PDA

نمايش نسخه نهائي : زبان گرجی ქართული ენა


erekle
Wednesday 15 April 2009, 07:55PM
http://3.bp.blogspot.com/_nRoxNyzauuM/SeSsqpVaYBI/AAAAAAAABlE/HxyCeuzwmms/s200/ck1.jpg (http://3.bp.blogspot.com/_nRoxNyzauuM/SeSsqpVaYBI/AAAAAAAABlE/HxyCeuzwmms/s1600-h/ck1.jpg)
14 آوریل روز بزرگداشت زبان گرجی است.
14 آوریل 1978 زمانیکه شورای عالی دست نشانده درصدد تایید قانون اساسی جامع شوروی بود که در آن بند مربوط به زبان رسمی کشور "غیب" شده بود، در تفلیس تظاهرات گسترده ای از جلوی دانشگاه دولتی تفلیس تا مقر شواری عالی برگزار شد.
اوضاع برای دولت غیر قابل کنترل در آمده بود، رئیس وقت شورای عالی کمونیستی، ادوارد شواردنادزه نزد مردم در جلوی ساختمان شورا آمد و آنها را به آرامش دعوت کرد. نه تنها قول مساعد کارساز نشد که تهدیدها و دستگیری ها نیز راه به جایی نبردند. رهبران شورای عالی گرجستان متوجه این امر شدند که فقط دو راه در پیش رو دارند- خونریزی و یا تسلیم شدن ولی تصمیم گیری نهایی در مسکو صورت می گرفت. رفیق ادوارد شواردنادزه به ساختمان برگشته و گزارشی به مسکو داد، مسکو نیز با در نظر گرفتن شرایط تسلیم خواست مردم شد.
این پیروزی بزرگ ملت گرجی بود- رژیم کمونیستی را مجبور به تغییر تصمیم خود کرد- زبان گرجی بعنوان زبان رسمی جمهوری شوروی گرجستان توسط قانون اساسی شناخته شده بود. 14 آوریل روز جشن ملی است- روز زبان مادری.
ایلیا چاوچاوادزه می گوید: "سه گنج آسمانی از اجدادمان مانده است: میهن، زبان، دین. اگر این ها را مواظبت نکنیم، چه انسانهایی خواهیم بود، چه پاسخی به آیندگان خواهیم داد؟ دیگران را نمی دانم ولی ما حتی از پدر خود به خاطر با خاک یکسان شدن زبان مان نخواهیم گذشت. این امری است خدایی، دارایی و ثروتی عام، به آن انسان گناهکار نباید نزدیک شود..."
در مورد زبان تاریخ زبان گرجی و قدمت تاریخی آن قبلا در اینجا (http://pepella.blogspot.com/2008/04/9-9-1989.html) و اینجا (http://pepella.blogspot.com/2009/02/history-of-georgian-alphabet.html) گفته ام.
source: wikipedia (http://ka.wikipedia.org/wiki/%E1%83%A5%E1%83%90%E1%83%A0%E1%83%97%E1%83%A3%E1%83%9A%E1%83%98_%E1%83%94%E1%83%9C%E1%83%90)
«სამი ღვთაებრივი საუნჯე დაგვრჩა ჩვენ მამა-პაპათაგან: მამული, ენა, სარწმუნოება. თუ ამათ არ ვუპატრონეთ, რა კაცები ვიქნებით, რა პასუხს გავსვემთ შთამომავლობას? სხვისა არ ვიცით და ჩვენ კი მშობელ მამასაც არ დავუთმობდით ჩვენ მშობლიურ ენის მიწასთან გასწორებას. ესა საღმრთო რამ არის, საზოგადო საკუთრებაა, მაგას კაცი ცოდვილის ხელით არ უნდა შეეხოს…»

