايج شمارش آرا بر پيروزي ائتلاف گرجستان نو دلالت مي‌‌كرد. با اعلام نتايج اوليه انتخابات، ائتلاف تروئيكاي گرجستان به نتيجه انتخاباتي اعتراض و دولت را به تقلب متهم كرد.

ائتلاف تروئيكاي گرجستان كه از طريق رسانه‌هاي آمريكايي و اروپايي حمايت مي‌شدند هواداران خود را به مبارزه منفي و نافرماني مدني فراخواند. جنبشي به نام كامارا توانست 15 هزار نفر را در پايتخت سازماندهي كند.

آنان چند روز در مقابل ساختمان‌هاي دولتي از جمله رياست‌‌جمهوري تجمع و طبق برنامه به پليس و ارتش گرجستان گل رز اهدا كردند.

در روز افتتاح پارلمان اين كشور و در حالي كه رهبر ائتلاف گرجستان فويفي شوارد نادزه مشغول سخنراني بود، مخالفان به رهبري ساكا شويلي از رهبران ائتلاف تروئيكا بدون مقاومت پليس وارد پارلمان شدند و اجازه ندادند ائتلاف گرجستان نو قدرت را در دست بگيرد.

سرانجام با موافقت مقامات روس، شوارد نادزه مجبور به استعفا شد و انقلاب به اصطلاح گل رز به پيروزي رسيد. به طور كلي فرآيند عملياتي شدن انقلاب گل رز در گرجستان موارد زير را شامل مي‌شود:

1- تزريق كمك‌هاي مالي آمريكا و غرب به مخالفان حكومت گرجستان
2- حمايت تبليغاتي وسيع آمريكا و غرب از ائتلاف تروئيكاي گرجستان و تخريب و شورش اذهان عمومي
3- متهم كردن نظام حاكم در گرجستان به فساد مالي، فساد سياسي و ناكارآمدي
4- افزايش انتظارها و مطالبات عمومي در جريان مبارزات انتخاباتي
5- متهم كردن دولت گرجستان به تقلب در انتخابات
6- از پيش برنده اعلام كردن جريان متمايل به آمريكا و غرب
7- درخواست بازشماري آرا و همچنين فشار به دولت براي به رسميت شناختن پيروزي مخالفان
8- فراخوان مخالفان به مبارزه منفي و نافرماني مدني
9- تصرف پارلمان و اماكن دولتي و به تعطيلي كشانيدن ادارات.


انقلاب نارنجي در اوكراين
اوكراين پس از روسيه بزرگ‌ترين كشور اروپايي است و از لحاظ جغرافياي سياسي وضعي منحصر به فرد دارد. نفوذ آمريكا در اين كشور از يك سو حلقه محاصره روسيه را تنگ‌تر و از سوي ديگر دستيابي آمريكا را به بازار منابع نفت و گاز اين منطقه آسان مي‌كرد.

كاخ سفيد براي ساماندهي انقلاب رنگي در اوكراين تلاش زيادي كرد به طوري كه پس از وقوع انقلاب نارنجي در اين كشور نيويورك تايمز فاش كرد بوش دست‌كم 65 ميليارد دلار براي اين انقلاب هزينه كرده است.

سال 2004 و در جريان انتخابات رياست جمهوري، اوكراين هيچ‌يك از نامزدهاي انتخاباتي نتوانستند حدنصاب لازم را در مرحله اول كسب كنند. پانوكويچ، نخست‌وزير وقت هوادار روسيه در دور اول 88/39 درصد و ويكتور يوشچنكو، نامزد مورد حمايت آمريكا و غرب 22/39 درصد آرا را به دست آوردند. در نتيجه انتخابات به دور دوم كشيده شد.

غرض اصلي از طراحي و پياده‌سازي انقلاب‌هاي مخملي براندازي حكومت‌هايي است كه آمريكا آنها را مانع بسط و گسترش سلطه خود مي‌داند

در مرحله دوم، بنابر اعلام غيررسمي، پانوكويچ با كسب 46/49 درصد آرا بر يوشچنكو كه 6/46 درصد آرا را كسب كرده بود، پيروز شد؛ اما اين نتيجه از سوي يوشچنكو و طرفدارانش مورد قبول واقع نشد و آنان دولت يانكويچ را به تقلب در انتخابات متهم كردند.

با اعلام نتيجه انتخابات، جنبش پارا كه از مدت‌ها قبل با حمايت مالي و تبليغاتي آمريكا سازماندهي شده بود با حضور در خيابان‌هاي كي‌يف، اقدام به تحصن و تظاهرات كردند.

متحصنان كه تي‌شرت، بازوبند، كمربند و هدبند نارنجي به تن داشتند و با خود پرچم‌هاي نارنجي حمل مي‌كردند خواستار اعلام پيروزي يوشچنكو از سوي كميسيون انتخابات شدند؛ اما كميسيون انتخابات پيروزي يانوكويچ را به طور رسمي اعلام كرد و با اصرار اين كميسيون، پارلمان اوكراين نيز نتيجه انتخابات را به تصويب رساند.

با اعلام نتيجه انتخابات از سوي پارلمان اوكراين، تظاهركنندگان مانع ورود پانوكويچ به دفتر نخست‌وزيري شدند و كشور در شرايط جنگ داخلي و تجزيه به 2 بخش شرقي (طرفداران يانوكويچ)‌ و بخش غربي (هواداران يوشچنكو)‌ قرار گرفت.

با فوق‌العاده شدن اوضاع كشور، پارلمان اوكراين در راي خود تجديدنظر و اعلام كرد كه در انتخابات تقلب صورت گرفته است و از رئيس‌جمهور خواست تا كميسيون انتخابات را منحل كند.

با جانبداري وزير دفاع از يوشچنكو شرايط به سود غرب‌گرايان و افراد مورد حمايت آمريكا تغيير كرد، ‌در نتيجه دادگاه عالي اوكراين سرانجام در 7 دسامبر نتيجه انتخابات را باطل و تاريخ 26 دسامبر را براي برگزاري انتخابات مجدد اعلام كرد. انتخابات بار ديگر برگزار شد و يوشچنكو با كمك تبليغاتي رسانه‌هاي آمريكايي و اروپايي رئيس‌جمهور اين كشور شد.

انقلاب حماسه‌اي در قرقيزستان
قرقيزستان اگر چه داراي منابع طبيعي نفت‌وگاز است، اما به دليل هم‌مرز بودن با چين و افغانستان جايگاه و اهميت استراتژيكي دارد. حادثه 11 سپتامبر، قرقيزستان را بيش از پيش مورد توجه آمريكا قرار داد.

از اين‌رو كاخ سفيد درصدد جابه‌جايي قدرت در اين كشور و تثبيت موقعيت خود در قرقيزستان برآمد. در سال 2005 با رد صلاحيت نامزدهاي مخالف دولت در پارلمان جرقه‌هاي انقلاب مخملي در اين كشور زده شد.

پس از برگزاري 2 مرحله انتخابات پارلماني و اعلام نتيجه آن 2 مخالف عسگر آقايف يعني كولوف وزير پيشين امنيت قرقيزستان از اهالي شمالي به همراه باقي‌ر‌اف، نماينده بركنار شده پارلمان از اهالي جنوب با يكديگر متحد شدند. با پيوستن اتو بنايا، نامزد ردصلاحيت شده انتخابات پارلماني به صفوف مخالفان آقايف شرايط براي انقلاب مخملي در اين كشور فراهم شد.

در چنين شرايطي جنبش مقاومت جوانان كلكل عهده‌دار آغاز انقلاب رنگي يا انقلاب گلي در اين كشور شدند. در مناطق جنوبي قرقيزستان، معترضان سازماندهي شده تحت حمايت آمريكا با تجمع در ميدان اصلي شهر اوش، فرودگاه و اماكن دولتي را به محاصره درآوردند.

دامنه اعتراضات توسط جنبش مذكور به سرعت به تمامي مناطق قرقيزستان سرايت كرد و در نتيجه مخالفان عسگر آقايف، اماكن دولتي و دفتر رياست جمهوري را در بيشكك تصرف كردند و خواستار كناره‌گيري وي شدند.

با متواري شدن آقايف جابه‌جايي قدرت در اين كشور با حمايت و ساماندهي آمريكا صورت پذيرفت. عسگر‌آقايف پس از فرار از كشور، سفير آمريكا در قرقيزستان را عامل اصلي اين انقلاب معرفي كرد.

وي خاطرنشان كرد: يك هفته پيش از وقوع اين حوادث در شبكه اينترنت نقشه اين انقلاب منتشر شده بود. اين نقشه را استفن يانگ، سفير آمريكا تدوين كرده است و اين انقلاب دقيقا همانند نقشه صورت گرفت. در وقوع انقلاب لاله‌اي در قرقيزستان نقش بنياد سوروس و اعطاي كمك‌هاي مالي كاخ سفيد به مخالفان دولت بسيار تعيين‌كننده بود.

آيا انقلاب مخملين در ايران هم قابل اجراست؟
ايجاد انقلاب رنگي در كشور ما بخشي از پازل راهبردي آمريكا براي تغيير ساختار جمهوري اسلامي ايران است كه تاكنون به‌دفعات طراحي شده، اما در هر نوبت با شكست مواجه شده است. پيشينه انقلاب مخملي در ايران به سال 1378و حادثه كوي دانشگاه باز مي‌گردد.

در روزهاي آغازين سال 75 نتانياهو، نخست‌وزير وقت رژيم صهيونيستي خواستار اجراي فوري طرح انفجار از درون ساختار حكومتي ايران شد و تاكيد كرد بايد با ايران كاري كرد كه همان اتفاقي كه در شوروي سابق صورت گرفت پيش آيد و آن هم انفجار از درون است. در همين راستا يكي از تجديدنظرطلبان طي مصاحبه‌اي با هفته‌نامه راه نو تصريح كرد انقلاب اسلامي متاثر از الگوي حكومت شوروي سابق است و سرانجام آنها نيز يكسان است.

در حادثه كوي دانشگاه با القاي خبر كذب مبني بر كشته شدن 5 دانشجو در جريان درگيري با نيروهاي انتظامي و تشديد اين فضا توسط نشريات زنجيره‌اي، هيجان‌گرايي و برانگيختگي در فضاي سياسي جامعه شكل گرفت.

در اين هنگام تجديدنظرطلبان سعي داشتند با گسيل داشتن دانشجويان به سوي بيت رهبري به زعم خود پروژه انقلاب مخملي و نافرماني مدني را كليد بزنند كه با حضور ميليوني مردم در صحنه دفاع از انقلاب و رهبري اين توطئه خنثي شد و عقيم ماند.

القاي انسداد سياسي در كشور (1379) و تئوريزه كردن مقاومت مدني‌(نافرماني مدني) از سوي مسافران كنفرانس ننگين برلين مرحله ديگري از ساماندهي انقلاب مخملين در ايران بود.

در همين ارتباط اكبر گنجي در گفتگويي با نشريه كريستين ساينس مانيتور مي‌گويد اميدوارم مدل انقلاب بدون خونريزي چكسلواكي در ايران انجام گيرد. ما قدم به مرحله‌اي از دموكراسي مي‌گذاريم كه هزينه‌ دارد، براي رسيدن به هرچه بايد بهاي آن را داد.

در سال 1380 نيز شبكه‌هاي ماهواره‌اي ضد انقلاب جوانان را به فرماني مدني فراخواند. بي‌اعتنايي مردم بويژه جوانان به فراخوان ضد انقلاب آنان را دچار سرخوردگي كرد. در اين مرحله نيز دشمنان جمهوري اسلامي ايران انقلاب مخملين را به نظاره نشسته بودند كه همانند مراحل قبلي با ناكامي مواجه شدند.

طرح مخملي كردن انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در سال 1383 برنامه ديگري از مجموعه اقدامات تجديدنظرطلبان براي ايجاد گسست در ساختار سياسي و بر هم زدن انسجام اجتماعي بود.

اين طرح با استعفاي برخي نمايندگان رد صلاحيت شده مجلس ششم نيز ادامه همين طرح بود. بي‌اعتنايي جامعه به تجديدنظر‌طلبان و ناآگاهي افراطيون از ظرفيت اجتماعي خود و از همه مهم‌تر قاطعيت رهبر معظم انقلاب اسلامي اين طرح را نيز با شكست مواجه كرد.

ساماندهي انقلاب مخملي در ايران به وسيله بنياد سوروس با واسطه افرادي همچون هاله اسفندياري، كيان تاج‌بخش و رامين جهانبگلو از ديگر برنامه‌هاي براندازي نرم در ايران بوده است.

براساس اعترافات هاله اسفندياري بنياد سوروس با حمايت از برنامه‌هاي خاورميانه‌اي مركز آمريكايي ولسون به دنبال ايجاد يك شبكه غيررسمي در ايران براي عملي كردن اهداف براندازي نرم بوده است.

در اين خصوص كيان تاج‌بخش، مدير و نماينده سوروس در ايران سعي داشته است با اقداماتي همچون راه‌اندازي كارگاه‌هاي مطالعاتي متشكل از جوانان و دانشجويان و تدريس اصول و مباني شبكه‌سازي اجتماعي زيرساخت‌هاي براندازي نرم در ايران را فراهم كند.
کد مطلب: 56023
آدرس مطلب: http://www.jahannews.com/vdcfmxdt.w6dv0agiiw.html
جهان نيوز
http://www.jahannews.com (http://www.jahannews.com/)

صبح
Friday 24 July 2009, 03:32PM
کاملیا انتخابی فر: عطریانفر در منزل سوروس
۰۸ مرداد ۱۳۸۶

در اين حال عطريانفر با تندي رو به ما كرد و به فارسي گفت «خودتان را كنترل كنيد!» و جرج سوروس نيز گفت: «لابد خانم‌ها چيز با اهميتي ديده‌اند اما بهتر است با ما در بحث مشاركت داشته باشند.»

به گزارش جهان، روزنامه كويتي "القبس" در يادداشتي به قلم "كامليا انتخابي‌فرد" عضو سابق هيأت تحريريه روزنامه‌هاي همشهري در زمان مديرمسؤولي "غلامحسين كرباسچي" و روزنامه توقيف‌شده "زن" به مدير مسؤولي "فائزه هاشمي" كه پس از توقيف اين روزنامه به خارج گريخت، از حضور خود در مهماني منزل "جرج سوروس"، رئيس بنياد "جامعه باز" به همراه "شهلا شركت" و "محمد عطريانفر" سردبير سابق روزنامه همشهري و بنيان‌گذار و عضو كنوني شوراي مركزي حزب كارگزاران خبر داد.

انتخابي‌فرد كه كتاب جديد وي با عنوان "كامليا! حقيقت را بگو تا نجات يابي" به زبان انگليسي به عنوان سلسله يادداشت‌هاي روزانه با ترجمه عربي در 10 قسمت در روزنامه "القبس" چاپ شده و انتشار روزانه آن ادامه خواهد داشت، در شماره اخير اين روزنامه مدعي شد كه در سفري به آمريكا به همراه "شهلا شركت "مدير مسؤول ماهنامه "زنان"، "محمد عطريانفر" از روزنامه "همشهري" و "مژگان جلالي" از روزنامه "ايران‌نيوز"، در مهماني ويژه‌اي در منزل "جرج سوروس" ميلياردر يهودي آمريكايي و رئيس بنياد "جامعه باز" حضور داشته است.

وي با اشاره به اينكه سفر اين هيأت مطبوعاتي به آمريكا، نخستين برنامه مشترك روزنامه‌نگاري بين دو كشور پس از انقلاب اسلامي بوده است، نوشت: هنگامي كه در روزنامه "زن" به مديرمسؤولي "فائزه هاشمي" فعاليت داشتم، وي از سوي روزنامه "بوستون‌گلوب" براي ديداري از آمريكا دعوت شد اما به من پيشنهاد داد كه به جاي وي، به اين سفر بروم و بدين ترتيب من نخستين روزنامه‌نگاري بودم كه در اين برنامه مشترك بين ايران و آمريكا شركت مي‌كردم.

انتخابي‌فرد كه در برخي سفرهاي خارجي دوره رياست‌جمهوري "سيد محمد خاتمي" به‌عنوان روزنامه‌نگار و خبرنگار در هيأت همراه وي حضور داشته، در ادامه مي‌افزايد: خاتمي توانسته بود در انتخابات رياست‌جمهوري با كسب بيش از 20 ميليون رأي پيروز شود و در پي اين پيروز بود كه فشار از روي رسانه‌ها برداشته شد و جهان را شگفت‌زده كرد.

وي آورده است: رسانه‌ها در ايران به موضوعي براي ديگر رسانه‌هاي جهاني تبديل شده بودند بگونه‌اي كه خود من، هر هفته با بخش فارسي راديو بي.بي.سي، راديو آمريكا، راديو فرانسه، شبكه تلويزيوني آلمان و روزنامه آساهي شركت مي‌كردم.

اين روزنامه‌نگار كه اكنون براي رسانه‌هاي آمريكايي از جمله راديو فردا و پايگاه اطلاع‌رساني "واشنگتن‌پريزم" كار مي‌كند، در ادامه نوشته است: از سوي ايران پنج نفر از جمله من براي سفر به آمريكا در قالب هيأت روزنامه‌نگاري انتخاب شديم كه برنامه ما از نيويورك و با بازديد از دانشكده امور بين‌المللي در دانشگاه كلمبيا و جمعيت آسيايي شروع مي‌شد در حالي كه اگر آزادي مزبور در عرصه رسانه‌اي ايران ايجاد نمي‌شد من نمي‌توانستم ايران را به اين سادگي ترك كنم اما من اميدوار بودم و نقشه‌هاي خوشبينانه‌اي در سر مي‌پروراندم اما هيچ گاه تصورش را هم نمي‌كردم كه اين سفر به تبعيد من پيش از بازگشتم به ايران تبديل شود.

وي به ماجراي ميهماني منزل سوروس اشاره كرده و مي‌افزايد: پس از بازديد از جمعيت آسيايي، همراه ما كه "سينشيا ديكستن" نام داشت با شور و شوق به ما اعلام كرد كه ما براي عصر همان روز به مهماني و صرف چاي در منزل "جرج سوروس" دعوت هستيم اما وقتي كه ديد هيچ يك از ما شگفت‌زده نشديم ادامه داد «سوروس، مهم‌تريم شخصيت در آمريكاست و اوست كه هزينه سفر و بازديدهاي ما را تأمين كرده است» اما باز هم هيچ يك از ما برداشتي از اين شخصيت نداشتيم.

انتخابي‌فرد در ادامه مي‌افزايد: من به ذهنم فشار آوردم و ناگهان به ياد مقاله‌اي افتادم كه در جايي خوانده بودم. در همين حين كه منتظر تاكسي براي رفتن به منزل سوروس در جاده "همست پنجم" بوديم در گوش همراه خود "محمد عطريانفر" سردبير روزنامه همشهري زمزمه كردم «الآن فهميدم سوروس كيست. او يك يهودي است كه ثروتمندترين مرد آمريكا و امپراتور آسياي‌ميانه به شمار مي‌رود.» و عطريانفر سرش را بي‌اهميت تكان داد انگار كه حرف من هيچ واكنشي را در او برنينگيخت.

وي در ادامه نوشته خود تصريح كرده است: هنگامي كه به منزل شيك سوروس رسيديم و خانم خدمتكار وي،‌ براي‌مان در فنجان‌هاي چيني بديع، چاي آورد من به ساير خانم‌هاي همراهم "شهلا شركت" و "مژگان جلالي" نگاه كردم و لبخند زدم و آنها هم خنديدم و به دليلي كه تا امروز هم برايم روشن نشده همگي بطرز عجيبي زديم زير خنده بگونه‌اي كه تا وقتي در منزل سوروس بوديم نمي‌توانستيم جلوي خنده خود را بگيريم و طوري شد كه من مجبور شدم به دستشويي بروم و نفس عميقي بكشم تا بتوان خودم را كنترل كنم و به جايم بازگردم اما با اين حال باز هم هيچ كدام نتوانستيم تا آخر، جلوي خنده خود را بگيريم و اشك همه ما سرازير شد.

انتخابي‌فرد مي‌افزايد: در اين حال عطريانفر با تندي رو به ما كرد و به فارسي گفت «خودتان را كنترل كنيد!» و سوروس نيز گفت «لابد خانم‌ها چيز با اهميتي ديده‌اند اما بهتر است با ما در بحث مشاركت داشته باشند.» اما ما باز هم نتوانستيم جلوي خنده خود را بگيريم و حتي پاسخ پرسش‌هاي سوروس را بدهيم اما وي در پايان هنگام بدرقه ما نسخه‌اي از كتاب خود را امضا كرد و به ما هديه داد و ما هم متقابلاً از او عذر خواستيم.

وي مي‌افزايد: پس از چند روز عطريانفر اطلاعاتي درباره "جرج سوروس" جمع‌آوري كرد و با لهجه اصفهاني كه همواره سعي دارد آن را پنهان كند خطاب به ما گفت «سوروس از بزرگترين صهيونيست‌هاي جهان است و چه‌بسا در وراي مهماني وي، توطئه‌اي نهفته بوده باشد.» و مي‌ترسيد كه رفتن ما به منزل وي پيش از آنكه او را بشناسيم در صورت افشاي خبر اين مهماني در تهران براي‌مان دردسر ساز شود.

انتخابي‌فرد مي‌گويد: عطريانفر از ما خواست كتاب سوروس را دور بيندازيم تا هنگام بازرسي از بارهاي ما در فرودگاه مهرآباد آن را پيدا نكنند اما چه كسي مي‌دانست كه تنها دو سال بعد من به عنوان خبرنگار آزاد براي پايگاه اينترنتي "يوروآسيا" كه مالكيت آن بر عهده سوروس است مشغول به كار شوم؟
انتخابي‌فرد در يادداشت ديروز خود نيز در مطلبي جنجال‌برانگيز از رابطه عاشقانه خود با "علي دايي" فوتباليست ايراني در آلمان و حضور مديد خود در منزل شخصي وي در اين كشور خبر داده بود كه هنوز اين خبر از سوي دايي تكذيب نشده است.

روزنامه "كويتي القبس" در پايان آورده است كه شماره جديد اين نشريه كه فردا منتشر خواهد شد يادداشتي از انتخابي‌فرد درباره "بازگشت ترس... و موج ترورها" منتشر خواهد كرد.

"كريم ارغنده‌پور" روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب نيز با انتشار مطلبي در پايگاه اينترنتي شخصي خود با عنوان "فيوچراما" درباره سفر اين هيأت مطبوعاتي به آمريكا بدون اشاره به حضور "كامليا انتخابي‌فرد" در اين هيأت و مهماني منزل سوروس، آورده است: «سفر من به ايالات متحده در سال 1377 صورت گرفت. آقاي خاتمي رئيس‌جمهور وقت، ايده گفت‌وگوي تمدن‌ها را مطرح و در مصاحبه‌اي با "كريستين امان‌پور" در شبكه سي.ان.ان از ضرورت گفت‌وگوي انديشمندان و نخبگان دو كشور سخن گفته بود. پس از سخنان ايشان انجمن سردبيران نيوانگلند در شرق آمريكا از سردبيران روزنامه‌هاي ايران از همه گرايش‌ها دعوت كرد كه در يك نشست مشترك شركت كنند كه "محمد عطريان‌فر" از روزنامه همشهري، من از روزنامه "سلام"، خانم "شركت" از ماهنامه زنان، خانم "مژگان جلالي" از روزنامه ايران‌نيوز اين دعوت را پذيرفتيم و در آن شركت كرديم. اين سفر در واقع نخستين سفر يك هيأت مطبوعاتي از ايران پس از پيروزي انقلاب به آمريكا بود. چند ماه پس از سفر ما يك هيأت مطبوعاتي ديگر هم اعزام شد كه "احمد بورقاني"، "علي مزروعي"، "حسين قاضيان"، "رضا تهراني" و "شهاب‌الدين فرخ‌يار" را در ميان آنها به خاطر دارم. موضوع نشست‌هاي مشترك ما با روزنامه‌نگاران آمريكايي صرفاً حول محورهاي حرفه‌اي بود ولي در حاشيه اين نشست‌ها ما از برخي دانشگاه‌ها هم بازديد كرديم و در جلسات هموطنان‌مان در شهرهاي مختلف حضور پيدا كرديم. دوست داشتم فرصتي براي انتشار خاطرات اين سفر بود ولي اشتغالات كاري فراوان مانع از تحقق اين ايده شد.»

وي در ادامه مي‌افزايد: «من در انجمن آسيايي نيويورك سخنراني كردم. اين مراسم چند هفته پس از سخنراني خانم آلبرايت، وزير خارجه وقت ايالات متحده، در همين محل صورت مي‌گرفت كه او در اعلام موضعي مهم، از مداخله آمريكا در كودتاي 28 مرداد 1332 عذرخواهي كرده بود. جلسه جالبي بود. اصلاحات و رويكردهاي آقاي خاتمي توجهات زيادي را به سمت كشور جلب كرده بود. چند نفر از شركت‌كنندگان كه بعد فهميدم از نخبگان علمي به شمار مي‌روند از انگيزه خود براي بازگشت به كشور سخن گفتند. يكي از حضار هم هنرمند بنام كشور آقاي فرشچيان بود.»

وي سپس با انتشار عكسي آورده است: «در عكس، خانم شركت و محمد عطريان‌فر حضور دارند. خانم نغمه سهرابي هم پشتش به عكس هست كه ايشان در آن زمان نقش مترجمي هيأت را برعهده داشتند. آن زمان دانشجوي دكترا در هاروارد بودند كه مسلماً حالا درس‌شان را به اتمام رسانده‌اند

صبح
Friday 24 July 2009, 03:33PM
جورج سوروس کیست؟ اهداف و اقدامات بنیاد او چیست؟

- جورج سوروس یکی از سرمایه داران بزرگ آمریکایی است که بعضاً در رسانه های آمریکا از وی بعنوان فرد نیکوکار و خیر آمریکایی یاد می شود و خود را پیرو فیلسوف مشهور «کارل پوپر» می داند.
- از سوروس در تحلیل ها و مقالات رسانه های خارجی غالباً بعنوان «سرمایه دار بزرگ آمریکایی و یکی از معماران اصلی انقلاب مخملین» نام برده می شود.
- سوروس بخش زیادی از سرمایه خود رابه کار تحقیق در کشورهای مختلف جهان تخصیص داده و به همین منظور موسسه های تحقیقاتی زیادی را دایر نموده بطوریکه شبکه سازمانهای سوروس در سراسر جهان و به خصوص در اروپا و جمهوریهای شوروی سابق ایجاد شده است.
- فعالیت های سوروس با هدف ایجاد زیربنای اجتماعی و سیاسی (جامعه باز) 1 صورت می گیرد، غالباً نیز معتقدند هدف از طرحهای خیریه (!) سوروس نه حمایت از علم و آموزش بلکه ایجاد تغییرات تمدنی در کشورها می باشد.
- هدف نهایی سوروس تشکیل ائتلاف جوامع باز است تا وظایف سازمان ملل را به خود اختصاص دهند. وی معتقد است سازمان ملل متحد سازمانی نیست که در تشویق جامعه باز موفق باشد.
- سوروس با انتقاد از بوروکراسی دولتی، ترجیح می دهد تا جای ممکن کمک های خود را مستقیماً در اختیار نیازمندان (!) قرار دهد.
- بر مبنای ادعای رسانه های آمریکایی، جورج سوروس در سال های اخیر مبلغ 4 میلیارد و 600 میلیون دلار آمریکا در ایالات متحده و دیگر کشورهای جهان برای امور خیریه (!) اهدا کرده است.
تامین مالی و سرمایه گذاری هنگفت سوروس در کشورهای مختلف بر روی محورهای زیر صورت گرفته است:
¤ ایجاد شبکه اطلاع رسانی و تاسیس فرستنده های رادیویی و تلویزیونی علیه کشورها.
¤ ایجاد سیستم آموزشی مورد نظر.
¤ حمایت از روزنامه ها و تلویزیون.
¤ توسعه فرهنگ (فرهنگ سازی).
¤ تاسیس انجمن وکلای مدافع در کشورها.
¤ برگزاری کنفرانس منطقه ای در خصوص زنان با دعوت از نمایندگان سازمانهای بین المللی و غیردولتی محلی.
¤ حمایت از مطبوعات آزاد.
¤ حمایت از برنامه دموکراسی و رسانه ها.
¤ حمایت از پروژه تکثیر دموکراتیک رسانه ای.
¤ حمایت از مطبوعات قومی و محلی.
¤ حمایت از اپوزیسیون داخل و خارج.
¤ راه اندازی و حمایت از فعالیت سایت اینترنتی خبرگزاری در کشورها. (مثلاً سایت ورارود در تاجیکستان)
¤ و...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- اصطلاح «جامعه باز» را کارل پوپر(1994-1902) به کار برده و مقصود از آن، جامعه ای است که افرادش پیوسته جویای چرایی کارها باشند و در مقدسات و مسلمات و تابوها شک کنند و تصمیمات اجتماعی را پس از بحث با یکدیگر به معیار عقل بگیرند، و حال آنکه از این منظر در جامعه بسته، افراد در همه کارها مقلدند و به مقدسات و مسلمات، ایمان کورکورانه دارند.
پوپر، «افلاطون و هگل و مارکس» را بنیانگذاران اصلی فکر جامعه بسته می داند.

هومان
Friday 24 July 2009, 03:34PM
[quote=صبح;1028071]نماینده وحوش غارتگر آمریکا در کاخ سفید !

آنچه که نسبت به تو گفته می شود حقیقت است ... و توهین محسوب نمی شود. شما بر روی خون دهها میلیون سرخپوست آمریکا را تشکیل داده اید.

quote]

این برظبق برداشت های خودتان دخالت در امور داخلی usa نیست؟سرخ پوستان هم به ما ارتباط دارند ؟انها ازدین خارج بودند .اگر در ایران بودند اعدام می شدند :D
من به شعارهای حاکی از نفرت علاقه ای ندارم

صبح
Friday 24 July 2009, 03:38PM
درباره جورج سوروس چه می دانیم؟


به دنبال پخش اعترافات تامل برانگیز هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و کیان تاجبخش که حرکتی ناتمام اما ارزشمند از صدا و سیما بود(1)، جای این سوال باقی است که واقعا فردی که مکرر از او نام برده می شد یعنی جورج سوروس (2) کیست و چه می کند؟ موسسات ذیل نظر او چه فعالیت هایی انجام داده اند و...
از آنجا که منابع فارسی در این خصوص ناچیز است در این نوشتار مختصرا به این موضوع خواهیم پرداخت. بخشی از آنچه طرح می شود با استناد به سایت رسمی موسسه جامعه باز (open society institute) خواهد بود و منعکس کننده مطالب مندرج در این سایت که تحت عنوان معرفی نامه جورج سوروس در صفحه About OSI موجود است. (3) بقیه منابع و مدارک و نیز اصطلاحات به کار رفته به نوبه خود در پی نوشت ها مورد اشاره قرار خواهد گرفت.
جورج سوروس یک یهودی مجارستانی است که نامش این روزها برای اغلب سیاستمداران و خصوصا دولتمردان نا آشنا نیست. کسی که ذیل پرچم کمک های بشر دوستانه، بسط دموکراسی و آزادی بیان زمینه های ایجاد انقلاب های مخملی و نیز تغییرات یا چالش هایی در ساختار دولت ها ایجاد می کند. سوروس در کودکی با دشواری هایی روبرو می شود که شخصیتش را آماده گام های بلند می کند. با اندیشه های کارل پوپر انس می گیرد و تلفیقی از تفکراتش را با اندیشه های او به عنوان یک تئوری عملیاتی در دستور کار قرار می دهد. در واقع او هم یک مغز فعال است و هم یک مجری ماهر که البته در راه مقاصد خویش گام برمی دارد.
جورج سوروس موسس و مدیر شبکه ای از موسسات به اصطلاح خیریه و بشر دوستانه، پدید آورنده ایده جامعه باز(4) دموکراتیک با محوریت قانون، اقتصاد بازار(5)، حکومت پاسخگو، آزادی مطبوعات و حامی حقوق بشر است.
سوروس در آگوست 1930 در شهری با نام بوداپست(6) در مجارستان متولد می شود. پدرش جزو اسرای جنگ جهانی اول است که سرانجام به روسیه می گریزد تا بتواند بار دیگر خانواده اش را در مجارستان ملاقات کند. سوروس 13 سال دارد که ارتش آلمان نازی مجارستان را تصرف می کند و یهودیان را تبعید می نماید. تجارت ارز در بازار سیاه منبع درآمدی او در این دوره است. جورج جوان در سال 1946 می تواند با شرکت در همایش بین المللی زبان اسپرانیو که در کشور سوئیس برگزار می شد، فرار کند. در سال 1947 به انگلستان مهاجرت می کند و با کار در راه آهن به عنوان باربر و نیز در رستوران به عنوان خدمتکار تلاش می نماید تا هزینه های مالی خویش را فراهم آورد. جورج سوروس در سال 1952 از دانشگاه اقتصاد لندن فارغ التحصیل می شود.
سوروس در دانشگاه اقتصاد لندن بود که آشنایی نسبی با کارهای کارل پوپر فیلسوف مشهور به دست آورد و تفکر جامعه باز پوپر توانست تاثیر به سزایی در نوع نگرش و تفکر او بگذارد. در واقع تجربه سوروس از نازیسم و کمونیسم او را مجذوب نقدهای پوپر نسبت به نوع اداره کشور با حکومت های مقتدر مرکزی(8) کرد. جامعه باز تنها در صورتی می توانست رونق بگیرد که حکومت های دموکراتیک بنا نهاده شده باشند، آزادی بیان وجود داشته باشد، عقیده های گوناگون امکان بروز و ظهور داشته باشند و حقوق فردی مراعات شده باشد و او هم در همین راستا گام برداشت.
در سال 1956 سوروس به آمریکا مهاجرت کرد و تا سال 1963 در نقش یک تحلیلگر و تاجر فعالیت کرد. در طول این دوره ایده های پوپر را با تئوری های خویش وفق داد و قاعده ای برای توصیف نسبت بایدها و واقعیات طراحی کرد. قاعده ای که بتواند برای پیشگویی روند آتی مورد استفاده قرار گیرد. تئوری های عملیاتی سوروس وی را به این نتیجه رساند که توانایی بیشتری در تجارت و بازرگانی دارد تا فلسفه. او از طریق صندوق سرمایه گذاری بین المللی که خود تاسیس کرده بود توانست از نظر مالی موفقیت های چشمگیری کسب کند. در سال 1967 یک سازمان را بنا نهاد و در سال 1973 شرکتی خصوصی ایجاد کرد که مکمل بخش قبل بود.
بعدها جورج با خرید و فروش ارز پول هنگفتی به دست آورد؛ به گونه ای که در 16 سپتامبر 1992 که از آن به عنوان چهارشنبه سیاه (8) یاد می شود توانست با فروش پوند بریتانیا و خرید مارک آلمان یک میلیارد دلار سود کند. به همین خاطر است که او را به عنوان مردی که توانست بانک های انگلیس را به زانو درآورد می شناسند. (9) در سال 1997 هم ماهاتیر محمد نخست وزیر مالزی سوروس را متهم کرد که بر آن است تا پول مالزی را بی ارزش کند. (10)
سوروس موسسه جامعه باز (11) را در سال 1979 در نیویورک ایجاد کرد. امروزه او شبکه ای از این قبیل موسسات را در سرتاسر اروپای مرکزی و شرقی، شوروی سابق و اوراسیای مرکزی و همچنین آفریقای جنوبی، گواتمالا و ایالات متحده و... دارد. (12) او همچنین کتاب هایی نیز در زمینه های مختلف سیاسی اقتصادی چاپ و منتشر کرده است. او همچنین موسساتی چون بنیاد ملی برای دموکراسی (13) و موسسه خانه آزادی(14) را نیز زیر نظر دارد.

پی نوشت ها:
1- ای کاش اعترافات کامل نمایش داده می شد تا هم نسبت برخی عناصر داخلی با خارج از کشور شفاف شود و هم ابعاد دیگر ماجرا
2- George Soros
3- http://www.wtfman.info (http://www.wtfman.info/)
4- Open Society
5- Market Economises
6- Budapest
7- Totalitarianism
8- Black Wenesday
9- http://en.allexperts.com/e/g/ge/george_soros.htm
10- کتاب جورج سوروس و انقلاب های مخملین – چاپ انتشارات موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر تهران – ص11 11- Open Society Institute
12- کتاب جورج سوروس و انقلاب های مخملین – چاپ انتشارات موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر تهران – ص11
13- National Endowment for Democracy
14- Freedom House – آدرس اینترنتی: http://www.freehaleh.org (http://www.freehaleh.org/)

mohammad sadeq
Sunday 26 July 2009, 07:31AM
تشکرجات فراوان سید!

SAFA
Sunday 26 July 2009, 09:02AM
شاید که از خواب مخملی بیدار شوند ... شاید هم ... خود را بخواب زده اند

صبح
Sunday 26 July 2009, 04:53PM
براندازي نشداين چهره ها بهتر جواب مي دهند
4 مرداد 1388 ساعت 9:19
کیهان:يك مقام سابق آمريكايي، همكاري افرادي از درون حاكميت ايران را لازمه پروژه «بي ثبات سازي» جمهوري اسلامي عنوان كرد پاول كرگ رابرت از چهره هاي نومحافظه كار و دستيار وزارت خزانه داري در دولت ريگان تاكيد كرد: بدون همراهي رجال سياسي و افرادي مهم از حاكميت ايران نمي توان به ادامه پروژه بي ثبات سازي اين كشور كمك كرد.
وي در مقاله اي در پايگاه خبري-تحليلي «كانتر پانچ» مي نويسد: چندين مقام برجسته در ايران مي خواهند در اتحاد با هم و همراه با واشنگتن قدرت را به دست آورند. هرچند كه اين افراد در انتخابات رياست جمهوري ايران شكست خوردند اما هنوز مغرورانه در پي قدرت مي باشند البته واشنگتن نيز در پي اين بوده است تا سياسيون جدا مانده از قدرت را حمايت نموده و با كمك آن ها دولت هاي مستقل همانند ايران را سرنگون نمايد. اين روشي است كه حتي در سودان نيز مشاهده گرديد.
وي افزود: بدون حضور افرادي مهم از حاكميت ايران رسانه هاي آمريكايي قادر به هدايت جريان هاي مخالف جمهوري اسلامي نمي باشند.
در همين حال محسن حيدريان از عناصر موسوم به «چپ هاي آمريكايي» طي مقاله اي، بر عدم امكان تداوم آشوب هاي خياباني تاكيد كرد و نوشت: اينك اين سياست ورزان هستند كه بايد در جست وجوي راه باشند و سرنوشت را نمي شود در خيابان ها رقم زد. در چنين فضايي است كه تلاش هاي مبتكرانه رفسنجاني و خاتمي، جهت و محتواي تهاجمي و چالشگرانه اي يافته كه در طول 30 سال گذشته بي سابقه است. رويكرد رفسنجاني اهميتي تاريخي دارد. بلافاصله پس از حركت نوآورانه و سنجيده رفسنجاني بود كه طرح خاتمي براي رفراندوم درباره مشروعيت دولت پيش كشيده شد.
اين مزدور سابق كا گ ب شوروي كه در روزگار حاكميت كمونيست ها مسافرت هايي هم به افغانستان داشت اما با فروپاشي بلوك شرق به جريان چپ هاي آمريكايي پيوست در سايت ايران امروز مي نويسد: اقدام رفسنجاني و خاتمي در راستاي ترجمه مجدد ]؟![ قانون اساسي براي باز تعريف آرايش قواست. مهم فرو ريختن اقتدار نظام و هموار كردن راه براي ريزش نيروهاست. اين شيوه اي براي تغيير حاكميت نظام است. تحقق پروژه تغييرات اساسي، نياز جدي به كمك بخش بينابيني حاكميت و روحانيون بيطرف دارد و ما از تغيير موضع هر شخصيت روحاني و غير روحاني براي تغيير در حاكميت حمايت مي كنيم.
وي اضافه كرد: محتواي حركت تازه، تغيير در ساختار حاكميت از طريق كسب اهرم هايي در بالا و پايين است. گام بعدي در يك فضاي آرام، كوشش در راه بازنويسي قانون اساسي و ديگر تغييرات ساختاري مسالمت آميز است.
وي خواستار استفاده از شيوه هاي به ظاهر مسالمت آميز براي محدود كردن اقتدار و اختيارات نظام شد تا واكنش برانگيز نباشد و منجر به راديكاليزه شدن فضا نشود.






کد مطلب: 58377
آدرس مطلب: http://www.jahannews.com/vdcjatei.uqeoazsffu.html
جهان نيوز
http://www.jahannews.com (http://www.jahannews.com/)

صبح
Saturday 1 August 2009, 10:19AM
موسوی :هر چي «جين شارپ» جونم بگه!
شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۳۸


روزنامه کیهان نوشت:
به دنبال ناكامي مدعيان اصلاحات در جريان انتخابات و همچنين آشوب هاي خياباني پس از آن، كه از محو كامل اين جريان وابسته و فتنه انگيز حكايت مي كند، موسوي و حاميانش درصدد ايجاد منفذي براي ادامه حيات خود برآمده و تلاش هاي خود را براي تشكيل حزب يا جبهه سياسي شدت بخشيده اند.
بر همين اساس و به دنبال اين تلاش ها ميرحسين موسوي طي سخناني اعلام كرد به دنبال تشكيل جبهه سياسي نيست بلكه خواستار تشكيل «جبهه اجتماعي» است. جبهه اي كه بر پايه سازماندهي جنبش هاي اجتماعي استوار است، اين اقدام موسوي دقيقاً و بدون كم و كاست بخش ديگري از فرمول «جين شارپ» پدر انقلاب هاي رنگين است كه با هدف تضعيف جمهوري اسلامي ايران توصيه شده است.
تصميم اخير موسوي با استقبال و ذوق زدگي محافل غربي، ضدانقلابيون فراري و برخي از گروههاي وابسته داخلي نظير گروهك موسوم به ملي- مذهبي روبرو شده و اين جريانات در سايت هاي خود بر درستي اين تصميم تاكيد ورزيده اند.
تقي رحماني از گردانندگان گروهك موسوم به ملي- مذهبي كه پرونده اي سياه در همكاري با «سيا» دارد، در اين باره به سايت «فرارو» مي گويد؛ در حال حاضر يك نهاد مدني هماهنگ كننده كه خواسته هايش هم مورد توافق قرار بگيرد، مي تواند به جامعه ايران كمك كند. در آن حالت موج ايجاد شده باعث مي شود كه به يك سري خواسته هاي مدني دست پيدا كنيم.
وي در حالي كه بر ضرورت تشكيل جبهه اجتماعي به جاي جبهه سياسي تأكيد مي كند با بياني تناقض آميز ليستي سياسي از خواسته هاي اين جبهه اجتماعي را مطرح كرده و مي گويد: «مثلاً بي طرف بودن شوراي نگهبان، لغو نظارت استصوابي، آزادي برگزاري تجمعات و... اگر دو سه مورد از اين درخواست ها تحقق پيدا كند خيلي از مسائل حل مي شود.»

صبح
Saturday 1 August 2009, 10:32AM
آيا با مخمل آشنا هستيد؟
(http://www.sanyehnews.com/sanyeh/website/index2.php?option=com_content&task=view&id=9504&pop=1&page=0&Itemid=9)
(http://www.sanyehnews.com/sanyeh/website/index2.php?option=com_content&task=emailform&id=9504&itemid=9) پنجشنبه ۰۸ مرداد ۱۳۸۸

جواد حيدرى
آيا نام مخمل را شنيده ايد؛ آيا با مخمل آشنا هستيد؛ چه برداشتى از مخمل داريد؛ بعضى مى گويند مخمل پارچه اى است بسيار لطيف و نرم مثل گل هاى بهارى كه سينه سرخان بهارى چون سينه اى لطيف و نرم دارند، به گردش مى آيند اما بدانيد كه گل هاى بهارى زود پژمرده مى شوند و خارهاى آن آشكار كه سينه سينه سرخان را چاك مى زند.

مخمل اگر چه زيبا، لطيف، نرم و هيجانى است، اما زود پرپر و فرسوده مى شود و خوان گسترده هزاران سال زحمت را به يغما مى برد؛ مخمل براى استفاده نيست، براى زينت است؛ مخمل همان ململ است. بنابراين از مخمل كارى بر نمى آيد؛ اما به سراغ انقلاب برويم؛ انقلاب يعنى تغيير وضع موجود و رسيدن به وضع مطلوب. اگر نگاهى اجمالى به مخمل بيندازيد خواهيد فهميد كه در مخمل نمى شود تغيير ايجاد كرد چون با تغيير در مخمل، ديگر مخملى نمى ماند پس بايد مفهوم ديگرى داشته باشد؛ چه مفهومى ممكن است داشته باشد.

به گمانم مفهومش اين است كه واژه هاى انقلابى را تغيير دهيم. يعنى دم از عدالت نزنيم؛ چرا چون مى گويند واژه عدالت از واژه هاى خشن است؛ دردسرساز است؛ خطر آفرين است؛ ما مى خواهيم با جهان تعامل كنيم؛ هم انديشى داشته باشيم؛ واژه دفاع از مظلومين واژه اى خشن است، زيرا تعامل ما را با جهان بر هم مى زند؛ مثلا همين اسراييل، ما چه كار با اسراييل داريم؛ خودشان مشكل خودشان را حل كنند؛ به ما چه ربطى دارد چه كسى آنجا كشته مى شود؛ ما آسايش خود را مى خواهيم؛ مى گويند چراغى كه به خانه رواست به مسجد حرام است؛ اين هم از دليل هاى صد من يك شاهى است. اتفاقاً چراغى كه به خانه رواست به مسجد هم رواتر است، زيرا اگر مسجد كه محل عبادت است و محل اجتماع مومنين است و محل سياست و محل كارهاى ديگر مسلمين است تعطيل شود همه احكام الهى تعطيل مى شود. اين خود نوعى جهاد و ايثار است كه در صدر اسلام نمونه هاى بسيار آن اتفاق افتاده است و نبايد خلط مبحث شود؛ پس انقلاب مخملى در اصل انقلاب نيست و بايد گفت يكى از آفات انقلاب است كه مى گوييم رخنه فرصت طلبان كه فرصت را غنيمت مى شمارند. هم از داخل مرزها و هم از خارج مرزها و با بمباران وسيع جنگ روانى و ايجاد شك و شبهه در مبانى انقلاب؛ اسم انقلاب روى آن گذاشته اند كه مردم را فريب دهند مثل انقلاب سفيد اما در عين حال بايد گفت سلطه مخملى يا بگوييم براندازى نرم يا استعمار نوين، يا نو استعماريسم يا استحاله انقلابى، مى گويند گربه براى رضاى خدا موش نمى گيرد. انقلاب مخملى از نوع ساختارشكنى است، چه ساختارى را مى شكنند بستگى دارد، آنها تفكرشان چيست آنها به سمت سكولاريسم پيش مى روند و دهكده جهانى مى خواهند. آنها مى خواهند جهان را هماهنگ خود كنند، مثل خود، مى گويند اگر خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو، كدام جماعت با چه دين و مذهبى و با چه گرايش و خطى و با چه جريان و حركتى و با چه مرام و بينشى مى گويند ما تعيين مى كنيم.

هر چه ما گفتيم ما خود فرهنگ داريم، آداب و رسوم و سنت و دين داريم، خير اينها همه واپس گرايى است، همين اينهاست كه شما را عقب نگه داشته است و تمدن غرب كه اين همه پيشرفت كرده است به خاطر اين است كه خود را از قيد و بند مذهب و سنت و هر چيز ديگرى كه دست وپاگير است رهانيده و به سوى آزادى پيش مى رود و قيدى براى آن ندارد، آزاد باشيد، دين آمده دست و پاى شما را بسته است آزادى را از شما گرفته است، لذت ها را از شما گرفته است شما را محصور كرده است. تازه در همان دين شما فرموده «لا اكراه فى الدين» ما آمده ايم تا تمام اين زنجيرها را از دست و پاى شما باز كنيم. به راستى در پس پرده اين همه هياهو چه چيزى نهفته است، بشر امروز به چه نيازمند است و آن نيازمندى اش را بايد از كدام منابع دريافت كند. آنها راهى را كه رفته و نسخه اى را كه پيچيده اند و هم از راه پشيمان و از نسخه سودى نبرده اند و خود با هزار جور مشكل معنوى در اقشار مختلف جامعه شان درگير هستند، چگونه به درمان ديگران خواهند پرداخت.

اينها مى خواهند جوانان، فرهنگ خود را از ياد ببرند و ديگر هويت فرهنگى نداشته باشند چون اين فرهنگ ها هستند كه ايجاد مقاومت مى كنند و اين تعلقات باعث مى شود كه هويت فرد هميشه بماند و احساس غرور كند كه متعلق به كجاست. آنها اين را نمى خواهند آنها انسان لخت وبرهنه اى را مى خواهند كه تعلق خاطرى به هيچ يك از فرهنگ ها نداشته باشد، فقط رو به سوى قبله آنها نمازگزارد.

آنها از جوانان ما غيرت، جوانمردى، شجاعت، عفت، حيا و... را مى خواهند ببرند و به جايش چيزهاى بهترى بگذارند صد البته بى غيرتى، ناجوانمردى، لودگى، بى عفتى، بى حيايى و... چرا، تا بتوانند يك مشت جوان منگى، چرتى، لاابالى و ابن الوقت داشته باشند تا منابع آنها را غارت كنند و مقاومتى نباشد، اينها را بكشند و خود به حجله عشق آنها بروند، اين نمونه اى از آزادى غربى هاست (عريانى) برهنگى فرهنگى، اجتماعى، سياسى، اقتصادى و... انقلاب مخملى معناى وسيعى دارد، اما بحرى متلاطم است توفانى است، بحر مواج است كه دشمن بر موج آن سوار است و موج سوارى مى كند، البته اين موج سواران اگر يادتان باشد امپراتورى اسلامى (عثمانى) را تكه تكه كردند چون احساس خطر كردند همانطورى كه ديگران در داخل احساس خطر مى كنند (آب به آسياب دشمن مى ريزند) اما خطر جدى بود، اسپانيا در تصرف نيروهاى اسلام، قلب اروپا در تيررس محبت و عشق نيروهاى اسلام و رفته رفته مى رفت تا دنياى جديدى پا به عرصه وجود بگذارد. اما آنها با طرح جديدى دولت عثمانى را تكه تكه كردند و وحدت مسلمين را از هم گسيختند و جرقه اى زدند كه دوست نداشتند هيچ وقت خاموش شود.

و امروز انقلاب اسلامى ايران با بر هم زدن توازن منطقه اى به نفع خود، ملت هاى منطقه و جهان اسلام و مستضعفين عالم را به حركت درآورده است مى رود تا نقشى نو در آميزد و اين نقش نو در نگار عالم بهت همگان را برانگيخته و خواب خوش غرب و شرق را برآشفته و جام ثبات را در دست هاى سران آنها لرزان كرده است، به خصوص اينكه بحران اقتصادى هم به آن افزوده شده است.

امروز هم شياطين و نوكران آنها به دور هم جمع شده اند تا چند روزى بيشتر به زندگى مادى و غير متعالى خود ادامه دهند اما ديگر دير شده است، ملت ها بيدارى خود را از هوشيارى خود به ارث برده اند و در زمين باتلاق فرو نمى روند تا نياز به كمك شياطين داشته باشند تا آنها برايشان انقلاب مخملى به ارمغان آورند.

SAFA
Tuesday 4 August 2009, 11:31AM
ايران نقطه توقف انقلاب هاي رنگي است

بشکه هاي باروت يک جنگ سياسي از زمان اعلام نام احمدي نژاد به عنوان نهمين رئيس جمهور ايران به تدريج آماده شده بود، اما جرقه نهايي پس از چهارسال مقدمه چيني بالاخره در مناظره انتخاباتي «احمدي نژاد ـ موسوي» زده شد./ سکوت يا واکنش ديرهنگام بعضي از علما و مراجع قم مسئله اي کاملا سوال برانگيز و معنا دار بود. در طول روزهاي آشوب شايعاتي مبني بر ملاقات رفسنجاني با علماي قم به گوش مي رسيد و رصد اوضاع هماهنگي ميان آنها را تأييد ...

به قلم وبلاگ مدرسه ما

مروري است بر اتفاقات گذشته:

1_ نطفه ماجرا در کميته اي به نام «کميته صيانت از آراء» بسته شد. مقدمات تشکيل اين کميته از دو سال پيش در سازمان مجاهدين آماده شد و نزديک به انتخابات اين کميته فعاليت خودش را گسترش داد تا اينکه سخنگوي شوراي نگهبان در ارديبهشت ماه واکنش نشان داد و وجود چنين کميته اي را غيرقانوني خواند. برنامه اين کميته معطوف به دو نتيجه بود؛ اولي «ايجاد شبهه در سلامت انتخابات» و دومي به دست آوردن «حق نظارت خودخوانده» که به حاشيه راندن و نامعتبر ساختن شوراي نگهبان را به دنبال داشت. جدي ترين ادعاهاي تقلب پس از انتخابات نهم و از طرف هاشمي رفسنجاني و مهدي کروبي عنوان شده بود اما اينبار از پيش از انتخابات چنين قراري گذشته شد. آيت الله خامنه اي در نماز جمعه 29 خرداد يادآوري کردند: «در سخنراني اول فروردين، به دوستان خوبمان در داخل تذکر دادم که حرف دشمن درباره تقلب را تکرار نکنند؛ چرا که بيگانگان درصددند اعتمادي را که نظام با مسؤولان و عملکردش در طول سي سال به دست آورده، زير سؤال ببرند». اما مدتهاي مديدي است که عده اي از بزرگان و شخصيت هاي سياسي به سخنان رهبر انقلاب اهميت نمي دهند.

2_ هدف «حذف احمدي نژاد به هر طريق ممکن» بود و در مرحله نخست بايد نامزدي از جناح مقابل انتخاب مي شد که توان رقابت با احمدي نژاد را داشته باشد. گزينه اول خاتمي بود اما پس از خاتمي ميرحسين وارد انتخابات شد و هنوز مشخص نيست که آيا آمدن و رفتن خاتمي و همکاري بعدي او با موسوي يک بازي هماهنگ شده بود يا اوضاع واقعا به همين نحو پيش رفته است؟ موسوي مصمم بود به ميدان بيايد و بازي احمدي نژاد را به هم بزند. او با اعلام اينکه کشور در خطر است و احساس نگراني کرده خودش را به عنوان يک منجي دلسوز به مردم معرفي کرد که «مجبور» به بازگشت شده است. ميرحسين در بيست سال انزوا (و با نگاه از بالا) اينطور پيش خود فکر کرده بود که در اين مدت اجازه خواهد داد تا ديگران کارهايشان را بکنند و وقتي معلوم شد که واقعا خراب کرده اند و نمي توانند کاري از پيش ببرند او به ميدان باز مي گردد و کشور را نجات خواهد داد! اين نوع تفکر که اثراتش به وضوح در رفتار و لحن و بيان موسوي، و اعتماد به نفس فوق العاده اش نسبت به دوران نخست وزيري ديده مي شد جز نتيجه انزوا، درونگرائي و فاصله گرفتن از دنياي واقعي سياست نبود. همين فاصله باعث فراموشکاري او هم شده بود و ميرحسين تغيير کرده اي پا به ميدان گذاشت که التقاطي از ميرحسين دهه شصت و نماينده اي از ارزشهاي دنياي ليبرال بود. پوسترهاي موسوي و خاتمي در کنار هم کنايه به جائي از اين التقاط بود.

3_ زمينه سازي براي پيروزي ميرحسين موسوي بر روش تبليغاتي ستاد انتخاباتي او متکي بود. تبليغات موسوي به نحو گسترده اي سازماندهي شده و هماهنگ بود و با موفقيت به موج سبز انجاميد. اولين جنبه تبليغات او نماد سازي، ايجاد تشکل و راه انداختن موج مردمي بود. رنگ سبز نيز انتخاب مناسبي براي تحريک احساسات مذهبي و باورهاي سنتي مردم به حساب مي آمد. «ادبيات سياه» و گفتمان تخريبي جنبه ديگري از اين آمادگي بود؛ واژگان ديکتاتوري، دروغگويي، خرافه گرائي، سرکوب، فساد و ... به گونه اي در مورد دولت و وضعيت موجود به کار برده شد که نياز به ظهور يک منجي را اجتناب ناپذير جلوه مي داد. انقلاب رنگي ذاتا پديده اي از جنس پروپاگاندا و پوپوليستي و عوامگرايانه است، ميرحسين موسوي نيز با موضع گيريهاي سطحي مانند جمع کردن گشت ارشاد، استفاده از همسر خود براي تبليغات و تحليل هاي اپوزيسيوني از سياست خارجي به دنبال اتحاد همه نيروهاي مخالف در يک جبهه بود و اين «اتحاد تاکتيکي» زير سايه پروپاگانداي ستاد موسوي به صورت موفقي به دست آمد. با اينکه نجات کشور از دست احمدي نژاد تخريب و سياه نمائي حداکثري را ايجاب مي کرد اما همکاران موسوي روي اقدامات متقابل احمدي نژاد حسابي باز نکرده بودند. تا اينجا تحرکات ستاد ميرحسين موسوي به فاز مردمي انقلاب رنگي شبيه شده بود اما عليرغم وجود اطرافيان خاص ـ که مورد انتقاد کروبي هم قرار گرفت ـ اطمينان به شخص موسوي به عنوان فردي با سابقه در جمهوري اسلامي و معتقد به مباني نظام نوعي خوش بيني کاذب در اطراف او به وجود آورده بود که پيش بيني اغتشاشات به شکلي که بعدا اتفاق افتاد را ناممکن مي کرد. تقابل خياباني طرفداران موسوي با ديگران و خيابانگردي هاي مکرر هشدارهايي به همراه داشت اما آينده علنا نشان داد که در بازي قدرت، اعتماد به کساني که پايبندي هاي ظاهري دارند خطرپذيري بالايي به همراه دارد.

4_ بشکه هاي باروت يک جنگ سياسي از زمان اعلام نام احمدي نژاد به عنوان نهمين رئيس جمهور ايران به تدريج آماده شده بود، اما جرقه نهايي پس از چهارسال مقدمه چيني بالاخره در مناظره انتخاباتي «احمدي نژاد ـ موسوي» زده شد. توصيف اين اتفاق از زبان رهبر انقلاب بر روشن شدن حساسيت ماجرا کفايت مي کند: «يک طرف به رئيس جمهور قانوني کشور، صريحترين و خجالت آورترين اهانت‌ها و تهمت‌ها را بيان مي‌کرد و با پخش کارنامه‌هاي جعلي براي دولت، رئيس جمهور متکي به آراي مردم را دروغگو، خرافاتي و رمال مي‌ناميد و اخلاق و قانون و انصاف را زير پا مي‌گذاشت و طرف ديگر هم، با اقداماتي مشابه، کارنامه درخشان 30 ساله انقلاب را کمرنگ جلوه مي‌داد و شخصيت‌هايي که عمرشان را در راه نظام صرف کرده اند زير سؤال مي‌برد و اتهاماتي را که در مراجع قانوني اثبات نشده است، بيان مي‌کرد.» با اين اتفاق فضاي قطبي شده در تبليغات به فضاي جنگ و تلافي جوئي تبديل شد. هاشمي رفسنجاني نامه عجيبي به رهبري نوشت و شروع به مخالفت علني کرد. از اين پس طرف شکست خورده در مناظره ها کاملا تحريک شده بود و به دنبال ميداني ديگر براي زور آزمائي و راهي براي عوض کردن زمين بازي و نشان دادن برتري خود به هر قيمتي مي گشت.

5_ برتري احمدي نژاد در دور اول تقريبا غير قابل ترديد بود، بسياري تنها نسبت به تمام شدن انتخابات در دور اول يا کشيده شدن به دور دوم اظهار ترديد مي کردند. با اينحال ميرحسين موسوي کاملا در خيال پيروزي به سر مي برد و قبل از باز شدن صندوق ها يک نشست خبري با خبرنگاران داخلي و خارجي برگزار کرد و در پيام تشکري از مردم به خاطر اعتمادشان قدر داني نمود! اعلام نتايج سريع اتفاق افتاد و پذيرفتن نتايج شمارش اوليه براي ميرحسيني ها نگران کننده بود، اعلام بيشتر آراء بر نگراني ها افزود تا اينکه اعلام قطعي نتيجه، آنها را شوکه کرد و در انديشه اي که داشتند مصمم نمود؛ تقلب شده است! بعد از ظهر روز شنبه تجمعي در مقابل ستاد موسوي تشکيل شد و جمعيت حاضر در خيابان وليعصر قسمتي به سمت صدا و سيما و قسمت ديگر به سمت وزارت کشور(ميدان فاطمي) حرکت کردند. نقطه عطف و تعيين کننده اين جريان در روز 23 خرداد تظاهرات به سمت وزارت کشور و صدا و سيما بود. هيچگاه تحت عنوان تجمع يا اعتراض به نتايج انتخابات با دادن شعارهاي تندي مانند «مرگ بر ديکتاتور» به قصد تسخير يک وزارتخانه يا حمله به ساختمان راديو ـ تلوزيون ملي يک کشور حرکت نمي کنند اما موج سبز پس از ناکامي در اين اقدام از همان شب به تخريب اموال عمومي، حمله به بانک ها، آتش زدن اتوبوس ها و سطل هاي زباله و درگيري با نيروهاي انتظامي هم روي آورد. پس از برگزاري جشن پيروزي طرفداران احمدي نژاد در روز يکشنبه، تظاهرات گسترده در روز 25 خرداد و پس از آن حمله مسلحانه به پايگاه نظامي بسيج که هفت کشته و چندين زخمي به جاي گذاشت و وحشيگري سبزها عليه مردم بيگناه که در يک مهد کودک تلفات جاني به جا گذاشت، هم اوج ماجرا بود و هم تکليف موج سبز را مشخص کرد؛ يک «انقلاب رنگي» همراه با اقداماتي تروريستي، يا «کودتاي سبز» براي بر هم زدن نظم موجود.

6_ عمليات «ضـد کـودتـا» از شب انتخابات با قطع کردن سامانه پيام کوتاه جهت جلوگيري از انتشار شايعات انتخاباتي و فلج کردن کميته صيانت از آراء آغاز شده بود. روز انتخابات در آرامش سپري شد و نيروهاي انتظامي براي فرداي انتخابات مانور اقتدار ترتيب دادند تا ضمن اعلام آمادگي موجبات دلسردي اغتشاش گران را فراهم کنند، يا با حضور خياباني آمادگي خود را براي جلوگيري از درگيري هاي احتمالي نمايش بدهند، اما اين اقدامات آنطور که بايد کارگر نيافتاد. مخالفين سريع تر و هماهنگ تر عمل کردند و همه چيز براي گسترده کردن دامنه آشوب ها آماده شد. ضد کودتا پس از اين ضربتي عمل کرد و فيلترينگ اينترنتي، بازداشت هاي سياسي، قطع مکرر سرويس دهي تلفن هاي همراه، برخوردهاي پليسي و آمادگي براي کنترل شهر توسط نيروهاي ضد شورش را در دستور کار خود قرار داد. با ضعف نشان دادن و ناکارآمدي نيروي انتظامي از همان شب اول و از دست رفتن امنيت شهر، نيروهاي مردمي از طرف ديگر ماجرا وارد صحنه شدند. در طول ده روز پس از اين، عدم موفقيت نيروي انتظامي باعث کشدار شدن ماجرا و وارد شدن نيروهاي بيشتري از هر دو سوي ماجرا شد. نيروي انتظامي پس از روزهاي اول مجبور شد همکاري نيروهاي داوطلب بسيجي را بپذيرد و آنها را با لباس و آرايش رسمي به کار تأمين امنيت خيابانهاي تهران بگمارد. اين بي نظمي هاي اوليه يک نتيجه ناگوار داشت و آن حمله خودسرانه عده اي به کوي دانشگاه تهران بود.

7_ مقارن اعلام نتايج دليلي بر تقلب گسترده در انتخابات از طرف سبزها اعلام نشد، آنچه از مصاحبه هاي انجام شده با بي بي سي در روز شنبه بر مي آيد سبزها در انديشه ملاک هاي قومي يا پيش بيني هاي بلندپروازانه از نتيجه انتخابات بوده اند اما به تدريج سيلي از بهانه جوئي هاي انتخاباتي را مطرح کردند که به کش دادن ماجرا و ابهام آفريني هاي بيشتر منجر شد. پس از ايجاد شبهه هاي انتخاباتي و بهانه گيري هاي مکرر هيچ کدام از اقدامات و پيشنهادهاي شوراي نگهبان يا پاسخگوئي ها و وساطت هاي مسئولين پذيرفته نشد. سبزها يک بازي بي انتها را شروع کردند که هيجانات خياباني آن خواست سياسي شان را به ابطال انتخابات ارتقا داد! جا زدن تخلف هاي اثبات نشده به عنوان مدرک تقلب و تکيه بر شايعات عوامانه، تبديل تظاهرات به آشوب خياباني و ناامني، وارد کردن خسارت و ايجاد ترس از نيروهاي مخالف همه براي طولاني کردن ماجرا و افزايش قدرت چانه زني استفاه مي شد. سبزها با حمله به نيروي انتظامي و بسيج و بعد مظلوم نمايي در اثر برخوردهاي متقابل به سمت پروژه شهيد سازي رفتند و شايعات فراواني در اين مورد منتشر کردند. دعوت به تظاهرات مکرر خياباني و اعلام شعار شبانه الله اکبر جهت خسته کردن حاکميت، به فرسايش کشيدن نيروهاي انتظامي و امنيتي و از بين بردن روحيه آنها انجام مي شد تا استفاده ابزاري از اقدامات متقابل و خونهاي ريخته شده امکانپذير شود.

