PDA

نمايش نسخه نهائي : دغدغه معاش، نگرانى معاد


SAFA
Sunday 27 June 2004, 08:42AM
يسئلونكم حتى عن البقاع والبهائم
واى به حال و روزگار قومى كه در ميان آنها حساسيت و احساس مسئوليت درباره رعايا و زيردستان و به اصطلاح جديد »شهروندان« روى به ضعف بگذارد تا جايى كه درد و رنج آنان و فقر و فاقه بيچارگان، كم‏ترين واكنشى را در نهاد آنها برنينگيزد و خوابشان را برنياشوبد؛ با تكاندن سرى و اظهار افسوسى همه آنچه را كه درماندگان از آن مى‏نالند بشنوند و از كنار ديوارهاى فرو ريخته، شكمهاى گرسنه و دست‏هاى درمانده بگذرند و به راه خويش روند.
هيهات! كه در ميان همه سيره و سنت بزرگان دين از ميان اوليا و انبيا هيچ هنرى و هيچ عبادتى به رتبه و جايگاه فريادرسى خلق روزگار و برطرف كردن پريشان حالى درماندگان نيست؛ چنان‏كه حضرت ختمى مرتبت(ص) كسى را كه به فرياد دادخواهى درمانده‏اى بى‏اعتنايى مى‏كند از جرگه مسلمين خارج مى‏داند.
در سيره حاكمان عادل و اولياى صالح از خيل اهل بيت، عليهم‏السلام، است كه جز نان وخورش خشن برنگزيدند و جز رسيدگى به حال رعايا و اصلاح و انتظام رفتار و مناسبت آنان براى خود طريقى انتخاب نكردند؛ چنان‏كه اميرالمؤمنين على، عليه‏السلام، همواره چنين بود و حضرت صاحب الزمان، عليه‏السلام، نيز جز اين نخواهد كرد.





»دغدغه معاش« مجال »نگرانى معاد« را از بين مى‏برد. مردم در گيرو دار نان و خورش و پوشش چنان سرمايه‏هاى وجودى خويش را از دست مى‏دهند كه از آنان جز سنگى سرد و نامى سنگين بر صفحه قبر نمى‏ماند تا چه رسد به عمل صالح، عبوديت، معرفت و انتظار فرج بزرگ و ظهور حضرت صاحب‏الزمان(ع).
مگر جز اين است كه صلاح و فساد رعايا در كف حاكمان است؟! مگر نه اين‏كه صلاح معاش و اصلاح معاد آنان در گرو عدالت اميران و مراقبت آنان از حال و روز مردم است؟! بويژه در عصرى كه تمامى قوا و حتى آب و برق و خوراك و تعليم و تربيت و بازرگانى و ساير امور جملگى در كف كليدداران بيت‏المال است و هيچ تولد و مرگ و سفر و حضرى از نگاه صاحبان دفتر و ديوان دور نمى‏ماند.
دمدمه‏هاى شيطان لعين از يك سو بندگان خدا را در معرض هلاكت مى‏افكند و دم تيز و تند ملك‏الموت از ديگرسو خيل رعايا را به سوى مرگ ناگزير مى‏خواند، اين همه را در كنار توطئه‏ها و نقشه‏هاى پليد اولاد بنى‏اسرائيل و عمله‏هاى تا دندان مسلح آنان از ميان جهان‏خواران قرار دهيد كه همواره مسلمين را درگير با خود، مشغول با مشكلات خرد و حقير و غافل از همه آنچه در پيرامون آنان مى‏گذرد مى‏خواهند. به‏راستى در چنين مهلكه‏اى چه بايد كرد؟
چگونه مى‏توان درس هوشيارى، آمادگى، انتظار و مجاهده اخلاقى را در گوش رعايا خواند؟ چگونه مى‏شود آنان را مهياى استقبال از سالهاى سخت عصر ظهور نمود و در آستانه خانه‏ها چشم به راه امام مبين حق نگه‏داشت؟
فهرست بزرگ تغيير ارقام و اعداد و نرخ معمولى‏ترين و ساده‏ترين نيازهاى حيات مثل آب و نان و سرپناه و جامه درآ غاز هر سال كه جملگى بر حجم دغدغه‏هاى بندگان خدا مى‏افزايد جايى براى نگرانى معاد نمى‏گذارد.
شما را چه مى‏شود؟
هيچ انديشيده‏ايد كه احساس ناامنى و دغدغه معاش‏چگونه اخلاق را در گرداب ابتذال نابود مى‏سازد؟!
هيچ به تأثير وحشتناك و اضطراب حاصل از بى‏تعادلى و فردايى مبهم و آنچه بر سر نسلى مى‏آورد فكر كرده‏ايد؟ نسلى كه خصم از همه سو او را احاطه كرده است؟!
هيچ به لغزش همه پايه‏هاى اعتماد به حاكمان و تأثير دهشتناك آن در رعايا فكر كرده‏ايد؟!
بى‏گمان اين صاحبان امضا و مناصب‏اند كه مى‏بايست دير يا زود جوابگوى همه آنچه كه در همه لحظات و آنات بر تك‏تك مردم مى‏گذرد باشند، چنان‏كه در پيشگاه حاكم و دادرس بزرگ، حساب پولى سياه و دانه‏اى خرما را مى‏بايست پس داد تا چه رسد به ميلياردها روز و ساعت عمر و ميلياردها ميليارد ثروت و مال كه ضرورتاً در دخل و خرج آنها وارد ساختن ذرة المثقالى هوى و هوس و يا تمايلات قبيله‏اى و حزبى جايز نيست.
هيهات! در نيافتيم كه در قاموس حكمرانى على عليه‏السلام، از حاكمان درباره بقاع و بهائم (چهارپايان) نيز سؤال مى‏شود (يسئلونكم عن البقاع والبهائم).
در چنين معركه‏اى واى به حال وكيلى و وزيرى كه عقباى خويش را مصروف دنياى دوستان گرمابه و گلستان كرده باشد.
نسلى در انتظار با صبرى بزرگ آمد و رفت و نسلى ديگر نيز روى به كهولت گذارده، اما همچنان صابر و ناظر است. اين سكوت در پيشگاه امام عصر، عليه‏السلام و دادگاه عدل الهى فريادى خواهد شد كه هيچ كوهى آن را تاب نخواهد آورد.
چگونه است كه گاه بى‏ملاحظه اين‏همه و با داشتن قدرت، ثروت، اختيار و مردمى تابع و شكيبا از تنظيم مناسبات اجتماعى، اقتصادى، آموزشى مردم چنان در مى‏مانيم كه تغيير و تزلزل در تصميمات، مقررات، آئين‏نامه‏ها و عزل و نصبها روزى همه هفته‏ها و ماههاى سالمان شده است؟
چگونه است كه همه ساله، درست در آخرين روزهايى كه ميليونها نفر از خانواده بزرگ اين وطن اسلامى با هزاران رنج و سختى خود را با تغييرات ناگزير و البته يك جانبه اقتصادى و معيشتى سال پيش تطبيق داده‏اند به ناگاه ديگربار با تغيير نرخ همه خدمات و كالاهاى عمومى آنان را با شرايطى متزلزل و بحرانى و كمرشكن روبرو مى‏سازيد؟ در حالى كه هيچ مرجعى براى جبران كاستيها و دست‏يابى به تعادل نمى‏شناسند و دغدغه فرا رسيدن آخرين ماه سال و وارد آمدن شوك و ضربه‏اى ديگر پشت آنان را مى‏لرزاند. چه، ديگر بار خود را ناگزير به رويارويى با تصميماتى يكسويه خواهند يافت.
»موعود« در هزاران صفحه از نشريه‏اى كه جملگى متعلق به ساحت مقدس امام عصر، عليه‏السلام، است از همه آنچه كه كيان مسلمين را به خطر مى‏اندازد و آنان را تهديد مى‏كند سخن گفته و با ذكر مستندات، قريب‏الوقوع بودن بحرانهاى بزرگ را كه از فضايى خارج از جغرافياى اين سرزمين وارد مى‏شود هشدار داده و از ضرورت ايجاد آمادگى بزرگ »تربيت نسل منتظر و تأسيس شهر منتظران« سخن به‏ميان آورده است.
اين‏همه مى‏تواند در آينده‏اى نه چندان دور شيعيان والامقام را درگير با حوادث سخت كند.
جا دارد با توجه به بيانات مقام معظم رهبرى كه سال 83 را سال »پاسخ‏گويى« مسئولان به مردم اعلام كرده‏اند بررسى و اصلاح موارد زير در دستور كار مديران كشور وارد شود.
مطالعه همه جانبه مناسبات مردم (اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و...) و كشف همه مواردى كه قانون درباره آن موارد سكوت اختيار كرده و يا به اجمال از كنار آنها گذشته است.
تدوين سريع و هوشمندانه قوانين براى همه موارد مكشوفه.
تصويب آئين‏نامه‏هاى اجرايى و سامان‏دهى دستگاه‏هاى اجرايى توسط مديران لايق و از همه مهم‏تر افزايش توان و كارايى دستگاه‏هاى نظارتى و بازرسى.
اصلاح جدى همه امورى كه دستگاه قضايى را از ظاهر ساختن نقش و توان كامل در استيفاى حقوق فردى و اجتماعى بازمى‏دارد.
اين‏همه در زمره معضلات بر زمين مانده است كه ناگزير مى‏بايست اصلاح و بازبينى آنها در دستور كار نظام اسلامى وارد شود. تأديب خاطيان و مسدود ساختن راه انتخاب و به‏كارگيرى مديران ناتوان و فاقد شايستگى و توانايى و حراست مجموعه نظام اقتصادى و اجتماعى كشور از تغييرات بى‏سبب فصلى مى‏تواند زمينه احياء حسن ظن و اعتماد عمومى را فراهم آورد. والسلام
نوشته : اسماعيل شفيعي سروستاني
موعود 43