PDA

نمايش نسخه نهائي : بدعت نماز تراويح توسط عمر


yamahdi
Saturday 4 October 2008, 11:53PM
بدعت تراويح صحيح بخاري نقل مي کند: ابن شهاب از عروة بن زبير، از عبدالرحمان بن عبدالقاري نقل کرده که گفت: شبي از شبهاي رمضان با عمربن خطاب به مسجد رفتيم، مردم متفرق بودند و هرکس براي خود نماز مي خواند و بعضاً مردي با اقوام خود به نماز مشغول بود. عمر چون اين بديد گفت: به عقيده من اگر اينها را با يک امام گرد آوريم بهتر است. و در پي اين تصميم ابيّبن کعب را به امامت گماشت. شب ديگر به اتفاق به مسجد رفتيم و مردم به جماعت نماز مي خواندند، عمر گفت: «نعم البدعة هذه» اين بدعت خوبي است! البته نمازي که پس از خوابيدن بخوانند; يعني آخر شب از اينکه اوّل شب اقامه شود بهتـر خـواهـد بـود.» وي نه تنها از ايجاد اين بدعت توبه نکرد بلکه به آن افتخار نيز مي نمود. متاسفانه اين بدعت تا به امروز رواج دارد و منحرفين از ولايت اميرالمومنين عليه السلام در شبهاي ماه مبارک رمضان در مساجد جمع مي شوند و اين نماز مستحب را که در طول آن يک جزء قران را تلاوت مي‌کنند! به جماعت مي خوانند. در حاليکه نماز مستحب را نمي‌توان به جماعت خواند!

و حضرت رسول الله (ص) بدعتگزاران را لعن کرده است.

اسلام راستين
Sunday 5 October 2008, 11:30AM
و حضرت رسول الله (ص) بدعتگزاران را لعن کرده است.

بدعت گنبد سازي زنجير زني سينه زني روضه خواني قمه زني نوشتن زيارت نامه هاي كذائي ...وثواب هاي آن چناني كه براي اين بدعت ها مقرر كرده اند چه؟؟!!

puyan
Monday 6 October 2008, 12:56AM
بدعت گنبد سازي زنجير زني سينه زني روضه خواني قمه زني نوشتن زيارت نامه هاي كذائي ...وثواب هاي آن چناني كه براي اين بدعت ها مقرر كرده اند چه؟؟!!

سلام
جناب اسلام راستين

اولا :
اگر شما موضع قرآنی دارید که نباید از نماز تراویح حمایت کنید .

چگونه نقد دوستان شیعه به نماز تراویح شما را به دفع نقد آنها با حمله به باورهای آنها وادار ساخته است .

آیا در نگرش کسانی که شما عکسشان را نشان خود ساخته اید تبعیت از همه باورهای سنیان یک اصل است ؟ اگر نه پس شما در این موضوع باید درباره نماز تراویح ، خود به نقد بپردازید .

ثانیا :
آیا حمله شما به همه چیزهایی که نوشته اید حمله آگاهانه و عالمانه است یا فقط از روی تقلید و تکرار حرفهای دیگران این موارد را ردیف کرده اید ؟
اگر نوشته شما مقلدانه است که باید عرض کنم لطفا یک عالم آگاه را معرفی بفرمایید تا در این تالار درباره همه مواردی که ذکر کردید با ایشان به بحث بپردازیم .
اگر هم خود را مدافع و پاسخگوی حرفی که زده اید میدانید اعلام بفرمایید تا بنده درباره تک تک موارد فوق با شما وارد بحث شوم .

ثالثا : شما در تاپیک "پاسخی به مدعی " نوشته هایی را کپی کرده اید . آیا نسبت به آنها اطلاعی دارید یا خیر فقط کپی کرده اید ؟ در آن تاپیک هم منتظر حضور شما یا کسی که شما آگاهش میدانید هستیم .
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4303&page=7
متشکرم

سجودی
Monday 6 October 2008, 06:35AM
این قوم جز کپی کردن ایراد های مغرضان هنری ندارند اما برای آنها که دنبال دانستن حقایق هستند دانستن این نکات لازم است:
1 - پیامبر 5 شب نماز تراویح را با جماعت و در مسجد خواندند اما برای اینکه مبادا بر امت مثل نماز 5 گانه واجب شود همه شبها نخواندند
2 - پیامبر ، کار کسانی که حافظ قران نبودند و پشت سر یک حافظ قران، تراویح خواندند را ستود
3 - عمر به این کار نظم و ترتیبی داد اما آن را فرض و واجب نکرد حالا اگر کسی ترتیب عمر را قبول نکند خب نکند ! هیچکس به او اعتراض نمیکند
4 - اما خودمانیم گوش دادن به تمام قران پشت سر یک حافظ قران در سی شب ماه رمضان کاری لذت آور و عظیم است خصوصآ که در دوران این قران خوانی 1220 بار سجده هم کنی و 600 رکعت نماز هم بخوانی
5 - شیعه ها در شبهای رمضان یا علی یا علی میگویند و الله را در حاشیه قرار میدهد در حیرتم از صبر الله که چرا در شب قدر ، کوه ها را بر سر اینها نمیکوبد

اسلام راستين
Monday 6 October 2008, 06:41AM
جناب پويان
چطور شده نماز خواندن براي خدا وذكر خدا وتسبيح خدا وحمد خدا وتلاوت آيات خدا بدعت است اما خرافات وشركيات وكفريات حمله به باورهاي ديني شماست؟؟!!

آيا اگر خداوند بخواهد دودسته بدعت گذار( سني ها وشيعه ها)را مجازات كند كدام را بيشتر تنبيه خواهد كرد؟؟
دست از تعصب وجهالت برداريد وبه كتاب خدا چنگ زنيد تا به گمراهي وشرك وخرافات دچار نشويد!

puyan
Monday 6 October 2008, 12:25PM
سلام

جناب اسلام راستین

جناب پويان
چطور شده نماز خواندن براي خدا وذكر خدا وتسبيح خدا وحمد خدا وتلاوت آيات خدا بدعت است اما خرافات وشركيات وكفريات حمله به باورهاي ديني شماست؟؟!!

با شما موافق نیستم !
نماز خواندن و تسبیح و ... هم اگر بجز دستور خدا باشد میشود شیطانی !
و این همان باوری است که ما به تراویح سنیان داریم . چون دستور الهی درباره تراویح سنیان نیست !


آيا اگر خداوند بخواهد دودسته بدعت گذار( سني ها وشيعه ها)را مجازات كند كدام را بيشتر تنبيه خواهد كرد؟؟

لابد کسانی را که نماز تراویح سنیان را قبول نکنند ! بله ؟!

خداوند در سنجش بندگان به عباداتشان نگاه خواهد کرد . اعمالی که مطابق دستور خود و در ذیل عناوین کلی دستورات خود باشند .


شما درباره هر کدام از موضوعاتی که ذکر کردید آگاهی کافی دارید اعلام کنید تا با هم بحث کنیم .

ضمنا تاپیک "پاسخی به مدعی "هم منتظر اظهار نظر عالمانه شما و یا کسی که عالمش میدانید است .

متشکرم

puyan
Monday 6 October 2008, 12:44PM
سلام

جناب سجودی

این قوم جز کپی کردن ایراد های مغرضان هنری ندارند

دوست گرامی ، امروزه بازیگری هم نوعی هنر تلقی میگردد !
اجازه میدهید که ما هم اعلام کنیم که از هنرمندی شما باخبریم ؟


1 - پیامبر 5 شب نماز تراویح را با جماعت و در مسجد خواندند اما برای اینکه مبادا بر امت مثل نماز 5 گانه واجب شود همه شبها نخواندند
2 - پیامبر ، کار کسانی که حافظ قران نبودند و پشت سر یک حافظ قران، تراویح خواندند را ستود 3 - عمر به این کار نظم و ترتیبی داد اما آن را فرض و واجب نکرد حالا اگر کسی ترتیب عمر را قبول نکند خب نکند ! هیچکس به او اعتراض نمیکند

اولا : این یک ادعاست . باید اسناد مورد ادعا را بیاورید .
ثانیا : اسنادتان معتبر نیست به دو دلیل :

1- خود عمر کارش را بدعت دانسته است و بدعت یک اصطلاحی است که معنی خودش را دارد .
2- امیرالمومنین علیه السلام با اقامه تراویح سنیان به شدت مقابله و برخورد نمودند .
3- مردم آن عصر این نماز را به عمر نسبت میدادند نه به رسول خدا !

موضوعی که خود عمر آن را بدعت بنامد معلوم است که در زمان پیامبر سنت نبوده است و از طرفی امیرالمومنین علیه السلام با مخالفت شدیدشان با این نماز نشان دادند که این عمل سنت پیامبر نبوده است . و مردم در برابر امیرالمومنین نگفتند چرا سنت رسول خدا را تعطیل میکنی ، بلکه گفتند این سنت عمر است !


4 - اما خودمانیم گوش دادن به تمام قران پشت سر یک حافظ قران در سی شب ماه رمضان کاری لذت آور و عظیم است خصوصآ که در دوران این قران خوانی 1220 بار سجده هم کنی و 600 رکعت نماز هم بخوانی

شما را به یاد سجده چندهزار ساله شیطان می اندازم که میخواست عوض سجده بر آدم انجام دهد ! و خدا بخاطر همین نگرش شیطانی اش او را رجیم نامید .


5 - شیعه ها در شبهای رمضان یا علی یا علی میگویند و الله را در حاشیه قرار میدهد در حیرتم از صبر الله که چرا در شب قدر ، کوه ها را بر سر اینها نمیکوبد

خدا را شاکریم که به ما توفیق داد او را به ذکر الله بخوانیم و او را به اسمائش صدا بزنیم و بخوانیم .
و خدا را شاکریم که بجای پرستش او به پرستش الفاظ و کلمات مشغول نشدیم . با این اوصافی که شما بیان میکنید گویی به کلمه الله بیش از صاحب کلمه الله ارادت دارید .

اما درباره سوال پایانی شما :
شاید پاسخ خود را در این آیه بجویید
ان الله لیس بظلام للعبید

اگر قرار شد روزی خداوند بندگان مطیع خود را عذاب کند شیعیان را عذاب خواهد کرد !

اما از سوی دیگر ما شیعیان از آزادی عمل مخالفان دین خدا متحیر نیستیم چرا که میدانیم خداوند فرموده که به آنها مهلت خواهد داد .

متشکرم

السيد الاميني
Monday 6 October 2008, 12:48PM
السلام علیکم

واژه «تراویح»


«تراویح» جمع «ترویحه» و معنای اصلی آن، نشستن است. بعدها آن را به نشستن به منظور استراحت پس از چهار رکعت نماز (مستحبی) در ماه رمضان، اطلاق کرده اند و از آن پس به هر چهار رکعت نماز یاد شده، «تراویح» گفته اند. البته مجموعه این نماز را هم که به بیست رکعت میرسد، تراویح میگویند. 1


کحلانی می نویسد: نامگذاری این نماز به تراویح، شاید مستند به روایتی باشد که بیهقی از عایشه نقل کرده که گفت: «پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) پس از هر چهار رکعت به استراحت میپرداخت.» اگر این حدیث به ثبوت برسد، مستند اصلی است برای نشستن امام در نماز تراویح. 2


اشکال در روایت همان است که بیهقی بدان اشاره کرده که تنها راوی حدیث «مغیرةبن دیاب» است که مورد تأیید نیست. 3





نمازهای ماه رمضان در احادیث شیعه و سنی


در صحاح و سنن و مدارک و جوامع روایی، روایات بسیاری از پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه(علیهم السلام)درباره نافله های ماه رمضان، اصل مشروعیت، تعداد رکعات و چگونگی آن رسیده است که از مجموع آنها، اصل مشروعیت آن به اجماع و اتّفاق نظریه استفاده می شود.


مسأله مورد اختلاف این است که آیا این نافله ها را میتوان به جماعت خواند یا باید فرادی خوانده شود؟ در این تحقیق، به تفصیل در باره این موضوع بحث خواهد شد.


در اینجا، به دلیل رعایت اختصار، از کتب اهل سنّت به آنچه بخاری آورده و از کتب امامیه به آنچه شیخ طوسی در تهذیب نقل کرده است بسنده می کنیم.


و در پانوشت ها به دیگر مصادر روایی که احادیث مربوط را ثبت کرده است، اشاره می کنیم:





الف ـ روایات اهل سنّت


1 ـ یحی بن بکیر، از عقیل، از ابن شهاب روایت کرده که امّسلمه مرا خبر داد که ابوهریره گفت: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم که در باره ماه رمضان فرمود:


«کسی که از روی ایمان و اخلاص به نماز بایستد ، خداوند گناهان گذشته او را بیامرزد»; «مَنْ قَامَهُ إِیمَاناً وَ احْتِسَاباً غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ». 4





2 ـ به طریق دیگر از ابوهریره نقل شده که پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: «مَنْ قَامَ رَمَضان إِیمَاناً وَ احْتِسَاباً غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ».


ابن شهاب گوید: پیامبر خدا رحلت کردند و تا زمان ابوبکر و اوایل خلافت عمر امر به این منوال بود. 5


شوکانی گوید: از نووی نقل شده که قیام رمضان، با نماز تراویح تحقق می پذیرد ولی منحصر به تراویح نیست. و سخن کرمانی را که گفته است قیام رمضان جز به تراویح محقّق نمیشود، دور از واقعیت دانسته است. 6





3 ـ بنا به نقل بخاری، از عایشه روایت شده که گفت: «إِنَّ رَسُول الله صَلّی وَذلِکَ فی رَمَضان». 7





4 ـ یحیی بن بکیر، از عقیل، از ابن شهاب، از عروه روایت کرده که عایشه بر من خبر داد که رسول خدا در نیمه شبی به مسجد رفتند و گروهی با نماز آن حضرت نماز خواندند و این خبر منتشر شد و در پی آن جمعیت بیشتری آمدند و با پیامبر نماز گزاردند، صبح شد و خبر نماز پیغمبر زبان به زبان گشت و در شب سوّم نیز با نماز آن حضرت نماز خواندند و چون شب چهارم فرارسید، مسجد گنجایش جماعت را نداشت تا اینکه مردم برای ادای فریضه صبح اجتماع کردند و پیامبر پس از نماز صبح شهادتین گفته، سپس فرمودند: از تنگی مکان بیم نداشتم، لیکن ترسیدم که این نماز بر شما واجب شود ; (خَشیتُ أَنْ تَفْرِضَ عَلَیکُمْ...) و از انجام آن ناتوان شوید. پیامبر رحلت نمودند و امر بدین منوال بود. 8


شوکانی گوید: نوری گفته است: از این روایت چنین استفاده میشود که نافله را میتوان به جماعت خواند، امّا به نظر من باید نافله را فرادی خواند، به جز نوافل مخصوص; مانند عید، کسوف، استسقا و تراویح، به نظر اکثر فقها». 9


پى نوشت ها:


1 . نکـ: بحار الأنوار، ج1، ص363; فتح الباری، ج4، ص294; ارشاد الساری، ج4، ص694; شرح الزرقانی، ج1، ص237; النهایه، ج1، ص274; لسان العرب، قاموس و...


2 . سبل السلام، ج2، ص11


3 . السنن الکبری، ج2، ص700


4. بخاری، ج1، ص343; مسلم، ج1، ص523; موطأ، ج1، ص113 و...


5. بخاری، ج1، ص343


6. نیل الأوطار، ج3، ص51


7. بخاری، ج1، ص343


8. بخاری، ج1، ص343


9. نیل الأوطار، ج3، ص50

السيد الاميني
Monday 6 October 2008, 12:49PM
این نظریه از چند جهت مردود است:





اوّلاً: روایت پیشین دلیل بر این نیست که آن نماز که پیامبر گزاردند، تراویح بوده و در ماه رمضان اقامه شده است، تا بتوان بر مشروعیت تراویح استدلال کرد.





ثانیاً: فقهای اهل سنّت در این که مضمون روایت مبیّن جماعت در نافله باشد، تأمّل دارند و جز در مواردی خاص; مانند عید و استستقا و... فرادی خواندن را ترجیح داده اند. چنانکه از قول شوکانی خواهد آمد.





ثالثاً: سند روایت جای تأمّل دارد; زیرا یحیی بن بکیر را که همان یحیی بن عبدالله ابن بکیر است، برخی علما مانند نسائی و ابن حاتم ضعیف شمرده اند.





نسائی گوید: «ضعیف است و در مورد دیگر گوید ثقه نیست.»





ابی حاتم نیز گوید: حدیث او ثبت میشود امّا به آن استدلال نمیتوان کرد. 10





5 ـ اسماعیل گوید، مالک برایم نقل کرد از سعید مقبری، از ابی سلمه پسر عبدالرحمان که از عایشه پرسید: نماز پیامبر در ماه رمضان چگونه بود؟ پاسخ داد: در رمضان و نه غیر آن، بر یازده رکعت می افزود. چهار رکعت میخواند که از زیبایی و طولانی بودنش مپرس، سپس چهار رکعت دیگر میخواند که از زیبایی و طولانی بودنش مپرس. آن گاه سه رکعت دیگر میخواند. پرسیدم: یا رسول الله آیا پیش از نماز وتر به خواب میروید؟ پاسخ میدادند ای عایشه، دیدگان من به خواب میروند امّا قلب من بیدار است. 11



10. تهذیب الکمال، ج20، صص40 و136; سیر اعلام النبلاء، ج10، ص612


11. بخاری، ج1، ص343

السيد الاميني
Monday 6 October 2008, 12:50PM
تفسیر «خَشِیتُ أَنْ تَفْرِضَ»


نکته قابل ذکر در روایت فوق، جمله «می ترسم بر شما واجب شود» است; زیرا چگونه ممکن است مواظبت به یک عملِ مستحب، سبب وجوب آن شود؟! و به گفته علاّمه مجلسی(رحمة الله علیه): مواظبت بر عمل خیر و اجتماع بر یک فعل مندوب، هرگز سبب وجوب آن نمی شود; چرا که خدای تعالی از وجود مصالح و مفاسد افعال غافل نیست تا اجتماع مردم آن را کشف کند!... اگر پیامبر از واجب شدن نماز نافله در شب، با عمل مردم، بیم داشت چرا امر کرد در خانه های خود بخوانند؟ و چرا آنها را از انجام نوافل به دلیل بیم از واجب شدن آن نهی نکرد؟! مناسب با تعلیل مذکور در روایت فوق این بود که بفرماید: «می ترسم جماعت خواندن نافله بر شما واجب شود» نه اینکه «نافله شب واجب گردد»، همانگونه که در برخی روایاتشان آمده است. در حالی که آنها معتقدند در برخی نوافل مانند نماز عید، کسوف، استسقا و نماز میّت، جماعت خواندن مستحب است و از جماعت خواندن آنها نهی نرسیده است. بنابراین، اگر روایت مذکور صحیح باشد باید بر این مطلب حمل کرد که چیزی را که خداوند امر نفرموده، نباید در آن مرتکب تکلّف شد و مثلا نماز شب را نباید واجب شمرد; چرا که موجب بدعت در دین خواهد بود. پس این روایت به وضوح دلالت دارد که عمل آنها (جماعت خواندن نافله) ناپسند است و بسا موجب عقاب گردد و حال که چنین است پس از اینکه رابطه وحی قطع گردید ارتکاب آن جایز نخواهد بود. 12





ب: روایات امامیّه


1 ـ شیخ طوسی به اسناد خود از مسعدة بن صدقه از حضرت صادق(علیه السلام) روایت کرده که فرمود: «روش پیغمبر در ماه رمضان این بود که بر نمازهای نافله پیشین می افزود و از اوّل ماه تا بیستم، بیست رکعت بجای می آورد، هشت رکعت پس از مغرب، دوازده رکعت پس از عشا و در دهه آخر هر شب سی رکعت می خواند. دوازده رکعت پس از مغرب، هجده رکعت پس از عشا و به دعا و تجهّد اهتمام بلیغ می فرمود و در شب بیست و یکم صد رکعت و در شب بیست و سوّم صد رکعت میخواندند و به شب زندهداری می پرداختند» 13





2 ـ ونیز شیخ طوسی به اسناد خود از مفضل، از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده که فرمود:


«یُصَلَّی فِی شَهْرِ رَمَضَانَ زِیَادَةُ أَلْفِ رَکْعَةٍ» 14


«در ماه رمضان بیش از هزار رکعت نماز خوانده می شود.»


