نمايش نسخه نهائي : <تفكيك شده> برداشتي از دين و سياست
مزدك بامداد
Wednesday 2 June 2004, 08:12PM
اين تاپيك براي جلوگيري از به حاشيه راندن سرفصل دين بايد از سياست جدا باشد (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?s=&threadid=2244) ايجاد شده است
آخرين تذكر
كاربر مزدك بامداد
با توجه به تذكرات قبل در صورت تكرار چنين ترفندي نوشته حاشيه اي شما بدون انتقال حذف خواهد شد. محمد @ پشتيباني تالار (از ماني ارسلان )
مطلبي كه ميخواهم در ذيل بياورم در خصوص امام محمد باقر است نقل شده در كتاب فرق الشيعه اثرگرانقدر نوبختي .ايشان اين كتاب را بين سالهاي ۲۵۰ تا ۳۰۰ ه ق نوشته است . عموم علماي رجالايشان را شيعه اماميه و فردي موثق مي دانند. دايي ايشان هم از بزرگان شيعه بوده اند.مطلب را عينامي اورم بدون هر گونه شرحي . دوستان خود تحليل كنند.موضوع در خصوص عمر بن رياح از ياران و شيعيان امام مي باشد:
روزي عمر بن رياح مسئله ايي را از ابو جعفر محمد باقر سوال كرد.حضرت پرسش او را پاسخ داد. سال ديگر بازگشته ديگر باره همان مسئله را از وي باز پرسيد. اما حضرت اين بار به خلاف جواب نخستين پاسخ دادعمر بن رياح امام را گفت اين جواب بر خلاف پاسخي است كه به اين پرسش در سال پيش داده ايد .حضرت فرمود پاسخ هاي ما به اين گونه مسائل گاهي از روي پرهيز و تقيه است .پس عمر بن رياح در كار او و امامتش در گمان شد تا به مردي از ياران ابو جعفر كه او را محمد بن قيس مي گفتند رسيد و ماجرا را تعريف مي كند و مي گويد امام گفت اين كار را از روي تقيه كرده است . حال آن كه خدا مي داند من از روي ايمان و دينداري اين پرسش را كردم و بدان آهنگ بودم تا آنچه را دستور مي فرمايد رفتار كنم . بنابر اينتقيه و پرهيز وي از من سبب و جهتي نداشت .محمد بن قيس گفت شايد كسي در آنجا بوده و از بيم ويبه چنين پاسخي بر خواسته است . گفت در هر دوي اين پرسش ها كسي جز من در پيش او نبود .
همين اندازه دريافتم كه هر دو پاسخ وي از روي بي فكري بود .زيرا سخن خود را در سال گذشته به ياد نداشت تا ديگر بار همان پاسخ را بگويد . باري عمر بن رياح از امامت او بازگشت و گفت كسي كه بيهوده فتوا دهد هيچگاه و به هيچ روي امام نباشد . امام بايد مردانه برخيزد و مردم را از كارهاي زشت و بد باز دارد و به كارهاي نيك و پسنديده رهبري فرمايد . لذا عمر بن رياح و عد ه ايي از ياران ابو جعفر از امام روي گردانيدند.
sareban
Wednesday 2 June 2004, 08:52PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد
(از ماني ارسلان )
مطلبي كه ميخواهم در ذيل بياورم در خصوص امام محمد باقر است نقل شده در كتاب فرق الشيعه اثرگرانقدر نوبختي .ايشان اين كتاب را بين سالهاي ۲۵۰ تا ۳۰۰ ه ق نوشته است . عموم علماي رجالايشان را شيعه اماميه و فردي موثق مي دانند. دايي ايشان هم از بزرگان شيعه بوده اند.مطلب را عينامي اورم بدون هر گونه شرحي . دوستان خود تحليل كنند.موضوع در خصوص عمر بن رياح از ياران و شيعيان امام مي باشد:
روزي عمر بن رياح مسئله ايي را از ابو جعفر محمد باقر سوال كرد.حضرت پرسش او را پاسخ داد. سال ديگر بازگشته ديگر باره همان مسئله را از وي باز پرسيد. اما حضرت اين بار به خلاف جواب نخستين پاسخ دادعمر بن رياح امام را گفت اين جواب بر خلاف پاسخي است كه به اين پرسش در سال پيش داده ايد .حضرت فرمود پاسخ هاي ما به اين گونه مسائل گاهي از روي پرهيز و تقيه است .پس عمر بن رياح در كار او و امامتش در گمان شد تا به مردي از ياران ابو جعفر كه او را محمد بن قيس مي گفتند رسيد و ماجرا را تعريف مي كند و مي گويد امام گفت اين كار را از روي تقيه كرده است . حال آن كه خدا مي داند من از روي ايمان و دينداري اين پرسش را كردم و بدان آهنگ بودم تا آنچه را دستور مي فرمايد رفتار كنم . بنابر اينتقيه و پرهيز وي از من سبب و جهتي نداشت .محمد بن قيس گفت شايد كسي در آنجا بوده و از بيم ويبه چنين پاسخي بر خواسته است . گفت در هر دوي اين پرسش ها كسي جز من در پيش او نبود .
