نمايش نسخه نهائي : مشكلات واقعي جوانان ؟
سلیم
Monday 28 June 2004, 12:53PM
دوستان عزيز
سلام
سال هاست راجع به موضوع جوانان مي شنويم و گفتگو مي كنيم
اما واقعاٌ فيدبَك و نتيجه اين بحث چه بوده است .
براي آنها چه كرده ايم ؟
آيا بيلاني از آنچه كه براي جوانان انجام شده را داريم ؟
آيا نظر عمومي يا خصوصي ايشان را داريم ؟
آيا مشخص است كه چند درصد در اين كار موفق بوده ايم ؟
شايد دوستان بفرمايند : خوب اين را كه ما نبايد جواب بدهيم
و مسئولين بايد جوابگوي عملكرد خود باشند ...
اين قبول ، ولي خود جوانان چه فكر مي كنند ؟
آيا آنها هم همينطور فكر مي كنند كه نياز ها و مشكلاتي دارند ؟
به هر حال اميد وارم دوستان لطف كرده و نظر بدهند.
اصل بحث اين است :
1 - مشكلات جوانان چيستند ؟
2 - مسئولين كشور ما (ايران)چقدر در حل آن موفق بود ه اند ؟
استفاده مي كنيم / ارادتمند شما سليم
مشكلات فني اصلاح شد / پشتيباني باشگاه
سلیم
Wednesday 7 July 2004, 08:23AM
سلام
دوستان ؛
حالا جوانان مشكل ندارن ، جامعه كه مشكل جوانان رو داره اينو چه كنيم ؟
من ميخوام ببينم جووناي مملكت ما چقدر به مسائل خودشون واقفن ،
بسم ا...
ارادتمند / سليم ./.
سینا 555
Wednesday 7 July 2004, 01:36PM
سلام اقا سليم
بنده زياد صاحب نظر نيستم ولي بنظرم اولين و مهمترين مشكل جوانان ايراني معضل شغل و بلاتكليفي و نبود چشم اندازي اميدواركننده در اين
زمينه است.بقيه مشكلات هم فكر ميكنم از همين ريشه پوجود مياند.
عدم مشاركت دادن اكثريت جوانان در روند اجتماعي اقتصادي فرهنگي جامعه و سپردن مسئوليت به انها ريشه بقيه مشكلات انها ميتونه باشه.
جواني كه كار نداشته باشه يعني بمب متحرك و جامعه ما بايد با تمام
توان به مسئله ايجاد اشتغال و سپردن نقش اجتماعي مثبت و مفيد به انها بپردازد.
البته من نميدونم جواب طرح سئوال شما دوست عزيز رو تا چه حد دادم ولي نظرم فعلا همين بود.
موفق باشيد
سلیم
Saturday 10 July 2004, 11:07AM
سلام
از توجه شما ممنونم
كاملاٌ درسته ، موافقم
اگر چه اين همه ي مشكل نيست
ولي به مورد بسيار مهم و حياتي اشاره كردي
ديگه چي ...
تا به يه جمع بندي برسيم
ارادتدارم / سليم ./.
سینا 555
Monday 19 July 2004, 05:04AM
سلام البته شايد نوشته زير ربطي به موضوع زياد نداشته باشه
ولي خوب اين هم يكي از مشكلاتي هست كه جوانان در جامعه
با اون سروكار دارند خوندنش ضرر نداره:)
_______________________________
مشكلات رعايت آيين دوستي در جامعه امروز
دوست پيداكردن، كاري آسان و در عين حال سخت است! هيچ كس براي پپداكردن دوست خوب خود، نبايد منتظر «بهترين» باشد؛ «چون كسي به تو گمان نيك برد، خوش بيني او را تصديق كن» پس در دوستي نبايد وسواس به خرج داد.
اما هركس درپيداكردن دوست بايد ازخطر «بدترين» درامان بماند؛ «بدترين دوست آن است كه به خاطر او به زحمت افتي» پس نمي توان كاملا بدون دقت بود.
آرزوهاي آدم ها درچهره دوستان خوبشان محقق مي شود و چه آرزوهايي كه با دوستان شرور به باد نرفته است. دوست بد را هرگز به دست نياوريد و دوست خوب را به دست آوريد و ازدست ندهيد.
