PDA

نمايش نسخه نهائي : سید مظلوم


ghadem
Thursday 17 July 2008, 03:15PM
۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۵5 در شهرستان خوی از شهرستانهای اذربایجان غربی و در خانواده ای متدین و از سلاله حضرت زهرا (س) پسری به دنیا امد که نامش را ( میر محمد) نهادند.
(نام اصلی و شناسنامه ای سید ،میر محمد بوده و در کودکی بیماری می گیره و احتمال مرگش وجود داشته پدرش سید حبیب ذاکری نذر امام جواد میکنه اگه بچه ام خوب شد اسمش را می زارم محمد جواد در ضمن فامیل اصلی سید هم طباطبائی است . ولی قدیم که پدرش خواسته شناسنامه بگیرد چون میر حبیب مداح و ذاکر امام حسین بود.نام خانوادگی را ذاکری انتخاب می کنه. سید از پدر و مادر ی که از سادات بودن متولد شده.از نسل طباطبائی در واقع سیدی دو شرفه محسوب میشه
میر محمد در ترکی یعنی سید محمد
*پدر سید محمد جواد میر حبیب ذاکری نام داشت که وی از مداحان بااخلاص شهرستان خوی بود.
* مادر وی که زنی مومنه و از سادات بود در همان دوران کودکی سید محمد جواد دارفانی را وداع گفت و سید محمد جواد از دوران کودکی از مهر مادری بی نصیب بود .
* وی تا پایان دوران تحصیلی متوسطه در خوی بود و مداحی که در خاندان وی ریشه داشت را هم ادامه داد.
*بعد از پایان تحصیلات برای کسب علوم حوزوی راهی قم شد و در مدرسه علمیه رضویه مشغول به تحصیل شد و مداحی را نیز ادامه داد.
*سید محمد جواد پرچم دار سبکهای جدیدی از مداحی بود که بسیاری از مردم الالخصوص جوانان را به سوی هیئت ها میکشاند حتی جوانانی که تا قبل از آن انسی با هیئت ها نداشتند. همین کار او خیلی از کسانی که شناختی از اسلام واهل بیت نداشتن به هیت ها کشاند و خیلی مداحان جوانان تر و شهرستانی از وی الگو گرفتند. وی از این جهت انقلابی به راه انداخت که به جنگ تهاجم فرهنگی دشمنان و مخالفین اسلام و تشیع رفته بود
* خیلی سریع نام سید ذاکر بر سر زبان ها افتاد و در دل خیلی از دوستدارانش جای گرفت.همین امر باعث شد بسیاری از افراد و جریانات که موقعیت خود را در خطر میدیدند و به وی حسادت میکردند
برای وی مشکل ایجاد کنند تا جایی که سید مجبور به ترک مدرسه رضویه شد و تنها به مداحی ادامه داد.
ارئه همین سبک ها به مزاج خیلی ها نمی ساخت مثلا برخی مداحان قدیمی تر و...
* برای مداحی سید در تهران مشکل ایجاد کردند و در قم هم برای وی محدودیت ایجاد کردند . سید به دارالمومنین کاشان رفت از انجا به اصفهان و بعد از مدتی مجددا" به کاشان بازگشت و گهگداری در قم هم مداحی میکرد . ضمن اینکه سید بعد از ازدواج در قم و در شهرک قدس در منزلی اجاره ای سکونت داشت.
*سید جواد خلوص نیت عجیبی داشت . بسیار فروتن و متواضع .به تهمت ها و افترای که به وی داده میشد جوابی نمی داد و از غیبت و تهمت زدن به دیگران دوری میجست. یه اشاره به اطرفیانش کافی بود تا جواب مخالفین را همه جوره بدهند اما خود سید با درگیری و دهن به دهن شدن با جاهلین مخالف بود
* نزدیک به یک سال پیش میر حبیب ذاکر پدر سید محمدجواد به دیار باقی شتافت و برای اخرین با سید برای شرکت در مراسمات ترحیم پدر به خوی رفت .و این اخرین حضور وی در زادگاهش بود . زیرا خیلی سریع علایم بیماری سرطان در وی هویدا شد .
*بعد از سپری کردن دوران شیمی درمانی برای اولین بار سید در روز عید غدیر در هیئت جنت الحسین (ع) حضور پیدا کرد و اخرین حضور وی روز ۲۸ و ۲۹ صفر در سال ۸۵ در مشهد مقدس و در حضور هیئت زنجانیها بود .
* بیماری سید به اوج رسید و وی در اوایل خرداد ماه در اثر از کار افتادن سلولهای مغز در کما فرو رفت و بعد از حدود ۴۰ روز در ساعت ۲ بامداد شانزدهم تیر ما ه ۱۳۸۵ در بیمارستان میلاد تهران به دیدار معبودش شتافت.
*پیکر زند یاد ذاکر در مقابل حرم حضرت معصومه (س) و در قبرستان (نو ) و در کنار قبر رسول ترک ارام گرفت.
* عدم انتشار خبر درگذشت سید ذاکر از سوی رسانه ها بنا به دلایلی واهی باعث شد تا عده کثیری از علاقمندان به سید الشهدا و شیفتگان صدای گرم این بلبل آستان الله از علت درگذشت وی حتی وزمان و مکان برگزاری مراسمات به موقع اطلاع پیدا نکنند .با این حال مراسم تشیع با شکوهی در قم برگزار شد به طوری که خیلی از کسبه و مردم گمان بردند عالم یا مرجعی از دنیا رفته است. هر چند غلو نیست اگر بگوییم تائثیر وی روی مردم زمانه اش از بسیاری مراجع و صاحبان کتاب و شخصیت های مطرح مذهبی بیشتر بود. و این تشیع باشکوه دور از انتظار نبود.در حالی که خیلی از علاقمندانش هنوز هم نمی دانند.سید را از دست داده اند.
وی یکی از با اخلاص ترین مداحان زمانه ما بود با اینکه خیلی از مداحان امروزی زندگی مفره و تجملی دارند و تا میلون ها تومن پول نگیرند نمی خوانند. وی یکی از فقیر ترین و بی ریا ترین زندگی ها را داشت. و هیچ گاه روضه نفروخت واز این راه امرار معاش نکرد. وی به وعده های ملیونی هیات مذهبی جواب منفی داد.تا مزد خود را از اربابش امام حسین بگیرد.
*سید جواد ذاکر حق بزرگی بر جوانان علاقه مند به اهل بیت دارد. واینک با هر بار شنیدن صدای باصلابت این فرزند زهرا (س) فاتحه ای نثار روحش کنیم
http://tinypic.com/2ljhz52.jpg


http://www.irapic.com/uploads/1183157091.jpg


http://i4.tinypic.com/449cj9y.jpg

ghadem
Thursday 17 July 2008, 09:46PM
این مطلب رو حتما بخونید برای روشن شدن حقیقت کمکتون می کنه:
سیدجواد ذاکر مشهور به سید ذاکر که از مدتی پیش از سرطان حنجره رنج می برد پس از یک دوره ۴۰ روزه مرگ مغزی، پنج شنبه ۱۵ تیر ماه درگذشت.
مطلب ذیل به بهانه در گذشت او منتشر می شود.
با ظهور سيد جواد ذاکر طباطبايي، مداح جواني که در حوالي سال‌هاي ۷۹ و ۸۰ به شهرت قابل توجهي دست يافت که تا به امروز هم کمابيش حفظ شده است. جريان مداحي پاپ وارد اصلي‌ترين فصل حيات خود تاکنون شد. ذاکر طباطبايي که در مجامع هيأتي به سيدذاکر و در بين هواداران خود همچنين به: سيدجواد شهرت دارد هم مثل بسياري ديگر از همتايان خود فعاليت خود را به طور جدي از قم آغاز کرد و پس از رسيدن به شهرتي نسبي مدتي هم در مشهد سکني گزيد.

اما سرانجام به کاشان(=قطب اصلي جريان مداحي پاپ) رفت و مرکز فعاليت خود را آنجا و هيأت ديوانگان حسين قرار داد. (البته چندي هم در سال ۸۲ بر اثر اختلافات پيش آمده به اصفهان رفت اما مجدداً به کاشان باز گشت).
معروف است که ذاکر در آغاز طلبه‌ي علوم ديني يکي از حوزه‌هاي علميه شهر قم بوده است و پس از بروز رفتارهايي در روند مداحي او از جمله: عوعو کردن که با اعتراض شديد و موضع‌گيري صريح علما و بزرگان حوزه مواجه شد، گويا عذر وي خواسته شده و از حوزه اخراج مي‌شود اين مسأله که با شايعه‏ی عدم اعتقاد و التزام وي به انقلاب هم همراه شد در عرض مدت کمي در بين بچه‌مذهبي‌ها پيش از اخراج تذکراتي درباره‏ی منش هنجارشکنانه‌ي وي در مداحي به او داده شده اما از پذيرش آنها سر باز زده شده است). حتي در مواردي کار به برخوردهاي فيزيکي بازدارنده هم کشيده مي‌شود که با پافشاري ذاکر بر مواضع انحرافي تلقي شده‌ي خود حتي به قيمت طرد از سوي نيروهاي مذهبي و خروج از حوزه‌ي علميه جز آنکه بر بحراني‌تر و حساس‌تر شدن مسأله مي‌افزايند، ‌ثمره‌ي ديگري در پي ندارند.
مشابه آنچه در مورد پناهي رخ داد و برخوردهايي که با وي صورت گرفت به فاصله‌ي کمي در مورد ذاکر هم تکرار شد با اين تفاوت که اين بار دامنه‌ي کار ابعادي به مراتب گسترده‌تر يافته بود که هم به شديدترين برخوردها با ذاکر به تناسب مهم‌تر بودن و حساس‌تر بودن هنجارشکني‌هاي وي نسبت به پناهي بر مي‌گشت و هم به اين که اين بار جريان مداحي پاپ شکل گرفته و در مسير خود و شايد در مهم‌ترين مقطع آن با اين برخوردها مواجه مي‌شد و نه مانند دوره‌ي پناهي در آغاز راه خود و وقتي که هنوز هويت مستقلي نداشت.
هنجارشکني‌هاي ذاکر گرچه در حقيقت امتداد همان حرکتي بود که چندي پيش قرعه‌ي آغاز آن به نام پناهي خورده بود اما مواردي به مراتب حساس‌تر را شامل مي‌شد. به عبارت ديگر خط قرمزهاي ‌بسيار مهم‌تر و پررنگ‌تري توسط وي زير پا گذارده شد که بعضاً تا آن زمان سابقه نداشت. از جمله اين موارد که بيشترين بازتاب‌ها و اعتراضات را هم برانگيخت يکي «استخدام تعابير غلوگونه و توأم با شبهه‏ی شرک‌آميزي درباره‌ي اهل بيت(عليهم‌السلام)» بود؛‌ نظير عباراتي چون:«لا اله الا زهرا»، «لا اله الا علي» و «انا عبد رقيه». و دوم « به کار گيري مفرط الفاظ مبتذل و دور از شأن براي خطاب دوستداران اهل بيت» بود؛ ‌نظير کاربرد زياد واژه‏ی «سگ» در اشعار و نوحه‌ها. خصوصاً که اين نوحه‌ها گاهي با اعمال متناسبي هم توأم مي‌شد؛ نظير :«قلاده بر گردن انداختن در مجلس عزا» و نيز «عوعو کردن به عنوان ذکر سينه‌زني».
اين دو مورد با واکنش شديد نيروهاي مذهبي و موج اعتراضات و مخالفت‌هاي مجامع مذهبي مواجه شد و دامنه‌ي واکنش‌ها تا فتواي مراجع به حرمت و کفرآميز بودن تعابير غلوگونه‌ي مورد اشاره و حکم به ارتداد گوينده‌ي آنها کشيده مي‌شد، ‌نه تنها در روند هنجارشکني هيأت‏هاي تازه‌تأسيس نتوانست اصلاحي به وجود بياورد، بلکه بر عکس منجر به جبهه‌گيري طرف مقابل و پافشاري بيشتر بر رفتارهاي خود که اين بار جنبه‌ي لجبازي هم گرفته بود، گرديد. علي‏الخصوص که هواداران و اعضاي هيئات تازه‌تأسيس تماماً نوجوانان و جواناني بودند که مثل ديگر همسالان خود پذيرش حرف زور برايشان گران بود و به غرورشان بر مي‌خورد.
طبيعي بود که اين پافشاري‌ها از طرف جناح سنتي و معترض بي‌پاسخ نماند و لذا در اقدامي غيرهماهنگ، هيأتي‌هاي جوان مذکور، ‌آرام آرام از اماکن خاص و مهم مذهبي(: مساجد و حسينيه‌ها) طرد شدند. چرا که:« مسجد و حسينيه حرمت دارد و جاي اين کارهاي جلف و سبک[: سبک‌هاي عزاداري پاپ] و اين حرف‌هاي کفرآميز[اشعار و نوحه‌هاي مداحان پاپ] نيست. خصوصاً که به فتواي مراجع( مرجعيت هنجاري ديني) هم شرکت در اين‏گونه مجالس حرام اعلام شده است».
با اين حساب براي جوانان هوادار سبک‌هاي مداحي جديد و مورد اعتراض با وجود هيأت امنا و امام جماعت و نيز در مواردي: اعضاي پايگاه بسيج، ديگر در مسجد جايي نبود. بماند که اصولاً مساجد و حسينيه‌ها به دليل حضور مستمر مردم متدين سنتي در آنها چندان محل مناسبي هم براي سينه‌زني‌هاي پرشور و پرتحرک هيئات جديد(:پاپ) نمي‌توانستند باشند.
نتيجه آن شد که اعضاي اين هيئات به اماکن عام و خصوصي (نظير منازل شخصي، ‌زيرزمين، ‌پارکينگ و . . . ) نقل مکان کردند. يعني اماکني که در آنها هم از دست تذکرات گاه و بي‌گاه امام جماعت و از توبيخ هيأت امنا و انتقادات مردم حاضر راحت بودند و هم مي‌توانستند به هر سبک دلخواه خود عزاداري کنند و هر شعري بخوانند؛ ‌فارغ از اعتراض و نصيحت و طعنه و تمسخر ديگران. اين همان پديده‌اي است که از آن به هنجارشکني مکاني به عنوان يکي از خصوصيات مهم هيأت‏هاي پاپ تعبير مي‌کنيم و تا اين زمان بي‌سابقه است.
از سوي ديگر براي اعضاي اين هيئات احساس علاقه به اهل بيت چيزي نبود که پاي منبر روحانيان يا در کلاس‌هاي عقيدتي به دست آمده باشد؛ بلکه يک امر شهودي و نوعي تجربه‌ي معنوي بود که فقط آن را حس مي‌کردند و جز براي خودشان براي ديگران قابل اثبات نبود:«کار عشق است و عشق هم ربطي به دين و رساله و احکام و آخوند جماعت ندارد».
با اين حساب روشن است که چرا فتواي مراجع و مذمت علما درباره اعمال انحرافي و بدعت‌گونه‌ي عزاداري تأثيري در اين هيئات و اعضا و مداحانشان به جا نمي‌گذارد. طبيعي است وقتي محبت اهل بيت و عزاداري بر ايشان را امري برون‌ديني و خارج از دايره‌ي فقه و فقاهت بدانيم نظر علما و مراجع، ديگر محلي از اعراب نمي‌يابد و با بي‌اعتنايي مواجه ‌مي‌شود. اين هم شاخصه‌ي ديگري است که هيئات پاپ را از ديگر گونه‌هاي هيئات مذهبي تمايز مي‌بخشد:«فقدان مرجعيت هنجاري ديني».
با توجه به جايگاه محوري مرجعيت شيعه و علماي ديني در حکومت اسلامي و نيز نقش برجسته‌ي روحانيون در نظام به تبع معمولاً کساني مخاطب هيئات پاپ قرار مي‌گرفتند که کمتر ميانه‌اي با انقلاب اسلامي يا علقه‌اي نسبت به آن داشتند. يعني آن دسته از مدعيان حبّ اهل بيت که خارج از دايره‌ي نيروهاي مذهبي و انقلابي و حزب‌اللهي و بسيجي و ولايتي و ديگر عناوين مشابه مرسوم قرار مي‌گرفتند. در نتيجه طبيعي است که بي‌اعتنايي و انفعال نسبت به سياست و مسائل سياسي و نيز قائل بودن به تفکيک مقوله‌ي عزاداري و حبّ اهل بيت به عنوان دو زيرمجموعه‌ي قلمروي دين از سياست را خصوصيت ديگر هيئات پاپ بدانيم؛ و البته در عين حال همچنين پاشنه‌ي آشيلي که آنها را در برابر هيأتي‌هاي انقلابي بي‌دفاع مي‌ساخت.
مجموعه‏ی اين خصوصيات در هيأت‏هاي مرتبط با جواد ذاکر براي اولين بار به طور کامل و يکجا ظاهر شدند و از اين رو از اين هيئات به عنوان: کامل‌ترين نمونه‏ی هيئات پاپ و از ذاکر به عنوان: شاخص‌ترين مداح پاپ ياد مي‌کنيم.
علاوه بر اين، شاخصه‌هاي ديگري هم ذاکر را از ديگر مداحان هم‌سلکش تمايز مي‌بخشد. از جمله آن که وي به نسبت ديگر مداحان پاپ از صدايي گيراتر و باقوت و قابليت‌هاي زياد برخوردار است که در موارد بسيار توأم با نوعي حالت رعب‏آفريني و خشونت مطلوب نيز هست.
ذاکر همچنين از امتياز بزرگ ديگري هم برخوردار است که به خصوصيات فيزيکي و ظاهري او مرتبط مي‌شود که تا حد زيادي در تناسب با معيارهاي زيبايي مورد نظر جوانان(بچه‌هيأتي‌هاي پاپ) قرار دارد و به اصطلاح: جوان‌پسند است. از اتفاق يکي از اولين شايعاتي که درباره‏ی او به مجامع هيأتي و مذهبي راه يافت اين بود که:«ذاکر ريشش را مي‌تراشد». اين شايعه که چندان دور از صحت نبود با توجه به احکام مراجع درباره حرمت تراشيدن ريش يک امتياز منفي دیگر براي وي از منظر انقلابي‌ها محسوب مي‌شد و شايد در عين حال يک امتياز مثبت از نظر مخاطبان هيئات پاپ.
ديگر خصوصيت متمايزکننده‏ی ذاکر در مداحي سبک خاص او در دکلمه‌خواني اشعار است که همراهي اشعار با ژست‌هاي منحصر به فرد و حرکات سر و دست را شامل مي‌شود.
مجموعه‏ی اين امتيازات فيزيکي و محتوايي در کنار نوآوري‌ها و ابداعاتي که ذاکر در آوردن سبک‌هاي جديد و جذاب و پرتحرک از خود بروز مي‌داد به تدريج در کنار شهرت فراوان‏، محبوبيت بالايي را هم در بين اعضا و مخاطبان هيئات پاپ براي او به ارمغان آورد و در کنار حسادت‌هايي که برانگيخت، هواداران(شيفتگان)ي هم پيدا کرد که ضمن تقليد از خواندن و حتي رفتار و منش او در برابر موج انتقادات از وي هم سينه سپر کرده و در مقام دفاع برمي‏آمدند. کما اين که همين انتقادات به هيئات پاپ که در برهه‌اي ذاکر بيش از همه آماج نوک پيکان آنها بود در بين هواداران اين هيأت‏ها خود يک عامل محبوبيت‌ساز و انسجام‌بخش محسوب مي‌شد.
بعد از پناهي ذاکر دومين کسي است که در هيأت يک ستاره‌ي مداحي پاپ ظاهر شد و البته شهرت و محبوبيت بيشتري هم کسب کرد. هرچند مخالفت‌ها و حساسيت‌هاي بيشتري را هم برانگيخت و اگر پناهي توانست پس از گذشت چند سال باز به دامان هيئات انقلابي باز گردد اما تصور چنين بازگشتي براي ذاکر تقريباً غيرممکن مي‌نمايد.
با اين همه به خلاف بسياري از مداحان محوري پاپ که پس از دوران طلايي ستاره بودن خود افول کرده و از رونق کارشان کاسته مي‌شود، ذاکر کمابيش و علي‌رغم گذشت چند سالي از شهرتش هنوز وجهه‌ي ستاره شدن خود را حفظ کرده است.
نبايد فراموش کرد که هرچند پناهي آغازگر جريان مداحي پاپ محسوب مي‌شود اما اين ذاکر بود که خواسته يا ناخواسته مداحي پاپ را هويتي مستقل بخشيد و بسياري خصوصيات را در آن تثبيت کرد

قسمتي از سخنان آيت الله مکارم شيرازي درباره حرمت‌شکني‌هاي رايج در هيئات پاپ پس از درس خارج فقه خود(:موضع‌گيري مرجعيت هنجاري ديني)و در مورد سید جواد ذاکر
من مي‌خواهم يک مشکلي که در حوزه هست را يادآور بشوم که حواستان جمع باشد. دارد يک افراط‌ها و تفريط‌‌هايي در سطح حوزه واقع مي‌شود. اگر ما اين را نگوييم، مصداق فعله‌ي لعنه‏الله خواهيم شد و اما افراط‌کاري‏هايي که مي‌شود اخيراً در گوشه و کنار شنيده مي‌شود يک مجالسي تشکيل مي‌شود و در آنها الفاظ و کلماتي درباره‌ي ائمه، ‌فاطمه‏ی‌ زهرا و امثال اينها گفته مي‌شود با جمله‌ي «لا اله» که نشان مي‌دهد سخن از الوهيت علي (عليه‏السلام) يا حضرت زهرا(سلام‏الله‏عليها) يا زينب کبري(سلام‏الله‏عليها)؛‌اگر ندانند [و اين حرف‌ها را بزنند] احمقند و اگر بدانند [و بگويند] کافرند. «لااله‏الاعلي» يعني چه؟ «لااله‏الازهرا» يعني چه؟ و من ساده اينها را خيال نمي‌کنم. مي‌گويم شايد يک جاي ديگري اينها را ديده‌اند و واقعاً [اينها] مزدورند و مي‌خواهند اين الفاظ را بگويند و بعد نوار پر کنند و بعد اين نوارها را ببرند به مناطق مخالفين و بگويند: شيعيان اينها هستند. . . [اين حرف‌ها] کفر محض است اگر بفهمند. کساني همين سخن‌ها را گفتند؛‌علي (عليه‌السلام) دستور داد اعدامشان کردند؛ در عصر خود علي‏ابن‏ابي‏طالب. و اجازه نداد اين حرف‌ها را [بگويند]. يا در مجالس عزاداري [گفته مي‌شود]. عزاداري بزگترين افتخار ماست. وسيله‌ي حفظ آيين شيعه است. آلوده کرده‌اند عزاداري را. بعضي‌ها صداي حيوانات مي‌کنند[و مي‌گويند] من سگ امام حسين هستم. و زنجير به گردنشان مي‌اندازند. اين کارهاي احمقانه چيست؟ امام زمان بيزار از اينهاست. اينها دروغ مي‌گويند. اينها شيعه نيستند. اينها ضربه مي‌زنند به امام حسين. خاک بر سر اينها! اين چه کاري است که دارد مي‏شود. [اگر] جلوي اين کارها را نگيريم، ‌آبروي شيعه را اينها مي‌برند. کار افتاده دست چهار تا عوام احمق؛‌ یا آدم‌هاي نفوذي و ابزار دست دشمن. تعبيرات زشت و سبک[مانند] «رقاصم، ‌عاشق عباسم». اينها يعني چه؟ شماها[طلاب علوم ديني] بايد مانع شويد. . . با زبان خوب بگوييد، با منطق بگوييد. اگر گوش نکردند آن وقت راه‌هاي ديگري دارد. فعلاً ما دعوتمان به امر به معروف و نهي از منکر با زبان منطقي و خوش است. بگوييد شما داريد امام حسين را با اين حرف‌هايتان مي‌شکنيد. قلب امام زمان را جريحه‌دار مي‌کنيد. بياييد سئوال کنيم: آيا شما مقلديد؟ يا مجتهد؟ يا عمل به احتياط مي‌کنيد؟ اگر مجتهديد بفرماييد دليلتان؟ و اگر مقلديد بياوريد ببينيم فتواي کدام مرجع است که شما اين مزخرفات را مي‌گوييد؟ . . . کار برسد به جايي که بگويند:«دستگاه امام حسين از دايره‏ی فقه و فقاهت بيرون است و فقه‌بردار نيست» يعني چه؟ امام حسين براي فقه کشته شد. براي احياي اين احکام. [آن وقت] خود امام حسين [از دايره‏ی] احکام بيرون است؟[و ما] هر غلطي خواستيم بکنيم؟ مي‌فهميد چه مي‌گوييد؟. . .