از pepella.blogspot.com

erekle
Monday 11 May 2009, 06:33PM
سرگوگئورگویچ گامدلیشویلی («سرگوگرجی»)
نقش گرجيان در انقلاب مشروطيت ايران كمتر شناخته شده است . تعداد زيادي از داوطلباني كه از شهر تفليس براي شركت در نبرد بر عليه محمد علي شاه به ايران آمدند ارمني و يا تاتار (مسلمان) بودند.بعدها تعدادي از اين مهاجرين حوادث نا خوشايندي را مرتكب شدند . اما تعداد گرجيان كمتر ، تحركاتشان وسيعتر و نبردهايشان موثر و خالصانه تر بود و جداي از اعتقادات و مشي عقيدتيو وابستگيهاي گروهي (منشويك و بلشويك) آنهاگروهي آرمان خواه آزاديخواه بودند كه از روي اعتقاداتشان و از صميم قلب ميجنگيدند و سرانجام نيز بسياري از آنها از ميان رفتند سرگو گرجي يكي از اين انقلابيون است كه سرانجام دستگير و به دست نيروهاي تزاري اعدام شد .شرح زير داستان زندگينامه وي است كه با اندكي دخل و تصرف از كتاب پيشينه هاي اقتصادي-اجتماعي جنبش مشروطيت و انكشاف سوسيال دموكراسي نوشته خسرو شاكري آورده شده است:
سرگو، متولد 1882/1261 در آولوی، دهکده ای در حوزه ی فرمانداری تفلیس (در حال حاضر منطقه ی کارتلی جمهوری گرجستان)، یکی از شش پسر دهقانی به نام گرگوری کیخسرو – ویچ گامدلیشویلی بود، که تنها دو تن از آنان، سرگو و یاسون، کودکی را پشت سر گذاشتند. سرگو در 1899/1278 ، پس از اتمام دبیرستان، درگوری، برای دیدن دوره ی دو ساله مخابرات وارد یک دانشکده ی فنی در تفلیس شد. سپس از یک مرکز مخابرات محلی در سیگناخی (سيغناغي) مشغول به کار شد.
به خدمت نظام که فراخوانده شد، نخست در اودسا و سپس در رازایاسک استقرار یافت. در سال 1904/1283 که جنگ بین روسیه و ژاپن درگرفت، به جبهه ی منچوری اعزام شد. در جریان نبرد معلول شد و تجربیات نظامی اش او را بر آشفته ساخت. این بود که پس از ورودش به مسکو در سال 1905/1284 به فعالیت سیاسی روی آورد و در جریان شورش انقلابی در سنگرهای خیابانی جنگید. در 1906 به گرجستان بازگشت و با استفاده از تجربیاتش در جنگ روسیه و ژاپن و قیام مسکو، کار انقلابی در میان دهقانان ایالت بومی اش را آغازید. از پذیرش سمتی در اداره پست تفلیس خودداری کرد و رهسپار باکو شد. در آن جا در میان کارگران نفت حوزه های بالاخانی و صابونچی، که بسیاری از مهاجران ایرانی در آن ها کار می کردند، به فعالیت پرداخت. درنتیجه، پلیس تزاری او را بازداشت کرد. در فوریه 1908/ بهمن 1286 محاکمه و به ناحیه اُولُونتسکی تبعید شد. اما در خرداد ماه به باکو بازگشت و چند ماهی در آن جا ماند تا این که کمیته ی باکو حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه در آخر پاییز 1287 او را به ایران فرستاد. او و رفقای قفقازی اش در خانه ی معزالسلطان سردار محيی مخفیانه زندگی می کردند. گامدلیشویلی یکی از گروه هفت نفره ی قفقازی هایی بود که در 19 بهمن 1287 به مرکز حکومتی حمله بردند و آن را به تصرف در آوردند (اين حمله مقدمه تسخير رشت را به دنبال داشت). پس از تصرف رشت، سرگو در نبردهای قزوین و سپس تهران، که منجر به پایان یافتن سلطنت محمد علی شاه شد، شرکت جست. او در این نبردها تحت فرماندهی اسمی سپهدار اعظم (سپهدار تنکابنی) قرار داشت؛ او و رفقای هم رزمش سپهدار را دیده و به «ایوان مخوف» تشبیه کرده بودند. پس از خروج محمد علی شاه از ایران، سرگو چند ماهی در تهران ماند و سپس در پاییز 1288 به باکو و از آن جا به تفلیس بازگشت.
او که در تفلیس به صورت مخفی زندگی می کرد، خاطرات انقلابی اش را در ایران در یک سلسله مقاله در روزنامه ی سوسیال دموکرات گرجی آخالی اسخیوی (از فوریه تا مارس 1910) با عنوان تاریخ جنبش ایران منتشر کرد. او مقالاتش را «سرگوگرجی» امضا ميكرد. تا نگارش کتاب چیپاشویلی مورخان شوروی نوشته های او را به سرگو ارژونیکیدزه نسبت می دادند.
مقالات او نه تنها وضعیت اقتصادی و سیاسی ای را که به هنگام اقامت در گیلان، قزوین، و تهران به چشم دیده یا دریافته بود تشریح می کرد، بلکه شرح زندگی و نگرش مردم معمولی و رهبران سیاسی را که او در طول حدود ده ماه اقامتش در ایران مشاهده کرده بود، و همچنین رخدادهای انقلابی گیلان، قزوین و تهران را که او خود در آن ها شرکت جسته بود، در بر می گرفت. او گزارش های مفصل و دست اولی از نبردهایی به دست می دهد که مجاهدین ایرانی – قفقازی در سر راهشان تا تهران در آن ها شرکت کرده بودند. از رشت تا رستم آباد و رودسر، تا یوزباشی چای نزدیک قزوین، طی نبردهای خیابانی در قزوین، و از قزوین تا دهکده ی شاه آباد، که از آن جا ضربه نهایی به قدرت شاه در تهران وارد آمد. سرگوگوجی دریافت خود را از دودلی هایی بیان می دارد که همراهانش از خود بروز می دادند؛ آنان فرآیندانقلابی را درک نمی کردند و پس از نبردهای قزوین باعث ناامیدی و بازگشت بسیاری از دواطلبان قفقازی شدند. او همچنین طی گزارش های روز به روز، جزئیات صریحی را درباره ی دشواری های نبرد تا نشستن احمد شاه به جای پدرش به دست می دهد.
سرگو و رفقای هم رزمش سدارک زاریدزه و کاکوکورینتلی سر راهشان به روسیه از سوی پلیس سیاسی بازداشت و در زندان اکاترینودار زندانی و در نوامبر 1910 در آن جا اعدام شدند. iranvagorjestan.blogfa.com/ (http://iranvagorjestan.blogfa.com/)

