PDA

نمايش نسخه نهائي : ازدواج رو چطوري توصيه مي كنيد ؟


مملي
Friday 18 October 2002, 02:12PM
بچه ها سلام ، ;) من هم مثل ديگر دوستان ورود خودم را خوش آمد ميگم و چون خيلي عجله دارم :p بي مقدمه وارد بحث ميشم ، مردم به دادم برسيد :smile33:

خواستم بپرسم كه ازدواج رو چگونه توصيه مي كنيد ؟!!

1 0 روش سنتي ، نشستن دختر خانوم تو خونه - آمدن آقا دوماد با فك و فاميل و پس از درنگي ظاهر شدن عروس خانوم - با گونه هاي گل انداخته :smile05: و سيني چاي (ايشااله از دستش نيافته :p ) .

2 0 آشنائي قبلي در محيط كار و يا جاي ديگر . چند بار رفت و آمد رسمي و چند جلسه با هم گپ زدن و شيريني خوردن در حضور بزرگترها ؟ يه كمي هم ادا و اطوار در آوردن :smile20:

3 0 دوست دختر گرفتن ... چند روز شايد هم چند ماه و شايد هم چند سال رفت و آمد تو اين سينما و تو اون پارك بشين و پاشو دور از چشم رقيبان :p و بعد هم شايد ازدواج .

راستي بين اين سيستمها كدومش قابل انتخابه ؟
بچه ها شما چي ميگيد من عجله دارم !

:smile38: توجه : اينو براي اوليش گفتم ها ... دومي ها نيان تو :D

kimia20ir
Saturday 19 October 2002, 12:03PM
سلام.
سوال خوبي كردي.
به نظر من هيچ كدوم از اين راهها مفيد نيستند:D

براي ازدواج بايد اول خانواده ها سنجيده بشن...يعني هم كفو هم باشن بعدش دختر وپسر بايد همديگه رو بپسندند و در مورد تمام مسائل زندگي از جمله اخلاقي عقيدقي به تفاهم برسن.

اين نظر من بود
و نظر هر كس هم محترمه:D

موفق باشيد

mohammad_mt
Saturday 19 October 2002, 03:15PM
سلام
به نظر من خا نواده ها پيش قدم بشوند ولي حرف آخر را خود
دختر و پسر بزنند بدون زور و اجبار و رودربايستي.;)

بهزاد
Monday 21 October 2002, 06:04PM
سلام؛
من به جاي سه راه مملي راه چهارمي پيشنهاد مي كنم و اون خريدن شوهره ;) لطفا متن زير را بخوانيد:
يك مركز خريد وجود داشت كه زنان مي توانستند به آنجا بروند و مردي را انتخاب كنند كه شوهر آنان باشد، اين مركز پنج طبقه داشت، و هرچه كه به طبقات بالاتر مي رفتند خصوصيات مثبت مردان بيشتر مي شد. اما اگر در طبقه اي دري را باز كنند بايد حتما بايد آن مرد را انتخاب كنند و اگر به طبقه بالاتر رفتند ديگر اجازه برگشت ندارند و هر شخص فقط يك بار مي تواند از اين مركز استفاده كند.
روزي دو دختر كه با هم دوست بدودند به اين مركز خريد رفتند تا شوهر مورد نظر خودشون رو بخرند.
در اولين طبقه، بر روي در نوشته شده بود: اين مردان شغل و بچه هاي دوست داشتني دارند. دختري كه تابلو را خوانده بود گفت: خب، بهتر از كار نداشتن يا بچه نداشتن است ولي دوست دارم ببينم بالاتري ها چگونه اند؟
پس رفتند.
در طبقه دوم نوشته شده بود: اين مردان شغلي با حقوق زياد، بچه هاي دوست داشتني و چهره زيبا دارند. دختر گفت: هوم م م، طبقه بالاتر چجوريه...؟؟؟
طبقه سوم: اين مردان شغلي با حقوق زياد، بچه هاي دوست داشتني و چهره زيبا دارند و در كار خانه هم كمك مي كنند. دختر: واي...، چقدر وسوسه انگيز، ولي برويم بالاتر . و دوباره رفتند.
طبقه چهارم: اين مردان شغلي با حقوق زياد و بچه هاي دوست داشتني دارند. داراي چهره اي زيبا هستند، همچنين در كار خانه كمك مي كنند و هدف هاي عالي در زندگي دارند. آن دو واقعاً به وجد آمده بودند. دختر: واي چقدر خوب. پس چه چيزي ممكنه طبقه آخر باشه! آنها از خوشحالي گريه كردند.
پس به طبقه پنجم رفتند، آنجا نوشته شده بود: اين طبقه فقط براي اين است كه ثابت كند زنان راضي شدني نيستند. از اين كه به مركز ما آمده ايد متشكريم و روز خوبي را براي شما آرزومنديم!

:D :D :D :smile40: :eek: :rolleyes: :p ;)

دارا
Tuesday 29 October 2002, 06:39PM
بيكاري بابا تو م زن ميخواي چيكار :p

شوخي مي كنم اگه پيدا كردي به فكر ما هم باش
:D


كسي كه ازدواج مي كنه بايد از نصف خودش بگذره !!! يعني نصف خودش را در راه خدا شهيد كنه ... وگرنه هر چي كمتر بگذره زندگي بدتري خواهد داشت .

فقط در صورتي نبايد بگذره كه هر دو طرف كاملا منطبق بر هم باشن . كه خيلي كم پيش مياد اينطوري همديگه رو پيدا كنن ...

نميدونم ديگه يه چيز گفتيم :p من كه تا حالا اينكارو نكردم

تا اينكاره ها يه چيزي بگن :cool:

smaeal
Tuesday 5 November 2002, 02:55PM
دربعضي موارد تنها تعيين كننده اين موضوع عشقِ

ديوونه
Wednesday 6 November 2002, 10:35AM
سلام...
والله اينطوري كه من ميبينم اين خانومها با اين همه توقعات بالا بالا....بايد توي خونه منتظر موند و ديد كه كي مياد بالاخره ما رو ببره....


ايشالله كه يه با تقواش بياد....;)


التماس دعا
يا حق

Neda
Saturday 16 November 2002, 05:03PM
3 0 دوست دختر گرفتن ... چند روز شايد هم چند ماه و شايد هم چند سال رفت و آمد تو اين سينما و تو اون پارك بشين و پاشو دور از چشم رقيبان :p و بعد هم شايد ازدواج .



به نظر من با اين اخري موافقم چون اونموقع ادم با شناخت كامل ازدواج ميكنه

Sina
Saturday 16 November 2002, 05:35PM
سلام
به نظر من مخلوطي از راه حل اول و دوم:smile40:

ساناز
Saturday 16 November 2002, 05:44PM
ديونه اين يعني چي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ساناز
Saturday 16 November 2002, 05:51PM
اگه خبريه سره ما كلا نره يه كارتم اين جا بفرستيد

مملي
Tuesday 19 November 2002, 03:12PM
چشم ساناز خانوم
كارت كه هيچي ..بليط هواپيما هم برات ميفرسم
فقط دعاكن اين شانس ما يه كمي باز شه
ما كه هنوز.........................:smile34: :smile34: :smile07: :smile07:

بهلول
Sunday 24 November 2002, 01:37PM
چون عجله دارم خلاصه می کنم

دوست دختر و ازدواج خيلی موفقيتش کمه !!

قطعا بايد از قبل خانواده ها سنجيده بشن

عجله نکنيد (هندوانه نمی خواهيد بخريد که اگر سفيد بود بندازين دور) بحث یک عمر زندگيه پس حسابی حوصله بخرج بدهيد حتی ماهها

تو رو درواسی گير نکنيد

هرگز بخواطر ارضای شهوت جنسی اقدام به ازدواج نکنيد اولين و مهمترين مسئله محبت متقابل است و درک کافی

زن و زندگی وقت می خواهد اگر نمی توانيد از دوستان خود دل بکنيد حالا زوده !!

و ....

موفق باشيد

montazer
Friday 27 December 2002, 02:42AM
سلام به همه
این بحث بحث لازم و ضروری هست و نباید با اون سرسری برخورد کرد . به نظر من همون قدر که اقایون انتخاب می کنن خانم ها هم حق اتخاب دارن . اصلا خانوم ها تعیین می کنن که مثلا کدوم اقا به خواستگاریشون بره . البته نه از راههای غیر متعارف;)
راه اول و دوم خوب هست اما سومی به نظر من اصلا عاقلانه نیست . بعضی ها رو دیدم با اینکه قبل ازدواج براشون دوست دختر داشتن و این جور حرفا بی معنی بود اما موقع ازدواج فهمیدن که عشق خالص برای یه نفر داشتن با دوست دختر و یا دوست پسر داشتن جور در نمياد .
حتي متاسفانه بعضي هاشون منجر به طلاق شده . مثلا اقا از دوست دختر قبليش بيشتر خوشش اومده ديگه همسرش رو نمي خواد يا خانومه دوست پسرش رو ديده ديگه شوهرش رو نمي خواد!!!
اين جوري تشكيل خانواده نه تنها باعث ارامش نيست بلكه دردسر افرين هم هست .
اما خدا خودش كارها رو اسون كرده و با دادن احساس و عشق اتخاب رو برا انسان راحت تر كرده البته اين دو تا بدون عقل سالم ممكنه نتيجه عكس بده .
اينكه پسر به خواستگاري بره و بعد طي چد جلسه بحث و گفتگوي بدون تعارف و با صداقت نسبت به دختر شناخت پيدا كنه و دختر هم همچنين, راه عاقلانه تري به نظر مي رسه .

به هر حال اميدوارم همه توي اين يكي انتخاب موفق باشن .
لطفا با تجربه ها;) از تجربه هاشون بي تجربه ها رو بي نصيب نذارن:D

montazer
Friday 27 December 2002, 10:30PM
آيا خواستگارى مرد از زن اهانت‏به زن است؟
كتاب: مجوعه آثار ج‏19 ص 52

نويسنده: شهيد مرتضى مطهرى

اينكه از قديم الايام مردان به عنوان خواستگارى نزد زن مى‏رفته‏اند و از آنها تقاضاى همسرى مى‏كرده‏اند،از بزرگترين عوامل حفظ حيثيت و احترام زن بوده است. طبيعت،مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفريده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن.طبيعت،زن را گل و مرد را بلبل،زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است.اين يكى از تدابير حكيمانه و شاهكارهاى خلقت است كه در غريزه مرد نياز و طلب و در غريزه زن ناز و جلوه قرار داده است.ضعف جسمانى زن را در مقابل نيرومندى جسمانى مرد،با اين وسيله جبران كرده است.

خلاف حيثيت و احترام زن است كه به دنبال مرد بدود.براى مرد قابل تحمل است كه از زنى خواستگارى كند و جواب رد بشنود و آنگاه از زن ديگرى خواستگارى كند و جواب رد بشنود تا بالاخره زنى رضايت‏خود را به همسرى با او اعلام كند،اما براى زن كه مى‏خواهد محبوب و معشوق و مورد پرستش باشد و از قلب مرد سر درآورد تا بر سراسر وجود او حكومت كند،قابل تحمل و موافق غريزه نيست كه مردى را به همسرى خود دعوت كند و احيانا جواب رد بشنود و سراغ مرد ديگرى برود.

به عقيده ويليام جيمز فيلسوف معروف امريكايى،حيا و خوددارى ظريفانه زن غريزه نيست‏بلكه دختران حوا در طول تاريخ دريافتند كه عزت و احترامشان به اين است كه به دنبال مردان نروند،خود را مبتذل نكنند و از دسترس مرد خود را دور نگه دارند;زنان اين درسها را در طول تاريخ دريافتند و به دختران خود ياد دادند.

نيلوفر
Sunday 16 February 2003, 09:24AM
به نظر من اول بايد دختر و پسر همديگه رو از نظر ظاهري بپسندن، بعد نوبت به بقيه موارد من جمله خانواده ها و خصوصيات اخلاقي و سطح فرهنگي و مادي و... مي رسه
به نظر من اونهايي كه ميگن شكل ظاهر مهم نيست در ازدواج، كاملا اشتباه مي كنند.

براي من كه خيلي مهمه.

Sepehre Azadi
Tuesday 18 February 2003, 04:58AM
به نظر من هم حرف نيلوفر درسته ولي ببينيد اگه آدم از خودش شناخت داشته باشه ميدونه هدفش از انجام كارها چيه ؟ نه اينكه فكر كنين سن و سال و پول و ... ميتونه وقت يا چراغ سبزي براي ازدواج باشه به نظر من آدم قبل از اينكه بياد عاشق واشق شه بهتره بياد زندگي كردن انفرادي رو تجربه كنه يعني بياد يه چند وقت مسئول همه چيز خودش باشه ببينه ميتونه اداره كردن خودشو رو به خوبي انجام بده بعد بياد بره دنبال ازدواج يعني اول روحيه قوي سنگ زيرين آسيا بودن و بعد تقبل يه مسئوليت خطير كه براي هميشه در ذهن و روح حك ميشه و تجربه تلخ چه بسا انسان رو كاملا منزوي از خواسته ها و نيازهاي واقعي اش نگه داره . و مطمئن باشين باچشم باز جلو رفتن و توكل به خدا داشتن خودش عشق و محبت بسياري در پي خواهد داشت و بركت و نعمت فراوان ايزدي زندگي رو دلپذير ميكنه .
حق نگه دارتون و اميدوارم در كارهاتون پيروز باشيد .;)

asheghe iran_p
Wednesday 19 February 2003, 12:14AM
نوشته شده بوسيله نيلوفر
به نظر من اول بايد دختر و پسر همديگه رو از نظر ظاهري بپسندن، بعد نوبت به بقيه موارد من جمله خانواده ها و خصوصيات اخلاقي و سطح فرهنگي و مادي و... مي رسه
به نظر من اونهايي كه ميگن شكل ظاهر مهم نيست در ازدواج، كاملا اشتباه مي كنند.

براي من كه خيلي مهمه.


مسلمآ براي همه مهم است:)

sheyda
Wednesday 26 February 2003, 01:28PM
نوشته شده بوسيله Sina
سلام
به نظر من مخلوطي از راه حل اول و دوم:smile40:
با تو موافقم :D

eesa
Thursday 27 February 2003, 03:35PM
بنام خدايم
ازدواج تقريبا مثل اين ميمونه كه يه ساندويچ هست ويه نوشابه هم مياد كنارش البته اگر در خارج از ايران باشه نوشابش ميتونه زرد (فانتا)
يا سفيد (اسپرايت ) يا حتي قرمز (شاني ) باشه اما در ايراني كه اسلامي باشه فقط مشكي (كوك ) با هر روشي هم ميشه درشو باز كرد چون آزاده ....

asheghe iran_p
Thursday 27 February 2003, 11:57PM
نوشته شده بوسيله eesa
بنام خدايم
ازدواج تقريبا مثل اين ميمونه كه يه ساندويچ هست ويه نوشابه هم مياد كنارش البته اگر در خارج از ايران باشه نوشابش ميتونه زرد (فانتا)
يا سفيد (اسپرايت ) يا حتي قرمز (شاني ) باشه اما در ايراني كه اسلامي باشه فقط مشكي (كوك ) با هر روشي هم ميشه درشو باز كرد چون آزاده ....


بنفش چقدر شكمو هستي:o

eesa
Saturday 1 March 2003, 12:54PM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p



بنفش چقدر شكمو هستي:o

ميدونم جواب من ربطي به اين تاپيك نداره اما خب بايد بگم ..ميدوني كه
بنفشو نميدونم اما من هستم ....شكمو .....تا چند ماه ديگه هم اولين ماكدونالد رو در ايران براتون قراره باز كنم .... البته نميدونم شما تشريف ميارين يا نه اما خوشحال ميشم ببينمتون ...
نميدونم چرا دارم علاقه خاصي به تو پپيدا ميكنم كه سخن از پيوندي دراز دارد ......

asheghe iran_p
Saturday 1 March 2003, 06:38PM
نوشته شده بوسيله eesa


ميدونم جواب من ربطي به اين تاپيك نداره اما خب بايد بگم ..ميدوني كه
بنفشو نميدونم اما من هستم ....شكمو .....تا چند ماه ديگه هم اولين ماكدونالد رو در ايران براتون قراره باز كنم .... البته نميدونم شما تشريف ميارين يا نه اما خوشحال ميشم ببينمتون ...
نميدونم چرا دارم علاقه خاصي به تو پپيدا ميكنم كه سخن از پيوندي دراز دارد ......



براي همين گفتم بنفش چقدر شكمو هستي چون دقيقآ با تو بودم:D

گناهكار
Tuesday 22 April 2003, 05:30PM
من به خود اجازه نميدهم تا با آنكه دوست دارم ازدواج كنم تا خودم و او را به كثافت بكشم

بهزاد
Tuesday 22 April 2003, 06:24PM
نوشته شده بوسيله گناهكار
من به خود اجازه نميدهم تا با آنكه دوست دارم ازدواج كنم تا خودم و او را به كثافت بكشم

ببخشيد من منظور شما رو نفهميدم. به نظر شما زندگي در كنار يك نفر يعني كثافتكاري؟:confused:

asheghe iran_p
Wednesday 23 April 2003, 04:01PM
نوشته شده بوسيله گناهكار
من به خود اجازه نميدهم تا با آنكه دوست دارم ازدواج كنم تا خودم و او را به كثافت بكشم


چه باحال.....

يعني شما كسي رو كه دوست داريد باهاش ازدواج نميكنيد

به خدا نفهميدم شما چي گفتيد دارم هنوز فكر ميكنم:o

نظرتون رو بگيد تا با نظرات شما بيشتر آشنا بشم

min
Wednesday 28 May 2003, 11:56PM
نوشته شده بوسيله گناهكار
من به خود اجازه نميدهم تا با آنكه دوست دارم ازدواج كنم تا خودم و او را به كثافت بكشم
بعد با اون كه ازش متنفري ازدواج كردي چه طوري تو زندگيت تحملش مي كني ؟