نمايش نسخه نهائي : مشروعیت زیارت قبور در کتاب و سنت
یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:51AM
از كتاب و سنّت مىتوان بهره جست و فعل صحابه نيز بر آن بوده:
الف - قرآن كريم :{ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ...}. نساء : 64.
«اگر به خود ستم كردند ، سراغ تو مىآيند و استغفار مىكنند و تو اى محمد ، براى آنان طلب مغفرت كنى...».
اين آيه به زيارت پيامبر( ص ) در حيات و ممات تشويق مىكند؛ چنانكه سبكى مىگويد : علما از اين آيه عموميت؛ يعنى زمان حيات و وفات پيامبر( ص ) را استفاده كردهاند ، چون طبق روايات از پيامبر ( ص ) نقل شده : «حَياتي خَيرٌ لَكُمْ تحدثون و نحدث لكم و وفاتي خير لكم تعرض عليّ أعمالكم...» طرح التثريب ، ص297.
ب - سنت پيامبر اكرم( ص ):
روايات و احاديث بسيارى از رسول اللّه( ص ) در تشويق به زيارت قبر شريف خود ، پس از رحلتش ، نقل شده است : «مَنْ زَارَ قَبْرِي وَجَبَتْ لَهُ شَفَاعَتِي» . السنن الكبرى ، ج5 ، ص24 5.
ج - فعل صحابه:
عبدالرزاق و بيهقى و ابن عبدالبر روايت كردهاند كه حضرت فاطمه زهرا(س) ، هر جمعه به زيارت قبر عموى خود حضرت حمزه مىرفت ودر آنجا نماز مىخواند و گريه مىكرد.
حاكم نيشابورى مىگويد : سند و راويان اين حديث تماماً ثقه هستند. مصنف عبدالرزاق 3: 572 - مستدرك حاكم ، ج 1 ،377 - السنن الكبرى 4 ، 131 - تمهيد شرح مو طا ، 3 ، 234 - و از خليفه ثانى و عبدللَّهبن عمر نيز نقل شده كه به هنگام بازگشت از سفر ، ابتداء قبر پيامبر ( ص ) را زيارت مىكردند شفاء السقام ، ص44 وفاء الوفاء 4 ،1340..
یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:51AM
س 10 - آيا معناى حديث: «لَعَنَ اللَّهُ الْيَهُودَ اتَّخَذُوا قُبُورَ اَنْبِيائِهِمْ مَساجِدَ» و حديث : «اَلَّلهُمَّ لا تَجْعَلْ قَبْري وَثَناً» . مسند احمد، ج 2 ، ص 246 ؛ الموطّا، ج 1، ص 172.
خداوند يهود را لعنت كند چون قبور پيامبران خود را مسجد و محل عبادت قرار دادند و در حديث ديگر فرمودند : بار خدايا! قبر مرا بت قرار مده .
آيا نهى از نماز و دعا در كنار قبر پيامبر ( ص ) و ساير قبور نيست؟
ج - در پاسخ اين پرسش نيز - مانند پرسشهاى پيشين - بايد به چند نكته بپردازيم:
الف - افرادى كه در سند اين حديث آمدهاند ، يا ضعيف هستند و يا مجهول؛ مثلاً «عبدالوارث» نزد علماى رجال اهل سنت مردود است ، چون قَدَرى مسلك بودهاست . و «ابو صالح» مردّد بين ضعاف و ثقات است و «عبداللّه بن عثمان» منكر الحديث و ابن بهمان ، شناخته شده نيست . پس حديث از نظر سند مشكل دارد.
ب - حديث هيچ دلالتى بر حرمت نمازگزارى و دعا كردن در جوار قبور ندارد؛ زيرا اشاره به روايت كنيسه حبشه دارد كه به هنگام مرگ فردى از صالحان خود ، مسجدى بر روى قبرش بنا مىكردند و عكس هايى روى آن مىگذاشتند و به سوى آن عكس ها و قبر سجده مىكردند و اين معنا ارتباطى به خواندن نماز براى خداوند و رو به كعبه ايستادن در كنار قبور صالحان ندارد.
* قرطبى مىگويد : «اِنَّما صوَّر اوائلهم الصور ليتأنسوا بها ويتذكّروا أفعالهم الصالحة فيجتهدون كإجتهادهم ويعبدون عند قبورهم ثمّ خلَّفهم قوم جهلوا مرادهم و وسوس لهم الشيطان: إن اسلافهم كانوا يعبدون هذه الصور ويعظّمونها فحذّر النبي عن مثل ذلك» . ارشاد السارى ، ج3 ، ص497.
* « نياكان آنان عكسهايى از مردگان خود ترسيم كردند تا به آن اُنس گيرند و به ياد افراد صالحشان باشند و همچون آنان جديت و تلاش كنند و در كنار قبرشان به عبادت خدا بپردازند . ولى بازماندگان آنها به اهداف و مقاصد نياكان خود جاهل بودند و شيطان هم وسوسه كرده ، به آنان چنين القا كرد كه نياكان شما اين عكسها را مى پرستيدند و آن را تعظيم مىكردند ، پس پيامبر ( ص ) مردم را از اين انحراف بر حذر داشت .» بنابراين ، هيچ دلالتى بر حرمت دعا و زيارت كنار قبور انبيا و صلحا ندارد.
* بيضاوى مىگويد : «لمّاكانت اليهودوالنصارى يسجدون لقبور الأنبياء تعظيما لشأنهم ويجعلونها قبلة يتوجّهون في الصلاة نحوها واتخذوها اوثاناً ، لعنهم النبيّ( ص ) ...» ارشاد السارى ، ج3 ، ص479.
* « چون يهود و نصارى بر قبور انبيا سجده مىكردند و آن را قبله - و جهت - نماز قرار مىدادند و همانند بت با آن رفتار مىكردند ، مورد لعن پيامبر ( ص ) قرار گرفتند.
و اين معنا هم هيچ ارتباطى با زيارت قبر پيامبر ( ص ) و ائمه طاهرين و صلحا و نماز خواندن براى خداوند - در آنجا - ندارد.
ج - بسيارى از علماى اهل سنت فتوى به جواز نماز خواندن در مقبرهها دادهاند؛ از جمله آنها مالك بن انس است:
- «كان مالك لا يرى بأساً بالصلاة في المقابر و هو اذا صلّى في المقبرة كانت القبور بين يديه وخلفه و عن يمينه وشماله».
- و قال مالك لا بأس بالصلاة في المقابر و قال بلغني إن بعض اصحاب النبي كانوا يصلّون في المقبرة» . المدونة الكبرى ، ج1 ، ص90.
مالك مىگويد : نماز خواندن در قبرستان اشكال ندارد و چنين مىپنداشت كه اگر در اطراف نمازگزار قبرهايى باشد باز هم مشكلى به نظر نمىرسد.
- عبدالغنى نابلسى مىگويد : «اذا كان موضع القبور مسجداً أو على طريق ، أو كان هناك أحد جالساً ، أو أن قبر وليّ من اولياءاللّه أو عالم من المحقّقين ، تعظيماً لروحه المشرفة ، على تراب جسده اعلاماً للناس اِنّه وليّ ليتبركوا به ، و يدعوااللّه عنده فيستجاب لهم ، فهو أمر جائز ، لا مانع منه» . الحديقة النديه ، ج2 ، ص630
یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:52AM
س 7 - حديث : «لا تُشَدُّ الرِّحَالُ إِلاّ إِلَى ثَلاثَةِ مَسَاجِدَ...» زيارت قبور و قصد زيارت را منع مىكند؟
ج - خير ، به دلايلى كه در ذيل مىآوريم:
الف - احتمال مىرود كه مستثنى منه در اين حديث ، مكان يا مسجد باشد ولى قسطلانى ارشاد السارى ج 2 ، ص 332. ، تأكيد دارد كه مراد مسجد است . بنابراين ، هيچ دلالتى بر «حرمت قصد زيارت» مشاهد متبركه ندارد.
ب - اين حديث در مورد خودش نيز مورد عمل نيست؛ زيرا اگر مراد اين است كه: «جايز نيست قصد كردن به هيچ مسجدى جز سه مسجد...» با عمل پيامبر( ص ) كه بهطور قطع هر شنبه به مسجد قبا مىرفتند ، مخالف است.
ج - بلال حبشى به يقين ، به قصد زيارت قبر پيامبر ( ص ) از شام به مدينه آمد و جريان او معروف است.
د - علماى فريقين (شيعه وسنى) قصد كردن زيارت پيامبر ( ص ) را راحج دانسته و در برابر ابن تيميه - يعنى همان كسى كه شبهه حرمت زيارت را مطرح كرد - به شدت موضع گرفتند.
* - قسطلانى مىگويد: «قول ابن تيميّة حيث منع زيارة قبر النبي( ص ) وَهُوَ مِن أبشع المسائل المنقولة عنه» . ارشاد السارى ، ج 2 ، ص 329.
