محمدعلي
Friday 18 June 2004, 08:40PM
تقديم به آنکه در راه شريعت خود علی وار زيست .
ای علی !
تو جامعه ی ايران را به لرزه درآوردی ،
تو تشيع حقيقی را به مردم معرفی نمودی ،
تو لذت شهادت را به شيعيان حسين ( ع ) چشاندی ،
تو مجسمه ی جمود و تعصب و سکوت را شکستی ،
تو خداوندان زر و زور و تزوير را رسوا کردی ،
تو ای شمع زيبای من ! چه خوب سوختی و چه زيبا نور تاباندی ، و چه با شکوه ، هستی خود را در قربانگاه عشق فدای حق کردی !
ای علی !
تو را وقتی شناختم که کوير تو را شکافتم و در اعماق روحت و قلبت شنا کردم و احساسات خفته و نا گفته ی خود را در آن يافتم . قبل از آن خود را تنها می ديدم و حتی از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاه گاهی از غير طبيعی بودن خود شرم می کردم . اما هنگامی که با تو آشنا شدم ، در دوری دور از تنهايی به در آمدم و با تو همراز و همنشين شدم .
ای علی !
تو مرا با خويشتن آشنا کردی ، من از خود بيگانه بودم ، همه ی ابعاد روحی و معنوی خود را نمی دانستم .
تو دريچه يي به سوی من باز کردی و مرا به ديدار اين بوستان شورانگيز بردی و زشتی ها و زيباييهای آن را به من نشان دادی .
ای علی !
همراه تو به کوير می روم ، کوير تنهايي ، زير آتش سوزان عشق ، در توفان سهمگين تاريخ ...
ای علی !
همراه تو به حج می روم ، در ميان شور و شوق ، و در مقابل ابهت و جلال ، محو می شوم ، و خدا را از دريچه ی چشم تو می بينم ...
ای علی !
همراه تو به نخلستان های کنار فرات می روم و « علی » دردمند را در دل شب می يابم که سر بر چاه کرده ، سينه ی پر دردش را خالی می کند .
ای علی !
همراه با تو به ديدار اتاق کوچک « فاطمه » می روم ، اتاقی که با همه ی کوچکی اش ، از دنيا و همه ی تاريخ بزرگتر است ، اتاق کوچکی که علی و فاطمه و زينب و حسن و حسين را يکجا در خود جمع نموده است . اتاق کوچکی که مظهر عشق و فداکاری و ايمان و استقامت و شهادت است .
ای علی !
ياد تو و نام تو ، گفته های تو ، افکار تو ، همه برای من نوعی نماز است ، که مرا به خدا نزديکتر می کنند .
تو ای علی !
در همه ی نمازهای مخلصانه ی ما حضور داری و ما را در همه ی پروازهای آسمانها همراهی می کنی . بر همه ی مجاهدين که در راه حق به افتخار نايل می شوند ، تو شاهد و شهيدي .
-----------------------------------------------
اقتباس از نوشته هاي شهيد دكتر چمران
ای علی !
تو جامعه ی ايران را به لرزه درآوردی ،
تو تشيع حقيقی را به مردم معرفی نمودی ،
تو لذت شهادت را به شيعيان حسين ( ع ) چشاندی ،
تو مجسمه ی جمود و تعصب و سکوت را شکستی ،
تو خداوندان زر و زور و تزوير را رسوا کردی ،
تو ای شمع زيبای من ! چه خوب سوختی و چه زيبا نور تاباندی ، و چه با شکوه ، هستی خود را در قربانگاه عشق فدای حق کردی !
ای علی !
تو را وقتی شناختم که کوير تو را شکافتم و در اعماق روحت و قلبت شنا کردم و احساسات خفته و نا گفته ی خود را در آن يافتم . قبل از آن خود را تنها می ديدم و حتی از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاه گاهی از غير طبيعی بودن خود شرم می کردم . اما هنگامی که با تو آشنا شدم ، در دوری دور از تنهايی به در آمدم و با تو همراز و همنشين شدم .
ای علی !
تو مرا با خويشتن آشنا کردی ، من از خود بيگانه بودم ، همه ی ابعاد روحی و معنوی خود را نمی دانستم .
تو دريچه يي به سوی من باز کردی و مرا به ديدار اين بوستان شورانگيز بردی و زشتی ها و زيباييهای آن را به من نشان دادی .
ای علی !
همراه تو به کوير می روم ، کوير تنهايي ، زير آتش سوزان عشق ، در توفان سهمگين تاريخ ...
ای علی !
همراه تو به حج می روم ، در ميان شور و شوق ، و در مقابل ابهت و جلال ، محو می شوم ، و خدا را از دريچه ی چشم تو می بينم ...
ای علی !
همراه تو به نخلستان های کنار فرات می روم و « علی » دردمند را در دل شب می يابم که سر بر چاه کرده ، سينه ی پر دردش را خالی می کند .
ای علی !
همراه با تو به ديدار اتاق کوچک « فاطمه » می روم ، اتاقی که با همه ی کوچکی اش ، از دنيا و همه ی تاريخ بزرگتر است ، اتاق کوچکی که علی و فاطمه و زينب و حسن و حسين را يکجا در خود جمع نموده است . اتاق کوچکی که مظهر عشق و فداکاری و ايمان و استقامت و شهادت است .
ای علی !
ياد تو و نام تو ، گفته های تو ، افکار تو ، همه برای من نوعی نماز است ، که مرا به خدا نزديکتر می کنند .
تو ای علی !
در همه ی نمازهای مخلصانه ی ما حضور داری و ما را در همه ی پروازهای آسمانها همراهی می کنی . بر همه ی مجاهدين که در راه حق به افتخار نايل می شوند ، تو شاهد و شهيدي .
-----------------------------------------------
اقتباس از نوشته هاي شهيد دكتر چمران