البرز
Tuesday 20 July 2004, 09:21PM
بسم الله الرحمن الرحيم
با توجه به پاره اي از بحثهاي مذهبي كه بعضي از برادران گرامي در زمينه عقايد و اختلاف بينشهاي مذهبي دو شاخه اصلي جهان اسلام - تشيع و تسنن - مطرح مينمايند ، مناسب ديدم بحث تحليلي كوتاهي درباره ريشه هاي تاريخي اين چالشها داشته باشيم . چالشها و تضادهايي كه تاريخ آن به چهارده قرن مدوام و پيوسته پيوند خورده است و نسلهاي متدين امروز در بسياري از موارد بار سنگين اختلاف نظرها و چالشها و جنگها و جدالهاي پيشينيان را با تقدسي فراوان ديكته مي كنند بي آنكه تلاشي روشنفكرانه جهت پرهيز از آسيبهاي انحرافهاي پيشينيان به عمل آورند .
از جريانات تاريخي اينگونه انحرافها به يك مثال در قرن اول هجري اشاره مي كنم :
پس از آنكه شرايط قدرت و حاكميت با قتل امير المؤمنين علي عليه السلام براي معاوية بن ابي سفيان برقرار گرديد و روند پيوسته انحراف در زمان خلافت 25 ساله راشدين منجر به واگذاري قدرت به فرزندان سرسخت ترين دشمنان اسلام و رسالت جديد گرديد .. معاويه دولت اموي را با عنوان ظاهري اسلام رقم زد ، و در اولين گامها با هماهنگي صحابي وابسته به دربار اموي ابوهريره دوسي دستور سب و دشنام امير المومنين علي عليه السلام را بر منابر مسلمين ميدهد .... و اين دستور متعارض با تمامي دستورات پيامبر گرامي اسلام كه ولاي علي و عشق به علي و پيروي از علي را ميزان ايمان و معيار مسلماني و بغض علي را نشانه نفاق مي داند ، در جامعه اسلامي آنروز تا زمان خليفه عمر بن عبد العزيز جزو سنتهاي مقدس بحساب آمد و زماني كه ابن عبد العزيز دستور منع و توقف اين سنت اموي را به جامعه مسلمانان ميدهد در بسياري از ايالتها و قلمروها از جمله اصفهان با مقاومت سرسختانه بعنوان دفاع از مقدسات (!!!!!) مواجه مي گردد ... مقوله ( لا صلاة الا بسب ابي تراب ) كه " هيچ نمازي جز با سب ابوتراب قابل قبول نيست " جزو مقدسترين اعتقادها در جامعه اسلامي تحت سلطه اموي بود .
اين يك نمونه از سياست زدگي در باورهاي مذهبي است ، كه بالاترين مرحله قداست را در عموم جامعه اسلامي كه معاويه آن را بنام اهل سنت و جماعت قلمداد مي كرد ، و تا چند دهه متوالي از تاريخ مسلمانان بخشي از نماز آنان ، و دعا و نيايش آنان بود !!! و اين تنها يك گوشه از هويت ننگين جاهلي و سرتاپا رسوائي حكومت اموي بود كه نزديك به يك قرن ادعاي خلافت اسلامي را داشت و در رحم اين مدعيان خلافت رسول الله ص فرزندان رسول الله ص به خاك و خون كشيده شدند ، كودكان و زنان آن پيامبر گرامي به اسارت گرفته شدند ، كعبه ، قبله مسلمانان به منجنيق بسته و به آتش كشيده شد . صحابه پيامبر در مدينه ، به تيغ كشانده و پيشاني ها نقره داغ شدند . دهها هزار زن و دختر مسلمان در مدينه در معرض تجاوز سربازان اموي قرار گرفتند . خليفه هاي سرتاپا غرق در فحشا و عشرتكده ها و خليفه هاي دائم الخمر بنام اسلام حكومت كردند ... بر خلاف سرفصلهاي اصيل اسلامي كه " لا فضل لعربي على اعجمي الا بالتقوى " - عرب را بر عجم جز با تقوى فضلي نيست - و " ان اكرمكم عند الله اتقيكم " ، در دولت بني اميه جاهليت عربي ، ملتهاي تحت سلطه را ، و مخصوصا سرزمين ايران را با تازيانه هاي جهل و جاهليت به بردگي كشيد ... همان تازيانه ها كه بر شانه هاي فرزندان رسول خدا ص فرود آمدند ، مردانشان را به تيغ ستم كشتند و كودكان و زنان را در محضر خليفه ، يزيد بن معاويه به بردگي خواستند !!!
اين معبر اوليه روايت و حديث و فقه و نگارش تاريخ در جريان اهل سنت و جماعت است كه وظيفه روشنفكر مسلمان عصر حاضر مصونيت بخشي دانشهاي مذهبي و باورهاي آن از آثار انحرافي سياست زدگي در اين مقاطع تاريك و سياه است ، آثاري كه خواسته و يا ناخواسته در جريان پيوسته تاريخ اثرات ژرف خود را گذاشته است .
سؤالي كه مصرانه بدنبال حقيقت خواهد بود : كه آيا علماء و فقهاء و تاريخ نگاران قرنهاي اوليه توانستند از آثار سياست زدگي عصر اموي و پس از آن عصر عباسي رهايي يابند ، يا اينكه روشنفكر امروز نيز وظيفه اي در تحليل تاريخ و فرآيندهاي آن تاريخ دارد كه مقدسات موروثي آن ميراث سياست زده جزئي از آن هستند .
