PDA

نمايش نسخه نهائي : شگردهاي تبليغاتي مزدك وبه طور كلي كفار


sareban
Saturday 15 May 2004, 04:40PM
شگردهاي تبليغي مزدك وامثال مزدك:

;););)
اين جناب مزدك ما اگر چه خود اصولا با تبليغ براي مذهب مخالف است ولي عملا خود هميشه براي قانع كردن خواننده مجبور ميشود به شگردهاي تبليغي روي آورد واگر دقت كرده باشيد در همه تا پيكها به نحوي مجبور به تبليغات ضد طرف مقابل ميشود اساسا دوست داشتم يك بررسي كلي روي اين روشهاي منسوخ شده براي جلب نظر
خوانند ه بشود بلكه دست از مغالطات مكرر
وسفسطه هاي بي پايان خويش بردارد
اگر در سخنان او دقت كنيد هر يك ميتوانيد اين روشهاي تبليغي را به خوبي شناسايي كنيد واز همانجا بفهميد كه ديگر چاره اي جز به سيم آخر زدن نداشته و الا سعي نميكرد به اين روشهاي خلاف متعارف در بحث روي آورد
شگردها به طور كلي:

1_تكرار شعار عقل گرايي والقا اين مزلب كه طرف مقابل با عقل مشكل دارد ودينداري كاملا بي عقلي است در حالي كه خود هيچگاه به استدلالات عقلي طرف مقابل روي خوشي نشان نميدهد

2_ادعاي اينكه حرف شما سفسطه است ونميدانم مدام شمردن اقسام سفسطه ومتهم كردن ديگران به همه انواع سفسطه ومغالطه
در حالي كه در يكي از تاپيكها نميدانم كدوم بود ثابت كردم كه خود او عملا التزامي به حرفهاي خويش ندارد

3_دروغ وتزوير مطالب وجعل احاديث بر ضد شيعه رجوع كنيد به تاپيك تا عاشورا به روايت صاحب سفينه البحار

4_شركت در همه تا لارهاي گفتگو ايران كلابز نميدانم ايران كليك
گفتمان ونمي دانم پاتق وامثال آن براي اينكه با حضور فيزيكي در همه تالارها به طرف نا خوداگاه برساند جبهه بي ديني در همه جا بدون ترس حضور دارد چون مثلا حرفش حق است

5_ شركت در همه تاپيكهاي بك سايت گفتگو براي همان دليل ونيز به اين خاطر كه بقبولاند من سوادم در همه موضوعات است پس من حقم

6_ سعي بر اينكه هميشه پست آخر را در تاپيك او بزند اگر چه مثلا با يك آيكن خنده و يا مسخره باشد رجوع كنيد به تقريبا همه تاپيكهاي گذشته

7_ براي اينكه به طرف بقبولاند مثلا حرفهاي من بسيار عميق است وبايد شما روزها در باره آن فكر كنيد ولي من در مقابل يك روز هم كه به تالارها سر بزنم به هم صحبتهاي شما جواب ميدهم براي اين كار مثلا حضور كوتاه مدت در سايت ابزار خوئبي است مثلا يك روز جمعه ميآيم و همه شما را از دم تيغ علمم ميگدرانم

8_ براي اينكه وقت خود را بسيار با ارزش نشان دهد مدام ميگويد من وقت ندارم با امثال شما اين بحثها را بكنم ومثلا يك روز در هفته ميآيم

9_نخواندن اكثر صحبتهاي دوستان به طور كا مل ونفهميدن آنها در عين حال نقد كردن تا بقبولاند اگر چه حرفتان را خوانده ام ولي اين نقد بر شما وجود دارد در حالي كه از نقدش اصلا بوي خواندن حرف طرف
نمي آيد

10_اينكه مدام شبهه را در همه جا پخش كند حتي در بين كساني كه از بحثهاي علمي اساسا بدور هستند

sareban
Saturday 15 May 2004, 04:42PM
11_ مدام خود را در حال سائل نشان دادن و مجبور كردن طرف در قرار گرفتن در موضع جواب دهنده بودن و اين درحالي است كه خود هيچگاه قصد ندارد در اين موضع جوابگو باشد وبه سوالات بقيه وشبهات بقيه در مورد خودش جواب بگوبد

12_از موضع غرب حرف زدن ومدام تلقين كردن كه اسلام به طور كلي با همه دستاوردهاي غرب مخالف است وجالبتر اينكه خود را به جاي غرب جا زدن و ريختن بحث در اين سياق كه مخالفت با غرب يعني مخافت با مزدك مثلا

13_ مطرح كردن موضوعات بسيار زياد بحث نشده در پاسخ به يك مورد بحث خاص در حالي كه هيچ ارتباطي با بحث نداشته است

14_ استفاده از موضوعات به بحث كشيده نشده و يا حتي نفي شده در بحثهاي مختلف به صورتهاي مختلف

15_مرتيط كردن بحثها اين سايت به پشتيباني دولت وامثال آن مثلا سازمان تبليغات ووو تا از موضوع سياست به نفع اهداف بحث خود سو. استفاده كند وبه قول معروف از نقطه ضعفهاي پيش فرض عده اي براي پوشاندن آشكار ضعفهاي خويش استفاده كند

16_استفاد ابزاري از كتب اهل تسنن باطل براي محكوم كردن جبهه اهل تشيع آنهم بدون در نظر گرفتن جواب شيعيان در موضوع مربوطه

17_استدلال به اقوال اهل تسنن براي باطل كردن اقول اهل تشيع وهم چنين براي محكوم كردن اسلام به طور كلي در حالي كه با باطل كردن يك قول از مسلمانان اسلام محكوم نخواهد شد چون جبهه شيعه حرف اسلام را ميزند

18_نسبت دادن هر گونه خطاي اهل تسنن ويا طالبان به اسلام به طور كلي

19_سو. استفاد از عناوين سياسي ديني همانند ولايت فقيه و
نمي دانم مثلا اسلام ناب محمدي وامت وملت و غيره براي منحرف كردن بحث وبراي اينكه طرف را قانع كند به چيزي غير از بحث بپردازد تا بلكه از اين طريق ومغالطات ديگر بتواند از منجلاب شكست در بحث اصلي بيرون بيايد

20_ استفاده ابزاري از عناويني همچون آخوند حوزه علميه نميدانم قم نجف ووو براي اهدافي كه در 19 اشاره شد

21_ استفاده از مسخره كردن هاي متوالي وزياد براي نشان دادن خونسردي خود
استفاد از طعنه . فحشهاي مودبانه وچه بسا فحشهاي واقعي همانند انگل وغيره براي ابراز عقده هاي دروني


22-جريحه كردن احساسات مردم و به خصوص زنان براي القا اين شبهه كه اسلام براي شما چه كرده و مثلا غرب امروز چه آزاديي به شما ميدهد

