PDA

نمايش نسخه نهائي : آمدنم دور نيست


asheghe iran_p
Friday 28 May 2004, 02:48AM
http://tebyan.net/Ejtemaii/83/03/Image/ej_07_amadan.jpg
باغها را چراغان كنيد؛

بوى انار، مشام پرستوها را ديگر نمى‏گزد.

زاغكى، زير سرو بن خزيده است؛ پيدايش كنيد؛ به ‏خم رنگ بيندازيدش، طاووس مى‏شود.

امروز همه از دايره بيرون‏ترند.

كمرها كه آلوده صد بندگى بودند، شال همت ‏به ‏خود پيچند كه پيچ و تاب راه هنوز بسيار است.

تاجهايى كه مرداب افكندگى، قى مى‏كردند، اينك تكه ‏پاره‏هاى سنگ فرش بازارند.

آمدنم، مثل شعر، ناگهانى است؛

مثل سبزه، نقاش زمين است؛

مثل گريه، با خود هزار عاطفه مى‏آورد؛

به شيرينى يارى است كه رقيب موميايى او، شمع را به عزا نشانده است.

آمدنم، مثل تحويل سال است؛ پر از خنده و ديدار.

آمدنم، آمدنى است.

فانوس‏ها را يك ‏يك به كوچه آوريد؛ درآبگينه‏هايشان آتش بريزيد، تا در صبح استقبال، كسى ‏دلمرده نباشد.

غنچه‏ها را ديگر، چشمه‏هاى خون نخوانيد. ابرها، پيغام طراوت مى‏گزارند، گريه آسمان نيستند. من در راهم. اندك آب خود را به خاك راه آلوده نكنيد. من با خود يك اقيانوس ابر آورده‏ام؛ همه از بهر شماست.

شنيده‏ام بچه مرشدهاى خاخام، عكس مرا مى‏دزدند، حمايل مى‏كنند، و كنار نيل مى‏روند، تا چند گرم مهربانى از خدا پس انداز كنند.

شنيده‏ام از پشت ابرهاى سياه و سرد، بر سر شما آهنهاى گرم مى‏ريزند.

شنيده‏ام با شما آن مى‏كنند كه عجوزه‏هاى روستاى‏ پايين رودخانه، با گنجشكان بى‏آزار.

شنيده‏ام فرعون زاده‏هاى اهرام خو، به شما مى‏خندند و غيبت مرا تسخر- نيشخند- مى‏زنند.

به آن گورهاى ايستاده بگوييد: موسى، برادر من، جمله شما را به هيچ فروخت، و اگرهيچ، سايه‏اى ‏مى‏داشت، شما را از آن نيز بهره نبود.

بگوييد: هيچستان شما، از روى نيل تا پايين آن‏است؛ آنجا كه فرعون براى شما ميراث گذاشت.

به آنها بگوييد: آسمان حجاز به نياى من گفته است: شما همان نامردمانى هستيد كه از گاو موسى شير به‏ لب و دهان خود پاشيديد، اما دختران خود را هلهله كنان ‏به نكاح گوساله‏ى سامرى در آورديد. كابين آن را هم ‏ستانديد: چهل سال سعى بى صفا.

من از مقدار شما بيشم.

حديث ‏خار و گل، يا شمع و پروانه، يا تشنه و آب، يا باغ و بهار، رها كنيد كه اينها همه كهنه ردايى است نخ ‏نما. ندبه بخوانيد؛ ندبه هميشه تازه است. ندبه هر روز شما را جمعه مى‏كند.

كاش هميشه كودك مى‏مانديد، و با من به همان‏ زبان گريه سخن مى‏گفتيد. چقدر دوست دارم اين تنها زبان زنده را.

گريه تنها زبانى است كه دروغ را نمى‏شناسد، و درس فريب در واژگان مدرسه او نيست.

حسرت نخوريد به روزگار كسانى كه در بازارمى‏ايستند، و در خانه نشستن را از ياد برده‏اند. روز بيدارند، و شب نيز بيدار.

حسرت، وقف تازه جوانى است كه در پاى حبيب‏ « سر و دستار نداند كه كدام اندازد» و با آواز قناريها، تا آخرين ايستگاه پرستوها پرواز را خريده ‏است.

مرا بخواهيد؛ اگر بهاى آن شكستن‏ است؛ ماه ‏بى‏ شكستن تمام ‏نمى‏شود.

از من برخيزيد؛ اگرآخر آن نشستن است. شمع ازشعله برخاسته، نشست.

ترازوى نياز شما از نماز هم پر مى‏شود؛ كفه آن را به زر نيالاييد.

آفت عشق را بشناسيد: بى‏تابى است.

آمدنم، دور نيست.

معشوقه به سامان شد

تا باد چنين بادا

كفرش همه ايمان شد

تا باد چنين بادا

ملكى كه پريشان شد

از شومى شيطان شد

باز آن سليمان شد

تا باد چنين بادا

يارى كه دلم خستى

در بر رخ ما بستى

غمخواره ياران شد

تا باد چنين بادا

شب رفت صبوح آمد

غم رفت فتوح آمد

خورشيد درخشان شد

تا باد چنين بادا

عيد آمد و عيد آمد

يارى كه رميد آمد

عيدانه فراوان شد

تا باد چنين بادا

فردوس
Sunday 30 May 2004, 09:09AM
تواي تجلي عصمت ظهورخواهي كرد
به جام لاله شراب طهور خواهي كرد

به يك اشاره ابرو به يك كنايه چشم
تو آئينه ها را غرق نور خواهي كرد

دلم شكيب ندارد ولي يقين دارم
توسنگ را به نگاهي صبور خواهي كرد

براي اين كه پر از عطر انتظار شود
سحر به خاطر گلها خطور خواهي كرد

صفاي خيمه سبزت كجا بهشت كجا
بهشت را تو سراي سرور خواهي كرد

نشسته منتظر رجعت ستاره صبح
قسم به كعبه كه روزي ظهورخواهي كرد

خدا گواست كه دامن كعبه را آنروز
به يك دو بوسه پرزشوق وشورخواهي كرد

تو باغ را به طواف بهار خواهي برد
تو داغ را ز دل لاله دور خواهي كرد

زكوچه هاي مدينه عبورخواهي كرد
زكوچه هاي مدينه عبورخواهي كرد .......

sareban
Sunday 30 May 2004, 11:46AM
خوش اومدي جناب فردوس
اميدوارم از وجود شما هر چه بيشتر بهره ببريم
با شعر بسيار زيبايي شروع كرديد متشكرم:)

حقيقت
Wednesday 2 June 2004, 06:03PM
همانطور كه اشاره فرموديد آمدنش دير نيست. به نظر بنده او آمد ولي كس او را نشناخت, او آمد ولي او را نا سزا گفتند و پنداشتند كه دروغ است, او آمد ولي با سلاح كلام آمد و به همين خاطر او را مسخره كردند...

