PDA

نمايش نسخه نهائي : پيامبر(ص) پس از تولد به مدت سه روز از پستان ابوطالب شير نوشيد(اصول كافي)


666666
Wednesday 22 October 2008, 08:42AM
هر چند كه اين حديث از احاديث شما بود ولي چون احساس كردم نوعي بي احترامي به ساحت مقدس رسول اكرم(ص) مي شود از ادامه دادن اين بحث خودداري كرده و آن را حذف نمودم.

666666
Wednesday 22 October 2008, 08:53AM
شیخ صدوق در کتاب «الخصال» در «باب الثلاثه» روایتی خرافی تحت عنوان: «ثلاث کن فی امیر المومنین -عليه السلام-» آورده است و می‌نویسد : «حدثنا محمد بن ابراهیم بن اسحاق الطالقانی قال : حدثنا الحسن بن علی العدوی عن عباد بن صهیب [بن عباد] عن أبیه عن جده عن جعفر بن محمد -عليه السلام- قال سأل رجل أمیر المؤمنین -عليه السلام- فقال له: أسئلک عن ثلاث هن فیک: أسألک عن قصر خلقک، و عن کبر بطنک، و عن صلع رأسک! فقال امیر المؤمنین -عليه السلام-: إن الله تبارک و تعالی لم یخلقنی طویلا، و لم یخلقنی قصیرا، و لکن خلقنی معتدلا، أضرب القصیر فأقده، و أضرب الطویل فأقطه. و أما کبر بطنی فإن رسول الله -صلى الله عليه وسلم- علمنی بابا من العلم ففتح لی ذلک الباب ألف باب فازدحم العلم فی بطنی فنفجت عنه عضوی و أما صلع رأسی فمن إدمان لبس البیض و مجالدة الأقران»
یعنی : «خبر داد به ما محمّد بن ابراهیم بن اسحاق طالقانی – که خدا از او خشنود باد – گفت خبر داد به ما، حسن بن علی عدوی، از عباد بن صهیب بن عباد، از پدرش، از جدش، از جعفر بن محمّد -عليه السلام- که گفت مردی از امیرمؤمنان -عليه السلام- سؤال کرد و بدو گفت دربارة سه چیز که در تو است از تو می‌ پرسم: (یکی) از کوتاهی پیکرت می ‌پرسم و (دوّم) از بزرگی شکمت و (سوّم) از ریخته شدن موی جلوی سرت! امیر مؤمنان -عليه السلام- پاسخ داد: خداوند تبارک و تعالی مرا دراز نیافرید و نیز کوتاه خلق نکرد بلکه معتدل آفرید (در نتیجه) بر کوتاه قامت ضربه می ‌زنم و او را از طول به دو نیم می ‌کنم و بر دراز قامت ضربه می ‌زنم و او را از عرض به دو نیم می ‌کنم! و امّا بزرگی شکمم (علّتش اینست که) رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- به من بابی از علم آموخت و آن باب، هزار باب را برای من گشود و علم در شکم من ازدحام کرد و از این ‌رو شکمم برآمد! و امّا ریخته شدن موی جلوی سرم، بعلّت بر سر نهادن کلاه خود بمدّت دراز و کارزار با رقیبان است»!
الخصال، اثر شیخ صدوق، باب الثلاثة، ص 189 از منشورات جماعة المدرّسین.

mehrdad_123
Wednesday 22 October 2008, 09:08AM
ای بی سواد افسانه ای را که آورده ای را اول بخوان و در موردش بپرس بعد صحیح صحیح کن:
محد بن يحيي از سعد بن عبدالله و او از ابراهيم ثقفي و او از علي بن معلي و او از برادرش محمد و او از درست بن ابي منصور و او از علي بن ابي حمزه و او از ابي بصير گزارش نموده است كه امام ابو عبدالله صادق (ع)گفت:چون پيامبر اسلام(ص)زاده شد چند روزي بدون شير بسر ميبرد پس ابو طالب او را به پستان خود افكند و خدا در پستان ابوطالب شير نازل كرد!پس كودك چند روزي از پستان ابوطالب شير خورد تا هنگاميكه ابوطالب حليمه سعديه را يافت و كودك را(براي شير دادن)به او سپرد!!!

الاصول من الكافي ج1 ، ص448 مقايسه شود با ترجمه اصول كافي در ج 2 ،ص339 .


ای ... این روایت هم به لحاظ سند و هم به لحاظ متن مخدوش است احتمال می رود راوی نادانش برای آنکه نسبت قرابت و همخونی میان وجود نازنین پیامبر(ص) آن پیامبر رحت و مولا علی (ع)را استوارتر کند به جعل چنین افسانه ای پرداخته است . چه لزومی داشت که خداوند در پستان ابوطالب برای برادر زاده اش شیر فراهم آورد؟ مگر ممکن نبود که مثلا شیر در سینه ی همسر جوان حضرت ابوطالب(ع) - حضرت فاطمه بنت اسد(س) - فراهم آید؟ همان زن مهربانی که بعدها پرستاری وجود نازنین حضرت محمد(ص) را در خانه ی ابوطالب به عهده گرفت و او را به فرموده ی خود پیامبر(ص) بیشتر از فرزندانش دوست می داشت.
برخی از راویان همچون متن آن, ناشناخته و مطعون اند. مثلا درباره ی علی بن معلی نوشته اند: فهو مجهول الحال-(تنقیح المقال ج 2 ص 310 )
و همچنین درباره ی درست بن ابی منصور گفته اند که وی واقفی مذهب بوده است ( تنقیح المقال ج1 ص 417)
روشن است که افراد خردمند و درست باور نمی توانند راوی چنین آثاری باشند.


اما به ولای علی قسم چون ما مثل شما نامسلمانان نمی خواهیم احیانا شبهه ای در دل مسلمین نسبت به وجود نازنین رسول خدا(ص) اشرف رسولان پدید آید از آوردن احادیث صحیح و معتبر شما خود داری می کنیم اما اگر بخواهید اینچنین گستاخانه به ساحت وجود مقدس نبی مکرم اسلام (ص) توهین کنید و افترا ببندید به خدای احد و واحد چندین صفحه را از روایات معتبر خودتان به قصد له کردن پیشوایانتنان و سیه کردن روی امثال شما و پیشوایانتان خواهیم آورد.
حال اگر اهل بی خردی هستید بسم ا... تا ببینیم چه کسی رو سیاه خواهد شد


لعن ا... عدوک یا علی(ع)

666666
Wednesday 22 October 2008, 09:53AM
[quote=mehrdad_123;629838] ای ... این روایت هم به لحاظ سند و هم به لحاظ متن مخدوش است احتمال می رود راوی نادانش برای آنکه نسبت قرابت و همخونی میان وجود نازنین پیامبر(ص) آن پیامبر رحت و مولا علی (ع)را استوارتر کند به جعل چنین افسانه ای پرداخته است . چه لزومی داشت که خداوند در پستان ابوطالب برای برادر زاده اش شیر فراهم آورد؟ مگر ممکن نبود که مثلا شیر در سینه ی همسر جوان حضرت ابوطالب(ع) - حضرت فاطمه بنت اسد(س) - فراهم آید؟ همان زن مهربانی که بعدها پرستاری وجود نازنین حضرت محمد(ص) را در خانه ی ابوطالب به عهده گرفت و او را به فرموده ی خود پیامبر(ص) بیشتر از فرزندانش دوست می داشت.
برخی از راویان همچون متن آن, ناشناخته و مطعون اند. مثلا درباره ی علی بن معلی نوشته اند: فهو مجهول الحال-(تنقیح المقال ج 2 ص 310 )
و همچنین درباره ی درست بن ابی منصور گفته اند که وی واقفی مذهب بوده است ( تنقیح المقال ج1 ص 417)
روشن است که افراد خردمند و درست باور نمی توانند راوی چنین آثاری باشند.

خوبه خودت هم قبول داري اين حديث كلا باطله پس چرا جناب كليني اين حديث را با آب وتاب در كتاب به اصطلاح صحيحش آورده؟

mehrdad_123
Wednesday 22 October 2008, 09:58AM
خوبه خودت هم قبول داري اين حديث كلا باطله پس چرا جناب كليني اين حديث را با آب وتاب در كتاب به اصطلاح صحيحش آورده؟

خوش سواد چه کسی گفته است که کافی همه اش صحیح است؟!
شیعه بر خلاف شما هیچ کدام از کتابهایش را صحیح نمی داند.
اما می خواهی با همان صحیحین آبرویتان را ببریم؟! می خواهی؟!

سجودی
Wednesday 22 October 2008, 10:27AM
آقا مهرداد123
آیا میشود آدرس کتابی از کافی را بدهید که در آن احادیث صحیح و ضعیف مشخص شده باشد؟!
برای اطلاع شما عرض کنم در باره هر کدام اهل سنت کتابی با این صفت بخواهید میتوانم آدرس بدهم
آقای مهرداد
شما که تکلیف احادیث صحیح و دروغ را مشخص نکرده اید حق ندارید بر ما خرده بگیرید که چرا از احادیث ضعیف شما دلیل میاوریم! گناه ما چیست ؟ ما که غیب نمیدانیم !
دوستی در مدینه رفت پیش آیت الله مکارم شیرازی ودر بحث ،حدیثی از کافی گفت
آیت الله مکارم شیرازی گفت این حدیث ضعیف است
دوست ما گفت شما چرا صحیحی از کافی را منتشر نمیکنید و چرا احادیث صحیح را مشخص نمیکنید
مکارم شیرازی گفت : من اگر چنین کنم علمای شیعه مرا تکفیر خواهند کرد !!!!

بابک
Wednesday 22 October 2008, 10:38AM
آقا من با مهرداد 123 موافقم .

puyan
Wednesday 22 October 2008, 10:44AM
سلام

جناب mehrdad_123

بعضی افراد بخاطر شدت بی دینی متدینان را مورد هجوم قرار میدهند و الا خودشان دین مشخصی ندارد لذا بهتر از است از باب این آیه که "ذر هم فی خوضهم یلعبون " آنها را به حال خودشان بگذاریم و هم وزن فهمشان مطالب را عرضه کنیم .


اما جناب 666666
درباره حدیث اول :
خوشحالم که ناتوانی دشمنان تا این حد نازل ، کاهش یافته که دیگر ایرادهای اینچنینی به شیعه میگیرند .

فرض کنید من به عنوان شیعه این حدیث را نپذیرم و اصلا به نادرست بودن آن حکم قطعی دهم و اعلام کنم مرحوم کلینی رحمه الله این حدیث را به اشتباه نقل کرده است ، دیگر بالا تر ؟
خوب چه میشود ؟ معلوم میشود که همه برهانهای عقلی و شرعی شیعه در حقانیتش باطل شده است ؟ یا معلوم میشود از میان هزاران حدیث منقول که همگی اسنادشان بررسی میشود یک حدیث دارای سند محکمی نبوده ، همین ؟

از سوی دیگر ، فرض کنید که سند این حدیث کاملا صحیح است و من از محتوای این حدیث نیز دفاع کردم و مدعی شدم که شیر خوردن پیامبر در روزهای اول تولد با اعجاز صورت گرفته است . شما با چه دلیل عقلی یا نقلی میخواهید آن را تکذیب کنید ؟ اعجاز هم که اعجاز است و با معیارهای دنیایی ما سنجیده نمیشود . شما چه میخواهید بکنید ؟


حدیث دوم :

اتفاقا حدیث بسیار زیبایی است .
امیرالمومنین وقتی دیدند سوال کننده چقدر کوته فکر و بچه است و سوالات پوچ هیکلی میکند و احتمالا میخواهد مسخره کند با لطافت جوابش را دادند تا به او بفهمانند که دارد چه شخصیتی را مسخره میکند .

اول قامت خود را توصیف کردند که معتدل است .

دوم تو اگر حواست به شکم من است حواست را به این جمع کن که خداوند علم بی پایان به من داده است و تو بجای درک این موضوع ، داری از مقدار شکم من سوال میکنی .

سوم تو که از موی سر ریخته من میپرسی و مثلا میخواهی مسخره کنی حواست باشد که این سر من سالها در کلاه خود سختی کشیده تا از حریم دین دفاع کند و دشمنان دین منکوب شوند تا تو امروز با خیال راحت دین داری کنی . ولی تو بجای توجه به رشادتهای من به مقدار موهای سر من توجه میکنی .

پاسخ حضرت بسیار حکیمانه و آموزنده است ولی باید در قالب کنایه به آن نگاه شود و اگر فرد بی خردی بخواهد نگاه غیر کنایی به آن بیندازد ، خوراک بی خردی خودش را فراهم کرده تا این حدیث را اسباب مسخرگی خودش قرار دهد .

متشکرم

حسینی
Wednesday 22 October 2008, 10:55AM
بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام

در مورد احادیث پاسخ کامل و کافی را اساتید بنده مهرداد و پویان دادند.
اما
جناب سجودی

اتفقا امتياز مكتب اهل بيت بر مكتب خلفا اين است كه علماى آن هيچ كتابى را، بجز كتاب خدا از آغاز تا انجامش صحيح نمى دانند و هيچيك از علماى صالح سلف را در آراى فقهى آنها، و يا احاديث و اخبارى را كه صحيح دانسته اند پيروى نمى نمايند.

بر خلاف آن ، مكتب خلفاست كه در فقه از علماى چهارگانه تقليد كرده ، و تا به امروز در اجتهاد را به روى خود و ديگران بسته اند، و فقط آنچه را از حديث در كتابهاى شش گانه ، بويژه صحيح مسلم و بخارى آمده است ، صحيح مى دانند و در بحث و تحقيق علمى را در شناخت حديث تا به امروز به روى خود و ديگران بسته اند!

پيروان مكتب اهل بيت ، تمامى احاديثى را كه در كتابهاى چهارگانه (كافى ، من لا يحضر، استبصار و تهذيب ) آمده ، همانند برخورد پيروان مكتب خلفا با صحيح بخارى و صحيح مسلم ، آنها را دربست ، صحيح به حساب نمى آورند. چنانچه به كتاب شرح كافى به نام مرآة العقول مرحوم مجلسى مراجعه شود، معلوم مى گردد كه او در ارزيابى احاديث كتاب مزبور، در مورد احاديث ضعيف و صحيح و موثق ، يا به اصطلاح اهل حديث قوى آن ، كه مورد ايراد محدثين بوده ، اظهارنظرى ديگر كرده است .
در عصر ما نيز يكى از پژوهشگران كتابى زير عنوان صحيح كافى تاءليف كرده ، (446) و از مجموع 16121 حديث آن ، 4428 حديث را صحيح دانسته و 11693 حديث ديگر را به موجب اجتهاد خود صحيح ندانسته است .

از آنچه گفتيم چنين بر مى آيد كه مكتب اهل بيت هيچ كتاب حديثى را صحيح نمى داند؛ خواه كتاب كافى باشد يا غير آن ، چه از لحاظ شهرت و معروفيت ، و يا قدمت و ديرپايى .
اين مكتب ايمان دارد كه تنها كتاب خدا قرآن ، از ابتدا تا انتهايش ، صحيح است ، و در اين صحت چيزى را همتاى آن نمى شناسد.

پيروان مكتب اهل بيت از آن رو در اجتهاد را چون پيروان مكتب خلفا بر روى استنباط احكام شرعى از كتاب خدا و سنت پيامبر (ص ) نبسته اند، كه ايشان همواره نيازمند به بررسى آيات احكام از كلام خدا، و بررسى احاديث احكامى كه به پيامبر خدا (ص ) منتهى مى گردد، مى باشند.


والله العالم

سجودی
Wednesday 22 October 2008, 10:59AM
یعنی : «خبر داد به ما محمّد بن ابراهیم بن اسحاق طالقانی – که خدا از او خشنود باد – گفت خبر داد به ما، حسن بن علی عدوی، از عباد بن صهیب بن عباد، از پدرش، از جدش، از جعفر بن محمّد -عليه السلام- که گفت مردی از امیرمؤمنان -عليه السلام- سؤال کرد و بدو گفت دربارة سه چیز که در تو است از تو می‌پرسم: (یکی) از کوتاهی پیکرت می‌پرسم و (دوّم) از بزرگی شکمت

دوم تو اگر حواست به شکم من است حواست را به این جمع کن که خداوند علم بی پایان به من داده است و تو بجای درک این موضوع ، داری از مقدار شکم من سوال میکنی .


نیازی به توجیه نیست
با کمی زیرکی در میابید که متن این حدیث شما دروغ است
نیازی به برسی سند نیست
علی کم خور
علی روزه گیر و
علی مجاهد
علی ( نماز شب خوان و نافله خوان )
محال است که شکمش بزرگ بوده باشد
پس این سوال و جواب دروغ است

سجودی
Wednesday 22 October 2008, 11:05AM
آقای حسینی
خیلی مایلم آدرس سایتی که احادیث ضعیف و صحیح شیعه را جدا کرده بدانم
کتابی یا سایتی که مورد تایید حوزه های علمیه قم و نجف یا امثالهم است را آدرس دهید با تشکر

tik tak
Wednesday 22 October 2008, 11:15AM
تازه اینا خوباشه

حسینی
Wednesday 22 October 2008, 11:21AM
بسم الله الرحمن الرحیم

آقای حسینی
خیلی مایلم آدرس سایتی که احادیث ضعیف و صحیح شیعه را جدا کرده بدانم
کتابی یا سایتی که مورد تایید حوزه های علمیه قم و نجف یا امثالهم است را آدرس دهید با تشکر

بنده چنین سایتی یا کتابی را سراغ ندارم. شما اگر پیدا کردید ما را خبر کنید.
پست 9 را مجددا با دقت مطالعه کنید دلیلش را خواهید فهمید.

والله العالم

puyan
Wednesday 22 October 2008, 11:57AM
آقای حسینی
خیلی مایلم آدرس سایتی که احادیث ضعیف و صحیح شیعه را جدا کرده بدانم
کتابی یا سایتی که مورد تایید حوزه های علمیه قم و نجف یا امثالهم است را آدرس دهید با تشکر

دوست عزیز نوع نگاه شما به متون دینی و روش بررسی آنها نتیجه آموزش کدام مدرسه است ؟
در کجا به شما آموخته اند که برای شناختن وضعیت متون حدیثی باید چنین برخوردی داشه باشید و دنبال جایی بگردید که احادیث را تقسیم بندی کرده باشند .




نیازی به توجیه نیست
با کمی زیرکی در میابید که متن این حدیث شما دروغ است
نیازی به برسی سند نیست
علی کم خور
علی روزه گیر و
علی مجاهد
علی ( نماز شب خوان و نافله خوان )
محال است که شکمش بزرگ بوده باشد
پس این سوال و جواب دروغ است

سلام
دوست گرامی چرا اینقدر ظاهر بین هستید ؟
چه کسی گفته هر فردی که شکمش کمی بزرگ است بخاطر پرخوری است ؟
چه کسی گفته هر فردی که شکمش بزرگ نیست است بخاطر قناعت و روزه داری و کم خوری است ؟

چه کسی گفته میزان مجادهت یک فرد را میتوان از اندازه دور کمرش فهمید ؟
...

متاسفم

رایحه اسمانی
Wednesday 22 October 2008, 03:33PM
با تشكر از جناب مهرداد بابت نوشته هاي زير


حجاب عايشه
يكى از امتيازات زن مسلمان حجاب او است و اين از ضروريات دين است. اگر زنى آن را رعايت نكند معلوم مى‏شود هنوز ايمان در قلبش رسوخ نكرده است گر چه با گفتن شهادتين در زمره مسلمانان مى‏باشد، و اگر اين امر از روى عمد و با علم به وجوب حجاب بوده باشد مرتكب گناهى بزرگ شده است.
در بررسى حجاب عايشه با استفاده از روايات صحاح، روشن مى‏شود كه او به اين مسأله اعتنائى نداشت. گر چه حضور او در جمل و همراهى او با مردان نامحرم و رياست بر لشگرى در مخالفت با امام زمانش و جنگ با او خود دليل بر عدم اعتقاد به دستورات خدا و رسولش مى‏باشد، ولى ما در اين قسمت در صدد بيان يكى از مصاديق اين بى اعتنائيها مى‏باشيم.
«... وقال سليمان بن يسار: استأذنت على عايشه فعرفت صوتى قالت: سليمان؟ ادخل فإنك مملوك ما بقى عليك شى‏ء...»(2).
(1) الف - صحيح مسلم، ج 2، ص 71 - 669، كتاب الجنائز، باب 35، ح 103.
ب - سنن نسائى، ج 4، ص 95 - 93، كتاب الجنائز، باب 103، ح 2033.
ابن ماجة نيز مشابه آن را در ج 1 سنن ص 444، كتاب إقامة الصلاة والسنة فيها، باب 191، ح 1389، آورده است كه با توجه به اختلاف دو متن بعيد نيست كه دو واقعه باشد.
(19)سليمان بن يسار مى‏گويد: براى اينكه نزد عايشه بروم از او اجازه گرفتم. صداى مرا شناخت و گفت: سليمانى؟ داخل شو كه تو مملوكى و... .

مگر مملوك بودن مى‏تواند علت جواز دخول بر اجنبيه باشد؟ مگر سليمان نابينا بود؟ در كجاى اسلام آمده است كه اگر كسى غلام كسى باشد با همه زنها محرم است؟ ممكن است گفته شود كه عايشه بعد از حجاب كردن اجازه داد. گوئيم اگر چنين است چرا مملوك بودن را دليل بر جواز دخول دانسته است؟ اگر او حجاب كرده بود چرا گفت: «داخل شو كه تو مملوكى»؟ مگر غير مملوك نمى‏تواند بر عايشه -كه حجاب كرد- داخل شود؟ اندكى تفكر در اين روايت به ما مى‏رساند كه عايشه به حجابش بى اعتنا بوده است. روايت ذيل آن را روشنتر مى‏كند:
«... أخبرنى سالم سبلان قال: وكانت عايشة تستعجب بأمانته وتستأجره فارتنى كيف كان رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم يتوضأ... وغسلت وجهها ثلاثا ثمّ غسلت يدها اليمنى ثلاثا واليسرى ثلاثا ووضعت يدها في مقدم رأسها ثمّ مسحت رأسها مسحة واحدة إلى مؤخره ثمّ امرت يديها بأذنيها ثمّ امرت على الخدين. قال سالم: كنت آتيها مكاتبا ما تختفى منى فتجلس بين يدى وتتحدث معى...»(1).
سالم سبلان - كه به خاطر امانتداريش عايشه او را اجير كرده بود- مى‏گويد: عايشه به من نشان داد كه رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله چگونه وضو مى‏گرفت... سه بار (عايشه) صورتش را شست سپس سه بار دست راستش و سه بار دست چپش را شست و سپس دستش را جلو سرش قرار داد و آن را به تمام سرش كشيد و گوشهايش را مسح كرد و بر دو گونه‏اش كشيد. سالم مى‏گويد من آنگاه كه عبد مكاتب(2) بودم نزد او مى‏رفتم. او خود را از من نمى‏پوشاند بلكه مقابل من مى‏نشست و با من گفتگو مى‏كرد... .

نمى‏دانيم به چه كسى تسليت بگوئيم. آيا به رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله كه همسرش بعد از او چگونه حجابش را در مقابل نامحرمى كنار زد؟ آيا به علماى اهل سنت كه كسى را همنشين رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در بهشت مى‏دانند كه اينگونه با سنت آن حضرت بازى كرده است؟ به عايشه، كه سالها درك محضر پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نمود و بهره‏اش از آن اين بود (و آنچه كه مى‏آيد)؟ و نيز نمى‏دانيم كه ديگران از عايشه چه ديده بودند كه نزد او آمده و كيفيت غسل پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را نيز از او مى‏پرسيدند؟
«أبو سلمة: دخلت أنا و أخو عايشة على عايشة فسألها أخوها عن غسل النبى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فدعت بإناء نحوا من صاع فاغتسلت وأفاضت على رأسها وبيننا وبينها حجاب»(3).
أبو سلمة مى‏گويد: من و برادر عايشه بر او وارد شديم. برادرش از او درباره غسل پيامبر پرسيد. او ظرفى كه تقريبا

(1) صحيح بخارى، ج 3 ص 225، كتاب الشهادات، باب شهادة الأعمى و... .
(2) سنن نسائى، ج 1، ص 93، كتاب الطهارة، باب 83، ح 100.
(3) «مكاتب» به بنده‏اى مى‏گويند كه با اربابش قرار كرد كه خودش را به تدريج از او بخرد كه اگر توانست قيمت خود را به او بدهد (حال يا خودش كار كند و يا ديگرى قيمت آن را به صاحبش بدهد) آزاد مى‏شود. در اين جريان، عايشه بعد از آزاد شدن سالم از او حجاب مى‏كرد و اين نشان مى‏دهد كه عايشه آنقدر پير نبود كه مجاز به بى حجابى باشد آن هم در حدى كه بتواند در مقابل نامحرمى وضو بگيرد كه لازمه آن كنار رفتن روسرى و معلوم شدن دستها تا آرنج مى‏باشد.
(4) الف - صحيح بخارى، ج 1، ص 72، كتاب الغسل، باب الغسل بالصاع.
ب - صحيح مسلم، ج 1، ص 256، كتاب الحيض، باب 10، ح 42.
ج - سنن نسائى، ج 1، ص 153، كتاب الطهارة، باب 144، ح 227.
(20)گنجايش يك صاع (تقريبا يك من) داشت طلبيد و بر سرش آب ريخت و بين ما و او حجاب بود.

ممكن است گفته شود كه سؤال از مقدار آبى بود كه پيامبر با آن غسل مى‏كرد. پاسخ آن روشن است. زيرا اولا: از غسل پيامبر پرسيدند نه از مقدار آب غسل، و ثانيا: اگر سؤال از مقدار آب بود كافى بود عايشه بگويد تقريبا يك صاع، نه آنكه ظرفى كه يك صاع آب در آن بود بياورد.
ثالثا: عايشه عملا غسل كرد و با ريختن آب روى سرش آن را شروع كرد. معلوم مى‏شود او نيز از سؤال آنها اين را فهميد كه بايد عملا غسل كند تا آنها ياد بگيرند. آيا آموختند؟!
آيا نويسندگان اينگونه احاديث حيا نكردند كه آن را در -به اصطلاح- صحيحترين كتابهاى روائى خود آوردند؟ چرا بايد همسرى از همسران پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ـ هر كه باشد ـ آنچنان بازيچه دست راويان حديث قرار گيرد كه بنويسند عايشه در حضور نامحرم وضو مى‏گيرد و يا پشت پرده! غسل كردن را مى‏آموزد؟ آيا بازيچه دست طلحه و زبير قرار گرفتن كافى نبود؟ آيا كافى نبود كه او را -كه مأمور بود در خانه بماند- در شهرها بگردانند؟ اف بر آنان كه براى رسيدن به مطامع شوم خود از همسر رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله -أم المؤمنين- اينگونه استفاده ابزارى كردند!
ما از عايشه به خاطر اعمال زشتش -به خصوص دشمنى او با أمير المؤمنين عليه‏السلام و جنگ با آن حضرت- ناراحتيم، اما حاضر نيستيم با او اينگونه برخورد شود، ولى چه كنيم كه مطالب مطروحه در اين نوشتار برگرفته از صحيح‏ترين كتابهاى روائى اهل سنت است. آيا بهتر نبود كه اينان اينگونه روايتها را حذف مى‏كردند و يا اصولا صاحبان اين كتابها آنها را نقل نمى‏كردند؟

(بخشی از کتاب عایشه در صحاح)
__________________








(قابل توجه اهل سنت که عقاید خود را از چنین اشخاصی هدیه گرفته اند)




عايشه و رضاع كبير :eek::eek:




يكى ديگر از شاهكارهاى عايشه اين است كه مى‏گفت: زن مى‏تواند پسر بالغى را شير دهد و با اين شير دادن، آن پسر به منزله فرزند او مى‏باشد! او براى اين ادعايش هم به قرآن (!) و هم به سنت استشهاد مى‏كرد.


الف - قرآن: عايشه مى‏گويد: كه آيه رضاع كبير(1) و نيز آيه رجم(2) در قرآن بوده و در ضمن صحيفه‏اى زيررختخوابم قرار داشت و چون ما به موت رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مشغول شديم، داجن (بره يا بزغاله‏اى كه در اطاق نگهدارى مى‏شد) آن را خورد!(3)


ب - سنت: عايشه مى‏گويد: «رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به «سهلة» دختر «سهيل» دستور داد كه به پسر خوانده‏اش «سالم» شير بدهد. او گفت: چگونه به او شير بدهم در حالى كه او مردى بزرگ است؟! پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تبسمى كرد و فرمود: من مى‏دانم كه او مردى بزرگ است». (يعنى با اين حال مى‏گويم به او شير بده تا با تو محرم شود و تا شوهر تو يعنى «أبو



(1) يعنى زنى جهت محرم شدن، پسر بزرگى و يا مردى را شير دهد!


(2) مراد از آيه رجم، مطابق آنچه كه اهل سنت گفته‏اند و در پاورقى صحيح مسلم نيز آمده (كتاب الرضاع، ح 26) اين عبارت است: «الشيخ والشيخة إذا زنيا فارجموهما» و در بعض اقوال با اضافه كلمه «البته» يعنى: اگر پيرمرد و پيرزنى زنا كردند حتما آن دو را سنگسار كنيد.


(3) سنن ابن ماجه، ج 1، ص 625، كتاب النكاح، باب 36، ح 1943.


«عن عايشه قالت: لقد نزلت آية الرجم ورضاعة الكبير عشرا ولقد كان في صحيفة تحت سريرى فلما مات رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم وتشاغلنا بموته دخل داجن فأكلها».


(21)حذيفة» از اينكه او وارد بر تو مى‏شود ناراحت نشود!)(1).



اين دو دليل عايشه (قرآن و سنت)، نه مورد قبول ساير همسران رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله قرار گرفت و نه احدى از علماى اهل سنت بدان فتوى دادند. تذكر اين نكته نيز لازم است كه داستان شير خوردن «سالم» را نيز فقط عايشه نقل كرده است كه در آن اشكالات متعددى ديده مى‏شود كه مهمترين آنها اين است كه اگر سالم با سهلة نامحرم است چگونه مى‏تواند شير او را بخورد. أبو حذيفة از اينكه سالم به زنش -كه با او نامحرم است- نگاه مى‏كند ناراحت مى‏شود ولى اگر شير زنش را بخورد ناراحت نمى‏شود! آيا مى‏توان پذيرفت كه نگاه كردن به زنى حرام باشد ولى مكيدن شير از پستان او حلال؟! راستى چقدر مسخره است! آيا نمى‏توان به قاطعيت گفت: كه اين روايت همچون آيه‏اى كه بره‏اى بتواند آن را بخورد ساختگى است؟ آيا از مجموع اين داستان نمى‏توان فهميد كه عايشه از جعل حديث ابائى نداشت؟ آيا باز هم مى‏توان به روايات عايشه اعتماد كرد؟



بعض از علماى عامه در توجيه شير خوردن سالم گفته‏اند كه ممكن است سهلة شير خود را در ظرفى ريخته و سالم از آن نوشيد و با اين توجيه خواسته‏اند كه اشكال مزبور را رفع كنند اينان از اين نكته غافل شدند كه اگر چنين است چرا سهله از اين نوع شير دادن ناراحت بود؟ مى‏خواهد سالم مردى بزرگ باشد يا نباشد. از اين گذشته با كلمه «رضاع» كه اصطلاحا به معناى مكيدن شير از پستان است مناسبت ندارد، زيرا رضاع هنگامى صادق است كه طفل، شير را از پستان بمكد نه آنكه آن را در ظرفى ريخته و به او بدهند.


در مورد «رضاع كبير» نيز چنين توجيه كردند كه اين آيه، هم نسخ تلاوت شده و هم نسخ حكم! در پاسخ آن بايد گفت: اولا - آيه تا زمان رحلت رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله -به قول عايشه- زير رختخواب او وجود داشت. آيا بعد از وفات آن حضرت، جبرئيل نازل شد و آن را نسخ كرد؟! ثانيا - چگونه مى‏شود كه حكمى نازل شده باشد و مردم از آن با خبر نباشند و فقط عايشه آن را بداند و سپس نسخ آن بيايد و از نسخ آن هم كسى مطلع نشود و بعدها علماى اهل سنت آن را در توجيه ادعاى عايشه نقل كنند؟! ثالثا - عايشه كه مدعى وجود آن آيه است آن را به عنوان حكمى الهى تلقى كرده و ادعا مى‏كند داجن آن را خورد نه آنكه نسخ شده باشد و معناى آن اين است كه اگر داجن آن را نمى‏خورد زنها مى‏توانستند به نص آن آيه (كه عايشه ـ و فقط او ـ ادعاى نزول آن را داشت) مرد بزرگى را شير دهند تا آن مرد به منزله پسر او باشد. چنانچه عايشه خود چنين مى‏كرد؛ يعنى هر كس را كه دوست داشت وارد بر او شده همچون محرمى با او نشست و برخاست نموده و خود را از او نپوشاند، به دختر برادر و يا دختر خواهرش دستور مى‏داد كه او را شير دهد! البته ساير زنهاى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از اين كار ابا مى‏نمودند.


«... فبذلك كانت عايشه تأمر بنات أخواتها وبنات أخوتها أن يرضعن من أحبت عايشه أن يراها ويدخل عليها



(1) الف - صحيح مسلم، ج 2، ص 8 - 1076، كتاب الرضاع، باب رضاعة الكبير، ح 31 - 26.


ب - سنن ابن ماجه، ج 1، ص 625، كتاب النكاح، باب رضاع الكبير، ح 1943.


ج - سنن أبى داود، ج 2، ص 223، كتاب النكاح، باب فيمن حرم به، ح 2061.


د - سنن نسائى، ج 6، ص 105 - 103، كتاب النكاح، باب رضاع الكبير، ح 22 - 3316.


در اينجا متن يكى از روايات صحيح مسلم را مى‏آوريم:


«عن عايشه قالت: جاءت سهلة بنت سهيل إلى النبى صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم فقالت: يا رسول اللّه إنى أرى في وجه أبى حذيفة من دخول سالم (وهو حليفه). فقال النبى صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم : أرضعيه. قالت: وكيف أرضعه وهو رجل كبير! فتبسم رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم وقال: قد علمت انّه رجل كبير».


(22)وإن كان كبيرا خمس رضعات ثمّ يدخل عليها. وأبت أم سلمة وسائر ازواج النبى صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم أن يدخلن عليهن بتلك الرضاعة أحدا من الناس حتى يرضع في المهد...»(1).



«أم سلمة به عايشه مى‏گفت: پسر مميز بر تو وارد مى‏شود (و تو حجاب نمى‏كنى) و من دوست ندارم كه بر من وارد شود»(2).



در اينجا براى اينكه معلوم شود كه چه شير دادنى محرميت مى‏آورد به چند روايت از صحاح رجوع مى‏كنيم:



1 - «عن عايشة قالت: دخل علىّ رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم وعندى رجل قاعد فاشتدّ ذلك عليه ورأيت الغضب في وجهه. قالت فقلت: يا رسول اللّه! انّه اخى من الرضاعة قالت فقال: أنظرن اخوتكن من الرضاعة. فانما الرضاعة من المجاعة»(3).


عايشه مى‏گويد: رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بر من وارد شد. مردى نزدم نشسته بود. اين صحنه بر آن حضرت گران آمد و آثار غضب را در چهره‏اش مشاهده كردم. گفتم: يا رسول اللّه اين مرد برادر رضاعى من است. فرمود: در اين امر دقت كنيد كه رضاع وقتى ثابت است كه طفل شير خوار از پستان زنى شير بخورد. (و به وسيله شير، سير شود).



معلوم مى‏شود كه آن شرايط در آن مرد وجود نداشت و إلاّ غضب پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله قبل از آنكه بپرسد كه اين مرد كيست موردى نداشت. از اين گذشته چنين نبود كه آن حضرت برادر رضاعى عايشه را نشناسد و نداند كيست.


2 - «عن عبد اللّه بن زبير أنّ رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم قال: «لا رضاع إلاّ ما فتق الامعاء»(4).


ابن زبير از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمود: رضاع (شير خوارگى كه باعث محرم شدن مى‏شود) هنگامى صادق است كه باعث سيرى شود (يعنى شير كودك را سير كند و نياز به غذاى ديگرى نداشته باشد).



3 - واضح‏تر از آن روايت زير است:


«عن أم سلمة قال رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم : لا يحرم من الرضاعة إلاّ ما فتق الامعاء في الثدى وكان قبل الفطام»(5).


رضاع هنگامى درست است كه قبل از دو سالگى بوده و طفل با مكيدن از پستان از شير زن سير شود. (يعنى به غذاى ديگرى نيازمند نباشد).



(1) الف - سنن أبي داود، همان.


ب - مسند احمد حنبل، ج 10، ص 138، ح 26390.


(2) صحيح مسلم، ج 2، ص 1077، كتاب الرضاع، باب 7، ح 29.


«قالت أم سلمة لعائشة: انّه يدخل عليك الغلام الايفع الذى ما أحب أن يدخل على».


(3) الف - صحيح بخارى، ج 3، ص 223، كتاب الشهادات، باب الشهادة على الانساب، و ج 7 ص 12، كتاب النكاح، باب من قال: لارضاع بعد حولين... .


ب - صحيح مسلم، ج 2، ص 1078، كتاب الرضاع، باب 8، ح 32، (عبارت متن از صحيح مسلم است).


و در پاورقى در معناى «انما الرضاعة من المجاعة» مى‏نويسد: «يعنى إن الرضاعة التى تثبت بها الحرمة وتحل بها الخلوة هى حيث يكون الرضيع طفلا يسد اللبن جوعته» يعنى رضاعى كه محرميت مى‏آورد آن است كه شير خورنده كودكى باشد كه شير گرسنگى او را برطرف كند).


ج - سنن ابن ماجه، ج 1، ص 626، كتاب النكاح، باب 37، ح 1945.


د - سنن أبي داود، ج 2، ص 222، كتاب النكاح، باب في رضاعة الكبير، ح 2058.


ه - سنن نسائى، ج 6، ص 101، كتاب النكاح، باب 51، ح 3309.


(4) سنن ابن ماجة، همان، ح 1946.


(5) سنن ترمذي، ج 3، ص 458، كتاب الرضاع، باب 5، ح 1152.


(23)4 - «عن ابن مسعود قال: لا رضاع إلاّ ما شدّ العظم وأنبت اللحم فقال ابو موسى: لا تسألونا وهذا الخبر فيكم»(1).


ابن مسعود مى‏گويد: رضاعى باعث محرميت است كه استخوان را محكم كند و گوشت بروياند. ابو موسى مى‏گويد: وقتى اين خبر نزد شماست چيزى (در اين زمينه) از ما نپرسيد. در روايت بعد ابن مسعود مشابه همان را از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نقل مى‏كند و از اين روايت و نيز قول ابوموسى برمى‏آيد كه حديث قبل را نيز از آن حضرت نقل كرده است.



اما آنچه كه عايشه در مورد آيه رجم گفته است، كه معناى آن در پاورقى شماره 35 گذشت. بايد گفت كه آيه ادعائى (كه بره آن را خورد!) ربطى به حكم سنگسار زن شوهر دار و يا مرد زن دار كه زنا كرده باشند ندارد. بلكه اختصاص به پير مرد و پير زن زناكار دارد، چه همسر داشته باشند و چه نداشته باشند. البته قبل از او عمر نيز همين ادعا را داشت و مى‏گفت: اگر حرف مردم نبود من آيه رجم را مى‏نوشتم. (بحث آن در فصل مربوط به خليفه ثانى گذشت). از اين گذشته، مگر خداوند وعده حفظ قرآن را نداد!؟ (سوره حجر آيه 9) آيا داجن از عموم آيه استثناء شده است؟! سؤال آخرى كه بايد از علماى عامه پرسيد اين است كه آيا داجن فقط همين آيه را خورد يا قبل از آن آيات ديگرى را هم خورد كه خبر آن دريافت نشد؟!


نتيجه‏اى كه از اين قسمت به دست ما مى‏آيد اين است كه عايشه براى آنكه بتواند آزاد باشد و هر كه را كه دوست داشت بر او وارد شود بى آنكه لازم بداند از او خود را بپوشاند، با مخالفت همسران پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و مخالفت عقل و شرع، با جعل داستانى كه ناقل آن فقط خودش بوده و نيز جعل آيه‏اى از قرآن -به اين عذر كه داجن آن را خورد- هم خود را در معرض ديد نامحرم قرار مى‏داد و هم دختران برادر و خواهرش را وادار به گناه مى‏كرد. علماى اهل سنت كه به خوبى از اين ماجرا آگاهند، از آنجا كه عايشه تنها زنى بود كه به جنگ با امام زمانش برخاست و لذا مورد احترام دستگاه خلافت معاويه بود. با جعل رواياتى و چشم پوشى از اين ماجراها و نيز حسادتهاى شديد او و بدبينى‏هاى او به رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تا جائى كه صريحا اقرار مى‏كند كه خدا و رسولش به او ظلم مى‏كنند او را آنچنان بالا بردند كه عالى‏ترين مقام آخرت يعنى همنشينى با رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را برايش ثابت كردند!


«چشم باز و گوش باز و اين عمى حيرتم از چشم بندى خدا»!




خب حرف شما درست
شما احاديث صحيحتان را مشخص كرده ايد
به نظر شما ادم عاقلي هست كه يه همچين ادمي را قبول داشته باشه :smile31:

مادرم عايشه .................:confused:

چنين كسي ايا در راه اطاعت خدا قدم برميداشته كه ازش رهبري بگيريم :smile55:و او را مادرمومنين به معناي رهبري گرفتن از او و الگو گرفتن از او بزنيم :eek:
در حالي كه اطاعت پدر و مادر در راه كفر رد شده ;)

از چنين احاديثي بر مي ايد كه جناب عايشه اصلا صلاحيتي براي رهبري جامعه نداشته چرا كه هر عقل سليمي اين حرف ها را مخالف عقل ميداند
اينها را كه ما نگفتيم خودتون گفتين

راستي شاخ شيطان كيه:smile55:

اصلا از چنين احاديثي بر مي ايد كه اين خانم اصلا فاقد صلاحيت براي نقل قول و فتوا دادن و الگو گيري از او بوده و اگر راويان حديث انسان هاي با خدايي بودند هرگز چنين چيز هايي را نقل نميكردند
اممممممممممممممممما
خداوند هميشه با مومنان است انها براي مادرشان نوشته اند و خداوند شخصيت مادرشان را توسط خودشان برملا كرده

سجودی
Wednesday 22 October 2008, 03:54PM
بسم الله الرحمن الرحیم



بنده چنین سایتی یا کتابی را سراغ ندارم. شما اگر پیدا کردید ما را خبر کنید.
پست 9 را مجددا با دقت مطالعه کنید دلیلش را خواهید فهمید.

والله العالم
چنین سایتی نیست زیرا شیعه نمیتواند حدیث های خود را تفکیک کند نوشته پست 9 شما این معنی را دارد که لازم نیست احادیث صحیح را از غلط جدا کنیم !!!!


در حالیکه دانستن فرق بین حدیث صحیح و حدیث جعلی همانقدر لازم است که دانستن فرق بین آب زهز آلود و آب پاک

سجودی
Wednesday 22 October 2008, 03:56PM
دوست عزیز نوع نگاه شما به متون دینی و روش بررسی آنها نتیجه آموزش کدام مدرسه است ؟
در کجا به شما آموخته اند که برای شناختن وضعیت متون حدیثی باید چنین برخوردی داشه باشید و دنبال جایی بگردید که احادیث را تقسیم بندی کرده باشند .


دانستن فرق بین حدیث صحیح و حدیث جعلی همانقدر لازم است که دانستن فرق بین آب زهز آلود و آب پاک


دوست گرامی چرا اینقدر ظاهر بین هستید ؟
چه کسی گفته هر فردی که شکمش کمی بزرگ است بخاطر پرخوری است ؟
چه کسی گفته هر فردی که شکمش بزرگ نیست است بخاطر قناعت و روزه داری و کم خوری است ؟

چه کسی گفته میزان مجادهت یک فرد را میتوان از اندازه دور کمرش فهمید ؟

وقتی کسی را گفتیم قهرمان ژیمیناستیک در جهان
دیگر نمیتوانیم او را شکم گنده تصور کنیم

سجودی
Wednesday 22 October 2008, 04:01PM
خانم رایحه
ام المومنین از سینه خود به مردان شیر نداده
یادتان باشد تهمت بدکاری فاحشگی زدن به زنان پیامبر حتی در نزد علمای شما کفر و ارتداد است

بحث چیزی دیگری بود و شما آمدید تا دوستانتان را با عوض کردن موضوع نجات دهید
در آخرت کی اونها و شما را نجات میدهد؟

mehrdad_123
Wednesday 22 October 2008, 07:44PM
شما که تکلیف احادیث صحیح و دروغ را مشخص نکرده اید حق ندارید بر ما خرده بگیرید که چرا از احادیث ضعیف شما دلیل میاوریم! گناه ما چیست ؟ ما که غیب نمیدانیم !


آبروی مذهب خود را بردی با این سئوالی که پرسیدی

جواب استاد بزرگوارم جناب حسینی رادوباره بخوان تا بیشتر پشیمان شوی!


مذهب شیعه آزادی اندیشه دارد مذهب شیعه در اجتهاد و فقاهت را به روی مسلمانان باز نگه داشته و مانند مذهب شما نیست که مذاهب اربعه ی تان باب اجتهاد را بسته اند. این کارتون کمر مذهبتون رو شکست.




ام المومنین از سینه خود به مردان شیر نداده


فرقی نمی کند بدعت کرده است...
در ثانی نظر علمای خودتان را فراموش کرده ای؟!
گوش کن البانی که از او به عنوان بخاری زمان یاد می کنید می گوید از نوک... باید بخورد:smile21:
با صدای خود الالباني
گوش کنید:smile21:
http://www.albrhan.org/audio/redaah.rm (http://www.albrhan.org/audio/redaah.rm)




یادتان باشد تهمت بدکاری فاحشگی زدن به زنان پیامبر حتی در نزد علمای شما کفر و ارتداد است

در خواب و رویا مطلب می نویسی عزیزم؟!
اینها از معتبرترین کتب خودتان است هنوز در خواب و رویای مفتی هایتان سیر می کنی...؟!؟!؟!




ا...هم عجل لولیک الفرج
یا حق

حسینی
Wednesday 22 October 2008, 11:44PM
با عرض سلام

چنین سایتی نیست زیرا شیعه نمیتواند حدیث های خود را تفکیک کند نوشته پست 9 شما این معنی را دارد که لازم نیست احادیث صحیح را از غلط جدا کنیم !!!!


خیر جناب سجودی معنی پست 9 این نیست.
دوباره ان را با دقت بیشتر بخوانید.

این عبارت آخر آن پست بود

پيروان مكتب اهل بيت از آن رو در اجتهاد را چون پيروان مكتب خلفا بر روى استنباط احكام شرعى از كتاب خدا و سنت پيامبر (ص ) نبسته اند، كه ايشان همواره نيازمند به بررسى آيات احكام از كلام خدا، و بررسى احاديث احكامى كه به پيامبر خدا (ص ) منتهى مى گردد، مى باشند.

در هر زمان و هر مکان این نیاز از بین نمی رود.

زیرا نظرات علما و معیار های آنها در طول زمان برای تشخیص حدیث صحیح و ضعیف متفاوت بوده.
در هر زمان علما خود به برسی احادیث می پردازند و هیچگاه خود را از تحقیق و بررسی و اجتهاد در احادیث و روایات بی نیاز نمی دانند. و با تمام احترام و خضوعی که نسبت به علمای قدیم دارند خود را ملزم به تبعیت بی چون و چرا از انها نمی کنند.

کاری که شما کردید.

فرمایش برادر و استاد عزیز مهرداد را دوباره می نویسم.

مذهب شیعه آزادی اندیشه دارد مذهب شیعه در اجتهاد و فقاهت را به روی مسلمانان باز نگه داشته و مانند مذهب شما نیست که مذاهب اربعه ی تان باب اجتهاد را بسته اند. این کارتون کمر مذهبتون رو شکست.

والله العالم

puyan
Thursday 23 October 2008, 12:40AM
دانستن فرق بین حدیث صحیح و حدیث جعلی همانقدر لازم است که دانستن فرق بین آب زهز آلود و آب پاک


وقتی کسی را گفتیم قهرمان ژیمیناستیک در جهان
دیگر نمیتوانیم او را شکم گنده تصور کنیم

سلام
دوست کم اطلاع من ، معبارهای سنجش حدیث کمی مهمتر از وزن و ارزش مفهومی است که شما آن را با کلمه ای مثل صحیح درک میکنید !
لذا دوست من اگر بررسی های متدیک یک حدیث حتی به ضعف آن حکم کرد ، این به معنی بی اهمیتی آن نیست ...
کمی مطالعه در زمینه مقدمات علم حدیث شاید شما را با این مقوله کمی آشنا کند تا شاید موضوع بررسی حدیث را قدری با قصه مهره های سفید و سیاه درون یک کیسه ابریشمی قرمز فرق بگذارید .

همچنین اگر دیدن روایات و اخبار رشادتهای امیرالمومنین علیه السلام تصویر آرنولد و جکی چان و بروس لی را در ذهن شما نمایان میسازد در این صورت حق دارید با دیدن این روایت تعجب کنید اما مهمتر از تعجب شما واقعیتهای زندگی روزمره و نیز بررسیهای واقع بینانه تاریخی و اجتماعی است که همگی با دیدگاه شما مخالف هستند .
ضمن آنکه خداوند در اعطای قدرتهای الهی به یک بشر معطل هیکل مانکن او نمیماند و درمانده نمیشود .

متشکرم

محسن الهي قمشه
Thursday 23 October 2008, 01:12AM
با سلام به دوستان

جناب سجودي عزيز كسي كه در مورد كتب حديث عقايد خود بين شك و ترديد و شايد درستي نظر ميدهد حق در تفحص درستي يا شبهه حديث طرف مقابل را ندارد شما كه در احاديث خود شبهه داريد اول آنها را تصحيح فرمائيد بعد به احاديث نوشته شده در كتب شيعه ايراد بگيريد.

سجودی
Thursday 23 October 2008, 06:03AM
با سلام به دوستان

جناب سجودي عزيز كسي كه در مورد كتب حديث عقايد خود بين شك و ترديد و شايد درستي نظر ميدهد حق در تفحص درستي يا شبهه حديث طرف مقابل را ندارد شما كه در احاديث خود شبهه داريد اول آنها را تصحيح فرمائيد بعد به احاديث نوشته شده در كتب شيعه ايراد بگيريد.

این گفته بی معنی است ما نه شک داریم نه تردید
گفتم که احادیث صحیح ما معلوم است ضعیف ما معلو م
این نوشته شما بی معنی است آقای الهی قمشه یا دست کم منظور شما مفهوم نیست

سجودی
Thursday 23 October 2008, 06:05AM
در ثانی نظر علمای خودتان را فراموش کرده ای؟!
گوش کن البانی که از او به عنوان بخاری زمان یاد می کنید می گوید از نوک... باید بخورد:smile21:
با صدای خود الالباني
گوش کنید:smile21:
http://www.albrhan.org/audio/redaah.rm (http://www.albrhan.org/audio/redaah.rm)



آقای مهرداد
قبل از نقل از سایت های مغرض کمی خودتان اول گوش کنید این سخنرانی ربطی به ادعای شما ندارد کاملا بی ربط است
اگر میخواهید برایتان ترجمه کنم !!

سجودی
Thursday 23 October 2008, 06:08AM
همچنین اگر دیدن روایات و اخبار رشادتهای امیرالمومنین علیه السلام تصویر آرنولد و جکی چان و بروس لی را در ذهن شما نمایان میسازد در این صورت حق دارید با دیدن این روایت تعجب کنید اما مهمتر از تعجب شما واقعیتهای زندگی روزمره و نیز بررسیهای واقع بینانه تاریخی و اجتماعی است که همگی با دیدگاه شما مخالف هستند .
ضمن آنکه خداوند در اعطای قدرتهای الهی به یک بشر معطل هیکل مانکن او نمیماند و درمانده نمیشود .


عزیز !
دکترهای ایران ثابت کردند که در رمضان که روزه بگیری کم از کم 7 کیلو لاغر میشوی حالا تو بگو روزه های نفلی آنهم به سبک علی گوشت اضافی برای آدم میگزاره
به یک ماموریت جنگی برو محال است شکمت آب نشود و علی همیشه در جنگ بود الا در دوره خلافت عمر و عثمان
هر شب نماز بخوان آنهم به سبک علی در یک سوره بقره را بخوان محال است که اندامت ورزیده نشود
غذا کم بخور و نتیجه را ببین
اون بابای که این حدیث دروغ را در کتابش نوشته خودش شکمی گنده داشته علی را مثل خودش فکر کرده
عجیب است که شما مدعی حب علی هستید بعد به او توهین میکنید که شکم بزرگی داشته
و به زبان ساده شکم پرور و پر خور بوده
الله نخواسته یک صحابی هم از زخم زبان علمای شما در امان باشد حتی حضرت علی!!

سجودی
Thursday 23 October 2008, 06:11AM
در هر زمان و هر مکان این نیاز از بین نمی رود.

زیرا نظرات علما و معیار های آنها در طول زمان برای تشخیص حدیث صحیح و ضعیف متفاوت بوده.
در هر زمان علما خود به برسی احادیث می پردازند و هیچگاه خود را از تحقیق و بررسی و اجتهاد در احادیث و روایات بی نیاز نمی دانند. و با تمام احترام و خضوعی که نسبت به علمای قدیم دارند خود را ملزم به تبعیت بی چون و چرا از انها نمی کنند.

مذهب شیعه آزادی اندیشه دارد مذهب شیعه در اجتهاد و فقاهت را به روی مسلمانان باز نگه داشته و مانند مذهب شما نیست که مذاهب اربعه ی تان باب اجتهاد را بسته اند. این کارتون کمر مذهبتون رو شکست.


من که سر در نمیارم
اون دوست ما حدیثی آورد شما گفتید ضعیف است آخر بر چه مبنایی میگویید ضعیف است شما که تا حالا اونها را بررسی نکردید و کتابی در این باره ندارید
اگر دارید کتاب را نشان دهید اینهمه فلسفه بافی برای چیست ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!


هر دین ساختگی نمیتواند دستورات ثابتی داشته باشد بهایی ها یک هییت 9 نفره دارند که هر دستوری بدهد همان دستور دین است
اما ما یگوییم حلال الله حلال است تا روز قیامت و ححرامش حرام است تا روز قیامت
خنده دار است که حرف رسول برای یک قرن صحیح باشد برای قرن بعد دروغ !!!!!!!!

mehrdad_123
Thursday 23 October 2008, 07:46AM
آقای مهرداد
قبل از نقل از سایت های مغرض کمی خودتان اول گوش کنید این سخنرانی ربطی به ادعای شما ندارد کاملا بی ربط است
اگر میخواهید برایتان ترجمه کنم !!

خب نازنین ترجمه کن ببینم....
در ثانی بانو عایشه بدعت کرده است به اعتراف خود جناب آلبانی و کتب روایی خودتان که در صفحه ی پیش ذکر شد این فتوا را فقط بانو عایشه بیان داشته اند حال مقصودشان چه بوده من نمی دانم باید از مفتی های اعظمتان بپرسیم که جناب البانی که به تعبیر امثال بن باز او بخاری زمان است گویا مقصود ایشان را خوب فهمیده اند....





می گوید
به نظر من اشکالی ندارد که مکیدن پستان بطور مستقیم باشد(با پستونک نباشد)...

دیگر اگر جناب البانی کسی را نزد خانمش دید که ....اشکالی ندارد چون شیر میخورده تا با خانمش محرم شود و باید البانی و وهابی ها اعتراضی به زنان خود نکنند و باید این افتخار را داشته باشند که این همه فرزند(از رضاعه) دارند .


( لا مانع عندی من أن یكون الرضاع مباشرة من ..شو یسموها هادی ؟؟ الحلمة ..لأن هذا لا یستلزم ما قد یخطر فی بال الناس فتنة ..لأنه الفتنة عندما یكون .. وهذا مو ضروروی تجی تتكشف قدام منه .. وأنما تكشف مقدار الحلمة هذی .. والحلمة كما یعلم الازواج ما هی موضع شهوة لانها سوداء قاتمة ..فاذا رضع الرجل الكبیر والمفروض فی الحادثة أنه مرشح لیصبح ولد لها ..وأبعد ما تكون الفتنة والحالة هذه .. )
( إضغط هنا لسماع صوت ناصر الدین الألبانی یفتی بذلك أو انسخ هذا الرابط فی الأنترنت :


فتوا با صدای خود آن جناب:
http://www.ansarweb.net/sound/retha3.ram )

این سایت هم هست عزیزم:

http://www.albrhan.org/audio/redaah.rm (http://www.albrhan.org/audio/redaah.rm)



---------------------------------------------------

حالا این یکی رو داشته باشم نور چشمم::)


:eek:نگاه کردن به عورت زن از آینه ...:eek:

جواز نگاه کردن به عورت زن که در آینه عکس آن افتاده است.
در مبحث نکاح کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه جزیری چنین مینویسد:
درحرمت نگاه کردن چند چیز شرط است :...سوم اینکه بطور مستقیم خود فرج را ببیند نه انعکاس آن را در آینه و آب ! پس اگر زنی تکیه داده باشد و مرد تصویر فرج زن را که در آینه افتاده است با شهوت نگاه کند ! حرام نیست . و همچنین اگر زن در ساحل و کنار آبی باشد اشکالی ندارد .
اما اگر زن داخل آب صافی باشد بطوریکه فرجش دیده شود ( از داخل آب)در این صورت نگاه کردن حرام است چون اینجا خود فرج را دیده نه عکس آنرا .
طبق این فتوا دیگر نگاه کردن به فیلم های سکسی و تصاویر مستهجنه اشکالی ندارد چون بطور غیر مستقیم است ؛ حتی اگر پخش زنده هم باشد و علی الاسلام السلام ....

////////////////////////////////////////////////////////

حال بهتر است نمونه ای هم از سازمان حمایت از فاحشه های جناب جنیفه بپردازیم:



آش نخورده دهن سوخته:smile21:

این داستان:

فرزند زورکی
( فرزند به مرد ملحق است حتی اگر با زنش همبستر نشده باشد)http://eslaami.mihanblog.com/public/public/mihan_files/Smileys/66.gif

ابن قدامه در کتاب المغنی ج 8 ص 64 می نویسد:
... اگر مردی با زنی در یک مجلس ازدواج کند سپس در همان مجلس قبل از آنکه مردم متفرق شوندآن زن را طلاق دهد ، و آن زن بعد از شش ماه از طلاق فرزندی بدنیا آورد و یا اینکه مردی در شرق زنی را که در غرب زندگی میکند عقد کند و پس از شش ماه زن فرزندی بیاورد ، طبق فتوای مالک وشافعی فرزند به پدر ملحق نمیشود؛ اما بنا بر نظر و فتوا ی ابو حنیفه نسب ثابت است وفرزند به شوهر ملحق میشود اگر چه مرد یقین دارد که با زن نزدیکی نکرده است ، ( حتی اگر همدیگر را ندیده باشند ) .
نکته : طبق فتوا ی ابو حنیفه این فرزند حلال زاده است و ارث هم میبرد ، حالا اگر هر گز آن زن را ندیده باشد.
شما را به خدا آیا این حکم مخالف با فطرت و غیرت انسانیت نیست کدام انسان با غیرت می پذیرد که زنی را که هرگز ندیده ای و تنها گناه تو این است که فقط او را عقد کرده ای ...
در در بعضی مناطق سنی نشین به این گونه فرزندان که بدون مجامعت بدنیا میایند رحمان بخشی میگویند (یعنی بخشش خدا ) بی چاره ها نمیدانند که دیوار خانه شان کوتاه است ( همسرانشان و دخترانشان دامن عفاف در بازار شهوت بر باد داده اند ...)
در ضمن تا به حال چیزی بنام سازمان حمایت از فاحشه ها نشنیده بودیم اما این ابو حنیفه به فکر آنها نیز هست .http://eslaami.mihanblog.com/public/public/mihan_files/Smileys/41.gif
شما تحلیل کنید که چرا ابو حنیفه چنین فتوا میداده؛ شاید از خانواده او ....
خلاصه می خواهی بخواه اگر هم نمی خواهی ، دندت نرم ، چشمت کور؛ بچه مال خودته چون پیرو این خرافات هستی حتی اگر آن زن را ندیده باشی باید بچه راف نونشو بدی و با افتخار و عزّت بزرگش کنی چون ... هستی دماغت بسوزه (اسمش راهم بگذار رحمان بخش ...)
بی چاره آن جوان سنّی به هزار زحمت و رنج دختری را انتخاب میکند که تا آخر عمر با او سر بر یک بالش بگذارد اما همسرش دختر که نیست بماند فرزند حرامزاده کسی دیگری را هم به گردن او می اندازد و این بی چاره از دو حال خارج نیست یا باید متدین و پایبند به اصول مذهبی اهل سنّت (بدعت) باشد که باید تا آخر عمر بسوزد و بسازد و آن زن به ریش او بخندد و زنی که چنین باشد از کجا معلوم که در آینده هنگامی که شوهر نیست امانت داری کند!؟
و یا هم دست از دین و مذهب بردارد و حیران گردد(مذهبی که بر خلاف طبیعت انسانی حکم میکند)
به جوانان با غیرت توصیه میکنیم که به آغوش اهل البیت باز گردند و از چشمه سار زلال معرفت سیراب شوند!
حافظ وظیفه تو پند گفتن است وبس
در بند آن مباش که نشنید یا شنید

//////////////////////////////////////////////////////////////////////



جواز استفاده از چی؟!؟!؟!؟!؟!


منصور بن یونس بهوتی در کتاب کشف القناع ج 6 /کتاب الحدود نوشته است:
... و اگر کسی برای ترس از زنا و یا ترس ازجانش ،با دستش با دستش استمناء کند چیزی ( گناهی ) بر او نیست...و حکم زن نیز همین است که چیزی مثل آلت را استعمال کند...
می گوییم : اینان از کار های خدا که روزه را برای اطفاء شهوت و احتلام را برای بر طرف شدن شهوت اضافه قرار داده خبر ندارند.

( .. ومن استمنى بیده خوفا من الزنا أو خوفا على بدنه فلا شیء علیه ..... وحكم المرأة فی ذلك حكم الرجل فتستعمل أشیــاء مثــل الذكــر .. )
( كشف القناع - منصور بن یونس البهوتی الحنبلی / ج6 / كتاب الحدود / باب التعزیر / ط دار الكتب العلمیة الاولى 1418م ، وهی تعلیقة على متن وهو كتاب الإقناع للحجاوی الصالحی )
أقول : أنصفوهم ... یخافون على أبدانهم فما شأنكم أنتم ! .... اسم الله على ابدانهم ....


در کتاب الفروع ابن مفلح مقدسی حنبلی نوشته است:

شارع مقدس روزه را بدل از ازدواج و احتلام راکنترل کننده شهوت قرار داده ، -اما- استمناء - به خاطر ترس از زنا جائز است و ... قول به کراهت نیز نقل شده است.و همچنین جایز است زن چیزی شبیه آلت را استعمال کند http://eslaami.mihanblog.com/public/public/mihan_files/Smileys/41.gif


(درباره استفاده زن ازاکرنبج و... ، ابن عقیل گفته است که نباید قیاس بین مرد وزن کرد.)این فتوا در کتاب المبدع فی شرح المقنع ج 9 ص 107 نیز ذکر شده است.
( .. وقد جعل الشارع الصوم بدلاً من النكاح ، والاحتلام مزیلا لشدة الشبق مفتر للشهوة ، ویجوز خوف زنا ، وعنه : یكره .
والمرأة كالرجل فتستعمل شیئــاً مثل الذكـر ویحتمل المنع وعدم القیاس ، ذكره ابن عقیل )
( الفروع - محمد بن مفلح المقدسی الحنبلی / ج 6 / ص 120 / ط دار الكتب العلمیة 1418هـ الأولى
وفی ط عالم الكتب / ج6 / ص99 / 1985م / كذلك أیضا المبدع فی شرح المقنع / ج9 / ص107

در کتاب الانصاف« نوشته علی بن سلیمان المرداوی حنبلی ج 10 ص 252 چاپ دار احیاء التراث » نوشته است:
حکم زن در این مسأله (غلیان شهوت)مانند مرد است ، که چیزی شبیه آلت را استعمال می کند در هنگام ترس از وقوع در زنا و کار درست هم همین است...
و قاضی در ضمن این مسأله و قتی زن را ذکر میکند، گفته است:
در این کار اشکالی نیست اگر زن قصد اطفاء شهوت و دوری از زنا را داشته باشد.
چند سال پیش در یکی از بیمارستان های یکی مناطق سنی نشین کاری داشتم که ناگهان ماشینی با سرعت وارد شد و خانمی را که روی برانکارد افتاده بود و ناله میزد، آوردند ، اورا به اتاق عمل بردند ... بعدا یکی از دوستان که در بیمارستان کار میکرد به من قضیه را گفت : زن بی چاره -طبق فتوای علمای اهل سنت - بادمجان استعمال کرده بود که بادمجان تاب نیاورده و داخل بدن این خانم شکسته بود ...http://eslaami.mihanblog.com/public/public/mihan_files/Smileys/32.gif
خدایا تو شاهدی که اینان حلال تورا حرام کرده اند و حرام تورا حلال کرده اند فقط برای دشمنی با اهل بیت پیامبرت اینان ازدواج موقت را منع میکنند ولی قضیه کنیز و الاغ و کدو http://eslaami.mihanblog.com/public/public/mihan_files/Smileys/7.gifرا به زنان خود تعلیم میدهند.
سال گذشته دراخباراز انترنت خواندم که مردی انگلیسی به جرم انحراف جنسی باز داشت شد ! جرمش این بود که با دوچرخه اش... دادگاه اورا محکوم به پرداخت جریمه نمود ، شاید اگر بنده خدا ادعها میکرد که من سنی ام و مذهبم اجازه میدهد به خاطر احترام به مذاهب او را جریمه نمیکردند!

باز هم ادامه بدهیم؟!
////////////////////////////////////////////////////////////////////
نمی خواهم بیش از این مطالبی اینچنین را بیاروم ولی عزیز دلم باور کن که ده ها مورد دم دستم هست فقط یکبار دیگر اینچنین گستاخی نسبت به رسو ل ا...(ص) و یا حضرت علی(ع) بکنید اونوقت دیگر ادب و احترام متقابل به اهل سنت را کنار خواهیم گذاشت و فتاوا و احادیث خودتان را خواهیم آورد.%




ا...هم عجل لولیک الفرج
یا حق

صبح
Thursday 23 October 2008, 09:43AM
آقا مهرداد123
آیا میشود آدرس کتابی از کافی را بدهید که در آن احادیث صحیح و ضعیف مشخص شده باشد؟!
برای اطلاع شما عرض کنم در باره هر کدام اهل سنت کتابی با این صفت بخواهید میتوانم آدرس بدهم
آقای مهرداد
شما که تکلیف احادیث صحیح و دروغ را مشخص نکرده اید حق ندارید بر ما خرده بگیرید که چرا از احادیث ضعیف شما دلیل میاوریم! گناه ما چیست ؟ ما که غیب نمیدانیم !
دوستی در مدینه رفت پیش آیت الله مکارم شیرازی ودر بحث ،حدیثی از کافی گفت
آیت الله مکارم شیرازی گفت این حدیث ضعیف است
دوست ما گفت شما چرا صحیحی از کافی را منتشر نمیکنید و چرا احادیث صحیح را مشخص نمیکنید
مکارم شیرازی گفت : من اگر چنین کنم علمای شیعه مرا تکفیر خواهند کرد !!!!

سلام علیکم
کافی نقل می کند ، چون همانند یهود هر حدیثی که به او می رسد را با "من" خود سفیهانه مقایسه نمی کند . چون مثل یهود منحرف فکر نمی کند اگر مادری بی شوهر ، بچه دار شد ... حتما زنا کرده است . و در امور پیامبران ، امور معجزه آسا ، یا هر اموری که مردم بدان نادانند ، امری شدنی و کاملا محرز و واضح است .

کافی اتفاقا می داند افرادی نادان هستند که همه امور را با سواد خود می سنجند .... اما او خود را از آنها استثناء می کند و احتمال چنین اموری را بعید نمی داند . اما هیچ علتی وجود ندارد ، که دنیا بر اساس افکار مریض انسانهای خفیف و حقیر بچرخد .

در امور پزشکی تولید شیر از پستان مرد ، امری شدنی است .... بنده خود بهمراه مریضی نزد پزشک رفته بودم و او خواست داروئی برای این مریض تجویز کند و به او هشدار داد که در قبال تسکین بیماری اصلی ، ممکن است با این دارو در پستان تو شیر تولید شود و ترشح کند ... و بهرحال این بیمار از این امر هراس داشت و نپذیرفت و داروی جایگزینی را خواست.

puyan
Thursday 23 October 2008, 09:53AM
عزیز !
دکترهای ایران ثابت کردند که در رمضان که روزه بگیری کم از کم 7 کیلو لاغر میشوی حالا تو بگو روزه های نفلی آنهم به سبک علی گوشت اضافی برای آدم میگزاره
به یک ماموریت جنگی برو محال است شکمت آب نشود و علی همیشه در جنگ بود الا در دوره خلافت عمر و عثمان
هر شب نماز بخوان آنهم به سبک علی در یک سوره بقره را بخوان محال است که اندامت ورزیده نشود
غذا کم بخور و نتیجه را ببین





سلام
نتیجتا در عالم اسلام چون مسلمانان روزه میگیرند همه هیکل مانکن و قلمی دارند .
من هیکلهای قناس و فربه زن و مرد عرب را در عربستان میدیدم . اما نمیدانستم آنها روزه نمیگیرند .
راه تشخیص مسلمان از غیر مسلمان تا الان شهادتین بود و از الان مقدار وزن افراد هم هست . اگر جرئت داری چاق شو تا حکم ارتدادت صادر شود . بی چشم و رو چاق است و میگوید مسلمانم . چون کسی که چاق است روزه نگرفته و اگر ادعای اسلام هم میکند اول باید شلاق بخورد که چرا روزه نگرفته و روزه خوری کرده و بعد باید حکم ارتدادش صادر شود ...

در عالم اسلام کسانی که پاور لیفتینگ کار میکنند تا ورزیده شوند وفتشان را تلف میکنند . یک ماه نماز شب با سوره های بلند بخوانند با بدنی ورزیده (بقول چناب سجودی)در مسابقه قویترین مردان چهان رکورد میزنند .

در مکانهایی که کار و تلاش شدید موج میزند (مثلا در همین عسلویه خودمان ) در کنار گیت ورودی مجتمع همین طور در خیبر است که افتاده چون هر کدام از کارگران مجاهد و سختکوش در آن هوای گرم و بعد از کار طاقت فرسا که میخواهد از در مجموعه خارج شود در خیبر میکند و پرت میکند . کم کم نام عسلویه هم میشود خیبرویه ...
عجب حالی داره این مسلمانی هم ورزیده میشی ، هم خرج خورد و خوراک نمیکنی ، هم هیکلت مانکن میشه ، هم خرج دکتر نمیدی تا لاغز بشی ، نه لازمه دوپینگ کنی ، هم در خیبر می اندازی ، آخرش فردوس برین هم منتظرته ،

همه اینها را در کتاب افسانه دین داری تالیف جناب سجودی بخوانید و لذت ببرید .


اون بابای که این حدیث دروغ را در کتابش نوشته خودش شکمی گنده داشته علی را مثل خودش فکر کرده
عجیب است که شما مدعی حب علی هستید بعد به او توهین میکنید که شکم بزرگی داشته
و به زبان ساده شکم پرور و پر خور بوده


ما ولی خدا و حجت خدا را بخاطر دور کمرش نپذیرفته ایم . ما خدا پرستیم و سر در اطاعت حجت خدا میگذاریم و حجت خدا بودن کسی را با هیکلش نمیسنجیم .
همچنانکه پیامبری نبی خدا را در گهواره میپذیریم (حضرت عیسی علیه السلام )و به او کفر نمیورزیم.

متشکرم

سجودی
Thursday 23 October 2008, 06:36PM
گوش کن البانی که از او به عنوان بخاری زمان یاد می کنید می گوید از نوک... باید بخورد:smile21:
با صدای خود الالباني
گوش کنید:smile21:
http://www.albrhan.org/audio/redaah.rm (http://www.albrhan.org/audio/redaah.rm)

مهرداد را گفتم که به متن این نوار گوش دادم اصلا مربوط به ادعای تو نبود!! بدون آنکه خجالت بکشد از من خواست ترجمه اش کنم
خلاصه این است که گوینده میگوید
1 - در محرم شدن با شیر دادن به کودک تا دو سالگی مذاهب سنی با هم اختلاف ندارند
2 - در شیر دادن به بزرگسال اختلاف دارند منشا اختلاف حدیثی است که در آن پیامبر به مادر خوانده حضرت سالم که تقریبآ 15 ساله بود گفت به او شیر بدهد تا مادرش شود
این آنوقت بود که قانون نازل شد که پسر خوانده پسر واقعی نیست و محرم نیست و مادر خوانده دلش آتش گرفت که یا رسول الله این بچه را من بزرگ کردم دلم نمیاد جدا بشم و پیامبر راه حل داد که گفتم
البته شیر را ،مادر خوانده در ظرقی ریخت و پسر نوشید
نوشته آبی رنگ ترجمه از نوار نیست توضیح من است حالا بقیه نوار
3 - اختلاف علما در این است که این حدیث خاص سالم است و عمومیت ندارد این رای اکثر زنان پیامبر بود . رای ام مومنین عایشه این بود که عمومیت دارد اکثر علماء با نظر عایشه مخالفند اما ابن تیمیه موافق است
این همه آنچیزی بود که در نوار بود صحبتی از رای آلبانی و نوک پستان نبود اینها دروغ های استاد های مهرداد بود
/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
مهرداد دستپاچه شده و بحث را از مجرای آن بیرون میبرد و مستحق تبریک است چون که بحث را منحرف کرد و بخواسته خود رسید !!
و حالا از هول حلیم دارد میرود توی دیگ و میگویید : عالم سنی میگوید بادنجان را در فلان جا کنند حلال است
دوستان شیعه بدانند که سنی ها استمناء را حرام میدانند به هر طریقی که باشد ، اما گناه آن مثل گناه زنا نیست ! و گناه زنا مثل لواط نیست
و دین بما یاد داده که اگر تحت فشار شهوت بودیم عروسی کنیم میسر نبود توقع خود را پایین بیاریم با طبقات پایینتر از لحاظ حیثیت عروسی کنیم اگر ممکن نبود روزه بگیرم و دعا کنیم و منتظر رحمت رب باشیم و خزعبلاتیکه مهرداد نوشته فقط برای پوشاندن ضعف شیعه است و فرار از موضوع بحث
و از خواننده ها میخواهم ببینند چه باعث شد تا مهرداد بحث را عوض کند و آدرس دروغ بدهد

سجودی
Thursday 23 October 2008, 06:46PM
سلام علیکم
کافی نقل می کند ، چون همانند یهود هر حدیثی که به او می رسد را با "من" خود سفیهانه مقایسه نمی کند . چون مثل یهود منحرف فکر نمی کند اگر مادری بی شوهر ، بچه دار شد ... حتما زنا کرده است . و در امور پیامبران ، امور معجزه آسا ، یا هر اموری که مردم بدان نادانند ، امری شدنی و کاملا محرز و واضح است .

کافی اتفاقا می داند افرادی نادان هستند که همه امور را با سواد خود می سنجند .... اما او خود را از آنها استثناء می کند و احتمال چنین اموری را بعید نمی داند . اما هیچ علتی وجود ندارد ، که دنیا بر اساس افکار مریض انسانهای خفیف و حقیر بچرخد .

در امور پزشکی تولید شیر از پستان مرد ، امری شدنی است .... بنده خود بهمراه مریضی نزد پزشک رفته بودم و او خواست داروئی برای این مریض تجویز کند و به او هشدار داد که در قبال تسکین بیماری اصلی ، ممکن است با این دارو در پستان تو شیر تولید شود و ترشح کند ... و بهرحال این بیمار از این امر هراس داشت و نپذیرفت و داروی جایگزینی را خواست.
موضوع بحث این است آقای صبح که چرا شما وضعیت احادیث خود را مشخص نمیکنید مهرداد میگوید ضعیف است شما میگویید نیست درست است !!
این چگونه مذهبی است که هر کس ساز خود را میزند ؟؟!!!
در طول تاریخ یک محقق نداشتید که کتب حدیث شما را بررسی کند ؟؟!!
این موضوع بحث من از لحظه ورود به این تاپیک است
جوابی به این ایراد دارید بدهید و الا خدا حافظ شما !!

yamahdi
Thursday 23 October 2008, 09:28PM
خلاصه وار یاد آور میشوم که سنی ها 6 کتاب حدیث دارند که همه احادیث آن 6 کتاب را صحیح و درست میدانند و بهش میگند صحاح سته.
در شیعه نیز 4 کتای حدیث است که از آنها لیشتر استفاده میشود. شیعه برعکس سنی ها ، تمام احادیث کتب مزیور را قبول ندارند بلکه یک به یک بررسی و درستی آن را رد یا قبول میکنند که به این میگند علم رجال.
پس وجود احادیث در کتب شیعه دلیل بر قبول آن نیست ، که بعضی ها بر اساس اون الم شنگه راه میاندازند!:)

yamahdi
Thursday 23 October 2008, 09:30PM
موضوع بحث این است آقای صبح که چرا شما وضعیت احادیث خود را مشخص نمیکنید مهرداد میگوید ضعیف است شما میگویید نیست درست است !!
این چگونه مذهبی است که هر کس ساز خود را میزند ؟؟!!!
در طول تاریخ یک محقق نداشتید که کتب حدیث شما را بررسی کند ؟؟!!
این موضوع بحث من از لحظه ورود به این تاپیک است
جوابی به این ایراد دارید بدهید و الا خدا حافظ شما !!

احادیث توسط علما در مواردی که لازم باشد بررسی و استفاده میشود.

alavee
Thursday 23 October 2008, 10:11PM
خلاصه وار یاد آور میشوم که سنی ها 6 کتاب حدیث دارند که همه احادیث آن 6 کتاب را صحیح و درست میدانند و بهش میگند صحاح سته.
در شیعه نیز 4 کتای حدیث است که از آنها لیشتر استفاده میشود. شیعه برعکس سنی ها ، تمام احادیث کتب مزیور را قبول ندارند بلکه یک به یک بررسی و درستی آن را رد یا قبول میکنند که به این میگند علم رجال.
پس وجود احادیث در کتب شیعه دلیل بر قبول آن نیست ، که بعضی ها بر اساس اون الم شنگه راه میاندازند!:)

با سلام خدمت جناب یا مهدی
تازه اگر از همین صحاح سته روایاتی در شأن!!!!!!!! ابوبکر و عمر بیاری صد تا دلیل!!!! در ضعیف و جعلی بودن همین ها ردیف می کنند.

سجودی
Friday 24 October 2008, 01:51AM
بحث را تمام کنیم شما با نوشتن دروغ و دادن معلومات نادرست از سنی ها قرنها شیعه ها را در گمراهی نگه داشتید
هروقت ایرادی به شما گرفتیم حضرت چغال را و حضرت حرف مفت را بعنوان عالمان بزرگ اهل سنت است را شاهد آوردید که عین همین حرف را و بدترش را سنی میزند !! شما در این روش موفق بودید و شیعه را شیعه باقی نگه داشتید ویا از او zxcv و یا نیکمنش ساختید
واگر طرف با آندازه سجودی پررو بود و و سعی میکرد پته شما روی آب بریزد و پافشاری کرد آنوقت بحث بادنجان و ماده جان!! را پیش کشیده و بطوری کلی بحث را میبردید به مجرای دیگر یا آدرس سایت نخود سیاه را دادید
خب بحث را تمام کنیم فایده من از این بحث این است که جواب اشکالی که در ذهن من بود را گرفتم:
گاهی به ذهنم خطور میکند که الله با این همه مهربانی چرا بعضی ها را به آن جهنم وحشتناک میاندازد

mehrdad_123
Friday 24 October 2008, 03:20AM
جناب سجودی

فرار نکنید مثل همیشه

می خواهم ببینم سواد عربیت را از کجا آورده ای؟
بخاری زمانتون داره می گه چه از مباشره و مستقیم باشه یا با پستونک فرقی نمی کنه اونوقت تو داری تو روز روشن مفتی بافی می کنی؟ تازه مگه نشنیدی داره می گه اون موضع شهوت زا نیست:)

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد:




فتوا با صدای خود آن بخاری زمان:
http://www.ansarweb.net/sound/retha3.ram )

این سایت هم هست

http://www.albrhan.org/audio/redaah.rm (http://www.albrhan.org/audio/redaah.rm)




در ضمن آن داستان فرزند زورکی و جواز استفاده از .... رو چطوری می تونید حل کنید ؟! چطوری جونهاتون رو دارید گول می زنید؟!:)

زد ایکس و نیکمنش زاییده ی افکار عمری هستند که هزار و چهارصد سال پیش شعار حسبنا کتاب ا... سر داده بود!!!!


البته حق داری فرار کنی با این همه افتضاحی که پیشوایانت در طول تاریخ به آورده و می آورند
فرار کن چون قطعا خودت هم می دانستی که پست های بعدی شامل چه مطالبی خواهد بود!!!!!!!








.

شبرا
Friday 24 October 2008, 03:35AM
آقایان اهل سنت پاسخ دهند.

در صحیح مسلم آمده که؛

فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنْ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّرَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنِّي لَصَادِقٌ
ترجمه؛(عمربن خطاب گفت؛)پس شما دونفر(علی و عباس عموی پیامبر) آمده اید تا میراث پسر برادرت(رسول الله ص)را طلب کنی،و(خطاب به علی ع)آمده ای تا ارث زنت را مطالبه کنی،پس ابوبکر گفت؛که پیامبر فرمود؛ما از خودمان ارث نمیگذاریم و آنچه بگذاریم صدقه هست،اما نظر شما دو نفر(علی و عباس)در مورد ابوبکر این است که او کذاب،وگناهگار،وپیمان شکن،و خائن است ولی خدا آگاه هست که او راست گفته است راشد و تابع حق بوده ،سپس که ابوبکر فوت کرد من ولی رسول خدا و ولی ابوبکر شدم،پس رای ونظر شما در مورد من این است که من کاذب،گناهکار،وپیمان شکن و خائن هستم ولی خدا میداند که من راست گویم.
(صحیح مسلم،کتاب الجهاد،باب حکم الفی)


اگربگویئد طبق گفته عمربن خطاب،نظر علی علیه السلام در مورد ابوبکرو خود عمر(فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا)تهمت و دروغی بوده که علی به ابوبکروعمر زده،

آنگاه شهادت پیامبر (ص)را درمورد علی ابن ابی طالب منکر شده اید که فرمود؛


قال رسول الله صلى الله عليه وآله رحم الله عليا اللهم ادر الحق معه حيث دار *
قال حاکم ؛هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه
رسول خدا(ص)فرمود؛خداوندحق دائر مدارعلی بگردان.
حاکم(ذیل)حدیث میگوید؛این حدیثی صحیح است به شرط مسلم ولی مسلم او را نیاورده.
(حاکم نیشابوری،مستدرک علی صحیحین،جلد3،ص124)

وانکار شهادت پیامبر کفر است.


واگر بگوییم که علی چنین نظری نداشته،آن وقت چاره ای نداریم مگر آنکه بگوییم که عمر بن خطاب دارد به علی دروغ می بندد و پیامبر در مورد کسی که به علی (ع) دروغ ببندد فرموده است،


فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ مَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّدًا فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنْ النَّارِ
قَالَ أَبُو عِيسَى هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ
ترجمه؛پس رسول خدا(ص)فرمود؛هرکسی به عمدا به علی دروغ ببندد جایگاهش آتش است
ابوعیسی(ترمذی)ذیل حدیث میگوید؛این حدیث حسن و صحیحی هست.
(سنن ترمذي.مناقب عن رسول الله .باب مناقب علي ابن ابي طالب)


(و اگرعلی راست گفته و راستگوست و گفته های او حق است و حق دائر مدار اوست و علمای اهل سنت هم به این مطلب اعتراف کرده اند،پس ابوبکروعمر (كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا)هستند.
و این به اعتراف علمای اهل سنت من جمله مسلم است .

شبرا
Friday 24 October 2008, 04:02AM
جواب بدهید؛

أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ فَاطِمَةُ بِضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي
ترجمه؛رسول خدا(ص)فرمودند؛فاطمه جیگر من است هرکسی اورا به غضب آورد مرا به غضب آورده
(صحیح بخاری،کتاب المناقب،باب مناقب فاطمه علیها السلام)

قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : « إنما فاطمة شجنة مني يبسطني ما يبسطها ، ويقبضني ما يقبضها » « هذا حديث صحيح الإسناد ، ولم يخرجاه »
ترجمه؛رسول خدا(ص) فرمودند؛بدرستی که فاطمه ریشه دوانده در وجود من است هر خاطر او را راضی کند خاطر مرا راضی کرده و هرکه او را به خشم(وقبض)آورد مرا به خشم آورده.
حاکم ذیل حدیث میگوید؛این حدیثی با اسنادی صحیح هست .
(مستدرک حاکم،کتاب معرفةالصحابة،ذکر مناقب فاطمة بنت رسول الله ص)

اما چه کسی فاطمه را به خشم آورد؟

فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ سِتَّةَ أَشْهُرٍ
ترجمه؛پس غضب کرد فاطمه دختر رسول خدا(ص) بر ابوبکر و او را ترک کرد و هرگز دیگر برنگشت تا ازدنیا رفت و زندگی کرد بعد از رسول خدا(ص) شش ماه.
(صحیح بخاری،کتاب فرض الخمس،باب فرض الخمس)
-------------------------------
فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فِي ذَلِكَ فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ سِتَّةَ أَشْهُرٍ فَلَمَّا تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيٌّ لَيْلًا وَلَمْ يُؤْذِنْ بِهَا أَبَا بَكْرٍ
ترجمه؛پس فاطمه بر ابوبکر خشمگین شد و اورا ترک کرد و هرگز با او سخن نگفت تا از دنیا رفت و زندگی کرد بعد از رسول خدا(ص) شش ماه وچون فوت کرد شوهرش علی او را شبانه دفن کرد و به ابوبکر اجازه نداد تا در مراسم تدفین شرکت کند.
(صحیح بخاری،کتاب المغازی،باب غزوة خیبر)
----------------------------
فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فِي ذَلِكَ قَالَ فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ سِتَّةَ أَشْهُرٍ فَلَمَّا تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ لَيْلًا وَلَمْ يُؤْذِنْ بِهَا أَبَا بَكْرٍ
ترجمه؛پس فاطمه بر ابوبکر خشمگین شد بر آن گفته اش پس او را ترک کرد و هرگز با او سخن نگفت تا از دنیا رفت و ذندگی کرد بعد از رسول خدا(ص)شش ماه،و چون فوت کرد شوهرش علی ابن ابی طالب شبانه او را دفن کرد و به ابوبکر اجازه نداد تادر مراسم تدفین شرکت کند.
(صحیح مسلم،کتاب جهاد السیر،باب قول النبی (ص)لا نورث ما ترکنا فهو)
---------------------------------

أخبرنا أبو إسحاق إبراهيم بن محمد بن يحيى ، وأبو الحسين بن يععن عائشة قالت : « دفنت فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم ليلا دفنها علي ، ولم يشعر بها أبو بكر رضي الله عنه حتى دفنت وصلى عليها علي بن أبي طالب رضي الله عنه »
ترجمه؛عایشه گفت؛علی دفن کرد فاطمه دختر رسول خدا(ص) را شبانه،و به ابوبکر خبر ندادند تا در مراسم شرکت کند،تا علی او را دفن کرد و بر او نماز گذارد
(مستدرک حاکم،کتاب معرفةالصحابه،باب ذکروفاة فاطمة و الختلاف فی وقتها)
--------------------------------
فهجرته فاطمة فلم تكلمه في ذلك حتى ماتت فدفنها علي ليلا ولم يؤذن بها أبا بكر وكان لعلي وجه من الناس حياة فاطمة فلما توفيت انصرفت وجوه الناس عن علي فمكثت فاطمة ستة أشهر بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم
(تاریخ طبری ،ج2،ص447-448،السنة الحادیة عشرة من الهجرة)
--------------------------------
با آزار فاطمه پیامبر را آزار دادند،پیامبری که خداوند در مورد آزار دهندگانش فرموده؛

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا (آیه57،سوره الاحزاب)
بدرستی آنان که خدا و رسولش را آزار میدهند ،خداوند در دنیا و آخرت آنها را لعنت کرده و برای آنها مهیاست عذابی خوار کنند.

چه میگوئید در مورد خلافت شخصی که مغبوض فاطمه زهراست،که در نتیجه مغبوض رسول خدا(ص) و خداست؟؟؟

غريبه
Friday 24 October 2008, 10:32AM
اصلا قصه از این قراره که چون ابوطالب پدر حضرت علی(ع) است به هر صورت میخوان اون را یا کافر یه هر چیز دیگه بهش بچسبونن که مردم بگن اگر پدرش اینجوری بود خودش چه جوری بود
تازه اگر خدا میخواست به پیامبر از کسی شیر بده یه حوریه یا .... از اسمون براش میآوورد نه این خرط پرتای محضی که بهش اعتقاد دارید
تازه حلیمه السعدیه رو کجای تاریخ بردین

حسینی
Friday 24 October 2008, 11:04AM
بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام

موضوع بحث این است آقای صبح که چرا شما وضعیت احادیث خود را مشخص نمیکنید مهرداد میگوید ضعیف است شما میگویید نیست درست است !!
این چگونه مذهبی است که هر کس ساز خود را میزند ؟؟!!!
در طول تاریخ یک محقق نداشتید که کتب حدیث شما را بررسی کند ؟؟!!
این موضوع بحث من از لحظه ورود به این تاپیک است
جوابی به این ایراد دارید بدهید و الا خدا حافظ شما !!

جناب سجودی کم اطلاع

بارها عرض کردیم و اساتید بنده توضیح دادند که علما باهم فرق دارند و معیار های متفاوتی برا رده بنده احادیث دارند.
این در مذهب شما هم وجود دارد.

عالمی ممکن است سخت گیر باشد کسی ممکن است نباشد کس ممکن است معتدل باشد و کسی ممکن است نباشد.

علم حدیث خیلی پیچیده تر از آن است که فکر می کنید.

مثلا در همین کتب خودتان احادیث بسیاری در مدح امیر المومنین وجود دارند که به تصریح بسیاری از علمای خودتان صحیح هستند در حالیکه دیگران می گویند ضعیف هستند.

دلیل این اختلاف چیست جناب سجودی.
به قول خودتان چطور می شود که حدیثی دریک جا صحیح و در جای دیگر و در نظر دیگری ضعیف باشد.

این است که می گوییم امتیاز شیعه بر مکتب خلفا در این است که شیعه درب اجتهاد را هیچگاه بروی خود نمی بندد. و هیچ گاه عالمی خود را به صرف اینکه عالم دیگری احادیث را بررسی کرده ملزم به تبعیت او نمی کند. و این دقیقا شرط عقل و منطق است.
و لذا می بینید که هیچ کتاب و منبعی غیر از قرآن نیست که شیعه آن را در بست قبول کند.
و اگر کسی این کار را بکند علمای دیگر هیچگاه خود را ملزم به تبعیت نمی کند.
کما این که این کار انجام شده

دليل ما در مورد مكتب اهل بيت اين است كه فى المثل آنچه علامه حلى حسن بن يوسف (م 726 ق ) از حديث در ده مجلد جمع آورى كرده و نامش را الدروالمرجان فى الاحاديث الصحاح و الحسان نام نهاده و يا آنچه را بنا به نظر و اجتهاد خودش احاديث صحيح تشخيص داده و به نام النهج الوضاح فى الاحاديث الصحاح جمع و تاليف كرده ، و يا آنهايى را كه شيخ حسن ، فرزند شهيد ثانى (م 1011 ق ) به پيروى از روش ‍علامه حلى برگزيده و به نام منتقى الجمان فى الاحاديث الصحاح و الحسان تاليف كرده است ، هيچيك از اينها در حوزه هاى علميه متداول نبوده و علماى اين مكتب به آنها نپرداخته اند، و اين كار اين دانشمندان را على رغم شهرت ديگر تاليفات آنها، كه تا به امروز در حوزه هاى علميه متداول است ، كارى نظرى و اجتهادى و شخصى به حساب آورده اند.

و این مذهب شیعه را همیشه پویا و در حال تلاش نگه داشته.

بر خلاف آن ، مكتب خلفاست كه در فقه از علماى چهارگانه تقليد كرده ، و تا به امروز در اجتهاد را به روى خود و ديگران بسته اند، و فقط آنچه را از حديث در كتابهاى شش گانه ، بويژه صحيح مسلم و بخارى آمده است ، صحيح مى دانند و در بحث و تحقيق علمى را در شناخت حديث تا به امروز به روى خود و ديگران بسته اند!

در مورد بخاری و مسلم تمام احادیث آنها را در بست قبول می کنید. در حالیکه در میان راویان آنها نیز راویانی هستند که دروغگو و مورد طعن هستند. اما شما حدیث را به صرف اینکه در صحیح بخاری است چشم بسته می پذیرید.

و جالب این است که به ما ایراد می گیرید که چرا ما هم این کار غیر عقلانی را نمی کنیم.


می بینید که تفاوت از کجا تا کجاست.

خیلی سعی کردم ساده بنویسم.
امیدوارم منظورم را درک کرده باشید.


والله العالم

mehrdad_123
Friday 24 October 2008, 08:00PM
جناب سجودی کم اطلاع

بارها عرض کردیم و اساتید بنده توضیح دادند که علما باهم فرق دارند و معیار های متفاوتی برا رده بنده احادیث دارند.
این در مذهب شما هم وجود دارد.

عالمی ممکن است سخت گیر باشد کسی ممکن است نباشد کس ممکن است معتدل باشد و کسی ممکن است نباشد.

علم حدیث خیلی پیچیده تر از آن است که فکر می کنید.

مثلا در همین کتب خودتان احادیث بسیاری در مدح امیر المومنین وجود دارند که به تصریح بسیاری از علمای خودتان صحیح هستند در حالیکه دیگران می گویند ضعیف هستند.

دلیل این اختلاف چیست جناب سجودی.
به قول خودتان چطور می شود که حدیثی دریک جا صحیح و در جای دیگر و در نظر دیگری ضعیف باشد.

این است که می گوییم امتیاز شیعه بر مکتب خلفا در این است که شیعه درب اجتهاد را هیچگاه بروی خود نمی بندد. و هیچ گاه عالمی خود را به صرف اینکه عالم دیگری احادیث را بررسی کرده ملزم به تبعیت او نمی کند. و این دقیقا شرط عقل و منطق است.
و لذا می بینید که هیچ کتاب و منبعی غیر از قرآن نیست که شیعه آن را در بست قبول کند.
و اگر کسی این کار را بکند علمای دیگر هیچگاه خود را ملزم به تبعیت نمی کند.
کما این که این کار انجام شده

دليل ما در مورد مكتب اهل بيت اين است كه فى المثل آنچه علامه حلى حسن بن يوسف (م 726 ق ) از حديث در ده مجلد جمع آورى كرده و نامش را الدروالمرجان فى الاحاديث الصحاح و الحسان نام نهاده و يا آنچه را بنا به نظر و اجتهاد خودش احاديث صحيح تشخيص داده و به نام النهج الوضاح فى الاحاديث الصحاح جمع و تاليف كرده ، و يا آنهايى را كه شيخ حسن ، فرزند شهيد ثانى (م 1011 ق ) به پيروى از روش ‍علامه حلى برگزيده و به نام منتقى الجمان فى الاحاديث الصحاح و الحسان تاليف كرده است ، هيچيك از اينها در حوزه هاى علميه متداول نبوده و علماى اين مكتب به آنها نپرداخته اند، و اين كار اين دانشمندان را على رغم شهرت ديگر تاليفات آنها، كه تا به امروز در حوزه هاى علميه متداول است ، كارى نظرى و اجتهادى و شخصى به حساب آورده اند.

و این مذهب شیعه را همیشه پویا و در حال تلاش نگه داشته.

بر خلاف آن ، مكتب خلفاست كه در فقه از علماى چهارگانه تقليد كرده ، و تا به امروز در اجتهاد را به روى خود و ديگران بسته اند، و فقط آنچه را از حديث در كتابهاى شش گانه ، بويژه صحيح مسلم و بخارى آمده است ، صحيح مى دانند و در بحث و تحقيق علمى را در شناخت حديث تا به امروز به روى خود و ديگران بسته اند!

در مورد بخاری و مسلم تمام احادیث آنها را در بست قبول می کنید. در حالیکه در میان راویان آنها نیز راویانی هستند که دروغگو و مورد طعن هستند. اما شما حدیث را به صرف اینکه در صحیح بخاری است چشم بسته می پذیرید.

و جالب این است که به ما ایراد می گیرید که چرا ما هم این کار غیر عقلانی را نمی کنیم.


می بینید که تفاوت از کجا تا کجاست.

خیلی سعی کردم ساده بنویسم.
امیدوارم منظورم را درک کرده باشید.


والله العالم

:smile07::smile07::smile07:

صبح
Saturday 25 October 2008, 12:13PM
موضوع بحث این است آقای صبح که چرا شما وضعیت احادیث خود را مشخص نمیکنید مهرداد میگوید ضعیف است شما میگویید نیست درست است !!
این چگونه مذهبی است که هر کس ساز خود را میزند ؟؟!!!
در طول تاریخ یک محقق نداشتید که کتب حدیث شما را بررسی کند ؟؟!!
این موضوع بحث من از لحظه ورود به این تاپیک است
جوابی به این ایراد دارید بدهید و الا خدا حافظ شما !!

بنده تعیین نکردم چه حدیثی درست است یا نیست . بحث اینجاست که هر نادانی به خود اجازه می دهد که اگر به مطلبی جاهل بود و آن را نفهمید ، آنرا به تمسخر بگیرد و منکر شود .
الإنسان عدو ما جهل ... انسان دشمن جهل خود است . فکری به حال این جهل کنید .

در مورد احادیث هم فقه پویای ما اجازه نمی دهد صد در صد تعیین کنیم چه احادیثی درست است و راه را برای آیندگان و گذشتگان باز میگذاریم تا تحقیق کنند . در واقع فقه شیعه اجازه انتزاعی برخورد کردن نمی دهد و مثل سنی ها در دام خطوط حکومتی و انتزاعی نمی افتد .

Abo_Abdealah
Tuesday 28 October 2008, 12:28PM
بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از راویان کافی یک خری است به اسم عفیر

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 - ص 237
وروي أن أمير المؤمنين عليه السلام قال : إن ذلك الحمار كلم رسول الله صلى الله عليه وآله فقال : بأبي أنت وأمي إن أبي حدثني ، عن أبيه ، عن جده ، عن أبيه أنه كان مع نوح في السفينة فقام إليه نوح فمسح على كفله ثم قال : يخرج من صلب هذا الحمار حمار يركبه سيد النبيين وخاتمهم ، فالحمد لله الذي جعلني ذلك الحمار

واین روایت نزد شیعه مشکل ندارد چون دانشمند بزرگ شما نمازی شاهرودی به درستی روایت

گواهی می دهد

مستدرك سفينة البحار - الشيخ علي النمازي الشاهرودي - ج 2 - ص 407
الكافي : وروي مرسلا أن أمير المؤمنين ( عليه السلام ) قال : إن ذلك الحمار كلم رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) ، فقال : بأبي أنت وأمي إن أبي حدثني عن أبيه ، عن جده ، عن أبيه أنه كان مع نوح في السفينة ، فقام إليه فمسح على كفله ، ثم قال : يخرج من صلب هذا الحمار حمار يركبه سيد النبيين وخاتمهم ، والحمد لله الذي جعلني ذلك الحمار ( 3 ) . ولا إشكال في هذه الرواية



در مورد اشخاصی که می گن کافی نزد انها صحیح نیست واقعا جالبه

کتابی که تقریبا 16 هزار حدیث داره اگر احادیث انگشت شماری از ان ضعیف داشته باشه ایا نمی شه

بگی این کتاب صحیح است

به این متن در سایت موسسه تحقیقاتی ولیعصر توجه کنید که اعتراف می کنند کافی احادیث انگشت

شماری از لحاظ سندی مشکل دارن

http://vb.mosalman.net/attachment.php?attachmentid=974&stc=1&d=1215890315

puyan
Tuesday 28 October 2008, 01:36PM
بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از راویان کافی یک خری است به اسم عفیر

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 - ص 237
وروي أن أمير المؤمنين عليه السلام قال : إن ذلك الحمار كلم رسول الله صلى الله عليه وآله فقال : بأبي أنت وأمي إن أبي حدثني ، عن أبيه ، عن جده ، عن أبيه أنه كان مع نوح في السفينة فقام إليه نوح فمسح على كفله ثم قال : يخرج من صلب هذا الحمار حمار يركبه سيد النبيين وخاتمهم ، فالحمد لله الذي جعلني ذلك الحمار

واین روایت نزد شیعه مشکل ندارد چون دانشمند بزرگ شما نمازی شاهرودی به درستی روایت

گواهی می دهد

مستدرك سفينة البحار - الشيخ علي النمازي الشاهرودي - ج 2 - ص 407
الكافي : وروي مرسلا أن أمير المؤمنين ( عليه السلام ) قال : إن ذلك الحمار كلم رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) ، فقال : بأبي أنت وأمي إن أبي حدثني عن أبيه ، عن جده ، عن أبيه أنه كان مع نوح في السفينة ، فقام إليه فمسح على كفله ، ثم قال : يخرج من صلب هذا الحمار حمار يركبه سيد النبيين وخاتمهم ، والحمد لله الذي جعلني ذلك الحمار ( 3 ) . ولا إشكال في هذه الرواية



در مورد اشخاصی که می گن کافی نزد انها صحیح نیست واقعا جالبه

کتابی که تقریبا 16 هزار حدیث داره اگر احادیث انگشت شماری از ان ضعیف داشته باشه ایا نمی شه

بگی این کتاب صحیح است

به این متن در سایت موسسه تحقیقاتی ولیعصر توجه کنید که اعتراف می کنند کافی احادیث انگشت

شماری از لحاظ سندی مشکل دارن

http://vb.mosalman.net/attachment.php?attachmentid=974&stc=1&d=1215890315

سلام
متاسفانه وقتی کتاب های بزرگ دست افراد کوچک می افتد شاهد چنین برخوردهای کودکانه هستیم.
کسی که به قرآن و کلام خدا در آن کتاب نورانی اعتقاد ندارد به خود جرات میدهد تا به تمسخر مومنان و اعتقادات آنها بپردازد و این درد بی درمانی است که از آغاز ، همه انبیاء با آن مواجه بوده اند .
کسی که سخن گفتن انسان را با موجودی غیر از انسان باور ندارد یا مسلمان نیست و قرآن و آیات خدا در قرآن را باور ندارد و یا بالاتر ، خداوند را بر این کار ناتوان میبیند (که هر دو تقریبا یکی است ) .
ناراحتی کفار و مشرکین از آیات و بینات الهی قصه دیروز و امروز نیست .
تا بوده چنین بوده و تا هست چنین است .

اگر شاهد فرار دوباره صاحبان چنین ایرادهایی نباشیم میپرسیم :
به این حدیث چه ایرادهایی را وارد میدانید . بگویید و از آنها دفاع کنید .

متشکرم

Abo_Abdealah
Tuesday 28 October 2008, 03:28PM
:قانون(1):

کاربر Abo_Abdealah
درج محتوای مهاجم به باور سایر کاربران در حالی که همراه مطالب مستدل و کافی نبوده و صرفا تمسخر باور سایر کاربران است ، نقض حقوق آنان و نقض قوانین توافقی ثبت نام است . در صورت ادامه این روند شناسه شما در باشگاه با محدودیت نوشتاری مواجه خواهد شد .

پشتیبانی باشگاه
Tuesday 28 October 2008, 04:04PM
با سلام
به درخواست موسس عنوان حذف این سرنگار است که با توجه به وجود گفتگو در آن این عنوان متوقف می گردد.

پشتیبانی باشگاه جوانان ایرانی