PDA

نمايش نسخه نهائي : امامان اين امت دوازده نفرند


صبح
Thursday 22 July 2004, 02:27PM
بسم الله الرحمن الرحيم
آنچه كه ملاحظه مي كنيد ، جزوه ششم از سلسله بحثهايي در مورد كتاب و سنت است كه توسط علامه عسگري تاليف شده است .

http://www.sharemation.com/parsland/emaman12nafarand.jpg

http://www.sharemation.com/parsland/jeldemaman12nafarand.jpg


بر گستره كتاب و سنت (6)
امام اين امت دوازده نفرند

و ما ينطق عن الهوى - ان هو الا وحي يوحي
او (پيامبر) هرگز به خواهش دل سخن نمي گويد . سخنانش تنها از وحي الهي است . ( نجم 3 و 4 )

× × ×

و لو تقول علينا بعض الاقاويل - لاخذنا منه باليمين - ثم لقطعنا منه الوتين
و اگر چيزي را به دروغ به ما نسبت دهد دست راستش را مي گيريم و سپس رگ حياتش را قطع مي كنيم ( حاقه - 44-46 )

[HR]

از متن كتاب و سنت ار برگيريم
عز و شرف گذشته از سر گيريم

( وحدت بر محور كتاب و سنت )
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين ، والصلاة و السلام على محمد و آله الطاهرين و السلام على اصحابه البرزة الميامين .

ما مسلمانان يكپارچه ، از درون و از راه مسائل اختلافي با خود به نزاع برخاستيم و دشمنان اسلام از برون ، و از راهي كه ندانستيم ، وحدتمان را به تفرقه و شوكتمان را به ضعف كشاندند تا از دفاع ناتوانمان كردند و بر ما چيرگي يافتند ، در حاليكه خداوي سبحان فرموده است :
و اطيعو الله و رسوله و لاتناطعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم

خدا و پيامبرش را اطاعت كنيد و با يكديگر نزاع نكنيد كه ناتوان شويد و قدرت و شوكت شما برود ! انفال / 46

آري :
ما اصابتكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم و يعفو عن كثير
هر مصيبتي به شما رسد دست آورد خودتان است و خداوند بسياري را نيز ، مي بخشد ! ( شورى / 30 )

پس شايسته آن استك ه امروز و هر روز به ( كتاب و سنت ) بازگرديم و وحدت كلمه خود را بر محور ( كتاب و سنت ) باز يابيم كه خداي متعال مي فرمايد :
فان تنازعتم في شيء فردوده الى الله و الرسول
پس اگر در چيزي نزاع كرديد ( حكم ) آن را به خدا و رسول بازگردانيد . نساء / 59

ما نيز در اين سلسله از بحث ها به كتاب و سنت مراجعه كرده و ابزار روشنگر راهمان در مسائل مورد اختلاف را از كتاب و سنت مي گيريم تا - به اذن خداي متعال - وسيله وحدت كلمه و يكپارچگي دوباره مان گردد .
اميدوارم دانشمندان و انديشمندان اسلامي نيز ، در اين ميدان با ما همراهمي نموده و ديدگاههاي خود را براي ما ارسال دارند .

سيد مرتضي عسگري

[HR]

نمودار بحث

- نص صريح پيامبر (ص) بر تعداد امامان (ع)
- امامان دوازده گانه در تورات
- فشرده احاديث گذشته
- حيرت علماي مكتب خلفا در تفسير اين حديث
- نامهاي دوازده گانه در مكتب خلفا
- معرفي امامان دوازده گانه بعد از رسول خدا (ص)


[HR]

نص صريح پيامبر (ص) بر تعداد امامان ( ع )
حديث عدد امامان :
رسول خدا (ص) خبر داده است كه ، اماماني بعد از او مي آيند ، دوازده نفرند . اين موضوعي است كه صاحبان كتب صحيح و مسند كه نامشان در زير مي آيد ، از آن روايت كرده اند :

الف ) مسلم در صحيح خود ز جابربن سمره روايت كند كه گفت : شنيدم رسول خدا (ص) مي فرمود : { اين دين هميشه تا قيام قيامت و تا هنگامي كه دوازده خليفه بر سر شما باشند ، استوار و برپاست . اين خلفا همگي از قريش اند }

در روايت ديگري آمده است : { هميشه كار مردم روبراه است }
در دو روايت ديگر آمده است : { تا آنكه دوازده خليفه بيايند ... }
در سنن ابوداود آمده است : { تا آنكه دوازده نفر خليفه بر سر شما باشند }
در حديث ديگري است كه فرمودند : {تا پايان دوازده نفر } (1)

(1) صحيح مسلم ، جلد 3 ص 1453 - حديث 1821 ، اين روايت را از آنرو برگزيديم كه جابر خود آن را نوشته است .
صحيح بخاري ، جلد 4 ص 165 - كتاب الاحكام
سنن ترمذي ، باب / ما جاء في الخلفاء من ابواب الفتن
سنن ابوداوود ج 3 ص 106، كتاب المهدي
مسند طلياسي حديث 464 و 1278
مسند احمد ج 5 ص 86-90-92-101-106-108
كنزالعمال ج 13 ص 26 و 27
حلية الاولياء ابو نعيم ج 4 ص 333

جابربن سمرة بن عامري خواهر زاده سعد بن ابي وقاص است كه بعد از سال هفتاد هجري در كوفه وفات كرد . صاحبات كتب صحيح 164 حديث از او روايت كرده اند . شرح حال او در كتاب هاي ( اسد الغابة ، تقريب التعذيب و جوامع السيره ص 277 ) آمده است .

و در صحيح بخاري گويد : از پيامبر (ص) شنيدم كه مي فرمود : ( دوازه نفر امير و فرمانده اند ) ، راوي گويد : پيامبر (ص) پس از آن سخناني فرمود كه من نفهميدم ، پدرم گفت / فرمود : ( همگي آنان از قريش اند ) .

در روايت ديگري مي گويد / سپس رسول خدا (ص) سخناني فرمود كه بر من پوشيده ماند ، از پدرم پرسيدم : رسول خدا (ص) چه فرمود ؟ پدرم گفت : فرمود : ( همگي آنان از قريشند ) .
فتح الباري ، ج 16 ، ص 338
مستدرك الصحيحين ، ج 3 ص 617


در روايت ديگري است كه فرمود : دشمني كساني كه با آنان دشمني كنند ، زياني به ايشان نمي رساند .
فتح الباري ج 16 ص 338

ب - در روايت ديگري است كه رسول خدا فرمود :
( لا تزال هذه الامة مستقيما امرها ، ظاهرة علي عدوها حتى يمضي منهم اثنا عشر خليفة كلهم من قريش ، ثم يكون المرج او الهرج )
كار اين امت هميشه به سامان است و پيوسته بر دشمنانشان پيروزند تا آنگاه كه دوازده نفر خليفه همگي از قريش در گذرند . پس از آن فساد و خرابي يا فتنه و آشوب خواهد بود .