8_ موضع گيري تعيين کننده و مهم از طرف حکومت سخنان رهبري بود. خطبه هاي 29 خرداد پاسخي بود به خيالات کساني که به تعبير رهبري: «فکر کردند ايران هم گرجستان است». ايشان صراحتا اعلام کردند: «بنده زير بارِ بدعت‌هاي غيرقانوني نمي‌روم، چرا که در هر انتخاباتي طبعاً برخي برنده نيستند و اگر امروز چارچوب‌هاي قانوني شکسته شود در‌آينده نيز هيچ انتخاباتي مورد اعتماد نخواهد بود.» و اضافه کردند: «برخي‌ها بدانند که با حرکات خياباني نمي‌توان اهرم فشار بر ضد نظام به وجود آورد و مسؤولان را وادار کرد تحت عنوان مصلحت زير بار خواسته‌هاي آنها بروند؛ چرا که تن دادن به مطالبات غير قانوني زير فشار، شروع نوعي ديکتاتوري است.» در ادامه به مقاومت قانوني حکومت صحه گذاشتند و مسئوليت همه اتفاقات را متوجه تحريک کنندگان دانستند: «سياسيون و کساني که به نحوي مرجعيتي براي بخشي از افکار عمومي‌دارند بايد خيلي مراقب رفتار و گفتار خود باشند... اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را زير پا بگذارند، خواسته يا ناخواسته، مسؤول خون ها، خشونت‌ها و هرج و مرج‌ها خواهند بود». آرامش نسبي يکي دو روز قبل از نماز جمعه بي دليل نبود، سبزها منتظر بودند تا پس از اين سخنراني اغتشاش را از سر بگيرند. درگيريهاي خيابان آذربايجان، کشته شدن دختري به نام ندا آقاسلطان و منتشر شدن فيلم لحظات آخر زندگي او، آتش سوزي چند مسجد با سيزده کشته و چندين زخمي از نتيايج ادامه آشوب ها و اصرار بر روشهاي غيرقانوني بود. حمله به مساجد و بمب گذاري در مرقد آيت الله خميني از غمبارترين حوادثي بود که در حمايت از کساني انجام شد که با ادعاي طرفداري از امام به ميدان آمده بودند اما عملا اتحاد همه گروههاي مخالف حتي مجاهدين و سلطنت طلبان را باعث شدند. در طول آشوب سبز حداقل هشت کشته از نيروهاي بسيجي و شمار زيادي مصدوميت هاي جدي از ميان نيروهاي پليس و بسيجي به جا ماند.

9_ دخالت و خط دهي هاي خارجي در آشوب هاي تهران مشهود بود. سبزها با اينکه حمايت مطلق رسانه هاي خارجي را داشتند به هيچ وجه در برابر دخالت بيگانگان در اوضاع داخلي ايران موضع گيري نکردند و در عوض اخبار و ادعاهاي حکومت را نقض مي کردند. انگلستان بيشترين نقش را بازي کرد و اوباما و سارکوزي و مرکل در صدر دخالت کنندگان بودند. به جز سران گروه هشت، عرب ها نيز با شعف فراوان آشوب ها را «انتفاضه تهران» ناميدند. رسانه هاي سياه، بي بي سي فارسي، صداي آمريکا و العربية بودند و مصادره يک ميليارد پوندي انگليسي ها صريح ترين نتيجه اقدامات متقابل ايران بود. غرب و همه هم پيمانان و دوستان غرب از خوشحالي در پوست خود نمي گنجيدند؛ با اينکه حقيقت انتخابات در ايران را دريافته بودند اما منتظر بودند مخالفين به اهداف خود برسند يا کشور را به سمتي سوق بدهند که زمينه دخالت بين المللي فراهم شود. در حالي که به نظر مي رسيد همه دنيا عليه ايران بسيج شده اند دو ابرقدرت در اين ميان طرف ايران را نگه داشتند، روسها و چيني ها به خوبي متوجه هستند که آمريکا در صدد است تا اقدامات کاملا مشابهي را در کشورهايشان دامن بزند و زمينه تفرقه، جدائي سازي يا غربگرائي مطلق را مهيا نمايد. بنابراين آنها در روزهاي آشوب به جانب جمهوري اسلامي موضع گيري کردند. احتمالا روسها و چيني ها از تجربيات ايران جهت شناسايي و چگونگي مهار اين نوع تحرکات سياسي و خياباني به عنوان يک انقلاب رنگي شکست خورده استفاده خواهند کرد چرا که با وجود هزينه ها و مدت زمان طولاني ماجرا، ايران صاحب يک تجربه «نيمه موفق» در شکست توطئه غربگرائي يا به عبارتي نقطه توقف انقلاب هاي رنگي به حساب مي آيد.

SAFA
Tuesday 4 August 2009, 11:31AM
10_ سکوت يا واکنش ديرهنگام بعضي از علما و مراجع قم مسئله اي کاملا سوال برانگيز و معنا دار بود. در طول روزهاي آشوب شايعاتي مبني بر ملاقات رفسنجاني با علماي قم به گوش مي رسيد و رصد اوضاع هماهنگي ميان آنها را تأييد مي کرد. با اينکه احمدي نژاد سنت ملاقات با علما و رسانه اي شدن آنها را رونق داده بود اما در اثر حرفهاي خاصي که پيرامون او زده مي شد و مخالفين قدرتمندي که در ميان روحانيون داشت روابط خود او با علماي قم به سردي گرائيد و سکوت بعضي از آنها نسبت به آشوب سبز، عملا به ضرر دولت تمام شد. جو عمومي حوزه علميه طرفدار بازگشت آرامش به کشور و پيگيري از راههاي قانوني بود اما اطرافيان علما همواره نقش تعيين کننده اي در تغيير ذهنيت آنها دارند و بعضي از بزرگان حوزه علميه در اين جريان سکوت هاي معناداري داشتند. به عنوان مثال جوادي آملي و گلپايگاني خيلي دير و پس از هشت روز از شروع اغتشاشات بيانيه دادند! مکارم شيرازي نيز به عنوان يکي از برجسته ترين مراجع قم عملکرد مشابهي داشت. اين عده زماني اظهار نظر کردند که دريافتند آشوب ها اولا به جايي نمي رسد و ثانيا عليه جمهوري اسلامي و ضدنظام و مذهب عمل مي کند و خود آنها ممکن است قربانيان آن به حساب بيايند. حتي هاشمي رفسنجاني بعد از به فرسايش کشيده شدن آشوب ها و معلوم شدن شکست نهايي، عليه آشوبگران موضع گيري کرد! اخبار غير رسمي از برخي از چهره هاي اصولگراي متمايل به طيف روحانيت مانند ناطق نوري و علي لاريجاني نشان داد که بخشي از جبهه اصولگرايان هم بيش از حد به تسويه حسابهاي شخصي خود فکر مي کنند. از حوزه علميه صانعي و منتظري مانند گذشته در سوي مخالف حکومت موضع گرفتند و در طول آشوب سبز نقل قولهاي مکرر از آنها به خوراک اخبار خارجي تبديل شده بود.

11_ در تحلیل های سیاسی به علت نهایی ماجرا پرداخته می شود، اینکه چه کسی کبریت را کشید سیاسی است اما اینکه چگونه و با دخالت چه عواملی شرایط حریق آماده شده است نیاز به تحلیل هایی دارد که کمتر سیاسی هستند و بیشتر به زمینه های انسانی و اجتماعی ماجرا می پردازد. آشوب سبز در تهران را هم نمی توان فارغ از زمینه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی آن شناخت. اینکه چرا و چگونه چنین اتفاق بزرگی رخ می دهد نیازمند تحقیقاتی عمیق تر از تحلیل های سیاسی است. اولین نکته، تمرکز این اتفاقات در تهران است، شهری که «شکاف اجتماعی» در آن به وضوح خودش را نمایان کرد و جمعیت از خیابان انقلاب به بالا فرصت پیدا کرد تا انفکاک خودش را در یک بستر اقتصادی ـ فرهنگی به عنوان تافته جدا بافته نسبت به باقی کشور به نمایش سیاسی بگذارد. مهم تر از آن زمینه هایی است که به «وندالیسم جوانان تهرانی» منجر شده و اینبار بیکاری، بالارفتن سن ازدواج، مسئولیت گریزی، مهاجرت و حاشیه نشینی، اعتیاد، میل به هنجار شکنی، فرصت طلبی و پیشبرد زندگی با اعمال خشونت و روشهای نامتعارف اجتماعی الفاظی نیستند که درباره آنها حرافی شود بلکه واقعیت هایی هستند که عملا ایجاد بحران کرده اند. «شعور رسانه ای مردم» موضوع دیگری است که باید مورد بررسی محققانه واقع شود، تأثیرگذاری شبکه های ماهواره ای بر روی تفکر و روش زندگی مردم در کنار دافعه ی محافظه کاری و روش بسته صدا و سیما در انتشار اخبار داخلی و استفاده از پروپاگاندای باسمه ای و ساده لوحانه، یک نوع هرزگی فکری را به خصوص در میان اقشاری که نمادهای تازه به دوران رسیدگی و بی اصالتی هستند و محصول مستقیم سیاست های اقتصادی به شمار می آیند دامن زده است. «رفتارشناسی سیاسی» در برهه آشوب ها هم موضوعی درخور تأمل است، علاوه بر اینکه از حساب و کتاب ساده سیاسی و مبتنی بر اصول وطن پرستی خبری نبود، صورت اخلاق زدایی شده ای از سیاست به نمایش در آمد که نفاق، ریاکاری و کسب پیروزی به هر وسیله (عاری از گزینش های ارزشی و ضد ارزشی) قضاوت را در بالاترین سطوح با دشواری های جدی مواجه نموده بود.

12_ وقتی چنین اتفاق تلخی کشور را در می نوردد عده ای دائما به عقب نگاه می کنند و برای اطمینان از آینده به بازخوانی گذشته، نشان دادن حقایق و محاکمه مقصرین ماجرا می پردازند. عده ای نیز با روحیه تلافی جوئی سعی می کنند یک جریان شکست خورده را بیشتر بکوبند و علیه آن تبلیغات منفی انجام بدهند. اما باید به فکر بعد از این بود و آینده را با زبان آینده خواند. کسانی که شکست می خورند ابتدا دوره ای از سرخوردگی و افسردگی را از سر می گذرانند اما اگر در آنچه منظور دارند مصمم باشند پس از دروه ای سکوت و رکود به استفاده از روشهای جدید روی می آورند. عموم جریانهای سیاسی پس از سرخوردگی و بازسازی وارد مراحل جدیدی می شوند و بدترین حالت ممکن زیرزمینی و رادیکال شدن جریانهایی است که از مشارکت پرهیز می کنند و مخفیانه به تولید هنر زیرزمینی و انتشار تحلیل های یکطرفه و سیاه و سفید مشغول می شوند. خط دهندگان آشوب سبز باعث غافلگیری حکومت شدند چه اینکه با خوش بینی به آنها نگریسته شد و احتمال اینکه در مسیر اپوزیسیون قرار بگیرند و تا مرز خروج از حاکمیت دست به اقدام بزنند منتفی بود. با این وضع از مقطع فعلی نگاه جدیدی به آنها خواهد شد و طبیعی است که بدترین احتمالات در مورد آنها در نظر گرفته شود. اینکه هسته هایی از آشوبگران و سیاستمداران به سازماندهی مخفیانه یا مسلحانه و استفاده از حمایت های خارجی روی بیاورند محتمل است و چنین وضعیتی، هم به سخت شدن کار نیروهای اطلاعاتی و امنیتی می انجامد و هم هزینه های اقدام را در طرف مقابل بالا می برد. برای خنثی سازی چنین جریانهایی البته راهکارهای تبلیغاتی و عملیاتی متعددی وجود دارد اما جمهوری اسلامی به محدودیتهایی در استفاده از روشهای امنیتی مقید است که نمی تواند روی همه آنها حساب باز کند.

13_ پروژه اوباش زدایی و سرکوب هر نوع هنجار شکنی اگر در دستور کار حافظان امنیت کشور قرار نگیرد تا به اخته کردن جریانهای فرصت طلب بیانجامد، نوعی چراغ سبز برای تکرار چنین آشوب هایی تلقی خواهد شد. عقب نشینی و مدارا در قبال وندالیسم نه تنها به فروکش کردن آشوب نمی انجامد که همواره باعث فوران آن می شود. درمان آندسته بیماریهای انسانی که وجهه اجتماعی پیدا کرده اند بدون تنبیه امکانپذیر نیست و در تنبیه مجرمین، تناسب باید با توجه به هزینه های مستقیم و غیرمستقیم جرائم رعایت شود. اگر کسانی می توانند یا می خواهند فاجعه ای علیه حکومت بیافرینند قوای انتظامی، قضائی و امنیتی کشور باید سنگین ترین مجازات ها را پیش روی آنها قرار دهند. عده ای با اشاره به اقدامات زیربنائی و ریشه کن کردن عوامل اصلی، برخورد با سرشاخه ها را بیهوده جلوه می دهند در صورتیکه درمان همواره باید ترکیبی از این دو باشد. برخورد از پائین و دلخوش کردن به اقدامات فرهنگی وقتی در طرح های گذشته ناقص و تبلیغاتی انجام شد حتی موجبات تحریک افکار و تلافی جوئی هنجار شکنان را پدید آورد. پلیس تا حدود زیادی آبرو و اقتدارش را از دست داده است و باید برای ترمیم وجهه خود وارد عمل شود، ادامه طرح های امنیت و انضباط اجتماعی اینبار با جدیت بیشتر یادآوری خواهد کرد که اقدام علیه نیروهای انتظامی تنها به بدتر شدن وضعیت هنجارشکنان منجر می شود. این موقعیت مناسبی برای عقیم ساختن نطفه های آشوب سازی به حساب می آید. راه ناامید کردن برنامه ریزانی که به پتانسیل بالای جمعیت هنجارشکنان برای درگیری و بر هم زدن نظم شهر دل می بندند، مواجه کردن آن جمعیت ها با انتخابهای پر هزینه است. علاوه بر تقدیم لوایح تشدید مجازات، متلاشی کردن شبکه توزیع کنندگان اجناس قاچاق و مواد مخدر، اعمال مراقبت بر اراذل و اوباش محله ها، کنترل مکانهای ورزشی با محیط های ضدفرهنگی (عمدتا بدنسازی و زیبائی اندام)، قهوه خانه ها و مکانهای مشابه جرم خیز، برخورد با خودسری در استادیوم های ورزشی و خصوصا هواداران فوتبال و حتی اعمال شدید قوانین رانندگی نمونه هایی است که می تواند روحیه قانونگریزی و بر هم زدن نظم شهری را عقیم کند، فرصت هنجار شکنی اجتماعی را از بین ببرد و قدرت قانون را به متخلفین یادآوری کند.

14_ دولتی که بر سر کار خواهد آمد در بالاترین میزان مشارکت رأی قابل توجهی از مردم کسب کرده اما اقتدار 24 میلیونی رئیس جمهور آینده تا حدود زیادی کمرنگ شده و فرصتی برای تکیه کردن بر آن وجود ندارد. اگر رئیس جمهور نهم در دور دوم پیروز شده بود و اقتدار مطلق نداشت رئیس جمهور دهم رئیس جمهوری است که مخالفین، یک جنگ خیابانی علیه او به راه انداخته اند و اگر بالاترین میزان آراء را کسب کرده با بزرگترین اقلیت مخالف هم مواجه است. بنابراین راهی نمی ماند جز اینکه دولت عملکرد خود را تعدیل کند و آنطور که در گذشته اتفاق افتاد با موضع گیریهای خاص به تفرقه و شکاف اجتماعی که منظور نظر مخالفین است دامن نزند. دولت اولا باید راه خود را از قوه قضا و نیروی انتظامی جدا نماید و از مزایای مبهم سعه صدر و لبخند زدن به مخالفین صرف نظر کند، ثانیا بهتر است دست از افتخار کردنها و بزرگنمائی ها بردارد و شخص رئیس جمهور در نوع مصاحبه ها و سخنرانی هایش تجدید نظر کند، یعنی به همین میزان از دشمنان کفایت کند و با حرفها و اقدامات خاص بیش از این دشمن تراشی ننماید. ثالثا دولت باید زمین بازی را تغییر بدهد و از سیاست بازی و پریدن به دشمنان سیاسی صرفنظر و بر بهبود وضع اقتصادی مردم متمرکز شود. موفقیت های اقتصادی خواهی نخواهی اقبال عمومی برای رئیس جمهور به دنبال می آورد و خاطره و تصویر او را در میان مخالفین تغییر خواهد داد. بهتر است دولت حداقل در ماههای آینده خودش را در قبای کارگزاری نشان بدهد که به اجرای طرح ها و اصلاحات کم حاشیه مشغول است و به این ترتیب با عملکرد موفق (و غیرتبلیغاتی) مخالفین خود را خلع سلاح نماید.

15_ نیروهای اصولگرا و مذهبی در جریان کودتای شکست خورده یاران میرحسین موسوی به شدت ترور شده اند. ادبیات سیاه و حماقت مخالفین در گسترده کردن آشوب ها به دشمنی با گروهها و نمادهای مذهبی، وفادارترین و فعال ترین جمعیت کشور را دچار یأس و ناراحتی کرده است. سرمایه اجتماعی که بر پایه اعتماد متقابل افراد اجتماع ساخته می شود به شدت سقوط کرده و این در شرایطی که آنها احساس ناامنی می کنند و یا به دنبال فرصتی می گردند تا غافلگیری خودشان در نتیجه خوش بینی را تلافی کنند، یا نیروی واقعی شان را به دشمنان نشان بدهند خسارت بار و نگران کننده است. احساس اطمینان نیروهای مذهبی و اصولگرا (که موضعی محافظه کارانه نسبت به حکومت دارند) نباید نسبت به کفایت نیروی انتظامی و قوه قضائیه سلب یا کمرنگ شود. آنها که جزئی از مردم به حساب می آیند اشتباهی نداشته اند و تنها شخصیت و افکارشان در دعوای قدرت طلبی دیگران قربانی شده است، بنابراین به دنبال بازیابی هویت و شخصیت خودشان می گردند و ناگوار آنجاست که اقدامات حکومت را برای اعاده حیثیت خود ناکافی بدانند. اگر اقبال و توجه رسانه ای و تبلیغاتی حکومت همچنان در به دست آوردن دل کسانی باشد که در سوی دیگر ماجرا قرار داشته اند یا به هدف مجاب کردن کسانی باشد که همواره حرکتهای گریز از مرکز نسبت به آرمانهای انقلاب دارند، این خود به خود مساوی پشت کردن حکومت به اصیل ترین نیروهای حامی خود خواهد بود. شخصیت های سیاسی و حتی علمای مذهبی نشان دادند که از اکثریت مردم فاصله گرفته اند و فراموش کرده اند که با فداکاری کدام قشر و با توجهات کدام جمعیت معتبر شده اند، بازی سیاست را بیش از حد جدی گرفته اند و حالا علاوه بر شکاف میان اقلیت و اکثریت جامعه، مشکل اتکای نخبگان بر اقلیت و دوری آنها از پایگاه مردمی نیز به مشکلات قبلی اضافه می شود. رسیدن به وضعیت اتحادی که در سالهای قبل وجود داشت شاید به این زودی ممکن نباشد، اما توجه به خواست های نخبه گرایانه و تکیه بر موضوعات کم اهمیت (اما مورد توجه خواص) راهی است که در ایران هر چند بار که تکرار شده است به همان میزان هم شکست خورده است: دشمنی و بدخواهی خواص گواراتر از ناامیدی عموم مردم یا یأس نیروهای وفادار نسبت به انقلاب است.

صبح
Tuesday 4 August 2009, 11:37AM
تکنيک‌هاي ناآرام‌سازي، سازمان‌های ناآرام‌ساز
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=27006

صبح
Tuesday 4 August 2009, 11:40AM
رييس مرکز دکترينال امنيت بدون مرز:
پروژه آژاکس 2 براي کودتاي مخملي در ايران شکست خورد
اصفهان - رييس مرکز دکترينال امنيت بدون مرز گفت: توطئه انقلاب مخملي در ايران که توسط مؤسسات امريکايي با عنوان آ‍ژاکس 2 طراحي شده بود، شکست خورد.

به گزارش ايرنا، "حسن عباسي" شامگاه شنبه در کتابخانه مرکزي شهرداري اصفهان در سخناني با موضوع "آژاکس 2، توطئه توئيتري" با اشاره به اطلاعات ارايه شده از سوي "انستيتو بروکينگز" مرکز مشاوره کاخ سفيد امريکا گفت: اين موسسه يک گزارش 164 صفحه براي تغيير رژيم ايران پيشنهاد کرده که در آن از همه گزينه ها نام برده شده است.
به گفته وي حمله نظامي به ايران، بمباران هوايي نيروگاه هاي هسته اي، تغيير به صورت انقلاب مخملي به عنوان گزينه هاي اصلي اين طرح است.
وي افزود: رفرميست ها، روشنفکران سکولار، جنبش دانشجويي، زنان و کارگران و سلطنت طلبان به عنوان 4 دسته عوامل انقلاب مخملي در ايران مد نظر اين مؤسسه تحقيقاتي است که در فرصت مغتنم وارد عرصه خياباني شوند و مانند گرجستان رييس جمهور را تغيير دهند.
وي طرح انستيتو بروکينگز را طرح نابودي کشور ايران دانست و افزود: تجزيه کشور به صورت قومي از طريق مسلح کردن قوميتها و کودتاي نيروهاي مسلح از ديگر بخشهاي اين پروژه است که در وب سايت رسمي اين انستيتو به آن اشاره شده است.
عباسي با اشاره به اختلافات خانوادگي جناح هاي سياسي ايران در انتخابات اخير گفت: وقتي پاي خارجي وسط مي آيد، ‌قضيه امنيتي مي شود و بايد مراقب دشمن باشيم تا بهانه دست دشمن ندهيم.
وي با اشاره به کودتاي 28 مرداد و سقوط دولت ملي مصدق طي طرح "آژاکس يک" گفت: در اين طرح امريکايي ها ابتدا دکتر مصدق را در نزد جهانيان به عنوان مرد بزرگ مطرح و به عنوان مرد سال در مجلات خود معرفي کردند و در ادامه با زدن انگ هايي از قبيل کمونيست، معرفي وي به عنوان يک کافر در فضاي ديني و حتي معرفي او به عنوان يک همجنس گرا در فضاي روشنفکري توانستند با يک چمدان پول، انقلاب مخملي در ايران ايجاد و دولت ملي مصدق را سرنگون کنند.
وي با اشاره به طرح آژاکس 2، گفت: براي تحقق آژاکس 2، انتخابات رياست جمهوري مد نظر بود که از طريق اعتراضات خياباني بتوانند انقلاب مخملي تغيير نظام را به پيروزي برسانند.
وي در بخش ديگري از سخنان خود به انتقال "آنفلوانزاي فرهنگي و فکري نيويورکي" به ايران اشاره کرد و گفت: استفاده از اسلام براي سرزنش اسلام، استفاده از هويت ايراني براي شماتت ايرانيت، استفاده از نظام جمهوري اسلامي براي شماتت جمهوري اسلامي، شماتت مسوولين براي ايجاد نفرت از آنان به عنوان اثرات اين آنفلوانزاست تا طي آن مردم ايران از حکومت خود بيزاري بجويند.
عباسي توضيح داد: ادعاي به هم ريختگي اقتصاد ايران و گفتن جمله اقتصاد ايران در لبه پرتگاه است، بخشهايي از ويروس نيويورکي است تا مردم را نسبت به مسوولين و حاکميت دچار ياس و نااميدي کند.
وي نسبت دادن "دروغ" به تمامي سخنان رييس جمهور را يکي از بخشهاي اين توطئه برشمرد و گفت: تمامي سعي دشمنان جدا کردن مردم از حکومت از طريق شيوه هاي مختلف است و نمونه آن نسبت دادن دروغ به سخنان رييس جمهور و دستگاههاي نظارتي از جمله شوراي نگبهان است.
وي با انتقاد از سخنان برخي از کانديداها در مورد تقلب در انتخابات اخير گفت: روش درست اين بود که اين آقايان مي گفتند که به نظر ما با اينکه تقلب شده و خطايي صورت گرفته، نتيجه را مي پذيريم و در قالب يک جنبش اجتماعي به فعاليت سياسي در انتخابات شوراها ، مجلس شوراي اسلامي و دوره ديگر انتخابات رياست جمهوري ادامه مي دهيم.
وي افزود: چطور افرادي که نه وزارت کشور و نه شوراي نگهبان را قبول ندارند و شايد فردا هم تنفيذ رهبري را قبول نکنند، همچنين مجلس شوراي اسلامي که به وزرا راي اعتماد مي دهد را هم قبول ندارند، مي خواهند در کشور فعاليت سياسي کنند.
وي افزود: چرا به جاي اينکه صحنه را مديريت کنيم، از همه طرف به ريشه ملت و نظام تيشه مي زنيم؟
وي در بخش ديگري از سخنان خود از بي بي سي فارسي ، صداي امريکا ، بخش فارسي وب سايت وزارت امورخارجه اسرائيل ، فيس بوک و توئيتر به عنوان رسانه هاي کودتاي مخملي در ايران ياد کرد و گفت: دشمن از طريق اين رسانه ها خواستار تحقق پروژه آژاکس 2، براي ايحاد انقلاب مخملي در ايران است.
وي طرح شايعه و برجسته کردن استراتژي فشار از پايين، چانه زني از بالا را از القائات اين شبکه ها ذکر کرد و گفت: طراحي اين رسانه هاي به صورت يک گازانبر بود تا با تهييج مردم و شخصيت هاي سياسي براي حضور در اعتراضات، مسئولين رده بالاي نظام را تحت فشار قرار دهند تا تن به ابطال انتخابات دهند.
وي افزود: وحدت نظر شبکه بي بي سي فارسي، صداي امريکا، وب سايت وزارت امور خارجه اسرائيل، توييتر و فيس بوک بين سلطنت طالبان، سازمان منافقين، کمونيست ها، و نيروهاي مدعي "خط امام" براي چيست؟ مگر چه دشمن مشترکي مقابل اين گروهها ايستاده است که در نيويورک همه آنان مقابل سازمان ملل زير يک پرچم تجمع مي شوند.
عباسي تصريح کرد: امريکا بهترين فرصت براي از سرگيري ارتباط با ايران را از دست داد و انگليس کاري کرد که زخم هاي ارتباط تاريخي ايران با اين کشور دوباره سرباز کند. دولت اين کشور بازي را بد شروع کرد و بخش عمده خونهايي که ريخته شده، به سر انگشت جنايتکاران خارجي باز مي گردد.
وي از نخبگان سياسي خواست که حساب خودشان را از منافقين ،سلطنت طلبان و مخالفان نظام جمهوري اسلامي جدا کنند و گول سخن گفتن در رسانه هاي آنان را نخورند.
وي تصريح کرد: در انتخابات اخير هر دو طرف اخلاق لازم را رعايت نکردند و زبان دشمن را براي گستاخي باز کردند.
وي افزود: آنچه در بعد از انتخابات اتفاق افتاد، زيبنده ايران نبود و 16 کشته اگرچه در مقايسه با ساير بحرانها عدد کمي است ولي خراش برداشتن يک نفر نيز زياد است.
عباسي افزود: خطري از گوش کشور عبور کرد که دليل آن حضور هوشيارانه مردم و درايت رهبري بود که اگر در هر کشور ديگري اين بحران روي مي داد، منجر به سقوط حاکميت مي گرديد.
وي تأکيد کرد: اغتشاشات در ايران با همکاري پليس و نيروهاي مردمي آرام شد، در حالي که در کشورهاي ديگر ارتش وارد ميدان مي شود.
نشست مزبور از سوي فرهنگسراي رسانه وابسته به شهرداري اصفهان برگزار شد.
7135/545/607

صبح
Tuesday 4 August 2009, 11:41AM
ابعاد جديدي از ردپاي غرب در انقلاب رنگي در ايران
انقلاب هاي رنگي؛ قديمي و جديد
ويليام انگداهل در کتاب، " تمام طيف هاي سلطه: دموکراسي هاي توتاليتر در نظم نوين جهاني" تلاش نوين آمريکا براي سلطه بر کشورهاي مخالف را به تصوير مي کشد. وي معتقد است ناآرامي هاي پس از انتخابات ايران حلقه اي از انقلاب هاي مخملي طراحي شده بوسيله آمريکا براي تغيير حکومت در ايران است.

به گزارش ايرنا، ويليام انگداهل در کتاب جديد خود با عنوان " تمام طيف هاي سلطه: دموکراسي هاي توتاليتر در نظم نوين جهاني" فرمي تازه از جنگ پنهان آمريکا را که براي اولين بار در بلگراد، صربستان در سال 2000 به کار گرفته شد، توضيح داده است. در حقيقت چيزي که به نظر يک "جنبش" هوشمند سياسي به نظر مي رسيد، محصولي از شيوه هاي پيشرفته به کار گرفته شده در آمريکا بوده است.

در دهه 90 ميلادي استراتژيست هاي موسسه RAND از مفهوم "سيل جمعيتي" در ميان زنبورها و ديگر حشرات براي توضيح الگوهاي ارتباطي و جنبش هايي که آنها در درگيري هاي نظامي و ديگر مواقع به کار مي بردند، استفاده کردند.

در بلگراد سازمان هاي کليدي بنياد ملي دموکراسي NED، موسسه بين المللي جمهوري خواهان IRI، و موسسه ملي دموکراسي بودند. در حقيقت آنها سازمان هايي بودند که با استفاده از پول دولت آمريکا وانمود مي کردند سازمان هاي غيردولتي هستند و با راه اندازي تظاهرات هاي گسترده خياباني، تبليغات فراوان رسانه اي و هر اقدام ديگر غيرنظامي سعي داشتند تا به صورت نرم رژيم حاکم را تغيير دهند.

انگلداهل در کتاب خود به مقاله هاي مايکل دابز در واشنگتن پست اشاره کرده که وي در آنها به چگونگي براندازي اسلوبودان ميلوسويچ رئيس جمهوري صربستان که در طول جنگ هاي بالکان در دهه 90 و هفتاد و هشت روز بمباران ناتو در سال 1999، نتوانسته بودند دولتش را ساقط کنند و استفاده بيل کلينتون از تظاهرات هاي خياباني براي اين مساله، آن را توضيح داده است. بودجه اي 41 ميليون دلاري براي اين مساله در اختيار ريچارد ميلز سفير آمريکا در بلگراد قرار گرفته بود. از اين بودجه براي هر مساله اي از جمله انجام نظرسنجي هاي پرطرفدار استفاده مي شد.

آماده سازي رهبران مخالفان براي مشارکت در شيوه هاي مقاومت در سمينارهايي در بوداپست مجارستان در مورد مسائلي مانند سازمان دهي حملات، ارتباط با سمبول ها، غلبه بر ترس و زير سوال بردن اقتدار يک حکومت ديکتاتوري از طريق راه هاي غير خشونت آميز صورت مي گرفت.

متخصصان آمريکايي مسئول به ثبت رساندن جنبه هاي مختلف اين "سيل مردمي" در بنگاه RAND بودند. از تصاوير ماهواره اي GPS براي نشان دادن تظاهر کنندگاني که از دست پليس يا نيروهاي ارتش فرار مي کردند، استفاده مي شد. در همين حال CNN نيز تصاوير اين پروژه را در سرتاسر دنيا نشان مي داد که جوانان "معترض" به شيوه هاي غيرخشونت آميز عليه دولت اقدام مي کردند.

همچنين از کارکردهاي مختلف اينترنت مانند اتاق هاي گفتگو، پيام هاي کوتاه و سايت ها و بلاگ ها استفاده مي شد. وي نوشته است که از تلفن هاي همراه، SMS و ديگر شيوه هايي که از اواسط دهه 90 ميلادي در دسترس قرار گرفتند، استفاده مي شد.

ميلوسويچ با استفاده از يک کودتاي نرم برکنار شد و در زمان رامسفلد اين شيوه به نماد سياست هاي وزارت دفاع آمريکا-پنتاگون- بدل گرديد. اين شيوه به دکترين وزارت دفاع بدل شد که در آن گروه هاي کوچک را با استفاده از اطلاعات و ارتباطات مسلح مي کردند.

انقلاب رنگي در بلگراد موجب شد تا اين روش در ديگر کشورهاي نيز به کار گرفته شود که در بعضي موفق بوده و در بعضي ديگر شکست خورد. در سال 2003 "انقلاب گل سرخ" موجب شد تا ادوارد شواردنادزه برکنار شده و ميخائيل ساکاشويلي جايگزين وي شود. انگلداهل در کتاب خود ساکاشويلي را نه تنها توتاليتري فاسد بلکه فردي در ارتباط با ساختارهاي اطلاعاتي و نظامي ناتو و اسرائيل معرفي کرده است.

شواردنادزه بعد از آن برکنار شد که سعي داشت تا روابط خود را با روسيه در مورد خط لوله انتقال انرژي و خصوصي سازي آغاز کند. تلاش ها براي برکناري وي به اين شيوه دنبال شد که البته شباهت هاي زيادي هم با اتفاقات ايران بعد از ادعاهايي در مورد وجود تقلب در انتخابات رياست جمهوري دارد.

انتخابات پارلماني در روز دوم نوامبر در گرجستان برگزار شد و ناظران بين المللي طرفدار غرب آن را غيرمنصفانه اعلام کردند. ساکاشويلي اعلام کرد که برنده اين انتخابات شده است. وي و ديگر مخالفان دولت بعد از اعلام نتايج خواستار راه اندازي اعتراضات و نافرماني مدني شدند. اين مساله از ميانه ماه نوامبر در شهر تفليس پايتخت آغاز شد و سپس به سرتاسر کشور گسترش يافت. آنها اعتراضات خود را از روز 22 نوامبر و همزمان با آغاز به کار پارلمان جديد شروع کردند. طرفداران ساکاشويلي در بدو برخورد با نظاميان گل هاي سرخ را بر روي اسلحه هاي آنها قرار دادند و با اين شيوه موفق شدند تا ساختمان پارلمان را به محاصره خود در آورند.، سخنراني شواردنادزه را متوقف کنند و وي را مجبور به فرار نمايند. ساکاشويلي با بسيج نيروهاي پليس و ارتش در کشور حالت فوق العاده اعلام کرد و با شواردنادزه و زوراب ژاوينا – رئيس سابق پارلمان و نامزد نخست وزيري- ديدار کرد. وي همزمان از رئيس جمهور گرجستان خواست تا از سمت خود استعفا دهد. بعداز آن جشن هايي برگزار و يک رئيس جمهور موقت تعيين شد. دادگاه عالي گرجستان انتخابات را ابطال نمود و انتخاباتي جديد در روز 4 ژانويه سال 2004 برگزار گرديده و در اين انتخابات ساکاشويلي انتخاب و در روز 25 ژانويه به عنوان رئيس جمهور تازه سوگند ياد کرد.

انتخابات جديد پارلماني نيز در روز 28 مارس سال 2004 برگزار شد. طرفداران ساکاشويلي از شيوه هايي فوق العاده براي به دست گرفتن کامل پارلمان با حمايت هاي گسترده آمريکا استفاده نمودند. سازمان هاي غيردولتي که از سوي آمريکا حمايت مي شدند از جمله بنياد جامعه باز جرج سوروس در گرجستان، خانه آزادي، بنياد ملي دموکراسي نيز در اين مساله دخيل بودند.

ريچارد مايلز نيز پس از آنکه از سال 1999 تا 2002 در بلگراد حضور داشت و موجبات سقوط دولت ميلوسويچ را برعهده داشت از سال 2002 تا 2005 نيز سفير واشنگتن در گرجستان بود تا خدماتي را که عليه ميلوسويچ انجام داده بود در تفليس تکرار کند.

"انقلاب نارنجي" اوکراين نيز با شيوه اي مشابه گرجستان و اکنون در ايران دنبال شد. بعد از آنکه ويکتور ياناکويچ در انتخابات دور دوم رياست جمهوري 21 نوامبر 2004 بر ويکتور يوشچنکو پيروز شد، وي اين نتيجه را رد کرده و ادعاي تقلب در انتخابات را مطرح کرد.

ياناکويچ دوستار باز کردن راه به سوي غرب بود اما خود را طرفدار روسيه نشان مي داد و در برابر پيوستن به ناتو موضعي خونسردانه مي گرفت. يوشچنکو که واشنگتن حامي وي بود، رئيس سابق بانک مرکزي اوکراين بود و همسرش تبعه آمريکا و يکي از مقامات دولت هاي ريگان و بوش بود. او طرفدار پيوستن به ناتو و عضويت در اتحاديه اروپايي نيز بود و در ستادهاي انتخاباتي خود از رنگ نارنجي به صورت گسترده استفاده مي کرد. رسانه ها به صورت گسترده اعلام مي کردند که يک "انقلاب نارنجي" در برابر رژيم حمايت شده از سوي روسيه در حال انجام است.

بعد از اعلام نتايج انتخابات تظاهرات هاي گسترده خياباني و نافرماني هاي مدني برنامه ريزي شد. اين مساله با اعلام ابطال انتخابات دور دوم رياست جمهوري اوکراين توسط دادگاه عالي به پيروزي رسيد و اين دادگاه تاريخ 26 رسامبر سال 2006 را براي برگزاري انتخابات جديد تعيين کرد. يوشچنکو در اين انتخابات پيروز شد و در 23 ژانويه سال 2005 سوگند ياد کرد.

در اين کتاب انگلداهل توضيح داده چگونه افرادي که در برنامه ريزي هاي انقلاب گل سرخ گرجستان نقش داشتند در اوکراين نيز تحت شعار " اکنون زمان آن است" حضور داشتند. وزارت امور خارجه آمريکا 20 ميليون دلار صرف آن کرد تا با کمک سازمان هاي غيردولتي ذکر شده در انقلاب گل سرخ راي دادگاه عالي اوکراين را براي ابطال انتخابات رياست جمهوري به دست بياورد.

در آگوست و سپتامبر سال 2007 "انقلاب زعفران" در ميانمار با همان شيوه هاي به کار گرفته شده در گرجستان و اوکراين آغاز شد اما شکست خورد. اين انقلاب با حضور گسترده معترضان و جنبش هاي دانشجويي ومخالفين دولت آغاز شد و در اين انقلاب نيز به مانند گرجستان و اوکراين از اينترنت، پيام هاي کوتاه و بلاگ ها براي ارتباط دادن گروه هاي مخالفين استفاده مي شد.

بنياد ملي دموکراسي و بنياد جامعه باز جرج سوروس با هماهنگي با وزارت امور خارجه آمريکا در اين مساله همکاري داشتند. وزارت امور خارجه با همکاري اين بنيادها رهبران مخالفان را براي انقلاب زعفران در کنسولگري آمريکا در تايلند آموزش مي داد. بنياد ملي دموکراسي که از رسانه هاي مخالف از جمله راديوي صداي برمه حمايت مي کرد اعتراف کرده است که تعدادي از معترضين خياباني را در آمريکا آموزش داده بود.

آمريکا پيش از برگزاري المپيک پکن در چين تلاش داشت تا "انقلاب قرمز" را در تبت صورت دهد. جرج بوش رئيس جمهور سابق آمريکا به صورت عمومي با دالايي لاما در واشنگتن ديدار کرده و مدال طلاي کنگره را به وي اهدا نمود و از استقلال و خودمختاري تبت حمايت نمود.

در روز 10 مارس راهبان تبتي به ساکنان چيني هان حمله کردند، همزمان نيز تعداد زيادي از راهبان در شهر لهاسا مرکز تبت تظاهرات کردند. آنها خواستار آزادي راهباني بودند که پيش از آن بازداشت شده بودند. اين راهبان به مناسبت اعطاي مدال طلاي کنگره آمريکا به دالايي لاما تظاهرات کرده بودند. ديگر راهبان نيز در چهل و نهمين سالگرد قيام مردم تبت براي کسب خودمختاري به معترضين پيوستند. نکته جالب در اين رابطه حضور تعدادي از سازمان هاي غيردولتي آمريکايي از جمله بنياد ملي دموکراسي و خانه آزادي، به همراه کميته بين المللي براي تبت بود که تمامي آنها با وزارت امور خارجه و سيا رابطه داشتند.

در اين کتاب آمده است تمامي موارد اعلام شده در بالا به دليل خواست آمريکا براي تسلط بر منطقه اوراسيا بود. آنها قصد داشتند تا روسيه را به صورت نظامي و چين را به صورت اقتصادي از اين منطقه حذف کنند.

بعد از برگزاري انتخابات 12 ژوئن-22 خرداد- در ايران و راه افتادن تظاهرات هاي خياباني کارشناسان با توجه به سابقه آمريکا در منطقه و تاريخ روابط آن با ايران اعلام کردند که اين نيز راهي براي تغيير رژيم حاکم بر تهران است.

خبرنگاران و کارشناسان خارجي مدعي شدند که در اين انتخابات تقلب گسترده صورت گرفته و خواستار آن بودند که مانند اوکراين و گرجستان اين انتخابات ابطال شود. عناصر مشابهي پيش از برگزاري اين انتخابات فعال شده بودند. در 22 مي سال 2007 برايان راس و ريچارد اسپوزيتو در شبکه ABC گزارش دادند: سيا تاييديه اي از جرج بوش رئيس جمهور آمريکا گرفته است تا با راه اندازي يک جريان تبليغاتي و دادن اطلاعاتي غلط و همچنين سندسازي، پول رايج ايران و همچنين معاملات مالي بين المللي آن را با اختلالاتي مواجه کند.

آنها قصد داشتند تا ميان نخبگان سياسي حاکم بر ايران اختلاف به وجود بياورند. به گونه اي که محمود احمدي نژاد رئيس جمهور به همراه آيت الله سيدعلي خامنه اي رهبر معظم ايران در يک سوء و ميرحسين موسوي، علي اکبر هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور پيشين به همراه آيت الله حسينعلي منتظري در سمت ديگر قرار داشته باشند و اين در حالي بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پيش از آن از احمدي نژاد حمايت کرده بود. نشانه هايي از دخالت آمريکا در اين مورد وجود دارد.

کنت تيمرمن که پيش از اين بنياد دموکراسي براي ايران را ايجاد کرده و خود مدير اجرايي آن بود در اين مساله دخيل بوده است. وي با موسسه آمريکن اينترپرايز و همچنين پروژه قرن جديد براي آمريکا همکاري داشته است.

تيمرسون در پايگاه اينترنتي newsmax.com نوشته است بنياد ملي براي دموکراسي ميليون ها دلار را در دهه هاي گذشته براي راه اندازي انقلاب هاي رنگي در اوکراين، صربستان هزينه کرده و سياسيون آنها را با تکنيک هاي سازماندهي و ارتباطات آموزش داده است.

وي همچنين نوشته است که بنياد ملي دموکراسي از ستاد ميرحسين موسوي حمايت مي کرده و اين اقدام را از راه ارتباط با سازمان هاي غير دولتي خارج از ايران انجام مي داده است. اين سازمان ها آماده بودند تا به محض اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري در ايران معترضين را سازماندهي کنند. همچنين موسوي پيش از اعلام رسمي نتايج انتخابات به شکل غيرمنتظره اي اعلام کرد که در اين انتخابات به پيروزي رسيده است.

هنري کيسينجر به بي بي سي گفت که اگر انقلاب سبز در ايران به پيروزي نرسد بايد اقداماتي از بيرون براي تغيير رژيم در ايران انجام گيرد و منظور وي انجام اقداماتي نظامي براي آن بود. جان بولتون در روز 12 ژوئن در مقاله اي در وال استريت ژورنال اعلام کرد اسرائيل بايد براي از بين بردن تهديد هسته اي ايران بدون در نظر گرفتن نتيجه انتخابات در ايران وارد عمل شود و اين در حالي است که هيچ مدرکي دال بر تهديد بودن برنامه هاي هسته اي ايران وجود ندارد.

آمريکا پيش از اين در کودتاي نظامي 1953 ايران دست داشت و در زمان انقلاب اسلامي 1979 از شاه در برابر مردم حمايت مي کرد. در روز 17 ژوئن آسوشيتدپرس گزارش داد ايران به صورت مستقيم آمريکا را در مورد دخالت در عميق تر شدن بحران متهم کرده است. در روز 21 ژوئن نيز شبکه پرس تي وي اعلام کرد سازمان تروريستي مجاهدين خلق ايران نقشي ويژه در بالا گرفتن موج خشونت ها در ايران داشته است. نيروهاي امنيتي ايران اعلام کردند که تعدادي از عناصر اين گروه را در اغتشاشات تهران بازداشت کرده اند.

آنها اعتراف کرده اند که پيش از انتخابات در اردوگاه اشرف تعليماتي ديده بودند و از دفتر محاهدين خلق در انگليس فرمان مي گرفتند. در روز 20 ژوئن مريم رجوي رهبر آنها در پاريس براي هواداران خود سخنراني کرده و با مردم ايران ابراز همدردي نمود.

آني سينگلتون يکي از کارشناسان مسائل سازمان مجاهدين خلق ايران مي گويد غرب به دنبال آن بوده است تا از اين سازمان براي تغيير رژيم در تهران استفاده نمايد. وي مي گويد آنها قصد داشتند تا از گروه هاي اقليتي از منافقين به همراه گروه هاي جدايي طلب در مرزهاي ايران استفاده کنند تا "آتش اين مساله را داغ نگاه دارند". شايد اين افراد تعدادي از معترضين به نتايج انتخابات در ايران را در جريان اعتراضات خياباني کشته باشند تا دولت را به عنوان مقصر آن حوادث، به کشتن مردم متهم کنند.

در روز 23 ژوئن دولت ايران با اخراج جان لين خبرنگار بي بي سي از تهران رسانه هاي غربي را به دست داشتن در ناآرامي هاي اين کشور متهم کرد. لين به همراه خبرنگاران شبکه خبري سي ان ان متهم شدند که از اغتشاش گران حمايت کرده اند. دولت ايران اين رسانه ها را به اتاق جنگ رواني عليه خود متهم کرد. در روز 17 ژوئن بي بي سي تصويري گرفته شده توسط لس آنجلس تايمز از طرفداران احمدي نژاد را بدون عکس وي نشان داد و مدعي شد که اين افراد طرفداران موسوي هستند.

بي بي سي که از تاريخ 1922 راه اندازي شده در طول تاريخ حيات خود به دليل آنکه مديران آن را دولت تعيين کرده و نمي تواند عدم فرمانبرداري را تحمل کند، هموراه دست به اقداماتي از اين دست زده است.

در همين حال خبرگزاري فارس در روز 22 ژوئن گزارش داد با توجه به عملکرد دولت انگليس نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به دنبال کاهش روابط با لندن هستند. همچنين چهار جنبش دانشجويي اعلام کردند که قصد تجمع در برابر سفارت انگليس در تهران را دارند و حتي تهديد کردند که مانند سفارت آمريکا آن را به اشغال خود در خواهند آورد.

حسن قشقاوي سخنگوي وزارت امور خارجه ايران نيز بدون تاييد اين مساله که امکان دارد سفير انگليس از تهران اخراج شود اظهار داشت: آنها – دانشجويان- مي خواستند تا مانع از ادامه دخالت دولت انگليس در امور داخلي کشورشان به دليل نقش آن کشور در ناآرامي هاي خياباني و حمايت از اغتشاش گران شوند.

با اين حال در روز 23 ژوئن آسوشيتدپرس اعلام کرد که دو تن از ديپلمات هاي انگليس به اتهام دخالت و جاسوسي در ايران از اين کشور اخراج شده اند. همچنين تلويزيون دولتي ايران اعلام کرد که جنبش هاي دانجشويي در بيرون از سفارت انگليس در تهران تجمع کرده و با سردادن شعارهاي مرگ بر انگليس و مرگ بر آمريکا پرچم هاي اين دو کشور به همراه اسرائيل را سوزانده اند.

انگليس نيز با اخراج دو ديپلمات ايراني به اين مساله پاسخ داد. بان کي مون دبير کل سازمان ملل متحد خواستار پايان دادن سريع به "بازداشت ها، تهديدات و استفاده از زور" شد. ايرنا نيز به نقل از مقامات ايراني اين اظهارات دبير کل سازمان ملل را رد کرده و وي را به دخالت در امور داخلي ايران متهم کرد. در روز 23 ژوئن اوباما اظهار داشت دنيا نمي تواند ببيند که ايران براي سرکوب مخالفان خود از زور استفاده کند و مدعي شد که آمريکا هيچ گونه دخالتي در امور داخلي ايران ندارد.

با اين حال روزنامه USA Today در گزارشي اعلام کرد دولت اوباما به دنبال برنامه هايي براي حميات از گروه هاي مخالف دولت ايران است. اين برنامه ها همان برنامه هايي است که در زمان جرج بوش به صورت جنجالي دنبال مي شد. در سال گذشته USAID بودجه هايي را براي "توسعه دموکراسي، حقوق بشر و حاکميت قانون در ايران" در اختيار گروه هاي مخالف دولت ايران قرار داده است.

جيسون لپورد در روز 11 جولاي در مقاله اي با عنوان "بودجه وزارت خارجه براي دموکراسي در ايران بايد پوششي پنهاني داشته باشد" در پايگاه Countercurrents.org نوشت: از سال 2006 کنگره ميليون ها دلار براي برنامه مخفي وزارت خارجه براي تغيير رژيم در ايران صرف کرده است. وي در 30مي 2007 اينترنشنال هرالد تريبيون نوشته بود: اصلاح طلبان ايراني اعتقاد دارند که دموکراسي را نمي توان وارد نمود. آنها مي گويند دموکراسي بايد بومي باشد. آنها اعتقاد دارند بهترين کاري که واشنگتن مي تواند براي دموکراسي در ايران انجام دهد، اين است که آنها را تنها بگذارد.

در تاريخ 24 ژوئن برنت اسکوکرافت مشاور اسبق امنيت ملي آمريکا در دولت هاي ريگان و بوش پدر در گفتگو با شبکه خبري الجزيره اظهار داشت البته آمريکا به رغم آنکه با جمهوري اسلامي بيش از سي سال است که رابطه اي ندارد، اما ماموراني را در اين کشور دارد که براي واشنگتن کار مي کنند.

در روز 10 اکتبر سال 1990 در جريان آغاز عمليات طوفان صحرا براي آزاد سازي کويت، رسانه هاي آمريکايي تصوير دختر اشک آلودي را نشان دادند که براي اعضاي کنگره صحبت مي کرد. اين دختر نيره نام داشت و تا مدت ها هويت اصلي وي اعلام نشد. اين دختر به اعضاي کنگره گفت که با چشمان خود ديده است که سربازان عراقي نوزادان را از گهواره هاي خود بيرون آورده و بر زمين هاي سرد گذاشته تا آنها بميرند. بعدها معلوم شد که نيره نه تنها در کويت نبوده بلکه عضوي از خاندان سلطنتي اين کشور است و دختر سعود ناصر الصباح سفير کويت در واشنگتن بوده است. داستان هاي او دروغ بود اما کارساز واقع شد.

ندا –به معناي صدا در فارسي- اقا سلطان يک دختر جوان، زيبا و کشته شده در جريان ناآرامي ها تهران اکنون همان نيره کويتي است. ندا اکنون به نماد معترضين ايراني بدل شده و گروهي در Face book وي را "فرشته ايران" مي نامند. ويدوئهايي از نماي نزديک وي را نشان مي دهد که در آغوش پدرش- معلم موسيقي اش- در خيابان تير خورده است. اين حادثه موجب آن شد تا توجه تمام مردم دنيا به اين مساله جلب شود. رسانه هاي غربي به صورت بيست و چهار ساعته تصاوير او را نشان مي دادند و مي گفتند که دولت ايران باعث مرگ وي شده است. در حقيقت نيره موجب شد تا وسيله اي براي جلوگيري از اشغال کويت و تصرف آن شود اما سوال اينجاست که آيا مرگ ندا مي تواند تاثيري عليه ايران داشته و به فتح ديگري براي آمريکا در خاورميانه منجر شود؟


مسائلي در مورد انتخابات ايران
عليرغم اينکه موسوي در زمان نخست وزيري اش يک تندرو و ضد غرب بود اما در زمان انتخابات به عنوان يک اصلاح طلب حاضر شد. هنوز هم هواداران وي نخبگان ايراني، شهر نشينان طبقه متوسط، جوانان و دانشجوياني هستند که به دنبال رابطه بهتر با آمريکا هستند؛ آنها در مقابل موسوي احمدي نژاد را فردي تندرو مي دانستند. هواداران او بيشتر شهر نشينان و حاشيه نشينان فقير در سطح ملي بودند که نياز شديدي به خدمات اجتماعي وي با توجه به بحران مالي جهاني و پايين آمدن قيمت نفت داشتند.

ايا پيروزي احمدي نژاد قابل پيش بيني نبود؟ پيروزي موسوي به طور قطع غيرقابل پيش بيني بود. به خصوص اينکه وي به صورت نامزدي مستقل که بيش از بيست سال فقط در شهرهاي بزرگ ايران فعاليت کرده بود، در اين انتخابات شرکت کرده بود.

احمدي نژاد در مقابل به بيش از 60 شهر مختلف ايران سفر کرده بود. مساله ديگر در مورد ايران اجراي اصل 44 قانون اساسي است که مي گويد اقتصاد بايد از سه بخش دولتي، تعاوني و خصوصي تشکيل شود و تمامي صنايع مادر و بزرگ از جمله صنايع نفت و گاز بايد در اختيار بخش خصوصي قرار بگيرد.

ميرحسين موسوي در طول رقابت هاي انتخاباتي اعلام کرد بايد از پرداخت يارانه هاي دولتي و خدماتي اجتماعي که احمدي نژاد در اختيار فقرا قرار مي دهد، جلوگيري شود. وي همچنين اعلام کرد به خصوصي سازي سرعت مي بخشد ولي هيچ اشاره اي به صنايع مادر و به ويژه صنايع نفت و گاز نکرد.

در اين مرحله به نظر مي رسيد که آمريکا در حال برنامه ريزي براي تغيير رژيم در ايران باشد. به همين دليل نيروهاي سپاه پاسداران، بسيج و نيروهاي امنيتي براي جلوگيري از اجراي خواست آمريکا در خيابان ها حضور داشتند.

جرج فريدمن که يک آژانس امنيتي خصوصي را اداره مي کند در روز 23 ژوئن در اين رابطه نوشت: اين به چه معناست... دور دوم از رياست جمهوري احمدي نژاد به رقابت ميان اصولگراياني خواهد گذشت که ساختار سياسي ايران را در اختيار دارند... ايران به سختي بتواند وحدت داخلي لازم را براي مواجه با سياست هاي پيچيده آمريکا به دست بياورد، دولت اوباما نيز بر روي همين مساله تمرکز کرده و امتيازات لازم را از آن به دست خواهد آورد. تلاش هاي واشنگتن بر آن است تا دولتي دست نشانده را در ايران بر سر کار آورد و دولتمردان در تهران نيز به خوبي بر اين مساله واقف هستند.

انگدهال در کتاب خود نوشته است که کارشناسان آمريکايي با توجه به انقلاب اطلاعاتي اعتقاد دارند که بايد از آن براي سيل مردمي در برابر دولت ها استفاده کرد. استفاده از اينترنت، تلفن همراه و همچنين شبکه هاي خبريمي تواند مردم را تهييج کرده و اين مساله کليدي در شيوه هاي جنگي خواهد بود.

جان آرکوييلا و ديويد رانفيلد در سال 1993 اعلام کرده بودند که "جنگ اطلاعاتي در راه است." آنها اعتقاد داشتند که جنگ ديگر آن نيست که چه کسي نيرو و ابزار آلات بيشتري را به ميدان آورده باشد بلکه پيروزي از آن کسي است که اطلاعات بيشتري را در مورد ميدان نبرد در اختيار داشته باشد.

آنها اعلام کرده بودند که با تهييج مردم و به راه اندازي انقلاب هاي رنگي مي توان بر حکومت هاي مختلف سلطه يافته به آنچه که مي خواهيم بدون خشونت دست بيابيم. همين استراتژي در مورد ايران نيز به کار گرفته شد. در طول سي سال گذشته آمريکا نشان داده که خواهان تغيير رژيم جمهوري اسلامي است. ايران آخرين کشور بزرگي است که آمريکا در آن نقطه از جهان مي خواهد بر آن سلطه اي غير قابل چالش داشته باشد. اگر اين درگيري هاي اخير پايان يابد بايد منتظر تلاش مجدد آمريکا براي سلطه بر ايران بود زيرا امپرياليست بزرگ از اين راه انصراف نخواهد داد.

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 612983

صبح
Tuesday 4 August 2009, 11:42AM
مسيري که غرب براي دخالت در انتخابات ايران طي کرد
دفتر پژوهش و بررسيهاي خبري-رضا گرمابدري:پيش از اينکه نظام اسلامي آماده برگزاري انتخابات رياست جمهوري دهم شود برخي از کشورهاي غربي آماده دخالت در اين انتخابات شده بودند. اين کشورها براي دخالت انگيزه قوي داشتند، از تجربه موفق در ساير کشورها برخوردار بودند، ناشيانه ساختار نظام و حاميان آن را ناديده گرفتند، بيش از اندازه به حضور اندک معترضين در انقلاب هاي مخملي دل خوش بودند و از ابزار نوين رسانه اي مانند ماهواره و اينترنت استفاده زيادي کردند.

انگيزه قوي
غرب براي دخالت در انتخابات رياست جمهوري دهم از انگيزه قوي برخوردار بود. اين انگيزه از ابتداي شکل گيري دولت نهم و اعلام مواضع درخصوص مسايل مختلف از جمله موضع گيري در برابر غرب و نحوه مواجهه با بحث پرونده هسته اي ايجاد شد و در طول چهار سال گذشته تقويت شد و ادامه يافت. غربي ها با توجه به مواضع دولت نهم متوجه شدند هر آنچه را که بدست آوردند و هر برنامه اي که تدارک ديدند دود شد و به هوا رفت و دولت نهم از شيوه جديد که سرناسازگاري با نيات غرب داشت را در پيش گرفته است. غربي ها در ابتدا گمان مي کردند اعلام مواضع جديد از سوي دولت نهم در حد يک شعار باقي خواهد ماند و پس از مدتي دولت نهم راه دولت هشتم را ادامه مي دهد. لکن پس از گذشت زمان آنها متوجه شدند که دولت نهم نه اينکه راه دولت هشتم را ادامه نمي دهد بلکه بر حرکت در مسير جديد و اجراي شيوه جديد اصرار هم مي ورزد. برنامه هاي داخلي دولت نهم نيز به گونه اي بود که باعث احياي اصول مغفول مانده انقلاب مي شد که دلبستگي بيشتر مردم را به دنبال داشت. هر دو مورد يعني اقدامات داخلي و خارجي دولت نهم عصبانيت شديد غرب را به دنبال داشت. غرب چنين دولتي که در همه زمينه ها براي آنها مشکل و مانع ايجاد مي کرد را نمي پسنديد و براي مقابله با اين دولت از انگيزه قوي برخوردار بود. از همين رو از همان ابتدا طرح مقابله با آن را دنبال مي کرد. اين خواست غرب زماني نمود پيدا کرد که در آستانه انتخابات اعلام کردند.« همه به غير از احمدي نژاد» با اين عبارت آنها نشان دادند که به رئيس جمهور شدن هر کسي رضايت مي دهند الا احمدي نژاد به رغم غربي ها انتخاب مجدد احمدي نژاد مي توانست در چهار سال آينده بيش از پيش بر مشکلات آنها درخصوص ايران و مسايل منطقه بيفزايد. تجربه موفق آنها در اجراي انقلاب مخملي در ساير کشورها آنها را به برنامه ريزي به منظور سرنگوني نظام اسلامي و يا حداقل جلوگيري از انتخاب مجدد احمدي نژاد تشويق مي کرد.

تجربه موفق
غرب و در رأس آن آمريکا چندين انقلاب مخملي موفقيت آميز را در پرونده خود داشتند و بسيار مايل بودند آن را در ايران نيز تکرار کنند. تجربه غرب در انجام انقلاب مخملي بر کم هزينه بودن و برخورداري از احتمال بالاي موفقيت و نيز دور بودن غرب از اتهام دلالت مي کرد. اينها سه گزينه اي بودند که براي غرب بسيار مطلوب است. غرب با اجراي انقلاب هاي مخملي در حدود 7 کشور که در تمامي آنها نيز موفق عمل کرد در نحوه براندازي حکومت هاي غير همسو يک تحول اساسي بوجود آورد تحولي که براساس آن مي توانست با اندک فشاري حکومت هاي نه چندان مستحکم و مردمي را يا با خود همراه سازد و يا اينکه به آساني آنها را سرنگون کند.
از عوامل اصلي موفقيت غرب در انقلاب هاي مخملي انجام داده نوپا و بي ريشه بودن حکومت هايي بود که مورد هدف غرب واقع شدند. سوالي که امروزه غرب در اين خصوص با آن مواجه است اين است که آيا اين شيوه در کشورهاي با سابقه و ريشه دار هم جواب مي دهد يا خير؟ اين شيوه در ارتباط با ايران اسلامي پاسخ منفي گرفت و شکست خورد و يکي ديگر از علل آن در ارتباط با ايران ناديده گرفتن ساختار نظام بود.

ساختار نظام
برنامه ريزي غرب براي اجراي انقلاب مخملي در ايران بسيار دقيق و سنجيده بود. از نوع هماهنگي ها و پشتيباني ها و اقدامات مشخص مي شود که آنها فکر همه جا را کرده بودند لکن با تمام دقتي که بکار برده بودند متوجه برخي مسايل تعيين کننده يا نشده بودند و يا برنامه شان براي آن کارآمد نبود که هر دو به عدم شناخت صحيح بازمي گردد. يکي از اين مسايل تعيين کننده بحث ساختار نظام است. از مطالعه برنامه انقلاب مخملي که آنها براي ايران تدارک ديده بودند مشخص مي شود آنها ساختار نظام را ناديده گرفته بودند و يا چندان متوجه نقش ساختار در حفظ و استحکام نظام نبودند. در اين ساختار آنچه که مايه استحکام، انسجام و قدرت برانگيختگي است، جايگاه ولايت فقيه است که در زمان وقوع بحران ها تمام مناصب و مسئوليت هاي قانوني مي تواند وارد ميدان شود و به عنوان فصل الخطاب، امور را فيصله دهد. دشمن با همکاري عوامل فريب خورده اش خواست« فصل الخطاب» بودن مقام رهبري را پس از نماز جمعه تاريخي (29/3/88) با اعلام تجمع در روز (30/3/88) از ارزش بيندازد و آن را خنثي کند اما باز هم به دليل فقدان شناخت صحيح از چگونه ارتباط ميان رهبر و مردم و رهبر و نيروهاي انتظامي : امنيتي در اين موضوع محوري و تعيين کننده شکست خورد. مي توان بر اين مسئله موضوع ناديده گرفته شدن حاميان نظام را نيز اضافه کرد.

حاميان نظام
غربي ها که گويا خودشان نيز دروغي را که مطرح ساخته بودند باور کرده بودند، ادعا مي کردند تعداد کساني که به ميرحسين رأي داده اند بيش از کساني هستند که به احمدي نژاد رأي دادند، ناشي از اين باور، گمان مي کردند کساني که براي حمايت از موسوي به خيابان ها مي ريزند، بيش از کساني است که به نفع احمدي نژاد به خيابان مي آيند. اشتباه غربي ها اين بود که موضوع را بين ميرحسين و احمدي نژاد مي ديدند و نقش نظام در بسيج مردم را ناديده گرفته بودند حال آنکه مردم هرگاه درخصوص اصل نظام احساس خطرکنند بدون توجه به حرف و حديث و رفتار گروه هاي سياسي براي حفظ کيان نظام به صحنه مي آيند و اين نکته حساسي است که عينيت آن در نماز جمعه (29/3/88) که به امامت مقام معظم رهبري برگزار شد، مشاهده گرديد. حضور ميليوني مردم در اين نماز جمعه حضور براي دفاع از کيان نظام بود و حاميان تمام نامزدها که حفظ نظام براي آنها اصل بود در اين نماز بي نظير تاريخي حضور داشتند و اين حضور به پاي نظام و رهبري نوشته شده بود و لاغير.
چنين نگاهي از سوي مردم شرکت کننده در آن نماز جمعه به موضوع انتخابات و مسايل بعدي باعث گرديد تا پس از آن تجمع معترضين به حداقل رسيد و بعد از آن هم براي چند روز تنها از سوي اراذل و اوباش تحرکاتي صورت مي گرفت و عملاً مردم از صف اين جماعت جدا شدند و اين نبود مگر به واسطه روشنگري هايي که مقام معظم رهبري در نماز جمعه داشتند، مردم هوشيار هم پس از آگاهي از نفس مسئله و برنامه دشمن بلافاصله مسير خود را تغيير دادند و محکم به نظام چسبيدند. اينها بخشي از مسايل مربوط به حاميان نظام بود که در محاسبات دشمنان لحاظ نشده بود. شايد اين بي توجهي درسي بود که از انقلاب هاي مخملي در ديگر جاها گرفته بودند.

حضور اندک معترضين
در دوره اعتراضات و اغتشاشات پس از انتخابات در دو سه مرحله جمعيتي که به نفع معترضين به خيابان آمد قابل توجه بود مانند تجمع در ميدان وليعصر (عج) و ميدان انقلاب و حرکت به سوي ميدان آزادي بر مبناي محاسبه دقيق حداکثر جمعيتي که در اين تجمعات حضور داشتند 300 هزار نفر بود که خود آنها از آن به عنوان تجمع ميليوني ياد کردند به زعم طراحان اين برنامه تجمع اعتراض آميز اين تعداد معترض براي به زانو در آوردن نظام کافي بود، زيرا در انقلاب مخملي گرجستان حضور مستمر 15 هزار معترض باعث حذف «شواردنادزه» گرديد. آنچه که در اين ميان قابل توجه است اين است که تکيه طراحان بر معترضين بود و از حاميان پرجميعت نظام که تعدادشان ده ها برابر تعداد معترضين بود غافل بودند. برحسب علم و شناختي که از ميزان دلبستگي مردم به نظام اسلامي وجود دارد، چنانچه تعداد معترضين چند برابر هم مي شد اميدي به موفقيت آنها نبود. همانطور که مقام معظم رهبري فرمودند: ايران گرجستان نيست. براندازي در گرجستان باحضور 15 هزار معترض به اين معنا نيست که مي توان جمهوري اسلامي ايران را نيز با دو، سه ، پنج ميليون معترض برانداخت نظام اسلامي ايران ريشه در خاک دارد و تعداد فدائيان آن براي حفظ نظام خارج از شمار است.

استفاده از ابزار نوين رسانه اي
انجام انقلاب مخملي مانند هر کار گروهي نيازمند برنامه و ابزار ارتباطي است. اين نکته در خصوص انقلاب هاي مخملي از اهميت بيشتري برخوردار است، زيرا در انقلاب هاي مخملي لازم است افرادي با هم هماهنگ شوند که کمترين شناختي از يکديگر ندارند و هيچ کدام نمي دانند بايد چه کار کنند تنها وجه تشابه آنها با يکديگر اين است که با يک نظام سياسي مخالفند و تلاش مي کنند تا آن را براندازند. بنابراين در اختيار داشتن ابزاري که اين افراد توسط آن هماهنگ شوند بسيار مهم است. مهمترين ابزار براي اين کار رسانه هايي هستند که داراي فعاليت عمومي و گسترده هستند و نظام حاکم نيز براي مقابله با آن دستش کوتاه است. ابزار نوين رسانه اي مانند ماهواره و اينترنت ابزاري هستند با ويژگي «سخت مهار شدن». در غائله هاي پيش، حين و پس از انتخابات، غرب از اين ابزار براي به آشوب کشاندن کشور و دخالت مستقيم در امر انتخابات زياد بهره برد. اين دو ابزار رسانه اي به شکل دائمي برنامه هاي اجرايي را در اختيار معترضين و آشوبگران قرار مي داد. براي آشوبگران هم در حکم اطاق صدور فرمان را داشت و هم حمايت جهاني تبليغاتي تا جايي که شبکه بي بي سي فيلم کشته شدن طراح شده «ندا آقا سلطان» را پخش کرد و آن را به حاميان نظام نسبت داد. رسانه هاي استکباري مهمترين نقش را در ايجاد و دامن زدن به آشوبها و اغتشاشات به عهده داشتند که در ذيل فرايند عمل آنها در بحث انتخابات رياست جمهوري دهم مرور مي شود.
1- برنامه ريزي براي اجراي انقلاب مخملي
مرکز «سابان» آمريکا با بررسي سناريوهاي مختلف عليه ايران در کنار گزينه هاي مطرح ديپلماتيک و نظامي، موضوع تغيير حکومت در ايران را از طريق کودتاي مخملي با ايجاد اغتشاش و هدايت آن توسط اپوزيسيون تا مرحله فروپاشي و سپس حمله نظامي و اشغال کشور در شرايط فعلي مناسب ترين گزينه تشخيص داده است. اين مرکز در گزارشي با عنوان «کدام راه به سمت ايران» گزينه هاي استراتژي جديد آمريکا در قبال ايران را بررسي کرده است. اين گزارش توسط شش تن از استراتژيست هاي وابسته به موسسه «بروکينگز» به نام هاي «کنت ام پولاک» مدير «سابان»، «مارتين انديک» سفير سابق آمريکا در فلسطين اشغالي، «دانيل ال باي من»، «سوزان مالونه»، «مايکل اي اهاناون» و «بورس ريدل» تهيه شده است. فصل ششم اين گزارش با عنوان «انقلاب مخملي» مناسب ترين راه براي تغيير حکومت را حمايت گسترده از انقلاب مخملي در ايران دانسته که در ادامه نيز آن را بهترين راه حل مشکلات آمريکا با ايران معرفي کرده که کمترين هزينه را در بر دارد.
نويسندگان اين گزارش هدف اصلي اين گزينه را براي براندازي حکومت ايران و ايجاد حکومتي که بيشترين همراهي را با منافع آمريکا داشته باشند، بيان کرده اند.
پيشنهاد مرکز «سابان» امر غريبي نبود زيرا در ذهن برخي از مسئولين رسمي آمريکا مانند خانم رايس وزير امورخارجه سابق آمريکا نيز وجود داشته و او اين شيوه را يک دستاورد با اهميت مي دانست و از آن دفاع مي کرد و آن را تجويز مي نمود.
رايس در زمان تصويب بودجه 75 ميليون دلاري در کنگره آمريکا براي پيشبرد دموکراسي و حمايت از گروه هاي به اصطلاح طرفدار حقوق بشر در ايران گفت: «ما توانستيم با يک براندازي نرم از لهستان و با «جنبش همبستگي» تا پشت مرزهاي روسيه، انقلاب هاي رنگين را سامان دهيم و رژيم هاي حاکم را ساقط و رژيم هاي دموکراتيک مورد نظر آمريکا را به قدرت برسانيم. تنها راه براي تغيير نظام در ايران استفاده از همين تجربه است.»
2- پيش بيني مشکوک!
سايت وزارت امور خارجه انگليس در (16/12/87) به کساني که قصد سفر به ايران را داشتند در ارتباط با مسئله انتخابات رياست جمهوري دهم هشدار داده بود: «امکان برگزاري تظاهرات ناگهاني خشونت آميز و حتي شورش هاي عمومي در ايران به طور قابل ملاحظه اي وجود دارد.» کارشناسان وزارت خارجه آمريکا نه غيب گو هستند و نه آنقدر باهوشند که با يک فاصله زماني چهار ماهه بتوانند موضوعي غيرمتعارف در سي انتخابات ايران را پيش بيني کنند. لازمه چنين پيش بيني دقيقي، قرار داشتن در متن يک برنامه را اقتضا مي کند. آنچه که شبکه بي بي سي بعدها در ارتباط با آشوب ها انجام داد همان برنامه اي است که کارشناسان وزارت خارجه انگليس از آن مطلع بودند.
3- تأمين ابزار
دست زدن به اغتشاش و آشوبگري در مقياسي که در تهران انجام گرفت تنها با اتکا به ماهواره و اينترنت امکان پذير نيست و لازم است افرادي که در ميدان عمليات حضور دارند و نقش فرماندهي ميدان را به عهده دارند براي اداره ميدان به ابزار پيشرفته اي مجهز باشند. اين ابزار پيش تر از سوي آمريکايي ها تأمين شده بود. شبکه سي .ان.ان در يک برنامه تلويزيوني اعلام کرد: «آمريکا 10هزار ابزار جاسوسي براي افرادي در ايران در ارتباط با اغتشاشات اخير فرستاده است.»
4- القاي بن بست
آشوبگران و حاميان پشت صحنه آنها براي به ميدان آوردن مردم، به بهانه نياز داشتند و مي دانستند همين طوري و باري به هر جهت، نمي توان مردم را با انگيزه اعتراض به خيابان آورد، لذا تلاش مي کردند با بهانه تراشي نظر مردم را براي انجام حرکت اعتراضي جلب کنند. پس از بازشماري آراي صندوقها و تأييد آن از سوي شوراي نگهبان، شبکه بي بي سي برنامه اي با حضور کارمند خود امير عظيمي و «شيرين عبادي» ترتيب داد. عبادي در خلال اين برنامه و درباره انتخابات ايران با بياني القايي گفت: «يک بن بست حقوقي پيش آمده چون نتيجه قانع کننده به دست نيامده، نتيجه اي که آقايان موسوي و کروبي و از همه مهم تر مردم آن را قبول کنند.»
5- نقاب
دشمن از ميزان کينه مردم رشيد ايران اسلامي نسبت به خود و رسانه هايش آگاه است و در ايجاد ارتباط سعي مي کند به گونه اي رفتار کند که هدف و غرضش پنهان بماند اما در برخي مواقع به خاطر حساسيت هايي ناچار مي شود اندکي نقاب خود را کنار بزند. محمدحسين هيکل تحليلگر و روزنامه نگار برجسته مصري، پس از اينکه اندکي از نقاب رژيم صهيونيستي کنار رفت و حرکتي را مشاهده کرد در خصوص آن گفت: فقط دو روز مانده به انتخابات ايران 18 هزار پيام با موضوع تقلب و ضرورت اعتراض به آن در سرويس اينترنتي «تويتر» منتشر شد که بعدها مشخص گرديد اين پيام ها از سوي کاربران رژيم صهيونيستي ارسال شده است.» وي با بيان اينکه انکار دخالت بيگانگان در ناآرامي هاي ايران مشکل است و نمي توان اين دخالت را ناديده گرفت، تصريح کرد: «ايران به گونه اي که انتظار نمي رفت مورد هدف و حمله قرار گرفت.» وي از تحرکات عليه ايران پيش و پس از انتخابات به عنوان «جنگ برون مرز» ياد کرد و گفت: «هزاران سايت اينترنتي در روزهاي قبل از برگزاري انتخابات رياست جمهوري ايران فعال شدند که کارشان دستپاچه کردن نظام و تحريک مردم به ابراز خشم نسبت به نتايج انتخابات بود و منبع بسياري از آنها رژيم صهيونيستي بود.»
راديو فردا ارگان رسمي سازمان سيا اعلام کرد: «اکنون که انتخابات انگيزه اي براي مبارزه شده، ما هم احساس کرديم الآن بهترين زمان است که از دموکراسي دفاع کنيم و حقوق معوق مانده اجتماعي، سياسي و صنفي را دنبال نماييم.»
روزنامه مشهور «استاندارد» چاپ اتريش حدود يک ماه پيش از انتخابات نوشت: «اگر احمدي نژاد رأي بياورد يعني تحريم هاي غرب عليه ايران نتيجه معکوس دارد.» اين روزنامه از قول دبير بخش خاورميانه اي اش افزود: «من معتقدم احمدي نژاد دوباره رأي مي آورد اما بسياري از مقامات و روساي دولتي اروپا و آمريکا تلاش مي کنند اصلاح طلبان رأي بياورند.»
6- تماس با آشوبگران
در بحث آشوب ها بودند افرادي که جرأت بيشتري پيدا کردند و با سران آنها در تماس بودند تا نيازهاي آنها را برطرف کنند و آنها را براي ادامه کار تشويق کنند و به آنها روحيه بدهند. يکي از اين افراد يهودي ايراني تباري به نام «کمال بنخاس» است که در مصاحبه با راديو رژيم صهيونيستي گفت: «با برخي جريان هاي ايراني در تماس بوده تا آنها را در موفقيت براي کودتا عليه ايران کمک کند.»
7- ابطال نه بازنگري
شواهد متعددي وجود دارد که نشان مي دهد دشمن در يک حرکت مرحله اي مي خواست به آستانه براندازي برسد. پس از بحث تقلب و موضوع بازنگري آنها که به يقين مي دانستند تقلبي صورت نگرفته و چنانچه بازنگري هم انجام شود نتايج تغيير نخواهد کرد. از موضوع بازنگري نيز عبور کردند و به بحث ابطال کلي انتخابات و برگزاري مجدد رسيدند.
روزنامه گاردين مقاله اي از محسن مخملباف که از حاميان فعال موسوي در اروپا بود را چاپ کرد که در بخشي از آن آمده بود: «مردم در خيابان ها خواهان بازشماري آرا نيستند، بلکه مي خواهند نتايج انتخابات کلاً ابطال شود.»
8- تعريف و تمجيد از آشوبگران
دشمنان نظام از فرط کينه اي که نسبت به انقلاب اسلامي دارند بعضاً رفتارشان دستخوش احساسات قرار مي گيرد لذا اقدام به بيان سخناني مي کنند که از واقعيت بسيار دور است و در آن هيچ نشاني از تعقل و خردورزي مشاهده نمي شود.
اوباما رئيس جمهور آمريکا: «ما از آنها (آشوبگران) حمايت مي کنيم. آنها در حال شکل دادن تاريخ ايران هستند و خود را در معرض خطر قرار داده اند. جهان مشغول تماشاي ايران است و آمريکا از آنهايي که در ايران دنبال عدالت از راه هاي مسالمت آميزند حمايت مي کند.»
سخنگوي کاخ سفيد اقدامات عناصر اخلالگر را «فوق العاده و شجاعانه» خواند.
شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي: «اجازه دهيد جوانان صداي آزادي خود را در راه سياستي مثبت بلند کنند. اجازه دهيد زنان ايراني که گروهي شجاع از مردم ايران هستند اشتياق خود را براي برابري و آزادي بيان اعلام کنند. من واقعاً نمي دانم چه چيزي ابتدا از بين مي رود اورانيوم غني شده آنها يا دولتشان. اميدوارم دولتشان از بين برود.»
روزنامه فايننشال تمايز: «براي جمعيت جوان و تحصيلکرده (معترضان و آشوبگران) ديوار ترس فرو ريخته و سرخوردگي انباشته شده آنها رها شده است. هيچ کس ترديدي ندارد که اين بحران به نقطه عطف رسيده است.»
خبرگزاري آسوشيتدپرس: «آيا تظاهرکنندگان ايراني توان استمرار مقاومت و ايستادگي خود را دارند؟ صرف شرکت هزاران نفر در تظاهرات در خيابان هاي تهران با وجود ترس از کتک خوردن و دستگيري، براي مخالفان، يک پيروزي بود... گزارش يک شاهد! نشان مي داد دختري يک مأمور پليس را که متوقفش کرده بود، هل داد و قبل از آنکه از (چنگ) او بگريزد محکم با مشت به سينه اش کوبيد.»
9- القاي خبر دروغ
رسانه هاي غربي براي دامن زدن به عواطف و احساسات جواناني که براي ورود به جبهه خودي و دشمن دچار شک و ترديد بودند دست به شايعه پراکني گسترده زد و از ميان شايعات آن بخشي که از قدرت تحريک کنندگي بيشتر برخوردار است را انتخاب کرد و خبر دروغ کشته ها را پراکنده ساخت.
روزنامه گاردين در خبر دادن از حوادث کوي دانشگاه مي نويسد: «پنج نفر جان باختند: فاطمه براتي، کسري شرفي، مبينا احترامي، کامبيز شعاعي و محسن ايماني. آنها روز بعد در بهشت زهراي تهران دفن شدند که گزارش مي شود بدون مطلع کردن خانواده هاي آنها بود. تحکيم وحدت، يک سازمان دانشجويي نام آنها را تأييد کرده است.» بعد مشخص شد که در بين دانشجويان اسامي چنين افرادي وجود ندارد و تنها محسن ايماني دانشجو بود که پشت دوربين تلويزيون ظاهر شد و سلامت کامل خود را اعلام کرد.
راديو فردا: «اعتراض هاي خياباني در ايران به نتيجه انتخابات بيش از دو هفته به طول کشيد و در جريان اين اعتراض ها حداقل 20 معترض به ضرب گلوله نيروهاي انتظامي و بسيجي کشته شدند.» اين دروغ پراکني راديوي سازمان سيا در حالي انجام مي گيرد که تعدادي از اين کشته شدگان توسط خود اراذل و اوباش مورد هدف تيراندازي قرار گرفته اند.

آغاز عقب نشيني
رسانه ها و مقامات غرب که در ابتداي آشوب ها ذوق زده شده بودند و با ناپختگي تمام محاسبه نشده و بي محابا وارد موضوع شدند و با حمايتي که از آرزوهاي آنها سرچشمه گرفته بود. حيثيت و آبروي رنگ پريده خود را هزينه اراذل و اوباش آشوبگر کردند، پس از اينکه حمايت يکپارچه مردم از نظام را مشاهده کردند و اقتدار نظام در مقابله با پياده نظامشان را ديدند دست و پاي خود را جمع کردند و بي سروصدا شروع به عقب نشيني کردند.
اکونوميست: «متأسفانه به نظر مي رسد که دولت، نيروهاي امنيتي و اوباش شبه نظامي به اندازه لازم سرهاي مردم معترض را خرد کرده باشند که بتوانند بگويند، اميد فوري به ابطال انتخاباتي مشکوک را از ميان برده اند چه رسد به چشمداشت پايان رژيمي مبتني بر حکم يک روحاني اما در عين حال، شهادت ميليون ها تن از شهروندان عادي ايران هنوز به هدر نرفته، دستگاه کهنه حکومتي هنوز پيروز نشده و بحران هنوز هم خاتمه نيافته است، زيرا توازن قدرت کاملاً بر ضد وضعيت موجود تغيير يافته است.»
اکونوميست در بخش ديگر نوشته اش که روحيه شکست خورده اش را بيشتر آشکار مي کند، نوشت: «اگرچه با وخيم تر شدن بحران، باراک اوباما هم مانند رهبران اروپايي به درستي نسبت به شرايط ايران ابراز تأثر و خشم کرد، اما در اين مورد هم حق داشت که در برابر وسوسه ابراز اميدواري براي سرنگوني رژيم يا جانبداري از يکي از طرف هاي درگير، چه رسد به ابراز حمايت آشکار از رياست جمهوري آقاي موسوي، مقاومت کند زيرا در چنين صورتي دقيقاً گرفتار دام کساني در ايران مي شد که در صدد بوده اند آقاي موسوي و حاميان او را ابزار توطئه غربيان قلمداد کنند.»
10- اميدهاي برباد رفته
گوردون براون نخست وزير انگليس که به شدت از آشوبگران حمايت مي کرد، پس از مشاهده قدرت ايران در برخورد با آنها و برگشتن ورق در آستانه سفر به ايتاليا به منظور نشست در اجلاس جي 8 گفت: انتخابات رياست جمهوري ايران يک موضوع ايراني است و هيچ ارتباطي به ما و ديگر کشورها ندارد. گفت وگوي با ايران، بهترين راه حل مشکلات است. «مرکل» صدر اعظم آلمان نيز يک هفته پيش از سفر به ايتاليا ابراز اميدواري کرد که اين نشست (جي 8) بتواند پيام محکمي در ارتباط با آزادي شرکت در تظاهرات و برخورداري از حقوق انساني و شهروندي در ايران ارسال کند. نشست جي 8 برگزار شد اما بدون توجه خواسته مرکل اشاره کم رمقي به بحث ايران دانست تا همه اميدهاي غرب در خصوص مسائل داخلي ايران برباد رود.
در پايان ذکر دو نقل قول مي تواند تمامي مسائل را روشن کند اين دو نقل قول بدون هر گونه شرح و توضيحي ارائه مي شود.
1- مجله اشپيگل در بحبوحه آشوب ها: چند روزي است که اعتراض ديگر عليه تقلب در انتخابات نيست، بلکه هدف پايان دادن به جمهوري اسلامي است، دست برقضا موسوي بايد رهبر سرنگوني نظام ايران باشد.
2- «ريچارد هاوس» رئيس شوراي روابط خارجي آمريکا: «آمريکا بايد خود را براي تعامل با ايران آماده کند. هيچ آرايي در ايران دزديده نشده است.» وي ضمن اعتقاد به عدم تقلب در انتخابات ايران گفت: تقلب در انتخابات هزينه هاي بسياري به همراه دارد و به هيچ وجه دولتي قادر به پرداخت هزينه هاي آن نيست.
اما کلام آخر چه طور شده است که آقاي ريچارد هاوس متوجه شده که در انتخابات ايران تقلب نشده اما آقاي هاشمي به اين موضوع نرسيده و درباره وجود ترديد در بحث انتخابات در خطبه هاي نمازجمعه صحبت مي کند؟!

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 596535



کد خبر: 596535 زمان مخابره: 1388/4/30 - 9:7:1

GMT: 7/21/2009 05:37:01 ق.ظ

فرا رسی دیجیتال
Wednesday 5 August 2009, 08:55PM
صبح،
1- همانطور که در نوشته های قبلی من می توانید ببینید، بارها گفته ام ایالات متحده آمریکا هیچ دخالتی در حوادث اخیر و پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران نداشته است.
2- ترفند قدیمی حکومت ایران برای یافتن دشمنی خارجی برای سرزنش کردن به خاطر مشکلات حکومت و معطوف کردن توجهات از آنچه در ایران می گذرد، کهنه و بی اثر است و چنانکه می بینید در مورد حوادث اخیر نیز بی اثر بوده است. بهتر است به جای به کار بستن این ترفند مشکلات و اشتباهات خود را بررسی و برطرف کنید.
3- شما همیشه نظرات افراد، موسسات خصوصی، وب سایتها(وبه تازگی افراد ایرانی!!!) را به عنوان اسناد سیاستها و موضع رسمی دولت آمریکا معرفی می کنید. اگر مایل باشید می توانم منابع صحیح نظرات و مواضع حکومت آمریکا را به شما معرفی کنم؟!

مجیدماجد
Wednesday 5 August 2009, 09:02PM
صبح،
1- همانطور که در نوشته های قبلی من می توانید ببینید، بارها گفته ام ایالات متحده آمریکا هیچ دخالتی در حوادث اخیر و پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران نداشته است.
2- ترفند قدیمی حکومت ایران برای یافتن دشمنی خارجی برای سرزنش کردن به خاطر مشکلات حکومت و معطوف کردن توجهات از آنچه در ایران می گذرد، کهنه و بی اثر است و چنانکه می بینید در مورد حوادث اخیر نیز بی اثر بوده است. بهتر است به جای به کار بستن این ترفند مشکلات و اشتباهات خود را بررسی و برطرف کنید.
3- شما همیشه نظرات افراد، موسسات خصوصی، وب سایتها(وبه تازگی افراد ایرانی!!!) را به عنوان اسناد سیاستها و موضع رسمی دولت آمریکا معرفی می کنید. اگر مایل باشید می توانم منابع صحیح نظرات و مواضع حکومت آمریکا را به شما معرفی کنم؟!

فرارسی
آمریکا در حوادث ناخوشایند ایران نقش داشت یا نداشت موضوعی است که در طول زمان معلوم خواهد شد اما اینکه تو بگویی دولت آمریکا نقش دارد یا ندارد اساسا فاقد ارزش است مثلا دولت جنایتکار آمریکا بعد از چند سال اعتراف کرد که در کودتای 28مرداد ایران نقش داشته است ؟آیا همان زمان نیز اینگونه میگفت .حال بماند که تو بقدری پخمه هستی که جملات واضح گزارش سنای آمریکا در باره فروش سلاح شیمیایی به صدام را انکار میکنی !
هموطنان توصیه میکنم این لینک را ببینید تا بیشتر بدانید که چگونه فرارسی واقعیات مشخص و واضح را انکار میکند بدبخت :smile21::smile21::smile21:
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=26809

صبح
Thursday 6 August 2009, 11:21AM
دخالت بیگانه کلیشه شده است؛ پس نیست؟
 علی نقیه
۱۴ مرداد ۱۳۸۸
نقش بيگانگان در سير اتفاقات پس از انتخابات رياست جمهوری مرتب به صورت شعاری عنوان می شود، تا به آن حد که بسياری نسبت به اهميت اين موضوع بی تفاوت شده و برايشان تبديل به يک کليشه شده است. در چنين فضايی بررسی و تبيين کيفيت اين نقش از اولويت ويژه اي برخوردار می باشد.

ابهامات مطروحه در انتخابات رياست جمهوری ايران تا تاکنون در صدر اخبار رسانه های غربی و به تبع آن در رسانه های ديگر نقاط دنيا قرار گرفته است. اين در شرايطی است که طراحان ابهامات از ارائه ادله منطقی و مدرک قانون پسند در دفاع از ادعاهایشان عاجزند، و رسانه های غربی بدون هيچ گونه نقد از اين موضع ضعيف، آن را از خروجی های خود مرتب منعکس می کنند. صرف نظر از ابهامات مطروحه که بارها مورد نقد و بررسی قرار گرفته است، نکته قابل توجه آن است که کمتر کشوری در دهه های اخير نتايج انتخاباتش مورد ابهام، و در برخی موارد بر خلاف موضوع ايران، با مدارک مستدل و قوی مطرح نشده باشد.

جمعيت زيادی از آمريکايی ها بر اين باورند که انتخابات رياست جمهوری کشورشان در سال 2000 توسط جمهوری خواهان ربوده شد! تقلب های گسترده توسط فرماندار وقت ايالت فلوريدا (برادر جورج بوش) انجام شد. صرف نظر از آرای ايالت فلوريدا که ابهامات جدی و مستدل در آن مطرح شد، آل گُر (رقيب جورج بوش) از آرای سراسری بيشتری برخوردار بود. با اين وجود دادگاه عالی آمريکا (که در آن زمان تعداد جمهوری خواهان در آن قالب بود) به نفع جورج بوش رأی داد، و عملا وی را به رياست جمهوری انتصاب نمود. در سال 2004 نيز ترديدهای زيادی در روند انتخابات رياست جمهوری ايالات متحده مطرح شد، نه تنها در مکانيزم رأی گيری و شمارش آرا، بلکه در اقدامات متعدد حزب جمهوری خواهان در طراحی ساز و کارهايی برای دور نگاه داشتن قشر فقير و جمعيت قابل توجهی از سياه پوستان آمريکا از صندوق های اخذ رأی، و همچنين حذف آنان از ليست های رأی گيری (در آمريکا رأی دهندگان بايستی قبل از روز انتخابات ثبت نام کرده باشند و اساميشان در ليست های رأی گيری موجود باشد).

به تحليل ويليام بلام مورخ و نويسنده آمريکايی، سازمان جاسوسی سيا، سازمان توسعه بين الملل (USAID)، رسانه های فارسی زبان تحت پوشش دولت آمريکا، و سازمان های متعدد تحت حمايت بنیاد ملی دموکراسی ( (NED National Endowment for Democracyکه عملا سيمای بيرونی سازمان سيا محسوب می شود، چنانچه در ايران فعاليت گسترده دارند در داخل آمريکا نیز مشغول فعالیت می شدند، اعتراضات خيابانی در آمريکا نيز صورت می پذيرفت! لازم به ذکر است که سازمان NED در سال 1984 و پس از فاش شدن برخی فعاليت های سری سازمان سيا تاسيس، و رسالت آن "حمایت از نهادهای دموکراتیک در سراسر جهان از طریق حمایتهای شخصی و یا موسسات غیر وابسته به دولت" تعریف شد. آلن واینستین که مامور تهیه اساسنامه این سازمان بود در سال ١٩٩١ می گوید: "اکثر فعاليت های امروزی ما ظرف ٢٥ سال گذشته توسط سازمان سيا انجام می شده است"! پت بوچانن سياستمدار پيش کسوت و مشاور ارشد سه رئيس جمهور پيشين آمريکا، در مصاحبه اي اذعان داشت که سازمان NED به صورت متداول در امور برخی کشور های غير دموکراتيک با هدف تغيير رژيم دخالت دارد. ويليام بلام همچنین در کتابی دخالت های اساسی و استراتژيک آمريکا در 30 انتخابات در اقصی نقاط دنيا از جنگ جهانی دوم تا به حال را تشريح می نمايد. نکته قابل توجه پيرامون دخالت های آمريکا در انتخابات اخير ايران، یادآوری استراتژی و هدف نهايی ايالات متحده مبنی بر تغيير نظام جمهوری اسلامی در ايران است (البته آقای اوباما اظهار داشتند که ديگر چنين استراتژیی در دستور کار ندارند، و ما نيز خود را ملتزم به باور اين ادعا از رئيس جمهوری متفاوت و در ظاهر موجه در آمريکا نموديم!).

در سال 2006 فيليپه کالدران رئيس جمهور مکزيک که از هم پيمانان آمريکا محسوب می شود، متهم به تقلب آشکار در انتخابات رياست جمهوری مکزيک گرديد، که متعاقب آن اعتراضات خيابانی گسترده بيش از دو ماه به طول انجاميد. در اين واقعه شاهد سکوت دولت آمريکا و همچنين رسانه های غربی بوديم. اين در حالی است که فاصله آرای کانديدای پيروز با نفر دوم در ايران بالغ بر 30 درصد بود، اما اين فاصله در مکزيک بسيار ناچيز (0.58 درصد) بود، که حساسیت و احتمال دست کاری در آرا را نزد اذهان عمومی تقویت می کرد.

حدود يک هفته قبل از انتخابات اخير رياست جمهوری در ايران، تظاهرات آرام مردمی در کشور پرو در اعتراض به قرارداد تجارت آزاد آمريکا-پرو رخ داد، که با سرکوب وحشيانه دولت پرو مواجه شد. در اين فاجعه يک روزه، حدود 25 تن از مردم پرو کشته و بيش از 100 تن مجروح شدند. به خاطر هم پيمان بودن آلان گارسيا رئيس جمهور پرو با دولت آمريکا، و منافع تجاری قرارداد مذکور برای ايالات متحده، آقای اوباما هيچ اقدامی در محکوم کردن اين کشتار انجام نداد، و رسانه های غربی نيز مسبوق به سابق سکوت پيشه کردند!

کودتای ماه گذشته در هاندوراس با چراغ سبز آمريکا انجام شد، که از دلايلش شروع انتقادهای مانوئل زلايا رئيس جمهور معزول هاندوراس از سياست های آمريکا، و همچنین آغاز همکاری وی با هوگو چاوز (رئيس جمهور ونزوئلا) و ايو مورالس (رئيس جمهور بوليوي) بود. همان دو نفری که آمريکا چندين بار قصد جانشان را کرده، و تلاش برای سرنگونی دولتشان داشته و دارد. ايالات متحده آمريکا نقش کليدی در کودتای ناموفق سال 2002 در ونزوئلا، و کودتای موفق سال 1989 در پاناما و سال 2004 در هائيتی داشته، توطئه هايی که در راستای منافع آمريکا رقم خورده اند.

تحليل گران و سياست گزاران سياست خارجی آمريکا با جمع بندی برخی تحليل های ناقص و استراتژی های اجتناب ناپذير خود برای مقابله با ايران، به اين نتيجه رسيدند که زمينه های تکرار تجربه موفقيت آميز خود در انقلاب های رنگین در گرجستان (2003) و اوکراين (2004)، در ايران موجود است. برخی از اين تحليل ها عبارتند از:

* استفاده از ظرفيت جمعيت جوان ايران، که به عقيده اشتباه آنها، به دنبال نظامی سکولار و الگو گرفته از غرب هستند



* سياست "هر کس جز احمدی نژاد"، به خاطر پا فشاری وی بر مواضع هسته اي، مواضع تند بر عليه اسرائيل، سياست وی در ارتباط گسترده و نگران کننده ايران با همسايگان آمريکا،...



* تحليل منحرفشان از تفرقه و اختلاف در ميان روحانيت (احتمالاً استناد به اختلاف کهنه مجمع روحانيون و جامعه روحانيت می باشد)



* وجود زير ساخت های موثر اطلاع رسانی، مانند دسترسی گسترده مردم به موبایل،ماهواره، و اينترنت، احداث شبکه بی.بی.سی فارسی، کاربری گسترده جوانان از سايت هايی همچون فيسبوک و تويتر،...



در "انقلاب گل رز" سال 2003 در گرجستان و "انقلاب نارنجی" سال 2004 در اوکراين، کانديداهای تحت حمايت آمريکا بازنده انتخابات شدند، و در هر دو مورد با ادعای تقلب در رأی گيری، مردم را به اعتراضات خيابانی فرا خواندند. از ويژگی های مشترک و همگون انقلاب های رنگين، حمايت آمريکا و قدرت های اروپايی، نقش محوری رسانه های غربی، جذب اقشار متمول و شهرنشين، جذب حمايت تعداد قابل توجهی از اصحاب قدرت و سياستمداران داخلی، سرمايه گزاری بر جنبش های دانشجويی، نمادسازی (در مدل ايران قتل ندا آقا سلطان، و بهره برداری عظيم تبليغاتی بر عليه نظام)، تلاش برای ایجاد نفرت عمومی از رقیب، پر رنگ کردن بحث های حقوق مدنی و دموکراسی، و نهايتا القای تقلب در انتخابات می باشد! البته لازم به ذکر است که نگارنده به هيچ وجه قصد آن ندارد که انتخاب اوليه رنگ سبز توسط مهندس موسوی به عنوان ابزار تبليغاتی، و تصميمات ديگر ايشان را در هماهنگی با بيگانگان جلوه دهد، بلکه خاطر نشان شود که از اين تحرکات به عنوان يک استراتژی منطبق با انقلاب های رنگين توسط اتاق فکر سياست خارجی آمريکا بهره برداری، و در هماهنگی با رسانه های غربی بر آن سرمايه گزاری شد.

برنت سکوکرافت مشاور امنيت ملی دو رئيس جمهور پيشين آمريکا اخیرا در مصاحبه اي با شبکه الجزيره گفت: 'اين که واضح است که آمريکا در ميان تظاهرات معترضان به نتايج رسمی انتخابات رياست جمهوری ايران نيروهای اطلاعاتی داشته است'! خبرنگار مشهور و پيش کسوت آمريکايی سيمور هرش نیز در مورد نقش آمريکا در آشوب ها می گويد: 'نيروهای ويژه اطلاعاتی آمريکا سال هاست که در ايران فعاليت های سازماندهی شده دارند، و تنها ساده لوح ترين افراد ارتباطات گسترده سازمان های اطلاعاتی آمريکا در ايران و از جمله در ميان برخی دایره های قدرت را نفی می کنند'!

باب فيلنر نماينده حزب دموکرات و رئيس يکی از کميسيون های کنگره آمريکا، دو هفته بعد از انتخابات و در زمانی که اعتراضات خيابانی رو به افول بود، خواستار "حمايت بيشتر" ايالات متحده آمريکا از گروه های اپوزيسيون و علی الخصوص گروه مجاهدين خلق شد! قابل توجه است که برای اولين بار سياستمداران ايالات متحده علنا از حمايت گروهی که نامش در ليست گروه های تروريستی خود درج شده است سخن می گويند! اين استراتژی آمريکا به اعتراف عضو ارشد کنگره آن کشور منطبق با پروپاگاندای رسانه هايی همچون بی.بی.سی بود که عاجزانه و با ترفند های مختلف در مسير ابقای اعتراضات خيابانی و جلوگيری از شکست "کودتای سبز" تلاش می کردند.

روز 11 جولای و زمانی که "پروژه کودتای سبز" با شکست قطعی مواجه شده بود، نيوت گينگريچ رئيس پيشين کنگره آمريکا از دولت اوباما خواست تا با ايجاد کارشکنی اساسی و گسترده در بازار بين المللی نفت و گاز ايران، موجب بحران اقتصادی بنيادی در ايران شده، که به باور خويش دولت ايران را سرنگون خواهد کرد. نامزد احتمالی رياست جمهوری سال 2012 آمريکا عقيده دارد چنين بحران اقتصادی با محوريت ايجاد اخلال در واردات بنزين به ايران ميسر می شود. در روزهای اخیر نیز مجلس سناي آمريکا در راستای "برنامه ريزی در صورت شکست پروژه کودتای سبز در ايران"، با تصويب طرحي خواستار تحريم شرکت‌هاي تامين کننده بنزين و فرآورده‌هاي نفتي به ايران شده است.

دليل اصلی ناکامی مخالفان نظام جمهوری اسلامی در پياده سازی مدل انقلاب های رنگين در ايران، علاوه بر سطح بالای آگاهی مردم، وجود ولايت فقيه در ساختار حکومتی ايران می باشد. به همين دليل است که پس از اين شکست، مقام معظم رهبری هدف تخريب ها و حملات مستقيم دشمنان داخلی و خارجی قرار گرفته اند. ملت بزرگ ايران با استعانت از خداوند متعال در ظل عنایات حضرت ولی عصر (عج) و با هوشمندی عمومی بی همتای خود در سی سال گذشته همواره کيد دشمنان را دفع کرده، و با توجه به اين نکته کليدی که تنها راه رسيدن به قله های عزت و سعادت حفظ استقلال ميهن اسلامیشان است، در اين آزمون الهی سربلند و پيروز گرديدند.

صبح
Thursday 6 August 2009, 11:23AM
بنيادهاي صلح و دموكراسي آمريكا پوششي براي سيا
يک تحليلگر فرانسوي،بنيادهاي صلح و دموكراسي آمريكا، انگليس و برخي دولت هاي ديگر غربي را پوششي براي سازمان هاي اطلاعاتي-امنيتي آنها در جهت نفوذ در جامعه نخبگان كشورهاي هدف و ايجاد انقلاب رنگي عنوان كرد.

به گزارش «شبکه خبر دانشجو»، تيري ميسان نويسنده فرانسوي كتاب دروغ هاي بزرگ بوش در مقاله اي تحليلي تحت عنوان « انقلاب رنگي در ايران شكست خورد» نوشت: انقلاب سبز ايران آخرين نسخه انقلاب هاي رنگي است كه قرار بود فرصتي براي ايالات متحده به منظور ايجاد يك دولت دست نشانده ديگر در كشورهاي هدف بدون استفاده از زور باشد.

انقلاب هاي رنگي شبيه به غذايي هستند كه واقعي به نظر مي رسد اما طعم ندارد و در واقع نوعي از تغيير رژيم محسوب مي شود كه طي آن قسمت هايي از جامعه به حركت در مي آيند كه در اين مورد با تغيير رژيم فرقي ندارد اما فرق آن با تغيير رژيم اين است كه ساختار جامعه را تغيير نمي دهد.

در انقلاب رنگي به جاي تغيير ساختار جامعه فقط جاي خواص جامعه را با خواص ديگر عوض مي كنند تا سياست هاي اقتصادي سياسي كشور مورد نظر در راستاي اهداف و سياست هاي آمريكا قرار گيرد كه انقلاب سبز ايران آخرين نسخه از اين جريان محسوب مي شود.

مفهوم انقلاب رنگي در دهه نود پديدار شد و ريشه آن به مباحث عمومي جاري آمريكا در دهه هاي هفتاد و هشتاد بر مي گردد.

بعد از انجام زنجيره اي از كودتاهاي متوالي در سراسر جهان توسط سيا و در پي افشاي آنها توسط كليسا و كميته راكفلر در سناي ايالات متحده، دريادار استنسفيلد ترنر توسط جيمي كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا مامور پاكسازي سيا و توقف ادامه حمايت اين آژانس از حكومت هاي ديكتاتوري محلي در جهان شد.

اين جريانات در حالي اتفاق افتاد كه دموكرات هاي اجتماع گراي ايالات متحده با عصبانيت از وضعيت موجود حزب دموكرات را ترك و به رونالد ريگان پيوستند، آنها مجموعه روشنفكراني داراي نگاه فكري تروتسكسيم بودند كه با روزنامه هاي تحليلي ارتباط خوبي داشتند.

بعد از پيروزي، ريگان در انتخابات رياست جمهوري، وي دموكرات هاي اجتماع گرا را مسئول سياست دخالت جويانه آمريكا اما با شيوه اي متفاوت كرد.

به اين ترتيب بنياد ملي دموكراسيNED در سال 1982 و همچنين موسسه صلح ايالات متحده USIPدر سال 1984 ايجاد شدند كه وظايف هر دو موسسه با هم همپوشاني داشتند و با هم كار مي كردند.

از لحاظ قانوني، بنياد ملي دموكراسي يك سازمان بي طرف تحت الحمايه قانون است كه رديف بودجه سالانه در وزارت خارجه ايالات متحده دارد كه هر ساله توسط كنگره براي آن تصويب مي شود. به منظور تقويت اين موسسه، آژانس توسعه بين المللي آمريكا، USAID نيز كه جزئي از وزارت خارجه محسوب مي شود به آن كمك مالي مي كند.

ساختار بالا تحت عناوين بنياد ملي دموكراسي يا موسسه صلح ايالات متحده به طور مشترك در پوشش توسعه دموكراسي اما زير نظر سازمان هاي اطلاعاتي امنيتي سياي آمريكا، امي آي سيكس انگليس، اي اس آي اس استراليا و سرويس هاي امنيتي نيوزيلند و كانادا فعاليت مي كنند.

بنياد ملي دموكراسي آمريكا خود را سازماني براي توسعه دموكراسي در جهان معرفي كرده است كه به طور مستقيم يا توسط زيرشاخه هاي خود در كشورهاي هدف دخالت مي كند. زيرشاخه هاي آن را چنين مي توان توصيف كرد: شاخه مربوط به دگرگوني اتحاديه ها، شاخه انحراف در سيستم مديريتي و دو شاخه ديگر مربوط به مسائل احزاب چپگرا و راستگرا هستند.

موسسه براي دموكراسي وست مينستر انگليس، مركز بين المللي حقوق بشر و توسعه دموكراسي كانادا، موسسه ژان ژورس و موسسه رابرت شومن فرانسه، مركز بين المللي ليبرال سوئد، موسسه آلفرد موزر هلند و موسسات آلماني هانس زيدال و هاينريش بول را نيز از همكاران ديگر بنياد ملي دموكراسي آمريكا عنوان كرد.

بنياد ملي دموكراسي آمريكا مدعي است در سي سال گذشته در سراسر جهان شش هزار سازمان مخالف ايالات متحده را تخريب كرده است كه همه موارد تخريب در پوشش برنامه هاي آموزشي و كمك رساني انجام گرفته است.

ان اي دي(بنياد ملي دموكراسي آمريكا) مثل يو اس آي پي(بنياد صلح ايالات متحده)، يك موسسه ملي است كه به عنوان بخشي از بودجه وزارت دفاع بودجه سالانه مشخص دارد.

در مقابل ان اي دي كه تحت پوشش سه دولت متحد انگليس، آمريكا و استراليا فعاليت مي كند اما يو اس آي پي كاملا آمريكايي است كه در پوشش حمايت از تحقيقات علمي سياسي به سياستمداران خارجي حقوق پرداخت مي كند.

يو اس آي پي در كنار اختصاص منابع از يك ساختار جديد و گسسسته تحت عنوان موسسه آلبرت اينشتين نيز حمايت مالي دريافت مي كند، اين انجمن كوچك كه در ابتدا براي جلوگيري از انجام اقدامات خشونت آميز عليه مردم غيرنظامي اروپاي غربي در موارد حمله توسط ميثاق ورشو ايجاد شد، خيلي زود خودگردان شده و ابعاد كار خود را به هر دولتي با هر ماهيتي توسعه داد.

مترجم: حمداله عمادي حيدري

صبح
Thursday 6 August 2009, 11:25AM
استبداد و ويراني حاصل انقلاب رنگي و دل سپردن به وعده ها
يك متخصص فرانسوي انقلاب هاي رنگي با اشاره به انقلاب رنگي شكست خورده چين، انقلاب لاله در قزاقستان، انقلاب گل سرخ در گرجستان و ديگر انقلاب هاي رنگي، استبداد و ويراني را حاصل اين انقلاب ها عليرغم وعده هاي خارجي ارزيابي کرد.

به گزارش «شبکه خبر دانشجو»، تيري ميسان از متخصصين انقلاب هاي رنگي و فعالان سياسي و رسانه اي فرانسه در بررسي انقلاب هاي رنگي و در نهايت انقلاب سبز در ايران در مقاله اي نوشت: اولين انقلاب رنگي در سال 1989 به شكست انجاميد، هدف از اين كودتا بركناري دن شيائوپينگ رهبر چين با استفاده از يكي از نزديك ترين دستياران وي يعني زائو زيانگ دبير كل حزب كمونيست چين و به منظور باز كردن بازار چين به روي سرمايه گذاران آمريكايي بود تا چين نيز در چرخه مورد نظر واشنگتن قرار گيرد.

در اين انقلاب رنگي، حاميان جوان زائو به ميدان تيانمن يورش بردند، رسانه هاي غربي از آنها تحت عنوان دانشجويان غيرسياسي كه براي آزادي خود از بند محافظه كاران مي جنگند نام بردند اما در واقع جنگ، جنگ بين طرفداران آمريكايي و ملي گرايان وفادار به چين در چرخه قدرت بود.

دن شيائو پينگ بعد از دوران طولاني التهاب براي تسلط بر اوضاع از زور استفاده كرد كه سركوب اين انقلاب از سيصد تا هزار كشته در برداشت.

بيست سال بعد از اين انقلاب شكست خورده، در حالي كه مطبوعات غربي همچنان در سالگرد اين حادثه از آن تحت عنوان يك خيزش بزرگ نام مي برند، تعجب آور آن است كه مردم پكن بخاطر اينكه اين انقلاب در بطن خواسته هاي آنها جايگاهي نداشته است، آنرا بخاطر نمي آورند.

اولين انقلاب رنگي موفق در سال 1990 انجام شد كه در اين سال كه با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي سابق همراه بود، جيمز بيكر وزير خارجه وقت ايالات متحده به بلغارستان رفت تا در رقابت انتخاباتي طرفدراران آمريكا در اين كشور كه به شدت مورد حمايت مالي ان اي دي بودند، شركت كند.

باوجود فشار زياد انگليس، مردم بلغارستان هراسان از نتايج اجتماعي ملتهب موجود و گذار از اتحاد جماهير شوروي سابق به اقتصاد بازار، گناه نابخشودني انتخاب يك اكثريت كمونيست را در انتخابات پارلماني مرتكب شد. در حالي كه ناظران جامعه اروپا مشروعيت فرايند انتخابات را تاييد كردند، مخالفان طرفدار آمريكا در اين جمهوري سابق شوروي فرياد تقلب سردادند و به خيابان ها ريختند.

مخالفان طرفدار آمريكا در مركز سوفيا اردو زدند و كشور را براي شش ماه در هرج و مرج فرو بردند تا بالاخره پارلمان بلغارستان مجبور به انتخاب زلايو زلو حامي آمريكا به رياست جمهوري شد.

از اين زمان تاكنون، واشنگتن محرك تغيير نظام در همه جاي جهان با استفاده از اعتراضات خياباني به جاي حملات نظامي بوده است.

اين بسيار مهم است كه بدانيم در چنين شرايطي چه چيزي در خطر است، پشت آهنگ نرم ارتقاي دموكراسي واشنگتن، تحميل رژيم هايي به مردم است كه بازار را به روي آمريكا بدون پيش شرط باز كرده و سياست خارجي خود را با واشنگتن هماهنگ كنند.

اگرچه، اهداف واقعي انجام انقلاب رنگي توسط رهبران اين انقلاب ها پذيرفته شده است، جمعيت هاي خياباني معترض هيچ اطلاعي از آنها ندارند.

در چنين حوادثي معمولا مردم پس از انقلاب رنگي و مشاهده سياست هاي تحميلي همراستا با منافع غرب تصميم مي گيرند وضعيت را به گذشته برگردانند اما ديگر دير است و بازگشت جمعيت به خيابانها براي مردمي كه كشور خود را به بيگانه فروخته اند دموكراتيك محسوب نمي شود.

در سال 2005، مخالفان دولت قرقيزستان به نتايج انتخابات اعتراض كرده و معترضين را از جنوب كشور به بيشكك منتقل كردند.

معترضين در قزاقستان عسگر آقايف را كنار زدند كه انقلاب لاله ناميده شد و به اين ترتيب، مجمع ملي كورمان بيگ باقي اف را به عنوان رئيس جمهور انتخاب كرد.

وي ناتوان از كنترل هواداران خود كه در حال چپاول پايتخت بودند اعلام كرد كه ديكتاتوري را از كشور بيرون كرده و آماده ايجاد دولت وحدت ملي است.

رئيس جمهور جديد، ژنرال فيليكس كولوف شهردار سابق بيشكك را از زندان آزاد و نخست وزير كرد. باقي اف بعد از تسلط بر اوضاع، كولوف را بركنار و منابع ملي قرقيزستان را بدون انجام مناقصه به شركت هاي آمريكايي فروخت و پايگاهي نظامي در ماناس براي آمريكايي ها ايجاد كرد.

اين در حالي بود كه در اين دوران استاندارد زندگي مردم قزاقستان به پايين ترين سطح خود رسيد.

كولوف پيشنهاد كرد كشور به حالت فدرالي گذشته با روسيه برگردد اما طرح اين موضوع باعث بازگشت وي به زندان شد.

در اكثر موارد، گرچه انقلاب هاي رنگي ظاهرا دموكراسي براي ملت هاي هدف مي آورند اما در حقيقت مستبدتر از نظام هاي ديگر هستند.

در سال 2003، واشنگتن، لندن و پاريس انقلاب گل سرخ را در گرجستان طرح ريزي كردند.

طبق نقشه قديمي انجام انقلاب هاي رنگي، مخالفان با شعار تقلب روانه خيابان ها شده و رئيس جمهور ادوارد شواردنازه را مجبور به فرار كرده و قدرت را بدست گرفتند.

ميخائيل ساكاشويلي جانشين وي بعد از روي كار آمدن اقتصاد كشور را در اختيار ايالات متحده قرار داد و روابط خصمانه با روسيه را در پيش گرفت. كمك اقتصادي وعده داده شده از سوي واشنگتن كه قرار بود جايگزين كمك اقتصادي روسيه به گرجستان شود، هرگز نيامد و اقتصاد ضعيف اين كشور از هم فروپاشيد.

ساكاشويلي به منظور كنترل اوضاع خفقان را بر كشور حاكم كرد كه در نتيجه آن زندان ها پر شدند اما رسانه هاي غربي همچنان وي را دموكراتيك ناميدند.

ساكاشويلي براي تقويت وضعيت سياسي آشفته خود به كمك دولت جرج بوش رئيس جمهور سابق آمريكا و همچنين اسرائيل كه به آن پايگاه نظامي اجاره داده بود، اوستياي جنوبي را بمباران كرد و هزار و ششصد نفر را كه اكثرا تابعيت روسي داشتند را كشت.

به اين ترتيب مسكو به اين حمله پاسخ داد، مستشاران آمريكايي و اسرائيلي گريختند و گرجستان ويران باقي ماند.

مترجم: حمداله عمادي حيدري

صبح
Thursday 6 August 2009, 11:26AM
فشار بر كشور هدف كمترين دستاورد آمريكا در انقلاب هاي رنگي
يك متخصص فرانسوي انقلاب هاي رنگي با اشاره به انقلاب درخت سدر در لبنان، انقلاب بولدزر در صربستان، انقلاب نارنجي كنيا، انقلاب زعفراني ميانمار، فشار داخلي و بين المللي بر كشور هدف را كمترين دستاورد آمريكا در انقلاب هاي رنگي تحليل كرد.

به گزارش «شبکه خبر دانشجو»، تيري ميسان، مكانيسم اصلي انقلاب هاي رنگي را تمركز بر جمعيت هاي خشمگين براي رسيدن به هدف مورد نظر عنوان كرد و ادامه داد: اين خصوصيت روانشناختي توده هاي خشمگين است كه هر چيزي را كه سرراه آن قرار گيرد بدون دليل و بررسي نابود مي كند.

هرچه فشار نيروهاي امنيتي بر جمعيت هاي عصباني شده بيشتر باشد، آنها هم عصباني تر خواهند شد و هروقت اين فشار كمتر مي شود، اختلافات آرامتر بروز مي كند.

در سال 2005 و ساعتي پس از ترور رفيق حريري نخست زير اسبق لبنان شايعه كشته شدن وي توسط عوامل سوريه پخش شد و ارتش سوريه كه از زمان جنگ داخلي تاكنون طبق توافقنامه طائف از مرزها با لبنان فاصله گرفته بود به مرزها فراخوانده شد و بشار اسد رئيس جمهور سوريه شخصا توسط مقامات آمريكايي به دست داشتن در ترور حريري متهم شد كه خود مي توانست بهانه كافي براي مردم بيروت در متهم كردن دمشق محسوب شود.

باوجود اختلافات فرعي موجود بين سران سوريه و رفيق حريري، نخست وزير ترور شده لبنان بسيار روابط خوبي با دمشق داشت و دوستي قوي در مركز قدرت براي بشار اسد محسوب مي شد اما چنين القا شد كه دمشق به قدري شرور است كه حتي به دوستان خود رحم نمي كند.

مردم لبنان در چنين شرايطي خواستار آمدن جي آي اس(سيستم اطلاعات جغرافيايي) براي روشن كردن مرزها با سوريه شدند و در مقابل تعجب همگاني با افزايش هزينه هاي صف آرايي ارتش در مرزها و ديدن ناخوشايندي لبناني ها، بشار اسد دستور خروج ارتش از لبنان را صادر كرد.

پس از اين حوادث انتخابات پارلماني لبنان برگزار شد كه طي آن ائتلاف ضد سوري پيروز شد كه انقلاب درخت سدر ناميده شد. بعد از آرام شدن اوضاع همه اين موضوع را فهميدند كه حتي در صورتي كه ژنرال هاي سوري لبنان را چپاول مي كردند، رفتن سوري ها از لبنان براي مردم اين كشور از لحاظ اقتصادي ارمغاني نداشت.

اكنون لبنان در خطر بود و توانايي مقابله با توسعه طلبي همسايه خود يعني اسرائيل را نداشت و به اين ترتيب ژنرال ميشل عون رهبر ائتلاف ضد سوري تصميم به پيوستن به مخالفان گرفت.

در اين ميان واشنگتن با عصبانيت طرح هاي ترور بيشتري را به منظور خلاص شدن از دست عون برنامه ريزي كرد.

ميشل عون يك ائتلاف ملي با حزب الله تشكيل داد و در نهايت اسرائيل حمله كرد.
در تمامي موارد، واشنگتن از قبل يك دولت دموكراتيك تدارك مي ديد كه نشان مي دهد همه انقلاب هاي بالا داراي برنامه ريزي قبلي بوده اند.

در برنامه ريزي براي انقلاب رنگي، اسامي تيم جديد تا زمان ممكن مخفي نگه داشته مي شوند و به همين خاطر است كه انقلابيون در انقلاب رنگي بدون انتخاب جانشين از صحنه خارج مي شوند.

در صربستان، انقلابيون جوان طرفدار آمريكا لوگويي را براي خود انتخاب كردند كه لوگوي مشت بالا آمده متعلق به دوران كمونيسم بود تا فرمانبري خود را از ايالات متحده پنهان كنند.

انقلابيون طرفدار آمريكا در صربستان از شعار «او انجام داد» براي تهييج افكار عمومي عليه شخص اسلوبدان ميلوشويچ استفاده كردند در حالي كه اين كشور را ناتو بمباران كرده بود. اين مدل در كشورهاي مختلفي در زمان هاي مختلف از جمله توسط گروه پوراها در اوكراين و يا زوبرها در بلاروس استفاده شد.

در اين ميان كارمندان مطبوعاتي وزارت خارجه آمريكا به خوبي تصويري آرام از انقلاب هاي رنگي را رقم مي زنند. آنها به خوبي تئوري هاي جين شارپ موسس موسسه آلبرت اينشتين را در نظر مي گيرند و هنوز مبارزه آرام به عنوان روشي براي اقناع مقامات به تغيير سياسي پركاربرد است براي اينكه يك اقليت بتوانند قدرت را قبضه كنند بايد از خشونت در مواردي استفاده كنند كاري كه همه انقلاب هاي رنگي انجام مي دهند و به عنوان نمونه زماني كه درسال 2000 اسلوبدان ميلوشويچ خواستار برگزاري انتخابات زودهنگام باوجود باقي ماندن يكسال تا پايان رياست جمهوري شد در دور اول انتخابات، وي و ووجيسلاو كوستونيكا مخالف اصلي وي هيچ كدام نتوانستند اكثريت آرا را بدست آورند و مخالفان بدون انتظار براي دور دوم، شعار تقلب سر دادند و به خيابان ها ريختند، هزاران معترض به پايتخت ريختند از جمله معدن چي هاي كولوبارا كه حقوق روزانه آنها توسط ان اي دي آمريكا بدون اينكه خود آنها متوجه باشند پرداخت مي شد. فشار اعتراضات كافي نبود بنابر اين معدن چي ها با بولدوزرهايي كه همراه آورده بودند شروع به تخريب ساختمان ها كردند كه انقلاب بولدوزر ناميده شد.

در مواردي كه تنش ادامه مي يابد و اقدامات ضدآشوب سازماندهي مي شود، تنها راه واشنگتن هدايت كشور هدف به هرج و مرج است.

واشنگتن با استفاده از عوامل تهييج شده دو جريان تقابل را تشديد و به درگيري مسلحانه مي كشاند و هر گروهي ديگري را متهم به كشتار مردم مي كند و به اين ترتيب تقابل افزايش مي يابد.

در سال 2002، طبقه اشرافي كاراكاس به خيابان ها ريختند و عليه سياست هاي سوسياليستي هوگو چاوز شعار دادند.

با استفاده ماهرانه از دستكاري رسانه اي، تلويزيون هاي خصوصي از تشكيل يك موج انساني خبر دادند، 50 هزار نفر كه رسانه ها و وزارت خارجه آمريكا آنرا يك ميليون نفر اعلام كردند در اين موج انساني شركت كردند و سپس حادثه پل لياگونو اتفاق افتاد.

ايستگاههاي تلويزيوني غربي به روشني هواداران مسلح چاوز را نشان دادند كه به جمعيت شليك مي كردند. در يك مصاحبه مطبوعاتي، دبير كل امنيت ملي و وزير كشور ونزوئلا، موضوع كشته شدن 19 نفر بدست نيروهاي طرفدار چاوز را تاييد كرد.وي استعفا كرد و خواستار بركناري ديكتاتور چاوز شد. رئيس جمهور بلافاصله توسط نظاميان شورشي دستگير و ميليون ها نفر در خيابان هاي پايتخت حضور يافتند و قانون اساسي به حالت اول برگشت.

موضوع وقتي روشن شد كه يك تحقيق رسانه اي درباره جزئيات كشتار پل لياگونو آغاز شد و اين تحقيقات دستكاري رسانه اي در تصاوير كشته شدن افراد كشته شده را ثابت كرد. در واقع، حاميان چاوز مورد حمله قرار گرفته بودند و بعد از شكست با سلاح هاي خود در حال فرار بودند و در نهايت روشن شد كه عوامل محرك، پليس هاي محلي آموزش ديده توسط آژانس هاي آمريكا بوده اند.

در سال 2006، بنياد ملي دموكراسي آمريكا مخالفان مواي كيباكي رئيس جمهور كنيا را سازماندهي كرد و حزب نارنجي رايلا اودينگا را تاسيس كرد.

حزب نارنجي كنيا مورد حمايت سناتور باراك اوباما و همچنين متخصصين خرابكاري مثل مارك ليپرت رئيس دفتر كاركنان مشاور امنيت ملي و ژنرال جاناتان گريشن نماينده ويژه آمريكا در امور سودان قرار داشت.

در يك ديدار با اودينگا، اوباما مدعي يك رابطه فاميلي مبهم با نامزد طرفدار آمريكا در كنيا شد و اگرچه اودينگا در انتخابات پارلماني سال 2007 شكست خورد، با حمايت جان مك كين به عنوان رئيس آي آر آي شبه ان اي دي جمهوري خواهان آمريكا، وي درستي راي گيري را مورد سئوال قرار داده و از حاميان خود خواست به خيابان ها بريزند.

در همين زمان، براي راي دهندگان كنيايي چنين پيغام ناشناسي ارسال شد: كنيايي هاي عزيز، كيباكي آينده فرزندان ما را ربوده است... ما بايد به شيوه اي كه آنها مي فهمند با آنها رفتار كنيم با خشونت... و به اين ترتيب كنيا كه باثبات ترين كشور آفريقا محسوب مي شد را خشونت و جنگ فراگرفت.

در نهايت، بعد از مدتها هرج و مرج، كيباكي مجبور به پذيرش ميانجيگري مادلين آلبرايت به عنوان رئيس ان دي آي( شبه ان اي دي دموكرات) در اين موضوع شد و پست نخست وزيري ايجاد و اودينگا نخست وزير شد اما هرگز مشخص نشد كه پيام هاي ارسالي تنفر آور كه از يك پايگاه غيركنيايي ارسال مي شد از سوي كدام قدرت خارجي ارسال مي شده است.

در سال هاي اخير، واشنگتن به اين نتيجه رسيده است كه باوجودي كه ممكن است انقلاب هاي رنگي نتوانند موفق شوند اما حداقل مي توانند افكار عمومي و نهادهاي بين المللي را دستكاري كنند.

در سال 2007، بيشتر مردم برمه بخاطر افزايش قيمت سوخت مسلح شده بودند و اعتراضات با پيوستن راهبه هاي بودايي به تظاهرات كنندگان گسترش يافت.

اين انقلاب، انقلاب زعفراني ناميده شد و واشنگتن ديگر نمي توانست رژيم رانگون را در ميانمار تحمل كند و مي خواست از ميانمار براي فشار بر چين كه منافع زيادي در ميانمار دارد استفاده كند(چين در ميانمار پايگاه اطلاعاتي الكترونيكي و خط نفتي دارد).

بنابر اين انحراف افكار عمومي در ميانمار از واقعيت موجود يك ضرورت بود، عكس ها و فيلم هاي موبايلي در يوتيوب ظهور يافتند، آنها ناشناس بودند، غيرقابل بررسي و بدون متن.

بي اعتباري فيلم ها و عكس هاي قرار گرفته در يوتيوب به واشنگتن اين فرصت را داد تا تفسير مورد نظر خود را به اين فيلم ها و عكس ها اضافه كند.

اخيرا در سال 2008، يك تظاهرات دانشجويي در پي كشته شدن يك پسربچه 15 ساله توسط پليس در يونان به يك ايست فرسايشي تبديل شد. اغتشاشگران اغتشاشات را آغاز كردند و آنها از همسايگي كوزوو جمع آوري شده و توسط اتوبوس به پايتخت منتقل و مراكز شهري تخريب شدند.

اين در حالي بود كه واشنگتن تلاش مي كرد با ترساندن سرمايه گذاران خارجي برنده يك مناقصه گازي براي ساخت ترمينال گازي در يونان شود.

دولت ضعيف كارامانليس، دولت وقت يونان به عنوان دولتي با مشت هاي بسته نشان داده شد. فيس بوك و تويتر توانستند يهوديان يونان را به حركت در آورند و تظاهرات به استانبول، نيكوزيا، دوبلين، لندن، آمستردام، لاهه، كپنهاگ، فرانكفورت، پاريس، رم، مادريد، بارسلونا و ديگر نقاط جهان نيز كشيده شد.

مترجم: حمداله عمادي حيدري

صبح
Thursday 6 August 2009, 11:27AM
اشتباه اطلاعاتي درباره وجود نارضايتي گسترده علت شكست انقلاب سبز
يك متخصص فرانسوي انقلاب هاي رنگي با بررسي انقلاب لاله، گل سرخ و ديگر انقلاب هاي طرح ريزي شده توسط سيا، علت شكست انقلاب سبز ايران را اشتباه اطلاعاتي آمريكا درباره وجود نارضايتي گسترده از دولت احمدي نژاد عنوان كرد.

به گزارش «شبکه خبر دانشجو»، تيري ميسان در مقاله اي درباره انقلاب سبز عليه نظام جمهوري اسلامي نوشت: عمليات هدايت شده در سال 2009 در ايران را بايد در ليست طولاني انقلاب هاي كاذب جهان قرار داد.

ابتدا در سال 2007، كنگره آمريكا بودجه اي چهارصد ميليون دلاري براي هماهنگ كردن تغيير رژيم در ايران اختصاص داد.

اين بودجه به غير از بودجه اختصاصي ان اي دي، يو اس اي آي دي، سيا و ديگر آژانس هاي آمريكايي بود.

اينكه بودجه هاي اختصاصي آمريكا براي تغيير رژيم در ايران چگونه خرج شدند دقيقا مشخص نيست اما سه مشتري اصلي اين بودجه ها عبارت بودند از: تشکیلات يکي از روساي جمهور سابق ايران، خانواده پهلوي و مجاهدين خلق ايران(منافقين).

دولت بوش بعد از تصميم ستاد مشترك آمريكا مبني عدم حمله نظامي به ايران تصمي به انجام يك انقلاب رنگي در تهران را گرفت.

گزينه انجام انقلاب رنگي در ايران توسط دولت باراك اوباما رئيس جمهور جديد آمريكا نيز مورد تاييد قرار گرفت .به اين ترتيب طرح انجام انقلاب رنگي در ايران كه در سال 2002 توسط موسسه امريكن اينترپرايز طراحي شده بود با همكاري اسرائيل آغاز شد.

در ابتدا يك فصل به فصول انقلاب رنگي اضافه شد كه آن هم شروع انقلاب رنگي در لبنان در صورت پيروزي حزب الله در انتخابات بود كه بعدا لغو شد.

طرحي كه قرار بود در ايران اجرا شود عبارت بود از حمايت گسترده از نامزد مورد نظر طیف مخالف حاکميت ایران، بحث انگيز كردن نتايج انتخابات رياست جمهوري، بمب گذاري هاي گسترده، بركناري محمود احمدي نژاد و رهبر ايران از قدرت، تشكيل دولت موقت به رياست ميرحسين موسوي، بازگشت خانواده سلطنتي و تشكيل دولتي به رياست سهراب سبحاني بود.


طبق طرح ايجاد انقلاب رنگي سال 2002 در ايران، عمليات انجام انقلاب توسط موريس آميتاي و مایکل لدين نظارت مي شد و ايران گيت يك شبكه غيرقانوني فروش سلاح مسئول پشتيباني تسليحاتي اغتشاشگران شد.

لدين كه تابعيت اسرائيلي آمريكايي دارد به عنوان رابط در واشنگتن و م.ر برادر یکی سران رژیم ایران همتاي وي در تهران بود كه در زمان جنگ ايران و عراق تحت الحمايه ايران گيت خريد و فروش هاي تسليحاتي را هماهنگ مي كردند.

مايکل لدين يك روباه پير است كه در عمليات هاي پنهان زيادي شركت داشته است. وي در زمان ترور آلدو مورو در رم بود، به نظر مي رسد وي با حلقه بلغاري بعد از ترور نافرجام جان پل دوم يا ادعاي اخير مربوط به حلقه ارائه دهنده اورانيوم نيجريه به صدام نيز ارتباط داشته است.

لدين هم اكنون براي موسسه امريكن اينترپرايز( ريچارد پرل و پل ولفويتز) و همچنين بنياد دفاع از دموكراسي كار مي كند.

