نمايش نسخه نهائي : درمورده یه کلمه ی احمقانه به نامه عشق
اهریمن
Wednesday 18 June 2008, 05:42PM
سلام خوبین دوستان چه خبرشرمنده که من زود با همه رفیق میشم خواستم بگم که خدا وکیلی کی میتونه معنی واقعی عشقو به من بگه؟اما خیلی عشقو بایه چیزه دیگه اشتباه میگیرن که من شرمم میاداسمشو بگم مطمئن هستم که همتونم میدونیدکه چی میخوام بگم حالا بماند من دنباله یه دوست خوب میگردم فرقی هم نمیکنه دخترباشه یا پسر فقط یه کمی مرامو معرفت داشته باشه برایه من کافیه شاید بعضیاتون فکر کنید و بگید این عجب ادمیه میخواد با حرفاش مردومو فریب بده ولی اینطور نیست. هر طوری که دوست دارید میتونید فکر کنید در مورده من شما مختارید اسم من شهاب هستش از ارومیه هستم 20ساله وقدم حدوده190وزنم 70 موهام مشکی چشمام قهوه ای یه کمی بد اخلاق .گفتم بد اخلاق نه بد دهن بعدا نگید اینطوری گفتی مرسی شرمنده که مزاحم شدم خدا نگهدار اینم شماره ی منه 09141887908لطفا اس ام اس بزنید چون من زیاد ادم پر حرفی نیستم:smile07::smile07::smile06::)
اهریمن
Wednesday 18 June 2008, 05:51PM
سلام خوبین دوستان چه خبرشرمنده که من زود با همه رفیق میشم خواستم بگم که خدا وکیلی کی میتونه معنی واقعی عشقو به من بگه؟اما خیلی عشقو بایه چیزه دیگه اشتباه میگیرن که من شرمم میاداسمشو بگم مطمئن هستم که همتونم میدونیدکه چی میخوام بگم حالا بماند من دنباله یه دوست خوب میگردم فرقی هم نمیکنه دخترباشه یا پسر فقط یه کمی مرامو معرفت داشته باشه برایه من کافیه شاید بعضیاتون فکر کنید و بگید این عجب ادمیه میخواد با حرفاش مردومو فریب بده ولی اینطور نیست. هر طوری که دوست دارید میتونید فکر کنید در مورده من شما مختارید اسم من شهاب هستش از ارومیه هستم 20ساله وقدم حدوده190وزنم 70 موهام مشکی چشمام قهوه ای یه کمی بد اخلاق .گفتم بد اخلاق نه بد دهن بعدا نگید اینطوری گفتی مرسی شرمنده که مزاحم شدم خدا نگهدار اینم شماره ی منه 09141887908لطفا اس ام اس بزنید چون من زیاد ادم پر حرفی نیستم:smile07::smile07::smile06::)
Teshneh
Friday 20 June 2008, 01:37PM
شما كه قضاوتتون رو راجه به عشق كردين!حالا چي مي خواين ازش بدونبن؟!!!!!
از حماقتاش يا از جسارتهاش؟!
