PDA

نمايش نسخه نهائي : آيا كتك زدن ناعادلانه ي زنان در اسلام وجود داره و حق زنان در اين مورد ضايع شده؟


آب و خاك
Saturday 4 October 2008, 04:16PM
خيلي از مدافعين حقوق بشر از اسلام ايرادهايي مي گيرن. يكي از ايراداشونم اينه كه اسلام حقوق زن رو ضايع كرده. چند موردي رو هم مي شمرن ...
من مي خوام اينجا به يكي از اون موارد اشاره كنم و با دوستان در موردش اونقدر بحث و گفتگو كنيم تا به يه نتيجه ي درست برسيم.
موردي كه مي خوام بهش اشاره كنم ، كتك زدن زنان در اسلام هست كه طرفداران حقوق بشر اونو مخالف با انسانيت مي دونن و ... . براي توضيح اين مسأله در اسلام ، بايد كلمه اي رو توضيح بدم :

نُشوز
براي توضيح اين كلمه ( نشوز ) آيه اي از قرآن رو كه در اين مورد هست ، اينجا مي يارم:

آيه ي 34 سوره ي نساء :

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللاَّتي‏ تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبيراً

ترجمه : مردان، قيام كننده به امور زنان هستند. اين به خاطر آن است كه خداوند بعضى را نسبت به بعض ديگر برترى‏هايى داده است و نيز به خاطر آنكه از ثروت خويش خرج كنند بنا بر اين زنان شايسته فرمانبرند و در نبود همسر به آنچه خدا به حفظ آن امر فرموده، حافظ حقوق شوهرند. از آن رو كه خدا هم (حقوق زنان را) حفظ فرموده است. و زنانى كه از نافرمانى آنان (در حقوق همسرى) بيمناكيد بايد نخست آنان را موعظه كنيد و (اگر مطيع نشدند) از خوابگاه آنان دورى گزينيد و (اگر باز مطيع نشدند) آنان را به زدن تنبيه كنيد، چنانچه اطاعت كردند ديگر راهى بر آنها مجوييد، كه همانا خدا بزرگوار و عظيم الشأن است.

براي تفهيم درست تر اين آيه ، قسمت هايي از تفسير الميزان رو براتون اينجا مي يارم :

كلمه (قيم) به معناى آن كسى است كه مسئول قيام به امر شخصى ديگر است، و كلمه (قوام) و نيز (قيام) مبالغه در همين قيام است، و مراد از جمله:" بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ" آن زيادتهايى است كه خداى تعالى به مردان داده، به حسب طاقتى كه بر اعمال دشوار و امثال آن دارند،... ( خودم : و البته منظور خداوند اين نيست كه مردان از زنان برتر هستن ؛ بلكه در مورد توانايي هاي جسمي مردان از زنان برتر هستن ؛ وگرنه تو خيلي از موارد هم زنان از مردان برتر هستن ؛ مثلاً عاطفه ي بيشتري كه دارن و ... و اينجا به نظر مي ياد كه خداوند تنها به برتري مردها اشاره نكرده و منظورش به طور كلي برتري هاي مردان و زنان در موارد جزئي بوده و مي دونيم كه اسلام زنان و مردان رو داراي حقوق مساوي ؛ ولي نامشابه مي دونه ... كه اونم به دليل همين فرق ها و برتري هايي ست كه در موارد مختلف بر همديگه دارن. ) و مراد از جمله:" بما انفقوا" مهريه‏اى است كه مردان به زنان مى‏دهند، و نفقه‏اى است كه همواره به آنان مى‏پردازند.
قيمومت مرد بر زنش به اين نيست كه سلب آزادى از اراده زن و تصرفاتش در آنچه مالك آن است بكند، و معناى قيمومت مرد اين نيست كه استقلال زن را در حفظ حقوق فردى و اجتماعى او، و دفاع از منافعش را سلب كند، پس زن هم چنان استقلال و آزادى خود را دارد، هم مى‏تواند حقوق فردى و اجتماعى خود را حفظ كند، و هم مى‏تواند از آن دفاع نمايد و هم مى‏تواند براى رسيدن به اين هدفهايش به مقدماتى كه او را به هدفهايش مى‏رساند متوسل شود. بلكه معناى قيمومت مرد اين است كه مرد به خاطر اين كه هزينه زندگى زن را از مال خودش مى‏پردازد، تا از او استمتاع ببرد، پس بر او نيز لازم است در تمامى آنچه مربوط به استمتاع و هم‏خوابگى مرد مى‏شود او را اطاعت كند، و نيز ناموس او را در غياب او حفظ كند، و وقتى غايب است مرد بيگانه را در بستر او راه ندهد، و آن بيگانه را از زيبائيهاى جسم خود كه مخصوص شوهر است تمتع ندهد و نيز در اموالى كه شوهرش در طرف ازدواج و اشتراك در زندگى خانوادگى به دست او سپرده و او را مسلط بر آن ساخته خيانت نكند.
" وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ" كلمه" نشوز" به معناى عصيان و استكبار از اطاعت است، و مراد از خوف نشوز اين است كه علائم آن به تدريج پيدا شود، و معلوم گردد كه خانم مى‏خواهد ناسازگارى كند.

فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ" از معناى آيه مى‏دانيم كه بين اين سه علاج ترتيب هست، و مى‏خواهد بفرمايد اول او را موعظه كنيد، اگر موعظه اثر نگذاشت با او قهر كنيد، و رختخوابتان را جدا سازيد، و اگر اين نيز مفيد واقع نشد، او را بزنيد دليل بر اين كه رعايت تدريج و ترتيب لازم است اين است كه ترتيب نامبرده به حسب طبع نيز وسايل گوناگونى از كيفر دادن است، هر كس بخواهد كسى را كيفر كند طبيعتا اول از درجه ضعيف آن شروع مى‏كند، و سپس به تدريج كيفر را شديد و شديدتر مى‏سازد.

" فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا ..."
يعنى اگر در اثر اعمال آن سه راه علاج به اطاعت شما در آمدند، ديگر عليه آنان بهانه‏جويى مكنيد، و با اين كه اطاعت شما مى‏كنند براى اذيت و آزارشان دنبال بهانه نگرديد، و در آخر اين مطلب را تعليل مى‏كند به اين كه" إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبِيراً" و اعلام مى‏دارد به اين كه مقام پروردگارشان على و كبير است، پس از قدرت و تفوقى كه بر زنان خود دارند مغرور نشوند و سوء استفاده ننموده در اثر غرور به آنها ظلم و استعلا و استكبار نكنند، و همواره به ياد علو مقام پروردگارشان باشند.

همونطور كه در تفسير الميزان اومده ، همونطور كه در اسلام در محدوده ي مسائل زناشويي وظايفي بر عهده ي مردان نهاده شده ، وظايفي هم بر عهده ي زنان گذاشته شده. همونطور كه مرد وظيفه داره و بر او واجبه كه نفقه و مهريه ي زن رو بپردازه ، بر زن هم واجبه كه حقوق همسري مرد رو ضايع نكنه. يعني همونطور كه مرد بايد در مورد مخارج خانه و تأمين رفاه زن ، او رو اطاعت كنه و مطيع زن باشه ، زن هم بايد در مورد استمتاع مرد و همچنين مانع شدن از استمتاع مردان ديگه از او و حفاظت از اموال مرد در نبودش از مرد اطاعت كنه و مطيع مرد باشه. و همونطور كه مرد اگه از وظايفش سر باز بزنه و نفقه و مهريه رو پرداخت نكنه ، مجازات مي شه ( ديگه در مورد زندانيان مهريه كه در كشور خودمون امثالش رو زياد داريم ، توضيح بيشتر نمي دم ) زن هم اگه به وظايف همسريش عمل نكنه ، مجازات خواهد شد. فقط اينجا يه فرقي هست. در صورتي كه مرد به وظايفش عمل نكنه ، زن مي تونه بره از اون شكايت كنه و تا حقشو بگيره ؛ ولي در صورتي كه زن از وظايفش سر باز بزنه ، مرد نمي تونه بره از همسرش شكايت كنه تا حقشو بگيره.چون اولاً مسائل خصوصي زناشويي رو نبايد در همه جا فرياد زد و رسواي خاص و عام شد ؛ و ثانياً امكانش نيست كه مثلاً دادگاه يه مأمور با مرد به خونه بفرسته تا اون مأمور زن رو مجبور به اطاعت همسرش بكنه. در ضمن در مورد مجازات مرد اگر زن اين توانايي رو مي داشت ، شايد اسلام صلاح رو در اين مي دونست كه در مورد قصور مرد هم مسائل خانوادگي به بيرون از خانه كشيده نشه و بين خود زوج حل بشه. ولي از اونجا كه چنين امكاني براي زن وجود نداره ، امر كيفر رو به دولت محول كرده.پس تفاوتي كه در نوع مجازات ها مي بينيم ، به دليل تفاوتي ست كه در وظايف و شرايط وجود داره. و البته خيلي دلايل ديگه هم احتمالاً وجود داره در تفاوت شرايط و مجازات ها كه به ذهن اين حقير نرسيد ؛ يا اگه رسيد ، مورد ترديد بود.
جالب اينه كه اگر زني از انجام كارهاي خانه , بچه داري و ... سر باز بزنه اسلام هيچ حقي براي مرد در برابر آن قرار نداده و لذا مرد نمي تونه در اين موارد واكنش نشان بده.
درضمن اين نكته رو هم لازم به ذكر مي دونم كه در روايات و احاديث در مورد كتك زدن زنان خيلي با ملايمت صحبت شده حد ضرب خيلي نازل هست و به طور كلي خيلي كم به اين مطلب توصيه شده. مثلا پيامبر(ص) مي فرمايند : (آيا جاى تعجب نيست كه كسى همسرش را بزند، و آن گاه با او دست به گردن شود؟)

http://rss.nahad.ir/QAForm.aspx?ID=8146 : « در رابطه با حد و چگونگي زدن , علامه مجلسي (ره ) در بحار الانوار , ج 104 , ص 58 روايتي از فقه الرضا(ع ) نقل نموده است كه : ...والضرب بالسواك و شهبه ضربا" رفيقا" ; زدن بايد با وسايلي مانند مسواك و امثال آن باشد, آنهم با مدارا و ملايمت.

ظاهر روايت فوق به خوبي نشان مي دهد كه »ضرب « بايد در پايين ترين حد ممكن باشد و هرگز نبايد اندك آسيبي بر بدن وارد كند. وسيله اي كه در اين روايت اشاره شده چوبي بسيار نازك مانند سيگار، مسواك و سبك و كم ضربه اي است .»

ببخشيد كه طولاني شد!;):p:smile59::smile07:

aab_ooooo_khak@yahoo.com

mastaneh20_21
Saturday 11 October 2008, 10:35AM
خب در ایران مسلمان تا چه حد به این امر توجه میشه ایا واقعا زدن در این موارد و به این شکل و با این ابزاری که شما گفتی صورت میگیره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آب و خاك
Saturday 18 October 2008, 02:57AM
از نظر قانونيشو نمي دونم تا چه حد اجرا مي شه... ولي به هر حال ملاك كه حكومت نيست... مهم اينه كه اسلام درست به ما شناسونده نشده و براي شناختش نبايد به اشخاص يا حكومت ها نگاه كنيم... :);):smile07:

غريبه
Saturday 18 October 2008, 11:29AM
من دولتی از عربستان بی رحمتر به حق زنان ندیدم...

