PDA

نمايش نسخه نهائي : سخنراني احمد الوائلي و ميزان ادب مخالفين قمه زني


Abdolhusain
Sunday 10 August 2008, 12:35AM
بسمه تعالی شانه
زمانی که این حقیر محکوم به محدودیت نوشتاری و به عبارت صحیحتر محرومیت نوشتاری شده بود،در یکی از تاپیکها صحبتی از شیخ احمد وائلی که یکی از خطبای درجه چندم بوده است شد.صحبت در مورد سخنرانی این شخص بوده است،آنهم سخنرانی که او علیه برخی از مصادیق عزای امام حسین علیه السلام ایراد کرد و فایل این سخنرانی نیز در اینترنت در دسترس است.چنانچه خانم زیبا از دوستان درخواست ترجمه این سخنرانی را داشتند،که الان در خدمت ایشان خواهیم بود!البته ای کاش در این سخنرانی تنها مخالفت بود،اما از آنجا که توهین کردن-در غیر موضع شرعی-نشاندهنده کم اوردن و جواب نداشتن است،وائلی نیز ازین قاعده مستثنی نبوده و در این سخنرانی اوج عداوتش را نسبت به عزاداران نشان داده و توهین های نامربوطی نیز نموده است.
اما این سخنرانی چه بوده است؟وائلی در آن چه حرفهایی را زده است؟
دوستان به یاد دارند که آن زمان یکی از اعضاء بیان کرده بود که هیچ یک از استدلالهای موجود در سخنرانی پاسخ داده نشد!به عبارت دیگر،وائلی در این سخنرانی به صورت مستدل(از نظر آن کاربر)علیه قمه زنی صحبت کرده و قمه زنان نیز جوابی نداشته اند که بدهند،چنانچه در همین تالار جوابی نداده اند و استدلال او را بی پاسخ گذاشته اند.
اما آیا حقیقتا اینطور است؟چگونه کاربری که خود یکبار هم این سخنرانی را گوش نداده است اینطور قضاوت میکند؟آیا ضدیت با قمه زنی از نظر ایشان ملازمتی با استدلال و مستدل بودن کلام دارد؟
در این موضوع-که سابقا قول آن را داده بودم-میخواهیم سخنرانی وائلی را با هم بخوانیم،و میزان ادب این شخص،و استدلالی که از آن دم زده میشد را ملاحظه کنیم.اما قبل از آن،لازم است تا توضیحاتی در خصوص شخصیت وائلی داده شود،تا همگان بدانند که شخصی که عزاداری را مسخره میکرده و علیه عزاداران صحبت میکرده،خود در چه مقامی از علم و دیانت و معرفت،و یا در چه مقامی از انحراف از مکتب اهل بیت علیهم السلام قرار دارد.
احمد وائلی،خطیب متعصب عرب،کسی است که از علوم حوزوی نیز بهره خاصی نداشت،چنانچه نهایت تالیفات او که نام دکتر را یدک میکشید هم به چند جزوه منتهی میگردد...او شخصیتی است که در تمام روزهایی که مردم عراق زیر شکنجه های جانفرسای صدام و سگهای ملعون او بودند،در خارج از عراق-خصوصا لندن-به کیف و تفریح مشغول بوده،و حتی سخنی در دفاع از اهل عراق بر زبان نمیاورد.چه آن زمانی که صدر اول و ثانی را شهید کردند،چه ان سالهایی که سیستانی در زندان خانگی بود،چه آن زمان که دهها نفر از علما را در زندانها کشتند،و....و....در تمام این موارد از وائلی جز سکوت هیچ چیز دیگری دیده نشد...الا در موردی خاص آنهم بعد از اینکه صدام جنایات را به حد اعلایش رساند که وائلی دیگر شرم میکرد بیش ازین در بین عراقی ها باشد و حرفی نزند!
حب ابوبکر و عمر،آنقدر در دل این مرد ریشه داشت که در برخی از سخنرانی هایش بعد از ذکر نام این دو،عبارت "رضوان الله علیهما" را به زبان میاورد.(لینک یکی ازین سخنرانی ها در دست من بود که آن را گم کردم،در اسرع وقت انشاءالله آن را پیدا میکنم و به دوستان نشان خواهم داد)
او نه تنها از علم فقه و..هم بهره خاصی نداشت،بلکه انحرافات اعتقادی او هم وحشتناک بود،که برای نمونه ما تنها یک مورد ازین انحرافات را ذکر میکنیم.لازم به ذکر است که این نمونه را از مصاحبه مجله مراة الأمة شماره 1073 نقل میکنیم،که در این مصاحبه وائلی تا توانسته است به دفاع از اهل سنت و انکار معتقدات شیعه پرداخته است!

نظر انحرافی وائلی در خصوص اولی الامر:

قال تعالی:اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم،صدق الله العظیم،ما تفسیرکم ل واولی الامر؟

اولوالامر عندنا هم العلماء.

خدای متعال فرموده:خدا را اطاعت کنید و رسول را اطاعت کنید و اولی الامر را،تفسیر شما برای اولی الامر چیست؟
جواب وائلی:
اولوالامر نزد ما علماء هستند!!

سبحان الله،ببینید چگونه این شیخ دور از روایات اجماع شیعه را زیرپا نهاده و اولوالامر در این ایه شریفه را که بنابر اجماع شیعیان تنها ائمه معصومین علیهم السلام هستند را به "علماء" تفسیر مینماید!

در این مصاحبه وائلی به مراجع تقلید نیز جسارت کرده و حتی وجود مصحف حضرت زهرا سلام الله علیها را نیز زیر سوال برده است!جهت اختصار و اینکه به اصل بحث بپردازیم از ذکر تفاصیل این مطالب خودداری میکنیم.

وائلی شخصیتی بود که تعصب شدیدی نسبت به اعراب هم داشت،به حدی که حتی حاضر به حضور در ایران هم نمیشد،و هنگامی که احمد فهری نماینده آقای خمینی در سوریه او را برای دیدار از ایران و زیارت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام دعوت کرد وائلی حاضر به پذیرش نشد،در گفته های وائلی نیز هیچ سخنی از خمینی به چشم نمیخورد،چنانچه در صحیفه امام حتی برای یکبار نامی از وائلی نیامده است.

سخن را کوتاه میکنیم تا به اصل بحث بپردازیم،در پست بعدی آن متن آن سخنرانی را قسمت به قسمت میاوریم(تکه تکه اش میکنم تا خواندنش راحتتر باشد)و زیر هر قسمت ترجمه آن را با رنگ آبی ذکر میکنیم.

Abdolhusain
Sunday 10 August 2008, 12:44AM
بسمه تعالی شانه
متن سخنراني و ترجمه سخنراني رو به دو رنگ مختلف ملاحظه ميکنيم:


هالسنة أنا بلندن جابولي كتاب، قبل شهرين هيجي، جابولي فرد كتاب، جابولي اياه جماعة هناك عندهم مأتم يسون مأتم،
امسال من لندن بودم یه کتابی برام آوردند،دو ماه قبل اینطورا،يه كتاب برام آوردند، جماعتی از آنجا برايم كتاب آوردند كه مجلس عزا داشتند،

الكتاب شنو، الكتاب كاتبين بيه أن الدين يعني .. دين الله، شريعة رسول الله ما تقوم يعني.. سبب من أسباب الدين سبب من أسباب قيام الدين أن نستعمل القامة اتنبه لي،
کتابه چیه؟تو کتابه نوشتن كه دين يعنی .. دين خدا، شريعت رسول خدا برنميخيزد يعنی ... سببي از اسباب دين، سببی از اسباب قيام دين اين است كه از قمه استفاده كنيم، به من توجه كن،

هذا الدين متوقف على استعمال القامة!!وأن نسوي نار يعبرون عليها اشلون هذوله الهنود يسون نار يعبرون عليها نعم يعبرون عليها وما تحرق النار رجليهم،
اين دين متوقف بر استفاده از قمه هست! يا إينكه آتیش درست كنيم و از اون عبور كنند، چطور اين هندیها آتش درست ميكنند و ازش عبور ميكنند، بله عبور ميكنند و آتیش پاهاي اونا رو نمیسوزونه،

فالقامة والشبيه والنار هاي يتوقف عليها إحياء الدين، ومنو سيد فلان.. حاط توقيعه!! ومنو شيخ فلان حاط توقيعه !! وجايبيله فرد كتاب هلكبره بالله أرجوك اقراه إلهالكتاب صحيح هالشكل هاي شو رايك بيه؟!
پس قمه و شبیه خوانی و آتیش احیاء دین بر اونها متوقف هست، و كي....سيد فلانی امضايش را گذاشته!! و كی...شيخ فلانی امضايش را گذاشته!! و كتابی به اين بزرگی آوردند خواهش ميكنم اين كتاب را بخوان، درست به اين شكل، و گفتند نظرت در موردش چيه؟!

قت له ها والله اخي
بهش گفتم اها به خدا برادر من

هاو و بعد أكو أكثرمن هذا . كان عدهم عزم هالسنة هم مصرين ان يشترون الهم بعيره ويركبوا عليها واحد يسوه عليل ويمشون بهايد بارك بلندن اتنبه لي زين،
اها تازه بيشتر از اين هم هست، امسال عزاداری داشتند و تصمیم داشتند و اصرار ميكردند كه يه شتر بخرن و سوارش بشن و يه نفر رو معلول كنند و سوارش كنن و راه بيفتن توی هايد پارك لندن، خوب به حرفم توجه كن،

يطلعون عليل ، لا مو دأحجي إلك قصه لا أحجي لك واقع نعم مو دأحجي لك لطيفة لا واقع هذا انتبه لي شوي زين
هذوله إنت تتصور ذوله على رسلهم!! أبدا لا لا مو على رسلهم بلا كلام لا،
يه معلول رو در ميارن، نه فكر نكن دارم برات داستان ميگم، واقعا بله، برات جک نميگم نه، اين حقيقت داره، يه خورده به من خوب توجه کن، تو فکر میکنی اينها شعور دارند!! ابدا ابدا نه ابدا اينها بی شعور هستند، حرفی در اين نيست نه،

هذا إلي يريد يحول لي الحسين يحول لي الحسين إلى مسخرة مهزلة يريد يحول لي الحسين فرد قاسم ملبسيه مادري شنو مره تهلهل وأربعة يذبن ملبس،
اين کسی که ميخواد حسين را تبديل کند، ميخواد حسين را تبديل کند به يک مسخره، به يك مهزله، ميخواد حسين را تبديل کند به اينکه يه قاسم را بيارن و نميدونم چی چی تنش کنند و يك زن هلهله بکنه،و چهار نفر نقل بارونش کنن،

ولك نعاج، انتو بأي عصر بأي تاريخ انتو انتو وين دترقصون على جراحنا تلعبون على جراحنا احنا وين بيا حالة الآن شنو هالوضع هذا منو وراءكم انتو،
اینا گاو هستند،شما در کدام عصر، در کدام تاريخ هستيد، شما شما کجا داريد ميرقصيد بر زخمهاي ما، بازي ميکنيد با زخمهاي ما، ما کجائيم در چه حالتی، اين چه وضعيه كه الان ما داريم، چه كسي پشت شماست؟

قت له والله أنا لو أظفر بهؤلاء أدفنهم ببلوعة وهم أحياء، ذوله إليرقصون على جراحنا ولك شنو هالعالم هاي!!
بهش گفتم بخدا اگر دستم به اينها برسه، اونا رو تو چاه فاضلاب زنده به گور میکنم،اينایی كه ميرقصند بر جراحتهاي ما، واي بر تو اينها چه آدمایی هستند؟؟

تعالو تأدبوا بآداب الحسين تخلقوا بأخلاق الحسين احملوا عزيمة الحسين احملوا فكر الحسين احملوا آداب الحسين اتبعوا مبادئ أهل البيت ،
بیاید مودب به آداب حسین شین، به اخلاق حسین متخلق شین، عزم حسين رو داشته باشین، فکر حسين رو داشته باشین،آداب حسین رو داشته باشین،از آرمانهای اهل بیت پیروی کنین،

مو واحد يطب على الإمام جعفر الصادق سلام الله عليه يقول له سيدي ذوله يعيرونا يقولون إلنا يا جعفري قله والله ما أقل من يتبع جعفر بن محمد منكم. والله ما منكم واحد يتبعنه لك لا عدكم أخلاقنه ولا آدابنه ولا عزمنه،
مگه نبود شخصی که بر امام جعفر صادق عليه السلام وارد شد و گفت سيدی اينها ما را مسخره ميكنن و به ما ميگن جعفري، حضرت بهش گفت بخدا چه کم هستند کسانی که از شما از جعفر بن محمد پیروی کنن،به خدا قسم یکی از شما از ما پیروی نمیکنه،نه اخلاق ما رو دارید،نه آداب ما رو نه عزم ما رو،

لك بدل هذي خلي يصير عدكم عزيمة الحسين يكون عدكم صلابة الحسين تكون عدكم خلق الحسين يكون عدكم آداب الحسين،
بجاي اينها بگذارید عزم حسين را داشته باشيد، صلابت حسين را داشته باشيد، اخلاق حسين را داشته باشيد، آداب حسين را داشته باشيد،

موجاييلي تحاولون أن تخلونا نصل إلى مستويات نتحول بيها إلى مخرفين في أنظار الناس،
نه اينكه بیاین سعي کنین به مراحلي برسيم كه تبديل بشيم به ديوانه هايی در چشم مردم،

الحسين خلق الحسين فكرة الحسين عزيمة الحسين دين، تأدب بآدابه تخلق بأخلاقه قدسه نعم قدس ذكراه حاول أن تحلل شخصيته تحلل موقفه قوم لي بعمل علمي،
حسين اخلاق است، حسين فكر است، حسين عزيمت است، حسين دين است، به ادب حسين مودب شو، به اخلاق حسين متخلق شو، او را تقديس كن بله، يادش را تقديس كن، سعي كن شخصيتش را تحليل كنی، موضعش را تحليل كنی، يك كار علمي برام انجام بده،

اتجيب لي عمل غوغائي مهرج يحولني في نظر الناس إلى تافه هو هاي نهضة الحسين لا الحسين مو هيجي الحسين ما إجه حتى اكو جماعة يعيشون بالخرافات أو يعيشون بالتوافه،
براي من يك كار غوغائی و دلقكي آوردي كه مرا در چشم مردم یک رکیک نشان بده، آيا اين نهضت حسين است؟ نه، حسين اينطور نيست، حسين نيومد تا یه عده با اين خرافات زندگی كنند يا با اين ركاكتها زندكي كنند،

الحسين ما إجه ليتحول إلى وسيلة من وسائل الابتزاز والسخف والخرافات وإليجي يقول هذا عبارة عن إحياء شعائر قوله أرجوك خلي علمك اببطنك واسكت،
حسين نيومد تا تبديل شه به وسيله ای از وسايل مسخره بازی و سخیف بودن و خرافات، و كسي كه مياد میگه این کارها عبارت از احیاء شعائر هست بهش بگو لطفا علمتو بکن تو شکمت و ساکت باش.

لأ مو إحياء شعائر مو هاي الشعائر، الشعائر تحيا بالدين بالأخلاق بالقيم تحيا الشعائر بالوسائل المشروعة بالوسائل العلمية، هاي تره كلها محاولات من ورائها أيدي مشبوهة،
نه، احياء شعائر اين نيست، اين شعائر نيست، شعائر زنده ميشود به دين، به اخلاق، به ارزشها، شعائر زنده ميشود به وسايل مشروع، با وسايل علمی، اينها همش سعيهايی هست كه پشت سرش دستهای مرموزی هست،

لازم نعرف أن الحسين فكر أن الحسين عطاء الحسين جهاد في سبيل الله، أجي أحتفل بيه كمأتم أنصب له مأتم ميخالف أحلل شخصيته أحلل نهضته أكون منطقي في تحليلي للحسين،
بايد بفهميم كه حسين فكر است، حسين بخشش است، حسين جهاد در راه خداست، بيام من او را زنده كنم با چندتا مجلسي كه براش درست كنم، اشكال نداره براش مجلس درست كن كه در آن شخصيتش را مورد تحليل قرار بده، نهضتش را مورد تحليل قرار بده، منطقي باشم در تحليلم بر حسين،

هذا اللون من العمل أو اللون من الكتابه لا تتصور وحده ، هذا من ورائه يد أثيمه منكرة من ورائه أيادي تلعب دورها،
اين نوع كار اين نوع نوشتن فكر نكن كه تنهاست، اين پشت سرش دستهاي آلوده و ناشناخته هست، پشت سرش دستهايي هست كه نقشش را بازي ميكنه،

إنت قد يجيك يتباكى تشوفه لحيه وعمامه وتقول والله هذا هدفه مشروع لأ هدفه مو مشروع اتنبه له شوي زين يوم افتهم يو لا مغفل،
تو شايد ببينيش مياد خودش را ميزنه به گريه، ريش و عمامه ميبيني داره، و ميگی كه به خدا اين عملش مشروع هست، خير هدفش مشروع نيست، يه خورده خوب به من توجه كن، يا اينكه ميفهمه يا اينكه نه غافل هست،

من ورائه يد تديره نعم وهو لا يعقل لا يعرف، لأ احنا وجودنا أهم من هذا اللون من الترهات ونهضة الحسين أكبر من هالتوافه،
پشت سرش دستی هست كه اونو میچرخونه و اون نه ميفهمه و نه ميدونه، نه، وجود ما مهمتر از اين نوع از چرنديات است، و نهضت حسين بزرگتر از اين ركيكيات است،

تعال حلل لي مواقف الحسين حلل لي عطاء الحسين كل موقف من مواقف الحسين يوم الطف هو دنيا ضخمة نعم دنيا ضخمة،
بيا برام مواضع حسين را تحليل كن، بيا عطای حسين را تحليل كن، همه موضعهای امام حسین در عاشورا دنیایی بزرگه،بله دنيايی است بزرگ،

الحسين ما جاي يملأ لي قرائح خمسة من المخرفين المرتزقة التافهين لأ الحسين أكبر من هذا الحسين اجل من هذا إذن هالمحاولة هاي كانت محاولة للغطاء للتغطية على عطاء الطف لكن عطاء الطف أكبر من ذلك..
حسين نيومده براي من نغمه هاي پنج نفر ديوانه مزدور ركيک را بر كند، نه، حسين بزرگتر از اينه، حسين منزه تر از اين است، پس اين سعيها سعيهايی بود براي پوشاندن عطای طف ولي عطاي طف بزرگتر از آنست..

Abdolhusain
Sunday 10 August 2008, 12:45AM
بسمه تعالی شانه
سخنرانی وائلی را ملاحظه کردیم.به ذکر نکاتی از آن میپردازیم تا ببینیم که این استدلالها!! چقدر جالب بوده اند!البته قبل از آن دو مورد را ذکر کنم:

اولا:
این سخنرانی به حدی زشت بود-همانطور که دیدید-که هنوز که هنوز است بسیاری از عربها برای حفظ شخصیت وائلی از اساس این سخنرانی را با وجود در دسترس بودن فایل صوتی اش در اینترنت انکار میکنند،تا جایی که بعضی از ایشان صراحتا ادعا میکنند صدای وائلی جعل شده و این وائلی نیست که این صحبتها را کرده و اینطور بی ادبی از خود نشان داده است!

ثانیا:
ما با اینکه مواضع امام حسین علیه السلام تحلیل شود و راه ایشان ادامه بیابد و وسائل مشروع باشند و کار علمی شود و...و...اصلا مخالف نیستیم،بلکه خود نیز مدافع این مسائل هستیم.اما هیچ یک ازینها منافاتی با قمه زنی ندارند،و هر کدام در جای خود مناسب هستند.لذا کسی نیاید ادعا کند اینها استدلال در رد قمه زنی هستند!!چون همانطور که دیدیم استدلالی در رد بر قمه زنی در این سخنرانی وجود نداشت و هر آنچه بود خروج از حد ادب بوده است.

و اما نکات:

1-مخالفت وائلی فقط با قمه زنی نیست،بلکه با عزای آتش و شبیه خوانی نیز مخالفت داشته است.

2-وائلی با ذکر اینکه سید فلانی امضاشو گذاشته و...سعی در مسخره کردن مراجع تقلید دارد،در حالی که این بزرگواران نواب حضرت ولی عصر عجل الله فرجه هستند،و چرندیات وائلی هرگز از شان و شخصیت ایشان نمیکاهد.

3-ادعا مبنی بر اینکه عزاداران لندن اصرار داشتند که شتر را برای شبیه بیاورند در هاید پارک چرت محض است و دروغی از دیگر دروغهای وائلی میباشد.حتی بعد ازین سخنرانی عراقی های مقیم لندن نزد وائلی رفتند و از او خواستند که از دروغش برگردد اما او قبول نکرد.

4-وائلی عزاداران را گاو و بیشعور میداند و شبیه قاسم علیه السلام را مسخره میکند و ادعا میکند که عزاداران میخواهند امام حسین علیه السلام را به مسخره تبدیل کنند!

5-وائلی ادعا میکند که اگر دستش به عزاداران برسد آنها را در چاه فاضلاب زنده به گور میکند!!(اوج ادب وائلی)

6-وائلی عزاداریهایی را که قبول ندارد و بسیاری از شیعیان مبادرت به انجامش میکنند را تنها به دلیل اینکه خودش خوشش نمیاید غوغائی،رکیک،سخیف،خرافات،دلقکی،مسخره بازی و...مینامد!(نهایت ادب)

7-وائلی در نهایت بی ادبی به بسیاری از مراجع که این اعمال شریف را احیاء شعائر حسینی میدانند و جسارت کرده و میگوید علمتو بکن تو شکمت و ساکت باش!!

8-وائلی به عزاداران مخلص و مراجع تقلید جسارت کرده و ادعا میکند که ایشان توسط دستهایی ناشناخته هدایت میشوند!!و پشت ایشان افرادی قرار دارند!!

سبحان الله،آنکه اقامه شعائر میکند و سختی ها را به جان میخرد و تمسک به همان چیزی دارد که همان دستهای الوده مرموز دشمن آنند ملعبه دست کسی شده است یا آنکه یک پایش همیشه در لندن بوده و ساکت در مقابل جنایتهای عمال همین خونخواران بوده است؟؟کدام سزاوارترند؟؟

mehrdad_123
Sunday 10 August 2008, 01:48AM
برادر و استاد عزیز بسیار از مطالبتان فیض بردیم
واقعا زحمت کشیده اید- اجرتان با امام حسین(ع)



یا حسین(ع)

فاتح
Monday 11 August 2008, 05:47PM
با سلام؛
خیلی لطف کردید ترجمه رو گذاشتید.
هر کسی با اونچی که دوست داره محشور میشه.خدا هم وائلی رو با همون اهل سنت که عزیز دلش بودند محشور خواهد کرد ان شاءالله.

Abdolhusain
Tuesday 12 August 2008, 10:34PM
بسمه تعالي شانه

برادري که ادعا داشت در اين سخنراني "استدلال" است و پاسخ داده نشده کجا رفته است؟
چرا تشريف نمياورد تا اين استدلال ادعايي را به ما نشان بدهد؟مگر مدعي نبود هيچ يک از استدلالهاي موجود در سخنراني پاسخ داده نشد؟؟
نکند گاو،مرتزق،تو چاه فاضلاب زنده به گور ميکنم و ديگر بي ادبي هاي وائلي همان استدلالي هستند که ايشان ميگفت؟

karbala110
Sunday 17 August 2008, 01:15AM
والله افلح من طبر....

دشمنان شعائر حسینی چیزی جز توهین و تهمت ندارند.

از جناب عبدالحسین نیز بسیار متشکرم که این سخنرانی را ترجمه کردند تا همگان نهایت ادب مخالفین قمه زنی را ببینند !

الحمدلله الذی جعلنا من المطبرین

حب الحسين
Friday 9 January 2009, 01:19AM
ببينين برادرا من با اين آقاي وارئلي كار ندارم ولي جداي از سوء استفاده مخالفين از قمه زدن
چند هزار ساله از زمان حضرت آدم برا امام حسين طبق رواياتي كه هست پيامبرا وامامان معصوم عزاداري كردن يا گريه كردن اما هيچ كدوم قمه نزدن واصلا همچين كاري تو سيره هيچ معصومي نيومده كه فقها بتونن استناد كنن جدا از اينكه اضرار به نفس حرامه اون استدلال بايد
با توجه به اين اصل باشه لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنه حالا كدوم فعل يا قول معصوم امر به قمه ميكنه يا تاييد يا سكوت ميكنه

حب الحسين
Friday 9 January 2009, 01:21AM
ببينين برادرا من با اين آقاي وارئلي كار ندارم ولي جداي از سوء استفاده مخالفين از قمه زدن
چند هزار ساله از زمان حضرت آدم برا امام حسين طبق رواياتي كه هست پيامبرا وامامان معصوم عزاداري كردن يا گريه كردن اما هيچ كدوم قمه نزدن واصلا همچين كاري تو سيره هيچ معصومي نيومده كه فقها بتونن استناد كنن جدا از اينكه اضرار به نفس حرامه اون استدلال بايد
با توجه به اين اصل باشه لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنه حالا كدوم فعل يا قول معصوم امر به قمه ميكنه يا تاييد يا سكوت ميكنه

حب الحسين
Friday 9 January 2009, 01:23AM
ببينين برادرا من با اين آقاي وارئلي كار ندارم ولي جداي از سوء استفاده مخالفين از قمه زدن
چند هزار ساله از زمان حضرت آدم برا امام حسين طبق رواياتي كه هست پيامبرا وامامان معصوم عزاداري كردن يا گريه كردن اما هيچ كدوم قمه نزدن واصلا همچين كاري تو سيره هيچ معصومي نيومده كه فقها بتونن استناد كنن جدا از اينكه اضرار به نفس حرامه اون استدلال بايد
با توجه به اين اصل باشه لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنه حالا كدوم فعل يا قول معصوم امر به قمه ميكنه يا تاييد يا سكوت ميكنه
با توجه به اين اصل باشه لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنه حالا كدوم فعل يا قول معصوم امر به قمه ميكنه يا تاييد يا سكوت ميكنه

حب الحسين
Friday 9 January 2009, 01:24AM
بسمه تعالی شانه
متن سخنراني و ترجمه سخنراني رو به دو رنگ مختلف ملاحظه ميکنيم:


هالسنة أنا بلندن جابولي كتاب، قبل شهرين هيجي، جابولي فرد كتاب، جابولي اياه جماعة هناك عندهم مأتم يسون مأتم،
امسال من لندن بودم یه کتابی برام آوردند،دو ماه قبل اینطورا،يه كتاب برام آوردند، جماعتی از آنجا برايم كتاب آوردند كه مجلس عزا داشتند،

الكتاب شنو، الكتاب كاتبين بيه أن الدين يعني .. دين الله، شريعة رسول الله ما تقوم يعني.. سبب من أسباب الدين سبب من أسباب قيام الدين أن نستعمل القامة اتنبه لي،
کتابه چیه؟تو کتابه نوشتن كه دين يعنی .. دين خدا، شريعت رسول خدا برنميخيزد يعنی ... سببي از اسباب دين، سببی از اسباب قيام دين اين است كه از قمه استفاده كنيم، به من توجه كن،

هذا الدين متوقف على استعمال القامة!!وأن نسوي نار يعبرون عليها اشلون هذوله الهنود يسون نار يعبرون عليها نعم يعبرون عليها وما تحرق النار رجليهم،
اين دين متوقف بر استفاده از قمه هست! يا إينكه آتیش درست كنيم و از اون عبور كنند، چطور اين هندیها آتش درست ميكنند و ازش عبور ميكنند، بله عبور ميكنند و آتیش پاهاي اونا رو نمیسوزونه،

فالقامة والشبيه والنار هاي يتوقف عليها إحياء الدين، ومنو سيد فلان.. حاط توقيعه!! ومنو شيخ فلان حاط توقيعه !! وجايبيله فرد كتاب هلكبره بالله أرجوك اقراه إلهالكتاب صحيح هالشكل هاي شو رايك بيه؟!
پس قمه و شبیه خوانی و آتیش احیاء دین بر اونها متوقف هست، و كي....سيد فلانی امضايش را گذاشته!! و كی...شيخ فلانی امضايش را گذاشته!! و كتابی به اين بزرگی آوردند خواهش ميكنم اين كتاب را بخوان، درست به اين شكل، و گفتند نظرت در موردش چيه؟!

قت له ها والله اخي
بهش گفتم اها به خدا برادر من

هاو و بعد أكو أكثرمن هذا . كان عدهم عزم هالسنة هم مصرين ان يشترون الهم بعيره ويركبوا عليها واحد يسوه عليل ويمشون بهايد بارك بلندن اتنبه لي زين،
اها تازه بيشتر از اين هم هست، امسال عزاداری داشتند و تصمیم داشتند و اصرار ميكردند كه يه شتر بخرن و سوارش بشن و يه نفر رو معلول كنند و سوارش كنن و راه بيفتن توی هايد پارك لندن، خوب به حرفم توجه كن،

يطلعون عليل ، لا مو دأحجي إلك قصه لا أحجي لك واقع نعم مو دأحجي لك لطيفة لا واقع هذا انتبه لي شوي زين
هذوله إنت تتصور ذوله على رسلهم!! أبدا لا لا مو على رسلهم بلا كلام لا،
يه معلول رو در ميارن، نه فكر نكن دارم برات داستان ميگم، واقعا بله، برات جک نميگم نه، اين حقيقت داره، يه خورده به من خوب توجه کن، تو فکر میکنی اينها شعور دارند!! ابدا ابدا نه ابدا اينها بی شعور هستند، حرفی در اين نيست نه،

هذا إلي يريد يحول لي الحسين يحول لي الحسين إلى مسخرة مهزلة يريد يحول لي الحسين فرد قاسم ملبسيه مادري شنو مره تهلهل وأربعة يذبن ملبس،
اين کسی که ميخواد حسين را تبديل کند، ميخواد حسين را تبديل کند به يک مسخره، به يك مهزله، ميخواد حسين را تبديل کند به اينکه يه قاسم را بيارن و نميدونم چی چی تنش کنند و يك زن هلهله بکنه،و چهار نفر نقل بارونش کنن،

ولك نعاج، انتو بأي عصر بأي تاريخ انتو انتو وين دترقصون على جراحنا تلعبون على جراحنا احنا وين بيا حالة الآن شنو هالوضع هذا منو وراءكم انتو،
اینا گاو هستند،شما در کدام عصر، در کدام تاريخ هستيد، شما شما کجا داريد ميرقصيد بر زخمهاي ما، بازي ميکنيد با زخمهاي ما، ما کجائيم در چه حالتی، اين چه وضعيه كه الان ما داريم، چه كسي پشت شماست؟

قت له والله أنا لو أظفر بهؤلاء أدفنهم ببلوعة وهم أحياء، ذوله إليرقصون على جراحنا ولك شنو هالعالم هاي!!
بهش گفتم بخدا اگر دستم به اينها برسه، اونا رو تو چاه فاضلاب زنده به گور میکنم،اينایی كه ميرقصند بر جراحتهاي ما، واي بر تو اينها چه آدمایی هستند؟؟

تعالو تأدبوا بآداب الحسين تخلقوا بأخلاق الحسين احملوا عزيمة الحسين احملوا فكر الحسين احملوا آداب الحسين اتبعوا مبادئ أهل البيت ،
بیاید مودب به آداب حسین شین، به اخلاق حسین متخلق شین، عزم حسين رو داشته باشین، فکر حسين رو داشته باشین،آداب حسین رو داشته باشین،از آرمانهای اهل بیت پیروی کنین،

مو واحد يطب على الإمام جعفر الصادق سلام الله عليه يقول له سيدي ذوله يعيرونا يقولون إلنا يا جعفري قله والله ما أقل من يتبع جعفر بن محمد منكم. والله ما منكم واحد يتبعنه لك لا عدكم أخلاقنه ولا آدابنه ولا عزمنه،
مگه نبود شخصی که بر امام جعفر صادق عليه السلام وارد شد و گفت سيدی اينها ما را مسخره ميكنن و به ما ميگن جعفري، حضرت بهش گفت بخدا چه کم هستند کسانی که از شما از جعفر بن محمد پیروی کنن،به خدا قسم یکی از شما از ما پیروی نمیکنه،نه اخلاق ما رو دارید،نه آداب ما رو نه عزم ما رو،

لك بدل هذي خلي يصير عدكم عزيمة الحسين يكون عدكم صلابة الحسين تكون عدكم خلق الحسين يكون عدكم آداب الحسين،
بجاي اينها بگذارید عزم حسين را داشته باشيد، صلابت حسين را داشته باشيد، اخلاق حسين را داشته باشيد، آداب حسين را داشته باشيد،

موجاييلي تحاولون أن تخلونا نصل إلى مستويات نتحول بيها إلى مخرفين في أنظار الناس،
نه اينكه بیاین سعي کنین به مراحلي برسيم كه تبديل بشيم به ديوانه هايی در چشم مردم،

الحسين خلق الحسين فكرة الحسين عزيمة الحسين دين، تأدب بآدابه تخلق بأخلاقه قدسه نعم قدس ذكراه حاول أن تحلل شخصيته تحلل موقفه قوم لي بعمل علمي،
حسين اخلاق است، حسين فكر است، حسين عزيمت است، حسين دين است، به ادب حسين مودب شو، به اخلاق حسين متخلق شو، او را تقديس كن بله، يادش را تقديس كن، سعي كن شخصيتش را تحليل كنی، موضعش را تحليل كنی، يك كار علمي برام انجام بده،

اتجيب لي عمل غوغائي مهرج يحولني في نظر الناس إلى تافه هو هاي نهضة الحسين لا الحسين مو هيجي الحسين ما إجه حتى اكو جماعة يعيشون بالخرافات أو يعيشون بالتوافه،
براي من يك كار غوغائی و دلقكي آوردي كه مرا در چشم مردم یک رکیک نشان بده، آيا اين نهضت حسين است؟ نه، حسين اينطور نيست، حسين نيومد تا یه عده با اين خرافات زندگی كنند يا با اين ركاكتها زندكي كنند،

الحسين ما إجه ليتحول إلى وسيلة من وسائل الابتزاز والسخف والخرافات وإليجي يقول هذا عبارة عن إحياء شعائر قوله أرجوك خلي علمك اببطنك واسكت،
حسين نيومد تا تبديل شه به وسيله ای از وسايل مسخره بازی و سخیف بودن و خرافات، و كسي كه مياد میگه این کارها عبارت از احیاء شعائر هست بهش بگو لطفا علمتو بکن تو شکمت و ساکت باش.

لأ مو إحياء شعائر مو هاي الشعائر، الشعائر تحيا بالدين بالأخلاق بالقيم تحيا الشعائر بالوسائل المشروعة بالوسائل العلمية، هاي تره كلها محاولات من ورائها أيدي مشبوهة،
نه، احياء شعائر اين نيست، اين شعائر نيست، شعائر زنده ميشود به دين، به اخلاق، به ارزشها، شعائر زنده ميشود به وسايل مشروع، با وسايل علمی، اينها همش سعيهايی هست كه پشت سرش دستهای مرموزی هست،

لازم نعرف أن الحسين فكر أن الحسين عطاء الحسين جهاد في سبيل الله، أجي أحتفل بيه كمأتم أنصب له مأتم ميخالف أحلل شخصيته أحلل نهضته أكون منطقي في تحليلي للحسين،
بايد بفهميم كه حسين فكر است، حسين بخشش است، حسين جهاد در راه خداست، بيام من او را زنده كنم با چندتا مجلسي كه براش درست كنم، اشكال نداره براش مجلس درست كن كه در آن شخصيتش را مورد تحليل قرار بده، نهضتش را مورد تحليل قرار بده، منطقي باشم در تحليلم بر حسين،

هذا اللون من العمل أو اللون من الكتابه لا تتصور وحده ، هذا من ورائه يد أثيمه منكرة من ورائه أيادي تلعب دورها،
اين نوع كار اين نوع نوشتن فكر نكن كه تنهاست، اين پشت سرش دستهاي آلوده و ناشناخته هست، پشت سرش دستهايي هست كه نقشش را بازي ميكنه،

إنت قد يجيك يتباكى تشوفه لحيه وعمامه وتقول والله هذا هدفه مشروع لأ هدفه مو مشروع اتنبه له شوي زين يوم افتهم يو لا مغفل،
تو شايد ببينيش مياد خودش را ميزنه به گريه، ريش و عمامه ميبيني داره، و ميگی كه به خدا اين عملش مشروع هست، خير هدفش مشروع نيست، يه خورده خوب به من توجه كن، يا اينكه ميفهمه يا اينكه نه غافل هست،

من ورائه يد تديره نعم وهو لا يعقل لا يعرف، لأ احنا وجودنا أهم من هذا اللون من الترهات ونهضة الحسين أكبر من هالتوافه،
پشت سرش دستی هست كه اونو میچرخونه و اون نه ميفهمه و نه ميدونه، نه، وجود ما مهمتر از اين نوع از چرنديات است، و نهضت حسين بزرگتر از اين ركيكيات است،

تعال حلل لي مواقف الحسين حلل لي عطاء الحسين كل موقف من مواقف الحسين يوم الطف هو دنيا ضخمة نعم دنيا ضخمة،
بيا برام مواضع حسين را تحليل كن، بيا عطای حسين را تحليل كن، همه موضعهای امام حسین در عاشورا دنیایی بزرگه،بله دنيايی است بزرگ،

الحسين ما جاي يملأ لي قرائح خمسة من المخرفين المرتزقة التافهين لأ الحسين أكبر من هذا الحسين اجل من هذا إذن هالمحاولة هاي كانت محاولة للغطاء للتغطية على عطاء الطف لكن عطاء الطف أكبر من ذلك..
حسين نيومده براي من نغمه هاي پنج نفر ديوانه مزدور ركيک را بر كند، نه، حسين بزرگتر از اينه، حسين منزه تر از اين است، پس اين سعيها سعيهايی بود براي پوشاندن عطای طف ولي عطاي طف بزرگتر از آنست..
ببينين برادرا من با اين آقاي وارئلي كار ندارم ولي جداي از سوء استفاده مخالفين از قمه زدن
چند هزار ساله از زمان حضرت آدم برا امام حسين طبق رواياتي كه هست پيامبرا وامامان معصوم عزاداري كردن يا گريه كردن اما هيچ كدوم قمه نزدن واصلا همچين كاري تو سيره هيچ معصومي نيومده كه فقها بتونن استناد كنن جدا از اينكه اضرار به نفس حرامه اون استدلال بايد
با توجه به اين اصل باشه لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنه حالا كدوم فعل يا قول معصوم امر به قمه ميكنه يا تاييد يا سكوت ميكنه

حب الحسين
Friday 9 January 2009, 01:26AM
بسمه تعالی شانه
زمانی که این حقیر محکوم به محدودیت نوشتاری و به عبارت صحیحتر محرومیت نوشتاری شده بود،در یکی از تاپیکها صحبتی از شیخ احمد وائلی که یکی از خطبای درجه چندم بوده است شد.صحبت در مورد سخنرانی این شخص بوده است،آنهم سخنرانی که او علیه برخی از مصادیق عزای امام حسین علیه السلام ایراد کرد و فایل این سخنرانی نیز در اینترنت در دسترس است.چنانچه خانم زیبا از دوستان درخواست ترجمه این سخنرانی را داشتند،که الان در خدمت ایشان خواهیم بود!البته ای کاش در این سخنرانی تنها مخالفت بود،اما از آنجا که توهین کردن-در غیر موضع شرعی-نشاندهنده کم اوردن و جواب نداشتن است،وائلی نیز ازین قاعده مستثنی نبوده و در این سخنرانی اوج عداوتش را نسبت به عزاداران نشان داده و توهین های نامربوطی نیز نموده است.
اما این سخنرانی چه بوده است؟وائلی در آن چه حرفهایی را زده است؟
دوستان به یاد دارند که آن زمان یکی از اعضاء بیان کرده بود که هیچ یک از استدلالهای موجود در سخنرانی پاسخ داده نشد!به عبارت دیگر،وائلی در این سخنرانی به صورت مستدل(از نظر آن کاربر)علیه قمه زنی صحبت کرده و قمه زنان نیز جوابی نداشته اند که بدهند،چنانچه در همین تالار جوابی نداده اند و استدلال او را بی پاسخ گذاشته اند.
اما آیا حقیقتا اینطور است؟چگونه کاربری که خود یکبار هم این سخنرانی را گوش نداده است اینطور قضاوت میکند؟آیا ضدیت با قمه زنی از نظر ایشان ملازمتی با استدلال و مستدل بودن کلام دارد؟
در این موضوع-که سابقا قول آن را داده بودم-میخواهیم سخنرانی وائلی را با هم بخوانیم،و میزان ادب این شخص،و استدلالی که از آن دم زده میشد را ملاحظه کنیم.اما قبل از آن،لازم است تا توضیحاتی در خصوص شخصیت وائلی داده شود،تا همگان بدانند که شخصی که عزاداری را مسخره میکرده و علیه عزاداران صحبت میکرده،خود در چه مقامی از علم و دیانت و معرفت،و یا در چه مقامی از انحراف از مکتب اهل بیت علیهم السلام قرار دارد.
احمد وائلی،خطیب متعصب عرب،کسی است که از علوم حوزوی نیز بهره خاصی نداشت،چنانچه نهایت تالیفات او که نام دکتر را یدک میکشید هم به چند جزوه منتهی میگردد...او شخصیتی است که در تمام روزهایی که مردم عراق زیر شکنجه های جانفرسای صدام و سگهای ملعون او بودند،در خارج از عراق-خصوصا لندن-به کیف و تفریح مشغول بوده،و حتی سخنی در دفاع از اهل عراق بر زبان نمیاورد.چه آن زمانی که صدر اول و ثانی را شهید کردند،چه ان سالهایی که سیستانی در زندان خانگی بود،چه آن زمان که دهها نفر از علما را در زندانها کشتند،و....و....در تمام این موارد از وائلی جز سکوت هیچ چیز دیگری دیده نشد...الا در موردی خاص آنهم بعد از اینکه صدام جنایات را به حد اعلایش رساند که وائلی دیگر شرم میکرد بیش ازین در بین عراقی ها باشد و حرفی نزند!
حب ابوبکر و عمر،آنقدر در دل این مرد ریشه داشت که در برخی از سخنرانی هایش بعد از ذکر نام این دو،عبارت "رضوان الله علیهما" را به زبان میاورد.(لینک یکی ازین سخنرانی ها در دست من بود که آن را گم کردم،در اسرع وقت انشاءالله آن را پیدا میکنم و به دوستان نشان خواهم داد)
او نه تنها از علم فقه و..هم بهره خاصی نداشت،بلکه انحرافات اعتقادی او هم وحشتناک بود،که برای نمونه ما تنها یک مورد ازین انحرافات را ذکر میکنیم.لازم به ذکر است که این نمونه را از مصاحبه مجله مراة الأمة شماره 1073 نقل میکنیم،که در این مصاحبه وائلی تا توانسته است به دفاع از اهل سنت و انکار معتقدات شیعه پرداخته است!

نظر انحرافی وائلی در خصوص اولی الامر:

قال تعالی:اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم،صدق الله العظیم،ما تفسیرکم ل واولی الامر؟

اولوالامر عندنا هم العلماء.

خدای متعال فرموده:خدا را اطاعت کنید و رسول را اطاعت کنید و اولی الامر را،تفسیر شما برای اولی الامر چیست؟
جواب وائلی:
اولوالامر نزد ما علماء هستند!!

سبحان الله،ببینید چگونه این شیخ دور از روایات اجماع شیعه را زیرپا نهاده و اولوالامر در این ایه شریفه را که بنابر اجماع شیعیان تنها ائمه معصومین علیهم السلام هستند را به "علماء" تفسیر مینماید!

در این مصاحبه وائلی به مراجع تقلید نیز جسارت کرده و حتی وجود مصحف حضرت زهرا سلام الله علیها را نیز زیر سوال برده است!جهت اختصار و اینکه به اصل بحث بپردازیم از ذکر تفاصیل این مطالب خودداری میکنیم.

وائلی شخصیتی بود که تعصب شدیدی نسبت به اعراب هم داشت،به حدی که حتی حاضر به حضور در ایران هم نمیشد،و هنگامی که احمد فهری نماینده آقای خمینی در سوریه او را برای دیدار از ایران و زیارت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام دعوت کرد وائلی حاضر به پذیرش نشد،در گفته های وائلی نیز هیچ سخنی از خمینی به چشم نمیخورد،چنانچه در صحیفه امام حتی برای یکبار نامی از وائلی نیامده است.

سخن را کوتاه میکنیم تا به اصل بحث بپردازیم،در پست بعدی آن متن آن سخنرانی را قسمت به قسمت میاوریم(تکه تکه اش میکنم تا خواندنش راحتتر باشد)و زیر هر قسمت ترجمه آن را با رنگ آبی ذکر میکنیم.
ببينين برادرا من با اين آقاي وارئلي كار ندارم ولي جداي از سوء استفاده مخالفين از قمه زدن
چند هزار ساله از زمان حضرت آدم برا امام حسين طبق رواياتي كه هست پيامبرا وامامان معصوم عزاداري كردن يا گريه كردن اما هيچ كدوم قمه نزدن واصلا همچين كاري تو سيره هيچ معصومي نيومده كه فقها بتونن استناد كنن جدا از اينكه اضرار به نفس حرامه اون استدلال بايد
با توجه به اين اصل باشه لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنه حالا كدوم فعل يا قول معصوم امر به قمه ميكنه يا تاييد يا سكوت ميكنه

gholam_ali
Friday 9 January 2009, 12:06PM
هر كاري كه امامان معصوم كرده اند را كه ما نبايد انجام دهيم !!
هر كاري را گفته اند ما بايد انجام دهيم !!

به ما گفته اند كه ما دوست داريم شما را همانطور كه در محلتان انجام مي شود عزادار امام حسين (ع) ببينيم .

يعني اگر كسي بين قمه زن ها باشد بهتر است قمه بزند و اگر كسي بين زنجير زن ها باشد بايد زنجير بزند .

امام معصوم مي دانستند كه عده اي قمه مي زنند ، اگر اشتباه بود منع مي كردند .

بعدشم شما اگر داستان هاي پيامبران گذشته را بخوانيد مي بينيد كه هر كدام در زمين كربلا مقداري خون ريخته اند .

اگر خون از بدن در آمدن اضرار به نفس است ، پس حجامت هم اضرار به نفس است !!!!

Abdolhusain
Tuesday 13 January 2009, 01:48PM
بسمه تعالی شانه
گفته بودم:

حب ابوبکر و عمر،آنقدر در دل این مرد ریشه داشت که در برخی از سخنرانی هایش بعد از ذکر نام این دو عبارت "رضوان الله علیهما" را به زبان می آورد(لینک یکی از این سخنرانی ها در دست من بود که آن را گم کردم،در اسرع وقت انشاءالله آن را پیدا میکنم و به دوستان نشان خواهم داد)

و اکنون وقت این رسیده که عین مطلب ایشان را خدمت دوستان ارائه بدهیم.
این لینک از سایت رسمی وائلی است،دوستان این را باز کنند:

http://www.al-waeli.com/Video/Ann_Part_2/Hewar_maftoh1.ram (http://www.al-waeli.com/Video/Ann_Part_2/Hewar_maftoh1.ram)

این لینک فایل تصویری گفتگوی شبکه ANNبا احمد الوائلی می باشد.
در دقیقه 26 این گفتگو وائلی حب خود را نسبت به دشمنان اهل بیت نشان داده است.نص کلام او را ببینید:

وبإجماع المسلمين أن زواج المتعة شرّع بإجماع المذاهب الإسلامية شُرّعَ وعمِل به أيام رسول الله صلى الله عليه وآله ولم ينسخ في أيامه وإن كان هناك من يدعي أنه نسخ في أيام الرسول ولكن النسخ لم يثبت وسأشير إلى المصادر في هذا المعنى، عمل به في أيام الرسول وعمل به في أيام خلافة الخليفة الاول وعمل به صدر من خلافة الخليفة الثاني عمر بن الخطاب رضوان الله عليهما.

چنانچه ملاحظه می کنید احمد الوائلی در این گفته اش عبارت "رضوان الله علیهما" را برای ابوبکر و عمر استعمال کرده است!!
تکلیف چنین شخصی مشخص است!!

خوب است برادر صبح که ادعای استدلال در سخنرانی وائلی را داشتند بیایند و ضمن نشان دادن آن استدلالها از این عبارت وائلی نیز دفاع کنند!

mehrdad_123
Tuesday 13 January 2009, 05:15PM
بیداد بیداد بیداد

چه دارند در مقابل رسول ا...(ص) بگویند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟





بیداد بیداد بیداد

gholam_ali
Tuesday 13 January 2009, 05:46PM
همه ي كساني كه با عزاداري ، به هر نحوي مخالفند به نسبت حب عمر و ابوبكر دارند .

با سر سوزن حب آن دو مخلد در جهنم مي شوند .