23_ مطرح كردن مدام وابزاري بحث حقوق بشر به رقم بحثهاي متوالي وگسترده وچه بسا تمام شده و پرونده هاي بسته شده ومختومه

23_ زير سوال بردن مقدسات به هر بهانه اي تا اگر چه هم ابطال آنها ار جانب مقابل صورت گيرد اين شبهه خود بخود القا شود كه انقدر هم مقدس نبوده ونيست
24_بحث كلي كردن و نپرداختن به مورد ومصداق واقعي شبهه تا مثلا اگر چه مصداق نفي شود ولي شبهه به طور كلي القا شود

25_ وآخرين موردي كه فعلا يادم ميآيد تكرار دروغپردازيه وادعاها تا بلكه حد اقل با روش تكرار كاري از پيش ببرند

فعلا همينها يادم است تابعد:(
دوستان والسلام:smile57:

farhad_k25
Monday 17 May 2004, 10:40AM
يه چيز جالب
البته من در اون حدي نيستم كه سوالهاي خودم مغز عزيز و گرانقيمت و پر كار ايشون رو توش بد سكتور ايجاد كنم و لي جالب اينجاست كه ايشون هيچ وقت سوال هاي كوتاه و معني دار بنده رو نميتونند ببينند تا به اون جواب بدند
البته يه چيز هم بگم ها منهم مثل ايشون هيچ وقت كه نوشته هاي بقيه رو نميخونند من هم نوشته ها و (اراجيف)ايشون رو نميخونم كه تا باهم مساوي بشيم
راستي شما و دوستان عزيزتون تا حالا نگفتيد كه به كدوم مذهب تعلق داريد
بلاخره يه چيزي رو ميپرستيد ديگه
يا شايد هم مثل اين كومونيستهاي ور اوفتاده تازه يادتون اومده كه انسان از ماده درست شده;)
شما اول بيا برادري تو ثابت كن بعد ادعاي ارث بكن داداش
اول ما بدونيم شما مال كدوم فرقه هستي تا بتونيم (البته من كه در اين حد نيستم)جواب شما رو درست و حسابي بديم
راستي اگه بي دين هستي هم بگو تا اون يه ذره وقتي كه براي بعضي جواب ها ميذاريم اونم بي خيال بشيم
چون تو گوش ....:D ياسين خوندنه

مزدك بامداد
Monday 17 May 2004, 01:41PM
نوشته شده بوسيله farhad_k25
يه چيز جالب
البته من در اون حدي نيستم كه سوالهاي خودم مغز عزيز و گرانقيمت و پر كار ايشون رو توش بد سكتور ايجاد كنم و لي جالب اينجاست كه ايشون هيچ وقت سوال هاي كوتاه و معني دار بنده رو نميتونند ببينند تا به اون جواب بدند
البته يه چيز هم بگم ها منهم مثل ايشون هيچ وقت كه نوشته هاي بقيه رو نميخونند من هم نوشته ها و (اراجيف)ايشون رو نميخونم كه تا باهم مساوي بشيم
راستي شما و دوستان عزيزتون تا حالا نگفتيد كه به كدوم مذهب تعلق داريد
بلاخره يه چيزي رو ميپرستيد ديگه
يا شايد هم مثل اين كومونيستهاي ور اوفتاده تازه يادتون اومده كه انسان از ماده درست شده;)
شما اول بيا برادري تو ثابت كن بعد ادعاي ارث بكن داداش
اول ما بدونيم شما مال كدوم فرقه هستي تا بتونيم (البته من كه در اين حد نيستم)جواب شما رو درست و حسابي بديم
راستي اگه بي دين هستي هم بگو تا اون يه ذره وقتي كه براي بعضي جواب ها ميذاريم اونم بي خيال بشيم
چون تو گوش ....:D ياسين خوندنه
نه جانم، شما زحمت پاسخ دادن و وقت گذاشتن
را به مغز شريف تان ندهيد، چون ممكن است
مشغول ذمه بشوم :cool:

farhad_k25
Monday 17 May 2004, 07:34PM
براي دوست عزيزمون كه يك دفعه فرصت كردند نوشته هاي بنده رو بخونند همه باهم:
كف مرتب:smile39:
راستي دوست عزيز نگفتي بلاخره:
اصلا به دين(حالا هر نوعش)اعتقاد داري يا جلوي دست و پاتو ميگيره
ميدوني اون موقع زمان جاهليت عرب هم با اون همه خريتشون باز حداقل بت ميپرستيدند يعني به يه چيزي بالاتر از خودشون اعتقاد داشتند ولي مثل اينكه جنابعالي و غيره... بالاتر از نوك دماغتون رو به حساب نمياريد نه:D

مزدك بامداد
Monday 17 May 2004, 07:55PM
نوشته شده بوسيله farhad_k25
براي دوست عزيزمون كه يك دفعه فرصت كردند نوشته هاي بنده رو بخونند همه باهم:
كف مرتب:smile39:
راستي دوست عزيز نگفتي بلاخره:
اصلا به دين(حالا هر نوعش)اعتقاد داري يا جلوي دست و پاتو ميگيره
ميدوني اون موقع زمان جاهليت عرب هم با اون همه خريتشون باز حداقل بت ميپرستيدند يعني به يه چيزي بالاتر از خودشون اعتقاد داشتند ولي مثل اينكه جنابعالي و غيره... بالاتر از نوك دماغتون رو به حساب نمياريد نه:D
اكنون نيز چو نيك بنگريد بت ميپرستند!

SAFA
Monday 17 May 2004, 10:02PM
بهر رو بت پرستي بسيار نيك تر از خود پرستي است ....

SAFA
Monday 17 May 2004, 10:15PM
نوشته شده بوسيله البرز
بسم الله الرحمن الرحيم
درست همانند دينداري ايمان و اسلام ، لامذهبي و الحاد سنتها و ترفندهاي خاص خود را دارد .

سنتها و روشهائي كه در عمق تاريخ بشري تكراري بوده اند ، و باندازه همان عمق ايمان و الحاد در تاريخ و سيكلهاي پيوسته جدال كفر ورزان با مؤمنين به رسالتهاي آسماني .

فرق بين دو گروه راه انتخابي آنان است ، و بقول قرآن كريم : « قد تبين الرشد من الغي » ... در يك سمت رشد و كمال انسانيست و در سوئي فساد و تباهي ... در يك سو ايمان به خدا و كفر به طاغوت و پناه بردن به ريسمان متين « عروة وثقى » و راه ملائك و رستگاران پوئيدن .

و در سوئي ديگر سقوط در وادي شهوات و غرائز و تباهي ها ... و با حيوان وارهيده از بندهاي عقل و تكامل هم آوا بودن.

در يك جانب خداست ، ولىّ آنان كه راه ايمان پوئيدند ، خدائي كه از ظلمات به روشنائيها راهشان داد ، و در طرفي ديگر طاغوت است ، و راهي تا تاريكي و ظلمت .

