PDA

نمايش نسخه نهائي : گل نرگس، گل وفا


asheghe iran_p
Wednesday 16 June 2004, 11:24PM
سالها به يادش بودم، مدتها در فراقش مى‏سوختم و ساعتها به عشقش اشك مى‏ريختم. عصر جمعه‏اى، هنگام خواندن دعاى سمات، آن جايى كه نوشته: «حاجتت را بخواه.‏» از خداوند متعال، درخواست ديدارش را نمودم.

همان شب در عالم رؤيا گفته شد، در مكه ديدارش خواهى كرد. در سفر حجى كه پيش آمد، توفيق تشرف حاصل نشد.

در سفر بعد، حركت صبحگاهان، در لحظه بيدار شدن، ملهم شدم: اعملوا! انكم ملاقوه و بشرالمؤمنين.

و اگر جمله اخير« و بشرالمؤمنين‏» نبود، تا واپسين لحظات عمر به كسى عنوان نمى‏كردم.

در اينجا بود كه يقين كردم در اين سفر، موفق به ديدار خواهم شد، جملاتى از دعاى سريع‏الاجابة و از دعاى مشلول و آياتى از قرآن، من ‏جمله آيه« انى توكلت على‏الله.» (1) و آيه « انى وجهت وجهى للذى...» (2) و تكرار ده مرتبه «امن يجيب المضطراذا دعاه و يكشف‏السوء و يجعلكم خلفاءالارض.» (3) و در دفعه دهم تا آخر آيه و ده مرتبه « يا الله‏» و قسم دادن خداوند را به خمسه طيبه و در پايان «اللهم ارنى الطلعة الرشيدة واكحل ناظرى بنظرة منه.» (4) در طول اين سفر به جده، مكه،... زمزمه مى‏نمودم و از جان و دل ديدار او را از خلاق منان مسالت مى‏نمودم.

يادم هست كه در روز هفتم مكه، خلف مقام، تمام صحيفه سجاديه را خواندم، نااميدانه به سمت منزل روانه شدم، در حين عبور از مسعى لحظه‏اى نشستم در كمال ياس و اندوه ناگهان به قلبم درخشيد:«گل نرگس، گل وفا!» باز جان تازه‏اى گرفتم برخاسته به سوى منزل حركت كردم.

سحرگاهان شب دهم، در مشعر، در نماز وتر اشاره غيبى شد«يوم ظعنكم‏» (5) ، يعنى روز حركت، تصور كردم روز حركت از مكه است كه چنين نشد، ولى در عين حال در مدينه در بيت‏الاحزان و بقيع و... همه جا مى‏ناليدم و مى‏گريستم و همان زمزمه را كه اشاره رفت، با خود داشتم.

سحرگاه روز آخر اقامت در مدينه، با خود گفتم:«براى نماز صبح به مسجدالنبى بروم.‏» به محض ورود به مسجدالنبى از باب جبرئيل يا باب‏ النساء (6) در حالى كه تمام جمعيت ‏بعد از خواندن نماز صبح نشسته و در حال تعقيبات نماز بودند، در صفوف جلو، زاويه سمت چپ، متوجه فردى شدم كه روى از قبله به سمت ‏باب چرخانده و نگاهش به من است كه كاملا مى‏توان از حالتشان گفت كه از پشت ديوار مرا مى‏ديده است. با دست اشاره مى‏فرمايد كه به سوى ايشان بروم، صفها را كه حدود دهها صف بود، مى‏شكافتم و نگاهم را بر نمى‏داشتم كه مبادا در انبوه جمعيت، ايشان را گم كنم.

جالب اينجاست كه ايشان هم تا لحظه رسيدن حقير، آن طور كه شرحش رفت پيوسته به سمت‏ حقير، عنايت داشتند. با اشاره ايشان معانقه نمودم از محضرشان سؤال كردم:« نامتان چيست؟» سرى تكان دادند و جوابى نيامد. رو به جانب آن كعبه مقصود، روحى ‏فداه، پشت ‏به ستونى، در يك قدمى ايشان به نظاره ايستادم.

صورت به گونه گل سرخ، دندانها همچون صدف، محاسن مانند پر زاغ سياه و براق، موهاى سر به سان ابريشم، نازك و به بلندى چهار انگشت و در عين حال حلقه حلقه كه قسمتى را با عرقچين سفيد دستباف پوشانده بودند. پيراهن بلند عربى به رنگ آسمان و جليقه‏اى بر اندام آن حضرت برازنده بود.

در جايى جلوس فرموده كه سنگ كف جلوى ايشان پيدا بود كه نيازى به مهر نباشد.

دو نفر در سمت راست و دو نفر در سمت چپ آن حضرت، ملبس به لباس اهل يمن، مؤدب و متواضع نشسته، در حالى كه سرها به زير، مشغول تعقيب بودند و تا لحظه آخر سر بلند نكردند، با خود گفتم:«حضرتش را سوگند دهم، تا خويش را معرفى فرمايند.»

از آن ترسيدم كه ملزم به جواب شوند، در صورتى كه ميلشان نباشد، در واقع نخواستم موجب ايذاء باشم و درخواست ديگرى هم نداشتم، در تمام مدت اطمينان داشتم حضرت هستند، ولى يقين كامل حاصل نمى‏شد، براى نيل به اين مقصود گفتم:«خوب است ‏به صورت استدعا خواسته‏ام را مطرح كنم.»

جلو آمدم،عرض كردم:«استدعا مى‏كنم، خود را معرفى فرماييد.» پاسخ را در كمال بزرگوارى و عطوفت در قالب جمله‏اى فرمودند كه حقير خود را كوچكتر از آن مى‏دانسته و مى‏دانم كه مصداق آن تعبير واقع شوم، آن گاه در كمال انفعال از اظهار عنايتشان ايستادم و غرق تماشايشان شدم.

از آنجا كه نماز صبح را نخوانده بودم، با خود فكر كردم در جايى كه سنگ كف معلوم باشد، نماز بخوانم، غافل از اينكه، با دور شدن براى حصول اين مقصود، در برگشت هرگز حضرتش را نخواهم يافت.

اى غايب از نظر، به خدا مى‏سپارمت جانم بسوختى و به دل دوست مى‏دارمت

پى ‏نوشت ها:

* حكايت اين ديدار در جلد دوم كتاب «شيفتگان حضرت مهدى‏» نوشته آقاى احمد قاضى زاهدى گلپايگانى نقل شده است. نويسنده كتاب در مقدمه اين حكايت چنين نوشته است:

« يكى از دوستان حوزه علميه قم، كه از دانشوران و محترمين جنوب شرق ايران است تشرف جالب و زيبايى نصيبشان شده بود و در تاريخ سوم ربيع‏الاول سال 1414 ه ق مطابق با 30/6/1372 در بيت آية‏الله صافى و آية‏الله گلپايگانى براى معظم ‏له، نقل كرده بودند و در پايان حضرت آية‏الله گلپايگانى با چشم اشك‏ آلود فرموده بودند:

«رزقنا الله مثل ذلك.»

يكى از دوستان، با اصرار زياد از ايشان تقاضا كرده بودند كه براى خوانندگان كتاب شيفتگان حضرت ولى عصر عليه‏السلام نوشته شود، ايشان به شرط آن كه نامى از ايشان برده نشود، موافقت نمودند و قضيه چنين است:»

1- سوره هود، آيه‏56.

2- سوره انعام، آيه‏79.

3- سوره نمل، آيه 62.

4- بخشى از دعاى عهد، مفاتيح‏ الجنان.

5- سوره نحل، آيه 80.

6- از ابواب سمت چپ قبله هستند.

سبو
Sunday 20 June 2004, 05:25PM
http://www.imamalmahdi.com/maqalat/index02.jpg



بسم الله الرحمن الرحيم



از مسائل مهم و اختلاف‏برانگيزی كه پيرامون امام مهدی‏ عليه‏السّلام مطرح می ‏باشد و كتاب‏هايی نيز در بررسی جوانب آن نوشته و تأليف می ‏شود، ارتباط با امام مهدی ‏عليه‏السّلام در زمان غيبت كبری است. اين اختلاف نظرها شامل معنی ، لزوم، امكان و يا عدم‏امكان ارتباط، انواع ارتباط و... می ‏باشد.

ما در اين مقام به بحث و بررسی مختصر پيرامون معنی ، لزوم و اهداف ارتباط با امام عصر عليه‏السّلام خواهيم پرداخت.



الف) معنای ارتباط

«ارتباط» و «مرابطه»، دو مصدر از ماده‏ی ربط می ‏باشند؛ ربط به معنای گره‏زدن و متصل كردن چيزی به چيز ديگر است و به شخصی كه دو چيز را به يكديگر متصل نمايد و پيوند دهد، مرابط گويند؛ يكی از القاب شريف امام زمان‏ عليه‏السّلام «مرابط »(1) است ؛ زيرا ايشان وسيله‏ی اتصال و ارتباط بين آسمان و زمين و پيوند دهنده‏ی بين خدای متعال و خلق است.(2)

اما در اصطلاح، ارتباط به معنای رابطه برقرار شدن بين دو شخص است كه گاهی اين ارتباط به صورت ملاقات حضوری ، يا ارسال توقيع و نامه و يا گاهی به‏صورت مشاهده در عالم رؤيا، مكاشفه و مشاهده و بالاخره گاهی به وسيله‏ی نائب و واسطه‏ای كه نقش ارتباطی بين او و شخص مورد نظرش را ايفاء می ‏كند، می ‏باشد.

با توجه به معانی ‏ای كه بدان اشاره شد، ارتباط با امام زمان‏ عليه السلام نيز به صورت‏های زير تصور می ‏شود:



يا به معنای ملاقات حضوری با ايشان است؛

يا به واسطه‏ی نامه و عريضه است؛

يا مشاهده‏ی ايشان در عالم رؤيا، مكاشفه و مشاهده است؛

يا ارتباط به وسيله‏ی نائب و واسطه بين ايشان و شيعيان است كه در مباحث بعدی به بحث تفصيلی آن خواهيم پرداخت.



ب) لزوم ارتباط

يكی از مباحث مربوط به ارتباط با امام مهدی ‏عليه السلام در عصر غيبت كبری ، لزوم ارتباط با آن جناب است كه در اين‏جا به بحث پيرامون لزوم ارتباط با امام مهدی‏ عليه السلام نشسته و با توجه به دو دليل عقلی و نقلی ، به لزوم آن پی خواهيم برد.



1. دليل عقلی : نياز جامعه‏ی بشری به هدايت مستمر

از يك سو شكی نيست كه انسان مدنی ‏الطبع و دارای گرايش به زندگی اجتماعی است. از طرفی ديگر زندگی اجتماعی نيازمند قانون‏های عادلانه است ؛ اما انسان‏ها غالباً براساس منافع خود حركت می ‏كنند و جانب انصاف را نگه نمی ‏دارند و همين امر موجب تنازع و كشمكش بين افراد جامعه شده، از اين رهگذر آثار سوء آن موجب از هم گسستن اركان جامعه می ‏شود.

بنابراين برای حفظ و پايداری نظام جامعه و برپايی جامعه‏ای سالم و كامل به چند چيز نياز است:

الف - قانون دقيق، كامل و محكم كه محدوده‏ی هر فرد را در قبال خويش و جامعه تعيين نمايد.

ب - قانونگذار دارای شرايط تام و كامل، يعنی قانونگذاری كه دارای شناخت كاملی از انسان در زمينه‏های مختلف از جمله روحی ، فطری ، عاطفی ، اجتماعی و... باشد، و در وضع قانون نيز انتفاع شخصی برای خويش در نظر نگيرد.

با رجوع به عقل و تأملی پيرامون اين قانونگذار، تنها خالق انسان می ‏تواند بهترين قانونگذار و واضع بهترين و كامل‏ترين قوانين بشری باشد؛ زيرا تنها اوست كه دارای اين دو شرط (شناخت كامل از انسان و نيازهای او و ديگری عدم‏انتفاع شخصی ) می ‏باشد. با اين تفاصيل و به مقتضای حكمت الهی ، ابلاغ و رسانيدن آن قوانين به انسان‏ها بر خداوند واجب است.(3) به عبارت ديگر، حكمت الهی اقتضا می ‏كند كه هر كس را كه خلق می ‏كند، هدايت نيز بفرمايد(4)؛ لذا بر خالق لازم است كه تمام دستورات رستگاری را برای مردم ارسال نمايد. بنابراين وجود افرادی معصوم در ميان مردم برای رساندن امر خدا و نهی او به مردم ضروری است. انبياء و اوصيای الهی به‏عنوان واسطه‏ی ميان خدا و مردم همواره دستورات و قوانين الهی را به مردم ابلاغ كرده‏اند و آنان را به راه‏های كسب منافع و دفع ضررهايشان آگاه نموده‏اند.(5) در حال حاضر نيز وظيفه‏ی تبيين علوم و معارف و قوانين الهی بر عهده‏ی آخرين ذخيره الهی ، آخرين وصی خاتم الانبياءصلی الله عليه و آله، امام مهدی‏ عليه السلام می ‏باشد.

حال برای كسب اين علوم و معارف بايد فردفرد انسان‏ها خود را مرتبط با آن نماينده‏ی الهی نمايند و با كسب علوم و معارف در زمينه‏های مختلف، در جنبه‏های متعدد پيشرفت نموده و لحظه به لحظه به آن حيات طيبه و مدينه‏ی فاضله‏ای كه مطلوب خدای تعالی است، دست يابند.



2. دليل نقلی

دومين دليل برای لزوم رابطه با امام مهدی عليه السلام، همان آيه‏ی شريفه 200 سوره آل عمران و روايات متعددی است كه در آنها خدای متعال و چهارده معصوم پاك‏ عليهم السلام، مؤمنين را به ارتباط با امام مهدی ‏عليه السلام امر فرموده‏اند، كه در اين‏جا به بيان برخی از روايات وارده در اين باب می ‏پردازيم:

محمدبن ابراهيم نعمانی در كتاب غيبت می ‏نويسد: بريدبن معاوية عجلی ، از ابوجعفر محمد بن‏ علی ‏باقر عليه السلام در باره‏ی فرموده‏ی خدای [عزّ و جلّ‏]: (يا ايهُّاالذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقواللّه لعلَّكم تفلحون)(6) روايت می ‏كند كه آن حضرت فرمود: صبر كنيد بر اَدای فرايض و در برابر دشمنتان پايداری كنيد و با امامتان (كه انتظارش را می ‏كشيد) مرابطه نماييد.(7)

و نيز امام صادق‏ عليه السلام پيرامون اين آيه‏ی شريفه می ‏فرمايد:... صبر كنيد بر دستورات دينتان، يكديگر را به صبر در برابر دشمنانتان وادار كنيد و مرابطه كنيد با امامتان بر آنچه كه به شما امر می ‏كند و بر شما واجب می ‏گرداند.(8)



ج) هدف‏هاو فوائد ارتباط با امام مهدی ‏عليه السلام‏

ارتباط با امام مهدی ‏عليه السلام دارای فوائد، آثار و بركات بسياری است ؛ زيرا اگر اين‏چنين نمی ‏بود، خدای تعالی در كتاب شريف و با عظمتش، مؤمنين و شيعيان را امر به ارتباط با امامشان عليه السلام نمی ‏فرمود؛ لذا در اين قسمت از بحث به بيان پاره‏ای از اين آثار و فوائد خواهيم پرداخت.

1. اولين هدفی كه برای ارتباط باامام عصر عليه السلام می ‏توان بيان نمود، انجام امر الهی است كه اطاعت خدای تعالی فی ‏نفسه، موجب قرب به او می ‏شود؛ همان‏طور كه شخصی از امام باقر عليه السلام، پيرامون بهترين چيزی كه بندگان به خدای تعالی تقرب می ‏جويند سؤال كرد، آن حضرت در جواب فرمودند: بهترين چيزی كه بندگان به وسيله‏ی آن به خداوند عزّو جلّ تقرب می ‏جويند، اطاعت خداوند و اطاعت پيامبر اكرم‏صلی الله عليه و آله و اولی ‏الامرعليه السلام است.(9)

2. برآورده شدن حاجات و استجابت دعوات، از فوائد ديگرارتباط با امام مهدی ‏عليه السلام است؛ زيرا برای عرضه آنها به نزد خدای تعالی ، نيازمند ارتباط با امام‏ عليه السلام هستيم. به عبارت ديگر بايد به‏واسطه‏ی ارتباط به آنها و متوسل شدن به آن انوار مقدسه، به خدای تعالی مرتبط شويم تا دعاهايمان مستجاب و حاجت‏مان برآورده شود. در بحارالانوار از حضرت رضاعليه السلام روايتی در اين باره بيان شده است كه فرمود: هرگاه سختی و گرفتاری بر شما وارد شده، به وسيله‏ی ما از خدای عزّ و جلّ كمك بخواهيد و اين است معنای فرموده خدای تعالی كه: «ولله الاسماءالحسنی فأدعوه بها(10)».(11)

3. سومين فايده‏ی ارتباط با امام مهدی ‏ عليه السلام،تمسك به حبل الهی و در پی آن هدايت شدن به صراط مستقيم؛ است. همان‏طور در زيارت جامعه در اين باره عرضه می ‏داريم: (هدی ‏ من اعتصم بكم)؛ يعنی كسی كه تمسك به شما نمود و مرتبط با شما گشت، هدايت شد.(12)

4. فائده‏ی ديگر اينكه، به واسطه‏ی ارتباط با معصومان‏ عليه السلام بالاخص امام مهدی عليه السلام است كه می ‏توان خدای تعالی را حقيقتاً عبادت كرد و خدای تعالی را شناخت و عارف به خداوند جلّ علی ‏شد؛ و به واسطه‏ی ارتباط با آنها است كه خدای تعالی را به يگانگی و احديت می ‏توان شناخت ؛ همان‏طور كه مؤلف كتاب شريف بصائرالدرجات از امام باقرعليه السلام روايت كرده است كه فرمود: به سبب ما خدا عبادت می ‏شود؛ به سبب ما خدا شناخته می ‏شود؛ به سبب ما خدا را به يگانگی می ‏شناسند و محمدصلی الله عليه و آله حجاب خداست؛ يعنی واسطه‏ی بين خدا و خلق است.(13)



نويسنده محمدي



پي نوشتها :

1) حضرت مهدی (علیه السلام) در توقيعی به شيخ مفيد(ره) خود را مرابط فی سبيل الله معرفی فرمودند، آنجا كه مرقوم فرمودند: «من عبدالله المرابط فی سبيله...» (كلمة الامام المهدی (ع)، 146- احتجاج / 2 / ص 124).

2) اين السبب‏المتصل بين الارض و السماء» (دعای ندبه).

3) آيه‏ی شريفه‏ی «لقد ارسلنا رسلنا بالبيّنات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط» (سوره حديد، آيه 25) ناظر به همين معنی است.

4) ربُّناالَّذی أعطی كلَّ شی ‏ءٍ خلقه ثم هَدی ‏»؛ سوره طه ، آيه 50.

5) اقتباس از كتاب محاضرات فی الالهيات، تأليف جعفر سبحانی ، تلخيص علی ربانی گلپايگانی ، ص 247 و 248 و 249.

6) سوره آل عمران، آيه 200.

7) كتاب الغيبة نعمانی ، ص 105؛ تفسيرالبرهان، ج 1، 334.

8) سيدهاشم بحرانی ، البرهان ،ج 1 ،ص 334، ح 8.

9) محمدبن‏يعقوب كلينی ، اصول كافی ، 1، 38.

10) سوره‏ی اعراف ، آيه 180.

11) محمدباقر مجلسی ، بحارالانوار، 94، 22، ح 17.

12) زيارت جامعه كبيره .

13) بصائرالدرجات / 64.

من این مطلب را در سایت امام مهدي مشاهده كردم و چون با مطلب بالا رابطه داشت خواستم شما هم آن رو بخونين


www.imamalmahdi.com