همين اندازه دريافتم كه هر دو پاسخ وي از روي بي فكري بود .زيرا سخن خود را در سال گذشته به ياد نداشت تا ديگر بار همان پاسخ را بگويد . باري عمر بن رياح از امامت او بازگشت و گفت كسي كه بيهوده فتوا دهد هيچگاه و به هيچ روي امام نباشد . امام بايد مردانه برخيزد و مردم را از كارهاي زشت و بد باز دارد و به كارهاي نيك و پسنديده رهبري فرمايد . لذا عمر بن رياح و عد ه ايي از ياران ابو جعفر از امام روي گردانيدند.
آيت الله العظمي خوئي رحمه الله عليه:
عمر بن رياح ثابت نشده كه وجود خارجي داشته
چون فقط كشي او را ذكر كرده وهيچ كس ديگر اصلا از او نامي نبرده
واز اين دست اشخاص مجهول كه در تاريخ ناشناخته هستند فراوان ميباشد
در ضمن سند كشي به عمر بن رياح مجهول است واصطلاحا روايت مرسله است
و بسياري از ناقلان حذف شده اند
ساربان:
اينچنين روايتي از مزدك بدرد همون سرسره بازي ببخشيد تاب تاب عباسي ميخورد
بگذريم از اينكه من مراجعه كردم به كشي خود او هم ميگويد
قيل هكذا ودر اصطلاح فقها قيل يا زعم دلالت بر نپذيرفتن آن است
حالا اين كجا وگفته هندي باباه كجا :
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد
عموم علماي رجالايشان را شيعه اماميه و فردي موثق مي دانند
مزدك بامداد
Wednesday 23 June 2004, 05:41PM
نوشته شده بوسيله sareban
آيت الله العظمي خوئي رحمه الله عليه:
عمر بن رياح ثابت نشده كه وجود خارجي داشته
چون فقط كشي او را ذكر كرده وهيچ كس ديگر اصلا از او نامي نبرده
واز اين دست اشخاص مجهول كه در تاريخ ناشناخته هستند فراوان ميباشد
در ضمن سند كشي به عمر بن رياح مجهول است واصطلاحا روايت مرسله است
و بسياري از ناقلان حذف شده اند
ساربان:
اينچنين روايتي از مزدك بدرد همون سرسره بازي ببخشيد تاب تاب عباسي ميخورد
بگذريم از اينكه من مراجعه كردم به كشي خود او هم ميگويد
قيل هكذا ودر اصطلاح فقها قيل يا زعم دلالت بر نپذيرفتن آن است
حالا اين كجا وگفته هندي باباه كجا :
(از ماني ارسلان )
نوبختي متعلق به قرن سوم و كشي متعلق به قرن چهارم است . بنابر اين قبل از كشي هم
عمر بن رياح شناخته شده بوده است . البته اين احتمال كه كشي اين مطلب را از نوبختي نقل كرده باشد زياد است.
