PDA

نمايش نسخه نهائي : نفی الله با صفات خود


مزدك بامداد
Thursday 3 June 2004, 03:45PM
نوشته اي از كاربر " الله" در فارومي دگر..

چگونه الله با صفات خود نفی می شود
صفات عدیده ای برای الله در نظر گرفته شده است که یکایک آنها می تواند نفی کننده الله باشد. برای نمونه به چند نمونه در اینجا اشاره می کنم.


الله خالق است:

ابتدا به این می اندیشیم که الله کی خالق شد؟ قبل از اینکه خالق بشود چه بود؟ اگر الله پس از خلق جهان خالق شد بنابراین زمانی بوده که خالق نبوده است. بنابر این از اللهیی که خالق نبوده به اللهیی که خالق شده تغییر یافته است بنا بر این چیزی که در ماهیت خود دچار تغییر می شود شایسته مقام اللهیی نیست.

الله دنیا را از چه خلق کرده است؟ اگر می گویید الله یکباره دنیا را از هیچ خلق کرد(در حالی که نبود) چگونه نیستی منشا هستی شده. آیا زمانی بوده که نیستی با هستی برابر بوده است؟آیا جمع شدن دو چیز متضاد در آن واحد امکان پذیر است؟



الله مکار است:

یکی از صفاتی که در قرآن از آن برای الله نام برده شده است صفت مکار است.آیه 30 سوره انفال می گوید" ای رسول ما به یاد آر وقتی را که کافران با تو مکر کردند تا تو را از مقصد خود که تبلیغ دین الله ست بازدارند یا به قتل رسانند یا از شهر خود بیرون کنند. اگر آنها با تو مکر کردند الله هم با آنها مکر می کند و الله بهتر از هر کس مکر تواند کرد"

مکر و حیله در چه موقعی به کار میرود؟در زمانیکه کسی نسبت به استراتژی و تاکتیک های رقیب خود را ضعیف ببیند بنابر این برای غلبه بر حریف دست به حیله میزند. بنا براین مکر و حیله ای که در قرآن به الله نسبت داده شده است با توانایی الله سر ناسازگاری دارد.و الله را در سطح یک موجود حقه باز که از طریق فریب و نیرنگ کارهای خود را پیش می برد پایین می آورد



الله کامل است:

هر چیز کاملی از تعدادی جزٍ تشکیل شده است. باید یک چیز کامل تری وجود داشته باشد که این اجزا را به هم متصل کند ویک چیز کامل بوجود آورد. آیا تصور یک کل بدون اجزا امکان پذیر است؟ آیا می شود کلی را متصور کرد که اجزا نداشته باشد؟ بنابر این تصور اینکه چیزی کامل باشد و کامل تر از او چیزی وجود نداشته باشد کاملا غیر منطقی است.



وقتی به یک تابلو نگاه می کنیم هر چقدر نقاش آن تابلو ماهرتر باشد تابلو زیباتر و کامل تر به نظر می آید. اگر الله کامل است دنیا که نماینده تابلوی هنری اوست باید کامل باشد. اما دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم دنیای کاملی نیست . نواقص و زشتیهای زیادی در این دنیا وجود دارد که ما را متوجه کم هنری این خالق می کند.

در کتابهای معارف اسلامی برای اینکه الله را به ما بشناسانند می گفتند با دیدن یک چهره زیبا به هنرمندی الله پی می بریم. چه کسی جرئت می کرد بگوید پس هر گاه یک چهره زشت می بینیم به بی هنری خالقش پی می بریم. وجود سیل ، زلزله ، ناتوانیهای جسمی انسان(مثلا کم بودن تعداد مخروطهای رنگی در چشم، )اینها از نواقص طبیعت نیست؟



آیا آنهایی که شیطان را موجودی واقعی که دستپرورده اوست می دانند با خود نمی اندیشند که چگونه دست پرورده الله که برای سالها عابد بوده به یکباره از مسیر الله خارج می شود .وجود شیطان دلیل بر عدم مهارت الله در خلق موحودات نیست؟



خشم و مهربانی الله:

خدایی که تحت تاثیر افعال بندگان خویش قرار می گیرد و همراه با عملکرد آنها از خود واکنش نشان می دهد لایق صفت خدایی نیست.

داستان قوم لوط و ثمود و عاد و بنی اسرائیل که در قرآن ذکر شده همگی نشانگر خشم الله و تاثیر پذیرفتن از افعال انسانی است. بعضی در توجیه مهربانی الله می گویند مهربانی الله همانند مهربانی انسان نیست که تحت تاثیر احساسات درونی قرار بگیرد . بلکه منظور از مهربانی الله لطف بی دریغ اوست که شامل همه بندگانش می شود. در صورتی که این گفتار با بیشتر آیاتی که در قرآن آمده و لطف و رحمت الله را شامل قشری خاص از مردم می کند تضاد دارد . مثلا برای نمونه به آیه 73 سوره آل عمران توجه کنید:



" ... بگو ای پیغمبر فضل و رحمت به دست اللهست به هر که خواهد عطا کند. و الله را رحمتی بی انتهاست. و به همه امور عالم داناست.



یا به آیه 47 سوره بقره توجه کنید

ای بنی اسرائیل یاد کنید از نعمتهایی که به شما هدیه کردم و شما را بر عالمیان برتری دادم



به این آیه که در مورد خشم الله ست توجه کنید تا کسی نگوید خشم الله از نوع خشم بشری نیست

آیه 7 سوره بقره می گوید " قهر الله مهر بر دلها و پرده بر گوشها و چشمهای ایشان نهاد که فهم حقایق الهی را نمی کنند و ایشان را در قیامت عذابی سخت است".



آیه 15 سوره بقره می گوید " الله آنها را استهزا کند و در گمراهی فرو گذارد که حیران و سرگردان باشند. "

خدایی که بندگان خود را مسخره می کند چگونه می توان مدعی شد که خشم و مهر او با خشم و مهر بشری متفاوت است.



الله نامحدود است:

آیا کسی می تواند عددی مثال بزند که نتوان عدد یک را به آن اضافه کرد؟ آیا عددی وجود دارد که بتوان گفت بزرگتر از آن عددی وجود ندارد. همانطور که تصور ∞ امکان پذیر نیست و اصلا چنین عددی وجود ندارد تصور نامحدودی الله نیز همانند تصور عدد ∞ می باشد.



الله بخشاینده است:

اگر بخشندگی الله به معنی روزی عطا کردن است که باید دید چگونه میلیونها انسان گرسنه در این کره خاکی بسر می برند و بخشندگی الله شامل حال آنها نشده است؟

اگر بخشایشگر است به این معنی که توبه پذیر است باز هم به این مفهوم است که تحت تاثیر افعال انسانی قرار گرفته است.



الله تواناست:

آیا الله می تواند مربعی خلق کند که چهار گوش نباشد؟ یا سنگی بیافریند که خودش هم نتواند آن را بلند کند؟

اگر در جواب می گویید الله اراده اش فقط به چیز های منطقی تعلق می گیرد پس چگونه خود به چیز های غیر منطقی مثلا عمر نوح 950 سال ،یاعمر امام زمان که 1400 سال تا حالا گذشته ، یا حرف زدن هد هد با سلیمان باور دارید؟یا از همه عجیب تر به معجزه شق القمر یا مار شدن عصای موسی ایمان دارید؟

اگر الله از هر توانایی تواناتر بود حرف او بیشتر از شیطان بر آدم و حوا اثر می گذاشت.چرا اثر حرف شیطان بیشتر از اثر حرف الله بود؟



الله عالم است:

آیه 155 سوره بقره می گوید: و البته شما را به سختیها چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازماییم.

اگر الله از همه چیز آگاه است آزمایش برای چیست؟ آن هم آزمایشی که قبل از آن به فرد مورد آزمایش در مورد چگونگی آزمایش ، زمان آزمایش و مکان آزمایش هیچ اطلاعی داده نشده است.و چه بسا که آن آزمایش از توان فرد آزمایش شونده خارج باشد.این الله که از نتیجه آزمایش اطلاع کامل دارد بنده خود را در صورت سر بلند بیرون نیامدن از امتحان راهی جهنم می کند.



ناسخ و منسوخهای قرآن یکی دیگر از دلایلی است که ثابت می کند علم الله کامل نیست.

آیه 106 سوره بقره می گوید " هر چه از آیات قرآن را نسخ کنیم یا حکم آن را متروک سازیم بهتر از آن یا مانند آن بیاوریم.."



آیه 187 سوره بقره که در آن الله در حکم خود در مورد مباشرت مردان با زنان خود در ماه های رمضان تجدید نظر می کند دلیل دیگری بر کامل نبودن علم الله ست.

قصه طوفان نوح که بیانگر پشیمان شدن الله از خلقت آدم است خود دلیل دیگری بر کامل نبودن علم الله ست

اینها تنها نمونه هایی از صفاتی هستند که برای الله برشمرده شده است.من فکر می کنم دنیای ما بدون الله بسیار زیبا تر است.



چون کسی را مسبب بدبختیهایمان نمی دانیم. اگر قرار است برای رفع بیچارگیهایمان کاری بکنیم به خودمان تکیه می کنیم نه به یک نیروی مرموز غیبی که یاران خود را تصادفی انتخاب می کند.

sareban
Thursday 3 June 2004, 07:06PM
در اين تاپيكي كه سراسر آن را حتي نام موضوعش را وام گرفته ايد(چون نامش به خلاف بقيه تاپيكها ناخوانا است) بلكه بدين وسيله كمبودهاي ديگرتان را جبران كنيد به موضوعات بسيار پيش پا افتاده اي اشاره شده كه لازم به جواب دادن هم نبود

شما اگر چه سعي كرديد بر وجدان خود پا گذاربد و خداي خويش را
در ظاهر وبه علت اهداف سياسي تبليغي انكار كنيد ولي هيچ گاه نخواهيد توانست اين نداي دروني خويش را خاموش كنيد

باشد كه بيدار شويد

بسم الله الرحمن الرحيم
وجحدوا بها واستيقنتها انفسهم
صدق الله العلي العظيم

در حالي كه ميدانستند كه حق است انكار كردند



نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

ابتدا به این می اندیشیم که الله کی خالق شد؟ قبل از اینکه خالق بشود چه بود؟ اگر الله پس از خلق جهان خالق شد بنابراین زمانی بوده که خالق نبوده است. بنابر این از اللهیی که خالق نبوده به اللهیی که خالق شده تغییر یافته است بنا بر این چیزی که در ماهیت خود دچار تغییر می شود شایسته مقام اللهیی نیست.

.
خير
خلق از صفات فعلي است وتا خلقي نباشد خداوند متصف به اين صفت نيست وبه اصطلاح قضيه سالبه به انتفاء موضوع است(توضيح اين قضيه در پايين خواهد آمد)
همانند كريم كه تا شخصي نباشد كه به او سور دهم بالقوه متصف به صفت كريم هستم نه بالفعل

نوشته شده بوسيله مزدك بامداد


الله دنیا را از چه خلق کرده است؟ اگر می گویید الله یکباره دنیا را از هیچ خلق کرد(در حالی که نبود) چگونه نیستی منشا هستی شده. آیا زمانی بوده که نیستی با هستی برابر بوده است؟آیا جمع شدن دو چیز متضاد در آن واحد امکان پذیر است؟

.
اساسا سوال فرض شما كه ميگويد نيستي با هستي برابر بوده
و در نتيجه خلق صورت گرفته اشتباه است
اسا سا خلق خداوند بوسيله اراده است
اذا ارد الله لشئ ان يقول له كن فيكون
يعني از سنخ علم حضوري شما به خودتان
ودر اين معنا ندارد كه شما بخواهيد يك دريا را تصور كنيد يا يك خودكار را
متفاوت نيست
و كوچكي وبزرگي و نبود وبود چيري تاثير درآن ندارد
همانگونه كه شما تا قصد تصور توپ را بكنيد اين تصور در ذهنتان
مي آيد خداوند هم مينطور
واساسا مقوله علم از سنخ مجردات است نه ماديات خلق هم به خاطر انتسابش به موجودي مجرد
بواسطه اراده تام فاعلي است


نوشته شده بوسيله مزدك بامداد


مکر و حیله در چه موقعی به کار میرود؟در زمانیکه کسی نسبت به استراتژی و تاکتیک های رقیب خود را ضعیف ببیند بنابر این برای غلبه بر حریف دست به حیله میزند. بنا براین مکر و حیله ای که در قرآن به الله نسبت داده شده است با توانایی الله سر ناسازگاری دارد.و الله را در سطح یک موجود حقه باز که از طریق فریب و نیرنگ کارهای خود را پیش می برد پایین می آورد


.
خير
ليس كمثله شيء
مقايسه انسان اصولا با خالقش در اشياء به خاطر ضعف بشري است
او بي نهايت است و انسان محصور در حصار مادي هر آنچه هم به كمال رسيده باشد باز نهايت مند است
ومقايسه بي نهايت با شخص در حصار نهايت كاري بس شتابزده و
عجولانه است و براي شناخت خداوند بايد به اصول عقلي پناه برد نه اصول اعتباري همچون اين سخن گزافه شما

نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

هر چیز کاملی از تعدادی جزٍ تشکیل شده است. باید یک چیز کامل تری وجود داشته باشد که این اجزا را به هم متصل کند ویک چیز کامل بوجود آورد. آیا تصور یک کل بدون اجزا امکان پذیر است؟ آیا می شود کلی را متصور کرد که اجزا نداشته باشد؟ بنابر این تصور اینکه چیزی کامل باشد و کامل تر از او چیزی وجود نداشته باشد کاملا غیر منطقی است.


.
نميدانم چرا اين استدلالات بچه گانه ؟
واقعا آن تيري كه مزدك ميگفت همين استدلالات چوبين است؟
آخر مكتبي(اسلام) كه تمام فلاسفه غرب را متحير نموده را ميتوان
با اين 2 در 2 مساوي 5 محكوم كرد
گفتم بريد همون سرسره بازي بهتره
والا فكر نكنم فكر كودكان سرسره سوار هم اينچنين افول كند
البته استثنا وكودكان استثنايي در همه جاها پيدا ميشوند

انسان كامل است يعني انسان داراي جزء است؟
هههههههههه
تكامل انسان يعني بيشتر شدن اجزاء انسان؟

نوشته شده بوسيله مزدك بامداد



وقتی به یک تابلو نگاه می کنیم هر چقدر نقاش آن تابلو ماهرتر باشد تابلو زیباتر و کامل تر به نظر می آید. اگر الله کامل است دنیا که نماینده تابلوی هنری اوست باید کامل باشد. اما دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم دنیای کاملی نیست . نواقص و زشتیهای زیادی در این دنیا وجود دارد که ما را متوجه کم هنری این خالق می کند.

در کتابهای معارف اسلامی برای اینکه الله را به ما بشناسانند می گفتند با دیدن یک چهره زیبا به هنرمندی الله پی می بریم. چه کسی جرئت می کرد بگوید پس هر گاه یک چهره زشت می بینیم به بی هنری خالقش پی می بریم. وجود سیل ، زلزله ، ناتوانیهای جسمی انسان(مثلا کم بودن تعداد مخروطهای رنگی در چشم، )اینها از نواقص طبیعت نیست؟



آیا آنهایی که شیطان را موجودی واقعی که دستپرورده اوست می دانند با خود نمی اندیشند که چگونه دست پرورده الله که برای سالها عابد بوده به یکباره از مسیر الله خارج می شود .وجود شیطان دلیل بر عدم مهارت الله در خلق موحودات نیست؟
.
خداوند اين جهان را خلق نمود
جهاني متشكل از موجودات مادي و موجدات مجرد (غير مادي)
اگر خداوند بخواهد موجود مادي خلق كند ولي بر اين موجود مادي لوازم موجود مجرد را بگذارد چه نيازي بود كه اساسا اينچنين موجودي خلق كند
به عبارت واضحتر
يا موجود نبايد محدود باشد و يا بايد باشد
وخداوند هر دو را خلق كرده واگر ميخواست فقط موجود مجرد خلق كند
تا مشكل تزاحم پيش نيايد البته ميشد ولي نظام احسن الهي صورت نميگرفت
چون اساسا ديگر جهاني مادي نبود وديگر دنيايي نمي بود كه انسان آزمايش شود
بلكه هر آنچه بود صورتهاي بيكران مجردات بود و اساسا تكاملي رخ نميداد چناتچه در ديگر موجدات مجرد صرف همانند ملك اين ثبات وعدم تغير وجود دارد

sareban
Thursday 3 June 2004, 07:07PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

خشم و مهربانی الله:

خدایی که تحت تاثیر افعال بندگان خویش قرار می گیرد و همراه با عملکرد آنها از خود واکنش نشان می دهد لایق صفت خدایی نیست.

داستان قوم لوط و ثمود و عاد و بنی اسرائیل که در قرآن ذکر شده همگی نشانگر خشم الله و تاثیر پذیرفتن از افعال انسانی است. بعضی در توجیه مهربانی الله می گویند مهربانی الله همانند مهربانی انسان نیست که تحت تاثیر احساسات درونی قرار بگیرد . بلکه منظور از مهربانی الله لطف بی دریغ اوست که شامل همه بندگانش می شود. در صورتی که این گفتار با بیشتر آیاتی که در قرآن آمده و لطف و رحمت الله را شامل قشری خاص از مردم می کند تضاد دارد . مثلا برای نمونه به آیه 73 سوره آل عمران توجه کنید:



" ... بگو ای پیغمبر فضل و رحمت به دست اللهست به هر که خواهد عطا کند. و الله را رحمتی بی انتهاست. و به همه امور عالم داناست.

.


نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

الله بخشاینده است:

اگر بخشندگی الله به معنی روزی عطا کردن است که باید دید چگونه میلیونها انسان گرسنه در این کره خاکی بسر می برند و بخشندگی الله شامل حال آنها نشده است؟

اگر بخشایشگر است به این معنی که توبه پذیر است باز هم به این مفهوم است که تحت تاثیر افعال انسانی قرار گرفته است.





مستشكل
دو بحث را مطرح كرده
يكي بحث رحمت وديگري خشم خداوند
اما رحمت
رحمت دو گونه است رحمت عامه ورحمت خاصه
به اصطلاح قران رحمانيت خداوند ورحيميت او
به مقتضاي قاعده لطف عام خداوند خلق وتدبير و سرپرستي عام بر خداوند است
يعني او ست كه مي آفريند و اوست كه تدبير ميكند و اوست كه هر موجودي را به غايت خاص خويش ميرساند
اين لطف شامل هر مخلوقي است و اختصاص به بعضي از مخلوقات ندارد
اما لطف خاص او مخصوص مخلوقي است كه قابليت پذيرش و يا نپذيرفتن دستورات او را داشته است و با كمال ميل وبا اختيار كامل آن راه را
انتخاب ميكند
خداوند از طرفي ميفرمايد
وسعت رحمتي كل شيء
كه ناظر به رحمت نوع اول است
واز طرفي ميفرمايد
ان الله رحيم بالعباد
خداوند به بندگان خودش رحمتي جداگانه دارد
اما كيفيت اين رحمت را چون مورد سوال نبود نمي آورم ولي اگر بعدا كسي خواست ما در خدمتيم
خشم خدا :
مستشكل گفت خدا نبايد خشم كند وعكس العمل نشان دهد
خشم خداوند به معني عدم رضايت از انتخاب غير صحيح مخلوق است
وبه عبارت واضحتر خداوند چون قدرت انتخاب به انسان داده
اين قدرت لوازمي هم دارد از جمله آزاد بودن در سير در مسير حق وآزاد بودن در سير در مسير باطل
وچون تو را آورد تا در مسير حق سير كني و راه را هم با بعثت انبياء نشانت داد وميتوانستي آن را انتخاب كني ولي نكردي
او از انتخاب تو ناراضي است ولي نه به صفت ذات خويش بل به صفت فعل خويش

نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

الله نامحدود است:

آیا کسی می تواند عددی مثال بزند که نتوان عدد یک را به آن اضافه کرد؟ آیا عددی وجود دارد که بتوان گفت بزرگتر از آن عددی وجود ندارد. همانطور که تصور ∞ امکان پذیر نیست و اصلا چنین عددی وجود ندارد تصور نامحدودی الله نیز همانند تصور عدد ∞ می باشد.

.

شما گفتيد تصور بينهايت ممكن نيست پس اينچنين عددي وجود ندارد
جواب اين است كه وجود يا عدم وجود فرع تصور يا عدم تصور نيست
بله ما ميگوييم خداوند نا محدود است
وميگوييم دات او به كنه قابل تصور نيست ولي با اين حرف نميتوان چيزي را نفي كرد
بلكه فقط استبعادي است
كه در قرا ن هم ميفرمايد دليل ماترياليستها فقط استبعاد است نه چيز ديگر
ما ميگوييم وجود از لحاظ تعريفي بسيط ترين شيء است وقابل تعريف نيست و فقط از روي آثار ميتوان آن را تشخيص داد
مثلا شما موجودي دليلش اين است كه جسمت را ميبينم حرفت را ميشنوم نوشتارت را ميخوانم وووو
وخدا موجود است چون او را حس ميكنم وبرهان بر وجود او دارم
آثار او را ميبينم رحمت اورا شاهد هستم دستهاي گرم او را پشت خود حس ميكنم ووو


نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

الله تواناست:

آیا الله می تواند مربعی خلق کند که چهار گوش نباشد؟ یا سنگی بیافریند که خودش هم نتواند آن را بلند کند؟

اگر در جواب می گویید الله اراده اش فقط به چیز های منطقی تعلق می گیرد پس چگونه خود به چیز های غیر منطقی مثلا عمر نوح 950 سال ،یاعمر امام زمان که 1400 سال تا حالا گذشته ، یا حرف زدن هد هد با سلیمان باور دارید؟یا از همه عجیب تر به معجزه شق القمر یا مار شدن عصای موسی ایمان دارید؟

اگر الله از هر توانایی تواناتر بود حرف او بیشتر از شیطان بر آدم و حوا اثر می گذاشت.چرا اثر حرف شیطان بیشتر از اثر حرف الله بود؟



الله توانا است به هر چيزي
يعني به هر چيزي كه به آن بگويند چيز
اما نقيضين چيز نيست
شكلي هم مربع باشد ودر عين حال دايره يعني در عين اينكه هست نيست باشد
و اگر امكان دارد كه شما در عين اينكه موجود باشيد وجود نداشته باشيد اين امر هم امكان داشت
امام علي عليه السلام در پاسخ به اين سوال مي فرمايند
والذي سالته لا يكون

فداي تو شود پدر ومادرم مولا جان

نوشته شده بوسيله مزدك بامداد



الله عالم است:

آیه 155 سوره بقره می گوید: و البته شما را به سختیها چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازماییم.

اگر الله از همه چیز آگاه است آزمایش برای چیست؟ آن هم آزمایشی که قبل از آن به فرد مورد آزمایش در مورد چگونگی آزمایش ، زمان آزمایش و مکان آزمایش هیچ اطلاعی داده نشده است.و چه بسا که آن آزمایش از توان فرد آزمایش شونده خارج باشد.این الله که از نتیجه آزمایش اطلاع کامل دارد بنده خود را در صورت سر بلند بیرون نیامدن از امتحان راهی جهنم می کند.



ناسخ و منسوخهای قرآن یکی دیگر از دلایلی است که ثابت می کند علم الله کامل نیست.

آیه 106 سوره بقره می گوید " هر چه از آیات قرآن را نسخ کنیم یا حکم آن را متروک سازیم بهتر از آن یا مانند آن بیاوریم.."



آیه 187 سوره بقره که در آن الله در حکم خود در مورد مباشرت مردان با زنان خود در ماه های رمضان تجدید نظر می کند دلیل دیگری بر کامل نبودن علم الله ست.

قصه طوفان نوح که بیانگر پشیمان شدن الله از خلقت آدم است خود دلیل دیگری بر کامل نبودن علم الله ست

.

علم خدا وند دو علم است علم به ذات خويش كه از صفات ذاتي است
وعلم به موجودات ومخلوقاتش قبل از تكون كه آن هم ذاتي است
وعلم او به آنها بعد از تكون كه فعلي است
اشكال بعد:
نسخ :
اين است كه خداوند قانوني را براي عده اي خاص در زماني خاص بگذارد
و با پايان يافتن زمان آن عده حكم به خودي خود سالبه به انتفاء موضوع شود
به عبارت واضحتر در زمان حضرت عيسي سلام الله عليه
حكمت اين اقتضا را ميكرد كه نماز را به گونه اي بخوانند
حال كه شريعت او با شريعت پيامبر ما نسخ گرديده
اين نسخ به اين معنا نيست كه قانون خداوند عوض شد بلكه به اين معناست كه ديگر شريعت عيسايي نيست كه اين حكم براي آن باشد
بله اگر بود اين حكم هم بود
واين قضيه اي شرطيه است كه اگر جمله شرط آن وجود خارجي نداشته باشد جمله جزاء شرط به خودي خود اجرا نمي شود
و اگر گفتيد :
اگر مزدك مسلمان شود جشن ميگيريم
كسي حق ندارد به شما بگويد چراجشن نگرفتيد
چون هنوز مسلمان نشده تا جشن بگيريم
ولي اگر به حقيقت پيوست وشما جشن نگرفتيد آنوقت اشكال بر شما وارد خواهد بود

مزدك بامداد
Friday 4 June 2004, 03:50PM
نوشته شده بوسيله sareban
در اين تاپيكي كه سراسر آن را حتي نام موضوعش را وام گرفته ايد(چون نامش به خلاف بقيه تاپيكها ناخوانا است) بلكه بدين وسيله كمبودهاي ديگرتان را جبران كنيد ....
من كه نوشتم كه از كس ديگريست ، پس چرا ميزنيد!
شايد مي خواهيد بدين وسيله كمبودهاي ديگرتان را جبران كنيد .... :D
نوشته شده بوسيله sareban
. موضوعات بسيار پيش پا افتاده اي اشاره شده كه لازم به جواب دادن هم نبود..
پس چرا 200 خط پاسخ داديد؟:D
نوشته شده بوسيله sareban
. خلق از صفات فعلي است وتا خلقي نباشد خداوند متصف به اين صفت نيست ..
پس ميفرماييد كه خدا ذاتاً خالق نبوده ، بعداً خالق شده؟
يا اينكه اگر همواره داراي " خلاقيت " بوده ، پس قبل از آن
شش روز خلقت چه ميكرده؟
نوشته شده بوسيله sareban
. اذا ارد الله لشئ ان يقول له كن فيكون
..
اين كن فيكون شما ايراد هايي دارد.
1-اگر خدا قادر مطلق باشد، همان اراده ئ وي
بايد براي آفرينش بسنده كند و نيازي به " يقول"
يعني گفتن !! ( ميگويد! باش!) نيست.
2- كن فيكون كه به زمان نياز ندارد: پس چرا آفرينش
6 روز طول كشيده ( بحث اينكه روز چه مدت زماني
را ميرساند جداست و كلاً ميرساند كه خدا براي آفرينش
به زمان نياز داشته است، يعني اسير بعد زمان بوده است)
نوشته شده بوسيله sareban
.شما گفتيد تصور بينهايت ممكن نيست پس اينچنين عددي وجود ندارد
..
تقلب كرديد كه باز!
ايشان نوشتند كه :
همانطور که تصور ∞ امکان پذیر نیست و اصلا چنین عددی
وجود ندارد (پس ) تصور نامحدودی الله نیز همانند تصور عدد ∞ می باشد.
اين " پس " سرخ توي پارانتز از من است كه بفهميد كه
" پس " ( نتيجه گيري) مال كجا بوده است!
....
وخدا موجود است چون او را حس ميكنم وبرهان بر وجود او دارم
آثار او را ميبينم رحمت اورا شاهد هستم دستهاي گرم او را پشت خود حس ميكنم.
خير، برهان قوي نداريد و اينكه شما دست گرم وي را
حس ميكنيد هم ، دليل نميشود كه براستي آثار وجودي داشته
باشد (تاپيك جديد: آثار وجودي خدا چيستند ؟ )
پس بهرروي ، اين پاسخ شما بدرد اين نكته نميخورد.
...
مقايسه انسان اصولا با خالقش در اشياء به خاطر ضعف بشري است.
در اشياء !:D
ما كه اين مقاسيه را نكرديم؟
در خود قران آمده كه كه خدا خير الماكرين است،
يعني بصفت مكر كه انسان (هم؟) دارد هم متصف است
و در ميان مكار ها ( لابد چه انسان و چه جن !)
ايشان از همه مكار تر است...
پس كسي كه آيه را آورده داراي ضعف بشري بوده است!

.....
ادامه در گاهي ديگر ...

sareban
Sunday 6 June 2004, 03:49PM
جواب اين سفسطه هاي تو كاملا آشكار وواضح است
وهمه اعضا اين سايت اگر بخواهند به راحتي جوابگو هستند
ولي من گفته ام وباز هم ميگويم
باكسي كه منطقي ندارد جز منطق تبليغ و منطق جنگ
وارزشي براي هيچ كس قائل نيست
و زبانش فقط توهين ودشنام وشعار است
وسلاحي ندارد جز تخريب طرف
بحث فايده اي ندارد
بخصوي كه از اول موضع گيري او كاملا مشخص و آشكار است
وحتي اگر بگويي 2 در 2 به خطر كم نياوردن خواهد گفت پنج
واقعا با اينچنين شخصي
بحث چه معنايي دارد جز وقت تلف كردن ؟

به هر حال اگر كسي ديگر سوالي داشت درخدمتم

_____________
بسم الله الرحمن الرحيم
واذا حييتم بتحيه فحيوا با حسن منها اوردوها(86 نساء)

هر گاه كسي به شما تحيت گويد پاسخ آن را بهتر از او دهيد
يا لا اقل به همان سلام وتحيت همانگونه پاسخ گوييد:)

min
Monday 7 June 2004, 01:17AM
مزدك
من پاسخ تو را در آينده اي نزديك به طور مشروح خواهم داد
اما قبل از آن يك سوال
فرض گيريم خدايي وجود ندارد
اين دنيا چگونه درست شده ؟
اين را توضيح بده تا جوابت را بدهم

sareban
Monday 7 June 2004, 08:40AM
آ قاي مين مگر شما در تاپيك الله همين بحثها را نكردي
ميشه بگي چه فايده اي داشت؟
در ضمن من در تاپيك غدير شروطي براي بحث با ايشان گذاشتم وگفتم
اگر اين شرط را امضا كند من حاضر هستم با هر شخصي بحث كنم
ولي ايشان گويا ترسيدند كه امضا كنند
وطفره رفتند
به همين خاطر از آن به بعد من با ايشان بحث نميكنم
وفقط اگر ببينم شبهه اي جديد آورده به آن جواب ميدهم همين
ولي بحث وجدل تا قبل از امضا آن شرايط مفهومي ندارد
در ضمن شما كافي است به سايتهاي ديگر غير از اينجا هم يك سر بزنيد
تقريبا از هر سه كلمه ايشان يكي فحش به خدا وپيغمبر وامامها است
حالا اينجا به خاطر نفاقشان فحش صريح به آنها نميدهند
بلكه با دوز وكلك سعي ميكنند با كنا يه و طعنه فحش دهند
واقعا نحوه برخورد با اينچنين شخصي چيست
آيا اين راه شما صحيح است؟
ميشود بگويي چند نفر از كفار با وجود اين برهانهاي قاطع ما ايمان آورده اند
من نميدانم چرا فلا سفه به خود زحمت ميدهند ودنبال برهان هستند
كسي كه خدا را با وجدان وفطرت كه بالاترين برهانهاست قبول نميكند
ديگر برهانهاي ديگر عقلي چه فايده اي دارد
به خاطر همين اگر چه خودم فلسفه خوانده ام ولي فكر نيمكنم كسي با يرهان ايمان بياورد

_________________بسم الله الرحمن الرحيم

ان الذين كفرو سواء عليهم اانذرتهم ام لم تنذرهم لا يومنون
كساني كه كافر شدند انذار كردن وانذار نكردن شما آنها را تغيير نخواهد داد

min
Tuesday 8 June 2004, 01:16AM
نوشته شده بوسيله sareban
آ قاي مين مگر شما در تاپيك الله همين بحثها را نكردي
ميشه بگي چه فايده اي داشت؟
در ضمن من در تاپيك غدير شروطي براي بحث با ايشان گذاشتم وگفتم
اگر اين شرط را امضا كند من حاضر هستم با هر شخصي بحث كنم
ولي ايشان گويا ترسيدند كه امضا كنند
وطفره رفتند
به همين خاطر از آن به بعد من با ايشان بحث نميكنم
وفقط اگر ببينم شبهه اي جديد آورده به آن جواب ميدهم همين
ولي بحث وجدل تا قبل از امضا آن شرايط مفهومي ندارد
در ضمن شما كافي است به سايتهاي ديگر غير از اينجا هم يك سر بزنيد
تقريبا از هر سه كلمه ايشان يكي فحش به خدا وپيغمبر وامامها است
حالا اينجا به خاطر نفاقشان فحش صريح به آنها نميدهند
بلكه با دوز وكلك سعي ميكنند با كنا يه و طعنه فحش دهند
واقعا نحوه برخورد با اينچنين شخصي چيست
آيا اين راه شما صحيح است؟
ميشود بگويي چند نفر از كفار با وجود اين برهانهاي قاطع ما ايمان آورده اند
من نميدانم چرا فلا سفه به خود زحمت ميدهند ودنبال برهان هستند
كسي كه خدا را با وجدان وفطرت كه بالاترين برهانهاست قبول نميكند
ديگر برهانهاي ديگر عقلي چه فايده اي دارد
به خاطر همين اگر چه خودم فلسفه خوانده ام ولي فكر نيمكنم كسي با يرهان ايمان بياورد

_________________بسم الله الرحمن الرحيم

ان الذين كفرو سواء عليهم اانذرتهم ام لن تنذرهم لا يومنون
كساني كه كافر شدند انذار كردن وانذار نكردن شما آنها را تغيير نخواهد داد
من هرگز نخواستم اين ابله را هدايت كنم
هدايت براي كساني است كه طالب هدايت باشند .

حقيقت
Tuesday 8 June 2004, 09:03AM
آقاي min
درست است كه بعضي از حرف هاي آقاي مزدك بامداد درست نيست, ولي هيچگاه حق نداريم كه ديگران را تحقير كنيم چون به عقيده ي ما چيزي بلد نيستند يا در گمراهيند.
در ضمن آقاي مزدك بامداد
خداوند "ذات منيع لا يدرك" است, شما درست مي گوييد به خدا نمي شود عدد نسبت داد چوان اگر عدد نسبت بدهيم خدا را محدود كرديم به نظر بنده حتي نبايد گفت كه خدا يكيه چون خدا را در يكي بودن محدود كرديم و محدود بودن جزو صفات او نيست.
جهت اطلاعات بيشتر به سايت:
http://reference.bahai.org/fa/t/alpha.html
مراجعه كنيد واز كتاب ها كتاب مفاوضات را اثر حضرت عبدالبها دانلود كنيد. در آن كتاب بسيار زيبا به اين بحث پرداخته شده. پيشنهاد مي كنم تا مي توانيد كتاب ها را دانلود كرده و نظراتتان را براي بنده به صورت پيغام خصوصي يا در مقاله هايم بنويسيد.
با رجاي تائيد

مزدك بامداد
Wednesday 9 June 2004, 05:59PM
نوشته شده بوسيله حقيقت
آقاي min
درست است كه بعضي از حرف هاي آقاي مزدك بامداد درست نيست, ولي هيچگاه حق نداريم كه ديگران را تحقير كنيم چون به عقيده ي ما چيزي بلد نيستند يا در گمراهيند.
..
بله ، تنها در ديد شما سخنان من درست نيست .
اگر نمي شود خدا را درك كرد، ( يا وجودش را
اثبات نمود) پس چگونه از ما انتظار داريد كه ايمان " كوركورانه"
به خدا داشته باشيم و در نتيجه ! سهم امام و زكات و خمس
بدهيم ، آخوند بالا بكشد و شكم گنده كند؟


در ضمن گويا آقاي ساربان هم از پاسخ درمانده شد!
كن فيكون به مزاجش خوش نيامد، چون در حوزه درسش
را نداده اند! :smile58:

آقاي مين، ابله كسي است كه هنوز ابتدايي ترين مفاهيم را
نميداند و ميخواهد در اثبات وجود خدا مقاله بنويسد!

min
Thursday 10 June 2004, 01:43AM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

بله ، تنها در ديد شما سخنان من درست نيست .
اگر نمي شود خدا را درك كرد، ( يا وجودش را
اثبات نمود) پس چگونه از ما انتظار داريد كه ايمان " كوركورانه"
به خدا داشته باشيم و در نتيجه ! سهم امام و زكات و خمس
بدهيم ، آخوند بالا بكشد و شكم گنده كند؟


در ضمن گويا آقاي ساربان هم از پاسخ درمانده شد!
كن فيكون به مزاجش خوش نيامد، چون در حوزه درسش
را نداده اند! :smile58:

آقاي مين، ابله كسي است كه هنوز ابتدايي ترين مفاهيم را
نميداند و ميخواهد در اثبات وجود خدا مقاله بنويسد!

آقاي مزدك سوال را جواب ندادي؟
بلد نيستي؟
مقال بهشه پيشكش حضرت عالي
فعلا جواب همين سوال پيش پا افتاده ار بده
شما كه از پاسخ درمانده نمي شويد
سوال به اين آساني
آن همه فلسفه چيدي
يه سوال آسان را بلد نيستي جواب بدي؟
:D:D:D:D

motaghaed
Monday 14 June 2004, 02:31PM
سلام بر دوستان عزيز
واقعا كه ابهاماتي بس بزرگ و شبهاتي اي لاينحل توسط مزدك خان مطرح گرديده :p:p:p
دوستان مسلمان تا دينم از دست نرفته به دادم برسيد
واقعا من از مزدك خان به خاطر ايجاد اين شبهات بي جواب تشكر ميكنم
اخه پسر خوب (مزدك) اين شبهات رو كه بابا بزرگا براي نوه هاشون مطرح مي كنن تا هوششون رو بسنجن
خواهشا يه خورده سطح كارت رو ببر بالاتر (ولي خودمونيما اين سوالش كه ((اگر الله از همه چیز آگاه است آزمایش برای چیست؟ ))ديگه اخرشه;););)
تا بعد...

مزدك بامداد
Friday 18 June 2004, 08:12PM
نوشته شده بوسيله min
مزدك
من پاسخ تو را در آينده اي نزديك به طور مشروح خواهم داد
اما قبل از آن يك سوال
فرض گيريم خدايي وجود ندارد
اين دنيا چگونه درست شده ؟
اين را توضيح بده تا جوابت را بدهم
هر گاه شما پاسخ مرا بصورت مشروح داديد،
من هم پاسخ شما رابصورت مشروح ولي در يك
تاپيك جدا خواهم داد.

مزدك بامداد
Friday 18 June 2004, 08:18PM
نوشته شده بوسيله motaghaed
سلام بر دوستان عزيز
واقعا كه ابهاماتي بس بزرگ و شبهاتي اي لاينحل توسط مزدك خان مطرح گرديده :p:p:p
دوستان مسلمان تا دينم از دست نرفته به دادم برسيد
واقعا من از مزدك خان به خاطر ايجاد اين شبهات بي جواب تشكر ميكنم
اخه پسر خوب (مزدك) اين شبهات رو كه بابا بزرگا براي نوه هاشون مطرح مي كنن تا هوششون رو بسنجن
خواهشا يه خورده سطح كارت رو ببر بالاتر (ولي خودمونيما اين سوالش كه ((اگر الله از همه چیز آگاه است آزمایش برای چیست؟ ))ديگه اخرشه;););)
تا بعد...
بله ، هنوز شما " خداباوران "ها در توضيح مسئله جبر و اختيار
( علم مطلق خدا و دانستن آينده، با اختيار انسان سازگار نيست)
و هدف خدا از آفرينش جهان انسان و انگيزه ئ او از آفرينش
آن ( چه شد كه ايشان تصميم گرفت جهان را بيافريند) و
چرا براي آفرينش زمان نياز داشته و چرا آفرينش را پس از
شش روز پايان يافته ميدانيد و هدف نهايي اين جهان چيست
( لابد جفت گيري جاوداني گروهي در بهشت و سوختن
و شلاق خوردن جاودانه ئ گروهي ديگر در دوزخ !)
... در مانده ايد...
تا بعد...:D:smile58:

bahrami
Saturday 19 June 2004, 08:10AM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

بله ، تنها در ديد شما سخنان من درست نيست .
اگر نمي شود خدا را درك كرد، ( يا وجودش را
اثبات نمود) پس چگونه از ما انتظار داريد كه ايمان " كوركورانه"
به خدا داشته باشيم و در نتيجه ! سهم امام و زكات و خمس
بدهيم ، آخوند بالا بكشد و شكم گنده كند؟

من تاحالا توي اين بحثها چيزي ننوشتم ولي ميگم آقاي مزدك شما مشكلت جاي ديگه است نه خدا....
اصلا به اثبات وجود خدا چه كار داري؟ اول با يك دليل منطقي ثابت كن كه خودت وجود داري و اين متنها رو تايپ ميكني من كه ميگم يه گوشه اي يه كامپيوتري همينطوري روشن ميشه و همينطوري سي پي يو اون كامپيوتر يه متني رو تو خودش تهيه ميكنه از قضا اون كامپيوتر يه سرور هم هست خلاصه اين نوشته ها همينطوري از اون سرور كه معلوم نيست كجاي دنيا هم هست همينطوري بيخودي و از طريق ارتباطات اينترنتي راه پيدا ميكنه به سرور ايران كلابز و ما اينجا مي بينيم ... انتخاب موضوعاتش هم كاملا تصادفي و اتفاقيه ... شما ثابت كن كه اين نوشته ها رو خودت ميگي و تايپ ميكني ... ثابت كن كه يه انساني يه جائي پشت كامپيوتر ميشينه و اينا رو اينجا ميذاره ... من كه منكر ميشم ... شما اول وجود خودت رو اثبات كن بعد ميرسيم به اثبات وجود خدا... گرچه با شناختي كه از شما دارم منم با ساربان موافقم و ميگم اول بايد اون توافقنامه رو در مورد بحث امضا كني ...

motaghaed
Saturday 19 June 2004, 02:58PM
دوباره سلام خدمت مزدك خان گل
اقا پسر خوب من يه سوال مي كنم اگه جواب دادي معلوم ميشه اگه ترشي نخوري يه چيزي ميشي
خوب بابا جون بيا فرض كنيم خدا وجود نداره بعدش تو بيا و بگو اين جهان از كجا اومده؟
سوالش راحته ولي جوابش نه. درسته؟
سعي كن شايد بشه براش يه جواب بسازي؟
مثل يه مرد به اين سوال جواب بده و ما رو بيش از اين نپيچون؟
فعلا...