«گفتار ابن تيميه در منع زيارت قبر رسول اللّه ( ص ) از بدترين مسائلى است كه از او نقل شده است .»
* - غزالى مىگويد: «كلّ منيتبرك بمشاهدته( ص ) فيحياته ، يتبرك بزيارته بعد وفاته ويجوز شدّالرحال لهذا الغرض» . احياء العلوم ، ج1 ، ص258 ؛ ذهبى در استدلال به اين حديث تأمل دارد. سير اعلام النبلاء ، ج4 ، ص484.
«هركس پيامبر ( ص ) را در حال حيات مىديد و متبرك مىشد ، بعد از وفات ايشان نيز با زيارت حضرت از ايشان متبرك مىشود و شدّ رحال و قصد زيارت پيامبر ( ص ) نيز جايز است.»
ه' احاديثى از طريق فريقين داريم كه تأكيد بر زيارت مطلق قبور دارد.
عَنِ النَّبيّ( ص ) : «نَهَيْتُكُمْ عَنْ زِيَارَةِ الْقُبُورِ أَلا فَزُورُوهَا» . صحيح مسلم ، ج3 ، ص65.
جمهور اهل سنت ، از عبارت «فَزُورُوهَا» استفاده استحباب كردهاند ولى ابن حزم برداشت وجوب كرده است . التاج الجامع للاصول ، ج1 ، ص381.http://blogfa.com/images/smileys/29.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/28.gif
یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:52AM
س 8 - آيا جايز است زنان به زيارت قبور بروند ، با توجه به آنچه از پيامبر ( ص ) نقل شده است: «لعن اللّه زائرات القبور»؟
ج - پاسخ اين پرسش را اينگونه مىتوان داد:
الف - احاديثى داريم كه مىگويد حضرت فاطمه زهرا( س ) و يا عايشه به زيارت قبور مىرفتند؛ «إِنَّ فاطِمَةَ كانَتْ تَزُورُ قَبْرَ عَمِّها حَمْزَةَ كُلّ جُمُعَةٍ فَتُصَلّي وَتَبْكِي عِنْدَهُ»: سنن الكبرى ، ج4 ، ص132 ؛ مصنف عبدالرزاق ، ج3 ، ص572.
«فاطمه زهراء ، هر جمعه به زيارت قبر عمويش حمزه مىرفت و آنجا نماز مىخواند و گريه مىكرد .»
ابن أبى مليكه مىگويد: «رَأَيْتُ عائِشَةَ تَزُورُ قَبْرَ أَخِيها عَبْدالرَّحْمن وَماتَ بِالْحبشي وَ قُبر بمكة» . مصنف عبدالرزاق ، ج3 ، ص570 - معجم البلدان 2 ،214.
«عايشه به زيارت قبر برادرش عبدالرحمان در مكه مىرفت ...او در منطقهاى به نام حبشى كه در نزديكى مكه است مُرد و به مكه انتقال يافت و دفن گرديد».
ب - اين حديث - لَعَنَ اللّه زائرات القبور با حديث بُريده نسخ شده و يا معارض است ، چنانكه حاكم نيشابورى و ذهبى به آن تصريح كردهاند.
و روايت بريده: «نَهى رَسُولاللّه ( ص ) عَنْ زِيارَةِ الْقُبُورِ ثُمَّ أَمَرَ بِزِيارَتِها» . السنن الكبرى ، ج 4 ، ص 131 ؛ مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 374 .
ج - علماى اهل سنت فتوى به استحباب زيارت قبور براى زنان دادهاند:
* ابن عابدين مىگويد : «هل تستحبُّ زيارة قبره ( ص ) للنساء؟
الصحيح : نعم بلا كراهة ، بشروطها على ما صرّح به بعض العلماء اما على الأصحّ من مذهبنا و هو قول الكرخي وغيره: من أنّ الرّخصة في زيارة القبور ثابتة للرجال و النساء جميعاً فلا اشكال و اما على غيره فذلك نقول بالاستحباب لإطلاق الأصحاب بل قيل واجبة» . رد المحتار ، ج 2 ، ص 263 ؛ المواهب اللدنيه ، ج 3 ، ص 405.
« آيا زيارت قبور براى زنها استحباب دارد؟
آرى هيچ كراهتى هم ندارد ، البته طبق ضوابط و شرايطى كه بعضى از علما بدان اشاره كردهاند.
صحيح تر نزد ما و كرخى و ديگران اين است كه جواز زيارت قبور براى مردان و زنان ثابت است و هيچ اشكالى در آن نيست. اما بنا بر غير مذهب - و مبناى - ما ، باز هم قائل به استحباب هستيم چون اصحاب به طور مطلق فتوى به استحباب داده و ويژه مردها ندانستهاند . بلكه بعضى قائل به وجوب آن شدهاند .»
د - اين حديث (لَعَنَ اللَّهُ زائرات الْقُبُور) سه طريق دارد كه هر سه ضعيف است:
در طريق اول ابن خثيم است و گفتهاند كه به احاديث او احتجاج و استدلال نمىشود . ميزان الاعتدال ، ج2 ، ص45 9.
در طريق سوم عمر بن ابى سلمه است كه او را هم ضعيف دانستهاند. سيراعلام النبلاء ، ج6 ، ص33http://blogfa.com/images/smileys/08.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/08.gif
یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:53AM
س 9 - آيا نماز گزارى و دعا در كنار قبور اوليا و صلحا و يا قبر پيامبر( ص ) اشكال دارد؟
ج - در پاسخ اين پرسش بايد گفت:
الف - آيه شريفه { وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ...} دلالت بر رجحان دعا در كنار قبر پيامبر( ص ) دارد ، چون كلمه «جَاءُوكَ» هم شامل زمان حيات است و هم شامل زمان رحلت.
ب - فاطمه زهرا( س ) هر هفته - روز جمعه - كنار قبر حضرت حمزه حضور مىيافت و در آنجا نماز مىگزارد و گريه مىكرد.
حاكمنيشابورى گويد: راويان اين حديث همگى ثقه هستند . مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 377 .
ج - سيره مسلمين بر اين بوده است.
* ابن خلكان مىگويد : سيده نفيسه ، دختر حسن بن زيد بن الحسن بن على (ع) در محلهاى به نام «دربالسباع» به خاك سپرده شده و قبر او - در مصر معروف به استجابت دعا است و بسيار هم مجرب است و فيات الاعيان ، ج 5 ، ص 424.
* شافعى نيز مكرّر به زيارت قبر ابو حنيفه مىرفت و دو ركعت نماز مىگزارد . تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 123.
* زهرى هم درباره دعا كنار قبر معروف كرخى مطالبى را نقل كرده است . سير اعلام النبلاء ، ج 9 ، ص 343.
* جزرى نيز راجع به قبر شافعى چيزهايى را نقل مىكند . الجواهر المضيئه ، ج 1 ، ص 461.http://blogfa.com/images/smileys/10.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/10.gif
یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:54AM
س 11 - آيا ساختن و بنا بر قبور؛ از قبيل گنبد ، ضريح و ... منع شرعى دارد؟
ج - به چند دليل پاسخ اين پرسش منفى است و منعى ندارد:
الف دليلى بر حرمت ، جز روايت ابى الهياج نيست صحيح مسلم ، ج3 ، ص61. و نيز اين روايت از نظر سند مورد اشكال است؛ زيرا وكيع و حبيببن ابىثابت از راويان سند اين حديث هستند و هر دو از نظر اهل سنت مورد بحث مىباشند.
ب - در دلالت حديث نيز جاى بحث و گفتگو وجود دارد؛ چون «وَ لا قَبراً الاّ سوّيته» به معناى تخريب بناى قبور نيست بلكه به معناى مسطح كردن آن در مقابل تسنيم؛ يعنى بلند كردن قبر و بالا آوردن؛ آن همانند كوهان شتر است.
قسطلانى مىگويد : «السنة في القبر تسطيحه و انَّه لا يجوز ترك هذه السنّة لمجرّد انّها صارت شعاراً للروافض وانّه لا منافات بين التسطيح و حديث ابى هياج : لأنّه لم يُرَد تسويته بالأرض و انّما أراد تسطيحه جمعاً بين الأخبار ...» ارشاد السارى ، ج2 ، ص468.
« سنت پيامبر ( ص ) همان مسطح كردن قبر است و اين سنت - چون شعار پيروان مذهب شيعه گرديده - جايز نيست رها شود و هيچ منافاتى ميان مسطح كردن قبر و روايت أبى الهياج نيست؛ زيرا كه منظور روايت صاف كردن قبر و برابر كردن آن بازمين نيست . بلكه مراد مسطح كردن در مقابل تسنيم است ، و اين معنا را از جمع ميان روايات به دست مىآوريم.
