PDA

نمايش نسخه نهائي : فرزندان خود را دريابيد!


asheghe iran_p
Sunday 13 June 2004, 04:50PM
هر رفتار ناشايستي كه از ما سر مي زند به دليل برآورده نشدن نيازها و خواسته هايمان است . اگر بتوانيم نيازهاي مهم را بشناسيم و يكديگر را ياري كنيم تا آنها به خوبي و از طريق صحيح به مرحله عمل برسند قدم مفيدي جهت كاهش مشكلات خانوادگي برداشته ايم . در اين مورد چند توصيه به والدين عزيز داريم.

1 – نوجوانان و جوانان را از محبت سيراب نماييد تا آنان به هر آشنا و بيگانه اي روي نياورند و به طرف افراد و اماكن فاسد كشيده نشوند . بسياري از انحرافات دختران و پسران ، برعكس آنچه مردم تصور مي كنند به خاطر شهوت و يا پول و تأمين زندگي نيست ، بلكه رفع كمبودهاي محبت در گذشته است .

2 – كانون خانواده را محل امن ، و پناهگاهي مستحكم براي فرزندان نماييد ، به يكديگر احترام بگذاريد و بخصوص در حضور آنها از اشتباهات و خطاهاي يكديگر چشم بپوشيد . هيچ كس انتظار ندارد كه اختلاف و مشاجره اي بين والدين به وجود نيايد ، مهم اين است كه اگر اختلافي پديد آمد واكنش والدين در مقابل اين اختلافات چگونه باشد و آنها با يكديگر چگونه برخورد كنند تا اثر سوئي بر روي فرزندان نداشته باشد.

3 – به فرزندان خود احترام بگذاريد و به آنها كمك كنيد تا نواقص خود را رفع نمايند . نصايح و تذكرات خود را با استدلال و منطق و در خلوت با آنها در ميان گذاريد و هيچ وقت در حضور ديگران بخصوص همسالان به پند و اندرز دادن آنان نپردازيد و سخني را به آنها بگوييد كه خود بدان عمل مي كنيد .

4 – با فرزندان خود صحبت كنيد و به سخنان آنها نيز گوش دهيد ، به آنان توجه كنيد و زمينه اي را ايجاد نماييد تا نوجوانان و جوانان حرفها و رازهاي خود را براي شما بازگو نمايند ، و شما را غمخوار و يار و خيرخواه خود بدانند ، نه كساني كه با خشونت و تحميلِ تصميمات خود با آنها رفتار مي كنند .

5 – نوجوانان و جوانان را تحقير نكنيد و آنها را با همسالان خود مقايسه ننماييد .

6 –بيش از حدِ توان و ظرفيت فرزندانتان از آنها توقع و انتظار نداشته باشيد و با درك دنياي آنها ، به هر مقدار كه تلاش مي نمايند ، از آنها قدرداني كنيد .







7 – به نوجوانان و جوانان بياموزيد كه از مشكلات نبايد گريخت . راه هاي مبارزه با مشكلات و راه حل آنها را به فرزندان خود آموزش بدهيد.

8 – فرزندان خود را در مضيقه ي شديد مالي قرار ندهيد و بدون كمك ، آنها را رها نكنيد ، در اين دوره ي زندگي از آنها حمايت كنيد و امكانات و آموزش لازم را براي كسب در آمد در اختيار آنان قرار دهيد . ( ضمن تحصيل ، حرفه اي نيز به آنها بياموزيد .)

9 – امكانات ازدواج را هر چه زودتر براي فرزندان فراهم نماييد تا آنها به فساد چشم و دل و عمل مبتلا نگردند.

10 – روح مذهب و معنويت را در فرزندان خود تقويت نماييد و ارزش هاي انساني ، مذهبي و اخلاقي را با ايمان و اعتقاد به مباني الهي به طور صحيح در آنها ايجاد كنيد .

11 – به فرزندان خود مسئوليت هاي مختلف زندگي را واگذار نماييد تا آنها اهل تفكر و كار و زندگي شوند .

12 – بدانيد كه جوان در صدد است راه مستقلي براي خودش انتخاب كند ، در نتيجه عاقلانه نيست كه الگوهاي بزرگسالي خودش را بر او تحميل كنيد ، بلكه متناسب با تفاوت هاي فردي ، او را در رشد كردن آزاد بگذاريد ، انتخاب الگوها به جاي آن كه از خارج و با زور انجام پذيرد ، بهتراست دروني و آزادانه باشد .

13 – به نوجوانان كمك كنيد تا تمامي احساساتشان را به خوبي اظهار كنند و امكاناتي را فراهم نماييد تا حتي احساسات منفي آنها به سوي فعاليت هاي سازنده و مورد قبول جامعه سوق داده شود . به زبان آوردن ناراحتي و اندوه ، نوشتن احساسات منفي ، نقاشي ، هنر تئاتر، و روي آوردن به ورزش مي تواند بسيار سودمند باشد .

14 – به فرزندان خود كمك كنيد تا درباره دوست ، درست بينديشند . باادب و نزاكت ، حالت عصبي و طغيان احساسات آنها را فرو نشانيد ؛ اشتباهات ، بي تفاوتي ، سنگدلي و بي توجهي آنها را نسبت به دوستانشان گوشزد نماييد و شوق بهتر شدن ، با لياقت بودن ، پاكي و عفت در دوستي را به وجود آوريد. انديشه ي اصلاح خويشتن را براي آنها بازگوييد و ثابت كنيد كه فقط با تمرين همه روزه و هر ساعته و بهتر كردن اخلاق خود و تقويت اراده و غني كردن احساس مي توانند در نظر مردم ، شايسته ، خوش اخلاق و پاك جلوه كنند .

asheghe iran_p
Sunday 13 June 2004, 04:51PM
ترس از شب
ممكن است كودك شما مثل بسياري از بچه هاي ديگر شب ها احساس ترس و اضطراب كند ؛ اين ترس به سن او و مرحله رشد احساسي و جسمي او بستگي دارد و همين طور هم كه بزرگتر مي شود با انواع مختلفي از تنشها مواجه مي گردد. او بايد ياد بگيرد وقتي كه او را با پرستار و يا در مهدكودك و يا مكان بازي تنها مي گذاريد صبور باشد و بپذيرد كه شب ها جدا از شما بخوابد .

همچنين بايد بياموزد كه رفتار خود و همين طور ادرار و مدفوع و احساسات خشم و حسادت و تهاجم را كنترل كند. كودك درباره موضوعاتي از قبيل مرگ ، خدا ، بهشت و جهنم تفكر مي كند و دچار ترس و نگراني مي شود. به زودي در مي يابد كه والدين براي او آرزوهايي دارند و مي ترسد كه از عهده آنها بر نيايد .


كودك نگران
كودك در هر مرحله از رشد كه باشد ، حوادث خاصي ممكن است در او ايجاد نگراني بكند ، به عنوان مثال وقتي او بازي هاي گروهي و يا رفتن به مهدكودك را آغاز كند براي مدتي ممكن است جدايي از والدين او را نگران كند. ممكن است براي ترك ما در طول روز و شب و يا براي رفتن به رختخواب به طور جداگانه از خود تمايلي نشان ندهد و اگر شما بيمار شويد احساس تقصير كند و فكر كند كه كلمات پرخاشگرانه ي او اين بيماري را در شما ايجاد كرده است.

زماني كه مي خواهيم به كودك دستشويي رفتن را ياد بدهيم دوره ديگري از نگراني را در او مشاهده مي كنيم . او دائماً مي ترسد كه مبادا نتواند خود را كنترل كند .

حتي گاهي اوقات هول شده و شلوارش را خيس مي كند و چون دوست دارد كه شما را هم خوشحال كند مي ترسد كه شاهد ناراحتي و نارضايتي شما باشد . در بسياري از بچه هاي نوپا اين هيجانات در شب اوج مي گيرد و رفتن به سوي رختخواب به معناي كنترل هيجانات است .

ديدن فيلم يا برنامه وحشتناك براي بچه هاي بزرگتر زنگ خطر است . كودك 5-6 ساله ممكن است از ديدن صحنه بچه دزدي و يا پرخاشگري كودك در مقابل والدين به شدت آشفته شود . چنين صحنه هايي براي كودك كاملاً واقعي به نظر مي آيد . همه ي كودكان تخيلات پرخاشگرانه دارند و تا حدودي نسبت به آن احساس گناه مي كنند . مواردي از قبيل بيماري ، اختلافات خانوادگي ، جدائي ، طلاق ،‌ اعتياد و مرگ و مير باعث ايجاد تشويش ، نگراني ، احساس گناه و ترس در هر سني از زندگي كودك مي شوند . در شب كودك از كنترل دنياي پيرامونش مأيوس مي شود ، زيرا نمي تواند به طور مداوم محيط اطراف و تخيلات ناشي از احساسات خود را كنترل كند و همين وضعيت باعث بروز ترس در او مي شود .

جوانان هم به خاطر اين كه تغييرات احساسي و جسمي سريع و دوران بلوغ را پشت سر گذاشته و از كودكي به بزرگسالي مي رسند، نگراني هاي اساسي را متحمل مي شوند . آنها به آينده ، امتحانات ،‌ شغل ، پول مي انديشند و با فشارها و تمايلات شخصي زيادي مواجه و گاهي ناگزير مي شوند با معيارهاي خانوادگي در برخوردهاي اخلاقي مخالفت كنند و ممكن است نظامهاي ارزشي جديد را پايه گذاري كرده و ارزش هاي قديمي را كنار بگذارند و تصور كنند كه والدين آنها ديگر تكيه گاه مناسبي نيستند ، و يا به طور كل حمايت والدين خود را رد كنند .

در طول روز راحت تر مي توان نگراني را تحت كنترل درآورد ؛ اكثر بچه ها در طول روز سرگرم هستند و فرصتي ندارند تا به مشكلاتشان فكر كنند . اما در تاريكي شب كه به رختخواب مي روند و چراغ را خاموش مي كنند كاري جز فكر كردن ندارند و در تخيلات خود فرو مي روند و همين كه خواب آلوده مي شوند توانايي خود را براي برخي افكار از دست مي دهند و كنترل چنداني روي احساسات ، تمايلات شديد و ترس هاي خود ندارند و در اين موقع احساسات و يا حتي اعمالشان خيلي بچگانه مي شود. در اين وضعيت نامناسب ، كودك چهار پنج ساله همان اطميناني را نياز دارد كه احتمالاً كودكان 2-3 ساله در طول روز به آن نيازمند هستند . كودك 4-5 ساله اي كه در روز بدون هيچ گونه مشكلي شما را رها كرده و به مهد كودك مي رود ، ممكن است در شب براي رفتن به رختخواب مشكلات بسياري را به وجود آورد . سرزنش كردن و اظهار اين مطلب كه او مثل بچه هاي كوچك رفتار مي كند هيچ فايده اي ندارد . بهتر است بفهميد كه چرا او احساس ناامني مي كند . حتي كودكي كه در طول روز به خوبي از خود مراقبت مي كند و از اعتماد به نفس خوبي برخوردار است ممكن است در شب وقتي سيل افكار به او هجوم مي آورد اين اطمينان را ازدست بدهد . در چنين موقعيتي او به شما نياز دارد تا بيشتر مراقبش باشيد .

بسياري از خانواده ها مشاجرات زمان خواب را تجربه كرده اند . بچه ها براي فرار از خواب درخواست هاي متفاوتي از قبيل شنيدن داستان ، تماشاي تلويزيون و بازي دارند . برخي كودكان به هنگام خواب با برادران و خواهران خود نزاع مي كنند ؛ گاهي اوقات در رختخواب آرام و قرار ندارند و براي فرار از افكار نگران كننده مرتب تكان مي خورند .

اگر كودك شما به دليل ترس و نگراني براي خوابيدن با مشكل مواجه است ، در طول روز با او بيشتر صحبت كنيد وبه او اطمينان بدهيد كه او را حمايت مي كنيد . با اين حال لزومي ندارد تغييرات اساسي در برنامه خواب به وجود آوريد ؛ براي دقايقي او را ماساژ دهيد و يا مدتي بيشتر از ساير اوقات پيش او بنشينيد ، اما برنامه و روال روزمره او را تا جايي كه امكان دارد ثابت نگه داريد .

سینا 555
Thursday 17 June 2004, 02:03AM
سلام اقا پدرام

بسيار جالب و مفيد بود.ايكاش والدين اين نكات عالي رو گوشواره گوششون ميكردند و اينقدر بي تدبير با فرزندانشون برخورد نميكردند.

يا حق

maryam
Thursday 17 June 2004, 12:13PM
مرسي پدارم
لحاظ ميشه! (نيشمك!)

هستي
Friday 28 April 2006, 10:52AM
بسمه تعالي
كودكي كه زندگي را باكينه توزي مي گذراند
ستيزه جويي مي اموزد.
كودگي كه زندگي را باتمسخر مي گذراند
شرمساري مي اموزد
كودكي كه زندگي را باانتقاد مي گذراند
محكوميت مي اموزد

كودكي كه زندگي را باترس مي گذراند
تشويش مي اموزد
كودكي كه زندگي را باحسادت مي گذراند
نفرت مي اموزد
كودكي كه زندگي را باتحمل مشقات مي گذراند
شكيبايي مي اموزد

كودكي كه زندگي را با ترحم به خود مي گذراند
تاسف مي اموزد
كودكي كه زندگي را با تشويق مي گذراند
اعتماد به نفس مي اموزد
كودكي كه زندگي را با امنيت مي گذراند
ايمان مي اموزد
كودكي كه زندگي را با انصاف مي گذراند
عدالت مي اموزد
كودكي كه زندگي را با شرافت مي گذراند
حقيقت مي اموزد
كودكي كه در زندگي مورد پذيرش باشد
عشق ومحبت مي اموزد
كودكي كه زندگي را با دوستي مي گذراند
دنيا مكاني براي زيستن است
را مي اموزد.
از دروتي لانولت

baran66
Friday 25 January 2008, 04:07PM
سلام بر همه دوستان
اميدوارم در اين سايت بتوانيم مطالب جديدي از يكديگر ياد بگيريم .:smile05: