PDA

نمايش نسخه نهائي : مشروعیت زیارت قبور در کتاب و سنت


یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:51AM
از كتاب و سنّت مى‏توان بهره جست و فعل صحابه نيز بر آن بوده:
‏ الف - قرآن كريم :{ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ...}. نساء : 64.
‏ «اگر به خود ستم كردند ، سراغ تو مى‏آيند و استغفار مى‏كنند و تو اى محمد ، براى آنان طلب مغفرت كنى...».
‏ اين آيه به زيارت پيامبر( ص ) در حيات و ممات تشويق مى‏كند؛ چنانكه سبكى مى‏گويد : علما از اين آيه عموميت؛ يعنى زمان حيات و وفات پيامبر( ص ) را استفاده كرده‏اند ، چون طبق روايات از پيامبر ( ص ) نقل شده : «حَياتي خَيرٌ لَكُمْ تحدثون و نحدث لكم و وفاتي خير لكم تعرض عليّ أعمالكم...» طرح التثريب ، ص‏297.
‏ ب - سنت پيامبر اكرم( ص ):

‏ روايات و احاديث بسيارى از رسول اللّه( ص ) در تشويق به زيارت قبر شريف خود ، پس از رحلتش ، نقل شده است : «مَنْ زَارَ قَبْرِي وَجَبَتْ لَهُ شَفَاعَتِي» . السنن الكبرى ، ج‏5 ، ص‏24 5. ‏
‏ ج - فعل صحابه:
‏ عبدالرزاق و بيهقى و ابن عبدالبر روايت كرده‏اند كه حضرت فاطمه زهرا(س) ، هر جمعه به زيارت قبر عموى خود حضرت حمزه مى‏رفت ودر آنجا نماز مى‏خواند و گريه مى‏كرد.
‏ حاكم نيشابورى مى‏گويد : سند و راويان اين حديث تماماً ثقه هستند. مصنف عبدالرزاق 3: 572 - مستدرك حاكم ، ج 1 ،377 - السنن الكبرى 4 ، 131 - تمهيد شرح مو طا ، 3 ، 234 - و از خليفه ثانى و عبدللَّه‏بن عمر نيز نقل شده كه به هنگام بازگشت از سفر ، ابتداء قبر پيامبر ( ص ) را زيارت مى‏كردند شفاء السقام ، ص‏44 وفاء الوفاء 4 ،1340..

یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:51AM
س 10 - آيا معناى حديث: «لَعَنَ اللَّهُ الْيَهُودَ اتَّخَذُوا قُبُورَ اَنْبِيائِهِمْ مَساجِدَ» و حديث : «اَلَّلهُمَّ لا تَجْعَلْ قَبْري وَثَناً» . مسند احمد، ج 2 ، ص 246 ؛ الموطّا، ج 1، ص 172.

‏ خداوند يهود را لعنت كند چون قبور پيامبران خود را مسجد و محل عبادت قرار دادند و در حديث ديگر فرمودند : بار خدايا! قبر مرا بت قرار مده .

‏ آيا نهى از نماز و دعا در كنار قبر پيامبر ( ص ) و ساير قبور نيست؟

‏‏ ج - در پاسخ اين پرسش نيز - مانند پرسشهاى پيشين - بايد به چند نكته بپردازيم:

‏ الف - افرادى كه در سند اين حديث آمده‏اند ، يا ضعيف هستند و يا مجهول؛ مثلاً «عبدالوارث» نزد علماى رجال اهل سنت مردود است ، چون قَدَرى مسلك بوده‏است . و «ابو صالح» مردّد بين ضعاف و ثقات است و «عبداللّه بن عثمان» منكر الحديث و ابن بهمان ، شناخته شده نيست . پس حديث از نظر سند مشكل دارد.

‏ ب - حديث هيچ دلالتى بر حرمت نمازگزارى و دعا كردن در جوار قبور ندارد؛ زيرا اشاره به روايت كنيسه حبشه دارد كه به هنگام مرگ فردى از صالحان خود ، مسجدى بر روى قبرش بنا مى‏كردند و عكس هايى روى آن مى‏گذاشتند و به سوى آن عكس ها و قبر سجده مى‏كردند و اين معنا ارتباطى به خواندن نماز براى خداوند و رو به كعبه ايستادن در كنار قبور صالحان ندارد.

‏ * قرطبى مى‏گويد : «اِنَّما صوَّر اوائلهم الصور ليتأنسوا بها ويتذكّروا أفعالهم الصالحة فيجتهدون كإجتهادهم ويعبدون عند قبورهم ثمّ خلَّفهم قوم جهلوا مرادهم و وسوس لهم الشيطان: إن اسلافهم كانوا يعبدون هذه الصور ويعظّمونها فحذّر النبي عن مثل ذلك» . ارشاد السارى ، ج‏3 ، ص‏497.

‏ * « نياكان آنان عكس‏هايى از مردگان خود ترسيم كردند تا به آن اُنس گيرند و به ياد افراد صالحشان باشند و همچون آنان جديت و تلاش كنند و در كنار قبرشان به عبادت خدا بپردازند . ولى بازماندگان آنها به اهداف و مقاصد نياكان خود جاهل بودند و شيطان هم وسوسه كرده ، به آنان چنين القا كرد كه نياكان شما اين عكس‏ها را مى پرستيدند و آن را تعظيم مى‏كردند ، پس پيامبر ( ص ) مردم را از اين انحراف بر حذر داشت .» بنابراين ، هيچ دلالتى بر حرمت دعا و زيارت كنار قبور انبيا و صلحا ندارد.

‏ * بيضاوى مى‏گويد : «لمّاكانت اليهودوالنصارى يسجدون لقبور الأنبياء تعظيما لشأنهم ويجعلونها قبلة يتوجّهون في الصلاة نحوها واتخذوها اوثاناً ، لعنهم النبيّ( ص ) ...» ارشاد السارى ، ج‏3 ، ص‏479.

‏ * « چون يهود و نصارى بر قبور انبيا سجده مى‏كردند و آن را قبله - و جهت - نماز قرار مى‏دادند و همانند بت با آن رفتار مى‏كردند ، مورد لعن پيامبر ( ص ) قرار گرفتند.

‏ و اين معنا هم هيچ ارتباطى با زيارت قبر پيامبر ( ص ) و ائمه طاهرين و صلحا و نماز خواندن براى خداوند - در آنجا - ندارد.

‏ ج - بسيارى از علماى اهل سنت فتوى به جواز نماز خواندن در مقبره‏ها داده‏اند؛ از جمله آنها مالك بن انس است:

‏ - «كان مالك لا يرى بأساً بالصلاة في المقابر و هو اذا صلّى في المقبرة كانت القبور بين يديه وخلفه و عن يمينه وشماله».

‏ - و قال مالك لا بأس بالصلاة في المقابر و قال بلغني إن بعض اصحاب النبي كانوا يصلّون في المقبرة» . المدونة الكبرى‏ ، ج‏1 ، ص‏90.

‏ مالك مى‏گويد : نماز خواندن در قبرستان اشكال ندارد و چنين مى‏پنداشت كه اگر در اطراف نمازگزار قبرهايى باشد باز هم مشكلى به نظر نمى‏رسد.

‏ - عبدالغنى نابلسى مى‏گويد : «اذا كان موضع القبور مسجداً أو على طريق ، أو كان هناك أحد جالساً ، أو أن قبر وليّ من اولياءاللّه أو عالم من المحقّقين ، تعظيماً لروحه المشرفة ، على تراب جسده اعلاماً للناس اِنّه وليّ ليتبركوا به ، و يدعوااللّه عنده فيستجاب لهم ، فهو أمر جائز ، لا مانع منه» . الحديقة النديه ، ج‏2 ، ص‏630

یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:52AM
س 7 - حديث : «لا تُشَدُّ الرِّحَالُ إِلاّ إِلَى ثَلاثَةِ مَسَاجِدَ...» زيارت قبور و قصد زيارت را منع مى‏كند؟

‏‏ ج - خير ، به دلايلى كه در ذيل مى‏آوريم:

‏ الف - احتمال مى‏رود كه مستثنى منه در اين حديث ، مكان يا مسجد باشد ولى قسطلانى‏ ارشاد السارى ج 2 ، ص 332. ، تأكيد دارد كه مراد مسجد است . بنابراين ، هيچ دلالتى بر «حرمت قصد زيارت» مشاهد متبركه ندارد.

‏ ب - اين حديث در مورد خودش نيز مورد عمل نيست؛ زيرا اگر مراد اين است كه: «جايز نيست قصد كردن به هيچ مسجدى جز سه مسجد...» با عمل پيامبر( ص ) كه به‏طور قطع هر شنبه به مسجد قبا مى‏رفتند ، مخالف است.

‏ ج - بلال حبشى به يقين ، به قصد زيارت قبر پيامبر ( ص ) از شام به مدينه آمد و جريان او معروف است.

‏ د - علماى فريقين (شيعه وسنى) قصد كردن زيارت پيامبر ( ص ) را راحج دانسته و در برابر ابن تيميه - يعنى همان كسى كه شبهه حرمت زيارت را مطرح كرد - به شدت موضع گرفتند.

‏ * - قسطلانى مى‏گويد: «قول ابن تيميّة حيث منع زيارة قبر النبي( ص ) وَهُوَ مِن أبشع المسائل المنقولة عنه» . ارشاد السارى ، ج 2 ، ص 329.

‏ «گفتار ابن تيميه در منع زيارت قبر رسول اللّه ( ص ) از بدترين مسائلى است كه از او نقل شده است .»

‏ * - غزالى مى‏گويد: «كلّ من‏يتبرك بمشاهدته( ص ) في‏حياته ، يتبرك بزيارته بعد وفاته ويجوز شدّالرحال لهذا الغرض» . احياء العلوم ، ج‏1 ، ص‏258 ؛ ذهبى در استدلال به اين حديث تأمل دارد. سير اعلام النبلاء ، ج‏4 ، ص‏484.

‏ «هركس پيامبر ( ص ) را در حال حيات مى‏ديد و متبرك مى‏شد ، بعد از وفات ايشان نيز با زيارت حضرت از ايشان متبرك مى‏شود و شدّ رحال و قصد زيارت پيامبر ( ص ) نيز جايز است.»

‏ ه' احاديثى از طريق فريقين داريم كه تأكيد بر زيارت مطلق قبور دارد.

‏ عَنِ النَّبيّ( ص ) : «نَهَيْتُكُمْ عَنْ زِيَارَةِ الْقُبُورِ أَلا فَزُورُوهَا» . صحيح مسلم ، ج‏3 ، ص‏65.

‏ جمهور اهل سنت ، از عبارت «فَزُورُوهَا» استفاده استحباب كرده‏اند ولى ابن حزم برداشت وجوب كرده است . التاج الجامع للاصول ، ج‏1 ، ص‏381.http://blogfa.com/images/smileys/29.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/28.gif

یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:52AM
س 8 - آيا جايز است زنان به زيارت قبور بروند ، با توجه به آنچه از پيامبر ( ص ) نقل شده است: «لعن اللّه زائرات القبور»؟

‏‏ ج - پاسخ اين پرسش را اينگونه مى‏توان داد:

‏ الف - احاديثى داريم كه مى‏گويد حضرت فاطمه زهرا( س ) و يا عايشه به زيارت قبور مى‏رفتند؛ «إِنَّ فاطِمَةَ كانَتْ تَزُورُ قَبْرَ عَمِّها حَمْزَةَ كُلّ جُمُعَةٍ فَتُصَلّي وَتَبْكِي عِنْدَهُ»: سنن الكبرى ، ج‏4 ، ص‏132 ؛ مصنف عبدالرزاق ، ج‏3 ، ص‏572.

‏ «فاطمه زهراء ، هر جمعه به زيارت قبر عمويش حمزه مى‏رفت و آنجا نماز مى‏خواند و گريه مى‏كرد .»

‏ ابن أبى مليكه مى‏گويد: «رَأَيْتُ عائِشَةَ تَزُورُ قَبْرَ أَخِيها عَبْدالرَّحْمن وَماتَ بِالْحبشي وَ قُبر بمكة» . مصنف عبدالرزاق ، ج‏3 ، ص‏570 - معجم البلدان 2 ،214.

‏ «عايشه به زيارت قبر برادرش عبدالرحمان در مكه مى‏رفت ...او در منطقه‏اى به نام حبشى كه در نزديكى مكه است مُرد و به مكه انتقال يافت و دفن گرديد».

‏ ب - اين حديث - لَعَنَ اللّه زائرات القبور با حديث بُريده نسخ شده و يا معارض است ، چنانكه حاكم نيشابورى و ذهبى به آن تصريح كرده‏اند.

‏ و روايت بريده: «نَهى‏ رَسُول‏اللّه ( ص ) عَنْ زِيارَةِ الْقُبُورِ ثُمَّ أَمَرَ بِزِيارَتِها» . السنن الكبرى ، ج 4 ، ص 131 ؛ مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 374 .

‏ ج - علماى اهل سنت فتوى به استحباب زيارت قبور براى زنان داده‏اند:

‏ * ابن عابدين مى‏گويد : «هل تستحبُّ زيارة قبره ( ص ) للنساء؟
الصحيح : نعم بلا كراهة ، بشروطها على ما صرّح به بعض العلماء اما على الأصحّ من مذهبنا و هو قول الكرخي وغيره: من أنّ الرّخصة في زيارة القبور ثابتة للرجال و النساء جميعاً فلا اشكال و اما على غيره فذلك نقول بالاستحباب لإطلاق الأصحاب بل قيل واجبة» . رد المحتار ، ج 2 ، ص 263 ؛ المواهب اللدنيه ، ج 3 ، ص 405.

« آيا زيارت قبور براى زنها استحباب دارد؟

‏ آرى هيچ كراهتى هم ندارد ، البته طبق ضوابط و شرايطى كه بعضى از علما بدان اشاره كرده‏اند.

‏ صحيح تر نزد ما و كرخى و ديگران اين است كه جواز زيارت قبور براى مردان و زنان ثابت است و هيچ اشكالى در آن نيست. اما بنا بر غير مذهب - و مبناى - ما ، باز هم قائل به استحباب هستيم چون اصحاب به طور مطلق فتوى به استحباب داده و ويژه مردها ندانسته‏اند . بلكه بعضى قائل به وجوب آن شده‏اند .»

‏ د - اين حديث (لَعَنَ اللَّهُ زائرات الْقُبُور) سه طريق دارد كه هر سه ضعيف است:

‏ در طريق اول ابن خثيم است و گفته‏اند كه به احاديث او احتجاج و استدلال نمى‏شود . ميزان الاعتدال ، ج‏2 ، ص‏45 9. ‏

‏ در طريق سوم عمر بن ابى سلمه است كه او را هم ضعيف دانسته‏اند. سيراعلام النبلاء ، ج‏6 ، ص‏33http://blogfa.com/images/smileys/08.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/08.gif

یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:53AM
س 9 - آيا نماز گزارى و دعا در كنار قبور اوليا و صلحا و يا قبر پيامبر( ص ) اشكال دارد؟
ج - در پاسخ اين پرسش بايد گفت:
‏ الف - آيه شريفه { وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ...} دلالت بر رجحان دعا در كنار قبر پيامبر( ص ) دارد ، چون كلمه «جَاءُوكَ» هم شامل زمان حيات است و هم شامل زمان رحلت.
‏ ب - فاطمه زهرا( س ) هر هفته - روز جمعه - كنار قبر حضرت حمزه حضور مى‏يافت و در آنجا نماز مى‏گزارد و گريه مى‏كرد.
‏ حاكم‏نيشابورى گويد: راويان اين حديث همگى ثقه هستند . مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 377 .
‏ ج - سيره مسلمين بر اين بوده است.
‏ * ابن خلكان مى‏گويد : سيده نفيسه ، دختر حسن بن زيد بن الحسن بن على (ع) در محله‏اى به نام «درب‏السباع» به خاك سپرده شده و قبر او - در مصر معروف به استجابت دعا است و بسيار هم مجرب است و فيات الاعيان ، ج 5 ، ص 424.
‏ * شافعى نيز مكرّر به زيارت قبر ابو حنيفه مى‏رفت و دو ركعت نماز مى‏گزارد . تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 123.
‏ * زهرى هم درباره دعا كنار قبر معروف كرخى مطالبى را نقل كرده است . سير اعلام النبلاء ، ج 9 ، ص 343.
‏ * جزرى نيز راجع به قبر شافعى چيزهايى را نقل مى‏كند . الجواهر المضيئه ، ج 1 ، ص 461.http://blogfa.com/images/smileys/10.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/10.gif

یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:54AM
س 11 - آيا ساختن و بنا بر قبور؛ از قبيل گنبد ، ضريح و ... منع شرعى دارد؟

‏ ج - به چند دليل پاسخ اين پرسش منفى است و منعى ندارد:

‏ الف دليلى بر حرمت ، جز روايت ابى الهياج نيست‏ صحيح مسلم ، ج‏3 ، ص‏61. و نيز اين روايت از نظر سند مورد اشكال است؛ زيرا وكيع و حبيب‏بن ابى‏ثابت از راويان سند اين حديث هستند و هر دو از نظر اهل سنت مورد بحث مى‏باشند.

‏ ب - در دلالت حديث نيز جاى بحث و گفتگو وجود دارد؛ چون «وَ لا قَبراً الاّ سوّيته» به معناى تخريب بناى قبور نيست بلكه به معناى مسطح كردن آن در مقابل تسنيم؛ يعنى بلند كردن قبر و بالا آوردن؛ آن همانند كوهان شتر است.

‏ قسطلانى مى‏گويد : «السنة في القبر تسطيحه و انَّه لا يجوز ترك هذه السنّة لمجرّد انّها صارت شعاراً للروافض وانّه لا منافات بين التسطيح و حديث ابى هياج : لأنّه لم يُرَد تسويته بالأرض و انّما أراد تسطيحه جمعاً بين الأخبار ...» ارشاد السارى ، ج‏2 ، ص‏468.

‏ « سنت پيامبر ( ص ) همان مسطح كردن قبر است و اين سنت - چون شعار پيروان مذهب شيعه گرديده - جايز نيست رها شود و هيچ منافاتى ميان مسطح كردن قبر و روايت أبى الهياج نيست؛ زيرا كه منظور روايت صاف كردن قبر و برابر كردن آن بازمين نيست . بلكه مراد مسطح كردن در مقابل تسنيم است ، و اين معنا را از جمع ميان روايات به دست مى‏آوريم.
‏ ج - روش مسلمانان اين بوده كه روى قبرها بنا مى‏ساختند:
‏ 1 - بناى حجره شريف نبوى.
‏ 2 - قبور ائمه بقيع كه در سال 1345 ه' ق به دست وهابيان تخريب گرديد.



3 - قبر ابراهيم فرزند رسول‏اللّه ( ص ) در خانه محمدبن زيدبن على بود و به دست وهابيان تخريب گرديد. ‏ 4 - بناى مسجد ، روى قبر حمزه( ع ) . در اوايل قرن دوم هجرى و به دست وهابيان تخريب گرديد.
‏ 5 - بناى قبر سعد بن معاذ - اين قبر در منزل ابن افلح بود و در زمان عمربن عبدالعزيز بر روى آن گنبد ساختند . وفاء الوفا ، ج‏2 ، ص‏545.
‏ 6 - بنا بر روى قبر باهلى (سال 275 ه' .) در بصره . سير اعلام النبلاء ، ج‏13 ، ص‏285.
‏ 7 - بنا بر روى قبر امير مؤمنان حضرت على‏بن ابى طالب ( ع ) در قرن دوم . موسوعة العتبات 6 ، 97. ‏ 8 - بنا بر روى قبر سلمان فارسى . تاريخ بغداد ، ج‏1 ، ص‏163.
‏ 9 - بنا بر روى قبر ابوعوانه (سال 316 ه' .) . سير اعلام النبلاء ، ج‏14 ، ص‏419.
‏ خلاصه ، سيره مسلمين؛ چه شيعه و چه سنى بر اين بوده است كه بر قبور بزرگان دين حرم و بارگاه بسازند و اين سيره در تمام بلاد اسلامى همچنان ادامه دارد . قبور ائمه اطهار ( ع ) در نجف و كربلا و كاظمين و سامرا و مشهد و قبور بزرگان اهل سنت؛ ابو حنيفه و عبدالقادر در بغداد و بخارى در سمرقند و . . . شاهد بر مدّعى است ، تنها وهابيان هستند كه در حجاز با اين سيره مسلمين به مخالفت برخاسته‏اند.http://blogfa.com/images/smileys/15.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/15.gif

یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:55AM
س 12 - آيا حديث: «نَهى‏ رَسُول اللّه ( ص ) أن يجصّص القبر وأن يعقد عليه وأن يبنى عليه» صحيح مسلم ، ج‏3 ، ص‏63. صريح در منع از ساختن بر قبور نيست؟

‏ اولاً - اين روايت با سيره قطعيه مسلمين منافات دارد؛ چنانكه در پاسخ پرسش پيش روشن شد.

‏ ثانياً - سند اين روايات ، جاى بحث دارد؛ زيرا در سند آن ابوالزبير - محمد بن مسلم آمدى - قرار گرفته و علماى رجال و حديث اهل سنت چون احمد بن حنبل و ابن عيينه و شعبه و ابو حاتم ، او را ضعيف مى‏دانند تهذيب الكمال 26 : 407.

‏ و همچنين در سند آن حفص بن غياث است و علماى رجال همچون يعقوب بن شيبه درباره او نظر منفى دارند تهذيب‏التهذيب 2 ، 360 - تاريخ بغداد 8 ، 199 - سير اعلام النبلاء 9 ،31 .

‏ و باز در سند اين روايات ، شخصى بنام ربيعه است كه ازدى وابن أبى شيبه و ساجى در باره او تأمل دارند . تهذيب التهذيب 9 ، 143 ، ميزان الاعتدال 3 ، 545 ، تهذيب‏الكمال 18 ، ص 483 . و بالاخره تمامى طرق و اسناد اين روايات ، مورد اشكال است . به ص 182 «الوهابيه ، دعاوى وردود» مراجعه شود .

یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:56AM
س 13 - آيا قراردادن روشنايى بر قبور؛ مثل شمع و لامپ و . . . اشكال شرعى دارد؟

‏ ج - به چند دليل بايد گفت خير:

‏ الف - طبق روايات اهل سنت ، پيامبر( ص ) شبى مى‏خواست وارد قبر و يا قبرستانى شود كه دستور داد چراغ روشن كردند . الجامع الصحيح ، ج‏3 ، ص‏372.

‏ ب - سيره و روش مسلمين همواره بر اين بوده كه بر روى قبور بعضى از صحابه و صلحا چراغ و به اصطلاح قنديل روشن مى‏كرده‏اند:

‏ * قنديل بر روى قبر ابو ايوب انصارى ، در قرن چهارم . تاريخ بغداد ، ج‏1 ، ص‏154.

‏ * قنديل بر روى قبر زبيربن عوام ، در قرن چهارم . المنتظم ، ج‏14 ، ص‏383.

‏ * قنديل بر بارگاه حضرت موسى بن جعفر ( ع ) ، اوايل قرن پنجم . وفيات الاعيان ، ج‏5 ، ص‏310.

‏ ج - حديث «لَعَنَ‏اللَّهُ الْمُتَّخذينَ عَلَيها الْمَساجِدَ وَالسُرُج» مورد اشكال سندى است؛ زيرا راوى آن «ابو صالح» است كه از نظر اهل سنت ضعيف و مردود مى‏باشد و شارحان اين حديث گفته‏اند: نهى در اينجا «ارشادى» است نه «مولوى» چنانكه سِنْدى و عزيزى و على‏ناصف و شيخ حنفى بدان اشاره كرده‏اند . شرح الجامع الصغير ،ج‏3 ، ص‏198 ؛ سنن نسائى ، ج‏4 ، ص‏95 ؛ التاج ، ج‏1 ، ص‏381.http://blogfa.com/images/smileys/28.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/28.gif

یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:56AM
س 14 - آيا نذر كردن براى صلحا و مؤمنان زنده و يا مرده جايز است ؟

‏ ج - آرى ، اگر نذر براى خدا باشد و اهداى ثواب براى صلحا و مؤمنان ، همانگونه كه در ميان شيعه رايج است ، به چند جهت جايز مى‏باشد:

‏ الف - احاديثى از كتب اهل سنت دلالت بر جواز دارد: «عن ثابت بن الضحاك ، عَنِ النَّبيّ( ص ) إنّ رجلاً سأله انّه نذر أن يذبح ببوانة ، فأتى‏ رسول اللّه فاخبره . فقال هل كان فيها وثن من أوثان الجاهلية يُعبد؟ قالوا: لا ، قال: هل كان فيها عيد من اعيادهم؟ قالوا: لا ، قال رسول اللّه( ص ) اوف بنذرك فانّه لا وفاء لنذر في معصيةاللّه و لا فيما لا يملك ابن آدم» . ابو داود ، ج‏3 ، ص‏238.

‏ ثابت بن ضحاك مى‏گويد : شخصى از پيامبر ( ص ) سئوال كرد ؛ نذركرده‏ام گوسفندى را در محلى بنام بوانه - در نزديكى ساحل - ذبح كنم ، آيا اين نذر صحيح است؟ پيامبر ( ص ) فرمود: آيا در آن مكان در زمان جاهليت بتى پرستش مى‏شد؟ عرض كرد: خير - فرمود : آيا در آنجا محل به پا داشتن يكى از اعياد جاهليت بود ؟ عرض كرد ، خير فرمود : به نذر خود وفا كن ، يعنى در همانجا گوسفندى را ذبح كن - زيرا فقط در دو مورد نذر كردن صحيح نيست؛ 1 - نذر در معصيت خداوند 2 - نذر در موردى كه ملك خود نباشد.
اگر نذر ، طبق روال جاهليت؛ يعنى براى بت و اعياد كفار نباشد ، وفاى به نذر لازم است . هر چند شيعه رجحان نذر را شرط مى‏داند و قربانى در مكانى كه قبلاً بتكده بوده ، راجح نيست ، اما على اىّ حال اهل سنت كه اين قبيل احاديث رانقل مى‏كنند نذر در مشاهد مشرفه و هديه به صلحا و مؤمنان را به طريق اولى بايد صحيح بدانند.
‏ ب - عزامى شافعى در تأييد اين نذرها مى‏گويد: كسى كه در وضع نذر مسلمين تحقيق كند ، چنين به دست مى‏آورد كه قصدشان از اين قربانى ها و نذرها براى مردگان جز صدقه از طرفشان و اهداى ثواب براى آنان ، چيز ديگرى نيست و اجماع اهل سنت بر اين است كه صدقه زنده‏ها براى مردگان سودمند و واصل است . و احاديث در اين زمينه بسيار است . سپس عزامى به يك حديث اشاره مى‏كند:
‏ سعد از پيامبر( ص ) پرسيد: مادرم فوت شده و يقين دارم كه اگر زنده بود ، صدقه‏اى مى‏داد . آيا اگر من از طرف او صدقه دهم سودى به‏حالش خواهد داشت؟ حضرت فرمود: آرى ، پرسيد: كدامين صدقه سودمندتر است؟ فرمود: «الماء» پس سعد چاهى را حفر كرد و آن را صدقه براى مادر خود قرار داد . فرقان القرآن ، ص‏133.
‏ * قبر البستى در مراكش * قبر النذور در بغداد * قبر احمد البدوى . نيل الابتهاج ، ج‏2 ، ص‏62 ؛ المواهب اللدنيه ، ج‏5 ، ص‏346 ؛ تاريخ بغداد ، ج‏1 ، ص‏123http://blogfa.com/images/smileys/28.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/28.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif

یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:58AM
س 5 - آيا استغاثه و طلب حاجت از غير خداوند جايز است؟
‏‏ ج - اگر كسى بگويد: اى محمد ، حاجت مرا روا كن و منظورش شفاعت و وساطت و دعا براى تعجيل و انجام كار باشد هيچ اشكالى به نظر نمى‏رسد . آيات زيادى داريم كه ظاهرش صدور فعل از بنده خداست؛ { ...وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ...} . نساء : 5.
‏ { وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمْ اللَّهُ وَرَسُولُهُ...}. توبه : 74.
‏ { وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمْ اللَّهُ وَرَسُولُهُ...} . توبه : 59.
‏ با اينكه بى نياز كننده ، تنها خداوند است ، ليكن در اين آيات ، خداوند - عزّوجلّ پيامبر ( ص ) و مؤمنين را نيز رازق و شريك در اغنا وبى‏نيازى دانسته است . علاوه اينكه ، صحابه به هنگام گرفتارى به قبر پيامبر ( ص ) متوسّل مى‏شدند.
‏ عسقلانى مى‏گويد : در زمان خلافت عمر مردم گرفتار قحطى و خشكسالى شدند ، شخصى از اصحاب به قبر پيامبر ( ص ) متوسّل شد و گفت يا رسول اللّه «اِسْتَسْقِ لِأُمَّتِكَ فَاِنَّهُمْ قَدْ هَلَكُوا ...» فتح البارى ، ج‏2 ، ص‏557. و شخصيت هايى چون ابن حِبّان و ابن خُزيمه و ابوعلى خلال ، شيخ الحنابله در زمان گرفتارى به قبور اهل بيت پيامبر ( ص ) متوسّل مى‏شدند:
‏ الف - ابن حِبّان (متوفاى 350 ه' .) در كتاب خود «الثقات» مى‏گويد: بارها به زيارت قبر على بن موسى الرضا( ع ) رفتم و در مدتى كه در طوس بودم ، هر وقت مشكلى بر من عارض مى‏شد ، به زيارت قبر آن حضرت مى‏رفتم و از خداوند مى‏خواستم كه مشكلم را برطرف كند و الحمد للَّهِ مشكلم برطرف مى‏شد و اين معنا را مكرّر امتحان كردم و نتيجه گرفتم . كتاب الثقات ، ج 8 ، ص‏456.
‏ ب - ابن خُزيمه؛ هموكه شيخ بخارى و مسلم و به اصطلاح شيخ الاسلام است ، شاگردى دارد به نام محمد بن مومل . وى مى‏گويد: به همراه استادم ابن خزيمه و جمعى از اساتيد به زيارت بارگاه قبر على بن موسى الرضا ( ع ) در طوس رفتيم ، استادم ابن خزيمه چنان در برابر آن بقعه متبركه تعظيم و تواضع كرد كه همگى در شگفت مانديم . تهذيب التهذيب ، ج‏7 ، ص‏339.
ج - ابو على خلال ، شيخ حنابله مى‏گويد: هرگاه به مشكلى برمى‏خورم قبر موسى‏بن جعفر ( ع ) را زيارت مى‏كنم و به ايشان متوسل مى‏شوم و خداوند نيز مشكل مرا آسان مى‏كند . تاريخ بغداد ، ج‏1 ، ص‏120.
‏ د - محمد بن ادريس شافعى به قبر ابو حنيفه و احمدبن حنبل به قبر شافعى متوسل مى‏شدند . مناقب ابى حنيفه ، ج‏2 ، ص‏199.
‏ ه' مسلمانان ، به قبر ابو ايوب انصارى متوسل مى‏شدند و براى طلب باران به قبر ايشان پناه مى‏بردند . مستدرك حاكم ، ج‏3 ، ص‏518.
‏ و - ابن خلكان و ذهبى مى‏گويند: مردم براى طلب باران به قبر ابن فورك اصفهانى ( متوفاى 406 ه' ) متوسل مى شدند و فيات الاعيان ،ج 4 ص 272 - سير اعلام النبلاء ،ج 17 ،ص 215 ؛ راجع به بخارى و مردم سمرقند مطلبى نيز ذكر شده ، رجوع شود به طبقات الشافعيه ، 12 ، 469 - و طبقات الشافعيه ،ج 2 ص 234.
‏ نكته مهم اين است كه بزرگان اهل سنت به صراحت مردم را تشويق به استغاثه و توسل كرده‏اند.
‏ قسطلانى گويد: شايسته است كه زائر در كنار قبر پيامبر( ص ) زياد دعا و استغاثه كند و متوسل شود و طلب شفاعت بخواهد و بى تابى كند و سزاوار است كه خداوند شفاعت پيامبر ( ص ) را در حق او بپذيرد . المواهب اللدنيه ، ج‏3 ، ص‏417.http://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif

یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 05:57PM
با عرض سلام در ادامه مباحث خود به ذکر اشکالی از برادران اهل سنت می پردازیم که ایا توسل به اهل بیت شرک است یا نه؟
با ید عرض کنم اولا تا ثیری که خدای متعال در قران کریم ان را نفی کرده تاثیر استقلالی است و گرنه هیچ انسان عاقلی تا ثیر عام را منکر نمیشود زیرا همان رابطه علی و معلولی است و از این رو است که خدای متعال به اولیا خود حق شفاعت عنایت کرده است...
همانطور که خدای متعال در سوره مبارکه زخرف ایه ۸۶ حق شفاعت را مخصوص اولیا خود دانسته و بفرموده علامه طبا طبا یی (ره) اگر کسی بگوید چرا به قبر اولیا احترام می گذارید میگویم بدلیل ایه ۳۲ سوره حج و ایه ۲۳ سوره شوری همانطور که مردم حجر الا سود را استلام میکنند ....
حالا در اینجا به بیان مطالبی می پردازیم که در کتاب برادران اهل سنت هم امده ولی متاسفانه خودشان به ان مطالب عمل نمی کنند......
س 1 - اولين بار چه كسى از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيرى كرد ؟.
‏ ج - حاكم نيشابورى ( متوفاى 405 ه' ) از داود بن ابو صالح نقل مى‏كند : روزى مروان حَكَم ديد كه شخصى صورت خود را بر قبر پيامبر ( ص ) گذاشته است ، با شتاب سوى او آمد و گردن او را گرفته ، از جاى بلند كرد و گفت: مى‏دانى چه مى‏كنى ؟! منظور وى اين بود كه چرا به زيارت سنگ و كلوخ آمده اى ! زائر كه ابو ايوب انصارى - از صحابه پيامبر ( ص ) - بود گفت: آرى خوب مى‏دانم كه چه مى‏كنم ! من هرگزبه زيارت سنگ نيامده‏ام ، بلكه به‏زيارت پيامبر ( ص ) آمده‏ام.
‏ از رسول‏اللّه ( ص ) شنيدم كه فرمود: «بر دين خدا گريه نكنيد اگر متولّيانش اهل بودند ، و آنگاه كه نااهلان برآن حكم راندند ،برايش بگرييد .»
‏ جالب است كه اين حديث را حاكم و ذهبى هر دو صحيح مى‏دانند!
‏ از اين رخداد تاريخى به‏خوبى روشن مى‏شود كه ريشه اين تفكّر از بنى‏اميه و به خصوص مروان بن حكم؛ همان طرد شده رسول‏اللّه ( ص ) است . مستدرك حاكم ، ج‏4 ، ص 560.
س 2 - آيا مس قبر شريف پيامبر( ص ) و تبرّك به آن و برداشتن از تربت شريف مشروع است ؟ و آيا در منابع معتبر اهل سنّت نقل شده است كه كسى از صحابه و تابعين دست به چنين كارى زده‏است؟

‏ ج - 1 - آرى ، فاطمه زهرا ( س ) از تربت قبر پيامبر ( ص ) برداشت و بر چشمانش گذاشت و چند بيت شعر سرود . ارشاد السارى ، ج‏3 ، ص‏352.
‏ 2 - ابو ايوب انصارى صورت خود را روى قبر شريف پيامبر ( ص ) گذاشت . مستدرك حاكم ، ج 4 ، ص 560 - وفاء الوفا ، ج‏4 ، ص‏1404.
‏ 3 - بلال حبشى خود را روى قبر شريف پيامبر ( ص ) انداخت و بدن خود را به قبر مى‏ساييد ؛ «فَجَعَلَ يَبْكي عِندَهُ وَ يُمَرِّغُ عَلَيهِ» . سير اعلام النبلاء ، ج 1 ، ص‏358 ؛ اسدالغابه ، ج‏1 ، ص‏208.
‏ 4 - عبداللّه بن عمر دست خود را روى قبر شريف مى‏گذاشت . شرح الشفاء ، ج‏2 ، ص‏199.
‏ 5 - ابن منكدر - تابعى - صورت خود را روى قبر پيامبر ( ص ) مى‏گذاشت و مى‏گفت: هر زمان مشكل و يا فراموشى و لكنت زبان برايم پيش مى‏آيد ، از قبر پيامبر ( ص ) شفاء و يارى مى‏طلبم . سير اعلام النبلاء ، ج‏3 ، ص‏213.http://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/01.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif