نمايش نسخه نهائي : آيه هاي زندگي
دوست ايراني .
Saturday 10 July 2004, 06:58AM
بسم الله الرحمن الرحيم
انشالله اگر خدا مدد دهد در اينجا به ذكر آياتي از قران بصورت موضوعي وخلاصه مي پردازيم
بازهم از آقايون مديران خواهش دارم در صورت امكان به جهت اينكه اين تاپيك صرفاٌ براي اطلاع علاقه مندان مي باشد از ورود افرادي كه قصد بحث كردن و به مناظره گذاشتن موضوعهاي تاپيك را دارند جلوگيري نمايندالبته براي حفظ حقوق اين افراد هم ميشه اينان در صورت تمايل با زدن يك تاپيك ديگر در اين موارد بحث نمايند
دوست ايراني .
Saturday 10 July 2004, 07:12AM
نماز
.....................................................................................
يگانه داروي آرام بخش روح و جان ياد خداست
http://www.sharemation.com/doostirani/104rad.gif
سوره رعد آيه 24
همان كساني كه ايمان آوردهاند و دلهايشان به ياد خدا آرام ميگيرد. آگاه باشيد كه دلها فقط به ياد خدا آرام ميگيرد
آرامش گوهر گرانبهايي است كه هدف بسياري از اعمال و عبادات معرفي شده است: ايمان براي رسيدن به آرامش است؛نماز براي آرامش است؛ازدواج براي آرامش است
ذكر خدا، علاوه بر اين كه از بزرگترين عبادات و بهترين نيكيهاست، وسوسههاي شيطاني نفس و اضطراب و افسردگي و كسالتهاي روحي را برطرف ميكند و سرزمين روح و قلب آدمي را براي شكوفايي فضيلتها آماده ميسازد. دل در پرتو ياد خدا به آرامش ميرسد و نگراني او از آيندهِ مبهم و تاريك به اميد و اطمينان تبديل ميشود. آري، ياد خدايي كه جواد و كريم و رحمان و رحيم و خالق و رازق و بخشنده و بندهنواز است و قادري است كه هر مشكلي با قدرت و اقتدارش حل ميشود انسان را از بخل و حرص و حسد و طمع و ياءس و نفاق دور ميكند.
امام علي فرمودند: هر كس قلب خود را دايماً با ياد خداوند آباد كند اعمال آشكار و پنهان او نيك ميشود؛و نيز فرمودهاند: تداوم ياد خدا غذاي روح و راه رستگاري است.
دوست ايراني .
Saturday 10 July 2004, 07:26AM
مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم
http://www.sharemation.com/doostirani/152baghareh.gifسوره بقره آيه 152
پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم؛
و مرا سپاس گزاريد و كفر نورزيد و كفرانِ نعمت من نكنيد
مرا در طاعت ياد كنيد تا شما را به رحمت ياد كنم؛
مرا به شكرگزاري ياد كنيد تا شما را به زيادتي ياد كنم؛
مرا به دعا ياد كنيد تا شمارا به اجابت ياد كنم؛
مرا به اخلاص ياد كنيد تا شما را به خلاص ياد كنم؛
مرا به ايمان ياد كنيد تا شما را به امان ياد كنم؛
مرا به اسلام ياد كنيد تا شما را به اكرام ياد كنم؛
مرا در صحت و عنا ياد كنيد تا شما را در فقر و غنا ياد كنم؛
مرا به عبوديت ياد كنيد تا شما را به ربوبيت ياد كنم؛
مرا به ترك دنيا ياد كنيد تا شما را به نعيم بقا ياد كنم؛
مرا به صدق و صفا ياد كنيد تا شما را در ملا اعلي ياد كنم
در حديث قدسي آمده است كه خداوند فرمود: <هر كه مرا در ميان مردمان ياد كند من او را در ميان فرشتگان ياد ميكنم
از آنچه گفته شد معلوم ميشود كه ذكر به معناي ياد است و اختصاصي به نام ندارد و حوزهِ وسيعي را شامل ميشود. از امام باقر روايت است كه موسي كليم از پروردگارش پرسيد: آيا تو نزديكي تا با تو نجوا كنم يا دوري تا تو را ندا كنم؟ خداوند فرمود: اَنَا جَليسُ مَن ذَكَرَني من همنشين كسي هستم كه مرا ياد كند
دوست ايراني .
Saturday 10 July 2004, 07:37AM
نماز عاليترين تجلي ذكر خدا و بازدارنده از زشتيها و بديهاست
http://www.sharemation.com/doostirani/45%20ankaboot.gifسوره عنكبوت آيه 45آنچه را از اين كتاب به تو وحي شده است تلاوت كن؛ و نماز را برپا دار، زيرا نماز انسان را از گناهان بزرگ و آنچه ناپسند است بازميدارد؛ و البته در ياد خدا بودن بزرگتر است و خدا ميداند چه ميكنيد
بازداشتن از زشتي و بدي مراتب و درجات دارد؛ و ممكن نيست انسان به تكبير بايستد، حمد و ثناي خدا گويد، از او استعانت جويد، صراط مستقيم را بطلبد، در برابر عظمت او ركوع كند، براي قربش سجده كند و اين اعمال را در شبانهروز چند بار انجام دهد؛ اما هيچ اثري از آن نبيند.
امام صادق فرمودند: بدان كه نماز عامل بازدارندهِ خدا در زمين است. پس هر كه دوست دارد بداند كه از نمازش چه سودي برده به حال خود بنگرد: به اندازهاي كه نماز او را از كارهاي زشت و ناپسند بازداشته باشد، به همان اندازه از نماز بهره برده است
رسول خدا فرمودند: كسي كه اطاعت فرمان نماز نكند نمازش نماز نيست؛ و اطاعت از نماز آن است كه نهي آن را از فحشا و منكر به كار بندد.همچنين حضرتش دربارهِ مردي كه نماز ميخواند و در عين حال، مرتكب كارهاي زشت ميشد فرمودند: نمازش روزي او را از زشتكاري بازخواهد داشت. پس ديري نگذشت كه آن مرد توبه كرد
maryam
Saturday 10 July 2004, 07:56AM
امضاي بنفش يادتونه؟ من اون ايه رو ميخوام! لطفا"!
سینا 555
Saturday 10 July 2004, 07:59AM
سلام عليكم
خيلي قشنگ و زيباست دوست ايراني.
اميدوارم بتوانم در خدمت اين سرفصل
مبارك باشم.
يا حق
دوست ايراني .
Saturday 10 July 2004, 08:11AM
مريم جان سوره نساء آيه 34 بود صبر كنيد وقتي در مورد زنان حرف زديم حتماٌ اين آيه را هم توضيح مي دهم به روي چشم مريم گلم :smile59:
bahrami
Saturday 10 July 2004, 08:50AM
بله موضوع خيلي عالي هست...
موفق باشيد...
دوست ايراني .
Saturday 10 July 2004, 07:34PM
نماز وسيله جبران گذشته است
http://www.sharemation.com/doostirani/114%20hod.gif سوره هود آيه 114
نماز بگزار، در آغاز و انجامِ روز و ساعاتي از شب؛ چون به يقين نيكي بدي را از بين ميبرد. اين تذكري است براي يادكنندگان
يكي از نگرانيهاي عمدهِ انسان كردههاي اوست. خاصيت نماز اين است كه اين دغدغه و نگراني را از بين ميبرد و بذر اميد در دل نمازگزار مينشاند
ابوعثمان ميگويد: من با سلمان فارسي در زير درختي نشسته بودم. او شاخهِ خشكي را گرفت و تكان داد تا تمام برگهايش فرو ريخت. سپس رو به من كرد و گفت: سؤال نكردي چرا اين كار را كردم؟ گفتم: بگو ببينم منظورت چه بود. گفت: اين همان كاري بود كه پيامبر انجام داد، هنگامي كه به خدمتش در زير درختي نشسته بودم. سپس پيامبر اين سؤال را از من كرد و گفت: سلمان نميپرسي چرا چنين كردم؟ عرض كردم: بفرماييد چرا؟ فرمود: هنگامي كه مسلمان وضو بگيرد و خوب وضو بگيرد و سپس نمازهاي پنجگانه را بهجا آورد، گناهان او فروميريزند، همان گونه كه برگهاي اين شاخه فرو ريخت.بالاتر اين كه اگر انسان از خطاهايش توبه كند و عمل صالح، كه مصداق كاملش نماز است، انجام دهد؛ خداوند نه تنها سيئات او را محو ميكند، بلكه به جاي آن حسنه قرار ميدهد.ابوذر ميگويد: پيامبر هنگام تلاوت اين آيه تبسم كرد به طوري كه دندانهايش آشكار شد
دوست ايراني .
Saturday 10 July 2004, 08:19PM
نمازِ با حضور قلب موجب رستگاري و خوشعاقبتي استhttp://www.sharemation.com/doostirani/1-2%20lmomenoon.gif
http://www.sharemation.com/doostirani/108-2.gif
حقاً كه گروندگان [به اصول عقايد اسلام] رستگار شدند.
(1) آنان كه در نمازشان [به دل و اندامها] فروتناند.(2)
خشوع يعني خاضع و خاكسار و فروتن بودن؛ نمازگزار بايد هم به قلب خاشع باشد، يعني همهِ فكر و ذهن خود را متوجه نماز كند و هم به اعضا و جوارح، خصوصاً چشم، خشوع داشته باشد، يعني چشم خود را از جايگاه سجده برندارد و به اين طرف و آن طرف نگاه نكند. پيامبر اكرم مردي را ديدند كه در نماز با ريش خود بازي ميكند. فرمودند: اگر اين مرد دلش خاشع بود، قطعاً اعضا و اندامش خاشع بودند
خشوع در نماز سيرهِ عملي همهِ معصومان: بوده است. روايت شده است كه پيامبر اكرم هر گاه به نماز ميايستاد همچون لباسي ميشد كه گوشهاي بيحركت افتاده باشد؛ امام اميرالمؤمنين به هنگام نماز رنگ رخسارش دگرگون ميشد؛ حضرت فاطمه از ترس خدا به نفس نفس ميافتاد؛ امام مجتبي با تمام شدن وضو رنگ مباركش ميپريد و ميفرمود: كسي كه ميخواهد به حضور خداوند برسد بايد رنگش را ببازد
خلاصهِ كلام اين كه خشوع اثرِ حضور قلب است؛ و حضور قلب يعني دل بداند كه زبان چه ميگويد
كمال اين عبادت با حضور استدل غفلتزده خالي ز نور است
حضور قلب چون روح نماز استشما را از گناهان پاكساز است
نمازِ بيحضورِ دل خراب استبه ياد او اگر باشي حساب است
جواد محدثي
دوست ايراني .