erekle
Monday 11 May 2009, 06:35PM
شیر و خورشید چگونه بهم پیوسته اند
یک سند تاریخی داستان پیدایش شیر و خورشید و زمان و تاریخ آنرا برای ما آشکار می سازد. این سند نوشته ابن عبری تاریخ نگار، و دانشمند معروف است که در کتاب "مختصر تاریخ الدول" و درخور همه گونه شگفت است که چنین سندی از چشمها پنهان مانده و کسی تاکنون به حل معمای شیر و خورشید برنخواسته و میدان برای آنگونه افسانه ها و پندارها باز شده است. خاندان سلجوقیان که در بخشی از آسیای کوچک فرمانروا بودند مشهور است. ابن عبری درباره غیاث الدین کیخسرو، پسر علاالدین کیکاوس که از پادشاهان آن خاندان و دومین کیخسرو از ایشان است و در سال 634 هجری بجای پدر خود به پادشاهی یافته بود، می نویسد که او دختر پادشاه گرجستان را بزنی گرفت. در آنزمان زیبایی زنان گرجستان بویژه زیبایی شاهزادگان گرجی در سراسر شرق و غرب شهرت یافته و بسیاری از فرمانروایان دور و نزدیک از مسلمان و ترسا زن از آن خاندان می گرفتند در این باره داستانهایی در تاریخ است که فرصت یاد کردن نداریم.
ابن عبری می گوید، کیخسرو شیدای رخسار دلارای شاهزاده خانم گرجی گردیده، دل و دین و تاب و توان از دست داد و بفرمان عشق می خواست روی درهم و دینار را با نقش آن رخسار دلارا بیاراید. نزدیکان کیخسرو بپاس اسلام رأی بدین کار نمی دادند، ولی چون او پافشاری داشت، چنین تدبیر اندیشیدند که صورت شیری نگاشته و روی همچون خورشید آن شاهزاده گرجی را همچون خورشیدی بر فراز آن بنگارند که هم دلخواه کیخسرو انجام گرفته و هم مردم پی به حقیقت کار نبرده و چنین پندارند که مقصود نقش صورت طالع پادشاه است.
مقصود ابن عبری نکوهش کیخسرو است که چرا بدانسان زبون عشق زنی بوده. بر ابن عبری باید بخشود، زیرا او از زیر چرخشت استخوانهای عشق در نیامده بود و از اندیشه خام و دل بیدرد بهتر از این چه تراود؟ بلکه باید خورسند بود که او بدین نکوهش برخاسته که ما از سخنانش بدینسان سود برداشته و دشوار تاریخی خود را آسان می سازیم. و چون او در آغاز جوانیش زمان کیخسرو را دریافته و زادگاهش نیز ملطیه یکی از شهرهای آسیای کوچک بوده، از اینرو در تاریخ سلجوقیان روم، بویژه در سرگذشت و داستان کیخسرو و جانشینانش بینا و آگاه بوده. و آنگاه که او یکی از مؤلفان دانشمند است که پیرامون گزافه نمی گردد و از اینجا سخن او بسی استوار و از نظر تاریخ ایران در خور ارزش بسیار است.
گذشته از آنکه دانه های بسیاری از آن سکه کیخسرو با نقش شیر و چهره خورشیدوار شاهزاده خانم گرجی در دست است که از جمله دانه ای در تصرف نگارنده است. خود این سکه بر استواری گفته ابن عبری بهترین دلیل است. زیرا کسانیکه در فن سکه شناسی دست دارند می دانند که پیش از این سکه های کیخسرو هرگز سکه ای با نقش شیر و خورشید دیده نشده و این سکه ها نخستین سکه با نقش مزبور می باشد و چون از هر حیث با نوشته ابن عبری درست می آید از اینجا استواری آن نوشته هویداست.
باید گفت شیر و خورشید چون پدید آورده عشق است، چه بهتر از اینکه بهره ایران سرزمین شاعران گردیده. زیرا نقش مزبور شعر و داستانش هم شعر است. انوشه روان شاهزاده گرجی که زیبایی رخسار او چنین نقش شگفتی پدید آورده و به ایران سرزمین ویس و رامین (افسانه ویس و رامین از زبان پارسی به زبان گرجی ترجمه یافته و پیش گرجیان بسیار معروف می باشد) ارمغان ساخته. ایران که بر همه سرزمینهای پیرامون خود عنوان استادی و آموزگاری دارد و سالیان دراز گرجستان زیبا یکی از جگر گوشه هایش بوده، نشان با این بنیاد تاریخی از هر حیث برتری دارد برآن نشانها که دولت های دیگر دارند و هرگز بنیادی برای آنها در تاریخ نتوان یافت

لینک مطلب:http://www.farhangsara.com/Shir_va_Khorshid.html (http://www.farhangsara.com/Shir_va_Khorshid.html)

erekle
Monday 11 May 2009, 06:36PM
شیر و خورشید چگونه بهم پیوسته اند
یک سند تاریخی داستان پیدایش شیر و خورشید و زمان و تاریخ آنرا برای ما آشکار می سازد. این سند نوشته ابن عبری تاریخ نگار، و دانشمند معروف است که در کتاب "مختصر تاریخ الدول" و درخور همه گونه شگفت است که چنین سندی از چشمها پنهان مانده و کسی تاکنون به حل معمای شیر و خورشید برنخواسته و میدان برای آنگونه افسانه ها و پندارها باز شده است. خاندان سلجوقیان که در بخشی از آسیای کوچک فرمانروا بودند مشهور است. ابن عبری درباره غیاث الدین کیخسرو، پسر علاالدین کیکاوس که از پادشاهان آن خاندان و دومین کیخسرو از ایشان است و در سال 634 هجری بجای پدر خود به پادشاهی یافته بود، می نویسد که او دختر پادشاه گرجستان را بزنی گرفت. در آنزمان زیبایی زنان گرجستان بویژه زیبایی شاهزادگان گرجی در سراسر شرق و غرب شهرت یافته و بسیاری از فرمانروایان دور و نزدیک از مسلمان و ترسا زن از آن خاندان می گرفتند در این باره داستانهایی در تاریخ است که فرصت یاد کردن نداریم.
ابن عبری می گوید، کیخسرو شیدای رخسار دلارای شاهزاده خانم گرجی گردیده، دل و دین و تاب و توان از دست داد و بفرمان عشق می خواست روی درهم و دینار را با نقش آن رخسار دلارا بیاراید. نزدیکان کیخسرو بپاس اسلام رأی بدین کار نمی دادند، ولی چون او پافشاری داشت، چنین تدبیر اندیشیدند که صورت شیری نگاشته و روی همچون خورشید آن شاهزاده گرجی را همچون خورشیدی بر فراز آن بنگارند که هم دلخواه کیخسرو انجام گرفته و هم مردم پی به حقیقت کار نبرده و چنین پندارند که مقصود نقش صورت طالع پادشاه است.
مقصود ابن عبری نکوهش کیخسرو است که چرا بدانسان زبون عشق زنی بوده. بر ابن عبری باید بخشود، زیرا او از زیر چرخشت استخوانهای عشق در نیامده بود و از اندیشه خام و دل بیدرد بهتر از این چه تراود؟ بلکه باید خورسند بود که او بدین نکوهش برخاسته که ما از سخنانش بدینسان سود برداشته و دشوار تاریخی خود را آسان می سازیم. و چون او در آغاز جوانیش زمان کیخسرو را دریافته و زادگاهش نیز ملطیه یکی از شهرهای آسیای کوچک بوده، از اینرو در تاریخ سلجوقیان روم، بویژه در سرگذشت و داستان کیخسرو و جانشینانش بینا و آگاه بوده. و آنگاه که او یکی از مؤلفان دانشمند است که پیرامون گزافه نمی گردد و از اینجا سخن او بسی استوار و از نظر تاریخ ایران در خور ارزش بسیار است.
گذشته از آنکه دانه های بسیاری از آن سکه کیخسرو با نقش شیر و چهره خورشیدوار شاهزاده خانم گرجی در دست است که از جمله دانه ای در تصرف نگارنده است. خود این سکه بر استواری گفته ابن عبری بهترین دلیل است. زیرا کسانیکه در فن سکه شناسی دست دارند می دانند که پیش از این سکه های کیخسرو هرگز سکه ای با نقش شیر و خورشید دیده نشده و این سکه ها نخستین سکه با نقش مزبور می باشد و چون از هر حیث با نوشته ابن عبری درست می آید از اینجا استواری آن نوشته هویداست.
باید گفت شیر و خورشید چون پدید آورده عشق است، چه بهتر از اینکه بهره ایران سرزمین شاعران گردیده. زیرا نقش مزبور شعر و داستانش هم شعر است. انوشه روان شاهزاده گرجی که زیبایی رخسار او چنین نقش شگفتی پدید آورده و به ایران سرزمین ویس و رامین (افسانه ویس و رامین از زبان پارسی به زبان گرجی ترجمه یافته و پیش گرجیان بسیار معروف می باشد) ارمغان ساخته. ایران که بر همه سرزمینهای پیرامون خود عنوان استادی و آموزگاری دارد و سالیان دراز گرجستان زیبا یکی از جگر گوشه هایش بوده، نشان با این بنیاد تاریخی از هر حیث برتری دارد برآن نشانها که دولت های دیگر دارند و هرگز بنیادی برای آنها در تاریخ نتوان یافت

لینک مطلب:http://www.farhangsara.com/Shir_va_Khorshid.html (http://www.farhangsara.com/Shir_va_Khorshid.html)

erekle
Tuesday 12 May 2009, 05:55PM
http://static.flickr.com/25/63112794_cb3848735d.jpg











آ

(مکان) ადგილი



ب

ბატონი(آقا)



گ

გაგება(فهمیدن)



د

დაბალი(کوتاه)



اِ

ეზო(حیاط)



و

ვაშლი(سیب)



ز

ზეგ(پس فردا)



ت

თაფლი(عسل)



ای

იხვი(مرغابي)



ک

კარგი(خوب)



ل

ლაქა(لكه)



م

მამა(پدر)



ن

ნამგალი(داس)



اُ

ოთხი (چهار)



پ

პაპა(پدر بزرگ)



ژ

ჟეჟვა(له کردن)



ر

რვა(هشت)






س

სად(کجا؟)



ت

ტვინი(مغز)



او

უფროსი(رئیس)



پ

ფასი(قيمت)



ک

ქალი(زن)



غ

ღრუბელი(ابر)



ق

ყიდვა(خریدن)



ش

შაბათი(شنبه)



چ

ჩემი(مال من)



تس

ცრემლი(اشک)



دز

ძმა(برادر)



تس

წერა(نوشتن)



چ

ჭა(چاه)



خ

ხე(درخت)



ج

ჯიბე(جيب)



ه

ჰო(آری ، بله)

erekle
Thursday 28 May 2009, 07:49AM
دیروز سالگرد استقلال جمهوری دموکراتیک گرجستان (http://en.wikipedia.org/wiki/Democratic_Republic_of_Georgia)و احیای آن (http://pepella.blogspot.com/2007/05/blog-post_26.html) در سال 1990 توسط رئیس جمهور وقت، زویاد گامساخوردیا بود. به همین مناسبت تقریبا همه ساله سفارت گرجستان در ایران مهمانی شامی برای گرجی های ساکن در ایران برگزار می کند. البته تاکنون این مهمانی فقط با حضور گرجی های مشهور بنام "فریدونشهری" Fereidnelebi برگزار شده است و گرجی های شهرهای دیگر ایران مانند شهرهای شمالی نماینده ای در این گونه مهمانی ها نداشته اند. که این ممکن است بدلیل عدم آشنایی و فعالیت و علاقه مردم دیگر شهرها با رایزنهای فرهنگی سفارت داشته است. کمااینکه در جلسه دیشب در این خصوص نیز اطلاع داده شد که ارتباط فرهنگی بیشتری با قشر فرهنگی(همچون نویسندگان و شاعران) آن منطقه برقرار شده است.
بهر حال مهمانی سالگرد استقلال گرجستانی در زمانی برگزار می شود که سفیر جدید معرفی شده به وزارت امورخارجه ایران هنوز تایید نشده است و به احتمال زیاد این امر به بعد از انتخابات ایران موکول شود.
همچنین در آنسوی مرز در سرزمین اصلی اوضاع سیاسی متشنج همچنان توسط مخالفان دولت ادامه داشته و با اینکه طبق نظر خبرگزاری ها مردم از این شرایط خسته شده اند، باز میتینگ های آنها و سد معبر کردنها داخل شهر ادامه دارد.

"ყველა ადამიანს თავისი ხვედრი და აზრი გააჩნია, მაგრამ ეს იმას არ ნიშნავს, რომ მან ეს აზრი აუცილებად უნდა განახორციელოს. უნდა განხორციელდეს უკეთესი აზრი, ამიტომ ადამიანებმა სხვებს უნდა მოუსმინონ და არა ერთს. ერთ ბრძენ კაცს ჰკითხეს, "რა არის ყველაზე საშიშიო", მან უპასუხა, "კატეგორიული აზროვნებაო".

