PDA

نمايش نسخه نهائي : مخالفت وهابيت با قرآن و سنت


وهابیت دشمن خدا
Monday 4 August 2008, 05:53PM
وهابيها مشرکند، زيرا مي گويند خداوند داراي جسم است
در هـمـه اديـان الـهي - خصوصا اسلام - توحيد مهمترين اصل است.
خداوند متعال،پيامبران را بـرانگيخت و سرلوحه دعوت آنان را تبليغ يکتاپرستي وتبيين توحيد قرارداد.
اين اصل، در قرآن و سنت پيامبر (ص) به روشني تبيين شده است و هر مسلماني بايد، توحيد را از اين منابع زلال بگيرد تامل در اعتقادها و انديشه هاي وهابيون نشان مي دهد که آنان در اين اصل اساسي به کلي از قرآن و سنت دور افتاده اند و خدا را با اوصافي که محکمات قرآن و سنت معرفي مي کند [1] قبول ندارند.
بـه اعـتـقـاد آنـان، خداوند در بالاي عرش و يا در آسمان،محدود و محاط بوده و محتاج به مکان است [2] ابـن تـيـمـية، رهبر وهابيها، در کتابهايش به اين اعتقادات اعتراف نموده و به آيات متشابه قرآن و احاديثي مجعول متوسل گشته و از محکمات قرآن و احاديث قطعي نبوي چشمپوشي کرده است.
او در اثبات عقايدش به اين حديث متوسل شده است که مي گويد: خـدا هـر شـب و يـا آخـر هـر شـب از عـرش بـه زمـيـن فـرود مـي آيـد و صـبـح آن شـب، بـه عرش برمي گردد [3] در حالي که شب در زمين دائمي است، يعني هر لحظه، مکاني در حال شب شدن ومکاني در حال صـبح شدن است و هميشه نصف کره زمين شب است و قسمتي از کره زمين، ثلث آخر شب است.
اگـر خدا محدود و محاط در عرش باشد و براي يک بار هم به زمين فرود بيايد ديگر براي هميشه در زمـين باقي مي ماند چون شب و ثلث آخرشب در زمين تا قيامت برقرار است.
و لحظه اي نيست که شب يا ثلث آخر شب در کره زمين تمام شود و نباشد در نتيجه اين حديث، خودش را تکذيب مي کند، زيرا ممکن نيست خداوند هر شب به زمين بيايد و صبح آن شب به عرش برگردد و اگر مقصود اين است که خداوند يکبار به زمين مي آيد و ديگر به عـرش بـرنـمـي گـردد و يـا ايـنکه لااقل تا قيامت برنمي گردد، باز هم عرش از وجود خدا خالي مي گردد.
در حالي که به اعتقاد وهابيها، خدا در عرش است بـه هـر حـال، ابـن تيميه و پيروانش در کتاب خود به اين عقيده که از آن يهوديان درخداشناسي اسـت، اعـتـراف و افـتخار مي کند و اين شايد عجيب نباشد.
چون آنهايهوديان را موحد مي دانند و ذبـيـحه (قرباني) آنها را حلال مي دانند [4] .
آنان به قدري به انحراف عقيده دچار گشته اند که حتي براي اثبات اعتقادشان به اعتقادات فرعون تمسک مي جويند (به اين صورت که مي گويند: از آنـجـا کـه فـرعـون معتقد بود که خداي موسي در آسمان است و لذا به وزيرش هامان دستور داد چيزي براي بسازد تا بتواندبه آسمان برود و خداي موسي را در آنجا ببيند.
پس خدا در عرش است اگـر کـسي بگويد خدا همچون انسان است، يعني محدود و محتاج به مکان است، به شهادت آيات مـحـکـمـات قرآن، کافر است.
جريري در کتاب خود به نام الفقه علي المذاهب الاربعه اعتقاد به جـسـمـيـت خـداوند و آنچه را مستلزم اعتقاد به تجسم باشد موجب کفر و معتقد به آن را کافر و مشرک مي داند الـبته عجيب اين است که ابن تيميه خودش مي گويد: اعتقاد به اينکه خداوند جسم دارد موجب ارتداد نمي شود، زيرا قرآن و سنت و ائمه مذاهب نگفته اند که خداوندجسم نيست سرانجام همين نظرات [5] مشرکانه وي درباره خدا و انکارش نسبت به مقام رسول اللّه باعث شد کـه به حکم قضات حنفي، مالکي و شافعي دستگير گرديد و در زندان محبوس گشت تا مرد، در حکمي که درباره او از طرف سلطان مسلمين صادر شده آمده است: وکـان الشقي ابن تيمية في هذه المدة قد بسط لسان قلمه، و مد عنان کلمه، ونص في کلامه علي امـور ومـنـکـرات، واتـي في ذلک بما انکره ائمة الاسلام، وانعقد علي خلافه اجماع العلماء الاعلام، وخالف في ذلک علماء عصره وفقهاء شامه ومصره، وعلمنا انه استخف قومه فاطاعوه، حتي اتصل بنا انهم صرحوا في حق اللّه بالتجسيم...
[1] از جمله در قرآن، درباره خداوند آمده است: (هو معکم اينما کنتم) سوره حديد، آيه 4.
(کان اللّه بکل شي ء محيطا) سوره نساء، آيه 126). (اقرب اليه من حبل الوريد) سوره ق، آيه 16.
[2] از کـتـابهايي که در آنها به اين عقايد تصريح شده عبارت است از رسالة العقيدة الحموية، رسالة العقيدة الواسطية، الفتاوي الکبري و منهاج السنة تاليف ابن تيمية.
[3] کـتـاب مـجموعة الرسائل لابن تيمية ـ در رساله الوصية الکبري و کتاب الصواعق المرسلة ابن قيم.
[4] ر.ک.الفتاوي الکبري از ابن تيميه، ج 2، ص 180، چاپ بيروت.
[5] الدرر الکامنه لابن حجر عسقلاني عن القاضي المالکي قال فقد ثبت کفر ابن تيمية.

وهابیت دشمن خدا
Monday 4 August 2008, 05:53PM
وهابيها فضائل انبياء و اولياء را که قرآن مي گويد منکرند
وهابيها، علم و قدرت و فضايلي را که خداوند به اولياء خاص خود داده، انکارمي کنند.
آنان به هيچ رو نـمـي پـذيـرنـد که خداوند به کسي قدرتي بدهد که به اذن خدامريض را شفا دهد، يا از داخل خـانـه هـاي مـردم خـبـر دهد و يا تخت پادشاهي را در يک چشم به هم زدن احضار کند و يا زبان مـورچگان و پرندگان را بفهمند و با آنها صحبت کند و يا همچون حضرت مريم از آينده طفل که در رحم دارد با خبر باشد، يا همچون پيامبر (ص) و علي از حوادث آينده خبر دهند و يا... حال آنکه قـرآن بـراي انـبـيـاء واولياء خدا، علم و توانائي خارق العاده و فضايل بسياري را ذکر مي کند که ما به نمونه هايي از آنها اشاره مي کنيم: 1 - دربـاره حـضرت داود وسليمان ميفرمايد:ولقدآتيناداودمنافضلاياجبال اوبي معه والطير والنا له الـحـديـد، ان اعـمل سابغات وقدر في السرد واعملوا صالحا اني بماتعملون بصير، ولسليمان الريح غـدوهـا شـهر ورواحها شهر واسلنا له عين القطر ومن الجن من يعمل بين يديه باذن ربه ومن يزغ مـنـهـم عن امرنا نذقه من عذاب السعير،يعملون له ما يشاء من محاريب وتماثيل وجفان کالجواب وقدور راسيات اعملوا آل داود شکرا وقليل من عبادي الشکور) [1] و داود را از سـوي خـود فـضـيلتي داديم که اي کوهها و اي پرندگان با او هم آواز شويد وآهن را برايش نرم کرديم، که زرهاي بلند بساز و در بافتن زره اندازها را نگهدار وکارهاي شايسته کنيد که مـن بـه کارهايتان بصيرم و باد را مسخر سليمان کرديم،بامدادان يک ماهه راه مي رفت و شبانگاه يـک مـاهـه راه، و چشمه مس را برايش جاري ساختيم و گروهي از ديوها به فرمان پروردگارش بـرايـش کـار مـي کـردنـد و هـر کـه از آنـان سر از فرمان ما مي پيچيد به او عذاب آتش سوزان را مـي چـشـانديم براي او هر چه که مي خواست از بناهاي بلند و تنديسها و کاسه هايي چون حوض و ديـگـهـاي مـهـم بـرجـاي مي ساختند.
اي خاندان داود، براي سپاسگزاري کاري کنيد و اندکي از بندگان من سپاسگزارند 2 - در سوره ديگري خداوند متعال درباره حضرت سليمان مي فرمايد: (وحشر لسيلمان جنوده من الجن والانس والطير فهم يوزعون). [2] سپاهيان سليمان از جن و آدمي و پرنده گرد آمدند و آنها به صف مي رفتند 3 - درباره حضرت عيسي مي فرمايد: (ويـعلمه الکتاب والحکمة والتوراة والانجيل، ورسولا الي بني اسرائيل اني قدجئتکم بية من ربکم انـي اخـلـق لـکم من الطين کهيئة الطير فانفخ فيه فيکون طيرا باذن اللّه وابري ء الاکمه والابرص واءحيي الموتي باذن اللّه واءنبئکم بما تاءکلون وما تدخرون في بيوتکم ان في ذلک لاية لکم ان کنتم مؤمنين). [3] خـداونـد بـه او کـتـاب و حـکـمـت و تورات و انجيل مي آموزد.
و بر بني اسرائيل وي را به رسالت مـي فرستد که: من با معجزه اي از پروردگارتان نزد شما آمده ام برايتان از گل چيزي چون پرنده مي سازم و در آن مي دمم.
به اذن خدا پرنده اي شود.
و کور مادرزاد وبرص گرفته را شفا مي دهم و بـه فـرمـان خدا مرده را زنده مي کنم و به شما مي گويم که چه خورده ايد و در خانه هاي خود چه ذخيره کرده ايد اگر از مؤمنان باشيد اينها براي شمانشانه هاي حقانيت من است تـوسل مردم به حضرت عيسي بدين خاطر بود که عقيده داشتند خداوند به او قدرتي عطا فرموده که مي تواند بيماران را شفا دهد يـعـنـي او را پيامبر و بنده خالص خدا مي دانستند و بخاطر همين عبوديت و بندگي است که آن حـضرت به چنين علم و قدرتي از جانب خداوند دست يافت و البته که اين شرک نيست، بلکه عين توحيد است.
شرک آن است که اين قدرت را از خود آن حضرت بدانيم و نه از خدا
[1] سوره سبا، آيات 10 ـ 13.
[2] سوره نمل، آيه 17.
[3] سوره آل عمران، آيات 48 ـ 49.

ghadem
Thursday 7 August 2008, 08:22AM
در حرمین شریفین کمترین نشانه ای از تعظیم این عید بزرگ مسلمین به چشم نمی خورد و فقط برگزاری جشنها اختصاص به هتلهای ایرانی و زائران ایرانی داشت. سخنرانان و مفتی‌های عربستان در مساجد، پیشاپیش اقدام به برخورد برای جلوگیری از مراسم نیمه شعبان و تولد امام زمان(عج) نموده‌اند.
http://www.shia-online.ir/images/apctrs2202.jpg

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از فردا، امسال عربستان سعودی و سرزمین پیامبر اكرم(ص) در روز جشن عید بزرگ مبعث پیامبر عظیم الشان اسلام (http://www.shia-online.ir/)(ص) هیچ اقدامی جهت برگزاری مراسم جشن و سرور در مکه و مدینه را شاهد نبود (http://www.shia-online.ir/).
در حرمین شریفین کمترین نشانه ای از تعظیم این عید بزرگ مسلمین به چشم نمی خورد و فقط برگزاری جشنها اختصاص به هتلهای ایرانی و زائران ایرانی داشت.


همچنین سخنرانان و مفتی‌های عربستان در مساجد، پیشاپیش اقدام به برخورد برای جلوگیری از مراسم نیمه شعبان و تولد امام زمان(عج) نموده‌اند.


این مسئله تا جایی ادامه پیدا کرده است که در نماز جمعه هفته گذشته در خطبه اول فقط از بدعت صحبت شده و خطبه دوم نیز اختصاص به صحبتهایی مبنی بر خرافات بودن مراسم نیمه شعبان و نبود دلایل مستند در رابطه با تولد امام زمان (عج) داشت.


گفتنی است برای ترویج وهابیت، آموزشها و جلسات بحث با هدف تاثیرگذاری بر روی جوانان ایرانی در مسجدالحرام برگزار می‌شود. برای این منظور مسئولین سعودی از افغانهایی که به زبان فارسی تسلط دارند و عموما در نقش انتظامات مسجدالحرام هستند استفاده می‌کنند. در این نشستها، دو نفر که به عنوان مبلغ وهابیت هستند حضور دارند که یکی از آنها به توضیح و تبلیغ می‌پردازد و دیگری نقش بازدارنده برای صحبت و یا سوال زائران را دارد.


امسال نیز تدابیر امنیتی شدیدی برای جلوگیری از حضور زائران در بقیع برقرار می باشد.