hasti parsa
Friday 20 June 2008, 10:40PM
عشق یه کلمه مقدسه برای من به شرطی که درست استفاده شه
تو این دورو زمونه برای این عشق میشه این تعریفو کرد:
عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق ;)
Amitis_supersun
Saturday 21 June 2008, 09:24AM
لطفا عاشقای عزیز به دل نگیرن میخوام به اهریمن بگم تا پول و نامردی هست عشق همیشه مغلوبه
من به این باور رسیدم جز عشق بین خالق و مخلوق همه عشقا دروغن نمیگم امتحانش مجانیه چون همین که امتحان کردی باختی و سخت ترین باور هم باور به باختنه پس از من گفتن داداش اهریمن دور عشق یه خط قرمز پررنگ بکش اینجوری نمیشه همه حرفا رو زد اگه ایمیلت رو میدادی بی پرده تر واست میگفتم
به امید اینکه عاشق هیچکس جز خدا مامان و بابا نباشی
آفتاب
Saturday 21 June 2008, 11:13AM
عشق يه جور سرابه حبابه روي آب از دور يه قصر نور از روبرو خرابه :(
Teshneh
Saturday 21 June 2008, 10:55PM
چقدر همه دلشون از این عشق پره؟!:smile55::smile31::D
yaaliasghar
Sunday 22 June 2008, 12:10AM
من بگم عشق واقعی چیه؟؟
عشق فقط یک کلام
حسین علیه السلام
Amitis_supersun
Sunday 22 June 2008, 09:08AM
آفرین فقط منتظر همین ریپ از جانب محترم شما بودم منم با شما موافقم
عقاب يكه تاز
Sunday 22 June 2008, 02:37PM
این مطلب را عربده بکش و بخون .آروم بخونی نمی چسبه
عشق کیلو چند
میری یه جا میگن کی عاشق شدی؟
آقاجون هرچی بدبختی از همین جا شروع میشه
از همین عشقه
عقاب يكه تاز
Sunday 22 June 2008, 02:39PM
مزخرفترین واقعیت عشق آن است که:
از هر که میگریزی عاشقت است.
هر که را میگریزانی، عاشقش هستی.
و آنگاه که هر دو عاشقید، در حالی که از هم میگریزید، هم را میگریزانید!!
عقاب يكه تاز
Sunday 22 June 2008, 02:40PM
فکر می کردیم عاشقی هم بچگیست .....
اما حیف این تازه اول یک زندگیست ........
زندگی چیزیست شبیه یک حباب....
عشق ابادیه زیبایی در سراب ......
فاصله با ارزوهای ما چه کرد ........
کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد.....
عقاب يكه تاز
Sunday 22 June 2008, 02:45PM
ديدی عشقی
نبود در تار و پودش ديدی گفت عاشقه عاشق
نبودش
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو كه رفتی هوای خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون كه فكر نمي كردی نمونده پيشت، ديدی رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جای كفتر و گنجشك كلاغای
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توی دنيای خاموشی ، ديگه ساعت رو
طاقچه شده كارش فراموشی ، شده كارش فراموشی ، ديگه بارون نمی
باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستی توی اين خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از
رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو
به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری
گفتم كه تو می دونی،سرخاك
تو می ميرم ، ولی
تا لحظه مردن
نمی گيرم
دل از
تو
yaaliasghar
Monday 23 June 2008, 12:26AM
عشق یعنی انتظار منتظر
سینه ای مجروح از مسمار در
Amitis_supersun
Monday 23 June 2008, 01:21AM
فدات خیلی باحالی عقاب یکه تاز چرا از همون اول این عقاید ضد عشقت رو نریختی رو دایره؟
تو باید از موفق ترین آدمای روی زمین باشی هم از نظر علم و دانش و هم از نظر ثروت چون تنها بر علیه عشق حرف زدن آدم رو موفق میکنه به جز یه سری مورد خیلی خیلی نادر که تموم شدن رفتن
yaaliasghar
Monday 23 June 2008, 01:26AM
واقعا ضد عشق حرف زدن موفقیت میاره؟؟؟:eek:
آفتاب
Monday 23 June 2008, 07:42AM
اگر عشق با كمي عقل همراه باشه به قدرتمند ترين نيروي زمين تبديل مي شه .
Amitis_supersun
Monday 23 June 2008, 08:17AM
آره ضد عشق بودن موفقیت میاره و به نظر من عقل بدون هیچ عشقی بشر رو به مافوق بشر تبدیل میکنه تا اینجا هم که ابر بشر نشدیم به خاطر عدم خلوص عقل بوده
bez_bez
Monday 23 June 2008, 09:21AM
خيلي هم قشنگه لياقت مي خواد
pedramrahimi
Monday 23 June 2008, 10:09AM
كوشي چه به تعمير دل ، اين خانه عشق است
آبــاديـش ايـن اسـت كه آبـــــــاد نـبـاشـــــد
فتحعليشاه قاجار!
جامعه مُدرنِ امروز عشق رو با نتيجه لذتبخشش كه در اثر كاميابي و عشقبازي با معشوق به دست مياد تـفسير ميكُنه و بقاي اون رو هم با رابطه ميسّر ميدونه ، و عشق ناكام رو عشق نميدونه بلكه يك شكستِ عاطفي قلمداد ميكـُنه. در صورتي كه در ادبياتِ شرق ، دردِ عشق و هجرانه كه ارزش داره و زماني كه به وصال برسه ديگه عشقي باقي نميمونه!
به نظر من عقل سليم تنها چيزي نيست كه ما باهاش زندگي ميكنيم چون چيزي كه اهميت داره موجوديتيه به نام «منطق انساني» كه معجونِ پيچيدهاي از عقل و احساس و ادراك و خواستههاي فيزيكي و روحي انسانه. انكار بعضي چيزها يعني انكار خودمون و رد مقطع خاصي از زندگي ، يعني مثلاً اينكه : ايبابا ! خر بوديم ! نفهم بوديم ! حاليمون نبود ! و خلاصه از اين كلماتِ قصار ، حالِ ما رو بدتر ميكُنه. در عوض ميتونيم بگيم : عجيب بودها ! چه افكاري داشتم !
موفقيت با عشق در نتيجه اون نيست ، در خودِ عشق ورزيدنه. در عميق عشق ورزيدنه. ما در اين دُنيا وظيفه اي جز دوست داشتن نداريم ، وظيفه ناشناسي مردم به ما مربوط نيست.
تجربه شخصيام رو براتون ميگم. عشق واقعاً زمان رو برام متوقف كرده. با اينكه آدميم كه معتقدم بايد مَجاز و تخيّل رو كنار گذاشت تا به حقيقت زندگي برسيم . كسي كه ادعاش ميشه افكاري فراتر از اعتقادات عوامانه داره و احساساتش رو مثل يه غريزه در وجود خودش مي بينه نه يه ماهيت فرازميني يا معنوي . عشق به هر حال وقتي به وجود مياد صرفنظر از اينكه ماهيتش چيه بايد اون رو پذيرفت و به عنوان يه احساس واقعي بهش باليد! من به احساس نيازي كه به انسان ديگهاي دارم ميبالم! هرگز نميخوام انكارش كنم چون باعث شده كه من دغدغه ديگهاي نداشته باشم و واقعاً لحظه اي بودن در كنار معشوق تنها چيز باارزشيه كه در زندگي به چشم ميخوره. شايد گاهي اين حضور يكنواخت و عادي بشه اما نگاه چندجانبه به اين حضور و موجودي كه دوستش داري ، باعث ميشه كه روزمرهگي رو در عشق شكست بدي. اون براي تو يك حُكم نداره ، اون موجوديه كه تمام شئون زندگي تو رو تحتشعاع قرار داده و بهش بركت داده. كار رو با انگيزه گذراندن لحظات بهتر با اون انجام ميدي ، استراحت رو براي داشتن حوصله در برخورد با اون ، و هر كاري كه انجام ميدي براي پايدار نگهداشتن شرايطي ميشه كه تو رو در كنار اون نگه ميداره. بدون عشق براي مدتي طولاني نميشه پايدار و منظم موند. عشق جزئي از زندگي بشره و مثل تولد و مرگ خارج از اراده اونه.
