PDA

نمايش نسخه نهائي : به شهر عاشقان اهــــــــــواز بيايد تا بهتون بگن مهمان نوازي يعني چه


محمد علي
Saturday 13 March 2004, 04:52PM
با سلام بسم الله



خدمت تمام مردم دنيا

من مردي هستم از خته معرفت
جايي كه مردمش 8سال جنگ را به جان خريدند
هزاران شهيد دادند و باز هم ايستادن

وحالا ابادش كردند

بيايد بيايد بر اين خاك مقدس با وضو بيايد

به اميد نظراتتان

افسانه
Saturday 13 March 2004, 05:04PM
سلام همشهري.........
من كه افتخار ميكنم يك اهوازي هستم...(خوزستاني)
بدوييد بياد اهواز...
البته توصيه ميكنم تابستون بريد...
تا حالتون بياد سر جاش...:smile23:

سلیم
Saturday 26 June 2004, 11:33AM
سلام

در اهواز هيچ خبري نيست !

فقط انصاف به خرج دهيد و اگر از هواي گرم و شرجي اش مي گوئيد از هواي لطيف بهاري اش كه كمتر جايي آن را دارد ، و از زمستان و اسفندِ زيبايش نيز بگوئيد.

خيلي هم آباد نيست ...

با تشكر / سليم ./.

سینا 555
Sunday 27 June 2004, 03:12AM
همه جاي ايران سراي من است:)

هر چند مو هم خوجستاني هستوم يا بيدوم:p

يا علي

maryam
Sunday 27 June 2004, 05:39AM
اوه! همه انگاري خوزستانين!:D...ولي من خوزستاني نيستم اما عاشق خوزستانم...البته عاشقش بودم...الان فقط دوستش دارم:D...فقط يه پيشنهاد داشتم..اونم اينكه هواشو خنك تر كنين:D

سلیم
Sunday 27 June 2004, 11:58AM
دوستان

سلام

1) با سينا موافقم :

همه جاي ايران سراي من است .
2) اما زادگاه و ريشه ي آدم هويت آدم است و البته هويت ملي هم كه كشور عزيزمان است.

3) آيا مي شود آدم عاشق چيزي باشد و بعد آن را در حد يك علاقه معمولي پايين بياورد.

4) ما نمي توانيم هواي اهواز را تغيير بدهيم اما مي توانيم با خون گرميِ خاص جنوبي ها آن را قابل تحمل كنيم / اضافه كنيد و با كمك گرفتن از كولر گازي ...

سليم ./.

maryam
Tuesday 29 June 2004, 06:31AM
4) ما نمي توانيم هواي اهواز را تغيير بدهيم اما مي توانيم با خون گرميِ خاص جنوبي ها آن را قابل تحمل كنيم / اضافه كنيد و با كمك گرفتن از كولر گازي ...

[/B][/QUOTE]
اينطوري كه بيشتر گرممون ميشه:p

سلیم
Tuesday 29 June 2004, 07:27AM
هموطن گرامي

سلام

اينطوري كه بيشتر گرممون ميشه
1) بنده خدمت عضو قديمي باشگاه جسارت نمي كنم !
با يك نگاه به گزارش كارتان مي شود به اين نتيجه رسيد .
2) به شما حق مي دهم چون ظاهراٌ اين امر بر سركار ، پوشيده است كه :
اين كولر گازي هاي لاكردار چه معجزه اي مي كنند !
3) به هر حال گرما وجود دارد كاريش هم نمي شود كرد كه :
هر كه طاووس خواهد جور هندوستان كشد ...
4) خوزستان مزيت هايي هم دارد كه بعضي را مي دانند
و بعضي را نمي دانند و برخي را هم به اشتباه مي دانند .


با تشكر از بذل توجه تان / سليم ./.

maryam
Tuesday 29 June 2004, 07:56AM
1) بنده خدمت عضو قديمي باشگاه جسارت نمي كنم !
با يك نگاه به گزارش كارتان مي شود به اين نتيجه رسيد
ووووووووي ي ي! چه معروف شديما:D...خواهش ميكنم شما راحت باشيد..همچين قديمي هم نيستيم...:D
2) به شما حق مي دهم چون ظاهراٌ اين امر بر سركار ، پوشيده است كه :
اين كولر گازي هاي لاكردار چه معجزه اي مي كنند !
ببخشيدا! شما توي خيابون داري راه ميري كولر گازي توي جيب بغلتونه؟:D..تو خونه كه بشيني هر جايي هم كه باشي پاي كولر گازي يخ ميبندي:D..مهم قدم زدن در سطح شهره...بازم معجزه ي اين كولرا معلومه اونجا؟:p
3) به هر حال گرما وجود دارد كاريش هم نمي شود كرد كه :
هر كه طاووس خواهد جور هندوستان كشد
من از دور روي ماه خوزستان رو ميبوسم و عطاش رو به لقاش ميبخشم:D
4) خوزستان مزيت هايي هم دارد كه بعضي را مي دانند
و بعضي را نمي دانند و برخي را هم به اشتباه مي دانند
ببخشيد شما چقدر از مزاياي درستشو ميدونيد؟ ميشه بگيد؟ (اگه جوابتون صفر تا نباشه البته:D)

سلیم
Tuesday 29 June 2004, 08:49AM
سلام

1) باز هم متوجه نشديد ، اما بر حسب ظاهر شما درست مي گوئيد ،
والا كيست كه نداند گرماي اينجا آنقدر زياد است كه درقيامت از عذاب
ما 50 درجه كمتر مي كنند ،يا كه يك عاشق و دلباخته قديمي را آنچنان به وحشت انداخته كه فرموده است :
من از دور روي ماه خوزستان رو ميبوسم و عطاش رو به لقاش ميبخشم
2) و اما مزايا ،اگر سركار اجازه دهيد عرض مي كنم :

1 - 2 ) شما محاسبه بفرماييد چند درصد از بودجه كشور از
نفت و گاز اينجاست ؟
لازم به توضيح است كه اگر ما را به عنوان نگهبان اين منابع
ارزشمند هم قبول داشتند وضع اين استان مي بايست
خيلي بهتر از اين باشد .

بقيه اش بعداٌ ، ...

سليم ./.

maryam
Tuesday 29 June 2004, 09:02AM
ببخشيد قبل از اينكه جواب بدم يه سوال داشتم..شما چرا مثل ماقبل تاريخ صحبت ميكنيد؟ راحت تر هم بگيد ما ميفهميم هان!..يعني از خود بچه ها بدونيد خودتونو;);)

باز هم متوجه نشديد
:eek:باز هم؟:D...يعني چي اونوقت؟ من مگه ديگه چيو متوجه نشدم؟:D
يك عاشق و دلباخته قديمي را آنچنان به وحشت انداخته كه فرموده است
حالا من گفتم عاشقش بودم اما ديگه نه تا اين حد...خوبه نگفتي دلسئخته..يا جوان ناكام:D....ولي اين طرز نوشتنت منو ياد اين جمله ي گهر بار با اندكي تصرف انداخت:
قال الاديسون: الاهواز جيزُ:D
2) و اما مزايا ،اگر سركار اجازه دهيد عرض مي كنم
خواهش ميكنم جناب سروان:rolleyes:
شما محاسبه بفرماييد چند درصد از بودجه كشور از
نفت و گاز اينجاست ؟
صحبتتون متين..اما بهتر بود بگيد چقدر از نفت و گاز اينجا صرف اباداني كشورهاي ديگه ميشه;)
بقيه اش بعداٌ ، ...
ما منتظر بقيه ش هستيم:p

من شنيدم كه اهوازي ها و يا كلا" بچه هاي جنوب توي دو تا چيز استادن: يكي رقص و موسيقي..دومي فوتبال...درسته؟

سلیم
Tuesday 29 June 2004, 10:26AM
سلام

ببخشيد قبل از اينكه جواب بدم يه سوال داشتم..شما چرا مثل ماقبل تاريخ صحبت ميكنيد؟ راحت تر هم بگيد ما ميفهميم هان!..يعني از خود بچه ها بدونيد خودتونو
دستم بگرفت و پا به پا برد ...
عزيز برادر ، من كه گفته بودم ابهت شما منو جو زده كرده ... اما باشه سعي ميكنم به توصيه هاي يك عضو قديمي تر از خودم عمل كنم .
باز هم؟...يعني چي اونوقت؟ من مگه ديگه چيو متوجه نشدم؟

اينو ديگه ولش كن چون به توافق نمي رسيم .
حالا من گفتم عاشقش بودم اما ديگه نه تا اين حد...خوبه نگفتي دلسئخته..يا جوان ناكام....ولي اين طرز نوشتنت منو ياد اين جمله ي گهر بار با اندكي تصرف انداخت:
قال الاديسون: الاهواز جيزُ
مگه نبودي ؟ كتمان عشق و علاقه ؟ يه عاشق با اين چيز ها در نمي ره
اهلاٌ و سهلاٌ بابا عربي ات هم كه خوبه ، اما اديسون اشتباه كرده اهواز پنير نيست ... خرما ست ...
صحبتتون متين..اما بهتر بود بگيد چقدر از نفت و گاز اينجا صرف اباداني كشورهاي ديگه ميشه
تو مجلس ، سال ها پيش يه قانون به نفع شهرهاي توليد كننده انرژي
تصويب كردن ، اما اين قانون هم مثل خيلي قانونهاي ديگه اجرا نمي شه
البته دولت ما مي تونه هم حق ما رو بده هم بقيه رو ، چون قبلاٌ اين حق
داده مي شد وضع ما هم خوب بود ...
ما منتظر بقيه ش هستيم
ظاهراٌ مورد اول رو مخالفتي نداشتي ؟
2 - 2 ) 8 سال سپر بلاي ايران بوديم هنوز هم مثل همه مرز نشينان و شهر هاي جنگ زده هستيم ،
تا آنجا كه مرحوم امام (ره)فرمود : خوزستان دين خود را به اسلام ادا كرد.
سينه ما گنجينه اي از خاطرات خوب و بد جنگه
من وقتي ياد جووناي از دست رفته اينجا مي افتم بي اختيار طبع
شعري ام گل مي كنه ... (چون مي دونم به شعر علاقه داري)
يعني جنگ با احساسات و زندگي ما عجين شده ، اما فكر نكني مغروريم بلكه چون صحبتش پيش اومد گفتم .
به نظرم يك كار مثبت براي اين مملكت كردن جاي بسي سرور و افتخار
داره تا چه برسه به جون رو در طبق اخلاص گذاشتن ...
به هر حال از اين قطعه رومانتيك كه بيرون بيام ، وظيفه بود و ما خوشحاليم اونو خوب انجام داديم / ولي انصافاٌ سخت بود.
بقيه موارد بعداٌ ...
من شنيدم ...
اين خصوصيت مربوط به خيلي قبل تره ، الآن اهوازي جماعت دنبال يه
لقمه نونه البته از اون دو ، سه مورد هم فقط فوتباله كه هنوز نفس
مي كشه راستش را بخواي اگه اين حرفو جدي بگيري جنگ
خيلي چيزا رو از يادها برده ...
در ارتباط با موسيقي هم اقداماتي مي شه ولي خيلي شلشي
و كم ، كارهاي خوب هم داريم كه مال قديمه مثل مسعود بختياري كه
توي خوزستان خصوصآٌ بين بختياري ها كاملاٌ شناخته شده و محبوبه ...
فعلاٌ هم ، فوتبال هم اوله هم آخر ...

با تشكر از حوصله تون / سليم ./.

maryam
Tuesday 29 June 2004, 10:37AM
عزيز برادر ، من كه گفته بودم ابهت شما منو جو زده كرده ... اما باشه سعي ميكنم به توصيه هاي يك عضو قديمي تر از خودم عمل كنم .
به به! اي ول ابهت....ببخشيد..ولي كو ابهت؟:D..اصل تواضع يعني اين هان:D
اينو ديگه ولش كن چون به توافق نمي رسيم
باشه..چون عقل سليم در اينه...(ادامه ش اينه: چرا نداري بيمه:D)
مگه نبودي ؟ كتمان عشق و علاقه ؟ يه عاشق با اين چيز ها در نمي ره
دو زار بده آش...جايي كه صرف نكنه آدم عشقش رو هم كتمان ميكنه:p
اهلاٌ و سهلاٌ بابا عربي ات هم كه خوبه ، اما اديسون اشتباه كرده اهواز پنير نيست ... خرما ست ...
آره عربيم خوبه..حرف نداره:D (الكي) ولي اون چيزي كه من نوشتم "جيز" بود همون چيزي كه به بچه كوچولوها ميگن وقتي ميزه طرف يه چيز داغ:p
8 سال سپر بلاي ايران بوديم هنوز هم مثل همه مرز نشينان و شهر هاي جنگ زده هستيم
خيلي خيلي ببخشيدا (من چرا اينقدر با ادب شدم؟ لابد ابهت شما جو گيرم كرد:D )..ولي سو استفاده نكنيد...اكثر نيروها اعزام ميشدن به شهرهاي جنوبي....سواستفاده ممنوع...فقط محل جنگ اونجا بود!...اينجوري كه شما ميگي يعني بقيه بوق بودن!!
چون مي دونم به شعر علاقه داري)
مشكوك ميزنيا:smile60:..اهل بهبهان نيستي احتمالا؟
وظيفه بود و ما خوشحاليم اونو خوب انجام داديم / ولي انصافاٌ سخت بود
خسته نباشي برادر:rolleyes:

سلیم
Tuesday 29 June 2004, 11:15AM
سلام

به قول روان شناسان :
"
يك نوع گوش دادن به سخنان طرف مقابل اينه كه منتظر اتمام آن بشي و كاري هم نداشته باشي كه منطق حرف چيه و بعد حرف خودتو بزني و دوباره ...
"
از برخورد شما كاملاٌ مشخص است كه گوش شما به اين حرفا بدهكار نيست و احتمالاٌ اين گپ هاي دوستانه را نوعي وقت گذراني مي داني
از يك عضو قديمي بعيد بود .
بنده تمام شرايط احترام را رعايت كردم ولي ظاهراٌ ديده نشد .

زت زياد / سليم

سلیم
Tuesday 29 June 2004, 04:18PM
سلام

باور بفرما من قصد رو كم كني ندارم اين همه شكلك و ادا واصول هم
نه چيزي به ارزش و عيار حرفاي شما اضافه مي كنه و نه چيزي
از من كم مي كنه اگه دقت كني مي بيني من هميشه تو صحبتام اصل
مطلب رو در نظر مي گيرم اينجوري راحت تر و صحيحتر هم هست
از عيار حرفاتون به نظر نمي ياد مخالف منطق باشي .
اعتراف مي كنم منو عصباني كردي ، (نوشته قبلي)چرا كه شما
مي دوني من چي مي گم ولي دقيقاٌ اين جور جاها مي زنيد
جاده خاكي و ...
البته با فرهنگ متداول چت و گپ هم بيگانه نيستم ولي اين رسم بسيار
غلطي است كه همه چيز رو به شوخي و مسخره بگيريم ، نمي دونم
شايد من اشتباه مي كنم ولي فكر مي كنم آدم اگر آدم باشه حرفش اولاٌ
بايد منطق داشته باشه و ثانياٌ با همه حرفا يه جور برخورد نكنه ...
البته مي بيني كه بحث من و شما خشك نيست اما غير منصفانه است
زيرا شما بحث هاي جدي و غير جدي رو با يه چوب مي روني
واين آخرِ سر كار گذاشتنه والا من جواب همه حرفاتو دارم :
من در چند جا اشاره به اين مطلب كاملاٌ بديهي داشتم كه :
وظيفه بود.

فكر نكني مغروريم بلكه چون صحبتش پيش اومد گفتم .
الآن هم ميگم نه تنها ما خوزستاني ها براي اين مملكت تخم دو زرده نگذاشتيم بلكه خاك كف پاي هر ايراني كه براي مملكتش زحمت مي كشه رو توتياي چشم مي كنيم .
دو زار بده آش...جايي كه صرف نكنه آدم عشقش رو هم كتمان ميكنه
آخه اين چه حرفيه اين جمله نه به شوخي ارزش داره و نه به جد ،چون
آدم راجع به عشقش (هر چه مي خواد باشه) بازاري فكر نمي كنه .
راجع به جيز هم واقعيتش خودم هم خيلي خنديدم ... چون براي من
دو تا جيز شد .
خيلي خيلي ببخشيدا (من چرا اينقدر با ادب شدم؟ لابد ابهت شما جو گيرم كرد )..ولي سو استفاده نكنيد...اكثر نيروها اعزام ميشدن به شهرهاي جنوبي....سواستفاده ممنوع...فقط محل جنگ اونجا بود!...اينجوري كه شما ميگي يعني بقيه بوق بودن!!
اينم از اون حرفاست نمي دانم شما چطور به اين نتيجه رسيدي ؟
من نه تنها حضور ، تلاش و شهادت بقيه ملت را در اينجا كتمان نمي كنم
بلكه به حرف شما اضافه مي كنم : كه اگر از صحبت من اينطور استنباط مي شه كه " بقيه بوقن " از ساحت مقدس تمام آنها كه در جبهه ها جنگ زحمت كشيدند ، از طرف همه خوزستاني ها تشكر مي كنم وخود و همه هم استاني هام رو مديون خون شهدايشان و نقص جانبازانشان و زحمت رزمندگانشان مي دونم .
اما بحث من اين بود : خوزستان رو آنطور كه حقش است ببينند ، نه چيز ديگه .
مشكوك ميزنيا..اهل بهبهان نيستي احتمالا؟
دست شما درد نكنه ، هر كس يه سري به نوشته هاتون بزنه اينو تأييد مي كنه و نيازي به دليل و مدرك نداره ... مهمه ؟
خسته نباشي برادر
اما نظرات افراطي شما راجع به مطالب حقير سراپا تقصير حسابي
خستگي رو تو تن من امثال من ماندگار كرد .
به هر حال شما هم خسته نباشي .

با تشكر از حوصله خوانندگان / سليم ./.

maryam
Wednesday 30 June 2004, 03:42AM
احتمالاٌ اين گپ هاي دوستانه را نوعي وقت گذراني مي داني
هر چيزي كه ميدونم شما نظر خودتونو ميتونيد بگيد....منم روي نظرات شما دارم ادامه ميدم...حالا اگه ناراحتيد ادامه نميدم...اصلا اهميتي نداره...من با همه شوخي ميكنم...اما حرف جدي هم بلدم بزنم و زدم...شما خوشت نمياد دليل نميشه كه منم خوشم نياد دوست عزيز:smile09: :smile07:
باور بفرما من قصد رو كم كني ندارم اين همه شكلك و ادا واصول هم
نه چيزي به ارزش و عيار حرفاي شما اضافه مي كنه و نه چيزي
از من كم مي كنه
اين شكلك ها رو گذاشتن براي استفاده...اگه اينطوري نبود كه اصلا نميذاشتنش..شما هر طوري كه دوست داريد ريپ بزنيد دوست محترم و بذاريد هر كسي هم هر طوري كه خودش دوست داره ريپ بزنه;)
از عيار حرفاتون به نظر نمي ياد مخالف منطق باشي
نه مخالف منطق نيستم..به شرطي كه نوشته هام رو با ذهنيت قبلي و غرض نخونيد;)
همه چيز رو به شوخي و مسخره بگيريم
از راهنماييتون ممنونم....:smile07:
آدم اگر آدم باشه حرفش اولاٌ
بايد منطق داشته باشه و ثانياٌ با همه حرفا يه جور برخورد نكنه
گاو و گوسفند هم هستنا...چرا دور ميزنيد؟ ميانبر بريد!!;)
البته مي بيني كه بحث من و شما خشك نيست اما غير منصفانه است
زيرا شما بحث هاي جدي و غير جدي رو با يه چوب مي روني
منم نميخواستم خشك باشه..ولي ظاهرا" شما ناراحتيد..از اين به بعد مثل خودتون ريپ ميزنم ببينيد چقدر بده:p;)...
در ضمن من فقط يه چوب دارم...از همين يه دونه چوب هم ميتونم استفاده كنم!
واين آخرِ سر كار گذاشتنه والا من جواب همه حرفاتو دارم
سر كار گذاشتن؟ بعد از يه عمر زندگي كردن توي ايرانكلابز يكي بهم گفت سركار گذاشتنه قصدم....مسئله اي نيست..اگه نكته اي جا افتاده بگيد

پايان بخش اول:p

maryam
Wednesday 30 June 2004, 03:49AM
الآن هم ميگم نه تنها ما خوزستاني ها براي اين مملكت تخم دو زرده نگذاشتيم بلكه خاك كف پاي هر ايراني كه براي مملكتش زحمت مي كشه رو توتياي چشم مي كنيم
به نظر شما اشكالي نداره كه من بگم: چقدر افتاده!!!! ؟:smile18: :smile18:
مريم:جايي كه صرف نكنه آدم عشقش رو هم كتمان ميكنه
سليم:آخه اين چه حرفيه اين جمله نه به شوخي ارزش داره و نه به جد ،چون
آدم راجع به عشقش (هر چه مي خواد باشه) بازاري فكر نمي كنه .
اين حرف هم شوخيش براي "من" با ارزشه هم جديش! اتفاقا" بااري بايد فكر كرد...مگه نشنيدين كه ميگن عشق يه معامله ي كثيفه؟ (بقول خودتون..حالا هر چي ميخواد باشه);)
اينم از اون حرفاست نمي دانم شما چطور به اين نتيجه رسيدي ؟
از خودم كه نظريه صادر نميكنم....منم با توجه به چيزي كه از ريپ شما برداشت ميشه ريپ ميزنم...روي هوا كه چيزي نميگم
دست شما درد نكنه ، هر كس يه سري به نوشته هاتون بزنه اينو تأييد مي كنه و نيازي به دليل و مدرك نداره ... مهمه ؟
اما تنها سايتي كه من زياد توش طرف شعر وشاعري نرفتم اينجا بود...مهم نيست كجا زندگي ميكنيد..مهم اينه كه اون كسي كه من ميشناختم نباشيد;)
اما نظرات افراطي شما راجع به مطالب حقير سراپا تقصير حسابي
خستگي رو تو تن من امثال من ماندگار كرد
افراطي نبود دوست محترم...شما با افراط خونديش....من قصد بدي نداشتم..متاسفم:smile18: :smile07: :smile07:

maryam
Wednesday 30 June 2004, 03:51AM
خوزستان رو آنطور كه حقش است ببينند ، نه چيز ديگه
جدي: يعني چطوري؟:smile07: حقوقش چيه؟

سلیم
Wednesday 30 June 2004, 11:10AM
سلام

از راهنمائيهاي حكيمانه شما ممنونم ،فكر نمي كني با اشتباه گرفتن من به قضاوت هاي عجولانه اي رسيده بودي
و پاسخ ها مشتق همان حدستان بود ؟ اما بنده ، معتقدم ملاك ، وضعيت فعلي افراد است .
البته از محور اصلي بحث دور شديم ،مي بايست حرمت محور بحث را هم حفظ كرد
و اما ادامه بحث :
شما به جنگ در خونه خوزستاني ها معتقدي : فقط محل جنگ اونجا بود!...
خوبه كه آثار جنگ در خونه آنها رو هم قبول كني ،اين منطقي نيست كه جنگي به اين بزرگي اتفاق بيافته و بعد محل جنگو فراموش كنيم .
محلي كه لااقل مي بايست مثل روز اول بشه يعني همينجوري هشت سال به عقب بره ...
اما مي خاي باور كن يا باور نكن خوزستان فراموش شد .
البته هرگز منكر كارهاي انجام شده نيستم اين كارها لازم بود ولي كا في نيست اگر خوزستاني بودي و يا دست كم يه سري زده بودي راحت تر قضاوت مي كردي ...
و اما آثار مخرب جنگ ، كه اينو ديگه نمتوني ادعا كني كه نيست و يا همه جا بود ، البته اگر دوباره ما رو سيبل نكني اعتراف مي كنم
به دليل ماهيت جنگ در نقاط ديگر هم خرابي هايي بوجود آمد كه صد البته قابل قياس با اينجا نيست :
1 - آثار روحي رواني : تا الآن وجود دارد حتي بسياري از پزشكان اين
مطلب رو تأييد مي كنند، ما اينجا بر اثر اين عامل مرگ مير هايي هم
داشته ايم.
2 - آثار تخريبي اماكن ، منازل ، مراكز و ... كه اظهر من الشمس است
3 - عقب ماندگي شديد آباداني شهرها خصوصاٌ شهرهايي كه مستقيماٌ با جنگ در ارتباط بودند.

سليم ./.

farhad_k25
Wednesday 30 June 2004, 12:43PM
جناب سليم
از اين مريم زياد خورده نگير همينجوريه:D
بعد هم اگه موقع حرف زدن اين شكلك هارو نداشته باشه كه اصلا جوابتو نميده
شما يادت نمياد يه مدت اين شكلكاش خراب شده بودند اصلا ديگه ريپ نميزد
اخ كيف ميداد ما هرچي ميگفتيم بنده خدا نميتونست جواب بده
از مجموع20584شكلكي كه تا حالا مريم استفاده كرده17466تاش يعني 85درصد اونها بيخودي بوده
يعني چي؟
هيچي
يعني وقتي داره تايپ ميكنه همينجوري از سر عادت چهار تا شكلك هم تايپ ميكنه كه حوصاه انگشتهاش سر نره
فكر كنم ديگه قشنگ مساله رو باز كرده باشم و شما هم از اين مريم خورده نگير
يه چند بار كه جواب نوشته هاشو بدي ديگه چشمت اتوماتيك وار شكلكاشو نميبينه:D
راستي يه چيزي رو هم يادم رفت بگم
اي ول ابهت....ببخشيد
فكر كنم مريم از اون جمله خيلي خوشش اومده بود ها اينجوري تحت تاثير قرار گرفت
پس بزار من يه داستان بگم
يه بار يه كلاغه يه پنيري داشت تو دهنش كه يه روباهه دونبال اون پنيره بود و بعد....
ادامه داستان در برنامه بعد:D

سلیم
Wednesday 30 June 2004, 02:46PM
جناب فرهاد

سلام

مخلصم
از راهنمايي هاي شما تشكر مي كنم آمار جالبي بود .
اما اشكال اصلي من به شكلكها نبود .
ايشان هم لابد قصه شما را برعكس عمل مي كنند تا ...
من خوشحال شدم كه ايشان از آن جمله خوشش اومد
ولي باور كنيد قصد جلب توجه نداشتم و معتقدم :

من نه آنم كه به رغم دل و انديشه خود
تا خوش آيد دگران را سخني ساز كنم

من نه آن مرغ حزينم كه به بال دگران
به هواي تو و ديدار تو پرواز كنم


ارادت دارم.

farhad_k25
Wednesday 30 June 2004, 06:05PM
جناب سليم خان
بايد اقرار كنم كه من اكثر نوشته هاي شما رو خوندم و از نوع نوشته هاي شما خيلي خوشم اومد(البته ما اصلا عددي نيستيم)
ولي چيكار ميشه كرد من اين مطلب رو قبلا هم يه بار گفتم الان دوباره ميگم
بعضي از دوستان ما اينجا(به هيچ شخص خاصي منظور ندارم)تازه وارد كشند
يعني انتظار دارند كسايي كه تازه وارد جمع ما ميشند تمامي قوانين ما رو بدونند تازه با همه مثل كسايي كه دو سه ماه هست كه اينجا مطلب مينويسند برخورد كنند و در نهايت امر همه رو مثل كف دست بشناسند
من خودم روزي تازه وارد بودم (البته هنوز هم هستم)اقا اينقدراين مريم منو اذيت كرد :Dتا من فهميدم چطوري با اين جو بايد كنار بيام
يه چيزه ديگه اكثر دوستان با كساني كه تازه به جمع ما پيوستند مثل قديمي ها برخورد ميكنند
پس دور از انتظار نيست كه يا شما از اونها ناراحت بشيد يا اونا از شما ناراحت بشند كه البته مورد دوم رو بعيد ميدونم اتفاق بيوفته
پس شما در اين جمع هيچ حرفي رو به خودتون نگيريد و افراد اين جمع رو مثل برادر و خواهر خودتون بدونيد تا با اونها راحت باشيد
مثل من

maryam
Thursday 1 July 2004, 01:02AM
فرهاد:
شما يادت نمياد يه مدت اين شكلكاش خراب شده بودند اصلا ديگه ريپ نميزد
اخ كيف ميداد ما هرچي ميگفتيم بنده خدا نميتونست جواب بده
كي رو ميگي؟:confused::rolleyes::D
اونها بيخودي بوده
اهه...هر كي ايرادي ميگيره..اصلا به كسي چه؟:cool::p
اقا اينقدراين مريم منو اذيت كرد تا من فهميدم چطوري با اين جو بايد كنار بيام
فرهاد! تازگي ها كم كتك خوردي؟ دلت كتك ميخواد؟:p مگه من چه شوخي اي كردم كه به ايشون برخورده يا بي ادبانه بود؟ اه كه شماها ديگه كي هستين!
افراد اين جمع رو مثل برادر و خواهر خودتون بدونيد تا با اونها راحت باشيد
آخرشو خوب اومدي;)

maryam
Thursday 1 July 2004, 01:06AM
ايشان هم لابد قصه شما را برعكس عمل مي كنند تا ...
اي بابا! باور كنيد من نه قصد توهين داشتم نه قصد جلب توجه نه هيچ قصد ديگه اي....چرا اينطوري قضاوت ميكنيد؟
من خوشحال شدم كه ايشان از آن جمله خوشش اومد
حالا فرهاد يه چيزي گفت....
من اگه باعث ناراحتيتون شدم عذر ميخوام و سعي ميكنم ديگه حتي كلامي با شما رد و بدل نكنم تا شما نه ناراحت بشيد و نه از اين جا فراري
اينم يه ريپ خالي از اموتيكون!!!!!

maryam
Thursday 1 July 2004, 01:13AM
هر كس يه سري به نوشته هاتون بزنه اينو تأييد مي كنه و نيازي به دليل و مدرك نداره

اگه شما واقعا" نوشته هاي من رو خونده بوديد يا بقول خودتون يه سري به نوشته هام زده بودين الان اينطوري قضاوت نميكردين و ناراحت نميشدين....پس من حق داشتم بگم مشكوكين!!!!!!!!!!

maryam
Friday 2 July 2004, 04:29PM
÷س این اقای مثلا" سلیم کوشن؟:p:smile58:

سلیم
Saturday 3 July 2004, 12:27PM
سلام

" دوست را از در بيرون كنند اما از دل بيرون نكنند . "
اين را نوشته هاي شما ثابت كرد ...
اينجانب دو سه روزي نبودم ، رفته بودم گرما خوري جاتون تو
يكي از بنادر جنوبي خالي نباشه... گرماي شهر خودم كم بود ...

از لطف هر دوي شما سپاسگذارم .
بنده اينقدر ها هم نازك نارنجي نيستم ، به اين موارد مي گن
سوء تفاهم، كه طبيعييه فقط انتظار غريب كشي رو نداشتم
كه اونم با دست نوشته هاي شما حل شد ...
نمي دونم بحث قبلي رو ادامه بدم يا نه ؟
آخه آنقدر شاخه شاخه شده كه آدمو ياد جگر زليخا ميندازه
البته اينم از خاصيت هاي بحثاي جنگيه به يكباره يه خمپاره
120 ميليمتري خورد توي سنگر بحث يه آرپي جي هم تو برجك خودم ...

فعلاٌ در ادامه بحث قبلي و در تكميل آن بايد عرض كنم اگر استان هايي
مانند : تهران ، مشهد ، تبريز ، اصفهان، فارس اين وضعيت مارو داشتند
چي مي شد ؟
آيا با داشتن اين همه منابع نفت ، گاز ، زمين قابل كشت ، رودخانه
و سد و جوانب آن و نيروي كار ارزان باز هم تهران همين تهران بود يا وضعيتش مانند
الآن ما بود كه هميشه هشتمان در گرو نهمان است ؟ و بقيه هم همينطور ؟
اين بديهيه كه مثال من خيلي كليه ، فقط منظورم اينه كه ما باور نمي كنيم
وضعشان مثل ما مي بود زيرا الآن كه اينهمه منابعو ندارن ده ها سال
از ما جلوترند تا چه رسد به ...
باز هم عرض مي كنم فكر نكنيد كه :
1) ناشكري مي كنيم ، خدا را شكر آب باريكه اي هست . اما بحث من
اينه كه واقعاٌ اين آب باريكه حد اقل ِ ، اون چيزيه كه بايد به ما برسه ...
2) يا نمي دونيم كه اين منابع مليه ... حق نگهباني توي يكي از بد ترين
آب و هواي كشور براي ما محفوظه ...

از اطاله كلام عذر مي خواهم ./.

maryam
Sunday 4 July 2004, 04:01AM
دوست را از در بيرون كنند اما از دل بيرون نكنند
ما كه خوشحال ميشيم شما هم پيش ماها باشي....;)
فقط انتظار غريب كشي رو نداشتم
فكر كنم شما همچين غريب هم نباشي;)..اما قصد من اصلا اين نبود..دوست داشتم شما با ماها احساس غريبي نكنين;)..بقول فرهاد فكر كنين كه خواهرا و برادراي جديد پيدا كردين كه متاسفانه...;)
آيا با داشتن اين همه منابع نفت ، گاز ، زمين قابل كشت ، رودخانه
و سد و جوانب آن و نيروي كار ارزان باز هم تهران همين تهران بود يا وضعيتش مانند
الآن ما بود كه هميشه هشتمان در گرو نهمان است ؟ و بقيه هم همينطور ؟
مشكل اينه كه همه ي اين منابع كه منبع درامد كل كشوره ميره تو جيب كشوراي ديگه....يه ذره ش ميرسه به خودمون كه خرج كلان شهر ها ميشه;)

سلیم
Monday 5 July 2004, 10:23AM
سلام

مشكل اينه كه همه ي اين منابع كه منبع درامد كل كشوره ميره تو جيب كشوراي ديگه....يه ذره ش ميرسه به خودمون كه خرج كلان شهر ها ميشه
فكر نمي كني اين مسئله حاشيه بحث ماست ؟
ما هرچه از طرف متن به حاشيه كشانده شويم از حق مطلب دور مي شويم .
چرا كه :
1) اگر ادعا كرديم كه اينطوره ، خوب قاعده حكم ميكنه كه دليل محكمه پسند بياريم
2) آيا واقعا :ٌ
" مشكل اينه كه همه ي اين منابع كه منبع درامد كل كشوره ميره تو جيب كشوراي ديگه " ؟
3) آيا واقعاٌ اين مطلب درسته ؟
مي بيني كه حاشيه هم حاشيه پيدا مي كنه حالا بيا و پيدا كن پرتقال فروش را ...
ضمناٌ ،نظر شما راجع به كلان شهر ها را قبول دارم ولي باز هم اعتقادم اينه كه تو اين مملكت
هر اتفاقي بيفته ميتونن حق امثال خوزستان رو بدن و نمي دن اين قابل تحليله ...
شما فكر ميكني بودجه استان و مركز آن در دوران 8 ساله جنگ همه اش در اينجا صرف مي شد ؟
البته اينو بايد از استانها و كلان شهرهايي كه بخش هايي از اين بودجه ها در آنجا صرف مي شد پرسيد .
چرا آنها به آن بودجه هايي كه به خاطر وجود جنگ در اينجا هزينه نمي شد به ديد بدهي نگاه نمي كردند ؟

سليم ./.

افسانه
Friday 9 July 2004, 07:05PM
بابا خوزستان و آب برد...
سليم تو نشي پدرام دومي يه دفه...
چقدر كل كل بسسسه بابا....
كاشكي منم حوصله ي شما ها رو داشتم...

سلیم
Saturday 10 July 2004, 09:40AM
سلام

خوزستان رو آب برد ...خبر..خبر
بابا خوزستان و آب برد...
سليم تو نشي پدرام دومي يه دفه...
چقدر كل كل بسسسه بابا....
كاشكي منم حوصله ي شما ها رو داشتم...
از توجه شما ممنونم
كاشكي ديگران هم حوصله شما رو داشتن
راستش رو بخواي شروع كننده فرد ديگري بود
منم فقط سعي كردم بحثي كه مربوط به محل زندگيم مي شد
مثل خيلي از بحثاي ديگه به انحراف كشيده نشه، همين
واگه موجب تكدر خاطر و بي حوصله شدن سركار يا هر دوست ديگري شد عذر مي خوام
البته خوزستانو ديگه آب نمي بره
چون شيره ي كارونو كشيدن
اينم يكي از بحثاي من ِ كه به همين بسنده مي كنم

با تشكر / سليم ./.

افسانه
Saturday 10 July 2004, 01:05PM
نوشته شده بوسيله سليم
سلام


از توجه شما ممنونم
كاشكي ديگران هم حوصله شما رو داشتن
راستش رو بخواي شروع كننده فرد ديگري بود
منم فقط سعي كردم بحثي كه مربوط به محل زندگيم مي شد
مثل خيلي از بحثاي ديگه به انحراف كشيده نشه، همين
واگه موجب تكدر خاطر و بي حوصله شدن سركار يا هر دوست ديگري شد عذر مي خوام
البته خوزستانو ديگه آب نمي بره
چون شيره ي كارونو كشيدن
اينم يكي از بحثاي من ِ كه به همين بسنده مي كنم

با تشكر / سليم ./.
داداش سليم
نا سلامتي منم اهوازيم ها
راستي كجاي اهواز ميشيني؟؟؟
من ميگم كه اين بحث ها بي فايدست....

من از اين بحث بي حوصله نشدم...
از اين تعجب ميكنم كه شما ها چه حوصله ايي دارين و چقدر بحث ميكنين..(( آخرش خودمم نفهميدم چي شد...)):p

سلیم
Saturday 10 July 2004, 03:14PM
سلام

همين جوري بحثا لوث مي شن
بالاخره بايد اين صحبتا به سر و سامون برسه يا نه ؟
يا هر وقت خسته شديم بي خي خي ...
من اينو تو بحثاي جدي نمي پذيرم
خيلي ها اين مباحث رو مي خونن كي ميدونه شايد
يه روزي اين باشگاه به مسئولين ايده هم بده ...
به هر حال فكر مي كنم كه جميع افراد شايد قدر و
منزلت اين موقعيت رو ندونن
وگاهي اوقات با نوشتن چيزايي كه واقعاٌ نيازي به
وجود اونا نيست (مثل انواع توهين هاي سياسي و
غير سياسي) پايه هاي اين باشگاه رو كه يك موقعيت
خوبه مي لرزونن ...

از بذل توجه تون ممنونم

سليم ./.

فربد
Tuesday 24 August 2004, 07:22AM
من كه از گرماي اهواز هلاك شدم كه هيچ ديوونه شدم

سلیم
Tuesday 24 August 2004, 02:37PM
سلام

من كه از گرماي اهواز هلاك شدم كه هيچ ديوونه شدم
قابل توجه ديوونه ي باشگاه جوانان ...
وقتشه يه سري به ما بزنه !

./.

فربد
Tuesday 24 August 2004, 03:07PM
مگه توي شهر خودتون كم پيدا مي شه ؟

سلیم
Tuesday 24 August 2004, 04:07PM
سلام

فربد :
مگه توي شهر خودتون كم پيدا مي شه ؟
سليم :
نه همشهري نيگا :
فربد :
من كه از گرماي اهواز هلاك شدم كه هيچ ديوونه شدم

./.

فربد
Tuesday 24 August 2004, 06:32PM
از اينكه منو همشهري خودتون بحساب آورديد ممنونم

سلیم
Wednesday 25 August 2004, 07:01AM
سلام

مگه اينجوري نيس ؟

./.

فربد
Wednesday 25 August 2004, 07:49AM
راستش فقط چنوقت مهمونتون بودم
اما بهتون توصيه مي كنم حداقل تابستونا مردم رو به شهرتون دعوت نكنين تا خداي نكرده ذله نشن

سلیم
Wednesday 25 August 2004, 08:44AM
سلام

نه اتفاقا" من به دوست و دشمن ِچاق و گامبو حضور در فصل گرماي اين جا رو بشدت توصيه مي كنم
اما چون طبع تو يكي رو مي دونم و يه بار هم لاغر شدي
لذا بهترين موقع رو سفارش مي كنم :
يه چيزي بين اسفند و فروردين كه اونموقع يكي از لطيف ترين آب و هواي ايران رو داره البته آبشو فاكتور بگير ...

./.

فربد
Wednesday 25 August 2004, 08:58AM
اما من شخصا قبول دارم اهوازيها مهمان نوازند

سلیم
Wednesday 25 August 2004, 10:00AM
سلام

چاكريم

اي كاش مي تونستيم عملا" هم كنيم تا فقط شعار نباشه ...

./.

فربد
Wednesday 25 August 2004, 10:21AM
تويه نمونه يكي از اهوازيهاي خونگرم بدون اينكه حتي اسم منو بدونه براي كمك به حل مشكل من چندين ساعت از وقت با ارزشش رو گذاشت تازه از كمك مالي هم دريغ نداشت

سلیم
Wednesday 25 August 2004, 11:06AM
سلام

دستش درد نكنه وظيفش بود
قطعا" خود شما هم بودي همين كارو مي كردي

./.

فربد
Wednesday 25 August 2004, 11:17AM
چي چي رو وظيفه اش بوده اگه وظيفه است چرا بقيه نمي كنن

سلیم
Wednesday 25 August 2004, 12:01PM
سلام

خوب ديگه اين بستگي به معرفت و مرام داره كه اينجائيها اونو وظيفه ي انساني مي دونن

./.

فربد
Wednesday 25 August 2004, 12:28PM
يه مورد ديگه هم يه راننده تاكسي بدون اينكه دوستم روبشناسه كلي كارشو توي اداره پيگيري مي كنه اونم بدون هيچ چشم داشتي

فربد
Wednesday 25 August 2004, 01:05PM
لبته من يك سري خاطره بد هم دارم كه اينجا جاش نيست

سلیم
Sunday 29 August 2004, 12:22PM
سلام

انشاءالله قابل جبران باشه
ما كه به سهم خودمون آماده ي خدمتگزاري هستيم
تا چه مقبول افتد ...

./.

فربد
Sunday 29 August 2004, 12:51PM
حتما
خوشحال ميشم يك بهار بيام اهواز واسه تجديد خاطره

سلیم
Sunday 29 August 2004, 01:50PM
سلام

حتما"

./.

فربد
Sunday 29 August 2004, 02:03PM
راستي كجاي اهواز خوش آب و هوا تره؟

سلیم
Sunday 29 August 2004, 02:30PM
سلام

زرنگ ،
اگه توي اسفند و نيمه ي اول فروردين بيايي همه جاش و الا هيچ جاش مگه خيال وزن كم كردن داشته باشي ...

./.

فربد
Sunday 29 August 2004, 03:36PM
آخه من تو زيتون كارگري كلي دار ودرخت ديدم انصافا با صفا بود

فربد
Sunday 29 August 2004, 04:21PM
راستي تو فرودگاه من مجبور بودم فقط تاكسي دربست بگيرم
اگه راه ديگري هم هست ايستگاهش كدوم طرفه ؟

سلیم
Tuesday 31 August 2004, 07:10AM
سلام

چهار راه ديگه پيشنهاد مي شه :
1 - ماشين فاميل و دوست و آشنا بيان دنبالتون
2 - پياده گز كني
3 - يه اتوبوس هست كه شانسيه شايد به پستت بخوره شايد نه و احتمالا" تا بحال نخورده ...
4 - طي الارض ...
تازه يه راه پنجمي هم هست كه بعدا" مي گم

./.

فربد
Tuesday 31 August 2004, 07:18AM
يعني مي خواي بگي اينهمه مسافر همشون تاكسي در بس مي گيرن !!

سلیم
Monday 6 September 2004, 03:52PM
بيشترشون
مجبورن
./.

فربد
Tuesday 7 September 2004, 11:55AM
پس پيشنهاد مي كنم يه خط اتوبوس واسه اون قسمت بزنين

سلیم
Tuesday 7 September 2004, 03:25PM
سلام
حتما" اين پيشنهاد سازنده رو به شوراي شهر مي دم

./.

SOOTI
Wednesday 22 February 2006, 10:51PM
درود فراوان خدمت تمامی سروران عزیز و گرامی و دوست داشتنی خوزستانی امیدوارم که همگی
حالتون خوب باشه و سرشار باشید از عشق و شادی و نشاط دمتون گرم بر وبچ اهوازی دلوم سی
چار شیر و لب کارون ی ذره شده بید جای مونه هم خالی کنین فدای همتون !!!

مونم از دیار خوزستانوم ...

بچه لب شطوم ...

زغال
Friday 24 February 2006, 02:28PM
سلام به تمام بروبچه های اهواز
منم به عنوان یک اهوازی حضور خودم رو اعلام می دارم
هیچ جایی مثل اهواز نمی شه به خصوص شوشتر
وای کی بشه عید که بریم اهواز اونجا می بینمتون
دلم کلی هوس کنار کرده بچه های اهوازی میدونن من چی می گم
قربان شما

اسمان
Saturday 22 July 2006, 12:13AM
سلام
من ماکوئی هستم در شمال غرب کشور وشهرم را هم خیلی دوست دارم
اهواز شهر زیبائی است تعریفشو زیاد شنیدم موفق باشید در پناه حق

سینا 555
Saturday 22 July 2006, 11:31AM
زغال جان
اهواز چه ربطی به شوشتر داشت؟:p

راستی ما هم یه جورایی اهوازی هم محسوب میشیم
و خونگرمی بچه های جنوب و اهواز رو تایید مینماییم:smile07: ;)

سینا 555
Saturday 22 July 2006, 11:34AM
سلام
من ماکوئی هستم در شمال غرب کشور وشهرم را هم خیلی دوست دارم
اهواز شهر زیبائی است تعریفشو زیاد شنیدم موفق باشید در پناه حق

سلام اسمان گرامی
خیلی خوشحالم از ماکو تشریف اوردید به بچه های اهواز حال دادید:)
از اشنایی با شما خوشوقتم و بعد هم خیلی خوش امدی:smile07:
شما هم موفق و موید باشید:smile07:

زغال
Saturday 29 July 2006, 05:59PM
زغال جان
اهواز چه ربطی به شوشتر داشت؟:p

راستی ما هم یه جورایی اهوازی هم محسوب میشیم
و خونگرمی بچه های جنوب و اهواز رو تایید مینماییم:smile07: ;)
شوشتر ربطی به اهواز نداره؟

سینا 555
Friday 4 August 2006, 05:14AM
شوشتر ربطی به اهواز نداره؟

همونقدر ربط داره که تهران با کرج ربط داره:D
خوب زغالی جان درسته توی یه استان هستند ولی دو تا شهرند دیگه:smile55:

زغال
Friday 4 August 2006, 09:50AM
تهران تا کرج 25 کیلومتره ولی شوشتر تا اهواز 85 کیلومتره ولی خب ربطی نداشتند گفتم تو این تاپیک منم باشم و یه چیزی گفته باشم گیر نده دیگه:( :smile22: :smile22: :smile22:

سینا 555
Friday 4 August 2006, 08:30PM
تهران تا کرج 25 کیلومتره ولی شوشتر تا اهواز 85 کیلومتره ولی خب ربطی نداشتند گفتم تو این تاپیک منم باشم و یه چیزی گفته باشم گیر نده دیگه:( :smile22: :smile22: :smile22:

حالا گریه نکن با صفا منکه چیزی نگفتم:D
شما تاج سر مایی هرچند که زغالی:p ;) ;) :smile06: :smile07:

زغال
Tuesday 8 August 2006, 01:59AM
دلتم بخواد که تاج سرت به جای این نگینا و الماس های مسخره زغال باشه:p

looh110
Tuesday 5 September 2006, 01:15PM
چشم لطف کن ادرس چون من الان اهوازم میخوام برگرد م بیلیط گیرم نیامده

زغال
Wednesday 6 September 2006, 09:54PM
بنویس بدو برو کاغذ بیار بعد منو صدا کن

saleh57
Tuesday 10 April 2007, 06:02PM
سلام

امدیم و خیلی خوش گذشت . صفا کردیم مخصوصا از کاسب های با مرام خ نادری و یکی هم بچه های شرکت گاز خ ملاشیه که با محبت و لطفشون کار ما رو سریع راه انداختند. در علی ابن مهزیار هم که جای دوستان خالی .
یا د شهیدان سرفراز خوزستان و اهواز را هم گرامی میدارم.
موفق باشید.
یا علی

shabgard
Wednesday 11 April 2007, 01:32AM
ای کاش مینوشتی خوزستان
منم یه خوزستانی هستم
بیش از حد هم علاقه دارم به خوزستان
و همیشه از بی عدالتی هایی که در حقش میشه عذاب میکشم

pourabbasi.m
Wednesday 18 April 2007, 03:07PM
من اهوازي هستم خوزستاني هستم ويك ايراني ودوست همه

نگارینا
Thursday 5 June 2008, 12:26PM
بابا از جاهای دیدنیش بگین
می گین یا خودم بگم؟