البته پاسخ مرحوم خويي بر مبناي كتب رجالي است . ولي در كتب رجالي ديگر هم ظاهرا از
عمر بن رياح نام برده شده و او را واقفي مذهب دانسته اند مانند:
۱-رجال ابن داوود ص۴۸۶
۲-رجال البرقي ص ۳۶
۳-رجال الطوسي ص ۲۵۳
۴- رجال العلامه ص ۲۴۱
اگر فرصت كنم از طريق اهل سنت هم موضوع را بررسي مي كنم .
sareban
Wednesday 23 June 2004, 08:15PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد
(از ماني ارسلان )
نوبختي متعلق به قرن سوم و كشي متعلق به قرن چهارم است . بنابر اين قبل از كشي هم
عمر بن رياح شناخته شده بوده است . البته اين احتمال كه كشي اين مطلب را از نوبختي نقل كرده باشد زياد است.
البته پاسخ مرحوم خويي بر مبناي كتب رجالي است . ولي در كتب رجالي ديگر هم ظاهرا از
عمر بن رياح نام برده شده و او را واقفي مذهب دانسته اند مانند:
۱-رجال ابن داوود ص۴۸۶
۲-رجال البرقي ص ۳۶
۳-رجال الطوسي ص ۲۵۳
۴- رجال العلامه ص ۲۴۱
اگر فرصت كنم از طريق اهل سنت هم موضوع را بررسي مي كنم .
بسيار خوب:cool:
اما نوبختي بله از علماي قرن سوم است ولي كتابش
چنانكه از اسمش هم معلوم است مختص رجال نيست بلكه سعي در بيان گروهايي كه در آن زمان وزمان پيشين ميزيسته اند داشته
در شناخت رجال بايد به علماي متخصص در اين فن رجوع كرد از جمله كشي ..علامه..شيخ طوسي ...ابن داوود..نجاشي وغير اينها
من بار ها گفته ام نميدانم بايد چند بار اين را تكرار كنم
ذكر يك روايت در فلان كتاب دليل بر صحت اون روايت نيست
بلكه بايد ابتدا رجالش بررسي شوند وسپس متنش
اگر واقعا شناخت رجال با ذكر فلان روايت در فلان كتاب امكان پذير بود كه ديگر احتياجي به علم رجال نبود
ديگر لازم نبود فرد موثق از فرد غير موثق شناخته شوند
ديگر لازم نبود فردي كه وجود خارجي ندارد از فردي كه موجود بوده بازشناسي شود
اصلا چه نيازي بود شما برويد دنبال علامه و برقي طوسي ووو
بگوييد اين روايت از فلان راوي نقل شده پس ان راوي هم موجود بوده
و هم روايت صحيح است
پس نتيجه اينكه:
اينكه مرحوم نوبختي اين روايت را نقل ميكند دليل بر وجود اينچنين راويي دربين شيعه نيست
بله اگر بين مرحوم نوبختي و راوي فاصله زمانيي نباشد ممكن است يك شاهدي باشد بر وجود اين راوي ولي در مورد بحث ما اينگونه نيست
و فاصله بسيار زياد است
وحتي بعضي از واسطه ها حذف شده اند
پس تازه اگر فرضا به فرص محال آقاي عمر بن رياح وجودش ثابت شود
توثيقش چه ميشود
فرضا توثيقش هم ثابت شود
بازهم روايتش حجت نيست چون همه واسطه ها معلوم نيستند
وسند به اصطلاح مرسل است وشكستگي دارد
اما جداي از اين مورد من تحقيقي روي عمر بن رياح كردم
كه ميتوان نتيجه آن را اينگونه دانست كه
اولا چند اسم اينچنين در روايات ديده ميشود وتازه اين عمر بن رياح در نزد شيعه است كه چند تا است بگذريم از عمر بن رياحي كه در نزد اهل تسنن است
از يكي از عمر بن رياح ها دو روايت در باب طلاق و در باب روزه نقل شده
كه من ديگر آنها را نمي آورم
كه احتمالا اين عمر بن رياح واقفي بوده
يك عمر بن رياح بتري هم در تاريخ ذكر شده
علامه حلي در خلاصه الاقوالش اين عمر بن رياح را ذكر ميكند و ميگويد وبتري يوده ولي نميگويد كه بالاخره ثقه است يا نه واصلا نميگويد كه ممكن است وجود داشته باشد يا نه
فكر كنم اين عمر بن رياح مورد نطر ما همين عمر بن رياح باشد
چون شيخ طوسي در كتاب خود
اختيار معرفه الرجال اين رويات نوبختي را ميآورد وميگويد عمر بن رياح بتري بوده