دیروز در طی مراسم دعای برگزار شده توسط ایلیای دوم (اسقف اعظم گرجستان) به مناسبت همین روز، سخنانی توسط ایشان ایراد شد. او از طرفین "مخاصمه" خواسته است که از "درخواست های مطلق (جزمی)" دوری کنند. "تمام انسانها دارای دید و نظری خاص خود می باشند ولی این به آن معنی نیست که باید نظر وی عملی شود. بایستی نظر و دیدگاهی جامه عمل بپوشد که بهترین آنها باشد و به همین خاطر است که انسانها باید به نظر دیگران نیز گوش دهند و فقط به یک نفر اکتفا نکنند. از حکیمی پرسیدند، "خطرناک ترین برای آدمی چیست؟ وی پاسخ داد: تفکر مطلق."
او در این مراسم دعا و نیایش سعی کرد اپوزیسیون را به آرامش و مذاکره دعوت کند، اما از آنجاییکه همه چیز برعکس است، آنها اعلام کردند که این سخنان ایلیای دوم نیست و قرار بود که وی از سااکاشویلی درخواست کناره گیری کند ولی بر اثر فشار سخنانش را تغییر داد!!!
ظاهرا این اپوزیسون گرجی هم جاییکه به نفعش باشد از ایلیا هزینه می کند و جاییکه به "ضررش" باشد وی را آدمی تحت فشار می خواند.
http://4.bp.blogspot.com/_nRoxNyzauuM/Sh1YA5r13YI/AAAAAAAABn8/CcfuA4XCTzA/s200/00363s.jpg (http://4.bp.blogspot.com/_nRoxNyzauuM/Sh1YA5r13YI/AAAAAAAABn8/CcfuA4XCTzA/s1600-h/00363s.jpg)

همه ساله در این روز در تفلیس مراسم جشن و راهپیمایی و گرهمایی و رژه ارتش گرجستان در برابر کاخ پارلمان برگزار می شد. امسال به خاطر اعتصاب اپوزیسیون و سد معبر در جلوی پارلمان این مراسم به گفته دولت به خاطر مسایل امنیتی برگزار نشد. با اینحال دیگر دیدارهای برنامه ریزی شده با مردم و مراسم گوناگون با حضور سااکشویلی در حال جریان است.
برخلاف اخبار منتشر شده در رسانه ها زندگی در تفلیس فلج نشده است و مردم همچنان به زندگی عادی خود ادامه می دهند. البته به غیر از سد معبر در 10 روز پیش در جلوی ساختمان تلویزیون دولتی که باعث ناراحتی و نارضایتی مردم برای عبور و مرور شده بود، زندگی روال عادی دارد.
برمی گردم به مهمانی دیشب در سفارت گرجستان که به میزبانی رایزن و کنسول سفارت برگزار شد. بدلیل اینکه در یکی از روزهای کاری و وسط هفته این مهمانی تدارک دیده شده بود، تعداد بسیار کمی در حدود 24 نفر از شهرهای اصفهان، فریدونشهر و تهران حضور داشتند. در این بین 6 نفر خانم بودند. (قبلا در این گونه مهمانی ها همشهریان عزیز خانم ها را با خود نمی بردند!!)
مهمانی بسیار کوچک و در واقع خودمانی بود. رایزن سفارت با مطرح کردن کارهای فرهنگی و روابط ایجاد شده بین دو کشور خبر از برگزاری دو نمایشگاه فرهنگی جدید در اوایل تابستان در تهران خبر داد.
یکی نمایشگاه نقاشی اختصاصی یک هنرمند گرجی است در فرهنگسرایی در منطقه نیاوران و دیگر نمایشگاه عکس های قدیمی است که در یکی از آرشیوهای موزه کاخ گلستان موجود بوده و شامل عکس های قرن 19 تفلیس و نوع پوشش های مردم آنزمان گرجستان می باشد.
همچنین در مورد گرجی های ساکن در شهرهای شمالی ایران مخصوصا در بهشهر مازندران مطالبی گفته شد و از علاقه آنها نسبت به تاریخ و فرهنگ گرجی نیز سخن به میان آمد.
رایزن سفارت اعلام کرد که امیدوار است که در سالهای اتی با داشتن محلی مناسب، بزرگتر و شرایط ان برای برگزاری چنین مراسمی از گرجی های شهرهای شمالی نیز دعوت شود.
برای دوستان گرجی زبان که توانایی خواندن زبان گرجی دارند مطلب این سایت (http://children.iatp.ge/istoria/tarigebi/26maisi.htm) نیز در خصوص روز استقلال مفید خواهد بود گو اینکه در یکی از لینکهای اول مطلب به یکی از نوشته های خودم (http://pepella.blogspot.com/2007/05/blog-post_26.html) درباره این روز اشاره کرده ام.
pepella.blogspot.com/

erika
Thursday 28 May 2009, 12:42PM
ممنون از اطلاعات تون
خیلی خوب بودن:smile07:

erekle
Wednesday 23 September 2009, 06:10PM
کشف قدیمیترین نخ جهان در گرجستان (http://pepella.blogspot.com/2009/09/blog-post_21.html)




باستان شناسان گرجی با همکاری باستان شناسان عبری و دانشگاه هاروارد در غار معروف زوزونا در شمال مرکزی گرجستان (شهر چیاتورا در نزدیکی روستای mghvimevi)، قدیمیترین نخ ریسیده شده را با قدمت 34هزار سال کشف کردند. این کشف در روز 16 سپتامبر در موزه ملی گرجستان رونمایی شد.
غار زوزونا برای اولین بار در سال 1966 کشف گردید. در اکتشافات غار به سلاح های سنگی، صنایع دستی و اجساد حیوانات با قدمت 34هزار تا 11هزار سال پدیدار گشت.
امروزه باستان شناسان درصدد آن هستند تا راههای مهاجرت انسان امروزی و جهت آن را در قفقاز جنوبی تعیین کنند.
تاکنون تصور می شد که قدیمیترین نخ ریسیده شده البته با گیاه گزنه حدود 29 هزار ساله بوده است. این قطعه نخ ساده در جمهوری چک (Dolni Vestonice) یافته شده است.
در مقایسه با جمعیت های قدیمی تر ابداع این نخ مشخصه انسان امروزی است. اختراع نخ احتمالا به پیشرفت نوع حمل و نقل در زمانهای اولیه کمک کرده است.
جنس این نخ ها از کتان وحشی است. برخی از این نخ ها بنظر رنگی هستند که با رنگدانه های طبیعی مخصوص آن منطقه رنگ شده اند. محدوده رنگ ها از زرد، قرمز، آبی، بنفش، سیاه و سبز تشکیل شده است. وجود نخ ها رنگی نشانگر آن است که ساکنین این غار به تولید پارچه های رنگی مشغول بودند. همچنین شواهدی بر به عمل آوردن پوست و چرم بدست آمده است.
بطور کل، گروه باستان شناسی توانست 787 قطعه نخ را در غار زوزونا کشف کند.
مجله ساینس در نسخه تاریخ 11 سپتامبرمقاله کاملی به این کشف اختصاص داده است.
منبع: pirweli (http://pirweli.com.ge/index.php?option=com_content&task=view&id=33176&Itemid=1)



چنین نوشت pepella در 2:17 PM (http://pepella.blogspot.com/2009/09/blog-post_21.html)

elia goog
Friday 23 October 2009, 02:27AM
سلام وقت بخیر
اگر امکان داره لطف کنید زبان محاوره گرجی رانیز آموزش دهید
با تشکر

negar66
Wednesday 28 October 2009, 10:55AM
وای چقدر سخته:eek:

ساز دهنی
Wednesday 28 October 2009, 11:02AM
اين جملات به گرجي ميشن چي؟:D
دزد خودتي ؟
دوست دارم ؟
برو بمير ؟

nader38
Wednesday 28 October 2009, 09:09PM
:smile07:سلام لطفا جمله ها و کلمات عاشقانه از زبان گرجی بزارین ممنون میشم.Gaxotuna

nader38
Saturday 31 October 2009, 11:08PM
وای چقدر سخته:eek:

سلام نگار 66 عزیز به نظر من اکه عاشق یه چیزی بشی اونو به دست میاری من که پیشرفت خوبی در یادگیری زبان گرجی دارم.چون عاشق...........:smile07::smile06:

negar66
Saturday 14 November 2009, 09:27AM
سلام نگار 66 عزیز به نظر من اکه عاشق یه چیزی بشی اونو به دست میاری من که پیشرفت خوبی در یادگیری زبان گرجی دارم.چون عاشق...........:smile07::smile06:

سلام خوبی آقا نادر:smile07:
چون عاشق.....:confused:

nader38
Sunday 15 November 2009, 08:53PM
سلام خوبی آقا نادر:smile07:
چون عاشق.....:confused:

سلام نگار 66 عزیز بله خوبم.چون من عاشق :smile06: شدم یه گرجی مهربان و دوست داشتنی.gaxotoneh.jemilemazi

negar66
Monday 16 November 2009, 11:53AM
خوبه خدارو شكر اميدوارم تا آخر عمرتون اين عشق پايدار باشه:)

erekle
Sunday 6 December 2009, 08:13AM
شنبه 14 آذر ماه سال 1388آغاز هفته کتاب ایران در گرجستان
بنابه اعلام روز پنجشنبه واحد مطبوعاتی سفارت جمهوری اسلامی ایران در تفلیس این مراسم روز گذشته با سخنرانی بوریس گاگووا، رییس کتابخانه ملی گرجستان و با حضور جمعی از مسئولان نهادهای ایرانی و مقامات فرهنگی گرجستان در کتابخانه ملی گرجستان آغاز شد و بمدت یک هفته ادامه خواهد داشت.
مجتبی دمیرچی سفیر کشورمان طی سخنانی در این مراسم ضمن قدردانی از همکاریهای کتابخانه ملی گرجستان گفت: برگزاری هفته کتاب در ایران و برگزاری هفته ترجمه در گرجستان نشان دهنده عمق توجه و علاقه دو کشور به موضوع کتاب و نویسندگی است و برگزاری هفته کتاب ایران در گرجستان نمادی از امتداد تعاملات فرهنگی وادبی دو کشور درجهت معرفی ادبیات غنی نویسندگان دو کشور به یکدیگر است.
آقای تسیکلاوری نماینده مجلس و رییس گروه دوستی پارلمانی دو کشورگرجستان و ایران نیز ضمن ابراز خرسندی از برگزاری این برنامه و با اشاره به روابط رو به رشد دو کشور ، بر نقش اینگونه برنامه ها در توسعه روابط دو کشور تاکید کرد و لزوم استمرار اینگونه برنامه ها را یادآور شد.
در این برنامه که در چارچوب توسعه روابط فرهنگی دو کشور برگزار می شود، نمایشگاه کتاب ، صنایع دستی و تصاویری از مناطق دیدنی ایران امروز به نمایش گذاشته شده است.
همچنین در نشست ادبی که به همین مناسبت در محل سالن اصلی کتابخانه ملی با حضور دو تن از نویسندگان و شعرای برجسته کشورمان و نویسندگان گرجی انجام شد، احسان خزاعی رایزن فرهنگی سفارت در سخنانی کوتاهی گفت: روابط فرهنگی و ادبی ایرانیان و گرجیان فقط مربوط به قرون گذشته نیست و تا به امروز نیز ادامه دارد .
وی افزود: ترجمه اشعار و ادبیات معاصر ایران در این راستا بوده و دولت ایران همواره نسبت به پژوهش های انجام شده توسط محققین گرجی توجه خاصی داشته بطوریکه در سالهای اخیر دو جایزه مهم ادبی و برتر خود را تحت عنوان جایزه جهانی کتاب سال به دو ایرانشناس برجسته گرجی اهداء نموده است.
بگفته وی برگزاری این نشست ادبی نشاندهنده این مسئله است که دو کشور گرجستان و ایران به تلاشهای نویسندگان یکدیگر اهمیت میدهند.
همچنین مصطفی رحماندوست و حسین فتاحی از نویسندگان کشورمان در این نشست ادبی سخنرانی نموده و ضمن معرفی آثار و تالیفات و فعالیتهای تخصصی به سوالات حاضرین در مورد ادبیات معاصر ایران پاسخ دادند.
برگزاری هفته فرهنگی ایران در گرجستان که از پوشش خبری نسبتا وسیعی برخوردار بود با همکاری معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و انتشارات بین المللی الهدی(وابسته به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی) انجام می شود.

لینک مطلب:http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=824772 (http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=824772)

erekle
Sunday 6 December 2009, 08:22AM
"پوتین گفت- به شما برمی گردانیم პუტინმა თქვა - დაგიბრუნებთოოო... (http://pepella.blogspot.com/2009/11/blog-post_22.html)



http://1.bp.blogspot.com/_nRoxNyzauuM/SwkaNL95FnI/AAAAAAAABx0/MxDkCk3wmF4/s200/putin_vladimir_001.jpg (http://1.bp.blogspot.com/_nRoxNyzauuM/SwkaNL95FnI/AAAAAAAABx0/MxDkCk3wmF4/s1600/putin_vladimir_001.jpg)
17 نوامبر در مسکو خبری ناگهانی و عجیب در شهر پیچید و به مدد دستگاههای ارتباطی عصر حاضر بلافاصله به تفلیس مخابره شد. در این روز که تعدادی از اعیان و سیاستمداران و حاکمان دولتی روسیه برای بزرگداشت و تولد یوگنی پریماکوف گرد هم آمده بود تا در جشنی به همین مناسبت شرکت کنند توسط پوتین سورپرایز شدند. پوتین خبر از مناسباتی جدید در منطقه قفقاز می داد. گزارش این جشن از نگاه یک مجله اینترنتی گرجی- presa.ge (http://presa.ge/index.php?text=news&i=10962) بدنبال می آید:


یوگنی پرماکوف 80 ساله، آنطور که شاهدان تعریف می کنند، به خاطر "ماموریت قفقاز" محول شده به او با آشفتگی لبخند میزد. سخنرانی دراز و شدیداللحن "گرجی له" (پپلا-به طرفداری از گرجی ها) پوتین، آن اندازه "ناگهانی" و از قبل "برنامه ریزی شده" بود، که حاضرین و مفسران و تحلیلگران سیاسی را نیز در گرداب تعبیر فرو برد.
پوتین گفت:"خیلی خوب می دانم که هر آنچه را که الان در این سالن می گویم، بیرون برده خواهد شد، حتی بیشتر، من امید همین را دارم. در مورد یکپارچه سازی مجدد گرجستان قبلا تصمیم گیری شده است. این امر را ما می توانیم حل کنیم. حتی آقای پریماکوف می تواند به این مسئله رسیدگی کند."
در شرایط سیستم دولتی روسیه، سخنان این چنینی رهبر روسیه، طبق روال، تقریبا معادل اعطای حکم با اختیارات ویژه است و همین نیز تعجب پریماکوف سالخورده را برانگیخت.
این سخن (Toast) نخست وزیر در سالن، تحسین های به مرز هیستری رسیده را باعث شد. بلافاصله تماسهای تلفنی تمام سالن را فراگرفت، "پوتین گفت- به شما برمی گردانیم..." گرجی ها و طرفداران شان خوشحالی می کردند، بخشی از سرآمدان سیاسی روسیه و رسانه های دولتی برآشفته و سردرگم شدند.
آن قسمتی از حضار هم که خود را در دانش روابط عمومی حرفه ای می داند، می گوید، که پوتین برای شنیدن همه گفت که راه حل قفقاز دست ما است و "اگر بخواهد از آن جدا می کند و یا یکپارچه می کند".
همچنین نظر دیگری از طرف طرفدران سرسخت حکومتی ونخبگان روسی دارای نوستالژی دوران شوروی و مسحور پوتین که گفته شد که تحت این سخنان "رهبر ملی" (پپلا-منظور حزب ملی روسیه به رهبری مدودوف-پوتین است) برنامه های احیای امپراطوری شوراها را می بیند، جاییکه "گرجستان واحد" بصورت اسمی (صوری) معرفی خواهد شد.
جالب است که در گزارشهای تلویزیونی دولتی گرجستان دقیقا همین نظر اخیر غالب است. دلیل آن بسیار ساده است- استدلال های منتشر شده غیرمستقیم و نهانی- که پوتین آماده است اتحاد گرجستان را بصورت کنفدراسیون اجازه دهد به شرط خنثی بودن آنها و برکناری ساااکاشویلی.
برای اینکه به ریشه های چنین "توست طرفدار گرجی" برسیم، از هویت مهمانان و روند منجر شده به این مطلب را در جشن بررسی می کنیم:
سالن جشن های مرکز تجارت جهانی، بزرگداشت تولد 80 سالگی یکی از سنگین ترین وزنه های سیاسی روسیه، یوگنی پریماکوف... او همیشه در مورد خاطرات گذشته خود در تفلیس و عشق خود به گرجستان با احساسات صحبت می کند. مادرش دختری ارمنی- گرجی اهل تفلیس بود، همچنین همسر اولش گرجی بود. در بین مهمانان حضور افرادی گرجی و یا با ریشه گرجی چشمگیر بودند، حتی مهمانانی از گرجستان نیز حضور داشتند. از دیگر مهمانان "ارجمند" وزیر امورخارجه سابق که مادری گرجی دارد- آقای ایگور ایوانف، همچنین وزیر امورخارجه فعلی، سرگئی لاوورف که فامیل واقعی اش کالانتارووا است و پدرش نیز اهل تفلیس بوده است، و الیگارش معروف- شالوا برئوس هستند.
آکادمیسین ویکتور گلووانی (از گرجی های ساکن در مسکو) که با نظر خبرنگاران روسی زیباترین همسر را دارد، همچنین زوراب تسرتلی (پپلا-هنرمند مجسمه ساز مشهور جهانی -گرج)، تامارا گوردتسیتلی و نانی برگوادزه (پپلا- خوانندگان نامی گرجی) و اما رئیس میز و جشن کسی نبود جز دوست قدیمی و صمیمی پریماکوف، دکتر و جراح قلب اول مسکو، آقای داوید یوسلیانی (گرجی).
نخست وزیر پوتین، با تاخیری یک ساعت و نیمه به سالن رسید و در مکانی میان پریماکوف و رئیس سفره جای گرفت. در تمام مدت جشن رئیس سفره (تامادا) از پوتین بعنوان "نفر اول کشور" یاد می کرد که نه تنها" مورد خطاب" به آن اعتراضی نکرد که مطمئنا حضار نیز اعتراضی نکردند.
پیش درآمد "توست گرجی" را باید توست اول پوتین دانست که گفت:-"در تاریخ روسیه برگ های خونین بسیاری است اما آنها توسط تلاش "پریماکوفها" پایان می گیرند". پریماکوف هم این تمجید را بی پاسخ نگذاشت و نخست وزیر را "منجی روسیه" نامید.
جالب آنجاست که طبق گفته رسانه های روسی، پس از این پوتین شادمان شده و شروع به خواندن آوازی در مدح زادگاهش لنینگراد ( و نه پترزبورگ) می کند.
و اینک "زمان گفتن توست ژئوپلتیکی" است... پوتین توست را درست بعد از به پایان رسیدن ترانه روسی با خوانندگی خانم نانی برگوادزه همچون نمایشی از قبل تعیین شده به زبان آورد که پس از آن ترانه معروف "ای تفلیس" با صدای خانم نانی دنبال شد.
به محض پایان یافتن ترانه "ای تفلیس" پوتین جشن را ترک کرد و آنطور که تعریف می کنند با چهره ای بسیار بشاش و خرسند به هنگام خارج شدن از سالن نگاهی به مهمانان تلفن بدست کرد که اغلب آنها به تفلیس زنگ می زدند. پس از این مهمانی کمرنگ تر شد و مهمان نیز کم کم رفتند.
اولین تاثیر بر تمام سالن هیجان بود. محاسبه آنکه "آنها خود منتشر خواهند کرد" به تمامی به واقعیت پیوست. مهمانان شکاک بدون نتیجه تلاش می کردند دیگر مهمانان رومانتیک را با این استدلال مردد کنند که "به عروسکان خیمه شب بازی خود چه خواهد گفت".
علیرغم این، زود باورها و مهمانان غیرسیاسی چیزی را شنیدند که آرزو می کردند. گرچه چنین نظری نیز وجود داشت که "چیزی را که مایملک خود می دانیم، از آن ِ ما است، شما اگر با عقل رفتار کنید از طرف من می توانید در آینده امید خوشرویی و خیرات را داشته باشید."
اینطور است یا آنطور، "توست پوتین" آشکارا احتیاج به توضیح بیشتر از طرف گوینده خود دارد. سیاستمداران و رسانه های گرجی مستقلا به ان دست نخواهند یافت. گرچه دور از واقعیت نیست که در سخنرانی عمومی آینده خود، حتی در گردهمایی حزبی "روسیه واحد" پوتین خود مسئله گرجستان را، اما اینبار با ذهنی سلیم مطرح و بررسی کند.


روایتی دیگر از وبلاگ: jamestownfoundation (http://jamestownfoundation.blogspot.com/2009/11/putin-says-decision-on-reunification-of.html)


چنین نوشت pepella در 2:30 PM (http://pepella.blogspot.com/2009/11/blog-post_22.html)

pepella.blogspot.com

sakat
Sunday 3 January 2010, 12:02PM
اين جملات به گرجي ميشن چي؟:D
دزد خودتي ؟
دوست دارم ؟
برو بمير ؟

sakat
Tuesday 12 January 2010, 04:35PM
لطفا ايام هفته اسم روزها به زبان گرجي را به من بفرستيدممنون مي شم :smile22:

sakat
Tuesday 12 January 2010, 04:42PM
سلام اگه ممكنه اگر نرم افزار اموزش زبان گرجي در بازار هست مرا راهنماي كنيد

nasergorj
Monday 1 February 2010, 01:26PM
سلام به همه ادماي خوب و صادق فرقي نميكنه فا رس باشه يا گرجي يا هر زبون ديگه مسلمون باشه يا مسيحي يا هر دين ديگه كافيه هر چي رو برا خودش ميپسنده برا ديگران هم بپسنده و هر چي رو نمي پسنده برا ديگران هم نپسنده. دنبال دوستاي خوب و وفادار ميگردم اگه كسي كمكي در يادگيري زبان گرجي خواست اگه بتونم دريغ نميكنم.gaixaret yvelani.kargad iyavit da ibednieret

Dato
Tuesday 9 March 2010, 02:15PM
gamarjoba chemo qarTvelo Zmao erekle! me fereidneli qarTveli var, marto erTi saimaye dagvrCa fereidnel qarTvelebs dges, is rac Cveni qarTvelobas nishnavs da mec amit Zalian bedniers vgrZnob Tavs , Zalian gamixardeba shenTan kavshiri da erTmaneTis gacnoba, mgoni Tqven mushaobdeT saqarTvelos elchshi chemi elpostaa gugunashvili@gmail.com, damikavshirdi aucileblad Zalian mainteresebs rac meti qarTveli megobari myavdes! aba kargat
davit gugunashvili