نمايش نسخه نهائي : به یاد سـاقی دشت کربـلا(همراه باعکسهای ویژه)
133
Wednesday 6 August 2008, 04:48AM
ولادت باسعادت امام حسین(ع) وحضرت عباس(ع) وامام سجاد(ع)مبارک
خوشابه حال کسانی که در این شبها کربلا هستند نمی دانید چه صفای وحال هوای دارد من اکثر ایام زیارتی کربلا بودم ولی دوتاایام که عجیب ترین ایام کربلا است اول اربعیین دوم نیمه اول شعبان یادش بخیر اولین سفرقاچاقی که کربلا رفتم شعبان سال 82 بود شب سوم شعبان توبیابانهای مهران پیاده می رفتم وروز ولادت امام حسین (ع) رسیدیم کربلا چه کربلایی چه صفایی چه حرم ابوالفضلی (ع) شب میلاد حضرت عباس(ع) توحرمشان بودیم حرم یک پارچه شوراشک بود توحرم ایرانیها مولودی می خواندن به سرسینه می زدند هرکی می دیدی پاها ورم کرده زخمی یا تاول زده اکثرا 10یا 12ساعت پیاده آمده بودند چه شبهایی بودچه صفایی چه زودگذشت اون سفرچه عنایاتی حضرت ابوالفضل(ع) به من روسیاه کرد
133
Wednesday 6 August 2008, 05:00AM
گفتم حرم حضرت عباس(ع) مختصری مطالب جالب درباره موقعیت حرم مطهر وتاریخچه آن بگویم
درهاي حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس(ع)
حرم حضرت عباس(ع) (رواق ها و گنبدخانه ها) داراي شش باب در است كه پنج تاي آنها به رواق ها گشوده مي شود و يكي دو قسمت بالا سر قرار دارد.
دو باب از اين درها در غرب قرار دارند.
يكي از اين دو در جوار كفشداري متعلق به توليد حرم واقع شده، جنس آن از نقره و داراي دو لنگه است. بر بالاي آن كتيبه اي است و در آن كتيبه نوشته است: كتبه محمدعلي القزويني الحائري سنت 1288 هجري قمري. بر لنگه هاي در نيز اين نوشتهها به چشم ميخورد:
بر لنگه در راست، اين ابيات از شاعر كربلايي سيدحسين علوي نقش بسته است:
قد تولي بالطف سقي العطاشي ولا عدائه المنون سقاها
قام للحق ناصرا و المانايا بشبا عضبه تشب لظاها
هي باب لمرقد ضم بدرا لبني هاشم و لين و غاها
و علي العلقي شيد صرحق صرت عنه رفعت جوزاها
جدد المرتضي له الباب فخرا ولافعاله الاله تباهي
فيك باب النجاه جدد ارخ حق بالله لم يخب من اتاها
او در سرزمين طف آبرساني به تشنگان را بر عهده گرفت و البته به كام دشمنان شربت مرگ ريخت، او برخاست و حق را ياري داد و با لبه شمشير خويش طوفان مرگ بر اردوي دشمن وزاند.
اين در مرقدي است كه ماه بني هاشم و شير بيشه پيكار اين خاندان را در خود جاي داده است.
و بر كنار نهر علقمي كاخي ساخته شد بلند كه آسمان نيلگون به بلندي آن نرسد.
مرقفي براي آن دري ديگر ساخت و اين مايه افتخار اوست كه خداوند كارهايش را مايه فخر قرار دهد.
اي ابوالفضل بر آستانه تو باب نجات حياتي ديگر يافته است، تاريخ آن بگوي: اين به خداوند سوگند دري است كه هر كس قصد آن كند نوميد و ناكام نشود.
گفتني است مصراع آخر اين شعر يعني عبارت (حق بالله لم يخب من اتاها) ماده تاريخ است اين در است كه در حساب ابجد با عدد 1356 برابر است و سال ساخت را نشان ميدهد.
بر لنگه چپ نيز ابيات ديگري از همان شاعر است:
هي باب النجاة للحق طرا حيث جاء الكتاب في ذكراها
قائلا باب حطة من اتاها و حمي من جهنم و لظاها
وباعتابها الملائك تهوي فاز بالامن فليفر من اتاها
و علي الشهب قد تسامت مقامابجلال و رفعة لا تضاهاي
يا ثري العلقمي قد صرت حصنابخضوع تشم طيب ثراها
لابي الفضل جددت باب قدس ملا الخافقين، فخر علاها
اين باب نجاتي است كه حق آن را به تمامي گشوده است آن جا كه كتاب در كتاب خدا از آن نام برده است جايي كه ميگويد (باب حطه) كه هر كس بر اين در بيايد گناه او آمرزيده شود و سپرد براي او در برابر دوزخ و زبانه هاي آن باشد.
بر آستانه اين در فرشتدگان بايستند. اين در، باب امن است. هر كه آهنگ آن كند رستگاري يابد.
بر كوههاي بلند نيز به جلال و رفعتي برتري و بلندي دارد كه آن را همانند نيست.
اي خاك علقمي تو با سر تسليم نهادن به زير گام هاي عباس دژي استوار شدهاي و هم جا بوي خوش تو به مشام رسد، براي مرقد ابوالفضل دري نو ساخته شد، براي مرقدي پاك كه آوازه شكوه آن خاور و باختر را پر كرده است.
اين در، ساخت محمد حسن نقاش فرزند مرحوم شيخ موسي است.
در دوم نيز از نقره و داراي دو لنگه است و اين ابيات از كربلايي سيدحسين علوي شاعر بر آن نقش بسته است:
فتبدي بالصبح مذ جدوده بعنان السماء منه الضياء
(حسن) الندب بالسدانة فيه نال فضلا عنت له الفضلاء
نصرالدين عن بصيرة امر صابرا للذي اراد القضاء
فعلي قبره الملائك طافت و اليه قد زارت الانبياء
وغدا باب قدسه للبرايا كهف امن به المني والرجاء
بطل نال في الطفوف مقاما عبطته بنيله الشهداء
قد حباء اللوا حسين افتخارا والي مثله يحث اللواء
نار موسي ام باب قدس تجلي لابي الفضل نوره ام ذكاه؟
ام غدا العلقمي طور التجلي و به الارض اشرقت و السماء؟
مذ حوي مرقدا لشبل علي من له الفضل ينتمي و العرء
آن هنگام كه اين را نوسازي كردند در صبحگاهان از آن نوري به آسمان برخاست.
حسن آن كه داوطلبانه توليت قبر او را عهدهدار شد افتخاري از آن خود كرد كه همه مفتخران در برابر آن سر فرود آوردند، او (عباس) ازسر آگاهي دين را ياري داد و در برابر خواست آنكه قضا و تقدير از آن اوست صبر كرد، پس برگرد قبر او،فرشتگان به طواف آمدند و قبر او را، پيامبران زيارت كردند، و آستانه بارگاه قدس او براي همه مردمان پناهگاه امني شد كه امان و آرزوي خود آنجا بيابند، او قهرماني است كه در كربلا به چنان جايگاهي دست يافت كه همه شهيدان ديگر بر آن حسرت بردند، حسن افتخار پرچمداري را به او داد و البته همانند او را اين پرچم سزاست، اينجا آتش مومي است يا باب قدسي است كه نور و روشني ابوالفضل(ع) در آن تجلي كرده است؟ يا آن كه نهر علمقي طور تجلي شده و آسمان از اين تجلي نوراني گشته است؟ از آن زمان كه مرقد، پسر علي را در برگرفت همان كه فضل و وفا را به او نسبت دهند.
در مورد ماده تاريخ نوسازي اين نيز دو بيت گفته شد است:
قد جددوا باب باب حمي للمبين بنوره اشرق للسائلين
مذ تمّ ارّخ مجملا قولنا باب الهدي والرشد العالمين
دري از درهاي اين حرم روشنگر و اين پناهگاه مردمان كه به نور خود بر گدايان اين در روشني بخشيده است نوسازي كردند، از آن هگام كه اين بنا به پايان رسيد، ماده تاريخي برايش بگذارد. چكيده سخن ما آن كه اين در براي همه جهانيان باب راهيابي و هدايت است.
شايان ذكر است كه عبارت (مجملا قولنا باب الهدي و الرشد في العالمين) در حساب ابجد با عدد 1219 برابري مي كند و اين سال را مي نماياند.
شايان ذكر است كه اين در مشرف بر كفشداريي است كه به واژه شيخ محمد كشوان تعلق دارد.
سومين در همان است كه در قسمت بالا سر قرار دارد و به جايي گشوده نميشود. چهارمين در سمت پايين پا، يعني در مشرق واقع است و به رواق گشوده مي شود. پنجمين در كه آن نيز به رواق گشوده ميشود داراي دو لنگه است؛ بر يك لنگه، اين ابيات نقش بسته است:
مررت بقبر للشهيد بكربلا ففار عليه من دموعي غزيرها
فمازلت ارثيه وابكي لرزئه ويسعد عيني دمعها و زفيرها
و لا برح الوفاد زوار قبره يفوح عليه مسكها و عبيرها
سلام عليك با اباالفضل كلما تمر شمالات النسيم و مورها
مولانا طاهر سيف الدين
بر قبر شهيدي در كربلا گذر كردم و اشك از ديدگانم فرو ريخت. همچنان او را را رثا مي گويم و بر مصيبت و اندوه او مي گريم و ديده ام نيز مرا به اشك و سينهام مرا به ناله همراهي ميكند، همچنان قاصدان كوي او به زيارت قبرش ميآيند و بوي مشك و عبير دراين مرقد ميپراكند.
اي ابوالفضل، سلام بر تو تا آن زمان كه نسيم پگاه و شامگاه بوزد.
وقف: سرمان سيفالدين طاهر، سال 1351 هجري قمري
بر لنگه ديگر نيز اين ابيات به چشم مي خورد:
عباس يا باب الحوائج للوري الفضل جاري منك للاطياب
تهديك افئدة الكرام بشوقهم بمقامك العالي لكسب ثواب
يقضي حوائج من يلوذ ببابه رب العلي و مسبب الاسباب
و يفوز زائره بنيل مرامه و له النعيم غدا يغير حساب
قصر البيان عن المديح لبابه طوبي لحجاب و حسن مآب
عباس اي باب الوائج مردمان واي كه فضل و نيكيات ب همه پاكان جاري است، دلهاي بزرگان شوق تو دارد و مقام بلند تو را براي رسيدن به پاداش الهي به پيشوايي ميگيرد، هر كس بر دو در او پناه آورد، خداوند آسمان سببساز هستي حاجت او را برآورده ميآورد.
هر كس او را زيارت كند به خواسته خويش ميرسد و كامياب ميگردد و در فرداي قيامت نيز او را نعمتي بيحساب خواهد بود، بيان از مديحهسرايي بر آستانه او كوتاه است خوشا كسي را كه پاسبان آن در است و اين خوش فرجامي است.
اما ششمين در نيز در ناحيه شمال حرم واقع است و همان اشعاري بر آن نقش بسته كه بر پنجمين در هست، با اين تفاوت كه در ميانه لنگه دوم اين كتيبه نيز ديده ميشود: (الباني محمد جعفر خلف المرحوم الحاج عبدالحميد التاجر الاصفهاني 1341 هجري كتبه علي بن الحسين الموسوي البهبهاني).
133
Wednesday 6 August 2008, 05:09AM
رواقها
گنبد خانه حرم حضرت عباس(ع) را چهار رواق دربرگرفته كه سقف و ديوارهاي هر يك از داخل با كاشي و آينه كاري تزيين شده است. اين رواق عبارتند از:
رواق شمالي: اين رواق از رواق شرقي و غربي جدا شده و قبلا ميان دو قسمت آن ديواري وجود داشته كه بعدها برداشته شده است .
در ضلع شمالي اين رواق ، حجرهاي است كه دري نقرهاي دارد و به راهرواي زير زميني گشوده ميشود كه به قبر حضرت ابوالفضل(ع) مي رسد. گفتهاند : اين جا بر نهر علقمي مشرف بوده است . در جوار اين حجره ، حجره ديگري است كه مقبره آلنواب را تشكيل مي دهد . پس از آن به ترتيب كتابخانه حرم حضرت قمر بني هاشم ابوالفضل العباس(ع) ، مقبره مرحوم سيد ميرزا وكيل و مقبره مرحوم حاج محمد رشيد جلبي صافي ، شهردار سابق ، واقع است . پيشتر در ضلع غربي حرم چاه آبي وجود داشته و مخزني كه در يكي از غرفهها بوده و در جريان شست وشوي حرم از آن استفاده ميشده ، با آب اين چاه پر ميشده است. اين غرفه همان است كه بعدها به مقبره سيد ميرزا وكيل تبديل شد. با توجه به اين كه پيشتر ميان رواق شمالي و حرم ديواري وجود داشته و اين ديوار را برداشتهاند، درهايي كه آن جا بوده يكي به مقبره سيد عباس سيد حسين ضياءالدين عموي توليت حرم حضرت ابوالفضل(ع) بالا سر واقع است و ديگري به مقبره هنود برده است.
هنگامي كه حاجرئيس ، وزير شيخ خزعل خوزستاني فرمانرواي خرمشهر پمپ آبي بر روي نهر حسينيه نصب كرد، از آنجا به حرم امام حسين (ع) و حرم حضرت عباس(ع) لولهكشي كرد و پس از آن چاه واقع در حرم را پر كرد و حوض را نيز از ميان برد.
رواق غربي: در دو سوي اين رواق دو در قرار دارد: دري كه در سمت جلو است و به صحن گشوده ميشود ((سبابالرواق)) نام دارد و كفشداري واقع در كار اين در از آن ورثه شيخ محمود كشوان است. در دوم، در 26 فوريه 1942 ميلادي به سمت ضلع شمال غرب گشوده شده و نام آن ((بابالمراد)) است و به توليت حرم تعلق دارد. مقبره هنود و مقبره عمومي توليت در فاصله ميان همين دو در قرار دارد.
رواق شرقي: اين رواق پنج مقبره را در بر گرفته است: نخست مقبره حريري ،كه مرحوم سيد محسن سيد محمد علي آل طعمه در آن به خاك سپرده شده است. دوم مقبره مرحم سيد حسونالنائب از آل ضياءالدين كه فرزند او سيد علوانالنائب نيز در آن مدفون است. سوم مقبره متوليان حرم ابوالفضل العباس (ع) كه سيد مرتضي و فرزندش سيد محمد حسن آل ضياءالدين در آن به خاك سپرده شده اند. چهارم مقبرهاي كه سيد علي سيد جواد آل طعمه توليت حرم و نيز فرزندش دكتر عبدالجواد كليدار در آن دفن شدهاند، و پنجم مقبرهاي كه مدفن سيد نوري سيدمهدي سيدصالح آل طعمه و قبر برخي از عموزادگان اوست .
رواق جنوبي: اين رواق همان است كه با سه دهنه در، به ايوان طلا متصل ميشود. در اول همان است كه در سمت شرق ايوان قرار دارد و به كشيكخانه باز مي شود. در دوم در ايوان طلاست كه سيد عباس خطيب فرزند سيدمحمد مهدي آل توليت پيشين حرم حضرت ابوالفضل (ع) در آستانه آن به خاك سپرده شده است. سومين در نيز در سمت چپ ايوان واقع است و به كشيكخانه گشوده ميشود. در سال 1367 حاج حسين حجار باشي به سنگفرش كردن كف حرم بع باقيمانده سنگهاي تراشيده شده براي قصر گلستان در تهران اقدام كرد. هزينه اين كار در آن زمان بيش از 15 هزار تومان برابر با 1100 دينار عراقي براورد شده است.
133
Wednesday 6 August 2008, 05:14AM
ايوان طلا
ايوان طلا ايواني است وسيع كه در جلوي گنبدخانه حرم و مشرف بر صحن شريف است و 320 متر مربع مساحت دارد. از آجرهاي مسي رنگ و طلاكاري شده در نماي آن استفاده شده است. بر پيشاني ايوان قطعهاي مستطيل شكل ديده مي شود كه چند بيت به زبان تركي و با خطي زيبا بر آن نوشته است. يكي از بيت ها اين است:
يازدي خلوصي برله تاريخ كلك فيض ايتدي بوبار گاهي سلطان حميد تجديد
اين بيت گوياي آن است كه ايوان در دوره حكومت سلطان عبدالحميدعثماني تجديد بنا شده است. در كتاب مدينة الحسين آمده است:
ديوار جلويي ايوان، از كف تا ارتفاع دو متر، با سنگهاي مسي رنگ و طلاكاري شده تزيين يافته و آن گونه كه از نوشتههاي چپ و راست پيشاني ايوان و مجاور در مياني حرم پيداست، در سال 1309 هجري قمري احترام الدوله همسر ناصرالدين شاه به طلاكاري ايوان اقدام كرده و پس از او آصف محمد علي شاه لكنهوي به پوشش طلاي قسمت هاي باقيمانده جلو ايوان پرداخته است. مساحت ايوان نزديك به مساحت ايوان حرم امام حسين(ع) است و در زير اين ايوان در قسمت مياني دري مسي گشوده ميشود كه سه متر طول و دو متر عرض دارد و بر آن اين عبارت نوشته است:
(رجب علي الصائغ ابن المرحوم فتح الله الشوشتري عام 1355 ه.ق صاغها النقاش محمد حسن ابن المرحوم الشيخ موسي كتبها محمدجواد الخطاط). ظاهرا همين شخص دو در نقرهاي ديگر نيز ساخته كه در جلوي ايوان و در دو ضلع شرقي و غربي آن به سمت داخل گشوده ميشود).
بر ايوان طلا و درهايي كه از آن يا از مجاورت آن گشوده ميشود، شش كفشداري وجود دارد كه سه تاي آنها درچپ ايوان قرار گرفته است: اولين كفشداري از آن ورثه سيد سليمان سيد جعفر سيد مصطفي آل طعمه و در اجاره شيخ حسين معله نجفي است.
دومين كفشداري از آن ورثه برخي از افراد آل لطيف آل قنديل و آل صخني و فعلا در دست عبدالحسين، جعفر و حاج صادق فرزندان محمد علي بن مرزة بن محمد كشوان است و سومين كفشداري ديگر هم كه در سمت شرق ايوان قرار گرفته همه از آن ورثه سيد امين سيد مصطفي آل طعمه است. سيد محمد حسن آل ضياءالدين توليت حرم نيز دو كفشداري براي خود ايجاد كرده است يكي در شرق و ديگري درغرب ايوان.
از اين ايوان دو در گشوده ميشود كه يكي در وسط آن قرار گرفته است و به رواق راه دارد. در اول؛ اين در از جنس نقره است و ابيات زير از شاعر محمدعلي يعقوبي بر آن نقش بسته است:
لذ باعتاب مرقد قد تمنت ان تكون النجوم من حصباه
وانتشق من ثري ابي الفضل نشرا ليس يحكي الضلال نشر شذاه
غاب فيه من هاشم اي بدر فيه ليل الضلال يمحي دجاه
هو يوم الطوف ساقي العطاشي فاسق من فيض مقلتيك ثراه
واسل عنده البكاء ففيه قد اطال الحسين شجوا بكاه
لايضاهيه ذوالجناحين لما قطعت في شبا الحسام يداه
هوب باب الحسين ما خاب يوما وافد جاه لائذا بحماه
قام دون الهدي يناضل عنه و كفاه ذاك المقام كفاه
فاديا سبط احمد كابيه حيدر من فدي النبي اخاه
جدد (المرتضي) له باب قدس من لجين يغشي العيون سناه
انه باب حطة ليس يخشي كل هول مستمسك في عراه
قف به داعيا و فيه توسل فيه المرء يستجاب دعاه
به آستانه بارگاهي پناه جوي كه ستارگان آرزو كنندكاش ريگهاي زمين آن باشند.
خود را از بوي خوشي كه از آن جا از مضجع ابوالفضل ميوزد و هيچ بويي ديگر ان را همانندي نكند برخوردار كن، در اين خاك بدري از خاندان بني هاشم پنهان شده است، چه بدري كه همه سياهيها و ظلمتها را از ميان برد، او در روز عاشورا سقاي تشنگان بود تو نيز از سرشك ديدگانت خاك او را سيراب كن.
آن جا فراوان گريه كن كه حسين(ع) از اندوه او بسيار غمگين گشت و گريست.
آنگاه كه بر لبه شمشير دو دست او از تن جدا شد جعفر طيار نيز نتواند به رتبه او رسد و او را همانندي كند؛
او باب حسين است و آن كه به حرم و پناهگاه او پناه آورد، هيچگاه ناكام و نوميد نشد،
او به دفاع از امام هدايت برخاست، پيشاپيش او پيكار كرد و دو دستش سپر بلاي او ساخت،
او سبط احمد را فدا شد، آن سان كه پدرش علي فدايي برادر خود پيامبر خدا گشت (و به شب هجرت در بستر او خوابيد).
مرتضي براي او دري كه باب قدس است نوسازي كرد و با نقرهاي كه فروغش ديدگان را خيره كند آراست. اين در، باب آمرزش گناهان است كه با چنگ آويختن به حلقهاش هيچ بيمي نيست.
بر اين درگاه به دعا و توسل بايست كه در اين جا و به حرمت اين بارگاه، دعاي كسان مستجاب مي شود.
در وسط اين در كتيبه اي با عبارت: قال النبي صلي الله عليه و آله و سلم: انا مدينة العلم و علي بابها اين بيت شعر ديده مي شود:
نلت المني فقل به مؤرخا باب نجاة المذنبين جددا
بدين بارگاه به آرزوي خود رسيدي، آن را ماده تاريخ گوي: باب نجات گنهكاران نوسازي شده است.
گفتني است مصراع اخير باب نجاة المذنبين جددا به حساب ابجد نمايانگر عدد 1354 است كه سال ساخت او دو را نشان مي دهد.
در دوم؛ اين در نيز از نقره است كه به حرم گشوده ميشود و دو لنگه دارد.
بر لنگه نخست، چند بيت شعر از مرحوم سيدمحمد جمال هاشمي به چشم ميخورد. متن آن ابيات چنين است:
يا ابا الفضل انت للّه باب رفعت للسماء منك القباب
كعبة المومنين حجت اليها عاطفات فيها الولاء مذاب
ووفود الاملاك تهبط شوق المقام للّه فيها اقتراب
كم صلاة للّه نعرج فيه ودعاء في ظله يستجاب
انت باب الحسين دنيا و اخري فله منك جيئة و ذهاب
من يزره من غير بابك الغي حاجزا حوله يقوم حجاب
منك يجري علي الولاء ثواب بك ينفي عن الموالي عقاب
انت سر القبول في العمل المقبول لا ما اتت به الاتعاب
فتحت للجنان باسمك باب اشيعة الحق والوسيلة باب
صنعته باصفهان فامسي تحفة يحتفي بها الاعجاب
حملته اليك تطوي الفيافي بولاء تضج منه الشعاب
وتناهت بنصبه باحتفال فيه للدين نصرة و اكتساب
يا اباالفضل انّ بابك اسم يمن يحطّ حدّه و فيه الحساب
يا شهيد الايمان يومك فخر للهدي فيك تزدهي الاحقاب
1388 هجري
اي ابوالفضل تو باب خدايي كه آسمان به يمن تو گنبدي بلند افراشته است.
تو كعبه مومناني و دلها و عاطفههايي به اين كعبه حج گزاردهاند كه به ولا و سرسپردگي درآميختهاند،
فرشتگان گروه گروه و به شوق اين بارگاه فرود ميآيند و اين جا توان به بارگاه خداند تقرب يافته، چه بسيار نمازها كه از زير اين گنبد به آسمان فرستاده و چه بسيار دعاها كه در سايه اين سراي اجابت ميشود،
تو در اين سراي و آن سراي باب حسيني كه از رهگذر تو توان به او رسيد،
هر كس از غير طريق تو آهنگ زيارت او كند، پردهاي سنگين بر گرد خويش افكنده است،
از دست فيض تو به سرسپردگان پاداش دهند و به نام تو از بردگان اين كوي كيفر بردارند،
تو را از پذيرفته شدن هر كار پذيرفتهاي، نه آن كه راز اين پذيرش رهاورد سختي و تلاش باشد،
شيعيان كه طايفه حقند، براي اين بوستان به نام تو دري ساختهاند و البته اين در بهانه است،
آن را در اصفهان ساختهاند و ارمغان آورده اند، ارمغاني كه هزاران شگفت برانگيزد،
شيعيان اين در را از كوه و بيابان گذرانده و بدين جاي آورده اند، با عشق و لايي كه آوازه آن در كوه و دره پيچيده است،
نصب آن را با مجلسي به پايان رساندند و اين ياري دين و مايه به دست آوردن پاداش الهي شد،
اي ابوالفضل، در بارگاه تو پرآوازهترين دري است كه بر آن گناه با همه آن كه حسابي دارد فرو ريخته شود،
اي شهيد ايمان، آن روز پرافتخار پايداري تو مايه افتخار راه هدايت است و نسلها بر آن مباهات كنند.
در پايين اين شعر نيز عدد 1388 هجري قمري كه نشان دهنده سال ساخت اين در است ديده ميشود.
در ميان لنگه دوم دايره اي است و در آن چنين نوشته است: انا مدينة العلم و علي بابها العبد الجاني ابن شمس الدين محمد الاصفهاني محمد علي الحسيني الطباطبايي غفر ذنوبه 1259 هجري قمري.
من شهر دانشم و علي آن را دروازه است. بنده گنهكار فرزند شمسالدين محمد اصفهاني محمد علي حسن طباطبايي كه خداي از گناه او درگذرد، 1259 هجري قمري.
در سمت غرب اين ايوان، دري كوچك مشرف به كشيكخانه وجود دارد و بر لوحهايي مسين كه بر اين در نصب شده بيت زير نوشته است:
بذلت يا عباس نفسا نفيسة لنصر حسين عز بالجد من مثل
اي عباس، تو جاني گرانبها براي ياري حسين فدا كردي و اين چه ناياب مثلي براي فداكاري است.
به سال 1355 هجري قمري (1936 م) سيد محمد حسن آل ضياءالدين توليت حرم عباس(ع) دري يگر از جنس نقره براي حرم حضرت ساخت. شيخ محمد حسن ابوالحب أبيات زير را در اين باره سروده است:
شيدت يا ابن المرتضي باب علا بها البرايا قد لوت رقابها
فقف عليها خاضعا مسلما ملتثما من ادب اعتبها
الا تري الاملاك فيها احدقت اضحت علي ابوابه حجابها
باب ابي الفضل سليل حيدر من فاق ابناء العلي انجهابها
اي پسر مرتضي، تو دري از درهاي عظمت و سربلندي ساختي كه بندگان همه بر آستانهاش سر فرود آورده اند.
پس تو اي زاير، بر ين در بايست، سلام ده و آستانه از روي ادب ببوس.
آيا نمي بيني كه فرشتگان بر اين بارگاه حلقه زده اند و درباناني اين جا ايستادهاند؟
اين باب ابوالفضل فرزند حيدر است؛ كسي كه فرزندانش بر همه مهتران برتري دارند.
سيد محمد بن سيد حسن حلي هم در اين باره شعري گفته و در اين شعر ماده تاريخي به حساب جمل آورده است:
اقول لمن رام باب الرجا و رام لري الحشا موردا
الا اقصد ابا الفضل فهو المراد لكل كئيب غدا مقصدا
وفيه و منه بلوغ المني و في حرم القبر تلقي الندا
و من رام اذ ارخوا قصده فبابا ابي الفضل قد جددا
1355 هجري
هر كس را كه باب اميد ميجويد و هر كس را كه بر جگر تشنه خود آبي ميطلبد ميگويم،
هلاث آهنگ ابوالفضل كن كه او مراد و مقصد فرداي هر دل آزرده است،
در اين جا و از اين جاست كه به آرزوي خود رسند و در اين حرم است كه ندايي ميشنوي:
(چونان كه ماده تاريخ مي گويم) هر كه آرزويي دارد قصد اين آرامگاه كند كه درهاي حرم ابوالفضل را از نو ساختهاند.
گفتني است عبارت قصده فبابا ابي الفضل قد جددا به حساب ابجد با عدد 1355 برابري ميكند و اين سال را مينماياند.
شاعر كربلايي، سيد مرتضي وهاب نيز چند بيتي در ماده تاريخ ساخت در حرم آورده است:
قف بباب الله واستشفع إليه بفتي في كربلا واسي الحسينا
باب خلدا حيث في تاريخه (شيدوا باب ابي الفضل لجينا)
1374 هجري
بر درگاه خداوند بايست و به آن جوانمردي كه در كربلا حسين را همراهي كرد شفاعت جوي،
اين در باب خلد و جاودانگي است كه در تاريخ آن گفته شده است: در بارگاه ابوالفضل را از نقره ساختند.
گفتني است عبارت: شيدوا باب ابي الفضل لجينا به حساب ابجد، عدد 1374 را مينماياند.
در كفشداري مقابل دفتر توليت حرم حضرت ابوالفضل(ع) نيز اين دو بيت از شاعر زندهياد سيدحسين علوي به چشم مي خورد:
لذ باعتاب ابي الفضل الذي كابيه المرتضي يحمي حماه
واخلع النعلين وادخل صاغرا وانتزع من قدسه طيب شذاه
به آستانه ابوالفضل پناه جوي كه چون پدرش علي(ع) از ناموس دين دفاع كرد.
پاي افزار بكن و فروتنانه به درون و از جايگاه قدس اين حرم خوش آن را بياب.
133
Wednesday 6 August 2008, 05:27AM
صحن ها و درهاي آن
در گذشته، هنگامي كه از باب قبله مي گذشتيد، به صحني كوچك و مربع شكل وارد ميشديد كه در شرق آن يك حجره و يك سقاخانه قرار داشت و بر ديوارهاي آن اشعاري به زبان فارسي و حديثي نبوي و در پايان اين نوشته، تاريخ 1304 هجري قمري به چشم ميخورد. سپس هنگامي كه ميخواستيد به صحن بزرگ برويد، از سالني مربع شكل ميگذشتيد كه در غرب آن مقبره مرحوم حاج محمد صادق يكي از متوليان نوسازي حرم و در شرق آن نيز مقبره راجه محمدجعفر هندي قرار ميگرفت. هنگام احداث خياباني كه صحن شريف را دربرميگيرد نصف صحن قبله از قسمت غير مسقف تا اول سالن پيشگفته از ميان رفت و باقيمانده اين صحن نيز بعدها در گنجينه حرم ادغام شد. اين محل زماني مسجد و رواق بود و بعدها در سال 1383 هجري قمري (1963 م) كتابخانه ابوالفضل العباس نام گرفت.
مگر در پارهاي موارد، اصولا همه كساني كه به نوسازي حرم مطهر امام حسين(ع) پرداختند، حرم حضرت عباس(ع) را نيز نوسازي كردند. سيدعبدالحسين كليددار ميگويد:
تاريخ بناي صحن و حرم حضرت عباس (ع) با تاريخ بناي حرم امام حسين(ع) در روزگاران مختلف همپاي و همراه است و بيشتر كساني كه افتخار نوسازي و تزيين در حرم امام حسين(ع) به دست آوردهاند، به اقداماتي همانند، حرم حضرت عباس(ع) نيز توفيق يافتهاند.
به هر روي،مساحت صحن جامع حرم حضرت ابوالفضل(ع) 9300 متر مربع و مساحت بناي حرم؛ اعم از رواقها و گنبدخانه و ايوان 4370 متر مربع است.
ايوانهاي صحن بزرگ: صحن بزرگ داراي چهار ايوان وسيع است. سقف ايوانها داراي مقرنسكاري و طاق و قوسهاي هندسي زيباستو در هر كدام نيز حجرهاي وجود دارد كه براي مباحثه يا تدريس علوم ديني از آن استفاده ميشده است.
اين ايوانها عبارتند از:
1. ايوان بالاسر؛ اين ايوان در غرب صحن قرار دارد و بر بالاي آن اين كتيبه به چشم ميخورد: قال الله تعالي: (بسم الله الرحمن الرحيم، إذا جاء نصر الله والفتح و رايت الناس يدخلون في دين الله افواجا فسبح بحمد ربك واستغفره انه كان توّابا).
خداوند فرموده است: بسم الله الرحمن الرحيم، چون ياري خداوند و گشايش بيايدو مردمان را بيني كه گروه گروه به آيين خدا درآيند خداي خود را ستايش و تسبيح گوي و از او آمرزش بخواه كه او توبهپذير است (سوره نصر) سال 1304 هجري قمري.
در وسط اين ايوان هم كتيبهاي است كه اشعاري به زبان فارسي بر آن نوشته است.
گفتني است در اين ايوان درويشها در دهه محرم مجلس عزاداري برپا ميداشتند وايوان را سياهپوش ميكردند و از ديوارهاي آن شمشيرها و كشكولهاي گوناگوني ميآويختند. اين گروه را درويشهاي حرم حضرت عباس(ع) ميناميدند، در برابر درويشهاي ديگري كه در حرم امام حسين(ع) بودند.
2. ايوان شرقي؛ اين ايوان در ضلع شرقي صحن قرار دارد و باب الرضا (باب العلقمي) در زير همين ايوان است. در بالاي ايوان كتيبهاي است كه سوره حمد و تاريخ 1304 هجري قمري بر آن نوشته است. اين كتيبه درماه رمضان 1304 هجري قمري نوشته شده و يكي از كاشيكاران به نام محمدنادر توكلي درهمان سال اين ايوان را تجديد بنا كرده است.
3. ايوان شمالي؛ در قسمت بالاي اين ايوان كتيبهاي است كه تاريخ 1304 هجري قمري بر آن نقش بسته است.
4. ايوان قبله: اين ايوان در مدخل باب القبله است و بر آن كتيبهاي به تاريخ 1304 هجري قمري و اثر محمد حسين يزدي به چشم ميخورد بر بالاي اين ايوان نيز ساعت
درهاي جديد صحن
آنچه گذشت، فهرست و مشخصات درها و وروديهاي قديم صحن حرم حضرت ابوالفضل(ع) بود. اما درها و وروديهاي جديد كه به سال 1394 هجري قمري (1974 م) سامان يافته، از اين قرار است:
1. باب القبله؛ در جنوب صحن واقع شده و در سال 1382 هجري قمري به همت سيد بدرالدين آل ضياء توليت وقت حرم و نيز همراهي برخي از عالمان، از جمله حجةالاسلام سيدعباس حسيني كاشاني بر مدخل اين كتابخانه عمومي حضرت عباس(ع) احداث گرديده است. در ماه مبارك رمضان در اين كتابخانه جلسههاي بحث و گفتگوي علمي، به هدف تقويت حركت علمي ـ ادبي كربلا برگزار شده است.
طول اين در، 4 متر و عرض آن 5/3 متر است و بر بالاي آن اين آيات نوشته است:
(بسم الله الرحمن الرحيم، الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله باموالهم وانفسهم اعظم درجة عند الله و اولئك هم الفائزون، يبشرّهم ربّهم برحمة منه و رضوان و جنّات لهم فيها نعيم مقيم خالدين فيها ابدا إنّ الله عنده اجر عظيم)
(كساني كه ايمان آورده و هجرت كرد و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداختهاند، نزد خدا مقامي هر چه والاتر دارند و اينان همان رستگارانند.
پروردگارشان آنان را از جانب خود به رحمت و خشنودي و باغهايي در بهشت كه بر آنجا نعمتهايي پايدار دارند، مژده ميدهد).
(خدا از مؤمنان جان و مالشان را به بهاي اين كه بهشت براي آنان باشد خريده است).
از بيرون صحن به بنگريد بر پيشاني درگاه اين كتيبه ديده ميشود:
قال تعالي: (بسم الله الرحمن الرحيم، من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلا، ليجزي الله الصّادقين بصدقهم و يعذّب المنافقين إن شاء او يتوب عليهم إنّ الله كان غفورا رحيما)
(از ميان مؤمنان مردانياند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه و وفا كردند. برخي از آنان به شهادت رسيدند و برخي از آنان در همين انتظارند و هيچ عقيده خود را ديگرگون نكردند).
بر فراز ايوان اين درگاه، ساعت زنگدار بزرگي نصب شده و در زير اين ساعت نيز از منظر بيرون صحن عبارت: (السّلام عليك يا ابا الفضل العبّاس)، به چشم ميخورد.
2. باب الامام الحسن(ع): در غرب صحن و بر گذار زائران به سمت صحن امام حسين(ع) واقع بود. طول آن 4 و عرض آن 3 متر است و بر بالاي بر دايرهاي و در آين دايره آيه: (إنّا فتحنا لك فتحنا مبينا) (ما براي تو فتحي آشكار پديد آورديم). در ميان نقش و نگارهايي بر روي كاشي نوشته است. از بيرون صحن بر بالاي درگاه، اين ديده ميشود:
(بسم الله الرحمن الرحمن الرحيم، يا ايّها الّذين آمنوا لاتدخلوا بيوت النّبيّ إلّا ان يؤذن لكم) صدق الله العليّ العظيم.
(اي كساني كه ايمان آوردهايد، به خانههاي پيامبر درنياييد مگر آنكه شما را اجازه دهند).
3. باب الامام الحسين(ع)؛ در كنار باب الامام الحسن قرار گرفته، طول آن 4 و عرض آن 3 متر است و بر بالاي در دايرهاي است كه در نوشته است:
قال الله : (سلام عليكم طبتم فادخلوها خالدين)، (بر شما درود پاك و پيراستهايد بدان درآييد و جاودانه بمانيد).
بلافاصله بر بالاي اين دايره كتيبهاي است و در آن اين آيات نقش بسته است:
(بسم الله الرحمن الرحيم، إنّ المتّقين في جنّات و عيون ادخلوها بسلام آمنين، صدق الله العليّ العظيم).
پرهيزگاران در باغها و چشمه سارانند به آنان گويند: با سلامت و ايمني در آنجا داخل شويد).
بر بالاي اين نيز لوحي است كه عبارت:
(السّلام عليك يا ساقي عطاشي كربلا)، (درود بر تو اي آبرسان تشنگان كربلا).
نقشه بسته و اطراف آن با نقشهاي گل و گياه بر روي كاشي تزيين يافته است.
4. باب صاحب الزمان(ع): در كنار باب الام الحسين(ع) واقع است و به خجستگي و ياد و نام امام عصر بدين نام خوانده شده، ارتفاع آن به 4 متر و عرض آن نيز به 5/3 متر ميرسد. بر بالاي در، كتيبهاي با نقشهاي گل و گياه بر روي كاشي و در ميان آن عبارت: (باب صاحب الزمان) به چشم ميخورد. از منظر بيروني، كتيبهاي بر اين سر در است و متن آن چنين است:
(بسم الله الرحمن الرحيم، إنّا انزلناه في ليلة القدر، و ما ادراك ما ليلة القدر، ليلة القدر خير من الف شهر، تنزّل الملائكة والرّوح).
(ما آن را در شب قدر نازل كرديم از شب قدر چه آگاهت كرد، شب قدر از هزاران ما ارجمندتر است، در آن شب فرشتگان با روح فرود ميآيند).
در سمت چپ اين در، سقاخانهاي است و بر بالاي اين آبخورگان نقشها و تزيينها و مقرنسهايي است و در ميان اين نقشها و تزيينها بيت شعر زير و هچنين عبارت: (سلام اللّه علي الحسن و الحسين) به چشم ميخورد:
اشرب الماء هنيئاً يا محبواذكر السبط الشهيد المحتسب
(اي دوستدار، آب بنوش كه آورايات باد و سبط شهيد صبور و پايدار را ياد كن).
پيشاني اين درگاه داراي سه بخش و دربردارنده قوسهايي است كه نقشهاي گل و گياه بر روي كاشي، آنها را در ميان گرفته و در داخل اين گل و بوته نيز بيت شعر زير از شيخ محسن ابوالحب كلبي نقش بسته است:
إذا كان ساقي الناس في الحشر حيدر فساقي عطاشي كربلاء ابوالفضل
اگر سقاي مردم در روز رستاخيز علي(ع) است آبرسان تشنگان كربلا نيز ابوالفضل است.
5. باب الامام موسي بن جعفر عليهما السلام؛ در زاويه غربي صحن قرار گرفته، طول آن 4 و عرض آن آن 5/3 متر است و از منظر بيروني بر بالاي سر در، كتيبهاي بر روي كاشي است و متن آن كتيبه چنين است:
(بسم اللّه الرّحمن الرحيم، سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبي الدّار) صدق الله العليّ العظيم).
(درود بر شما به پاداش آنچه صبر كرديد، راستي چه نيكوست فرجام آن سراي!).
6. باب الامام محمد الجواد(ع): (باب امام جواد(ع) )؛ در شمال صحن قرار گرفته،طول آن 4 و عرضش 3 متر است. در بالاي اين درگاه سقفي هلالي است كه با كاشيهاي زيبا آراسته شد و بر اين كاشيها اشكال گل و بوته و همچنين اشكال هندسي بر زمينه بنفش تيره نقش بسته است. بر بالاي در بلافاصله كتيبهاي است كه آيه زير بر آن به چشم ميخورد:
(بسم الله الرحمن الرحيم، الله نور السّموات و الارض مثل نوره كمشكاة فيها مصباح المصباح في زجاجة الزّجاجة كانّها كوكب دريّ يوقد من شجرة مباركة زينوتة لا شرقيّة و لا غربيّة يكاد زيتها يضيء و لو لم تمسسه نار نور علي نور يهدي الله لنوره من يشاء و يضرب الله الامثال للنّاس والله بكلّ شيء عليم، صدق الله العلي العظيم).
خدا نور آسمانها و زمين است. حكايت نور او چون چراغداني است كه در آن چراغي، و آن چراغ در شيشهاي است. آن شيشه گويي اختري درخشان است كه از درخت خجسته زيتوني كه نه شرقي است و نه غربي افروخته ميشود نزديك است كه روغنش هرچند بدان آتشي نرسيده باشد، روشني بخشد. روشني بر روشني است. خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت كند.
اين درگاه به ديواري متصل است كه خود به باروي صحن پيوسته است. بر بالاي اين درگاه نيز متن كامل سوره قدر نقش بسته است.
درسمت راست اين درگاه، صفّهاي است مسقف، مشرف بر خيابان و در امتداد ديوار بيروني. بر بالاي آن نيز سوره حمد بر كاشي نقش بسته است:
(بسم الله الرحمن الرحيم، قد افلح من تزكّي، وذكر اسم ربّه فصلّي)
پس از بسم الله الرحمن الرحيم، رستگار آن كسي است كه خود را پاك گردانيد و نام پروردگارش را ياد كرد و نماز گذارد).
7. باب الامام علي الهادي(ع)؛ اين درگاه در زاويه شمال شرق صحن واقع است، طول آن به 4 وعرضش به 5/3 متر ميرسد و تازه احداث شده است.
8. باب الفرات؛ در شرق صحن واقع است، طول آن به 4 و عرض آن به 5/3 متر ميرسد. بر بالاي آن سقفي هلالي است كه به كاشيهاي زيبا و تزيينهاي از گل و بوته بر زمينه بنفش تيره آراسته شده است. بر بالاي در، كتيبهاي به خط كوفي به چشم ميخورد كه سوره انشراح بر آن نقش بسته است.
سقف متصل است به ديوار بيروني كه مشرف بر خيابان است و بر پيشاني اين سر پوشيده، كتيبهاي به خط ثلث است كه اين آيات بر آن نقش بسته است:
(بسم الله الرحمن الرحيم، و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلي الجنّة زمرا حتّي إذا جاءوها وفتحت ابوابها و قال بهم خزنتها سلام عليكم طبتم فادخلوا خالدين).
(و كساني كه از پروردگارشان پروا داشتهاند، گروه گروه به سوي بهشت سوق داده شوند تا چون بدان رسند و درهاي آن به رويشان گشوده شود و نگهبانان آن به ايشان گويند: سلام بر شما، خويش آمديد، در آن درآييد و جاودانه بمانيد).
133
Wednesday 6 August 2008, 05:32AM
گنبد
بر فراز حرم حضرت ابوالفضل(ع) گنبدي است به قطر 12 متر و با شكلي متمايز از ديگر گنبدها. گنبدي نيم كروي با نوك تيز و ساقهاي نسبتا بلند است و از آن، پنجرههايي با قوسهاي كمان ابرويي و نوك تيز به بيرون گشوده ميشود.
نماي داخل گنبد در قسمت ساقه كمربندي با زمينه بنفشه تيره است كه آياتي از قرآن كريم به رنگ سفيد برآن نقش بسته است.
133
Wednesday 6 August 2008, 05:37AM
تاریخچه طلاکاری گنبد.
چنان كه بر قسمتي از گنبد ثبت شده، به سال 1305 هجري آن را از كاشيكاريهاي بديعي برخوردار ساختهاند. اما در سال 1333شمسی به همت ایرانیان وبامدیرت مرحوم لرزاده گنبد حضرت طلاکاری شد که حدود 6ما به طول انجامید که ازافتخارات خانوادگی بنده این است مرحوم پدر بزرگم سیدعلاء جزو طلا کارهای گنبد مطهر بودن.یک خاطره زیبا که ازایشان داریم بعدازفوتشان به خواب اقوام آمدن ازایشان سوال کردند سیداین باغ بستان ازکجا آوردی گفت به گوشه باغ نگاه کن هرچی دارم ازاین آقاست نگاه کردند دیدن گنبد مطهر حضرت عباس (ع) است(چند عکس که ملاحظه می کنید برای همان ایام طلاکاری است.)
133
Wednesday 6 August 2008, 05:41AM
گلدستهها
در گوشه ايوان طلا و در مجاورت ديوار حرم، دو گلدسته است؛ نيمه بالاي هر يك از اين گلدستهها به طلاي خالص روكش شده و مجموع خشتهاي طلاي به كار رفته بدين منظور 2016 عدد است. نيمه پايين گلدستهها نيز تركيب آجر و صفحههاي كاشي است و از خشتهاي كاشي كه به صورت حصير بافي در كنار هم چيده شدهاند. كلمههاي (الله)، (محمد)، (رسول) و (عباس) به خط كوفي پديد آمده است. در قسمت بالايي هر يك از گلدستهها اتاقكي است مسقّف كه بر لبههايي بنا شده و در زير سقف نيز مقرنسكاري است. سر گلدستهها نيز نيم كره نوكتيز و داراي شيارهاي عمودي نصف النهار مانندي است. گلدستهها بلند هستند و ارتفاع آنها به 44 متر ميرسد.
133
Wednesday 6 August 2008, 05:47AM
آرامگاه مطهر قمر بني هاشم(ع) سرداب مطهر
همه حرمهای مطهر دارای سرداب می باشند سرداب جایی است که بدن مطهر دفن است وبالای آن ضریح گنبد قبه بارگاه است ولی عجیب ترین سرداب سرداب قمر بنی هاشم(ع) است درزیرحرم حضرت چشمه آب جاری وجود داردکه دردور قبرمطهر درطواف است هر جاکربلا آب ببینی آب فرات است و آب فرات کدر وگل آلود است
دانی که چر ا آب فرات گشته گل آلود شرمنده زلب عطشا ن حسین (ع) است
اما این آب مثل اشک چشم زلال است وگاهی اوقات تانزدیک قبرمطهر می آید بالا وگاهی پایین است به قول یک عاشقی آب شرمنده عباس (ع) دور آقا می چرخد می گوید تو سقاهستی تشنه ؟
این سرداب دودرب دارد یکی ازحیات که پشت سر قسمت پایین می شود روبروی باب الجواد (ع) دوم داخل خود حرم قسمت داخل حرم پشت سر قسمت پایین حرم مطهر- قبرمطهر قبلا به حالت کاشی کار بود اما درسال 81 13سنگ کاری شدنمی خواهم مصیب بگویم اما آقای قامت رشیدی چون حضرت عباس(ع) قبرش اندازه چند کاشی ؟
جدیدن لوله کشی ازپایین کردن وگوشه ازحرم آب سرداب را به زائران می دهند چه آبی انشاالله قسمت شود
133
Wednesday 6 August 2008, 05:50AM
سرداب
افرادی که زیارت سرداب مطهر رفتند می گویندحال هوای عجیبی داردوقابل وصف نیست یادش بخیر ایام اربعیین سال 1385بود که من کربلا بودم پشت درب سرداب نشسته بودم عده ای پاکستانی باچند خدام آمدن درب راباز کردن دوپاکستانی ویک خدام سید واردسرداب شدن من آمدم واردشوم جلوم گرفتن یک شال داشتم دادم به پاکستانی آنهادربستن خدامی که کلید داربود فارسی بلد بود اسرار کردم که من هم وارد شوم گفت : جوان من 3سال کلید دارسردابم ولی هنوز وارد نشودم تا دم درهم رفتم ولی نگه آنجا جای هرکسی اینها که دیدی وارد شدن بیمارند به دستور آقای سیستانی رفتن بقض کردگفت: من کجا قبرابوالفضل (ع) کجا همین ضریح هم از سرمان زیاد بعد چندلحظه درب بازشد پاکستانیها آمدن همه لباسها خیس می لرزیدن اشک می ریختن شال من که خیس آب بود بهم دادن . . .
تصاویر که مشاهده می کنید برای کاشی کاری قدیم وسنگ کاری جدید است
التماس دعا
133
Wednesday 6 August 2008, 05:58AM
یک خاطره
خوشبحال کسانی که این شبها کربلا هستندنمی دانیدچه صفای داردحال هوای داردمن اکثر ایام کربلا بودم ولی دوتاایام که عجیب ترین ایام کربلا است اول اربعیین دوم نیمه اول شعبان یادش بخیر اولین سفرقاچاقی که کربلا رفتم شعبانسال 82 بود شب سوم شعبان توبیابانهای مهران پیاده می رفتم وروز ولادت امام حسین (ع) رسیدیم کربلا چه کربلایی چه صفایی چه حرم ابوالفضلی (ع) شب میلاد حضرت عباس(ع) توحرمشان بودیم حرم یک پارچه شوراشک بود توحرم ایرانیها مولودی می خواندن به سرسینه می زدند هرکی می دیدی پاها ورم کرده زخمی و تاول زده اکثرا 10یا 12ساعت پیاده آمده بودند چه شبهایی بودچه صفایی چه زودگذشت اون سفرچه عنایاتی حضرت ابوالفضل(ع) به من روسیاه کرد یک شب توحیات پشت درب سرداب نشسته بودم دیدم صدای سینه زنی می آید دیدم چراغهای حرم خاموش دارندایرانیها روبیرون می کنند آنهاهم سینه می زنند سری رفتم داخل همراه آنها یک خدام بی معرفت شروع کرد دادزدن دیدفایده ندارد شروع کردمن کتک زدن که به هوای من جمعیت برون بی آیند چنان محکم زدکه خوردم زمین یک لحظه عصبانی شدم خواستم سمتش حمله کنم چشمم افتاد به ضریح خجالت کشیدم هیچ کاری نکردم همه روبیرون کردن من آمدم بیرون توحیات دلم نمی آمد بیام بیرون متوجه شدم یک عده ایرانی توحرم ماندن قرار حرم مطهررا قبار روبی کنند هرچه اسرارکردم اجازه به من ندادن من همراه آنها بمانم حتی یک خدام مامورکردن من ازحرم بیرون کند خیلی دلم شکست یک نگاهی به گنبد کردم گفتم آقاخودت ردیف کن یک لحظه خدام دست مرارهاکرد رفت من هم سری رفتم داخل ایوان حرم یک خدام گفت چرا ایستادی این جاروبگیرشروع کن جای شما خالی صفای کردیم حدود20نفربویم باچند خدام جارو زدیم ضریح پاک میکریم آب آوردن کف حرم را شستیم بالای ضریح رفتیم گلهاروعوض یک نفرایرنی مداحی می کرد ماهم کارمی کردیم . . . تاحدودساعت 1درحرم بودیم رئیس همه خدام هاکه کلید دارحرم بودیک پیرمرد قوی هیکل بود کمی صحبت کرد می گفت علقمه واقعی این نیست که شما درکنارمقام صاحب الزمان (ع) می بینید این رود حسینیه است علقمه واقعی یک کیلومتر ازپایین پای ضریح که دورشود بوده بعدازشهادت حضرت ازخجالت به زیرزمین رفته( که عکس آن موجوداست) خیلی معجزات عجیبی ازحضرت گفت عجب شبی بود . . . یادش بخیر
التماس دعا:smile07:
133
Monday 27 July 2009, 01:07AM
السلام عليك يا ابوالفضل العباس (ع)
yaaliasghar
Monday 27 July 2009, 01:31AM
عکسها خیلی عالی بود
سپاسگزارم
یاعلی مدد
shaahiin
Monday 27 July 2009, 02:09AM
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ وَلِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿29:66﴾
أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ ﴿29:67﴾
بگذار تا به آنچه بديشان دادهايم انكار آورند و بگذار تا برخوردار شوند زودا كه بدانند.
آيا نديدهاند كه ما حرمى امن قرار داديم و حال آنكه مردم از حوالى آنان پيوسته در خطرند؟آيا به باطل ايمان مىآورند و به نعمتخدا كفر مىورزند؟
http://www.pix8.net/pro/pic.php?u=163787uqH&i=1080435
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.