مفضل میگوید: چه کسی قادر به انجام این نمازهاست؟


امام می فرماید: چنین نیست که تو پنداری. آیا در ماه رمضان بیش از هزار رکعت خوانده نمی شود؟ بدین ترتیب: در هر شب بیست رکعت، در شب نوزدهم صد رکعت، در شب بیست و یکم صد رکعت و در شب بیست و سوم صد رکعت و در هشت شب باقی مانده دهه آخر، سی رکعت، که این نهصد و بیست رکعت می شود....» 15


روایات دیگری نیز با همین مضامین از ائمّه معصوم (علیهم السلام) رسیده و بیانگر آن است که در هر شب از ماه مبارک رمضان تا بیست شب بیست رکعت خوانده میشود و در هر شب از دهه آخر سی رکعت به تفصیلی که گذشت.





آراء فقها در نافله ماه رمضان


کسی که در کتب فقهی ما امعان نظر کند و ابواب نمازهای مستحب را بررسی نماید، به بابی میرسد با عنوان «نافله های رمضان» که از اثبات مشروعیت و دلائل آن سخن میگوید و چنین به دست می آید که از امور مسلّم و غیرقابل انکار، که مورد اجماع امامیّه است، مشروعیت و جواز نافله این ماه است; همانگونه که اهل سنّت نیز بر مشروعیّت و جواز آن اتّفاق نظریه دارند. و اگر کسی جز این را به امامیّه نسبت دهد، نشان بی اطلاعی او از مبانی امامیه و آراء و کتب و دلائل آنها است. 16


در اینجا به نقل گفتار علاّمه عاملی، بسنده می کنیم; سیّد عاملی گوید: مشهور در میان اصحاب ما (فقهای امامیّه) استحباب نافله ماه رمضان است; همانگونه که در کتابهای مختَلَف، مقتصر، غایة المرام، الروض، مجمع البرهان، کفایة ومفاتیح و جز اینها آمده است. بلکه میتوان گفت این مسأله اجماعی است; همانگونه که در فوائدالشرایع، مجمع البرهان، الریاض آمده و کسی منکر آن نیست. صدوق نیز موافق جواز آن می باشد. بنابراین، مسأله مورد اتّفاق عموم فقها است; چنانکه در «مصابیح الظلام» آمده و عقیده اکثریت فقها است و همچنین در معتبر ذکر شده و در روایات نیز مشهور است، بدانگونه که در شرایع، نافع، ذکری و روضه آمده است. و در مختلف است که روایات بسیاری در این خصوص وجود دارد. و در البیان است که نافله ماه رمضان مشروعیت دارد، بنا به اشهر و کسی که آن را نفی کند با روایات نزدیک به متواتر و عمل اصحاب مخالفت کرده است.


در ذکری آمده: فتاوی و اخبار فراوان دال بر مشروعیّت آن میباشد پس به قول نادر مخالف اعتنا نباید کرد.


در معتبر آمده: عمل مسلمانان ـعموماًـ دال بر استحباب نوافل است.


در منتهی آمده است: اکثر اهل علم به استحباب افزودن نافله ماه رمضان بر دیگر ماهها قائلاند و نیز گوید: به جز معدودی بر این امر اجماع دارند.


در سرائر می خوانیم: اختلافی نیست که هزار رکعت مستحب است و جز ابو جعفر ابن بابویه، با این قول مخالفی نیست و مخالفت وی مضر به اجماع علمای متقدم و متأخر وی نمی باشد. 17


نگارنده گوید: کلام صدوق در کتاب «الفقیه» دالّ بر نفی مشروعیت نافله ماه رمضان نیست بلکه ظاهر گفته او نفی تأکید بر استحباب است، چه او تصریح می کند: باکی نیست که به آنچه در اخبار وارد شده عمل شود. 18


افزون بر این، در امالی صدوق آمده است: کسی که بخواهد بر نمازهای نافله در هر شب نیفزاید، هر شب بیست رکعت بخواند، هشت رکعت بین مغرب و عشا دوازده رکعت پس از عشا تا بیست شب از ماه رمضان و سپس در هر شب سی رکعت بجامی آورد. 19





تعداد رکعتهای نافلة رمضان


اهل سنّت در عدد این نافله ها اختلاف شدید دارند. این اختلاف بدان جهت است که نصّ صریح از پیامبر گرامی در این خصوص موجود نیست.


مشهور نزد جمهور بیست رکعت است. برخی دیگر سی و شش رکعت گفته اند و برخی دیگر بیست و سه رکعت و گروهی شانزده رکعت، گروه دیگر سیزده رکعت. بعضی بیست و چهار و بعضی سی و چهار و بالأخره بعضی چهل و یک رکعت برشمرده اند.


و امّا مشهور نزد ما (امامیّه)، به رغم اختلاف روایات، بیست رکعت در شب است تا شب بیستم رمضان، سپس سی رکعت در دهه آخر به علاوه صد رکعت در هر یک از لیالی قدر; نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم که بدین ترتیب جمعاً هزار رکعت می شود.



12. نکـ: بحار الأنوار، ج31، ص12


13. التهذیب، ج3، ص62 ح1; الاستبصار، ج1، ص462 ح1791; وسائل الشیعه، ج8، ص29، ح2


14. التذهیب، ج3، ص68، ح21; وسائل الشیعه، ج8، ص29، باب 7، ح1


15. التهذیب، ج3، ص62، ح6; الإستبصار، ج1، ص462، ج1796; وسائل، ج8، ص29، باب 7، ح2


16. سرخسی میگوید: امّت اجماع بر مشروعیت نوافل رمضان و نماز تراویح دارند و احدی از اهل دانش جز رافضیها منکر آن نیست. المبسوط، ج2، ص1452. (سرخسی میان نوافل رمضان و نماز تراویح خلط کرده است. اصل نوافل رمضان را فقهای امامیّه منکر نیستند، چیزی که مورد اعتراض امامیّه است، به جماعت خواندن آن میباشد، «مترجم»


17. مفتاح الکرامه، ج3، ص255


18. نکـ: الحدائق الناظره، ج10، ص509


19. امالی صدوق، ص747; مجلس، ص93، به نقل مفتاح الکرامه، ج3، ص255

السيد الاميني
Monday 6 October 2008, 12:51PM
خلاصه سخنان فقهای عامّه


1 ـ ابن قدامه می گوید: نظر ابو عبدالله ـ رحمه الله ـ در این خصوص بیست رکعت است که همین قول را نوری و ابوحنیفه و شافعی برگزیده اند. و مالک سی و شش رکعت گفته و پنداشته که از دیر زمان چنین معمول بوده است. وی به عمل اهل مدینه استناد کرده است. 20


نگارنده گوید: دلیل آنها بر بیست رکعت، عمل ابیّ بن کعب است که عمر مردم را به نماز خواندن با وی ترغیب کرد. و از اینجا معلوم می شود که در این خصوص نصّ صریحی از پیامبر در مورد تعداد رکعات نرسیده است. بلکه ظاهر برخی روایات نیفزودن نافله های رمضان بر دیگر ماههاست; یعنی یازده رکعت نافله شب. آنها همچنین برای اثبات بیست رکعت به آنچه به علی(علیه السلام) نسبت داده شده که آن حضرت مردی را به اقامه بیست رکعت در رمضان نصب فرمود، استدلال کرده اند. 21





2 ـ محمّد بن نصر مروزی، مدعای ابن قدامه را نقد کرده که صحابه به بیست رکعت اجماع نموده اند. او گوید: روایات بسیاری در حدّ تواتر از پیامبر خدا رسیده که در رمضان بر یازده رکعت اضافه نمی کردند. پس صحابه چگونه بر خلاف سیره رسول الله اجماع نموده اند؟ پس بهتر آن است که فعل پیامبر ملاک عمل قرار گیرد. 22





3 ـ قسطلانی گوید: معروف، که اکثریت عمل می کنند، بیست رکعت است با ده سلام و پنج ترویحه (استراحت). بنابراین، هر ترویحه چهار رکعت است با دو سلام به جز وتر که سه رکعت میباشد. و سخن عایشه را که گوید پیامبر(صلی الله علیه و آله) در رمضان و دیگر ماهها بر یازده رکعت نمی افزود، اصحاب حمل به وتر نموده اند...





4 ـ سرخسی گوید: به جز وتر، به نظر ما بیست رکعت است و مالک گوید: سنّت سیوشش رکعت می باشد. 23





5 ـ العینی نیز به اختلاف شدید اقوال در مسأله اشاره کرده است (که به دلیل اختصار، از نقـل آن خـودداری مـی شـود). 24





6 ـ موصلی حنفی گوید: شایسته است در هر شب از ماه رمضان، پس از عشا، امام جماعت پنج ترویحه برای مردم اقامه کند. هر ترویحه چهار رکعت با دو سلام، و میان هر ترویحه مقداری برای استراحت بنشیند و پس از ترویحه پنجم نماز وتر را به جای آورد. ابیّ بن کعب چنین کرد و این روش مردم حرمین (مکّه و مدینه) بوده است. 25





7 ـ بغوی گوید: از جمله سنّتها نماز تراویح در ماه رمضان است که عدد آن بیست رکعت است با ده سلام. 26





8 ـ ماوردی نیز بیست رکعت را با پنج ترویحه برگزیده است. 27





9 ـ الجزیری نیز بیست رکعت را برگزیده به جز نماز وتر. 28





از مجموع این سخنان استفاده می شود که قول به بیست رکعت در نزد اهل سنّت اجماعی است; چنانکه ابن قدامه و دیگران ادعا کرده اند و رأی جمهور (اکثریت) است چنانکه عسقلانی مدعی شد. و همان است رأی ابوعبدالله، نوری، ابوحنیفه و شافعی و حنبلیها که ترمذی از اکثر اهل علم نقل کرده و همین منقول است از علی(علیه السلام) و عمر و سایر صحابه و تابعین; مانند اعمش و ابن ابیملیکه و حارث همدانی و اهل کوفه و...


20. المغنی، ج2، ص167


21. نکـ: المغنی، ج2، ص167; السنن الکبری، ج2، ص699، وافزوده اسناد این روایت ضعیف است.


22. حاشیه المغنی، ج2، ص167


23. المبسوط، ج2، ص145


24. عمدة القاری، ج11، ص127 و...


25. الاختیار، ج1، ص95


26. التهذیب فی فقه الشافعی، ج2، ص368


27. الحاوی الکبیر، ج2، ص368


28. نکـ: عمدة القاری، ج11، ص127 و...

السيد الاميني
Monday 6 October 2008, 12:52PM
آرای فقهای امامیّه


مشهور نزد امامیه هزار رکعت در ماه رمضان است که در هر شب بیست رکعت تا شب بیستم و سی رکعت در شبهای دهه آخر خوانده میشود، با تفصیلی که در کتب فقهی آمده است. در اینجا به نقل گفتار سیّد مرتضی، شیخ طوسی، حلبی، حلّی، نراقی، عاملی و طباطبایی بسنده می کنیم:





1 ـ سیّد مرتضی گوید: «عقیده امامیّه در ترتیب نوافل ماه رمضان این است که هر شب بیست رکعت بخواند، هشت رکعت پس از نماز مغرب، دوازده رکعت پس از نماز عشا و چون شب نوزدهم رسد صد رکعت و در شب بیستم همان بیست رکعت و شب بیستویکم صد رکعت و در شب بیست و دوم سی رکعت، هشت رکعت آن را پس از مغرب و بقیه را پس از عشا. 29





2 ـ شیخ طوسی گوید: طول ماه رمضان هزار رکعت، افزون بر نافله های سایر ماهها بخواند. در بیست شب اوّل، هر شب بیست رکعت، هشت رکعت میان مغرب و عشا و دوازده رکعت پس از عشا و در دهه آخر هر شب سی رکعت و در شبهای نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوّم هر شب صد رکعت. 30





3 ـ ابوالصلاح حلبی نیز به همان ترتیب فرموده است. 31





4 ـ ابوالحسن حلبی، گفته است: علاوه بر نوافل یومیه، در ماه رمضان هزار رکعت خوانده شود; به این ترتیب که از شب اوّل تا شب پانزدهم بیست رکعت در هر شب و پس از آن بر بیست رکعت بیفزاید. 32





5 ـ علاّمه حلّی نیز هزار رکعت در ماه، هر شب بیست رکعت تا شب بیستم و از آن پس سی رکعت را فرموده است. 33





6 ـ فاضل نراقی، هزار رکعت را اجماعی دانسته و در ترتیب آن دو صورت را مطرح نموده است:





الف: در هر شب بیست رکعت، هشت رکعت پس از مغرب و دوازده رکعت پس از عشا ـ یا به عکس ـ و در دهه آخر هر شب ده رکعت بیفزاید و در شبهای قدر صد رکعت بیفزاید.





ب: همان ترتیب، مگر آنکه در شبهای قدر به صد رکعت اکتفا کند. 34





7 ـ سیّد عاملی گوید: در هر شب بیست رکعت و این اجماعی است، همانگونه که در انتصار و خلاف و کشف اللثام و منتهی آمده است. 35





8 ـ سیّد طباطبایی، با اشاره به اختلاف روایات، اجماع فقها را بر استحباب هزار رکعت، افزون بر نوافل دیگر آورده است. وی اشاره به قول صدوق نموده که گفته است: در رمضان زاید بر نوافلِ دیگر ماهها نافلهای نیست، آن را قول شاذّ دانسته 36 و کیفیت انجام آن را به ترتیب سابق ذکر کرده است. 37





همانگونه که پیشتر گفته شد، کلام صدوق در فقیه دالّ بر عدم مشروعیّت نیست بلکه تأکید آن بر استحباب را نفی میکند و به طور صریح آورده است: عمل به آنچه در روایات وارد شده. 38





اقوال مخالف در مسأله تراویح


در برابر آنچه جمهور فقهای عامّه به سنّت بودن بیست رکعت تراویح قائل اند، برخی آن را انکار کرده اند:





1 ـ کحلانی مؤلّف «سبل السلام» آن را مورد انکار قرار داده، می گوید: روایت صحیحی درباره آن نرسیده و تنها یازده رکعت در روایت صحیح آمده است و آنچه عمل میشود (بیست رکعت) بدعت می باشد، شوکانی نیز در نیل الأوطار راه کحلانی را پیموده است.


کحلانی در عین حال جماعت خواندن نافله را انکار نکرده وبه عمل عمر استناد کرده است که چون دید مردم متفرّق به نماز ایستاده اند، آنها را به جماعت فراخواند. و سپس به روایتی که عامّه از پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل می کنند که «بر شما باد به سنّت من و سنّت خلفای راشدین بعد از من» اشاره کرده و می گوید: مقصود از سنّت خلفا راه و روش پیامبر در برابر دشمنان اسلام و تقویت شعائر دین و امثال آن است. و می افزاید این حدیث هر خلیفه راشدی را شامل است و به شیخین (ابوبکر و عمر) اختصاص ندارد و این از قواعد شریعت است که خلیفه راشد حقّ ندارد طریق های را بر خلاف سیره پیامبر(صلی الله علیه و آله) بنیانگذاری کند. حتّی عمر که خود مؤسس جماعت نافله در شبهای رمضان بود، آن را بدعت نامید و نگفت سنّت است. افزون بر این، صحابه در موارد مختلفی با شیخین مخالفت نموده اند و این نشانه آن است که آنها حدیث مذکور را دالّ بر سنّت بودن تراویح ندانسته اند. 39





2 ـ شوکانی بر این باور است که: از روایات این باب مشروعیّت نافله در رمضان به جماعت و یا فرادی استفاده می شود، بنابراین منحصر نمودن آن به تراویح و عدد معین و با قرائت بخصوص از سنّت دلیلی ندارد. 40





3 ـ علاّمه مجلسی گوید: از روایات اهل سنّت بر میآید که پیامبر بیست رکعت به عنوان تراویح اقامه نکردند بلکه سیزده رکعت بجا میآوردند و روایات آنها نیز هیچگونه دلالتی بر استحباب بیست رکعت ندارد تا چه رسد به جماعت خواندن آن، هر چند بهترین عبادت است و کم یا زیاد آن مانعی ندارد امّا قول به استحباب عدد خاصّ و در وقت مخصوص و به شیوهای خاص، بدعت و گمراهی است در حالیکه سنّتی که آنها (عامّه) روایت می کنند به صورت مؤکّد است و با عنوان شعائر دین تراویح را بپا می دارند. 41





نماز تراویح با جماعت، بدعتی از خلیفه دوم


ظاهر پاره ای نصوص این است که نخستین کسی که جماعت در نافله رمضان را سنّت کرد، عمربن خطاب بود و در زمان پیغمبر(صلی الله علیه و آله) و دوره خلافت ابوبکر چنین چیزی وجود نداشت. امّا عمر با استحسان به این امر رأی داد ومردم را بدان ترغیب کرد و خود معترف بود که این بدعت است امّا می گفت بدعت خوبی است! و خود به آن ملتزم نبود و در خانه فرادی می خواند. به این مطلب قسطلانی و قلقشندی و ابن قدامه و دیگران تصریح کرده اند که سخنانشان را خواهیم دید.





روایت بخاری


ابن شهاب از عروة بن زبیر، از عبدالرحمان بن عبدالقاری نقل کرده که گفت: شبی از شبهای رمضان با عمربن خطاب به مسجد رفتیم، مردم متفرق بودند و هرکس برای خود نماز می خواند و بعضاً مردی با اقوام خود به نماز مشغول بود. عمر چون این بدید گفت: به عقیده من اگر اینها را با یک امام گرد آوریم بهتر است. و در پی این تصمیم ابیّبن کعب را به امامت گماشت. شب دیگر به اتفاق به مسجد رفتیم و مردم به جماعت نماز می خواندند، عمر گفت: «نعم البدعة هذه» این بدعت خوبی است! البته نمازی که پس از خوابیدن بخوانند; یعنی آخر شب از اینکه اوّل شب اقامه شود بهتـر خـواهـد بـود.» 42





علمای عامّه چه می گویند


1 ـ قسطلانی می گوید: این نماز را عمر بدعت نامید; زیرا پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور نداده بود که به جماعت بخوانند و همچنین در عهد ابوبکر، در اوّل شب نبود و همه شب اقامه نمی شد و عدد رکعات آن این مقدار نبوده است. 43





2 ـ ابن قدامه گفته است: تراویح را به عمر نسبت دادهاند; زیرا مردم را مأمور ساخت با ابیّبن کعب به جماعت بخوانند و او چنین کرد. 44





3 ـ العینی گوید: عمر آن را بدعت نامید; چرا که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) آن را سنّت نکرد و در زمان ابوبکر نیز بدان عمل نمیشد. او میافزاید: بدعت دو گونه است; اگر زیر عنوان عمل پسندیده در شریعت باشد بدعت نیکو است واگر ناپسند باشد بدعت ناپسند است. 45





نگارنده گوید: خواهیم گفت که بدعت یک نوع بیش نیست و آن هم ضلالت است وحرام.





4 ـ قلقشندی گوید: یکی از ابتکارات عمر این بود که نماز تراویح را برای نخستین بار در ماه رمضان سنّت کرد و مردم را به اقامه آن با امام واحد فراخواند و این در سال چهاردهم هجرت بود. 46


الباصی، سیوطی، سکتواری و دیگران نیز گفته اند: اوّلین کسی که تراویح را سنّت نمود عمربن خطاب بود و نیز تصریح کرده اند که اقامه نوافل به جماعت در ماه رمضان از بدعت های عمر است. 47


ابن سعد و طبری و ابن اثیر گفته اند: این موضوع در سال چهاردهم بود و در مدینه برای مردم و امام قرار داد یکی برای مردان و دیگری برای زنان. 48


الباصی، ابن التین، ابن عبدالبرّ، کحلانی و زرقانی نیز همین مطلب را گفته اند و کحلانی درباره این سخن عمر که گفت: این بدعت خوبی است، میگوید: بدعت هیچ گاه پسندیده نیست بلکه همواره گمراهی و ضلالت است. 49


اینها بخشی است از گفتار فقهای فریقین در مسأله تراویح و همین هاست که موجب شده است در مشروعیت آن به بحث بپردازند.





حکم جماعت در نافله رمضان


همانگونه که ملاحظه کردیم، در دوران پیامبر(صلی الله علیه و آله) نوافل رمضان به جماعت تشریع نشده و خلیفه دوم آن را اختراع کرده است و همین امر منشأ اختلاف فقهای اسلام شده است. امامیّه مشروعیّت آن را به استناد دلائل محکم رد کرده اند و متأسفانه برخی از عامّه موضع شیعه را نفهمیده و تصوّر کرده اند اصل مشروعیّت نافله مورد انکار آنها است، در حالی که چنین نیست. آنچه مردود است جماعت خواندن نافله است نه اصل نافله; چرا که به اعتراف خلیفه دوّم بدعت است.


برخی از عامّه نیز نظری موافق و نزدیک به امامیّه دارند; مانند شافعی که جماعت خواندن نافله را مکروه دانسته و برخی دیگر گفته اند بهتر است فرادی و در خانه خوانده شود. بنابراین مسأله مورد اتّفاق علمای عامّه نیست هر چند اکثریت به مشروعیّت جماعت قائل شده اند.

السيد الاميني
Monday 6 October 2008, 12:53PM
رای فقهای عامّه


1 ـ عبدالرزاق از ابن عمر نقل کرده که گفت: نماز نافله در ماه رمضان به جماعت خوانده نشود. 50


و نیز از مجاهد ـکه گفت مردی نزد ابن عمر آمد و گفت در رمضان جماعت می خوانمـ پرسید آیا قرائت میخوانی، پاسخ داد: آری، گفت: آیا همچون حمار سکوت میکنی! برو در خانه ات نماز بخوان. 51





2 ـ سرخسی از شافعی نقل کرده که گفت: مانعی نیست هر نمازی به جماعت خوانده شود; چنانکه مالک گفته و قائل به استحباب آن شده است، امّا به نظر ما مکروه است.


سرخسی می افزاید: شافعی نافله را به فریضه قیاس گرفته است، در حالی که به نظر ما اصل در نوافل پنهان داشتن و پرهیز از ریا و خودنمایی است. به عکس فرایض که اصل در آنها اعلان است و جماعت چنین ویژگی را دارد. 52


و نیز در فصل دوم کتاب خود گوید: طحاوی از معلی و ابو یوسف و مالک نقل کرده که گفته اند: حتّیالامکان در خانه اقامه کند. و شافعی گوید: تراویح به صروت فرادی افضل است; زیرا دور از تظاهر است. عیسی بن ابان و بکار بن قتیبه و مزنی از شافعیه و احمد بن علوان قائل به افضل بودن جماعتاند مطابق مشهور اکثریّت علما.


سرخسی سپس به حدیث اباذر استناد کرده، می گوید: گروهی از اهل بدعت منکر جواز اقامه آن به جماعت در مسجد شده اند ولی چون این شعار اهل سنّت است لذا از شعائر اسلامی به حساب می آید! 53





در حاشیه سخن سرخسی


نگارنده گوید: نمی دانم سرخسی به چه کسی گوشه می زند و کدامین را نکوهش می کند! و مقصود او از اهل بدعت کیست؟ با اینکه خلیفه (عمر) گفت: این بدعت خوبی است! و شافعی قائل به کراهت جماعت است و آن را اصل در نوافل دانسته یا اینکه به امثال بغوی گوشه میزند که قائل به افضل بودن انفراد است و به عمل و سیره پیامبر استناد کرده که فرمود: «در خانه هایتان نماز بخوانید». یا بر امامیّه تعریض می زند که قائل به عدم مشروعیت جماعت نوافل در مواردی هستند که دلیل وجود ندارد؟!


و بالأخره چرا اقامه نافله به جماعت، شعار اهل سنّت شده؟ با اینکه عمر اقرار به بدعت بودنش دارد و خود او ترجیح میداد تنها بخواند و در عهد پیامبر خوانده نشد و نیز در خلافت ابوبکر و بخشی از دوران عمر و گروهی از اعلام و بزرگان اهل سنّت چون مالک و ابو یوسف و برخی شافعیه به پیروی او، قائل به کراهت اند، آیا اینها به زعم سرخسی اهل سنّت نیستند که شعار اهل سنّت (جماعت تراویح) را ترک کرده اند! 54


اگر پیامبر آن را شعار اسلام و سنّت قرار نداد و صحابه نیز آن را شعار سنّت نشناختند، چگونه و به چه دلیل و از کجا این شعار سنّت شد؟ تا عامل امتیاز آنها از سایر مذاهب باشد؟ آیا این از مصادیق بارز بدعت نیست؟


به علاوه، چگونه میتوان چنین بدعتی را به جماعت در فرائض قیاس کرد، با اینکه مشروعیت جماعت در فرایض جای سخن نیست! باری، منشأ تشریع جماعت در تراویح، رأی شخصی و اجتهاد بدون دلیل و صرفاً استحسان است; چرا که خلیفه دوم گفته است: به نظر من اگر یک امام با این جماعت نماز بخواند بهتر خواهد بود! و جز این مستندی ندارد.


موصلی، بغوی، قسطلانی و دیگر فقهای عامه نیز به بحث در باره این موضوع پرداخته و دیدگاههای مختلفی ابراز کرده اند; از جمله قسطلانی با نقل قول برخی فقها در افضلیت اقامه نافله در خانه و به صورت فرادی، آن را مستند به فعل رسول الله(صلی الله علیه و آله) نموده که آن حضرت در خانه و فرادی به جا می آوردند و اعتراف عمر را نیز به همین ترتیب آورده و اختیار این قول را به مالک و ابویوسف و برخی شافعیه نسبت داده و از زهری نقل کرده که می گفت رسول خدا درگذشت و سیره بر این جاری بود که نافله را هر کسی در خانه اش فرادی بخواند تا اینکه عمر آمد و مردم را توصیه کرد که با ابیّبن کعب به جماعت برگزار کنند و این شیوه بعد از آن معمول گردید. 55


همچنین شوکانی از قول مالک و ابو یوسف و برخی شافعیه و دیگران نقل کرده که گفته اند: افضل فرادی و انجام نافله در خانه است، به دلیل قول رسول الله که فرمود: «افضل صلوة المرء فی بیته إلاّ المکتوبة.»، افضل این است که شخص نماز خود را در خانه بخواند بجز نمازهای واجب. شوکانی اضافه می کند که این حدیث مورد اتفاق است و این در حالی است که عترت (اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه وآله)) نیز گفتهاند که جماعت خواندن نافله بدعت است. 56





فتوای علمای امامیّه


عموم فقهای امامیه با جماعت خواندن نافله را بدعت می دانند; از جمله آنها سیّدمرتضی است که میگوید: امّا تراویح، بدون شبهه بدعت است، همانگونه که در روایت نبوی است که فرمود:


«أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ الصَّلاةَ بِاللَّیْلِ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ مِنَ النَّافِلَةِ فِی جَمَاعَة بِدْعَةٌ» .


«مردم! نماز نافله شب را در ماه رمضان به جماعت خواندن بدعت است.» 57


و روایتی نیز هست که عمر در یکی از شبهای ماه رمضان وارد مسجد شد، دید چراغها را برای نماز جماعت روشن کرده اند. پرسید: قضیّه چیست؟ گفتند: مردم برای نماز مستحبی اجتماع کرده اند. عمر گفت: «بِدْعَةٌ فَنِعْمَةِ الْبِدْعَة»; «بدعت است امّا بدعت خوبی است!»


چنانکه ملاحظه می کنیم عمر به بدعت بودنش معترف بود و از قول نبی اکرم(صلی الله علیه وآله)است که فرمود: «کُلُّ بِدْعَة ضَلالَةٌ»; «هر بدعتی گمراهی است». روایت دیگری در این خصوص وجود دارد که مردم کوفه در مسجد اجتماع کرده بودند و از امیرمؤمنان، علی(علیه السلام)خواستند کسی را به امامت برگزیند تا نافله ماه رمضان را با وی اقامه کنند و حضرت آنان را نکوهش کرد و فرمود: این خلاف سنّت است. 58


سیّد مرتضی (از فقهای امامیّه) نیز میگوید: ادّعای قاضی القضاة که نافله گزاری با جماعت، در ماه رمضان، در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) وجود داشته و سپس آن حضرت ترک نموده است، مغالطهای بیش نیست; چرا که ما نافله ماه رمضان را به صورت فرادی منکر نیستیم بلکه جماعت خواندن آن را قبول نداریم و اگر کسی مدعی شود که پیامبر(صلی الله علیه و آله) در زمان خود به جماعت خواندند، این ادعا نوعی زورگویی است که کسی به آن تن نداده است و اگر چنین بود، عمر نمی گفت: «إِنَّها بِدْعَةٌ»; «این یک بدعت است.»


سیّد مرتضی، همچنین می فرماید: «به نظر میرسد که امامیّه در ممنوعیّت اقامه جماعت در نافله های ماه رمضان منفرداند و آن را ناپسند می دانند و بیشتر فقهای عامّه نیز با این رأی موافق می باشند.


معلی از ابویوسف نقل می کند که گفت: اگر کسی بتواند در ماه رمضان نافله را در خانه خود اقامه کند، همانگونه که امام می خواند، به نظر من بهتر آن است که چنین کند.


مالک نیز می گوید: ربیعه و بسیاری از علمای ما، هنگامی که نافله به جماعت اقامه می شد مسجد را ترک می کردند و با جماعت نماز نمی خواندند و من نیز چنین میکردم; چرا که پیامبر نافله را جز در خانه اقامه نکرد.


شافعی هم می گوید: به نظر من نماز فرادی در نافله رمضان بهتر است.


اینها مطالبی است که طحاوی در کتاب «الاختلاف» نقل کرده است. بنابراین، موافقین امامیّه در این مسأله بیشتر از مخالفان هستند.


دلیل ما در این مسأله، یکی «اجماع» است و دیگری «طریق احتیاط»; زیرا کسی که در خانه فرادی بخواند به اجماع همه نه بدعت گذار است و نه گنهکار، در حالیکه اقامه آن به جماعت، مظنّه گناه و بدعت می باشد.


سیّد مرتضی سپس میافزاید: عمر نیز خود معترف بود که خلاف سنّت است و حکم بدعت را دارد و خود آنها (عامّه) روایت میکنند که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود: «کُلُّ بِدْعَة ضَلالَةٌ وَ کُلُّ ضَلالَة فِی النَّارِ»; «هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش جای دارد.» 59


موضوع تراویح در اصل مقاله، با بحثهای روایی و فقهی دنبال شده و دلائل روایی بسیاری، از منابع امامیّه، در خصوص بدعت بودن تراویح نیز آمده است. همچنین جرح و تعدیل دلایل فریقین در مسأله مورد بحث، همچنان ادامه دارد که خوانندگان را به مطالعه اصل مقاله توصیه می کنیم و برای ترجمه و تلخیص همین مقدار را کافی می دانیم.


30. الخلاف، ج1، ص530 مسأله 459


31. الکافی فی الفقه، ص159


32. اشارة السبق، ص105


33. قواعد الأحکام.


34. مستند الشیعه، ج6، ص379


35. مفتاح الکرامه، ج3، ص255


36. من لا یحضره الفقیه، ج2، ص139


37. ریاض المسائل، ج4، ص197. نکـ: جواهر الکلام، ج12، ص187


38. نکـ: حدائق، ج1، ص509


39. نکـ: سبل السلام، ج2، ص11


40. نیل الأوطار، ج3، ص53


41. نکـ: بحار الأنوار، ج29، ص15


42. بخاری، ج1، ص342; عبدالرزاق، ج4، ص258


43. ارشاد الساری، ج4، ص657


44. المغنی، ج2، ص166


45. عمدة القاری، ج11، ص126


46. مآثر الانافه فی معالم الخلافه، ج2، ص337


47. محاضرات الاوائل، ص149 و شرح المواقف.


48. طبقات ابن سعد، ج3، ص281; تاریخ طبری، ج5، ص22; کامل، ج2، ص41; تاریخ عمربن خطاب ابن جوزی، ص52


49. نکـ: سبل السلام، ج2، ص10; بدایة المجتهد، ج1، ص210 و شرح فرقانی و...


50. المصنف، ج5، ص264


51. همان.


52. المبسوط، ج2، ص144


53. همان، ج2، ص145


54. علاّمه حلّی گوید: جماعت در نمازهای فریضه است نه مستحب، جز نماز استسقا و عیدین. تذکرة الفقهاء، ج4، ص235


55. ارشاد الساری، ج4، صص661 ـ 654


56. نیل الاوطار 3 / 50; مستند الامام زید، الهامش 139


57. منلایحضرهالفقیه، ج2، ص137، باب الصلاة فی شهر رمضان


58. تلخیص الشافی، ج1، ص193


59. الإنتصار، ص55

تألیف: نجم الدین الطبسی

سجودی
Monday 6 October 2008, 01:51PM
این قوم جز کپی کردن ایراد های مغرضان هنری ندارند اما برای آنها که دنبال دانستن حقایق هستند دانستن این نکات لازم است:
1 - پیامبر 5 شب نماز تراویح را با جماعت و در مسجد خواندند اما برای اینکه مبادا بر امت مثل نماز 5 گانه واجب شود همه شبها نخواندند
2 - پیامبر ، کار کسانی که حافظ قران نبودند و پشت سر یک حافظ قران، تراویح خواندند را ستود
3 - عمر به این کار نظم و ترتیبی داد اما آن را فرض و واجب نکرد حالا اگر کسی ترتیب عمر را قبول نکند خب نکند ! هیچکس به او اعتراض نمیکند

گفتم این قوم فقط کامپیوتر وار کپی میکنند ؟!!
یک ایراد مطرح کردند که تراویح بدعت عمر است
گفتم نه این سنت رسول است هم خودشان خواندند هم کار تراویح خوانان را ستودند
درست این بود اینها از من دلیل میخواستند که پیامبر این کار را کرده و ستوده و می پرسیدند در کجا نوشته
اما اونها فقط تکرار مکرارات را به یاد دارند این پرسش را در سایت های مغرض به اونها یاد ندادند!!
ببین چند صفحه را سیاه کردند !!!!!! فقط کپی کردند!!!
////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
اما بدعت مذموم ان است ک ما آنرا اجباری کنیم یا انجام آنرا ثواب بدانیم یا شکل را تغییر دهیم و یا و یا و یا ...........
تراویح عمر از این بدعت ها خالی است نه اجباری است نه ثواب خاصی برایش قاییلیم و نه شکل نماز را تغییر دادیم و نه و نه ونه ......
این مثل ابداع یک روش نو برای حفظ قران است برای راحتی کار است
این بدعت حسنه است
آیا نمیبینید ؟!!!! نه نمیبینید تا عینک کینه و بغض به چشم دارید نه نمیبینید

اسلام راستين
Monday 6 October 2008, 02:13PM
نماز خواندن و تسبیح و ... هم اگر بجز دستور خدا باشد میشود شیطانی !


پس روضه خواني نوحه خواني سينه زني زنجير زني قمه زني قبر پرستي ...وثواب هاي فراوان براي آنها قائل شدن همگي دستور خداست!!!!:(

السيد الاميني
Monday 6 October 2008, 03:46PM
و بالأخره چرا اقامه نافله به جماعت، شعار اهل سنّت شده؟ با اینکه عمر اقرار به بدعت بودنش دارد و خود او ترجیح میداد تنها بخواند و در عهد پیامبر خوانده نشد و نیز در خلافت ابوبکر و بخشی از دوران عمر و گروهی از اعلام و بزرگان اهل سنّت چون مالک و ابو یوسف و برخی شافعیه به پیروی او، قائل به کراهت اند، آیا اینها به زعم سرخسی اهل سنّت نیستند که شعار اهل سنّت (جماعت تراویح) را ترک کرده اند!


اگر پیامبر آن را شعار اسلام و سنّت قرار نداد و صحابه نیز آن را شعار سنّت نشناختند، چگونه و به چه دلیل و از کجا این شعار سنّت شد؟ تا عامل امتیاز آنها از سایر مذاهب باشد؟ آیا این از مصادیق بارز بدعت نیست؟


به علاوه، چگونه میتوان چنین بدعتی را به جماعت در فرائض قیاس کرد، با اینکه مشروعیت جماعت در فرایض جای سخن نیست! باری، منشأ تشریع جماعت در تراویح، رأی شخصی و اجتهاد بدون دلیل و صرفاً استحسان است; چرا که خلیفه دوم گفته است: به نظر من اگر یک امام با این جماعت نماز بخواند بهتر خواهد بود! و جز این مستندی ندارد

puyan
Monday 6 October 2008, 04:20PM
پس روضه خواني نوحه خواني سينه زني زنجير زني قمه زني قبر پرستي ...وثواب هاي فراوان براي آنها قائل شدن همگي دستور خداست!!!!:(

سلام

چیزهای بی ربطی که شما درباره شیعیان توهم کرده اید (قبر پرستی)موضوع سخن ما نیست . این توهم زائیده محمد بن عبدالوهاب است که به گفته سنیان گویی او را در قبرستان به دنیا آورده اند که اینچنین همه باورهایش در اطراف قبرستان میچرخد .

اما اگر آمادگی بحث داشته باشید درباره موضوعات مورد سوال شما که در اعمال شیعیان دیده میشود و همگی دارای توضیحات و استدلال های منطقی و شرعی (هر دو ) است به بحث میپردازیم .

ضمنا تکرار میکنم تاپیک پاسخی به مدعی درباره اعتقادات افرادیست که ظاهرا شما مدافع آنها هستید . آیا میتوانید از باورهایی که از آنها آموخته اید دفاع کنید ؟

متشکرم

puyan
Monday 6 October 2008, 04:29PM
گفتم این قوم فقط کامپیوتر وار کپی میکنند ؟!!
یک ایراد مطرح کردند که تراویح بدعت عمر است
گفتم نه این سنت رسول است هم خودشان خواندند هم کار تراویح خوانان را ستودند
درست این بود اینها از من دلیل میخواستند که پیامبر این کار را کرده و ستوده و می پرسیدند در کجا نوشته
اما اونها فقط تکرار مکرارات را به یاد دارند این پرسش را در سایت های مغرض به اونها یاد ندادند!!
ببین چند صفحه را سیاه کردند !!!!!! فقط کپی کردند!!!
////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
اما بدعت مذموم ان است ک ما آنرا اجباری کنیم یا انجام آنرا ثواب بدانیم یا شکل را تغییر دهیم و یا و یا و یا ...........
تراویح عمر از این بدعت ها خالی است نه اجباری است نه ثواب خاصی برایش قاییلیم و نه شکل نماز را تغییر دادیم و نه و نه ونه ......
این مثل ابداع یک روش نو برای حفظ قران است برای راحتی کار است
این بدعت حسنه است
آیا نمیبینید ؟!!!! نه نمیبینید تا عینک کینه و بغض به چشم دارید نه نمیبینید

سلام
جناب سجودی

چگونه است که شما بدون توجه به سوال من که در آن از شما مدارک ادعایتان را خواسته بودم میگویید که از ما دلیل نمیخواهند ؟!

آیا این کار شما به معنی پاسخ دادن بدون خواندن نوشته مخاطب نیست ؟

یک بار دیگر شما را به مطالعه ارسال قبلی خود دعوت میکنم :

سلام

جناب سجودی

این قوم جز کپی کردن ایراد های مغرضان هنری ندارند

دوست گرامی ، امروزه بازیگری هم نوعی هنر تلقی میگردد !
اجازه میدهید که ما هم اعلام کنیم که از هنرمندی شما باخبریم ؟


1 - پیامبر 5 شب نماز تراویح را با جماعت و در مسجد خواندند اما برای اینکه مبادا بر امت مثل نماز 5 گانه واجب شود همه شبها نخواندند
2 - پیامبر ، کار کسانی که حافظ قران نبودند و پشت سر یک حافظ قران، تراویح خواندند را ستود 3 - عمر به این کار نظم و ترتیبی داد اما آن را فرض و واجب نکرد حالا اگر کسی ترتیب عمر را قبول نکند خب نکند ! هیچکس به او اعتراض نمیکند

اولا : این یک ادعاست . باید اسناد مورد ادعا را بیاورید .
ثانیا : اسنادتان معتبر نیست به دو دلیل :

1- خود عمر کارش را بدعت دانسته است و بدعت یک اصطلاحی است که معنی خودش را دارد .
2- امیرالمومنین علیه السلام با اقامه تراویح سنیان به شدت مقابله و برخورد نمودند .
3- مردم آن عصر این نماز را به عمر نسبت میدادند نه به رسول خدا !

موضوعی که خود عمر آن را بدعت بنامد معلوم است که در زمان پیامبر سنت نبوده است و از طرفی امیرالمومنین علیه السلام با مخالفت شدیدشان با این نماز نشان دادند که این عمل سنت پیامبر نبوده است . و مردم در برابر امیرالمومنین نگفتند چرا سنت رسول خدا را تعطیل میکنی ، بلکه گفتند این سنت عمر است !


4 - اما خودمانیم گوش دادن به تمام قران پشت سر یک حافظ قران در سی شب ماه رمضان کاری لذت آور و عظیم است خصوصآ که در دوران این قران خوانی 1220 بار سجده هم کنی و 600 رکعت نماز هم بخوانی

شما را به یاد سجده چندهزار ساله شیطان می اندازم که میخواست عوض سجده بر آدم انجام دهد ! و خدا بخاطر همین نگرش شیطانی اش او را رجیم نامید .


5 - شیعه ها در شبهای رمضان یا علی یا علی میگویند و الله را در حاشیه قرار میدهد در حیرتم از صبر الله که چرا در شب قدر ، کوه ها را بر سر اینها نمیکوبد

خدا را شاکریم که به ما توفیق داد او را به ذکر الله بخوانیم و او را به اسمائش صدا بزنیم و بخوانیم .
و خدا را شاکریم که بجای پرستش او به پرستش الفاظ و کلمات مشغول نشدیم . با این اوصافی که شما بیان میکنید گویی به کلمه الله بیش از صاحب کلمه الله ارادت دارید .

اما درباره سوال پایانی شما :
شاید پاسخ خود را در این آیه بجویید
ان الله لیس بظلام للعبید

اگر قرار شد روزی خداوند بندگان مطیع خود را عذاب کند شیعیان را عذاب خواهد کرد !

اما از سوی دیگر ما شیعیان از آزادی عمل مخالفان دین خدا متحیر نیستیم چرا که میدانیم خداوند فرموده که به آنها مهلت خواهد داد .

متشکرم

yamahdi
Monday 6 October 2008, 07:40PM
گفتم این قوم فقط کامپیوتر وار کپی میکنند ؟!!
یک ایراد مطرح کردند که تراویح بدعت عمر است
گفتم نه این سنت رسول است هم خودشان خواندند هم کار تراویح خوانان را ستودند
درست این بود اینها از من دلیل میخواستند که پیامبر این کار را کرده و ستوده و می پرسیدند در کجا نوشته
اما اونها فقط تکرار مکرارات را به یاد دارند این پرسش را در سایت های مغرض به اونها یاد ندادند!!
ببین چند صفحه را سیاه کردند !!!!!! فقط کپی کردند!!!
////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
اما بدعت مذموم ان است ک ما آنرا اجباری کنیم یا انجام آنرا ثواب بدانیم یا شکل را تغییر دهیم و یا و یا و یا ...........
تراویح عمر از این بدعت ها خالی است نه اجباری است نه ثواب خاصی برایش قاییلیم و نه شکل نماز را تغییر دادیم و نه و نه ونه ......
این مثل ابداع یک روش نو برای حفظ قران است برای راحتی کار است
این بدعت حسنه است
آیا نمیبینید ؟!!!! نه نمیبینید تا عینک کینه و بغض به چشم دارید نه نمیبینید

من روایت از صحیح بخاری نوشته ام که سنی ها کتابش را صحیح و احادیثش را قبول دارند . شما ابتدا بر آن پاسخ دهید .

" صحيح بخاري نقل مي کند: ابن شهاب از عروة بن زبير، از عبدالرحمان بن عبدالقاري نقل کرده که گفت: شبي از شبهاي رمضان با عمربن خطاب به مسجد رفتيم، مردم متفرق بودند و هرکس براي خود نماز مي خواند و بعضاً مردي با اقوام خود به نماز مشغول بود. عمر چون اين بديد گفت: به عقيده من اگر اينها را با يک امام گرد آوريم بهتر است. و در پي اين تصميم ابيّبن کعب را به امامت گماشت. شب ديگر به اتفاق به مسجد رفتيم و مردم به جماعت نماز مي خواندند، عمر گفت: «نعم البدعة هذه» اين بدعت خوبي است! "

اسلام راستين
Tuesday 7 October 2008, 08:04AM
چیزهای بی ربطی که شما درباره شیعیان توهم کرده اید (قبر پرستی)موضوع سخن ما نیست .

شما اول بفرماييد اين سينه زني ها روضه خواني ها وزنجير زني ها و......بدعت هست يا نه اصل اسلام است تا به پردازيم به بقيه مسائل؟؟؟؟؟

puyan
Tuesday 7 October 2008, 11:14AM
شما اول بفرماييد اين سينه زني ها روضه خواني ها وزنجير زني ها و......بدعت هست يا نه اصل اسلام است تا به پردازيم به بقيه مسائل؟؟؟؟؟

سلام
بدعت نیست ،
هر چند میتوانم بگویم اسلامی است اما برای مخالف نیودن شما بدعت نبودنش کافیست . اول بفرمایید شما به چه دلیلی مخالف این امور هستید ؟

اصل اسلام چیست و فرعش کدام است . منظورتان اصول دین است ؟

دوست گرامی همین سوالات یعنی آغاز بحث و جای این سوال ها در این تایک نیست .
در تاپیک سنت عزاداری ، معفول و مشروع میتوانید وارد بحث شوید .

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4113&page=5&highlight=%D3%E4%CA+%DA%D2%C7%CF%C7%D1%26%231740%3B

متشکرم

سجودی
Wednesday 8 October 2008, 08:48AM
سلام
جناب سجودی

چگونه است که شما بدون توجه به سوال من که در آن از شما مدارک ادعایتان را خواسته بودم میگویید که از ما دلیل نمیخواهند ؟!

آیا این کار شما به معنی پاسخ دادن بدون خواندن نوشته مخاطب نیست ؟

یک بار دیگر شما را به مطالعه ارسال قبلی خود دعوت میکنم :
اولا : این یک ادعاست . باید اسناد مورد ادعا را بیاورید .
ثانیا : اسنادتان معتبر نیست

شما از من دلیل نخواستید
بلکه نوشته شما این معنی را دارد که اگر سند هم نشان دهید باطل است
سند را ندیده باطل اعلام کردید !!!!!

puyan
Wednesday 8 October 2008, 10:24AM
شما از من دلیل نخواستید
بلکه نوشته شما این معنی را دارد که اگر سند هم نشان دهید باطل است
سند را ندیده باطل اعلام کردید !!!!!

سلام
جناب سجودی

من گفتم اسنادی که شما بیاورید (اگر بیاورید ) بجز معارضات حدیثی با مسلیات تاریخ در تناقض است .

شما اگر میتوانید اسنادتان را آنچنان محکم و با قوت انتخاب و عرضه کنید که تمام قرائن حدیثی معارض و تاریخ قطعی را باطل کند . آنوقت ما هم همه آنها را با دقت بررسی خواهیم کرد .

شما از طولانی و حجیم بودن تراویح لذت میبردید و عرض کردم این لذتهای ظاهری طعمه شیطان است باید دلایل شرعی داشته باشید .

بخشی از نوشته قبلی من را دوباره ببینید :

اولا : این یک ادعاست . باید اسناد مورد ادعا را بیاورید .
ثانیا : اسنادتان معتبر نیست به دو دلیل :

1- خود عمر کارش را بدعت دانسته است و بدعت یک اصطلاحی است که معنی خودش را دارد .
2- امیرالمومنین علیه السلام با اقامه تراویح سنیان به شدت مقابله و برخورد نمودند .
3- مردم آن عصر این نماز را به عمر نسبت میدادند نه به رسول خدا !

موضوعی که خود عمر آن را بدعت بنامد معلوم است که در زمان پیامبر سنت نبوده است و از طرفی امیرالمومنین علیه السلام با مخالفت شدیدشان با این نماز نشان دادند که این عمل سنت پیامبر نبوده است . و مردم در برابر امیرالمومنین نگفتند چرا سنت رسول خدا را تعطیل میکنی ، بلکه گفتند این سنت عمر است !


متشکرم

اسلام راستين
Wednesday 8 October 2008, 01:42PM
بدعت نیست ،
هر چند میتوانم بگویم اسلامی است اما برای مخالف نیودن شما بدعت نبودنش کافیست . اول بفرمایید شما به چه دلیلی مخالف این امور هستید ؟





جناب پويان شما هالو گير آورده ايد! از آن طرف ميگوييد نماز خواندن وذكر خدا بدعت است واز اين طرف معتقديد كه امور خرافي وشرك آميز سينه زني وزنجير زني ......بدعت نيست ولابد سنت پيامبر است ودستور خدا!!!!!!!

شما شايد نمي دانيد اصلا بدعت يعني چه؟
واقعا قباحت دارد نماز خواندن بشود بدعت ولي اين گونه امور ضد اسلامي كه نه در كتاب الله ونه سنت رسول الله هست بشود اسلامي!!!!!!!

puyan
Wednesday 8 October 2008, 04:26PM
جناب پويان شما هالو گير آورده ايد! از آن طرف ميگوييد نماز خواندن وذكر خدا بدعت است واز اين طرف معتقديد كه امور خرافي وشرك آميز سينه زني وزنجير زني ......بدعت نيست ولابد سنت پيامبر است ودستور خدا!!!!!!!

شما شايد نمي دانيد اصلا بدعت يعني چه؟
واقعا قباحت دارد نماز خواندن بشود بدعت ولي اين گونه امور ضد اسلامي كه نه در كتاب الله ونه سنت رسول الله هست بشود اسلامي!!!!!!!

سلام
جناب اسلام راستین

در شرایطی که هر کس خودش را بخوبی میشناسد آیا نیازی به معرفی دیگران هست ؟

شما حاضر به بحث درباره سنتهای عزاداری در تاپیک مربوط به خودش نیستید و علاقمندید که ما نادرست بودن آنها را بپذیریم ، چرا ؟ چون شما فرموده اید !

این روش درستی نیست .

دوست گرامی ، عبادت خدا اختراعی نیست ! چه نماز تراویح باشد چه تلاوت در حال رقص باله !

عبادت توفیقی است دقیقا به همان شکلی که خدا گفته نه کمتر و نه بیشتر . و روشن است که عمر در عبادت خدا دخالت کرده و آن را تغییر داده است .

متشکرم

yamahdi
Thursday 9 October 2008, 12:27PM
شما اول بفرماييد اين سينه زني ها روضه خواني ها وزنجير زني ها و......بدعت هست يا نه اصل اسلام است تا به پردازيم به بقيه مسائل؟؟؟؟؟

لطفا موضوع تاپیک را عوض نکنید موضوع مورد نظرتان را در تاپیک جدایی پیگیری نمایید. هرچند که گذشته از درستی یا نادرستی ادعای شما بشیار فرق است بین بدعت خلیفه مسلمین (خلیفه دوم عمر خطاب) و اقرارش با اعمال جمعی از مردم!

بهر حال موضوع تاپیک بدعت عمر و اقرار عمر به آن از کتاب صحیح بخاری که از معتیرترین کتب اهل سنت بوده و احادیثش را صحیح و قبول دارند:


"صحيح بخاري نقل مي کند: ابن شهاب از عروة بن زبير، از عبدالرحمان بن عبدالقاري نقل کرده که گفت: شبي از شبهاي رمضان با عمربن خطاب به مسجد رفتيم، مردم متفرق بودند و هرکس براي خود نماز مي خواند و بعضاً مردي با اقوام خود به نماز مشغول بود. عمر چون اين بديد گفت: به عقيده من اگر اينها را با يک امام گرد آوريم بهتر است. و در پي اين تصميم ابيّبن کعب را به امامت گماشت. شب ديگر به اتفاق به مسجد رفتيم و مردم به جماعت نماز مي خواندند، عمر گفت: «نعم البدعة هذه» اين بدعت خوبي است! "


امیدوارم مدیر تالار نیز عنایت کنند.

اسلام راستين
Saturday 11 October 2008, 06:58AM
:قانون(1):

کاربر اسلام راستین
درج الفاظ و عبارات توهین آمیز نسبت به سایر کاربران و باورهای آنان ، نقض قوانین توافقی ثبت نام است . در صورت ادامه این روند شناسه شما در باشگاه با محدودیت نوشتاری مواجه خواهد شد

puyan
Saturday 11 October 2008, 09:32AM
:قانون(1):

اگر توصیه قرآن در مخاطبه جاهلان ، سلام نبود شما را شایسته سلام نمیدانستم .

سلام

نماز به شکل اختراعی حتی اگر برای خدا هم باشد هر چند نماز است ولی بدعت است وقتی که مطابق دستور خدا و یا ذیل عناوین شرعی قرار نگیرد .

و از سوی دیگر ، حتی امور مباح هم میوانند مورد رضایت و پاداش خداوندی قرار گیرند وقتی ذیل یکی از عناوین شرعی عبادت قرار گیرند .

متشکرم

yamahdi
Wednesday 15 October 2008, 10:39PM
شما اول بفرماييد اين سينه زني ها روضه خواني ها وزنجير زني ها و......بدعت هست يا نه اصل اسلام است تا به پردازيم به بقيه مسائل؟؟؟؟؟

مطرح کردن این سخنان در تاپیک جداگانه ایی باید باشد ولی چون بعنوان جواب آمده است باید به نکته ایی را یادآور شوم. شما گویا متن پیام را دقیق نخوانده اید فلذا مجددا در زیر بیان میشود:

" صحيح بخاري نقل مي کند: ابن شهاب از عروة بن زبير، از عبدالرحمان بن عبدالقاري نقل کرده که گفت: شبي از شبهاي رمضان با عمربن خطاب به مسجد رفتيم، مردم متفرق بودند و هرکس براي خود نماز مي خواند و بعضاً مردي با اقوام خود به نماز مشغول بود. عمر چون اين بديد گفت: به عقيده من اگر اينها را با يک امام گرد آوريم بهتر است. و در پي اين تصميم ابيّبن کعب را به امامت گماشت. شب ديگر به اتفاق به مسجد رفتيم و مردم به جماعت نماز مي خواندند، عمر گفت: «نعم البدعة هذه» اين بدعت خوبي است! "

پس میبینید که گوینده حدیث بخاري است و اقرار کننده به بدعتعمربن خطاب فلذا شما باید از آنان شاکی باشید که چرا این عمل را بدعت دانسته اند و ما ادعا نکرده ایم که شما مسایل دیگر را پیش میکشید.;)


يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُوْلَئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلًا اسرا﴿71﴾
[ياد كن] روزى را كه هر گروهى را با پيشوايشان فرا مى‏خوانيم پس هر كس كارنامه‏اش را به دست راستش دهند آنان كارنامه خود را مى‏خوانند و به قدر نخك هسته خرمايى به آنها ستم نمى‏شود (71)






وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا
احزاب﴿67﴾
و مى‏گويند پروردگارا ما رؤسا و بزرگتران خويش را اطاعت كرديم و ما را از راه به در كردند
(67)