ghadem
Saturday 19 July 2008, 09:47AM
ایرادات انتخاب خلیفه اول از دیدگاه شیعه
در شورایی که ابوبکر را بهعنوان خلیفهٔ اول انتخاب کرد حداکثر هفت نفر حضور داشتند و این اشخاص پیشتر به نمایندگی جامعهٔ مسلمانان منصوب نشده بودند. یکی از این اشخاص ابوبکر بود که به خودش رأی داد، دیگری عمر بود که به ابوبکر رأی داد و ابوبکر نیز به هنگام مرگ او را بهعنوان خلیفهٔ دوم معرفی کرد. سومی ابو عبیده بود که شغلش قبرکنی بود و از عقلای قوم محسوب نمیشد. به اعتقاد شیعیان اگر قرار به برگزاری شورایی هم بود باید در وهلهٔ اول از علی دعوت به شرکت در جلسه را میکرد، و نیز در این شورا شخصیتهایی نظیر ابن عباس مفسر بزرگ قرآن، سلمان، اباذر، مقداد، عمار، کمیل، مالک اشتر نخعی، محمد حنفیه و بسیاری شخصیتهای دیگر حضور مییافتند و این اشخاص نیز یا باید از قاطبهٔ مسلمانان نمایندگی کسب میکردند و یا اینکه خلیفه بر اساس یک انتخابات آزاد که همهٔ مسلمانان حق شرکت در آن را میداشتند برگزار میشد.البته شیعیان اعتقاد دارند که مطابق قرآن (یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس) یعنی: «ای رسول ابلاغ کن آنچه را که از جانب پروردگارت به تو نازل شده و اگر این کار را به انجام نرسانی رسالت او را ابلاغ ننمودهای، خداوند ترا از مردم محفوظ خواهد داشت) محمد از جانب خدا موظف به انتصاب علی به عنوان جانشین و وصی پس از خود بود و تعیین علی بهعنوان جانشین محمد مانند تعیین هارون به جانشینی موسی بود، با این تفاوت که هارون علاوه بر جانشینی خود پیامبر هم بود اما علی خلیفه و امام بود و پیامبر نبود. اما در مقام بررسی تاریخ شیعه با قاطعیت اعلام میدارد که اصولا شورایی نیز در برابر نص محمد برگزار نشد و به آنچه که روی نمیتوان نام شورا نهاد.
ایرادات انتخاب خلیفه دوم از دیدگاه شیعه
در تعیین عمر بهعنوان خلیفهٔ دوم نیز اصولا شورایی برگزار نشد و ابوبکر وی را بهعنوان جانشین خود و خلیفهٔ دوم معرفی کرد. در اینجا شیعیان این سوال را مطرح میکنند، که چگونهاست که وقتی پیامبر علی را منصوب مینماید، اهل سنت زیر بار نمیروند و از شورا دم میزنند، اما هنگامی که ابوبکر خلیفهٔ دوم را تعیین میکنند همگیشان میپذیرند؟
ایرادات انتخاب خلیفه سوم از دیدگاه شیعه
در خصوص خلافت خلیفهٔ سوم یعنی عثمان نیز شورایی از جانب مسلمانان و یا قاطبهٔ منتخب مسلمانان برگزار نشد و عمر خود چند نفر را مشخص کرد تا خلیفهای را برگزینند. این هیأت ابتدا علی را برگزید اما با او شرط کرد که بر اساس قرآن و روش شیخین (ابوبکر و عمر) رفتار نماید، اما علی نپذیرفت و گفت بر اساس قرآن و اجتهاد خود عمل میکنم، بنابراین گروه مذکور عثمان را برگزید و این شرط را با او در میان گذاشت و او شرط را پذیرفت. بنابراین خلیفهٔ سوم نیز با شور و مشورت مسلمانان انتخاب نشد بلکه گروهی که از سوی خلیفهٔ دوم مأموریت یافته بودند به شکلی که گفته شد او را منتصب ساختند.
نحوه انتخاب خلیفه چهارم از دیدگاه شیعه
در دیدگاه شیعه پس از کشته شدن عثمان مردم به علی اقبال کردند و مصرانه از او خواستند که خلافت را بپذیرد، او در مقابل اصرار مردم با این شرط که موضوع به شکل پنهانی نباشد و انتخاباتی در مسجد انجام شود و کلیهٔ مسلمانان در آن شرکت نمایند، این پیشنهاد را پذیرفت. به عبارت دیگر بر اساس اعتقاد شیعیان علی هم منتصب از جانب خدا و محمد است و هم به با رأی مردم بر سر کار آمدهاست، بنابراین شورای واقعی هم صرفاً در مورد او مصداق یافتهاست و هیچیک از خلفای پیشین با رای مردم و انجام شورا به معنای حقیقی زمام امور را به دست نگرفتهاند.
در شورایی که ابوبکر را بهعنوان خلیفهٔ اول انتخاب کرد حداکثر هفت نفر حضور داشتند و این اشخاص پیشتر به نمایندگی جامعهٔ مسلمانان منصوب نشده بودند. یکی از این اشخاص ابوبکر بود که به خودش رأی داد، دیگری عمر بود که به ابوبکر رأی داد و ابوبکر نیز به هنگام مرگ او را بهعنوان خلیفهٔ دوم معرفی کرد. سومی ابو عبیده بود که شغلش قبرکنی بود و از عقلای قوم محسوب نمیشد. به اعتقاد شیعیان اگر قرار به برگزاری شورایی هم بود باید در وهلهٔ اول از علی دعوت به شرکت در جلسه را میکرد، و نیز در این شورا شخصیتهایی نظیر ابن عباس مفسر بزرگ قرآن، سلمان، اباذر، مقداد، عمار، کمیل، مالک اشتر نخعی، محمد حنفیه و بسیاری شخصیتهای دیگر حضور مییافتند و این اشخاص نیز یا باید از قاطبهٔ مسلمانان نمایندگی کسب میکردند و یا اینکه خلیفه بر اساس یک انتخابات آزاد که همهٔ مسلمانان حق شرکت در آن را میداشتند برگزار میشد.البته شیعیان اعتقاد دارند که مطابق قرآن (یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس) یعنی: «ای رسول ابلاغ کن آنچه را که از جانب پروردگارت به تو نازل شده و اگر این کار را به انجام نرسانی رسالت او را ابلاغ ننمودهای، خداوند ترا از مردم محفوظ خواهد داشت) محمد از جانب خدا موظف به انتصاب علی به عنوان جانشین و وصی پس از خود بود و تعیین علی بهعنوان جانشین محمد مانند تعیین هارون به جانشینی موسی بود، با این تفاوت که هارون علاوه بر جانشینی خود پیامبر هم بود اما علی خلیفه و امام بود و پیامبر نبود. اما در مقام بررسی تاریخ شیعه با قاطعیت اعلام میدارد که اصولا شورایی نیز در برابر نص محمد برگزار نشد و به آنچه که روی نمیتوان نام شورا نهاد.
ایرادات انتخاب خلیفه دوم از دیدگاه شیعه
در تعیین عمر بهعنوان خلیفهٔ دوم نیز اصولا شورایی برگزار نشد و ابوبکر وی را بهعنوان جانشین خود و خلیفهٔ دوم معرفی کرد. در اینجا شیعیان این سوال را مطرح میکنند، که چگونهاست که وقتی پیامبر علی را منصوب مینماید، اهل سنت زیر بار نمیروند و از شورا دم میزنند، اما هنگامی که ابوبکر خلیفهٔ دوم را تعیین میکنند همگیشان میپذیرند؟
ایرادات انتخاب خلیفه سوم از دیدگاه شیعه
در خصوص خلافت خلیفهٔ سوم یعنی عثمان نیز شورایی از جانب مسلمانان و یا قاطبهٔ منتخب مسلمانان برگزار نشد و عمر خود چند نفر را مشخص کرد تا خلیفهای را برگزینند. این هیأت ابتدا علی را برگزید اما با او شرط کرد که بر اساس قرآن و روش شیخین (ابوبکر و عمر) رفتار نماید، اما علی نپذیرفت و گفت بر اساس قرآن و اجتهاد خود عمل میکنم، بنابراین گروه مذکور عثمان را برگزید و این شرط را با او در میان گذاشت و او شرط را پذیرفت. بنابراین خلیفهٔ سوم نیز با شور و مشورت مسلمانان انتخاب نشد بلکه گروهی که از سوی خلیفهٔ دوم مأموریت یافته بودند به شکلی که گفته شد او را منتصب ساختند.
نحوه انتخاب خلیفه چهارم از دیدگاه شیعه
در دیدگاه شیعه پس از کشته شدن عثمان مردم به علی اقبال کردند و مصرانه از او خواستند که خلافت را بپذیرد، او در مقابل اصرار مردم با این شرط که موضوع به شکل پنهانی نباشد و انتخاباتی در مسجد انجام شود و کلیهٔ مسلمانان در آن شرکت نمایند، این پیشنهاد را پذیرفت. به عبارت دیگر بر اساس اعتقاد شیعیان علی هم منتصب از جانب خدا و محمد است و هم به با رأی مردم بر سر کار آمدهاست، بنابراین شورای واقعی هم صرفاً در مورد او مصداق یافتهاست و هیچیک از خلفای پیشین با رای مردم و انجام شورا به معنای حقیقی زمام امور را به دست نگرفتهاند.