نمايش نسخه نهائي : اثباتی ساده برای وجود خدا
shame
Tuesday 14 October 2008, 01:26PM
اثباتی ساده برای وجود خدا
منتظریم:smile07:
puyan
Tuesday 14 October 2008, 03:35PM
اثباتی ساده برای وجود خدا
منتظریم:smile07:
سلام
دوست عزیز ، اثبات ؟
افی الله شک فاطر السموات و الارض ؟
متشکرم
yaaliasghar
Tuesday 14 October 2008, 03:38PM
تفکر در خلقت خودت
همین
شيفته
Wednesday 15 October 2008, 08:45AM
تجربه درماندگي وقتي كه هيچيك از اطرافيان قادر به ياري رساندن به ما نيستند
شيفته
Wednesday 15 October 2008, 08:46AM
مدتي به آسمان و ابرها در سكوت نگريستن و توجه به تغيير حالت ايجاد شده در خودمان
شيفته
Wednesday 15 October 2008, 08:52AM
تمايل به پرستش چيز يا كسي در طول تاريخ
سجودی
Wednesday 15 October 2008, 09:05AM
مرد و زن و مذکر و مونث ........ آیه واضحی است که ما خالق داریم
شنیدم سلول های آنسان 46 کرومزوم دارد
اما فقط این سلول جنسی مرد است که 23 کرومزوم دارد 23 تای دیگر را زنش دارد
وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى
چون در آموزش دین حیا نیست اجازه بدهید این را بنویسم که آلت مرد کمی مایل است به همان آندازه از زن هم هست !!
پیچ که با مهره که با هم جور در بیاد یعنی یک سازنده داره پس کسی سازنده اونهاست
آیا از زندیقان خرتر دیده اید ؟!!
والله که زندیق را خر نامیدن توهین به خر است
شيفته
Wednesday 15 October 2008, 10:07AM
خطوط سر انگشت انسانها كه هيچيك با ديگري شبيه نيست و اين نشان مي دهد كه اين امر تصادفي نيست
shame
Thursday 16 October 2008, 12:09AM
خدا هست ...
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند.
وقتی به موضوع "خدا " رسیدند. آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد.
مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟
آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد.
مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد، چون نمی خواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود.
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند. آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم.
مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش بلند و اصلاح نکرده پیدا نمی شد.
آرایشگر جواب داد: نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.
مشتری تائید کرد: دقیقاً ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد ! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.
shame
Thursday 16 October 2008, 08:58PM
اثباتی ساده برای وجود خدا
alavee
Friday 17 October 2008, 11:19PM
با سلام
در یکی از سایت ها مطلبی رو خوندم که خوندنش خالی از لطف نیست.
*******************************************************
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.
مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"
زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."
و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.
نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !
صبح
Friday 17 October 2008, 11:51PM
این روبوت دقیق دنیا ، بی صاحاب و بی سازنده است . ( سخنی حکیمانه از یک کافر ) :D
آب و خاك
Saturday 18 October 2008, 12:51AM
اثباتی ساده برای وجود خدا
منتظریم:smile07:
مثلاً اينكه چرا فقط توي نواحي گرمسير كه غذا براي حيوانات كمه ، شتر پيدا مي شه؟ چرا توي نواحي سردسير يا معتدل شتر نيست؟ چون شتر كوهان داره و مي تونه مدتها بدون غذا بگذرونه. و يه خدايي هست كه تصميم گرفته همچين موجودي باشه و تو اين نواحي زندگي كنه...
يا مثلاً دو جنس نر و ماده از هر نوع موجودي ، به هم كشش دارن و جفت آفريده شدن!
يا مثلاً به حيوونا نگاه كن تو راز بقا... حيووناي كوچيك خيلياشون به رنگ محيط خودشون هستن. براي اينكه بتونن خودشونو پنهان كنن از چشم حيووناي بزرگتر.
يا مثلاً اينكه براي بشر و خيلي از موجودات ديگه سوختي به نام اكسيژن تعيين شده و از اون طرف گياه ها عهده دار فراهم كردن اين سوخت هستن.
يا مثلاً اينكه تمام ميوه ها هم پوست دارن ؛ هم گوشت دارن ؛ هم هسته! اين قانونيه براي تمام ميوه هاي تمام فصول!
يا مثلاً اينكه از اتم كوچك گرفته تا منظومه ها و كهكشان هاي عظيم ، يه مركز وجود داره و چندتا كره در مدارهايي به دور اون هسته ، مي چرخن.
يا مثلاً اينكه تو بدن مادر براي بچه ، چنان وسايلي فراهم شده كه بچه تغذيه كنه و جايي داشته باشه و ... . مثلاً جفت براي تغذيه شه و ... .
يا مثلاً مژه هايي كه روي پلك ها قرار گرفته تا هم باعث زيبايي باشه و هم از ورود گرد و غبار به چشم جلوگيري كنه.
يا مثلاً اينكه از هر علتي تنها يه معلول صادر مي شه و هر معلولي تنها ناشي از يه علته و علت و معلول ها به هم ريخته نيستن... البته تو اين يكي شك دارم ؛ خودت مثالاشو بررسي كن...
يا مثلاً اينكه به محض اينكه يه عامل خارجي مثل خاك وارد چشم مي شه ، از چشم اشك مي ياد تا اونو بيرون كنه!
و غير از اينا هزاران دليل كوچيكي هست كه هر روز بارها مي بينيمشون و به راحتي و بي اعتنا از كنارشون مي گذريم و توشون دقيق نمي شيم تا ببينيم هر دونه شون دلايل قوي اي هستن براي اينكه بگيم حتماً كسي هست كه اين جهانو برنامه ريزي كرده و الانم داره اداره ش مي كنه و نمي ذاره هيچ چيزي از حيطه ي اين قانون ها و علت و معلول ها ي قراردادي خارج بشه... :smile59: :smile07:
هلنا
Saturday 18 October 2008, 08:42PM
سلام . در اثبات وجودی خدا بزرگترین دلیل به نظر من حرکت ذاتی بشر در شناخت بیشتر خداست .
همه حرکتهای بشر از اول تا حال برای درک خدا و خداجویی بوده و هست .
شما دقت بکنید . این یک طرح مسئله هست که با هستی یک انسان عجین شده . وقتی مسئله هست پاسخ هم لزوما هست و در این مورد پاسخ ها هنوز به عظمت مسئله نرسیده.
براهین نظم و تسلسل و علت و معلولی تازه بخشی از پاسخ این مسئله هست . همه اینها به کنار
بزرگترین دلیل وجودی خدا در همین سایت بخوبی روشن هست . شما به تک تک سخنان هر کاربر دقت کنید نوعی خدا جویی یا خدا گریزی را میابید . که در هردو این وجود ثابت شده است .
یکی به فرمان نفسش از او میگریزد در حالی که میداند که هست .
یکی در پی اتصال هست باز در حالی که ایمان دارد که هست .
shame
Sunday 19 October 2008, 05:21PM
تمايل به پرستش چيز يا كسي در طول تاريخ
صبح
Sunday 19 October 2008, 05:59PM
سخن دانشمندان درباره مذهب (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=4488) (http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/misc/multipage.gif 1 (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=4488) 2 (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=4488&page=2) 3 (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=4488&page=3) 4 (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=4488&page=4) 5 (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=4488&page=5))
mehrdad_123
Sunday 19 October 2008, 06:19PM
وا... که اگر علی را نمی یافتم نمی توانستم وجود معبود یگانه و بی همتایی را قبول کرده و ایمان بیاورم.%%%
:smile07:یا علی سننن مدد:smile07:
yaaliasghar
Sunday 19 October 2008, 10:51PM
وا... که اگر علی را نمی یافتم نمی توانستم وجود معبود یگانه و بی همتایی را قبول کرده و ایمان بیاورم.%%%
احسنت
احسنت
احسنت
به علی شناختم من بخدا قسم خدارا
شيفته
Monday 20 October 2008, 08:18AM
گردش منظم فصول سال از قرن ها پيش تاكنون و مشاهده شرايط تغيير ناپذير حاصل از تغيير فصل ها در شكل ظاهري طبيعت
سجودی
Monday 20 October 2008, 09:16AM
وا... که اگر علی را نمی یافتم نمی توانستم وجود معبود یگانه و بی همتایی را قبول کرده و ایمان بیاورم.%%%
:smile07:یا علی سننن مدد:smile07:
این خداشناسی نیست این شرک است و غلو در ذات علی رضی الله عنه است اگر علی خلق هم نمیشد باز الله را به ملیونها دلیل باید میشناختی
این ( سننن) را هم برای ما ترجمه کنید که یعنی چه ؟
shame
Monday 20 October 2008, 10:12AM
چرخ نخ ریسی پیرزن در کتاب دینی دبستان
UFO
Monday 20 October 2008, 03:22PM
به نظر من تفاوت بین روحیات و روان زنان و مردان یکی از دلایلی هست که خداوند خالق انسان هاست.
mehrdad_123
Monday 20 October 2008, 05:07PM
این خداشناسی نیست این شرک است و غلو در ذات علی رضی الله عنه است اگر علی خلق هم نمیشد باز الله را به ملیونها دلیل باید میشناختی
این ( سننن) را هم برای ما ترجمه کنید که یعنی چه ؟
شیعه اگر آب هم بخورد شرک است از نظر شما
حضرت علامه جناب سجودی می شود بفرمایید کجای این که بنده گفتم به جهت شناخت مولا علی (ع) توانسته ام وجود خدا را قبول کرده و به او ایمان بیاروم شرک است؟! حضرتعالی اگر فقط یکبار بدور از چشم مولوی ها و مفتی هایتان قرآن بخوانی قطعا انقدر سفیهانه نسبت شرک به دیگران نمی دهید.
از قرآن برایم اثبات کن - این سرنگار هم نشد سرنگار دیگری در خدمت کج فهمی های امثال شما و مولویهایتان هستیم
در مورد معنی سننن هم لفظی ترکی است و به معنی از تو در عبارت بکار رفته است.
یا علی سننن مدد=یا علی از تو مدد
یا حیدر مدد
ویلسون
Monday 20 October 2008, 09:48PM
خطوط سر انگشت انسانها كه هيچيك با ديگري شبيه نيست و اين نشان مي دهد كه اين امر تصادفي نيست
خیلی جالب شد این یکی که کاملا نشان دهنده ی تصادفی بودن خانم شیفته
خندیدیم متشکرم که حسابی من را شاد کردید
صبح
Monday 20 October 2008, 10:06PM
به نظر من تفاوت بین روحیات و روان زنان و مردان یکی از دلایلی هست که خداوند خالق انسان هاست.
میشه بیشتر شرح بدین ؟ :D یهو شیطونیم گل کرد ... ;)
صبح
Monday 20 October 2008, 10:08PM
خیلی جالب شد این یکی که کاملا نشان دهنده ی تصادفی بودن خانم شیفته
خندیدیم متشکرم که حسابی من را شاد کردید
تصادفی بودن ، توش مشابهت هست ... ;) یعنی شما هزارتا توپ رو به طور تصادفی به یک دیوار پرتاب کنید حتما چندتاش سر جای قبلی میره . بنابراین در عدم مشابهت یک نظم و یک حساب هست .
همین الآن به یک کامپیوتر برنامه بدید از یک تا چهار میلیارد یک عدد تصادفی انتخاب کنه ، بهتون قول میدم تا 24 ساعت آینده چندین بار یک عدد تصادفی تکراری رو براتون انتخاب می کنه... با اینکه نهایت تلاش در الگوریتم تصادفی انتخاب کردن شده که تصادفی نشه . شما تنها در صورتی موفق میشید که تکراری در نیاد که انطباق بدید با حالات پیشین و بگید اگر قبلا بود ، دیگه چاپش نکن ... و این نشانه نظم و حکمتی است که شما تمهید کرده اید .
شيفته
Tuesday 21 October 2008, 07:54AM
خیلی جالب شد این یکی که کاملا نشان دهنده ی تصادفی بودن خانم شیفته
خندیدیم متشکرم که حسابی من را شاد کردید
واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چه خوب شد شما اين مطلب رو اينجا نوشتيد و من ديگه كاملا متوجه شدم كه طرف صحبتم از چه حد سواد و آگاهي برخورداره !
ویلسون
Tuesday 21 October 2008, 08:23AM
شما فرض کن که 200 میلیارد عدد رو بدن به کامپیوتر بعد بگن از توی این اعداد 1000 تا عدد بکش بیرون به صورت تصادفی
خب این مشخصه که احتمال تکرار به صفر میرسه!
ویلسون
Tuesday 21 October 2008, 08:25AM
واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چه خوب شد شما اين مطلب رو اينجا نوشتيد و من ديگه كاملا متوجه شدم كه طرف صحبتم از چه حد سواد و آگاهي برخورداره
من با اولین پستی که چند ماه پیش از شما دیدیم متوجه ی سطح سواد و آگاهیتان شدم
شما الان متوجه شده اید؟
شيفته
Tuesday 21 October 2008, 08:32AM
شما فرض کن که 200 میلیارد عدد رو بدن به کامپیوتر بعد بگن از توی این اعداد 1000 تا عدد بکش بیرون به صورت تصادفی
خب این مشخصه که احتمال تکرار به صفر میرسه!
پيشنهاد مي كنم اين نظريه علميتون رو بذاريد توي امضاتون تا همه از علم شما مستفيض شوند !!!
درضمن به احترام موسس تاپيك كه براشون احترام زيادي قائلم ديگه به نوشته هاي شما جوابي نخواهم داد !
ویلسون
Tuesday 21 October 2008, 08:36AM
درضمن به احترام موسس تاپيك كه براشون احترام زيادي قائلم ديگه به نوشته هاي شما جوابي نخواهم داد !
حا لا ترو خدا جواب بده! اگه جواب ندی میمیرما! ( جدی نگیر)
موسس تاپیک رو میشناسم به من میگه تو صهیونیزم هستی!
Freedom1
Tuesday 21 October 2008, 09:23AM
دلایلی که تو این تاپیک ذکر میکنن از نوع دلایل عقلیه و برای اثبات وجود خداوند کارایی نداره، وقتی دوره ی ابتدایی بودیم این نوع دلایل برامون کافی بود اما حالا...
مثلا.. ببینیم گردن انسان چند تا مهره داره؟
گردن زرافه چطور؟
گردن بز چطور؟
گردن میمون؟
تا اونجایی که من میدونم، گردن انسان هم مثل گردن سایر پستانداران، هفت مهره داره، حتی زرافه با اون گردن دو سه متری هم هفت مهره داره. این چه چیزی رو نشون میده؟
شباهت عجیب انسان و برخی از انواع میمون ها چطور؟
در ظاهر انسان هم صرفا یکی از پستانداران کره ی زمینه با این تفاوت که مغزی بزرگتر از سایر جانوران داره و به همین دلیل توانایی تفکر و تحلیل واقعیات رو داره. از دیدگاه علم، انسان این خصوصیات رو با تکامل تدریجی و در طول میلیونها سال به دست آورده و جمجمه های پیدا شده از انواع مختلف انسان در مراحل مختلف تکامل هم همین نظر رو تایید میکنه.
از نظر علمی حیات از ساده ترین شکل تک سلولی تا تکامل یافته ترین شکلش چیزی نیست جز برقراری چرخه ی انرژی یک موجود با اطرافش، زنده بودن یک درخت یعنی سالم بودن ریشه و ساقه و برگهاش و توانایی دریافت آب و هوا و مواد غذایی و تولید سبزینه و .. و زنده بودن یک جانور یعنی کارکرد صحیح دستگاههای مختلف بدنش طوری که بتونه آب و مواد غذایی رو جذب و هضم و دفع کنه. علم امروزی؛ نظری درباره ی روح نداره، و مرگ رو نتیجه ی خروج روح از بدن نمیدونه، بلکه اون رو نتیجه ی از کار افتادن دستگاههای حیاتی بدن میدونه.
در واقع هیچ دلیل و برهان عقلی ای نمیتونه وجود خداوند یا روح یا سایر اعتقادات فرامادی رو اثبات یا رد کنه. یک ماتریالیست باسواد میتونه تک تک استدلالات مادی شما رو زیر سوال ببره و با دیدگاهی ماده گرا همه رو رد کنه طوری که ایمان شما هم متزلزل بشه.
ما وجود خداوند رو با دل و روح خودمون حس می کنیم، اون رو باور می کنیم حتی اگه شواهد علمی براش پیدا نشه. تاثیر خداوند رو فرای مادیات توی زندگی خودمون و اطرافمون می بینیم.. جنس روح و احساس ما مادی نیست و دنیای مادیات نمیتونه اون رو رد یا اثبات کنه.
سجودی
Tuesday 21 October 2008, 10:10AM
یک ماتریالیست باسواد میتونه تک تک استدلالات مادی شما رو زیر سوال ببره و با دیدگاهی ماده گرا همه رو رد کنه طوری که ایمان شما هم متزلزل بشه.
.
آقای محترم!! برای تست درستی ادعای شما یک پدیده ظاهرآ پیش پا افتاده را مطرح میکنم ببینم آیا میتوانی با استدلال مادی ردش کنی یا نه
چرخه آب در طبیعت را ببین صد دلیل است بر وجود الله من یکی یکی مینویسم شما با استدلال مادی رد کن
اولآ الله اجازه میده آب در سراشیبی ها تند انبار بشه ( که این خودش خیلی عجیبه چون معمولا مواد سیال و مایعات باید در اماکن گودالی شکل انباشته شوند ) به این خاطر اونو بصورت جامد در میاره
دومآ محدودیتی برای ذخبره شدن نداره چقدر برف که بباره رو هم در کوها انبار میشه تا آسمان جا داره !!
سومآ با آقتاب اونو کم کم آب میکنه لایه پشت لایه تا در تمام فصول آب داشته لاشیم
چهارمآ به برف پا میده بله پا میده تا بدوه تا پیش ما بیاد!! فکر کن اگه قرار بود میرفتیم از سر کوه ها آب مورد نیاز خوئمونو بر میداشتیم زندگی چقدر سخت بود
ینجمآ ......... تا اینجا جواب بده تا وزن کنم وزن استدلالت را !!.......و بقیه را مینویسم
Freedom1
Tuesday 21 October 2008, 10:54AM
آقای محترم!! برای تست درستی ادعای شما یک پدیده ظاهرآ پیش پا افتاده را مطرح میکنم ببینم آیا میتوانی با استدلال مادی ردش کنی یا نه
چرخه آب در طبیعت را ببین صد دلیل است بر وجود الله من یکی یکی مینویسم شما با استدلال مادی رد کن
اولآ الله اجازه میده آب در سراشیبی ها تند انبار بشه ( که این خودش خیلی عجیبه چون معمولا مواد سیال و مایعات باید در اماکن گودالی شکل انباشته شوند ) به این خاطر اونو بصورت جامد در میاره
دومآ محدودیتی برای ذخبره شدن نداره چقدر برف که بباره رو هم در کوها انبار میشه تا آسمان جا داره !!
سومآ با آقتاب اونو کم کم آب میکنه لایه پشت لایه تا در تمام فصول آب داشته لاشیم
چهارمآ به برف پا میده بله پا میده تا بدوه تا پیش ما بیاد!! فکر کن اگه قرار بود میرفتیم از سر کوه ها آب مورد نیاز خوئمونو بر میداشتیم زندگی چقدر سخت بود
ینجمآ ......... تا اینجا جواب بده تا وزن کنم وزن استدلالت را !!.......و بقیه را مینویسم
بیشتر این تعابیر شاعرانه هستن اما علمی نیستن، مثل پا دادن به برف.
حتما میدونین که همه ی منابع آب آشامیدنی، از بارش برف تامین نمیشن. فقط رودخانه هایی که از نواحی کوهستانهای برفی سرچشمه میگیرن شامل صحبت شما میشن. بارش برف در برخی مناطق نظیر نواحی استوایی اتفاق نمی افته و البته مردم هم از تشنگی نمی میرن، ضمن اینکه منابع آب زیر زمینی با بارش باران هم تامین میشن.
شکی نیست که میشه خصوصیات فیزیکی آب رو به خداوند نسبت داد، میشه به چرخه ی آب در طبیعت از دیدگاه الهی نگاه کرد و گفت اینها به خواست خداوند اتفاق میافته، من هم به این مسئله ایمان دارم، اما علم بشری با تکیه بر قوانین علمی کل این چرخه رو توضیح میده در حالی که شما از تعبیر "پا دادن به برف" توسط خداوند جلوتر نمیرین.
برخی همین تفاوت دیدگاه رو عامل عقب ماندگی مسلمانان میدونن... سیبی روی سر نیوتن افتاد و نیوتن در پی کشف علت افتادن سیب، نیروی جاذبه و قوانین مربوط به اون رو معرفی کرد. اما اگر سیبی روی سر شما بیافته و از شما بپرسن چرا این سیب روی سر شما افتاد، شما میگین چون خدا خواست، و شاید شعر زیبایی هم در وصف حکمت الهی افتادن سیب روی سرتون بسازین.
من هم سوالی از شما دارم: مدتی قبل یکی از علمای عربستان فتوی داده بود که تدریس جغرافی و علومی نظیر اون کفر آمیز هستن،چرا که بر کروی بودن زمین و گردش زمین به دور خورشید تاکید دارن. نظر شما در این مورد چیه؟
Arshanoosh
Tuesday 21 October 2008, 11:01AM
به نظر من وجود خدا نياز به اثبات نداره
انقدر وجودش ثابت شده هست كه نياز به اثبات دوباره نداره
سجودی
Tuesday 21 October 2008, 01:09PM
.
حتما میدونین که همه ی منابع آب آشامیدنی، از بارش برف تامین نمیشن. فقط رودخانه هایی که از نواحی کوهستانهای برفی سرچشمه میگیرن شامل صحبت شما میشن. بارش برف در برخی مناطق نظیر نواحی استوایی اتفاق نمی افته و البته مردم هم از تشنگی نمی میرن، ضمن اینکه منابع آب زیر زمینی با بارش باران هم تامین میشن.
پنجمآ - برای مناطق استوایی و گرمسیر الله آب رودخانه ها را میفرسته و علاوه بر این الله آب را از دریا برمیدارد میبرد در خانه هایشان!!! آب دریا را بخار میکند و بصورت گاز میبرد تا صحراهای آسیایی مرکزی ....
فکر کن اگر میخواستیم زمینی حملش کنیم چقدر خرج داشت اما الله هوایی میبرد بدون هزینه بدون بلیط هواپیما ، و مفت و مجانی.....
شیشمآ - بعد آب را در آسمان ذخیره میکند تو یک بشکه آب را در آسمان میتونی نگه داری؟!! ملیونها متر مکعب آب را الله در آسمان نگه میدارد بلکه ذخیره میکند در آسمان
این عجیب تر است از ذخیره کردن بر سر کوها !!
هفتم - حالا اگر این هزاران تن وزن را الله یک دفعه بسر ما میریخت نه خانه ای میماند نه خیابانی
اما آلله آنرا، به ملیاردها دانه لطیف تبدیل میکند و بصورت قطرات باران میفرستد
فکر کن یک بشکه آب بخورده در سرت !!
ملیون بشکه آب میفته زمین اما با حکمت و تدبیر رب
گاهی که الله میخواهد به آدم های مثل تو تذکر بدهد قطراتی تبدیل میکنه به تگرگ های کوچک و زمین های زراعتی خراب میشه
کی این آب تبدیل میکنه به قطره ؟؟؟!!!مخترع (؟؟؟!@!!!مخترع) کامپیوتر؟@
یا الله اینکار را میکنه ؟
یا خود بخود میشه؟
اگر خود بخود میشه چرا قبول نداری کامیوتر خودبخود درست شده؟!!
هشتم - تا اینجا را داشته باش
من هم سوالی از شما دارم: مدتی قبل یکی از علمای عربستان فتوی داده بود که تدریس جغرافی و علومی نظیر اون کفر آمیز هستن،چرا که بر کروی بودن زمین و گردش زمین به دور خورشید تاکید دارن. نظر شما در این مورد چیه؟
سوالی بی معنی و خارج از موضوع پرسیدی !!
اما جوابت اینه که فتوای اون عالم عربستانی نادرسته
فتوای هزار نفر دیگر را ندیدی و فتوای یک نفر را دیدی؟ مخالفت هزاران عالم را با او ندیدی !! آیا به این میگن استدلال ماتریالیستی ؟!
Freedom1
Tuesday 21 October 2008, 04:55PM
پنجمآ - برای مناطق استوایی و گرمسیر الله آب رودخانه ها را میفرسته و علاوه بر این الله آب را از دریا برمیدارد میبرد در خانه هایشان!!! آب دریا را بخار میکند و بصورت گاز میبرد تا صحراهای آسیایی مرکزی ....
فکر کن اگر میخواستیم زمینی حملش کنیم چقدر خرج داشت اما الله هوایی میبرد بدون هزینه بدون بلیط هواپیما ، و مفت و مجانی.....
لابد برای مناطق خشک و بی آب هم الله نخواسته آب بفرسته.
قبلا هم گفتم میشه به این شکل به مسائل نگاه کرد، اما تمام این مسائل تفسیر علمی و فیزیکی هم دارن.
- میشه گفت وقتی ماشین رو استارت میزنیم جریان برق باعث گردش استارت میشه و استارت هم موتور رو به گردش درمیاره و .... تا موتور روشن بشه.
- از طرف دیگه میشه گفت وقتی به خواست خداوند استارت میزنیم جریان برق به خواست خداوند استارت رو به گردش درمیاره و ... در نهایت به خواست خداوند موتور روشن میشه.
فرق این دو دیدگاه اینه که دومی در همه چیز خواست خداوند رو دیده و اولی کاری به خواست خداوند نداشته. شما روش دوم رو می پسندین.
حالا اگر این هزاران تن وزن را الله یک دفعه بسر ما میریخت نه خانه ای میماند نه خیابانی
اما آلله آنرا، به ملیاردها دانه لطیف تبدیل میکند و بصورت قطرات باران میفرستد
فکر کن یک بشکه آب بخورده در سرت !!
ملیون بشکه آب میفته زمین اما با حکمت و تدبیر رب
اگر شرایط برای حیات روی زمین مهیا نبود که حیات به وجود نمی اومد. حالا که ما حیات داریم یعنی شرایط برای این نوع حیات مهیا بوده. میلیونها سیاره ی دیگه هستن که شرایط اونها برای حیاط آبی-هیدروکربنی مهیا نیست.
اگر مثلا نیروی پیوند هیدروژنی وجود نداشت و مثلا زمین جو نداشت و فرضا ابرها یکدفعه سرد میشدن و آب یخزده مثل بشکه روی سرت میافتاد، اصولا حیاتی به وجود نمیومد که تو بخوای باشی و حرف بزنی و بشکه یخ روی سرت بیافته!
کی این آب تبدیل میکنه به قطره ؟؟؟!!!مخترع (؟؟؟!@!!!مخترع) کامپیوتر؟@
یا الله اینکار را میکنه ؟
یا خود بخود میشه؟
اگر خود بخود میشه چرا قبول نداری کامیوتر خودبخود درست شده؟!!
بر اثر سرد شدن لایه های بالایی جو، بخار آب به قطرات آب تبدیل میشه همونطور که وقتی تو بازدمت رو به یک شیشه ی سرد بدمی روی اون شیشه قطرات آب جمع میشه.
وقتی ایمان داشته باشیم کل این امور رو از دیدگاه ایمانی خودمون به خداوند ربط میدیم، اما توضیح یک پدیده ی فیزیکی نیازی به تشریح نقش خداوند در اون نداره.
سوالی بی معنی و خارج از موضوع پرسیدی !!
اما جوابت اینه که فتوای اون عالم عربستانی نادرسته
فتوای هزار نفر دیگر را ندیدی و فتوای یک نفر را دیدی؟ مخالفت هزاران عالم را با او ندیدی !! آیا به این میگن استدلال ماتریالیستی ؟!
این ربطی به استدلال نداشت، کنجکاو بودم بدونم که نظر شما در این مسائل چیه.
سجودی
Wednesday 22 October 2008, 10:09AM
اگر شرایط برای حیات روی زمین مهیا نبود که حیات به وجود نمی اومد. حالا که ما حیات داریم یعنی شرایط برای این نوع حیات مهیا بوده. میلیونها سیاره ی دیگه هستن که شرایط اونها برای حیاط آبی-هیدروکربنی مهیا نیست.
.
حیات مهیا است یعنی چه ؟ این که جواب نشد !!
گفته شما شبیه به این است که من بگویم :
(دوبی به دلیل تدبیر امیر دوبی پیشرفت حیرت انگیزی داشته)
شما بگویید نه چون شرایط و محیط آماده بوده و بازار آزاد بوده پس دوبی پیشرفت کرده چرا بندر عباس و یا کراچی پیشرفت نکرده ؟
خب حرف همین است که پشت این ( آماده گی ) مدیری هست یا نه؟
دوبی خود بخود تبدیل شده به دوبی ؟!
و بند رعباس و بصره خود بخود در سرجایش عقب مانده؟!
یا عواملی در کار بوده ؟
و کسی یا کسانی پشت سر این عوامل بودند؟
همین مثال، چرخه آب، در زمین و ماه و مریخ است
زمین در مثال من دبی است و ملیونها سیاره در مثال من، بصره یا بندر عباس است
Arshanoosh
Wednesday 22 October 2008, 10:20AM
- میشه گفت وقتی ماشین رو استارت میزنیم جریان برق باعث گردش استارت میشه و استارت هم موتور رو به گردش درمیاره و .... تا موتور روشن بشه.
- از طرف دیگه میشه گفت وقتی به خواست خداوند استارت میزنیم جریان برق به خواست خداوند استارت رو به گردش درمیاره و ... در نهایت به خواست خداوند موتور روشن میشه. .
اون ماشين رو چه كسي درست كرده ؟
آيا اون ماشين به خودي خود به وجود اومده يا انسان با مديريت و علمش تونسته ماشين رو بسازه ؟
Freedom1
Wednesday 22 October 2008, 12:53PM
حیات مهیا است یعنی چه ؟ این که جواب نشد !!
گفته شما شبیه به این است که من بگویم :
(دوبی به دلیل تدبیر امیر دوبی پیشرفت حیرت انگیزی داشته)
شما بگویید نه چون شرایط و محیط آماده بوده و بازار آزاد بوده پس دوبی پیشرفت کرده چرا بندر عباس و یا کراچی پیشرفت نکرده ؟
هم امیر تاثیر داشته و هم شرایط مهیا بوده، اما اینکه گاهی چند علت درکنار هم کاری رو انجام میدن، چه ربطی به بحث ما داره؟
در روی زمین شرایط برای این شکل حیات مهیا بوده، یعنی وجود آب و مواد مناسب، دمای مناسب، جو مناسب، فاصله ی مناسب از خورشید، نیروی جاذبه ی مناسب، و ... مجموعا شرایطی رو روی زمین به وجود آورده که حیات امکان پذیر شده. اگر سیاره دیگری هم در جایی از این جهان عظیم، شرایطی مشابه زمین داشته باشه روی اون هم حیات به وجود میاد. چنین سیاره ای در منظومه ی شمسی دیده نشده اما در کهکشان راه شیری میلیونها ستاره مثل خورشید وجود داره که هرکدوم منظومه ی خاص خودشون رو دارن و امکان حیات در اونها هم میتونه وجود داشته باشه هرچند سفر انسان به اونها ممکن نیست. بگذریم از اینکه تعداد کهکشانها هم اونقدر زیاده که احتمال ساخته شدن جهانی با این عظمت فقط و فقط برای ذره ای ناچیز به نام زمین، بسیار دور از ذهن به نظر میاد.
این پاسخ ارشانوش هم هست.
ماتریالیست ها نمیگن جهان خودبخود به وجود اومده یا انسان خودبخود خلق شده، اونها میگن جمع مقدار ماده و انرژی در کل جهان همیشه ثابت بوده و این مقدار ثابت همیشه وجود داشته و وجود خواهد داشت (این موضوع در فیزیک کاملا پذیرفته شده). در مورد تغییر شکل جهان و پیدایش کهکشان راه شیری و منظومه ی شمسی و زمین و حیات روی زمین و حتی تکامل تدریجی، برخلاف تصور شما کسی مدعی نیست که اینها همه "صرفا" اتفاقی بوده! ماتریالیستها میگن اونچه به وجود اومده بر اثر قوانین ذاتی حاکم بر جهان ماده-انرژی پدید اومده.
چهار نیروی شناخته شده در فیزیک که هر کدوم تئوری خودشون رو دارن، برای توجیه علمی پدیده ها به کار میرن. این وسط نیرویی تحت عنوان "نیروی خداوند" در فیزیک شناخته شده نیست. البته کسی که ایمان داره همه ی این نیروها و کل ماده و انرژی جهان رو از ناحیه ی خداوند میبینه اما ایمان داشتن یا نداشتن محقق، تاثیری در روش علمی پژوهشها نداره.
خداوند جهان رو با قوانین و نیروهایی به وجود آورده، ما در بررسی علمی نهایتا به این قوانین و نیروها می رسیم نه به خود خدا. اینکه به خدا ایمان داریم یا نه، موضوعی فردی و جدای از تحقیقات علمی بشره، و به وسیله ی تحقیقات علمی رد یا اثبات نمیشه. متوجه شدین؟
Arshanoosh
Wednesday 22 October 2008, 01:00PM
حرف شما درسته
در تحقيقات علمي شما هيچ وقت به خدا نمي رسيد بلكه به قانون و نيرو ميرسيد.
شما خودتون معتقد به خدا هستيد ؟
البته ببخشيد كه مي پرسم.
UFO
Wednesday 22 October 2008, 04:57PM
میشه بیشتر شرح بدین ؟ :D یهو شیطونیم گل کرد ... ;)
راستش من همیشه تو توضیح دادن مشکل دارم
بیشتر مسائل دنیا برام حل شدن. اما خوب نمی تونم توضیح بدم.
اگر کسی که منکر خالقیت خدا برای جهان باشه می تونه کلی دلیل علمی بیاره که دنیا نظم داره بدونه اینکه خالقی داشته باشه.
اگر بهش از زیبایی ها و ظرافت های به دنیا امده حیوانات بگی باز می تونه اون رو به طبیعت نسبت بده.
اما تفاوت بسیار عمیق و عجیب بین روحیه ی زنان و مردان. اینکه اونها چطور دنیا رو می بینن. چطور حس می کنند. چطور فکر می کنند. چه سلیقه ای دارند. تفاوت هایی که هنوز بعد از این همه سال زندگیه انسان روی کره ی زمین و این همه مطالعات روانشناسی هنوز دلیل کاملش پیدا نشده به نظر من بر می گرده به خوده خدا.
به نظر من یکی از مولفه هایی که اینقدر در تفاوت روحیه و روانه زنان و مردان تاثیر می گذاره نه فیزیولوژیه اونها (که طبیعی هست) بلکه رو روح انسان ربط داره.
سجودی
Wednesday 22 October 2008, 05:39PM
آقای فریدوم
سعی نکنید با علمی کردن بحث مرا مرعوب کنید !!
بزبان ساده سوالم را جواب دهید
هم امیر تاثیر داشته و هم شرایط مهیا بوده، اما اینکه گاهی چند علت درکنار هم کاری رو انجام میدن، چه ربطی به بحث ما داره؟
در روی زمین شرایط برای این شکل حیات مهیا بوده، یعنی وجود آب و مواد مناسب، دمای مناسب، جو مناسب، فاصله ی مناسب از خورشید، نیروی جاذبه ی مناسب، و ... مجموعا شرایطی رو روی زمین به وجود آورده که حیات امکان پذیر شده. اگر سیاره دیگری هم در جایی از این جهان عظیم، شرایطی مشابه زمین داشته باشه روی اون هم حیات به وجود میاد. چنین سیاره ای در منظومه ی شمسی دیده نشده
سوالم اینه این مناسب + مناسب+مناسب +مناسب + مناسب در هر چیز و مثلا چرخه باران در طبیعت آیا تصادفی و خود بخودیه ! اگر میگویید بله، واضح بگویید تا ثابت کنم که نه
اگر نه، پس به زبان ساده توضیح بدهید که خالق و موجد آن کیست ؟
و مثل ملایان عربی دانی که میخواهند با علم خود ما را مرعوب نموده و نا حق را حق و الله را 12 + 1 نفر ثابت کنند عمل نکنید لطفآ!!!
Freedom1
Wednesday 22 October 2008, 06:34PM
حرف شما درسته
در تحقيقات علمي شما هيچ وقت به خدا نمي رسيد بلكه به قانون و نيرو ميرسيد.
شما خودتون معتقد به خدا هستيد ؟
البته ببخشيد كه مي پرسم.
راحت باشید. بله معتقدم. حتما در سوال بعدی از من دلیل اعتقادم رو می پرسین! دلیل من هرچی هست، به درد کسی جز خودم نمیخوره... تجربه ای نیست که لزوما قابل تکرار برای دیگران باشه.
اما تفاوت بسیار عمیق و عجیب بین روحیه ی زنان و مردان. اینکه اونها چطور دنیا رو می بینن. چطور حس می کنند. چطور فکر می کنند. چه سلیقه ای دارند. تفاوت هایی که هنوز بعد از این همه سال زندگیه انسان روی کره ی زمین و این همه مطالعات روانشناسی هنوز دلیل کاملش پیدا نشده به نظر من بر می گرده به خوده خدا.
ناگفته نماند که همین تفاوتها منشاء بروز اختلافات بسیاری بین مرد و زن هم میشه ... معمولا دخترها شاکی هستن که چرا پسرها بیشتر به دنبال سکس هستن، و پسرها شاکی میشن که چرا دخترها به دنبال شهرت و ثروت طرف مقابلشون هستن.
احیانا شما همون یوفوی ایرانکلیک نیستین؟
سوالم اینه این مناسب + مناسب+مناسب +مناسب + مناسب در هر چیز و مثلا چرخه باران در طبیعت آیا تصادفی و خود بخودیه ! اگر میگویید بله، واضح بگویید تا ثابت کنم که نه
اگر نه، پس به زبان ساده توضیح بدهید که خالق و موجد آن کیست ؟
و مثل ملایان عربی دانی که میخواهند با علم خود ما را مرعوب نموده و نا حق را حق و الله را 12 + 1 نفر ثابت کنند عمل نکنید لطفآ
البته که تصادفی نیست، مناسب بودن هر یک از این ویژگیها دلیل علمی داره.
یک سیاره آب داره ولی مثلا به خاطر دوری از ستاره ی مرکز منظومه ی خودش دمای مناسبی نداره و حیات روی اون ممکن نیست. سیاره دیگه ای دمای خوبی داره اما مثلا جو مناسبی نداره. یکی دیگه جاذبه ای بسیار قوی یا بسیار ضعیف داره. یک سیاره هم هست که آب داره، جو و دما و جاذبه ش هم حیات رو ممکن میکنه و ما داریم روش زندگی میکنیم. البته ما که ایمان داریم این رو به خداوند نسبت میدیم (و شاید منکر وجود حیات روی سیارات دیگه بشیم) اما دلیل علمی ای بر منحصر بودن حیات به زمین نداریم.
هر وقت تونستیم به تمام سیارات سایر منظومه های کهکشان خودمون دسترسی پیدا کنیم و روی هیچکدوم حیات رو ندیدیم، میشه پذیرفت که زمین در کل کهکشان ما بی نظیره. حتما توجه دارین که چنین دسترسی ای ممکن نیست، حتی با فرض محال حرکت با سرعت نور، برای پیمودن کهکشان ما صدها میلیون سال باید فرصت داشته باشین!
من شما رو با چیزی مرعوب نمیکنم، فکر نمیکنم قلمبه سلمبه حرف زده باشم یا فخر فروشی کرده باشم. دقت کنین که موضع من رد دین نیست، بلکه با اثبات علمی گزاره های دینی مخالفت میکنم.
به نظر من، مومنین نباید به دنبال انطباق یافته های علمی با دین باشن. مومنین در پاسخ منکرین میتونن به این جمله اکتفا کنن که "دین ما برای آموزش علوم تجربی نیومده و هدف دین، آموزش اخلاقیات معنوی و سرانجام رستگاری بشر بوده" یقینا این جمله باوری علمی نیست و با علم اثبات یا رد نمیشه.
هلنا
Wednesday 22 October 2008, 08:56PM
سلام . یکی دیگر از دلایل وجود باریتعالی .جود حس امید داشتن در جنس ادمی هست . این حس منحصر بفرد در انسان موجب میشود که در همه اعمالش حتی انهایی که کاملا علمی انجام شده در نتیجه اشان امید داشته باشد . این امید ورای استحکام به علم هست . یعنی علم تنها موجب حرکت بشر نمیشود و اول این امید داشتن هست که شرایط را برای حرکت بشر مهیا میکند .
UFO
Thursday 23 October 2008, 12:35PM
ناگفته نماند که همین تفاوتها منشاء بروز اختلافات بسیاری بین مرد و زن هم میشه ... معمولا دخترها شاکی هستن که چرا پسرها بیشتر به دنبال سکس هستن، و پسرها شاکی میشن که چرا دخترها به دنبال شهرت و ثروت طرف مقابلشون هستن.
احیانا شما همون یوفوی ایرانکلیک نیستین؟
منم همین رو گفتم. با اضافه ی کلی تفاوت که خوب هم هستند.
اره خودشم. جالبه. شما ای دیت چی بود؟
یادش بخیر
سجودی
Thursday 23 October 2008, 01:45PM
خوشحال شدم که منکر الله و دین نیستید
اما اجازه بدهید با این باور شما مخالف باشم که علوم تجربی ما را به الله رهنمون نمیشود
عجیب این است که شما دارید حرف تصادفی بودن حیات درزمین را بازگو میکنید اما در همان حال میگویید به آن معنقد نیستید ؟!!!
شما میگویید اگر این شرایط در جایی دیگر فراهم باشد انجا هم حیات سر به بیرون میزند
من میگوییم نه حرف چیزی دیگر است
من دارم حیاتی هوشمند میبینم آقای فریدوم !
مثال زیر شاید راه گشا باشد
شما وقتی با غلط گیر فارسی کار میکنید و بنویسید فارچ اون اصلاح میکنه مینویسه قارچ
این هم یکجور حیات است حیاتی که در پشت آن برنامه نویس کامپیوتر نشسته
حالا در بدن شما بدون اطلاع شما موادی جدا از هم در خون در حرکتند هرجا که پوست زخمی شود و خون بیرون بریزد اون مواد گردنده در خون با هم یکجا میشوند و راه خروج خون از را زخم را میبندند وقتی راه خون بسته شد بقیه مواد باز از هم جدا شده و در خون منتظر حادثه بعدی و خراش بعدی میشوند اگر این مواد شعور نمیداشتند و یک دفعه وسط رگ با هم یکجا میشدند راه خون سد میشد !! کی به این مواد دستور میدهد من یا شما
کی به گلبول های سفید فرمان حمله به میکرب را میدهد شما یا برنامه نویس ؟
سجودی
Thursday 23 October 2008, 01:50PM
در مورد حیات در جهانهایی دیگر نظرمن این است که زمین مرکز جهان است هرچند که ظاهرآ به گفته دانشمندان یک ارزن کوچک در راه شیری یک کهکشان بی اهمیت است /!!
اما پیشرفت علم در 50 ساله گذشته بصورت تصاعدی هندسی ، بلکه بیشتر بوده است و شما براحتی میتوانید تصور کنید که علم در صد و هزار سال بعد چه غوغایی خواهد کرد
اگر جهان هایی دیگر( حتی در کهکشان ما یا منظومه ما حیاتی هوشمند میبود ، بر اساس قانون احتملات بعضی از آنها باید خیلی خیلی قدیمی تر از تمدن ما و در نتیجه خیلی خیلی پیشرفته تر از ما باشند و اگر میبودند باید ما را پیدا میکردند چون پیدا نکردند پس جهان ما خالی است و غیر از ما و جن ها دیگر کسی در آن نیست !! البته این نظرم است و با قاطعیت نمیگویم
و گمان میکنم اسلام زمین را مرکز جهان میداند ... این را شنیدم .....اگر بخواهید حدیث هایش را بیابم !
این مربوط به بحث ما نبود اما دیدم که علاقمندید نوشتم
ولی در هر حال اگر در جهانهای دیگر حیات باشد باز نشانه قدرت رب است
و فراموش نکن در جهان ما هم شرایط مختلف است ماهی که در عمق 4000 متری زیر آب تحت فشار عظیم و تاریکی مطلق زندگی میکند جهانی کاملآ متفاوت با ما دارد پس تثوری مناسب در مناسب در مناسب شما فرو ریخت
erfanal
Thursday 23 October 2008, 05:46PM
بسم الله الرحمن الرحیم..
......در عصر ما بالا رفتن سطح دانش توده ها این مجال را به ما می دهد که اسلام را به عنوان یگانه عامل نجات و تنها ایده ای که بشریت را به ارمانهای واقعی خود می رساند معرفی کنیم.
با اینکه کتابهای فراوانی درباره شناخت افریدگار جهان نوشته شده و شاید دهها تن مرکب !برای این منظور به کار رفته ولی نمی دانم چگونه اظهار تاسف کنم دلائلی که پروردگار خودش برای اثبات ذات خود اورده هنوز کاملا مورد بحث و تالیف قرار نگرفته است...
معمای هستی را چگونه حل کنیم؟
این معما از مسائلی است که قرنها فکر بشر را به خود مشغول ساخته و ارا و عقائد بیشماری را نسبت به علت و منشا جهان هستی بوجود اورده است.
حال تغریبا به بررسی تمام فرضیاتی می پردازیم که راجع به منشا جهان هستی قابل تصور است.
1-جهان هستی ازلی است و نیازمند به علت نیست.
2-جهان حادث است بدون علت.
3-هستی نیازمند به علت است ولی سلسله علل نامتناهی است بنابر این نیاز به علت نخستین نیست.(همانطور که ملاحظه می کنید در این سه فرض علت اولیه به طور کامل مورد انکار قرار گرفته ).
4-علت پیدایش زمین خود اوست.
5-انرژی ازلی پدید اورنده جهان است.
6- طبیعت سازنده هستی است
7-افریننده هستی خداست.
حال به صورت مختصر در مورد هر یک صحبت میکنیم!!
ایا جهان همیشه بوده است؟؟؟؟
ازلی بودن جهان دو تصور دارد.
1-جهان به همین صورتی که الان می بینیم از ازل بوده و تا ابد پایدار است.
2-صورت فعلی جهان حادث است ولی عناصر و موادی که این نظام را به وجود اورده اند ازلی و ابدی هستند
اما فرض اول ازلیت جهان به صورت فعلی) مسلما صحیح نیست زیرا اولا:هیچ گونه دلیلی بر اثبات این فرضیه وجود ندارد وثانیا:با پیشرفت علوم بطلان قطعی ان ثابت گردیده است. فرانک الن(دکتر از دانشگاه کرنل استاد فیزیک زیستی ) میگوید:قانون ترمو دینامیک ثابت کرده است که جهان پیوسته رو به وضعی روان است که در ان تمام اجسام به درجه حرارت پست مشابهی می رسند ودیگر انرژی قابل مصرف وجود نخواهد داشت.
در ان حالت دیگر زندگی غیر ممکن خواهد بود اگر جهان اغازی نداشت و از ازل موجود بود باید پیش از این چنین حالت مرگ و رکود حادث شده باشد خورشید سوزان و ستارگان و زمین اکنده از زندگی گواه صادق است بر اینکه اغاز جهان در زمان اتفاق افتاده و لحظه خاصی از زمان اغاز پیدایش ان بوده بنابر این نمی تواند جز افریده باشد یک علت بزرگ نخستین یا یک خالق ابدی بر همه چیز داناو توانایی ناچار باید باشد که جهان را ساخته باشد(اثبات وجود خدا ص 19-18) .
ادوارد لوترکیسل(استاد علوم و دکتر در حقوق از دانشگاه کالفرنیا) چنین اظهار نظر میکند:طبق قانون انترپی(در علم ترمودینامیک در مورد ان بحث شده) همواره حرارت از اجسام گرم به طرف اجسام سرد جاری می شود و این جریان نمی تواند خود به خود بطور معکوس انجام شود...اگر جهان ازلی بود از مدتها پیش حرارت تمام اجسام با هم مساوی میشد و نیروی قابل استفاده باقی نمی ماند در نتیجه هیچ فعل و انفعال شیمیایی انجام نمی گرفت و حیات در روی زمین غیر ممکن می شد ولی ما می بینیم که فعل و انفعالات شیمیایی ادامه دارند و حیات روی زمین ممکن است پس بدون قصد و توجه علوم ثابت می کنند که جهان ابتدایی داشته و بین ترتیب ضرورت وجود خدا را ثابت می کنند چون هیچ شی حادثی نمی تواند خود به خود حادث شود....(اثبات وجود خدا ص 55).
بلکه از این بالاتر دانشمندان جدید بر اساس ازمایشهایی عمر جهان هستی را تایین می نمایند.
پیترو استونر(عالم نجوم و ریاضی دردانشگاه کالیفرنیا) می گوید(علوم تا به حال عمر خیلی از چیزها را حساب کرده مثل عمر زمین و عمر سنگهای شهابی وعمر ماه و عمر افتاب و عمر کهکشان ما و عمر دنیا ؛مدت لازم برای ترکیب و تجزیه و مواد محتمله عناصر مختلف.تقریبا عمر تمام اینها بهم نزدیک یعنی در حدود شش بیلیون سال است(اثبات وجود خداص 160).
دونالد رابرت کار(متخصص ژئوشیمی متخصص عمر طبقات زمین با استفاده از رادیو اکتیو و جریانات هسته ای ) گوید:
در مطالعه شیمی زمینی دو نکته مهم توجه من را جلب می کند یکی تایین لحظه ایجاد است ....برای تایین تاریخ پیدایش اجسام چند طریقه موجود است که همه نتایج دقیقی می دهند. همچنین با محاسبات نجومی که بعمل امده عمر جهان را نیز تایین کرده اند. که در حدود پنج بیلیون سال قبل بوده است .و با توسعه این مباحث و دلایل مفهوم ازلی و ابدی بودن جهان از بین می رود اگر جهان ابدی بود هیچ عنصر رادیو اکتیوی یافت نمی شد این نتیجه را نیز می توان از قانون دوم ترمو دینامیک نیز به دست اورد(اثبات وجود خدا ص 155و55 در مقاله ادوارد لوترکیسل نظیر همین استد لال ذکر شده است.
اما فرض دوم (ازلیت عناصر و مواد اصلی جهان)
این فرض یکی از مهمترین حربه مادیین است و مانند فرض اول نیست که هیچ گونه استدلالی بر ان نشده باشد زیرا طرفداران بنظریه لاوازیه راجه به بقا ماده استدلال می نماید.
..برای اطلاعات بیشتربرو به این تاپیک:
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13522&highlight=%C7%D2%E1%26%231740%3B+%C8%E6%CF%E4+%DA%E4%C7%D5%D1
...پست 5 به بعد را با دقت بخوان اگر باز مشکلی بود باز از راههای دیگر عقلی و فلسفی پیرامون ان می پردازیم..
یا علی
Freedom1
Thursday 23 October 2008, 10:17PM
منم همین رو گفتم. با اضافه ی کلی تفاوت که خوب هم هستند.
اره خودشم. جالبه. شما ای دیت چی بود؟
یادش بخیر
منهم خوشحالم از اینکه یکی از بچه های قدیمی نت رو اینجا می بینم. بقیه ش باشه برای پیام خصوصی;)
حالا در بدن شما بدون اطلاع شما موادی جدا از هم در خون در حرکتند هرجا که پوست زخمی شود و خون بیرون بریزد اون مواد گردنده در خون با هم یکجا میشوند و راه خروج خون از را زخم را میبندند وقتی راه خون بسته شد بقیه مواد باز از هم جدا شده و در خون منتظر حادثه بعدی و خراش بعدی میشوند اگر این مواد شعور نمیداشتند و یک دفعه وسط رگ با هم یکجا میشدند راه خون سد میشد !! کی به این مواد دستور میدهد من یا شما
کی به گلبول های سفید فرمان حمله به میکرب را میدهد شما یا برنامه نویس ؟
ببینید، شما هر بار به فرایند دیگه ای اشاره می کنین و من خدمتتون عرض میکنم که اصولا علم در تشریح هر فرایندی، به دنبال عوامل مادی اون فرایند میگرده و یافته ها رو بر اساس اون عوامل تشریح میکنه بدون اینکه لزومی به ذکر نقش خداوند باشه (ذکر نقش خداوند تاثیری در تشریح علمی مسائل نداره). حتی اگر جایی از فرایندی هنوز هم ناشناخته باشه، علم اون رو به خداوند منسوب نمیکنه همونطور که موفقیت های علمی به معنی رد نقش خداوند نیست.
انعقاد خون هم هرچند مکانیسم ساده ای نداره و درکش نیاز به دانش زیادی داره اما وقتی از دید علمی بهش نگاه کنیم، شعوری که به دنبالش می گردیم در خواص پلاکت ها و فاکتورهای انعقادی و پروتئینها پیدا میشه.
حتی در مورد انواع هموفیلی، علم امروزی با روش های خاص مهندسی ژنتیک میتونه بروز اختلالات انعقادی در نسل بعدی رو پیش بینی کنه و همچنین با روشهایی موفق به تولید پروتئینهای لازم و جایگزینی اون در بدن بیماران شده. اگر با روش شما بخوایم پیش بریم، به این نتیجه ی اشتباه و کفرآمیز می رسیم که خداوند نخواسته (یا فراموش کرده) به خون برخی از انسانها فرمان انعقاد بده و انسان به کمک علمش تونسته بر علیه خواست خداوند عمل کنه (یا این فراموشی رو جبران کنه). می بینین با دیدگاه شما به چه ناکجا آبادی می رسیم؟!
به همین ترتیب، شعور گلبول سفید که به اون اشاره کردین هم، در خواص بیولوژیکی اون و گیرنده هاش نهفته ست. بیماری های مربوط به عملکرد ناصحیح گلبولهای سفید هم به جای اینکه صرفا به خداوند نسبت داده بشن، با بررسی علمی نحوه ی کار گلبولهای سفید تشریح و در صورت امکان درمان میشن. شکی نیست که انسان دین دار، امکان تشریح علمی و حتی درمان رو ناشی از لطف خداوند میدونه و انسان کافر خیر، اما هر دوی اینها اونجایی که میخوان کار علمی انجام بدن، تفاوتی با هم ندارن (الباته به شرطی که انسان دین دار مثل شما زود خسته نشه و کار رو تعطیل نکنه :) )
انسان دین دار قاعدتا هر فرایندی رو از ساده تا پیچیده به خداوند منسوب میکنه اما این کار علم نیست. وقتی کسی به عنوان یک پژوهشگر به دنبال کشف و تشریح فرایندی میره، نباید جایی با نسبت دادن فرایند به خداوند دست از کار بکشه. پژوهشگر باید دنبال علل مادی قابل تشریح بگرده، اونچه به این بحث پایان میده اینه که بدونیم نه شکست و نه پیروزی در مسیر علمی، به رد نقش خداوند یا به اثبات نقش خداوند منجر نمیشه.
امیدوارم در پست بعدی از من نپرسین که مثلا گلبول قرمز از کی دستور میگیره. تمام مواد از عناصر اصلی گرفته تا مولکولهای پیچیده، از مواد معدنی گرفته تا موادآلی، هر خاصیتی که دارن ریشه در خواص مولکولها و اتمهای اونها داره، خواص اتمها هم به خواص ذرات ریزتر کوارک ها و ... مربوط میشه. در نهایت ترکیبی از خواص الکتریکی و هسته ای، بنیادی ترین رفتارهای مواد رو باعث میشن. این وسط چیزی نیست که حضور خداوند رو رد یا اثبات کنه و به همین دلیل ساده، انسانها در بالاترین درجات علمی هم به دو دسته ی دانشمندان معتقد به خداوند و دانشمندان کافر تقسیم میشن.
در مورد حیات در جهانهایی دیگر نظرمن این است که زمین مرکز جهان است هرچند که ظاهرآ به گفته دانشمندان یک ارزن کوچک در راه شیری یک کهکشان بی اهمیت است /!!
اما پیشرفت علم در 50 ساله گذشته بصورت تصاعدی هندسی ، بلکه بیشتر بوده است و شما براحتی میتوانید تصور کنید که علم در صد و هزار سال بعد چه غوغایی خواهد کرد
اگر جهان هایی دیگر( حتی در کهکشان ما یا منظومه ما حیاتی هوشمند میبود ، بر اساس قانون احتملات بعضی از آنها باید خیلی خیلی قدیمی تر از تمدن ما و در نتیجه خیلی خیلی پیشرفته تر از ما باشند و اگر میبودند باید ما را پیدا میکردند چون پیدا نکردند پس جهان ما خالی است و غیر از ما و جن ها دیگر کسی در آن نیست !! البته این نظرم است و با قاطعیت نمیگویم
و گمان میکنم اسلام زمین را مرکز جهان میداند ... این را شنیدم .....اگر بخواهید حدیث هایش را بیابم !
این مربوط به بحث ما نبود اما دیدم که علاقمندید نوشتم
ولی در هر حال اگر در جهانهای دیگر حیات باشد باز نشانه قدرت رب است
و فراموش نکن در جهان ما هم شرایط مختلف است ماهی که در عمق 4000 متری زیر آب تحت فشار عظیم و تاریکی مطلق زندگی میکند جهانی کاملآ متفاوت با ما دارد پس تثوری مناسب در مناسب در مناسب شما فرو ریخت
در مورد مرکز جهان باید از افراد متخصص در نجوم سوال کنین. تا اونجایی که من میدونم بر اساس نظریه های غالب، وجود مرکز در مورد جهان اصولا معنایی نداره. حتی اگه نظریه غالب مهبانگ رو بپذیریم با توجه به اینکه جهان همچنان در حال گسترشه، کهکشانها در حال دور شدن از هم هستن و در نقطه ی آغازی که محل وقوع مهبانگ بوده (حتی اگه قابل تعیین باشه) قاعدتا نباید هیچ کهکشانی وجود داشته باشه.
مفهوم مرکز در فضا با مرکزی که در ذهن من و شماست فرق میکنه. فرض کنین کسی روی کره ای بزرگ در مسیری مستقیم قدم بزنه، هرچند به تصور خودش در حال حرکت روی یک خط مستقیمه، اما در واقع داره روی یک دایره حرکت میکنه و سرانجام به نقطه ی اول میرسه، چنین مفهومی اینجا هم حاکمه به خصوص وقتی از پیچیدگی شکل فضا و انحنای اون صحبت میکنن. همونطور که روی دایره (نه در درون اون) چیزی به نام مرکز نداریم شاید در جهان هم چیزی به نام مرکز معنایی نداشته باشه. به هر حال دانش امروزی در این امور با قطعیت صحبت نمیکنه چون ابزار و امکانات محدودی در اختیار داره و نظریه های مختلف نجوم فقط با احتمال کمتر و بیشتر بیان میشن.
اگر در کهکشان دیگری حیات وجود داشته باشه، با سرعت سرسام آوری که ما در حال دور شدن از هم هستیم و با تاثیر انحنای فضا، حتی پیام رادیویی بسیار پرقدرتی که از جانب موجودات فرضی اون کهکشان ارسال بشه به ما نمیرسه چه برسه به اینکه خودشون بخوان تشریف بیارن:D
درون کهکشان خودمون هم، یک پیام رادیویی میلیونها سال فرصت میخواد تا فواصل درون کهکشان رو طی کنه، با گذشت چنین زمان طولانی ای پیام بسیار ضعیف میشه و قابل دریافت نیست.
هنوز پای هیچ انسانی به سایر سیارات منظومه ی شمسی باز نشده. ساخته ی دست بشر بعد از 30 سال سفر به تازگی از محدوده ی منظومه ی شمسی عبور کرده و هرآن امکان داره با برخورد یک جسم سرگردان منهدم بشه یا ارتباطش قطع بشه. http://voyager.jpl.nasa.gov/
http://voyager.jpl.nasa.gov/news/profiles_dsn.html
بگذریم، متوجه نشدم از مجموع بحثها چطور نتیجه گرفتین که:
پس تثوری مناسب در مناسب در مناسب شما فرو ریخت
یعنی چون نوعی ماهی در عمق اقیانوسها زندگی میکنه پس نیازی به شرایط مناسب برای حیات نیست؟
..برای اطلاعات بیشتربرو به این تاپیک:
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13522&highlight=%C7%D2%E1%26%231740%3B+%C8%E6%CF%E4+%DA%E4%C7%D5%D1
...پست 5 به بعد را با دقت بخوان اگر باز مشکلی بود باز از راههای دیگر عقلی و فلسفی پیرامون ان می پردازیم..
یا علی
شما زحمت کشیدین و آدرس تاپیکی رو برای ما گذاشتین که آغازگرش بحث رو رها کرده و سوالات آخرین شرکت کننده هم بی پاسخ رها شده. در اون تاپیک شما در آخرین پاراگراف نوشتین که:
ادامه:
ولی در کل در مورد جهان طبیعی دو قول است یکی اینکه این جهان همان حکم نخ ریسهای قدیمی است که خداوند مثلا در بالا قرار گرفته و یکسره ان را حرکت می دهد ومی چرخاند ولی از لحاظ فلاسفه اسلامی این طور نیست بلکه خداوند جهان را خلق کرد وان را ذاتا محرک ومتحرک افرید ودیگر نیازی به اینکه کسی انگشت خود را در ان قرار داده و مکرر ان را بگرداند وجود ندارد.
...فکر کنم دیگر کافی باشد....
واسلام
یک بار دیگه بخونین: از لحاظ فلاسفه اسلامی این طور نیست بلکه خداوند جهان را خلق کرد وان را ذاتا محرک ومتحرک افرید ودیگر نیازی به اینکه کسی انگشت خود را در ان قرار داده و مکرر ان را بگرداند وجود ندارد.
پس در تحقیق علمی و فلسفی، ما حرکت رو میبینیم اما لزوما انگشت خداوند رو نمی بینیم. خب این همون چیزیه که من در همین تاپیک بارها گفتم!
و در نهایت فرمودین که:
..فکر کنم دیگر کافی باشد....
واسلام
منهم همین نظر رو دارم. والسلام.
سجودی
Friday 24 October 2008, 02:11AM
تمام مواد از عناصر اصلی گرفته تا مولکولهای پیچیده، از مواد معدنی گرفته تا موادآلی، هر خاصیتی که دارن ریشه در خواص مولکولها و اتمهای اونها داره، خواص اتمها هم به خواص ذرات ریزتر کوارک ها و ... مربوط میشه. در نهایت ترکیبی از خواص الکتریکی و هسته ای، بنیادی ترین رفتارهای مواد رو باعث میشن. این وسط چیزی نیست که حضور خداوند رو رد یا اثبات کنه و به همین دلیل ساده، انسانها در بالاترین درجات علمی هم به دو دسته ی دانشمندان معتقد به خداوند و دانشمندان کافر تقسیم میشن.
.
بله این جهان را بقول شما در نهایت ، ترکیبی از خواص الکتریکی و هسته ای، بنیادی ترین رفتارهای مواد رو باعث میشن، ساختند!!!!!!!!!!!!!
بله البته که این یک حرف بچه گانه است
و شما گمان میکنید با قلمبه کردن بحث و سلمبه حرف زدن !! و به پیش کشیدن پای (کوارک های ) حقیر و ناچیز !!میتوانی به فرموده هایت وزنی بدهی ؟ میتوانستی بشرطیکه طرف مقابل، آدم سرد و گرم چشیده ای نباشد
..فکر کنم دیگر کافی باشد....
واسلام
بله دیگر کافیست
Freedom1
Friday 24 October 2008, 07:49AM
بله این جهان را بقول شما در نهایت ، ترکیبی از خواص الکتریکی و هسته ای، بنیادی ترین رفتارهای مواد رو باعث میشن، ساختند!!!!!!!!!!!!!
نمیدونم چرا اصرار دارین که پی در پی به من برچسب کفر بزنین در حالی که موضع اعتقادی من مشخصا کفر نیست. به اول جمله ی من یک "این جهان را به قول شما" اضافه کردین و به آخرش یک "ساختند"، تا برچسب مورد نظرتون به من بچسبه:smile20: این حرکت بچگانه نیست؟
عرض کردم رفتار مواد توسط رفتار ذرات بنیادی توجیه میشه، و رفتار ذرات هم با خواصی که نشون میدن تشریح شده. علم تا همین حدود جلو میره و از درک نقش و تاثیر خداوند عاجزه.
و گفتم به همین دلیل انسانها در بالاترین درجات علمی هم، از لحاظ اعتقادی به دو دسته ی دانشمندان معتقد به خداوند و دانشمندان کافر تقسیم میشن. اگر علم میتونست وجود خداوند رو ثابت کنه هیچ دانشمندی ملحد نمی شد، و اگر علم میتونست وجود خداوند رو منکر بشه هیچ دانشمندی به وجود خداوند معتقد نبود.
Folaani
Friday 24 October 2008, 08:14AM
خدای راستین اوست که در درون تو حس عدالت خواهی را قرار داد.
اگر براستی ما حاصل تکامل هستیم، چگونه این حس در درونمان وجود دارد؟ چراکه در طبیعت ظاهرا جز تصادف و قانون شناخته شدهء قدرت، قانونی وجود ندارد؛ اثری از عدالت نیست.
وقتی کسی به شما ظلم میکند، شما می اندیشید که نباید اینطور باشد و عدالتی هست، و قوت قلبی میابید که سرانجام روزی حق خویش را خواهید ستاند و برای شما نیز جایی هست.
این عدالت است. شاید حتی در حد یک بازگشت برای احقاق حق خویش.
و نیز رحمت، خلقت؛ که نشانهء خالق است.
اینکه برای همگان جایی هست.
سجودی
Friday 24 October 2008, 11:15AM
نمیدونم چرا اصرار دارین که پی در پی به من برچسب کفر بزنین در حالی که موضع اعتقادی من مشخصا کفر نیست. به اول جمله ی من یک "این جهان را به قول شما" اضافه کردین و به آخرش یک "ساختند"، تا برچسب مورد نظرتون به من بچسبه:smile20: این حرکت بچگانه نیست؟
.
معذرت میخوام ازشما
اما گوینده اون جمله هم کافره هم به اندازه یک بچه عقل نداره
و اگر علم میتونست وجود خداوند رو منکر بشه هیچ دانشمندی به وجود خداوند معتقد نبود
جالبه و نکته ای جدید و خوبی از شما یاد گرفتم
اگر علم میتونست وجود خداوند رو ثابت کنه هیچ دانشمندی ملحد نمی شد،
علم مضر بودن شراب را ثابت کرده و مضر بودن گوشت خوک را ثابت کرده اما حتی دکترها هم میخورند !!
زیاد که به اونها ایراد بگیری ،میگویند فایده هم داره
مشکل انسان در قبول کردن با نکردن چیزی فقط اثبات علمی نیست مشکل انسان را این آیه ، خوب توضیح داده است
بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ
(انسان شک در وجود الله ندارد) بلکه او مىخواهد در تمام عمر گناه کند!
Freedom1
Sunday 26 October 2008, 09:37AM
معذرت میخوام ازشما
اما گوینده اون جمله هم کافره هم به اندازه یک بچه عقل نداره
متشکرم!
علم مضر بودن شراب را ثابت کرده و مضر بودن گوشت خوک را ثابت کرده اما حتی دکترها هم میخورند !!
زیاد که به اونها ایراد بگیری ،میگویند فایده هم داره
به نظرم خودتون توجه داشتین که مثال خوبی نزدین، بحث ما پیرامون اعتقادات بود نه اعمال.
چون اعمال انسان لزوما با اعتقاداتش همراه نیست، مثل پزشکی که میدونه سیگار ضرر داره اما میکشه (سیگار کشیدن به معنی انکار ضرر اون نیست و پزشک سیگاری هم منکر ضرر سیگار نیست). مثل مسلمانی که به اسلام معتقده اما مرتب نماز نمیخونه.
مشکل انسان در قبول کردن با نکردن چیزی فقط اثبات علمی نیست مشکل انسان را این آیه ، خوب توضیح داده است
بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ
(انسان شک در وجود الله ندارد) بلکه او مىخواهد در تمام عمر گناه کند!
میشه بگین چرا انسان "مىخواهد در تمام عمر گناه کند" ؟
خدای راستین اوست که در درون تو حس عدالت خواهی را قرار داد.
اگر براستی ما حاصل تکامل هستیم، چگونه این حس در درونمان وجود دارد؟ چراکه در طبیعت ظاهرا جز تصادف و قانون شناخته شدهء قدرت، قانونی وجود ندارد؛ اثری از عدالت نیست.
وقتی کسی به شما ظلم میکند، شما می اندیشید که نباید اینطور باشد و عدالتی هست، و قوت قلبی میابید که سرانجام روزی حق خویش را خواهید ستاند و برای شما نیز جایی هست.
این عدالت است. شاید حتی در حد یک بازگشت برای احقاق حق خویش.
و نیز رحمت، خلقت؛ که نشانهء خالق است.
اینکه برای همگان جایی هست
حس عدالت خواهی مربوط به احساسات درونی انسان هاست، و از طرف دیگه احساسات درونی تنها راه اعتقاد به خداست که اشکالی به اون وارد نیست. بنابراین من با نظر شما مخالف نیستم اما برای پذیرفتن اون هم موانعی وجود داره:
- اگر میل به عدالت، مثل میل به نفس کشیدن عمومیت داشت پس اکثریت انسان ها عدالت رو رعایت میکردن و ظلمی وجود نداشت. بنابراین یا میل به عدالت عمومیت نداره، یا تعریف انسان ها از عدالت، تعریف یکسانی نیست و یا عدالت مفهومیه که انسان ها علیرغم اعتقاد به اون، اون رو زیر پا میذارن.
اگر میل به عدالت عمومیت نداره، پس نمیشه به اون استناد کرد و اگر تعریف انسان ها از عدالت یکسان نیست، پس عدالت امری مبهمه. و اگر اکثریت انسان ها علیرغم اعتقاد به عدالت اون رو زیر پا میذارن، پس اعمال اکثریت انسان ها از اعتقاداتشون جداست.
- در هر ظلمی دو طرف داریم، ظالم و مظلوم. اگر میل به عدالت در انسان هست، میل به ظلم هم هست. همونقدر که مظلوم احساس میکنه باید عدالتی درکار باشه، ظالم هم حس میکنه "عدالت" همین کاریه که انجام داده. شاید ما احساس یک طرف رو می بینیم و احساس طرف دیگه رو مسکوت میذاریم.
- انسان ها معمولا وقتی مظلوم واقع میشن و توانایی احقاق حق خودشون رو ندارن، به یاد عدالت خواهی میافتن و ممکنه اعتقاد به عدالت، یک مکانیسم روانی ناخودآگاه برای تسکین درد درونی باشه.
- وقتی شیری گلوی آهویی رو پاره میکنه، شیر بر اساس نیاز و طبیعت خودش عمل کرده و آهو هم قربانی قدرتی شده که طبیعت به شیر داده و به اون نداده. آیا آهو مظلوم و شیر ظالمه؟ البته قیاس جنگل با جامعه انسانی شاید غیراخلاقی باشه اما مگر نه اینکه در جامعه ی انسانی هم، کسی ظلم میکنه که قدرت انجامش رو داره؟
shame
Sunday 26 October 2008, 08:22PM
اثباتی ساده برای وجود خدا
shame
Sunday 26 October 2008, 08:34PM
Freedom1 (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=457)
با افکار صهیونیستی تو آشنایم
و میدانم دنبال حقیقت نیستی
و از حق دفاع نمی کنی
از کسی مثل تو که از جنایتکارانی چون اسرائیل که 8 سال 1000 نفر کودک را کشته اند حمایت می کنی توقعی ندارم
بوی جنایت می دهی و
مخالف حق
حاضری 1000 صفحه مطلب بنویسی ولی یک مرگ بر اسرائیل نگویی
مرگ بر اسرائیل
http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=6484&stc=1&d=1224940009http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=6484&stc=1&d=1224940009http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=6484&stc=1&d=1224940009
Freedom1
Monday 27 October 2008, 09:05AM
انتظار داشتم اینجا کسی به تجربه های فردی خاص اشاره کنه. بعضی از تجربه های فردی خبر از وجود جهان ماوراء میدن که با هیچ دلیل علمی قابل توجیه نیستن، مثل دیدن خواب هایی که مدتی بعد صحنه به صحنه اتفاق میافتن، یا احساس دلشوره قبل از وقوع حادثه ی ناگوار.
این نوع تجربه ها برای خیلی از انسان ها اتفاق میافته، با این حال فقط برای خود فرد تجربه کننده قابل استناده و دیگران ممکنه اون رو باور نکنن یا به حساب توهم و خیالات گذاشته بشه.
در نهایت به نظر میرسه ایمان به غیب و وجود خداوند امری آموزشی و اکتسابی نیست، و قابل اثبات یا رد علمی هم نیست. گویا هر انسانی به میل خودش باید ایمان بیاره، همونطور که خودش باید پاسخگوی اعمال خودش باشه.
-----------------------------------------------
جناب shame
این تاپیک که سیاسی نیست، که اگر بود هم من نباید برای خوشحال شدن شما مطابق میل و دستور! شما شعار بدم.
به هر حال، شما که مذهبی هستین احتمالا میدونین اسرائیل لقب حضرت یعقوب بوده، و میدونین بنی اسرائیل هم مطابق آیات قرآن و دعای جدشون (حضرت ابراهیم) همیشه مورد رحمت و عنایت خاص خداوند هستن.
بگذریم.. چه معتقد باشین و چه نباشین، شعار شما جز اینکه نفرت و جهالت رو روی هم انبار کنه نتیجه ای نداره.
UFO
Monday 27 October 2008, 04:24PM
انتظار داشتم اینجا کسی به تجربه های فردی خاص اشاره کنه. بعضی از تجربه های فردی خبر از وجود جهان ماوراء میدن که با هیچ دلیل علمی قابل توجیه نیستن، مثل دیدن خواب هایی که مدتی بعد صحنه به صحنه اتفاق میافتن، یا احساس دلشوره قبل از وقوع حادثه ی ناگوار.
این نوع تجربه ها برای خیلی از انسان ها اتفاق میافته، با این حال فقط برای خود فرد تجربه کننده قابل استناده و دیگران ممکنه اون رو باور نکنن یا به حساب توهم و خیالات گذاشته بشه.
در نهایت به نظر میرسه ایمان به غیب و وجود خداوند امری آموزشی و اکتسابی نیست، و قابل اثبات یا رد علمی هم نیست. گویا هر انسانی به میل خودش باید ایمان بیاره، همونطور که خودش باید پاسخگوی اعمال خودش باشه.
-----------------------------------------------
جناب shame
این تاپیک که سیاسی نیست، که اگر بود هم من نباید برای خوشحال شدن شما مطابق میل و دستور! شما شعار بدم.
به هر حال، شما که مذهبی هستین احتمالا میدونین اسرائیل لقب حضرت یعقوب بوده، و میدونین بنی اسرائیل هم مطابق آیات قرآن و دعای جدشون (حضرت ابراهیم) همیشه مورد رحمت و عنایت خاص خداوند هستن.
بگذریم.. چه معتقد باشین و چه نباشین، شعار شما جز اینکه نفرت و جهالت رو روی هم انبار کنه نتیجه ای نداره.
پس دنباله ماوراءالطبیعه هستی.بايد بيایی پيشه خودم پس. ببرمت پيش ادماي عجيب و غريبي که برات از غيب هم ميگن.این جور خواب ها یا مسائله شبیه به این زياد من بين دوستان و اطرافيان دیدم که اگه فرصت بشه مي گم
Freedom1
Monday 27 October 2008, 05:32PM
پس دنباله ماوراءالطبیعه هستی.بايد بيایی پيشه خودم پس. ببرمت پيش ادماي عجيب و غريبي که برات از غيب هم ميگن.این جور خواب ها یا مسائله شبیه به این زياد من بين دوستان و اطرافيان دیدم که اگه فرصت بشه مي گم
خب بگین!
اتفاقا مدتی هست که استادی رو در زمینه متافیزیک و حکمت نوین پیدا کردم و برای درمان یکی از نزدیکانم از ایشون کمک خواستیم. (بیمار ما زیر نظر فوق تخصص ... تحت درمان با داروهای امروزی بود و با این وجود حال مساعدی نداشت و کسی هم امیدی به بهبودیش نداشت) اما استاد متافیزیک که بسیار مذهبی هم هست، با ترکیبی از رژیم غذایی و انرژی درمانی موفقیت قابل توجهی داشته! البته درمان هنوز ادامه داره و ما خیلی امیدواریم که نتیجه کامل بگیریم. نکته جالب این بود که ما هیچوقت استاد رو ندیدیم و ایشون هم بیمار ما رو ندیده (انرژی درمانی هم توسط شاگردش انجام گرفته) اما در اولین گفتگو، خیلی راحت به من گفت داروهای بیمار رو کم کم قطع کنین، در حالی که برای اون بیماری خاص، قطع دارو میتونست خیلی خطرناک باشه.
shame
Monday 27 October 2008, 08:18PM
جناب shame
این تاپیک که سیاسی نیست، که اگر بود هم من نباید برای خوشحال شدن شما مطابق میل و دستور! شما شعار بدم.
به هر حال، شما که مذهبی هستین احتمالا میدونین اسرائیل لقب حضرت یعقوب بوده، و میدونین بنی اسرائیل هم مطابق آیات قرآن و دعای جدشون (حضرت ابراهیم) همیشه مورد رحمت و عنایت خاص خداوند هستن.
بگذریم.. چه معتقد باشین و چه نباشین، شعار شما جز اینکه نفرت و جهالت رو روی هم انبار کنه نتیجه ای نداره.
همه پیامبران رو چشم ما جا دارند مغلطه ممنوع
برجانیتکارانی که 1000 کودک را کشته اند مرگ بفرستید
محال است بر جنایتکاران کلامی بالاتر از گل بگوئید
مرگ بر اسرائیل
http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=6484&stc=1&d=1224940009http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=6484&stc=1&d=1224940009http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=6484&stc=1&d=1224940009
شيفته
Tuesday 28 October 2008, 10:02AM
پس دنباله ماوراءالطبیعه هستی.بايد بيایی پيشه خودم پس. ببرمت پيش ادماي عجيب و غريبي که برات از غيب هم ميگن.این جور خواب ها یا مسائله شبیه به این زياد من بين دوستان و اطرافيان دیدم که اگه فرصت بشه مي گم
بسم الله !
Folaani
Sunday 2 November 2008, 04:54PM
ممکنه اعتقاد به عدالت، یک مکانیسم روانی ناخودآگاه برای تسکین درد درونی باشه.
بله بنده حضور ذهنم به همهء اینایی که شما گفتید میرسید (بخشهای قبلی رو بعلت حجم و مربوط بودن نهایی به این بخش گفتار شما، از نقل قول حذف کردم).
اما بنظرم قانع کننده نیست؛ یا شاید در اصل این نظر مبهم و/یا اثبات نشده هست.
بنظر من طبیعت و تکامل داروینی، نمیتونه ساختارهایی در این حد دارای پیچیدگی بیهوده (از نظر طبیعی) خلق کنه؛ اگر اصولا خلق چنین ساختارهای پیچیدهء هوشمندی بتونه کار چنین نظامی باشه.
این اعتقاد به عدالتی که مکانیزمی برای یک عمل صرفا فیزیولوژیک عادی باشه بنظرم بیش از حد غیرمستقیم و پیچیده هست و مثل اینه که لقمه رو دور سر خودت بپیچونی. یعنی آدم/طبیعت کلاه میذارن سر خودشون؟! گول میزنن؟
بنظر من رویارویی با واقعیت بهتر از یک احساس تلقینی غیرواقعی و مکانیزم غیرمستقیم خودفریبنده هست و چنین احساسی هم نمیتونه نمود قوانین ظاهری و فیزیکی شناخته شده در طبیعت باشه.
اگر چنین حالتی از نظر بقا و تکامل مزایایی داشته باشه، میشه بر همون اساس غیرواقعی و غیرمستقیم و پیچیده بودن بیش از حدش، معایبی هم براش در این راستا تصور کرد.
چیزی که پایهء واقعی نداشته نباشه و اثر و نتیجهء واقعی دنبالش نباشه دلیلی برای موفق و سودمند بودنش هم نیست، و بلکه باید گفت عقل عکس این مطلب رو میگه.
این موجود که طبیعت بر اساس تصادف و قوانین و مکانیزمهای عادی شناخته شده برنامه ریزیش میکنه، میتونست راه مستقیم تر و موثرتر و کم هزینه تری برای بقا و پیشرفت پیدا کنه.
اگر من قوانین واقعی طبیعت رو بدونم، بعنوان تنها قوانین، بهتر میتونم باهاش رودررو بشم و ازش برای پیشرفت خودم استفاده کنم تا اینکه به خودم دروغ بگم (هرچند یک مکانیزم خودکار باشه).
ضمنا وقتی شما شکستی میخورید و مورد ظلمی واقع میشید، آیا به خودتون نمیگید که: نباید اینطور باشه؟ نمیگید چرا؟
اینها رو یک تکامل چند میلیون ساله بر اساس ترکیب تصادفات با قوانین طبیعی چطور میتونه به مغز من و شما فرو کرده باشه؟
اگر به عمق وجود خودتون مراجعه کنید آیا این اعتقادات و خواست رو در درون خودتون نخواهید یافت؟
منکه پیدا میکنم.
و ترجیح میدم اگر اینها واقعیت نداره، نباشم!
اگر ما حاصل یک تکاملی چنان کور و فقط مجموعه قوانین مشهود و خشن و شکست ناپذیر و خطاناپذیر باشیم، نمیشه توجیهی برای این تصورات بی پایه و بی کاربرد پیدا کرد. اونها از کجا آمدن؟
ما باید اساسا این سیستم رو به تمامی با تمام وجود حس میکردیم و واقعیت رو بدون پرسش و احساس مفید و واقعی بودن تفکر دیگری، میپذیرفتیم.
وگرنه شما باید نتایج مفید این احساسات رو در فرایند تکامل نشون بدید و اینکه چرا چنین مکانیزم غیرمستقیم و پیچیده ای که با تفکر درگیر بشه مورد نیاز بوده.
احتمالا این مکانیزم میتونست خیلی ساده تر و طبیعی تر باشه.
در نهایت من نمیتونم صحت حرف خودم رو مطلقا به شما ثابت کنم و نه حرف شما رو رد؛ اما شما هم بنظرم به همین صورت!
در ادامهء این پست خواهید دید که حرفم چیست.
من خدا رو اثبات نمیکنم، من دلیل جدی گرفتن تصور وجود خداوند رو به شما ثابت میکنم! (سعی دارم و فکر میکنم میشه).
وقتی شیری گلوی آهویی رو پاره میکنه، شیر بر اساس نیاز و طبیعت خودش عمل کرده و آهو هم قربانی قدرتی شده که طبیعت به شیر داده و به اون نداده. آیا آهو مظلوم و شیر ظالمه؟ البته قیاس جنگل با جامعه انسانی شاید غیراخلاقی باشه اما مگر نه اینکه در جامعه ی انسانی هم، کسی ظلم میکنه که قدرت انجامش رو داره؟
من در ارتباط با آهو چیزی نمیدونم. اینکه چه دردی میکشه و چرا و این درد چه شکلی براش داره.
و اینکه آهو چی فکر میکنه!!
اما بزرگان معنوی مورد اعتقادم گفتن که حیوانات هم در نظام تکامل و زندگیهای متعدد نقشهای خودشون رو عوض میکنن تا عدالت برقرار بشه. یعنی آهو در زندگی دیگر خودش ممکنه یک حیوان گوشتخوار بشه و همون شیر رو در شکل حیوان دیگری بخوره (یا شاید حیوان دیگری رو).
البته این نکته رو محض اطلاع شما عرض کردم و روش بحثی ندارم. چون شما تازه دارید روی اعتقاد به خدا بحث میکنید و به بزرگان مکتب من هم اعتقادی ندارید.
من در دلیل خودم به درون رجوع کردم نه برون. گفتم که برون ظاهرش همونی هست که شما میبینی و در اینجا مثالی ازش زدی. کاری با محکوم کردن یا تبرئه کردن شیر یا آهو ندارم.
شاید این مثالها نوعی انحراف و پیچیدگی نامربوط ایجاد میکنن و باعث تصور مغلطه میشن.
مثلا در جهان رنج هست و من جوابی براش ندارم. خب این کلیتی هست که چیزی رو هم که شما گفتی دربر میگیره.
هرچند بازهم بزرگان معنوی درمورد تفاوت حیوان و انسان در این زمینه گفته های جالبی دارن که البته من چون بطور کامل درک نکردم نمیگم.
ولی بنظر خودم بخش بزرگی از این روابط و حوادث روزمره در طبیعت میتونه با احساس و تصوری که انسان نسبت به اونها داره و با رنج ناشی از حوادث و جراحات و روبرو شدن با مرگ برای خودش مقایسه میکنه تفاوت داشته باشه. درمورد حیوانات لزوما این تجربه ها رنج آور نیست (چیزی که به روح منتقل بشه) و میتونه صرفا غریزه (گریز از خطر) و عکس العمل های طبیعی فیزیولوژیک باشه تا چیزی بنام درد و رنج واقعی.
میگن این انسان است که براستی رنج میکشد.
ولی بهرحال این بحث هم تغییری در اصل مطلب نمیده.
من نمیگم جواب همه چیز رو دارم و تناقضی پیدا نمیکنم.
عقل هم در این دنیای نسبی میگه که حالت کامل و بی تناقض (فکری) و مطلق اغلب وجود نداره.
و شما برای انجام یک کار و یک انتخاب، لزوما جواب تمام سوالات رو ندارید و بدون تناقض نیستید. اما سعی حداکثری رو میکنید که تاحد ممکن همهء جوانب رو بدونید و تناقض نداشته باشید و کنترل کامل بدست بیارید. اگر ممکن نباشه، به بهینه ترین حالت ممکن که میشه رسید؟
شما از من دلیل و نشانه ای بروجود خدا خواستید و تا اینجا گفتم.
چیزی که خودم میدونم و درک میکنم. دیگه از احساس موجودات دیگه.
در دیدگاه معنوی من مرگ یا مغلوب شدن به خودی خود ظلم نیست؛ کما اینکه سرانجام خواهیم مرد.
پس نقش ظاهری شیر و آهو هم برام مهم نیست.
این رنج هست که مهمه! و پیشرفت و پسرفت ممکن.
حتی انسانهای دیگه رو هم نمیدونم! شاید همه اینطور نباشن و اینطور احساس نکنن. اما این لزوما به من ربطی نداره و باعث تغییر فکر و تصمیمم نمیشه؛ چون فکر و تصمیم من بر اساس تصور/ادعای عمومیت این احساس بنا نشده.
تنها فکر کردم چیزی رو که درمورد من وجود داره و احساس میکنم و دلیلم هست بگم و شاید شما هم به احتمال زیاد همینطور باشید.
بنظرم در نهایت شما قطعیت و کمالی پیدا نخواهید کرد، پیش از آنکه این راه را طی کنید.
بله ممکن است، از نظر منطق ریاضی و احتمالات، که این راه و امید و باور سرانجامی نداشته باشد. بحث من این نبود نیست.
بحث اینست که این راه ارزش پیمودن را دارد و چرا، و همانقدر که ظواهر و وسوسه های نفسانی و مادی برای توسل به تفکری غیرمتعالی وجود دارد، دلیل برای توسل و امید به معنویت و حداقل احتیاط در این باب نیز وجود دارد.
گفتم احتیاط و بیاد برهان سود و ضرر احتمالی در وادی معاد افتادم. این برهان براستی یکی از خدشه ناپذیرترین برهان ها در وادی عمل است.
انتخاب خود را بکنید. اگر منتظر قطعیت و کمال هستید و یا اینرا صرفا بهانه میکنید، فکر نمیکنم هرگز بتوانید حرکتی بکنید. دنیا نسبی است، دانش ما نسبی است، همه چیز محتمل است، همانطور که قوانین فیزیکی و مشهود شناخته و فرمول بندی شدهء این جهان قابل اثبات مطلق و بشر خطاناپذیر نیست، تفکر دربارهء گرایشهای دیگر انسان نیز به همین صورت است.
اگر فردا پدیده ای ناشناخته و حتی متناقض با دانش و قوانین و فرمولهای موجود علمی کشف شود، کسی آن پدیده را انکار نخواهد کرد و بدنبال کشف علت و اصلاح احتمالی دید و فرمول و قوانین خود خواهند بود. و ظاهرا این بارها رخ داده است. یعنی آنچه مهم است واقعیت است و عملی فعلی و تجربه و عایدی فعلی ما از آن است، و یافته های علمی مطلق و بی خطا نیستند و تنها کاربرد لحظه ای دارند، هرچند این کاربردها و لحظه ها برای هزاران سال دوام بیابند.
همانطور که در این جهان و در قبال پدیده های مادی بر اساس عقل و نسبیت و تجربهء خویش پیش میرویم، درمورد معنویت نیز بدیهتا میتوانیم همینطور عمل کنیم. برخلاف بعضی تبلیغات افرادی که ممکن است احمق و یا خبیث باشند و احتمالا حتی دانشمندان واقعی نیز نیستند! (چرا که خود معنا و ذات و تجربه های علمی را نمی شناسند).
اما درمورد کسانی که در سوی دیگر هم مدعی بیش از این در وادی معنویت هستند، بطور مثال بعضی متعصبان و فعالین دینی-سیاسی-حکومتی، بنده نظری ندارم و چنان جایگاه و ادعایی ندارم؛ پس چیزی نیز برایم وجود ندارد که بخواهم پاسخگو و حامی آن باشم.
در نهایت اثبات ساده برای لزوم درنظر گرفتن خدا، احتمال وجود چنین واقعیتی بی نهایت مهم و ارزشمند است در مقابل دنیا و روزگاری گذرا که بهرصورت به پایان خواهد رسید.
در این راه لازم نیست تمامی دنیا را از دست بدهیم و مانند سوپرمن توان و جسارتی نامحدود داشته باشیم. اصلا چنین نیست!
بنظر من باخدایی بر این مبنا، کاملا عقلانی و تفکر برتر است.
مگر اینکه چیز برتری در مقابل آن ارایه شود (که با آن تعارض نیز بیابد). شما میشناسید؟
Freedom1
Tuesday 4 November 2008, 04:46AM
طبق معمول زیبا و شیوا نوشتین.
ایمان به خداوند با مبنایی که شما فرمودین امید دهنده و آرامش بخشه و هیچ دلیلی برای نپذیرفتن اون نیست، بلکه کتمان اون میتونه منجر به افسردگی و پوچی بشه. قبلا هم عرض کردم که به وجود خداوند ایمان دارم، وجود حقایق در ادیان مختلف مخصوصا اسلام رو منکر نیستم و برای خودم برداشتی از اسلام رو (که شامل عبادات هم هست) پذیرفتم. اما نه با برهان نظم و علیت و اعجاز علمی قرآن و ... (هرچند به این مسائل هم توجه داشتم، اما اثبات موضوع دیگه ایه)
از بین مذاهب اسلامی تنها تشیع تعریف عدالت در مورد خداوند رو قبول داره، سایرین اعتقاد دارن که عدالت در مورد خداوند معنای قابل درکی برای ما نداره بلکه خداوند به دلیل مالکیت مطلقش، هرکاری انجام بده عین عدالته.
همونطور که اشاره کردین، اثبات علمی - فلسفی یک چیزه و ایمان چیز دیگه ای. ایمان دلیل و اثبات نمیخواد. فرض کنین من در این لحظه دیدم شهابی از آسمان گذشت، هیچ وسیله ای برای عکس برداری هم ندارم اما این صحنه رو دیدم و اونو باور دارم، من نمیتونم این رو به شما و دیگران اثبات کنم اما برای خودم نیازی به اثباتش ندارم. شما هم دیده های خودتون رو دارین ... به همین صورت، خداوند هم برای هرکسی مسیری رو مشخص کرده که لزوما با مسیر دیگری یکسان نیست.
من به خواب دیدن اشاره کردم و همچنین به یک مورد انرژی درمانی توسط شاگرد استادی بسیار مذهبی که از نزدیک شاهدش بودم، احتمالا هیچ دستگاهی نمیتونه انرژی ناشی از دست استاد انرژی درمانی رو نشون بده و اندازه گیری کنه، اما اون انرژی "گاهی" بسیار موثرتر از داروهای پزشکی مدرن عمل میکنه، در مواردی هم ممکنه جواب نده و پزشکهای امروزی در مورد اون موضع مشخصی ندارن. اینکه ما این انرژی رو به حساب تلقین میذاریم یا به وجود اون ایمان میاریم، مثل اینکه ما به خواب و تعبیر اون ایمان داشته باشیم یا اون رو تصور و خیالات مبهم بدونیم، برمیگرده به اعتقاد شخصی ما و قابل اثبات یا رد نیست. گویا اراده ی خداوند بر این بوده که ایمان بشر، فرای علم و فلسفه باشه.
و ... به موضوعی اشاره کردین که به نظریه تناسخ نزدیک بود.. جالبه و جای بحث زیادی داره ... اما بگذریم!
a_d
Thursday 6 November 2008, 11:25AM
سلام
من اكثر نوشته هاي اين بحث رو خوندم
وبه نظر من بزرگترين عاملي كه باعث شده كمي جار وجنجال تو اين بحث بوجود بياد اينه كه
اعتقاد به وجود خدا يك اعتقاد قلبيه ولزومي نداره كه ما بتونيم اعتقاد قلبي مونو براي ديگران ثابت كنيم .
اصل اينه كه هركي برا خودش براي اعتقادي كه داره دليلي داشته باشه كه با ديدگاه و آموخته ها وافكارش سازگاري داشته باشه .
مثلا من رياضي مي خونم توي رياضيات خيلي چيزياي عجيب وپيچيده ومنظم وجود داره كه نشون دهنده بزرگي يا يكتايي خالق هستيه.اما شايد من اين دلايل رو براي خودم داشته باشم ولي براي كسي كه در سطح عالي رياضيات رو كار نكرده خيلي چيزاي بيهوده ايي باشه يا اصلا متوجه اونا نشه !!!مثلا اين جمله از يك رياضيدان نامي هستش "بي شك خالق اين هستي رياضيدان بوده"
ولي خيلي ها اين جمله رو قبول نداشته باشند.
يا ممكنه يكي كه به زبان عربي تسلط ودانش كافي داشته باشه خيلي بهتر از من درك كنه كه حتي شيوه چيدن لغات در قران يك معجزه است .ولي من چون عربي كار نكردم نتونم درك كنم ومن دنبال معجزه توي مطالب علمي قران بگردم .
يكي شايد پزشكي خونده وپيچيدگيهاي بدن يك انسان براش دليل قابل قبول باشه.
يكي چوپانه شگفتي هاي طبيعت ،برخورد با انواع گياهان و حيوانات ونظم حاكم بر زندگي اونا .
پس اشكال اينه كه ما هر يك مي خوايم بنا به آگاهيهاي خودمون خداروبراي ديگران اثبات كنيم ويا در واقع ما مي خواهيم يك اعتقاد قلبي را براي ديگران اثبات كنيم!! واين هميشه امكانپذير نيست وشايد درست هم نباشه .شايد علت اينكه گفتن در اصول دين تقليد جايز نيست همين باشه.
اگه من بگم خدا هست فقط چون پدرم ميگه يا فلاني ميگه يا تو فلان كتاب نوشته اصلا به نظر خودم اين يك اعتقاد نيست يك تقليده .
Folaani
Monday 10 November 2008, 05:12PM
گویا اراده ی خداوند بر این بوده که ایمان بشر، فرای علم و فلسفه باشه.
بله محتوی معنا و احساس مشترک قابل توجهی بود.
اصولا بحث اختیار انسان، بنظر بنده، فکر میکنم چیزی هم جدای از آن تعریف و انحراف فکری معمول دربارهء اعمال و وقایع باشد که مدام روی آن بحث شده است.
اختیار پایه یعنی همین گزینش و خواست کاملا اختیاری که نمود ذات ما و گرایش اصیل (روح) است.
و مسلما این خواست نمود عملی خواهد یافت (نشانهء آن). البته میزان تاثیر آن در عمل بنا به قدرت موجود است که قدرت نیز حداقل تاحدی بشری بر اثر تلاش در راستای هدف به مرور قابل افزایش است.
بنابراین اختیار تنها عمل نیست، بلکه خود «خواست» هم نتیجه ای از و بهره گیری از اختیار است.
مشاهدهء تفاوت بین حالت حقیقی بودن و نبودن آن آرمان متعالی چیزیست که مخلوقات با اختیار کافی بدان دست می یابند.
خب همه میگویند چیزی بجز خداوند وجود ندارد. بنوعی به زبان بشری، بدی نیز خلاء یا کمبود خوبیست.
میگویند خداوند نور است و نور در نور هویدا نیست. (حال اینکه این نور براستی چیست و چه تناسبی با نور مورد شناخت فیزیکی ما دارد بنده نمیدانم! شاید یک تشبیه است.)
ظاهرا ظلمت ایجاد شد تا این نور هویدا شود (مسلما برای مخلوق).
شما در ظلمت میتوانید با بسته بودن یا انکار چشم ذات خود خداوند را انکار کنید، و میتوانید با چشم ذات او را ببینید.
بیان جالب و تکان دهنده ای در اینمورد در کتابی از یک استاد معنوی خوانده ام.
میفرماید وقتی ملائک مقرب مانند جبرییل به عنوان اولین مخلوقات خلق شدند، آنها نیز خداوند را نمی دیدند و وقتی صدای او را شنیدند گفتند: تو کیستی و خویش را نشان بده!
خداوند گفت من خالق شما هستم و نور در نور بر شما هویدا نمی شود.
پس تاریکی را ایجاد کرد و در آن تاریکی اشعهء نوری که ظلمت را میشکافت هویدا بود...
سپس آنها بابت نشناختن و خطاب کردن خداوند بدان گونه عذرخواهی کردند و به ستایش و پرستش او پرداختند. (مسلما پرستش صرفا دولا و راست شدن نیست!! احتمالا پرستش واقعی از روی عشق کامل است)
از بیان نادقیق بنده از چیزهایی که بیادم مانده بنده را معذور بدارید.
شما را نمیدانم، اما من وقتی خودم این جملات را میخوانم (با فرصت و آرامش کافی) احساس خاص قوی و خوشایند و کشش عجیبی بدان احساس میکنم. میخواهم چنین خداوند و چنین سرنوشتی وجود داشته باشد.
من شاید بتوانم با هزار و یک حدس و استدلال و نظریه، که بنا به ذات فکر و علم بشری غیر مطلق و خطاپذیر هستند، توجیه هایی در این باب بیاورم. حتی از شما بهتر از طریق نظریهء داروین که آنرا بخوبی درک کرده ام.
اما وجود من بازهم چیزی ورای آنست یا اینطور میخواهد.
و دلیلی وجود ندارد که من خواست متعالی خویش را با پستی و فناپذیری تعویض کنم.
من میتوانم هم با نظریهء داروین کار کنم و هم با خواست خودم. و خویش را نه از علم و دنیا و نه از معنویت و پتانسیل و احتمالات ورای ماده محروم کنم.
از هر دو لذت خواهم برد و پتانسیل و تلاش برای بهره گیری از هردو را خواهم داشت.
همانطور که حتی علم مدرن مادی نیز جز برای لذت و گرایش و آسایش ما و بهره گیری از پتانسیل های احتمالی آینده بوجود نیامد.
پس باید ثابت کرد که معنویت در این راستا نیست یا ضد آنست تا ادعا کرد که نباید طرف آنرا گرفت.
حتی ارزش و گرایش حقیقت جویی نیز به خودی خود مفهومی ندارد.
ما از آنرو حقیقت جو هستیم که این حقیقت جویی گرایش ماست که از رسیدن بدان «لذت» میبریم و چون از آن نتایج خوشنود کنندهء دیگر میبینیم و کاربرد عملی پیدا میکنیم (همانند علم مادی - گرچه این کاربرد لزوما ملموس و فوری و مستقیم نیست) و در مقابل اغلب از «رنج» هایی میرهیم.
مواد مخدر از آنرو خوب نیست که دایمی و کامل نیست و ما را از بهره گیری از جنبه های دیگر و ظرفیت و احتمالات دیگر باز میدارد و نهایتا به زودی به زوال میکشاند و احتمال رنج ما از بابت عقب ماندگیمان وجود دارد. وگرنه چه بدی ای داشت؛ چرا بد بود؟!
اگر ما بتوانیم همه چیز را باهم داشته باشیم، خب اینکار را میکنیم!
اکثر تناقضات، مخلوق جهل خود ما هستند و واقعیتی بر اساس ذات و معیار واقعی ما ندارند.
مواد مخدر هم برای لذت است. غذا خوردن هم برای لذت است. معنویت هم برای لذت است. دانش هم برای لذت است. علم هم برای لذت است...
و میگویند شناخت خداوند و عشق الهی ناشی از آن، لذت مطلق و ابدی!
بله اگر چنان خدایی باشد باید اینطور باشد؛ نه؟
ضمنا ما ذاتا بطور کلی خوشبین هستیم و معتقدیم حقیقت در کل خوشایند و قابل بهره گیری است و غایت میتواند از پوچی و فنا پذیری و ناخوشایند بودن، با خواست و تلاش و حقیقت جویی ما، نجات یابد. این حتی «باور» (باور است چون قبل از دست یافتن، توسط همین علم قابل اثبات نیست) بسیاری از دانشمندان علوم مدرن است. حداقل احتمالی که آنرا هرگز رها نخواهند کرد (چون بی نهایت بزرگ و مهم است).
چون این را وجود ما به ما میگوید.
ما میتوانیم مختارانه با چسباندن آن به تکامل داروینی آنرا فلج کنیم و میتوانیم بعکس آنرا مال خودمان بدانیم (هرچند اگر تکامل داروین هم بطور موازی وجود داشته باشد - شاید بطور نسبی و یک مکانیزم از مکانیزم و عوامل متعدد؛ شامل معنویت!).
و اگر حقیقت برخلاف بقیهء بخشهای وجودی ما باشد، یعنی حقیقت غایی اصلا خوشایند نباشد، دیگر آن حقیقت نیز برایمان ارزش و تلاش برایش توجیهی نخواهد داشت.
فراموش نکنیم که علم هم نقص نسبی دارد و هم خطاپذیر است و هم همیشه چیزی ورای آن احتمال وجود دارد!
علم هرگز نمیگوید چیزهای دیگری خارج از دایرهء آن نمیتواند وجود داشته باشد. علم قادر به اثبات «همه چیز شمول بودن» خود نیست. به گمانم حتی قادر به اثبات کمال و خطاپذیری خودش در دایرهء برقراری قوانین خودش نیز نیست.
علم صرفا کشف آن چیزی است که در دایرهء کشف آن قرار دارد. آنچه در این دایره موجود است. نه اینکه چه چیزی در این دایره موجود است و چه چیزی نیست و همینطور در ورای آن.
و بنظرم حتی اینکه چه چیزی کی کشف خواهد شد یا حتی هرگز کشف نخواهد شد (بنا به محدودیت های احتمالی انسانی) برایش معلوم نیست.
Folaani
Monday 10 November 2008, 05:15PM
از بین مذاهب اسلامی تنها تشیع تعریف عدالت در مورد خداوند رو قبول داره، سایرین اعتقاد دارن که عدالت در مورد خداوند معنای قابل درکی برای ما نداره بلکه خداوند به دلیل مالکیت مطلقش، هرکاری انجام بده عین عدالته.
فکر نمیکنم گزینش هر یک از این دو نظر با اساس استدلال بنده مشکلی پیدا بکند.
بنظر منهم عدالت قابل تحمیل به خداوند نیست. همچون هرچیز دیگری!
حداقل ما در حال حاضر قدرت تحلیل و اثباتش را نداریم.
اما استدلال بنده بر مبنای وجود آن بنا شده است نه اینکه اثبات کنیم اگر خدایی باشد چطور عدالت هم باید باشد.
عدالت ناشی از ذات خداوند و اثر وجود اوست همانطور که هست (نه اینکه این وجود باید چه باشد - یعنی لزوما نیک و دادگر باشد).
خلقت بر اساس رحمت است، پس عدالت نیز باید باشد؛ وگرنه این رحمت و هدف آن پایمال میگردد!
اگر مخلوقی از روی رحمت و برای سعادت خلق شود و بعد سعادتمند نگردد آیا یک تناقض نخواهد بود؟
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.