يه دانشمند گفته : چطوره كه ما آدمها تا فضا و اعماق آسمونها رو شناختهايم ولي اونطور كه بايد براي خودمون و خصوصيات و نيازها و روابط و رفتارمون وقت نگذاشتهايم !؟
ازدواج نبايد به مفهوم يك عُمر تحمل همديگه باشه! هر كسي ظرف مدتي كار بازنشسته ميشه ، معلوم نيست چرا زن و مرد هيچ وقت توي رابطهشون نبايد بازنشسته بشن! براي شروع ازدواج هم همه دنبال اداي يك وظيفه و خلاصي از اون هستن. همچين كه ازدواج كردهان هم ديگه كاري به كار همديگه ندارن و نتيجهاش هم اينه كه هر دو طرف دچار خلاء عاطفي ميشن. در حالي كه ازدواج بايد به معناي اعتبار بخشيدن ، قانونمند شدن و مُعتبر ساختن يك رابطه خصوصي باشه. يعني مرد و زن نسبت به جُفتي كه پسنديدهان ، انتخاب كردهان ، باهاش مدتي گشتهان ، به توافقهاي جنسي (خيلي مُهمه!) ، و اقتصادي و غيره رسيدهان ميخوان كه حالا قانوناً هم متعهد باشن تا اگه فرزندي داشتن در ارث دچار مشكل نشه يا داراييهاشون روي هوا نباشه و بتونن قانوناً نسبت به هم محق باشن. نه اينكه من ازدواج كنم تا ازدواج كرده باشم! طبيعتاً با اين طرز فكري كه من مطرح كردم به اين نتيجه خواهيم رسيد كه تمام افراد جامعه حق ندارن ازدواج كنن و فقط عدهاي كه ارزش روابط رو درك كردهان و مزه اون رو چشيدهان بايد دست به چنين كاري بزنن ..
به يه سايت عجيب از يه آدم بي چاك دهن آمريكايي برخورد كرده ام . براتون ترجمه بخشي از گفته هاش رو مي فرستم .
www.nomarriage.com
Why men should not marry.
چرا مردها نبايد ازدواج كنند
--------------------------------------------------------------------------------
All the older guys I know, guys that are 55 and older are telling me the same story; don't do it. It just turns to crap no matter what you do. They'd rather be independent. At best it's a tedious bore. At worst a living hell with financial ruin thrown in for good measure. The problem is that when you're young, you just naturally fall into this mind set where your whole self image is based on how women regard you, and so you spend all your money and energy trying to make yourself acceptable to them. Then later in life the shine wears off and you finally realize that you've wasted yourself on a bunch of crap.
تا جايي كه من مي دونم تمام مردهاي مسن 55 ساله ها يا پيرتر همه يه حرف مي زنند : اين كار رو نكن . موضوع اين نيست كه چيكار مي كنين فقط يه قماره . همه شون ترجيح ميدادن مستقل باشن . در بهترين حالت همه چي براشون تكراري شده . حالا در بدترين حالت هم يه جهنم مجسم براشون به وجود اومده با يه عالمه پيسي و كم پولي . مسئله اينه كه وقتي تو جواني ، طبيعتاً فكر مي كني كه فقط روياهاي تو با جلب نظر زنها به حقيقت مبدل ميشه و براي همين تمام پول و انرژي خودت رو براي مقبول واقع شدن پيش اونها صرف مي كني . بعد از مدتي كه زندگي ديگه اون درخشش سابق رو براي شما نداره مي فهمين كه به كاهدون زده ايد .
Children - "the ultimate human experience"
I couldn't even begin to list all of the older folks i know from work or through my family with kids they either don't get along with, are disappointed in, or are so distant as to not even be a factor in each other's lives.
بچه - « نهايت تجربه انسان »
نميدونم از چند تا قوم وخويشها و گذشتگانمون كه مي دونم توي خونه بچه داشته ان بگم كه يا نااميد شده ان يا اينقدر سرد و غيرصميمي كه ديگه هيچ كاري به كار هم نداشته اند .
I'm really skeptical about the idea of children as "the ultimate blessing." How many friends do you have with little or no meaningful contact or relationships with their parents?
من واقعاً به اين نظر بدبين هستم كه ميگه بچه ها « نهايت موهبت و بركت زندگي » هستن . چند نفر از دوستهامون با پدر و مادرهاشون يه رابطه معني دار و نزديك دارن ؟
I would wager the statistic for happy child/parent relations would be as bad, if not worse, than the marriage numbers. Who wants to deal with TWO bitter, unfulfilling relationships?!
من شرط مي بندم كه كم بودن روابط شاد والدين با فرزندان خيلي وضعش بدتر از ازدواج هاي ناموفقه . حالا كي ها هستن كه ميخوان رابطه خودشون رو با آوردن بچه سروسامون بدن !؟
--------------------------------------------------------------------------------
Marriage is a sham for men. There is no benefit. If you are about to get married, think it over. Don't let your dick do your thinking for you. Don't let your punch-drunk I'm in love euphoria put you on auto-pilot. You will wake up in a hell of a hang over staring at this woman who will control your life.
ازدواج براي مردها يه چيز پوچه . هيچ فايده اي نداره . نذارين اونجاتون براتون تصميم بگيره . نذاريد وقتي كه سرمستي از يه رابطه وجودتون رو گرفته لذت عشق سفينه شما رو روي خلبان خودكار قرار بده . اونوقت يه دفعه چشم باز مي كنين و خودتون رو در سياره اي مي بينين كه كنترل همه زندگي شما رو توي اون زن به دست گرفته .
--------------------------------------------------------------------------------
A few years ago I went through a major depression over this until I started talking to all the older guys I knew...and they all said the same thing; "don't do it, it's ****. Even when it's not bad, it's ****". You end up being closely tied to an old woman. Think about that. I can go to Europe or the south seas tomorrow. If I was married I wouldn't have the money and I'd have to ask HER permission. Don't get married unless you are absolutely religiously in love with her. Like carry her sick aged body to the toilet and wipe her ass and be happy to do it kind of love.
چند سال پيش من يه افسردگي شديد داشتم تا اينكه شروع كردم با مردهاي مسني كه مي شناختم صحبت كردم و همه شون يه چيز گفتن : اينكار رو نكن . حتا اگه بد هم نباشه آخرش گوهه . سرنوشت تو به زودي به زندگي با يه پيرزن ختم ميشه . در موردش فكر كن . من الان هر وقت دلم مي گيره ميرم اروپا يا درياهاي جنوب رو مي گردم ولي اگه زن داشتم هم پول نداشتم و هم بايد ازش اجازه مي گرفتم . تا زماني كه به عشق زني اعتقاد پيدا نكرده اين ازدواج نكنين . مثل اينه كه يه زن مريض و پير رو ببرين توالت و بشورينش بعد هم دلتون خوش باشه كه عشقي دارين .
What I'm saying is that human beings are nasty weak treacherous creatures that are for the most part totally untrustworthy. Experience is my basis for this statement, both mine and others who I know or who have written reliable histories. If you can find a woman to be your companion who is not treacherous, a deceitful little actress, a sly whore or a manipulative nag or a shrieking hag, then you are among the lucky few. Congratulations. I hope your luck continues to hold out.
بايد بگم آدمها اينقدر موجودات خيانتكار ، ضعيف و كريهي هستن كه به طور كلي غيرقابل اعتماد هستن . شاهد من براي اين گفته تجربه ها و خاطرات من و ديگرانه . اگه تونستين زني رو پيدا كنين كه توي روابطتون خائن يا موذي و نقش باز و حيله گر و خودفروش و دهن بين و نق نقو يا جيق جيقو نباشه يه كمي خوش شانس بوده اين . تبريك ميگم ولي اميدوارم كه همينطور براتون ادامه داشته باشه .
--------------------------------------------------------------------------------
Ok, assume that you will end up divorced and won't see your kids and lose half of your assets, how different is that from being married?
حالا فرض كنين طلاق گرفته اين . ديگه بچه هاتون رو نمي بينين و نصف دارايي تون رو هم از دست داده اين . فرق شما با يه ازدواج كرده چيه ؟
Most married guys I know are working their asses off to pay bills, rarely to get to spend time with their families, mediocre or no sex life, and have wives that spend as much of their money as absolutely possible.
ميدونم بيشتر مردهاي ازدواج كرده خودشون رو جر ميدن تا صورتحسابها و خرجها رو بپردازن ، كمتر ميتونن وقتي رو به خانواده اختصاص بدن ، در سكس بي حال يا ضعيف هستن ، و تا جايي كه ممكنه بيشتر از دخل اونها خرج دارن .
My problem with marriage isn't a fear of divorce; it is that the whole thing sucks divorce or not.
مشكل من با ازدواج ترس از طلاق نيست . مشكلم تمام چيزهاييه كه ممكنه از من بكشن يا نكشن .
--------------------------------------------------------------------------------
What security is there for men in marriage?If I cheat on my wife, she gets half my ****. If she cheats on me, she still gets half my ****. Why the **** should i get married?
چه تأميني براي يه مرد در ازدواج وجود داره ؟ اگه من سر زنم كلاه بذارم نصف گوهم رو هم با اون شريكم . اگه اون سر من كلاه بذاره باز نصف گوهم رو هم بايد به اون بدم . چرا بايد خودم رو جر بدم كه ازدواج كنم ؟
--------------------------------------------------------------------------------
**** it man, it's easy to get depressed about not being married when we live in a society that constantly feeds us the image of the happy couple. It's one big lie. The happiest person alive is someone who isn't a prisoner dependent on another human being... We only have 80 or so years on this rock to achieve true freedom
بــِشاش توش ، آدم وقتي خيال مي كنه در جامعه ايه كه ميتونه با يكي ديگه تشكيل يه زوج خوشبخت رو بدن ، از اينكه ازدواج نكرده افسرده ميشه . اما اين يه دروغ بزرگه . خوشبخت ترين آدمها كساني هستن كه زنداني و اسير يه آدم ديگه نيستن . ما فقط هشتاد سال يا كمتر ميتونيم روي زمين از آزادي حقيقي استفاده كنيم
--------------------------------------------------------------------------------
Very few marriages last nowadays, and even guys older than me are telling me not to even think about it... It's a grossly over rated source of happiness. And for the 80% that do go through divorce, it will financially ruin you for life. Period. You can take your best 10 earning years from say, 35 to 45 and take all the wealth you would have accumulated and flush it down the toilet. Because it will go to her and her lawyer. If it happens naturally and it's good then great, good luck. But the worst thing is to force it, to make gross exertions and ignore all sorts of red lights going off just to be hooked up and "normal". Get some hobbies. Relax. Hang out. Enjoy. Take life as it comes.
اينروزها كمتر ازدواجي صورت گرفته و حتا مردهاي مسن تر از من هم ميگن هرگز بهش فكر نكن .. اونها آدمهاي بي اندازه خوشبختي هستن . در مقابل هم اون هشتاد درصدي كه به سمت طلاق ميرن ويرانه هاي ضرر و زيان مالي براشون باقي مونده . شما ميتونين بين سن 35 تا 45 بيشترين كسب درآمد و پس انداز رو داشته باشين يا اينكه هر چي دارين بريزين توي مستراح . چون يا بايد خرج خانوم كنين يا خرج وكيل براي اون . اگه زندگي تون خوب پيش رفت كه موفق باشين . وگرنه سرتون رو به چيزهايي كه علاقه مندين گرم كنين . هر چه پيش آيد خوش آيد .
--------------------------------------------------------------------------------
As men, we all know that a woman's primary objective is to marry. After years of experience I've discovered their most commonly used strategy. here it is:
با توجه به اينكه ما مردها ميدونيم هدف اوليه زنها ازدواج كردنه ، بعد از سالها من بيشترين تدابير و روشهاي بكاررفته اونها رو كشف كرده ام :
1. Girl pressures guy for marriage.
1 - دخترها مردها رو براي ازدواج تحت فشار ميذارن .
2. Guy delays.
2 - مرد پشت گوش مي اندازه .
3. Girl gradually starts destroying guy's self-esteem and eliminating his friends.
3 - دختر يواش يواش سعي مي كنه عزت نفس مرد رو تخريب كنه و دوستهاش رو از دور و برش دور كنه .
4. Guy becomes too weak and too much of a loser to find something better than what he has.
4 - مرد روز به روز ضعيف تر و بازنده تر از اوني ميشه كه بوده .
5. Girl starts to limit sex. In effect controlling the only good thing in the guy's life.
5 - دختر شروع مي كنه محدود كردن سكس . و اين با تاثيري كه روي تنها چيز خوب بين اونها پيش مياد ميتونه مرد رو كنترل كنه .
6. Guy is in despair. Capitulates to marriage.
6 - مرد به سمت نااميدي پيش ميره تا جايي كه براي ازدواج تسليم ميشه .
Then 5-10 years later the guy is an empty shell of his former self. Girl is a ruthless manipulating machine. Girl divorces loser husband. Girl takes 80% of guy's stuff because the guy is too brain dead to find a good lawyer. Girl lives happily ever after. Guy becomes bald alcoholic who dies of heart attack at 45 years old.
بعد از اون 5 تا 10 سال بعد مرد تبديل به يه پوسته خالي و تهي از خودش ميشه . زن ميشه يه ماشين بيرحم براي دستكاري مرد . زن از شوهر بازنده خودش جدا ميشه . هشتاد درصد از دارايي مرد رو بالا مي كشه چون مرد فكرش مــُرده تر از اونيه كه بتونه يه وكيل خوب بگيره . زن براي هميشه بعد از اون خوشبخت زندگي مي كنه . مرد كچل و الكلي يا معتاد ميشه و در سن 45 سالگي هم در اثر حمله قلبي ميميره .
آفتاب
Monday 23 June 2008, 01:56PM
دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان. بساطش را پهن کرده بود. فریب می فروخت. مردم دورش جمع شده بودند. هیاهو می کردند و هول می زدند و بیشتر می خواستند. توی بساطش همه چیز بود. غرور ... حرص ... دروغ و خیانت .... جاه طلبی و قدرت ... هرکس چیزی می خرید و در ازایش چیزی میداد. بعضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند و بعضی هم پاره ای از روحشان را و بعضی ها ایمانشان را می دادند و بعضی آزادگی شان را ... شیطان می خندید و دهانش بوی جهنم می داد... از او نفرت داشتم. انگار که ذهنم را خوانده باشد... مذیانه خندید و گفت: من که کاری با کشی ندارم!
فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا می کنم... نه قیل و قال می کنم و نه کسی را مجبور می کنم از من چیزی بخرد.... می بینی که آدم ها خودشان دور من جمع شده اند ! جوابش را ندادم. آنوقت سرش را نزدیکتر آورد و گفت: البته تو با همه این ها فرق می کنی ... تو عاشقی ... و قلب عاشق کلیدی ندارد... این ها ساده اند و گرسنه به جای هر چیزی فریب می خورند... از شیطان بدم می آمد. حرف هایش اما شیرین بود. گذاشتم حرف بزند .... و او هی گفت و گفت و گفت ... ساعت ها کنار بساطش نشستم. تا اینکه چشمم به جعبه عشق افتاد که لابه لای چیزهای دیگر بود.... دور از چشم شیطان آن را برداشتم و در جیبم گذاشتم.
