PDA

نمايش نسخه نهائي : نقش ما در برپائ? ظهور


فطرت
Saturday 12 June 2004, 10:00AM
http://www.imamalmahdi.com/zohor/zohor.jpg

بسم الله الرحمن الرحیم

آنچه امروزه تقریباً میان تمام ملل از هر دین و مذهبی و با هر فرهنگی گل سرسبد مباحث و گفتگوهای اساسی و در عین حال پنهانی می باشد موضوع ظهور منجی و فریادرس است که در هرکدام از این اظهارنظرها تعریف و روند خاصی جهت شناسایی این شخصیت مبارک و ظهور تعیین کننده اش مطرح بوده و هست که اگر این دیدگاهها را واقع بینانه تقسیم کنیم به دو قطب مثبت و منفی یا به عبارت دینی به صورت دو قطب حق و باطل از یکدیگر متمایز می شوند از این سو بحث ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که از دیدگاه آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) همان موعود امم است ، نیز با حال و هوای عجیبی در میان شیعیان ، گسترده شده و عام و خاص با دنبال کردن علائم ظهور و شناخت نسبت به آنها سعی بر فهم و تشخیص تقریبی زمان ظهور دارند.

آقا ، شنیده ایم جنگ عراق از علائم ظهور است، شنیده ایم بعضی از وقایع نجومی و سماوی از قبیل خسوفها و کسوفها بی ارتباط با ظهور نیست، می گویند سفیانی وجود دارد ، یا در فلان حدیث یا روایت در باب علائم ظهور اینچنین آمده است و ... حتی کار به حدی رسیده که عده ای فرصت طلب از این شوق و علاقه شدید مردم و انتظار ایشان ، خود را به اَشکال مختلف و با عناوین جذاب و فریبنده مؤثر در ظهور یا مرتبط با امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) معرفی می کنند و چه بسا از طریق غیرشرعی ، به قوایی بسیار پیش پا افتاده ، نیز دست یافته اند که با نمایش آنها ، هرچه بیشتر بر جذابیت کاذب خود در دل انسانهای آتش گرفته از سوز فراق مولایشان می افزایند ، که البته با حضور علماء و بزرگان دین همچون گذشته ، نقشه هایشان نقش بر آب گردیده و می گردد .

به نظر می رسد ظلمها ، دین زدائی ها ، انحطاطات دینی ، فرهنگی و حتی اقتصادی در جهان و وعده های آسمانی ، همه اذهان را معطوف به موضوع مؤخر (ظهور) و غافل از موضوع مقدم (حوادث قبل از ظهور و زمینه سازی ) نموده . در اکثر کتابهایی هم که در این رابطه نوشته شده ، کمتر به عنوانی به نام نقش بشر در قضایای قبل از ظهور پرداخته شده.

آیا واقعاً ما می توانیم در این پدیده عظیم و برپایی آن نقشی داشته باشیم ، یا خیر؟ و اگر جواب مثبت است ، وظیفه ما چیست؟ آنچه بیشتر مطرح است نگاه به ماجراهای قبل از ظهور ، فقط به عنوان علائم است . طرح سئوالاتی همچون: کدام یک از این علائم قطعی و کدام غیرقطعی است؟ تعداد علائم چقدر است؟ کیفیت تحقق علائم به چه شکل است؟ و نهایتاً پیشگوئیهای تاریخی موثق و غیرموثق و دلائل آن و امثال ذلک .

اما آیا باید تمامی هنر ما ، در دقت پیرامون این موضوعات و بررسی آنها خلاصه شود؟ آیا وظیفه ما نشستن و منتظر بودن و نهایتاً تجزیه و تحلیل علامات گفته شده از دیدگاه منابع معتبره است؟ آیا مسئولیت ما فقط اثبات وجود امام برای منکران یا بررسی دلائل طول عمر امام ، علامات ظاهری امام و دعا برای فرج آن حضرت است ؟ یا اینکه علاوه بر این عناوین که هرکدام در جای خود اهمیت دارند ، واقعاً اهمیت زمینه سازی برای ظهور کمتر از شأن یوم الله ظهور نیست و باید در قالب فعاليتهاي جهشی ، یاری امام را قبل از ظهور شروع کنیم .

آیا وقایع قبل از ظهور ، منحصر به همین چند سال اخیر است ؛ يا اينکه از زمان خلقت حضرت آدم (علیه السلام) ، هدف ، ظهور بوده است ؟

آیا هدف ، امام زمان است ؛ یا هدف ، خود ظهور است ؟

کدام اصیل است و کدام تحت الشعاع اصیل ؟

آیا نقش اصلی و محوری حضرت ، از یوم الله ظهور است و حدود 1160 سال امام در حد آنچه می دانند و می دانیم خلاصه می شود ؟

اصلاً هدف خداوند از برپائی ظهور بدست مهدی زهرا (سلام الله علیها) فقط پرکردن جهان از عدل و داد است ؟!

آيا این موضوع می تواند 1160 سال تاکنون انتظار امام و حتی شیعیان را توجیه کند ؛ با آن همه سختی ها و نابسامانیها و ظلمها و داستانهای مختلف؟!

یا اینکه برپائی عدل ، جزئی از کل است ؟

طبیعتاً ،خواسته ها بايد براساس توانائیها باشد ، یعنی تناسبی بین توانائیها و خواسته ها وجود داشته باشد و در صورت عدم وجود این واقعیت دو مطلب دخیل خواهد بود:

یا عدم درک و شناخت نسبت به موضوع له.

یا ناصحیح بودن این شناخت چه در مقوله فرد ، چه در مقوله خواسته ها.

امیدواریم در آینده و در ادامه این چند سطر بتوانیم همگی ، شمای خواننده و من نویسنده به یک نتیجه قابل باور برسیم . ناگفته نماند من را همچون خود بدانید ، اصلاً خود بدانید با کوله باری از سئوالات در میدان ظهور ؛ لذا مباحث آینده را در صورت علاقه با هم بررسی و مشورت خواهیم کرد ، تا بعد...



فطرت

سبو
Tuesday 22 June 2004, 08:56AM
سلام
بحث جالبی است امیدوارم ادامه داشته باشه

سبو
Saturday 26 June 2004, 07:12PM
چند روز پیش اومدم تو این اتاق
این مزدک یه شبهاتی نوشته بود
و من جوابشو دادم ولی حالا نه شبهه هست نه جواب من
میشه یکی بگه چی شده

سینا 555
Sunday 27 June 2004, 01:46AM
سلام اقا با خانم سبو

اولا خيلي خوشامديد:)
بعد راستش اين موضوع رو بنده نديده بودم
ولي بهتره از مديران باشگاه اين سئوال را بپرسيد.

حالا كه خوندم بحث خوبي رو اقاي فطرت شروع
كردند.اميدوارم ادامه بدند.

موفق باشيد

صبح
Sunday 27 June 2004, 08:58AM
سلام :

اينجاست :
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?threadid=2355

فطرت
Saturday 10 July 2004, 11:17AM
http://www.imamalmahdi.com/zohor/zohor.jpg

ضمن عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن ایام شهادت حضرت صدیقه کبری(س) و عرض معذرت از اینکه نتوانستم زودتر این موضوع را ادامه دهم


«مأموميت امامان»


اگر خاطرتان باشد سؤال اساسي اين بود: وظيفه ما در برپائي ظهور چيست ؟

اميدوارم در اين مورد فكر كرده باشيد ، قرارمان را در همين جا مي گزاريم طرح سؤال دو طرفه ، جوابها هم دو طرفه ( ما دايره وار مي نشينيم ) هيچ كس مخاطب يا متكلم نيست هر كسي مي تواند در اين دايره سؤال كند و بقيه دريافتن پاسخ مناسب سعي خواهند نمود شروع كننده و محرك، فطرت است بدون توجه به اينكه اين فطرت متعلق به كيست قرار نيست كسي حاكم و كسي محكوم شود مي خواهيم در يافتن راه ، يكديگر را كمك كنيم . به نظر مي رسد براي يافتن پاسخ سؤالات بد نيست پرسه اي در گذشته ، حال و آينده بزنيم اما با چشماني باز و ديدگاني تيزبين ، به گذشته برگرديم به زمان شروع مأموميت حضرت علي عليه السلام !

آري حضرت علي عليه السلام قبل از اينكه امام شوند مأموم بودند . اولين مأموم ، مأموم پيامبر اكرم كه او نيز امام است ، 23 سال بطول انجاميد ، در طول اين مدت همه جا و در همه حال كنار امامش بود. ابلاغ رسالت كنار پيامبر ، شعب ابي طالب كنار پيامبر، در جنگ و جهاد ، در صلح و آرامش كنار رسول خدا، شعارش اين بود: هر چه او بخواهد. بعد از آن، شروع امامت ( البته قصد، نگاه به دوران اهل بيت از منظر مأموميتشان است ) دوره امامت حضرت در حالي سپري شد كه دو امام بعد و در اواخر آن، امام چهارم نيز حضور دارد. 23 سال با استخواني در گلو و خاري در چشم، 23 سال سكوت براي بقاي دين و بعد از آن 5 سال خلافت توأم با جنگ و جهاد با عهد شكنان و حماقت پيشگان و نا اهلان تا شهادت .

حسنين در اين دوران چه كردند ؟ آيا صفحه اي در تاريخ وجود دارد كه نعوذ بالله شاهد بر نافرماني يا مخالفت اين بزرگواران در مقابل امامشان باشد يا بر عكس چيزي جز هضم در امام ، تا بيعت محض و در عين حال نصرت وياري امام زمان ( حضرت علي عليه السلام) وجود ندارد؟ همچون پدر در زمان مأموميتش ، حسن و حسين عليهما السلام هر كدام 30 سال و علي بن الحسين عليه السلام 2 سال اول عمر شريفشان مأموم امام وقت (اميرالمؤمنين عليه السلام) و شيعه امام زمانشان بودند؛ در طول 23 سال سكوت امام زمانشان سكوت كردند و در ايام خلافت امامشان در جنگ و جهاد در اصلاح امور، همراه او و گوش به فرمان امام زمان و متعهد به عمل به خواسته هاي وي زمان، زمان سكوت است ، سمعاً و طاعتا! زمان زمان جهاد است ، سمعاً و طاعتاً ! حتي قبل از اطاعت بدنبال اين هستند كه : امام زمانمان چه مي خواهد ؟ مطلوب او چيست ؟ حتي اگر در يك دوره امامت دو تصميم و رفتار متضاد وجود داشته باشد زماني سكوت ، زماني جهاد تمام توجه و ديده به سوي امام است اراده او بر چه تعلق گرفته است ، همان عمل شود و بس! زماني نبوده كه حسن بن علي يا حسين بن علي و حتي علي بن الحسين 2 ساله عليهم صلوات الله ( ائمه در مقوله رشد و تعالي معنوي نيازي به مرور زمان ندارند) لحظه اي عكس العملي ، رفتاري غير از تابعيت داشته باشند. آيا علت، عدم توانائي است ؟ آيا علت، عدم رشد يا وجود نقايص ديگر است ؟ جواب اين است : هيچكدام! دليل فقط و فقط آن است كه شيعه واقعي امام زمان بوده اند .

پس توجه به دو مطلب، مهم و اساسيت 1 – امام چه مي خواهد؟ 2 – تابعيت محض .

باز بيائيم جلوتر، زمان امام حسن مجتبي عليه السلام آيا در دوران امامت ايشان ، نقشي براي حسين بن علي عليهما السلام غير از شيعه و تابع ديده مي شود يا اينكه فقط به اقتضاي زمان و مأموريت امام زمانش تابع خواسته ی اوست فقط مايل به ميل اوست همراه امام زمانش صلح مي كند و همراه او مي جنگد و اعتراضي ندارد بلكه در مقام تأييد است چرا؟ چون امامش مصلحت وقت را صلح تشخيص مي دهد و السلام! در آن زمان زين العابدين عليه السلام نيز حضور دارند او نيز 12 سال مأموم است . حضرت سجاد عليه السلام نيز در دوره اي همراه امامش صلح مي كند و در دوره اي ديگر همراه امام بعدي به كربلا مي رود ، به اسارت تن مي دهد جالب آنكه اسارت، اثر امامت امام قبل است و در حاليكه شروع اسارت، همزمان با شروع امامت اوست امام، زبان به اعتراض نمي گشايد. امامش اينطور خواسته بود عجيب است در كربلا هم دو امام حضور دارند يكي با تني بيمار ديگري هم كودكي چهار ساله ( در ظاهر ) اما هر دو تابع محض امام زمان يعني سيدالشهداء عليه السلام به همين ترتيب هر زماني، امام زماني با سياستها و مأموريتهاي الهي خاص خود و احياناً متفاوت با امام قبل و بعد از خود ، علي عليه السلام روزي جبهه و روزي سكوت ، حسن عليه السلام روزي نخيله و روز بعد صلح ، حسين عليه السلام كربلا ، سجاد عليه السلام آموزش و پرورش در قالب دعا و نيايش ، باقر عليه السلام شكافتن علوم و سنت پيامبر، صادق عليه السلام تربيت شاگردان ، كاظم عليه السلام صالها صبر در زندان ، رضا عليه السلام قبول ولايتعهدي در زمان غربت ، جواد عليه السلام كودكي 9 ساله كه دانشمندان قهار وقت را مجاب مي كند ، هادي و عسكري عليهما السلام حبس در عسكر و آماده سازي جامعه براي غيبت و در آخر امام مهدي عجل الله تعالي فرجه غيبت. اصلاً چرا خداوند براي هر زماني امامي قرار مي دهد ؟ آيا به خاطر انعطاف و جزر و مد زمان نيست ؟

آيا يك امام كافي نبود تا براي كل زمانها الگوي شيعيان باشد تا بر حسب رفتار او وظائف تعيين شود؟ مثلاً هميشه سكوت يا هميشه صلح يا هميشه جهاد ، در اين بحث دنبال چه مي گرديم ؟

اولاً آيا در طول 1167 سال غيبت همانند زمان ائمه گذشته ، رفتارها تغيير و جزر و مد داشته يا خير ؟

ثانياً آيا ما بر اساس آنچه امام زمان عجل الله تعالي فرجه خواسته رفتار كرده ايم ، به نظر شما در هر يك از اين مراحل چه وظيفه اي داريم، آيا هميشه صرف انتظار، كافيست ؟

آيا بايد همچون گذشته به انتظار بدون عمل ادامه دهيم تا زمان ظهور آيا كار شيعيان، تنها بعد از ظهور بعنوان سربازي تربيت شده و آماده به رزم شروع خواهد شد .

نتيجه اينكه براي هر زماني امام زماني بايد و مأمومين و شيعيان او هم بايد رفتاري منطبق با اراده و خواسته امام آن زمان داشته باشند .

جالب است بدانيم كه مأموميت ائمه عليهم السلام 321 سال و امامتشان در دنيا 273 سال بوده است يعني بيشتر از آنكه امام باشند مأموم بوده اند ( بغير از احتساب مدت مأموميت و امامت امام زمان عليه السلام بعنوان امري استثنائي ) اصلاً ائمه بزرگوار همگي ماموريت خويش را در اين عالم با مأموميت شروع كردند نه با امامت، كه اولين آنها حضرت علي عليه السلام و آخرين آنها امام مهدي عليه السلام است يعني اول مأموم شدند بعد امام ، اول شيعه اي واقعي و تابع امام زمان خود بعد امام وقت. شايد گفته شود اينها در زمان امام زمانشان امام نبودند اما داراي علم امامت ، رشدي امام گونه دركي امام صفت و خلاصه امامي بالقوه بودند پس تعجبي ندارد اگر در مقابل امام زمانشان برخوردي غير از تبعيت و اطاعت محض نداشته باشند ، خواهيم گفت : آيا عباس بن علي عليهما السلام هم امام بود او كه در كنار برادرانش تابع علي عليه السلام و در كنار حسين بن علي عليهما السلام تابع امام حسن مجتبي عليه السلام و در آخر، كنار برادرش و امام زمانش امام حسين عليه السلام بود و با آن شرايط تا آخرين نفس مطيع محض او بود ؟ آيا زينب كبري سلام الله عليها هم امام بود آيا 72 تن ياران امام حسين عليه السلام در كربلا هم امام بودند يا اينكه تازه مسلمان ، تازه توبه كننده هم در ميان آنها يافت مي شد؟ ايشان چيزي جز تابعيت محض نداشتند آنچه را كه امام مي خواهد و ميل دارد انجام مي دهند با لبخند امام لبخند مي زنند با گريه امام گريه مي كنند و با تهجد شب عاشورائي امام تهجد دارند . نمي خواهيم فعلاً وارد مقولة زيباي كربلا و رفتار ياران امام شويم ، اما طرح اين سؤال هم بد نيست كه رفتار 72 تن در كدام يك از اين مقوله ها مي گنجد تقليد، اطاعت، تبعيت ؟ مي خواهيم چه بگوئيم ، مي خواهيم بگوئيم از امام اول تا امام دوازدهم تا شيعيان حقيقي آنان تنها به دنبال اين بودند كه در اين زمان امام زمانم چه مي خواهد و چه مي پسندد. زمان با زمان فرق مي كند چه بسا به سال نكشد ، به ماه نكشد با مأموميت جديدي روبرو شوي و بعد از تشخيص ، حركت پشت سر امام در مسير امامت كه اين درس بزرگ توسط خود اهل بيت عليهم السلام به ما داده شده. حال اين سؤال مطرح است الآن كه ما در زمان امامت حجة بن الحسن عليهما السلام بعنوان امام زمان هستيم ، چه كنيم ؟ چه حركتي بايد انجام داد ؟

قبل از رسيدن به اين مطلب نكته اي قابل توجه است ، به نظر مي رسد مي توان دوران مهدويه را به سه دوره زماني تقسيم كرد

اول : از غيبت تا آستانه ظهور

دوم : در آستانه ظهور

سوم : بعد از ظهور ، ( بيشتر اذهان معطوف به اين مرحله آخر است )

براي روشن شدن موضوع مثالي ساده به ذهن مي رسد :

اگر گفته شود روزي سد مشرف به شهر شما ، شكسته خواهد شد چه تأثيري در زندگي روزمرّ شما خواهد داشت؟ شايد بگوئيد هيچ تأثيري بطور عادي زندگي خواهيم كرد كه البته شايد رفتار صحيح هم همين باشد عليرغم اينكه احتمال شكسته شدن سد وجود دارد و روزي سد شكسته شود؛ اما زماني اعلام مي كنند سد شكسته شد شما چه خواهيد كرد ؟ آيا همچون گذشته كاملاً طبيعي و عادي زندگي خواهيد كرد و خواهيد گفت هنوز كه طغيان رودخانه به ما نرسيده پس نيازي هم نيست حركتي انجام دهيم ؟! دقيقاً بر عكس! به تلاطم خواهيد افتاد و سعي مي كنيد خودتان ، زن و فرزندانتان را نجات دهيد چون ساعتي بيشتر فرصت نداريد اين دو مرحله شباهت زيادي به دو مرحله اول و دوم عهد مهدويت ندارد ؟

كار ما طبق عنوان سلسله مباحث ( وظيفه ما در برپائي ظهور ) بررسي مرحله دوم است يعني در آستانه ظهور مرحله اي كه سد شكسته شده و امواج خروشان ظهور لحظه به لحظه به ما نزديك مي شود قرار است وارد فتنه هاي آخرالزمان شويم ما مي خواهيم مثل امامانمان در زمان مأموميتشان عمل كنيم ، كشتي نجات كجاست ؟ چطور مي شود سوار شد؟ فانوس هدايت كدام سمت را نشان مي دهد؟ ما بايد بر اين كشتي بنشينيم ، و گرنه .....

فطرت

سبو
Tuesday 13 July 2004, 12:08PM
با سلام خدمت فطرت عزيز

از شما بابت بحث جالبتون ممنون

اميدوارم زودتر اين بحث شيرين رو ادامه بدهيد.

سبو
Tuesday 13 July 2004, 08:57PM
با تشکر