SAFA
Wednesday 6 August 2008, 03:20PM
(... وَتِلْكَ الاَْمْثَلُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّروُنَ)
(حشر / 21)
((اينها مثالهايى است كه براى مردم مى زنيم ، شايد در آن بينديشند!)).
پيشگفتار
كتاب حاضر شامل چهل ((مثل )) از مَثل هاى تعليمى و تربيتى قرآن مجيد، در موضوعهاى مختلف ، عقيدتى ، اخلاقى ، تاريخى ، سياسى و اجتماعى است كه به ترتيب از سوره ((بقره )) تا سوره ((تحريم )) به شيوه نوينى استخراج شده است ؛ نخست پس از ذكر عنوان هر مثل در آغاز صفحه ، متن آيه (يا آيات ) مورد مثل ، همراه ترجمه آورده شده ، آنگاه وجه شباهت بين مثل و ممثَّل ذكر و در پايان تحت عنوان نكته (يا نكته ها) با استفاده از سخنان پيشوايان دين و نظرات مفسّران بزرگ قرآن كريم ، درسها، پند آموزيها و عبرت گيريهايى كه هدف اصلى از آوردن مثلهاى قرآنى مى باشد، بيان گرديده است .
هدف از گردآورى اين مثلها، تنبّه و بيدارى و عبرت آموزى است ، زيرا استفاده از مثل ، يكى از بهترين شيوه ها و مؤ ثّرترين روشها و ساده ترين و عمومى ترين راههاى تربيتى است .
نقش مثالهاى قرآنى در اثبات معارف الهى
در مثالهاى قرآن ، نوعاً مسائل معنوى ، عقلى و عقيدتى كه غير قابل ديدن با چشم سر است ، به محسوسات و چيزهاى قابل رؤ يت تشبيه شده تا آن مطالب معنوى ، در ذهن جايگزين و اطمينان بخش گردد. زيرا اُنس و اُلفت انسان بيشتر با محسوسات و اشياى ديدنى است و حقايق پيچيده عقلى از دسترس افكار تا اندازه اى دورتر مى باشد، مثالها و تشبيهاى معقول به محسوس ، آنها را از فاصله دوردست نزديك مى آورد و در آستانه حسّ قرار مى دهد.
گاه مى شود يك مثال به جا و مناسب و هماهنگ با مقصود، مطلب را براى همه قابل فهم مى سازد بسيارى از مسائل علمى كه در شكل اصلى خودش تنهابراى خواصّ قابل فهم است ، و توده مردم استفاده چندانى از آن نمى برند، ولى هنگامى كه با مثال آميخته شد، براى همگان قابل درك مى گردد و هركس در هر حد و پايه اى از معلومات باشد، مى تواند از آن بهره گيرد. علاوه بر اين ، مثال هماهنگ و منطبق با مقصود، نقش به سزايى در مجاب كردن و خاموش ساختن افراد لجوج دارد. بنا بر اين مثل در توضيح و تفهيم و اثبات حقايق و مغلوب كردن لجوجان نقش انكار ناپذيرى دارد.
سفره گسترده و غذاى آماده الهى
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم طى گفتارى ، قرآن كريم را به طعام گسترده الهى تشبيه نموده و فرمودند:
((اِنَّ هذَا الْقُرانَ مَاءْدُبَةُ اللّهِ فَتَعَلَّموا مِنْ مَاءْدُبَتِهِ مَا اسْتَطَعْتُمْ؛(1) اين قرآن غذاى آماده الهى است ، لذا آنچه توان داريد، از خوان نعمت خداوند بهره جوييد)).
آرى ، قرآن مجيد طعام گسترده و سفره پر نعمت الهى است كه هر كس به اندازه ظرفيت وجودى خودش ، از اين خوان پر بركت برخوردار مى گردد؛ دانشمندان ، فيلسوفان ، عارفان و افراد عامّى هر كدام به اندازه توان و پيمانه تفكّر و معرفت خويش از آن بهره مند مى گردند.
نكته ظريفى كه از اين حديث شريف نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم استفاده مى شود، اين است كه مى فرمايد: قرآن غذاى آماده الهى است ، نه سفره گسترده بدون غذا كه هركس غذاى خود را در آن نهد و بخورد. بنا بر اين كسى كه خواسته ها، برداشتها و تفسيرهاى شخصى خود رابر قرآن تحميل نمايد و به عنوان تفسير و نظر قرآن عرضه كند، هيچ گاه از اين خوان گسترده الهى بهره مند نخواهد شد.
شرط برخوردارى از اين غذاى آماده معنوى اين است كه انسان ذهنش را از پيش داوريها و القائات جوّى محيط خالى كند و بسان گرسنه اى كه خود را محتاج به غذا مى داند، بر خوان الهى مؤ دّب زانو زند و معارف قرآن را از اهلش و كسانى كه اين كتاب آسمانى بر آنها نازل شده است ، فرا گيرد.
اركان مثل و تشبيه
در اين قسمت بى تناسب نيست كه جهت آگاهى و يادآورى خوانندگان گرامى ، اختصاراً به اركان مَثَل و تشبيه اشاره شود.
تمثيل و تشبيه داراى چهار ركن است :
1 ((مُشَبَّه )): چيزى كه آن را تشبيه مى كنند.
2 ((مُشَبَّهٌ بِهِ)): چيزى كه به آن تشبيه مى گردد.
3 ((وجه شَبَه )): صفت و حالت مشتركى كه ميان ((مشبّه )) و ((مشبّه به )) وجود دارد و سبب تشبيه مى شود.
4 ((ادات تشبيه )): كلماتى كه در تشبيه به كار برده مى شود.
ادات تشبيه در عربى عبارتند از: كاف (ك )، كَاءَنَّ، مثل ، شبه و غيره و در فارسى عبارتند از: مثل ، مانند، چون ، همچون ، همچو، بسان ، بگونه ، همانند، همسان و... .
مثال عربى
((مَثَلُ نوُرِالْمُؤ مِنِ كَمِشْكوةٍ؛ مثل نور مؤ من ، همانند مشكات (چراغدان و نورافكن ) است )).
دراين تشبيه ((مشبّه )) نور مؤ من ، ((مشبّه به )) مشكات كاف (ك )، ((ادات تشبيه )) و ((وجه شباهت )) نور و روشنايى است . در اين عبارت ((نور ايمان )) كه غير محسوس و غير قابل ديدن است ، به نور و روشنايى چراغ كه محسوس و قابل رؤ يت مى باشد، تشبيه گرديده است . اين گونه تمثيل ها را، تشبيه معقول به محسوس مى نامند.
مثال فارسى
سر از البرز بر زد قرص خورشيد چو خون آلوده دزدى سر ز مَكْمَن در اين بيت ، خورشيد، ((مشبّه ))، دزد خون آلود، ((مشبّه به ))، كلمه چو، ((ادات تشبيه )) و ((وجه شباهت )) قرمزى است كه صفت مشتركى است ميان خورشيد به هنگام طلوع و رنگ دزد آنگاه كه از كمينگاه بيرون آيد.
تمثيل و تشبيه داراى اقسام زيادى است كه در كتابهاى معانى و بيان به طور مبسوط پيرامون آن بحث شده است . علاقه مندان مى توانند جهت اطّلاع بيشتر به كتب مربوطه مراجعه نمايند.
در پايان اميد وارم خداوند متعال تمثيلهاى اين كتاب را مايه تدبّر، تفكّر و بيدارى خوانندگان قرار دهد (... وَتِلْكَ الاَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُم يَتَفَكَّرُونَ)(2)؛ ((اين مثلهايى است كه براى مردم مى آوريم ، تا در آن تفكّر و انديشه كنند)).
قم
29/11/ 1376
حسين حقيقت جو
(حشر / 21)
((اينها مثالهايى است كه براى مردم مى زنيم ، شايد در آن بينديشند!)).
پيشگفتار
كتاب حاضر شامل چهل ((مثل )) از مَثل هاى تعليمى و تربيتى قرآن مجيد، در موضوعهاى مختلف ، عقيدتى ، اخلاقى ، تاريخى ، سياسى و اجتماعى است كه به ترتيب از سوره ((بقره )) تا سوره ((تحريم )) به شيوه نوينى استخراج شده است ؛ نخست پس از ذكر عنوان هر مثل در آغاز صفحه ، متن آيه (يا آيات ) مورد مثل ، همراه ترجمه آورده شده ، آنگاه وجه شباهت بين مثل و ممثَّل ذكر و در پايان تحت عنوان نكته (يا نكته ها) با استفاده از سخنان پيشوايان دين و نظرات مفسّران بزرگ قرآن كريم ، درسها، پند آموزيها و عبرت گيريهايى كه هدف اصلى از آوردن مثلهاى قرآنى مى باشد، بيان گرديده است .
هدف از گردآورى اين مثلها، تنبّه و بيدارى و عبرت آموزى است ، زيرا استفاده از مثل ، يكى از بهترين شيوه ها و مؤ ثّرترين روشها و ساده ترين و عمومى ترين راههاى تربيتى است .
نقش مثالهاى قرآنى در اثبات معارف الهى
در مثالهاى قرآن ، نوعاً مسائل معنوى ، عقلى و عقيدتى كه غير قابل ديدن با چشم سر است ، به محسوسات و چيزهاى قابل رؤ يت تشبيه شده تا آن مطالب معنوى ، در ذهن جايگزين و اطمينان بخش گردد. زيرا اُنس و اُلفت انسان بيشتر با محسوسات و اشياى ديدنى است و حقايق پيچيده عقلى از دسترس افكار تا اندازه اى دورتر مى باشد، مثالها و تشبيهاى معقول به محسوس ، آنها را از فاصله دوردست نزديك مى آورد و در آستانه حسّ قرار مى دهد.
گاه مى شود يك مثال به جا و مناسب و هماهنگ با مقصود، مطلب را براى همه قابل فهم مى سازد بسيارى از مسائل علمى كه در شكل اصلى خودش تنهابراى خواصّ قابل فهم است ، و توده مردم استفاده چندانى از آن نمى برند، ولى هنگامى كه با مثال آميخته شد، براى همگان قابل درك مى گردد و هركس در هر حد و پايه اى از معلومات باشد، مى تواند از آن بهره گيرد. علاوه بر اين ، مثال هماهنگ و منطبق با مقصود، نقش به سزايى در مجاب كردن و خاموش ساختن افراد لجوج دارد. بنا بر اين مثل در توضيح و تفهيم و اثبات حقايق و مغلوب كردن لجوجان نقش انكار ناپذيرى دارد.
سفره گسترده و غذاى آماده الهى
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم طى گفتارى ، قرآن كريم را به طعام گسترده الهى تشبيه نموده و فرمودند:
((اِنَّ هذَا الْقُرانَ مَاءْدُبَةُ اللّهِ فَتَعَلَّموا مِنْ مَاءْدُبَتِهِ مَا اسْتَطَعْتُمْ؛(1) اين قرآن غذاى آماده الهى است ، لذا آنچه توان داريد، از خوان نعمت خداوند بهره جوييد)).
آرى ، قرآن مجيد طعام گسترده و سفره پر نعمت الهى است كه هر كس به اندازه ظرفيت وجودى خودش ، از اين خوان پر بركت برخوردار مى گردد؛ دانشمندان ، فيلسوفان ، عارفان و افراد عامّى هر كدام به اندازه توان و پيمانه تفكّر و معرفت خويش از آن بهره مند مى گردند.
نكته ظريفى كه از اين حديث شريف نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم استفاده مى شود، اين است كه مى فرمايد: قرآن غذاى آماده الهى است ، نه سفره گسترده بدون غذا كه هركس غذاى خود را در آن نهد و بخورد. بنا بر اين كسى كه خواسته ها، برداشتها و تفسيرهاى شخصى خود رابر قرآن تحميل نمايد و به عنوان تفسير و نظر قرآن عرضه كند، هيچ گاه از اين خوان گسترده الهى بهره مند نخواهد شد.
شرط برخوردارى از اين غذاى آماده معنوى اين است كه انسان ذهنش را از پيش داوريها و القائات جوّى محيط خالى كند و بسان گرسنه اى كه خود را محتاج به غذا مى داند، بر خوان الهى مؤ دّب زانو زند و معارف قرآن را از اهلش و كسانى كه اين كتاب آسمانى بر آنها نازل شده است ، فرا گيرد.
اركان مثل و تشبيه
در اين قسمت بى تناسب نيست كه جهت آگاهى و يادآورى خوانندگان گرامى ، اختصاراً به اركان مَثَل و تشبيه اشاره شود.
تمثيل و تشبيه داراى چهار ركن است :
1 ((مُشَبَّه )): چيزى كه آن را تشبيه مى كنند.
2 ((مُشَبَّهٌ بِهِ)): چيزى كه به آن تشبيه مى گردد.
3 ((وجه شَبَه )): صفت و حالت مشتركى كه ميان ((مشبّه )) و ((مشبّه به )) وجود دارد و سبب تشبيه مى شود.
4 ((ادات تشبيه )): كلماتى كه در تشبيه به كار برده مى شود.
ادات تشبيه در عربى عبارتند از: كاف (ك )، كَاءَنَّ، مثل ، شبه و غيره و در فارسى عبارتند از: مثل ، مانند، چون ، همچون ، همچو، بسان ، بگونه ، همانند، همسان و... .
مثال عربى
((مَثَلُ نوُرِالْمُؤ مِنِ كَمِشْكوةٍ؛ مثل نور مؤ من ، همانند مشكات (چراغدان و نورافكن ) است )).
دراين تشبيه ((مشبّه )) نور مؤ من ، ((مشبّه به )) مشكات كاف (ك )، ((ادات تشبيه )) و ((وجه شباهت )) نور و روشنايى است . در اين عبارت ((نور ايمان )) كه غير محسوس و غير قابل ديدن است ، به نور و روشنايى چراغ كه محسوس و قابل رؤ يت مى باشد، تشبيه گرديده است . اين گونه تمثيل ها را، تشبيه معقول به محسوس مى نامند.
مثال فارسى
سر از البرز بر زد قرص خورشيد چو خون آلوده دزدى سر ز مَكْمَن در اين بيت ، خورشيد، ((مشبّه ))، دزد خون آلود، ((مشبّه به ))، كلمه چو، ((ادات تشبيه )) و ((وجه شباهت )) قرمزى است كه صفت مشتركى است ميان خورشيد به هنگام طلوع و رنگ دزد آنگاه كه از كمينگاه بيرون آيد.
تمثيل و تشبيه داراى اقسام زيادى است كه در كتابهاى معانى و بيان به طور مبسوط پيرامون آن بحث شده است . علاقه مندان مى توانند جهت اطّلاع بيشتر به كتب مربوطه مراجعه نمايند.
در پايان اميد وارم خداوند متعال تمثيلهاى اين كتاب را مايه تدبّر، تفكّر و بيدارى خوانندگان قرار دهد (... وَتِلْكَ الاَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُم يَتَفَكَّرُونَ)(2)؛ ((اين مثلهايى است كه براى مردم مى آوريم ، تا در آن تفكّر و انديشه كنند)).
قم
29/11/ 1376
حسين حقيقت جو