سبو
Sunday 20 June 2004, 06:41PM
او خواهد آمد
و آمدن او ق?امت? است

او خواهد آمد
و با آمدنش خزان دلها را بهار خواهد کرد

او خواهد آمد
و با آمدنش ش?وانها به لبخند
غمها به شاد?
و ترس و خوف به آرامش و اطم?نان مبدل خواهد شد

اللهم عجل لول?ک الفرج

سینا 555
Thursday 24 June 2004, 08:34PM
باز آي!
در تلخ تاز تيغ و تهاجم-
ديرينه ياردل، باز آي.
باز آي.
در سنگر اميد...
باز آي تا رساتر بخواني...
خونين سرود با هم بودن را...!!
اي در فريادت انفجار نور...!
باز آي تا دوباره ز سرگيريم
موسيقي بهار سرودن را
برخيز تا به گوش زمان خوانيم
آواي دل نشين با هم بودن را
و
همخواني سلام و ستودن را
جاني شكفته بايد و اميدي-
راهي به شهر نور گشودن را!

حميد سبزواري

مزدك بامداد
Friday 25 June 2004, 03:24PM
نوشته شده بوسيله سينا 555
باز آي!
در تلخ تاز تيغ و تهاجم-
ديرينه ياردل، باز آي.
باز آي.
در سنگر اميد...
باز آي تا رساتر بخواني...
خونين سرود با هم بودن را...!!
اي در فريادت انفجار نور...!
باز آي تا دوباره ز سرگيريم
موسيقي بهار سرودن را
برخيز تا به گوش زمان خوانيم
آواي دل نشين با هم بودن را
و
همخواني سلام و ستودن را
جاني شكفته بايد و اميدي-
راهي به شهر نور گشودن را!

حميد سبزواري
1200 سال است شعر ميخوانند و سهم امام ميدهند ، هنوز دوزاري نيفتاده !:D

صبح
Friday 25 June 2004, 05:18PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

1200 سال است شعر ميخوانند و سهم امام ميدهند ، هنوز دوزاري نيفتاده !:D

مشكل شما در اين صبر همان پايداري و استقامت و اصرار بر اسلام است ... و البته چون مي بينيد اين سيستم بسيار كافر و امپريال خرد كن است ... از ظهور مي ترسيد ... وگرنه ظهور كه اينقدر ترس ندارد خيلي هم خوب است انعم الله :)

مزدك بامداد
Friday 25 June 2004, 06:53PM
نوشته شده بوسيله صبح


مشكل شما در اين صبر همان پايداري و استقامت و اصرار بر اسلام است ... و البته چون مي بينيد اين سيستم بسيار كافر و امپريال خرد كن است ... از ظهور مي ترسيد ... وگرنه ظهور كه اينقدر ترس ندارد خيلي هم خوب است انعم الله :)
خير ما از ظهورنميترسيم! چون امام زماني در كار نيست!
شما ميترسيد كه سهم امام قطع شود، براي اينهم هر
كس ادعاي ظهور بكند بازداشت ميشود!
اين ها براي سركيسه مردم به اميد واهي از يك سو
و بازداشتن انها از برپاخيزي از سوي ديگر است!
امام زمان ميايد كارها را درست ميكند!
شما فعلاً خمس و سهم امام و .. بده آخوند چاق
بشود و برج بسازد و آقازاده را بفرستد آمريكاي جهانخوار!:D:smile57:

سینا 555
Saturday 26 June 2004, 05:45AM
امام زمان ميايد كارها را درست ميكند!


نه خير اينطور هم نيست كه ما بنشينيم هيچكار نكنيم تا امام زمان(عج)
بيايد و همه كارها بدست ايشان درست شود!چطور مغز سوفيستايي شما اين را نميفهمد خود حكايتي دگر است;)

مگر نه اينكه از نظر شما انتظار حضرت ما را بي حركت و بي عمل ميكند!
خوب شما بايد خوشحال باشي كه ما بي عمل ميشويم.پس چرا انقدر
چلز و ولز ميكني.;)ترست از چيست؟

لابد دلت براي مردم ميسوزد و دموكراسي!:D
شايد هم ناراحتي مردم با اعتقاد خود سهم
امام ميدهند و سهم شيطان و اعوانش را نميدهند!:D
بيشك از نظر شما مردم نميفهمند!و شما ميفهمي

اعصاب خودت را خورد نكن دشمن حقيقت مقدس!
دنياي كفر هنوز به رهبري اربابان شماست!پس از چه هراس داري؟
بمب و موشك فراوان اتمي هم كه در اختيار داريد پس چرا وحشت ظهور
حضرت خواب را برايت سخت كرده؟

انقدر با نفي و كفران خود بجنگ كه مجبور باشي براي تسكين خود
پيش ما بيايي و باز مغموم باشي و باز پريشان و باز هذيان گويي;)
و اين سهم ما براي انصار مسلم اهريمن است!




هر دل که ز عشق توست خالي
از حلـقـه وصـل تو برون باد
لعـل تو که هست جان حافظ
دور از لـب مردمان دون باد

maryam
Saturday 26 June 2004, 06:48PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

1200 سال است شعر ميخوانند و سهم امام ميدهند ، هنوز دوزاري نيفتاده !:D
جهل و ناداني در سه چيز است : خود بزرگ بيني ، خصومت شديد و جهل نسبت به خدا .
;);)
با اجازه ي آقا سينا!:cool:

سبو
Saturday 26 June 2004, 07:18PM
در جواب مزدك و مزدكها بايد بگويم كه 1425 سال است كه شما و امثال شما مي خواهيد اسلام . دين و حتي خدا را پوچ و افسانه نشان دهيد .
ولي 1425 سال است كه روز به روز رسوا تر و مفتزه تر مي شويد
و 1425 سال است كه اسلام در قلب و جان مردم سراسر دنيا ريشه دوانده و گسترش مي يابد .
شما و امثال شما با القاي شبهات بي اساس و بي پايه قصد دور كردن اقشار مردم از امام زمان را داريد .

ولی بدانید او خواهد آمد و جهان را از ظلم و جور رهایی می بخشد .

سینا 555
Saturday 26 June 2004, 10:21PM
نوشته شده بوسيله maryam

جهل و ناداني در سه چيز است : خود بزرگ بيني ، خصومت شديد و جهل نسبت به خدا .
;);)
با اجازه ي آقا سينا!:cool:

اجازه من و شما دست اوست ابجي مريم!من كي باشم:)
اما خوشم اومد خدا رو شكر :smile57: ميدوني ابجي اينها وقتي ببينن شماجوونترهاي ما با اگاهي و درك بالا يك نه بزرگ تحويلشون ميديد
مثل يخ در افتاب سوزان اب ميشن ميرن تو زمين.

حاج سيناي افتخاري:D

سبو
Sunday 4 July 2004, 09:45AM
او خواهد آمد و فرياد استغاثه مادر مظلومه اش را خواهد گرفت
او خواهد آمد و داد مظلومان عالم را از ستمگران و ديو صفتان خواهد گرفت .
السلام علي المهدي و علي امه فاطمه الزهرا

فرارسيدن ايام فاطميه را به تمامي منتظران نور تسليت عرض مي نمايم

مزدك بامداد
Monday 5 July 2004, 04:56PM
نوشته شده بوسيله سبو
در جواب مزدك و مزدكها
...
ولي 1425 سال است كه روز به روز رسوا تر و مفتزه تر مي شويد
...
براستي كه شما ما را مفتزه ! كرديد!:D:D:smile58:

مزدك بامداد
Monday 5 July 2004, 05:04PM
نوشته شده بوسيله maryam

جهل و ناداني در سه چيز است : خود بزرگ بيني ، خصومت شديد و جهل نسبت به خدا .
;);)
با اجازه ي آقا سينا!:cool:
شعار شما داراي تناقض منطقي و نشانگر بيسوادي گوينده است.
اگر كسي جهل نسبت به خدا داشته باشد و وجوداو را قبول نداشته
باسد، چگونه ميتواند باچيزي كه وجود ندارد دشمني كند؟
كسي هم كه با خدا دشنمي ميكند، پس خدا را قبول دارد ولي دشمنش
هم هست، پس در اينجا هم جهل نسبت به ( وجود) خدا معني ندارد!

شما نميتوانيد بگوييد آمريكا آزادي ندارد و بعد هم دشمن آزادي امريكايي باشيد!

اينهم گويا از همان نوع سخنان گهر بار ! بوده كه زمين روي شاخ گاو است و ماهي والخ!

2- خود بزرگ بيني بهتر از خود برده بيني ! و تعبد ! و بندگي !
و خاك پا بودن و نوكر و موالي بودن است.

صبح
Monday 5 July 2004, 07:21PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

شعار شما داراي تناقض منطقي و نشانگر بيسوادي گوينده است.
اگر كسي جهل نسبت به خدا داشته باشد و وجوداو را قبول نداشته
باسد، چگونه ميتواند باچيزي كه وجود ندارد دشمني كند؟
كسي هم كه با خدا دشنمي ميكند، پس خدا را قبول دارد ولي دشمنش
هم هست، پس در اينجا هم جهل نسبت به ( وجود) خدا معني ندارد!

شما نميتوانيد بگوييد آمريكا آزادي ندارد و بعد هم دشمن آزادي امريكايي باشيد!

اينهم گويا از همان نوع سخنان گهر بار ! بوده كه زمين روي شاخ گاو است و ماهي والخ!

2- خود بزرگ بيني بهتر از خود برده بيني ! و تعبد ! و بندگي !
و خاك پا بودن و نوكر و موالي بودن است.


پاتريك بي توشه ، آن سه چيز است نه دو چيز :p

1- خودبزرگ بيني
2- خصومت شديد
3- جهل نسبت به خدا

پس برو فلسفه چيني از نوع تفكر سوفسطائيت را اصلاح بنما !

______2 ______
اتفاقا فرار از حقيقت كوچكي انسان در عالم مادي ، خود يك حماقت است . و بندگي خدا و اطاعت از او ، تنها راه نجات . چون تاريخ ثابت كرده است كه آنها كه احساس خودبزرگ بودن كردند ، ناگهان سرشان به سنگ خورده است ... و خواهد خورد ... تو كه نميتواني از مرگ فرار كني اينقدر قد قد نكن :p سنگ رو يخ مي شوي وقتي كه دست مرده شورها افتادي . آنوقت خوب مي فهمي تو بنده خدا هستي ... اما چه سود :p

مزدك بامداد
Monday 5 July 2004, 07:45PM
نوشته شده بوسيله صبح



پاتريك بي توشه ، آن سه چيز است نه دو چيز :p

1- خودبزرگ بيني
2- خصومت شديد
3- جهل نسبت به خدا

پس برو فلسفه چيني از نوع تفكر سوفسطائيت را اصلاح بنما !

______2 ______
اتفاقا فرار از حقيقت كوچكي انسان در عالم مادي ، خود يك حماقت است . و بندگي خدا و اطاعت از او ، تنها راه نجات . چون تاريخ ثابت كرده است كه آنها كه احساس خودبزرگ بودن كردند ، ناگهان سرشان به سنگ خورده است ... و خواهد خورد ... تو كه نميتواني از مرگ فرار كني اينقدر قد قد نكن :p سنگ رو يخ مي شوي وقتي كه دست مرده شورها افتادي . آنوقت خوب مي فهمي تو بنده خدا هستي ... اما چه سود :p
فعلاً كه تا حال كسي از وادي مرگ برنگشته كه سخنان شما
را تاييد كند و ترساندن از مرگ و مرده شورها ! هم شيوه ئ
كهنه ئ آخوندي براي اقناع و چاپيدن مردم ساده دل و نا آگاه از جهان مادي است!

باقي سخنانتان هم بار منطقي نداشت و تنها موعظه خشك و خالي ! بود!

مزدك بامداد
Monday 5 July 2004, 07:50PM
نوشته شده بوسيله صبح



پاتريك بي توشه ، آن سه چيز است نه دو چيز :p

1- خودبزرگ بيني
2- خصومت شديد
3- جهل نسبت به خدا
..
غضنفر بيسواد!
خصومت شديد نسبت به كي ؟ به مورچه ها؟ يا به اسمال آقا؟ :D
وقتي گفته ميشود كه خصومت شديد و جهل نسبت به خدا، يعني
مورد نسبت خصومت و مورد نسبت جهل، هردو در اين جمله، خدا هستند.

صبح
Monday 5 July 2004, 09:04PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

فعلاً كه تا حال كسي از وادي مرگ برنگشته كه سخنان شما
را تاييد كند و ترساندن از مرگ و مرده شورها ! هم شيوه ئ
كهنه ئ آخوندي براي اقناع و چاپيدن مردم ساده دل و نا آگاه از جهان مادي است!