منتخب كنز العمال ، ج 5 ص 321
تاريخ ابن كثير ج 6 ص 249
تاريخ الخلفاء سيوطي ص 10
كنز العمال ج 13 ص 26
الصواعق المحرقه ص 28


ج - در روايت ديگري آمده است كه فرمود گ
( اين امت دوازده نفر قيم دارد كه هر كس آنان را ياري نكند ، زياني به ايشان نرسد ، همگي آنان از قريش اند )
كنز العمال ، ج 13 ص 27 و منتخب آن ج 5 ص 312


د- در روايت ديگري فرمود :
( كار اين مردم تا هنگامي كه دوازده مرد بر آنان ولايت داشته باشند ، همواره در جريان است )
شرح صحيح مسلم ، نووي ج 12 ص 202
الصواعق المحرقه ص 18
تاريخ الخلفاء سيوطي ص 10
هـ - از قول انس روايت كنند كه آن حضرت فرمود : ( اين دين تا دوازده نفر از قريش باشند به هيچ روي نابود نگردد و چون از دنيا بروند ، زمين نيز اهل خود را فرو مي برد )
كنز العمال ج 13 ص 27

و - در روايت ديگري فرمود :
( كار اين است ، تا هنگامي كه همه آن دوازده قيام كنند ، هميشه قرين پيروزي است ، آنان همگي از قريشند )
كنز العمال ج 13 ص 27

ز - احمد بن حنبل و حاكم و ديگران از مسروق روايت كنندكه گفت : شبي نزد عبد الله بن مسعود نشسته بوديم و او قرآن له ما مي آموخت كه مردي پرسيد: اي اباعبد الرحمان ! آيا از رسول خدا پرسيديد چه تعداد از اين امت به خلافت مي رسند ؟ عبد الله گفت گ از هنگامي كه به عراق رسيديم هيچ كس پيش از تو چنين سوالي از من نكرده است . بعد گفت : ما اين موضوع را پرسيديم آن حضرت فرمود : ( آنان دوازده نفرند ، به تعداد نقباي بني اسرائيل )

مسند احمد ج 1 ص 398 و 406 احمد شاكر در حاشيه اول مي گويد : اسناد آن صحيح است .
مستدرك حاكم و تلخيص آن ، ج 4 ص 501
فتح الباري ج 16 ص 339
مجمع الزوائد ، ج 5 ص 190
الصواعق المحرقه ، اين حجر ص 12
تاريخ الخلفاء ، سيوطي ص 10
جامع الصفير ، سيوطي ج 1 ص 75
كنز العمال ، متقي ج 13 ص27 : گويد : طبراني و نعيم بن حماد نيز آن را در فتن آورده اند .
فيض القدير ، ج 2 ص 458
تاريخ ابن كثير ، ج 6 ص 248-250 در باب گ ذكر الائمة الاثني عشر الذين كلهم من قريش ، از ابن مسعود .

ح - در روايت ديگري ابن مسعود گويد : رسول خدا (ص) فرمود :
خلفاي بعد از من به تعداد اصحاب موسي هستند
تاريخ ابن كثير ، ج 6 ص 248
كنز العمال گ ج 13 ص 27
شواهد التنزيل حسكاني ، ج 1 ص 455 حديث 626

ابن اثير گويد ، همانند اين از عبد الله بن عمر و حذيفه و ابن عباس نيز روايت شده است .
ابن كثير ، ج 5 ص 248

مولف گويد : نمي دانم مقصود ابن كثير از روايت ابن عباس همان است كه حاكم حسكاني از ابن عباس روايت كرده يا غير آن است .

روايات گذشته صريحا مي گويد : ( عدد واليان دوازهد نفر و همگي از قريش اند ) و امام علي عليه السلام در سخن خود مقصود از قريش در اين روايات را بيان كرده و مي فرمايد :
( همه امامان از قريش اند و در اين تيره از هاشم ( = اهل البيت عليهم السلام ) جايگزين شده اند . ( ولايت ) بر غير آنان روا نيست و واليان جز ايشان شايسته ولايت نباشند .
( نهج البلاغة خطبه 142 )

و نيز فرمود :
اللهم بلى لا تخلوا الارض من قائم لله بحجة اما ظاهرا مشهورا او خائفا مغمورا لدلا تبطل حجج الله و بيناته ...

خداوند ! آري ، زمين هرگز از قيام كننده به حق براي خدا خالي نخواهد شد ، ( اين امام قائم ) يا پيروز است يا نمايان و يا خائف است و پنهان ، تا حجتهاي خدا و نشانه هاي روشن الهي نابود نگردد .
ينابيع المودة ، شيخ سليمان حنفي در باب صدم ، ص 523
احياء علوم الدين غزالي ، ج 1 ص 4
حلية الاولياء ج 1 ص 80 فشرده .

ادامه دارد

mm-bb
Tuesday 3 August 2004, 01:52AM
آفرين بر شما برادر

من اين كتاب را در زبان اصلى اش خواندم ، آقاى سيد عسكرى (حفظه الله ) در اين كتاب خيلى موفق بود

صبح
Thursday 1 September 2005, 04:02PM
احاديث ائمه اثنى عشر عليهم السلام
در اينجا به يك سلسله احاديث از كتب اهل سنت كه دلالت‏بر عدد امامان و اشخاص و نامهاى ايشان دارد و همانطور كه علماء و شارحان اين احاديث‏بيان كرده‏اند از اخبار مبشر به حضرت مهدى عليه السلام نيز هست،اشاره مى‏كنيم.

اين احاديث‏با هيچ يك از مذاهب مسلمين در گذشته و حال جز مذهب شيعه اثنا عشرى انطباق ندارد.

راويان احاديث دوازده امام از صحابه
جمعى از صحابه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم احاديثى را كه دلالت‏بر ائمه اثنى‏عشر (دوازده امام) دارد روايت كرده‏اند مانند:

1-جابر بن سمره،2-عبد الله بن مسعود،3-ابو جحيفه،4-ابو سعيد خدرى،5-سلمان فارسى،6-انس بن مالك،7-ابو هريره،8-واثلة بن اسقع،9-عمر بن الخطاب،10-ابو قتاده،11-ابو الطفيل،12-على عليه السلام،13-امام حسن عليه السلام،14-امام حسين عليه السلام،15-شفى اصبحى،16-عبد الله بن عمر، 17-عبد الله بن ابى اوفى،18-عمار بن ياسر،19-ابوذر،20-حذيفة بن اليمان،21-جابر بن عبد الله انصارى،22-عبد الله بن عباس،23-حذيفة بن اسيد،24-زيد بن ارقم،25-سعد بن مالك،26-اسعد بن زرارة،27-عمران بن حصين،28-زيد بن ثابت،29-عايشه،30-ام سلمة،31-ابو ايوب انصارى،32-فاطمه زهرا عليها السلام،33-ابو امامه،34-عثمان بن عفان.

كتابهائى كه اين احاديث در آنها تخريج‏شده
احصاء كتب و جوامع و اصولى كه اين احاديث در آنها روايت‏شده در نهايت صعوبت است اما آنچه اكنون از كتب شيعه و اهل سنت در نظر است چند كتاب را نام مى‏بريم.

از كتب شيعه
1-الصراط المستقيم الى مستحقى القديم در 3 جلد،2-اثبات الهداة شيخ حر عاملى كه اخيرا در هفت جلد چاپ شده است،3-كفاية الاثر،-مقتضب الاثر،5-مناقب ابن شهر اشوب (1) ،6-بحار الانوار،7-عوالم، 8-منتخب الاثر تاليف نگارنده.

از كتب اهل سنت
1-صحيح بخارى،2-صحيح مسلم،3-سنن ترمذى،4-سن ابى داود،5-مسند احمد،6-مسند ابى داود طيالسى،7-تاريخ بغداد،8-تاريخ ابن عساكر،9-مستدرك حاكم،10-تيسير الوصول،11-منتخب كنز العمال،12-كنز العمال،13-الجامع الصغير،14-تاريخ الخلفاء،15-مصابيح السنة،16-الصواعق المحرقه، 17-الجمع بين الصحيحين،18-معجم طبرانى،19-التاج الجامع للاصول.

صبح
Thursday 1 September 2005, 04:04PM
متن احاديث
ما فقط متن چند حديث از اين روايات را در اينجا ذكر مى‏كنيم،تا معلوم شود كه بنيان مذهب شيعه اثنى عشرى بر استوارترين مآخذ و مدارك معتبر مورد قبول فرق مسلمين قرار دارد و نام‏«اثنى عشرى‏»،نامى است كه از زبان وحى و رسالت‏يعنى كلام معجز نظام،حضرت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله و سلم گرفته شده است.

1-احمد حنبل در مسند كه از معتبرترين كتب مسانيد و جوامع اهل سنت و معروف ترين كتب حديث مسلمين است،سى و پنج‏حديث‏با سندهائى عالى،از پيغمبر روايت كرده است كه همه دلالت دارند براينكه جانشينان و رهبران امت‏بعد از آن حضرت دوازده نفرند.از جمله سند را به جابر بن سمره صحابى معروف مى‏رساند كه گفت:شنيدم پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«يكون لهذه الامة اثنا عشر خليفة‏» (2)

«براى اين امت دوازده نفر خليفه است‏».

و چنانچه همه مى‏دانند،فقط شيعه اثنى عشرى اين مذهب را دارند.

2-ابن عدى در كامل و ابن عساكر از ابن مسعود روايت كرده‏اند از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود:

«ان عدة الخلفاء بعدى عدة نقباء موسى‏» (3)

«شماره جانشينان من به شماره نقباء موسى است‏».كه به اتفاق دوازده تن بوده‏اند.

3-طبرانى از ابن مسعود روايت كرده كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«يكون من بعدى اثنى عشر خليفة كلهم من قريش‏» (4)

«بعد از من دوازده نفر خليفه‏اند كه همه از قريش مى‏باشند».

4-ابن النجار از انس بن مالك روايت كرده كه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«لن يزال هذا الدين قائما الى اثنى عشر من قريش فاذا هلكوا ماجت الارض باهلها» (5) .

«اين دين همواره بر سرپا است تا دوازده نفر از قريش،پس وقتى آنهامردند زمين به اهلش مضطرب مى‏شود».

5-ديلمى در فردوس الاخبار از ابو سعيد خدرى روايت كرده كه پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و سلم نماز اولى را با ما بجا آورد سپس به طرف ما برگشت و فرمود:اى گروه اصحابم به درستى كه مثل اهل بيت من در بين شما مثل كشتى نوح و باب حطه بنى اسرائيل است،پس متمسك شويد به اهل بيت من بعد از من كه پيشوايان راشدين از ذريه من هستند پس به درستى كه شما هرگز گمراه نشويد.

«فقيل:يا رسول الله كم الائمة بعدك؟قال اثنا عشر من اهل بيتى (او قال) من عترتى‏»

«پرسيده شد:يا رسول الله امامان بعد از شما چند نفرند؟فرمود:دوازده تن از اهل بيت من يا فرمود:از عترت من مى‏باشند» (6)

6-شارح‏«غاية الاحكام‏»به سند خود از ابو قتاده حديث نموده كه گفت:شنيدم پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«الائمة بعدى اثنى عشر عدد نقباء بنى اسرائيل و حوارى عيسى عليه السلام‏» (7) .

از اين قسم اخبار در كتب اهل سنت‏بسيار است،براى نمونه همين مقدار كافى است.

7-فاضل قندوزى از ابو الفضيل عامر بن واثله از على عليه السلام از پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم روايت كرده كه فرمود:يا على تو وصى منى،جنگ تو جنگ من و سازش تو سازش من است،و تو امام و پدر امام و پدر يازده‏امامى كه پاك و معصومند و از ايشان است مهدى كه زمين را از قسط و داد پر كند (8) .

8-و نيز قندوزى روايت كرده كه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:امامان بعد از من دوازده نفرند اول ايشان يا على توئى و آخر ايشان قائم است كه خدا به دستش مشارق و مغارب زمين را مى‏گشايد (9) .

9-حموئى در«فرائد السمطين‏»و سيد على همدانى در«مودة القربى‏»از ابن عباس روايت كرده‏اند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«انا سيد النبيين،و على بن ابي طالب سيد الوصيين،و ان اوصيائى اثنا عشر اولهم على بن ابى طالب،و آخرهم القائم‏» (10)

«من سيد پيامبرانم و على سيد اوصياء است و اوصياى من دوازده نفرند كه اول آنها على و آخرين ايشان قائم است‏».

10-در روضة الاحباب و فرائد السمطين از ابن عباس روايت‏شده كه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:جانشينان و اوصياء من و حجتهاى خدا بر خلق بعد از من دوازده نفرند كه اول ايشان برادر من است و آخر ايشان فرزند من است.

پرسيده شد:يا رسول الله برادرت كيست؟

فرمود:على بن ابيطالب.

پرسيده شد:فرزندت كيست؟

فرمود:مهدى است كه زمين را از قسط و عدل پر كند همچنانكه پر از ظلم و جور شده باشد.سوگند به آن كس كه مرا به حق بشارت دهنده مبعوث كرد،اگر باقى نماند از دنيا مگر يك روز خدا آن روز را طولانى گرداند تا فرزندم مهدى در آن بيرون آيد،پس عيسى بن مريم نزول كند و پشت‏سر او نماز بخواند و زمين به نورش روشن شود و سلطنتش به مشرق و مغرب برسد (11) .

11-شارح غاية الاحكام از حسين عليه السلام روايت كرده است كه فرمود:از ما است دوازده نفر مهدى اول ايشان على بن ابيطالب و آخر ايشان قائم عليهم السلام است (12) .

12-حموئى و همدانى از ابن عباس روايت كرده‏اند كه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«انا و على و الحسن و الحسين و تسعة من ولد الحسين مطهرون معصومون‏» (13)

«من و على و حسن و حسين،و نه تن از فرزندان حسين مطهر و معصوميم‏».

13-خوارزمى در«مقتل الحسين‏»و«مناقب‏»و همدانى در«مودة القربى‏»از سلمان روايت كرده‏اند كه گفت: وارد شدم بر پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم در حالى كه حسين بر زانوى او بود چشمهايش را مى‏بوسيد و دهانش را مى‏بوسيد و مى‏فرمود:تو آقا،پسر آقائى.تو امام پسر امام،برادر امام،پدر امامانى، تو حجت‏خدا پسر حجت‏خدائى و پدر نه حجتى كه از صلب تو هستند و نهمين ايشان قائم آنها است (14)

و مفصل‏تر از اخبارى كه نقل شد رواياتى است كه در آنها اسامى مبارك دوازده امام از حضرت على عليه السلام تا حضرت حجة بن الحسن العسكرى،امام دوازدهم،مهدى منتظر-عجل الله تعالى فرجه-نامبرده شده‏اند كه شارح رواياتى مى‏باشند كه در آنها فقط عدد ائمه ذكر شده است.

اين اخبار از طرق شيعه بسيار و متواتر است،و از طرق اهل سنت نيز روايت‏شده است و اعتبار آنها به روش اهل سنت‏با همان روايات مشتمل بر عدد ائمه كه در كتب صحاح تخريج‏شده تاييد و تضمين مى‏شود.

14-مانند روايت جابر كه در روضة الاحباب و مناقب،روايت‏شده است (15)

15-و مانند روايت ابو سلمى (راعى ابل حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم كه خوارزمى و قندوزى روايت كرده‏اند (16)

16-و مثل روايت‏حضرت امير المؤمنين عليه السلام كه خوارزمى روايت كرده است (17) .

17-و روايتى كه حافظ ابو الفتح محمد بن احمد بن ابى الفوارس (متوفاى س 412) به سند خود در«اربعين‏»خود نقل كرده از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و اين حديث چهارم اربعين او است: پس از آنكه نام ائمه را از حضرت امير المؤمنين تا حضرت امام على نقى عليهم السلام ذكر فرموده، مى‏فرمايد:

«و من احب ان يلقى الله عز و جل و هو من الفائزين فليتول ابنه الحسن العسكرى و من احب ان يلقى الله عز و جل،و قد كمل ايمانه،و حسن اسلامه فليتول ابنه المنتظر محمدا صاحب الزمان المهدى فهؤلاء مصابيح الدجى،و ائمة الهدى و اعلام التقى فمن احبهم،و تولاهم كنت ضامنا له على الجنة‏» (18)

اين احاديث و رواياتى كه نقل كرديم اگر به نامهاى شريف دوازده امام هم تصريح نداشت و فقط به همان عدد دوازده امام اكتفا شده بود جز بر ائمه اثنى عشر عليهم السلام و مذهب شيعه،بر هيچيك از مذاهب و پيشوايان آنها انطباق ندارد،زيرا فقط شيعه اماميه است كه قائل به امامت ائمه اثنى عشر است و اين روايات در قوت و اعتبار و تواتر به پايه‏اى است كه احدى از اهل سنت در صحت آنها ترديد نكرده است هر چند در تفسير و توجيه آن بى‏جهت دست و پا كرده و خود را به زحمت انداخته‏اند،ولى چنانچه در حواشى منتخب الاثر نگاشته‏ايم نتوانسته‏اند هيچگونه توجيه قابل قبولى براى اين حاديث‏بنمايند،اين‏احاديث مستقيما اعلان صحت مذهب شيعه است و با اخبار و رواياتى كه نامهاى شريف امامان را دارد،مؤيد و معاضد يكديگرند.

از اين جهت جمعى از علماى عامه مانند علامه كبير شيخ رحمه الله،مؤلف كتاب نفيس‏«اظهار الحق‏»و كتب ديگر در جزء 2،ص 94،قندوزى صاحب‏«ينابيع الموده‏»،علامه محمد معين بن محمد امين سندى، مؤلف‏«دراسات اللبيب‏»و«مواهب سيد البشر في حديث الائمة الاثنى عشر»،سيد جمال الدين مؤلف‏«روضة الاحباب‏»،ابن الصباغ مالكى در«الفصول المهمة‏»،سبط ابن الجوزى در«تذكرة الخواص‏»، نور الدين عبد الرحمن جامى در«شواهد النبوة‏»،حافظ ابى عبد الله گنجى شافعى مؤلف‏«كفاية الطالب‏»و«البيان‏»،كمال الدين محمد بن طلحة شافعى مؤلف‏«مطالب السؤل‏»،قاضى روزبهان مؤلف‏«ابطال نهج الباطل‏»،شارح‏«الشمائل‏»،ابن خشاب مؤلف‏«مواليد الائمه‏»،شيخ سعد الدين حموى، خواجه محمد پارسا،حافظ ابى الفتح محمد بن ابى الفوارس،عبد الحق دهلوى،صلاح الدين صفدى، جلال الدين رومى،شيخ عبد الرحمن صاحب‏«مرآة الاسرار»،قاضى شهاب الدين دولت آبادى صاحب تفسير«البحر المواج‏»و«هداية السعداء»،عبد الله بن محمد المطيرى مدنى صاحب‏«الرياض الزاهرة‏»، محمد بن ابراهيم حموينى شافعى صاحب‏«فرائد السمطين‏»،قاضى بهلول بهجت افندى،شمس الدين زرندى،شبراوى رئيس دانشگاه الازهر مؤلف‏«الاتحاف‏»شيخ ضياء الدين احمد كشمخانوى مؤلف‏«لوامع العقول‏»و جماعت ديگرى كه ذكر اسامى آنها موجب اطاله كلام است،صريحا به امامت ائمه اثنى عشر اعتراف كرده و فضايل ومناقب آن بزرگواران را نوشته‏اند (19) .

بنابر آنچه گفته شد روايات و احاديث دوازده امام صحت و حقانيت مذهب شيعه اثنى عشرى (دوازده امامى) را مانند آفتاب آشكار مى‏سازد و بر هيچيك از مذاهب جز مذهب شيعه اثنى عشرى منطبق نيست و دلالت اين احاديث‏بر امامت‏حضرت مهدى عليه السلام بطورى مورد قبول و مسلم است كه ابو داود احاديث دوازده امام را در جامع خود كه از معتبرترين و معروف‏ترين كتب مورد اعتماد اهل سنت و از«صحاح سته‏»به شمار مى‏رود در كتاب‏«المهدى‏»تخريج كرده است.

و براى مزيد بصيرت ياد آور مى‏شويم كه طبق احصاى ناقص ما،در كتاب منتخب الاثر،271 حديث دلالت‏بر امامت دوازده امام دارد.

و 94 حديث دلالت دارد كه حضرت مهدى عليه السلام دوازدهمين ايشان است.

و 91 حديث دلالت دارد بر اينكه امير المؤمنين على عليه السلام نخستين ايشان و مهدى-عجل الله تعالى فرجه-دوازدهمين آنها است.و 107 حديث دلالت دارد بر اينكه امامان دوازده نفرند و نه تن ايشان از فرزندان حسين عليه السلام و نهمين آنها حضرت قائم-ارواحنا فداه-است.

و 50 حديث دلالت‏بر اسامى شريف دوازده امام دارد.

بديهى است احاديث و اخبار در هر يك از موضوع‏هاى نامبرده بيش از اينها است و آنچه ياد آور شديم فقط بر حسب احصائى است كه در اين كتاب انجام داده‏ايم و به خواست‏خداوند متعال در كتابى كه در آينده تقديم جامعه شيعه و حقايق پژوهان خواهيم كرد،احصائيه‏هاى جامع‏تر و بيشتر عرضه خواهيم كرد.

و ما توفيقى الا بالله عليه توكلت و اليه انيب.

صبح
Thursday 1 September 2005, 04:04PM
پى‏نوشتها:

1-ابن شهر آشوب در«متشابه القرآن و مختلفه‏»،ج 2،ص 55،نيز اسامى جمعى از صحابه را كه از راويان اين حديث مى‏باشند ذكر كرده است.

2-منتخب الاثر،تاليف نگارنده،ص 12.

3-الجامع الصغير،ج 1،ط 4،ص 91.

4-كنز العمال،ج 1،ص 338،ج 6،ص 201.

5-كنز العمال،ج 6،ص 201،ح 3483.

6-عبقات الانوار،ص 246،ج 2،ج 12.

7-كشف الاستار،ص 74.

8-ينابيع المودة،ص 5.

9-ينابيع الموده،ص 493.

10-ينابيع الموده،ص 258،445 و كشف الاستار،ص 74.

11-ينابيع المودة،ص 447.عبقات،ص 237،ج 2،ج 12.

12-كشف الاستار،ص 74،خ 1.و عبقات،ج 2،ج 12،ص 240.

13-ينابيع الموده،ص 258 و 455.

14-مقتل الحسين،ج 1،ص 94،و ينابيع الموده،ص 258 و 492.

15-عبقات،ص 238،ج 2،ج 12.و ينابيع المودة،ص 494.

16-مقتل الحسين خوارزمى،ج 1،ص 95.و ينابيع الموده،ص 486-فرائد السمطين،ج 2.

17-مقتل الحسين،ج 1،ص 94،فصل 6.

18-عبقات،ج 2،ج 12،ص 253 و 254.كشف الاستار،ص 27-29 نسخة خطى اربعين،حديث 4.

19-از حسن موافقات كه دليل بر امكان حصول تفاهم بيشتر بين شيعه و اهل سنت است اين است كه اسامى ائمه اثنى عشر عليهم السلام در كتيبه‏هاى مسجد مقدس پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم در مدينه طيبه در قسمتى كه در زمان ملك سعود بن عبد العزيز و فيصل تجديد بنا شده ثبت گرديده است و بر حسب آنچه كه زمانى در يكى از كتب تاريخى معتبر ديده‏ام،سابق بر اين هم اين اسامى طيبه در كتيبه‏هاى مسجد ثبت‏بوده با اين تفاوت كه در كتيبه‏هائى كه قبل از اين تعمير و تجديد بوده، اسامى ائمه متصل به هم بوده و در كتيبه‏هاى فعلى به تفريق و در بين اسامى صحابه و ائمه اربعه نوشته شده و نام حضرت مهدى عليه السلام به اين عبارت‏«محمد المهدى رضى الله عنه‏»رو به روى كسى است كه از باب مجيدى به صحن مقدس اول مشرف مى‏شود،در وسط قرار گرفته است.

امامت و مهدويت صفحه 50

آية الله صافى گلپايگانى

از :‌http://www.imamalinet.net/per/ps/psa/psai/psaie/psaie2.htm

محمد مهدی 128
Monday 19 September 2005, 06:55AM
بسمه تبارک وتعالی وبحمده وصلی الله علی محمد واله ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین

یا علی ؛ وهو العلی العظیم
سلام صبح عزیز موفق با شی یکی از جاهائی که جواب ندارند و ماست مالی هم فایده ندارد اینجاست حتی محمود ابو ریه در اضواءعلی سنة المحمدیه جمع بین لقوال خودشان را که میکندبه نتیجه نمی رسد وقول اقای عسگری را می اورد .موفق باشی
یامرتضی علی مددی 1001اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم العن الجبت والطاغوت واللات والعزی وابنتیهما ومحبیهما بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیر المؤمنین علیه السلام.

موحد
Monday 19 September 2005, 07:03AM
خداوند در سوره فرقان در باره صفات مومنين مي فرمايد:
وعباد الرحمن الذین یمشون علی الارض ... والذین یقولون ربنا هب لنا من ازواجنا وذریاتنا قرة اعین واجعلنا للمتقین اماما
خداوند مي فرمايد بندگان من كساني هستند كه مي گويند پروردگارا ما را امام متقين قرار ده...

يعني فقط 12 نفرند؟؟؟؟!!!!!

يا در سوره مباركه انبيا خداوند بعد از ذكر صفات چند تن از انبيا ميفرمايد:
وجعلناهم ائمة یهدون بامرنا واوحینا الیهم فعل الخیرات واقام الصلاة وایتاء الزکاة وکانوا لنا عابدین
يعني ما تمام انبيا را اماماني قرار داديم تا به امر ما مردم را هدايت كنند..

آخر حماقت هم حدي دارد!!

صبح
Monday 19 September 2005, 08:11AM
جناب موحد
هنگامي كه حديث به اين تواتر و اطمينان وجود دارد ، انكار كور و تفسير به راي واضح شما ، ارزشي ندارد .
دلايل شما ، هر چه كه باشد ، نفي وجود ائمه اطهار نيست ... ! و با اين دو جمله جز اعتراف به (اجتناب از پذيرش حقيقت) كاري نكرديد .

در احاديث سني و شيعه بر امامان و حتي نام يك يك آنان بطور واضح و (بطور شاخص) اشاره شده است و گفته شده است كه اين 12 نفر (بعنوان جانشينان سفارش شده پيامبر) امام خواهند بود ... آن هم با ويژگيهاي حديث كساء ... و آيه تطهير كه به همين نحو در كتب اهل سنت يافت مي‌شوند ... تا اينجا تكليف همه مسلمانان در تبعيت از اسلام و سنت رسول الله مشخص است و ديگر انكار كور ، جائي ندارد .

ضمن اين گفته آنچه كه در استنباط شما مشخص است كلمه (واجعلنا= و ما را قرار بده) و ( وجعلناهم = قرار داديمشان) است ... كه اين واضح مي‌سازد كه شرط امامت ، خواست خداست ، نه بنده خدا . و اين امر به هر آنكس كه (دلش بخواهد) تعلق نمي‌گيرد .

اما حال كسي نگفت كه امام ديگري وجود ندارد كه خيلي از افراد در تمدن اسلامي و شيعي با لقب امام شناخته مي‌شوند مثل امام خميني ... امام صدر ... اين بدليل احاديث ديگري است كه تبعيت از مجتهدين واجد الشرايط را براي عام مردم ، واجب شمرده است . البته اين اشاره شما قدمي از استنباط براي اثبات (ولايت فقيه) نيز هست ... ! اما شما (سر به عقب) راه مي‌رويد و به همين دليل هم در چاه انكار مي‌افتيد .

تازه استدلالهاي بالا از كتب اهل سنت بوده است و شايد خيلي از برادران اهل سنت از اين احاديث تعجب كنند ... قرنهاست كه اين احاديث در كتب اهل سنت ( مهجور مانده اند ) چون شاهان ظالم حاكم بر ملتهاي اهل سنت نخواسته اند كه اين احاديث به گوش مردمشان برسد ... اما ظاهرا اين موج عمري براي نفي كل احاديث مجددا راه افتاده است و اين ارث مبارك(!!!) عمر در دشمني با سنت و دين رسول الله در وجود معاصر عده اي باز هم گل (!!!)‌ كرده است !‌ اگر عمر موفق بود ... آنها نيز موفق خواهند بود !‌ فعلا كه عمر ايران را از دست داده است ... :p

موحد
Monday 19 September 2005, 11:33AM
آخر سفسطه كردن هم حدي دارد!!!

اگر جانشينان پيامبر 12 نفرند پس چرا اين امر مهم در كتاب خدا نيست؟!
حديث كسا وآيه تطهير را هم كه بزور براي خودتان تفسير مي كنيد نامي از 12 نفر نبرده!
پس چرا شيعيان اسماعيلي وزيدي وواقفي ....72 فرقه ديگر شيعه چرا كسان ديگر را نام مي برند !!!؟؟؟؟؟
البته شما هم مثل تمام فرقه ها معتقديد كه فقط شما راست مي گوييد وبقيه در گمراهيند!!!!!!!

ولا تکونوا من المشرکین من الذین فرقوا دینهم وکانوا شیعا کل حزب بما لدیهم فرحون

صبح
Monday 19 September 2005, 01:51PM
آخر سفسطه كردن هم حدي دارد!!!

اگر جانشينان پيامبر 12 نفرند پس چرا اين امر مهم در كتاب خدا نيست؟!
حديث كسا وآيه تطهير را هم كه بزور براي خودتان تفسير مي كنيد نامي از 12 نفر نبرده!
پس چرا شيعيان اسماعيلي وزيدي وواقفي ....72 فرقه ديگر شيعه چرا كسان ديگر را نام مي برند !!!؟؟؟؟؟
البته شما هم مثل تمام فرقه ها معتقديد كه فقط شما راست مي گوييد وبقيه در گمراهيند!!!!!!!

ولا تکونوا من المشرکین من الذین فرقوا دینهم وکانوا شیعا کل حزب بما لدیهم فرحون

با افترا و دروغ بستن ، فقط سرتان را در برف كرده ايد ...

حديث كساء حديث 5 تن آل عباست و آيه تطهير هم در مورد اين پنج نفر است . اينها 5 نفري از اهلبيت بودند كه در زمان نزول آيه در قيد حيات بودند .

خداوند در قرآن مي‌فرمايد ( اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم ) ... شما اگر اهل بينش باشيد ، نمي‌بايست سنت و حديث رسول الله را كه قابل اثبات است منكر شويد كه با اين كار قرآن را منكر شده ايد ...

امیر
Tuesday 20 September 2005, 01:33PM
جناب صبح اینان (اهل سنت ) اولی الامر را ((فرماندهان جنگی)) میدانند...رجوع شود به تفسیر(( فخر رازی)) از علمای مفسر قرآن در میان اهل سنت
وذکر احادیثی مانند ((انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و سنتی... ))نشان میدهد جناب موحد مطلق حدیث را قبول دارد...وگویا احادیثی که به نفعشان هست را میپذیرند

پس چرا شيعيان اسماعيلي وزيدي وواقفي ....72 فرقه ديگر شيعه چرا كسان ديگر را نام مي برند !!!؟؟؟؟؟
زیرا آنها کلام امام آخرشان که در آن تصریح به امامت مابعد شده بود را نادیده گرفتند....
اگر جانشينان پيامبر 12 نفرند پس چرا اين امر مهم در كتاب خدا نيست؟!

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ ميثاقَ بَني‏ إِسْرائيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُم))ُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقيبا ))
جناب موحد به نظر شما ذکر عدد 12 سرکرده در قرآن چه علتی داشته...که خداوند آن را برای ما یاداوری میکند

صبح
Tuesday 20 September 2005, 10:15PM
سلام برادر
احاديث كتب اهل سنت از پيامبر است نه اولي الأمر كه ما ايشان را اهل بيت مي‌دانيم .

پس طبق اين آيه مسلمانان لازم است به تاريخ و حديث مراجعه كرده و طبق امر و سنت پيامبر عمل كنند .
اينها اين مهم را فاكتور مي‌گيرند .

هستي
Wednesday 21 September 2005, 08:24AM
بسمه تعالي
جناب موحد
باز هم شروع كرده ايد كه هر وقت دلتان خواست احاديث را نا ديده بگيريد.
بگمانم مطالب را نخوانديد والا همه از اهل سنت ذكر شده اند.
مگر اينكه خداي نكرده خودتان مجتهد شده ايد.خوب اگر اينطور است نظراتتان را براي اهل سنت بيان كنيد تا شايد فتواي كفرتان را دادند.
بهر حال چند مورد را كپي كرده ام.دوباره بخوانيد.


احمد بن حنبل و حاكم و ديگران از مسروق روايت كنندكه گفت : شبي نزد عبد الله بن مسعود نشسته بوديم و او قرآن له ما مي آموخت كه مردي پرسيد: اي اباعبد الرحمان ! آيا از رسول خدا پرسيديد چه تعداد از اين امت به خلافت مي رسند ؟ عبد الله گفت گ از هنگامي كه به عراق رسيديم هيچ كس پيش از تو چنين سوالي از من نكرده است . بعد گفت : ما اين موضوع را پرسيديم آن حضرت فرمود : ( آنان دوازده نفرند ، به تعداد نقباي بني اسرائيل )

مسند احمد ج 1 ص 398 و 406 احمد شاكر در حاشيه اول مي گويد : اسناد آن صحيح است .
مستدرك حاكم و تلخيص آن ، ج 4 ص 501
فتح الباري ج 16 ص 339
مجمع الزوائد ، ج 5 ص 190
الصواعق المحرقه ، اين حجر ص 12
تاريخ الخلفاء ، سيوطي ص 10
جامع الصفير ، سيوطي ج 1 ص 75
كنز العمال ، متقي ج 13 ص27 : گويد : طبراني و نعيم بن حماد نيز آن را در فتن آورده اند .
فيض القدير ، ج 2 ص 458
تاريخ ابن كثير ، ج 6 ص 248-250 در باب گ ذكر الائمة الاثني عشر الذين كلهم من قريش ، از ابن مسعود .


-شارح‏«غاية الاحكام‏»به سند خود از ابو قتاده حديث نموده كه گفت:شنيدم پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«الائمة بعدى اثنى عشر عدد نقباء بنى اسرائيل و حوارى عيسى عليه السلام‏» (7) .

از اين قسم اخبار در كتب اهل سنت‏بسيار است،براى نمونه همين مقدار كافى است.

هستي
Monday 9 April 2007, 11:45AM
بسم الله الرحمن الرحيم
آنچه كه ملاحظه مي كنيد ، جزوه ششم از سلسله بحثهايي در مورد كتاب و سنت است كه توسط علامه عسگري تاليف شده است .

http://www.sharemation.com/parsland/emaman12nafarand.jpg

http://www.sharemation.com/parsland/jeldemaman12nafarand.jpg


بر گستره كتاب و سنت (6)
امام اين امت دوازده نفرند

و ما ينطق عن الهوى - ان هو الا وحي يوحي
او (پيامبر) هرگز به خواهش دل سخن نمي گويد . سخنانش تنها از وحي الهي است . ( نجم 3 و 4 )

× × ×

و لو تقول علينا بعض الاقاويل - لاخذنا منه باليمين - ثم لقطعنا منه الوتين
و اگر چيزي را به دروغ به ما نسبت دهد دست راستش را مي گيريم و سپس رگ حياتش را قطع مي كنيم ( حاقه - 44-46 )

[HR]

از متن كتاب و سنت ار برگيريم
عز و شرف گذشته از سر گيريم

( وحدت بر محور كتاب و سنت )
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين ، والصلاة و السلام على محمد و آله الطاهرين و السلام على اصحابه البرزة الميامين .

ما مسلمانان يكپارچه ، از درون و از راه مسائل اختلافي با خود به نزاع برخاستيم و دشمنان اسلام از برون ، و از راهي كه ندانستيم ، وحدتمان را به تفرقه و شوكتمان را به ضعف كشاندند تا از دفاع ناتوانمان كردند و بر ما چيرگي يافتند ، در حاليكه خداوي سبحان فرموده است :
و اطيعو الله و رسوله و لاتناطعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم

خدا و پيامبرش را اطاعت كنيد و با يكديگر نزاع نكنيد كه ناتوان شويد و قدرت و شوكت شما برود ! انفال / 46

آري :
ما اصابتكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم و يعفو عن كثير
هر مصيبتي به شما رسد دست آورد خودتان است و خداوند بسياري را نيز ، مي بخشد ! ( شورى / 30 )

پس شايسته آن استك ه امروز و هر روز به ( كتاب و سنت ) بازگرديم و وحدت كلمه خود را بر محور ( كتاب و سنت ) باز يابيم كه خداي متعال مي فرمايد :
فان تنازعتم في شيء فردوده الى الله و الرسول
پس اگر در چيزي نزاع كرديد ( حكم ) آن را به خدا و رسول بازگردانيد . نساء / 59

ما نيز در اين سلسله از بحث ها به كتاب و سنت مراجعه كرده و ابزار روشنگر راهمان در مسائل مورد اختلاف را از كتاب و سنت مي گيريم تا - به اذن خداي متعال - وسيله وحدت كلمه و يكپارچگي دوباره مان گردد .
اميدوارم دانشمندان و انديشمندان اسلامي نيز ، در اين ميدان با ما همراهمي نموده و ديدگاههاي خود را براي ما ارسال دارند .

سيد مرتضي عسگري

[HR]

نمودار بحث

- نص صريح پيامبر (ص) بر تعداد امامان (ع)
- امامان دوازده گانه در تورات
- فشرده احاديث گذشته
- حيرت علماي مكتب خلفا در تفسير اين حديث
- نامهاي دوازده گانه در مكتب خلفا
- معرفي امامان دوازده گانه بعد از رسول خدا (ص)


[HR]

نص صريح پيامبر (ص) بر تعداد امامان ( ع )
حديث عدد امامان :
رسول خدا (ص) خبر داده است كه ، اماماني بعد از او مي آيند ، دوازده نفرند . اين موضوعي است كه صاحبان كتب صحيح و مسند كه نامشان در زير مي آيد ، از آن روايت كرده اند :

الف ) مسلم در صحيح خود ز جابربن سمره روايت كند كه گفت : شنيدم رسول خدا (ص) مي فرمود : { اين دين هميشه تا قيام قيامت و تا هنگامي كه دوازده خليفه بر سر شما باشند ، استوار و برپاست . اين خلفا همگي از قريش اند }

در روايت ديگري آمده است : { هميشه كار مردم روبراه است }
در دو روايت ديگر آمده است : { تا آنكه دوازده خليفه بيايند ... }
در سنن ابوداود آمده است : { تا آنكه دوازده نفر خليفه بر سر شما باشند }
در حديث ديگري است كه فرمودند : {تا پايان دوازده نفر } (1)

(1) صحيح مسلم ، جلد 3 ص 1453 - حديث 1821 ، اين روايت را از آنرو برگزيديم كه جابر خود آن را نوشته است .
صحيح بخاري ، جلد 4 ص 165 - كتاب الاحكام
سنن ترمذي ، باب / ما جاء في الخلفاء من ابواب الفتن
سنن ابوداوود ج 3 ص 106، كتاب المهدي
مسند طلياسي حديث 464 و 1278
مسند احمد ج 5 ص 86-90-92-101-106-108
كنزالعمال ج 13 ص 26 و 27
حلية الاولياء ابو نعيم ج 4 ص 333

جابربن سمرة بن عامري خواهر زاده سعد بن ابي وقاص است كه بعد از سال هفتاد هجري در كوفه وفات كرد . صاحبات كتب صحيح 164 حديث از او روايت كرده اند . شرح حال او در كتاب هاي ( اسد الغابة ، تقريب التعذيب و جوامع السيره ص 277 ) آمده است .

و در صحيح بخاري گويد : از پيامبر (ص) شنيدم كه مي فرمود : ( دوازه نفر امير و فرمانده اند ) ، راوي گويد : پيامبر (ص) پس از آن سخناني فرمود كه من نفهميدم ، پدرم گفت / فرمود : ( همگي آنان از قريش اند ) .

در روايت ديگري مي گويد / سپس رسول خدا (ص) سخناني فرمود كه بر من پوشيده ماند ، از پدرم پرسيدم : رسول خدا (ص) چه فرمود ؟ پدرم گفت : فرمود : ( همگي آنان از قريشند ) .
فتح الباري ، ج 16 ، ص 338
مستدرك الصحيحين ، ج 3 ص 617


در روايت ديگري است كه فرمود : دشمني كساني كه با آنان دشمني كنند ، زياني به ايشان نمي رساند .
فتح الباري ج 16 ص 338

ب - در روايت ديگري است كه رسول خدا فرمود :
( لا تزال هذه الامة مستقيما امرها ، ظاهرة علي عدوها حتى يمضي منهم اثنا عشر خليفة كلهم من قريش ، ثم يكون المرج او الهرج )
كار اين امت هميشه به سامان است و پيوسته بر دشمنانشان پيروزند تا آنگاه كه دوازده نفر خليفه همگي از قريش در گذرند . پس از آن فساد و خرابي يا فتنه و آشوب خواهد بود .

منتخب كنز العمال ، ج 5 ص 321
تاريخ ابن كثير ج 6 ص 249
تاريخ الخلفاء سيوطي ص 10
كنز العمال ج 13 ص 26
الصواعق المحرقه ص 28


ج - در روايت ديگري آمده است كه فرمود گ
( اين امت دوازده نفر قيم دارد كه هر كس آنان را ياري نكند ، زياني به ايشان نرسد ، همگي آنان از قريش اند )
كنز العمال ، ج 13 ص 27 و منتخب آن ج 5 ص 312


د- در روايت ديگري فرمود :
( كار اين مردم تا هنگامي كه دوازده مرد بر آنان ولايت داشته باشند ، همواره در جريان است )
شرح صحيح مسلم ، نووي ج 12 ص 202
الصواعق المحرقه ص 18
تاريخ الخلفاء سيوطي ص 10
هـ - از قول انس روايت كنند كه آن حضرت فرمود : ( اين دين تا دوازده نفر از قريش باشند به هيچ روي نابود نگردد و چون از دنيا بروند ، زمين نيز اهل خود را فرو مي برد )
كنز العمال ج 13 ص 27

و - در روايت ديگري فرمود :
( كار اين است ، تا هنگامي كه همه آن دوازده قيام كنند ، هميشه قرين پيروزي است ، آنان همگي از قريشند )
كنز العمال ج 13 ص 27

ز - احمد بن حنبل و حاكم و ديگران از مسروق روايت كنندكه گفت : شبي نزد عبد الله بن مسعود نشسته بوديم و او قرآن له ما مي آموخت كه مردي پرسيد: اي اباعبد الرحمان ! آيا از رسول خدا پرسيديد چه تعداد از اين امت به خلافت مي رسند ؟ عبد الله گفت گ از هنگامي كه به عراق رسيديم هيچ كس پيش از تو چنين سوالي از من نكرده است . بعد گفت : ما اين موضوع را پرسيديم آن حضرت فرمود : ( آنان دوازده نفرند ، به تعداد نقباي بني اسرائيل )

مسند احمد ج 1 ص 398 و 406 احمد شاكر در حاشيه اول مي گويد : اسناد آن صحيح است .
مستدرك حاكم و تلخيص آن ، ج 4 ص 501
فتح الباري ج 16 ص 339
مجمع الزوائد ، ج 5 ص 190
الصواعق المحرقه ، اين حجر ص 12
تاريخ الخلفاء ، سيوطي ص 10
جامع الصفير ، سيوطي ج 1 ص 75
كنز العمال ، متقي ج 13 ص27 : گويد : طبراني و نعيم بن حماد نيز آن را در فتن آورده اند .
فيض القدير ، ج 2 ص 458
تاريخ ابن كثير ، ج 6 ص 248-250 در باب گ ذكر الائمة الاثني عشر الذين كلهم من قريش ، از ابن مسعود .

ح - در روايت ديگري ابن مسعود گويد : رسول خدا (ص) فرمود :
خلفاي بعد از من به تعداد اصحاب موسي هستند
تاريخ ابن كثير ، ج 6 ص 248
كنز العمال گ ج 13 ص 27
شواهد التنزيل حسكاني ، ج 1 ص 455 حديث 626

ابن اثير گويد ، همانند اين از عبد الله بن عمر و حذيفه و ابن عباس نيز روايت شده است .
ابن كثير ، ج 5 ص 248

مولف گويد : نمي دانم مقصود ابن كثير از روايت ابن عباس همان است كه حاكم حسكاني از ابن عباس روايت كرده يا غير آن است .

روايات گذشته صريحا مي گويد : ( عدد واليان دوازهد نفر و همگي از قريش اند ) و امام علي عليه السلام در سخن خود مقصود از قريش در اين روايات را بيان كرده و مي فرمايد :
( همه امامان از قريش اند و در اين تيره از هاشم ( = اهل البيت عليهم السلام ) جايگزين شده اند . ( ولايت ) بر غير آنان روا نيست و واليان جز ايشان شايسته ولايت نباشند .
( نهج البلاغة خطبه 142 )

و نيز فرمود :
اللهم بلى لا تخلوا الارض من قائم لله بحجة اما ظاهرا مشهورا او خائفا مغمورا لدلا تبطل حجج الله و بيناته ...

خداوند ! آري ، زمين هرگز از قيام كننده به حق براي خدا خالي نخواهد شد ، ( اين امام قائم ) يا پيروز است يا نمايان و يا خائف است و پنهان ، تا حجتهاي خدا و نشانه هاي روشن الهي نابود نگردد .
ينابيع المودة ، شيخ سليمان حنفي در باب صدم ، ص 523
احياء علوم الدين غزالي ، ج 1 ص 4
حلية الاولياء ج 1 ص 80 فشرده .

ادامه دارد

قابل توجه انها كه حديث در مورد ائمه مي خواستند.