شيفته
Wednesday 22 October 2008, 08:29AM
خيلي جالبه !
توي همين شهر خودمون و در بين دوستان و همكاران من هركسي كه خودش خشن تره بيشتر از اين قضيه و از جنگ هاي صدر اسلام ايراد مي گيره .
همكاري دارم كه آقاي بسيار خشني است و تا بحال چندين بار با ديگران دعوا كرده و حتي با يكي كارش به برخورد فيزيكي رسيد .ايشون ادعا مي كنند كه من دين مسيحيت را به دين اسلام ترجيح مي دم چون دعوت به صلح و آرامش كرده و از اين حرفها ....
يك روز ديگه نتونستم ساكت بشينم و بهش گفتم : خيلي ببخشيد ولي شخص شما كه بسيار زود جوش مياريد و با آقايون ديگر درگير مي شيد چطور مي خواهيد پيرو دين مسيحيت بشيد ؟باز حالا اگر يه فرد آروم و خونسرد و با گذشت اين حرف رو بزنه مي گم خب دعوا و جنگ با اخلاقش جور نيست و ترجيح مي ده با همه در صلح باشه ولي شما كه اين حرف رو مي زنيد من خندم مي گيره ....:)

بنظر من دستور اسلام در رابطه با موضوع برخورد باچنين زناني بسيار ملايم بوده است و توي همين ايران خودمون مردهاي خيلي مومن از نژاد پارسي مطلقا نمي تونند اين دستورو راجرا كنند و نه تنها به سراغ سومين مرحله مي رن بلكه از اون هم فراتر رفته و شايد اقدام به قتل همسرشون كنند و هممون هم بهشون حق مي ديم و مي گيم غيرت داشت !

حالا شما فكر كنيد اين دستور براي اعراب خشن و جاهلي صادر شده بوده كه ارزش زن براشون در حد يك سوسك بوده و نزول چنين دستوري در آن زمان و در آن جو نشان دهنده فرهنگ غني دين اسلام نسبت به زنان است .

Arshanoosh
Wednesday 22 October 2008, 10:15AM
همين ايران خودمون مردهاي خيلي مومن از نژاد پارسي مطلقا نمي تونند اين دستورو راجرا كنند و نه تنها به سراغ سومين مرحله مي رن بلكه از اون هم فراتر رفته و شايد اقدام به قتل همسرشون كنند و هممون هم بهشون حق مي ديم و مي گيم غيرت داشت !.

شما چرا مسائل ديني رو با نژادي قاطي مي كنيد ؟!؟!؟!؟!؟!
به نظر من دليل نداره زن رو زد چه بت مسواك چه با چوب كبريت.
چي دليلي داره كه بزنــــــــــــــــــــــــــي ؟

شيفته
Wednesday 22 October 2008, 10:22AM
شما چرا مسائل ديني رو با نژادي قاطي مي كنيد ؟!؟!؟!؟!؟!
به نظر من دليل نداره زن رو زد چه بت مسواك چه با چوب كبريت.
چي دليلي داره كه بزنــــــــــــــــــــــــــي ؟
خب اين نظر شماست و خيلي هم خوبه و يقينا گروهي كه من ازشون اسم بردم هم عقيده شما نيستند !

Arshanoosh
Wednesday 22 October 2008, 10:33AM
خب اين نظر شماست و خيلي هم خوبه و يقينا گروهي كه من ازشون اسم بردم هم عقيده شما نيستند !

شما بفرماييد چه دليلي داره كه زن رو بزنيد ؟

شيفته
Wednesday 22 October 2008, 10:38AM
شما بفرماييد چه دليلي داره كه زن رو بزنيد ؟
اولا كه من همجنس هاي خودم رو نمي زنم :rolleyes:
ثانيا من دارم مي گم كساني كه شعار مي دن دستور قرآن با زدن توسط مسواك به زني كه در غياب شوهرش بهش خيانت كرده خيلي تنبيه سنگينيه ،اگر خودشون دچار اين وضعيت بشن بايد ببينند مي تونند در حد همين دستور عمل كنند يا نه ؟

Arshanoosh
Wednesday 22 October 2008, 10:54AM
اولا كه من همجنس هاي خودم رو نمي زنم :rolleyes:
ثانيا من دارم مي گم كساني كه شعار مي دن دستور قرآن با زدن توسط مسواك به زني كه در غياب شوهرش بهش خيانت كرده خيلي تنبيه سنگينيه ،اگر خودشون دچار اين وضعيت بشن بايد ببينند مي تونند در حد همين دستور عمل كنند يا نه ؟

منظور من شخص شما نبود سركار خانم.
كسي كه در غياب شوهرش به خيانت دست ميزنه مريض روحي هست و مريض رو نبايد زد بايد از مريض دوري كرد.
راه حلش از زدن هم بهتره

شيفته
Wednesday 22 October 2008, 11:00AM
منظور من شخص شما نبود سركار خانم.
كسي كه در غياب شوهرش به خيانت دست ميزنه مريض روحي هست و مريض رو نبايد زد بايد از مريض دوري كرد.
راه حلش از زدن هم بهتره
خب اين دقيقا دومين راهيست كه خداوند در قرآن فرموده !
ولي هيچوقت نمي تونيم از طرف همه راي صادر كنيم چرا كه افراد با هم فرق مي كنند . بعضي ها عاشق زنشون هستند و حتي با متوجه شدن اين مسئله اگرچه ممكنه همسرشون رو بزنند ولي حاضر نيستند براي هميشه از دست بدنش :rolleyes:

Arshanoosh
Wednesday 22 October 2008, 11:40AM
خب اين دقيقا دومين راهيست كه خداوند در قرآن فرموده !
ولي هيچوقت نمي تونيم از طرف همه راي صادر كنيم چرا كه افراد با هم فرق مي كنند . بعضي ها عاشق زنشون هستند و حتي با متوجه شدن اين مسئله اگرچه ممكنه همسرشون رو بزنند ولي حاضر نيستند براي هميشه از دست بدنش :rolleyes:

ببينيد هر كس حقي براي خودش داره
شما به هيچ عنوان نمي توني زن رو بزني حتي اگر آدم كشته بود
من اين طور فكر مي كنم كه اسلام حق زنان را در بعضي مسائل ناديده گرفته
شما انطور فكر نمي كنيد ؟

شيفته
Wednesday 22 October 2008, 11:43AM
نخير !
اگر زن و مرد از حقوق مساوي برخوردارند پس نبايد بگيم تحت هيچ عنوان نبايد زني رو زد چون مردها بارها كتك مي خورند .اگر كتك خوردن زن در جامعه محكومه بايد كتك خوردن مرد هم محكوم بشه واگر تساوي حقوق زن و مرده هرجا كه مرد لازمه كه كتك بخوره زن هم بايد كتك بخوره منتها بعلت بنيه ضعيفتر بدني بايد ملايم تر با زن رفتار بشه !

Arshanoosh
Wednesday 22 October 2008, 12:32PM
نخير !
اگر زن و مرد از حقوق مساوي برخوردارند پس نبايد بگيم تحت هيچ عنوان نبايد زني رو زد چون مردها بارها كتك مي خورند .اگر كتك خوردن زن در جامعه محكومه بايد كتك خوردن مرد هم محكوم بشه واگر تساوي حقوق زن و مرده هرجا كه مرد لازمه كه كتك بخوره زن هم بايد كتك بخوره منتها بعلت بنيه ضعيفتر بدني بايد ملايم تر با زن رفتار بشه !

چرا ديه زن نصف مرده ؟
چرا شهادت دو تا زن اندازه شهادت 1 مرده ؟
چرا ارث به پسر 1 ميرسه به دختر نصف ؟

شيفته
Wednesday 22 October 2008, 12:34PM
چرا ديه زن نصف مرده ؟
چرا شهادت دو تا زن اندازه شهادت 1 مرده ؟
چرا ارث به پسر 1 ميرسه به دختر نصف ؟
اينها به همون دليله گه گفتم زن بايد ملايم تر كتك بخوره
-چون مرد مسئول خرج خونست
-چون زن ها احساساتشوت بر منطق و عقبلشون غالب تره
-چون مرد مسئول خرج خونست

و اين رو هم بگم ،به نظر من در شرايط فعلي اگر زني شوهر نداره و خودش مسئوليت سرپرستي معاش خونه رو داره بايد مثل يه مرد به حساب بياد !

Arshanoosh
Wednesday 22 October 2008, 12:42PM
اينها به همون دليله گه گفتم زن بايد ملايم تر كتك بخوره
-چون مرد مسئول خرج خونست
-چون زن ها احساساتشوت بر منطق و عقبلشون غالب تره
-چون مرد مسئول خرج خونست

و اين رو هم بگم ،به نظر من در شرايط فعلي اگر زني شوهر نداره و خودش مسئوليت سرپرستي معاش خونه رو داره بايد مثل يه مرد به حساب بياد !

ببخشيد سركار خانم
ولي منطقي نبود
چون مرد مسئول خرج خونست بايد ديه زن نصف باشه ؟؟؟؟!!!!!
اگر زن خرج خونه رو بده چي ؟
اگر زن شوهر نداشته باشه چي ؟
در جوامع امروزي هم زن كار مي كنه هم مرد يعني هر دو مسئول خرج هستند
در ضمن خيلي از زنها منطقشون بر احساساتشون غالبه و بسياري از مردان هم احساساتشون بر منطقشون غالبه
اين هم دليل خوبي نبود

شيفته
Wednesday 22 October 2008, 12:49PM
چون مرد مسئول خرج خونست بايد ديه زن نصف باشه ؟؟؟؟!!!!!

دقيقا ! چون وقتي مردي كشته بشه يه خونواده بي خرجي مي مونه ولي وقتي زني كشته بشه فقط لطمه احساسي وارد مي شه و شوهرش كه زنده است مي تونه خرج زندگي رو تامين كنه

اگر زن خرج خونه رو بده چي ؟
اينو كه همين الان نظرمو نسبت بهش گفتم

در ضمن خيلي از زنها منطقشون بر احساساتشون غالبه و بسياري از مردان هم احساساتشون بر منطقشون غالبه
برادر من اينها شعاره .من خودم توي اين جامعه هستم و با زن و مرد سروكار دارم .زنها تصميم گيري هاشون بيشترش بر اساس حسادت ،كينه ،محبت ،دلدادگي و اينجور چيزهاست در حاليكه مردها سريع تر بر احساسشون فائق مي شن و تصميم گيري منطقي تري دارند .و اگر هم مواردي غير از اين باشه انگشت شماره و بديهيه كه يه قانون بر اساس اكثريت جامعه تصويب ميشه نه اقليت .

Arshanoosh
Wednesday 22 October 2008, 12:55PM
برادر من اينها شعاره .من خودم توي اين جامعه هستم و با زن و مرد سروكار دارم .زنها تصميم گيري هاشون بيشترش بر اساس حسادت ،كينه ،محبت ،دلدادگي و اينجور چيزهاست در حاليكه مردها سريع تر بر احساسشون فائق مي شن و تصميم گيري منطقي تري دارند .و اگر هم مواردي غير از اين باشه انگشت شماره و بديهيه كه يه قانون بر اساس اكثريت جامعه تصويب ميشه نه اقليت .

شعار نيست سركار خانم.
مادر بنده همينطوره.ايشون طبق منطق تصميم مي گيرند نه احساس
در مورد مردها هم بايد عرض كنم كه تعدادشون انگشت شمار نيست.تعدادشون زياده.
در مورد ديه هم خودتون داريد قانون رو نقص مي كنيد.
قانون الهي اما و اگر نداره

شيفته
Wednesday 22 October 2008, 01:00PM
شعار نيست سركار خانم.
مادر بنده همينطوره.ايشون طبق منطق تصميم مي گيرند نه احساس
در مورد مردها هم بايد عرض كنم كه تعدادشون انگشت شمار نيست.تعدادشون زياده.
در مورد ديه هم خودتون داريد قانون رو نقص مي كنيد.
قانون الهي اما و اگر نداره

البته شما مي تونيد بر اساس تجربه و وسعت ديد خودتون درباره روند فعلي جامعه قضاوت كنيد و من هم قصد ندارم نظر رو بر كسي تحميل كنم و در رابطه با آن قانون ديه هم ،من نقض قانون نمي كنم و چون در حال حاضر قانون اينه من طبق همون رفتار مي كنم ولي نظر خوردم رو اعلام كردم و قكر مي كنم مجتهدان و افراد ذيصلاح بايد نسبت به اين قانون با توجه به تغيير شرايط جامعه تجديد نظر كنند و اگر هم نمي كنند مسئوليتش گردن خودشان است .

بهروز رحيمي
Wednesday 22 October 2008, 01:05PM
اصلا در اسلام همچين چيزي وجود نداره ، اگه اينطور بود بايد پيغمبر خودش سردمدار اين كار بود

Arshanoosh
Wednesday 22 October 2008, 01:06PM
البته شما مي تونيد بر اساس تجربه و وسعت ديد خودتون درباره روند فعلي جامعه قضاوت كنيد و من هم قصد ندارم نظر رو بر كسي تحميل كنم و در رابطه با آن قانون ديه هم ،من نقض قانون نمي كنم و چون در حال حاضر قانون اينه من طبق همون رفتار مي كنم ولي نظر خوردم رو اعلام كردم و قكر مي كنم مجتهدان و افراد ذيصلاح بايد نسبت به اين قانون با توجه به تغيير شرايط جامعه تجديد نظر كنند و اگر هم نمي كنند مسئوليتش گردن خودشان است .
پس شما هم قبول داريد بايد بازنگري بشه ؟

شيفته
Wednesday 22 October 2008, 01:08PM
پس شما هم قبول داريد بايد بازنگري بشه ؟
بي شك !

Arshanoosh
Wednesday 22 October 2008, 01:17PM
بي شك !

اين كه ديه بايد نصف باشه حرف اسلام است و اگر شرايط خاصي داشت حتما ذكر ميشد ولي حرف اسلام در اين باره كاملا قطعي هست و اون هم ديه نصف هست و هيچ شرايطي نداره
شما داريد در قوانين اسلام اما و اگر مياريد در صورتي كه اين كار اشتباه هست

شيفته
Wednesday 22 October 2008, 01:22PM
اين كه ديه بايد نصف باشه حرف اسلام است و اگر شرايط خاصي داشت حتما ذكر ميشد ولي حرف اسلام در اين باره كاملا قطعي هست و اون هم ديه نصف هست و هيچ شرايطي نداره
شما داريد در قوانين اسلام اما و اگر مياريد در صورتي كه اين كار اشتباه هست
ولي وظيفه امام وقت اينست كه بر اساس شرايط جامعه فتوايي بدهد كه در مغايرت با دستور خداوند نباشد ولي در جهت تعميم آن باشد مثل امام خميني كه موسيقي را حلال اعلام كرد !
بازهم مي گم كه من نظر شخص خودم رو مي گم و مي تونه غلط هم باشه و مهم اينه كه هر جا قرار باشه عملي رو انجام بدم مطلبق با دستورات موجود انجام مي دم .اگر قرار باشه من نتونم نظر خورم رو اعلام كنم كه اين استبداده همون طور كه اگر نظر خوردم رو هم با قاطعيت بر دستورات اسلام مقدم بدونم گناهكارم !

Arshanoosh
Wednesday 22 October 2008, 01:24PM
ولي وظيفه امام وقت اينست كه بر اساس شرايط جامعه فتوايي بدهد كه در مغايرت با دستور خداوند نباشد ولي در جهت تعميم آن باشد مثل امام خميني كه موسيقي را حلال اعلام كرد !
بازهم مي گم كه من نظر شخص خودم رو مي گم و مي تونه غلط هم باشه و مهم اينه كه هر جا قرار باشه عملي رو انجام بدم مطلبق با دستورات موجود انجام مي دم .اگر قرار باشه من نتونم نظر خورم رو اعلام كنم كه اين استبداده همون طور كه اگر نظر خوردم رو هم با قاطعيت بر دستورات اسلام مقدم بدونم گناهكارم !

حتما در صدر اسلام زناني بودند كه خرج خونه رو ميدادند
پس چرا اون موقعه اين قانون رو حضرت محمد بهتر نكرد ؟؟؟

شيفته
Wednesday 22 October 2008, 01:32PM
حتما در صدر اسلام زناني بودند كه خرج خونه رو ميدادند
پس چرا اون موقعه اين قانون رو حضرت محمد بهتر نكرد ؟؟؟
اول قسمت اول جملتون رو دقيقا با قيد نام و تاريخ معتبر ذكر كنيد تا بعد بريم به قسمت دومش فكر كنيم !
بايد ببينيم دقيقا زني بوده كه مسئول خرج خونه بوده و كشته شده و ديه اش نصف بوده ؟؟؟؟؟؟
مراقب باشيد كه اين حتما و اگر و احتمالا ها همه و همه فقط باعث ايجاد سستي در ايمانمون مي شه !

Arshanoosh
Wednesday 22 October 2008, 01:38PM
اول قسمت اول جملتون رو دقيقا با قيد نام و تاريخ معتبر ذكر كنيد تا بعد بريم به قسمت دومش فكر كنيم !
بايد ببينيم دقيقا زني بوده كه مسئول خرج خونه بوده و كشته شده و ديه اش نصف بوده ؟؟؟؟؟؟
مراقب باشيد كه اين حتما و اگر و احتمالا ها همه و همه فقط باعث ايجاد سستي در ايمانمون مي شه !

من گفتم حتما در اون زمان زني بوده كه خرج خونه رو ميداده.يعني به نظر شما نبوده ؟

شيفته
Wednesday 22 October 2008, 01:42PM
با قاطعيت نمي تونم نظر بدم ولي احتمال بسيا رزياد مي دم كه نبوده !چون عرف اينچنين نبوده !و اگر هم زني بدون شوهر مي مونده و فرزنداني داشته به احتمال قريب به يقين مسئوليت خرجي بچه ها با بزرگتري همچون پدربزرگ يا عمو يا دايي و امثال اين بوده !

Arshanoosh
Wednesday 22 October 2008, 01:51PM
با قاطعيت نمي تونم نظر بدم ولي احتمال بسيا رزياد مي دم كه نبوده !چون عرف اينچنين نبوده !و اگر هم زني بدون شوهر مي مونده و فرزنداني داشته به احتمال قريب به يقين مسئوليت خرجي بچه ها با بزرگتري همچون پدربزرگ يا عمو يا دايي و امثال اين بوده !
خوب وقتي شما مثال بنده رو رد مي كنيد ديگر نيازي به ادامه نيست
موفق و پيروز باشيد

شيفته
Wednesday 22 October 2008, 01:55PM
خوب وقتي شما مثال بنده رو رد مي كنيد ديگر نيازي به ادامه نيست
موفق و پيروز باشيد
به همچنين
زير سايه حق تعالي :smile34:

Teshneh
Tuesday 2 December 2008, 04:24PM
سلام
جالبترين وجديدترين مطلبي كه جديدا خوندم (كه حيفمون اومد نذاريمش ) و جون خودمون اين همه مدت متوجه اين مسئله نشده بوديم جذابيتشبرامون دو چندان بود
قضيه اين است

كدخبر: ۵۸۴۸۸
تاريخ انتشار: ۱۲ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۰
http://www.asriran.com/fa/img/print.gif نسخه چاپي
http://www.asriran.com/fa/img/email.gif ارسال به دوستان



نامه رئیس مرکز اسلامی هامبورگ به قاضی دادگاه فرانکفورت درباره کتک زدن زنان
مطلع شدم كه جنابعالي در صدور حكم براي يك زن مسلمانِ كه از سوي همسر خود مورد ستم قرار گرفته ، به آيه اي از قرآن استناد نموده ايد و نتيجهء حكم شما ، تأئيد ظلمي بود كه به اين زن مظلوم رفته است .

سایت مرکز اسلامی هامبورگ - در پی صدور حکم قاضی دادگاه فرانکفورت که در آن به استناد آیه ای از قرآن کتک زدن زن توسط همسر مسلمان جایز شمرده شده ، سید عباس حسینی قائم مقامی رئیس مرکز اسلامی هامبورگ طی نامهای سرگشاده به قاضی مذکور با مردود شمردن اين حکم و استناد آن به قرآن کریم توضیحاتی را در تفسیر آیه ء 34 سورهء نساء بیان نمود که متن کامل آن را ذیلاً ملاحظه می کنید.

« باسمه تعالي شأنه »

سركار خانم بسيار محترم Christa D.
قاضي دادگاه فرانكفورت

احتراماً ، مطلع شدم كه جنابعالي در صدور حكم براي يك زن مسلمانِ كه از سوي همسر خود مورد ستم قرار گرفته ، به آيه اي از قرآن استناد نموده ايد و نتيجهء حكم شما ، تأئيد ظلمي بود كه به اين زن مظلوم رفته است .

از شنيدن اين خبر بسيار تعجب كردم . از اين رو لازم ديدم نكاتي را در اين مورد يادآور شوم .
1. قرآن خود به صراحت تأكيد مي كند كه بخشي از آيات آن مفاهيم و معاني متعددي مي پذيرد كه همهء آن مفاهيم مقصود اصلي نيست و براي دستيابي به مقصود اصلي بايد آنها را با در نظر گرفتن ساير ايات و با مكانيزمي خاصّ تفسير نمود . نكتهء قالب توجه آنكه قرآن براي آنكه راه هرگونه سوء استفاده را مسدود نمايد هشدار مي دهد كه برخي از گمراهان و بيماردلان كه در صدد توجيه رفتارهاي ناپسند خود هستند به ظاهرِ اين آيات استناد مي كنند حال آنكه استناد به ظاهر اين آيات موجب فساد و گمراهي خواهد شد . (1 )

متأسفانه اين هشدار آشكار هم از سوي برخي از مسلمانان و هم از سوي برخي از غير مسلمانان مورد بي توجهي قرار گرفته و گويا اساساً چنين تصريحي در قرآن وجود ندارد . بي ترديد اگر مسأله تفسيرپذيريِ متون مقدّس ناديده گرفته شود ظواهر همهء متون مقدس اديان مختلف مي توانند حتّي دستاويز خشونت و جنايت قرار گيرند . حال چگونه است كه شما قاضي محترم كه قاعدتاً بايد به عنوان مجري قانون حكم نمائيد ، با تأئيدِ استنادِ يك رفتار خشونت بار و غير انساني به كتاب مقدس مسلمانان ، ناخواسته راه را براي توجيه دينيِ رفتارهاي بعدي خشونت طلبان افراطي باز كرده ايد .
آيا اگر فردا جنايتكار ديگري . جنايت خود را با ظاهر يكي از آيات قرآن و يا كتاب مقّدس ، توجيه نمايد ، شما قاضي محترم رأي بر برائت او خواهيد داد ؟!

2. بر اساس آنچه كه گفته شد مبنی بر تصريح قرآن بر تفسيرپذيری آيات خود آيه اي كه در قرآن به آن براي توجيه كتك زدن زنان استناد مي شود از جمله اياتي است كه مورد اشاره خود قرآن قرار گرفته و عدم تفسير آن در نسبت با ساير ايات قرآن ، منشأ گمراهي و رفتار هاي نادرست خواهد شد .
3. در اين آيه هيچ تصريحي بر « كتك زدن » صورت نگرفته است بلكه فقط در اين آيه از واژه
« ضَرب » ( Sarb ) استفاده شده است ، اين واژه ( ضَرْب ) در قرآن حدود 10 بار بكار رفته شده كه معاني آن در همه جا يكسان نيست بلكه دست كم در قرآن براي آن 5 معناي متفاوت وجود دارد . « قرار دادن » و « وضع كردن » ، « مقرر نمودن » ( Auferlegen ) (2) چشم پوشي و ناديده گرفتن (Ÿbergehen ) (3 )
روي برگرداندن و دوري گزيدن (Abwenden ) (4 )

اندكي تأمل در مفهوم اين آيه ، ترديدي باقي نمي گذارد كه « ضَرْب » در اين آيه نمي تواند و نبايد به مفهوم « كتك زدن » باشد . بلكه تنها مفهوم مناسب براي آن « اعراض كردن و دوري گزيدن » ( Abwenden ) مي باشد . چرا كه موضوع اين آيات ، اختلافات زن و شوهر است و بطور خاصّ به مسأله ناديده گرفتن حقوق همسري ( زناشويي ) از سوي زن پرداخته و مي گويد :

“ و هرگاه از تضييع حقوق خود از سوي زنان نگران مي باشيد ، [ با آنان گفتگو كنيد و. ] آنان را پند و اندرز دهيد و [ اگر اثر نبخشيد ] در بستر مشترك ، از آنها فاصله بگيريد [ بدون آنكه بستر خواب خود را جدا كنيد و چنانكه باز أثر نبخشيد ] از آنان دوري گزينيد . و اگر چنانكه باز اثر نبخشيد و حقّ شما را ادا نكردند ، شما حقّ هيچگونه ستم و ظلمي را بر آنها نداريد . ” ( 5 )
ملاحظه مي شود كه اگر به جاي Abwenden ( دوري گزيدن ) از“ Schlagen ” ( كتك زدن ) استفاده شود ، هرگز با لحن آيه و ترتيب منطقي راه حلّ هاي ارايه شده هيچگونه تناسب و سازگاري ندارد . در حاليكه قران پس از عدم تأثير گفتگو و پند و اندرز دادن ، حتّي به مردان، اجازهء جدا كردن بستر خواب را هم نمي دهد (6 ) و فقط به مرد توصيه مي كند كه براي اظهار ناراحتي و نشان دادن نگراني خود ، در بستر از او فاصله بگيرد ، حال چگونه مي تون پذيرفت كه در مرحلهء بعد ، كتك زدن را توصيه نمايد ؟ آيا منطقي اين نيست كه حتّی اگر مي خواهد كتك زدن را توصيه نمايد بايد در مراحل ديگر باشد ؟
بنابر اين ترديدی وجود ندارد که بايد در اينجا « ضرب » را به معناي « Abwenden » دانست ، يعني پس از آنكه فاصله گرفتن در بستر خواب نيز تأثير لازم را دراعلام هشدارو اعتراض به « زن » نداشت در اينصورت توصيه مي كند كه كاملاً از او كناره بگيرد و دوري بگزيند .و اين « دوري گزيدن » ( Abwenden) مي تواند با جدا كردن كامل بستر خواب باشد كه بسيار منطقي تر مي نمايد ، و نيز مي تواند با خروج از منزل همراه باشد .

خصوصاً اينكه در ايه بعد ، صورتي را پيش بيني مي كند كه باز اين شيوه ( يعني كناره گيري و فاصله گرفتن از زن ) نيز مؤثر واقع نشده است در اينصورت باز توصيه مي كند كه راه جدايي و طلاق طي نشود بلكه از ميان دو خانوادهء زن و مرد ، افراد مورد قبول ، مسأله را مورد بررسي قرار داده و بر اساس داوري و قضاوت آنان مسأله پايان پذيرد و از آنجا كه از اين پس بدليل شدّت اختلاف زن ومرد ، آنان خودشان توانايي براي بازگرداندن دوستي و محبت به خانواده را ندارند ، از افراد مورد قبول خانوادهء هر كدام خواسته است كه براي بازگشت دوستي و محبت ميان آنان اقدام كنند . ( 7 )

آنچه كه گفته شد در برخي احاديث اسلامی مورد تأكيد و تأييد قرار گرفته است . چنانكه امام صادق به صراحت فرموده است :

« شگفت از مردي كه همسرش را كتك مي زند حال آنكه اگر بر فرض كسي قرار است كتك بخورد مرداستحقاق بيشتری داردتا نه زن ! پس هرگز زنانتان را نزنيد چرا كه در اينصورت بايد قصاص و مجازات شويد ولي [ اگر حقوق شما را رعايت نكردند ] از آنها فاصله بگيريد و ناراحتي خود را به شيوه هاي ديگر نشان دهيد . »

مهمتر از همه ، اصل مهم در تفسير اينگونه آيات اين است كه بر اساس تصريح قرآن ، اينگونه آيات بايد در پرتو آيات ديگري كه « آيات محكم » و صريح ناميده مي شوند تفسير شود . و در تمام قرآن ، برتري مرد بر زن ردّ شده و بر يكساني شخصيّت انساني آنان تأكيد شده است . و اصولاً قرآن ، هرگز نگاه جنسيّتي به زن و مرد نداشته و نگاه يكسان و مشترك انسانيِ به هر دو دارد . از نظر قرآن ، جوهر و ماهيتِ زن و مرد يكي است و هر دو انسان مي باشند و در ماهيت و جوهر انسانيِ انسان هيچ تفاوتي ميان افراد انسان نيست . نه جنسيّت ( زن و مرد بودن ) و نه ملّيت ، و نه نژاد و نه دين و اعتقادات ، هيچكدام در هويت و جوهر انساني ، تفاوتي و مزيّت و يا نقصاني و کمبودی ايجاد نمي كند .

پس بنابر اين هرگونه تفسير از آياتي از قرآن كه داري معانيِ چند گانه مي باشند بايد در تضادّ و ناسازگاري با اصول و ديدگاههاي كلّي قرآن نباشد و در غير اينصورت هرگز پذيرفته شده نيست و مصداق تفسيرهاي نادرستي است كه قرآن ، خود آنها را صريحاً ردّ كرده است .
حال چرا با اين همه دلايل روشن ، و با توجه به مفاهيم متعددي كه اين واژه در قرآن دارد ، از ميان اين همه معاني ، در اين ايه، معناي « كتك زدن » توسط مترجمان قرآن ترجيح و برتري بخشيده شده است ، پرسش مهمّي است كه بايد در جاي خود پاسخيابي كرد و شايد پاسخ آن را بايد در عواملي همچون پاره اي فرهنگها و سنتهاي قومي مسلمانان و تأثير نگاه مردانه ( مذكّر ) در تفسير متون مقدّس جستجو نمود . چنانچه اين مسأله در رابطه با متون مقدس سایراديان اگر بيشتر نباشد کمتر نيست.

اين واقعيت وجود دارد كه متأسفانه در طول تاريخ ، برخي از فرهنگ ها و ارزشهاي جوامع مسلمان با تفسير هاي اسلامي آميخته شده و ما بارها از ضرورت تفكيك و پالايش آنها از يكديگر سخن گفته ايم و يكي از اين ويژه گي هاي منفي و نادرست فرهنگي كه در ميان جوامع نخستين مسلمان وجود داشته و به عنوان فرهنگ غالب و مسلّط در عصر نزول قرآن و ظهور اسلام بوده و خود را به تفسير هاي اسلامي تحميل نموده « فرهنگ مردانه » مي باشد . فرهنگ مردانه ، حتّي از « فرهنگ مرد سالار » نيز وضعيّت بدتري دارد و زن را در تحت سلطهء مرد مي داند و اساساً يكي از مهمترين و اصلي ترين رسالتهاي اسلام و قرآن مبارزه با همين فرهنگ بود كه قرآن آنرا « فرهنگ جاهليت » يعني فرهنگ « عقلانيّت ستيز » مي نامد . و عجبا كه همين فرهنگ . بعد ها در مواردي از تفسير هاي اسلامي دخالت نموده است !
و عجب تر اين است كه ما در اين زمان و در اروپا به آن فرهنگ مشروعيت بخشيده و آن را به « قرآن مقدس » نسبت دهيم !

باتقديم احترام
سيدعباس حسينی قائم مقامی
مديرمرکزاسلامی هامبورگ


توضیحات

1. آل عمران (3) /7
2. آل عمران (3) / 112
3. زخرف (43) /5
4. کهف (18) / 11
5. نساء (4) /34
6. کلیه مفسران قرآن و لغت شناسان عرب در توضیح این قسمت آیه تصریح کرده اند که « واهجروهن فی المضاجع » به این معناست که در حالیکه در یک بستر خواب هستید از زنان فاصله بگیرید. یعنی حتی در این مرحله توصیه میکند بستر خواب را هم جدا نکنید.
7. نساء (4) /35

پاییزان
Wednesday 3 December 2008, 03:17PM
من نمیدونم این آقا اسلام چرا تا بدین حد در زندگی خصوصی مردم دخالت میکنه!! زنتون رو با مسواک یا چوب کبریت بزنید!!! چرا؟ من به عنوان یک زن اجازه چنین توهینی رو به همسرم یا کس دیگه نمیدم... شما گویا زن رو با برده اشتباه گرفتید...

Teshneh
Sunday 7 December 2008, 07:42PM
اینی که شما بهش می گی دخالت ما بهش می گیم اتمام حجت............و جایی هم که قرار محاکمه عادلانه باشه باید قبلا اتمام حجت شده باشه و چیزی مبهمی نمونده باشه