نمايش نسخه نهائي : داستان تهمت به مادرم
فارسي
Thursday 24 July 2008, 05:26AM
حضرت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در هر سفر يكي از همسران خويش را به همراه مي بردند در باز گشت از سفري حضرت عايشه رضي الله عنها همراه ايشان بودند و در يكي از استراحتگاههاي وسط راه حضرت عايشه از كجاوه ( اتاقكي كه بر روي شتر قرار ميدادند ) خارج شدند و براي قضاي حاجت از كاروان دور رفتند ناقوس حركت در اين بين به صدا در آمد و شتربان كجاوه را بربالاي شتر قرار داد غافل از اينكه عايشه در ميان آن نيست و ساربان كاروان را به حركت در آورد.
عايشه رضي الله عنها كه برگشت ديد كه اي داد و بيداد كاروان رفته است چون يقين داشت بدنبالش خواهند آمد در جاي خود نشست . قانون اين بود كه هميشه پشت سركاروان و بافاصله فردي حركت ميكرد تا اشياء بجامانده را جمع آوري كند در آن سفر اين وظيفه به حضرت صفوان محول شده بود او وقتي به عايشه رسيد گفت ( سبحان الله زن رسول خدا ) و ديگر بدون آنكه كلمه اي بگويد شتر را خواباند تا عايشه بنشيند و دهانه شتر را گرفت و حركت كرد تا به كاروان رسيد اما همين اتفاق ساده سوژه خوبي براي منافقان بود كه بگويند بله زن جوان است و مرد جوان و از اين حرفها كه قلم را نمي رسد كه جسارت كند و بنويسد اما حرفها كه پخش شد و تا آنكه آيات برائت عايشه در سوره نور نازل شد و درقسمتي از آيات آمد . (إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَهُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَهِ (النور:19) (آنان كه دوست دارند تا فاش شود تهمت بدكاري در بين ايمان آورنده گان براي آنها در دنيا و آخرت عذابي درد ناك است .) درسوره احزاب آيه 58 درهمين رابطه مي فرمايد . (وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً) (الأحزاب:58) (و آنها كه آزار ميدهند زنان و مردان مؤمن را به تهمت عمل بدي كه انجام نداده اند پس بدرستيكه بردوش خود بار گراني از گناه آشكار و پنهان را نهادند ) بهر حال ما اين آيات را نياورديم كه حضرت عايشه را از زنان مبرا كنيم خوشبختانه در اين مورد كسي با ما اختلاف ندارد ما آيه را شاهد آورديم تا مطلب ديگري از آن گواهي بياوريم نخست اينرا بگويم كه شيعه نيز در اينكه آيات فوق در حق عايشه است با ما متفق است پس توجه كنيد خدا چه مي گويد .
(وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ)(الأحزاب:58) (كسانيكه آزار ميدهند ( باتهمت زدن ) زنان و مردان مؤمن را ) منظور از مؤمنات در اينجا حضرت عايشه و از مومنين حضرت صفوان است پس خدا كه آنها را از زمره مومنين و مومنات مي نامد آيا برايمان حقي باقي مي ماند.كه ايشان را كافريا منافق بدانيم . يا وقتي در آيات زير مي خوانيم : (إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ) (النور:23) ( و كسانيكه اتهام به بد كاري ميدهند زنان نيكوكار ايمان آورنده بي خبر از همه جاي را ، خدا آنها را در دنيا و آخرت لعنت ميكند و براي آنها عذابي بزرگ است ) منظور از محصنات غافلات مؤمنات حضرت عايشه است .پس ما چگونه بعد از آنكه خدا ( جل و علا ) به عايشه لقب هاي عظيم ميدهد .حي يكيش لقبهاى كه اگر يكى از آن در حق هر زنى ديگر نازل مى شد براى افتخارش كافى بود . چگونه بعد از همه اينها به عايشه بد ميگوييم ؟و او را منافقه و مغرض مي شناسيم ؟ باز گوئي اين ماجرا در قرآن با آيه اي پايان مي يابد كه اگر مسلمانان با دقت به آن توجه كنند ديگر از ميان آنها كسي پيدا نخواهد شد كه در حق حضرت عايشه زبان درازي كنند . مگر آنكه بنام مسلمان و در دل منافق باشد . مگر آنكه به قرآن ايمان نداشته باشد آيه مي فرمايد :(الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّأُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ) (النور:26) (زنان نا پاك لايق مردان نا پاكند و مردان خبيث براي زنان خبيث استند و زنان پاك مال مردان پاكند و مردان پاك مال زنان پاك اند آنها برئ اند از آنچه كه ( منافقان ) ميگويند و براي آنها آمرزش و رزق كريم است )اين آيه يعني چه ؟ يعني اگر عايشه خبيث بود بايد نصيب خبيث مي شد و اگر طيبه و پاك و پاكيزه بود بايد حق طيب و پاك ميشد و اين آيه در باره عايشه است زيرا از برائت او از تهمت صحبت ميكند .خوب آدمهاي حسابي ! عايشه نصيب كي بود از لحظه بلوغ نصيب رسول خدا شد و پيامبر در حالي از جهان فاني رحلت نمود كه سرشان بر سينه عايشه بود و پس از وفات رسول الله حضرت عايشه تا آخر عمر شوهر هم نكرد و در همان اطاق كه ده سال با پيامبر سپري كرده بود باقي عمر را نيز به سر برد و پيامبر در حق او فرموده كه ( او زن من در بهشت است ).و اين اظهر من الشمس است ، كه بعد از خديجه ، عايشه بيش از زنان ديگر عزيز و مورد توجه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بوده است . روزي كه افترا زدن به عايشه ورد زبانها شد حضرت عمر رضي الله عنه به حضرت محمد صلي الله عليه آله وسلم عرض كرد . ( يارسول الله تو يادت ميآيد كه يكبار در نماز ، لباست آلودگي داشت و جبريل بتو خبرداد خوب خدائي كه راضي نشده آلودگي را در لباس تو ببيند چطور امكان دارد كه زنت را ، شريك زندگيت را ، آلوده ببيند و خبرت ندهد .)
حضرت عمر در پايان اين جمله فرياد زد . ( هذا بهتان عظيم ) ( اين افترائى بس بزرگ است .) وخداوند (ج) آيه نازل كرد وحرف عمر راتاييد فرمود و عيناً تكرار كرد. آيه آمد كه( هذا بهتان عظيم ) سورة النور آية 16
كجاست عمر تا امروز ببيند كه برخى از مسلمين به حضرت عايشه تهمتى بزرگتر از زنا را نسبت ميدهند ؟ به ام مومنان اتهام كفر و نفاق و ارتداد مياورند؟ كجاست عمر تا نعره بزند .( سبحانك هذا بهتان عظيم ) سورة النورآية 16 حالا كه او نيست بياييد اى مسلمانان يكصدا براى حفظ ناموس پيامبر بگوييم .( سبحانك هذا بهتان عظيم )بعضى از دانشمندان شيعه كه علم خويش را در راه رشد مردم بكار نمى گيرند مثال عجيبى مياورند و مى گويند . ( اين تازگى ندارد كه زن پيامبرى فاسد باشد بيش از اين زن حضرت لوط و زن حضرت نوح نابكار بودند ) آنها در اين دليل تراشى به همان شيوه عجيب يعنى قياس خود متوسل مىشوند درجواب بايد گفت .( اين كه حرف نشد ! زن حضرت لوط و نوح فاسد بودند كه بودند به زن پيامبر چه ربطى دارد با اين استدلال چرا زن حضرت على نباشد ( استغفرالله ) ما الان گفتيم كه خدا آلودگى را بردامان پيامبر خويش تحمل نمى كند وبه همين دليل است كه زن نوح را غرق كرد وبرسر زن لوط باران آتش باريد اما با زن محمدصلي الله عليه وآله وسلم چه كرد؟ محمد صلي الله عليه وآله وسلم تا لحظه مرگ در اتاق عايشه در كنار عايشه بود خدا در باره زن پيامبر ما جز خوبى نفرموده است . آخر اينها چه وجه تشابهى بين حضرت عايشه وزنان حضرات نوح و لوط يافتند . حتى ببينيد بعد ها وقتى كه بين على و عايشه اختلاف بروز كرد و على پيروز شد بر سرزن پيامبر باران آتش نباراند ويا او را غرق نكرد بلكه با احترام تام او را به خانه پيامبر بر گرداند پس اين يك قانون كلى است كه خبيث باطيب يكجا نمى توانند باشند چنانكه بين لوط بين نوح و زنش و بين آسيه و فرعون جدائى افتاد و اگر تا آخر عمر يكجا بودند اين معنى را دارد كه يا هر دو پاكند ويا هر دو نا پاك .
خیرالبریه
Thursday 24 July 2008, 06:47AM
قال الله تعالی :
وقرن في بيوتكن ولا تبرجن تبرج الجاهلية الأولى وأقمن الصلاة وآتين الزكاة وأطعن الله ورسوله
ای زنان رسول الله (ص) : در خانه هایتان بمانید و مثل جاهلیت اول برهنگی و خودنمایی نکنید و نماز و زکات برپای دارید ومطیع خدا ورسولش باشید .
يا نساء النبيّ من يات منكن بفاحشه مبينه يضاعف لها العذاب ضعفين و كان ذالك علي الله يسيراً
ای زنان رسول (ص) : هرکس از شما مرتکب فاحشه ای شود ، دوبرابر عذاب میشود و این امر بر الله آسان است.
فان الله اعد للمحسنات منکن اجرا عظیما : بدرستیکه الله فقط برای نیکان شما (نه همه شما ) اجز بزرگ تدارک دیده است .
ان تتوبا الی اللّه فقد صغت قلوبكما و ان تظاهرا علیه فان اللَّه هو مولاه و جبریل و صالح المؤمنین والملائکه بعد ذلک ظهیر
اگر شما دو زن (عایشه وحفصه) بفرض توبه بسوی الله هم بکنید ، قلوبتان از حق منحرف گشته و اگرعلیه رسول الله (ص) بسیج شوید و توطئه کنید ، همانا الله یاور رسولش است وجبرییل و نیکمرد مومنین و فرشتگان هم پشتیبان اویند .
من نمیدانم بعضی افراد چه اصراری بر فتنه انگیزی دارند وما را مجبور به افشای حقیقت میکنند
تکرار مکررات از فتنه ها و جنگ جمل و خونریزیها و تفرقه بین مومنین و ....
همه چیز درباره عایشه از صحاح ومسانید اهل سنت :
http://hojjah.googlepages.com/ayeshe.zip
Arshanoosh
Thursday 24 July 2008, 06:43PM
دوستان صحبت ايشون به نظر درست ما ايد
كسي در اين باره نظري نداره ؟
mehrdad_123
Thursday 24 July 2008, 06:49PM
عايشه در صحاح سته اهل سنت
پيشگفتار (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#1)
اول - از أبو موسى اشعرى (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#2)
دوم - از انس و روايتى از نسائى از عايشه (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#3)
سوم - از عمرو بن العاص (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#4)
چهارم - از عبد اللّه بن زياد اسدى (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#5)
قسمت أوّل - حسادتهاى عايشه (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#6)
الف - نسبت به هوو و شكستن ظرف غذا (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#7)
ب - حسادتى شديد نسبت به حفصه (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#8)
ج - نسبت به حضرت خديجه عليهاالسلام (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#9)
د - نسبت به زنهائى كه خود را هبه مىكردند (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#10)
قسمت دوم - ادب عايشه (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#11)
قسمت سوم - تعقيب كردن پيامبر صلىاللهعليهوآله (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#12)
قسمت چهارم- حجاب عايشه (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#13)
قسمت پنجم - عايشه و رضاع كبير (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#14)
الف - قرآن: (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#15)
ب - سنت: (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#16)
قسمت ششم - برترى صفيه (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#17)
قسمت هفتم - عايشه و غيبت صفيه (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#18)
قسمت هشتم - عايشه و ايذاء پيامبر صلىاللهعليهوآله (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#19)
قسمت نهم - عايشه فرمانده جنگ جمل (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA.htm#20)
قسمت دهم - عايشه از پيامبر صلىاللهعليهوآله در غضب است (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#21)
قسمت يازدهم - أعوذ بالله منك (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#22)
قسمت دوازدهم - آرزوى مرگ عايشه (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#23)
قسمت سيزدهم - جان دادن پيامبر صلىاللهعليهوآله در دامن عايشه و عدم تعيين وصى (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#24)
قسمت چهاردهم - عايشه و فاطمه بنت قيس (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#25)
قسمت پانزدهم - عايشه و ابتداى نزول وحى (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#26)
قسمت شانزدهم -... وصلاة العصر (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#27)
قسمت هفدهم - عايشه و اتمام نماز در سفر (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#28)
قسمت هيجدهم - صلاة الضحى (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#29)
قسمت نوزدهم - محرم و زير شلوارى (شورت) (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#30)
قسمت بيستم - خروج زنان از منزل جهت نماز (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#31)
قسمت بيست و يكم - عايشه و لعن (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#32)
قسمت بيست و دوم - حديث افك (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#33)
- شأن نزول آيات افك (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#34)
قسمت بيست و سوم - نزول آيه تيمم (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#35)
قسمت بيست و چهارم - حديث أمّ زرع (http://valiasr-aj.com/lib/AYESHA/AYESHA1.htm#36)
حسين طيبيان
رایحه اسمانی
Thursday 24 July 2008, 07:43PM
باتشکر از جناب مهرداد
اجرتان با رسول الله
Abdolhusain
Thursday 24 July 2008, 09:12PM
بسمه تعالي شانه
مطابق برخي روايت انکه تهمت زده عايشه بوده که به ماريه رضوان الله عليها حسادت ميکرده است،و اين تهمت را به او زده بود که ابراهيم را از پسرعمويش به دنيا اورده است نه از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم.
و آيات قرآن نازل شد و عايشه را زير سوال برد،کما اينکه در سوره تحريم او و حفصه را زير سوال برده است.
فرزند آدم
Thursday 24 July 2008, 11:36PM
جناب فارسی
در مورد شان نزول این آیات دو نوع روایت آمده که در یکی از این روایات سرکار خانوم عایشه مورد تهمت قرار گرفته و در روایات دیگر ایشون تهمت زدن.
روایاتی که در این مورد درباره ی ایشون اومده فقط از یک طریق است که همه ی آن احادیث وارده به سرکار خانوم عایشه برمیگرده در حالیکه ایشون میگن این قضیه تا مدت ها بر سر زبان ها بوده تا حقیقت آشکار شد اما در اینجا میبینیم این قضیه ای که مدت ها بر سر زبان ها بوده حتی از یک نفر از صحابه غیر از این خانوم نقل شده اما برای داستان تهمت به
ام ابراهیم(ماریه ی قبطیه) این روایات از چند طرق وارد شده اما انگار اهل سنت خیلی دوست دارن این قضیه رو فقط به عایشه نسبت بدن و روایات دیگه رو انکار کنن.
اما در مورد این که فرمودید چون در قرآن آمده:
الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّأُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ.
پس این دو نفر از هر گناهی مبرا هستند باید عرض کنم خدمتتون که منظور از خبیثات زنان بد کاره هستند که الحمد الله عایشه و حفصه از این دسته نبوده و جزء طیبات محسوب میشن.
اما اگر بر وری عقیده تون پا فشاری میکنید و آیه رو به نفع خودتون تفسیر میکنید میشه بگید
به نظر شما حضرت لوط و حضرت نوح از طیبیین بوده اند یا نعوذ بالله از خبیثون؟؟
چون آن دو شخص بزرگوار دو زن به عقیده ی شما خبیث در منزل داشته اند...مگر نه این که زنان خبیث فقط با مردان خبیث زندگی میکنند؟؟؟
در پست شما چندین دروغ اومده که باید اصلاح بشه:
1.پیامبر خدا در هنگام رحلت سرشون بر سینه ی مولای متقیان علی(ع) بود با چندین طرق صحیح و بلاتردید اما در مورد این که سرشون بر روی سینه ی عایشه بوده تنها از زبان خود ایشون برون تروایده که فقط چون بخاری نقل کرده اهل سنت به این حدیث مجبورا اعتماد کن.
2.افترا به رسول الله(ص) در مورد این که با آلودگی پس از آمیزش با همسران بدون این که غسل کند در نماز حاضر شده و از این مسئله آگاهی نداشته.
3.سخن رانی غیر خدا در کتاب خدا و نقل قول حضرت باریتعالی از مخلوقش و وارد کردن جمله ای از یک شخص.(واقعا که)
در ضمن این بحثی که مطرح کردید باعث از بین رفتن خطا های عایشه نمیشه هر چیزی بحث تخصصی خودش رو داره(با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمیشه)
در ضمن وجه تشابه زنان حضرات لوط و نوح با این دو نفر رو میتونید در سوره ی تحریم مشاهده کنید.
yaallah
Friday 25 July 2008, 09:31AM
بسم الله الرحمن الرحيم
ان الحكم الا لله
سلام عليكم
در پی شبهه دوستان كه قضيه افك بر ام المومنين عايشه (رض) فقط توسط ایشان نقل شده است و اعتباری ندارد این پست را ارسال می کنیم. ان شاء الله تعالی برخی دید خود را عوض نمایند.
برخی صحابه ای که افک بر ام المومنین عایشه (رض) از آن ها نقل شده است.
ام رومان مادر ام المومنین عایشه (رض)
3912 - حدثنا موسى بن إسماعيل: حدثنا أبو عوانة، عن حصين، عن أبي وائل قال: حدثني مسروق بن الأجدع قال: حدثتني أم رومان، وهي أم عائشة رضي الله عنهما، قالت: بينا أنا قاعدة أنا وعائشة، اذ ولجت امرأة من الأنصار فقالت: فعل الله بفلان وفعل، فقالت أم رومان: وما ذاك؟ قالت: أبني فيمن حدث الحديث، قالت، وما ذاك؟ قالت: كذا وكذا، قالت: عائشة: سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم؟ قالت: نعم، قالت: وأبو بكر؟ قالت: نعم، فخرت مغشيا عليها، فما أفاقت إلا وعليها حمى بنافض، فطرحت عليها ثيابها فغطيتها، فجاء النبي صلى الله عليه وسلم فقال: (ما شأن هذه). قلت يا رسول الله أخذتها الحمى بنافض، قال: (فلعل في حديث تحدث به). قلت: نعم، فقعدت عائشة فقالت: والله لئن حلفت لا تصدقونني، ولئن قلت لا تعذرونني، مثلي ومثلكم كيعقوب وبنيه: {والله المستعان على ما تصفون} قالت: وانصرف ولم يقل شيئا، فأنزل الله عذرها، قالت: بحمد الله لا بحمد أحدا ولا بحمدك.
(صحیح بخاری و مسند احمد و ...)
مسروق بن اجدع و حسان بن ثابت
3915 - حدثني بشر بن خالد: أخبرنا محمد بن جعفر، عن شعبة، عن سليمان، عن أبي ضحى، عن مسروق قال: دخلنا على عائشة رضي الله عنها، وعندها حسان بن ثابت ينشدها شعرا، يشبب بأبيات له، وقال:
حصان رزان ما تزن بريبة *** وتصبح غرثى من لحوم الغوافل
فقالت له عائشة: لكنك لست كذلك. قال مسروق: فقلت لها لم تأذنين له أن يدخل عليك؟ وقد قال الله تعالى: {والذي تولى كبره منهم له عذاب عظيم}. فقالت: وأي عذاب أشد من العمى؟ قالت له: إنه كان ينافح، أو يهاجي عن رسول الله صلى الله عليه وسلم.
(صحیح بخاری و ...)
ابو هريره (رض)
[ وعن أبي هريرة قال كان رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا اراد سفرا أقرع بين نسائه فأصاب في غزوة بني المصطلق فلما كان في جوف الليل انطلقت عائشة لحاجة فانحلت قلادتها فذهبت في طلبها وكان مسطح يتيما لأبي بكر وفي عياله فلما رجعت عائشة لم تر العسكر قال وكان صفوان بن المعطل السلمي يتخلف عن الناس فنصب القدح والجراب والإداوة أحسبه قال فيحمله قال فنظر فإذا عائشة فغطى أحسبه قال وجهه عنها ثم أدنى بعيره منها قال فانتهى إلى العسكر فقالوا قولا وقالوا فيه قال ثم ذكر الحديث حتى انتهى قال وكان رسول الله صلى الله عليه وسلم يجيء فيقوم على الباب فيقول كيف تيكم حتى جاء يوما فقال أبشري يا عائشة فقد أنزل الله عذرك فقالت بحمد الله لا بحمدك قال وأنزل الله في ذلك عشر آيات إن الذين جاؤوا بالإفك عصبة منكم قال فحد رسول الله صلى الله عليه وسلم مسطحا وحمنة وحسان رواه البزار وفيه محمد بن عمرو وهو حسن الحديث وبقية رجاله ثقات ] .
مجمع الزوائد
و در الدر المنثور : وأخرج البزار وابن مردويه بسند حسن عن أبي هريرة ....
ابن عباس (رض)
1- أخبرنا الحسن بن سفيان حدثنا الهيثم بن جناد فلهذا حدثنا يحيى بن سليم عن عبد الله بن عثمان بن خثيم عن بن أبي مليكه قال ثم جاء عائشة عبد الله بن عباس يستأذن عليها قالت لا حاجة لي به قال عبد الرحمن بن أبي بكر إن بن عباس من صالحي ب*** جاءك يعودك قالت فأذن له فدخل عليها فقال يا أماه أبشرى فوالله ما بينك وبين أن تلقى محمدا صلى الله عليه وسلم والأحبة إلا أن تفارق روحك جسدك كنت أحب نساء رسول الله صلى الله عليه وسلم إليه ولم يكن يحب رسول الله الا طيبة قالت وأيضا قال هلكت قلادتك بالأبواء فأصبح رسول الله صلى الله عليه وسلم فلم يجدوا ماء فتيمموا صعيدا طيبا فكان ذلك بسببك وبركتك ما أنزل الله لهذه الأمة من الرخصة فكان من أمر مسطح ما كان فأنزل الله براءتك من فوق سبع سماوات فليس مسجد يذكر فيه الله إلا وشأنك يتلى فيه آناء الليل وأطراف النهار فقالت يا بن عباس دعني منك ومن تزكيتك فوالله لوددت أنى كنت نسيا منسيا .
مسند احمد و صحیح ابن حبان و طبرانی
و در صحیح بخاری به این لفظ آمده است:
4476 - حدثنا محمد بن المثنى: حدثنا يحيى، عن عمر بن سعيد بن أبي حسين قال: حدثني ابن أبي مليكة قال: استأذن ابن عباس، قبل موتها، على عائشة، وهي مغلوبة، قالت: أخشى أن يثني علي، فقيل: ابن عم رسول الله صلى الله عليه وسلم، ومن وجوه المسلمين؟ قالت: ائذنوا له، فقال كيف تجدينك؟ قالت: بخير إن اتقيت، قال: فأنت بخير إن شاء الله، زوجة رسول الله صلى الله عليه وسلم، ولم ينكح بكرا غيرك، ونزل عذرك من السماء. ودخل ابن الزبير خلافه، فقالت: دخل ابن عباس، فأثنى علي، ووددت أني كنت نسيا منسيا.
حدثنا محمد بن المثنى: حدثنا عبد الوهاب بن عبد المجيد: حدثنا ابن عون، عن القاسم: أن ابن عباس رضي الله عنه استأذن على عائشة نحوه، ولم يذكر: نسيا منسيا.
2- در حدیثی طولانی :
وأخرج ابن مردويه بسنده عن ابن عباس أن النبي صلى الله عليه وسلم ....والنبي صلى الله عليه وسلم قد نزل وفقد عائشة ، فأكثروا القول وبلغ ذلك النبي صلى الله عليه وسلم ، فشق عليه حتى اعتزلها ، واستشار فيها زيد بن ثابت وغيره فقال : يا رسول الله دعها لعل الله أن يحدث أمره فيها فقال علي بن أبي طالب : النساء كثير . وخرجت عائشة ليلة تمشي في نساء فعثرت أم مسطح فقالت : تعس مسطح قالت عائشة : بئس ما قلت فقالت : إنك لا تدري ما يقول فأخبريها . فسقطت عائشة مغشياً عليها ، ثم أنزل الله { إن الذين جاءُوا بالإِفك . . } الآيات .
.....
الدر المنثور
3- حدثنا بكر بن سهل الدمياطي ثنا عبد الغني بن سعيد الثقفي قال ثنا موسى بن عبد الرحمن الصنعاني عن بن جريج عن عطاء عن بن عباس وعن مقاتل بن سليمان عن الضحاك بن مزاحم عن بن عباس ثم إن الذين جاؤوا بالإفك عصبة منكم يريد أن الذين جاؤوا بالإفك يعني بالكذب على عائشة أم المؤمنين أربعة منكم لا تحسبوه شرا لكم بل هو خير لكم يريد خيرا لرسول الله صلى الله عليه وسلم وبراءة لسيدة نساء المؤمنين وخيرا لأبي بكر وأم عائشة ولصفوان بن المعطل لكل امرئ منهم ما اكتسب من الإثم والذي تولى كبره يريد إشاعته منهم يريد عبد الله بن أبي بن سلول له عذاب عظيم يريد في الدنيا جلده رسول الله صلى الله عليه وسلم ثمانين وفي الآخرة مصيره الى النار ... (إلى آخر تفسير آيات الإفك من سورة النور) .
طبرانی
4- حدثنا سلمة بن إبراهيم بن إسماعيل بن يحيى بن سلمة بن كهيل حدثني أبي عن أبيه عن جده عن سلمة بن كهيل عن الحسن العربي عن بن عباس ثم أن النبي صلى الله عليه وسلم كان إذا سافر سافر ببعض نسائه ويقسم بينهم فسافر بعائشة بنت أبي بكر وكان لها هودج وكان الهودج له رجال يحملونه ويضعونه فعرس رسول الله صلى الله عليه وسلم وأصحابه وخرجت عائشة للحاجة فتباعدت فلم يعلم بها فاستيقظ النبي صلى الله عليه وسلم والناس قد ارتحلوا وجاء الذين يحملون الهودج فحملوه ولا يعلمون إلا أنها فيه فساروا وأقبلت عائشة فوجدتهم قد ارتحلوا فجلست مكانها فاستيقظ رجل من الأنصار يقال له صفوان بن المعطل وكان لا يقرب النساء فتقرب منها وكان معه بعير له فلما رآها حملها وقد كان يراها قبل الحجاب وجعل يقود بها البعير حتى أتوا الناس والنبي صلى الله عليه وسلم ومعه عائشة وأكثروا القول فبلغ ذلك النبي صلى الله عليه وسلم فشق عليه حتى اعتزلها واستشار فيها زيد بن ثابت وغيره فقال يا رسول الله دعها لعل الله أن يحدث لك فيها فقال علي بن أبي طالب النساء كثير فحمل النبي صلى الله عليه وسلم عليها وخرجت عائشة ليلة تمشي في نساء فعثرت أم مسطح فقالت تعس مسطح فقالت عائشة بئس ما قلت تقولين هذا لرجل من أصحاب رسول الله فقالت انك ما تدرين ما يقولون وأخبرتها الخبر فسقطت عائشة مغشيا عليها ثم نزل القرآن بعذرها في سورة النور إن الذين جاؤوا بالإفك عصبة منكم حتى بلغ والذي تولى كبره منهم له عذاب عظيم ونزل ولا يأتل أولوا الفضل منكم إلى قوله والله غفور رحيم وكان أبو بكر يعطي مسطحا ويبره ويصله وكان ممن أكثر على عائشة فحلف أبو بكر أن لا يعطيه شيئا فنزلت هذه الآية ألا تحبون أن يغفر الله لكم فأمره النبي صلى الله عليه وسلم أن يأتيها ويبشرها فجاء أبو بكر فأخبرها بعذرها وبما أنزل الله فقالت لا بحمدك ولا بحمد صاحبك .
(طبرانی)
5- حدثنا عبد الله بن ناجية ثنا محمد بن سعد العوقي ثنا أبو سعد بن محمد ثنا عمي الحسين بن الحسن بن عطية حدثني أبي عن جدي عطية العوقي عن بن عباس في ثم قوله ولا يأتل أولوا الفضل منكم والسعة الآية قال كان ناس من أصحاب النبي صلى الله عليه وسلم قد رموا عائشة بالقبيح وأفشوا به وتكلموا به وأقسم ناس من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم فمنهم أبو بكر أن لا يتصدق على رجل تكلم بشيء من هذا ولا يصله فقال لا يقسم أولوا الفضل منكم والسعة أن يصلوا أرحامهم وأن يعطوهم من أموالهم ليث كانوا يفعلون قبل ذلك فأمر الله أن يغفر لهم وأن يعفو عنهم .
6- حدثنا القاسم، قال: ثنا الحسين، قال: ثني حجاج، عن ابن جُرَيج، قال: قال ابن عباس: ( إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا ) الآية، الذين افتروا على عائشة: عبد الله بن أُبي، وهو الذي تولى كبره، وحسان، ومسطح، وحمنة بنت جحش.
(تفسیر طبری)
7- حدثني محمد بن سعد، قال: ثني أبي، قال: ثني عمي، قال: ثني أبي، عن أبيه، عن ابن عباس، قوله: ( وَلا يَأْتَلِ أُولُو الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَالسَّعَةِ )... إلى آخر الآية، قال: كان ناس من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم قد رَمَوا عائشة بالقبيح، وأفشَوا ذلك وتكلموا به، فأقسم ناس من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم ، فيهم أبو بكر، ألا يتصدّق على رجل تكلم بشيء من هذا ولا يصله، فقال: لا يُقْسِم أولو الفضل منكم والسعة أن يصلوا أرحامهم، وأن يعطوهم من أموالهم كالذي كانوا يفعلون قبل ذلك. فأمر الله أن يُغْفَر لهم وأن يُعْفَى عنهم.
(تفسیر طبری)
8-
8-6731 - أخبرني أبو العباس محمد بن أحمد المحبوبي ثنا سعيد بن مسعود ثنا يزيد بن هارون أنبأ العوام بن حوشب عن سعيد بن جبير عن ابن عباس رضي الله عنهما : { إن الذين يرمون المحصنات الغافلات المؤمنات } قال : نزلت في عائشة خاصة
هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه
تعليق الذهبي قي التلخيص : صحيح
(المستدرک و تفسیر ابن ابی حاتم و ...)
9-حدثنا القاسم، قال: ثنا الحسين، قال: ثنا هشيم، قال: أخبرنا العوّام بن حوشب، عن شيخ من بني أسد، عن ابن عباس، قال: فسَّر سورة النور، فلما أتى على هذه الآية ( إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلاتِ الْمُؤْمِنَاتِ )... الآية، قال: هذا في شأن عائشة وأزواج النبيّ صلى الله عليه وسلم ، وهي مبهمة، وليست لهم توبة، ثم قرأ وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ ... إلى قوله: إِلا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا ... الآية، قال: فجعل لهؤلاء توبة، ولم يجعل لمن قذف أولئك توبة، قال: فهمّ بعض القوم أن يقوم إليه فيقبل رأسه من حسن ما فسَّر سورة النور.
تفسیر طبری و طبرانی و ...
ابو الیسر انصاری جنگجوی بدری و شرکت کننده در پیمان عقبه
18687- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بن إِدْرِيسَ بن عَاصِمٍ الْجَمَّالُ، ثنا إِبْرَاهِيمُ بن صَالِحِ بن حَرْبٍ، ثنا إِسْمَاعِيلُ بن يَحْيَى التَّيْمِيُّ، ثنا أَبُو مَعْشَرٍ الْمَدِينِيُّ، عَنْ مُحَمَّدِ بن قَيْسٍ، عَنْ أَبِي الْيَسَرِ الأَنْصَارِيِّ، أَنّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ لِعَائِشَةَ:يَا عَائِشَةُ، قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ عُذْرَكِ، فَقَالَتْ: بِحَمْدِ اللَّهِ وَلا بِحَمْدِكَ، فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ مِنْ عِنْدِ عَائِشَةَ فَبَعَثَ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ بن أُبَيٍّ فَضَرَبَهُ حَدَّيْنِ، وَبَعَثَ إِلَى مِسْطَحٍ، وَحَمْنَةَ فَضَرَبَهُمْ.
طبرانی
ام المومنین زینب بنت جحش (رض)
حدثني محمد بن عثمان الواسطي، قال: ثنا جعفر بن عون، عن المُعَلَّى بن عرفان، عن محمد بن عبد الله بن جحش، قال: تفاخرت عائشة وزينب، قال: فقالت زينب: أنا التي نـزل تزويجي من السماء قال: وقالت عائشة: أنا التي نـزل عذري في كتابه حين حملني ابن المعطّل على الراحلة، فقالت لها زينب: يا عائشة، ما قلت حين ركبتيها، قالت: قلت: حسبي الله ونعم الوكيل، قالت: قلت كلمة المؤمنين.
تفسیر طبری
ابو ایوب خالد بن زید و همسرش ام ایوب
15049- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ مَوْلَى بَنِي هَاشِمٍ, ثنا مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرٍو زُنَيْجٌ, ثنا سَلَمَةُ, حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ بْنِ يَسَارٍ, عَنْ أَبِيهِ, عَنْ بَعْضِ رِجَالِ بَنِي النَّجَّارِ,"أَنَّ أَبَا أَيُّوبَ خَالِدَ بْنَ زَيْدٍ, قَالَتْ لَهُ امْرَأَتُهُ أُمُّ أَيُّوبَ: يَا أَبَا أَيُّوبَ أَلا تَسْمَعُ مَا يَقُولُ النَّـاسُ فِي عَائِشَةَ؟, قَالَ: بَلَى, وَذَلِكَ الْكَذِبُ, أكنت أنت يا أم أيوب فاعلة ذلك؟ قَالَتْ: لا وَاللَّـهِ مَا كُنْتُ لأَفْعَلَهُ, قَالَ: فَعَائِشَةُ وَاللَّـهِ خَيْرٌ مِنْكِ, قَالَ: فَلَمَّا نَزَلَ الْقُرْآنُ ذَكَرَ اللَّـهُ مَنْ قَالَ فِي الْفَاحِشَةِ مَا قَالَ, ثُمَّ قَالَ: ﴿لَوْلا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُبِينٌ﴾ أَيْ: فَقُولُوا كَمَا قَالَ أَبُو أَيُّوبَ وَصَاحِبَتُهُ".
(تفسیر ابن ابی حاتم و تفسیر طبری و ...)
و در تاریخ دمشق:
أخبرنا أبو عبد الله محمد بن الفضل وأبو المظفر عبد المنعم بن عبد الكريم قالا أنا أبو سعيد محمد بن علي الخشاب أنا أبو بكر محمد بن عبد الله الجوزقي أنا أبو العباس محمد بن عبد الرحمن الدغولي نا محمد بن المهلب نا يوسف بن بهلول التميمي نا ابن إدريس عن ابن إسحاق حدثني أبي عن أشياخ من الأنصار الذي نزلت فيه هذه الآية " لولا إذ سمعتموه ظن المؤمنون والمؤمنات بأنفسهم خيرا وقالوا هذا إفك مبين " (3) أن أم أيوب قالت يا أبا أيوب أما تسمع ما يقول الناس في عائشة قال فقال أكنت أنت فاعلة ذلك يا أم أيوب قالت لا والله قال فعائشة والله خير منك وإنما هو زور وإفك وباطل أخبرنا أبو بكر الأنصاري أنا الحسن بن علي أنا أبو عمر محمد بن العباس أنا عبد الوهاب بن أبي حية أنا محمد بن شجاع أنا محمد بن عمر (1) قال فحدثني ابن أبي حبيب (2) عن داود بن الحصين عن أبي سفيان عن أفلح مولى أبي أيوب أن أم أيوب قالت لأبي أيوب ألا تسمع ما يقول الناس في عائشة قال بلى وذلك الكذب أفكنت يا أم أيوب فاعلة ذلك قالت لا والله قال فعائشة والله خير منك فلما نزل القرآن وذكر أهل الإفك قال الله عز وجل " لولا إذ سمعتموه ظن المؤمنون والمؤمنات بأنفسهم خيرا وقالوا هذا إفك مبين " يعني أبا أيوب حين قال لأم أيوب ويقال إنما قالها أبي بن كعب
انس بن مالک (رض)
وأخرج ابن النجار في تاريخ بغداد من طريق أبي بكر محمد بن عمر البغدادي الحنبلي عن أبيه ، ثنا محمد بن الحسن الكاراني ، حدثني إبراهيم الخرجي قال : ضاق بي شيء من أمور الدنيا ، فدعوت بدعوات يقال لها دعاء الفرج فقلت : وما هي؟ فقال : حدثني أبو عبد الله أحمد ابن محمد بن حنبل ، حدثني سفيان بن عيينة ، ثنا محمد بن واصل الأنصاري ، عن أبيه عن جده عن أنس بن مالك رضي الله عنه قال : كنت جالساً عند أم المؤمنين عائشة لأقر عينيها بالبراءة وهي تبكي فقالت : والله قد هجرني القريب والبعيد حتى هجرتني الهرة ، وما عرض عليَّ طعام ولا شراب ، فكنت أرقد وأنا جائعة ظامئة ، فرأيت في منامي فتى فقال لي : ما لك فقلت : حزينة مما ذكر الناس فقال : ادعي بهذه يفرج عنك فقلت : وما هي؟ فقال : قولي يا سابغ النعم ، ودافع النقم ، ويا فارج الغمم ، ويا كاشف الظلم ، يا أعدل من حكم ، يا حسيب من ظلم . يا ولي من ظلم ، يا أول بلا بداية ، ويا آخر بلا نهاية ، يا من له اسم بلا كنية ، اللهم اجعل لي من أمري فرجاً ، ومخرجاً ، قالت : فانتبهت وأنا ريانة شبعانة ، وقد أنزل الله منه فرجي قال ابن النجار : خبر غريب .
(الدر المنثور)
و از تابعین هم هر چه قدر بخواهید حدیث می باشد.
حال ما احادیث خود را آوردیم خواهش داریم شما هم آن احادیثی که می گویند آیه مبارکه افک در مورد عایشه ام المومنین (رض) نیست را آورده (چه شیعه و چه سنی) تا ما برر کنیم. با تشکر.
والله اعلم بنده سعی نمودم در نقل قول ها و نوشتن نظرات دقت نموده تا اشتباهی پیش نیاید والله اعلم ممکن است اشتباهاتی رخ داده باشد.
الله جل جلاله خود به ما راه صحیح را نشان دهد و خود در این نوشته ها خیر گذارد و خود بر علم ما بیفزاید و خود بر ما رحم نماید.
ولا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و انتم تعلمون
والسلام علی من اتبع الهدی
یا الله
یا علی اغاز عشق
Friday 25 July 2008, 09:42AM
شما سند این روایات را بر طبق اهل سنت ثابت کنید که صحیح است
mehrdad_123
Friday 25 July 2008, 12:02PM
در هيچ کتابي از کتب معتبر شيعه چنين چيزي به چشم نمي خورد و اين حرف دروغي بيش نيست چنانچه آلوسي از مفسرين معروف اهل سنت از اين حقيقت پرده برمي دارد :
ونسب للشيعة قذف عائشة رضي الله تعالي عنها بما براها الله تعالي منه وهم ينكرون ذلك اشد الانكار وليس في كتبهم المعول عليها عندهم عين منه ولا اثر اصلا.
تفسير الروح و المعاني ـ آلوسي ـ ج 18 ص 122 ذيل تفسير آيه 16 سوره نور.
به شيعه نسبت مي دهند که به عايشه تهمت فحشا مي زنند در حالي که شيعيان اين امر را شديدا انکارمي کنند و چنين نسبتي را قبول ندارند و کوچکترين اثري از چنين تهمتهايي ( نسبت به عايشه و... ) در کتب معتبر و مورد قبول شيعه يافت نمي شود .
و اما نظر شيعه :
نظر شيعه اين است که اين آيات در مورد پاکدامني ماريه قبطية يکي از همسران بزرگوار رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نازل شده است که مورد تهمت واقع شده بود که روايت آن را خدمت شما عرض مي کنيم :
افك از ديدگاه شيعه
... عن الباقر عليه السلام قال لما مات إبراهيم ابن رسول الله صلى الله عليه وآله حزن عليه رسول الله صلى الله عليه وآله حزنا شديدا فقالت له عايشة ما الذي يحزنك عليه فما هو إلا ابن جريح فبعث رسول الله صلى الله عليه وآله عليا عليه السلام وأمره بقتله فذهب علي عليه السلام إليه ومعه السيف وكان جريح القبطي في حايط فضرب علي باب البستان فأقبل إليه جريح ليفتح له الباب فلما رأى عليا عرف في وجهه الغضب فأدبر راجعا ولم يفتح باب البستان فوثب علي على الحائط ونزل إلى البستان واتبعه وولى جريح مدبرا فلما خشي أن يرهقه صعد في نخلة وصعد علي في أثره فلما دنا منه رمى بنفسه من فوق النخلة فبدت عورته فإذا ليس له ما للرجال ولا له ما للنساء فانصرف علي إلى النبي صلى الله عليه وآله فقال له يا رسول الله إذا بعثتني في الأمر أكون فيه كالمسمار المحمي في الوبر أمضي على ذلك أم أثبت قال لا بل تثبت قال والذي بعثك بالحق ماله ما للرجال ولا له ما للنساء فقال الحمد لله الذي صرف عنا السوء أهل البيت .
تفسير الصافي ج 3 ، ص 424 ، ذيل آيه 11 سوره نور ، بحارالانوار ج 22 ص 153، تفسر قمي ج 2 ص 99، تفسير الميزان ج 15 ص 104.
از آقا امام باقر عليه السلام روايت داريم که فرمودند : زماني که ابراهيم فرزند رسول خدا از دنيا رفت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم بسيار محزون شدند ، عايشه گفت : چرا براي فوت ابراهيم غمگيني ؟ ابراهيم فرزند جريج بود ( و فرزند تو نبود ) . رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم ) حضرت علي عليه السلام را به دنبال جريج فرستادند و امر نمودند که حضرت امير او را به قتل برساند . حضرت علي عليه السلام در حالي که شمشيري به دست داشتند حرکت نمودند ، جريج قبطي هم روي ديوار باغي نشسته بود ، در اين هنگام حضرت علي عليه السلام به باغ رسيدند و در زدند جريج از بالا به حضرت نگاه کرد تا در را براي ايشان باز کند ، زماني که غضب را در چهره حضرت علي عليه السلام ديد فرار نمود و درب را باز نکرد ، حضرت علي عليه السلام روي ديوار باغ رفتند و داخل باغ شدند و با سرعت دنبال جريج رفتند ، جريج هم فرار مي کرد ، جريج بر از قتل ايمن نبود ، بر جانش ترسيد لذا از درخت نخلي بالا رفت و حضرت هم به دنبال او از درخت بالا رفتند وقتي حضرت نزديک او رسيدند ، جريج خودش را از بالاي درخت پائين انداخت ، ناگهان لباسش کنار رفت و عورتش مشخص شد ، نه عورت مردانگي داشت و نه عورت زن . وقتي اين صحنه اتفاق افتاد حضرت علي عليه السلام او را رها نمودند و به محضر پيامبراکرم شرفياب شدند و عرضه داشتند : اي پيامبر خدا زماني که مرا دنبال اين امر فرستاديد من همچون ( کنايه از اينکه به شدت دنبال عمل کردن به دستور شما بودم ) قسم به آنکه شما را به پيامبري مبعوث نموده است جريج نه عورت مردانگي داشت و نه عورت زن . رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم ) فرمودند : سپاس خدايي را که اين نسبت ناروا را از اهل بيت من ( ماريه ) دور نمود و حقيقت داستان را مشخص نمود .
در مقابل توجه بفرماييد كه علماي اهل سنت كه داعيه دفاع از ام المومنين را دارند در ضمن همين قصه و در روايات ديگر چگونه انگشت اتهام را به سوي ام المومنين نشانه ميروند كه جاي بسي تاسف است. آيا بهتر نيست براي دفاع حقيقي تامل بيشتري در نقل احاديث درباره ايشان داشته باشيم تا شخصيت آنها زير سوال نرود؟! آنهم نقل روايات در كتب معتبري چون صحيح بخاري و مسلم و..
مشكوك بودن پيامبر
در روايت بخاري از همين ماجرا اينگونه آمده است:
مى گويد : رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بر منبر از مردم عليه عبدالله ابن أبىّ كمك خواست و در آن همسرش ، و نيز صفوان را تبرئه كرد كه به جدال لفظى بين عده اى انجاميد ولى وقتى نزد عايشه آمد به او گفت :
يا عايشه بلغني عنك كذا و كذا فان كنت بريئة فسيبرئك الله وان كنت الممت فاستغفري الله وتوبي اليه فان العبد اذا اعترف بذنبه ثم تاب تاب الله عليه...
صحيح البخاري ج 5 ص 58، كتاب المغازي باب غزوة بنى المصطلق من خزاعة وهي غزوة المريسيع ، باب حديث الافك ؛ مسند احمد ج 6 ص 196 ، المستدرك ج 4 ص 243، مجمع الزوائد ج 10 ص 198، المصنف عبدالرزاق ج 5 ص 417، سنن كبري نسائي ج 5 ص 298.
اي عايشه! از تو به من چنين و چنان رسيده (خبر رسيده كه مرتكب چنين گناهي شدي) پس اگر بي گناه باشي خدا تو را تبرئه خواهد كرد و اگر گناه كردى استغفار كن و به درگاه او توبه كن پس اگر عبد به درگاه خدا توبه كند خدا او را مي بخشد . . .
ما كدام را باور كنيم : اعتماد آن حضرت به همسرش و يا ترديد درباره او را؟ آيا اين حديث نشانه مشكوك بودن پيامبر به همسر خود نيست ؟! آيا نقل اين حديث در معتبر ترين كتب اهل سنت يعني صحيح بخاري توهين به رسول خدا و تهمت زدن به همسر او نيست!؟
قهر يك ماهه رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم
صحيح بخاري در ادامه تهمتها و اهانتها نقل مي كند: رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم يك ماه پيش عايشه ننشست!
قالت ولم يجلس عندي منذ قيل ما قيل قبلها وقد لبث شهرا لا يوحى إليه في شأني بشئ.
صحيح بخاري ج 5 ص 59.
عايشه مي گويد : از زماني كه شايعات درباره من مطرح شده بود پيامبر نزد من نشستند و يك ماه گذشت و آيه اي در شان من نازل نشد.
آيا مى توان پذيرفت كه پيامبري که خداوند او را مايه رحمت براي جهانيان معرفي مي کند به خاطر شايعاتى بى اساس كه منافقى آن را ساخته و چند نفر نيز آن را تقويت كردند ، قبل از هرگونه تحقيقى رعايت حق همسر را نكرده و يكماه از او جدا باشد؟!
وما أرسلناك إلا رحمة للعالمين .
الأ نبياء / 107 .
آري اينگونه نسبت هاي ناروا به پيامبر خدا در حالي است که خداوند در مورد آن حضرت مي فرمايد :
« و ما ينطق عن الهوي/ إن هو إلا وحي يوحي » .
النجم / 3و4 .
صبح
Friday 25 July 2008, 12:07PM
عمو چطورن .... ؟ خوبن ...
مامان چرا بعد از بابا با عمو ، جنگ کرد ... ؟ احترام مامان حتی اگر کافر باشه واجبه ، اما بالاخره مامان امیر المؤمنینه یا عمو ؟
mehrdad_123
Friday 25 July 2008, 12:12PM
آيا نزول اين آيه فضيلتي براي عايشه يا ماريه مي آورد ؟!
کدام فضیلت؟!؟!؟!
بر فرض اين كه داستان فوق صحيح باشد آيا جز اين است كه آيات فوق مى گويد كه صفوان و عايشه زنا نكردند؟ آيا اين امتيازى براى آن دو به حساب مى آيد؟
مگر ساير همسران پيامبر ، بلكه جميع پيامبران ، و نيز ساير مؤمنين ، بجز عده بسيار اندكى، به اين گناه آلوده بودند كه آلوده نبودن عايشه براى او امتيازى محسوب شود؟
شأن نزول آيات افك
حاكم نيشابورى در مستدرك از عايشه روايتى نقل مى كند كه به خوبى مى رساند اهل افك تهمت را بر چه كسى وارد كردند . البته او اسامى كسانى راكه عنوان «عصبة» بر آنان صادق باشد نمى آورد ولى معلوم است كه آنان بايد كسانى باشند كه اهل سنت نخواستند با معرفى آنها آبروى كسانى كه بايد حفظ شود ريخته گردد .
«عن عايشة قالت : اهديت مارية إلى رسول اللّه ومعها ابن عم لها . قالت : فوقع عليها وقعة فاستمرت حاملا . قالت : فعز لها عند ابن عمها . قالت : فقال اهل الافك والزور : «من حاجته إلى الولد ادعى ولد غيره» وكانت امّه قليلة اللبن فابتاعت له ضائنة لبون فكان يغذى بلبنها فحسن عليه لحمه . قالت عايشة : فدخل به علىّ النبى صلى الله عليه وآله وسلم ذات يوم فقال : «كيف ترين»؟ فقلت : من غذى بلحم الضأن يحسن لحمه . قال : «ولا الشبه» قالت : فحملنى ما يحمل النساء من الغيرة أن قلت : ما أرى شبها . قالت : وبلغ رسول اللّه ما يقول الناس فقال لعلى ... ».
المستدرك ج 4 ص 39 انفاق ابي بكر و عمر علي ماريه ، إمتاع الأسماع ، المقريزي ج 5 ص 336
عايشه مى گويد : «مارية» به همراه پسر عمويش به رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم اهداء گرديده بود . او (بعد از مدتي که به عنوان همسر پيامبر نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم بود ) حامله شد . حضرت او را نزد پسر عموى او ( و در مشربه أمّ ابراهيم ) نهاد . اهل افك گفتند كه چون او ( يعنى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم ) به فرزند نياز داشت ، فرزند غير را به خود نسبت داد . چون شير مادر ابراهيم فرزند زسول خدا ( يعنى ماريه ) كم بود ، ابراهيم را با شير گوسفند تغذيه مي کردند لذا فربه شد . روزى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم او را نزد من آورد و گفت : او را چگونه مى بينى؟ گفتم : هر کس از شير گوسفند استفاده كند فربه مى شود . پيامبر فرمود : آيا ابراهيم شبيه من نيست ؟ عايشه مي گويد : من از روى حسادت گفتم : شباهتى ندارد . و بعد تهمت هاي نارواي مردم ( نسبت به ماريه ) به گوش پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم رسيد ، حضرت نيز على (عليه السلام) را فرستاد ... ( دنباله آن را از حديث مسلم نقل مى كنيم ) .
در نقل حاکم نيشابوري عايشه به چند نكته اشاره مى نمايد :
1 ، اهل افك تهمت زنا به ماريه زدند .
2 ، عايشه از روى حسادت حاضر نشد بگويد كه او( يعنى ابراهيم ) شبيه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مى باشد .
3 ، به على عليه السلام مأموريت تحقيق داده شد ... .
مسلم نيشابوري كه در ضمن 10 صفحه حديث افك را از عايشه نقل كرده است در آخر آن حديثى در ضمن سه سطر از انس اينگونه مى آورد :
«عن انس أنّ رجلا كان يتهم بأم ولد رسول اللّه صلى الله عليه وآله وسلم فقال رسول اللّه صلى الله عليه وآله وسلم لعلى : اذهب فاضرب عنقه فأتاه على فاذا هو في ركىّ يتبرد فيها فقال له على أخرج فناوله يده فأخرجه فاذا هو مجبوب ليس له ذكر فكف علىّ عنه ثمّ أتى النبى صلى الله عليه وآله وسلم فقال يا رسول اللّه انّه لمجبوب ما له ذكر» .
صحيح مسلم ج 8 ص 119 كتاب صفات المنافقين و احكامه، الاستيعاب ابن عبدالبر ج 4 ص 1912.
انس بن مالک مي گويد : (در ميان مردم شايعه هاي پخش شده بود و)به مردي تهمت مي زدند که فرزند رسول خدا از آن اوست وقتى تهمت مذكور به گوش پيامبر رسيد على را فرستاد كه گردن متهم را بزند . حضرتش رفت و چون او را مجبوب كسى كه آلت مردان نداشته باشد يافت دست از او برداشت .
شما را به خدا آيا اين داستان ها با مقام پيامبري که خداوند در مورد او مي فرمايد :
و ما ينطق عن الهوي/ إن هو إلا وحي يوحي .
النجم / 3و4 .
سازگاري دارد ؟!!!
آرى ، اگر قرار باشد آياتى در تبرئه كسى نازل شود حق اين است كه درباره ماريه نازل گردد كه برگشت آن به رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مى باشد كه ابراهيم را پسر غير و در حقيقت زنا زاده دانسته اند .
حسادت عايشه به ماريه
اگر واقعا اين روايات از جناب عايشه رسيده باشد علت نسبت آيه افك به خود چيزي جز حسادت عايشه به ماريه نيست چرا كه كنيزي مورد توجه رسول خدا قرار مي گيرد و فرزندي از او متولد مي شود و اين درحالي است كه عايشه پس از سالها زندگي با پيامبر همچنان بي فرزند است ! در روايات زير خود عايشه به حسادت خود تصريح مي كند :
أخبرنا محمد بن عمر حدثني موسى بن محمد بن عبد الرحمن بن حارثة بن النعمان عن أبيه عن عمرة عن عائشة قالت ما غرت على امرأة إلا دون ما غرت على مارية وذلك أنها كانت جميلة من النساء جعدة وأعجب بها رسول الله صلى الله عليه وسلم وكان أنزلها أول ما قدم بها في بيت لحارثة بن النعمان فكانت جارتنا فكان رسول الله عامة النهار والليل عندها ...ثم رزق الله منها الولد وحرمنا منه
الطبقات الكبرى ، محمد بن سعد ، ج 8 ، ص 212 – 213
عايشه مي گويد : حسادتم به ماريه بيش از حسادتم به تمامي زنان بود به خاطر اينكه او زن زيبايي بود از قبيله جعده و رسول خدا از او خيلي خوشش مي آمد و پيامبر ماريه را در ابتداي اسير شدنش در منزل حارثه بن نعمان جاي داد و ماريه كنيز ما بود رسول خدا نيز اكثر روزها و شبها نزد او بود ... سپس خدا به او فرزند روزي كرد و ما را از فرزند محروم كرد.
در اينجا بد نيست جمله اى را كه ابو داود در سنن از رسول خدا نقل كرده است متذكر شويم كه خود يكي از دلايل حسادت عايشه است :
جاء رجل إلى النبي صلى الله عليه وسلم فقال : إني أصبت امرأة ذات حسب وجمال ، وإنها لا تلد ، أفأتزوجها ؟ قال : لا . ثم أتاه الثانية فنهاه ، ثم أتاه الثالثة فقال : تزوجوا الودود الولود فإني مكاثر بكم الأمم .
سنن ابي داوود ج 1 ص 455 كتاب النكاح.
مردي نزد رسول خدا آمد و گفت : من با زني كه داراي اصل و نسب و زيبايي است آشنا شده ام اما او بچه دار نمي شود (عقيم است) آيا با او ازدواج كنم حضرت فرمودند : نه ، آن مرد براي دوم آمد حضرت او را نهي كرد ، براي بار سوم آمد بازحضرت او را نهي كرد پس حضرت فرمود : با زن با محبت كه فرزنددار مي شود ازدواج كنيد كه من به زيادي شما به امتهاي ديگر افتخار مي كنم.
همچنين نقل مي كند كه عمر گفت :
حصير في البيت خير من امرأة لا تلد .
سنن ابي داوود ج 2 ص 232 كتاب الطب باب في الطيرة.
حصيرى كه در منزل است بهتر است از زنى كه نازا باشد .
خبر رسول خدا از برائت ماريه
إن جبريل أتاني فأخبرني أن الله قد برأ مارية وقريبها مما وقع في نفسي ، وبشرني أن في بطنها مني غلاما وأنه أشبه الخلق بي ، وأمرني أن أسميه إبراهيم وكناني بأبي إبراهيم ...
تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 3 ، ص 46 ؛ كنز العمال ، المتقي الهندي ، ج 11 ، ص 471 .
جبرئيل بر من نازل شد و به من خبر داد كه خدا ماريه و خويشاوند (پسر عموي) او را تبرئه كرد و به من بشارت داد كه از من در شكم او فرزندي است كه شبيه ترين مردم به من است و مرا امر كرد كه نام او را ابراهيم بگذارم و كنيه مرا ابو ابراهيم گذارد ...
ادامه شايعات تا هنگام مرگ ابراهيم
فلما توفى إبراهيم قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ان إبراهيم ابني وانه مات في الثدي وان له لظئرين تكملان رضاعه في الجنة
صحيح مسلم ، مسلم النيسابوري ، ج 7 ، ص 76 ، 77، مسند أبي يعلى ، أبو يعلى الموصلي ، ج 7 ، ص 205 ، صحيح ابن حبان ، ابن حبان ، ج 15 ، ص 401 ، البداية والنهاية ، ابن كثير ، ج 5 ، ص 331
پس زماني كه ابراهيم از دنيا رفت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: همانا ابراهيم فرزند من است و او در شيرخوارگي از دنيا رفته است
شخصيت تهمت زنندگان
يكى از مطالبى كه در روايت بدان تصريح شده اين است كه افرادى جزء تهمت زنندگان بودند كه باور كردن آن بسيار سخت است .
قال عروة أيضا لم يسم من أهل الإفك أيضا الا حسان بن ثابت ومسطح بن أثاثة وحمنة بنت جحش في ناس آخرين لا علم لي بهم غير أنهم عصبة كما قال الله تعالى وان كبر ذلك يقال عبد الله بن أبي ابن سلول.
صحيح بخاري ج 5 ص 56 كتاب المغازي باب حديث الافك.
همچنين عروه نقل مي كند كه كسي از اهل افك نام برده نشد جز حسان بن ثابت و مسطح بن اثاثه و حمنة دختر جحش و در مردم كساني ديگري بودند كه من چيزي نمي دانم جز آنكه گروه (عصبه) بودند همانگونه كه خدا عزوجل فرموده است اگر چه آن را كسي بزرگ كرده است كه گفته مي شود عبدالله بن ابي ابن سلول.
چگونه مى توان پذيرفت كه مسطح بن اثاثة ، ربيب نعمت ابوبكر، به دختر ولى نعمتش آن هم به پيروى از يك منافق ، نسبتى ناروا بدهد؟ يا چگونه مى توان پذيرفت كه حسان بن ثابت ،شاعر مخصوص پيامبر ( صلى الله عليه وآله وسلم )، به همسر ممدوحش چنان تهمتى بزند؟ مگر مى توان قبول كرد كه حمنة ،همسر طلحة بن عبيد اللّه، درباره دختر عموى شوهرش مطلب ناروائى بگويد و شوهرش نيز ساكت باشد؟
تاملي در معناي عصبة
در قرآن از گروه تهمت زنندگان با كلمه «عصبة» ياد كرده است . «راغب» در «مفردات» معناى آن را جماعتى مى داند كه همكارى دارند . عبد اللّه بن ابىّ و مسطح و حمنة نه با هم نسبتى داشتند و نه از يك قبيله بودند و نه همه جزء منافقين به حساب مى آمدند و نه همه از انصار بودند و نه همه از قريش؛ بنابراين بعيد است که بتوان آنها را در تحت يك مجموعه جمع نمود تا عنوان «عصبة» بر آنها صادق باشد و مناسب اصطلاح عرب مخصوصا کلام فصيح خداوند نيست که اين چنين لغت «عصبة» را استعمال کرده باشد . اما طبق نظر شيعه که اين کار را نقشه طراحي شده منافقين مي دانند اين استعمال صحيح و مطابق لغت عرب بوده ، و بنابراين اين اشکال وارد نيست .
اجراي حد قذف توسط پيامبر
ترمذي مى گويد كه بعد از نزول آيات افك ، رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بر 3 نفر يعني حسان و حمنة و مسطح ، حد قذف جارى كرد .
حدثنا بندار أخبرنا ابن أبي عدى عن محمد بن إسحاق عن عبد الله بن أبي بكر عن عمرة عن عائشة قالت : لما نزل عذرى قام رسول الله صلى الله عليه وسلم على المنبر فذكر ذلك وتلا القرآن فلما نزل امر برجلين وامرأة فضربوا حدهم
الف ـ سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 17، سوره فرقان ، سنن ابي داوود ج 2 ص 358 باب حد القذف ، سنن ابن ما جه ج 2 ص 857
عايشه مي گويد زماني كه آيه در برائت من نازل شد رسول خدا منبر رفت و ماجرا را ياد كرد و آيه را خواند پس زماني كه از منبر پايين آمد امر كرد آن دو مرد و يك زن را آوردند و بر آنها حد جاري كرد.
ابو داود در حديثِ بعد ، اسامى آن سه نفر را مطابق آنچه كه در متن گذشت مى نويسد . سؤال ما اين است كه در كدام حديث ، غير از همين حديث عايشه ، آمده است كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بر افراد مذكور حد خدا را جارى كرده باشد؟ از اين گذشته مگر نه اين است كه حد هنگامى جارى مى شود كه در حضور حاكم شرع گواهى دهند؟ پس چطور بر حسان و مسطح و حمنة حد جاري شد با اينکه به اقرار اهل سنت در اين زمينه دو شاهد عادل وجود نداشته است به عنوان مثال ايشان مي گويند که مسطح تنها در حضور مادرش اين قضيه را مطرح کرده بود .
تعارضي آشكار
عايشه در ماجراي افك نقل كرد كه من چون لاغر و سبك بودم وقتي هودج رابرداشتند متوجه نشدند كه من در آن نيستم و جامانده ام و در نقلهاي ديگر معارض با آن وجود دارد كه حاكي از چاق بودن وي هنگام ازداوج با رسول خدا است.
عن عائشة رضي الله تعالى عنها قالت لما أرادوا أن يدخلوني على النبي صلى الله عليه وسلم سمنوني بالقثاء والرطب فتسمنت حتى جعل الناس يتعجبون من سمني.
الاحاد و المثاني ضحاك ج 5 ص 397.
از عايشه نقل شده است كه گفت : زماني كه تصميم گرفتند كه من با پيامبر ازدواج كنم مرا با خيار و رطب چاق كردند پس آنقدر چاق شدم كه مردم از چاقي من تعجب كردند.
اين دو چگونه با هم سازگار است ابتداي ازدواج با رسول خدا اينقدر چاق باشد و بعد از مدتي اينگونه لاغر كه نبودن او در هودج احساس نشود ؛ مگر اينكه العياذ بالله بگوييد رسول خدا او را آنقدر سختي داده كه اينقدر لاغر شده است!.
قضاوت با شما دوستان روايات و استدلال شيعه را بپذيريد يا خير.
موفق باشيد
امیر
Friday 25 July 2008, 02:03PM
بسمه تعالی
...برای داستان تهمت به ام ابراهیم(ماریه ی قبطیه) این روایات از چند طرق وارد شده ...
جواب شما از کتاب تفسير نمونه ( ج14، ص: 392 )
اولا: مطابق اين شان نزول* كسى كه مرتكب تهمت زدن شد، يك نفر بيشتر نبود، در حالى كه آيات با صراحت مىگويد گروهى در اين مساله فعاليت داشتند، و شايعه را آن چنان پخش كردند كه تقريبا محيط را فرا گرفت، و لذا ضميرها در مورد عتاب و سرزنش مؤمنانى كه در اين مساله درگير شدند همه به صورت جمع آمده است، و اين با شان نزول دوم* به هيچوجه سازگار نيست.
ثانيا: اين سؤال باقى است كه اگر عايشه مرتكب چنين تهمتى شده بود و بعدا خلاف آن ثابت گرديد چرا پيامبر ص حد تهمت بر او اجرا نكرد؟
ثالثا: چگونه امكان دارد پيامبر اكرم ص تنها با شهادت يك زن حكم اعدام را در مورد يك متهم صادر كند، با اينكه رقابت در ميان زنانى كه داراى يك همسرند عادى است، اين امر ايجاب مىكرد كه احتمال انحراف از حق و عدالت يا حد اقل اشتباه و خطا در حق او بدهد
======================
* (امیر: منظور شان نزولی است که درباره ام المومنین ماریه در برخی از کتب نقل شده و جناب فرزند آدم بدان اشاره کردند )
والسلام
فرزند آدم
Saturday 26 July 2008, 04:51AM
جناب یا الـ...ه به من یک حدیث نشون بده که این داستان رو غیر از عایشه نقل کرده باشد.
در ضمن جناب امیر حالا چون علامه در تفیسر المیزان از آیه این تفسیر رو داشته این روایت که از چند طریق وارد شده نفی یا گم و گور میشه؟؟؟
در ضمن این حدیث که از خانوم عایشه هم که نقل شده تناقضات زیادی به وقایع تاریخی داره که برادر مهرداد عزیز کاش زحمت میکشیدند اون اوایل مقاله ی نقل شده که بهش اشاره شده است رو نیز میاوردند.
اما الان من میارم.
مثلا:
حديث افك در غزوه مريسيع اتفاق افتاده است.
اما نکته اي که بسيار قابل توجه است اين است که بخاري نقل مي کند :
فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم من يعذرني من رجل بلغني اذاه في أهلي فوالله ما علمت على أهلي الا خيرا وقد ذكروا رجلا ما علمت عليه الا خيرا وما كان يدخل على أهلي الا معي فقام سعد بن معاذ فقال يا رسول الله انا والله أعذرك منه إن كان من الأوس ضربنا عنقه وإن كان من إخواننا من الخزرج امرتنا ففعلنا فيه امرك فقام سعد بن عبادة وهو سيد الخزرج وكان قبل ذلك رجلا صالحا ولكن احتملته الحمية فقال كذبت لعمر الله لا تقتله ولا تقدر على ذلك ...
صحيح البخاري ج 3 ، ص 156، كتاب الشهادات ، باب حديث الافك.
وقتي رسول خدا فرمودند مردي به همسر من اهانت کرده و تهمتي زده سعد بن معاذ بلند شد و عرضه داشت يا رسول الله اگر اين فرد از قبيله اوس باشد گردن او را مي زنيم اگر از برادران ما در قبيله خزرج باشد هر چه در مورد او بفرمائيد انجام مي دهيم بعد سعد بن عباده که بزرگ خزرجيان بود برخاست و گفت تو دروغ مي گويي و نمي تواني او را بکشي ...
و اين مطالب در حالي است که سعد بن معاذ در جنگ قريظه يعني قبل از جنگ مريسيع و واقعه افک از دنيا رفته است . و اين خود تناقضي آشکار است .
.....
نظر ابن حجر عسقلاني از استوانه هاي علمي اهل سنت در اين باره خواندني است:
قاتل رسول الله صلى الله عليه وسلم بني المصطلق وبني لحيان في شعبان سنة خمس ويؤيده ما أخرجه البخاري في الجهاد عن ابن عمر أنه غزا مع النبي صلى الله عليه وسلم بني المصطلق في شعبان سنة أربع ولم يؤذن له في القتال لأنه إنما أذن له فيه في الخندق كما تقدم وهي بعد شعبان سواء قلنا إنها كانت سنة خمس أو سنة أربع وقال الحاكم في الإكليل قول عروة وغيره إنها كانت في سنة خمس أشبه من قول بن إسحاق ( قلت) ويؤيده ما ثبت في حديث الإفك أن سعد بن معاذ تنازع هو وسعد بن عبادة في أصحاب الإفك كما سيأتي فلو كان المريسيع في شعبان سنة ست مع كون الإفك كان فيها لكان ما وقع في الصحيح من ذكر سعد بن معاذ غلطا لان سعد بن معاذ مات أيام قريظة وكانت سنة خمس على الصحيح كما تقدم تقريره وإن كانت كما قيل سنة أربع فهي أشد فيظهر أن المريسيع كانت سنة خمس في شعبان لتكون قد وقعت قبل الخندق لان الخندق كانت في شوال من سنة خمس أيضا فتكون بعدها فيكون سعد بن معاذ موجودا في المريسيع ورمى بعد ذلك بسهم في الخندق ومات من جراحته في قريظة.
فتح الباري ابن حجر ج 7 ص 332.
رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم با بني المصطلق و بني لحيان در شعبان سال پنج هجري جنگيد ، مويد اين مطلب روايتي است که بخاري در كتاب الجهاد از ابن عمر نقل مي کند : كه او در جنگ بني مصطلق در شعبان سال چهارم هجري همراه پيامبر بود ولي پيامبراکرم به او اجازه جنگيدن نداد به خاطر اينكه به او در جنگ خندق اجازه جنگ داده بودند . همانگونه كه گذشت . و غزوه خندق بعد از شعبان بود چه بگوييم سال چهارم بوده يا سال پنجم بوده است . حاكم در اكليل ، كلام عروه و غير او را مي آورد كه غزوه مريسيع در سال پنج بوده است كه اين نقل بسيار به نقل ابن اسحاق ( مورخ مشهور ) شبيه است .
ابن حجر در ادامه مي گويد :
و مؤيد نقل حاکم نيشابوري در کتاب اکليل عبارتي است که در حديث افك آمده است كه سعد بن معاذ با سعد بن عباده درباره اصحاب افك به نزاع پرداختند ، که بعدا به آن اشاره مي کنيم . حال اگر غزوه مريسيع در شعبان سال ششم واقع شده باشد با توجه به اينکه قضيه افك در آن غزوه بوده پس آنچه در صحيح بخاري درباره دعواي سعد بن معاذ آمده است غلط است به اين خاطر كه سعد بن معاذ در ايام غزوه قريظه از دنيا رفته است و از طرفي طبق نظر صحيح همانگونه كه در قبل بيان کرديم غزوه قريظه در سال پنج بوده است . و اگر همانگونه كه برخي گفته اند غزوه مريسيع در سال چهارم واقع شده باشد پس قضيه بدتر است . پس روشن مي شود كه مريسيع در شعبان سال پنجم بوده است تا اينكه قبل از خندق واقع شود به خاطر اينكه خندق در شوال سال پنجم و بعد از غزوه مريسيع بوده است بنابراين سعد بن معاذ در مريسيع حضور داشته است و بعد از آن در جنگ خندق تيري به او اصابت نمود و مجروح شد و بر اثر آن جراحت در قريظه از دنيا رفت.
چنانكه مشاهده مي كنيد تلاش بسياري در جهت درست كردن تناقض ماجراي افك در غزوه مريسيع با دعواي سعد بن معاذ و زنده بودن او دارد كه در آخر هم نمي تواند نتيجه گيري درستي داشته باشد.
yaallah
Saturday 20 December 2008, 03:57PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
سلام علیکم
جناب فرزند آدم
جناب یا الـ...ه به من یک حدیث نشون بده که این داستان رو غیر از عایشه نقل کرده باشد.
از 7 صحابی نشان داده شد اما متاسفانه گویا توجهی نکردید. پست 8
جناب فرزند آدم
در ضمن این حدیث که از خانوم عایشه هم که نقل شده تناقضات زیادی به وقایع تاریخی داره که برادر مهرداد عزیز کاش زحمت میکشیدند اون اوایل مقاله ی نقل شده که بهش اشاره شده است رو نیز میاوردند.
اولا هر وقت دوست عزیز خواستید مادرتان را صدا بزنید محترمانه بگویید مادرم عایشه. قرآن کریم می گوید مادران مومنین. پس احترام بگذارید چون قرآن کریم این را می گوید.
ثانیا دوست عزیز زمانی که با یک اهل سنت مطلبی را مطرح می کنید باید عینک شیعه را بردارید.
و اما بعد در مورد حضور سعد بن معاذ (رضی الله عنه) در حدیث افک:
احادیثی که در آن حضرت سعد بن معاذ (رض) ذکر شده است با طریق زیر است :
ابن شهاب الزهري، عن عروة بن الزبير، وسعيد بن المسيب، وعلقمة بن وقاص الليثي، وعبيد الله بن عبد الله بن عتبة، عن عائشة رضي الله عنها، زوج النبي صلى الله عليه وسلم، حين قال لها أهل الإفك ما قالوا، فبرأها الله منه، قال الزهري: وكلهم حدثني طائفة من حديثها، وبعضهم أوعى من بعض، وأثبت له اقتصاصا، وقد وعيت عن كل واحد منهم الحديث الذي حدثني عن عائشة، وبعض حديثهم يصدق بعضا، زعموا: أن عائشة قالت:
در این جا می بینیم که امام زهری این حدیث را از چندین نفر شنیده است و نقل می کند. و مسلما همه حدیث را همه آن راویان نگفته اند بلکه هر کسی تکه ای از حدیث را گفته است. والله اعلم . و اما آن جمله که در آن حضور سعد بن معاذ را نشان می دهد به شرح زیر است:
فقام سعد بن معاذ فقال: يا رسول الله، أنا والله أعذرك منه: إن كان من الأوس ضربنا عنقه، وإن كان من إخواننا من الخزرج أمرتنا ففعلنا فيه أمرك. فقام سعد ابن عبادة، وهو سيد الخزرج، وكان قبل ذلك رجلا صالحا، ولكن احتملته الحمية، فقال: كذبت لعمر الله لا تقتله، ولا تقدر على ذلك. فقام أسيد بن الحضير فقال: كذبت لعمر الله، والله لتقتلنه، فإنك منافق تجادل عن المنافقين.
همانطور که گفته شد هر کس ممکن است تکه ای از حدیث را بگوید و ممکن است است برخی در اسامی اشتباه کنند. و در همان ابتدای حدیث زهری می گوید:
وكلهم حدثني طائفة من حديثها، وبعضهم أوعى من بعض، وأثبت له اقتصاصا، وقد وعيت عن كل واحد منهم الحديث الذي حدثني عن عائشة، وبعض حديثهم يصدق بعضا
این گفته امام زهری (رح) نشان می دهد در حدیث افک که راویان نقل کرده اند برخی جاهایش نقل های متفاوت وجود داشته است که ضد هم بوده اند. یکی از آن ها همین نام سعد بن معاذ در حدیث است. زیرا عین همین عبارت "أنا أعذرك منه ..." در حدیث دیگری آمده است که اسید بن الحضیر آن را گفته است. در زاد المعاد آمده است:
وقال محمد بن إسحاق إن غزوة بني المصطلق كانت في سنة ست بعد الخندق وذكر فيها حديث الإفك إلا أنه قال عن الزهري عن عبيد الله بن عبد الله بن عتبة عن عائشة فذكر الحديث . فقال فقام أسيد بن الحضير فقال أنا أعذرك منه ، فرد عليه سعد بن عبادة ولم يذكر سعد بن معاذ .
عبیدالله بن عبدالله بن عتبه (رض) یکی از همان راویانی است که زهری همان حدیث بخاری را از آن ها آورده است. اما در این جا می بینیم که وی همان قولی که در حدیث بخاری آمده است (أنا أعذرك منه) را به اسید بن الحضیر (رض) نسبت می دهد نه سعد بن معاذ (رضی الله عنه). پس مسلما یکی از همان تفاوت هایی که ناقلان حدیث داشته اند همین بوده است. اما امام زهری که در این جا حدیث را ذکر می کند چون می خواسته است حدیث واحدی ارائه کند این تفاوت را جمع بسته است و در حدیث بخاری هم سعد بن معاذ و هم اسید بن الحضیر را می آورد:
فقام سعد بن معاذ فقال: يا رسول الله، أنا والله أعذرك منه: ..... فقام أسيد بن الحضير فقال: كذبت لعمر الله، والله لتقتلنه، فإنك منافق تجادل عن المنافقين.
پس این اشتباه ناقلان است نه آن موردی که شما فرموده اید.
در پاورقی رحیق المختوم به نقل از زاد المعاد می خوانیم:
اما، اينکه در داستان افک آوردهاند که سعدبن معاذ و سعدبن عبادة درباره افک با يکديگر کشمکش پيدا کردند، باتوجه به اينکه سعدبن معاذ به دنبال غزوه بنيقريظه وفات يافته است، ظاهراً، بايد توهم راويان باشد؛ چنانکه ابن اسحاق داستان افک را از زهري از عبيدالله بن عبدالله بن عتبه از عايشه روايت کرده، و ضمن آن نامي از سعدبن معاذ نبرده است، بلکه از اسيدبن خضير ياد کرده است. ابومحمدبن حزم گويد: اين درست است، و هيچ شکي در اين نيست، و ياد کردن سعدبن معاذ در اين داستان توهمي بيش نيست؛ نيز نک: زادالمعاد، ج 2، ص 115.
و اما در مورد مطلبی که شما گفتیم نکاتی عرض می شود:
1- حدیث از طرق زیادی آمده است که در برخی اصلا حضرت عایشه (رض) راوی نیستند که شما بخواهید با رد این حدیث احادیث را رد کنید.
2- عدالت حضرت عایشه (رض) و صحابه کرام (رض) از قرآن کریم ثابت می شود. پس در این جا اگر مطلب اشتباهی هم باشد اشتباه ناقلان حدیث است نه این که بگویید عدالت حضرت عایشه (رض) زیر سوال می رود.
3- برای وجود سعد بن معاذ (رض) در حدیث افک که مغایر تاریخ است هزاران توجیه می توان گفت. اگر با عینک شیعه بنگرید به جواب شما می رسیم (که البته رد شد) ولی ما اهل سنت با عینک شیعه نمی نگریم.
4- دو راه برای حل مسئله داریم:
الف- راه شما. در راه شما داریم که حضرت عایشه (رض) خواسته است حدیثی بسازد و سپس در هنگام ساختن اشتباه کرده است و سعد بن معاذ را هم در حدیث آورده است.
ب- راه ما : این که بگوییم راویان بعدی اشتباه کرده اند و شرح مفصل آن گذشت.
با احترام راه شما باطل است. چون حدیث از طرق زیادی نقل شده است و حدیث افک راوی پس از حضرت عایشه (رض) هم دارد که امکان دارد آن ها اشتباه کرده اند و راه شما تنها در صورتی صحیح خواهد بود که امکان اشتباه را از راویان بعدی بگیرد. آیا می توانید به ما اثبات کنید راویان بعدی اصلا غیر ممکن است اشتباه کنند؟ مسلما نمی توانید . پس راه شما چیزی جز حدس و گمان نیست پس برای کسی که عینک شیعه دارد آن را پیشنهاد دهید. با احترام
در ضمن جناب فرزند آدم پاسخ سوال ما را ندادید:
حال ما احادیث خود را آوردیم خواهش داریم شما هم آن احادیثی که می گویند آیه مبارکه افک در مورد عایشه ام المومنین (رض) نیست را آورده (چه شیعه و چه سنی) تا ما بررسی کنیم. با تشکر.
شما مدعی بودید :
در مورد شان نزول این آیات دو نوع روایت آمده که در یکی از این روایات سرکار خانوم عایشه مورد تهمت قرار گرفته و در روایات دیگر ایشون تهمت زدن.
روایاتی که در این مورد درباره ی ایشون اومده فقط از یک طریق است که همه ی آن احادیث وارده به سرکار خانوم عایشه برمیگرده در حالیکه ایشون میگن این قضیه تا مدت ها بر سر زبان ها بوده تا حقیقت آشکار شد اما در اینجا میبینیم این قضیه ای که مدت ها بر سر زبان ها بوده حتی از یک نفر از صحابه غیر از این خانوم نقل شده اما برای داستان تهمت به
ام ابراهیم(ماریه ی قبطیه) این روایات از چند طرق وارد شده اما انگار اهل سنت خیلی دوست دارن این قضیه رو فقط به عایشه نسبت بدن و روایات دیگه رو انکار کنن.
چرا ادعایتان را اثبات نمی کنید.
ما در پست 8 ادعای خود را اثبات کردیم و دیگر شکی نداریم که آیه مبارکه افک در مورد حضرت عایشه ام المومنین است.
والله اعلم بنده سعی نمودم در نقل قول ها و نوشتن نظرات دقت نمایم تا اشتباهی نشود. والله اعلم ممکن است اشتباهاتی رخ داده باشد. والله اعلم
اللهم اعز الاسلام و المسلمین
ان الحکم الا لله
والسلام علی من اتبع الهدی
یا الله
yaallah
Saturday 20 December 2008, 05:07PM
بسم الله الرحمن الرحيم
يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و كونوا مع الصادقين
yalyar.blogfa.com
والسلام
يا الله
yaallah
Tuesday 30 December 2008, 03:15PM
بسم الله الرحمن الرحيم
يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و كونوا مع الصادقين
yalyar.blogfa.com
والسلام
يا الله
كيوان(tic)
Tuesday 30 December 2008, 05:09PM
سوال:
مادر شما عايشه به همراه طلحه و زبير در جنگ جمل بر عليه علي (ع)، خليفه چهارم شما شورش كردند؟
مقصر اين جنگ كه بود؟
بيوه شدن زنان مقتولين اين جنگ بر گردن كيست؟
يتيم شدن بچه هاي مقتولين در اين جنگ بر گردن كيست؟
طلحه و زبير محرم مادر شما عايشه بودند؟!!!!!!!!!!!!!!!!:smile39:
شما كه از شيعه مدام آيه مي طلبيد پس در قرآن كه به زنان پيامبر فرموده (و قرن في بيوتكن) پس از قرآن نشان دهيد كه خدا اجازه خروج را به عايشه مادر شما داده است؟
يكي از دوستان شما به من قبلا گفت عايشه فتوا داده بود اگر اشتباه بود يك ثواب و اگر صحيح بود دو ثواب دارد
:smile55::smile55::smile55:
امیر
Tuesday 30 December 2008, 07:04PM
بسمه تعالی
همسران پیامبر (ص) ، مادران مومنان هستند
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُم
(سوره احزاب بخشی از آیه 6 )
پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [مؤمنان] محسوب مىشوند
================================
تفسير نمونه، ج17، ص: 206
...در مورد همسران پيامبر ص اگر چه آنها مادر جسمانى نيستند، ولى به احترام پيامبر ص مادر روحانيند، و احترام يك مادر را دارند.
و اگر مىبينيم كه قرآن در آيات آينده ازدواج با همسران پيامبر ص را تحريم كرده آن نيز يكى از شئون احترام آنها و احترام پيامبر ص است...
================================
تفسير نمونه، ج17، ص: 279
در آيات نخست اين سوره خداوند تاج افتخارى بر سر زنان پيامبر ص زده و آنها را به عنوان" ام المؤمنين" (مادر مؤمنان) معرفى نموده،
والسلام
gholam_ali
Tuesday 30 December 2008, 07:21PM
بسمه تعالی
همسران پیامبر (ص) ، مادران مومنان هستند
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُم
(سوره احزاب بخشی از آیه 6 )
پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [مؤمنان] محسوب مىشوند
================================
تفسير نمونه، ج17، ص: 206
================================
تفسير نمونه، ج17، ص: 279
والسلام
جواب جناب كيوان را نداديد !!
چرا بي ربط مي گوييد !!
به من بگوييد آيا مادر هر مومني ، حتماً مومن است ؟ چه بسيار مومناني كه مادران و پدران كافر داشتند . اينكه دليل نمي شود هر كفري او انجام داد ما هم ساكت بنشينيم .
امیر
Tuesday 30 December 2008, 07:34PM
لطفا شما به من بگویید که عایشه را مادر خود میدانید یا نه ؟
اگر جواب بدهید که "نه " ، معلوم میشود که مومن نیستید
زیرا همسران پیامبر(ص) ، مادران مومنان هستند
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُم
(سوره احزاب بخشی از آیه 6 )
پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [مؤمنان] محسوب مىشوند
كيوان(tic)
Tuesday 30 December 2008, 11:21PM
لطفا شما به من بگویید که عایشه را مادر خود میدانید یا نه ؟
اگر جواب بدهید که "نه " ، معلوم میشود که مومن نیستید
زیرا همسران پیامبر(ص) ، مادران مومنان هستند
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُم
(سوره احزاب بخشی از آیه 6 )
پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [مؤمنان] محسوب مىشوند
امير آقا زرنگ تشريف داري؟
اولا بجز يك خط ، پس جواب بقيه سوال هايم تو پست 18 چي شد؟
ثانيا عزيزم همين سوره را 24 آيه جلوتر تشريف ببريد
يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنکُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَکَانَ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا
پس به صرف مادربودن نمي توانند هر غلطي كه خواستند بكنند!!! و اين همه كشته بر جنگ جمل به يادگار بگذارند
و در سوره تحريم مي فرمايد آيات 4 و 5
إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِکَةُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِيرٌ
عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْکَارًا
ترجمه اين دو آيه را كه بلدي! پس مادر مومنين بودن شرايط دارد عزيزم
يا حق
امیر
Wednesday 31 December 2008, 12:14AM
بسم الله الرحمن الرحیم
طبق روایت زیر، که شیخ طوسی آنرا در کتاب "تهذیب الاحکام" آورده است ، حضرت علی (ع) بعد از جنگ جمل از عایشه(همسر پیامبر(ص)) با عنوان " ام المومنین " یاد کرده است
...قَالَ لَمَّا هَزَمَنَا عَلِيٌّ ع بِالْبَصْرَةِ رَدَّ عَلَى النَّاسِ أَمْوَالَهُمْ مَنْ أَقَامَ بَيِّنَةً أَعْطَاهُ وَ مَنْ لَمْ يُقِمْ بَيِّنَةً أَحْلَفَهُ قَالَ فَقَالَ لَهُ قَائِلٌ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ اقْسِمِ الْفَيْءَ بَيْنَنَا وَ السَّبْيَ قَالَ فَلَمَّا أَكْثَرُوا عَلَيْهِ قَالَ أَيُّكُمْ يَأْخُذُ أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ فِي سَهْمِهِ فَكَفُّوا
( تهذيبالأحكام / باب سيرة الإمام / ص 154 )
والله اعلم
والسلام
كيوان(tic)
Wednesday 31 December 2008, 01:16AM
بسم الله الرحمن الرحیم
طبق روایت زیر، که شیخ طوسی آنرا در کتاب "تهذیب الاحکام" آورده است ، حضرت علی (ع) بعد از جنگ جمل از عایشه(همسر پیامبر(ص)) با عنوان " ام المومنین " یاد کرده است
...قَالَ لَمَّا هَزَمَنَا عَلِيٌّ ع بِالْبَصْرَةِ رَدَّ عَلَى النَّاسِ أَمْوَالَهُمْ مَنْ أَقَامَ بَيِّنَةً أَعْطَاهُ وَ مَنْ لَمْ يُقِمْ بَيِّنَةً أَحْلَفَهُ قَالَ فَقَالَ لَهُ قَائِلٌ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ اقْسِمِ الْفَيْءَ بَيْنَنَا وَ السَّبْيَ قَالَ فَلَمَّا أَكْثَرُوا عَلَيْهِ قَالَ أَيُّكُمْ يَأْخُذُ أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ فِي سَهْمِهِ فَكَفُّوا
( تهذيبالأحكام / باب سيرة الإمام / ص 154 )
والله اعلم
والسلام
جالبه اهل سنت اول مي گويند آيه قرآن بعد كه مي آوري مي روند سراغ حديث
عزيزم چرا دايم داري دست و پا مي زني؟
اولا علي (ع) بايد چكار مي كرد؟ براي عثماني كه هيچ نقشي نداشت اين همه جنجال شد! اصلا بعد از اتمام جنگ علي (ع) چي كسي را كشت كه عايشه دوميش باشه
ثانيا چون ام المومنينه پس به درك اين همه خون ريخته شد!!! به درك بچه هايي يتيم شدند مهم ام المومنينه!!!:smile39:
به درك يك عده بيوه شدند مهم ام المومنينه!!!
ثالثا كماكان بقيه سوالات را جواب ندادي!!!
امیر
Friday 17 July 2009, 03:20PM
بسم الله الرحمن الرحیم
طبق روایت زیر، که شیخ طوسی آنرا در کتاب "تهذیب الاحکام" آورده است ، حضرت علی (ع) بعد از جنگ جمل از عایشه (همسر پیامبر(ص)) با عنوان " ام المومنین " یاد کرده است
...قَالَ لَمَّا هَزَمَنَا عَلِيٌّ ع بِالْبَصْرَةِ رَدَّ عَلَى النَّاسِ أَمْوَالَهُمْ مَنْ أَقَامَ بَيِّنَةً أَعْطَاهُ وَ مَنْ لَمْ يُقِمْ بَيِّنَةً أَحْلَفَهُ قَالَ فَقَالَ لَهُ قَائِلٌ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ اقْسِمِ الْفَيْءَ بَيْنَنَا وَ السَّبْيَ قَالَ فَلَمَّا أَكْثَرُوا عَلَيْهِ قَالَ أَيُّكُمْ يَأْخُذُ أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ فِي سَهْمِهِ فَكَفُّوا
( تهذيبالأحكام / باب سيرة الإمام / ص 154 )
والله اعلم
والسلام
mehrdad_123
Friday 17 July 2009, 04:21PM
نقل از امیر (http://iranclubs.net/forums/member.php?u=2363)
بسم الله الرحمن الرحیم
طبق روایت زیر، که شیخ طوسی آنرا در کتاب "تهذیب الاحکام" آورده است ، حضرت علی (ع) بعد از جنگ جمل از عایشه (همسر پیامبر(ص)) با عنوان " ام المومنین " یاد کرده است
...قَالَ لَمَّا هَزَمَنَا عَلِيٌّ ع بِالْبَصْرَةِ رَدَّ عَلَى النَّاسِ أَمْوَالَهُمْ مَنْ أَقَامَ بَيِّنَةً أَعْطَاهُ وَ مَنْ لَمْ يُقِمْ بَيِّنَةً أَحْلَفَهُ قَالَ فَقَالَ لَهُ قَائِلٌ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ اقْسِمِ الْفَيْءَ بَيْنَنَا وَ السَّبْيَ قَالَ فَلَمَّا أَكْثَرُوا عَلَيْهِ قَالَ أَيُّكُمْ يَأْخُذُ أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ فِي سَهْمِهِ فَكَفُّوا
( تهذيبالأحكام / باب سيرة الإمام / ص 154 )
والله اعلم
والسلام
خب که چه؟!:)
-
امیر
Friday 17 July 2009, 04:34PM
خب که چه؟!
در پاسخ به آن دسته از شیعیانی است که ام المومنین عایشه را مادر خود نمی دانند
mehrdad_123
Friday 17 July 2009, 04:57PM
در پاسخ به آن دسته از شیعیانی است که ام المومنین عایشه را مادر خود نمی دانند
خب مادرمان باشد باز که چه؟!
koobagher
Friday 17 July 2009, 05:11PM
در پاسخ به آن دسته از شیعیانی است که ام المومنین عایشه را مادر خود نمی دانند
نکته ظریفی که اینجا وجود دارد این است که ام المؤمنین بودن یک مقام و مرتبه است که کلیت دارد مانند انسان که اشرف مخلوقات است.
ولی هر قائمی در مقام؛ لزوما لیاقت حقیقت آن را ندارد مانند انسانهای کافر و فاسق و فاسد که لیاقت و شأنیت لازم برای اشرفیت بر مخلوقات را ندارند و گاهی از هر حیوانی هم پست تر می شوند.
در این مقوله عایشه در مقام و درجه ام المؤمنین قرار دارد ولی لیاقتش را از دست داده است.
علت اصلی موجودیت این مقام هم احترام به پیامبر و جلوگیری از توهین های برخی افراد جاهل به پیامبر اکرم بوده است و نه ویژگی و مرتبه خود زنان پیامبر.
كيوان(tic)
Friday 17 July 2009, 11:55PM
چون ام المومنينه پس به درك اين همه خون ريخته شد!!! به درك بچه هايي يتيم شدند مهم ام المومنينه!!!
به درك يك عده بيوه شدند مهم ام المومنينه!!!
خدايا تو چه دنيايي زندگي مي كنيم تعصب تا چه حد!!!:smile34:
محسن الهي قمشه
Saturday 18 July 2009, 06:37AM
بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام
ببينيد مادر مومنين را كه چگونه است مومنيتش ، اگر ايمان و مومن به اين مقولات است و مومن و مادر وي يعني كسي كه چنين بگويد واي به حال غير مومنين !
مادر مومنين را دريابيد كه چه رفتارها و چه گفته ها كه نداشته ! واقعا مومن و مادرش روش ايمانشان اين است ؟ دروغ بستن به پيامبر صلي الله عليه وآله و يا انجام كارهاي ناپسند در خدمت پيامبر صلي الله عليه و آله و در خدمت امام علي عليه السلام و يا .....
يا اين گفته ها و منابعشان مردود است كه در اين صورت منابع كلاْ ناصحيح ميشوند و يا اين گفته ها صحيح است كه در اين صورت مادر بودن مومنين از براي عايشه علامت سوال دار ميشود ... چرا كه از يك مومنه و مومن هيچگاه چنين گفته ها و اعمالي سر نميزند ... در صحيح بودن ، بيان توسط عايشه را ميگوئيم نه انجام عمل به صورتي كه بيان شده مثلا پيامبر چنين عملي را انجام داد و بعد مرا صدا زده كه من هم عمل كنم و غيره ... منظور اين است كه در روايات زير كه پيامبر را فاعل اصلي عمل بيان ميكند و به دروغ انجام اعمالي غير شرعي را به ايشان نسبت ميدهد اين روايات كلاْ دروغ است ...
پس اگر دروغ باشد آيا خبر پراكن ميتواند مادر مومنين باشد ؟
1- عايشه ميگويد : روزي حبشي ها (زنهاي رقاصه) در مسجد بازي ميكردند رسول خدا در بيرون در حجره من قرار داشت و با عباي خويش مرا ميپوشانيد تا رقص و بازي آنها را تماشا كنم ، وي اضافه ميكند پيامبر به خاطر تماشا كردن من آنقدر ايستاد تا خود من خسته شدم و برگشتم شما هم مانند پيامبر قدر دختران جوان را كه به بازي علاقه زيادي دارند بدانيد و به آنها مهر ورزيد.(صحيح بخاري - ج1 - جلد 7 - صحيح مسلم ج 3- )
2- عايشه : پيامبر كه مشغول نماز ميشد من در برابرش ميخوابيدم و پاهايم را به طرف قبله او دراز ميكردم و مانع سجده او ميشدم رسولخدا چون ميخواست سجده كند پاي مرا فشار ميداد (نيشگون ميگرفت ) و من پاهايم را جمع ميكردم وقتي سر از سجده برميداشت من دومرتبه پاي خود را دراز ميكردم .( بخاري -ج 1 - مسلم ج 2- )
3- عايشه : رسولخدا نشسته بود سروصداي كودكاني به گوش ما رسيد رسولخدا بلند شد ديد يك زن حبشي ميرقصد و اطفال دور او را گرفته اند . فرمود : عايشه بيا تماشا كن من هم آمدم و چانه ام را به دوش رسولخدا گذاشتم و از ميان دوش و سر ايشان آن رقاصه را تماشا ميكردم رسولخدا به من ميفرمود سير نشدي ؟ سير نشدي ؟ عايشه ميگويد من هم ميگفتم نه و منظورم اين بود كه موقعيت خويش را نزد پيامبر بيازمايم در آن هنگام عمر پيدا شد مردم از دور آن زن پراكنده شدند رسولخدا فرمود ميبينم كه شيطان انس و جن از عمر فرار كردند عايشه ميگويد من نيز برگشتم .( ترمزي - سنن ج 5 )
و هزاران روايت ديگر از اين مادر و هزاران فتوي ديگر از ايشان كه مثلا زن نامحرم با شير دادن به مرد نامحرم به مرد محرم ميشود و يا جنگ با امام (خليفه ) زمان كه مثلا خود صلاح دانست و غيره و غيره ....
حال ميبينيد كه چقدر مومنه است اين مادر و چقدر به وصاياي همسر خود در رابطه به تمام امور در زندگيش عمل نمود ! بله بايد هم مادر مومنين باشد ! اگر مومنين معاويه و يزيد و طلحه و زبير و عاص و مروان و كلاْ آل اميه باشند صحيح است اگر مومن ايشانند پس مادر اين نوع از مومنين هم حضرت عايشه است ! ما قبول داريم ...
والسلام ... به اميد ظهور فرزند غدير
خیرالبریه
Saturday 18 July 2009, 09:32AM
قال الله تعالی : ان جائكم فاسق بنبا فتبينوا
با سلام
شیعیان زنان انبیاء را از خیانت جنسی مبرا میدانند اما اهل سنت که گرفتار سیاست دین زدایی منافقین مسجد ضرار و معاویه و ابناء طلقاء شدند و در تفرقه بین مسلمین و ایجاد بدعت و جعل حدیث از هیچ کوششی فروگذار نکردند ، نمیدانند که ریشه تمام این تهمتها و اختلافات از کجاست .
کسی که گفت من نام رسول الله (ص) را دفن میکنم و خلیفه عثمان را کشت و جنگهای ویرانگر در اسلام بوجود آورد و پسران رسول خدار ا شهید کرد، از تهمت زدن وافترا به زن رسول خدا هیچ ابایی ندارد . او فقط در صدد گرفتن انتقام از اسلام است .واین مهمترین نکته است که اهل سنت از آن غافلند .
حال ببینید که چه مذهبی زنان رسول خدا را از خیانت بری میداند وچه فرقه ای آنرا تایید میکند :
در تفسیر آیه سوره احزاب :
فاحشه مبینه " در تفاسیر اهل سنت :
تفسير مجاهد - مجاهد بن جبر - ج 2 - ص 680 - 681
[ تفسير ] سورة الطلاق بسم الله الرحمن الرحيم أخبرنا عبد الرحمن قال ثنا إبراهيم قال ثنا آدم قال نا ورقاء عن ابن أبي نجيح عن مجاهد إلا أن يأتين بفاحشة مبينة قال يقول إلا أن يزنين فيخرجن للرجم
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير مقاتل بن سليمان - مقاتل بن سليمان - ج 3 - ص 44
( يا نساء النبي من يأت منكن بفاحشة مبينة ) * يعني العصيان للنبي صلى الله عليه وسلم
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
أحكام القرآن - محمد بن إدريس الشافعي - ج 1 - ص 214
وإذا أتين بفاحشة مبينة وهي الزنا فأعطين بعض ما أوتين ليفارقن حل ذلك إن شاء الله
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
جامع البيان - إبن جرير الطبري - ج 4 - ص 411
عن السدي : * ( إلا أن يأتين بفاحشة مبينة ) * وهو الزنا ، فإذا فعلن ذلك فخذوا مهورهن .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
جامع البيان - إبن جرير الطبري - ج 4 - ص 412
قال أبو جعفر : وأولى ما قيل في تأويل قوله : * ( إلا أن يأتين بفاحشة مبينة ) * أنه معني به كل فاحشة من بذاءة باللسان على زوجها ، وأذى له و زنا بفرجها .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير ابن أبي حاتم - ابن أبي حاتم الرازي - ج 3 - ص 904
5038 حدثنا أبو سعيد الأشج ، ثنا عبيد الله بن موسى وأبو نعيم ، عن إسرائيل ، عن أبي يحيى ، عن مجاهد ، عن ابن عباس الا ان يأتين بفاحشة مبينة قال : الزنا
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
معاني القرآن - النحاس - ج 2 - ص 46
ثم قال عز وجل : * ( إلا أن يأتين بفاحشة مبينة ) * [ آية 19 ] . قال الحسن والشعبي : يعني الزنا .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
أحكام القرآن - الجصاص - ج 1 - ص 475
إلا أن يأتي بفاحشة مبينة ، فقال ابن سيرين وأبو قلابة : يعني أن يظهر منها على زنا .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير السمرقندي - أبو الليث السمرقندي - ج 3 - ص 54
ثم قال عز وجل * ( يا نساء النبي من يأت منكن بفاحشة مبينة ) * يعني الزنى
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير ابن زمنين - أبي عبد الله محمد بن عبد الله بن أبي زمنين - ج 3 - ص 396
( يا نساء النبي من يأت منكن بفاحشة مبينة ) * يعني : الزنا
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير الثعلبي - الثعلبي - ج 9 - ص 334
( ولا يخرجن إلا أن يأتين بفاحشة مبينة ) * ) وهي الزنا فيخرجن لإقامة الحد عليهن ، هذا قول أكثر أهل المفسرين .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير الواحدي - الواحدي - ج 1 - ص 257
( إلا أن يأتين بفاحشة مبينة ) * أي الزنا
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير الواحدي - الواحدي - ج 2 - ص 1106
( إلا أن يأتين بفاحشة مبينة ) * وهي الزنا
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير السمعاني - السمعاني - ج 5 - ص 459
وقوله : * ( إلا أن يأتين بفاحشة مبينة ) اختلف القول في معنى الفاحشة هاهنا ، فأظهر الأقاويل : أنها الزنا
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
مفردات غريب القرآن - الراغب الأصفهانى - ص 374
لا يأمر بالفحشاء - وينهى عن الفحشاء والمنكر والبغي يعظكم لعلكم تذكرون - من يأت منكن بفاحشة مبينة - إن الذين يحبون أن تشيع الفاحشة - إنما حرم ربى الفواحش - إلا أن يأتين بفاحشة مبينة ) كناية عن الزنا
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير النسفي - النسفي - ج 4 - ص 254
( إلا أن يأتين بفاحشة مبينة ) * قيل هي الزنا أي إلا أن يزنين فيخرجن لإقامة الحد عليهن وقيل خروجاه قبل انقضاء العدة فاحشة في نفسه
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
أحكام القرآن - ابن العربي - ج 1 - ص 467
المسألة الرابعة قوله تعالى ( * ( إلا أن يأتين بفاحشة مبينة ) * ) ) وفي ذلك أربعة أقوال الأول قيل الفاحشة الزنا
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
أحكام القرآن - ابن العربي - ج 3 - ص 566 - 567
قوله تعالى ( * ( يا نساء النبي من يأت منكن بفاحشة مبينة يضاعف لها العذاب ضعفين وكان ذلك على الله يسيرا ) * ) الآية 3 فيها ثلاث مسائل المسألة الأولى قد تقدم القول في الفاحشة وتبيانها بما يغني عن إعادته وأنها تنطبق على الزنا وعلى سائر المعاصي
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تفسير العز بن عبد السلام - الإمام عز الدين عبد العزيز بن عبد السلام السلمي الدمشقي الشافعي - ج 2 - ص 572
( بفاحشة مبينة ) * الزنا ، أو النشوز وسوء الخلق ' ع '
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
التسهيل لعلوم التنزيل - الغرناطي الكلبي - ج 1 - ص 135
( إلا أن يأتين بفاحشة مبينة ) * قيل الفاحشة هنا الزنا وقيل نشوز المرأة وبغضها في زوجها فإذا نشزت جاز له أن يأخذ ما آتاها من صداق أو غير ذلك من مالها
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
التسهيل لعلوم التنزيل - الغرناطي الكلبي - ج 3 - ص 137
( بفاحشة مبينة ) * قيل يعني الزنا وقيل يعني عصيان زوجهن عليه الصلاة والسلام أو تكليفه ما يشق عليه وقيل عموم في المعاصي
و تفسیر فاحشه مبینه در تفاسیر شیعه :
شرح أصول الكافي - مولي محمد صالح المازندراني - ج 7 - ص 85
حدثنا محمد بن أحمد قال حدثنا محمد بن عبد الله بن غالب عن عبد الرحمن بن أبي نجران عن حماد عن حريز قال سألت أبا عبد الله ( عليه السلام ) عن قول الله تبارك وتعالى : ( يا نساء النبي من يأت منكن بفاحشة مبينة يضاعف لها العذاب ضعفين ) قال : الفاحشة الخروج بالسيف .
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ
بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج 22 - ص 199
سألت أبا عبد الله ( عليه السلام ) عن قول الله : " يا نساء النبي من يأت منكن بفاحشة مبينة يضاعف لها العذاب ضعفين " قال : الفاحشة : الخروج بالسيف
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــ
مستدرك سفينة البحار - الشيخ علي النمازي الشاهرودي - ج 7 - ص 519 - 520
سألت أبا عبد الله ( عليه السلام ) عن قول الله ‹ صفحه 520 › تعالى : * ( يا نساء النبي من يأت منكن بفاحشة مبينة يضاعف لها العذاب ضعفين ) * . قال الفاحشة : الخروج بالسيف
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــ
تفسير القمي - علي بن إبراهيم القمي - ج 2 - ص 193
سألت أبا عبد الله عليه السلام عن قول الله عز وجل : ( يا نساء النبي من يأت منكن بفاحشة مبينة يضاعف لها العذاب ضعفين ) قال : الفاحشة الخروج بالسيف
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ
التفسير الأصفى - الفيض الكاشاني - ج 2 - ص 990 - 991
( يا نساء النبي من يأت منكن بفاحشة مبينة ) * : ظاهر قبحها * ( يضاعف لها العذاب ‹ صفحه 991 › ضعفين ) * : ضعفي عذاب غيرهن . قال : ( الفاحشة : الخروج بالسيف )
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــ
التفسير الصافي - الفيض الكاشاني - ج 4 - ص 186
يا نساء النبي من يأت منكن بفاحشة مبينة ظاهر قبحها يضاعف لها العذاب ضعفين ضعفي عذاب غيرهن أي مثليه لأن الذنب منهن أقبح وقرء يضعف بتشديد العين وبالنون ونصب العذاب وكان ذلك على الله يسيرا لا يمنعه عن التضعيف كونهن نساء النبي وكيف وهو سببه القمي عن الصادق عليه السلام قال الفاحشة الخروج بالسيف
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــ
التفسير الصافي - الفيض الكاشاني - ج 6 - ص 40
عن الصادق ( عليه السلام ) قال : الفاحشة : الخروج بالسيف
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ
تفسير نور الثقلين - الشيخ الحويزي - ج 4 - ص 268
يا نساء النبي من يأت منكن بفاحشة مبينة يضاعف لها العذاب ضعفين قال : الفاحشة الخروج بالسيف .
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــ
تفسير الميزان - السيد الطباطبائي - ج 16 - ص 307
( من يأت منكن بفاحشة مبينة ) الفاحشة الفعلة البالغة في الشناعة والقبح وهي الكبيرة كايذاء النبي صلى الله عليه وآله وسلم والافتراء والغيبة وغير ذلك ، والمبينة هي الظاهرة
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــ
تأويل الآيات - شرف الدين الحسيني - ج 2 - ص 453
عن أبي عبد الله عليه السلام قال : قال لي : أتدري ما الفاحشة المبينة ؟ قلت : لا . قال : قتال أمير المؤمنين عليه السلام يعني أهل الجمل
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــ
أويل الآيات - شرف الدين الحسيني - ج 2 - ص 453 - 454
عن أبي عبد الله عليه السلام في قوله تعالى ] ( 8 ) ( يا نساء النبي من يأت منكن بفاحشة مبينة ) الآية ‹ صفحه 454 › قال عليه السلام : الفاحشة الخروج بالسيف
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــ
زوجات النبي (ص) - سعيد أيوب - ص 27
قوله ( من يأت منكن بفاحشة مبينة ) الفاحشة : الفعلة المبالغة في الشناعة والقبح وهي الكبيرة . كإيذاء النبي صلى الله عليه وآله وسلم ، والافتراء والغيبة وغير ذلك ، والمبينة : هي الظاهرة .
قضاوت با خردمندان مومن .
بر محققین مخفی نیست که این گونه اخبار که در صحاح اهل سنت آمده و بعدا به کتب شیعه سرایت کرده مثل همان اخبار تحریف قرآن و خیانت ازواج نبی و..... همه اش ساخته یهود ودشمنان اسلام است .
ومتاسفانه اهل سنت چشم وگوش بسته پذیرای این اخبارند .ودر صحاح خود آنها را روایت کرده وبر صحت آن پا می فشارند مثل آیه رضاع کبیر که بگفته عایشه بز آنرا خورد ! ودر قرآن فعلی موجود نیست .
وناصرالدین البانی هم بر صحت رضاع کبیر عایشه سخت مصر است !!!
ان هذا لشئ عجاب
آیااز روابط صمیمی کعب الاحبار و وهب بن منبه یهودی که از روایان صحاح سته است با معاویه وابوهریره بی خبرید ؟
خدا میداند که چه تعداد اخبار جعلی وخطرناک وارد دین اسلام کردند که ما از آن بیخبریم .
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.