نمايش نسخه نهائي : آيا خداوند به شرك دعوت مي كند؟؟؟؟؟؟؟؟
alavee
Tuesday 23 September 2008, 11:34AM
گروه «تفسير فقط من از قرآن» جواب دهند.
وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُـــوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ﴿سوره حج آيه 27﴾
و در ميان مردم براى [اداى] حج بانگ برآور تا [زايران] پياده و [سوار] بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مىآيند به سوى تو روى آورند.
چرا به سوي ابراهيم (ع).؟؟؟؟
چرا خداوند مي فرمايد به سوي تو روي آورند
و نمي فرمايد «و در ميان مردم براى [اداى] حج بانگ برآور تا [زايران] پياده و [سوار] بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مىآيند به سوى من روى آورند.»ـ
*****************************
خیرالبریه
Wednesday 24 September 2008, 08:26AM
السلام علیکم
با تشکر از دوست گرامی جناب علوی
نمونه دیگر آیه دیگریست که خدای متعال فرمود :
و من الاعراب من يؤمن بالله و اليوم الآخر و يتخذ ما ينفق قربات عند الله
و صلوات الرسول ألا انها قربة لهم
سؤآل : آیا خدای سبحان با اتخاذ صلوات رسول بعنوان وسیله وواسطه تقرب ، امر به شرک کرده است ؟؟؟؟
چون بهر حال صلوات رسول " اتخاذ دون الله " است .
alavee
Saturday 27 September 2008, 11:25AM
اينكه مي فرمايد: به سوي تو روي اورند يعني ابنكه توجه به كعبه بدون توجه و اطاعت رسول خدا نيست.
در همين زمينه عبدالفتاح عبدالمقصود از دانشمندان يزرگ سني مذهب مصري در عهد حاضر و نويسنده8 جلد كتاب در شأن علي (ع) به نام (الامام علي ابن ابيطالب) . مي گويد:ـ
ـ«به نظر من حكمت اينكه خداوند حضرت علي را در خانه كعبه به دنيا آورد اين بوده كه خواست به همه كسانيكه روي به اين خانه نماز مي گذارند بفهماند توجه به قبله و توجه به خانه كعبه بايد همراه با توجه به حضرت علي (ع) باشد»ـ
جوجو
Saturday 27 September 2008, 03:02PM
والله قسم قبله ما روی علی بود
حتی به سوی کعبه اگر روی نماییم
alavee
Thursday 2 October 2008, 10:45AM
مدعيان قرآن منهاي عترت (گروه فقط قرآن ) كجا هستند؟؟؟؟
چي شد؟؟؟؟
:smile55:
Mr.Dambalos
Thursday 2 October 2008, 12:40PM
اونا و مناظره ؟:eek:
alavee
Saturday 4 October 2008, 08:08PM
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین
الحمد لله رب العالمین
خدا را شکر .
خدا را شکر از اینکه هر چه می گذرد رسوایی و پوچی تفکر این گروه (گروهی که فقط قران را می خواهند، آن هم بر سر نیزه ها) آشکارتر می شود.
خدا را شکر که ما را از متمسکین به ثقلین (قرآن و اهل بیت) قرار داد.
خداوندا ما را بر این عقیده پایدار بدار و توفیقمان ده تا آنطور که شایستگی بندگی توست در این راه قدم برداریم و از رسول تو آنطور که تو خواستی پیروی کنیم.
seratallah
Thursday 9 October 2008, 06:16PM
با سلام
به همه دوستان مذهب گرای
لطفا اگر تایپیک باز می کنید و روی سخنتان با ماست یک خبری هم به ما بدهید لطفا لینکش را برایم ارسال کنید تا ما هم بتوانیم به آن دسترسی داشته باشیم ما خیلی وقت بیکار نداریم که در تالار به تایپیک ها مراجعه کنیم که شما در کدام تایپیک ما را به باد اتهام گرفتید .
در اولین فرصت مناسب جوابی قرآنی ارسال می دارم
لطفا اگر دیر شد زود در مورد ما حکم ندهید بگذارید ما هم در دادگاه شما حضور داشته باشیم .
این روز ها فرصت زیادی ندارم اما سعی می کنم تا حد امکان جوابتان را بدهم .
امیدوارم هدفتان درک حقیقت باشد و نه رد قران و مسخره کردن ما ...
به امید دیدار
mehrdad_123
Thursday 9 October 2008, 09:39PM
نزديك يك سال و نيم امضاي من هست و همه جوره و هر جايي حتي در پيام هاي كاربري شما كه دوستان مي توانند ببينند از شما دعوت كرده ايم تا بياييد و در يك مناظره مسلمان بود خود را اثبات كنيد ولي نيامده ايد الآن اينگونه مي گوييد تا آبروي بر باد رفته ي خود را حفظ كنيد و به خيال خودتان مي توانيد به شعور مخاطبينتان توهين كنيد...
باشد منتظر مي شويم ببينيم آيا خواهيد توانست به شعور اين همه كاربر توهين كنيد يا نه!!!
seratallah
Saturday 11 October 2008, 12:02PM
به نام الله يكتا : مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ﴿79﴾ وَلاَ يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ الْمَلاَئِكَةَ وَالنِّبِيِّيْنَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿80﴾ براى هيچ بشرى سزاوار نيست كه خداوند، كتاب آسمانى و حكم و نبوت به او دهد سپس او به مردم بگويد: «غير از خدا، مرا پرستش كنيد!» بلكه (سزاوار مقام او، اين است كه بگويد:) مردمى الهى باشيد، آنگونه كه كتاب خدا را مىآموختيد و درس مىخوانديد! (و غير از خدا را پرستش نكنيد!) (79) و نه اينكه به شما دستور دهد كه فرشتگان و پيامبران را، پروردگار خود انتخاب كنيد. آيا شما را، پس از آنكه مسلمان شديد، به كفر دعوت مىكند؟! (80) .
........................//////////////////////............................
با سلام
در ابتدا لازم می دانم که به دوستان یک مطلب را روشن کنم و ان اینکه لطفا اینقدر در مورد ما من من نکنید ، ما هیچ نیستیم ، و انچه از آیات قران ارائه می دهیم فقط تفسیری با خود قران است وگر نه ما قرآنیان هیچ چیز از خود برای گفتن نداریم ، امیدوارم از این پس ما را با من ، من و من ، یا تفسير فقط من از قرآن خطاب نکنید .
اما در مورد آیه 27 حج و صلوات که شما دوستان ان را به معنی دعوت خداوند به شرک دانسته اید ، جای بسی تعجب است که شما یا معنی شرک را نمی دانید و یا هر کس بگویید غیر از خدا را نخوانید زود استناد به آیاتی می برید که اصلا شرک نیست .
وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُـــوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ﴿سوره حج آيه 27﴾
و در ميان مردم براى [اداى] حج بانگ برآور تا [زايران] پياده و [سوار] بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مىآيند به سوى تو روى آورند.
سوالی از شما دوستان داشتم : آیا شما هم مثل فرقه ضاله ابن تیمیه و محمد ابن عبد الوهاب معتقد به جا و مکان برای خدا شده اید که اینگونه سوال مطرح می کنید ؟
چرا به سوي ابراهيم .؟؟؟؟
چرا خداوند مي فرمايد به سوي تو روي آورند
و نمي فرمايد «و در ميان مردم براى [اداى] حج بانگ برآور تا [زايران] پياده و [سوار] بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مىآيند به سوى من روى آورند.»ـ
سؤآل : آیا خدای سبحان با اتخاذ صلوات رسول بعنوان وسیله وواسطه تقرب ، امر به شرک کرده است ؟؟؟؟
چون بهر حال صلوات رسول " اتخاذ دون الله " است .
الله عظیم و بلند مرتبه ، جا و مکان و جهت و سویی ندارد که خدواند امر کند ای ملت ، پیاده ، سواره بر شتر و اسب بسویش بیایید نعوذ به الله خداوند هرگز دعوت به شرک نمی کند بلکه ما هستیم که برای خدا فرزند ، ولی و همسر و بت می تراشیم و انها را در کنار خدا قرار می دهیم .
خداوند در آیه 80 ال عمران به موضوع ولی و ارباب قرار دادن پیامبران و فرشتگان اشاره می کند و به صراحت بیان می دارد که خداوند هرگز شما را پس از ایمان به کفر دعوت نمی کند که مخلوقات را شریک خدا بدانید ، اما در عمل شیطان این بلا را بر سر ملت آورد ، در مسیحیت ، حضرت عیسی (ع) را پسر خدا کرد و در یهودیت همین طور و در اسلام حضرت محمد (ص) و خاندانش را اولیا الله قرار داد تا از این طریق همان چیزی را که می خواست و به عبارتی گناه نابخشودنی شرک را درست و مشروع جلوه بدهد .
حال شما به یک مسیحی بگویید مشرک ، به شما خواهد گفت: من مشرک نیستم ، چرا چون طبق انجیل تحریف شده او یک مسلمان واقعی است ، حال اگر به یک مسلمان از هر مذهبی بگویی که خداوند اولیا ندارد و حضرت محمد (ص) و خاندانش بندگان خدا و مخلوقاتی مثل ما هستند و آنها را نپرستید و خواهد گفت : من مشرک نیستم ، چون طبق کتب حدیث او، این کارش مشروع و درست است در حالی که در قران خلاف آن را به وضوح می توان یافت .
در مورد آیه99 سوره توبه : و من الاعراب من يؤمن بالله و اليوم الآخر و يتخذ ما ينفق قربات عند الله و صلوات الرسول ألا انها قربة لهم (گروهى (ديگر) از عربهاى باديهنشين، به خدا و روز رستاخيز ايمان دارند؛ و آنچه را انفاق مىکنند، مايه تقرّب به خدا، و دعاى پيامبر مىدانند؛ آگاه باشيد اينها مايه تقرّب آنهاست! خداوند بزودى آنان را در رحمت خود وارد خواهد ساخت؛ به يقين، خداوند آمرزنده و مهربان است!)
در مورد آیات مربوط به صلوات ، باید به عرضتان برسانم ، خداوند امر به صلوت فرستان به رسول نداده ، بلکه همانطور در این ایه می بینید ، خداوند می فرماید از عربهای بادیه نشین کسانی هستند که به قیامت ایمان دارند و انفاق های که انجام می دهند مایه تقرب به خدا و دعا های رسول می دانند ، این کارشان (انفاق کردن ) موجب تقربشان می شود .
حال شما این آیه و امسال این آیه را به معنی صلوات و درود بر رسول ترجمه می کنید و به همین سادگی حکمی که دستور نداده حکم خدا می شود وبه الله دروغ بسته می شود و ان را مایه تقرب به خدا می خوانید در حالی که در آن زمان رسول در حق بادیه نشینان دعا می کرده و خداوند در این آیه به آن اشاره کرده است .
در حالی که دعای خیر رسول یا هر فرد مومن در حق برادر دینیش موجب برکت و رحمتی از طرف خدا بر آن شخص می گردد که در بعضی از ایات می بینیم رسول در حق مومنین دعا می کرده و یا مومنین در حق یکدیگر دعا می کنند و این هیچ اشکالی ندارد ، چرا که به خدا شرک نیاوردی بلکه دعایی کردی که الله اگر خوب ببیند ان را برآورده می کند .
اينكه مي فرمايد: به سوي تو روي اورند يعني ابنكه توجه به كعبه بدون توجه و اطاعت رسول خدا نيست.
در همين زمينه عبدالفتاح عبدالمقصود از دانشمندان يزرگ سني مذهب مصري در عهد حاضر و نويسنده8 جلد كتاب در شأن علي به نام (الامام علي ابن ابيطالب) . مي گويد:ـ
ـ«به نظر من حكمت اينكه خداوند حضرت علي را در خانه كعبه به دنيا آورد اين بوده كه خواست به همه كسانيكه روي به اين خانه نماز مي گذارند بفهماند توجه به قبله و توجه به خانه كعبه بايد همراه با توجه به حضرت علي باشد»ـ
مسئله ای که موجب شده مذاهب اسلامی دچار شرک شوند همین است که به جای کتاب الله به سراغ کتب غیراو رفته اند ودر انها بر اساس حدس و گمانی که ان نویسنده در مورد دین داشته ، هر کار شرک و دروغی را به اسم حکم خدا به مردم قالب کردند ، مثلا همین عبدالفتاح عبدالمقصود که از بزرگان سنی اهل مصر می دانید با چه جراتی و با چه مدرکی چنین کتاب 8 جلدی نوشته و چنین گفته ؟؟،
آیا آن زمان که حضرت علی (ع) به دنیا امد کعبه بت خانه ای بیش نبود و آیا با این حرفهایش حضرت علی (ع) را در کنار خدا قرار نداده که این مقصود را برساند که قبله یعنی علی و علی قبله مسلمین است ، آیا او و امسال او این آیه قران را خوانده اند :
فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ ﴿79﴾
پس واى بر آنها كه نوشتهاى با دست خود مىنويسند، سپس مىگويند: «اين، از طرف خداست.; تا آن را به بهاى كمى بفروشند. پس واى بر آنها از آنچه بادست خود نوشتند; و واى بر آنان از آنچه از اين راه به دست مىآورند! (79)
آیا انها با نوشتن کتابهای این چنینی شما را گمراه نکردند که شما در همین تایپیک چنین گفته اید :
والله قسم قبله ما روی علی بود
حتی به سوی کعبه اگر روی نماییم
خدا را شکر که ما را از متمسکین به ثقلین (قرآن و اهل بیت) قرار داد.
آیا حال شما مثل آیه قبل همین آیه فوق نیست:( بقره ایه 78)
وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لاَ يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلاَّ أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ ﴿78﴾ و پارهاى از آنان عوامانى هستند كه كتاب خدا را جز يك مشت خيالات و آرزوها نمىدانند; و تنها به پندارهايشان دل بستهاند. (78)
آیا کار شما بر اساس حدس و گمان نیست که به پیروی از کتب غیر خدا و توهمات ان نویسنده هر مورد غیر الهی را حکم الهی و دستور الهی تصور می کنید .
آیا وقت ان نشده کمی در مورد مذهب آبا و اجدادی خود تفکر کنید.؟؟
.....................................
2:112 { آرى، كسى كه روى خود را تسليم خدا كند و نيكوكار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است; نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مىشوند. (بنابر اين، بهشت خدا در انحصار هيچ گروهى نيست.) (112)}
2:123{ از روزى بترسيد كه هيچ كس از ديگرى دفاع نمىكند; و هيچگونه عوضى از او قبول نمىشود; و شفاعت، او را سود نمىدهد; و (از هيچ سوئى) يارى نمىشوند! (123)}
2:134{ آنها امتى بودند كه درگذشتند. اعمال آنان، مربوط به خودشان بود و اعمال شما نيز مربوط به خود شماست; و شما هيچگاه مسئول اعمال آنها نخواهيد بود. (134)}
2:140{ به هر حال) آنها امتى بودند كه درگذشتند. آنچه كردند، براى خودشان است; و آنچه هم شما كردهايد، براى خودتان است; و شما مسئول اعمال آنها نيستيد. (141)}
2:168{ اى مردم! از آنچه در زمين است، حلال و پاكيزه بخوريد! و از گامهاى شيطان، پيروى نكنيد! چه اينكه او، دشمن آشكار شماست! (168) او شما را فقط به بديها و كار زشت فرمان مىدهد; (و نيز دستور مىدهد) آنچه را كه نمىدانيد، به خدا نسبت دهيد. (169)}
((لحمدلله رب العالمین ))
alavee
Saturday 11 October 2008, 10:38PM
بسم الله الرحمن الرحیم
seratallah نوشته:
اما در مورد آیه 27 حج و صلوات که شما دوستان ان را به معنی دعوت خداوند به شرک دانسته اید، جای بسی تعجب است که شما یا معنی شرک را نمی دانید و یا هر کس بگویید غیر از خدا را نخوانید زود استناد به آیاتی می برید که اصلا شرک نیست .
ما آن را دعوت خدا به شرک ندانسته ایم، بلکه با توجه به نظر شما که توجه به غیر خدا را شرک می دانید از شما پرسیده ایم چرا خداوند مي فرمايد به سوي ابراهیم روي آورند؟ منظور این آیه چیست؟
مجدد از شما می پرسم. منظور آیه چیست؟
سوالی از شما دوستان داشتم : آیا شما هم مثل فرقه ضاله ابن تیمیه و محمد ابن عبد الوهاب معتقد به جا و مکان برای خدا شده اید که اینگونه سوال مطرح می کنید ؟
خیر. ما معتقد به جا و مکان برای خداوند نیستیم. اما شما همه چیز را در ظاهر کلمات می بینید.
الله عظیم و بلند مرتبه ، جا و مکان و جهت و سویی ندارد که خدواند امر کند ای ملت ، پیاده ، سواره بر شتر و اسب بسویش بیایید نعوذ به الله خداوند هرگز دعوت به شرک نمی کند بلکه ما هستیم که برای خدا فرزند ، ولی و همسر و بت می تراشیم و انها را در کنار خدا قرار می دهیم .
آری الله عظیم و بلند مرتبه ، جا و مکان و جهت و سویی ندارد اما چرا می فرماید: «قالوا انا لله و انا الیه راجعون» بگویید ما از خدائیم و به سوی او باز می گردیم.
باز هم عرض می کنم شما همه چیز را در ظاهر کلمات می بینید.
آیا آن زمان که حضرت علی (ع) به دنیا امد کعبه بت خانه ای بیش نبود و آیا با این حرفهایش حضرت علی (ع) را در کنار خدا قرار نداده که این مقصود را برساند که قبله یعنی علی و علی قبله مسلمین است
آويزان كردن بتها و قرار دادن خدايان دروغين به در و ديوار كعبه هرگز مانع از تقدس خانه خدا نمي شود چون تقدس خانه خدا در همه زمانها بر هيچ انسان عاقلي پوشيده نيست.
seratallah
Wednesday 15 October 2008, 10:12AM
با سلام
علوی جان باید کمی منتظر باشید چون بنده این روزها فرصت کمی دارم اما در اولین فرصت جواب شما را ارسال خواهم کرد تا شنبه انشا الله
seratallah
Saturday 18 October 2008, 10:32AM
به نام الله یکتا : وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَىيَومِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ﴿5﴾وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاء وَكَانُوابِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ﴿6﴾(احقاف / 5-6)
«و کیست گمراهتر ازآنکه غیرخدا را میخواند. آن را میخواند که اجابت او نمیکند تا قیامت؛ و آنان از دعای ایشان آگاه نیستند و چون مردم در قیامت محشور شوند آنان برای ایشان دشمنند و به عبادت ایشان کافر و منکر بودهاند».
وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْيُخْلَقُونَ﴿20﴾أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاءوَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ﴿21﴾(نحل / 20-21)
«و آنان را که غیر خدا میخوانند، آنان را خواندهاند که چیزی خلق نمیکنند و خود ایشان مخلوقند؛ مردگانی غیرزنده؛ و درک نمیکنند که کی برانگیخته میشوند برای قیامت».
......................////////////////////////...../////.....................
با سلام
علوی جان ، اسلام دین توحید و یکتا پرستی است و خداوند در هیچ کجا دعوت به شرک نکرده ، بلکه تا توانسته ، این کار را منع کرده و عذاب سختی برای مشرکین در نظر گرفته است بطوری که چند جا از قرآن گفته ، امید داشته باش که گناهانت را ببخشم و تنها شرک را به خود نمی بخشم به واقع شرک هر کار و عمل صالح انسان را نابود و ناچیز می کند .
إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِيداً (4:116)
خداوند، شرک به او را نمىآمرزد؛ (ولى) کمتر از آن را براى هر کس بخواهد (و شايسته بداند) مىآمرزد. و هر کس براى خدا همتايى قرار دهد، در گمراهى دورى افتاده است.
فرمودی :
با توجه به نظر شما که توجه به غیر خدا را شرک می دانید از شما پرسیده ایم چرا خداوند مي فرمايد به سوي ابراهیم روي آورند؟ منظور این آیه چیست؟
مجدد از شما می پرسم. منظور آیه چیست؟
خداوند گفته مرا بخوانید و از من بخواهید و من به شما از هرکس که فکرش را کنید ، مهربان و کریم تر هستم .! مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم .
اما علوی جان شما مذهبیون معتقدید که اگر علی ، فاطمه و مهدی را بخوانیم و از انها مدد بگیریم .؟ انها به ما کمک می کنند ؟ آیا یا ابا صالح المهدی ادرکنی یا علی مدد و غیره را هر روز و شب شما نمی گویید ؟آیا شما برروی پرچم ها این گونه موارد را نمی نویسید و بر روی امکان خود مثل مساجد و مدارس و دانشگاها و تکیه ها نصب نکرده اید ؟ ایا اینها خواندن غیر خدا و کمک خواهی از انها نیست ؟ حال شما با مطرح کردن آیه 27 حج : وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُـــوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ﴿سوره حج آيه 27﴾
و در ميان مردم براى [اداى] حج بانگ برآور تا پياده و [سوار] بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مىآيند به سوى تو روى آورند.
می خواهید اثبات کنید که الله خودش غیر خدا را خوانده است و امر به ان کرده است ؟! اگر آیه 27 حج را خوب نگاه کنی و قبل از این هم گفتم به فرض خدا ایه را این گونه می فرستاد : و در ميان مردم براى [اداى] حج بانگ برآور تا [زايران] پياده و [سوار] بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مىآيند به سوى من روى آورند.»
حال سوال این است که ایا کلام خدا نقض نمی شد و ما چگونه به طرف الله ، ان هم با شتر و اسب ، پیاده و سواره برویم . می بینی کلام خدا نقضی ندارد و تنها این دلهایی بیمار ما است که حاضر نیست کلام حق را به عینه بپذیریم و عمل کنیم و به دنبال حدیث غیر خدا رفته ایم و آن را از کلام الله بهتر پذیرفته و عمل می کنیم .
منظور ایه کاملا روشن است ، خداوند دستور می دهد که همگی پیاده و سواره برای انجام فریضه حج که بنیانگذار آن ابراهیم (ع) است به سوی خانه خدا روی آورید و مناسک ابراهیم (ع) یکتا پرست موحد را اجرا کنید و الله را بخوانید .
فرمودی :
آری الله عظیم و بلند مرتبه ، جا و مکان و جهت و سویی ندارد اما چرا می فرماید: «قالوا انا لله و انا الیه راجعون» بگویید ما از خدائیم و به سوی او باز می گردیم.
باز هم عرض می کنم شما همه چیز را در ظاهر کلمات می بینید.
علوی جان اگر به نظر شما من و برادان قرانیم ظاهر کلمات را می بینیم ، شما و فرقه ضاله ابن تیمیه که باطن کلمات را می بینید ؟ ان هم بر اساس حدیث و روایت نه عقل و منطق بفرمایید که مثلا خدا از این فرموده اش چه منظوری داشته : «قالوا انا لله و انا الیه راجعون» بگویید ما از خدائیم و به سوی او باز می گردیم.
آیا همین نبوده که ای انسان همه از آفرینش خدا هستید و همه شما به سوی او (الله) باز می گردید تا حساب و کتاب شوید و به این طریق به حساب شما رسیدگی شود .
آیا مگر این نیست که هرانچه می بینیم افریده الله است و همه به سوی او باز می گردیم ؟؟ ایا آیاتی به این سادگی و روشنی فهمشان سخت است .؟؟
آیا وقت آن نرسیده که قران را بدون فیلتر مذهب بخوانیم و اسلام حقیقی را از اعماق طلایی ناب قرانی بیرون بکشیم و عمل کنیم .؟؟!
آیا کار شما بر اساس حدس و گمان نیست که به پیروی از کتب غیر خدا و توهمات ان نویسنده هر مورد غیر الهی را حکم الهی و دستور الهی تصور می کنید .؟؟
آیا وقت ان نشده کمی در مورد مذهب آبا و اجدادی خود تفکر کنید.؟؟
.........................................
2:112 { آرى، كسى كه روى خود را تسليم خدا كند و نيكوكار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است; نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مىشوند. (بنابر اين، بهشت خدا در انحصار هيچ گروهى نيست.) (112)}
2:123{ از روزى بترسيد كه هيچ كس از ديگرى دفاع نمىكند; و هيچگونه عوضى از او قبول نمىشود; و شفاعت، او را سود نمىدهد; و (از هيچ سوئى) يارى نمىشوند! (123)}
2:134{ آنها امتى بودند كه درگذشتند. اعمال آنان، مربوط به خودشان بود و اعمال شما نيز مربوط به خود شماست; و شما هيچگاه مسئول اعمال آنها نخواهيد بود. (134)}
2:140{ به هر حال) آنها امتى بودند كه درگذشتند. آنچه كردند، براى خودشان است; و آنچه هم شما كردهايد، براى خودتان است; و شما مسئول اعمال آنها نيستيد. (141)}
2:168{ اى مردم! از آنچه در زمين است، حلال و پاكيزه بخوريد! و از گامهاى شيطان، پيروى نكنيد! چه اينكه او، دشمن آشكار شماست! (168) او شما را فقط به بديها و كار زشت فرمان مىدهد; (و نيز دستور مىدهد) آنچه را كه نمىدانيد، به خدا نسبت دهيد. (169)}
((لحمدلله رب العالمین ))
alavee
Saturday 18 October 2008, 11:33PM
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
حال سوال این است که ایا کلام خدا نقض نمی شد و ما چگونه به طرف الله ، ان هم با شتر و اسب ، پیاده و سواره برویم . می بینی کلام خدا نقضی ندارد و تنها این دلهایی بیمار ما است که حاضر نیست کلام حق را به عینه بپذیریم و عمل کنیم و به دنبال حدیث غیر خدا رفته ایم و آن را از کلام الله بهتر پذیرفته و عمل می کنیم .
بیشتر توضیح بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
**********************************
من با آوردن این آیه:
وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُـــوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ﴿سوره حج آيه 27﴾
و در ميان مردم براى [اداى] حج بانگ برآور تا [زايران] پياده و [سوار] بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مىآيند به سوى تو روى آورند.
از شما پرسیدم: چرا به سوي ابراهيم .؟؟؟؟چرا خداوند مي فرمايد به سوي تو روي آورند و نمي فرمايد «و در ميان مردم براى [اداى] حج بانگ برآور تا [زايران] پياده و [سوار] بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مىآيند به سوى من روى آورند.»ـ
و شما جواب دادی؟
الله عظیم و بلند مرتبه ، جا و مکان و جهت و سویی ندارد که خدواند امر کند ای ملت ، پیاده ، سواره بر شتر و اسب بسویش بیایید نعوذ به الله خداوند هرگز دعوت به شرک نمی کند بلکه ما هستیم که برای خدا فرزند ، ولی و همسر و بت می تراشیم و انها را در کنار خدا قرار می دهیم .
من با آوردن این آیه: قالوا انا لله و انا الیه راجعون» بگویید ما از خدائیم و به سوی او باز می گردیم.
این مطلب را در نظر آوردم که رفتن به سوی خدا معنوی است نه اینکه بخواهیم نعوذ بالله جا و مکان برای خدا متصور شویم. بنابراین خداوند از اینکه خداوند به ابراهیم (ع) دستور می دهد که در ميان مردم براى [اداى] حج بانگ برآور تا [زايران] پياده و [سوار] بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مىآيند به سوى تو روى آورند منظور دیگری داشته که بدون رسول الله (ص) نمی توان به آن رسید.
باز شما ضمن حاشیه روی این جواب را نوشتی:
منظور ایه کاملا روشن است ، خداوند دستور می دهد که همگی پیاده و سواره برای انجام فریضه حج که بنیانگذار آن ابراهیم است به سوی خانه خدا روی آورید و مناسک ابراهیم یکتا پرست موحد را اجرا کنید و الله را بخوانید .
در حالیکه خداوند می فرماید: تا [زايران] پياده و [سوار] بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مىآيند به سوى تو روى آورند.
نه اینکه تا زایران به سوی خانه ای که تو بنا کرده ای روی آورند.
(یعنی اینکه روح عبادت پذیرش ولایت است. رفتن به حج بدون توجه و اطاعت از پیامبر و اولی الامر یعنی هیچ)
علوی جان اگر به نظر شما من و برادان قرانیم ظاهر کلمات را می بینیم ، شما و فرقه ضاله ابن تیمیه که باطن کلمات را می بینید ؟ ان هم بر اساس حدیث و روایت نه عقل و منطق بفرمایید که مثلا خدا از این فرموده اش چه منظوری داشته : «قالوا انا لله و انا الیه راجعون» بگویید ما از خدائیم و به سوی او باز می گردیم.
آیا همین نبوده که ای انسان همه از آفرینش خدا هستید و همه شما به سوی او (الله) باز می گردید تا حساب و کتاب شوید و به این طریق به حساب شما رسیدگی شود .
آیا مگر این نیست که هرانچه می بینیم افریده الله است و همه به سوی او باز می گردیم ؟؟ ایا آیاتی به این سادگی و روشنی فهمشان سخت است .؟؟
بله آیات ساده و روشن است و در کنار عترت روشن تر. اما شما سعی دارید همه چیز را ظاهری معنا کنید. همانطور که نوشتی:
حال سوال این است که ایا کلام خدا نقض نمی شد و ما چگونه به طرف الله ، ان هم با شتر و اسب ، پیاده و سواره برویم .
و الا همه از خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت.
خواهشی دارم و آن اینکه فقط به سئوالاتی که مطرح می شود اگر جواب دارید پاسخ گویید و از منحرف کردن ذهن خوانندگان خودداری کنید.
hidayat
Thursday 23 October 2008, 02:03PM
با سلام و معذرت كه وقت نداشتم كل فرمايشات را بخوانم و فقط اين سخن نظرم را جلب كرد:
وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُـــوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ﴿سوره حج آيه 27﴾
و در ميان مردم براى [اداى] حج بانگ برآور تا [زايران] پياده و [سوار] بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مىآيند به سوى تو روى آورند.
دقت كنيد دوستان كه اذان يعنى خبر آشكار دادن .
و مسلم است كه يك انسان براى فرستادن خبر بايستى از جايى كه ساكن است به صورتى ندايش را به مردمان مناطق ديگر برساند.
خب!
آدمهايى كه نداى فرد منادى را مى شنوند بايستى بسوى " منادى " بروند تا بدانند از كجا خبر آورده يا قضيه چيه؟
اذان ابراهيم عليه السلام بسوى مردمان به هدف جمع و روانه شدن بسوى كعبه بوده است.
اين است كه بايستى بسوى او ( نبي الله ) براى فهم بيشتر شريعت روانه شوند.
جز اين راه ديگري نيست !
أيا براي اداى مناسك حج بسوى هدف ( شهر مكه ) بايستى روانه شد يا بسوى خراسان و كشمير!؟
alavee
Thursday 23 October 2008, 10:04PM
اذان ابراهيم عليه السلام بسوى مردمان به هدف جمع و روانه شدن بسوى كعبه بوده است.
اين است كه بايستى بسوى او ( نبي الله ) براى فهم بيشتر شريعت روانه شوند.
جز اين راه ديگري نيست !
أيا براي اداى مناسك حج بسوى هدف ( شهر مكه ) بايستى روانه شد يا بسوى خراسان و كشمير!؟
سلام
جناب hidayatـ
ما هم همینو می گیم.باید برای فهم شریعت به سوی نبی الله رفت. من این سئوال را از کسانی پرسیدم که پیامبر را (نعوذ بالله ) در حد یک نامه رسان می دانند و می گویند فقط قرآن.
من نمی دانم که آیا شما هم با آنها هم عقیده بودی یا نه؟ اما اگر بودی خدا را شکر که این آیه هدایتت کرد و به این نتیجه رسیدی که برای فهم شریعت باید به سوی نبی الله رفت. آرزوی ما این است که خدا توفیقمان دهد تا آنطور که شایستگی بندگی اوست در این راه قدم برداریم و از رسولش آنطور که از ما خواسته پیروی کنیم.
hidayat
Friday 31 October 2008, 12:07AM
سلام
مثل اينكه تا آيه را خلع معنا و از بقيه ى آيه بريده نكنيد ، راحت نمى شويد!
در اين آيه ابتدا از اذان ابراهيم عليه السلام است يعنى اينكه بصورت علنى مردم را ندا دهد و اين رسالت علنى انبياء در تمامى احكام و شريعت است.
بعد از آن مردمان را براى آموزاندن اين شريعت ( حج ) ترغيب نمايد.
راهنمايى به سوى اين شريعت ( حج ) از سوى ابراهيم عليه السلام و به ميل و هواى خودش نبوده است و اين آيه نشان مى دهد كه ابراهيم عليه السلام به همراه مؤمنين از خداوند طلب آموزاندن راههاى عبادت و مناسك مى نمايد:
... ربنا أرنا مناسكنا ... الآية
پروردگار ما ! مناسک و روش عبادت را به ما نمایان فرما ...
پیامبران جز از سوی خداوند و بواسطه ی شاهد وحی ( کتاب الله ) نمی توانند شریعتی بسازند .
و این سر و رمز بسیاری آیات قرآنی ست که مردمان رسول الله را مورد سؤال قرار مى دادند و از او " فتوا " مى خواستند و بلافاصله سخنان وحى ( قرآن ) نازل ميشد كه :
يسألونك ... از تو سؤال مى كنند
قل ...بگو ...
یستفتونک ... از تو فتوا می طلبند ...
قل الله یفتیکم ... بگو الله برایتان فتوا می دهد ....
اگر فکر می کنید شما اکنون می روید و مستقیم از پیامبری سؤال كرده و وحى قرآنى هم در جواب سؤالتان نازل مى شود ، در بخش بيماران روانى هم جايي براى اين نوع افراد وجود دارد كه خود را فوق مردمان مى بينند!!
اما اعتقاد من اين است كه رسولان الهي اكنون مرده اند و ميراث آنان همين قرآن است كه خبر از رسالت نوح و ابراهيم و داوود و عيسى و محمد عليهم السلام برايمان جاويد گذاشته است.
و در کنار این خبر آسمانی بی غش و تحریف دیگر سخنی فوقیت ندارد بلکه در سایه ی همین کتاب مورد سنجش قرار می گیرد تا با توافقش با سخنان وحی و رسالت ، مورد قبول يا مردود شود.
همانند هزاران حديث و روايات و قيل و قال كه شاهدش نه ما بوده ايم و نه حتى جمع آورنده ى آن قيل و قال و از همه مهمتر مخالفت صريح با كلام الله دارد و حق اين است كه به ديوار كوبيده شود.
براى اينكه دوباره برايتان واضحتر شود :
انبياء دعوتشان علنى و اخبار تمامى مردمان است و اين همان مفهوم آيه است:
... أذن في الناس ....
و خداوند رسولش را امر به حج بسوى مكه نموده است تا در اولين مكان عبادت ( كعبه ) و طواف و عبادت در اوقات خاصى مشغول شوند.
و اين شريعت ابراهيمي بود كه شاهدش قرآن است .
seratallah
Tuesday 11 November 2008, 04:04PM
به نام الله يكتا : وَكَأَيِّن مِّن آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ ﴿105﴾ وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِكُونَ ﴿106﴾ أَفَأَمِنُواْ أَن تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِّنْ عَذَابِ اللّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ ﴿107﴾ قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿108﴾ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِم مِّنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ اتَّقَواْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿109﴾
و چه بسيار نشانهاى (از خدا) در آسمانها و زمين كه آنها از كنارش مىگذرند، و از آن رويگردانند! (105) و بيشتر آنها كه مدعى ايمان به خدا هستند، مشركند! (106) آيا ايمن از آنند كه عذاب فراگيرى از سوى خدا به سراغ آنان بيايد، يا ساعت رستاخيز ناگهان فرارسد، در حالى كه متوجه نيستند؟! (107) بگو: «اين راه من است من و پيروانم، و با بصيرت كامل، همه مردم را به سوى خدا دعوت مىكنيم! منزه است خدا! و من از مشركان نيستم!» (108) و ما نفرستاديم پيش از تو، جز مردانى از اهل آباديها كه به آنها وحى مىكرديم! آيا (مخالفان دعوت تو،) در زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كسانى كه پيش از آنها بودند چه شد؟! و سراى آخرت براى پرهيزكاران بهتر است! آيا فكر نمىكنيد؟! (109) (پيامبران به دعوت خود، و دشمنان آنها به مخالفت خود همچنان ادامه دادند) تا آنگاه كه رسولان مايوس شدند، و (مردم) گمان كردند كه به آنان دروغ گفته شده است؛ در اين هنگام، يارى ما به سراغ آنها آمد؛ آنان را كه خواستيم نجات يافتند؛ و مجازات و عذاب ما از قوم گنهكار بازگردانده نمىشود! (110) در سرگذشت آنها درس عبرتى براى صاحبان انديشه بود! اينها داستان دروغين نبود؛ بلكه (وحى آسمانى است، و) هماهنگ است با آنچه پيش روى او (از كتب آسمانى پيشين) قرار دارد؛ و شرح هر چيزى (كه پايه سعادت انسان است)؛ و هدايت و رحمتى است براى گروهى كه ايمان مىآورند! (111).
..................///////////////......................
با سلام
علوي جان به اياتي كه مطرح كردي به روشني جواب داده شده ، حال اگر مي خواهي با اين ايات اثبات كني كه بايد به سوي رسول يعني به سوي كتب حديث بروي ، خوب برو ديگر چرا اين همه ما را اذيت مي كني ، ما مي گوييم رسول الله اكنون در بين ما نيستند و از دنيا رفته اند و بايد به كلام وحي (قرآن كريم ) كه از رسول الله مانده متمسك شويم و راه اسلام را در پيش بگيريم ، حال كه خيلي عشق پيروي از حديث و قوطي عطاري و پيروي از حديث هاي عترت ساختگي شيطان را داري برو حالش را ببر ديگر دنبال چي هستي . ما واقعيت امر را به تو گفتيم حال تو مي خواهي پند بگير ، خواه ملال ديگر به ما ربطي ندارد .
به قول خواهر هدايت : اگر فکر می کنید شما اکنون می روید و مستقیم از پیامبری سؤال كرده و وحى قرآنى هم در جواب سؤالتان نازل مى شود ، در بخش بيماران روانى هم جايي براى اين نوع افراد وجود دارد كه خود را فوق مردمان مى بينند!!
براى اينكه دوباره برايتان واضحتر شود :
انبياء دعوتشان علنى و اخبار تمامى مردمان است و اين همان مفهوم آيه است:
... أذن في الناس ....
و خداوند رسولش را امر به حج بسوى مكه نموده است تا در اولين مكان عبادت ( كعبه ) و طواف و عبادت در اوقات خاصى مشغول شوند.
و اين شريعت ابراهيمي بود كه شاهدش قرآن است .
..........................................................................
قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُمُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ ﴿108﴾ وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّىَ يَحْكُمَ اللّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ ﴿109﴾
بگو: «اى مردم! حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده; هر كس (در پرتو آن) هدايت يابد، براى خود هدايت شده; و هر كس گمراه گردد، به زيان خود گمراه مىگردد; و من مامور (به اجبار) شما نيستم!» (108) و از آنچه بر تو وحى مىشود پيروى كن، و شكيبا باش (و استقامت نما)، تا خداوند فرمان (پيروزى) را صادر كند; و او بهترين حاكمان است! (109).
alavee
Sunday 21 December 2008, 11:11AM
seratallah
علوي جان به اياتي كه مطرح كردي به روشني جواب داده شده ،
خوانندگان قضاوت خواهند كرد.
gholam_ali
Sunday 21 December 2008, 02:05PM
seratallah
خوانندگان قضاوت خواهند كرد.
:smile39::smile39::smile39:
Revolution
Friday 2 January 2009, 06:24AM
salamon aleykom jamee'an wa rahmatullah
baradar ha ma'zerat mikham ke nemitunam farsi type konam omid waram in baes Nashe ke in neveshte ro nakhunid :)1
khob awal be baradar haye azize quraani , shoma ta koja faghat quraan ro melak midunid? aya quraan nagofte chandin bar ke
اطيعوا الله و اطيعوا الرسول ?
khob ittaat az khoda ke maloome ,hujjatesh ham ketabullah amma ba rasool chekar konim? aya etea'at az rasool joz be rahe sunnate rasul raftane ? khob dar marhaleye baad bayad bebinim sunnate rasul ro az ki bayad gereft ,az etrat ke az ketab allah ta hawze kawsar joda nemishe ya az afradi ke dar hawze kawsar az payambar be khatere kar hayi ke baadesh kardan joda mishan?1
wa 2- baradarane aziz aya fekr nemikonid in harfe shoma hamoon harfe khawarij mishe? ke migoftand "la hokm illa lillah " 1 hamoon harfi ke imam ali raje be oon goft "kalameye haqqist ke baraye batel az an estefade mishawad"
3-aahzabو ما كان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضى الله و رسوله امرا ان يكون لهم الخيرة من امرهم و من يعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا مبينا (36)
khob hala in aye ro bezarid kenare manteqe jenabe khalifeye dowom ke farmood "حسبنا كتاب الله""waghti ke payambar amr be awardane qalam wa kaqaz kard
aya manteqe shoma ham hasbona ketab allah ast ?
--------------
wa in ham be tamame baradar ha makhsoosan sahebe mozoo
آيا خداوند به شرك دعوت مي كند؟؟؟؟؟؟؟؟
kheyli soale zareefie
man fekr mikonam jenabe alavee wa hidayat wa seratallahe aziz bejaye inke rooye ayeye hazrate ebrahim tamarkoz konid behtar bud hamoon khatte Ai'oo ar-RAsool ro pey migereftid
amma
man waghti titr ro didam na khodagah in aye umad tu zehnam
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا ﴿64﴾
ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر براى اين كه به فرمان خدا، از وى اطاعت شود. و اگر ايشان، هنگامى كه به خود ستم مىكردند ، به نزد تو مىآمدند; و از خدا طلب آمرزش مىكردند; و پيامبر هم براى آنها استغفار مىكرد; خدا را توبه پذير و مهربان مىيافتند. (64)
aya in aye shirk nist ?aya in dawat be shirk nist ke ma baraye dua wa talabe esteghfar be rasool allah mutawassil beshim? aya khoda ba tosie wa taakid be esteghfare rasool dare maro be shirk dawat mikone ?v
bebakhshid ke toolani shod
wa men allah e towfigh
zxcv
Saturday 3 January 2009, 03:21AM
بسم الله الرحمن الرحيم
يأيها الذين ءامنوا لا تحرموا طيبت ما أحل الله لكم ولا تعتدوا إن الله لا يحب المعتدين
اي افراد باايمان، چيزهاي پاكي را كه خدا براي شما حلال كرده حرام نكنيد و از حكم خدا تجاوز ننمائيد، چون خدا افراد متجاوز را دوست ندارد.
بر خلاف تصور و خیال بسیاری ، اعم از گروههای سلفی از جماعت اهل سنت و اکثر توبه کنندگانی که از فرقه شیعه روی گردان شده اند و قصد اصلاح عقاید گذشته خود را دارند ، پرستش مردگان تنها به مفهوم راز و نياز با آنها و يا حمد و ستايش و درخواست حاجت و استعانت ( نستعین ) از ایشان و زیارت ضریح و قبر آنها نمي باشد. در معرفت قرانی پرستش مردگان يعني اطاعت مطلق ( تعبد ) از اوامرو نواهی مردگانی ست كه ازطریق احادیث و روایات و سخنانی که دیگران به آنها منتسب نموده اند به سخن در می آیند و همانا این منابع مجهول و بی هویت هستند که مشخص کننده سنت های آنان و پیروان شان می باشند .آیه 21 سوره شوری هم تعیین می کند که اله های مشرکین در حقیقت تنها مجسمه هایی صامت و بی هویت شناخته نمی شدند و بسیاری از این بتها نمایندگی افرادی را داشتند که در گذشته های دور می زیستند ، انسانهایی که در حق آنان آنچنان غلو و بزرگنمائی شده بود که حکم آنان بلادرنگ حکم خدا و راه و روش زندگی آنان ، بی چون و چرا و کم و کاست سنت مورد تائید خداوند معرفی می گشت
أم لهم شركؤا شرعوا لهم من الدين ما لم يأذن به الله ولولا كلمة الفصل لقضي بينهم وإن الظلمين لهم عذاب أليم(21/الشورى)
آنها از بتهايي پيروي ميکنند که براي آنها قوانين ديني مقرر ميکنند که هرگز از طرف خدا تاييد نشده است. اگر بخاطر تصميم از قبل گرفته شده، نبود، قضاوت در ميان آنها سريعا انجام گرفته بود. بدرستي که ستمکاران گرفتار عذابي دردناک شده اند.
بحث ما در خصوص تعبد خدا و منابع و روش چگونگی انجام آن می باشد ، کتاب خدا منبع بی بدیل و غیر قابل انکاریست که همه مسلمین در اصالت آن متفق القولند و هیچ جای شک و شیهه ای در آسمانی و الهی بودن آن در بین امتهای اسلامی وجود ندارد منتها اصحاب مذاهب با روی آوردن به منابع غیر ، سخنان و فرامینی را به خداوند نسبت داده اند که از جانب پروردگار هیچ گونه پشنوانه و سندیتی برای تائید آن وجود ندارد و آن را به عنوان سنت نیاکان و صالحین در بین جامعه خود تبلیغ و نشر می دهند در واقع این همان منابعی هستند که بدون اذن و اجازه خدا برای آنان شریعتی تازه می سازد و به واسطه قبول آن حلال خدا را بر خود حرام می سازند و یا گروهی دیگر که همانا با استفاده از این شایعات در تزئین و تعظیم قبور مردگانشان چیزی کم نمی گذارند و یا اینکه به بهانه پیروی از سنت مردگان ، خون بی گناهان و مظلومان را به زمین می ریزند و یا عده ای دیگر را تشویق می کنند که قلاده بر گردن مشتي از حيوان پستتر بیاندازند تا در انظار همگان وانمود كنند كه سگهاي رقيه ، کودکی سه ساله هستند و آنها را مجبور به ضربه و زخمی نمودن بدن خود می نمایند .
أم تحسب أن أكثرهم يسمعون أو يعقلون إن هم إلا كالأنعم بل هم أضل سبيلا(44/الفرفان)
آيا فكر مي كني اكثر آنها مي شنوند يا مي فهمند؟ آنها درست مانند حيوانات هستند؛ نه، آنها بسيار بدترند.
اينجاست و برای دوری از اینگونه جهل و سقوط است كه خداوند در قرآن شريفش ما رادعوت مي كند كه فقط خداي وحده که اوامرش را در تنها کتاب محافظت شده اش یعنی (قرآن) جای داده و تحویل ما نموده را دنباله روي كنيم و مانند اقوام گذشته به دنبال اوهام و حرف و حدیث اين و آن ( پرستش مردگان ) نرويم ، چرا كه بعداً همين اوهام چهره حقيقت به خود گرفته و مانند زنگاري حقیقت كلام خداوند را مي پوشانند. آنگاه به جاي حكم خدا فرمان شيطان به اجرا در آمده و هدف شيطان كه همانا گوش ندادن به حرف خداست ، تحقق مي يابد . وقتی که ریسمان متحد کننده و همبستگی آور ( قران ) که خداوند آن را به ما معرفی نموده فراموش می گردد فرقه ها و تعصبات و اختلافات مذهبي بوجود می آید و در این احوال است که ارباب فرق و پيروان مسالك ، مبادرت به رقابت درتعصبات مذهبي می نمایند و هر کس خود را برتر از دیگری می بیند و بهشت را ملک اختصاصی و خصوصی خود و هم مسلکانس می پندارد ، قرآن نيز در اين عرصه تاخ و تاز جاعلان کذاب و فخر فروشان متکبر مهجور و متروک واقع می گردد و تنها جلد و پوست و صوت قاری آن ارزش پیدا می کند و بدینگونه است که فرقه پرستان تلاش می کنند تا افكار مذهب خود را به قران تحمیل نمایند . آنها روايات و شان نزولهای ساختگي و شایعات دروغین را براي تغییر و تلبیس در محتوای قرآن عرضه می دارند تا به این خاطر که آیات قرآن را هماهنگ و مطابق با مذهب ، عقاید و سنتهای موروثی خود نمی بینند سعی در تاويل آن ها بدینوسیله نمایند . آنگاه با تفاسیر بي اساس فقها و ملایان و مفتی ها و غلاة و ساير مروجين خرافه گرای مواجه می شویم که در جهت تاييد باوراهای جاهلانه و شرک آمیز خود تلاش می کنند در واقع آنهایی كه به تاويل پاره اي از آيات پرداخته و موافق با مذهب خود بعضي از آيات را ازنص صريح و مفهوم اصلي خارج ساخته تا مذهب مورد نظر خود را توجيه نمايند. قرآن را كه باید حاكم و پيشوا آنان باشد را محكوم و پيرو خود نموده اند ، این تحركات باعث گردیده كه قرآن با انبوهي از ابهامات ساختگی معرفی شود و موجب گردد سدي بين نور هدايت و ارشاد قرآن و ارباب عقل و خرد و طالبین هدایت ایجادشود .
متاسفانه اين رويداد در هر دوره و زمانی اتفاق افتاده و از اين رو بسياري از آراءونظريات باطل فرقه ای در بطون كتب تاریخی و سنتی حفظ ونگهداري گرديده و به حكم سابقه وقدمت ومرورزمان نوعي قداست بخود گرفته اند و مردم هم به همین خاطر نسبت به آنها سر تعظيم فرود می آورند .در عصر ضعف فكري و اضمحلال معنوی اصحاب فرق اين سوابق را مانند قضاياي مسلم وعقائد قطعی غير قابل رد ،تجاوز و ترديد می دانند و آنها را همانند کلام الله شریف ، حق مطلق و بنیان و ماخذ احکام و قوانین دین و شریعت خود می نامند این میراثهای غلط، افکار مردم را محدود و مقید به قیودی بی اساس ساخته ودر درک صحیح قرآن واستفاده از نور هدایت آن ، مانع گردیده است تا آنجایی که مردم را در جمود و تقلید کور کورانه از این نوشته های پر از خطای انسانی و گاها قصه ها و افسانه های اسطوره ایی وا داشته است و مردم هم به آنچه در این کتابها بوده ،بدون آنکه میان حق وباطل و مفید ومضر آن تمیز دهند،اعتقاد پیدا کرده اند و حتی معتقد شده اندکه افراد با ایمان نباید چیزی از آنها را انکار کنند و الا دچار کفرو بی ایمانی می شوند ! ( مثال آن همین مراسمی است که در کوچه و بازار ما آن را به اسم تعزیه و نوحه سرایی برای عاشورا ی حسینی می شناسیم )
مردم می پندارند که این مطالب و افسانه هایی را که علمای سابق و پیشینیان در کتابهای خود درج نموده اند و ملایان در اصل مقلد شان هم به واسطه تقلید از نظرات قدمای خود ، کتاب خدا را شرح داده اند و اکثریت نیز آن را پذیرفته اند از مسلمات دین بشمار می آیند .و چون آنها خود را نسبت به پیشینیان ،در دین داناتر ودر فهم و روش قرآن و استخراج احکام دور اندیش تر نمی دانند ،لذا به خود حق نمی دهند از گفته های آنان به اندازه سر سوزنی تخلف ورزیده ،و یا در کم وزیاد آن با آنان مخالفت کنند. بدین ترتیب است که مردم افکار خود را تسلیم نظراتی می کنند که از ابا و اجداد خود به ارث گرفته اند و با محروم کردن خود از لذت تفکر واندیشه ،به خود و دین خود خیانت می ورزند . زیرا آنها بر این باور رفته اند که این اوهام وخرافاتی که بیشتر از کتب مذهبی شان استخراج گردیده از اصل و اساس دین بوده لذا از اندیشه وتفکر در قرآن محروم ،و با آلوده شدن اذهانشان به خرافات،از شرع وقوانین الهی وحلال وحرامی که خداوند در کتاب مبین قران تعیین کرده ،باز می ماندند. در واقع مذهبیون عقیده پیدا کرده ا ند که حلال خدا آن است که فلانی در فلان کتابی که به نام نقل قولهای قدما آن را نوشته است حلال دانسته وحرام آن است که فلان شخص به همان ترتیب حرام دانسته است .این به عبارتی همان مصداق آیه 116 سوره نحل قرار گرفتن است که چگونه آیه به ما می فهماند که در گذشته امتهایی بودند که با استفاده از این نقل قولهای دروغین و ساختگی به دین و آئینشان و در حقیقت خدا ، دروغ می بستند پس ما هم برای رهایی از این نکبت و بدبختی باید تنها تابع و پیرو کتابی شویم که حقیقتا می دانیم که از جانب خداوند واحد و یکتا نازل گردیده است و لا غیر .
ولا تقولوا لما تصف ألسنتكم الكذب هذا حلل وهذا حرام لتفتروا على الله الكذب إن الذين يفترون على الله الكذب لا يفلحون(116/النحل)
به هر چيزي كه بزبانتان ميآيد نگوييد اين حلال است و اين حرام است تا دروغي را كه بافتهايد به خدا نسبت دهيد. كساني كه از قول خدا دروغ ميگويند رستگار نميشوند.
عبد من عبادالله
Saturday 3 January 2009, 09:28AM
بسم الله الرحمن الرحيم
يأيها الذين ءامنوا لا تحرموا طيبت ما أحل الله لكم ولا تعتدوا إن الله لا يحب المعتدين
اي افراد باايمان، چيزهاي پاكي را كه خدا براي شما حلال كرده حرام نكنيد و از حكم خدا تجاوز ننمائيد، چون خدا افراد متجاوز را دوست ندارد.
بر خلاف تصور و خیال بسیاری ، اعم از گروههای سلفی از جماعت اهل سنت و اکثر توبه کنندگانی که از فرقه شیعه روی گردان شده اند و قصد اصلاح عقاید گذشته خود را دارند ، پرستش مردگان تنها به مفهوم راز و نياز با آنها و يا حمد و ستايش و درخواست حاجت و استعانت ( نستعین ) از ایشان و زیارت ضریح و قبر آنها نمي باشد. در معرفت قرانی پرستش مردگان يعني اطاعت مطلق ( تعبد ) از اوامرو نواهی مردگانی ست كه ازطریق احادیث و روایات و سخنانی که دیگران به آنها منتسب نموده اند به سخن در می آیند و همانا این منابع مجهول و بی هویت هستند که مشخص کننده سنت های آنان و پیروان شان می باشند .آیه 21 سوره شوری هم تعیین می کند که اله های مشرکین در حقیقت تنها مجسمه هایی صامت و بی هویت شناخته نمی شدند و بسیاری از این بتها نمایندگی افرادی را داشتند که در گذشته های دور می زیستند ، انسانهایی که در حق آنان آنچنان غلو و بزرگنمائی شده بود که حکم آنان بلادرنگ حکم خدا و راه و روش زندگی آنان ، بی چون و چرا و کم و کاست سنت مورد تائید خداوند معرفی می گشت
أم لهم شركؤا شرعوا لهم من الدين ما لم يأذن به الله ولولا كلمة الفصل لقضي بينهم وإن الظلمين لهم عذاب أليم(21/الشورى)
آنها از بتهايي پيروي ميکنند که براي آنها قوانين ديني مقرر ميکنند که هرگز از طرف خدا تاييد نشده است. اگر بخاطر تصميم از قبل گرفته شده، نبود، قضاوت در ميان آنها سريعا انجام گرفته بود. بدرستي که ستمکاران گرفتار عذابي دردناک شده اند.
بحث ما در خصوص تعبد خدا و منابع و روش چگونگی انجام آن می باشد ، کتاب خدا منبع بی بدیل و غیر قابل انکاریست که همه مسلمین در اصالت آن متفق القولند و هیچ جای شک و شیهه ای در آسمانی و الهی بودن آن در بین امتهای اسلامی وجود ندارد منتها اصحاب مذاهب با روی آوردن به منابع غیر ، سخنان و فرامینی را به خداوند نسبت داده اند که از جانب پروردگار هیچ گونه پشنوانه و سندیتی برای تائید آن وجود ندارد و آن را به عنوان سنت نیاکان و صالحین در بین جامعه خود تبلیغ و نشر می دهند در واقع این همان منابعی هستند که بدون اذن و اجازه خدا برای آنان شریعتی تازه می سازد و به واسطه قبول آن حلال خدا را بر خود حرام می سازند و یا گروهی دیگر که همانا با استفاده از این شایعات در تزئین و تعظیم قبور مردگانشان چیزی کم نمی گذارند و یا اینکه به بهانه پیروی از سنت مردگان ، خون بی گناهان و مظلومان را به زمین می ریزند و یا عده ای دیگر را تشویق می کنند که قلاده بر گردن مشتي از حيوان پستتر بیاندازند تا در انظار همگان وانمود كنند كه سگهاي رقيه ، کودکی سه ساله هستند و آنها را مجبور به ضربه و زخمی نمودن بدن خود می نمایند .
أم تحسب أن أكثرهم يسمعون أو يعقلون إن هم إلا كالأنعم بل هم أضل سبيلا(44/الفرفان)
آيا فكر مي كني اكثر آنها مي شنوند يا مي فهمند؟ آنها درست مانند حيوانات هستند؛ نه، آنها بسيار بدترند.
اينجاست و برای دوری از اینگونه جهل و سقوط است كه خداوند در قرآن شريفش ما رادعوت مي كند كه فقط خداي وحده که اوامرش را در تنها کتاب محافظت شده اش یعنی (قرآن) جای داده و تحویل ما نموده را دنباله روي كنيم و مانند اقوام گذشته به دنبال اوهام و حرف و حدیث اين و آن ( پرستش مردگان ) نرويم ، چرا كه بعداً همين اوهام چهره حقيقت به خود گرفته و مانند زنگاري حقیقت كلام خداوند را مي پوشانند. آنگاه به جاي حكم خدا فرمان شيطان به اجرا در آمده و هدف شيطان كه همانا گوش ندادن به حرف خداست ، تحقق مي يابد . وقتی که ریسمان متحد کننده و همبستگی آور ( قران ) که خداوند آن را به ما معرفی نموده فراموش می گردد فرقه ها و تعصبات و اختلافات مذهبي بوجود می آید و در این احوال است که ارباب فرق و پيروان مسالك ، مبادرت به رقابت درتعصبات مذهبي می نمایند و هر کس خود را برتر از دیگری می بیند و بهشت را ملک اختصاصی و خصوصی خود و هم مسلکانس می پندارد ، قرآن نيز در اين عرصه تاخ و تاز جاعلان کذاب و فخر فروشان متکبر مهجور و متروک واقع می گردد و تنها جلد و پوست و صوت قاری آن ارزش پیدا می کند و بدینگونه است که فرقه پرستان تلاش می کنند تا افكار مذهب خود را به قران تحمیل نمایند . آنها روايات و شان نزولهای ساختگي و شایعات دروغین را براي تغییر و تلبیس در محتوای قرآن عرضه می دارند تا به این خاطر که آیات قرآن را هماهنگ و مطابق با مذهب ، عقاید و سنتهای موروثی خود نمی بینند سعی در تاويل آن ها بدینوسیله نمایند . آنگاه با تفاسیر بي اساس فقها و ملایان و مفتی ها و غلاة و ساير مروجين خرافه گرای مواجه می شویم که در جهت تاييد باوراهای جاهلانه و شرک آمیز خود تلاش می کنند در واقع آنهایی كه به تاويل پاره اي از آيات پرداخته و موافق با مذهب خود بعضي از آيات را ازنص صريح و مفهوم اصلي خارج ساخته تا مذهب مورد نظر خود را توجيه نمايند. قرآن را كه باید حاكم و پيشوا آنان باشد را محكوم و پيرو خود نموده اند ، این تحركات باعث گردیده كه قرآن با انبوهي از ابهامات ساختگی معرفی شود و موجب گردد سدي بين نور هدايت و ارشاد قرآن و ارباب عقل و خرد و طالبین هدایت ایجادشود .
متاسفانه اين رويداد در هر دوره و زمانی اتفاق افتاده و از اين رو بسياري از آراءونظريات باطل فرقه ای در بطون كتب تاریخی و سنتی حفظ ونگهداري گرديده و به حكم سابقه وقدمت ومرورزمان نوعي قداست بخود گرفته اند و مردم هم به همین خاطر نسبت به آنها سر تعظيم فرود می آورند .در عصر ضعف فكري و اضمحلال معنوی اصحاب فرق اين سوابق را مانند قضاياي مسلم وعقائد قطعی غير قابل رد ،تجاوز و ترديد می دانند و آنها را همانند کلام الله شریف ، حق مطلق و بنیان و ماخذ احکام و قوانین دین و شریعت خود می نامند این میراثهای غلط، افکار مردم را محدود و مقید به قیودی بی اساس ساخته ودر درک صحیح قرآن واستفاده از نور هدایت آن ، مانع گردیده است تا آنجایی که مردم را در جمود و تقلید کور کورانه از این نوشته های پر از خطای انسانی و گاها قصه ها و افسانه های اسطوره ایی وا داشته است و مردم هم به آنچه در این کتابها بوده ،بدون آنکه میان حق وباطل و مفید ومضر آن تمیز دهند،اعتقاد پیدا کرده اند و حتی معتقد شده اندکه افراد با ایمان نباید چیزی از آنها را انکار کنند و الا دچار کفرو بی ایمانی می شوند ! ( مثال آن همین مراسمی است که در کوچه و بازار ما آن را به اسم تعزیه و نوحه سرایی برای عاشورا ی حسینی می شناسیم )
مردم می پندارند که این مطالب و افسانه هایی را که علمای سابق و پیشینیان در کتابهای خود درج نموده اند و ملایان در اصل مقلد شان هم به واسطه تقلید از نظرات قدمای خود ، کتاب خدا را شرح داده اند و اکثریت نیز آن را پذیرفته اند از مسلمات دین بشمار می آیند .و چون آنها خود را نسبت به پیشینیان ،در دین داناتر ودر فهم و روش قرآن و استخراج احکام دور اندیش تر نمی دانند ،لذا به خود حق نمی دهند از گفته های آنان به اندازه سر سوزنی تخلف ورزیده ،و یا در کم وزیاد آن با آنان مخالفت کنند. بدین ترتیب است که مردم افکار خود را تسلیم نظراتی می کنند که از ابا و اجداد خود به ارث گرفته اند و با محروم کردن خود از لذت تفکر واندیشه ،به خود و دین خود خیانت می ورزند . زیرا آنها بر این باور رفته اند که این اوهام وخرافاتی که بیشتر از کتب مذهبی شان استخراج گردیده از اصل و اساس دین بوده لذا از اندیشه وتفکر در قرآن محروم ،و با آلوده شدن اذهانشان به خرافات،از شرع وقوانین الهی وحلال وحرامی که خداوند در کتاب مبین قران تعیین کرده ،باز می ماندند. در واقع مذهبیون عقیده پیدا کرده ا ند که حلال خدا آن است که فلانی در فلان کتابی که به نام نقل قولهای قدما آن را نوشته است حلال دانسته وحرام آن است که فلان شخص به همان ترتیب حرام دانسته است .این به عبارتی همان مصداق آیه 116 سوره نحل قرار گرفتن است که چگونه آیه به ما می فهماند که در گذشته امتهایی بودند که با استفاده از این نقل قولهای دروغین و ساختگی به دین و آئینشان و در حقیقت خدا ، دروغ می بستند پس ما هم برای رهایی از این نکبت و بدبختی باید تنها تابع و پیرو کتابی شویم که حقیقتا می دانیم که از جانب خداوند واحد و یکتا نازل گردیده است و لا غیر .
ولا تقولوا لما تصف ألسنتكم الكذب هذا حلل وهذا حرام لتفتروا على الله الكذب إن الذين يفترون على الله الكذب لا يفلحون(116/النحل)
به هر چيزي كه بزبانتان ميآيد نگوييد اين حلال است و اين حرام است تا دروغي را كه بافتهايد به خدا نسبت دهيد. كساني كه از قول خدا دروغ ميگويند رستگار نميشوند.
به سلام جناب زد ايكس
نمي دونم چرا شما همه جا هستين غير از اون جايي كه بايد باشين!!
مگه خودتون از من نخواستين كه تاپيك جدايي قرار بدم تا شما در اون صحبت كنيد خوب الان يه هفتست كه من اين كار رو كردم اما خبري از شما براي تاييد و يا رد حرفهاي من نيست!!! و جالب اينجاست كه هنوز امضايتان را تغيير نداده ايد(يعني بر عقيده خود مانده ايد!!)
و به همين علت به اين پستتان هم پاسخي نمي دهم چون تا كنون، بر من مسلم شده كه شما هيچ نيت حق طلبي نداريد ومتاسفانه تنها در پي شبهه پراكني و مغشوش كردن ذهن مسلمين هستيد
البته ان شاءالله كه من اشتباه مي كنم.
به محض اينكه شما در آن تاپيك به من پاسخ دهيد من پاسخ اين پست و هر پست ديگرتان را خواهم داد ان شاءالله
به اين آدرس: اندر مغالطات مذهبه "اسلام بدون مذهب"!!! (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=17866)
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=17866
البته دوستان گرامي توجه داشته باشند كه اگرنوشته هاي ايشان براي كسي شبه اي ايجاد كرده بفرمايد تا پاسخ اين اكاذيب داده شود و الحمد لله
دوستدار شما
عبد من عباد الرحمن:smile07:
zxcv
Saturday 3 January 2009, 01:54PM
به محض اينكه شما در آن تاپيك به من پاسخ دهيد من پاسخ اين پست و هر پست ديگرتان را خواهم داد
دوست گرامی ، من در همان ادامه پاسخ به دعوتی که شما از من نمودید اشاره کردم که اگر صلاح دانستم وارد بحث و گفتگو با جنابعالی می شوم و فعلا صلاح برای هر دوی ما در این است که با هم گفتگویی نداشته باشیم . ان شاء الله در آینده اگر مشاهده کردم که در نوشته های شما چیزی وجود دارد که مرا به آینده مناظره با شما امیدوار می سازد حتما از آن دریغ نمی کنم .
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.