PDA

نمايش نسخه نهائي : آمريكا = صهيونيسم = تروريسم


صفحه : [1] 2

صبح
Saturday 9 November 2002, 01:38PM
سلام عرض مي كنم خدمت همه دوستان :)

بيائيد سوابق تروريسم اين ماده مفتضح را نمايان كنيم براي شروع من خلاصه اي از كتاب (آمريكا بدون نقاب) را به مرور تقديم مي كنم

تروريسم دولتي و سابقه وحش

1 - السالوادور
مردم السالوادور براي آزادي و فرار از فقر مدتهاي مديدي جنگيده اند ولي دائما توسط نيروهاي ارتش و مزدوران ديگري كه توسط آمريكا پشتيباني شده اند سركوب گردبده اند ، مردم السالوادور مي گويند كه (جنگيدن و سريع مردن بهتر از گرسنگي كشيدن و طولاني مردن است ) ارتش السالوادور در سال 1932 ميلادي در طول چند ساعت بيش از 30.000 نفر از مردم را كه 2 درصد از جمعيت كل كشور را تشكيل مي دادند قتل عام نمود . اين ارتش و مزدوران الحاقي آنان توسط آمريكا پشتيباني مالي ، تسليحاتي و سياسي مي شود . جناياتي كه آمريكا در السالوادور مرتكب شده است قابل توصيف نيست . ارتش ، نيروهاي گارد ملي و نيروهاي مزدور ديگر نه تنها به مردم السالوادور رحم نمي كردند بلكه 4 نفر از زنان راهبه آمريكائي را كشتند .
سفير آمريكا در السالوادور ، آقاي مورات ويليامز گفت : كمكهاي مالي آمريكا به السالوادور هميشه بر شدن عمليات نظامي (كشتن مردم توسط ارتش) مي افزايد .
دو نويسنده آمريكائي با نامهاي رابرت آرمسترانگ و جنت شنگ در كتاب خود به نام (چهره انقلاب در السالوادور) مي نويسند : ارتش با نيروهاي الحاقي با نام ( اوردن - مزدوران ديگري كه توسط آمريكا پشتيباني ميشوند) كه پيراهنهاي سياه رنگ منثش به جمجمه انسان و دو استخوان ضربدر را بر تن داشتند . حمله را شروع مي نمايند . شاهدان مي گويند آنها كودكان را گرفته و به هوا پرتاب مي كنند و بعد بدن آنان را با كاردهاي بزرگ مي درند . سر آنان را جدا نموده و بدن آنان را دو نيم مي كنند .
اين نمونه از جنايت سياستمداران طرفدار حقوق بشر آمريكاست ! جال اينكه تعداد زيادي از اين قلع و قمعها در زمان رياست جمهوري آقاي جيمي كارتر رئيس جمهور اسبق آمريكا اتفاق افتاده است و ايشان در سالهاي اخير ، ميخ و چكش را برداشته و دائما دم از حقوق بشر مي زند..

نقل از : آمريكا بدون نقاب - سيد هاشم ميرلوحي - ساكن آمريكا

2 - شيلي :
آمريكائيها معترفند كه در سال 1970 ميلادي آقاي آلنده (سالوادور آلنده گوسنز ) در انتخابات رياست جمهوري شيلي آراء را به خود اختصاص داده و قانونا از جانب اكثريت مردم شيلي ، بعنوان رئيس جمهور انتخاب گرديد .

قبل از انتخاب رياست جمهوري شيلي (سال 1970)‌و اعلان نتيجه آرا ، هنري كسينجر صهيونيست ، نامه اي به ادوارد كوري سفير آمريكا در شيلي (در آنزمان) مخابره كرده و مي نويسد ‌:
{ زماني كه آلنده در شيلي بخ قدرت مي رسد ، ما {آمريكا}‌ هر آنچه در توان داريم براي محكوم نمودن شيلي و نيز كشاندن مردم شيلي به منتها درجه فقر و محروميت انجام خواهيم داد .}
آمريكا اين سياست را دقيقا دنبال نمود و از ارتكاب هيچگونه جنايتي در مورد دولت و مردم شيلي كوتاهي ننمود و سرانجام در سال 1973 ميلادي با انجام يك كودتا آلنده را به قتا رسانده و پينوشه ، يكي از مزدوران ارتشي خود را بر سر كار آورد . اين نمونه اي ديگر از فريادهاي صهيونيستهاي آمريكا براي برقراري حكومت دموكراسي و نيز طرفداري از حقوق بشر است .



3 - ژاپن
آمريكا در ساعت 9:15 دقيقه صبح ششم اوت 1945 ميلادي اولين بمب اتمي پلوتونيم را بر سر هيروشيما پرتاب نمود و بيش از 130.000 نفر از مردم جان خود را از دست دادند و 90 درصد

از شهر با خاك يكسان شد .
سه روز بعد يعني در تاريخ نهم اوت 1945 حوالي ظهر ، آمريكا دومين بمب اتمي - اورانيم - را بر سر مردم ناكازاكي افكند و بيش از 75000 نقر از مردم در آتش سوحته يا زحمي شدند . در

يكي از طبقات زيرين سازمان ملل متحد در نيويورك يك بطري شيشه اي كه در اثر حرارت بمب اتمي - كه بر سر مردم بيگناه ناكازاكي پرتاب شد - ذوب شده است را به معرض نمايش

گذاشته اند . حال شما تصور كنيد كه اگر شيشه كه نقطه ذوب آن بسيار بالا مي باشد ، شكل و فرم خود را در اثر تجارت شديد از دست داده است ، پس پوست و گوشت و استخوان مردم

چگونه سوخته و خاكستر شده است . تعداد زيادي از مردم ژاپن بعدها بر اثر سرطانها و مريضيهاي ناشي از اثرات اين عمل جان و يا زندگي سالم خود را از دست داده اند .
آمريكا تنها كشوري در جهان است كه از بمب اتمي و يا مواد ديگر حاوي راديو اكتيو نظير اوارنيوم براي كشتار مردم دنيا استفاده كرده است . حال واشنگنتن مي گويد كه آمريكا بايد مشخص

كند كه چه كشوري سلاح هسته اي داشته باشد يا نداشته باشد و يا نيروگاه هسته اي احداث نمايد . تا آنجا كه برد موشكهاي معمولي كشور را نيز آمريكا تعيين مي كند .

صبح
Saturday 9 November 2002, 01:42PM
اظهار نظرهاي شخصيتهاي سياسي و ..

برليـن‎‎ ـ رئيـس‎ فـراكـسيـون حـزب‎ دمكـرات‎ سوسياليسم‎ آلمان‎ درمجلس‎ فدرال‎, آمريكا را منحرف‎ كننده‎‎‎ مبارزه عليه تروريسم‎ و عامـل‎ اصلي‎ پرورش‎ تروريسم‎ در دنيا خواند. .
به‎ گزارش‎ واحد مركـزي‎ خبـر, رولنـد كـلاوس‎ گفت‎: كساني‎ چون‎‎ طالبان كه‎‎ امروزه آمريكـا آنان‎‎ را تروريست‎ مي‎نامد و با خشم‎ به‎ ايـن گروه‎‎‎ هجوم‎ برده است‎‎ , دراصل‎ دسـت پـرورده خود آمريكا هستند. وي‎‎ تاكيد كرد: ما سيـاسـت‎ هـاي صـدراعـظم‎ آلمان‎‎ را مبني‎‎ بر حمايت‎ بي چون و چـرا از آمريكا قبول‎ نداريم‎‎ و تظاهرات‎ مردم آلمان‎ در سفربوش‎ به‎‎ برلين‎ نشانه انتقـاد شـديـد ازسياست‎ هاي‎ آمريكـا و هـمسـو نبـودن‎ بـا خواسته‎ هاي‎ بوش‎ است‎.

----------------------------------------------

برلين‎‎ ـ آنچه‎ آمريكـا بـا عنـوان " محـور شرارت‎‎" مطرح‎ مي‎ كند درحقيقت بـرگـردانـدن‎ دنيا وافكار آزاده‎‎ به تفكرات‎ قرون‎ وسطايي‎ است‎. .
به‎ گزارش‎ واحد مركزي‎ خبر, كنستانتين‎ ووكر يكي‎ از شاعران‎‎ صلح‎ طلب‎ آلمان تاكيد كـرد: در حالي‎‎ كه‎ ميتوان‎ با گفت‎‎ و گو و شنـاخـت هرچه‎‎ بيشتر فرهنگ‎ ها و تمدن‎ ها فاصله هاي‎ ايجاد شده‎ ميان‎ ملـت‎ هـا را كـاهـش‎ داد و تفرقه‎‎ ها را به وحدت‎ تبديل‎ كرد, آمـريكـا همواره‎‎ تمدن‎ هارا به جنگ‎ ضد يكديگر تشويق‎ مي‎ كند. اين‎ شاعر صلح‎ طلب‎ آلماني‎ گفت‎‎: تظاهرات ضد آمريكايي‎ مردم‎‎ آلمان‎ برضد مـردم آمـريكـا نيست‎‎‎ بلكه‎ ضديت با دولت و رئيس‎ جمهور اين‎ كشور است‎ . وي‎ افزود: آمريكا نمي‎خواهد بپذيرد كه‎ خود تروريست‎‎ است. ووكر آمريكا را به‎ پايمال‎ كردن‎ حقوق‎ بشـر متهم‎ كرد و گفت‎: درحالي‎‎ كه‎ آمريكا تلاش‎ مي كند تا جهاني‎ سازي‎ را از زاويه‎ منافع‎ خود انجام‎‎ دهد فاصله‎ عظيم بين‎ غني‎ و فقير هـر روز بيشتر مي‎شود و 230 نفر ميلياردر تحـت‎ حمايت‎ هاي‎ امپرياليسم‎ آمـريكـا دنـيـا را غارت‎ مي‎ كنند.

[HR]

انتقاد مستندساز سرشناس در جشنواره كن مايكل مور : بوش فريبكار است
--------------------------------------------------------------------------------
ديروز دو فيلم آدمهاى بيست و چهار ساعته اثر مايكل وينترباتم از كشور انگلستان و بي ثباتي عمده اثر مانوئل داليويه از پرتغال را در بخش مسابقه جشنواره كن به نمايش درآمدند وينتربام بعد از درام تئاترى اش سرزمين عجايب
--------------------------------------------------------------------------------
كه نامزد نخل طلايي كن هم بود اين بار در فيلم تازه اش به شمال ماساچوست مي رود تا فرهنگ موسيقي سالهاى 1976؛ تا1992؛ را مكاشفه كند تمام صحنه هاى فيلم با دوربين ويدئويي ديجيتالي فيلمبردارى شده است و بررسي وضعيت موسيقي دو دهه انگلستان ، كارگردان را به مكاشفه درونيات آدمها سوق مي دهد.؛
اما فيلم اوليويه را كه از وى به عنوان سفير سينماى 40؛ سال اخير پرتغال ياد مي كنند يك قصه عاشقانه چهارجانبه است.؛
مايكل مور ، مستندساز سرشناس سينما كه با فيلم ”بولينگي براى كلمبيا“در بخش مسابقه حضور دارد، كن را به محلي براى انتقاد از بوش تبديل كرده است او با لحني تمسخرآميز به انتقاد از ”جنگ امريكا با تروريسم “ پرداخت و گفت :؛ رئيس جمهورى امريكا، مردم كشورش و مردم جهان را فريب مي دهد فيلم جديد مور با الهام از قتل عام دانش آموزان در سال نودونه در دبيرستاني در ايالت كلمبياى امريكا، فرهنگ آدم كشي را در اين كشور نقد و بررسي مي كند او مي گويد:؛ بعد از يازدهم سپتامبر، دولت بوش به گونه اى نظام مند به فريب مردم امريكا پرداخته است سوءاستفاده از كشته شدگان حادثه يازدهم سپتامبر و بهانه كردن مبارزه با تروريسم براى سرپوش گذاشتن بر سياست هاى غلط و افراطي و زير پا گذاشتن قانون اساسي و لغو آزادى هاى مدني ، اقدامي غيراخلاقي و نفرت انگيز است بايد بگويم كه متاسفانه بوش همه ما را فريب مي دهد.؛
بوش هم مثل بقيه سياستمداران راستگرا تلاش مي كند براى تحكيم پايه هاى قدرت خود و سركوب كساني كه با اولويت هاى سياسي او كه شركتهاى بزرگ امريكايي آنها را تعيين مي كنند مخالفند، به احساس عدم امنيت در امريكا دامن بزند رسانه هاى ارتباط جمعي به اين بخش از گفته هاى وى توجه ويژه اى نشان دادند كه گفت :؛ بوش و خانواده اش در20؛ سال گذشته با پول و ثروت اسامه بن لادن خوش گذرانده اند و حتي بعد از حوادث يازدهم سپتامبر، وى اجازه داد يك هواپيماى مسافربرى سعودى در سراسر امريكا به پرواز درآيد و بستگان بن لادن را از اين كشور خارج كند آيا اين عجيب نيست ؟ چه كسي به اين پرسشها پاسخ مي دهد؟ من فقط به دنبال يافتن پاسخي براى پرسشهاى خود هستم و قصد ندارم هيچگونه نتيجه گيرىاى كنم ماركو بلوچيو فيلمساز ايتاليايي با فيلم لبخند مادرم در كن 2002؛ حضور دارد.؛
فيلم جديد بلوچيوى 62؛ ساله درباره هنرمندى است كه خانواده اشبنا به دلايلي با تعليمات كليسا درگير مي شوند.؛
مسوولان كليساى كاتوليك ايتاليا، از انتخاب فيلم براى حضور در بخش مسابقه كن ، درخواست تحريم اين فيلم را مطرح كردند.؛
كن ، هميشه دوستدار مايك لي بوده است ؛ او كه كمدى سياه يا همه چيز يا هيچ چيز را در بخش مسابقه دارد، با قاطعيت اعلام مي كند كه هيچ وقت فيلمي در هاليوود كارگرداني نخواهد كرد و خبر آخر اين كه جامعه يهوديان امريكا در يك عقب نشيني آشكار، مدعي شد درخواست تحريم جشنواره كن را مطرح نكرده بود اين گروه كه متوجه شد هيچ گروه و سازماني در سطح جهان از خواستش پشتيباني نكرده است ، در يك چرخش 180؛ درجه اى ادعا كرد كه از هنرمندان امريكايي خواسته است در طول برگزارى جشنواره ، به سياستهاى ضدصهيونيستي مردم فرانسه اعتراض كنند!؛وودى آلن پس از نمايش فيلمش پايان هاليوودى در كن 2002؛ ،در جلسه مطبوعاتي حاضر شد و گفت :؛ اين همه ميكرفن طورى در برابر من قرار گرفته اند كه انگار مي خواهم حرف مهمي بزنم و مطمئن هستم كه هنوز چيز مهمي ندارم كه بگويم.؛
آلن در ادامه در پاسخ به اين سوال كه شما شخصا از چه مسائلي در هاليوود سرخورده شده ايد؟ گفت :؛ من هرگز سرخورده نشده ام من اصلا از آغاز كارم تاكنون در هاليوود كار نكرده ام نخستين فيلم من ، پول رو بردار و فرار كن “ از كمپاني نيويورك بود.؛
من هرگز با هاليوود مشكل نداشتم و در مورد ساخت هر فيلم خودم آزادى كامل داشته ام .؛
تاكنون هيچ وقت براى ساخت فيلمهايم ، فيلمنامه ام را به كسي نشان نداده ام و يا تاييديه بازيگرى نگرفته ام هميشه خودم تصميم نهايي را گرفته ام بنابراين هيچ مشكلي با هاليوود ندارم ؛ جز اين كه وقتي مي خواهم شبهاى شنبه بنشينم و فيلم نگاه كنم ، هيچ فيلم خوبي پيدا نمي كنم فكر مي كنم به اين دليل است كه استوديوها در دست بي فرهنگ هاست و از همين رو هزاران هزار ميليون دلار خرج مي شود و اين درباره هر فيلم محترم ديگرى هم پيش مي آيد هميشه پس از آن كه 2؛ يا3؛ فيلم مي بينيم، اگر فيلم خارجي نباشد، ديگر هيچ فيلمي براى تماشا نمي ماند وودى آلن در خاتمه اين جلسه مطبوعاتي درباره راز عمر طولاني خوددر سينما گفت :؛ فكر مي كنم تنها سرسخت بودن است .؛
در يك محيط كاملا بي خطر كار مي كنم و اصلا روى فيلمهايم زياد وقت و هزينه صرف نمي كنم آنها هم پولساز نمي شوند و هم ضرر نمي كنند در نيويورك خودم را منزوى كرده ام و فقط كار مي كنم و هميشه فكر مي كنم كه بالاخره يك مخاطب در سراسر دنيا مي يابم و به همين خشنودم هيچ وقت قادر نبوده ام كه با مخاطبان زياد درگير شوم حتي آني هال با وجود آن كه جايزه اسكار گرفت ، يكي از كم درآمدترين فيلمهايي بود كه جايزه آكادمي را در تاريخ اسكار دريافت كرد پرفروش نبودن به من اين قدرت را داده است كه مثل يك ويروس درجه پايين كه ريشه كن نمي شود عمر طولاني داشته باشم.؛

Email : J@mejam Daily Newspaper

صبح
Saturday 9 November 2002, 01:43PM
[HR]

تعريف‎ امريكا از تروريسم‎ برضد مقاومت‎‎ هاي‎ ملي‎ است


5:45:20 PM
تهران‎ / واحد مركزي‎ خبر/ سياسي‎ 81/2/1 يك‎ كارشناس‎ حقوق‎ بين‎ الملل‎‎ و مسايل سياسي‎ تعريف‎ تروريسم‎ مورد نظر امريكا را برضد هرگونه‎ مقاومت‎‎ ملي‎ دانست 0 / عبدالحسين‎‎ شعبان / درمصاحبه‎‎‎ با واحدمركزي‎ خبر با اشاره به دوگانگي‎ موضع‎ امريكا درقبال‎ تروريسم‎ گفت‎ 00 امريكا از سالها پيش‎‎ تلاش كرده‎ است‎‎ تاتروريسم‎ را انگونه‎‎‎ كه خود مي‎‎ خواهد و برضد هرگونه مقاومت ملي تعريف‎ كند 0 به‎‎‎‎ گفته وي‎ انچه كه در فلسطين‎ مي‎ گذرد مقاومت‎ و دفاع مشروع مردم‎ دربرابر اشغال‎ وتجاوز است‎ كه‎ در قوانين‎‎ بين المللي‎ نيز بر ان‎ تاكيد شده‎‎ است‎ اما انچه رژيم‎ صهيونيستي‎‎ اشكاراعمل‎ مي كند تجاوز نظامي‎‎ به‎ يك‎ ملت‎‎ غيرنظامي و صلح‎ جو است 0 وي‎‎ با اشاره‎‎ به دو پروتكل‎ بين‎‎ المللي‎ در حمايت‎ از قربانيان جنگ‎ هاي جهاني‎ و نيز قربانيان‎‎ منازعات‎ منطقه‎اي‎‎ در ژنو بين سالها77 ي تا 1974 تاكيد كرد / هر دو اين‎ پروتكل‎ ها برحق‎ مقاومت‎ انچه‎‎ كه امروز حزب‎ ا000 لبنان‎‎ در عمليات‎‎ مقاومت عليه‎ نيروهاي‎اشغالگردرمزارع شبعا نشان مي‎ دهد و نيز انچه‎‎ كه گروههاي‎ فلسطيني‎‎ دربرابراشغالگران‎ انجام‎ مي دهند تاكيد كرده‎اند0 كد 265/262/0003/01010 ح‎ / خ‎ ساعت‎ 17/44 م‎‎‎‎ممم واحد مركزي‎ خبر38



گزارش اين گفتگو به مدير تالار
[HR]
كريس‎ پاتن‎ 00 تل‎ اويو مسير مبارزه‎ با تروريسم‎ را منحرف‎ مي‎ كند


5:08:51 PM
تهران‎ / واحد مركزي‎ خبر/ سياسي‎ 81/2/1 كريس‎‎ پاتن‎ كميسر امور خارجي‎ اتحاديه‎ اروپا امروز گفت‎ رژيم‎ اشغالگر قدس باحملات‎ نظامي‎ ويرانگر خود در كرانه‎‎ باختري‎ رود اردن‎ مسير مبارزه با تروريسم‎ را به‎‎‎‎ انحراف‎ كشيده است‎‎ و از اين‎ مبارزه در جهت منافع‎ خود بهره برداري‎ مي‎ كند0 به‎‎‎ گزارش‎ خبرگزاري‎ فرانسه از لندن‎‎‎ پاتن كه در گفت‎ وگو با تلويزيون بي‎‎ بي سي‎‎ شركت‎‎‎‎ داشت گفت خشم‎‎ عمومي از اقدامات اسراييل‎ عليه‎‎ مردم فلسطين‎ جامعه جهاني‎ را در مقابله‎‎‎ با صدام‎ حسين‎ رييس‎ جمهور عراق‎ كه به توليد و گسترش‎ سلاحهاي‎‎ كشتار جمعي‎ متهم‎ است‎‎‎ با مشكلات بسيار زيادي مواجه‎‎‎ ساخته است به طوريكه‎‎‎‎ برخي‎ كشورها خود را از صحنه مبارزه با تروريسم‎ كنار كشيدهاند0 پاتن‎‎ در ادامه‎‎ در حاليكه عمليات‎ انتحاري‎ مبارزان فلسطيني‎ را محكوم‎ كرد گفت‎‎‎ در عين‎‎ حال‎‎ پاسخ‎ مشابه‎‎ اسراييل به اين عمليات استقرار صلح‎ و امنيت را در منطقه‎ براي‎ مدتي‎‎‎ طولاني غير ممكن‎ مي سازد0 براساس‎‎ اين‎ گزارش‎ توني‎ بلر نخست‎‎ وزير انگليس نيز كه‎ در گفت و گوي‎ تلويزيوني‎‎‎‎‎ شبكه‎ بي 0بي 0سي حضور داشت‎‎‎ گفت اقدامات نظامي اسراييل‎ شكاف‎ عميق‎ ميان‎‎ جهان عرب‎‎ و غرب ايجاد كرده‎ است‎ 0 كد5690/103/151/0003/01013/ م‎‎‎‎ممم واحدمركزي‎خبر سردبير سليماني‎ )سردبيرمترجمين‎(

[HR]
انديشمندامريكايي‎‎/سياست‎‎خارجيامريكادرجنگ‎باتروريسم‎خطرناك‎ وواپسگرايانه‎است


2:26:25 PM
تهران‎/ واحد مركزي‎ خبر/ فرهنگي‎ 81/2/1 ادوارد هرمن‎‎ انديشمند امريكايي‎ در مصاحبه‎ با واحد خبر راديو ضمن اشاره‎‎‎‎ به نامه 128 تن‎‎ از دانشمندان امريكايي‎ در انتقاد به عملكرد جنگ‎ طلبانه‎‎ امريكا گفت‎00 اين‎‎ نامه را گروهي‎‎ از انديشمندان امريكايي نوشته‎‎‎‎اند و پاسخي‎‎ به نامه شصت‎‎‎ روشنفكر امريكايي است كه از اقدامات دولت‎‎ امريكا حمايت كرده‎اند0 وي‎ افزود00 هدف‎ ما از تنظيم‎‎‎ اين‎‎ نامه‎‎‎ اين بود كه اعلام كنيم همه انديشمندان‎‎ امريكا از جنگي‎ كه‎‎‎‎ به عنوان مبارزه با تروريسم‎ لقب‎ گرفته است‎‎/ حمايت نمي‎‎ كنند و ان‎ را امري‎ مشروع نمي دانند0 انديشمند امريكايي‎‎ تاكيد كرد00 اين‎ جنگ‎ حتي با انچه‎‎ كه مردم‎ امريكا به‎‎ عنوان‎ ارزش‎ پذيرفتهاند ناسازگار است‎ 0 وي‎‎‎ خاطرنشان‎‎ كرد00 منظورم‎ از اين ارزشها/ برابر/ي پايبندي به‎ اصول‎/ و حل‎‎‎ و فصل صلح‎ اميز مسايل است‎ البته‎‎ به نظر من‎ اينها ارزشهايي‎ هستند كه‎ دولت‎ امريكا در سياستهاي‎ خود انها را دنبال‎ نمي‎ كند0 ادوارد هرمن‎ انديشمند امريكايي‎‎ با تاكيد براينكه‎ سياست‎ خارجي امريكا كه‎‎ در جنگ‎ با تروريسم‎ نمود يافته است‎‎‎ سياستي‎ مخرب‎ و زشت است تصريح‎ كرد00 اين‎‎ سياست‎‎ چيزي‎‎ جز نمايش‎ قدرت امريكا براي تامين منافع‎ خود از قبيل‎ منافع‎ نفتي‎‎‎‎/ صنعتي و نظامي نيست‎‎ كه‎ فكر نمي كنم‎ اين‎ سياست براي‎ مردم‎ امريكا سياست‎ مفيدي‎ باشد0 وي‎‎ با خطرناك‎ و واپس‎ گرايانه‎ خواندن‎ سياستهاي دولت‎‎ امريكا گفت00 ما انديشمندان‎‎ امريكايي‎‎ مي خواهيم‎‎ مخالفت‎‎ خود را با اين سياست ها اعلام كنيم‎ و همه‎ امريكائيها نيز طرفدار اين‎ سياست‎ نيستند0 هرمن‎‎ با اشاره‎‎‎ به همسويي‎ رسانههاي‎ امريكا با سياست‎ دولتمردان امريكا گفت‎‎‎00 رسانه‎هاي‎‎ امريكا تحت فشار گروههاي سياسي‎ و دولت قرار دارند و در اين‎ مسئله‎‎ سياست‎ يكنواختي‎ را در پيش‎ گرفتهاند0 اين‎‎‎ انديشمند امريكايي‎‎ خاطر نشان كرد00 هم‎ اكنون نوعي سياست‎ متعصبانه‎ كه‎‎ ناشي‎‎ از نوعي خودسانسوري‎ است‎ در رسانهها وجود دارد و اين‎ بسيار تاسف‎ اور وغير دموكراتيك‎ است‎0 وي‎‎ با اشاره‎‎‎‎ به تلاش‎ رسانههاي گروهي‎‎ امريكا در مخفي نگه داشتن‎ حقايق‎ و واقعيات‎‎ از مردم‎‎ به‎‎‎ ويژه در جريان‎‎ تهاجم نظامي‎ به افغانستان گفت00 در افغانستان‎‎ تلفات‎‎ غير نظاميان بسيار زياد بوده‎‎ است ولي‎ رسانهها نمي‎ خواهند در اين‎ باره‎ حرف‎ بزنند 0 وي‎ افزود00 انها همچنين‎ نمي‎‎‎ خواهند درباره‎ شمار باور نكردني كودكاني كه‎‎ بر اثر مجازات‎‎ ها در عراق‎ مردهاند صحبت كنند0 هرمن‎ با اشاره‎‎‎ به تهاجم‎ اخير اسرائيل‎ به اردوگاههاي‎ فلسطيني‎ و كشتار مردم‎‎ بي‎‎ دفاع فلسطين‎ گفت‎00 بر اثر حمله‎‎ اسرائيل‎ به فلسطيني ها هم خيلي‎‎ ها كشته‎‎‎ شدهاند0 انها نمي گويند كه شارون‎ در اردوگاههاي‎ صبرا و شتيلا مردم‎‎ را قتل‎ عام كرد و او در واقع‎ تروريست‎‎ است 0 وي‎‎ افزود00 انها )رسانه‎‎‎هاي امريكا( درباره بلايي‎ كه در فلسطين‎ برسر غيرنظاميان‎ مي‎‎ ايد حرف‎ نمي زنند0انها از واژه‎‎ تروريسم‎ فقط درباره فلسطينيان‎‎ استفاده‎‎‎ مي‎‎ كنند اما از واژه تروريسم‎ براي‎ مصيبتي كه شارون برسر مردم‎ غيرنظامي‎‎‎ وارد مي كند/ استفاده‎ نمي كنند و اين‎ در واقع‎ نوعي‎‎ عمليات‎‎ تبليغاتي است0 اين‎‎ انديشمند امريكايي‎ تصريح‎ كرد) 00انها( به‎ منتقدان سياست‎ امريكا/ تهمت‎ ضد امريكايي‎‎‎ مي زنند اما به‎ نظر من‎‎ اين نوعي تكنيك‎ براي‎ سرپوش‎ گذاشتن‎‎ بر بار گناهان است‎0 وي‎ گفت‎00 امريكايي‎‎‎ ها از الماني ها انتقاد مي كردند كه‎ چرا با هيتلر كنار امده‎‎اند ؟ انها از الماني‎‎ ها به اين‎ علت‎ انتقاد مي كردند اما وقتي‎ ما/ در امريكا از دولت‎ به‎ خاطر انجام‎ دادن‎ كارهاي‎ هولناك‎ انتقاد مي‎‎‎‎ كنيم‎ مي گويند شما ضدامريكايي هستيد0 اين‎‎ به‎ باور من نوعي رياكاري‎ است‎‎‎ و اصلا درست نيست0 ادوارد هرمن‎‎ در پايان تاكيد كرد00 اگر ما جامعه‎اي‎ دموكراتيك‎ هستيم‎ بايد بتوانيم‎‎ انتقاد كنيم اين‎ نه‎‎ ضدامريكايي‎ است‎ و نه ضد هرچيز ديگر0 كد0001/10104 زف‎ ساعت‎ 10/07 م‎‎‎‎ممم واحد مركزي‎ خبر 28/55

صبح
Wednesday 13 November 2002, 04:49PM
سفيد سفيد مثل پر قو


فکر کنم نگاهی به نقشه زير حتما برای شما جالب باشد.
http://www.war-times.org/images/5image6map.jpg
راهنمای نقشه:
مناطق سفيد: 46 کشور بدون حضور نظامی آمريکا
مناطق قرمز: 63 کشور که نيروها و پايگاههای آمريکا در آنها وجود دارند.
مناطق صورتی:156 کشور که نيروهای آمريکايی در آنها حضور دارند
مناطق قرمز-سفيد قلمی: 7 کشور که آمريکا پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 در آنها 13 پايگاه جديد احداث کرده.

توجه داشته باشيد که بسياری از کشورهای سفيد (مثلا مغرب) با آنکه آمريکا در آنها حضور نظامی ندارد ولی از لحاظ سياسی و اقتصادی تحت نفوذ شديد آمريکا هستند!

روی نقشه کليک کنيد تا آن را بهتر ببينيد.


به اميد آنکه ايران عزيزمان هميشه سفيدِ سفيد مانند نقطه اميدی در ميان اين دريای پر تلاطم و شب تاريک بماند. جايی که چشم اميد همه آزادگان جهان به سوی آنجاست. مبادا که ديگران حسرت ما را بخورند و ما قدر خود و آن چيزی را که داريم ندانيم

asheghe iran_p
Wednesday 20 November 2002, 01:50AM
:smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39:

siavash_ad
Wednesday 20 November 2002, 02:36AM
نكته جالب در مورد اين نقشه، كمربند قرمز دور ايران است كه در آينده اي نزديك (با پيوستن عراق به اين كمربند) قرمزتر خواهد شد!!

هالو
Thursday 21 November 2002, 01:15AM
سلام

آشيخ "صبح" زحمت كشيده اي:)

البته هرگز اين انتظار را نبايد از تو داشت كه به چيزهائي كه مي نويسي توجه كني , اين انتظار را از ديگر همفكرانت هم نميتوان داشت:(

تو هرگز به اين نكته توجه نكرده اي كه انديشمندي كه اينجا از او نام برده اي و او را آمريكائي ميداني "واقعا" آمريكائي است:eek:
او "واقعا"در آمريكا زندگي ميكند!!
او "واقعا"از آمريكا و سياستمدارانش بشدت انتقاد ميكند!!
او تنها نمونه "واقعي" منتقدان آمريكائي كه از آمريكايشان انتقاد ميكنند , به سياستمدارانشان ناسزا ميگويند , فسادهايشان را برملا ميكنند و تا آنجا پيش ميروند كه رئيس جمهورشان را به دادگاه ميكشانند, نيست , نمونه هاي "واقعي" اين اندشمندان و منتقدان به قدري زياد است كه ميتوان چندين كتاب از اسامي آنها تهيه كرد:eek:

همه اين منتقدان و انديشمندان بر خلاف انتظار تو , نه تنها به خاطر انتقادشان از حكومت و يا ناسزايشان به رئيس جمهور و يا تظاهراتشان بر عليه دولت مشكلي برايشان پيش نمي آيد , بلكه در نزد افكار عمومي "احترام"زيادي دارند!!
آنها را حتي به "زندان"هم نمي برند!!
آنها را حتي يك "شكنجه"خشك و خالي هم نمي كنند!!
بعد از سخنراني و يا چاپ مقاله و يا كتاب انتقاديشان , "سر و مر و
گنده" به دفتر كارشان و يا كلاس درسي كه در آن تدريس ميكنند و يا دفتر روزنامه شان برمي گردند:eek::eek: به نظر تو عجيب نيست؟؟

حالا اگر تو "يك" مورد , بله فقط "يك" مورد از مقالات و يا كتابها و يا سخنرانيهائي كه در آنها به صراحت از "رهبرت"(فقيد و زنده) انتقاد شده و نويسنده و يا سخنران از شكنجه گاه و يا گورستان سر در نياورده باشد , نام ببري , آنگاه من هم از تو مي پذيرم كه جمهوري اسلامي "جنايتكار" و "تروريست" نيست!!

البته اگر مدير تالار "سه" تاپيك "آغاجري" را بگيرد:D:D:D:D


هالو:rolleyes:

صبح
Thursday 21 November 2002, 12:09PM
آ ؟؟؟‌ هالو ... :smile40: قابل نداره

او واقعا آمريكائيست و در آمريكا از سياستمدارانش انتقاد مي كند !!! همانطور كه سياستمداران ما از حكم آغاجري انتقاد ميكنند :eek:

جوش نخور عزيز من هالوي گرامي ... :D

ليستي كوچكي از زندانيان سياسي آمريكا :‌


Albert Washinton-
Ruchel McGee-
Sekou Odinga-
Abdul Majid-Anthony ‘Jalil’ Bottoms-
Romaine Chip Fitzgeral-
Marilyn Buck-
Yu Ki Kukimuru-
jihal Abdul Mumit-
Charles Sims Africa-
Debbie Sims Africa-
Delbert Orr Africa-
Edward Goodman Africa-
Janet Holloway Africa-
janine Phillips Africa-
Merle Austin Africa-
Michael Davis Africa-
William Phillip Africa-
Ojore Lutalo-
Sundiata Acoli-
Herman Bell-
Father Barrigan-
Judy Clark-
Veronza Bowers-
Kathy Boudon-
Eddie Conway-
Edwin Cortez-
Bill Dunn-
Elizam Escobar-
Linda Evens-
Larry Giddings-
David Gilbert-
Abdul Hagg-
Bishir Hameed-
Teddy ‘Jah’ Heath-
Robert ‘Seth’Hayes-
Mumia Abu jamal-
Ricardo Jimenez-
Sekou Cinque Kambul-
Jaan karl Laaman-
Tom Manning-
Antonio Camacho Negron-
Dylcia Pagan-
Juan Segarra Palmer-
Leonard Pelter-
Ed Poindexter-
David Rice-
Oscar Lopez revera-
Albert and Alicia Rodriquez-
Kojo bomani Sabubu-
Laura whitehorn-
Ida Luz Rodriquez-
Luis Rosa-Mutula Shakur-
Russell Shoats-
Alejandrina Torres-
Carman Valentin-
Thomas Warner and Richard Williams (A partial list)

آه اي سرزمين دموكريوس ... :D ... شما بيشتر بجاي اينكه پاي ‍CNN و BBC و .... اينا بشيني يه كم تحقيقي كن واست خوبه ... :D

جرم هر كدوم رو هم خواستي تو ياهو سرچ كن :
"oon esme" +jail

كم و بيش يه چيزائي دستت مياد :cool:
اين نامه سرگشاده هم بخوني بد نيست : اين شخص (مولينز) خودش و اينور و انور ميزنه كه آزاد شن ... ولي نميشن :
http://www.afrocentricnews.com/html/openletter.htm

صبح
Thursday 21 November 2002, 12:11PM
آ ... ؟؟؟ اينم بدردت مي خوره :
http://www.change-links.org/U.htm

:mad:

مملي
Thursday 21 November 2002, 12:32PM
جناب هالو
فهميدن خودش يك هنره ، ادعايش هم كافي نيست .
طبلهاتون رو براي آمريكا كمتر بزنيد و سينه هاتون رو چاكي آرامتر ،
گوشها را باز كنيد شايد آنچه نمي خواهيد بشنويد ، ناخواسته به گوشتان فرو رود
امروز در آمريكا براي زندان ، بازرسي ، نيازي به اعتراض به مقامات دولتي و تعرض به نظام حاكم نيست ، تنها مسلمان بودن كافيست و چهره اي شرقي داشتن مي تواند يك جرم باشد /
آنچه در گذشته بنام آزاديها و دموكراسي ها و حقوق انسانها در آمريكا گفته ميشد ، توسط "لولوها" برده شدند تا شايد "هالو" ها دركي ديگر داشته باشند ...
وقتي كه در آمريكا مسلمان بودن و چهره شرقي داشتن يك جرم و يك اتهام باشد ديگر حساب مخالفان روشن است /
بوش ميگويد : هر كه با ما نيست ، پس تروريست است .
و اين حق را به آمريكا مي دهد كه مخالفان را در پاكستان ... در يمن ... و يا در جاي دنيا با زير پا گذاردن حق حاكمبتها توسط هواپيماهايش و موشكهايش و سازمانهاي سياهش به قتل رساند .
اين حق را به آمريكا ميدهد كه خانم وزير آلماني را بدليل اعتراض به سياستهاي هيتلر مآبانه اش بر كنار كند ..
جناب هالو ... واقعا دانستن يك هنره ... و خود را به ندانستن زدن .. يك ..........................

Freedom1
Thursday 21 November 2002, 12:36PM
صبح.. مستند باش..

از اين ليستي كه رديف كردي.. نصفش هم عرب و آفريقايي.. يكيشون رو انتخاب كن و جرمش رو بنويس..

ببينيم تو آمريكا چه كسي رو به چه جرمي گرفتن.. بجرم سخنراني.. يا بجرم انتقاد تو روزنامه.. يا بجرم توهين به ولايت فقيه..

لينك يادت نره.. :cool:

صبح
Thursday 21 November 2002, 01:24PM
اين ليست ABC رو داشته باشي بد نيست :cool:

Debbie Simms Africa (006307),
Janet Holloway Africa (006308),
Janine Philips Africa (006309), all at: SCI Cambridge Springs, 451 Fullerton Ave, Cambridge Springs, PA 16403-1238

Edward Goodman Africa (AM4974) SCI Camp Hill, PA 17011-0200
Michael Davis Africa (AM4973),
Charle Simms Africa (AM4975),
both at: SCI Grateford, PO Box 244, Grateford, PA 19426-0244

William Philips Africa (AM4984),
Delbert Orr Africa (AM4985)
both at: SCI Dallas Drawer K, Dallas, PA 18612

A Shaka Cinque (aka Albert Woodifx #72148), Camp-TU CCR U/B-4, LA State Prison, Angola, LA 70712

Abdul Majid (A. LaBORDE), 83A0483, Box 2001, Malone, NY 12953, Upstate Cor. Fac.

Ali Khalid Abdullah #148130, 3225 John Conley Drive, Thumb Correctional Facility, Lapeer, MI 48446
Anthony "Jalil" Botom, 77A4283, Box 618, 135 State St., Auburn Cor. Fac., Auburn, NY 13024
Antonio Camacho Negron, 03587-069, Box 3000, White Deer, PA 17887, USP Allenwood
Antonio McCladdin #W67659, Concord State Prison, Concord, MA 01742

Aziz Abdul Mumi, 96521-131, Box 8500, Florence, CO, 81226-8500

Bashir Hameed (J. York), 82A6313, Box AG, Fallsburg, NY 12733

Bill Dunne, 10916-086, Box 1000, Leavenworth, KS
Bruce Cummings #36911, Jefferson City Corr. Ctr., PO BOX
900 (2A-161), Jefferson City, MO 65102

Carlos Alberto Torres, 88976-024, Box 1000, Oxford, WI 53952, FCI Oxford

Christopher Lee Plummer, pp 677345, Hughes Unit rt2 Box 4400, Gatesville Tx 76597 (http://www.worksintl.com/freechrisplummer)
Craig Marshall (Critter) #1340996 101 W. 5th Street Eugene, Oregon 97401 (anarchist prisoner)

David Gilbert, 83A6158, Box 51, Comstock, NY, 12821-0051

Dr. Mutulu Shakur, 83205-012, Box PMB, Atlanta, GA, 30315

Ed Poindexter #1104037, 525 Fourth Avenue, Lino Lake, MN 55014-1099, Minn. Correctional Facility

El-Malik Amun Ra' Bradford Bey, #131806, Carson City, MI 48811-5000

Farug Salavant, C-08365, Pelican Bay State Prison, PO BOX 7500, D-8-215, Crescent City, CA 95532
Fran Thompson (93341), Nebraska Center for women, Route 1, Box 33, York, Nebraska, 6847 (imprisoned because of self defence against sexual abuse, Infos: http://www.geocities.com/RainForest/3081/t1.html)
Frank J. Atwood #62887, Box 3400 - SMU II, Florence, AZ 85232 (prisoner on death row)
به زندان انداخته شد براي اينكه در مقابل تجاوز به عنف مقاومت كرد

Hanif S. Bey (B. Gereau), 96544-131, Box 8500 ADX, Florence, CO, 81226-8500

Harold H. Thompson #93992, N.W.C.C. Site 1 Route 1, Box 600, Tiptonville, TN 38079-9712 (anarchist writer and jailhouse lawyer, imprisoned because he took revenge on the killing of his son by cops)
به زندان انداخته شد براي اينكه موضوع كشتن يك پسربچه توسط پليس را پيگيري كرد


Herman "Hooks" Wallace #76759, CCR U/C #6, LA State Prison, Angola, LA 70712
Herman Bell, 79C0262, Box 2001, Dannamora, NY, 12929
Iman Jamil Abdullah Al-Amin, c/o Black Autonomy Network of Community Organizers (Banco), PO Box 19962, Kalamazoo, MI 49019, e-mail: banco_midwest@hotmail.com (former Black Panthers Party and SNCC activist, therefore targeted by the FBI) تشكيل دهنده گروه پلنگهاي سياه و طرفدار SNCC


Jaan K. Laaman, 10372-016, Box 1000, Leavenworth, KS, 66048

Jahuan McKinley #217058, 3855 Cooper St., Jackson, MI 49201

Jamil Akbar Bey, s/n Herb Allen #188620, PO BOX 5000, Carson City, MI 48811-5000

Jeffrey Luers (Free) #1306729 101 W. 5th Street Eugene, Oregon 97401 (anarchist prisoner)
آشوب طلب

Jerome White Bey #37479, Potosi Correctional Center, Rt. 2, Box 222 (6B-41), Mineral Point, MO 63660 (founder of the Missouri Prison Labor Union, who supports Missouri prisoners and supporters to provide social justice consistent with human rights)

موسس اتحاد سنديكاهاي زندانيان ميسوري
كه زندانيان ايالت ميسوري را پشتيباني مي كرد
و پشتيبان ثابت قدمان دادگستري اجتماعي با حقوق بشر

صبح
Thursday 21 November 2002, 01:26PM
Jihad Abdul Mumit, 32379-138, Box 1000, Lewisburg, PA, 17837

Jose Solis Jordon, 081-21-424, Box 819, Coleman, FL 30315, FCI Coleman (Low)

Juan Segarra Palmer, 15357-077, Box 818, Coleman, FL 33521, FCI Coleman

Karen (Hoffman) Horning, #006444-049 CCS, FMC Carswell, P.O. Box 27137, Ft. Worth, TX 76127

Kebby Warner #259737, Scotts Correctional Facility, 47500 5 Mile Rd., Plymouth, MI 48170

Kevin Glover #526374, Huntsville Unit, PO Box 32, Huntsville, TX 77348-0001 (Class War Anarchist. Maybe out in 2006. Writes for Texas anarchist prisoners' magazine 'Chain Reaction' amongst others. More info: www.worksintl.com/chainreaction/)
آشوب طلب !!!! سازمان يافته ، ممكن است سال 2006 آزاد شود . براي مجله زندانيان آشوب طلب !!! با نام پاسخ زنجير مطلب مينوشت .
Khalfani Khaldun, s/n
Leonard McQuay #874304, 5D Block, LaPorte County Jail, 809 State Street, LaPorte, IN 46350
Larry Giddings, 10917-086, Box 1000, Lewisburg, PA; 17837
Lenny Chavez c/o SAIIC PO Box 28703, Oakland CA 94694 (American Indian Movement activist, attacked by a rgiht wing Aryan group, in self-defence infliceted non lethal injuries to the attacker, was charge with attempt murder, e-mail : saiic@igc.apc.org)


Leonard Peltier #89637-132, PO Box 1000, Leavenworth, KS 66048 (framed for the murder of two FBI agents, in fact only targeted because of his activism within the American Indian Movement. Infos: LPDC PO Box 583, Lawrence KS 66044, USA, email : lpdcomite@aol.com, http://www.members.xoom.com/freepeltier/index.html)

Linda Evans, 19973-053, Unit E, 5701 8th St. Camp Parks, Dublin, CA 94568 Marilyn Buck, 00482-285, Unit B, 5701 8th Camp Parks, Dublin, CA 94568

Mark D. Myers, Eatern Regional Jail, 1406 Charles Town Rd., Martinsburg, WVA 25401 (no prison #) Marshall Eddie Conway, 116469, Box 534, Jessup, MD, 29794 Mondo We Langa (D. Rice), 27768, Box 2500, Lincoln, NE, 68542-2500

Mumia Abu Jamal (AM8335), SCI Greene, 1040 East R. Furman Highway, Waynesburg, PA 15370-8090 (ex Black Panther, radical journalist and Move supporter, framed for the murder of a co, currently on Death Row. Infos: International Concerned Family and Friends of Mumia Abu-Jamal -PO Box 19709, Philadelphia, PA19143, http://www.mumia.org/)
Ojore N. Lutalo, # 59860, M.C.U SBI # 0000901548, Trenton, NJ 08625-0861
Oscar Lopez Rivera, 87651-025, Box 33, Terre Haute, IN, 47808

روزنامه نگار افراطي و پشتيبان حركت پلنگهاي سياه اقدام براي كشتار!!!

Paul Titus Shield #964646, PO BOX 557, Location B1-104, Westville, IN 46391-0557
Ray Luc Levasseur, 10376-016, Box PMB, Atlanta, GA, 30315
Richard Williams, 10377-016, 3901 Klein Blvd., Lompoc, CA 93436
Rick Freeman-ARP, PO BOX 1436 #291479, Youngstown, Ohio 44501

Robert H. Wilson ("Standing Deer") #640289, Pack Unit One, 2400 Wallace Pack Rd, Navasota, TX 77869 (Native American prison activist, exposed a government plot to asassinate Leonard Peltier. Infos: Standing Deer Defense Committee, P.O.Box 368 Carrollton, GA 30117, e-mail: bdyingswan@aol.com, http://standingdeer.homepage.com/index.html)

طرفدار عمل زندانيان بومي آمريكا ، افشاگري دولت آمريكا در مورد كشتن لئونارد پلشير

Robert Jackson #109827, LA State Prison, Camp D, Raven 2-L-2, Angola, LA 70712
Robert Seth Hayes, 74A2280, Box 51, Comstock, NY; 12821-0051


Robert Thaxton, # 12112716, 2605 State St., Salem, OR 97310 (anarchist who got arrested in Eugene in Summer 2000, and was sentenced in an unfair and political trail to 88 months for "first degree assault" and "rioting" during a Reclaim The Streets event on June 18th) (Support group is: Anti-Authoritarians Anonymous, P.O. Box 11331, Eugene, OR 97440)

Romaine "Chip" Fitzgerald B27527, Salinas Valley State Prison, B2115, P.O. Box 1040, Soledad, California 93960-1040 (former Black Panther activist, imprisoned since 32 years because of supposed assistance to a cop murder and of attempted cop murder)

Russell "Maroon" Shoats, AF-3855, 175 Proggress Dr., Waynesburg, PA, 15370
Sekou Kambui (W. Turk), 113058, Box 5107, Union Springs, AL, 36089
Sekou Odinga, 05228-054, Box 1000, Marion, IL, 62959
Shaka N'Zinga (aka Arthur Wiggins), # 196612 PO Box 534, Jessup, MD 20794 (infos: http://www.charm.net/~claustro)
Shango Mutulu Bey #151986, J.C.C.C., Box 900 (2B-296), Jefferson City, MO 65102
Sterling Shepard #648874, P.O. Box 16 Eastham Unit, Lovelady, TX 75851
Sundiata Acoli, 3974-066, Box 3000, White Deer, PA 17887, USP Altenwood

Teddy "Jah" Heath, 75A0139, Box 618, 135 State St., Auburn Cor. Fac., Auburn, NY 13024
Thomas Manning, 10373-016, Box 4000, Springfield, MO 65801, MCFP

Thomas Warner, M3049, Drawer R, Huntingdon, PA, 16652
Thomas-X Coleman #252630, 17600 Ryan Rd., Detroit, MI 48212

Tonio X Johnson #226296, Newberry Correctional Facility, 3001 Newberry Ave., Newberry, MI 49868
Tony Ducat #268662, N.E.C.C., Chippeqa Facility, 4387 M-80, Kincheloe, MI 49784

Veronza Bowers Jr., #35316-136, Box 819, Coleman, FL 33521-0819, FCI Coleman (Med)
William "Lefty" Gilday, PO Box 1218, MCI Shirley, Shirley, MA, 01464-1218
Yu Kikumura, 09008-050, Box 8500 ADX, Florence, CO, 81226-8500

Zolo Agona Azania #4969, Indiana State Prison, PO BOX 41, Michigan City IN 46361-0041 (Zolo Agona Azania Freedom Campaign, c/o Crossroads Support Network, 3420 W. 63rd Street Chicago, IL 60629, http://members.xoom.com/ccadp/zoloazania.htm, http://alerts4row.homestead.com/ZoloAgonaAzania2.html)

صبح
Thursday 21 November 2002, 01:31PM
نوشته شده بوسيله Freedom1
صبح.. مستند باش..

از اين ليستي كه رديف كردي.. نصفش هم عرب و آفريقايي.. يكيشون رو انتخاب كن و جرمش رو بنويس..

ببينيم تو آمريكا چه كسي رو به چه جرمي گرفتن.. بجرم سخنراني.. يا بجرم انتقاد تو روزنامه.. يا بجرم توهين به ولايت فقيه..

لينك يادت نره.. :cool:

مستند تر از اين ؟‌
نكنه فكر ميكني شهروندان آمريكائي همشون سرخ پوستن ؟ :D

ليست شبكه ABC تا اكتبر 2000 بود كه قبل از قوانين مفتضح جديد پس از 11 سپتامبر در آمريكا !!! تهبه شده ...

چشمها را بايد شست ...
جور ديگر بايد ديد ...
:cool:

بهزاد
Thursday 21 November 2002, 01:43PM
سلام؛
من قصد ندارم اينجا هم گفتگو كنم فقط اين پيام رو برات گذاشتم كه بگم دستت درد نكنه
دمت گرم به اين ميگن گفتگوي مستدل. خسته نباشي، وقت گذاشتي تحقيق كردي.
كاش همه تو اين باشگاه اينطوري بودند.
يا حق

صبح
Thursday 21 November 2002, 02:46PM
نوشته شده بوسيله بهزاد
سلام؛
من قصد ندارم اينجا هم گفتگو كنم فقط اين پيام رو برات گذاشتم كه بگم دستت درد نكنه
دمت گرم به اين ميگن گفتگوي مستدل. خسته نباشي، وقت گذاشتي تحقيق كردي.
كاش همه تو اين باشگاه اينطوري بودند.
يا حق

سلام :) و رحمت خدا بر شما ...
قابلي نداشت ... ;)
يا حق ... :)
موفق باشيد انشاالله ....

هالو
Friday 22 November 2002, 04:16AM
سلام

"شيخي" رو به قبله ادرار همي كرد , "هالو"ئي به انذارش گفت : "شيخ" معصيت همي كني:cool: گفتش : "سرش"را از قبله "منحرف" كردمي:eek:

آشيخ "صبح"باز هم زحمت كشيده اي:)

بعد از 11 سپتامبر 2001 با تحقيقات گسترده اف.بي.آي شبكه گسترده اي از سلولهاي تروريستي "القاعده" (معرف حضور كه هست؟) در آمريكا كشف شد . بسياري از اعضاي آن دستگير شدند و بسياري نيز در بحبوحه جنگ افغانستان و بسياري نيز در مبارزه جهاني بر عليه تروريسم توسط دولتها دستگير و تحويل آمريكا شدند , از جمله پسر برادر عربتان "بن لادن"كه بدستور رهبرتان دو دستي تحويل "كفار"شد;)
همه كساني را كه زحمت كشيده اي و تنها نامشان را اينجا آورده اي در اين رابطه دستگير شده اند:eek: در بين اينان آمريكائيهائي(واقعي البته) هستند كه اتفاقا مسلمان هم هستند ,
آشيخ , همه شان را با "دليل و مدرك" دستگير كرده اند!!
تيمهائي از وكلاي مجرب از آنها دفاع ميكنند:eek:
مدتهاست كه وكلاي آنها بر سر اينكه بسياري از اينها زنداني سياسي اند و يا اسير جنگي, با "رامسفيلد"دعواي حقوقي دارند!!

گمان نميكنم كسي بتواند آمريكا را بخاطر اينكه با تروريستهائي كه امنيت شهروندانش را تهديد كرده اند , برخورد "قانوني"ميكند سرزنش كند , ميكند؟
جالب است كه بداني اكثر سازمانهائي هم كه از اين زندانيان حمايت ميكنند آمريكائيند( واقعي واقعي به جان شما;))

آمريكا اولين دولتي بود كه "سازمان مجاهدين خلق ايران" را تروريست اعلام كرد و بعد از شكايت مجاهدين از "دولت آمريكا"( البته در خود آمريكا:eek:) با دلايل و مدارك قانوني ودر دادگاه ثابت كرد كه نظرش غير قانوني نبوده و مجاهدين "طبق قوانين آمريكا" تروريست هستند و اجازه"فعاليت ندارند!!
آمريكا و اتحاديه اروپا دولت جمهوري اسلامي را به خاطر "دستگيري"مجاهدين سرزنش نمي كنند , صحبتشان بر داستان "بعد از دستگيري"است;)
آيا "مجاهدين" و ديگر تروريستهائي كه در ايران دستگير مي شوند "حق داشتن وكيل" دارند؟؟
آيا محاكمه ميشوند؟؟
آيا محاكمه آنها با حضور رسانه هاي آزاد است؟؟(ليست رسانه ها, لطفا)
آيا سازمانهائي (در ايران) مدعي حمايت از حقوق مجاهدين هستند؟؟(ليست سازمانها , لطفا)

راستي , چند سال است كه جمهوري اسلامي اجازه بازديد به نمايندگان حقوق بشر سازمان ملل متحد( و نه آمريكا و يا اسرائيل) از زندانهاي ايران و بررسي آزادانه وضعيت حقوق بشر را در ايران , نداده است؟؟چرا؟؟
باز هم جالبست كه بداني نه تنها نمايندگان حقوق بشر سازمان ملل متحد بلكه نمايندگان بسياري از سازمانهاي ديگر مدافع حقوق بشر بارها و بارها از زندانيان سياسي و غير سياسي كه نامشان را ليست كرده اي بازديد كرده اند و از "رفتار انساني" كه با آنها مي شود مطمئن شده اند!! و در مورد رفتاري هم كه به نظر آنها در مورد اسراي جنگي در كوبا "غير انساني" آمده بود از دولت آمريكا شكايت كردند , رسيدگي شد و دولت آمريكا موظف شد كه به اسراي جنگي در كوبا روزنامه به زبان خودشان و نيز تلويزيون متصل به ماهواره به زبان خودشان بدهد!!

چند آمريكائي ديگري هم كه تنها نامشان را ذكر كرده اي( و نه جرمشان را) با دليل و مدرك به دادگاه برده اند , همگي وكيل داشته اند و در حضور آزاد رسانه هاي گروهي محكوم شده اند و يا مراحل قانوني دادگاهشان را طي ميكنند!
راستي , از آقاي "زرافشان"وكيل مدافع داريوش و پروانه فروهر چه خبر؟;)

از همه اينها گذشته , تو از كجاي صحبت من اين برداشت را كردي كه من ميگويم "آمريكا زنداني سياسي ندارد"؟؟:eek:

صحبت بر سر اينست كه در آمريكا و كلا كشورهاي "آزاد" هرگز نويسنده اي را بخاطر نوشتن "عقايدش" و گوينده اي را بخاطر گفتن "عقايدش", هر چه كه باشد, متهم"سياسي"نمي دانند:eek: و اگر نوشته هاي او و يا گفته هايش باعث پايمال شدن حقوق شخص و يا گروهي شود , با شكايت آن شخص و يا گروه در دادگاه "مدني" و به عنوان جرم "حقوقي"
با داشتن حق وكيل و رعايت بسياري از ضوابط حقوقي مطرح ميشود و در صورت محكوميت مجازات او جريمه تقدي است!!
نمونه اش هم آقاي "روژه گارودي"كه با شكايت يهوديان فرانسه به اتهام اينكه مطالب كتابش منجر به ايجاد فضاي ضد يهودي در بعضي شهرهاي فرانسه شده بود كه نهايتا به درگيري مسلمانان و آسيب جسمي چند يهودي شده بود( و البته در دادگاه هم ثابت شد) به پرداخت جريمه تقدي و چند ماه زندان(به خاطر آسيب جسمي وارده به يهوديان) "حقوقي"قابل خريد محكوم شد كه آنرا هم دولت ايران از كيسه ملت ايران پرداخت كرد!!
به نظر شما جالب نيست؟

آيا در جمهوري اسلامي هم "يهوديان" حق دارند كه اگر مطلب روزنامه اي و يا كتابي موجب تهديد امنيت آنها شد از نويسنده شكايت كنند؟
"مسيحيان"چطور؟؟
"زرتشتيان" چطور؟؟
"بهائيان"چطور؟؟

برادران "اهل تسنن"چطور؟؟:eek:

آشيخ , آمريكا هم زنداني سياسي دارد , اما در آمريكا "جرم سياسي" در قانون اساسي به صراحت و با جزئيات روشن تعريف شده و قانونگزار , راههاي بازتگري و بحث و فحص در مورد آنرا براي ملت باز گذاشته است
و در هيچ كجاي اين قانون بازگوئي عقيده و عمل به آن , ناسزاي به رئيس جمهور(بخوانيد رهبر) ويا نمايندگان سنا و يا كنگره و يا حتي عيسي مسيح(ع) "جرم سياسي"نيست!!
حتي آتش زدن پرچم آمريكا , در خود آمريكا و بدست آمريكائيان(واقعي البته) نيز "جرم سياسي نيست;) ميگي نه؟ به تاپيك خودت در همين تالار مراجعه كن:D:D:D

جالبتر اينكه چاپ و نشر كتابهاي "امام خميني"(لع) به بسياري از زبانها در آمريكا , آزاد آزاد است و سانسور هم نمي شود!!
آيا چاپ كتاب در ايران هم آزاد است؟؟
از سلمان رشدي چه خبر؟

بعد از اين هم به مطالب "صفحه سياه كردنهات"بيشتر دقت كن(صواب داره):D:D:D

هالو:rolleyes:

حزب الله
Friday 22 November 2002, 07:03AM
شيخي" رو به جايي ادرار همي كرد , "هالو"ئي به انذارش گفت : "شيخ" معصيت همي كني ... شيخ تكاني خورد و گفتش :‌آ‌... كدام معصيت ؟ "هالو " جوش همي آورد و گفتش : "شيخ" مگر ندانستي كه آن سو هم قبله اي هست دگر و " شيخ " گفت : من آنجا قبله اي نشناسم ... ديري است كه مسلمين بدانسو تخلي جويند :p هالو گفت اين سو كه ادرار ميكني قبله جمعي از خلايق است ... جمعي بدانسو خم و راست ميشوند ديري است كه آنجا را عكا و آنسوتر را پنتاگون نامندش .... و شيخ آرام گرفت و گفت :آ... اين هم شد معصيت ؟ ! و مشغول به امر خويشتن شد :D:p



واقعا قبول حقيقت اينقدر سخته !!! :smile41:

به هزار شاخه پريدن براي فرار از يك حقيقت ... ! :)

صبح كه نوشته بود تمام آن افراد قبل از 20 شهريور دستگير شده اند

مملي به نظرت كي ميخوان از كوبيدن طبل و چاك زدن سينه با دروغهاي اينچنيني ...

1 - همه كساني را كه زحمت كشيده اي و تنها نامشان را اينجا آورده اي در اين رابطه دستگير شده اند

2- تيمهائي از وكلاي مجرب از آنها دفاع ميكنند ( خصوصا زندانهاي گوانتناما )

3 - تزوير بازي سياسي آمريكا در خذف و ثبت چند باره مجاهدين در ليست تروريستها

4- تزوير آشكار جريان روژه گارودي ( گارودي در كمال حيرت با استناد به يك ماده قانوني مبتني بر منع هر گونه انتشار مطالب آنتي سميتيزم محكوم شد و بعكس آنچه "هالو" ادعا ميكند هواداران گاروديو حتي خبرنگاران در دادگاه بارها و بارها مورد تعدي صهيونيستها قرار گرفتند ... چيزي را كه هالو به تحريف از سبك تحريفهاي تاريخي يهود تنشهاي مذهبي مينامد كه هيچگونه با واقعيتها نميخواند .در فرانسه ودر جريان گارودي دمكراسي فرانسه تمام عيار تحت سوال قرار گرفت و بهانه تشكيلات قضايي براي محكوم كردن گارودي فقط به صرف ابراز عقيده آن قانون كذايي آنتي سمتيك بود كه در جريان جنگ جهاني دوم صهيونيستها در آن كشور جا انداخته بودند

5- دولت ايران از كيسه ملت ايران پرداخت كرد!! ( هالو مستند صحبت كن ... اين جهود بازي است )‌


دست بكشند و اندكي تامل آغاز كنند ...

صبح
Friday 22 November 2002, 07:15AM
سلام

بعد از 11 سپتامبر 2001 با تحقيقات گسترده اف.بي.آي شبكه گسترده اي از سلولهاي تروريستي "القاعده" (معرف حضور كه هست؟) در آمريكا كشف شد . بسياري از اعضاي آن دستگير شدند و بسياري نيز در بحبوحه جنگ افغانستان و بسياري نيز در مبارزه جهاني بر عليه تروريسم توسط دولتها دستگير و تحويل آمريكا شدند ,معرف حضور كه هست اما قبل از آنها بايد جانيان آمريكائي و مزدوران آنها كه آنها را پي ريزي كردند دستگير ميشدند كه باز داستان آن آقا دزده است ... كه خود را قاطي خيل تعقيب كنندگان خود كرده بود و داد ميزد ... دزد را بگيريد .. دزد را ببگيريد ... :D (معرف حضور كه هست ؟ )


از جمله پسر برادر عربتان "بن لادن"كه بدستور رهبرتان دو دستي تحويل "كفار"شد;)اگر خوابي توسط وزارت خارجه تكذيب شد ... :p

همه كساني را كه زحمت كشيده اي و تنها نامشان را اينجا آورده اي در اين رابطه دستگير شده اند:eek: همه مربوط به قبل از اكتبر 2000 - يك سال قبل از 11 سپتامبر هستند .

در بين اينان آمريكائيهائي(واقعي البته) هستند كه اتفاقا مسلمان هم هستند ,آشيخ , همه شان را با "دليل و مدرك" دستگير كرده اند!!پس دستگيري هم با دليل و مدرك (آن هم با روش مزورانه تروريستهاي آمريكائي و اربابان مزورتان) ... در آمريكا ... موجود هست بله ؟

تيمهائي از وكلاي مجرب از آنها دفاع ميكنند:eek:تيمهائي با وكلاي مجرب از آنها دفاع مي كنند ... اما گاهي اوقات 20 سال در زندان ميمانند تا پير شوند ... آن ليست مربوط به آمار اي بي سي ... تا اكتبر 2000 ... يك سال قبل از وقايع 11 سپتامبر است ... لينكهاي ماجراهاي آنها هم موجود است مي توانيد مراجعه كنيد ... نامه هاي آنها و وكلاي مدافعشان را سر فرصت ترجمه خواهم كرد ... تا هويت اربابانتان هر چه بيشتر آشكار شود ...

مدتهاست كه وكلاي آنها بر سر اينكه بسياري از اينها زنداني سياسي اند و يا اسير جنگي, با "رامسفيلد"دعواي حقوقي دارند!!و مدتهاست كه اين خيل عظيم در زندانند تا آمزكيا به خطر نيافتد ... :D

گمان نميكنم كسي بتواند آمريكا را بخاطر اينكه با تروريستهائي كه امنيت شهروندانش را تهديد كرده اند , برخورد "قانوني"ميكند سرزنش كند , ميكند؟تروريستها خود دولت آمريكا هستند ... نه مردم و مخالفان سياست زور و زر و تزوير آمريكا ...

جالب است كه بداني اكثر سازمانهائي هم كه از اين زندانيان حمايت ميكنند آمريكائيند( واقعي واقعي به جان شما;))كه اگر حمايتشان به درازا و جديت بكشد ... خود همانند آنها به زندان افكنده خواهند شد (به ليست رجوع كنيد)

آمريكا اولين دولتي بود كه "سازمان مجاهدين خلق ايران" را تروريست اعلام كرد و بعد از شكايت مجاهدين از "دولت آمريكا"( البته در خود آمريكا:eek:) با دلايل و مدارك قانوني ودر دادگاه ثابت كرد كه نظرش غير قانوني نبوده و مجاهدين "طبق قوانين آمريكا" تروريست هستند و اجازه"فعاليت ندارند!!خود آمريكا را چه كسي تروريست اعلام نكرد ؟ كودتاهاي نظامي و دخالتهاي نظامي و زورمداري بر سر مردم دنيا ... جنگها و هيروشيماها و جنگهاي تحميلي بر سر مردم دنيا مگر كم جرميست كه گروهكي مانند سازمان منافقين در مقابل آمريكا قدرت عرض اندام داشته باشد .

آمريكا و اتحاديه اروپا دولت جمهوري اسلامي را به خاطر "دستگيري"مجاهدين سرزنش نمي كنند , صحبتشان بر داستان "بعد از دستگيري"است;)
آيا "مجاهدين" و ديگر تروريستهائي كه در ايران دستگير مي شوند "حق داشتن وكيل" دارند؟؟
آيا محاكمه ميشوند؟؟
آيا محاكمه آنها با حضور رسانه هاي آزاد است؟؟(ليست رسانه ها, لطفا)
آيا سازمانهائي (در ايران) مدعي حمايت از حقوق مجاهدين هستند؟؟(ليست سازمانها , لطفا)هر مجرم سياسي در ايران نيز محاكمه ميشود و وكيل خواهد داشت ...

راستي , چند سال است كه جمهوري اسلامي اجازه بازديد به نمايندگان حقوق بشر سازمان ملل متحد( و نه آمريكا و يا اسرائيل) از زندانهاي ايران و بررسي آزادانه وضعيت حقوق بشر را در ايران , نداده است؟؟چرا؟؟
باز هم جالبست كه بداني نه تنها نمايندگان حقوق بشر سازمان ملل متحد بلكه نمايندگان بسياري از سازمانهاي ديگر مدافع حقوق بشر بارها و بارها از زندانيان سياسي و غير سياسي كه نامشان را ليست كرده اي بازديد كرده اند و از "رفتار انساني" كه با آنها مي شود مطمئن شده اند!! و در مورد رفتاري هم كه به نظر آنها در مورد اسراي جنگي در كوبا "غير انساني" آمده بود از دولت آمريكا شكايت كردند , رسيدگي شد و دولت آمريكا موظف شد كه به اسراي جنگي در كوبا روزنامه به زبان خودشان و نيز تلويزيون متصل به ماهواره به زبان خودشان بدهد!!:smile39: :smile39: :smile39: چقدر خوب و جالب ... در سي ان ان اينها را گفتند و شما هم كيف كرديد ؟ يا در فيلمهاي هاليوود ؟‌... چطور است كه آمريكا حتي تعهدات خود را در قبال قاونين ژنو در مورد اسراي طالبان اجرا نمي كند ؟ اين كعبه آمال متغوط شما چطور اينگونه بر دنيا ظلم مي كند ؟‌ چطور وضع اجتماعي آن جزو اسفناكترين كشورهاست ؟

چند آمريكائي ديگري هم كه تنها نامشان را ذكر كرده اي( و نه جرمشان را) با دليل و مدرك به دادگاه برده اند , همگي وكيل داشته اند و در حضور آزاد رسانه هاي گروهي محكوم شده اند و يا مراحل قانوني دادگاهشان را طي ميكنند!
راستي , از آقاي "زرافشان"وكيل مدافع داريوش و پروانه فروهر چه خبر؟;):smile39: من نميدان م چرا بعضي از آنها دهها سال است كه در زندانند ... و آزادشان نمي كند ... !!! مدارك در صفحه قبل لينك شده اند ... ظاهرا شما حتي يك نگاه اجمالي هم به متون نداشته ايد و جز تزوير هدف ديگري نداريد !


از همه اينها گذشته , تو از كجاي صحبت من اين برداشت را كردي كه من ميگويم "آمريكا زنداني سياسي ندارد"؟؟:eek:آنطور كه برده آمريكائيمان در متن خود از آمريكا تعريف نمودند آن را ثابت مي كرد ...


صحبت بر سر اينست كه در آمريكا و كلا كشورهاي "آزاد" هرگز نويسنده اي را بخاطر نوشتن "عقايدش" و گوينده اي را بخاطر گفتن "عقايدش", هر چه كه باشد, متهم"سياسي"نمي دانند:eek: و اگر نوشته هاي او و يا گفته هايش باعث پايمال شدن حقوق شخص و يا گروهي شود , با شكايت آن شخص و يا گروه در دادگاه "مدني" و به عنوان جرم "حقوقي"
با داشتن حق وكيل و رعايت بسياري از ضوابط حقوقي مطرح ميشود و در صورت محكوميت مجازات او جريمه تقدي است!!قوانين بازداشتهاي با مدت نامعلوم ... و نوشتن عليه امنيت ملي جرمهاي سنگينتر از اين دارد به حد ترور و سربه نيستي ... به عرض نرسانده اند ؟‌ يا چشم شما فيلتري دارد كه هر چه به گوانتانامو ختم شود را نمي بيند ... ؟ بگرديد ببينيد فكس يا تلكسي نرسيده است ؟ جالب است آنقدر در جهل خود فرو رفته ايد كه هنوز به آمريكا مي گوئيد كشور آزاد !!!! :D شايد هم فقط قصد تزوير داريد ... !


نمونه اش هم آقاي "روژه گارودي"كه با شكايت يهوديان فرانسه به اتهام اينكه مطالب كتابش منجر به ايجاد فضاي ضد يهودي در بعضي شهرهاي فرانسه شده بود كه نهايتا به درگيري مسلمانان و آسيب جسمي چند يهودي شده بود( و البته در دادگاه هم ثابت شد) به پرداخت جريمه تقدي و چند ماه زندان(به خاطر آسيب جسمي وارده به يهوديان) "حقوقي"قابل خريد محكوم شد خوب اين منظر و بهانه اربابان يهودي شماست ... شما جرات خواندن كتابهاي روژه گارودي را داشته ايد يا بدليل جمع آوري كتابها توسط اربابان جهودتان موفق به خواندن كتاب نشديد ؟ :D شما اينطور گفتيد و مردم اينطور باور كردند ... از خشم ملتها نمي ترسيد كه روزي به غلغله بيافتد ؟‌

كه آنرا هم دولت ايران از كيسه ملت ايران پرداخت كرد!!
به نظر شما جالب نيست؟دروغگوئي شما چالب ترين چيز براي من است :D

آيا در جمهوري اسلامي هم "يهوديان" حق دارند كه اگر مطلب روزنامه اي و يا كتابي موجب تهديد امنيت آنها شد از نويسنده شكايت كنند؟
"مسيحيان"چطور؟؟
"زرتشتيان" چطور؟؟
"بهائيان"چطور؟؟

برادران "اهل تسنن"چطور؟؟:eek:بله !... بعنوان مثال ... شما مجله بينا (انجمن جهودها) را احتمالا نديده ايد ... :cool:

آشيخ , آمريكا هم زنداني سياسي دارد , اما در آمريكا "جرم سياسي" در قانون اساسي به صراحت و با جزئيات روشن تعريف شده و قانونگزار , راههاي بازتگري و بحث و فحص در مورد آنرا براي ملت باز گذاشته است
و در هيچ كجاي اين قانون بازگوئي عقيده و عمل به آن , ناسزاي به رئيس جمهور(بخوانيد رهبر) ويا نمايندگان سنا و يا كنگره و يا حتي عيسي مسيح(ع) "جرم سياسي"نيست!!جرم سياسي نيست .. ولي مثلا پيگيري كشته شدن يك پسربچه توسط پليس از جانب يك وكيل سالها او را به زندان افكنده است ...

حتي آتش زدن پرچم آمريكا , در خود آمريكا و بدست آمريكائيان(واقعي البته) نيز "جرم سياسي نيست;) ميگي نه؟ به تاپيك خودت در همين تالار مراجعه كن:D:D:Dبماند تا ببينيم آيا آنها هم جزو ليست زندانيان سياسي ... و يا تروريستهاي بازداشت بمدت نامعلوم خواهند رفت يا خير :)


جالبتر اينكه چاپ و نشر كتابهاي "امام خميني"(لع) به بسياري از زبانها در آمريكا , آزاد آزاد است و سانسور هم نمي شود!!
آيا چاپ كتاب در ايران هم آزاد است؟؟
از سلمان رشدي چه خبر؟ چاپ اهانت و تزوير در ايران جايز نيست ... چه بسا كه به همه ملت توهين شود ... گرچه چاپ آن با نقد سالم (مهاجراني) تو دهني بس بزرگ به امثال تو (الا لعنة الله علي القوم الظالمين) است ...;)

صبح
Friday 22 November 2002, 09:25AM
آمريكا سلاح‎ كشنده‎‎تري‎ به اسرائيل‎ داد
سايت صدا و سيما

یکشنبه، 5 آبان
بيت‎المقدس‎ ـ نظاميان‎ رژيم‎ صهيونيستي‎ قصـد دارند از گلوله‎‎‎هاي‎ بسياركـشنـده بـه نـام‎ ركنعيت‎ برضد فلسطينيان‎ استفاده‎ كنند. .

به‎ گزارش‎ واحد مركزي‎ خبر, هنگـام‎ شـليـك‎ اين‎‎ گلوله‎ها هزاران تير كوچك‎ و تيز فولادي‎ به‎‎‎ اطراف‎ پخش‎ مي‎شود كه به مرگ‎ و يا نقــص‎ عضو دائم‎ شخص‎ منجر خواهد شـد. رژيم‎ صهيونيستي‎ اين‎ گلوله‎ها را از آمريكا خريداري‎‎ و براي نخستين‎ بـار در جنـگ‎ 1973 از آن‎ استفاده‎‎ كرده است‎.

صبح
Friday 22 November 2002, 09:32AM
رمزي كلارك: وقت آن است كه رژيم آمريكا را تغيير دهيم



يکشنبه، 5 آبان





وزير دادگستري اسبق آمريكا اعلام كرد، در صورت حمله به عراق و نسل كشي مردم اين كشور «بوش» بايد استيضاح شود.

«رمزي كلارك» كه از سال 1967 تا 1969وزارت دادگستري آمريكا را برعهده داشته است در جمع صدها تظاهركننده مخالف جنگ در واشنگتن گفت: در آمريكا ديگر دموكراسي وجود ندارد، بلكه نظامي گري حاكم است و افزود: سياست هاي آمريكا را صاحبان شركت هاي بزرگ و نظاميان تعيين مي كنند، نه نمايندگان واقعي مردم. «كلارك» همچنين اعلام كرد: «وقت آن رسيده است كه رژيم را تغيير دهيم، اما نه رژيم عراق، بلكه رژيم آمريكا را. وقت آن رسيده است كه آمريكارا از دست سرمايه داران كه قدرت واقعي را در دست دارند، آزاد كنيم.»



در تظاهرات ديروز، «لئونارد واينگلس» وكيل مدافع با سابقه آزادي هاي مدني در آمريكا نيز سوابق واشنگتن در حمايت از گروه هاي تروريستي را برشمرد و گفت: آمريكا كه به بهانه جنگ با تروريسم درصدد حمله به عراق است، خود همواره از گروه هاي تروريستي مخالف برخي كشورهاي آمريكايي مركزي و جنوبي نظير كوبا حمايت كرده است. او براي نمونه از يك فرد كوبايي نام برد كه با بمب گذاري در يك هواپيماي مسافربري كوبايي بيش از هفتاد نفر را كشت و پس از آن نيز به آمريكا آمد و خواستار اقامت دايم دراين كشور شد و باوجود مخالفت شديد دادگستري آمريكا، «جرج بوش» پدر، رئيس جمهور وقت آمريكا، به او اجازه اقامت داد. «واينگلس» همچنين گفت: هربار كه شعار «جنگ با تروريسم» را از كاخ سفيد مي شنويد بدانيد كه تروريست هاي بسياري در اين كشور آزادانه درحال زندگي هستند و نه فقط دولت اقدامي عليه آنها نمي كند، بلكه از آنان حمايت نيز مي كند.»

پشتیبانی باشگاه
Friday 22 November 2002, 04:19PM
تذكر
اعضاي محترم هالو ، حزب الله ، صبح ؛
ضمن احترام به نظرات و ديدگاههاي مختلف اعضاي محترم اين باشگاه ، هدف اين است كه با تلاقي افكار و بحثهاي منطقي دور از تشنجهاي غير فرهنگي بتوان برآيندهاي مفيدي در جامعه ايراني داشته باشيم .
توصيه ميشود اعضاي محترم در استفاده از روشهاي تشنج آميز ، و كلمات نامناسب پرهيز كنند.

با تشكر
باشگاه جوانان ايراني

هالو
Saturday 23 November 2002, 01:51AM
سلام

من قبل از ثبت نام , قوانين را مطالعه كرده ام و در پايبندي به "قانون" خودم را متعهد ميدانم:)

مگر اينكه در اين تالار هم "شوراي نگهباني" به تفسير قوانين مي پردازد كه من از آنها بي خبرم:eek:

آقاي مدير , اينجا تالار گفتمان سياسي است و نه كلاس درس ديني ,
و گفتگوي سياسي هم روشهاي متفاوتي دارد كه لزوما مورد پسند همه نيست!!

من هيچ مورد قابل تذكر را در نوشته هاي خودم و آشيخ "صبح" و "حزب الله" نمي بينم و با وجوديكه پاسخگوئي ايندو به شيوه مرضيه همفكرانشان جز شعارهاي بيست و سه ساله و جوابهاي سربالا و "كوچه علي چپي" چيز ديگري نيست , شخصا از هر دوشان به خاطر اينكه مرا قابل پاسخگوئي دانسته اند , متشكرم:)

هالو :rolleyes:

بهزاد
Saturday 23 November 2002, 01:30PM
جناب هالو سلام؛
من مدير اين تالار نيستم ولي بد نديدم چند مطلب رو دوستانه يادآوري كنم:
1- اينجا تالار گفتمان است نه گفتمان سياسي.
2- روش هاي مختلف در بحث سياسي اشكالي نداره، ولي بهتره كه روش هتاكانه و آميخته به توهين و تحقير استفاده نشود. تا جو سالم بماند. (بدون فحش و فحش كاري هم مي شود بحث سياسي كرد، همانطور كه قبل از اينكه شما تشريف بياوريد ما اين كار را مي كرديم).
3- زياده عرضي نيست كه داراي ارتفاع باشد.
يا حق.

Freedom1
Sunday 24 November 2002, 11:22AM
نچ.. بحث كردن حزب اللهي ها يك قرون نميارزه..

تا كم ميارن.. صهيونيست صهيونيست ميكنن.. استدلالاتشون كاملا غير منطقيه.. و زود از بحث فرار ميكنن و تاپيكهاي چرند و پرند مورد نظر خودشون رو ايجاد ميكنن:cool:

بهزاد
Sunday 24 November 2002, 12:44PM
سلام؛
شما صفحه اول مطالب اين تاپيك رو خوندي يا نه؟
اگه مطالب به اين پرباري و مستدلي، چرند و پرند است، پس حرفهاي شما چيست؟؟؟
اين درست نيست هرجا كه كم آورديم به بهانه چرند و پرند از جواب دادن طفره بريم.
اگه حرفهاي صبح (در صفحه اول) غير منطقيه خوب جوابشو بده.
يا حق

مملي
Sunday 24 November 2002, 01:45PM
آقا بهزاد ...
اين رفقاي ما عادت دارن هر چي كه به مذاقشون خوش نياد سانسور كنن و جلوي پخشش رو بگيرن و يا اگه زورشون نرسه بگن چرند و پرند هست ... توي بي بي سي خوندم كه بعد از سالها يك سريال درباره صهيونيزم داره تو كشوراي عربي پخش ميشه ... تمام زورشون را دارن ميزنن كه كه جلوي پخشش رو بگيرن ...
براي من خيلي جالبه كه صهيونيزم با اين همه ادعا چه نقطه ضعفاي مسخره اي داره ... هزاران فيلم سالانه عليه مسلمين ساخته ميشه ... شاهين سياه ... نميدونم اون يكي فيلمي كه آرنولد توش بازي كرده ... يا فيلم رابين هود دهه نود كه اولش با قطع كردن دست و صداي اذون شروع ميشه .. نميدونم كارگردان و فيلنامه نويس اينجور فيلمها خجالت نميكشن اين دروغا و حقه ها رو تحويل ملت ميدن ... واقعا آيا يك روايت از افسانه رابينهود به اين شكل مربوط به مسلمونها ميشه ؟ اگر چه فكر ميكنم اين نتيجه خوش خدمتي تهيه كننده فيلم ها به پولدارهاي صهيونيست باشه ...

با اين حساب اگه نصف كه هيچ يك دهم اين فيلمهايي كه عليه اسلام پخش ميشه عليه صهيونيستها درست بشه فاتحه اين مستكبر دروغگوي مزور خونده شده

بهر حال اميدوارم يك روزي جوون ايروني پاي فيلم كه ميشينه اجازه نده تهيه كننده فيلم هر راستي رو براش دروغ كنه هر دروغي رو براش راست كنه

بهزاد جون ... منتظر جواب از اينا نباش ... حرف حساب جواب نداره

Freedom1
Sunday 24 November 2002, 01:48PM
اولا كه تو چند تا تاپيك كه خودتون شروع كرديد.. و ما جواب داديم.. شما جا زدين..

بعد هم.. بله كه چرنده..

شما تو ايران كوچكترين انتقادي به رهبر و دار و دستش نميتونين بكنين..اونوقت اين بابا اومده ميگه تو آمريكا زنداني سياسي هست.. خر ميخنده به اين حرف..

كدوم زنداني سياسي تو آمريكاست؟

آيا جرمش انتقاد از رئيس جمهور بوده؟ انتقاد از دولت بوده؟ اصلا انتقاد بوده؟

خودتون رو مسخره كردين... آمريكا و آزادي هاش چيزي نيست كه 4 تا ...... بتونن به اين سادگي ردش كنن..

اينهمه مقامات مختلف و مردم و روزنامه ها به شخص بوش ايراد ميگيرن.. چيزي ميشه؟ اينهمه تظاهرات ميكنن چيزي ميشه؟

در حالي كه شما خودتون طاقت كوجكترين انتقادي رو ندارين.. به عباي آقاتون برميخوره :D اسلامتون تو خطر ميافته..:cool: شهداتون زير سوال ميرن..;) تا هم كسي انتقاد كنه.. حتما از آمريكا پول گرفته..:D

رهبرتون كه اون باباست.. واي بحال طرفدارانش:smile41:

Freedom1
Sunday 24 November 2002, 02:11PM
مثلا اون چيزهايي كه در مورد حمايت آمريكا از دولتهاي ديكتاتور نوشته ..

بله گاهي برخي دولتهاي آمريكا چنين كارهايي رو كردن.. رئيس جمهور اونا كه مثل رهبر شما معصوم نيست.. گاهي هم اشتباه ميكنه..:D

توي تمام اون كارها... منافع كشور خودشون رو رعايت كردن.. اما شما چي؟ شما منافع ايران رو رعايت ميكنيد؟

بد نيست بدونين كه آمريكا ايني كه شما ميگيد هم نيست..

آمريكا به شاه فشار مياورد كه بايد آزاديهاي سياسي رو زياد كنه و زندانيها آزاد بشن و .. اينو تو كتاب انقلاب اسلامي و ريشوهاي آن كه چاپ حكومته هم نوشته.. برين بخونين

آمريكا در عين دوستي با مشرف.. بهش فشار آورد كه انتخابات برگزار كنن و دولت رو بدست غير نظاميان بدن..

آمريكا در عين دوستي با كشورهاي عربي.. نسبت به وضعيت حقوق بشر اونها ايراد ميگيره..

آمريكا به ژاپن بمب اتمي زد.. ولي حتي خود ژاپنيها هم به آمريكا حق ميدن.. و ميبينيد كه يكي از مهمترين متحدين آمريكا (به كوري چشم اونايي كه نميتونن ببينين:D) همون ژاپنه..
در اونزمان ژاپن متحد آلمان بود و اين ژاپن بود كه براي اولين بار به ناوهاي آمريكا حمله كرد.. ژاپن تمام كشورهاي اطراف خودش رو به آتش كشيده بود.. همين حالا هم هر سال كه نخست وزير ژاپن ميره كره.. از زنهاي اون كشور بخاطر جنايات سربازان ژاپني در زمان جنگ عذرخواهي ميكنه.. و هنوز هم غرامت پرداخت ميكنه..

اونزمان هنوز بغير از ميزان تخريب بمب هسته اي ... چيزي در مورد تاثيرات تشعشعاتش نميدونستن..
ضمنا.. بفرض هم كه اونزمان بمب اتمي نميزدن.. بالاخره ژاپن كه كوتاه نميومد.. اينقدر جنگ رو كش ميداد تا 10 برابر اونكه بخواد با بمب اتمي كشته بشه.. كشته بشن..
امپراطورش يكي بود مثل خميني خودمون.. پسر خدا بود..:D
بعد از جنگ هم آمريكا خودش در طرح مارشال كمك كرد تا ژاپن و اروپا ترميم بشن و وضعيت اقتصاديشون درست بشه.. همين الانشم ژاپن يعني آمريكا..:cool:

ديگه چي؟ يوگسلاوي رو بگم؟

يادتونه يك صربهايي بودن.. مشلمونها رو ميكشتن.. يك جايي بود اسمش بوسني بود.. يك كوزوو بود.. يادتونه؟يادتونه براي خودتون شعار ساخته بودين كه صرب جنايت ميكند غرب حمايت ميكند.. در حالي كه داشتين بزرگترين دروغها رو بخورد ملت بدبخت ايران ميدادين... چون اون روسيه بود كه از صربها حمايت ميكرد.. و شما به دروغ ميگفتين غربيها هستن..
يادتونه بعد ناتو به سركردگي آمريكا وارد صحنه شد و اولين بار 4 تا سوخوي صربها رو ساقط كرد؟
يادتونه سيماتون با دستپاچگي اعلام كرد كه اين اقدام ناتو نمايشي بوده؟
يادتونه بعد جنگ شديد شد تا صربها بكلي داغون شدن؟

يادتونه تو اون روزها رهبرتون ميگفت اين كار آمريكا نه تنها به نفع مسلمانان نخواهد شد بلكه بدتر هم خواهد شد؟؟؟ديدين چقدر خوب شد؟ مسلمانان بوسني و بعد كوزوو از دست صربها بكمك آمريكا خلاص شدن.. و اون روسيه بي پدر هم با اينكه خيلي زرت و پرت كرد.. ولي نتونست كاري براي صربها بكنه..

