PDA

نمايش نسخه نهائي : اهل سنت و وهابیت (سنی ها و وهابی ها)


yamahdi
Monday 6 October 2008, 10:27PM
آنچه مشخص است فرقه وهابیت با سواستفاده از عقاید سنی ها بوجود آمده است.
در مورد تفاوت اساسی که وهابیت با اهل سنت دارد میتوان چند مورد را بیان کرد:
وهابیت فقط به قرآن قایل هستند در حالیکه اهل سنت به قرآن و سنت پیامبر عقیده دارند.
وهابیت بر خلاف اهل سنت به شفاعت و توسل قایل نیستند
وهابیت بر خلاف اهل سنت به اهل بیت پیامبر احترام نمیگذارند.

و نکته جالب اینکه شیعه نیز مانند سنی به قرآن و سنت - شفاعت و توسل - احترام به اهل بیت پیامبر(ص) عقیده دارند.

اهل سنت مانند اهل تشیع ، وهابیت را قبول ندارند.
میتوان گفت که ابن تيميّه بنيانگذار فكرى وهّابيّت است . برخى از شخصيّتهاى بزرگ اهل سنّت و معاصر «ابن تيميّه»، مطالب وى را به نقد كشيده، و برخى ديگر كتابهايى مستقلّ در بطلان نظريات او تأليف كردند، مانند: «تقى الدين سُبكى» در گذشته 756، دو كتاب به نامهاى «الدرّة المضيّة في الردّ على ابن تيميّة» و «شفاء السقام في زيارة خير الأنام» نوشت.

بر كتاب شفاء السقام، ملاعلى قارى فقيه مشهور حنفى مقيم مكه در گذشته 1014، شرح محققانه به نام «شرح شفاء السقام» نوشته است.

و محمد بن ابى بكر أخنائى متوفاى 763 كتابى به نام «المقالة المرضيّة في الردّ على ابن تيمية» نوشت و با احاديث معتبر و ادله محكم، نظريه ابن تيميه را ردّ كرد، و ابن تيميه وقتى آن كتاب را ديد پاسخى به نامي «رد أخنائي» بر او نوشت.

على بن محمد سمهودى شافعى مصرى متوفاى 911، شيخ الاسلام مدينه كتاب گرانسنگى به نام «وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفى» نوشت و مفصل در باره زيارت، شفاعت، توسل و استغاثه به حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)بحث محققانه كرده.

علاوه بر كتب ياد شده كتابهاى ديگرى نيز توسط علماى اهل سنت در نقد افكار ابن تيميه نوشته اند كه به برخى از آنان اشاره مى شود:

«خير الحجة فى الرد على بن تيميه فى العقايد» تأليف: احمد بن حسين بن جبريل شهاب الدين شافعى.

«الدرة المضيئة فى الرد على ابن تيميه» تأليف: محمد بن على شافعى دمشقى كمال الدين معروف به ابن زملكانى.

«دفع شبه من شبّه و تمرّد» از: تقى الدين ابو بكر حصنى دمشقى متوفاى 829 هـ.ق). اين كتاب از مكتبه الازهريه للتراث به صورت افست چاپ شده است، 127 صفحه وزيرى و در سال 1418 با تحقيقات و فهارس به نام «دفع الشبه عن الرسول (ص) و الرساله» در 256 صفحه چاپ شده است.

«الرد على ابن تيميه» تأليف: عيسى بن مسعود منكاتى.

«الرد على ابن تيميه فى الاعتقادات» تأليف: محمد حميد الدين حنفى دمشقى فرغانى.

«رد على الشيخ ابن تيميه» تأليف: شيخ نجم الدين بن ابى الدر البغدادى.

«رساله فى الرد على ابن تيميه فى التجسيم و الاستواء و الجهة» تأليف: شيخ شهاب الدين احمد بن يحيى كلابى حلبى، متوفاى733، معاصر ابن تيميه.

«رساله فى الرد على ابن تيميه فى مسألة حوادث لا اوّل لها» تأليف: شيخ بهاءالدين عبدالوهاب بن عبد الرحمن اخمينى شافعى معروف به مصرى متوفاى 763. اين كتاب با تحقيقات و شرح عبارات. سعيد عبد الطيف از عمان اردن دار السراج در سال 1419ه، 1998م چاپ شده است.

«رساله فى مسئله الزيارة فى الرد بن تيميه» تأليف: محمد بن على مازنى.

«سيف الصقيل» فى رد ابن تيميه و ابن قيم. مؤلف: نفى الدين السبكى. اين كتاب هم در مصر چاپ شده است.


«فتاوى الحديثيه» تأليف: احمد شهاب الدين بن حجر هيثمى مكى متوفاى 974،. به صورت افست از استانبول چاپ شده است. (تاريخ 1414ه، 1994م). در رد اين كتاب ابن آلوسى نعمان بن محمود آلوسى بغدادى (1317،1252هـ ) كتابى به نام «جلاء العنين فى محاكمه الاحمدين» نوشته است.

«المقالات السنيّة فى كشف ضلالات ابن تيميه» تأليف: شيخ عبد الله بن محمد بن يوسف هروى معروف به حبشى مفتى هرو متوفاى 1328). مفتى هرر كه از يكى از مناطق صومال افريقه است اين كتاب را در چهارده مقالات تحرير كرد و هر مقاله انحرافات ابن تيمه را نشان داد. اين كتاب از دار المشاريع بيروت چهارمين بار در سال 1419هـ، 1998م چاپ شده است.

«نجم المهترين برجم المعتدين» فى رد ابن تيميه مؤلف: فخر ابن معلم قرشى.

--------------
ذهبى متوفاى 774، دانشمند بلند آوازه اهل سنت كه خود همانند ابن تيميه، حنبلى مذهب بود، و در علم حديث و رجال سرآمد عصر خويش بود، در نامه اى خطاب به وى مى نويسد:

«يا خيبة! من اتّبعك فإنّه معرض للزندقة والإنحلال&nbsp.. فهل معظم أتباعك إلاّ قعيد مربوط، خفيف العقل، أو عاميّ، كذّاب، بليد الذهن، أو غريب واجم قويّ المكر، أو ناشف صالح عديم الفهم، فإن لم تصدّقني ففتّشهم وزِنْهم بالعدل&nbsp... إلى متى تمدح كلامك بكيفيّة لا تمدح بها واللّه أحاديث الصحيحين، يا ليت أحاديث الصحيحين تسلم منك، بل في كلّ وقت تغيّر عليها بالتضعيف والإهدار أو بالتأويل والإنكار.

أما آن لك أن ترعوي؟ أما حان لك أن تتوب وتُنيب؟ أما أنت في عشر السبعين وقد قرب الرحيل ، بلى واللّه ما أذكر أنّك تذكر الموت، بل تزدري بمن يذكر الموت، فما أظنّك تقبل على قولي وتصغي إلى وعظي، فإذا كان هذا حالك عندي وأنا الشفوق المحبّ الوادّ، فكيف حالك عند أعدائك ، وأعداؤك واللّه فيهم صلحاء وعقلاء وفضلاء كما أنّ أولياءك فيهم فجرة كذبة جهلة (( الإعلان بالتوبيخ: 77. تكملة السيف الصقيل، ردّ ابن زفيل: 218. )).

اى بى چاره، آنان كه از تو متابعت مى كنند در پرتگاه زندقه و كفر و نابودى قرار دارند، نه اين است كه عمده پيروان تو عقب مانده، گوشه گير، سبك عقل، عوام، دروغگو، كودن، بيگانه، فرومايه، مكّار، خشك، ظاهر الصلاح، و فاقد فهم هستند. اگر چنانچه سخن مرا قبول ندارى آنان را امتحان كن، و با مقياس عدالت بسنج.

تا كى سخنان نا شايست خود را بالاتر از احاديث صحيح بخارى، و صحيح مسلم مى شمارى؟ اى كاش احاديث آن دو كتاب از اعتراض تو در امان مانده بود، تو بعضى اوقات آنها را تضعيف كرده و بى ارزش مى كنى و يا توجيه نموده و انكار مى كنى!!

آيا وقت آن نرسيده است كه از جهل و نادانى دست بردارى و توبه كنى؟ بدان كه مرگت نزديك شده است، بخدا قسم گمان نمى كنم تو به ياد مرگ باشى، بلكه كسانى را كه به ياد مرگ هستند تحقير مى كنى!&nbsp... تو با من كه دوستت هستم اين چنين برخورد مى كنى پس با دشمنانت چه خواهى كرد.

به خدا سوگند درميان دشمنانت، افراد صالح و شايسته و عاقل و دانشور فراوان هستند، چنان كه در بين دوستان تو افراد آلوده، دروغگو، نادان و بى عار زياد به چشم مى خورند.
-------------------
در ( الدرر الكامنة في أعيان المائة الثامنة: 1/155. )) آمده است:


بزرگان اهل سنّت در رابطه با «ابن تيميّه» نظريّه هاى مختلفى دارند، بعضى معتقدند كه وى قائل به تجسيم است، زيرا او در كتاب «العقيدة الحمويّة» براى خداوند تعالى دست و پا، ساق پا و صورت، تصوّر كرده است.

و بعضى به سبب مخالفت او با توسّل و استغاثه به رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)، كه اين نيز تنقيص مقام نبوّت، و مخالفت با عظمت حضرت به حساب مى آيد، وى را زنديق و بى دين دانسته اند.

و بعضى بجهت سخنان زشتى كه در باره امير مؤمنان(عليه السلام) بيان داشته وى را منافق دانسته اند.

چون وى گفته است: على بن أبي طالب بارها براى به دست آوردن خلافت تلاش كرد، ولى كسى او را يارى نكرد، جنگهاى او براى ديانت خواهى نبود، بلكه براى رياست طلبى بود، اسلام ابوبكر، از اسلام على كه در دوران طفوليّت صورت گرفته با ارزشتر است، و همچنين خواستگارى على از دختر أبو جهل نقص بزرگى براى وى بشمار مى رود.

تمامى اين سخنان نشانه نفاق اوست، چون پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)به على (عليه السلام)فرموده است: جز منافق كسى تو را دشمن نمى دارد.

--------------------------------------

ابن حجر مكّى متوفاى 974، از دانشمندان بزرگ اهل سنّت در باره «ابن تيميّه» مى نويسد:

«ابن تيميّة عبد خذله اللّه، وأضلّه وأعماه، وأصمّه وأذلّه، وبذلك صرّح الأئمّة الذين بيّنوا فساد أحواله وكذب أقواله&nbsp... وأهل عصرهم وغيرهم من الشافعيّة والمالكيّة والحنفيّة، ولم يقتصر اعتراضه على متأخّري الصوفيّة، بل اعترض على مثل عمر بن الخطّاب وعليّ بن أبي طالب رضي اللّه عنهما.

والحاصل أنّه لا يقام لكلامه وزن بل يرمي في كلّ وعر وحزن، ويعتقد فيه أنّه مبتدع، ضالّ، مضلّ، غال، عاملها اللّه بعدله، و أجارنا من مثل طريقته»

(( الفتاوى الحديثة: 86. )).

خدا اورا خوار و گمراه و كور و كر كرده است، و پيشوايان اهل سنّت و معاصرين وى از شافعيها، و مالكيها، و حنفيها، بر فساد افكار واقوال او تصريح دارند، اعتراض وى حتى عمر بن خطاب و على بن أبي طالب (عليه السلام) را نيز در بر گرفته است&nbsp... سخنان «ابن تيميّه» فاقد ارزش بوده، واو فردى بدعت گذار، گمراه، و گمراهگر و غير معتدل است، خداوند با او به عدالت خود رفتار نمايد، و ما را از شرّ عقيده و راه و رسم وى حفظ نمايد.

ابن حجر همچنين در كتاب «الجوهر المنظم» كه در ردّ افكار ابن تيميه تأليف كرده، پس از استدلال به اجماع در مشروعيت زيارت قبر مطهر پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)مى نويسد: اگر گفته شود چگونه بر اجماع استدلال مى كنى و حال آن كه ابن تيميه مخالف آن است و سفر زيارتى قبر حضرت را سفر معصيت شمرده و گفته: نماز را بايد تمام خواند؟

خواهم گفت: ابن تيميه كيست كه در امور دينى بشود به قول او اعتماد كرد؟ مگر همان نيست كه تعدادى از علماء بزرگ سخنان فاسد و ادله بى پايه او را به نقد كشيده و كج فكرى ها و خيال بافى هاى او را برملا ساخته اند؟

شخصيتى همانند عز بن جماعه گفته: ابن تيميه مردى است كه خداوند او را گمراه و سرگردان ساخته، وخوار و بى چاره كرده و در مقابل تهمت ها و دروغهايش، طعم ذلت و محروميت را بروى چشانده است.

شخصيتى مثل تقى الدين سُبكى كه جايگاه علمى و مرتبه اجتهاد او بر همگان روشن است، كتاب ارزشمند مستقلى در رد سخنان ابن تيميه تأليف كرده است.

از عجائب روزگار است كه برخى از حنابله اى ساده و بى آلايش، بى پرده بر او پرخاش كرده و مورد اهانت قرار داده و جهالت او را اثبات و كودنى و بى سوادى او را آشكار ساخته است.

اى كاش! كه نادانى او ثابت شد از خدا حيا مى كرد، و پس از كوتاهى ها و زياده روى ها به سوى خدا باز مى گشت... .

ـ تا آن جا كه مى گويد: ـ گرچه لغزشهاى ابن تيميه جبران پذير نيست و مصيبتى كه بر جهان اسلام وارد ساخت، شومى آن تا ابد ادامه خواهد يافت.

جاى شگفتى نيست، زيرا هواهاى نفسانى و وساوس شيطانى، آن چنان كارهاى زشت او را آرايش داده كه تصور كرده همگام با مجتهدان حركت مى كند و آن محروم از فيض خداوندى نفهميده كه مرتكب زشت ترين كار شده و در بسيارى از موارد بر خلاف عموم فقهاى اسلام سخن گفته است و بر پيشوايان بويژه بر خلفاى راشدين اعتراضات سخيفى نموده، از اين هم فراتر رفته و به ذات اقدس الهى كه از هر نقصى پيراسته است نسبت هاى ناروا داده و بر بالاى منابر و در حضور عموم مردم خداوند متعال را داراى جهت دانسته و قائل به جسمانيت حق شده و كسانى را چنين عقيده فاسد نداشته اند، گمراه خوانده است.

تا آن جا كه علماى عصر بر ضد او قيام كرده و از حاكم وقت را به قتل و يا حبس او وادار كردند كه وى دستور حبس او را داد تا اين كه از دنيا رفت و با مرگ او آتش فتنه خاموش گرديد و گمراهى ها او به دست فراموشى سپرده شد.

تا اين كه برخى از افراد نا شناخته و بى شخصيت و بى پروا، به يارى او پرداخته و عقايد او را از نو زنده كردند،

(( البقرة: 61. )).

ذلت و خوارى به نام آنان رقم خورده و گرفتار خشم الهى خواهند شد... و اين به خاطر اين است كه راه گناه و تجاوز پيشه كردند

---------------------------