PDA

نمايش نسخه نهائي : آیا موسیقی روح انسان را تصفیه می کند؟!


mehrdad_123
Wednesday 8 October 2008, 06:22PM
بسم رب المولانا بقیه ا... الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء
ا...هم عجل لولیک الفرج
:smile07::smile07::smile07:

عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوستان گرامی اهل فضل

در این سرنگار می خواهیم صرف دلایل عقلی به نقد موسیقی بپردازیم ان شاا...


قبل از شروع بحث از دوستانی که قدرت بحث علمی و نقد علمی ندارند تقاضا می شود وارد این سرنگار نشوند که وقت دوستان را هم نگیرند و هدف این سرنگار را با کج فهمی های خود ضایع نگردانند-
با تشکر



برای بررسی ها مشروح و همه جانبه درباره ی موسیقی و خواص روانی آن از دیدگاه روانی خاص و روح وابسته به واقعیات مخصوصا وابسته به مقام اعلای الهی مباحث بسیاری لازم است که بدون تالیف مجلات مستقل در این باره نتایج اطمینان بخشی بدست نخواهد آمد.
ما پس از تحقیقات مناسب درباره ی موسیقی که بوسیله ی آثار نویسندگان زبردست و چه بوسیله ی ملاحضات شخص و مذاکرات طولانی و بی غرضانه خود موسیقیدانانی که تا حدودی توانسته اند از عشق به ظاهر خوشایند و شکل ملایم طبیعت موسیقی تجاوز نموده و محتوای آنرا مورد دقت قرار بدهند به این نتیجه رسیدیم که اظهار نظر درباره ی لزوم و شایستگی موسیقی خیلی مشکل تر و معما تر از آن است که مردم سطحی نگر چه موافق و چه مخالف صورت می دهند
اغلب این نوشته ها و دفاع ها و حملات از تحلیل ها و استنباطات سطحی تجاوز نمی کند هم اکنون به یاد دارم که پس از بحث و بررسی عمیق و طولانی درباره ی موسیقی با یکی از آهنگ سازان چنین گفت که من به هیچ وجه نمی گویم موسیقی غذای روح انسان است بلکه می گویم چاشنی و عامل تنوع روانی است کسی می گفت: در مقابل این همه خشونت جریانات طبیعت و بدبختی ها و ناگواریهای فراوان که در زندگانی اتنسانی وجود دارد ما مجبوریم به موسیقی روی بیاوریم دیگری می گفت امروزه استفاده های زیادی ازموسیقی در بیماری های روانی شده است آن یکی بیان می کرد که با آمار گیری و تجربه ثابت شده است که موسیقی کار کارگران را افزایش می دهد بالاخره گروهی دیگر معتقدند که موسیقی نه ساز و آوازهای تبهکاری در تصفیه و رشد روحی و ظرافت روانی اثر غیر قابل تردیدی دارد در بیتی هم که جلاالدین در مورد سماع گفته است مضمونی را بیان می کند که بسیار قابل توجه است او می گوید : سماع غذای روح عاشقان است زیرا سماع , سماع خیال و رویاهای خیال , وصال عاشق را به معشوق در دورن او به تموج در می آورد.
دلایل مزبور که برای تجویز سماع به معنای موسیقی آورده شده است -به جز دلیل اخیر- بیشتر به ضعف و درماندگی انسان دلالت می کند تا ضرورت و شایستگی خود موسیقی . وقتی که در مضمون دو بیت مزبور :
پس غذای عاشقان باشد سماع
که در او باشد خیال استماع
قوتی گیرد خیالات ضمیر
بلکه صورت گردد از بانگ صفیر

اگر دقت لازم و کافی داشته باشیم خواهیم دید که شکل موسیقی جز برانگیختن خیال و تقویت تجسیمات روانی , چیز دیگری نیست.
موسیقی موجب وصال نیست , بلکه خیال وصال را در انسان تحریک می کند و نهایت کاری که موسیقی انجام می دهد,این است که از خیالات و توهمات تجاوز نموده , به تجسیم صورت مطلوب می انجامد در این مورد جلالالدین می گوید:
جمله عالم ز اختیار و هست خود
می گریزد در سرپرست خود
می گریزد از خودی در بیخودی
یا به مستی یا به شوق ای معتدی
تا دمی از هوشیاری وارهند
ننگ خمر و بنگ بر خود می نهند

آیا ما با این تخیلات و تجسیمات صریحا مرتکب خلاف واقعیات نمی شویم؟ به این معنا که کوتاه شدن دست انسان از دامن مطلوبش ,مسلما به یک عده عوامل واقعی مستند است,نادیده گرفتن این عوامل واقعی که به ساییده شدن روح در مقابل واقعیات می انجامد , چه این ساییده شدن به طور مستقیم مستند به نشستن در گوشه ی اتاق یا باغ و کوه و غوطه ور شدن در اوهام و خیالات بوده باشد و چه مستند به موسیقی و سماع باشد که محرک اوهام و خیالات پادر هوا است.
اگر وصال چنان چه در بیت جلال الدین آمده است (اجتماع با معشوق) واقعیت داشت , عاشق هرگز به موسیقی و سماع احتیاجی نداشت, همچنین سایر آهنگهایی که به عنوان رمزی برای واقعیت نواخته می شود , اگر خود آن واقعیات تحقق می پذیرفت , نواخت آن آهنگ بی مورد و شبیه به این بود که با دسترسی به غذا , خودمان را با خیال غذا و آهنگی که آنرا مجسم می کند , دلخوش بداریم.
بنابراین چنان چه گفتیم احساس نیاز به موسیقی و سماع , بیشتر به بشر دلالت می کند تا به کمال و عظمت او , وانگهی جلال الدین بارها در کتابش مثنوی کوشش برای بدست آوردن حال های روحانی لذت بخش را محکوم کرده می گوید:
لیک صافی فارغ است از وقت حال ص
صوفی ابن الوقت باشد در مثال
.
.
.
آن که او گاهی خوش و گه ناخوش است
یک زمانی آب و یکدم آتش است
برج مه باشد و لیک ماه نی
نقش بت باشد ولی آگاه نی
....

آیا جلال الدین که با ابیات فوق حال های زود گذر روحی را محکوم می نماید, می تواند موسیقی و رقص و سماع را که از راه تحریک و خیال و تجسیم , حال ایجاد می کند برای انسانها تجویز نماید ؟ یا نشان از تناقض گویی های این شخص است؟!

چرا که او صریحا می گوید : نقش بت باشد ولی آگاه نی- با این صراحت چگونه جلال الدین روا می دارد که رهروان کوی الهی به جهت حال پرستی مانند بت جامد و ناهشیار باشد؟!
ممکن است گفته شود : بدان جهت که بدست /اوردن حال از مقدمات مقام , دایمی است , چه مانعی دارد که برای رهروان کوی حق و حقیقت در ابتدای کار , موسیقی و سماع برای تحصیل حال تجویز شود؟
پاسخ این سئوال و سئوالاتی از این قبیل را در ادامه خواهیم داد ان شاا...
- با ما همراه باشید
با تشکر
دوستدار شما مهرداد:smile07:

yar-mahdi
Friday 10 October 2008, 12:23AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم

با تشکر از جناب مهرداد عزیز به خاطر ایجاد این سرفصل .
بنده مطالب بسیار خوبی راجع به موسیقی جمع کرده ام که همگی کپی کتاب است . اگر کسی وقت داشته باشد آن ها را تایپ کند ، خدمت بزرگی به بشریت کرده است .

والسلام

Mr.Dambalos
Friday 10 October 2008, 12:57AM
سلام
تیتر یکی از خبرگزاری ها در یک گزارش این بود
موسيقي غذاي روح است ؛از هر رستوراني خريد نكنيد!!
نظر من اینه موسیقی بد نیست در موقعی که به جنون و دیوانگی و پرخاش و بی بندوباری نکشه میشه موسیقی بیکلام لایت گوش داد یا موسیقی کلام دار اما با مفهوم یعنی خواننده یه چیزی خوب یاد آدم بده نه مثل بعضی از گروه ها فقط فحش بدن یا فقط عشق عاشقی یا ترویج فساد کنن

ما باید طرف موسیقی بریم که به ما سود برسونه نه ضرر همونطور که اگه غذای بد از رستوران بد بگیریم به خودمون ضرر میزنه موسیقی بد هم به روح و روانمون ضربه میزنه

مهساM
Friday 10 October 2008, 01:42AM
من فقط یه جواب میگم اون هم اینه که
اگه ادم رو تغذیه نمیکرد چرا موسیقی ابشار و نغمه پرنده ی مهاجر ادم رو زیر و رو میکنه ؟؟!!

mehrdad_123
Friday 10 October 2008, 06:27AM
بسم رب المولانا بقيه ا... الاعظم:
ا...هم عجل لوليك الفرج
عرض سلام خدمت دوستان و اساتيد گرامي كه لطف كردند و اين سرنگار را با قدم خود نورانيش كردند
توكلت علي ا...
++++++++++++++++++++++++++++++


بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم

با تشکر از جناب مهرداد عزیز به خاطر ایجاد این سرفصل .
بنده مطالب بسیار خوبی راجع به موسیقی جمع کرده ام که همگی کپی کتاب است . اگر کسی وقت داشته باشد آن ها را تایپ کند ، خدمت بزرگی به بشریت کرده است .

والسلام

استاد گرامي ! ضمن تشكر از حضور شما ...
بنده چون خود نيز در اين رابطه تحقيق مي كنم و بسيار علاقه مندم كه تحقيقات خود را گشترده تر وسيع تر انجام دهم بسيار خوشحال خواهم شد اگر لطف بفرماييد و اگر خودتان هم نتوانستيد مطالب را به بنده بدهيد تا به نيابت از طرف شما مقدمات تايپش را فراهم كنيم.

با تشكر:smile07:

mehrdad_123
Friday 10 October 2008, 07:21AM
تیتر یکی از خبرگزاری ها در یک گزارش این بود
موسيقي غذاي روح است ؛از هر رستوراني خريد نكنيد!!
نظر من اینه موسیقی بد نیست در موقعی که به جنون و دیوانگی و پرخاش و بی بندوباری نکشه میشه موسیقی بیکلام لایت گوش داد یا موسیقی کلام دار اما با مفهوم یعنی خواننده یه چیزی خوب یاد آدم بده نه مثل بعضی از گروه ها فقط فحش بدن یا فقط عشق عاشقی یا ترویج فساد کنن

ما باید طرف موسیقی بریم که به ما سود برسونه نه ضرر همونطور که اگه غذای بد از رستوران بد بگیریم به خودمون ضرر میزنه موسیقی بد هم به روح و روانمون ضربه میزنه

عليكم السلام دوست عزيز:smile07:
ضمن تشكر از حضورتان عارضم خدمتتان كه بلي نظري كه شما مي فرماييد بسيار والاتر از ديگر نظريه هاست و اين نشان از تفكر والاي شما و ديگر دوستاني است كه بدينگونه به موسيقي مي نگرند اما نكته ي مهمي در اين بين وجود دارد اين است كه ما موسيقي را نمي شناسيم كه به قول شما غذاي روح باشد يكي از انواع موسيقي كه حال مي شود نسبت به ديگر گونه هاي آن معنا گراتر هست و همان موسيقي است كه جلال الدين آنرا و سماع را غذاي روح به قول خودش عاشقان مي پندارد كه البته اگر عنايت داشته باشيد ما در مطالب فوق و ادامه ي آن مطالب ان شاا... نقد اين ديدگاه را آورده ايم و خواهيم آورد و به كمك شما و ديگر دوستان تمام سعي خود را خواهيم كرد كه به مدد منجي كل جهان در آخر اين سرنگار با حفظ احترام نسبت به هم نتيجه ي خوب و مفيدي را در كنار هم ان شاا... استنباط كنيم



من فقط یه جواب میگم اون هم اینه که
اگه ادم رو تغذیه نمیکرد چرا موسیقی ابشار و نغمه پرنده ی مهاجر ادم رو زیر و رو میکنه ؟؟!!

ضمن تشكر از حضور گراميتان :smile07:
عارضم به حضور محترمتان كه كاملا حق باشماست موسيقي طبيعي به ضرر بشر نيست در كل از جمله ديدگاههايي كه موسيقي را به دو گونه تقسيم مي كنند موسيق طبيعي و موسيقي مصنوعي است
موسيقي طبيعي همانا نغمه هاي جويبارها و صئاي آبشارها و صداي وزش بادهاي ملايم در درختان , نواي پرندگان آواز قمري و كبك هزار دستان . اين گونه نواهاي طبيعي چون غالبا يك رنگ و يك نواخت و بر يك آهنگ و ميزان ملايم است , مسرت بخش مي باشد.
اما موسيقي مصنوعي همانطور كه عنايت داريد عبارت است موسيقي هايي كه بدست بشر ساخته شده است و وسايل مصنوعي آن , در دنياي كنوني عبارت است از تار,ويلون,سنتور ,آكاردئون ,گيتار و ... آهنگ هاي مصنوعي داراي زير و بم و ارتعاشات و تحريكات گوناگوني است كه گاه مي خنداند و زماني مي گرياند,گاهي به حد افراط نيروي نشاط را در آدمي تحريك مي كند,زماني سخت او را به ديار اندوه مي فرستد يا او را در حيرت و بهت فرو مي برد و گاهي انديشه هاي منطقي او را به خيالات و پندارها تبديل مي كند. در صورتي كه آهنگ هاي طبيعي چنان كه عرض كرديم نمودهاي مستقيم واقعيت هايي است كه در جريانند...
بنده شما را هم دعوت مي كنم تا با حضورتان در اين سرنگار و پي گيري ادامه ي مطالب با نقد سازنده ي خودتان ما را در نيل به هدف سعادت و داشتن ذهني سالم و پرتوان و در نهايت رسيدن به همان خوشبختي و سعادت ياري بفرماييد

------------------------------------------------------------
خدمت دوستان عارضم كه ادامه ي مطالب و پاسخ به سئوالات مربوطه كه در پست اول اشاره شد به زودي نوشته خواهد شد.


***ذكر يك اعتراف هم فكر نكنم گفتنش خالي از لطف باشد:

دوستان ببينيد اين جملات را از اين جهت عرض مي كنم كه با پيش فرض قرار دادن يكسري مسائل در مورد بنده مطالب و مقصود مرا تخطئه نفرماييد و بطور منطقي با مطالب همديگر روبرو شويم ان شاا...
بنده خود در يك خانواده اي بزرگ شده ام كه اهل موسيقي بوده و هستند و خود بنده نيز زماني در شهر تهران نزد برجسته ترين اساتيد موسيقي سنتي به تحصيل علوم موسيقي و آواز پرداخته ام و چنان شيفته ي موسيقي بودم كه حتي در برخي مواقع به خود اجازه مي دادم مثلا يادگار دوست شهرام ناظري را جايگزين عبادات خود بكنم و چنان به من القا شده بود كه احساس مي كردم هر بار با گوش دادن به اين نوع موسيقي ( مثلا عرفاني) خداوند را از خود راضي كرده ام و حقيقت و معني واقعي را دريافته ام غافل از اينكه اين حالي زود گذر و پر از ضرر روحي جسمي بيش نيست از كساني بودم كه در محافل موسيقي با قدرت هر چه بيشتر از محيط مقدسي كه خود براي موسيقي ساخته بودم دفاع مي كردم احكام دين را هم كه قبول نمي كردم و براي خودم تفسير مي كردم و اصلا مي گفتم احتياجي به كسب علوم مختلف نيست دين خيلي ساده است اين سختي ها رو اين آخوندها درست كردن كه ججايي براي حكومت كردن خودشون باز كنن ( كه البته با بسياري از آخوندهاي امروزي و سياست مداران كاملا مخالف بوده و هستم و خود را جزو هيچ حزبي نمي دانم و نخواهم بود %) در صورتي كه اون سادگي كه من مي ديدم خيلي سخت تر و خطرناك تر از اين بظاهر سختي هاي دين بود كه همگي آزادي واقعي و رها شدن از پوچي را من و شما ارمغان آورده است بنابراين ديد بنده كه ديد غلطي هم بود صرف تكيه به عقل خودم بوده است لذا بخش عمده اي از دلايل بنده كه منجر به آزاد شدن از زندان موسيقي شد را دلايل عقلي تشكيل مي دهد نه نقلي.


در آخر:
خاطرات و درد دلهايم بسيار است اما به همين قدر اكتفا مي كنم تا ان شاا... سببي شود كه دوستان بدون هيچگونه پيش فرضي نسبت به بنده جبهه گيري خاصي نداشته باشند باز هم تاكيد دارم كه بنده در اينجا موضع اسلامي حلال و حرام بودن ندارم موضع من كاملا بر پايه ي علوم عقلي هر چند ناقص جدا از نقل است و كار فقاهت هم كار من و امثال من نيست و حلال و حرام بودن آن را ديگران مشخص مي كنند نه من و امثال من.



موفق و پيروز و سربلند باشيد:smile07:

السيد الاميني
Friday 10 October 2008, 05:12PM
السلام علیکم

روح انسانی تلطیفش و روحانیتش و معنویت ان فقط از راه معارف الهی که از راه نبی و ولی و وصی رسیده است تعالی پیدا می کند و رشد می کند .

و اما موسیقی با این که در باب فقه بعض از فقهاء در حرمت ان فرق گذاشتن بین موسیقی لهوی ( مناسب با مجالس اهل لهو) و غیر لهوی .

ولی روایاتی در رسیده است که ذکرش بی مناسبت نیست:




الله الرحمن الرحیم
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: پنچ طایفه هستند که خداوند در روز قیامت به آنها نگاه نمی کند تا جائیکه فرمودند یکی از آنها اهل موسیقی است.
تفسیر عیاشی
********************



امام هشتم علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: هر کسی که به مدت چهل روز در خانه خود تار و نی و چیزهای دیگر از آلات لهو و لعب و موسیقی را از قبیل دف و طبل های بزرک و کوچک و شطرنج و امثال آن از آلات قمار نگه دارد پس چنین آدمی برگشت نموده بسوی غضب وخشم پروردگار و اگر در مدت این چهل روز از دنیا برود ، مرده است در حالیکه فاجر و فاسق و بد عمل بوده و جایگاه او جهنم است و بد بازگشتی دارد.
کتاب غایة الامال تالیف فاضل ماقانی
********************

امام صادق علیه السلام فرمودند: خبیث ترین چیزها و بدترین چیزها که خدا خلق کرده(برای امتحان) موسیقی است. موسیقی عامل فقر و احتیاج و بدبختی و عامل نفاق و دور بودن است.
مستدرک الوسائل حاجی نوری ********************

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در دنیا آلت غناء و موسیقی داشته و بکاربرده است در روز قیامت از قبرش با روی سیاه بیرون آید در حالیکه بدست او آلتی از موسیقی ولی از جنس آتش است ، به محشر قدم گذارد. و هفتاد هزار ملک عذاب از بالای سر او در پروازند و بدست هر کدام از آنها حربه ای از آتش است که میزنند بر سر و صورت او به امر خدا و فرمود از قبر کور و کر و لال بیرون آید. و کسی که زنا کند در دنیا به همان حال و کسی که عود و نی و ضرب به دف و دایره بزند به همین حالت باشد.
جامع الاخبار و لئالی الاخبار ********************

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که موسیقی گوش کند خدا در گوش او تخم باطل و افتراء میریزد.
لب الالباب
********************
حضرت صادق علیه السلام فرمودند: خانه ای که در آن موسیقی زده شوداز بلاهای بزرگ و مرگهای ناگهانی (سکته و...) در امان نیست و دعا در آن خانه مستجاب نمی شود و ملک در آن خانه وارد نمی شود.
وسائل الشیعه
********************

ازامـام صادق علیه السلام در باره شطرنج و نرد سوال شد، حضرت فرمودند: نزدیک آن دو نشوید( که حرام است و حرام قُـرُق الهی است هر که به آن نزدیک می شود، ابتدا روحش و سپس بتدریج جسمش هم نابود میشود)
مستدرک الوسائل جلد 2 صفحه 459
********************
از امام صادق علیه السلام در باره شطرنج سوال شد حضرت فرمودند:کارهای مجوسیان را رها کنید خدا لعنتشان کند.
اصول کافی جلد 6
*******************
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله می فرمایند: کسی که با شطرنج بازی میکند ملعون است و تماشاگر آن مانند کسی است که گوشت خوک می خورد.
بحار الانوار جلد 66 صفحه 483
*******************

فضل بن شاذان میگوید از امام رضا علیه السلام شنیدم که فرمودند : هنگامی که سر مقدس امام حسین علیه السلام را نزد یزید لعنت الله علیه آ وردند ، دستور داد سفره ای گستردند . خود و یارانش به خوردن آبجو پرداختند ، وقتی که سرمست شدند دستور داد سر مقدس حضرت را در طشت گذاشته و زیر تختش جای دادند و بساط شطرنج را بر آن گستردند و یزید مشغول بازی شطرنج شد ، و در همان حال از امام حسین و پدر و جدش بد گوئی میکرد و به آنان ناسزا می گفت و مسخره میکرد ، هر گاه از رقیبش میبرد سه مرتبه آبجو می خورد و ته مانده پیاله اش را کنار آن تشت می ریخت سپس امام رضا فرمودند : هر که از شیعیان ما می باشد ، از آبجو و بازی با شطرنج پرهیز کند . و هر که به آبجو و شطرنج نظر نماید و یزید را لعنت کند ، خدا در برابر آن گناهان او را بیامرزد هر چند به شماره ستارگان آسمان باشد . بحار الانوار، جلد 45 ص 176

ویلسون
Friday 10 October 2008, 08:46PM
تو خون ما ایرانیا موسیقی و دامبالی دومبود بوده و هست شما ها هم نمی تونید کاریش کنید

ویلسون
Friday 10 October 2008, 08:48PM
ما داریم شادی و نشاط می کنیم ولی شما داری حرص می خوری که اینها برای جامعه بد است
پس باز هم قر میدیم و میرقسیم و شادی می کنیم شما هم حرص بخور برات خوبه

yar-mahdi
Friday 10 October 2008, 08:56PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم


استاد گرامي ! ضمن تشكر از حضور شما ...
بنده چون خود نيز در اين رابطه تحقيق مي كنم و بسيار علاقه مندم كه تحقيقات خود را گشترده تر وسيع تر انجام دهم بسيار خوشحال خواهم شد اگر لطف بفرماييد و اگر خودتان هم نتوانستيد مطالب را به بنده بدهيد تا به نيابت از طرف شما مقدمات تايپش را فراهم كنيم.

با تشكر:smile07:لطفا ً با من تماس بگیرید .

sefid2
Friday 10 October 2008, 10:01PM
با عرض پوزش از استارتر تاپيك
السلام علیکم

روح انسانی تلطیفش و روحانیتش و معنویت ان فقط از راه معارف الهی که از راه نبی و ولی و وصی رسیده است تعالی پیدا می کند و رشد می کند پس تكليف اونايي كه اسم نبي و وصي به گوششون نخورده چيه؟



رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: پنچ طایفه هستند که خداوند در روز قیامت به آنها نگاه نمی کند تا جائیکه فرمودند یکی از آنها اهل موسیقی است.خدا رحم كنه با اين اوضاع ما همه جهنمييم.


امام صادق علیه السلام فرمودند: خبیث ترین چیزها و بدترین چیزها که خدا خلق کرده(برای امتحان) موسیقی است. موسیقی عامل فقر و احتیاج و بدبختی و عامل نفاق و دور بودن است.

مستدرک الوسائل حاجی نوریآها ميگم چرا اين جيمز هتفيلد اينقدر بيچارست و به نون شبش محتاجه!!!!:smile31:




ازامـام صادق علیه السلام در باره شطرنج و نرد سوال شد، حضرت فرمودند: نزدیک آن دو نشوید( که حرام است و حرام قُـرُق الهی است هر که به آن نزدیک می شود، ابتدا روحش و سپس بتدریج جسمش هم نابود میشود)چرا؟



پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله می فرمایند: کسی که با شطرنج بازی میکند ملعون است و تماشاگر آن مانند کسی است که گوشت خوک می خورد.چرا؟


داش ويلسون پس اينجايي ما رو تنها گذاشتي:smile07:

ویلسون
Friday 10 October 2008, 10:20PM
داش ويلسون پس اينجايي ما رو تنها گذاشتي:smile07:
آره دارم کج راهان را همراهی میکنم

mehrdad_123
Friday 10 October 2008, 11:17PM
سلام بر دوستان عزيز:smile07:

دوستان آيا مطالب نوشته شده ي در اول اين سرنگار را خوانديد يا نه؟!(جناب ويلسون با شما هستم)


پس تكليف اونايي كه اسم نبي و وصي به گوششون نخورده چيه؟
دوست گرامي بر اونها تكليفي نيست بوقت ظهور حجت بر همه تمام خواهد شد ان شاا...


خدا رحم كنه با اين اوضاع ما همه جهنمييم

بلي خدا رحم كنه مخصوصا الآن كه بنده وقتي دارم برايتان دليل مي آورم و تقاضاي بحث منطقي رو مي كنم اينچنين سرنگار را به بازي مي گيرد و با خودتان دشمني مي كنيد


آها ميگم چرا اين جيمز هتفيلد اينقدر بيچارست و به نون شبش محتاجه!!!!

دوست عزيز!
حديث كل وضعيت جامعه را بيان مي كند كه افرادي تن پرور بوجود آمده اند نه شخص را كه عده اي را معتاد خود كرده اند و پول به جيب مي زنند!


چرا؟

كمي صبر داشته باشيد تا پست هاي آتي ان شاا...


************************************************
:smile07:جناب ويلسون سلام بر شما:smile07:


آره دارم کج راهان را همراهی میکنم این مهرداد سطحی نگر را
شما هم بیا من در تاپیک متال به زودی مطلب میزارم


ما داریم شادی و نشاط می کنیم ولی شما داری حرص می خوری که اینها برای جامعه بد است
پس باز هم قر میدیم و میرقسیم و شادی می کنیم شما هم حرص بخور برات خوبه


تو خون ما ایرانیا موسیقی و دامبالی دومبود بوده و هست شما ها هم نمی تونید کاریش کنید
به کوری چشم مهرداد من و هم قطارانم العان در حال قر دادن هستیم

ویلسون
Friday 10 October 2008, 11:59PM
آقای درستش کردم

مهساM
Saturday 11 October 2008, 01:02AM
چرا فقط قصد کوبیدن هم رو داریم؟؟اینجا داریم بحث میکنیم که 4 چیز که نمیدونیم یاد بگیرم و 4 چیز که فکرمیکنیم درسته به بقیه بگیم پس احترام به نظرات هم واجبه
خیلی وقتها اسباب و الاتی که به دست بشر باز سازی میشه و یه نوعی کوپی برداری میشه از طبیعت؛ کاربردهای نادرستی ازش میشه
از موسیقی مصنوعی گفتین منم میگم همین موسیقی خیلی ها رو به حالت وصل رسونده نمونش موسیقی سریال امام علی که یکی از جاودانه هاشده
ولی نمونه های مخرب موسیقی جدیدا خیلی زیاد شده
خود موسیقی و ریتم ایرادی نداره اون طرز استفاده ماس که خرابش میکنه
انگور و سرکه و ...به ذات مشکلی ندارن ولی وقتی دست کاری قدرت روی اون انجام میشه و یه کارهای دیگه روش انجام میدن میشه مشروب که ... خب
من میگم با ید از موسیقی خوب دفاع کرد و موسیقی بد رو اونقدر محکومش کرد که از طرف مای ایرانی و به اسم ایرانی به گوش کسی نرسه
همه چیز این دنیا برای بهتر شدن ماس از هر نظر
ولی
با این ترانه های مزخرفی که دارن جونامونو مسموم میکنن هیچی که عایدمون نمیشه که هیچ کلی هم اثر مخرب داره
من خودم شاهد دیونه بازی های یکی از همین اثرات بودم

mehrdad_123
Saturday 11 October 2008, 01:13AM
سلام بر شما سركار خانم مهسا

از بابت قضاوتي كه مشخص است سعيتان بر اين است كه تمام و كمال انصاف را رعايت كنيد و از همه مهمتر ديد معناگرايانه اي كه نسبت به موسيقي داريد حقير به سهم ناچيز خود تشكر مي كنم و به شما تبريك مي گويم ان شاا... كه تا آخر بحث لياقت استفاده كردن از محضر شما دوستان گرامي را داشته باشم.

و اما مطلبي كه شما فرموديد در واقع مي شود اينگونه مطرح كرد كه :


بدست اوردن حال از مقدمات مقام , دایمی است , چه مانعی دارد که برای رهروان کوی حق و حقیقت در ابتدای کار , موسیقی و سماع برای تحصیل حال تجویز شود؟

اين همان سئوالي است كه بنده قصد دارم ان شاا... در وهله ي اول به كمك شما و ديگر همراهان بدان بپردازم كما اينكه در پست اول هم ذكر كردم البته نمي دانم تا چه اندازه دوستان مطالب پست اول را مورد بررسي قرار دادند ولي ايكاش مطالب همديگر را بطور دقيق پيگيري كنيم تا ان شاا... همانطور كه شما هم فرموديد در انتهاي كار مطالب مفيدي رو از هم ديگه ياد بگيريم

با تشكر از همه ي شما دوستان عزيز:smile07:

ویلسون
Saturday 11 October 2008, 09:30AM
خب من یه سوال دارم
چرا مثلا حالت شادی و مسرت ناشی از موسیقی یا هر حالت دیگری را بد میدانید؟

بنده تا جایی که اطلاع دارم آیت... خامنه ای خود نوازنده ی تار هستند
یعنی همان آلات مصنوعی !

sefid2
Saturday 11 October 2008, 02:38PM
سلام
خوب جناب مهرداد شما موضع خودتان را در قبال موسیقی بیان بفرمایید؟مخالفید,موافق؟با چه قسمی؟
آیا در گوش دادن به موسیقی, شعر بیشتر مورد نظرتان هست یا ملودی؟
اگر آهنگی شعری نامناسب اما ملودی مناسبی داشته باشد از آن روی برمیگردانید؟
اگر در بحثتان صداقت داشته باشید ما هم خوشحال میشویم از هم صحبتی با شما

مهساM
Sunday 12 October 2008, 12:31AM
اقا مهرداد که همون اول هم گفتن فقط قصد باز کردن و بحث در این مورد رو دارن و گفتن خودشون هم از خانواده موسیقی هستن دیگه چه موضعی دلتون میخواد عنوان بشه

مهساM
Sunday 12 October 2008, 01:09AM
ببخشید جناب مهرداد خان منظور شما اینه که برا ی رسیدن به اون حالت وصل و طرب رو به موسیقی و سماع بیارن و از این چیزا کمک بگیرن؟؟

شيفته
Sunday 12 October 2008, 11:23AM
چقدر خوشحالم كه اين تاپيك زده شده است و از آقا مهرداد ممنونم !هميشه دلم مي خواست علت مخالفت هاي ايشون رو با هرنوع موسيقي بدونم ؟
البته ببخشيد آقا مهرداد ولي من احساس مي كنم شما در اين رابطه كمي داريد از اين طرف بوم به پايين مي افتيد .
ممكنه موسيقيدان ها و گروه نوازنده موسيقي دچار غفلت هايي باشند كه بعضي را از اين حرفه متواري كنند ولي خود موسيقي چه عيبي دارد ؟
من احساس مي كنم نبايد بخاطر گناه بودن زنا ،روابط زناشويي را زير سوال برد!و ايراد كلي گرفتن از موسيقي شبيه به چنين قضاوتي است !
پيشاپيش از توضيحات شما براي روشن شدن خودم متشكرم !

SAFA
Sunday 12 October 2008, 12:48PM
گذشته ها ... (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=2672&highlight=%E3%E6%D3%26%231740%3B%DE%26%231740%3B)

شيفته
Sunday 12 October 2008, 01:17PM
گذشته ها ... (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=2672&highlight=%E3%E6%D3%26%231740%3B%DE%26%231740%3B)
در اين آدرس بحث خيلي طولانيه و خوندنش سخته !
من بيشتر مي خوام بدونم دليل علمي براي ضرر داشتن همه نوع موسيقي چيه ؟
خودم بسيار از موسيقي هارو رد مي كنم چون با شنيدنشون كاملا متوجه افزايش هيجانات نفساني مي شم ولي گمان مي كنم اگر هم نخواهيم با اين اغراق بگوييم كه موسيقي سبب تصفيه روح است ولي مي توان از آن بعنوان يك تسهيل كننده نام برد .
مثلا بدون موسيقي من با 10 دقيقه ورزش كردن به نفس نفس مي افتم ولي با موسيقي هاي مخصوص ورزش راحت مي تونم يكساعت و نيم ورزش كنم ،خب اين ايرادش كجاست ؟بنظر من ورزش كردن خودش شكر گزاري به درگاه خدا از نعمت بدني است كه به ما داده و چيزي كه بتنونه در اين زمينه كمكمون كنه نمي تونه عامل گناه باشه !
يا وقتي دلمون گرفته با يك ترانه پر احساس و آرامش بخش اشك مي ريزيم و حال و هوامون عوض مي شه !

sefid2
Sunday 12 October 2008, 04:20PM
اقا مهرداد که همون اول هم گفتن فقط قصد باز کردن و بحث در این مورد رو دارن و گفتن خودشون هم از خانواده موسیقی هستن دیگه چه موضعی دلتون میخواد عنوان بشه
يعني چي بحث رو باز كنن؟كدوم مطلب گنگه؟ايشون به گفته خودشون اهل موسيقي بودن و الان نظر مثبتي در اين باره ندارند.فكر كنم اگه خودشون به سوالم جواب داده بودن بهتر بود.
اما به نظر من ايشون اين تاپيك رو زده تا عقيده خودشونو بيان كنه نه اينكه دنبال حقيقتي باشه و در آخر هم اين تاپيك رو به امضاشون اضافه كنه و پيروزي خودش رو تو فاروم جار بزنه.نحوه نگرش ايشون از امضاش كاملا پيداست.

mehrdad_123
Sunday 12 October 2008, 05:24PM
سلام بر دوستان عزيز كه اين سرنگار را بقدم خودشان نوراني كرده اند
قبل از هر چيز عذر خواهي مرا در دير پاسخ دادن به مطالب و فرمايشات گهرباري كه همه ي شما فرموديد بپذيريد مسائلي برايم پيش آمده است كه دو روز ديگر به جمع شما عزيزان خواهم پيوست البته سعي مي كنم ان شاا... در ساعات آتي يك پست در ادامه ي مطالب پست اول كه پاسخگوي برخي از سئوالات هم خواهد بود بفرستم ان شاا...

فقط باز هم تاكيد دارم كه بنده نه قدرت فقاهت دارم نه اينجا مي خواهم به اين نتيجه برسم كه موسيقي حرام است يا حلال است همين اندازه كه مقداري در اين رابطه بر پايه ي مشتركات عقلاني جدا از نقل صحبت كنيم برايمان مفيد خواهد بود ان شاا... لذا دوستان عزيز سعي كنند تا آنجايي كه برايشان مقدور است مباحث فقهي را وارد بحثمان نكنند:smile07:

در آخر از اينكه دوستان تمام سعي خود را مي كنند تا بحث و گفت و گويي صميمانه داشته باشيم كمال تشكر را دارم اميدوارم كه لياقت ادب و صميميت شما را داشته باشم تا ان شاا... مطالب خوبي را بتوانم از شما دوستان ياد بگيرم.:smile07::smile07::smile07:




ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق

Arshanoosh
Sunday 12 October 2008, 07:34PM
اين مطلب رو يادم رفته از چه كسي شنيدم ولي مي نويسم
"اولين چيزي كه پيشرفت مي كنه موسيقي هست و اوج تكامل جامعه اي رو ميشه از موسيقي اون جامعه درك كرد و اولين نشانه سقوط جامعه اي سقوط موسيقي است"

از نظر من هم موسيقي وسيله اي است كه ميشه خيلي كارها باهاش كرد
ممكنه سراغاز تحول باشه مثل سرودهاي انقلابي
ممكنه حس آشوبگري رو بيدار كنه مثل موسيقي اكثر سياها
ممكنه حس ذوق و احساس رو بيشتر كنه مثل موسيقي سنتي

هيچ چيز ذاتا بد نيست فقط ممكنه استفاده هاي بد. ما رو نسبت به اونها بدبين كنه

یا علی اغاز عشق
Sunday 12 October 2008, 10:25PM
بسمه تعالي







1- دلکش‌ترين آهنگ‌هاي موسيقي شوم‌ترين آثار را روي اعصاب انسان مي‌گذارد مخصوصاً هنگام گرمي هوا اين تاثير بيشتر مي‌شود.


2- موسيقي، اثري همچون الکل و افيون در روح و روان انسان مي‌گذارد، يعني با رخوتي که در اعصاب ايجاد مي‌کند، موجب مي‌شود که انسان موقتاً از واقعيت‌هاي زندگي فاصله گرفته و در عالم اوهام غرق شود.


3- هر چند موسيقي لذت و تخدير آني و زودگذر ايجاد مي‌کند ولي نابساماني‌هاي بسياري در پي دارد.


4- يکي از بزرگترين اثرات سوء موسيقي بر روان آدمي، سوق دادن آن به طرف شهوت و تحريک قواي حيواني و پاره کردن پرده‌هاي حيا و عفت اوست.


5- موسيقي عواطف انساني را در هم شکسته و انسان را سخت دل مي‌کند.


6- ضعف اعصاب که سرچشمه امراض ديگر و مهمترين عامل پيدايش ناراحتي‌هاي جسمي و روحي است از موسيقي نشات مي‌گيرد.


7- سست شدن نيروي اراده و ارتعاشات ناخودآگاه،‌ عصبي و خارج کردن اعضاء و جوارح از تحت فرمان انسان و رکود فکري، به طوري که دانشمندان به موسيقي لقب «سرپوش فکر» را داده‌اند.


8- موسيقي عامل سکته قلبي است، اين حالت ناشي از هيجانات کاذبي است که از طريق موسيقي در انسان ايجاد مي‌شود.


9- بسياري از سردردها از گوش دادن طولاني و عميق به موسيقي نشات مي‌گيرد.


10- تاثير منفي در روي جنين مادران حامله، به طوري که ضربان قلب طفل در رحم، بر اثر گوش دادن مادر به موسيقي، از حالت تعادل خارج شده و بخصوص از 6 ماهگي به بعد به تندي زده مي‌شود.


11- بيماري فشار خون،‌ تضعيف حس شنوايي و بينايي، افسردگي و خمودگي، تهيييج عشق تا سر حد جنون، اتلاف وقت و... از جمله عوارض ديگر اين پديده خسارت بار مي‌باشد.

mehrdad_123
Monday 13 October 2008, 12:07AM
fبسم رب المولانا بقيه ا...الاعظم
ا...هم عجل لوليك الفرج
توكلت علي ا...
سلام بر دوستان عزيز
قصد دارم در محضرتان مطالب بسياري ياد بگيرم ان شاا... لذا ما را بي نصيب مگذاريد
-----------------------------

قبل از اينكه به ادامه ي پست اول بپردازيم بهتر است چند سطري هم در خصوص لذت موسيقي در حضور شما بزرگواران صحبت كنيم

http://www.musicshop.ir/shop/images/tar-1.jpg

لذت شنيدن موسيقي

لذت و احساس خوشي كه معلول شنيدن موسيقي است با تاريخ بشري دوشادوش در تمام جوامع وجود داشته است. به اين معنا كه هر يك از جوامع,با در نظر گرفتن تنوع دوران هايش, نوع يا انواعي از موسيقي را مورد بهره برداري قرار داده و روان خود را با موسيقي به غلط يا درست نوازش داه اند.!!!
انكار اين موضوع بي شباهت به انكار كردن طبيعت گرايي بشر نيست. بشر , نشان طبيعت گرايي را كه ناشي از لذت خود خواهي در تمام قرون و اعصار بوده است , بر پيشاني خود دارد. آنچه براي يك انسان شناس همه جانبه مطرح است , اين است كه آيا اين لذت چيزي از واقعيت مطلوب آدمي مي كاهد يا بر آن مي افزايد؟!
اگر كمي دقت داشته باشيم,خواهيم ديد كه لذت خود گرايي نه تنها بالاتر از لذت موسيقي است,بلكه اصلا قابل مقايسه نيستند,زيرا خود گرايي كه اجراي اميال بي نهايت را در اين زندگاني ضروري مي بيند به متن حيات نزديك تر از موسيقي است زيرا افراد فراواني پيدا مي شوند كه موسيقي را متن حيات قرار نمي دهند, در صورتي كه خود خواهي براي اكثريت قريب به اتفاق , مانند محور اساسي زندگي تلقي شده است و هيچ جاي ترديد نيست كه همه ي مكتب هاي انساني, اعم از ديني و اخلاقي و ساير مكتب هايي كه شايسنگي انسان را مطرح مي كنند,خود خواهي را محكوم نموده و لذتش را فريبنده و بي اساس دانسته اند , بنابراين اگر دليل شايستگي موسيقي همان احساس لذت بوده باشد,به هيچ منطقي تكيه نمي كند.
درست است كه تحريك مثبت و تشجيعي را كه موسيقي انجام مي دهد ما را از موجوديت حقيقي خود با يك گروه نوسانات بالاتر مي برد ولي هنگامي موسيقي تمام مي شود,يك سرازيري حقيقي در خود احساس مي كنيم و ميبينيم كه موسيقي سايه اي از ما براي ما ساخته و آن را بالا برده بود.اكنون شبح مصنوعي از بين رفته , واقعيات با همان خشونت براي ما نمودار مي شود.!!!!!!!
http://www.blogfa.com/photo/k/keyhankalhor.jpg
و خلاصه بايد گفت بشر از نظر كمبودي كه در معرفت توانايي مواجهه با واقعيت دارد , موسيقي را براي تسلي خود تاييد مي كند, سپس نام ان را ضرورت مي گذارد و عمده دليل ما هم همين است كه ادعا مي كنيم انسان ها بايد در زندگاني روحي و طبيعي , با خود واقعيات روبرو گردند و خود را در مقابل هيجانات پا در هوا نبازند و آمادگي واقعي خود را از دست ندهد تا بتواند اختيار را از خود سلب كند.
اگر موسيقي آنچنان كه عاشقان دلباخته اش مي گويند , حقيقتا روح انساني را تصفيه مي كند , چرا با شيوع موسيقي در شرق و غرب , دوران بيماري هاي رواني و فساد اخلاقي به حدي است كه گفت و گو درباره ي آن باعث شرمساري است؟

http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/130gh.jpg


ما نمي دانيم كه اگر انسانها به اين اندازه به موسيقي اشتغال نمي ورزيدند و با خود واقعيات روبرو مي گشتند , چه اندازه راه ترقي و اعتلا را مي پيمودند!!!!!!!



مي گويند امروزه , متاسفانه مانند دورانهاي گذشته , موسيقي يكي از آن موضوعات است كه اكثريت قريب به اتفاق, آن را تاييد مي كنندو اگر چيزي واقعا ضرر داشت,آيا مي توانست اين اندازه مردم را به خود مشغول بدارد؟
مي گوييم صحيح است , ولي فراموش نكنيم كه بشر در دوران هاي گذشته , بردگي را هم زير بناي تمام مسائل اجتماعي و سياسي خود قرار داده بود و به فكر هيچ كس نمي رسيد كه يك اصل خلاف انساني بوده باشد حتي ارسطوها و افلاطون ها از آنها با تمام تاكيد دفاع مي كردند.
امروزه اگر مردم از انديشه هاي عميق درباره ي مسائل اجتماعي و رواني و تكامل به معناي عمومي سر باز مي زنند , آيا مي توان گفت: اين اكثريت بدون علت صحيح نمي تواند از انديشه ي صحيح سر باز زند؟ پس ناچاريم. اين هم يك واقعيت است كه بايستي تمام موضوعات , از نظر سطحي آن ها رسيدگي كرد؟!
امروزه جوانان اروپا و آمريكا و كشورهاي زيادي از آسيا , در مستي شگفت آوري به سر مي برند. براي آنان زندگي شكل هدفمند خود را نشان نمي دهد آيا مي توان گفت زندگاني هدفي ندارد؟ زيرا اگر هدفي داشت جوانان امروزي ما هم در جست و جوي آن تلاش مي كردند؟ خلاصه براي انسان خردمندي كه مي خواهد همه ي موضوعات را از نظر همه جانبه بنگرد, روش اكثريتي كه برتراند راسل فيلسوف انگليسي درباره ي آن مي گويد : هر فردي از انسان زاويه اي براي جنون دارد!! و راه اعتدال را بشر هنوز نمي شناسد يا راه اعتدال را نمي رود!! هيچ گونه ملاك نمي باشد و نمي تواند راه واقعي را به او نشان بدهد.
ما نمي گوييم و نمي خواهيم لذت هاي احساس را محكوم كنيم ما مي خواهيم انسان ها اسير احساساتي نگردند كه انديشه در واقعيات را از آنها بگيرد و انفعالي در آنها ايجاد كند كه شخصيت آن ها را تنها منفعل (پذيرا) , نه خلاق , تربيت كند و نيز مطلب نهايي ما در موسيقي اين است كه اين زندگاني محدود را كه مي تواند با عالي ترين فعاليت هاي مادي و روحي اشباع شود , نبايستي در بيهودگي كه شبحي از آرزوهاي شكست خورده يا حماسه و تحريكات هوائي در عين حال لذت بخش سپري كرد.




تقديم به همه ي شما
:smile07::smile07::smile07:

A+CH
Monday 13 October 2008, 12:26AM
سلام
اگه مقوله ی دینی مربوط به موسیقی رو کنار بذاریم. کلا موسیقی یه نوع اعتیاده که باعث میشه آدم از بقیه ی کاراش بمونه:D.و قسمتی از مغز رو به خودش اختصاص میده که با اون قسمت میشه خیلی فکرها،طرح ها وکارای بهتری پایه ریزی کرد.
البته موسیقی لایت و بدون خواننده رو باید از این مقوله جدا کرد. که اونی هم که روانشناسا میگن باعث آرامشه این موسیقیه..........نه که رپ و متال...قابل توجه بعضیا.
خلاصه که هممون به یه نوعی معتادیم.;):D

مهساM
Monday 13 October 2008, 12:43AM
نه بابا جدی گفتی؟؟
کدوم اعتیاد ؟؟کدوم هنگ کردن؟؟بستگی داره چه کار انجام بدی
من خودمو میگم وقتی دارم روی کارهای پروژه هام کار میکنم و یه نقشه ای رو برنامه ریزی میکنم اگه یه موسیقی لایت گوش کنم کارم یه لذت دیگه داره و یه نتیجه خیلی بهتر

A+CH
Monday 13 October 2008, 12:50AM
منم موسیقی لایت رو از اون مقوله جدا کردم(دقیق بخونید بعد متهم کنید:D)

مهساM
Monday 13 October 2008, 12:56AM
شما همون اولش حرف از اعتیاد زدین دیگه ادامش مهم نبود:D

mehrdad_123
Monday 13 October 2008, 01:04AM
چرا مثلا حالت شادی و مسرت ناشی از موسیقی یا هر حالت دیگری را بد میدانید؟

بنده تا جایی که اطلاع دارم آیت... خامنه ای خود نوازنده ی تار هستند
یعنی همان آلات مصنوعی

سئوال اولتان را در حال توضيح دادن هستيم بسيار كلي فرموديد دوست گرامي
در مورد آقاي خامنه اي هم اولا بنده اطلاعي ندارم در ثاني بحث بنده بحث فقهي نيست و دركل با بحث ما نامروبط است

سلام
خوب جناب مهرداد شما موضع خودتان را در قبال موسیقی بیان بفرمایید؟مخالفید,موافق؟با چه قسمی؟
و عليكم السلام
بنده با زندان مخالفم با آزادي موافقم!:)

آیا در گوش دادن به موسیقی, شعر بیشتر مورد نظرتان هست یا ملودی؟
بنده موسيقي گوش نمي دهم نزديك دو سال بايد باشد ...

اگر در بحثتان صداقت داشته باشید ما هم خوشحال میشویم از هم صحبتی با شما

شما لطف داريد
يك مسئله را هم خدمت همه ي دوستان عرض مي كنم بنده نه مي خواهم كسي نظرش را تغيير دهد و نه پيروز و شكستي در اينجا مطرح باشد همانطور كه شما بزرگواران هم مي فرماييد بياييد فقط از صحبت هاي همديگر استفاده كنيم و همينقدر كه من بعد اين صحبت ها باعث شود همه ي ما جلوي ديدگاهمان به موسيقي يك علامت سئوال بگذاريم بسيار بسيار عالي است (چه مخالفين موسيقي چه موافقين موسيقي)

ببخشید جناب مهرداد خان منظور شما اینه که برا ی رسیدن به اون حالت وصل و طرب رو به موسیقی و سماع بیارن و از این چیزا کمک بگیرن؟؟

بلي خواهر گرامي دقيقا همين منظورم بود كه برخي مي گويند پيش نياز حال دائمي است.

چقدر خوشحالم كه اين تاپيك زده شده است و از آقا مهرداد ممنونم !هميشه دلم مي خواست علت مخالفت هاي ايشون رو با هرنوع موسيقي بدونم ؟
ممنون از لطفتون ان شاا... كه بتوانم در حضور همه ي شما شاگردي كنم و مثل هميشه مطلب ياد بگيرم

البته ببخشيد آقا مهرداد ولي من احساس مي كنم شما در اين رابطه كمي داريد از اين طرف بوم به پايين مي افتيد .

گوشزد خوبي بود سعي مي كنم بازنگري در عقايدم داشته باشم:)

ممكنه موسيقيدان ها و گروه نوازنده موسيقي دچار غفلت هايي باشند كه بعضي را از اين حرفه متواري كنند ولي خود موسيقي چه عيبي دارد ؟
در همين بحث همراه ما باشيد و ما را با نقد سازنده ي خود ياري دهيد.%

من احساس مي كنم نبايد بخاطر گناه بودن زنا ،روابط زناشويي را زير سوال برد!و ايراد كلي گرفتن از موسيقي شبيه به چنين قضاوتي است !
اجازه بدهيد كمي با نظر شما مخالف باشم
البته از همين قياس شما هم مي شود استنباط كرد كه همانطور كه شرعي بودن روابط زناشويي دليل بر افراط در اين راه نيست بايد به موسيقي هم از اين ديدگاه نگاه كرد ديدگاهي كه به باد فراموشي سپرده شده است و اصلا روز و شب ما جوانان را با همين موسيقي پر كرده اند !!! چه هدفي را دنبال دارند اهل خرد ورزي هستيد و خود قضاوت خواهيد كرد.
اما روابط زناشويي نياز يك جامعه است و از اسباب پيشرفت جامعه است ولي آثار تخريبي كه موسيقي آن هم با اين ديدگاه كه موسيقي لازمه ي بشريت است بر جامعه مي گذارد جبران ناپذير است خواهر گرامي!
ان شاا... در پست هاي آتي از آثار تخديري و تخريبي موسيقي بيشتر باهم گفت و گو خواهيم ركد.

پيشاپيش از توضيحات شما براي روشن شدن خودم متشكرم
بنده از حضور شما و ديگر دوستان كمال تشكر را دارم

اما به نظر من ايشون اين تاپيك رو زده تا عقيده خودشونو بيان كنه نه اينكه دنبال حقيقتي باشه و در آخر هم اين تاپيك رو به امضاشون اضافه كنه و پيروزي خودش رو تو فاروم جار بزنه.نحوه نگرش ايشون از امضاش كاملا پيداست

ان شاا... كه در طول بحث ديدتان نسبت به بنده تغيير خواهد كرد بنده چه نيازي به جار زدن دارم؟! به ولاي علي قسم كه تمام خانواده ام فداي او شوند اگر امضايم را به آن شكل درآورده ام فقط و فقط سعي بر جلوگيري از عوام فريبي آن گروهك بوده نه چيز ديگري - اگر هم امضاي بنده شما را ناراحت كرده است بنده عذرخواهي مي كنم و عرض مي كنم كه قصد جارزدن و احيانا منيتي دركار نبوده است:smile07:


اين مطلب رو يادم رفته از چه كسي شنيدم ولي مي نويسم
"اولين چيزي كه پيشرفت مي كنه موسيقي هست و اوج تكامل جامعه اي رو ميشه از موسيقي اون جامعه درك كرد و اولين نشانه سقوط جامعه اي سقوط موسيقي است"
دوست عزيز اين ديدگاه از آنجايي نشات مي گيرد كه ما فكر مي كنيم موسيقي آن هم با غرق شدن در عالم موسيقي مي توانيم پيشرفت داشته باشيم و موسيقي در ما تاثير مثبتي خواهد داشت و اين همان تاثير تخديري و زودگذر حين گوش دادن به موسيقي است كه سبب شده است ما اينگونه فكر كنيم در حالي كه آنچه كه بشريت را مي سازد نه موسيقي است بلكه تربيت و پرورش علمي است كه در دنياي امروز مخصوصا كشورهايي مثل ايران كه اصلا از تربيت و پرورش جامعه فقط كتك زدن مردم رو ياد گرفته اند ...
موسيقي فقط خيالات پوچي را براي ما به ارمغان مي آورد كه ناگذيريم براي فرار از واقعيت زندگي و برپايي يك زندگي ايده آل هميشه بدنبال اوهاماتي باشيم كه آرزوهاي بر باد رفته را در آن اوهام بيابيم ...


از نظر من هم موسيقي وسيله اي است كه ميشه خيلي كارها باهاش كرد
ممكنه سراغاز تحول باشه مثل سرودهاي انقلابي
ممكنه حس آشوبگري رو بيدار كنه مثل موسيقي اكثر سياها
ممكنه حس ذوق و احساس رو بيشتر كنه مثل موسيقي سنتي
حقيقت نيازي به حال زود گذر ندارد
و اصل انسانيت به ما مي گويد كه همه باهم برابرند و انسانن لذا نبايد با آلت قرار دادن وسيله اي مردم را رعيت خود كنيم سرود نمي شود مردم را برده ي خود كنيم تا آنچه را كه ما از آنها مي خواهيم انجام دهند اگر عمل ما حقيقت است ديگر نيازي به اجبار نيست.


هيچ چيز ذاتا بد نيست فقط ممكنه استفاده هاي بد. ما رو نسبت به اونها بدبين كنه
موسيقي هم ذاتا بد نيست اتفاقا ما در بهشت موسيقي گوش خواهيم كرد اما موسيقي مصنوعي آثار زيانبار فراواني دارد
آيا مواد مخدر را هم مي شود با اين قانون ارزش گذاري كرد؟! (با اين جمله كه هيچ چيز ذاتا بد نيست) و گفت مي شود كمي از مواد را مصرف كرد يا مثلا براي رفع سردرد بجاي مسكن آزمايشگاهي از ترياك استفاده كنيم؟!

:smile07::smile07::smile07::smile07::smile07:

mehrdad_123
Monday 13 October 2008, 01:12AM
ادامه ي پست اول:

http://www.atiban.com/files/atiban-sama400.gif

در پست اول بدينجا رسيديم كه ممكن است پرسيده شود : بدان جهت كه به دست آوردن حال از مقدمات مقام , دايمي است,چه مانعي دارد كه براي رهروان كوي حق و حقيقت در ابتداي كار ,موسيقي و سماع براي تحصيل حال تجويز شود؟
پاسخ اين سئوال روشن است زيرا كدامين منطق واقع بينانه مي گويد كه تعليم و تربيتهايي كه بوسيله ي عمل خارجي و گفتار صحيح و روشن صورت مي گيرد , حذف شود و بوسيله ي موسيقي و سماع كه فاقد محتوي بوده و تنها با شكل خوشايندش خيالات را تحريك مي كند , تحول واقعي در انسان بوجود آورده شود ؟ اگر شما براي اشخاصي كه از نيروي انديشه و تعقل محرومند صدها هزار آهنگ پر معني و زيبا بنوازيد چه تاثير مثبت در آنان ايجاد خواهد كرد؟ در نتيجه براي به ثمر رسانيدن تعليم و تربيت مجبوريم قواي دماغي و خود روان را تقويت كنيم , نه خيالات و تجسيمات پا در هوا را.

موضوع ديگري كه بايد جدا مورد بررسي قرار بگيرد,آن است كه : اين داروي مسكن (در حداكثر) نه براي افزايش عقل انساني كمك مي كند و نه موفقيت او را در روابط اجتماعي و ارتباط با مجموع هستي روشن مي سازد. با قطع نظر از نوسانات و ارتعاشات اعصاب در سمت متضاد واقعيات كه خود مسلما آثار منفي بدنبال دارد, احساس نوازش ظريف از موسيقي و سماع مانند احساس نوازش آن نسيم هم نيست كه به اعضاي جسماني انسان مي وزد, زيرا نسيم نوازشگر اعضاي آدمي را مي نوازد و براه خود مي رود در صورتي كه موسيقي با روان انساني سر و كار دارد و حتي اگر مطابق فعاليتها ي مثبت روان نيز نواخته شود از اعتبار واقعي آن فعاليتها مي كاهد مانند مثالي كه قبلا ذكر شد براي اثبات 2*2=4 و منعكس ساختن آن در ذهن كسي كه آن را واقعي مي داند , به قرار دادهاي اعتباري متوسل مي شويم.
وقتي كه ضرورت جبري يك واقعيت را به ما اثبات كرده است , نه تنها نيازي به وضع قرار داد و پيمان وجود ندارد بلكه انساني كه بسيار قابل انعطاف است براي اثبات و تحقق واقعيت محقق را ناديده مي گيرد , آن دلائلي را كه در اول براي دفاع از موسيقي و سماع نقل كرديم , مي توانيم با ملاحظه هاي فوق مورد انتقاد و تحليل قرار بدهيم.
كسي كه مي گويد موسيقي چاشني روح است اين واقعيت را در نظر نمي گيرد كه ارواح آدمي كه در شعله هاي انحراف از واقعيت ها مي سوزد, چه نتيجه اي از تحريك خيالات و روياهاي غير علمي به دست خواهد آورد, آيا اين تحريكات امضا و ادامه ي تخدير در مقابل واقعيت ها نيست؟!


:smile07::smile07::smile07::smile07::smile07:

مهساM
Monday 13 October 2008, 01:23AM
اوه اقا مهرداد من اصلا موافق نیستم با این حرفاتون
وقتی قرار ادم به یه حال خوش برسه اون هم وصل و مقام های آنچنانی دست خود ادم نیستو این فیض از طرف جای دیگه شامل حال انسان میشه و ادم خودش نمیتونه کاری بکنه و نقشی داشته باشه اون بالایی خودش هر چی صلاح بدونه همون رو انجام میده و اگه رسیدن به اون حال برای من نوعی خوب و واجب باشه بدون این چیزا میسر میشه
البته میشه گفت برا ی اولش که بخوایم یه حال ابتدایی پیدا کنیم یعضی از موسیقی ها خوب باشه و لی اینکه تجویز بشه و بگیم پیش درامد وصل، موسیقیه نه من قبول ندارم

mehrdad_123
Monday 13 October 2008, 01:36AM
آن كه مي گويد خشونت جريانات طبيعت و بدبختي ها و ناگواري هاست كه ما را به موسيقي پناهنده مي كند:


اولا كدامين فرمول علمي ورياضي است كه بتواند حدود واقعي موسيقي را مشخص نموده و بگويد اين نوع آهنگ مي تواند علاج دردهاي ناشي از خشونت زندگي باشد و آن نوع نمي تواند ؟‌ روي اين منطق بايستي براي هر فرد از انسانها ,به شماره ي بدبختي ها و ناگواريهاي زندگانيش يك آهنگ معين بسازيم!!!
ثانيا : آيا با اعتبار به موسيقي , موضوع خشونت و ناملايمات زندگي مبدل به خوشي و آسايش مي شود يا عينك تار بديدگان آدمي مي زند تا واقعيت ها را دگرگون ببيند؟! كار اين انسان خيلي تعجب آور است, مثل اين است كه سوگند خورده است كه براي بازيگري خود در جهان واقعيات حد و اندازه قائل نشود.
آيا براستي موسيقي موجب افزايش راندمان كاري كارگران مي شود؟!
مي گويند آزمايش كرده اند وقتي كه در كارگاهها موسيقي نواخته مي شود راندمان كارگران بيشتر مي شود اين پديده را چگونه مي توان با تحريم موسيقي توجيه كرد؟

http://img.timeinc.net/time/photoessays/2007/jeans/jeans_12.jpg

مي گوييم : چون مسلما افزايش راندمان كار , انرزي مي خواهد خود تموجات صوتي كه نمي تواند در داخل بدن انرزي توليد كند,پس آن كارگر مجبور است انرزي بيشتري را در زمان كوتاه تري از دست بدهد تا پديده ي فوق به وقوع پيوندد پس به اين ترتيب ملاحظه مي شود كه ظاهرا موسيقي در اين جا نقش مثبتي داشته ولي همانطور كه گفته شد اين نقش مثبت ظاهري است و در واقع موسيقي در اينجا هيچ عمل مثبتي انجام نداده بلكه جنبه ي منفي هم داشته است كه باعث شده انرزي كارگران در زمان كوتاه تري صرف شود. به علاوه كدامين اصل انساني مي گويد براي افزايش دادن منافع سوداگران كارگران را در خيالات و تجسيمات بي اساس غوطه ور كنيم؟!؟!؟!؟!؟!

مارش عزا و موسيقي متن

http://www.all-about-beethoven.com/poze/bet11.jpg
ممكن است اين مساله هم مورد توجه قرار بگيرد كه بعضي از موسيقي ها, جنبه ي تحريكات خيالي و تجسيمي بي پايه ندارد , مانند سمفوني بتهوون يا مارش عزا و موسيقي متن... ولي بايستي در نظر گرفت كه هيچ موسيقي نمي تواند از قانون تحريك خيال و تجسيم مستثني باشد.
در نهايت اين گونه كه بعضي از موسيقي ها جنبه ي تحريك به واقعيات را دارد مانند بعضي از سنفوني ها باز مي توان پاسخ داد كه رنگ آميزي واقعيات با پديده ي خيالي از عظمت و جديت واقعيت مي كاهد و روان آدمي جنين تلقي مي كند كه عظمت و جدي بودن واقعيت مربوط به آن رنگي است كه موسيقي به آن مي دهد و به اين ترتيب به جاي اينكه مغز آدمي از نيروهاي انديشه ي منطقي و تجسم و احساسات به طور هماهنگ بهره برداري كند,آن ها را در هم مخلوط نموده و به خنثي شدن همه ي انها از واقعيات طبيعي خود مي كشاند...
يك هشدار نهايي براي خودم و هركسي كه ارزشي نسبت به مطالبي كه بنده آوردم قائل است:
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/dd/Achtung.svg/80px-Achtung.svg.png
محققان و دانشمندان پركار و متتبع , درباره ي پديده ي موسيقي به حد لازم و كافي به مطالعه و بررسي پرداخته اند و در نتيجه به دلايل و شواهد قانع كننده اي دست نيافتند كه ضرورت و يا شايستگي موسيقي را بدون ضرور رواني اثبات كند پس نتيجه منطقي كه ما با آن روبرو هستيم عبارت است از احساس لذت از پديده اي به نام موسيقي با احتمال ضرر رواني و ضرر نافرماني در مقابل تعهد تكليف مقام اعلاي انسان الهي كه در دنبال خواهد داشت.
موضوع اين احتمال از نظر هويت انساني فوق العاده با اهميت است زيرا مساله ي روان و تعهد الهب در كار است و اين احتمال ضرري است كه از انحراف روان كه بزرگترين حقيقت عالم هستي و نمونه اي از عظيم ترين نشانه ي الهي است , ناشي مي شود و عقل و وجدان از چنين ضرري ما را بر حذر مي دارد و عذابي كه در دنبال منحرف ساختن روان تصور مي شود, عذابي است كه از خيانت به امانت الهي ناشي مي شود لذا شخصي كه ممنوعيت موسيقي را گوشزد مي كند در حقيقت بزرگترين حمايت را از درون آدميان به عهده گرفته است.

تاثيرات شوم موسيقي در وجود انسان:


1: ايجاد عدم تعاون و توازن اعصاب سمپاتيك و پارا سمپاتيك
2:مرض ماني (manie)
3:مرض پارانويا(Paranoia)
4:مرض سيكلوتمي(Cgclothmie)
5:كوتاهي عمر
6:ضعف اعصاب
7:اختلالات دماغي (اغتشاشات مغزي,هيجانات روحي , جنون)
8:تاثيرات قلبي
9:واسطه ي انتحار و خودكشي
10:بيماري فشار خون
11: عامل فحشاء
12:تضعيف و تضييع حس شنوائي (سامعه)
13:تضعيف و تضييع حس بينايي (باصره)
14:هيجان
15:سلب اراده و شكست شخصيت
16:سلب غيرت
17:عامل جنايت
18:جلب توجه غير طبيعي
19:از دست دادن نيروي فكري و امتيازات بشري
20:تضييع نيروي قضاوت
21:افسردگي و خمودگي
22:تهييج شهوت
23:شكست عمر و جوان مرگي
24:زنجير بردگي
25:روش لغو
26:اتلاف وقت
هر كدام از اين موارد فوق در مباحث روانشناسي جايگاه بسيار والايي دارند چرا كه روان اشخاص است كه جامعه اي را مي سازد و والاترين موئلفه ي شخصيت هاي بزرگ مي باشد و بشريت با همين روان است كه توانايي دست يابي به سعادت و خوشبختي و در نهايت مدينه ي فاضله اي را خواهد توانست بسازد لذا هميشه جاي بحث داشته و دارد و پرداختن به هر كدام از اين موارد ساعتها زمان خواهد برد اما ان شاا... به قدر توان و نياز مواردي را در حد توان مورد بحث و گفت و گو قرار خواهيم داد.




:smile07::smile07::smile07:با تشكر از همه ي شما دوستان عزيز:smile07::smile07::smile07:

mehrdad_123
Monday 13 October 2008, 01:44AM
اوه اقا مهرداد من اصلا موافق نیستم با این حرفاتون
وقتی قرار ادم به یه حال خوش برسه اون هم وصل و مقام های آنچنانی دست خود ادم نیستو این فیض از طرف جای دیگه شامل حال انسان میشه و ادم خودش نمیتونه کاری بکنه و نقشی داشته باشه اون بالایی خودش هر چی صلاح بدونه همون رو انجام میده و اگه رسیدن به اون حال برای من نوعی خوب و واجب باشه بدون این چیزا میسر میشه
البته میشه گفت برا ی اولش که بخوایم یه حال ابتدایی پیدا کنیم یعضی از موسیقی ها خوب باشه و لی اینکه تجویز بشه و بگیم پیش درامد وصل، موسیقیه نه من قبول ندارم


احسنت
از اين نگاه منصفانتون خيلي تشكر مي كنم.
و عنايت داريد كه همين حال اوليه است كه ديگران مي خواهند با دستگاه هاي مختلف بدان برسند و شما مي فرماييد كه حال از يه جاي ديگه به آدم عطا ميشه و اصول خودش رو نياز داره

با تشكر

j-19
Monday 13 October 2008, 03:01AM
تمام موسیقی هایی که انسان رو از حالت طبیعی خارج میکنه و به قولی لذت بخشه

انسان رو به وهم و خیال کاذبی میبره ، که در طول زمان آثار مخربی داره

شيفته
Monday 13 October 2008, 08:14AM
ممنون از همه دوستاني كه مطالبي نوشتند و خواندم از بعضي استفاده بردم و برخي متاثرم كرد !
در مطالبي كه آقا مهرداد گذاشته بودند و مطلبي كه داداش علي گفت نكته بسيار مهمي بود و اون عدم وابستگي به موسيقي بود و من كاملا با اين مطلب موافقم .اين يك اصل كلي است و ربطي به موسيقي ندارد ،هيچ چيزي نبايد در ما وابستگي و يا در حد بالاتر اعتياد بوجود بياورد چرا كه هرگونه وابستگي در اين دنيا باعث مي شود روح اسير شود و از تعالي باز ماند .حتي نوشيدن چاي و يا غذا خوردن و خوابيدن و مسايل ديگر نبايد براي ما بصورت يك اصل مهم زندگي در بيايند .
من هنوز هم اعتقاد دارم كه موسيقي را بيشتر مي توان به عنوان يك وسيله ابزاري يا تسهيل كننده نام برد !
مهسا جان جالب نوشته بود كه رسيدن به آن حالات معنوي و روحاني توفيقي است كه از جانب خداوند بايد شامل حال هر كسي شود و من با يقين مي گويم كه اگر كسي با عشق قرآن تلاوت كند و يا به نماز بپردازد (توجه كنيد گفتم عشق نه يك وظيفه شرعي و يك تكليف ) همين حالات از جانب خداوند به او وارد خواهد شد . كساني كه براي رسيدن به اين حالات از موسيقي يا انجام حركات موزوني استفاده مي كردند ،اعمال ديني خود را برحسب وظيفه انجام مي دادند نه عشق !
ولي سوالي كه در اينجا مطرح مي شود اينست كه آيا پرداختن به يك دين خشك و متعصب و بدون عشق بهتر است و يا رسيدن با حالات معنوي اگرچه با استفاده از آن مراسم خاص؟آيا خداوند چيزي غير از عشق است ؟آيا اين جهان بر اساس چيزي غير از عشق ساخته شده است ؟

مطلب ديگري كه در نوشته هاي آقا مهرداد بود ايراد به موسيقي بود كه انسان را از واقعيت دور مي كند و به يك حالت مجازي مي برد؟و سوال من اينست كه آيا اين قضاوت درباره فيلم هاي سينمايي ،سريال ها ،كارتون ها و حتي همين محيط مجازي باشگاه صادق نيست؟آيا حضور ما در اين محيط مجازي مانع حضور ما در محيط واقعي زندگيمان است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آيا بعد از تماشاي سريال حضرت يوسف احساس بطالت بهمون دست مي ده يا اشك تمام صورتمون رو پوشونده و غرق لذت معنوي شده ايم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و اما مي رسيم به موسيقي هايي كه انسان را از حالت طبيعي خارج مي كند .آيا يك بيمار رواني كه در حال طبيعي در تيمارستان به همه مي پرد و خطرناك است ولي با شنيدن موسيقي خاصي از اين حالت طبيعي خارج مي شود ولي حال غير طبيعي او هم براي خودش بهتر است و هم براي اطرافيان ،موسيقي را زير سوال مي برد ؟پس بايد توجه كنيم كه حالت طبيعي ما چگونه است و تاثير موسيقي بر آن چه مي باشد ؟
ايراد از موسيقي در يك نگرش كلي مانند ايراد از ترياك است .
اگر عده اي افراد كم ظرفيت و حقير از ترياك استفاده هاي افراطي مي كنند باعث مي شود كه استفاده ترياك در ساخت داروهاي مسكن ممنوع شود ؟آيا چون عده اي براي رسيدن به حالت نشئگي از تزريق مورفين استفاده مي كنند بايد استفاده مورفين در آرام بخشي به كسي كه عمل جراحي سختي را پشت سر گذاشته است ممنوع گردد .
آيا بارها خود ما از مدير اين باشگاه خرده نگرفتيم كه چرا بجاي برخورد با عده اي كه نمي توانند از محيط بحث خوب استفاده كنند ،كل تاپيك را قفل مي كند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منتظر شنيدن نظرات دوستان و كسب فيض هستم :)

شيفته
Monday 13 October 2008, 08:19AM
.نحوه نگرش ايشون از امضاش كاملا پيداست.
البته نگرش ايشون در امضاشون نگرش بسياري از ماست و ربطي به بحث درباره موسيقي ندارد .

Arshanoosh
Monday 13 October 2008, 10:48AM
آقا مهرداد نظر شما د رمورد سماع چي هست ؟؟؟؟؟؟
لطفا كوتاه باشه جوابتون

Arshanoosh
Monday 13 October 2008, 10:53AM
من خودم موسيقي رو بسيار دوست دارم
چون همونطور كه گفتم يك سري احساسات رو در انسان زياد ميكنه و موسيقي به خوبي مي تونه احساسات شما رو عوض كنه
مدت زماني كه من در خارج از ايران بودم موسيقي متال رو زياد گوش ميكردم و در چند مورد به كنسرت رفتم در اون زمان واقعا روحيات من تغيير كرده بود ولي خوشبختانه متوجه اين تغييرات شدم و اون نوع موسيقي رو كنار گذاشتم.
موسيقي كه حس خشونت و بي بند باري و جنايت رو به انسان الغا نكنه هيچ مشكلي نداره

sefid2
Monday 13 October 2008, 03:38PM
البته نگرش ايشون در امضاشون نگرش بسياري از ماست و ربطي به بحث درباره موسيقي ندارد .

منظور من اين بود كه ايشون ما رو هم به ليست امضاشون اضافه ميكنن نه صرف عقيدش

مهساM
Monday 13 October 2008, 03:42PM
من با یه سری از صحبتهای اقا مهرداد مخالفم
برا ی هر درمانی یه نوع داروی خاصی تجویز میشه با توجه به خصوصیات اون شخص
برای من که بیست و چند ساله به طور مرتب دارم از موسیقی استفاده میکنم ولذتشو میبرم این امراضی که گفتن به وجود نیومده :)
موسیقی البته به نظر من چیزی نیست که ادم رو از کارش معطل بزاره یه جور چه جوری بگم برنامه ریزی میکنه و به کارهام ریتم میده من اگه کاری داشته باشم که باید تا صبح بیدار بمونم اگه صدای موزیک یا رادیو رو نشنوم همه چی خراب خروب در میادو اون طوری که دوست داشتم پیش نمیره
یکی از دوستای من یه واحد طراحی میگذروند که توی اون استادشون هر جلسه از یه نوع موسیقی خاص استفاده میکردو از دانشجوها میخواست بدون فکر کردن به موضوع خاصی اونچه که توی روح و ذهنشون میگذره و رو ترسیم کنن و عجیب نتایج جالبی داشت
در گذشته شطرنج جزو مکروهات البته اگه جزو حرامها نباشه دقیق یادم نیست ولی الان نه خیلی هم مستحب ولی
باید دید کی میخواد ازش استفاده کنه
همین شطرنج الان برای خیلی ها حرام و برا ی خیلی ها واجب
کسی مثل اقای بهجت که به چیز های بزرگتری رسیدن و باید وقت برای چیزای دیگه ای بزارند وقت گذاشتن برای بازی شطرنج حرامه چون ایشون رو از خیلی چیزای واجب تر محروم کرده ولی براییه جوونی که عاطل و با طل داره میگرده و نمیتونه از وقتش استفاده درستی بکنه واز این بازی لذت میبره واجب میشه
بعضی از مسایل به خوده ادم بر میگرده باید ببینه برا ی اون چه جور تاثیری داره
موسیقی برا ی من لازمه ولی بر ای کسی که احتیاج به سکوت و تمرکز فوق العاده داره نه پس یه حکم قاطع نمیشه براش صادر کرد
در ضمن این حرف تون رو هم باهاش مشکل دارم که مخالف جمله" هیچ چیز ذاتا بد نیست" هستید
مواد مخدر الان توی خیلی از داروهای ارام بخش استفاده میشه و مسکن برا ی خیلی از درد هاس پس باید بگیم چون مواد مخدر نسازیم و استفاده نکنیم؟؟!!
از هر چیز باید به بهترین نحو استفاده کرد خدا هیچ چیز ی رو بدون دلیل خلق نکرده
ببخشید زیاد نطق کردم:D

mehrdad_123
Monday 13 October 2008, 04:07PM
سلام دوستان گرامي!:smile07:
از حضور دوستان و مطالبي كه فرمودند بسيار متشكرم نكاتي از فرمايشاتتان ياد گرفتم فقط چند نكته را بايد عرض كنم كه ان شاا... به زودي خدمتتان مي رسيم.


:smile07:ا...هم عجل لوليك الفرج:smile07:

Arshanoosh
Monday 13 October 2008, 04:41PM
در ضمن این حرف تون رو هم باهاش مشکل دارم که مخالف جمله" هیچ چیز ذاتا بد نیست" هستید
مواد مخدر الان توی خیلی از داروهای ارام بخش استفاده میشه و مسکن برا ی خیلی از درد هاس پس باید بگیم چون مواد مخدر نسازیم و استفاده نکنیم؟؟!!
از هر چیز باید به بهترین نحو استفاده کرد خدا هیچ چیز ی رو بدون دلیل خلق نکرده
ببخشید زیاد نطق کردم:D

با كليات حرف شما موافقم
شما حرف من رو بد متوجه شديد
من ميگم هيچ چيز ذاتا بد نيست ممكنه ما استفاده بد ازشون بكنيم مثال اين حرف رو هم شما اورديد در رابطه مواد مخدر
مواد مخدر به نوبه خودش بد نيست چون همونطور كه فرموديد در داروها استفاده ميشه ولي امروزه ميبينيم كه مواد مخدر به يك عامل بدبختي تبديل شده چون استفاده نادرست ازش ميشه
موسيقي هم اصلا چيز بدي نيست ولي متاسفانه امروزه بخشي از موسيقي دچار تغييراتي شده كه ممكنه مشكل درست كنه

sefid2
Monday 13 October 2008, 04:47PM
دلکش‌ترين آهنگ‌هاي موسيقي شوم‌ترين آثار را روي اعصاب انسان مي‌گذارد چرا دلكش ترين ها شومترين ها هستند؟از اين آثار شوم بگو؟چندتا آهنگ دلكشم بگو كه همچين اثري دارن.

موسيقي، اثري همچون الکل و افيون در روح و روان انسان مي‌گذارد، يعني با رخوتي که در اعصاب ايجاد مي‌کند، موجب مي‌شود که انسان موقتاً از واقعيت‌هاي زندگي فاصله گرفته و در عالم اوهام غرق شود.اتفاقا موسيقي من رو به بهترين نحو به واقعيات زندگي نزديك كرد.اين مطلبو بخونيد


Music Thought To Enhance Intelligence, Mental Health And Immune System
ScienceDaily (June 22, 2006) — A recent volume of the Annals of the New York Academy of Sciences takes a closer look at how music evolved and how we respond to it. Contributors to the volume believe that animals such as birds, dolphins and whales make sounds analogous to music out of a desire to imitate each other. This ability to learn and imitate sounds is a trait necessary to acquire language and scientists feel that many of the sounds animals make may be precursors to human music


Another study in the volume looks at whether music training can make individuals smarter. Scientists found more grey matter in the auditory cortex of the right hemisphere in musicians compared to nonmusicians. They feel these differences are probably not genetic, but instead due to use and practice.
Listening to classical music, particularly Mozart, has recently been thought to enhance performance on cognitive tests. Contributors to this volume take a closer look at this assertion and their findings indicate that listening to any music that is personally enjoyable has positive effects on cognition. In addition, the use of music to enhance memory is explored and research suggests that musical recitation enhances the coding of information by activating neural networks in a more united and thus more optimal fashion.
Other studies in this volume look at music's positive effects on health and immunity, how music is processed in the brain, the interplay between language and music, and the relationship between our emotions and music

.

وقت ترجمه ندارم خودتون زحمت بكشيد و مطالعه كنيد
منبعhttp://www.sciencedaily.com/releases/2006/06/060622172738.htm
مطالب بسيار جالب ديگري هم هست كه توصيه ميكنم بخونيد



يکي از بزرگترين اثرات سوء موسيقي بر روان آدمي، سوق دادن آن به طرف شهوت و تحريک قواي حيواني و پاره کردن پرده‌هاي حيا و عفت اوست.:eek:

موسيقي عواطف انساني را در هم شکسته و انسان را سخت دل مي‌کند.ما كه عمري داريم موسيقي گوش ميديم از اين احساسا نداشتيم

ضعف اعصاب که سرچشمه امراض ديگر و مهمترين عامل پيدايش ناراحتي‌هاي جسمي و روحي است از موسيقي نشات مي‌گيرد.به اين لينك بريد و اين مطلبو بخونيد
http://www.sciencedaily.com/releases/2001/05/010529070645.htm


در نهایت میتوانم بگویم نظریات شما فقط یک اظهار نظر غیر متخصصانه بود و البته بی پایه و اساس

Arshanoosh
Monday 13 October 2008, 04:59PM
من اين خبر رو شنيدم از تلويزيون و حتما شما هم شنيديد
با تحقيق دانشمندان و ازمايشات گوناگون دانشمندان متوجه شدند در محيطي كه موسيقي پخش ميشه گياهان بهتر رشد ميكنند و ثمره اونها از كيفيت بهتري نسبت به گياهان معمولي برخورداره همين ازمايش هم در هنگام شيردوشي از گاو انجام گرفته و ديدند مقدار شيري كه ميگيرند بيشتره.
وقتي موسيقي روي گياه و حيوان تاثير مثبت داره مطمعنا روي انسان هم داره

ویلسون
Monday 13 October 2008, 06:13PM
ای با با ببینید موسیقی به نظر من اصلا مشکلی ایجاد نمی کنه برای وصال انسانها
از دید گاه من موسیقی باید انرژی بخش باشه یعنی انسان زمانی که بی حوصله هست می تونه با یک موسیقی شاد بشه
اتفاقا من در عموم که نگاه می کنم مطالبی را که شما می گویید در مورد بیماری های جسمی و روحی رد میشود
معمولا کسانی که مثلا به جای موسیقی مداحی گوش میدهند نمی گویم بد است ولی این افراد اصلا خنده روی لبانشان نیست من این را به عینه دیده ام
حا لا در مورد بهشت بگم خب اگه قرار باشه با گوش دادن به یه ترک 2 دقیقه ای 2 دقیقع از فکر خدا دور بشیم خب این هم راه و چاهی داره خو پی میشه مگه 2 دقیقه دیر تر به بهشت می ریم !
در مورد عوارضی هم که یکی از دوستان تیتر کردن من که تا الان جایی ندیده ام شما نمونه ای دارید تا ثابت کنید؟
من دارم همین الان برید در جامعه یه سرچ کنید متوجه میشود که عکس گفته های شما دوستان در جامعه اتفاق می افته
خودم با گوش دادن به موسیقی متال انرژی می گیرم
جالبه بدونید که تمام سرمایه ی زندگیه من که الان تو سن 23 سالگی دارم از موسیقی متال بدست اومده
و بسیار انرژي بخشه

Arshanoosh
Monday 13 October 2008, 06:22PM
ای با با ببینید موسیقی به نظر من اصلا مشکلی ایجاد نمی کنه برای وصال انسانها
از دید گاه من موسیقی باید انرژی بخش باشه یعنی انسان زمانی که بی حوصله هست می تونه با یک موسیقی شاد بشه
اتفاقا من در عموم که نگاه می کنم مطالبی را که شما می گویید در مورد بیماری های جسمی و روحی رد میشود
معمولا کسانی که مثلا به جای موسیقی مداحی گوش میدهند نمی گویم بد است ولی این افراد اصلا خنده روی لبانشان نیست من این را به عینه دیده ام
حا لا در مورد بهشت بگم خب اگه قرار باشه با گوش دادن به یه ترک 2 دقیقه ای 2 دقیقع از فکر خدا دور بشیم خب این هم راه و چاهی داره خو پی میشه مگه 2 دقیقه دیر تر به بهشت می ریم !
در مورد عوارضی هم که یکی از دوستان تیتر کردن من که تا الان جایی ندیده ام شما نمونه ای دارید تا ثابت کنید؟
من دارم همین الان برید در جامعه یه سرچ کنید متوجه میشود که عکس گفته های شما دوستان در جامعه اتفاق می افته
خودم با گوش دادن به موسیقی متال انرژی می گیرم
جالبه بدونید که تمام سرمایه ی زندگیه من که الان تو سن 23 سالگی دارم از موسیقی متال بدست اومده
و بسیار انرژي بخشه
حرفهاي شما درسته
من با يك سري از اين ادم ها در آمريكا برخورد داشتم و در ايران
يكسريشون تحت تاثير اين موسيقي كارهاي انجام ميدند كه انسان خندش ميگيره و به كارشون هم افتخار مي كنن.
اين انسانهاي به قول شما متال باز زندگيشون با چيزي كه نشون ميدن فرق ميكنه

mehrdad_123
Monday 13 October 2008, 07:31PM
بسم رب المولانا بقيه ا...الاعظم
ا...هم عجل لوليك الفرج
توكلت علي ا...
عرض سلام و خسته نباشيد خدمت سروران عزيز
****

دوستان مطالب بسيار بسيار والايي مطرح كردند كه بنده به مقداري پاسخ مي دهم ان شاا... مقداري را هم فردا پاسخگو خواهم بود و همچنين لازم است از حضور دوستان گرامي كه سعيشان بر اين است تا منطقي و علمي بحث كنند بسيار بسيار سپاس گذار باشم:smile07: و آرزو دارم كه اين بحث و گفت و گوي ما به هيچ وجه سبب بوجود آمدن كدورتي در دل هيچ كدام از كاربران محترم نباشد

و اما بعد:

سركار خانم شيفته اينچنين فرمودند:

در مطالبي كه آقا مهرداد گذاشته بودند و مطلبي كه داداش علي گفت نكته بسيار مهمي بود و اون عدم وابستگي به موسيقي بود و من كاملا با اين مطلب موافقم .اين يك اصل كلي است و ربطي به موسيقي ندارد ،هيچ چيزي نبايد در ما وابستگي و يا در حد بالاتر اعتياد بوجود بياورد چرا كه
هرگونه وابستگي در اين دنيا باعث مي شود روح اسير شود و از تعالي باز ماند .حتي نوشيدن چاي و يا غذا خوردن و خوابيدن و مسايل ديگر نبايد براي ما بصورت يك اصل مهم زندگي در بيايند

خب مي شود گفت بايد اكثريت اين جملات فوق (عدم وابستگي ) را بپذيرند
اما سئوال بنده از سركار خانم شيفته اين است كه چگونه است كه موسيقي با آن همه لذتي كه در شنيدنش و يا بهتر از آن لذت در نواختنش دارد ما را وابسته ي خود نكند؟! يا به نعبيري اين همان اثر تخديري موسيقي هست كه بين دانشمندان بحث مي شود....
هيچ كس نمي تواند آثار تخديري موسيقي را انكار كند ( كما اينكه شما بزرگواران در گفته هاي خود بعضا اينگونه مي فرموديد كه مثلا موفق شدن در انجام يك سري امور سببش پخش موسيقي است و در غير اينصورت نمي توانيد به نحو احسن انجامش دهيد)
اما خود تخدير انواع و اقسامي دارد و بشر مي تواند از طرق مختلف اعصاب خود را تخدير كند,گاهي تخدير با خوردن الكل و گاهي با استنشاق از بيني ( گرد هرويين) و گاهي از طريق تزريق و گاهي هم همين تخدير از مجراي گوش صورت مي گيرد. استماع موسيقي و كنسرت در اعصاب شنونده اثر تخديري ايجاد كرده و زماني آنچنان شديد مي شود كه انسان را مانند افراد بهت زده از حالت طبيعي بيرون آورده , توجه او را از همه چيز سلب مي كند.
با توجه به اين نكته تصديق خواهيد نمود كه موسيقي مخدري بيش نيست و تمام و يا بسياري از عيوب و مضرات تخدير را داراست. اصولا لذت فوق العاده اي كه افراد از آن مي برند به خاطر همين اثر تخديري است. گاهي اين اثر تخديري به قدري قوي است كه انسان عقل و هوش خود را از دست مي دهد و دست به حركات غير مادي مي زند.
چه تخديري بالاتر از اين ! وقتي كه انسان تحت نفوذ زير و بم آهنگ موسيقي قرار مي گيرد, يك نوع رخوت و سستي بر اعصاب مستولي شده و از مفاهيم انساني جز شهوت راني عشق بازي و جمال پرستي چيزي در برابر ديدگان بي فروغ عقل وي مجسم نمي گردد و آنچنان سر پوش روي ادراك و نيروي خرد گذارده مي شود كه اصول مقدس و عقلاني كه ما را در رسيدن به هدف كمك مي كند به فراموشي سپرده مي شود. لوتر گفته است: موسيقي در تخدير اعصاب از مواد مخدر هم قوي تر است(كتاب شعر و موسيقي)
جالب است نمونه هاييي از تجربه و اعترافات غربي جماعت را ياد آور شويم:
كساني كه عمري بدنبال ترويج موسيقي بوده اند ,امروزه از عمل خويش پشيمان شده اند , بر همين اساس برخي آمريكايي ها تقاضاي ممنوعيت آن را نموده اند:
گروهي از والدين نوجوانان ضمن توماري از كنرگه ي آمريكا خواستند تا موسيقي راك و رپ را غير قانوني اعلام كنند:زيرا باعث از بين رفتن بچه هاي آنها مي شود. يكي از اين افراد به شبكه ي بي بي سي گفت كه پسر او تحت تاثير يكي از آهنگهاي رپ قرار گرفته كه خود كشي را تبليغ مي كند و...( نشريه ي صبح شماره ي 76)
يا جالب است اگر بدانيم كه رئيس انجمن شهر كوتابارو مركز ايالات كلانتان مالزي رقص و آواز را ممنوع كرده بود و گفته بود : مقامات دولتي معتقدند رقص و آواز منجر به رفتارهاي غير اخلاقي مي شود_مجله ي زن 1374/7/22
اين عجيب است اگر عده اي از ايرانيان ادعا كنند كه نه موسيقي ما چون موسيقي ايراني است بنابراين هيچ ضرري ندارد هر چند كه در همين ايران هم اثري از موسيقي خود ايران وجود ندارد اما به هر حال اين نوع قياس هم غير منطقي خواهد بود!

براساس نظربسیاری از روانشناسان ، موسیقی احساسات بشررادرمسیرغیرطبیعی و غیرعادی توسعه می دهد و انسان رادریک عالم ناخودآگاهی کامل فرومی برد و قوه خیال بافی غیرطبیعی و غیرواقعی رادرانسان زیادمی کند . موسیقی سبب لذت نیست بلکه فقط قوه ی خیال راتحریک می کند ، وانسان ازآن خیالهای خودلذت می برد به خاطرآن که اگر چندنفرحتی یک نوع موسیقی گوش دهند ، لذتی که اینهاازموسیقی می برند یک جورنیست وآن تخیلاتی که درآن فرومی روند یک شکل نیست بلکه هرکس یک نوع لذتی می برد و دریک عالم خیالی سیرمی کند . لذامی گویند اکثربیماری های روانی ازهمین جا شروع می شود که انسان دریک عالم گنگ فرومی رود که خود نمی تواند تعریف نماید

.


واینک به نظربعضی ازدانشمندان دراین مورد توجه فرمایید

:

1-ویکتورهوگو ، نویسنده مشهورفرانسوی :
علت این که ما ازموسیقی خوشمان مي آیداین است که درعالم خیالهاو رویاها فرو می رویم . (موسیقی ازنظردین و دانش ص 30 )

2-آرون کوپلند :
موسیقی انسان راازعالم اصوات بیرون می برد و به یک دنیای خیالی و رویایی می راند . ( موسیقی ازنظردین و دانش ص 31 )

3-لئون تولستوی ، نویسنده روسی :
موسیقی محصول تحریک احساسات و هدف احوال نفسانی و عواطف انسانی است . ( موسیقی ازنظردین و دانش ص31 )

4-دکتر ولف آدلر ، پروفسور دانشگاه کلمبیا :
موسیقی علاوه براینکه سلسله اعصاب مارادراثرجلب دقت خارج ازطبیعی آن ، سخت خسته می کند . عمل ارتعاش صوتی که درموسیقی انجام می شود تولید تعرض خارج ازحد طبیعی درجلد می نماید که بسیار زیانمند است . ( مناظره دکتروپیر ص 452 )

5-دکترآلکسیس کارل ، فیزیولوژیست بزرگ فرانسوی:
سازو آوازو کنسرت ها و ...... نمی توانند جای فعالیتها و کارهای سودمند اجتماعی رابگیرند . رادیو نیز مانند سینما و موزیکال ، کاهلی کاملی به کسانی می بخشد که با آن سرگرمند . بدون شک الکلیسم کارگران ماراازپادر می آورد و سرو صدای رادیو سینما و موزیک و ورزش نامناسب روحیه ی فرزندان ما را فلج می کند . ( تاثیرموسیقی بر روان و اعصاب ص 134 )

6-هگل ، فیلسوف مشهورآلمانی :
ذکر و عبادت مسلمانان درمعابد بی آلایش خود فکر می آورد . ودعای مسیحیان درکلیسا باعربده ی ناقوس و موسیقی و نقش نگار درو دیوار تشویش خاطر و انصراف ناظر. ( تاثیرموسیقی بر روان و اعصاب ص 134 / مناظره دکتروپیر ص 453-452 / موسیقی ازنظر دین و دانش ص 52 به نقل ازکتاب مبانی فلسفه . )

7-کانت ، فیلسوف مشهورآلمانی :
موسیقی اگرازهمه ی هنرها مطبوع تر باشد . ولی چون به بشرچیزی نمی آموزد ازتمام هنرها پست تراست . ( تاثیرموسیقی بر روان و اعصاب ص 135 )

8-دکترآرنولدفریدمانی ، پزشک بیمارستان نیویورک و رئیس کلنیک سردرد :
اوباکمک دستگاههای الکترونی تعیین امواج مغزی و تجربیاتی که طی مراجعه هزاران بیمار به دست آورده ثابت کرده است یکی از عوامل مهم خستگی های روحی و فکری و سردردهای عصبی ، گوش دادن به موسیقی رادیو است مخصوصا برای کسانی که به موسیقی آن دقت و توجه می کنند. ( موسیقی ازنظر دین و دانش ص 47 )

9-دکتر ربرت ، متخصص روانشناسی کودک در انگلیس :
اطفال در رحم مادر تحت تاثیرموسیقی قرارمی گیرند و اگر مادر حامله به موسیقی گوش دهد ضربان قلب طفل در رحم زیاد می شود . این حالت از 6 ماهگی به بعد است .( مدرک فوق )

10-دکتر اوریزن اسوت مارون :
هیجان بزرگترین عامل سکته های قلبی است . هنرمندان اغلب به علت سکته ی قلبی در گذشته اند . ازاین بیان معلوم می شود هیجان حاصل ازموسیقی تاچه حد خطرناک است . ( موسیقی از نظر دین و دانش ص 52 )

11-دانشمندان روانشناسی در مورد موسیقی می گویند :
موسیقی آثارمرموزی رادر دماغ و قوای مغز به جای می گذارد و آن اثری که ازاین حالت یعنی توجه غیر طبیعی محسوس است این است که اراده تضعیف می گردد و شنونده ی موسیقی تمام قوای خود را گویا درگوش متمرکز کرده و هیچ یک از اعضای بدن او در آن حال با اراده ی او حرکت نمی کند ، لذا گاهی دست و پای شنونده طبق ارتعاشات صوتی و نواهای موسیقی بنای حرکت کردن را می گذارد و خلاصه یک رقص خفیف بدون اراده شنونده انجام می شود . ( مناظره دکتروپیر ص447 )

12-موسیقی موجب اختلال در دستگاههای مختلف بدن :
موسیقی با نواهای حزن آمیز و یا آهنگهای نشاط انگیز خود گاهی آن چنان تعادل بین اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک راازبین می برد که اصول زندگی موجود یعنی جذب و دفع و هضم و ترشحات و ضربان قلب و فشارخون و مایعات دیگر را مختل ساخته و شخص را به امراض فراوانی نزدیک می سازد . آهنگهای شورانگیز موسیقی دراثر تحریک اعصاب نباتی گاهی آنچنان موجب اغتشاشات روانی شده که شخص را وادار به فعالیتهای بی موقع و خوشی های ناگهانی : خنده های بیجا ، پرحرفی ، عصبانیت ، گفتن سخنان مسخره آمیز می نماید . و دراثر ادامه این عمل ممکن است کم کم شخص به مرض هایی که نوعی از جنون است مبتلا گردد.

موسيقي به اقرار بزرگان، فلاسفه و انديشمندان انسان را از خود بي‌خود مي‌كند. موسيقي نوعي افيون است. همان‌گونه كه گفته شد موسيقي حداكثر تسكين كننده است. موسيقي حقيقت و عقل را در انسان مي‌كاهد و آن‌ها را به فضاي ابهام مي‌برد. باعث مي‌شود درك ما از واقعيت و حقيقت سطحي، سبك و كم اثر باشد. حتي شايد خيانتي بيش از اين مي‌كند؛ اين‌كه حقيقت را با ابهام درمي‌آميزد و آن را به عنوان حقيقت در ذهن جاي مي‌دهد. همچون ترياك و مواد افيون كم كم باعث مي‌شود اختيار از انسان سلب شود و زمينه تزلزل در تصميم‌گيري عقلائي را فراهم مي‌كند. انسان تشنه را با تمام ولع و حرث به لب چشمه مي‌برد و حتي در وصف آب بسيار براي او مي‌گويد اما با تمام قدرت از نوشيدن آب جلوگيري مي‌كند . سراب را به جاي چشمه‌ي حقيقتي به تشنه نشان مي‌دهد و او را به دويدن به سوي چشمه خيالي ترغيب مي‌كند.
حقيقتي با موسيقي دريافت نمي‌شود و موسيقي حقيقتي را به دست ذهن و روح انسان تشنه نمي‌دهد و فقط وصف آن را مي‌كند؛ و چون مخدر است و تأثير آن آني و فقط در حين شنيدن موسيقي است حركتي را نه تنها در جهت كسب حقيقت باعث نمي‌شود كه با توجه به تسكين دهنده و مخدر بودن و كاستن هوشياري از حركت جلوگيري مي‌كند

.
اما جواب سؤال اين است كه اين امر از بدبختي‌هاي بزرگ نسل حاضر است كه به جاي اين‌كه به دنبال درمان مسئله باشد خواستار پاك كردن صورت مسئله است. با پناه بردن به موسيقي هيچ دردي درمان نمي‌شود؛ موسيقي هوشياري از بشر حاضر را مي‌گيرد تا درد را نفهمد و اينچنين بزرگ‌ترين خيانت را به او مي‌كند. بشر حاضر با فراموشي درد ديگر به دنبال درمان و حل موضوع نمي‌رود چون ديگر با تخدير و توهم موسيقي اصلاً آن درد را نمي‌بيند و نمي‌فهمد

.
بشر بايد به فكر حل مسئله باشد بايد بگردد و ببينند كه چه چيزي باعث به وجود آمدن اين بيماري‌هاي رواني شده؛ چه چيزي اين فشار رواني را به او وارد مي‌كند؛ آن را درمان كند، از آن دوري كند و علت آن را ريشه كن كند. با مويسقي ديگر درد را حس نمي‌كند كه بخواهد برايش درمان پيدا كند. با افزايش اين فشارها هر روز بايد موسيقي ديگر نوازيد تا دردي ديگر تسكين پيدا كند و اين دور باطل مي‌رود تا مسخ شدن و نابودي انسان. آنجا كه ديگر موسيقي نمي‌تواند تسكين دهد و فرد بايد خود را از زندگي محو كند

.
و جواب دوم اين است كه مگر الان موسيقي در همه جا حضور ندارد؟ مگر در دنياي غرب از همه نوع موسيقي استفاده نمي‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌؟ آيا حقيقتاً چيزي از فشارهاي رواني و بيماري‌هاي رواني كاسته شده است يا بر عكس هر روز بر تعداد و انواع بيماري‌هاي رواني افزوده مي‌شود

.
:smile07:موسيقي براي حل اين سؤال و مشكل دروغ و خيانتي بزرگ است:smile07:

.

اما از منظر اقتصادي خيانتي ديگر صورت مي‌گيرد. در تحقيقات حرف از اين است كه كارگران در با پخش موسيقي مثلاً در 8 ساعت به اندازه‌ي 16 ساعت كار مي‌كنند و يا در گاوداري‌ها با پخش موسيقي شيردهي گاوها بيش‌تر شده است. اين تحقيقات كاملاً درست است و ما هم به نتايج آن صحه مي‌گذاريم! اما اين همه‌ي حقيقت نيست؛ حقيقت اين است كه خيانتي ديگر توسط بنگاه‌هاي سرمايه‌داري صورت مي‌پذيرد و برده‌داري نوين بدون متوجه شدن و اعتراض و حتي با رضايت برده‌ها در حال انجام است

.
حقيقت اين است ظرفيت جسمي موجودات زنده محدود است. انسان يك ظرفيت محدود براي كار دارد. عمر محدود دارد و توان محدود. وقتي عَمل و كاري را كه بايد در طول 60 سال انجام دهد اگر اين كار را در مدت 30 سال انجام دهد؛ خيلي زود به فرسودگي دچار مي‌گردد و در 30 سال باقي مانده ديگر بهروري ندارد. در تحقيقات حرف از اين نزده شده است كه كارگران چند سال در اين وضعيت توانستند كار كنند. وقتي از سر كار به منزل مي‌رفتن چه وضعيتي داشتند؛ و يا از خشك شدن شير گاوها بعد از مدتي حرف نزدند

.
بله سرمايه‌داران غرب و شرق با استفاده از موسيقي خيانتي بزرگ به بشيريت، انسانيت و موجودات زنده مي‌كنند و حيات آن‌ها را به خطر مي‌اندازند. جالب اينجاست كه در اين منطق كسي كه كار مي‌كند حق حيات دارد و بعد از فرسودگي كارگران، و خشك شدن شير گاوها چه بلايي بر سر آن‌ها خواهد آمد، سرانجام تلخي است كه از آن حرفي به ميان نيست. حتي با نگاه‌هاي مادي نيز آن‌كه از اين قضيه سود مي‌برد بار ديگر سرمايه‌داران هستند، چون كارگري كه كار 16 ساعت را در هشت ساعت انجام مي‌دهد به هيچ وجه دست‌مزد بيشتري دريافت نمي‌كند و گاوها هم علوفه و تغذيه بيشتري

!
باقي تحقيقات در مورد تأثيرات موسيقي به همين منوال و در همين حد خائنانه است

.
ما معتقديم اثرگذاري موسيقي بر روح و نفس بسيار زياد است و حتي معتقديم در پاره‌اي از موارد اثر مثبت (حداكثر) تسكيني و هيجاني دارد. اما بايد ديد تأثيرات منفي آن چيست و در ديدگاه برآيندي كدام يك غلبه مي‌كند اثر مثبت و يا اثرات منفي؟ ديدگاه قرآن نيز در مورد تحريم شراب و قمار همين گونه‌است: صراحتاً بيان مي‌كند در آن‌ها منافعي هست و البته ضررهايي نيز دارند كه ضررهايشان بيشتر از سودشان است

.
در مورد موسيقي با نگاه علمي و فلسفي و روان‌شناختي (حداقل در اين بررسي) به اين نتيجه رسيده‌ايم كه سودهايي دارد (حداكثر تسكيني) اما ضررهايش بيشتر است. موسيقي را مي‌توان در حد ضرورت براي بعضي موارد خاص و آن هم در مدتي محدود تجويز كرد(اضطرار)

كساني كه براي رسيدن به اين حالات از موسيقي يا انجام حركات موزوني استفاده مي كردند ،اعمال ديني خود را برحسب وظيفه انجام مي دادند نه عشق

منظورتان از عشق را واضح تر بيان بفرماييد اتفاقا اهل سماع و رقص هاي مثلا عرفاني پس از رسيدن به وجد و طرب اين اعمال را انجام مي دهند اما واي به آن لحظه اي كه مسبب اين وجد و طرب هم خاموش شود آن لحظه است كه در يك سرازيري حقيقي در خود احساس خواهند كرد من از شما مي پرسم عاقبت اين سرازيري كجاست؟! عاقبت ايت خيال پردازي ها كجاست؟!

ولي سوالي كه در اينجا مطرح مي شود اينست كه آيا پرداختن به يك دين خشك و متعصب و بدون عشق بهتر است و يا رسيدن با حالات معنوي اگرچه با استفاده از آن مراسم خاص؟آيا خداوند چيزي غير از عشق است ؟آيا اين جهان بر اساس چيزي غير از عشق ساخته شده است ؟
اولا عشق سبب اصلي ناديده گرفتن حقيقت هاست شايد منظورتان علاقه ي و دوست داشتن شديد است كه خب بسيار هم مورد نياز است فرق عشق و حب شديد در اين است كه حب از روي فهم و درك مقام محبوب است اما عشق سببش حالهاي زودگذري است كه جدا از ديگر ضررهايش نسبت به حقيقت و محبوب مدتش هم به همان اندازه ي حال زود گذر خواهد بود لذا حالات معنوي حقيقي كه جاودانه در وجود انسان باقي خواهد بود نه با خيالات پادر هوا
از همين جهت است كه ما مي پرسيم اگر شما براي اشخاصي كه از نيروي انديشه و تعقل محرومند صدها هزار آهنگ پر معني و زيبا بنوازيد چه تاثير مثبت در آنان ايجاد خواهد كرد؟ ايا آنها را به خداوند خواهد رساند؟!


اين چند سطردر خدمتتان باشد تا ان شاا... فردا ما بقي مطالب نقد موسيقي و پاسخ سئوالاتي هم كه بوده است را خدمت دوستان ارائه دهيم
با تشكر از همه ي شما دوستان عزيز:smile07:

sefid2
Monday 13 October 2008, 08:01PM
تحقیقات بسیاری برای کشف فواید مختلف گوش دادن و نواختن موسیقی انجام گرفته است

. مشاهده ی شواهد بسیاری که همه نشاندهنده ی تاثیرات مثبت موسیقی بوده اند،

از خاصیت تسکین بخش آن بر اوضاع روانی انسانها گرفته تا تسریع رشد جنین در شکم مادر، باعث شده انسانها پی به قدرت شگرف موسیقی ببرند.

فواید احساسی

یک آهنگ به جا و مناسب قادر است فرد را از درگیری های زندگی رها کرده و حال و هوای خوبی به او بدهد. همه ی ما گاهی از نظر عصبی به هم می ریزیم، و بیشتر مردم برای بیرون آمدن از این حالت به موسیقی پناه می برند. مهمترین دلیل آن این است که موسیقی نسبت به سایر ابزار و وسایل، توانایی و قدرت بیشتری برای بیان احساسات ما دارد. به علاوه، ما در موقعیت های مختلف نوع متفاوتی از موسیقی را انتخاب می کنیم که با حال و هوای ما سازگار باشد.

برای افزایش رابطه ی احساسات خود با موسیقی سعی کنید بین آهنگ های مختلف و روحیه های مختلف رابطه برقرار کنید. با اینکار، وقتی حال و هوای خاصی داشتید، دقیقاً می دانید که کدام آهنگ یا کدام نوار موسیقی با روحیه ی شما سازگار است.

موسیقی و ورزش

تا به حال دقت کرده اید که چطور آهنگ های بخصوص کارایی شما را هنگام ورزش کردن در باشگاه بالاتر می برند؟ همین امروز قبل از رفتن به باشگاه دستگاه MP3 خود را با آهنگ هایی از AC/DC و Nana Mouskouri پر کنید و ببینید که چقدر با اشتیاق تر و چابک تر ورزش خواهید کرد. تحقیقات نشان داده است که آهنگ های پرجنب و جوش و مهیج، تنش و کشش عضلات را افزایش می دهند در حالیکه آهنگ های آرام و ملایم این تنش و فشار را کاهش می دهند.

محققین همچنین دریافته اند که موسیقی می تواند مهارت های حرکتی را تقویت کند. بنا بر تحقیقی که بر تعدادی دانش آموز دوران دبستان انجام گرفته است، گفته میشود که کودکانی که حین گوش دادن به موسیقی مهارت های حرکتی اولیه مثل پرتاب کردن، پریدن، و گرفتن را یاد می گیرند بسیار بهتر از آندسته کودکانی آموزش می گیرند که بدون گوش دادن به موسیقی این فعالیت ها را یاد می گیرند.

مُسَکِن درد

موسیقی توانایی تسکین درد را نیز دارد. طبق تحقیقات انجام شده موسیقی میتواند تا %21 دردهای شدید و مزمن را کاهش دهد. این تحقیق بر روی 60 بیمار که به دو گروه با موسیقی و بدون موسیقی اقسیم شده اند، انجام گرفته است.

نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان داده است که افرادی که هر روز از هفته به مدت یک ساعت به موسیقی گوش داده اند، نسبت به آنها که به موسیقی گوش نداده اند، علائم بهبودی بخش روانی و جسمی بیشتری از خود نشان داده اند.

همانطور که قبلاً هم گفته شد، موسیقی قادر است حال و هوای شما را عوض کند و روحیه ی شما را بهتر کند. به همین خاطر قادر است که زمان بهبودی بیماران را تسریع کند، همانطور که بیماران مثبت اندیش بسیار سریعتر از بیماران منفی گرا معالجه و درمان می شوند. البته موسیقی را نباید به عنوان اصلی ترین وسیله ی درمانی برای درد در نظر گرفت، بلکه باید همراه با راه اصلی درمان به گوش بیمار برسد تا به بهبودی او کمک کرده و آن را تسریع بخشد.

sefid2
Monday 13 October 2008, 08:05PM
بالا بردن نمره های دانش آموزان

طبق تحقیقات انجام شده موسیقی به هیچ عنوان باعث منحرف کردن حواس نمیشود. در واقع برای فکر کردن بسیار هم مفید است. محققان دریافته اند که گوش دادن به موسیقی ظرفیت یادگیری دانش آموزان را بالا می برد و باعث می شود نمره های بهتری بگیرند.

البته هنوز سبک و استیل مناسب برای چنین موقعیت هایی به درستی کشف نشده است، و کسی نمی داند که سبک های مختلف در این مسئله تاثیرگذار است یا خیر. تنها چیزی که می دانیم این است که گوش دادن و خلق موسیقی باعث تقویت یادگیری زبان، مهارت های ریاضی و مهارت های اجتماعی می شود.

رابطه ی پیشرفته با مغز

برخی تحقیقات نشان داده است که افرادی که موسیقی می نوازند، رابطه ی پیشرفته تری بین سمت راست و چپ مغزشان وجود دارد.

متخصیت ادعا می کنند که موسیقی برای انتقال سیگنال ها در سر انسان مثل ورزش عمل می کند. این سیگنال ها برای فعال سازی سایر وظایف مغز مورد استفاده قرار می گیرند.

در تحقیق انجام شده نشان داده شد که گوش دادن به موسیقی کلاسیک، به ویژه به سوناتا پیانو موتزارت، باعث شده که افراد بتوانند تست IQ را با موفقیت بهتری انجام دهند.

زبان جهانی

یک گروه گمنام موسیقی در استرالیا به نام The Cat Empire گفته است که: "موسیقی زبان همه ی ماست..." همین مسئله باعث می شود که وقتی یک امریکایی و آرژانتینی که خیلی خوب زبان هم را نمی فهمند با هم گفتگو می کنند، بحثشان فقط درمورد لِد زِپلین، متالیکا، اریک کلَپتون، رولنگ استون، و پِرل جَم باشد.

حقیقت این است که موسیقی در بسیاری از جنبه های حیات انسان تاثیر مثبت دارد. دنیای موسیقی بی انتهاست و تاثیر آن بر انسان نیز به همین میزان چند برابر میشود. همین چندگانگی هارمونی، نظم و فرکانس است که انجام تحقیق در این زمینه را برای محققان مشکل کرده است.


منبع http://mojtaba-sabaa.blogsky.com/?PostID=69

sefid2
Monday 13 October 2008, 08:09PM
موسیقی درمانی برای کودکان
تاثیر مستقیم موسیقی بر هر دو نیم کره مغز باعث می شود هماهنگی میان آنها بیشتر شده، بهره هوشی بالاتر رود.

موسیقی درمانی یکی از حرفه های درمان پزشکی همانند کار درمانی و فیزیوتراپی است که در آن از موسیقی برای درمان جسم، روان، هوش، بهبود رفتارهای اجتماعی استفاده می شود. این روش درمانی بسیار قدرتمند بوده و عاری از هرگونه خطر است که نتایج منحصر به فردی را نیز در پی دارد.

موسیقی درمانی بر رفتارهای کودکان تاثیر بسیار مثبتی دارد و با ایجاد یک سری تجربیات موسیقایی در تسهیل گسترش ارتباطات کودکان، احساسات اجتماعی، اعصاب و افزایش هوش آنها بسیار موثر است.

موسیقی درمانی می تواند کیفیت زندگی کودک را در عرصه های مختلف بالا ببرد؛ نظیر ارتباط کودک با کودک دیگر، کودک و خانواده، ارتباط کودک و پزشک درمانگر یا معلم، و ...

این ارتباطات به وسیله المانهای موجود در موسیقی و توانایی نفوذ موسیقی به اعماق روح انسان تسهیل می شوند و در نهایت فضای مثبت و موقعیت عالی برای رشد کودک فراهم می آورند.

فواید موسیقی درمانی برای کودکان
نتیجه بسیاری از تحقیقات انجام شده در پروژه های موسیقی درمانی نشان می دهد که :

• موسیقی تمام حواس را تحریک کرده و زندگی کودک را تحت شعاع خود قرار می دهد و باعث افزایش بسیاری از مهارتهای او می شود.

• بیشترین تاثیر این روش درمانی هنگامی است که کودک اجازه می یابد تا خود لذت اجرای موسیقی را تجربه کند.

• موسیقی درعین تهییج کنندگی می تواند آرامش دهنده نیز باشد.

فعالیتهای موسیقایی مفرح - که نمونه های آن در مهد کودک ها اجرا می شود - اغلب برای ایجاد حس موفقیت در کودک طراحی می شوند و عمومآ باعث می شوند تا کودکان اعتماد بنفس پیدا کرده و از وجود خود احساس رضایت کنند.

• ثابت شده است که موسیقی می تواند میزان تحمل درد در کودکان را بهنگام بیماری یا موقعیت های شامل استرس افزایش دهد.

• موسیقی می تواند مشوق اجتماعی تر شدن کودکان شود و توانایی آنها را در نشان دادن نظرات و احساسات و نیر برقراری ارتباط با دیگران افزایش دهد.

• تاثیر موسیقی بر هر دو نیم کره مغز باعث می شود تا ارتباط این قسمتها با یکدیگر تسهیل شده، بهره لحظه ای هوشی بالا رود. این هماهنگی همچنین برای درمان لکنت کلام بسیار مفید است.
منبع: http://www.harmonytalk.com/archives/000762.html

sefid2
Monday 13 October 2008, 08:31PM
حرفهاي شما درسته
من با يك سري از اين ادم ها در آمريكا برخورد داشتم و در ايران
يكسريشون تحت تاثير اين موسيقي كارهاي انجام ميدند كه انسان خندش ميگيره و به كارشون هم افتخار مي كنن.
اين انسانهاي به قول شما متال باز زندگيشون با چيزي كه نشون ميدن فرق ميكنه
اتفاقا متالرا تمام تلاششون اينه كه حرفشون با عملشون يكي باشه.در عرف متال جا افتاده كه پول دغدغه نباشه

این مسائل بارز را در گروههای متال داخلی میتوانیم مشاهده کنیم که شاید بیش از 90 درصد آنها آثار خود را به صورت رایگان در اختیار مخاطبین قرار میدهند، اما بدون تبلیغات، برای کسی که جستجوگر است و در نهایت میابد.
در کشورهایی مثل انگلستان دولت بسیار تلاش میکند اثری از گروهی به رایگان لو نرود و این اصلا ربطی به باند (گروه) ندارد. مثلا اگر یک گروه خودش هم بخواهد اثر رایگانی را منتشر کند اگر در استدیو شخصی خیش این کار را نکرده باشد نمیتواند چنین کاری را انجام دهد. یعنی قانون چنین حقی را برای وی قائل نیست. از این رو وقتی نام باندهای بریتانیایی را سرچ میکنیم به هدف نمیرسیم. (اگر در سرچ از گزینه Free استفاده کنیم)
اما مثلا گروههای دوم متال که با کمپانی های خاصی قرار داد میبندد و مخاطبین خاص تری دارند و یا بسیاری از گروههای آمریکایی کارهای خود را گاها به صورت مجانی هم در اختیار مخاطبان قرار میدهند و یا اگر این کار را نمیکنند بعد از لو رفتن آلبومشان هیچ شکایتی نمیکنند.
برای مثال گروه متالیکا که آلبوم همین سالشان جلوتر از اخبار سایت خودشان وارد موتور جستجوها برای دانلود آزاد شده است و صدایشان هم در نمیاید. چون میدانند مخاطبانشان در تمام مناطق جهان وجود دارد و مثلا در ایران کسی نمیتواند برای آلبوم ارجینال آنها اقدام کند، پس نمیگویند حالا که نمیتوانیم بفروشیم بخل میورزیم.
همچنین این بخل ورزی ها اصلا برای مخاطب متال قابل درک نیست برای مثال میتوانیم به حادثه سال 2001 در مورد شرکت نبستر اشاره کنیم و پس گرفتن شکایت در مورد این شرکت جفا کار.

درضمن گروههای متال معمولا با قیمت پایینی اثار خود را پخش میکنند چون مخاطبانشان در هر سن و طبقه ای از اجتماع که باشند بتوانند آنها را دریافت کنند. مثلا متالیکا در سال 88 به علت اینکه فروشندگان آثار این گروه را بیش از قیمت کمپانی در بازار سیاه ساختگی نفروشند به نام آلبوم خود پیشوند 5 دلار را اضافه کرد. (در آلبوم کاورینگ Garag day)

A+CH
Monday 13 October 2008, 11:43PM
جناب سفید...این مطالبی که به عنوان فواید موسیقی یاد کردید همشون از یه جا نشئت میگیره.
موسیقی تمرکز حواس رو از بین می بره.و در انسان روحیه ی کاذب و منفعل ایجاد میکنه.
خاصیت تسکین بخش
یک آهنگ به جا و مناسب قادر است فرد را از درگیری های زندگی رها کرده
کارایی شما را هنگام ورزش کردن در باشگاه بالاتر می برند؟
موسیقی توانایی تسکین درد را نیز دارد
موسیقی تمام حواس را تحریک کرده
موسیقی درعین تهییج کنندگی می تواند آرامش دهنده نیز باشد
خودتون قضاوت کنید..!
این موسیقی نیست که این کارا رو انجام میده..موسیقی فقط حواستونو از کاری که دارید انجام میدید پرت میکنه.واسه همین فکر می کنید آروم شدید!ولی این کاذبه...... کی گفته موسیقی خاصیت تسکین داره؟کدوم کتاب پزشکی اینو تایید میکنه؟!؟
هیچ جای علم پزشکی این مطرح نشده و اصلا پایه و اساس علمی نداره. مقاله هایی که به آی اس آی در مورد موسیقی ارسال میشه اصلا از طرف پزشکان نیست...چون پزشکا می دونن موج نمیتونه...مسکن درد باشه! چون اصلا منشا درد ربطی به موج وامواج نداره. اونم امواج صوتی که هیچ تاثیری رو سلول های بدن ندارن.
این مقاله ها رو روان شناسا می نویسن. و کلا روانشناسی یه علم نسبیه...نه مطلق.تازه روانشناسا هم منظورشون فقط و فقط موزیک لایته....نه موسیقی تند یا تکنو یا حتی روضه و نوحه..!!

A+CH
Monday 13 October 2008, 11:47PM
وقت ترجمه ندارم خودتون زحمت بكشيد و مطالعه كنيد
الآن مثلا داره کلاس میذاره؟؟:smile55::smile40:

A+CH
Monday 13 October 2008, 11:49PM
معمولا کسانی که مثلا به جای موسیقی مداحی گوش میدهند نمی گویم بد است ولی این افراد اصلا خنده روی لبانشان نیست من این را به عینه دیده ام
ای آقاااااااا;)
مداحی هم یه نوع موسیقیه دیگه...چرا خودمونو گول بزنیم...تازه آثار مخرب تر داره....اونم مداحی های این چندوقت!:rolleyes:

A+CH
Tuesday 14 October 2008, 12:02AM
ای با با ببینید موسیقی به نظر من اصلا مشکلی ایجاد نمی کنه برای وصال انسانها

اگه بخوایم از نظر عرفانی هم بررسی کنیم...خب حق با آبجیمه.
توی مراحل تخلیه و تحلیه.....که از مراحل وصال هست. یه مورد داریم به اسم دفع خطورات.که توی این بحث خطورات رو یه نوع بیماری فکری و معنوی ازش یاد میکنن. واسه همین میگن که پیشگیری توی این زمینه هم بهتر از درمانه!(یه جور بیماریه دیگه:D)
حالا پیشگیری چطوری؟
یکی اینکه سر راه کانالهای ورودی ذهن فیلتر بذاریم.
یکی اینکه محیط سالمی داشته باشیم.
کانالای ورودی ذهن چیا هستند؟.....چشم،گوش،گفتار(از دیدگاه ورودی نه خروجی)،لامسه شامه و چشایی.
که این طوری که اینجا نوشته...(کتاب عرفان عملی در اسلام)
موسیقی در دراز مدت باعث تضعیف اراده ی انسان میشه.( کانال ورودیشم ذهنه) یعنی اراده رو از انسان میگیره.
من خودم اون اولها که این کتابو خوندم این قسمتشو نمیفهمیدم. با خودم میگفتم چرت نوشته.ولی بعدش به صورت اتفاقی جوابمو گرفتم. (یعنی خودم قانع شدم)خیابون ولیعصر نزدیک چهاراه یه مغازه ای هست که توش آلبومای موسیقی می فروشن.....صداشم معمولا بلند میکنه.
روی یکی از سکوهای کناری خیابون نشسته بودم.
هر کسی رد میشد....از کنار مغازه مدل راه رفتنش ناخودآگاه تغییر میکرد. باور کنید از مذهبیش گرفته تا سوسولش......چه پسر چه دختر.......هر کی نزدیک میشد صدا به گوشش میخورد...مدل راه رفتنش بر اساس اون موسیقی میشد.دو نفر هم که با هم داشتن حرف میزدن ناخودآگاه مدل راه رفتنشون شد مثل اون آهنگی که پخش میشد!( یه حالت غیر ارادی)
حالا این مثال کوچیک رو میشه بسطش داد.

مهساM
Tuesday 14 October 2008, 01:06AM
توی نقاره خونه امام رضا از الات مصنوعی استفاده میشه و از حق نگذریم روح ادم رو صیقل میده کجای اون موسیقی ادم رو تحریک میکنه برا ی... اون موسیقی و نوا خودش بهره شنوایی و بینایی رو تقویت میکنه چطورمیتونه باعث تضعیفش بشه
اخ که چقدر دوست داشتم الان چند ثانیه هم که شده کیفشو میبردم
اگه میخوایم در مورد موسیقی به طور کل بحث کنید این حرفها و دلایل خیلیا ش پایه و اساس درستی نداره و کسی نمیتونه منکر خوب بودن موسیقی بشه پس بیاین یه سری از موسیقی ها رو فاکتور بگیریم و روی اون یه سری که شهوت انگیز بحث کنید
در ضمن من خودم وقتی دلم میگیره ،وقتی از خیلی چیزا کم میارم و ....میام یه موزیک ملایم گوش میدم خیلی هم اروم میشم :)حالا بستگی داره چی دم دستم باشه یه وقتها موسیقی بدون کلام و یه وقتها هم فقط کلام
از سیگار کشیدن که بهتره:D

شيفته
Tuesday 14 October 2008, 10:04AM
چه تخديري بالاتر از اين ! وقتي كه انسان تحت نفوذ زير و بم آهنگ موسيقي قرار مي گيرد, يك نوع رخوت و سستي بر اعصاب مستولي شده و از مفاهيم انساني جز شهوت راني عشق بازي و جمال پرستي چيزي در برابر ديدگان بي فروغ عقل وي مجسم نمي گردد
برادر بزرگوارم باور بفرماييد كه دربيان اين مطلب خيلي بي انصافي رواداشته ايد .اي كاش مي شد خيلي چيزهارا گفت .فقط همين را مي گويم كه بدانيد اشعاري در رابطه با خدا بر روي ترانه هايي آسماني قرار گرفته كه شايد شما تابحال آنها را بنا بر دلايلي نشنيده باشيد چون در دسترس همگان نيست ولي اين موسيقي بهمراه آن كلام پر محتوا چنا ن شما را به خدا نزديك مي كند كه نه تنها اميال نفساني شما بلكه ديگر متوجه هيچ چيزي غير از خدا نخواهيد بود .ديگر نه زندگي اين دنيا نه عزيزترين كسانتان براي شما هيچ ارزشي ندارد .شما اشك مي ريزيد و تمام وجودتان در طلب وصال است و اصلا هم اينطور نيست كه با تمام شدن آن موسيقي شما از آن عالم خيالي به عالم واقعي برگرديد و تمام احوالات ايجاد شده برطرف شود .بلكه همانند يك درمان هميشگي اين احساس عشق به وصال و كنده شدن از تمامي اين دنيا هميشه همراه شماست و هر لحظه در آرزوي مرگ هستيد و پرواز بسوي يار هستيد .

( كما اينكه شما بزرگواران در گفته هاي خود بعضا اينگونه مي فرموديد كه مثلا موفق شدن در انجام يك سري امور سببش پخش موسيقي است و در غير اينصورت نمي توانيد به نحو احسن انجامش دهيد)
فرمايش شما صحيح است ولي بارها شده كه بنده به مدت يك هفته هم به موسيقي گوش نكرده ام و هيچ آزاري هم نديده ام و كمبودي هم حس نكرده ام ولي آيا تاثير مواد مخدري همچون هرويين و غيره هم همينطور است و كنار گذاشتن آن هيچ عوارضي براي استفاده كننده ندارد ؟؟؟؟
پس قرار دادن موسيقي بعنوان يك مخدر در كنار موادي چون هروئين و كوكايين هم منصفانه نيست !
حتي شايد خيانتي بيش از اين مي‌كند؛ اين‌كه حقيقت را با ابهام درمي‌آميزد و آن را به عنوان حقيقت در ذهن جاي مي‌دهد.
براستي حقيقت چيست و كجا معني پيدا مي كند ؟
وقتي من از برخورد شخصي دلخور هستم و نياز به آرامشي دارم آيا وظيفه موسيقي اينست كه رفتار آن فرد را تغيير دهد يا مرا ؟ اصلا كداميك از ما محق هستيم و كدام نياز به اصلاح داريم ؟
مثلا من تحت تاثير قواي نفساني به خشم مي رسم كه يك احساس زودگذر است و مي توان مسبب بروز رفتارهايي از جانب من شود كه بعدا پشيماني ببار آورد .حال وقتي كه يك موسيقي اين احساس نفساني و درئغين را زودترزائل كند و مرا زودتر به آن آرامش واقعي برساند بطوريكه بعد از شنيدن موسيقي ديگر اون احساس قبلي را به مخاطبم نداشته باشم ،كجاي اين بد است ؟

شيفته
Tuesday 14 October 2008, 10:14AM
منظورتان از عشق را واضح تر بيان بفرماييد اتفاقا اهل سماع و رقص هاي مثلا عرفاني پس از رسيدن به وجد و طرب اين اعمال را انجام مي دهند اما واي به آن لحظه اي كه مسبب اين وجد و طرب هم خاموش شود آن لحظه است كه در يك سرازيري حقيقي در خود احساس خواهند كرد من از شما مي پرسم عاقبت اين سرازيري كجاست؟! عاقبت ايت خيال پردازي ها كجاست؟!
اگر در زندگي مولوي تحقيقي داشته باشيد ،وي يك عالم ديني بوده نه يك عاشق ديني .هم اكنون بسيار از علماي ديني در جامعه اسلامي ما حضور دارند ولي چند نفر از آنها در هنگام نماز به حال آيت الله بهجت مي رسند ؟كسي مانند آيت الله بهجت آنقدر عشق الهي را با تمام وجود درك نموده كه نيازي به اسباب ديگري ندارد ولي بسياري از علماي ديني ،دين را بصورت يكسري دستورات و اطاعت از آنها و بندگي نمودن خداوند مي دانند .و مانند يك مطيع خوب تمام اعمال را انجام مي دهند ولي بدون عشق و يا عشقي كم !اگر تحقيق بفرماييد از اين علما و يا حتا افراد مذهبي كم نداريم !
و اما از عاقبت خيال پردازي پرسيديد ؟
براستي عاقبت خيال پردازي كجاست ؟فايده خيال چيست ؟ و بنده به شما عرض مي كنم كه بزرگترين فايده خيال ايجاد اميد در انسان است .وقتي مي توانيم خيال زيبايي داشته باشيم اميد به رسيدن به آن خيال زندگيمان را زيبا مي كند در حاليكه انساني كه فاقد خيال پردازي است و فقط آنچه را مي بيند كه در حال حاضر در شرف وقوع است از اين احساس بي نصيب است .
سوالي از شما دارم
چقدر در خيال خود بهشت را تصور مي كنيد ؟مكاني زيبا كه همه با هم مهربانند و پيامبران و ائمه كه عزيزان ما هستند در آنجا حضور دارند .
چقدر در خيال خود برزخ و جهنم را تصور مي كنيد .محيطي فاقد هرگونه عشق و محبت و اميد .عده اي نا اميد كه در نهايت زجر هستند .
آيا اين خيالات به ما كمك نمي كنند كه نسبت به اعمالمان در اين دنيا حساس تر شويم ؟؟؟؟
اگر جواب دهيد تابحال اين تصورات را نداشته ايد براستي باور نمي كنم يعني از طرف شخص مومني چون شما اين جواب رو نمي تونم قبول كنم وگرنه بسيار از كساني كه به قيامت اعتقاد ندارند چنين خيال و تصوراتي هم در ذهنشان جايي ندارد و نتيجه اش هم اعمالي است كه از آنها سر مي زند .

شيفته
Tuesday 14 October 2008, 10:31AM
حقيقت اين است ظرفيت جسمي موجودات زنده محدود است. انسان يك ظرفيت محدود براي كار دارد. عمر محدود دارد و توان محدود. وقتي عَمل و كاري را كه بايد در طول 60 سال انجام دهد اگر اين كار را در مدت 30 سال انجام دهد؛ خيلي زود به فرسودگي دچار مي‌گردد و در 30 سال باقي مانده ديگر بهروري ندارد
نم يدونم چقدر با علم متافيزيك آشنايي داريد .ولي دانشمندان علم متافيزيك به اين نتيجه رسيده اند كه انبوهي از انرژي در بدن ما انسانها بي استفاده مانده است وآن مرتاض يا سالكي كه مي تواند بسياري از كارها را انجام دهد كه من و شما نمي توانيم فقط از همان انرژي راكد در وجود خودبهره برداري كرده كه من و شما آن را بي استفاده گذاشته ايم .
آن كارگري كه با كمك موسيقي بازده كاري بيشتري دارد زودتر فرسوده نمي گردد بلكه بعلت بكارگيري از آن انرژي ذخيره ،به يك احساس شادكامي مي رسد .كارگري كه بدون موسيقي 10 ساعت كاركرده است بسيار بيشتر از كارگري كه با موسيقي 17 ساعت كار كرده احساس خستگي مي كند ولي نه به دليل مخدر بودن موسيقي بلكه به دليل بكارگيري از آن انرژي راكد !
در ضمن در همين علم متافيزيك به اين نتيجه رسيده اند كه حركت دادن اندام در حالتهاي مشخص و منظم و مكرر قدرت تمركز را بسيار بيشتر مي كند .

در قسمتي ديگر سخنان بزرگاني را در رابطه با موسيقي نوشته بوديد كه بسيار استفاده كرديم ولي كداميك از اينان عارف بوده اند؟؟
و آيا در مقدمه اي قبل از اين جملات قصار درباره نوع موسيقي كه مد نظرشان بوده هيچ توضيحي نداده بودند و نكته ديگر آيا براستي ما اين بزرگان را چقدر قبول داريم ؟چقدر مي شناسيم ؟آيا فقط در مواقعي كه چيزي گفته اند كه در تاييد نظر ماست مورد تاييد ما قرار مي گيرند يا بواسطه شناخت كاملي كه از زندگي و خط مشي فكري ايشان داريم مورد تاييد ما هستند ؟

اولا عشق سبب اصلي ناديده گرفتن حقيقت هاست شايد منظورتان علاقه ي و دوست داشتن شديد است كه خب بسيار هم مورد نياز است فرق عشق و حب شديد در اين است كه حب از روي فهم و درك مقام محبوب است اما عشق سببش حالهاي زودگذري است كه جدا از ديگر ضررهايش نسبت به حقيقت و محبوب مدتش هم به همان اندازه ي حال زود گذر خواهد بود
البته علت حضور ما در اين تاپيك بحث هاي فلسفي نيست و يقينا مي دانيد كه منظور بنده از عشق الهي همام واژه اي است كه بسيار از عارفان ما دقيقا با همين لفظ مورد استفاده قرار داده اند و همان احساس به خداوند است كه باعث مي شود هر چيزي غير از خدا در نظرتان پوچ و حقير شود و هر چيزي را هم كه دوست داريد بخاطر خدا دوست داشته باشيد .حال شما مختاريد بر آن نام عشق يا حب يا هرچيز ديگري كه دوست داريد بگذاريد .

و در آخر هم لطف كنيد به من بگوييد احساس شما پس از تماشاي فيلم ها و يا انيميشن هاي مذهبي كه در رابطه با زندگي مردان خدا است چيست ؟آيا پس از تمام شدن برنامه حس مي كنيد از يك عالم تخيلي پوچ وارد عالم واقعيت شديد و ااحساس تاسف مي كنيد كه وقتتا ن صرف تماشاي آن فيلم ها شده و يا احساس ديني و عشق شما به خدا تقويت شده و آرزو مي كنيد همچون آنان باشيد و احساسي بسيار بهتر از قبل از تماشاي برنامه پيدا كرده ايد ؟
متشكرم :smile07:

ویلسون
Tuesday 14 October 2008, 11:07AM
من با يك سري از اين ادم ها در آمريكا برخورد داشتم و در ايران
يكسريشون تحت تاثير اين موسيقي كارهاي انجام ميدند كه انسان خندش ميگيره و به كارشون هم افتخار مي كنن.
اين انسانهاي به قول شما متال باز زندگيشون با چيزي كه نشون ميدن فرق ميكنه
البته این تفاوت ها و پارادکس ها برای این هست که مردم به جنبه های زشت انسان هم بنگرند
ولی در کل همون طور که سفید گفت این خانندگان همواره به دنبال واقعیت هستند

یکی از مسائلی که افراد در مورد عوارض موسیقی بیان می کنند این هست که موسیقی باعث میشه انسان قدرت تفکر و تصمیم گیری رو در زندگی نداشته باشه!!!
با توجه در تاریخ و اوضاع اجتماعی افرادی که به موسیقی گوش میدهند نرمال تر از افرادی هستند که به موسیقی گوش نمی دهند

هرگونه وابستگي در اين دنيا باعث مي شود روح اسير شود و از تعالي باز ماند
شما جناب مهرداد از این پس نخواب چون خوابیدن نوعی وابستگی دنیویست یعنی انسان در اپر کار روزانه و در اپر تعلیر رفتن انرژیش به خواب احتیاج پیدا می کند
یا خوردن غذا نیز یک مورد جسمانی است
اگر شما این گونه می گویید پس باید قید رادیو و تلویزیون را هم زد چون 24 ساعته در حال پخش موسیقی است و این باعث می شوئ که شما از یاد خدا غافل شوید

نظرتان در مورد زندگی غار نشینی چیست ؟
راستی در هنگامی که پای اینترنت می نشینید احساس غفلت از یاد خدا نمی کنید ؟
آیا شما ای که در روز این همه پست در این سایت می گزارید به اینترنت وابسته نیستید؟:
در جنگ 8 ساله ی خودمان هم شهیدانی داشتیم که با نوای مداحان آن زمان به یک باره در میدان مین می رفتند
اگر چونین باشد این نوع شهادت محسوب نمیشود زیرا انسان از حالت طبیعی خارج شده است
فوائد رقصیدن
یکی از مواردی که معمولا در بین انسانها مخصوصا ایرانیان مرسوم است رقصیدن در هنگام گوش دادن به موسیقی می باشد این مطلب از دیر باز در انسانها وجود داشته است در زیر به چند مورد اشاره می کنم

http://i33.tinypic.com/kylwh.gif

تقویت روحیه


اکثر سبک های رقص فواید زیادی برای تمدد اعصاب دارند. هنگام رقص می توانید ذهنتان را به هر کجا که دوست دارید پرواز دهید و به آرامش درونی برسید. محققین دریافته اند که رقصیدن مداوم، از بروز بیماری های روانی مثل افسردگی جلوگیری به عمل می آورد. همچنین فرد با یادگرفتن حرکات و گام های دشوار رقص، به احساس موفقیت دست می یابد که برای تقویت روحیه و اعتماد به نفس عالی است.

فواید ذهنی


رقص های پر جنب و جوش و تند، مغز را نیز همانند جسم فعال نگاه می دارد. ورزش گردش خون را افزایش می دهد و به این ترتیب اکسیژن راحت تر و سریعتر به مغز میرسد. همچنین یادگیری حرکات مختلف و گام های دشوار رقص، باعث می شود ذهن نیز به تکاپو بیفتد. محققین دریافته اند که رقص از بروز بیماری آلزایمر و جنون جلوگیری می کند.

ورزش نه تنها زوال مغز را کندتر می کند، بلکه قدرت مغز را نیز افزایش می دهد. تجربه نشان داده است که گوش دادن به موسیقی حین رقص، این توانایی را چند برابر میکند.


http://i34.tinypic.com/2rh5xfk.gif


برای استخوانها و مفاصل مفید است


رقصیدن احتمال ابتلا به پوکی استخوان را کاهش می دهد، به این دلیل که گام های رقص بر استخوانها فشاری وارد می کند که کمک می کند تا مستحکم و متراکم بمانند. هرچه استخوانهای شما متراکم تر باشند، استحکام بیشتری خواهند داشت و در مواقع افتادن یا زمین خوردن کمتر دچار شکستگی می شوند.

همچنین حرکات پر جنب و جوش رقص برای عضلات و مفاصل نیز مفید هستند و از ابتلا به ورم مفاصل جلوگیری میکند.


فرد را فعال می سازد


جنب و جوش رقص فرد را به تکاپو می اندازد و حفظ تعادل و هماهنگی هنگام رقص، قدرت بدنی او را افزایش می دهد. این مسئله باعث می شود که افراد در زندگی روزمره نیز راحت تر بتوانند تعادل خود را حفظ کنند و کمتر زمین بخورند و همچنین پر جنب و جوش تر و فعالتر شوند.

برای همه مفید است


برای سلامت ماندن، متخصصین پیشنهاد می کنند که هر کس حداقل پنج بار در هفته، به مدت 30 دقیقه در فعالیت های فیزیکی با شدت متوسط شرکت کنند. این فعالیت ها ضربان قلب و تنفس شما را افزایش داده و شما را گرم می کند. لازم نیست حتماً به نفس نفس زدن بیفتید و شُر و شُر عرق بریزید. همین که بتوانید 30 دقیقه این حرکات را ادامه دهید کافی است. و جالب است بدانید که رقص نیز می تواند جزئی از این فعالیت های فیزیکی باشد.

اکثر سبک های رقص، حتی نوع آرام آن والس، شدتی تقریباً برابر با 3 مایل در ساعت پیاده روی متوسط دارد.
افرادی که حتی در چاردیواری یک اتاق به تنهایی می رقصند، ضرر نمی کنند، چون با این کار ضربان قلب و تنفسشان را بالا می برند.

رقصیدن به طور مداوم، خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی، فشار خون بالا، دیابت نوع دوم و سرطان را کاهش می دهد. علاوه بر این مزیت ها، آنقدر از این کار لذت می برید که حتی فراموش میکنید در حال ورزش کردن هستید!
http://i11.tinypic.com/2nsynmw.gif

Arshanoosh
Tuesday 14 October 2008, 11:12AM
http://www.4shared.com/file/66856217/71669c85/Unknown_Artist_-_Nurture_Music_-_01_Track_1.html

اين لينك يك موزيك هست
دانلود كنيد و گوش كنيد و نظرتون رو بگيد

شيفته
Tuesday 14 October 2008, 11:32AM
http://www.4shared.com/file/66856217/71669c85/Unknown_Artist_-_Nurture_Music_-_01_Track_1.html

اين لينك يك موزيك هست
دانلود كنيد و گوش كنيد و نظرتون رو بگيدخيلي زيبا بود :smile07:

Arshanoosh
Tuesday 14 October 2008, 12:06PM
خيلي زيبا بود :smile07:

خوب با شنيدن اين موسيقي چه حسي بهت القا شد ؟

شيفته
Tuesday 14 October 2008, 12:31PM
خوب با شنيدن اين موسيقي چه حسي بهت القا شد ؟
حس حضور در باغي پر از شكوفه در فصل بهار و حس پروازي در آرامش ،شبيه به حسي كه درباره بهشت دارم

Arshanoosh
Tuesday 14 October 2008, 04:19PM
ميبينيد با موسيقي ميشه همه كار كرد
ميشه حس خشونت رو بيدار كرد و يا ارامش رو

m.hosseini70
Tuesday 14 October 2008, 07:09PM
ميبينيد با موسيقي ميشه همه كار كرد
ميشه حس خشونت رو بيدار كرد و يا ارامش رو

من هم با arshanoosh جان موافقم. ما باید بدانیم که موسیقی اگر چه مادی است اما تاثیر شدیدی بر حالات روحانی ما می گذارد. موسیقی همانند جامی بلوری می باشد که کاملا صاف و صیقلی است. اگر از آن برای انتقال کلام الهی استفاده شود، همانند آن است که بلوری پاک و تمیز، جرئه ای آب تازه و شفاف را به دیگران دهد و موجب حیات ایشان شود.

برای همین است که اگر آیات الهی هم با صوتو لحنی زیبا خوانده شود در قلوب شنوندگان تاثیر می گذارد.

مهساM
Tuesday 14 October 2008, 11:11PM
خدمت حضار خصوصا جناب ویلسون که میخوان با منطق های پزشکی بگن هر جور موسیقی خوبه!
رقص خوبه ولی به شرطی که تمام حرکاتش ارادی باشه
تا حالا به یه بچه ای که نه از رقص سر در میاره و نه اهنگ در موقع نواختن این اهنگهای متال و تند دقت کردین ؟؟
تمام حرکاتش بدون اینکه از کسی یاد گرفته باشه یا جایی دیده باشه با بقیه افراد مو نمیزنه
چرا؟؟؟؟؟؟؟
چون این حرکات ارادی نیست و ادم در شرایط تسلط به حواسش انجام نمیده
حرکت تند و ریتمیک خوبه ولی به شرط اینکه وقتی داشتی از نفس میوفتادی متوجه بشی و دیگه ادامه ندی حتی اگه اون موسیقی پخش بشه نه اینکه تا وقتی جون تو بدنت هستو اون موسیقی پخش میشه بپری هوا و بپری زمین:smile27:

mehrdad_123
Wednesday 15 October 2008, 02:16AM
بسم رب المولانا بقیه ا...الاعظم
ا...هم عجل لولیک الفرج
توکلت علی ا...

سلامی گرم و صمیمانه به حضور همه ی شما دوستان عزیز


تشکر می کنم از همه ی شما دوستانی که حیطه ی بحث منطقی و علمی و در عین حال صمیمانه را پیش رو گرفته اید ان شاا... که خداوند باریتعالی نسبت به بنده و شما دوستان عزیز لطفی عنایت کند تا هر بهتر و بیشتر و عمیق تر از مطالب همدیگر استفاده کنیم

دوستان فرمودند:

مطلب ديگري كه در نوشته هاي آقا مهرداد بود ايراد به موسيقي بود كه انسان را از واقعيت دور مي كند و به يك حالت مجازي مي برد؟و سوال من اينست كه آيا اين قضاوت درباره فيلم هاي سينمايي ،سريال ها ،كارتون ها و حتي همين محيط مجازي باشگاه صادق نيست؟آيا حضور ما در اين محيط مجازي مانع حضور ما در محيط واقعي زندگيمان است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آيا بعد از تماشاي سريال حضرت يوسف احساس بطالت بهمون دست مي ده يا اشك تمام صورتمون رو پوشونده و غرق لذت معنوي شده ايم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



خواهر گرامی! اولا بسیار بعید است که شما حالت توهم را مطابق با جو مجازی مثلا اینترنت قرار می دهید! خواهر محترم همانطور که خود شما هم توجه دارید ما با ظاهر کلمات و الفاظ کاری نداریم لذا قرار نیست صرف اینکه مجازی بودن اینترنت آن را با اوهام و خیالات مد نظر ما قرار بدهیم آن چیزی که بنده عرض کردم این بود که بشر از نظر کمبودی که در معرفت توانایی مواجهه با واقعیت دارد موسیقی را برای تسلی خود تایید می کند سپس نام آن را ضرورت می گذارد و در صورتی که ما نباید در مقابلا هیجانات پادرهوا خود را نبازیم و آمداگی واقعی خود را از دست ندهد تا بتوانیم اختیار را از خود سلب کنیم


برای همین است که می پرسیم اگر موسيقي آنچنان كه عاشقان دلباخته اش مي گويند , حقيقتا روح انساني را تصفيه مي كند , چرا با شيوع موسيقي در شرق و غرب , دوران بيماري هاي رواني و فساد اخلاقي به حدي است كه گفت و گو درباره ي آن باعث شرمساري است؟


بحث فیلم و سریال و رمان هم البته از دیرباز بین اندیشمندان و روانشناسان و انسان شناسان جای بحث بوده و می باشد که آیا اینها تاثیر گذاری مفیدی دارند یا نه جزو همان دسته حالهای زودگذری است که به جز ضرر به حقیقت اصلی و غرق شدن در اوهامات و دور ماندن از حقیقت چیز دیگری ندارد...
بنده در این خصوص هیچ نظر خاصی نمی توانم بدهم و البته به بحث ماهم نامربوط است اما من باب قیاسی که فرمودید عرض می کنم که داستان زندگی برگزیدگان و اولیای خدا یک واقعیت است و اگر هم معرفتی در این راه بدست می آورید از این جهت است اما چه کسی گفته است که موسیقی که شما را صرفا در اوهام و خیالات نگه می دارد به شما همان معرفت الهی را عطا می کند؟!

همان‌گونه كه گفته شد موسيقي حداكثر تسكين كننده است. موسيقي بنا به اقرار بزرگانی که در ÷ست قبلی هم عرض شد حقيقت و عقل را در انسان مي‌كاهد و آن‌ها را به فضاي ابهام مي‌برد. باعث مي‌شود درك ما از واقعيت و حقيقت سطحي، سبك و كم اثر باشد. حتي شايد خيانتي بيش از اين مي‌كند؛ اين‌كه حقيقت را با ابهام درمي‌آميزد و آن را به عنوان حقيقت در ذهن جاي مي‌دهد. همچون ترياك و مواد افيون كم كم باعث مي‌شود اختيار از انسان سلب شود و زمينه تزلزل در تصميم‌گيري عقلائي را فراهم مي‌كند. انسان تشنه را با تمام ولع و حرث به لب چشمه مي‌برد و حتي در وصف آب بسيار براي او مي‌گويد اما با تمام قدرت از نوشيدن آب جلوگيري مي‌كند . سراب را به جاي چشمه‌ي حقيقتي به تشنه نشان مي‌دهد و او را به دويدن به سوي چشمه خيالي ترغيب مي‌كند


در ضمن آن تخیل اختراعی (ادراکی ) یا حضوری مد نظر ما نیست بلکه آنچه که مد نظر ماست خیالبافی است:


خیالبافـــــی: که نوعی هذیان و هرج و مرج در ذهن و همراه با تلون است و عقل و ادراک در آن راه نداشته و اراده در آن نقش و نفوذی ندارد. چنین حالتی عمل پست و ابتدائی ذهن به حساب می آید و محصول آن مقرون به حقیقت نیست.



مسئلـــــه خیالبافـــــی


بر این اساس خیالبافی نوعی تخیل انفعالی و یا تخیل آزاد و بی قید و شرط و نوعی صحنه پردازی ذهن است که در آن عقل و اراده نقشی ندارند و در داوری و اظهار نظر آن کنترلی نیست. هر آنگاه که ذهن فرد از امری ادراکی و عقلانی خالی بماند خیالبافی آن را پر می کند. در خیالبافی آدمی تابع آرزوهای خویش می شود و واقعیات را به گونه ای دیگر درک می کند. او ممکن است فردی مبغوض باشد ولی تصورش این است که همه او را دوست دارند. و با این تخیلات خوشایند می کوشد خود را شاد و خرسند نماید. آنچه را که او خیال می کند مقرون به حقیقت نیست و اغلب صورت گول زدن خود را دارد. و تنها فایده اش این است که نقش مسکن را برای آدمی ایفا می کند. همه آرزوها و تمایلات ارضا نشده او در عالم خیالبافی ارضا شدن و یا در حال برآورده شدن اند و این خود عاملی برای کاهش درد و رنج است.





نظــــر روانکـــــــاوان


برخی از روانکاوان خیالبافی را عبارت می دانند از من رانده شده که به این مخلوق ذهن او ارتباط یافته است. و هم برخی دیگر آن را نوعی رجعت روانی ذکر کرده اند که در آن بازگشت خیالی و عاطفی به دوره کودکی مطرح است. در کل خیالبافی نوعی گریز روانی است که در آن تماس با واقعیت و یا روبرو شدن با مسئله برای افراد مشکل است و تن دادن به این حالت برای افراد جنبه کامجوئی و ارضای روانی دارد. به حقیقت روح انسانی با تخدیر خود و گریز از واقعیت می کوشد از ادراک رنج و درک ناکامی سر باز زند و از شدت احساس شکنجه و حسرت در خویش بکاهد. طبیعی است این حالت در مواردی پدید آید که آدمی از مقابله با مشکل خود را ناتوان احساس کند.


جلــــوه های آن در افــــــراد


خیالباف ها این حالت خود را به صورت های گوناگون متجلی می سازند. شرح و بیان همه آنچه که در این رابطه قابل ذکرند میسر نیست، آنچه با رعایت اختصار می توان مطرح کرد بدین شرح است:



۱- به صــــورت تصــــورات:


افرادی که مبتلا به خیالبافی هستند تصوراتی دارند که برخی از آنها به قرار زیرند:


ــ تصور یک قهرمان شجاع، فردی ماهر با چهره ای قابل تحسین، بی نظیر و فوق العاده که همه مسائل و مشکلات او حل شده است و از عهدۀ همه مسئولیت ها برمی آید.


ــ تصور فردی مهم از تیپ مثلا" شاهزادگان که قادر به انجام فلان کار است و با اینکه می داند این تصور غیر واقعی است.


ــ تصور فــــردی متهم که دیگــــران می خواهند به حساب او برسند.


ــ تصور فردی مظلوم که مورد ستم و اجحاف قرار گرفته است.


ــ تصور فردی که اگر مثلا" جیب خرجی خود را خرج نکند و به کار اندازد صاحب میلیونها پول و مال خواهد شد.


ــ تصور فـــردی مهم که همه کار از او برمی آید و می تواند به مــوقعیتهای مناسبی برسد و قدرت همه کارها را دارد.


ــ تصـــور خلبانی که در آسمان در حال پرواز و مانور دادن است و دارد به نقاطی دور دست و رؤیائی سفر می کند.


ــ تصور فردی محبوب که همه دوست دارند او را در کنار بگیرند و وجود او را سبب سرور و شادمانی می دانند و برای او عظمتی قائلند.



۲- احساس آنها:


افراد خیالباف برای خود احساس ویژه ای دارند از جمله:


ــ احساس اینکه بیمارند و دیگران باید از او احوال پرسند و از او مراقبت نمایند.


ــ گاهــــی احساس می کند که مـــرده است و در عالم دیگــری در حال سیر است و مستحق رحمــت.


ــ زمانــی در عالم خیال خود را صاحب درد می داند و عملا" خویش را از جنب و جوش افتاده مـــی یابد.


ــ گاهـــی در عالم خیال دچار احساسات خصمانه نسبت به همه کسانی که نسبت به او بی مهری کرده اند.


ــ زمانی احساس ترس دارند و خیالبافی شان آنها را تحریک می کند که شبح هائی را در ذهن مجسم کرده و از ترس آن بگریزند.


ــ گاهی این احساس را دارند که همه حیوانات و گاهی همه کفش ها و لباس ها به صورت حیوان درآمده و می خواهند آنها را ببلعند.


ــ در مواردی احساس پرواز دارد که روی ابرها نشسته و در حال حرکت است.



۳- حالات آنهـــا:


کودکان خیالباف حالت عادی ندارند. گاهی چنان در خیال فرو میروند که با خود میگویند، میخندند، حرف میزنند و در این راه نیروی زیادی را مصرف میکنند.


ــ در عالم خیال به دیگران پرخاش کرده و یا در ذهن خود کسی را تنبیه می کنند و در حال انتقام گرفتن از او خود را در می یابند.


ــ در عالم خیال گاهی حالت امر و نهی می گیرند و زمانی حالت دلسوزی و حالت هیجان آمیز در این رابطه و از خود احساس رضایت دارند.


ــ در مواردی این حالت را به خود می گیرند که به ارضای امیال و تمنیات خود مشغولند و اسیر دنیای خویشند تا حدی که پذیرش واقعیت برایشان دشوار است.


ــ گاهی آنها حالت معاشرت و سخنگوئی با دیگران را یافته و در عالم خیال سرگرم صحبت و معاشرت با فردی موهوم می شوند.



۴- روحیه آنهــــا:


در حالت عادی کسل اند ولی در عالم رؤیا و خیالبافی شادند و خرسند. خیالبافی برای آنها پناهگاهی است که در سایه آن خود را شادان میسازند.


ــ بسیاری از آنها روحیه کودکانه دارند، به دروغگوئی معروف اند در حالیکه دروغ شان نوعی خیالبافی است که به صورت مرضی درآمده است.


ــ گاهی حالت خودستائی و به خود بالیدن دارند و کارها و افتخاراتی که ندارند به خود نسبت می دهند.


ــ روحبه شان روحیه ریاکاری، فخرفروشی، و همراه با پرگوئی و زمانی هم افسانه سازی است( که در این مورد بحث مستقلی خواهیم داشت ).


ــ روحیه موفقی برای خود پدید می آورند از آن بابت که در دنیای غیر واقعی خود را به همه آرزوهای خود دست یافته می دانند و جای و مقام و لذتی خیالی برای خویش فراهم می سازند. در عالم خود فرو می روند و با خیال خویش خود را سرگرم می کنند و برای خود موجبات غرور و خودبزرگ بینی را تهیه می بینند.



۵- در روابط:


اینگونه افراد به خود و دنیای خویش سرگرم اند. و بدین نظر ارتباط چندانی با دیگران ندارند و اگر هم زمینه ای برای ایجاد رابطه فراهم شود این امر آنان را خرسند نمی سازد.


ــ گاهی برای خود همبازی های خیالی تصور کرده و حتی به آنها نام و شخصیت خیالی می دهند و اعمال و صفات خاصی را به او نسبت می دهند.


ــ نیاز به فردی یا شیئی دارند که نقش مستمع را برای آنها بازی کند و مطلب شان را بشنود و این خود وسیله ای برای سرگرمی است.


ــ به سختی می توانند با مردم درآمیزند و مشکلات زندگی مردم را حل کنند. نقشه های افراطی و خیالی دارند که با واقعیت تطابق ندارد.


ــ و بالاخره خیالبافی به حقیقت وسیله ای است برای قطع رابطه با افراد و پدیده ها به گونه ای که تدریجا" از همه می گسلند و تنها به خود و اشیاء خود می پردازند.



تحلیـــل این جلـــــوه ها


جلوه های فوق نشان دهنده میلی ناهشیار به حل و رفع مشکلات، و برون ریزی نگرانی ها و در کل تخلیه خویش است. صورت های ذهنی که آنان برای خود درست می کنند ممکن است دارای ارتباط منطقی بوده و از واقعیت به دور باشند. جلوه های فوق در آدمی نشان میدهد که او چه می خواهد، از چه چیزهائی رنج می برد، چه مسائلی در ذهن او به عنوان مسائل اصلی و اساسی مطرح است اینان مصداق این نیم بیتی هستند که: شتر در خواب بیند پنبه دانه. در مواجهه با واقعیت ها ناتوانند و بدین نظر در عالم خیال خود را سرگرم حل مشکل و خود را در آن موفق و پیروز به حساب می آورند. خیالبافی ها اگر مکرر و پی در پی با شند مبین احتیاجات شدید و ناراحتی های شخص است و هنوز یاد نگرفته است که چگونه با مشکلات کنار بیاید و به چه صورتی آنها را حل کند و ضروری است به او رسیدگی شود.
تحلیـــل این جلـــــوه ها
جلوه های فوق نشان دهنده میلی ناهشیار به حل و رفع مشکلات، و برون ریزی نگرانی ها و در کل تخلیه خویش است. صورت های ذهنی که آنان برای خود درست می کنند ممکن است دارای ارتباط منطقی بوده و از واقعیت به دور باشند. جلوه های فوق در آدمی نشان میدهد که او چه می خواهد، از چه چیزهائی رنج می برد، چه مسائلی در ذهن او به عنوان مسائل اصلی و اساسی مطرح است اینان مصداق این نیم بیتی هستند که: شتر در خواب بیند پنبه دانه. در مواجهه با واقعیت ها ناتوانند و بدین نظر در عالم خیال خود را سرگرم حل مشکل و خود را در آن موفق و پیروز به حساب می آورند. خیالبافی ها اگر مکرر و پی در پی با شند مبین احتیاجات شدید و ناراحتی های شخص است و هنوز یاد نگرفته است که چگونه با مشکلات کنار بیاید و به چه صورتی آنها را حل کند و ضروری است به او رسیدگی شود.
زیانهـــــــای خیالبافی

۱- در جنبـــه بـــدن:
افراد خیالباف در جنبه بدن زیانهائی می بینند از جمله اینکه:
ــ از فعالیت های بدنی عقب می افتند زیرا بی تحرک در جائی می نشینند و در عالم انزوای خویشند و از حرکت و جنب و جوش دور می مانند.
ــ بازی و حرکت که در رشد افراد شدیدا" مؤثر است در آنها وجود ندارد و حتی حال و هوای بازی با دیگران را ندارند.

۲- در جنبـــه روانــــــی:
خیالبافی در افراد این اشکال را دارد که آدمی را در سیلابی از فکر و خیال رها کرده و امکان تمرکز و دقت و بکارگیری اراده را از او سلب می نماید و این امر تا حدی به پیش می رود که زمینه ساز برخی از بیماریهای خیالی می شود. خیالبافی هر چند مفید باشد باز هم یک حالت ناسالم به حساب می آید. زیرا افراد را به توهم کشانده و از واقعیت دورش می کند. انرژی روانی در سایه آن رو به کاهش می گذارد و به جای بکارگیری تدبیر جهت حل مسائل نوعی ارضای مجازی برای آنها پدید می آورد. خیالبافی قدرت تمرکز دقت افراد را می ستاند قوای دفاعی را تهدید و مسموم می کند و آدمی را زبون و ناکام می سازد. عوامل معارض را که باعث رشد و پرورش فکر می شوند از او دور می دارد و آدمی را در تصور و خیال مقضی المرام می سازد.

۳- در جنبـــه عاطفـــــی:
خیالبافی گاهی حالات هیجانی برای کودک فراهم آورده و او را از حال تعادل خارج می سازد. آدمی خود را قهرمانی برفراز قله ولی در حال سقوط می بیند، یا در حال جنگ و ستیز با دشمنان که هیجان آن برای او زیان بسیاری دارد. در مواردی خیالبافی می تواند احساس شرم و گناه را افزایش دهد. شخصیت عاطفی را سست می کند با حالت خیالی ممکن است چیزی را زیباتر، سرور انگیزتر و بهتر در عالم واقعی ببینند. به جای اینکه عیبی را در خود بجوید و درمان کنند به جای دیگری نسبت می دهند. ارتباط فرد را با محیط و دیگران ناموزون می کند و نه تنها چیزی را در کسی برنمی انگیزند، بلکه ممکن است او را در انجام خیر باز دارد و یا کشمکش ها و نزاع ها را عمیق تر و ریشه دارتر سازد که این موجب بروز بدبختی های بسیاری است به ویژه در آنگاه که رفتاری ضد اجتماعی پدید آید.

۴- در حیــــات اجتماعـــــی:
بزرگترین خطر خیالبافی این است که طفل را از دنیای واقع دور می سازد از زندگی روزمره برکنارش می نماید و چنین کسی از روبرو شدن با زندگی و مبارزه با مشکلات آن عاجز و هراسان است و عقب نشینی او بیشتر می شود. زندگی در خیال آدمی را از انطباق اجتماعی دور می دارد، با مردم رابطه ای اندیشیده ندارند دل را به ارضای بدلی خوش دارند و حتی روابط ممکن است کینه توزانه و خصمانه باشد و این خود زیان دیگری برای افراد مبتلا است.

۵- و بالاخـــــره در کل:
خیالباف قدرت و نیروی خود را صرف خیالبافی می کند، در نتیجه توان آن را ندارد و یا نمی کوشد برای خواسته های خود اندیشیده و آنها را جامه عمل بپوشاند. در برابر عقاید مختلف می ماند و توان دفاع از فکر خود را پیدا نمی کند. در نتیجه با همه لذتی که از این امر برای او حاصل می شود باید آن را از خطرناکترین حالات برای افراد به حساب آورد.


....
:smile07: ادامه دارد:smile07:

mehrdad_123
Wednesday 15 October 2008, 02:18AM
و اما مي رسيم به موسيقي هايي كه انسان را از حالت طبيعي خارج مي كند .آيا يك بيمار رواني كه در حال طبيعي در تيمارستان به همه مي پرد و خطرناك است ولي با شنيدن موسيقي خاصي از اين حالت طبيعي خارج مي شود ولي حال غير طبيعي او هم براي خودش بهتر است و هم براي اطرافيان ،موسيقي را زير سوال مي برد ؟پس بايد توجه كنيم كه حالت طبيعي ما چگونه است و تاثير موسيقي بر آن چه مي باشد ؟


اولا دقت بفرمایید که این ادعایشان مبنی بر تجویز موسیقی برای درمان بیماری های روحی و جسمی تا چه اندازه بر مینای واقعیت و تا چه اندازه جنبه ی تبلیغاتی و تشریفاتی دارد ثانیا اغلب روان پزشکان خود معتقدند که نتیجه ی درمان با موسیقی بسیار ضعیف است چناچه - اسکریل- می نویسد :
من اقرار می کنم که عدم موفقیت هایی در زمینه درمان با موسیقی وجود دارد ولی باید در ضمن اثر تسکین دهنده و مشغول کننده آن را نیز در نظر داشت. - بیماری های روانی ج2 ص 577

ثالثا مسئله ی درمان و تجویز یک موسیقی برای یک شخص بیمار به هیچ وجه دلیل بر این نمی شود که موسیقی را برای همه ی مردم تجویز کنند و در تلویزیون و رادیو پخش کنند!!!!



این مثل این است که شما داروی یک بیماری را برای همه ی مردم سالم و غیر سالم تجویز کنید به صرف اینکه در یک شخص بیمار تاثیر داشته است!!!


اگر از یکایک شما دوستان در مورد اولین شرط آرامش و آسایش فکر و بهره برداری از زندگانی و طول عمر و مقاومت در برابر حوادث جهان بپرسیم به اتفاق همگی شما دوستان خواهید گفت : نخستین شرط آرامش و آسایش زندگی ,حفظ سلامت ,صحت و تعادل روان و اعصاب است. اهمیت اعصاب در سلامت بدن و حفظ بهداشت به اندازه ای قابل توجه است که حتی می توان گفت بر قلب سایه برتری گسترانده زیرا سلامت قلب بستگی تام به صحت و درست کار کردن اعصاب آن دارد. با این مقدمه حال به نقش موسیقی در بیماری های روانی و اعصاب اشاره ای خواهیم کرد ان شاا...

http://www.qudsdaily.com/archive/1385/html/6/1385-06-27/picture%5C12-6.jpg
مضرات موسیقی از نظر بهداشت و روان فراوان است , ولی قبل از آن که به شرح آثار شوم موسیقی در حد توانمان بپردازیم باید توجه داشت که دانشمندان فیزیولوزی , دستگاه اعصاب نباتی را شامل دو قسمت می دانند: سمپاتیک و پاراسمپاتیک.
وظیفه ی اعصاب سمپاتیک در بدن عبارت است از : تنگ کردن رگها - انبساط عضلات صاف - جلوگیری از ترشح-بالا بردن فشار خون.
اما وظیفه ی اعصاب پاراسمپاتیک در کالبد,درست به عکس است,زیرا عمل اعصاب پارا سمپاتیک عبارت است از: گشاد کردن رگها - انقباض عضلات صاف- ایجاد ترشح و تقلیل فشارخون.
این دو قسمت از اعصاب نباتی ( سمپاتیک و پاراسمپاتیک)چون در بدن اعمال مخالف یکدیگر انجام می دهند,تا هنگامی که از خارج تحریکاتی بر آنان وارد نیاید , به موازات یکدیگر فعالیت کرده ,نظم و تعادل بدن را حفظ می کنند ولی اگر در اثر تحریکات خارجی تعادل این دو سلسله ی عصبی از بین برود ضررهای جسمی فراوان و اختلالات روانی بی شماری برای شخص به بار خواهد آمد.
یکی از مهمترین عوامل تحریک خارجی که توازن و تعادل بین سمپاتیک و پاراسمپاتیک را بر هم می زند , ارتعاشات موسیقی است موسیقی با نواهای حزن انگیز و یا با آهنگ های نشاط انگیز خود , گاهی آنچنان تعادل بین اعصاب سمپاتیک و پارا سمپاتیک را از بین می برد که اصول زندگی حیوانی , یعنی جذب - دفع - هضم - ترشحات - ضربان قلب و فشار خون و مایعات دیگر را مختل ساخته , شخص را به امراض فراوانی نزدیک می سازد.
موسیقی عامل مهم ضعف اعصاب:
این موضوع به درجه ای دارای اهمیت است که که اوروپا را دچار وحشت نموده زیرا خود ضعف اعصاب نیز سرچشمه ی امراض دیگری است و مهم ترین عامل پیدایش هر گونه ناراحتی جسمی و روانی است.
بدین جهت مطالعات زیادی از طرف مجامع پزشکی جهان روی این مرض و علل پیدایش آن به عمل آمده و در نتیجه بزرگترین عامل را همانا اشاعه ی موسیقی و کنسرت تشخیص داده شده است و تا آنجایی که از طرف جمعی از روشن فکران اروپا و آمریکا و نویسندگان و دانشمندان آمریکا لایحه ای تنظیم و به مجلس سنای آمریکا تقدیم نمودند تا دولت برای جلوگیری از امراضی که بوسیله ی موسیقی پدید می آید که خطرناکترین آنها ضعف اعصاب است از کنسرت و موسیقی های عمومی جلوگیری به عمل آورد. دکتر( ولف آدلر) پروفسور دانشگاه کلمبیا می گوید: بهترین و دلکش ترین نواهای موسیقی , شوم ترین آثار را روی سلسله اعصاب انسان باقی می گذارد.کشفیات وی چنان در آمریکا تاثیر کرد که هزاران نفر طرفدار او شدند و موسیقی را برخود حرام کرده و تقاضای جلوگیری از کنسرت عمومی کردند.

موسیقی عامل ضربان و سکته ی قلبی:


http://www.aftab.ir/articles/science_education/biology/images/734004bb15726022f910982dad5db9e1.jpg

یکی از علل مهم ضربان و سکته ی قلبی , استماع موسیقی به شمار آمده است. در این رابطه دکتر ( اوریزن اسوت مارون) می گوید: هیجان بزرگترین عامل سکته ی قلبی است و هنرمندان اغلب به علت سکته ی قلبی در گذشته اند. از این بیان معلوم می شود که هیجان حاصله از موسیقی تا چه حد خطرناک است.
دکتر - رپرت- متخصص روانشناسی کودک در انگلیس در مورد ضربان قلب اعتقاد دارد که اطفال در رحم مادر تحت تاثیر موسیقی قرار می گیرند و اگر مادر حامله به موسیقی گوش دهد ضربان قلب طفل در رحم زیاد می شود. این حالت از شش ماهگی به بعد است.


مابقی فردا ان شاا...
دوستان منتظر باشند و فرصت پاسخ دهی به ما هم لطف کنند ماشاا... همه اهل علم هستید و بنده ی بی سواد هم فقط یک نفر هستم لذا اندکی فرصت بدهید تا مطالب و نکته هایی که فرمودید پاسخ داده شود -
:smile07::smile07::smile07:با تشکر:smile07::smile07::smile07:

شيفته
Wednesday 15 October 2008, 08:32AM
جناب مهرداد از توضيحات مفيدي كه ارائه فرموديد بسيار ممنون و متشكرم .:smile07:
من هم موافقم كه موسيقي هايي كه سبب ايجاد هيجان در فرد شوند يقينا براي قلب و مغزو اعصاب او مضر هستند واين نوع موسيقي مطلقا در زمينه بحث من قرار نمي گيرد .
توضيحات بسيار مفيدي در رابطه با خيالبافي ارائه فرموديد و بسيار استفاده كردم ولي سوال من اينست كه :
براي يكي مثل من كه دچار هيچيك از عوارضي كه در رابطه با خيالبافي عنوان كرديد نيستم و به موسيقي هاي هيجان آور گوش نمي دم .مطلقا به موسيقي وابسته نيستم و بارها شده كه چندين روز اصلا به موسيقي گوش ندادم و كمبودي هم نداشته ام و همچنين مي بينم كه بخاطر ورزشي كه مي كنم از تمام اعضاي فاميل سلامت تر و شاداب تر هستم و سلامتي من مورد تهديد قرار نگرفته است ،چرا نبايد به موسيقي گوش دهم ؟چرا هميشه بايد بگوييم يا همه يا هيچ ؟



ثالثا مسئله ی درمان و تجویز یک موسیقی برای یک شخص بیمار به هیچ وجه دلیل بر این نمی شود که موسیقی را برای همه ی مردم تجویز کنند و در تلویزیون و رادیو پخش کنند!!!!

این مثل این است که شما داروی یک بیماری را برای همه ی مردم سالم و غیر سالم تجویز کنید به صرف اینکه در یک شخص بیمار تاثیر داشته است!!!


چه مقايسه بجايي فرموديد.همين الان در ذهن خودتان ،رفتار اطرافيان خودتان را مقايسه كنيد و ببينيد كه آيا همه از نظر روحي و رواني در يك وضعيت قرار دارند ؟يقينا در پاسخ مي گوييد بعضي ها خشن ،بعضي ها ملايم ،بعضي ها ترسو ،بعضي بي پروا ،و انواع مختلفي از شخصيت ها در ذهنتان مجسم مي شود .حال خود را تصور كنيد كه مي خواهيد پندي به هريك بدهيد كه شفاي او باشد .يقينا پند شما براي هر كس مرتبط با وضعيت روحي او و وابسته به شدت اخلاقي خاص در اوست .موسيقي هم دقيقا همينطور عمل مي كند
آن بيمار رواني شايد مجبور باشد بعنوان درمان ،در ساعات مشخصي و هرروز به موسيقي گوش فرادهد (جمله اي را هم كه از اسکریل عنوان فرموديد در تاييد بكارگيري از موسيقي در مقابل كنار گذاشتن آن بود )و به اصطلاح دُز مصرف او بالاست و شايد اين دُز براي من چندروزيكبار و براي ديگري ماهي دوبار و خلاصه به اندازه هاي گوناگون باشد .
خب به نظر شما با اين توضيح موسيقي بيشتر شبيه به يك دارو است يا مخدر؟
آيا معتاداني را مي شناسيد كه ماهي يكبار هروئين مصرف كنند ؟يا هفته اي يكبار مورفين تزريق كنند ؟
حال اگر كسي با موسيقي همچون يك ماده مخدر رفتار كند و خود را چنان به آن وابسته كند كه اگر شرايط پرداختن به موسيقي را نداشته باشد دچار عوارض روحي شود ،مقصر اوست نه موسيقي !
ديشب در شبكه 4 سيما تصويري از صحنه شكار مرغ ماهيخوار بر روي آب نمايش داد .در واقع نوانما بود .موسيقي كه بر روي اين صحنه گذاشته شده بود چنان با زير و بم تلاش مرغ ماهيخوار را براي صيد ماهي و ترفند هاي او و كمين كردن او هماهنگ بود كه شكوه آن صحنه هزاران برابر شد و پس از اتمام آن صحنه 5 دقيقه اي من اشك مي ريختم و سه بار بلند گفتم :الله اكبر -الله اكبر-الله اكبر .
در حاليكه اين صحنه در يك برنامه راز بقا شايد يك روند عادي بود و من نهايتا مي گفتم چه جالب !

و اما در رابطه با مجازي نبودن اين باشگاه بايد به عرض شما برسانم اين نظر من و شماست و بسيار ي از اطرافيان من قاطعانه مي گويند شركت در چنين فضايي خود فريبي و هدر دادن وقتشان است و قاطعانه به مجازي بودن آن اعتقاد دارند و اگر بخواهم آنها را توجيه كنم با همين مشكلي روبرو مي شوم كه براي اثبات مجازي نبودن تاثير موسيقي با شما دارم :smile07:

در نهايت سوالي خصوصي از شما دارم كه اگر مايل بوديد پاسخ دهيد .
لطفا بفرماييد چه سازي مي نواختيد و دقيقا چه اتفاقي افتاد كه شما را ازموسيقي چنين بيزار نمود
ممنون :smile07:

tirana
Friday 17 October 2008, 12:06AM
من نمي تونم اين جسارت رو به موسيقي كنم و بگم موسیقی مضر هست
وقتی یک فرایند برای انسان تعریف شده هست دیگه نمی شه گفت که اون فرایند برای انسان مطلقا بد است
همانطور که در شکل هم مشاهده می کنید مغز به دو نیم کره تقسیم شده است

http://www.ibiblio.org/rcip/images/left_right_brain.jpg
سمت چپ به طور کلی مخصوص مسائل منطقی است و سمت راست مخصوص مسائل احساسی
مثلا فرایند های ریاضی و علمی در سمت چپ مغز انجام می شود. اگر من در یه دوره چند ساله وارد مسائل ریاضی و منطقی بشوم و هر چه بیشتر از این قست مغز کار بکشم حافظه ام قویتر می شه و روی فرایند یادگیری زبانی هم که در سمت چپ مغز قرار دارد اثر می ذاره . یعنی من نوعی که کارهای منطقی انجام می دم و یا از مغزم زیاد کار می کشم روی بقیه مسائل یادگیری اثر می ذاره ومثلا زیان خارجه رو بهتر و راحتتر یاد می گیرم تا کسی که از ذهنش کار نمی کشه
سمت راست مغز هم چنین اثراتی دارد
مثلا شخصی کارهای نقاشی و طراحی می کنه قدرت تصور بهتری داره و تجسم بهتری می تونه انجام بده .
یا شخصی که احساسات قویتری داره از موسیقی بیشتر لذت می بره چون نیم کره سمت راستش قویتر هست.

پس هر چیز که بتونه قدرت فکری ما رو تقویت کنه و مغز رو از حالت سکون خارج کنه برای ما مفید است.

من چندی پیش مطلبی رو در اخبار پزشکی شنیدم که می گفت کودکانی که به موسیقی گوش می دند هوش بیشتر نسبت به هم سن سالهای خود دارند که این عمل رو انجام نمی دم
در جستجویی که در اینترنت داشتم به نموداری از یك تحقیق انجام شده بر روی کودکان شش ساله رسیدم که به دو گروه تقسیم شده بودند

http://scienceblogs.com/omnibrain/music_IQincrease.gif
گروه اول تحت اموزش موسیقی بودند و گروه دوم تحت این اموزش نبودند
هوش کودکانی که با موسیقی کار کردند نسبت به هوش کودکان هم سن و سال خود که تحت آموزش نبودند و یا تحت آموزش تاتر بودند بیشتر است


موسیقی گوش دادن یا اجرای موسیقی در بخش وسیعی از ذهن ما اثر می گذارد و انها را تحریک می کند
و به فعالیت وا می دارد و این فعالیت به نفع مغز است نه ضرر
http://images.theglobeandmail.com/archives/RTGAM/images/20071020/wsacks1020/20N_MUSIC_brain_500big.jpg
من وقتی زیاد درس می خونم و خسته می شم وقتی یه موسیقی آرامش بخش گوش می دم خستگی ذهنم برطرف می شه و می شه گفت که وقتی موسیقی گوش می دم نیمکره سمت راستم فعال می شه و نیمره سمت چپم استراحت می کنم و این برای ادامه فکر کردن بسیار مفید هست

نکته:
موسیقی اثر مستقیم بر روی احساسات و هیجانات داره
مثلا وقتی من نمی خوام بخوابم یه موسیقی تند گوش می دم و هوشیاریم بالا می ره و وقتی می خوام بخوابم یه موسیقی اروم در این کار کمک می کنه
یا وقتی ناراحت هستم یه موسیقی غمناک بیشتر روی ناراحتی اثر می ذاره . یا وقتی شاد هستم یه موسیقی شاد بیشتر من رو خوشحال می کنه
بدی موسیقی می تونه استفاده بی مورد و بی جا و تحریک نا بجای احساسات به وسیله موسیقی باشه
وگرنه موسیقی یک هنر بی نظیر و آرامش بخش و مفید برای روح و فکر انسان هست

mehrdad_123
Friday 17 October 2008, 01:56AM
:smile07:سلام بر همه ی شما دوستان عزیز:smile07:


اگر عده اي افراد كم ظرفيت و حقير از ترياك استفاده هاي افراطي مي كنند باعث مي شود كه استفاده ترياك در ساخت داروهاي مسكن ممنوع شود ؟آيا چون عده اي براي رسيدن به حالت نشئگي از تزريق مورفين استفاده مي كنند بايد استفاده مورفين در آرام بخشي به كسي كه عمل جراحي سختي را پشت سر گذاشته است ممنوع گردد
به نظر نمی رسد در جایی تریاک را برای همه ی مردم تجویز کنند آیا شما موسیقی را مانند یک دارو به حساب می آورید؟ خب اگر داروست فقط برای همان فرد بیمار خوب است و تشخیص آن با متخصصین هستش نه اینکه دارویی را برای همه تجویز کنیم؟! آیا این کار منطقی است؟

آيا بارها خود ما از مدير اين باشگاه خرده نگرفتيم كه چرا بجاي برخورد با عده اي كه نمي توانند از محيط بحث خوب استفاده كنند ،كل تاپيك را قفل مي كند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یک سرنگار اگر مطالب مفیدش زیاد باشد باید اجازه بدهند تا آن محیط به کار خود ادامه دهد اما اگر به نسبت مطالبش پر از توهین و جنگ و جدل و فحش دادن ها باشد همان بهتر که راه ادامه ی آن و ضررهای پیش رو گرفته شود
مشروبات الکلی فوایدی دارد اما مضراتش از فواید آن بسیار است لذا عقل و وجدان به ما حکم می کند که مشروبات الکلی را کنار بگذاریم.



آقا مهرداد نظر شما د رمورد سماع چي هست ؟؟؟؟؟؟
لطفا كوتاه باشه جوابتون

به هیچ وجه قبول ندارم
اگر وصال واقعی است دیگر چه نیازی به سماع است؟!
موسیقی و سماع موجب وصال نیست بلکه خیال وصال است که مضررات خیالبافی در پست قبلی تا حدودی ذکر شد

چون همونطور كه گفتم يك سري احساسات رو در انسان زياد ميكنه و موسيقي به خوبي مي تونه احساسات شما رو عوض كنه
موسيقي به اقرار بزرگان، فلاسفه و انديشمندان انسان را از خود بي‌خود مي‌كند. موسيقي نوعي افيون است. همان‌گونه كه گفته شد موسيقي حداكثر تسكين كننده است. موسيقي حقيقت و عقل را در انسان مي‌كاهد و آن‌ها را به فضاي ابهام مي‌برد. باعث مي‌شود درك ما از واقعيت و حقيقت سطحي، سبك و كم اثر باشد. حتي شايد خيانتي بيش از اين مي‌كند؛ اين‌كه حقيقت را با ابهام درمي‌آميزد و آن را به عنوان حقيقت در ذهن جاي مي‌دهد. همچون ترياك و مواد افيون كم كم باعث مي‌شود اختيار از انسان سلب شود و زمينه تزلزل در تصميم‌گيري عقلائي را فراهم مي‌كند. انسان تشنه را با تمام ولع و حرث به لب چشمه مي‌برد و حتي در وصف آب بسيار براي او مي‌گويد اما با تمام قدرت از نوشيدن آب جلوگيري مي‌كند . سراب را به جاي چشمه‌ي حقيقتي به تشنه نشان مي‌دهد و او را به دويدن به سوي چشمه خيالي ترغيب مي‌كند.
حقيقتي با موسيقي دريافت نمي‌شود و موسيقي حقيقتي را به دست ذهن و روح انسان تشنه نمي‌دهد و فقط وصف آن را مي‌كند؛ و چون مخدر است و تأثير آن آني و فقط در حين شنيدن موسيقي است حركتي را نه تنها در جهت كسب حقيقت باعث نمي‌شود كه با توجه به تسكين دهنده و مخدر بودن و كاستن هوشياري از حركت جلوگيري مي‌كند


.
اما جواب سؤال اين است كه اين امر از بدبختي‌هاي بزرگ نسل حاضر است كه به جاي اين‌كه به دنبال درمان مسئله باشد خواستار پاك كردن صورت مسئله است. با پناه بردن به موسيقي هيچ دردي درمان نمي‌شود؛ موسيقي هوشياري از بشر حاضر را مي‌گيرد تا درد را نفهمد و اينچنين بزرگ‌ترين خيانت را به او مي‌كند. بشر حاضر با فراموشي درد ديگر به دنبال درمان و حل موضوع نمي‌رود چون ديگر با تخدير و توهم موسيقي اصلاً آن درد را نمي‌بيند و نمي‌فهمد


.
بشر بايد به فكر حل مسئله باشد بايد بگردد و ببينند كه چه چيزي باعث به وجود آمدن اين بيماري‌هاي رواني شده؛ چه چيزي اين فشار رواني را به او وارد مي‌كند؛ آن را درمان كند، از آن دوري كند و علت آن را ريشه كن كند. با مويسقي ديگر درد را حس نمي‌كند كه بخواهد برايش درمان پيدا كند. با افزايش اين فشارها هر روز بايد موسيقي ديگر نوازيد تا دردي ديگر تسكين پيدا كند و اين دور باطل مي‌رود تا مسخ شدن و نابودي انسان. آنجا كه ديگر موسيقي نمي‌تواند تسكين دهد و فرد بايد خود را از زندگي محو كند


.
و جواب دوم اين است كه مگر الان موسيقي در همه جا حضور ندارد؟ مگر در دنياي غرب از همه نوع موسيقي استفاده نمي‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌؟ آيا حقيقتاً چيزي از فشارهاي رواني و بيماري‌هاي رواني كاسته شده است يا بر عكس هر روز بر تعداد و انواع بيماري‌هاي رواني افزوده مي‌شود

مدت زماني كه من در خارج از ايران بودم موسيقي متال رو زياد گوش ميكردم و در چند مورد به كنسرت رفتم در اون زمان واقعا روحيات من تغيير كرده بود ولي خوشبختانه متوجه اين تغييرات شدم و اون نوع موسيقي رو كنار گذاشتم.
بهتون تبریک میگم - تقاضا دارم که اگر برایتان ممکن است چند مورد از بدی های اون نوع موسیقی رو تفصیلا بیان کنید تا دوستانتان در اینجا بهره ببرند
با تشکر
موسيقي كه حس خشونت و بي بند باري و جنايت رو به انسان الغا نكنه هيچ مشكلي نداره
جنایت چیست؟! خشونت کجاست؟! آیا همه ی اینها دلایلی دارند یا نه؟!
دوست عزیزم آیا از نظر شما خیال بافی هایی که دور شدن از واقعیات زندگی و غرق شدن در اوهامات را برایمان به ارمغان می آورد جزو بزرگترین دلایل شکست ما و نتایجی چون همین بی یند و باری و پوچی را برای ما نمی آورد؟!
پروفسور - هنری اوگدن- استاد دانشگاه لویزیانا استاد روانشناسی است که چندین دهه پیرامون مسائل روانی تحقیق کرده است او در مقاله ای در مجله ی نیوز ویک می نویسد:
دکترآرنولدفریدمانی ، پزشک بیمارستان نیویورک و رئیس کلنیک سردرد :
اوباکمک دستگاههای الکترونی تعیین امواج مغزی و تجربیاتی که طی مراجعه هزاران بیمار به دست آورده ثابت کرده است یکی از عوامل مهم خستگی های روحی و فکری و سردردهای عصبی ، گوش دادن به موسیقی رادیو است مخصوصا برای کسانی که به موسیقی آن دقت و توجه می کنند. ( موسیقی ازنظر دین و دانش ص 47 )




:smile07::smile07::smile07:
*******************************
هگل ، فیلسوف مشهورآلمانی :
ذکر و عبادت مسلمانان درمعابد بی آلایش خود فکر می آورد . ودعای مسیحیان درکلیسا باعربده ی ناقوس و موسیقی و نقش نگار درو دیوار تشویش خاطر و انصراف ناظر. ( تاثیرموسیقی بر روان و اعصاب ص 134 / مناظره دکتروپیر ص 453-452 / موسیقی ازنظر دین و دانش ص 52 به نقل ازکتاب مبانی فلسفه . )

mehrdad_123
Friday 17 October 2008, 03:44AM
من با یه سری از صحبتهای اقا مهرداد مخالفم
مخالفین منطقی چون شما بزرگواران برای هر محقیقی نعمتی است بزرگ تا مطالب جدیدی یاد بگیرد و عقیده ی خود را استوارتر کند لذا از همه ی شما دوستان عزیز که باقسمتی یا با کل مطالب بنده مخالفت می کنند و عقاید بنده را نقد می کنند کمال تشکر را دارم.

برا ی هر درمانی یه نوع داروی خاصی تجویز میشه با توجه به خصوصیات اون شخص
به فرض محال موسیقی خاصیت دارویی دارد!
ولی عنایت دارید که موسیقی برای همه تجویز میشه؟ درسته؟! نه برای شخص
براستی:
كدامين فرمول علمي ورياضي است كه بتواند حدود واقعي موسيقي را مشخص نموده و بگويد اين نوع آهنگ مي تواند علاج دردهاي ناشي از خشونت زندگي باشد و آن نوع نمي تواند ؟‌ روي اين منطق بايستي براي هر فرد از انسانها ,به شماره ي بدبختي ها و ناگواريهاي زندگانيش يك آهنگ معين بسازيم!!!
ثانيا : آيا با اعتبار به موسيقي , موضوع خشونت و ناملايمات زندگي مبدل به خوشي و آسايش مي شود يا عينك تار بديدگان آدمي مي زند تا واقعيت ها را دگرگون ببيند؟! كار اين انسان خيلي تعجب آور است, مثل اين است كه سوگند خورده است كه براي بازيگري خود در جهان واقعيات حد و اندازه قائل نشود.

برای من که بیست و چند ساله به طور مرتب دارم از موسیقی استفاده میکنم ولذتشو میبرم این امراضی که گفتن به وجود نیومده
مثل این است که شما به عنوان یک کسی که مشروب را زیر سئوال می برید می گویید که آقا یا خانم محترم الکلی که شما سالهاست استفاده می کنید این مضرات رو داره ولی اونها در جواب به شما میگویند ما همچین عوارضی رو در خودمون ندیده ایم لذا باز هم مصرف خواهیم کرد اما غافل از آنکه حتی ممکن است این عوارض در دراز مدت و حتی در نسلهای بعدی تاثیر خود را بگذارد لذا اینکه شما و برخی از دوستان عزیز اینچنین پاسخ بنده را می دهند بسیار بعید است و غیر علمی وغیر منطقی
در ضمن آیا شما عزیزان وقتی بیمار می شوید خودتان بیماری خود را تشخیص می دهید یا نه پیش پزشکی درمانگاهی جایی می روید؟!
واضح ترین نشانه ی این عوارض همین شیوع بیماری های اعصاب و روان در شرق و غرب هست که اگر قرار بود موسیقی روح را تصفیه کند باید تا بحال همه ی این بیماری های روحی از بین می رفت در صورتی که با همه گیر شدن موسیقی نه تنها این بیماری ها کم نشده اند بلکه افزایش هم یافته اند که خب آمار هست و می شود مراجعه کرد!!!!


موسیقی البته به نظر من چیزی نیست که ادم رو از کارش معطل بزاره یه جور چه جوری بگم برنامه ریزی میکنه و به کارهام ریتم میده
من اگه کاری داشته باشم که باید تا صبح بیدار بمونم اگه صدای موزیک یا رادیو رو نشنوم همه چی خراب خروب در میادو اون طوری که دوست داشتم پیش نمیره
یکی از دوستای من یه واحد طراحی میگذروند که توی اون استادشون هر جلسه از یه نوع موسیقی خاص استفاده میکردو از دانشجوها میخواست بدون فکر کردن به موضوع خاصی اونچه که توی روح و ذهنشون میگذره و رو ترسیم کنن و عجیب نتایج جالبی داشت

مسلما افزايش راندمان كار , انرزي مي خواهد خود تموجات صوتي كه نمي تواند در داخل بدن انرزي توليد كند,پس آن شخص مجبور است انرزي بيشتري را در زمان كوتاه تري از دست بدهد تا پديده ي فوق به وقوع پيوندد پس به اين ترتيب ملاحظه مي شود كه ظاهرا موسيقي در اين جا نقش مثبتي داشته ولي همانطور كه گفته شد اين نقش مثبت ظاهري است و در واقع موسيقي در اينجا هيچ عمل مثبتي انجام نداده بلكه جنبه ي منفي هم داشته است كه باعث شده انرزي شما در زمان كوتاه تري صرف شود. به علاوه كدامين اصل انساني مي گويد براي افزايش دادن منافع مادی جسم و روح خود یا دیگران را در خيالات و تجسيمات بي اساس غوطه ور كنيم؟!؟!؟!؟!؟!
البته توجه داشته باشید که اینکه انسان نتواند امور روزانه و کارهایش را بی وابستگی به موسیقی انجام دهد این همان نشان از آثار تخدیری موسیقی است که متاسفانه در لوای لذت بخض بودنش به فراموشی سپرده می شود.

در گذشته شطرنج جزو مکروهات البته اگه جزو حرامها نباشه دقیق یادم نیست ولی الان نه خیلی هم مستحب ولی
باید دید کی میخواد ازش استفاده کنه
همین شطرنج الان برای خیلی ها حرام و برا ی خیلی ها واجب
کسی مثل اقای بهجت که به چیز های بزرگتری رسیدن و باید وقت برای چیزای دیگه ای بزارند وقت گذاشتن برای بازی شطرنج حرامه چون ایشون رو از خیلی چیزای واجب تر محروم کرده ولی براییه جوونی که عاطل و با طل داره میگرده و نمیتونه از وقتش استفاده درستی بکنه واز این بازی لذت میبره واجب میشه
بعضی از مسایل به خوده ادم بر میگرده باید ببینه برا ی اون چه جور تاثیری داره

همانطور که عنایت دارید بحث بنده حلال و حرام بودن نیست
البته نگاه شما به قضیه نگاه جالبی است فقط بنده یه سئوال دارم که چگونه می شود ادعا کرد که برای هر کسی و هر دردی با تمام تعلقاتی که دارد موسیقی خوب است؟
آيا با اعتبار به موسيقي , موضوع دور ماندن از حقیقت زندگی برای آنکسی که عاطل و باطل می گردد مبدل به حقیقت مي شود يا عينك تار بديدگان آدمي مي زند تا واقعيت ها را دگرگون ببيند و در کل او را از جاده ی حقیقت به جاده ی باطل بکشاند؟!
آیا ما با این تخیلات که دنیای موسیقی به ما ارمغان می آورد صریحا مرتکب خلاف واقعیات نمی شویم؟ به این معنا که کوتاه شدن دست انسان از دامن مطلوبش ,مسلما به یک عده عوامل واقعی مستند است,نادیده گرفتن این عوامل واقعی که به ساییده شدن روح در مقابل واقعیات می انجامد , چه این ساییده شدن به طور مستقیم مستند به نشستن در گوشه ی اتاق یا باغ و کوه و غوطه ور شدن در اوهام و خیالات بوده باشد و چه مستند به موسیقی و سماع باشد که محرک اوهام و خیالات پادر هوا است.

چرا ما باید بجای تربیت و پرورش علمی یک فرد به قول شما عاطل و باطل به او آدرس غلطی بدهیم؟! آیا این مخالف منطق و عقل و وجدان نیست؟!

بعضی از مسایل به خوده ادم بر میگرده باید ببینه برا ی اون چه جور تاثیری داره
موسیقی برا ی من لازمه ولی بر ای کسی که احتیاج به سکوت و تمرکز فوق العاده داره نه پس یه حکم قاطع نمیشه براش صادر کرد

چگونه می تواند یک شخص روح و روان خود را بشناسد و برای خود موسیقی تجویز کند؟! و اصلا این تجویز بر چه پایه ی علمی استوار خواهد بود؟! و آیا این تجویز باید برای همه و از تلویزیون و رادیو پخش شودو به قول شما حکم قاطع در مورد همه صادر گردد؟!

در ضمن این حرف تون رو هم باهاش مشکل دارم که مخالف جمله" هیچ چیز ذاتا بد نیست" هستید
مواد مخدر الان توی خیلی از داروهای ارام بخش استفاده میشه و مسکن برا ی خیلی از درد هاس پس باید بگیم چون مواد مخدر نسازیم و استفاده نکنیم؟؟!!

مخالف آن جمله نیستم بلکه منظور این بوده است که نباید به صرف همین جمله دیگر تمامی زیان های موجود در یک چیزی را حذف کرد و خود را بدست بلاهای گوناگون سپرد آن هم به صرف اینکه هیچ چیز ذاتا بد نیست!!!
آیا همه باید هر روز مسکن بخورند؟! آیا باید ما خود برای خود و برای هر نوع بیماری که داشتیم خودمان دارو تجویز کنیم؟

ادامه دارد.... :smile07:

ویلسون
Sunday 19 October 2008, 11:14PM
اجناب مهرداد من ودوستانم در وصف حال شما یک جمله داریم
فردی که از خود هیچ اختیاری نداره و با گوش دادن به موسیقی از حالت طبیعی خارج میشه
سوسول و پاستوریزه! یه دختر 10 ساله شهامتش بیشتر از شا هست! خجالت بکش!

mehrdad_123
Monday 20 October 2008, 12:01AM
اجناب مهرداد من ودوستانم در وصف حال شما یک جمله داریم
فردی که از خود هیچ اختیاری نداره و با گوش دادن به موسیقی از حالت طبیعی خارج میشه
سوسول و پاستوریزه! یه دختر 10 ساله شهامتش بیشتر از شا هست! خجالت بکش!

فرق یک شخصی چون شما که غرق در لجن زار موسیقی است با بنده و امثال بنده که از زندان موسیقی رها شده ایم و که خدا رو شکر کم هم نیستیم در این است که بنده با زبان منطق و عقل راهم را انتخاب می کنم و از عقایدم دفاع می کنم و شما جناب ویلسون با دوست داشتن هایتان جواز هر عملی را صادر می کنید و اگر احیانا نتوانید خودتان را له کرده و ویران کنید اسم سوسول و پاستوریزه را نثار خود می کنید بهتر است با همان اهداف برخواسته از میل خود خواهی و لذت جوییتان راه و روش زندگی خود را بپیمایید و کاری با اهل منطق نداشته باشید.
صد البته خوشحالم که بسیاری از دوستان که در اینجا مخالف بنده هستند عقیده ی شان نسبت به موسیقی و کلا زندگی کاملا متضاد عقاید شماست لذا با احترام از شما درخواست می کنم در صورتی که توانایی بحث علمی و منطقی ندارید خودتان این سرنگار را ترک بفرمایید و بروید تا نکند احیانا سوسول و پاستوریزه شوید .

محفل ما در اینجا محفلی دوستانه و صمیمانه است و از همین سبب است که در پست اول ذکر کردیم که امثال شما را در اینجا جایی نیست امثال فرومایگان و بی ادبانی که حتی نسبت به خود هم ذره ای ارزش قائل نیستند و از ارزش و مقام خود بیخبرند. با تشکر:smile07:



یا حق

شيفته
Monday 20 October 2008, 08:05AM
فردی که از خود هیچ اختیاری نداره و با گوش دادن به موسیقی از حالت طبیعی خارج میشه
جناب ويلسون ،آيا اين فردي كه در امضاي شماست و امثال وي از حالت طبيعي خارج نشده اند ؟؟؟؟

شيفته
Tuesday 21 October 2008, 08:27AM
آقا مهرداد من مطلب تازه اي نمي نويسم تا شما فرصت داشته باشيد پيرامون مطالب كه قبلا عنوان شده نظر خوتان را ابراز بفرماييد و بي صبرانه منتظر شنيدن نظرات شما هستم :)

ویلسون
Tuesday 21 October 2008, 08:39AM
جناب ويلسون ،آيا اين فردي كه در امضاي شماست و امثال وي از حالت طبيعي خارج نشده اند ؟؟؟؟
جناب مهرداد با یک موسیقی ملودیک ساده هم از خود به در میشوند !
مثلا موسیقی برنامه ی 90 را گوش نمیدهند چون از ژانر dance هست و ایشون از خود بی خود می شوند
باز دمم گرم که با پر انرژی ترین موسیقی هم از راه به در نمی شوم

mehrdad_123
Tuesday 21 October 2008, 09:46AM
آقا مهرداد من مطلب تازه اي نمي نويسم تا شما فرصت داشته باشيد پيرامون مطالب كه قبلا عنوان شده نظر خوتان را ابراز بفرماييد و بي صبرانه منتظر شنيدن نظرات شما هستم :)

سلام خواهر گرامی
ممنون از لطفتون ان شاا... به زودی در خدمتتون هستم

با تشکر

mehrdad_123
Tuesday 21 October 2008, 09:47AM
باز دمم گرم که با پر انرژی ترین موسیقی هم از راه به در نمی شوم


می دونم دوز مصرفت بالا رفته عزیزم....




.

شيفته
Tuesday 28 October 2008, 10:29AM
آقا مهرداد !
اين تاپيك رو مورد كم لطفي قرار داديد :)

mehrdad_123
Wednesday 29 October 2008, 12:48AM
سلام علیکم
شرمنده ام یک سری مباحث ضروری در تالار مطرح شده و مقداری هم مشکلات شخصی از طرف دیگر باعث گشته است که اجبارا و در کمال شرمندگی از محضر شما بزرگواران مدتی اجازه ی رفع زحمت طلب نمایم تا ان شاا... در روزهای آتی دوباره در این محفل صمیمانه و در عین حال سودمند و علمی به پای درس همه ی دوستان بنشینیم و بهره ی کافی را ببریم ان شاا...


ملتمسم به دعای همه ی شما دوستان:smile07:



ا...هم عجل لولیک الفرج
یا حق

شيفته
Wednesday 29 October 2008, 08:49AM
انشاءالله هرچه زودتر رفع مشكل بشه و باز هم در خدمت شما اين بحث را دنبال كنيم !

مهساM
Tuesday 4 November 2008, 03:50PM
من حرف دارم ولی منتظرم تا شما صحبتهاتون تموم بشه و اون موقع حرفامو بزنم پس اینجا رو یه ترتیب اثری بهش بدین:)

mehrdad_123
Wednesday 5 November 2008, 07:30AM
سلام علیکم:smile07:
ممنون از صبر و لطف دوستان
ان شاا... فردا مقداری از پاسخ های باقیمانده را هم ارائه می کنم سپس شما مطالب خودتون رو بفرمایید- یا علی مدد





.

رایحه اسمانی
Thursday 6 November 2008, 04:11PM
سلام من هم قبلا اهل شنيدن موسيقي بودم و خيلي هم علاقه داشتم
بعد از سفر به مكه چنان ارامشي بهم عطا شد كه ديگه ناخود اگاه هيچ علاقه اي به موسيقي ندارم و بر عكس قبل صداي موسيقي اعصابم رو بهم ميرزيه فهميدم اون موقعي كه فكر ميكردم موسيقي لذت بخشه ارامش نداشتم در حالي كه فكر ميكردم دارم
اما حالا به ارامش حقيقي رسيدم وفهميدم موسيقي يه چيز مسخره و بيخوديه
جالبه چند وقت پيش گوش دادم اما به اجبار بود ديدم واقعا هيچ احتياجي بهش نيست
ارامش درون منه با منه با حس كردن خدا
با لبخند زدن به زندگي با اين كه بفهمي دنيايي كه خدا برات افريده اونقدر زيباست كه چيزهاي مصنوعي هرگز نميتونن جاشو بگيرن
الا بذكر الله تطمئن القلوب
فكر ميكنم خدا مستقيما ادرس رو داده

اگه فقط خدا رو حس كنين اون موقع به هيچ چيزي احتياج ندارين :smile28:

mehrdad_123
Thursday 6 November 2008, 04:15PM
سلام من هم قبلا اهل شنيدن موسيقي بودم و خيلي هم علاقه داشتم
بعد از سفر به مكه چنان ارامشي بهم عطا شد كه ديگه ناخود اگاه هيچ علاقه اي به موسيقي ندارم و بر عكس قبل صداي موسيقي اعصابم رو بهم ميرزيه فهميدم اون موقعي كه فكر ميكردم موسيقي لذت بخشه ارامش نداشتم در حالي كه فكر ميكردم دارم
اما حالا به ارامش حقيقي رسيدم وفهميدم موسيقي يه چيز مسخره و بيخوديه
جالبه چند وقت پيش گوش دادم اما به اجبار بود ديدم واقعا هيچ احتياجي بهش نيست
ارامش درون منه با منه با حس كردن خدا
با لبخند زدن به زندگي با اين كه بفهمي دنيايي كه خدا برات افريده اونقدر زيباست كه چيزهاي مصنوعي هرگز نميتونن جاشو بگيرن

الا بذكر الله تطمئن القلوب
فكر ميكنم خدا مستقيما ادرس رو داده

اگه فقط خدا رو حس كنين اون موقع به هيچ چيزي احتياج ندارين :smile28:


و علیکم السلام :smile39: :smile39: :smile39: :smile39: :smile39: :smile39:

احسنت که اینچنین با حقیقت ربرو شده اید:smile07:



یا علی

هلنا
Friday 7 November 2008, 01:26AM
سلام . من نظرم را در مورد سرنگار میگویم . ببینید موسیقی و یا هر چیز دیگری با هدف معنا پیدا میکند . بحث برای مسلمین هست . ببینید توصیه موکد برای مسلمین انجام ندادن کار بی هدف هست . یعنی کار مسلمان در وحله اول اعتلای دین اسلام هست و موسیقی و یا هر هنر دیگری مشروعیت پیدا میکند زمانیکه در راستای اعتلای دین حنیف اسلام باشد .

محمد م
Friday 7 November 2008, 09:47AM
با سلام
با نظر جناب هلنا تا حد زیادی موافقم .ولی فکر میکنم اصلالت در دین اسلام کار بی هدف نیست چون انسان در پاره ای از مواقع نیاز به تفریح دارد که میتوان از آنها به کار بی هدف نام برد مانند تماشای بازی فوتبال که کاری بی هدف است
از نظر من اصالت در اسلام ، آخرت است و شخص مسلمان باید اعمالی را انجام دهد که آخرت خود را تضمین نماید

وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى : در حالى که آخرت بهتر و پايدارتر است!

و انسان در مهلتی که به او داده شده باید برای رستگاری در آخرت تلاش کند اما مطمئا نمیتوان همواره به عبادت و نماز پرداخت و در زمان های نیاز به تفریح هم می باشد
اگر این تفریح نیز در راستای آخرت باشد که هو مطلوب
اما اگر واقع بین باشیم بیشتر تفریحات در حوزه اعمال بی هدف قرار میکیرد
در این راستا ممکن است شنیدن موسیقی فار غ از نوع آن که رپ باشد یا متال و راک برای عده ای در حوزه ای افعال بی هدف باشد و تنها تفریح. و منجر به ضایع شدن آخرت آنها نگردد

$$$$
Friday 7 November 2008, 11:50AM
بله تصفیه می کند

mehrdad_123
Saturday 8 November 2008, 11:18AM
بسم ا...


سلام علیکم:smile07:



ضمن عرض پوزش به سبب این مدت وقفه ای که در طول این بحث دادیم و همچنین تشکر از دوستانی که با اخلاق کریمانه ی و رحیمانه خود این مدت را صبر کردند و می کنند:smile07:


واما بعد از دوستان عزیزمان پرسیدن:

چرا دلكش ترين ها شومترين ها هستند؟از اين آثار شوم بگو؟چندتا آهنگ دلكشم بگو كه همچين اثري دارن.

چون دلکش ترین ها با توجه به لذت بیشتری که دارند سبب می شوند تا بیشتر طرف موسیقی جذب شویم و در واقع چون انسان خاصیتش لذت پرستی است (ما هم مخالف لذت نبوده و نیستیم) لذا وقتی لذت بیشتری را درک کند آثار تخدیری موسیقی راحت تر می شود در او اثر کند.


اتفاقا موسيقي من رو به بهترين نحو به واقعيات زندگي نزديك كرد.اين مطلبو بخونيد

این نظر همه ی ماست که از موقع تولد کنار موسیقی بزرگ شده ایم و این خود سبب شده است تا کمی از مفهوم واقعیات جدا بمانیم لذا اینچنین می فرمایید که به واقعیات نزدیک شده اید.
موسیقی با عینک تاری که به چشمان ما می زند سبب شده است تا با مختل شدن برخی از واقع بینی ها و عدم توانایی در درک مشکلات و حقایق زندگی اینگونه به ما القا شود که به زندگی حقیقی یا به تعبیر شما وقعی نزدیک شدیم.
موسيقي احساسات انسان را راجع به يک مفهوم نيمه روشن يا در اکثر مواقع غير واقعي بر مي انگيزد و از اين طريق به آن مفهوم خاص در ذهن انسان روشني يا جلوه اي حقيقي مي بخشد و اين در نهايت حساسيت دستگاه حقيقت ياب انسان را کم مي کند چون عادت مي کند به مفاهيم غير حقيقي مثل سراب همانند مفاهيم حقيقي مثل آب واکنش نشان دهد و اين عمده دليل تحريم موسيقي در عقاید بنده است.

Music Thought To Enhance Intelligence, Mental Health And Immune System
ScienceDaily (June 22, 2006) — A recent volume of the Annals of the New York Academy of Sciences takes a closer look at how music evolved and how we respond to it. Contributors to the volume believe that animals such as birds, dolphins and whales make sounds analogous to music out of a desire to imitate each other. This ability to learn and imitate sounds is a trait necessary to acquire language and scientists feel that many of the sounds animals make may be precursors to human music


Another study in the volume looks at whether music training can make individuals smarter. Scientists found more grey matter in the auditory cortex of the right hemisphere in musicians compared to nonmusicians. They feel these differences are probably not genetic, but instead due to use and practice.
Listening to classical music, particularly Mozart, has recently been thought to enhance performance on cognitive tests. Contributors to this volume take a closer look at this assertion and their findings indicate that listening to any music that is personally enjoyable has positive effects on cognition. In addition, the use of music to enhance memory is explored and research suggests that musical recitation enhances the coding of information by activating neural networks in a more united and thus more optimal fashion.
Other studies in this volume look at music's positive effects on health and immunity, how music is processed in the brain, the interplay between language and music, and the relationship between our emotions and music

.
وقت ترجمه ندارم خودتون زحمت بكشيد و مطالعه كنيد
منبعhttp://www.sciencedaily.com/releases...0622172738.htm (http://www.sciencedaily.com/releases/2006/06/060622172738.htm)
مطالب بسيار جالب ديگري هم هست كه توصيه ميكنم بخونيد


ولی ایکاش سعی کنیم من بعد وقت ترجمه داشته باشیم تا بتوانیم مطالب علمی با دلایل علمی بیاوریم اینکه فلان موئسسه و فلان سایت و... مطلبی درش موجود باشد به بحث ما اهمیتی نمی دهد و باید دلیل اقامه کنید تا رد یا قبولش کنیم

بخشی از مطالب فوق مربوط به صدای بین حیوانات و نحوه ی ارتباط آنهاست که اصلا به بحث ما نامربوط است بخشی دیگری نتایج تحقیقاتی است که معلوم نیست بر چه پایه ای و چه کسانی با چه پیش فرضی این تحقیقات را انجام داده اند و هیچ دلیلی هم ارائه نشده است و فقط ادامه ی نتایج خود را گفته اند لذا از شما خواهش داریم دلیل و برهان اقامه کنید اگر اینگونه دوست دارید بنده هم در نقض فرمایشات شما می توانم عرض کنم که:
در کتاب آئین حفظ و تقویت حافظه اینچنین آمده است که یکی از عوامل مهمی که حافظه انسان را خمود می سازد شنیدن موسیقی ذکر شده است و از آن به عنوان سرپوش فکر یاد کرده اند.
نکته ی دیگر اینکه ما در پست های قبلی آوردیم که موسیقی باعث عدم تعاون و توازن در اعصاب سمپاتیک و پارا سمپاتیک است است کما اینکه در همین مطلبی هم که شما آورده اید نشان از همان تاثیر گذاری بر روح و روان است البته فقط از تاثیر گذاری آن حرف زده شده است.



ما كه عمري داريم موسيقي گوش ميديم از اين احساسا نداشتيم


فکر نمی کنم این دلیل مناسبی بر اثبات مفید بودن و بی ضرر بودن موسیقی باشد اینطور نیست؟



من اين خبر رو شنيدم از تلويزيون و حتما شما هم شنيديد
با تحقيق دانشمندان و ازمايشات گوناگون دانشمندان متوجه شدند در محيطي كه موسيقي پخش ميشه گياهان بهتر رشد ميكنند و ثمره اونها از كيفيت بهتري نسبت به گياهان معمولي برخورداره همين ازمايش هم در هنگام شيردوشي از گاو انجام گرفته و ديدند مقدار شيري كه ميگيرند بيشتره.
وقتي موسيقي روي گياه و حيوان تاثير مثبت داره مطمعنا روي انسان هم داره

اولا صدا و سیما علی الخصوص صدا و سیمای ایران از نظر من یکی از بی محتوا ترین دستگاهها در کشور است چرا که تا آنجایی که ما مشاهده می کنیم به جز فیلتر خبرهای سیاسی دیگر فیلتر علمی آنچنانی ندارد مثلا همین چند وقت پیش بود در یکی از اخبارها دو خبر پشت سر هم پخش شد که یکی در مذمت سرخ کردن بود و دیگری تصویری بود در مدح غذایی که سرخ می شد!!!
البته این فقط یک مثال ظاهری بود چه برسد به مطالب محتوایی تر و علمی تر که نزد اهل تحقیق بطلانش واضح است.
به طور مثال آقایان فیلم در مذمت برخی بیماری ها (از جمله بیماری های ویروسی مثل ایدز و...) می سازند که حتی با نظریه های کتب پوچ پزشکی که در دانشگاههای خودشان تدریس می شود هم تطابقی ندارد و باید این فیلم را با سازندگان آن و پخش کننده هایش زیر پا له کرد چرا که ضرری که به جامعه می زند به مراتب جبران ناپذیر خواهد بود یا در اخبارهای مثلا علمی فرهنگی مطالب کاملا پوچ و غیر علمی را از سایتها و وبلاگ ها استخراج می کنند که واقعا اسف بار است!!!!(بیداد)
یا در مسائل فرهنگی که به جز بزرگداشت چند تن از شعرا چیز دیگری نمی بینیم !!!! اصولا این غفلت هاست که جامعه ی ما را اینچنین بی محتوا به بار آورده است.(بیداد)
در مورد این مطالبی هم که فرمودید جدا از اینکه این همان بحث جبر و زیاد کردن انرزی که عاقبت تبدیل به خشک شدن شیر گاوها می شود عر ض می کنم گاو علوفه هم می خورد به گیاه باید کود مقوی هم داده شود اما آیا این به این معنی است که ما باید علف هرز و کود مقوی مصرف کنیم؟! لذا نباید به صرف مصرف کردن حیوانات در انسانها هم مصرف کرد در هیچ کجای جهان وقتی آزمایشی بر روی مثلا (موش) انجام شود بلافاصله بر روی انسان انجام نمی دهند و همانطور که می دانید تحقیقات و بررسی های خود را در پی دارد...


ای با با ببینید موسیقی به نظر من اصلا مشکلی ایجاد نمی کنه برای وصال انسانها
از دید گاه من موسیقی باید انرژی بخش باشه یعنی انسان زمانی که بی حوصله هست می تونه با یک موسیقی شاد بشه

استادی می فرمود:
« اگر موسیقی آن چنان كه عاشقان دل باخته اش می گویند ،‌ حقیقتاً روح انسانی را تصفیه می كند چرا با شیوع موسیقی در شرق و غرب ، دوران بیماری های روانی و فساد اخلاقی به حدی است كه گفتگو درباره آن باعث شرمساری است؟» موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی ، ص 102

در بحث دیگر می گوید:
« كسانی كه می خواهند برای نغمه های موسیقی جبه ملكوتی و ماورای طبیعی در نظر بگیریم ، باید این مسأله را حل كنند كه با توجه به اینكه جنبه ملكوتی و ماورای طبیعی در همه نفوس انسانی یكی است ، این همه اختلاف در نغمه ها و نواهای موسیقی اقوام و ملل دنیا چیست ؟...

ظرافت و لطافت و معنی گرایی نفوس آدمی یك ریشه ی فطری دارد كه بوسیله خیرات ، اعمال نیك و نیك خواهی و تلاش در انجام تكالیف و ریاضات معقول نفس – كه همه آنها جزء فعالیت به شمار می روند نه انفعال – به فعلیت می رسد ، نه با موسیقی كه نخست هشیاری از نفس (من) را بر كنار می نمایدو آن رت در اختیار ضرب ها و فواصل و كمیت ها و كیفیت های آن ها نهاده و در اختیار تجزیه زمان و « من» و برگرداندن آن ، رو به حال وحدت خود می گذارد...» موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی ، ص 48 و 49


كسانی كه این سوال را مطرح می كنند ، فریب لحظاتی را خورده اند كه با گوش دادن موسیقی فكر می كنند روحشان تغییر كرده و به تعالی درآمد ، كه باید گفت : صبر كنید چون:
آتش پنهان و ذوقش آشكار دود او ظاهر شود پایان كار

وشاید هم عده ای در برخی آثاردانشمندان خارجی چیزهایی در مورد رابطه موسیقی و تعالی روح شنیده باشند .


من با يك سري از اين ادم ها در آمريكا برخورد داشتم و در ايران
يكسريشون تحت تاثير اين موسيقي كارهاي انجام ميدند كه انسان خندش ميگيره و به كارشون هم افتخار مي كنن.
اين انسانهاي به قول شما متال باز زندگيشون با چيزي كه نشون ميدن فرق ميكنه

احسنت بر این منطق:smile39:
واقعا هم همینطور است ادعا با واقعیت تفاوت بسیاری دارد




هگل ، فیلسوف مشهورآلمانی :
ذکر و عبادت مسلمانان درمعابد بی آلایش خود فکر می آورد . ودعای مسیحیان درکلیسا باعربده ی ناقوس و موسیقی و نقش نگار درو دیوار تشویش خاطر و انصراف ناظر. ( تاثیرموسیقی بر روان و اعصاب ص 134 / مناظره دکتروپیر ص 453-452 / موسیقی ازنظر دین و دانش ص 52 به نقل ازکتاب مبانی فلسفه . )


ما بقی را هم سعی می کنم شب بنویسم – شرمنده که طول می کشد وقتم بسیار کم است و می دانم که صبر و لطف شما دوستان بسیار است:)
البته ان شاا... این وقفه هم باعث شده باشد تا دوستان دوباره مروری بر مطالب کرده باشند ان شاا...

یا علی مدد

mehrdad_123
Saturday 8 November 2008, 11:22AM
سلام . من نظرم را در مورد سرنگار میگویم . ببینید موسیقی و یا هر چیز دیگری با هدف معنا پیدا میکند . بحث برای مسلمین هست . ببینید توصیه موکد برای مسلمین انجام ندادن کار بی هدف هست . یعنی کار مسلمان در وحله اول اعتلای دین اسلام هست و موسیقی و یا هر هنر دیگری مشروعیت پیدا میکند زمانیکه در راستای اعتلای دین حنیف اسلام باشد .

:smile07:

با سلام
با نظر جناب هلنا تا حد زیادی موافقم .ولی فکر میکنم اصلالت در دین اسلام کار بی هدف نیست چون انسان در پاره ای از مواقع نیاز به تفریح دارد که میتوان از آنها به کار بی هدف نام برد مانند تماشای بازی فوتبال که کاری بی هدف است
از نظر من اصالت در اسلام ، آخرت است و شخص مسلمان باید اعمالی را انجام دهد که آخرت خود را تضمین نماید

وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى : در حالى که آخرت بهتر و پايدارتر است!

و انسان در مهلتی که به او داده شده باید برای رستگاری در آخرت تلاش کند اما مطمئا نمیتوان همواره به عبادت و نماز پرداخت و در زمان های نیاز به تفریح هم می باشد
اگر این تفریح نیز در راستای آخرت باشد که هو مطلوب
اما اگر واقع بین باشیم بیشتر تفریحات در حوزه اعمال بی هدف قرار میکیرد
در این راستا ممکن است شنیدن موسیقی فار غ از نوع آن که رپ باشد یا متال و راک برای عده ای در حوزه ای افعال بی هدف باشد و تنها تفریح. و منجر به ضایع شدن آخرت آنها نگردد

:smile07:
بله تصفیه می کند

:smile07:

از حضور شما دوستان بسیار متشکرم لطف کردید
فقط یک نکته را عرض کنم که بحث بنده حلال و حرام بودن از منظر شرع اسلام عزیز نیست و در صفحات پیشین هم بسیار این جمله را تاکید کرده ایم.:smile07:



یا علی مدد

sefid2
Saturday 8 November 2008, 06:48PM
:smile07:

:smile07:

:smile07:

از حضور شما دوستان بسیار متشکرم لطف کردید
فقط یک نکته را عرض کنم که بحث بنده حلال و حرام بودن از منظر شرع اسلام عزیز نیست و در صفحات پیشین هم بسیار این جمله را تاکید کرده ایم.:smile07:



یا علی مدد


عجب پس برا همينه كه تاپيكو تو تالار دين و دنيا زدي

البته براي من عين روز روشنه كه اين مخالفت منشا ديني داره
ميخواي فتواي ملاها رو علمي نشون بدي كه خوب اينم در نوع خودش جهاديه:smile31:

$$$$
Saturday 8 November 2008, 07:06PM
بحثی که شما آقای مهرداد می کنید تنها تئوریک هست ولی ما باید واقعیت که در بین مردم اتفاق می افته رو در نظر داشته باشیم
موسیقی سبک های گوناگونی داره که نه تنها باعث افسردگی و سایر امراض که گفتید نمی شود بلکه نوعی احساس شادی و خوشنودی رو در شنونده ایجاد میکنه این احساس نیز به اثبات رسیده است
از طرفی انسان باید یه حساب دودوتا بکنه شما که میدونید مانیتور کامپیوتر مضر است پس چرا در روز ساعت ها کنار آن می نشینید؟ چون از اینترنت کسب اطلاعات می کنید
شما که میدونید مبایل دارای مضراتی هست چرا از آن استفاده میکنید؟
تلویزیون تشعشعاتی قوی تر از مانیتور است پس چرا از آن استفاده میکنیم؟
بیشتر کار های روز مره ی انسان خوب مطلق نیست بنابر این این سخنان شما کسی رو مجاب نمی کنه که از موسیقی استفاده نکنه
جناب مهرداد من از شما یک سوال می کنم
چرا قرآن را با صوت می خوانند که زیبا تر شود ؟ آیا در دوران پیامبر مردم از زیبایی صوت قرآن جذب آن نمیشدند؟
من بحث شرعی نمیکنم ولی پاسخ این سوال خیلی از مسائل را روشن میکند
شما چرا اینقدر پاستوریزه رفتار میکنید؟!

صبح
Saturday 8 November 2008, 09:52PM
سلام
بنده کمی مشغول بودم متاسفانه دیر به این سرنگار رسیدم ... قبلا یک بحث در این مورد در حوزه شرعی داشته ایم ...

چه نوع موسيقي حرام است و چرا ؟
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=2672

همچنین این قسمت از همان بحث ، قابل خواندن است و حجتی مضاف بر آنچه که دوستان آورده اند :

در ادامه همین مبحث اگر دنبال علم باشید بخوبی می دانید که اثر موسیقی روی روان و مغز آنقدرها هم که فکر می کنید ساده نیست که به همین سرعت دستور استفاده از هر نوع بدهید ... !!! این ادعا اساسا مبدأ علمی ندارد ، یک موسیقی شناس بنام جولیوس پورتونی می گوید موسیقی می تواند اندازه متابولیسم بدن را تغییر بدهد ، فشار خون را کم و زیاد کند ، سطوح انرژی و طرز گوارش غذا را تحت تأثیر بگذارد ... واین هم می تواند در جهت مثبت باشد و هم در جهت منفی ... بعنوان مثال ، نیم ساعت گوش دادن موسیقی کلاسیک غربی ، معادل یک قرص آرامبخش ( والیوم = دیازپام ) است (http://wvwv.essortment.com/musiceffectbra_rqxt.htm)... که عموما بیماران روانی برای آرامش خود آن را مصرف می کنند .

بیشتر در این مقاله از پورتونی (http://wvwv.essortment.com/musiceffectbra_rqxt.htm)می خوانیم :


Conversely music has also been documented to cause sickness. The right, or wrong music, rather, can be like a poison to the body. Studies have been done on plants where loud hard rock music, for instance, killed plants and soft classical music, make the plants grow faster. Music is very powerful, like a drug and can even be an addiction. In the case of Patty Hearst, it was documented that music was used in the aid of brainwashing her. In the book, Elevator Music, by Joseph Lanza, it states that certain types of music over prolonged periods in certain conditions, were shown to cause seizures.

بطور معکوس مستنداتی وجود دارد مبتنی بر اینکه موسیقی می تواند عامل ناخوشی شود . موسیقی مناسب یا نامناسب میتواند همچون یک سم برای بدن باشد . تحقیقات بر روی گیاهان نشان می دهد موسیقی سخت راک برای نمونه ، گیاهان را به کشتن می دهد ، و موسیقی نرم کلاسیک ، باعث رشد سریع تر گیاهان می شود . موسیقی خیلی قوی است ، مثل یک دارو و می تواند عامل اعتیاد باشد . در مورد پتی هیرست (گویا یکی از بیماران این موسیقی شناس است) ، اینگونه برآورد شد که که موسیقی برای شستشوی مغزی او استفاده شده است . در کتاب (Elevator Music: نویسنده : جوزف لانزا ) ، آمده است که انواع خاصی از موسیقی در مدت طولاتی و شرایط خاص ، عامل گیرپاژ می شوند :)

رایحه اسمانی
Monday 10 November 2008, 11:22AM
با عرض سلام
ممکنه که موسیقی در جایی به عنوا ارامش بخش استفاده بشه اما اونجا تجویز میشه یعنی دکتر تجویز میکنه که از این نوع موسیقی به عنوان دارو استفاده بشه مثل استفاده تریاک در داروسازی

اما ایا استفاده تریاک در دارو سازی دلیل استفاده اون در همه جا و همه مواقع است !!!

ایا چون تریاک در داروسازی مفید است پس استفاده از ان در همه جا مفید است !!!

خب مویسقی که داریم بحث میکنیم موسیقی هستش که داره استفاده میشه
ایا کسی هست که موقعی که خواسته موسیقی گوش بده رفته باشه تحقیق کنه که ایا این نوع موسیقی به من ارامش میده یا نه !!!
ایا مردمی که هر روز و هر لحظه از انواع و اقسام موسیقی ها استفاده میکنند در مورد هر آهنگی که گوش میدن به دکتر میرن تا ببینن به درد میخوره یا نه !
ایا همه مردمی که دارن از موسیقی استفاده میکنن دارای مشکلات روانیی هستند که با موسیقی حل میشه !!!
یا مشکلاتشون از نوع دید و برخوردشون از نوع فرهنگشون از نوع تفکر و تاملشون در مسائل از سعی و تلاششون ....برخاسته !!
ما وقتی که نمیخوایم فکر کنیم نمیخوایم تلاش کنیم نمیخوایم درنگ کنیم نمیخوایم قبول کنیم که مقصریم میگیم حالمون خوب نیست
اما ایا این حال خوب نبودن رو موسیقی حل میکنه !
ایا موسیقی یاد میده که چطور با مشکلمون یا نگرانیهامون برخورد کنیم !!!
ایا گوش دادن موسیقی مشکل ما رو حل میکنه یا این که تنها لحظه ای شادی کاذبی به ما میده و ما رو از اون نگرانی دور میکنه اما بلاخره چی صدای اهنگ باید خاموش بشه و ما باید دوباره به زندگی بر گردیم و دوباره همون نگرانی ها !!
و این تازه روح و مغز رو خرابتر میکنه و بیشتر اعصاب رو به هم میریزه اما کسی که مدام از موسیقی استفاده میکنه این رو نمیفهمه اما حقیقتا در درونش روحیش خرابتر میشه هر چند که بالعکس تصور میکنه

درست مثل ادم معتادی که با استفاده از داروی مخدر حالش خوب میشه اما در همون حال خوب شدن بدنش بیشتر معتاد میشه و بیشتر داره به نابودی نزدیک میشه !!!

و من باز هم میگم
الا بذکر الله تطمئن القلوب

برای من شنیدن یه حدیث شنیدن صوت قران شنیدن نکته ای ازدین شنیدن اخلاقیات نیک پیامبر و امامانم دعا خوندن قران خوندن ....و همه اینها از هر چیزی ارامش بخش تره

چرا موقع نگرانی به موسیقی پناه ببریم !!!چیزی که مشکل ما رو حل نمیکنه فقط شادی لحظه ای میده !!!

چرا به خدا پناه نبریم خدایی که صدامون رو میشنوه !
خدایی که دوستمون داره هر چقدر که گناه کار باشیم !
چرا موقع ناراحتی دعا نکنیم تا خدا نگاهمون کنه !
چرا موقع ناراحتی به جایی نریم که حتی اگه ما از اونجا برکشتیم همیشه با هامون هست و کمکمون میکنه !
چرا موقع نگرانی به فکر حل مشکل نیفتیم !
چرا مشورت نکنیم !
هر وقت ناراحتین نماز بخونین قران بخونین اصلا برین مسجد برین یه امامزاده دعا کنین
اون وقت وقتی هست که واقعا به ارامشی میرسین که موثره نه کاذب !

شيفته
Tuesday 11 November 2008, 11:21AM
رايحه جان مواردي كه نام بردي به من هم آرامش مي ده ولي يك نكته رو نبايد فراموش كنيم كه انسان موجود پيچيده اي است و هيچگاه نمي تونيم با قاطعيت نسخه اي رو كه براي ما مفيده براي ديگران بپيچيم و مطمئن باشيم براي اونها هم جواب مي ده كما اينكه من اعتقاد دارم روانشناس ها هم خودشون هنوز مشكل دارند و نتونستند با قاطعيت درباره روش موثر درماني مطلبي ارائه كنند . .
من شخصا تجربه اش رو داشتم .مطالب كتابي بود كه روي من بسيار تاثير گذار بود و با خواندن هر جمله اش چشمهام پراز اشك مي شد .احساس مي كردم اين كتاب شديدا خواننده را به خدا نزديك مي كند و در همه همين تاثير دارد .مطالب را براي شخص ديگري كه بسيار هم مومن و معتقد هست گفتم ولي تحت تاثير قرار نگرفت و من حس مي كردم كه من در بيان مشكل دارم و دوستم كه تلاش منو ديد گفت :عزيزم تو بخاطر درجه ايمان و اعتقاداتي كه داري اين كتاب اين تاثير را بر تو مي گذارد چون مطالبي گفته كه تو قبلا دركش كردي و از شنيدنش برات يادآوري مي شه ولي من كه چنين تجربه اي ندارم فقط برام يك مقاله جالب بنظر مياد .

من هم اميدوارم ان شاءالله بعد از سفرم به مكه به درجه اي برسم كه غير از صوت قرآن با هيچ چيز ديگري آرامش پيدا نكنم :smile07:

رایحه اسمانی
Tuesday 11 November 2008, 05:31PM
شیفته جان درسته
من چیزهای که گفتم برای خودم بود
من هم قبلا که بهم میگفتم با کلی موضع گیری خصمانه برخورد میکردم
اما من دارم در جواب کسانی میگم که چون موسیقی در مواردی تجویز میشه اونهم تجویز میشه پس اون رو در همه جا و همه موارد مجاز میدونن
کدام از مردمی که موسیقی گوش میدن میرن پیش دکتر تا ببینن این موسقی راشون خوبه یانه
به نظر شما یه موسیقی رپ چه تاثیری داره !!!
ایا استفاده تریاک در داروساری جواز استفاده اون رو در همه موارد میده در حالی که دوستان برعکس برای مجاز شمردن موسیقی استفاده میکنن!!


من هم اميدوارم ان شاءالله بعد از سفرم به مكه به درجه اي برسم كه غير از صوت قرآن با هيچ چيز ديگري آرامش پيدا نكنم :smile07:

مطمئن باش که دیگه به هیچ چیز تصنعی علاقه ای نخواهی داشت
اونجا خدا رو میشه دید حس کرد
در ضمن میگن دنیا بده اما بری و برگردی میبینی چقدر دوست داشتنیه اما بانگاهی دیگه
البته برداشت ادما فرق میکنه
شما قطعا به زیباییهایی صد چندان دست پیدا خواهی کرد :smile34:

mehrdad_123
Tuesday 11 November 2008, 06:06PM
بسم رب المولانا بقیه ا...الاعظم
ا...هم عجل لولیک الفرج
توکلت علی ا...
سلام علیکم
:smile07::smile07::smile07:


حقیقت این است که موسیقی در بسیاری از جنبه های حیات انسان تاثیر مثبت دارد. دنیای موسیقی بی انتهاست و تاثیر آن بر انسان نیز به همین میزان چند برابر میشود. همین چندگانگی هارمونی، نظم و فرکانس است که انجام تحقیق در این زمینه را برای محققان مشکل کرده است.


منبع http://mojtaba-sabaa.blogsky.com/?PostID=69 (http://mojtaba-sabaa.blogsky.com/?PostID=69)

واقعا چه نیازی است که حتما سر موضوعی که خودمان هم درش شک داریم درصدد اثباتش برآییم

چرا این قسمت را نیاوردید:


قطعه ی آخر !

چه واقعیت باشد چه تصور، قدرت بیکران موسیقی غیر قابل انکار است. از تقویت قدرت یادگیری گرفته تا برطرف کننده ی دردها، به نظر می رسد که موسیقی تاثیری مثبت بر کلیه ی جنبه های زندگی انسانی دارد که قادر به شنیدن هارمونی است.

عجیب تحقیقاتی بوده که نویسنده ی این مقاله در آن وبلاگ هنوز نتوانسته است خود را راضی کند که گفته هایش حقیقت است یا تصوری ساخته ی اوهامات بوده اوهاماتی که دنیای امروز غرق در آن شده اند و هیچ کسی هم نیست دست ما را بگیرد و راه درست زندگی را به من و شما نشان دهد!!!

ما نمي گوييم و نمي خواهيم لذت هاي احساس را محكوم كنيم ما مي خواهيم انسان ها اسير احساساتي نگردند كه انديشه در واقعيات را از آنها بگيرد و انفعالي در آنها ايجاد كند كه شخصيت آن ها را تنها منفعل (پذيرا) , نه خلاق , تربيت كند و نيز مطلب نهايي ما در موسيقي اين است كه اين زندگاني محدود را كه مي تواند با عالي ترين فعاليت هاي مادي و روحي اشباع شود , نبايستي در بيهودگي كه شبحي از آرزوهاي شكست خورده يا حماسه و تحريكات هوائي در عين حال لذت بخش سپري كرد.

این مطالبی که در این وبلاگ و سایتهایی که می آورید آیا منبعش را قبول دارید؟ و آیا اصلا منابعش را می شناسید؟! تا چه اندازه میشناسیدشان؟!
در کدام محفل علمی محققین اینچنین صرف نظر یک روانشناس و یک موئسسه که معلوم نیست هدف این موئسسه از همان اول چه بوده و چه کسانی و با چه امیالی پشتیبان این موئسسه هستند نتایج تحقیقاتشان را قبول کرده اند که شما برای ما آورده اید؟!

به فرض محال موسیقی توانایی درمان روانی دارد اما این سئوال را بنده بارها پرسیدم که :
اگر موسيقي آنچنان كه عاشقان دلباخته اش مي گويند , حقيقتا روح انساني را تصفيه مي كند , چرا با شيوع موسيقي در شرق و غرب , دوران بيماري هاي رواني و فساد اخلاقي به حدي است كه گفت و گو درباره ي آن باعث شرمساري است؟

آيا با اعتبار به موسيقي , موضوعات و بیماری ها در زندگي مبدل به خوشي و آسايش مي شود يا عينك تار بديدگان آدمي مي زند تا واقعيت ها را دگرگون ببيند؟! كار اين انسان خيلي تعجب آور است, مثل اين است كه سوگند خورده است كه براي بازيگري خود در جهان واقعيات حد و اندازه قائل نشود.


بشر بايد به فكر حل مسئله باشد بايد بگردد و ببينند كه چه چيزي باعث به وجود آمدن اين بيماري‌هاي رواني شده؛ چه چيزي اين فشار رواني را به او وارد مي‌كند؛ آن را درمان كند، از آن دوري كند و علت آن را ريشه كن كند. با مويسقي ديگر درد را حس نمي‌كند كه بخواهد برايش درمان پيدا كند. با افزايش اين فشارها هر روز بايد موسيقي ديگر نوازيد تا دردي ديگر تسكين پيدا كند و اين دور باطل مي‌رود تا مسخ شدن و نابودي انسان. آنجا كه ديگر موسيقي نمي‌تواند تسكين دهد و فرد بايد خود را از زندگي محو كند

به همان اندازه که بر اثبات موسیقی تحقیقات صورت گرفته به همان اندازه هم بر علیه موسیقی تحقیقات هست اما آنکس محقق است باید خود بسنجد...

mehrdad_123
Tuesday 11 November 2008, 06:38PM
توی نقاره خونه امام رضا از الات مصنوعی استفاده میشه و از حق نگذریم روح ادم رو صیقل میده کجای اون موسیقی ادم رو تحریک میکنه برا ی... اون موسیقی و نوا خودش بهره شنوایی و بینایی رو تقویت میکنه چطورمیتونه باعث تضعیفش بشه
اخ که چقدر دوست داشتم الان چند ثانیه هم که شده کیفشو میبردم
احساسات شما کاملا متین و قابل احترام اما نقاره زنی غلطه...
امام رضا(ع) که در حبش تکه تکه شوم ان شاا... بوجود مبارک خودشون برای ما حقیقت رو قابل لمس کردن نه اون نقاره ها - آیا خود امام رضا هم نقاره می زدن؟!

نقاره زنی از قرن دهم به این دین بدعت زده وارد شده است و نقاره وشیپور و روش و منش شاهان بوده و وسیله ای برای خبر دادن... وجود امام عین حقیقت است ما با نقاره زنی هیچ حقیقتی بدست نمی آوریم%

حقيقتي با موسيقي دريافت نمي‌شود و موسيقي حقيقتي را به دست ذهن و روح انسان تشنه نمي‌دهد و فقط وصف آن را مي‌كند؛ و چون مخدر است و تأثير آن آني و فقط در حين شنيدن موسيقي است حركتي را نه تنها در جهت كسب حقيقت باعث نمي‌شود كه با توجه به تسكين دهنده و مخدر بودن و كاستن هوشياري از حركت جلوگيري مي‌كند


.

اما جواب سؤال اين است كه اين امر از بدبختي‌هاي بزرگ نسل حاضر است كه به جاي اين‌كه به دنبال درمان مسئله باشد خواستار پاك كردن صورت مسئله است. با پناه بردن به موسيقي هيچ دردي درمان نمي‌شود؛ موسيقي هوشياري از بشر حاضر را مي‌گيرد تا درد را نفهمد و اينچنين بزرگ‌ترين خيانت را به او مي‌كند. بشر حاضر با فراموشي درد ديگر به دنبال درمان و حل موضوع نمي‌رود چون ديگر با تخدير و توهم موسيقي اصلاً آن درد را نمي‌بيند و نمي‌فهمد

آیا ما با این تخیلات و تجسیمات صریحا مرتکب خلاف واقعیات نمی شویم؟ به این معنا که کوتاه شدن دست انسان از دامن مطلوبش ,مسلما به یک عده عوامل واقعی مستند است,نادیده گرفتن این عوامل واقعی که به ساییده شدن روح در مقابل واقعیات می انجامد , چه این ساییده شدن به طور مستقیم مستند به نشستن در گوشه ی اتاق یا باغ و کوه و غوطه ور شدن در اوهام و خیالات بوده باشد و چه مستند به موسیقی و سماع باشد که محرک اوهام و خیالات پادر هوا است.


اگه میخوایم در مورد موسیقی به طور کل بحث کنید این حرفها و دلایل خیلیا ش پایه و اساس درستی نداره و کسی نمیتونه منکر خوب بودن موسیقی بشه پس بیاین یه سری از موسیقی ها رو فاکتور بگیریم و روی اون یه سری که شهوت انگیز بحث کنید
بنده فقط نظر خودم رو عرض می کنم و به هیچ وجه فرقی بین ایرانی و غیر ایرانی و مجاز!!! و غیر مجاز!!! قائل نیستم%
و امید دارم که مطالب شما و دلایلی که در رد عرایض بی پایه و اساس بنده دارید بفرمایید



در ضمن من خودم وقتی دلم میگیره ،وقتی از خیلی چیزا کم میارم و ....میام یه موزیک ملایم گوش میدم خیلی هم اروم میشم :)حالا بستگی داره چی دم دستم باشه یه وقتها موسیقی بدون کلام و یه وقتها هم فقط کلام



بعد از اتمام موسیقی مشکلتان حل می شود یا با همان کوله بار باقی مانده است؟!
درست است كه تحريك مثبت و تشجيعي را كه موسيقي انجام مي دهد ما را از موجوديت حقيقي خود با يك گروه نوسانات بالاتر مي برد ولي هنگامي موسيقي تمام مي شود,يك سرازيري حقيقي در خود احساس مي كنيم و ميبينيم كه موسيقي سايه اي از ما براي ما ساخته و آن را بالا برده بود.اكنون شبح مصنوعي از بين رفته , واقعيات با همان خشونت براي ما نمودار مي شود.!!!!!!!

http://www.blogfa.com/photo/k/keyhankalhor.jpg
و خلاصه بايد گفت بشر از نظر كمبودي كه در معرفت توانايي مواجهه با واقعيت دارد , موسيقي را براي تسلي خود تاييد مي كند, سپس نام ان را ضرورت مي گذارد و عمده دليل ما هم همين است كه ادعا مي كنيم انسان ها بايد در زندگاني روحي و طبيعي , با خود واقعيات روبرو گردند و خود را در مقابل هيجانات پا در هوا نبازند و آمادگي واقعي خود را از دست ندهد تا بتواند اختيار را از خود سلب كند.


از سیگار کشیدن که بهتره:D




نه اتفاقا :)- نمی خوام قیاس کنم ولی وسعت تخریبی موسیقی و آثاری که بر بشریت تحمیل می کند بسیار مضرر تر از سیگار است هر چه باشد سیگار را تبلیغ نمی کنند اما اگر امروزه کسی برعلیه موسیقی سخن بگوید بدون اینکه در سخنان او تاملی به عمل آید فی الفور توهین هایی خواهد شنید و آنچنان گستره ی این تبلیغات وسیع است که سخنانش مابین تبلیغات موسیقی و از طرفی لذت واهی که در موسیقی است منتقد و سخنانش را تخطئه خواهد کرد- مطمئن باشید%%%

mehrdad_123
Tuesday 11 November 2008, 07:31PM
برادر بزرگوارم باور بفرماييد كه دربيان اين مطلب خيلي بي انصافي رواداشته ايد .اي كاش مي شد خيلي چيزهارا گفت .فقط همين را مي گويم كه بدانيد اشعاري در رابطه با خدا بر روي ترانه هايي آسماني قرار گرفته كه شايد شما تابحال آنها را بنا بر دلايلي نشنيده باشيد چون در دسترس همگان نيست ولي اين موسيقي بهمراه آن كلام پر محتوا چنا ن شما را به خدا نزديك مي كند كه نه تنها اميال نفساني شما بلكه ديگر متوجه هيچ چيزي غير از خدا نخواهيد بود .ديگر نه زندگي اين دنيا نه عزيزترين كسانتان براي شما هيچ ارزشي ندارد .شما اشك مي ريزيد و تمام وجودتان در طلب وصال است و اصلا هم اينطور نيست كه با تمام شدن آن موسيقي شما از آن عالم خيالي به عالم واقعي برگرديد و تمام احوالات ايجاد شده برطرف شود .بلكه همانند يك درمان هميشگي اين احساس عشق به وصال و كنده شدن از تمامي اين دنيا هميشه همراه شماست و هر لحظه در آرزوي مرگ هستيد و پرواز بسوي يار هستيد .


اینگونه هم که می فرمایید نیست...
بنده تمام این آهنگها و شعرهای حافظ و مولانا را که امثال جناب ناظری خوانده اند را گوش داده ام و هنوز که هنوز است همه ی آنها را از حفظم و اگر جلوی خود را نگرفته بودم مطمئنا امروزه خود بنده هم موسیقی سنتی می زدم و هم مثلا آلبومی ارائه کرده بودم کما اینکه نزدیکان و دوستان بنده از کنسرتهای گروهی گرفته تا پر کردن البوم موسیقی سنتی هستند لذا بنده با تمام آنها آشنا هستم و حتی گاها نمازم را با آن موسیقی ها می خواندم و فکر می کردم می کردم به خدا نزدیک تر شده ام و حال آنکه اوهام کجا و حقیقت کجا؟!
در جایی پرسیده بودید چه سازی می زدم و...
بنده متاسفانه مدتی سه تار زده ام و کلاس آواز سنتی هم رفته ام
(آن هم در معروفترین آموزشگاه در تهران که میدانم دوستان اهل موسیقی آن را خواهند شناخت)
و اما آغاز و باعث این همه انزجار بنده نسبت به موسیقی چه بود می توانم بگویم اولین جرقه را در عقاید دینی پیدا کردم وقتی دیدم که عقایدم روی خوشی نسبت به موسیقی نشان نمی دهد و با اینکه بنده آن را موازی با مثلا عرفان می دانستم(نکته: اینکه علاقه ی بسیاری به مکاشفه و ... داشتم و داستانهای بعضا ساختگی مکاشفات را هم پی گیری می کردم ) و با توجه به تبلیغات سوء سیاستمداران و محیط زندگی بنده موسیقی را تشدید کننده و موجب وصال با پرودگار مهربان تر از مهربانان می پنداشتم لذا از طرفی هم می دیدم که دینم آنچنان روی خوشی به موسیقی نشان نداده است , با این همه خود را راضی می کردم و به خود القا می کردم که موسیقی در موزات دین بنده است و چه احادیث بعضا ساختگی هم برای خود یافته بودم اما خوشا به آن لحظاتی که به لطف خدا دیگر به صرف تکیه بر عقل خود و نه دینم موسیقی را مخالف پیشرفت روحی خود می دیدم و چه بسیار که با خود کلنجار می رفتم ( حساب کنید برای شخصی که در یک خاونواده ی اهل موسیقی بزرگ شده باشد چقدر سخت خواهد بود) اما با تکیه بر همین نتایج عقلی و اندکی هم با تکیه بر فرمایشات دینم روزی فرا رسید که با آزادگی ساز خود را از وسط دو نیم کردم چه مسائلی که بد از آن برایم حل شد و چه مشکلاتی که با آنها کنار آمدم و... که گفتنش شاید بصلاح نباشد.

این آهنگهای مثلا عرفانی را هم بارها در صفحات پیشین عرض کردم که موجب وصال نیستند بلکه حالی هستند زودگذر که اگر بخواهید می توانم مطالبش را دوباره بیاورم تا بخوانید
اگر شما براي اشخاصي كه از نيروي انديشه و تعقل محرومند صدها هزار آهنگ پر معني و زيبا بنوازيد چه تاثير مثبت در آنان ايجاد خواهد كرد؟
براي به ثمر رسانيدن تعليم و تربيت مجبوريم قواي دماغي و خود روان را تقويت كنيم , نه خيالات و تجسيمات پا در هوا را.




فرمايش شما صحيح است ولي بارها شده كه بنده به مدت يك هفته هم به موسيقي گوش نكرده ام و هيچ آزاري هم نديده ام و كمبودي هم حس نكرده ام ولي آيا تاثير مواد مخدري همچون هرويين و غيره هم همينطور است و كنار گذاشتن آن هيچ عوارضي براي استفاده كننده ندارد ؟؟؟؟
پس قرار دادن موسيقي بعنوان يك مخدر در كنار موادي چون هروئين و كوكايين هم منصفانه نيست !

در شخص شما شاید دیر تاثیر می گذارد اما بنده از شما می پرسم چه شده است که بعد از یک هفته دوباره نیاز به موسیقی پیدا کرده اید؟
هر وقت توانستید به وقت غم و اندوه یا شادی موسیقی گوش ندهید و اگر برایتان موسیقی گذاشتند و در این اوضاع (غم یا شادی) بر روی شما هیچ تاثیری نگذاشت بفرمایید که موسیقی روی بنده تاثیری ندارد.

براستي حقيقت چيست و كجا معني پيدا مي كند ؟
وقتي من از برخورد شخصي دلخور هستم و نياز به آرامشي دارم آيا وظيفه موسيقي اينست كه رفتار آن فرد را تغيير دهد يا مرا ؟ اصلا كداميك از ما محق هستيم و كدام نياز به اصلاح داريم ؟
حقیقت همان است که وجود دارد نه آنچیزی که ما در ذهن خود می خواهیم
موسیقی نه شما را اصلاح می کند و نه طرف مقابلتان را موسیقی همانطور که خودتان هم فرمودید عینک تاری به ما می دهد تا مدتی (به اندازه ای که آن آهنگ برایمان تازگی داشته باشد و بدان گوش بدهیم) چشم از قضیه بپوشیم اما آیا بعد از آن دوباره از دست همان شخص دلخور خواهید شد یا نه؟
ما چرا بجای اینکه یاد بگیریم چگونه با مشکلات و ناملایمت ها روبرو شویم باید عینک بر چشمان خود بزنیم آیا با عینک زدن مشکل حل می شود؟!


تا ساعات آتی ...

رایحه اسمانی
Tuesday 11 November 2008, 08:52PM
اما اگر امروزه کسی برعلیه موسیقی سخن بگوید بدون اینکه در سخنان او تاملی به عمل آید فی الفور توهین هایی خواهد شنید

seratallah
Tuesday 18 November 2008, 04:02PM
با سلام
موسيقي دارويي است كه هم انسان را مي تواند درمان كند و هم مي تواند فرد را بكشد ، پس قضاوت افراطي و تفريطي در مورد آن صحيح نمي باشد . تحقيقات نشان داده انواعي از موسيقي باعث تسكين درد و ارامش مي گردد و گونه هاي از آن باعت تشنج اعصاب و نابودي روحي و رواني فرد مي گردد .
به همين منظور نبايد آن را به طور كامل منع كرد كه شنيدن هر نوع موسيقي را حرام و نادرست بدانيم و با دلايلي مثل اينكه ، موسيقي باعث خيالبافي مي شود و يا گوش دادن به آن انسان را از ياد خدا غافل مي كند و ... يا به طور كامل آزاد در نظر گرفت و هر نوع آهنگ و موسيقي گوش بدهيم كه اين كار هم خطر ناك است زيرا فرد با شنيدن اهنگ هاي مبتذل و بي محتوا بيشتر از عالم واقعي خارج گرديده و به بيشتر مسائل زندگي بي تفاوت مي شود . نمونه افراطي كه امروزه در بين جوانان مملكت ما رواج داد و معمولا باعث شده جوانان حداقل در روز، بيش از سه و چهار ساعت اهنگ گوش بدهند و به گونه اي اعتياد وار اگر يك روز اهنگ يا ترانه مورد علاقه و آهنگ هاي سبك خاص خود را گوش ندهند به حالت بيمار گونه هستند و معمولا در موقع گوش دادن حالت ها و حركاتي انجام مي دهند كه انسان را به خنده مي اندازد .
نمونه آن را بنده در سركار خود ديده ام، كه يك جوان 21 ساله با گوش دادن به آهنگ هاي راك و رپ چنان به حالت وجد مي آيد كه از حالات طبيعي خارج مي شود و اين كارها ناشي از رنجش هاي و كمبود هاي دروني است كه با بيخيالي به زندگي و به حالت اغما زندگي كردن برايشان عادت شده ، بطوري كه در زمان گوش دادن به ترانه ها و آهنگهاي مورد علاقه خود شاد و سر حال هستند ولي بعد از آن به حال عادي و گاهي افسردگي فرو مي روند و اين تناقض بيشتر به خاطر مشكلات روحي و رواني حاصل شده كه موسيقي به طور موقت ان را درمان كرده اما در كل همچنان مشكل وجود دارد .
حالت تفريطي كه هر نوع اهنگ را بر خود حرام و شنيدن آن را نادرست پندارد نيز داراي مشكلات عديده اي مي گردد ، مثلا حضور وي در مكانهايي كه موسيقي و ترانه پخش مي شود موجب ناراحتي و تشنج اعصاب وي گردد و گوش وي تحمل شنيدن موسيقي را ندارد و مشكل مي تواند با چنين محيطي سازگاري پيدا كند . و اصولا احساسات و عواطف فرد به حالت خفقان فرو مي روند ، زيرا موسيقي به گونه اي احساسات و عواطف انساني را تحريك مي كند .
نمونه اي از موسيقي كه متاسفانه در مملكت ما بسيار رواج دارد و به كمك ان جوانان را به غم و اندوه و يا بغض به گذشتگان كشانده ، مداحي و انواع ان است از مداحي خالي كه يك مداح به مديحه سرايي مي پردازد تا مداحي با طبل و شيپور و ني كه نمونه هاي از آن را با صداي آهنگران و كويتي پور معمولا شنيده ايد .
مداحي هم مانند خوانندگي داراي دوره ها و سبك هاي است كه هر كس مايل باشد مداح شود بايد دوره هاي بگذراند ، معمولا در سبك هاي موسيقي همايوني و ماهور و .. آموزش مي بينند تا در محرم و صفر و ديگر ايام براي تحريك احساسات و عواطف انسان به كار ببرند . خود بنده مدتي پيش با يك مداح دوست بودم ايشان براي اموزش ديدن به مشهد و تهران مي رفتند تا در محضر مداحان مطرح كشوري شاگردي كنند تا آموزش ببينند و معمولا بسيار زياد هم مداحي گوش مي دهند ، انها هم مثل جواناني كه اعتياد شديد به موسيقي دارند ، حداقل در روز سه چهار ساعتي وقت مي گذارند تا مداحي فلان مداح و يا نوار مداحي خود را گوش دهند و برعكس از ترانه ها فراري هستند و اصلا علاقه اي به شنيدن موزيك پاپ و ... ندارند .

موسيقي روح انسان را به گونه اي تصفيه مي كند و به گونه اي ديگر تخريب مي كند و به همين خاطر بايد هر نوع آهنگ و موسيقي گوش ندهيم و براي هر چيزي باد حد وسط و ميانه را در نظر بگيريم .
مثلا اگر يك بار اهنگ رپ متال و راك و در كل پاپ گوش بدهيم هيچ اتفاقي نمي افتد ولي بايد مواظب باشيم كه اين آهنگ گوش دادن به صورت عادت و حالت اعتياد آور در نياييد .
من به شخصه انواع مختلف آهنگ البته صوتي انها را گوش مي دهم و خيلي علاقه به ديدن كليپ هاي تصويري آنها را ندارم زيرا يكي از عواملي كه باعث شده قيافه جوانان نازنين مملكت ما به حالت هاي عجيب و غريب سوسولي و فشني بشوند ، همين كليپ هاي تصوري است كه متاسفانه با پشتيباني حكومت اسلامي ايران در حال پخش است ، شما سه شبكه موزيك ايران كه بر روي ماهواره هست نگاه كنيد ، هر سه شبكه كليپ هاي خود را در ايران پر مي كنند و تنها فرق آن اين است كه باند اين كانال ها روي شبكه ماهواره اي المان قرار دارد اما در كل در داخل ايران پر مي شوند و پخش مي گردد و اگر دقت كنيد خواهيد ديد قيافه جوانان مملكت ما هم از خوانندگان همين كليپ ها كپي برداري شده است .
جالبي مطلب اينجاست قيافه بچه مذهبي هاي ما هم از روي قيافه مداحان و افراد و شخصيت هاي مهم مملكتي كپي شده است ، مثلا مدتي هست كه قيافه برو بچ مذهبي تريپ احمدي نژادي گرفته اند و يا ريش مي گذارند مانند مداحان و لباسي معمولي مي پوشند و كم اتفاق مي افتد شما يك جوان مذهبي را ببينيد كه تيپ سوسولي بزند هر چند ما جوان مذهبي كه قيافه خفن و سوسولي داشته باشد زياد ديده ايم و ان هم به خاطر به حالت دو گانگي فرو رفتن شخصيت فرد بوده است .

seratallah
Tuesday 18 November 2008, 04:03PM
به هر حال از موسيقي دور نشويم ، موسيقي مانند يك شمشير دو لب است كه متاسفانه همه ابر قدرتها به گونه اي از آن استفاده مي كنند :

لبه تيز ونابودگر شمشير موسيقي :
در اينجا نمونه اي از كاربردهاي نادرست و مخرب موسيقي كه باعث نابودي و زوال آدمي گردد بيان مي گردد :
از مداحي كشور خومان شروع مي كنيم ، و دلايل عقلي وقراني در رد اين نوع موسيقي بيان مي كنيم : (احتمالا اين مداحي را شنيده ايد لطفا به متن اين ترانه مذهبي توجه كنيد كه با الات موسيقي هم نواخته شده است )
ماه غريب به خوانندگي : مهدي عبدلي آشنا مي گرديم :
بوي سيب و حرم حبيب و حسين غريب و كرب بلا
بوي ياس و ضريح عباس و خداي احساس ، كرب بلا
بوي عنبر ماه رخ اكبر گهواره اصغر كرب بلا
بغض آب فرات بي تاب و اشكاي رباب و كرب بلا
تو ذكر محراب مني ، تو مهر و مهتاب مني تو باده و ساغر مني تو مستي ناب مني
بي تو دلم آرم نمي گيره كبوتر دل بي تو ميميره
امشب كه مست باده نابم مشتاق ديدار تو مهتابم
با اين كه من خوب مي دونم كه ادم بي اصل و بنم
اجازه بده كه عشقم را نقاشي كنم
خوب مي شه قلب عاشقم يه طرح خوشگل مي زنم
نقش يه مرد پهلون طرح شمايل مي زنم
به روي صفحه مي كشم پيشاني بلندش را ، ابرهاي كمونيش را ، صورت آسمونيش را
تا كه به چشماش مي رسم كشيدنش چه مشكله ، اخه چشايي يار من سياه خيلي خوشگله
چشاي قشنگ عباس مرا خدايي كرده ، مدد آقام ابوالفضل منو كربلايي كرده
كنج قفس من مي تونم باشم بي هم نفس من مي تونم باشم بي حسين من نمي تونم
آخه آقامه دوستش دارم ، مولامه دوستش دارم
بي ماه فروزان مي تونم باشم ، بي خورشيد تابان مي تونم باشم بي ابوالفضل نمي تونم باشم .
آخه سالارمه دوستش دارم ، سرورمه دوستش دارم
دله هر كي يه ياري داره دل ما با حسينه
اگه او شه وفا نكنه وفاداري ندارم رخ از من گر بگردونه دگه ياري ندارم
اگه آقام نگام نكنه ديگه خريداري ندارم .....}}

حال متن شعر زير كه به خوانندگي معين است توجه كنيد :
نور چراغ خونه ،اين دل ديونه تويي
ماه تويي ، مهر تويي ، عزيز دردونه تويي
اومدي شباي عمرمو ، چراغوني كني
خوش قدم با هر قدم ، غمامو قربوني كني
ستاره خونه ام شدي ، تو وصله جونم شدي
واسه شب هاي زندگي ، ستاره درمونم شدي
چشم دلو حريصم از ديدن تو سير نمي شه
راز و رمز عشق تو ، هيچ جوري تعبير نمي شه
دعاي خيرم را مي خوام سرمه چشمانت كنم
از هر چي چشم بد كه هست ، يه جوري پنهونت كنم .
ستاره خونه ام شدي ، تو وصله جونم شدي
واسه شب هاي زندگي ، ستاره درمونم شدي

حال شما بفرماييد چه تفاوتي بين اهنگ اولي با دومي است ؟؟
در اولي عشق و خدايش حسين و عباس است و به ذكر و به ياد انها تملق گويي مي كند و در دومي خواننده معشوقه خود را مي خواند و مي پرستد به گونه اي كه او را چراغ عمر و وصله جون و درمانگر خود مي خوانند .
من به شخصه هر دو اهنگ را وقتي گوش مي دهم يك احساس و ان هم تملق گويي به معشوقي را مي بينم كه تفاوت چنداني در دو آهنگ نيست .
اما اين لبه ويران گر شمشير موسيقي كه بدبختانه به طور ناجوانمردانه از آن براي القاي موارد غير حقيقي به انسان استفاده مي شود باعث فراموشي ياد خدا و گمراهي شده و در توهم فرو رفتن افراد مي گردد : مثلا اهنگ اولي عشق عباس و حسين را چنان در دل افراد زياد مي كند به طوري كه باعث مي شود در هر كاري از انها مدد بخواهند حال آنكه آنها اصلا صدايي آنها را نمي شنوند كه جوابشان را بدهند و توهم به شفاعت اين صالحين مرحوم شده چنان در جان افراد ريشه مي كند كه نام خدا به تنهاي بردن براي آنها سخت است و به واقع آيه زير به طور عملي ديگر در جامعه معني نمي دهد :
الا بذكر الله تطمئن القلوب
همانا با ياد الله دلها آرام مي گيرد .
متاسفانه در جامعه ما به واقع مي بينيم آيه (الا بذكر الله تطمئن القلوب) به واقع وجود ندارد و هر گاه در كنار الله كسي را بخواني شاد مي شوند و گرنه چنان بهم ميريزند كه بيا و ببين و البته اين نتيجه شرك و چند گانه پرستي است به مانند ايه زير:
وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا
و بر دلهايشان پوششهايى، تا آن را نفهمند؛ و در گوشهايشان سنگينى؛ و هنگامى که پروردگارت را در قرآن به تنهايي ياد مى‏کنى، آنها پشت مى‏کنند و از تو روى بر مى‏گردانند.
و نتيجه چند گانه پرستي چيزي نيست جز شرك و تباهي اعمال ، به طور مثال اگر در ايات زير به جاي كلمات دانشمندان و راهبان ، ، امامان و مراجع را قرار بدهيم هيچ تفاوتي نيست زيرا درعمل، در مداحي ها ، معترفند كه عباس و حسين مولا و سرور شان هستند و انها را مي خوانند و مي پرستيد :
بوي ياس و ضريح عباس و خداي احساس ، كرب بلا
تو ذكر محراب مني ، تو مهر و مهتاب مني تو باده و ساغر مني تو مستي ناب مني
بي تو دلم آرم نمي گيره كبوتر دل بي تو ميميره
چشاي قشنگ عباس مرا خدايي كرده ، مدد آقام ابوالفضل منو كربلايي كرده
كنج قفس من مي تونم باشم بي هم نفس من مي تونم باشم بي حسين من نمي تونم آخه آقامه دوستش دارم ، مولامه دوستش دارم
اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
(آنها) دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند، و (همچنين) مسيح فرزند مريم را؛ در حالى که دستور نداشتند جز خداوند يکتائى را که معبودى جز او نيست، بپرستند، او پاک و منزه است از آنچه همتايش قرار مى‏دهند!
وَقَالَ اللّهُ لاَ تَتَّخِذُواْ إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ فَإيَّايَ فَارْهَبُونِ
خداوند فرمان داده: «دو معبود (براى خود) انتخاب نکنيد؛ معبود (شما) همان خداى يگانه است؛ تنها از (کيفر) من بترسيد!»

اين فقط نمونه كوچكي از موسيقي بود كه متاسفانه به طور گسترده به اسم مداحي در جامعه ما رواج دارد و نمونه هاي ديگر آن همين آهنگهاي بي محتوا و شهواني است كه به موارد ضد اخلاقي مي پردازد و معمولا ترانه هاي كمي مي تواني بيابي كه ارزش شنيدن داشته باشد هم از نظر متن شعر خواننده و هم از نظر موسيقي كه از چه سبك و نوايي استفاده شود .
مثلشا به مصداق آيه زير است : إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ إِنَاثًا وَإِن يَدْعُونَ إِلاَّ شَيْطَانًا مَّرِيدًا ( نمي خوانند از جز او مگر مادگاني و نمي خوانند مگر شيطان سركش را )

به هر حال متوجه باشيم كه خداوند اين گوش و چشم را به ما بخشيده كه در راه درست از آن استفاده كنيم و اين چشم و گوش در روز قيامت لب به سخن مي گشايد كه چه كرده و چه استفاده اي از آن شده است . به هر حال افراط و تفريط خوب نيست در هر كاري حد اعتدال را بايد رعايت كرد .

مطلب ديگر اينكه مي گويند موسيقي باعث مي شود از ذكر خدا غافل شويم ، سوال اينجاست ؟، آيا ما انسانها در همه حال در ياد و ذكر الله هستيم ، مثلا وقت كار و تجارت چنان ذهنمان درگير كار است كه آن موقع اصلا ياد خدايي نيست و يا مگر اين مداحي ها ادم را به ياد خدا مي اندازد كه مداحي را جدا از موسيقي مي پندارند و جالب اينجاست كه الله به محمد (ص) در سوره مزمل مي فرمايد ، اي پيامبر تو در روز آمد و شدي داري و مشغول فعاليت هستي ، پس شب بيدار شو و ياد كن پروردگارت را و بخوان قران . (مزمل آيات 2تا 10)
و از اين نتيجه مي شود كه هر چيزي و هر كاري به جاي خود بايد انجام بدهيم ، عبادت به وقت و در زمانهاي خاص مثل پنج وقت نماز و شب كه آرامشي دلنشين دارد و كار و تجارت و موسيقي هم گوش دادن به وقت خود و به اندازه و اعتدال و ميانه روي دين اسلام است .

seratallah
Tuesday 18 November 2008, 04:03PM
لبه انسان ساز و متفكرانه موسيقي :
حالت مثبت موسيقي را مي توان در راه ترويج اسلام به كار برد ، كه نمونه هاي از موسيقي اسلامي همين تواشيح ها و اهنگ هاي جديدي است كه مثل سامي يوسف و يوسف اسلام و ميست كرتيس و نازيال عظيم ،و ... مي خوانند ، البته در مصر و انگلستان و كشورهاي عربي گروه هاي زيادي وجود دارد اما در بين آهنگ هاي آنها هم موارد نقايص و ضد اسلامي وجود دارد اما افرادي مثل سامي يوسف و يوسف اسلام آهنگهايشان بيشتر اسلامي و با ذكر اسما الله است .
موسيقي به مانند هر چيز ديگر حالت سازنده هم دارد ، براي اينكه با جنبه مثبت موسيقي آشنا گرديم ، دو نمونه از حالت سازنده ان را بيان مي كنم :
به متن شعر زير كه توسط سامي يوسف خوانده شده توجه كنيد : : ( ترجمه اورده مي شود)

ای خداوند بزرگ نعمت هایت را برای ما بندگانت چه زیبا آفریده ای؟
ای خداوند بزرگ چطور شکر این نعمت هایی را که به ما داده ای بجای آوریم؟

گروه کر:
نامت همیشه بر زبانمان جاری است ای الله ای الله
عشقت همیشه در قلبهایمان است ای الله ای الله
ما گناهکاریم ما ناراحت و پریشانیم
تو رحیم ورحمان هستی
می گریم و التماس می کنم
ما را ببخش
به خودمان ظلم کردیم ما
و درپیمودن راه حق مرتکب خطا شدیم
می گریم و التماس می کنم
ما را ببخش
يا به متن ترانه زير كه توسط گروه موسيقي سنتي مستان خوانده شده توجه كنيد :
به گرد کعبه می گردی پریشان **** که وی خود را در انجا کرده پنهان
اگر در کعبه می گردد نمایان ، پس بگرد تا بگردیم ، بگرد تا بگردیم
دراینجا باده می نوشی و درآنجا خرقه می پوشی ، چرا بیهوده می کوشی؟؟
در اینجا مردم آزاری و در انجا از گنه عاری ؟ نمی دانم چه پنداری ؟؟
د راینجا همدم و همسایه ات در رنج و بیماری ، تو آنجا در پی یاری ، چه پنداری ؟
چه پنداری ؟! کجا وی از تو می خواهد چنین کاری ؟؟
ويا اين متن شعر كه با تار و سنتور و به همراهي ني خوانده شده است :
تو را اینجا به صد ها رنگ می جویند *** تو را با حیله و نیرنگ می جویند
تو را با نیزه ها در جنگ می جویند *** تو را اینجا به گرد سنگ می جویند

تو جان می بخشی ، و اینجا به فتوای تو می گیرند جان از ما
نمی دانم کیم من ، آدمم ، روحم ، خدایم یا که شیطانم
تو با خود آشنایم کن ، تو با خود آشنایم کن .؟

اگر روح خداوندی دمی دیدی در آدم و هواست
پس ای مردم ، ای مردم خدا اینجاست ، خدا در قلب انسانهاست .
به خود آی ، به خود آی تا که دریابی خدا در خویشتن پیداست .
موسيقي كه اين چنين انسان را به تفكر و تدبر وا بدارد و انسان را به انديشيدن به خودش و جهان اطراف متوجه گرداند و به عالم هستي و وجود خدا سوق بدهد نه تنها مضر نيست بلكه خيلي هم سازنده و كمك كننده است ،
من نمي دانم دوستي كه مطلبي با اين عنوان اورده چه قصدي داشته : دلکش‌ترين آهنگ‌هاي موسيقي شوم‌ترين آثار را روي اعصاب انسان مي‌گذارد مخصوصاً هنگام گرمي هوا اين تاثير بيشتر مي‌شود .
و يا اين مطلب : موسيقي عواطف انساني را در هم شکسته و انسان را سخت دل مي‌کند.
به هر حال جاي تعجب است كه چنين موسيقي را تحريم و بد مي پنداريد ، زيرا هر چيزي زيبايي خودش را دارد و انسان اصولا از هر چيز زيبايي خوشش مي ايد ، حتي اگر آن چيز زيبا يك تراك موسيقي زيبا و شنيدني باشد و ادم هاي بي احسان موسيقي را بد مي پندارند و يا انهايي كه كر هستند وصدايي نمي شنوند .
من خودم به شخصه انسانهايي را مي شناسم كه با موسيقي به وجود خدا پي برده اند و ايمان آورده اند ، افرادي كه در كنج خلوت و تنهاي خود درزمان نواختن تار و يا سه تار در مورد هستي و اين جهان و عالم ديگر چنان متفكرانه انديشيده اند كه نتيجه اش آن شده به اسلام حقيقي روي بياورند و از مذهب آبا و اجدادي خود جدا گردد .
به زودي با نقد و بررسي مطالب دوستاني كه مطالب خود را در مورد موسيقي ارائه داده اند در خدمت دوستان خواهم بود. منتظر باشيد ؟!!!

mehrdad_123
Tuesday 18 November 2008, 06:09PM
بسم ا...


جناب ثرات:


می دانید شما را چرا ثرات خطاب می کنم؟ چون ثرات از ثره می آید و به معنی زنان پر گوی است , می خواهی از آب گل آلود ماهی بگیری و به خیالت ما هم نفهمیدیم , من این همه استدلالات فلسفی آورده ام و حال آنکه تو نظر شخصیت را با پر گویی در اینجا مطرح کرده ای...


.....
منتظر باشید

محسن الهي قمشه
Tuesday 18 November 2008, 07:28PM
به نام خداوند كريم

جناب صراط چرا شيعه را ناقص درك ميكنيد عزيزم شيعه اگر محب اهل بيت عليه السلام است چون محبت ايشان را درك كرده يك مداحي يا نوحه سرايي كه دليل بر نقض عقيده نميشود
براردم ما خداي متعال را ميپرستيم اگر در اشعار مدحي چيز غير از اين است از محبت زياد ايشان است نه شرك ما اگر در مدحي ميگوئيم خداي من علي است در زبان به ظاهر براي او اين را نقل كرده ايم مانند مثال زدن ولي جمله ما در باطن همان علي عليه السلام بنده خدا و خدا همان آفريننده علي عليه السلام است...
علي عليه السلام اگر علي شد به خاطر همين خداي متعال شد او خواست كه او چنين شود ولي در نهايت بنده بود ولي با مناقبي برتر از ديگران عامي ...
در عشقهاي مجازي هم عاشق و معشوق همديگر را به نامهاي بزرگتر از حدشان ميخوانند حرجي برايشان نيست عاشقند شيعه نيز چنين است با عشق واقعي به اهل بيت عليه السلام پس بر عاشق حرجي نيست در مدح معشوق كه اين معشوقيت نيز در نهايت از براي باريتعالي است چون همين علي عليه السلام كه معشوقه است خدا معشوقه اش كرده خدا اين جاذبه را به او داده پس در نهايت ما به خدا ميرسيم نيت دل افضل است يا زبان البته كه دل شما از زبان ما ايراد ميگيريد ولي دل ما را نميشناسيد كه در دل خداي علي عليه السلام را صدا ميكنيم و به او عشق ميورزيم به واسطه خلق موجودي به نام علي عليه السلام پس نهايت خدا است و بس شما چرا در كلمات دنبال مشتبهات ميگردي كامل عقيده را نگاه كن بعد نظر بر نقضش بده ، نقض يك عقيده با يك يا دو شبهه امكان ندارد آنهم شبهه اي كه در پاسخ به ظاهر و محتواي عقلي تبديل ميشود.

لطف كنيد در الفاظ دنبال نقض نگرديد اصل را بنگريد....تو برون را بنگري و فصل را..ما درون را بنگريم و وصل را

mehrdad_123
Tuesday 18 November 2008, 08:21PM
سلام علیکم

دوستان خودتان شاهد هستید که عده ای از عوام فریبان در تالار باز پیدا شده اند لذا اگر تاخیرهای بسیار از بنده در این سرنگار می بینید دلیل بر بی اهمیتی این سرنگار نیست بلکه بخاطر کمی فرصت و از طرفی عوام فریبی های این دسته از مردم است که بیشتر سعی ی کنم در این سرنگارها انجام وظیفه کنم


واما امروز بالاخره آخرین پست ها را هم پاسخ می دهم ان شاا...



اگر در زندگي مولوي تحقيقي داشته باشيد ،وي يك عالم ديني بوده نه يك عاشق ديني .هم اكنون بسيار از علماي ديني در جامعه اسلامي ما حضور دارند ولي چند نفر از آنها در هنگام نماز به حال آيت الله بهجت مي رسند ؟كسي مانند آيت الله بهجت آنقدر عشق الهي را با تمام وجود درك نموده كه نيازي به اسباب ديگري ندارد ولي بسياري از علماي ديني ،دين را بصورت يكسري دستورات و اطاعت از آنها و بندگي نمودن خداوند مي دانند .و مانند يك مطيع خوب تمام اعمال را انجام مي دهند ولي بدون عشق و يا عشقي كم !اگر تحقيق بفرماييد از اين علما و يا حتا افراد مذهبي كم نداريم
!


اگر منظورتان از عشق را همان حب شدید الهی در نظر بگیریم
صحیح می فرمایید جلال الدین و امثالهم از نظر بنده فقط شخصی هستند که باید مطالبشان را خواند و شنجش کرد نه اینکه معیار ما هر آنچه که آنها می گویند باشد




و اما در مورد خیال پردازی هم در پست های پیشینی به این مسئله پرداختیم...






نم يدونم چقدر با علم متافيزيك آشنايي داريد .ولي دانشمندان علم متافيزيك به اين نتيجه رسيده اند كه انبوهي از انرژي در بدن ما انسانها بي استفاده مانده است وآن مرتاض يا سالكي كه مي تواند بسياري از كارها را انجام دهد كه من و شما نمي توانيم فقط از همان انرژي راكد در وجود خودبهره برداري كرده كه من و شما آن را بي استفاده گذاشته ايم


.


آن كارگري كه با كمك موسيقي بازده كاري بيشتري دارد زودتر فرسوده نمي گردد بلكه بعلت بكارگيري از آن انرژي ذخيره ،به يك احساس شادكامي مي رسد .كارگري كه بدون موسيقي 10 ساعت كاركرده است بسيار بيشتر از كارگري كه با موسيقي 17 ساعت كار كرده احساس خستگي مي كند ولي نه به دليل مخدر بودن موسيقي بلكه به دليل بكارگيري از آن انرژي راكد !



کسانی که قرص اکستازی مصرف می کنند در آن لحاظات انرزی بسیاری دارند آیا شما می توانید این را هم جهت افزایش بهره وری به کارگران تجویز کنید؟! یقینان جوابتان منفی است.


اما در مورد مرتاض یا سالک: جدا از اینکه بسیاری از اینها راه خلاف را رفته اند حتی اگر مسائلی را کسب کرده باشند اما اصل کار مرتاض تهذیب نفس است و تهذیب نفس در حد مشخص قدرت فراوانی به انسان عطا می کند کما اینکه بنده خود شاهد بوده ام چه بسیار کسانی را که با تهذیب نفس در مقابل چنان بیماریها و مشکلاتی پیروز میدان بوده اند که واقعا جای شگفتی است اما تهذیب نفس کجا و حالت تخدیری موسیقی کجا؟ موسیقی فقط آثار لذت بخش دارد و الا هیچ تهذیبی بر روی شما نخواهد گذاشت... اگر بگوییم هر کس موسیقی گوش می دهد روح و جسمش را صیقل داده و پاک می کند مهذب تر است باید بگوییم هر کس موسیقی بهتری می نوازد روح و جسمش تهذیب یافته تر است و حال آنکه مخالف آن را در جامعه شاهد هستیم...
می دانم که شما آقای بهجت را قبول دارید حال سئوال می پرسم ایشان در کدام یک از دستور العمل های خود دستور به نواختن موسیقی داده است؟!( این سئوال صرفا از خود شما بود نه از دیگر دوستان)





در قسمتي ديگر سخنان بزرگاني را در رابطه با موسيقي نوشته بوديد كه بسيار استفاده كرديم ولي كداميك از اينان عارف بوده اند؟؟




و آيا در مقدمه اي قبل از اين جملات قصار درباره نوع موسيقي كه مد نظرشان بوده هيچ توضيحي نداده بودند و نكته ديگر آيا براستي ما اين بزرگان را چقدر قبول داريم ؟چقدر مي شناسيم ؟آيا فقط در مواقعي كه چيزي گفته اند كه در تاييد نظر ماست مورد تاييد ما قرار مي گيرند يا بواسطه شناخت كاملي كه از زندگي و خط مشي فكري ايشان داريم مورد تاييد ما هستند ؟



عرفان چیست؟ آیا هر کسی را که در تلویزیون و کتاب و سخنرانی و همایش عارف معرفغی کردند شما او را به عنوان عارف باید قبول کنید؟ میزان شما از عارف بودن چیست؟

در مورد نظریات این اندیشمندان هم قطعا بنده با دیگر نظریات آنها مخالفم شاید با کل عقاید آنها هم مخالف باشم اما چه لزومی دارد که ما برای قبول کردن سخن یک شخص باید تمامی زوایای زندگی و عقاید او را قبول کرده باشیم؟ اصطلاحا می گویند نباید به من قال توجه کرد بلکه باید همیشه به ما قال توجه نمود , چون می دانم علاقه ی زیادی به قرآن خواندن دارید لذا خطاب به شخص شما می گویم که مگر در قرآن نفرموده است مزده بده به آن کسانی که سخنان را می شنوند و از بهترین آن پیروی می کنند که همانا آنان خردمندانند, پس می بینید که ما نباید صرف اینکه چه کسی چه چیزی می گوید حرف ها و سخنانش را رد کنیم بلکه چه بسا از میان همین افراد بهترین سخن ها را بشنویم
یقینا بنده ایمانم از شما و خیلی از کاربران دیگر ضعیف تر است اما این بدان معنی نیست که شما به سخنان بنده گوش ندهید چرا که ایمان مرا ضعیف می بینید شما به حکم قرآن باید به عرایض بنده هم گوش کنید و بسنجید و اگر خوب مورد قبول بود پیروی کنید و این به هیچ وجه به معنی پیروی از تمام عقاید بنده نیست.






البته علت حضور ما در اين تاپيك بحث هاي فلسفي نيست و يقينا مي دانيد كه منظور بنده از عشق الهي همام واژه اي است كه بسيار از عارفان ما دقيقا با همين لفظ مورد استفاده قرار داده اند و همان احساس به خداوند است كه باعث مي شود هر چيزي غير از خدا در نظرتان پوچ و حقير شود و هر چيزي را هم كه دوست داريد بخاطر خدا دوست داشته باشيد .حال شما مختاريد بر آن نام عشق يا حب يا هرچيز ديگري كه دوست داريد بگذاريد


.


کاملا درست می فرمایید ولی با اجازه ی شما بنده لفظ حب را برای آن انتخاب کرده ام





و در آخر هم لطف كنيد به من بگوييد احساس شما پس از تماشاي فيلم ها و يا انيميشن هاي مذهبي كه در رابطه با زندگي مردان خدا است چيست ؟آيا پس از تمام شدن برنامه حس مي كنيد از يك عالم تخيلي پوچ وارد عالم واقعيت شديد و ااحساس تاسف مي كنيد كه وقتتا ن صرف تماشاي آن فيلم ها شده و يا احساس ديني و عشق شما به خدا تقويت شده و آرزو مي كنيد همچون آنان باشيد و احساسي بسيار بهتر از قبل از تماشاي برنامه پيدا كرده ايد ؟



دیدن فیلم زندگی مردان خدا به مراتب شبیه خواندن سیره ی زندگی آنان است که بنده به تمامی دوستان خود نیز همیشه پیشنهاد می کنم پی گیر سیره ی زندگی مردان خدا باشند تا همچو آنان به بار بیایند



اما این ارتباطی به موسیقی ندارد سیره و منش و زندگی بزرگان حقیقت را به دست می دهد و هیچ ارتباطی به موسیقی که بیشترین اثرش همان حال زود گذر است نیست و پس از اتمام موسیقی شما هیچ معرفتی نسبت به حقیقت پیدا نکرده اید فقط مقداری حال زود گذر بدست آورده اید که اتفاقا همین زود گذر بودن به حقیقت ضرر می زند.( که در صفحات اول و دوم در این رابطه بیشتر توضیح داده ایم) و حال آنکه این موسیقی که شما می گویید ممکن است اسم موسیقی هایی چون موسیقی مذهبی و عرفانی به خود گرفته باشد اما آیا مابقی موسیقی ها هم می تواند چنین بحث هایی پیرامون خود داشته باشد, آیا آنها هم شما را به خدا می رساند آیا آنها هم قوه ی حقیقت جویی شما را تحریک می کند یا فقط مدتی مسائل دیگر خیالی را در ذهن ما جایگزین می کند؟




آن بيمار رواني شايد مجبور باشد بعنوان درمان ،در ساعات مشخصي و هرروز به موسيقي گوش فرادهد (جمله اي را هم كه از اسکریل عنوان فرموديد در تاييد بكارگيري از موسيقي در مقابل كنار گذاشتن آن بود )و به اصطلاح دُز مصرف او بالاست و شايد اين دُز براي من چندروزيكبار و براي ديگري ماهي دوبار و خلاصه به اندازه هاي گوناگون باشد .


خب به نظر شما با اين توضيح موسيقي بيشتر شبيه به يك دارو است يا مخدر؟


اولا درمانی وجود ندارد فقط عینک تار است اما فرض بگیریم که درمانی هم باشد اما همانطور که خودتان هم فرمودید این یک برنامه ریزی خاص درمانی است و نمی شود برای همه یکجور تجویز کرد اینطور نیست؟



آيا معتاداني را مي شناسيد كه ماهي يكبار هروئين مصرف كنند ؟يا هفته اي يكبار مورفين تزريق كنند ؟



حال اگر كسي با موسيقي همچون يك ماده مخدر رفتار كند و خود را چنان به آن وابسته كند كه اگر شرايط پرداختن به موسيقي را نداشته باشد دچار عوارض روحي شود ،مقصر اوست نه موسيقي !



بلی میشناسم و بسیار هم با اینگروه افراد ارتباط داشته ام و افسوس که همه ی این معضلات ناشی از این است که به بشیاری از ما یاد ندادند که چگونه با مشکلات روبرو شویم چگونه مسئله را واقع بینانه حل کنیم و به جای درمان عینک تار برچشمان خود نزنیم! آیا در مورد کسی که معتاد می شود باید بگوییم موا مخدر هیچ تقصیری ندارند؟؟؟ آیا واقعا شما اینگونه با معضلات اجتماعی برخورد می کنید؟


موسيقي كه بر روي اين صحنه گذاشته شده بود چنان با زير و بم تلاش مرغ ماهيخوار را براي صيد ماهي و ترفند هاي او و كمين كردن او هماهنگ بود كه شكوه آن صحنه هزاران برابر شد و پس از اتمام آن صحنه 5 دقيقه اي من اشك مي ريختم و سه بار بلند گفتم :الله اكبر -الله اكبر-الله اكبر .



در حاليكه اين صحنه در يك برنامه راز بقا شايد يك روند عادي بود و من نهايتا مي گفتم چه جالب !




رنگ آميزي واقعيات با پديده ي خيالي از عظمت و جديت واقعيت مي كاهد و روان آدمي جنين تلقي مي كند كه عظمت و جدي بودن واقعيت مربوط به آن رنگي است كه موسيقي به آن مي دهد و به اين ترتيب به جاي اينكه مغز آدمي از نيروهاي انديشه ي منطقي و تجسم و احساسات به طور هماهنگ بهره برداري كند,آن ها را در هم مخلوط نموده و به خنثي شدن همه ي انها از واقعيات طبيعي خود مي كشاند...




من نمي تونم اين جسارت رو به موسيقي كنم و بگم موسیقی مضر هست
جسارت ما را هم ببخشید اگر شما اهل موسیقی هستید و بسیار بدان علاقه دارید به هر حال هر چیزی باید نقد شود و نظریه ها باید مطرح شوند ....:smile07:



وقتی یک فرایند برای انسان تعریف شده هست دیگه نمی شه گفت که اون فرایند برای انسان مطلقا بد است
چه کسی این فرآیند را تعریف کرده است؟ بر چه اصولی ؟ آیا این شخص تمام زوایای ذهن را شناخته است؟ آیا این فرایند نمی تواند مورد نقد قرار بگیرد؟


یا شخصی که احساسات قویتری داره از موسیقی بیشتر لذت می بره چون نیم کره سمت راستش قویتر هست.



پس هر چیز که بتونه قدرت فکری ما رو تقویت کنه و مغز رو از حالت سکون خارج کنه برای ما مفید است.



به نظر آن کسی که دچار مطلق گرایی شده است شما دوست خوبم هستید نه بنده!
اولا چه کسی گفته که هر احساسی و به هر وسیله ای که برانگیخته بشود در کمالات روحی شخصیتی ما مفید است؟
ما احساس را محکوم نمی کنیم بلکه احساسات پا در هوا را محکوم کرده ایم...
دوست عزیزم نمی دانم از کدام قدرت فکری سخن می گویید ,دانشمندان از موسیقی به عنوان سرپوش فکر یاد می کنند و در کتابهایی چون کتاب آئین حفظ و تقویت حافظه موسیقی را شدیدا نهی کرده اند
و باعث و بانی رکود فکری می دانند! در پست های پیشین هم قانون خیال و خیالبافی حین موسیقی را عرض کردیم که قطعا همه ی ما تجربه کرده ایم







فعلا تا به اینجا احساس می کنم تمامی سئوالات در بین پست های که در این مورد آوردم تا حدودی پاسخ داده شده باشد .... منتظر هستم تا دوستان سئوالات و ایرادات خود را برپایه ی مشتکرات عقلی بفرمایند تا ان شاا... باز هم در خدمت باشیم
:smile07:در آخر باز هم از دوستان صمیمانه تشکر می کنم که سعی می کنند منصفانه با مطالب این حقیر روبرو شوند.:smile07:
بیایید یکبار فقط یکبار در مواقع غم و ناراحتی از دست مسائل دور و اطراف لذت ناشی از گوش دادن به موسیقی را در آن لحظه کنار بگذاریم و واقعا در پی برخورد با مشکل باشیم یا در مواقع شادی بجای استفاده از موسیقی برای بظاهر دوچندان کردن این شادی به حقیقت شادی فکر کنیم فکر کنیم سعی کنیم تا برای همیشه آن شادی را در وجودمان نگه بداریم تا لذت واقعی شاد بودن را درک کنیم و خدا را به خاطر این احساس و هر احساس دیگری که حقیقی است شکر کنیم
موفق و پیروز و سربلند باشید ان شاا...





ا...هم عجل لولیک الفرج
یا حق

sefid2
Tuesday 18 November 2008, 10:32PM
بسم ا...


جناب ثرات:


می دانید شما را چرا ثرات خطاب می کنم؟ چون ثرات از ثره می آید و به معنی زنان پر گوی است , می خواهی از آب گل آلود ماهی بگیری و به خیالت ما هم نفهمیدیم , من این همه استدلالات فلسفی آورده ام و حال آنکه تو نظر شخصیت را با پر گویی در اینجا مطرح کرده ای...


.....
منتظر باشید
بله حتما شما هم رهبر سابق اكستر سمفوني سانفرانسيسكو هستيد كه مدتيست كه موسيقي را براي هميشه ترك گفته ايد و با مطالب علمي و معتبرتان سعي در شناساندن چهره پليد موسيقي داريد.
استدلال فلسفي

اما حال فكر ميكنم ميبينم كه همچين بدم نميگيد واقعا گوش دادن به موسيقي براي امثال شما كه مثلا با يه قطعه از شجريان از راه بدر ميشن و حال خودشونو نميفهمن ضرر داره:D

به قول سيد جيمز هتفيلد كه ميگه
we dont give a s h i t


توی نقاره خونه امام رضا از الات مصنوعی استفاده میشه و از حق نگذریم روح ادم رو صیقل میده کجای اون موسیقی ادم رو تحریک میکنه برا ی... اون موسیقی و نوا خودش بهره شنوایی و بینایی رو تقویت میکنه چطورمیتونه باعث تضعیفش بشه
اخ که چقدر دوست داشتم الان چند ثانیه هم که شده کیفشو میبردم
:smile15:
اين ديگه از اون حرفا بود من كه هر وقت ميشنوم حالم به هم ميخوره كجاش روح آدم رو صيغل ميده

mehrdad_123
Wednesday 19 November 2008, 12:54AM
بله حتما شما هم رهبر سابق اكستر سمفوني سانفرانسيسكو هستيد كه مدتيست كه موسيقي را براي هميشه ترك گفته ايد و با مطالب علمي و معتبرتان سعي در شناساندن چهره پليد موسيقي داريد.
استدلال فلسفي

اما حال فكر ميكنم ميبينم كه همچين بدم نميگيد واقعا گوش دادن به موسيقي براي امثال شما كه مثلا با يه قطعه از شجريان از راه بدر ميشن و حال خودشونو نميفهمن ضرر داره:D

به قول سيد جيمز هتفيلد كه ميگه
we dont give a s h i t


:smile07::smile07::smile07:

شيفته
Wednesday 19 November 2008, 08:28AM
آقا مهرداد خيلي ممنونم كه به خودتون زحمت داديد و به نوشته هاي من با حوصله جواب داديد ولي پاسخ هايتان همان تكرار مكررات بود كه متاسفانه بنده را قانع نمي كند .با توجه به شناختي كه از شما دارم يقين دارم كه نيتتان خير است و از شما ممنونم و براي خودم هم آرزو مي كنم كه هرچيزي كه مرا از خدا دور ميكند از زندگيم محو شود و هرچه كه مرا به خدا نزديك مي گرداند در زندگيم روز افزون باشد .حال چه موسيقي باشد چه هرچيز ديگر:smile07:

mehrdad_123
Wednesday 19 November 2008, 08:06PM
سلام علیکم

خواهر گرامی
ضمن تشکر از لطفتان غرض همین بود که باهم تبادل نظر داشته باشیم

بنده هم هم برای شما دوستان و هم برای خودم که روسیاه تر از همه هستم از خداوند مهربان تر از مهربانان می خواهم که دستمان را بگیرد.


موفق و پیروز باشید ان شاا...


ا...هم عجل لولیک الفرج
یا حق

seratallah
Thursday 20 November 2008, 11:43AM
با سلام
با ما باشيد تا جواب ياوه گويي هاي مهرداد مغرور و متكبر را بدهم.
هر چي دوست داري ما را خطاب كن ما كه مثل تو بي جنبه نيستيم كه جوش بياريم .
اما مثل اينكه حقيقت اينقدر برايت تلخ است كه باور كني همين هاي كه قبولشان داري چگونه با همين موسيقي دارند تيشه بر ريشه تان مي زنند.
من ايات قران را با دليل و مدرك اورده ام حال اگر فكر مي كني اينها درست نيست ثابت كن در جامعه اسلاميت اين واقعيت نيست .

رایحه اسمانی
Saturday 22 November 2008, 01:55AM
اخه موسیقی و مداحی چه ربطی بهم دارن
دوباره از اب گل الود ماهی گرفتین
اول از این که اگه حرفی دارین در مورد موسیقی بزنین
بعدم این که کسایی که هنوز توی تعداد رکعات نمازشون موندن فکر میکنم واجبتر این باشه که برن دنبال واجباتشون

مهساM
Saturday 22 November 2008, 02:15AM
شما نمیتونید کل موسیقی رو زیر سوال ببرین اقا مهرداد
من تا حالا کسی رو ندیدم که از نشنیدن موسیقی تنش درد بگیره و بیوفته به جون ناموسش و بخواد اونو به معرض فروش بزاره که یه موسیقی گوش کنه
این چه افیونی هست که ادم اگه بهش دست پیدا نکنه دیونه نمیشه
شرمنده من تو کتم نمیره
ولی همون طور که گفتم ادم به یه جاهایی میرسه که دیگه بعضی چیزا واسش بی تفاوت میشه و اون حلاوت قبل رو نداره شما هم به حلاوت دیگه ای رسیدین و دیگه دوست ندارین طعم دهنتون رو تغییر بدین
یکی از دوستان من همون طور که چشمش رو عادت داده هر چیزی رو نبینه گوشش رو هم عادت داده تا هر چیزی رو نشونوه این یه واقعیته که برای خود من سخت بود ولی اون واقع تونسته بود بعضی چیزا رو نشنونه مثل موسیقی

رایحه اسمانی
Saturday 22 November 2008, 02:56AM
اگه کسی ارامش واقعی رو درک کنه اون وقت بدون هیچ دلیلی میفهمه موسیقی یه چیز اضافه ای بیش نیست
بی استفاده و بی مفهوم
که اگه ادم عاقل باشه حتی یه لحظشم حاضر نیست به پای گوش دادان موسیقی بگذاره
بحث مفید بودنش در درمان هم بارها گفتم
ایا استفده تریاک در داروسازی مجوز استفاده از ان در همه موارد است
در ثانی کدوم ادمی هست که هر موسیقی که بخواد گوش بده اول تحقیق میکنه ببینه خوبه یا بده

mehrdad_123
Saturday 22 November 2008, 04:40AM
سلام


شرمنده من تو کتم نمیره


البته شما در بخشی از مباحث با بنده موافق بودید و حتی یکی دو پست هم گویا در رد موسیقی مثلا عرفانی و همچنین موسیقی متال نوشتید اما با این همه عرض می کنم که همینقدر که باهم تبادل نظر می کنیم کفایت می کند و هیچ اصراری بر تغییر عقیده ی دیگری نداشته و ندارم , مهم این است که در بحثی صمیمانه از حضور همه ی شما دوستان بهره بردیم حتی کسانی که کم لطفی داشته اند به غیر از یک نفر که با صفت منافقانه به قصد ماهیگیری از آب گل آلود وارد جمع ما شده است.


من تا حالا کسی رو ندیدم که از نشنیدن موسیقی تنش درد بگیره و بیوفته به جون ناموسش و بخواد اونو به معرض فروش بزاره که یه موسیقی گوش کنه


آیا این وابستگی نیست؟

نوشته شده توسط سرکار خانم مهساM
من اگه کاری داشته باشم که باید تا صبح بیدار بمونم اگه صدای موزیک یا رادیو رو نشنوم همه چی خراب خروب در میادو اون طوری که دوست داشتم پیش نمیره


البته این فقط یک گوشه ی کوچکی از وابستگی به موسیقی است - شما وقتی غمگین یا بسیار شاد هستید آیا می توانید بگویید موسیقی هیچ تاثیری روی من نداره یا اون لحظه دوست دارید که موسیقی گوش بدهید؟

این هم بخشی از پست های پیشین:


خود تخدير انواع و اقسامي دارد و بشر مي تواند از طرق مختلف اعصاب خود را تخدير كند,گاهي تخدير با خوردن الكل و گاهي با استنشاق از بيني ( گرد هرويين) و گاهي از طريق تزريق و گاهي هم همين تخدير از مجراي گوش صورت مي گيرد. استماع موسيقي و كنسرت در اعصاب شنونده اثر تخديري ايجاد كرده و زماني آنچنان شديد مي شود كه انسان را مانند افراد بهت زده از حالت طبيعي بيرون آورده , توجه او را از همه چيز سلب مي كند.
با توجه به اين نكته تصديق خواهيد نمود كه موسيقي مخدري بيش نيست و تمام و يا بسياري از عيوب و مضرات تخدير را داراست. اصولا لذت فوق العاده اي كه افراد از آن مي برند به خاطر همين اثر تخديري است. گاهي اين اثر تخديري به قدري قوي است كه انسان عقل و هوش خود را از دست مي دهد و دست به حركات غير مادي مي زند.
چه تخديري بالاتر از اين ! وقتي كه انسان تحت نفوذ زير و بم آهنگ موسيقي قرار مي گيرد, يك نوع رخوت و سستي بر اعصاب مستولي شده و از مفاهيم انساني جز شهوت راني عشق بازي و جمال پرستي چيزي در برابر ديدگان بي فروغ عقل وي مجسم نمي گردد و آنچنان سر پوش روي ادراك و نيروي خرد گذارده مي شود كه اصول مقدس و عقلاني كه ما را در رسيدن به هدف كمك مي كند به فراموشي سپرده مي شود. لوتر گفته است: موسيقي در تخدير اعصاب از مواد مخدر هم قوي تر است(كتاب شعر و موسيقي)





و اما اینکه فرمودید:

ولی همون طور که گفتم ادم به یه جاهایی میرسه که دیگه بعضی چیزا واسش بی تفاوت میشه و اون حلاوت قبل رو نداره شما هم به حلاوت دیگه ای رسیدین و دیگه دوست ندارین طعم دهنتون رو تغییر بدین
یکی از دوستان من همون طور که چشمش رو عادت داده هر چیزی رو نبینه گوشش رو هم عادت داده تا هر چیزی رو نشونوه این یه واقعیته که برای خود من سخت بود ولی اون واقع تونسته بود بعضی چیزا رو نشنونه مثل موسیقی
بلی این مقامات هست اما نه برای موسیقی
اینگونه افراد که از اولیای خدا هستند گاها ممکن است در استفاده از حلال خدا برای خودشان قید و بندهای خاصی بگذارند.... اینها در همان اول راه موسیقی را کنار گذاشته اند حساب این افراد فراتر از اینهاست
و اما در مورد خود بنده هم واضح است بنده فقط صرفا از روی مبانی عقل و اندکی هم متکی به مسائل دینی موسیقی رو برای خودم تحریم کردم و الا بحث حلاوت شامل روسیاهانی چون من نیست و خداوند شاهد است که خود را روسیاه ترین بنده ی درگاهش می دانم.



-----------------------------------

هگل ، فیلسوف مشهورآلمانی :
ذکر و عبادت مسلمانان درمعابد بی آلایش خود فکر می آورد . ودعای مسیحیان درکلیسا باعربده ی ناقوس و موسیقی و نقش نگار درو دیوار تشویش خاطر و انصراف ناظر.
( تاثیرموسیقی بر روان و اعصاب ص 134 / مناظره دکتروپیر ص 453-452 / موسیقی ازنظر دین و دانش ص 52 به نقل ازکتاب مبانی فلسفه . )

seratallah
Saturday 22 November 2008, 03:40PM
با سلام
انشا الله به زودی رابطه عجیب موسیقی و مداحی را نشانتان می دهم امیدوارم که برایتان سخت نباشد این حقیقت تلخ جامعه فرو رفته در لجن زار شرک و نفاق.

در مورد تعداد رکعات نماز هم بیا اینجا جوابت را بدهم (http://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=17101)


اخه موسیقی و مداحی چه ربطی بهم دارن
دوباره از اب گل الود ماهی گرفتین
اول از این که اگه حرفی دارین در مورد موسیقی بزنین
بعدم این که کسایی که هنوز توی تعداد رکعات نمازشون موندن فکر میکنم واجبتر این باشه که برن دنبال واجباتشون

mehrdad_123
Saturday 22 November 2008, 04:32PM
بسم ا...


با سلام
انشا الله به زودی رابطه عجیب موسیقی و مداحی را نشانتان می دهم امیدوارم که برایتان سخت نباشد این حقیقت تلخ جامعه فرو رفته در لجن زار شرک و نفاق.


اولا ما اهل قیاس نیستیم اهل قیاس را گمراه می دانیم همانطور که شیطان اولین کسی بود که قیاس کرد.
در ثانی برای بنده موسیقی آنچنان تفاوتی با مداحی آن هم به شکل امروزی ندارد
ثالثا موسیقی که ما اینجا مطرح کرده ایم سازهای مختلف را در بر می گیرد نه ترجیع صوت.(هر چند که این خود بحث دیگری می طلبد)



(http://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=17101)در مورد تعداد رکعات نماز هم بیا اینجا جوابت را بدهم (http://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=17101)
(http://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=17101)
جناب ثرات ما که همیشه بوده و هستیم ان شاا...
ان شاا... که شما طبق معمول فرار را بر قرار ترجیح ندهید
نزدیک دو سال است شخص بنده از گروهک دو سه نفره ی شما دعوت به بحث منظم کرده ام اما نتیجه چه بوده است؟!

مهساM
Wednesday 26 November 2008, 04:22PM
سلام
سلام

البته شما در بخشی از مباحث با بنده موافق بودید و حتی یکی دو پست هم گویا در رد موسیقی مثلا عرفانی و همچنین موسیقی متال نوشتید
بله من هنوز هم قبول ندارم با موسیقی حالتی در خودم ایجاد کنم که به وصل برسم و همون طور که گفتم این حالت از جایه دیگه برای ادم تدارک دیده میشه و حالتی که با موسیقی به وجود بیاد هیچ ارزشی نداره
از موسیقی متال هم خوشم نمیاد چون ادم کارهای غیر عادی انجام میده ورفتارادم از کنترل خارج میشه
به نظر من موسیقی همش بد نیست و همشون هم خوب نیست برا ی همین باید تفکیک بشه خیلی از موسیقی های الان ادم رو دچار افسردگی میکنه یکیشون به طور مثال اهنگهای محسن یگانه که خیلی وحشتناک ادم رو به غم تشویق میکنه
همه چیز خوب و بد داره و ادم باید خوباشو استفاده کنه و از بدیهاش فاکتوربگیره نه اینکه کلا استفاده نکنه
آیا این وابستگی نیست؟



البته این فقط یک گوشه ی کوچکی از وابستگی به موسیقی است - شما وقتی غمگین یا بسیار شاد هستید آیا می توانید بگویید موسیقی هیچ تاثیری روی من نداره یا اون لحظه دوست دارید که موسیقی گوش بدهید؟
اینا رو باهم قاطی نکنید نه اصلا وابستگی نیست ببینید شما وقتی میخواین نماز بخونین یا دو صفحه قران مسلما سعی میکنید یه محیط اروم رو انتخاب کنید یا توی شبهای قدر سعی میکنید بهترین مکانها رو انتخاب کنید اینا وابستگی نیست فراهم کردن بهترین شرایط برای انجام بهترین فعالیت هاس و استفاده از بهترین چیزا برای نتیجه بهتر
من اگه قرار باشه تا صبح بیدار باشم و روی پروژه ای کار کنم اگه موسیقی گوش ندم مطمئنا نمیمیرم و موسیقی فقط یه ریتم و حتی بعضی مواقع ایده به کارهام میده همین
اگه نباشه اتفاق خاصی نمیافته فقط اگه باشه شب قشنگ تر و کار بهتری دارم خوب من برای اینکه فعالیتم بهتر باشه و زمانی که میزارم به بهترین نحو صرف بشه از چیزهایی که برام بد نیست استفاده بهینه میکنم
اگه ادم به نقطه ای برسه که موسیقی وقت یا فکر یا هر چیز دیگه ای که ادم رو از ادمیت باز میداره بندازه اون موقع برا ی اون شخص حروم میشه و گرنه در کل نه ریتم مشکلی داره نه الات موسیقی
مگه این الات چی هستن یه تکه چوب یا سیم که به خودی خود مشکلی به وجود نمیاره کاری که انسان و حالتی که انسان از استفاده از این موارد به ادم دست میده مهمه که برا ی هر شخصی فرق میکنه و داروی قاطع برای هر شخصی نداره
این نظر منه فقط همین
منم از شنیدن صحبتهاتون استفاده کردم و از یه بحث بدون تشنج و صمیمانه لذت بردم
موفق باشید









-----------------------------------

هگل ، فیلسوف مشهورآلمانی :
ذکر و عبادت مسلمانان درمعابد بی آلایش خود فکر می آورد . ودعای مسیحیان درکلیسا باعربده ی ناقوس و موسیقی و نقش نگار درو دیوار تشویش خاطر و انصراف ناظر.

( تاثیرموسیقی بر روان و اعصاب ص 134 / مناظره دکتروپیر ص 453-452 / موسیقی ازنظر دین و دانش ص 52 به نقل ازکتاب مبانی فلسفه . )

seratallah
Thursday 27 November 2008, 12:18PM
با سلام
مهرداد کوچلو
هنوز خیلی مونده تا بفهمی چه می گویم اما به هر حال به زودی جوابت را خواهم داد متاسفانه حالا وقت ندارم .
کوچلو یک کم دست از این شرکیات و خرافات بردار تا بفهمی چه می گویم .:):(;):smile55:

sefid2
Friday 28 November 2008, 04:10PM
من يكي براي گوش دادن به موسيقي دنبال هيچ دليلي مثل اثرات شفا بخشي و اين مزخرفات نيستم و از گذاشتن اون مطالب به ظاهر يا در واقع علمي مثل سگ پشيمونم اونم به خاطر اين بود كه زورم ميگرفت يه نفر بياد هر چي به ذهنش مياد بنويسه و از اين حرفا من موسيقي گوش ميدم چون دوست دارم و ازش لذت ميبرم حتي با اينكه گاهي اوقات ميدونم كه استفاده از هدفون با اون صداي بالا اونم متال گوشا رو رسما تعطيل ميكنه.اونچه كه دوستان اينجا بر ضد موسيقي نوشتن حداقل درباره من كذبه شايد اين عزيزان با گوش دادن به موسيقي به حرام بيفتن اما من تا حالا حداقل با موسيقي به حرام نيفتادم.به هر حال هركسي به روش خودش زندگي ميكنه.
البته من هنوز معتقدم اين بحث همه ريشه در مذهب داره.

mehrdad_123
Friday 28 November 2008, 04:17PM
بحث من به مذهب تکیه کرده است اما به مفهوم حرام و حلال بودن و گناه و عذاب آخرت موسیقی را کنار نگذاشته ام حال چه باور کنید و چه نکنید برای من مشکلی پیش نمی آید%
از اول این سرنگار هم عرض کردم فقط می خواهم این مسئله برایمان مطرح شود هم برای من که مخالف موسیقی هستم و هم برای شما که موافق موسیقی هستید فقط سئوالی ایجاد شود! نم
ی دانم بد برخورد کردن با مطالب بنده که مخالف عقیده خوب بودن موسیقی هستم چه کمکی به شما خواهد کرد!



یا حق

mehrdad_123
Friday 28 November 2008, 04:23PM
با سلام
مهرداد کوچلو
هنوز خیلی مونده تا بفهمی چه می گویم اما به هر حال به زودی جوابت را خواهم داد متاسفانه حالا وقت ندارم .
کوچلو یک کم دست از این شرکیات و خرافات بردار تا بفهمی چه می گویم .:):(;):smile55:

و علیکم
شما خیلی می فهمی و قطعا خیلی هم بزرگ هستی چرا تا بحال یک استدلال نمی توانی در هیچ یک از مباحث بیاوری؟
قصد تو را من خوب می دانم چیست که فقط می خواهی عده ای را با عوام فریبی هایت فریب دهی واقعا که ثرات برازنده ی توست%



یا حق

sefid2
Friday 28 November 2008, 05:41PM
نميدانم مهرداد خان اما شما بعد از پست زدنتان به گونه اي رفتار مينماييد انگار همه چيز تمام و ثابت شده و حرفي براي طرف مقابل نمانده
البته اگر از من جسارتي ديديد اميدوارم عفو كنيد:smile07:

رایحه اسمانی
Saturday 29 November 2008, 01:16AM
با سلام
مهرداد کوچلو
هنوز خیلی مونده تا بفهمی چه می گویم اما به هر حال به زودی جوابت را خواهم داد متاسفانه حالا وقت ندارم .
کوچلو یک کم دست از این شرکیات و خرافات بردار تا بفهمی چه می گویم

:smile31:نکنه ایشون معلم مهد کودکن:smile28:

seratallah
Saturday 6 December 2008, 10:37AM
با سلام
به همه دوستداران موسيقي و آنهايي كه از موسيقي متنفرند ، با ما باشيد تا در اين پست به بررسي مطالب دوستان در لابه لاي تايپيك بپردازيم :

امام هشتم علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند:هر کسی که به مدت چهل روز در خانه خود تار و نی و چیزهای دیگر از آلات لهو و لعب و موسیقی را از قبیل دف و طبل های بزرک و کوچک و شطرنج و امثال آن از آلات قمار نگه دارد پس چنین آدمی برگشت نموده بسوی غضب وخشم پروردگار و اگر در مدت این چهل روز از دنیا برود ، مرده است در حالیکه فاجر و فاسق و بد عمل بوده و جایگاه او جهنم است و بد بازگشتی دارد.کتاب غایة الامال تالیف فاضل ماقانی

چه جالب قوطي عطاري فاضل ماقاني ، حرفي از شطرنج و تار و ني گفته ،گويا 1300 سال پيش شطرنج در عربستان رايج بوده كه اين قوطي عطاري چنين سند متبر اسلامي آورده است ، چه بد ، بدبخت اين همه نوازنده موسيقي و شطرنج بازها ، همه اينها جهنمي هستند و فقط مداحان مملكت ما بهشتي هستند .


امام صادق علیه السلام فرمودند: خبیث ترین چیزها و بدترین چیزها که خدا خلق کرده(برای امتحان) موسیقی است. موسیقی عامل فقر و احتیاج و بدبختی و عامل نفاق و دور بودن است.
مستدرک الوسائل حاجی نوری


اين قوطي عطاري حاجي نوري هم كارش درسته ، چون تا انجا كه ما ديده ايم ،نوازندگان موسيقي فقير نيستند .


رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در دنیا آلت غناء و موسیقی داشته و بکاربرده است در روز قیامت از قبرش با روی سیاه بیرون آید در حالیکه بدست او آلتی از موسیقی ولی از جنس آتش است ، به محشر قدم گذارد. و هفتاد هزار ملک عذاب از بالای سر او در پروازند و بدست هر کدام از آنها حربه ای از آتش است که میزنند بر سر و صورت او به امر خدا و فرمود از قبر کور و کر و لال بیرون آید. و کسی که زنا کند در دنیا به همان حال و کسی که عود و نی و ضرب به دف و دایره بزند به همین حالت باشد.
جامع الاخبار و لئالی الاخبار


قوطي عطاري جامع الاخبار هم بد نيست ، ما نمي دانستيم ، رسول الله از عالم غيب و قيامت خبر داشته وگرنه مي گفتيم كه ملت به كل از موسيقي دست بردارند .مثلا اينها كه دف مي زنند ، شبيه يك دايره دف به محشر ميايند ،به ياد دايره زنگي ؟


پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله می فرمایند: کسی که با شطرنج بازی میکند ملعون است و تماشاگر آن مانند کسی است که گوشت خوک می خورد.
بحار الانوار جلد 66 صفحه 483


اين بحارالانوار هم اخرشه ، عجيب است كه در زمان رسول الله شطرنج در عربستان رايج بوده و ملت همه شطرنج باز و تعجب است كه عرب ان زمان اصلا نمي دانسته شطرنج چيه حال قوطي عطاري بحار الانوار مي گه پيامبر ما اينگونه فتوا داده اند .
بد نيست به تاريخچه شطرنج نگاهي بينداريد و ببينيد از كدام كشور شروع شده تا آنجا كه ما مي دانيم در هند و آسياي شرق مثل چين رواج داشته است .

پس دوستان منتظر باشيد تا :

دوست گرامي بر اونها تكليفي نيست بوقت ظهور حجت بر همه تمام خواهد شد ان شاا...




بنده تا جایی که اطلاع دارم آیت... خامنه ای خود نوازنده ی تار هستند
یعنی همان آلات مصنوعی !


عجب آقا قوطي عطاري را نخوانده و دست به اين كار قبيحانه زدند و به جرگه نوازندگان تار پيوستند .

البته ببخشيد آقا مهرداد ولي من احساس مي كنم شما در اين رابطه كمي داريد از اين طرف بوم به پايين مي افتيد .

بد جوري هم از اين طرف بوم پايين افتاده ، كه حتي با شنيدن يه قطعه از شجريان از راه بدر ميشه و حال خودشو نميفهمه ؟!!


موسيقي، اثري همچون الکل و افيون در روح و روان انسان مي‌گذارد، يعني با رخوتي که در اعصاب ايجاد مي‌کند، موجب مي‌شود که انسان موقتاً از واقعيت‌هاي زندگي فاصله گرفته و در عالم اوهام غرق شود.


باهات موافقم ، به خاطر همينه كه ملت ما تو اوهام شفاعت امامان و امام زادگان غرق شده اند و هر شب و روز با عوعوي اين مداحان از واقعيت زندگي و دين و آخرت خود فاصله گرفته اند .
ضعف اعصاب که سرچشمه امراض ديگر و مهمترين عامل پيدايش ناراحتي‌هاي جسمي و روحي است از موسيقي نشات مي‌گيرد.

به خاطر همينه كه ملت ما غمگين و گرفته هستند ، چون شب و روز در غم و غصه خوردن در مورد گذشتگان هستند .

سست شدن نيروي اراده و ارتعاشات ناخودآگاه،‌ عصبي و خارج کردن اعضاء و جوارح از تحت فرمان انسان و رکود فکري، به طوري که دانشمندان به موسيقي لقب «سرپوش فکر» را داده‌اند.

به همين خاطر است كه ملت ما با شنيدن مداحي ها به كل حرف حق تو مخشون نميره ، چون خيلي تو ركود فكري هستند و چه خوب از اين سرپوش كه براي گمراهي مردم استفاده مي كنند .

و خلاصه بايد گفت بشر از نظر كمبودي كه در معرفت توانايي مواجهه با واقعيت دارد , موسيقي را براي تسلي خود تاييد مي كند, سپس نام ان را ضرورت مي گذارد و عمده دليل ما هم همين است كه ادعا مي كنيم انسان ها بايد در زندگاني روحي و طبيعي , با خود واقعيات روبرو گردند و خود را در مقابل هيجانات پا در هوا نبازند و آمادگي واقعي خود را از دست ندهد تا بتواند اختيار را از خود سلب كند.

پس بگو چرا ملت ما آهنگ هاي مداحي و كويتي پور و آهنگران گوش مي دهند ، به خاطر كمبود هاست و اينكه روبرو شدن با حقيقت سخته ، كه دارند شيطان را مي پرستند؟! .

seratallah
Saturday 6 December 2008, 10:39AM
تاثيرات شوم موسيقي در وجود انسان:
1: ايجاد عدم تعاون و توازن اعصاب سمپاتيك و پارا سمپاتيك (
2:مرض ماني (manie) مرض ديوانگي
3:مرض پارانويا(Paranoia) مرض هذيان گويي
4:مرض سيكلوتمي(Cgclothmie)
5:كوتاهي عمر
6:ضعف اعصاب
7:اختلالات دماغي (اغتشاشات مغزي,هيجانات روحي , جنون)
8:تاثيرات قلبي
9:واسطه ي انتحار و خودكشي
10:بيماري فشار خون
11: عامل فحشاء
12:تضعيف و تضييع حس شنوائي (سامعه)
13:تضعيف و تضييع حس بينايي (باصره)
14:هيجان
15:سلب اراده و شكست شخصيت
16:سلب غيرت
17:عامل جنايت
18:جلب توجه غير طبيعي
19:از دست دادن نيروي فكري و امتيازات بشري
20:تضييع نيروي قضاوت
21:افسردگي و خمودگي
22:تهييج شهوت
23:شكست عمر و جوان مرگي
24:زنجير بردگي
25:روش لغو
26:اتلاف وقت
هر كدام از اين موارد فوق در مباحث روانشناسي جايگاه بسيار والايي دارند چرا كه روان اشخاص است كه جامعه اي را مي سازد و والاترين موئلفه ي شخصيت هاي بزرگ مي باشد و بشريت با همين روان است كه توانايي دست يابي به سعادت و خوشبختي و در نهايت مدينه ي فاضله اي را خواهد توانست .


مهرداد جان ، به موارد مهمي اشاره كردي ، پس خوب نگاه كن كه مداحي و نوحه سرايي رايج مملكت اسلاميت به كدام يك از موارد گفته شده مبتلا است :
2:مرض ماني (manie) مرض ديوانگي
3:مرض پارانويا(Paranoia) مرض هذيان گويي
5:كوتاهي عمر
6:ضعف اعصاب
8:تاثيرات قلبي
12:تضعيف و تضييع حس شنوائي (سامعه)
13:تضعيف و تضييع حس بينايي (باصره)
15:سلب اراده و شكست شخصيت
17:عامل جنايت (نمونه جنايت گونه مداحي را مي توانيد در عراق و پاكستان و ايران ببينيد)
18:جلب توجه غير طبيعي ( توجهات خرافاتي و عجيب از شفاعت با تحريك احساسات )
19:از دست دادن نيروي فكري و امتيازات بشري
20:تضييع نيروي قضاوت ( جانب داري بدون تفكردر مورد گذشتگان )
21:افسردگي و خمودگي ( غم و غصه و اندوهي كه از مداحي حاصل مي گردد)
24:زنجير بردگي
25:روش لغو (
26:اتلاف وقت (اگرنصف وقتي كه براي شنيدن مداحي و يا روضه خواني مي گذارنند به فكر قيامت و عبادت با خدا بوديد ديگر اينقدر مشكلات رواني و عقده هاي روحي از كينه و بغض به گذشتگان رها مي شدند و با قلبي آرام با ذكر الله آرامش مي گرفتيد )

براساس نظربسیاری از روانشناسان ، موسیقی احساسات بشررادرمسیرغیرطبیعی و غیرعادی توسعه می دهد و انسان رادریک عالم ناخودآگاهی کامل فرومی برد و قوه خیال بافی غیرطبیعی و غیرواقعی رادرانسان زیادمی کند . موسیقی سبب لذت نیست بلکه فقط قوه ی خیال راتحریک می کند ، وانسان ازآن خیالهای خودلذت می برد به خاطرآن که اگر چندنفرحتی یک نوع موسیقی گوش دهند ، لذتی که اینهاازموسیقی می برند یک جورنیست وآن تخیلاتی که درآن فرومی روند یک شکل نیست بلکه هرکس یک نوع لذتی می برد و دریک عالم خیالی سیرمی کند . لذامی گویند اکثربیماری های روانی ازهمین جا شروع می شود که انسان دریک عالم گنگ فرومی رود که خود نمی تواند تعریف نماید

جناب مهرداد ، با اين طرز تفكر و مطالب به ظاهر استدلالي شما به واقع مي خواهيد نشان بدهيد كه 90در صد مردم ايران داراي مشكلات رواني هستند و به همين منظور به موسيقي پناه مي برند و رواني ترهايشان به مداحي گوش مي دهند تا در يك عالم گنگ ناشناخته غرق شود و در توهم شفاعت دين و دنيايشان را به شيطان صفتان بفروشند و در اين بين فقط آخوند ها و انهايي كه چندششان از موسيقي مي شود ادمهاي سالم و نرمالي هستند .
بدا به حال مردم مملكت ما با اين گونه فتوا دادن ها .

مهرداد جان من ، مطالب شما را كامل خوانده ام ، اما نظر شما بيش از حد جانبه دارانه در رد موسيقي است . حال اگر موسيقي را رد مي كنيد بايد دلايل و توجيح خود را در خوب بودن مداحي بفرمايد ، زيرا مداحي هم مثل موسيقي است ، لطفا بفرمايد چرا اين خوب است و ان بد ؟؟

نقاره زنی از قرن دهم به این دین بدعت زده وارد شده است و نقاره وشیپور و روش و منش شاهان بوده و وسیله ای برای خبر دادن... وجود امام عین حقیقت است ما با نقاره زنی هیچ حقیقتی بدست نمی آوریم%.

مداحي هم از زمان صفويه به اين مذهب بدعتي وارد شد وگر نه تا دو قرن اول اسلام ، اين ادا بازي ها نبود ، علم گرداني ، زنجير زني ، شمشير زني و عوعوي مداحان خبري نبود .

seratallah
Saturday 6 December 2008, 10:40AM
بنده متاسفانه مدتی سه تار زده ام و کلاس آواز سنتی هم رفته ام
و اما آغاز و باعث این همه انزجار بنده نسبت به موسیقی چه بود می توانم بگویم اولین جرقه را در عقاید دینی پیدا کردم وقتی دیدم که عقایدم روی خوشی نسبت به موسیقی نشان نمی دهد و با اینکه بنده آن را موازی با مثلا عرفان می دانستم(نکته: اینکه علاقه ی بسیاری به مکاشفه و ... داشتم و داستانهای بعضا ساختگی مکاشفات را هم پی گیری می کردم ) و با توجه به تبلیغات سوء سیاستمداران و محیط زندگی بنده موسیقی را تشدید کننده و موجب وصال با پرودگار مهربان تر از مهربانان می پنداشتم لذا از طرفی هم می دیدم که دینم آنچنان روی خوشی به موسیقی نشان نداده است , با این همه خود را راضی می کردم و به خود القا می کردم که موسیقی در موزات دین بنده است و چه احادیث بعضا ساختگی هم برای خود یافته بودم اما خوشا به آن لحظاتی که به لطف خدا دیگر به صرف تکیه بر عقل خود و نه دینم موسیقی را مخالف پیشرفت روحی خود می دیدم و چه بسیار که با خود کلنجار می رفتم ( حساب کنید برای شخصی که در یک خاونواده ی اهل موسیقی بزرگ شده باشد چقدر سخت خواهد بود) اما با تکیه بر همین نتایج عقلی و اندکی هم با تکیه بر فرمایشات دینم روزی فرا رسید که با آزادگی ساز خود را از وسط دو نیم کردم چه مسائلی که بد از آن برایم حل شد و چه مشکلاتی که با آنها کنار آمدم و... که گفتنش شاید بصلاح نباشد.


مهرداد جان ، شما كه سه تار مي نواختيد ، بفرمايد اين سه تار فلك زده ، با كدام قسمت از دينتان سازگاري نداشت كه به كل از آن دست كشيده ايد ؟
اگر قوطي عطاري حديث را در نظر نگيري ، گيري از نظر قرآن و دين اسلام بر سه تار وارد نيست ، چون با صداي ظريف و آرامش بخشش مي تواني ساعت ها در زمان نواختن سه تار به وجود خدا و خلقت خود و در كل جهان هستي تفكر كني .
با نظرت موافق هستم كه موسيقي موجب وصال انسان با خدا نمي گردد ، اما زمان مناسبي را براي انسان محيا مي كند تا در خلوت تنهايي خود به خلقت خودش و اين هستي بينديشد و به وجود با عظمت خالقي پي ببرد كه آفريننده همه چيز است .

مهرداد بيا بدون تعصب بگو ، آيا آهنگ هاي مثل حس غريب به خوانندگي علي لهراسبي و يا اهنگهاي از محمد اصفهاني كه در آلبوم ماه قريبستان و نوحه گونه هاي كه عليرضا افتخاري در مديحه سراي براي امامان و گذشتگان كه با الات موسيقي خوانده و ساخته شده است ، جزء موسيقي نيست كه تو كل موسيقي را رد مي كني ، پس برادر خوب من ، باور كن همان موسيقي كه تو اينگونه در اين تايپيك تيشه بر ريشه اش زده اي و آن را مي كوبي ، بزرگان مذهبت با همين ابزار جوانهاي بسياري را به خاك و خون كشاندند ، باور نداري به عمليات هاي كه طي 8 سال جنگ صورت گرفته توجه كن ببين چگونه قبل از عمليات و با نوحه سراي افرادي مثل آهنگران و كويتي پور چه جوانان كم سن سالي به هيجان امده و جان عزيزشان را در ميدانهاي مين و خط مقدم از دست دادند.

به هر حال مهرداد جان ، من هيچ دشمني و پدر كشتگي با تو ندارم و قصد ناراحتي و اذيت كردن تو را ندارم ، بيا عاقلانه فكر كن ، تيك تاك مرگ نزديك است ، بيا فقط يك بار قرآن را به دور از تعصب و قوطي عطاري حديث بخوان ، ضرر نمي كني . فقط يك بار قران كريم با يك ترجمه خوب مثل عباس مصباح زاده را بخوان .
عمر ما زود مي گذرد ، فرشته مرگ در همين نزديكي است بيا تا دير نشده كاري كن .

قَالَ إِنَّمَا يَأْتِيكُم بِهِ اللّهُ إِن شَاء وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ
گفتند: «اى نوح! با ما جر و بحث کردى، و زياد هم جر و بحث کردى! (بس است!) اکنون اگر راستى مى‏گويى، آنچه را (از عذاب الهى) به ما وعده مى‏دهى بياور!»

mehrdad_123
Saturday 6 December 2008, 08:24PM
سلام و درود خداوند بر همه شما عزیزانم...



دوستان بررسی کوبنده ی جناب ثرات را ببینید تنم را بلرزه در آورد از بس کوبنده بود:


چه جالب قوطي عطاري فاضل ماقاني ، حرفي از شطرنج و تار و ني گفته ،گويا 1300 سال پيش شطرنج در عربستان رايج بوده كه اين قوطي عطاري چنين سند متبر اسلامي آورده است ، چه بد ، بدبخت اين همه نوازنده موسيقي و شطرنج بازها ، همه اينها جهنمي هستند و فقط مداحان مملكت ما بهشتي هستند .


اين قوطي عطاري حاجي نوري هم كارش درسته ، چون تا انجا كه ما ديده ايم ،نوازندگان موسيقي فقير نيستند .

قوطي عطاري جامع الاخبار هم بد نيست ، ما نمي دانستيم ، رسول الله از عالم غيب و قيامت خبر داشته وگرنه مي گفتيم كه ملت به كل از موسيقي دست بردارند .مثلا اينها كه دف مي زنند ، شبيه يك دايره دف به محشر ميايند ،به ياد دايره زنگي ؟

اين بحارالانوار هم اخرشه ، عجيب است كه در زمان رسول الله شطرنج در عربستان رايج بوده و ملت همه شطرنج باز و تعجب است كه عرب ان زمان اصلا نمي دانسته شطرنج چيه حال قوطي عطاري بحار الانوار مي گه پيامبر ما اينگونه فتوا داده اند .
بد نيست به تاريخچه شطرنج نگاهي بينداريد و ببينيد از كدام كشور شروع شده تا آنجا كه ما مي دانيم در هند و آسياي شرق مثل چين رواج داشته است .

پس دوستان منتظر باشيد تا :

عجب آقا قوطي عطاري را نخوانده و دست به اين كار قبيحانه زدند و به جرگه نوازندگان تار پيوستند .

بد جوري هم از اين طرف بوم پايين افتاده ، كه حتي با شنيدن يه قطعه از شجريان از راه بدر ميشه و حال خودشو نميفهمه ؟!!

باهات موافقم ، به خاطر همينه كه ملت ما تو اوهام شفاعت امامان و امام زادگان غرق شده اند و هر شب و روز با عوعوي اين مداحان از واقعيت زندگي و دين و آخرت خود فاصله گرفته اند .

به خاطر همينه كه ملت ما غمگين و گرفته هستند ، چون شب و روز در غم و غصه خوردن در مورد گذشتگان هستند .

به همين خاطر است كه ملت ما با شنيدن مداحي ها به كل حرف حق تو مخشون نميره ، چون خيلي تو ركود فكري هستند و چه خوب از اين سرپوش كه براي گمراهي مردم استفاده مي كنند .

پس بگو چرا ملت ما آهنگ هاي مداحي و كويتي پور و آهنگران گوش مي دهند ، به خاطر كمبود هاست و اينكه روبرو شدن با حقيقت سخته ، كه دارند شيطان را مي پرستند؟! .

جناب مهرداد ، با اين طرز تفكر و مطالب به ظاهر استدلالي شما به واقع مي خواهيد نشان بدهيد كه 90در صد مردم ايران داراي مشكلات رواني هستند و به همين منظور به موسيقي پناه مي برند و رواني ترهايشان به مداحي گوش مي دهند تا در يك عالم گنگ ناشناخته غرق شود و در توهم شفاعت دين و دنيايشان را به شيطان صفتان بفروشند و در اين بين فقط آخوند ها و انهايي كه چندششان از موسيقي مي شود ادمهاي سالم و نرمالي هستند .
بدا به حال مردم مملكت ما با اين گونه فتوا دادن ها .

مهرداد جان من ، مطالب شما را كامل خوانده ام ، اما نظر شما بيش از حد جانبه دارانه در رد موسيقي است . حال اگر موسيقي را رد مي كنيد بايد دلايل و توجيح خود را در خوب بودن مداحي بفرمايد ، زيرا مداحي هم مثل موسيقي است ، لطفا بفرمايد چرا اين خوب است و ان بد ؟؟


مداحي هم از زمان صفويه به اين مذهب بدعتي وارد شد وگر نه تا دو قرن اول اسلام ، اين ادا بازي ها نبود ، علم گرداني ، زنجير زني ، شمشير زني و عوعوي مداحان خبري نبود .


به نظرتان من چگونه می توانم پاسخ این همه استدلال را که بعد از ساعتها فکر طرح شده است بدهم؟:confused:




-

Fabian
Sunday 7 December 2008, 04:57AM
در دنیا که از موسیقی لذت بردیم و در بهشت هم مناسب وعده ی الهی ( فیها ما یشتهون) از نوازندگان و خوانندگان مورد علاقه مان بی نصیب نخواهیم بود.