ادامه دارد .
با توجه به پاره اي از بحثهاي مذهبي كه بعضي از برادران گرامي در زمينه عقايد و اختلاف بينشهاي مذهبي دو شاخه اصلي جهان اسلام - تشيع و تسنن - مطرح مينمايند ، مناسب ديدم بحث تحليلي كوتاهي درباره ريشه هاي تاريخي اين چالشها داشته باشيم . چالشها و تضادهايي كه تاريخ آن به چهارده قرن مدوام و پيوسته پيوند خورده است و نسلهاي متدين امروز در بسياري از موارد بار سنگين اختلاف نظرها و چالشها و جنگها و جدالهاي پيشينيان را با تقدسي فراوان ديكته مي كنند بي آنكه تلاشي روشنفكرانه جهت پرهيز از آسيبهاي انحرافهاي پيشينيان به عمل آورند .
از جريانات تاريخي اينگونه انحرافها به يك مثال در قرن اول هجري اشاره مي كنم :
پس از آنكه شرايط قدرت و حاكميت با قتل امير المؤمنين علي عليه السلام براي معاوية بن ابي سفيان برقرار گرديد و روند پيوسته انحراف در زمان خلافت 25 ساله راشدين منجر به واگذاري قدرت به فرزندان سرسخت ترين دشمنان اسلام و رسالت جديد گرديد .. معاويه دولت اموي را با عنوان ظاهري اسلام رقم زد ، و در اولين گامها با هماهنگي صحابي وابسته به دربار اموي ابوهريره دوسي دستور سب و دشنام امير المومنين علي عليه السلام را بر منابر مسلمين ميدهد .... و اين دستور متعارض با تمامي دستورات پيامبر گرامي اسلام كه ولاي علي و عشق به علي و پيروي از علي را ميزان ايمان و معيار مسلماني و بغض علي را نشانه نفاق مي داند ، در جامعه اسلامي آنروز تا زمان خليفه عمر بن عبد العزيز جزو سنتهاي مقدس بحساب آمد و زماني كه ابن عبد العزيز دستور منع و توقف اين سنت اموي را به جامعه مسلمانان ميدهد در بسياري از ايالتها و قلمروها از جمله اصفهان با مقاومت سرسختانه بعنوان دفاع از مقدسات (!!!!!) مواجه مي گردد ... مقوله ( لا صلاة الا بسب ابي تراب ) كه " هيچ نمازي جز با سب ابوتراب قابل قبول نيست " جزو مقدسترين اعتقادها در جامعه اسلامي تحت سلطه اموي بود .
اين يك نمونه از سياست زدگي در باورهاي مذهبي است ، كه بالاترين مرحله قداست را در عموم جامعه اسلامي كه معاويه آن را بنام اهل سنت و جماعت قلمداد مي كرد ، و تا چند دهه متوالي از تاريخ مسلمانان بخشي از نماز آنان ، و دعا و نيايش آنان بود !!! و اين تنها يك گوشه از هويت ننگين جاهلي و سرتاپا رسوائي حكومت اموي بود كه نزديك به يك قرن ادعاي خلافت اسلامي را داشت و در رحم اين مدعيان خلافت رسول الله ص فرزندان رسول الله ص به خاك و خون كشيده شدند ، كودكان و زنان آن پيامبر گرامي به اسارت گرفته شدند ، كعبه ، قبله مسلمانان به منجنيق بسته و به آتش كشيده شد . صحابه پيامبر در مدينه ، به تيغ كشانده و پيشاني ها نقره داغ شدند . دهها هزار زن و دختر مسلمان در مدينه در معرض تجاوز سربازان اموي قرار گرفتند . خليفه هاي سرتاپا غرق در فحشا و عشرتكده ها و خليفه هاي دائم الخمر بنام اسلام حكومت كردند ... بر خلاف سرفصلهاي اصيل اسلامي كه " لا فضل لعربي على اعجمي الا بالتقوى " - عرب را بر عجم جز با تقوى فضلي نيست - و " ان اكرمكم عند الله اتقيكم " ، در دولت بني اميه جاهليت عربي ، ملتهاي تحت سلطه را ، و مخصوصا سرزمين ايران را با تازيانه هاي جهل و جاهليت به بردگي كشيد ... همان تازيانه ها كه بر شانه هاي فرزندان رسول خدا ص فرود آمدند ، مردانشان را به تيغ ستم كشتند و كودكان و زنان را در محضر خليفه ، يزيد بن معاويه به بردگي خواستند !!!
اين معبر اوليه روايت و حديث و فقه و نگارش تاريخ در جريان اهل سنت و جماعت است كه وظيفه روشنفكر مسلمان عصر حاضر مصونيت بخشي دانشهاي مذهبي و باورهاي آن از آثار انحرافي سياست زدگي در اين مقاطع تاريك و سياه است ، آثاري كه خواسته و يا ناخواسته در جريان پيوسته تاريخ اثرات ژرف خود را گذاشته است .
سؤالي كه مصرانه بدنبال حقيقت خواهد بود : كه آيا علماء و فقهاء و تاريخ نگاران قرنهاي اوليه توانستند از آثار سياست زدگي عصر اموي و پس از آن عصر عباسي رهايي يابند ، يا اينكه روشنفكر امروز نيز وظيفه اي در تحليل تاريخ و فرآيندهاي آن تاريخ دارد كه مقدسات موروثي آن ميراث سياست زده جزئي از آن هستند .
ادامه دارد .