اما عمر بن رياح اول كه به عمر بن رياح قلاء مشهور است غير از اين مينمايد
چون واقفي بوده
محققين كتابهاي رجالي هم ميگويند كه اين عمر بن رياح بتري را در جايي نيافته اند كه توضيح دهند چه كسي بوده
به خلاف عمر بن رياح قلاء كه از امام رضا عليه السلام روايت نقل ميكند
واصحاب رجال شرح زندگي او را نوشته اند
به نظر ميرسد كه اين دو عمر بن رياح باشند كه درنتيجه حرف آقاي خويي رحمه الله عليه كاملا درست است كه كه وجود اين عمر بن رياح بتري ثابت نشده
ولي فرضا يكي هم باشند وبگوييم ثابت شده
رجاليون ميگويند او هم ضعيف الحديث است
اما اشاره كردي به اهل تسنن::cool:
يك عمر بن رياحي هم در نزد اهل تسنن در كليه كتب رجاي آنها ذكر شده كه همه اتفاق دارند كه كذاب است وجعل ميكرده
ولي اين عمر بن رياح هم طبقه با شخص مورد نظر ما نيست
________________________-
بسم الله الرحمن الرحيم
ان جاء كم فاسق بنبآ فتبينوا ان تصيبو قوما بجهاله
مومنين: اگر فاسقي خبري براي شما آورد پس در گفتار او تبين وجستجو كنيد تاكه به جهالت نيانجامد
:smile57:
نوشته شده قبل از نماز مغرب وعشا "ساربان"
مزدك بامداد
Wednesday 23 June 2004, 08:28PM
خوب اين " پاسخ" را هم ميبرم نزد دوستم ماني ارسلان،
ولي روشن است كه خوب توي برج شما زده !
صبح
Thursday 24 June 2004, 11:03AM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد
خوب اين " پاسخ" را هم ميبرم نزد دوستم ماني ارسلان،
ولي روشن است كه خوب توي برج شما زده !
بله خوب زبان درازي ، براي آنان كه از خرد فقط نامش را بخود چسبانده اند ، شايد برجك زدن محسوب شود :p
مزدك بامداد
Thursday 24 June 2004, 12:05PM
نوشته شده بوسيله صبح
بله خوب زبان درازي ، براي آنان كه از خرد فقط نامش را بخود چسبانده اند ، شايد برجك زدن محسوب شود :p
سوزش شما طبيعي است!:cool:
صبح
Thursday 24 June 2004, 01:41PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد
سوزش شما طبيعي است!:cool:
بفرمائيد جواب جناب برادر ساربان را بدهيد زياد حرف حاشيه اي نزنيد ;)
چاپار هم چاپارهاي قديم :D
مزدك بامداد
Friday 25 June 2004, 03:27PM
نوشته شده بوسيله صبح
بفرمائيد جواب جناب برادر ساربان را بدهيد زياد حرف حاشيه اي نزنيد ;)
چاپار هم چاپارهاي قديم :D
جوابش را داديم و ميدهيم، نگران نباشيد،
ما در رشته ئ دمونتاژ آخوند كارشناسيم !:D:cool:
صبح
Friday 25 June 2004, 04:32PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد
ما در رشته ئ دمونتاژ آخوند كارشناسيم !:D:cool:
دارم مي بينم اين مرام ضد اخلاقي حقد آميز و كينه توزانه كوركورانه را كه از چندين و چند سال مبارزه روحانيون مسلمان و در نهايت كوتاه شدن دست شما كفار و لامذهبان از ايران اسلامي انجاميده است .
ساربان روحاني تا باعث سايش دندانهاي كفار افسار گسيخته مي شود جايش بر سر ماست :) و لباسش عشق ما به پيامبر اكرم (ص) است و بوي علي بن ابيطالب (ع) مي دهد .
شما سعي كنيد يك كوه استوار را با دستان حقير و كوچتان دمونتاژ كنيد من هم مي روم پيش برادر ساربان در قله كوه گعده مي كنم ;)
:smile59:
مزدك بامداد
Friday 25 June 2004, 07:00PM
نوشته شده بوسيله صبح
دارم مي بينم اين مرام ضد اخلاقي حقد آميز و كينه توزانه كوركورانه را كه از چندين و چند سال مبارزه روحانيون مسلمان و در نهايت كوتاه شدن دست شما كفار و لامذهبان از ايران اسلامي انجاميده است .
ساربان روحاني تا باعث سايش دندانهاي كفار افسار گسيخته مي شود جايش بر سر ماست :) و لباسش عشق ما به پيامبر اكرم (ص) است و بوي علي بن ابيطالب (ع) مي دهد .
شما سعي كنيد يك كوه استوار را با دستان حقير و كوچتان دمونتاژ كنيد من هم مي روم پيش برادر ساربان در قله كوه گعده مي كنم ;)
:smile59:
دولت ابد مدت كه ديد!
بله اين كوهتان موش خواهد زاييد!
نشانه هايش پيداست!
لباس ايشان هم احتمالاً بوي پشم شتر با عرق پا
آميخته به گلاب مشهد و فضله مارمولك ! است!
من دندان مصنوعي دارم، باز ميدهم بسازند!:smile58:
صبح
Saturday 26 June 2004, 09:16AM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد
دولت ابد مدت كه ديد!
بله اين كوهتان موش خواهد زاييد!
نشانه هايش پيداست!
لباس ايشان هم احتمالاً بوي پشم شتر با عرق پا
آميخته به گلاب مشهد و فضله مارمولك ! است!
من دندان مصنوعي دارم، باز ميدهم بسازند!:smile58:
:D پس شما به شدت دچار دندان سائي هستيد كه بايد بدهيد بسازند ... هي هي ! :p بهرحال دعا مي كنم خدا بواسطه هدايتتان شما را از اين عوارض مصون بدارد .
اما لباس پيامبر كه معروف است به بوي عطرهاي خوش ، .... حتي اگر روزي بوي شتر هم بگيرد ... بخاطر صراط مستقيمي كه به ما هديه كرد ... بسيار بر دهانهاي متعفن كافران بي خرد مي ارزد ;) مي گويند يك سوم مخارج پيامبر ( عطر خوش ) بود :)
sareban
Sunday 27 June 2004, 10:21AM
البته از جمله اقاي ماني ارسلان روش است كه ايشان نسبتا آدم منصفي است
چون گفته
حرف آقاي خوئي طبق مباني رجال صحيح است واين خود جاي بسي تشكر دارد( چون ميرساند ايشان قصد دارند طبق مباني غير رجالي در علم رجال ايراد بگيرند والبته به خاطر اعتراف خود اشكالي در آن به آن صورت نميبينم)
وثانيا از ايشان تعبير به مرحوم كرده واين خود جاي تشكر دارد
وبعدش هم اينكه
گفته است :
طاهرا در كتابهاي برقي وامثالهم اين عمر بن رياح وجود دارد
وبه ضرس قاطع حكمي نكرده
وهمه اين موارد ميرساند كه بسيار منصفتر از شما ست:cool:
اميد است كه عبرت بگيريد
مزدك بامداد
Monday 5 July 2004, 05:07PM
نوشته شده بوسيله sareban
البته از جمله اقاي ماني ارسلان روش است كه ايشان نسبتا آدم منصفي است
چون گفته
حرف آقاي خوئي طبق مباني رجال صحيح است واين خود جاي بسي تشكر دارد( چون ميرساند ايشان قصد دارند طبق مباني غير رجالي در علم رجال ايراد بگيرند والبته به خاطر اعتراف خود اشكالي در آن به آن صورت نميبينم)
وثانيا از ايشان تعبير به مرحوم كرده واين خود جاي تشكر دارد
وبعدش هم اينكه
گفته است :
طاهرا در كتابهاي برقي وامثالهم اين عمر بن رياح وجود دارد
وبه ضرس قاطع حكمي نكرده
وهمه اين موارد ميرساند كه بسيار منصفتر از شما ست:cool:
اميد است كه عبرت بگيريد
باز هم رفتيد بالاي منبر؟ بياييد پايين !
من تنها سخنان ايشان را براي شما و سخنان شما را براي
ايشان ميبرم و روش بحث ايشان جدا از من است.
sareban
Tuesday 17 August 2004, 05:58PM
حالا كه بخشوده شديد جواب كو؟
البته خواهش ميكنم از همان ماني ارسلان بياوريد والا حال وحوصله جدل كردن بيهوده را ندارم
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.