آره.. اين آمريكا بود كه مسلمونهاي بوسني و كوزوو رو نجات داد.. به كوري چشم اونهايي كه نميتونن ببينن:D

بقيش رو بعدا ميگم:cool:

صبح
Sunday 24 November 2002, 03:18PM
اولين مشكل اين رعيتهاي آمريكا اينه كه رودشون خيلي درازه ... ;) مخصوصا وقتي كه كم ميارن ... :D

اولين مشكل ما هم اينه كه بلد نيستيم تو اينترنت با خط بريل بنويسيم ... شايد آقايون مشكل بينائي داشته باشن ... :D

دومين مشكل اين رعيتهاي آمريكا اينه كه زياد پاي CNN و فيلمهاي هاليوود ميشينن ... :D

صبح
Sunday 24 November 2002, 03:22PM
كدوم زنداني سياسي تو آمريكاست؟
:D:D:D
::::.:..:: :::.:..:... ::::...::: :::...:::
دوستاني كه بريل بلد نيستن : صفحه (1) ليست كوچكي از زندانيان سياسي آمريكا رو ببينن :)

هالو
Sunday 24 November 2002, 05:24PM
نوشته شده بوسيله هالو
سلام

آشيخ "صبح" زحمت كشيده اي:)

البته هرگز اين انتظار را نبايد از تو داشت كه به چيزهائي كه مي نويسي توجه كني , اين انتظار را از ديگر همفكرانت هم نميتوان داشت:(

تو هرگز به اين نكته توجه نكرده اي كه انديشمندي كه اينجا از او نام برده اي و او را آمريكائي ميداني "واقعا" آمريكائي است:eek:
او "واقعا"در آمريكا زندگي ميكند!!
او "واقعا"از آمريكا و سياستمدارانش بشدت انتقاد ميكند!!
او تنها نمونه "واقعي" منتقدان آمريكائي كه از آمريكايشان انتقاد ميكنند , به سياستمدارانشان ناسزا ميگويند , فسادهايشان را برملا ميكنند و تا آنجا پيش ميروند كه رئيس جمهورشان را به دادگاه ميكشانند, نيست , نمونه هاي "واقعي" اين اندشمندان و منتقدان به قدري زياد است كه ميتوان چندين كتاب از اسامي آنها تهيه كرد:eek:

همه اين منتقدان و انديشمندان بر خلاف انتظار تو , نه تنها به خاطر انتقادشان از حكومت و يا ناسزايشان به رئيس جمهور و يا تظاهراتشان بر عليه دولت مشكلي برايشان پيش نمي آيد , بلكه در نزد افكار عمومي "احترام"زيادي دارند!!
آنها را حتي به "زندان"هم نمي برند!!
آنها را حتي يك "شكنجه"خشك و خالي هم نمي كنند!!
بعد از سخنراني و يا چاپ مقاله و يا كتاب انتقاديشان , "سر و مر و
گنده" به دفتر كارشان و يا كلاس درسي كه در آن تدريس ميكنند و يا دفتر روزنامه شان برمي گردند:eek::eek: به نظر تو عجيب نيست؟؟

حالا اگر تو "يك" مورد , بله فقط "يك" مورد از مقالات و يا كتابها و يا سخنرانيهائي كه در آنها به صراحت از "رهبرت"(فقيد و زنده) انتقاد شده و نويسنده و يا سخنران از شكنجه گاه و يا گورستان سر در نياورده باشد , نام ببري , آنگاه من هم از تو مي پذيرم كه جمهوري اسلامي "جنايتكار" و "تروريست" نيست!!

البته اگر مدير تالار "سه" تاپيك "آغاجري" را بگيرد:D:D:D:D


هالو:rolleyes:

هالو
Sunday 24 November 2002, 05:25PM
نوشته شده بوسيله هالو
سلام

"شيخي" رو به قبله ادرار همي كرد , "هالو"ئي به انذارش گفت : "شيخ" معصيت همي كني:cool: گفتش : "سرش"را از قبله "منحرف" كردمي:eek:

آشيخ "صبح"باز هم زحمت كشيده اي:)

بعد از 11 سپتامبر 2001 با تحقيقات گسترده اف.بي.آي شبكه گسترده اي از سلولهاي تروريستي "القاعده" (معرف حضور كه هست؟) در آمريكا كشف شد . بسياري از اعضاي آن دستگير شدند و بسياري نيز در بحبوحه جنگ افغانستان و بسياري نيز در مبارزه جهاني بر عليه تروريسم توسط دولتها دستگير و تحويل آمريكا شدند , از جمله پسر برادر عربتان "بن لادن"كه بدستور رهبرتان دو دستي تحويل "كفار"شد;)
همه كساني را كه زحمت كشيده اي و تنها نامشان را اينجا آورده اي در اين رابطه دستگير شده اند:eek: در بين اينان آمريكائيهائي(واقعي البته) هستند كه اتفاقا مسلمان هم هستند ,
آشيخ , همه شان را با "دليل و مدرك" دستگير كرده اند!!
تيمهائي از وكلاي مجرب از آنها دفاع ميكنند:eek:
مدتهاست كه وكلاي آنها بر سر اينكه بسياري از اينها زنداني سياسي اند و يا اسير جنگي, با "رامسفيلد"دعواي حقوقي دارند!!

گمان نميكنم كسي بتواند آمريكا را بخاطر اينكه با تروريستهائي كه امنيت شهروندانش را تهديد كرده اند , برخورد "قانوني"ميكند سرزنش كند , ميكند؟
جالب است كه بداني اكثر سازمانهائي هم كه از اين زندانيان حمايت ميكنند آمريكائيند( واقعي واقعي به جان شما;))

آمريكا اولين دولتي بود كه "سازمان مجاهدين خلق ايران" را تروريست اعلام كرد و بعد از شكايت مجاهدين از "دولت آمريكا"( البته در خود آمريكا:eek:) با دلايل و مدارك قانوني ودر دادگاه ثابت كرد كه نظرش غير قانوني نبوده و مجاهدين "طبق قوانين آمريكا" تروريست هستند و اجازه"فعاليت ندارند!!
آمريكا و اتحاديه اروپا دولت جمهوري اسلامي را به خاطر "دستگيري"مجاهدين سرزنش نمي كنند , صحبتشان بر داستان "بعد از دستگيري"است;)
آيا "مجاهدين" و ديگر تروريستهائي كه در ايران دستگير مي شوند "حق داشتن وكيل" دارند؟؟
آيا محاكمه ميشوند؟؟
آيا محاكمه آنها با حضور رسانه هاي آزاد است؟؟(ليست رسانه ها, لطفا)
آيا سازمانهائي (در ايران) مدعي حمايت از حقوق مجاهدين هستند؟؟(ليست سازمانها , لطفا)

راستي , چند سال است كه جمهوري اسلامي اجازه بازديد به نمايندگان حقوق بشر سازمان ملل متحد( و نه آمريكا و يا اسرائيل) از زندانهاي ايران و بررسي آزادانه وضعيت حقوق بشر را در ايران , نداده است؟؟چرا؟؟
باز هم جالبست كه بداني نه تنها نمايندگان حقوق بشر سازمان ملل متحد بلكه نمايندگان بسياري از سازمانهاي ديگر مدافع حقوق بشر بارها و بارها از زندانيان سياسي و غير سياسي كه نامشان را ليست كرده اي بازديد كرده اند و از "رفتار انساني" كه با آنها مي شود مطمئن شده اند!! و در مورد رفتاري هم كه به نظر آنها در مورد اسراي جنگي در كوبا "غير انساني" آمده بود از دولت آمريكا شكايت كردند , رسيدگي شد و دولت آمريكا موظف شد كه به اسراي جنگي در كوبا روزنامه به زبان خودشان و نيز تلويزيون متصل به ماهواره به زبان خودشان بدهد!!

چند آمريكائي ديگري هم كه تنها نامشان را ذكر كرده اي( و نه جرمشان را) با دليل و مدرك به دادگاه برده اند , همگي وكيل داشته اند و در حضور آزاد رسانه هاي گروهي محكوم شده اند و يا مراحل قانوني دادگاهشان را طي ميكنند!
راستي , از آقاي "زرافشان"وكيل مدافع داريوش و پروانه فروهر چه خبر؟;)

از همه اينها گذشته , تو از كجاي صحبت من اين برداشت را كردي كه من ميگويم "آمريكا زنداني سياسي ندارد"؟؟:eek:

صحبت بر سر اينست كه در آمريكا و كلا كشورهاي "آزاد" هرگز نويسنده اي را بخاطر نوشتن "عقايدش" و گوينده اي را بخاطر گفتن "عقايدش", هر چه كه باشد, متهم"سياسي"نمي دانند:eek: و اگر نوشته هاي او و يا گفته هايش باعث پايمال شدن حقوق شخص و يا گروهي شود , با شكايت آن شخص و يا گروه در دادگاه "مدني" و به عنوان جرم "حقوقي"
با داشتن حق وكيل و رعايت بسياري از ضوابط حقوقي مطرح ميشود و در صورت محكوميت مجازات او جريمه تقدي است!!
نمونه اش هم آقاي "روژه گارودي"كه با شكايت يهوديان فرانسه به اتهام اينكه مطالب كتابش منجر به ايجاد فضاي ضد يهودي در بعضي شهرهاي فرانسه شده بود كه نهايتا به درگيري مسلمانان و آسيب جسمي چند يهودي شده بود( و البته در دادگاه هم ثابت شد) به پرداخت جريمه تقدي و چند ماه زندان(به خاطر آسيب جسمي وارده به يهوديان) "حقوقي"قابل خريد محكوم شد كه آنرا هم دولت ايران از كيسه ملت ايران پرداخت كرد!!
به نظر شما جالب نيست؟

آيا در جمهوري اسلامي هم "يهوديان" حق دارند كه اگر مطلب روزنامه اي و يا كتابي موجب تهديد امنيت آنها شد از نويسنده شكايت كنند؟
"مسيحيان"چطور؟؟
"زرتشتيان" چطور؟؟
"بهائيان"چطور؟؟

برادران "اهل تسنن"چطور؟؟:eek:

آشيخ , آمريكا هم زنداني سياسي دارد , اما در آمريكا "جرم سياسي" در قانون اساسي به صراحت و با جزئيات روشن تعريف شده و قانونگزار , راههاي بازتگري و بحث و فحص در مورد آنرا براي ملت باز گذاشته است
و در هيچ كجاي اين قانون بازگوئي عقيده و عمل به آن , ناسزاي به رئيس جمهور(بخوانيد رهبر) ويا نمايندگان سنا و يا كنگره و يا حتي عيسي مسيح(ع) "جرم سياسي"نيست!!
حتي آتش زدن پرچم آمريكا , در خود آمريكا و بدست آمريكائيان(واقعي البته) نيز "جرم سياسي نيست;) ميگي نه؟ به تاپيك خودت در همين تالار مراجعه كن:D:D:D

جالبتر اينكه چاپ و نشر كتابهاي "امام خميني"(لع) به بسياري از زبانها در آمريكا , آزاد آزاد است و سانسور هم نمي شود!!
آيا چاپ كتاب در ايران هم آزاد است؟؟
از سلمان رشدي چه خبر؟

بعد از اين هم به مطالب "صفحه سياه كردنهات"بيشتر دقت كن(صواب داره):D:D:D

هالو:rolleyes:

صبح
Sunday 24 November 2002, 07:30PM
تــــكــرار گــفـتـگوهـاي قـبـل مـحـض تــزويــــر نـــشانه ضـــعـــف موضع شـماســـت - گبلز، معاون هيتلر : دروغ را آنقدر بگو تا ميان مردم عرف شود

:smile21:

Freedom1
Sunday 24 November 2002, 09:49PM
خب.. مثل اينكه مورد بوسني بدجوري اثر كرد...

البته موارد بسياري وجود داره..

اما نگفتي.. گفتم زندانيان بقول تو سياسي آمريكا به چه جرمي زنداني شده اند.. آيا اعتراض و سخنراني در مورد سياستهاي دولت باعث زنداني شدن اونها شده؟

بهزاد
Sunday 24 November 2002, 10:06PM
توي آمريكا كسي رو به جرم انتقاد از سياست دولت زنداني نمي كنند زيرا دو حالت بيشتر نداره:
1- يا طرف از عوامل خودشونه و به عنوان سوفاف (يه چيزي كمتر از سوپاپ) عمل مي كنه كه خوب آدم عامل خودش رو كه زنداني نمي كنه.
2- يا اينكه جدي جدي داره انتقاد مي كنه كه خيلي راحت سربه نيستش مي كنن.
پول زيادي ندارن كه خرج نگهداري منتقدين جدي رو در زندان بدن.

بنفش
Monday 25 November 2002, 12:36AM
نوشته شده بوسيله بهزاد
توي آمريكا كسي رو به جرم انتقاد از سياست دولت زنداني نمي كنند زيرا دو حالت بيشتر نداره:
1- يا طرف از عوامل خودشونه و به عنوان سوفاف (يه چيزي كمتر از سوپاپ) عمل مي كنه كه خوب آدم عامل خودش رو كه زنداني نمي كنه.
2- يا اينكه جدي جدي داره انتقاد مي كنه كه خيلي راحت سربه نيستش مي كنن.
پول زيادي ندارن كه خرج نگهداري منتقدين جدي رو در زندان بدن.

دوست عزيز شما تا حالا از شهر خودت خارج شدي؟ از مرزهاي ايران آنطرفتر رفتي؟ آخه چقدر مثل باد گلو حرف هاي بي پايه و ضعيف ميشه زد؟ واقعا كه!

هالو
Monday 25 November 2002, 04:15AM
سلام

تكرار كردم , چون به هيچيك از سوالاتي كه مطرح كرده بودم پاسخي نداده اي , اخوي;)

البته منظور من از گفته هايم متقاعد كردن تو و ديگر همفكرانت در هيچ زمينه اي نيست :

"تربيت نا اهل را چون گردكان بر گنبد است":)

منظور اينست كه اگر تصادفا گذر كسي به اين سايت افتاد دريابد كه نظراتي غير از آنچه تو سعي در غالب كردن آن بنام همه ايرانيان و به نفع اعراب داري , نظر غالب ايرانيان نيست:)

اصولا تفكري كه يك حكومت جنايتكار و غير دموكراتيك (جمهوري اسلامي ايران) را نمايندگي ميكند صلاحيت قضاوت در مورد حكومتهاي دموكراتيك را ندارد , "رطب خورده منع رطب چون كند؟"

اگر آقاي "روژه گارودي از "دولت فعلي آمريكا" برياست جمهوري جرج بوش انتقاد ميكند و آنرا در كتابش به چاپ ميرساند( و اتفاقا كتابش هم يكي از پرفروشترين كتابهاي بازار كتاب فرانسه در ماه اكتبر گذشته شد)
در يكي از بزرگترين و با اعتبارترين دموكراسيهاي فعلي جهان زندگي ميكند و منظور از انتقادات تند او غني تر كردن دموكراسي است و نه برقراري جمهوري اسلامي در غرب:D:D:D

اول اينكه , نه تنها در آمريكا بلكه در كليه كشورهاي دموكراتيك غربي( و از جمله همين هلند ) قوه قضائيه بخشي دارد بنام روابط عمومي كه يكي از "وظايفش"پاسخ به "هر نوع سوالي" در زمينه مسائل قضائي به
"هر شخصي" مي باشد و از جمله در مورد زندانيان و نيز زندانيان سياسي:eek: اين بخش روابط عمومي سايت اينترنتي هم دارد و شما ميتواني تحقيقات خود را "بدون هيچ مانعي" در اين سايتها دنبال كني ,
نمونه اش هم همين ليستهائي است كه دوستان عرب تو آنها را از اين سايتها استخراج كرده اند و با "نمك و فلفل"زياد در سايتهاي خود اعلام مي كنند و به عنوان سند ديكتاتوري آمريكا به خورد ملتهائي كه شانس زندگي در بهشتهائي مانند جمهوري اسلامي ايران را دارند , مي دهند:eek: و اگر كسي مانند "فريدام"از آنها بخواهد كه اتهام اين زندانيان را "دقيقا"برايشان شرح دهند , معلق و وارو مي زنند و از پاسخگوئي طفره مي روند:D:D

دوم اينكه , جرم سياسي در غرب به جرائمي اطلاق مي شود كه متهم مرتكب عملي شده كه در تعريف "جاسوسي"بگنجد , مثلا "فروش اسناد طبقه بندي شده محرمانه به دول خارجي" و يا "كمكهاي اطلاعاتي و امنيتي و لجستيكي به گروههاي تروريستي كه به منافع ملي كشور صدمه ميزنند"(القاعده كه معرف حضور هست؟;))

نمونه زنده اينگونه زندانيان سياسي در آمريكا آقاي "جان لين" است كه او را در زندان مزارشريف و در حاليكه به كمك "طالبان" در افغانستان با اسلحه با سربازان آمريكائي مي جنگيد( در حاليكه تابعيت آمريكائي داشت) دستگير كردند و در دادگاه با تيمي از وكلاي مجرب كه از او دفاع ميكردند , با اعتراف خودش به "خيانت" به آمريكا به 20 سال زندان محكوم شد:eek:
اخوي , در حكم او از ضربه شلاق خبري نبود:eek:
با تائيد انبوه سازمانهاي "غير دولتي"او را براي گرفتن اقرار شكنجه نكرده بودند:eek: باور ميكني؟؟!!
تمامي مراحل محاكمه او با حضور انبوه نمايندگان رسانه هاي گروهي تمامي جهان , "علنا" در برابر ديد تمامي دنيا قرار گرفت:eek:

"تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل"(مفهومه؟)

"صريحا"جواب بده كه آيا در جمهوري اسلامي ايران در مورد زندانيان سياسي عموما و "مجاهدين خلق و كمونيستها" مخصوصاهمينطور است؟
و اگر بله , موردش را "دقيقا" بگو !

نوشتن مقاله انتقادي همراه با ناسزاي صريح به دولت و رئيس جمهور , نوشتن كتابي كه كل سيستمهاي دموكراتيك را به چالش مي طلبد ,
تاسيس احزابي كه منشورشان در تضاد متقابل با سيستمهاي دموكراتيك است(از جمله حزب كمونيست , احزاب مختلفي كه انديشه هاي اصولگرايانه اسلامي را نمايندگي ميكنند(حزب الهي ) و سازمانهاي مشابه ,
برگزاري هر گونه راهپيمائي با هر شعاري در هر مكاني در اين "دنياي آزاد" , آزاد آزاد آزاد است , مگر اينكه مخل ترافيك شهري باشد:)
نمونه اش را هم خودت زحمت كشيده اي و در تاپيك ديگري در همين تالار با عكس و تفصيلات آورده اي و اگر دقت ميكردي "بسياري از راهپيمايان با پرچم "داس و چكش" در كنار پرچم فلسطين العربي شما بر عليه سياستهاي غرب شعار مي دادند ( كمونيست , حزب الله پيوندتان مبارك:D:D ) و همگي هم صحيح و سالم به خانه هايشان بر ميگردند!!

راستي تاپيك "فروهرها"را در همين تالار مطالعه كرده اي؟;)

يا زمانيكه تاپيك "آتش زدن پرچم آمريكا" به دست آمريكائيان(واقعي البته)
و در خود آمريكا را شروع كردي به ذهنت نرسيد كه با اثبات ديكتاتوري و تروريسم در آمريكا تناقض دارد؟:D

روساي سي.آي.ا و اف.بي.آي در كنگره آمريكا در ماه مارس گذشته مورد بازخواست و توبيخ قرار گرفتند و به آنها اعتراض شد كه چرا سازمانهاي شما با وجود اطلاع از فعاليتهاي اعضاي "القاعده" پيش از 11 سپتامبر 2001 اقدام به دستگيري آنها نكردند؟
پاسخ دادند : نمي توانستيم , چون با رعايت آزاديهاي فردي اينها(القاعده) مغايرت داشت:eek:(مفهومه؟)

آشيخ , رهبر مسلمانان افراطي آمريكا كه معرف حضور هست؟
همان سياهپوستي كه 22 بهمن 72 در ميدان آزادي تهران آمريكا و سياستهايش را با شديدترين لحني مورد انتقاد قرار داد , و بعد هم به آمريكا بازگشت!! ميداني با او در آمريكا چه كردند؟
" هيچ" :eek:

او هم اكنون هم در نيويورك هر روز به دفتر كارش ميرود و هنوز هم همان حرفها را ميزند چون آمريكا "امت هميشه در صحنه ندارد";)

واضح و به زبان پارسي سليس بگو : آقاي اكبر گنجي به چه جرمي در اوين است؟

همانطور كه قبلا هم گفتمت : آشيخ , با جماعت كوران تليت نمي خوري:D

اگر ايرانيان داخل از پاسخگوئي به تو و همفكرانت در اين سايت به دلايل امنيتي خودداري ميكنند , هم ميهنان خارج از كشور اين عذر را ندارند;)
و ظاهرا مشكل تو نيز همين است:D:D


هالو:rolleyes:

مملي
Monday 25 November 2002, 07:17AM
منظور اينست كه اگر تصادفا گذر كسي به اين سايت افتاد دريابد كه نظراتي غير از آنچه تو سعي در غالب كردن آن بنام همه ايرانيان و به نفع اعراب داري , نظر غالب ايرانيان نيست

ميستر جان !
تا كسي كه گذرش بيوفته كي باشه !
و از كدوم ايرانيها ؟ ايرانيهاي سي ان اني ؟ و يا ايرانيهاي مسلمان خود ايران ؟
سي ان انيها بفكر غالب كردن هستند ...
و ايرانيها بيهوده قالب نمي كنند ..،

از سي ان ان هم برات بگم ..سخنگوي نخست وزير كانادا پاشو در مقابل فشارهاي آمريكا تو يك كفش كرد كه من استعفا نميدم . چون گفته بود :آقاي بوش ابله است . كاري كه خانم وزير آلماني مجبور به آن گرديد.

هالو :rolleyes: جان ! اونطورم كه فكر ميكني حرف زدن بي گمرك نيست. :D :p :cool: :smile40:

قصه يه فيلم مصري رو هم كه پنتاگون و اسرائيل سرش قيامتي به پا كردن بعدا برات ميگم.

آزادي يعني چه ؟
فقط خفقان اون هم جهاني شده اش ..به سركردگي آمريكا :smile38:

بنفش
Monday 25 November 2002, 11:17AM
نوشته شده بوسيله مملي

ميستر جان !
تا كسي كه گذرش بيوفته كي باشه !
و از كدوم ايرانيها ؟ ايرانيهاي سي ان اني ؟ و يا ايرانيهاي مسلمان خود ايران ؟
سي ان انيها بفكر غالب كردن هستند ...
و ايرانيها بيهوده قالب نمي كنند ..،
از سي ان ان هم برات بگم ..سخنگوي نخست وزير كانادا پاشو در مقابل فشارهاي آمريكا تو يك كفش كرد كه من استعفا نميدم . چون گفته بود :آقاي بوش ابله است . كاري كه خانم وزير آلماني مجبور به آن گرديد.
هالو :rolleyes: جان ! اونطورم كه فكر ميكني حرف زدن بي گمرك نيست. :D :p :cool: :smile40:
قصه يه فيلم مصري رو هم كه پنتاگون و اسرائيل سرش قيامتي به پا كردن بعدا برات ميگم.
آزادي يعني چه ؟
فقط خفقان اون هم جهاني شده اش ..به سركردگي آمريكا :smile38:

من دارم شك ميكنم آقايون از مشروب هاي تصرف شده از مردم چه استقاده اي ميكنند! يك اصلي در كشورهايي كه يك دولت متمدن دارن هستش و اون اصل احترام متقابل هستش. هرچه قدر كه بخوان سياست هاي يكديگر رو نقد ميكنن اما هيچوقا تن به حمله شخصي نميدن. وزير آلماني كه به بوش توهين كرده بود از سوي حزب كنار گذاشته شد نه حرفش سانسور شد نه به زندان رفت. بلكه بخاطر لطمه اي كه به چهره دولت آلمان زد از مسئوليت دولتي كنار گذاشته شد. و اما فيلم مصري. اين فيلم با اقتباس از پروتكل هاي دروغيني كه به نام يهوديان جعل شدن ساخته شده كه دول دوست مصر يعني آمريكا و اسرائيل درخاست عدم پخشش رو از مصر كردن. دوباره نه كسي به زندان رفت و نه اتفاق خاصي افتاد. همه اين مخالفت ها هم به صورت علني بود و سعي نشد با شانتاژ مصر اون رو مجبور به حذف فيلم بكنند. خفقان جهاني!! من تاكيد ميكنم مثل بادگلو نظريات ارزشمند صادر نكنيد.

Freedom1
Monday 25 November 2002, 11:46AM
نوشته شده بوسيله بهزاد
توي آمريكا كسي رو به جرم انتقاد از سياست دولت زنداني نمي كنند زيرا دو حالت بيشتر نداره:
1- يا طرف از عوامل خودشونه و به عنوان سوفاف (يه چيزي كمتر از سوپاپ) عمل مي كنه كه خوب آدم عامل خودش رو كه زنداني نمي كنه.
2- يا اينكه جدي جدي داره انتقاد مي كنه كه خيلي راحت سربه نيستش مي كنن.
پول زيادي ندارن كه خرج نگهداري منتقدين جدي رو در زندان بدن.

بهزاد.. تو واقعا اينطور فكر ميكني؟ :confused:

siavash_ad
Monday 25 November 2002, 01:27PM
محض افزایش آگاهی ها و اطلاعات عمومی:

آیا میتوانم تنها نام دو نفر از کسانی که به خاطر انتقاد جدی نسبت به سیاست دولت آمریکا سر به نیست (=ترور يا اعدام) شدند را بدانم؟

در ضمن آيا به نظر شما اين كساني كه در آمريكا بر عليه جنگ عراق، تظاهرات ميكنند، همگي حقوق بگير دولت هستند؟؟ يعني دولت آمريكا تا اين حد بيكار است؟ كه بيايد يك تظاهرات ساختگي آنهم در مخالفت با سياست هاي خودش را سازماندهي كند؟ آيا اين حرفها با منطق شما سازگار است؟

صبح
Monday 25 November 2002, 02:31PM
Mumia Abu Jamal (AM8335), SCI Greene, 1040 East R. Furman Highway, Waynesburg, PA 15370-8090 (ex Black Panther, radical journalist and Move supporter, framed for the murder of a co, currently on Death Row. Infos: International Concerned Family and Friends of Mumia Abu-Jamal -PO Box 19709, Philadelphia, PA19143, http://www.mumia.org/)
Ojore N. Lutalo, # 59860, M.C.U SBI # 0000901548, Trenton, NJ 08625-0861
Oscar Lopez Rivera, 87651-025, Box 33, Terre Haute, IN, 47808
اين فقط يكي از آن ليست بلند بالاست ....
موميا ابو جمال ... يك روزنامه نگار و خبرنگار پيگير تبعيض نژادي در آمريكا ... كه حكم اعدام دارد ...
شما ظاهرا اصلا اون ليست رو نمي بينين !!! :o توجه كنيد ... اين فقط يكي از اونهاست ...
http://www.freemumia.com

اين فايل فلش ماجراي او ... (كمي صبر كنيد تا كامل بيايد ... بعد رفرش كنيد )

WIDTH=400 HEIGHT=350

هالو جان ... بنده اهميت و فوريتي براي پاسخ دادن به بند بند روده درازيهاي شما قائل نيستم و وقت آن را هم ندارم ... (دفعه پيش اين كار رو گذاشتم ... اما ظاهرا نديديد) همه چيز گوياست ... بحث ما راجع به آمريكاست ... و در مورد آزادي در ايران تالار جاي بحث زياد دارد...

هالو
Monday 25 November 2002, 03:10PM
سلام

اعراب ضرب المثلي دارند كه مي گويد : "العاقل في الاشاره"

آشيخ "صبح" , اگر اين ضرب المثل در مورد تو و همفكرانت مصداق پيدا مي كرد , مسلما مخالفينتان مجبور به "روده درازي" نبودند:D:D

ضمنا علاوه بر پرسشهاي من , پرسشهاي "فريدام"و "سياوش"هم روي دستت افتاده , و اگر نبود ضرورت آگاهي ايرانيان در قبال فريب و نيرنگ امثال تو , ما را اينجا نمي يافتي;)


هالو:rolleyes:

بهزاد
Monday 25 November 2002, 03:11PM
سلام؛
1- نام يكي از اونها را جناب صبح زحمت كشيدند و در گفتگوي بالا با لينك آورده اند.
2- منظور من تظاهرات بي خطر مردم نبود. منظور من افرادي بود كه سرشون به تنشون بيرزد و انتقادشون باعث توجه افكار عمومي و ضربه به منافع ملي آمريكا بشود.
اين ظاهرات ها هيچ خطري براي هيئت حاكمه آمريكا ندارد. و ده ها برابرش را در زمان پدر اين آقاي جورج بوش دبليو هنگامي كه مي خواست به عراق حمله كند (در سال 1990) ديديم. و همينطور هم ديديم كه هيچ تأثيري در مواضع دولت آمريكا نداشت و همانها كه با جنگ مخالفت مي كردند، بچه هايشان را براي آن جنگ فرستادند.

Freedom1
Monday 25 November 2002, 03:11PM
خب.. ببينم لطف ميكني اين جملات رو ترجمه كني:

Move supporter
framed for the murder of a co

بعد از ترجمه شما.. ميبينيم كه طرف زنداني سياسيه يا نه:smile41:

بهزاد
Monday 25 November 2002, 03:17PM
سلام
نوشته شده بوسيله Freedom1
بهزاد.. تو واقعا اينطور فكر ميكني؟

من اينطوري فكر نمي كنم... مطمئنم.
يا حق

در ضمن جناب آقاي هالو:
من خود را ملزم به پاسخگويي به توهين اشخاص نمي دانم مخصوصاً اگر توهين كننده هالو باشد.:cool:

صبح
Monday 25 November 2002, 03:28PM
نوشته شده بوسيله Freedom1
خب.. ببينم لطف ميكني اين جملات رو ترجمه كني:

Move supporter
framed for the murder of a co


بعد از ترجمه شما.. ميبينيم كه طرف زنداني سياسيه يا نه:smile41:

اتهام :
پشتيبان حركت (پلنگهاي سياه) - ضد تبعيض نژادي - ... تنظيم قتل يك همنوع ...
(يك خبرنگار - روزنامه نگار - ضد سياستهاي تبعيض نژادي آمريكا) بهترين راه سربه نيست شدنش ... :D چنين اتهاميست ... او فقط 17 سال در زندان بوده است ... و هنوز چنين حركتي كه صدايش به هيچ رسانه آمريكائي نمي رسد ، منتظر آزادي اوست ...

http://www.mumia.org/freedom.now/

تمام آدرس http://www.freemumia.com در خدمت شماست تا بيگناه بودن او رو ثابت كنه ...
هر حكومتي ميتونه چنين دروغي به مخالفان سياسيش بزنه ;) تنها كسي هم كه باور ميكنه مزدورها و هالوهاي تابع همون حكومت هستند ;)

شايد تا قبل از 11 سپتامبر ... اين گفته ها كمي دور از تصور به نظر ميرسيد ... اما دهباشي كه همين يكي ماه پيش بود ... ؟‌ او فقط يك مستند از آمريكا تهيه كرده بود ... و با خشم آنچناني آمريكا مواجه شد ... اين يعني اينكه آمريكا هيچوقت ... از داخل آمريكا ... فيلم مستند تهيه نكرده است ... !!! و از فيلم مستند ميترسد .... همانطور كه انصار اعوانش از ليست زندانيان سياسي آمريكا ... ميترسند :D

صبح
Monday 25 November 2002, 04:07PM
خدمت آقا بهزاد ...‌:)
- مالكوم اكس - مبارزه با ظلم و جور آمريكا - آتش گرفتن منزل مسكوني - در فوريه 1965 ترور شد .

- مارتين لوثر كينگ - مخالف جنگ ويتنام - 4 اپريل 1968 ترور شد .
- 11 نفر از اعضاي گروه موو در خانه اي در شهر فيلادلفيا - پنسيلوانيا در اواسط دهه 80 در شهر فيلادلفيا - پنسيلوانيا زندگي مي كردند . تعدادي از افراد خانه را زن و كودك تشكيل ميدادند . اين گروه مخالف بي عدالتيها در آمريكا بوده اند . دولت آمريكا علنا به ساكنين منطقه هشدار داده تا منطقه را تخليه كنند . دولت آمريكا ... اين منطقه را بمبـــاران مي كند ... چندين خانه ميسوزد ... و همه اين 11 نفر زنده زنده ميسوزند .

- در تاريخ 19 آوريل 1993 ... آمريكا با تانك به گروهي در شهر ويكو در ايالت تكزاس حمله نمود ... در اثر آن 90 نفر كشته ميشوند كه 17 نفر از آنها كودك بودند .

بازم بگم ؟:o

صبح
Monday 25 November 2002, 04:31PM
دكتر مارتين لوثر كينگ وقتي ترور شد اينقدر با سواد بود :‌
:eek:
Doctor of Humane Letters, Morehouse College
Doctor of Laws, Howard University
Doctor of Divinity, Chicago Theological Seminary
Doctor of Laws, Morgan State University
Doctor of Humanities, Central State University
Doctor of Divinity, Boston University
Doctor of Laws, Lincoln University
Doctor of Laws, University of Bridgeport
Doctor of Civil Laws, Bard College
Doctor of Letters, Keuka College
Doctor of Divinity, Wesleyan College
Doctor of Laws, Jewish Theological Seminary
Doctor of Laws, Yale University
Doctor of Divinity, Springfield College
Doctor of Laws, Hofstra University
Doctor of Humane Letters, Oberlin College
Doctor of Social Science, Amsterdam Free University
Doctor of Divinity, St. Peter’s College
Doctor of Civil Law, University of New Castle, Upon Tyne
Doctor of Laws, Grinnell College

Freedom1
Monday 25 November 2002, 07:24PM
اول بهزاد.. از اينكه صراحتا حرفهات رو ميزني ممنونم :)

دوم.. صبح..

ميخواستم همون جمله رو بنويسي.. طرف قتل كرده..

در قوانين آمريكا مجازات اعدام صرفا براي قتل عمد وجود داره.. اونهم نه در همه ايالتها..

و هرگز بجرمهاي سياسي كسي رو اعدام نميكنن..

ديگه.. اين آقاي رمزي كلارك كه اينهمه ازش نقل قول ميكنين.. مگه به صراحت با سياستها مخالفت نميكنه؟ پس چرا نميكشنش؟

بد نيست بدوني اگر اين مطالب رو به يك آمريكايي بگي.. بهت توصيه ميكنه حتما به روتنپزشك مراجعه كني.. باور كن..

ميلاد
Wednesday 27 November 2002, 02:32AM
آقاي فريدم شما واقعا ليست زنداني هاي سياسي آمريكا و نامه هاي جناب صبح را نميبينيد ؟ تازه اين همه مسائل داخلي آمريكا است و آمريكا چه جنايتي در حق كشورهاي ديگر مثل همين كشورمان ايران كرده است بكنار !
عجبا :confused:

بهزاد
Wednesday 27 November 2002, 05:25AM
أقاي فريدم!
اول اينكه چرا راجع به افرادي كه صبح نوشته بود ترور شده اند و بنده نيز فرقه داويديان را (كه حدود هشتاد نفر بودند و زنده زنده در آتشي كه توسط اف بي آي روشن شده بود سوختند) بر آن اضافه مي كنم، چيزي نمي گويي؟
دوم اينكه در ايران نيز مجازات جرم سياسي اعدام نيست.
شما چه كسي رو سراغ داري كه به علّت مرتكب شدن يك جرم سياسي اعدام شده باشد؟
(لطفا با سند و مدرك باشد)

Freedom1
Wednesday 27 November 2002, 10:50PM
مجازات اعدام آقاجري براي اثبات حرف من كافيه..

من گفتم يكي از اون ليست رو بيار و نشون بده كه جرمش سياسي بوده.. اين بابا يك قاتل رو براي من آورده بيرون !!!!

گفتم يك سياسي..

اطلاعات من درآوردي بدون هيچ سند در مورد بمبارانها هم اساسا قابل بحث نيست.. سند رو كنيد.. ..

بهزاد
Thursday 28 November 2002, 06:53AM
سلام؛
اول اينكه جرم آغاجري سياسي نيست،
دوم اينكه مي بيني كه همه كشور با اين حكم مخالفند و آن را غير قابل اجرا مي دانند.
سوم اينكه سانسور نكن: مارتين لوتركينگ و مالكوم اكس و فرقه داويديان را چه مي گويي؟ حالا به قول خودت بمباران ها را ناديده مي گيريم.
در ضمن صبح دو تا لينك معرفي كرده بود كه تشريف ببريد و مطالعه كنيد تا ببينيد كه اتهام قتل و ... همه بي اساس است و فقط يك پاپوش است براي سر به نيست كردن اين شخص.
نكنه سند محضري مي خواهي تا ثابت بشه كه افرادي كه در اول گفتگو اسمشون رو آوردم ترور شدند؟؟؟

Freedom1
Thursday 28 November 2002, 10:27AM
نوشته شده بوسيله بهزاد
سلام؛
اول اينكه جرم آغاجري سياسي نيست،

خواهش میکنم دیگه هرگز به من سلام نکنید..
سیاسی نیست؟ پس چیه؟ اون فقط به روحانیت انتقاد کرده و اساسا جز صحبت کار دیگه ای نکرده.. "صرفا صحبت" و بخاطر همین به اعدام محکوم شده..
مگه قتل كرده؟؟ (راستي نميشد يك قتل بندازين گردنش؟؟)

نوشته شده بوسيله بهزاد
دوم اينكه مي بيني كه همه كشور با اين حكم مخالفند و آن را غير قابل اجرا مي دانند.


همه کشور.. مثلا شاهرودی کی گفت مخالفه؟ خامنه ای کی گفت مخالفه؟:confused: اصلا چرا باید همچین حکمی صادر بشه؟

نوشته شده بوسيله بهزاد
سوم اينكه سانسور نكن: مارتين لوتركينگ و مالكوم اكس و فرقه داويديان را چه مي گويي؟ حالا به قول خودت بمباران ها را ناديده مي گيريم.

لینک بذار.. البته جوابی در این مورد دارم..

نوشته شده بوسيله بهزاد
در ضمن صبح دو تا لينك معرفي كرده بود كه تشريف ببريد و مطالعه كنيد تا ببينيد كه اتهام قتل و ... همه بي اساس است و فقط يك پاپوش است براي سر به نيست كردن اين شخص.

رفتم ديدم.. اين صرفا يكسري ادعاست كه به علت وجود آزادي در آمريكا.. عده اي كه عقيده دارن اون بابا بيگناهه.. اومدن و عقيده خودشون رو مطرح كردن.. اما مهم كليه مداركيه كه در دادگاه مربوطه مطرح شده و براي قاضي اثبات شده كه اون بابا قاتله..

همينكه بقول شما (اگر راست باشه) اون بابا رو بيخود به قتل متهم كردن كه اعدامش كنن.. فرضا كه اين حرف هم راست باشه.. نشون ميده كه در قوانين آمريكا براي جرم سياسي اعدام ديده نشده.. و بقول شما اگر راست باشه.. مجبورن به طرف جرم قتل ببندن تا اعدام بشه.. پس تا هزار سال ديگه هم بگردي.. حتي يك مورد رو نميتوني پيدا كني كه يك نفر تو آمريكا به جرم سياسي به اعدام محكوم شده باشه..
فقط ميتونين همچين چيزهايي كه ميگين ادعا كنين.. كه اونهم من در مقام قاضي نيستم و ضمنا دادگاههاي آمريكا بسيار بيطرف تر و منصف تر از نوع ايرانيشون هستن.. شما بريد دادگاه آقاجري رو محرمانه برگزار كنين :D كه يكوقت دنيا به ريشتون نخنده..;)

نوشته شده بوسيله بهزاد
نكنه سند محضري مي خواهي تا ثابت بشه كه افرادي كه در اول گفتگو اسمشون رو آوردم ترور شدند؟؟؟

ترور شدن.. ولي ميتوني ثابت كني كه توسط دولت آمريكا ترور شدن؟ شايد قرباني مسائل درونگروهي شدن.. (ضمنا شما پرونده ترور ها و قتلهاي زنجيره اي ايران رو به نتيجه برسون بعد بيا در مورد ديگران حرف بزن;))

خلاصش كنم.. آمريكا پرچمدار ليبرال دموكراسيه.. و اين سيستم موفق خودبخود در سراسر دنيا رشد ميكنه.. اين سيستم بر اساس عقلانيت بشري و حقوق انسانها و آزاديهاي فردي طراحي شده و بسيار خوب جواب داده..

اگر اين حرفهاي شما رو به يك آمريكايي اصل نشون بدن.. بهتون توصيه ميكنه كه...:cool:

asheghe iran_p
Saturday 30 November 2002, 06:35AM
ريپلي من پس كجاست؟؟؟؟؟؟؟؟:(

صبح
Thursday 12 December 2002, 04:03PM
http://www.iribnews.com/newspic/02/12/12/Iraq2-ABA.jpg

12/12/2002
كمك‎ واشنگتن‎‎ به‎‎عراق‎ در جنگ‎ عليه ايران

11:17:37 AM
واشنگتن‎ ـ مدير سابق‎ امور خليـج‎ فـارس‎ در شوراي‎ امـنيـت‎ ملـي‎ آمـريكـا كمـك‎ وسـيـع‎ ماهواره‎‎اي‎ آمريكا و تحويل‎ ويروس‎ سياهزخـم‎ به‎ رژيم‎‎ صدام حسين‎‎ براي‎‎ پيروزي آن در جنگ‎ عليه‎‎ ايران‎ را به صراحت‎ تاييد كرد.
دكتر "كنث پولاك‎" كه‎در حال‎ حاضر عضـو ارشد و مديرمركز سياست‎ خـاورميـانـه‎اي‎ در موسسه‎ صاحب‎ نام‎ "بروكينگز" در واشـنگـتـن‎ است‎ در مصاحبه‎ با يك‎ سرويس‎ خبـري‎ دولـتـي‎ گفته‎‎‎ است‎‎ "ايالات متحده براي‎ كمك‎ به عـراق‎ در جنگ‎ عليـه‎‎ ايـران‎ اطلاعـات‎ مـاهـوارهاي‎ محرمانه‎ بسيار زيادي‎ در اختيار دولت‎ عراق‎ قرار داد". او در مصاحبه‎ با سرويس‎ خـبـري‎ وزارت‎ خـارجـه‎‎ آمـريكـا كـه مـتـن‎‎ آن روز چهارشنبه‎‎منتشر شد گفته است‎ "هرچند آمريكا اطلاعات‎ مشخصي‎‎ دربـاره‎‎ چگـونگـي استـفـاده ازسلاح‎هاي‎ شيميايي‎ عراق‎ در اختيار دولت‎ آن‎ كشور قرار نداد ولي‎ مااطلاع داشتيم‎كه‎ عراق‎ از سلاح‎هاي‎ شيميايي‎‎ استفاده‎ ميكند".
پـولاك‎ طي‎ دو دوره‎ رياست‎ جمهوري‎ بيل‎ كلـينـتـون‎, مديريت‎ امور خليج‎ فارس‎‎ وسپـس امـور خـاور نزديك‎ و جنوب‎ آسيا را در شوراي‎ امنيت‎ ملي‎ آمريكا عهده‎داربود. وي‎‎ در دوران‎ رياست‎ جمهوري بوش‎‎ پدر با بخش تحقيقاتي‎ سازمـان‎ سيـا و سپـس‎ بـا شـوراي‎ روابط خارجي‎ آمريكا همكاري‎ داشت‎. پولاك‎ به‎‎ سرويس‎ خبري‎ وزارت‎ خارجه آمريـكـا گفته‎‎‎ است‎‎‎ "ايالات متحده اطلاعات محـرمـانـه مورد نياز عراقي‎هـا را بـراي‎‎ پـيـروزي در نبرد با ايران‎ در اختيارآنها قـرار داد و ترديدي‎ وجود ندارد كه‎ عراقي‎ها از اطلاعـات‎ محرمانه‎‎ امريكا براي‎‎ استفاده از سـلاح‎هـاي شيميايي‎ خود كمك‎‎ گرفتند". پولاك تصريح‎ كرد "مسئول‎‎ بودن‎ ايالات‎ متحده‎‎ به خـاطر ارسـال محموله‎‎‎ ويروس‎ سيـاه زخـم‎ بـه عـراق‎ نـيـز واقعيت‎ دارد". او مي‎افزايد" : كليـه‎ ايـن‎ امور در دهه‎ 1980 و هنگامي‎ اتفاق‎ افـتـاد كه‎‎دولت‎ رونالد ريگان‎ در تصميمـي‎ اشتـبـاه سياست‎‎‎ حمايت از عراق‎ بر ضد دولت ايران‎ را اتخاذ كرد". وي‎ در عين‎ حال‎ گفـت‎ "مـنـظور اين‎ نيست‎‎‎ كه‎‎ ايالات متحده نمي‎بايسـت هـيـچ‎ كمكي‎‎ به‎‎‎دولت‎ عراق‎ كند ولي به عـقيـده مـن‎ دولت‎ ريگان‎‎ در اين مسئله‎‎ زيادهروي‎ كرد." وي‎‎ تاكيد كرد " اجازه‎‎ دادن‎ به عراق‎ بـراي توليد سياه‎زخم‎ و يا هر سلاح‎ ميكربي‎ ديگر يك‎‎‎ اشتباه‎ فاحش‎ و يك خطاي‎ وحشتناك بود".

كمك‎ واشنگتن‎‎ به‎‎عراق‎ در جنگ‎ عليه ايران
:mad:

هالو
Friday 13 December 2002, 01:52AM
سلام

"آشيخ" , در مورد كمك آمريكائيان و اروپاي غربي به برادر "صدام"(يزيد سابق):D در خلال جنگ هشت ساله , مطالعه كتاب "ناگفته هاي جنگ ايران و عراق" كه اتفاقا نويسنده اش يك آمريكائي(واقعي) است را بهت توصيه ميكنم ( در كتابفروشيهاي تهران موجود است) :)

در اين كتاب كه تكيه اش كاملا بر اسناد و مدارك است , نويسنده نتيجه ميگيرد كه جانوري بنام "صدام" تماما محصول غرب است !!

در اين كتاب ليست مفصلي از شركتهاي غربي (آمريكائي , انگليسي , دانماركي , هلندي , بلژيكي ,...... و مهمتر از همه آلماني) كه برادر "صدام"را در تجهيز ارتشي كه ايرانيان بسياري را كشت و بي خانمان كرد , ياري كردند وجود دارد كه به مطالبت كمك ميكند:)

اما حالا كه دستت به مطلب جنگ هشت ساله گرم شده لطفا آمار كمكهاي برادران عربت (عربستان سعودي , امارات متحده عربي , قطر , بحرين , مصر , اردن.......)را هم در اين هشت سال به برادر "صدام" قلمي كن(صواب داره به خدا)!! شامل صدها ميليارد دلار كمك بلاعوض و استفاده نظامي از خاك و آب و صد البته ارسال سرباز (از جمله هزاران سرباز فلسطيني) به منظور تقويت هر چه بيشتر برادر "صدام"در كشتن ايرانيان;)

هالو:rolleyes:

صبح
Friday 13 December 2002, 12:58PM
انقلاب به دليل حركت نويني كه داشت اكثريت قريب باتفاق كشورهاي جهان بر عليه ايران زير سايه تبليغات آمريكائي و صهيونيستي موضع گرفتند و يك جنگ براي ما بريدند ... كمكهاي عمده مربوط به همان غربيها بود ... از ارسال تجهيزات پيشرفته نظامي گرفته تا متخصص ... شما بر واقف هستيد كه عربها از لحاظ تجهيزات در مقابل آمريكاي صهيونيستي حرفي براي عرضه ندارند . و طبق اعترافي كه من در خبر نوشته قبلم آورده ام ... اعم از كمكهاي ماهواره اي و ويروس سياه زخم :( تا تجهيرات خيلي پيشرفته نظامي كمكهاي اروپائي و آمريكائي بود كه مي آمد ...

پشتيبانيهاي سران اعراب (هالو و مطعم و مزدور نگاه داشته شده توسط اسرائيل و آمريكا) به عراق در زمان جنگ بر همه واضح است . اما واضح تر از آن اينكه همه گردانندگان آمريكائي و صهيونيستي جنگ ايران و عراق را ميشناسند . آلمانيها حتي براي آزمايش تركيبات شيميائي خود از سربازان ايراني جنگ رفته كه براي مداوا به آلمان ميرفتند استفاده مي كردند .

حال شما هم طبق همان قاعده مزدوري " تفرقه بيانداز و حكومت كن " و انگشت به دهان مانده از دوستي مسلمانان و خيزش ملتهاي مسلمان سعي كنيد كه بگوئيد اين اعراب بودند كه جنگ را ساختند ...
هر مسلماني مي داند كه تنها راه نجات از ستم استعماري صهيونيستي اتحاد همه مسلمانان است . تنها حركت مقاوم و ضد ذلت كه دست آخر هم صهيونيسم و مزدورانش را به زانو در خواهد آورد ... انشاالله .

Sepehre Azadi
Monday 16 December 2002, 04:01AM
http://www.iribnews.com/Full_fa.asp?news_id=6176237768470

:confused:

صبح
Tuesday 17 December 2002, 09:03PM
اين تازه نقد كننده روش ترور اونهاست و خلاقيت خاصي در ترور داره :cool:

http://www.bionvan.com/81/09/02/noam_chamski.jpg
سايت ايران امروز
يكشنبه، ٢٤ آذر ١٣٨١


ما بايد صدام را از ميان برداريم ، چون سلاح هاي كشتار جمعي دارد و از به كارگرفتن آنها هم ابايي ندارد. چنين خطري را بايد كاملا قلع و قمع كرد. اگر اين ارزيابي دولت بوش درست باشد استراتژي و راهبرد آن براي دفع خطر مزبور لزوما درست نيست. پيشنهاد و استراتژي من اما ، از هر لحاظ بهتر و نتيجه‌بخش‌تر است. نظر من اين است كه به جاي آنكه خودمان به مصاف صدام حسين برويم ايراني ها را به حمله به عراق تشويق كنيم و بگذاريم كه آنها ترتيب رژيم او را بدهند. البته كمك هاي لجستيكي و نظامي ما ، آن هم بي آنكه خطري برايمان به وجود آورد (ريختن بمب و موشك از ارتفاع بالا) لازم و ضروري است اما بقيه كار را بايد به ايراني ها واگذار كنيم. گسيل آخوندها و سربازهاي آنها به چنين جنگي بدون شك از بسياري از جهات مزيت و ارجحيت دارد.

در برشمردن مزيت استفاده از ايراني ها در برانداختن حكومت صدام حسين قبل از همه بايد گفت كه آنها از تفنگداران ما بسيار انگيزه مندتر و دليرترند. ما مي توانيم مطمئن باشيم كه با حمله ايراني ها صدام و همه ابواب جمعي او كاملا نابود خواهند شد. ارتش ايران بر اساس منافع و مصالح خودش هرگونه اثري از سلاح هاي كشتار جمعي در عراق را چنان نابود خواهد كرد كه در دوران بعد از صدام هم ديگر از عراق خطر مهمي متوجه ايران نشود.

ايراني ها در جنگ عليه رژيم صدام حسين واهمه اي هم از تلفات و خساراتي كه متوجه خودشان مي شود نخواهند داشت. سربازان هلاك شده اي كه افكار عمومي ما را نسبت به ادامه جنگ حساس و منفي نگر مي كند در ايران به عنوان شهيد گرامي داشته خواهند شد. اقدام احتمالي صدام حسين به پرتاب موشك به سوي اسراييل هم براي ايراني ها نه تنها مشكلي ايجاد نخواهد كرد بلكه از آن به عنوان يك نعمت جنبي استقبال خواهند كرد، در حالي كه ما در هر حمله اي به عراق بايد ملاحظه امنيت اسراييل را هم بكنيم. البته تعداد زيادي ايراني و عراقي در اين جنگ كشته خواهند شد ولي خوب اين براي واشنگتن كه در آنجا عمدتا سياستمدارن بازيافتي (recyceled) دوران رونالد ريگان زمام امور را در دست دارند اصلا مسئله اي نخواهد بود، چرا كه اين ها ٢٠ سال پيش كه به صدام حسين ارادت و احترام داشتند و با ارسال سلاح وي را به حمله به ايران تحت حكومت آخوندها متقاعد نمودند نيز، ككشان براي خون فراواني كه در آن جنگ ريخته شد نگزيد. حتي سلاح هاي شيميايي كه صدام حسين عليه سربازان ايراني و عليه كردهاي عراق به كار گرفت هم ، نگراني چنداني در واشنگتن پديد نياورد... حتي بعد از آن كه تبهكار بغداد به اين بدترين جنايت هم دست زد ما به حمايت از ايجاد تاسيسات توليدكننده سلاح هاي شيميايي ، ميكربي و اتمي توسط وي ادامه داديم. جيمز كلي ، مديركل وقت وزارت خارجه آمريكا اين امر را "تعهد دولت واشنگتن نسبت به صادركنندگان آمريكايي" و ممانعت از دخالت در مراودات تجاري آنها ناميد. حتي در مارس ١٩٩١ يعني در روزهايي كه ارتش عراق زير ضربات نظامي آمريكا در حال عقب نشيني از كويت بود ، بوش (پدر) و وزير دفاع او يعني ديك چيني به خاطر "حفظ ثبات و امنيت در عراق" به صدام حسين براي سركوب شيعيان جنوب اين كشور چراغ سبز نشان دادند. از همين روست كه مي توان گفت كه شمار بالاي تلفات در حمله ايران به عراق مسئله مهمي براي بوش پسر هم نخواهد بود.

فرستادن ايران به مصاف رژيم صدام حسين اين مزيت را هم دارد كه ما مجبور نيستيم مدام با سازمان ملل رفتار تند و ناخوشايندي داشته باشيم. و نيازي هم نخواهد بود كه به جهان توضيح دهيم كه سازمان ملل تنها زماني مهم خواهد بود كه به توصيه ها و خواست هاي ما گردن بگذارد. بر خلاف دولت آمريكا كه به انگيزه هاي نهاني و اعلام نشده در حمله احتمالي اش به عراق متهم مي شود ، دلايل ايراني ها در انجام چنين حمله اي از هر لحاظ براي جهانيان باورپذيرتر خواهد بود. آخر آنها نه تنها مثل ما، صدام را با برنامه هاي تسليحاتي مورد حمايت قرار نداده اند بلكه بر عكس ، خود اولين قربانيان وي بوده اند.

دستكم در جنوب عراق ، يعني در خيابان هاي بصره و كربلا نيروهاي رهايي‌بخش كشور شيعه همسايه(ايران) با شادي و هلهله مورد استقبال قرار خواهندگرفت. و خبرنگاران ما هم مي توانند در تحسين جسارت بي نظير آزادكنندگان مردم جنوب عراق با خبرنگاران ايراني هم صدا شوند. و به راستي چرا ايران همچون ما رسالت برقراري دمكراسي در عراق را براي خود قائل نباشد؟ در اين زمينه كارنامه ملاهاي حاكم بر ايران منفي تر از تلاش هاي مجدانه و پرشور خود ما براي استقرار دمكراسي در عربستان سعودي و جاهاي ديگر نخواهد بود.

البته بايد اذعان كنم كه پيشنهاد معقولانه من چندتا اشكال هم دارد. اول اين كه ايالات متحده ديگر قادر نخواهد بود پنانسيل نظامي خود را به كار اندازد و قدرقدرتي خود در جهان را به رخ كشد. دوم اين كه ما مجبوريم سود و هوده اي كه از بركناري رژيم صدام حسين به دست مي آيد را فراتر از طاقت و تحمل حكومت آمريكا با ديگران تقسيم كنيم. و سرانجام اين كه اجراي پيشنهاد من استراتژي داخلي اليگارشي راستگراي حاكم در واشنگتن را نيز مختل مي كند، چرا كه بسياري از مشكلات داخلي كه لاينحل مانده اند دوباره اهميت پيدا خواهند كرد و مردم فارغ از نگراني از بابت هر گونه بحران خارجي ، خواهان حل اين مشكلات داخلي خواهند شد.

دست آخر اين كه پيشنهاد من به رغم ناپختگي، ارزش و اهميت خاص خود را دارد. اين پيشنهاد بسيار معقولانه تر از طرح هايي است كه در حال حاضر در دست اجرا هستند. به عبارت دقيق تر: اگر در برخورد حكومت آمريكا با رژيم عراق مسئله واقعا همان چيزي بود كه علنا از سوي واشنگتن اعلام مي شود (خلع سلاح عراق) آنوقت پيشنهاد من بسيار خردمندانه تر از طرح هاي جاري بود. ولي چون دولت ما عملا اهداف ناگفته ديگري را در سرنگوني رژيم صدام حسين دنبال مي كند من هم چاره اي ندارم جز اين كه اذعان كنم كه استراتژي مقامات واشنگتن دقيق تر و متناسب تر است.
------------------------------
* نوام چامسكي زبان‌شناس نامدار آمريكاست كه در عين حال از شاخص‌ترين منتقدان سياست خارجي دولت هاي آمريكا به شمار مي رود.

مقاله چامسكي از متن آلماني آن كه در هفته نامه فرايتاگ (١٣ دسامبر ٢٠٠٢ ) به چاپ رسيده به فارسي برگردانده شده است.

برگردان: احمد سمايي

(= (http://www.bionvan.com/world.php?cat=news&show=810925-07))

babak khoramdin
Tuesday 17 December 2002, 09:33PM
به به

برادر صبح.

بابا اين كيهان خودشو كشت كه بگه جنگ نعمت است. خوب بود كه. حالا چي شد؟ پس اين كمدي هشت ساله ببخشيد دفاع مقدس همش كشك بود. بابا دست خوش. شما هم به نظام ضربه ميزني كه؟

اي لشگر صاحب زمان كجايي كه ديگه راه قدس ظاهرا از كربلا نميگذره. تا اطلاعيه بعدي لشگر صاحب زمان بره خدمت دانشجو ها

برادر صدام كافر :confused:

صبح
Tuesday 17 December 2002, 09:42PM
:o
:)

سینا 555
Tuesday 17 December 2002, 10:58PM
:rolleyes::rolleyes::rolleyes::rolleyes:
:o:o:o
:(:(
:)
:D:D:D:D

زيتون
Friday 20 December 2002, 02:39AM
به نام خدا

افشاي جزئيات كمكهاي كارخانجات و شركتهاي اروپايي و آمريكايي براي توليد سلاح‌هاي كشتار جمعي در عراق

بر اساس گزارش برنامه‌هاي هسته‌يي عراق تعداد زيادي از شركت‌ها كه اغلب اروپايي، آمريكايي و ژاپني هستند، تجهيزات و نحوه‌ي ساخت بمب هسته‌يي را در اختيار اين كشور قرار داده‌اند .
به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس در گزارش ‌١٢ هزارصفحه‌يي عراق نام شركت هاي انگليسي ، آمريكايي، فرانسوي و آلماني به عنوان تهيه كنندگان سلاح‌هاي كشتار جمعي براي عراق آمده است .
خبرگزاري آسوشيتدپرس اعلام كرده است گزارشي كه در اختيار اين آژانس خبري قرار گرفته، شبيه همان گزارشي است كه در هفتم دسامبر در اختيار مقام‌هاي سازمان ملل قرار گرفت.
اين گزارش به بهانه‌ي ممانعت از انتشار نحوه‌ي ساخت بمب هسته‌يي و افتادن آن به دست افراد نادرست و حفاظت از افراد و شريك‌هايي كه در كار تهيه‌ي سلاح براي عراق بودند، علني نشد .
اين در حالي است كه روزنامه‌ي آلماني زبان “تگزيتونگ” مدعي شده است كه نسخه‌ي اصلي اين گزارش را ديده است و گزارش دقيقا هماني است كه در اختيار ‌٥ عضو دائم‌شوراي امنيت قرار گرفته است .
براساس گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، شركتهاي خارجي كه به عراق در ساخت تسليحات كمك كردند، ازمدت‌ها قبل شناخته شده بودند، اما در گزارش اخير به طور مشروح به نحوه‌ي همكاري آنها پرداخته شده است .
در گزارش عراق اسامي ‌٣٠ شركت آلماني، ‌١٠ شركت آمريكايي ، ‌١١ شركت انگليسي و تعدادي از شركت‌ها و كارخانه‌ها‌ي سوئيسي ، ژاپني، ايتاليايي، فرانسوي ، سوئدي، و برزيلي آمده است. گفته‌ مي‌شود بيش از ‌٣٠ كشور در كار برنامه‌هاي هسته‌يي عراق دخيل بوده‌اند .
از سوي ديگر ايندپندنت در گزارش خود از اسناد عراق تعداد كارخانه‌هاي آلماني را ‌٨٠ شركت و تعداد كارخانه‌ها و شركت‌هاي آمريكايي را ‌٢٤ شركت عنوان كرده است.

زيتون
Tuesday 24 December 2002, 03:26PM
جناب بنفشه و اينها...پيداشون نيست گويا.....!!!!؟؟؟

صبح
Friday 27 December 2002, 11:42PM
نه زيتون جان منتظر بنفش و اينها نباش ... حضورشون تو اين نوع تاپيكها مممكن موجب آسيبهاي جدي براشون بشه :D

http://www.bionvan.com/world.php?cat=news&show=811006-05

شارون‎‎ و بوش‎ تبهكارترين افراد سال‎2002

معـرفـي‎ اين‎‎‎ افراد به‎ عنوان تبهكـاران در سال‎ 2002 ميلادي‎ دريك‎ نظرخواهي‎ از روزنامه‎ اينديپندنت‎‎‎ صورت گرفت

نخست‎ وزير رژيم‎ صـهيـونيـستــي‎ و رئيـس‎ جمهور آمريكا به‎ عنوان‎‎ تبهكارتريـن افـراد سال‎ 2002 جهان‎‎ از جانب‎ نويسندگـان و صاحب‎ نظران‎ سياسي‎‎‎ انگليسي معرفي شدند.
معـرفـي‎ اين‎‎‎ افراد به‎ عنوان تبهكـاران در سال‎ 2002 ميلادي‎ دريك‎ نظرخواهي‎ از روزنامه‎ اينديپندنت‎‎‎ صورت گرفت. شارون‎‎‎ و بوش‎ از آن جهت‎ تبهكارترين شناخته‎ شده‎‎‎اند كه بيشترين‎ اجماع نظر را بـه خـود اختصاص‎ داده‎اند. 51 نويسنده‎‎ ، روزنامه نگار و صـاحـب‎نـظر سرشناس‎ انـگلـيسـي‎‎ در ايـن‎ نـظرخـواهـي ، ديدگاههاي‎ خـود را دربـاره‎ قهـرمـانـان‎ و تبهكـاران‎‎ جهـان در سال‎ 2002 ميلادي‎ ارائه‎ كرده‎ اند. ايـن‎‎ در حـالـي‎ اسـت‎ كـه‎از ميـان 51 نفـر نويسنده‎ و شخصيت‎ سرشناس‎ انگليسي‎ تنها يـك‎ نفر از "اسامه‎‎ بن‎‎‎ لادن " به عنوان تبهكـار نام‎ برده‎ است‎. برخي‎ از اين‎‎‎ صاحب‎ نظران از " شارون " بـه‎ عنوان‎‎‎ " بي‎رقيب‎ترين جنايتكار جهـان" نـام‎ بردند. " زورگوي‎ احمق‎ كه‎‎ فقط هنـرش‎ تـوهيـن‎ بــه ديگران‎‎ است‎‎ " نيز لـقبـي‎ اسـت كـه‎ درايـن نظرخواهي‎‎ برخي از صاحب‎ نـظران‎ بـه‎ نـخسـت‎ وزير رژيم‎ صهيونيستي‎ نسبت‎ داده‎ اند. يكي‎‎‎ از كساني كه‎ در نظرسنجـي شـركـت‎ كـرد دربـاره‎‎ علـت‎ انـتخـاب‎ شـارون‎‎ بـه عنـوان تبهكار سال‎ 2002 نوشت‎: شاورن‎‎ قهـرمـان سرپيچي‎ از دستورالعملهاي‎ سازمان‎ ملل‎ متحد و حفظ تسليحات‎ كشتـار جـمعـي‎ بـه‎‎ بهـانـه مقابله‎ با تروريسم‎ است‎. "فردي‎ كه‎‎ به نام‎ نفت‎‎ محيط زيسـت را مـورد حمله‎‎ قرار مي‎‎‎دهد " عنواني است‎ كه برخي از نويسندگان‎ انگليسي‎ به‎ رئيس‎ جمهوري‎ آمريكا نسبت‎ داده‎ اند. يكي‎‎ ديگر از مخاطبان‎‎ ايـن نـظرسـنجـي هـم‎ دربـاره‎‎ علــت‎ انـتخـاب‎ بـوش‎ بـه عنــوان‎ تبـهكـار سـال‎ 2002 نوشت‎‎: او كسي‎ است كه‎ بـدرستـي‎ در سـراسـر جهان‎ مورد تنفر اسـت‎ و بطرز توهين‎ آميزي‎‎ بجز انگـليـس‎ مـتحـدي ديگري‎ ندارد.

سینا 555
Saturday 28 December 2002, 07:19AM
:cool: مقالات اقاي چامسكي را دو سال است مطالعه ميكنم ايشان در بهترين شرايط بقول اقا بهزاد يك سوفاف (سوپاپ)اطمينان نظام سرمايه داري غرب است.:cool:

زيتون
Thursday 2 January 2003, 08:24PM
آمريكا مساوي با چي چي ؟؟؟؟؟

'نقش کليدی آمريکا در تقويت' صدام حسين در برابر ايران

روزنامه واشنگتن پست روز دوشنبه (30 دسامبر) در گزارشی تحت عنوان "نقش کليدی آمريکا در تقويت عراق" به قلم خبرنگار خود مايکل دابز به طور مفصل به سوابق روابط آمريکا و عراق می پردازد و حمايت آمريکا از عراق در جنگ با ايران را از زوايای مختلف تشريح می کند.

آقای دابز در اين گزارش می نويسد که دولت جرج بوش برای توجيه جنگ احتمالی با عراق به استفاده صدام حسين از سلاح های شيميايی و برنامه های اتمی و بيولوژيکی اين کشور و ارتباط آن با تروريست های بين الملی اشاره می کند، اما "آنچه که مقامات آمريکايی به ندرت به آن اذعان می کنند اين مساله است که تخطی عراق (از قوانين بين المللی) به زمانی باز می گردد که صدام حسين از سوی واشنگتن يک متحد

اين روزنامه می نويسد از جمله کسانی که سياست حمايت آمريکا از عراق در طول جنگ 8 ساله اين کشور با ايران را شکل دادند، دونالد رامسفلد، وزير دفاع حال حاضر آمريکا بود.

دونالد رامسفلد در سال 1983 برای بهبود روابط آمريکا و عراق به اين کشور سفر کرده بود. روابط ديپلماتيک آمريکا و عراق بار ديگر در سال 1984 از سرگرفته شد.

در اين گزارش آمده است: "اسناد محرمانه سابق که اکنون از طبقه بندی خارج شده است نشان می دهد که سفر آقای رامسفلد به بغداد درحالی روی داد که عراق در تخطی از معاهدات بين المللی تقريبا به طور روزانه از سلاح های شيميايی استفاده می کرد."

به گفته واشنگتن پست: "تاريخ همکاری آمريکا با صدام حسين در سال های پيش از حمله 1990 به کويت- که شامل ارائه اطلاعات امنيتی گسترده، تامين بمب های خوشه ای از طريق يک شرکت شيميايی، و تسهيل دستيابی عراق به مواد لازم برای ساخت سلاح های شيميايی و ميکربی است- نمونه ای جالب از جنبه پنهان سياست خارجی آمريکاست. در اين بعد است که امکان زد و بند با ديکتاتورها، چشم پوشی گهگاهی از نقض حقوق بشر، و همکاری با گسترش دهندگان تسليحاتی وجود دارد. سياست هايی که همه آنها براساس اصل "دشمن دشمن من دوست من است" توجيه می شود."

واشنگتن پست در گزارش خود نوشت که در دهه 1980 که عراق دشمن قسم خورده ايران بود، مقامات دولت آمريکا بغداد را سنگری که می تواند مانع رشد بنيادگرايی شبه نظاميان شيعه و سقوط حکومت هايی مانند کويت، عربستان سعودی و حتی اردن شود تلقی می کردند.

در اين گزارش آمده است: "همين کافی بود تا صدام حسين به شريک استراتژيک آمريکا بدل شود و ديپلمات های آمريکايی در بغداد همواره از نيروهای عراقی در مقابل ايران از نيروی خيری که در برابر شر ايستاده است ياد کنند."

واشنگتن پست نوشت: "مرور هزاران سند دولت آمريکا که از طبقه بندی خارج شده است و همچنين مصاحبه با سياست گذاران سابق نشان می دهد که اطلاعات و حمايت تدارکاتی آمريکا نقشی کليدی در تقويت عراق در برابر حملات نيروهای انتحاری ايران داشت."

اين گزارش می افزايد: "دولت های رونالد ريگان و جرج بوش (پدر رئيس جمهور فعلی) اجازه فروش اقلام گوناگون کالاهايی که دارای کاربرد دوگانه نظامی و غيرنظامی بود از جمله مواد شيميايی سمی و ويروس های بيولوژيکی مرگبار مانند سياه زخم و طاعون بوبونيک به عراق را صادر کردند."

زيتون
Thursday 2 January 2003, 08:28PM
آهان مساوي با تروريسم م م م ...!!!!؟

نحوه گرايش آمريکا به عراق
زمانی که جنگ ايران و عراق آغاز شد دولت آمريکا با هيچ از دو کشور روابط ديپلماتيک نداشت و به نوشته واشنگتن پست تا زمانی که جنگ در حالت بن بست قرار داشت واشنگتن از دخالت در آن خودداری می کرد.

واشنگتن پست می افزايد: "با اين حال در تابستان سال 1982، موقعيت استراتژيک جنگ به طور چشمگيری تغيير کرده بود. عراق پس از موفقيت های اوليه، در حالت تدافعی قرار گرفته بود و نيروهای ايران تا چند کيلومتری بصره، دومين شهر بزرگ عراق، پيشرفت کرده بودند. اطلاعات آمريکا نشان می داد که ايرانی های ممکن است در جبهه بصره پيشرفت کنند و کويت، کشورهای خليج فارس و حتی عربستان سعود را بی ثبات و در نتيجه منابع نفتی مورد نياز آمريکا را تهديد کنند."

بنابه اين گزارش به دنبال چنين شرايطی بود که دولت ريگان برای جلوگيری از سقوط عراق، اطلاعات خود از نحوه آرايش نيروهای ايرانی در اختيار بغداد گذشت.واشنگتن پست می نويسد: "تمايل آمريکا به عراق در دستورالعمل 114 امنيت ملی به تاريخ 26 نوامبر 1983 ، يکی از مهم ترين تصميم های سياست خارجی دولت ريگان که هنوز محرمانه است، تبلور يافت. به گفته مقام های سابق دولت آمريکا، اين دستورالعمل تصريح می کرد که آمريکا "همه اقدامات لازم و قانونی" برای جلوگيری از شکست عراق در جنگ با ايران را اتخاذ خواهد کرد."

به نوشته واشنگتن پست اين دستور زمانی صادر شد که گزارش های متعددی داير بر استفاده نيروهای عراقی از سلاح های شيميايی در برابر ايرانيان وجود داشت.

بنابه اين گزارش عراق تا پايان جنگ با ايران به استفاده از سلاح های شيميايی ادامه داد.

به نوشته اين روزنامه اسناد موجود نشان می دهد که سياست حمايت آمريکا از صدام حسين تا زمان حمله 1990 عراق به کويت ادامه يافت

صبح
Saturday 4 January 2003, 03:18PM
نوام چامسكي: جنگ آمريكا و اسرائيل با ايران در شرف وقوع است
ايران تنها كشور منطقه است كه‌آمريكا از پس آن برنيامده است http://www.bionvan.com/81/10/11/noam%20chomscky.jpg
چهارشنبه، 11 دی 81

چامسكي:
آمريكا پيشرو كشورهاي تروريستي جهان است
جنگ آمريكا و اسرائيل با ايران در شرف وقوع است
ايران تنها كشور منطقه است كه‌آمريكا از پس آن برنيامده است
.....................................................................

«نوام چامسكي» از انديشمندان برجسته‌ي معاصر و استاد دانشگاه UCLA آمريكا،در گفت‌وگويي با يك سايت اينترنتي خبري در سانفرانسيسكو، آمريكا را سردمدار كشورهاي تروريستي جهان ناميد.



وي در اين گفت‌وگو در پاسخ به اين پرسش كه « شما فكر مي‌كنيد چه اتفاقي در عراق خواهد افتاد؟» گفت: « اول از همه من فكر مي‌كنم كه ما بايد خيلي در كاربرد واژه‌ي ”جنگ عليه تروريسم” محتاط باشيم. جنگ با تروريسم نمي‌تواند وجود داشته باشد؛ اين امر از نظر منطقي غيرممكن است. خود آمريكا يكي از كشورهاي تروريستي پيشرو در جهان است. تمام كساني كه در حال حاضر داعيه‌ي جنگ با تروريسم را دارند، قبلا توسط دادگاه جهاني به تروريسم محكوم شده بودند و شوراي امنيت سازمان ملل آنها را محكوم خواهد كرد. اين افراد نمي‌توانند جنگ با تروريسم را اجرا كنند و در اين امر جاي هيچ شكي نيست.آنها 20 سال پيش جنگ عليه تروريسم را اعلام كردند و ما مي‌دانيم كه آنها چه كردند؛آنها آمريكاي مركزي را ويرانه كردند و نزديك به يك و نيم ميليون انسان را در جنوب آفريقا كشتند. اگر بخواهيم ليست كارها و اقدامات آنها را دنبال كنيم براي اين امر پاياني متصور نيست و به همين دليل اصلا هيچ جنگي با تروريسم وجود ندارد.»



چامسكي ادامه داد:« در تاريخ 11 سپتامبر براي اولين بار در طول تاريخ، آمريكا با حملاتي مواجه شد كه خودش به طور معمول در كشورهاي ديگر جهان انجام مي‌داد.11 سپتامبر بدون شك باعث تغيير سياست آمريكا شده است و اين تغيير نه تنها شامل آمريكا شده،بلكه كشورهاي ديگر را نيز در بر گرفته است. تمام دولت‌هاي جهان فرصت را مغتنم شمرده‌اند تا برشدت فشارهايشان بر مخالفان بيفزايند و به آن نام جنگ با تروريسم دهند. اين امر به طور مثال تاثير عمده‌اي بر عراق گذاشته است. پيش از 11 سپتامبر، آمريكا توجه زيادي درباره‌ي عراق داشت؛ زيرا اين كشور داراي دومين ذخاير نفتي جهان است. به همين دليل آمريكا سعي داشت كه به نوعي بر عراق چنگ بيندازد. اين امري كاملا واضح است كه حملات 11 سپتامبر اين بهانه را فراهم آورد.»



اين انديشمند ساكن آمريكا در ادامه با اشاره به تبليغات مقامات آمريكايي درباره‌ي احتمال استفاده از سلاحهاي هسته‌يي عليه آمريكا و شهر نيويورك، به برنامه‌هاي مختلفي كه در آنها شخصيتهاي مختلف سياسي آمريكا در اين باره سخن گفتند كه «ما بايد صدام را تا زمستان امسال از بين ببريم و در غير اين صورت همگي نابود خواهيم شد» اشاره كرد.

چامسكي ادامه مي‌دهد :« اين موضوع كه با اين همه جار و جنجال در جهان اين گونه مطرح مي‌شود كه تنها كساني كه از صدام مي‌ترسند آمريكايي‌ها هستند نيز فراموش شد. همه از او متنفر بودند و بدون شك خود مردم عراق نيز از او مي‌ترسند؛ اما در بيرون از عراق و ايالات متحده، هيچ كس از صدام نمي‌ترسد. نه كويت، نه ايران، نه اسراييل و نه اروپا. آنها از صدام متنفرند؛ اما از او نمي‌ترسند.

در ايالات متحده مردم خيلي مي‌ترسند و هيچ شكي در اين باره وجود ندارد.حمايتي كه شما درآمريكا و نظرسنجي‌هاي اين كشور براي جنگ مي‌بينيد چندان زياد نيست؛ اما همين ميزان نيز از ترس نشات مي‌گيرد. اين يك داستان قديمي در ايالات متحده است؛ هنگامي كه بچه‌هاي من 40 سال پيش در مدرسه‌ي ابتدايي بودند، به آنها آموزش داده شد كه اگر حمله‌ي اتمي صورت بگيرد در زير ميزها پنهان شوند. آمريكا هميشه در ترس بوده است . اكنون نيز كساني كه در راس قدرت هستند، قصد دارند مردم را بترسانند و براي ايجاد ترس لازم نيست كار زيادي صورت گيرد؛ اما اين بار همه دست به كار شده‌اند. مقام‌هاي آمريكايي از اين امر براي پيروزي در انتخابات كنگره استفاده كردند و مبارزات انتخابات رياست جمهوري نيز از اوايل سال آينده برگزار مي‌شود. آنها بايد پيروز شوند در غير اين صورت توجه مردم را از دست خواهند داد.»



وي اظهار داشت :« از سوي ديگر، با توجه به فسادي كه در دولت حاكم است مانند فساد شركت ”انرون” كه باعث شد نام بسياري در صفحات اول روزنامه‌ها قرار گيرد، لازم است اقدامي در جهت رفع اين امر صورت گيرد. شما بايد مردم را از فكر كردن به اين موضوعات باز داريد و تنها يك راه براي اين كار وجود دارد و آن هم اين است كه مردم را بترسانيد. فاكتورهاي سياسي داخلي‌ وجود دارند كه بايد طي زمان مورد توجه قرار گيرند.پيش بيني اين است كه اين جنگ بايد پيش از آغاز مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري خاتمه يابد.



مشكلي كه در اين جا وجود دارد اين است كه هنگامي كه شما وارد جنگ مي‌شويد، نمي‌توانيد پيش بيني كنيد كه چه اتفاقي مي‌افتد.اگر هشدار سازمان سيا را جدي بيگريد، آنها كاملا صريح در اين باره سخن گفته‌اند. آنها گفته‌اند كه اگر جنگ به وقوع بپيوندد، عراق ممكن است پاسخ اين جنگ را با حملات تروريستي بدهد.



تبليغات آمريكا اين گونه القا مي‌كنند كه بايد جلوي توسعه‌ي سلاحهاي كشتار جمعي را به عنوان يك اقدام بازدارنده گرفت. آنها هيچ عامل ترساننده‌ي ديگري ندارند. نيروهاي متعارف آشكارا عمل نمي‌كنند و هيچ نيروي بازدارنده‌ي خارجي وجود ندارد. تنها عاملي كه هر كس مي‌تواند بوسيله‌ي آن از خودش دفاع كند، ترور و سلاحهاي كشتار جمعي است. به همين دليل كاملا قابل فرض است كه آنها از اين عوامل يعني ترور و سلاحهاي كشتار جمعي استفاده كنند. من فكر مي‌كنم اين پايه و اساس تحليل سيا بوده و به اعتقاد من سازمان اطلاعات و جاسوسي انگليس نيز چنين امري را تاييد مي‌كنند.»



نوام چامسكي در ادامه‌ي اين مصاحبه تصريح مي‌كند :« من حدس مي‌زنم آنها (آمريكايي‌ها) به جنگ ديگري كشيده مي‌شوند كه اين جنگ احتمالا عليه سوريه يا ايران خواهد بود. حقيقت اين است كه جنگ با ايران امري است كه احتمالا در شرف وقوع است. اين امر كاملا آشكار شده است كه 12 درصد از نيروي هوايي اسراييل در حال حاضر در جنوب شرق تركيه مستقر شده‌اند و علت اين حضور، كسب آمادگي براي حمله به ايران است. آنها اهميتي به عراق نمي‌دهند؛عراق در نظر آنها كشوري است كه خيلي زود شكست خواهد خورد؛اما ايران هميشه مشكلي براي اسراييل بوده است.ايران تنها كشوري در منطقه است كه آنها نتوانسته‌اند از عهده‌ي آن برآيند و آنها به دنبال آمريكايي‌ها در پي اين هستند كه درسالهاي آينده ايران را ازپاي درآورند. بر اساس گزارشي، نيروهاي هوايي اسراييل براي شناسايي و تحريك و غيره در حال حاضر مشغول پرواز در مناطق مرزي ايران است و اين نيرو، نيروي كوچكي نيست. در واقع نيروي هوايي اسراييل از نيروي هوايي انگليس بزرگتر است و حتي از نيروي هوايي ساير قدرتهاي ناتو و حتي آمريكا نيز بزرگتر است. به همين دليل جنگ احتمالا در شرف وقوع خواهد بود. ادعاهايي وجود دارد مبني بر اين كه تلاش‌هايي براي برانگيختن جدايي طلبان آذري در حال انجام است.اين كاري است كه روسها سعي كردند درسال 1946 انجام دهند و اين جدايي طلبان را از ايران جدا كنند؛ يا اين كه ايران را از منابع نفتي درياي خزر محروم سازند. اين امر نيز احتمالا در شرف وقوع است.»



چامسكي در ادامه‌ي اين گفت و گو درباره‌ي برنامه‌هاي ضد تجارت اسلحه و اينكه تا چه حد جنگ آمريكا عاملي براي فروش تجهيزات نظامي است، اظهار داشت: « شما بايد به خاطر داشته باشيد كه آنچه را كه صنعت نظامي مي‌نامند فقط يك صنعت با فن آوري پيشرفته است. نظامي گري در واقع پوششي براي بخش اقتصادي كشورها است. در MIT (موسسه فن‌آوري ماساچوست) جايي كه من در آن هستم، همه مي‌دانند كه اين امر استثنايي براي برخي از اقتصاد دانان است. ديگران نيز مي‌دانند كه اين فن آوري به اين دليل وجود دارد كه حقوق‌هايشان پرداخت شود. سرمايه تحت قراردادهاي نظامي و براي توليد نسل آينده‌ي اقتصاد با فن آوري بالا به مكانهايي مانند MIT وارد مي‌شود. اگر شما به آنچه كه اقتصاد جديد خوانده مي‌شود نگاه كنيد (اقتصاد جديد مانند كامپيوتر و اينترنت) متوجه مي‌شويد كه اين اقتصاد از مكانهايي چون MIT و براساس قراردادهاي فدرال براي توسعه و تحقيق تحت پوشش توليدات نظامي، بيرون مي‌آيد. بنابراين وقتي شما چيزي مي‌خريد اين امر مي‌تواند به IBM كمك كند.»

صبح
Saturday 4 January 2003, 03:19PM
وي ادامه داد :« يكي از دلايلي كه آمريكا قصد كنترل بر مراكز نفتي را دارد، سود عايدي از اين مراكز است و اين سود به روش‌هاي گوناگوني قابل كسب است. يكي از اين راه‌ها فروش اسلحه است. بزرگترين خريداران تسليحات آمريكا و احتمالا انگليس، عربستان و امارات هستند كه از توليد كنندگان ثروتمند نفتي به شمار مي‌روند. آنها اكثر سلاحها را بدست آورده‌اند و اين سود فن آوري‌هاي پيشرفته در ايالات متحده است. سرمايه‌ها به طرق گوناگون به خزانه‌ي آمريكا باز مي‌گردند و اين امر به طرق گوناگون به اقتصاد آمريكا و انگليس توان پيشرفت مي‌دهد. من نمي‌دانم كه شما تا چه حد به چيزهايي كه ثبت شده‌اند توجه كرده‌ايد؛ اما در سال 1958 هنگامي كه عراق حاكميت مشترك آمريكا و انگليس را بر توليدات نفتي اين كشور نقض كرد، انگلستان به كلي ديوانه شد. در آن زمان انگليس هنوز متكي به سود حاصل از كويتي‌ها بود. انگليس به دلارهاي نفتي نياز داشت تا از اقتصادش حمايت شود و اين امكان وجود داشت كه آنچه در عراق اتفاق افتاده به كويت نيز سرايت كند. به همين دليل در آن زمان انگليس و آمريكا تصميم گرفتند تا خود مختاري صوري كويت را بدست آورند. تا آن زمان كويت به صورت يك مستعمره بود. آنها گفتند شما مي‌ توانيد اداره‌هايتان را در كنترل بگيريد، پرچم داشته باشيد و از اين جور چيزها، انگليس‌ها گفتند اگر اخلالي در اين امر صورت بگيرد، ما خود شخصا مداخله خواهيم كرد و آمريكا نيز با چنين امري در مورد عربستان و امارات موافقت كرد.»



سوال ديگري كه در اين گفت و گو مطرح شد اين بود كه «نظرياتي وجود دارد مبني بر اين كه آمريكا به اين طريق مي‌تواند كنترل اروپا و حوزه‌ي اقيانوس آرام را نيز بدست گيرد». چامسكي در اين باره افزود: «دقيقا اشخاص زيركي چون ”جورج كنن” خاطرنشان كرده‌اند كه كنترل داشتن بر منابع انرژي خاورميانه، اين امكان را براي آمريكا به وجود مي‌آورد كه به نوعي ”قدرت وتو” عليه كشورهاي ديگر را بدست آورد. منظور كنن، ژاپن است. درحال حاضر ژاپني‌ها مي‌دانند كه چنين امري وجود دارد و به همين دليل به شدت تلاش دارند تا بتوانند به طور مستقل به مراكز نفتي دسترسي داشته باشند. اين يكي از دلايلي است كه آنها تلاش سختي را آغاز كرده‌اند و تاحدي نيز موفق شده‌اند تا روابطشان را با ايران و ديگر كشورها ثابت كنند تا به اين طريق از سيستم كنترلي غرب رهايي يابند.



در واقع يكي از اهداف طرح مارشال (پس ازجنگ جهاني دوم) نيز اين بود كه اروپا و ژاپن از وابستگي به زغال سنگ به سوي وابستگي به نفت هدايت شوند. اروپا و ژاپن هر دو از منابع زغال سنگ برخوردارند؛ اما آنها به سوي وابستگي به نفت كشيده شدند. آمريكا كمك‌هاي فراواني براساس طرح مارشال در اختيار شركت‌هاي اروپايي و ژاپني گذاشت تا آنها به اقتصاد نفتي روي آورند. براي يك قدرت اين امر بسيار مهم است كه بر منابع نفتي كنترل داشته باشد و پيش بيني مي‌شد نفت حداقل براي دو نسل به عنوان منبع اصلي انرژي محسوب شود.



شوراي امنيت و اطلاعات ملي كه مجموعه‌اي از آژانسهاي اطلاعاتي گوناگون است، پروژه‌اي را با نام ”روشهاي جهاني 2015” در سال 2000 منتشر كرد. آنها در اين پروژه‌ي پيش بيني جالبي كرده بودند كه پديده‌ي تروريسم به دليل جهاني شدن روبه گسترش خواهد بود. آنها واقعا راست مي‌گفتند. آنها پيش بيني كرده بودند كه آنچه جهاني شدن ناميده مي‌شود، به افزايش اختلافات اقتصادي منجر خواهد شد و اين درست برخلاف پيش بيني‌هاي تئوري اقتصادي بود كه مي‌گفت با جهاني شدن اختلافات اقتصادي كاهش مي‌يابد. بنا به اين پيش‌ بيني، اختلافات و شكاف اقتصادي نيز به تمرد، تنش، دشمني و خشونت منجر خواهد شد و قسمت اعظم اين عوامل منفي نيز به آمريكا باز خواهد گشت.



آنها هم چنين پيش بيني كرده بودند كه نفت منطقه‌ي خليج فارس نقش حياتي روز افزوني براي تامين انرژي جهان و سيستم‌هاي اقتصادي خواهد يافت؛ اما آمريكا به آن متكي نخواهد بود بلكه سعي خواهد كرد تا آن را تحت كنترل درآورد. كنترل منابع نفتي بسيار مهمتر از دسترسي به آن است، زيرا كنترل با قدرت برابر است».

صبح
Saturday 18 January 2003, 04:40PM
ركود اقتصاد آمريكا و هزينه جنگ


http://www.bionvan.com/81/10/23/greenspan.jpg

نويسنده: جاناتان وايسمن

واشنگتن پست، ٨ ژانويه ٢٠٠٣

برگردان: رستم پورزال

منبع : بي عنوان دات كام .



اشاره:

مقاله ي زير بهتر بود "دليل اقتصادي بي صبري كاخ سفيد" عنوان مي گرفت. جنگ ويتنام به رهبران آمريكا آموخت كه افكار عمومي داخلي جنگ طولاني و تلفات خودي را تحمل نمي كند، و آن نگراني تا مدت ها توسعه طلبي واشنگتن را مهار كرد. سپس جنگ با عراق و تجاوز به يوگوسلاوي نشان داد، اگر هدف طوري انتخاب شود كه غلبه فوري باشد، مردم حرفي ندارند. در حال حاضر نزديك شدن فصل داغ در خليج فارس هم به بي صبري كاخ سفيد براي حمله به عراق مي افزايد. اما مقاله اي كه خلاصه ي آن را مي خوانيد، روشن مي كند علاوه بر اين ها، واشنگتن به دليل ركود اقتصادي داخلي نمي تواند جنگ را به تاخير بيندازد. مفسران بي پرواتر گفته اند، هدف از حمله به عراق منحرف ساختن افكار عمومي از فساد اقتصادي و سياسي در كشور است. ايالات آمريكا پيش از انتخاب آقاي بوش، رونق اقتصادي و اضافه بودجه كم سابقه اي داشتند و حالا كسر بودجه ي آنها به بالاترين حد خود در پنجاه سال گذشته رسيده است.

ر. پ.



مبارزه ي انتخاباتي دور دوم رياست جمهوري بوش امسال آغاز مي شود و او فراموش نكرده كه پيروزي در جنگ به انتخاب مجدد پدرش نيانجاميد. به همين جهت ، در حالي كه ارتش آمريكا به سوي خليج فارس سرازير شده ، بوش به كنگره فشار مي آورد، برنامه جديدش را براي كاستن ده ساله ي ٦٤٧ ميليارد دلار از ماليات ها تصويب كند تا اقتصاد از ركود خارج شود. پاره اي اقتصاددانان معتقدند شوك اقتصادي جنگ بيش از آن خواهد بود كه اين برنامه بتواند آن را جبران كند. آنها مي گويند نگراني از عاقبت جنگ، مهمترين بازدارنده ي اقتصاد كشور است و هيچ دست كاري مالياتي نمي تواند آن عامل را خنثي كند. رابرت ديكله منته ، يكي از مديران موسسه ي معروف "سالومن اسميت بارني " در وال استريت اين موضوع را مطالعه كرده و عقيده دارد، "بوش برنامه بدهد يا ندهد، ترديدي نيست بزرگترين مانع رونق اقتصادي در حال حاضر همين است."



پرزيدنت بوش سياست دوگانه اي در پيش گرفته است. او در سخنان ديروز خود در شيكاگو پس از اشاره به تروريسم و عراق و كره ي شمالي افزود، "بايد بدانيد من از نيازهاي داخلي ، به ويژه نياز به تقويت اقتصاد كشور، آگاهم." اما اقتصاددانان معتقدند پاسخ به نيازهاي داخلي پيش از حل اختلافات خارجي دارد مشكل مي شود. هدف رئيس جمهور اين است ، طوري ماليات ها را سبك كند كه در سال جاري ١٠٢ ميليارد دلار به اقتصاد كشور اضافه شود. حاميان او مي گويند معاف كردن سود سهام از ماليات به تنهايي مي تواند بورس را ده درصد بالا ببرد، اما اگر جنگ در خليج فارس سريع خاتمه پيدا نكند يا سبب حملات تروريستي با استفاده از تسليحات كشتار جمعي بشود، مي تواند همه ي فوايد آن برنامه را باطل كند. ماه گذشته ويليام نوردهاوس ، اقتصاددان دانشگاه ييل ، با محاسباتي نشان داد آمريكا در مورد عراق تا چه حد با مجهولات روبروست. او برآورد كرد هزينه جنگ چنان غيرقابل پيش بيني است كه مي تواند از صد ميليارد دلار تا هزاروششصد ميليارد دلار تمام شود. طبق تحليل نوردهاوس ، بيشترين احتمال اين است كه در دو سال آينده جنگ ضربه اي معادل ٣٩١ ميليارد به اقتصاد كشور بزند. اين رقم بسيار درشت تر از برنامه ي تهيج اقتصادي رئيس جمهور است. ويليام گيل ، اقتصاددان متخصص ماليات در انستيتوي معروف بروكينگر در واشنگتن عقيده دارد يك جهش جدي در بهاي نفت مي تواند اين برنامه رونق اقتصادي را بكلي خنثي كند.



هم چنين ، تحليل گران "مركز مطالعات استراتژيك و بين المللي" در واشنگتن اخيرا پيش بيني كردند، جنگ مي تواند بورس سهام را حتي ٢٥ درصد پائين بياورد. در آن صورت رونق اقتصادي ناشي از معافي سود سهام از ماليات از بين مي رود. طبق برآورد آنان ، اگر اين جنگ شش تا دوازده هفته طول بكشد، رشد اقتصادي ٧٥/١ درصد افت مي كند. اگر بين سه تا شش ماه ادامه داشته باشد و باعث اختلال جدي در جريان نفت يا حملات تروريستي قابل توجهي بشود، هيچ نوع چاره جويي اقتصاد آمريكا را از ركود نجات نخواهد داد.

صبح
Sunday 19 January 2003, 02:53PM
اين مقاله قبل از همه تشنجهاي اخير نوشته شده است ...

سازمان سيا، نقشه‌اي را براي افزايش اختلافات سياسي در ايران تهيه مي‌كند

نویسنده : مارتين دیلون(1)
مترجم : سید محمود رضا موسوی


در حاليكه ارتش آمريكا به دنبال آماده‌سازی استراتژيی برای سقوط صدام حسين است. جرج بوش به سيا چراغ سبز نشان داده است تا اختلافات در ايران را افزايش دهد.

از ‌آغاز سخنراني «محور شرارت» كه بوش در آن از ايران به عنوان يك حامی عمده ترور نام برد، رئيس جمهور آمريكا به دنبال مشورت با طیف وسيعی از متخصصان در مورد اين موضوع است كه چگونه با يك رژيم كه تروريسم را در سطح جهان ـ بخصوص در خاورميانه ـ پرورش داده است رفتار كند.

پس از سقوط شاه، و ورود آيت الله خميني در سال 1979، ايران به عنوان سمبل اسلام نظامی (Militant Islam ) شناخته شده است. خمينی و پيروانش، اختلافات داخل كشور را آرام و ارزشهای ستيزه جويانه ضد غربی را تقويت كردند. ايران به كشوری تبديل شده كه نه تنها سازمانهای تروريستی مثل حزب الله - كه بيشتر از بقيه گروههای مبارز اسلامي آمريكائيان را به قتل رسانده است - را تربيت كرده و از آنها حمايت مالی كرده بلكه برای تروريستهای خطرناك جهانی به مكانی امن تبديل شده است.

بسياري از تروريستهای بزرگ كه توسط آژانسهای اطلاعاتی غرب به علت قتل هزاران انسان بيگناه تحت تعقيب بودند در پايتخت ايران و تاسيسات نظامي آن پناه گرفته‌اند.

سازمان سيا و سازمان اطلاعات اسرائيل ، موساد ، سالهاست كه می‌دانند روحانيونی كه در ايران بر سر قدرت هستند روابط طولانی مدتی با سوريه برقرار كرده‌اند.

سوريه ، مثل ايران ، به حزب الله ، جهاد اسلامی فلسطین و بسياری از گروههای تروريستی ديگر اجازه داده است تا در محدوده مرزهايش به راحتی فعاليت كنند. سرويسهای اطلاعاتی ايران و سوريه برای کمک مالی ، سلاح و اطلاعات به تروريستها با هم همكاری نزديكی دارند.

در اواسط سال 2002 رؤسای اطلاعاتی ايران و سوريه، با رهبران سازمانهای مختلف تروريستی در محلی سری در خارج از تهران ، ديدار داشتند. موضوع بحث آنها، طراحی نقشه ای برای كمك به حماس و تروريستهای همفكر آنها بود تا به عملياتهای انتحاری (استشهادی) خود عليه اسرائيل ادامه دهند. با اين عقيده كه اسرائيل در يك جنگ تروريستی ضعيف ميشود.

بحث ديگری كه برای آمريكا نگران كننده‌تر است طرحی است كه در اين جلسه بيان شد و در مورد توانا ساختن القاعده و طالبان برای آغاز دوباره فعاليت در بخشهايی از افغانستان بود.

هنگامي كه اخبار اين جلسه به كاخ سفيد رسيد ، جرج بوش مشاوران ارشد خود را از پنتاگون ، وزارت دفاع و CIA فرا خواند. آنها همگی معتقد بودند در حاليكه سوريه تهديد فزاينده‌ای برای ثبات خاورميانه است و بايد به دقت تحت نظر باشد ، ايران در برابر اختلافات داخلی آسيب‌پذير است و هرگونه تلاشی بايد در این جهت صورت گيرد تا ايران را از داخل بی ثبات كند.

تیم سياستگذاری بوش پيشنهاد داد كه آمريكا لحن خود را نسبت به سوريه تندتر كند و به طور خصوصی به دولت سوريه اخطار دهد كه بايد هزينه‌ حمايت از تروريسم را بپردازد.

طراحان نظامي آمريكا اين عقيده را داشته اند كه يك حمله بزرگ هوايی بايد بر عليه اردوگاههای تربيت تروريسم در سوريه و دره‌های « بكا » در لبنان صورت گيرد . به عقيده آنان افسران اطلاعاتی سوريه با همتاهای ايرانی خود در حال تربيت تروريست در اين اماکن هستند.هيات سياستگذاری در مورد ايران خوشبين بود .

بررسی‌های CIA از اوضاع داخلی ايران نشان می‌داد كه نسلی جوانتر در ايران است كه از استبداد ملاها (روحانیون) خسته شده است. آنهايی كه با ملاها موافق نيستند لزوما طرفدار آمريكا نمی‌باشند ولی مخالفت جمعی آنها با اسلام نظامی روزنه‌های اميد را پديدار ساخته است.

CIA به بوش گفت كه آماده است تا مباحث و دعواهای آشكار و پنهانی را راه بيندازد تا بدبینی مردم ايران به رهبری خود را جلوه‌گر سازد. مطالعه اصطكاكهای سياسی داخل ايران اين حرف را ثابت كرد.

در ماه جاری ، آيت ا... جلال‌الدين طاهری ، روحانی 90 ساله ، به طور آشكار روحانيان همطراز خود را مورد انتقاد قرار داد . نظرات او ، شوكی را به ايران و همسايگانش وارد كرد.حملات آتشين وی به رژيم ، در قالب كلماتی بود كه بندرت در ايران شنيده می‌شد .

« او از كژيها و غفلتها گفت.» CIA در صحبتهای آيت ا… شواهدی دال بر تغيير وضعیت سياسی ديد كه می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

دولت بوش آگاه است كه كمكهای مالی ايران و سوريه به تروريستها ريشه در مناقشات اسرائيل دارد. بوش در جلسه ‌ای در كاخ سفيد به گروهی از رهبران عرب در جلسه ‌ای در كاخ سفيد گفت كه تشکیل دولت فلسطينی تا زمانی که ايران و سوريه به حماس و ساف (PLO) سلاح و مواد منفجره بدهند ، دور از انتظار است.

دليل مهمتری وجود دارد كه دولت بوش دوباره روی ايران و سوريه تمركز كرده است. دولت بوش نمی ‌خواهد كه اگر دولت صدام را سرنگون كرد با مداخله‌های سوريه و ايران روبرو شود.ايران اين واقعيت را مخفی نمی‌كند كه بدون حضور صدام خواهان در اختيار گرفتن قسمت زيادي از جنوب عراق مي‌باشد.در ماههای آينده ، آمريكا در نظر دارد سياست تندتری نسبت به نقش سوريه در تروريسم اتخاذ كند.همزمان ، CIA هر گونه تلاش را انجام می‌دهد تا اختلاف مردم ايران با رهبران روحانی خود را چشمگیرتر سازد.

CIA بطور مخفيانه تلاش خواهد كرد تا ايرانيان داخل و خارج ايران را در اختيار بگيرد تا از رژيم انتقاد كنند. اين كار با استفاده از تكنیكهای جنگ روانی مثل ارائه اطلاعات غلط ، پخش شبنامه ها ، از طریق مراکز سخن پراكنی (مانند رسانه های گروهی) و استفاده از خبرهای مربوط به اختلافات ايران انجام مي‌پذيرد.

......................................................................................

1) «مارتين ديلون» ، کارشناس بين المللی و معروف مسائل اطلاعاتی - امنيتی و مولف کتاب پرفروش Dirty War است . وی به مدت 18 سال خبرنگار BBC در ایرلند بوده است.

زيتون
Friday 31 January 2003, 01:20AM
http://www.sharemation.com/qods/jewish.jpg

صبح
Wednesday 5 March 2003, 07:32PM
2/28/2003

--------------------------------------------------------------------------------
اخراج‎ استاد فلسطيني‎ ازدانشگاه‎ امريكا


4:11:36 PM
واشنگتن‎‎ ـ دكتر سـامـي‎ العـريـان استـاد فلسطيني‎‎ دانـشگـاه‎ فلـوريـداي‎ جنـوبـي از امريكا اخراج‎ شد.
به‎ گزارش‎ واحد مركزي‎ خبـر, مقـامـات‎ امريكا دكتر سامي‎ العريان‎ استاد رايانه‎ و هفت‎ فلسطيني‎ ديگـر را بـه‎‎ تشـكيـل‎ هسـتـه تروريستي‎‎ در دانشگاه‎‎ و كمك‎ مالي به جنبـش‎ جهاد اسلامي‎ فلسطين‎ متهم‎ كرده‎ اند.
دكتر سامي‎ العريان‎ كه‎‎‎ هفته گـذشـتـه بازداشت‎ شد خود را قربـانـي‎ فضـاي‎ جـنـون‎ آميزي‎ دانست‎ كه‎ پس‎ از حوادث 11 سپتامـبـر در امريكا ايجاد شده‎ است‎.

صبح
Sunday 30 March 2003, 02:31PM
http://www.bionvan.com/82/01/10/child_iraqi_r.jpg
:: کودک بی گناه عراقی که در بمباران بغداد مجروح شده است.
http://www.bionvan.com/

ديوونه
Sunday 30 March 2003, 03:10PM
لعنه الله علي القوم الظالمين.

سینا 555
Sunday 30 March 2003, 04:26PM
واقعا لعنت خدا بر قوم ظالم...
ديگه كي ميتونه به دفاع از اين جانيان جنايتكار يپردازه كي؟

حقيقتا امثال چنگيز , اسكندر , هيتلر بايد جلوي امثال بوش بلر شارون اين تثليث شوم و بد تركيب لنگ اونم چه لنگي بندازند..

سینا 555
Sunday 30 March 2003, 04:30PM
اول سال اين خبر آمد به گوش
مردكي ديوانه و رذل و چموش
حمله آورده به سوي چاه نفت
با سپاهي غول همراه عموش؟
با عموجان كرده او لشكركشي
لشكري درنده مانند وحوش
روي كرده هر كجا، آتش زده
شيطنتها كرده با جوش و خروش
بر دماغش خورده ناگه بوي نفت
مدتي افتاده و رفته ز هوش
سركشيده نفت را جاي شراب
گيركرده وقت خوردن در گلوش
تا بگيرد نفت را در انحصار
راحت و آسان گذشت از آبروش
آمده تا نفت را صاحب شود
خود نه تنها، با عموي سخت كوش
هر يكي از ديگري خونخوارتر
هر دو عاري از شعور و عقل و هوش
از اراذل لشكري آراستند
تيپ ها از جمع اوباش ولشوش
داده فرمان از براي قتل عام
خود شده پنهان به يك سوراخ موش
با وجود اعتراضات جهان
ديدي آخر كار خود را كرد بوش؟
چون خر وامانده در گل، بوش نيز
گيج و منتر مانده در اين حول و حوش
سنگ پا هر چند سفت و محكم است
ليك باشد عين پنبه پيش روش
آنچه مي گويد فريب است و دروغ
واي از آن گندم نماي جوفروش
از صدايش مستمع اندر عذاب
به كه گردد لال يا باشد خموش
آنچه مي گويد دروغ است و چاخان
بر سخنهايش نبايد داد گوش
پيروانش همچو او ديوانه اند
آدم عاقل نپويد راه بوش
تا شنيدم حمله كرده آن پليد
خون من زان ماجرا آمد به جوش
كوفت بايد بر سر بي مغز او
ضربت تخماق يا پتك و چكوش!
حرف هاي او نيرزد يك پشيز
بوش خود ارجي ندارد قدر موش
مردمان را هر كه خواهد در عذاب
بي تأمل كرد بايد تف به روش

سینا 555
Tuesday 1 April 2003, 08:44AM
نژادپرستي مدرن

مهدي محمدي
انديشه تساوي و برابري و اينكه انسانها في نفسه هيچ برتري بر يكديگر ندارند، مگر اينكه قابليت ها و مهارت هاي اكتسابي، بعضي از آنها را در موقعيتي برتر نسبت به بعضي ديگر بنشاند، همواره وسوسه برانگيز بوده است. صورت ممسوخ اين وسوسه جاودانه، تحت نام «تساهل» يكي از صورت هاي بنيادين انديشه مدرنيستي است. مدافعان تساهل (تولرانس) در اغلب موارد براي اثبات موضع خود از «اصل برابري» آويخته اند. استدلال آنها معمولا چنين شكلي دارد: حال كه همه ما در «وضع طبيعي» برابري قرار داريم و هيچ كدام از ما برتري قابل ملاحظه اي نسبت به ديگران ندارد، پس بهتر آن است كه همه يكديگر را به يك چشم بنگريم و دوست بداريم و فخرهاي نداشته مان را به هم نفروشيم. كافي است به خود بقبولانيم كه ديگران هم درست به اندازه ما انسان و از حق حيات سالم و بي دردسر برخوردارند و... آن وقت تحمل يكديگر و به هر بهانه به جان هم نيفتادن، برايمان آسانتر خواهد شد.
اين استدلال را مي توان شرح و بسط بسيار داد، چنانكه داده اند. اما به هر حال چيزي به لب و گوهر آن افزوده نخواهد شد. موضع ما به عنوان انسانهايي كه معتقديم عالم بر مدار «ولايت» مي گردد، در مقابل چنين ايده اي چه مي تواند باشد؟ اين مقال مجال تعيين تكليف مسئله اي با اين درجه از غموض و پيچيدگي را ندارد. عجالتا اجازه بدهيد ببينيم كه الهه زيباي مساوات و برابري چگونه در طي ساليان استحاله شده به سان بسياري ديگر از شعارهاي خوش صورت مدرنيستي، به هيئت يك عجوزه زشت رو درآمده است؟ ارزش هاي مدرن مثل آزادي فردي، حقوق طبيعي، جامعه مدني، رفاه اجتماعي، امر خصوصي و... استعداد حيرت انگيزي براي تغيير چهره و زاييدن ضدخود، دارند. امروز- در آستانه هزاره سوم- آرمان برابري و اينكه همه انسانها به طور طبيعي «هم درجه» اند، فقط يك شوخي است، كه بعيد است كسي حتي حوصله خنديدن به آن را هم داشته باشد. داعيان تمدن چنان بلايي بر سرش آورده اند كه ديگر حتي نمي توان هيچ رد و اثري از آن در مكتوبات پر از شعار نئوليبرال ها يافت. جهان مدرن ما امروز مجموعه اي عظيم از انسان هايي با درجات مختلف(!) است. آنها كه دستي در بازار توليد و توزيع سرمايه دارند و سرشان به تنشان مي ارزد، انسان هاي درجه يك اند. جان، مال و آبرويشان محترم است و به خاطر يك قطره خوني كه-به حق يا ناحق- از بيني آنها به زمين بچكد، مي توان يك چهارم دنيا را به آتش كشيد. بعضي ديگر كه راه و روش گفتن تملق بورژواها را خوب ياد گرفته اند، انسان هاي درجه دو محسوب مي شوند. «از اينها هم البته به نسبت خدمت و لياقتي كه از خود نشان داده اند- پاسداري مي شود. بالاخره جهان متمكن سرمايه داري قطعا نمي تواند بي پادو و دربان بماند و... همينطور شما خود مي توانيد هر طور كه اقتضاي طبع و ذائقه تان است، انسان هايي با درجات پائين تر را هم كشف و صفات و خصوصيات آنها را احصا كنيد. درجه بندي انسان ها- يعني اتفاقي كه ما بپسنديم يا نه، به هر حال رخ داده و تبديل به يك واقعيت جهاني شده- جامعه جهاني را دچار يك تعارض طبقاتي حاد مي كند كه اولين محصول آن ظهور نوع جديدي از «نژادپرستي» و «فاشيزم» است. اين كاملا محتمل است كه اعضاي هر طبقه خود را تيره و نژادي برتر از طبقات فرودست به حساب بياورند كه از هر حيث بر آنها ارجحيت دارد. آنها نسبت به طبقات زيرين انسان«تر» و لذا صاحب حقوق بيشتر و تكاليف كمتري خواهند بود. حتي بعضي وقت ها ممكن است فرادست ها به سرشان بزند وبه فكر آدم كردن زير دستان خود بيفتند. آن وقت كمترين وظيفه صاحبان درجات پايين تر لابد اين است كه اين مرحمت(!) از ما بهتران را به ديده منت بپذيرند و تحت هيچ شرايطي لب به شكوه نگشايند. جان، هزينه ناقابلي است كه آنها بايد براي «ارتقاي درجه» بپردازند. اين قصه كه خوانندگان تيزهوش خود به راحتي مي توانند سيرآن را تا رسيدن به «وضعيت جنگلي» و پيداشدن آتيلاها و چنگيزهاي مدرن- كه اين بار به نام توسعه و دموكراسي به كشتار بي گناهان مي پردازند- دنبال كنند، از واقعي ترين واقعيات عصر و زمانه ما است. نشان به آن نشان كه يك نمونه اش را همين الان پيش چشمانمان شاهديم. نيمه وحشي- نيمه انسان هاي آمريكايي، از آن سردنيا تا اينجا در عراق آمده اند تا راه و رسم متمدنانه زيستن را به مردمان بين النهرين بياموزند. و اولاً معلوم نيست كه اين بخت برگشتگان اگر نخواهند متمدن شوند، چه كسي را بايد ببينند؟! و ثانياً اصلاً آمريكايي ها در اين ميانه چه كاره اند و به آنها چه ربطي دارد كه مردمان فلان نقطه از زمين چگونه روزگار مي گذرانند؟
نسل جديدي از فاشيست ها در حال ظهور است. در اوايل قرن بيستم، هيتلر، آلماني ها را متقاعد كرد كه سرزميني كه در اختيار دارند براي به فعليت رساندن استعدادهاي شگفت نژاد ژرمن، بسيار كوچك است و آلماني ها اگر طالب فرمانروايي بر جهان هستند، ناگزير از توسعه جغرافياي خود خواهند بود. امروز هم غربي ها ادعا مي كنند كه اكسير اعظمي به نام دموكراسي در اختيار دارند و اين برخورداري آنها را در موقعيتي برتر و جايگاهي بالاتر، نسبت به مردم ساير نقاط عالم مي نشاند و نيز رسالتي مقدس براي مدرنيزه كردن همه جاي دنيا برعهده آنها مي نهد. ايدئولوگ هاي صهيونيست هم در اين ميان به همان كاري مشغولند كه عادت ديرين آنها است، تئوريزه كردن كشتار. آنها هيچ زحمتي براي پنهان كردن اين موضوع كه براي اداي آن رسالت كذايي، توسل به زور و كشتار مردم بي گناه را مجاز مي دانند، به خودي نمي دهند. اشتباه نكنيد. من از جنگ سخن نمي گويم، اينكه يك طرف، طرف ديگر را از فاصله امني قتل عام كند و غيرنظاميان بي دفاع را درهم بكوبد، «كشتار» است نه «جنگ». اما از ديدگاه كسي كه نيمي از وقتش را به تدريس استراتژي كنترل جهاني درهاروارد و نيم ديگرش را به بررسي حساب هاي مالي اش، در بانك هاي سوئيس مي گذراند، فرق چنداني ميان تلاش براي دموكراتيزاسيون مردم و كشتن آنها وجود ندارد.
جواز استفاده از زور براي جهاني كردن دموكراسي آمريكايي و قتل عام مردم غير متمدني كه حاضر به اطاعت و تسليم نيستند، از نقاط درخور توجه كارنامه اين آقايان است. مخصوصاً لحن كلام اين جماعت وقتي از تقبيح اين دموكراسي زوركي توسط بعضي «روزنامه نگاران كوته فكر» ابراز تعجب مي كنند، شنيدني است. اين جملات را وينستون چرچيل در سال 1919 و در پاسخ به مخالفان استفاده از سلاح هاي شيميايي عليه اعراب گفته است: «من اين سخت گيري در مورد استفاده از گازهاي شيميايي را نمي فهمم... من از به كارگيري گازهاي سمي عليه ايلات غيرمتمدن كاملاً حمايت مي كنم... فقط لازم نيست كه از مرگبارترين سلاح ها استفاده شود. مي توان گازهايي را به كاربرد كه ناراحتي زيادي توليد مي كنند و موجب ترس و وحشت در همه جا مي شوند ولي اثرات دائمي جدي روي اكثر افرادي كه در تماس با آنها قرار مي گيرند، ندارند.» فكر نمي كنم خوانندگان اين جملات اختلاف چنداني در تفسير آنها داشته باشند. چرچيل مي خواهد بگويد اگر اعراب خليج فارس، با زبان خوش حاضر به اطاعت از شما شدند و اختيار چاه هاي نفتشان را به دستتان دادند كه هيچ، اگرنه مي توانيد از زمين و هوا بر آنها بتازيد و هرچه از سلاح هاي كشنده در اختيار داريد، بر روي آنها امتحان كنيد. اما مواظب باشيد. وقتي خبرنگاري جلوي شما را گرفت و درباره كارهايي كه انجام داده ايد، توضيح خواست، به او بگوييد: ما در حال صدور دموكراسي و تلاش براي آزادي انسان ها هستيم. قلب ما براي مردم مي تپد و...! بعد كه حسابي سرزمين هاي عرب را شخم زديد، ديكتاتور تازه نفسي بر آنجا بگماريد و به او بگوييد: «حالا ديگر اشكالي ندارد. تو مي تواني هر اندازه كه دلت مي خواهد، آدم بكشي.» يعني همان عبارتي كه «ديويد هاول»، رئيس كميته امور خارجه مجلس عوام بريتانيا در سال 1992 در توصيف سياست آمريكا و انگليس پس از پايان جنگ گفت.
آنچه امروز غربي ها در عراق مي كنند، دير يا زود دامن خودشان را خواهد گرفت. رسانه هاي اروپايي و آمريكايي كه روزگاري مايه فخر و مباهات غرب بودند و در هر جنگي كه درمي گرفت، نيمي از بار آن را بر دوش مي گرفتند، امروز بلاي جان جنگ افروزان شده اند. كنترل رسانه از دست استراتژيست هاي صهيونيست خارج شده است. اگر دروغ بگويند، خيلي زود رسوا خواهند شد و اگر راست بگويند به شكست صاحبانشان در جنگ كمك كرده اند. حربه هاي قديمي كنترل و فريب افكار عمومي كارايي خود را از دست داده است و مردم سراسر جهان در جريان هر گلوله اي كه از لوله تفنگ سرباز آمريكايي يا انگليسي خارج مي شود و در قلب زن، مرد يا كودك بي گناهي مي نشيند، قرار مي گيرند. شايد امروز و در تظاهرات خياباني نتوانند جلوي اين وحشي گري را بگيرند، اما قطعاً فردا و بر سر صندوق هاي رأي خواهند توانست و... از همه مهم تر، خدايي هست كه گريبان گردنكشان را رها نخواهد كرد.

صبح
Monday 14 April 2003, 07:35PM
4/14/2003

--------------------------------------------------------------------------------
خبرنگار شبكه‎ العالم‎ آزاد شد


11:26:48 AM
بغداد ـ خبرنگار شبكه‎ تلويزيوني‎ العـالـم‎ درپي‎ اعتراض‎ مردم‎ شهر كوت‎ و سـازمـانهـاي‎ بين‎‎‎ المللي‎ به‎ اقدام‎ توهين آميز نظاميـان امريكايي‎ , آزاد شد.
به‎ گزارش‎ واحد مـركـزي‎ خبـر, نـظاميـان‎ امريكايي‎ روز يكشنبه‎‎ خبرنگار شبكه العالم‎ را دستگير و در رفتاري‎ توهين‎‎ آميز دوربين وي‎ را ضبط كردند.

عبدالهادي‎ ضيغمي‎ خبرنگار العـالـم‎ درحـال‎ تهيه‎‎‎ گزارش‎ از مراسم‎ تشييع‎ جنـازه كـشتـه هاي‎ حمله‎‎ امريكا به شهر كوت‎ عراق‎ دستگيـر شده‎ بود.
سازمان‎‎ هـاي‎‎ بيـن المـللـي‎ بـه‎ دستـگيـري خبرنگارشبكه‎‎ العالم‎ اعتراض‎ كردند وكميتـه عربي‎ حقوق‎ بشر نيز بـازداشـت‎ عبـدالهـادي‎ ضيغمي‎ را محكوم‎ كرد.
شبكه‎ ايراني‎ العالم‎ براي‎‎ پوشش‎ خبري تحولات‎ جنگ‎ در عراق‎‎ هفت‎ گروه‎‎ خبري‎ به عراق اعزام‎ كرده‎ است‎.

نظاميان‎ آمريكايي‎ در جنگ‎ بـا عـراق‎ بـراي‎ جلوگيري‎ از پوشش‎ بي‎ طرفانه‎ رويدادهـا تـا كنون‎ يازده‎‎ خبرنگار را كشته اند.
نظاميان‎ امريكايي‎ روزيكشنبه‎ پس‎ از اشغـال‎ فرودگاه‎ نظامي‎ شهر كوت‎ نيروهاي‎ خود را در اين‎ شهر مستقر كردند.
شهر كوت‎ در 160 كيلومتري‎ جنوب‎ بغداد واقع‎ شده‎ است‎.

صبح
Sunday 4 May 2003, 02:32PM
اينديپندنت: فيلمبردار انگليسي با در دست داشتن پرچم سفيد به دست سربازان اسراييلي كشته شد


يك شنبه، 14 ارديبهشت 1382

به نوشته‌ي اينديپندنت، فيلمبردار انگليسي به نام جيمز ميلر كه در جنوب غزه به دست سربازان اسراييلي (رژيم صهيونيستي) كشته شد پيش از كشته شدن با در دست داشتن پرچم سفيد، فرياد مي‌زد: «ما خبرنگار هستيم.»

به گزارش ايسنا به نقل از روزنامه‌ي اينديپندنت، شواهد نشان داده است كه در خبرگار بودن اين فرد شكي نيست.

ميلر به همراه زن و فرزندش براي تهيه فيلمي از زندگي كودكان فلسطيني در «رفح» مستقر بود.

بي عنوان دات كام

ستارخان
Sunday 4 May 2003, 08:18PM
نوشته شده بوسيله زيتون
http://www.sharemation.com/qods/jewish.jpg

سلام عليكم
اي كاش هم توضيح بيشتري مي‌دادي و هم ترجمه متن را مي‌نوشتي .
در هر صورت ، متشكريم .

صبح
Saturday 10 May 2003, 10:17AM
سازمان ملل: آمريكا هنوز هم بدهكارترين كشور به سازمان ملل است

جمعه، 19 ارديبهشت 1382
سازمان ملل اعلام كرد كه سال ‌٢٠٠٢ سال مالي خوبي بوده اما آمريكا هنوز هم بزرگترين بدهكار است و حدود ‌٧٣٨ ميليون دلار مقروض است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري رويتر، اين سازمان بين‌المللي سال ‌٢٠٠٢ را با ‌٤/١ ميليارد دلار وجه نقد به پايان برده كه بالاترين سطح طي هفت سال گذشته بوده است.
كل قروض كشورهاي عضو نيز ‌٧/١ ميليارد دلار بوده كه پايين‌ترين ميزان طي هفت سال گذشته عنوان شده است.

كاترين بريتني، معاون دبيركل سازمان ملل در امور مديريت گفت: «اذعان مي‌دارم كه سال ‌٢٠٠٢ از لحاظ مالي سال خوبي بوده و ما اين روند را از سالهاي قبل داشته‌ايم.»

صبح
Saturday 10 May 2003, 10:32AM
نوشته شده بوسيله زيتون
http://www.sharemation.com/qods/jewish.jpg
چه روز غمناكي است ، روز ديدن اين عكس . 3 سرباز جنايتكار اسرائيلي ،‌با هم ايستاده اند كه از كشتار خود عكس بگيرند . اگر بهتر به عكس نگاه كنيد ، خواهيد ديد كه كشته يك آهو يا يك نوع حيوان ديگر نيست . بلكه انسان است . چه رابطه اي بين اينها و زندگي انساني وجود دارد ؟‌
حال آنها تعجب مي كنند چرا فلسطينيها اينگونه راه را انتخاب كرده اند .
لطفا همه جا پخش كنيد . رسانه هاي آمريكا هيچگاه چنين عكسي را نمايش نمي دهند.
ما نياز داريم كه با هم كار كنيم كه اين حقايق گسترده شود . لطفا كمك كنيد اين تصوير به هر كه در فهرست شما قرار دارد برسد . به هر كيش و ديني ... حتي يهوديت ، لطفا كمك كنيد كه اين جنون با كار مشابه خاتمه يابد .

صبح
Saturday 10 May 2003, 10:38AM
http://www.muscanet.com/~ampal/dragging.jpg

بهزاد
Saturday 10 May 2003, 02:31PM
http://sharemation.com/behzad1358/club/iraqwar1.jpg

بهزاد
Saturday 10 May 2003, 02:51PM
http://sharemation.com/behzad1358/club/iraqwar2.jpg

بهزاد
Saturday 10 May 2003, 03:09PM
http://sharemation.com/behzad1358/club/iraqwar3.jpg

بهزاد
Saturday 10 May 2003, 03:18PM
http://sharemation.com/behzad1358/club/iraqwar4.jpg

بهزاد
Saturday 10 May 2003, 03:22PM
http://sharemation.com/behzad1358/club/iraqwar5.jpg

سینا 555
Wednesday 21 May 2003, 12:22AM
«مهدي ايمبريش» استاد فلسفه تاريخ دانشگاه «الفاتح» طرابلس گفت: صد در صد وقوع انفجارهاي اخير در عربستان سعودي و مراكش بدست امريكائي ها است و اين امريكائي ها و صهيونيست ها هستند كه از چنين اقداماتي سود مي برند.

ايمبريش در گفتگو با خبرگزاري فارس ضمن اعلام اين مطلب، افزود: امريكا در مراكش مي خواهد يهوديان را از اين كشور به فلسطين اشغالي انتقال دهد و در حال حاضر نيز در صدد است يهوديان را اجبارا به فلسطين اشغالي منتقل نمايد.

وي سياست امريكا را يك سياست صهيونيستي خواند و تاكيد كرد: سياست امريكا در كشورهاي اسلامي باعث واكنش و عكس العمل كشورهاي مسلمان است و اگر امريكائي ها نمي خواهند چنين حوادثي در آينده روي دهد بايد هرچه سريعتر خاك كشورهاي اسلامي را ترك كنند.

اين استاد دانشگاه تصريح كرد: امريكایي ها و صهيونيست ها با اين انفجارها قصد دارند اين چنين وانمود نمايند كه مسلمانان افرادي تروريست هستند بنابراين ما بايد مردم جهان را تحت رهبري امريكا بر عليه تروريسم گردهم آوريم.

استاد دانشگاه الفاتح طرابلس عنوان داشت: سياست امريكا يك سياست تروريستي است و اين كشور مي خواهد خود را در نظر افكار عمومي جهان صلح طلب نشان دهد در حالي كه تاريخ اين كشور اكنده و سرشار از ترور و خشونت است.

ايمبريش خاطرنشان كرد: امريكا و اسرائيل هيچ فرقي با هم ندارند و داراي سياست واحدي هستند و آن سياست اين است كه به نفع سياست هاي رژيم صهيونيستي حركت مي كنند.

وي طرح خاورميانه اي امريكا موسوم به «نقشه راه» را ناموفق ارزيابي كرد و گفت: مشكل فلسطين، يك مشكل تاريخي است و مشكل تاريخي را نمي توان از طريق سياسي حل و فصل كرد.

اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: دولت هاي اسلامي به جز برخي از اين كشورها از قدرت و توان چنداني برخوردار نيستند و نام كشورهاي اسلامي را با خود به يدك مي كشند و خود مردم كشورهاي اسلامي بايستي با هم متحد شوند تا در برابر سياست هاي امريكا بياستند.

وي گفت: اكنون رژيم صدام در عراق رفت و اين مردم هستند كه بايد سرنوشت كشورشان را بدست گيرند و با سياست هاي امريكا مقابله نمايند.

رضا24
Wednesday 21 May 2003, 02:03PM
چه كشوري مسلمانان عراق كويت افغانستان بوسني و هرزگوين را نجات داد؟

صبح
Wednesday 21 May 2003, 02:30PM
با سلام ...
نجات ؟

آيا شما به اشغال نظامي عراق و افغانستان ... و سلطه سياسي بر كويت و بوسني هرزگوين را ( نجات ) مي دانيد ؟

يك ضرب المثل هست خودش رو يادم نمياد ولي مفهومش خوب يادمه كه مي گه : دزد از دزد ديگر مي دزدد ؟!؟ شايد هم يك شعر باشه ...

خلاصه جنگ بر سر غارت ديگر كشورها و تسلط بر اونها رو ( نجات ) نام نمي نهند :)

صبح
Wednesday 21 May 2003, 03:21PM
شعري از يك بوسنيائي :
http://www.faanoos.com/siasang/goraan.htm

رضا24
Saturday 24 May 2003, 02:22PM
با سلام
به نظر شما اشغال نظامي كشور فقيري مثل افغانستان و سلطه سياسي بر بوسني و هرزگوين چه سودي براي امريكا دارد؟
ايا مردم اين كشورها الان ازادانه تر و سربلندتر زندگي مي كنند يا در زمان سلطه طالبان و صربها؟
ما ديديم كه شيعيان عراق پس از چندين دهه اختناق و سركوب به خيابانها امدند و زير سلطه استكبار جهاني مراسم اربعين حسيني را ازادانه انجام دادند.

صبح
Saturday 24 May 2003, 02:45PM
نوشته شده بوسيله رضا24
با سلام
به نظر شما اشغال نظامي كشور فقيري مثل افغانستان و سلطه سياسي بر بوسني و هرزگوين چه سودي براي امريكا دارد؟
ايا مردم اين كشورها الان ازادانه تر و سربلندتر زندگي مي كنند يا در زمان سلطه طالبان و صربها؟
ما ديديم كه شيعيان عراق پس از چندين دهه اختناق و سركوب به خيابانها امدند و زير سلطه استكبار جهاني مراسم اربعين حسيني را ازادانه انجام دادند.

سلام
سلطه سياسي يا نظامي يا اشغالگرانه يا استعماري كه انواع و اقسام ديگر از اين دست نيز در برنامه كار سلطه گران است ، مي تواند تضمين منافع ( ناحق ) آنان و غارت منابع ديگر كشورها را در بر داشته باشد .

از سوي ديگر اينكه شما براحتي كلمه ( سلطه سياسي ) را بكار مي بريد يك حق را از يك ملت سلب كرده ايد و اين درست نيست . حق تعيين سرنوشت هر ملتي براي خود ، يكي از اصول منشور سازمان ملل متحد است و يك بيگانه حق دخالت در آن را ندارد .

يا حق

صبح
Saturday 24 May 2003, 03:13PM
نوشته شده بوسيله رضا24
با سلام

ما ديديم كه شيعيان عراق پس از چندين دهه اختناق و سركوب به خيابانها امدند و زير سلطه استكبار جهاني مراسم اربعين حسيني را ازادانه انجام دادند.

سلام

درست ... مردم عراق مجال اين يافتند تا آزادانه به زيارت بروند ... اما آمريكا چرا مانده است ؟ مگر مردم عراق اين توان را ندارند كه خود حكومت تشكيل دهند ؟ آمريكا چرا در مورد آينده حكومت عراق صحبت مي كند ؟ و خود را محق مي داند ؟

مگر همين آمريكا نبود كه در سال 1991 كه شيعيان ضد صدام در جنوب قيام كردند و شهرها را بدست گرفتند ... و آمريكا مجال به صدام داد تا آنها را سركوب كند ؟ آنروز چرا آمريكا نخواست مردم عراق خودشان باشند ؟ مگر اين آمريكا نبود كه سالها دوست صميمي صدام بود ؟ حالا چطور شد ؟

با اين حساب آمريكا جز قصد غارت منابع و سلطه سياسي براي منافع صهيونيستها و خودش كاري در منطقه ندارد

صبح
Tuesday 27 May 2003, 10:06AM
سيطره‌ي صهيونيستها بر مراكز تصميم گيري در آمريكا

اقليت يهودي در آمريكا 5/2 درصد از جمعيت اين كشور را تشكيل مي‌دهد، اما همين اقليت در ظاهر كم تعداد، اكثر مراكز تصميم‌گيري در ينگه‌دنيا را در دست دارد.

به گزارش ايسنا به نقل از مجله‌ي نداء المقاومه، هيچ اداره، سازمان، وزارت‌خانه يا نهادي نيست كه از تيررس تاثير و نفود صهيونيستها در امان مانده باشد. در زير نام و سمت تعدادي از صهيونيستهاي حاكم در دولت آمريكا را مي‌خوانيم:

آلن ايلندر: معاون رييس بانك ملي دولتي امريكا،

سيدني بلومن تال: مشاور ويژه‌ي همسر رييس جمهور آمريكا،

رابرت بوودستن: مسئول ارتباطات سري كاخ سفيد،

لاني يروير: مشاور ويژه‌ي رييس دولت ،

كارول براونر : رييس دايره پشتيباني در دولت ،

ويليام كوهن: وزير دفاع ،

لاني ديويد : مشاور ويژه‌ي كاخ سفيد ،

استوارت ايدن استات: دبير بخش اروپا در كاخ سفيد ،

جف آللر: دستيار ويژه‌ي رييس جمهور ،

رام امانوئل : مشاور سياسي رييس جمهور،

تام اب اشتاين: مشاور ملي سياسي رييس جمهور،

يودي فيدر : عضو شواري امنيت ملي،

ريچارد فاين برگ : دبير اول دولت در امور نظاميان پيش كسوت ،

جي فوتلك: مسئول مسئول ويژه امور يهوديان در دولت،

وان جيمكن: وزير كشاورزي،

هرنل جويز: معاون امور دارويي دولت،

آلن جوين اسپان: رييس بانك مركزي ملي دولتي ،

مارگارت هامبورگ : مديربخش مطبوعات و اطلاع رساني ،

ريچارد هالبروك: نماينده‌ي ويژه‌ در امور ناتو،

سالي كتسين : وزير بودجه،

ديويد كسلر: رييس بخش دارويي دولت،

استيو كسلر : مشاور كاخ سفيد،

دان كلين : معان وزير‌ آموزش و پرورش،

كاتلين كخ: رييس دفتر ويژه‌ي اف.بي.آي،

سندي كريستوف : رييس بخش بهداشت كاخ سفيد،

جك ليوž: معاون رييس ادره‌ي بودجه،

ساموئل ليويس: عضو شوراي عالي امنيت ملي،

ايويلين ليبرمن: رييس رايو صداي آمريكا،

ديويد ليپتون: دبير وزارت دارايي،

ايرا ماژا زينر: مدير بخش بهداشت ملي - سياسي،

رابرت تاش: رييس كارمندان رييس جمهور،

مارك بين: مسوول اول امور امنيتي آسيا،

جان بوديستا: معاون رييس دفتر رييس جمهور،

آليس رفلين: عضو اصلي مشاور در وزارت اقتصاد،

استانلي راس: عضو مشاور در شوراي امنيت ملي،

جيمز رابين: دبير دولت در وزارت امور خارجه،

رابرت رابين: وزير دارايي،

دان شافتر: مسوول گروه صلح رياست جمهوري،

آلي سيگال: معاون مسوول دوم دفتر رييس جمهور،

هاوارد شامبيرو: مشاور كل دفتر اف.بي.آي،

جيني شربودني: وكيل بيل كلينتون،

داج سوسيتك: مشاور رييس جمهور،

جيني اسپيرنگ: رييس شوراي اقتصاد ملي،

جام اشتاين برگ:معاون رييس امنيت ملي،

پيتر تارنوف: معاون وزير امور خارجه،

جورج تنت: رييس سازمان جاسوسي آمريكا (سيا)،

سوزان توماسيس: رييس نگهبانان همسر رييس جمهور،

سيس واكسمن: مسوول دوم بخش وكلاي كاخ سفيد،

رابرت واينر: مسوول سياستگذاري مواد مخدر،

ژانت ييلوت: مسوول شوراي مشورتي اقتصاد

فهرست 24 سفير يهودي‌الاصل آمريكا كه تقريبا نيمي از سياست خارجي اين كشور را در دست داشتند:

يوسياه يمن: سفير آمريكا در نيوزيلند،

آلن بلنكن: سفير آمريكا در بلژيك،

دونالد بالكن: سفير آمريكا در مجارستان،

تيموسي ثوريا: سفير آمريكا در سنگاپور،

جفري ديودوف: سفير آمريكا در مكزيك،

ادوارد آلسون: سفير آمريكا در دانمارك،

دانيل فرد: سفير آمريكا در لهستان،

جوردن جيفن: سفير آمريكا در كانادا،

مارك ژنسبرگ: سفير آمريكا در مغرب،

مارك رژوسمن: سفير آمريكا در تركيه،

ديويد هرملين: سفير آمريكا در نروژ،

جيمز يوسف: سفير آمريكا در آفريقاي جنوبي،

كادت كامان: سفير آمريكا در بوليوي،

جاكادن بلوم: سفير آمريكا در آلمان،

ميخائيل كوداك: سفير آمريكا در كوبا،

مادلين كوئين: سفير آمريكا در سوئيس،

دانيل كورتسر: سفير آمريكا در مصر،

ملوين ليويتسكي: سفير آمريكا در برزيل،

فرد ماسيس (موسي): سفير آمريكا در روماني،

آدليني راندل: سفير آمريكا در فرانسه،

فيليكس دوهاتين: سفير آمريكا در فرانسه،

توماس اسبيريت: سفير آمريكا در سوئد،

فرانك واسنر: سفير آمريكا در هند،

كيتيت يالفوتر: سفير آمريكا در روسيه‌ي سفيد

صبح
Tuesday 27 May 2003, 05:55PM
نژاد پرستی در نژاد پرستي
رويكرد دولت اسرائيل نسبت به يهوديان اتيوپيايي
منبع: همشهری به نقل از الوسط
نويسنده: آمال شحادة
مترجم: محمدعلی عسگري

بداقبالی يهوديان فلاشه زمانی آشكارتر شد كه دولت اسرائيل از جذب تعداد بيشتری از آنها سر باز زد و اجازه نداد تا اقوام و نزديكان ايشان كه در اردوگاه های آديس آبابا در بدترين شرايط به سر می بردند به اسرائيل مهاجرت كنند برخی از آنها ۱۸ سال بود كه انتظار می كشيدند

ليئور، پنج سال دارد. او در شهر الخضيره متولد شده است. پدر و مادرش هيجده سال پيش به اين شهر هجرت كرده و برشناسنامه هايشان به وضوح نوشته شده كه آنها يهودی هستند. اما اين ها به درد آن كودك نمی خورد. وقتی پدرش او را برد تا در كلاس اول مدرسه ثبت نام كند، با اين امر مخالفت شد. اول بهانه آوردند كه جا برای ثبت نام او ندارند. اما پس از اصرار و پافشاری پدر، علت اصلی و واقعی توضيح داده شد: «موقعيت های اختصاص داده شده به يهوديان اتيوپيايی محدود است و بيشتر از آن نمی توانيم بپذيريم.» مرد، متوجه قضيه نمی شد. همسرش را با خود به مدرسه آورد تا با صراحت بيشتر موضوع را برای آنها توضيح دهند: «وزارت معارف برای ما يك حد معينی را مقرر كرده و از آن بيشتر نمی توانيم بپذيريم.» معلوم شد وزارتخانه مذكور سيستمی را برقرار كرده كه طبق آن تعداد يهوديان اتيوپيايی الاصل در هيچ مدرسه ای نبايد بيش از دو درصد محصلان باشند.

والدين ليئور تصميم گرفتند از حق خود كوتاه نيامده و تا آخر به اين نبرد ادامه دهند. پس به دادگاه عالی اسرائيل شكايت كردند. اما در آنجا ضربه بزرگ تری در انتظارشان بود. زيرا دريافتند كه نژادپرستی در اينجا ديگر از قبيل همان حرف های مدرسه نيست بلكه يك سياست كلی و دولتی در سطح بالاست. دادگاه به صراحت والدين را با خبر ساخت كه علت عدم پذيرش ثبت نام فرزندشان (ليئور) به اين خاطر بوده است كه او به طايفه ای عقب مانده از يهوديان تعلق دارد. چون «قدرت فراگيری يهوديان اتيوپيايی الاصل پايين است»! برق پدر ليئور را گرفت هيچ كلمه مناسبی برای توصيف اين نژادپرستی پيدا نكرد. هر چند دادگاه، وزارت معارف را مجبور كرد تا به قضيه اين كودك رسيدگی كند و او را در مدرسه الخضيره ثبت نام نمايد. اما موضع رسمی دولت در مورد يهوديان فلاشه، زخمی عميق را بر جان آن دو و بر روحيه تمام يهوديان اتيوپيايی مقيم اسرائيل پديد آورد.

اين برخورد، اولين يا آخرين نوع از برخوردهای نژادپرستانه بر ضد آنها در اسرائيل نبوده و نيست. بلكه صفحه ای بود كه بر صفحات يك «كتاب سياه» افزوده می شد و بر زندگی آنها از زمانی كه به قول اسرائيلی ها از «زندگی فقيرانه و پر از بيماری خود در اتيوپي» به اصطلاح نجات يافته بودند تاكنون تاثير می گذاشت. فلاشه ها با خود تكرار می كنند: «آنها شخصيت ما را جريحه دار می كنند»! پدر ليئور می افزايد: «ما در اتيوپی در جهنم زندگی می كرديم اما زندگی ما شبيه زندگی اكثر آفريقايی ها بود. هرگز در معرض برخوردهای نژادپرستانه قرار نداشتيم و احساس تحقير و ذلت نمی كرديم. هر چه در مورد ديگران اتفاق می افتاد، در مورد ما هم اتفاق می افتاد. اما اينجا ما از مشكلاتی رنج می بريم كه علت اصلی آن به خاطر پوست سياه مان است.»

رنج و مشكلات يهوديان آفريقايی به خاطر سياست های دولت اسرائيل و از سال ۱۹۸۵ شروع شد. آن زمان هيچ يهودی سياه پوستی در دولت عبری به سر نمی برد. حتی كسی باور نمی كرد كه يهوديان غير از نژاد سفيد هم وجود داشته باشند. اما اسرائيل احتياج به يهودی داشت. به خاطر جنگ لبنان و پيامدهای آن اوضاع خراب گشته و مهاجرت يهوديان از اتيوپی را ايجاب می كرد. پژوهشگران به خاطر افزايش روند جمعيتی زنگ خطر را به صدا در آورده بودند چون ميزان جمعيت اعراب ساكن اسرائيل (فلسطينی های ۱۹۴۸) روز به روز بيشتر می شد. از آن پس طی عملياتی مخفيانه موسوم به «عمليات موشيه» چهل هزار يهودی از اتيوپی به اسرائيل كوچانده شدند. دولت های اتيوپی و سودان نيز به سازمان های اطلاعاتی اسرائيل و نيروهای كوماندو و هوايی كمك كردند تا يهوديان فلاشه از اردوگاه های فقيرانه در نزديكی آديس آبابا به اراضی سودان و از آنجا به اسرائيل كوچ داده شوند.

يهوديان اتيوپيايی الاصل از اين مهاجرت به طور وصف ناپذيری خوشحال بودند. احساس می كردند اسرائيل آنها را از فقر و بدبختی و امراض نجات داده و آنها وطنی تازه برای خود پيدا كرده اند. به محض آنكه هواپيماها آنها را در «سرزمينی موعود» بر زمين نشاند بر زمين بوسه زده و سجده كردند. همه چيز بر وفق مراد آنها بود: خانه ای كوچك (كه در اسرائيل مايه ننگ حساب می شود ولی بسيار بهتر از خانه های آنها در اتيوپی بود)، سبد مواد مصرفی (اعم از مواد غذايی و بهداشتی و مصارف روزانه)، تحصيل زبان عربی و ديانت يهود. هر چه از آنها خواسته می شد بدون اعتراض می پذيرفتند و انجام می دادند. سال ها گذشت تا اين كه حقيقتی بر آنها آشكار شد. درست است كه از لحاظ معيشتی آنها زندگی بهتری نسبت به گذشته پيدا كرده اند، يعنی از جهت لباس، مسكن، غذا و خدمات بهداشتی اما در اسرائيل با مشكلات تازه ای مواجه شدند كه در گذشته برايشان سابقه نداشت. رفته رفته اظهارات نژادپرستانه را با آواز بلندتری می شنيدند. مثل آنكه «بدن هايشان بوی بد» می دهد. يا ترديد در مورد اين كه آنها ممكن است «مبتلا به ايدز» باشند. امتناع از ديدار با آنها يا برقرار كردن روابطی دوستانه با سياهان و در پی آن شنيدن دشنام هايی چون «سياه بدبو» يا «سياه عقب مانده» و غيره.

يهوديان اتيوپيايی الاصل احساس كردند در جامعه اسرائيل بيگانه اند و يهودی بودن آنها هيچ سودی ندارد. بخش بزرگی از يهوديان اسرائيل به صراحت به آنها می گويند: «شما به درد نمی خوريد.» در محل های زيادی از اسكان آنها سر باز می زنند و مناطقی كه آنها ساكن بودند ترقی نكرد و حتی قيمت خانه ها ارزان تر شد. چون يهوديان سفيدپوست از آن جا مهاجرت كردند و رفتند تا در محل ها يا شهرهای ديگر ساكن شوند. بداقبالی يهوديان فلاشه زمانی آشكارتر شد كه دولت اسرائيل از جذب تعداد بيشتری از آنها سر باز زد و اجازه نداد تا اقوام و نزديكان آنها كه در اردوگاه های آديس آبابا انتظار می كشيدند به اسرائيل مهاجرت كنند. براساس آمارها، آنجا هنوز ۱۲ هزار يهودی فلاشه انتظار می كشيدند تا هواپيمای «العال» بيايد و آنها را به اسرائيل منتقل كند. بعضی از آنها حتی هيجده سال است كه انتظار می كشند.



اوج تحقير

امروزه تعداد يهوديان اتيوپيايی الاصل ساكن اسرائيل به ۸۶ هزار نفر می رسد. سال های اخير جز از طريق زادوولد طبيعی بر تعداد آنها هيچ افزوده نشده است. زيرا دولت به بهانه غيريهودی بودن از جذب بقيه يهوديان فلاشه امتناع كرد. اين مسئله خشم اكثر يهوديان سياه پوست را در پی داشت و آن را يك نژادپرستی آشكار و رسوا تلقی كردند. چون اكثر كسانی كه انتظار داشتند آنها را به اسرائيل منتقل كنند روابطی خويشاوندی داشتند. آنها می گفتند چطور اسرائيل می تواند يك ميليون روسی را منتقل كند كه حتی در يهودی بودن نيمی از آنها ترديد است (زيرا حدود ۳۰۰ هزار نفر آنها رسماً اعتراف كرده اند كه مسلمان يا مسيحی يا سكولار هستند و هنوز يهودی نشده اند) و قادر به انتقال آنان نيست؟! نتيجه گيری طبيعی آنها اين است كه اسرائيل آنها را فقط به خاطر رنگ سياه شان نمی خواهد. بعدها ديدند كه حتی نوع برخورد روحانيون يهودی با آنها متفاوت تر از برخوردشان با يهوديان روسی و يا غيره است.

صبح
Tuesday 27 May 2003, 05:57PM
(بورياگال) تحقيری را كه يهوديان نسبت به فلاشه ها روا داشتند و او به چشم ديده اين گونه حكايت می كند: «فضای عجيبی بود. حدود ۳۰ نفر در اتاق كوچكی در مقر رهبری اين شهرك (كريات گات) در جنوب جمع شده بودند. مرد و زن هايی بين ۶۰ تا ۶۰ ساله. همه ازدواج كرده و فرزند و نوه هايی داشتند. با اين همه آنها را آورده بودند تا از نو مراسمی را برای ازدواج آنها ترتيب دهند. با اين بهانه كه ازدواج قبلی آنها شرعاً يهودی نبوده است. بنابراين بايد از نو يك بار ديگر ازدواج می كردند و اين يك مسئله اجباری بود. چون كسی كه اين مراسم را پشت سر نمی گذاشت نمی توانست اسرائيلی شود و بايد اسرائيل را ترك و دوباره به آفريقا يا هر جای ديگری بر می گشت.»

حدود ۱۶ هزار مرد اتيوپيايی در معرض چنان تحقيرهايی قرار گرفته اند. در حالی كه هرگز چنين تحقيرهايی متوجه يهوديان روسی يا هر يهودی ديگری نمی شد كه از كشور ديگری آمده باشد. يك عضو سابق كنيست به نام (اديسو سالا) كه يكی از رهبران يهوديان اتيوپيايی الاصل ساكن اسرائيل است می گويد: «اين جنايت بزرگی است كه روحانيون يهود مرتكب می شوند. كاری زشت و عقب مانده است و تحقير و توهينی بزرگی را نسبت به يك انسان اتيوپياپی آن هم فقط به خاطر رنگ پوستش روا می دارند. آنها طوری از ما حرف می زنند كه گويی بيسواد و عقب مانده ايم. در حقيقت اين ها دولت اسرائيل را در رديف يكی از دولت های عقب مانده جهان سوم نشان می دهند.»



واكنش: انفجار

اينك پرسشی كه به ذهن متبادر می شود اين است كه يهوديان اتيوپيايی الاصل به اين گونه تحقيرها و يا برخوردهای نژادپرستانه چگونه پاسخ می دهند؟ در آغاز، برای مدت بيش از ده سال آنها سكوت كردند. با خود می گفتند: خدا اين سرنوشت را برای آنان مقرر كرده است. اما رفته رفته شروع كردند با صدای خفيف شكايت كنند. آنها می ترسند و نخستين عامل ترس آنها هم به خاطر رزق و روزيشان است. چون ۴۰ درصد از مردان و ۹۰ درصد از زنان آنها بيكارند و كمك های دولتی دريافت می كنند. آنها می ترسند كه اين منبع درآمد قطع شود. ولی اين كار راضی شان نمی كند و بنابراين در جست و جوی راه حلی هستند. بعضی معتقدند كه اين خشم روزی منفجر خواهد شد و آن وقت حادثه ای بی نظير را در كشور به وجود خواهد آورد. «بله، وضعيت ما مثل انباری از باروت است كه آتش در زير آن روشن كرده اند» سالا با گفتن اين حرف نسل جوان سياهان را در متن جامعه اسرائيل به ياد می آورد كه از بدو تولد احساس می كنند در اين جامعه غريب اند. وی می افزايد: «آنها احساس می كنند از ملت و دين خود رانده شده اند و همين خشم شديدی را در بين آنها پديده آورده است.» اين وضعيت پليس اسرائيل را هم نگران كرده است، چون به نظرش جوانان اتيوپيايی ساكن اسرائيل از نظر گستره جرائم خطرناك ترين بخش از جوانان محسوب می شوند. آمارهای پليس نشان می دهد كه در سال ۲۰۰۲ چهار هزار پرونده برای جوانان اتيوپيايی الاصل تشكيل شده است. طی هفت سال گذشته تعداد اين پرونده ها حداقل دو برابر شده است. اين از ۳۱ درصد در مجموع جوانان در سال ۱۹۹۵ به ۶۵ درصد در امسال رسيده است و اين روند همچنان افزايش دارد. دانشمندان جامعه شناس اين آمارها را براساس دو علت تحليل می كنند: يكی تنگدستی اقتصادی و ديگری احساس بيگانگی و خشم حاصل از آن. جامعه شناسان تاكيد دارند كه روزی اين خشم به انفجار خواهد رسيد. زيرا دولت نه تنها فكری برای مقابله با اين مشكل نمی كند بلكه حتی درصدد لغو بودجه هايی است كه گاه برای برطرف كردن اين شرايط تصويب می شود.

رضا24
Monday 2 June 2003, 01:40PM
درست ... مردم عراق مجال اين يافتند تا آزادانه به زيارت بروند ... اما آمريكا چرا مانده است ؟ مگر مردم عراق اين توان را ندارند كه خود حكومت تشكيل دهند ؟ آمريكا چرا در مورد آينده حكومت عراق صحبت مي كند ؟ و خود را محق مي داند ؟

مگر همين آمريكا نبود كه در سال 1991 كه شيعيان ضد صدام در جنوب قيام كردند و شهرها را بدست گرفتند ... و آمريكا مجال به صدام داد تا آنها را سركوب كند ؟ آنروز چرا آمريكا نخواست مردم عراق خودشان باشند ؟ مگر اين آمريكا نبود كه سالها دوست صميمي صدام بود ؟ حالا چطور شد ؟

با اين حساب آمريكا جز قصد غارت منابع و سلطه سياسي براي منافع صهيونيستها و خودش كاري در منطقه ندارد
با سلام
امريكا بايد درعراق بماند تا موقعي كه يك حكومت مردمي در عراق تشكيل شود و از بي ثباتي و هرج و مرج جلوگيري شود.
در سال 1991 فقط امريكا نبود كه به صدام مجال سركوب شيعيان را داد. اين ايراد به بقيه كشورها هم وارد است.
ما نبايد به امريكا به عنوان يك فرشته نجات نگاه كنيم.امريكا هم مثل بقيه كشورها منافعي دارد.من يك سئوال از شما مي كنم. كشور ما چرا از مسلمانان چچن حمايت نكرد؟

صبح
Monday 2 June 2003, 03:18PM
نوشته شده بوسيله رضا24

با سلام
امريكا بايد درعراق بماند تا موقعي كه يك حكومت مردمي در عراق تشكيل شود و از بي ثباتي و هرج و مرج جلوگيري شود.
در سال 1991 فقط امريكا نبود كه به صدام مجال سركوب شيعيان را داد. اين ايراد به بقيه كشورها هم وارد است.
ما نبايد به امريكا به عنوان يك فرشته نجات نگاه كنيم.امريكا هم مثل بقيه كشورها منافعي دارد.من يك سئوال از شما مي كنم. كشور ما چرا از مسلمانان چچن حمايت نكرد؟

سلام

بي ثباتي و هرج و مرج كه در عراق بيداد مي كند و آمريكائيها باعث آزاد شدن تمام زنداني ها و آزاد ماندن جنايتكاران بعثي شده اند . در شهر بغداد شما بيش از ساعت 1 - 2 ظهر نمي توانيد در خيابان بمانيد وگرنه مورد غارت و قتل قرار مي گيريد . به وضوح دست كودكان اسلحه آمريكائي ديده مي شود و داد و ستد مي شود ... با وجود اين شهرهائي كه به دست مردم است امن تر و منظم تر است . كجاي كاري داداش :) در همين حين اگر كسي ادعاي حكومت كند قطعا با غضب آمريكا مواجه خواهد شد . هيچ مردم عاقل دولت دست نشانده بيگانه را قبول نمي كنند ولي آمريكا دولتي مي خواهد كه اكثريت شيعه نباشد !

در مورد قيام 1991 ديگر كشورها مجال دخالت نداشتند ، حرف شما كاملا دور از مسائل نظامي و ديپلماسي است .

آمريكا نه تنها يك فرشته نجات نيست و ما به آن بعنوان يك فرشته نجات نگاه نمي كنيم ، بلكه بعنوان يك غارتگر و استثمارگر و اشغالگر مطرح است .

كشور ما بهمان دليل كه از طالبان حمايت نكرد از مسلمانان چچن هم حمايت نكرد.

موفق باشيد

سینا 555
Tuesday 3 June 2003, 05:28AM
سه پرده از وقايع امپراتوري سلطه

سرويس مقالات - شبكه خبر بسيج دانشجويي

پرده اول:

ويليام كريستول كه وي را يكي از رهبران «نئوكانسرواتيوها» مي شناسند، ظاهرا به واسطه نفوذ زيادش بر روي بوش، چني و رامسفلد، در تشويق بوش براي حمله به عراق از آنسوي اردوگاه جنگ از هيچ كوششي فروگذار نكرده است. براستي جنگ براي چيست؟ كريستول علاوه بر انهدام سلاحهاي كشتار جمعي، تغيير ساختار خاورميانه را يكي از آمال نهايي جنگ بر مي شمارد. او مي گويد:«فرهنگ سياسي خاور ميانه بايد عوض شود. در 11 سپتامبر آمريكا به اطراف خودش نگاه كرد و دريافت كه جهان آن چيزي نبود كه آنها مي ديدند، دنيا يك محل نا امن است. آمريكا به دنبال طراحي رفت تا با دنياي خطرناك مقابله كند و تنها طرحي كه پيدا كرد طرح محافظه كاران نوين بود. مطابق اين طرح مشكل خاورميانه در نبود دمكراسي و آزادي است. »

اوحتي پس از عراق سخن از عربستان و مصر به ميان مي آورد و مي گويد كه «نمي توان اجازه داد كه عربستان همچنان به راه خودش ادامه دهد. انتشار گرايش ضد آمريكايي قابل قبول نيست. بنيادگرايي وهابيسم عربستان تمام منطقه را تهديد مي كند. براي مصر هم همينطور ما بايد ليبرال دمكراسي را بياوريم. در تحليل نهايي ثباتي را كه ديكتاتورهاي فاسد عرب فراهم مي كنند ثباتي غير واقعي است، همانگونه كه ثباتي كه اسحاق رابين از عرفات گرفت غيرواقعي بود، در نهايت هيچ كدام از اين ديكتاتورها تحمل نخواهند شد.»

پرده دوم:

آنگونه كه مشاهده مي گردد امروز حتي در ظاهر توجيهات آمريكائيها نيز مي توان معناي آن ليبرال دمكراسي را كه به پشتوانه بمب و موشك آن را گسترش مي دهند به روشني دريافت، اما با پس زدن اين پرده ظاهري و نقاب دروغين دمكراسي به حقايق بيشتري دست خواهيم يافت. حقايقي كه ما را با چهره كريه تمدن بي ريشه ايالات متحده كه مظهر همدستي ثروت، خشونت و شهوت است آشنا مي سازد و باطن واقعه 11 سپتامبر را كه در رجعت علني رجال كاخ سفيد به عهد گانگستريسم نقطه عطفي گرديد مكشوف مي نمايد. واقعه مشكوكي كه خاطره تلخ دو جنگ جهاني را كه خود حكايتهاي شنيدني از همرزمي انگليس و آمريكا دارد روز به روز بيشتر در دلها زنده مي كند. بهانه دخالت آمريكا در جنگ جهاني اول به نفع متفقين، همچون 11 سپتامبر، شنيدني است، همينطور ماجراي مداخله او در جنگ جهاني دوم، نيز گوياي بخشي از تاريخ خودزني آمريكا است. در واقع حاميان مالي «ويلسون»، رئيس جمهور وقت آمريكا در جنگ جهاني اول، منافع مالي خود را در شكست نسبي آلمان و متحدان او مي پنداشتند و بر اين اساس توطئه گران انگليسي و آمريكايي با جاسازي جنگ افزار در يك كشتي مسافربري اقيانوس پيما، صدها انسان بي گناه را سپر بلاي حمل مهمات مورد نياز خود به انگليس قرار دادند و در فرصتي مناسب با هدايت تعمدي كشتي به مسيري كه زير دريايي آلمان ها در آنجا حضور داشت موجبات غرق شدن آن را فراهم آوردند تا مرگ بيش از 100 نفر آمريكايي سرنشين كشتي، زمينه تبليغاتي و افكار عمومي را براي دخالت آمريكا در جنگ البته با ژستي بشردوستانه مهيا گرداند. همچنين در جنگ جهاني دوم، مداخله آمريكا اقتصاد آمريكا را از بحران نجات داد، چرا كه رئيس جمهور وقت آن، روز ولت، مي دانست كه پيروزي در جنگ، آمريكا را به قطب اصلي نظام قدرت تبديل خواهد كرد و اينگونه پس از جنگ جهاني دوم شاهد يك انتقال قدرت در عرصه بين المللي از انگليس به آمريكا بوديم حمله نظامي ژاپن به «پرل هابر» بهانه آمريكايي ها در ورود به جنگ و در نهايت فاجعه تهاجم اتمي به هيروشيما ناكازاكي را فراهم نمود. براساس اسناد و مدارك افشاء شده، روز ولت از حمله ژاپني ها به «پرل هابر» مطلع بوده است اما با اين وجود فرماندهان ارتش خود در جزيره هاوايي را از اين واقعه با خبر نساخت و حتي دستور داد تمامي تجهيزات دفاع هوايي از جزيره جمع گردد چرا كه در فكر تبليغات مظلوم نمايانه از اين طريق بود. ورود آمريكا به جنگ دوم بين الملل فرصتي بود تا قدرت صنعتي خود را در مدت 5 ساله جنگ به 60ميليارد دلار برساند در حالي كه در شرايط عادي زماني برابر يك قرن و نيم نياز داشت تا اين قدرت صنعتي را تنها به 40 ميليارد دلار برساند و امروز كه باري ديگر آمريكا با يك بحران دوباره دست به گريبان است ضمن بهره گيري از تجارب گذشته خود، به عهد عتيق استعمار ارتجاع نموده است. واقعيت وجودي اين بحران بزرگ همان است كه منشاء گرايش ايالات متحده به سمت «نئوليبراليسم» و احياي «راست نو» در دهه 80 گرديده و با گذشت دو دهه، هم اكنون گلوگاه تصميم گيري اين كشور را در چنبره مطلق محافظه كاران نوين اسير ساخته است. بسياري مي گويند كه جنگ عراق محصول نظريه پردازي 25 نفر از محافظه كاران نوين است كه اكثرا يهودي تبارند آنها بوش را تشويق مي كنند تا مسير تاريخ را عوض نمايد. ويليام كريستول، چارلز كارا ثامر، پل ولفويتز و داگلاس فيت از جمله اين افرادند. «رونالد ريگان» رئيس جمهوري كه در سال 1980 به كاخ سفيد رفت مظهر اين جريان نئوليبراليستي است. بحران زايي برنامه هاي دهه هفتاد و اوضاع نا بسامان و تورم روز افزون دوران «نيكسون» و مشكل كسر بودجه شديد، اين باور را در ميان آمريكايي ها پديد آورد كه مدل اقتصاد كنيزي قادر به رفع انبوه مشكلات سرمايه داري آمريكا نيست از اينرو در دل هيات حاكمه ايالات متحده، گرايشي تقويت شد كه معتقد به اجراي نوعي سرمايه داري بي بند و بار و عريان بود تا نقاب از چهره برگيرد و حقيقت خشن و سركوبگر خود را عيان سازد. محصول اين رويكرد «نئوليبرال»، پروژه نظامي «جنگ ستارگان» بود كه البته در راستاي دكترين «نظم نوين جهاني» بوقوع مي پيوست و عملا ريگان و بعدها بوش پدر را به عنوان مجريان حاكميت جهاني سرمايه داري به خدمت مي گرفت. البته اگر به رويكرد اخير آمريكا در ورود به جنگ طلبي پس از 11 سپتامبر توجه بيشتري نماييم آن را ناهمجنس و بسيار فراتر از «جنگ ستارگان » ريگان خواهيم يافت، چرا كه با مشاهده پرده سوم از واقعيتهاي حاكميت آمريكايي متوجه طرحي تماما صهيونيستي مي شويم كه با پوشش نظريه پردازي نخبگان «راست نو» به صورت آنچه كه «استراتژي امنيت ملي آمريكا در قرن 21» گفته مي شود به حاكمان كاخ سفيد ارائه شده است.

پرده سوم:

اين طرح صهيونيستي كه پس از شكست روند صلح خاورميانه مبناي عمل صهيونيسم بين الملل قرار گرفت، «ماوراي افق» نام دارد كه روش عملياتي آن توسط ژنرال باراك با 15 كميته فرعي طراحي گرديد تا رياست هر كميته فرعي آن را يكي از فرماندهان ارتش اسرائيل عهده دار گردد. اين طرح شامل دفع تهديدات آتي از سوي كشورهايي است كه مخاطرات جدي براي «سرزمين موعود» به شمار مي روند اين كشورها عبارتند از كشورهاي حاشيه خليج فارس، درياي عمان، درياي سرخ و مديترانه و بخشي از شمال آفريقا كه بدليل برخورداري از منابع بكر انرژي محور بسياري از تحولات در آينده خواهند بود. اين كشورها كه از نظر جغرافيايي دور از دسترس اند بايد با تسلط نظامي، سياسي و اطلاعاتي كنترل گردند كه بر اين اساس ضمن زمينه سازي رواني و اطلاعاتي و جريان سازي تحت عناويني چون مبارزه با تروريسم، در مرحله اول سلطه نظامي در اين مناطق ايجاد و سپس در مرحله دوم تجهيزات جاسوسي مدرن از قبيل سيستم هاي شنود مخابراتي و جمع آوري كننده اخبار و اطلاعات، مستقر شده و در مرحله سوم عمليات، ضمن ارسال اخبار و اطلاعات منطقه به مقر فرماندهي، كليه تهديدات در شرف تكوين شناسايي و خنثي مي گردد. همچنين حكومتهاي وابسته اي كه هم در خدمت منافع آنها باشند و هم با لحاظ خصوصياتي از خطر براندازي انقلابهاي مردمي مصون بمانند، پوششي براي حضور استعمارگران به شمار مي روند. در مقر فرماندهي اين طرح عملياتي، اسرائيل مستقر است و از كشورهاي انگليس و آمريكا به عنوان دو بازوي اجرايي استفاده مي گردد و آمريكا بازوي اصلي نظامي آن به شمار مي رود. البته اگر آخرين پرده شيطاني استعمار و استثمار را هم كنار زنيم سررشته اصلي را بدست محافل سرمايه داري صهيونيسم مي يابيم كه امروز منافع خود در تمامي عرصه ها را فراملي و جهاني نمودند و لذا فروپاشي احتمالي كشوري چون آمريكا و يا حتي تشديد نا امني براي حكومت اسرائيل برايشان مهم نبوده و منافع آنها را تهديد نخواهد كرد. براي تحقق اهداف و برنامه هاي مافياي ثروت و قدرت جهاني لازم است تا هماهنگي پنهان و غير شفافي بين حوزه عملكرد 3 پرده مذكور بوجود آيد.



ادامه دارد.......

سینا 555
Tuesday 3 June 2003, 05:29AM
البته به تناسب درك هر يك از پرده هاي مذكور وقايع موجود در جامعه آمريكا، سه گرايش عمده (و نه دو گرايش) در اتخاذ راهبرد مقابله با آمريكا در عرصه سياسي ايران شكل مي گيرد كه بررسي مفصل آن نيازمند جريان شناسي رفتار مقابله با آمريكا در ايران است و پرداختن به آن در اين مجال اندك منظور نظر نمي باشد.

آنگونه كه جنگ جهاني دوم نقطه عطفي براي انتقال قدرت درعرصه جهاني بود، رويداد 11 سپتامبر نيز نقطه عطفي در يك انتقال قدرت جديد مي باشد، بدين معنا كه موقعيت كنوني آمريكا گوياي سرنوشتي محتوم و رو به فروپاشي است كه نشانه بارز آن چهره منفور او در عرصه جهاني و خروج اين گرگ پير از غشاي مردم فريب دمكراسي و ورود به صحنه عريان نظامي گري است، موقعيت فعلي اتحاديه اروپا حكايت از ظهور قطب جديد قدرت به موازات امپرياليسم آمريكا دارد كه در عرصه هاي قدرت، ثروت و اطلاعات از قابليت پذيرش كانون سلطه در خود برخوردار شده است و انگليس كه در گذشته در منطقه خاورميانه مستعمرات خود را تحويل جغرافياي جديد قدرت داده بود در طمع با پس گيري مجدد آن، به همكاري سراسر تضادگونه با آمريكا روي آورده است. در واقع مافياي جهاني بدليل تشديد نفرت عمومي از چهره آمريكا تصميم به تغيير جغرافياي قدرت گرفته و از آن به عنوان بازوي نظامي طرح خود استفاده مي كند، بدين ترتيب تسريع خروج احتمالي آمريكا و شايد هم اسرائيل از جغرافياي قدرت و ظهور اتحاديه اروپا، به عنوان جريان سوم قدرت يا حوزه استقرار منافع فراملي شده نظام سلطه جهاني، چندان دور از ذهن نمي باشد. پرده سوم وقايع اخير توسط پرده واسطه دوم كه شامل نخبگان و عناصر به اصطلاح «استراتژيست» است، با ظاهري علمي و آكادميك، پوشش منافع ملي آمريكا را به تن كرده و به سران كاخ سفيد ارائه مي شود تا آنان با خيال خام دستيابي به منابع انرژي و خروج از بحران فعلي به عرصه نظامي وارد شوند. در اين فرايند آنچه كه در فرا روي درك و احساس ملل دنيا قرار مي گيرد، همان عناوين رسوا شده فرهنگ ليبرال دمكراسي است كه در پرده آشكار نخستين منعكس است و افول تدريجي اين جريان فكري، مي تواند صحنه رقابت را به نفع «پست مدرن» هاي اروپايي و يا سوسيال - ليبرالها تغيير دهد. واقعيت عيني منابع سرشار انرژي در خاورميانه همان خانه عنكبوتي است كه با ادبيات وسوسه انگيز اين مشاوران واسطه، آغشته شده و در منزلگاه ذهن و دل مسئولان آمريكايي جاي گرفته است. از سوي ديگر ذخاير اثبات شده نفت آمريكا بيش از 22 ميليارد بشكه يعني معادل 2 درصد كل ذخاير شناخته شده جهاني است كه اين ميزان به سرعت در حال كاهش است و كشوري كه هم اكنون بزرگترين وارد كننده نفت و در عين حال صاحب قدرتمندترين زرادخانه نظامي است به طور طبيعي در حمله به هر كشوري كه آن را تهديدي براي منافع خود مي داند درنگ نخواهد كرد، به ويژه اگر اين كشور صاحب ذخاير عظيم نفت و دشمن اسرائيل باشد. هم اكنون منطقه خليج فارس با دارا بودن بيش از 50 درصد ذخاير نفتي دنيا، دو سوم نفت غرب و چهار پنجم سوخت ژاپن و ميزان قابل توجه نيازهاي نفتي آمريكا را تامين مي كند و روزانه تعداد زيادي محموله نفت خام مورد نياز اين كشورها را از تنگه هرمز به سوي اروپا و شرق آسيا منتقل مي نمايد. منابع نفت موجود در نقاط غير از خاور ميانه به شدت در حال كاهش است و تنها، ذخاير اين منطقه در دراز مدت يعني قريب يك قرن باقي خواهند ماند لذا رقم 24 درصدي واردات نفت آمريكا از خاور ميانه، با توجه به اتمام منابع ديگر در آينده به سرعت افزايش مي يابد، همچنين عراق اين اولين منبع ذخيره نفت در جهان 12 درصد از كل ذخاير نفتي دنيا را داراست كه تا كنون از 73 ميدان نفتي كشف شده تنها 30 ميدان آن بهره برداري مي شد و طبق تخمين وزارت انرژي آمريكا علاوه بر ذخاير نامبرده حدود 220 ميليارد بشكه ديگر در منابع «محتمل و ممكن» خود ذخيره دارد.

مجموعه اين ذخاير براي تامين نفت وارداتي آمريكا در سطح كنوني اش به مدت 98 سال خواهد بود. استقرار منابع نفت در خاورميانه واقعيتي است كه قدرت كنترل معادلات جهاني در قرن آينده را به صاحبان آن خواهد داد. چنانچه يكبار در سال 1974، اعراب براي مهار كشتار فلسطينيها توسط اسرائيل و قطع كمك آمريكا به آن از قدرت نفت استفاده و كليه كشورهاي حامي اسرائيل را تحريم نفتي نمودند كه به تبع آن كشورهاي صنعتي، آژانس بين المللي انرژي را براي ذخاير نفتي خود و تعديل قدرت اوپك ايجاد كردند. با توجه به اين تجربه يكي از محورهاي تنشهاي جهاني، تسلط بر اين منابع انرژي و نيز كنترل قدرت اوپك در آينده است. بدون شك اگر اعراب در سال گذشته به پيشنهاد تحريم نفتي نسبت به حاميان اسرائيل تن مي دادند، آمريكا فرصتي براي ورود به عرصه خشونت عريان احساس نمي يافت.

نكته بسيار مهم و قابل توجه در وقايع جاري آن است كه گرچه جريان كلي استثمار بشري در قالب يك اتحاد ظاهري و مثلث شوم سر برآورده است اما در بطن اين سياهي به هم پيوسته روزنه اميدي براي بشريت مظلوم مشهود است و آن جز تضاد عميق نهفته در اين وفاق ظاهري نيست. بسياري از حوادث اخير محصول تضاد منافع جريانها و جناحهاي جهاني است كه در اوج اين تضاد حتي سقوط يكي به دست ديگري متصور مي باشد، غافل از آنكه اين سقوط محتمل، به فروپاشي بنياني خواهد انجاميد كه ديگري نيز بر آن بنا خواهد شد. پژواك اين تضاد را در وقايعي چون اغتشاش، ترور و … در شهرهاي عراق بايد ديد كه بدين واسطه كانون وفاق شيطاني را در فرداي سرمستي از پيروزي مقطعي، در گرداب اختلاف تقسيم غنائم اسير مي سازد. امروز تمامي آزادي خواهان و دوستداران صلح بشري بايد مراقب باشند تاحركتها و اعتراضات علني و بي نظير آنان در مخالفت با نظام سلطه، در صحنه تضاد منافع جناحهاي جهاني مصادره به مطلوب نگردد. امروز برخلاف گذشته اين تضاد قدرت، از جنس دوگانگي شرقي و غربي نيست و تنها در حوزه تمدن غرب سربرآورده است. اصولا غرب واقعيتي بنا شده بر اضداد است و همين پارادوكس بزرگ آن را به وادي فناي ابدي سوق خواهد داد و در اين ميان هيچ اثري از آن « مرد عنكبوتي » نيست تا به نجات او بيايد و با پايان تاريخ پيوندش دهد. شكستن انحصار رسانه اي در جنگ اخير، گرچه در كليت آن نيز بازي ديگري را به نفع قطب جديد قدرت آتي مي توان تصور نمود، اما آن هم از اين ذات متضاد سرچشمه مي گيرد.

در حادثه اخير ابهت و اقتدار مواليد تمدن غرب همانند سازمان ملل، شوراي امنيت، معاهدات بين المللي و … كه تمامي افتخارات آن تفكر و تمدن محسوب مي شد، بدست مظهريت اقتدار غرب (آمريكا) فروريخت و اين حكايت از آن واقعيتي دارد كه غرب را در برابر ملزومات خود نيز آسيب پذير مي سازد، حتي اگر اين ملزومات هماناني باشند كه زماني فرهنگ گانگسترهاي بيگانه با اخلاق و كرامت انساني را به صورت جهلي فراگير در آوردند و جاهليت اخير را جهاني كرده و حضور اختاپوسي شيطان را در سراسر جهان ممكن ساختند، اما نبايد هراسيد چرا كه تدبير شيطان سست و ضعيف است و موجوديت او نيز در دايره قدرت و حكمت خداوندي شكل گرفته است. فلسفه وجودي شيطان در دفتر آفرينش جز گشودن دريچه توبه به روي بشريت نيست تا انسان گرفتار در مكافات بيگانگي با خدا، قدر عافيت قرب الهي را ادراك نمايد. عصر كنوني عصري است كه فرهنگ توحش لباس تمدن بر تن كرده و بدين خاطر جهل بشري به عصياني جهاني بدل گرديده و لذا توبه و هدايت پس از آن نيز جهاني خواهد بود.

باش تا صبح دولتش بدمد

كاين هنوز از نتايج سحر است


http://www.snn.ir/full.asp?n=4&i={5E90BBE3-E3E6-4671-A1F9-A291CFD9D501}

رضا24
Tuesday 3 June 2003, 02:05PM
FONT=Arial Black][FONT=Arial]با سلام
بي ثباتي و هرج و مرج كه در عراق بيداد مي كند و آمريكائيها باعث آزاد شدن تمام زنداني ها و آزاد ماندن جنايتكاران بعثي شده اند . در شهر بغداد شما بيش از ساعت 1 - 2 ظهر نمي توانيد در خيابان بمانيد وگرنه مورد غارت و قتل قرار مي گيريد . به وضوح دست كودكان اسلحه آمريكائي ديده مي شود و داد و ستد مي شود ... با وجود اين شهرهائي كه به دست مردم است امن تر و منظم تر است . كجاي كاري داداش در همين حين اگر كسي ادعاي حكومت كند قطعا با غضب آمريكا مواجه خواهد شد . هيچ مردم عاقل دولت دست نشانده بيگانه را قبول نمي كنند ولي آمريكا دولتي مي خواهد كه اكثريت شيعه نباشد !

در مورد قيام 1991 ديگر كشورها مجال دخالت نداشتند ، حرف شما كاملا دور از مسائل نظامي و ديپلماسي است .

آمريكا نه تنها يك فرشته نجات نيست و ما به آن بعنوان يك فرشته نجات نگاه نمي كنيم ، بلكه بعنوان يك غارتگر و استثمارگر و اشغالگر مطرح است .

كشور ما بهمان دليل كه از طالبان حمايت نكرد از مسلمانان چچن هم حمايت نكرد.

شما مطمئن باشيد دير يا زود يك حكومت دمكراتيك و مردمي همانند افغانستان درعراق تشكيل خواهدشد.در مورد چچن هم زنان و كودكان و انسان هاي بيگناه با شورشيان جدايي طلب تفاوت دارند همانگونه كه طالبان با مردم افغانستان تفاوت دارند.ولي منافع ما اقتضا نميكرد كه از انان حمايت كنيم.همانطور كه از مسلمانان هند حمايت نكرديم و همانطور كه از شيعيان پاكستان حمايت نكرديم وهمانطور كه به گفته دولتمردان به حمايت معنوي! از مسلمانان فلسطين اقتضا كرديم.ما كه ادعاي مسلماني داريم ولي منافعمان را بر بسياری از ارزشها ترجيح ميدهيم نباید بر امریکا خرده بگیریم.

موفق باشید

صبح
Tuesday 3 June 2003, 02:52PM
نوشته شده بوسيله رضا24
FONT=Arial Black][FONT=Arial]با سلام


شما مطمئن باشيد دير يا زود يك حكومت دمكراتيك و مردمي همانند افغانستان درعراق تشكيل خواهدشد.در مورد چچن هم زنان و كودكان و انسان هاي بيگناه با شورشيان جدايي طلب تفاوت دارند همانگونه كه طالبان با مردم افغانستان تفاوت دارند.ولي منافع ما اقتضا نميكرد كه از انان حمايت كنيم.همانطور كه از مسلمانان هند حمايت نكرديم و همانطور كه از شيعيان پاكستان حمايت نكرديم وهمانطور كه به گفته دولتمردان به حمايت معنوي! از مسلمانان فلسطين اقتضا كرديم.ما كه ادعاي مسلماني داريم ولي منافعمان را بر بسياری از ارزشها ترجيح ميدهيم نباید بر امریکا خرده بگیریم.

موفق باشید

با سلام

كدام دولت مردمي ؟ :) آيا كرزاي كه سابقه طولاني در CIA دارد ، نماينده مردم افغانستان است ؟ كدام مردم به كرزاي راي دادند ؟ :confused:

در جنگهاي چريكي چچن ، مردم غير مسلح دخالت نمي كنند دوست عزير ...

اگر قرار باشد به سبك شما فكر كنيم ... كه مثلا بايد در مقابل تهاجم آمريكا به عراق مي ايستاديم ... هر چه بادا باد ... :) اين درست نشد ... ما بعنوان يك كشور اسلامي ، براي بقاي خود بايد سياست اتخاذ كنيم تا بتوانيم پايدار بمانيم ...

رضا24
Wednesday 4 June 2003, 06:48PM
كدام دولت مردمي ؟ آيا كرزاي كه سابقه طولاني در CIA دارد ، نماينده مردم افغانستان است ؟ كدام مردم به كرزاي راي دادند ؟

در جنگهاي چريكي چچن ، مردم غير مسلح دخالت نمي كنند دوست عزير ...

اگر قرار باشد به سبك شما فكر كنيم ... كه مثلا بايد در مقابل تهاجم آمريكا به عراق مي ايستاديم ... هر چه بادا باد ... اين درست نشد ... ما بعنوان يك كشور اسلامي ، براي بقاي خود بايد سياست اتخاذ كنيم تا بتوانيم پايدار بمانيم ...
با سلام
در جنگهاي چچن انسانهاي بي گناه زيادي قرباني شدند.اينجا (http://www.hawzah.net/Per/Magazine/mi/7810/mi01002.htm) را كليك كنيد.حالا مسئله چچن به كنار چرا از مسلمانان هند حمايت نكرديم؟ چرا از شيعيان پاكستان كه به جرم شيعه بودن كشته شدند حتي يك حمايت لفظي هم نكرديم؟ چرا از مسلمانان فلسطين فقط حمايت معنوي مي كنيم؟ من نگفتم كه بايد با امريكا وارد جنگ شويم.من گفتم ما كه منافع خود را به كمك به مسلمانان ديگر ترجيح ميدهيم نميتوانيم به امريكا اعتراض كنيم كه چرا به شيعيان عراق كمك نكرد ما كه ادعاي مسلماني داريم چرا حتي يك حمايت لفظي هم از شيعيان پاكستان نكرديم؟

صبح
Thursday 5 June 2003, 12:05AM
نوشته شده بوسيله رضا24

با سلام
در جنگهاي چچن انسانهاي بي گناه زيادي قرباني شدند.اينجا (http://www.hawzah.net/Per/Magazine/mi/7810/mi01002.htm) را كليك كنيد.حالا مسئله چچن به كنار چرا از مسلمانان هند حمايت نكرديم؟ چرا از شيعيان پاكستان كه به جرم شيعه بودن كشته شدند حتي يك حمايت لفظي هم نكرديم؟ چرا از مسلمانان فلسطين فقط حمايت معنوي مي كنيم؟ من نگفتم كه بايد با امريكا وارد جنگ شويم.من گفتم ما كه منافع خود را به كمك به مسلمانان ديگر ترجيح ميدهيم نميتوانيم به امريكا اعتراض كنيم كه چرا به شيعيان عراق كمك نكرد ما كه ادعاي مسلماني داريم چرا حتي يك حمايت لفظي هم از شيعيان پاكستان نكرديم؟

سلام ...
اول اينكه حداقل هند را مطمئنم و در اخبار ديده ام كه دولت ايران رسما از دولت هند درخواست كرد كه از اين كشتارها جلوگيري كند . و چنين درخواستي حق است و مي بايست انجام شود و انجام هم مي شود.

در ثاني شما بگوئيد ... ايران در مقابل كشتارهاي فرقه اي هند يا پاكستان چه مي تواند بكند ؟ آيا وضع هيچ كدام به وخيمي اوضاع فلسطين هست ؟ كه قطعا نيست ...

ثالثا عرض كردم كه ايران موظف است ( سياست ) اتخاد كند و محكوم به دخالت در امور ديگر كشورها نشود . اگر ايران به جهاد اسلامي و حزب الله كمك مي كند ، خود آنها اين كمك را نياز دارند و مي خواهند ... در هند يا پاكستان ، دولت مستقر وجود دارد و تنها كاري كه ايران مي تواند بكند ، درخواست رسمي است كه انجام مي دهد .

رضا24
Saturday 7 June 2003, 01:25PM
سلام ...
اول اينكه حداقل هند را مطمئنم و در اخبار ديده ام كه دولت ايران رسما از دولت هند درخواست كرد كه از اين كشتارها جلوگيري كند . و چنين درخواستي حق است و مي بايست انجام شود و انجام هم مي شود.

در ثاني شما بگوئيد ... ايران در مقابل كشتارهاي فرقه اي هند يا پاكستان چه مي تواند بكند ؟ آيا وضع هيچ كدام به وخيمي اوضاع فلسطين هست ؟ كه قطعا نيست ...

ثالثا عرض كردم كه ايران موظف است ( سياست ) اتخاد كند و محكوم به دخالت در امور ديگر كشورها نشود . اگر ايران به جهاد اسلامي و حزب الله كمك مي كند ، خود آنها اين كمك را نياز دارند و مي خواهند ... در هند يا پاكستان ، دولت مستقر وجود دارد و تنها كاري كه ايران مي تواند بكند ، درخواست رسمي است كه انجام مي دهد .با سلام
ما ميتوانستيم همان گونه كه حوادث 11 سپتامبر را محكوم كرديم كشتار مسلمانان در هند , پاكستان و چچن را محكوم كنيم اما حداقل اين كار را هم نكرديم.در مورد هند هم اگر گفته شما درست باشد ولي به سادگي از كنار ان گذشتيم.شما تصور كنيد كه اگر ان جنايتهاي فجيعي كه در هند اتفاق افتاد , در فلسطين اتفاق مي افتاد , چه انعكاس وسيعي پپدا ميكرد و چه حمايت هاي معنوي! گسترده اي از آنان صورت مي گرفت . حتي در مورد مساله فلسطين هم ما فقط از انان حمايت معنوي ميكنيم.پس شما هم قبول داريد كه ما بايد مطابق منافع خودمان سياست اتخاذ كنيم وهر جا منافعمان ايجاب كند از مسلمانان حمايت ميكنيم وهر جا منافعمان ايجاب نكند در مقابل كشتار مسلمانان سكوت ميكنيم پس ما منافع خود را مد نظر داريم و ارزشهاي اسلامي وكمك به ديگر مسلمانان براي ما اهميت ندارد پس حق نداريم به امريكا اعتراض كنيم كه چرا مثلا در سال 1991 به شيعيان عراق كمك نكرد.امريكا هم مثل ما منافعي دارد و بسياري از كارهاي خود را طبق منافعش انجام ميدهد .

صبح
Sunday 22 June 2003, 06:38PM
نوشته شده بوسيله رضا24
با سلام
ما ميتوانستيم همان گونه كه حوادث 11 سپتامبر را محكوم كرديم كشتار مسلمانان در هند , پاكستان و چچن را محكوم كنيم اما حداقل اين كار را هم نكرديم.در مورد هند هم اگر گفته شما درست باشد ولي به سادگي از كنار ان گذشتيم.شما تصور كنيد كه اگر ان جنايتهاي فجيعي كه در هند اتفاق افتاد , در فلسطين اتفاق مي افتاد , چه انعكاس وسيعي پپدا ميكرد و چه حمايت هاي معنوي! گسترده اي از آنان صورت مي گرفت . حتي در مورد مساله فلسطين هم ما فقط از انان حمايت معنوي ميكنيم.پس شما هم قبول داريد كه ما بايد مطابق منافع خودمان سياست اتخاذ كنيم وهر جا منافعمان ايجاب كند از مسلمانان حمايت ميكنيم وهر جا منافعمان ايجاب نكند در مقابل كشتار مسلمانان سكوت ميكنيم پس ما منافع خود را مد نظر داريم و ارزشهاي اسلامي وكمك به ديگر مسلمانان براي ما اهميت ندارد پس حق نداريم به امريكا اعتراض كنيم كه چرا مثلا در سال 1991 به شيعيان عراق كمك نكرد.امريكا هم مثل ما منافعي دارد و بسياري از كارهاي خود را طبق منافعش انجام ميدهد .

ما بعنوان يك كشور مسلمان و براي ادامه حيات موظف هستيم به وظيفه خود عمل كنيم و منافعمان نيز همين است.

بهتر است هيجان زده صحبت نكنيد... ما براي بقاي سياسي اين امكان را نداريم كه در امور داخلي ديگر كشورها همچون هند دخالت كنيم... مگر اينكه از دولت رسمي هند درخواست كنيم و از طريق ديپلماسي اقدام كنيم . ما شايد در حدود غير رسمي كمك كنيم ... اما حتي در مورد فلسطين ما رسما و از طريق دولت عمل مي كنيم و در كنار آن نيز فعاليتهاي غير رسمي داريم .

بهرحال اثبات شيء نيز نفي ما عداه نمي كند ... :) اگر ما به فلسطين كمك مي كنيم ... دليل نميشود كه اگر به هند كمك نمي كنيم به فلسطين هم كمك نكنيم :) تا آن حد كه توان داريم .

صبح
Sunday 22 June 2003, 06:39PM
نلسون ماندلا: آمريكا بزرگ‌ترين خطر براي جهان است
يك شنبه، 1 تير 1382
http://www.bionvan.com/82/04/01/nelson-mandella.jpg

نلسون ماندلا، رييس جمهور سابق آفريقاي جنوبي، آمريكا را به سبب در حاشيه قرار دادن سازمان ملل در امور مهم جهاني و به خصوص جنگ عليه عراق مورد انتقاد شديد قرار داد.

به گزارش ايسنا، پايگاه اينترنتي الجزيره با نقل اين مطلب افزود، ماندلا كه براي افتتاح بازي‌هاي پارا المپيك در ايرلند به سر مي‌برد، گفت: «جورج بوش، رييس جمهور آمريكا، به دليل سرنگون كردن صدام، سازمان ملل را به بازي گرفت و با حيله‌گري همه را فريب داد.»

ماندلا افزود: «در حال حاضر هر سازمان و كشوري كه بخواهد سازمان ملل را در حاشيه قرار دهد بزرگ‌ترين خطر براي جهان به حساب مي‌آيد و بوش و آمريكا با فريب دادن سازمان ملل بزرگترين خطر هستند.»

ماندلا در اجتماع بيش از 110 هزار نفري مردم ايرلند گفت: «مي‌توانيم در كنار هم و به كمك هم استعمار را از زندگي خود و از جهان نابود كنيم.»

ماندلا تاكيد كرد: «بالاخره ثابت خواهد شد كه اعمال جورج بوش و امثال آن براي جهان جزء بي‌نظمي و آشوب ارمغان ديگري ندارد و منجر به هرج و مرج خواهد شد.»

صبح
Sunday 22 June 2003, 06:50PM
فائو(FAO)، آمریکا و ژاپن را مسئول افزايش فقر در جهان دانست
يك شنبه، 1 تير 1382


سازمان خواروبار و كشاورزي ملل متحد (فائو) آمريكا و ژاپن را متهم كرد با سهل انگاري هاي خود در مبارزه با فقر و گرسنگي در جهان باعث شده اند تا 122ميليون نفر در 10سال آينده براثر ادامه معضل گرسنگي با خطر مرگ روبرو شوند.

به گزارش ايرنا، «ژاك ديوف» مديركل فائو، شنبه در كنفرانسي با موضوع مقابله با گرسنگي در شهر «رم» (پايتخت ايتاليا) گفت: آمريكا و ژاپن دو متهم اصلي درمورد ادامه مشكل گرسنگي هستند. دولت هاي آمريكا و ژاپن سالانه 350ميليارد دلار يارانه به كشاورزان خود پرداخت مي كنند كه اين مسئله سبب كاهش بهاي محصولات كشاورزي در بازار داخلي اين كشورها مي شود. اين كمك ها، ضمن حذف توان رقابت كشورهاي فقير و درحال توسعه براي صادرات محصولات كشاورزي خود، سبب ترك فعاليت از سوي كشاورزان اين كشورها نيز مي شود.

http://www.bionvan.com/world.php?cat=news&show=820401-13

رضا24
Saturday 28 June 2003, 03:27PM
با سلام
با وجود اينكه اين تاپيك داشت ميرفت ولي مجبور بودم بيارمش براي اينكه جواب اقاي صبح بدم;)
ما بعنوان يك كشور مسلمان و براي ادامه حيات موظف هستيم به وظيفه خود عمل كنيم و منافعمان نيز همين است.من هم همين را مي گويم اقاي صبح. سياستهاي جمهوري اسلامي بر اساس منافع است نه بر اساس دستورات اسلام و ارزشهاي اسلامي.
هر جا منافعش در خطر نباشد به مسلمانان كمك مي كند مانند بوسني و هرزگوين.هر وقت منافعش ايجاب كند سكوت ميكند مانند شيعيان پاكستان و مسلمانان چچن.

صبح
Saturday 28 June 2003, 03:40PM
نوشته شده بوسيله رضا24
با سلام
با وجود اينكه اين تاپيك داشت ميرفت ولي مجبور بودم بيارمش براي اينكه جواب اقاي صبح بدم;)
من هم همين را مي گويم اقاي صبح. سياستهاي جمهوري اسلامي بر اساس منافع است نه بر اساس دستورات اسلام و ارزشهاي اسلامي.
هر جا منافعش در خطر نباشد به مسلمانان كمك مي كند مانند بوسني و هرزگوين.هر وقت منافعش ايجاب كند سكوت ميكند مانند شيعيان پاكستان و مسلمانان چچن.


دهه ! :)
سلام ...

منافع جمهوري اسلامي با اسلام تضادي ندارد.

ممكن است به همه جا نرسد ... يا صلاح نبيند كاري انجام دهد !

صبح
Sunday 29 June 2003, 02:44PM
افشاي‎‎ توان‎ هسته‎اي تل‎آويو



يك شنبه، 8 تير 1382





تلويزيون بي‎‎‎ بي سـي در پـاسـخ‎ بـه‎ تهديدهاي‎ رژيم‎‎ صهيونيستي‎، فـيلـم مسـتنـد فعاليت‎هاي‎‎ هسته‎اي اين‎ رژيم‎ را بـار ديگـر پخش‎ كرد.

به‎ گزارش‎ خبرگزاري‎‎ جمهوري اسلامـي‎‎، در پـي اين‎ اقدام،, رژيم صهيونيستي‎ ديـروز شـبكـه‎ جهاني‎‎‎‎ بي بي سي را محكوم‎ كرد. با اين‎‎ حال‎ تلويزيون بي‎‎‎ بي سي، صبـح‎ و عصر شنبه‎‎ در پر بينندهترين‎ ساعات‎ پخـش‎ خـود، 2 بار ديگر اين‎ برنامه‎‎ افشاگرانـه را پخـش‎ كرد.

رژيم‎‎ صهيونيستي‎ پيشتر اعلام كرده‎‎ بـود بـه دليل‎ پخش‎ اين‎ برنامـه‎ روابط خـود را بـا بي‎‎‎‎ بي سي قطع‎ و محدوديت‎هايي را در صــدور رواديد براي‎ خبرنگـاران‎‎‎ ايـن تلـويـزيـون اعمال‎ خواهد كرد. اين‎ در حالي‎ است‎ كه‎ ريچارد سمبروك‎ مـديـر خبري‎ بي‎‎‎‎ بي سي تاكيد كرد: مااز صحت‎ فيلمي كه‎ نشان‎‎ داديم‎‎ مطمئن هستيم.

فيلم‎ مستند بي‎‎‎‎ بي سي برنامه‎‎ مخفي هسته اي‎ تل‎ آويو را كه‎‎ از دهـه 1960 ميـلادي‎ آغـاز شـده‎ است‎، افشا كرده است.

بر اساس‎ اين‎ فيلم‎‎ رژيم صهيونيستي‎ در دهـه ‎ 1980 ميلادي‎ با ساخت‎ بيش‎ از 100 عدد بمــب‎ اتمي‎ و گسترش‎ توان‎ موشك‎هـاي‎ دوربـرد خـود يكي‎ از خطرناكترين‎ زرادخانه‎‎هاي‎‎ هـستـه اي را در اختيار دارد. دراين‎ فيلم‎ تاكيد شده‎ است‎ «موردخاي‎ وانونو» دانشمند ناراضي‎‎ صهيونيستي كه‎ نخستين‎ بـار برنامه‎‎ سري‎‎‎ ساخت‎ سلاح‎هاي هستهاي تل‎آويو را در سال‎ 1986 افشـا كـرد، هنـوز در زنـدان‎ رژيم‎ صهيونيستي‎‎ به‎ سر مي برد. پس‎ از اين‎‎ اقدام‎، عوامل‎ موساد اين دانشمند ناراضي‎ را در شهر رم‎ ربودنـد و بـه‎ صـورت‎ غيرقانوني‎‎ به‎ تل‎آويو بردند و در دادگاهـي ساختگي‎‎ ـ فرمايشي به‎‎ اتهام‎ خيانت‎ به ايـن‎ رژيم‎‎ به‎‎ 20 سال‎‎ زندان‎ بااعمال شاقه محكوم كردند.

رضا24
Monday 30 June 2003, 01:41PM
با سلام
منافع جمهوري اسلامي با اسلام تضادي ندارد.

ممكن است به همه جا نرسد ... يا صلاح نبيند كاري انجام دهد !اقاي صبح! اگر شما اينطوري منطق مي اوريد و كارهاي جمهوري اسلامي را توجيه مي كنيد من هم مثل خودتان جوابتان را ميدهم.
پس منافع كشورهاي اسلامي هم با اسلام تضادي ندارد.اگر مثلا قطر به امريكا اجازه استفاده از خاك خود را مي دهد اين با اسلام هيچ تضادي ندارد. يا اگر مصر با اسراييل رابطه دارد اين با اسلام تضادي ندارد.ممكن است مثلا كشورهاي اسلامي صلاح ببينند با اسراييل رابطه برقرار كنند;)

صبح
Monday 30 June 2003, 01:48PM
نوشته شده بوسيله رضا24
با سلام
اقاي صبح! اگر شما اينطوري منطق مي اوريد و كارهاي جمهوري اسلامي را توجيه مي كنيد من هم مثل خودتان جوابتان را ميدهم.
پس منافع كشورهاي اسلامي هم با اسلام تضادي ندارد.اگر مثلا قطر به امريكا اجازه استفاده از خاك خود را مي دهد اين با اسلام هيچ تضادي ندارد. يا اگر مصر با اسراييل رابطه دارد اين با اسلام تضادي ندارد.ممكن است مثلا كشورهاي اسلامي صلاح ببينند با اسراييل رابطه برقرار كنند;)

سلام ...
تا منافع چگونه درايت شود !
رابطه با اسرائيل و به رسميت شناختنش منفعت كسي نيست دوست عزيز ... يا مثلا نوكري قطر در قبال آمريكا شايد منافع دوره كوتاهي براي قطر خوب باشد ... اما آينده نگري در منفعت هم خوب چيزيست .

من منظورم اين بود كه اسلام با منافع تناقضي ندارد ... يعني از عمل به اسلام متضرر كه نمي شويم جانم :)

عجله نكن ... خوب بخون :)

رضا24
Wednesday 2 July 2003, 01:23PM
با سلام
رابطه با اسرائيل و به رسميت شناختنش منفعت كسي نيست دوست عزيز ... چرا ديگه... مصر اسرائيل را به رسميت شناخت و در عوض صحراي سينا را پس گرفت.
يا مثلا نوكري قطر در قبال آمريكا شايد منافع دوره كوتاهي براي قطر خوب باشد ... اما آينده نگري در منفعت هم خوب چيزيست . انها منافع خودشان را بهتر ميدانند.
من منظورم اين بود كه اسلام با منافع تناقضي ندارد ...
يعني چه؟شايد يك نفر منفعتش در دزدي كردن باشد
يعني از عمل به اسلام متضرر كه نمي شويم جانم
جمهوري اسلامي كه به اسلام عمل نميكند به منافعش عمل ميكند.

صبح
Wednesday 2 July 2003, 03:38PM
با سلام
سلام

چرا ديگه... مصر اسرائيل را به رسميت شناخت و در عوض صحراي سينا را پس گرفت.

خندوندي من رو... :D :p
دزد صحراي سينا را دزديد ... مصر به دزد (امتياز داد) ، دزد صحراي سينا را برگرداند .
پس مصر فقط امتياز داد ! :D حساب حسابه ... كاكا برادر !
مصر مي توانست عين ايران آدم باشد ... پشتوانه مردمي داشته باشد و مثل ايران خرمشهر را بازپس گيرد . مصر مي توانست مثل ايران مردمي باشد تا سرانش از ( افتادن) هراس نداشته باشند ... و تهديدهاي آمريكائيها را پشيزي ارزش قائل نباشند . مصر مي توانست خود را قوي كند و به زور سرزمينهايش را پس بگيرد ... نه آنكه بيهوده مليتش را و دين و آئينش را لگدمال كند و به دشمنش امتياز بدهد .
مصر مي توانست از حزب الله لبنان ياد بگيرد ... اسرائيل را تف كند بيرون ! مي توانست از مردم فلسطين ياد بگيرد كه اسرائيل را به خاك مذلت بنشاند .

اما مصر آنقدر بي عقل و خاك بر سر بود كه هيچكدام از اين كارها را نكرد !

انها منافع خودشان را بهتر ميدانند.
جواب منطقي نداشتيد ؟ عربها يك مثل دارند ... هر آدمي تو قبر خودش مي خوابه ! :D پس هيچ نتيجه گيري اخلاقي و علمي و عملي نمي شود كرد ! :p

يعني چه؟شايد يك نفر منفعتش در دزدي كردن باشد
:eek:
اوخ اوخ ... بوي اسرائيل مياد! اين را آنارشيستها مي گويند ... صهيونيستها هم مي گويند ... ابزار هدف را توجيه نمي كند دوست عزيز ... ما انسانيم ... حيوان كه نيستيم .


جمهوري اسلامي كه به اسلام عمل نميكند به منافعش عمل ميكند.

منافع جمهوري اسلامي با اسلام تناقضي نبايد داشته باشد . و ندارد . دقيقا مثل اينكه منافع يك ملت مسلمان طبق منافع اسلام است !

قبول نداري كمي بيانديش ;)

رضا24
Saturday 5 July 2003, 02:39PM
با سلام
دزد صحراي سينا را دزديد ... مصر به دزد (امتياز داد) ، دزد صحراي سينا را برگرداند اقاي صبح اين اسراييل نبود كه به مصر حمله كرد
جواب منطقي نداشتيد ؟ عربها يك مثل دارند ... هر آدمي تو قبر خودش مي خوابه ! پس هيچ نتيجه گيري اخلاقي و علمي و عملي نمي شود كرد ! فعلا كه روزگار به كام اونهاست.
منافع جمهوري اسلامي با اسلام تناقضي نبايد داشته باشد . و ندارد . دقيقا مثل اينكه منافع يك ملت مسلمان طبق منافع اسلام است ! تعريف شما از منفعت چيست؟

من وتو
Saturday 5 July 2003, 06:28PM
ردپاي يهوديان تندرو در دولت بوش

گردآورنده: رائد القانون ـ روزنامه الکفاح العربي
پيش از جنگ هاي آمريکا در منطقه که با حمله به عراق شروع شد، برخي از عرب ها نسبت به اين که تعداد اعضاي يهودي در دولت جورج بوش کمتر از عهد دولت کلينتون است ابراز خوشنودي مي کردند. (در زمان کلينتون ديويد کوهين وزير دفاع و مادلين آلبرايت وزير امور خارجه از يهوديان سرشناس بودند). اما مدتي نگذشت که همه چيز آشکار شد و همه دانستند که اين دولت بازيگران پشت پرده بسياري دارد که در مقايسه با تاريخ دولت آمريکا بي سابقه است. بسياري از اين بازيگران يهودياني هستند که روابط بسيار مستحکمي با جنبش جهاني صهيونيسم به ويژه لابي صهيونيست آمريکا دارند. آنان از حوادث 11 سپتامبر براي فراهم کردن زمينه جهت سيطره آمريکا بر جهان بهره بردند. جنگ بر ضد افغانستان و عراق تنها "پوسته" طرح هايي بود که آنان براي ايجاد خاورميانه جديد به رهبري "اسرائيل" به اجرا درآوردند.
نشانه هاي اين "رهبران در سايه" در همه گفته هاي بوش و اقدامات وي قابل رديابي است. براي نمونه پل ولفوويتز همان کسي است که انظار عمومي را از حل مسئله فلسطينيان و صهيونيست ها به حمله به عراق منصرف کرد، بدون آن که جهت سياست آمريکا در مورد خاورميانه را که تهيه آن بر عهده خود او بوده است از جنگ "صد ساله" بر ضد اسلام تغيير دهد.
داگلاس فايث (سردمدار محافل صهيونيستي) معاون وزير دفاع آمريکا همچنان عرب ها را جزئي از گروه هاي شر مطلق مي داند که در برابر گروه هاي خير مطلق از جمله "اسرائيل" قرار گرفته اند! "اسرائيل" نيز فکر مي کند که تنها راه درست، جنگ با دشمنان عربش تا شکست کامل آنهاست و نبايد با آنها وارد مذاکرات صلح شد.
از جمله طرح هاي وايث، طرح راهبردي حمله آمريکا به لبنان به منظور اخراج سوري ها مانند اشغال کويت به بهانه آزادسازي آن در جنگ دوم خليج است. نويسنده سخنراني هاي رئيس جمهور در امور اقتصادي که ديويد فورم نام دارد در پشت بازهاي تندروي پنتاگون قرار دارد. او عبارت "محور شرارت" را که بوش در سخنراني خود در مورد عراق و ايران و کره شمالي بر زبان آورد، اختراع کرد. اين طرح زمينه را براي ايجاد امپراتوري و يا سلطنت آمريکا در منطقه مانند امپراتوري روم، فراهم مي کند.
اليوت آبرامز "قهرمان ماجراي رسوايي ايران ـ کنترا" حلقه صهيونيستي پيرامون بوش را کامل مي کند. آبرامز مسئول امور خاورميانه در شوراي امنيت ملي آمريکاست. او از کساني است که مخالفت خود را با روند صلح در خاورميانه پنهان نمي کند. او استراتژي "افزايش توان نظامي اسرائيل" براي کنترل معادله زمين در برابر صلح را پيگيري مي کند.
ولفوويتز طراح جنگ صد ساله بر ضد اسلام در انتظار فاجعه اي مانند پرل هاربر براي سلطه بر جهان
پل ولفوويتز :
جنگ آمريکا بر ضد عراق مقدمه اجراي طرحي است که يکي از بازهاي محافظه کار عاشق جنگ در آمريکا مدت هاي زيادي در انتظار آن بود. او پل ولفوويتز معاون وزير دفاع آمريکاست. او هميشه تلاش کرده است که گزارش هاي نظامي خود را به بوش تحويل دهد تا به وسيله تمرکز و تأکيد بر مسئله از ميان برداشتن حکومت صدام حسين، او را از توجه به يافتن راه حل عادلانه براي مسئله فلسطين باز دارد.
ولفوويتز به شدت علاقه مند است آمريکا را به چندين بحران بين المللي مشغول سازد و در پي آن وقت کافي را براي صهيونيست ها به منظور تحميل سلطه خود بر فلسطينيان، فراهم کند.
برخي از ناظران در آمريکا اکنون خطر مرد دوم پنتاگون براي کشورشان را احساس کرده اند. کار به جايي رسيده است که برخي از محافظه کاران نيز او را خطرناک ترين چهره در دولت کنوني آمريکا معرفي مي کنند، زيرا او مواضع تندي دارد و علاوه بر آن مي تواند با لفاظي از نقشه هاي خود دفاع و به راحتي ديگران را توجيه کند. يکي از اين ناظران پل ولفوويتز و دار و دسته وي را "امپرياليست هاي دمکرات" مي نامد. آنان اخيراً از دخالت نظامي آمريکا در سوريه و ايران براي ايجاد تغييرات در اين کشورها پس از اشغال عراق سخن گفته اند.
در اکتبر سال 2002م روزنامه نيويورک تايمز اخباري را در مورد ولفوويتز و دار و دسته وي منتشر کرد که در آن از فشار اين افراد بر دولت بوش براي آغاز جنگ فوري بر ضد عراق سخن گفته شده است، زيرا حمله به افغانستان (سرزمين خشک و فقير) نمي تواند جنگ جهانيي را که آنان درصدد شعله ور کردن آن هستند، آغاز کند، اما از نظر آنان عراق پله ديگري براي "جنگ بر ضد تروريسم" و "برخورد تمدن ها"ست. در اين طرح دين اسلام "دشمن" معرفي شده است و بايد جنگي "صد ساله" بر ضد آن آغاز شود. پس از انتشار اين طرح، اين افراد " گروه ولفوويتز" لقب گرفتند.
اين گروه در حال حاضر ايالات متحده را در همان مسيري هدايت مي کنند که سياست تندرو و افراطي و بسيار خطرناک صهيونيست ها به آن سو در حال حرکت است. در اين تفکر همه دولت هاي اسلامي که "اسرائيل" از آنها مي ترسد، دشمن تلقي شده اند و شايد اگر دولت بوش نبود اين ايده هاي ولفوويتز تنها يک رؤيا باقي مي ماند.
روزنامه نيويورک تايمز مي افزايد، يکي از بخش هاي اصلي نفوذ اين گروه شوراي سياست دفاعي پنتاگون است. 18 عضو اين شورا روابط بين المللي گسترده اي به ويژه با "اسرائيل" دارند و اين مسئله براي آنان اين امکان را فراهم مي کند که از طريق اقدامات پنهان و مانورهايي که دولت در دولت آمريکا از آن ناآگاه است تغييراتي را بر سياست اين کشور تحميل کنند.
هنگامي که ولفوويتز پسر يک ديپلمات يهودي و استاد رياضي دانشگاه پس از جنگ 1973م به پنتاگون پيوست، اقدامات خود را که اکنون سياست آمريکا در خاورميانه نمونه بارز آن شمرده مي شود، آغاز کرد.
پل ولفوويتز در سال 1992م پيش نويس طرحي را تحت عنوان " تأثير گذاري بر ديدگاه هاي جهانيان در قرن آينده" تهيه کرد. اين طرخ اکنون اساس سياست خارجي بوش پسر قرار گرفته است. در اين طرح از پنتاگون خواسته شده است، "سازمان جديدي براي جهان بنا نهد که در زير سلطه کامل آمريکا باشد (نظم نوين جهاني يا نظام تک قطبي به رهبري مطلق آمريکا).
گروه ولفوويتز پس از آن به نام گروه "طرح قرن جديد آمريکايي" شهرت يافت. در اين گروه ديک چني معاون رئيس جمهور آمريکا و يکي ديگر از دوستان ولفوويتز يعني ريچارد پرل که "رهبر در سايه" لقب گرفته است، نيز حضور دارند.
بوش در ژوئن 2002 ميلادي در سخنراني خود در "وست پوينت" با توجه به طرح ولفوويتز، تأکيد کرد، آمريکا قصد دارد قدرت نظامي خود را حفظ و با چالش ها مقابله کند.
به گفته يکي از کارشناسان مسائل آمريکا "گروه ولفوويتز" به شدت تلاش مي کند که ايالات متحده آمريکا را به حرکت در مسير سياست هاي جناح راست تندروي " اسرائيل" که از مهم ترين هدف هاي آن حمايت از " تهاجم هسته اي احتمالي رژيم صهيونيستي به کشورهاي عرب" است، سوق دهد.
اگر هم نتوان ولفوويتز را مزدور تمام عيار "اسرائيل" ناميد، شارون و جنبش شهرک نشينان صهيونيستي که خواستار کشتن ياسر عرفات رئيس تشکيلات خودگردان و اخراج فلسطينيان از سرزمين هاي اشغالي هستند، اميدهاي زيادي به او دارند.
پل ولفوويتز معاون وزير دفاع آمريکا يکي از 23 شخصيت يهودي حاضر در دولت جورج بوش پسر محسوب مي شود.اين 23 نفر عبارتند از:
1. پل ولفوويتز معاون وزير دفاع
2. ريچارد پرل رئيس شوراي سياست گذاري و برنامه ريزي پنتاگون (او اکنون از اين سمت استعفا داده است)
3. آري فليشر سخنگوي کاخ سفيد (مستعفي)
4. کين ميلمان مدير سياست گذاري کاخ سفيد
5. جي ليفکوويتز دستيار معاون رئيس جمهور
6. ديويد فورم نويسنده سخنراني هاي بوش (مستعفي) او عبارت محور شرارت را اختراع کرد
7. براد بلايکمان سرپرست تشريفات کاخ سفيد
8. داو زاکهايم معاون وزير دفاع و بازرس هزينه ها
9. لويس ليپي سرپرست کارگزيني اداره معاون رئيس جمهور آمريکا
10. آدم گلدمان مسئول ارتباط با انجمن يهوديان در کاخ سفيد
11. کريس گرستين دستيار معاون وزير امور خانواده
12. اليوت آبرامز سرپرست گروه امور خاورميانه و مسئول امور حقوق بشر شوراي امنيت ملي آمريکا (قهرمان ماجراي رسوايي ايران ـ کنترا )
13. مارک وينبرگ معاون وزير دفاع در امور سياسي
14. داگلاس فايث معاون وزير دفاع در امور سياسي( از سران صهيونيسم در آمريکا)
15. مايکل چرتوف رئيس بخش جنايي وزارت دادگستري
16. دانيال کيرتزر سفير آمريکا در تل آويو
17. کليف سوبل سفير آمريکا در هلند
18. استيوات برنشتاين سفير آمريکا در دانمارک
19. خانم نانسي برينکير سفير آمريکا در مجارستان
20. فرانک لافين سفير آمريکا در سنگاپور
21. رون وايزر سفير آمريکا در اسلواکي
22. ميل سامبلر سفير آمريکا در ايتاليا
23. مارتين سيلور اشتاين سفير آمريکا در اروگوئه

من وتو
Saturday 5 July 2003, 06:32PM
بر اساس يک نظر سنجی، 73 درصد از صهيونيست ها معتقدند که رژيم صهيونيستی بر فلسطينيان پيروز نشده است

مرکز اطلاع رسانی فلسطين

بر پايه يک نظر سنجی که روزنامه يديعوت اهارانوت ديروز آن را منتشر کرد، بيش تر صهيونيست ها معتقدند که بر خلاف اظهارات موشه يعلون رئيس ستاد ارتش رژيم صهيونيستی، اين رژيم در انتفاضه الاقصی بر فلسطينيان پيروز نشده است. 73 درصد از صهيونيست ها معتقدند که "اسرائيل" در اين جنگ پيروز نشده است و 33 درصد نيز فلسطينيان را پيروز اين ميدان می دانند. بقيه افرادی که از آنها نظر سنجی به عمل آمده است، بر اين عقيده هستند که اين جنگ پيروز و شکست خورده ندارد

صبح
Saturday 5 July 2003, 06:35PM
نوشته شده بوسيله رضا24
با سلام
اقاي صبح اين اسراييل نبود كه به مصر حمله كرد
فعلا كه روزگار به كام اونهاست.
تعريف شما از منفعت چيست؟

عليك سلام

پس حتما عمه شما بود كه به مصر حمله كرد !‌ :D نه اصلا رژيم صهيونيستي نبود ... مگر نه اينكه بعد از اين جنگ صحراي سينا به دست سرخپوستها افتاد و كرانه غربي هم توسط چينيها اشغال شد ! :p نه اصلا اين رژيم صهيونيستي نبود ... اين طفلكي ها رو متهم نكنيد !‌:D

چشم تو روشن عزيز كه روزگار به كام اونهاست :D ولي دنيا هميشه يه جور نمي مونه ! اگر نه همه جلادها ... سفاك ها ... خونخوارها ... بايست باقي مي موندن ... :p:D

منافع همه آن چيزي كه دنيا و آخرت انسان را تامين مي كند است !‌

سینا 555
Sunday 6 July 2003, 12:30AM
اين مقاله رو جهت هر چه بيشتر روشن شدن موضوع تروريسم اينجا قرار ميدهم باشد كه با رفتن ابرهاي سياه از كرانه اسمان انسانها مكرهاي شيطان صفتان بيشتر و بيشتر نمايان شود.



تروريسم آمريكايي

م. سياه جامه
بحران هاي بين المللي گاه آن قدر پردامنه مي شود و تحولات و بازتاب هاي فرعي پيدا مي كنند كه افكار عمومي جهانيان اصل مسئله را فراموش مي كنند و تحليل پيرامون انگيزه ها و چگونگي پيدايش بحران را از ياد مي برند.
آنچه در طي دو سال گذشته افكار و اذهان عمومي جوامع را به خود مشغول كرده و بعضا بسياري از سياستمداران و مقامات كشورهاي جهان را با خود همراه ساخته است، مخالفت با تروريسم و تصميم قاطع براي ريشه كني اين معضل بين المللي است. تروريسم پديده اي شوم است كه همه كشورهاي جهان و اكثر مجامع درگذشته و حال از آن ضربه ديده و به نوعي درگير عوارض و تبعات منفي آن بوده اند. به همين جهت هنگامي كه عزم جهاني پيرامون مقابله با آن تمركز مي يابد و مي خواهد كه اين معضل بين المللي را براي هميشه محو كند بيشتر جوامع و دولت ها همراه آن مي شوند. آلمان، فرانسه، انگليس، ايتاليا، اسپانيا، اتريش، بلژيك و دهها كشور اروپايي كابوس دهه هفتاد ميلادي را در ذهن دارند كه اروپا را آماج حملات سازمان ها و گروه هاي تروريستي ساخته بود. تروريست هاي «بادرماينهوف»، «سلول هاي انقلابي»، «ستاره سرخ»، «دوم ژوئن»، »ار،آ، اف»، «باسك»، «ميليشياي ايرلند»، «هولگرمانيز»، «برتون ها»، «كورزه ها»، «بريگاد سرخ» و... مفهوم تروريسم را در اذهان اروپايي ها تداعي مي كنند. گروه ها و سازمان ها و تشكيلاتي كه از بطن جوامع اروپايي برخاسته و در مخالفت با سياست هاي دولت هاي خود در مسايل گوناگون اقتصادي و سياسي و نظامي و... به مبارزه مسلحانه روي آورده بودند. مفهوم تروريسم در روسيه شبه نظاميان چچن و برخي گروه هاي داخلي را تداعي گر است كه در مقابله با سياست هاي دولت اين كشور در مسايل داخلي خود به عمليات خشونت آميز متوسل مي شوند. تروريسم در ژاپن، «ارتش سرخ ژاپن» را تداعي مي كنند. گروهي كه در اعتراض به همراهي دولتمردان اين كشور با آمريكا دست به سلاح برده بودند.
تروريسم در هند گروه هاي افراطي «سيك» و هندوهاي متعصب را كه در چالش هاي مذهبي با مذاهب و اديان ديگر قرار دارند و جهت تحميل خواسته خود به دولت مركزي به اهرم فشار ترور و عمليات خرابكاري متوسل مي شوند را تداعي مي كند و تروريسم در پاكستان نيز، «سپاه صحابه» و گروه هاي افراطي را كه عليه شيعيان اين كشور دست به جنايات مسلحانه مي زنند را تداعي مي كند.
تروريسم در ايران «منافقين» و برخي گروهك هاي معاند و ضدانقلاب كه با خشونت و عمليات مسلحانه و خرابكاري روياروي ملت و دولت و خواست اكثريت مردم قرار دارند را تداعي مي كند و... بنابراين هر كشور و جامعه اي با توجه به خساراتي كه خود از تروريسم ديده است در مخالفت با آن با ديگر كشورها و مجامع همراه و همصدا مي شود.
اما تروريسم در آمريكا مفهومي ديگر را تداعي مي كند و از جنس ديگريست! ايالات متحده به عنوان كشوري مهاجم كه در پناه موقعيت جغرافيايي خاص و استثنايي خود مصون از تعرضات و جنگ هاي كلاسيك خارجيست و تنها موشك هاي قاره پيما كه تكنولوژي آن در اختيار معدود كشورهاي رقيب و هم عرض آمريكاست، اين كشور را تهديد مي كند در بازتاب تحركات نظامي و سياسي و اقتصادي خود در ساير كشورهاي جهان همواره در هراس عمليات تروريستي بسر برده است. عملياتي كه سازمان ها و گروه هاي سياسي و نظامي كشورهاي تحت سلطه آمريكا و يا مورد تعرض ايالات متحده- بر عليه منافع واشنگتن سازماندهي مي كنند. بنابراين، مفهوم تروريسم در اذهان زمامداران كاخ سفيد با آنچه كه ديگر كشورها دغدغه آن را دارند تفاوت و تضادي آشكار دارد.
در ساعات اوليه يازدهم سپتامبر هنگامي كه آوار برج هاي دوقلوي نيويورك فرو مي ريخت، «استيون سايمن»، كارشناس مبارزه با تروريسم خارجي آمريكا در گفت وگو با «بي.بي.سي» اظهار داشت: اين سناريو در اين برهه از زمان آمريكا را دچار شديدترين مشكل و بحران كرده است. سايمن در پاسخ به سؤال «بي.بي.سي»، كه آيا چنين حملاتي را پيش بيني مي كرديد گفت: «مشكل آمريكا همواره تهديد از سوي تروريسم بوده است»!
مفهوم تروريسم با تعريف تروريسم تفاوت هاي بنيادي دارد. آنچه ملت ها و دولت ها را متفقاً در مقابله با پديده تروريسم به اشتراك نظر مي كشاند حول مفهوم آن گردش مي كند، يعني سازمان ها و گروه هاي داخلي كه مستقلاً و يا با كمك بيگانه دست به عمليات خرابكاري و قتل و جنايت مي زنند تا با ايجاد رعب و وحشت دولت و يا ملتي را وادار به پذيرش خواسته خود با اهرم زور كنند كه برخورد با آن از طريق اتحاد و اتفاق نظر كشورها در مبارزه جدي با آن امري شدني و ملموس و قابل دسترسي است (همانند آنچه در روزهاي گذشته در فرانسه و بازداشت جمع كثيري از تروريست هاي منافق روي داد)، كه تداوم اين روند و همكاري ساير كشورها و مجامع با يكديگر در برخورد با تروريست هايي كه با اعمال خشونت آميز و قتل و جنايت ورعب و وحشت درصدد رسيدن به خواسته هاي خود هستند مي تواند در كوتاه مدت گام هاي مؤثر و سازنده اي را در محو تروريسم بين المللي بردارد.
اما تعريف تروريسم يا به عبارتي آنچه آمريكا صرفنظر از مفهوم و درك بين المللي آن- داعيه مبارزه با آن را دارد و از ديگر كشورها نيز مي خواهد تا با ايالات متحده همگامي كنند- هرگونه تعرضي را كه به منافع اين كشور از سوي اشخاص، گروه ها و سازمان هاي خارجي صورت مي گيرد را شامل مي شود!
و اين مشكلي است كه تنها آمريكا و اسرائيل دارند و اكثريت كشورهاي جهان در تهديد چنين تروريسمي قرار ندارند.
آمريكا خواهان اين است كه آزادانه به هر كشور و جامعه و دولت و ملتي كه خواست تعرض كند و در پي جويي منافع خود اقصي نقاط جهان را زير و رو كند، در پناه سپر فضايي از حملات موشك هاي قاره پيما در امان باشد، در پناه موقعيت جغرافيايي خاص خود از جنگ هاي كلاسيك و مقابله همسايگان مصون باشد و تنها دريچه آسيب پذيري خود يعني تروريسم خارجي را كه با انگيزه هاي متعدد قابليت ضربه زدن به منافع آمريكا و مقابله به مثل را دارد مسدود كند كه اين تعريف از تروريسم با مفهومي كه ديگر ملت ها و دولت ها آن را درك مي كنند تفاوت و تضاد بنيادي دارد.
تروريسم پديده شومي است كه امنيت، آسايش، توسعه و دستاوردهاي مثبت ملت ها و دولت ها را تهديد مي كند و مقابله با آن عزمي جهاني را طالب است. بنابراين ضرورت اتفاق نظر كشورها و مجامع جهاني پيرامون مبارزه و محو آن از اولويت هاي نگرش نوين به معادلات جهاني است، اما اين اولويت با تعريف و مفهومي كه آمريكا ارائه مي دهد در تضاد است، چرا كه اين شكل از تروريسم تنها آمريكا و اسرائيل را آنهم به جهت اعمال سياست هاي سلطه جويانه تهديد مي كند نه كشورهاي ديگر را!

صبح
Tuesday 16 December 2003, 05:20PM
نامه مايكل مور به بوش؛
اگر به ماه رفتي، ديك چني را هم با خودت ببر
به بوش عزيز: خوب، الان نزديك به دوهفته از سفر شگفت انگيزت به يكي از دو كشوري كه اداره مي كني مي گذرد، و من بايد بگويم، هنوز مبهوت اين ژست تو هستم.
http://daricheh.org/23/bush_baghdad_airport_27nov.jpg

مرد! بيا و دفعه بعد مرا هم با خودت ببر! مي دانم كه تنها سيزده نفر از اصحاب مطبوعات با تو همراه بودند و البته معلوم شده است كه تنها يك نفر از آنها حقيقتاً خبرنگار روزنامه بوده است اما در عوض پنج عكاس با خودت راهي كرده بودي (آه، حالا متوجه شدم، اصل داستان همين عكس ها بودند) و چند تكنيسين مخابرات و البته يك نفر نيز از شبكه فاكس نيوز (همان شبكه منصف و بيطرف!!!).

سپس، در روزنامه هاي آخر همين هفته درباره آن بوقلمون بزرگي كه با خودت در بغداد حمل مي كردي خواندم كه، بعله؛ كاشف بعمل آمده است كه آن بوقلمون بزرگ و زيباي تو را هيچ يك از نظاميان نخورده است و نه تنها آنها ، بلكه هيچ كس ديگر نيز آن بوقلمون را نخورده است چراكه اساساً آن بوقلمون واقعي نبوده و تنها يك بوقلمون ساختگي بوده است. تو تنها آن را با خودت آورده بودي تا خوراك خوبي براي زواياي آن دوربين هاي بزرگ باشد.

حالا مي دانم كه عده اي خواهند گفت كه تو در اوجي (درست مانند آن دفعه گذشته با لباس خلباني ات) اما هي، حالا فهميدم، اين يك نمايش است! پس اگر آن يك بوقلمون ساختگي باشد؛ حتماً كل آن سفر نيز ساختگي بوده است؛ همه چيز براي «اخبار» صحنه آرايي شده بود.

آن درخشش دروغيني كه آن پرنده را در بر گرفته بود، چندان با درخشش دروغيني كه اين جنگ را پوشانده است تفاوتي ندارد و چاشني هاي دروغين موجود در آن پرنده ساختگي درست نشانه اي براي كشور ما در خلال اين ايام بود.

آمريكا عاشق درخشش ساختگي و نمايش هاي پر زرق و برق است و توي لعنتي به خوبي از اين موضوع آگاهي – و به همين خاطر است كه تو اينقدر بر مردمي كه رهبريشان مي كني سوار هستي!

همچنين ايده بسيار خوبي بود كه در همان هواپيما، «مطبوعات» را واداشتي تا پرده ها را پايين بكشند و هيچ يك از اطرافيان رسانه اي تو به اين تصميم اعتراض نكردند.

آنها عاشق پرده هاي كشيده و نشستن در تاريكي هستند اينگونه جذابيتش بيشتر است و زمانيكه تو آنها را واداشتي تا باطري موبايل هايشان را درآورند تا مبادا با كسي تماس بگيرند، آنها بازهم وفادارانه حرف تو را تحسين برانگيز خواندند! فكر مي كنم اگر به آنها مي گفتي دستشان را توي سرشان فروكنند و يا زبانشان را به دماغشان برسانند، باز هم اين كارها را براي تو مي كردند؛ از بس كه تو را دوست دارند! تو حتي مي توانستي در سراسر سفر با آنها بازي «سيمون ميگه» (يك بازي معروف بچه گانه آمريكايي است كه در ساير نقاط جهان نيز بازي مي شود، در اين بازي همه بچه ها موظف به تقليد و انجام دستورات رهبر گروه هستند، دستورات رئيس گروه با استفاده از جمله سيمون ميگه ، به بچه ها مي رسد و آنها بايد هرچه را كه سيمون گفته بدون كم و كاست عمل كنند) را اجرا كني.
البته اين چندان فرقي با بازي «كارل ميگه»، نداره؛ بازي معروفي كه روزنامه نگاران عاشق انجام روزانه آن با آقاي «راو» هستند.

( منظور از كارل و آقاي راو همان كارل راو معروف است كه رئيس ستاد تبليغات رياست جمهوري بوش در سال 2000 بود و استرتژي هاي تبليغاتي او را بر عهده داشت در خصوص راو كتابي منتشر شده است كه نام آن: «مغز بوش: چگونه راو جرج دبليو بوش را رئيس جمهور كرد» است).

بسيار خوب، اگر هر برنامه شگفت انگيز ديگري براي كريسمس در نظر داري، فراموش نكن كه مرا هم در نظر بگيري. هفته پيش وقتي شنيدم مي خواهي مجددا آدمي به ماه بفرستي، با خودم گفتم، غاز قلابي را آماده كنيد - اين چيزي است كه جناب سروان جرج براي تعطيلات در نظر گرفته اند.

سرزنشت نمي كنم كه بيش از سه ميليون شغل ناگهان ورپريدند، 281 ميليارد دلار ذخيره ارزي ناگهان غيب شد و آمريكا در جنگي فرو رفت كه هرگز از آن بيرون نخواهد آمد – و اصلاً تمايلي به رفتن به ماه نيز ندارد.

اين بار- اگر به ماه رفتي - يادت نرود همه رسانه ها را با خودت ببري، همه آنها را با خودت «همراه» كن، آنها خيلي خوششان خواهد آمد.

حتي مي تواني روي ماه گلف بازي كني در آنجا مي تواني كلي خوش بگذراني، طوريكه شايد دلت نخواهد اصلا به زمين باز گردي.

بهتر است ديك چني را هم با خودت ببري وانمود كن كه يك تجربه پزشكي يا يه هم چه چيزي است؟ «يك قدم كوچك به سمت انسانيت و يك جهش بزرگ براي همه آن آمريكايهايي كه از اين همه كثافت و دغل كاري- تو - سته و مريض شده اند».
به نقل از جام جم آلاين

asheghe iran_p
Monday 22 December 2003, 08:56PM
جمهوری اسلامی تصميم تازه آمريکا برای اعزام نيروهای سازمان مجاهدين مستقر در عراق به کشوری غير از ايران را شديدا محکوم کرد و خواستار بازگرداندن فوری اين افراد به ايران شد.

حميدرضا آصفی، سخنگوی وزارت خارجه ايران روز يکشنبه 21 دسامبر به کشورهای اروپايی نيز هشدار داد که پذيرش و حضور اعضای سازمان مجاهدين خلق در اين کشورها سابقه ای منفی در روابط جمهوری اسلامی با اين کشورها ايجاد می کند.

آقای آصفی که در يک نشست خبری سخن می گفت، آمريکا را متهم به برخورد دوگانه با گروه های تروريستی کرد و گفت: "اقدامی که آمريکا در صدد اجراى آن است مغاير قطعنامه ۱۳۷۳ و بيانيه هاى اتحاديه اروپا در مورد ماهيت تروريستی اين گروه است."

هم ايالات متحده آمريکا و هم اتحاديه اروپا، سازمان مجاهدين خلق را يک گروه تروريستی معرفی کرده اند.

آقای آصفی گفت: مجاهدين چند دسته هستند، تعدادى فريب خورده و نادم که اکثريت آنان را تشکيل می دهند که می توانند نزد خانواده هاى خود (در ايران) بازگردند. برخی ديگر اسرای جنگی هستند که فريب خوردند. در مورد اين گروه هم به گفته آقای آصفی، ايران به صليب سرخ و شوراى حکومتی عراق گفته است کمک کنند تا آنان نيز به ايران بيايند.

آقای آصفی در ادامه افزود: "دسته معدودى هستند که دستشان به جنايت در ايران آلوده است." وی خواستار بازگردانده شدن اين افراد به ايران شد اما در مورد سرنوشت احتمالی آنها سخنی نگفت.

قبلا شورای حکومتی عراق از ايران خواسته بود تا در مورد مجاهدين عفو عمومی اعلام کند. اين شورا تا پايان سال جاری نيز مهلت تعيين کرده تا اعضای سازمان مجاهدين از عراق خارج شوند. اما تصميم اخير آمريکا که توسط پل برمر، سرپرست آمريکايی اداره امور عراق اعلام شده متفاوت با تصميم شورای حکومتی عراق است.

گروه مجاهدين اوايل دهه 1980 ميلادی و در حالی که ايران و عراق در جنگ بودند در عراق مستقر شد و در چندين رشته عمليات نظامی عليه ايران شرکت کرد.

کردهای عراقی و شيعيان جنوب اين کشور نيز گروه مجاهدين را متهم به همکاری با ارتش صدام حسين، در سرکوب و حمله به آنها می کنند.

ايران در دستگيری صدام حسين نقش نداشته است

سخنگوى وزارت خارجه ايران در ادامه اين نشست خبری هرگونه دخالت ايران در دستگيرى صدام حسين را رد کرد.

آقای آصفی خواستار محاکمه علنی صدام حسين، رييس جمهور پيشين عراق شد و گفت: "صدام جنايتکارى است که بايد به خاطر جنايات گذشته اش در دادگاه علنی محاکمه شود و در اين دادگاه تمام ابعاد جنايات او و نقش حاميانش در تجاوز به ايران فاش شود."

وی گفت: ايران اين حق را براى خود محفوظ می داند که با ارائه اسناد و مدارک جنايات صدام در دادگاه، به استيفاى حقوق مردم خود بپردازد.

سخنگوى وزارت امور خارجه ايران در مورد احتمال درخواست غرامت از عراق نيز گفت: درخواست غرامت، بعد از استقرار دولت ثابت و دائمی در عراق يکی از موضوعات مورد بحث خواهد بود اما فعلا وقت پرداختن به آن نيست.

بی بی سی

صبح
Thursday 25 December 2003, 04:25PM
كاسترو: جنگ عراق عليه ايران با كمك آمريكا و اروپا صورت گرفت

http://www.bionvan.com/82/10/04/Fidel-Castro2.jpg

پنج شنبه، 4 دي 1382
رهبر كوبا اعلام كرد اشغال ايران توسط عراق با كمك اروپا و آمريكا صورت گرفت و واشنگتن را هم متهم كرد براي دستيابي به نفت عراق به اين كشور حمله كرده است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، «فيدل كاسترو» در نطقي در تلويزيون دولتي ونزوئلا گفت: اين سازمان ملل نبوده كه تصميم به اشغال عراق گرفته، بلكه كشوري قدرتمند بوده كه بايد صادقانه گفت هدف اصلي اش تصاحب يك ماده اوليه اساسي به نام نفت بوده است. به گفته رهبر كوبا، «استدلال هايي كه آمريكا براي اشغال عراق به كار برده به هيچ وجه معتبر نيست، زيرا از سلاح كشتار جمعي نام برده كه خودش انحصار آن را دارد. آمريكا همه نوع سلاح كشتارجمعي دارد و جزو باشگاهي از كشورهاست كه سلاح هسته اي در اختيار دارند بدون آن كه هيچ محدوديتي در مورد اين موضوع برايشان وجود داشته باشد. او ضمن اشاره به اينكه ثابت نشده عراق سلاح كشتارجمعي در اختيار داشته است، تاكيد كرد: «جهان با جنگ در عراق مخالفت كرد، بيش از 90درصد اسپانيايي ها، اكثر اروپايي ها، و همه جا در سراسر جهان صداي مخالفت بلند شد. اما قانون، قانون جنگل است و آن كه زورش بيشتر است و هدف اصلي ابرقدرت حاكم به دست آوردن مواد اوليه اساسي است.»

رهبر كوبا گفت: «هيچ دليل اخلاقي و يا توجيه ممكني براي اشغال يك كشور وجود ندارد.» او در مورد رژيم «صدام» نيز گفت: «بدون شك او خطاهايي مرتكب شده است»، و افزود: «ما مي دانيم كه اشغال ايران مطلقاً غيرعادلانه بود.اين جنگ هرگز نبايد به وقوع مي پيوست.» رهبر كوبا همچنين گفت: «رويداد ديگري كه نبايد اتفاق مي افتاد، اشغال كويت بود. اما وقتي عراق، ايران را اشغال كرد اين كار با كمك تمام اروپاي غربي و آمريكا انجام گرفت و بنابراين، اروپا در اشغال ايران همدست آمريكا بود و اين امكان وجود دارد كه سلاح هاي شيميايي به عراق داده باشد.» او يادآوري كرد: «اروپا پيش از جنگ عراق عليه ايران به اين كشور كمك كرده بود تا بتواند شعاع عمل موشك هايش را از 600 به 1200 كيلومتر افزايش دهد. و اين يك حقيقت تاريخي است كه هيچ كس نمي تواند آن را رد كند.»

bionvan.com

asheghe iran_p
Thursday 25 December 2003, 07:56PM
لغو پروازهاي‎ فرانسه‎‎ به آمريكا

http://www.iribnews.com/newspic/03/12/25/air`fth.jpg

واشنگتن‎ ـ در پي‎‎ لغو 6 پرواز خطوط هوايـي فرانسه‎‎ به آمريكا از بيم‎ حملات‎ تروريـستـي‎ واشنگتن‎‎‎ نام‎ مظنونان اين پروازهـا را بـه‎ فرانسه‎ اعلام‎ كرد.
به‎ گزارش‎ تلويزيون‎ بـي‎‎‎ بـي سـي, مقـامـات‎ آمريكايي‎ پيش‎ از اين‎ با هشداربه‎‎ فـرانسـه به‎‎ علت‎‎‎ احتمال‎ مسافرت چند مظنون‎ به حمـلات تروريستي‎ از پاريس‎ بـه‎ واشنـگتـن‎, لغـو 6 پرواز فرانسه‎‎,آمريكا را خواستارشده بود.
يك‎ منبع‎ پليس‎ آمريكا اعلام‎ كـرد: مقـامـات‎ آمريكايي‎‎ در خصوص‎ تهديد تروريستـي عـليـه‎ پروازهاي‎ شركت‎ هواپيمايي‎ ايرافرانس‎ تحقيق‎ مي‎ كنند.

asheghe iran_p
Thursday 25 December 2003, 07:57PM
افزايش‎‎ آماده‎باش ضدتروريسم‎ در امريكا

واشنگتن‎ـ امريكادرپي‎ دريافت‎‎ اطلاعات جديدي‎ مبني‎‎ بر اجراي‎ حمـلات‎ تـروريـستـي درايــن‎ كشـور, سـطح‎ آماده‎ باش‎ ضـدتـروريـسـم‎ را افزايش‎ داد.
خبرگزاري‎ فرانسـه‎‎‎ بـه نقـل‎ ازشبـكـه تلويزيوني‎‎‎ ان‎ بي سي امريكــا گـزارش‎ داد, مقـامـات‎ امريكايي‎ اعلام‎ كردند, آژانس‎ هاي‎ اطلاعاتي‎ امـريكـااطلاعـات‎ جـديـدي‎ دربـاره‎ طرح‎ هاي‎‎ بن‎‎‎ لادن براي ربودن هـواپـيمـاها به‎ دست‎ آوردند.
ان‎‎ بي‎‎‎ سي خبرداد , برخـي اطلاعـات‎ آن چنـان‎ دقيق‎ است‎ كه‎‎ شماره پرواز هواپيمايي‎ نيزكه‎‎‎ قراربود ربوده شود درآن‎ اعـلام‎ شـده است‎.
درپي‎‎ كسب‎ اين‎ اطلاعات‎ , تدابيرامنيتي در فرودگاههاي‎ سراسـر امـريكـا بـه‎‎ ويـژه فرودگاه‎ بين‎ المللي‎‎ نيوارك‎ در نيوجرسي تشديد شد.

صبح
Saturday 24 January 2004, 10:28PM
بازار داغ مأموران امنيتي سابق جمهوري اسلامي: 250 درصد تورم


يك حراجي بزرگ در هامبورگ: قيمت پايه براي افشاي اسرار بسيار مستند امنيتي مربوط به دست داشتن جمهوري اسلامي در كليه وقايع تروريستي و جنايات خونين تاريخ بشر 5 ميليون دلار؛ تا فرصت از دست نرفته، بشتابيد!



تعجب نكنيد! نرخ تورم فقط در ايران دورقمي نيست، بلكه مأموران سابق امنيتي جمهوري اسلامي كه اكنون در اروپا و آمريكا مشغول حرفه شريف سركيسه كردن استكبار جهاني هستند، با استفاده از آموخته‌هاي خود در ايران، افزايش قيمت خدمات خود را كه شامل ارايه همه اسناد و مدارك كاملا مستند درباره نقش ايران در كليه حوادث تروريستي و جنايات بشري از صدر اسلام تاكنون مي‌باشد، به سرعت بالا مي‌برند.



اگر تا سال گذشته، قيمت فروش اسناد و شهادت معتبر درباره نقش جمهوري اسلامي در انفجار آميا دوميليون دلار بود، امسال براي تهيه پرونده كامل مسؤوليت ايران در انفجار 11 سپتامبر، قيمت 5 ميليون دلار است. البته تعجب نكنيد اگر يكي دو سال بعد، قيمت پرونده نقش جمهوري اسلامي در به راه اندازي جنگ جهاني دوم و بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي به 20 ميليون دلار برسد!



به نوشته روزنامه «الشرق‌الاوسط»، فرد ايراني كه از دست داشتن ايران در حملات 11 سپتامبر سخن گفته بود، پنجشنبه آينده در دادگاه شهادت مي‌دهد.



به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، پنجشنبه آينده دادگاه هامبورگ كه مأموريت رسيدگي به پرونده عبدالمغني المزودي، متهم به همكاري در حملات 11 سپتامبر را بر عهده دارد، به شهادت جاسوس ايراني كه بنا بر گفته‌هاي وي، ايران پيش از حملات 11 سپتامبر با اين سازمان تماس‌هايي داشته است، گوش فرا خواهد داد.



به نوشته روزنامه «الشرق‌الاوسط» ـ چاپ لندن ـ و بنا به گفته افسر آلماني كه مسؤوليت بازجويي از اين جاسوس ايراني را به عهده داشته است، او كه حميدرضا ذاكري نام دارد، پس از فرار از ايران در سال 2001، چندين مقاله در مطبوعات جهان به چاپ رسانده و مدت زمان بسياري به عنوان جاسوس «سيا» در ايران فعاليت مي‌كرده است.



ذاكري به پليس آلمان گفته است كه در ژانويه و مي 2001، مأموراني از اطلاعات ايران با رهبران «القاعده» از جمله ايمن الظواهري، سعد بن لادن (فرزند اسامه بن‌لادن) ديدار كرده‌اند. وي افزوده است كه برخي عناصر اطلاعاتي آلمان و مجموعه‌اي كه عماد مغنيه ـ يكي از فرماندهان حزب‌الله لبنان ـ آن را هدايت مي‌كند، از حملاتي در آينده بسيار نزديك خبر داده بودند.



ذاكري ادعا كرده است كه مأموران زيردست وي به اطلاعش رسانده بوده‌اند كه زمان حمله 10 يا 11 سپتامبر خواهد بود و عماد مغنيه نيز در دو ديداري كه پيش از حملات 11 سپتامبر انجام شد، شركت داشته است.



دو افسر آلماني، مأمور بازجويي از ذاكري، همچنين به نقل از اين جاسوس ايراني گفته‌اند كه سازمان اطلاعات ايران با سازمان «القاعده» در زمينه حمله تروريستي عربستان سعودي در سال 1996 ـ كه به كشته شدن چند آمريكايي منجر شد ـ نيز همكاري داشته است.



بنا بر شهادت‌هاي ذاكري، سيف العدل برنامه‌ريز حملات 11 سپتامبر بوده است.



ذاكري درباره المزودي به بازجويان گفته است كه ماه گذشته يك افسر اطلاعاتي بلندپايه ايراني، از وي به عنوان كسي كه مأموريت برقراري تماس‌هايي به نفع «گروه هامبورگ» ـ هدايت‌كننده اصلي و پشت پرده مجريان انفجارات 11 سپتامبر ـ ياد كرده است.



بر پايه آنچه كه در اين شهادت‌نامه آمده است، وكلاي مدافع المزودي، صدق اظهارات ذاكري را زير سؤال برده‌اند.



گفته مي‌شود، ذاكري برای اجراي نقش شاهد در اين سناريو، مبلغ 5 ميليون دلار تقاضا كرده است و وعده داده كه يك منبع بسيار آگاه ديگر را هم به دادگاه معرفي كند.



قاضي روهلي و 4 قاضي ديگر كه رياست اين محاكمه را به عهده دارند، اعلام كرده‌اند كه اظهارات اين شاهد جديد ايراني در جلسه روز پنجشنبه آينده را ـ كه ذاكري در جايگاه شاهد قرار گرفته و شخصا شهادت خواهد داد ـ مورد ارزيابي قرار خواهند داد.



كارشناسان معتقدند، سناريوي اخير كه طي آن براي نخستين بار اتهاماتي به ايران درباره دست داشتن در حادثه 11 سپتامبر وارد مي‌شود، در راستاي اعمال فشار به تهران براي همكاري با واشنگتن و نيز اقدامات احتمالي‌ عليه ايران است.

سینا 555
Sunday 15 February 2004, 02:21AM
روزنامه نگار برجسته انگليسي كشورهاي غربي را به دروغگويي در مورد برقراري دموكراسي در خاورميانه متهم كرد و آن را شعار و خيالي باطل خواند.
«رابرت فيسك» در مقاله اي در روزنامه «اينديپندنت» تحت عنوان «خواب و خيال دموكراسي در يك كشور عرب» مي نويسد، «اوضاع عراق اكنون براي رهبران ما آنقدر ناگوار است كه حاضرند براي نجات خود هر كسي و هر چيزي را جلو سگ ها بيندازند.» او مي افزايد: بايد به يادآورد كه در پاييز 2002، زماني كه توني بلر و جرج بوش طرح نابودي هيتلر بغداد را مي ريختند، محافظه كاران نوين آمريكا در اين انديشه بودند كه كشورهاي منطقه عمدتا مفلوك، فاسد و داراي نظامي ديكتاتور و بي رحم هستند. «فيسك» غرب را مقصر اصلي در روي كار آوردن چنين حكومت هايي در خاورميانه معرفي كرده و نوشته است: «اين ما بوديم كه اغلب اين ديكتاتورها را بر روي كار آورديم. ما بوديم كه پادشاهان و پرنس ها را وارد ميدان كرديم.» او با فريبكارانه خواندن شعار غرب براي برقراري دموكراسي در كشورهاي خاورميانه اضافه مي كند: «ما هرگز خواهان آن نيستيم كه كشورهاي عرب داراي دموكراسي باشند.» به گفته او، زماني كه در دهه 1930 مصري ها سعي در دستيابي به دموكراسي و بركناري «فاروق» داشتند، انگلستان مخالفان «فاروق» را به زندان انداخت. «فيسك» خاطر نشان مي كند: «ما غربي ها مرزهاي اغلب كشورهاي عرب را تعيين كرده ايم و اگر اعراب نمي توانند دموكراسي داشته باشند مشكل، مردم نيستند بلكه ما هستيم.»

سینا 555
Saturday 13 March 2004, 05:48AM
واحد مركزي خبر : جان كري نامزد دمكرات انتخابات رياست جمهوري امريكا رقباي جمهوريخواهش را گروهي اشغالگر و دروغگو توصيف كرد.
به گزارش شبكه تلويزيوني المنار جان كري با شدت گرفتن رقابتهاي انتخاباتي در شيكاگو در سخناني گفت به انتقادات خود از جمهوريخواهان ادامه خواهد داد.
كري افزود : جمهوريخواهان دروغگوترين و بزرگترين اشغالگراني هستند كه وي در طول زندگي اش ديده است .
اما سخنگوي كري گفت : جان كري در اظهارات خود جنگ افزار تبليغاتي جمهوريخواهان را هدف قرار داده و هدف كري جرج بوش رئيس جمهور امريكا و ديك چني معاون وي نيست .
به گزارش خبرگزاري فرانسه از شيكاگو , جان كري در واكنش به حملات و انتقادات حزب جمهوري خواه كه در روزهاي اخير او را به دمدمي مزاجي در سياست و اتخاذ مواضع خطرناك در سناي امريكا در زمينه امنيت ملي امريكا متهم كرده بودند تاكيد كرد جرج بوش براي اينكه بار ديگر در انتخابات رياست جمهوري امريكا پيروز شود اقدام به ترساندن مردم كشور مي كند.

سینا 555
Monday 15 March 2004, 05:57PM
سلام

يه خبر جالب تو روزنامه سوئدي امروز خوندم و ان اين بود كه چند سرباز معمولي امريكايي قصد خارج كردن تعدادي شمش هاي طلا از عراق به مقصد قبرس را داشتند!

اين نشانه غارت عظيمي هست كه در اين كشور اشغال شده در جريانه.
وقتي چند سرباز معمولي اينطور دارايي عراقي هاي گرفتار را اين چنين براختي به تاراج ميبرند شما حساب كار افراد ديگر و مهم تر نيروهاي اشغالگر را بكنيد.

و چنين است تاراج واقعي يك كشور مفلوك و گرفتار در چنگال دزدان زمان!

يا حق

سینا 555
Tuesday 6 April 2004, 12:47AM
دانشگاه‌هاي عراق امروز براي شرکت دانشجويان در تظاهرات در محکوميت قتل عام تظاهرکنندگان توسط نيروهاي اشغالگر، تعطيل شدند.

به گزارش خبرگزاري مهر به عراق، صدها دانشجوي عراقي از ساعت 9 صبح امروز در اعتراض به قتل عام تظاهرکنندگان توسط نيروهاي اشغالگر و حمايت از مقتدي صدر راهپيمايي مي‌کنند.

اين در حالي است که دانشگاه‌هاي عراق امروز تعطيل اعلام شدند و در بغداد دانشجويان هم‌اکنون براي راهپيمايي گسترده در محوطه دانشگاه بغداد حاضر مي‌شوند.

در درگيري‌هاي خونين روز گذشته درشهرهاي مختلف عراق، دست‌کم 20 عراقي کشته و 200 تن ديگر نيز زخمي شدند.

همچنين منابع نزديک به مقتدي صدر از به دست گيري کنترل مراکز پليس و مراکز مهم شهر نجف از جمله حرم امام علي(ع) به دست طرفداران مقتدي صدر خبر دادند.

گزارش‌ها حاکي است که امروز براي دومين روز پياپي، بيشتر شهرهاي عراق صحنه تجمع و اعتراضات گسترده مردمي است.

سینا 555
Saturday 10 April 2004, 06:49AM
هفته نامه رژيم صهيونيستي « گلوبس » نوشت : دولت آمريكا به اسراييل قول داده است يك كمك مالي 10 ميليارد دلاري را در برابر اجراي طرح جدايي يكجانبه از نوار غزه در اختيار مقام هاي تل اويو قرار دهد.
دفتر خدمات مطبوعاتي و اطلاع رساني فلسطين در بيروت روز گذشته به نقل از اين هفته نامه گزارش داد , هيات آمريكايي به رياست « ويليام برنز » معاون امور خاورميانه وزارت خارجه آمريكا در سفر هفته گذشته به تل آويو با « داو وايسگلاس » رئيس دفتر « آريل شارون » نخست وزير اسراييل درباره تخصيص اين كمك مالي واشنگتن به تل لاآويو به توافق رسيدند. به نوشته هفته نامه گلوبس , در جريان اين سفر مقرر شد كه اسراييل پس از خارج كردن كامل ارتش و شهرك نشينان خود از نوار غزه اين كمك مالي را از آمريكا دريافت و براي اجراي طرح هاي زير بنايي در منطقه نقب ( جنوب فلسطين اشغالي ) هزينه كند.
رژيم صهيونيستي وعده داده است كه ساكنان 17 شهرك يهودي نشين را از نوار غزه خارج كند و در منطقه نقب اسكان دهد. گلوبس به تاريخ دقيق پرداخت اين مبلغ از طرف آمريكا به اسراييل اشاره نكرد.
قرار است آريل شارون در اين ارتباط و نيز موضوع خروج از غزه به واشنگتن برود و با « جرج بوش » رئيس جمهوري آمريكا ديدار و گفت وگو كند.
گلوبس افزود : شارون در ديدار سه شنبه گذشته با « بنيامين نتانياهو » وزير دارايي اسراييل ابراز عقيده كرده است كه كمك هاي مالي آمريكا آرزوي تل اويو را در توسعه منطقه نقب و اسكان صدها هزار يهودي در اين منطقه تحقق مي بخشد.
اين هفته نامه با اشاره به كمك سالانه واشنگتن به رژيم صهيونيستي نوشت : اسراييل در سال جاري مبلغ 2 ميليارد و 160 ميليون دلار و در سال آينده 2 ميليارد و 200 ميليون دلار كمك هاي اقتصادي از آمريكا دريافت خواهد كرد و پيش بيني مي شود سالانه مبلغ 60 ميليون دلار بر حجم اين كمك ها افزوده شود.
گلوبس خاطرنشان كرد : اين كمك ها غير از كمك 10 ميليارد دلاري دولت آمريكا در چارچوب توافق به عمل آمده براي خروج از نوار غزه است .
مقام هاي واشنگتن پس از خروج ارتش رژيم صهيونيستي در خرداد 1379 از جنوب لبنان نيز ميليون ها دلار كمك مالي در اختيار تل آويو قرار دادند.

صبح
Sunday 18 April 2004, 11:25AM
دزدي وارد خانه اي شد ... زن و كودك و پير و جوان را در خانه اسير كرد و يا كشت ... ديوارهاي خانه را خراب كرد و ديوارهاي جديدي ساخت ... چندتا از صاحب خانه ها بر دزد سلاح كشيدند ... ، و دزد باز هم آنها را كشت ... آن دزد ديگر از بيرون فرياد زد ... :

آمريكا: دفاع، حق اسراييل است!

در پي شهادت عبدالعزيز الرنتيسي، رهبر حماس، در غزه توسط ارتش صهيونيستي، سخنگوي كاخ سفيد، از اين اقدام رژيم صهيونيستي دفاع كرد.

به گزارش شبكه تلويزيوني «الجزيره»، اسكات مكليلان گفت: «جنبش حماس، جنبشي تروريستي است و اسراييل حق دارد، از خود دفاع كند».

حمله موشكي ارتش رژيم صهيونيستي به خودرو حامل رنتيسي و دو تن از محافظانش كه گفته مي‌شود، يكي از آنها پسر او بوده، تنها سه روز پس از حمايت دولت بوش از طرح دولت شارون، براي خروج يكجانبه از سرزمين‌هاي فلسطيني و ايجاد تغييراتي در مرزهاي دو طرف صورت گرفت.

در اين حال، «عوزي لاندو» وزير مشاور در كابينه آريل شارون ـ نخست‌وزير رژيم صهيونيستي ـ با ابراز خرسندي از اقدام اين رژيم در به شهادت رساندن عبدالعزيز الرنتيسي ـ رهبر جنبش مقاومت اسلامي فلسطين «حماس» ـ در نوار غزه تأكيد كرد، تل‌آويو به سياست «نابودي تروريست‌ها» ادامه خواهد داد.

به گزارش خبرگزاري فرانسه از بيت‌المقدس، عوزي لاندو در گفت‌و‌گو با شبكه 10 تلويزيون خصوصي اسراييل گفت: «كاري نمي‌توان كرد جز آنكه از اين عمليات ابراز خرسندي كنيم، چرا كه نابودي تروريست‌ها بايد ادامه يابد؛ يعني همان كاري كه پيش از اين با شيخ احمد ياسين كرديم».

از سوي ديگر، «تسيبي ليوني» وزير همگرايي اجتماعي كابينه شارون هم به نوبه خود اظهار داشت: «ترور الرنتيسي براي فهماندن اين موضوع مهم است كه عقب‌نشيني اسراييل از نوار غزه، نبايد به عنوان پيروزي تروريست‌ها تعبير شود».

شارون در سفر روز چهارشنبه گذشته خود به واشنگتن، توانست حمايت جورج بوش، رييس‌جمهوري آمريكا، را از اين طرح كسب كند.

در عين حال راديو نظامي اسراييل به نقل از مقامات امنيتي اسراييل اعلام كرد، دستور ترور عبدالعزيز الرنتيسي پيش از اين صادر شده بود و ارتش به دنبال موقعيت مناسب براي ترور وي بود.

عبدالعزيز الرنتيسي، در ماه ژوئن گذشته از حمله هوايي ارتش رژيم صهيونيستي كه با هدف ترور وي صورت گرفت، جان سالم به در برده بود.

سینا 555
Thursday 22 April 2004, 04:17AM
دمكشي در برابر پاسپورت آمريكايي


گفت‌وگو با سربازي كه از جبهه عراق گريخته است
سرباز كارلوس اهل نيكاراگوئه، 28 ساله جزء اولين گروه‌هايي بود كه به عراق فرستاده شد. دليل حضور او در عراق وعده پاسپورتي بود كه به او داده شده بود. او بعد از شش ماه جنگ در عراق، در تاريخ 14 اكتبر گذشته چنان عرصه را بر خود تنگ ديد كه تصميم گرفت يونيفورم آمريكايي خود را به دور انداخته و براي اعلام مخالفت خود با اين جنگ «نامشروع و غيراخلاقي» بطور قاچاق وارد كشور گردد. او در 22 نوامبر گذشته با نشريه «ايل منيفستو» ـ چاپ ايتاليا ـ مصاحبه‌اي افشاگرانه انجام داد. حدود چهار ماه و نيم بعد از مصاحبه ناگهان تصميم گرفت از پنهان كردن خود از ديد نظاميان و مأموران دست بردارد و مبارزه «علني» خود را با فرماندهان نظامي آغاز كند.

او متعاقب اين تصميم از طريق رسانه‌هاي مطبوعاتي حضور خود را به عنوان نماينده 7500 سربازي كه از بازگشت به عراق امتناع كرده‌اند، اعلام كرده است: نام واقعي اين سرباز كاميلو مي جا ـ Camillo Meija فرزند خواننده معروف انقلاب سندينيست‌ها Sandinists يعني كارلوس مي جا گادوي ـ Carlos Meija Godoy ـ مي‌باشد سرباز مي جا دادخواستي با نام شكايت‌نامه وجدان تحويل دادگاه فلوريدا، كرده است. اين سرباز قرار است، در دادگاه نظامي محاكمه شود و تا رسيدن موعد محاكمه، به پايگاه استوارت Stewart واقع در جورجيا منتقل شده، او در مصاحبه‌اي مجدد با نشريه «ايل منيفستو» ضمن اشاره به نوشته «رويترز» درباره حكم اعدام براي سربازاني كه از جنگ در مأموريت‌هاي بين‌الملل امتناع مي‌كنند در پاسخ به اين سؤال كه چرا تصميم گرديد مخفيانه از عراق فرار كنيد، مي‌گويد: دليل اصلي كه مرا مجبور به فراري بدون ترس از عراق كرد در واقع اين بود كه مي‌خواستم واقعيت‌هاي عراق را به گوش جهانيان برسانم. بالاخره بايد كسي مي‌توانست آنچه در عراق اتفاق مي‌افتد و دهشتي كه بر اين كشور حاكم است را نقل كند. بسياري از سربازان حاضر در عراق اوضاع را مي‌بينند ولي شهامت بازگويي آن را ندارند ولي به عقيده من افكار عموم آمريكا اين حق را دارد كه از حقايق اشغالگري آمريكا در عراق آگاه گردد. سياستمداران و نظاميان هيچ تمايلي براي بازگويي حقايق عراق ندارند.

آنها تنها به اين شعار مي‌پردازند كه اخلاقيات در عراق بسيار رعايت مي‌شود و سربازان بسيار راضي و خرسند هستند و اوضاع در عراق كاملاً تحت كنترل مي‌باشد. ولي واقعيت عراق غير از اين شعارهاست و سياستمداران و نظاميان آمريكايي دروغ مي‌گويند. حقايق اين جنگ نامشروع نه تنها از ديد افكار عموم آمريكايي بلكه از ديد ما سربازان نيز پنهان نگاه داشته شده و خواهد شد. صحنه‌هاي هولناك و دلخراش زيادي در عراق به وقوع مي‌پيوندد و هر روزه تعداد زيادي شهروند عراقي كشته مي‌شوند بدون اينكه شهروندان آمريكايي از اين كشتار باخبر شوند.

سؤال: يگان 124 لشگر زرهي چه مدت در الرمادي مستقر بوده است؟

جواب: اين يگان 4 ماه در الرمادي مستقر بود و من كاملا به اين شهر و منطقه آشنايي دارم و از همين پايگاه نظامي در جورجيا مي‌توانم تصور كنم كه در بمباران اخير مساجد منطقه، آمريكا چند قرباني از ملت عراق گرفته است در حالي كه در اخبار آمريكا فقط از كشته‌شدگان سربازان آمريكايي صحبت مي‌شود بدون اينكه با اعتراض فرد يا گروهي مواجه شود.

سؤال: شما در زماني كه مخفي بوديد در مصاحبه‌اي با نشريه «ايل منيفستو» گفته بوديد كه زماني كه احساس نياز كرديد تصميم گرفتيد به نجات واقعيت و روشن كردن افكار عموم بپردازيد ولي قطعاً شما نيز شاهد لحظات پردهشت زيادي در عراق بوده‌ايد اينطور نيست؟

جواب: بله واقعا لحظات پر درد و اضطراب زيادي را در عراق گذراندم. متاسفانه دوران پروحشتي بود ، بخصوص دوراني كه در الرمادي بودم مارا به منطقه‌اي فرستاده بودند كه روح ضد اشغالگري در آنجا بسيار بالا بود. ما تلاش مي‌كرديم كنترل منطقه را در دست بگيريم به ياد دارم كه روزي سه نفر غير نظامي از دور مي‌گذشتند كه به نظر رسيد دست يكي از آنها اسلحه است فرمانده يگان بلافاصله فرمان شليك صادر كرد و بعد از پايان ماجرا متوجه شديم كه تنها كودكي را مورد حمله قرار داده‌ايم كه احتمالا در بازي‌هاي كودكانه با اسباب‌بازيهايش غرق بود).

سؤال: كودك عراقي چند ساله بود؟

جواب: درست نفهميدم ولي بين 12ـ10 سال داشت. هنوز نمرده بود و تكان مي‌خورد ولي سربازي كه در كنار من ايستاده بود به دستور فرمانده تير خلاص را به كودك زد تا مطمئن شد ديگر او حركت نمي‌كند. ما واقعا متأثر شده بوديم تا حدي كه سربازي كه در كنار من ايستاده بود شروع به گريه كرد و من نيز به او يادآور شدم كه هدف ما يك موجود زنده و يك كودك بود. در واقع ما در عراق بسيار شاهد ارتكاب چنين جناياتي بوديم.

سؤال: بعد از اين واقعه چه اتفاقي افتاد؟

جواب: يكي از شهروندان عراقي سوار بر ماشين خود سر رسيد و بلافاصله كودكان را به بيمارستان منتقل كرد ولي در نهايت كودك مرده بود.

سؤال: چرا از اين خاطره ياد كرديد؟

جواب: براي اينكه هيچ‌كس از سربازان تحت فرماندهي در عراق به اين نمي‌انديشيدند كه تيرهايشان را به سمت موجودات زنده شليك مي‌كنند و فقط از فرمان پيروي مي‌كردند ولي اين واقعيت است. تيرها بر پيكر موجودات زنده فرود مي‌آيد.

سؤال: آيا اين صحنه باعث شد كه شما تصميم نهايي خود را بگيريد و امروز به عنوان سرباز فراري مجبور به حضور در دادگاه نظامي گرديد؟ آيا جرم شما به شما تفهيم شده است؟

جواب: بله ، من در برابر كميسيون 4 نفره متشكل از فرماندهان نظامي قرار گرفتم و جرم من فرار از مأموريت خطرناك برون‌مرزي، ترس و اجتناب از مبارزه اعلام شد.

سؤال: ترس بر اساس چه معيارهايي در دوران جنگ سنجيده مي‌شود؟

جواب: نمي‌دانم، در دادگاه بررسي خواهد شد.

سؤال: شما مي‌دانيد كه حكم سرباز فراري اعدام است؟

جواب: بله، من آماده‌ام تا در برابر اين دادگاه حاضر شوم و حاضرم جزاي كيفري خطاي خود را اگر مرتكب خطا شده باشم بپردازم البته من با ارتش قرارداد امضا كرده بودم، ولي اخلاق به من حكم كرد كه مجري فرامين آنها نباشم. هيچ منطقي به من حكم نمي كند كه مجبور باشم در جنگي نامشروع حاضر شوم و گرچه در رسانه‌ها صحبتي از اين واقعيت نمي‌شود ولي در پايگاه استوارت افرادي هستند با اين انديشه موافقند و معتقدند كه جنگ عراق از پايه خطا بوده است ما نمي‌بايست در عراق حاضر مي‌شديم ولي سربازاني بوديم كه قرارداد امضا كرده بوديم. ولي من قراردادم را به عنوان يك سرباز امضا كرده بودم نه به عنوان يك «مزدور زر خريد». وظيفه من دفاع از نفت و شركت هاليبرتون نبود.

سؤال: آيا گروههاي صلح‌طلب ايتاليايي وعده كمك به شما را داده‌اند؟

جواب: بله ، نامه‌هاي بسيار بسيار زيادي دريافت كرده‌ام كه در آنها وعده همكاري گسترده به من داده شده است اين نامه‌ها نه تنها از ايتاليا بلكه از انگليس هم مي‌آيد ولي من از ايتاليايي‌ها مي‌خواهم كه انتخابات اسپانيا را سرلوحه كار خود قرار داده و آنها نيز با هوشياري دولت برلوسكوني را كنار زده و نيروهاي خود را از عراق خارج كنند چرا كه آنها نيز همچون آمريكايي‌ها اشغالگراني بيش نيستند.



منبع : نشريه ايل منيفستو WWW.ilmanifesto.it



خبرنگار : پاتريشيا لومبروزي ـ Patricia Lombrosi

صبح
Thursday 22 April 2004, 11:54AM
سلام آقا سينا ... گفتگوي جالب توجهي بود ... خيلي ممنون . البته من خوشبختانه اينچنين صحنه كشتن يك كودك را مثل اين آقاي آزادمنش نديدم و البته اين حقيقتي است كه روزانه اتفاق مي افتد ... اما اين را كه خواندم ياد يك خاطره اي افتادم از سفرم ...

ساعت حدود 10 - 11 شب بود و متاسفانه ما بدليل اشتباهي كه كرديم در كربلا مانده بوديم به خيال اينكه جاده ها امن است و مشكلي نخواهيم داشت . ( شبهاي زيارتي مثل پنجشنبه شب مشكلي نيست اما ما دوشنبه شب آنجا بوديم ...:p )وقتي به سمت نجف باز مي گشتيم ... به هر ماشيني كه مي گفتيم ميخواهيم به نجف برويم ... يا مي خنديد ... يا مسخره مي كرد ... يا مي گفت شما ديوانه ايد كه اينموقع مي خواهيد به سمت نجف حركت كنيد . اما ما نمي توانستيم در كربلا بمانيم و بايد صبح در نجف مي بوديم .
آخر يك ماشين گير آورديم كه ما را با مبلغ بيش از دو برابر كرايه عادي به نجف ببرد ( قيمت كرايه ها هم كمتر از قيمتهاي سرسام آور تهران نبود :p ) ...
پسر خوبي بود و طبق معمول اكثر جوانهاي عراقي داغ سال شصتي بود ... ;) و البته مثل توده عراق هم ( صدري ) بود . در ميانه راه در آن باند خيابان گروهي مسلح را ديديم كه به يك ماشين 11 نفره كه آنجا به نام ( كيّه = KIA ) معروف است هجوم برده و مشغول غارت هستند ... راننده ما هم به سرعت تمام از كنار آنها رد شد ... تا اين بلا بر سر ما نيز نيايد ...

ناگهان به جائي رسيديم كه نيروهاي اشغالگر ايستاده بودند و كارواني بودند كه مي خواستند از خيابان رد شوند و همچون بردگان اسباب بازي با مردم بومي برخورد مي كردند ... ناگهان در چند ثانيه دو سرباز با اسلحه نشانه رفته به ماشينها وارد خيابان شدند ... و طوري كه امر خداوند متعال است و بايد كن فيكون بشود ... همان لحظه بدون صبر و مجال چند تانك و نفر بر وحشيانه وارد خيابان شدند ... و ماشينها به شدت ترمز كردند ... و طبيعتا نيز ترس شديدي حاكم بود ... و ابتدا معلوم نبود چه خبر است ... ما نيز رديف اول نبوديم ... سربازها با باتوم روي بدنه ماشينها مي زدند ... و فرياد مي زدند...
Now Now ... Go Away ...
ناگهان ... يكي از نفربرها به يك ماشين اصابت كرد ... و رد شد و رفت ... راننده بيرون پريد ... ماشينش را نگاه كرد ... و سر خود را خاراند !

و اينجا بود كه يكي از مصداقهاي ( ذلت ) را چشيدم ...

سینا 555
Friday 23 April 2004, 11:04PM
سلام جناب صبح

واقعيت اشغالگران امريكايي در عراق بيشك از انچه ان سرباز در بالا در مصاحبه گفت و انچه شما به عينه تجربه كرده ايد بسيار بسيار فاجعه اميز تر وقيحانه تر سبعوعانه تر است كه در نوشتار ما در اينجا بگنجد.هر انسان ازاده اي بايد با قدرت تصور و تعقل خود به وحشتناك بودن و غير قابل توصيف بودن اشغال كامل يك كشور مستقل با فرهنگ و اداب و رسومات منحصر بفرد خود و تحقير عزت ملي و ديني انان توسط قواي متجاوز پي ببرد.

مطمئنا انجه ما ميگوييم و ميشنويم با انچه مردم عراق فلسطين و افغانستان از نزديك شاهد اشغال كشورهايشان هستند تنها نمونه هايي از گرفتاري و بدبختي اين مردمان است.



يا حق

maham
Saturday 24 April 2004, 12:59AM
نوشته شده بوسيله صبح
سلام آقا سينا ... گفتگوي جالب توجهي بود ... خيلي ممنون . البته من خوشبختانه اينچنين صحنه كشتن يك كودك را مثل اين آقاي آزادمنش نديدم و البته اين حقيقتي است كه روزانه اتفاق مي افتد ... اما اين را كه خواندم ياد يك خاطره اي افتادم از سفرم ...

ساعت حدود 10 - 11 شب بود و متاسفانه ما بدليل اشتباهي كه كرديم در كربلا مانده بوديم به خيال اينكه جاده ها امن است و مشكلي نخواهيم داشت . ( شبهاي زيارتي مثل پنجشنبه شب مشكلي نيست اما ما دوشنبه شب آنجا بوديم ...:p )وقتي به سمت نجف باز مي گشتيم ... به هر ماشيني كه مي گفتيم ميخواهيم به نجف برويم ... يا مي خنديد ... يا مسخره مي كرد ... يا مي گفت شما ديوانه ايد كه اينموقع مي خواهيد به سمت نجف حركت كنيد . اما ما نمي توانستيم در كربلا بمانيم و بايد صبح در نجف مي بوديم .
آخر يك ماشين گير آورديم كه ما را با مبلغ بيش از دو برابر كرايه عادي به نجف ببرد ( قيمت كرايه ها هم كمتر از قيمتهاي سرسام آور تهران نبود :p ) ...
پسر خوبي بود و طبق معمول اكثر جوانهاي عراقي داغ سال شصتي بود ... ;) و البته مثل توده عراق هم ( صدري ) بود . در ميانه راه در آن باند خيابان گروهي مسلح را ديديم كه به يك ماشين 11 نفره كه آنجا به نام ( كيّه = KIA ) معروف است هجوم برده و مشغول غارت هستند ... راننده ما هم به سرعت تمام از كنار آنها رد شد ... تا اين بلا بر سر ما نيز نيايد ...

ناگهان به جائي رسيديم كه نيروهاي اشغالگر ايستاده بودند و كارواني بودند كه مي خواستند از خيابان رد شوند و همچون بردگان اسباب بازي با مردم بومي برخورد مي كردند ... ناگهان در چند ثانيه دو سرباز با اسلحه نشانه رفته به ماشينها وارد خيابان شدند ... و طوري كه امر خداوند متعال است و بايد كن فيكون بشود ... همان لحظه بدون صبر و مجال چند تانك و نفر بر وحشيانه وارد خيابان شدند ... و ماشينها به شدت ترمز كردند ... و طبيعتا نيز ترس شديدي حاكم بود ... و ابتدا معلوم نبود چه خبر است ... ما نيز رديف اول نبوديم ... سربازها با باتوم روي بدنه ماشينها مي زدند ... و فرياد مي زدند...
Now Now ... Go Away ...
ناگهان ... يكي از نفربرها به يك ماشين اصابت كرد ... و رد شد و رفت ... راننده بيرون پريد ... ماشينش را نگاه كرد ... و سر خود را خاراند !

و اينجا بود كه يكي از مصداقهاي ( ذلت ) را چشيدم ...

اين دقيقا صلح - آزادي و امنيتي است كه آمريكا براي دنيا به ارمغان مي آورد .

سینا 555
Monday 26 April 2004, 11:09PM
انتقاد فرد هاليدي استاد دانشكده علوم اقتصادي لندن از سياست غرب در قبال تروريسم

نفرت جهاني
غرب تنها با كاهش تكبر قادر به پيروزي در برابر تروريسم است.
تنها راه مبارزه با تروريسمي كه فاجعه 11سپتامبر را خلق كرد، ايجاد يك نظم نوين جهاني بر پايه امنيت، محترم دانستن برابري و احترام متقابل است.
اگر در حال حاضر تنها يك مسئله اساسي در جهان وجود داشته باشد كه نياز به تحقيق و برخورد اساسي داشته باشد آن مسئله اي خواهد بود كه مي توان از آن با عنوان گسترش «نفرت جهاني» نام برد.
ريشه كينه جهاني و مسئله تروريسم هر دو كمبود احترام به عقايد ديگر انسان هاست.
در زماني كه خشونت در جامعه مدرن و امروزي ما شدت گرفته است، امپرياليسم و تروريسم نيز دست به دست يكديگر داده اند و نقطه نظرات و سياست هاي خود را به افراد بي گناهي كه هيچ قدرت دفاعي از خود ندارند تحميل مي كنند.
تروريسم هيچ ربطي به مذهب، فرهنگ و يا مليت خاصي ندارد بلكه تروريسم يك مشكل جهاني است كه تمامي تبعات ناشي از آن نيز آثاري جهاني دارد و به همين دليل نيز بايد به عنوان مشكلي جهاني با آن برخورد كرد.
نبايد فراموش كنيم كه اين اروپا بود كه براي اولين بار خشونت دولتي را در جهان رواج داد و اولين عمليات تروريستي در جهان نيز توسط انقلابي هاي فرانسوي انجام گرفت زيرا آنان نيز بر اثر رواج خشونت دولت نسبت به ملت سعي داشتند با انجام عمليات تروريستي بر ضد دولت، مسئله خشونت هاي دولت را آشكار كنند.
در چند دهه اخير دولت ها بيش از ارگان و سازمان غير دولتي ديگري مردم را شكنجه داده و يا به قتل رسانده اند.
تروريسم مسئله اي نيست كه تنها به خاورميانه و يا اسلام ارتباط داشته باشد زيرا مسئله تروريسم در خاورميانه تنها پس از استفاده از عمليات تروريستي بر ضد فلسطينيان از سوي دولت اسراييل وارد منطقه شد.
براي مطالعه مسئله تروريسم و به خصوص گروه القاعده از جنبه ديگر بايد به تاريخ نيز نگاه كرد زيرا مسئله جنگ سرد ميان آمريكا و روسيه نيز از عوامل دامن زدن به تروريسم بود.
اگر جنگ سرد هيچگاه به وجود نيامده بود و آمريكا و عربستان سعودي ميليون ها دلار پول خرج گروه هاي تروريستي داخل افغانستان براي جنگ با روسيه نمي كردند گروه هاي القاعده و طالبان هيچگاه حتي تشكيل نمي شدند.
نكته اي كه بايد در مبارزه با تروريسم به آن توجه شود اين است كه اكثر حكومت هاي غربي در سال هاي اخير خود از حاميان گروه هاي تروريستي بوده اند.
مبارزه با تروريسم حق انحصاري كشورهاي غربي نيست زيرا كشورهاي جهان سوم از مدت ها پيش از 11سپتامبر در معرض حملات تروريستي قرار داشته اند و تمامي ابعاد ترور را كاملاً لمس كرده اند.
تنها راه پيروزشدن در اين جنگ وجود رهبراني است كه شرايط زمانه را درك كنند، ديد درستي نسبت به تاريخ داشته و استواري از خود نشان دهند.

صبح
Friday 30 April 2004, 10:22PM
ننگ بر آمريكا ... ننگ بر صدام ... و ننگ بر همه كساني كه هم رديف آنانند ...

اين روزها در رسانه هاي مختلف خبر از شكنجه هائي است كه يك ژنرال آزاد از نوع زن آزاد و از وحش آمريكاي آزاد بر مردم اسير عراق روا داشته است ... او خيزي زده است و با تانكهاي آزاد به سرزميني اسير آمده است ... تا آن را آزاد كند ... سرزميني به نام عراق در آنور سرزمينهاي آزاد ... و سرزميني غير متمدن كه قرار است به آن چاشني تمدن اضافه كنند ...

اين يكي از اسرا است كه قرار است آزاد شود ... :

http://wwwimage.cbsnews.com/images/2004/04/30/image614954x.jpg

به سر دو دست او سيمي وصل شده است كه اگر از سكوي نارساناي زير پاي خود بر روي زمين برود جريان برق او را خواهد كشت .


http://cdn.digitalcity.com/aoluk_articles/0d/01/20040430042209990009.40922d0f-00114-05f3d-400cbb49


اين هم خانم ژنرال آزاد كه در اين دنياي مدرن مشغول شكنجه و هتك حرمت مردان اسير در سرزمينهاي عقب مانده و مدرن نشده است .


http://cdn.digitalcity.com/aoluk_articles/0d/01/20040430042209990009.409225e3-0037f-05f3d-400cbb49

http://cdn.digitalcity.com/aoluk_articles/0d/01/20040430042209990009.40922d72-001b1-05f3d-400cbb49

اين خانم با اين ظاهر وحشيش از شيرزناني است كه آزادانه كانون گرم خانواده را رها كرده است و قرار است بخاطر اين جنايات يا انفصال از خدمت بخورد ... يا 18 ماه زندان ... همين ! :smile60:
http://www.aljazeera.net/mritems/images/2004/4/30/1_222051_1_6.jpg

در اين مورد كسي بوده كه عكس منتشر كند ... و خدا مي داند كه چقدر جنايات مشابه رخ مي دهد ...

اين هم يك فيلم از CBS NEWS

http://www.cbsnews.com/htdocs/videoplayer/newVid/framesource2.html?clip=/media/2004/04/29/video614704.wmv&sec=3475&vidId=3475&title=Army

زندان ابوغريب همانجائي است كه صداميان حق طلبان شيعه ايراني و عرب را در آنجا به خاك و خون مي كشيدند و شكنجه مي كردند ... و اينك تكرار آن جنايات ...

سینا 555
Friday 30 April 2004, 11:30PM
جناب صبح سلام

من هم اين جنايات وحشيانه را در اينترنت و اخبار ديدم و شنيدم.
حالم به هم خورد!!!

خجالت ميكشيدم حتي براي اگاهي هموطنانم انها را اينجا بگذارم.
همانطور كه شما گفتي و همه ميگويند اينها درصدي از وحشيگريها
و شكنجه گريهاي متمدن هاي عصر جديد است كه امران ان به خود
جرات داده اند براي يادگاري كثيفشان چند تا عكس هم بگيرند.
مطمئنا جنايات هولناك اينها را كسي عكس نمييگيرد و ما بايد با قوه
تخيل خود به ابعاد جنايتبار اين وحشيان مزدور دنياي به اصطلاح متمدن
و اينكه چه جناياتي كه پس پرده ها هر روز مزدوران كثيفشان انجام ميدهند پي ببريم.


اي مرگ بر اين بربرهاي مزدور
اي مرگ بر اين تمدن
تف بر اين دموكراسي
مرگ بر امريكاي جنايتكار كه تاريخ
جنايات مشمئز كننده اش پر است
از ظلم و تجاوز و كشتار مردم بيگناه
گوشه و كنار دنيا.

maham
Saturday 1 May 2004, 12:14AM
جناب آقاي صبح
سلام
اين كارها از وحشيهاي آمريكايي اصلا بعيد نيست .
اينها فقط براي وحشي گري به جاي جاي دنيا هجوم مي برند .
ما هرگز وحشي گريهاي آمريكايي ها در دوران ستم شاهي در ايران را فراموش نكرده ايم .
آنهايي كه دلباخته آمريكا هستند بايد بدانند كه آمريكاي در هيچ كجاي دنيا چيزي جز اين اعمال به ارمغان نمي آورد .

صبح
Saturday 1 May 2004, 02:04PM
http://www.mirror.co.uk/news/allnews/page.cfm?objectid=14199634&method=full&siteid=50143
روزنامه ديلي ميرور نيز امروز گزارشي از جنايات سربازان انگليسي چاپ كرده است.

http://images.icnetwork.co.uk/upl/mirror/may2004/2/6/000134E8-60F9-1093-953F80BFB6FA0000.jpg

http://images.icnetwork.co.uk/upl/mirror/may2004/1/2/0009DF21-4C67-1093-953F80BFB6FA0000.jpg

پشتیبانی باشگاه
Saturday 1 May 2004, 09:50PM
:smile08::smile60:

Bardia
Sunday 2 May 2004, 12:21AM
عكسهاي بيشتر...

http://www.antiwar.com/news/?articleid=2444

صبح
Sunday 2 May 2004, 12:30AM
نوشته شده بوسيله Bardia
عكسهاي بيشتر...

http://www.antiwar.com/news/?articleid=2444

سلام / خيلي ممنون ...
فكر نمي كردم بيشتر از اين حد شرم آور باشه :eek: دنبال همه 12 عكس بودم تا ببينم محتواي اونها چيه !

بهرحال عكسهاي بسيار ضد اخلاقي است :smile60: و ماهيت كثيف محصولات آزادي غربي را نشان مي دهد ... كه ذره اي آزادگي و مردانگي و انسانيت در آن نيست !

:( بعضي از اين عكسها را كه مادرم در تلويزيون ديد ... از من پرسيد اينها را صدام مرتكب شده ؟ گفتم نه آمريكائيها ... گفت كي ؟ گفتم همين روزها ... اولش باور نمي كرد اما بعد كه باور كرد شروع كرد به هق هق گريه كردن و فرج امام الزمان را خواستن از خدا ...
:smile48: :smile08: :smile22: :smile22: :smile22:

صبح
Saturday 8 May 2004, 06:34PM
http://66.113.139.219/pics/1383/2/World/25.jpg

[HR]

http://66.113.139.219/pics/1383/2/World/24.jpg

[HR]

http://66.113.139.219/pics/1383/2/World/22.jpg


سازمان عفو بين‌الملل بوش را ”جنايتكار جنگي“ خواند
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس بين‌الملل - فرامنطقه‌يي
سازمان عفو بين‌الملل جورج بوش و دولتش را به دليل سوء رفتار با زندانيان عراقي به عنوان ”جنايتكار جنگي“ سرزنش كرد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري آلمان، سازمان عفو بين‌الملل اين عنوان را در نامه‌اي كه براي جورج بوش، رييس جمهور آمريكا فرستاد، اعلام كرد.
اين سازمان در اين نامه خواسته كه بايد عاملان اين اقدام بدون توجه به موقعيت يا مقام‌شان مجازات شوند.


[HR]


* جنايت آمريكا و انگليس عليه بشريت *
-- بوش؛ جنايتكار جنگي --
سازمان‌هاي بين‌المللي ماه‌هاست كه نسبت به شكنجه‌ي زندانيان عراقي هشدار مي‌دهند


خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس بين‌الملل - منطقه‌يي
پخش تصاوير هولناك شكنجه‌هاي نظاميان آمريكايي و انگليسي مدعي حقوق بشر با زندانيان عراقي هر روز ابعاد تازه‌اي مي‌يابد و امروز مشخص شد كه برخلاف ادعاي مقامات آمريكايي‌ كه از انجام چنين رفتارهايي اظهار بي‌اطلاعي كرده بودند، سازمان صليب سرخ و سازمان عفو بين‌الملل خيلي پيش از اينها و از همان ابتداي اشغال عراق نسبت به چنين شكنجه‌هاي ضد بشري عليه زندانيان عراقي هشدار داده‌اند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) سازمان عفو بين‌الملل اعلام كرده كه يك سال است موضوع شكنجه‌ي عراقي‌ها توسط اشغالگران را بررسي مي‌كند.
عفو بين‌الملل شكنجه‌هاي زندانيان عراقي را ”بخش كوچكي از آنچه كه در واقع در عراق مي‌گذرد“، دانسته است.
هم چنين سازمان صليب سرخ جهاني نيز اعلام كرد، بلافاصله پس از اينكه حمله‌ي آمريكا به عراق روي داد، اين سازمان نسبت به بدرفتاري با زندانيان عراقي هشدار داده است.
مدير اجرايي سازمان صليب سرخ در ژنو گفت: برخي از اقداماتي كه صورت گرفته بود، معادل شكنجه هستند.
هم چنين صليب سرخ در ماه فوريه‌ي گذشته گزارشي را خطاب به پل برمر، حاكم آمريكايي عراق و ريكاردو سانچز، فرمانده‌ي نيروهاي آمريكايي در عراق ارسال كرد.
روزنامه‌ي وال استريت درباره‌ي اين گزارش صليب سرخ نوشته است: زندانيان به صورت لخت و در تاريكي مطلق نگهداري مي‌شوند و زندانيان مرد را مجبور مي‌كنند تا لباس‌هاي زنانه بپوشند.
همچنين در اين گزارش آمده است: 9 مرد كه دستگير شده بودند، به سختي كتك خوردند؛ به طوري كه يكي از آنها كشته شد.
اينها جناياتي است كه از ماه‌ها پيش سازمان‌هاي جهاني نسبت به وقوع آنها در زندان‌هاي عراق هشدار داده‌اند اما مقامات آمريكايي تنها پس از افشاي اين جنايات و تحت فشار شديد افكار عمومي از آنها سخن گفته‌اند.
شكنجه اشغالگران آمريكايي و انگليسي با زندانيان عراقي بازتاب‌ها و محكوميت‌هاي بسياري را چه در سطح جهاني و چه در داخل عراق به همراه داشته است و صليب سرخ، سازمان ملل، دبيركل سازمان ملل، اخضر ابراهيمي، نماينده‌ي ويژه‌ي سازمان ملل در عراق، اتحاديه‌ي عرب، شوراي همكاري خليج فارس، كشورهاي همسايه‌ي عراق و حتي متحدان آمريكا و انگليس در عراق نيز نتوانسته‌اند از محكوميت اين قبيل اقدامات شانه خالي كنند و همانگونه كه سازمان عفو بين‌الملل اشاره كرده فردي كه در اين ميان مسووليت اصلي را دارد و بايد در محاكم جهاني محاكمه شود، بوش است كه به دليل نقض گسترده‌ي مفاد كنواسيون ژنو، ”جنايت‌كار جنگي“ است.

Bardia
Saturday 8 May 2004, 10:40PM
چهار عكس جديد از ابوغريب در اين سايت گذاشتند.

http://www.antiwar.com/news/?articleid=2444

رامسفلد امروز گفت كه او صدها عكس ديده كه او آنها را ساديستي ناميد.

سي ان ان هم گفت كه عكسهاي بدتر با صحنه هاي تجاوز جنسي و قتل وجود دارد.

و گويا آن دو سرباز زن و مرد كه در يكي از عكسها شصت خود را نشان مي دهند زن و شوهر هستند و خانم هم حامله است....

اين است سرنوشت جامعه اي كه اصول اخلاقي ندارد.

سینا 555
Sunday 9 May 2004, 12:25AM
سلام برديا جان

اميدوارم هيچكس اين جنايات وحشيانه را فراموش نكند و ماهيت شيطاني
اين جرثومه هاي فساد و بدبختي ملت ها را براي هميشه بخاطر بسپارد.

لا اله الا الله
استغفرالله ربي و اتوب اليه
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

خداوندا شر شياطين را از سر
امت اسلامي و مردم مستضغف
دنيا براي هميشه دور بفرما.
امين يا رب العالمين

Bardia
Sunday 9 May 2004, 09:20PM
سلام سيناي عزيز

با وجود اين كه مي گويند كه حافظه تاريخي ملتها معمولا كوتاه است من فكر مي كنم پاك كردن اين جنايات از خاطره مردم و مخصوصا مسلمانان بسيار سخت باشد.

اين جنايات ميخ ديگري بر تابوت رهبريت معنوي آمريكا و تفكر غربي براي انسانيت است. براي همين است كه سردمداران استكبار مرتب مي گويند كه اين جنايات به آمريكايي بودن هيچ ربطي ندارد.

تاريخ نشان داده است كه كاخ و دژهاي به ظاهر غير قابل فتح هم به راحتي فرو مي ريزند...

خداوند به ما استقامت دهد. امين

صبح
Monday 10 May 2004, 04:02PM
نمايش حقوق بشر بوش در زندان ابوغريب

سرويس خارجي كيهان
خشم و نفرت جهانيان از تصاوير بدرفتاري هاي نظاميان آمريكايي و انگليسي با زندانيان عراقي، «توني بلر» را هم وادار به عذرخواهي كرد و وزير دفاعش را به پاي ميز محاكمه نمايندگان مجلس انگليس كشاند.
مجله آمريكايي «نيويوركر» در آخرين شماره خود عكس ديگري از شكنجه زندانيان عراقي را منتشر كرد كه در آن نظاميان آمريكايي چندين سگ را رها كرده اند تا به يك زنداني برهنه عراقي حمله كنند. در عكس ديگري، يك زنداني عراقي در حالي كه به شدت در حال خونريزي است به حال خود رها شده است. در مقاله اي كه به همراه اين عكس چاپ شده آمده است: «دونالد رامسفلد،وزير دفاع آمريكا و ديگر مقامات بلند پايه نظامي اين كشور سعي داشتند موضوع شكنجه زندانيان عراقي را مسكوت نگه دارند.»
و در عكسي ديگر، يك زنداني در حالي كه از درد به خود مي پيچد و خون از پايش جاري است، بر روي زمين افتاده و سربازي با فشردن زانويش بر پشت او، بر رويش نشسته است! و باز هم، در عكسي ديگر زنداني برهنه اي بر زمين غلطيده، در حالي كه بر روي پاي چپش جاي خونين دندان هاي سگ هاي آمريكايي ديده مي شود. مقاله «نيويوركر» اظهارات يك مسئول بلند پايه پنتاگون را نقل مي كند كه خواسته است نامش فاش نشود و مي گويد، بسياري از ژنرال ها معتقدند مسئولان بلند پايه غير نظامي و ژنرال «جان ابي زيد»، فرمانده نيروهاي آمريكايي در عراق، همينطور ژنرال «ريكاردو سانچز»، فرمانده نيروهاي زميني آمريكا در عراق، «همه تلاش خود را به كار گرفتند تا ماجرا در اوايل سال جاري ميلادي افشا نشود.» اين مسئول بلند پايه پنتاگون سپس مي گويد:«مي پرسيد دليلي كه آنها براي اين كار خود ارائه دادند، چه بوده؟ آنها مسائل و مشكلات ديپلماتيك بزرگي را پيش بيني مي كردند.» او اضافه مي كند:«كيش پنهان كاري و بلند پروازي كه مشخصه پنتاگون دونالد رامسفلد است گزارش هاي مربوط به شكنجه هاي ابوغريب را شكل بخشيده است.» با اين حال، «كاندوليزارايس» مشاور امنيت ملي آمريكا مي گويد «رامسفلد» به رغم درخواست هاي متعدد حزب دموكرات براي استعفايش، كماكان از «قوي ترين حمايت ممكن» رئيس جمهور آمريكا برخوردار است و در دوران بزرگترين چالش هاي تاريخ اين كشور كارش را به عنوان وزير دفاع خوب انجام مي دهد. «ديك چني»، معاون «بوش» نيز از طريق سخنگويش اعلام كرده كه «رامسفلد بهترين وزير دفاع تاريخ آمريكاست و مردم بايد بگذارند او كارش را انجام دهد.» و حالا، دولت بوش درمورد بهترين راه براي انتشار تصاوير زيادي كه از شكنجه زندانيان عراقي توسط نظاميان آمريكايي وجود دارد، به فكر افتاده است و سعي دارد هرجور شده از تأثير وحشتناك و مخرب آن برافكار عمومي بكاهد. به گزارش خبرگزاري فرانسه از واشنگتن، روزنامه «واشنگتن پست» به نقل از يك مسئول آمريكايي نوشته است: مسئولان كاخ سفيد دوروز گذشته را به بررسي صدها عكس و نوار ويدئويي مربوط به شكنجه هاي شوك آور زندانيان عراقي گذرانده اند. به نوشته اين روزنامه، درحالي كه برخي از مسئولان كاخ سفيد معتقدند براي سرپوش گذاشتن براين رسوايي عذاب آور بايد اين عكس ها و تصاوير منتشرشود، پنتاگون مايل است فعلاً همه چيز را پنهان نگهدارد و اين مدارك را تحويل كنگره دهد. سناتور «چاك هاگل» جمهوريخواه ديروز به خبرنگاران گفت، تحقيقات كيفري بسياري درباره مرگ هاي به وقوع پيوسته در افغانستان و عراق درحال انجام است كه گزارش هاي آنها دردست مقامات آمريكايي است. يك سخنگوي نظامي آمريكا نيز ديروز گفت: دادگاه نظامي آمريكا 19مه (30ارديبهشت) «جرمي سيويتس» 24ساله، از پليس هاي نظامي ابوغريب را به اتهام بدرفتاري با زندانيان و زيردستانش محاكمه مي كند. خبرگزاري آلمان هم از فلوجه گزارش مي دهد كه 15تن از زندانيان عراقي ديروز از زندان مخوف «ابوغريب» آزاد شده و به فلوجه بازگشته اند. و اما، زندانياني كه آزاد شده اند از بي رحمي ها و قساوت هاي نظاميان آمريكايي وانگليسي داستان ها براي گفتن دارند. «قصي مهاويچ» 23ساله مي گويد پنج ماه را در اردوگاه دجله، اردوگاه بغدادي (استان الانبار)، ابوغريب و ام القصر زنداني بوده چون آمريكايي ها دنبال پدرش، يك ژنرال سابق ارتش «صدام» مي گشتند. او مي گويد، در اولين بازجويي اش كه دوساعت طول كشيده، او را با باتوم به شدت كتك زدند و سعي مي كردند به پهلوهايش بزنند كه اثر آن باقي نماند. بعد هم به گردنش شوك الكتريكي دادند، درحالي كه او تمام مدت مجبور بود روي دوزانويش بنشيند و بعد هم كه به زمين افتاد، سربازي اسلحه اش را روي شقيقه او گذاشت و ماشه را كشيد، اما اسلحه خالي بود. دو روز بعد، در اردوگاه بغدادي بازجو به او گفت: «من شيطان هستم»، و بعد اورا در كيسه خوابي پيچيد و با كمربندي آن را بست و سپس سرش را در يك كيسه پلاستيكي كرد و آن را فشرد، تاجايي كه چيزي به خفه شدنش باقي نمانده بود. شهادت هايي ازاين دست فراوان است و به موارد متعدد تجاوز به زندانيان مرد و زن عراقي، ضرب وشتم وحشتناك آنها و انواع شكنجه روحي و جسمي اشاره دارد.
در همين حال، نخست وزير انگليس ديروز در پاريس به خاطر شكنجه زندانيان عراقي توسط نظاميان انگليسي عذرخواهي كرد و گفت: «كار آنها مطلقاً غيرقابل قبول است.» او افزود: آنهايي كه مسئول اين اعمال هستند و به اين طرز نفرت انگيز با زندانيان عراقي رفتار كرده اند، مطابق با مقررات نظامي مجازات خواهند شد.» اين درحالي است كه «جفري هون» وزير دفاع انگليس نيز امروز در پارلمان حضور مي يابد تا درباره اتهامات مربوط به شكنجه زندانيان عراقي به نمايندگان توضيح دهد. سازمان عفو بين الملل ديروز اعلام كرد، دولت انگليس از يك سال پيش از اخبار مربوط به سوءرفتار نظاميان انگليسي با زندانيان عراقي مطلع بوده است. وزارت دفاع انگليس ديشب اعتراف كرد، ماه هاست درجريان اين سوءرفتار قرارداشته است و افزود، درمورد اين موضوع از سال گذشته تحقيق مي كند. «رابين كوك»، وزير خارجه پيشين انگليس ديروز از «توني بلر» خواست گزارش محرمانه كميته بين المللي صليب سرخ درمورد نحوه رفتار با زندانيان عراقي را دراختيار پارلمان قرار دهد.

http://www.kayhannews.ir/830221/16.htm#other1604

صبح
Monday 10 May 2004, 09:59PM
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس سياسي خارجي - ايران
آنچه سربازان آمريكا در عراق مرتكب شدند، جنايتي بود كه حتي وزير دفاع آمريكا را نيز وادار به پاسخگويي در برابر كنگره‌ي كشورش كرد، اين عملكرد تبعات بسياري را براي آمريكا در عراق، خاورميانه و جهان داشته است؛ آنچه در پي مي‌آيد گفت‌وگوهايي است كه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با جواد منصوري و سيد عبدالله علوي به انجام رسانده و نيز اظهارنظري است كه رييس اداره‌ي روابط عمومي و انتشارات سپاه مطرح كرده است.

منصوري:
اشغالگران شيوه‌ي نازي‌ها را در سركوب مردم ادامه عراق مي‌دهند

بخشي از اقدامات وحشيانه‌ي اشغالگران با زندانيان عراقي مانند كشتن يا سلاخي كردن آنها هنوز افشا نشده و احتمالا در آينده افشا خواهد شد.
دكتر جواد منصوري، استاد دانشگاه و كارشناس مسايل بين‌الملل در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي - خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: وقتي آمريكا و هم پيمانانش در عمل در وضعيتي كاملا مخالف اهدافشان قرار گرفتند و با مشكلات روزافزون در عراق مواجه شدند به اين نتيجه رسيدند كه مجبورند از حركات سركوب گرايانه‌ي فاشيستي و كشتار گرايانه‌ي نازيستي استفاده كنند.
وي با اشاره به اينكه هر چه مردم عراق به تدريج وارد صحنه‌ي مقاومت مي‌شوند اشغالگران نيز شيوه‌ي نازي‌ها را در سركوب مردم ادامه مي‌دهند، آمريكايي‌ها چون هيچ پايگاه مردمي و اطلاعاتي در عراق ندارند فكر مي‌كنند با شكنجه زندانيان مي‌توانند اطلاعات كسب كنند.
وي در خصوص اقدام سازمان‌هاي بين‌المللي در اين رابطه گفت: آمريكا خودسرانه و بر اساس سياست يك جانبه و با هدف سلطه بر جهان عمل مي‌كند و سازمانهاي بين‌المللي نيز نمي‌توانند مانع از اقدامات آن شوند و عملا سكوت را ترجيح مي‌دهند.
اين كارشناس مسايل بين‌الملل با اشاره به عذرخواهي مقامات آمريكايي گفت: اين عذرخواهي‌ها هيچ مساله‌اي را حل نمي‌كنند و هيچ معنايي ندارد؛ چرا كه نه در مورد عدم تداوم شكنجه‌ها تضميني وجود دارد و نه در مورد تنبيه عاملان آن.

--------------------------------------------------------------------------------

علوي:
شكنجه زندانيان عراقي حاصل يك حركت زورمدارانه تهاجمي در عراق است

تلاطم امروز در عراق و شكنجه‌ي زندانيان عراقي به دست سربازان آمريكايي و انگليسي حاصل اعمال زومدارانه‌ي يك حركت تهاجمي در عراق است.
دكتر سيدعبدالله علوي، استاد دانشگاه در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي - خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) هم‌چنين اظهار داشت: اقدامات آمريكا در عراق و موضع تعدادي از بازرسان و فرماندهان ارتشي كه با آمريكا و جنايات او در عراق شريكند و از سوي ديگر عذرخواهي آنها نسبت به شكنجه‌ها عليه زندانيان عراقي باعث نگراني افكار عمومي و طرفداران حقوق بشر گرديده است.
اين استاد دانشگاه در خصوص نقش سازمانهاي بين‌المللي در اين رابطه گفت: اين سازمان‌ها بايد به عنوان گروهي حافظ و پيشگام صلح براي برقراري صلحي پايدار، عدالت اجتماعي و بين‌المللي تلاش كنند و در واقع موضعي كار كردن نمي‌تواند شفابخش اين شرايط دردمندانه باشد.

--------------------------------------------------------------------------------

رييس اداره‌ي روابط عمومي و انتشارات سپاه:
شكنجه‌ي زندانيان عراقي به دست نيروهاي اشغالگر تداوم دارد

سردار جزايري تاكيد كرد: جورج بوش، رييس جمهور آمريكا بايد در راس شكنجه‌گران آمريكايي عراقي‌ها محاكمه شود.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سردار جزايري، رييس اداره‌ي روابط عمومي و انتشارات سپاه درباره‌ي افشاي شكنجه‌ي زندانيان عراقي به دست نيروهاي آمريكايي مستقر در عراق تصريح كرد: رييس جهمور آمريكا و نخست وزير انگليس و هم‌چنين ساير مقامات رسمي اين دو كشور از موضوع شكنجه و آزار و اذيت زندانيان كاملا مطلع بوده‌اند و به همين خاطر، چنانچه جامعه جهاني در پي آن است كه با مجرمان اين اقدام زشت و قرون وسطايي برخورد كند، در درجه اول بايستي در فكر محاكمه بوش و بلر باشد.
وي هم‌چنين اظهار داشت: اين اقدام‌ها از مدت‌ها پيش و به طور گسترده بسيار مخوف‌تر از آنچه كه افشا گرديده در جريان بوده‌ است، با اين وجود در حالي كه ظاهرا مقامات رسمي و به خصوص وزير دفاع آمريكا نسبت به اين جنايت اظهار ندامت نموده، اين شكنجه‌ها هم‌چنان ادامه دارد.
سردار جزايري در پايان اظهار داشت كه به زودي اسنادي در اين خصوص ارايه خواهد داد كه بسيار تكان‌دهنده‌تر از اسناد قبلي است، در آن صورت جورج بوش، رييس جمهور آمريكا ديگر نخواهد توانست با مجرم دانستن چند سرباز آمريكايي، خود و ساير همكارانش را از اين جنايت دور نگه دارد.

صبح
Sunday 16 May 2004, 10:13AM
چاه نكن بهر كسي .... اول خودت بعدا كسي !

اعتراف پنتاگون به بحران نظاميان زن آمريكايي


وزارت دفاع آمريکا (پنتاگون) در گزارشي اعتراف کرد، در مهار پديده بي‌بندوباري جنسي و هوسبازي نظاميان مرد نسبت به نظاميان زن آمريکا، شکست خورده است.



به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از «رويترز»، در گزارش وزارت دفاع آمريکا تأکيد شده است، سياست پنتاگون براي جلوگيري از تجاوز جنسي نظاميان ذکور به نظاميان زن، به شکست انجاميده است و بي‌بندوباري جنسي و حرکات ناشايست اخلاقي در ميان نظاميان آمريکايي گسترش يافته است و حتي نظاميان زن آمريکايي، از حرف‌هاي پشت سر خود و متهم شدن به داشتن روابط جنسي نامشروع با نظاميان مرد وحشت دارند.



در اين گزارش، از افزايش تجاوزات جنسي به نظاميان زن آمريکايي در عراق و کويت ابراز نگراني شده است.



دونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريکا، فوريه گذشته (بهمن 82)، خواستار انجام تحقيق در مورد سياست‌هاي ارتش در خصوص جلوگيري از بي‌بندوباري و تجاوز جنسي و درمان قربانيان و مجازات متجاوزان جنسي در ميان نظاميان آمريکايي شده است.



در گزارش 90 صفحه‌اي «پنتاگون» آمده است، سياست‌ها و برنامه‌هاي ارتش براي جلوگيري از بي‌بندوباري جنسي و تجاوزها به سربازان زن، ناقص و ناکارآمد بوده است.



رسوايي‌هاي تجاوزات و بي‌بندو باري جنسي و اخلاقي در ميان نظاميان آمريکايي، طي ساليان اخير ارتش آمريکا را به لرزه درآورده است.



رسوايي تيلهوک، در سال 1991 و جديدترين نمونه‌هاي تجاوز و بي‌بندوباري جنسي در آکادمي نيروي هوايي آمريکا در کلرادو، از اين نمونه‌ها هستند.



اين گزارش اعلام مي‌کند، به رغم اينکه ارتش، نيروي دريايي، نيروي هوايي و نيروهاي پياده نظام، همگي برنامه‌هايي براي مبارزه با تجاوزات و بي‌بندوباري جنسي ميان نظاميان خود داشته‌اند، اما تمام اين سياست‌ها به طور روشن و کامل، تجاوزات جنسي را بررسي نکرده است، زيرا هيچ تعريف دقيقي براي آن وجود ندارد.



در اين گزارش آمده است، طي دو سال گذشته، حدود دو سوم حالت‌هاي تجاوز جنسي طي سه روز از وقوع آن گزارش شده است و موانع زيادي در برابر نظاميان زني که تصميم به افشاي اين تجاوزها داشتند، قرار داده شده است.



نظاميان زن از اينکه سران و فرماندهان و افراد واحدهاي ديگر به شکايت‌هاي آنها بي‌اعتنايي نشان دهند، نگران هستند.



پس از آنکه رامسفلد، وزير دفاع آمريکا، اين گزارش را دريافت کرد، در يادداشتي گفت: مشکل تجاوزهاي جنسي به نظاميان زن را از طريق اعمال قدرت به دست رهبري قوي حل مي‌کنيم.



برخي از سربازان زن آمريکايي از اينکه سران ارتش آمريکا هيچ حساسيتي نسبت به تجاوزات جنسي و بي‌بندوباري نظاميان مرد عليه سربازان زن ندارند، شکايت کرده‌اند.



گفتني است، اين گزارش در حالي منتشر مي‌شود که رسوايي شکنجه اسراي عراقي به دست نظاميان آمريکايي و رفتارهاي شرم‌آور و زننده و غيراخلاقي اشغالگران با اسراي عراقي موجي از خشم و انزجار نسبت به آمريکا در جهان، به ويژه جهان عرب به راه انداخته است.

صبح
Monday 17 May 2004, 09:08PM
وقتي ديوانگان مبتلا به ساديسم بخواهند دموكراسي هديه كنند
http://www.baztab.com/showpic.asp?ID=16655
سرباز زن آمريكايي: به خاطر سرگرمي از شكنجه‌ها عكس گرفتيم


يك سرباز زن آمريكايي در زندان ابوغريب گفت: عكس‌هاي منتشرشده از صحنه‌هاي شكنجه زندانيان عراقي، صرفا به خاطر تفريح و سرگرمي گرفته شده است.



به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، روزنامه «نيويورك‌تايمز» به نقل از «ليندي انگلند» ـ كه به خاطر وجود او در تصاوير تكان‌دهنده اخير از شكنجه‌هاي زندانيان عراق، مشهور شده است ـ نوشت: ما به خاطر سرگرمي و خنديدن، از صحنه‌هاي شكنجه عكس مي‌گرفتيم.



انگلند (21 ساله)، يكي از هفت سرباز آمريكايي است كه هم‌اكنون به خاطر شكنجه زندانيان زندان ابوغريب، تحت بازجويي قرار دارد.



اين روزنامه به نقل از انگلند افزود: شكنجه در ابوغريب، كار روزمره ما بود و ما آن را يك سرگرمي مي‌دانستيم و هرگز فكر نمي‌كرديم كه با اين كار، از حدود قانوني تجاوز كرده‌ايم.



او در ادامه ضمن اعتراف به برخي شكنجه‌هايي كه شخصا انجام داده است، گفت: يكي از سربازان توپ فوتبال را به سمت سر پوشانده شده زندانيان شوت مي‌كرد. ديگري آنان را زير لگد مي‌گرفت، تا جايي كه آنان زخمي مي‌شدند و بعد خود، شروع به بخيه زدن زخم‌ها مي‌كرد.



گفتني است، اين سرباز آمريكايي در بازداشت نيست، بلكه رفت‌وآمد او تحت نظر قرار دارد.

Bardia
Friday 21 May 2004, 12:02AM
دو عكس جديد از ابو غريبب

http://www.antiwar.com/news/?articleid=2444

معلوم نيست چه بازي كثيفي پشت پرده چاپ كردن اين عكسها وجود دارد كه هر چند روز يكي دو تا را نشان مي دهند...

لعنت بر اين جلادان

سینا 555
Friday 21 May 2004, 02:00PM
سلام برديا جان

سئوال به جايي بود.
دوست عزيزم!

اينها براي اينست كه جهان اسلام، ى،ى،بنده و جنابعالي و مردم را بطور
كلي تست بكنند و ببينند در مقابل بردگي عصر مدرن كه عراق افغانستان
و عراق اولين خاكريزهاي اين ازمايشگاههاي مدرن هستند..چقدر عكس العمل نشان ميدهيم؟چقدر قلاده بردگي را بر گردن قبول ميكنيم؟

اگر عكس العملي در خور نبود اينان به جنايات غير قابل تصوري بيشتر دست خواهند يازيد.و جالب اينجاست مدعيان دموكراسي در دنيا در مقابل اين بربريت ها خاموشند و يا نظاره گرند و خفقان گرفته اند.!فقط مسلمانان واقعي و ازادگان راستين از اين جنايات مشمئزكننده برائت ميجويند در انتظار ظهور عقوبتي سهمگين براي امران جنايات زر و زور تزوير جهاني به رهبري ابليسي صهيونيستها هستند.

برديا جان اگر اين جنايات زوزمره در جاي جاي كشورهاي اسلامي حامل
پيام و درسي اموزنده و بيدار كننده براي امت اسلامي نباشد بايد در انتظار روزهاي سخت تري باشيم.البته وعده خداوند مشخص و معلوم است براي انان كه بخواهند بدانند.

ان الله لا يغير مابقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم
خداوند سرنوشت قومي را تغيير نميدهد مگر تحولي در خود بوجود اورند.


يا حق

سینا 555
Tuesday 25 May 2004, 02:16PM
اين خبر هم خواندنش براي انانكه با روشهاي صهيونيستي براي شارلاتان بازي و تبليغاتي كار كردن اشنا نيستند بد نيست!!:D متاسفانه اينگونه شارلاتان بازيها سالهاست كه ادامه داشته منتها امروز با تشديد مقاومت
مردم فلسطين در برابر اشغال كشورشان بعضي ها را از خواب غفلت بيدار كرده و در صدد پيشگيري از اين تزوير و حقه هاي تبليغاتي در كشورهايشان عمل ميكنند.بايد منتظر افشاهاي بسياري ديگر بود كه اين همه سال صهيونيستهاي بي ابرو و جنايتكار بوسيله عوامل رسانه اي و سياستمداران همراه با انها به خورد ملتها داده شده است!

كلك صهيونيستي

«الكساندر موسي»، دبيركل فدراسيون صهيونيست هاي فرانسه كه ضمناً ادعا مي كند سخنگوي حزب ليكود «شارون» هم هست، زيادي احساس زرنگي مي كرد.
او براي اينكه به همه ثابت كند يهودي ستيزي چقدر در فرانسه زياد شده، به همه كلك مي زد و خودش به خودش فحش هاي ضديهودي مي داد و گردن ديگران مي انداخت! آقاي دبيركل صهيونيست ها حالا به 2 ماه زندان تعليقي و 750 يورو جريمه محكوم شده و از خجالت هم نمي داند در كدام سوراخ قايم شود!
به نوشته روزنامه «لوموند»، جناب «موسي»، دبيركل يك گروهك صهيونيستي، 9 ژانويه گذشته به اداره پليس در «پاريس» مراجعه كرده و مدعي شده بود صداي ناشناسي روز قبلش پاي تلفن او را «يهودي كثيف» صدازده و اضافه كرده بود كه اين صدا بعدش به او گفته: «تو سقط خواهي شد، يهودي كثيف، تو سقط خواهي شد!» و بعد هم، به پليس القا كرده كه اين ماجراي نامطلوب بدين جهت برايش اتفاق افتاده كه او براي لغو برنامه هنري «ديودونه»، هنرمند كمدي كه ضدصهيونيست مي باشد، تلاش مي كرده است! اما، تحقيقات پليس از مخابرات بعداً نشان داد كه صداي ناشناس صداي كس ديگري جز خود جناب «موسي» نبوده! كه اين باعث شد كه خودش هم بالاخره 9 مارس گذشته به حقه اش اعتراف كند... حالا، «ميشل زاوي» وكيل، عضو دفتر شوراي نماينده نهادهاي يهودي در فرانسه، مي گويد واقعاً متأسف است كه يهودياني كه كلي هم ادعا دارند چنين رفتار غير مسئولانه اي انجام مي دهند كه پاك آبروي همه آنها را مي برد و به نفع همه آنهايي تمام مي شود كه مي گويند يهودي ها هميشه در مورد همه چيز زيادي اغراق مي كنند.

دوست ايراني .
Tuesday 25 May 2004, 03:08PM
:smile48: :smile48: :smile22:

الهم عجل لوليك الفرج

صبح
Sunday 30 May 2004, 10:08PM
رسوايي جديد سردمداران کاخ سفيد
http://www.mehrnews.com/media/image/61023_300_180.jpg

زندانبانان زندان ابو غريب تابعيت اسراييلي دارند
مطبوعات آمريکا تصوير يکي از نگهبانان زندان ابوغريب را منتشر کرده اند که بر روي بازويش پرچم اسراييلي خالکوبي شده است.


به گزارش خبرگزاري مهر، روزنامه" الوطن" چاپ عربستان سعودي امروزنوشت: اين تصويرنشان مي دهد نگهبان زندان مخوف ابوغريب مليت دوگانه اسراييلي و آمريکايي دارد.

اين تصوير ثابت مي کند آنچه را که اخيرا درباره دخالت اسراييل در روابط خارجي آمريکا با هدف تشديد بحران و تنش ميان اعراب و آمريکا گفته مي شود صحيح است.

اين روزنامه درادامه مي افزايد: تشديد بحران و تنش ميان اعراب وآمريکا يکي ازهدف هاي دائمي اسراييلي ها است .

گزارشات اين روزنامه ها به " گروههاي مشخص" درداخل نيروهاي مسلح آمريکا اشاره کرده که دائما آنها را وادارمي کنند درجهت تشديد عمليات برضد عراقيها تلاش کنند.

اين درخواستها با مخالفت علني اکثرفرماندهان نظامي مواجه شد اما اين درخواستها هميشه دربرخي ازمطبوعات معروف اسراييل از تاييد و حمايت کورکورانه آريل شارون نخست وزير اسراييل برخوردار مي شد.

سوالي که هم اکنون درباره اين تصوير مطرح مي شود اين است که چگونه افراد اين گروهها مي توانند به نگهبانان زندان ابو غريب بپيوندند و يا به افرادي که مسئوليت بازجويي از زندانيان عراقي را به عهده دارند ملحق شوند؟

علاوه براين چرا رسانه ‌هاي گروهي آمريكا، اين عكس را كه به روشني، منبع و مصدر اصلي عامل رسوايي‌هاي زندان ابوغريب را مشخص مي‌كند منتشر کرده اند ؟

ژنرال "آنتوني زيني" فرمانده سابق نيروهاي مرکزي آمريکا درمنطقه (درپنتاگون) درگفتگو با شبکه تلويزيوني "سي بي اس" آمريکا گفت: اسراييليها و طرفدارانشان يعني نومحافظه کاران در آمريکا، مسئولان اصلي شکستهاي دولت جرج بوش درعراق هستند.
نومحافظه کاران همان کساني هستند که مديريت حملات پيگيري را درواشنگتن عليه دولت عربستان سعودي درطول سه سال گذشته هدايت کردند.

سه روز قبل، " ارنست هولنجز" عضو مجلس سناي ازايالت "ساوت کارولينا"جنوبي گفته بود: من درهمين مجلس ازمقاله اي که درباره اسراييليها نوشتم ، دفاع کردم .
وي دراين مقاله اسراييل و نومحافظه کاران را به تلاش براي به درد سرانداختن آمريکا درزمينه مسائل گوناگون خاورميانه با هدف مخدوش کردن جايگاه اين کشوردر نزد افکارعمومي، مسلمانان و اعراب و نيزتلاش براي قطع رابطه آمريکا با کشورهاي عربي متهم کرد.
وي گفت : همين امورباعث شده تا در پي قطع رابطه آمريكا با كشورهاي عرب، اسراييل به عنوان ميانجي بين كشورهاي منطقه و كشور ابرقدرت جهان (آمريكا) ايفاي نقش كند.

سینا 555
Sunday 30 May 2004, 10:55PM
نوشته شده بوسيله صبح
رسوايي جديد سردمداران کاخ سفيد
http://www.mehrnews.com/media/image/61023_300_180.jpg

زندانبانان زندان ابو غريب تابعيت اسراييلي دارند
مطبوعات آمريکا تصوير يکي از نگهبانان زندان ابوغريب را منتشر کرده اند که بر روي بازويش پرچم اسراييلي خالکوبي شده است.


به گزارش خبرگزاري مهر، روزنامه" الوطن" چاپ عربستان سعودي امروزنوشت: اين تصويرنشان مي دهد نگهبان زندان مخوف ابوغريب مليت دوگانه اسراييلي و آمريکايي دارد.

اين تصوير ثابت مي کند آنچه را که اخيرا درباره دخالت اسراييل در روابط خارجي آمريکا با هدف تشديد بحران و تنش ميان اعراب و آمريکا گفته مي شود صحيح است.

اين روزنامه درادامه مي افزايد: تشديد بحران و تنش ميان اعراب وآمريکا يکي ازهدف هاي دائمي اسراييلي ها است .

گزارشات اين روزنامه ها به " گروههاي مشخص" درداخل نيروهاي مسلح آمريکا اشاره کرده که دائما آنها را وادارمي کنند درجهت تشديد عمليات برضد عراقيها تلاش کنند.

اين درخواستها با مخالفت علني اکثرفرماندهان نظامي مواجه شد اما اين درخواستها هميشه دربرخي ازمطبوعات معروف اسراييل از تاييد و حمايت کورکورانه آريل شارون نخست وزير اسراييل برخوردار مي شد.

سوالي که هم اکنون درباره اين تصوير مطرح مي شود اين است که چگونه افراد اين گروهها مي توانند به نگهبانان زندان ابو غريب بپيوندند و يا به افرادي که مسئوليت بازجويي از زندانيان عراقي را به عهده دارند ملحق شوند؟

علاوه براين چرا رسانه ‌هاي گروهي آمريكا، اين عكس را كه به روشني، منبع و مصدر اصلي عامل رسوايي‌هاي زندان ابوغريب را مشخص مي‌كند منتشر کرده اند ؟

ژنرال "آنتوني زيني" فرمانده سابق نيروهاي مرکزي آمريکا درمنطقه (درپنتاگون) درگفتگو با شبکه تلويزيوني "سي بي اس" آمريکا گفت: اسراييليها و طرفدارانشان يعني نومحافظه کاران در آمريکا، مسئولان اصلي شکستهاي دولت جرج بوش درعراق هستند.
نومحافظه کاران همان کساني هستند که مديريت حملات پيگيري را درواشنگتن عليه دولت عربستان سعودي درطول سه سال گذشته هدايت کردند.

سه روز قبل، " ارنست هولنجز" عضو مجلس سناي ازايالت "ساوت کارولينا"جنوبي گفته بود: من درهمين مجلس ازمقاله اي که درباره اسراييليها نوشتم ، دفاع کردم .
وي دراين مقاله اسراييل و نومحافظه کاران را به تلاش براي به درد سرانداختن آمريکا درزمينه مسائل گوناگون خاورميانه با هدف مخدوش کردن جايگاه اين کشوردر نزد افکارعمومي، مسلمانان و اعراب و نيزتلاش براي قطع رابطه آمريکا با کشورهاي عربي متهم کرد.
وي گفت : همين امورباعث شده تا در پي قطع رابطه آمريكا با كشورهاي عرب، اسراييل به عنوان ميانجي بين كشورهاي منطقه و كشور ابرقدرت جهان (آمريكا) ايفاي نقش كند.



از اين جنايتكاران هيچ پليدي و دنائتي دور از تصور نيست باشد روزي عقوبت ظلم ها و وحشيگري هايشان را در همين دنيا شاهد باشند.

يا حق

صبح
Tuesday 1 June 2004, 05:30PM
... چرا كه اين فلسطيني اگر جواني 14 ساله و غيرمسلح باشد، بايد او را كشت چون به زودي بزرگ شده تبديل به يك خرابكار مي‌شود. علاوه بر اين يك زن فلسطيني را هم مي‌توانيد بكشيد، چون اين امر باعث متوقف شدن تولد نوزاداني در آينده مي‌شود. همچنين اگر يك دختربچه فلسطيني را بكشيد، با اين كار مانع از اين مي‌شويد كه او بزرگ شود و دست‌كم 10 بچه به دنيا آورد.







به خاطر مرخصي تشويقي، خون مي‌ريزيم

يك روزنامه اسراييلي به نقل از سربازان اين رژيم نوشت: آنان در ازاي كشتن كودكان و زنان فلسطيني، مرخصي تشويقي مي‌گيرند و حتي از اين كار لذت مي‌برند.



به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، تعدادي از سربازان اسراييلي، با خونسردي و احساس نژادپرستانه وصف‌ناشدني قهرماني‌هاي خود را در ريختن خون فلسطيني‌ها براي روزنامه اسراييلي «معاريو»، بازگو كرده‌اند.

روزنامه «البيان» ـ چاپ امارات ـ به نقل از اين روزنامه نوشت: كشتار كودكان و زنان فلسطيني، كاري عادي و مطلوب فرماندهان ارتش اسراييل است.

سربازان اسراييلي مي‌گويند: ما در ازاي اين كشتارها، مرخصي تشويقي مي‌گيريم.

اين سربازان تأكيد مي‌كنند، به هنگام ارتكاب اين جنايات، احساس لذت و حتي افتخار مي‌كنند و چنانچه شرايط براي انجام اين كار برايشان فراهم شود، در تكرار آن ترديدي به خود راه نخواهند داد.

«اساف»، يكي از سربازان واحد غفعاتي مي‌گويد: حتي براي يك بار هم نبايد به فلسطيني‌ها رحم كرد. من يك مسلح فلسطيني را در يكي از خيابان‌هاي اردوگاه «جباليا» ديدم، با تفنگ دوربين‌دار خود، سر او را نشانه گرفتم و شليك كردم و ديدم كه او چگونه بال بال مي‌زد. خداي من! اين شيرين‌ترين احساس در تمام عمرم بود. در اين حال احساسي به من دست داد كه انگار در يك مسابقه فوتبال برنده شده‌ام.

او ادامه مي‌دهد: پس از اين مورد، يك فلسطيني بسيار قوي‌هيكل را ديدم، به او شليك كردم، او نيز مانند يك مرغ سر بريده مي‌غلتيد. در اين لحظه اين مرد عظيم‌الجثه مانند يك كودك، ناتوان به نظر مي‌آمد و اين احساس جالبي بود.

اساف مي‌افزايد: هنگامي كه صبح از خواب بيدار مي‌شويد و مي‌بينيد كه احساس خوبي نداريد، معني آن، اين است كه شما در آن روز يك فلسطيني را ـ چه مسلح و چه غيرمسلح ـ خواهيد كشت، چرا كه اين فلسطيني اگر جواني 14 ساله و غيرمسلح باشد، بايد او را كشت چون به زودي بزرگ شده تبديل به يك خرابكار مي‌شود. علاوه بر اين يك زن فلسطيني را هم مي‌توانيد بكشيد، چون اين امر باعث متوقف شدن تولد نوزاداني در آينده مي‌شود. همچنين اگر يك دختربچه فلسطيني را بكشيد، با اين كار مانع از اين مي‌شويد كه او بزرگ شود و دست‌كم 10 بچه به دنيا آورد.



از سوي ديگر ژوزف الغازي، روزنامه‌نگار مشهور اسراييلي، در گزارشي مفصل كه در روزنامه «هاآرتص» به چاپ رسانده اطلاعات جديدي درباره شكنجه، ارعاب و تجاوز به كودكان فلسطيني در زندان‌هاي اسراييل آورده است.



«هاآرتص» در اين گزارش آورده است: حدود 50 كودك فلسطيني در زندان «تلموند» زنداني‌اند. بسياري از اين كودكان مورد آزار و اذيت زندانيان بزرگسال قرار مي‌گيرند. اين آزار و اذيت‌ها شامل بيگاري كشيدن، كتك زدن و حتي تجاوز جنسي به آنان مي‌شود.

سینا 555
Tuesday 1 June 2004, 06:00PM
كيسينجر: كنترل نفت نبايد در اختيار اعراب باشد

وزير خارجه سابق آمريكا نفت را بسيار مهم تر از آن دانست كه در اختيار اعراب قرار بگيرد.
مجله «اشپيگل» در مقاله اي تحت عنوان «منبع جنگ» به نقل از «هنري كيسينجر» مي نويسد: نفت بسيار مهم تر از آن است كه بتوان اختيار آن را به اعراب واگذار كرد. به نوشته اين مجله، اگرچه نفت در گذشته به عنوان سوخت وسايل نقليه به كار مي رفت، اما امروز عامل درگيري هاي سياسي، اقتصادي و منازعات نظامي بين كشورهاست و در نقاطي از جهان از جمله خليج فارس، درياي خزر و حتي غرب آفريقا كه ذخاير و منابع نفتي وجود دارد، قدرتمندان جهان نيز با قدرت نظامي شان در آنجا حضور دارند. درحال حاضر، حتي ديدگاه هاي افراطي افرادي چون «لاورنت موراويس» مشاور پنتاگون كه معتقد است «آمريكا بايد در صورت ضرورت، حوزه هاي نفتي عربستان را اشغال كند» نيز مورد حمايت است. به اين ترتيب، نمايندگان آمريكا رفت و آمد خود به روسيه، جمهوري آذربايجان، قزاقستان و آنگولا كه همگي بازيگران مهم و بالقوه در مسئله منابع زيرزميني هستند، را افزايش داده اند. به نوشته «اشپيگل»، «كنت پولاك» كارشناس سابق سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) مي گويد: «تنها انسان هاي احمق درك نمي كنند كه نفت هدف واقعي در سياست جهاني است.» و اين درحالي است كه منابع نفت و گاز در مناطق بي ثبات جهان واقع شده اند.
----------------------------------------------------------------
حداقل اينه كه اين امريكايي ها نقاب دموكراسي و حقوق بشر به رسميت شناختن حقوق ديگران رو براحتي كنار گذاشتند و اميال شيطاني خود را بي پرده و بدون شرمساري براي همه بيان ميكنند:cool:

سینا 555
Wednesday 2 June 2004, 07:07PM
كارشناس سعودي: آمريكا و رژيم صهيونيستي عاملان انفجار الخبر هستند
يك كارشناس و فعال حقوق بشر در عربستان سعودي، آمريكا و رژيم صهيونيستي را عامل حملات اخير در عربستان معرفي كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، «سهيله زين العابدين» در مصاحبه با پايگاه اينترنتي «اسلام ان لاين» اعلام كرد: «عمليات تروريستي الخبر توسط آمريكا و اسراييل طراحي شد تا به جهان القا كنند ما تروريست هستيم همان طور كه در 11 سپتامبر اين كار را انجام دادند و آن را به عربستان سعودي نسبت دادند تا جنگ خود را عليه مسلمانان توجيه كنند.»
سهيله زين العابدين كه عضو شوراي اداره مجمع ملي حقوق بشر در عربستان است در ادامه افزود: «البته گروه هاي تندرو در كشورهاي اسلامي باعث مي شوند تا آمريكا و اسراييل زودتر به هدف خود دست يابند.»
در جريان گروگانگيري در شهر الخبر در شرق عربستان كه گفته مي شود عاملان آن، اعضاي القاعده بودند 22 نفر از جمله چند تبعه غربي كشته شدند.وزارت كشور عربستان سعودي اعلام كرد، كشته شدگان هشت هندي، سه فيليپيني، سه سعودي، دو سريلانكايي، يك آمريكايي، يك انگليسي، يك ايتاليايي، يك سوئدي، يك تبعه آفريقاي جنوبي و يك مصري هستند. 25 نفر ديگر از جمله چندين تبعه خارجي در جريان اين گروگانگيري زخمي شدند.
نيروهاي امنيتي عربستان موفق شدند با زخمي كردن فرمانده عمليات گروگانگيري الخبر او را دستگير كنند. اما سه گروگانگير ديگر توانستند از چنگال مأموران بگريزند. روزنامه الشرق الاوسط نوشت: نيروهاي امنيتي رياض براي يافتن گروگانگيرهاي فراري امام جماعت يكي از مساجد الخبر را دستگير كرده اند.
----------------------------------------------------
گويا بوي نفت عربستاني و بي صاحب امريكا و صهيونست ها رو وسوسه كرده يا شايد هم قراره بعد از عراق عربستان اشغال بشه!!:rolleyes:

سینا 555
Monday 7 June 2004, 06:19PM
واريز 3/16 ميليارد دلار درآمد نفت عراق به خزانه‌داري آمريكا

بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژي آمريكا از ميزان و قيمت فروش نفت عراق طي 15 ماه گذشته، درآمد نفتي اين كشور 3/16 ميليارد دلار برآورد مي‌شود كه تمامي آنها به حسابي نزد خزانه‌داري آمريكا در نيويورك واريز شده است.



به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، فقدان امنيت در عراق از زمان آغاز حمله آمريكا و انگليس به اين كشور، مسائل جاري اقتصادي در عراق را در تمامي رسانه‌هاي خارجي و داخلي تحت‌الشعاع خود قرار داد و مسأله‌اي كه تاكنون كمتر مورد توجه رسانه‌ها و اذهان عمومي قرار گرفته است، بحث درآمدهاي نفتي عراق است و اينكه اين درآمدها به كجا مي‌رود و چگونه صرف مي‌شود. در بخش نفت عراق در حال حاضر دو ابهام اساسي وجود دارد كه يكي به عدم ارايه اطلاعات دقيق از ميزان توليد و صادرات نفت عراق و قيمت فروش اين نفت بر مي‌گردد و مسأله ديگر اينكه حجم درآمد نفتي عراق تاكنون چقدر بوده و به كجا رفته است.



در خصوص حجم توليد و صادرات نفت عراق، وزير نفت اين كشور روز گذشته تصريح كرد: عراق در حال حاضر 5/2 ميليون بشكه در روز توليد مي كند و 9/1 ميليون بشكه از آن نيز در روز صادر مي‌شود. آمار اداره اطلاعات انرژي آمريكا نيز حاكي از آن است كه صادرات فعلي نفت عراق حول و حوش رقم 8/1 ميليون بشكه در روز نوسان مي‌كند. بر اساس گزارش هفتگي اداره اطلاعات انرژي آمريكا از قيمت فروش نفت كشورهاي جهان، نفت عراق طي ماههاي گذشته به طور متوسط 30 دلار در هر بشكه به فروش رفته است.



گزارش اداره اطلاعات انرژي آمريكا همچنين حاكي است، عراق در سال 2003 ميلادي مبلغ 6/9 ميليارد دلار از محل صادرات نفت خام درآمد كسب كرده است. اگر متوسط صادرات نفت عراق را در 5 ماه اول سال 2004 ميلادي حداقل 5/1 ميليون بشكه در روز فرض كنيم، درآمد روزانه عراق از محل صادرات نفت با توجه به متوسط قيمت 30 دلار برابر 45 ميليون دلار مي‌شود. بنابراين پيش‌بيني مي‌شود، عراق در 5 ماه اول سال 2004 ميلادي حداقل 75/6 ميليارد دلار از محل صادرات نفت درآمد كسب كرده است. در نتيجه مجموع درآمدهاي نفتي عراق تاكنون با احتساب 6/9 ميليارد دلار در سال 2003 و 75/6 ميليارد دلار در سال جاري برابر 3/16 ميليارد دلار خواهد شد.



اداره اطلاعات انرژي آمريكا پيش‌بيني كرد، عراق تنها در سال 2004 ميلادي 6/16 ميليارد دلار درآمد نفتي داشته باشد. اين در حالي است كه «جونز پاري»، سفير انگليس در عراق، ماه گذشته اعلام كرد، درآمد نفتي عراق در سال جاري به 18 ميليارد دلار بالغ خواهد شد و اين رقم در سال 2005 ميلادي به 28 ميليارد دلار افزايش خواهد يافت. ابهام ديگري كه در مورد نفت عراق وجود دارد اين است كه اين درآمدها به كجا مي‌رود و چگونه خرج مي‌شود.



شبكه خبري «بي‌.بي.‌سي» اوايل اين هفته گزارش داد: تمامي درآمدهاي حاصل از صادرات نفت عراق به حسابي نزد خزانه‌داري آمريكا واريز شده است كه تحت كنترل كامل آمريكا قرار دارد.



خبرگزاري «رويترز» نيز ماه گذشته با ارسال خبر مشابهي اعلام كرده بود: اين درآمدها به حساب آمريكا در نيويورك واريز مي‌شود. «رويترز» به نقل از يك مقام وزارت نفت عراق گزارش داد:‌ درآمد نفت عراق به طور كامل در دست آمريكاست و مشاوران آمريكايي وزارت نفت عراق مخصوصا «گري ولگر» بيشترين كنترل را بر آن دارند.



گري ولگر آمريكايي مشاور مالي وزارت نفت عراق است كه از سوي حكومت آمريكايي عراق تعيين شده است. «رويترز» همچنين گزارش داد: ‌شوراي حكومتي عراق تاكنون هيچگونه اطلاعاتي در مورد فروش نفت عراق مانند ميزان يا قيمت آن نداده است. خبرگزاري «آسوشيتدپرس» نيز پيشتر گزارشي ارايه داد مبني بر اين كه چند تن از مقام‌هاي عراق از جمله حميد البياتي، معاون وزير امور خارجه عراق، ديداري با مقام‌هاي سازمان ملل داشته و از آنها خواسته‌اند تا كنترل درآمدهاي نفتي عراق را به خود عراقي‌ها واگذار كنند.



در اين ديدار، مقام‌هاي عراقي از هيأت سازمان ملل خواستند تا درصدي را كه از محل صادرات نفت عراق به پرداخت غرامت جنگي اختصاص يافته است، به آنها برگردانند. بنا بر گزارش كنگره آمريكا، تاكنون 160 ميليارد دلار از سوي آمريكا در عراق و افغانستان هزينه شده است و در سال آينده نيز 66 ميليارد دلار ديگر هزينه خواهد شد. اين در حالي است كه تاكنون كنگره حدود 75 ميليارد دلار براي هزينه در عراق تخصيص داده است و معلوم نيست كه مابقي اين هزينه‌ها از كجا تأمين شده است و اين كه آيا از محل درآمدهاي نفتي عراق براي بازسازي اين كشور تا كنون هزينه شده است يا خير و اگر شده به چه صورتي و در چه بخشهايي اين دلارها خرج مي‌شوند.

صبح
Monday 7 June 2004, 06:50PM
نوشته شده بوسيله سينا 555
واريز 3/16 ميليارد دلار درآمد نفت عراق به خزانه‌داري آمريكا




همش تقصير آخونداست ... :D

نميدونم آمريكا كي مياد ما رو آزاد كنه :smile57:
نفت دزديده ... ؟ نوش جونش :D قربونش ...

سینا 555
Thursday 17 June 2004, 02:33AM
يك انديشمند فرانسوي:
آمريكا در پس پرده جنگ با تروريسم، منافع خود را دنبال مي‌كند

خبرگزاري فارس: يك فيلسوف و انديشمند بزرگ فرانسوي گفت: «آمريكا در پس پرده جنگ با تروريسم، منافع خود را دنبال مي‌كند. بوش از جنگ حرف مي‌زند، ولي از تعيين هويت دشمن كه به او اعلام جنگ كرده ناتوان است.»

"ژاك دريدا" در مصاحبه با ماهنامه لوموند ديپلماتيك چاپ فرانسه، وقوع پديده تروريسم را در شكل كنوني‌اش در وجود تجدد (مدرنيزاسيون)مي‌داند.
اگر به باور "يورگن هابرماس"، انديشمند آلماني عقل (كه موجب ارتباطات شفاف و بي پرده است) قادر است دردهاي ناشي از تجدد از جمله افراط گرايي مذهبي و تروريسم را درمان كند، به عكس دريدا معتقد است كه تنش‌هاي ويرانگر را مي‌توان رديابي و نامگذاري كرد ولي به هيچ وجه نمي‌شود آنها را به طور كامل كنترل و مغلوب كرد.
به نظر دريدا، مقصر سرعتي است كه تجدد با خود به همراه آورده است و در نتيجه در شيوه‌هاي زندگي سنتي، واكنش‌هاي دفاعي به وجود آورده است زيرا زندگي‌هاي سنتي اين تجدد وحشيانه را بر نمي تابند.
دريدا علاوه بر آنكه تروريسم را نتيجه ضربه‌اي مي‌داند كه تجدد به علت سرعت عجيب و فراگيرش در جهان به وجود آورده است، همچنين معتقد است تروريسم علامت مرضي است كه در ذات مدرن مدام چشم به آينده دوخته، نهفته است؛ آينده‌اي بيمارگونه كه در تناوب بيم و اميد قرار دارد.
دريدا در خصوص جنگ با تروريسم مي‌گويد: «گفتمان رايج يعني گفتماني كه امروز در وسايل ارتباط جمعي وجود دارد و لفاظي‌هاي رسمي خيلي راحت به برداشت‌هايي مثل جنگ با تروريسم تكيه مي‌كنند. در صورتي كه اصلا مسئله اين نيست. اگر بخواهيم به عمق مسئله پي ببريم مي‌فهميم كه اصلا جنگي در ميان نيست. براي درك بهتر اين موضوع بايد قبل از هر چيزي بين جنگ‌ها تفاوت قائل شد؛ بين جنگ كلاسيك (كه در سنت به درگيري مستقيم و اعلام شده بين دو دولت متخاصم گفته مي‌شود) و جنگ داخلي يا پارتيزاني يا آن چيزي كه امروز از آن به عنوان جنگ با تروريسم ياد مي‌شود، تفاوت وجود دارد. خشونتي كه امروز طغيان كرده است ناشي از جنگ نيست. اين اصطلاح جنگ با تروريسم بسيار مبهم است. بنابراين من معتقدم كه اين ابهام بايد در منافعي كه در پس پرده آن قرار دارد، مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد. بوش از جنگ حرف مي‌زند، ولي از تعيين هويت دشمن كه به او اعلام جنگ كرده ناتوان است. اين حرف بارها گفته شده است كه مردم و ارتش افغانستان يا مردم و ارتش عراق دشمن آمريكا نيستند. بنابراين بايد در پي آن بود كه آمريكا چه اهداف يا منافعي را در چارچوب به اصطلاح جنگ با تروريسم دنبال مي‌كند.»
وي گفت: «حالا به فرض اينكه بن لادن در آنجا تصميم گيرنده بلامنازع باشد اما همه مي‌دانند او افغان نيست و از كشورش رانده شده است و اتفاقا همه هم مي‌دانند كه سازماندهي سازمان القاعده هم تا چه حدي مديون آمريكايي‌ها بوده است بويژه آنكه وي امروز تنها نيست. در برهه‌اي كه ما در آن بسر مي‌بريم مشكل مي‌توان دولتي را پيدا كرد كه به طور علني از تروريسم حمايت كند. لذا مشكل مي‌توان دولتهاي پناه دهنده به تروريست‌ها را نيز شناسايي كرد.»
به عقيده او تروريسم، علامت مرض خود ويرانگري است كه حيات دموكراسي مشاركتي و نظام قانونگذاري كه ضامن اجراي آن است را تهديد مي‌كند.
دريدا نيز به مانند هابرماس معتقد است جهاني شدن نقشي اساسي را در پديده تروريسم ايفا مي‌كند.
دريدا معتقد است رشد نابرابري‌ها نتيجه قهري روند شتابزده تجدد است.
به اعتقاد دريدا، جهاني شدن موجب شد دموكراتيزه شدن در كشورهاي مختلف به طور سريع، تحقق يابند ،اما از اين طرف هم معتقد است همين روند سريع جهاني شدن باعث پويايي منازعات و جنگ‌ها شده است.
با اين‌همه، دريدا بر اين باور است جهاني شدن چيزي بيش از يك ترفند و تصوري كه بي عدالتي ها را پنهان مي‌كند، نيست.
دريدا توضيح مي‌دهد، اين همان اتفاقي است كه در فرهنگ‌هاي اسلامي رخ مي‌دهد. جايي كه جهاني شدن نقشي را كه به او واگذار شده نمي‌تواند، بازي كند.
اين انديشمند فرانسوي، جهاني شدن را در اينجا نه تنها به بي عدالتي‌ها، بلكه به مسئله مدرنيته و روشنگري نيز ربط مي‌دهد.
براي دريدا جهان اسلام، در اين مقوله موردي خاص است زيرا بسياري از اين فرهنگ‌هاي اسلامي در سرزمين‌هاي رشد كرده‌اند كه سرشار از منابع طبيعي مثل نفت و گاز و غيره هستند؛ مالكيتي كه نه مجازي شدني است و نه مي توان آن را از تعلق سرزميني در آورد.
همين موقعيت، مجموعه كشورهاي اسلامي را نسبت به تجدد وحشيانه غربي‌ها آسيب پذير كرده است.
حامل اين تجدد وحشيانه، بازارهايي، جهاني شده‌اند كه در چنگ شمار محدودي از دولت‌ها و شركت‌هاي چند مليتي قرار دارند.
به گفته دريدا، خود ايالات متحده آمريكا و كشورهاي اروپايي، محل‌هاي امن و مناسبي براي آموزش و كسب اطلاعات براي همه تروريست‌هاي جهان محسوب مي‌شوند. مدت‌هاست كه ديگر براي شناسايي پايگاه‌هاي عملياتي تروريستي، نسبت دادن آن به جغرافيا يا سرزمين خاصي جايز نيست(به عنوان مثال امروز مي‌توان ويروسي در برنامه كامپيوتري كه داراي اهميت راهبردي هستند وارد كرد يا مي‌توان به منظور فلج كردن منابع اقتصادي نظامي و سياسي در يك كشور يا در يك قاره، اغتشاشات خطرناكي به وجود آورد و اينگونه عمليات مي‌تواند درهر كجاي دنيا با هزينه و ابزاري محدود، عملي شوند.) يعني مي‌خواهم بگويم كه اكنون رابطه بين زمين، سرزمين و ترور تغيير كرده است. وي گفت: «كساني كه ايده‌هايي نظير جنگ با تروريسم و جنگ صليبي را مطرح كرده‌اند چيزي ديگري را دنبال مي‌كنند و آن منافع خود است.»

سینا 555
Wednesday 23 June 2004, 06:34AM
در ارتباط با رسوايي زندان ابوغريب بوش و رامسفلد به دادگاه احضار مي شوند

وكيل مدافع يك نظامي آمريكايي متهم به بدرفتاري با زندانيان عراقي اعلام كرد، وي در صدد احضار «جرج بوش»، رييس جمهوري آمريكا و «دونالد رامسفلد»، وزير دفاع اين كشور به جايگاه شهود است.
خبرگزاري جمهوري اسلامي، به نقل از «پل بارگرين»، وكيل مدافع غيرنظامي گزارش داد، بوش و رامسفلد در «مبارزه خود عليه تروريسم» مفاد كنوانسيون ژنو را در حاشيه قرار دادند.
بارگرين ديروز همچنين گفت: به گروهبان «جاوال داويس» موكل وي هر روز دستور داده مي شد كه براي گرفتن اطلاعات از زندانيان عراقي، آنها را تحت فشار قرار دهد.
بارگرين پس از يك سخنراني پرشور در جلسه اين دادگاه، به خبرنگاران گفت: «بوش با يك سخنراني مبارزه خود عليه تروريسم را اعلام كرد و ابراز داشت كه كنوانسيون ژنو ديگر كاربردي ندارد.»وي رامسفلد و ديگر مقامات ارشد آمريكايي را به تلاش براي تعريف دوباره معاني بدرفتاري و شكنجه در تلاشي براي تحت تأثير قرار دادن وكيلان در وزارت دادگستري متهم كرد.
نخستين جلسه دادگاه «ايوان فردريك»، «چارلز كريز» و «جفل ديويس» سه تن از هفت نظامي متهم در رسوايي آمريكاييان، ديروز پشت درهاي بسته در كاخ كنفرانس هاي بغداد برگزار شد.
«پاتريك كارول» يكي از سخنگويان نظامي آمريكا در عراق پس از اين جلسه، گفت، جلسه مذكور دادگاه صرفاً براي ارايه اتهامات و شنيدن دفاعيات وكيلان مدافع نظامي و غيرنظامي متهمان بود.
روزنامه «گاردين»، چاپ لندن نيز ديروز سربازان انگليسي مستقر در عراق را به شكنجه، كشتار و مثله كردن زندانيان عراقي متهم كرد. اين روزنامه به نقل از دكتر «عادل سالد مجيد»، پزشك قانوني مستقر در بيمارستان «مجارالكبير» نوشت كه وي در تاريخ 15 ماه مه سال جاري (26 ارديبهشت) رسماً تأييد كرده كه چند تن از عراقي هاي مجروح و مقتول انتقال يافته به اين بيمارستان، شكنجه و مثله شده بودند.

سینا 555
Thursday 24 June 2004, 04:23AM
جهاني سازي تروريسم

م. سياه جامه
بودجه نظامي جهان درسال گذشته به رقم 956 ميليارد دلار رسيد.
اين بودجه كه نسبت به بودجه سال گذشته 11درصد افزايش داشته است و نسبت به بودجه سال 2001 (سالي كه ايالات متحده آمريكا پروژه تهاجم نظامي خود را به كشورهاي جهان آغاز كرد) رقمي معادل 18 درصد افزايش رانشان مي دهد، در راستاي مبارزه با تروريسم و مقابله با عمليات تروريستي از سوي كشورهاي جهان براي تقويت بنيه هاي دفاعي خود هزينه شده است.
مؤسسه تحقيقات صلح استكهلم اخيرا در گزارشي ضمن اعلام اين خبر، اعلام داشته است كه اين پول هاي مازاد صرفاً به عنوان محركي براي برپايي جنگ ها عمل كرده و هدف اصلي كه مقابله با تروريسم بوده را محقق نساخته است.
براساس اين گزارش از رقم فوق (956 ميليارددلار)- 47 درصد آن متعلق به ايالات متحده آمريكا (حدود 450 ميليارد دلار)- 5 درصد آن متعلق به ژاپن (حدود 47ميليارد دلار) و 12 درصد آن بطور مساوي متعلق به انگلستان و فرانسه و چين (هريك حدود 40 ميليارد دلار) مي باشد كه به ترتيب در رده هاي بعدي پس از ايالات متحده آمريكا قرار دارند.
با نگاهي ژرفتر به اين آمار، درمي يابيم كشورهاي جهان طي دوسال 2002 و 2003 (سال جاري هنوز محاسبه نشده است) مجموعا 270 ميليارد دلار مازاد هزينه هاي جاري دفاعي و نظامي خود- پس از وقايع يازده سپتامبر- و مبارزه ايالات متحده آمريكا با تروريسم، صرف گسترش توانمندي هاي نظامي خود كرده اند.
نكته جالب توجه دراين آمار، بودجه نظامي كشورهايي نظير ژاپن است كه طي دهه هاي قبل، با حذف استراتژي ميليتاريسم، درآمدهاي ملي خود را صرف پژوهش هاي علمي و صنعتي كرده بودند، ولي امروزه به واسطه همگامي با سياست هاي آمريكا، ناگزير شده اند اين حجم از درآمدهاي ملي خود را كه معادل بودجه ساليانه چندين كشور صنعتي است، صرف نظامي گري نمايند!
برخي ديگر از كشورها نظير چين و فرانسه و روسيه و... نيز، نه به جهت ادعاهاي آمريكا براي مقابله با تروريسم، بلكه در راستاي مقابله با سياست هاي توسعه طلبانه ايالات متحده، ناگزير به افزايش بودجه هاي دفاعي خود شده اند.
در بخش ديگري از گزارش موسسه بين المللي تحقيقات صلح استكهلم پيرامون يكي ديگر از انگيزه هاي اين افزايش هزينه ها آمده است؛ سال گذشته تلاش ها براي متوقف كردن توليد تسليحات هسته اي و هزينه هايي كه صرف آن شد، با تهاجم آمريكا به عراق بي ثمر ماند. چرا كه كره شمالي از معاهده NPT خارج گرديد زيرا پيونگ يانگ دريافت تسليحات هسته اي حافظ امنيتي مطلوبي براي مقابله با تهاجم آمريكا مي باشد.
در راستاي اين گزارش، «كالين پاول»، وزير امورخارجه آمريكا نيز اعتراف كرد: گزارشات قبلي ما پيرامون كاهش عمليات تروريست ها در جهان پس از اقدامات ضدتروريستي ايالات متحده اشتباه بوده است. پاول در گفت وگو با شبكه اي،بي،سي اظهار داشت: ما به اطلاعات توجه كافي نكرديم تا متوجه شويم در گزارش هايي كه سال هاي گذشته دريافت مي كرديم تناقض هايي وجود دارد! ولي در آينده گزارش صحيحي را منتشر خواهيم كرد!

در همين رابطه «ريچارد بوچر»، سخنگوي وزارت خارجه آمريكا نيز تأكيد كرد: اظهارات مقامات عاليرتبه دولتي مبني بر اينكه در جنگ عليه تروريسم به موفقيت هايي دست يافته اند براساس حقايقي بوده كه در آن زمان در دست داشتند و آن حقايق اشتباه بودند!!

بوچر اظهار داشت: اشتباهات در گزارش فعاليت هاي تروريستي;) اوايل ماه مه مشخص گرديد. لازم به يادآوري است: وزارت خارجه آمريكا اوايل ماه جاري رسماً پذيرفت كه گزارش هاي قبلي اين وزارتخانه درباره كاهش اقدامات تروريستي در جهان طي دو سال اخير اشتباه بوده است!
¤¤¤

آنچه مسلم است بازي جديد ايالات متحده درخصوص اعترافات مكرر سران اين كشور به اشتباهات، چه در زمينه اشتباه در محاسبه توانمندي هاي نظامي عراق و سلاح هاي كشتارجمعي اين كشور و چه در خصوص آمار و ارقام دروغين كاهش اقدامات تروريستي ساليان اخير، صرفاً در راستاي تبليغات رياست جمهوري آمريكا طي چند ماه آينده صورت مي گيرد.
هدف ايالات متحده برقراري آنارشيسم بين المللي و جهاني سازي تروريسم است تا در پناه آن بتواند بهانه هايي براي تجاوز به كشورهاي مستقل پيدا كرده و در عين حال بازار فروش كارخانجات تسليحاتي خود را تضمين كند.

براي همه كاملا مشخص است كه تهديد كردن جوامع، چه كشورهايي كه متهم به فعاليت هاي تروريستي مي شوند و چه كشورهاي قدرتمندتر كه از انگيزه اين اتهامات و بهانه ها مطلع هستند و چه كشورها و جوامعي كه مورد تهاجم و حمله نظامي قرار مي گيرند، خود از دلايل مهم گرايش به ميليتاريسم است.
با بررسي تطبيقي افزايش ارقام بودجه هاي نظامي كشورهاي جهان و نيز گسترش فعاليت هاي تروريستي در كشورهاي مختلف، طي سه سال گذشته، مي توان به روند جهاني شدن تروريسم پي برد.

سینا 555
Friday 2 July 2004, 03:49AM
نامزد رياست جمهوري آمريكا، كاخ سفيد و كنگره را عروسك هاي خيمه شب بازي اسراييل خواند

نامزد مستقل رياست جمهوري آمريكا، كاخ سفيد و كنگره آمريكا را «عروسك هاي خيمه شب بازي» اسراييل ناميد و اعلام كرد احزاب جمهوريخواه و دمكرات آمريكا هردو منافع مسلمانان را ناديده گرفته اند.
به نوشته «نيويورك سان» ،«رالف نادر» درجمع گروهي از مسلمانان گفت:«فكرنمي كنم بين دو حزب جمهوريخواه و دمكرات تفاوت قابل ملاحظه اي درباره مسئله خاورميانه وجود داشته باشد. آريل شارون به واشنگتن مي آيد و با عروسك هاي خيمه شب بازي در كاخ سفيد ديدار مي كند و سپس عازم كنگره شده و با عروسك هايي از همين نوع در كنگره به گفت وگو مي نشيند. بعد هم ميليون ها دلار كمك آمريكا به اسرائيل را به عنوان هديه به اسراييل مي برد.»به گفته نادر، «اكنون زمان آن رسيده كه دولت آمريكا بايستد و فكري به حال خود بكند.» نادر شانس حمايت قابل ملاحظه 5/1 ميليون رأي دهنده مسلمان آمريكايي را دارد .

سینا 555
Saturday 3 July 2004, 10:40PM
تروريسم جديد


م. سياه جامه
خبرگزاري آسوشيتدپرس به نقل از وزارتخارجه آمريكا اعلام كرد: حوادث تروريستي طي سال 2003 با افزايش چشمگير روبرو بوده است به گونه اي كه طي 21 سال گذشته بي سابقه بوده و تلفات و قربانيان بيشتري نسبت به اقدامات تروريستي در گذشته به همراه داشته است.

دولت بوش طي ماه هاي اخير سعي داشته اينگونه وانمود كه اقداماتش در جلوگيري از افزايش فعاليت هاي تروريستي موفق بوده، اما رقيب انتخاباتي بوش، سناتور «جان كري» بركذب بودن اين ادعاها تاكيد كرده و با ارائه آماري دقيق تر، به رقم 208 مورد اقدام تروريستي درسال 2003 كه عمدتاً عليه منافع آمريكا و آمريكائي ها صورت گرفته است اشاره مي كند و مي گويد: بوش سعي دارد به دروغ موفقيت هايش را «در خصوص مبارزه با تروريسم و كاهش اين اقدامات» بزرگ نشان دهد.

اين آمار تعداد حملات به آمريكائي ها در عراق و تلفات ومجروحان آنها را شامل نمي شود.
¤¤¤

هر روز كه مي گذرد، آثار و تبعات شوم سياست هاي نابخردانه زمامداران كنوني ايالات متحده، جهان را در تنگناهاي ديپلماسي جنگ و استراتژي ها و تاكتيك هاي مخرب منشعب از آن قرارمي دهد. سياست هايي كه علناً مروج و مشوق تحركات و اقدامات تروريستي است و عجيب آنكه تمامي آنها در راستاي مبارزه با تروريسم تعريف مي شوند!

آماري كه مقامات وزارتخارجه ايالات متحده به آن معترفند و مسلماً آمار واقعي حملات وارقام صحيح تلفات و خسارات بسيار بيشتر از آن است، ضمن آنكه خبر از برپايي جبهه هاي جديد مقاومت در مقابل سياست هاي توسعه طلبانه واشنگتن مي دهد، بر پديده اي نوظهور دراين مقوله انگشت مي گذارد كه مقامات آمريكايي مايل نيستند سخني از آن به ميان آورند! پديده اي كه مي توان آنرا تروريسم نوين ناميد.

درگذشته اي نه چندان دور تروريسم نام و نشان داشت و با تابلويي كه اهداف اقدامات تروريستي را تشريح مي نمود حركت مي كرد!
تروريست درگذشته هواپيما مي ربود، گروگان مي گرفت، نمايندگي هاي سياسي يا مؤسسات اقتصادي را اشغال مي كرد و در نهايت پليسي را ترور مي كردو يا با بمب گذاري در مكاني خاص و اطلاع به مسئولان و اعلام تهديد به انفجار آن (كه عمدتاً قائله بدون تلفات به پايان مي رسيد) خود را معرفي مي كرد، خواسته خود را اعلام مي نمود و پيام خود را به زمامداران و افكار عمومي جوامع مي رساند.

در بررسي اقدامات و انگيزه هاي صدها عمليات تروريستي كه طي دهه هاي 60 و 70 ميلادي در اكثر كشورهاي جهان به ويژه جوامع غربي به وقوع پيوسته است اين روند به وضوح نمايان است. طي اين سال ها گروه هاي تروريستي «سلول هاي انقلابي»، «جنبش دوم ژوئن»، «سپتامبر سياه»، «بادرماينهوف»، «ارتش سرخ ژاپن»، «امداد سرخ»، «پي، اف، ال، پي»، «گروه كارلوس»، «گروه بوديه»، «كماندوهاي هولگر ماينز»، «ارتش آزاديبخش خلق تركيه»، «بريگادسرخ ايتاليا»، «ارتش آزاديبخش ايرلند» «چريك هاي باسك اسپانيا» چريك هاي «برتون» و «كورزه در ايرلند»، «جنبش رهايي بخش اف، ال، ان الجزاير» «جبهه خلق براي آزادي فلسطين» و... صدها عمليات تروريستي در سطح كشورهاي جهان، به ويژه كشورهاي غربي انجام دادند. اما همه آنها با تابلو و شناسنامه اي بود كه ضمن معرفي گروه تروريستي، اهداف اقدام و خواسته تروريست ها را تشريح مي كرد و در صورت پاسخ مثبت به خواسته آنان اقدامات و عمليات تروريستي نيمه تمام به پايان مي رسيد.

اما «نئوتروريسم» يا تروريسم نوين كه محصول سياست هاي ضدبشري و اقدامات جنون آميز ايالات متحده در تهاجم و تصرف و اشغال و نسل كشي نابودي ملت هاست. تابلويي براي حركت ندارد!

تروريسم نوين هشدارنمي دهد يا گروگان نمي گيرد! تهديد نمي كند و اهل معامله و سازش نيست! تروريسم نوين فقط يك خواسته دارد و آن انهدام ايالات متحده آمريكاست و نابودي منافع اين كشور و ضربه زدن به دوستان و هم پيمانان واشنگتن.

تروريسم نوين داراي مليت هاي گوناگوني است. آلماني است، فرانسوي است، اسپانيايي است، آمريكايي است، ژاپني است، روسي است، عربي است و... اما تمايلي ندارد خودش، هويتش، مليتش و خواسته اش را بيان كند. چرا كه جهان تك قطبي و سياست يك جانبه گرايي گوش شنوايي را براي پذيرش خواسته او باقي نگذاشته است. خواسته او آزادي، صلح، عدالت، و هرچه كه مي خواهد باشد كاملاً در تضاد با منافعي است كه ايالات متحده براي خود متصور است. به همين جهت اقدامات و عمليات انهدامي براي نابودي منهدم كننده جهاني تنها گزينه اي است كه پيش روي او قرار دارد.

نئوتروريسم، بي نشان است و بدون تابلو تنها يك هدف را دنبال مي كند. اما ايالات متحده مايل است نام تروريست هاي نويني را با مليت ها و فرهنگ ها و هويت هاي مختلف و مستقل در قالب يك نام تعريف كند: «القاعده»!!

با اين نام مستعار مي توان توجه افكار عمومي بين المللي را به خيل مخالفان و اقدام كنندگان عليه منافع آمريكا برگرفت و به سمت ديگري جهت دهي كرد و چراهاي متعدد را با يك نام دروغ پاسخ داد و در عين حال براي تحريك افكار عمومي و توجيه جنايات بين المللي مي توان اقدامات مشابه را به انجام رساند و هر جا كه نياز بود فعاليت هاي تروريستي در راستاي منافع واشنگتن را با همين نام به ثبت رساند!
تروريسم نوين در آينده مجهزتر و مخرب تر خواهد شد چرا كه ايالات متحده نيز اهداف شوم بزرگتري در سر دارد!

سینا 555
Wednesday 7 July 2004, 07:40PM
«سيا» در خاورميانه هسته هاي ترور تشكيل داد


نشريه المنار فاش كرد آمريكا هسته هاي ترور براي اجراي عمليات خرابكارانه و تروريستي در كشورهاي خاورميانه با هدف بي ثبات كردن و ايجاد فضاي ترس و وحشت در كشورهاي عربي و غيرعربي تشكيل داده است.
به گزارش خبرگزاري مهر، اين نشريه چاپ بيت المقدس تأكيد كرد: هسته هاي ترور به رياست افسران عالي رتبه سازمان اطلاعاتي و جاسوسي آمريكا در حال حاضر در يك كشور منطقه خليج فارس مستقر شده اند و براي نفوذ به كشورهاي عربي وخاورميانه و اروپايي و اجراي عمليات تروريستي و خرابكارانه آماده مي شوند.به نوشته المنار، اين هسته هاي تروريستي عمليات خرابكارانه را در اين كشورها اجرا مي كنند اما براي جلوگيري از افشاي دست داشتن آمريكا در اين عمليات، آنها را به گروه هاي مسلح معروف نسبت مي دهند.
المنار نوشت: براساس اطلاعات به دست آمده، هسته هاي ترور آمريكا موفق شده اند در برخي گروه هاي مسلح كشورهاي منطقه نفوذ كنند و آموزش ها و دستورالعمل هاي لازم را براي اجراي عمليات انفجار و تروريستي دركشورهاي عربي و ديگر كشورها به اين گروه ها منتقل كنند.
اين در حالي است كه فاروق الشرع به صراحت، آمريكا را طراح و كارگردان بسياري از عمليات تروريستي خوانده است. وي درباره نقش آمريكا در عمليات تروريستي اظهار داشت: ملت هاي جهان شك و ترديدهاي زيادي درباره صداقت آمريكا در مبارزه با تروريسم دارند و آمريكا چنانچه در گذشته ديديم بسياري از عمليات تروريستي را كارگرداني كرده است.

سینا 555
Saturday 10 July 2004, 10:40PM
امام جمعه شميرانات: چرا غرب درباره 200كلاهك هسته اي اسرائيل سكوت كرده است

هدف اصلي از سفر البرادعي به فلسطين اشغالي پس از سفر به آمريكا هماهنگ سازي سياست ها و توطئه هاي موساد و سيا عليه جمهوري اسلامي و جهان اسلام در حوزه تكنولوژي هسته اي، توانمندي هاي علمي و امكانات دفاع و بازدارندگي است.
حجت الاسلام والمسلمين محسن دعاگو امام جمعه شميرانات با عنوان مطلب بالا در نماز جمعه ديروز اين منطقه، اضافه كرد: مسئوليت و مأموريت حقيقي البرادعي در پروژه صهيونيستي جهاني سازي بهانه تراشي و بسترسازي سياسي براي تجاوز و اشغال و ويرانگري و كشتار است، منافع صهيونيست ها را نمايندگي و سياست هاي دشمنان اسلام و جهان اسلام را پيگيري مي كند و در حقيقت البرادعي يك جاسوس برگزيده، خبره، ورزيده و جهانديده است.
وي گفت: مقتضاي كدام ميثاق جهاني است كه رژيم اشغالگر فلسطين با دويست كلاهك هسته اي و استمرار سياست اشغالگري، تجاوزكاري و بيداد و كشتار و خونريزي حقوق بشر را پايمال و صلح و امنيت بين المللي را تهديد نمي كند، ولي برخورداري ايران اسلامي و جهان اسلام از فن آوري و انرژي هسته اي موجب نگراني، نقض قوانين بين المللي و ناسازگاري با عزم و اراده جامعه جهاني است؟!
دعاگو ادامه داد: براساس كدام منطق آمريكا با شكنجه اسيران زنداني، كشتار وحشيانه و بي پرده غيرنظاميان عراقي و استمرار سياست تجاوز و اشغال و كشتار، مدافع آزادي و دموكراسي است، ولي ملت آگاه و آزاد ايران به جرم حماسه آفريني در عرصه هاي انتخاباتي و تشكيل هفتمين مجلس قانون گذاري مورد توبيخ و توهين و تهديد مدعيان ليبرال دموكراسي غربي قرارمي گيرد.
امام جمعه شميران گفت: هر روز در حوزه مديريت آمريكايي ها، انگليسي ها و اسرائيلي ها در عراق و افغانستان و ديگر نقاط جهان، زندان ها، شكنجه ها و فاجعه آفريني هاي نوين كشف مي شود و هواپيماها، بالگردها و تانك ها و جلادها با شليك موشك ها، بمب ها و گلوله ها ملت ها را به جهاني سازي فرهنگ و تمدن تماشايي و ليبرال دموكراسي ممتاز غربي فرامي خوانند.
وي افزود: اگر پروژه اشغال و تجاوز و كشتار به پايان نرسد، ناامني در فلسطين و افغانستان و عراق گسترش مي يابد. قيمت نفت از كنترل خارج مي شود و اشغالگران در عرصه هاي سياسي و اقتصادي با فاجعه هائي باورنكردني و فراموش نشدني روبه رو مي شوند.

سینا 555
Monday 12 July 2004, 03:37AM
معاونت سياسي سازمان عقيدتي سياسي وزارت دفاع

رد پاي موساد در جريانات تروريستي


دو هفته پيش پايگاه اينترنتي «ممري» (مركز پژوهش روزنامه هاي عربي) طي گزارشي نوشت «يهوديان صهيونيست در پس پرده تمام اقدامات تروريستي جهان قرار دارند». اين پايگاه به نقل از روزنامه مصري «الجمهوريه» تصريح كرد «صهيونيست هاي يهودي در پشت بسياري از اعمال خشونت آميز و اقدامات تروريستي دنيا حضور دارند. اسرائيلي ها قبل از هر چيز قصد دارند اين گونه اقدامات را به اعراب و مسلمانان نسبت دهند تا چهره آنان را مخدوش كنند. خطرناك تر اين است كه صهيونيست ها مي كوشند پس از انجام اين عمليات تروريستي، يك اثر، نشانه يا ردپايي از مسلمانان بر جاي بگذارند.».
اين گمانه چقدر واقعيت دارد؟ صهيونيسم بين الملل و شبكه جاسوسي فراگير آنان (موساد) به چه ميزان در گسترش خشونت و ترس، و پيامدهاي آنان نقش دارند؟ به نظر مي رسد اگرچه موساد كوشيده به مثابه «شبح» عمل كند اما مي توان ردپاي اين دستگاه سياه را در منطقه اي وسيع- حدفاصل آمريكا تا عراق و افغانستان و تركيه- رصد كرد. 3 كشور اخير بخاطر همسايگي، اهميت مضاعفي براي ايران پيدا مي كنند.
ترور و ناامني در عراق طي يك سال گذشته شدت يافته است. نقش موساد در اين ميان چيست؟ اين ترورها چه ارتباطي با تربيت مزدوران تروريست ازجمله در شمال عراق توسط دستگاه جاسوسي اسرائيل دارد؟ فراتر از اين، آيا مي توان براي صهيونيست ها و موساد نقش ويژه اي در برافروختن جنگ عراق قائل شد؟ اين نقش آيا تا انفجارهاي 11 سپتامبر آمريكا هم گسترش مي يابد؟
15 آذر سال 2831 روزنامه انگليسي اينديپندنت طي گزارشي تأكيد كرد «موساد در برافروختن جنگ عراق دخالت داشته است. سازمان اطلاعاتي تل آويو در تهيه اطلاعات غلط امنيتي درمورد تسليحات كشتار جمعي عراق موجب جنگ آمريكا و انگليس عليه اين كشور شد. آنها با سازمان هاي امنيتي آمريكا و انگليس همكاري كرده اند. ژنرال شولمو بران از معاونان ارتش اسرائيل مي گويد سازمان هاي امنيتي اين رژيم در نشان دادن چهره صدام به شكلي كه در گزارش هاي آمريكا و انگليس آمده بود نقش عمده اي داشتند. آنها درمورد تسليحات كشتار جمعي عراق اغراق كردند و گزارش ها را تحريف نمودند.»
اين اما همه ماجرا نبود. 2 سال قبل از اينديپندنت، (13 اسفند 1380)، يك نشريه تخصصي فرانسوي تحت عنوان «اينتليجنس آن لاين» در گزارشي عنوان كرده بود «شبكه جاسوسي اسرائيل در مراكز حساس آمريكا نفوذ كرده است. تحقيقاتي كه در آوريل سال 2001 آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد نشان مي دهد كه برخي عوامل اسرائيلي در همان شهرهاي آمريكا مستقر بوده اند كه افراد مظنون به تدارك حوادث 11 سپتامبر در آن شهرها اقامت داشته اند. در اين باره 120 تبعه اسرائيل در چارچوب نيروي ضربتي ويژه بازداشت يا اخراج شده اند. اين شبكه از 20 سلول كه هريك 4 تا 8 عضو داشته، تشكيل شده بود. آنها كه 22 تا 30 سال سن دارند خدمت نظام را در بطن واحدي از اطلاعات تساهال (بخشي از ارتش اسرائيل) گذرانده اند. هدف شبكه، نفوذ به سيستم وزارتخانه هاي دادگستري و دفاع و خزانه داري بوده است. اهداف اين شبكه، حساس ترين مكان هاي آمريكا مانند پايگاه هوايي تينكر در نزديكي اوكلاهماسيتي را شامل مي شده است. وزارت دادگستري كشف كرده كه 10 مأمور اسرائيلي ازجمله مسئول استراق سمع هاي اين گروه بين ژانويه و ژوئن گذشته در فلوريدا اقامت داشته اند. در همين منطقه كوچك 10 نفر بازداشت شده اند كه مظنون به دخالت در طراحي حوادث 11 سپتامبر هستند.»
خبرگزاري كانادا هم يك هفته پس از حوادث 11 سپتامبر فاش كرد دو روز قبل از اين انفجارها گزارشي دريافت كرده بود كه نشان مي داد سازمان موساد قصد دارد يك اقدام تروريستي در خاك آمريكا انجام دهد كه هدف آن انحراف اذهان عمومي جهان از اوضاع وخيم اسرائيل بوده است.
برخي نشريات آمريكايي همان ايام فاش كردند حدود چهارهزار يهودي آمريكايي كه در مركز تجارت جهاني مشغول به كار بوده اند، توصيه اي ويژه دريافت كردند كه در روز ياد شده (11 سپتامبر) سركار حاضر نشوند! همه چيز از قبل تدارك شده بود؛ ايجاد انفجاري دهشتناك كه افكار عمومي و دستگاه هاي سياستگذاري و امنيتي و نظامي را به هراس اندازد و عليه مسلمانان بشوراند. طمع نو محافظه كاران كاخ سفيد براي چنگ اندازي به خاورميانه هم كه مزيد علت بود و نتيجه همان شد كه صهيونيست هاي درگير بحران در فلسطين اشغالي مي خواستند. آمريكا رسما قشون كشي كرد و تهديدات ضد اسرائيلي را تحت الشعاع حضور خود قرار داد. اكنون افغانستان و عراق به اشغال درآمده بودند و ديگر كشورهاي مسلمان منطقه هم تهديد مي شدند.
گفته مي شود 3 يهودي متنفذ آمريكايي با نام هاي ريچارد پرل، پل ولفوويتز و داگلاس فيث از طراحان اصلي حمله به عراق بودند كه در كاخ سفيد و پنتاگون نفوذ داشتند. اين سه نفر يك ماه پس از انفجار ساختمان مركز تجارت جهاني در نيويورك، طي نشستي با «افرايم هالوي» كه آن زمان رئيس موساد بود و بعدا مدير شوراي امنيت ملي اسرائيل شد، گردهم آمدند. در اين جلسه كه «عاموس مالكا» رئيس جاسوسي نظامي رژيم صهيونيستي و جانشين وي «آهارون زئيفي فركش» و نيز رئيس بخش پژوهش هاي موساد حضور داشتند، طراحي حمله نظامي و استراتژيكي مورد بررسي قرار گرفت و درباره تشكيل كميته هماهنگي نظامي مشترك توافق شد. همچنين كميته ديگري تحت عنوان كميته سياسي به وجود آمد كه در رأس هيئت آمريكايي، كاندو ليزارايس مشاور امنيت ملي قرار داشت و رئيس هيئت اسرائيلي هم «دو وايس گلاس» مدير دفتر شارون و برخي كارمندان بلندپايه وزارت خارجه رژيم صهيونيستي حضور داشتند. نهايتا قرار شد دو طرف در اين كميته در زمينه ايجاد شرايط سياسي مناسب براي جنگ و خصوصا نقشه راه (فلسطين اشغالي) با يكديگر همكاري كنند. اين آغاز طراحي براي حمله به افغانستان و سپس عراق بود. اسرائيلي ها بخشي از حاكميت آمريكا را ترسانده و بخشي ديگر را كه همراه تر بودند به طمع جهانگشايي انداخته بودند.
جالب است بدانيم آذر سال گذشته شائول موفاز وزير جنگ رژيم صهيونيستي تصريح كرده بود «پيروزي در جنگ با عراق يعني خارج كردن اين كشور از دايره دشمنان اسرائيل و فشار بر سوريه براي اخراج سازمان هاي فلسطيني از دمشق و توقف حمايت از حزب الله لبنان كه مي تواند باعث كاهش منابع پشتيباني مقاومت فلسطيني در كرانه باختري و نوار غزه شود.»
همچنين «موشه يعلون» رئيس ستاد ارتش رژيم صهيونيستي در اين باره پس از حمله به عراق اعلام كرده بود «پيروزي در جنگ عراق باعث احساس عجز و شكست در اعراب مسلمان و به ويژه فلسطيني ها مي شود و جناح خواهان سازش در جهان عرب را تقويت مي كند.» در اين باره داني گليرمن رئيس اتحاديه اتاق هاي بازرگاني اسرائيل عامل ديگري را نيز اضافه مي كند: «پيروزي در عراق فوايد اقتصادي براي ما دارد. اولا دستيابي به نفت عراق با قيمت پايين، ثانيا كاهش خطرات و هزينه هاي امنيتي براي اسرائيل و ثالثا بهبود اقتصاد اسرائيل از راه باز شدن بازار عراق به روي كالاهاي ما.»

سینا 555
Monday 12 July 2004, 03:38AM
ادامه...



2 ماه قبل از آن كه عراق مورد تهاجم قرار گيرد (بهمن 1381)، شائول موفاز از به هم خوردن صورت بندي و نقشه سياسي خاورميانه خبر داده بود: «آخرين روز جنگ آمريكا عليه عراق، روز اول ظهور چهره جديد خاورميانه خواهد بود... در اين روز كساني مانند ياسر عرفات در تركيب خاورميانه حضور نخواهند داشت... شرايط جديد پس از جنگ، مستلزم خلع سلاح منطقه است. قدرت حزب الله لبنان بايد محدود و اين حزب از صحنه حذف شود... اسرائيل «جبهه جديدي در لبنان خواهد گشود.»
اينك اسرائيل و سرويس امنيتي آن، فعاليت هاي جاسوسي خود را در عراق توسعه داده اند و موساد مشتركا با سيا در پروژه هاي مختلف همكاري مي كند. چند ماه پيش روزنامه يني شفق چاپ تركيه گزارش داد كه «موساد در بغداد مركز پژوهش هاي خاورميانه تأسيس كرده است. موساد دفتري را در بغداد و در كنار دجله تهيه كرد كه هم اينك بشدت توسط نيروهاي آمريكايي حفاظت مي شود. اين دفتر به عنوان نمايندگي مؤسسه پژوهش روزنامه هاي عربي (ممري) فعاليت مي كند. «ممري» كه 5 سال پيش در واشنگتن تأسيس شده و داراي شعباتي در لندن، برلين و قدس است، مأمور تعقيب و بررسي مطالب و اخبار روزنامه هاي عرب زبان نقاط مختلف دنياست»
اما موساد صرفاً مشغول جاسوسي و جمع آوري اطلاعات در عراق نيست. منابع خبري مختلف طي هفته هاي اخير، گزارش هاي متعددي را منتشر كرده اند كه مجموعاً نشان مي دهد موساد خط تشنج و ترور را در عراق وسعت داده است. در اين باره شبكه الجزيره به تازگي گزارش داده كه «موساد 60 مزدور را در كردستان عراق و نيز فلسطين اشغالي براي ترور و آدم ربايي هاي جديد در اين كشور آموزش داده است. اين عده با يك هواپيماي اختصاصي از فرودگاه كركوك به «نتانيا» در مناطق اشغالي فلسطين منتقل و پس از آموزش، جهت ترور، آدم ربايي، بمب گذاري و غارت آثار باستاني به شهرهاي بغداد، نجف، موصل، كركوك، بصره و كربلا گسيل شده اند. موساد با هماهنگي برخي سران كرد يك واحد كماندويي ويژه ترور ايجاد كرده تا با هدف قرار دادن شخصيت هاي برجسته ديني و سياسي به اختلاف ميان شيعه و سني دامن بزند».
اين روند حذفي با ترور آيت الله حكيم در نجف آغاز شد و پس از آن با بمب گذاري ها وجنايت هاي متعدد ادامه يافت كه انفجارهاي عاشوراي گذشته در كربلا و كاظمين، ترور دبير اول سفارت ايران در بغداد همزمان با سفر هيئت كشورمان به عراق براي كاستن از خشونت ها و سرانجام ترور چندي پيش عزالدين سليم رئيس دوره اي حكومت انتقالي به نوعي نمونه هاي آن بود. در اين روند، حذف شخصيت هاي اثرگذار، اختلاف افكني و القاي بدبيني، و زهرچشم گرفتن از مراكز اسلامي قدرت در عراق مدنظر بود. اين شيوه ترور و دهشت افكني البته در تركيه (انفجارهاي چند ماه پيش اسلامبول) و افغانستان (ترور احمدشاه مسعود به عنوان يك وزنه قوي مسلمان) هم تجربه شده كه قرينه ها و شواهد قوي از دخالت رژيم صهيونيستي را با خود دارند. به عنوان يك مثال كوچك منابع اطلاعاتي پاكستان اعلام مي كنند كه 75 مأمور عالي رتبه موساد با سازمان سيا در تقويت دولت حامد كرزاي همكاري مي كنند.
تبحر موساد در امر ترور تا به آنجاست كه 6 ماه پيش روزنامه انگليسي گاردين طي گزارشي نوشت: «واحدهاي ترور و آدم كشي ارتش آمريكا در عراق توسط مشاوران و متخصصان اسرائيلي آموزش مي بينند. نيروي دفاعي I.D.F اسرائيل در پايگاه مركزي نيروهاي مخصوص آمريكا در منطقه پورت براگ در ايالت كاروليناي شمالي به آموزش نظاميان مشغولند. كارشناسان اسرائيلي همچنين سفر مخفيانه اي هم به عراق داشته اند. آمريكايي ها هم اكنون در عراق از تاكتيك هاي سركوب و ترور اسرائيلي كه در اراضي اشغالي فلسطين تجربه شده، و در شناسايي، شكار، ترور و قتل نفر به نفر مخالفان و معترضان خلاصه مي شود بهره مي برند. اسرائيلي ها در صحراي نقب مدلي از شهرهاي فلسطين را ساخته اند كه در آن چگونگي سركوب مبارزان عراقي به نظاميان آمريكايي آموزش داده مي شود».
ابعاد دخالت موساد در عراق پس از تحميل جنگ به اين كشور مسلمان، به مراتب گسترده تر از آن چيزي است كه به اجمال اشاره شد. در پايان اين تحليل مجمل جا دارد بخش هايي از گزارش چندي پيش هفته نامه آمريكايي نيويوركر در باره حضور موساد در شمال عراق را مرور كنيم:
«موساد در عراق براي مسدود كردن مرز 900 مايلي با ايران حضور يافته است... نگراني مقامات اطلاعاتي اسرائيل اين است كه ايرانيان سازمان هاي خيريه و اجتماعي در عراق به وجود مي آورند و ازآنها براي جلب افراد استفاده مي كنند.
... فعالان اطلاعاتي و نظامي اسرائيل كه عضو موساد هستند هم اكنون در كردستان عراق كار مي كنند و به واحدهاي كماندويي آموزش مي دهند و همچنين عمليات مخفي را در مناطق كردنشين ايران و سوريه صورت مي دهند. تصميم اسرائيل براي داشتن جاي پاي محكم تر در كردستان عراق كه به عنوان طرح B معروف است، موجب افزايش تنش تل آويو با آنكارا شده است. منابع تركيه اي به طور محرمانه گزارش مي دهند كه مقامات آنكارا به طور فزاينده از گسترش حضور اسرائيل در كردستان عراق نگرانند... اكنون بيم آن مي رود كه كردها براي تصرف كركوك حركت كنند. كركوك، شهر نفت خيز مهمي است كه اكثريت سكنه آن عراقي هاي غير بومي هستند... كردستان مستقل همانند يك اسرائيل جديد خواهد بود كه به صورت يك كشور غيرمقبول در ميان كشورهاي متخاصم قرار خواهد داشت. نيروهاي مسلح كرد، 75 هزار نفر در اختيار دارند كه به مراتب بيش از شبه نظاميان شيعه و سني است. اسرائيل كار آموزش واحدهاي كماندويي كرد را از سال گذشته آغاز كرده است. هدف اين واحدها، انجام عملياتي است كه كماندوهاي آمريكايي ناتوان از انجام آن هستند از جمله جمع آوري اطلاعات و سپس ترور و قتل رهبران شيعه وسني عراق... همچنين در صورت گسترش اين همكاري ممكن است تعدادي از مأموران موساد همراه كماندوهاي كرد از مرز عراق عبور كنند و وارد خاك عراق شوند تا حس گرها و ساير تجهيزات حساس را در تأسيسات اتمي ايران كار بگذارند... يك مقام اطلاعاتي سابق آمريكا مي گويد ارزش پيوند اسرائيل با كردستان عراق حتي از اتحاد با تركيه ارزشمندتر است».
در عين حال اين نكته را هم بايد به تحليل فوق افزود كه به تعبير روزنامه نيويورك تايمز، ورود آشكار موساد به متن بحران عراق به خاطر جمع بندي و ارزيابي سياه اين سازمان جاسوسي از اوضاع وخيم آمريكا در كنترل ملت عراق بوده است.

سینا 555
Tuesday 13 July 2004, 10:49PM
مقام بلندپايه سيا: سياست هاي بوش در خدمت اسرائيل است

چنانچه آمريكا سياست هاي مبارزه با تروريسم خود را تغيير ندهد متحمل شكست سنگيني خواهد شد.
به گزارش ايسنا، يك مقام بلندپايه سيا در گفت وگو با روزنامه «الحيات» با بيان اين مطلب افزود: سياست هاي آمريكا فقط در خدمت اسرائيل، «بن لادن» است. اين مقام بلندپايه سيا كه نويسنده كتاب «امپرياليسم پوشالي» است، تصريح كرد: حمايت هاي آمريكا از اسرائيل در فلسطين، روسيه در چچن، هند در كشمير و اعمال سياست هاي كينه توزانه عليه مسلمانان، واشنگتن را در جنگ عليه تروريسم شكست خواهد داد. وي با اشاره به سياست هاي آمريكا در قبال مسلمانان گفت: «مسلمانان روش زندگي ما را نمي پسندند، آنها با گفتار ما مشكل ندارند بلكه با عملكرد ما مشكل دارند.» اين مقام سيا كه فرماندهي عمليات دستگيري «بن لادن» را در افغانستان به عهده داشت، تاكيد كرد: آمريكا پس از شكست، در يافتن راه حل هاي سياسي، به شيوه هاي نظامي متوسل شده است. با اين حال هنوز آمريكايي ها متوجه انزجار جهانيان از سياست هايشان نشده اند، چون ماهيت جنگ را درك نكرده اند.
لذا آمريكايي ها در جنگ با تروريسم با شكست مواجه خواهند شد.

سینا 555
Monday 19 July 2004, 01:03AM
يك خبرنگار ايتاليايي فاش كرد
صدام با نظارت مستقيم آمريكايي هاروي سربازان ايراني در فاو بمب شيميايي ريخت

يك خبرنگار ايتاليايي فاش كرد، بمباران شيميايي جبهه ايران در فاو توسط بعثي ها، با نظارت مستقيم نيروهاي آمريكايي مستقر در منطقه صورت مي گرفت.
به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي از رم، «ميمو كانديتو»، كه همزمان با نبردهاي فاو، به همراه گروهي ديگر از خبرنگاران از طريق جبهه هاي عراق عازم اين منطقه شده بود، به خبرگزاري مزبور گفت: در زمان بمباران شيميايي فاو، يكي از نظاميان بلندپايه آمريكا با استفاده از هلي كوپتر عراقي ها، بر فراز منطقه عمليات پرواز كرد تا تأثير بمب شيميايي بر جبهه هاي ايران و سربازان ايراني را مشاهده كند.
كانديتو در مورد مشاهدات خود از آثار بمباران شيميايي عراق در منطقه فاو گفت: ما شاهد صدها و هزاران جسدي بوديم كه براثر اصابت گلوله ها و يا انفجار مهمات جنگي كشته نشده بودند، بلكه تسليحات شيميايي آنان را قرباني كرده بود.
اين روزنامه نگار ايتاليايي افزود: هدف از اين مأموريت خبري، پوشش عمليات عراقي ها در مقابل پيشروي ايرانيان بود كه همچنان ادامه داشت و به نظر مي رسيد عراق در حال شكست است.
به همين علت و پس از اينكه عراقي ها از مقاومت در مقابل ايران ناميد شدند، صدام به عنوان آخرين شانس، دست به بمباران شيميايي نظاميان ايراني زد.
كانديتو، علت سكوت غرب در برابر استفاده مكرر صدام از بمب هاي شيميايي را، سودمندي آمريكا و شوروي ديگر ابرقدرت وقت از جنگ عراق عليه ايران خواند، زيرا منافع آنها را تضمين مي كرد و مانع صدور انقلاب نيز بود.
وي با تأكيد بر آگاهي كامل آمريكا از برنامه عمليات شيميايي صدام، اظهار داشت: واشنگتن از وجود تسليحات كشتارجمعي و ممنوعه در عراق و همچنين استفاده مكرر صدام از بمباران هاي شيميايي در طول جنگ عليه ايران آگاهي داشت.

صبح
Tuesday 27 July 2004, 09:12PM
تاريخ خبر :‌٠٦/٠٥/١٣٨٣ ساعت خبر 13:40:59 كد خبر :8305-01989
در واكنش به توسل آمريكا به كنوانسيون ژنو براي حمايت از منافقين،
آصفي: جامعه جهاني به حق انتظار دارد آمريكا در مورد تروريسم ديگر اظهار نظر نكند
--------------------------------------------------------------------------------



نمايش عكس با ابعاد بزرگتر
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس سياسي خارجي
سخنگوي وزارت امور خارجه توسل آمريكا به كنوانسيون ژنو براي حمايت از گروهك تروريستي منافقين را توجيهي ساده انگارانه و غيرقابل پذيرش دانست.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر حميدرضا آصفي، سخنگوي وزارت امور خارجه گفت: ما پيش از اين نيز مي‌دانستيم آمريكا براي مبارزه با تروريسم جدي نيست و شعار مبارزه با تروريسم آمريكا كاملا بي‌محتوا و ابزاري است.
سخنگوي وزارت امور خارجه گفت: آمريكا مقررات بين‌المللي و ساير كنوانسيون‌ها در رعايت حقوق زندانيان بعقوبه، آوارگان فلسطيني و هزاران مسايل از اين دست را به فراموشي سپرده و تنها به خاطر كينه و دشمني با استقلال خواهي ايران در لابلاي مقررات و قوانين حقوقي به دنبال توجيه قانوني براي حمايت از تروريست‌ها مي‌گردد.
آصفي تصريح كرد: دغدغه‌ها و مقوله‌هاي مهم جامعه جهاني امروز ابزاري براي پيشبرد سياست‌هاي مبهم و اهداف يكجانبه گرايانه آمريكا شده است.
سخنگوي وزارت امور خارجه با اشاره به شرايط جامعه جهاني پس از رويدادهاي تروريستي 11 سپتامبر گفت: اكنون روشن شده است كه چرا دولت آمريكا پس از 11 سپتامبر اصرار و آمادگي يكدست جامعه بين‌المللي براي تعريف روشن تروريسم و بررسي ريشه‌ها و راه‌هاي مبارزه با آن را ناديده گرفت.
دكتر آصفي تصريح كرد: مسوولين آمريكايي شايستگي اظهار نظر و قضاوت براي تعيين حاميان و مخالفان تروريسم را ندارند و جامعه جهاني به حق انتظار دارد آمريكا در مورد تروريسم ديگر اظهار نظر نكند.
سخنگوي وزارت امور خارجه اضافه كرد: مردم آمريكا بيش از همه بايد نگران باشند؛ چرا كه گروه‌هاي تروريستي ديگري نيز مي‌توانند مشمول حمايت و پوشش‌هاي قانوني دولت آمريكا شده و از مزاياي تروريست خوب بهره‌مند شوند.
انتهاي پيام

صبح
Tuesday 27 July 2004, 09:13PM
تاريخ خبر :‌٠٥/٠٥/١٣٨٣ ساعت خبر 11:32:57 كد خبر :8305-01426
آمريكا منافقين را تحت حمايت خود قرار داد
--------------------------------------------------------------------------------

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس سياسي خارجي
خبرگزاري فرانسه گزارش داد: شوراي مقاومت ملي ايران (شاخه‌اي از گروهك منافقين) روز گذشته (يكشنبه) اعلام كرده است كه نيروي ائتلاف تحت امر آمريكا نظاميان اين گروه را به رغم قرار داشتن نام اين گروه در فهرست سازمان‌هاي تروريستي واشنگتن و متحدانش تحت حمايت خود قرار داده است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين خبرگزاري فرانسوي در پاريس ادامه داد: شوراي مقاومت ملي ايران (شاخه‌اي از گروهك منافقين) اعلام كرد كه اطلاعيه‌اي را از رهبران ائتلاف دريافت كرده است مبني بر اين كه اين گروه براساس كنوانسيون چهارم ژنو به عنوان غيرمبارزين تحت الحمايه به رسميت شناخته شده‌اند.
اين گزارش به نقل از فريد سليماني، از اعضاي كميته‌ي روابط خارجي گروهك منافقين ادامه داد: اين اقدام بسيار مهمي است؛ زيرا ايران در سال گذشته خواستار بازگرداندن اعضاي سازمان مجاهدين خلق (منافقين) شده است كه اين امر قطعا مي‌تواند زندگي آنها را به خطر بيندازد.
اين گزارش مي‌افزايد: در بيانيه‌ي شوراي مقاومت ملي (شاخه‌اي از گروهك منافقين) آمده است كه نيروهاي ائتلاف تعهد كرده است از اعضاي اين گروه در اردوگاه اشرف حمايت دايم كند.
انتهاي پيام

صبح
Tuesday 27 July 2004, 09:13PM
تاريخ خبر :‌٠٦/٠٥/١٣٨٣ ساعت خبر 10:01:52 كد خبر :8305-01779
در توجيه حمايت آشكار آمريكا از تروريسم؛
معاون سخنگوي وزارت امور خارجه‌ي آمريكا:
در حمله‌ي عراق به ايران مجاهدين خلق (منافقين) جزو نيروهاي متخاصم نبوده‌اند(!) --------------------------------------------------------------------------------

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس سياسي خارجي - ايران در جهان
معاون سخنگوي وزارت امور خارجه‌ي آمريكا مدعي شد: اعضاي گروه مجاهدين خلق (منافقين) در جريان حمله‌ي عراق به ايران جزو نيروهاي متخاصم به شمار نمي‌رفته‌اند(!)
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، شبكه‌ي خبري بي.بي.سي با انتشار اين گزارش نوشت: آمريكا براساس كنوانسيون چهارگانه‌ي ژنو موضعي حمايتي در قبال 3800 عضو گروه مجاهدين خلق (منافقين) در عراق اتخاذ كرده است.
آدام ارلي، معاون سخنگوي وزارت امور خارجه‌ي آمريكا درباره‌ي اين اقدام كشورش ادعا كرد با اين حال اين موضع‌گيري جديد، ديدگاه آمريكا مبني بر آن كه اين گروه يك سازمان تروريستي محسوب مي‌شود را تحت‌الشعاع قرار نمي‌دهد.
وي در ادامه‌ي اين ادعا اظهار داشت: ما تشخيص داده‌ايم كه گروه مجاهدين خلق (منافقين) در جريان حمله‌ي عراق به ايران جز نيروهاي متخاصم به حساب نمي‌آمده‌اند و براساس كنوانسيون ژنو براي آنها حقوق انساني در نظر مي‌گيريم.
براساس اين گزارش، وضعيت جديد منافقين به اعضاي اين گروهك امكان مي‌دهد از امكاناتي كه سازمان صليب سرخ و آژانس پناهندگان سازمان ملل مي‌تواند به آنها ارايه نمايد، استفاده كنند.
اين كنوانسيون شامل حال افرادي كه مظنون به انجام اقدامات تروريستي هستند، نمي‌شود.
انتهاي پيام

صبح
Tuesday 27 July 2004, 09:48PM
5:07:41 PM 1383/5/6
بوش در مسابقه احمق‌ترين‌ها، بر سكوي نخست ايستاد


بوش‎ براي‎ دومين‎ سال‎ پياپي،‎ جايـزه‎ احمق‌ترين‎‎‎ مرد جهان را از آن خود كرد.



به‎‎ گزارش‎ واحد مركزي‎ خبر، در مراسمي كـه با حضور برخي‎ از چهره‎‌هاي‎‎ آشناي تلويزيون‎ سينماي‎ آمريكا برگزار شـد، پسـر نـخسـت‌‌وزير سابق‎‎ كانادا، جايزه‎ احمق‌تـريـن‎ مـرد جهان‎ را به‎ بوش‎ اهدا كرد.



همچنين‎‎ جايزه‎‎ احمقانه‌ترين سخنرانـي‎ سـال‎ نيز به‎ بوش‎ تعلق‎ گرفت‎.



اين‎‎ فستيوال‎ درباره‎‎ علت‎ تخصيص‎ اين جايـزه به‎ بوش‎ تصريح‎ كرد: وي‎ در يكي‎‎ از سخنراني‌هاي‎ خود، پايان‎ حمله‎‎ نظامـي‎ بـه عـراق‎ را اعلام‎‎ كرد اما هنوز هم روزانـه‎ ده‌هـا زن‎ و مرد در اين‎‎ كشور جان خـود را از دسـت‎ مـي‎‌دهند.



همچنين اين فستيوال، حكومت آمريكـا را بـه احمق‌ترين حكومت و ليندي انگلند، نظامي زن آمريكايي را كه در رسوايي شكنجه زندانيان زندان ابوغريب دسـت داشـت، احمـق‎‌تـرين زن سال معرفي كرد.

سینا 555
Monday 16 August 2004, 02:15AM
تركش غول خالي است

براي سركوب ملتي كه خواهان استقلال و آزادي است، زورمندان عالم چه مي كنند؟ فريب، قتل، غارت، محاصره اقتصادي، اشغال نظامي، بمباران خانه ها، به راه انداختن جوي خون در خيابان ها، اسارت مرد و زن و كودك و شكنجه آنان در سياهچال ها... و بعد چه؟!
لابد باز تكرار همين جنايات؛ قتل، شكنجه، آوارگي و... بعد از اين همه، ديگر چه مي توانند بكنند؟ هيچ، مگر بالاتر از سياهي هم رنگي است؟ ...تركش دشمنان خدا و بندگان مظلوم خدا اين روزها، بدجوري خالي شده است. آنها از نيرنگ و زور هرچه در ذخيره استراتژيك خود داشته اند، به مصرف رسانده اند.
روزگاري، فقط با يك تدبير و خدعه، سلطه طلبان را ياراي آن بود كه ملتي را مقهور كنند. آدم هاي جعلي و بدلي را در نقش رهبران انقلابي به ملت ها قالب مي كردند، دريغ از يك جو فهم و هوشياري. سال هاي سال آن ملت، بايد تاوان ديرفهمي و غفلت خود را مي پرداخت اما حالا چه؟ به هزار و يك ترفند مي كوشند عروسك هاي دست آموز خود را با عناوين مختلف فيلسوف، جامعه شناس، عالم ديني، مصلح اجتماعي، منجي توده ها و... در جوامع به پا خاسته جا بزنند اما ديري نمي پايد كه دكان نيرنگ و حقه شان لو رفته و بي خريدار مي شود.
چهل و يك سال پيش در چنين روزهايي آمريكا و انگليس بساط كودتا عليه دولت قانوني ايران را به راه انداختند. ظرف سه چهار روز، كودتا به ثمر رسيد و خرده مقاومت ها در هم شكست و حكومت رعب و وحشت برقرار شد؛حكومتي كه به مدت ربع قرن -تا ظهور انقلاب اسلامي- سايه هاي شوم خود را بر زندگي مردم ايران افكنده بود.
در دهه هفتاد، به آساني آب خوردن، آمريكايي ها حكومت مردمي سالوادورآلنده را در شيلي سرنگون كردند، حاصل آن برقراري ديكتاتوري 15-20 ساله پينوشه و تحكيم پايه هاي سلطه ايالات متحده در اين كشور آمريكاي لاتين بود.
در بسياري ديگر از كشورها طي دهه هاي گذشته، كاخ سفيد و شياطين همراه او هر وقت اراده كردند، حكومتي را ساقط، زمامداري را سرنگون و دست نشانده اي را بر اريكه قدرت سوار كردند اما چه شده است كه امروز نه تنها از تدبيرها و طرح هاي كودتايي آنان كاري ساخته نيست، بلكه با وجود لشكركشي مستقيم و به صحنه آوردن صدها هزار نيروي نظامي مجهز به جليقه هاي ضد گلوله و به خدمت گرفتن صدها فروند هواپيماي پيشرفته و ديگر جنگ افزارهاي مدرن، ماشين جنگي شان در باتلاق هاي بين النهرين وجنوب ماوراءالنهر تپيده است؟!
به اعتراف كارشناسان و رسانه هاي غربي و آمريكايي، جنگ در افغانستان و عراق، مطابق آنچه كاخ سفيد، پيش بيني كرده بود، به انجام نرسيد و اكنون، حتي فرصت خروج آبرومندانه از اين مهلكه، پيش روي جنگ طلبان آمريكايي- انگليسي قرار ندارد.
پيش از اين گفته بوديم كه آغاز سده جديد ميلادي، مي تواند با تكان هاي بزرگي در صف بندي نيروهاي موجود در جهان همراه باشد. همزمان ، مخالفان انديشه ما هم از شروع فصل تازه اي در تاريخ جهان سخن به ميان مي آوردند اما ميان نگاه ما و آنان فاصله، البته بسيار بود.
آنها عصر جديد را عرصه اي براي ميدان داري بلامنازع غول ايالات متحده مي دانستند و بر اين گمان بودند كه در برابر اين غول، هيچ كس را ياراي مقاومت نيست. پس چاره آن است كه به خواسته هاي او -هرچند ظالمانه و نامشروع- تن دهيم و پاي سفره او به ريزه خواري مشغول شويم. اما از نگاه اصولگرايان واقع بين، اوضاع جهان ، چنان پيش نمي رفت كه ايشان مي پنداشتند.
ما فهميده ايم كه شلتاق هاي آمريكا، از سر ناگزيري و براي بن بست شكني است و سرنوشت اين غول جهنمي، اكنون به نقطه تعيين كننده اي نزديك شده است . او خطر را بيخ گوش خود احساس مي كند. رقيبان تازه هر لحظه، فاصله خود را با غول كمتر مي كنند. در كورس رقابت اقتصادي و سياسي با چين و اتحاديه اروپا، احتمال دوم و يا سوم شدن او طي يك دهه ديگر بعيد نيست. مشكلات داخلي، امان از او گرفته و نفرت از آمريكا به طور بي سابقه اي نسبت به تمامي دوره هاي گذشته در سراسر جهان گسترش يافته است. براي او -كه اسير غرور و جاه طلبي بيخردانه است- كدام راه برون رفت، جز جنگ و آتش افروزي باقي مي ماند؟
مردم دنيا، اين را فهميده اند. يعني به خوبي يافته اند كه عربده كشي هاي آمريكا از سر قدرت نيست، بلكه نعره هاي پلنگ زخم خورده اي را مي ماند كه ناتواني و ضعف تدريجي، او را به خشم آورده است. و چنين است كه مردمي با كمترين وسائل دفاعي و بعضاً با دست خالي در عراق، به جنگ سيستم مدرن بزرگترين قدرت نظامي جهان برخاسته و سرافراز از مصاف با او بيرون آمده اند .
اگر اين روزها مي بينيم از طرفداران سينه چاك غرب و آمريكا در كشورمان خبري نيست. اگر نوكران بي جيره و مواجب و يا جيره خوار كاخ سفيد، اين روزها گويا لكنت گرفته اند و ديگر قلم ها و زبان هاشان قدرت بزرگنمايي هيبت و عظمت ايالات متحده را ندارد و اگر تحليل عناصر مرعوب و فريفته غرب در جاانداختن اين ديدگاه كه «عنقريب، كاروان ليبرال دموكراسي، سرزمين ما را هم در خواهد نورديد» يك پايش مي لنگد، حداقل بخشي از اين موارد، مديون مقاومت مردانه اي است كه مردم مسلمان و خاصه جماعتي از اهل ولاء در سرزمين علي (ع) و حسين(ع ) از خود نشان داده اند.
بياييد اين روزها براي مدافعان حرم علوي و همه سرزمين هاي پاك اسلامي دعا كنيم.
حسين صفارهرندي

صبح
Saturday 21 August 2004, 09:39PM
تجارت فحشا، صنعت اول اسراييل

پليس رژيم صهيونيستي اعلام كرد كه اين رژيم، سالانه 3000 زن اسراييلي را به منظور روسپي‌گري به خارج صادر مي‌كند.



به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، پليس اسراييل به مناسبت چهارمين سالگرد مبارزه با تجارت زنان در اين رژيم، در گزارشي اعلام كرد: سالانه 3000 زن اسراييلي 18 تا 35 ساله، مورد تجارت قرار مي‌گيرند.



اين گزارش افزود: متوسط سن اين زنان، 22 سال است اما با اين حال، دختران زير 18 سال نيز از اين تجارت مصون نمانده‌اند.



سايت خبري «البوابه» با اعلام اين خبر به نقل از گزارش مذكور نوشت: 90% اين زنان ـ كه براي فروش در اسراييل عرضه مي‌شوند ـ از راه مرزهاي مصر به خارج صادر مي‌شوند.



«البوابه» تصريح كرد: همه زنان يادشده، از كشورهاي اروپاي شرقي از جمله مولدوا، اوكراين، روسيه، بلاروس و ازبكستان ـ كه از فقر رنج مي‌برند ـ براي كار در صنعت سكس اسراييل جمع‌آوري مي‌شوند.



اسراييل از راه اين صنعت، سالانه يك ميليارد دلار درآمد كسب مي‌كند.



اين سايت خبري ادامه داد: قيمت هر يك از اين زنان در اسراييل، با توجه به زيبايي و سن آنان، بين 4 هزار تا 10 هزار دلار در نوسان است.



زنان يادشده پس از خريداري در روسپي‌خانه‌ها، در ازاي پرداخت پولي اندك و در شرايط بسيار دشوار، به كار گرفته مي‌شوند، به گونه‌اي كه آنان بايد روزانه 10 تا 30 مشتري را بپذيرند و حق رد كردن آنان را ندارند.



گفتني است، در اكثر سايت‌هاي خبري و روزنامه‌هاي اسراييلي در اينترنت، همواره تبليغات فراواني براي دختران يهودي و اسراييلي كه براي روسپيگري عرضه مي‌شوند، وجود دارد. به طور مثال سايت روزنامه «اورشليم‌پست» كه از مهم‌ترين روزنامه‌هاي اسراييلي به شمار مي‌رود، همواره در صفحه اصلي خود، تبليغي كه در آن دختران اسراييلي عرضه مي‌شوند را جاي مي‌دهد.



در سايت «هاآرتص»، ديگر روزنامه مهم اسراييل، نيز همواره تبليغي با عنوان «18000 دختر زيباي يهودي» وجود دارد.



با ورود به اين سايت‌ها، ليست كشورهايي كه امكان صدور روسپي به آنها وجود دارد، قابل مشاهده است.

صبح
Saturday 28 August 2004, 10:05PM
كري: ايران اتمي را تحمل نمي‌كنيم
۷ شهريور ۱۳۸۳ - بعد از ظهر ۱۲:۲۷

جان كري، نامزد دموكرات انتخابات رياست‌جمهوري آمريكا، گفت: اسراييل تنها دموكراسي حقيقي در خاورميانه است.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اينترنتي «فوروارد»، جان كري افزود: اگر آمريكا از اسراييل حمايت نكند، اين دموكراسي هدف حملات بي‌امان تروريستي قرار خواهد گرفت.
وي در مقاله‌اي با عنوان «تعهد خلل‌ناپذير براي ايجاد اصلاحات در خاورميانه»، آمريكا و اسراييل را در معرض چالش‌هاي امنيتي در خاورميانه توصيف مي‌كند و مي‌نويسد: هنگامي كه برخي در عربستان سعودي از تروريسم حمايت مي‌كنند ، هنگامي كه ايران درصدد اجراي برنامه‌هاي هسته‌اي خويش است ، هنگامي كه سوريه از سازمان‌هاي تروريستي حمايت مي‌كند ، هنگامي كه عراق به مامن تروريست‌ها تبديل مي‌شود و هنگامي كه اسراييل به عنوان «تنها نماد دموكراسي حقيقي» در منطقه در معرض تهديدات تروريستي قرار مي‌گيرد، آمريكا هيچ امنيتي در منطقه خاورميانه نخواهد داشت.
وي در راستاي حمايت آشكار خود از رژيم صهيونيستي مي‌افزايد: ما هرگز نبايستي در خصوص رابطه ويژه خود با اسراييل مصالحه كنيم و من به عنوان رييس‌جمهور آمريكا هرگز اسراييل را براي انجام دادن كاري كه ممكن است امنيت آن را به خطر بيندازد تحت فشار قرار نخواهم داد.
وي تأكيد مي‌كند: تعهد من براي ايجاد يك كشور يهودي امن، تزلزل‌ناپذير است ، من 19 سال است كه به اين تعهد پايبند هستم و قطعا پس از اين نيز با اتخاذ سياست‌هاي شجاعانه در منطقه خاورميانه بدان پايبند خواهم بود.
وي در ادامه مي‌افزايد: مدتهاست آمريكا نقش خود را آن طور كه بايد در جهان انجام نداده و همين امر باعث شده است كه ايران در توسعه برنامه‌هاي اتمي خود پيشرفت قابل توجهي كند ، بگذاريد صريحا بگويم كه ايران اتمي به هيچ وجه براي ما قابل پذيرش نيست و من معتقدم ما بايستي به اتفاق هم‌پيمانان خود راهي براي توقف برنامه‌هاي اتمي اين كشور بيابيم و با همكاري آنها تدابير سخت‌گيرانه‌تري عليه ايران اتخاذ كنيم و در صورت لزوم حتي يك ائتلافي بين‌المللي ايجاد كنيم و به ايران اجازه ندهيم بين هم‌پيمانان ما اختلاف ايجاد كند.
وي به سياست‌هاي خود در قبال سوريه اشاره مي‌كند و مي‌نويسد: قانون پاسخ‌گويي سوريه كه من نيز در سنا يكي از حاميان آن بودم به رييس‌جمهور اين امكان را مي‌دهد كه سوريه را تحريم كند ، من به عنوان رييس‌جمهور آمريكا برخلاف رييس‌جمهور فعلي هرگز در تحريم سوريه ترديد نخواهم كرد.»
كري بزرگترين تهديد استراتژيك بلندمدت عليه رابطه آمريكا و اسراييل را وابستگي آمريكا به منابع نفتي خاورميانه عنوان مي‌كند و مي‌افزايد: سياست امنيت ملي جديد آمريكا مستلزم پايان بخشيدن به اين وابستگي است، اگر ما در مورد استقلال انرژي خود جدي باشيم، مي‌توانيم در نهايت مانع از حمايت مالي و ايدئولوژيك دولت عربستان سعودي از بنيادگرايان اسلامي در منطقه شويم، اما متأسفانه اين مسأله‌اي است كه دولت آمريكا به آن توجهي ندارد.
نامزد دموكرات انتخابات رياست جمهوري آمريكا سپس از طرح‌هاي ابتكاري خود براي قطع وابستگي نفتي آمريكا سخن مي‌راند و مي‌نويسد: من خواهان آمريكايي عاري از هرگونه وابستگي نفتي هستيم، آمريكايي مستقل نه وابسته به خاندان سلطنتي عربستان.
كري تأكيد مي‌كند: من به عنوان رييس‌جمهور آمريكا با اتخاذ يك ديپلماسي قوي، همه دولت‌ها را موظف خواهم كرد كه بحران فزاينده ضديهودي‌گري را در جهان درك كنند و با آن به مقابله بپردازند، من به عنوان رييس‌جمهور آمريكا اقدام به تشكيل دفتر ضديهودي‌گري در وزارت امور خارجه خواهم كرد و در گزارش سالانه اين وزارت خانه در زمينه حقوق بشر بندهايي را به اقدامات ضد‌يهودي‌گري در جهان اختصاص خواهم داد.
وي مي‌نويسد‌: من همچنين با اتخاذ ديپلماسي مناسب، همه كشورهاي عربي و اسلامي را مكلف خواهم كرد كه با هرنوع تبليغات ضديهودي گري و ضد اسراييلي كه منجر به نفرت در ميان مردم مي‌شود، مقابله كنند و معتقدم اين روش يكي از روش‌هاي اصلاحات دموكراتيك درسراسر خاورميانه است كه مي‌توان آن را با اعطاي كمك‌هاي اقتصادي و نظامي به پيش راند.
وي رهبري آمريكا در خاورميانه را يكي از شروط اساسي تأمين امنيت اسراييل در خاورميانه مي‌خواند و مي‌‌نويسد: من معتقدم ما بايستي همواره در كنار اسراييل باشيم و از هم‌پيمان خود مبني بر ساخت ديوار امنيتي حمايت كنيم زيرا براي ما حكم دادگاه عالي اسراييل مهم است نه حكم ديوان بين‌المللي لاهه.
كري طرح خروج يكجانبه آريل شارون نخست وزير رژيم صهيونيستي از نوار غزه را مثبت ارزيابي مي‌كند و مي‌افزايد: اين طرح از حمايت اكثر يهوديان برخوردار است و ما نيز بايد از آن حمايت كنيم.
وي اجراي اين طرح را مستلزم تلاش امنيتي فلسطيني‌ها مي‌خواند و مي‌نويسد: تجربه نشان داده است كه براي اجراي اين طرح نياز به تعيين يك نخست‌وزير جديد فلسطيني است زيرا از قرار معلوم عرفات تمايلي به صلح ندارد.
كري مي‌نويسد: من به عنوان رييس‌جمهور براي تعيين يك رهبر فلسطيني مقتدر همكاري خواهم كرد و معتقدم كه هم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پيمانان ما نيز با ما در اين زمينه همكاري خواهند كرد.

فربد
Sunday 29 August 2004, 04:41PM
منظور شما از : آمريكا = صهيونيزم اينه كه همه آمريكاييها صهيونيستن
اگر اينطور نيست بهتر بود ميگفتين دولت آمريكا=...

زيتون
Sunday 29 August 2004, 05:39PM
سلام دوستاي عزيز يه مدتيه به بلاي نداشتن آلات جرم و اعتياد دچارم:(
وايضا توي ترك البته گه گاهي ناخونكي ميزنيم حال اندكي:D

يك خبرنگار ايتاليايي فاش كرد
صدام با نظارت مستقيم آمريكايي هاروي سربازان ايراني در فاو بمب شيميايي ريخت
اين خبرنگاره بد كاشفيه بياد بفرستيمش يه چندتا مطلب پنهان از چشم اغيار رو هم كشاف بشه!!!
فاو مستقيم ترين ويكي از معدود عرصه هاي ورود مستقيم امريكا به جنگ ايران و عراق به حمايت از رژيم فعلا منفور وسابقا مزدور صدام بود...!
حمله بي سابقه وسيع وبدون وقفه جنگنده هاي امريكايي و بمباران فاو و به تعبير بچه هاي فاو شخم زدن زمين و....
از الباقيش كه بايد گذشت
اما يه كتابي هست به نام خانه عنكبوت از الن فريدمن كه انتشارات اطلاعات چاپ كرده
داستان وام 1 ميليارد دلاري دولت ريگان به صدام براي دستيابي صدام به سلاح اتمي و شيميايي و همچنين فروش مقدار زيادي سلاح و تجهيزات ساخت ومواد خام سلاح هاي شيميايي....

صبح
Tuesday 31 August 2004, 09:34AM
تهران:۱۹:۵۰ , ۱۳۸۳/۰۶/۰۹
در حاليکه ميان تدابير شديد امنيتي و تظاهرات ضد جنگ ، امروز کنگره جمهوريخواهان آغاز مي شود؛
جو انتخابات بوش را گرفت : من تنها فردي هستم که تاريخ را مي سازد!

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2003/12/80555_orig.jpg

جمهوريخواهان در حالي امروز کنگره عمومي خود را در نيويورک و نزديکي محل فروريختن برجهاي دوقلوي تجارت جهاني برگزار مي کنند که يک روز قبل از آن صدها هزار آمريکايي در اين شهر سياستهاي جنگ طلبانه بوش را محکوم کردند.
به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از خبرگزاري فرانسه ، جمهوريخواهان درحالي امروز دوشنبه کنگره عمومي خود را در شهر نيويورک برگزار مي کنند که اين شهر از روز گذشته شاهد تظاهرات گسترده وبي سابقه مخالفان سياست هاي جرج بوش رئيس جمهور جمهوريخواه آمريکا بود.

در اين کنگره که تا روز پنجشنبه طول خواهد کشيد قرار است به طور رسمي نامزدي بوش براي انتخابات رياست جمهوري 2 نوامبر ( 12 آبان ) اعلام شود.

روز گذشته تظاهرات بسيار گسترده اي برگزار شد که بنا به گفته سازمان دهندگان آن حدود 400 هزار تن در خيابان هاي نيويورک بدون هرگونه درگيري عليه سياستهاي بوش شعار دادند.

در کنگره جمهوريخواهان که در ميان تدابير شديد امنيتي در شهرک ورزشي در مرکز نيويورک برگزار خواهد شد، حدود 50 هزار تن شامل نمايندگان ، مدعوين و روزنامه نگاران شرکت خواهند کرد.

به گفته تام ريدج وزير امنيت داخلي آمريکا بيش از 10 هزار نيروي پليس ماموريت حفاظت از شخصيت هاي سياسي را در چارچوب تدابير بي سابقه برعهده خواهند داشت.



نيويورک در 11 سپتامبر 2001 شاهد انفجار ساختمان هاي دوقلوي مرکز تجارت جهاني بود که طي آن بيش از 2500 تن کشته شدند ، ساکنان اين شهر بيشتر به دمکرات ها تمايل دارند تا جمهوريخواهان و در نظرسنجي که اخيرا برگزار شد 52 درصد ساکنان اين شهر با برگزاري کنگره جمهوريخواهان در نيويورک مخالفت کردند.

درتظاهرات روز گذشته حدود 200 تن بدست نيروهاي امنيتي و پليس بازداشت شدند.

مهمترين سخنرانان امروز در کنگره جمهوريخواهان در نيويورک مايکل بلومبرگ شهردار اين شهر و رودي جولياني شهردار سابق و جان مکين سناتور ساکن ايالت آريزونا که رقيب بوش در انتخابات رياست جمهوري سال 2000 بود، در اولين روز اين کنگره سخنراني خواهند کرد.

قرار است فردا سه شنبه آرنولد شواردزيگر فرماندار ايالت کاليفورنيا و لورا بوش همسر رئيس جمهور آمريکا سخنراني کنند و روز چهارشنبه نيز ديک چني معاون بوش سخنراني خواهد کرد و سرانجام در آخرين روز اين کنگره جرج بوش رئيس جمهور آمريکا به ايراد سخن خواهد پرداخت.

آخرين نظر سنجي ها در آمريکا از اين حکايت دارد که جان کري و جرج بوش هر کدام به نسبت 50 درصد در ميان راي دهندگان آمريکا مقبوليت دارند و از اين حيث هر دو برابرند. جان کري سناتور دمکرات آمريکا از ايالت ماساچوست است.

هر چند تصور مي شود جان کري بر حسب آداب حزب جمهوريخواه از دامنه حملاتش عليه بوش بکاهد اما دمکرات ها درنيويورک نيروي دخالت سريع تشکيل داده اند تا در طول برگزاري کنگره جمهوريخواهان به اظهارات آنها پاسخ سريع دهند.

روزنامه عکاظ عربستان با اشاره به تظاهرات صدها هزار آمريکايي که در اعتراض به سياست هاي جنگ طلبانه جرج بوش رئيس جمهور اين کشور برگزار شد، نوشت : پس از گذشت سه سال از حوادث 11 سپتامبر که هنوز از خاطره آمريکايي ها پاک نشده است، انتظار مي رود اين حوادث سايه خود را بر کنگره جمهوريخواهان که قرار است از امروز تا پنجشنبه آينده ادامه داشته باشد، بگستراند.

عکاظ نوشت : تصادفي نيست که جمهوريخواهان نيويورک را براي برگزاري کنگره حزبي خود براي اولين بار پس از 150 سال از تاسيس حزب انتخاب کرده اند که تنها 5 کيلومتر با گرواند زيرو جايگاهي که دو برج دوقلوي مرکز تجارت جهاني قرار دارد، فاصله دارد.

همچنين انتخاب زمان برگزاري کنگره که در مبارزات انتخاباتي به طور غير عادي دير صورت گرفت، تصادفي نيست که انتظار مي رود جرج بوش در پايان آن موافقت رسمي خود را ورود به رقابت هاي انتخاباتي به کاخ سفيد پيش از 9 روز از حوادث 11 سپتامبر اعلام کند.

ائتلاف متحدان به خاطر صلح و عدالت پيش از اين درفوريه 2003 بزرگترين تظاهرات ضد جنگ را با شرکت 100 تا 400 هزار تن برگزار کرد.

از سوي ديگر جرج بوش در گفتگو با مجله تايم که امروز منتشر خواهد شد، ادعا کرد : من تنها مردي هستم که تاريخ را مي سازد اکثر مورخان کنوني هرگز به من راي نخواهند داد لذا من تصور نمي کنم آنها بتوانند تاريخ واقعي من را بنويسند.

فربد
Tuesday 31 August 2004, 03:22PM
پس بپا خودتم جو زده نشي

سینا 555
Saturday 2 October 2004, 05:06AM
روزنامه فرانسوي « اكسپرس » , نتايج يك نظرسنجي درباره ميزان محبوبيت آمريكا در 10 كشور عضو اتحاديه اروپا را منتشر كرد و بعنوان جمع بندي اين گزارش تصريح نمود كه اكثر مردم اروپا با رهبري آمريكا در جهان مخالفند. اين نظرسنجي كه در كشورهاي فرانسه , آلمان , ايتاليا , اسپانيا , اسلواكي , لهستان , هلند , پرتغال و انگليس انجام گرفته , ميزان محبوبيت آمريكا در اروپا بطور كلي همچنان درحال كاهش است .
بموجب نتايج اين نظرسنجي , بيش از 86 درصد فرانسويها و آلماني ها و حتي 70 درصد انگليسي ها از سياست خارجي جرج بوش بشدت انتقاد كرده اند. در نظرسنجي درباره تروريسم هم 73 درصد مردم اروپا اعلام كرده اند كه زمامداران آمريكا و در راس آنها بوش كوچك , مسئله خطر تروريسم بين المللي را بيش از حد بزرگنمائي كرده اند.
يافته هاي نظرسنجي جديد , نتايج حاصل از نظرسنجي اتحاديه اروپا در همين خصوص را كه نتايج آن ماههاي گذشته اعلام شده , دقيقا تاييد مي كند و نشان مي دهد اعتبار سياسي آمريكا حتي نزد اتحاديه اروپا و مردم اروپا هم بتدريج متزلزل شده و رو به كاهش است .
اين همان نكته اي است كه « كانداليزارايس » مشاور امنيت ملي بوش كوچك در ماههاي اخير بارها به آن اعتراف كرده و حتي تلاش كرد گروههاي مختلف تحقيقات دانشگاهي را به انجام يك بررسي آكادميك بمنظور ريشه يابي علل انزواي سياسي آمريكا در جهان و حتي نزد متحدينش وادار كند. « رايس » آخرين بار با صراحت حيرت انگيزي به ابعاد روزافزون نفرت جهان عليه آمريكا اعتراف كرد و ادعا نمود كه علت اينهمه نفرت را درك نمي كند و رمز آنرا نمي داند.
طبعا علل و انگيزه هاي خشم و نفرت مردم اروپا عليه آمريكا با آنچه در آسيا و آفريقا و بويژه نزد كشورهاي خاورميانه وجود دارد , كاملا متفاوت است . اگر كشورهاي اروپائي با آمريكا و رفتارش مخالفتهائي دارند , اما درچارچوب تعاملات اتحاديه اروپا با آمريكا , در برخي موارد با آمريكا در غارت منابع و ثروتهاي جهان اسلام شريكند و در مواردي با اهداف مشابه ولي با منافع متضاد , براي تصاحب سهم بيشتري از ثروتهاي جهان سوم كه آنرا « غنيمت » ارزيابي مي كنند , با يكديگر در تعارضند. به عبارت بهتر , بخش قابل ذكري از خشم اروپا نسبت به آمريكا بخاطر آنست كه سهم قابل توجه تري از غارت منابع و ثروتهاي جهان سوم , به آمريكا اختصاص يافته و براي مثال , در تصاحب قراردادهاي نفتي و غيرنفتي در مرحله بازسازي عراق , حتي انگليسي هاي شرور هم نتوانسته اند سهم قابل توجهي را در عراق به خودشان اختصاص دهند و حال آنكه در اشغال عراق , « شريك جرم » آمريكا بوده اند.
علاوه براين « يكجانبه گرائي » و تكروي آمريكا , عرصه ديپلماسي جهاني را براروپا هم تنگ كرده و حتي متحدين ديروز واشنگتن هم با تلخكامي احساس مي كنند فقط شريك جرم آمريكا بوده اند ولي منافع چنداني بخاطر به دوش كشيدن بار بدنامي ناشي از همكاري با آمريكا , نصيبشان نشده است .
يك نمونه بارز در اين زمينه , دنباله روي كوركورانه آلمان , فرانسه وانگليس در ماجراي پرونده انرژي هسته اي ايران است . اين هر 3 كشور از ابتدا بعنوان « ميانجي » وارد صحنه شدند و چنين وانمود كردند كه « بيطرف » هستند و مي خواهند صادقانه و منصفانه به حل مشكل كمك كنند و زمينه ها را براي مشكلات فراهم سازند. آنها تعهداتي دادند و در نتيجه توانستند با حسن نيت جمهوري اسلامي ايران مواجه شوند ولي سرانجام با اعمال فشار واشنگتن , براثر بده ـ بستانهاي پشت پرده , نهايتا در كنار آمريكا قرار گرفتند. اما نتيجه چه بود
« جان بولتون » معاون وزيرخارجه آمريكا با سفر به ژنو و تل آويو , به دلالي سياسي پرداخت و زمانيكه مطمئن شد كه آلمان , فرانسه و انگليس از آمريكا اطاعت مي كنند , اعلام كرد كه اين يك طرح آمريكائي ـ اسرائيلي است كه به ايران فشار بياوريم و اميدواريم كه اروپا با ما همصدا شود و از اين طرح حمايت نمايد. در واقع واشنگتن در صحنه تبليغاتي چنين وانمود كرد كه اروپا فاقد اراده سياسي است و از آمريكا پيروي مي كند كه البته باعث شرمساري اروپا و بويژه آلمان و فرانسه شد كه ادعا مي كنند اروپائي فكر مي كنند و فقط منافع اروپا را در نظر مي گيرند.
نمونه مهم ديگر در ماجراي اشغال نظامي عراق رخ داد كه واشنگتن با يكجانبه گرائي و عليرغم مخالفت جدي و صريح ساير اعضاي شوراي امنيت از جمله روسيه , چين , فرانسه , آلمان و غيرمتعهدهاي حاضر در تركيب شوراي امنيت , به عراق حمله كرد و سازمان ملل را در مقابل عمل انجام شده , قرار داد. اينها و طيف وسيعي از شگردهاي سياسي مشابه , باعث انزواي آمريكا نزد كشورهاي اروپائي و حتي نزد مردم اروپا شده است . لكن ملتها و دولتها در آسيا و آفريقا و بويژه در خاورميانه به همين دلايل بعلاوه دلايل محكمتري كه مستقيما برسرنوشت آنها اثرات نامطلوبي داشته است , آمريكا را دشمن شماره يك ملت خود مي دانند و از آن نفرت دارند و انزجار خود از آمريكا را هم كتمان نمي كنند.
آمريكا با اشغال افغانستان و عراق و حمايت از ادامه اشغال فلسطين , در واقع رودروي ملتهاي مسلمان منطقه قرار گرفته و حتي براي بقيه ملتهاهم خط و نشان مي كشد و عربده جوئي مي كند. تقريبا با تكيه بر حمايت مطلق آمريكا از جنايات رژيم صهيونيستي , شوراي امنيت سازمان ملل تاكنون حتي يك قطعنامه ضداسرائيلي را به تصويب نرسانده است چرا كه تقريبا تمامي قطعنامه هاي پيشنهادي براي محكوميت جنايات اسرائيل توسط آمريكا « وتو » شده است . علاوه بر اين , آمريكا بيشترين سهم و نقش را در حمايت از تروريسم لجام گسيخته دولتي اسرائيل و ساير رژيم هاي ديكتاتور جهان برعهده داشته و دارد و درعين حال خود را پرچمدار مبارزه عليه تروريسم , معرفي مي كند. گروه القاعده و رژيم سرنگون شده طالبان توسط آمريكا بوجود آمد و قدرت يافت ولي آمريكا بمحض آنكه دريافت كه ديگر اين گروههاي دست پرورده واشنگتن , تاريخ مصرفشان به اتمام رسيده , با حمله به افغانستان تلاش كرد تا بلكه « صورت مسئله » را پاك كند و تمامي تيم دست پرورده خود را از صحنه خارج سازد تا ديگر هيچكس از ماهيت , اهداف , برنامه ها و عملكرد طالبان و القاعده آگاه نشود.
اگر واقعا آمريكا با القاعده و طالبان در تضاد جدي قرار دارد و اگر واقعا درصدد مقابله با تروريسم است , چرا نتايج بازجوئي و بازپرسي عناصر القاعده در « زندان گوانتانامو » را در اختيار افكار عمومي جهان قرار نمي دهد واقعيت اينست كه افكار عمومي جهان حتي هنوز هم درباره ادعاهاي آمريكا در زمينه ماهيت و عملكرد « القاعده » متقاعد نشده و هنوز هم بيانيه هاي منتشره توسط القاعده را بخشي از « جنگ رواني » آمريكا براي تامين اهداف خاص واشنگتن در منطقه و جهان ارزيابي مي كند. به راستي , چرا دقيقا در شرايطي كه آمريكا در فاجعه نجف به تمركز نيروها در نجف نيازمند بود , هيچ حادثه اي در عراق توسط « القاعده » رخ نداد اما بمحض آنكه فاجعه نجف خاتمه يافت , مجددا فعاليتهاي تروريستي منتسب به « القاعده » در عراق از سرگرفته شد آيا اين پديده نشان نمي دهد كه فعاليتهاي تروريستي منتسب به القاعده , كه عموما اهداف سياسي ـ تبليغاتي اشغالگران را پوشش مي دهد , توسط بخشي از فرماندهي « سيا » در عراق هدايت و اجرا مي شود بعلاوه , انفجار در نماز جمعه نجف كه منجر به شهادت آيت الله سيدمحمد باقر حكيم و 120 نمازگزار ديگر شده , انفجارات زنجيره اي در روز عاشورا را در كربلا كه صدها شهيد و مجروح بهمراه داشت , انفجار در پشت بيت آيت الله سيد سعيد حكيم و انفجار در مقر سازمان ملل در بغداد كه منجر به تعطيلي فعاليتهاي سازمان ملل در عراق شد , فقط و فقط در چارچوب نيازهاي سياسي ـ تبليغاتي اشغالگران قابل توجيه است .
كارنامه سياه اشغالگران آمريكائي در افغانستان هم دست كمي از اين جنايات ندارد. بالگردهاي آمريكائي در يك مراسم عروسي دستكم يكصد تن را در افغانستان به خاك و خون كشيدند ولي بعدا اعلام شد كه يك مركز تجمع تروريستهاي القاعده , بكلي منهدم شده است . آمريكا حتي يكبار محل تجمع نيروهاي كانادائي مستقر در افغانستان را هدف گرفتند وبراي موفقيت اين حمله , بيانيه صادر كردند ولي بعدا مجبور به عذرخواهي از كانادا شدند. موارد , فراوانند. آمريكا حتي به متحدينش هم رحم نكرده و شركاي جرم خود را نيز در معرض حملات جنون آميز قرار داده است . بدين ترتيب نتايج نظرسنجي از مردم ده كشور اروپائي و اعلام نفرت و انزجار آنها از آمريكا , پديده اي غيرمنتظره نيست بلكه اگر غير از اين مي بود , جاي تعجب داشت .
امروزه ملتها و حتي دولتها , از آمريكا نفرت دارند و حتي از اعلام جدي و علني مخالفت ضدآمريكائي خودشان هم ابائي ندارند. خشم و نفرت از آمريكا , البته در همه جا , دلايل و انگيزه هاي يكساني ندارد اما فصل مشترك همه اين موارد اينست كه آمريكا با اقدامات جنون آميز خود شايستگي آنرا ندارد كه ادعا كند جهان معاصر را رهبري مي كند و رسواتر اينكه مي خواهد دمكراسي را در جهان مستقر سازد!

صبح
Wednesday 6 October 2004, 10:47PM
آمريكا باز هم قطعنامه ضد اسراييل را «وتو» كرد
۱۵ مهر ۱۳۸۳

آمريكا، پيش‌نويس قطعنامه كشورهاي عرب در شوراي امنيت سازمان ملل را كه در آن، از رژيم صهيونيستي خواسته شده بود، به عمليات نظامي مرگبارش در نوار غزه خاتمه دهد، «وتو» كرد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از مقر سازمان ملل، انگليس، آلمان و روماني نيز رأي ممتنع داده و 11 كشور ديگر عضو شوراي امنيت، به آن رأي دادند.
اين قطعنامه، دست‌كم به 9 رأي مثبت از 15 عضو شوراي امنيت نياز داشت و در صورتي تصويب مي‌شد كه هيچ يك از اعضاي دائم اين شورا شامل انگليس، چين، فرانسه، روسيه و آمريكا آن را «وتو» نمي‌كردند.
عبدالله بالي، سفير الجزاير در اين جلسه كه كشورش پيش‌نويس اين قطعنامه را به نمايندگي از اعضاي عرب سازمان ملل ارائه كرده بود، گفت: شوراي امنيت بار ديگر در مورد مردم فلسطين كوتاهي كرد.
وي افزود: اين روزي غم‌انگيز براي فلسطين و براي عدالت‌خواهي است.
در اين قطعنامه خواسته شده بود، همه عمليات‌ نظامي در منطقه شمال غزه سريعا متوقف شده و نيروهاي اشغالگر اسراييلي از اين منطقه خارج شوند.
همچنين از رژيم صهيونيستي خواسته شده بود، اجازه دسترسي كامل نيروهاي امدادي را در غزه بدهد و دو طرف فلسطيني و اسراييلي سريعا به تعهداتي كه در طرح موسوم به «نقشه راه» اشاره شده، عمل كنند.

سینا 555
Thursday 14 October 2004, 05:07AM
رسانه هاي آمريكا افكار عمومي مردم خود را در فقر مطلق نگه داشته اند

يك استاد دانشگاه كلمبيا در دوازدهمين همايش بين المللي آسياي مركزي و قفقاز پوشش هاي خبري و اطلاع رساني رسانه هاي آمريكايي را غيرقابل اعتماد و اطمينان خواند.
به گزارش ايسنا بيل بركلي در اين همايش با انتقاد از نحوه پوشش خبري مسايل مهم جهان توسط رسانه هاي آمريكايي گفت: خود من سال هاي بسياري را به عنوان روزنامه نگار حرفه اي كار كرده ام، و به عنوان يك آمريكايي كه در اين زمينه نيز فعاليت داشته، بايد بگويم كه متأسفانه رسانه هاي آمريكا اطلاعات كافي در ارتباط با بسياري مسايل از جمله درياي خزر يا حتي مسئله نفت در خليج فارس ندارند.
وي در ادامه افزود: باتوجه به حضور نظامي آمريكا در خاورميانه و پوشش وسيع اين حضور توسط رسانه هاي آمريكايي، علت اين پوشش جانبدارانه براي افكار عمومي آمريكا روشن نيست، بايد بگويم كه رسانه هاي آمريكايي در بسياري موارد مردم آمريكا را در بي اطلاعي و سردرگمي محض نگاه داشته اند.
اين استاد دانشگاه آمريكايي هم چنين ادامه داد: به عنوان مثال افكار عمومي هيچ اطلاعي از علت مخالفت آمريكا با احداث خط لوله باكو- ايران ندارند؛ روابط نظامي آمريكا با بسياري كشورها، روابطي عميق است ولي افكار عمومي آمريكا از آن بي اطلاع اند، تا چند سال گذشته بسياري ازمردم آمريكا حتي حيدر علي اف را نمي شناختند و مسئله كودتاي ايران در زمان مصدق را نمي دانند.
دكتر بركلي همچنين گفت: به واقع در ذهن يك آمريكايي نسبت حمله ايالات متحده به افغانستان با قضيه تروريسم روشن نيست و ذات و ماهيت حوادث بسياري از جمله آنچه در 11 سپتامبر رخ داد، براي افكار عمومي آمريكا مبهم و غيرروشن است.
اين استاد دانشگاه كلمبيا ضمن اشاره به اين كه قصد ضايع كردن كشورم را ندارم، افزود: به هر صورت همه آگاهند كه در هر كشوري مسايلي مانع از پوشش كامل اخبار مي گردد؛ ولي من ديروز كه براي نخستين بار به تهران آمدم متوجه شدم كه بسياري از مسائلي كه در تبليغات انتخاباتي در آمريكا راجع به ايران مطرح مي شود، با واقعيت متفاوت است.
وي ضمن تأكيد مجدد بر لزوم آگاه سازي افكار عمومي جهان، گفت: بسياري سعي دارند با استفاده از ناآگاه نگاه داشتن مردم و استفاده از فقر اطلاعاتي آنان بر آنها حكومت كنند؛ در حقيقت افرادي كه در فقر اطلاعاتي به سر مي برند در موضع خطر از خود بيگانگي شديد قرار دارند.

سینا 555
Thursday 14 October 2004, 05:34AM
سيدحسن نصرالله: رژيم صهيونيستي در تدارك حمله به لبنان است

حزب الله لبنان اعلام كرد، رژيم صهيونيستي خود را براي حمله به لبنان آماده مي كند.
به گزارش واحد مركزي خبر به نقل از خبرگزاري «شين هوا»، «سيدحسن نصرالله» دبيركل حزب الله لبنان هشدار داد كه پس از تصويب قطعنامه 1559 شوراي امنيت سازمان ملل، رژيم صهيونيستي خودرا براي حمله به لبنان آماده مي كند.
به گزارش روزنامه «السفير» چاپ لندن، به گفته «نصرالله»، از زمان تصويب قطعنامه 1559 شوراي امنيت، تاكنون پرواز هواپيماهاي اسراييلي بر فراز لبنان افزايش يافته است.
وي افزود: حزب الله مسئوليت مقاومت را برعهده دارد اما اين مقاومت شكل ثابتي ندارد و امروز به يك شكل برخورد مي كند و ممكن است شيوه برخورد درآينده تغيير كند.

سینا 555
Friday 15 October 2004, 04:14AM
فرقه وابسته به صهيونيسم بين الملل از دولت ارمنستان مجوز فعاليت گرفت

دولت ارمنستان تحت فشار آمريكا و اسرائيل به فرقه وابسته به صهيو نيسم بين الملل اجازه فعاليت داد.
روزنامه «هايوتس اشخار» چاپ ايروان در شماره ديروز خود از اقدام وزارت دادگستري ارمنستان در ثبت رسمي فرقه شاهدان يهوه به شدت انتقاد كرد.
به گزارش واحد مركزي خبر به نقل از راديو ارمني برون مرزي
اين روزنامه با افراطي خواندن فرقه شاهدان يهوه نوشت: احتمال دارد وزارت دادگستري به شيطان پرستان نيز اجازه فعاليت دهد. گفتني است: وزارت دادگستري ارمنستان تاكنون از ثبت فرقه شاهدان يهوه خودداري مي كرد با وجود اين به نظر مي رسد با فشارهاي آمريكا و اسرائيل وزارت دادگستري ارمنستان اين فرقه را كه فعاليت آن حتي در بسياري از كشورهاي اروپايي ممنوع است، به ثبت رسانده است.
هفته گذشته «دوروتي تافت» عضو هيئت آمريكايي شركت كننده در اجلاس «ورنتو» گفت: واشنگتن از ارمنستان خواسته تا فرقه شاهدان يهوه را به رسميت بشناسد.
فرقه شاهدان يهوه كه در ارمنستان به عاملان صهيونيسم معروف هستند از نظر اعتقادات مذهبي در مسايلي نظير قانون ثلاثه و ماهيت وجود حضرت عيسي(ع) با كليساي ارمني اختلاف دارند.

سینا 555
Friday 15 October 2004, 04:26AM
وزارت خارجه رژيم صهيونيستي طي گزارش محرمانه، اعلام كرد اگر مناقشه خاورميانه حل و فصل نشود، اسرائيل در مسير برخورد با اتحاديه اروپا قرار خواهد گرفت و احتمال دارد كه همانند افريقاي جنوبي در سال هاي آپارتايد وضعيت يك دولت مطرود را پيدا كند.
به گزارش واحد مركزي خبر، اين گزارش 25 صفحه اي را مركز پژوهش هاي سياسي وزارت خارجه رژيم صهيونيستي با نگاه به تحولات ده سال آينده تنظيم كرده و خبرگزاري آسوشيتدپرس ديروز نسخه اي از آن را به دست آورد.
در اين گزارش آمده است اتحاديه اروپا تلاش مي كند تا در دهه آينده تبديل به بازيگر عمده در عرصه جهاني شود و اين احتمال وجود دارد كه امريكا يعني اصلي ترين متحد اسرائيل نفوذ بين المللي خود را از دست بدهد.
با اين حال، تحليلگران وزارت خارجه رژيم صهيونيستي در گزارش خود اعلام كرده اند هيچ جايگزيني براي روابط سياسي نزديك اسرائيل با آمريكا وجود ندارد.
¤ روزنامه «ديلي تلگراف»، چاپ لندن، از برنامه آمريكا براي طبقه بندي كشورهاي جهان براساس نوع رفتار آنها با يهوديان خبر داده است.
اين روزنامه در شماره ديروز خود نوشت كه اين برنامه را كنگره آمريكا تصويب و پس از تاييد توسط سنا به دولت آن كشور ابلاغ شده است.
¤ «فاروق الشرع»، وزير خارجه سوريه، بر ضرورت تحرك گسترده اعراب در سطح محافل بين المللي براي جلوگيري از تداوم عمليات وحشيانه رژيم نژادپرست اسراييل در نسل كشي ملت فلسطين، تاكيد كرد.

سینا 555
Friday 15 October 2004, 04:29AM
حضور اسرائيل در نشست مغرب

مغرب در چارچوب طرح خاورميانه بزرگ آمريكا در دسامبر آينده با هدف فعال سازي اين طرح در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا نشستي را درباره روند اصلاحات برپا خواهد كرد كه به نوشته روزنامه عماني الوطن چند نفر از مقامات بلند پايه رژيم صهيونيستي در كنار رهبران جهان عرب در آن شركت خواهند داشت.
آمريكا حضور اسرائيل را در اين نشست يك مسئله اساسي مي داند. با وجود اين هم اكنون در بسياري از پايتخت هاي جهان رايزني ها براي اتخاذ موضعي مشترك در قبال اين نشست درحال انجام است. طرح خاورميانه بزرگ با هدف انجام اصلاحات مورد نظر آمريكا در كشورهاي منطقه از سوي دولت بوش ارائه شده كه از حمايت هشت كشور صنعتي برخوردار گشته است.

سینا 555
Friday 15 October 2004, 04:31AM
بلوكه كردن دارايي هاي مقامات لبنان و دمشق

چند تن از سناتورهاي آمريكايي در نامه اي به جرج بوش رئيس جمهور اين كشور از وي خواسته اند تا دارايي هاي مقامات لبناني را در بانك هاي اين كشور مسدود كند. و آنها را تحت پيگرد قرار دهد اين درخواست سناتورهاي آمريكايي به بهانه آن است كه مقامات بيروت به شكل آشكار با دولتمردان سوريه براي تسلط و حاكميت دمشق بر امور لبنان همكاري مي كنند. يكي از وزيران دولت لبنان پيش بيني كرد واشنگتن در آينده فشارهاي بيشتري بر بيروت و دمشق وارد خواهد كرد و اين فشارها تماماً در راستاي منافع رژيم صهيونيستي خواهد بود.

سینا 555
Sunday 17 October 2004, 09:58PM
مشاور امنيت ملي جرج بوش پدر : شارون، بوش را هيپنوتيزم كرده است
واشنگتن- آسوشيتدپرس
مشاور امنيت ملي دوران رياست جمهوري «بوش پدر» اعلام كرد رئيس جمهور كنوني آمريكا در قبال ناتو و اروپا بسيار حقيرانه عمل كرده است و امروز تلاش مي كند تكه هاي از هم فروپاشيده را «براي نجات يك عمليات بيهوده» در عراق و افغانستان به هم بچسباند.
«برنت اسكوكرافت» كه حامي «كاندوليزا رايس » مشاور امنيت ملي «جرج بوش» است، در گفت و گويي با روزنامه «فايننشال تايمز» كه در انگليس انتشار يافته است، خاطر نشان كرد، «جرج بوش» تحت نفوذ «آريل شارون»، نخست وزير اسرائيل است، و افزود: «شارون او را هر طرف كه مي خواهد، مي برد و من فكر مي كنم كه رئيس جمهور هيپنوتيزم شده است.» مقام سابق آمريكايي همچنين گفت، اقدامات آشتي جويانه اخير «بوش» براي همكاري با سازمان ملل و ناتو در افغانستان و عراق، «بيشتر اقدامي از روي نااميدي است تا چيزي ديگر... و هدفش نجات يك عمليات بيهوده است.» در ارتباط با اسرائيل و «شارون» نيز، مشاور سابق امنيت ملي آمريكا تعريف كرد كه «شارون» در پي يك پاسخ خشونت بار و وحشيانه ارتش صهيونيستي به يك عمليات شهادت طلبانه فلسطينيان به «بوش» تلفن زده و گفته بود:«من در خط جبهه تروريسم قرار دارم» و «بوش» هم جواب داده بود:«بله، درست است».

سینا 555
Friday 5 November 2004, 04:17AM
رسانه هاي رژيم صهيونيستي بدون حمايت آمريكااسرائيل فرو مي پاشد


رسانه هاي رژيم صهيونيستي اعتراف كردند، اسرائيل بدون حمايت هاي آمريكا قدرت ادامه حيات ندارد و فرو مي پاشد.
روزنامه «يديعوت آهارونوت» ديروز نوشت: كمتر حكومتي را در جهان مي توان سراغ گرفت كه مانند اسرائيل به كمك هاي نظامي، مالي و حمايت هاي سياسي آمريكا نياز داشته باشد و اگر واشنگتن بخواهد از اين متحد راهبردي خود فاصله بگيرد، ديگر وجود خارجي نداشته باشد. به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي از بيروت، اين روزنامه افزود: پس از حادثه 11 سپتامبر (2001) و روي كار آمدن محافظه كاران جديد در آمريكا، اسرائيل نه تنها ايالت پنجاه و يكم اين كشور شد بلكه از ديد جريان هاي همسو با گروه هاي فشار صهيونيستي به مهم ترين ايالت آمريكا تبديل شد. يديعوت آهارونوت» خاطر نشان كرد: هيچ حكومتي را نمي توان مانند اسرائيل سراغ گرفت كه در سياست ها و برنامه ها همسو و هماهنگ با دولت آمريكا باشد كه اين نشان دهنده عمق وابستگي به واشنگتن است. روزنامه «معاريو» نيز نوشت با انتخاب دوباره بوش و باتوجه به گرفتاري آمريكا در عراق، به احتمال بسيار واشنگتن براي بهبود وضعيت سياسي خود در كشورهاي عرب از اسرائيل خواهد خواست امتيازاتي را به فلسطينيان دهد. به نوشته اين روزنامه، راهيابي مجدد بوش به كاخ سفيد، باعث خواهد شد واشنگتن در سياست خود براي حمايت يك سويه خود از اسرائيل در سازمان ملل و شوراي امنيت بازنگري نكند.
از سوي ديگر، «دني ايلون» سفير اسرائيل در واشنگتن در گفت وگو با راديو ارتش صهيونيستي گفت: مناسبات تل آويو و واشنگتن موهون نتايج انتخابات آمريكا نيست و اين روابط براساس منافع استراتژيك دو طرف استوار شده است. به نوشته روزنامه كويتي «البيان»، يكي از مديران سابق وزارت خارجه اسرائيل مناسبات تل آويو و واشنگتن را در مرحله دوم رياست جمهور بوش بهتر از گذشته دانست و اظهار داشت.» در دوره جديد رياست جمهوري بوش همكاري ما با يهوديان و مسيحيان اصولگراي طرفدار اسرائيل در آمريكا بهتر از گذشته خواهد شد.»
به گفته يك ديپلمات آمريكايي، در دوره رياست جمهور جديد آمريكا روابط واشنگتن و تل آويو همچنان در سطوح عالي باقي خواهد ماند.
در همين حال از فلسطين خبر مي رسد، چهار نظامي رژيم صهيونيستي عصر ديروز در رفح به ضرب گلوله مبارزان فلسطيني زخمي شدند كه حال يكي از آنان وخيم گزارش شده است. همچنين در حمله نظاميان رژيم صهيونيستي به محله السلام و برازيل در اردوگاه رفح، پنج فلسطيني زخمي شده اند. حمله گسترده نظاميان صهيونيست به اردوگاه رفح از سحرگاه امروز آغاز شده است و مهاجمان با سلاح هاي خودكار و جنگ افزارهاي سنگين خانه هاي مسكوني را زيرآتش دارند. همزمان با اين آتشبازي ها، بولدزرهاي اسراييلي به تخريب خانه ها و از بين بردن كشتزارها ادامه مي دهند و تاكنون 15باب خانه را ويران كرده كه به آواره شدن ساكنان آن منجر شده است. در اين حال، مبارزان فلسطيني به تلافي اين حملات چند دستگاه تانك و بولدوزر رژيم صهيونيستي را منهدم كردند. از سوي ديگر اتحاديه كاركنان سازمان ملل ديروز با صدور اطلاعيه اي خواستار پايان گرفتن جنايات رژيم صهيونيستي عليه كاركنان اين نهاد شد. براساس اين اطلاعيه، حداقل 20نفر از كاركنان آژانس كار و امداد سازمان ملل براي پناهندگان فلسطيني (آنرا) در نوار غزه و كرانه باختري بدون ارتكاب هيچگونه جرمي و يا دادگاهي از سوي اسراييل در بازداشت به سر مي برند و بسياري از آنان بيش از سه سال است كه در زندان به سرمي برند.
ساير رويدادها
¤مقامات رژيم صهيونيستي در نشست فوق العاده اي وضعيت بيماري «ياسرعرفات» و سناريوهاي احتمالي پس از مرگ وي را مورد بحث و بررسي قراردادند.
¤ «فاروق قدومي»، رئيس دفتر سياسي سازمان آزادي بخش فلسطين گفت: «ياسر عرفات» پس از پايان معالجات پزشكي براي گذراندن دوره نقاهت به تونس خواهد رفت.عرفات در حال حاضر به علت وخامت حالش در بخش مراقبت هاي ويژه بيمارستان پاريس قرار گرفته است
¤ در سالروز انتشار بيانيه بالفور، هزاران فلسطيني در لبنان با برپايي تظاهرات ضداسرائيلي بر ادامه يافتن مقاومت تا آزادسازي فلسطين تأكيد كردند.

سینا 555
Wednesday 17 November 2004, 11:16PM
ابراز شگفتي نشريه آمريكايي از پيوند پنتاگون و گروهك تروريستي منافقين
يك نشريه آمريكايي نوشت: مجاهدين خلق (منافقين) منبع اطلاعاتي ارزشمندي براي دولت آمريكا هستند.
هفته نامه يواس نيوزورلد ريپورت در شماره جديد خود رابطه سازمان منافقين با آمريكا را عجيب ترين نوع اتحاد توصيف كرد و نوشت: اين سازمان از موقعيت منحصر به فرد تحت حراست پنتاگون برخوردار است.
به نوشته اين نشريه، منافقين، منبع اطلاعاتي ارزشمندي براي دولت آمريكا بوده و اين سازمان نه تنها درباره فعاليت هاي ايران در عراق بلكه در مورد برنامه سري هسته اي آن كشور اطلاعاتي در اختيار آمريكا قرار داده است و بيش از يك سال پيش نيز اين سازمان اطلاعات محرمانه اي در مورد «احمد چلبي» به افسران ارتش آمريكا داد.
به نوشته اين هفته نامه در اكتبر 1997، وزارت خارجه آمريكا اين سازمان را در فهرست سازمان هاي دهشت افكن خارجي قرار داد.
نشريه مزبور با اشاره به اين موضوع كه در حال حاضر 3800 عضو سازمان اين گروه تروريستي، در اردوگاهي در شمال شرقي بغداد و تحت پوشش نظاميان آمريكا مستقر هستند، مي افزايد: سازمان مجاهدين (منافقين) منبع مناقشه در دولت آمريكا بوده است.

سینا 555
Thursday 18 November 2004, 07:06AM
فرمانده كل سپاه پاسداران :
آمريكا و صهيونيسم دو لبه قيچي براي تهاجم به منافع جهان اسلام هستند


فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گفت : پخش تصوير قتل يك مجروح غيرنظامي اهل فلوجه به دست يك وحشي آمريكائي نه فقط مسلمانان بلكه جهانيان را متاثر و از آمريكا منزجر كرد.
سردار سرلشكر سيديحيي رحيم صفوي ديروز در مصاحبه با واحد مركزي خبر افزود : تير خلاصي كه به سمت يك بي دفاع مجروح شليك شد تير خلاص به حضور آمريكا در عراق بود.
وي تصريح كرد : شليك يك نظامي با تمام تجهيزات به مجروحي بي دفاع نهايت شكست آن نظامي را مي رساند.
فرمانده كل سپاه با بيان اينكه آمريكا و صهيونيسم دو لبه قيچي براي تهاجم به منافع جهان اسلام و تسلط بر آن هستند گفت : هيچ چيز جز وحشي گري در نظاميان آمريكايي و صهيونيست ها به چشم نمي خورد.
سرلشكر صفوي افزود : معتقدم فرماندهان آمريكايي دستور قتل عام و كشتار وسيع انساني را داده اند و چه بسا اين كارهاي وحشيانه در حالت مستي انجام مي شود.
وي اضافه كرد : با اين كار مي خواهند ميان مسلمانان رعب و وحشت ايجاد كنند و بگويند هيچ كس قدرت مقابله با ما را ندارد.
فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ابراز اطمينان كرد : آمريكائي ها در كوتاه مدت با افتضاح و شكست از عراق خارج شوند همانگونه كه انگليس در پايان جنگ جهاني اول از عراق خارج شد و آمريكا با فرار از عراق ميراث خوار شكست استعمار انگليس خواهد بود.

سینا 555
Sunday 21 November 2004, 05:08AM
ترور دادستان ونزوئلا به دست عوامل آمريكا خشم ملت اين كشور را برانگيخت كاراكاس ـ واحد مركزي خبر : سفير ونزوئلا در جمهوري كاستاريكا تاكيد كرد ترور و قتل دانيل اندرسون دادستان پرونده كودتاي نظامي مورد حمايت آمريكا توسط عوامل و دست اندركاران همين كودتا صورت گرفته است .
به گزارش واحد مركزي خبر از كاراكاس , ژنرال فرانسيسكو بليساريو لانديس كه در حال حاضر مقام سفير ونزوئلا در كشور كاستاريكا را برعهده دارد در مصاحبه مستقيم با تلويزيون دولتي ونزوئلا به فعاليت دانيل آندرسون در جهت محاكمه قانوني عوامل كودتاي دو سال پيش در ونزوئلا پرداخت و گفت : شكي نيست كه همين عوامل خشونت طلب در قتل آندرسون دست دارند.
اين مقام ديپلماتيك ونزوئلا گفت : اين اقدام تروريستي موجب هراس هيچيك از مقامات دولت ونزوئلا نشده است و اين مقامات همچنان در راه استقلال و دفاع از منافع كشور كوشا خواهند بود.
قابل توجه است كه خودروي حامل دانيل آندرسون بامداد جمعه به وقت محلي توسط دو بمب قدرتمند كه از راه دور كنترل مي شد مورد حمله قرار گرفت و سرنشينان آن از جمله اين دادستان كشته شدند.
آندرسون چند پرونده جنجالي از جمله پرونده كمك مالي آمريكا به عوامل كودتاي نظامي و عوامل اين كودتا را در دست داشت .
اعلام سه روز عزاي عمومي در ونزوئلا
دولت ونزوئلا به منظور بزرگداشت خاطره دادستان پرونده كودتاي مورد حمايت آمريكا سه روز عزاي عمومي اعلام كرد و پرچم ملي را در سراسر اين كشور به حالت نيمه اهتزاز درآورد.
به گزارش واحد مركزي خبر از كارآكاس شبكه هاي راديو و تلويزيوني ونزوئلا با قطع برنامه هاي عادي خود فرمان ويژه رئيس جمهور ونزوئلا را پخش كردند.
تظاهرات خشم آلود مردم ونزوئلا
مردم ونزوئلا با تجمع و تظاهرات در برابر ساختمان دادستاني كل ونزوئلا ترور « اندرسون » دادستان پرونده كودتاي نظامي مورد حمايت آمريكا را محكوم و حمايت خود را از محاكمه عوامل كودتا اعلام كردند.
اين تظاهرات به طور آرام برگزار شد و هزاران نفر از مردم ونزوئلا در آن شركت كردند.

سینا 555
Sunday 28 November 2004, 12:23AM
فرياد «مرگ بر آمريكا» در 5كشور جهان

ده ها هزار تن از مردم شهرهاي تركيه، هند، پاكستان، اندونزي، بنگلادش و مصر جنايات آمريكا در عراق را محكوم كردند.
به گزارش خبرگزاري آناتولي، مردم شهرهاي آنكارا، اسلامبول، بورسا، وان، اسكي شهر، الازيغ، دنيزلي و قيصريه تركيه پس از اقامه نماز جمعه، تكبيرگويان در صحن مساجد شهرهاي يادشده دست به تظاهرات زده و شعار «مرگ بر آمريكا» سردادند. همچنين تظاهركنندگان نماز ميت غيابي براي كشته شدگان حملات آمريكا برپا و سپس در خيابان هاي مجاور مساجد راهپيمايي كردند.نمازگران آنكارا نيز پس از اقامه نماز جمعه در مساجد «كوجا تپه» و «حاجي بايرام»، با شعارهاي «آمريكاي قاتل از خاورميانه گم شو» و «مرگ بر امپرياليسم آمريكا» خشم و نفرت خود از حملات وحشيانه نيروهاي آمريكايي عليه مردم عراق را اعلام داشتند.
از ديگر سو، دانشجويان دانشگاه اسلامي «عليگر» در ايالت اوتار پرادش هند نيز عليه سياست ها و اقدامات آمريكا تظاهرات كردند. دانشجويان اين دانشگاه به حملات اخير آمريكا به شهر فلوجه عراق كه در آن تعدادي از جمله زنان و كودكان جان باختند، اعتراض و سياست آمريكا در عراق و فلسطين را به شدت محكوم كردند. آنها همچنين در يادداشتي به «مان موهان سينگ»، نخست وزير هند، از وي خواستند سياست آمريكا در عراق و فلسطين را محكوم كند. تظاهرات مشابهي نيز در جاكارتا، كراچي، داكا و قاهره برپا شد.

زيتون
Sunday 28 November 2004, 02:09AM
مطبوعات اسرایيل فاش ساختند: در حدود هزار سرباز اسرایيلي در حال حاضر به همراه ارتش آمريكا در عراق در حال جنگ هستند.
مطبوعات اسرایيل ضمن اعتراف به حضور 1000 سرباز اسرایيلي و 27 خاخام در تركيب ارتش آمريكا در عراق، همچنين اذعان كردند: تعدادي از سربازان اسرایيلي در حملات اخير فلوجه كشته شده‌‏اند.
به نوشته روزنامه هاآرتص، هم‌‏چنين به نقل از يكي از خاخام‌‏هاي ارشد يهودي در نيروهاي آمريكايي در عراق نوشت: نيروهاي مقاومت عراقي يك افسر و چند سرباز يهودي آمريكايي را در فلوجه كشته‌‏اند.
هم‌‏چنين خبرنگار روزنامه «هاآرتص» در نيويورك به نقل از «ارفينگ السوم»، خاخام يهودي، نوشت: شماري از سربازان يهودي در درگيري‌‏هاي كنوني فلوجه، كشته شده‌‏اند، از جمله آن‌‏ها مي‌‏توان سرهنگ «اندي اشترن» در بخش دفاعي ارتش آمريكا را كه در «آرلينگتون» در آمريكا دفن شده، نام برد.
اين خاخام يهودي هم‌‏چنين خاطرنشان ساخت: شمار سربازان يهودي در عراق بين 800 تا 1000 سرباز و افسر است و 27 خاخام نيز در بين نيروهاي ذخيره، دريايي و هوايي آمريكا در عراق مستقر هستند.

سینا 555
Tuesday 30 November 2004, 02:14AM
اردوغان: تركيه ديگر از آمريكا و اسرائيل اسلحه نخواهد خريد

نخست وزير تركيه تأكيد كرد كشورش براي تامين نيازهاي تسليحاتي خود نيازي به سلاح هاي آمريكايي يا اسرائيلي ندارد.
به گزارش خبرگزاري مهر، «رجب طيب اردوغان» گفت، تركيه از تحريم تسليحاتي تحميل شده از سوي آمريكا بر اين كشور كه به علت مخالفت پارلمان آنكارا با مشاركت در جنگ عراق، رنج بسياري متحمل شد، اما صنايع جنگي تركيه توانايي ساخت انواع سلاح را دارد و نيازي به وارد كردن اسلحه از خارج به خصوص آمريكا و رژيم صهيونيستي نيست.
گفتني است، حزب «عدالت و توسعه» (حاكم) اوايل سال جاري ميلادي اكثر قراردادهاي خود با دولت ها و شركت هاي خارجي به ويژه رژيم صهيونيستي در زمينه تجهيز و نوسازي ارتش خود را لغو كرد، در حالي كه اسرائيل خود را آماده كرده بود به تركيه تانك «ميركاوا»، موشك «آرو» و هلي كوپترهاي ساخت مشترك خود و روسيه بفروشد. روابط تركيه و اسرائيل در ماه هاي اخير به دفعات متشنج شده و علت آن نيز انتقادهاي شديد و پياپي «اردوغان» و «عبدالله گل»، وزير خارجه تركيه، از اسرائيل به خاطر حملات مداوم نظاميان صهيونيست به مردم فلسطين و متهم كردن تل آويو به تروريسم دولتي بوده است. منابع آمريكايي معتقدند، يكي از علل تيرگي روابط دو متحد قديمي، اطلاعاتي است كه آنكارا درباره فعاليت گسترده اسرائيل و سازمان جاسوسي آن در شمال عراق به دست آورده است. براساس اين اطلاعات، اسرائيل استراتژي تحريك اكراد به جدايي طلبي و كسب استقلال از حكومت مركزي بغداد و تلاش براي بي ثبات كردن كشورهاي همسايه عراق و جاسوسي در اين كشورها را دنبال مي كند. دخالت عوامل «موساد» در انفجارهاي اخير «اسلامبول» و «آنكارا» از ديگر علت هاي اين تنش عنوان شده است. تا بدانجا كه قرارداد فروش آب تركيه به اسرائيل تحت الشعاع قرار گرفت و مقامات اسرائيلي از اين نگران شدند كه مبادا قرارداد فروش سلاح به تركيه و نوسازي صنايع نظامي اين كشور توسط كارشناسان اسرائيلي نيز لغو شود.

سینا 555
Tuesday 30 November 2004, 06:57AM
اعتراض شديد حقوقدانان كانادايي به سفر بوش به اين كشور

تهران ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : وكلا و حقوقدانان ضد جنگ كانادايي در نامه اي فوري به نخست وزير كانادا نسبت به سفرناگهاني « جورج بوش » به اين كشور كه قرار است امروز انجام شود , بشدت اعتراض كردند.
به گزارش ديروز يك سايت اينترنتي , دراين نامه كه خطاب به « پل مارتين » نخست وزير كانادا نوشته شده است , بوش جنايتكارجنگي ناميده شده و به جنايتهاي وي درطول جنگ افغانستان و عراق و همچنين محكوميت بوش دردادگاه عالي بين المللي جنايات نورنبرگ اشاره شده است .
دراين نامه نوشته شده است كه تهاجم وسيع دولت بوش به عراق , مقابله با حقوق بين الملل و منشور سازمان ملل متحد و پيمان شكني هاي سيستماتيك متعدد و دامنه دار وي درزمينه مقابله با « كنوانسيون ژنو » , همچنين شكنجه زندانيان و اسراي جنگي ازجمله جنايات رئيس جمهوري آمريكا است .
وكلاي كانادايي درنامه خود باابراز نگراني ازسفر وديداربوش ازاين كشور , مي نويسند : « جناب نخست وزير , مطمئنا شماآگاهيد كه جهان , پرزيدنت بوش را براي بسياري از جنايات سنگين برضد بشريت و جنايات جنگي محكوم كرده است » .
اولين محكوميت وي از دادگاه عالي بين المللي جنايات « نورنبرگ » شروع شد .
رئيس جمهوري آمريكا دراين دادگاه براي نقض كنوانسيون درارتباط با حفظ جان اشخاص غيرنظامي در زمان جنگ , شكنجه و ساير رفتارها و يا مجازات هاي وحشيانه و غيرانساني و تحقيرآميز محكوم شد.
وي همچنين در 26 آبانماه سال جاري توسط « لويي آربور » كميسارياي عالي حقوق بشر و دادستان سابق جنايات جنگي , براي انجام تحقيقات درباره حملات , جنايات و تجاوزهاي انجام شده توسط نيروهاي آمريكايي درشهر فلوجه , فراخوان شده است .
براساس تحقيقات انجام شده توسط موسسات معتبر جهاني , تخمين زده شده است كه نيروهاي آمريكايي در عراق , 100 هزار زن و كودك را كشته اند.
اين نامه مي افزايد , بوش مسئول تمام آن فراميني كه تحت عنوان « فرمانده كل نيروهاي آمريكايي » براي انجام جناياتي كه خود از ارتكاب آنها آگاهي داشته , است .
اين وكلا مي نويسند : « براساس نص صريح قانون و تعهدات بين المللي ما و همچنين مصوبه قانوني محكوميت » جنايات برضد بشريت و جنايات جنگي كه چهارسال پيش تحت حكومت ليبرال ها(حزب دولت حاكم كنوني ) پيشنهاد شد و از تصويب گذشت , براساس دستورالعمل جنائي « كانادا كه دستورالعملي برضد شكنجه است , مقامات آمريكايي تحت تعقيب قضائي ما هستند » .
در اين نامه تاكيد شده است : به وسيله اين قوانين , كانادايي ها و غيركانادايي هاي مرتكب جنايت , همگي يكسان و به تساوي مشمول پيگرد قانوني در كانادا مي شوند و در برابر قوانين ما تفاوتي نمي كند كه جنايتكاران در كدام نقطه از جهان , جنايت خود را مرتكب شده باشند.
دعوت شمااز جورج بوش تحت اين شرايط , بي اعتنايي و بي حرمتي آشكار به قوانين كانادا و همچنين به قوانين بين المللي و سخت ترين اهانت ها به صدها هزار نفر از قربانيان جنايات جهاني بوش است .
ما معتقديم كه دعوت از بوش , انحراف از اصول ثابت ما در خودداري و عدم حمايت از جنايات جنگي است كه توسط دولت بوش صورت مي گيرد.
كانون وكلا ادامه مي دهند : پس گرفتن اين دعوت , شما و كشور كانادا را از اتهام همكاري در زمينه شديدترين و سخت ترين جنايات بين المللي محفوظ مي دارد.
اين نامه به امضاي « مايكل مندل » و « گيل ديويدسون » و همچنين كميته كانادايي « وكلا و حقوقدانان برضد جنگ » و ساير كميته هاي مشابه در 13 كشور جهان رسيده است .
رونوشت اين نامه نيز به « بيل گراهام » وزير دفاع و « ايروين كاتلر » وزير دادگستري كانادا ارائه شده است .
به گزارش اين پايگاه اينترنتي , اين نامه از اين جهت حائز اهميت است كه رئيس جمهوري آمريكا قرار بود در سال گذشته به كانادا سفر كند , اما به دليل مخالفت هاي گسترده مردم اين كشور سفر وي لغو شد.

زيتون
Thursday 2 December 2004, 11:34PM
دفتر كميته آمريكايي امور عمومي اسرائيل، معروف به «آيپاك» كه 65 هزار عضو در سراسر آمريكا دارد و تأثيرگذارترين لابي اسرائيل در اين كشور است، ‌از سوي توسط مأموران «اف.بي.آي» مورد بازجويي قرار گرفت و چهار نفر از مديران اين مؤسسه به همراه سه عضو كادر مركزي آن به دادگاه احضار شدند.
به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، پس از آنكه گزارشهاي سالهاي 2001 و 2002 سازمان «اف.بي.آي» و سازمان جاسوسي آمريكا (سيا) در مورد تروريسم و شناخت دقيق آن توسط سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا، با سؤال و واكنش شديد كنگره و افكار عمومي آمريكا روبرو شد، نظريه‌هايي كه از سوي دو سازمان مذكور براي شوراي امنيت ملي آمريكا فرستاده مي‌شد و همچنين آدرسهاي نادرست در مورد ريشه تروريسم و عوامل آن و همچنين نحوه مبارزه با آن طي دهه 90، مورد ارزيابي دقيق كارشناسان آمريكايي قرار گرفت و مشخص شد كه عوامل صهيونيستي كه در سازمان «سيا» و «اف.بي.آي» اشتغال داشته و عمده برنامه‌هاي آمريكا در خاورميانه را پيگيري و گزارشها را به مقامات اجرايي منعكس مي‌كردند، خطر دولت ايران را بيش از گروه‌هاي تروريستي براي مقامات آمريكايي ارزيابي كرده بودند. همچنين بسياري از گزارشهاي مربوط به تحقيقات كنگره و تيم بررسي‌كننده حوادث يازده سپتامبر، نشان‌دهنده آن بود كه جهت‌گيري اطلاعاتي و ضدامنيتي آمريكا، به ويژه در خاورميانه، معطوف به ايران و گروه‌هاي حامي آن بوده است، در حالي كه گروه‌هاي ديگر اين عملياتهاي تروريستي را هدايت مي‌كردند و آمريكا عملا در مورد اين گروه‌ها به دليل گزارشهاي كارشناسي جهت‌دار، خلع سلاح شده بود. همچنين تنزل رتبه عده بسياري از يهوديان در دو سازمان «اف.بي.آي» و «سيا»، خود نشانگر اين روشنگري از سوي آمريكايي‌ها بوده است.
روز چهارشنبه، اداره آگاهي فدرال آمريکا (اف.بي.آي)، به طور ناگهاني و با حکم دادگاه، از اسناد موجود در دفاتر «استيو روزن»، مدير تحقيقات و «کيث وايزمن»، معاون مدير سياست خارجي مؤسسه AIPAC، نسخه‌برداري کرد و براي چهار مدير ديگر اين مؤسسه، قرار تحقيق صادر شد. پس از رسوايي «لري فرانكلين»، تحليلگر امور خاورميانه در دفتر «داگلاس فيث»، معاون سياستگذاري وزارت دفاع آمريكا و پل ولفوويتز، رئيس آن، اين موضوع كه فرانكلين، اسناد مربوط به سياست آمريكا در مقابل ايران را به اسرائيل مي‌داده تا دولت اسرائيل بتواند با آشنايي با سياستهاي جاري آمريكا نسبت به ايران، واكنش مطلوب را براي همراهي با اين سياستها در پيش گيرد، اثبات شد و اعترافات نامبرده مبني بر اينكه اين اسناد در اختيار آيپاك هم قرار مي‌گيرد و آنها با تجزيه‌ و تحليل اين سياستها، اقدامات لازم را براي تقويت لابي خود به عمل مي‌آورند، باعث شد تا «اف.بي.آي» به سرنخهاي مهم ديگري در اين ارتباط دست يابد. اتهامات مطرح شده عمدتا در سه سال گذشته، متوجه اين دفتر بوده و اين براي دومين بار، طي چهار ماه گذشته است كه آمريكايي‌ها به اين دفتر حمله و از اسناد آن نسخه‌برداري مي‌كنند.
دولت اسرائيل از همان مردادماه گذشته که اين موضوع آشکار شد، هر گونه مداخله خود در اين باره را رد و اعلام کرد، از سال 1985 که رسوايي جاسوسي براي اسرائيل در آمريکا مطرح و «جاناتان پولارد» به اين اتهام محاکمه شد و به زندان افتاد، تصميم گرفته است، ديگر هرگز در آمريکا جاسوسي نکند؛ جاناتان پولارد، جاسوس نيروي دريايي آمريكا بود كه هزاران مدرك را طي هجده ماه به اسرائيل انتقال داده است. وي در سال 1987، پس از دو سال محاكمه، به حبس ابد محكوم شد.
اين پرونده با توجه به فاجعه يازده سپتامبر و اهميت انحراف مبارزه با عوامل اصلي تروريسم كه عمدتا توسط كارشناسان اسرائيلي و لابي آنها در مورد عوامل تروريستي مسير نامطلوبي پيدا كرده به يك رسوايي سياسي بزرگ ديگر براي اين كشور در نزد افكار عمومي آمريكا تبديل شد.

سینا 555
Saturday 4 December 2004, 06:28AM
رم ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : به دنبال افشاي « هواپيماهاي شكنجه » كه سازمان جاسوسي آمريكا(سيا) مسلمانان مخالف خود را ربوده و در مسيرهاي پرواز , آنان را تحت شديدترين شكنجه قرار مي دهد , يك روزنامه پرشمارگان ايتاليايي نيز ديروز از ربودن تعدادي از مسلمانان ايتاليا و انتقال آنان به ديگر كشورها خبرداد.
« كوريره دلاسرا » نوشت : سازمان سيا سال ها است كه مسلمانان مقيم كشورهاي اروپايي از جمله ايتاليا را كه متهم به فعاليتهاي افراطي و تروريستي هستند , ربوده و توسط هواپيماي ويژه خود به نقاط نامعلومي انتقال مي دهد.
در اين گزارش عنوان شده : « اين افراد از اروپا و ايتاليا ربوده شده و به كشورهاي ثالثي منتقل مي شوند و تحت شديدترين شكنجه ها قرار مي گيرند تا اطلاعات مورد نياز سيا را در اختيار آنان بگذارند » .
سازمان سيا اعتراف كرده است كه دست به اين نمونه كارها زده است و چنين عملياتي ادامه مي يابد.
اخيرا و اواسط سال 1382 يك شهروند مصري با نام « ابوعمر » در شمال ايتاليا ربوده شد.
او متهم به سربازگيري براي اردوگاههاي آموزش هاي چريكي مسلمانان بود. ابوعمر اخيرا از مصر با همسرش در ايتاليا تماس گرفته و اعلام كردكه ربوده شده و به مصر منتقل شده است .
يك منبع مصري فاش كرد كه اين مصري توسط ماموران امنيتي ايتاليا و آمريكا ربوده و به يك پايگاه نظامي آمريكا در ايتاليا منتقل و از آنجا توسط هواپيما به قاهره فرستاده شده است .
ماموران امنيتي مصر ابوعمر را براي كسب اطلاعات مورد نظر خود شكنجه كرده اند. تمام اين اتفاقات درحالي روي داده كه دادستان شهر ميلان , يكسال است كه به دنبال شكايت همسر ابوعمر , درباره مفقود شدن اين تبعه مصر تحقيق مي كند.
كوريره دلاسرا در ادامه نوشته است كه دو نماينده جناح اقليت مجلس در همين خصوص از وزير ارتباط با پارلمان خواستند تا توضيحات لازم را ارائه دهد.
« جواناردي » وزير ارتباط با پارلمان در پاسخ اعلام كرده است كه دولت ايتاليا و سازمان هاي امنيتي , هيچگونه اطلاعي از ربودن افراد مظنون به ارتباط با تروريست ها در ايتاليا و انتقال آنان به ديگر كشورها ندارد.
پرشمارگان ترين روزنامه ايتاليا در ادامه افزوده آمريكا به جز زندان گونتانامو , زندان هاي مخفي ديگري نيز در ديگر نقاط جهان براي نگهداري زندانيان مظنون به ارتباط با شبكه القاعده ايجاد كرده است .
اين روزنامه همچنين در گزارش يك صفحه اي خود به چندين مورد ديگر از ربودن مسلمانان در كشورهاي ديگر جهان اشاره دارد.

سینا 555
Sunday 5 December 2004, 08:17AM
چاوز، اشغال عراق را عين تروريسم دانست

رئيس جمهور ونزوئلا حمله آمريكا به عراق به بهانه مبارزه با تروريسم را «عين تروريسم» خواند.
«هوگو چاوز» كه با شبكه الجزيره قطر گفت و گو مي كرد، در حمله اي شديداللحن به آمريكا گفت:«ما هميشه عملكرد و رويه آمريكا در مبارزه با تروريسم را رد كرده ايم، زيرا كه اين روش خود، تروريسم بسيار بزرگتري است.» وي افزود، بمب هايي كه براي كشتن كودكان، زنان و مردان بي گناه به كار مي رود يك تروريسم واقعي و بسيار وحشتناك است و تأكيد كرد:«بدون هيچگونه شكي مي گويم حمله به عراق مبارزه با تروريسم نيست بلكه عين تروريسم است.» رئيس جمهور ونزوئلا همچنين تصريح كرد، «سلطه جويي آمريكا بايد از بين برود. ملت ها حق زيستن دارند، چه كسي گفته است آمريكا حق تهاجم به ملت هاي ديگر را دارد؟ چه كسي گفته است آمريكا حق سرنگوني حكومت ها را دارد؟ چه كسي گفته است آمريكا حق دستگيري و زنداني كردن يك رئيس جمهور را دارد؟» وي افزود: ما بايد حق تعيين سرنوشت ملت ها را به رسميت بشناسيم.»

سینا 555
Sunday 5 December 2004, 08:19AM
آلبرايت: آمريكا ديگر براي كشورها الگوي دموكراتيك نيست

وزير خارجه سابق آمريكا اعتراف كرد كه آمريكا ديگر الگوي دموكراتيك براي ديگر كشورها نيست.
به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي، «مادلين آلبرايت» وزير خارجه سابق آمريكا طي سخناني در همايش«روزهاي اتحاديه اروپا و آمريكا» كه در جمهوري چك (زادگاه وي) برگزار شد با بيان اينكه آمريكا ديگر مدل آرماني جامعه دموكراتيك كه ديگر كشورها از آن الگو بگيرند نيست، اظهار داشت: آمريكا در برابر بحران هاي بين المللي تحمل لازم را ندارد و اعمال خشونت از سوي دولتمردان اين كشور، فاصله آمريكا را با ساير كشورها افزايش داده است.وي با انتقاد از سياست خارجي دولت «بوش» گفت: او در حل و فصل مناقشه هاي بين المللي داراي تحمل اندكي است و فقط بلد است زور بگويد.
«آلبرايت» گفت: زورگويي دولت «بوش» علاوه بر عراق، در مورد ساير مسائل جهاني، كنترل تسليحات و مجازات اعدام نيز قابل مشاهده است.

سینا 555
Sunday 5 December 2004, 08:43AM
روزنامه ايتاليايي از دستگيري و شكنجه مسلمانان توسط «سيا» پرده برداشت

يك روزنامه ايتاليايي از دستگيري مسلمانان مقيم اروپا و شكنجه آنها توسط «سيا» پرده برداشت.
به دنبال افشاي رسوايي «هواپيماهاي شكنجه» سازمان جاسوسي آمريكا (سيا) كه در آنها مخالفان مسلمان ربوده شده تحت شديدترين شكنجه ها قرار مي گيرند، يك روزنامه پرتيراژ ايتاليايي نيز از ربوده شدن مسلمانان دراين كشور و انتقال آنها به ديگر كشورها خبرداد.
به نوشته «كوريره دلاسرا»، سازمان «سيا» سال ها است كه مسلمانان مقيم كشورهاي اروپايي از جمله ايتاليا را كه از نظر آمريكايي ها به فعاليت هاي افراطي و تروريستي متهم هستند، ربوده و توسط هواپيماي ويژه خود به نقاط نامعلومي انتقال مي دهد.
دراين گزارش عنوان شده است: «اين افراد از اروپا و ايتاليا ربوده شده و به كشورهاي ثالثي منتقل مي شوند و تحت شديدترين شكنجه ها قرار مي گيرند تا اطلاعات موردنياز «سيا» را در اختيار آنان بگذارند. اين درحالي است كه، سازمان سيا خود اعتراف كرده است دست به اين نمونه كارها زده و چنين عملياتي ادامه مي يابد. «جواناردي» وزير ارتباط با پارلمان ايتاليا اعلام كرده است دولت ايتاليا و سازمان هاي امنيتي، هيچگونه اطلاعي از ربودن افراد مظنون به ارتباط با تروريست ها در ايتاليا و انتقال آنان به ديگر كشورها ندارند. روزنامه ايتاليايي در ادامه افزوده است: «آمريكا به جز زندان گوانتانامو، زندان هاي مخفي ديگري نيز در ديگر نقاط جهان براي نگهداري زندانيان مظنون به ارتباط با شبكه القاعده ايجاد كرده است.»

سینا 555
Friday 10 December 2004, 05:38AM
يك مسئول بركنار شده سيا فاش كرد:
اقدام تلافي جويانه سيا به دليل خودداري از تحريف گزارشها درباره سلاحهاي كشتار جمعي



خبرگزاري فارس: روزنامه واشنگتن پست در شماره امروز خود نوشت:«يك مسئول بركنار شده سازمان اطلاعات مركزي آمريكا(سيا) دادخواستي بر ضد اين سازمان به دادگاه ارائه كرده كه از اقدام تلافي جويانه اين سازمان عليه وي به علت آنكه از تحريف گزارشها درباره سلاحهاي كشتار جمعي خودداري كرده است، حكايت دارد.»

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، روزنامه واشنگتن پست با اعلام اين مطلب افزود:« دادخواست رسمي اين مسئول بلند پايه سيا كه ماه اوت گذشته به علل نامشخصي بركنار شد نخستين موضع آشكار و رسمي يك مسئول سيا است كه اين سازمان را به اعمال فشار براي تهيه اطلاعات جعلي به منظور حمايت از ادعاي دولت آمريكا درباره سلاح‌هاي كشتار جمعي عراق متهم مي‌كند.»
اين روزنامه به نقل از "آنيا گيلشر" سخنگوي سيا نوشت:«نمي‌تواند درباره اين دادخواست اظهار نظر كند اما اين مطلب كه روساي سيا به كارمندانشان دستور داده‌اند گزارش هاي خود را به زور تحريف كنند كاملا غلط است.»
واشنگتن پست در ادامه مطلب خود نوشت:« وكيل مدافع اين مسئول بركنار شده سيا با توجه به جدي بودن ادعاهاي مطرح شده در اين پرونده از قبيل منحرف كردن عمدي توجه رئيس جمهوري آمريكا درباره اطلاعات مربوط به سلاح هاي كشتار جمعي، نامه‌اي به "پورتوگاس" رئيس سيا نوشته و از وي تقاضاي ملاقات كرده است.»
روزنامه واشنگتن پست افزود:« در اين سند همانند ديگر اسناد مربوط به عراق هويت اين افسر را كه اهل خاورميانه است و 23 سال براي سازمان سيا كرده فاش نشده است.»

سینا 555
Tuesday 14 December 2004, 03:23AM
اعتراض عفو بين الملل عليه سلاح مرگبار آمريكايي

استفاده از سلاح هاي فلج كننده توسط آمريكا با انتقادهاي فزاينده اي روبرو شده است.
ويليام شولتز رئيس شعبه آمريكايي سازمان عفو بين الملل خواستار تحقيقاتي منظم و مستقل در مورد سلاح موسوم به «تيزر» است كه اخيرا توسط سربازان آمريكايي براي شكنجه
زندانيان در عراق استفاده شده، مي گويد اين سازمان تا به حال بيش از 70 مورد مرگ بر اثر استفاده از «تيزر»ها را ثبت كرده و نگراني اش هم به خاطر افزايش قابل توجه موارد استفاده از اين سلاح در آمريكا و تعداد افسران پليسي است كه قرار است به آن دست پيدا كنند. اما، «تام اسميت»، رئيس و بنيانگذار شركت «تيزر اينترنشنال» كه به همراه برادرش «ريك» اين شركت را در سال 1991 به راه انداخته، ادعا مي كند كه سلاحش مطمئن ترين سلاح ها در زمينه «استفاده از زور» است... و اضافه مي كند اين سلاح كه مي تواند فردي را از فاصله حدود هفت متري با يك دشارژ 50هزار ولتي «كله پا»كند، تعداد مجروحان را در بين افسران پليس 80درصد و در بين افراد مظنون 60درصد كاهش مي دهد! با اين حال، حوادث ماه هاي اخير سر و صداي خيلي ها را در آمريكا درآورده و رسانه هاي اين كشور را هم به واكنش واداشته است. به عنوان مثال، در «ميامي» پليس از اين سلاح عليه يك دختر بچه 12 ساله و يك پسر بچه 6ساله استفاده كرده، در حالي كه سربازان زبده آمريكايي آن را براي شكنجه برخي از زندانيان عراقي به كار گرفته اند! در واقع، در آمريكا پليس 6 سال پيش اجازه يافته است از اولين «تيزر»هايش استفاده كند و در حال حاضر به طور گسترده اين اسلحه در اختيار پليس قرار گرفته است. امروز، قيمت سهام «تيزر» بيش از 27 دلار است و از اول ژانويه گذشته چهار برابر شده، در حالي كه رقم فروش آن در سال گذشت ميلادي 5/24 ميليون دلار يعني هفت برابر بيشتر از سال 2001 كه وارد بورس آمريكا شد، بوده است! علاوه بر اين، «تيزر»ها امسال به حدود 400كشور و از جمله به اروپا صادر شده است. به عنوان مثال، «لندن» بتازگي به پليس-هايش اجازه داده از آن استفاده كنند، در حالي كه در ديگر كشورها، مثل فرانسه، قرار است در مورد استفاده از اين سلاح تا پايان دسامبر جاري تصميم گيري شود. بازار «شخصي»ها هم كه داغ داغ است، چرا كه طي ده سال گذشته شهروندان آمريكايي بيش از 100هزار «تيزر» خريداري كرده اند! بهرحال، «تيزر»ها كه در اوايل دهه 90 ساخته شده و باعث مي شوند افرادي كه هدف گرفته شده اند استفاده از ماهيچه هايشان را براي چند ثانيه از دست بدهند. دارندگان «تيزر» براي دشارژ الكتريكشان از ازت متراكم استفاده مي كنند كه اجازه مي دهد دو نخ سيمي كه چيزي شبيه پيكان به سرشان نصب است، با سرعتي برابر با 48متر در ثانيه هدفي را در فاصله هفت متري فلج كنند! اين پيكان ها به بدن يا لباس فرد فرو مي روند و به مدت 5 ثانيه 50 هزار ولت برق را دشارژ مي كنند... به طوري كه فرد قرباني كنترل عصبي و ماهيچه اي خود را از دست مي دهد و ديگر قادر به هماهنگ ساختن اعضاي بدن خود نيست. در گزارش سازمان عفو بين الملل به موارد بسياري اشاره شده كه در آنها بيش از 5 ثانيه دشارژ مشاهده شده است. و هر بار اين سؤال مطرح مي شود: «آيا لازم است فردي را در معرض چنين درد وحشتناكي قرار دهيم؟ و آيا اين كار يك عمل غيرانساني و شكنجه محسوب نمي شود؟» در اين گزارش همچنين مي خوانيم: «ما مسئله استفاده از تيزر در عراق و افغانستان را مطرح كرده ايم و مي دانيم كه در اين كشورها زندانيان شكنجه شده اند، بنابراين به نام قانون آمريكايي آزادي اطلاعات از دولت بوش خواسته ايم به ما حقيقت را بگويد و جواب دهد آيا در اين شكنجه ها از تيرزها استفاده شده است يا خير!»

زيتون
Friday 17 December 2004, 12:13AM
كابينه اسراييل كه امروز به رياست آريل شارون تشكيل جلسه داده بود، به قتل رساندن اسراي فلسطيني پس از بازداشت آن ها را تاييد كرد.
به گزارش سرويس بين الملل شريف نيوز، آريل شارون در نطق خود در جلسه كابينه اسراييل تاكيد كرد كه ارتش اسراييل از اخلاق و منش والايي برخوردار است و با اخلاق ترين ارتش جهان به شمار مي رود.
شائول موفاز، وزير جنگ رژيم صهيونيستي نيز با دفاع از اعمال سربازانش در قبال اسيران فلسطيني، آن ها را با اخلاق ترين سربازان جهان ناميد.
بنيامين نتانياهو، وزير دارايي اين رژيم نيز خواستار حمايت واقعي از ارتش اسراييل به جاي متهم كردن آن به اعمال غير اخلاقي شد.
برگزيده شدن شدن ارتش اسراييل به عنوان با اخلاق ترين ارتش جهان از سوي كابينه اين رژيم در حالي صورت مي گيرد كه نه تنها سازمان هاي مدافع حقوق بشر بلكه بسياري در داخل اسراييل نيز ارتش اسراييل را به ارتكاب جرائم مختلف عليه اسيران فلسطيني در هنگام بازداشت آن ها متهم مي كنند.

سینا 555
Saturday 18 December 2004, 08:46PM
گزارش سري اتحاديه اروپا از فروش اعضاي بدن عراقي ها در بازار آمريكا

روزنامه «الوطن» از گزارش هاي سري اروپا درباره فروش اعضاي بدن عراقي ها در بازارهاي آمريكا پرده برداشت.
به گزارش واحد مركزي خبر به نقل از شبكه تلويزيوني العربيه، روزنامه «الوطن»، چاپ عربستان نوشت: گزارش هاي اطلاعاتي و سري اروپا درباره تجارت سودآور اعضاي بدن در بازارهاي آمريكا نشان مي دهد پزشكان آمريكايي برخي اعضاي بدن كشته شدگان و مجروحان را پيش از كشتن، از آنها جدا مي كنند تا به مراكز پزشكي در آمريكا بفروشند.
گزارش ها نشان مي دهد يك گروه سري از پزشكان آمريكايي نيروهاي اين كشور را در حمله به افراد مسلح عراقي همراهي مي كنند تا با سرعت برخي اعضاي بدن كشته شدگان را جدا كنند و آنها را پيش از انتقال به آمريكا براي فروش تحت محافظت قرار دهند.
همچنين برخي عناصر اطلاعاتي اروپا افرادي را با ماسك و دستكش هاي پلاستيكي مشاهده كرده اند كه پس از هر عمليات نظامي بر ضد افراد مسلح عراقي به سراغ اجساد مي رفتند و برخي اجساد را به خودروهاي ويژه منتقل مي كردند.

سینا 555
Wednesday 22 December 2004, 06:14AM
مقر جاسوس ها!

از هر ديپلمات مستقر در مقر سازمان ملل در «ژنو» يك نفر آموزش جاسوسي ديده است.
به گزارش واحد مركزي خبر از ژنو، «يورگ بوهلر» معاون سازمان امنيت داخلي سوئيس در مصاحبه اي با هفته نامه «نويه سورشر سايتونگ ام زونتاگ» مي گويد: سازمان امنيت داخلي سوئيس به طور مستمر اطلاعاتي را درباره فعاليت هاي جاسوسي در مقر سازمان ملل در ژنو دريافت مي كند، و اضافه مي كند، كشف دستگاه هاي فرستنده در مقر اروپايي سازمان ملل فقط بخش كوچكي از يك ماجراي بزرگ است. معاون سازمان امنيت داخلي سوئيس با اين حال مي گويد، سيستم مقابله با جاسوسي در سوئيس ابزار كافي براي مقابله با فعاليت هاي جاسوسي در مقر سازمان ملل در «ژنو» را ندارد.

/////////////////////

عجب سازمان مللي;)

زيتون
Tuesday 1 February 2005, 11:26PM
طرح ارتش آمريکا برای 'عشق‌باران' در ميدان جنگ


ارتش آمريکا طرحی را برای توليد "بمب همجنس‌گرايی" در دست بررسی داشته است. بر اساس اسناد، قرار بود اين بمب، سربازان دشمن را از لحاظ جنسی نسبت به همقطاران خود "مقاومت ناپذير" کند.

تسليحات ديگری که هرگز ساخته نشده‌اند، از جمله شامل سلاحی می‌شود که سربازان دشمن را با بوی بد دهانشان متمايز می‌کند تا به راحتی شناسايی شوند.

وزارت دفاع آمريکا، سلاح‌های شيميايی مختلفی را در دست بررسی داشت که مرگبار نبودند اما برای برهم ريختن نظم و روحيه ارتش دشمن به کار می آمدند.

اين طرح‌ها در سال 1994 برای يک پروژه شش ساله با هزينه هفت و نيم ميليون دلار تهيه شدند اما هرگز پيگيری نشدند.

آزمايشگاه رايت متعلق به نيروی هوايی آمريکا در شهر ديتون، واقع در ايالت اوهايو، از پنتاگون خواسته بود تا بودجه پژوهش درباره برخی مواد شيميايی را تامين کند که آنها را "ايذايی، آزارنده و برانگيزنده وجوه ناپسند در افراد" توصيف می‌کرد.

به تازگی، گروه موسوم به "پروژه سان‌شاين" که بر تحقيقات در زمينه سلاح‌های شيميايی و بيولوژيک نظارت می‌کند، توانست اين اسناد را با استناد به قانون آزادی دسترسی به اطلاعات، به دست بياورد.

"کی بود؟ کی بود؟ من نبودم"

در طراحی سلاحی که "بمب عشق" ناميده می‌شد، استفاده از يک ماده شيميايی شهوت‌زا مورد نظر بود که رفتارهای همجنس‌گرايانه را به طور گسترده‌ای در ميان سربازان بر می‌انگيزد تا به آنچه که نظاميان يک ضربه "ناگوار اما کاملا غيرمرگبار" به روحيه دشمن توصيف کردند بيانجامد.

همچنين گزارش شده است که دانشمندان، طراحی يک سلاح شيميايی موسوم به "نيشم بزن/ گازم بگير" را در نظر داشتند که انبوه زنبورهای خشمگين يا موش‌های عصبانی را به سوی نيروهای دشمن جذب می‌کرد.

ماده ديگری هم مورد توجه قرار داشت که پوست را به نحو تحمل‌ناپذيری در برابر تابش آفتاب حساس می‌کرد.

يکی ديگر از اين طرح‌ها، درباره توليد يک ماده شيميايی بود که بوی بد شديد و بادوامی را در دهان ايجاد کند تا سربازان دشمن، حتی هنگامی که می‌کوشند در ميان غيرنظاميان پنهان شوند، انگشت‌نما باشند.

در نسخه ديگری از اين طرح، پژوهشگران به توليد بمب "کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!" فکر می کردند که می‌توانست سربازان دشمن را به عارضه‌ای شبيه باد شکم دچار کند.

البته بر اساس اسناد دولتی، ابزاری مانند سلاح "کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!" از سال 1945 مورد توجه توليدکنندگان تسليحات بوده است.

با وجود اين، پژوهشگران به اين نتيجه رسيدند که پايه و اساس چنين سلاحی، نقطه ضعفی دارد که آن را بی‌فايده می‌کند زيرا "مردم بسياری از نقاط جهان، از آنجا که بوی مدفوع را به طور مداوم استنشاق می‌کنند، آن را قبيح نمی‌دانند."

سروان دن مک سوينی، از مديريت مشترک سلاح‌های غيرمرگبار در پنتاگون می‌گويد که وزارت دفاع به معنای واقعی کلمه، صدها ايده برای چنين پروژه‌هايی دريافت داشته است اما "هيچکدام از سيستم‌هايی که در طرح سال 1994 تشريح شده بودند، ساخته نشده‌اند."

او به بی بی سی گفت: "اين نکته مهمی است که تنها طرح‌هايی برای توليد يا تهيه مورد توجه قرار می گيرند که بر اساس بررسی‌های سختگيرانه درباره تاثيرات انسانی، مسائل حقوقی و تطابق با پيمان‌های بين‌المللی، مناسب شناخته شوند."

صبح
Thursday 3 February 2005, 04:31PM
نوشته شده بوسيله زيتون
طرح ارتش آمريکا برای 'عشق‌باران' در ميدان جنگ


ارتش آمريکا طرحی را برای توليد "بمب همجنس‌گرايی" در دست بررسی داشته است. بر اساس اسناد، قرار بود اين بمب، سربازان دشمن را از لحاظ جنسی نسبت به همقطاران خود "مقاومت ناپذير" کند.

تسليحات ديگری که هرگز ساخته نشده‌اند، از جمله شامل سلاحی می‌شود که سربازان دشمن را با بوی بد دهانشان متمايز می‌کند تا به راحتی شناسايی شوند.

وزارت دفاع آمريکا، سلاح‌های شيميايی مختلفی را در دست بررسی داشت که مرگبار نبودند اما برای برهم ريختن نظم و روحيه ارتش دشمن به کار می آمدند.

اين طرح‌ها در سال 1994 برای يک پروژه شش ساله با هزينه هفت و نيم ميليون دلار تهيه شدند اما هرگز پيگيری نشدند.

آزمايشگاه رايت متعلق به نيروی هوايی آمريکا در شهر ديتون، واقع در ايالت اوهايو، از پنتاگون خواسته بود تا بودجه پژوهش درباره برخی مواد شيميايی را تامين کند که آنها را "ايذايی، آزارنده و برانگيزنده وجوه ناپسند در افراد" توصيف می‌کرد.

به تازگی، گروه موسوم به "پروژه سان‌شاين" که بر تحقيقات در زمينه سلاح‌های شيميايی و بيولوژيک نظارت می‌کند، توانست اين اسناد را با استناد به قانون آزادی دسترسی به اطلاعات، به دست بياورد.

"کی بود؟ کی بود؟ من نبودم"

در طراحی سلاحی که "بمب عشق" ناميده می‌شد، استفاده از يک ماده شيميايی شهوت‌زا مورد نظر بود که رفتارهای همجنس‌گرايانه را به طور گسترده‌ای در ميان سربازان بر می‌انگيزد تا به آنچه که نظاميان يک ضربه "ناگوار اما کاملا غيرمرگبار" به روحيه دشمن توصيف کردند بيانجامد.

همچنين گزارش شده است که دانشمندان، طراحی يک سلاح شيميايی موسوم به "نيشم بزن/ گازم بگير" را در نظر داشتند که انبوه زنبورهای خشمگين يا موش‌های عصبانی را به سوی نيروهای دشمن جذب می‌کرد.

ماده ديگری هم مورد توجه قرار داشت که پوست را به نحو تحمل‌ناپذيری در برابر تابش آفتاب حساس می‌کرد.

يکی ديگر از اين طرح‌ها، درباره توليد يک ماده شيميايی بود که بوی بد شديد و بادوامی را در دهان ايجاد کند تا سربازان دشمن، حتی هنگامی که می‌کوشند در ميان غيرنظاميان پنهان شوند، انگشت‌نما باشند.

در نسخه ديگری از اين طرح، پژوهشگران به توليد بمب "کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!" فکر می کردند که می‌توانست سربازان دشمن را به عارضه‌ای شبيه باد شکم دچار کند.

البته بر اساس اسناد دولتی، ابزاری مانند سلاح "کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!" از سال 1945 مورد توجه توليدکنندگان تسليحات بوده است.

با وجود اين، پژوهشگران به اين نتيجه رسيدند که پايه و اساس چنين سلاحی، نقطه ضعفی دارد که آن را بی‌فايده می‌کند زيرا "مردم بسياری از نقاط جهان، از آنجا که بوی مدفوع را به طور مداوم استنشاق می‌کنند، آن را قبيح نمی‌دانند."

سروان دن مک سوينی، از مديريت مشترک سلاح‌های غيرمرگبار در پنتاگون می‌گويد که وزارت دفاع به معنای واقعی کلمه، صدها ايده برای چنين پروژه‌هايی دريافت داشته است اما "هيچکدام از سيستم‌هايی که در طرح سال 1994 تشريح شده بودند، ساخته نشده‌اند."

او به بی بی سی گفت: "اين نکته مهمی است که تنها طرح‌هايی برای توليد يا تهيه مورد توجه قرار می گيرند که بر اساس بررسی‌های سختگيرانه درباره تاثيرات انسانی، مسائل حقوقی و تطابق با پيمان‌های بين‌المللی، مناسب شناخته شوند."

سلام .
اين سلاح همانطور كه گفته شده است ، ساخته نشده است . و به نظرم پخش شدن اين خبر فقط يك حربه جنگ رواني است براي ترساندن مخالفان آمريكا يا مبارزين . اين خبر فارغ از دروغ و راست بودنش ، در خط همان اخبار شكنجه در ابوغريب و گوانتانامو يا تير خلاص زدن به مجروح در مسجد قرار دارد كه توسط رسانه هاي خبري دولت آمريكا و با نظارت مستقيم بخشهاي تبليغاتي سازمانهاي امنيتي آنان پخش مي شود .

اگر قرار باشد چنين سلاحي ساخته شود ، سفره آسماني ، يا وحي منزل نخواهد بود كه ديگران از ساختن آن عاجز باشند ... بلكه همانند بمب اتم ، مهم ترين شبهه در ساخت آن شدني بودنش است . كه تا بحال امكان پذير نبوده است .

در ايران هم از اين اخبار جسته و گريخته شنيده مي شود كه مثلا سپاه سلاحي ساخته كه فلان شق القمر را مي كند . اما ناشيگري تبليغاتچيهاي جمهوري اسلامي امكان توسعه تبليغاتي چنين خبري را ندارد ، در حاليكه اردوي تبليغاتي غرب در اين رجز خواني ها خبره است .

اما بهرحال در عمل بايد ديد كه جهادگران مسلمان ، چگونه در مقابل طاغوت مي ايستند ... و اگر تاب انتظار نيست ، مي توان به سوابقشان نگريست ;)

صبح
Saturday 12 February 2005, 07:16PM
اخراج سفير اسرائيل از استراليا به خاطر هوسبازي
۲۴ بهمن ۱۳۸۳

يك روزنامه استراليايي نوشت، دولت استراليا‌، سفير اسرائيل را به خاطر مظنون بودن به جاسوسي و مسائل جنسي، از اين كشور اخراج كرده است.
پايگاه اينترنتي «محيط» به نقل از روزنامه «دي استرالين» نوشت: دليل اصلي اخراج «امير لاطي» سفير اسرائيل در استراليا حدود يك ماه پيش، رابطه وي با يك كارمند زن در وزارت كشور استراليا بوده است.
اين روزنامه افزود: سازمان‌هاي امنيتي استراليا مظنون شده بودند كه «لاطي» يك جاسوس اسرائيلي است كه تحت پوشش ديپلماتيك در استراليا كار مي‌كند و قصد دارد كارمند ياد شده را براي جاسوسي جذب كند.
اين روزنامه از سوي ديگر نوشت: اين مسئله كه «لاطي» به دليل ارتباط با دو جاسوس «موساد» در «نيوزلند» اخراج شده، كاملا منتفي است.
اين روزنامه افزود: سفير اسرائيل در استراليا به رفتن به كاباره‌هاي شيك در محله «كنكستون» در پايتخت استراليا به ويژه اماكني از اين دست كه افراد سياسي به آن رفت و آمد بيشتر دارند، عادت داشته است.
«دي استرالين» افزود: «لاطي» در بازجويي انجام شده از وي از سوي وزارت خارجه اسرائيل نيز با انكار هرگونه رابطه با سازمان‌هاي جاسوسي و تاكيد بر اينكه او تنها براساس وظايف و مقرارات وزارت خارجه كار كرده، روابط خود با زنان را نيز رابطه‌اي معمولي توصيف كرده است.
اين روزنامه در پايان نوشت: «لاطي» با چندين زن در «كانبرا» پايتخت استراليا از جمله با يكي از كارمندان زن وزارت كشور استراليا رابطه داشته است كه اين رابطه از حد روابط ديپلماتيك فراتر رفته و به مسائل جنسي رسيده است.

سینا 555
Friday 25 February 2005, 05:53PM
شوراي ملي مقاومت(سازمان مجاهدين خلق) که زماني يک سازمان تروريستي بود و در آمريکا مخفيانه فعاليت مي کرد، امروز فعاليت هايش را علني کرده است. عليرضا جعفرزاده، نماينده سابق شوراي ملي مقاومت در آمريکا اکنون با شبکه خبري فاکس نيوز به عنوان کارشناس و تحليلگر مسائل خارجي قرارداد دارد و همکاري مي کند. مقام هاي سابق اطلاعاتي مي گويند: اين گروه با وزارت دفاع ارتباطاتي دارد، هرچند پنتاگون اين مساله را رد مي کند. در حالي که اين گروه از سوي وزارت خارجه آمريکا به عنوان يک سازمان تروريستي شناخته شده، اعضايي که زماني عضو اين گروه بودند، هنوز در تلاشند که محدوديت هاي فعاليت هاي اين گروه را ملغي سازند.
عليرضا جعفرزاده مي گويد: دولت آمريکا به اين دليل سازمان مجاهدين خلق را در فهرست گروه هاي تروريستي قرار داده تا عناصر ميانه رو در دولت ايران را خشنود سازد. وي اميد دارد دولت بوش تحريم ها و محدوديت هاي اعمال شده عليه مجاهدين خلق را برطرف سازد. ماه گذشته جرج بوش در سخناني کشور ايران را حامي اصلي تروريسم در جهان ناميد. اين هفته در اروپا نيز بوش علاوه بر اين که گفت: آماده شدن آمریکا براي حمله به ايران واقعا مضحک است، بلافاصله افزود: هيچ گزينه اي را از نظر دور ندارد. هرچند که هم پيمان شدن ايالات متحده با مجاهدين خلق بسیار بعید به نظر مي رسد.

سال 1997 زماني که وزارت امور خارجه آمريکا فهرست سازمان هاي تروريستي را تهيه کرد، نام سازمان مجاهدين خلق را در کنار القاعده در اين فهرست جاي داد و افراد آن را از هرگونه حمايت و تدارکات اين گروه منع کرد. در سال 1999 شاخه سياسي سازمان مجاهدين خلق که شوراي ملي مقاومت ناميده مي شود و همچنين تمامي شاخه هاي وابسته به آن را نيز مشمول همين طرح کرد. وزارت امور خارجه آمريکا مي گويد: سازمان مجاهدين خلق و زيرشاخه هاي آن توسط صدام حسين حمايت مالي مي شدند و همچنين در اشغال سفارت آمريکا در تهران در سال 1979 و قتل آمريکايي ها در دهه 1980 نقش داشتند.

با وجود اين شوراي ملي مقاومت و انشعاب هاي آن دهها ملاقات با اعضاي کنگره داشتند، مصاحبه هاي مطبوعاتي، راهپيمايي و سخنراني برگزار کردند. اما اين گروه چندان هم ناکام نبود، در سال 2002، 150 عضور کنگره آمريکا نامه اي به وزارت امور خارجه آمريکا نوشتند به اين منظور که نام اين سازمان از فهرست گروه هاي تروريستي حذف شود. سال 2003 براي مجاهدين سال دشواري بود. بعد از سقوط صدام حسين دولت آمريکا با اين چالش مواجه شد که با آن دسته از مجاهدين خلق که در اردوگاه هاي آموزشي در شرق عراق بازداشت بودند چه بايد کرد. اين افراد تا امروز در برزخ بلاتکليفي و اردوگاه به سر مي برند.

در ماه اوت سال 2003 وزارت امور خارجه و وزارت خزانه داري آمريکا دارايي هاي شوراي ملي مقاومت را مسدود کرد و دفترشان در واشنگتن که در نزديکي کاخ سفيد واقع بود را تعطيل کرد. يک مقام وزارت امور خارجه مي گويد: سياست آمريکا در قبال مجاهدين خلق و هوادارانش تغييري نکرده است. اين مقام که مايل نيست نامش فاش شود مي گويد: اين گروه همچنان تهديد به حساب مي آيد، زيرا در تاريخچه فعاليت هاي اين گروه حمله هاي تروريستي مشاهده مي شود. گزارش بازرسان تسليحاتي آمريکا در عراق نيز حاکي از آن است که در جريان تحريم عراق و برنامه نفت در برابر غذا اين گروه ميليون ها دلار به جيب زده است.

حال که چشم ها به ايران دوخته شده، برخي در اين فکر هستند که سازمان مجاهدين خلق در اين ميان چه نقشي مي تواند ايفا کند. يک افسر ارشد سابق اطلاعاتي مي گويد: برخي در پنتاگون سازمان مجاهدين خلق را به عنوان يک هم پيمان بالقوه در تلاش براي تغيير رژيم ايران فرض مي کنند، اما مقام هاي وزارت دفاع هرگونه ارتباط و تماس با سازمان مجاهدين خلق را انکار مي کنند. مايکل رابين که سابقا در پنتاگون در زمينه مسائل ايران کار کرده مي گويد: افرادي که در پنتاگون هستند مي دانند که اين گروه منفور است.

آقاي رابين مي گويد حتي اگر اين گروه تروريستي نباشد که به نظر من هست، هرگروهي که به اعضايش مي گويد با چه کسي ازدواج کنند و يا کي طلاق بگيرند، ايالات متحده نبايد با آنها طرف معامله شود، آنها به نوعي يک کیش شخصيت به وجود آورده اند. آقاي رابين يادآور مي شود با وجودي که مقام هاي شوراي ملي مقاومت وجود دو نيروگاه اتمي مخفي ايران را در سال 2002 آشکار کردند، سابقه اطلاعاتي آنها مخدوش است و غالب اطلاعاتي که مي دهند نادرست است.

------------------------------------

كار اينها مثل حمايت بي شائبه شان نسبت به القاعده و طالبان در دهه 80 ميلاديست كه بعدها گريبان خودشان را گرفت!

سینا 555
Wednesday 2 March 2005, 03:42AM
ارتش هاي تروريستي

م. سياه جامه
يكي از هشدارهاي حياتي كه جامعه بين الملل آن را فراموش كرده است و خطر آن بصورت بالقوه ملتهاي جهان را تهديد مي كند، تروريسم است.
تروريسمي كه قتل عام مي كند و بيرحمانه مردم را هدف قرار مي دهد و براي رسيدن به اهداف و مطامع خود از دست زدن به هر جنايتي ابايي ندارد و رويگردان نيست.
اقدامات تروريستي با هر انگيزه و هر هدف ولو مقدس، كه مردم بي دفاع و غيرنظامي را كشتار مي كند محكوم و مطرود است و هيچ جامعه اي پذيراي آن نيست و آن را تأئيد نمي كند.
اما براستي چه تعداد تشكل هاي تروريستي در جهان وجود دارد كه قادر هستند جامعه بين المللي را با خطر بالقوه خود تهديد كنند و مصداق عيني هشدارهاي فراموش شده باشند؟!
هر كشوري و هر جامعه اي دشمنان خود را تروريسم مي نامد كه شامل آدم هاي مسلحي هستند با اهداف و انگيزه هاي مشروع و يا نامشروع. اما هيچ انگيزه اي نمي تواند مجوز عمليات تروريستي و كشتار غيرنظاميان و افراد غيرمسلح و بي دفاع را در نبردي يكطرفه صادر كند. با اين حال اين نوع تروريسم به جهت آنكه ساز و كارهاي شناخته شده و روشني دارد و ملت ها قادر به موضع گيري در مقابل آن هستند عليرغم اقدامات مخرب، چندان تأثير سويي در روند تحولات بين المللي ندارد و نمي تواند در حكم خطر بالقوه حيات جامعه جهان را تهديد كند. چرا كه هر ملت و هر حكومتي براي مقابله با آن تمهيداتي را انديشيده است.
آنچه به عنوان خطر بالقوه تروريسم جهان را تهديد مي كند تروريسم نويني است كه فراتر از تروريسم دولتي در قالب ارتش هاي رهايي بخش و دموكراسي خواه در اختيار حكومت هاي سايه هستند.
اينگونه ارتش هاي تروريستي براساس روال گذشته و قديمي لژيون هاي اروپايي، با جذب مزدور از ملت ها و مليت هاي مختلف و تحت فرماندهي افراد و گروه هايي كه حكومت هاي سايه قدرت هاي بين المللي هستند، هولناك ترين تهاجم عليه ارزش هاي بشري را آغاز كرده اند و با ساز و كاري پيچيده در بسترهاي قانوني و شبه قانوني و با پوشش مقابله با تروريسم و صدور دموكراسي مهمترين تهديد را عليه جامعه بشري شكل داده اند. امروزه ايالات متحده آمريكا و برخي از هم پيمانان اروپايي اش نظير انگلستان به همراه رژيم غاصب اسرائيل در مناطق و حوزه هاي تحت اشغال خود در خاورميانه، به ويژه عراق از وجود چنين ارتش هاي تروريستي بهره برداري مي كنند و با بكارگيري جنايتكاران و قاتلان حرفه اي در قالب ارتش هاي ملي اين كشورها فجيع ترين جنايات انساني را مرتكب مي شوند.
براساس آخرين گزارش ها از عراق، عده زيادي از نيروهاي نظامي آمريكايي و انگليسي مستقر در عراق كه در قالب كادرهاي نظامي ارتش هاي آمريكا و انگليس در مناطق حساس جنگي حضور دارند مزدوراني هستند كه از مليت هاي گوناگون مي باشند و تحت فرماندهي ژنرال هاي غربي مأموريت هاي حساس و ويژه را به انجام مي رسانند.
از سوي ديگر، تعداد زيادي از مزدوران غربي و غيرغربي با حقوق و مزاياي بالا به استخدام شركت ها و مؤسسات تروريستي كه با اهداف خاص تشكيل شده اند درآمده اند. درا ين راستا، عده اي در عراق جهت انجام مأموريت هاي تروريستي و انفجار در اماكن عمومي و ردگيري و ترور انديشمندان و علما و چهره هاي سياسي عراقي در استخدام تعدادي از شركت هاي اسرائيلي درآمده اند. شركت هاي «كرول» «كنزلدريسكر» «آرمر سكيوريتي» از انگلستان نيز در قالب مؤسسات امنيتي عده زيادي از مزدوران چند مليتي و نيز كماندو هاي ويژه ارتش انگلستان را با حقوق و مزاياي بالا جهت انجام مأموريت هاي تروريستي به خدمت گرفته اند. درعين حال برخي بنيادها و مؤسسات و شركت هاي آمريكايي نيز در قالب تشكل هاي خيريه و امدادرسان با جذب مزدوران حرفه اي اهداف تروريستي را در مناطق اشغالي پيگيري مي كنند.
¤¤¤
ارتش هاي تروريستي كه تحت اراده افراد و دولت هاي سايه كشورهاي قدرتمند به اقدامات جنايتكارانه عليه بشريت مشغولند، بزرگترين خطري است كه جامعه امروز جهان را تهديد مي كند. تهديدي كه هشدار آن در تب و تاب تحولات بين المللي حول محور مبارزه با تروريسم محو گرديده است!

سینا 555
Friday 4 March 2005, 01:51AM
سياست ميليتاريزه كردن مدارس در فلسطين اشغالي

در حالي كه صهيونيست ها از تشكيلات خودگردان فلسطين مي خواهند مانع از آنچه اقدامات تحريك آميز در مدارس فلسطيني مي خوانند، شود، در قلب نظام آموزشي خود در حال ميليتاريزه كردن مدارس يهودي و نهادينه كردن اصول و مفاهيم تجاوزكارانه هستند.
بنابرگزارش هاي موجود، مدارس صهيونيستي شاهد روند نظامي گري از بيرون تا درون است و دانش آموزان براي خدمت به آرمان صهيونيسم و طرح هاي اشغالگرايانه آن به صورت سمبليك بسيج مي شوند، به گونه اي كه حتي برخي مواقع در راستاي مأموريت هاي خود در شهرك هاي صهيونيست نشين كرانه باختري، به حملات سازمان يافته عليه شهروندان فلسطيني دست مي زنند.
مقامات رژيم صهيونيستي به عمد مي كوشند تا از طريق آنها كودكان فلسطيني را زير فشار قرار داده و آنها را وادار به همكاري با سازمان اطلاعات رژيم و تشويق به خيانت به وطن و ملت خود كنند، به گونه اي كه تاكنون به دو سوم از كودكان فلسطيني پيشنهاد مزدوري براي اسرائيل شده است.
بنا به گزارش، جنبش صهيونيستي «نيوبروفايل» 63 درصد از كودكان فلسطيني تاكنون براي خبرچيني به نفع اسرائيل دعوت به همكاري شده اند. اين در حالي است كه همزمان كودكان يهودي ساكن در نوار غزه و كرانه باختري در فعاليت هاي تجاوزكارانه شركت دارند. از سوي ديگر، گفته مي شود سازمان شاباك از انواع شكنجه مستقيم و غيرمستقيم و همچنين استفاده از مزدوران با سابقه فلسطيني خود براي به خدمت گرفتن كودكان فلسطيني بهره مي برد كه اين امر مغاير با اعلاميه بين المللي حقوق كودك مي باشد كه توسط رژيم صهيونيستي امضا شده است. اما مساله اينجاست كه دستيابي به ادله كافي در اين زمينه و نوع فعاليت صهيونيست ها در مناطق فلسطيني نشين بسيار دشوار است.
در طرح صهيونيست ها كه با اطلاع و پشتيباني وزارت آموزش و پرورش صورت مي گيرد دانش آموزان زير 15 سال به دو صورت داوطلبانه و اجباري در تمرين هاي نظامي شركت مي كنند. در اين راستا كودكان نيازمند از طريق مدارس به پادگان ها اعزام شده و با لباس نظامي در كارهاي ساده به خدمت گرفته مي شوند اما از همه بدتر آنكه اين كودكان هيچگونه حقي براي مخالفت با اعزام به اردوهاي نظامي ندارند.
از ديگر نكات مهم در اين زمينه آن است كه كودكان صهيونيست براساس انديشه لزوم اخراج فلسطيني ها و در محيط خشن شهرك ها پرورش مي يابند.
بنابراين گزارش كودكان و نوجوانان يهودي بايد براي سربازان به ويژه در ايام تعطيلات هديه جمع آوري كرده و براي آنها ارسال نمايند. اين امر عمدتاً از سوي مدارس صورت مي گيرد اما در برخي موارد از سوي وزارت آموزش و پرورش و مقامات محلي نيز مورد تشويق قرار مي گيرد.
يكي از نكات مندرج در گزارش، برپايي جشن تشكيل رژيم صهيونيستي از سوي شوراي منطقه اي جولان و با حمايت اداره امنيت شورا و يك فرمانده نظامي بود كه با شركت 550 كودك حاضر در مهدكودك هاي بلندي هاي جولان در يك پادگان برگزار شد. در اين مراسم كودكان ضمن گردش در پادگان سربازان صهيونيست هدايايي از جمله جعبه هاي شيريني اعطا كردند كه بر روي آن پرچم رژيم صهيونيستي نقش بسته بود. نيوبروفايل مي افزايد: شيوه هاي آموزشي در اسرائيل نمايانگر نظامي گري در آموزش و پرورش در تمام مراحل از مهدكودك و آمادگي تا پايان دبيرستان است. در اين نظام آموزشي برنامه اي موسوم به «آمادگي براي ارتش دفاعي اسرائيل» وجود دارد كه هدف از آن آماده ساختن دانش آموزان براي خدمت در ارتش است. اين در حالي است كه ارتش صهيونيستي از سالها قبل با همكاري وزارت آموزش و پرورش و وزارت جنگ دو طرح «سرباز معلم» و «پيشاهنگان جوان» را به مرحله اجرا گذاشته است.
طرح سرباز معلم طرحي گسترده براي تبديل سربازان به معلم زبان عبري جهت آموزش دانش آموزان مهاجر و همچنين تبديل آنها به معلم زبان عربي است تا از آنها در راستاي اهداف ارتش استفاده شود كه پيوستن افراد آشنا به زبان عربي به سازمان اطلاعات خود گواهي بر اين مدعاست. اما طرح پيشاهنگان جوان با همكاري ارتش صهيونيستي با وزارت آموزش و پرورش و وزارت جنگ انجام مي شود و در آن پيشاهنگان جوان در زمينه اجراي طرح ها در مناطق محروم، آموزش جنگجويان جوان و يا به عنوان هماهنگ كننده برنامه آمادگي براي خدمت نظام در مدارس بكار گرفته مي شوند. سرباز معلم ها و پيشاهنگان جوان همواره يونيفورم نظامي به تن دارند و مطيع قوانين نظامي هستند و بايد در زمينه فعاليت هاي خود به مقامات نظامي و غيرنظامي گزارش دهند. از ديگر اهداف رژيم اشغالگر قدس از اينگونه طرح ها مي توان به تربيت نوجوانان 15 تا 18 ساله شهرك نشين براي حفاظت از امنيت شهرك ها و پيوستن آنها به سازمان هاي ذي ربط در اين زمينه اشاره نمود. اين افراد در قسمت هاي مختلف نظير حفاظت، اتاق عمليات و مركز پليس مشغول به كار شده و به صورت مسلح از شهرك ها حفاظت مي كنند.بهترين گواه براي اين ادعا آن است كه برخي از نوجوانان ياد شده داراي اسم مستعار هستند. البته شركت كودكان و نوجوانان در اينگونه برنامه ها اجباري نيست اما فشارهاي اجتماعي گسترده اي براي حفاظت از امنيت شهرك ها وجود دارد. در اين ميان برخي كودكان و نوجوانان يهودي نيز در همين راستا در عمليات عليه شهروندان فلسطيني شركت مي كنند. اين عده به گونه اي رشد مي كنند كه دشمني و كينه نسبت به فلسطيني ها در ضمير آنها نهادينه شده و به صورت امري عادي و روزمره درمي آيد.
¤ منبع : نداءالقدس

صبح
Sunday 10 April 2005, 10:40AM
اسراييل سه جوان فلسطيني را هنگام فوتبال کشت
۲۰ فروردين ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۲۳:۲۷

ارتش اسراييل سه نوجوان فلسطيني را هنگام بازي فوتبال کشت
به گزارش رادیوفردا سه نوجوان فلسطيني با آتش گلوله سربازان ارتش اسراييل در نوارغزه درشهررفح کشته شدند. پنج نوجوان فلسطيني روز شنبه مشغول بازي فوتبال بودند که توسط مسلسل يک خود روي زرهي اسراييل هدف قرار گرفتند و سه نفر از انان کشته شدند. سازمان جهاد اسلامي پس از اين حادثه اعلام کرد ديگرخود را به آتش بس بين اسرائيل و فلسطين پايبند نمي داند.

صبح
Tuesday 28 June 2005, 09:30PM
سه شنبه، 7 تير 1384 - 19:24

آمریكایی‌ها در گوانتانامو «قرآن» را به دستشویی می‌اندازند



یك تبعه روسی كه سال گذشته از زندان آمریكایی گوانتانامو آزاد شد، شهادت داد زندانبانان آمریكایی در راستای اهانت به كتاب مقدس مسلمانان، آن را به دستشویی می‌اندازند.
به گزارش خبرگزاری رویتر از مسكو، «آیرات واخیتوف» امروز در جمع خبرنگاران گفت:
«زندانبانان آمریكایی در گوانتانامو در طول روز برای تحریك روانی زندانیان گوانتانامو نه یك بار، بلكه به طور منظم قرآن را به این سو و آن سو یا دستشویی پرتاب می‌كنند.»
وی افزود:«در سال 2003 اكثر زندانیان گوانتانامو در اعتراض به این اقدام زندانبانان خود، دست به اعتصاب غذای گسترده زدند.»
اظهارات ویخاتوف شبیه گزارشی است كه در ماه می در نشریه آمریكایی نیوزویك منتشر شد و خشم بسیاری از مسلمانان جهان را برانگیخت.
نیوزویك نوشت: «بازجویان آمریكایی در راستای اعمال فشار روانی بر زندانیان به قرآن اهانت می كنند.»
آمریكا در حال حاضر 520 مظنونین تروریست را بدون تفهیم اتهام تحت بدترین شرایط روحی و فیزیكی در گوانتانامو در خلیج كوبا نگهداری می‌كند.
واخیتوف 28 ساله ضمن شكایت از دولت آمریكا گفت: «دوران زندان من با هیچ چیز قابل جبران نیست و من می‌خواهم كه آمریكا علنا اعلام كند، من بیگناه بودم .»
واخیتوف افزود: «من 18 ماه در سلولی تنگ در گوانتانامو زندانی بودم و هر هفته فقط دو بار اجازه داشتم برای 15 دقیقه در حیات زندان قدم بزنم و هفته‌ای دو بار نیز دوش بگیرم.»
وی گفت:«زندانبانان برای شكنجه فیزیكی اجازه نمی دادند مدت ها بخوابیم و هنگامی كه نماز می‌خواندیم، با پخش صدای گوشخراش موسیقی، ما را آزار می‌دادند.»
او افزود:«مقام های زندان خود نیز اعتراف می كردند كه من هیچ ارتباطی با القاعده ندارم اما همین كه یك نیروی اطلاعاتی روسی بودم نزد آنها كافی بود تا مرا تحت شدیدترین شكنجه ها قرار دهند.»
واختیوف گفت:«گروهی از اعضای جنبش اسلامی ازبكستان مرا در این كشور ربودند و به افغانستان منتقل كردند و در آنجا مرا به قیمت 5 هزار دلار به عنوان یك تروریست به نیروهای آمریكایی فروختند.»
واختیوف و شش تبعه روس دیگر سال گذشته از زندان آزاد و به روسیه بازگردانده شدند.

صبح
Tuesday 28 June 2005, 09:32PM
سه شنبه، 7 تير 1384 - 13:24




بلـر خـطاب به احمــدی‌‏نـژاد:
فکـر نکـن مراقبــت نیسـتیـــم!






http://sharifnews.ir/imgs/84/84047.blair.jpg






«تونی بلر»، نخست‌‏وزیر انگلیس، به «محمود احمدی‌‏نژاد»، رئیس‌‏جمهور جدید ایران، هشدار داد كه مراقب اقداماتش باشد!

به گزارش ایلنا، پایگاه اینترنتی خبری «ایلاف» نوشت: نخست‌‏وزیر انگلیس به احمدی‌‏نژاد هشدار داد كه جهان مراقب آنچه وی انجام می‌‏دهد، هست!
بلر خطاب به احمدی‌‏نژاد یادآور شد كه كشورش خواهان پایبندی به توافق‌‏نامه‌‏های بین‌‏المللی و تعهداتش در برابر جهان است.
بر پایه این گزارش، نخست‌‏وزیر انگلیس این مطالب را در پاسخ به سؤالی در جریان نشست ماهانه خود با خبرنگاران در دفترش بیان كرد.
وی با بیان این كه انگلیس از ایران انتظار دارد كه به تعهدات خود پایبند باشد، تأكید كرد: جامعه بین‌‏المللی با رئیس‌‏جمهور جدید ایران جدی خواهد بود!
بلر با بیان اینكه احمدی‌‏نژاد اشتباه بزرگی مرتكب خواهد شد اگر معتقد باشد كه ما در مسأله هسته‌‏ای نرمش خواهیم داشت، گفت: مردم از نزدیك آنچه را از سوی رئیس‌‏جمهور جدید روی خواهد داد، زیر نظر دارند!
نخست‌‏وزیر انگلیس افزود: ما نیازمند شریكی هستیم كه از اراده خوبی برخوردار باشد.

سینا 555
Monday 11 July 2005, 05:07AM
كمدي ابله ها

اعتراض هاي مردمي عليه سياست خارجي واشنگتن و لندن در آمريكا و انگليس و ساير كشورهاي اروپايي روز به روز گسترده تر مي شود. تظاهرات ضد جنگ سراسر اروپا و آمريكا را فراگرفته است و تظاهركنندگان، ديگر به حضور در خيابان ها و ميادين قانع نمي شوند و فرياد خشم و نفرت خويش را پاي ديوار كاخ سفيد، پنتاگون، پارلمان و ديگر ساختمان هاي دولتي به گوش بوش و بلر مي رسانند. درگيري پليس ضد شورش با مردم معترض، اوج مي گيرد و در هر تظاهرات صدها نفر به شدت مجروح مي شوند و ده ها ساختمان دولتي و مراكز تجاري خسارت جدي مي بينند.
هر روز كه مي گذرد، بيهودگي حمله آمريكا و انگليس به عراق و افغانستان براي جهانيان به ويژه مردم آمريكا و انگليس آشكارتر مي شود. خبر كشته شدگان آمريكا و انگليس در عراق و افغانستان با وجود سانسوري كه در رسانه هاي داخلي آمريكا و اروپا اعمال مي شود، در نهايت به گوش مردم مي رسد و خشم و نفرت آنان عليه سردمداران واشنگتن و لندن فزوني مي گيرد. طي 3ماه گذشته فقط در افغانستان در پي سانحه سقوط دو فروند هليكوپتر «شينوك» بيش از 40نظامي آمريكايي كشته شدند (6آوريل و 29ژوئن). در عراق نيز روزي نيست كه از كشته شدن تعدادي از نيروهاي اشغالگر، خبري مخابره نشود.
قيمت جهاني نفت به رغم حضور نيروهاي آمريكايي و انگليسي در بزرگترين منطقه نفتي جهان و تسلط آنان بر اغلب كشورهاي خاورميانه، همچنان سير صعودي دارد. نرخ رشد فقر و بيكاري در اروپا و آمريكا نسبت به سال هاي گذشته بالاتر رفته است. شكاف عميق بين سرمايه داران و طبقات ثروتمند با قشرهاي متوسط و كم درآمد، كاملا مشهود است و مردم اروپا و آمريكا به خود حق مي دهند كه از سردمداران جنگ طلب خويش سؤال كنند كه لشكركشي به عراق و افغانستان جز بدبختي چه دستاوردي براي آنان داشته است؟! شايد از رهگذر اشغال عراق و حمله به افغانستان جيب كارتل هاي نفتي و شركت هاي چند مليتي و قاچاقچيان بين المللي كه مورد حمايت دولتمردان آمريكا و انگليس قرار دارند، پر شده باشد، ولي اين لشكركشي نه تنها هيچ منفعت مادي براي قاطبه مردم اروپا و آمريكا نداشته، بلكه آنان را نزد جهانيان خوار و بي اعتبار كرده است.
اجلاس 3روزه سران هشت كشور صنعتي 15تيرماه آغاز به كار كرده و ظاهرا قرار است در اين اجلاس تصميمات مهمي به ويژه در مورد تسليحات اتمي و گازهاي گلخانه اي كه محيط زيست جهاني را به خطر انداخته است، اتخاذ شود. ولي تظاهرات مردمي كه از سراسر اروپا به «ادينبورگ» محل برگزاري اين اجلاس آمده اند، اصل اجلاس سران را تحت الشعاع قرار داده است. از يك هفته قبل از برگزاري اجلاس هزاران نفر از كشورهاي اروپايي، آمريكا و ديگر كشورهاي جهان، خود را به شهر محل برگزاري اجلاس رسانده اند تا خشم و نفرت خويش را عليه جنگ و سرمايه داري به گوش جهانيان برسانند. در روزهاي 11 و 15تير صدها هزار تظاهركننده با پليس ضد شورش انگليس و اسكاتلند درگير مي شوند. تظاهركنندگان با كندن موزائيك پياده روها و چوب و بطري به سمت پليس يورش مي برند و در جريان اين درگيري صدها نفر از نيروهاي پليس و مردم به شدت مجروح مي شوند. تظاهركنندگان خواستار توقف جنگ، مقابله با فقر و بي عدالتي در جهان و مهار سرمايه داري هستند.
در چنين فضا و شرايطي است كه بوش و بلر، ذهن عليل خود را به كار مي اندازند تا شايد صحنه ماجرا را به نفع خود تغيير دهند. افكار عمومي جهان متوجه انگليس و اجلاس سران گروه هشت است. بحث هاي داخل اجلاس، مسائل حاشيه اي آن و اعتراض هاي گسترده مردمي، توجه همه جهانيان را به اين نقطه معطوف ساخته است. علاوه بر آن، انتخاب جزيره انگليس به عنوان محل برگزاري بازي هاي المپيك 2012 و شور و شوقي كه در ميان مردم اين كشور پديد آمده، شرايط را براي خيمه شب بازي بوش و بلر فراهم كرده است تا با ايجاد يك بحران، از بحراني كه حيثيت و اعتبار آنان را به مخاطره انداخته است، رهايي يابند. بنابراين بايد كاري كرد تا فضايي امنيتي و رعب آور همانند روزهاي پس از حادثه 11سپتامبر ايجاد شود و به اروپايي ها و آمريكايي ها بار ديگر نسبت به خطر تروريسم هشدار داد!
بوش و بلر، حمله به عراق و اشغال اين كشور را «جنگ براي آزادي و جنگ عليه تروريسم» توصيف كرده بودند تا بدينوسيله افكار عمومي را با خود همراه نمايند كه البته هرگز چنين توفيقي نصيب آنان نگرديد و نه تنها مردم انگلستان و آمريكا بلكه تمامي جهانيان، از همان ابتدا به مخالفت با اين سياست برخاسته و حمله به يك كشور مستقل را فاقد مشروعيت خواندند. البته بعضي دولت ها و سران برخي كشورها كه دنباله رو سياست هاي استكبار جهاني بوده و احترامي براي آراي ملت ها قائل نيستند، از جنگ افروزي بوش و بلر حمايت كردند كه پس از گذشت بيش از دو سال از اشغال عراق، اين عده معدود نيز به واسطه فشار افكار عمومي و مخالفت هاي مردمي و قتل عام هزاران نفر از مردم بي گناه عراق دچار ترديد شده و برخي از آنان اعلام كردند كه نيروهاي خود را از عراق فرا مي خوانند.
وجود چنين فضا و شرايطي، بوش و بلر را بر آن داشت تا يك بار ديگر ماهيت واقعي خويش را رو كنند. ساعاتي پس از انفجارهاي زنجيره اي لندن، جك استراو وزير خارجه انگليس در مصاحبه با بي بي سي گفت كه «انفجارهاي لندن هماهنگي سران گروه هشت را افزايش داده است!» و اين دقيقا همان چيزي بود كه بوش و بلر به آن نياز داشتند. از طرفي مي بايست سران كشورهاي صنعتي را به ادامه حمايت از اشغال عراق ترغيب مي كردند و از طرف ديگر با ايجاد ناامني و جو رعب و وحشت، مردم را توجيه مي كردند كه تداوم اشغال عراق براي آنچه آنان مقابله با اقدامات تروريستي مي خوانند يك ضرورت است.
البته چنين اقدامات فريبكارانه اي، بعيد است كه آثار قابل دوامي داشته باشد، زيرا ذهن هوشمند و نگاه تيزبين بسياري از آزادانديشان جهان و ملت هاي بيدار، خيلي سريع با كنار هم قراردادن موضوعات گوناگون، به اصل ماجرا و از جمله دست هاي پشت پرده انفجارهاي زنجيره اي لندن پي مي برند و بي جهت نيست كه ساعاتي پس از اين انفجارها، تعدادي از تحليلگران برجسته سياسي جهان اعلام كردند كه «بمب گذاري هاي لندن بر مبناي نقشه و راهكار كشورهاي غربي و با هدف برانگيختن افكار عمومي جهان صورت گرفته است.»
پيش تر، هر زمان كه آمريكا و انگليس تحت فشار افكار عمومي در موضع ضعف قرار مي گرفتند و پاسخي در برابر پرسش ملت هاي خود براي ادامه اشغال عراق و قتل و خونريزي نداشتند، بلافاصله نوار ويديويي تهديدآميز يكي از رهبران «القاعده» و مشخصاً بن لادن كه فقط هم به دست شبكه الجزيره مي رسيد(!) به مدد آنان مي آمد كه در اين نوارها آمريكا و متحدان او به حملاتي شبيه حمله 11سپتامبر تهديد شده بودند، ولي ظاهرا اين نوارها ديگر اثر درماني خود را از دست داده اند و بوش و بلر به يك نمايش زنده و مهيج از نوع 11سپتامبر و حمله به برج هاي دوقلوي نيويورك، نياز داشتند تا با اتكاي به آن، فضاي شهرها را كاملا ناامن جلوه دهند و از قبال آن حادثه، مردم را به همراهي با سياست هاي جنگ طلبانه خود- البته در پوشش مقابله با تروريسم- ترغيب نمايند.
بنابراين چندان عجيب نخواهد بود كه در شرايطي كه هزاران دوربين امنيتي در جاي جاي شهر لندن و ديگر شهرها، كارگذاشته شده و ده ها هزار پليس در خيابان ها به منظور ايجاد حصار امنيتي براي اجلاس سران گروه هشت مستقر شده اند، باز هم تروريست ها فرصت مي يابند كه چنين انفجارهايي را تدارك ببينند!
به نظر نگارنده، بوش برخلاف اظهار اميدواري فيدل كاسترو كه گفته بود «اميدوارم بوش به آن اندازه كه چهره اش نشان مي دهد، احمق نباشد»، نشان داده كه در كنار بلر، يك زوج كمدي تمام عيار را تشكيل داده اند!
عليرضا ملكيان

صبح
Saturday 16 July 2005, 11:05PM
2005/07/16 توليد بمب‎ اتمي‎ جديد در امريكا
واشنگتن‎ ـ مسئول‎ اداره‎‎ ملي‎ امنيت‎ هسته اي‎ آمريكا از توليد كلاهك‎ هاي‎ اتمي‎ جديد ايـن‎ كشور در چند سال‎ آينده‎ خبر داد .

اين‎‎ مقام‎ ارشد امنيتي‎ امريكا گفـت‎ : ايـن بمب‎ هاي‎‎ اتمي‎ به‎‎ آزمايـش‎ هـستـه اي نيـاز ندارد.
مطبوعات‎ امريكا گزارش‎ دادند , كميته‎ كاري‎ ويژه‎‎‎‎ كاخ‎ سفيد به دولت‎ بوش‎ تـوصيـه كـرده است‎ , با توليد سلاح‎ هاي‎ اتمـي‎ جـديـد و پيشرفته‎ تر , آنها را جايگزين‎ سلاح‎ هاي‎ هسته‎اي‎ كنوني‎ كند.


_____________________________________________________________________


چقدر ليبرال دموكرات‌ها براي مردم اهميت قائلند ؟
شنبه، 25 تير 1384 - 01:32
بمب‌های اتمی آمریكا و مردم ایتالیا


بمب‌های اتمی آمریكا مستقر در خاك ایتالیا، خطر بزرگی برای مردم این كشور به شمار می روند.
به گزارش واحد مركزی خبر از رم، «لوییچی مالربا»، یكی از نمایندگان ایتالیا، با بیان این مطلب افزود: در ایتالیا و در برخی دیگر از كشورهای اروپایی صدها بمب اتمی آمریكا وجود دارند كه مردم آن كشورها از وجود آنها بی خبرند. «مالربا» گفت: ایتالیا و در مجموع كشورهای اروپایی عملا به خط مقدم و سنگر آمریكا و ناتو در جهان مبدل شده اند.
وی از آنتونیو مارتینو، وزیر دفاع ایتالیا، خواست با حضور در پارلمان این كشور درباره وجود 100 بمب هسته ای آمریكا در پایگاه های این كشور در ایتالیا توضیح دهد. همچنین «مالربا» از انعقاد توافقنامه نظامی اخیر رم- تل‌آویو به شدت انتقاد كرد.

سینا 555
Saturday 23 July 2005, 06:33AM
به گزارش خبرنگار فارس از عراق، به گفته اين منابع اين فهرست هنگام بازرسي منزل سه نفر از افسران بلندپايه وزارت كشور عراق بدست مأمورين امنيتي اين وزارتخانه افتاد.
در اين فهرست اسامي مقامات سياسي، فرهنگي، ديني، اقتصادي و نظامي و برخي سران عشاير آورده شده كه بايد ترور مي‌شدند كه وظيفه اصلي عمليات ترور بر عهده عوامل سابق رژيم بعث عراق گذاشته شده بود.
اسامي اعضاي مجمع وطني، رييس جمهوري، نخست وزير و اعضاي هيأت دولت و استانداران فرماندهان ارتش و پليس عراق، سران عشاير، مراجع تقليد شيعه و رهبران ديني اهل تسنن، برخي روزنامه‌نگاران، اعضاي شوراهاي محلي، مديران بانك و برخي دستگاه‌هاي خدمات عمومي، اساتيد دانشگاه و برخي پزشكان در اين فهرست ديده مي‌شوند.
منابع امنيتي عراق مي‌گويند در اين فهرست، آدرس منزل و محل كار و مسيرهاي تردد مقام‌هاي عراقي همراه با نقشه‌هاي دقيق نيز كشف شده است.
دستگاه‌هاي شنود به همراه تعداد زيادي نوارهاي ضبط مكالمات و ويديويي نيز كشف شده است كه همين دستگاه‌ها نشان مي‌دهد ردپاي اسراييلي‌ها در عراق بخوبي محسوس است.
اكثر دستگاه‌هاي بدست آمده ساخت اسراييل بوده است و ردياب‌هاي قوي ارتش اسراييل كه در ترور مبارزان فلسطيني از آنان استفاده مي‌كند نيز به همراه كشفيات ديگر بدست مأمورين امنيتي وزارت كشور عراق افتاده است.
مقامات امنيتي عراق تصريح كرده‌اند كدهاي رمز بسياري يافته‌اند كه تاكنون موفق به كشف آنها نشده‌اند.
يك مقام ديگر امنيتي وزارت كشور عراق به خبرنگار فارس در بصره گفت: «در بازجويي‌هاي به عمل آمده از مظنونين، به ارتباط اين شبكه ترور با منابع اسراييلي پي برده‌ايم. آنها بسيار سازمان يافته تشكيل شده بودند.»
وي گفت: «ايجاد اختلاف و ناامني در عراق و در نتيجه تجزيه اين كشور و بازگشت صدام به قدرت از اعترافات دستگيرشدگان است. تاكنون 140 نفر در اين رابطه دستگير شده‌اند. تدابير امنيتي بسيار شديدي هم اكنون براي حفظ جان مقامات عراق به عمل مي‌آيد.
90 درصد اسامي فهرست مقام‌هاي عراقي كه بايد ترور شوند، مربوط به فعالان شيعه است.
انتهاي پيام/2

سینا 555
Saturday 23 July 2005, 06:34AM
به گزارش خبرنگار فارس از عراق، به گفته اين منابع اين فهرست هنگام بازرسي منزل سه نفر از افسران بلندپايه وزارت كشور عراق بدست مأمورين امنيتي اين وزارتخانه افتاد.
در اين فهرست اسامي مقامات سياسي، فرهنگي، ديني، اقتصادي و نظامي و برخي سران عشاير آورده شده كه بايد ترور مي‌شدند كه وظيفه اصلي عمليات ترور بر عهده عوامل سابق رژيم بعث عراق گذاشته شده بود.
اسامي اعضاي مجمع وطني، رييس جمهوري، نخست وزير و اعضاي هيأت دولت و استانداران فرماندهان ارتش و پليس عراق، سران عشاير، مراجع تقليد شيعه و رهبران ديني اهل تسنن، برخي روزنامه‌نگاران، اعضاي شوراهاي محلي، مديران بانك و برخي دستگاه‌هاي خدمات عمومي، اساتيد دانشگاه و برخي پزشكان در اين فهرست ديده مي‌شوند.
منابع امنيتي عراق مي‌گويند در اين فهرست، آدرس منزل و محل كار و مسيرهاي تردد مقام‌هاي عراقي همراه با نقشه‌هاي دقيق نيز كشف شده است.
دستگاه‌هاي شنود به همراه تعداد زيادي نوارهاي ضبط مكالمات و ويديويي نيز كشف شده است كه همين دستگاه‌ها نشان مي‌دهد ردپاي اسراييلي‌ها در عراق بخوبي محسوس است.
اكثر دستگاه‌هاي بدست آمده ساخت اسراييل بوده است و ردياب‌هاي قوي ارتش اسراييل كه در ترور مبارزان فلسطيني از آنان استفاده مي‌كند نيز به همراه كشفيات ديگر بدست مأمورين امنيتي وزارت كشور عراق افتاده است.
مقامات امنيتي عراق تصريح كرده‌اند كدهاي رمز بسياري يافته‌اند كه تاكنون موفق به كشف آنها نشده‌اند.
يك مقام ديگر امنيتي وزارت كشور عراق به خبرنگار فارس در بصره گفت: «در بازجويي‌هاي به عمل آمده از مظنونين، به ارتباط اين شبكه ترور با منابع اسراييلي پي برده‌ايم. آنها بسيار سازمان يافته تشكيل شده بودند.»
وي گفت: «ايجاد اختلاف و ناامني در عراق و در نتيجه تجزيه اين كشور و بازگشت صدام به قدرت از اعترافات دستگيرشدگان است. تاكنون 140 نفر در اين رابطه دستگير شده‌اند. تدابير امنيتي بسيار شديدي هم اكنون براي حفظ جان مقامات عراق به عمل مي‌آيد.
90 درصد اسامي فهرست مقام‌هاي عراقي كه بايد ترور شوند، مربوط به فعالان شيعه است.
انتهاي پيام/2

صبح
Monday 17 October 2005, 05:52AM
خبر : 12070 ساعت 05:31 بعد از ظهر, چهار شنبه 6 مهر 1384

سكس؛ ابزاري براي بازجويي در گوانتانامو


سه سال قبل بيشتر مردم آمريكا يا ديگر نقاط جهان اسم جزيره گوانتانامو در كوبا يا زندان ابوغريب را نشنيده بودند. اين دو مكان، در حال حاضر، به نمادهايي جهاني از جنگ آمريكا عليه تروريسم تبديل شده‌اند.


تا امروز هيچ يك از مقامات ارشد نظامي آمريكا به خاطر نقض برنامه‌ريزي شده حقوق زندانيان به مجازات قابل ملاحظه‌اي محكوم نشده‌اند. وكلاي سربازان رده پايين متهم در اين باره مي گويند كه موكلانشان تنها دستوراتي را كه از طريق سلسله مراتب توسط فرماندهانشان صادر شده اجرا كرده‌اند. اخيرا نيويورك تايمز گزارش كرد كه بازجويي‌هايي از مقامات عالي‌رتبه نظامي در ارتباط با شكنجه زندانيان در زندان گوانتانامو در حال انجام است. اگر چه يافته‌هاي آنان در توصيف ميزان نقض حقوق زندانيان با يافته‌هاي گروه‌هاي حقوق بشر و زندانيان آزاد شده از آن زندان تفاوت‌ زيادي دارد، ولي باز هم حاوي نكات مهمي است.

آن گزارش شامل مواردي از بدرفتاري و شكنجه‌هاي زندانيان و استفاده از روش‌هاي نادرست به منظور گرفتن اطلاعات از آنان مي باشد. گزارش اين تحقيقات تنها چند هفته است كه كامل و منتشر شده است. به نوشته تايمز ميزان زيادي از اين گزارش مربوط به FBI مي‌باشد كه بعد از پذيرفته شدن شهادت چند زنداني در مورد رفتارهاي خشني كه با آنان شده است، از آن سازمان شكايت شده بود. FBI در گزارشش نوشته است كه موارد اعلام شده مثل اين كه بازجويان زن با فشار دادن اندام‌هاي تناسلي زندانيان مرد سعي در تحت فشار گذاشتن شان داشته‌اند يا شهادت ديگر زندانيان در مورد ضرب و شتم و بسته شدن به كف زندان براي ساعت‌هاي طولاني را قبول ندارد.

آنچه در ادامه مي‌آيد گفت‌وگويي است با سرباز سابق ارتش آمريكا كه به عنوان مترجم زبان عربي در زندان ايالات متحده در گوانتانامو مشغول به كار بوده است. اريك اسار از ماه دسامبر سال 2002 تا ماه ژوئن سال 2003 در آن زندان كار مي‌كرده است. او جديدا كتابي با عنوان «داخل سيم‌ها: ديده‌هاي يك سرباز اطلاعات ارتش از زندگي در گوانتانامو» منتشر كرده است. او در اين كتاب شيوه‌ها و تكنيك‌هاي مورد استفاده توسط افسران نظامي آمريكا را در گوانتانامو شرح داده است.


- خوش‌آمدي اريك.


- از اين كه من را دعوت كرديد متشكرم.


- براي شروع لطفا توضيح بده چرا به گوانتانامو رفتي؟


- اگر بخواهم صادق باشم، من خودم داوطلب رفتن به گوانتانامو شدم، چون به اين عمليات اعتقاد داشتم. من به آنجا رفتم تا به كشورم خدمت كنم و از مهارتم در زبان عربي به منظور مشاركت در جنگ عليه تروريسم استفاده كنم. من فكر مي‌كردم كه در آنجا با كساني كه يا مسئول واقعه يازدهم سپتامبر هستند يا در حال برنامه‌ريزي براي حملات آينده به ايالات متحده بودند، روبرو مي‌شوم.


- آيا وقتي شما به گوانتانامو رفتيد اين امر اتفاق افتاد؟


- آنچه بعد از رسيدن من در آنجا اتفاق مي‌افتاد، باعث شد من تشخيص دهم كه تصور من با واقعيات گوانتانامو در تضاد كامل مي‌باشد. در آنجا بعضي مسايل وجود داشت كه مرا به شك انداخت و سرانجام به من ثابت كرد كه گوانتانامو يك اشتباه و يك استراتژي شكست‌خورده در اين جنگ مي‌باشد.


- شما براي بازجويان كار ترجمه را انجام مي‌داديد؟


- در نيمه دوم شش ماه كار من در گوانتانامو، من به عنوان مترجم در تعدادي از بازجويي‌ها حضور داشتم.


- شما يك صحنه از يك بازجويي توسط يك زن را بازگو كرده‌ايد. لطفا بگوييد كه در آن روز چه اتفاقي افتاد؟

- آن روز، به عنوان يك تكنيك بازجويي از سكس به عنوان سلاحي براي ايجاد فاصله بين زنداني‌اي كه ما با او صحبت مي‌كرديم و اعتقاداتش استفاده شد. به عبارت دقيق‌تر، بازجوي زني كه من آن روز با او كار مي‌كردم سعي كرد تا زنداني را وسوسه جنسي كند. منطق پشت اين عمل بود كه اگر او به وسيله آن زن تحريك جنسي شود، احساس ناپاكي و گناه مي‌كند و در نتيجه نمي‌تواند به سلولش برگردد و نماز بخواند. كار ديگري كه آن بازجو به منظور تحقير او و همچنين ايجاد احساس ناپاكي در او انجام داد، پاشيدن مقداري جوهر قرمز به صورت زنداني بود. البته او اين كار به گونه‌اي انجام داد كه او فكر كند آن خون عادت ماهانه است. همه اين كارها تلاشي براي ايجاد شكاف بين آن زنداني و مذهبش بود و نه تنها غير موثر بود بلكه من فكر مي‌كنم غير اخلاقي هم بود.


- لطفا جزئيات را شرح دهيد. منظورم اين است كه چه اتفاقي افتاد؟ شما در اتاق نشسته بوديد و ترجمه مي‌كرديد، بازجو در اتاق قدم مي‌زد، زنداني از قبل آنجا بود يا بعد به آنجا آورده‌ شد؟


- من در اتاق با بازجوي زن قدم مي‌زدم. زنداني از قبل آنجا حضور داشت و قبل از اينكه ما بياييم انتظار يك دوره زماني خوب را داشت. او روي زمين افتاده بود. ما به او مي‌گفتيم كه بايد همكاري كند. پس از چند لحظه بازجوي زن شروع به درآوردن بلوزش كرد. او زير آن بلوز يك تي‌شرت تنگ و چسبان پوشيده بود. او خودش را به زنداني نزديك كرد و سعي كرد او را تحريك كند.


-بازجوي زن به او چه گفت؟


- او مي‌‌گفت كه اين كار نبايد به اين شيوه باشد. ما مي‌توانيم پشت يك ميز روبروي هم بنشينيم و مثل دو آدم بالغ با هم صحبت كنيم. سپس او گفت كه من مي‌توانم بگويم كه تو به وسيله من تحريك شدي، فكر مي‌كني خدا چه احساسي دارد وقتي تو از نظر جنسي مجذوب يك كافر آمريكايي شده باشي؟


-آيا او بدنش را به زنداني ماليد؟


_ او در اتاق قدم مي‌زد و سينه‌هايش را به پشت زنداني مي‌ماليد و در كل سعي مي‌كرد تا او را وسوسه كند.


- اسم آن بازجو چه بود؟


- من كتاب ننوشتم تا راجع به افراد خاص اظهار نظر كنم، اما اگر اين فرصت را داشته باشم بايد بگويم كه يكي از چيزهايي كه من را در مورد گوانتانامو با ترديد روبرو كرد، اين بود كه اشخاصي كه در آنجا كار مي‌كردند و سعي مي‌كردند تا با استفاده از شيوه‌هاي خاص، اطلاعات كسب كنند، اجازه اين كارها را از فرماندهان خود گرفته بودند. بنابراين من واقعا نمي‌توانم اسم شخص خاصي را ببرم، زيرا فكر نمي‌كنم كه كسي آنجا خارج از اجازه فرماندهان كاري انجام مي‌داد.


-‌آيا كاري كه آن بازجوي زن در حضور شما انجام داد قبلا هم تكرار شده بود؟ آيا شما چيزي در مورد بقيه موارد مي‌دانيد؟


- من از طريق ديگر همكارانم كه در بازجويي‌ها همكاري مي‌كردند و از دامني كه روي در قرار داده شده بود، مي‌دانستم كه از سكس به عنوان ابزاري در بازجويي استفاده مي‌شود؛ آن هم به منظورايجاد فاصله بين شخص و ايمانش ولي تا آن روز خودم حضور نداشتم و نديده بودم.


- در‌ آن مورد، بعد از اينكه او بدنش را به زنداني ماليد و بلوزش را درآورد، دست به چه كاري زد؟


- ما يك استراحت داشتيم و بعد برگشتيم. آن وقت بازجو يك قوطي قرمز برداشت و مقداري جوهر قرمز روي دستش پاشيد. او به زنداني گفت كه دچار قاعدگي شده است. او در اطراف اتاق قدم مي‌زد و در حالي كه دستش را در مقابلش گرفته بود، به طرف زنداني آمد و جوهر قرمز را به يك طرف صورتش ماليد و به او گفت كه اين خون عادت ماهيانه مي باشد.


- آيا او همچنان روي زمين افتاده بود؟


- نه، وقتي به اتاق بازجويي برگشتيم او روي يك صندلي نشسته بود ولي همچنان پاهايش بسته بود.


- وقتي او جوهر را به صورت زنداني پاشيد، زنداني چه كرد؟


- او از صندلي فاصله گرفت و در همين زمان يكي از پاهايش باز شد و مامور زندان آمد و پايش را دوباره بست. همه اين كارها با كسي انجام شد كه با اطلاعاتي كه من از او داشتم، اگر بخواهم صادق باشم، اميدوارم كه هرگز روشنايي روز را نبيند! البته من اميدوارم كه او پروسه قضاوت را طي كند و با مجازاتي عادلانه مواجه شود. در همين مورد آنچه مرا ناراحت مي‌كرد اين بود كه اين كارها اولا بي‌اثر بود و ثانيا حتي اگر موثر مي‌بود به نظر من آنچه ما انجام داديم با ارزش‌هايي كه در كشورمان روي آن تاكيد مي‌كنيم، مطابقت نداشت.


- زماني كه او داشت راجع به مسايل سكسي با زنداني صحبت مي‌كرد، شما مي‌بايست آنها را به عربي ترجمه مي‌كرديد؟


- بله، من براي همين آنجا بودم.


- آيا او به شما توجه مي‌كرد؟


- بله، او تنها به من توجه مي‌كرد، چون نمي‌خواست چشمش به آن بازجوي زن بيفتد.


- چه احساسي داشتيد از اين كه به جاي آن بازجوي زن صحبت مي‌كنيد؟


- اين سؤال خوبي است. من واقعا احساس مي‌كردم كه نقش بازجويي را كه همراهم است، برعهده گرفته‌ام. اين يكي از واقعيات شركت در بازجويي به عنوان مترجم است. آنجا يك درگيري وجود داشت كه من الزاما موافق آن نبودم ولي در همان زمان ماموريت خاصي نيز داشتم.


- آيا وقتي كه او جوهر قرمز را به صورت زنداني ريخت به او گفت كه اين خون قاعدگي است؟

- بله، گفت اين خون قاعدگي است و سپس به او گفت «مي‌داني خنده‌دار است كه تو امشب مي‌خواهي در سلولت نماز بخواني، در حالي كه آب آن قطع شده است.» آن‌ها آب سلول را قطع كردند، بنابراين او نمي‌توانست خود را تميز كند.


- پاسخ او چه بود؟


- پاسخ او واقعا بي اهميت بود. تنها چيزي كه من مي‌توانم بگويم اين بود كه او چند ناسزا گفت و سكوت پيشه كرد. من حدس مي‌زنم اين بهترين كاري بود كه او مي‌توانست انجام دهد.


- آيا در اين بازجويي‌ها او مطلبي را فاش ساخت؟


- تا آنجا كه من مي‌دانم او هرگز اين كار را نكرد. اما آن آخرين بازجويي بود كه من در آن حضور داشتم. اندكي بعد از آن من جزيره را ترك كردم.


- در مورد صدها زنداني موجود در گوانتانامو چطور؟ شما فكر مي كنيد چه تعداد از آنها، از همان‌هايي باشند كه دولت ايالات متحده به آنها تروريست مي گويد؟


- براي من پاسخ دادن سخت است، زيرا اين تعريف خيلي مبهم مي‌باشد، اما تصور من اين بود كه وقتي آنجا مي روم با سرسخت‌ترين تروريست‌ها مواجه مي‌شوم؛ يعني، با توجه به آنچه دولت مي گفت، بدترين از ميان بدترين‌ها. به علاوه من فكر مي‌كردم آن افراد براي حمله به ايالات متحده نقشه طرح كرده‌ بودند، مسئول حادثه يازدهم سپتامبر بودند و يا در حال طرح نقشه براي حمله به آمريكا درآينده بودند. همچنين به من گفته شده بود كه همه آنها دشمنان خطرناك ما هستند، ولي اندكي بعد از ورود به آنجا دريافتم كه بسياري از اين ذهنيت‌ها واقعيت ندارد.


-آيا شما غير از زمان‌هاي ويژه بازجويي، وقت ديگري را با آنها گذرانده‌ايد؟


- البته، من در زماني كه در جزيره بودم، دو شغل داشتم، دومين قسمت قراردادم مربوط به كار با تيم اطلاعاتي و همكاري با بازجويان در كار بازجويي بود. اما قسمت اول كارم به عنوان يك مترجم، همان طور كه شما اشاره كرديد، بودن با زندانياني بود كه هر روز را در سلول‌ها مي‌گذارندند.


-آنها به شما چه مي‌گفتند؟


- يكي از اولين چيزهايي كه فرماندهان را در مورد ما نگران مي‌ساخت، اين بود كه ابزار دست زنداني‌ها قرار نگيريم، زيرا آن‌ها ما را مترجماني مي‌ديدند كه مي‌توانند زنداني‌ها را به دنياي خارج مرتبط سازند؛ بنابراين سعي مي‌كرديم تا تحت تاثير آنها قرار نگيريم و در همان زمان هم گفت‌وگوهاي اتفاقي با آنها در طول روز داشتيم. بسياري از آنها داستانشان را تعريف مي‌كردند و اين كه چگونه دستگير شده‌اند. بسياري از آنان خسته بودند و مي‌خواستند بدانند كي دادستان را ملاقات مي‌كنند يا چه وقت ايالات متحده آنها را با بعضي چيزهاي ديگر معاوضه مي‌كند. چيزهايي در همين حد غالب گفت‌وگوها را تشكيل مي‌داد.

صبح
Monday 17 October 2005, 05:53AM
- شما در كتابتان توصيف كرده‌ايد كه در زمان آمدن يك مقام بلندپايه سياسي يا نظامي به گوانتانامو چه اتفاقي مي افتاد.


- درست است. يكي از چيزهايي كه من در زماني كه در تيم‌ اطلاعاتي كار مي‌كردم، آموختم اين بود كه وقتي يك شخص V.i.p(ويژه) به بازديد مي‌آمد، يعني يك ژنرال، يك مقام عالي رتبه دولت يا يكي از مقامات سازمان‌هاي اطلاعاتي و حتي يكي از نمايندگان كنگره، براي بازجوها توضيح داده مي‌شد كه يك متهم كه قبلا همكاري كرده را به اتاق بازجويي برده و پشت ميز بنشانند تا آن شخص مهم او را از اتاق ديگر مشاهده كند. آنها كسي را پيدا مي‌كردند كه همكاري كرده باشد، قادر باشد پشت ميز بنشيند و يك گفت‌وگوي معمولي را انجام دهد و همچنين قبلا اطلاعات مهمي را افشا كرده باشد. سپس‌ آنها آن بازجويي را براي شخص مذكور دوباره اجرا مي‌كردند و او را در واقع فريب مي‌دادند.


-‌آيا شما مي‌توانستيد اين حقيقت را به آنها بفهمانيد؟ آنها چه كساني بودند؟ آيا سناتور هم ميانشان بود؟


- آن‌هايي كه من ديدم تعدادي ژنرال بودند كه براي بازديد از جزيره آمده بودند، تعدادي از مقامات بلندپايه سازمان‌هاي اطلاعاتي نيز آمدند و نيز تعدادي فرستاده كنگره در ميانشان بود. به اعتقاد من بيشتر آنها كارمند بودند ولي شايد هم من اشتباه مي‌كنم. من نمي‌توانستم چيزي را بيان كنم. شما مي‌دانيد، من بايد مسئوليتي را مي‌پذيرفتم و به آن عمل مي‌كردم ولي آنجا هيچ چيز قابل مخفي كردن نبود. من فكر نمي‌كنم وقتي يك شخص مهم به آنجا مي‌آمد او باور مي‌كرد كه از يك بازجويي طبيعي ديدن مي‌كند، زيرا اگر قصد آنها آگاهي از اتفاقاتي بود كه آنجا مي‌افتاد، مي‌توانستند به صورت غيررسمي و بدون اعلام قبلي به آنجا بيايند و از يك بازجويي در ساعت 2 صبح بازديد كنند.


- ژنرال عالي رتبه گوانتانامو، جفري ميلر، متهم شده كه زندانيان را از صليب سرخ مخفي كرده است. آيا شما هيچ گونه اطلاعاتي در اين زمينه داريد؟


- من اطلاعاتي خاصي راجع به زنداني‌هايي كه نامشان در كتاب و ليست زندان ثبت نشده بودند ندارم، اما مي‌دانم كه اگر زنداني سرش را تكان مي‌داد يا اتفاقي چشمك مي‌زد و مي‌خواست به چيزي اشاره كند، او را به سلول محدود و انفرادي مي‌بردند و ديگر صليب سرخ به او دسترسي نداشت.


- آيا از سگ‌ها هم استفاده مي‌شد؟


- از سگ‌ها به صورت اتفاقي استفاده مي‌شد.


- چگونه؟


- اين يكي ديگر از چيزهايي است كه پنتاگون از كتاب حذف كرد. من متاسفانه نمي‌توانم خارج از محدوده چيزهايي كه نوشته‌ام صحبت كنم.


-آيا شما نگران اين گونه استفاده از سگ‌ها بوديد؟


- اگر بخواهم با شما صادق باشم يكي از چيزهايي كه من سعي كردم در كتابم توضيح دهم اين بود كه من تنها با يك تصور به گوانتانامو رفتم و هيچ آگاهي درباره شيوه‌هايي كه در آنجا استفاده مي‌شد و درباره فقدان سيستم قضايي در مورد زنداني‌ها نداشتم، ولي بعد از تجربه آنجا، به اين نتيجه رسيدم كه كار ما در آنجا يك اشتباه بزرگ بود و آن چه من ديدم شرم‌آور و غير قابل توجيه بود و با ارزش‌هاي ملت ما همخواني نداشت.

ما اطلاعات كمي درباره علت بودن آن‌ها در آن جا داشتيم و اين ما را به عنوان آمريكايي ناراحت مي‌كرد؛ چون فكر مي‌كرديم كه سيستم قضايي ما چيزي است كه بايد در تمام جهان گسترش يابد و ارزش‌هاي دمكراتيك ما چيزهايي هستند كه ما بر آن‌ها ايستاده‌ايم و از آنها دفاع مي كنيم اما در همان زمان در گوانتانامو آن ارزش‌ها را زير پا مي گذاشتيم.


- آيا عبارت «كنوانسيون ژنو» در گوانتانامو استفاده مي‌شد؟


- يك دفعه با ما در مورد توجه به كنوانسيون ژنو صحبت شد. در جلسه‌اي با حضور رهبران گرو‌ه‌هاي اطلاعاتي توضيح داده شد كه مقررات كنوانسيون ژنو به گوانتانامو مربوط نمي‌شود، آن‌ها علتش را براي ما توضيح دادند و گفتند افرادي كه الان زنداني هستند دشمنان جنگي به حساب مي‌آيند. يكي از همكاران من دوستي داشت كه اطلاعات حقوقي‌اش به اين مورد مربوط مي‌شد. او مي‌گفت ما در دانشگاه چيزهاي زيادي راجع به كنوانسيون ژنو خوانده‌ايم. اول از همه اين كه همه فعاليت‌هاي شما زير چتر كنوانسيون ژنو است و شما حق نقض كنوانسيون ژنو را به عنوان بازجو نداريد؛ آن هم به دو دليل: 1- اين كار غير قانوني است.2- آن ها دانسته‌اند كه اين كار غيرموثر است. اگر شما احتياج داشتيد تا از شيوه‌هايي خارج از كنوانسيون ژنو استفاده كنيد، بايد بدانيد به اطلاعات بي‌ارزشي دست پيدا كرده ايد.

به هر حال هيچ كس نمي‌دانست چرا آن قوانين اينجا اجرا نمي‌شود و اگر بازجويان قبلي تجربه كرده‌اند كه اين كارها هيچ ثمره‌اي ندارد، پس چرا ما بايد دوباره آن را اجرا كنيم.


- آيا شما فكر مي‌كنيد تجاوز باعث ايجاد تروريسم مي‌شود؟


- من فكر مي‌كنم آنچه در گوانانتانامو شاهدش بودم در جبهه جنگ عليه تروريسم برايمان دشمن درست مي‌كند؛ زيرا از طرفي‌ ما به ميان اعراب و مسلمان مي‌رويم و مي‌خواهيم ارزش‌هاي دمكراسي، عدالت و حقوق بشر را گسترش دهيم و از سوي ديگر همين ارزش‌ها را در خليج گوانتانامو زير پا مي‌گذاريم. اين امر در درازمدت تروريسم بيشتري توليد مي‌كند.


- وقتي تصاوير ابوغريب در ماه آوريل سال 2004 منتشر شد عكس‌العمل شما چه بود؟ شما حدود يك سال بود كه ماموريت‌تان را ترك كرده بوديد.


- درست است كه حدود يك سال از خروج از گوانتانامو مي گذاشت، اما تازه دوره‌ ارتش را به پايان رسانده بودم. در آن ميان من به خاطر نفرت، ارتش را ترك نكرده بودم و تصور نمي‌كردم ارتش سازمان ترسناكي باشد. به اعتقاد من و بسياري از مردان و زناني كه با آنها خدمت كردم، آمريكا بايد هر روز به كارهاي افتخارآميزي كه آنها انجام مي‌دهند افتخار كند. اين حادثه من را تكان داد و به حيثيت ما لطمه زد. من بعداز آن فهميدم اتفاقات موجود در گوانتانامو هم مي‌تواند به حيثيت ما لطمه بزند.


- آيا شما در گوانتانامو كودكي را نيز مشاهده كرديد؟


- بله در آنجا كودكان نيز وجود داشتند.


- آيا آن‌ها هنوز آنجايند؟


- من نمي‌دانم. اطلاعات من برپايه گزارش‌هايي است كه خوانده‌ام. طبق آن گزارش‌ها بعضي از جوان‌ترها آنجا را ترك كرده‌اند، ولي چون من از سال 2003 ديگر در آنجا حضور ندارم نمي‌توانم اظهارنظر كنم.


- آنها چند سال داشتند و چند نفر بودند؟
- دقيقا به ياد نمي‌آورم چند ساله بودند زيرا آن‌ها در خارج از اردوگاه دلتا و در مكان ديگري بازداشت بودند. مترجمان عربي به آنجا رفت و آمد نداشتند. بنابراين من اين مطلب را از ديگر مترجمان شنيده‌ام، اما در مورد تعداد آنها پرس و جو نكردم.


- آيا شما در آنجا با صليب سرخ صحبتي داشتيد و نگراني خود را بيان كرديد؟
- خير، ما تحت مراقبت شديد بوديم تا صحبتي با صليب سرخ نداشته باشيم.

- آيا آنها سعي كردند با شما صحبت كنند؟
- دقيقا، اما وقتي آنها مي‌خواستند با ما صحبت كنند، دستورات كاملا روشن بود؛ به آنها نزديك نشويد و با آنها صحبت نكنيد.

- چرا به شما گفته شده بود كه با صليب سرخ صحبت نكنيد؟
- من دليل واقعي اين موضوع را نمي‌دانم، ولي فكر مي‌كنم آنها مي‌خواستند مطمئن شوند كه صليب سرخ از وقايع در جريان در گوانتانامو مطلع نخواهد شد.

- آيا شما فكر مي كنيد گوانتانامو بايد بسته شود؟
- من نمي‌دانم، من به شما مي‌گويم كه در آنجا بايد چند تغيير اساسي رخ دهد كه با آزادي‌هايي كه ما در كشورمان از آن دم مي‌زنيم، هم‌خواني داشته باشد. ما در آنجا تعدادي انسان داريم كه هيچ راه و شيوه‌اي براي دفاع از خود ندارند و اين با ارزش‌هاي مورد ادعاي ما سازگار نيست. بنابراين به نظر من ما به بهانه دفاع از خودمان نمي‌توانيم اين ارزش‌ها را كنار بگذاريم.
-------------------------------------------------------------------------------------------
نويسنده:آمي گودمن
منبع:ماهنامه سياحت غرب ، شماره 26

فردانيوز.كام

صبح
Monday 17 October 2005, 06:17AM
ساعت و تاريخ: 09 شهريورماه 84


آمريكا چگونه اقتصاد كشورهاي جهان سوم را ويران مي كند؟








نشريه‌ «فرانكفورتر روند شاو» در آخرين شماره خود مصاحبه اي را با پركينس نويسنده «كارشناس آمريكايي ويران كننده‌ اقتصاد» انجام داده است. وي در اين گفتگو نحوه ويران كردن اقتصاد كشورها توسط آمريكا را فاش ساخته و از فعاليت هاي سازمان سيا در ورشكستگي كشورهايي كه به نسخه هاي قدرت هاي بزرگ و همچنين بانك جهاني عمل مي كنند پرده بر مي دارد.

نويسنده اين كتاب كه در آمريكا مدتي از پرفروش‌ترين نشريات بود و تاكنون به پانزده زبان ترجمه و منتشر شده است در ابتدا با اشاره به تهديدهايي كه پس از انتشار آثارش متوجه وي شده، مي گويد: « من از شيوه‌ كار سازمان هاي امنيتي اطلاع دارم. اما اين كارم ارزش آن را دارد كه تن به اين مخاطرات بدهم. من دختر22 ساله‌اي دارم و خودم شصت ساله شده‌ام. روزي از روزها تصميم گرفتم اطلاعاتم را در اختيار نسل هم سن و سال دخترم قرار دهم، تا اين نسل دنياي بهتري بسازد. من با اين كتاب مي‌توانم دنيايي را فرا روي اين نسل بگشايم، وگرنه پنهان خواهد ماند. من مي‌توانم نشان دهم كه با چه روش‌هايي ايالات متحده‌ آمريكا كه نيرومندترين قدرت جهاني است كار مي‌كند. در پاسخ به پرسش شما بايد بگويم كه من هراسي در دل ندارم. چون، حال كه كتابِ من چنين مورد استقبال قرار گرفته است، اگر بلايي برسر من آيد افكارعمومي جهان را تحريك خواهد كرد.»

وي مي افزايد:« كارشناس ويران كننده‌ اقتصاد، آدم فوق‌العاده زيركي است ، كارشناسي است كه حقوق كلاني دريافت مي‌كند و از سوي شركت‌هاي آمريكايي ماموريت دارد سران كشورها را فريب دهد و ميليارد‌ها دلار به جيب اين شركت‌ها سرازير كند. براي مثال من به كشورهايي مثل اندونزي و اكوادور مسافرت كردم تا در آنجا حكام را متقاعد كنم پروژه‌هايي را روي دست بگيرند كه به واقع توان انجام آنها را نداشتند. من با حقه بازي كوشيدم ميلياردها دلار وام به آنها بدهم. بدين منظور طرح‌هاي قلابي به آنها ارائه دادم كه ظاهرا" وانمود مي‌كرد با دريافت اين وام‌ها كشورشان به افتصاد شكوفان و بهزبستي نايل خواهد شد. اگر من موفق مي‌شدم ، اين كشورها در تله‌اي گرفتار مي‌شدند. اين كشورها مقروض به شركت‌هاي آمريكايي وابسته مي شدند. ما پس از چندي به حكام اين كشورهاي بدهكار مي‌گفتيم بدهكاري شما تاكنون پرداخت نشده است ولي شما مي‌توانيد فلان كار را براي ما انجام دهيد، با اين روش‌ها كنسرن‌هاي نفتي به منابع نفتي كشورها چنگ انداختند ، ارتش آمريكا پايگاه هاي نظامي در كشورهاي دلخواه ايجاد كرد، حق حاكميت بركانال پاناما را از آن خود كرد. ما يك امپراتوري مدرن نامريي در سراسر جهان تاسيس كرده‌ايم كه طبق قوانين ما و به دلخواه ما اداره مي‌شود.»

وي در ادامه مصاحبه خود گفته است: « من هنوز هم با همكاران سابقم ارتباط دارم. با همكاراني كه هنوز هم مشغول كارند. من اطلاع دارم كه اين كارشناسان نه تنها در عراق بلكه در كشورهاي ديگر، مانند ونزوئلا، آرژانتين، برزيل، اوروگوئه، شيلي، اكوادر فعاليت مي‌كنند. اين كشورها در انتخابات اخير، حكومت‌هاي چپ‌گرا انتخاب كردند كه با علايق آمريكا در تضاد است. من مي‌توانم تصور كنم كه چه فشاري براين حكومت‌ها وارد مي‌شود و چه اقداماتي عليه‌ اين حكومت‌ها انجام مي‌گيرد. من مي‌دانم كه در اساس چيزي تغيير نكرده است. تنها فرقي كه كرده است اين است كه امروزه تعداد بيشتري كارشناس ويران كننده‌ اقتصاد مشغول كارند. ده‌ها هزار نفر.»

وي مي افزايد:« من حقوق كلاني مي‌گرفتم. در بهترين هتل‌هاي جهان به سر مي‌بردم. با شاه ايران در تهران ناهار خوردم و در بيروت تصادفا با مارلون براندو آشنا شدم. با اشخاص متنقذ و قدرتمند جهان مذاكره مي‌كردم.اما الان من ناظر سياست مخرب حكومت بوش هستم. من مي‌بينم كه چگونه به زور آقاي ولفوويتز را به رياست بانك جهاني تحميل كردند و به سراسر جهان نشان دادند كه بانك جهاني بانكي نيست كه به كشورهاي فقير كمك كند تا اوضاع اقتصادي كشورشان را سروسامان دهند، بلكه اين بانك، بانك آمريكاست كه مي‌خواهد فقط منافع خودش را تامين كند وبس.»

سینا 555
Tuesday 18 October 2005, 02:51AM
اقای پرکینس دست شما درد نکند ولی باعث تاسف است که خیلی دیر به وجدان خود رجوع کردید و حقایقی را که میدانستید اشکار کرده اید. شما موقعی این حقایق زا بر ملا میکنید که بسیاری این را فهمیده اند ولی متاسفانه راه به جایی نیست و هم اکنون دنیا در چنگال همکاران سابق شما است سالهاست این شیادی و زور توام با فتنه انگیزی امریکا و دیگر کشورههای هم سفره اش را بیان کرده اند ولی گوشی برای شنیدن نبوده است!و حالا که شما کناب چاپ کرده اید شاید دیگر دیر باشد چرا که میلیونها انسان در سراسر عالم بابت سیاست های همسو و تحمیلی زالو صفتان حاکم بر امریکا و بانک جهانی غارت گران! و صندوق بین المللی دزدان! زیر چرخ فقر و بدبختی هم اکنون در حال جان دادن و زجر کشیدن و....هستند.

اخر هم باید چند تای همین چشم ابی های غربی بیایند و دست جنایتکاران جهانی و خودشان را برای همه رو کنند تا شهروند جهان سومی شاید! به خود اید و باور کند دیگر تن به روند یکسویه و نابود کننده ندهند.اقای پرکینس در یک کلام چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.
در کشور ما ایران هم این عوامل دست دارند و نقش دارند.بیدار باشیم!:smile28:

صبح
Sunday 23 October 2005, 08:17PM
يك كشور بدون مشكل از ديد آمريكا :)

2005/09/11

--------------------------------------------------------------------------------
مبارك‎‎ براي‎ مردم‎ مصر نامبارك است‎!


08:36:14 ق.ظ
قاهره‎ـ هزاران‎ نفراز مردم‎ مصر برضد مبارك‎ رئيس‎ جمهور 77 ساله‎ ايـن‎ كشـور تـظاهـرات‎ كردند.
به‎‎ گزارش‎ واحدمركزي‎ خبر, تظاهركنندگان‎ به رئيس‎ جمهور شدن‎‎ حسني‎ مبارك‎ براي‎ پنجـميـن بار اعتراض‎ داشتند.
تظاهركنندگان‎ شعار مي‎ دادند حضور كمـرنـگ‎ مردم‎ در انتخابات‎, مبـارك‎ را بـراي‎ اداره‎ كشور فاقد مشروعيت‎‎ كرده‎ است.
مبارك‎ در انتخابات‎‎ رياست جمهـوري‎ حـدود 6 ميليون‎‎ راي‎ كسب‎ كرد درحالي‎ كه‎ 32 ميليـون مصري‎‎ واجد شرايط راي دادن‎ بودند. اين‎ درحالي‎ است‎ كه‎ جورج‎ بوش‎ رئيس‎ جـمهـور آمريكا در گفتگوي‎ تلفني‎ رئيس‎ جمهـور شـدن‎ مبارك‎‎ را براي‎ پنجمين‎ دوره‎ متوالي‎ تبريـك گفت‎.
مبارك‎ از 25 سال‎ پيش‎ رئيس‎ جمهور مصر بوده‎ است‎‎ و 6 سال‎ ديگر هم‎ بر مصر حكومت خواهـد كرد.

صبح
Wednesday 21 December 2005, 04:02PM
سه شنبه، 29 آذر 1384 - 22:49

ابوطالب: بیشترین توان آمریكا در پروراندن دروغ است




رییس كمیته رسانه‌های مجلس، رسانه، سینما و هنر را ابزاری دانست كه آمریكا بهترین استفاده را از آن‌ها در راستای توجیه، باورپذیری و تحمیل عقاید خود می‌كند و به وسیله آن، باورها را به راحتی نسبت به خود تغییر می‌دهد.
به گزارش ایسنا، سعید ابوطالب در همایش «منادیان عدالت» به حضور در عراق و نحوه دستگیری، بازجویی و زندانی شدن خود اشاره كرد و با بیان این‌كه رسانه ابزاری مهم در دست نظام سلطه است، افزود: فرهنگ، هنر و رسانه به عنوان ابزارهای سلطه در غرب مطرح است.
وی جنگ عراق را محصول رسانه‌های غربی خواند و تصریح كرد: آمریكا كشوری صاحب دروغ‌های بزرگ است و اصلی‌ترین عامل در اقدامات ضد انسانی نظام سلطه، رسانه‌های موجود در اختیار آن‌هاست.
ابوطالب گفت: تصوری كه اغلب ما از یك سرباز آمریكایی در ذهن خود داریم، فردی با قدرت، دانش، آموزش كافی، شجاع، با اخلاق و انگیزه است، در حالی كه این تصور ما نشات‌ گرفته از تصویری است كه‌ها‌لیوود برای این سربازها ایجاد كرده. در واقع نه سرباز آمریكایی دارای این خصوصیات است و نه ارتش آمریكا، آن‌ چه ما به عینه در عراق مشاهده كردیم این بود كه بیچاره‌ترین، ترسوترین، بی‌انگیزه، بی‌اخلاق و بی‌هدف ترین افراد در ارتش آمریكا حضور دارند.
رییس كمیته رسانه‌های مجلس هفتم بیشترین توان آمریكا را متعلق به بخش رسانه‌ای آن و در پروراندن دروغ خواند و گفت: ذات جنگ آمریكا و عراق، ساخته رسانه‌های غرب بود؛ زیرا اصلا در عراق جنگی اتفاق نیفتاد.
وی با ساختگی دانستن جنگ آمریكا علیه عراق افزود: این جنگ چیزی جز مانور و یك فیلم دروغ نبود. ما این حقیقت را مستقیما در عراق مشاهده كردیم، چرا كه در عراق اصلا ارتشی برای مقابله با آمریكا وجود نداشت و آن شكلی كه از سوی رسانه‌های غربی در مورد خطرناك بودن ارتش بعث ترسیم شده بود به هیچ وجه وجود خارجی نداشت.
ابوطالب به دیدار خود با یك ژنرال عراقی در یكی از روستاهای جنوب عراق در جریان حضور در این كشور اشاره كرد و گفت: وقتی به دیدار این ژنرال رفتیم بعد از مدتها بحث در خصوص وضعیت عراق، وی نیز به این واقعیت اذعان داشت كه جنگی در كار نیست، زیرا عراق ارتشی ندارد كه به واسطه آن دفاعی صورت گیرد.
وی افزود: بنا به نقل قول این مقام مسوول مستعفی از ارتش عراق، افسران ارشد این كشور از سال 1994 از بانك الراشدین حقوق خود را از آمریكا دریافت می‌كردند و بقیه پرسنل نظامی این كشور نیز ارتش را رها كرده و به امور مختلف پرداخته بودند.
این نماینده مجلس تصریح كرد: آمریكا با استفاده از رسانه‌های تبلیغاتی خود در طول تاریخ دروغهای فراوانی را سرداده است كه نمونه عینی آن را می‌توان در مساله بمب اتم و دروغ بزرگ جنگ ستارگان مشاهده كرد.
وی گفت: بعد از جنگ جهانی دوم مشخص شد كه آمریكا تنها دو بمب اتم در اختیار داشت و آنها را علیه مردم ژاپن به كار برد، اما با استفاده از رسانه‌های خود تبلیغات گسترده‌ای در این زمینه به راه انداخت.
وی در مورد جنگ ستارگان نیز اظهار داشت: آمریكا با سرمایه گذاری زیاد در‌ها‌لیوود و با ساخت فیلم‌های فراوان در این زمینه به مردم جهان باوراند كه فناوری جنگ فضایی را داراست و این درحالی بود كه شوروی به عنوان رقیب آن روز آمریكا از لحاظ تكنولوژی فضایی 30 سال جلوتر از آمریكا قرار داشت، اما سردادن دروغهای بزرگ باعث شد كه بسیاری از تحلیل‌گران، آمریكا را پیروز این جنگ بدانند؛ اما بعد از فروپاشی شوروی مشخص شد كه تمام این مسائل ادعایی بیش نبوده است.
ابوطالب در ادامه با بیان این‌كه حضور آمریكا در منطقه خاورمیانه و كشورهای افغانستان و عراق علاوه بر نشان دادن اهداف شوم این كشور دارای یك مزیت مناسب برای ایران است، ادامه داد: در همسایگی قرار گرفتن آمریكا با ما و در مرداب گیر كردن این كشور، باعث می‌شود به عینه توان این كشور را ببیننیم و بدانیم كه چه دروغ‌های بزرگی را سر می‌دهد، كه این دروغ‌ها فقط در بعد نظامی خلاصه نمی‌شود و در ابعاد اقتصادی، مسائل حقوق بشر و دموكراسی مخصوص آنها نیز، می‌توان نمودهایی از دروغ سرایی را مشاهده كرد.
این عضو كمیسیون فرهنگی مجلس هفتم در ادامه به بررسی مسائل داخلی كشور پرداخت و با اشاره به رای مردم به آرمان‌های اولیه انقلاب در انتخابات اخیر كشور، بر لزوم نقد منصفانه تاكید كرد و افزود: باید همه ما به این مساله توجه داشته باشیم كه دولت احمدی‌نژاد بر روی شانه‌های دولت خاتمی و دولت خاتمی نیز بر روی شانه دولت‌های قبل از خود ایستاده وهیچ كس در این میان از این حق برخوردار نیست كه زیرپای خود را خالی كند.
وی با بیان این‌كه همه قبول داریم كه در دوره‌های گذشته اشتباه، كم كاری و نابرابری وجود داشته گفت: با وجود انتقادات نباید تمام مسائل انجام شده در گذشته را زیر سوال برد. نقدها باید با دید منصفانه انجام پذیرد؛ زیرا در غیراین‌صورت همه ما در مسیری اشتباه گام خواهیم برداشت.
این نماینده مجلس گفت: نباید فراموش كرد كه در ابتدای انقلاب چه مشكلاتی گریبان‌گیر ما بود. بسیاری از امكاناتی را كه امروز داریم، آن ‌روزها نداشتیم.
وی به زیرساختهای ایجاد شده در بخش‌های مختلف كشور در راستای توسعه اقتصادی، صنعتی و سیاسی اشاره و تصریح كرد: با وجود تمام اقدامات مثبت انجام شده، در چند حوزه بسیار ضعیف عمل كرده‌ایم كه مهمترین آن، نگاه به توسعه فرهنگی و بومی بوده است.
ابوطالب ذات انقلاب اسلامی را فرهنگی خواند و گفت: مردم از روی بی‌عدالتی، شكاف طبقاتی، گسترش حاشیه‌نشینی و ظلم موجود در گذشته، انقلاب اسلامی را انتخاب كردند.

صبح
Wednesday 21 December 2005, 04:22PM
چهارشنبه، 30 آذر 1384 - 12:15

رییس‌جمهور بولیوی: مرگ بر آمریكا!




رئیس جمهوری منتخب بولیوی در خاتمه سخنرانی خود شعار مرگ بر آمریكا كه به تاكید وی شعار مقاومت و مبارزه در برابر زور است، سر داد.
به گزارش فارس، «اوو مورالس»، رئیس جمهور منتخب مردم بولیوی، در مصاحبه مطبوعاتی روز گذشته خود گفت شعار مرگ بر آمریكا شعار مقاومت، دفاع از شرافت و استقلال و فریاد محكوم كردن سیاست ایجاد بدبختی، فقر و ظلم است كه به ملت بولیوی تحمیل شده است.
مورالس روز یكشنبه نیز پس از پایان گفت‌وگوی خود با خبرنگاران خارجی شعار سرخپوستی «هوانیوچوم یانكی» به معنای «مرگ بر آمریكا» سر داد.
رئیس جمهوری منتخب مردم بولیوی همچنین در پاسخ به اظهارات كاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریكا كه دمكراتیك بودن دولت آینده بولیوی را زیر سوال برده بود از واشنگتن خواست به اراده و رای ملت بولیوی احترام بگذارد.
مورالس در انتخابات ریاست جمهوری یكشنبه گذشته این كشور با رای قاطع مردم به پیروزی رسید و در صورت تایید قطعی پیروزی وی از سوی نهاد منتخب این كشور، وی اولین رئیس جمهوری سرخپوست بولیوی خواهد بود.

صبح
Thursday 22 December 2005, 09:23PM
پنج شنبه، 1 دي 1384 - 14:35

رییس‌جمهور بولیوی: نفت و گاز ملی می‏شود




رییس جمهور جدید بولیوی تاكید كرد: صنایع نفت و گاز این كشور ملی خواهد شد و كلیه قراردادهای نا عادلانه با شركتهای نفتی خارجی فسخ و باطل خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری فارس، اوو مورالز تصریح كرد: دولت بولیوی به هیچ وجه قصد مصادره اموال و دارایی‌های شركتهای نفتی خارجی را نخواهد داشت.
وی افزود: از این پس شركتهای نفتی خارجی كه در پروژه‌ها‌ی انرژی بولیوی فعالیت می‌كنند، مالك پروژه‌ها‌ به شمار نمی‏روند بلكه شریك دولت بولیوی در اجرای این پروژه‌ها‌ خواهند بود.
وی كه در كنفرانس خبری در شهر لاپاز سخن می‌گفت، تاكید كرد: كلیه منابع طبیعی بولیوی ملی خواهد شد. بسیاری از قراردادهای منعقد شده با شركتهای خارجی در زمان دولتهای گذشته، غیر قانونی و بی ارزش است و دولت جدید در آنها تجدید نظر خواهد كرد.
بر اساس آمار سازمان اطلاعات انرژی آمریكا، بولیوی در حال حاضر بیش از 7/48 میلیارد فوت مكعب گاز طبیعی در اختیار دارد و از این لحاظ دومین كشور بزرگ آمریكای جنوبی پس از ونزوئلا به شمار می‌رود.
مورالز دیدگاههای بسیار نزدیكی با هوگو چاوز رییس جمهور ونزوئلا در خصوص نقش شركتهای نفتی خارجی در كشورهای آمریكای جنوبی دارد.
مورالز چند روز پیش نیز از شركت پترو براس برزیل نیز خواسته بود، كنترل دو پالایشگاه نفتی این كشور را به وزارت انرژی بولیوی باز گرداند.
شركت پترو براس برزیل طی سال 1999 میلادی این دو پالایشگاه نفتی را جمعا به ارزش 100 میلیون دلار از دولت وقت بولیوی خریداری كرده بود.

سینا 555
Sunday 25 December 2005, 08:50AM
يك تاريخ‌نويس اسرائيلي در كتاب جديد خود درباره زندگي «شيمون پرز» نوشت: «اسرائيل براي مشاركت در حمله فرانسه و انگليس به مصر از پاريس امتياز يك زرادخانه اتمي و مقدار فراواني مواد هسته‌اي را گرفته است كه به تاسيس زرادخانه هسته‌اي ديمونا و ساخت بمب اتمي در اسرائيل منجر شده است».

به گزارش خبرگزاري فرانسه از قدس، «ميكائيل بار زوهر» در كتاب خود كه روزنامه صهيونيستي «يديعوت آحارانوت» بخش‌هايي از آن را منتشر كرد، آورده است: «پرز روز 24 اكتبر سال 1956 ميلادي ساعاتي پيش از حمله به مصر مذاكره‌كنندگان فرانسوي را با درخواست خود براي امضاي پروتكل توافقنامه‌اي سري درباره مشاركت تل‌آويو در جنگ كانال سوئز غافلگير كرده است».

«جمال عبدالناصر» رهبر ملي‌گراي مصر كه پيشواي ناسيوناليست بسياري از عرب‌ها نيز به شمار مي‌آمد در سال 1956 كانال سوئز را كه در سلطه انگليسي‌ها بود ملي اعلام كرد و دولت‌هاي انگليس و فرانسه با همراهي اسرائيل به اين كشور حمله كردند و صحراي سينا و كانال سوئز را به اشغال خود درآورده و شهر اسكندريه را به شدت بمباران كردند.

اين جنگ با تهديد اتمي شوروي و خروج فوري نيروهاي اشغالگر از كانال سوئز و سرشكستگي آنان پايان يافت و مصر اولين تجربه ضد استعماري خود را پس از كسب استقلال به رهبري جمال عبدالناصر به سختي اما با موفقيت پشت سر گذاشت.

به نوشته اين مورخ اسرائيلي، شيمون پرز كه در آن زمان مديريت كل وزارت دفاع اسرائيل را دست داشت به مذاكره‌كنندگان فرانسوي گفته بود: «اسرائيل دست به ريسكي بزرگ مي‌زند و به همين خاطر كشورهاي عربي آن را تهديد مي‌كنند و فرانسه بايد اين رژيم را در دستيابي به ابزار پيشگيرانه ياري كند».

در اين كتاب آمده است: پس از پنج روز «موريس پورگس مونوري» رئيس‌جمهور سوسياليست فرانسه موافقت خود را با امضاي پروتكل اول توافقنامه سري با اسرائيل اعلام كرد كه بر اساس آن پاريس اورانيوم در اختيار تل‌آويو قرار مي‌داد.

«بار زوهر» در كتاب خود مي‌افزايد: فرانسه 12 دسامبر سال 1956 هم به تل‌آويو قول داد از ابتداي سال 1960 يك زرادخانه هسته‌اي با قدرت 140 مگاوات و 385 تن اورانيوم در اختيار اسرائيل قرار دهد تا براي اهداف مسالمت‌آميز به كار گرفته شود.

به نوشته اين تاريخ‌نويس اسرائيلي، رژيم صهيونيستي با گرفتن اين امتياز از فرانسه، زرادخانه هسته‌اي «ديمونا» را در قلب صحراي نقب در جنوب سرزمين‌هاي اشغالي و به شيوه زرادخانه‌اي كه در «ساكليه» در اطراف پاريس بنا شده، ساخت و يك زرادخانه تحقيقاتي در «ناحال سوريك» در جنوب تل‌آويو بنا كرد.

سینا 555
Tuesday 27 December 2005, 07:51AM
تل آويو ناقض 807 قطعنامه ( گزارش خبري )

رژيم اشغالگر قدس كه بزرگترين نقض كننده قطعنامه هاي بين المللي در جهان شمرده مي شود، از سال 1948 تاكنون 807 قطعنامه سازمان ملل را نقض كرده است.
بنا بر گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي از بيروت، رژيم اسرائيل كه سنگ بناي آن با اشغال سرزمين فلسطين و كشتار و اخراج مردم آن گذاشته شده است، ركورددار و بزرگترين نقض كننده قطعنامه هاي بين المللي، خصوصا قطعنامه هاي سازمان ملل متحد به شمار مي رود. اين رژيم تنها از سال 1948 ميلادي تاكنون 807 قطعنامه سازمان ملل را نقض كرده و مفاد آن را زير پا گذاشته است.
قطعنامه هاي 181، 242 و 194 از مهم ترين قطعنامه هاي تصويب شده در شوراي امنيت سازمان ملل در مورد مسئله فلسطين است كه رژيم صهيونيستي هنوز آنها را اجرا نكرده است.
قطعنامه 181 ناظر به تقسيم فلسطين و تشكيل دو دولت با دو ملت يهودي و فلسطيني در اين سرزمين است و با آنكه در اثر حمايت هاي قدرت هاي بزرگ به ويژه انگليس و آمريكا، دولت اسرائيل به شكل غيرقانوني در فلسطين تاسيس شد اما هنوز كشور مستقل فلسطين تشكيل نشده است.
قرار بود اين كشور تا پايان سال 2005 مطابق طرح «نقشه راه» تشكيل شود اما اين امر به آينده اي نامعلوم موكول شده است.
كميته چهارجانبه متشكل از نمايندگان سازمان ملل، اتحاديه اروپا، روسيه و آمريكا بر اجراي طرح نقشه راه كه سه سال پيش تصويب شد، نظارت مي كنند.
سازمان ملل در نوامبر 1974 ميلادي قطعنامه 3236 را تصويب و در آن تاكيد كرد كه ملت فلسطين حق دارد بدون دخالت خارجي حاكميت بر سرنوشت و استقلال خود را به دست آورد اما اسرائيل از سال ها پيش تاكنون در امور داخلي آنان دخالت مي كند و مانع دستيابي فلسطينيان به حاكميت و استقلال شده است.
قطعنامه 242 سازمان ملل بر لزوم خروج نيروهاي رژيم صهيونيستي از همه سرزمين هاي عربي تاكيد دارد اما اين رژيم هنوز از بلندي هاي جولان سوريه، كشتزارهاي شبعاي لبنان و كرانه باختري رود اردن خارج نشده است.
اسرائيل اين سه منطقه را در جنگ سال 1967 ميلادي با اعراب و فلسطينيان، اشغال كرد و فشارهاي منطقه اي براي وادار كردن مقام هاي تل آويو به خروج از مناطق يادشده، فايده بخش نبوده است.
سازمان ملل در سپتامبر 1973 قطعنامه 338 را تصويب كرد و براساس آن، بارديگر از رژيم صهيونيستي خواست از سرزمين هاي اشغال شده اعراب خارج شود و قطعنامه 242 را اجرا كند اما اين رژيم به قطعنامه جديد نيز بي اعتنايي نشان داد.
قطعنامه 194 ناظر به حق بازگشت پناهندگان فلسطيني به ميهن است كه رژيم اشغالگر قدس با اجرا نكردن مفاد آن تاكنون مانع بازگشت ميليون ها فلسطيني به وطن خود شده است.
گذشته از قطعنامه هاي شوراي امنيت كه رژيم صهيونيستي به راحتي آنها را ناديده گرفته است، اين رژيم به بيانيه ها و محكوميت هاي مجمع عمومي سازمان ملل نيز كه نظر و خواست اكثر كشورها و ملت هاي دنيا محسوب مي شود و نسبت به شوراي امنيت از وجهه دموكراتيك تري برخوردار است، تاكنون كاملا بي اعتنا بوده است. براي نمونه در سال 1991 مجمع عمومي سازمان ملل اسرائيل را به سبب ادامه دادن به ساخت غيرقانوني شهرك هاي صهيونيست نشين در مناطق فلسطيني و ندادن اجازه بررسي وضعيت اين مناطق، محكوم كرد.
رژيم اشغالگر قدس بي اعتنا به اين محكوميت به روند شهرك سازي در كرانه باختري و قدس ادامه مي دهد و اين اقدام به مصادره هزاران هكتار از زمين هاي كشاورزي فلسطينيان و ويراني خانه هاي آنان منجر شده است.
مهم ترين علت گستاخي و بي پروائي رژيم صهيونيستي در زير پا گذاشتن هنجارهاي بين المللي حمايت هاي كوركورانه و بي چون و چراي قدرت هاي غربي خصوصا آمريكا است. در همين رابطه بد نيست بدانيم كه آمريكا تاكنون با صدها قطعنامه و مصوبه سازمان ملل و ديگر سازمان هاي بين المللي كه برآيند خواست جامعه جهاني عليه رژيم قرون وسطائي اسرائيل بوده است مخالفت كرده و مانع از اعمال اراده جهاني در اين موارد شده است.

صبح
Wednesday 11 January 2006, 11:48PM
جنايات تهوع‌آور كماندوهاي آمريكايي در عراق
افسران ايالات متحده در حين شكنجه دردآور روستاييان، اقدام به خاموش كردن سيگارهاي خود در چشم مردان روستايي كردند كه بر اثر شكسته شدن ساق پاي خود به شدت درد مي‌كشيدند.

۲۱ دي ۱۳۸۴ - قبل از ظهر ۱۱:۴۸تعداد بازديد : 5734كد خبر : ۳۳۳۳۸
خبرنگار «بازتاب» در بغداد، اطلاعات ديگري از رفتارهاي تكان‌دهنده نظاميان آمريكايي با شهروندان غيرنظامي عراقي را افشا كرد.

بنا بر اين گزارش، پس از انفجار يك خودرو نظامي آمريكايي با مين در اطراف «بلد» و كشته شدن چند تن از نظاميان آمريكايي، جنگنده‌هاي آمريكايي، اقدام به بمباران نخل‌‌هاي منطقه كرده و حومه «بلد» را به آتش كشيدند.

پس از اين اقدام، كماندوهاي ارتش آمريكا با حضور در روستاي نزديك به محل حادثه، همه مردهاي روستا از جوانان تا پيرمردان را در مركز روستا جمع كردند.

نظاميان آمريكايي سپس در جنايتي شگفت‌انگيز، ساق پاي همه مردهاي اين روستا را با قنداق تفنگ شكستند.
افسران ايالات متحده در حين شكنجه دردآور روستاييان، اقدام به خاموش كردن سيگارهاي خود در چشم مردان روستايي كردند كه بر اثر شكسته شدن ساق پاي خود به شدت درد مي‌كشيدند.

اين جنايات كه يكي پس از ديگري صورت مي‌گيرد، نشان‌دهنده اوج‌گيري بيماري‌هاي روحي و رواني سربازان آمريكايي و شايع شدن درنده‌خويي و شكنجه غيرنظاميان در ارتش آمريكاست كه برخلاف كليه مقررات جهاني است.

سینا 555
Sunday 22 January 2006, 04:25AM
به گزارش خبرگزاري فارس، نشريه آنلاين ژورنال در تازه ترين شماره خود با اشاره به اينكه جرج بوش رئيس جمهور ايالات متحده براي به راه انداختن جنگ با كشورهاي ديگر بهانه ها و دروغ هاي مختلف را به هم مي بافد نوشت، اكنون ايران مورد تهديد قرار گرفته چرا كه كشوري است كه آنقدر شجاعت دارد كه بدون اجازه ايالات متحده براي خود تصميم گيرد.
برپايه همين گزارش، بوش انتظار دارد مردم دنيا آنچه را كه خود ديده و مي فهمند را فراموش كرده و آنچه را كه وي ادعا مي كند باور كنند.
به نوشته اين نشريه، آمريكا كه خود تنها كشوري است كه عليه غيرنظاميان از سلاح هاي هسته اي استفاده كرده، مدعي است كه ايران به دنبال كسب قدرت هسته اي براي بمباران هسته اي غيرنظاميان است.
آنلاين ژورنال مي نويسد اگر قرار باشد حرف هاي بوش در مورد ايران را قبول كنيم كم كم بايد باور كنيم اين تهران است كه در جنگ ها از اورانيوم ضعيف شده و سلاح هاي شيميايي مانند فسفر سفيد استفاده كرده، با اسراي خود بدرفتاري كرده و آنان را شكنجه مي كند، در سراسر اروپا بازداشتگاه هاي مخفي دارد، (به بهانه مبارزه با تروريسم) از مردم خود جاسوسي مي كند و در داخل و خارج نتايج انتخابات را دستكاري مي كند.

سینا 555
Saturday 28 January 2006, 03:21AM
پيريسوفسكي ميلياردر يهودي كه انگليس به وي پناهندگي سياسي داده است، روسيه را به كودتا و تغيير حكومت آن تهديد كرد.

به گزارش «فارس» روزنامه فرامنطقه‌اي الشرق‌الاوسط نوشت: پيريسوفسكي اعتراف كرده است كه همچنان به تلاش‌ خود براي نابودي حكومت ولاديمير پوتين رئيس جمهوري روسيه ادامه مي‌دهد.
وي در اظهاراتي كه راديو صداي مسكو از وي نقل كرد، گفت او طي يك و نيم سال گذشته براي تسلط با زور بر حكومت روسيه تلاش كرده است.
پيريسوفسكي خاطرنشان كرد: «من همواره در پي تغيير حكومت غير قانوني روسيه هستم و در اين زمينه پيشرفت‌هايي داشته‌ام.»
اين يهودي با اتهام حكومت روسيه به برخي اقدامات غيرقانوني از جمله عدم اجازه براي انتخاب استانداران، روساي منطقه‌اي و روساي جمهوري‌ها و انتصاب آنان از سوي خود، همچنين تقلب در انتخابات گفت: «روسيه با اين اقدامات مشروعيت خود را از دست داد و ايجاد تغييرات در اين كشور با توسل به زور امري حتمي و اجتناب ناپذير شده است.»
اين ميلياردر يهودي با بيان اينكه حزب حاكم بر روسيه، اين كشور را به سمت پرتگاه سوق مي‌دهد، تاكيد كرد: «ياران بسياري دارد كه مي‌توانند در اين كشور كودتا كنند.»
وي با بيان اينكه كسي در سال 1980 فكر نمي‌كرد روزي اتحاد جاهير شوروي متلاشي شود و با اشاره به اينكه حكومت پوتين در مقايسه با اتحاد جماهير شوروي ضعيف تر است، بويژه اينكه فاقد ايدئولوژي نيز هست، گفت:‌ «ديگر فصل حرف به سر آمده و وقت عمل فرا رسيده است و من تمامي مخارج كودتا را تقبل خواهم كرد.»
پيريسوفسكي پيش از اين اعتراف كرده بود كه در تامين مالي "انقلاب نارنجي" اوكراين مشاركت داشته است.

min
Friday 10 February 2006, 03:39AM
http://www.patogh2ir.com/topnews/topnews-73.jpg
اين هم يك عكس از شكنجه يك دختر عراقي توسط آمريكايي هاي بشر دوست

سینا 555
Sunday 12 February 2006, 05:11AM
تأييد مداخله انگليس در حوادث اهواز

ابوعلي مقام ارشد امنيتي عراق ظهر روز جمعه به خبرنگار خبرگزاري فارس در خوزستان گفت: «نيروهاي انگليسي بيش از يك سال است كه به تذكرات ما مبني بر عدم مداخله در امور ايران بويژه استان خوزستان گوش فرا نمي دهند و همچنان در مناطقي از العماره و جنوب بصره به آموزش نيروهاي ضد انقلاب ايراني مشغول هستند.»
وي گفت: پايگاه واترلو لاينز به مركز توطئه عليه استان خوزستان ايران تبديل شده است و تاكنون بيش از 140 نفر عليه ايران آموزش نظامي ديده اند.وي افزود: «نه تنها مقامات نظامي انگليسي بويژه نيروهاي موشهاي صحرا در امور ايران دخالت مي كنند بلكه سركنسول انگليس در بصره نيز برخي از عشاير عراق راعليه ايران تحريك مي كند و با پول دادن به برخي خطبا و شاعران، مسائل قومي را عليه ايران در خاك عراق دامن مي زنند.»

سینا 555
Sunday 12 February 2006, 05:51AM
مطلب ذيل ديدگاه يك نويسنده آمريكايي در قبال دروغ هاي جرج بوش و تحريف حقايق جنگ عراق است كه به اتفاق مي خوانيم.


وقتي در دوران دبيرستان براي اولين بار كتاب «1984» نوشته «جرج اورول» را خواندم، توانايي «وزارت حقيقت» در تحريف حقايق مرا شوكه كرد.
سه شعار اين وزارتخانه يعني صلح در جنگ است، آزادي در بردگي است و توانايي در ناداني است، استعداد اين مركز را در ساختن «افعال معكوس» و قلب واقعيت شكوفا كرد.
در آن دوران، فكر كردم كه اين شيوه دستكاري و تحريف كلمات به هيچ وجه در دنياي امروزي كارگر نخواهد افتاد، اما امروز مجبورم حرف خود را پس بگيرم. مخصوصاً وقتي مي شنوم كه بوش سعي دارد با بيان اينكه «آنچه ما مي بينيم با واقعيت متفاوت است»، درك ما را از واقعيت تغيير دهد.
بوش اخيراً اظهار داشته، ما به دنبال پايان دادن به استبداد جهاني هستيم. اما عملكرد دولت وي نهايت استبداد و خودكامگي را به نمايش گذاشته است: حمله به يك ملت مستقل (عراق) ، حبس و زنداني كردن مردم بدون محاكمه و دادگاه، شكنجه، جاسوسي از شهروندان (آمريكايي) و نظاير آن.
وي در جريان جنگ عراق گفت،«اگر ما اين مهاجمان شرور را رها كنيم، آنها ما را رها نخواهند كرد و خانه ما را به ميدان جنگ تبديل خواهند كرد.» اما مدت هاست ثابت شده عاملان حملات 11 سپتامبر عراقي نبوده اند، هيچ ارتباطي هم با عراق نداشتند، هم اكنون هم در عراق نيستند. اما بوش همچنان اصرار مي ورزد كه اين جنگ مربوط به حوادث 11 سپتامبر است.
رئيس جمهور آمريكا مي گويد، عقب نشيني مغاير با صلح و بي ارزش است. البته مي توان در عقب نشيني هم به ارزش دست يافت و هم به صلح رسيد، اما از آنجايي كه بوش دكترين بي توجهي به ساير گزينه ها و اعتراف نكردن به اشتباهات را در دستور كارش دارد، بي اعتبار كردن ارزش عقب نشيني هم مانند يك سياست زمين سوخته است.
بوش اعلام كرد: نقشه واضحي براي پيروزي در عراق دارد. اما واضح و آشكار اين است كه دولت بوش هيچ گاه يك نقشه حساب شده براي جنگ در عراق نداشته است.
وي مي گويد «ما در حال پيروزي هستيم». اما بيش از 2200 نيروي آمريكايي كشته شده اند، آمريكا 16 هزار و 500 نفر هم زخمي داده است و عمليات جنگي عراق صدها ميليارد دلار هزينه داشته است. اين عبارت كه «ما در حال پيروزي هستيم» كاملاً چرند و بي پايه بود.
او ادعا مي كند كه «ما از تجربه عراق درس گرفته ايم». بوش مدام مي گويد كه چيزي ياد گرفته است، اما هيچ گاه آموخته هايش را به زبان نمي آورد. وقتي هم مجبور شود، اصرار مي كند كه گزينه هاي سابقش را تغيير نخواهد داد.
بوش مي افزايد، علي رغم تصميمات و مشاجرات موجود، ملت ما فقط يك گزينه پيش رو دارد. او باز هم وانمود مي كند كه چيزهايي آموخته است، اما حاصل اين آموخته ها فقط همان يك گزينه اي است كه از آغاز هم بوده است. بوش «وزارت حقيقت» خود را مامور كرده تا مردم را مجبور كند، هرچه را كه از ذهن بوش تراوش مي كند، بيشتر از حقايق و مستنداتي كه با چشمان خود مي بينند، باور كنند.

سینا 555
Thursday 9 March 2006, 08:43AM
فاکس نیوز از قوت گرفتن مشارکت اسرائیل در حادثه 11 سپتامبر خبر داد
فاکس نیوز از گزارش های فوق العاده محرمانه دستگاههای امنیتی آمریکا مبنی بر احتمال مشارکت اسرائیل در حادثه ترورریستی یازده سپتامبر خبر داد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از فاکس نیوز، اطلاعات بدست آمده نشان از این امر دارد که اسرائیلی های بسیار در داخل و خارج هستند که همگرایی های زیادی در رابطه با جاسوسی از آمریکا دارند.

فاکس نیوز در گزارش خود اعلام کرد: بیش از 16 سال است که از دستگیری "جانان پولارد" جاسوس اسرائیلی که برای نیروی دریایی آمریکا کار می کرده و اطلاعاتی را به اسرائیل می داده است، می گذرد که به این اتهام پولارد به حبس ابد محکوم شد.

این تلویزیون در گزارش خود چنین ادامه می دهد که بیش از 60 اسرائیلی درارتباط با حادثه 11 سپتامبر دستگیر و به دلایل مختلف بازداشت شدند که چند تن از نظامیان فعال و در حال خدمت اسرائیلی نیز در بین بازداشت شدگان بودند.

به گزارش این تلویزیون گرچه نشانه ای بر دخالت اسرائیل در 11 سپتامبر وجود ندارد، اما بازرسان شک دارند که ممکن است اسرائیلی ها اطلاعاتی را پیشاپیش درباره حمله به دست آورده باشند و آن را به آمریکا ارائه نداده اند.

به گزارش این شبکه، بازرسان در مورد ارائه اطلاعات درباره این اسرائیلیها می گویند" شواهد و قراین مربوط به این اسرائیلی ها و ارتباط آنها با یازده سپتامبیر محرمانه است و نمی توانیم درباره این شواهد جمع آوری شده صحبت کنیم و این اطلاعات محرمانه است".

در ادامه گزارش آمده است: فاکس نیوز دریافته است که یک گروه از اسرائیلی ها که در کارولینای شمالی هستند با آپارتمانی در کالیفرنیا که علیه اعراب جاسوسی می کردند در ارتباط بوده و این اعراب تحت نظارت سازمان های اطلاعاتی آمریکا در رابطه با مسائل تروریستی هستند.

به گفته این تلویزیون همچنین اسناد متعدد محرمانه ای که به دست فاکس نیوز رسیده است، نشان می دهد که حتی پیش از یازده سپتامبر تعداد 140 اسرائیلی دیگر دستگیر و آنها در رابطه با جاسوسی برای اسرائیل حبس شده بودند.

به گزارش این تلویزیون، رسیدگی از سوی چند آژانس دولتی که بخشی یک گروه کاری هستند نشان می دهد که این اسرائیلی ها در سراسر آمریکا در حال جمع آوری اطلاعات بوده اند.

ذکر این نکته ضروری است که درست پس از حادثه مشکوک 11 سپتامبر بود که جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا با دستاویز قراردادن این حادثه، جنگ به اصطلاح بر ضد تروریسم را برای از بین بردن مخالفان خود در جهان آغاز کرد و دو جنگ ویرانگر را نیز در عراق و افغانستان به راه انداخت؛ اما از آن زمان نه تنها حوادث تروریستی مهار نشده اند، بلکه به سبب سیاستهای یکجانبه گرایانه و مستبدانه کاخ سفید این حوادث حتی دامنگیر کشورهای اروپایی نیز شده است.









/////////////////////////////////////////////////




ارام ارام گندش درمیاید;) چرا که این فکس نیوز از سردمداران رسانه های طرفدار جنگ و به نوعی نماینده دیدگاه مسیحی صهیونی ها در امریکاست.البته پخش این خبر از طرف فکس نیوز شاید نشان از زخمی شدن عمیق از رابطه استراتژیک امریکا با رژیم صهیونی باشد که منافع هنگفتی برای امریکایی ها را بر باد داده است.این اعتراف بیان کننده شاید یک شکاف در دیدگاههای دولت امریکاست که برای اولین بار دارد بروز میکند:smile28:

صبح
Monday 15 May 2006, 03:58PM
استادان اسرائيلي تحريم مي شوند
ساعت خبر: 15:24 - تاريخ خبر: 25/02/1385

اتحاديه اساتيد دانشگاههاي انگليس , استادان اسرائيلي را تحريم مي كنند .




بزرگترين اتحاديه استادان دانشكده ها و دانشگاههاي انگليس تصميم دارد از اعضاي خود بخواهد, استادان اسرائيلي را به دليل حمايت از سياست هاي تبعيض نژادي تحريم كنند .

بر اساس قطعنامه هايي كه در كنفرانس بلك پول به تصويب استادان انگليس رسيد , به محققان انگليسي توصيه مي كند از دانشكده ها و دانشگاههاي فلسطين با وجود حملات مداوم دولت اسرائيل حمايت شود .

در قطعنامه دوم با اشاره به ادامه سياست هاي تبعيض نژادي اسرائيل از جمله ساخت ديوار حائل و رويه هاي آموزشي تبعيض آميز از اعضا خواسته شده است , با رعايت مسئوليت خود در تضمين مساوات و دوري از تبعيض در تماس با نهادهاي آموزشي اسرائيل تحريم هاي مقتضي را درباره نهادهايي كه از چنين سياست هايي فاصله نمي گيرند , به عمل آورند .