اما اين سنتهاي الحادي و روشهائي كه لامذهبان در صف بنديهاي خود در برابر مؤمنين ، بر ميگزينند كدامند ؟

بيائيد با هم جريان را از متون رسالتها و در دورانهاي تكراري اين جدال ابدي و ازلي بررسي كنيم تا بيشتر به ماهيت تاريخي و ارتجاعي دين ستيزي آگاهي يابيم .

SAFA
Monday 17 May 2004, 10:17PM
نوشته شده بوسيله البرز
بسم الله الرحمن الرحيم
جريان الحاد در سيكلهاي تكراري تاريخي از نقاب مدرن گرائي استفاده كرده است . بنيادهاي مذهب را و اصولش را به زمين ها و زمانهاي ديگر نسبت داده ، دين را ارتجاع ، و خرافات گذشتگان دانسته و با نقاب مدرنيته در صدد مبارزه با مذهب بر مي آيد .
بخوانيم :
« و منهم من يستمع اليك و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و في آذانهم وقرا و ان يرو كل آية لا يؤمنوا بها حتى اذا جاءوك يجادلونك يقول الذين كفروا ان هذا الا اساطير الاولين » انعام 25
« وچون آنان «لامذهبها» گوش فرا ميدهند ، با زنگاري كه بر دلهاشان انبوه است ، چگونه توانند انديشيدن را ؟ ، و با گوشهائي كه از شنيدن بازمانده اند . و چون آيات و حقيقتها را دريابند ، از ايمان و اذعان سر باز زنند ، و اندم كه بر تو اي رسول خدا براي ستيز و جدل آيند ، كافران و لامذهبان ميگويند كه اين خرافات ديرينيان و گذشتگان است »
باز بخوانيم :
« و اذا تتلى عليهم آياتنا قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا ، ان هذا الا اساطير الأولين » انفال 30
« وچنانچه آيات ما بر آنان تلاوت گردد آنها (كافرها و لامذهبها) ، گفتند : شنيديم و چون بخواهيم آياتي مشابه را ميتوان گفتن . اينها همان خرافات ديرينيان است »

باز هم بخوانيم :
« و اذا قيل لهم ماذا انزل ربكم قالو اساطير الأولين ، ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيامة و من أوزار الذين يضلونهم بغير علم ألا ساء ما يزرون . قد مكر الذين من قبلهم فأتى الله بنيانهم من القواعد فخرّ عيلهم السقف » 23-25 نحل
« و چنانچه از آنان (كافرها و لامذهبها) سوال گردد كه خدايتان چه فرستاده است ، گفتند خرافات ديرينيان است ، آنان بروز قيامت بار سنگين گناهان خود را بر خواهند داشت و بار آنان را كه به جهل و ضلالت و گمراهي كشيده اند . و در ذيل آيات نحل به سيكلهاي الحادي و تكراري پديده الحاد اشاره ميرود كه لامذهبان پيشين هم در مكر ورزي همين راه ميرفتند و همين سخن ميگفتند . و بنيان آنان از پايه ها واژگون گشت » .
آيات قرآني ياد شده مي گويند :
در آنجا هم كه سرزمين حجاز بود ، و در دامان اعراب 1400 سال پيش .. مهره هاي الحادي و لامذهب هرگز رسالت را از آن خود ندانستند و مناسب احوال زماني و زميني خود نديدند... بلكه هماني را گفتند كه ملحدان امروز و لامذهبهاي معاصر تكرار ميكنند .
جريان (لامذهبي ) كه از بدو عصر استعمار و يورش غرب به جهان اسلام محمل استعمارگران مهاجم گرديد با هدف خلع سلاح مقاومت جهان اسلام و گسستن ملتهاي مسلمان از يكديگر و مجموع اين ملتها از اعتقاد راسخ به اسلام تلاش بسياركرد ...اما اسلام ( 1300 ) ساله در بدو تهاجم ...(1400)ساله گشت و بوقهاي لامذهبي در خدمت استعمار .. همانگونه كه آغازش بود منفور و مطرود يك و نيم ميليارد مسلمانان جهان ماند .

farhad_k25
Tuesday 18 May 2004, 10:20AM
اكنون نيز چو نيك بنگريد بت ميپرستند!
خوب اين چه ربطي به شما داره
شما چند مرده حلاجي؟
اقاي بامداد شما سفسطه باز ماهري هستي
يعني خيلي خوب شما رو تربيت كردند بايد به استاد هاي شما تبريك گفت
بلخره نگفتي بت پرستي يا خود پرست:D

بهزاد
Tuesday 18 May 2004, 02:25PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد
نه جانم، شما زحمت پاسخ دادن و وقت گذاشتن
را به مغز شريف تان ندهيد، چون ممكن است
مشغول ذمه بشوم



من از شما دوستان تعجب ميكنم كه چطور براي ادعاهاي آدم بيسوادي كه پيغمبر را پيقنبر و مشمول رو مشغول مي نويسد. وقت ميذارين. :eek:

مزدك بامداد
Tuesday 18 May 2004, 02:49PM
نوشته شده بوسيله بهزاد



من از شما دوستان تعجب ميكنم كه چطور براي ادعاهاي آدم بيسوادي كه پيغمبر را پيقنبر و مشمول رو مشغول مي نويسد. وقت ميذارين. :eek:
1-من كه محمد را به " پيغمبري " نمي پذيرم و ازينرو، در اينجا مانند
همه ي فاروم هاي ديگر، از وي بعنوان " پيقنبر" ! ياد كرده ام.:cool:
(iranbb, goftman, patoogh,iranclick, ..)
2- منظور من هم همان بود كه نوشتنم : مشغول ذمه ! ( نه مشمول آن!):D

SAFA
Tuesday 18 May 2004, 03:53PM
عذر بدتر ار گناه آوردي
اگر نميدانستي و نوشتي صرفا نادان بودي و اكنون صحيحش را دانستي و به آن دانا شدي
اما اگر ميدانستي و از روي كينه و تمسخر كه از اصلي ترين نشانه هاي عاجز است
( چون كسي كه بتواتند پاسخي مستدل و منطقي بگويد تمسخر نميكند و كينه به دل نميگيرد )
چنان مينوشتي
خود نيز داني كه هيچ حجتي نداري
و
سياهي دلت را هيچ گريزي نيست

sareban
Wednesday 19 May 2004, 10:13PM
چند نوع سفسطه جديد ( نه خيلي جديد)

26_ زيادي حرف زدن وبي محتوا بودن حرفها تا به افراد حاضر مثلا بگويد ببينيد من براي همه سوالهاي شما جواب دارم و وبه اصطلاح خيلي حاضر جوابم وهميشه هم در همه بحثها حاضرم وهيچ وقت كم نمي آورم ولي غافل از اينكه محتواي تمامي پيامها پوچ وبي معناست وبيشتر دست مايه خنده ديگران ميشود
عزيزم انسان نبايد كاري بكند تا ديگران به او بخندند خوبيت نداره

27_ سفسطه جديدي كه اين اواخر خيلي از او ميبينيد ميدونيد چيه
سفسطه اصطلاح ماست مالي اين سفسطه بسيار جالب و مضحك است وهر وقت آن را ديديد بفهميد كه جوابتان همانند پتكي بر سر او فرود آمده به اين دليل كه
او براي استدلال طرف مقابل يا حرفي دارد ويا خير اگر حرفي دارد سعي ميكند با به آسمان ريسمان بستن آن حرف را به خورد بقيه بدهد غافل از اينكه جلوي استفراغ آن را كه نميتواند بگيرد ولي به مجرد اينكه كسي جوابي بدهد يا او را متهم به سفسطه ميكند ويا شروع ميكنه بحث سياسي كردن كه فلانه وفلان
اما اگر جوابي قاطع ودندانشكن دهيد سريع ميگويد عجب ماست مالي ميكنيد
گو يا تا به حال با اين چنين جواب محكم و كوبنده اي مواجه نشده بوده
خلاصه اگر گفت اين ماست ماليها بسه بدانيد تيرتان به هدف خورده
جالبتر اينكه جهانبيني زيباي او را دريابيد فرض كنيد شخصي با چند استدلال آبكي
به ميداني بيايد و بخواهد از روش خود دفاع كند اگر آن استدلالها را بلد نباشي مدام وپشت سر هم روش خود را بواسطه آن استدلالها توجيه ميكند
اما به مجرد اينكه استدلالي را جواب دهي ميگويد اين ماست مالي است و نميتوانم آن را بپذيرم ودر نتيجه در جهل مركب ابد الدهر بماند

28_ادعاي اينكه اسلام شناسان ومتدينين و مثلا حوزويان فقط علو م خود را بلد هستند وهيچ آشنايي با مباني كفار و يا غرب ندارند و ناخواسته ميخواهد اين را تلقين كند كه پس هيچ كس حق نقد ما (كفار) را ندارد اما شما حق نداريد چرا چون آشنايي با كفار نداريد
وعلمتا ن فقط در حوزه دين خودتان است اما جهان غرب هم نميتواند چون از ايرادهايي كه ما به اسلام مي گيريم آگاه نيستند پس ما بايد بدون نقد بمانيم چون منتقدي نيست:eek:

29_ادعاي اينكه داريد مرا ترور شخصيت ميكنيد كه اين اواخر از او كم وبيش ديده شده:D:D
به چه هدفي ؟
به اين هدف كه مظلوم جلوه كند تا بلكه حرفهايي را كه در شرايط عادي همه به آنها ميخندند مثلا ديگه قهقهه نزنند:D
مثلا شخصي حد اقل بگويد نازي بابا جون
بگو حالا
گريه نكن
ما هستيم بابا
خودتو ناراحت نكن
حالا بگو به جاي قهقهه لبخند ميزنيم

30_سفسطه مشهور آري يا خير براي بحثهايي كه توضيح لازم دارد وبايد تبيين شود
تا بلكه با آري يا خير چون هنوز توضيحي داده نشده ويا داده شده ولي خوانده نشده
بتواند از بن بست فكري خويش پلي بزند وبحث را جور ديگري دنبال كند غافل از اينكه اگر همان مطالب گذشته را ميخواند خود به آري يا خيرش پي ميبرد:smile53:

صبح
Wednesday 19 May 2004, 10:36PM
;) :smile07: :smile07: :smile07: :smile21: :smile28: :smile55:

maham
Thursday 20 May 2004, 02:11AM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

1-من كه محمد را به " پيغمبري " نمي پذيرم و ازينرو، در اينجا مانند
همه ي فاروم هاي ديگر، از وي بعنوان " پيقنبر" ! ياد كرده ام.:cool:
(iranbb, goftman, patoogh,iranclick, ..)
2- منظور من هم همان بود كه نوشتنم : مشغول ذمه ! ( نه مشمول آن!):D
يكي از انواع سفسطه:D اين است كه وقتي اشتباه كردي يه چند بار ديگر هم آن اشتباه را از عمد انجام دهي تا بكويي من عمدا آن اشتباه را كرده ام :D:D

sareban
Tuesday 1 June 2004, 07:00PM
من مي انديشم پس هستم
آخر ادعاي خردگرايي تا كجا؟
بارها گفته ام كه براي رسيدن به فهمي بهتر بايد بحثها به صورت عميق دنبال شود

اگر انديشه مقوم بودن انسانيت است وكسي خواهان نيانديشدن شما است
پس او ميخواهد شما نباشيد

واعدو ا ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدو الله وعدوكم

تا كي نداي عقلانيت را بشنويم
ولي ما را حتي از قطره اي از آن محروم دارند
آيا اين غير از شمر بودن چيزي ميتواند باشد؟!

روزها ميگذرد وما در رسيدن به حقيقت له له ميزنيم
تابگوييم كه حقييم و بفهميم كه حقيم وبفهمانيم كه حقيم

ولي تا كسي نباشد اصرار بيجا ست
و اين عقل است كه شخصيتي را ميسازد
واين بحث است كه حق رابيشتر نمايان مينماياند
ولي گفتم بحث نه جنگ
اما اين يك جنگ است
جنگي تمام عيار
چون در اين ميدان نبردي فكري نمي بينم وهر آنچه هست نبرد وستيزي تبليغي والبته بي پايان

آيا اين چنين شخصي براي علم افكني آمده يا براي تيغ افكني
شخصي كه شهاب مي آورد و ولي همچون تيري بر قلب او فرود ميآيد
ولي واپس نميكشد و زوززه ميكشد( طنز اسلامي)
شخصي كه از آستين خيالي تاريخ مار تازيان را بيرون ميكشد
ولي در بن بست حقيقي نه خيالي تاريخ فرو مينشيند(تا عاشورا)
شخصي كه به ريسمان قران چنگ ميزند اما نه به سوي حقيقت او بلكه به سوي سرابي از واقعيت
ولي همچون بيماران رواني وا پس ميكشد
و خود را در وادي دار المجانين نشان ميدهد وبا تهمت و
ا فترا به ماست مالي فرار را بر قرار ترجيح ميدهد(معناي مبين بودن قران)
شخصي كه شيوه غير انسان پيش ميكشد و امامان را به سخره ميگيرد
وفرياد وا عقلا سر ميدهد اما بعد از تاملي از بيگانگان بر سخنانش
همچون گرازي زخمي جلز ووولز ميكند
و اينطرف و آن طرف ميپرد تا بلكه شاخي ديگر بزند و چنگي ديگر بنوازد ودنداني ديگر بگيرد(اصل ماجراي غدير خم)
شخصي كه همچون آفتاب پرستي خوش خط و خال خود را ازادمرد نشان ميدهد وبر گردن اسلام ذبح وگردن زدن مينهد ولي بعد از نمايان شدن ماهيت خويش واربابانش همچون ماري زبون به خانه ميخزد
وعطاي آن را بر لقايش ترجيح مدهد( ويديوي ذبح يك انسان بدست سرداران كفرو ضلالت همان اربابان خونريز خويش)
شخصي كه تكليف بن ملجم را جهنم نمييداند چون جهنمي را نميتابد
ولي همچون شيطان جهنمي شعر دروغ را ميسرايد
و بعد از آنكه آتش به او زدند گر ميگرد واز درون نابود ميشود( تكليف ابن ملجم)