Saturday 10 July 2004, 08:31PM
ترك كنندگان نماز جايگاهي جز دوزخ ندارند
http://www.sharemation.com/doostirani/modaser43%2C40.gif سوره مدثرآيات 43-40
اهل سعادت، كه در بهشتها نشستهاند و ميپرسند (40) از حال گنهكاران: (41) كه چه چيز شما را به دوزخ درآورده؟ (42) گويند: ما از نمازگزاران نبوديم. (43)
گويا اين آيه مصاحبهاي است با اهل دوزخ كه از آنان علت جهنمي شدنشان را سؤال ميكند و آنان در پاسخ به چهار گناه بزرگ اعتراف ميكنند و ميگويند: ما از نمازگزاران نبوديم؛ اگر نماز ميخوانديم و به ياد خدا بوديم، امروز جايگاه ما دوزخ نبود. در حقيقت، دوزخيان به منشاء ساير گناهان خود اعتراف كردهاند كه همان ترك نماز است.
امام علي ميفرمايند: مراقب نماز باشيد و از آن محافظت كنيد و بسيار نماز بخوانيد؛ و از اين راه، خود را به خدا نزديك كنيد؛ زيرا نماز در اوقات معين بر مؤمنان واجب شده است. آيا پاسخ دوزخيان را شنيدهايد كه وقتي از آنها ميپرسند چه چيز شما را به دوزخ كشانيد؟ گويند: ما از نمازگزاران نبوديم
رسول خدا فرمودند: ميان مسلمان و كافر فاصلهاي نيست، جز ترك نماز به عمد يا از سر سبك شمردن
دوست ايراني .
Saturday 10 July 2004, 08:42PM
بدا به حال كساني كه نماز را سبك ميشمرند
http://www.sharemation.com/doostirani/110-1.gif
http://www.sharemation.com/doostirani/maoon%205-4.gif
سوره ماعون آيات 5-4
پس واي به حال نمازگزاران، (4) آنان كه از نمازشان غافلو به آن بياعتنايند! (5)
ساهون از مادهِ سهو به معناي خطايي است كه ناشي از غفلت باشد؛ و اگر مقدمات و اسبابش را خود انسان فراهم كند، غافلِ مقصر است، مانند شخصي كه با خوردن خمر مست ميشود و از نماز غافل ميشود؛ اما اگر مقدماتش در اختيار انسان نباشد، مثل ديوانه كه از نماز غفلت ميكند، اين جا معذور است. خداوند در اين آيات شريفه به غفلتي نظر دارد كه به همراه تقصير است. مهمترين موارد آن عبارت است از: غفلت نمازگزار از نماز و بيتوجهي به عظمت و حقيقت آن و ارزش قايل نشدن براي آن؛ بياهميتي به اوقات نماز؛ پايبند نبودن به اركان و شرايط و آداب نماز؛ نماز خواندن براي ريا و تظاهر، چنان كه به مورد اخير در آيهِ بعد اشاره شده است: الذينَهُمَ يُراوُِونَ
امام صادق فرمودند: هر گاه بنده به نماز ميايستد و نماز را سبك برگزار ميكند، خداوند تبارك و تعالي به فرشتگان خود ميگويد: آيا به اين بندهام نمينگريد كه گويي فكر ميكند رفع نيازهايش به دست كسي غير از من است؟ آيا او نميداند كه حوايجش به دست من است؟
دوست ايراني .
Sunday 11 July 2004, 02:56PM
وجوب نمازهاي پنجگانه
http://www.sharemation.com/doostirani/rom%2018.gif
http://www.sharemation.com/doostirani/114-2.gif
سوره روم آيه هاي 17 و 18
پس خدا را تسبيح گوييد، آن گاه كه وارد شامگاه ميشويد و آن گاه كه وارد صبحگاه ميشويد؛ و ستايش از آنِ اوست، در آسمانها و زمين و در وقت عصر و هنگامي كه به ظهر ميرسيد
گروهي از رسول خدا دربارهِ علت وجوب نمازهاي پنجگانه پرسيدند. حضرت فرمودند: هنگامي كه آفتاب طلوع ميكند، مانند آن است كه بر شاخهاي شيطان طلوع ميكند. پروردگارم مرا امر كرده است كه قبل از طلوع خورشيد و قبل از آن كه كافر براي آفتاب سجده كند، نماز صبح بخوانم؛ و در هنگام زوال آفتاب، همه چيز در عالم خلقت خدا را حمد و تسبيح ميگويند، مگر عرش خدا؛ و در اين موقع، خداوند بر من درود ميفرستد. در اين ساعت، خداوند نماز را بر من و امتم واجب ساخت؛ و اين ساعتي است كه جهنميان را در قيامت به جهنم وارد ميكنند؛ و نماز عصر در آن ساعتي است كه حضرت آدم از آن ميوه كه از خوردنش نهي شده بود خورد و خداوند او را از بهشت خارج كرد. از اين رو، فرزندان او به نماز عصر امر شدهاند؛ و نماز مغرب در آن ساعتي است كه خداوند توبهِ حضرت آدم را پذيرفت. او سه ركعت نماز مغرب بهجا آورد: ركعتي براي خطاي خودش؛ ركعتي براي خطاي همسرش؛ ركعتي براي قبول توبهاش؛ و در وقت عشاء، در قبر و در روز قيامت، تاريكي همه جا را فرا ميگيرد. از اين رو، پروردگارم به من و امتم نماز عشاء را امر كرده است تا قبر و قيامتشان روشن شود
دوست ايراني .
Sunday 11 July 2004, 03:22PM
نماز شب: ويژگيِ عبادالرحمن
http://www.sharemation.com/doostirani/forghan%2064.gif
فرقان آيه 64
و آنان كه شب را در برابر پروردگارشان در حالي كه
سجدهكننده وايستادهاند به روز ميآورند
عبادت خالصانهِ پروردگار، آن هم در تاريكي شب و در حالي كه انسان خواب خوش را از نفس خود ميگيرد و به ذكر خدا و قيام و سجود ميپردازد، نشانهِ ايمان حقيقي به معبود است. از اين رو، قرآن اين عمل را يكي از نشانههاي بندگان ويژهِ خدا معرفي كرده است
رسول خدا فرمودند: هر گاه بندهاي در دل شب با خداي خود خلوت كند، خداوند دلش را نوراني ميكند. آن گاه به فرشتگانش خطاب ميكند اي فرشتگان من، به بندهام بنگريد كه در دل شب تار، كه هرزگان به باطل مشغولاند و غافلان خفتهاند، چگونه با من خلوت كرده است؛ گواه باشيد كه من او را آمرزيدم
كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيشوه كه بس بيخبر از غلغل چندين جَرَسي
بال بگشا و صفير از شجر طوبي زنحيف باشد چو تو مرغي كه اسير قفسي
چه شكرهاست در اين شهر كه قانع شدهاندشاهبازان طريقت به مقام مگسي
لَمَعَ البَرقُ منالطّور و آنستُ بِهِفَلَعَلّي لكَ آتٍ بِشَهابٍ قَبَسٍ
حافظ
سینا 555
Monday 12 July 2004, 04:32AM
يا ايها الذين امنوا استعينوا بالصبر و الصلوه ان الله مع الصابرين
اي كساني كه ايمان آورده ايد از صبرو نماز « دربرابر حوادث سخت زندگي » كمك بگيريد ، همانا خداوند با صابران است .
انسان محدود درميان مشكلات متعدد، مرارت ناگوار اگر متصل به قدرت نامحدود الهي نباشد ، متلاشي و ميخكوب مي شود ولي انسان مرتبط با خدا در مرارت و سختي ها خود را نمي بازد وبراي او حوادث بزرگ نمي نمايد.
maryam
Monday 12 July 2004, 05:50AM
نوشته شده بوسيله دوست ايراني .
مريم جان سوره نساء آيه 34 بود صبر كنيد وقتي در مورد زنان حرف زديم حتماٌ اين آيه را هم توضيح مي دهم به روي چشم مريم گلم :smile59:
مرسي..:):smile59:
سلیم
Monday 12 July 2004, 12:01PM
سلام
ما بجز خواندن چه كمكي مي توانيم بكنيم ؟
آيا در ادامه فرمايشات شما مي توان شعر و حديث رو هم
به موضوع نماز اضافه كرد ؟ يا مي خواهيد فقط آيه باشه ؟
بالاخره ما در خدمتيم ...
./.
دوست ايراني .
Monday 12 July 2004, 01:45PM
سلام آقا سليم
اختيار داريد آقا:smile05:
اينجا متعلق به همه هست فقط الزاماٌ آيه اي مرتبط را هم بياوريد تا موضوعيت تاپيك از بين نره ميشه يك آيه از نماز آورد و در ذيل آن احاديث مورد نظر را ذكر كنيد ممنونم
دوست ايراني .
Monday 12 July 2004, 01:56PM
خداوند نماز را به جماعت و در مساجد دوست دارد
http://www.sharemation.com/doostirani/%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87%2043.gif
بقره: 43
و نماز را برپا داريد؛ و زكات بپردازيد؛ و با ركوعكنندگان ركوع كنيد
قرآن كريم دستور داده تا نماز را به بهترين و زيباترين شكلش، كه جماعت است، بخوانند. حتي در قبل از اسلام، در اديان گذشته نيز، نماز جماعت مورد تاءكيد خداوند بوده است.روايات اسلامي در پاداش و ارزش نماز جماعت فراوان است. در آن حديث معروف پيامبر ، كه از جبرئيل نقل كرده است، خداوند وعده داده است كه اگر عدد حاضران در جماعت بيش از ده نفر باشد، اگر تمام درياها مركب و درختها قلم و جن و انس و ملائكه نويسنده شوند، نتوانند ثواب يك ركعتِ آن را بنويسند
بر اساس احاديث معصومان : رفتن به مسجد براي شركت در نماز جماعت و درك نماز جماعت از ابتداي تكبيره`الاحرام اجر و پاداش بسيار زيادي دارد و نماز جماعت كوتاه و مختصر بر نماز فُراداي طولاني برتري دارد؛ و نيز پيامبر اكرم فرمودهاند: در جماعت حاضر شويد، اگرچه با دشواري و سختي باشد
امام صادق فرمودند: در زمان پيامبر مردي به علت نابينايي در جماعت شركت نميكرد. روزي به خدمت پيامبر رسيد و عرض كرد: من نابينايم و صداي اذان را ميشنوم؛ اما كسي نيست كه دستم را بگيرد و مرا به مسجد بياورد. حضرت فرمودند: طنابي از خانهِ خود تا مسجد قرار بده و با آن خود را به نماز جماعت برسان
دوست ايراني .
Monday 12 July 2004, 02:10PM
هر جا هستيد رو به سوي كعبه كنيد
http://www.sharemation.com/doostirani/%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87%20144.gif
بقره: 144
پس روي خود را به سوي مسجدالحرام برگردان؛ و هر جا كه باشيد روي خود را به سوي آن برگردانيد
ارزندهترين گوهر مقصود نماز استزيبندهترين هديهِ معبود نماز است
كوبندهترين اسلحهِ مكتب توحيدكز ريشه كند خصم تو نابود نماز است
گفتم به خرد پايهِ دين نبوي چيستفرياد برآورد و بفرمود نماز است
از روز ازل تا به ابد مقصدِ معبوداز بود و نبود همه موجود نماز است
حق گفت به قرآن كريمش به كريمانسرچشمهِ لطف و كرم و جود نماز است
اين نكته شنيدم كه نبي گفت به سلمانآن چيز كه بر قدر تو افزود نماز است
اين پند علي داد به محراب عبادتآن كار كه باشد همهاش سود نماز است
فرمود رسول مدني در دم آخرموجوديِ من بهر تو موجود نماز است
از آمدن كرببلا آنچه به عالممقصودِ حسين بن علي بود نماز است
گويند كه فرمود چنين حضرت صادقنزديكترين راه به معبود نماز است
اي آن كه تويي منتظر مهدي موعودرمزي كه نمايد فرجش زود نماز است
آن روز كه آيد ز پس پردهِ غيبتاول هدف مهدي موعود نماز است
ژوليده اگر طالب فردوس برينيفردوس برين مقصد و مقصود نماز است
ژوليده نيشابوري
دوست ايراني .
Monday 12 July 2004, 02:21PM
آنان كه نداي اذان و نماز را به مسخره ميگيرند بيعقلاند
http://www.sharemation.com/doostirani/%D9%85%D8%A7%D8%A6%D8%AF%D9%87%20%2058.gif
مائده: 58
و چون [با نداي اذان مردم را] به سوي نماز بخوانيد آن را به مسخره و بازي ميگيرند؛ زيرا گروهياند كه نميانديشند
اولاً مراد از(نَادَيتُم) اذاني است كه در اسلام، در قبل از هر نماز يوميه، تشريع شده است؛ و ظاهراً در هيچ جاي ديگر قرآن از اذان اسمي برده نشده است. قرآن علتِ به مسخرهگرفتن نماز و اذان را سبكسر و بيعقل بودن تمسخركنندگان بيان كرده است؛ زيرا آنان نيروي درك اسرار عبادتها را ندارند و فوايد عبادت را، كه همانا نزديكي به خداي تعالي و به دست آوردن سعادت دنيا و آخرت است، نميفهمند.
اذان شعار بزرگ اسلام است كه با جملاتي موزون و عباراتي كوتاه و مفاهيمي روشن و پيامهايي سازنده و آگاهكننده با نام مقدس اللّه شروع ميشود و با آن نام مقدس پايان ميپذيرد.
رسول خدا9 فرمودند: <مؤذن به همان اندازه كه صدايش ميرسد و نگاهش كار ميكند آمرزيده ميشود؛ و هر خشك وتري او را تصديق ميكند؛ و به تعداد هر نفري كه با اذان او نماز بگزارد، حسنهاي برايش مينويسند.نيز حضرت فرمودند: شيطان چون اذان را بشنود بگريزد
دوست ايراني .
Monday 12 July 2004, 02:34PM
نماز حتي در ميدان جنگ تعطيل نميشود
http://www.sharemation.com/doostirani/%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87%20239.gifبقره: 239
پس اگر [از دشمن يا خطر ديگر] بيم داشتيد، پياده يا سواره نماز [خوف يا مطارده] بخوانيد؛ و چون امنيت يافتيد، خدا را به ياد آوريد؛ چون به شما چيزهايي آموخت كه نميدانستيد
نماز واجبي است كه هيچ گاه و در هيچ وضعي از انسانِ مكلف ساقط نميشود؛ حتي اگر شده با ايما و اشاره، سواره و پياده، بايد نماز را بهجاي آورد. از اين نماز در فقه اسلامي به نماز خوف تعبير شده است.
در آيهِ سورهِ مباركهِ نساء، چگونگي اين نماز مشروحاً بيان شده است. امام صادق فرمودند: كسي كه از دزدان و يا خطر ديگري ميترسد بر بالاي مركبش نماز بخواند و براي ركوع و سجدهاش اشاره كند؛ و نيز حضرتش فرمودند: <نماز خوف عبارت است از: تكبير [(اللّهُ اكبر)] و تهليل [(لا اِلهَ اِلاّ اللّه)] و تسبيح [(سُبحانَاللّه)] و ديگر هيچ؛ و آن گاه آيهِ 239 سورهِ بقره را تلاوت كردند
دوست ايراني .
Monday 12 July 2004, 04:06PM
براي نماز وضو يا غسل لازم است http://www.sharemation.com/doostirani/%D9%85%D8%A7%D8%A6%D8%AF%D9%87%206.gif
مائده: 6
اي كساني كه ايمان آوردهايد، چون به نماز برخاستيد، صورت و دستهايتان را تا آرنج بشوييد و بر سرتان و روي پاهايتان تا برآمدگي روي هر دو پا مسح كنيد؛ و اگر جنب بوديد، شستوشو كنيد [(غسل كنيد)]
اين آيه تنها آيهاي است كه وجوب طهارت (وضو و غسل و تيمم) را براي اقامهِ نماز بيان كرده است. از اين رو حايز اهميت است. البته اين آيه درصدد بيان حدّ شستن است نه كيفيت شستن. سنت و چگونگي شستشو و مسح كردن پيامبر اكرم را بايد مانند ساير مسائل مهم، فقط از طريق اهل بيت: كه از هر خطا و فراموشي و معصيتي به دورند، فرا گرفت؛ و آن سنت بيشك همين طريق است كه امروز شيعيان بدان عمل ميكنند
پيامبر اكرم فرمودند: امت من بر اثر وضويي كه ميگيرند روز قيامت با دست و پاي نوراني وارد ميشوند؛ و وضو بر روي وضو گرفتن مانند نور بر روي نور است. هر كس وضويش را بدون اين كه باطل شده باشد تجديد كند خداوند توبهاش را بدون استغفار تجديد ميكند. كليد نماز طهارت است
امام صادق فرمودند: هر كس با وضو به رختخواب برود و بخوابد بستر او مانند مسجد اوست و گويي تمام شب را به عبادت گذرانده باشد.پيامبر اكرم به علي فرمودند: اي علي، وضو گرفتن قبل و بعد از غذا خوردن شفاي بدن و بركت در روزي است؛ و نيز، بر اساس روايات متعدد، يكي از آدابِ تلاوت قرآن و ورود به مسجد وضو گرفتن است. البته شاءن مؤمن اين است كه هميشه وضو داشته باشد.امام رضا فرمودند: چون جنابت از تمام بدن بيرون ميآيد، بايد تمام بدن را شست [(غسل كرد)]
دوست ايراني .
Tuesday 13 July 2004, 05:15PM
دوري از نماز زندگي را بر انسان سخت و تنگ ميكند
http://www.sharemation.com/doostirani/%D8%B7%D9%87.gif
طه: 124
و هر كه از ياد من روي گردانَد حتماً براي او زندگي تنگي خواهد بود؛ و در روز قيامت او را نابينا محشور ميكنيم
خداوند به موسي در خلال مناجاتش با او فرمود: <اي موسي، در هيچ حال مرا فراموش نكن و به مال و داراييِ فراوان شاد مشو؛ زيرا از ياد بردن من دلها را سخت ميكند و همراه ثروت زياد، گناه نيز زياد است.>راستي چه رابطهاي بين دوري از نماز و ذكر خدا و سخت و تنگ شدن زندگي وجود دارد؟ مرحوم علامهِ طباطبايي به زيبايي اين سؤال را پاسخ گفتهاند: <زيرا هر كس پروردگار خود را فراموش كند و به ياد او نباشد راهي برايش نميماند، جز اين كه به دنيا توجه كامل كند و آن را مطلوب و هدف خويش قرار دهد و براي به دست آوردن آن بكوشد و تمام همّ و غَمش را صرف درست كردن زندگي خود و توسعهدادن به آن و بهرهمند شدن از آن كند. زندگي چنين كسي، چه كم باشد چه زياد، جوابگوي تقاضا و نياز دروني او نيست؛ زيرا اين خاصيت دنيا و دنياطلبي است كه هر چه به دست آورد راضي نشود و سعي كند بيشتر به چنگ آورد و حرصِ او را توقفگاهي نيست. از اين رو نسبت به آنچه ندارد و ميخواهد هميشه ناراحت و ناراضي است. از سوي ديگر، غم و اندوه و نگراني و اضطراب و ترس از پيشامدها و بلاهاي گوناگون، چون مرگ و بيماري و آفات و حسادت بدخواهان و توطئهِ دشمنان و ناكامي در كوششها و از دست دادن كسان و چيزهايي كه دوست دارد، او را پيوسته دلتنگ و بيقرار ميكند؛ در صورتي كه اگر مقام و عظمت پروردگار خويش را ميشناخت و همواره به ياد او و در ارتباط با او بود و او را فراموش نميكرد (همچون قطرهاي بود كه به دريا وصل شده)؛ در اين حال يقين ميكرد كه نزد پروردگارش حياتي جاودانه و مُلكي زوالناپذير و عزتي هميشگي و كرامتي بياندازه در انتظار اوست و ميفهميد كه دنيا گذرگاه است و در مقايسهِ با آخرت هيچ است و ناچيز. نتيجهِ چنين ارتباط و تفكر و بينشي اين ميشد كه به همان مقدار از دنيا كه برايش مقدر شده قناعت ميكرد و خود را در تنگنا و سختي قرار نميداد
دوست ايراني .
Wednesday 14 July 2004, 01:04PM
در شدايد و گرفتاريها، از نماز و روزه كمك بخواهيد
http://www.sharemation.com/doostirani/%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87%20153.gif
بقره 153
اي كساني كه ايمان آوردهايد، از صبر و نماز كمك بجوييد كه همانا خداوند با صابران است
ما در هر نماز چند بار از خداي سبحان استعانت ميكنيم و ميگوييم: (اِيّاكَ نَعبُدُ وَ اِيّاكَ نَستَعينُ)؛و در اين آيه، خداوند راه كمكرساني را بيان فرموده است. گويا خداوند فرموده است: ما رايگان كمك نميكنيم، با صبر (روزه) و نماز از ما كمك بخواهيد، ما كارها را براي كساني كه در مسير مستقيماند راحت ميكنيم
در روايت است كه رسول خدا هر گاه مشكلي برايشان پيش ميآمد به نماز پناه ميبردند و نماز ميخواندند و از آن كمك ميخواستند.حتي پيامبر اكرم فرمودند: <زماني كه گرما و شدت آن بر شما سخت گرفت، با نماز آن را خنك كنيد؛ زيرا گرما و حرارت از جوشش جهنم است.>امام صادق نيز روايت كردهاند:<به هنگامي كه براي اميرالمؤمنين مشكلي پيش ميآمد، به نماز پناه ميبرد و آيهِ پوَاس_تَعينُوا بِالصّبرِ والصّلوهِ را تلاوت ميكرد.> در حديث ديگري حضرتش فرمودند: چرا هر گاه غم و اندوه دنيا بر شما وارد ميشود، وضو نميگيريد و به مسجد نميرويد و براي رفع اندوه و گرفتاري خود خدا را نميخوانيد؟ مگر نشنيدهايد كه خداوند ميفرمايد:وَاستَعينُوا بِالصّبرِ والصّلوه
سِرِّ مطلب هم در بيان امام باقر است:آنگاه كه نمازگزار رو به قبله كند، خداوند رحمان رويش را به او ميكند.
امام صادق در حديثي ديگر در تفسير اين آيه فرمودند: مراد از صبر روزه است. هر گاه دشواري و مشكلي سخت به كسي روي آورد، روزه بدارد؛ زيرا خداوند متعال ميفرمايد : وَاستَعينُوا بِالصبرِ وَالصّلوه
دوست ايراني .
Wednesday 14 July 2004, 01:29PM
تجديد قوا براي زندگي به وسيلهِ نماز شب
http://www.sharemation.com/doostirani/%D9%85%D8%B2%D9%85%D9%84%207.gif
مزّمّل: 6-7
مسلّماً عبادتي كه در شب صورت ميگيرد محكمتر و پابرجاتر و گفتار در آن درستتر و استوارتر است؛ و تو در روز تلاش مستمر و طولاني خواهي داشت
عبادت شبانه با تلاوت قرآن و نماز شب و حالات معنوي و روحاني چنان نشاط و جاذبهِ ملكوتي در انسان به وجود ميآورد كه آثارش در زندگي روزانهِ انسان پديدار ميگردد. خداوند به پيامبر، با آن مسئوليت خطير و عظيمِ رهبري امت اسلام، آن هم در جزيره`العربِ آن روز، با آن مشكلات و سختيها، دستور ميدهد از نماز شب نيرو بگيرد تا روزي پرتلاش و بهره داشته باشد.
امام علي فرمودهاند: شبزندهداري مايهِ تندرستي و خشنودي پروردگار عزيز و قرار گرفتن در معرض رحمت او و پيروي از اخلاق پيامبران است
امام صادق نيز فرمودند: نماز شب چهره را سفيد و نوراني و انسان را خوشبو ميكند و روزي ميآورد از امام سجاد سؤال شد:
چرا شبزندهداران از همهِ مردم خوشسيماترند؟ حضرت فرمودند: چون با خداوندخلوت ميكنند و خدا نيز جامهاي از نور بر آنان ميپوشاند
دوست ايراني .
Wednesday 14 July 2004, 01:42PM
اهل خانهِ خود را با صبر و حوصله به نماز ترغيب كنيد
http://www.sharemation.com/doostirani/%D8%B7%D9%87132.gif
و خانوادهِ خود را به نماز امر كن؛ و خود [نيز] با همهِ نيرو بر [(مراعات)] آن شكيبايي كن. ما از تو هيچ روزي نميطلبيم. اين ماييم كه تو را روزي ميدهيم؛ و عاقبت [نيك] از آنِ [اهلِ] تقواست
طه: 132
خانواده از ديدگاه مكتب تربيتي اسلام نهاد مقدسي است كه صلاح و اصلاح آن سعادت فرد و جامعه را به همراه دارد و فساد و آلودگي آن به تباهي فرد و جامعه منجر ميشود. اولين مدرسه براي كودكان محيط خانواده است و بسياري از زمينههاي مثبت و منفي اخلاقي در آن جا پديد ميآيد.
امام علي فرمودند: تعليم در كودكي همانند نقشي است كه بر روي سنگ كنده شود.>والدين از دو راه در فرزندان اثرگذارند: يكي از طريق نطفه و وراثت، كه غير اختياري است؛ ديگري از طريق تعليم و تربيت در خانه. در اين ميان، نماز بهترين وسيله براي پاكي و صفاي قلب و تقويت روح و شكوفايي استعدادهاي روحاني خود و خانواده است. پيامبر اكرم فرمودند: <فرزندان خود را در هفتسالگي نماز بياموزيد؛ و چون ده ساله شدند، آنها را بر ترك نماز تنبيه كنيد [در مواقعي كه مؤثر است، گاهي قهر كردن مصداق تنبيه است] و بسترهايشان را از هم جدا كنيد.البته آيه فرموده است كه تربيت الهي با نماز روشي است كه حوصله و صبر ميخواهد و نبايد انتظار داشت يكشبه كار تمام شود و انسان به مقصودش برسد؛ بلكه به تدريج بايد عادات خوب را به شكل ملكه در خود و اهل خانه درآورد
دوست ايراني .
Wednesday 14 July 2004, 02:06PM
شرط برادري و اخوت اسلامي نماز است
http://www.sharemation.com/doostirani/%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87%20141.gif
توبه: 11
پس اگر توبه كردند و نماز را برپا داشتند و زكات دادند، برادران ديني شما خواهند بود؛ و ما آيات و نشانههاي خود را تفصيل ميدهيم براي گروهي كه بدانند
رفاقت و همنشيني هم ممكن است عامل پيشرفت انسان در تربيت و تحصيل كمالات انساني باشد و هم از موانع اين راه. روح انسان بسيار حساس است و از چيزهاي ديگر متاءثر ميشود. شايد اگر باامر و يا رفتاري كه خلافِ طبع اوست برخورد كند، ابتدا آن را مكروه و ناپسند ببيند؛ اما تدريجاً با آن ماءنوس ميشود و از آن رنگ ميگيرد. قلب آدمي حالت ثابتي ندارد و از القائات شنيدهها تاءثير ميپذيرد؛ بلكه بايد گفت بيشترين اثر را مصاحب و همنشين انسان در او دارد، به طوري كه اگر اين همنشيني ادامه يابد كاملاً همانند يكديگر ميشوند. دوست خوب و همنشين صالح مانند يكي از اعضاي بدن انسان است كه وجودش براي انسان حياتي است. از اين رو قرآن اولين و در عين حال، مهمترين شرط برادري ديني را برپا داشتن نماز و پرداخت زكات شمرده است؛ چه اين كه اگر كسي حق خدايي را كه خالق و رازق اوست ندهد، در دوستيِ او هيچ فايدهاي نخواهد بود
دوست ايراني .
Friday 16 July 2004, 03:07PM
صراط مستقيم يك راه بيش نيست. از آن تبعيت كنيد
http://www.sharemation.com/doostirani/%D8%A7%D9%86%D8%B9%D8%A7%D9%85%20153.gif
انعام: 153
[توصيه كرد به] اين كه اين [دستورها] راه راست من است. پس، از آن پيروي كنيد و از راههاي ديگر پيروي مكنيد كه شما را از راه او پراكنده سازد. اينهاست كه خدا شما را بدان سفارش كرد تا شايد بپرهيزيد
كلمهِ صراط از مادهِ صرط گرفته شده كه به معناي بلعيدن است. صراط نيز رهرو خود را ميبلعد و در مجراي گلوي خويش فرو ميبرد، به صورتي كه ديگر منحرف نميشود. كلمهِ مستقيم هم به معناي هر چيزي است كه بخواهد بر روي پاي خود بايستد. پس صراط مستقيم صراطي است كه در هدايت مردم و رساندن آنان به هدف تخلف نميكند. صراط مستقيم راهي است به سوي خدا؛ و راههاي ديگر به سوي خدا شعبهاي از آن است؛ و هر طريقي كه آدمي را به سوي خدا راهنمايي كند بهرهاي از صراط مستقيم دارد؛ و هر راه و سبيلي به اندازهاي كه از صراط مستقيم بهره دارد ميتواند انسان را به خدا نزديك كند؛ اما خود صراط مستقيم بي هيچ قيد و شرطي مسافر خود را به سوي خدا هدايت ميكند؛ و اين صراط راه كساني است كه خداوند به آنان نعمت هدايت و سعادت بخشيده است؛ و اينان جز انبيا و شهيدان و تصديقكنندگان پيامبر و راستگويان و نيكوكاران و مؤمنان نيستند
البته اين صراط مستقيم از مو باريكتر و از شمشير تيزتر است: هم تشخيص آن سخت است و هم پيمودن آن دشوار؛ و اين صراط مستقيم، كه همان دين خداست، در قيامت به صورت پلي درميآيد كه بر روي جهنم استوار است
ابن مسعود ميگويد: <رسول خدا با دستش خطي كشيد و فرمود: اين راه راست خداست. سپس در سمت راست و چپِ آن، خطوطي رسم كرد و فرمود: بر سر هر يك از اين راهها، شيطاني است كه به آن راه فراميخواند؛ و آن گاه آيهِ 153 سورهِ انعام را تلاوت فرمود
دوست ايراني .
Friday 16 July 2004, 03:27PM
ارزش شما به دعايي است كه ميكنيد
http://www.sharemation.com/doostirani/%D9%81%D8%B1%D9%82%D8%A7%D9%86%2077.gif
فرقان: 77
بگو: پروردگارم به شما اعتنايي نميكرد، اگر نبود دعاي شما
دعا يعني خواندن و حاجت خواستن و استمداد. قرآن ميفرمايد: خداوند به هر كس كه او را بخواند يا از او بخواهد نزديك است و او را پاسخ ميدهد؛منتهي شرط اجابت دعا هماهنگ بودنِ دل با زبان است؛ يعني، هر گاه انسان حقيقتاً مضطر و پريشان شد و از اسباب و علل منقطع شد و به حالت اضطرار رسيد، قطعاً دعاي او مستجاب ميشود.البته بايد دانست كه دعا مكمل عمل است و نبايد آن را جانشين كار و تلاش و فعاليت كرد
امام اميرالمؤمنين ميفرمايد: آن كه بدون عمل دعا ميكند مانند كسي است كه با كمان بي زه، تيراندازي كند
هر چه روييد از پي محتاج رُستتا بيابد طالبي چيزي كه جست
هر كجا دردي دوا آن جا رودهر كجا فقري نوا آن جا رود
هر كجا مشكل جواب آن جا رودهر كجا كشتي است آب آن جا رود
آب_ كم جو تشنگي آور به دستتا بجوشد آبت از بالا و پست
مولوي
دوست ايراني .
Saturday 17 July 2004, 08:26PM
بجز نمازگزاران حقيقي، همهِ انسانها حريص و كم طاقتاند
إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًاإِذَامَسَّهُ الشَّرُّجَزُوعًا
وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًاإِلَّاالْمُصَلِّينَ
معارج: 19-22
حقا كه انسان به غايت حريص و كمطاقت آفريده شده است. (19) چون او را ضرر و آسيب رسد، سخت بيتابي كند (20) و چون خيري بدو رسد، سخت بخيل است، (21) مگر نمازگزاران (22)
بر اساس آنچه علماي لغت نوشتهاند، ميتوان گفت كه واژهِ هلوع به سه صفت منفيِ اخلاقي اشاره دارد: حرص و بيتابي و بخل؛ اما بهراستي چرا انسان با اين نقايص و صفات رذيله آفريده شده، در حالي كه خداوند حكيم انسان را براي رسيدن به كمال و سعادت خلق كرده است؟
در پاسخ ميتوان گفت كه اين اوصافِ انساني است كه خود را در معرض تربيت وحي و انبيا قرار نداده و با گوهر ايمان، حرصش را به قناعت و خسّتش را به سخاوت و كمطاقتياش را به صبر تبديل نكرده است. لذا خداوند فرموده است: <اِلا المُصَلّينَ... في صَلاتِهِم خاشِعُونَ> مگر نمازگزاران واقعي كه دل به خدا ميسپارند و از غير او منصرف ميشوند؛ و در حالي كه گفته است نفوس را بخل و حرص فراگرفته است، فرموده است كه هر كس از خوي زشت بخل و حرص خود را محفوظ بدارد رستگار و سعادتمند است
امام علي در فرماني به مالك اشتر ميفرمايد: با بخيلان و افراد ترسو و حريصان مشورت نكن؛ زيرا ريشهِ اين صفاتِ مذموم سوءِظن به خداست
دوست ايراني .
Saturday 17 July 2004, 08:46PM
مردان و زنان مؤمن يار و ياور يكديگرند
http://www.sharemation.com/doostirani/%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87%20%2071.gif
توبه: 71
و مردان و زنان مؤمن دوست و ياور و سرپرست يكديگرند؛ به هر كار نيك [از نظر عقل و شرع] فرمان ميدهند و از هر كار زشت [از ديد عقل و شرع] بازميدارند؛ و نماز را برپا ميكنند؛ و زكات ميدهند؛ و از خدا و فرستادهِ او فرمان ميبرند. خداوند به زودي بر اينان رحمت خواهد كرد كه همانا خداوند غالب و مقتدر و با حكمت است
پيوند روحاني و معنوي مؤمنان با يكديگر بر امر به معروف و نهي از منكر و اقامهِ نماز و پرداخت زكات و اطاعت از خدا و پيامبرش استوار است. اينها سبب ميشود كه مؤمنان هر يك سرمشق ديگري باشند و خود را ملزم كنند كه مراقب اخلاق و اعمال يكديگر باشند
امام باقر ميفرمايند: محبت مؤمن به مؤمن براي خدا از بزرگترين شاخههاي ايمان است. آگاه باشيد! كسي كه براي خدا دوست بدارد و براي او دشمن بدارد، براي خدا ببخشد و براي خدا نبخشد از برگزيدگان خداست
پيامبر اكرم فرمودند: <برادرت را ياري كن، خواه ظالم باشد و خواه مظلوم.> شخصي كه مخاطب پيغمبر بود عرض كرد: <او را در موقعي كه مظلوم باشد، ياري ميكنم؛ ولي وقتي ظالم باشد، چگونه ياريش كنم؟> حضرت در جواب فرمودند: او را از ظلمي كه ميكند بازدار
دوست ايراني .
Saturday 17 July 2004, 09:00PM
نيكوترين سخن دعوت به خدا و كار خير است
http://www.sharemation.com/doostirani/%D9%81%D8%B5%D9%84%D8%AA%2033.gif
فصلت: 33
و چه كسي خوشگفتارتر است از آن كه به سوي خدا دعوت كند و عمل شايسته بهجا آورد
دعوت به خدا و حقيقت كاري خدايي است؛انبيا نيز كارشان دعوت به خداست؛همهِ پيروان انبيا نيز بايد مانند آنان با بصيرت كامل مردم را به خدا و حق دعوت كنند؛دعوت به خدا دعوت به حياتِ جاودانه و زنده شدن است؛حكمت و موعظهِ حسنه راه دعوت به خداست؛پذيرش دعوت به خدا موجب جبران گذشته ميشود؛
نكتهِ مهم آيات پيشگفته در اين است كه بر هر مؤمني واجب است مردم را با بصيرت تمام به خدا دعوت كند و يكي از مصاديق كامل دعوت به خدا امر به معروف و نهي از منكر است
امام علي فرمودند: <بهترين برادران و ياوران تو كسي است كه كمترين ملاحظه را در نصيحت كردن تو داشته باشد.>نيز فرمودند: بهترين برادر تو كسي است كه تو را با درشتي و تندي به بندگي خداوند وادارد
رسول خدا نيز فرمودند: بهترين دوست و برادرت كسي است كه در راه طاعت خدا ياريات دهد و از نافرمانيِ او تو را بازدارد و به كسب خشنودي او تو را فرمان دهد
از امام علي پرسيدند: <بدترين يار و همنشين كيست؟> حضرت فرمودند: كسي كه معصيت خدا را در نظرت زيبا جلوه دهد
دوست ايراني .
Sunday 18 July 2004, 08:43PM
نرمخويي و مهرباني مهمترين عاملِ توفيق در مديريت است
http://www.sharemation.com/doostirani/%D8%A2%D9%84%20%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86159.gif
آل عمران: 159
پس به بركت رحمتي از جانب خداوند، با آنان [(امت خود)] نرمخو شدي؛ و اگر بدخُلق و سختدل بودي حتماً از دورت پراكنده ميشدند
اگر علل و عوامل موفقيت و پيشرفت اسلام را در دو چيز خلاصه كنيم بيشك يكي از آن دو ويژگيهاي خود اسلام و اعجاز قرآن بوده است و آن ديگري روش و خلق و خو و رفتار پيغمبر اكرم مؤسس شريعت اسلام. رسول خدا فرمودند: ما جماعت انبيا به مدارا كردن با مردم فرمان داريم، همچنان كه به برپاداشتن فرايض ماءموريم
نبايد چنين پنداشت كه اخلاق صرفاً فردي و شخصي است و ربطي به زندگي اجتماعي ندارد. بهراستي كه هيچ دگرگوني اجتماعي بدون دگرگوني اخلاقي ميسر نيست. اين آيه تاءثير عميقِ حُسن اخلاق را در وصول به اهداف و رهبري و ادارهِ هر مجموعه و ايجاد وحدت در ميان افراد جامعه بيان ميكند. البته دامنهِ تاءثير كارهاي شخصي كه اخلاق نيك دارد به دنياي او محدود نميشود و در آخرت نيز از اخلاق نيكش بهرههاي فراوان ميبرد و اين اخلاق نيك بسياري از نقايص او را جبران ميكند
پيامبر اكرم فرمودهاند: <اِن العَبدَ لَيَبلُغُ بِحُسنِ خُلقِهِ عَظيمَ دَرَجاتِ الاخِرَهِ وَ شَرَفِ المَنازِلِ وَ اِنهُ لَضَعيفُ العِبادَهِ>.انسان به سبب اخلاق نيكش به عاليترين مراتب آخرت در بهشت ميرسد؛ اگرچه از حيث عبادت در دنيا، ضعيف بوده باشد
امام علي فرمودند: بدخويي انسان را تنها ميكند و انس و الفت را از بين ميبرد
امام صادق نيز فرمودند: لقمان به فرزندش گفت: فرزندم، اگر چيزي نداشتي كه با آن به خويشاوندت رسيدگي كني و به برادرانت، احسان كني، حداقل نيكخويي و خوشرويي خود را از دست مده؛ زيرا كسي كه نيكو باشد نيكان او را دوست بدارند و بدكاران از او دوري كنند
دوست ايراني .
Sunday 18 July 2004, 08:48PM
در عين نرمي و مهرباني، انضباط هم لازم است
http://www.sharemation.com/doostirani/%D9%86%D9%85%D9%84%2020.gif
نمل: 20-21
و [سليمان] در ميان مرغان جستجو كرد. پس گفت مرا چه شده است كه هدهد را نميبينم؟ يا آن كه از غايبان است؟ (20) حتماً او را عذابي سخت ميكنم يا او را سر ميبُرم؛ مگر آن كه دليل روشني [براي غيبت خود] بياورد. (21)
درسهاي آموزنده از اين آيات
1) مدير و رهبر هر مجموعهاي بايد در سازمان تشكيلاتي خود، آنچنان دقيق باشد كه حتي غيبت فردي عادي را احساس و پيگيري كند؛
2) مدير بايد مراقب تخلف افراد باشد و براي اين كه عادت ديگران نشود، متخلف را تهديد و تنبيه كند؛
3) مسائل بزرگ نبايد مسئولان را از توجه به مسائل كوچك بازدارد؛
4) تيزبيني و دقت و نظم و انضباط و تسلط بر همهِ امور شرط لازم مديريت و رهبري در هر كاري است؛
5) تفقد از زيردست و بازديد كار او و جستوجو از احوالش از اصول مديريت اسلامي است، علاوه بر آن اصلي اخلاقي - اجتماعي است؛
6) سليمان هم در برابر متخلف از خود صلابت و سرسختي نشان ميدهد هم به متهم فرصت ميدهد و راه دفاع را براي او بازميگذارد؛
7) در تشكيلات، براي هر كار و ماءموريتي حكم و مجوز لازم است؛
8) در مقابل منطق و استدلالِ پرندهاي كوچك، مثل هدهد، رهبر بزرگي مثل سليمان تسليم ميشود
دوست ايراني .
Sunday 18 July 2004, 08:56PM
شياطين دشمنان شما را تغذيهِ فكري ميكنند. مراقب باشيد
http://www.sharemation.com/doostirani/%D8%A7%D9%86%D8%B9%D8%A7%D9%85%20121.gif
انعام: 121
و مسلماً شيطانها به ياوران و دوستان خود مسرّاً القا ميكنند تا با شما جدال و ستيزه كنند؛ و اگر از آنها اطاعت كنيد؛ شما هم مشركيد
امام علي در حديثي جامع براي وحي تفسيرها و اقسام متعددي بيان فرمودند: <وحيِ نبوت و رسالت؛وحيِ الهام؛وحي اشاره؛وحي تقدير؛وحي امر؛وحي خبر؛وحي دروغپردازي و وسوسه،كه دربارهِ شياطين است.> همچنين بر اساس آيهِ كريمهِ مورد بحث، ميتوان نتيجه گرفت
1) شيطانها قدرت الهام و القا دارند؛ 2) وسوسههاي شياطين فقط در اوليا و دوستان و پيروانشان نافذ است، نه در اولياي خدا؛ 3) چانه زدن و جدال در احكام الهي از حربههاي شيطاني است؛ 4) شياطين مطالب وسوسهانگيز را مخفيانه به دوستان خود القا ميكنند تا با اهل ايمان به مجادله برخيزند؛ 5) هر كس تسليم وسوسههاي شياطين بشود در صف مشركان قرار خواهد گرفت؛ 6) ايجاد شبهه براي از بين بردن ايمان و سست كردن يقين مؤمنان است و ريشهِ شيطاني دارد. با اين همه، مكر و حيله و تدبير خداوند در هدايت مؤمنان راستين غالب و پيروز است
دوست ايراني .
Saturday 24 July 2004, 09:02AM
اگر انسان قلب خود را از آلودگيها پاك كند، نور توحيد را در خود مييابد
http://www.sharemation.com/doostirani/%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%81%20172.gif
اعراف: 172
و آن گاه كه پروردگار تو از صلب بنيآدم اولادشان را برگرفت و آنان را [به وسيلهِ درك عقولشان و ابلاغ پيامبران] بر خودشان گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم؟ همهِ آنان گفتند: چرا، گواهي داديم. [خدا چنين كرد] تا مبادا در روز قيامت بگوييد ما از آن [(يعني توحيد و ربوبيت)] غافل بوديم
اين آيه، كه به آيهِ ميثاق و آيهِ اَلَست معروف است، اشاره دارد به عالم ذر. آنچه در اين آيهِ شريفه به روشني آمده اين است كه انسانها نوعي معرفت و آگاهي فطري به خداي يگانه دارند، به گونهاي كه جاي هيچ گونه عذر و ادّعاي خطايي براي آنان نميماند؛ زيرا خداوند به آنان فرمود: اَلَس_تُ بِرَبٍّكُم_؛ و آنان پاسخ دادند: بَلي شَهِد_نا. از اين رو انسان در روز قيامت نميتواند بگويد كه با ربوبيت الهي آشنا نبوده است؛ و همچنين نميتواند پيروي از پدران و پيشينيانش را بهانهِ شرك و گمراهي خود قرار دهد. پس اين آيه نشانهِ شعور باطني انسان به خداي خويش و درك عميق قلبي از اوست
دوست ايراني .
Saturday 24 July 2004, 09:15AM
اي انسان، بدان كه تو امانتدار بزرگ خدايي
http://www.sharemation.com/doostirani/%D8%A7%D8%AD%D8%B2%D8%A7%D8%A8%2072.gif
احزاب: 72
ما اين امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم، از تحمل آن سر باز زدند و ترسيدند؛ و انسان آن را بر دوش گرفت كه او ستمكار و نادان بود
اين چه امانتي بود كه آسمان با عظمتش و زمين با وسعتش و كوه با صلابتش از تحمل آن عاجز بودند؛ اما انسان نادان و ستمگر بر دوش گرفت؟
اين امانت بزرگ الهي تعهد و تكليفي است كه بدون اختيار و اراده و عقل مفهومي ندارد. مسئوليت در پيشگاه خدا و خود و خلق بار سنگيني است كه وقتي در ابتداي آفرينش به آسمان و زمين و كوهها عرضه شد، آنان به ضعف خود اقرار كردند، ولي انسان الهي آن را پذيرفت؛ اما از آن جا كه بيشتر مردم حق اين امانت الهي را ادا نكردهاند و نميكنند، <بسيار ستمگر> در حق اين امانت و <بسيار ناآگاه> از آن معرفي شدهاند. از اين روست كه انسان به جايگاه اسفل سافلين سقوط ميكند
آسمان بار امانت نتوانست كشيد
قرعهِ كار به نام من ديوانه زدند
حافظ
دوست ايراني .
Saturday 24 July 2004, 09:29AM
و اگر در اين امانت بزرگ خيانت كني، روح نفاق تا پايان عمر با تو خواهد بود
http://www.sharemation.com/doostirani/%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87%2072.gif
توبه: 77
پس خداوند به سبب خُلف وعدهاي كه با خدا كردند و چون همواره دروغ ميگفتند نفاقي در دل آنان قرار داد تا روزي كه او را ملاقات كنند
خداوند در عين تعهدي كه از انسان گرفته است، يعني عبوديت و بندگي، پيوسته در حال آزمايش و امتحان اوست و اين سنتي تغييرناپذير است و مستثنا ندارد
در بسياري از آيات قرآن، اشاره به اين عهد و پيمان شده است؛ از جمله: 172 اعراف، 40 بقره، 34 اسراء، احقاف، 30 فصّلت، 25 تغابن، 2 عنكبوت
امام علي ميفرمايند: <خداوند خلق عالم را بر سه گونه آفريد: فرشتگان، كه عقل دارند بدون شهوت و غضب؛ حيوانات، كه مجموعهاي از شهوت و غضباند، اما عقل ندارند؛ انسان، كه مجموعهاي از عقل و شهوت و غضب است. اگر عقلِ انسان بر شهوتش غالب شود، از فرشتگان برتر است؛ و اگر شهوتش بر عقلش چيره شود، از حيوانات پستتر شده است
ره يافته
Saturday 28 August 2004, 12:59PM
با سلام
كاش مى شد براى قلب هاى تاريك از خورشيد انشعاب گرفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوست ايراني .
Saturday 2 October 2004, 02:32PM
http://www.sharemation.com/doostirani/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D9%86%20/BESM3.gif
http://www.sharemation.com/doostirani/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D9%86%20/star6.gif
امامت و و لايت
http://www.sharemation.com/doostirani/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D9%86%20/reflect.gifhttp://www.sharemation.com/doostirani/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D9%86%20/Butterflies_Orange_go_up_prv.gif
دوست ايراني .
Saturday 2 October 2004, 03:11PM
مزد رسالتم مودّت و دوستي با نزديكان من است
http://www.sharemation.com/doostirani/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D9%86%20/059.gif
شوري: 23
بگو: از شما بر اين رسالت مزدي، جز محبت خويشاوندانم، نميطلبم
همهِ مفسران شيعه و بزرگاني از اهل سنت معتقدند كه منظور از ذويالقُربي نزديكان پيامبر9 است. نكتهِ قابل توجه اين كه قرآن مجيد در سورهِ شعراء و در پنج آيه (109 و 127 و 145 و 164 و 180) از قول حضرت نوح و هود و صالح و لوط و شعيب: نقل ميكند كه ما هيچ اجر و پاداشي از شما نميخواهيم؛ اجر و پاداش ما بر پروردگار عالميان است؛ اما در آيهِ مورد بحث پيامبر گويا اجر و پاداشي براي خود مشخص كردهاند؛ و آن علاقهِ شديد به خويشاوندان اوست؛ و در آيهِ 57 سورهِ فرقان ميفرمايد: اجر و پاداش من گزينش راه خدا و حركت در آن مسير است
از جمع اين آيات ميتوان نتيجه گرفت كه پيامبر اسلام نيز، مانند ساير پيامبران الهي، اجر و پاداشي براي شخص خود از مردم نخواسته است؛ بلكه مودت، يعني محبت شديد به ذويالقرباي او، راهي به سوي خدا و لطفي ديگر به امت است؛ و اين مودّت_ آنان را به منشاء عصمت و ولايت و امامت، كه ذات مقدسِ احديت است، هدايت ميكند.به امامت سوگند/ نسزد شعر پر از مدح و ثنا/ ريختن پاي امام/ و ندانستن و پينابردن/ راه كو، چاه كدام؟/ بلكه بايست كه راهش را رفت/ سخنش را بشنفت/ هدف زندگياش را بايد/ بهر اين مردم گفت. -- جواد محدثي
ولايتپذيري و دوستي اهل بيت به سود شماست
دوست ايراني .
Saturday 2 October 2004, 03:18PM
ولايتپذيري و دوستي اهل بيت به سود شماست
http://www.sharemation.com/doostirani/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D9%86%20/060.gif
سباء: 47
بگو هر مزدي كه از شما خواستهام [،كه دوستي خاندانم باشد،] به سود خود شماست. پاداش من جز بر عهدهِ خدا نيست
اهل بيت: براي دوستان و محبان حقيقي در دنيا الگوهاي عملي و عيني انسان كاملاند و آنان را از سرگرداني و حيرت در اداي تكليف در عرصههاي مختلف زندگي نجات ميدهند و به نوعي آنان را به آرامش ميرسانند؛ و دوستي و ولايت آنان در عالم قبر و برزخ و قيامت سودمند است. زمخشري و فخر رازي و قرطبي، سه تن از مفسران طراز اول اهل سنت، در تفاسير خود در ذيل اين آيهِ شريفه حديثي از رسول خدا در ذكر آثار و فوايد محبت اهل بيت در بعد از مرگ نقل كردهاند. حديث به اين شرح است: هر كس با محبت آل محمد بميرد شهيد از دنيا رفته است... بخشوده است، با توبه از دنيا رفته است، مؤمن كاملالايمان از دنيا رفته است، فرشتهِ مرگ او را بشارت به بهشت ميدهد و نكير و منكر نيز به او بشارت ميدهند، او را با احترام به سوي بهشت ميبرند، همچنان كه عروسي را به خانهِ داماد ميبرند، در قبرِ او دو در به سوي بهشت گشوده ميشود، قبر او را فرشتگانِ رحمت زيارت ميكنند، بر سنت پيامبر و جماعت اسلام از دنيا رفته است؛ و هر كسي بغض و عداوت با آل محمد داشته باشد و از دنيا برود روز قيامت در حالي وارد عرصهِ محشر ميشود كه بر پيشاني او نوشته شده ماءيوس از رحمت خدا و كافر از دنيا ميرود و بوي بهشت را استشمام نخواهد كرد
دوست ايراني .
Saturday 2 October 2004, 03:24PM
اصول امامت در يك آيهِ قرآن
http://www.sharemation.com/doostirani/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D9%86%20/061.gif
بقره: 124
و [به ياد آر] هنگامي كه ابراهيم را پروردگارش به اموري بيازمود. پس او همه را به نحو كامل انجام داد. پروردگارش گفت: همانا تو را بر مردم امام و پيشوا كردم. ابراهيم گفت: و از اولاد من چهطور؟ گفت: پيمان من به ستمكاران نميرسد
آنچه از اين آيه استفاده ميشود عبارت است از:
1) مقام امامت برتر و بالاتر از نبوت است، زيرا خداوند بعد از نبوت ابراهيم او را كاملاً آزمود و با او سخن گفت و او را امام قرار داد؛
2) مقام امامت انتصاب خداوند است، نه انتخاب مردم (اِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ اِماماً)؛
3) مقام امامت غير از مقام نبوت است و با وجود پيامبران:، بشر از داشتن امام بينياز نيست؛
4) امام رياست عامه بر همهِ مردم دارد (لِلنّاسِ)؛
5) امامت عهدي است بين خدا و مردم كه مردم بايد با تبعيت از امام، به عهد خويش با خدا وفا كنند (عَهدي)؛
6) امامِ معصوم از هر گناه و خطايي مبراست (لايَنالُ عَهدي الظّالِمينَ
دوست ايراني .
Saturday 2 October 2004, 03:35PM
در هر عصر و زماني، مردم بايد پيشواي آسماني داشته باشند
http://www.sharemation.com/doostirani/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D9%86%20/062.gif
رعد: 7
جز اين نيست كه تو بيمدهندهاي؛ و هر قومي را رهبري است
آنچه در ابتدا از اين آيهِ شريفه استفاده ميشود اين است كه زمين هيچ گاه از هدايتكنندهاي كه مردم را به سوي حق رهبري كند خالي نبوده است و نخواهد بود، يا بايد پيامبري باشد و يا هادي ديگري كه به امر خدا هدايت كند. اين حقيقت محكم در حديثي زيبا از امام صادق كه از جدشان، حضرت سجاد نقل كردهاند، آمده است: از روزي كه خدا آدم را آفريده است تا حال، هيچ گاه زمين از حجت خالي نبوده است؛ ولي آن حجت گاهي ظاهر و مشهور و گاهي غايب و مستور بوده است؛ و تا قيامت نيز، زمين از حجت خدا خالي نخواهد بود؛ و اگر امام نباشد، خدا پرستش نميشود
مطلب مهم ديگر تفسيرِ فخر رازي و جلالالدين سيوطي، از مفسران به نام اهل سنت، از اين آيه است كه از ابن عباس نقل كردهاند: پيامبر دست مباركش را بر سينهِ خود گذاشت و فرمود: اَنَاالمُنذِرُِ. (من انذار كنندهام ). سپس به علي اشاره كرد و فرمود: اَنتَ الهادي يا عَليّ، بِكَ يَهتَدِي المُهتَدُونَ مِن بَعدي. (تو هدايتكنندهاي، اي علي؛ و به وسيلهِ تو بعد از من اهل هدايت هدايت ميشوند). البته عدهِ كثيري از علماي بزرگ اهل سنت اين روايت را در كتب خود آوردهاند. از شيعه نيز چندين حديث با همين مضمون وارد شده است
ديگر اين كه آيا ميتوان گفت منظور از لِكُلٍّ قَومٍ هادٍ علما و دانشمندان هر قوماند؟ در پاسخ ميگوييم خير؛ زيرا در هر عصري و در هر قومي عالمان متعددي وجود دارند؛ اما قرآن ميفرمايد براي هر قومي يك هدايتگر و رهبر الهي هست
دوست ايراني .
Thursday 2 December 2004, 11:41AM
اطاعت از خدا و رسول و صاحبان امرِ ولايت واجب است
http://www.sharemation.com/doostirani123/%D8%A2%D9%8A%D8%A7%D8%AA/064.gif?unq=fq515y
نساء: 59
اي كساني كه ايمان آوردهايد، خدا را اطاعت كنيد و از فرستادهِ او و صاحبان امرتان ( كه جانشينانِ معصوم پيامبرند،) اطاعت كنيد. پس اگر دربارهِ چيزي (از امور دين يا دنيا) نزاع داشتيد، آن را به خدا و رسولش برگردانيد -- اگر ايمان به خدا و روز واپسين داريد. اين (براي شما) بهتر و خوشعاقبتتر است
دربارهِ اين آيهِ نوراني به دو مطلب اشاره ميكنيم
اولاً، موضوع اين آيه رهبري و تعيين مرجع اصلي و كلي براي مسلمانان در همهِ امور است كه ابتدا با فرمان اطاعت از خدا، مسير رهبري و جهتگيري آن را تعيين ميكند و خط بطلان بر حكومتهاي طاغوت ميكشد و اصل اساسي رهبري ديني را، كه همانا اتصال به وحي و آسمان و داشتن منشاء خدايي است، تبيين ميكند؛ زيرا فقط خداوند است كه حق حاكميت و ولايت و مالكيت مطلق دارد و هر حكومتي كه از ذات مقدس او نشئت بگيرد پذيرفته است. لذا بعد از اطاعت از خداوند، فرمانبرداري از پيامبر و اولوالامر را مطرح ميكند
ثانياً، اين اطاعت بي قيد و شرط و مطلق است و همهِ شئون زندگي فردي و اجتماعي انسانها را شامل ميشود. تا اين جاي مسئله روشن و مورد اتفاق است؛ اما در مفهوم و مصداق اولوالامر اختلاف است. اجماع علما و مفسران شيعه و مكتب اهل بيت: اين است كه اولوالامر امامان معصوماند، زيرا هم حكومت آنان از وحي و خدا سرچشمه گرفته و هم معصوماند و از اين رو اطاعت بيقيد و شرط از آنان بي اشكال است؛ اما مفسران اهل سنت اختلاف نظر دارند: گروهي اولوالامر را همهِ صحابهِ پيامبر، و گروهي آنان را فرماندهان لشكر ميدانند؛ جمع ديگري خلفاي چهارگانه را اولوالامر ميدانند؛ برخي ديگر ميگويند منظور علما و دانشمندان و، به اصطلاح، اهل حل و عقد و عقلاي جامعهاند. البته با آنچه بيان شد ضعف اين اقوال روشن است
دوست ايراني .
Thursday 2 December 2004, 11:52AM
با ولايت، دين كامل شد. ديگر از دشمنان بيروني نترسيد
http://www.sharemation.com/doostirani123/%D8%A2%D9%8A%D8%A7%D8%AA/065.gif
مائده:3
امروز كافران از (ابطال و ازالهِ) دين شما ماءيوس گشتهاند. پس از آنان مترسيد و از من بترسيد. امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را براي شما به منزلهِ آييني (استوار و پايدار) پذيرفتم
مرحوم علامهِ طباطبايي در تفسير اين آيه فرمودهاند: اين آيه هم از نظر محلي كه قرار گرفته و هم از نظر دلالتي كه دارد جريان عجيبي دارد. مراد از يوم، كه تكرار شده، يك روز است؛ و در آن روز، هم كفار ماءيوس شدند و هم دين كامل شد. آن گاه ايشان بعد از ابطال نظريههاي مختلفي كه دربارهِ يوم آمده است، فرمودهاند: منظور روز غدير و نصب اميرالمؤمنين به عنوان مقام ولايت مسلمانان است؛ و تمام نااميدي كفار وقتي بود كه خدا براي اين دين كسي را منصوب كرد كه در تدبيرِ امرِ دين و پاسداري از آن و هدايت مردم مانند پيامبر و قائم مقام او بود؛ زيرا ديدند با اين كه رئيس و مؤسس دين خبر از مرگ خود داده است، آنها به آرزوي خود، كه ايجاد انحراف در اسلام و به دست گرفتن زمامداري جامعه بود، نميرسند و اين دين ديگر قائم به فرد نيست، بلكه خطي به نام ولايت و امامت در آن تاءسيس شده كه تا پايان عالم نيز ادامه خواهد داشت و ديگر به لحاظ رهبري نابودشدني و آسيبپذير نخواهد بود. پس از آن، دين از يك مرحله وارد مرحلهِ ديگر و متكاملتر شد. لذا خداوند فرمود: امروز دين را براي شما كامل و نعمت را تمام كردم.
دوست ايراني .
Thursday 2 December 2004, 11:56AM
غدير و آيهِ تبليغ سندي است محكم بر اثبات امامت علي بن ابي طالب
http://www.sharemation.com/doostirani123/%D8%A2%D9%8A%D8%A7%D8%AA/066.gif
مائده: 67
اي فرستادهِ ما، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ كن؛ و اگر نكني، پيام او را ابلاغ نكردهاي؛ و خداوند تو را از(فتنه و شر) مردم نگه ميدارد. بيترديد خداوند گروه كافران را هدايت نميكند
محقق عاليمقام، مرحوم علامهِ اميني، در كتاب الغدير حديث غدير را در ذيل اين آيه از 110 نفر از صحابه و ياران پيامبر و 84 نفر از تابعين و 360 دانشمند و مؤلف معروف اسلامي با سند و مدرك نقل كرده است؛ به طوري كه هر شخص منصفي با مطالعهِ اين اسناد و مدارك يقين ميكند كه حديث غدير از قطعيترين روايات اسلامي است
تعابير تند و بينظيري كه خداوند در اين آيهِ شريفه به كار برده حاكي از اهميت فوقالعادهِ اين مسئله، يعني تعيين امام و رهبرِ بعد از پيامبر و معرفي او به مردم، است؛ و ترس پيامبر از طرح چنين امري حاكي از نفاق شديد و قدرتطلبي در صفوف مسلمين بوده است. حال با آيهاي با اين تعبيرات و مسئلهاي به اين اهميت و ترسي آنچنان، شما را به خدا انصاف دهيد آيا ميشود پذيرفت كه منظور پيامبر از عبارتِ معروف من كنت مولاه فعلي مولاه اين باشد كه هر كه من دوست و يار و ياور اويم علي دوست اوست؟ قبلاً گفتيم كه در آيات صريح قرآن، نه تنها دوستي مؤمنان با علي بلكه دوستي و برادري تمام اهل ايمان باهم توصيه شده است.210 خلاصه لحن آيهِ مورد بحث و جملات پيامبر اكرم دليل بر اين است كه بيشك و قطعاً، منظور پيامبر اكرم خلافت و ولايت بوده است، نه چيز ديگر
دوست ايراني .
Thursday 2 December 2004, 12:01PM
آيهِ ولايت: سندي ديگر بر امامت
http://www.sharemation.com/doostirani123/%D8%A2%D9%8A%D8%A7%D8%AA/067.gif
مائده: 55
جز اين نيست كه سرپرست و ولي امر شما خدا و فرستادهِ اوست و مؤمناني كه نماز را برپا ميدارند و در حالي كه در ركوعاند زكات ميدهند
آنچه از آيات قرآن دربارهِ امامت است به دو دسته تقسيم ميشود: دستهِ اول، آياتي كه صراحتاً و مستقيماً بر مسئلهِ امامت و رهبري دلالت دارند، مانند آيهِ ولايت و آيهِ تبليغ و آيهِ اوليالامر و آيهِ صادقين و آيهِ قُربي؛ دستهِ دوم، آياتي كه بر فضيلت و برتري اهل بيت پيامبر خصوصاً علي دلالت دارند. اين دسته آيات بسيارند. مشهورترين آنها عبارت است از: آيهِ مُباهَله؛ آيهِ لَيلَه`ُ المَبيت؛ سورهِ هَل اَتي، آيهِ نور؛ آيهِ نَجوي؛ آيهِ خَيرُالبَريّه`؛ آيهِ حِكمت؛ آيهِ سِقايَه`َالحاجّ؛ داستان ابلاغ آيات آغازين سورهِ توبه؛ آيهِ وَصالِحُ المُؤمِنين؛ آيهِ انفاق؛ آيهِ رِجالٌ صَدَقُوا؛ آيهِ صديقون. اين آيات فقط فضيلت و برتري امير مؤمنان را، بعد از پيامبر بر همهِ مسلمانان ثابت ميكند و مستقيماً بر ولايت و امامت آن حضرت دلالت ندارد؛ اما با پذيرفتن اين اصل عقلي و مقبول كه ترجيح مرجوح بر راجح قبيح است (يعني اگر شخص برتر و بهتر باشد و ما به كمتر از او قناعت كنيم در نزد عقلا قبيح و ناپسند است)، ميتوان نتيجه گرفت كه فقط علي بعد از پيامبر شايستهِ رهبري امت است
دوست ايراني .
Thursday 2 December 2004, 12:57PM
علي: اولين مؤمن
http://www.sharemation.com/doostirani123/%D8%A2%D9%8A%D8%A7%D8%AA/068.gif
واقعه: 10-14
و پيشگامان [در ايمان] سبقتگيران [در تقوي]. (10) آنان مقربان درگاهاند، (11) در بهشتها و باغهاي پرنعمت خواهند بود. (12) گروه انبوهي از پيشينيان [معصومين از گذشتگان] (13) و اندكي از پسينيان [معصومين امتِ اخير]. (14)
بزرگترين فضيلت معنوي جناب امير مؤمنان، امام علي ايمان است -- ايماني كه هيچ فضيلتي همتراز و همسنگ آن نيست؛ بلكه خود مولّد همهِ فضايل و كرامات انساني است. همهِ مسلمانان متفقالقولاند كه وجود مبارك علي از شرك به خداوند دور بوده و هيچ سابقهِ بتپرستي و شرك در صحيفهِ زندگي او وجود نداشته و او پيش از همهِ صحابه، به پيامبر اسلام ايمان آورده است. او نه تنها حتي به اندازهِ چشم برهمزدني به خداوند شرك نورزيده، بلكه خود از بزرگترين بتشكنان بوده است؛ و در تاريخ، داستان بتشكني او و پيامبر در كعبه به ثبت رسيده است. خودِ آن جناب نيز، به نقل از مدارك معتبر اهل سنت مانند شرح نهجالبلاغهِ ابن ابيالحديد، پيوسته ميفرمودند: <اَنَا الصٍّدّيقُ الاَكبَرُ وَالفارُوقُ الاَولُ.> من بزرگترين تصديقكنندهِ پيامبر و اولين جداكنندهِ حق از باطل بودم
در شواهد التنزيل، از كتب معروف و معتبر اهل سنت، آمده است: پيشگامان در ايمان سه نفرند: يوشع، كه به موسي مؤمن شد؛ صاحب ياسين (حبيب نجار) كه به عيسي ايمان آورد؛ علي، كه به پيامبر اسلام مؤمن شد. آري، او نخستين كسي بود كه پيامبر اكرم را تصديق و با او بيعت كرد و با او نماز خواند. اين مطلب مفهوم روايت نبوي است كه شخصيتهاي بنام صدر اسلام، مانند ابوسعيد خدري و عايشه و خليفهِ دوم و حاذبن جبل و سلمان فارسي و عبدالرحمن عوف و ابن عباس و انس بن مالك، آن را نقل و به آن اعتراف كردهاند
دوست ايراني .