باقي سخنانتان هم بار منطقي نداشت و تنها موعظه خشك و خالي ! بود!

من از روز حساب صحبت نكردم كافر زايل ! :p تو حتي مرگ را نمي بيني ... من روز حساب را پيش بكشم ؟ گفتم كه هر آنكه بدنيا آمده است ، مرده است .... . و همين براي كوچكي بعد مادي انسان كافيست . و راه فراري از آن نيست . بايد عاقل بود و ديووانه وار به زمين و زمان لگد كفر گونه مزد .

صبح
Monday 5 July 2004, 09:24PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

غضنفر بيسواد!
خصومت شديد نسبت به كي ؟ به مورچه ها؟ يا به اسمال آقا؟ :D
وقتي گفته ميشود كه خصومت شديد و جهل نسبت به خدا، يعني
مورد نسبت خصومت و مورد نسبت جهل، هردو در اين جمله، خدا هستند.

در محاوره عمومي و غير ادبي هر دو حالت ممكن است ... همين و هم آن ... اما از آنجا كه شما خود را در مقابل خدا عددي مي داني :D آنگونه برداشت كردي . خواستم راهنمائيت كنم كه آنگونه نيست كه مي گوئي و آن دو مورد با هم قاطي نيست كه باز هم درنيافتي و در جهلت اصرار ورزيدي . بيشتر به نظر مي رسد در ترجمه فارسي كم توجهي شده است . اما خصومت شديد دقيقا آن چيزي است كه در تو يافت مي شود . :p جهل نسبت به خدا هم همينطور ... خودبزرگ بيني و ديگران را بي سواد خطاب كردن و خود را استاد دانستن هم همينطور ... ما خوب راحتيم و اين حديث را سه تكه مجزا مي دانيم ... چون در مورد ما مصداق ندارد الحمدلله :D

اما دليل دارد كه تو با اين حديث دشمني مي كني :D :smile58:


حديثي از امام صادق (ع) :
مردان سه گروهند : خردمند ، بي خرد ، فاجر و نابكار . مرد خردمند كسي است كه اگر با وي حرف بزني پاسخ مي گويد و اگر سخن بگويد درست حرف مي زند و اگر به سخني گوش داد ، آنرا نگاه مي دارد و در مي يابد ؛ احمق و نابخرد اگر سخن بگويد شتاب مي كند و اگر با وي حرف بزني ، غفلت مي كند و بي توجه است و اگر به كار زشتي وادار شود آنرا انجام ميدهد ؛ و فاجر و نابكار هم شخصي است كه اگر امانتي به وي بسپاري خيانت مي كند و اگر با وي سخن بگوئي براي تو ننگ و عار مي گردد .

مزدك بامداد
Tuesday 6 July 2004, 02:53PM
نوشته شده بوسيله صبح


در محاوره عمومي و غير ادبي هر دو حالت ممكن است ... همين و هم آن ... اما از آنجا كه شما خود را در مقابل خدا عددي مي داني :D آنگونه برداشت كردي . خواستم راهنمائيت كنم كه آنگونه نيست كه مي گوئي و آن دو مورد با هم قاطي نيست كه باز هم درنيافتي و در جهلت اصرار ورزيدي . بيشتر به نظر مي رسد در ترجمه فارسي كم توجهي شده است . اما خصومت شديد دقيقا آن چيزي است كه در تو يافت مي شود . :p جهل نسبت به خدا هم همينطور ... خودبزرگ بيني و ديگران را بي سواد خطاب كردن و خود را استاد دانستن هم همينطور ... ما خوب راحتيم و اين حديث را سه تكه مجزا مي دانيم ... چون در مورد ما مصداق ندارد الحمدلله :D
...

جناب غضنفر جاعل ! دروغ و جعل بس نيست؟
فعلاً كه راضي شديد كه در ترجمه ئ فارسي كم توجهي شده است!
امّا دو حالت هم وجود نميتواند داشته باشد چرا كه از ديد منطقي :
خصومت ( حال شديد يا خفيف) نيازمند مفعول است.
يعني شما نميتوانيد بگوييد كه خصومت (شديد ) مثلاً كار بدي است.
بايد حتماً بگوييد كه خصومت با چه چيزي و يا چه كسي كار بدي است.
آيا خصومت شديد با دزدي و جنايت هم نشان جهل است؟
آيا خصومت با دشمنان مال و ناموس هم نشان جهل است؟

پس ميبينيم كه از ديد منطقي اين "خصومت" بايد داراي "مورد خصومت "و
"مفعول " در جمله باشد و گرنه جمله ، انسجام منطقي و دستوري هم ندارد.

از اينهم نتيجه ميگيريم كه شما باز خواستيد يك جعلي بكنيد ولي در گل مانديد!

نوشته شده بوسيله صبح

..
اما دليل دارد كه تو با اين حديث دشمني مي كني :D :smile58:


حديثي از امام صادق (ع) :
مردان سه گروهند : خردمند ، بي خرد ، فاجر و نابكار . مرد خردمند كسي است كه اگر با وي حرف بزني پاسخ مي گويد و اگر سخن بگويد درست حرف مي زند و اگر به سخني گوش داد ، آنرا نگاه مي دارد و در مي يابد ؛ احمق و نابخرد اگر سخن بگويد شتاب مي كند و اگر با وي حرف بزني ، غفلت مي كند و بي توجه است و اگر به كار زشتي وادار شود آنرا انجام ميدهد ؛ و فاجر و نابكار هم شخصي است كه اگر امانتي به وي بسپاري خيانت مي كند و اگر با وي سخن بگوئي براي تو ننگ و عار مي گردد .
اين هم ربطي به موضوع ما ندارد و حاشيه پردازي براي
انحراف توجه خواننده از در گل ماندگي ! شماست و بس .
اينست كه ميتوانيد خودتان را در اين سخنان منسوب به جعفر،
در يكي از سه گروه ! بخوبي مشاهده كنيد!