به زنان ميتازد وتازيان را تازي مينامد وخود را به كوري ميزندكه چگونه جواب كوري را با خردان با كوري نمي دهند ولي اي دريغ از چشم پزشكي قهار ( سوالي از خانمهاي مذهبي)

به برده داري تغيير چهره ميدهد ومدام همانند داركوبي نك بلند (دماغ دراز همچون پينوكيو) صدا يي درمي آورد غافل از اينكه صداي او چون بر چوب ميخورد چوبين است(برده داري در اسلام)
اما هنگامي كه شيرها غرش ميكنند و بر سر جهل وناداني هجوم مي اورند
خود را در مزبله اي تاريخي مي آرايد غافل از اينكه
آشغالهاي فاضلاب را كه بر لب به عنوان رژ نميزنند!(نابودي
برده داري در اسلام)(زن در نهج الفصاحه)

در هيس و هيسش فرو گذار نيست ولي دگران را تمساح مينامد
اشك تمساح ميريزد(ترور شخصيت) اما خود پتكي آتشين ليك در واقع تفالين
بر دگران ميزند
به جعل روي ميآورد غافل از ( جعل حديث پاردوكس تلخ تاريخ)
امانيست مشرك ميشود ليك با استدلال خنده (انسانگرايي ....)

مغيره جاي علي مي خوابد ليك با طفره وخود را به كري زدن
(افتخار تميز كردن شهر نجف...)
به مطهري سلطان علم و عمل ميتازد ليك از ماركس ولنين ولوكسامبورگو ملحد
ليكن نابود شده ومسخره هاي جهان شده تجليلي فرا خور خود ميكارد اما غافل اينكه
در جواهرفروشي كفتار متعفن آوردن جرمي نابخشودني است

واينك
دوستان عزيز
اين نبردي تبليغي سياسي و وراجيهايي به مزبله ييوسته است
اينك عزم نبرد كنيد
به دم از بحث زدن و شعار بيمارگونه علم نه اينكه گوش ندهيد
بل به فرا خور خود آن گوش دهيد
يعني همانگونه كه ميجنگند و
نميبحثند بجنگيد ونهراسيد
و جنگ ساز وبرگ خويش را داراست
و اين بزرگترين سفسطه است كه با كسي كه شمشير را از رو بسته نمايش علم وخرد وبحث كنيد
آري اين جنگ است
ومن بهترين ابزار جنگي را در اين جنگ مكارانه وخدعه گونه بيرون راندن دشمن از
ميهن ميدانم
موفق باشيد
دوستدارتان ساربان:smile57:

سینا 555
Tuesday 1 June 2004, 07:59PM
جناب ساربان

اين درسته:smile57::smile57::)

من راستش نميدونم هميشه دلم ميسوخت كه شما و بغضي دوستان
ديگر با صبر و حوصله سعي در جواب دادن به شبهات و اراجيف انها بوديد
هر چند خود همين جوابهاي شما براي من خيلي وقتها به شكل ديگري
مفيد و ارزشمند واقع ميشد ولي بهر حال شما در ايران هستي و به نظر من هموطنانم در ايران كمتر با روشهاي ازمايشگاهي وابسته به غرب با گوشت و پوست و استخون اشنا هستيد.البته ميدانم شما اشنا هستيد
ولي بايد با تمام وچود اينها را شناخت.شما ببينيد نوجوان ايراني در خارج از كشور چطور با همه وجود به مملكتش دينش امروز عشق ميورزه اين بخاطر چيه؟بخاطر اينه كه يك نوجوان ايراني خالي بنديهاي ازمايشگاههاي روانشناسي رو با تمام وجود حس كرده در بين اينها زندگي كرده اصلا نميشه گولش زد!

ولي من دلم براي هموطنانم واقعا در ايران ميسوزد.گاهي حس ميكنم
شما و ديگران با تمام خلوص و بي پيرايه گي دست رنچ عظيم فكري خودتون دسترنج عظيم فرهنگي ديني خودتون رو در مقابل گرگان بي رحم و اماده براي دريدن در ظرف اخلاص ميگذاريد.و ديدن اين وضع براي هر ادم منصف و بي پيرايه اي ملال انگيز است.

در واقع انها با زبان بي زباني به شما ميگويند كي دنبال تفكره؟كي دنبال
حقه؟كي دنبال حقيقته؟درست مثل سردسته ي غربيها بوش و امريكا كه امروزه بدون هيچ نقابي با زبان بي زباني به همه ميگه بيار انچه داري زبازوي خيش؟ما امديم بجنگيم كيه جلوي ما وايسه؟!;)

بالطبع امريكا در مسير اين قلدري و بي حس كردن و ترسوندن ادمها در مقابل اين زورگويي به گفته هاي واضح خودشون پولهاي بيشماري براي عوامل خود خرج كرده اند.و رفتار انها و زورگويي كلامي انها در راستاي همون اربابان انها توجيه پذيره.يعني اينها هم ميايند اينجا همان زورگويي را مطرح ميكنند
و كاري به چيز ديگه اي ندارند و خودشون هم بخوبي ميدونند هيچ حقيقت قابل دفاعي براي ابراز ندارند منتها پشتوانه اينها ماشين نظامي انهاست.بي جهت نيست ان سرباز اينترنتي امريكايي! در اين سايت قول ميدهد در عراق نخواهيم گذاشت شيعيان رويس كار بيايند!!

اين يعني چي؟ مگر او ميداند مردم عراق چه ميخواهند يا چه نميخواهند پس چطور با اين قاطعيت ان قول را ميدهد؟براي انكه به قدرت ماشين نظاميش اطمينان دارد.اصلا ميگويد ما امده ايم دنيال جنگ حالا يا رواني يا نظامي يا امنيتي يا در ايرانكلابز و غيره.ديگر امثال اين جنگجويان چقدر به ما بفهمانند كه امده اند دنبال جنگ؟


البته اينها دنبال همين هستند تا طرف مقابل را مجبور كنند بجاي تفكر و تعامل فكري به چنگ و افراط بكشند و اينجاست كه همه ما با الهام از دستورات رهايي بخش قران كريم و حضرت رسول اكرم(ص)و ائمه عليهم سلام از راه تعادل نبايد هيچگاه خارج شده و اين دشمنان اسلام و مسلمانان باشند كه مجبور به تفريط و افراطهاي شيطاني شوند كه شده اند! كليد موفقيت اسلام دوري از افراط است كليد موفقيت صهيونيست ها به افراط كشانده هر نوع تحرك ازاديخواهانه است.


يا حق

مزدك بامداد
Wednesday 2 June 2004, 02:17PM
نوشته شده بوسيله sareban
من مي انديشم پس هستم
آخر ادعاي خردگرايي تا كجا؟
بارها گفته ام كه براي رسيدن به فهمي بهتر بايد بحثها به صورت عميق دنبال شود

اگر انديشه مقوم بودن انسانيت است وكسي خواهان نيانديشدن شما است
پس او ميخواهد شما نباشيد

واعدو ا ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدو الله وعدوكم

تا كي نداي عقلانيت را بشنويم
ولي ما را حتي از قطره اي از آن محروم دارند
آيا اين غير از شمر بودن چيزي ميتواند باشد؟!

روزها ميگذرد وما در رسيدن به حقيقت له له ميزنيم
تابگوييم كه حقييم و بفهميم كه حقيم وبفهمانيم كه حقيم

ولي تا كسي نباشد اصرار بيجا ست
و اين عقل است كه شخصيتي را ميسازد
واين بحث است كه حق رابيشتر نمايان مينماياند
ولي گفتم بحث نه جنگ
اما اين يك جنگ است
جنگي تمام عيار
چون در اين ميدان نبردي فكري نمي بينم وهر آنچه هست نبرد وستيزي تبليغي والبته بي پايان

آيا اين چنين شخصي براي علم افكني آمده يا براي تيغ افكني
شخصي كه شهاب مي آورد و ولي همچون تيري بر قلب او فرود ميآيد
ولي واپس نميكشد و زوززه ميكشد( طنز اسلامي)
شخصي كه از آستين خيالي تاريخ مار تازيان را بيرون ميكشد
ولي در بن بست حقيقي نه خيالي تاريخ فرو مينشيند(تا عاشورا)
شخصي كه به ريسمان قران چنگ ميزند اما نه به سوي حقيقت او بلكه به سوي سرابي از واقعيت
ولي همچون بيماران رواني وا پس ميكشد
و خود را در وادي دار المجانين نشان ميدهد وبا تهمت و
ا فترا به ماست مالي فرار را بر قرار ترجيح ميدهد(معناي مبين بودن قران)
شخصي كه شيوه غير انسان پيش ميكشد و امامان را به سخره ميگيرد
وفرياد وا عقلا سر ميدهد اما بعد از تاملي از بيگانگان بر سخنانش
همچون گرازي زخمي جلز ووولز ميكند
و اينطرف و آن طرف ميپرد تا بلكه شاخي ديگر بزند و چنگي ديگر بنوازد ودنداني ديگر بگيرد(اصل ماجراي غدير خم)
شخصي كه همچون آفتاب پرستي خوش خط و خال خود را ازادمرد نشان ميدهد وبر گردن اسلام ذبح وگردن زدن مينهد ولي بعد از نمايان شدن ماهيت خويش واربابانش همچون ماري زبون به خانه ميخزد
وعطاي آن را بر لقايش ترجيح مدهد( ويديوي ذبح يك انسان بدست سرداران كفرو ضلالت همان اربابان خونريز خويش)
شخصي كه تكليف بن ملجم را جهنم نمييداند چون جهنمي را نميتابد
ولي همچون شيطان جهنمي شعر دروغ را ميسرايد
و بعد از آنكه آتش به او زدند گر ميگرد واز درون نابود ميشود( تكليف ابن ملجم)

به زنان ميتازد وتازيان را تازي مينامد وخود را به كوري ميزندكه چگونه جواب كوري را با خردان با كوري نمي دهند ولي اي دريغ از چشم پزشكي قهار ( سوالي از خانمهاي مذهبي)

به برده داري تغيير چهره ميدهد ومدام همانند داركوبي نك بلند (دماغ دراز همچون پينوكيو) صدا يي درمي آورد غافل از اينكه صداي او چون بر چوب ميخورد چوبين است(برده داري در اسلام)
اما هنگامي كه شيرها غرش ميكنند و بر سر جهل وناداني هجوم مي اورند
خود را در مزبله اي تاريخي مي آرايد غافل از اينكه
آشغالهاي فاضلاب را كه بر لب به عنوان رژ نميزنند!(نابودي
برده داري در اسلام)(زن در نهج الفصاحه)

در هيس و هيسش فرو گذار نيست ولي دگران را تمساح مينامد
اشك تمساح ميريزد(ترور شخصيت) اما خود پتكي آتشين ليك در واقع تفالين
بر دگران ميزند
به جعل روي ميآورد غافل از ( جعل حديث پاردوكس تلخ تاريخ)
امانيست مشرك ميشود ليك با استدلال خنده (انسانگرايي ....)

مغيره جاي علي مي خوابد ليك با طفره وخود را به كري زدن
(افتخار تميز كردن شهر نجف...)
به مطهري سلطان علم و عمل ميتازد ليك از ماركس ولنين ولوكسامبورگو ملحد
ليكن نابود شده ومسخره هاي جهان شده تجليلي فرا خور خود ميكارد اما غافل اينكه
در جواهرفروشي كفتار متعفن آوردن جرمي نابخشودني است

واينك
دوستان عزيز
اين نبردي تبليغي سياسي و وراجيهايي به مزبله ييوسته است
اينك عزم نبرد كنيد
به دم از بحث زدن و شعار بيمارگونه علم نه اينكه گوش ندهيد
بل به فرا خور خود آن گوش دهيد
يعني همانگونه كه ميجنگند و
نميبحثند بجنگيد ونهراسيد
و جنگ ساز وبرگ خويش را داراست
و اين بزرگترين سفسطه است كه با كسي كه شمشير را از رو بسته نمايش علم وخرد وبحث كنيد
آري اين جنگ است
ومن بهترين ابزار جنگي را در اين جنگ مكارانه وخدعه گونه بيرون راندن دشمن از
ميهن ميدانم
موفق باشيد
دوستدارتان ساربان:smile57:
دكلمه ئ خوبي بود، موعظه و تهييج عوام را خوب بشما
ياد داده اند، وارونه كردن حقايق را خوب ياد گرفته ايد
خوب ميدانيد كه چگونه شكست هاي فكري و منطقي خود را
بعنوان " فتح مبين !" جا بزنيد. همه جا در پاسخ منطقي درمانده
شديد، چون خارج از بحث " حوزوي " و در ميدان " دانش و خرد"
چيزي بارتان نيست و هر وقت كم مياوريد از جبرئيل ! و شهاب معنوي !
ياري ميطلبيد. چون پاسخي نداريد، تاپيك " شگرد تبليغاتي .." درست
ميكنيد تا شكست هاي خود را و حقايق بازگو شده را لاپوشاني كنيد.
نه تنها شما، بلكه برادران و خواهران ديگرتان هم در هر بحثي، از زن و
برده داري و غدير خم و انشقاق ماه ! و ... درمانده اند و از " پشتيباني
سايت " كمك خواسته اند كه يك جورهايي مرا بدهد حدف " مجازي" يا
" فيزيكي " بكنند، تا بتوانند به اراجيف و مغز شويي هاي خود، ادامه
داده و آسان ، تنها به نزد قاضي بروند و راضي ! بازگردند...
بله اينست شيوه ئ فريب شما :
تهييج و وعظ و يا مرثيه خواني و مظلوم نمايي، از يك سو تيز
كردن مؤمنين بر عليه دگرانديشان و از سوي ديگر، اگر زورتان
نرسد، علي اصغر را مي اندازيد وسط! و فرياد وا اسلاما سر ميدهيد
( يعني اي واي سهم امام و خمس و اسباب مفت خوري ما در خطرهَ! )

ديوونه
Wednesday 2 June 2004, 02:51PM
و جناب مزدك هم در بيرون از محيط سفسطه هميشه كم آورده.
ميدوني جناب مزدك خان چندتا سوال هست كه تا حالا جواب ندادي؟!؟!؟!
بشمارم يا خودت ميدوني؟
راستش اونا براي منهم سواله!

راستي مدرك ادبيات عربيت چي بود؟

مزدك بامداد
Wednesday 2 June 2004, 02:52PM
نوشته شده بوسيله ديوونه
و جناب مزدك هم در بيرون از محيط سفسطه هميشه كم آورده.
ميدوني جناب مزدك خان چندتا سوال هست كه تا حالا جواب ندادي؟!؟!؟!
بشمارم يا خودت ميدوني؟
راستش اونا براي منهم سواله!

راستي مدرك ادبيات عربيت چي بود؟
شما چه ميدانيد ادب چيست!:D

ديوونه
Wednesday 2 June 2004, 02:58PM
خب من نميدانم...
حداقل اون اهل خردي كه ازش صحبت ميكني هم حتما اين سوال براشون پيش اومده كه اين مزدك با چه مدرك سوادي شروع به اوردن آيه اي مثل قران كرده؟!

يه سواله ..نگفتم كه بمير كه اينقدر برات سخته؟!

چي بود مدرك ادبيات عربت؟

مزدك بامداد
Wednesday 2 June 2004, 03:13PM
نوشته شده بوسيله ديوونه
خب من نميدانم...
حداقل اون اهل خردي كه ازش صحبت ميكني هم حتما اين سوال براشون پيش اومده كه اين مزدك با چه مدرك سوادي شروع به اوردن آيه اي مثل قران كرده؟!

يه سواله ..نگفتم كه بمير كه اينقدر برات سخته؟!

چي بود مدرك ادبيات عربت؟

جناب " ديوونه " ،
اگر نوشتار مرا خوب ميخوانديد ، ميديد كه شعراي قديم و جديد عرب
آن " آيات " را گفته اند و من آنها را نقل قول كرده ام و براي شعر
عربي گفتن هم در درجه ئ نخست قريحه و طبع شعري لازم است
و نه مدرك ادبيات عربي ! اينست كه وقت مرا با بازي ها و سخن هاي
بي ارزش و بي درون مايه ئ خود تلف نكنيد. ابتدا برويد چند كتاب
درست حسابي از معقولات ! بخوانيد و سپس بياييد اينجا و پرسش كنيد!:D

ديوونه
Wednesday 2 June 2004, 03:15PM
چشم .
هر چي شما بگيد...
ميشه چندتا از معقولات رو معرفي كنيد بريم بخونيم؟

مزدك بامداد
Wednesday 2 June 2004, 03:22PM
نوشته شده بوسيله ديوونه
و جناب مزدك هم در بيرون از محيط سفسطه هميشه كم آورده.
ميدوني جناب مزدك خان چندتا سوال هست كه تا حالا جواب ندادي؟!؟!؟!
..

اينجا ميتوانيد يك پرسش سطحي و حاكي از بيسوادي خود را بخوانيد
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?s=&postid=36745#post36745

و اينجا ميتوانيد پاسخ آنرا بخوانيد
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?s=&postid=36806#post36806

مزدك بامداد
Wednesday 2 June 2004, 03:29PM
نوشته شده بوسيله ديوونه
چشم .
هر چي شما بگيد...
ميشه چندتا از معقولات رو معرفي كنيد بريم بخونيم؟
حمله ئ حيدري ، طريق البكاء، مختار نامه، روضة الشهدا،
توفان البكاء ، خاور نامه ، ملك جمشيد و الهاك ديو ، نهج الفصاهه، ...:cool:

ديوونه
Wednesday 2 June 2004, 03:50PM
خيلي جالبه!
من ميپرسم كه چرا:
اسم رئيس وهابيهاي پاكستان كه شاخه نظامي اونها جنگ وي هست : "مرتضي علي حيدري" است؟
وهابيهايي كه خون شيعه رو ميخورن؟؟!؟!

دوباره نوشتم وهابيها .
بعد ميگه سنيها!
خودت سوال منو كامل خوندي و جواب دادي؟؟؟

مزدك بامداد
Wednesday 2 June 2004, 03:59PM
:rolleyes::o

ديوونه
Wednesday 2 June 2004, 04:00PM
نفهميدي؟

مزدك بامداد
Wednesday 2 June 2004, 04:48PM
نوشته شده بوسيله ديوونه
دوباره نوشتم وهابيها .
بعد ميگه سنيها!

نوشته شده بوسيله ديوونه
نفهميدي؟
نه نمي فهمم.
آيا بديد شما وهابي ها كه بقول خود شما ها
عربستان را دارند و خانه ئ كعبه را و ..
مگر از اهل سنت نيستند؟...
..


رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام... خاطرنشان كرد:
اشتباه استراتژيك ديگر آمريكا تاسيس طالبان در افغانستان
به منظور ايجاد يك حكومت مذهبي سني وهابي در مقابل
حكومت اسلامي ايران بود كه خونريزي‌هاي بسياري را در پي داشت....

http://www.isna.ir/news/NewsCont.asp?Lang=P&id=384109

sareban
Wednesday 2 June 2004, 06:13PM
نوشته شده بوسيله ديوونه

راستي مدرك ادبيات عربيت چي بود؟


در تاپيك غدير ثابت شده چطور خبر نداريد؟;)

نوشته شده بوسيله مزدك بامداد


دكلمه ئ خوبي بود، موعظه و تهييج عوام را خوب بشما
ياد داده اند، وارونه كردن حقايق را خوب ياد گرفته ايد
خوب ميدانيد كه چگونه شكست هاي فكري و منطقي خود را
بعنوان " فتح مبين !" جا بزنيد. همه جا در پاسخ منطقي درمانده
شديد، چون خارج از بحث " حوزوي " و در ميدان " دانش و خرد"
چيزي بارتان نيست و هر وقت كم مياوريد از جبرئيل ! و شهاب معنوي !
ياري ميطلبيد. چون پاسخي نداريد، تاپيك " شگرد تبليغاتي .." درست
ميكنيد تا شكست هاي خود را و حقايق بازگو شده را لاپوشاني كنيد.
نه تنها شما، بلكه برادران و خواهران ديگرتان هم در هر بحثي، از زن و
برده داري و غدير خم و انشقاق ماه ! و ... درمانده اند و از " پشتيباني
سايت " كمك خواسته اند كه يك جورهايي مرا بدهد حدف " مجازي" يا
" فيزيكي " بكنند، تا بتوانند به اراجيف و مغز شويي هاي خود، ادامه
داده و آسان ، تنها به نزد قاضي بروند و راضي ! بازگردند...
بله اينست شيوه ئ فريب شما :
تهييج و وعظ و يا مرثيه خواني و مظلوم نمايي، از يك سو تيز
كردن مؤمنين بر عليه دگرانديشان و از سوي ديگر، اگر زورتان
نرسد، علي اصغر را مي اندازيد وسط! و فرياد وا اسلاما سر ميدهيد
( يعني اي واي سهم امام و خمس و اسباب مفت خوري ما در خطرهَ! )

ركوردي تا ابد دست نيافتني:D
1_
.
.
.
30_
واينك
31_بحثهاي ماهيت شناسي روي طرف را دكلمه خواندن
32_كسي حق ندارد مزدك را نقد كند چون تهييج عوام است
مزدك(ببخشيد مردك) خودت و بابات عواميد فحش بس است
33_نسبت دادن صحبتهاي بچه هاي تالار به آموزش از ديگران و
خوب حرف زدن را به خوب آموزش ديدن ترجمه كردن تا ديگر همه بيايند مثل خودش مزخرف بگويند
34_استفاده از شكستهاي قبلي به عناون پلي براي پيروزي(شهاب,جن)
35_ نسبت دادن تشكيل يك تاپيك به جهت شكست در بحث
در حالي كه واضح است كه اين شكست نصيب چه كسي شده كه اينگونه جلز ولز ميكند
36_اتهام به ديگران
اتهامهايي از قبيل لا پوشاني (ماهيتا عطف به ماست مالي) اراجيف ومغز شويي( عطف به لا پوشاني)
و همچنين نسبت دادن فريب ويا بهتر بگويم فرافكني فريب دادن
37_ خود را به عنوان دگر انديش جا زدن
38_ وابسته كردن مزعومين خود به سهم امام و خمس
39_ تكرار هتك مقدسات ( علي اصغر ووو) در حالي كه او خود
حرمله اي ديگر است
40_ تكرار ومكررات و به عبارت بهتر خزعبلات

:smile57:
:smile57:

حقيقت
Wednesday 2 June 2004, 06:23PM
نبايد افكار فردي را زير سوال برد و به فردي توهين كرد بايد جواب داد نه توهين

SAFA
Wednesday 2 June 2004, 07:12PM
آه ! ... تاره وارد خوش آمدي
ما كه هر چه اين حقيقت را به مزدك گفتيم گوش نكرد
شما بگو شايد موثر اوفتد :)

مزدك بامداد
Wednesday 2 June 2004, 07:52PM
نوشته شده بوسيله SAFA
آه ! ... تاره وارد خوش آمدي
ما كه هر چه اين حقيقت را به مزدك گفتيم گوش نكرد
شما بگو شايد موثر اوفتد :)
گويا باز كج فهميديد، منظور " حقيقت"
فكر نميكنم من بوده باشم ! چون زير
پست سراپا دشنام برادر مسلمان تان
اين را نوشته است!

تازه، چيزي كه شما ميگوييد،
تنها در ديد خودتان " حقيقت"
است و بس، وگرنه فاروم براي
چه بود؟

سینا 555
Wednesday 2 June 2004, 08:02PM
گويا باز كج فهميديد، منظور " حقيقت"
فكر نميكنم من بوده باشم !

اوس مزدك!

چه زود منظور حقيقت رو فهميدي؟
نكنه اشترك دين از سياست جدا
باعث تله پاتي محرمانه شده;):p

مزدك بامداد
Wednesday 2 June 2004, 08:06PM
نوشته شده بوسيله سينا 555
گويا با

اوس مزدك!

چه زود منظور حقيقت رو فهميدي؟
نكنه اشترك دين از سياست جدا
باعث تله پاتي محرمانه شده;):p
شما از شدت بدبيني دچار پارانوياي " سوپر پليس بودن" شده ايد!
من با همين يك آيدي كاربري سخن خود را ميگويم و همه تان را
كيش و مات كرده ام . نيازي به آي دي ديگر ندارم !

سینا 555
Wednesday 2 June 2004, 08:23PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

شما از شدت بدبيني دچار پارانوياي " سوپر پليس بودن" شده ايد!
من با همين يك آيدي كاربري سخن خود را ميگويم و همه تان را
كيش و مات كرده ام . نيازي به آي دي ديگر ندارم !

كيش و مات:p

مزدك بامداد
Wednesday 2 June 2004, 08:25PM
نوشته شده بوسيله سينا 555


كيش و مات:p
خواهيم ديد! الله اكبر !:D

SAFA
Wednesday 2 June 2004, 08:49PM
نوشته شده بوسيله مزدك بامداد

منظور " حقيقت"
فكر نميكنم من بوده باشم ! چون زير
پست سراپا دشنام برادر مسلمان تان
اين را نوشته است!



پست مزدك مملو از هتاكيها و هجو گويي هاي مختلف است آقاي ساربان فقط به شگردهاي شما اشاره داشته است و منظور حقيقت هر كه باشد بنظر مي آيد مزدك جز دشنام در نوشته خود محتوايي ندارد و خطاب اصلي جماه مزدك است

sareban
Tuesday 17 August 2004, 06:04PM
ميتوانيد به ليست بلند بالا اضافه كنيد:
حمايت از اهل سنت براي ضديت با شيعه:)
اتحاد جبهه كفر و اسلام دروغين براي براندازي اسلام راستين:smile57:
كور خوانده ايد:smile57:
البته
روش خوبي است ولي متاسفانه بازهم نتيجه نخواهد داشت
چون هم حامي هم حمايت شونده محكوم شده اند:o

روزنه
Sunday 14 December 2008, 06:08PM
مزدک پیر...

سلام به همه دوستان گرامی
خوشحالم که بعد از سالها رجعتی دوباره به این سایت کردم...

مزدک عزیز تو هنوز زنده ای؟!
صابرگرامی کجاست؟ آیا تغییر نام داده است؟(صابر ایرانکلیک)

صبح
Sunday 14 December 2008, 06:26PM
سلام جناب روزنه :)
از اینکه شما را می بینم خوشحالم .... از بحثهای شما پرمغزی و ثمربخشی را خوب یادم هست ... امیدوارم دوباره ما را ترک نکنید :) فکر می کنم "صبور" را می گوئید .... او هم زنده است اما خوب زیاد فرصت فعالیت ندارد .

موفق و پیروز باشید :smile07: