صبح
Sunday 30 May 2004, 10:04PM
http://www.baztab.com/showpic.asp?ID=17262
«دهقان فداكار»، چهره آشناي همه ايرانياني است كه نامش با خاطرات درس و مدرسه دوران كودكي درآميخته است.
او 42 سال پيش در يك شب سرد و باراني، هنگامي كه متوجه شد، كوه ريزش كرده و راه قطار مسدود شده است، پيراهنش را كند و آن را آتش زد و روي ريلهاي راهآهن، به سمت قطار دويد تا لوكوموتيوران را از فاجعهاي كه در كمين صدها مسافر است، آگاه كند.
او در اينباره به خبرنگار ما گفت: در آن لحظه، ناخودآگاه به ياد مسافراني افتادم كه هر روز در قطار ميديدمشان و گاه براي همديگر دست تكان ميداديم. ميدانستم اگر قطار به محلي كه كوه ريزش كرده بود برسد، چه اتفاق وحشتناكي روي خواهد داد. بنابراين به رغم آنكه هواي سرد زمستان آذربايجان امان نميداد، پيراهنم را درآوردم و با خود گفتم كه نخواهم گذاشت، مسافران و مخصوصا بچههاي كوچك، قرباني شوند.
دهقان فداكار كه نام اصلياش «ازبرعلي حاجوي» است، ميگويد: پس از آنكه قطار ايستاد، لوكوموتيوران و مأمور قطار، برخورد بسيار بدي با من داشتند و فكر ميكردند، يك فرد ديوانه برايشان دردسر درست كرده است ولي هنگامي كه از ماجرا خبردار شدند، از من عذرخواهي كردند.
وي ميافزايد: آن شب، ماجرا را در پاسگاه محل صورتجلسه كردند و مأمور تنظيم صورتجلسه، نام مرا به اشتباه «ريزعلي خواجوي» نوشت و اين صورت جلسه به تهران رفت كه بعدها در كتابهاي درسي نيز انعكاس يافت و به اين ترتيب الان بيش از 30 سال است كه نامم را در كتابها اشتباه مينويسند.
حاجوي ميگويد: پس از ماجراي آن شب سرد به شدت مريض شده، 40 روز در بيمارستان بستري شدم.
دهقان فداكار كه نميتوانست فارسي سخن بگويد و به زبان آذري صحبت ميكرد، ميافزايد: براي تأمين هزينههاي درمانم، مجبور شدم، همه گوسفندانم را بفروشم.
گفتني است، به تازگي دهقان فداكار در گفتوگو با واحد مركزي خبر، اعلام كرده بود كه در سن 85 سالگي، هنوز مشكل مسكن دارد و مستأجر است. به دنبال اين خبر، وزارت مسكن و شهرسازي وعده داده كه به پاس قدرداني از ايثار دهقان فداكار، يك باب منزل مسكوني در شهرك انديشه شهرستان ميانه در آذربايجان شرقي به وي اهدا كند.
«دهقان فداكار»، چهره آشناي همه ايرانياني است كه نامش با خاطرات درس و مدرسه دوران كودكي درآميخته است.
او 42 سال پيش در يك شب سرد و باراني، هنگامي كه متوجه شد، كوه ريزش كرده و راه قطار مسدود شده است، پيراهنش را كند و آن را آتش زد و روي ريلهاي راهآهن، به سمت قطار دويد تا لوكوموتيوران را از فاجعهاي كه در كمين صدها مسافر است، آگاه كند.
او در اينباره به خبرنگار ما گفت: در آن لحظه، ناخودآگاه به ياد مسافراني افتادم كه هر روز در قطار ميديدمشان و گاه براي همديگر دست تكان ميداديم. ميدانستم اگر قطار به محلي كه كوه ريزش كرده بود برسد، چه اتفاق وحشتناكي روي خواهد داد. بنابراين به رغم آنكه هواي سرد زمستان آذربايجان امان نميداد، پيراهنم را درآوردم و با خود گفتم كه نخواهم گذاشت، مسافران و مخصوصا بچههاي كوچك، قرباني شوند.
دهقان فداكار كه نام اصلياش «ازبرعلي حاجوي» است، ميگويد: پس از آنكه قطار ايستاد، لوكوموتيوران و مأمور قطار، برخورد بسيار بدي با من داشتند و فكر ميكردند، يك فرد ديوانه برايشان دردسر درست كرده است ولي هنگامي كه از ماجرا خبردار شدند، از من عذرخواهي كردند.
وي ميافزايد: آن شب، ماجرا را در پاسگاه محل صورتجلسه كردند و مأمور تنظيم صورتجلسه، نام مرا به اشتباه «ريزعلي خواجوي» نوشت و اين صورت جلسه به تهران رفت كه بعدها در كتابهاي درسي نيز انعكاس يافت و به اين ترتيب الان بيش از 30 سال است كه نامم را در كتابها اشتباه مينويسند.
حاجوي ميگويد: پس از ماجراي آن شب سرد به شدت مريض شده، 40 روز در بيمارستان بستري شدم.
دهقان فداكار كه نميتوانست فارسي سخن بگويد و به زبان آذري صحبت ميكرد، ميافزايد: براي تأمين هزينههاي درمانم، مجبور شدم، همه گوسفندانم را بفروشم.
گفتني است، به تازگي دهقان فداكار در گفتوگو با واحد مركزي خبر، اعلام كرده بود كه در سن 85 سالگي، هنوز مشكل مسكن دارد و مستأجر است. به دنبال اين خبر، وزارت مسكن و شهرسازي وعده داده كه به پاس قدرداني از ايثار دهقان فداكار، يك باب منزل مسكوني در شهرك انديشه شهرستان ميانه در آذربايجان شرقي به وي اهدا كند.