Thursday 2 December 2004, 01:01PM
دو دريا، با لؤلؤ مرجان
http://www.sharemation.com/doostirani123/%D8%A2%D9%8A%D8%A7%D8%AA/069.gif
رحمن: 19-22
دو دريا را پيش راند تا به هم رسيدند. (19) در ميان آن دو، حجابي است تا به هم درنشوند. (20) پس كدام يك از نعمتهاي پروردگارتان را تكذيب و انكار ميكنيد؟ (21) از آن دو دريا، مرواريد و مرجان بيرون آيد. (22)
امام صادق در تفسير اين آيات فرمودند: علي و فاطمه دو درياي عميقاند كه هيچ يك بر ديگري تجاوز نميكند؛ و از آن دو دريا، لؤلؤ و مرجان، يعني حسن و حسين، خارج ميشوند
تزويج آسماني اين دو دريا خود حكايتي است شنيدني و دليلي ديگر بر فضيلت علي بر همه كس در بعد از پيامبر؛ زيرا كفو و تاي فاطمهاي است كه به نقل يكي از مدارك مهم برادران اهل سنت، پيامبر دربارهِ او فرمود: اگر تمام نيكي و زيبايي بدل به انسان ميشد، آن شخص فاطمه بود؛ بلكه فاطمه از همهِ محاسن عالم برتر و باعظمتتر است. دخترم فاطمه بهترينِ اهل زمين از حيث مادّهِ خلقت و شرافت و بزرگواري است
دربارهِ لؤلؤ و مرجان اين دو دريا، خوارزمي در مناقب خود روايت كرده است: همانا رسول خدا دست حسن و حسين را گرفت و فرمود هر كسي مرا و اين دو فرزندم را و پدر و مادر اين دو را دوست بدارد روز قيامت با من و همرتبهِ من
دوست ايراني .
Thursday 2 December 2004, 01:06PM
مباهله: برترين سندِ فضيلت
http://www.sharemation.com/doostirani123/%D8%A2%D9%8A%D8%A7%D8%AA/070.gif
آل عمران: 61
پس هر كس با تو دربارهِ او (عيساي مسيح، عليهالسلام) پس از آنكه به علم رسيدهاي محاجّه و ستيز كند بگو: بياييد ما پسرانمان را و شما پسرانتان را و ما زنانمان را و شما زنانتان را و ما خودمان را و شما خودتان را فراخوانيم. آن گاه به يكديگر نفرين كن-يم. پس لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم
راويان اخبار از اهل سنت و مفسران و مورخان معروف آنان و همهِ علماي شيعه بر اين نظرند كه حاضران صحنهِ مباهله پيامبر, علي, فاطمه, حسن, و حسين, بودهاند. البته مباهله داستاني زيبا و خواندني و پرنكته است كه در اين مختصر، مجالي براي طرح آن نيست؛ اما چند نكتهِ مهم از آيهِ مباهله:
1) فرزندان فاطمهِ زهرا فرزندان پيامبر اكرم اند و اين ردّ آن اعتقاد جاهلي است كه نوههاي دختري فرزند انسان نيستند
2) لفظ <نسائنا>، علاوه بر اين كه گوياي فضيلت حضرت زهرا است، پاسخ مناسبي است به كساني كه اسلام را دين مردان ميدانند؛ زيرا خداوند در صحنهِ مهمي مثل مباهله، كه مبارزهاي فرهنگي است، شرط اجابت دعاي پيامبر را حضور زن، يعني فاطمه ميداند
3) مهمتر از همه اين كه پيامبر به عنوان نفس و جانِ خود علي را آورد؛ يعني علي جانِ پيامبر است؛ و اين به معناي اثبات تمام فضايل و كرامت پيامبر اكرم غير از نبوت، براي علي است. زمخشري در تفسير خود مينويسد: هيچ دليلي بر فضيلت اصحاب كساء (پنج تن آل عبا)، كه برتر از آيهِ مباهله باشد، وجود ندارد
دوست ايراني .
Thursday 2 December 2004, 01:12PM
آسمان_ ايثار اهل بيت را مدح ميكند
http://www.sharemation.com/doostirani123/%D8%A2%D9%8A%D8%A7%D8%AA/071.gif
انسان: 8-9
و غذاي خود را در حالي كه به آن علاقه [و نياز] دارند به فقير و يتيم و اسير انفاق ميكنند. (8) [و زبان قال و حالشان اين است كه] جز اين نيست كه ما شما را براي رضاي خدا اطعام ميكنيم و از شما پاداش و سپاسي نميخواهيم. (9)
استاد سخن، شيخ مصلحالدين سعدي شيرازي، قطعه شعري ماندگار دارد به نام <سردار اتقيا> كه در توضيح اين موضوع به ذكر آن بسنده ميكنيم
كس را چه زور و زهره كه وصف علي كندجبّار در مناقب او گفته هَل_ اَتي
زورآزماي قلعهِ خيبر كه بند اودر يكدگر شكست به بازوي لافَتي
مردي كه در مصاف_ زِرِه پيش بسته بودتا پيش دشمنان نكند پشت بر غزا
شير خدا و صفدر ميدان و بحر جودجانبخش در نماز و جهانسوز در دعا
ديباچهِ مروّت و ديوان معرفتلشكركش فتوّت و سردار اتقيا
فردا كه هر كسي به شفيعي زنند دستماييم و دست و دامن معصوم مرتضي
sareban
Wednesday 29 December 2004, 11:15PM
با تشكر از خانم دوست ايراني
يك تحقيق خوب جوريه كه راه رو براي تحقيقهاي بعدي باز كنه
پس چه بهتر وقتي ايه اي را مينويسيد براي اينكه كار بيشتري روي آن ايه صورت بگيرد وتحقيق بيشتر به جان بنشيند
چند سوال احتمالي در هر آيه بنويسيد ومطرح كنيد كه بقيه دوستان هم مشاركت كنند
مثلا از همين آيه اخير شروع كنيم
چيزي به نظر شما نيست كه مورد بحث باشد؟
سوال داشتن مايه پيشرفت است
فوجي موري
Thursday 30 December 2004, 07:16AM
با تشكر از خانوم دوست ايراني به خاطر زحمتي كه كشيدن.
منم با بالايي موافقم. يه آيه رو انتخاب كنيم و كامل روش بحث كنيم. اميدوارم ادامه بدين.
دوست ايراني .
Thursday 30 December 2004, 12:11PM
سلام
خواهش مي كنم اگه ممكنه هر بحثي راجع به ايات داريد در يه تاپيك جداگانه انجام بديد حقيقتش اين تاپيك فقط مثل يه كتابه بحثي اگه هست جاي ديگه انجام بگيره
اينجا هر چند وقت يكبارم ابديت ميشه
اگه براتون ممكنه اپديتش كنين بهمين روشي كه من دارم
متشكرم از توجهتون خدا توفيق بده انشالله
sareban
Thursday 30 December 2004, 12:21PM
نوشته شده بوسيله دوست ايراني .
سلام
خواهش مي كنم اگه ممكنه هر بحثي راجع به ايات داريد در يه تاپيك جداگانه انجام بديد حقيقتش اين تاپيك فقط مثل يه كتابه بحثي اگه هست جاي ديگه انجام بگيره
اينجا هر چند وقت يكبارم ابديت ميشه
اگه براتون ممكنه اپديتش كنين بهمين روشي كه من دارم
متشكرم از توجهتون خدا توفيق بده انشالله
باشه ولي آخه چرا؟
اين روشه پيشنهادي بهتره ها
اخه اين همه كتاب تو اينترنت
در مطلب بايد كاري كرد كه همه مشاركت فعال داشته باشند
و با كتاب نويسي مشاركت فعال نميشه داشت:)
دوست ايراني .
Thursday 30 December 2004, 12:23PM
آقا كوچه بغل اشكالش چيه خب ؟
SABOKBAL
Wednesday 12 January 2005, 09:59AM
فان مع العسر يسرا×××ان مع العسر يسرا
دوست ايراني .
Tuesday 18 January 2005, 08:21PM
مرگ و برزخ و قيامت
دوست ايراني .
Tuesday 18 January 2005, 08:36PM
مرگ انسان را فراميگيرد
https://www.sharemation.com/doostirani123/%D8%A2%D9%8A%D8%A7%D8%AA/026.gif?uniq=9y8qy0
انبياء: 35
هر كسي طعم مرگ را خواهد چشيد؛ و شما را با بدي و خوبي [مرض و صحت و فقر و ثروت] ميآزماييم؛ و به سوي ما بازگردانده ميشويد
قرآن مرگ را مرحلهاي از مراحل تدبير الهي و حركت انتقالي انسان به سوي كمال و قانوني عمومي و همگاني ميداند كه هيچ راه گريزي از آن نيست. ترس از مرگ يا نتيجهِ كردههاي خود انسان است و يا به سبب برداشت غلطي است كه از مرگ دارد. چون مرگ و عوالم بعد از آن جزا و محصول اعمال خود ماست، پس سزاست به جاي ترس از مرگ از خود بترسيم؛ زيرا به اندازهِ ذرهاي ظلم نميشود و پاداش يا كيفر دقيقاً منطبق با كردههاي ماست و هر كسي در گرو كردههاي خويش است.
عارف رومي اين مفاهيم را در دفتر سوم مثنوي چنين بيان كرده است:
مرگِ هر يك اي پسر همرنگ اوستپيش دشمن دشمن و بر دوست دوست
آنك ميترسي ز مرگ اندر فرارآن ز خود ترساني اي جان هوشدار
رويِ زشتِ تو است نه رخسار مرگجانِ تو همچون درخت و مرگ_ برگ
از تو رسته است اَر نكوي است ار بد استناخوش و خوش هر ضميرت از خود است
گر به خاري خستهاي خود كِشتهايور حرير و قز دري خود رشتهاي
دوستعلي
Friday 18 February 2005, 08:58AM
بنام خدا
قل لا اسئلكم عليه اجرا"الا الموده في القربي
smhejazi
Saturday 16 July 2005, 01:02PM
سلام،خيلي جالب و مفيد. دست شما درد نكنه
mmeisam
Sunday 25 September 2005, 01:29PM
خيلي خوب بوى موفق باشید
ابومحسن
Wednesday 26 October 2005, 04:56PM
و ننزل من القرآن ما هو شفاء ورحمه للمومنين ولا يزيد الظالمين الا خسارا
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.