مزدك بامداد
Tuesday 6 July 2004, 03:02PM
نوشته شده بوسيله صبح


من از روز حساب صحبت نكردم كافر زايل ! :p تو حتي مرگ را نمي بيني ... من روز حساب را پيش بكشم ؟ گفتم كه هر آنكه بدنيا آمده است ، مرده است .... . و همين براي كوچكي بعد مادي انسان كافيست . و راه فراري از آن نيست . بايد عاقل بود و ديووانه وار به زمين و زمان لگد كفر گونه مزد .
اتفاقاً چون من عاقلم و ميدانم كه يكبار بيشتر زندگي نخواهم
كرد، دوست ندارم به آخوند انگل سواري بدهم و ميخواهم
در زندگي شاد و آزاد و خوشبخت باشم و دل به چيزهايي
واهي كه ثابت نشده اند و از ديد علمي وجود ندارند نميبندم.
آخوند هم البته سعي خودش را ميكند كه با جعل و فريب
و ترساندن مردم از شب اول قبر و فشار قبر و نكير و منكر
و كرم و سوسمار، آنهارا مجاب كند كه مطيع شده و سهم
امام و زكات و خمس بدهند كه اينها چاق شده هر روز يكي
را صيغه كنند و يا مردم فريب داده شده را براي منافع خود
و آقازاده ها بروي مين و جلوي توپ بفرستند يا بجان آزادگان
و دگر انديشان بيندازند. اين اسلحه ئ آخونديسم، ديرزماني
است كه براي من رنگ باخته و من از ترس بودن خدا و نار
دوزخ يا بهواي كاخ و هفتاد حوري و غلمان و جفت گيري ابدي
هم نميآيم به شما ها باج بدهم.
اگر هم بفرض محال خدايي بود، بازهم من جايگاه بالاتري از
شما عمله ئ جهل و دروغ پيش او دارم، چون آن خدا، اين
الله قاصم الجبارين و خيرالماكرين و .. نيست كه بدست مشتي
عرب شمشير كج بدهد كه برويد في سبيل الله آدم بكشيد و به زن و
بچه تجاوز كنيد و دانشجو را از طبقه ئ چندم، با رمز يا زهرا
به پايين پرت كنيد!:smile57:

صبح
Tuesday 6 July 2004, 04:14PM
جناب غضنفر جاعل ! دروغ و جعل بس نيست؟
فعلاً كه راضي شديد كه در ترجمه ئ فارسي كم توجهي شده است!
امّا دو حالت هم وجود نميتواند داشته باشد چرا كه از ديد منطقي :
خصومت ( حال شديد يا خفيف) نيازمند مفعول است.
يعني شما نميتوانيد بگوييد كه خصومت (شديد ) مثلاً كار بدي است.
بايد حتماً بگوييد كه خصومت با چه چيزي و يا چه كسي كار بدي است.
آيا خصومت شديد با دزدي و جنايت هم نشان جهل است؟
آيا خصومت با دشمنان مال و ناموس هم نشان جهل است؟

اين را بايد آدم عاقل برداشت كند كه آيا كلمه خصومت و يا بتعبير فارسي كينه ، در مورد اشخاص بكار مي رود ، يا در مورد عمل دزدي يا جنايت . يعني شما مي توانيد نسبت به آدم دزد خصومت و كينه داشته باشيد . اما با ديوار و جسم و عمل نمي توانيد كينه داشته باشيد ... مي گويند فلاني با فلاني خصومت شديد دارد ... نمي گويند كه آن آقا با " عمل دزديدن" خصومت دارد ... تا بحال شنيده ايد ؟ بدانيد كه اينگونه خيلي قشنگ و زيبا خود را مضحكه مي كنيد و جاهليتتان را اثبات مي كنيد .

منظور از مورد مستقل دوم ( كينه ورزي ) است . كه هيچ نيازي نيست مفعولش بيان شده باشد .

همانطور كه گفتم شما چون زياده از حد خود را عدد تصور مي كنيد ، فكر مي كنيد خصومت شما با خدا ، بايد مطرح شود . در حاليكه خدا هر لحظه كه بخواهد مي تواند شما را Turned Off منظور بدارد .


پس ميبينيم كه از ديد منطقي اين "خصومت" بايد داراي "مورد خصومت "و
"مفعول " در جمله باشد و گرنه جمله ، انسجام منطقي و دستوري هم ندارد.

عرض كردم كه ... اشتباه كرده ايد ، مردانه بگوئيد اشتباه كردم ... :p چرا براي ادبيات فارسي جبر تفويض مي كنيد و حاكم مي شويد ؟ :D اصلا چه زوري است كه آن عبارت تبديل به جمله بشود ، اينجا كه بمب اتم و تريبون كاخ سفيد و سگ پاچه گير و توپخانه و ناوي در كار نيست كه آن عبارت مجبور بشود تبديل به جمله بشود . :D



از اينهم نتيجه ميگيريم كه شما باز خواستيد يك جعلي بكنيد ولي در گل مانديد!

آنقدر نتيجه هاي اينطوري بگير تا جان دركني ! :p


اين هم ربطي به موضوع ما ندارد و حاشيه پردازي براي
انحراف توجه خواننده از در گل ماندگي ! شماست و بس .
اينست كه ميتوانيد خودتان را در اين سخنان منسوب به جعفر،
در يكي از سه گروه ! بخوبي مشاهده كنيد!

خواستم از زبان امام ششم (ع) شما را راجع به انديشيدن به تفكر وادارم كه نشد ! ;)

صبح
Tuesday 6 July 2004, 04:18PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

اتفاقاً چون من عاقلم و ميدانم كه يكبار بيشتر زندگي نخواهم
كرد، دوست ندارم به آخوند انگل سواري بدهم و ميخواهم
در زندگي شاد و آزاد و خوشبخت باشم و دل به چيزهايي
واهي كه ثابت نشده اند و از ديد علمي وجود ندارند نميبندم.
آخوند هم البته سعي خودش را ميكند كه با جعل و فريب
و ترساندن مردم از شب اول قبر و فشار قبر و نكير و منكر
و كرم و سوسمار، آنهارا مجاب كند كه مطيع شده و سهم
امام و زكات و خمس بدهند كه اينها چاق شده هر روز يكي
را صيغه كنند و يا مردم فريب داده شده را براي منافع خود
و آقازاده ها بروي مين و جلوي توپ بفرستند يا بجان آزادگان
و دگر انديشان بيندازند. اين اسلحه ئ آخونديسم، ديرزماني
است كه براي من رنگ باخته و من از ترس بودن خدا و نار
دوزخ يا بهواي كاخ و هفتاد حوري و غلمان و جفت گيري ابدي
هم نميآيم به شما ها باج بدهم.
اگر هم بفرض محال خدايي بود، بازهم من جايگاه بالاتري از
شما عمله ئ جهل و دروغ پيش او دارم، چون آن خدا، اين
الله قاصم الجبارين و خيرالماكرين و .. نيست كه بدست مشتي
عرب شمشير كج بدهد كه برويد في سبيل الله آدم بكشيد و به زن و
بچه تجاوز كنيد و دانشجو را از طبقه ئ چندم، با رمز يا زهرا
به پايين پرت كنيد!:smile57:

بجاي جواب دروغ و چرند نگو پاتريك جان :p
گفتي خوب نيست انسان بنده خدا باشد ، گفتم انسان خودبخود هست ، به اين جهت كه حتي نمي تواند مرگ خود را كنترل كند ... تكبر كردي و گفتي من خيلي بزرگم ، گفتم كه تو اگر بزرگ بودي مي توانستي جلوي مرگت را بگيري ... اينگونه لگد نزن به انسانيتت .

حالا جواب كه ندادي ... هيچ ... به زمين و زمان شروع كردي فحش دادن ... آخر اين چه فلاكتي است كه انسان ممكن است دچار آن بشود ؟ به خدا دروغ بستن و فحش دادن ... خيلي مضحك است . از خود چيزي نداري جفتك هم مي اندازي . بيا عزيزم بيا ... بنده خدا بودن يعني آزاد بودن از هر نوع بنده اي از نوع آمريكائي و امپرياليستي ... يعني عزت و انسانيت .

راستي تو با خمس و زكات مشكلت چيست ؟ مي خواهي نان آخوندها قطع شود تا دوباره پاي صهيونيستها باز شود ؟ من كه خمس كه مي دهم ... زكات هم بيشتر مي دهم تا دست و دهان كافران خجول كوتاه تر از اين كه هست بشود . خواهي از ما عصباني باش و خواهي از اين عصبانيت بمير :p :cool:

مزدك بامداد
Tuesday 6 July 2004, 04:30PM
نوشته شده بوسيله صبح


اين را بايد آدم عاقل برداشت كند كه آيا كلمه خصومت و يا بتعبير فارسي كينه ، در مورد اشخاص بكار مي رود ، يا در مورد عمل دزدي يا جنايت . يعني شما مي توانيد نسبت به آدم دزد خصومت و كينه داشته باشيد . اما با ديوار و جسم و عمل نمي توانيد كينه داشته باشيد ... مي گويند فلاني با فلاني خصومت شديد دارد ... نمي گويند كه آن آقا با " عمل دزديدن" خصومت دارد ... تا بحال شنيده ايد ؟ بدانيد كه اينگونه خيلي قشنگ و زيبا خود را مضحكه مي كنيد و جاهليتتان را اثبات مي كنيد .

منظور از مورد مستقل دوم ( كينه ورزي ) است . كه هيچ نيازي نيست مفعولش بيان شده باشد .

همانطور كه گفتم شما چون زياده از حد خود را عدد تصور مي كنيد ، فكر مي كنيد خصومت شما با خدا ، بايد مطرح شود . در حاليكه خدا هر لحظه كه بخواهد مي تواند شما را Turned Off منظور بدارد .




عرض كردم كه ... اشتباه كرده ايد ، مردانه بگوئيد اشتباه كردم ... :p چرا براي ادبيات فارسي جبر تفويض مي كنيد و حاكم مي شويد ؟ :D





آنقدر نتيجه هاي اينطوري بگير تا جان دركني ! :p




خواستم از زبان امام ششم (ع) شما را راجع به انديشيدن به تفكر وادارم كه نشد ! ;)

جناب غضنفر البيسواد!
خصومت را به همان فرنگ لغات عميد دم دستتان هم نگاه كنيد،
ميبينيد كه دشمني و پيكار معني كرده اند.

بهرروي دشمني يا حتي كينه ،
نياز به مفعول دارد و ماست مالي شما هم سودي ندارد،
بايد روشن باشد كه دشنمي نسبت به چه يا كه.
با دزدي و جنايت كه صرفاً نوعي از اعمال هستند نيز ميتوان مخالف و
دشمن بود و جنگيد!
همچنانكه گفتم، هر جور كه خودتان را بپيچانيد، منطق و دستور زبان
ميطلبد كه در آن جمله ئ منسوب به جعفر، دانسته شود كه دشنمي شديد!
در برابر چيست؟

اين منطق بسيار روشن است و ماستمالي ها و تلاش هاي مذبوحانه ئ
شما هم چيزي در آن عوض نميكند!

عرض كردم كه ... اشتباه كرده ايد ، مردانه بگوئيد اشتباه كردم ... :p چرا براي ادبيات تازي معني تفويض مي كنيد ؟؟ :D :D




------------------------


خصومة


خُصُومَة (= دشمني)
المـــصــــــدر عَدَاء

tussle , fight , enmity , controversy ,
contention , antagonism , animosity , clash , spar , feud

نِزاع ( = پيكار)

contention , antagonism , argument , animosity , clash ,
spar , controversy , variance , discordance ,
squabble , conflict , dispute , dissidence , enmity ,
tussle , discord , discordancy , disputation ,
disagreement , fight , dissension

http://dictionary.ajeeb.com/idrisidic_1.asp?Site=1&Src_L=eng_ara1&DestLang=En&lpcWord=%ce%d5%e6%e3%c9

مزدك بامداد
Tuesday 6 July 2004, 04:38PM
نوشته شده بوسيله صبح


بجاي جواب دروغ و چرند نگو پاتريك جان :p
گفتي خوب نيست انسان بنده خدا باشد ، گفتم انسان خودبخود هست ، به اين جهت كه حتي نمي تواند مرگ خود را كنترل كند ... تكبر كردي و گفتي من خيلي بزرگم ، گفتم كه تو اگر بزرگ بودي مي توانستي جلوي مرگت را بگيري ... اينگونه لگد نزن به انسانيتت .

حالا جواب كه ندادي ... هيچ ... به زمين و زمان شروع كردي فحش دادن ... آخر اين چه فلاكتي است كه انسان ممكن است دچار آن بشود ؟ به خدا دروغ بستن و فحش دادن ... خيلي مضحك است . از خود چيزي نداري جفتك هم مي اندازي . بيا عزيزم بيا ... بنده خدا بودن يعني آزاد بودن از هر نوع بنده اي از نوع آمريكائي و امپرياليستي ... يعني عزت و انسانيت .

راستي تو با خمس و زكات مشكلت چيست ؟ مي خواهي نان آخوندها قطع شود تا دوباره پاي صهيونيستها باز شود ؟ من كه خمس كه مي دهم ... زكات هم بيشتر مي دهم تا دست و دهان كافران خجول كوتاه تر از اين كه هست بشود . خواهي از ما عصباني باش و خواهي از اين عصبانيت بمير :p :cool:

خير!
مغلطه نكنيد!
اصلا من وجود خدا را قبول ندارم كه گفته باشم
كه نميخواهم بنده ئ خدا باشم! اين برداشت شماست
كه هركه به آخوند سواري ندهد، نميخواهد بنده ئ خدا باشد!
ديگر اينكه شما جوري سخن ميگوييد كه انگار هيچ آلترناتيو
و گزينه اي جز اين نيست كه يا بايد " بنده ئ خدا " بود
( يعني به آخوند مفتخور سواري داد) يا بايد بنده ئ نميدانم
امپرياليست و صهيونيست و چند ايست و ايسم ! ديگر بود.
خير اينجوري كه شما القا ميكنيد، جناب جاعل، هم نيست.
ما ميگوييم كه بايد از هرنوع بندگي و سواري دادن به آدم هاي
ديگر، حال به بهانه ئ امام زمان يا گاو مقدس يا صليب مسيح يا ...
رها شد. البته مغز شما چنان به نوكري آخوند خو گرفته و ذوب شده!
است كه بقول خودتان ميخواهيد بيشتر زكات سواري بدهيد! خوب بدهيد!
امرا من و ما و دگر انديشان را هم بزور وادار به سواري دادن نكنيد!

فعلاً هم اين شما هستيد كه بيسوادي تان رو شده
در گل مانده ايد و از خشم هذيان ميبافيد و خمس ! ميدهيد!

صبح
Tuesday 6 July 2004, 04:39PM
آقا اصلا اين جمله از خود من است ، شما مي توانيد من را زور كنيد كه براي " خصومت شديد " تعريف كنم ؟ :p

جهل و ناداني در سه چيز است : اول : خود بزرگ بيني ، دوم : خصومت شديد ، سوم : جهل نسبت به خدا .

اشكال ادبي دارد اين جمله ؟ :D

خدا بر علمت بيافزايد و از جاهليت برونت سازد ... الهي آمين .

چرا الكي مي روي ژست سواد ميگيري تو كه اينقدر با خودت هم لجبازي مي كني ؟ :p

مزدك بامداد
Tuesday 6 July 2004, 04:46PM
نوشته شده بوسيله صبح
آقا اصلا اين جمله از خود من است ، شما مي توانيد من را زور كنيد كه براي " خصومت شديد " تعريف كنم ؟ :p

جهل و ناداني در سه چيز است : اول : خود بزرگ بيني ، دوم : خصومت شديد ، سوم : جهل نسبت به خدا .

اشكال ادبي دارد اين جمله ؟ :D

خدا بر علمت بيافزايد و از جاهليت برونت سازد ... الهي آمين .

چرا الكي مي روي ژست سواد ميگيري تو كه اينقدر با خودت هم لجبازي مي كني ؟ :p
در اين صورت ميتوان گفت كه اين جمله، ديگر
سخنان گهربار ! نيست و يك جمله ئ ناقص
از ديد دستوري و منطقي است، چون طرف
نميفهمد كه خصومت ! چرا از ناداني است؟
حالا اين را اگر امام تان هم اينجوري گفته باشد، لابد خواب آلود بوده!:smile57::D

صبح
Tuesday 6 July 2004, 04:48PM
خير!
مغلطه نكنيد!
اصلا من وجود خدا را قبول ندارم كه گفته باشم
كه نميخواهم بنده ئ خدا باشم! اين برداشت شماست
كه هركه به آخوند سواري ندهد، نميخواهد بنده ئ خدا باشد!
ديگر اينكه شما جوري سخن ميگوييد كه انگار هيچ آلترناتيو
و گزينه اي جز اين نيست كه يا بايد " بنده ئ خدا " بود
( يعني به آخوند مفتخور سواري داد) يا بايد بنده ئ نميدانم
امپرياليست و صهيونيست و چند ايست و ايسم ! ديگر بود.
خير اينجوري كه شما القا ميكنيد، جناب جاعل، هم نيست.
ما ميگوييم كه بايد از هرنوع بندگي و سواري دادن به آدم هاي
ديگر، حال به بهانه ئ امام زمان يا گاو مقدس يا صليب مسيح يا ...
رها شد. البته مغز شما چنان به نوكري آخوند خو گرفته و ذوب شده!
است كه بقول خودتان ميخواهيد بيشتر زكات سواري بدهيد! خوب بدهيد!
امرا من و ما و دگر انديشان را هم بزور وادار به سواري دادن نكنيد!

فعلاً هم اين شما هستيد كه بيسوادي تان رو شده
در گل مانده ايد و از خشم هذيان ميبافيد و خمس ! ميدهيد!

ما كه سواري نمي دهيم كافر ، ما اسپانسر آنهائيم ... و آنها اسپانسر ما ... ما برادريم و هر كدام از ما به طريقي مي خواهد اسلام پيشرفت كند و كفر نابود شود .... ما دستمان را با دوستي تمام در دست آنان مي گذاريم كه به سعادت ما همت مي گمارند ... آنها كه سابقه مبارزاتي كافر و امپرياليسم خرد كنشان ، آدم را سرحال مي كند و قبراق ... با آنها دوستيم و با كفار دشمن كه كافران را با هم نابود كنيم تا كفر و فتنه و گمراهي را فرو نشانيم سر جايش . نمي خواهي بگوئي كه بجاي روحانيون دين شناس و متخصص دين به كافران بي عقل دست بدهيم ؟ اگر آنها هم خطا كردند ، و از عدالت و فقاهت خارج شدند ، كسي را پيدا مي كنيم ، كه اينگونه باشد و اگر پيدا نكرديم خود مي شويم از مردم استمداد مي طلبيم . گرچه بسياري از مراجع مجاز دانسته اند كه خمس و زكات مستقيما خرج شود و اين باز هم شما را زمينگير مي كند .

همين كه هست ... چشم حسود كور !

صبح
Tuesday 6 July 2004, 04:50PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

در اين صورت ميتوان گفت كه اين جمله، ديگر
سخنان گهربار ! نيست و يك جمله ئ ناقص
از ديد دستوري و منطقي است، چون طرف
نميفهمد كه خصومت ! چرا از ناداني است؟
حالا اين را اگر امام تان هم اينجوري گفته باشد، لابد خواب آلود بوده!:smile57::D

پس مزدك مي گويد اين جمله ناقص است :

جهل و ناداني در سه چيز است : اول : خود بزرگ بيني ، دوم : خصومت شديد ، سوم : جهل نسبت به خدا .

فارسي را از كجا ياد گرفته اي مزدك ؟
:smile58:

مزدك بامداد
Tuesday 6 July 2004, 05:04PM
نوشته شده بوسيله صبح


پس مزدك مي گويد اين جمله ناقص است :

جهل و ناداني در سه چيز است : اول : خود بزرگ بيني ، دوم : خصومت شديد ، سوم : جهل نسبت به خدا .