ج - روش مسلمانان اين بوده كه روى قبرها بنا مىساختند:
1 - بناى حجره شريف نبوى.
2 - قبور ائمه بقيع كه در سال 1345 ه' ق به دست وهابيان تخريب گرديد.
3 - قبر ابراهيم فرزند رسولاللّه ( ص ) در خانه محمدبن زيدبن على بود و به دست وهابيان تخريب گرديد. 4 - بناى مسجد ، روى قبر حمزه( ع ) . در اوايل قرن دوم هجرى و به دست وهابيان تخريب گرديد.
5 - بناى قبر سعد بن معاذ - اين قبر در منزل ابن افلح بود و در زمان عمربن عبدالعزيز بر روى آن گنبد ساختند . وفاء الوفا ، ج2 ، ص545.
6 - بنا بر روى قبر باهلى (سال 275 ه' .) در بصره . سير اعلام النبلاء ، ج13 ، ص285.
7 - بنا بر روى قبر امير مؤمنان حضرت علىبن ابى طالب ( ع ) در قرن دوم . موسوعة العتبات 6 ، 97. 8 - بنا بر روى قبر سلمان فارسى . تاريخ بغداد ، ج1 ، ص163.
9 - بنا بر روى قبر ابوعوانه (سال 316 ه' .) . سير اعلام النبلاء ، ج14 ، ص419.
خلاصه ، سيره مسلمين؛ چه شيعه و چه سنى بر اين بوده است كه بر قبور بزرگان دين حرم و بارگاه بسازند و اين سيره در تمام بلاد اسلامى همچنان ادامه دارد . قبور ائمه اطهار ( ع ) در نجف و كربلا و كاظمين و سامرا و مشهد و قبور بزرگان اهل سنت؛ ابو حنيفه و عبدالقادر در بغداد و بخارى در سمرقند و . . . شاهد بر مدّعى است ، تنها وهابيان هستند كه در حجاز با اين سيره مسلمين به مخالفت برخاستهاند.http://blogfa.com/images/smileys/15.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/15.gif
یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:55AM
س 12 - آيا حديث: «نَهى رَسُول اللّه ( ص ) أن يجصّص القبر وأن يعقد عليه وأن يبنى عليه» صحيح مسلم ، ج3 ، ص63. صريح در منع از ساختن بر قبور نيست؟
اولاً - اين روايت با سيره قطعيه مسلمين منافات دارد؛ چنانكه در پاسخ پرسش پيش روشن شد.
ثانياً - سند اين روايات ، جاى بحث دارد؛ زيرا در سند آن ابوالزبير - محمد بن مسلم آمدى - قرار گرفته و علماى رجال و حديث اهل سنت چون احمد بن حنبل و ابن عيينه و شعبه و ابو حاتم ، او را ضعيف مىدانند تهذيب الكمال 26 : 407.
و همچنين در سند آن حفص بن غياث است و علماى رجال همچون يعقوب بن شيبه درباره او نظر منفى دارند تهذيبالتهذيب 2 ، 360 - تاريخ بغداد 8 ، 199 - سير اعلام النبلاء 9 ،31 .
و باز در سند اين روايات ، شخصى بنام ربيعه است كه ازدى وابن أبى شيبه و ساجى در باره او تأمل دارند . تهذيب التهذيب 9 ، 143 ، ميزان الاعتدال 3 ، 545 ، تهذيبالكمال 18 ، ص 483 . و بالاخره تمامى طرق و اسناد اين روايات ، مورد اشكال است . به ص 182 «الوهابيه ، دعاوى وردود» مراجعه شود .
یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:56AM
س 13 - آيا قراردادن روشنايى بر قبور؛ مثل شمع و لامپ و . . . اشكال شرعى دارد؟
ج - به چند دليل بايد گفت خير:
الف - طبق روايات اهل سنت ، پيامبر( ص ) شبى مىخواست وارد قبر و يا قبرستانى شود كه دستور داد چراغ روشن كردند . الجامع الصحيح ، ج3 ، ص372.
ب - سيره و روش مسلمين همواره بر اين بوده كه بر روى قبور بعضى از صحابه و صلحا چراغ و به اصطلاح قنديل روشن مىكردهاند:
* قنديل بر روى قبر ابو ايوب انصارى ، در قرن چهارم . تاريخ بغداد ، ج1 ، ص154.
* قنديل بر روى قبر زبيربن عوام ، در قرن چهارم . المنتظم ، ج14 ، ص383.
* قنديل بر بارگاه حضرت موسى بن جعفر ( ع ) ، اوايل قرن پنجم . وفيات الاعيان ، ج5 ، ص310.
ج - حديث «لَعَنَاللَّهُ الْمُتَّخذينَ عَلَيها الْمَساجِدَ وَالسُرُج» مورد اشكال سندى است؛ زيرا راوى آن «ابو صالح» است كه از نظر اهل سنت ضعيف و مردود مىباشد و شارحان اين حديث گفتهاند: نهى در اينجا «ارشادى» است نه «مولوى» چنانكه سِنْدى و عزيزى و علىناصف و شيخ حنفى بدان اشاره كردهاند . شرح الجامع الصغير ،ج3 ، ص198 ؛ سنن نسائى ، ج4 ، ص95 ؛ التاج ، ج1 ، ص381.http://blogfa.com/images/smileys/28.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/28.gif
یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:56AM
س 14 - آيا نذر كردن براى صلحا و مؤمنان زنده و يا مرده جايز است ؟
ج - آرى ، اگر نذر براى خدا باشد و اهداى ثواب براى صلحا و مؤمنان ، همانگونه كه در ميان شيعه رايج است ، به چند جهت جايز مىباشد:
الف - احاديثى از كتب اهل سنت دلالت بر جواز دارد: «عن ثابت بن الضحاك ، عَنِ النَّبيّ( ص ) إنّ رجلاً سأله انّه نذر أن يذبح ببوانة ، فأتى رسول اللّه فاخبره . فقال هل كان فيها وثن من أوثان الجاهلية يُعبد؟ قالوا: لا ، قال: هل كان فيها عيد من اعيادهم؟ قالوا: لا ، قال رسول اللّه( ص ) اوف بنذرك فانّه لا وفاء لنذر في معصيةاللّه و لا فيما لا يملك ابن آدم» . ابو داود ، ج3 ، ص238.
ثابت بن ضحاك مىگويد : شخصى از پيامبر ( ص ) سئوال كرد ؛ نذركردهام گوسفندى را در محلى بنام بوانه - در نزديكى ساحل - ذبح كنم ، آيا اين نذر صحيح است؟ پيامبر ( ص ) فرمود: آيا در آن مكان در زمان جاهليت بتى پرستش مىشد؟ عرض كرد: خير - فرمود : آيا در آنجا محل به پا داشتن يكى از اعياد جاهليت بود ؟ عرض كرد ، خير فرمود : به نذر خود وفا كن ، يعنى در همانجا گوسفندى را ذبح كن - زيرا فقط در دو مورد نذر كردن صحيح نيست؛ 1 - نذر در معصيت خداوند 2 - نذر در موردى كه ملك خود نباشد.
اگر نذر ، طبق روال جاهليت؛ يعنى براى بت و اعياد كفار نباشد ، وفاى به نذر لازم است . هر چند شيعه رجحان نذر را شرط مىداند و قربانى در مكانى كه قبلاً بتكده بوده ، راجح نيست ، اما على اىّ حال اهل سنت كه اين قبيل احاديث رانقل مىكنند نذر در مشاهد مشرفه و هديه به صلحا و مؤمنان را به طريق اولى بايد صحيح بدانند.
ب - عزامى شافعى در تأييد اين نذرها مىگويد: كسى كه در وضع نذر مسلمين تحقيق كند ، چنين به دست مىآورد كه قصدشان از اين قربانى ها و نذرها براى مردگان جز صدقه از طرفشان و اهداى ثواب براى آنان ، چيز ديگرى نيست و اجماع اهل سنت بر اين است كه صدقه زندهها براى مردگان سودمند و واصل است . و احاديث در اين زمينه بسيار است . سپس عزامى به يك حديث اشاره مىكند:
سعد از پيامبر( ص ) پرسيد: مادرم فوت شده و يقين دارم كه اگر زنده بود ، صدقهاى مىداد . آيا اگر من از طرف او صدقه دهم سودى بهحالش خواهد داشت؟ حضرت فرمود: آرى ، پرسيد: كدامين صدقه سودمندتر است؟ فرمود: «الماء» پس سعد چاهى را حفر كرد و آن را صدقه براى مادر خود قرار داد . فرقان القرآن ، ص133.
* قبر البستى در مراكش * قبر النذور در بغداد * قبر احمد البدوى . نيل الابتهاج ، ج2 ، ص62 ؛ المواهب اللدنيه ، ج5 ، ص346 ؛ تاريخ بغداد ، ج1 ، ص123http://blogfa.com/images/smileys/28.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/28.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif
یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:58AM
س 5 - آيا استغاثه و طلب حاجت از غير خداوند جايز است؟
ج - اگر كسى بگويد: اى محمد ، حاجت مرا روا كن و منظورش شفاعت و وساطت و دعا براى تعجيل و انجام كار باشد هيچ اشكالى به نظر نمىرسد . آيات زيادى داريم كه ظاهرش صدور فعل از بنده خداست؛ { ...وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ...} . نساء : 5.
{ وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمْ اللَّهُ وَرَسُولُهُ...}. توبه : 74.
{ وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمْ اللَّهُ وَرَسُولُهُ...} . توبه : 59.
با اينكه بى نياز كننده ، تنها خداوند است ، ليكن در اين آيات ، خداوند - عزّوجلّ پيامبر ( ص ) و مؤمنين را نيز رازق و شريك در اغنا وبىنيازى دانسته است . علاوه اينكه ، صحابه به هنگام گرفتارى به قبر پيامبر ( ص ) متوسّل مىشدند.
عسقلانى مىگويد : در زمان خلافت عمر مردم گرفتار قحطى و خشكسالى شدند ، شخصى از اصحاب به قبر پيامبر ( ص ) متوسّل شد و گفت يا رسول اللّه «اِسْتَسْقِ لِأُمَّتِكَ فَاِنَّهُمْ قَدْ هَلَكُوا ...» فتح البارى ، ج2 ، ص557. و شخصيت هايى چون ابن حِبّان و ابن خُزيمه و ابوعلى خلال ، شيخ الحنابله در زمان گرفتارى به قبور اهل بيت پيامبر ( ص ) متوسّل مىشدند:
الف - ابن حِبّان (متوفاى 350 ه' .) در كتاب خود «الثقات» مىگويد: بارها به زيارت قبر على بن موسى الرضا( ع ) رفتم و در مدتى كه در طوس بودم ، هر وقت مشكلى بر من عارض مىشد ، به زيارت قبر آن حضرت مىرفتم و از خداوند مىخواستم كه مشكلم را برطرف كند و الحمد للَّهِ مشكلم برطرف مىشد و اين معنا را مكرّر امتحان كردم و نتيجه گرفتم . كتاب الثقات ، ج 8 ، ص456.
ب - ابن خُزيمه؛ هموكه شيخ بخارى و مسلم و به اصطلاح شيخ الاسلام است ، شاگردى دارد به نام محمد بن مومل . وى مىگويد: به همراه استادم ابن خزيمه و جمعى از اساتيد به زيارت بارگاه قبر على بن موسى الرضا ( ع ) در طوس رفتيم ، استادم ابن خزيمه چنان در برابر آن بقعه متبركه تعظيم و تواضع كرد كه همگى در شگفت مانديم . تهذيب التهذيب ، ج7 ، ص339.
ج - ابو على خلال ، شيخ حنابله مىگويد: هرگاه به مشكلى برمىخورم قبر موسىبن جعفر ( ع ) را زيارت مىكنم و به ايشان متوسل مىشوم و خداوند نيز مشكل مرا آسان مىكند . تاريخ بغداد ، ج1 ، ص120.
د - محمد بن ادريس شافعى به قبر ابو حنيفه و احمدبن حنبل به قبر شافعى متوسل مىشدند . مناقب ابى حنيفه ، ج2 ، ص199.
ه' مسلمانان ، به قبر ابو ايوب انصارى متوسل مىشدند و براى طلب باران به قبر ايشان پناه مىبردند . مستدرك حاكم ، ج3 ، ص518.
و - ابن خلكان و ذهبى مىگويند: مردم براى طلب باران به قبر ابن فورك اصفهانى ( متوفاى 406 ه' ) متوسل مى شدند و فيات الاعيان ،ج 4 ص 272 - سير اعلام النبلاء ،ج 17 ،ص 215 ؛ راجع به بخارى و مردم سمرقند مطلبى نيز ذكر شده ، رجوع شود به طبقات الشافعيه ، 12 ، 469 - و طبقات الشافعيه ،ج 2 ص 234.
نكته مهم اين است كه بزرگان اهل سنت به صراحت مردم را تشويق به استغاثه و توسل كردهاند.
قسطلانى گويد: شايسته است كه زائر در كنار قبر پيامبر( ص ) زياد دعا و استغاثه كند و متوسل شود و طلب شفاعت بخواهد و بى تابى كند و سزاوار است كه خداوند شفاعت پيامبر ( ص ) را در حق او بپذيرد . المواهب اللدنيه ، ج3 ، ص417.http://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif
یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 05:57PM
با عرض سلام در ادامه مباحث خود به ذکر اشکالی از برادران اهل سنت می پردازیم که ایا توسل به اهل بیت شرک است یا نه؟
با ید عرض کنم اولا تا ثیری که خدای متعال در قران کریم ان را نفی کرده تاثیر استقلالی است و گرنه هیچ انسان عاقلی تا ثیر عام را منکر نمیشود زیرا همان رابطه علی و معلولی است و از این رو است که خدای متعال به اولیا خود حق شفاعت عنایت کرده است...
همانطور که خدای متعال در سوره مبارکه زخرف ایه ۸۶ حق شفاعت را مخصوص اولیا خود دانسته و بفرموده علامه طبا طبا یی (ره) اگر کسی بگوید چرا به قبر اولیا احترام می گذارید میگویم بدلیل ایه ۳۲ سوره حج و ایه ۲۳ سوره شوری همانطور که مردم حجر الا سود را استلام میکنند ....
حالا در اینجا به بیان مطالبی می پردازیم که در کتاب برادران اهل سنت هم امده ولی متاسفانه خودشان به ان مطالب عمل نمی کنند......
س 1 - اولين بار چه كسى از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيرى كرد ؟.
ج - حاكم نيشابورى ( متوفاى 405 ه' ) از داود بن ابو صالح نقل مىكند : روزى مروان حَكَم ديد كه شخصى صورت خود را بر قبر پيامبر ( ص ) گذاشته است ، با شتاب سوى او آمد و گردن او را گرفته ، از جاى بلند كرد و گفت: مىدانى چه مىكنى ؟! منظور وى اين بود كه چرا به زيارت سنگ و كلوخ آمده اى ! زائر كه ابو ايوب انصارى - از صحابه پيامبر ( ص ) - بود گفت: آرى خوب مىدانم كه چه مىكنم ! من هرگزبه زيارت سنگ نيامدهام ، بلكه بهزيارت پيامبر ( ص ) آمدهام.
از رسولاللّه ( ص ) شنيدم كه فرمود: «بر دين خدا گريه نكنيد اگر متولّيانش اهل بودند ، و آنگاه كه نااهلان برآن حكم راندند ،برايش بگرييد .»
جالب است كه اين حديث را حاكم و ذهبى هر دو صحيح مىدانند!
از اين رخداد تاريخى بهخوبى روشن مىشود كه ريشه اين تفكّر از بنىاميه و به خصوص مروان بن حكم؛ همان طرد شده رسولاللّه ( ص ) است . مستدرك حاكم ، ج4 ، ص 560.
س 2 - آيا مس قبر شريف پيامبر( ص ) و تبرّك به آن و برداشتن از تربت شريف مشروع است ؟ و آيا در منابع معتبر اهل سنّت نقل شده است كه كسى از صحابه و تابعين دست به چنين كارى زدهاست؟
ج - 1 - آرى ، فاطمه زهرا ( س ) از تربت قبر پيامبر ( ص ) برداشت و بر چشمانش گذاشت و چند بيت شعر سرود . ارشاد السارى ، ج3 ، ص352.
2 - ابو ايوب انصارى صورت خود را روى قبر شريف پيامبر ( ص ) گذاشت . مستدرك حاكم ، ج 4 ، ص 560 - وفاء الوفا ، ج4 ، ص1404.
3 - بلال حبشى خود را روى قبر شريف پيامبر ( ص ) انداخت و بدن خود را به قبر مىساييد ؛ «فَجَعَلَ يَبْكي عِندَهُ وَ يُمَرِّغُ عَلَيهِ» . سير اعلام النبلاء ، ج 1 ، ص358 ؛ اسدالغابه ، ج1 ، ص208.
4 - عبداللّه بن عمر دست خود را روى قبر شريف مىگذاشت . شرح الشفاء ، ج2 ، ص199.
5 - ابن منكدر - تابعى - صورت خود را روى قبر پيامبر ( ص ) مىگذاشت و مىگفت: هر زمان مشكل و يا فراموشى و لكنت زبان برايم پيش مىآيد ، از قبر پيامبر ( ص ) شفاء و يارى مىطلبم . سير اعلام النبلاء ، ج3 ، ص213.http://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/01.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.