مولا همچنين فرمود: «ناتوان ترين مردم كسي است كه از دوست يابي ناتوان است و از او ناتوان تر آن كه دوستان خود را ازدست بدهد.»
زشتي ها و پليدي هاي همنشين بد، به جان آدم ها رسوخ مي كند و شر به شر مي پيوندد.
هيچ كس از پليدهاي يك همنشين شرور بي نصيب نيست، اگرچه فقط شاهد اين زشتي ها باشد و هيچ كس از ناداني هاي يك دوست احمق در امان نخواهدبود، حتي اگر اين ناداني ها اندك باشد.
لحظات دوست يابي، بسيار حساس است و كمتر كسي است كه براي آن استخاره كند؛ يعني درلحظاتي كه روابطي با ديگران برقرار كند، ازخدا بخواهد كه دوستان جديدش آدم هاي احمق و شروري نباشند.
شايد براي يافتن دوستان خوب، زحمت زيادي به خود ندهيم و به اصطلاح خود را به اين در و آن در نزنيم، اما زندگي پاكيزه براي ما در گرو آن است كه خود را براي درامان ماندن از دوستان بد، بسيار به اين درو آن در بزنيم.
مواظب خاله خرسه باشيد
«دوستي خاله خرسه» از آن نوع دوستي هايي است كه به هلاكت آدمي مي انجامد. در دوستي خاله خرسه، اشاره اصلي به ابله بودن كسي است كه خرس را به دوستي مي گيرد تا اين كه به وجود خرس ابله اعتراض شود.
حكايت برگزيدن خرس براي دوستي در مثنوي مولانا آمده است؛
اژدهايي، خرس را درمي كشيد
شيرمردي رفت و فريادش رسيد
خرسي كه گرفتار اژدها شده بود، به دست مردي قوي پنجه از دهان اژدها بيرون كشيده شد. خرس نجات يافته، جان خودش را مديون آن مرد دانست؛ پس به دنبال او راه افتاد.
خرس هم از اژدها چون وارهيد
وان كرم زان مرد مردانه بديد
چون سگ اصحاب كهف آن خرس زال
شد ملازم در پي آن بردبار
در بين راه مرد با ايمان وانديشمندي، خرس را با آن مرد قوي پنجه ديد و هشدار داد كه دوستي با خرس، دوستي ابلهانه اي است. آن مرد داستان خرس و اژدها را براي مرد با ايمان تعريف كرد ولي دوباره از او شنيد كه دل بستن به خرس، دوستي نابخردانه اي است؛
قصه وا گفت و حديث اژدها
گفت بر خرسي منه دل ابلها
تكيه بر ابله بتر از دشمني است
او به هر حيله كه داني راندني است
مرد قوي پنجه كه فقط زور داشت و عقل نداشت، در گفتار مرد مسلمان شك كرد و به او گفت كه تو نسبت به من كه دوستي مثل اين خرس دارم، حسودي مي كني!
مرد مسلمان باز هم هشدار داد ولي مرد ابله گوشش بدهكار اين هشدار نبود. تا اين كه همراه خرس رفت و در جايي خسته شد و خوابيد؛
سخت خفت و خرس ميراندش مگس
وزستيز آمد مگس زو باز پس
خرس بالاي سر مرد قوي پنجه ايستاد و از سر علاقه اي كه به او داشت، مگس را از سر و صورت او كنار مي زد. اما مگس ول كن نبود. پس خرس خشمگين شد و به سمت كوه رفت!؟
خشمگين شد با مگس خرس و برفت
برگرفت از كوه، سنگي سخت زفت
سنگ آورد و مگس را ديد باز
بررخ خفته، گرفته جاي ساز
همه تدبير خرس در آن بود تا سنگ بزرگي بياورد و به حساب مگس برسد. وقتي با سنگ از كوه برگشت، ديد كه مگس روي صورت دوستش نشسته است؛
برگرفت آن آسيا سنگ و بزد
بر مگس تا آن مگس واپس خزد
سنگ را محكم به روي مگسي كوبيد كه بر صورت دوستش نشسته بود!
سنگ روي خفته را خشخاش كرد
اين مثل بر جمله عالم فاش كرد
مهر ابله، مهر خرس آمد يقين
كين او مهر است و مهر اوست كين
سنگ، صورت مرد ابله را مثل خشخاش كرد تا براي همه مردم جهان آشكار شود دوستي ابله، دوستي خرس است.
دوستي با خاله خرسه، دوستي با يك احمق است كه فقط از يك احمق بر مي آيد، يك آدم نادان اگر چه در دوستي، بسيار متعهد وعلاقه مند باشد، اما حاصل دوستي اش، هلاكت است.
دوستان اژدهايي!؟
آفت ديگر دوستي، آشنا شدن و دوستي كردن با آدم هاي شرور و نابكار است. «از همنشيني با فاسقان بپرهيز كه شر به شر مي پيوندد.»
دوستي با آدم شر، دوستي با اژدهاست. اگر در دوستي خاله خرسه، محبتي جاهلانه نهفته است، در دوستي با اژدها، خشمي وحشيانه آشكار است. اژدها آدم را مي بلعد، بي آن كه فرصتي براي جبران اشتباه و يا استفاده از فرصت هاي بهتر باقي بگذارد.
به اعتقاد روانشناسان اجتماعي، والدين نبايد از نقش هدايت گري و نظارتي خود در دوست يابي فرزندانشان صرف نظر كنند و جايز نيست كه در اين راه همه چيز را به عهده بچه ها واگذار كنند.
نوجوانان و جوانان، صاحب انگيزه اي هستند كه بايد با تجربه و تدبير بزرگترها به كنترل درآيد و اگر اين انگيزه به بهانه آزادي يا اختيار، به حال خود رها شود، روحيه ساده و صافي كه در اغلب نوجوانان و جوانان وجود دارد، براي پذيرش پليدي و شرارتي كه در وجود برخي افراد تربيت نشده ديده مي شود، آماده خواهد شد.
پدر و مادر يا خواهر و برادر بزرگتر و كساني مثل دايي و عمو كه فرزندان از آنان حرف شنوي دارند، در دوره هايي كه دوستي هاي عميق بيشتري در آن شكل مي گيرد، يعني همين دوره هاي نوجواني و جواني، بايد در پاكسازي محيط زندگي و درس و كار بچه ها از دوستان ناباب، حضور قابل قبول داشته باشند. قبولي اين حضور مشروط به آگاهي از همه مراحل زندگي فرزندان است.
اكنون جامعه ما با نسلي روبروست كه شايد در گذشته هيچ گاه چنين نسلي بروز نكرده بوده است؛ جواناني كه به نسبت درس خوانده تر از والدين خود هستند و با ابزار زندگي مدرن حركت مي كنند و آرزوهاي جديدي نيز پيدا كرده اند. بسياري از اين جوانان، ملازم پدر و مادرهاي خود نيستند، بلكه درهمراهي با نوعي از زندگي پيشرفته حركت مي كنند كه ساعاتي طولاني از روز آنان را از والدين خود جدا مي سازد.
اين فرزندان يا در محيط هاي آموزشي، باشگاه هاي ورزشي و محيط هاي اجتماعي ديگر، دور از خانواده با دوستانشان به سرمي برند و يا در محيط خانه به انتظار والدين خود نشسته اند تا ساعات طولاني شغل دوم را تمام كنند و به خانه بازگردند.
در اين ساعات انتظار، جست وجوي دوست حتي از طريق اينترنت هم ممكن است و ارتباط با دوستان مدرسه اي و غير از آن هم ادامه دارد، بي آن كه پدر و مادر حتي شايد نامي از دوستان فرزندان شنيده باشند.
براي چنين فرزنداني كه والدينشان نتوانند در محيط زندگي آنان حضور فكري و فيزيكي قابل قبولي داشته باشند تا تجربه و تدبير خود را براي شناسايي و حذف دوستان ناباب و هدايت به سوي رفقاي ناب به كارگيرند، خطر آلوده شدن به شر دوستان اژدهايي وجود دارد.
چنين احساسي در اغلب والدين وجود دارد تا بتوانند فرزندانشان را در محيط درس و كار، تحت شرايطي قرار دهند تا بهترين دوستان را براي خود پيدا كنند و اين دوستان، خطر حضور كمرنگ والدين در زندگي فرزندان را برطرف كند. اما اين احساس، همواره برآورده نمي شود.
تلاش جان فرسايي كه براي استفاده از بهترين امكانات آموزشي و تربيتي فرزندان درپدر و مادرهاي اين زمانه به وجود آمده است، نوعي دوست يابي حقيقتي براي فرزندان است.
والدين، دوست خوب بچه هاي خود را جانشين خويش در زندگي آنان مي دانند. هركس مي داند كه نمي تواند دوست فرزندش را به فرزندش بسپارد تا مراقب و نگهدار او باشد. اين خطر بزرگي است. بهترين كار آن است كه فرزند خود را به دست دوستش بسپارند تا مراقب او باشد. پس اين دوست نمي تواند هركسي باشد.
آيا والدين فرصت پيدا مي كنند تا با همه دوستان قديم و جديد فرزندشان آشنا شوند؟
آيا هر روز از فرزندشان درباره دوست هاي جديد احتمالي مي پرسند؟
دادگاه هاي جنايي، اين روزها انباشته از پرونده هاي قتل و تجاوز و دزدي كساني است كه از «دوست ناباب» مي نالند. اين دوست شرور و پليد همان اژدهايي است كه اغلب خود از صحنه مي گريزد و دوستان را به جا مي گذارد.
جامعه امروز ما، ظرفيت زيادي براي پرورش و به وجود آوردن جوانان شرور دارد و اين عده كه خلق و خوي يك انسان «بي كار و فرصت طلب» را پيدا كرده اند، در حال حاضر كم نيستند و بنابراين دقت و حساسيت بيشتري لازم است تا نوجوانان و جوانان سالم از حلقوم جوانان شرور و فرصت طلب بيرون كشيده شوند.
درباره اژدهاي شرور بايد دانست كه منتظر نمي ماند تا كسي او را به دوستي برگزيند؛ او به دوستاني كه بتواند آنان را بفريبد، نيازمندتر است. پس براي دوست يابي، حريص تر از ديگران عمل مي كند.
آدم ناباب، دوستان زيادي را از بين جوانان ساده و پاك انتخاب مي كند تا در فريب آنان به زحمت نيفتد و چون در پنهان هيچ تعهدي در برابر دوستان خود نمي پذيرد، قادر خواهد بود تا از ميان آنان، پيوندهاي دوستي را با هر كس و در هر زمان كه خواست، بگسلد و دوستي هاي جديدي برقرار كند. اين اژدهاي هفت سر، چه بسيار كساني را كه به روزگار سياه نشانده است، اما خود در روزگار سياه تر خويش از ديدگاه جامعه پنهان مانده و براي ديگران طرح و نقشه مي كشد.
سزاي شرارت و پليدي آدم هاي ناباب، انزوا از جامعه و دور ماندن از افراد صالح است. اين انزوا اگر پشت ميله هاي زندان نباشد، بايد درون جامعه صورت گيرد. هيچ شروري نبايد به دوستي گرفته شود تا بداند كه براي خروج از انزوا، چاره اش در ترك پليدي ها و شرارت هاي باطني است.
اگر جوانان پاك سيرتي هستند كه از دوستي با جوان ناباب و شرور به دردسر افتاده اند، مي شود كه جوانان پليد و شروري هم باشند كه براي دوست شدن با پاك سيرتان، ترك شرارت و پليدي كنند و به دنياي پاك قدم بگذارند.
سلیم
Monday 19 July 2004, 08:27AM
سلام
مشكلات رعايت آيين دوستي ...اتفاقا" به مطالب خوبي اشاره مي كني ، چرا كه بسياري از مشكلات جوانان اين مرز و بوم
ناشي از همين مسائل است .
خوب ياد داشت مي كنيم :
1) بيكاري
2) نداشتن نقش مؤثر در جامعه
3) مشكلات رعايت آيين دوست يابي
دست شما درد نكند ؛ اما اي كاش بقيه هم كمك مي كردند ...
با تشكر / سليم ./.
SAFA
Monday 19 July 2004, 08:38AM
سلام جناب سليم :)
و عرض تشكر از مطالب بسيار مفيدتون
نظرتون در مورد " عدم شناخت ريشه هاي فرهنگي و هويتي " چي هست ؟ بنوعي شايد بشه انقطاع فرهنگي بش گفت ... بنظر ميرسه جوان امروز ما هويت و رسالتي براي خودش نميشناسه ... و غافل از اينه كه تو دنياي امروز هر هويت مستقل و كريم تحت تهاجم و اون مسوول كه ميراث نياكان خودش رو حفاظت كنه ...
سلیم
Monday 19 July 2004, 08:56AM
سلام
نظرتون در مورد " عدم شناخت ريشه هاي فرهنگي و هويتي " چي هست ؟ بنوعي شايد بشه انقطاع فرهنگي بش گفت ... بنظر ميرسه جوان امروز ما هويت و رسالتي براي خودش نميشناسه ... و غافل از اينه كه تو دنياي امروز هر هويت مستقل و كريم تحت تهاجم و اون مسوول كه ميراث نياكان خودش رو حفاظت كنه ...
احسنت ،
فكر مي كنم اين از نكات راه بردي بحث ما باشه يعني جوان امروز ما واقعا" راجع به هويت خودش چي فكر مي كنه ؟
اصلا" هويتي براي خودش قائله يا نه ؟
يا چيزاي ديگه رو (خوب يا بد) به جاي هويت گرفته ...
خوب نظر شما راجع به تعريف حقيقي هويت چيه ؟
شاخص هاي اون چي هستند ؟
و كدوم شاخص اهميت بيشتري داره و چرا ؟
جوان ما راجع به مقوله فرهنگ چي فكر مي كنه ؟
از نظرات بقيه هم استفاده مي كنيم .
با تشكر / سليم ./.
فربد
Tuesday 31 August 2004, 05:43PM
مشكل اول خوردن حق پسر ها توسط دختر ها در آزمون سراسري
سلیم
Wednesday 1 September 2004, 06:45AM
سلام
تذكر آيين نامه اي ؛
لطفا" خارج نزن
./.
فربد
Wednesday 1 September 2004, 07:56AM
چي چي ميگي موحدي ساوجي!
وقتي دانشگاهها رو از پسرا گرفتن شما كجا بودي ؟
سلیم
Wednesday 1 September 2004, 01:27PM
سلام
خدا رحمتش كنه ...
توي دانشگاه بودم
يادت باشه رفتن به دانشگاه از روي تعداد شركت كننده هاي نيست
اونايي قبول مي شن كه بيشتر آماده باشن دختر و پسرش فرقي نمي كنه
پسرا اگه حواساشونو جمع كنن مي تونن دوباره اكثريت رو به دست بگيرن
./.
فربد
Wednesday 1 September 2004, 01:41PM
آخه يه دختر ميره مهندسي معدن چيكار كنه ؟
يا حاضره كشاورزي كنه كه ميره مهندسي كشاورزي ؟
mahdi1060
Wednesday 1 September 2004, 01:59PM
فربد خان.حتما بايد به زور بفرستنت دانشگاه؟ با سهميه؟ خوب تو هم اگه بشيني درس بخوني قبول ميشي. توي كنكور فرقي بين دختر و پسر نيست. هركي درس خونتر موفقتر. حالا اگه دولت ديد كه توي رشته هايي نيروي متخصص مرد كم داره ميتونه سهميه بندي كنه. مشكل از تنبلي عزيزم!
فربد
Wednesday 1 September 2004, 02:23PM
چطور ما نمي تونيم بريم رشته مامايي اما دخترا همه رشته هاي ما رو مي تونن برن!
سلیم
Wednesday 1 September 2004, 02:39PM
تذكر آيين نامه اي
قرار شد خارج نزني
./.
فربد
Wednesday 1 September 2004, 06:47PM
اصلا ولش كن
مشكل ديگه مسكنه
mahdi1060
Thursday 2 September 2004, 12:22AM
وارد جريان ناموسي نشو فريد جون.:mad::p
فربد
Thursday 2 September 2004, 06:03AM
تذكر آيين نامه اي
چرا هي به من مي گي فريد مگه فربد چشه!
سلیم
Monday 6 September 2004, 03:49PM
سلام
واقعيتش چشمام ديگه جواب نميده ...
اون نقطه به اون كوچيكي دل داداش ما رو چه كرد
پس اون " يكي " كه به اين نقطه ها ارزش مي ده و هي مورد بي مهري اونا قرار مي گيره بايد چي بگه ؟
چشم جناب فربد
با عذر خواهي
./.
فربد
Tuesday 7 September 2004, 05:45AM
مشكل ديگش اشتغال نون و آب داره
سلیم
Tuesday 7 September 2004, 03:19PM
سلام
بابا مگه بقيه ي تاپيك رو مطالعه نمي كني
تا مطالب تكراري ننويسي
./.
فربد
Tuesday 7 September 2004, 06:53PM
آخه اشتغال نون وآبدار با اشتغال معمولي زمين تا آسمون فرق داره
مرسلات
Friday 17 December 2004, 12:11AM
با سلام
تشكر ميكنم از طرح مطلب مهمتون
شايد بارزترين مشكل جوونهاي جامعه ما بيكاري باشه كه معضل كوچيكي هم نيست اما مشكل عمده و ريشه ايي هر جووني با هر دين و مذهبي ، مشكل اعتقاديه كه چطور بگم يا كم داره روش كار ميشه يا خيلي بد داره روش كار ميشه . فكر كنم سالهاي جنگ مشكلات براي جوونها بيشتر از حالا بود اما موفقيتهاي اونها بيشتر بود چون از لحاظ عقيده و ايمان محكم بودن . ما از وقتي كه خدا و مذهب تو زندگيمون كمرنگ شد بدبخت شديم شايد اگه به اين مسئله توجه كنن و قشنگ عقايد اسلامي رو در جوونها محكم كنن اكثر مشكلات مثل بي هويت بودن خود بخود حل ميشن
به اميد اون روز
مرسلات
Friday 17 December 2004, 12:16AM
آهان اينم بگم و برم
شما دقت كنيد به الگو سازي فعلي جامعه ما ميبينيد كه همه اهميتها
و توجه ها شده به قشر ورزشكاران ، خواننده ها ، هنرپيشه ها .
به نفرات اول المپياد كمتر توجه ميكنن . به رشته هاي ديگه هنري توجه نميكنن . به نفرات اول و ممتاز رشته هاي علمي خيلي كم توجه ميكنن
خب هيچ تشويقي كه براي جوون فعال نباشه و همه توجه ها به فوتباليست و كشتي گير و هنرپيشه باشه ، جوون حق داره هويت خودشو از دست بده ، حق داره الگوي مزخرفي واسه خودش داشته باشه حق داره دنبال علم و دانش نره و اين همش به ضرر خود مملكته كه قشر فرهنگي و فهميده تربيت نميكنه . پوچ گرايي كشته مارو ! چوبشم كم كم ميخوريم !
raziyeh
Thursday 3 July 2008, 10:21AM
سلام
به نظر من مشكل جوانان مشكل شغل آنهاست بعد به واسطه اين مشكل مشكلات بدتر پيش مي ياد اينكه مثلا كسي به اونا زن نمي ده و نمي تونن ازدواج كنن
Folaani
Thursday 3 July 2008, 10:02PM
بنظر بنده، از نظر علمی، یک مشکل بزرگ یک ساختار اقتصادی استثماریست.
یعنی ساختاری که روشها و هدفهای خاصی از زندگی را به بخش بزرگی از مردم تحمیل میکند.
نیروی اهرم عملکرد این ساختار، در تورم اقتصادی بیمار متجلیست.
اقتصادی که حتی اگر در آن همه شغل و درآمد کافی داشته باشند بازهم بیمار است.
چراکه یک روش زندگی که لازمهء تطبیق با این تورم و بیماری اقتصاد لجام گسیخته است به بیشتر/بخش بزرگی از مردم تحمیل میشود.
اقتصادی بی ثبات و غیرقابل پیش بینی.
این اقتصاد میگوید، اگر بفکر هماهنگ شدن با آن نباشی نمیتوانی برجای خود نیز بمانی.
یا باید همراه با آن پیش بروی و یا عقب و عقب تر خواهی ماند و زودتر از آنچه عمرت میگذرد با عواقب آن روبرو خواهی شد.
بنظر بنده اقتصاد سالم اقتصادیست که بتوان تاحد کافی (از نظر انسانی) برجای خویش ماند و غم دنیا را هم نخورد.
اقتصاد امروز، حداقل خود ما، اینگونه نیست؛ وگرنه برای ما نیز احتمالا زندگی ای پیدا میشد.
میگویی خب از فلان چیزها گذشتم؛ اتومبیل نمیخواهم؛ خانهء بزرگ نمیخواهم؛ جز نیازهای طبیعی و اساسی چیزی نمیخواهم...
اما بازهم دنیای اطرافت گویی با آنچنان سرعتی جابجا میشود که میپنداری خانه ات به زودی در طرح می افتد!
و بازهم باید طبق جریان کلی کار کنی. بازهم بیش از حد. بازهم با دیدگاهی همچون دیگران یا حداقل کمی سازگار با آن. بازهم ...
و اینبار همهء اینها برای هیچ. برای کسی که هیچ نمیخواسته!
و آنوقت به انسان فشار می آید و خشمگین میگردد.
چراکه این یک بی برکتی محض و یک روح شیطانی و یک سیستم استثماریست (شاید برای کسانی که از این سیستم آزمندانه سود میبرند).
سیستمی که آدمی را به اسارت میکشد.
و نمیگذارد طبق میل خودش زندگی کند و روش دیگری را آزادانه بیازماید.
غريبه
Saturday 12 July 2008, 05:42PM
البته دوران جوانی دوران مهمی تو زندگی هر کس و میشه گفت یگی از مشکلات انها بی توجهی به انها و رآیشان (البته نه همه ) چون در همین دوران که احساساتش بزرگتر و بزرگتر میشه و نیاز به کسی داره که اونو بفهمه و به رآیش احترام بذاره
خصوصا بعضی از جوانان که نه حق در انتخاب شغل دلخواه ( البته نه همه ) یا اجبار به ازدواج مبکر و با کسی که بهش علاقه نداره باشن خیلی به روحیه انها ضربه میزنه
بهترین حلش هم اینه که نه بهشون بی اهمیت باشن و نه اجبارشون کنن ( خصوصا وقت جوونی و ازادی خواهی ) بلکه درمورد این موضوع ها با انها مشورت کنن و بهشون نشون بدن کن رایشون خیلی براشون مهمه ( چون از نظر روانشناسی گوش دادن به رای فرزندان از دوران کودکی شخصیت انها را قوی میکند)
جوونا هم میخوان یکی بهشون گوش بده:)
( مثل مادر بزرگا حرف میزنم مگه نه:D)
نويد تختي
Sunday 17 August 2008, 08:43AM
آهان اينم بگم و برم
شما دقت كنيد به الگو سازي فعلي جامعه ما ميبينيد كه همه اهميتها
و توجه ها شده به قشر ورزشكاران ، خواننده ها ، هنرپيشه ها .
به نفرات اول المپياد كمتر توجه ميكنن . به رشته هاي ديگه هنري توجه نميكنن . به نفرات اول و ممتاز رشته هاي علمي خيلي كم توجه ميكنن
خب هيچ تشويقي كه براي جوون فعال نباشه و همه توجه ها به فوتباليست و كشتي گير و هنرپيشه باشه ، جوون حق داره هويت خودشو از دست بده ، حق داره الگوي مزخرفي واسه خودش داشته باشه حق داره دنبال علم و دانش نره و اين همش به ضرر خود مملكته كه قشر فرهنگي و فهميده تربيت نميكنه . پوچ گرايي كشته مارو ! چوبشم كم كم ميخوريم !
سلام دوست عزيز.
ببخشيد من با نظر شما كاملا مخالفم.اولا نه اينكه ازنظر ورزشي و هنربيشكي خيلي بيشرفت كرديم كه تو كير دادي به اينا. دوما داداش عدم موفقيت جوونا هيج ربطي به دين و ايمان و مذهب نداره.. مشكل اساسي بخدا اينه كه حقشونو دارن ميخورن...... يه مشكل ديكه هم اينه كه بابا (انرزي هسته اي حق مسلم ماست)... شما به انرزي هسته اي دست بيدا كنيد بعدشم سنك فلسطين وجاهاي ديكه رو به سينه بزنيد كه انشا الله مشكل جوونا حل ميشه.
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.