فارسي را از كجا ياد گرفته اي مزدك ؟
:smile58:
آنجايي كه شما نبوديد تا ياد بگيريد!
يادتان نرود خصومت شديد! نشان ناداني است!:smile58:

مزدك بامداد
Tuesday 6 July 2004, 05:06PM
نوشته شده بوسيله صبح


ما كه سواري نمي دهيم كافر ، ما اسپانسر آنهائيم ... و آنها اسپانسر ما ... ..!
حدس دشواري نبود كه آنها " اسپانسر!" شمايند!
يك تكه استخواني هم از غارت نفت بشما ميرسد!:smile58:

صبح
Tuesday 6 July 2004, 05:24PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

حدس دشواري نبود كه آنها " اسپانسر!" شمايند!
يك تكه استخواني هم از غارت نفت بشما ميرسد!:smile58:

خيلي بد است كه شما چند قرن داد بزنيد حكومت مردمي بدون دين ، بعد يك انقلاب اسلامي اينطوري شكل بگيرد . دركتان مي كنم اينهمه دشمني كه با جمهوري اسلامي كرديد بيهوده نيست . :p حكومت مردمي يعني همين كه هم مردم پشتيبان دولت باشند و هم دولت پشتيبان مردم . اين چيزي كه هم اكنون در جمهوري اسلامي مي بيني كه اگر مردم پشتيبان نبودند ... سالها پيش جمهوري اسلامي افتاده بود ... يكي از آن مردم هم من كه افتخار مي كنم كه هم در خدمت اسلام هستم و هم مسلمان . ;)

پس بنشين سر جايت :p

مزدك بامداد
Wednesday 7 July 2004, 04:29PM
نوشته شده بوسيله صبح


خيلي بد است كه شما چند قرن داد بزنيد حكومت مردمي بدون دين ، بعد يك انقلاب اسلامي اينطوري شكل بگيرد . دركتان مي كنم اينهمه دشمني كه با جمهوري اسلامي كرديد بيهوده نيست . :p حكومت مردمي يعني همين كه هم مردم پشتيبان دولت باشند و هم دولت پشتيبان مردم . اين چيزي كه هم اكنون در جمهوري اسلامي مي بيني كه اگر مردم پشتيبان نبودند ... سالها پيش جمهوري اسلامي افتاده بود ... يكي از آن مردم هم من كه افتخار مي كنم كه هم در خدمت اسلام هستم و هم مسلمان . ;)

پس بنشين سر جايت :p

جوجه را آخر پاييز ميشمارند!
زمانيكه رهبر شما ريشش را بتراشد! :smile58:
خواهيد ديد كه چقدر پشتيباني ! مردمي داريد!
( لابد چون اين پشتيباني خيلي ! زياد بود، انتخابات
حذفي ! و فرمايشي مارمولكي درست كرديد!):D

صبح
Wednesday 7 July 2004, 04:33PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد


جوجه را آخر پاييز ميشمارند!
زمانيكه رهبر شما ريشش را بتراشد! :smile58:
خواهيد ديد كه چقدر پشتيباني ! مردمي داريد!
( لابد چون اين پشتيباني خيلي ! زياد بود، انتخابات
حذفي ! و فرمايشي مارمولكي درست كرديد!):D



http://www.hamshahri.net/hamnews/1382/820426/world/001065.jpg


كوروش هم 3000 سال پيش ريش داشت ... 6 كيلو بقول دوستانتان :p كورش هم سه هزار سال پيش موحد بود حكومتي كاملا ديني داشت . اگر دوست داري رهبران و مردم ريش را هشت تيغ بزنند و صورتهائي چروك و تا خورده داشته باشند برو به روم ... ! اينجا ايران است آقا اشتباهي آمده اي ...

مزدك بامداد
Wednesday 7 July 2004, 04:46PM
نوشته شده بوسيله صبح




http://www.hamshahri.net/hamnews/1382/820426/world/001065.jpg


كوروش هم 3000 سال پيش ريش داشت ... 6 كيلو بقول دوستانتان :p كورش هم سه هزار سال پيش موحد بود حكومتي كاملا ديني داشت . اگر دوست داري رهبران و مردم ريش را هشت تيغ بزنند و صورتهائي چروك و تا خورده داشته باشند برو به روم ... ! اينجا ايران است آقا اشتباهي آمده اي ...

اين اشاره به ريش گذاشتن صدام بود
در ايران احتمالاً برعكس خواهد شد.
اين منظور من بود ولي شما هوش كافي
براي فهم نكته ئ طنز نداشتيد! طبق معمول !:smile58:

صبح
Wednesday 7 July 2004, 07:28PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

اين اشاره به ريش گذاشتن صدام بود
در ايران احتمالاً برعكس خواهد شد.
اين منظور من بود ولي شما هوش كافي
براي فهم نكته ئ طنز نداشتيد! طبق معمول !:smile58:

آره چون صدام ريش داشت ولي هميشه بي ريش بود ، ودوباره بعد از مثلا آن فرارها و ثبات ريشش را تراشيد . اين ربط دارد به رهبر ما كه هميشه ريش داشته است و اگر گرفتار خصم دون شود ريشش را خواهد زد . يعني چون صدام ريش گذاشته رهبر ما ريشش را مي تراشد . چقدر سازمان يافته و منظم :p

چقدر رابطه منطقي پيدا مي شود :smile58: :D :p اصلا اگر توانستيد اينجا رابطه منطقي پيدا كنيد كه فبها وگرنه پوزه كافكا و هدايت را به خاك ماليده ايد و تمام عيار يك " گرگور عبد الكافكا " شده ايد . البته اگر به مرحله خودكشي رسيديد خون شما گردن من نيست . :D خود دانيد .

مزدك بامداد
Friday 9 July 2004, 01:43PM
نوشته شده بوسيله صبح


آره چون صدام ريش داشت ولي هميشه بي ريش بود ، ودوباره بعد از مثلا آن فرارها و ثبات ريشش را تراشيد . اين ربط دارد به رهبر ما كه هميشه ريش داشته است و اگر گرفتار خصم دون شود ريشش را خواهد زد . يعني چون صدام ريش گذاشته رهبر ما ريشش را مي تراشد . چقدر سازمان يافته و منظم :p

چقدر رابطه منطقي پيدا مي شود :smile58: :D :p اصلا اگر توانستيد اينجا رابطه منطقي پيدا كنيد كه فبها وگرنه پوزه كافكا و هدايت را به خاك ماليده ايد و تمام عيار يك " گرگور عبد الكافكا " شده ايد . البته اگر به مرحله خودكشي رسيديد خون شما گردن من نيست . :D خود دانيد .

جناب صبح كاذب !
من اصراري ندارم كه شما سخنان مرا بفهميد!:D:smile58: