نمايش نسخه نهائي : زمزمه های دلتنگی با معبود یگانه(هرچه دل تنگت می خواهد بگو؟)
seratallah
Saturday 18 October 2008, 11:05AM
خداندا ای مولا و رهبر من ، هر گاه دلتنگ بودم تو پناهگاهم بودی ، هرگاه از همه و هر کس خسته شده ام تو مرا پناه دادی .
مولای من می دانم همیشه و در همه حال حواست به من هست ! خدا جون چرا باز با وجود اینکه میدانم تو در کنار من هستی و صدایم را می شنوی باز احساس تنهایی می کنم .
خداوندا تو شاهدی که همیشه سعی داشته ام که حقیقت را درک کنم و در راه تو قدم بردارم ، و هر انچه ازتوخواستم به منتهای کرم و بخششت به من عطا کردی و باز دیدی که ناسپاسی کردم و شکر این همه نعمت که عطا کردی ندانسته و با دست خود به گناه الوده شدم ؟! خداوندا ببخش و ببخشا که تویی بخشنده مهربان .
الله من مرا آنی به خود وامگذار که همان می شوم که شیطان دوست دارد . الله جهانیان اگر تو بر این بنده ضعیف و ناتوانت رحم نکنی و به او راه ننمایی به آنجا قدم می گذارد که تو دوست نداری ؟! آن می کنم که رضایی تو در آن نیست ، پس ای الله من مرا دریاب که هر کس را تو دریابی ، هرگز خوار نگردد و هر کس را تو واگذاری به حقیقت در گمراهی و جهل خود زندگی می کند .
بار پروردگارا ای پادشاه به غایت بخشنده ، کیست که از گناهان من در گذرد جز تو ؟!
کیست که چون بیمار شوم مرا سلامتی بخشدجز تو ؟!
خداوندا ، ای یگانه معبود جهانیان تنها تو شنوا و بینا هستی به احوال من و حال روز من ، پس مرا دریاب که به جزء درگاه تو به جایی راه ندارم و به جزء تو کسی را ندارم .
خدای من می بینی که همه مرا ترک کرده اند و همه مرا فراموش کرده اند ، اما تو هستی که هنوز در یاد من هستی ، پس مرا تنها مگذار ، کمکم کن که تنها تو را داشته باشم و تنها از تو بخواهم ، چرا که تو خدای منی و خدای این مردمان ، ای الله من اگر بر من رحم نکنی و مرا یاری نکنی ، دشمنانت مرا خواهند کشت ، پس تو مرا دریاب و کمکم کن تا در راه تو سست نگرم ، خدایا ای الله من تو به مومنین وعده دادی که یاریشان می کنی ، پس عقده از زبانم بگشا و قدمهایم را در راهت استواری ده تا از غیر خودت نترسم و تنها از تو بترسم .!
خداوندا ، تو شاهدی که من به غیر از تو کسی را ندارم و می دانی که تا توانسته ام صداقت پیشه کرده ام و تا توانسته ام به همه آنهایی که در کنارم بوده اند ، آنهایی که می شناختم گفته ام که حق را دریابید و خودتان را با دست خودتان به هلاکت نیندازید ؟! اما همیشه در جواب به جز تهمت و خون دل خوردن نشنیدم ؟ به جزء تهدید و تکفیر از نا اهلان نشنیدم .؟
خدای من تو شاهدی که من هیچ دشمنی با پیامبران و بندگان صالح گذشته نداشته ام و ندارم . اما خودت می دانی که ظلم بزرگی در حق رسولانت و بندگان صالح دارد می شود، هر نا اهل گمراهی به پیروی از شیطان لعین بندگانت را به بت پرستی و ناسپاسی کشانده است .؟
خداوندا تو وکیل و داور روز جزا هستی و آگاهی که چه می گویم ، پس مرا یاری کن تا در راه تو سست نگردم و از اینکه اندکی فهم به من عطا کردی تا قرآنت را بخوانم و بفهمم ، بسیار ممنونم از تو .
خدای من مرا فهمی ده که هر روز بیشتر از دیروز در قرآنت تفکر کنم و هرروز بیشتر از حقایق قرآنت بفهمم ، خدایا این توفیق را از من نگیر و به من بیاموز انچه که دوست داری که بدانم .
خداوندا در کنج خلوت تنهایی خود ، در این شب و روز ها که از عمرم می گذرد تو بودی که لطف خود را بر من تمام کردی و مرا راه نمودی ، پس توفیقم بده تا در راه تو قدم بردارم و مسلمان بمیرم که مسلمان بودن در پیشگاه تو ای الله من یک افتخار بزرگ است که به بندگانت عطا می کنی .
خداوندا ، ای مولای من بمیران مرا مسلمان و ملحق گردان به صالحین .
مولای من ای الله یگانه ، پدر و مادر مرا هدایت کن تا درک کنند راهشان غلط است ، کمکشان کن تا درک حقایق قرآن را بکنند . مولای من آنها را دریاب که تویی الله .
خداوندا قوم جاهل مرا هدایت کن به آنها بیاموز که اسلام در قرآن است نه در پیروی از مذهب آبا و اجدادی ، نه در گریه کردن برای صالحین گذشته .؟
خدواندا مهر از قلبهای آنها بردار تا درک کنند چه می گویم ، به آنها راه نشان بده که توی راهنما
بار پروردگارا ، تنها هدایت تو هدایت است و تنها راهی که تو بنمایی حق است ، پس به نورانیت قرآنت ، دیده های آنها را تیز بگردان و بصیرتی به آنها عطا کن تا حق از باطل را تشخیص بدهند .
خداوندا حرف های زیادی برای گفتن دارم ، اما مگر این بغض می گذارد که به زبان آورم
اما بماند که تو خودت بدون انکه بگویم می دانی چه می خواهم بگویم ؟! خداوندا پس سخن را کوتاه می کنم و امید به رحمت تو می بندم که نباشم از ناامیدان .
آمین یا رب العالمین
seratallah
Saturday 18 October 2008, 11:06AM
من از جهانی دگرم ، ساقی از این عالم واهی رهایم کن ، رهایم کن
نمی خواهم در این عالم بمانم ، بیا از این تن آلوده و غمگین جدایم کن ، جدایم کن
*****
تو را اینجا به صد ها رنگ می جویند *** تو را با حیله و نیرنگ می جویند
تو را با نیزه ها در جنگ می جویند *** تو را اینجا به گرد سنگ می جویند
****
تو جان می بخشی ، و اینجا به فتوای تو می گیرند جان از ما
نمی دانم کیم من ، آدمم ، روحم ، خدایم یا که شیطانم
تو با خود آشنایم کن ، تو با خود آشنایم کن .؟
****
اگر روح خداوندی دمی دیدی در آدم و هواست
پس ای مردم ، ای مردم خدا اینجاست ، خدا در قلب ما انسانهاست .
به خود آی ، به خود آی تا که دریابی خدا در خویشتن پیداست .
همای از دست این عالم ، پر پرواز خود بگشوده در خورشید ودر آتش سوخت .؟!
خداوندا بسوزانم ، همایم کن ، همایم کن ؟!
نمی خواهم در این عالم بمانم ، بیا از این تن الوده و غمگین جدایم کن .
من از جهان دگرم .
*****
بعد از این چرخ جفا با تو جفا خواهم کرد
شکوه از آئین بدت پیش خدا خواهم کرد .
seratallah
Saturday 18 October 2008, 11:07AM
آن دم که مرا می زده بر خاک سپارید *** زیر کفنم خمره ای از باده گذارید
تا در سفر دوزخ از این باده بنوشم *** بر خاک من از ساقه انگور بکارید
آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات *** یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات
هر وقت که در خاک ننوشیدم از این باده صافی *** بنشینم با دوزخیان و کنم تلافی
جز ساقی و میخانه و ساری نشناسم *** بر پایه پیمانه و شادیست اساسم
گر هم چون هما از عطش عشق بسوزم *** از اتش دوزخ نهراسم نهراسم .
seratallah
Saturday 18 October 2008, 11:08AM
داد درویشی از سر تمهید **** سر قلیان خویش را به مرید
گفت که از دوزخ ای نکو کردار **** قدری آتش بر روی قلیان بگذار
بگرفت و ببرد و باز آورد **** عقده گوهر زدرج راز آورد
گفت که در دوزخ هر چه گردیدم **** درکات جهیم را دیدم
آتش و هیزم و زغال نبود **** حق گری بهر اشتعال نبود
هیچ کس آتش نمی افروخت **** زآتش خویش ، هر کسی می سوخت .
seratallah
Saturday 18 October 2008, 11:08AM
پاک از عدم آمدیم و ناپاک شدیم
شادان به در آمدیم و غمناک شدیم
بودیم زآب دیده در آتش دل
دادیم به باد عمر و در خاک شدیم
********
seratallah
Saturday 18 October 2008, 11:09AM
به گرد کعبه می گردی پریشان **** که وی خود را در انجا کرده پنهان
اگر در کعبه می گردد نمایان ، پس بگرد تا بگردیم ، بگرد تا بگردیم
دراینجا باده می نوشی و درآنجا خرقه می پوشی ، چرا بیهوده می کوشی؟؟
در اینجا مردم آزاری و در انجا از گنه عاری ؟ نمی دانم چه پنداری ؟؟
د راینجا همدم و همسایه ات در رنج و بیماری ، تو آنجا در پی یاری ، چه پنداری ؟
چه پنداری ؟! کجا وی از تو می خواهد چنین کاری ؟؟
چه پیغامی که با یک زبان گفتن ، نمی دانم ؟
چه سلطانی که جزء در خانه اش گفته اند ، نمی دانم ؟
به دنبال چه می گردی ، که حیرانی ؟؟
خرد گم کرده ای ، شاید نمی دانی ؟1
همای از جان خود سیری که خاموشی نمی گیری ؟
لبت را چون لبان فرخی دوزند ، تو را در آتش غم اندیشت سوزند ؟
هزاران فتنه انگیزد ، تو را در سردر میخانه آویزند .؟
seratallah
Saturday 18 October 2008, 11:10AM
این چه حرفیست که درعالم بالاست بهشت
هرکجا وقت خوش افتد ، همانجا ست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود
گر درون تیره نباشد ، همه دنیاست بهشت .
*****
این چه جهانیست ، این چه بهشتی است
این چه جهانیست که نوشیدن می نارواست
این چه بهشتی ست که در آن خوردن گندم خطاست
آی رفیق ، این ره انصاف نیست ، این جفاست ؟
راست بگو راست بگو راست ، فردوس برینت کجاست ؟
راستی آنجا هم ،هر کس و ناکس خداست ؟
راست بگو راست بگو راست ، فردوس برینت کجاست ؟
بر همه گویند که هوشیار باش ؟
بر در فردوس نشیند کسی ، تا که به درگاه قیامت رسی ؟
از تو بپرسد که در راه عشق ، پیرو زرتشت بودی یا مسیح ؟!
دوزخ ما چشم به راه شماست ؟ راست بگو راست بگو ، راست ، انجا نیز ؟
باز همین ماجراست ، راست بگو فردوس برینت کجاست ؟!
این همه تکرار مکن ای هما **** کفر مگو ، شکوه مکن بر خدا
پای که نهادی از این درک **** در غل و زنجیر برندت بهشت
بهشت همان ناکجاست **** وای به حالت هما ، ای هما
این سر سنگین تو از تن جداست **** نه نه توبه کنم باز حق با شماست .
متن اشعار اجرایی گروه موسیقی سنتی مستان
seratallah
Saturday 18 October 2008, 11:11AM
چون روزی تو ، خدای قسمت کرد **** هرگز نکند کم و نخواهد افزود
آسوده زهر چه هست می باید شد **** و آسوده زهر چه نیست میباید بود.
***********
خوش آنکه در این زمانه آزاد بزیست **** خرسند به هرچه اش که خدا داده بزیست
وین یکدم عمر را غنیمت شمرد**** آزاده و با ساده و با باده بزیست
**********
با نفس همیشه در نبردم ، چه کنم ؟ ****وز کرده خویشتن بدردم ، چه کنم ؟
گیرم که زمن در گذرانی به کرم ***** زین شرم که دیده ای چه کردم چه کنم ؟
.............................................................
هر دل که اسیر محنت اوست ، خوشست ***هر سر که غبار سر آن کوست ، خوشست
از دوست به ناوک غم آزرده مشو *** خوش باش ، که هر چه آید از دوست خوشست
*********
گر گوهر طاعتت نسفتم هرگز *** گرد گنه از چهره نرفتم هرگز
نومید نیم زبارگاه کرمت *** زیرا که یکی را دو نگفتم هرگز
seratallah
Saturday 18 October 2008, 11:12AM
خیام ، برای گنه این ماتم چیست ؟ **** وز غم خوردن فائده بیش و کم چیست ؟
گر هیچ گنه نباشد ی غفران چیست ؟**** غفران زبرای گنه آمد ، غم چیست ؟
***********
اسرار جهان چنانکه در دفتر ماست **** گفتن نتوان ، که آن وبال سر ماست
چون نیست در این مردم دانا اهلی **** نتوان گفتن هر آنچه در خاطر ماست
**********
ناکرده گناه در جهان کیست ؟ بگوی ****وآنکس که گنه نکرد چون زیست ؟ بگوی
من بد کنم و تو بد مکافات دهی **** پس فرق میان من و تو چیست ؟ بگو ی
****
یا رب تو کریمی و کریمی کرمست **** عاصی زچه رو برون زباغ ارمست ؟
با طاعتم گر عفو کنی ، نیست کرم **** با معصیتم اگر ببخشی کرمست .
seratallah
Saturday 18 October 2008, 11:12AM
قومی متفکرند اندر ره دین **** قومی بگمان فتاده در راه یقین
میترسم از آنکه بانگ آید روزی **** کای بیخبران : راه نه آنست و نه این
.........................................
خداوندا به فریاد دلم رس ****** تو یار بیکسان ، ما مانده بیکس
همه گویند طاهر کس نداره ***** خدا یار منه ، چه حاجت به کس
**********
به گورستان گذر کردم صباحی ***** شنیدم ناله و افغان و آهی
شنیدم کله ای با خاک می گفت ***** که این دنیا نمی ارزد به کاهی
seratallah
Saturday 18 October 2008, 11:13AM
ذکری از الله : لاَّ تَجْعَل مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَّخْذُولاً (22) وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا(23) وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا(24) رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا(25)
هرگز معبود ديگرى را با خدا قرار مده، که نکوهيده و بىيار و ياور خواهى نشست(22) و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيکى کنيد! هرگاه يکى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، کمترين اهانتى به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو(23) و بالهاى تواضع خويش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همانگونه که آنها مرا در کوچکى تربيت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده(24) پروردگار شما از درون دلهايتان آگاهتر است؛ هر گاه صالح باشيد (و جبران کنيد) او بازگشتکنندگان را مىبخشد(25)
یا رب العالمین
seratallah
Saturday 18 October 2008, 11:14AM
ذکری از الله : لاَّ تَجْعَل مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَّخْذُولاً (22) وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا(23) وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا(24) رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا(25)
هرگز معبود ديگرى را با خدا قرار مده، که نکوهيده و بىيار و ياور خواهى نشست(22) و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيکى کنيد! هرگاه يکى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، کمترين اهانتى به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو(23) و بالهاى تواضع خويش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همانگونه که آنها مرا در کوچکى تربيت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده(24) پروردگار شما از درون دلهايتان آگاهتر است؛ هر گاه صالح باشيد (و جبران کنيد) او بازگشتکنندگان را مىبخشد(25)
یا رب العالمین
رایحه اسمانی
Saturday 18 October 2008, 02:04PM
اخه حاج اقا حرف دل را با خدا ميزنن مگه اين تايپيك خداست كه من حرف دلمو بش بزنم
هر وقت بخوام صداش بزنم ميتونم توي دلم هر جا كه هستم ......و او شنواي داناست:smile34:
رایحه اسمانی
Saturday 18 October 2008, 07:58PM
ميخواستم بگم امروز خدا دو جا اجابتم كرد (هرچند كه خدا هميشه مواظب ماست)
و اما بار دومش موقعي بود كه داشتم نوشته بالايي را مينوشتم وبعد خدا را صدا زدم وچند ساعت بعدشم حاجتي كه داشتم براورده شد
الحمد لله رب العالمين:smile34:
seratallah
Tuesday 21 October 2008, 01:36PM
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (مؤمنان، تنها کسانى هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهاشان ترسان ميگردد؛ و هنگامى که آيات او بر آنها خوانده مىشود، ايمانشان فزونتر مىگردد؛ و تنها بر پروردگارشان توکل دارند.)
....................../////////////////////.................................
((خدايا خودم را به خودت مي سپارم ، كمكم كن ))
خدايا ، امروزصبح باز هم مثل ديروز از نمازم غافل شدم ، خدايا خودت كمكم كن كه نمازت را دريابم ، نمازي كه تو دوست داري ، نمازي كه اگر آن نماز شود ، ديگر هيچ غمي ندارم .
خدايا خودت تو سوره معارج گفتي نماز گذار واقعي كسي است كه هشت تا نشانه دارد و هر كس اين هشت نشانه در او ظاهر گردد ، نمازش مورد تائيد تو است ، اما خدا جون مي بيني كه نماز من بيش از دو سه موردي كه گفتي در ديگر مواردش كم گذاشته ام ، خدايا ياري ام كن تا انها را نيز بدست آورم كه نمازم ، نمازي شود تو مي پسندي .
تو سوره معارج گفتي : 1- نمازها را پيوسته بجا مىآورند، (70:23) 2- در اموالشان حقي است بر مسكين و محرومان 3- به روز جزا ايمان دارند، 4- از عذاب پروردگارشان بيمناکند، 5- و دامان خويش را (از بىعفّتى) حفظ مىکنند،6- و امانتها و عهد خود را رعايت مىکنند، 7- و با اداى شهادتشان قيام مىنمايند، 8 - و بر نماز مواظبت دارند،.
خدايا مي بيني كه خيلي ضعيفم از صفاتي كه براي نماز گذار واقعي ذكر كردي ، نمازگذاري كه اگر نمازش اينگونه باشد به واقع مورد تاييد توست ، خيلي فاصله دارم ، خدايا كمكم كن تا نمازم ، نمازي گردد كه تو مي پسندي .
بعد از این چرخ جفابا تو جفا خواهم کرد
شکوه از آئین بدت پیش خدا خواهم کرد .
خدايا ، وقتي مي بينم كه شيطان چگونه جوانان اين مملكت را به لجن زار اعتياد و شهوت كشانده و هر كدام در توهماتي زندگي مي كنند كه از يك زندگي معنوي دور است ، هر چه بيشتر حس مي كنم كه قرانت در بين ما بندگانت مهجور و دور افتاده است ، خدايا وقتي مي بينم كه قران را فقط وقت سفر از بالاي تاقچه ها بر مي دارند تا مسافر خود را بدرقه كنند ، بيشتر از جهل انها اگاه مي گردم . خدايا وقتي مي بينم كه با قرانت يك سري كاسبي راه انداخته اند و به دعا نويسي و سحر و جادو از قرانت استفاده مي كنند ، بيشتر از اين ملت گمراه دلم مي گيرد ، مردمي كه حاضر هستند ، پنجاه هزار تومان بدهد كه تا بختش باز شود اما حاضر نيست كه يك بار در زندگيش قران را درست بخواند كه معنويت درونش هزاران خاستگار برايش بفرستد ؟ خدايا اين سحر و جادو چيست كه در بين خلق خود مي بيني و باز هم مي گذري ؟
خدايا شرمنده ، ديگر تحملم تمام شده ، ديگر فقط به درگاه تو شكوه مي دارم كه چرا اين همه صبور هستي و گوشه چشمي به اين ملت نشان نمي دهي كه راهشان غلط است ، خدايا مرا صبري همچون صبر ايوب عطا كن ، اما خدا جون عمري به مانند نوح نمي خواهم ، خدايا خودت راهي به من نشان بده تا فارغ از اين همه جهل مردمان زندگي خود را ادامه بدهم .
خدايا خودم را به خودت مي سپارم ، كمكم كن ، رهايم كن .
seratallah
Tuesday 21 October 2008, 01:37PM
شرك و عبادت اين قوم
خدايا ، شرك از نگاه اين ملت چيست ؟ خدايا چرا فكر نمي كنند كه كافرين صدر اسلام هم فكر نمي كردند كه مشرك باشند و غير خدا را مي پرستند و مي گفتند ما روحي كه در اين بت است و يكي از صالحين گذشته بود را مي خوانيم تا او در پيشگاه خدا براي ما شفاعتي كند و واسطه اي شود تا مشكل ما حل گرددو حال مدعي بودند كه ان بتي كه در روبرويشان است نمي پرستند ؟ اما اي خداي من ، چرا اين قوم فكر نمي كنند كه شرك همين كه ذكر يكتايي تو به ذكر يا لاتها و يا يا اذاها تبديل شود و هر آنچه را كه تو حكم نكردي از تو پندارند، ديگر تعبد شيطان را كرده اند نه راه تو را ؟ خدايا معني واقعي شرك را به اين قوم بياموز .!!!
خدايا از نظر اين قوم عبادت يعني چه ؟ خدايا به من بگو كه اين ملت چرا فكر مي كنند تو را عبادت مي كنند در حالي كه بر خلاف حكم تو رفتار مي كنند ، خدايا اين چه عبادتي است كه مي گويند تو يگانه اي كه همه چيز و همه كس در مقابل تو توان و چيزي نيست اما در عمل به دنبال بندگاني هستند كه در كنار تو و صاحب قدرت در كار تو مي بينند و مي گويند خدا اينها را در كار خودش شريك كرده تا انها به اذنت حتي بعد از مرگشان شفا بدهند و هر ساعت و دقيقه در يك امامزاده و قدمگاه و گذرگاه اين مخلوقاتت در حال گشت و گذار هستند و به مانند تو مخلوقات را مي بينند و نامه اعمالشان به دست آنها مي رسد و امضا مي كنند ، خدايا تو كه اين همه نوكر و كار بكن براي اين مخلوقات فرستادي و همه را شريك كار خود كرده اي ، پس خودت چه كاره اي ، خودت فقط نامه هاي كه از دست زير دستانت رد شود و امضا نداشته باشد ، عذاب مي كني ، خدايا ، من اينگونه خدايي در قران نديدم ، حال چگونه است كه اين خدا اين همه برو بيا دارد و خودش بازنشسته شده و فقط كارهايش را به اين مخلوق و آن مخلوق سپرده است .؟ خدايا من خدايي را مي خواهم كه مرگ و زندگيم و هر چه دارم از اوست نه خداي كه بايد برايشان گريه و التماس كنم كه اي خداي من مرا روز قيامت نزد خداي بزرگ شفاعت كن ، خدايا من اين خدايان را نمي خواهم ، خدايا من فقط تو را مي خواهم ، خدايي كه يكي است و همه كارهاي جهان به دست اوست ، خدايي كه هيچ برگي از درخت نمي افتد مگر انكه آن را مي داند ؟ خدايا ، به اين قوم بگو كه عبادت واقعي چيست .؟
خدايا پرستش از نگاه اين قوم چيست ؟ خدايا اين چه قومي است كه فكر مي كنند تو را مي پرستد و عبادت مي كنند اما در عمل براي يك سري مخلوق مثل خودشان ، نذر و نياز مي كنند و خيرات براي انها مي كنند تا دل انها را بدست اورند و از اين طريق واسطه قرار دادن اين مخلوقات ، انها را شفاعت كنند تا از عذابت رهايي يابند ، خدايا ، اين چه جور خدايي كردن است كه يك سري مخلوق را در كار خود شريك كرده است. ، خدايا ، خودت تو قرآنت گفتي كه هيچ شريك و همتايي نداري و هيچ كس را شريك حكم خود نمي كني ؟! اما خداي من اين كدام خداست كه اين همه پارتي بازي و واسطه براي خودش درست كرده است تا مخلوقات به كمك واسطه ها به سراغش بروند ، خدايا من از اين خداي با اين همه واسطه و رابط بيزارم ، خدايا من ان خدايي را مي خواهم كه در قران توصيف كردي ، خدايي كه هم اكنون مي داند چه در درون من مي گذرد و در همه حال و لحظه با من است و از درون من اگاه است و مي داند تا چند دقيقه ديگر چه مي كنم و كجا خواهم رفت ، مي داند در كجا مي ميرم و قرار هست فردا چه كنم ، خدايي كه از حال و گذشته و آينده من اگاه است و مي داند كه كي هستم و چي هستم ، خدايا من اين الله را دوست دارم نه خداي بازنشسته با پارتي و واسطه .
خدايا حال مي بينم كه به واقع رسولانت چه سختي ها كشيدند كه به مردم كلام وحي شده به انها را به ملت برسانند ، خدايا بماند كه من يك بنده ضعيف ، بي چيز هستم و حتي كوچكتر از اين هستم كه از مبلغان قرآنت باشم ، خدايا ياري ام كن تا بنده تو باشم و تنها تو را بپرستم و تنها از تو ياري بخواهم. خدايا وقتي مي بينم ابراهيم (ع) را چگونه در قرانت به تصوير كشيده اي كه يكتا پرستي او همه را شگفت زده كرد ، ابراهيمي كه به غيراز خودت از هيچ كس نترسيد ، اما خداي من مي بيني كه با كمترين تهديد اين قوم خود را مي بازم ، خدايا من در خود لياقتي نمي بينم كه از مبلغان اسلام و قرانت باشم ، خدايا اگر تو ياري ام نكني و ايمانم را قوي نگرداني ، هيچ نيستم .
خدايا اگر از گناهانم در نگذري و توبه ام را نپذيري ، كيست كه به سويش روي اورم ، خدايا همه از تو هستيم و به سوي تو باز مي گرديم ، خداي من تنها پرستش مخصوص توست و تنها ياري خواستن از توست ، خدايا تا به حال هر چه از تو خواستم ، برام كم نگذاشتي اما خدايا مي بيني وقتي كه بايد شاكر نعمت هايت باشم با گناه كردن ناسپاسي كرده وقتي در رنج و گرفتاري بوده ام به تو روي آورده ام و تو مرا جا دادي ، خدايا پس ياري ام كن تا بندگي تو كنم و در راه راستين تو كه همان راه قرانت است قدم بردارم .
خدايا به اين قوم بياموز كه من هيچ دشمني با انها و بندگان صالح گذشته ندارم و فقط سعي دارم كه انها را از پرستش مخلوقاتي مثل خودشان باز دارم و متوجه يك الله واحد و توانا گردانم كه مرگ و هر چه دارند از اوست . نه مخلوقاتي كه اگر الله يكتا ياريشان نكند خود حيران و سرگردان هستند .
...............................
25:17{ (به خاطر بياور) روزى را که همه آنان و معبودهايى را که غير از خدا مىپرستند جمع مىکند، آنگاه به آنها مىگويد: «آيا شما اين بندگان مرا گمراه کرديد يا خود آنان راه را گم کردند؟!»}
25:18{(در پاسخ) مىگويند: «منزّهى تو! براى ما شايسته نبود که غير از تو اوليايى برگزينيم، ولى آنان و پدرانشان را از نعمتها برخوردار نمودى تا اينکه (به جاى شکر نعمت) ياد تو را فراموش کردند و تباه و هلاک شدند.»}
25:19{ (خداوند به آنان مىگويد: ببينيد) اين معبودان، شما را در آنچه مىگوييد تکذيب کردند! اکنون نمىتوانيد عذاب الهى را برطرف بسازيد، يا از کسى يارى بطلبيد! و هر کس از شما ستم کند، عذاب شديدى به او مىچشانيم!}
seratallah
Tuesday 21 October 2008, 01:52PM
خدای من سلام
خدایا یاری ام کن تا اهل عمل کردن باشم نه اهل حرف زدن .
راستی خدای من چرا من اینجا دلتنگی هایم را می نویسم حال تو میدانی بدون آنکه بگویم یا بنویسم .
وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴿22﴾ أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلاَ يُنقِذُونِ﴿23﴾
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.