PDA

نمايش نسخه نهائي : سئوالي از عضو بهائي باشگاه


nogodman
Wednesday 9 June 2004, 03:39AM
1-درديدگاه ماترياليستي دين محصول تلاش ذهني انسان درزمان ومكاني مشخص است و روبناي سياسي،اجتماعي واقتصادي جامعه خودراتعريف مي كند.دراستوارترين اصل ماترياليسم(تحول ديالكتيكي)ارتقاي ساختار ذهني بشر،ارتقاي روبناي ساخته شده را در بر داردكه خود در گرو ارتقا و تحول ساختار اقتصاديست.اين معني به عينه در تحول معرفت شناسانه اديان رخ مي نمايد:يهوه خدايي غير ماديست كه برجاي فرعون مادي مي نشيند والبته به گواه تورات پس از ساخت زمين،برآن به استراحت مي پردازد.پدر موجودي فرامادي ترومهربانترميگرددوالله صورتي كاملتر و در حقيقت تلفيقي از پدر ويهوه است.اين تحليل خود برتري بر تحليل خداباورانه دارد وآن توضيح ارتباط فضاي دين و پيامبر دين وخداي دين است.
2-درتحليل خداباورانه(صورتي ايدئاليستيست)خدا به مقتضاي تكامل قدرت دريافت ذهني بشر،خود را درقالب ديني مي شناساند.پس اين تحول صورت خدا در اديان بستگي به آمادگي ذهني بشر داشته است.(البته مسلمانان بايد پاسخ دهند كه آيا ذهن عرب 14 قرن پيش به قد بزغاله اي بيمار در جهان حاضر مي رسيده كه دين ثابت مانده است؟)
3-سئوالم از عضو بهايي باشگاه آنست كه بهائيت(كه مدعيست درتداوم اسلام آمده)چه ارتقائي در مفهوم خدا داده واساسا چه چيز برتري نسبت به الله دارد؟

nogodman

حقيقت
Wednesday 9 June 2004, 10:48AM
دوست عزيز سلام
ديانت بهايي اعتقاد به اين مسئله دارد كه اصولا انسان براي حب و دوستي آفريده شده (كما اينكه در اديان قبل به اين مسئله اشاره رفته است) و انسان كارها (نيك و بد) را براي حب الهي انجام مي دهد يعني براي رفتن به بهشت و جهنم انجام نمي دهد (مسئله ي بهشت و جهنم آن طور كه در قرآن آمده براي عرب 1400 سال پيش آن جور آمده كه آن عرب آن را درك كند و در اصل كار هاي زشت را انجام ندهد و موفق هم بود چود در آن زمان بايد بدينگونه صحبت مي شد. اما اين مسئله در حال حاضر زياد جالب نيست و حتي براي كودكان نيز اين مسئله خنده آور است البته قصد تحقير ندارم و هدفم اين است كه آن توضيحات براي عرب 1400 سال پيش بود نه انسان قرن 21!)
ديانت بهايي اعتقاد به حيات پس از مرگ دارد ولي نه به صورت مادي بلكه به صورت روحاني و به صورت ارتقاع روح انساني.
در مفهوم الله يا بهتر بگم خدا, ديانت بهايي به ذات غيب منيع لا يدرك اشاره كرده كه قابل درك بشر نمي باشد اين بحث زيبا را شما مي توانيد به تفصيل در كتاب مفاوضات و ايقان بخوانيد. از سايت زير مي توانيد اين كتب و همچنين بسياري از كتب بهايي را دانلود كنيد. http://reference.bahai.org/fa/t/alpha.html

nogodman
Thursday 10 June 2004, 05:40AM
جناب حقيقت(!)
احتراما به عرض ميرساند:
1-مطلب بنده ناظربه توصيف بهائيت نبودكه وقت خودرابيهوده صرف آن نموديد.سئوال درموردتفاوت بشر امروز و عرب جاهلي نيزازشمانبودكه در اين مورد گزافه گويان مسلمان بايد روده درازي كنند.درضمن اعتقادبه بهشت و دوزخ هنوز هم باعث دوري از بدي وتقريب به نيكي(ازديداديان)ميشود.مي توانيدبه آماركسرخلاف درايام محرم و رمضان توجه كنيد.اين ذهن ممكن است اشتباه كرده ويامريض باشد اما كودكانه نيست.
2-چند خطي درمورد سئوال بنده قلم فرسايي نموده ايد كه پاسخ نام ندارد.ذات غيب ولايدرك(عجب مزخرفي!مسلمين حداقل قيد"ابصار"رادارند)توسط قران قبلا گفته شده بود.آيا بهائيان در اين حماقت غوطه ورند كه ذات نامفهوم رابپرستند؟
3-من وقت خواندن اراجيف ديني(آنهم ازنوع بهائي)راندارم كه چندساليست دراين مورد از مايه مي خوريم.شماكه مطالعه كرديد لطفا بفرمائيدكه خداي بهائيان نسبت به خداي مسلمين چه ارتقائي يافته وصفاتش چه تفاوتهايي دارد تا در مورد ارتقا و ياانحطاط آن صحبت كنيم.ضمنا درزمان ظهور بهائيت دراروپا منشور حقوق بشر نگاشته مي شد.ديانت بهائي با اين منشور چه نسبتي دارد؟به هر حال آنچه از طرف خدا صادرمي شود مترقي ترازآنچه بشر تدوين كرده مي باشد.
4- خداوند رحمت شما درزمان حراج وغارت كشورهاي مسلمان(مخاطبين اوليه بهائيت)دين فرستاده.من فكر مي كنم خداي شما بيشتر بايد متكي به شمشير باشدتالبخنداحمقانه رحمت.حداقل اينگونه از غارت كشورهاي عرب زده جلوگيري مينمود!



nogodman

حقيقت
Thursday 10 June 2004, 08:21PM
[QUOTE]نوشته شده بوسيله nogodman
[B]جناب حقيقت(!)
آيا بهائيان در اين حماقت غوطه ورند كه ذات نامفهوم رابپرستند؟
بنده فكر مي كنم كه عقيده شما بر اين مبنا است كه حتما بايد موجودي مشخص را بپرستيد و با آن صحبت كنيد. آيا شما وقتي با بنده مكاتبه داريد به طور كامل بنده را مي شناسيد. فرض كنيد بنده خدا هستم پس شما كه بنده را نمي شناسيد چرا با بنده مكاتبه داريد منظورم اين است كه حتما نبايد با طرف مكالمه اشنا باشيد بلكه همين را كه مي بينيد كه از او اثري هست با بنده مكالمه اي مي كنيد خدا نيز همين طور است داراي ذات مشخصي نيست يعني اگر داراي ذات مشخصي باشد و شما بتوانيد آن را درك كنيد خدا محدود شده و ديگر اصلا خدا نيست چون صفت محدود در او نمي گنجد شما بحث پيچيده اي را پيش كشيده ايد كه خيلي از مردم از آن فرار مي كنند. لطفا به آدرسي كه عرض كردم برويد و كتاب هاي ايقان و مفاوضات را دانلود كنيد در آنجا جواب شما وجود دارد (دانلود كردنش زياد طول نمي كشه حداكثر 5 دقيقه).
با كمال ميل منتظر جواب شما دوست عزيز هستم.
با رجاي تائيد

min
Thursday 10 June 2004, 10:57PM
نوشته شده بوسيله حقيقت
دوست عزيز سلام
ديانت بهايي اعتقاد به اين مسئله دارد كه اصولا انسان براي حب و دوستي آفريده شده (كما اينكه در اديان قبل به اين مسئله اشاره رفته است) و انسان كارها (نيك و بد) را براي حب الهي انجام مي دهد يعني براي رفتن به بهشت و جهنم انجام نمي دهد (مسئله ي بهشت و جهنم آن طور كه در قرآن آمده براي عرب 1400 سال پيش آن جور آمده كه آن عرب آن را درك كند و در اصل كار هاي زشت را انجام ندهد و موفق هم بود چود در آن زمان بايد بدينگونه صحبت مي شد. اما اين مسئله در حال حاضر زياد جالب نيست و حتي براي كودكان نيز اين مسئله خنده آور است البته قصد تحقير ندارم و هدفم اين است كه آن توضيحات براي عرب 1400 سال پيش بود نه انسان قرن 21!)
ديانت بهايي اعتقاد به حيات پس از مرگ دارد ولي نه به صورت مادي بلكه به صورت روحاني و به صورت ارتقاع روح انساني.
در مفهوم الله يا بهتر بگم خدا, ديانت بهايي به ذات غيب منيع لا يدرك اشاره كرده كه قابل درك بشر نمي باشد اين بحث زيبا را شما مي توانيد به تفصيل در كتاب مفاوضات و ايقان بخوانيد. از سايت زير مي توانيد اين كتب و همچنين بسياري از كتب بهايي را دانلود كنيد. http://reference.bahai.org/fa/t/alpha.html

منظورتون از انسانيت همون رفتار پدرها با دخترهاشون قبل از ازدواجه ؟

حقيقت
Friday 11 June 2004, 09:18AM
آقاي min
منظور شما را متوجه نشدم در صورت امكان دوباره بفرمائيد

min
Friday 11 June 2004, 05:34PM
نوشته شده بوسيله حقيقت
آقاي min
منظور شما را متوجه نشدم در صورت امكان دوباره بفرمائيد
بهاييان عقيده اي در رابطه خانوادگي دارند كه من شرمم مي آيد دقيقا حرف آنها را به زبان بياورم
اعتقاد آنها به طور خلاصه مي گويند قبل از اينكه دختر فرد به خانه شوهر برود پدر بايد با دختر عمل منافي عفت انجام دهد .
تقريبا تمام سايتها مستهجن ترويج اينگونه اعمال در خانواده هم توسط بهاييان اداره مي شود .
شما اين اعتقاد آنها را هم انسانيت مي دانيد .

حقيقت
Friday 11 June 2004, 07:54PM
نوشته شده بوسيله min

بهاييان عقيده اي در رابطه خانوادگي دارند كه من شرمم مي آيد دقيقا حرف آنها را به زبان بياورم
اعتقاد آنها به طور خلاصه مي گويند قبل از اينكه دختر فرد به خانه شوهر برود پدر بايد با دختر عمل منافي عفت انجام دهد .
تقريبا تمام سايتها مستهجن ترويج اينگونه اعمال در خانواده هم توسط بهاييان اداره مي شود .
شما اين اعتقاد آنها را هم انسانيت مي دانيد .
صحبت هاي شما كاملا مخالف تعاليم ديانت بهايي مي باشد. امر زنا و اعمالي شبيه به اين امر در ديانت بهايي به شدت نهي و حرام اعلام شده است و خاطي از ديانت بهايي طرد مي سود (ديگر او بهايي نيست) پس آن سايت ها هم در حد حرف بيشتر نيست و هيچ مدركي براي حرف شما نمي باشد مثل اين است كه بنده پيروان مسلمان را زير سوال ببرم.
خلاصه, در ديانت بهايي اين كار حرام مي باشد. اين مسئله در كتاب اقدس, ام الكتاب ديانت بهايي اشاره شده است براي دانلود اين كتاب و كتب بهايي مي توانيد به سايت زير برويد.
http://reference.bahai.org/fa/t/alpha.html

min
Saturday 12 June 2004, 12:43AM
نوشته شده بوسيله حقيقت

صحبت هاي شما كاملا مخالف تعاليم ديانت بهايي مي باشد. امر زنا و اعمالي شبيه به اين امر در ديانت بهايي به شدت نهي و حرام اعلام شده است و خاطي از ديانت بهايي طرد مي سود (ديگر او بهايي نيست) پس آن سايت ها هم در حد حرف بيشتر نيست و هيچ مدركي براي حرف شما نمي باشد مثل اين است كه بنده پيروان مسلمان را زير سوال ببرم.
خلاصه, در ديانت بهايي اين كار حرام مي باشد. اين مسئله در كتاب اقدس, ام الكتاب ديانت بهايي اشاره شده است براي دانلود اين كتاب و كتب بهايي مي توانيد به سايت زير برويد.
http://reference.bahai.org/fa/t/alpha.html [/QUOTE]

اولا برايتان بايد بگويم كه بهاييت دين نيست و فقط يم توطئه از سوي انگليس بوده و هست .
دوما ما در دوران طاغوت همسايه اي داشتيم كه در ساواك كار مي كرد و بهايي بود و در آن زمان كاملا به اين كفر خود اعتراف نيز مي كرد . ( چون آن زمان بهاييت ممنوع نبود )
او در مورد بهاييت كتابهايي داشت كه از نويسنده هاي بزرگ آنان بود از جمله بهالله ملعون .
در كتاب بهالله كه آن زمان حذف و اصلاح نشده بود زيرا به كفر آنان دولتمردان كاري نداشتند و كارهاي آنان اصلا ممنوع نبود دقيقا چنين نوشته شده بود .
شايسته است كه پدر قبل از ازدواج دختر خود را بچشد . زيرا دختر پرورش يافته دست پدر است و خلاف سپاس و به جاي آوردن شكر است كه پرورش دهنده از ميده خود استفاده نكند .
اكنون اين كتابها را ظاهرا اصلاح كرده اند ولي از سايتهايي كه من تعدادي از آنها را مي دانم كه اداره كنندگان آنها بهايي ها يي هستند مشخص است كه هنوز به آن اعتقاد بلكه كثيف تر از آن پايبندند . مسئله سكس داخل خانه توسط بهاييان و يهوديان ترويج مي گردد .
من از آوردن اسم آن سايتهايي كه اداره كنندگان آ،ها بهايي هستند به خاطر اينكه مبلغ آنها نباشم خودداري مي كنم ولي مي تواني خودت تحقيق كني و با ايميل از سايتهايي كه شايد بشناسي بپرسي.
جوابت را به راحتي مي دهند .

min
Saturday 12 June 2004, 12:52AM
راستي در كتابهايتان توضيح نفرمودند چرا پيغمبر دروغين شما اول ادعاي مهدويت نمود بعد پيامبر گرديد ؟:D:D:D
واقعا كه...:p

حقيقت
Sunday 13 June 2004, 11:36AM
نوشته شده بوسيله min

صحبت هاي شما كاملا مخالف تعاليم ديانت بهايي مي باشد. امر زنا و اعمالي شبيه به اين امر در ديانت بهايي به شدت نهي و حرام اعلام شده است و خاطي از ديانت بهايي طرد مي سود (ديگر او بهايي نيست) پس آن سايت ها هم در حد حرف بيشتر نيست و هيچ مدركي براي حرف شما نمي باشد مثل اين است كه بنده پيروان مسلمان را زير سوال ببرم.
خلاصه, در ديانت بهايي اين كار حرام مي باشد. اين مسئله در كتاب اقدس, ام الكتاب ديانت بهايي اشاره شده است براي دانلود اين كتاب و كتب بهايي مي توانيد به سايت زير برويد.
http://reference.bahai.org/fa/t/alpha.html

اولا برايتان بايد بگويم كه بهاييت دين نيست و فقط يم توطئه از سوي انگليس بوده و هست .
دوما ما در دوران طاغوت همسايه اي داشتيم كه در ساواك كار مي كرد و بهايي بود و در آن زمان كاملا به اين كفر خود اعتراف نيز مي كرد . ( چون آن زمان بهاييت ممنوع نبود )
او در مورد بهاييت كتابهايي داشت كه از نويسنده هاي بزرگ آنان بود از جمله بهالله ملعون .
در كتاب بهالله كه آن زمان حذف و اصلاح نشده بود زيرا به كفر آنان دولتمردان كاري نداشتند و كارهاي آنان اصلا ممنوع نبود دقيقا چنين نوشته شده بود .
شايسته است كه پدر قبل از ازدواج دختر خود را بچشد . زيرا دختر پرورش يافته دست پدر است و خلاف سپاس و به جاي آوردن شكر است كه پرورش دهنده از ميده خود استفاده نكند .
اكنون اين كتابها را ظاهرا اصلاح كرده اند ولي از سايتهايي كه من تعدادي از آنها را مي دانم كه اداره كنندگان آنها بهايي ها يي هستند مشخص است كه هنوز به آن اعتقاد بلكه كثيف تر از آن پايبندند . مسئله سكس داخل خانه توسط بهاييان و يهوديان ترويج مي گردد .
من از آوردن اسم آن سايتهايي كه اداره كنندگان آ،ها بهايي هستند به خاطر اينكه مبلغ آنها نباشم خودداري مي كنم ولي مي تواني خودت تحقيق كني و با ايميل از سايتهايي كه شايد بشناسي بپرسي.
جوابت را به راحتي مي دهند . [/B][/QUOTE][/QUOTE]
جواب شما در قسمت چرا محمد (ص)ً بايد آخرين پيامبر باشد داده مي شود.
با رجاي تائيد

min
Monday 14 June 2004, 12:11AM
نوشته شده بوسيله حقيقت

اولا برايتان بايد بگويم كه بهاييت دين نيست و فقط يم توطئه از سوي انگليس بوده و هست .
دوما ما در دوران طاغوت همسايه اي داشتيم كه در ساواك كار مي كرد و بهايي بود و در آن زمان كاملا به اين كفر خود اعتراف نيز مي كرد . ( چون آن زمان بهاييت ممنوع نبود )
او در مورد بهاييت كتابهايي داشت كه از نويسنده هاي بزرگ آنان بود از جمله بهالله ملعون .
در كتاب بهالله كه آن زمان حذف و اصلاح نشده بود زيرا به كفر آنان دولتمردان كاري نداشتند و كارهاي آنان اصلا ممنوع نبود دقيقا چنين نوشته شده بود .
شايسته است كه پدر قبل از ازدواج دختر خود را بچشد . زيرا دختر پرورش يافته دست پدر است و خلاف سپاس و به جاي آوردن شكر است كه پرورش دهنده از ميده خود استفاده نكند .
اكنون اين كتابها را ظاهرا اصلاح كرده اند ولي از سايتهايي كه من تعدادي از آنها را مي دانم كه اداره كنندگان آنها بهايي ها يي هستند مشخص است كه هنوز به آن اعتقاد بلكه كثيف تر از آن پايبندند . مسئله سكس داخل خانه توسط بهاييان و يهوديان ترويج مي گردد .
من از آوردن اسم آن سايتهايي كه اداره كنندگان آ،ها بهايي هستند به خاطر اينكه مبلغ آنها نباشم خودداري مي كنم ولي مي تواني خودت تحقيق كني و با ايميل از سايتهايي كه شايد بشناسي بپرسي.
جوابت را به راحتي مي دهند . جواب شما در قسمت چرا محمد (ص)ً بايد آخرين پيامبر باشد داده مي شود.
با رجاي تائيد
ببخشيد
آنها كه نوشتيد از طرف من است دقيقا نوشته هاي شما است و نوشته هايي كه از طرف خود نوشتيد دقيقا نوشته هاي من است .:D

حقيقت
Monday 14 June 2004, 09:15PM
بله اشتباه در هنگام جواب دادن پيش آمد.
عذر مي خواهم

با رجاي تائيد

min
Wednesday 16 June 2004, 12:18AM
نوشته شده بوسيله حقيقت
بله اشتباه در هنگام جواب دادن پيش آمد.
عذر مي خواهم

با رجاي تائيد

اخوي بسياري از سئ=والها را پاسخ نمي گويي /
مثلا نگفتي براي چي باب ابتدا ادعاي مهدويت كرد و بعد از مدتي كه ديد عده اي اين دروغ به اين بزرگي را باور كردند ادعاي پيامبري نمود ؟
يا نگفتي چرا انگليسيها از اين پيامبر خيالي طرفداري و حمايت مي كردند ؟
يا چرا حالا انگليس و آمريكا كه دوست هيچكدام از اديان نيستند اين همه طرفدار بهاييان هستند ؟

حقيقت
Thursday 17 June 2004, 10:27AM
نوشته شده بوسيله min


اخوي بسياري از سئ=والها را پاسخ نمي گويي /
مثلا نگفتي براي چي باب ابتدا ادعاي مهدويت كرد و بعد از مدتي كه ديد عده اي اين دروغ به اين بزرگي را باور كردند ادعاي پيامبري نمود ؟
يا نگفتي چرا انگليسيها از اين پيامبر خيالي طرفداري و حمايت مي كردند ؟
يا چرا حالا انگليس و آمريكا كه دوست هيچكدام از اديان نيستند اين همه طرفدار بهاييان هستند ؟
دوست عزيز سلام (خوب چيزيه)
اميدوارم كه حالتون خوب باشه, در يكي از جواب ها عرض شد كه چرا باب اين ادعاها را داشته است ولي باز هم عرض مي كنم: (از يكي از مقاله هاي دوستانم)
"کسی که در باره باب تحقیق می کند یک نکته اساسی را باید مد نظر بگیرد که اکثر محققین زمان باب و دوره اخیر از آن غافل بوده اند و آن این است که هر اعتقادی را باید بر مبانی نظری همان اعتقاد سنجید و ارزیابی کرد. به عنوان مثال برای بررسی اعتقادات اسلامی باید به مبانی اعتقادی اسلام توجه کرد و اصطلاحات دینی اسلام را خوب شناخت و سپس در باره آن اظهار نظر نمود. پس اگر یک مسیحی از نقطه نظر اعتقاد مسیحی خود به بررسی اسلام بپردازد ، کاملا واضح است که نتیجه تحقیق او رد اسلام و مطرود شمردن آن و در پس پشت انداختن تمام دست آوردی است که در طول تاریخ ، تمدن اسلامی به وجود آورده است.
در مورد باب نیز این اتفاق افتاده است. معمولا محققین و یا مورخین به اعتقادات باب از نقطه نظر اعتقادات اسلامی خرده گرفته اند. یعنی مسلمین گفته های باب را بدون توجه به فلسفه ای که در پس بیان عقاید باب است و همچنین اصطلاحاتی که او برای بیان عقاید خود به کار برده ، در ترازوی سنجش اسلام گرایی نهاده اند و واضح است که نتیجه چه چیزبوده است. اگر باب از بهشت و دوزخ و قیامت و .... ذکری می کند باید دید که منظور او از به کار گیری این الفاظ که تشابه لفظی با اعتقادات اسلامی دارد چیست.
مثالی می زنم. باب در اکثر نوشته های اولیه خود به " بقیة الله " اشاره می کند و می گوید من واسطه شخصی هستم که پس از من ظاهر خواهد شد و به همین واسطه خود را باب می نامد که تشبیهی است از یک درب ، برای ورود به شهر معرفت و شناخت حقیقت. وقتی مسلمین این نوشته ها را می خوانند ، فورا نتیجه می گیرند که باب ادعا کرده که نایب امام زمان است و چون بعدا خودش ادعا کرده که من همان کسی هستم که شما مسلمین هزار سال است انتظار او را می کشید پس دو تا ادعا کرده ، اول نیابت و بعدا امامت و بر اساس نوشته های دیگر باب ادامه می دهند که بعدا ادعای نبوت و بعدا هم ربوبیت!!!
اما اگر در آثار گوناگون باب که هر کدام به موضوعی اختصاص دارد ، دقتی به خرج دهیم می بینیم که این همه ادعا در واقع یک ادعا بیشتر نیست و گوناگونی ظاهری آن حاصل اندیشه نورزیدن مسلمانان است که اصولا به خود همت نمی دهند که آثار دیگران را بخوانند و تحقیق عمیق صورت دهند ، بنابر این بهتر می بینند که از قول دیگران مطلب بنویسند تا اگر اشتباهی در صورت مسأله به وجود آمد آن را به گردن گوینده اصلی بیندازند."

اميدوارم كه واضح باشد. بنده هيچ گاه از سوالات شما فرار نمي كنم:)
منتظر پاسخگويي به سوالات شما دوست عزيز هستم.

با رجاي تائيد

min
Friday 18 June 2004, 02:03AM
نوشته شده بوسيله حقيقت

دوست عزيز سلام (خوب چيزيه)
اميدوارم كه حالتون خوب باشه, در يكي از جواب ها عرض شد كه چرا باب اين ادعاها را داشته است ولي باز هم عرض مي كنم: (از يكي از مقاله هاي دوستانم)
"کسی که در باره باب تحقیق می کند یک نکته اساسی را باید مد نظر بگیرد که اکثر محققین زمان باب و دوره اخیر از آن غافل بوده اند و آن این است که هر اعتقادی را باید بر مبانی نظری همان اعتقاد سنجید و ارزیابی کرد. به عنوان مثال برای بررسی اعتقادات اسلامی باید به مبانی اعتقادی اسلام توجه کرد و اصطلاحات دینی اسلام را خوب شناخت و سپس در باره آن اظهار نظر نمود. پس اگر یک مسیحی از نقطه نظر اعتقاد مسیحی خود به بررسی اسلام بپردازد ، کاملا واضح است که نتیجه تحقیق او رد اسلام و مطرود شمردن آن و در پس پشت انداختن تمام دست آوردی است که در طول تاریخ ، تمدن اسلامی به وجود آورده است.
در مورد باب نیز این اتفاق افتاده است. معمولا محققین و یا مورخین به اعتقادات باب از نقطه نظر اعتقادات اسلامی خرده گرفته اند. یعنی مسلمین گفته های باب را بدون توجه به فلسفه ای که در پس بیان عقاید باب است و همچنین اصطلاحاتی که او برای بیان عقاید خود به کار برده ، در ترازوی سنجش اسلام گرایی نهاده اند و واضح است که نتیجه چه چیزبوده است. اگر باب از بهشت و دوزخ و قیامت و .... ذکری می کند باید دید که منظور او از به کار گیری این الفاظ که تشابه لفظی با اعتقادات اسلامی دارد چیست.
مثالی می زنم. باب در اکثر نوشته های اولیه خود به " بقیة الله " اشاره می کند و می گوید من واسطه شخصی هستم که پس از من ظاهر خواهد شد و به همین واسطه خود را باب می نامد که تشبیهی است از یک درب ، برای ورود به شهر معرفت و شناخت حقیقت. وقتی مسلمین این نوشته ها را می خوانند ، فورا نتیجه می گیرند که باب ادعا کرده که نایب امام زمان است و چون بعدا خودش ادعا کرده که من همان کسی هستم که شما مسلمین هزار سال است انتظار او را می کشید پس دو تا ادعا کرده ، اول نیابت و بعدا امامت و بر اساس نوشته های دیگر باب ادامه می دهند که بعدا ادعای نبوت و بعدا هم ربوبیت!!!
اما اگر در آثار گوناگون باب که هر کدام به موضوعی اختصاص دارد ، دقتی به خرج دهیم می بینیم که این همه ادعا در واقع یک ادعا بیشتر نیست و گوناگونی ظاهری آن حاصل اندیشه نورزیدن مسلمانان است که اصولا به خود همت نمی دهند که آثار دیگران را بخوانند و تحقیق عمیق صورت دهند ، بنابر این بهتر می بینند که از قول دیگران مطلب بنویسند تا اگر اشتباهی در صورت مسأله به وجود آمد آن را به گردن گوینده اصلی بیندازند."

اميدوارم كه واضح باشد. بنده هيچ گاه از سوالات شما فرار نمي كنم:)
منتظر پاسخگويي به سوالات شما دوست عزيز هستم.

با رجاي تائيد
سلام بر بندگان صالح خدا
نه تنها روشن نبود بلكه بر شبهه ها افزود .
اينها فقط توجيه اعمال باب است نه دليل.
مسلمانان 1000 سال منتظر چه كسي بودند ؟ منتظر پيغمبري جديد بودند ؟ جالب است پس چرا به پيغمبر اسلام مي گفتند خاتم الانبيا؟
راستي چرا در آن زمان انگليسيها عاشق سينه چاك باب بودند ؟
حتما براي حقوق بشر ؟
من در اديان ديگر خوانده ام كه همه به پيغمبر بعدي بشارت داده اند . كجاي اسلام به اين پيغمبر دروغين بشارت داده است ؟
:smile58:
در ضمن جواب سوال قبلي را هم كه در بخش چرا بايد حضرت محمد (ص) آخرين پيامبر باشد نوشته بودم ندادي:p

حقيقت
Friday 18 June 2004, 04:18AM
نوشته شده بوسيله min

سلام بر بندگان صالح خدا
نه تنها روشن نبود بلكه بر شبهه ها افزود .
اينها فقط توجيه اعمال باب است نه دليل.
مسلمانان 1000 سال منتظر چه كسي بودند ؟ منتظر پيغمبري جديد بودند ؟ جالب است پس چرا به پيغمبر اسلام مي گفتند خاتم الانبيا؟
راستي چرا در آن زمان انگليسيها عاشق سينه چاك باب بودند ؟
حتما براي حقوق بشر ؟
من در اديان ديگر خوانده ام كه همه به پيغمبر بعدي بشارت داده اند . كجاي اسلام به اين پيغمبر دروغين بشارت داده است ؟
:smile58:
در ضمن جواب سوال قبلي را هم كه در بخش چرا بايد حضرت محمد (ص) آخرين پيامبر باشد نوشته بودم ندادي:p
سلام
استناد مي كنم به بينش اسلامي 2 كه شايد قبول داشته باشين. امام صادق (ع) مي فرمايند:
وقتي امام زمان مي آيد مردم فكر مي كنند كه او دين جديدي را آورده است (همانند پيامبر اسلام حضرت محمد (ص) )
در ضمن انگليس عاشق باب نبود! شما لطفا سند و مدرك ارائه كنيد. (بنده هم دارم به اين فكر مي افتم كه اسلام هم دست ساخته ي كشوري است و ساختگي است. <ببينيد حرف زدن آسان است ولي بايد حرفي را كه مي زنيد با مدرك باشد>)
منتظر پاسخگويي شما براي سياسي بودن باب هستم.

با رجاي تائيد

min
Monday 21 June 2004, 01:53AM
نوشته شده بوسيله حقيقت

سلام
استناد مي كنم به بينش اسلامي 2 كه شايد قبول داشته باشين. امام صادق (ع) مي فرمايند:
وقتي امام زمان مي آيد مردم فكر مي كنند كه او دين جديدي را آورده است (همانند پيامبر اسلام حضرت محمد (ص) )
در ضمن انگليس عاشق باب نبود! شما لطفا سند و مدرك ارائه كنيد. (بنده هم دارم به اين فكر مي افتم كه اسلام هم دست ساخته ي كشوري است و ساختگي است. <ببينيد حرف زدن آسان است ولي بايد حرفي را كه مي زنيد با مدرك باشد>)
منتظر پاسخگويي شما براي سياسي بودن باب هستم.

با رجاي تائيد
شما به جاي جواب دادن سوال مطرح مي كنيد .
در مورد تاريخ اين باب كه انگليسها از اون طرفداري مي كردند لازم است كتاب تارخ معاصر ايران نوشته حسين مكي ر ابخونيد .
و يا تاريخ هزار ساله ايران ( 4 جلدي ) را مطالعه نماييد .
پاسخ سوالات قبلي ر اهم بدهيد
مي دانم جواب نداريد