موريس آميتاي مدير سابق ايپك(كميته روابط عمومي اسرائيل-آمريكا) است و هم اكنون قائم مقام يك بنياد امور امنيت ملي يهوديان(جينسا) است. وي همچنين مدير يك موسسه است که به صنايع اسلحه ساري مشاوره مي دهد.

در 27 آوريل، موريس و لدين با همكاري سناتور جوزف ليبرمن در امريكن اينترپرايز درباره برگزاري انتخابات رياست جمهوري ايران سميناري را برگزار كردند. در 15 ماه مي، سمينار جديدي برگزار شد و قسمت عمومي سمينار يك ميز گرد بود به رياست جان بولتون درباره چانه زني درباره ايران.

در اين ميزگرد، برنارد هوركاد كارشناس فرانسوي، مناظره اي درباره اين موضوع كه آيا مسكو با اتمام حمايت از تهران در مقابل دست برداشتن واشنگتن از استقرار سپر موشكي در اروپاي شرقي موافقت خواهد كرد، ترتيب داد.

در همين زمان، امريكن اينترپرايز، وبسايتي براي مطبوعات شركت كننده طراحي كرد به آدرس: IranTracker.org كه بخشي نيز درباره انتخابات لبنان داشت.


جريان حامي ميرحسين موسوي که روابط با لدين را از طريق ايران گيت شروع کرده و تا کنون هم ادامه داده است، در طول جنگ و بعد از آن قدرت سیاسی و اقتصادی خود را گسترش داد اما در شرایط کنونی ترجیح داد با حمایت از نخست وزیر اسبق، اهداف خود را تامین نماید.

مجاهدين خلق ايران(منافقين) مورد استفاده واشنگتن قرار گرفتند. مجاهدين كه مورد حمايت پنتاگون هستند توسط وزارت خارجه آمريكا و در گذشته توسط اتحاديه اروپا به عنوان يك سازمان تروريستي شناخته شده بودند.

در واقع مجاهدين خلق مسئول بمب گذاري هاي گسترده انجام شده در اوايل انقلاب از جمله كشتار(شهادت) آيت الله بهشتي، روساي قوا و شش تن از دستياران آنها و يك چهارم اعضاي مجلس شوراي اسلامي آن زمان هستند. مسعود رجوي رئيس سازمان مجاهدين خلق(منافقين) ابتدا با ابوالحسن بني صدر رئيس جمهور سابق ايران و سپس با مريم خشونت طلب ازدواج كرد. فرماندهي جريان مجاهدين خلق(منافقين) در خارج از پاريس قرار دارد و پايگاه نظامي آن در عراق است كه ابتدا تحت الحمايه صدام بود و اكنون تحت الحمايه وزارت دفاع ايالات متحده است. قرار بود مجاهدين خلق بمب گذاري ها در ايران در طول برگزاري انتخابات رياست جمهوري و پس از آن را اجرايي كند و قرار بود درگيري ها بين حاميان احمدي نژاد و مخالفان را به برخورد بكشانند.

برنامه طراحي شده، ادامه هرج و مرج و بركناري رهبري و در نتيجه تشكيل دولت موقت موسوي و روي كار آمدن حكومت سلطنتي بود.

طبق برنامه انقلاب رنگي، توافق شده بود رضا سيروس پهلوي فرزند شاه مخلوع ايران دوباره بر تخت شاهنشاهي نشسته و سهراب سبحاني نخست وزير شود.

رضا پهلوي با داشتن چنين ذهنيتي در ماه فوريه مصاحبه هايي را با ميشل توبمن مدير دفتر اطلاعات نشريه فرانسوي آرته در پاريس كه رياست چرخه ناظران، باشگاه نئومحافظه كاران فرانسه را نيز بر عهده دارد انجام داد.

نبايد از خاطر برد كه واشنگتن طرح هاي مشابهي را براي بازگردان سلطنت به افغانستان انجام داد. محمد ظاهر شاه قرار بود دوباره در اين كشور بر تحت سلطنت بنشيند و حامد كرزاي نخست وزير وي شود. از بدشانسي آمريكايي ها، ظاهرشاه در سن 88 سالگي بود و فرتوت تر از تعقيب سلطنت بود و بنابراين كرزاي رئيس جمهور شد.

خصوصيت مشترك كرزاي و سبحاني داشتن تابعيت آمريكايي و سرمايه گذاري در منابع نفتي خزر است.

تا جايي كه به تبليغات مربوط مي شود، طرح اوليه كارهاي تبليغاتي به يك موسسه روابط عمومي وابسته به بنادور داده شد. اما در نهايت گلي عامري مدير كل آموزش و فرهنگ وزارت خارجه آمريكا عهده دار اين مسئوليت شد. عامري يك زن ايراني آمريكايي و همكار سابق جان بولتون نماينده ايالات متحده در سازمان ملل است.

عامري به عنوان يك متخصص رسانه، زيرساخت ها و آموزش هاي اينترنتي لازم براي مخالفان رهبري در ايران را طرح ريزي و برنامه هاي تبليغاتي تلويزيوني و راديويي فارسي وزارت خارجه آمريكا را همگام با بي بي سي هدايت كرد.

طرح بي ثبات سازي ايران شكست خورد چرا كه عنصر اوليه و محرك انقلاب هاي رنگي در ايران به شكل درست رقم نخورد.

ميرحسين موسوي نتوانست عصبانيت مردم را به سمت محمود احمدي نژاد هدايت كند و مردم ايران در دام نيافتادند، آنها رئيس جمهوري اسلامي ايران را درباره مشكلات اقتصادي خود و تحريم هاي اعمالي مقصر نمي دانستند.

بنابراين ، اعتراضات به حومه شمالي تهران محدود شد و در اين ميان مقامات ايراني نيز با خودداري از درگيري جدي با تظاهركنندگان به آرام شدن فضا كمك كردند.

باوجودي كه كودتاي رنگي در ايران شكست خورد بايد تبليغات غرب در اين خصوص را موفقيت آميز دانست.

به طوري كه افكار عمومي جهاني واقعا باور كرد كه دو ميليون نفر به خيابان هاي تهران ريختند در حالي كه رقم واقعي يك دهم آن بود.


اكنون اين سئوال مطرح است كه اوباما شكست خورده از جنگ با جمهوري اسلامي براي تغيير رژيم، چه طرحي در سر دارد؟

تيري ميسان، روزنامه نگار و فعال سياسي فرانسه است كه با نوشتن كتاب دروغ هاي بزرگ بوش، اظهارات مقامات كاخ سفيد درباره حادثه 11 سپتامبر را به چالش كشاند.

وي، رئيس و بنياينگذار موسسه وولتاير نت ورك و رئيس كنوني پروجك اورنيكار است كه در خصوص ارتقاي انديشه و آزادي بيان در اروپا و فرانسه فعاليت مي كند.

كتاب دروغ هاي بزرگ بوش اثبات مي كند كه حادثه 11 سپتامبر توسط مجموعه دست اندركار صنايع نظامي آمريكا طرح ريزي شده، كتاب مزبور به 28 زبان ترجمه شده است.

كتاب دروغ هاي بزرگ بوش ميسون در ايران، عربستان سعودي، امارات متحده عربي، عراق، اردن، لبنان، سوريه مصر و مراكش از پرفروش ترين كتاب ها شده است.

گروه روزنامه‌نگاران ولتير (سايت رسمي: http://www.voltairenet.org/en) شبکه‌اي بين‌المللي از روزنامه‌نگاران است که به انتشار تحليل‌ها و اخبار گوناگون درباره دخالت‌هاي ايالات متحده در کشورهاي ديگر، انقلاب‌هاي رنگين، آزادي بيان، حقوق بشر و ... مي‌پردازد.

مرکزيت اين گروه در پاريس واقع است و افرادي چون سندرو کروز، تيري ميسن و ... از جمله چهره‌هاي آن به شمار مي‌رود.

ارتباط فعاليت‌هاي ارتش القاعده در عراق با کاخ سفيد، چگونگي کودتا عليه چاوز، وقايع يازده سپتامبر، نفوذ دولت ايالات متحده در دولت فرانسه و ... از جمله انتشارات اين گروه است.

آژانس‌هاي خبري متعدد با جهت‌گيري‌هاي مختلف از اکوادر و مکزيک تا سويس عضو اين گروه هستند.

مترجم: حمداله عمادي حيدري

صبح
Thursday 6 August 2009, 11:30AM
سیاستهای مداخله جویانه کاخ سفید در جهان و ناامنی آینده

ویلیام فاف، آنتی‌وار
۱۵ مرداد ۱۳۸۸
زمانی یکی از موضوعات به روز در اندیشکده های ایالات متحده، " آینده شناسی" و پیش بینی تهدیدات بالقوه علیه امنیت این کشور بود. این بهترین روش برای پیش بینی آینده بود. در این روش تحلیلگران با بررسی یکسری تحولات در شرایط موجود و ارائه چندین سناریو، به نتایجی می رسیدند که می توانستند براساس آن تا حدودی تحولات آینده را پیش بینی کنند.

اما با این حال این روش همیشه هم مناسب نبوده است چون بروز یکسری تحولات غیرمنتظره می توانست تمامی معادلات تحلیلگران را در مورد پیش بینی آینده برهم بزند.

اگر در حال حاضر از مردم آمریکا در مورد آینده ژئوپلتیک جهان سوال شود، آنها تقریبا موضوع تهدید ابرقدرت شدن چین یا تهدید از سوی روسیه را مطرح می کنند. اما پیش بینی های تحلیلگران در مورد آینده جهان با سناریوهای مختلف همراه بوده است.

تقریبا اکثر این تحلیلگران موضوع افزایش حملات تروریستی در جهان را چالش آینده مجامع بین المللی عنوان کرده اند. برای نمونه یک سناریوی معروف این است که القاعده، تسلیحات هسته ای پاکستان را در اختیار خواهد گرفت و به آمریکا حمله می کند. سناریوی معروف دیگری نیز مطرح است که عاملان نفوذ گروههای تروریستی، اقلیتهای غرب اروپا را تحریک می کنند تا شورش به پا کنند و دولتهای این کشور را سرنگون کنند و یک قدرت بزرگ واحد در سراسر اروپا و آسیای مرکزی و جنوب این قاره ایجاد شود تا ایالات متحده عملا برابر این قدرت بزرگ عاجز بماند.

نمی دانم چه تعداد از مردم در واشنگتن این تهدید را جدی فرض کرده اند اما سمینارهایی از سوی چندین اندیشکده‌هایی در مورد احتمال بروز این تهدید برگزار و کتابهایی نیز چاپ شده است. تهدیدهای ذکر شده و انواع دیگر آن علیه ایالات متحده، تهدیدهای هستند که می توانند در صورت بروز به آمریکا صدمات جدی وارد کنند.

اما نکته ای که بیشتر به چشم می خورد این است که عامل مهمی که باعث بروز این تهدیدهای امنیتی جدی علیه ایالات متحده می شود، سیاستهای مداخله جویانه کاخ سفید در امور دنیاست. مطمئنا این فرضیه که در جهان هیچ قدرت یا عاملی نمی تواند در برابر قدرت ایالات متحده ایستادگی کند، منسوخ شده و خود عامل تضعیف آمریکا بوده است.

حال بیایید به بررسی تحولات فعلی جهان که ایالات متحده در آن نقش دارد، بپردازیم. اول از عراق شروع می کنیم؛ جایی که حدود 130 هزار نیروی آمریکایی که اکثر آنها قرار است ظرف یکسال و نیم آینده از این کشور خارج شوند. حضور نظامی آمریکا در عراق هنوز نیز ادامه دارد در حالی که مقامات و مردم عراق خواهان خروج فوری این نیروها از خاک کشورشان هستند.

این احتمال نیز وجود دارد که اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران حمله کند. اما یکی از دلایلی که واشنگتن با این حمله مخالفت کرده این است که حمله اسرائیل، حملات متقابل ایران علیه اسرائیل و نیروهای آمریکایی در عراق و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس را در پی خواهد داشت که به دنبال آن با توجه به اینکه ایران موشکهای دوربرد نیز در اختیار دارد، تهدید امنیتی جدی علیه ایالات متحده به حساب می آید.

همچنین با توجه به افزایش فعالیتهای گروه طالبان این تهدید نیز وجود دارد که ایالات متحده با جنگی تمام عیار و گسترده با این گروه روبرو شود. این موضوع را تصور کنید که حامیان طالبان موشکهای زمین به هوا در اختیار این گروه قرار بدهند (همانگونه که ایالات متحده چنین تسلیحاتی را در اختیار مجاهدین ضد روسیه طی اشغال افغانستان توسط شوروی سابق قرار داد). بدین ترتیب تلفات آمریکا به شدت افزایش خواهد یافت.

تصور کنید روسیه در راستای تنش با آمریکا دیگر اجازه ندهد تجهیزات نظامی وغیرنظامی نیروهای ناتو و آمریکا از مسیرهای هوایی و زمینی آسیای میانه عبور کند. همزمان نیز تصور کنید که دولت پاکستان نیز توسط حملات طالبان تضعیف شود، فعالیتهای دیگر گروههای افراطی در پاکستان و افغانستان گسترش یابد، حملات نیروهای نظامی آمریکا دیگر کارایی نداشته باشد و نیروهای آمریکایی و بین المللی به طور کامل در افغانستان گیر بیفتند.

این خود تهدید امنیتی برای ایالات متحده محسوب می شود. فرض دیگر این است که تنش میان روسیه و آمریکا افزایش یابد و جنگی دیگر میان این دو ابر قدرت جهان روی بدهد.

همه این فرضیات به نوعی آینده نگری است و بروز هر کدام از این پیش بینی ها ممکن است درست از آب درآید. اما نتیجه ای که می توان گرفت این است که هر چه قدر سیاستهای ایالات متحده در جهان مداخله جویانه تر باشد، هر چه قدر واشنگتن در امور دیگر کشورها دخالت کند و یا هر چه قدر آمریکا در کشورهای مختلف پایگاه نظامی تاسیس کند، مطمئنا ایالات متحده ناامن تر خواهد شد.

پنتاگون مدعی است که هر کدام از این پایگاههای نظامی عاملی است برای تضمین امنیت ایالات متحده اما بر عکس من فکر می کنم این پایگاههای نظامی تهدید علیه ایالات متحده را افزایش می دهد.

سیاستهای مداخله جویانه کاخ سفید باعث شده که جهانیان نیز سیاستهای آمریکا را نادرست و مداخله جویانه توصیف کنند.
هر کدام از این پایگاههای نظامی آمریکا در جهان را میتوان با عملیات نظامی از بین برد. آیا این پایگاهها امنیت را برای ایالات متحده به ارمغان می آورند؟
آیا سیاستهای کاخ سفید تاکنون باعث امنیت در این کشور شده است؟

ممکن است سیاستهای فعلی کاخ سفید باعث شده تا حملات تروریستی علیه آمریکا پس از حوادث 11 سپتامبر انجام نشود اما تامین امنیت ایالات متحده آمریکا به قیمت جان صدها غیرنظامی در جهان و بروز بی ثباتی در برخی نقاط دنیا ایجاد شده است.

باید پذیرفت که سیاستهای مداخله جویانه ایالات متحده آمریکا در امور دنیا خود عامل اصلی تضعیف امنیت این کشور است.

صبح
Thursday 6 August 2009, 11:39AM
اختصاصي فارس/ گزارشي از تيري ميسان
با شكست انقلاب رنگي در ايران اوباما ديگر چه گزينه اي دارد
خبرگزاري فارس: تيري ميسان تحليلگر مشهور غربي با تحليل انقلاب هاي رنگين، جديدترين نسخه اين انقلاب را در ايران شكست خورده اعلام كرد و ادعاهاي آمريكا در خصوص اعتراضات داخل ايران را به چالش كشيد.

http://media.farsnews.com/Media/8705/Images/jpg/A0483/A0483432.jpg


به گزارش خبرگزاري فارس، بر پايه مقاله تيري ميسان در پايگاه اينترنتي ولتر نت، "انقلاب سبز " تهران جديدترين نسخه از "انقلاب هاي رنگي " است، انقلاب هايي كه آمريكا را قادر ساخته بدون نياز به استفاده از زور، در چندين كشور حكومت هاي دست نشانده خود را تحميل كند. او كه به دو كشور مواجه با اين نوع بحران مشاوره داده است، اين روش و دلايل شكست آن در ايران را تحليل كرده است: انقلاب هاي رنگي همانقدر انقلاب هستند كه كانادادراي آبجو است. آنها شبيه واقعي به نظر مي رسند، اما طعم ندارند. آنها تغيير رژيمي هستند كه انقلاب به نظر مي رسند زيرا قشرهاي وسيعي از جمعيت را بسيج مي كنند، اما به "بدست گيري قدرت " بيشتر شبيه هستند زيرا هدف آنها تغيير ساختارهاي اجتماعي نيست. آنها اميدها را به سمت جايگزيني يك طبقه حاكم با طبقه ديگر، جهت اجراي سياست هاي خارجي و اقتصادي طرفدار آمريكا هدايت مي كنند. انقلاب سبز در تهران جديدترين نمونه از اين روند است.
نويسنده سپس به ريشه يابي مفهوم انقلاب رنگي پرداخته و مي نويسد: اين مفهوم در دهه 90 ظاهر شد، اما ريشه هاي آن در مناظره هاي رسمي دهه هاي 70 و 80 آمريكا قرار دارد. پس از يك رشته افشاگري ها درباره كودتاهاي انگيخته شده از جانب سيا در سراسر جهان، و همچنين افشاگري هاي مصيبت بار كميته هاي راكفلر و چرچ، درياسالار استنفيلد ترنر از جانب رئيس جمهور كارتر موظف به پاكسازي سازمان و توقف پشتيباني از "ديكتاتورهاي محلي " گرديد. سوسيال دموكرات هاي خشمگين آمريكا حزب دموكرات را ترك كرده و به رونالد ريگان پيوستند. آنها روشنفكران تروتسكيست باهوشي بودند كه اغلب با مجله كامنتري ارتباط داشتند. پس از اينكه ريگان انتخاب شد، آنها را به دنبال كردن سياست دخالت آمريكا، اين بار با استفاده از روش هاي ديگر، متهم كرد. بدين ترتيب بود كه موسسه "وقف ملي براي دموكراسي " (NED) در سال 1983، و موسسه صلح آمريكا (USIP) در سال 1984 ايجاد شدند. هر دوي اين موسسات اساساً در هم پيچيده شده اند: مديران NED در هيئت مديره USIP هستند و بالعكس.
به اعتقاد ويNED قانونا يك سازمان غيرانتفاعي تحت قوانين آمريكاست كه پول آن از طريق يك اعطاي سالانه كه به عنوان بخشي از بودجه وزارت خارجه مورد تصويب كنگره قرار گرفته است، تامين مي شود. اين سازمان به منظور ادامه كار از كمك هاي مالي آژانس آمريكايي توسعه بين المللي (USAID)، كه بخشي از وزارت خارجه آمريكاست، نيز بهره مي برد. اين ساختار قانوني مشتركا از جانب سيا، MI6 انگلستان و ASIS استراليا (و گاهاً سرويس هاي مخفي كانادا و نيوزلاند) به عنوان يك پوشش استفاده مي شود.
NED خودش را به عنوان يك سازمان ترويج دهنده دموكراسي معرفي مي كند. اين سازمان به طور مستقيم يا با استفاده از يكي از چهار بازوي خود مدخاله مي كند: يكي از بازوها براي براندازي اتحاديه ها، دومي مسئول فاسد كردن سازمان هاي مديريتي، سومي براي احزاب دست چپي و چهارمي براي احزاب راستگرا. اين سازمان همچنين از طريق بنيادهاي دوست همچون بنياد وستمينيستر براي دموكراسي (انگلستان)، مركز بين المللي حقوق بشر و توسعه دموكراتيك (كانادا)، بنياد Jean-Jaurès و بنياد رابرت شومن (فرانسه)، مركز بين المللي ليبرال (سوئد)، بنياد آلفرد موزر (هلند)، بنيادهاي فردريش ابرت، هانس سيدال و هاينريش بول (آلمان) مداخله مي كند. بنابراين NED ادعا مي كند كه در طي حدود سي سال بيش از 6000 سازمان را در سراسر جهان فاسد كرده است. البته همه اينها را تحت پوشش برنامه هاي آموزشي وكمكي انجام داده است.
در مورد USIP بايد گفت يك موسسه ملي آمريكايي است. بودجه اين موسسه به عنوان بخشي از وزارت خارجه سالانه توسط كنگره تامين مي شود. بر خلاف NED كه به عنوان يك پوشش براي سه كشور متحد خدمت مي كند، USIP منحصرا آمريكايي است. اين سازمان تحت عنوان پژوهش درعلوم سياسي، مي تواند به سياستمداران خارجي حقوق بپردازد.
وي درباره تأسيس موسسه آلبرت اينشتين در يك ساختار جديد و مجزا توسط USIP مي نويسد: اين موسسه كوچك ترويج اقدامات نرم (غير خشونت آميز)، در ابتدا مسئول طراحي شكلي از دفاع مدني براي جمعيت هاي اروپاي غربي در صورت تهاجم پيمان ورشو بود. اين موسسه بلافاصله مستقل شد و مدلي را طراحي كرد كه با دنبال كردن آن يك دولت - با هر ماهيت -مي تواند اقتدار خود را از دست داده و فروبپاشد.
ميسان درباره اولين تلاش شكست خورده براي انقلاب رنگي در سال 1989 كه هدف آن سرنگوني دنگ ژيائوپينگ از طريق يكي از همكاران نزديك او، يعني ژائو ژيانگ، دبير كل حزب كمونيست چين، به منظور باز كردن بازارهاي چين به روي سرمايه گذاران آمريكايي و وارد كردن چين به حيطه نفوذ آمريكا بود، چنين مي نويسد: طرفداران جوان ژائو به ميدان تيان آنمن هجوم بردند. در رسانه هاي غربي آنها را به عنوان دانشجوياني غير سياسي معرفي كردند كه براي آزادي عليه جناح محافظه كار حزب مي جنگند، در حالي كه در واقع اين يك نزاع در داخل اطرافيان دنگ ميان دسته هاي طرفدار آمريكا و مليگرا بود. دنگ پس از اينكه براي مدت طولاني تحريكات را ناديده گرفت مجبور شد از زور استفاده كند. بسته به منابع خبري، سركوب با 300 الي 1000 كشته به پايان رسيد. بيست سال بعد، نسخه غربي اين كودتاي نافرجام هنوز تغيير نكرده است. رسانه هاي غربي كه اخيرا سالگرد آن رويداد را پوشش دادند، آنرا به صورت يك " قيام مردمي " معرفي كرده و ابراز شگفتي كردند كه مردم پكن آنرا به خاطر نمي آورند. اين بدين خاطر است كه در مورد اين جنگ قدرت در داخل حزب چيز "مردمي " وجود نداشت. اين موضوع دغدغه مردم نبود.
اما اولين انقلاب رنگي موفقيت آميز در سال 1990 به ثمر رسيد: در حالي كه شوروي از هم مي پاشيد جيمز بيكر، وزير خارجه، به بلغارستان رفت تا در مبارزه انتخاباتي حزب طرفدار آمريكا، كه شديدا تحت حمايت مالي NED بود، شركت كند. با اين حال با وجود فشارهاي انگلستان، بلغارها - كه از پيامدهاي اجتماعي ناشي از انتقال از اتحاد شوروي به اقتصاد بازاري مي ترسيدند - با انتخاب يك اكثريت پست كمونيست در پارلمان اشتباه مرتكب يك اشتباه فراموش نشدني گرديدند. با اينكه ناظران جامعه اروپايي قانوني بودن روند انتخابات را تاييد كردند، اپوزيسيون طرفدار آمريكا فرياد بر آورد كه تقلب انتخاباتي صورت گرفته و به خيابان ها ريختند. آنها در مركز صوفيا چادر زده و طي شش ماه بعد كشور را وارد هرج و مرج كردند، تا اينكه ژليو ژلف (Zhelyu Zhelev) طرفدار آمريكا از سوي پارلمان به عنوان رئيس جمهور برگزيده شد.

*دموكراسي، فروختن كشور به منافع خارجي پشت حمايت مردم

نويسنده با ذكر اينكه از آن زمان، واشنگتن به تحريك تغيير رژيم ها در سراسر دنيا از طريق نا آرامي هاي خياباني ادامه داده است، مي افزايد: در اينجا اهميت دارد كه درك كنيم چه چيز در خطر است. در پشت عبارت تسلي بخش "ترويج دموكراسي "، هدف اقدامات واشنگتن تحميل رژيم هايي است كه بدون قيد و شرط بازارهاي خود را به روي آمريكا باز كرده و خود را با سياست خارجي آن همسو نمايند. با اين حال، با اينكه اين اهداف با رهبران انقلاب هاي رنگين شناخته مي شوند، اما هرگز از سوي تظاهركنندگان مورد بحث و پذيرش قرار نمي گيرند. در صورت موفقيت آميز بودن اين بدست گيري قدرت، شهروندان بزودي عليه سياست هاي تحمبل شده بر آنها شورش مي كنند، هر چند براي بازگشت خيلي دير شده باشد. به علاوه، گروه هاي مخالفي كه در پشت حمايت هاي مردمي كشورشان را به منافع خارجي فروخته اند، را چگونه مي توان "دموكراتيك " ناميد؟
در سال 2005، اپوزيسيون قرقيزستان انتخابات مجلس را به چالش كشيده و تظاهر كانندگاني را از جنوب كشور به خيابان هاي بيشكك ريخت. آنها رئيس جمهور عسكر آقايف را سرنگون كردند. اين "انقلاب لاله " بود. مجمع ملي، آقاي كورمانبك باكيف را به رياست جمهوري برگزيد. طرفداران او پايتخت را غارت مي كردند و او كه قادر به كنترل آنها نبود اعلام كرد كه ديكتاتور را تحت پيگرد قرار داده و وانمود كرد يك دولت وحدت ملي ايجاد كرده است. او ژنرال فليكس كولف (شهردار سابق بيشكك) را از زندان بيرون آورده و او را نخست وزير كرد. پس از اينكه اوضاع تحت كنترل درآمد، باكيف از شر كولف خلاص شد و منابع قليل كشور را بدون هيچ گونه دعوت به مزايده - بلكه با رشوه هاي عظيم - به شركت هاي آمريكايي فروخت. او در ماناس يك پايگاه نظامي آمريكايي مستقر كرد. استاندارد زندگي جمعيت كشور هرگز تا اين حد پايين نيامده بود. فليكس كولف پيشنهاد كرد با پيوستن به فدراسيون روسيه، همانند قبل، كشور را مجددا روي پاي خود برگرداند. اما او را بلافاصله به زندان بازگرداندند.
وي با نقد اين ادعا كه براي كشورهايي كه تحت يك حكومت سركوبگر قرار داشته اند، حتي اگر اين "انقلاب هاي رنگين " تنها ظاهر دموكراسي را به ارمغان بياورند، به هر حال باعث پيشرفت مردم خود خواهند شد، تجربه گرجستان را مثال ميزند كه نشان داد رژيم هاي جديد مي توانند خيلي سركوبگرتر از رژيم هاي گذشته از آب دربيايند.
در سال 2003، واشنگتن، لندن و پاريس "انقلاب رز " را در گرجستان سازمان دادند. بر اساس طرح كلاسيك، مخالفان در شيپور تقلب در انتخابات مجلس دميدند و به خيابانها ريختند. تظاهر كنندگان رئيس جمهور ادوارد شواردنادزه را مجبور به فرار كرده و خودشان قدرت را تصاحب كردند. جانشين او، ميخائيل ساكاشويلي، كشور را به روي منافع اقتصادي آمريكا گشود و با روسيه قطع رابطه كرد. كمك اقتصادي اي كه واشنگتن قول داده بود جايگزين كمك روسيه كند، هرگز نيامد. اقتصاد كشور كه تا آن موقع ضعيف شده بود فروپاشيد. ساآكاشويلي براي اينكه به خوشنود سازي حاميانش ادامه دهد به اعمال يك ديكتاتوري نياز داشت. او رسانه ها را تعطيل، و زندان ها را پر كرد؛ اين كارها باعث نشد كه رسانه هاي غربي به توصيف او به عنوان يك "دموكرات " ادامه ندهند. او با ادامه اين مسير نارضايتي، تصميم گرفت با وارد شدن در يك ماجراجويي نظامي محبوبيت خود را افزايش دهد. وي با كمك دولت بوش و اسرائيل، كه پايگاه هاي هوايي به آن اجاره داده بود، دستور بمباران مردم اوستياي جنوبي را صادر كرد و باعث مرگ 1600 نفر شد كه بيشتر آنها تابعيت روسيه را نيز دارا بودند. مسكو پاسخ داد. مشاوران آمريكايي و اسرائيلي گريختند. گرجستان ويران رها شد.
به نظر ميسان مكانيزم اصلي "انقلاب هاي رنگي " عبارت است از متمركز ساختن خشم مردمي بر روي اهداف مورد نظر. اين جنبه اي از روانشناسي توده هاست كه همه چيز را در مسيرش نابود مي كند و هيچ استدلال منطقي ياراي ايستادن در برابر آن را ندارد. كسي كه ديوارش از همه كوتاهتر است، حداقل براي يك نسل به خاطر همه مصيبت هايي كه گريبان كشور را گرفته اند سرزنش خواهد شد. پس از اينكه او تسليم شده يا فرار مي كند، اختلاف طبيعي ميان طرفداران و رقباي او مجددا ظاهر مي شود.
در سال 2005، در ساعاتي پس از ترور رفيق حريري شايعه اي در لبنان منتشر شد كه بر اساس آن او از جانب "سوري "ها كشته شده بود. ارتش سوريه، كه پس از پايان جنگ داخلي بر اساس توافق طائف حفظ نظم در لبنان را بر عهده داشت، اكنون "هو " مي شد. بشار اسد رئيس جمهور سوريه، شخصا از جانب مقامات آمريكايي متهم گرديد، كه اين كار براي افكار عمومي اثبات كننده بود. به كساني كه عنوان كردند رفيق حريري، به رغم دوره هاي نا آرام، هميشه براي سوريه مفيد بوده و مرگ او دمشق را از يك ياور محروم ساخته است، پاسخ داده شد كه رژيم سوريه به قدري شرور است كه نه تنها كمك نمي كند بلكه حتي دوستانش را هم مي كشد. مردم لبنان خواهان اين بودند كه سربازان آمريكايي بيايند و آنها را از شر سوري ها خلاص كنند. اما در كمال تعجب همگان، بشار اسد با توجه به اينكه استقرار پر خرج سربازانش ديگر خوشايند مردم لبنان نبود، تصميم گرفت آنها را عقب بكشد. انتخاباتي برگزار شد كه در آن ائتلاف "ضد سوريه " به پيروزي رسيد. اين "انقلاب سرو " بود. پس از آرام شدن اوضاع، همه فهميدند كه حتي اگر ژنرال هاي سوريه در گذشته كشور را غارت هم كرده بودند، اخراج ارتش سوريه هيچ تغييري در وضعيت اقتصادي كشور به وجود نياورد. علاوه بر آن، كشور اكنون در خطر بود: اين كشور قادر نبود در مقابل توسعه طلبي اسرائيل از خودش دفاع نمايد. رهبر اصلي "ضد سوريه " يعني ژنرال ميشل عون، فكر خود را تغيير داده و به مخالفان پيوست. واشنگتن كه از اين امر خشمگين شده بود، براي خلاص شدن از دست عون طرح هاي ترور او را چند برابر كرد. ميشل عون بر اساس يك خط مشي ميهن پرستانه با حزب الله ائتلاف تشكيل داد. ديگر زمانش رسيده بود: اسرائيل حمله كرد.
وي با اشاره به اينكه در همه موارد فوق واشنگتن حكومت "دموكراتيك " را از قبل مهيا كرده بود، مي افزايد: اين امر تاييد مي كند كه اينها در واقع به دست گيري حكومت تحت پوشش انقلاب هستند. اسامي تشكيل دهنده تيم جديد تا زمانيكه ممكن باشد پنهان نگهداشته مي شود. به همين دليل است كه اشاره به بلاگردان هميشه بدون پيشنهاد يك آلترناتيو سياسي انجام مي گيرد.
در صربستان، "انقلابيون " جوان طرفدار آمريكا به منظور پنهان كردن تبعيت خود از آمريكا لوگويي را انتخاب كردند كه به يك تصوير معروف كمونيستي (مشت بلند شده) متعلق بود. آنها از جمله "كار او تمام است! " به عنوان شعار استفاده كردند، كه باعث برانگيخته شدن خشم عليه شخصيت اسلوبودان ميلوشويچ شد. او مسئول بمباران كشور شناخته مي شد، هر چند اين كار توسط ناتو صورت گرفته بود. اين مدل چندين بار توسط گروه هايي چون پورا در اوكراين، يا زوبر در بلاروس تكرار شد.
ادامه در پائین

صبح
Thursday 6 August 2009, 11:39AM
به اعتقاد وي با اينكه اعضاي ستاد روابط عمومي وزارت خارجه آمريكا بر تصوير غير خشن "انقلاب هاي رنگي " تاكيد مي كنند. اما براي اينكه يك اقليت قدرت را بدست گرفته و آن را اعمال كند، هميشه بايد در يك نقطه از خشونت استفاده كند. همه "انقلاب هاي رنگي " اين كار را كردند:
در سال 2000، اسلوبودان ميلوشويچ با وجود اينكه هنوز يك سال از رياست جمهوري اش باقي مانده بود، خواستار انتخابات زودهنگام گرديد. پس از دور اول، نه او و نه رقيبش اصلي اش ووژيسلاو كوشتونيكا، حائز اكثريت آرا نشدند. مخالفان بدون اينكه منتظر دور دوم باشند ادعا كردند در انتخابات تقلب شده و به خيابان ها ريختند. هزاران تظاهر كننده ، از جمله معدنچي هاي اهل كلوبارا (Kolubara) در پايتخت راهپيمايي كردند. دستمزد روزانه آنها بدون اينكه خودشان بدانند به طور غير مستقيم از سوي NED پرداخت مي شد. فشار تظاهرات كافي نبود بنابراين معدنچي ها با بولدوزرهايي كه آورده بودند شروع به حمله به ساختمان ها كردند، بنابراين اين انقلاب "انقلاب بولدوزر " نام گرفت.
در مواردي كه تنش ادامه پيدا كرده و راه پيمايي هاي در مخالفت با تظاهرات گروه ديگر سازماندهي مي شود، تنها راه حل براي واشنگتن سوق دادن كشور به سمت آشوب است. در اين صورت در هر دو سمت عوامل تحريك كننده قرار داده مي شوند تا به جمعيت شليك بكنند. آنگاه هر يك از طرفين مشاهده مي كند در حاليكه آنها به طور مسالمت آميز پيش مي روند، ديگران به سمت آنها تيراندازي ميكنند. رويارويي گسترش مي يابد. در اين باره ونزوئلا مثال خوبي است.
در سال 2002 قشر مرفه جامعه كاراكاس به خيابان ها ريخته و عليه سياست هاي اجتماعي هوگو چاوز تظاهرات كردند. ايستگاه هاي تلويزيوني خصوصي با استفاده از دستكاري زيركانه اين حس را القا كردند كه يك موج عظيم انساني بوجود آمده است. به گفته شاهدان پنجاه هزار نفر جمع شده بودند، در حاليكه به گفته رسانه ها و وزارت خارجه آمريكا تعداد تظاهر كنندگان يك ميليون نفر بود. سپس حادثه پل "لاگونو " بوجود آمد. ايستگاه هاي تلويزيوني به وضوح نشان دادند كه طرفداران مسلح چاوز به سوي جمعيت تيراندازي مي كنند. فرمانده امنيت ملي و معاون وزارت امنيت داخلي تاييد كرد كه "شبه نظاميان چاوز " 19 نفر را كشته بودند. او استعفا داده و خواهان سرنگوني ديكتاتور شد. رئيس جمهور بلافاصله توسط نظاميان شورشي دستگير شد. با اين حال ميليون ها نفر به خيابان هاي پايتخت ريختند و نظم قانوني مجددا احيا شد.
بعدا در مورد جزئيات كشتار پل لاگونو يك بررسي ژورناليستي انجام گرفت. اين تحقيق دستكاري زيركانه تصوير را روشن كرد. به طوريكه از روي صفحات ساعت تظاهر كنندگان ثابت مي شد، در آن فيلم ترتيب زماني رويدادها عوض شده بود. در واقع، تظاهر كنندگان طرفدار چاوز زير حمله بودند و پس از عقب نشيني سعي داشتند با استفاده از سلاح هايشان فرار كنند. عوامل تحريك كننده پليس هاي محلي بودند كه توسط يك سازمان آمريكايي آموزش ديده بودند. انقلاب رنگي كنيا نيز از جمله انقلابهايي است كه توأم با خشونت شد.در سال 2006، NED مخالفان مواي كيباكي، رئيس جمهور كنيا، را مجددا سازماندهي كرد. اين سازمان هزينه ايجاد حزب نارنجي رايلا اودينگا را تامين نمود. او از حمايت سناتور باراك اوباما به همراه متخصصان بي ثبات سازي (مارك ليپرت، رئيس كنوني ستاد مشاوران امنيت ملي، و ژنرال جاناتان گريشن، نماينده ويژه كنوني آمريكا در سودان) برخوردار گرديد. سناتور ايلينوي طي ديدار با اودينگا يك نسبت فاميلي مبهم با اين نامزد طرفدار آمريكا ابداع كرد. با اين حال اودينگا در انتخابات پارلماني 2007 شكست خورد. او با حمايت سناتور جان مك كين، رئيس IRI (پايه جمهوريخواه NED)، صحت آرا را به چالش كشيد و از طرفدارانش خواست به خيابان ها بريزند. در اين هنگام پيام هاي متني گمنام به راي دهندگان قبيله Luo فرستاده شدند. "كنيايي هاي عزيز، كيكويو آينده كودكان ما را دزديده اند ... ما بايد با آنها با تنها روشي كه درك مي كنند رفتار كنيم.... با خشونت. " كنيا به رغم اينكه يكي از با ثبات ترين كشورهاي آفريقا بود، ناگهان در خشونت غرق گرديد.
پس از روزها شورش رئيس جمهور كيباكي مجبور شد ميانجيگري مادلين آلبرايت، رئيس NDI ( پايه دموكرات NED) را بپذيرد. يك سمت نخست وزيري ايجاد و اودينگا بدان منصوب شد. از آنجايي كه آن پيام هاي دشمني از تاسيسات كنيا ارسال نشده بودند، ممكن است از خود بپرسيد كدام قدرت خارجي در پشت آنها قرار داشت.
در طول چند سال گذشته، واشنگتن با درك اين موضوع كه آنها در بدست گيري قدرت ناكام خواهند بود اما به دستكاري افكار عمومي و نهادهاي بين المللي كمك خواهند كرد، از فرصت تحريك "انقلاب هاي رنگي " برخوردار بود.
به اعتقاد نويسنده آمريكا در پوشش انقلابهاي رنگي براي رسيدن به اهدافش افكار عمومي مردم را منحرف كرده است.
در سال 2007، بسياي از برمه اي ها به خاطر افزايش قيمت سوخت داخلي دست به اسلحه برده بودند. هنگامي كه راهبان بودايي نقش برجسته اي در تظاهرات برعهده گرفتند تظاهرات ها گسترش يافت. اين "انقلاب زعفران " بود. واشنگتن نتوانست در مورد رژيم رانگون بي تفاوت باقي بماند؛ آنها به سازماندهي مردم برمه براي اعمال فشار روي چين، كه در برمه منافع استراتژيكي ( خطوط لوله و پايگاه هاي نظامي براي جمع آوري اطلاعات الكترونيكي) دارد، علاقمند بودند. بنابراين منحرف كردن ادراك مردم از واقعيت حياتي بود. فيلم ها و تصاوير گرفته شده توسط موبايل ها شروع به ظاهر شدن در سايت يو تيوب نمودند. اين دقيقا كمبود قابليت اطمينان آنها بود كه به آنها قدرت داد، و به كاخ سفيد اجازه داد تفسير خود از اوضاع را به آنها قالب كند.
همين اواخر در سال 2008، يك تظاهرات دانشجويي كه به دنبال قتل يك پسر 15 ساله بدست پليس انجام شد، يونان را به يك توقف اجباري وادار كرد. بزودي اراذل و اوباش در حال شورش مشاهده شدند. آنها در كوزوو استخدام شده و بوسيله اتوبوس وارد يونان شده بودند. مراكز شهر تخريب شدند. واشنگتن سعي داشت به منظور حفظ انحصار سرمايه گذاري در پايانه هاي گازي كه در حال احداث بودند، سرمايه گذاران خارجي را از سرمايه گذاري در يونان بترساند. حكومت ضعيف كارامانليس به صورت يك حكومت با مشت آهنين ترسيم شد. فيس بوك و توييتر براي بسيج يوناني هاي خارج از كشور مورد استفاده قرار گرفتند. تظاهرات ها در استانبول، نيكوزيا، دوبلين، لندن، آمستردام، لاهه، كوپنهاك، فرانكفورت، پاريس، رم، مادريد، بارسلون و ... گسترش يافت.
وي درگيري هاي اخير خياباني در تهران و چند شهر ديگر ايران را نيز در زمره موارد فوق برمي شمرد كه البته ناموفق بود. عملياتي كه در سال 2009 در ايران انجام شد به فهرست بلند بالاي شبه انقلاب ها تعلق دارد. ابتدا در سال 2007 يك بودجه چهارصد ميليون دلاري از سوي كنگره براي سازماندهي يك "تغيير رژيم " در ايران به تصويب رسيد. اين علاوه بر بودجه هاي NED، USAID، سيا و ديگران بود. نحوه مصرف اين پول نامشخص است، اما سه دريافت كننده اصلي آن عبارتند از: خانواده ...، خانواده پهلوي و مجاهدين خلق ايران.
به اعتقاد وي دولت بوش پس از تاييد تصميم اتخاذ شده از سوي ستاد مشترك ارتش مبني بر عدم انجام حمله نظامي به ايران، تصميم گرفت يك انقلاب رنگي در ايران راه بياندازد.
اين گزينه سپس مورد تاييد دولت اوباما قرار گرفت. بدين ترتيب طرح هاي يك انقلاب رنگي كه در سال 2002 توسط موسسه آمريكن انترپرايز به همراهي اسرائيل ترسيم شده بود، مجددا جريان يافتند. در آن زمان من در رابطه با اين طرح مقاله اي نوشته بودم. در آن مقاله مي توان پروتاگونيست هاي كنوني را تشخيص داد زيرا آن طرح از آن زمان تا كنون تغيير زيادي نكرده است. يك فصل لبنان به آن اضافه شد كه در صورت پيروزي ائتلاف ميهني (حزب الله و عون)، يك شورش در بيروت پيش بيني شده بود، اما بعدا حذف شد.
اين سناريو شامل حمايت گسترده از نامزد منتخب آيت الله رفسنجاني، به چالش كشيدن نتايج انتخابات، بمب گذاري هاي گسترده، سرنگوني رئيس جمهور احمدي نژاد و رهبري نظام، ايجاد يك حكومت انتقالي به سرپرستي موسوي، احياي سلطنت و تشكيل يك حكومت به رهبري سهراب سبحاني مي شد.
بر اساس طرح هاي سال 2002 اين عمليات تحت نظارت موريس آميتاي و مايكل لدين انجام مي گرفت. اين عمليات شبكه ايرانگيت را در ايران بسيج مي كرد. يك زمينه تاريخي ضروري وجود دارد، ايرانگيت (موضوع ايران كنترا) يك قرارداد تسليحاتي غيرقانوني بود. كاخ سفيد مي خواهد براي شورشيان نيكاراگوئه (براي مبارزه با ساندينيست ها) و ايراني ها ( براي هر چه بيشتر طول دادن جنگ ايران عراق) سلاح بفرستد، اما كنگره جلوي انجام آنرا گرفت. سپس اسرائيلي ها پيشنهاد كردند به عنوان مقاطعه كار فرعي براي هر دو عمليات انجام وظيفه كنند. لدين، كه تابعيت هر دو كشور آمريكا و اسرائيل را داراست، به عنوان يك رابط در واشنگتن عمل مي كرد، در حالي كه محمد رفسنجاني (برادر آيت الله رفسنجاني) همتاي او در تهران بود. اين اتفاق در زمينه اي از فساد گسترده روي داد. هنگاميكه اين رسوايي در آمريكا منتشر شد يك كميته تفحص مستقل به سرپرستي سناتور تاور و ژنرال برنت اسكوكرافت مسئول رسيدگي شد.
مايكل لدين يك روباه پير است كه در عمليات هاي سرّي زيادي درگير بوده است. او را مي توانستيد در جريان ترور آلدو مورو، در رم پيدا كنيد. همچنين به نظر مي رسد او با ارتباط جعلي بلغارستان پس از تلاش براي ترور ژان پل دوم، يا ادعاهاي قلابي تدارك اورانيوم صدام حسين از سوي نيجريه مرتبط بوده است. وي هم اكنون (به همراه ريچارد پرل و پل ولفوويتس) براي موسسه آمريكن انترپرايز، و بنياد دفاع از دموكراسي ها كار مي كند.
موريس آميتاي يكي از مديران سابق آيپك است. او امروز نايب رئيس موسسه يهودي امور امنيت ملي (JINSA) و مدير يك شركت مشاور براي صنعت تسليحاتي است.
وي سپس به سميناري اشاره ميكند كه در آوريل 2007 توسط موريس و لدين به همراه سناتور جوزف ليبرمن در موسسه آمريكن انترپرايز درباره انتخابات ايران برگزار شد:. در 15 مي يك سمينار جديد برگزار شد. بخش عمومي آن سمينار از يك گفتگوي ميزگرد به رهبري سناتور جان بولتون در مورد "چانه زني " بر روي ايران تشكيل شده بود: آيا روسيه قبول مي كرد در ازاي حذف پروژه سپر موشكي در اروپاي مركزي از سوي واشنگتن، به حمايت خود از تهران خاتمه دهد؟ يك كارشناس فرانسوي بنام برنارد هوركيد (Bernard Hourcade) در اين مباحثات شركت كرد. در عين حال، موسسه يك وب سايت درباره بحران پيش رو راه اندازي كرد كه هدف آن رسانه ها بود. اين سايت IranTracker.org نام داشت. اين سايت بخشي دارد كه به انتخابات لبنان مربوط مي شود.
وي بر اين باور است كه مجاهدين خلق ايران از جانب واشنگتن مورد استفاده قرار گرفته اند: اين سازمان، كه تحت حمايت پنتاگون قرار دارد، از جانب وزارت خارجه يك سازمان تروريستي محسوب مي شود و از جانب اتحاديه اروپا نيز همين طور. در واقع، اين سازمان مسئول يك رشته عملياتهاي وحشتناك در دهه 80، از جمله انفجار مهيبي است كه به كشته شدن آيت الله بهشتي، چهار سرپرست وزارتخانه، 6 معاون وزارتخانه و يك چهارم گروه پارلماني حزب جمهوري اسلامي منجر شد. مجاهدين خلق ايران تحت رهبري مسعود رجوي قرار دارد كه ابتدا با دختر بني صدر، رئيس جمهور سابق ايران، و سپس با مريم ازدواج كرد. مركز آن در بيرون پاريس و پايگاه نظامي آن در عراق واقع شده است، كه در ابتدا تحت امر صدام حسين بود و اكنون تحت فرمان وزارت دفاع آمريكا قرار دارد. مجاهدين خلق حملات بمبگذاري در جريان مبارزات انتخاباتي را تدارك ديده بود. آنها مسئول برانگيختن درگيري بين طرفداران حامي احمدي نژاد و رقباي آنها بودند.
اگر آشوب ادامه مي يافت، ممكن بود نظام اسلامي سرنگون گردد و يك حكومت انتقالي، به رياست ميرحسين موسوي، بخش نفت را خصوصي مي كرد و سلطنت را باز گرداند. پسر شاه سابق، رضا سيروس پهلوي، به تخت سلطنت مي نشست و سهراب سبحاني را به عنوان نخست وزير برمي گزيد. با در نظر داشتن اين طرح، رضا پهلوي در ماه فوريه با ميشل توبمان، روزنامه نگار فرانسوي و مدير دفتر اطلاعاتي Arte'sدر پاريس، و كسي كه رياست Cercle de l'Observatoire - باشگاه نومحافظه كاران فرانسه - را بر عهده دارد، تعداي مصاحبه منتشر ساخت. خوب است به خاطر بياوريد كه واشنگتن طرح هاي مشابهي جهت احياي سلطنت در افغانستان انجام داده بود. قرار بود محمد ظاهر شاه مجددا بر تخت بنشيند و حامد كرزاي نخست وزير گردد. متاسفانه او در سن 88 سالگي به جنون ناشي از پيري مبتلا شد و نتيجتا كرزاي رئيس جمهور شد. سبحاني و كرزاي هر دو تابعيت آمريكا را دارا هستند. هر دوي آنها در بخش نفت درياي خزر درگير بودند.
وي با اشاره به اينكه طرح اوليه تبليغات به شركاي بنودار ، كه يك شرك روابط عمومي است، داده شده بود، مي افزايد: اما اين طرح با نفوذ گلي عامري، معاون امور آموزشي و فرهنگي وزارت خارجه آمريكا، تغيير كرد. اين زن آمريكايي ايراني همكار سابق جان بولتون است. او به عنوان يك متخصص رسانه هاي جديد، برنامه هاي آموزشي زيربنايي و اينترنتي براي دوستان رفسنجاني اجرا كرد. او همچنين براي تبليغات وزارت خارجه، به طور مشترك با BBC برنامه هاي تلويزيوني و راديويي به زبان فارسي توليد كرد.
بي ثبات سازي ايران شكست خورد زيرا محرك اصلي پشت "انقلاب رنگي " به طور مناسب راه نيافتاده بود. مير حسين موسوي اغتشاشگران نتوانستند محمود احمدي نژاد را در كانون خشم مردم قرار دهند. مردم ايران در تله نيافتادند. آنها احمدي نژاد را مسئول تحريم هاي اقتصادي آمريكا عليه ايران نمي دانستند. بنابراين تظاهرات به تهران محدود شد. حكومت از برپايي تظاهرات در مقابل تظاهرات مخالفان خودداري كرد و اجازه داد توطئه گران خودشان را افشا كنند.
با اين حال، بايد توجه كرد كه تبليغات در رسانه هاي غربي موفقيت آميز بود. افكار عمومي جهاني واقعا باور كرده بودند كه دو ميليون ايراني به خيابان ها ريختند، در حاليكه رقم واقعي ده برابر كمتر بود. اين موضوع كه گزارشگران خارجي در بازداشت خانگي بودند باعث چنين اغراق هايي شد زيرا ديگر مجبور نبودند براي ادعاهايشان مدرك ارائه كنند.
تيري ميسان مقاله اش را با يك پرسش به پايان مي برد: پس از چشم پوشي از جنگ و ناكامي در سرنگوني رژيم، چه گزينه ديگري براي باراك اوباما باقي مانده است؟

ويژه ‌نامه "كودتاي مخملي " در خبرگزاري فارس

انتهاي پيام/

صبح
Sunday 9 August 2009, 11:29AM
دمکراسي در خدمت هژموني آمريکا
عطا بهرامي - هژموني آمريکا توانسته است با تربيت اقشاري طرفدار ارزش هاي غربي در جهان سوم و گسترش آن به درون لايه هاي پايين تري از اين جوامع نفوذ خود را تا حد به چالش کشيدن حاکميت آن ها گسترش دهد و از شعار گسترش دمکراسي استفاده ابزاري کند.

بسياري معتقدند که نظم کنوني حاکم بر دنيا در تاريخ کم سابقه و از جهاتي بي سابقه است. اين منحصر بفرد بودن به وجود يک قدرت هژمون باز مي گردد که توانسته است به جايگاهي دست يابد که در بين نظام هاي ممکن حاکم بر جهان وضعيتي منحصر بفرد باشد.

ويژگي هايي در ايالات متحده وجود دارد که باعث مي شود آنرا يک قدرت هژمونيک بناميم؛ اين کشور توانسته است نظام اقتصادي ليبرال را بر دنيا تحميل کند، قدرت نظامي آن بسيار بزرگ است، دلار به پول رايج بين المللي تبديل شده است، بازار سهام در ساير اقتصادهاي بزرگ دنيا به شدت متاثر بازار سهام آمريکاست، دعوت به دمکراسي به هدف اعلامي سياست هاي اين کشور تبديل شده است، بر کالاهاي با ارزش افزوده بالا تسلط دارد و ... .

مجموعه اين توانايي ها به يک کشور قدرت هژمونيک مي بخشد. يکي از مهم ترين ويژگي هاي اين کشور و در واقع هژمون شعار دمکراسي است. يکي از دلايلي که ژاپن و آلمان در جنگ جهاني دوم موفق به يارگيري از بين مردمان کشورهاي مختلف نشدند و واکنش هاي شديد دفاعي را نيز در برابر خود ديدند به ايدئولوژي فاشيستي آنها باز مي گشت. آمريکايي ها با شعار نژادپرستانه عمل نمي کنند و در همه حرکاتي که در سطح بين المللي مرتکب مي شوند از لزوم دفاع از دمکراسي سخن مي گويند.

اين شعار که با تبليغات گسترده رسانه اي دنبال مي شود باعث شده مقاومت در برابر خواست هاي هژمون به کاري دشوار براي کشورهاي مستقل تبديل شود. شواهدي که نشان دهد آمريکا در مداخلات بين المللي خود بدنبال دمکراسي است وجود ندارد اما اين مهم در افکار عمومي بسياري از مردم جهان کاملا پذيرفته شده است. ولاديمير پوتين پس از جنگ قفقاز گفت: ما از نيروهاي نظامي آمريکايي ها ترسي نداريم، ترس ما از رسانه هاي آنهاست.

بريتانياي قرن نوزدهم را نيز مي توان يک هژمون دانست. عملکرد اين امپراتوري در مقايسه با قدرت هاي برتر آن زمان مانند روسيه، فرانسه، اتريش و آلمان ما را به واقعيات مهمي رهنمون مي سازد. عملکرد دو قدرت روسيه و انگلستان در ايران و تاثيري که از خود بر جاي گذاشتند قابل توجه است. نفوذ روسيه در ايران به چند شاهزاده قاجار محدود شده بود در حاليکه انگليسي ها علاوه بر نفوذ به دربار قاجار با ارائه مفاهيم جالب و جذاب براي قشر منورالفکر آن دوران سربازاني خودخواسته در اختيار گرفته بودند که در هر حالتي به امپراتوري بريتانيا وفادار بودند، همان چيزي که سرجان ملکم به شکل جالبي به آن اشاره کرد و گفت:"ما کساني را تربيت مي کنيم که از خود ما نسبت به منافع مان حساس تر باشند."

ايالات متحده نيز در همان راهي قدم مي گذارند که انگليسي ها با موفقيت طي کرده بودند. همانطور که بريتانيايي ها مانند روس ها و فرانسوي ها تظاهر به نژادپرستي نمي کردند و به مستعمرات اختياراتي اعطا مي کردند که نه مي توانست وسيله اي براي رها شدن کشور مستعمره باشد و نه براي استعمارگر دردسري داشت، آمريکايي ها نيز براي خود پيروان زيادي تربيت کرده اند.

آمريکايي ها وارث نظمي شده اند که هژمون قبلي هر چند در مقياس هايي پايين تر پي افکنده بود؛ آنها در وراي جنگ جهاني دوم به شدت طرفدار استقلال کشورهاي مستعمره بودند و تلاشي براي استعمار مستقيم انجام ندادند. آمريکايي ها مانند بريتانيا با نفوذ در طبقه مسلط اختيار دولت ها مختلف را در اختيار گرفتند. اين طبقه که در طول دو قرن با آموزه هاي غربي رشد يافته اند بارها منافع متقابل طبقه خود و قدرت مسلط يعني آمريکا و انگلستان قرن پيش را بر منافع ملي ترجيح دادند.

با گسترش رسانه هاي ارتباط جمعي استفاده از ابزار حاميان فکري هژمون در کشورهاي جهان سوم ابعاد منحصر بفردي پيدا کرده است. ايالات متحده در طي سالهاي اخير با استفاده از اين ظرفيتي که طي دو قرن ايجاد شده و توانسته است از سطح نخبگان گذشته و به لايه هاي پايين تري از جامعه راه پيدا کند، بر دامنه نفوذ خود بيافزايد. رسانه هاي بزرگ غربي براحتي توانسته اند باعث خطاي محاسباتي توده هاي مردم در کشورهاي زيادي شوند.

در هيچ يک از کشورهايي که بر اثر انقلاب هاي رنگي به زير سلطه غرب رفتند؛ مردمي که با اعتماد به نخبگان وابسته به نهادهاي آمريکايي مانند بنياد ملي دمکراسي(NED)، سازمان ها و NGO هايي که با شرح وظايفي خاص ايجاد شده بودند و ... به خيابان ريختند هدفشان ضربه زدن به حاکميت کشورشان و اقدام عليه منافع ملي نبود.

در گرجستان به ندرت مردمي را مي شد يافت که ساکاشويلي را فردي وابسته به غرب بدانند امري که با گذشت ش سال مساله براي مردم اين کشور کاملا روشن شده است. رسانه هاي غربي با هياهوي فراوان و با استفاده از زبان مشترکي که با قشر بيشتري از مردم پديد آمده بود عده اي را فريب دادند تا هوادار ساکاشويلي و سياست هاي وي شوند و مخالفان را که تعدادشان بيشتر نيز بود در حالت انفعال قرار دادند.

اين موج جديد سلطه بر کشورهاي جهان سوم که به ابزاري براي هژموني آمريکا بدل شده است بر مفاهيمي در ظاهر زيبا استوار شده که اساس آن واژگون ساختن حقيقت است. با هياهوي رسانه اي و همراه ساختن عده اي که از نظر کميت زياد نيستند اما تاثيرگذاري بيشتري در جامعه دارند و از آنها به نخبگان ياد مي شود که در قالب NGO ها سازماندهي مي شوند يک پياده نظام پديد مي آيد که براحتي به هژمون خدمت کرده و به حفظ منافع آن ياري مي رساند. آخرين نمونه آن در ايران اتفاق افتاد که داراي تمامي ويژگي هاي نامبرده است.

مساله ديگري که از حوصله اين نوشتار خارج است، رابطه ابزارهاي هژمون که در بالا اشاره شد با يکديگر است که در آن وضعيت ابزارهاي اقتصادي، نظامي و فرهنگي به عنوان بازوهايي جدا از يکديگر در هماهنگي کامل براي هدف واحد سلطه بر جهان سوم عمل مي کنند و در حقيقت يک تقسيم کار انجام مي شود که از اقدام به حمله نظامي و کودتا تا انقلاب رنگي را دربر مي گيرد.

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 625257


کد خبر: 625257 زمان مخابره: 1388/5/18 - 11:59:33

GMT: 8/9/2009 08:29:33 ق.ظ

صبح
Tuesday 11 August 2009, 09:21PM
خبر - استانها
شماره : 8805200117
88/05/20 - 09:56
آيت‌الله محسن مجتهد شبستري:
دست بيگانگان براي انقلاب مخملي در كشور مشهود است

خبرگزاري فارس: نماينده ولي فقيه در آذربايجان شرقي گفت: بر اساس اقرار صريح متهمان، دست بيگانگان در قبل و بعد از انتخابات در برپايي فتنه‌ها براي انقلاب مخملي با حمايت عواملي در كشور مشخص شده است.

به گزارش خبرگزاري فارس از ملكان، آيت‌الله محسن مجتهد شبستري صبح امروز در آيين معارفه امام جمعه جديد ملكان، اطاعت از ولي‌فقيه را در زمان غيبت بر همگان و حتي فقها واجب دانست و افزود: تعيين مسائل كلان كشور از رويت هلال ماه گرفته تا جنگ و صلح و مسائل شرعي و سياسي با حكم حكومتي ولي‌فقيه زمان انجام مي‌پذيرد.
وي استقلال، آزادي و امنيت موجود در ايران اسلامي را مرهون وجود ولي فقيه ذكر كرد و اظهار داشت: در سايه ولي‌فقيه دست استعمارگران و بيگانگان طي سه دهه گذشته از كشور به كلي قطع شده و زندگي با عزت و مستقل بزرگ‌ترين افتخار براي ملت ما در دنيا محسوب مي‌شود.
امام جمعه تبريز افزود: ولي‌فقيه منادي وحدت است و هر زمان اختلافي در كشور به وجود آمده با دخالت‌هاي رهبري رفع شده كه نمونه آن اغتشاشات اخير بود.
وي ادامه داد: ولي‌فقيه نجات‌بخش كشور است و مردم طي 30 سال گذشته ثمرات و بركات آن را به عينه لمس كردند.
نماينده ولي فقيه در استان نقش رهبري را در ايجاد امنيت و رفع توطئه دشمنان ستود و با مقايسه ناامني‌هاي موجود در كشورهاي با امنيت كامل در ايران اسلامي تصريح كرد: براي همگان روشن است امنيت و آرامش كشور در سايه اتحاد مردم و مسئولان و زير چتر ولايت‌فقيه حاصل شده است.
وي با اشاره به حوادث انتخابات اخير رياست جمهوري و دخالت كشورهاي خارجي اظهار داشت: بر اساس اقرار صريح متهمان شاغل در سفارت انگليس دخالت كشورهاي بيگانه و به خصوص انگليس چه قبل و چه بعد از انتخابات در برپايي فتنه‌هايي به خصوص در تهران براي انقلاب مخملي و كودتا با حمايت عواملي در كشور مشخص شده است.
آيت‌الله شبستري تصريح كرد: انگليس در صدد بازگرداندن سلطه خود به كشور است و در اين راه بازهم ناكام ماند.
وي موضع‌گيري‌هاي مقام معظم رهبري در حوادث اخير و به خصوص نمازجمعه و مراسم تنفيذ رئيس جمهور را حكيمانه و عامل وحدت در كشور و راهگشا دانست و تصريح كرد: در اين قضايا مشخص شد به جز افرادي غافل و دست نشانده، اكثريت مردم ايران تصميم گرفته‌اند تا آخرين قطره خون خود از ولي فقيه و كشور خود دفاع كنند.
نماينده ولي فقيه در آذربايجان شرقي در ادامه سخنان خود نماز جمعه را از بركات انقلاب اسلامي دانست و گفت: نماز جمعه مظهر تجلي وحدت مسلمانان است و هر چقدر اين فريضه الهي باشكوه اقامه شود باعث مايوس شدن دشمنان و وحدت بيشتر در جامعه خواهد شد.
شبستري با اشاره به تهاجم فرهنگي بيگانگان تصريح كرد: تمام مردم و به ويژه جوانان حتماً بايد در نمازهاي جمعه و جماعات شركت كنند، زيرا در حال حاضر لبه تيز تهاجم دشمنان و بيگانگان متوجه جوانان است.
وي با دعوت از علما براي تشكيل كلاس‌هاي تفسير قرآن و پاسخ به شبهات القا شده توسط شبكه‌هاي ماهواره‌اي، بر حفظ وحدت در كشور تاكيد كرد.
آيت الله شبستري از رئيس جمهور دهم خواست براي رفع بيكاري و گراني‌هاي موجود و تحولات اقتصادي كشور چاره‌انديشي و تدبير كند.
در پايان مراسم حكم حجت الاسلام زماني امام جمعه جديد ملكان قرائت شد.
انتهاي پيام/م10
©2009 Fars News Agency. All Rights Reserved

صبح
Tuesday 11 August 2009, 09:22PM
دشمن روي يكي از كانديداها براي تغيير نظام حساب باز كرده بود
فرمانده نيروي مقاومت بسيج با اشاره به اينكه دشمن با استفاده گسترده از رسانه هاي خبري اقدام به توطئه عليه نظام کرد تا حکومت ايران را تغيير دهد گفت: دشمن در اين راستا يکي از کانديداهاي رياست جمهوري را مورد توجه قرار داده و از آن حمايت کرد تا بوسيله آن بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.
به گزارش رجانيوز، حركت خزنده اي كه مدتها پيش از انتخابات براي آسيب رساندن به نظام جمهوري اسلامي ايران توسط سرويس هاي امنيتي خارجي و دنباله هاي داخلي آن طراحي شده بود، همان پروژه اي بود كه در كشورهاي شرق اروپا موسوم به انقلاب رنگي يا كودتاهاي مخملي رخ داده بود، نكته اي كه در دادگاه متهمان به طور كامل به آن پرداخته شد و عوامل كودتا نيز به آن اعتراف كردند، براي انجام كودتاي مخملي مطمئنا وجود عناصر داخلي كه ارتباطي وسيع با خارج از كشور و سرويس هاي امنيتي و برانداز بيگانه داشته باشند ضروري است، همچنين فراهم كردن بستري براي انجام كودتا عنصر لازم ديگري است كه در كنار مهره هاي داخلي شرايط كافي براي انقلاب رنگي را فراهم مي آورد، نكته اي كه فرمانده نيروي مقاومت بسيج با اشاره به آن، هم مد نظر بودن يكي از كانديداها براي اين كار را تاييد مي كند و هم بر در نظر گرفتن انتخابات رياست جمهوري دهم به عنوان بستر اين انقلاب را صحه مي گذارد.
حجت الاسلام "حسين طائب" در همين زمينه در همايش سراسري فرماندهان بسيج با اشاره به فتنه دشمن براي از بين بردن وحدت مردم گفت: دشمن همواره تلاش دارد تا نگذارد بين مردم وحدت برقرار باشد و سعي مي کند تا با ايجاد تفرقه با استفاده از تهديد نرم به مقاصد شوم خود برسد.
وي افزود: در جامعه هر صالحي يک دشمن زورگو و قلدر دارد ولي اگر اين صالح با قدرت مقابل زورگويي هاي دشمن ايستادگي نمايد مطمئنا دشمن نمي تواند به حيات خود ادامه دهد.
فرمانده نيروي مقاومت بسيج با اشاره به آيات قرآني در خصوص صالحان گفت: صالحان براي مقابله با ظالمان زمانه خود بايد نماز را به پا دارند و اتصال خود را با خداوند قطع نکنند و در راه خداوند از مال خود ببخشند و در نهايت از ولي فقيه زمان اطاعت و پيروي کنند تا آسيب و خللي به صالحان وارد نشود.
وي با اشاره به رهبري امام خميني (ره) در انقلاب اسلامي افزود: حضرت امام با ايجاد وحدت و با پشتوانه ملت بر رژيم شاهنشاهي پيروز شد و وعده خداوند در پيروزي حق بر باطل را محقق کرد، و در اينجا بود که تهديدهاي داخلي و خارجي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران از جانب دشمنان شروع شد و ملت ايران در مقابل هجمه‌هاي فراوان دشمنان با موفقيت بيرون آمد.
وي افزود: دشمن که از تهديد سخت و مستقيم در دهه اول انقلاب نتوانسته بود به هدف خود برسد در دهه دوم انقلاب روي به تهديد نرم آورد و با استفاده از عوامل داخلي خود فروخته و وسايل ارتباط جمعي تهاجم فرهنگي خود را براي از بين بردن انقلاب اسلامي آغاز کرد.
طائب در ادامه گفت: دشمن در دهه سوم انقلاب به استراتژي مهار و جلوگيري از گسترش انقلاب اسلامي در سراسر جهان روي آورد تا ايران اسلامي را در جهان به انزوا بکشاند، دشمن از تهديد نظامي عليه ايران منصرف و روي به تهديد راهبرد نرم و فرهنگي آورد تا مقابل رشد و گسترش اسلام را بگيرد.
وي تاکيد کرد: دشمن با استفاده از ابزارهاي مختلف مثل شبيخون فرهنگي و تحريم اقتصادي به جنگ ايران اسلامي آمد ولي ملت ايران با اتکا به خداوند و مقاومت در مقابل اين تهديد دشمن نيز پيروز شد.
فرمانده نيروي مقاومت بسيج با اشاره به طرح جديد دشمن گفت: دشمن با طرح مهار انقلاب وارد صحنه انتخابات رياست جمهوري اسلامي شد تا به اهداف خود با استفاده از عناصر داخلي برسد.
وي ادامه داد: دشمن با استفاده گسترده از رسانه هاي خبري اقدام به توطئه عليه نظام جمهوري اسلامي ايران کرد تا بتواند تغيير در حکومت ايران ايجاد کند و در اين راستا يکي از کانديداهاي رياست جمهوري را مورد توجه قرار داده و از آن حمايت کرد تا بوسيله آن بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.
طائب تصريح کرد: دشمن با ايجاد شبهه در بين مردم مي خواست تا صحت و سلامتي انتخابات را زير سئوال برده و مسئله تقلب را در بين مردم اشاعه دهد.
فرمانده نيروي مقاومت بسيج افزود: دشمن براي پيروزي خود، وارد مراحل بعدي توطئه شد و بعد از مطرح کردن تقلب در انتخابات، اغتشاشات داخلي در مراکز حساس شهر تهران را طراحي کرد و لذا طرح کوي دانشگاه و تجمعات غيرقانوني را در سرلوحه توطئه هاي خود قرار داد ولي با عنايت خداوندي و هوشياري مقام معظم رهبري (مد ظله العالي) و ملت اين دسيسه ها نيز خنثي شد.
حسين طائب در ادامه سخنان خود اظهار داشت: دشمنان انقلاب تمام تلاش خود را به کار بسته تا ايجاد بدبيني را بين مردم گسترش داده و يک پارچگي ملت ايران را از بين ببرد، پس بسيجيان بايد با بصيرت سياسي و با منطق و حکمت در مقابل اين حرکت مذبوحانه دشمنان ايستادگي نمايند و نخبگان بسيجي بايد توطئه هاي دشمنان و فتنه هاي آنان را به مردم بازگو کنند و با بيان شفاف توطئه دشمن به آگاه‌سازي مردم بپردازند و نگذارند تا معاندين اين انقلاب به اهداف خود برسند.

صبح
Tuesday 11 August 2009, 09:23PM
رئيس مرکز بررسی‌های دكترينال امنيت بدون مرز
ناکامی کودتای‌مخملی، قدرت‌رهبری و آستانه‌تحمل بالای‌نظام را نشان داد
رئيس مرکز بررسی‌های دكترينال امنيت بدون مرز تأکید کرد: در كودتاي مخملي كه دو ماه پيش در كشور ما كليد زده شد و حجم گسترده‌اي از عمليات رواني، سياسي و سرمايه گذاري بر انشقاق‌هاي اجتماعي صورت گرفت، قدرت رهبري، سيستم واكسينه سياسي متأثر از آن، و قدرت اجتماعي مردم خود را نشان داد و عملاً ثابت شد كه آستانه تحمل چقدر بالا است.
http://www.rajanews.com/Files_Upload/4214.jpg


به گزارش رجانيوز، دكتر حسن عباسي در ابتداي سخنان خود در اردوي آموزش سياسي دانشجويان پسر با اشاره به ضرورت قالب علمي بخشيدن به تجربيات 3 دهه از عمر انقلاب اسلامي گفت: در حوزه علوم استراتژيك، اين تجارب را در شكل ادبيات پايه و كلاسيك حكومت‌داري مي‌توان به صورت مدرن تبديل به علم كرد و در اختيار نسل‌‌هاي بعد قرار داد.
وی با بيان اين كه تبيين سير انديشه رهبران در كشورهاي پيشرو يك اصل سياسي در محافل دانشگاهي محسوب مي‌شود، اظهار داشت: اگر به سابقه نيم قرن اخير ايالات متحده امریکا نگاه كنيم، متوجه مي‌شويم، آن دسته از رهبران موفق ناميده شده‌اند كه صاحب ايدئولوژي براي اداره جامعه بوده‌اند، همچنان كه اين رويكرد را در كشورهاي اروپايي از جمله انگليس و فرانسه مي‌بينيم.
اين پژوهشگر حوزه مسايل استراتژيك، تلاش رژيم پهلوي در قبل از انقلاب براي تئوريزه كردن اين مدل و داشتن ايدئولوژي را مورد توجه قرار داد و گفت: زماني كه صحبت از انديشه استراتژيك يك رهبر مي‌كنيم، 4 عنصر مد نظر ما است كه به ترتيب هرم جامعه سازي است و در دل آن ملت‌سازي، دولت سازي و سيستم‌سازي قرار دارد. اين 3 جز دقيقاً نظير بافت يك فرش عمل مي‌كنند، به طوري كه "ملت سازي" همان گره‌ها و نقش و نگارها هستند و "دولت سازي" و "سيستم سازي" تار و پودها را مي‌سازند.
وي با بيان اين كه امریکا امروز در افغانستان ملت‌سازي مي‌ كند، به‌طوری که افغانستان 25 ميليون نفر جمعيت دارد اما عملاً‌ ملت شكل نگرفته است و در عراق دولت سازي انجام می‌دهد، گفت: ملت سازي در حوزه علوم استراتژيك، يك دانش بسيار تخصصي است كه نرم افزار آن در اختيار 3، 4 كشور قرار دارد.
عباسي افزود: امروز در لبنان و فلسطين دعوا بر سر دولت سازي است، به خاطر همين است كه مي‌بينيم يك دولت نزديك به ايران (اسماعيل هنيه) شكل مي‌گيرد و يك دولت نزديك به اسرائيل و امریکا( محمود عباس).
وی در ادامه به وضعيت ايران پرداخت و گفت: ما از نظر دولت سازي، ملت‌‌ سازي و سيستم سازي بالاترين رتبه را در جمع كشورهاي منطقه داريم و در سطح آسيا در كنار ژاپن و چين حائز رتبه اول هستيم.
رئيس مرکز بررسی‌های دكترينال امنيت بدون مرز تصريح كرد: رهبر يك جامعه، زماني تفكر استراتژيك براي ادامه جامعه دارد كه افق آرماني‌‌‌اش به جامعه، مردم، حكومت و دولت را تعريف كند و بداند چطور بين حكومت و ملت، نظام سازي كند.
وي گفت: قبل از انقلاب، شاه مي‌خواست با توسل به انگاره‌هاي هخامنشي، دست به دولت سازي بزند، به همين خاطر است كه در جشن‌هاي 2500 ساله در پاسارگاد مي‌ايستد و خطاب به كوروش مي‌گويد بخواب كه ما بيداريم. در واقع شاه آن زمان مي‌كوشيد با ترويج فضاي باستان گرايي ظاهر و ماكتي از حكومت هخامنشيان را به وجود آورد اما به خاطر اين كه مختصات انسان آرماني‌اش به درستي معلوم نبود و بنيان‌هاي اين دولت سازي غلط طراحي شده بود، عملاً پاسخ مورد نظر را نداد و سيستم از هم پاشيد.
اين پژوهشگر سياسي با بيان اين كه امام(ره) بعد از پيروزي انقلاب به هر 4 مرحله اقبال نشان داد، گفت: منشأ غايتي كه از انسان براي امام(ره) متصور بود، قرآني است، چرا كه حيات انسان را طيبه مي‌دانستند، از اين رو است كه مدل جمهوري اسلامي و دولت سازي‌ها و نهادسازي‌هاي مربوط به آن، متأثر از انگاره‌هاي جامعه بندي شكل گرفت.
وي تصريح كرد: دكترين امام راحل(ره)، تقريباً‌ يكي از منسجم ترين دكترين‌ها براي امروز و آينده جامعه بشري است و حداقل 50، 60 سال زمان مي‌برد كه ما با تبيين ديدگاه‌هاي نظري و رفتارهاي عملي ايشان، علم جديدي براي مديريت جامعه طراحي كنيم.
عباسي با اشاره به دوران 20 ساله زعامت مقام معظم رهبري گفت: وقتي اين 2 دهه را بررسي مي‌كنيم، متوجه حركت‌هاي شگفت انگيز و پيشرف‌هاي چشمگيري در حوزه علوم و فناوري در شاخه‌هاي پزشكي، فناوري‌هاي هسته‌اي، قضايي و نظاير آن مي‌شويم، به طوري كه امروز مي‌توانيم ادعا كنيم از پيشرفته‌ترين كشورها در حوزه علوم استراتژيك محسوب مي‌شويم.
وي با اشاره به حوادث اخير بعد از انتخابات گفت: شما امروز مي‌بينيد در كودتاي مخملي كه 2 ماه پيش در كشور ما كليد زده شد و حجم گسترده‌اي از عمليات رواني و سياسي و سرمايه‌گذاري بر انشقاق‌هاي اجتماعي صورت گرفت، قدرت رهبري، سيستم واكسينه سياسي متأثر از آن و قدرت اجتماعي مردم خود را نشان‌داد و عملاً ثابت شد كه آستانه تحمل نظام چقدر بالا است، در حالي كه رخدادهاي مشابه در چين و امریکا از فلج شدن سيستم در مديريت بحران خبر مي‌دهد، به طوري كه سال 1369 در ميدان تيان من، ارتش چين وارد عمل مي‌شود و جلوي دوربين‌ها، 3200 نفر دانشجو را قرباني مي‌كند.
رئيس مرکز بررسی‌های دكترينال امنيت بدون مرز افزود: در حادثه مشابه ديگري كه با قتل يك سياه پوست از سوي پليس امریکا در سال 1370 رقم مي‌خورد و سياه‌پوست‌ها به خيابان‌ها مي‌ريزند، پليس ايالتي، FBI ، گارد ملي و نيروي زرهي يكي پس از ديگري آن قدر در مانده مي‌شوند كه سر انجام كار به حضور سپاه تفنگداران دريايي امریکا با توپ و تانك وسط خيابان‌هاي لس‌آنجلس و نيروي زميني و ارتش 82 هوابرد مي‌كشد، در حالي كه ابعاد حادثه به هيچ وجه قابل مقايسه با رخدادهاي ايران نبود و آن جا تلويزيون BBC فارسي و Face book و Touiter وظيفه سازماندهي اجتماعي يك انقلاب مخملي را بر عهده نداشتند.
وی ادامه داد: با وجود گستردگي توطئه‌ها و آگاهي از ابعاد بحران، نظام سياسي كشور بالاترين ظرفيت را براي انتخابات در نظر گرفت و يك خودروي زرهي يا تانك در خيابان‌ها حضور نيافت، در صورتي كه همان زمان در اعتراضي مسالمت‌آميز در چين 186 نفر مسلمان كشته شدند و حجم انبوهي از تانك‌ها و زره‌پوش‌ها در سطح خيابان‌ها ظاهر شدند.
این پژوهشگر مسائل استراتژیک با اشاره به سخنان مقام معظم رهبري در سال 79 گفت: امروز نزديك به يك دهه از سخنان ایشان در آن دوران مي‌گذرد و در جمع بندي بيانات ايشان به اين نتيجه مي‌رسيم كه رهبري در ابتداي دهه سوم انقلاب، اركان دهه چهارم را كه همان عدالت، توسعه و پيشرفت باشد، تئوريزه كرده‌اند.
وی افزود: رهبر معظم انقلاب در دهه سوم قطعات اين تئوري را در قالب نقشه‌ جامع علمي كشور، مهندسي فرهنگي، نهضت توليد علم و طرح تحول دستگاه‌هاي مختلف پي ريزي كردند، تا پوست اندازي نظام در طول دهه چهارم عمر خود محقق شود.
عباسی يكي از هوشمندي‌هاي رهبري را در تأكيد بر همنوايي دستگاه‌هاي مختلف كشور خواند و گفت: بسياري از موازي كاري‌ها، نابساماني‌ها و اختلالاتي كه در حال حاضر در سيستم مديريتي دستگاه‌ها وجود دارد، ناشي از نبود همنوايي است، به خاطر همين است كه دستگاه‌ها مثل يك گروه موسيقي عمل نمي‌‌كنند، از اين جهت تأكيد مقام معظم رهبري بر تحولات ساختاري دستگاه‌هاي مسئول قابل درك مي‌شود.
وي مدل ذهني رهبر معظم انقلاب را 3 وجهي دانست و گفت: بر خلاف رهبراني كه در جهان تك بعدي مي‌انديشند، ذهن مقام معظم رهبري 3 وجهي است، كه در راهبردها و راهكارها به خوبي نمايان است، به عنوان مثال ايشان در حوزه سياست خارجي از 3 وجه عزت، حكمت، مصلحت نام مي‌برند و در سياست داخلي، مثلث عزت، رحمت و اقتدار را مي‌سازند كه اين دو، در ضلع عزت با هم همپوشاني مي‌كنند. حال اگر اين مثلث‌ها را بيابيد و ادامه بدهيد، با يك ساختار و شبكه مواجه مي‌شويد كه دستگاه فكري و نقشه‌ استراتژيك رهبري را تشكيل مي‌دهد.

صبح
Tuesday 11 August 2009, 09:24PM
کجاست این گروهک مضمحل فرارسی که بیاید بگوید آمریکا در اغتشاشات ایران دخالت نداشت ؟

کلینتون برای جانماندن از انگلیس مطرح کرد
اعتراف به پشتیبانی پشت‌پرده دولت امریکا از اغتشاشگران تهران
http://www.rajanews.com/Files_Upload/4211.jpg

یک روز پس از تأیید تماس‌های مستمر ستادهای موسوی و کروبی با سفارت انگلیس از سوی تحلیلگر ارشد این سفارتخانه و اثبات دخالت بیگانه در ناآرامی‌های پس از انتخابات، وزير خارجه امریکا که به نظر می‌رسد از پررنگ شدن نقش انگلیس در اعترافات متهمان و کمتر مطرح شدن نام دولت ایالات متحده ناراضی به نظر می‌رسید، اعتراف كرد كه دولت امريكا براي نشان دادن حمايت از تظاهركنندگان معترض به نتايج انتخابات رياست جمهوري ايران كارهاي پشت پرده زيادي كرد‏.‏
به گزارش رجانیوز، كلينتون در گفت‌وگو با شبكه خبري سي‌ان‌ان (http://edition.cnn.com/2009/POLITICS/07/15/clinton.speech/index.html#cnnSTCText)تأکید کرد: ما نمي‌خواستيم بين اعتراض‌هاي قانوني و تظاهرات مردم ايران و رهبري قرار گيريم‏.‏
وي افزود: ما مي دانستيم كه اگر خيلي زود و شديد ورود كنيم‏، حکومت ايران سعي مي كند از ما براي متحد كردن كشور عليه معترضان استفاده كند‏. بدين ترتيب ما پشت پرده كار مي كرديم‏.
وزیر امورخارجه امریکا تصریح کرد: ما كارهاي زيادي مي كرديم تا بدون اينكه سر راه واقع شويم، واقعاً به معترضان قدرت ببخشيم، ما به حمايت لفظي و پشتيباني از مخالفان ادامه مي دهيم‏.
وزير خارجه امريكا در مورد پرونده مازيار بهاري، خبرنگار ايراني-‏ كانادايي كه از ‏21‏ ژوئن بازداشت شده است، گفت از رفتاري كه با آقاي بهاري و سايرين مي شود، وحشت زده شده ام‏.
وي محاكمه بهاري را نمايشي خواند و ادعا کرد‏:‏ اين فرآيند نشانه ضعف است‏.
کلینتون همچينن با تاكيد بر اين كه آمريكا دستيابي ايران به سلاح هسته اي را غيرقابل قبول مي داند، با ردیف کردن برخی اتهامات علیه جمهوری اسلامی ادعا کرد: اگر آنها معتقدند كه اين به آنان امنيت بيشتري مي دهد و يا ظرفيت بيشتري براي تأثيرگذاري بر وقايع، ارعاب همسايگانشان و گسترش ايدئولوژيشان فراهم مي‌سازد، اشتباه مي كنند‏.
وزير خارجه امریکا در بخش دیگری از این گفت‌وگو تأکید کرد: واشنگتن هيچ شکی ندارد كه ايران زمينه چيني هاي امریکا براي بازگشت به مذاكره درباره برنامه هسته اي خود را مي پذيرد و در ضمن بيش از اين منتظر پاسخ تهران نخواهد ماند‏.‏
وی گفت: كه واشنگتن گزینه دیگری غير از معامله با دولت محمود احمدي نژاد رييس‌جمهور ايران ندارد، گرچه احساساتي در امریکا درباره اتهام تقلب براي انتخاب مجدد وي و همدردي با هزاران نفري كه به اين نتيجه اعتراض كرده اند، وجود دارد‏.
كلينتون گفت كه امریکا تلاش هاي خود را براي بازگرداندن ايران به ميز مذاكره در ماه سپتامبر مجدداً ارزيابي مي كند‏.
وي افزود: ما هيچ شکي نداريم‏.‏ قبل از انتخابات در ايران هم هيچ شکی نداشتيم كه مي توانيم آن نوع تعاملي را كه در جستجوي آن هستيم، به دست آوريم‏.
وي ادامه داد: رييس‌جمهور اوباما همچنين گفته است كه ما بايد اين موضوع را در سپتامبر جمع‌بندي كنيم‏.‏ اگر پاسخي از طرف ايران باشد، بايد در مسيري سريع باشد‏.‏ ما خيال نداريم پنجره را براي هميشه بازنگهداريم‏.
همچنین جونز مشاور امنيت ملي در مصاحبه جداگانه‌ای، برآورد كلينتون را مورد تأکید قرار داد و گفت واشنگتن در اين برهه، گزينه اي غير از معامله با احمدي نژاد كه هفته گذشته براي دوره دوم سوگند ياد كرد‏، ندارد.
جونز به سي‌ان‌ان گفت ما مجبوريم با همان اولياي امري كه در قدرت هستند، معامله كنيم‏.‏

صبح
Tuesday 11 August 2009, 09:28PM
آغاز حمله دیپلماتیک به ایران
از آنجا که اظهارات "کلوتید رایس" و "نازک افشار" مبنی بر مداخله و هدایت آشوب‌های پس از انتخابات ایران به سرعت از سوی رسانه‌های بین‌المللی مخابره شد مقامات فرانسه سعی دارند تا خود را از این اتهام مبرا کنند و برچسب دموکراسی و حقوق بشر بر مداخلات خود بزنند.
به گزارش شبکه ایران، وزیر خارجه فرانسه روز دوشنبه در جدیدترین واکنش به محاکمه یک شهروند فرانسوی در دادگاه گفت: «اعترافات» احتمالا «تحت فشار گرفته شده است» و البته اذعان کرد که «اگر معترضین تحت تعقیب پلیس و فراری از نیروهای امنیتی به سفارت فرانسه پناه می‌آوردند، دستور این بود که درها به روی‌شان باز کنند» ،«این حکم اتحادیه اروپا بود. این در سنت دموکراتیک ماست.»
آقای کوشنر که پیشتر به تمسخر گفته بود "دولت فرانسه برای جاسوسی، دختر جوان ۲۳ ساله نمی‌فرستد" گفت: خانم ریس تنها دوبار در راه‌پیمایی شرکت کرده و «برداشت شخصی خود را در یک صفحه برای یک موسسه تحقیقاتی فرانسه نوشته است»!
درحالی که دادگاه متهمان آشوب‌های اخیر ایران روز شنبه برگزار شد و آنها به مداخله آشکار در این تشنج‌آفرینی‌ها و همچنین هدایت اغتشاش‌گران اعتراف کردند، تحلیلگران معتقدند‌ سخنان برنارد کوشنر درحقیقت برای تغییر اذهان عمومی از عمق دخالت آشکار غرب در امور داخلی ایران و محدود کردن اتهامات سنگین درباره دخالت های سفارت این کشور به پناه دادن سفارت آن به چند آشوب گر بیان شده است.
وی با این روش سعی دارد تا موضوع را از "مداخله آشکار" که یک ناهنجاری دیپلماتیک محسوب می شود، به "دموکراسی و بشر دوستی" تغییر دهد.
کارشناسان معتقدند از آنجا که اظهارات "کلوتید رایس" و "نازک افشار" مبنی بر مداخله و هدایت آشوب‌های پس از انتخابات ایران به سرعت از سوی رسانه‌های بین‌المللی مخابره شد مقامات فرانسه سعی دارند تا خود را از این اتهام مبرا کنند و برچسب دموکراسی و حقوق بشر بر مداخلات خود بزنند.
با این حال هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا نیز روز گذشته برای اینکه از شرکای فرانسوی و انگلیسی‌اش عقب نماند به اقدامات پشت پرده این کشور در وقایع پس از انتخابات ایران اذعان کرد.
این رفتار هماهنگ دیپلماتیک از سوی تروئیکای ار.پایی به همراه آمریکا و ایتالیا، پس از آن صورت می گیرد که تب آشوب در تهران به طور کامل به سردی گرائید.
پیش از این و در هفته اول پس از انتخابات که آشوب ها در تهران جریان یافت و تا نزدیک به یک ماه به صورت پراکنده دنبال شد، کشورهای خارجی سعی کردند تا از هرگونه مداخله آشکار در امور داخلی ایران خودداری کنند.
رسانه های غربی این رفتار دیپلماتیک سرانشان را در راستای کنترل حس بیگانه ستیزی ایرانیان ارزیابی کردند و نوشتند "از انجا که مسوولان ایرانی مهارت عجیبی در تبدیل حمایت های مقامات کشورهای غربی، علیه خود آن کشورها دارند" مقامت غربی قصد دارند تا با سکوت خود به تداوم این آشوب ها کمک کنند.
رئیس جمهور تازه کار آمریکا البته این توافق نانوشته را فراموش کرد و در کنفرانس خبری یک ماه پیش خود، از یکی از نامزدهای معارض نظام نام برد و صراحتا از او حمایت نمود، اما با این حال خود او پس از بروز واکنش ها در داخل کشورمان و همچنین اعلام برائت همین نامزد از حمایت بیگانه، سعی کرد تا با سکوت خود، این رویه را اصلاح کند.
این تصمیم مشترک البته درباره حمایت از "حقوق "آشوب طلبان ایرانی به گونه ای دیگر اتخاذ شد و تروئیکای اروپایی به همراه ایتالیا و آمریکا سعی کردند تا در هر کنفرانس خبری، در این باره اعلام موضع کنند و از "حکومت ایران" بخواهند تا به "حقوق" آشوب طلب ها احترام بگذارد.
با این حال با تمام شدن تب آشوب در ایران به نظر می رسد اکنون کشورهای غربی متخاصم در برابر نظام مردمی ایران، ملاحظه ای برای عدم دخالت ندارند و قصد دارند تا در آستانه سفر احمدی نژاد به سازمان ملل و همچنین آغاز احتمالی مذاکرات کشورمان با 5+1، حملات دیپلماتیک خود را به طور هماهنگ علیه ایران آغاز کنند.

صبح
Tuesday 11 August 2009, 09:30PM
پدر کلوتيلد ريس به تعامل اطلاعاتي با دخترش در موضوع هسته اي ايران اذعان نمود
رمي ريس پدر کلوتيلد ريس شهروند فرانسوي که در ايران بازداشت شده اذعان کرد که در سازمان انرژي هسته اي فرانسه کار مي کند و دوسال پيش گزارشهاي دريافتي از دخترش در موضوع هسته اي ايران را در اختيار مقامات فرانسوي گذارده است.

به گزارش ايرنا وي در جواب سوال يکي از خبرنگاران فرانسوي که در گفت و گويي از او در باره شغلش در سازمان انرژي اتمي فرانسه و رابطه آن با موضوع دستگيري دخترش بعنوان يک جاسوس سوال کرد به همکاري خود با آن سازمان اذعان کرد و گفت : من رياست يکي از واحدهاي سازمان انرژي اتمي فرانسه را برعهده دارم .
وي در عين حال گفت که به عقيده او از اين موضوع نبايد يک هدف پنهان سر هم کرد.
اشاره رمي ريس به اظهارات دخترش بود و تاکيد داشت که دوسال پيش گزارشي را درباره مسايل هسته اي ايران در اختيار مقامهاي فرانسوي قرار داده بود.
گفتني است از سال 1990 طي بخشنامه هايي به مراکز حساس همچون انرژي اتمي و سازمانها اطلاعاتي و علمي در فرانسه تمام افراد درجه يک خانواده شاغلين در اين اماکن شديدا تحت نظارت و حفاظت قرار دارند و به شاغلين هشدار داده شده که در صورت سفر و يا تماس يکي از اين نزديکان با کشورهايي همچون ايران ، ليبي ، عراق و....که از آنها بعنوان کشورهاي حساس نام برده مي شود ، آمد و شد آنها بايد در ارتباط مستقيم سازمان ضد جاسوسي و اطلاعاتي فرانسه موسوم به DST انجام شود.
سال گذشته روزنامه ليبراسيون سرگذشت يکي از شاغلين در يکي از همين ادارات حساس را که به ظن داشتن رابطه با يک دختر از اهالي مغرب دوسال بود بحالت تعليق در آمده بود بصورت گزارش درج کرد. اين فرد به خبرنگار ليبراسيون گفت دوست دخترمن حتي از شغل من که درآن هيچ مورد اطلاعاتي هم وجود نداشت بي اطلاع بود ولي فقط بخاطر اينکه من در يک مکان بقول خودشان حساس کار مي کنم و اين رابطه را مخفي نگه داشته ام دستور تعليق مرا صادر کردند.
اروپام./ 270 /1526**1184شبک

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 630237


کد خبر: 630237 زمان مخابره: 1388/5/20 - 21:4:16

GMT: 08/11/2009 05:34:16 ب.ظ

صبح
Tuesday 11 August 2009, 09:55PM
(http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8805190472)

امريكن‌فري‌پرس:
دخالت آمريكا در وقايع اخير ايران محرز است
خبرگزاري فارس: يك نشريه آمريكايي با بيان مصاديق دخالت رسانه‌اي آمريكا در وقايع انتخابات ايران ادعاي اوباما درباره عدم دخالت در امور داخلي ايران را رد كرد.

http://media.farsnews.com/Media/8804/Images/jpg/A0709/A0709454.jpg


به گزارش فارس، هفته نامه امريكن فري پرس در مقاله‌اي به بررسي دخالت دولت و مجلس آمريكا در وقايع اخير ايران پرداخته است. در اين مقاله با اشاره به تصويب بودجه‌اي چند ميليون دلاري از پول ماليات دهندگان آمريكايي توسط سنا در 23 جولاي، جهت مداخله در روند سياسي ايران، آمده است:
اين پول علي الخصوص صرف برنامه‌هايي براي ترويج "اخبار غربي " و "سايت هاي ارتباطات اجتماعي " اينترنتي خواهد شد كه به ادعاي آنها توسط مخالفان سياسي ايران براي كمك به سازماندهي اعتراضات پس از انتخابات رياست جمهوري استفاده مي‌شد.
به نوشته اين مقاله برخي از اعضاي سنا همچون سناتور جان مك كين (جمهوري‌خواه)، لينزي لوهان (جمهوري‌خواه)، جوزف ليبرمن (مستقل)، تد كافمن (دموكرات) و رابرت كيسي (دموكرات)، كه از طرفداران بسيار پر شور اسرائيل هستند، در پشت اين لايحه موسوم به "قانون قربانيان سانسور صدا در ايران " بودند. هدف اين اقدام، اين است كه "بدون دخالت، از مردم ايران در فرايند جستجو، دريافت و انتشار اطلاعات و ترويج افكار به صورت نوشته، چاپ شده، يا از طريق هر رسانه‌اي پشتيباني كند. "
اين نشريه آمريكايي با بيان اينكه اين قانون خواهان اختصاص 30 ميليون دلار براي گسترش پخش راديو اروپاي آزاد به زبان فارسي نيز شده است، مي‌افزايد: اين پول همچنين براي مبارزه با آنچه كه به گفته مقامات تلاش‌هاي حكومت ايران براي مسدود كردن وب سايت‌ها يا پيام‌هاي متني در شبكه‌هاي تلفن همراه خوانده شده است، صرف خواهد شد. 20 ميليون دلار ديگر نيز براي تشكيل يك "صندوق ويژه براي ايجاد راه هاي جديد دسترسي به اطلاعات و به اشتراك گذاري آنها براي ايرانيان " هزينه خواهد شد.
به نوشته اين مقاله براي دانستن اين موضوع كه ايراني‌ها خواهان مداخله حكومت آمريكا - به ويژه جوزف ليبرمن و جان مك كين - در كشورشان نيستند نيازي به مدرك دكترا نيست. اين اقدامات تنها ادعاهاي باراك اوباما مبني بر عدم دخالت آمريكا در امور ايران را خدشه دار خواهند كرد.
اين مقاله مي‌افزايد: منابع معتبر پيش از اين سيا را متهم ساخته‌اند كه تا حد زيادي مسئول ترويج خشونت در بين تظاهرات كنندگان آرامي بود كه از طرف گروه هاي سياسي مختلف در ايران حمايت مي‌شدند.
روزنامه لندن تايمز در سال 2007 گزارش كرده بود كه در زمان حكومت بوش، كنگره 400 ميليون دلار را براي سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريكا اختصاص داده بود تا "براي رسيدن به تغيير رژيم در ايران عمليات‌هاي سياه مخفي آغاز كنند. "
امريكن فري پرس درباره وقايع پس از انتخابات رياست جمهوري ايران به نقل از تيري ميسان - نويسنده فرانسوي - تاكيد مي‌كند: ايراني‌ها پيش از اينكه آرا حتي مورد شمارش قرار بگيرند پيام هايي دريافت كرده بودند كه مي گفت مير حسين موسوي را برنده انتخابات اعلام شده است. ميسان نوشت هنگامي‌كه اطلاعيه رسمي منتشر شد و مشخص گرديد كه رئيس جمهور محمود احمدي نژاد در انتخابات پيروز شده است، ادعاهايي مبني بر تقلب در آن روز منتشر شدند. اين كار توسط رسانه‌هاي غربي، كه با تكرار ادعاهاي غيرقانوني بودن انتخابات به سرعت وارد عمل شدند، هر چه بيشتر تقويت شد.
به نوشته اين هفته نامه ميسان همچنين عنوان مي‌كند كه سيا و موساد از نرم افزارهاي ارتباطات اجتماعي اينترنتي همچون "توييتر " براي قرار دادن داستان‌هاي جعلي درباره ضرب و شتم خونين، نبردهاي مسلحانه و كشتار انبوه - كه هرگز تاييد نشدند - با هدف تهييج قيام‌هاي گسترده استفاده مي‌كردند. اين كار باعث شد بسياري از ايراني‌ها با اين تصور كه هموطنانشان از سوي پليس بيرحمانه مورد سركوب قرار مي‌گيرند به خيابان ها بيايند.
امريكن فري پرس در پايان مي نويسد:جالب اينجاست كه حكومت مركزي آمريكا با اين ادعا كه خبرگزاري‌هاي ايراني بازوهاي تبليغاتي حكومت اسلامي هستند، فعاليت آنها را در آمريكا ممنوع كرده است.
انتهاي پيام/.

adeliran
Tuesday 11 August 2009, 10:40PM
کجاست این گروهک مضمحل فرارسی که بیاید بگوید آمریکا در اغتشاشات ایران دخالت نداشت ؟

کلینتون برای جانماندن از انگلیس مطرح کرد
اعتراف به پشتیبانی پشت‌پرده دولت امریکا از اغتشاشگران تهران
http://www.rajanews.com/Files_Upload/4211.jpg





كلينتون در گفت‌وگو با شبكه خبري سي‌ان‌ان (http://edition.cnn.com/2009/POLITICS/07/15/clinton.speech/index.html#cnnSTCText)تأکید کرد: ما نمي‌خواستيم بين اعتراض‌هاي قانوني و تظاهرات مردم ايران و رهبري قرار گيريم‏.‏
وي افزود: ما مي دانستيم كه اگر خيلي زود و شديد ورود كنيم‏، حکومت ايران سعي مي كند از ما براي متحد كردن كشور عليه معترضان استفاده كند‏. بدين ترتيب ما پشت پرده كار مي كرديم‏.
وزیر امورخارجه امریکا تصریح کرد: ما كارهاي زيادي مي كرديم تا بدون اينكه سر راه واقع شويم، ‏.‏




گفت: مگر عوامل آشوب هاي اخير در دادگاه چه چيزي گفته اند كه داد سران فتنه و دار و دسته شان درآمده است؟

گفتم: اعتراف كرده اند كه با سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و انگليس تماس داشته و به دستور آنها دست به آشوب زده بودند.

گفت: خب! سران فتنه چه مي گويند؟

گفتم: مي گويند كه اين عده تحت شرايط سخت زندان و در اثر شكنجه اعتراف كرده اند!

گفت: ولي همين ديروز، هيلاري كلينتون وزير خارجه آمريكا در مصاحبه با CNN با صراحت اعتراف كرد كه آمريكا در طراحي آشوب هاي اخير تهران و حمايت از آشوبگران تلاش فراواني داشته است.

گفتم: از نظر سركردگان فتنه، ماموران امنيتي ايران هيلاري كلينتون را هم شكنجه كرده و از او اين اعترافات را گرفته اند!!

گفت: اگر سران فتنه يك جو عقل داشتند اين حرف هاي خنده دار را نمي زدند.

گفتم: اگر يك مثقال مغز داشتند تا حالا صد دفعه از خجالت و رسوايي سكته مغزي كرده بودند!



.

فرا رسی دیجیتال
Friday 14 August 2009, 07:27PM
صبح،
1- ایالات متحده آمریکا حمایت از حقوق بشر در سرتاسر دنیا را بخش مهمی از سیاست خارجی خود می داند و به اعمال آن ادامه خواهد داد. این وظیفه تمام افراد و دولتهاست که در مورد نادیده گرفتن حقوق بشر اعتراض کنند. نمونه بارز آن زیر پا گذاشتن حقوق اولیه و اساسی ایرانیان است. حکومت ایران با شدید ترین شکل ممکن به راهپیمایی مسالمت آمیز ایرانیان پاسخ می دهد و حتی قوانین مصوب خود را با اعمال شکنجه و سلب حق دسترسی به محاکمه عادلانه از زندانیان زیر پا می گذارد!
2- آنچه ایالات متحده آمریکا در دفاع از ایرانیان انجام داده است و خانم کلینتون به آن اشاره کردند؛ ترویج درک بهتر ایرانیان از سیاستهای دولت آمریکا، حمایت از مبارلات بین اندیشمندان ایرانی و آمریکایی و اشاعه آزادیهای بنیادین و دسترسی به عدالت در ایران در ایران بوده است. اینکه آمریکا یا دیگر کشورهای خارجی حوادث پس از انتخابات در ایران را رهبری کرده اند کذب است. آمریکا نمی تواند میلیونها ایرانی را کنترل کند. اعتراضات و راهپیماییها در ایران توسط مردم آغاز و هدایت شد و هیچ نیرویی از خارج از ایران دخالتی در آن نداشته است. شرایط امروز ایران صرفا نتیجه مستقیم اعمال و تصمیمات حکومت ایران است.
3- و مجددا شما در تلاشید تا با ترفند قدیمی و نخ نما شده خود دشمنی خارجی پیدا کنید تا برای تمام مشکلات داخلی حکومت سرزنش کنید. فکر نمی کنید به جای به کار بستن این ترفندهای بی اثر بهتر است شجاع بوده و با اشتباهات روبرو شده و با پذیرش آنها اقدام به برطرف کردنشان کنید؟!

amin2008
Friday 14 August 2009, 07:40PM
صبح،
1- ایالات متحده آمریکا حمایت از حقوق بشر در سرتاسر دنیا را بخش مهمی از سیاست خارجی خود می داند و به اعمال آن ادامه خواهد داد. این وظیفه تمام افراد و دولتهاست که در مورد نادیده گرفتن حقوق بشر اعتراض کنند. نمونه بارز آن زیر پا گذاشتن حقوق اولیه و اساسی ایرانیان است. حکومت ایران با شدید ترین شکل ممکن به راهپیمایی مسالمت آمیز ایرانیان پاسخ می دهد و حتی قوانین مصوب خود را با اعمال شکنجه و سلب حق دسترسی به محاکمه عادلانه از زندانیان زیر پا می گذارد!
2- آنچه ایالات متحده آمریکا در دفاع از ایرانیان انجام داده است و خانم کلینتون به آن اشاره کردند؛ ترویج درک بهتر ایرانیان از سیاستهای دولت آمریکا، حمایت از مبارلات بین اندیشمندان ایرانی و آمریکایی و اشاعه آزادیهای بنیادین و دسترسی به عدالت در ایران در ایران بوده است. اینکه آمریکا یا دیگر کشورهای خارجی حوادث پس از انتخابات در ایران را رهبری کرده اند کذب است. آمریکا نمی تواند میلیونها ایرانی را کنترل کند. اعتراضات و راهپیماییها در ایران توسط مردم آغاز و هدایت شد و هیچ نیرویی از خارج از ایران دخالتی در آن نداشته است. شرایط امروز ایران صرفا نتیجه مستقیم اعمال و تصمیمات حکومت ایران است.
3- و مجددا شما در تلاشید تا با ترفند قدیمی و نخ نما شده خود دشمنی خارجی پیدا کنید تا برای تمام مشکلات داخلی حکومت سرزنش کنید. فکر نمی کنید به جای به کار بستن این ترفندهای بی اثر بهتر است شجاع بوده و با اشتباهات روبرو شده و با پذیرش آنها اقدام به برطرف کردنشان کنید؟

بله متاسفانه دروغگويي در كشور ما به يك امر عادي در ميان بسياري از مسئولان تبديل شده است.

unjavat
Friday 14 August 2009, 07:57PM
صبح،
1- ايالات متحده آمريکا حمايت از حقوق بشر در سرتاسر دنيا را بخش مهمي از سياست خارجي خود مي داند و به اعمال آن ادامه خواهد داد. اين وظيفه تمام افراد و دولتهاست که در مورد ناديده گرفتن حقوق بشر اعتراض کنند. نمونه بارز آن زير پا گذاشتن حقوق اوليه و اساسي ايرانيان است. حکومت ايران با شديد ترين شکل ممکن به راهپيمايي مسالمت آميز ايرانيان پاسخ مي دهد و حتي قوانين مصوب خود را با اعمال شکنجه و سلب حق دسترسي به محاکمه عادلانه از زندانيان زير پا مي گذارد!
2- آنچه ايالات متحده آمريکا در دفاع از ايرانيان انجام داده است و خانم کلينتون به آن اشاره کردند؛ ترويج درک بهتر ايرانيان از سياستهاي دولت آمريکا، حمايت از مبارلات بين انديشمندان ايراني و آمريکايي و اشاعه آزاديهاي بنيادين و دسترسي به عدالت در ايران در ايران بوده است. اينکه آمريکا يا ديگر کشورهاي خارجي حوادث پس از انتخابات در ايران را رهبري کرده اند کذب است. آمريکا نمي تواند ميليونها ايراني را کنترل کند. اعتراضات و راهپيماييها در ايران توسط مردم آغاز و هدايت شد و هيچ نيرويي از خارج از ايران دخالتي در آن نداشته است. شرايط امروز ايران صرفا نتيجه مستقيم اعمال و تصميمات حکومت ايران است.
3- و مجددا شما در تلاشيد تا با ترفند قديمي و نخ نما شده خود دشمني خارجي پيدا کنيد تا براي تمام مشکلات داخلي حکومت سرزنش کنيد. فکر نمي کنيد به جاي به کار بستن اين ترفندهاي بي اثر بهتر است شجاع بوده و با اشتباهات روبرو شده و با پذيرش آنها اقدام به برطرف کردنشان کنيد؟!

استاد بزرگ شما ظاهرا ايران تشريف نداريد يه مقدار تو فضاي تبليغاتي آمريکا موج مي زنيد:confused:
آمريکا هيچ محلي از اعراب در زمينه دفاع از حقوق بشر نداره. جلو چشم تمام دنيا داره ملت هاي منطقه ما رو به خاک و خون مي کشه. از اول اشغال نظامي عراق تا حالا حدود يک ميليون و سيصد هزار نفر تو عراق کشته شدند!!!:eek: اين يعني حقوق بشر... اين جنايتا رو حتي صدام خوابشم نمي ديد... صدام کي بود غير از نوکر همين امريکاييها که بعدا تصميم گرفتن بذارنش کنار... طالبان مگه ساخته خود آمريکا و متحداش نبود؟؟
ضمنا دخالت آمريکا و غربي ها در امور داخلي کشورها الان به وضوح مشخصه. شما برو يه کم درباره سازمان هاي غير دولتي استعماري که در تمام دنيا ريشه دووندن مطالعه کن. کودتا هاي مخملي دو دهه اخير رو مطالعه کن... اين دشمني آمريکا شايد براي شما و امثال شما نخ نما شده باشه اما تا زماني که واقعيت داره گفته مي شه و باهاش برخورد ميشه. شما اگه ناخوش داري برو يه شبکه ديگه رو تماشا کن:smile31:

صبح
Friday 14 August 2009, 08:03PM
صبح،
1- ایالات متحده آمریکا حمایت از حقوق بشر در سرتاسر دنیا را بخش مهمی از سیاست خارجی خود می داند و به اعمال آن ادامه خواهد داد. این وظیفه تمام افراد و دولتهاست که در مورد نادیده گرفتن حقوق بشر اعتراض کنند. نمونه بارز آن زیر پا گذاشتن حقوق اولیه و اساسی ایرانیان است. حکومت ایران با شدید ترین شکل ممکن به راهپیمایی مسالمت آمیز ایرانیان پاسخ می دهد و حتی قوانین مصوب خود را با اعمال شکنجه و سلب حق دسترسی به محاکمه عادلانه از زندانیان زیر پا می گذارد!
2- آنچه ایالات متحده آمریکا در دفاع از ایرانیان انجام داده است و خانم کلینتون به آن اشاره کردند؛ ترویج درک بهتر ایرانیان از سیاستهای دولت آمریکا، حمایت از مبارلات بین اندیشمندان ایرانی و آمریکایی و اشاعه آزادیهای بنیادین و دسترسی به عدالت در ایران در ایران بوده است. اینکه آمریکا یا دیگر کشورهای خارجی حوادث پس از انتخابات در ایران را رهبری کرده اند کذب است. آمریکا نمی تواند میلیونها ایرانی را کنترل کند. اعتراضات و راهپیماییها در ایران توسط مردم آغاز و هدایت شد و هیچ نیرویی از خارج از ایران دخالتی در آن نداشته است. شرایط امروز ایران صرفا نتیجه مستقیم اعمال و تصمیمات حکومت ایران است.
3- و مجددا شما در تلاشید تا با ترفند قدیمی و نخ نما شده خود دشمنی خارجی پیدا کنید تا برای تمام مشکلات داخلی حکومت سرزنش کنید. فکر نمی کنید به جای به کار بستن این ترفندهای بی اثر بهتر است شجاع بوده و با اشتباهات روبرو شده و با پذیرش آنها اقدام به برطرف کردنشان کنید؟!
مزدور ایالات متحده !
از اخبار می ترسید ؟ از جریان باز اطلاعات می ترسید ؟ :)
آنچه نوشته شده تنها بخشی از اخبار در جریان دنیاست ! با دو سه سطر انکار مضحک که نمی توان از جنایتکاری و اعترافات رؤسای شما رهید !

شما البته شرم نمی کنید از دروغگوئی ، تا همین هفته پیش می گفتید که آمریکا در ایران دخالت نکرده در حالی که همین هفته پیش وزیر خارجه دولت آمریکا اذعان کرد آمریکا به یاری معترضین ایرانی خاسته است !

چه جوابی دارید برای این دروغگوئی یا نادانی ؟

koobagher
Friday 14 August 2009, 08:20PM
علی مطهری:
مدیریت مناقشه باید به عقلا سپرده می شد
مقصر اصلي كساني هستند كه مردم را تحريك به حضور در خيابان‌ها كردند. ولي در برخوردهايي كه پيش آمد برخي نيروهاي امنيتي افراط كردند.
كدخبر: ۸۸۵۲۸
تاريخ: ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۹


http://fardanews.com/files/fa/news/1388/5/21/38984_223.jpgالبته مقصر اصلي كساني هستند كه مردم را تحريك به حضور در خيابان‌ها كردند. ولي در برخوردهايي كه پيش آمد برخي نيروهاي امنيتي افراط كردند. اين مقدار كه من مي‌فهمم نيروي انتظامي، بسيج و سپاه، هر سه‌ارگان درحوادث پس از انتخابات نقش داشتند و فرماندهي هر سه نيرو نسبت به حوادثي كه پيش آمده مسوول هستند.

به گزارش«فردا» علی مطهری نماینده اصول گرای مجلس، در گفت و گویی درباره سلامت انتخابات ریاست جمهوری گفت: به عقيده بنده در شمارش آرا تخلف قابل توجهي نشده يا حداقل اينكه دليل قانع‌كننده‌اي براي وقوع تقلب در شمارش آرا وجود ندارد ولي در روش‌هايي كه براي جلب آرا به كار برده شد تخلفاتي رخ داده است. گاهي روش‌هايي اتخاذ شده است كه ممكن است مصداق تقلب يا خريد راي يا فريب مردم باشد كه مي‌توان با توسل به آن به انتخابات ايراد وارد كرد ولي به نظرم در شمارش آرا تخلف موثري رخ نداده است.

فرزند مرحوم استاد مطهری که این روزها مورد انتقاد حامیان دولت قرار گرفته، در ارزیابی خود از رفتار مهندس میرحسین موسوی و مهدی کروبی، نامزدهای معترض به نتیجه انتخابات، افزود: به عقيده من بهتر بود كه آقايان كروبي و موسوي اساس و استراتژي كارشان را بر تقلب در انتخابات قرار نمي‌دادند، مي‌گفتند ما به شمارش آرا انتقاداتي داريم اما به روش‌هاي جلب آرا اعتراض اساسي داريم و خلاصه مي‌گفتند رفتار انتخاباتي آقاي احمدي‌نژاد مي‌تواند دليل ابطال انتخابات باشد يعني براي اثبات ادعايشان بايد به رفتار انتخاباتي احمدي‌نژاد استناد مي‌‌كردند نه به روند شمارش آرا. بعد هم اين موضوع را به دادگاه محول مي‌كردند و مردم را تحريك به تجمع و آشوب نمي‌كردند و البته آقاي احمدي‌نژاد هم مي‌آمد توضيح مي‌داد.

نماینده مردم تهران در مجلس درباره روند بازداشت‌هاي اخير هم اظهار داشت: به طور كلي من به نحوه برخورد با اين موج اعتراض موافق نيستم و معتقدم كه خيلي بهتر از اين مي‌شد اين اعتراض را مديريت كرد. چون از همان ابتدا اداره بحران به عهده افراد امنيتي و نظامي گذاشته شد كار به اينجا رسيد. اگر كار به‌دست افراد عاقل سياسي سپرده مي‌شد اين بحران بهتر مديريت‌مي‌شد.

مقصودم از افراد عاقل سياسي اين است كه مقابله با ناآرامي‌ها را به دست كساني مي‌دادند كه راه‌حل سياسي را انتخاب مي‌كردند نه راه‌حل امنيتي و به هر حال براي راه‌حل سياسي اولويت قائل مي‌شدند. بالاخره در داخل نظام، هستند افراد پخته و عاقلي كه مي‌توانستند به مناقشات رسيدگي كنند. اگر اين كار به دست آنها سپرده مي‌شد بهتر عمل مي‌شد.

وی در بخش دیگری از این گفت و گو تاکید کرد: البته مقصر اصلي كساني هستند كه مردم را تحريك به حضور در خيابان‌ها كردند. ولي در برخوردهايي كه پيش آمد برخي نيروهاي امنيتي افراط كردند. اين مقدار كه من مي‌فهمم نيروي انتظامي، بسيج و سپاه، هر سه‌ارگان درحوادث پس از انتخابات نقش داشتند و فرماندهي هر سه نيرو نسبت به حوادثي كه پيش آمده مسوول هستند. البته خدمات و فداكاري‌هاي آنها در جاي خود محفوظ و قابل تقدير بسيار است. چون بحث ما درباره نحوه برخورد حكومت با خطاهاست، به خدمت و فداكاري بزرگ آنها در اين ماجرا كمتر مي‌پردازيم.

مطهری درباره افراد موسوم به لباس شخصی هم گفت: روشن است كه لباس‌شخصي‌ها عضو رسمي اين نهادها نيستند. تا آنجا كه ما مي‌دانيم بعضا اخراجي‌هاي بسيج، سپاه و وزارت اطلاعات هستند. البته قطعا فرماندهان اين سه نيرو از ماهيت و نوع عملكرد آنها مطلع هستند اما متاسفانه بروز نمي‌دهند. عده‌اي معتقدند كه اين افراد سرخود وارد مي‌شوند و هماهنگي با نيروهاي امنيتي ندارند اما شواهد نشان مي‌دهد كه در همه جا اينطور نيست، در خيلي جاها لباس‌شخصي‌ها با ساير نيروها هماهنگ هستند.

گفت و گوی کامل علی مطهری با اعتماد ملی را در اینجا بخوانید. (http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=88529)

مجیدماجد
Friday 14 August 2009, 09:16PM
[quote]صبح،
1- ایالات متحده آمریکا حمایت از حقوق بشر در سرتاسر دنیا را بخش مهمی از سیاست خارجی خود می داند و به اعمال آن ادامه خواهد داد. این وظیفه تمام افراد و دولتهاست که در مورد نادیده گرفتن حقوق بشر اعتراض کنند. نمونه بارز آن زیر پا گذاشتن حقوق اولیه و اساسی ایرانیان است. حکومت ایران با شدید ترین شکل ممکن به راهپیمایی مسالمت آمیز ایرانیان پاسخ می دهد و حتی قوانین مصوب خود را با اعمال شکنجه و سلب حق دسترسی به محاکمه عادلانه از زندانیان زیر پا می گذارد!فرارسی پخمه وقتی دولت آمریکا به صدام سلاح شیمیایی میفروخت حقوق بشر را در نظر میگرفت یا خیر؟
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=26809
و این هم یک صحنه از آثار کمک آمریکا به صدام برای دسترسی به سلاح شیمیایی
مزدور خجالت بکش
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/5/5e/Halabja-Iran-2.jpg/120px-Halabja-Iran-2.jpg (http://commons.wikimedia.org/wiki/File:Halabja-Iran-2.jpg)

2- آنچه ایالات متحده آمریکا در دفاع از ایرانیان انجام داده است و خانم کلینتون به آن اشاره کردند؛ ترویج درک بهتر ایرانیان از سیاستهای دولت آمریکا، حمایت از مبارلات بین اندیشمندان ایرانی و آمریکایی و اشاعه آزادیهای بنیادین و دسترسی به عدالت در ایران در ایران بوده است. اینکه آمریکا یا دیگر کشورهای خارجی حوادث پس از انتخابات در ایران را رهبری کرده اند کذب است. آمریکا نمی تواند میلیونها ایرانی را کنترل کند. اعتراضات و راهپیماییها در ایران توسط مردم آغاز و هدایت شد و هیچ نیرویی از خارج از ایران دخالتی در آن نداشته است. شرایط امروز ایران صرفا نتیجه مستقیم اعمال و تصمیمات حکومت ایران است.اینکه آمریکا نمیتواندمیلیونها ایرانی را کنترل کمند بسیار واضح است آنهم آمریکایی که پخمه ای مثل تورا که مرتبا در حال گند زدن هستی به استخدام خود در میاورد:smile21::smile21:اما اینکه آمریکا هیچ شرارتی نمیکند هم فقط به باور پخمه ای مثل تو میاید وگرنه هنوز کمک آمریکا به آدمکشان ریگی برای بریدن سر هموطنان در سیستان وبلوچستان را بیاد داریم مزدور :mad:

3- و مجددا شما در تلاشید تا با ترفند قدیمی و نخ نما شده خود دشمنی خارجی پیدا کنید تا برای تمام مشکلات داخلی حکومت سرزنش کنید. فکر نمی کنید به جای به کار بستن این ترفندهای بی اثر بهتر است شجاع بوده و با اشتباهات روبرو شده و با پذیرش آنها اقدام به برطرف کردنشان کنید؟!چه کسی از شچاعت حرف میزند :smile21::smile21:بالاخره آمریکا به صدام سلاح شیمیایی فروخت یا نه مزدور پخمه :smile21::smile21:



http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=26809

unjavat
Friday 14 August 2009, 09:25PM
[quote=فرا رسي ديجيتال;1090811]فرارسي ... وقتي دولت آمريکا به صدام سلاح شيميايي ميفروخت حقوق بشر را در نظر ميگرفت يا خير؟
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=26809
و اين هم يک صحنه از آثار کمک آمريکا به صدام براي دسترسي به سلاح شيميايي
مزدور خجالت بکش
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/5/5e/Halabja-Iran-2.jpg/120px-Halabja-Iran-2.jpg (http://commons.wikimedia.org/wiki/File:Halabja-Iran-2.jpg)

اينکه آمريکا نميتواندميليونها ايراني را کنترل کمند بسيار واضح است آنهم آمريکايي که ...اي مثل تورا که مرتبا در حال گند زدن هستي به استخدام خود در مياورد:smile21::smile21:اما اينکه آمريکا هيچ شرارتي نميکند هم فقط به باور پخمه اي مثل تو ميايد وگرنه هنوز کمک آمريکا به آدمکشان ريگي براي بريدن سر هموطنان در سيستان وبلوچستان را بياد داريم مزدور :mad:

3چه کسي از شچاعت حرف ميزند :smile21::smile21:بالاخره آمريکا به صدام سلاح شيميايي فروخت يا نه مزدور ...:smile21::smile21:



http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=26809

آقا خيلي خوب گفتي
اما لطفا اون كلمه هه كه با "پ" شروع مي شه و با "خ" ادامه پيدا مي كنه و به "ه" ختم مي شه رو خودت اديت كن. يه وقت پستت رو حذف مي كنن. حيفه;):smile21:

مجیدماجد
Friday 14 August 2009, 10:07PM
[quote=مجيدماجد;1090946]

آقا خيلي خوب گفتي
اما لطفا اون كلمه هه كه با "پ" شروع مي شه و با "خ" ادامه پيدا مي كنه و به "ه" ختم مي شه رو خودت اديت كن. يه وقت پستت رو حذف مي كنن. حيفه;):smile21:
ممنون دوست عزیزم از ابراز لطفت اما در باره اون ادیتی که گفتید را باید به عرض برسونم که این فقط لحن من در برابر مزدور دشمن هست وگرنه در معدود پستهایم با هموطنان اصلا چنین لحنی ندارم و علت این لحن خاص در برابر مزدور دشمن هم آنستکه به راحتی دروغهای بقول خودمان شاخ دار میگوید وهرچه هم مودبانه به او تذکر داده شود توجهی نمیکند و به دروغ پراکنی ادامه میدهد مثلا همان لینک فروش سلاح شیمیایی از آمریکا به صدام را.لذا تحمل این لحن من حداقل هزینه ای است که این مزدور باید بپردازد و تا حالا هم که حذف نشدیم از این به بعد هم امید به خدا فقط بدون این لحن برایم خیلی زور دارد که فقط شنونده دروغ باشم !با مدرک آنرا آشکار کنم !وبعد دروغگو آنهم دروغگوی دشمن بی توجه عبور کند وباز در موضوعی دیگر به دروغ گفتن بپردازد .حالا اگر غیر دشمن بود برایم مشکلی نداشت اما از یک دشمن علنی اصلا قابل گذشت نیست .
بازهم از توجه شما متشکرم :smile07::smile07:

unjavat
Friday 14 August 2009, 10:23PM
[quote=unjavat;1090959]
ممنون دوست عزيزم از ابراز لطفت اما در باره اون اديتي که گفتيد را بايد به عرض برسونم که اين فقط لحن من در برابر مزدور دشمن هست وگرنه در معدود پستهايم با هموطنان اصلا چنين لحني ندارم و علت اين لحن خاص در برابر مزدور دشمن هم آنستکه به راحتي دروغهاي بقول خودمان شاخ دار ميگويد وهرچه هم مودبانه به او تذکر داده شود توجهي نميکند و به دروغ پراکني ادامه ميدهد مثلا همان لينک فروش سلاح شيميايي از آمريکا به صدام را.لذا تحمل اين لحن من حداقل هزينه اي است که اين مزدور بايد بپردازد و تا حالا هم که حذف نشديم از اين به بعد هم اميد به خدا فقط بدون اين لحن برايم خيلي زور دارد که فقط شنونده دروغ باشم !با مدرک آنرا آشکار کنم !وبعد دروغگو آنهم دروغگوي دشمن بي توجه عبور کند وباز در موضوعي ديگر به دروغ گفتن بپردازد .حالا اگر غير دشمن بود برايم مشکلي نداشت اما از يک دشمن علني اصلا قابل گذشت نيست .
بازهم از توجه شما متشکرم :smile07::smile07:

نه قربونت برم. منظورم اين نبود كه اون كلمه جفا در حق ايشون بوده. بر عكس خود من هم دل پري از امثال ايشون دارم. كسي كه با بي شرمي امريكاي جنايت كار رو مدافع حقوق بشر معرفي مي كنه سزاوار چيزهاي زياديه. منظورم اين بود كه يه وقت بچه هاي پشتيباني پستت رو خراب مي كنن، اون حيفه. موفق باشي:smile28:

فرا رسی دیجیتال
Friday 14 August 2009, 11:33PM
Unjavat,
1- من پیش از این در مورد توهم توطئه که حکومت ایران تمام فعالیتها و عملکردهایش را بر آن اساس بنیان می گذارد به کرات صحبت کرده ام. دشمن خارجی و توطئه خارجی تنها توهم و توجیح است. هیچ "انقلاب مخملی" در کار نبوده. آنچه در ایران روی می دهد صرفا نتیجه تصمیمات و عملکرد اشتباه حکومت ایران است و مردم به آن تصمیمات و فعالیتها اعتراض دارند.
2- عددی که شما در مورد آمار کشته شدگان عراقی به عنوان یک عدد بلا منازع معرفی می کنید رقمی افسانه ایست. موسسات مستقل بسیاری، از آن میان برخی از آنها به شدت مخالف آمریکا نیز هستند، در حال ردگیری تعداد قربانیان حوادث عراق و ارائه آن لاین یافته های خود هستند که ارزیابی هیچ کدام به تعداد ادعایی شما نزدیک هم نیست. شما همچنین نکته ای بسیار مهم را ذکر نکردید و آن این است که اکثریت قریب به اتفاق کشته شدگان عراقی بر اثر فعالیتهای تروریستی گروههایی مانند القاعده و گردانهای مرگ به پشتیبانی مالی حکومت ایران به قتل رسیده اند.
این نکته ای واضح و مبرهن برای جهانیان است که القاعده برای شکست تلاشهای ایالات متحده در کمک به دولت عراق برای گسترش دموکراسی در عراق ، تمام تلاش خود را از طریق خشن ترین و وحشیانه ترین روشها صرف ایجاد و افزایش درگیریهای قومی در عراق کرده است که نتیجه حاصل از آن مرگ غیر نظامیان عراقی از گروههای مختلف بوده است.

مجیدماجد
Saturday 15 August 2009, 12:09AM
Unjavat,
[quote]1- من پیش از این در مورد توهم توطئه که حکومت ایران تمام فعالیتها و عملکردهایش را بر آن اساس بنیان می گذارد به کرات صحبت کرده ام. دشمن خارجی و توطئه خارجی تنها توهم و توجیح است. هیچ "انقلاب مخملی" در کار نبوده. آنچه در ایران روی می دهد صرفا نتیجه تصمیمات و عملکرد اشتباه حکومت ایران است و مردم به آن تصمیمات و فعالیتها اعتراض دارندمزدور فروشنده سلاح شیمیایی به صدام بازهم به دروغ بافی پرداختی ؟!آیا کمک آمریکا به آدمکشان ریگی هم توهم است ؟آیا تخصیص بودجه کنگره آمریکای جنایتکار برای دخالت در امور داخلی ایران هم توطئه است ؟بدبخت .
2- عددی که شما در مورد آمار کشته شدگان عراقی به عنوان یک عدد بلا منازع معرفی می کنید رقمی افسانه ایست. موسسات مستقل بسیاری، از آن میان برخی از آنها به شدت مخالف آمریکا نیز هستند، در حال ردگیری تعداد قربانیان حوادث عراق و ارائه آن لاین یافته های خود هستند که ارزیابی هیچ کدام به تعداد ادعایی شما نزدیک هم نیست. شما همچنین نکته ای بسیار مهم را ذکر نکردید و آن این است که اکثریت قریب به اتفاق کشته شدگان عراقی بر اثر فعالیتهای تروریستی گروههایی مانند القاعده و گردانهای مرگ به پشتیبانی مالی حکومت ایران به قتل رسیده اند.
این نکته ای واضح و مبرهن برای جهانیان است که القاعده برای شکست تلاشهای ایالات متحده در کمک به دولت عراق برای گسترش دموکراسی در عراق ، تمام تلاش خود را از طریق خشن ترین و وحشیانه ترین روشها صرف ایجاد و افزایش درگیریهای قومی در عراق کرده است که نتیجه حاصل از آن مرگ غیر نظامیان عراقی از گروههای مختلف بوده است. اتفاقا به مورد خوبی اشاره کردی خب بگو ببینم بزرگترین عددی که آن موسسات اعلام کرده اند چقدر است تا معلوم شود چقدر با گفته این هموطن عزیزم تفاوت دارد ؟
راستی پخمه جوابت به موضوع فروش سلاح میکروبی شیمیایی به صدام چی شد؟
این لینک یادت نره مزدور
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=26809
اینهم از آثار کمک آمریکای جنایتکار به تسلیحات شیمیایی صدام
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/3/38/Halabja-Iran-3.jpg
آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو----------خون جوانان ما می چکد از چنگ تو
ای ز شراره ستم شعله به عالم زده-------امن و امان جهان یکسره بر هم زده
بر سر هر خرمنی در د ل هر گلشنی-----آتش بیداد تو صاعقه غم زده
ثروت انبوه تو خون دل توده هاست-------کین تو بر سینه ها دشنه ماتم زده
دزد جهان خواره ای دیو ستم پاره ای------عقرب جراه ای روبه مکاره ای
جور و جفا در تو هست مهر و وفا در تو نیست-----زهر بلا در تو هست شهد صفا در تو نیست
در همه دور زمان چون تو ستم کاره نیست-------عامل هر فتنه ای صلح و صفا در تو نیست
آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو----------خون جوانان ما می چکد از چنگ تو
در همه گیتی به پاست نائره جنگ تو--------گوش جهان خسته طبل بد آهنگ تو
مظهر شیطان تو یی دشمن انسان تویی------ای همه اهریمنی سرحد فرهنگ تو
رسم تو عصیانگری کار تو ویرانگری------تیره شده عالم از حیله و نیرنگ تو
دشمن هر ملتی موجب هر ذلتی---------سایه هر وحشتی فتنه هر امتی
جور و جفا در تو هست مهر و وفا در تو نیست------زهر بلا در تو هست شهد صفا در تو نیست
در همه دور زمان چون تو ستم کاره نیست---------عامل هر فتنه ای صلح و صفا در تو نیست
آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو------------خون جوانان ما می چکد از چنگ تو

پرنده ازاد
Saturday 15 August 2009, 12:14AM
وقتی بی‌بی‌سی هم طاقت نمی‌آورد
گرامی: چرا اول کروبي مستندات ارائه کند؟ بی‌بی‌سی: چون اتهام زده
اظهارات عجیب سخنگوی حزب مهدی کروبی در قبال اتهام‌زنی‌های موهن وی علیه جمهوری اسلامی، تعجب مجری شبکه انگلیسی فارسی را نیز به‌دنبال داشت.
به گزارش رجانیوز، اسماعيل گرامي مقدم در گفت‌وگو با تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي در واکنش به اظهارات رئیس مجلس و تکذیب قاطع ادعاهاي کروبی مبنی بر تجاوز جنسی به بازداشت‌شدگان گفت درخصوص اينكه لاريجاني اعلام كرد تجاوز جنسي به زندانيان ادعا و خبري كذب است، ايشان بايد مستنداتي ارائه كند.
اما مجري بي‌بي‌سي هم در قبال این اظهارنظر عجیب سخنگوی کروبی طاقت نیاورد و گفت: معمولاً آن كسي كه اتهام مي‌زند، بايد ثابت كند. كروبي چه مستنداتي داشت كه اين ادعا را مطرح كرد؟
گرامي مقدم اما دوباره بر همان اظهارات قبلی خود اصرار کرد و افزود: نخیر، لاريجاني اول بايد مستندات خود را اعلام كند، چون هنوز هيچ اتفاقي نيفتاده است. كروبي اعلام كرد هيئتي تشكيل شود و در اين هيئت من (كروبي) حاضر هستم كه يكي از اعضاي بررسي اين موضوع باشم و صادقانه وقوع جرم يا عدم وقوع جرم را به اطلاع مردم برسانم.
وی بدون پاسخ به سؤال مجری مبنی بر اینکه بالاخره مستنداتی دارد یا خیر، به مواضع 2 روز اخیر لاریجانی پرداخت و اضافه کرد: لاريجاني روز گذشته در سخناني در مجلس خواهان بررسي اين موضوع شد و حالا چگونه در عرض يك روز نظر وي تغيير كرد و هم اينك آن را تكذيب مي كند. ايشان بفرمايند در يكي، دو روز گذشته چه اتفاقي افتاد كه نظرش تغيير كرد.
سخنگوی کروبی در پایان گفت: اما درباره مستنداتي كه كروبي بايد ارائه دهد، خوب وقتي هيئتي تشكيل و بررسي موضوع در فضايي آرام و امن آغاز شود، وي نيز مستندات خود را ارائه مي كند.
به‌نظر می‌رسد شکست کروبی در انتخابات علی‌رغم سرمایه‌گذاری‌های ده‌ها میلیاردی برای موفقیت وی، شخصیت او را دچار نوعی بحران کرده و این عدم تعادل در حال انتقال به نزدیکان وی نیز هست، به‌طوری که سخنگوی حزب کروبی، اثبات ادعای کروبی بر مبنای مستندات متقن را برخلاف اصول بیّن فقهی و حقوقی دارای تقدم نمی‌داند و معتقد است اول باید کسی که این ادعاهای ساختگی را رد کرده است، یعنی لاریجانی، اسناد خود را برای مورد آزار قرار نگرفتن زندانیان فاش کند.

mojtaba66
Saturday 15 August 2009, 12:34AM
راستی منبع خبرهاتون خیلی معتبره
گاف نیوز( خیلی سابقا فارس نیوز)

adeliran
Saturday 15 August 2009, 03:53AM
Unjavat,
1- من پیش از این در مورد توهم توطئه که حکومت ایران تمام فعالیتها و عملکردهایش را بر آن اساس بنیان می گذارد به کرات صحبت کرده ام. دشمن خارجی و توطئه خارجی تنها توهم و توجیح است. هیچ "انقلاب مخملی" در کار نبوده. آنچه در ایران روی می دهد صرفا نتیجه تصمیمات و عملکرد اشتباه حکومت ایران است و مردم به آن تصمیمات و فعالیتها اعتراض دارند.







ببین مزدور فلک زده . تو فقط به کرات خوزعبلات بافتی . 2 تا حرف درست و حسابی من از تو نشنیدم .. هرروز میای اینجا و هی تکرار میکنی



ایلات متحده منقل فروشان طرفدار آزادی شیره کشان است

ایالات متحده گوش درازان از مبارزات خران وحشی حمایت میکند

ایلات متحده بق بقو فراوان نق نقو است ... و از این چرندیات می بافی و فکر میکنی که داری شاخ ابوالهل میشکونی ؟ جمع کن برو پی کارت !



در ظمن فارسیت روز بروز بدتر میشه .. کمتر از اون چیزها دود کن ! ... برای اونجات خوب نیست !.

ببین پخمه . توجیح رو اینجوری مینویسند ... توجیه ... حالا برو امشب صد بار بنویس .. فردا از تو امتحان میگیرم



.

صبح
Saturday 15 August 2009, 01:47PM
تور مخملى براى NGO هاى ايرانى
21 مرداد 1388 ساعت 17:22
با توجه به اظهارات گفته شده و نيز تصريح وزير امور خارجه آمريكا مبنى بر حمايت غيرمستقيم از اتفاقات اخير در ايران مى توان گفت كه هدف اصلى از سرمايه گذارى كشورهاى بيگانه بر روى NGOها درحقيقت فعال ساختن آنان در مواقع بحرانى همچون اغتشاشات بوده است.
----------------------------------------------------------------------------

زنجيره اغتشاشات سازماندهى شده پس از انتخابات ۲۲ خرداد، اكنون به افول كامل رسيده است. دادگاه اغتشاشگران در حال برگزارى است و به تدريج سرپنجه هاى دخالت قدرت هاى خارجى در سازماندهى و حمايت از آشوب ها در حال آشكار شدن است.

«كودتاى مخملى» به عنوان برچسب عينى اغتشاشات در ادبيات سياسى كشور كاملاً جا افتاده و هيلارى كلينتون وزير خارجه آمريكا رسماً از حمايت هاى پنهان كاخ سفيد از روند كودتاى مخملى سخن به ميان آورد هر چند تلويحاً از شكست پروژه مورد حمايت دولت متبوعش نارضايتى دارد.

اكنون در ذهن بسيارى از ايرانيان، اين سؤال شكل گرفته كه روند كودتاى مخملى از كجا آغاز گرديده است؟يافته هاى اخير بيانگر آن است كه آغاز اين پروژه به مدت ها پيش بازمى گردد و تلاش هاى طراحان غربى براى پيش بردن آن به مدت ها قبل باز مى گردد.

سرويس هاى امنيتى غرب با پوشش هاى گوناگون از سال ها قبل سلسله فعاليت هايى را در كشورهاى اطراف ايران آغاز كردند كه هدف نهايى آن بسترسازى نرم افزارى و سخت افزارى براى عملياتى بود كه در سلسله رخدادهاى قبل، حين و بعد از انتخابات رياست جمهورى دهم ظهور و بروز يافت.

سازمان هاى غيردولتى(NGOها) يكى از بسترهاى فعاليت اين سرويس ها طى ساليان اخير بوده است.

اين سازماندهى كه از مجراى مديريت نهادهاى غيردولتى صورت گرفته دو فاز را دنبال مى كرده است.

فازاول، شناسايى و پرورش نيروهاى مستعد همكارى و ايجاد شبكه اى از افراد متفاوت همسو و همفكر با ارزش ها و اهداف درازمدت كشورهاى بيگانه.

فازدوم نيز شناسايى يك يا چند نهاد غيردولتى براى اجراى برنامه هاى مشترك و دعوت آنان به سمينارهاى بين المللى جهت آموزش و اتصال به شبكه هاى اصلى.

يكى از افراد فعال در تحركات ضدامنيتى، اطلاعات جالبى را در خصوص نحوه جذب خود به سرويس هاى بيگانه بر بستر يك شبكه اجتماعى و نحوه آموزش خود براى فعاليت در يك انقلاب رنگى تشريح كرده است.

«ى. س» كه از فعالان دانشجويى يكى از دانشگاه هاى مطرح كشور بود، علاوه بر آنكه هدايت دو نشريه دانشجويى و مديريت يك NGO را برعهده داشت چندى پيش با توصيه و هدايت يكى از دوستانش به سمينارى در زمينه حقوق بشر در شهر«كاپودوكيا» تركيه دعوت مى شود.

وى مى گويد: من به همراه ۱۰ تن ديگر شامل دو خانم، هر يك با دريافت مبلغ يك ميليون تومان از جانب مؤسسه دعوت كننده خارجى، به تركيه سفركرديم. گروه در فرودگاه مورد استقبال سه تن از اعضاى NGO «برگ سفيد» به مديريت آقاى«اورال» قرارگرفتيم.

«ى. س» با اشاره به اسكان اين تيم در هتل مرمر تصريح مى كند كه در اين هتل با دونفر از بانوان و فعالان حقوق بشرى در كشور هند آشنا مى شوند كه آنان نيز به اين سمينار دعوت شده بودند.

وى تاكيد مى كند كه اين دو هندى ضمن اشاره به آشنايى خود با شيرين عبادى و شهلا لاهيجى از همكارى خود با اين افراد سخن به ميان آورده اند.

وى در ادامه با بيان اينكه سمينار مزبور ۳ روز بوده، تصريح مى كند: ما در اين جلسات آموزشى كه به صورت ميزگرد برگزار مى شد اين گونه توجيه شديم كه سمينار در رابطه با تاثيرNGO ها بر اقشار مختلف جامعه است.

«ى. س» در ادامه به اظهارات يكى از اساتيد اين سمينار كه آمريكايى بوده اشاره مى كند و مى گويد: اين استاد آمريكايى مى گفت تلاش ما فقط براى دموكراسى است و اين سمينار در ادامه سمينارهاى قبلى است كه ما با ايرانى ها در تركيه داشته ايم.

وى همچنين به ارائه آموزش هايى توسط يك استاد صربستانى اشاره كرده، و مى گويد: اين شخص صرب با بيان خاطرات خود در مورد انقلاب پتر صربستان تجربه هايى در زمينه چگونگى به خيابان آوردن مردم و نحوه انتشار اخبار بين مردم را مطرح كرده و در اين زمينه به ما آموزش مى داد.

وى در بخش ديگرى از اظهارات خود به آموزش هاى استاد آمريكايى اشاره و تصريح مى كند: وى در مورد وضعيت داخلى ايران و چگونگى بهره گيرى از اقوام مختلف صحبت كرد و از ما خواست كه به دو گروه هر يك با انتخاب يك شعار تقسيم شويم كه ماهم ضمن انجام، شعارهاى «نان و مسكن» و «رفراندوم » را انتخاب كرديم كه وى از شعار آخر بيشتر خوشش آمد.

«ى. س» همچنين تصريح مى كند كه بانيان اين سمينار در آموزش ها بارها از ارزيابى خود از اوضاع داخلى ايران سخن گفته و ضمن چگونگى مديريت NGOها تاكيد مى كردند كه آموزش اين نهادهاى مردمى براى تاثيرگذارى بر«تحولات آتى» مى باشد.

وى در اظهارات خود تاكيد مى كند كه اساتيد اين سمينار از اين سياست ها به عنوان «تحولات مخملين» نام مى بردند.

وى در ادامه تصريح كرده است كه بانيان اين سمينار مى گفتند پروژه هاى اصلى اين سمينار براى انقلاب مخملى كشورهاى «آذربايجان»، «ارمنستان» و« تركمنستان» و خاورميانه به محوريت ايران خواهد بود.

فرد ياد شده با بيان اينكه در جلسات سمينار، موبايل ها خاموش مى شد و اجازه يادداشت بردارى به ما داده نمى شد، تصريح مى كند كه مسؤولين اين سمينار ما را به تشكيل NGO براى اهداف حقوق بشرى، دموكراسى و حقوق زنان ترغيب مى كردند.

«ى. س» تصريح مى كند كه هدف اين سمينار در راستاى چگونگى به وجود آوردن انقلاب مخملى بود. به طور مثال سخنرانان به ما مى گفتند كه براى رسيدن به اهدافمان بايد مطالبات لايه هاى مختلف اجتماعى و صنفى مثل معلمان و كارگران و يا قومى مثل كرد و ترك و بلوچ و. . . را دامن بزنيم.

وى تاكيد مى كند: به ما مى گفتند كه NGOها بايد يك شعار اصلى داشته باشند و آن هم در راستاى حقوق بشر، آزادى بيان و حقوق زنان باشد. استاد صربستانى هم در مورد ميتينگ ها و اعتراضات آرام و به دور از خشونت صحبت مى كرد و اينكه چطوردر جريان تظاهرات مى توان پوشش رسانه ها را به دست آورد.

وى تاكيد داشت كه تا سال ۲۰۱۰ انقلاب هاى مخملى در برخى كشورها به خصوص در خاورميانه اتفاق خواهد افتاد.

اظهارات فرد يادشده در حالى صورت مى پذيرد كه برخى از متهمان پرونده كودتاى مخملى نيز در اعترافات خود از آموزش هايى در اين زمينه در دوبى و مالزى سخن گفته و بر سازماندهى قبلى براى اين امر تاكيد داشته اند.

در مجموع با توجه به اظهارات گفته شده و نيز تصريح وزير امور خارجه آمريكا مبنى بر حمايت غيرمستقيم از اتفاقات اخير در ايران مى توان گفت كه هدف اصلى از سرمايه گذارى كشورهاى بيگانه بر روى NGOها درحقيقت فعال ساختن آنان در مواقع بحرانى همچون اغتشاشات بوده است.

به گزارش جوان،در همين حال نوع چينش افراد حاضر شده در اين سمينار كه تركيبى از اساتيد آمريكايى و صربستانى بوده نشان دهنده تئوريزه كردن انقلاب رنگى بوده كه نمونه هاى آن در برخى كشورها بر پايه مفروضات تقلب در انتخابات و استفاده از نمادها و شيوه هاى خيابانى مى باشد.

از ديگرسو، هدايت و مديريت برخى NGO ها نيز مدل تجربه شده اى است كه بنياد سوروس از طريق آن و با توسل به روش هاى نافرمانى مدنى و اطاعت ناپذيرى از حكومت دنبال مى شده است.

مساله اى كه در جريان دهمين دوره انتخابات رياست جمهورى و نيز پس ازآن مورد تاكيد جريان افراطى قرارگرفت.
کد مطلب: 61052
آدرس مطلب: http://www.jahannews.com/vdcdxz09.yt0fk6a22y.html
جهان نيوز
http://www.jahannews.com (http://www.jahannews.com/)

unjavat
Saturday 15 August 2009, 03:16PM
فرارسي ديجيتال جان
شما لازم نيست به ما درس تئوري توطئه بديد. هي اونجا رونيگا كن القاعده داره حمله مي كنه. اي واي افراطي هاي مسلمان .... اوي اون طرف رو نيگا كن چند تا كمونيست... اوخ ايران الان بمب اتمي ميزنه سرتون... اي واي سلاح هاي كشتار جمعي مردم بريم يه يكي دو ميليون نفري بكشيم... واي زنبورا حمل كردند...

خجالت هم خوب چيزيه.

صبح
Saturday 15 August 2009, 07:06PM
پرفسور مولانا :
دخالت بيگانگان در انقلاب هاي مخملي يك عنصر هميشگي است
مشاور رئيس جمهور در امور بين الملل با اشاره به مراحل وقوع انقلاب مخملي در يك كشور، حضور بيگانگان در كودتاي مخملي را يك عنصر هميشگي عنوان كرد و گفت: در يك انقلاب مخملي هميشه بايد دست دخالت يك يا چند دولت بيگانه كه با حكومت وقت معاندت دارند در ميان باشد.
به گزارش رجانيوز، پروفسور سيد حميد مولانا رئيس سابق دپارتمان ارتباطات بين الملل دانشگاه امريكن و مشاور رئيس جمهور، در سلسسه نشست هاي تخصصي در تير و مرداد ماه 1388 با عنوان «بررسي تطبيقي متغيرهاي سياسي و اجتماعي انقلاب‌هاي رنگي» كه در مركز مطالعات، تحقيقات و آموزش وزارت كشور برگزار شد به بررسي و تحليل تاريخچه انقلابهاي رنگي، مراحل وقوع انقلاب مخملي ، زمينه‌ها و عوامل موفقيت آن پرداخت كه متن كامل اين سخنراني به شرح ذيل است:

بسم الله الرحمن الرحيم
انقلاب رنگي كه بنده آن را همان انقلاب مخملي مي‌دانم الگويي است كه آمريكايي‌ها براي تسلط بر اقمار وابسته به اتحاد جماهير شوروي سابق در منطقه آسياي ميانه و اروپاي شرقي طراحي نموده و استفاده مي‌كنند. اين نوع از انقلاب كه به عكس انقلاب‌هاي فرانسه، روسيه و چين در تعريف كلاسيك انقلاب نمي‌گنجد عبارتست از فرآيند انتقال حكومت از دست يك عده به دست عده‌اي ديگر بدون توسل به نظامي‌گري و خونريزي؛ كه تحت حمايت‌هاي تبليغاتي و مالي آمريكا و تعدادي از دولت‌هاي اروپايي صورت مي‌گيرد.
اينجانب اواخر دهه 1980 كه اتحاد جماهير شوروي در آستانه فروپاشي بود در روسيه حضور داشتم؛ در زمان ناآرامي‌هاي مجارستان، آلمان شرقي و چك و اسلواكي نيز سفرهايي به اين كشورها داشتم زيرا كه براي تدريس توسط دانشگاههاي آنجا از من دعوت مي‌شد. ضمن اينكه من در اصل در دانشگاه آمريكن واشنگتن مستقر بودم كه در آن زمان منشأ توليد اين پروپاگانداها محسوب شده و بسياري از مطالعات و نظريه‌هاي روابط بين‌الملل از آنجا پاگرفته است.
در ماجراي 30 تير 1331 كه ظرف مدت كمتر از 48 ساعت قوام السلطنه بركنار شد و مصدق دوباره نخست‌وزير شد، من شخصاً ناآرامي‌هاي بهارستان را مشاهده مي‌كردم و مي‌ديدم كه آن هم مصداقي از حركت‌هاي مردمي بود. پس از آن، كودتاي 28 مرداد را هم من به چشم خود مشاهده كردم. در اين گفتار بنده قصد دارم كه مبتني بر چنين تجربه‌اي از يك ديدگاه تاريخي به بررسي و توضيح انقلاب مخملي بپردازم. به عبارتي، مطالب اين گفتار را به جاي نقل از مستندات رسانه‌‌اي بيشتر بر اساس شواهد و تجربه‌هاي عيني خود براي شما بيان خواهم نمود.
اوضاع و مناسبات مختلف حاكم بر جهان ظرف 200 سال گذشته را كه مطالعه كنيم، مي‌بينيم در ابتدا زماني كه شرايط جهان بطور كامل در تسلط چند امپراطوري محدود نظير چين، آلمان، فرانسه، انگلستان، عثماني و اتريش و مجارستان بود تعداد كشورهايي كه از يك حاكميت مستقل برخوردار باشند انگشت شمار بوده و كليه كشورها يا جزء قلمرو اصلي امپراطوري‌ها و يا از مستعمرات آنها محسوب مي‌شدند.
وقوع جنگ‌هاي جهاني اول و دوم باعث زوال امپراطوري‌ها شد. در سال 1945 كه سازمان ملل و چند سال بعد از آن زماني كه يكي از زيرمجموعه‌هاي اصلي آن يعني يونسكو تأسيس مي‌شود تعداد اعضاي آنها كمتر از 50 كشور است كه ظرف 50 سال اخير به حدود چهار برابر افزايش پيدا مي‌كند. به عبارتي، پس از فروپاشي امپراطوري‌ها به فاصله 50 سال گذشته شاهد ظهور و تكثير فزاينده دولت ملت‌هاي تازه استقلال يافته مي‌باشيم. موازي اين پديده، شاهد ظهور يك پديده منفي هستيم كه عبارتست از بروز كودتاهاي متعدد در داخل اين دولت ملت‌ها.
شكل اين كودتا در ابتدا به صورت نظامي بود و نيروهاي نظامي نقش محوري كودتاها را به عهده داشتند. بنده به خاطر دارم كه در دهه 1320 شمسي كودتاهاي متعددي در كشور تركيه صورت گرفت. در آمريكاي لاتين هر ماه شاهد يك كودتا بوديم. در خود ايران طي يك قرن گذشته لااقل سه مورد كودتاي نظامي اتفاق افتاده است. نخست، كودتاي محمدعلي شاه، معروف به استبداد صغير بود كه با حمايت روسيه صورت گرفت و خوشبختانه شكست خورد. مورد دوم، كودتاي رضاخان و سيد ضياء بود كه محمل انتقال قدرت از قاجار‌ها به پهلوي‌ها شد. و سومين مورد كودتاي نظامي، كودتاي مشهور 28 مرداد بود.
با اين وصف، از 30 سال پيش به اين طرف، مشاهده مي‌شود كه سيل كودتاهاي نظامي در كشورهاي جهان فروكش كرده است. دلايل اين امر را مي‌توان در دو عامل زير خلاصه كرد. عامل نخست افزايش جمعيت و عامل ديگر افزايش آگاهي‌هاي سياسي آحاد مردم در كشورهاي جهان بوده كه باعث شده است انجام كودتاهاي نظامي در كشورها گران تمام شده و كودتاگران به فرض موفقيت در تصاحب حكومت، نمي‌توانند مشروعيت سياسي لازم را كسب نمايند. از اين‌رو، كشورهاي استعمارگري نظير آمريكا، انگلستان، آلمان، فرانسه و حتي ايتاليا در تلاش براي سرنگون‌سازي حكومت‌‌‌هاي مخالف خود، به جاي كودتاي نظامي، دو روش ديگر طراحي و اجرا كرده‌اند. روش نخست، اعمال تحريم اقتصادي مي‌باشد. شيوه ديگر، تحميل فشارهاي سياسي از طريق رسانه‌ها، احزاب و سمن‌ها مي‌باشد كه اين روش به ويژه از 20 سال اخير شروع شده است.
در اين ارتباط مي‌توان به دو عنوان سند رسمي دولت ايالات متحده آمريكا اشاره كرد كه به صراحت به كارگيري چنين روش‌هايي را عليه دولت‌هاي مخالف آمريكا توصيه مي‌كند. مورد نخست، سند شماره 68 مي‌باشد كه بيانگر استراتژي سياسي و نظامي آمريكا بعد از جنگ جهاني دوم بوده و به دنبال تأمين و پاسداري از منافع سياسي و اقتصادي آمريكا در داخل و خارج از آن كشور است. مورد دوم، سند شماره 130 شوراي امنيت ملي آمريكاست كه در آن به صراحت ذكر مي‌شود كه «دولت آمريكا بايد از ابزارهاي قدرت نرم نظير رسانه، احزاب سياسي، گروه‌هاي مردمي و شيوه‌هاي رواني به نحو حداكثر استفاده كرده و تا حد امكان آن را جايگزين دخالت‌هاي نظامي نمايد.»
در اين راستا، ايالات متحده آمريكا كشور كوبا را به عنوان نخستين هدف تهاجمات رسانه‌اي خود مشخص مي‌كند. به عبارتي، آمريكا كه تا قبل از تصويب سند 130 شوراي امنيت ملي، فقط يك برنامه راديويي در كوبا داشت از آن زمان به بعد اقدام به پخش مستقيم و زنده يك برنامه تلويزيوني در اين كشور نموده و از آن طريق فشار بسيار زيادي عليه حكومت كاسترو اعمال كرد.
مراحل شكل‌گيري يك انقلاب مخملي در يك كشور مشخص را مي‌توان در پنج مرحله توضيح داد. البته قبل از اينكه بخواهيم اين پنج مرحله را بطور مفصل شرح دهيم ابتدا لازم است كه اين نكته را متذكر شويم كه در يك انقلاب مخملي هميشه بايد دست دخالت يك يا چند دولت بيگانه كه با حكومت وقت معاندت دارند در ميان باشد.
الف. مرحله نخست شكل‌گيري يك انقلاب مخملي، ذهنيت‌سازي گروهي از افراد جامعه هدف به سمت پذيرش ارزش‌هاي غربي (به ويژه آمريكايي) است. اين مرحله بصورتي تدريجي و در طول زمان دنبال مي‌شود. لذا مي‌تواند از نظر مسئولان حكومت وقت كاملاً پوشيده بماند. به عنوان مثال، بسياري معتقدند كه ايالات متحده آمريكا در قالب طرح مارشال - كه عبارت بود از طرح كمك‌هاي سياسي و اقتصادي آمريكا به اروپاي بعد از جنگ جهاني دوم – در واقع به دنبال ترويج ارزش‌ها و گرايشات آمريكايي در كشورهاي اروپايي بود؛ كه البته موفق هم شد زيرا كه مي‌بينيم در آن زمان بازار مشترك اروپا به اتحاديه اروپا تغيير پيدا مي‌كند و نهادهاي مالي و تجاري اروپايي‌ها دقيقاً منطبق با الگوي آمريكايي تنظيم مي‌گردد.
اما درخصوص ايران، سه مؤلفه جامعه‌شناختي وجود دارد كه مي‌‌تواند اهميت و حساسيت اين مرحله نخست را افزايش دهد. مؤلفه نخست، جوان‌ بودن جمعيت ايران است. مؤلفه دوم، اين واقعيت است كه جمعيت ايران تقريباً به يكباره دو برابر رشد داشته است. و سومين مؤلفه، اين واقعيت است كه ايران به دليل برخورداري از رشد سريع اقتصادي با شكل‌گيري طبقه متوسط متورمي روبه‌رو مي‌باشد كه هنوز ارزش‌هاي چندان تثبيت شده‌اي پيدا نكرده است.
از اين رو، در راستاي پيش‌گيري از انقلاب‌هاي مخملي در ايران توجه به اين مرحله و اهتمام به جلوگيري از به ثمر نشستن آن بسيار ضروري و تعيين كننده است. آمريكايي‌ها در حال حاضر در تلاش هستند كه از طريق نفوذ در احزاب و رسانه‌هاي موجود و در صورت امكان، راه‌اندازي احزاب و رسانه‌هاي جديد به اهداف خود در اين مرحله دست پيدا كنند. البته در اين خصوص راه‌اندازي سمن‌هاي سبز و فمنيستي نيز مي‌تواند در راستاي چنين اهدافي بكار گرفته شود.
ب. دومين مرحله شكل‌گيري يك انقلاب مخملي، ايجاد تشكل‌هاي سازماني مورد نياز آن است.
ج. سومين مرحله آن، تعيين رهبر يا رهبران يك انقلاب مخملي است. به عنوان نمونه، گورباچف و شوارنادزه، رهبراني بودند كه براي تحركات غرب عليه اتحاد جماهير شوروي سابق تعيين شدند.
د. مرحله چهارم شكل‌گيري يك انقلاب مخملي، راه‌اندازي يك جريان مشخص است. براي راه‌اندازي چنين جرياني به دو طريق عمل مي‌شود. كشورهاي غربي از طريق رصد اوضاع و تحولات داخلي كشور هدف به دنبال مشاهده بحران‌ها كمين مي‌كنند و در صورت مشاهده كوچكترين بحراني از آن به عنوان حربه تبليغاتي خود عليه حكومت وقت استفاده مي‌نمايند. در روش دوم، اين خود كشورهاي غربي هستند كه در داخل كشور هدف به ايجاد بحران اقدام مي‌كنند و بر اساس آن جريان اجتماعي و سياسي مخالف حكومت وقت را به وجود مي‌آورند.
هـ . پنجمين مرحله شكل‌گيري يك انقلاب مخملي، انتخاب شعار يا شعارهاي مناسب براي ترسيم آرمان يا آرمان‌هاي اصلي جريان مخالف است. كه در اين خصوص مشاهده مي‌شود كه معمولاً عناويني نظير دموكراسي، آزادي، مشاركت، حقوق‌بشر، فمنيسم و يا جامعه‌مدني به عنوان آرمان‌ها و شعارهاي اين جريانات تعيين مي‌گردد. به عنوان نمونه، همين ايده «جامعه مدني» از اوايل دهه 1980 به بعد رايج شده است و پس از جمهوري‌هاي شوروي سابق به ايران سرايت پيدا كرده است.
براي اينكه يك انقلاب مخملي پس از شكل‌گيري، به هدف اصلي خود كه تغيير حكومت وقت است دست پيدا كند لازم است كه دو عامل اصلي زير در كشور هدف محقق باشد.
الف. نخست، نخبگان كشور هدف نسبت به پايه‌‌هاي مشروعيت حكومت وقت، بسيار ناراضي باشند البته صرف ترديد داشتن نخبگان راجع به مشروعيت حكومت وقت نمي‌تواند به موفقيت يك انقلاب مخملي عليه آن بيانجامد.
ب. عامل دوم، وجود يك الگوي مشخص است كه بتواند گرايش‌هاي مردم را به سمت خود جلب نمايد. به عبارتي اگر يك الگوي مشخص و از قبل تبيين شده وجود نداشته باشد و يا نتواند گرايشات مردم را به خود جلب نمايد، آنگاه انقلاب مخملي مورد نظر به موفقيت نخواهد رسيد.
با اين توضيحات، آنچه درخصوص ناآرامي‌هاي اخير كشور ايران مي‌توان گفت اين حقيقت است كه غرب در تهييج و ترغيب آشوبگران در حوادث اخير به عنوان حربه‌اي براي تضعيف نظام و ايجاد اغتشاش در كشور بهره گرفته است.
در چنين شرايطي لازم است بين نهادهاي سه‌گانه دولت، دانشگاهها و اتاق‌هاي فكر و رسانه‌ها در كشور همگرايي بيش از اينها باشد. به عنوان مثال، در جامعه‌اي نظير ايالات متحده آمريكا، اين سه نهاد در بيش از 90 درصد مباني نظام خود با يكديگر هم راستا و هم جهت مي‌باشند. به ديگر سخن، براي اينكه يك جامعه از ناحيه ذهنيت‌سازي‌هاي منفي مخالفان و معاندان خود دچار آسيب و بحران نشود لازم و ضروري است كه اين نهادهاي سه‌گانه توافق و همگرايي بالايي راجع به اصول نظام داشته باشند.

صبح
Saturday 15 August 2009, 07:08PM
رئيس مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوري:
حضور بنيادهاي آمريكايي و اسرائيلي در كليه انقلاب هاي رنگي
رئيس مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوري با بيان اينكه انقلاب رنگي معمولاً در مقطع انتخابات تحقق پيدا مي‌كند، رهبر اين انقلاب ها را كساني عنوان كرد كه قبلا در حاكميت بوده اند و گفت: در كليه انقلاب‌هاي رنگي، بنيادهاي غيردولتي آمريكايي – اسرائيلي حمايت‌‌هاي مؤثري را، البته به صورتي غيرعلني، از مخالفان نظام‌‌هاي وقت به عمل آورده‌اند.
به گزارش رجانيوز، انقلاب اسلامي ايران شايد در ظاهر، نوعي تغيير در سطح حاكمان سياسي يا نهايتاً دگرگوني در نوع حاكميت تلقي شود ولي تحليلگران امروز بخوبي مي دانند كه اين رخداد نه صرفاً يك اتفاق سياسي و نه محدود در يك منطقه جغرافيايي كه يك نقطه عطف اثرگذار در روند تحولات سياسي و فرهنگي پس از خود در جهان به حساب مي آيد. گسترش نگرش ايجاد شده در انقلاب اسلامي ايران كه به عنوان "هويت جديد اسلامي" با "تأكيد عملي بر اسلام رهايي بخش" در جهان، بويژه جهان اسلام، خود را نشان داده بود، رويارويي سخت افزاري با اين انقلاب الهام بخش را از جانب برتري طلبان غرب بدنبال داشت.
امروز رويكرد سخت افزاري غرب و امريكا در قالب تشكيل و حمايت گروه‌هاي ترور، تحريم ها، جنگ تحميلي و اتفاقاتي از اين دست به عنوان تصميماتي زودهنگام و عجولانه براي مواجهه با انقلاب اسلامي ارزيابي مي شود. تاريخ تحولات سي سال اخير نشانگر اين واقعيت است كه چنين مواجهه‌هاي آشكار و غير واقع بينانه‌اي هميشه يا با شكست كامل مواجه بوده و يا در ارزيابي نهايي نتايج درخوري را براي برتري طلبان به همراه نداشته است.اما انديشه تماميت خواهانه استكبار براي بازيابي و احياي هژموني خود در جهان در محاق فرو نرفت. چه بسا شكست تئوري هايي كه خوشبينانه روند حركت جهان را سير به سوي سكولاريسم و ايمان به ايدئولوژي ليبرال مي دانستند، غرب و امريكا را به گرايش دوباره به سمت پروژه‌هاي طراحي شده براندازي سوق داد. پروژه‌هايي كه بر خلاف رويكرهاي عجولانه و سخت افزاري، نوعي تحمل برنامه‌ريزي شده و خزيدن نرم را توصيه مي كرد. فروپاشي بلوك شرق در اوخر دهه هشتاد ميلادي، نوعي اثبات كارآمدي اين پروژه ها به حساب مي آمد. ايالات متحده روش خود را در همسو سازي حاكميت ها با تكيه بر اين رهيافت ادامه داد. مدل مواجهه با دولت صربستان، انقلاب مخملي در اوكراين و گرجستان، تغيير حاكميت در قرقيزستان و تحركات گسترده در لبنان در همين چارچوب تحليل مي‌شود.
انتخابات دهم رياست جمهوري در ايران داراي ويژگي‌هاي منحصر بفرد و بي سابقه‌اي در فضاي رقابت سياسي در ايران به حساب مي آيد، كه اتفاقاتي كه در جريان آن رخ داد، انتخابات 22 خرداد 88 را به يك رخداد سياسي بي سابقه در تاريخ سياسي ايران بدل كرد.
بسياري از تحليلگران با كنار هم قرار دادن برخي از نشانه‌ها و زمينه‌هاي اين عناصر، به امكان در ميان بودن پروژه‌هاي امريكايي نظير انقلاب‌هاي رنگي يا مخملي اشاره مي‌كنند.
در همين راستا سلسسه نشست¬هاي تخصصي در تير و مردادماه 1388 با عنوان «بررسي تطبيقي متغيرهاي سياسي و اجتماعي انقلاب‌هاي رنگي» و با حضور اساتيد و صاحبنظران اين حوزه در مركز مطالعات، تحقيقات و آموزش وزارت كشوربرگزار شد. در اين نشست ها تعدادي از صاحبنظران در حوزه روابط بين الملل، علوم سياسي و ارتباطات به بيان ديدگاه‌هاي خود در اين خصوص پرداختند.
آنچه در ادامه مي‌آيد، مشروح سخنراني دكتر ذاكر اصفهاني است؛ كه در تيرماه 1388 ارائه گرديده است، كه متن كامل اين سخنراني به شرح ذيل است:

بسم الله الرحمن الرحيم
در پايان دهه 80 قرن بيستم، با فروپاشي بلوك شرق دوران جنگ سرد به نفع ايالات متحده آمريكا خاتمه يافت؛ آمريكايي‌ها اين رخداد را دال بر برتري ارزش‌هاي ذاتي نظام ليبرال سرمايه‌داري قلمداد كردند. البته، خود برتر بيني پديده‌اي نوظهور و مختص به ايالات متحده آمريكا نيست. به عنوان نمونه، در قرن 18 و 19 وضعيت مشابهي براي اروپايي‌‌ها پيش آمد و اروپايي‌ها را بر آن داشت كه ايده «مركزيت اروپايي» را مطرح نمايند. نظريه‌پردازاني امثال هگل را هم اگر نژادپرست به شمار مي‌آوريم عمدتاً به اين دليل است كه مي‌بينيم اساساً تحت تأثير چنين گفتماني نظريه‌پردازي كرده‌اند.
جنگ جهاني دوم، موقعيت برتر اروپا را گرفت و به ايالات متحده آمريكا منتقل كرد. از آن زمان به بعد است كه مي‌بينيم به عنوان نمونه در گفتگوي مقامات رسمي آمريكايي با انگليسي‌ها- به جاي گفتمان سابق از اصطلاحاتي نظير «اروپاي‌پير» استفاده مي‌شود و به دنبال تلقين اين مطلب هستند كه ديگر دوران «مركزيت اروپايي» سپري شده و روزگار آمريكايي شدن فرارسيده است.
ايالات متحده آمريكا پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، اظهار مي‌كند كه با جزاير متفرقي روبه‌رو است كه به شكل پايگاه‌هاي تروريستي مانع از تحقق نظام ليبرال سرمايه‌داري جهاني شده‌‌اند. ايالات متحده آمريكا براي مقابله با اين جزاير متفرق عمدتاً به رويكرد «ضربه‌زدن پيش‌دستانه» متوسل مي‌گردد. مدل انقلاب رنگي از جمله مهم‌ترين روش‌هاي مورد استفاده ايالات متحده آمريكا ذيل همين رويكرد كلي «ضربه‌زدن پيش‌دستانه» محسوب مي‌شود. به عبارتي، انقلاب رنگي در واقع يك نوع برخورد و تهاجم نرم آمريكايي است.
همانطور كه گفته شد انقلاب رنگي در واقع يك نوع جنگ نرم به شمار مي‌رود جنگ‌هاي نرم نوعاً در عرصه رسانه اتفاق مي‌افتد به اين صورت كه كشور مهاجم رسانه‌هايي را كه در اختيار دارد عليه كشور هدف مورد استفاده قرار مي‌دهد و در مقابل، كشور مورد هجوم نيز در تلاش است كه تمامي توان و ظرفيت رسانه‌اي خود را به منظور دفاع از امنيت ملي خود بسيج نمايد. مارشال مك لوهان يكي از صاحبنظران برجسته حوزه رسانه و مطالعات فرهنگي بر اين عقيده است كه:
«جنگ‌هايي كه در آينده رخ خواهند داد به وسيله تسليحات متعارف و در ميدان‌هاي نبرد نخواهند بود، بلكه اين جنگ‌ها مبتني بر تصوراتي رخ خواهند داد كه رسانه‌هاي جمعي به مردم القا مي‌كنند.» در اين راستا، رسانه‌ها با شيوه‌هاي گوناگون فضاي ذهني گروه‌هاي هدف را در جهت اهداف و خواسته‌‌هاي از پيش تعيين شده شكل مي‌دهند.
مدل انقلاب رنگي، با آن مدل كلاسيك انقلاب كه مستلزم برخورد خشونت‌آميز توأم با خونريزي جهت تغيير كلي و زيربنايي ساختار سياسي بوده و برانديشه‌‌هاي لنين استوار است تفاوت دارد. نظريه‌پرداز اصلي مدل انقلاب رنگي فيلسوف سياسي 81 ساله‌اي به نام جين شارپ است. او عضو ارشد انديشكده آلبرت انشتاين بوده و در دانشگاه‌ هاروارد تدريس مي‌كند. ايشان مطالعاتي در ابعاد شخصيت گاندي و نيز بررسي انقلاب اسلامي ايران انجام داده است. معروفترين كتاب او با عنوان «از ديكتاتوري تا دموكراسي» به فارسي ترجمه و در سال 1372 منتشر شده است. جين شارپ در اين كتاب در ده فصل مباني نظري و راهكارهاي عملياتي انقلاب رنگي را توضيح داده و به عنوان نمونه 198 مورد از اقدامات عملي براي رويارويي با نظام حاكم را برمي‌شمارد؛ كه سخنراني، نامه‌نگاري، صدور بيانيه، استفاده از پوشش‌هاي نمادين، تعقيب و مراقبت مسئوولان، راه‌اندازي اجتماعات و تظاهرات اعتراض‌گونه، كاريكاتور، اعطاي جايزه، مهاجرت اعتراضي، اعتصاب و به طور كلي هرگونه نافرماني مدني از جمله اين اقدامات عملي است. نظرات جين‌شارپ تا به حال به زبان‌هاي بسياري نظير روسي، اسپانيولي، عربي، فارسي، آذري، قرقيزي و اندونزيايي ترجمه شده است.

يك انقلاب رنگي معمولاً در مقطع انتخابات تحقق پيدا مي‌كند. كساني رهبري اين انقلاب‌ها را عهده‌دار مي‌شوند و به عنوان چهره مخالف نظام موجود خود را معرفي مي‌كنند كه به نوعي در حاكميت بوده و براي افراد جامعه شناخته شده مي‌باشند. سردمداران انقلاب رنگي به منظور سلب مشروعيت از نهادهاي حاكميتي، شعار‌هاي دموكراسي‌خواهي و آزادي‌خواهي را مطرح مي‌كنند و بيشتر تجمعات را سعي مي‌كنند در مقابل نهادهاي حاكميتي اصلي نظير پارلمان، وزارت كشور، سازمان پليس و صدا و سيما ساماندهي و برگزار نمايند.
در كليه انقلاب‌هاي رنگي انجام شده تا به اكنون، بنيادهاي غيردولتي آمريكايي – اسرائيلي حمايت‌‌هاي مؤثري را، البته به صورتي غيرعلني، از مخالفان نظام‌‌هاي وقت به عمل آورده‌اند. به گونه‌اي كه حتي هم‌صدا با جريان معترض سعي مي‌كنند كه درخصوص سلامت انتخابات شبهه‌پراكني نموده و باعث ابطال نتايج آن گردند.
همانطور كه گفته شد، در حال حاضر ايالات متحده آمريكا به عنوان سردمدار نظام ليبرال سرمايه‌داري دچار خود برتر بيني شده و براي ارزش‌هاي ذاتي نظام خود قائل به اصالت و برتري است. از اين رو مصمم است كه تمامي جهان را در زير سيطره نظام ليبرال سرمايه‌داري درآورد. در راستاي اين امر، آنجايي كه آمريكا از روش انقلاب رنگي استفاده مي‌كند به طور مشخص به دنبال كسب نتايج زير است:
1- تسلط بر مناطقي كه از نظر جغرافياي سياسي داراي اهميت راهبردي مي‌باشند؛
2- كنترل مسير انتقال انرژي و جلوگيري از تسليحاتي شدن آن؛
3- حذف يا مهار نظام‌هايي كه مانع گسترش سلطه آمريكا هستند؛
4- ممانعت از ايجاد اتحاديه‌هاي نظامي و امنيتي در خاورميانه و آسياي ميانه؛
5- همسو كردن كشورهاي موردنظر با سياست‌هاي آمريكا؛
6- فرصت‌سازي اقتصادي براي ايالات متحده آمريكا؛
7- مهار بيداري اسلامي.
بررسي شرايط كشورهايي كه انقلاب‌هاي رنگي در آنها با موفقيت و به نفع آمريكا تمام شده است گوياي اين واقعيت است كه اساساً چنين انقلاب‌هايي در كشورهايي امكان موفقيت پيدا مي‌كنند كه نظام وقت در حل مشكلات مردم ناكارآمد بوده و فاقد مقبوليت عمومي باشد و چرخش نخبگان به طور مناسب در آن اتفاق نيفتاده باشد. در همين راستا مي‌توان از عوامل زير به عنوان دلايل اصلي شكست انقلاب رنگي آمريكايي در ايران ياد كرد:
1- صلابت ايدئولوژيك و به عبارتي اقتدار نرم نظام جمهوري اسلامي ايران بي‌نظير است؛
2- ساختار سياسي و حاكميتي نظام جمهوري اسلامي ايران آسيب‌ناپذير است؛
3- مردم ايران از يك فرهنگ اجتماعي متقن و ريشه‌دار برخوردار مي‌باشند؛
4- جريانات سياسي و رهبران فكري و عملياتي مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران مورد اعتماد مردم نيستند؛
5- جريان مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران نه تنها داعيه حذف مفاسد مالي را ندارد كه خود در معرض اتهام از اين نظر است.

صبح
Sunday 16 August 2009, 01:05PM
گزارش سخنرانی مهدی فضائلی درباره انقلاب‌های رنگی
ویژگی‌های مشترک انقلاب‌های گل رز، نارنجی و لاله‌ای چیست؟
http://www.rajanews.com/Files_Upload/4298.jpg


مهندس مهدی فضائلی تحلیل‌گر سیاسی، در نشست تخصصي با عنوان «بررسي تطبيقي متغيرهاي سياسي و اجتماعي انقلاب‌هاي رنگي» در 7 فاز به تاريخچه انقلاب‌هاي رنگي، انقلاب گل‌رز گرجستان، انقلاب نارنجي اكراين، انقلاب لاله اي قرقيزستان، ويژگي‌هاي مشترك انقلاب هاي رنگي، انقلاب‌هاي رنگي و انقلاب‌هاي واقعي، انقلاب‌هاي رنگي و براندازي نرم ÷رداخت.
گزارش این سخنرانی که در مركز مطالعات، تحقيقات و آموزش وزارت كشور انجام شد، در ادامه آمده است:
1- تاريخچه انقلاب‌هاي رنگي
با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، دوران به‌اصطلاح جنگ سرد به نفع ايالات متحده امریکا به پايان رسيد و رهبري امریکا در سطح جهان تقريباً به صورتي بلامنازع مورد پذيرش افكار عمومي جهان قرار گرفت. با اين وصف، به اعتقاد بعضي كارشناسان، جنگ سرد هنوز هم (البته نه محدود به آن معناي اصطلاحي سابق) ادامه دارد. رهبري امریکا هنوز هم با چالش‌هاي فراوان و جدي مواجه است و قطب‌هاي قدرت جديدي نظير روسيه، هند، چين و ايران در حال شكل‌گيري است. ايالات متحده امریکا در تلاش است كه لااقل به طور غيرمستقيم اين قطب‌ها را مهار كند.
در اين راستا، هر چند امریکا در مواردي نظير عراق و افغانستان از به‌کارگیري راهبرد جنگ سخت پرهيزي ندارد اما، اين رويكرد در بسياري از موارد قابل استفاده نبوده و امریکا مجبور مي‌شود كه از رويكردهاي جنگ نرم نظير براندازي نرم و انقلاب رنگي استفاده نمايد.
اصطلاح انقلاب مخملي كه بعدها به انقلاب رنگي معروف شد، نخستين بار در سال 1989 و درخصوص جريانات به قدرت رسيدن "لاسلاو هاول" در جمهوري چك رايج گرديد. پس از آن، مشابه چنين جرياناتي در تعدادي از كشورهاي آسياي ميانه دنبال شد.
2- انقلاب گل‌رز گرجستان
در سال 2003، يك انقلاب رنگي در كشور گرجستان به‌وقوع پيوست. اين انقلاب از زمان انتخابات پارلماني كشور گرجستان در نوامبر 2002 شروع شد كه در آن 2 جريان «ائتلاف گرجستان نو» به رهبري ادوارد شواردنادزه -از رهبران حزب كمونيست سابق كه بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در گرجستان استقرار يافته و به ادامه فعاليت‌هاي سياسي خود پرداخت- و «تروئيكاي گرجستان» به رهبري ساكاشويلي با يكديگر رقابت داشتند. در اوج رقابت‌ها و در طول زمان رأي‌گيري، تروئيكاي گرجستان مرتباً اظهار مي‌كرد كه پيروز اين انتخابات است. با اين وصف، زماني كه نتايج انتخابات به‌طور رسمي اعلام شد، حكايت از پيروزي ائتلاف گرجستان‌نو داشت. بلافاصله، تروئيكاي گرجستان به نتايج اعلام شده اعتراض كرد و مدعي تقلب در انتخابات شد. جنبشي به نام «كامارا» شكل گرفت كه در واقع مسئوليت بسيج و سازماندهي اعتراضات مدني عليه نتايج انتخابات را به عهده گرفت. متعاقب آن، تجمعات و اعتراض‌هاي خياباني در سراسر كشور گرجستان گسترش پيدا كرد و دامنه آن، ادارات و سازمان‌هاي دولتي را نيز در برگرفت. البته، در اين ميان رسانه‌‌هاي غربي از جريان معترض حمايت به عمل آوردند. در نهايت، زماني كه آقاي ادوارد شوارنازده در صحن پارلمان حضور پيدا كرد كه به طور رسمي فعاليت‌هاي دوره جديد را آغاز كند، معترضين بدون درگيري و ممانعت وارد صحن پارلمان شده و آقاي شوارنازده را كه در جايگاه سخنراني قرار گرفته بود، به بيرون از پارلمان هدايت كردند. البته، در اين ميان گويا قبلاً هماهنگي كامل با نيروهاي انتظامي مستقر در داخل و خارج از پارلمان صورت گرفته بود؛ زيرا همانطور كه گفته شد، هيچگونه ممانعتي در اين خصوص مشاهده نشد. بلافاصله، تروئيكاي گرجستان پيروزي خود را به‌طور رسمي اعلام مي‌كند و به اين ترتيب، ظرف چند هفته، انقلاب «گل رز» در گرجستان به تحقق پيوست.
نكته‌اي كه نبايد ناگفته بماند اينكه متأسفانه "فساد مالي" و "ناكارآمدي" از جمله معضلات آشكاري بود كه گريبانگير ائتلاف گرجستان‌نو بود و همين ضعف، بستر لازم را براي تحريك و گسترش اعتراضات فراگير مردمي در كشور گرجستان فراهم آورد. از طرفي، حمايت‌‌هاي مالي غرب و پوشش رسانه‌اي قوي غربي‌ها از اعتراضات نيز بسيار تعيين كننده بود.
3- انقلاب «نارنجي» اوکراین
حدود يك‌سال پس از آن، يعني در سال 2004، مشابه اين جريان در كشور اوکراین اتفاق افتاد. اين انقلاب در مقطع انتخابات رياست جمهوري اوکراین شروع شد. اوکراین، بزرگ‌ترين كشور اروپايي بعد از روسيه است و از منابع نفت و گاز بسيار قابل ملاحظه‌اي برخوردار بوده، ضمن اينكه از نظر جغرافياي سياسي نيز يك منطقه استراتژيك به‌شمار مي‌رود. مجموع اين امتيازات، غربي‌ها را ترغيب كرده است كه در كشور اوکراین به‌دنبال استقرار دولتي باشند كه تمايلات غربي آن پررنگ‌تر باشد.
در مرحله اول انتخابات رياست جمهوري اوکراین در سال 2004، ياناگويچ كه به روسيه گرايش داشت، با يوشچنكو كه تمايلات غربي داشت، رقيب يكديگر بودند؛ كه در اين مرحله انتخابات به نتيجه نرسيد و به مرحله دوم كشيده شد. در مرحله دوم، زماني كه نتيجه رسمي انتخابات اعلام شد، نشان داد كه ياناگويچ با فاصله‌اي اندك به پيروزي رسيده است. يوشچنكو بلافاصله به نتيجه اعلام شده اعتراض و ياناگويچ را به تقلب در انتخابات متهم کرد. در اين اثنا، جنبشي به نام «پارا» شكل گرفت كه در واقع مسئوليت ساماندهي و گسترش حركت‌ها و اعتراضات و تجمعات مدني را در اين خصوص به‌عهده داشت. فشارهاي بسيار زيادي عليه كميسيون انتخابات اوکراین ساماندهي شد. اما، با توجه به تأييد اين كميسيون و نيز تأييد پارلمان اوکراین، صحت و سلامت انتخابات و نتيجه اعلام شده همچنان برقرار ماند. متعاقب آن، معترضين فشارهاي خود را تشديد كردند و در مناطقي از اوکراین تجمعات بسيار گسترده‌اي را سامان دادند. مخالفان همچنين، اطراف ساختمان نخست‌وزيري و ديگر ادارات و سازمان‌هاي مهم دولتي را به تصرف خود درآوردند؛ به گونه‌اي كه احتمال تجزيه كشور اوکراین بر سر زبان‌ها افتاد و وضعيت فوق‌العاده در آن اعلام شد. كميسيون انتخابات اوکراین، نگران شد و نتايج اعلام شده را ملغي کرد و خواستار تجديد انتخابات گرديد.
پس از آن، زماني كه دور جديد انتخابات رياست جمهوري اوکراین شروع شد، تعدادي از طرفداران قبلي آقاي ياناگويچ، به‌ويژه شخص وزير دفاع دولت وقت، طرفداري خود را از آقاي يوشچنكو اعلام كردند و در واقع وزنه مخالفان را سنگين‌تر كرده و در بدنه دولت ايجاد شكاف نمودند. در دسامبر 2004، در حضور بيش از 12 هزار ناظر خارجي، امر رأي‌گيري انتخابات مجدد رياست جمهوري اوکراین انجام شد و به پيروزي يوشچنكو منتهي گرديد. درخصوص اين انقلاب هم دوباره شاهد كمك‌هاي مالي و حمايت‌هاي رسانه‌اي و سياسي غرب از جريان مخالفان دولت هستيم. محور تبليغات مخالفان عليه دولت وقت نيز فساد مالي و اداري و ناكارآمدهاي آن مي‌باشد.
4- انقلاب «لاله‌اي» قرقيزستان
چنين جرياني در سال 2005 در كشور قرقيزستان اتفاق افتاد. از نظر زمينه‌‌هاي رواني انقلاب رنگي، مي‌‌توان گفت كه نفس تكرار و تسلسل اين پديده در يك منطقه مشخص، امكان وقوع آن را در كشورهاي مشابه بسيار افزايش مي‌دهد. به عبارتي، پس از وقوع و به ثمر نشستن انقلاب‌هاي رنگي در گرجستان و اوکراین، آن هم با يك توالي زماني نسبتاً كوتاه، انگيزه‌هاي طرفين مخالف و موافق دولت در ديگر كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز به‌شدت در راستاي شكل‌گيري يك انقلاب رنگي ديگر تحريك شده بود.
انقلاب رنگي كشور قرقيزستان به انقلاب لاله‌اي مشهور شد. كشور قرقيزستان هم مرز با چين و افغانستان است و از اين نظر براي ايالات متحده امریکا يك منطقه استراتژيك محسوب مي‌شود. شروع انقلاب لاله‌اي قرقيزستان به مقطع انتخابات پارلماني اين كشور و به طور مشخص به زماني برمي‌گردد كه بعضي نامزدهاي مخالف دولت كه خواستار شركت در انتخابات پارلماني بودند، رد صلاحيت شدند. اين افراد كه بعضاً از چهره‌هاي شاخص و سياسي قرقيزستان بودند، در مقابل رئيس‌جمهور وقت آقاي آقايف، اقدام به تشكيل ائتلاف کردند. در اثناي رقابت‌هاي انتخاباتي، جنبشي به نام «مقاومت جوانان» شكل گرفت كه در واقع مسئول ساماندهي و گسترش تجمعات خياباني را به طرفداري از ائتلاف مخالفان دولت به عهده داشت.
اين تجمعات در بعضي از مناطق قرقيزستان با خشونت همراه شد و اماكن دولتي نظير فرودگاه و ادارات به تصرف مخالفان درآمد. آقايف، رئيس‌جمهور وقت، از قرقيزستان متواري شد و بعدها در مصاحبه خود، سفارت امریکا را مسئول راه‌اندازي انقلاب لاله‌اي در اين كشور اعلام كرد.
5- ويژگي‌هاي مشترك انقلاب‌هاي رنگي
با توجه به 3 مورد انقلاب رنگي كه در بالا تشريح شد، مي‌توان به وجود چند ويژگي مشترك در كليه انقلاب‌هاي رنگي پي برد:
الف – شكل‌گيري انقلاب رنگي در مقاطع انتخابات صورت مي‌گيرد. زيرا شفافيت و جديت دسته‌بندي‌هاي سياسي در مقطع انتخابات بيش از ديگر زمان‌ها مي‌باشد. به طوري كه علاوه بر نخبگان سياسي، توده‌هاي مردم نيز به طور صريح‌تر و جدي‌تري در مقابل يكديگر به جبهه‌گيري سياسي مي‌پردازند. ضمن اينكه، در مقطع انتخابات، افكار عمومي دنيا نيز به‌طور جدي‌تري وقايع كشور مورد نظر را دنبال مي‌كند.
ب- انقلاب رنگي در كشوري اتفاق مي‌افتد كه روابط دولت وقت با دولت‌‌هاي غربي خوب نيست و به عبارتي، اين جريان مخالف دولت است كه مورد حمايت غربي‌ها قرار مي‌گيرد.
ج– ابعاد ايجابي و سلبي انقلاب رنگي به اين صورت است كه از نظر ايجابي، جريان مخالف دولت خواستار استقرار دموكراسي است و از نظر سلبي، خواستار رفع ناكارآمدي‌ها و فسادهاي مالي و اداري دولت وقت مي‌باشد.
د- يك انقلاب رنگي زماني به‌طور علني آغاز مي‌شود كه سازوكار انتخابات اعم از فرآيند بررسي صلاحيت‌ها و يا نحوه اخذ رأي و شمارش آرا، آماج فشارها و اعتراضات گروه مخالف دولت واقع مي‌شود.
هـ- از جمله ويژگي‌هاي اصلي يك انقلاب رنگي، سرعت به نتيجه رسيدن اين پديده است. براي توضيح اين ويژگي كه به عنوان آخرين ويژگي مشترك كليه انقلاب‌هاي رنگي ذكر شد، لازم است كه به تفاوت‌هاي انقلاب رنگي و انقلاب واقعي و نيز تفاوت‌هاي انقلاب رنگي و براندازي نرم اشاره شود.
6- انقلاب‌هاي رنگي و انقلاب‌هاي واقعي
درخصوص انقلاب رنگي، بسياري از صاحب‌نظران عنوان «انقلاب» را براي اين قبيل پديده‌ها استفاده نكرده و به جاي آن «كودتاي بدون خونريزي» را اصطلاح دقيق‌تر و مناسب‌تري مي‌دانند. بين انقلاب رنگي و براندازي نرم نيز تفاوت وجود دارد كه ذيلاً توضيح داده خواهد شد.
تفاوت‌هاي انقلاب رنگي و انقلاب واقعي عبارتند از:
1- در يك انقلاب واقعي، نارضايتي از نظام موجود هم عميق است و هم از دامنه گسترده‌اي برخوردار مي‌باشد؛ اما، در انقلاب‌هاي رنگي شدت و عمق نارضايتي‌ها كمتر است و حداكثر نيمي از جمعيت جامعه را در برمي‌گيرد.
2- انقلاب‌هاي رنگي به دنبال ايجاد تحولات اساسي و دگرگوني‌هاي بنيادين نيست.
3- مؤلفه‌هايي نظير شخصيت رهبر، حضور توده‌ها و وجود روحيه انقلابي نقش تعيين كننده‌اي در شكل‌گيري و پيروزي يك انقلاب واقعي دارد، اما در انقلاب‌هاي رنگي اينگونه نيست. از اين رو، در مقايسه با انقلاب‌هاي واقعي، نتيجه‌گيري از يك انقلاب رنگي باید خيلي زود و سريع محقق گردد.
7- انقلاب‌هاي رنگي و براندازي نرم
به طور كلي، تفاوت‌هاي انقلاب رنگي و براندازي نرم را مي‌توان در 2 مورد زير خلاصه كرد:
1- در مقايسه با يك انقلاب رنگي، در يك براندازي نرم لازم است كه تحولات به نحوي تدريجي و متناسب با زمان پي‌گيري شود.
2- در براندازي نرم لازم است كه عناصري از مخالفان در نهادها و مناصب مختلف نفوذ پيدا كرده باشند. به عبارتي، در مجموع مي‌توان گفت كه براندازي نرم به عكس انقلاب رنگي به صورتي تدريجي انجام مي‌شود.
از جمله ويژگي‌هايي كه ذيل بخش 2 براي يك انقلاب رنگي ذكر كرديم، اين بود كه غربي‌ها از جريان مخالف دولت كه وظيفه راه‌اندازي انقلاب را به عهده دارد، حمايت مي‌كنند. نكته‌اي كه در اين خصوص لازم به ذكر است، اينكه غربي‌ها سعي مي‌كنند چنين حمايت‌هايي شكل علني و آشكار به خود نگيرد. از جمله راهكارهاي غربي‌ها براي رسيدن به اين منظور، تأسيس بنيادهايي نظير «بنياد سوروس» است. در جريان جنگ سرد، امریکايي‌ها به منظور كنترل نخبگان و هدايت تمايلات ايشان به سمت غرب و يالااقل كم‌رنگ ساختن گرايشات ضد غربي ايشان، اين قبيل بنيادهاي حمايتي را تأسيس کردند.
جرج سوروس بنيانگذار بنياد سوروس، يهودي مجاري‌الاصل و تبعه امریکاست. عنوان اصلي اين بنياد «مؤسسه جامعه باز» است. «جامعه باز» از جمله مفاهيم مطرح شده توسط كارل پوپر است. اين بنياد علي‌الخصوص بعد از بحران مالي جنوب شرق آسيا، فعاليت خود را در حوزه كشورهاي آسياي ميانه شروع كرد. محور فعاليت‌هاي اين بنياد عبارتند از: 1- فعاليت‌هاي اقتصادي و 2- فعاليت‌هاي مطالعاتي. در حال حاضر، بنياد سوروس در 30 كشور جهان دفتر دارد. بنياد سوروس با واسطه «بنياد ويلسون» و با استفاده از عواملي نظير «كيان تاج‌بخش» و «هاله اسفندياري» حتي توانسته بود دامنه فعاليت‌‌هاي خود را به كشور ايران نيز سرايت دهد. در اين خصوص، به عنوان مثال، اين عوامل موفق شده بودند كه عناوين و موضوعات پايان‌نامه‌هاي محصلين ايراني خارج از كشور را به نحوي هدايت و سامان‌دهي كنند كه از آن طريق، اطلاعات داخل كشور به راحتي در اختيار بيگانگان قرار گيرد.
8- جمع بندي
آنچه در 3 كشور گرجستان، اوكراين و قرقيزستان در دهه اول قرن 21 ميلادي اتفاق افتاد و به «انقلاب رنگي» مشهور شد، هر چند داراي زمينه ها و عوامل داخلي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و تاريخي بود، اما اساساً به دليل تلاش قدرت‌هاي برون منطقه‌اي به‌ويژه امریکا براي پر كردن خلأ قدرت ايجاد شده در اروپاي شرقي و آسياي مركزي و قفقاز و اجراي راهبردهاي جهاني و منطقه‌اي آنان رخ داد. در اين حركت‌ها، برخلاف انقلاب‌هاي اصيل و واقعي كه در آن‌ها نقش اصلي را عوامل داخلي ايفا مي‌كنند، كمك‌هاي گسترده اقتصادي و تبليغاتي غرب به‌ويژه امریکا در بسيج و به صحنه آوردن معترضان نقش اساسي داشت و رهبران معترضان از سوي دولت‌ها و رسانه‌هاي غربي به‌عنوان نجات دهندگان اين جوامع شديدا تبليغ شدند. در عين حال، اين جوامع پس از به قدرت رسيدن سران گروه هاي معترض، راه ثبات و توسعه را نپيمودند و مشكلات‌اشان ادامه يافت.

صبح
Monday 17 August 2009, 09:10PM
روزنامه توقيف شده کروبي سر از رسانه‌هاي سيا و انگليس در آورد
بنگاه خبرپراکني بي بي سي و سايت ضدانقلابي روز آنلاين در کنار ساير بيگانگان در رثاي توقيف يک روزه روزنامه اعتماد ملي اشک ماتم ريختند و به تلافي منتشر نشدن اين روزنامه در روز دوشنبه، اظهارات مهدي کروبي و صفحات منتشر نشده روزنامه وي را به طور کامل منتشر کردند.
به گزارش ايرنا سايت "بي بي سي" خبر اول خود را امروز به توقيف روزنامه اعتماد ملي و اظهارات هتاکانه مهدي کروبي اختصاص داد و عکس شماره آخر و منتشر نشده اين روزنامه را همراه با خبر اول خود بر روي خروجي سايت قرار داد. اين سايت همچنين حمايت مجمع روحانيون مبارز از کروبي و ادعاهاي اخير وي را نيز تحت پوشش خبري قرار داد.
بي بي سي در خبري با تيتر "روزنامه اعتماد ملي 'توقيف موقت' شد"، روزنامه اعتماد ملي را يکي از صريح اللهجه ترين روزنامه‌ها ناميد.
شبکه تلويزيوني و راديوي فارسي بي بي سي نيز در بخش‌هاي خبري خود، اظهارات کروبي و هتاکي وي به ائمه جمعه و توقيف يک روزه روزنامه وي را در صدر اخبار خود قرار دادند.
گفتني است بنگاه خبرپراکني بي بي سي متعلق به دولت انگليس و تحت نظر دستگاه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي اين کشور اداره مي شود و کارکنان بخش فارسي آن وابسته به فرقه ضاله بهائيت هستند.
سايت ضدانقلابي روزآنلاين هم براي جبران اطلاع‌رساني دبير کل حزب اعتماد ملي کم نگذاشت. اين سايت با درج عکس بزرگ شماره امروز اعتماد ملي در صفحه اول سايت، خبر اول خود را هم به عنوان "اعتماد ملي را هم توقيف کردند" اختصاص داد.
روزآنلاين که از بودجه سازمان سيا و همچنين دولت هلند ارتزاق مي‌کند، متن کامل سخنان اهانت‌آميز کروبي را منتشر کرد.
ساير رسانه هاي ضد انقلاب از جمله پيک‌نت و بالاترين نيز اخبار مربوط به مهدي کروبي و عدم انتشار روزنامه وي را تحت پوشش وسيع قرار دادند.
محمدجواد حق شناس مدير مسئول روزنامه اعتماد ملي پيش از ظهر امروز در گفت و گو با ايرنا از انتشار روزنامه اعتماد ملي از فردا (سه شنبه) خبر داد.
بسياري از تحليلگران معتقدند که رفتارهاي اخير کروبي ناشي از شکست سنگين در انتخابات و کسب تنها 300 هزار راي –با وجود تبليغات سنگين- و تحت تاثير اطرافياني است که وي را اداره مي کنند. در اين رابطه حجت الاسلام جعفر شجونيعضو شوراي مرکزي جامعه روحانيت مبارز معتقد است: آقاي کروبي قدرت تحليل مسايل سياسي را از دست داده و آدم ساده اي است که زود مي تواند فريب بخورد.
حجت‌الاسلام حسين ابراهيمي ضو کميسيون امنيت ملي نيز اظهارات اخير کروبي را عملي در جهت تضعيف نظام و زير سئوال بردن انقلاب مي‌خواند و مي‌گويد: با توجه به سوابق انقلابي آقاي کروبي تاسف‌بار است که مي‌بينيم ايشان تبديل به بلندگوي استکبار شده است.
استقبال رسانه‌هاي مخالف نظام از کروبي در شرايطي صورت مي‌گيرد که در طي سه جلسه از دادگاه اغتشاشگران، از نقش مستقيم دول غربي براي کودتاي رنگي در ايران پرده برداشته شد.
محمدعلي ابطحي مشاور کروبي اخيرا با بيان اينکه دلبستگي جريان‌هاي اصلاح‌طلب به گروه‌هاي سازمانده براندازي نرم در سه، چهار سال گذشته اشتباهي بزرگ است، افشا کرد: شبکه تلويزيوني بي‌بي‌سي فارسي براي انتخابات راه اندازي شده بود.
محبتي معاون دادستان تهران نيز فاش ساخت که عناصري از گروهک نفاق با نفوذ در ستاد کروبي، اطلاعاتي را براي منافقين جمع‌آوري مي‌کرده اند.
توهين مهدي کروبي به ائمه جمعه شهرهاي تهران و مشهد پس از آن رخ داد که بسياري از ائمه جمعه کشور در خطبه هاي هفته گذشته خود خواستار محاکمه و برخورد با مهدي کروبي به خاطر اهانت و تهمت عليه نظام جمهوري اسلامي شده بودند.
مهدي کروبي با نگارش نامه اي غيرمستند به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام مدعي تجاوز جنسي به بازداشت شدگان حوادث اخير شده بود. اين ادعا از سوي رئيس مجلس و کميسيون امنيت ملي "کذب محض" خوانده شد و قوه قضائيه نيز آن را تکذيب کرد.
http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=638559

صبح
Wednesday 19 August 2009, 12:03PM
کلینتون: آمریکا نقش مهمی در "انقلاب سبز" ایران داشت

هیلاری کلینتون در واکنش به سران حزب جمهوریخواه که کمک‌های این کشور را به معترضان ایرانی ناکافی دانسته بودند، تصریح کرد: گرچه آمریکا صراحتاً از "انقلاب سبز" در ایران حمایت نکرد تا صحت اظهارات رهبر ایران را اثبات نکند، اما نقش ما در کمک به معترضان به انتخابات قابل چشم‌پوشی نیست.

به گزارش شبکه ایران، علیرغم برخی ادعاها درخصوص مستقل بودن اعتراضات اخیر به انتخابات ایران توسط راه‌اندازان آن، "هیلاری کلینتون" وزیر امور خارجه آمریکا در یک مصاحبه صریح تلویزیونی با شبکه سی‌ان‌ان، برای اولین بار دخالت‌های آمریکا در مسائل داخلی ایران را تایید کرد.

بنابر این گزارش، پس از آنکه "تیری میسان" و "جیمز پتراس"، کارشناسان صاحب نام مسایل سیاسی آمریکا، در پایگاه خبری-تحلیلی ولترنت از کودتای سبز ناموفق ایران به عنوان یک "جهت‌دهی افکار برای بی‌ثبات کردن ایران که از سوی آمریکا حمایت شده" انتقاد کردند، جدال قابل توجهی در میان کارشناسان موافق و مخالف نظر آنان درگرفت و چندین رسانه تحلیل‌های این کارشناسان را به باد سرزنش گرفتند.

ولترنت سپس با اشاره به ادعای وزارت امور خارجه آمریکا که هرگونه دخالت در مسئله ایران را رد کرده بود، به تصاویری از اجتماعات پس از انتخابات ایران اشاره می‌کند که تظاهرات‌کنندگان تهرانی، پوستری به "زبان انگلیسی" در دست دارند که از کشورهای غربی کمک خواسته بود. البته این به ظاهر واکنش سرد کاخ سفید نیز باعث شد تا حزب جمهوری‌خواه آمریکا از بی‌تفاوتی دولت اوباما نسبت به مسایل ایران به شدت انتقاد کنند.

اما در حالی که وزارت امور خارجه آمریکا هرگونه دخالت در امور داخلی ایران را رد کرده بود، اخیراً هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه ایالات متحده، آنچه را که وزارت خارجه تا آن زمان رد کرده بود، در یک مصاحبه تلوزیونی با "فرید زکریا" که از شبکه سی‌ان‌ان پخش شد، تایید و خاطرنشان کرد: ایالات متحده آمریکا نقش بسیار مهمی در "انقلاب سبز" ایران داشته است.

در ادامه متن مصاحبه شبکه سی‌ان‌ان با هیلاری کلینتون را خواهید خواند:

فرید زکریا: اجازه بدهید در مورد بعضی از سیاست‌ها صحبت کنیم. در مورد ایران، همانطور که می‌دانید برخی افراد وجود دارند که ادعا می‌کنند رئیس‌جمهور (اوباما) و شما (هیلاری کلینتون)، به دلیل این که می‌خواستید گزینه مذاکره با ایران را حفظ کنید، بیش از حد در محکوم کردن آنچه گفته می‌شود تقلب در انتخابات بوده و همچنین برای ارائه کمک به مردم ایران، کند عمل کردید؛ آیا واقعا شما می‌توانید با ایران در این نقطه مذاکره کنید؟

با توجه به فضای مناقشه‌آمیز پس از انتخابات ایران، در حال حاضر عملاً با مذاکره کردن با احمدی‌نژاد به او مشروعیت نمی‌دهید؟

هیلاری کلینتون: اجازه بدهید من با بخش اول در مورد عکس‌العمل‌مان آغاز کنم. یک جنبه‌ بسیار مهم در این مسئله وجود داشت؛ ما نمی‌خواستیم در بین اعتراضات و تظاهرات‌های مردم ایران و رهبری ایران قرار گیریم. چون می‌دانستیم که اگر خیلی سریع و به شدت قدم جلو بگذاریم، توجهات مردم ایران خیلی سریع تغییر جهت پیدا می‌کند و همین امر نیز موجب می‌شد تا با روشن شدن صحت سخنان رهبری ایران (در رابطه با نقش آمریکا در وقایع ایران)، از مواضع ما برای متحد شدن مردم ایران علیه معترضان استفاده شود.

این یک تصمیم سخت بود، اما من فکر می‌کنم که ما در مقایسه با گذشته، وضعیت را بسیار خوب مدیریت کردیم. در حال حاضر در پشت صحنه، ما کارهای زیادی انجام دادیم! برای مثال همانطور که می‌دانید، با وجودی که مسئولین پایگاه اینترنتی "تویتر" در نظر داشتند به منظور انجام برنامه تعمیراتی این پایگاه را به طور موقت تعطیل کنند، اما با خواست وزارت خارجه آمریکا این اقدام به تعویق افتاد (تا معترضین ایرانی بتوانند از این پایگاه برای هماهنگی استفاده کنند). بنابراین ما واقعاً بدون آنکه به طور مستقیم و علنی در امور ایران وارد شویم، کارهای زیادی برای تشدید اعتراضات انجام دادیم.

به هر حال ما هم‌اکنون، به بی‌پرده صحبت کردن ادامه می‌دهیم و از معترضان ایران حمایت می‌کنیم.
کد خبر: 34586
تاريخ خبر: چهارشنبه، 28 مرداد 1388 ساعت: 11:13

صبح
Wednesday 19 August 2009, 12:04PM
این ملعون گروه فرارسی کجاست که دائم مثل گبلز تاکید می کرد که آمریکا در ایران دخالت نکرده ؟

فرا رسی دیجیتال
Wednesday 19 August 2009, 08:29PM
صبح:
من پیش از این ادعاهای تکراری شما را پاسخ داده بودم. می توانید آن را در لینک زیر بیابید:
http://iranclubs.net/forums/showpost.php?p=1090811&postcount=98 (http://iranclubs.net/forums/showpost.php?p=1090811&postcount=98)
حکومت ایران باید به جای گشتن به دنبال دشمنی خارجی برای سرزنش کردن، اشتباهات خود را یافته، صادقانه با آنها روبرو شود و به رفع آنها بپردازد. همانطور که می بینید این ترفند کهنه حکومت ایران این بار بی اثر است. بر عبث می پایید . . .

sylvester
Wednesday 19 August 2009, 08:59PM
صبح:


من پیش از این ادعاهای تکراری شما را پاسخ داده بودم. می توانید آن را در لینک زیر بیابید:
http://iranclubs.net/forums/showpost.php?p=1090811&postcount=98 (http://iranclubs.net/forums/showpost.php?p=1090811&postcount=98)

حکومت ایران باید به جای گشتن به دنبال دشمنی خارجی برای سرزنش کردن، اشتباهات خود را یافته، صادقانه با آنها روبرو شود و به رفع آنها بپردازد. همانطور که می بینید این ترفند کهنه حکومت ایران این بار بی اثر است. بر عبث می پایید . . .


به نکته خوبی اشاره کردی! در حکومت های قبل به یه مشت گاو چران در صنحه اقتصادی و سیاسی کرسی هایی داده شد! ولی اشتباهات آن حکومت ها را الان یافته ایم
آدم از یک سوراخ 2 بار نیش نمیخورد :D

مجیدماجد
Wednesday 19 August 2009, 11:06PM
صبح:
من پیش از این ادعاهای تکراری شما را پاسخ داده بودم. می توانید آن را در لینک زیر بیابید:
http://iranclubs.net/forums/showpost.php?p=1090811&postcount=98 (http://iranclubs.net/forums/showpost.php?p=1090811&postcount=98)
حکومت ایران باید به جای گشتن به دنبال دشمنی خارجی برای سرزنش کردن، اشتباهات خود را یافته، صادقانه با آنها روبرو شود و به رفع آنها بپردازد. همانطور که می بینید این ترفند کهنه حکومت ایران این بار بی اثر است. بر عبث می پایید . . .

فرارسی پخمه اینکه حکومت ایران چکار باید بکند یا نکند اصلا ربطی به مزدور خارجی ندارد اما دخالت آمریکای جنایتکار در امور داخلی ایران که منحصر به جریانات فعلی نیست مثلا قبلا آمریکای جنایتکار از گروه آدمکش ریگی حمایت میکرد !راستی لینک این حمایت را نمیخواهی :smile21::smile21:
ضمنا بالاخره جواب تو در باره فروش سلاح شیمیایی از آمریکا به صدام چی شد (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=26809)(لینک) (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=26809)بررسی کردی پخمه ؟:smile21::smile21::smile21:
ببین پخمه برای چه دولتی کار میکنی !ببین جنایت اربابانت را !
[
http://persia1.files.wordpress.com/2008/05/db_5-halabja1.jpg
آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو----------خون جوانان ما می چکد از چنگ تو
ای ز شراره ستم شعله به عالم زده-------امن و امان جهان یکسره بر هم زده
بر سر هر خرمنی در د ل هر گلشنی-----آتش بیداد تو صاعقه غم زده
ثروت انبوه تو خون دل توده هاست-------کین تو بر سینه ها دشنه ماتم زده
دزد جهان خواره ای دیو ستم پاره ای------عقرب جراه ای روبه مکاره ای
جور و جفا در تو هست مهر و وفا در تو نیست-----زهر بلا در تو هست شهد صفا در تو نیست
در همه دور زمان چون تو ستم کاره نیست-------عامل هر فتنه ای صلح و صفا در تو نیست
آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو----------خون جوانان ما می چکد از چنگ تو
در همه گیتی به پاست نائره جنگ تو--------گوش جهان خسته طبل بد آهنگ تو
مظهر شیطان تو یی دشمن انسان تویی------ای همه اهریمنی سرحد فرهنگ تو
رسم تو عصیانگری کار تو ویرانگری------تیره شده عالم از حیله و نیرنگ تو
دشمن هر ملتی موجب هر ذلتی---------سایه هر وحشتی فتنه هر امتی
جور و جفا در تو هست مهر و وفا در تو نیست------زهر بلا در تو هست شهد صفا در تو نیست
در همه دور زمان چون تو ستم کاره نیست---------عامل هر فتنه ای صلح و صفا در تو نیست
آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو------------خون جوانان ما می چکد از چنگ تو

adeliran
Thursday 20 August 2009, 06:43PM
صبح:
من پیش از این ادعاهای تکراری شما را پاسخ داده بودم. می توانید آن را در لینک زیر بیابید:
http://iranclubs.net/forums/showpost.php?p=1090811&postcount=98 (http://iranclubs.net/forums/showpost.php?p=1090811&postcount=98)
حکومت ایران باید به جای گشتن به دنبال دشمنی خارجی برای سرزنش کردن، اشتباهات خود را یافته، صادقانه با آنها روبرو شود و به رفع آنها بپردازد. همانطور که می بینید این ترفند کهنه حکومت ایران این بار بی اثر است. بر عبث می پایید . . .




مزدور پخمه.. بازهم از زیر جواب فرار کرد..


مزدور! .. خانم کلکلی تون اعتراف کرده که در پشت صحنه میخواسته علیه ایران غلط زیادی کنه



این یک تصمیم سخت بود، اما من فکر می‌کنم که ما در مقایسه با گذشته، وضعیت را بسیار خوب مدیریت کردیم. در حال حاضر در پشت صحنه، ما کارهای زیادی انجام دادیم! برای مثال همانطور که می‌دانید، با وجودی که مسئولین پایگاه اینترنتی "تویتر" در نظر داشتند به منظور انجام برنامه تعمیراتی این پایگاه را به طور موقت تعطیل کنند، اما با خواست وزارت خارجه آمریکا این اقدام به تعویق افتاد (تا معترضین ایرانی بتوانند از این پایگاه برای هماهنگی استفاده کنند). بنابراین ما واقعاً بدون آنکه به طور مستقیم و علنی در امور ایران وارد شویم، کارهای زیادی برای تشدید اعتراضات انجام دادیم.

بعد تو بجای جواب دادن آمدی لینک گذاشتی که توش آمده :



- آنچه ایالات .. و خانم کلینتون به آن اشاره کردند؛ ترویج درک بهتر ایرانیان از سیاستهای دولت آمریکا، حمایت از مبارلات بین اندیشمندان ایرانی و آمریکایی و اشاعه آزادیهای بنیادین و دسترسی به عدالت در ایران در ایران بوده است.




خانم کلکلی تون اعتراف میکنه که در پشت صحنه کارهای زیادی برای تشدید اعتراضات در ایران ، انجام داده، :cool:



ولی تو با پرروئی میگی که .. خانم کلکلی تون ترویج درک بهتر ایرانیان از سیاستهای دولت آمریکا، را انجام میدهد:eek:




حالا برو .. رابطه بین حرفهاتو با شقیقه پیدا کن ! :smile21::smile21:






.

صبح
Tuesday 1 September 2009, 08:56PM
در همايش پيشكسوتان جهاد و شهادت
سرلشكر جعفري بخش ديگري از تلاش براي انقلاب مخملين را تشريح كرد


خبرگزاري فارس: فرمانده كل سپاه و عضو شوراي عالي امنيت ملي بخشي ديگر از تلاش هاي برنامه ريزي شده براي انجام انقلاب مخملين در كشورمان با استناد به اعترافات جديد برخي از افراد سياسي را تشريح كرد.

به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار سرلشكر محمد علي جعفري فرمانده كل سپاه در ادامه سخنان خود در جمع پيشكسوتان دفاع مقدس با اشاره به اينكه خيلي ‌ها ميگويند نگوييد انقلاب مخملي چراكه وقوع انقلاب در ايران ممكن نيست، گفت: ولي همين اتفاق در خيلي از كشورها از بستر انتخابات و دموكراسي انجام گرفته است.
وي افزود: بزرگترين نقطه آسيب انقلاب و محتواي نظام، همين جاست. مقاطع انتخابات (البته در گذشته كمتر اين فرصت در اختيار مخالفين استمرار انقلاب اسلامي و راه امام قرار گرفته بود)، محل بروز چنين رفتارهايي است، اما در دهه چهارم انقلاب با اين موضوع بيشتر مواجه هستيم.
جعفري اضافه كرد: بعضي از آقاياني كه چند وقتي است دستگير شده‌اند، اعترافاتي داشته‌اند كه به صراحت اعلام مي‌كنند در گذشته نيز همين هدف‌ها دنبال مي‌شده، اما به شكل ديگر. البته برخي فكر مي‌كنند اين حادثه اخير يك اتفاق ساده بود و تنها يك رقابت سياسي به شمار مي‌رفت كه در درون نظام اتفاق افتاد. البته اينكه مي‌گوييم درون نظام، از يك نظر درست است، چون همه مردم در زير چتر نظام جمهوري اسلامي زندگي مي‌كنند. اما در جايي ديگر مفهوم از درون نظام آن است كه ما محتواي نظام را قبول داشته باشيم در حالي كه در اين انتخابات موضوع به اين سادگي نبود.
عضو شوراي عالي امنيت ملي تصريح كرد: پاسخ به اين موضوع در جملات و اطلاعاتي كه به آنها استناد خواهم كرد، نهفته است. وقتي حرف از براندازي به ميان مي‌آيد به آن معنايي كه آمريكايي‌ها در گذشته مي‌گفتند و امروز جرأت بيان آن را ندارند، نيست. بلكه منظور همان است كه به اصطلاح «تغيير رفتار جمهوري اسلامي» خوانده مي‌شود. يعني تغيير جهت‌گيري‌هاي اصلي انقلاب و عدول از اصول و آرمان‌هاي انقلاب كه هدف آمريكايي‌ها نيز اكنون همين است.
جعفري يادآور شد: شايد برخي بگويند كه اين اعترافات منتشر شده همچون سخنان آقاي ابطحي بر اثر فشار و زور بوده است، اين افراد مدعي چاره‌اي ندارند جز اينكه دروغ بگويند. آقاي ابطحي در مدتي كه در زندان بود با خروج از جوي كه ديگر بر او حاكم نبوده و دور شدن از آن دوستان خود، با بحث آزاد، تحولي در او به وجود آمده و اين سخنان را گفته است. البته ايشان روزي بيرون خواهد آمد و آن موقع نيز مي‌توانيد در مورد استدلال‌هاي وي اظهارنظر كنيد. چراكه دانستن حق مردم است، مردم بايد بدانند.
وي در ادامه سخنان خود به طور مستند به برخي از سخنان افراد اصلاح طلب اشاره كرد كه آنها هدف اصلي خود براي پيروزي در انتخابات را تضعيف ولايت فقيه عنوان كرده و اينگونه گفته اند:

* آقاي موسوي خوئيني‌ها در بهمن 87 اينگونه مي‌گويد: ما بايد بياييم و توان بگذاريم تا به هر قيمتي رهبري را از تخت پايين بكشيم. او بايد بفهمد كه اين مملكت آنطور نيست كه ايشان هر جور بخواهد به هر سمت بكشد. خاتمي و يارانش اكنون كلي تجربه دارند.

* آقاي ابطحي در اعترافات خود مي‌گويد: «خاتمي و فاتح و مهدي هاشمي رفسنجاني مي‌گفتند كه "برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخابات گذشته فرق مي‌كند. در اين صورت جريان اصولگرا و رهبر ديگر نمي‌توانند سرشان را بلند كنند و اين معناي يكسره كردن كار است. " يعني رسيدن به يك نظام با ولايت فقيه بسيار ضعيف شده يا بدون ولايت فقيه جا بيفتد. اعتراضات در انتخابات كاملا برنامه‌ريزي شده بود.»

* آقاي خاتمي در بهمن 87 مي‌گويد: "اگر در اين انتخابات احمدي‌نژاد سقوط كند، عملاً رهبري حذف مي‌شود، اگر به هر قيمتي و به هر شكلي اصلاحات دوباره به قوه اجرايي بازگردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرايي به معناي پايان اقتدار رهبري تلقي مي‌شود و با شكست اصولگرايان بايد قدرت رهبري را مهار كرد. "

* آقاي نبوي مي‌گويد: "بايد سعي كنيم احمدي‌نژاد را كانديداي رهبري معرفي كنيم كه اگر شكست خورد، رهبري شكست خورده باشد. ما يك بار اين كار را در خرداد 76 انجام داديم كه ضربه سنگيني بود و به سختي از جا بلند شدند، اكنون بايد ضربه نهايي را به رهبري بزنيم. براي محدود و پاسخگو كردن قدرت بايد از بالاترين قدرت شروع كرد. "

* آقاي عطريان‌فر اعتراف مي‌كند كه «آقاي تاجزاده در انتخابات مي‌گفت "اگر بتوانيم ببريم، با تجربياتي كه در اين سال‌ها كسب كرده‌ايم به راحتي مي‌توانيم رهبري را مهار كنيم. " شايد تنها كسي كه انقلاب مخملي در ذهنش كاملا تئوريزه شده بود و بدون آنكه اسمش را بياورد همان ايده‌ها را مطرح مي‌كرد، آ‌قاي تاج‌زاده بود.»
* آقاي ابطحي در رابطه با هدف اصلاحات مي‌گويد: «هدف اصلاحات حذف عنوان ولايت فقيه و رهبري ديني و تغيير حاكميت انقلابي و ديني به حاكميت عرفي و سكولار است. »

سردار جعفري گفت: آقاي ابطحي استراتژي‌هاي اصلاحات را اينگونه بيان مي‌كنند: "1- دين ستيزي؛ يعني بي‌توجهي و غيرارزشي معرفي كردن دينداري و دينداران. 2- رواج بي‌بند و باري كه مهمترين شكل آن بي‌تفاوت كردن دختران و پسران نسبت به رابطه با يكديگر بوده است. 3- حذف نمادهاي ديني و انقلابي ". ابطحي مي‌گويد سعي مي‌شد در جلسات كم كم عكس امام و رهبري حذف شود.
وي اضافه كرد: ابطحي خصوصيات اصلاح‌طلبان را نيز اينگونه ذكر مي‌كند: "1- غرب باوري؛ بي‌هويتي اصلاح‌طلبان در سياست خارجي شاخص‌ترين وجه آنها بود. آنها از هيچ دريوزگي براي جا انداختن خود در مقابل غرب فروگذار نبودند و حاضر به اجراي ظالمانه‌ترين تقاضاهاي غرب بودند. "
به گفته عضو شوراي عالي امنيت ملي، ابطحي دومين شاخصه اصلاح‌طلبان را آلوده شدن به فسادهاي مالي عنوان مي‌كند و مي‌افزايد: "ريشه همه مشكلات همين موضوع بود. "

جعفري افزود: اين نوع انحرافات در مسير انقلاب، امروزه بسيار جدي شده و تشخيص آن بسيار سخت است و همه توان و هدف دشمن خارجي روي همين مفاهيم متمركز شده است.
فرمانده كل سپاه با طرح اين سوال كه آيا در اين فضا بايد ساكت بنشينيم و نظاره‌گر باشيم، گفت: برخي نيز متأسفانه با آنها همگام شدند كه انشاءالله هدايت شوند. جالب آنكه اين اتفاقات بعضا به اسم مبارزه با انحراف انجام مي‌شود و برخي مي‌گويند در راه امام و انقلاب انحراف ايجاد شده و ما مي‌خواهيم جلوي آن را بگيريم.
عضو شوراي عالي امنيت ملي با اشاره به تعبير مقام معظم رهبري مبني بر فتنه عميق خواندن اتفاقات اخير گفت: اين ماجرا بحران نبود. البته يك آزمايش بزرگ نيز بود، اگر ما خواهان بقاي نظام هستيم و دوست داريم راه امام استمرار داشته باشد، بايد بيش از اين دقت كنيم و در موضع‌گيري‌ها در رأي دادن ها در حمايت از جريانات سياسي، شناخت از دشمنان، بيشتر دقت كنيم.
سرلشكر جعفري يادآور شد: نخبگان و خواص انقلاب متأسفانه ريزش داشتند، اما نبايد نظام را با عملكرد من يا شما سنجيد،‌ بلكه بايد با معيارها و شاخص‌هاي صحيح راه امام و شهدا را ادامه داد. متأسفانه برخي از نخبگان به اين نكته مهم كه ولي‌فقيه فصل‌الخطاب موضوعات است، توجه كافي نكردند و به راحتي نقدهاي نادرستي به آن وارد مي‌كنند و اگر آنها اينگونه رفتار كنند، نبايد ادعاي پيروي از راه امام و طرفداري از نظام را داشته باشند.
فرمانده كل سپاه خطاب به اينگونه افراد گفت: بياييد مردانه موضع واقعي خود را اعلام كنيد و روي آن بايستيد. البته برخي مي‌خواهند در عمل در مقابل اصل نظام بايستند ولي مردم متوجه اين قصد آنها نباشند اما ما وظيفه داريم آنها را رسوا كنيم و اين وظيفه سنگين بر دوش همه ماست كه وظيفه پيشكسوتان جهاد و شهادت در اين زمينه بسيار مهم است.
جعفري يادآور شد: حفظ انقلاب نيازمند سرباز، سردار و البته انسان‌هاي خط‌ شكن است.
وي در ادامه در پاسخ به سوالي درخصوص اعلام برخي اسامي افراد سياسي گفت: معتقدم ما امروز بعد از اين فتنه بزرگ و اين ضربه بزرگ اعتباري كه به حيثيت نظام جمهوري اسلامي وارد شد، ديگر اين اسم آوردن‌ها حتماً بايد انجام شود.
وي با انتقاد از كساني كه دفاع از احمدي‌نژاد را مساوي با دفاع از رهبري مي‌دانند، گفت: رهبري كجا و ماها يعني ديگر مسئولان نظام كجا؟ برخي طيف‌هاي سياسي در اين انتخابات معتقد به نه به احمدي‌نژاد به هر قيمتي بودند كه البته به جز تأكيد آنها بر موضوع هر قيمتي، بقيه شعارشان، قابل قبول است، چرا كه نوعي مبارزه انتخاباتي است ولي وقتي برخي اتفاقات پشت صحنه مشاهده مي‌شود پيچيدگي‌هاي سختي اتفاق مي‌افتد.
جعفري در پاسخ به سوال ديگري درباره استفاده از مشايي در دولت، اين موضوع را نادرست عنوان كرد و گفت:‌ البته آقاي احمدي‌نژاد در اين زمينه استدلال‌ها و نظراتي دارند و ايشان را آدم درستي مي‌دانند و در همين موضوع انتصاب ايشان به عنوان معاون اول، آقاي احمدي‌نژاد گفتند كه من با رهبري صحبت مي‌كنم و اگر ايشان قانع نشدند، اين انتصاب ملغي خواهد شد ولي برخي رفتارهاي آقاي احمدي‌نژاد درباره موضوع انتصاب مشايي جاي دفاع ندارد.

* حوادث اخير بزرگ‌ترين حادثه در طول تاريخ انقلاب كه مي‌توانست محتواي انقلاب را تهديد كند

سرلشكر در بخش ديگري از سخنان خود در جمع پيشكسوتان جهاد و شهادت كه در مسجد ولي عصر(عج) تهران گردهم جمع شده بودند، با بيان اينكه بسياري از افراد امروز فراموش كرده‌اند كه اهداف شهيدان در دفاع مقدس چه بود و ما براي چه مي‌جنگيديم، خاطرنشان كرد: وصيتنامه اكثر شهيدان بر موضوع رهبري و نظام ولايت فقيه تاكيد دارد.
وي افزود: امروز افراد زيادي از راه امام(ره) حرف مي‌زنند ولي بعضا در مقابل يكديگر عمل مي‌كنند و بايد بدانيم كه صحبت كردن از راه امام(ره) آسان است اما عمل كردن و شناخت اين راه به خصوص امروز بسيار سخت است.
فرمانده كل سپاه با بيان اينكه امام(ره)، اسلام را به جمهوري اسلامي گره زد و حفظ نظام را از اوجب واجبات مي‌دانستند، اظهار داشت: هدف اصلي ما دفاع از محتواي واقعي جمهوري اسلامي است، نه شكل ظاهري آن.
جعفري خطاب به پيشكسوتان جهاد و شهادت گفت:‌ ماندن در اين راه مانند انقلابي ماندن است كه اين امر در اوائل انقلاب آسان بود ولي امروز بسيار سخت است و خيلي ها نتوانستند اين روحيه را حفظ كنند.
وي با تاكيد بر اينكه توصيه به ماندن در مسير جهاد و شهادت بايد هدف اصلي اينگونه نشست‌ها باشد، خاطر نشان كرد: مقام معظم رهبري نيز همواره بر اين موضوع تاكيد دارند كه نبايد تنها در دوران گذشته پر افتخار ماند بلكه بايد تكليف امروز را ببينيم؛ چرا كه گاهي برخي قدرت تطبيق با شرايط امروز انقلاب را ندارند.
وي با تاكيد بر اينكه هدف امروز ما همان اهداف گذشته يعني حفظ اصالت جمهوري اسلامي است و فقط مصاديق تفاوت مي‌كند، ادامه داد: امروز حتي شاهد تغيير در تهديدات عليه كشورمان هستيم؛ چرا كه امروز شيوه جنگ عوض شده و دفاع نيز از نوع همطراز به ناهمطراز تغيير يافته است و البته اولويت تهديد براي دشمنان ديگر نظامي نيست.
فرمانده كل سپاه با بيان اينكه از سال 80 همواره منتظر حمله نظامي آمريكا بوديم، خاطر نشان كرد: آنها هيچگاه جرات عملي كردن اين تهديد را نداشتند اما بايد بدانيم كه امروز تهديد عليه نظام و انقلاب، جدي تر از گذشته است.
جعفري با اشاره به اين مطلب كه بي‌ترديد تهديد نظامي هيچگاه منتفي نيست، خاطر نشان كرد: نيروهاي مسلح همواره بايد براي ارتقاء آمادگي خود، تلاش كنند.
وي با اشاره به موضوع هسته‌اي كشورمان گفت: در طول اين سال‌ها شاهد دو مدل برخورد بااين موضوع بوديم كه بايد ببينيم كدام يك از اين برخوردها با مباني جمهوري اسلامي بيشتر سازگار بود و استقلال و آزادي ملت ايران در كدام برخورد نمود بيشتري داشت.
عضو شورايعالي امنيت ملي عدالت، حمايت از مستضعفين و پرهيز از اشرافي‌گري را از جمله اصول و مباني انقلاب اسلامي عنوان كرد و گفت: دشمن در طول اين 30 سال تلاش كرد تا اين مباني را زير سئوال ببرد.
جعفري با تاكيد بر اين مطلب كه هيچ كس حتي آمريكا جرات و توان براندازي نظام جمهوري اسلامي را ندارد، گفت: اما آنها تلاش مي‌كنند تا محتواي اصلي نظام و مباني آن را خدشه‌دار كنند و در داخل نيز، برخي افراد كه حتي سوابق انقلابي نيز دارند در اين مسير حركت مي‌كنند.
وي با بيان اينكه استمرار انقلاب يعني تحول دائمي و روز به روز به سوي خوبي ها، افزود: ‌امروزه تهديد عليه انقلاب از تهديدات سخت به سمت تهديدات نرم و خصوصا در ابعاد فرهنگي و سياسي تغيير ماهيت داده است و اگر اين موضوع مورد توجه ما ثقرار نگيرد، ممكن است اين انقلابي كه حاضر بوديم براي آن تمام هستي خود را بدهيم، به راحتي و از طريق ديگر از بين برود.
به گزارش فارس، فرمانده كل سپاه در ادامه با تاكيد بر اينكه امروز بايد تهديد اصلي انقلاب را به درستي بشناسيم، اظهار داشت: پيشكسوتان جهاد و شهادت بايد امروز نيز به عنوان خط‌ شكن در اين مسير حركت كرده و رسالت خود را انجام دهند.
جعفري تشخيص دشمن و شناخت تهديدات امروز را بسيار سخت توصيف كرد و با اشاره به حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم گفت:‌ بزرگ‌ترين حادثه در طول تاريخ انقلاب كه مي‌توانست محتواي انقلاب را تهديد كند، همين حوادث اخير بود كه در قالب انتخابات بروز كرد.
وي گفت: برخي از به كار بردن واژه انقلاب مخملي ناراحت مي‌شوند اما بايد بدانيم كه همين اتفاقات در بسياري از كشورها در بستر انتخابات و دموكراسي صورت گرفت و از آن نتيجه هم گرفتند.
فرمانده كل سپاه با بيان اينكه در گذشته افراد ضد انقلاب و مخالفين استمرار راه امام (ره) كم‌تر توان سوء استفاده از مقاطع انتخابات را داشتند، اظهار داشت: برخي آقايان به صراحت در اعترافات خود اعلام كردند كه اين اهداف در گذشته نيز به شكل ديگري دنبال مي‌شد.
جعفري با بيان اينكه حوادث اخير موضوع ساده‌اي نبود، گفت: اين اتفاقات از ماه‌ها قبل طراحي شده بود و حتي در گفتار دشمنان نيز اعلام مي‌شد كه دنبال تغيير رفتار در جمهوري اسلامي هستند كه اين تغيير رفتار به معناي همان عدول از مباني انقلاب است.
انتهاي پيام/
©2009 Fars News Agency. All Rights Reserved

گزارش - سياسي
شماره : 8806101594
88/06/10 - 21:18

صبح
Saturday 5 September 2009, 10:59AM
فائزه هاشمی: انقلاب مخملی همان اصلاح طلبی است
14 شهريور 1388 ساعت 10:32
http://gdb.rferl.org/FE78409B-1814-4D2A-8FB6-D6712540D7DE_mw800_mh600.jpg

تحرکات فائزه هاشمی به همراه برادر بزرگترش مهدی، در فعالیت علیه یکی از کاندیداها در زمان انتخابات به تحریک و سازماندهی اغتشاش گران علیه نظام پس از اعلام نتایج منجر شد. و عملا بر این نظریه که حیات سیاسی برخی افراد با حضور کاندیدای رقیب به خطر می افتد، مهر تائید زد. همان دلیلی که بسیاری از تحلیلگران آن را عامل اصلی پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات دهم دانستند.

به گزارش جهان، هر چند که بعدها آیت الله هاشمی با انتشار مطلبی در سایت شخصی خود با عنوان کردن این جمله که "بچه های من در کارهایی که به آنها مربوط نیست دخالت می کنند" از عملکرد فرزندانش تبری جست، اما این سوال برای بسیاری از مردم همچنان بی پاسخ مانده است که: آقای هاشمی که سابقه طولانی در مدیریت کلان کشور دارد چگونه از مدیریت خانواده خود عاجز مانده است؟

در همین رابطه فائژه هاشمی که پس از بازداشت یک روزه‌اش که گفته شد در حال خوردن ساندویچ دستگیر شده، دیگر سخنی نگفت اما چند روز پیش درباره ماجرای بازداشت خود گفت: در خیابان بازداشت شدم. اینکه گفتند برای محافظت بوده است، واقعیت ندارد. گفتند که حکم بازداشت تو را داریم. بعد هم به پایگاه مقداد و از آنجا به قرارگاه ثارالله منتقل شدیم که در این دو جا انصافاً رفتارها خوب و محترمانه بود. دو تا اتهام داشتم، سازماندهی اغتشاشات و دیگری حضور در اغتشاشات. در مورد اتهام سازماندهی، مثل ملانصرالدین خودشان سناریویی را می‌نویسند و بعد هم آنقدر تکرار می‌کنند که خودشان نیز باور می‌کنند (البته شک دارم که خودشان هم باور کنند.) و براساس آن اقدام می‌کنند، اعترافات اخیر و همچنین اتهاماتی که به مهدی وارد کرده‌اند نیز همین حکم را دارد. وی درباره آنچه در جریان بازداشت کوتاه رخ داد گفت: از من پرسیدند که تو یک روز به کانادا رفته‌ای. برای چه کاری؟ که من گفتم رفت و برگشت به کانادا دو روز طول می‌کشد، حداقل یک روز هم که باید آنجا بمانم خب سرجمع می‌شود سه روز، من چگونه یک روزه رفته و برگشته‌ام؟ گفتند پس با آنها ارتباط داشته‌ای، گفتم اسناد آن کجاست؟ وخواستم که در برگهای بازجویی از من بپرسند تا کامل آن را تکذیب کنم. در برگ‌های بازجویی نیز به اصرار من این سؤال مطرح شد و آنها تمایل به این کار نداشتند. قبل از انتخابات در رسانه‌ها و خبرگزاری‌های دولـتی نـوشـتند 200 هزار مانتوی سبز برای دختران فیروزه‌ای تهیه کرده‌ام که از اصل کذب بود و یا مثلاً یک روز قبل از انتخابات، فارس پیامک ارسال کرد که «فائزه هاشمی دررفت»، در حالی که فردای آن روز در شعبه خیابان دیباجی رأی دادم.

فرزند آیت الله هاشمی‌رفسنجانی که با سایت کانون جوانان حزب کارگزاران سازندگی گفت‌وگو کرده است با بیان اینکه فجایع فقط به کهریزک و کوی دانشگاه، ختم نمی‌شود گفت: بررسی و پاسخگویی به آنچه که در خیابانها و در زندانها و اماکن دیگر برمردم رفته است همگی باید در دستور کار باشد.

وی با بیان اینکه منتسب کردن اعتراضات مردمی به «انقلاب مخملی» نوعی فرافکنی است نظر جدیدی را درباره انقلاب مخملی ارائه داده و گفته است: انقلاب مخملی در مفهوم عام آن می‌تواند به معنی اصلاح‌طلبی و بیان مسالمت‌آمیز ضرورت اصلاحات و تلاش برای انجام آن باشد که چیز بدی نیست. این یعنی گروههایی هستند که نه به اصل نظام اعتراض دارند و نه براندازند و تنها اعتراض آنها به روندهای غیر قانونی و خلاف است و دنبال رأی خود هستند این که حالا رسانه‌های خارجی و یا خارجی‌ها در تأیید تحرکات مردمی چیزی بگویند این نشانه وابستگی نیست. مگر امام در خارج از کشور در فرانسه نبودند؟ مگر مقامات فرانسوی کشور خود را پناهگاه انقلابیون قرار نداده بودند؟ مگر بسیاری دانشجویان از آمریکا مبارزه نمی‌کردند؟ مگر رسانه‌های خارجی و از جمله BBC در آن زمان مسائل ایران را با شدت قوت پوشش نمی‌دادند؟

وی درباره اعترافات یکی از کارمندان سفارت انگلیس نیز با بیان اینکه اعترافات کارمند سفارت انگلستان، البته آنچه که من شنیدم، چیزی نبود جز انجام وظیفه تصریح کرد: هر سفارتی در هر کشور از اوضاع طرف مقابل گزارش تهیه می‌کنند تا سیاست‌هایشان در آن را بر مبنای شرایط واقعی هر کشوری بریزند. مگر سفارت ما در کشورهای خارجی این کار را نمی‌کند؟

فائزه هاشمی در خصوص اعترافات بیان شده از سوی متهمین دادگاه اخیر نیز گفت: چه کسی اعترافات فردی که بیش از پنجاه روز در انفرادی بوده، ارتباطی با بیرون از زندان نداشته، با خانواده و وکیل ارتباط نداشته، تحت انواع و اقسام فشارها بوده، و نه تنها از وقایع بیرون از زندان بی‌اطلاع است، بلکه همان‌گونه که آقای موسوی نیز گفت احتمالاً اخبار کذب را به فرم روزنامه‌های اصلاح‌طلبان دریـافت کـرده است، باور می‌کند. زمانی این اعترافات می‌تواند مورد پذیرش افکار عمومی قرار گیرد که کل مراحل دستگیری، بازجویی، دادگاه و... بر طبق قانون انجام شده باشد.

وی گفت: بهتر است که این طور فکر نشود که اگر اعتراضات کمرنگ‌تر شده است، اصل آن از بین رفته است. اصل اعتراض را باید درست پاسخ داد و گرنه چون آتش زیر خاکستر خواهد شد. خشم و نفرت از دل مردم با این حرکات زدوده نمی‌شود.

فائژه هاشمی با بیان اینکه «من فکر می‌کنم این نهضت خود‌جوش است و سازمانده و رهبری که این‌ها به این صورت دنبالش می‌گردند وجود ندارد» درباره ارزیابی‌اش از شرایط فعلی اظهار داشت: فراموش نکنیم که این‌ها مردم همین کشور هستند، جامعه‌ای افسرده و دمق و آسیب دیده و پر از خشم و نفرت و کینه، حتی خاموش، نمی‌تواند مناسب برای یک نظام مقتدر باشد. این که مطالبات به حق و قانونی مردم خود را این گونه سرکوب کنیم و در عوض بخواهیم حامی حقوق مسلمانان و مردم دنیا باشیم طنزی تلخ و بی‌معنی است.

کد مطلب: 64629

آدرس مطلب: http://www.jahannews.com/vdcgy393.ak9tx4prra.html

جهان نيوز
http://www.jahannews.com

صبح
Wednesday 9 September 2009, 12:53PM
اصول جنگ نرم یا مبارزه بدون خشونت از دکتر جین شارپ برای اصلاح طلبان (http://zionism.blogfa.com/post-230.aspx)
***پیروزی عزتمداری وبدنه قوی کارشناسی سیاست خارجی دولت نهم مبارک باد. با تبریک پیروزی بلا شک دولت دکتر احمدی نژاد در بحث هسته ای، امید دارم که این پیروزی ها بیشتر خود را بنمایاند و مردم قدر این دولت را بیشتر بدانند که عزت و عقلانیت را بر خوشامد کفار یهودزده و صهیونیست مقدم می دارد. این پیروزی بزرگ که البرادعی و آژانس هم بر آن صحه گذاشتند، اثبات بی لیاقتی کارگزارانی ها و اصلاح طلبانی بود که خوشامد غرب بیش از نفع ملت برایشان مهم بود.
***مطلب قبلی خود درباره ضرورت تحریم کالاهای اسرائیلی را تکمیل کردم:(zionism.blogfa.com/post-228.aspx (http://zionism.blogfa.com/post-228.aspx)) دوستانی که مطالب مفید دیگری دارند اگر در اختیارم بگذارند خوشحال می شوم.
بچه‌ها‌ی خوب «جین شارپ» !!!
پروژه بی ثبات سازی، یكی از روش‌ها‌ و راه كارهای جنگ نرم یا مبارزه بدون خشونت است. در این رویكرد تلاش می‌شود تا كاراترین روشها وتا حد امكان با كمترین خشونت برای براندازی و نابودی حكومت‌ها‌ی رقیب، آموزش داده شود. یكی از نظریه پردازان مطرح در این زمینه «جین شارپ» دارای دكترای فلسفه از دانشگاه آكسفورد و از بنیانگذاران «موسسه آلبرت انشتین» در كمبریج ماساچوست، است. مهمترین اثر «جین شارپ» در این زمینه كتاب democracy dictatorship to fromjh است كه به فارسی «از دیكتاتوری به دموكراسی» ترجمه شده است. او در مقدمه این كتاب می‌گوید:
«من تلاش نموده ام با دقت به كاراترین روش‌ها‌ برای شكست دادن دیكتاتوری بیندیشم. روش‌ها‌یی كه تا حد امكان، كمترین رنج را به افراد وارد كند و تا حد امكان باعث از بین رفتن جان انسانها نشود و در این تلاش سالها مطا لعه ام درباره دیكتاتوری‌ها‌، نهضت‌ها‌ی مقاومت، انقلابها، افكار سیاسی، سیستمهای حكومتی و بخصوص مبارزات واقع بینانه غیر خشونت آمیز توجه نموده ام...بنا به ضرورت و همچنین انتخاب آگاهانه، تمركز این كتاب بر روی روش‌ها‌ی عمومی مبارزه با دیكتاتوری و جلوگیری از به وجود آمدن حكومت‌ها‌ی استبدادی جدید است. من صلاحیت تحلیل موشكافانه و تجویز نسخه‌ها‌ی مبارزه برای كشورهای خاصی را دارا نیستم، اما به هر حال آرزویم این است كه این تحلیل عام، برای مردم بسیاری كه تحت حكومت‌ها‌ی استبدادی زندگی و مبارزه می‌كنند مفید واقع شود. لازم است كه آنها اعتبار این نظریات را در كشور خود بیازمایند و با گسترش این نظریات، آنها را برای موقعیت‌ها‌ و شرایط ویژه قابل اجرا سازند. »
آنچه در این یادداشت ملاحظه می‌كنید فهرستی از مهمترین شیوه‌ها‌ی نافرمانی مدنی (كه دقیقا برگرفته از شیوه‌ها‌ی توصیه شده از سوی استراتژیستها غربی، بویژه «جین شارپ» در كتاب از دیكتاتوری تا دموكراسی) است كه از سال 76 تا كنون در جمهوری اسلامی به مرحله اجرا درآمده است:
1- عریضه نویسی و تنظیم نامه‌ها‌ی سرگشاده به مقامات عالی رتبه نظام، مانند نامه 136 تن از نمایندگان دوره ششم مجلس شورای اسلامی به مقام معظم رهبری در4خرداد 1382ونامه بیش از یكصد نماینده مجلس ششم به رییس جمهور در آستانه انتخابات مجلس هفتم درباره نبود آزادی انتخابات و یا بیانیه‌ها‌ی امضا شده توسط گروههای اپوزیسیون در حمایت از اكبر گنجی ( مطابق با دومین شیوه پیشنهادی جین شارپ در كتاب ازدیكتاتوری تا دموكراسی )
2- برگزاری سوگواری‌ها‌ی سیاسی، مانند برپایی یادمان فاجعه نیویورك از سوی حزب مجعول پاك ایران، با مجوز برپایی ازسوی وزارت كشور در 27 شهریور1380 و برگزاری سالانه مراسم بزرگداشت دكتر مصدق، مهدی بازرگان، یدالله سحابی ومقتولین پرونده قتلهای زنجیره ای و...(مطابق با شیوه پیشنهادی مذكور درشماره 43كتاب ازدیكتاتوری تا دموكرا سی)
3- بازپس گیری بیعت ونفی مشروعیت نظام و اصل ولایت فقیه و شخص رهبری (برابر با شیوه پیشنهادی مذكور در شماره 120 كتاب از دیكتاتوری تا دموكراسی )
4- برگزاری میتینگ‌ها‌ و تجمعات حمایتی و یااعتراض آمیز كه به عنوان نمونه میتوان به تجمع اعراض آمیز دفتر تحكیم وحدت و جنبش‌ها‌ی دانشجویی نسبت به توقیف روزنامه سلام، محاكمه غلامحسین كرباسچی و عبدالله نوری و ردصلاحیت دكتر معین برای نامزدی نهمین دوره ریاست جمهوری اشاره كرد (مطابق با چهل وهشتمین شیوه پیشنهادی مذكور در كتاب ازدیكتاتوری تا دموكراسی )
5- طرح خروج از حاكمیت كه از سال 1381به عنوان یكی از موضوعات اصلی وارد لیست واكنشهای سیاسی اصلاح طلبان شد و تا آخر نیز ادامه یافت (مطابق با شیوه پیشنهادی مذكور در شماره 51 كتاب از دیكتاتوری تا دموكراسی)
6- استعفای تدریجی ودسته جمعی، مانند استعفای اعتراض آمیز دكتر معین از وزارت علوم، تحقیقات وفن آوری، استعفای اعتراض آمیز آیه الله طاهری اصفهانی از امامت جمعه اصفهان و استعفای دسته جمعی 108 تن از نمایندگان مجلش ششم در دوازدهم بهمن 1382 و تهدید به استعفای جمعی از استانداران دولت خاتمی در ماجرای رد صلاحیت تعدادی از نمایندگان مجلس ششم 0مطابق با پیشنهاد شماره 113 مذكور دركتاب ازدیكتاتوری تا دموكراسی )
7- تحصن، كه مهمترین آنها تحصن سه هفته ای نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم در اعتراض به رد صلاحیت جمعی ازنمایندگان مجلس، برای نامردی مجلس هفتم كه بازتابهای بسیار وسیعی در رسانه‌ها‌ی غربی داشت ( مطابق با پیشنهاد شماره 68 مذكور در كتاب از دیكتاتوری تا دموكراسی)
8- آبستراكسیون واخلال در كار مجلس كه از مهمترین آنها آبستراكسیون نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم شورای اسلامی یك روز پس از اعلان نظر شورای نگهبان بود، این روش با پیشنهاد فراكسیون اكثریت (جبهه مشاركت) در تاریخ 21دی ماه 1382به اجرا گذاشته شد (برابر با پیشنهاد شماره 172 مذكوردر كتاب از دیكتاتوری تا دموكراسی )
9- اعتصاب غذا، نظیر اعتصاب یك ماهه اكبر گنجی كه موجب جلب حمایت اپوزیسیون داخل و خارج كشور و حمایت علنی و صریح اروپا و دولت بوش شد ( برابر با شیوه پیشنهادی مذكور در شماره 159 كتاب از دیکتاتوری تا دموكراسی )
10- روزه سیاسی كه از سوی نمایندگان اصلاح طلب مجلس شورای اسلامی پیشنهاد و اجرا شد. ( مطابق با پیشنهاد شماره 159 مذكور در كتاب از دیكتاتوری تا دموكراسی )
11- تحریم انتخابات كه در مقاطع مختلف از جمله انتخابات شورای شهرها و روستاها، انتخابات مجلس هفتم و نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از سوی بسیاری از احزاب وابسته به جبهه اصلاحات مورد تاكید قرار گرفت ( مطابق با پیشنهاد شماره 124 مذكور در كتاب از دیكتاتوری تا دموكراسی)
12- جایزه‌ها‌ی دروغین با انگیزه‌ها‌ی صرفا سیاسی، مثل جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی (مطابق با پیشنهاد شماره 14 مذكور در كتاب از دیكتاتوری تا دموكراسی)
13- چاپ سفید قسمت‌ها‌یی از صحفات روزنامه، در اعتراض به سانسور و ممنوعیت یرخی از مطالبات مانند: اقدام برخی از روزنامه‌ها‌ پس از اعلام ممنوعیت چاپ نامه نمایندگان مجلس ششم به مقام معظم رهبری از سوی شورای عالی امنیت ملی (مطابق با شیوه پیشنهادی مذكور در كتاب از دیكتاتوری تا دموكراسی)
14- تلاش برای به تعویق انداختن زمان برگزاری انتخابات مجلس هفتم، از سوی وزارت كشور در 9 بهمن 1382 كه در واقع نوعی نافرمانی، برای ابراز ناخشنودی از تصمیم شورای نگهبان بود ( مطابق با شیوه پیشنهادی مذكور در شماره 114 كتاب از دیكتاتوری تا دموكراسی)
15- مقاومت و تمرد از قوانینی كه در نگاه خود، آن را نامشروع و غیر عادلانه می‌دانستند، مانند: ثبت نام جمعی از غیر مجتهدین در انتخابات خبرگان سوم رهبری در اعتراض به شرط اجتهاد و ثبت نام تعدادی از مخالفین برخی از اصول قانون اساسی از جمله اصل مربوط به ولایت فقیه در انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری ( مطابق با اصل 141 مذكور در كتاب از دیكتاتوری تا دموكراسی)/منبع: حسین شمسی سپهرنیوز (http://www.sepehrnews.org/?p,12860)

puckish
Tuesday 15 September 2009, 05:41AM
:smile39::smile28:

صبح
Monday 21 September 2009, 05:09PM
جورج سوروس:
خاتمي به من گفت با حكومت مذهبي نمي‌توان به دمكراسي دست يافت

خبرگزاري فارس: جورج سوروس رييس هيات مديره موسسه جامعه باز (OSI) در مراسمي كه به مناسبت هشتمين سالگرد حوادث يازدهم سپتامبر در نيويورك برگزار شد ، ضمن تاكيد بر لزوم تقويت رويكردهاي روادارانه در جهان اسلام، ديدار خود با محمد خاتمي در سال 2006 را در همين راستا ارزيابي كرد.

به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، خبرگزاري ايرنا نوشت؛ جورج سوروس كه شامگاه 11 سپتامبر 2009 در سالن اجتماعات هتل بين المللي ترامپ (Trump International Hotel) نيويورك و در جمع مديران و فعالان تعدادي از سازمان هاي غيردولتي امريكا سخن مي گفت، ضمن تحليل ريشه هاي واقعه 11 سپتامبر اظهار داشت: ريشه هاي واقعه تاريخي 11 سپتامبر 2001 را بايد در بنيادگرايي، تصلب و عدم رواداري بخشي از مسلمانان جست و جو كرد.
رييس هيات مديره موسسه جامعه باز ادامه داد: در مقابل اين جريان ستيزه جو، بخشي از انديشمندان مسلمان نظير نصر حامد ابوزيد، عبدالكريم سروش و محمد خاتمي با بهره گيري از آموزه هاي كارل پوپر تلاش مي كنند تا اسلام را با دنياي مدرن آشتي داده و رواداري را در جوامع اسلامي ترويج كنند.
جورج سوروس اظهار داشت: موسسه جامعه باز در راستاي هدفگذاري هاي خود همواره تلاش كرده است تا آن دسته از جريان هاي فكري را در جهان اسلام مورد توجه قرار دهد كه به ارزش هاي جهان مدرن(سكولار) پايبندي بيشتري دارند.
وي در همين رابطه اظهار داشت: يكي از بهترين جلساتي كه من در ارتباط با پيشبرد دمكراسي در جهان اسلام و به ويژه ايران در آن حضور يافتم، ملاقاتي بود كه در روز سه شنبه 14 سپتامبر 2006 با محمد خاتمي رييس جمهور سابق ايران برگزار كردم.
جورج سوروس در ادامه سخنانش با بياني طنز افزود: من حدود 10 سال در انتظار ديدار آقاي خاتمي بودم و به همين دليل اين ديدار آنچنان براي من جذاب و به ياد ماندني بود كه حتي روز و ساعتش نيز در حافظه ام ثبت شده است.
طراح و حامي مالي انقلاب هاي مخملي سپس تاكيد كرد: البته من در 14 ژانويه 2005 بعد از سخنراني جواد ظريف در موسسه جامعه باز، حدود يك ساعت با ظريف صحبت كرده بودم و دغدغه هاي خود را در خصوص روابط ايران و امريكا با توجه به پيشينه اي از بي اعتمادي نسبت به برنامه اتمي ايران و نيز تنش هاي تاريخي ناشي از نقش ايالات متحده در خاورميانه به ظريف كه آن زمان سفير ايران در سازمان ملل بود، منتقل كرده بودم.
جورج سوروس افزود: هدف از ديدار من با محمد خاتمي نيز دستيابي به آگاهي از درون كشوري منزوي بود، كشوري كه براي برقراري ارتباطات با آن فرصت هاي محدودي وجود دارد و با توجه به تحولات اخير منطقه چنين جلساتي ارزشمند است و مي تواند به اتخاذ تصميمات سياسي موثر كمك كند.
رييس هيات مديره موسسه جامعه باز ادامه داد: در اين جلسه من به خاتمي گفتم كه جوانان ايران به عنوان بخش بزرگي از جمعيت ايرانيان، مشتاق تغييري سياسي هستند كه حاصل آن جامعه اي آزادتر باشد.
سوروس ادامه داد: به خاتمي گفتم كه هرچند دغدغه خاطر كنوني بيشتر ايرانيان وضعيت اقتصادي خودشان است و انتخابات ژوئن 2005 نيز همين موضوع را تائيد مي كند اما بايد گرايش هايي را در ايران تقويت كرد كه آزادي بيان و ارتباط با جهان آزاد را مولفه هاي اصلي پيشرفت و ثبات ايران مي دانند.
وي سپس اظهار داشت: به خاتمي گفتم با اينكه تعداد بسياري از شهروندان سرخورده ايراني از تغييرات اساسي در ساختار سياسي ايران حمايت خواهند كرد اما آنان هنوز فاقد "گروه هاي سازماندهي شده " براي پشتيباني از يك انقلاب (براندازي) هستند.
جورج سوروس ادامه داد: به خاتمي گفتم كه سرعت جوانگرايي جمعيت و شدت بيكاري در ايران احتمال تغيير در كوتاه مدت را كاهش مي دهد و براي اين منظور بايد به باز كردن بيشتر فضا، توسعه سازمان هاي غيردولتي و افزايش تعداد رسانه هاي مستقل كمك كرد تا يك دموكراسي پرشور و روادار در ايران نهادينه شود.
رييس هيات مديره موسسه جامعه باز سپس به اظهارات خاتمي اشاره كرد و گفت: خاتمي در اين جلسه به من گفت كه تعارض موجود بين ساختار حقيقي و ساختار حقوقي در ايران مهمترين مانع براي پيشرفت و توسعه روابط ايران با غرب است.
سوروس افزود: خاتمي معتقد بود كه دموكراسي و رواداري دولت با ساختار كنوني يك حكومت مذهبي كه در راس آن رهبر مذهبي حكمراني مي كند، به دست نخواهد آمد.
وي افزود: خاتمي انتخاب احمدي نژاد را حركتي در جهت تثبيت بيشتر قدرت رهبر مذهبي ايران ارزيابي كرد و معتقد بود كه در دوران احمدي نژاد جامعه مدني تحت فشارهاي بيشتري قرار گرفته است.
رييس هيات مديره موسسه جامعه باز اظهار داشت: خاتمي معتقد بود كه در دوره 8 ساله رياست جمهوري خود با هيولاي انسداد سياسي همه روزه دست و پنجه نرم كرده است و اين بن بست سياسي علي رغم گفت و گو هاي متداول و دامنه دار سياسي در راس حاكميت همچنان برقرار است.
سوروس ادامه داد: خاتمي در اين جلسه به من گفت كه كليد قفل بسته شده سياست در ايران تنها و تنها فشارهاي اجتماعي و كمپين هاي وابسته به جنبش هاي دانشجويي، كارگري و زنان است كه بايد خواسته هاي گروهي و شعار تغيير را از درون دفاتر دربسته خود به سطح معابر عمومي منتقل كنند.
وي اظهار داشت:خاتمي در اين ديدار كاملا در نقش رهبر مخالفين دولت در ايران صحبت مي كرد.
سوروس ادامه داد: من مجددا در سي و هشتمين اجلاس مجمع جهاني اقتصاد داووس در ژانويه 2007 با خاتمي ملاقات كردم كه متوجه شدم، پس از يك سال دغدغه هاي خاتمي راديكال تر شده است تا آنجا كه وي به دليل برخي مشكلات سياسي و حذف سياسي گسترده همكارانش ناچار شد اجلاس داووس را نيمه كاره به مقصد تهران ترك كند.
سوروس در ادامه مدعي شد: برخلاف آنچه كه از دخالت موسسه جامعه باز در تحولات اخير ايران و آنچه كه طي ماه هاي قبل در سطح خيابان هاي تهران به عنوان تلاش براي آزادي و دموكراسي مشاهده مي شد، گفته مي شود، اين موسسه هيچ گاه در امور داخلي ايران دخالت نكرده است.
رييس هيات مديره موسسه جامعه باز اظهار داشت: حضور موسسه جامعه باز در ايران در سال 2003 (1382 خورشيدي) و با دعوت رسمي دولت سابق ايران صورت گرفت كه اين فعاليت ها با آگاهي دولت امريكا و در تبعيت كامل از مجوزهاي ويژه صادر شده از سوي دفتر كنترل دارايي هاي خارجي وابسته به وزارت خزانه داري امريكا انجام شده است.
سوروس ادامه داد: فعاليت موسسه جامعه باز در ايران همواره بر كمك هاي بشردوستانه، بهداشت عمومي و هنر و فرهنگ متمركز بوده است.
سوروس تاكيد كرد: تلاش هاي موسسه جامعه باز در ايران با هدف منتفع شدن مردم ايران و پيشبرد گفت و گو بين ايرانيان و جامعه بين المللي صورت مي گيرد.
رييس هيات مديره موسسه جامعه باز بار ديگر تاكيد كرد: من در اينجا اعلام مي كنم كه بر خلاف تبليغات رسمي دولت ايران موسسه جامعه باز نقشي در تحولات اخير ايران كه آن را انقلاب سبز ناميده اند، نداشته است.
وي با اعلام اينكه انقلاب سبز ايران و تمامي تحولات مرتبط با آن بر اساس خواسته و اقدام رهبران جامعه مدني ايران براي رسيدن به پيشرفت و آزادي است، به نقش موسسه خود اذعان كرد و يادآور شد: نقش موسساتي چون جامعه باز در چنين تحولاتي حداكثر نقش الهام بخشي بوده است.
سوروس در همين رابطه اظهار داشت: با حضور رهبران هشياري چون خاتمي و موسوي، انقلاب سبز ايران پيشرفت هاي اعجاب آوري را در ماه هاي اخير داشته است.
رييس هيات مديره موسسه جامعه باز در پايان و ضمن آشكار ساختن نقش مداخله جويانه خود در حوادث اخير ايران تاكيد كرد: اميدوارم با پيشروي انقلاب سبز ايران و همكاري و ارتباط گسترده تر رفرميست هاي ايراني با موسسه جامعه باز، ساختاري دمكراتيك را در ايران پايه گذاري نماييم.
گفتني است جلسه سخنراني جورج سوروس در هتل بين المللي ترامپ، تحت تدابير شديد امنيتي برگزار شد.
انتهاي پيام/
©2009 Fars News Agency. All Rights Reserved

گزارش - فضاي مجازي
شماره : 8806301155
88/06/30 - 15:47

حران
Monday 21 September 2009, 11:04PM
██ سه‌شنبه و چهارشنبه از شبكه اول پخش مي‌شود؛ ██ ميزگرد حجاريان، عطريانفر و شريعتي درباره مسايل انتخابات

صبح
Wednesday 23 September 2009, 11:13AM
گزارش سخنراني سال2005 ظريف دربنيادسوروس
در حالي که پس از انتشار متن سخنان سوروس در مورد ديدار با جواد ظريف و محمد خاتمي، ظريف اعلام کرد که وي ديدار با سوروس را به ياد نمي آورد، ايرنا چکيده اي از مذاکرات شوراي ايران و امريکا با "محمد جواد ظريف" سفير ايران در سازمان ملل در 14 ژانويه 2005 است که در دفتر نيويورک موسسه "جامعه باز" متعلق به جرج سوروس ايراد شده، منتشر مي‌کند.
به گزارش ايرنا، محمدجواد ظريف نماينده برجسته ايران در سازمان ملل در تلاش براي رفع فشار بين المللي بر برنامه هسته اي کشورش، گفت که تهران هيچ تصميمي در زمينه ساخت سلاح هسته اي ندارد. ظريف 14 ژانويه و در زمان حضورش در انستيتوي جامعه باز در نيويورک، نگراني هاي هسته اي جامعه بين المللي را با يک "استنباط نادرست از تمايلات راهبردي ايران" مرتبط دانست.
در سايت موسسه جامعه باز ادعا شده است: مقامات ايران از مدت ها پيش بر غيرنظامي بودن اهداف پژوهش هاي هسته اي اين کشور که عمدتا در خفا انجام مي شود، تاکيد کرده اند. شماري از اعضاي جامعه بين المللي به رهبري آمريکا هنوز به ادعاهاي ايران بدبين هستند و تاکيد دارند که هدف از اين برنامه هسته اي، برخوردار کردن تهران از توانمندي ساخت سلاح است. تندروهاي آمريکا که سرعت روند تلاش هاي ايران آنان را نگران کرده است، از دولت بوش خواسته اند که براي برخورد با تهديد ناشي از برنامه هسته اي ايران، اقدام فوري انجام دهد. برخي از عوامل نومحافظه کار نيز دولت آمريکا را براي اتخاذ سياست هاي قهرآميز با هدف مجبور کردن ايران به انصراف از برنامه هسته يي اش، تحت فشار قرار داده اند.
اين سايت به نقل از ظريف نوشت که لفاظي هاي خصمانه واشنگتن ناشي از "عقده روحي از ايران" است که به پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979برمي گردد. وي افزود که اين عقده روحي قضاوت سياسي دقيق و صحيح به ويژه در رابطه با ايران و موضوع هسته اي را براي واشنگتن دشوار مي کند. ظريف ادامه داد که وجهه "ايران در امريکا بايد ابهام زدايي شود."
وي با قاطعيت سخنان واشنگتن را مبني بر تلاش تهران براي دستيابي به سلاح هسته اي به منظور تقويت جايگاهش به عنوان يک قدرت برتر منطقه اي رد کرد.
ظريف گفت: "سوءبرداشت فزاينده اي در رابطه با اهداف و نيات ايران وجود دارد."
او همچنين با بيان اين که مالکيت تسليحات هسته اي همسو با منافع راهبردي ايران نيست اين گونه استدلال کرد که برخورداري از اين توانمندي، افزايش خصومت همسايگان وحشت زده ايران را موجب مي شود.
نماينده ايران ادامه داد که تسليحات هسته اي "نفوذ ايران را کاهش و آسيب پذيري اين کشور را افزايش مي دهد."
ظريف خاطر نشان کرد ديپلماسي ايران در سال هاي اخير تا حد زيادي در جهت ايجاد اطمينان دوباره به کشورهاي منطقه مبني بر صلح جويانه بودن نيات و اهداف ايران ، حرکت کرده است.
وي گفت که يک ايران هسته اي، آن تصوير دوستانه اي را که ايران براي ايجاد آن تلاش مي کند، بي درنگ مي زدايد و در نتيجه، پس رفت سياست خارجي ايران را باعث مي شود.
سفير ايران همچنين گفت که تهران منابع ايجاد و تشکيل يک چتر امنيتي هسته اي کارامد را در اختيار ندارد. با توجه به بي اعتمادي گسترده منطقه اي به نيات ايران، دستيابي به شمار کمي از تسليحات هسته اي، مي تواند به منزله فراخواندن يک حمله پيشگيرانه احتمالي باشد.
به گفته ظريف، طبق معاهده هاي بين المللي موجود، توليد انرژي هسته اي براي مقاصد و مصارف غيرنظامي، "حق انکارناپذير و لاينفک" ايران است.
وي تاکيد کرد: برنامه هسته اي ايران به منظور تامين نيازهاي انرژي ايران در بلند مدت طراحي شده است.
ظريف گفت: هرچند ايران از منابع طبيعي فراواني برخوردار است اما ذخاير کشور براي تضمين امنيت اقتصادي کشور کفايت نمي کند.
نماينده ايران افزود: "منابع ايران، محدود است و بدون توسعه پتانسيل انرژي هسته اي، ايران طي 50 سال آينده، به منابع انرژي خارجي، وابسته و متکي خواهد شد."
ظريف سخنانش را در "موسسه جامعه باز" با طرح درخواست "گفت وگوي باز" بين آمريکا و ايران و با هدف رفع اختلافاتي که مانع از ازسرگيري روابط ديپلماتيک عادي بين دو کشور پس از انقلاب اسلامي شده است، آغاز کرد.
ظريف گفت: سياست گذاران دو طرف براي توفيق هر تلاشي در زمينه تعامل، بايد "آمادگي براي شنيدن" و "تمايل براي متقاعد شدن" را از خود نشان دهند.

صبح
Friday 25 September 2009, 06:08PM
کد خبر: 697457 زمان مخابره: 1388/7/3 - 17:21:47
http://www.irna.ir/Images/BlueDots1.gif سردار فضلي از ساماندهي چهار لشکر انساني توسط عوامل اغتشاشات اخير خبر داد
فرمانده سپاه سيدالشهداء استان تهران گفت که عوامل اغتشاشات اخير 4 لشکر انساني سازماندهي کرده بودند که يکي از اينها سازمان راي با 300 هزار عضو، به صورت هرمي به هم متصل بودند.


(http://www.irna.ir/NewsMedia/Photo/Larg_Pic/2009%5C9%5C25%5Cimg633894959553281250.jpg)
" سردار علي فضلي " که به مناسبت هفته دفاع مقدس در جمع نمازگزاران جمعه اين هفته شهرري سخن مي گفت ، با اشاره به انقلاب هاي رنگين در جهان گفت : قبلا کودتا ها توسط نظاميان انجام مي شد ولي در دوران جديد با طراحي انقلاب هاي رنگين و نرم در صدد براندازي حکومت هاي مردمي در جهان مي باشند.
وي گفت: اين تئوري در 30 کشور جهان طراحي و اجرا شد که در 17کشور موفق بوده است و در چند کشور از جمله ايران موفق نبوده اند.
سردار فضلي با اشاره به تشکيلات و سازماندهي اين تئوري از چند ماه قبل از انتخابات گفت : ادعاي تقلب در انتخابات و دروغگو خواندن دولت و رييس دولت از جمله برنامه هايي بود که توسط اين گروه سازماندهي شده در کشور مطرح شد.
وي افزود : 4 لشکر انساني سازماندهي کرده بودند که يکي از اينها سازمان راي با 300 هزار عضو به صورت هرمي به هم متصل بودند.
فضلي ادامه داد: آنها از جمله با اتصال گروههايي از داخل کشور با گروههاي خارجي در آستانه انتخابات رياست جمهوري درپي براندازي نرم بودند.
وي تاکيد کرد: تشکيل هيئتي براي صيانت آرا و 20 کميته تحت عناوين زنان ، جوانان ، دانش آموزان و ... با هدف هدايت همه اقشار جامعه به کمک ماهواره ها و دست آخر تجمع در مقابل وزارت کشور نيز در ادامه اين انقلاب نرم صورت گرفت .
فرمانده سپاه سيدالشهداء استان تهران گفت : گروهي از فتنه گران پس از انتخابات اخير کشور در دوران دفاع مقدس در سمت فرماندهي و برخي ديگر نيز رزمنده ما بودند ولي ضعف ايمان و تقوا باعث شد عده اي به اينجا کشانده شوند ولي امت با بصيرت ايران اسلامي از نظام ، امام ، رهبر و انقلاب دفاع کردند.
وي با اشاره به تاريخچه جنگ تحميلي و اهداف دشمنان نظام با ايجاد اين جنگ گفت :44 کشور غربي ، شرقي و حاميانشان که بخشي از آنها همسايگان ما بودند در اين جنگ شرکت داشتند تا نظام مقدس جمهوري اسلامي را نابود کنند.
وي با اشاره به عمليات متعدد رزمندگان اسلام براي پس گيري شهرهايي که به دست ارتش عراق افتاده بود، گفت :عده اي که حتي يک شب را دز جبهه ها بيتوته نکرده اند در آن زمان مي خواستند با بيهوده خواندن ادامه جنگ تحميلي در اذهان مردم بويژه جوانان ترديد ايجاد نمايند.
وي ادامه دارد : در دهه چهارم انقلاب نيز با حوادثي مواجه شديم که در آن فتنه عميقي نهفته شده است و رهبري هوشمندانه مقام معظم رهبري و بصيرت مردم اين فتنه ها را از بين برد.
سردار فضلي با اشاره به انقلاب هاي رنگين در جهان گفت : قبلا کودتا ها توسط نظاميان انجام مي شد ولي در دوران جديد با طراحي انقلاب هاي رنگين و نرم در صدد براندازي حکومت هاي مردمي در جهان مي باشند.
وي با اشاره به حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري گفت: آغاز اين اعتراضات و نا آرامي ها از دانشگاه آزاد کرج بود که گروهي در هنگام امتحان دانشجويان اين دانشگاه وارد صحن دانشگاه شدند و برگه هاي امتحاني آنها را را پاره کردند.
فضلي با اشاره به فضاهاي عمومي جامعه در اثر اغتشاشات اخير در تهران از جمله کوي دانشگاه تهران ، ساختمان سبحان و برخي ميادين اصلي تاکيد کرد : ايجاد درگيري در اين فتنه ها طراحي شده بود به نحوي که همزمان در 63 نقطه تهران ايجاد درگيري و آتش سوزي صورت گرفت و در برخي خيابانها تجمعات غير قانوني صورت گرفت ، به اتوبوسها حمله شد ، سطل هاي زباله را آتش زدند و تا جايي که تا به ناحيه ميقات نيز با سنگ حمله کردند و
حريم قانون و مامور نيروي انتظامي را مي شکند به اموال اشخاص متعرض مي شوند.
وي ادامه داد : بعد از کشته شدن 8 نفر آنروز در تهران عقبه هاي اين فتنه نرم جشن مي گيرند.
وي با اشاره به خطبه هاي نمازجمعه تاريخي مقام معظم رهبري در دانشگاه تهران در روز 29 خرداد گفت : مقام معظم رهبري در آنروز با اتمام حجت براي اغتشاشگران و سران آنها از جان خود مايه گذاشتند ولي در روز 30خرداد شنبه ، 6700 سطل زباله و بيش از 180 نقطه شهر به آتش کشيده شد و 12 نفر نيز کشته شدند و در واقع اصلاحات را جشن گرفتند.
فضلي با طرح اين سوال که چه کسي مسئول و پاسخگويي خون هاي ريخته شده اغتشاشات پس از انتخابات است خاطرنشان کرد : حوادث پس از انتخابات شباهت بسياري به حوادث صدر اسلام دارد.
وي افزود:‌مسوولان و متوليان بايد فرهنگ جبهه، جهاد و شهادت که نياز جامعه و نسل آينده است را در جوانان زنده کنند.
وي گراميداشت ياد و خاطره شهدا، تجليل از بسيجيان، آزادگان،جانبازان، تکريم خانواده معظم شهدا و تشديد روحيه استکبار ستيزي در جوانان را از حداقل ها در قبال جانفشاني هاي شهدا عنوان کرد.
فضلي تاکيد کرد:‌ جوانان بايددر مقابل جنگ نرم دشمنان هوشيار و آگاه باشند.
وي گفت:‌ دشمن از طريق جنگ نرم مي خواهد بي بند و باري، غارتگري، پوچگرايي و بي ديني را ترويج دهد.
او اظهارداشت:‌دشمن مي خواهد ما را جنگ طلب معرفي کند در حالي که ما طرفدار صلح هستيم.ک 3
687

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 697457

صبح
Friday 25 September 2009, 06:14PM
معاون خبري ايرنا در گفت‌وگو با فارس:
اسناد سخنراني سوروس درباره ديدار وي با خاتمي را در اختيار داريم
خبرگزاري فارس: عبدالرضا داوري با اشاره به تكذيب خبر ديدار سوروس و خاتمي از سوي خاتمي اظهار داشت: تمامي اسناد سخنراني جورج سوروس درباره ديدارش با محمد خاتمي كه در 11 سپتامبر 2009 در هتل ترامپ اينترنشنال نيويورك ايراد شده است را در اختيار داريم.
عبدالرضا داوري معاون خبري سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با اشاره به تكذيب خبر ديدار سوروس و خاتمي از سوي خاتمي گفت: تكذيب اين خبر از سوي آقاي خاتمي فاقد وجاهت است چون تاريخ اعلام شده توسط سوروس به عنوان اولين ملاقاتش با خاتمي يعني روز 14 سپتامير 2006 همان تاريخي است كه آقاي خاتمي در نيويورك اقامت دارد و در مصاحبه با خبرگزاري ايسنا ملاقات با مدير يكي از تينك‌تانكهاي امريكايي را پس از ملاقات با كوفي عنان جزو برنامه‌هاي خود اعلام مي كند.اكنون آقاي خاتمي پاسخ دهند كه مدير آن تينك‌ تانك (اتاق فكر) به غير از جورج سوروس چه كسي مي‌تواند باشد؟
داوري تاكيد كرد: تمامي اسناد سخنراني جورج سوروس درباره ديدارش با محمد خاتمي كه در 11 سپتامبر 2009 در هتل ترامپ اينترنشنال نيويورك ايراد شده است را در اختيار داريم.
وي همچنين در مورد ادعاي فردي به نام امي ويل در بي بي سي فارسي كه خود را مدير ارتباطات موسسه جامعه باز معرفي و ديدار سوروس با خاتمي را تكذيب كرده است، گفت: فرد مورد ادعاي بي بي سي فارسي فاقد هر نوع سابقه در پايگاه اطلاع رساني موسسه جامعه باز است و در عين حال ادعاي بي بي سي فارسي در اين مورد در شرايطي صورت پذيرفته كه سايت رسمي آقاي جورج سوروس در مورد خبر ايرنا سكوت كرده و هيچ اطلاعيه‌اي يا اظهارنظري را در اين رابطه نداشته است.
اين كار شنانس مسائل سياسي ادامه داد:همانگونه كه در متن گزارش ايرنا آمده بود سخنراني آقاي سوروس در هتل ترامپ اينترنشنال نيويورك تحت تدابير شديد امنيتي و بدون حضور خبرنگاران صورت گرفت. در اين جلسه جمعي از مديران نهادهاي مدني امريكا حضور داشته‌اند كه اسناد سخنان آقاي جورج سوروس از سوي يكي از حضار علاقمند به ايران در اختيار رابط خبري ايرنا در نيويورك قرار گرفت.
داوري تصريح كرد: تكذيب اين سخنان از سوي آقاي سوروس در يك جمع 100 نفره ضربه حيثيتي به وي بوده و به همين دليل بي بي سي فارسي وارد عمل شده است تا با خبر سازي مجعول در محيط فارسي زبانان چالش پيش آمده براي آقاي خاتمي را مرتفع نمايد.
معاون خبري سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي در ادامه افزود: ما نگراني آقاي خاتمي را از آشكار شدن ارتباطاتش با بنياد سوروس آنهم پس از آشوبهاي اخير به خوبي درك مي كنيم اما در صورت اصرار آقاي خاتمي به تكذيب اين خبر، اسناد خود را در اختيار مراجع ذي صلاح و افكار عمومي قرار مي دهيم.
داوري تاكيد كرد: آقاي خاتمي به جاي آنكه به رسانه‌هاي بي‌اعتباري چون بي بي سي فارسي براي ترميم وجهه خود توسل جويد، بهتر است جهت‌گيري سياسي خود را به نحوي تعريف نمايد كه در تقاطع هاي تاريخي با چهره هايي چون سوروس تلاقي نكند.
لینک خبر:
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8807030514

صبح
Saturday 26 September 2009, 04:26PM
حمله ماهواره‏ای به صدا و سیما در زمان انتخابات
۰۴ مهر ۱۳۸۸

رئیس سازمان پدافند غیر عامل از حمله ماهواره ای دشمنان نظام در ایام انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به صدا و سیما خبر داد.

به گزارش مهر، سردار سرتیپ پاسدار غلامرضا جلالی در نشست خبری امروز ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای دفاع مقدس با بیان این مطلب اظهار داشت: در ایام انتخابات ریاست جمهوری تلاش های زیادی شد تا صدا و سیما از طریق ماهواره از سوی برخی کشورها قطع شود تا تبلیغات فراگیری از این رسانه ملی در خصوص انتخابات صورت می گرفت انجام نشود.

وی افزود : در این زمینه متاسفانه 5 شب متوالی حمله ماهواره ای دشمن علیه صدا و سیما که بر خلاف پروتکل بین المللی است ، صورت گرفت که با اقدامات سازمان پدافند غیر عامل که از چند سال قبل در صدا و سیما آغاز شده بود و کار موازی سازی که در کنار حملات ماهواره ای صورت گرفت مانع از تداوم این تهدید و کنترل این موضوع شد ولی با این حال باید گفت که در شب اول این اتفاق 13 استان نتوانستند مناظرات را از طریق صدا و سیما ببینند.

جلالی ادامه داد: در موازی سازی که در این زمینه انجام گرفت توانستیم در برابر تهدیدات دشمنان بایستیم و امروز نیز باید با ابزاری مدیریتی و استفاده از سیستم سایبر بتوانیم در برابر تهدیدات به طور کامل مقاومت کنیم.

وی تاکید کرد: سایبر امروز از مهمترین موارد در تهدیدات غیر نظامی است که در کشور ما نیز طی سالهای آینده به بلوغ خواهد رسید.

وی در ادامه سخنانش گفت: پدافند غیرعامل که زیر مجموعه ستاد کل نیروهای مسلح است در راستای کاهش آسیب پذیری در حوزه دستگاه اجرایی است و تلاش می کند تا با رویکرد فنی - مدیریتی، تغییر در مفهوم تهدید بتواند در همه حوزه ها در برابر تهدیدات خارجی پایداری کند.

رئیس سازمان پدافند غیر عامل کشور همچنین گفت: پدافند غیر عامل در اصل دفاع غیر نظامی است و مدیریت بحران در حوادث طبیعی و تهدیدات را بر عهده دارد. نحوه مدیریت بر حوادث کل کشور را در بر می گیرد و در برابر تهدیدات امروزی که همگی آن تهدیدات نرم و سایبری است جلوگیری می کند.

وی با بیان اینکه امروز جنگ از حوزه نظامی به حوزه های دیگر تغییر کرده است، بطوریکه آمریکا در سند 2020 خود اعلام کرده که از تمامی ابزار و امکانات قدرتی خود در برابر تمامی ابزار و قدرت کشور حمله کننده باید ایستادگی کند.

جلالی ادامه داد: اگر امروز کشوری توانسته باشد از فن آوری های برتر سازی استفاده کند می تواند بر تهدیدات موجود تسلط پیدا کند چرا که امروز فناوری اطلاعات، رسانه، عملیات روانی، جنگ اطلاعاتی و بیوتکنولوژی حرف اول را در دنیا می زند.

رئیس سازمان پدافند غیر عامل کشور به فعالیت های سالهای گذشته این سازمان اشاره کرد و گفت: سازمان پدافند غیر عامل از سال 84 آغاز به کار کرده است که تا انتهای سال 87 و اواسط سال 88 انتهای برنامه پنج ساله آن به شمار می رود. این سازمان در برنامه 5 ساله اول خود تلاش کرده است که ابتدا تا منابع حقوقی و مورد نیاز خود را تنظیم و آن را به صورت آیین نامه اجرایی در آورد که تا به امروز این موضوع در حال بررسی است.

وی گفت: در سالهای اولیه ما 200 پروژه از دستگاه اجرایی را اجرایی کردیم که امسال این میزان پروژه در قالب 400 پروژه اجرایی در حال پیگیری است.

جلالی با اشاره به برنامه پنجم کشور گفت: خوشبختانه این برنامه با ملاحظات پدافند غیر عامل بوده که تلاش کرده ایم با مشارکت های دستگاه های اجرایی راهکارهایی را پیش بینی و اعمال کنیم که این اتفاق برای اولین بار است که در برنامه کلان کشور دیده شده است.

رئیس سازمان پدافند غیر عامل کشور با بیان اینکه متاسفانه دستگاه ها تهدیدات را نمی دانند، گفت: قرار است این موضوع از طریق برنامه ها پیگیری شود که نیازمند دستوراتی است که البته این کار سخت است ولی به دنبال اجرای این موضوع نیز هستیم.

وی همچنین از اجرای اولین جشنواره فرهنگی - هنری پدافند غیر عامل در سال جاری همزمان با آزاد سازی خرمشهر اعلام کرد و گفت: خوشبختانه نزدیک به 400 عنوان اختراع در حوزه پدافند غیر عامل را دریافت کردیم که برخی از آنها در حال تکمیل شدن است.

جلالی از برگزاری دومین جشنواره پدافند غیر عامل فنی - مهندسی در هفته دفاع مقدس خبر داد.

به گفته جلالی در همین زمینه تفاهم نامه ای با بسیج به امضا رسیده است که قرار است در تمامی حوزه ها از ظرفیت بسیج استفاده شود.

رئیس سازمان پدافند غیر عامل کشور با اشاره به حوزه سایبری در سازمان پدافند غیرعامل گفت: خوشبختانه در این حوزه توانسته ایم اقدامات خوبی انجام دهیم. چرا که امروز تهدید از طریق فناوری اطلاعات و برتری داشتن در تکنولوژی است که متاسفانه این حوزه در حال حاضر در انحصار غربی هاست و اگر آنها بخواهند در شبکه های ما از جمله شبکه بانکی اختلال ایجاد کنند می توانند به این امر برسند.

وی همچنین از برپایی این رشته و رشته های مرتبط با آن در 4 دانشگاه معین، امام حسین (ع)، مالک اشتر و دانشگاه دفاع ملی خبر داد که در مقطع کارشناسی ارشد در حال آموزش هستند.

جلالی در پاسخ به سئوال خبرنگار مهر مبنی بر اینکه با توجه به تهدیدات دشمنان و اجرای یکی از این تهدیدات در ایام انتخابات آمادگی سازمان پدافند غیر عامل کشور امروز به چه میزان است، تصریح کرد: اگر نسبت به گذشته بخواهیم مقایسه کنیم ما توانسته ایم پیشرفت های قابل توجهی داشته باشیم ولی بدون تعارف باید بگویم که ما 10 سال نسبت به این موضوع عقبیم.

رئیس سازمان پدافند غیر عامل کشور در پاسخ به دیگر سئوال خبرنگار مهر مبنی بر اینکه آیا همزمان با تهدیدات ماهواره ای، تهدیدات دیگری را نیز شاهد بوده ایم، گفت: این تهدیدات قبل و بعد از انتخابات نیز وجود داشته است.
وی در پاسخ به سئوال خبرنگاری مبنی بر اینکه منشاء تهدیدات صدا و سیما از کجا بوده است، خاطر نشان کرد: این موضوع به دلیل اینکه حقوقی است اجازه دهید این موضوع به طور کامل مورد بررسی قرار گیرد و سپس اعلام گردد.

صبح
Saturday 26 September 2009, 04:28PM
کد خبر: 699293 زمان مخابره: 1388/7/4 - 14:43:18
GMT: 9/26/2009 11:13:18 ق.ظ

جزييات جديد از شام محرمانه سوروس و خاتمي به نقل از کنت تيمرمن
انتشار خبر مربوط به مشروح مذاکرات 3 سال پيش سيد محمد خاتمي و جرج سوروس به نقل از سوروس در جلسه‌اي که به مناسبت سالگرد 11 سپتامبر در هتل بين المللي ترامپ (Trump International Hotel) نيويورک و در جمع مديران و فعالان تعدادي از سازمان هاي غيردولتي امريکا واکنش شتابزده دفتر رئيس‌جمهور سابق کشورمان و رسانه‌هاي حامي وي را در پي داشت، به طوري که ضمن تکذيب اين خبر، روشنگري ايرنا را دروغ‌پردازي خواندند.

متعاقب اين تکذيب و پوشش يکپارچه آن به‌عنوان تيتر يک روزنامه‌ها و سايت‌هاي حامي خاتمي، بي‌بي‌سي فارسي نيز دست به‌کار شد و به نقل از فردي که او را ايمي ويل مسئول ارتباطات رسانه‌اي موسسه جامعه آزاد متعلق به سوروس مي‌خواند، خبر داد: آقاي سوروس با آقاي خاتمي آشنايي شخصي ندارد و تماسي با او نداشته است.
اين خبر اگرچه در اين رسانه‌ها به‌عنوان تکذيبيه دفتر سوروس مطرح شد اما هيچ نشاني از فرد مصاحبه‌شونده بي‌بي‌سي به‌عنوان يک مقام مسوول در سايت موسسه جامعه آزاد (www.soros.org) وجود ندارد و در ضمن دفتر سوروس و يا سايت رسمي موسسه نيز هرگز نسبت به تکذيب اين خبر اقدام نکرد.
اما در حالي که دفتر خاتمي اظهارات کيان تاجبخش درخصوص ديدار وي با سوروس و سپس خبر ايرنا را تکذيب کرد، سند جديدي برگرفته از مقاله 3 سال پيش "کنت تيمرمن" (Kenneth R. Timmerman) مدير اجرايي مؤسسه‌ي موسوم به "بنياد دموکراسي براي ايران"، پرده جديدي از جزئيات شام محرمانه سوروس و خاتمي را فاش کرد.
تيمرمن موسس بنياد دموکراسي براي ايران است که خود نيز مدير اجرايي آن بود. وي که از نيروهاي بخش پژوهشي سازمان جاسوسي امريکا (سيا) است، با موسسه آمريکن اينترپرايز و همچنين پروژه قرن جديد براي امريکا نيز همکاري دارد. اين موسسات همانند موسسه جامعه باز سوروس امريکا به‌صورت ويژه بر روي موضوع ايران تمرکز دارند.
اما تيمرمن 3 سال پيش در تاريخ 15 سپتامبر 2006 مقاله‌اي در پايگاه اينترنتي نيوز مکس (http://archive.newsmax.com/archives/articles/2006/9/14/205414.shtml?s=sr) با اشاره به موضوع هسته‎اي ايران و بررسي پيشنهادهايي براي چگونگي توقف ايران هسته‌اي از ديدار محرمانه سوروس و خاتمي در يک ضيافت شام خبر داده بود.
تيمرمن در اين زمينه نوشت: «همزمان و کمتر از يک مايل دورتر از محل گفت وگوي پهلوي با سانتوروم و مارتينز در سناي امريکا، "جرج سوروس" و ساير مخالفان دولت بوش در هتل "هايت " گردهم آمده بودند تا تعامل دولت با تهران را خواستار شوند. سوروس خطاب به شرکت کنندگان در اين نشست که به همت "بنياد امريکاي نوين" برگزار شده بود، درباره يک "معامله بزرگ" با تهران سخن گفت که به رسميت شناخته شدن ايران از سوي امريکا، پايان رويارويي هسته اي از طريق مذاکرات و ازسرگيري مناسبات عادي ميان دو کشور را در بر خواهد داشت.
برخي مقامات روز پنجشنبه به نيوزمکس گفتند که سوروس در همين هفته و در يک مراسم خصوصي صرف شام در بوستون، درباره اين "معامله بزرگ" با "محمد خاتمي" رئيس جمهوري سابق ايران گفت وگو کرد. يک ايراني که در آن مراسم شام حضور داشت، گفت: "خاتمي به ما گفت که آمريکا بايد مذاکره با ايران را آغاز کند. او افزود که ايران مسلما خواهان تعليق غني سازي اورانيوم، اما نه به عنوان يک پيش شرط براي مذاکرات است.
با اين حال، فرد ياد شده به نقل از خاتمي گفت که ايران "غني سازي سوخت هسته اي را کنار نمي گذارد"، زيرا وعده هاي غرب را مبني بر عرضه سوخت مورد نياز نيروگاه بوشهر باور ندارد. نيروگاه بوشهر با وجود 11 سال فعاليت پيمانکاران روسي، هنوز عملياتي نشده است.
اين مقام ايراني همچنين گفت: "از اين رو، يک برنامه R&D (تحقيق و توسعه) اجرا مي شود و اگر حاضر به پذيرش آن نباشيد، هيچ معامله ي بزرگي در کار نخواهد بود." "استيون کلمنز" مدير "برنامه راهبرد آمريکا" در بنياد امريکاي نوين نيز در مراسم صرف شام خاتمي با سوروس شرکت داشت و سخنان مقام ايراني را تصديق کرد.

"هومن مجد" روزنامه نگار آزاد که در طول اقامت خاتمي در آمريکا، مشاور و مترجم او بود، گفت، سفر خاتمي به آمريکا از ماه ها قبل برنامه ريزي شده بود. "اين سفر با شروع ضرب الاجل سازمان ملل براي تعليق غني سازي، دقيقا همزمان شد."
کلمنز انجام يک "معامله بزرگ" بر سر برنامه هسته يي با ايران را کار سخت و دشواري خواند که به نتيجه رساندن آن، راحت و آسان نيست. يک ايراني که در ميهماني شام خاتمي با سوروس، او را همراهي مي کرد گفت، رئيس جمهوري سابق ايران در توضيح رد مکرر پيشنهادهاي آمريکا - از جمله تلاش چند ساله "بيل کلينتون" - درباره يک "معامله بزرگ" از سوي تشکيلات رهبري ايران ، کلينتون را مسوول اين بن بست دانست.
اين ايراني گفت: "پس از عذرخواهي مادلين آلبرايت وزير خارجه وقت آمريکا بابت مداخله آمريکا در کودتاي 1953 عليه دولت محمد مصدق نخست وزير وقت ايران ، همه مسايل در جهت آشتي پيش مي رفت." اما، خاتمي گفت، کلينتون، با "نامنتخب" خواندن تشکيلات رهبري ايران، اين معامله را ضايع کرد.»
کنت تيمرمن که مقالاتش گاهي در پايگاه اينترنتي newsmax.com منتشر مي‌شود، چندي پيش نيز نوشته بود: بنياد ملي براي دموکراسي ميليون‌ها دلار را در دهه‌هاي گذشته براي راه‌اندازي انقلاب هاي رنگي در اوکراين، صربستان هزينه کرده و سياسيون آن‌ها را با تکنيک‌هاي سازماندهي و ارتباطات آموزش داده است.
وي همچنين افزوده بود: بنياد ملي دموکراسي از ستاد ميرحسين موسوي حمايت مي کرده و اين اقدام را از راه ارتباط با سازمان هاي غير دولتي خارج از ايران انجام مي داده است. اين سازمان ها آماده بودند تا به محض اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري در ايران معترضين را سازماندهي کنند. همچنين موسوي پيش از اعلام رسمي نتايج انتخابات به شکل غيرمنتظره اي اعلام کرد که در اين انتخابات به پيروزي رسيده است.
اما شواهد ايرنا درباره ديدار خاتمي و سوروس به روايت کنت تيمرمن خلاصه نمي‌شود، به طوري که سيد محمد خاتمي 25 شهريورماه 85 هنگامي که پس از دو هفته از سفر به ايالات متحده به ايران بازگشت، در تشريح نتايج سفر خود ضمن رد اين مسئله که سفرش غيرمنتظره بوده است، جزئياتي از افراد و مقاماتي را که در اين سفر با آن‌ها ديدار داشته است، بيان کرد.
خاتمي اگرچه در برخي موارد به مکان ديدارها و حتي ميزان جمعيت حاضر در آن‌ها نيز اشاره دقيق داشت اما هنگامي که به موضوع ديدارش با روساي تينک تانک هاي امريکا (اتاق‌هاي فکر) رسيد، حاضر نشد جزئياتي را بيان کند و تنها گفت: «فرصتي پيش آمد تا با برخي از روساي تينک تانک‌ها که دولتي نيستند اما فکرآفرين و ايجاد کننده‌ي فکر هستند و در جامعه علمي، فرهنگي و سياسي امريکا تاثيرگذارند، ديدار کنم.»
شايد اگر خاتمي در قبال خبر ديدارش با سوروس که نخستين بار کيان تاجبخش به آن اشاره و تاکيد کرد ارتباطات مستمري بين اين دو، وجود داشته است، اقدام به تکذيب شتابزده نمي‌‎کرد، اکنون اوضاع به مراتب براي وي راحت‌تر بود و لازم نبود رسانه‌هاي نزديک به او از تهران تا لندن هر روز براي تکذيب مستندات روشن در زمينه اين ديدار با دشواري مواجه شوند.

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 699293

http://www.irna.ir/Images/print-icon.gif (javascript:print())

صبح
Saturday 26 September 2009, 04:28PM
کد خبر: 699293 زمان مخابره: 1388/7/4 - 14:43:18
GMT: 9/26/2009 11:13:18 ق.ظ

جزييات جديد از شام محرمانه سوروس و خاتمي به نقل از کنت تيمرمن
انتشار خبر مربوط به مشروح مذاکرات 3 سال پيش سيد محمد خاتمي و جرج سوروس به نقل از سوروس در جلسه‌اي که به مناسبت سالگرد 11 سپتامبر در هتل بين المللي ترامپ (Trump International Hotel) نيويورک و در جمع مديران و فعالان تعدادي از سازمان هاي غيردولتي امريکا واکنش شتابزده دفتر رئيس‌جمهور سابق کشورمان و رسانه‌هاي حامي وي را در پي داشت، به طوري که ضمن تکذيب اين خبر، روشنگري ايرنا را دروغ‌پردازي خواندند.

متعاقب اين تکذيب و پوشش يکپارچه آن به‌عنوان تيتر يک روزنامه‌ها و سايت‌هاي حامي خاتمي، بي‌بي‌سي فارسي نيز دست به‌کار شد و به نقل از فردي که او را ايمي ويل مسئول ارتباطات رسانه‌اي موسسه جامعه آزاد متعلق به سوروس مي‌خواند، خبر داد: آقاي سوروس با آقاي خاتمي آشنايي شخصي ندارد و تماسي با او نداشته است.
اين خبر اگرچه در اين رسانه‌ها به‌عنوان تکذيبيه دفتر سوروس مطرح شد اما هيچ نشاني از فرد مصاحبه‌شونده بي‌بي‌سي به‌عنوان يک مقام مسوول در سايت موسسه جامعه آزاد (www.soros.org) وجود ندارد و در ضمن دفتر سوروس و يا سايت رسمي موسسه نيز هرگز نسبت به تکذيب اين خبر اقدام نکرد.
اما در حالي که دفتر خاتمي اظهارات کيان تاجبخش درخصوص ديدار وي با سوروس و سپس خبر ايرنا را تکذيب کرد، سند جديدي برگرفته از مقاله 3 سال پيش "کنت تيمرمن" (Kenneth R. Timmerman) مدير اجرايي مؤسسه‌ي موسوم به "بنياد دموکراسي براي ايران"، پرده جديدي از جزئيات شام محرمانه سوروس و خاتمي را فاش کرد.
تيمرمن موسس بنياد دموکراسي براي ايران است که خود نيز مدير اجرايي آن بود. وي که از نيروهاي بخش پژوهشي سازمان جاسوسي امريکا (سيا) است، با موسسه آمريکن اينترپرايز و همچنين پروژه قرن جديد براي امريکا نيز همکاري دارد. اين موسسات همانند موسسه جامعه باز سوروس امريکا به‌صورت ويژه بر روي موضوع ايران تمرکز دارند.
اما تيمرمن 3 سال پيش در تاريخ 15 سپتامبر 2006 مقاله‌اي در پايگاه اينترنتي نيوز مکس (http://archive.newsmax.com/archives/articles/2006/9/14/205414.shtml?s=sr) با اشاره به موضوع هسته‎اي ايران و بررسي پيشنهادهايي براي چگونگي توقف ايران هسته‌اي از ديدار محرمانه سوروس و خاتمي در يک ضيافت شام خبر داده بود.
تيمرمن در اين زمينه نوشت: «همزمان و کمتر از يک مايل دورتر از محل گفت وگوي پهلوي با سانتوروم و مارتينز در سناي امريکا، "جرج سوروس" و ساير مخالفان دولت بوش در هتل "هايت " گردهم آمده بودند تا تعامل دولت با تهران را خواستار شوند. سوروس خطاب به شرکت کنندگان در اين نشست که به همت "بنياد امريکاي نوين" برگزار شده بود، درباره يک "معامله بزرگ" با تهران سخن گفت که به رسميت شناخته شدن ايران از سوي امريکا، پايان رويارويي هسته اي از طريق مذاکرات و ازسرگيري مناسبات عادي ميان دو کشور را در بر خواهد داشت.
برخي مقامات روز پنجشنبه به نيوزمکس گفتند که سوروس در همين هفته و در يک مراسم خصوصي صرف شام در بوستون، درباره اين "معامله بزرگ" با "محمد خاتمي" رئيس جمهوري سابق ايران گفت وگو کرد. يک ايراني که در آن مراسم شام حضور داشت، گفت: "خاتمي به ما گفت که آمريکا بايد مذاکره با ايران را آغاز کند. او افزود که ايران مسلما خواهان تعليق غني سازي اورانيوم، اما نه به عنوان يک پيش شرط براي مذاکرات است.
با اين حال، فرد ياد شده به نقل از خاتمي گفت که ايران "غني سازي سوخت هسته اي را کنار نمي گذارد"، زيرا وعده هاي غرب را مبني بر عرضه سوخت مورد نياز نيروگاه بوشهر باور ندارد. نيروگاه بوشهر با وجود 11 سال فعاليت پيمانکاران روسي، هنوز عملياتي نشده است.
اين مقام ايراني همچنين گفت: "از اين رو، يک برنامه R&D (تحقيق و توسعه) اجرا مي شود و اگر حاضر به پذيرش آن نباشيد، هيچ معامله ي بزرگي در کار نخواهد بود." "استيون کلمنز" مدير "برنامه راهبرد آمريکا" در بنياد امريکاي نوين نيز در مراسم صرف شام خاتمي با سوروس شرکت داشت و سخنان مقام ايراني را تصديق کرد.

"هومن مجد" روزنامه نگار آزاد که در طول اقامت خاتمي در آمريکا، مشاور و مترجم او بود، گفت، سفر خاتمي به آمريکا از ماه ها قبل برنامه ريزي شده بود. "اين سفر با شروع ضرب الاجل سازمان ملل براي تعليق غني سازي، دقيقا همزمان شد."
کلمنز انجام يک "معامله بزرگ" بر سر برنامه هسته يي با ايران را کار سخت و دشواري خواند که به نتيجه رساندن آن، راحت و آسان نيست. يک ايراني که در ميهماني شام خاتمي با سوروس، او را همراهي مي کرد گفت، رئيس جمهوري سابق ايران در توضيح رد مکرر پيشنهادهاي آمريکا - از جمله تلاش چند ساله "بيل کلينتون" - درباره يک "معامله بزرگ" از سوي تشکيلات رهبري ايران ، کلينتون را مسوول اين بن بست دانست.
اين ايراني گفت: "پس از عذرخواهي مادلين آلبرايت وزير خارجه وقت آمريکا بابت مداخله آمريکا در کودتاي 1953 عليه دولت محمد مصدق نخست وزير وقت ايران ، همه مسايل در جهت آشتي پيش مي رفت." اما، خاتمي گفت، کلينتون، با "نامنتخب" خواندن تشکيلات رهبري ايران، اين معامله را ضايع کرد.»
کنت تيمرمن که مقالاتش گاهي در پايگاه اينترنتي newsmax.com منتشر مي‌شود، چندي پيش نيز نوشته بود: بنياد ملي براي دموکراسي ميليون‌ها دلار را در دهه‌هاي گذشته براي راه‌اندازي انقلاب هاي رنگي در اوکراين، صربستان هزينه کرده و سياسيون آن‌ها را با تکنيک‌هاي سازماندهي و ارتباطات آموزش داده است.
وي همچنين افزوده بود: بنياد ملي دموکراسي از ستاد ميرحسين موسوي حمايت مي کرده و اين اقدام را از راه ارتباط با سازمان هاي غير دولتي خارج از ايران انجام مي داده است. اين سازمان ها آماده بودند تا به محض اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري در ايران معترضين را سازماندهي کنند. همچنين موسوي پيش از اعلام رسمي نتايج انتخابات به شکل غيرمنتظره اي اعلام کرد که در اين انتخابات به پيروزي رسيده است.
اما شواهد ايرنا درباره ديدار خاتمي و سوروس به روايت کنت تيمرمن خلاصه نمي‌شود، به طوري که سيد محمد خاتمي 25 شهريورماه 85 هنگامي که پس از دو هفته از سفر به ايالات متحده به ايران بازگشت، در تشريح نتايج سفر خود ضمن رد اين مسئله که سفرش غيرمنتظره بوده است، جزئياتي از افراد و مقاماتي را که در اين سفر با آن‌ها ديدار داشته است، بيان کرد.
خاتمي اگرچه در برخي موارد به مکان ديدارها و حتي ميزان جمعيت حاضر در آن‌ها نيز اشاره دقيق داشت اما هنگامي که به موضوع ديدارش با روساي تينک تانک هاي امريکا (اتاق‌هاي فکر) رسيد، حاضر نشد جزئياتي را بيان کند و تنها گفت: «فرصتي پيش آمد تا با برخي از روساي تينک تانک‌ها که دولتي نيستند اما فکرآفرين و ايجاد کننده‌ي فکر هستند و در جامعه علمي، فرهنگي و سياسي امريکا تاثيرگذارند، ديدار کنم.»
شايد اگر خاتمي در قبال خبر ديدارش با سوروس که نخستين بار کيان تاجبخش به آن اشاره و تاکيد کرد ارتباطات مستمري بين اين دو، وجود داشته است، اقدام به تکذيب شتابزده نمي‌‎کرد، اکنون اوضاع به مراتب براي وي راحت‌تر بود و لازم نبود رسانه‌هاي نزديک به او از تهران تا لندن هر روز براي تکذيب مستندات روشن در زمينه اين ديدار با دشواري مواجه شوند.

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 699293

http://www.irna.ir/Images/print-icon.gif (javascript:print())

صبح
Thursday 1 October 2009, 10:32AM
رضا پهلوي: تحريم بي‌فايده است بايد به جنبش سبز کمک کرد
"رضا پهلوي" فرزند شاه مخلوع ايران در مقاله اي در روزنامه انگليسي ديلي تلگراف نوشت: تحريم هاي قبلي عليه ايران بي فايده بوده است و تنها نتيجه تحريم ها اين بوده است که ايران به بمب هسته اي نزديکتر مي شود.
به گزارش ايرنا، رضا پهلوي در اين يادداشت خود نوشت: اکنون زمان آن است يک چيز جديد را (براي مقابله با ايران) امتحان کنيم و آن تقويت جنبش سبز ايران است.
فرزند شاه معدوم افزود: اعضاي گروه 1+5 بايد بزرگترين متحد خود در جنگ با اشاعه هسته اي را که همان فعالين جنبش سبز هستند در آغوش بگيرند.
"تا کنون ايران در مقابل فشارهاي جامعه بين المللي مقاومت کرده است. هيچ ميزاني از تحريم نيز کارساز نبوده است. در عوض محمود احمدي نژاد از هر فرصتي استفاده مي کند تا در صحنه جهاني حاضر شود و خونسردي ايراني را نمايش بدهد."
فرزند شاه مخلوع ايران نوشت: قدرتمند ساختن جنبش سبز و کمک به افزايش مخالفان در ايران کليد ايجاد شکست در حاکمان روحاني ايران است.تحريم ها اگرچه مفيد خواهند بود اما به ضرر مردم ايران تمام خواهد شد بنابراين غرب بايد روي مسايل حقوق بشري در ايران تاکيد کند."
وي با اشاره به اينکه تحريم ها عليه ايران راه به جايي نخواهد برد، افزود: اکنون زمان آن است که رهبران جهان پشت حقوق بشر در ايران بايستند و به جنبش سبز قدرتي بدهند که موضوع هسته اي نيز از طريق آن قابل حل باشد.
نظرات کاربر

صبح
Thursday 1 October 2009, 10:33AM
مك‌كين: بايد با تشويق عناصر داخلي از براندازي حكومت ايران حمايت ‌‌كنيم
خبرگزاري فارس: سناتور جمهوري‌خواه كنگره آمريكا ضمن ابراز ترديد در خصوص به نتيجه رسيدن تحريم‌ها عليه ايران، به براندازي حكومت در ايران از طريق تشويق عناصر داخلي تاكيد كرد.
به گزارش فارس، سناتور "جان مك‌كين " در گفت‌وگو با شبكه تلويزيوني "فاكس‌نيوز " آمريكا گفت: من فكر مي‌كنم كه شما چيزي را ناديده گرفتيد و آن حمايت ما از تغيير حكومت در ايران است؛ البته نه از طريق قدرت نظامي بلكه با كمك، حمايت و ياري رساندن به روش‌هاي گوناگون از جمله دسترسي به اينترنت و تشويق عناصر داخل ايران براي براندازي حكومت.
در اين بخش از مصاحبه خبرنگار فاكس‌نيوز گفت: بسيار خوب بايد فرض كنيم كه چنين اتفاقي مي‌افتد. بايد فرض كنيم كه سرويس‌هاي اطلاعاتي آمريكا تمام آنچه را مي‌توانند انجام مي‌دهند. اما شما با زمان رقابت مي‌كنيد. منظورم اين است كه اگر شما تحريم‌ها را اعمال نكنيد تا جلوي جريان بنزين به ايران را بگيريد، چرا كه اين تمام آن چيزي است كه مي‌تواند ايران را متوقف كند، ايران را از پاي درآورد، در آن صورت اسرائيل دست به كار خواهد شد. اسرائيل قصد ندارد كنار بنشيند و كاري نكند. آن‌ها مي‌خواهند دست به كار شوند. و همانطور كه مي‌دانيد نيروهاي سپاه ايران، نيروهايي سرسخت هستند. براندازي حكومتي كه چنين نيروهايي را دارد نسبتا سخت به نظر مي‌رسد.بنابراين بايد فرض كنيم كه اوباما بايد طرح ديگري داشته باشد. تحريم‌ها كارساز نيست. اسرائيل دست به كار مي‌شود. اوباما چه خواهد كرد؟ شما چه اقدامي انجام خواهيد داد؟
مك‌كين در پاسخ به سئوال خبرنگار فاكس نيوز گفت: [من چنانچه به جاي اوباما بودم] اعلام مي‌كردم كه مردم و مخالفان در ايران حمايت كامل ما را دارند، اين كار مي‌توانست آغاز پاياني براي اين حكومت باشد. اين بسياري از مشكلاتي را كه ما هم‌اكنون داريم، حذف مي‌كرد. كارهاي بسيار ديگري وجود دارد كه ما مي‌توانيم در كنار آژانس‌هاي اطلاعاتي‌مان انجام دهيم. قوانيني وجود دارد كه ما مي‌توانيم در بيرون كردن آن‌ها [سران حكومت] از آنها [اين قوانين] كمك بگيريم.
مك‌كين ادامه داد: اول از همه من به معترضان مي‌گفتم كه حق با شماست. ما با شما هستيم. جهان پشت شماست. من هركاري را كه مي‌توانستم انجام مي‌دادم تا به آنها كمك كنم. اما منظور شما موقعيتي است كه هم‌اكنون در آن قرار داريم. [در شرايط كنوني] هيچ گزينه خوبي وجود ندارد. گزينه جنگ را نمي‌توان كنار گذاشت اما همه ما به خوبي با عواقب اين گزينه نيز آشنايي كامل داريم. من فكر مي‌كنم چاره‌اي جز بررسي تحريم‌ها نداريم اما خيلي خوشبين نيستم [كه اصلا تلاش‌ها در اين زمينه به نتيجه برسد]. ما بايد در وهله نخست تلاش كنيم تا چين و روسيه را در خصوص تحريم‌ها متقاعد كنيم.
وي ضمن ابراز ترديد در خصوص همكاري روسيه و چين در روند تحريم ايران تاكيد كرد: شك دارم كه روسيه و چين اصلا قادر به همكاري در خصوص تحريم‌هايي باشند كه مي‌توانند تاثير چشمگيري بر ايران داشته باشند.
مك‌كين در ادامه اين گفت‌وگو و در رابطه با امكان محاصره احتمالي ايران در صورت شكست تمامي راه‌ها اعلام كرد: به نظر من [درصورتي كه هيچ گزينه‌اي نتيجه نداد] محاصره احتمالي ايران مي‌تواند اسرائيل را از اقدام براي آغاز عمليات نظامي باز ‌دارد. لازم است يادآوري كنم نيروهاي حزب‌الله در جنوب لبنان هزاران موشك دارند كه همگي مي‌توانند بر سر اسرائيل فرود آيند.
نامزد جمهوريخواهان در انتخابات رياست جمهوري گذشته همچنين افزود: سخت است كه اين مسئله را بگوييم اما اگر ايران نسبت به بستن تنگه هرمز اقدام كند در آن صورت تامين ذخاير نفتي جهان نيز متوقف مي‌شود. بنابراين ما بايد اين مسئله را به خوبي بررسي كنيم و بعد دست به هر اقدامي بزنيم.
مقامات آمريكايي و اروپايي نيز با اذعان به ناكارآمدي تحريم‌ها عليه ايران اعلام كرده‌اند كاخ‌سفيد در روند اعمال تحريم‌ها عليه ايران با چالش‌هاي زيادي مواجه خواهد بود.
از سوي ديگر روزنامه آمريكايي "وال‌استريت ژورنال " در گزارشي با اشاره به تلاش‌هاي غرب در راستاي اعمال تحريم‌هاي شديدتر عليه ايران نوشت: تعدادي از مقامات آمريكايي و اروپايي كه در روند اعمال تحريم‌ها همكاري دارند و نامشان نيز فاش نشده‌ است، اعلام كردند كاخ سفيد همچنان در تحريم ايران با چالش‌هاي زيادي مواجه است.
اين نشريه آمريكايي افزود: كشورهاي روسيه و چين هنوز به نظر نمي‌رسد تمايل كاملي براي انجام اين اقدامات و افزايش فشارها بر ايران از طريق شوراي امنيت سازمان ملل داشته باشند. حتي فرانسه و آلمان نيز خشم و عصبانيت خود را درباره هدف قرار دادن واردات بنزين ايران نشان داده‌اند.
علاوه بر اين، برخي مقامات اروپايي ديروز تاكيد كردند كه مايلند تا پايان سال 2009 يعني پايان ماه دسامبر سال جاري ميلادي به جاي ضرب‌الاجلي كه تا پايان سپتامبر (ماه جاري ميلادي) در نظر گرفته شده بود، به ايران فرصت داده شود تا ببينند آيا ديپلماسي در برخورد با ايران كارساز خواهد بود يا خير. تحريم صادرات بنزين به ايران از طريق شوراي امنيت سازمان ملل مشكل به نظر مي‌رسد چرا كه شركت‌هاي چيني در ماه جاري تامين حدود يك سوم از واردات بنزين ايران را عهده‌دار شده‌اند و اين در حالي است كه كشور چين يكي از اعضاي دائم شوراي امنيت سازمان ملل است.
بنا بر اين گزارش، تحريم كامل نفت ايران - آنچنان كه مقامات اسرائيلي پيشنهاد داده‌اند- بعيد به نظر مي‌رسد. چرا كه هم‌اكنون نيز قانون آمريكا شركت‌هاي آمريكايي را از خريد نفت ايران منع كرده‌اند اما اروپا، ژاپن و چين بزرگترين مشتريان نفت ايران هستند. تحليلگران اعلام كرده‌اند تحريم نفت ايران باعث افزايش قيمت‌ها خواهد شد و به اقتصاد جهاني آسيب مي‌رساند.
"پل ساندرز " مدير اجرايي مركز نيكسون در واشنگتن اعلام كرد: تعداد زيادي از پيمان‌كاران بزرگ در بخش‌هاي اقتصاد روسيه نيز الزاما بازارهاي گسترده ديگري ندارند كه بتوانند به راحتي به سمت آن‌ها تغيير مسير دهند.
انتهاي پيام/.

صبح
Thursday 1 October 2009, 12:16PM
کد خبر: 708221 زمان مخابره: 1388/7/8 - 14:52:11

شکست فاز دوم کودتاي مخملي
دفتر پژوهش و بررسيها خبري-قاسم روانبخش:اکنون وقت آن رسيده است که با ايادي استکبار برخورد قاطع صورت گيرد و رهبران آن ها دستگير و به سزاي اعمالشان برسانند. تعلل در اين امر ممکن است براي کشور خساراتي به بار آورد.

کودتاگران مخملين که درانتخابات و حوادث پس از آن از ملت ايران شکست سختي خورده بودند با پشتيباني رسانه هاي غربي و ماهواره همواره در تلاشند اين به‌اصطلاح انقلاب سبزشان را تازه نگه دارند. مير حسين موسوي در بيانيه اخيرش از همه طرفدارانش خواسته بود که به جريان «راه سبز اميد» بپيوندند و با تشکيل شبکه هاي اجتماعي که ايده آن را از مؤسسه آمريکايي «رند» گرفته است از هر اجتماعي به نفع خود و در جهت مقابله با نظام استفاده کنند. يکي از اين اجتماعات، راهپيمايي عظيم مردم در روز قدس بود.رسانه هاي خارحي از يک هفته قبل فعاليت تبليغي خود را براي بسيج همه نيروهاي به‌اصطلاح سبز متمرکز کردند و دائماً از آن ها مي خواستند در اين مراسم شرکت کنند و به جاي شعار عليه اسراييل بر ضد نظام اسلامي شعار بدهند. جالب اين که راديو رژيم صهيونيستي به آموزش آن ها مي پرداخت. شعار «نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران» که در روز قدس از سوي اين گروه در تهران سر داده شد شعار پيشنهادي راديو اسرائيل بود که از يک هفته قبل دائماً تکرار مي شد در باره حرکت سبز پوشان در روز قدس نکاتي را متذکر مي شويم:
1) اين براي اولين بار بود که در طول 30 سال برگزاري مراسم روز قدس گروهي کوچک در مقابل فکر امام (ره) و مردم ايستادند و در جهت خواست رژيم صهيونيستي شعار دادندو دل صهيونيست‌ها را شاد کردند و عجيب آن که در انتخابات با عنوان اين که راه امام فراموش شده و بايد احيا گردد درجهت جذب آراي مردم مي کوشيدند! و چه خوب مردم آن ها راشناختند؛ زماني که سران آن ها در راهپيمايي مشاهده شدند با شعارهاي توفنده مردم مواجه شدند و صحنه را ترک کردند.
2) اکنون روشن است اگر چنان چه اين جريان در انتخابات پيروز مي شد چه اتفاقي [حداقل به گمان آن‌ها] ميافتاد. فلسطين و آرمان آزادي قدس خاتمه مي يافت و طبق قراري که دولت خاتمي با غربي ها بسته بود در جهت خلع سلاح حزب ا... لبنان نيز نهايت همکاري صورت مي گرفت و اسرائيل نيز به رسميت شناخته مي شد. چنان که عبدا... نوري در سال 79 پيشنهاد آن را داده بود؛ وي در آن زمان مي گفت بايد رژيم صهيونيستي را به رسميت شناخت و حتي بالاتر از آن نيز ادعا مي کرد و مي گفت چنان چه امام(ره) نيز زنده مي بودند اسرائيل را به رسميت مي شناختند و در اين صورت بود که شعار «از نيل تا فرات» که رژيم صهيونيستي در سال گذشته رسماً از آن دست برداشت دوباره جان تازه ميگرفت و در نتيجه دوباره به نقطه آغاز برمي گشتيم. آيا با اين حرکت آشکار هنوز جاي ترديد وجود دارد که سران اين جبهه مزدورند؟
3) انتخاب شعار مرگ بر چين و روسيه به جاي مرگ بر آمريکا و مرگ بر اسرائيل نه از سر دشمني با چين و روسيه است، بلکه ايجاد يک خط انحرافي است و گرنه در زمان خودش حاضرند در برابر هر قدرتي سر تعظيم فرود آورند؛ زيرا سازشکاري جزو ذات آن ها ست تا زمان چه اقتضايي داشته باشد و ارباب چه خواهد.
4) بي اعتنايي مردم به دعوت اين گروه موجب شد آن ها در همان حلقه کم‌تر از پنج هزار نفري اشان که در نماز جمعه آقاي هاشمي آمده بودند بمانند و در مقابل درياي خروشان چند ميليوني ملت تاب نياورند و سيل جمعيت آن ها را در هم بکوبد و پراکنده سازد و در نتيجه آخرين سنگرهاي مقاومت آن ها متلاشي گردد.
5) بازگشت برخي از حاميان اصلاحات به صف ملت و شرکت آن ها در نماز عيد سعيد فطر در راستاي شکست قطعي مدعيان اصلاحات تفسير مي شود. اين افراد اگرچنان چه مرحله دوم کودتاي مخملين در روز قدس با موفقيت انجام مي گرفت هرگز به صفوف متحد ملت بر نمي گشتند. بنابر اين بايد مراقب برنامه هاي آينده آنها بود.
6) آخرين پرده تحرکات اين گروه و به تعبير ديگر آخرين اميد «راه سبز» باز گشايي دانشگاه‌ها است که آن‌ها از مدتها قبل به يک جريان در دانشگاه چشم دوخته اند تا بتوانند کودتاي مخملينشان را از آن جا ادامه دهند اين پروژه که اکنون به شدت از سوي رسانه هاي بيگانه حمايت مي شود درصدد است دانشگاه ها را به تعطيلي بکشاند، ولي مطمئن باشند که از اين نمد هم براي آن ها کلاهي بافته نخواهد شد چرا که دانشجويان بيدارند و اکنون حقايق بيش از پيش بر آن ها روشن شده است که خائن را بايد از خادم تفکيک کرد.
7) اکنون وقت آن رسيده است که با ايادي استکبار برخورد قاطع صورت گيرد و رهبران آن ها دستگير و به سزاي اعمالشان برسند. تعلل در اين امر ممکن است براي کشور خساراتي به بار آورد.

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 708221

صبح
Saturday 3 October 2009, 09:03AM
کد خبر: 711191 زمان مخابره: 1388/7/10 - 21:35:32
GMT: 10/2/2009 06:05:32 ب.ظ

مقدم فر:اسناد حمايت مالي بيگانگان از عوامل فتنه اخير موجود است
کرمانشاه-مديرعامل خبرگزاري فارس گفت:اسنادي از ارتباط و دريافت هزينه از بيگانگان توسط عوامل فتنه اخير موجود است.

به گزارش ايرنا ،دکتر حميدرضا مقدم‌فر عصر پنج‌شنبه در جمع مديران و مسئولان ارشد استان کرمانشاه اظهار داشت: رسانه يک قدرت نرم و توان بالاست که بايد با شناخت آن در شرايط مختلف از آن استفاده کرد و دشمنان ما با اين ابزار نوين به جنگ نرم آمده‌اند.
وي ادامه داد: در جنگ ما علاوه بر فرماندهان و افسران و سربازان نياز به ادوات، سلاح و مهمات متناسب و مناسب داريم که رسانه در جنگ نرم کارکرد سلاح ، مهمات و ادوات جنگي را دارد و هر چه مدرن‌تر و به روزتر باشد کارآمدتر و مفيدتر است.
مديرعامل خبرگزاري فارس تصريح کرد: آنچه در حوادث انتخابات و پس از آن گذشت، يک مدل نو و پديده جديد بود که ضرورت دارد آن را بيشتر بشناسيم و ساز و کارهاي لازم براي مقابله با آن را مورد تجزيه و تحليل و شناسايي دقيق قرار دهيم.
مقدم‌فر به تشريح فضاي قبل و حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري در ايران پرداخت و ادامه داد: در دهه اول انقلاب کشور ما در دوران تثبيت و دفاع مقدس قرار داشت و مستقيما " درگير جنگ سخت بود، دهه دوم به بعد مقدمات شکل‌گيري جنگ نرم از سوي دشمنان خارجي و عوامل داخلي طراحي و در قالب تهاجم فرهنگي، شبيخون فرهنگي و ناتوي فرهنگي شروع شد که هشدارهاي مکرر مقام معظم رهبري در اين باره مورد توجه جدي قرار نگرفت.
وي بيان داشت: شرايط ايجاد انقلاب مخملي و جنگ نرم از سوي دشمنان يک شبه و در يک مدت زمان کوتاه فراهم نشد بلکه سال‌ها روي آن کار شده و استراتژي دشمن بر روي اين جنگ بر اساس اسناد محکم و قابل استناد جدي بود که ضرورت داشت ساز و کارهاي لازم براي مقابله عملي با آن فراهم شود.
اين کارشناس مسائل سياسي تاکيد کرد: ديده‌بانان فرهنگي و نخبگان دانشگاهي بايد در شناسايي و رصد اين تهديدات بيش از اين عمل مي‌کردند و در دو دولت‌ سازندگي و اصلاحات به اين مهم با تسامح و تساهل نگريسته شد و تهاجم گسترده فرهنگي و هجمه‌هاي نرم دشمن نه تنها جدي گرفته نشد، بلکه در راستاي تحقق آن بسترهايي نيز فراهم گرديد.
مقدم‌فر عنوان داشت: حوادث چند ماه اخير فراگير نبود و عمده تمرکز آن در پايتخت کشور قرار داشت اما نوع حادثه و جنس آن تازه و بدون پيشينه بود و اتفاقاتي رخ داد که دشمنان کشور سال‌ها آرزوي به وقوع پيوستن آن را داشتند و کشاندن جمع کوچکي از مردم به خيابان‌ها به عنوان اعتراض به انتخابات آرزوي ديرينه دشمنان نظام بود.
مديرعامل خبرگزاري فارس تصريح کرد: در دهه سوم انقلاب دشمنان به اين نتيجه رسيدند که با اجراي جنگ و فعاليت‌هاي سخت و نيمه‌سخت قادر به مبارزه با انقلاب نيستند و با بررسي و الگوبرداري از انقلاب اسلامي خواستند بدون توسل به سلاح به اهداف خود دست پيدا کنند.
مقدم‌فر افزود: ده‌ها برنامه مشخص و سناريو طي اين مدت براي کشور طراحي و برنامه‌ريزي شده بود و متاسفانه برخي نخبگان و چهره‌هاي شناخته شده نيز در اين ماجرا آگاهانه و ناآگاهانه ايفاي نقش کردند.
وي ادامه داد: جريان فتنه ابتدا به القاي تقلب روي آورد و اين موضوع را حتي چند ماه قبل از انتخابات دنبال کرد و اعترافات برخي سران اين جريان در دادگاه مويد همين مسئله است که پس از مدتي اين موضوع ناکارآمدي خود را نشان داد و از دستور کار خارج شد.
وي اظهار داشت: سناريوهاي متعددي پس از انتخابات عملياتي شد که نظام و مسئولان را در موضع انفعالي قرار دهد و مسئولان به صورت مداوم مجبور به پاسخگويي شوند در حاليکه مسببان اصلي اين حوادث که با بيانيه ها و سخنان تحريک‌آميز خود قصد آسيب‌زدن به وجهه جهاني نظام و ايجاد آنارشيسم در کشور را داشتند بايد پاسخگوي افکار عمومي و ملت مي‌بودند.
مقدم‌فر افزود: جريان فتنه پس از سناريوي تقلب دنبال سناريوهاي مظلوم‌نمايي و کشته‌سازي، تجاوز جنسي، خودربايي و مواردي از اين دست رفت.
وي تاکيد کرد: شما شاهد بوديد که در اين جنگ نرم دشمن از تمام قدرت رسانه‌اي خود استفاده کرد و از مدت‌ها قبل از برگزاري انتخابات در داخل کشور اقدام به جذب ، آموزش نيروهاي رسانه‌اي و حتي برگزاري رزمايش ظاهرا " خبري نمود و از رسانه‌هاي مدرن اينترنتي و فضاي سايبري نهايت بهره را برد.
مقدم‌فر تاکيد کرد: در جريان مسائل بعد از انتخابات برخي اعتراضات تا 29 خرداد از يک جنس و نوع خاصي بود و پس از نماز جمعه تاريخي مقام معظم رهبري و روشنگري و تبيين نقشه راه با تاثير نفوذ کلام ولايت بسياري از توطئه‌ها و فتنه‌ها برملا و مهار شد. اما حوادث پس از 29 خرداد جنس ديگري داشت و ديگر بحث اعتراض و انتقاد نبود. نماد اصلي اين اعتراضات در روز قدس به بهانه راه امام و روزي که خود امام(ره) به عنوان روز جهاني قدس معرفي کرده خود را نشان داد. جمعيت محدود معترض در برابر اقيانوسي از مردم مسلمان و انقلابي ، عليه شعارهاي مبنايي امام، انقلاب و نظام شعارهايي را دادند که حاکي از هدايت کامل جريان فتنه از آنسوي مرزها بود.
مديرعامل خبرگزاري فارس ادامه داد: اسنادي از ارتباط و دريافت هزينه از بيگانگان توسط عوامل فتنه موجود است و دستگاه‌هاي مختلف کشور هم آنها را شناسايي کرده‌اند. تمامي اين توطئه‌ها، با اتکاي به ولايت فقيه مهار شد و امروز ملت ما به خوبي و حتي دشمنان ما به بخشي از عظمت ولايت فقيه و نقش آن در هدايت حکيمانه و مقتدرانه جمهوري اسلامي پي برده اند.
مقدم‌فر تاکيد کرد: امروز مقام معظم رهبري علاوه بر اينکه تجسم اسلاميت نظام هستند، مدافع جدي و اساسي جمهوريت نظام نيز مي‌باشند و در حوادث اخير با تاکيد بر قانون و احترام به راي مردم که اساس جمهوريت نظام است، اجازه تعدي به جمهوريت و اسلاميت نظام را ندادند.
وي از شکست دشمنان و عوامل فتنه در تمام سناريوها خبر داد و گفت: درست است که با تدابير صحيح مسئولان نظام همه سناريوهاي دشمن شکست خورد اما بايد هوشيار بود که اين فتنه و دامنه آن تمام نشده و سناريوهاي بعدي طراحي خواهد شد.
مديرعامل خبرگزاري فارس افزود: امروز بايد به رسانه‌ها و قدرت رسانه‌اي با نگاهي متفاوت نگريست و قدرت رسانه‌هاي داخلي را افزايش داد و از رسانه‌هاي مدافع اسلام، انقلاب و مسير اصيل جمهوري اسلامي حمايت جدي به عمل آورد چرا که دشمن در جنگ نرم از تمام قدرت رسانه‌اي خود استفاده مي‌کند و در اين ميدان، اصلي‌ترين بازيگران رسانه‌ها و دانشگاهيان هستند. همچنين بايد مراقب محيط هاي دانشگاهي بود تا نتوانند براي رسيدن به اهداف شوم خود از دانشجو و استاد استفاه ابزاري کنند.
وي ادامه داد: کساني که به اعتبار و آبروي نظام در نزد افکار عمومي دنيا لطمه زدند بايد هم در اين دنيا و هم در روز قيامت در برابر امام و شهدايي که براي استقرار اين نظام با خون خود جانفشاني کردند و بالاتر از همه بايد در پيشگاه پروردگار يکتا پاسخگو باشند.
وي در پايان خواهان خروج از انفعال برخي افراد و مسئولان و نهادها شد و بر شناسايي ابعاد و لايه‌هاي پنهان فتنه اخير و اعلام آن به مردم تاکيد کرد.

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 711191

http://www.irna.ir/Images/print-icon.gif (javascript:print())

صبح
Monday 5 October 2009, 06:39PM
استفاده بيگانه از اعتراضات داخلي براي فشار به ايران

لس‌آنجلس‌تایمز ۱۲ مهر ۱۳۸۸ http://alef.ir/1388/images/ws%281%29.jpg
گزارش جدید لس‌آنجلس تایمز نشان می‌دهد که چگونه جنبش موسوم به سبز به ابزار توجیه غرب برای فشار بر ایران تبدیل شده است. این گزارش همچنین نشان‌دهنده این نکته است که گرچه سران این حرکت در برخی موضع‌گیری‌های نه چندان جدی خود اظهار داشته‌اند که با فشار بر ایران مخالفند اما عملا به ابزار غرب برای توجیه فشار بر ایران و نیز القای ضعف در وحدت هسته‌ای ایران تبدیل شده‌اند.

×××

سایت جدید هسته‌ای به افزایش شکاف در ایران منجر خواهد شد

جفری فلیشمن، رامین مستقیم

مردم ایران همیشه در مورد برنامه هسته ای این کشور متحد بودند اما مشخص نیست که آیا آنها این بار از برنامه هسته ای ایران که وارد مرحله جدیدی شده، حمایت خواهند کرد یا خیر.

فشارهای بین المللی و دردسرهای دیپلماتیکی که ایران به خاطر موضوع اعلام رسمی فعالیت دومین نیروگاه هسته ای خود (دومین کارخانه غنی سازی) با آن مواجه شده است، باعث شده تا خصومت میان جنبش مخالف و وفاداران به محمود احمدی نژاد در حال افزایش باشد.

موضوع برنامه هسته ای ایران باعث غرور ایرانی‏هاست اما این برنامه که زمانی باعث اتحاد و غرور ایرانی‏ها بود هم اکنون باعث بروز اختلافات میان اصلاح‏طلبان (که به شدت خواهان تعامل با غرب هستند) و تندروهایی که سالهاست در مقابل آنچه که آنها دخالت بین المللی توصیف کرده اند، شده است.

سخنان اخیر رئیس جمهور آمریکا در مورد نیروگاه غنی سازی جدید ایران در حالی ایراد شد که حامیان میرحسین موسوی به دنبال شتاب بخشیدن به اعتراض‏های خود به انتخاب دوباره احمدی نژاد هستند.

"جنبش سبز" میرحسین موسوی، احمدی نژاد را عامل تحریک غرب و مطرح شدن موضوع اعمال تحریم های اقتصادی جدید به خاطر بازی "موش و گربه" و لجبازی وی با غرب معرفی کرده است.

محسن مخملباف یکی از سخنگویان جنبش سبز در بیانیه ای اعلام کرد: جنبش سبز ایران بمب هسته ای نمی‏خواهد اما بجای آن صلح را برای جهان و دموکراسی را برای ایران می‏خواهد. جنبش سبز در ایران نگرانی های دنیا را درک می کند و خود نیز نگرانی مشابه دارد.

موسوی و دیگر مخالفان برجسته در ایران که نگران هستند به خاطر اتهام کمک به دشمنان ایران دستگیر شوند، به طور مستقیم در مورد اتهامات اخیر از سوی واشنگتن اظهارنظر نکرده اند. آنها از