با خودم گفتم... بگذار بکیار هم که شده کسی چیزی را از شیطان بگیرد ... بگذار یکبار هم او فریب بخورد... به خانه آمدم و در جعبه کوچک عشق را باز کردم. توی آن اما جز غرور چیزی نبود... جعبه عشق دروغی از دستم افتاد و غرذور توی اتاق ریخت. فریب خورده بودم... دستم را روی قلبم گذاشتم. نبود. فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته ام... تمام راه دویدم و لعنتش کردم. می خواستم قلبم را پس بگیرم... به میدان رسیدم ... شیطان اما نبود .... آن وقت نشستم اشک ریختم. از ته دل اشک هایم که تمام شد. بلند شدم تا بی دلی ام را با خود ببرم. که صدایی شنیدم ... صدای قلبم را ...
پس همان جا بی اختیار به خاک افتادم ... و زمین را بوسیدم ... به شکرانه قلبی که پیداه شده بود...
مجتبی مجتبی
Tuesday 24 June 2008, 05:04AM
عاشقی پیداست از زاری دل --نیست بیماری چو بیماری دل
علت عاشق زعلتها جداست--عشق اسطرلاب اسرار خداست
yaaliasghar
Wednesday 25 June 2008, 12:58AM
علت عاشق زعلتها جداست--عشق اسطرلاب اسرار خداست
به به
خیلی این بیتو دوست دارم خیلی
tahoora
Wednesday 25 June 2008, 12:45PM
گفتمش بر روي كاغذ عشق را تصوير كن
در بيابان بلا تصوير يك سقا كشيد.
:smile07:السلام عليك يا قمر بني هاشم (ع):smile07:
yaaliasghar
Wednesday 25 June 2008, 06:50PM
عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
...........................................
Amitis_supersun
Sunday 29 June 2008, 12:27AM
اگه آدم عاشق آدم شد یعنی سند باخت خودش رو با اراده معشوق و البته با کنار گذاشتن عقل و راه دادن به قلب سردرگمش با دستای خود از پیش باختش امضا کرده
و اگه عاشق بی نهایت (خدا) شد سند موفقیتش رو با انتخاب صحیح و عقل سلیم قلب هدایت شده و جوهر وجود پر وجود معشوق بازم با دستای خودش امضا میکنه
yaaliasghar
Monday 30 June 2008, 01:19AM
عشق یعنی انتظار منتظر
عقاب يكه تاز
Friday 5 December 2008, 03:06AM
[/URL]كاش میشد هیچ کس تنها نبود (javascript:;)
کاش میشد دیدنت رویا نبود
گفته بودی با تو می مانم ولی
(javascript:;)
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود
سالیان سال تنها مانده ام
(javascript:;)
شاید این رفتن سزای من نبود
من دعا کردم برای بازگشت
(javascript:;)
دست های تو ولی بالا نبود
باز هم گفتی که فردا میرسی
[URL="javascript:;"] (javascript:;)
کاش روز دیدنت فردا نبودhttp://dehkadey-eshgh.mihanblog.com/public/public/mihan_files/smilies/9.gif
عقاب يكه تاز
Friday 5 December 2008, 03:12AM
احساساتم رفت...
خیلی وقته از همه دنیا بریدم دیگه نمیگم کاش....... دیگه منتظر نیستم.دیگه هر روز گریه نمی کنم.می خوام از نو شروع کنم.یه زندگی جدید بی عشق جدید.می خوام تنها یه زندگی جدیدرو تجربه کنم.نمی خوام دیگه ساده باشم.فریب بخورم.اشک بریزم.منتظر باشم.
تا حالا شده از خودت بپرسی که با من چیکار کردی؟؟
http://i1.tinypic.com/525axle.jpg (http://i1.tinypic.com/525axle.jpg)
yaaliasghar
Friday 5 December 2008, 11:45PM
عشق یعنی صبر در هنگام خشم
عشق یعنی جای سیلی روی چشم
عقاب يكه تاز
Sunday 7 December 2008, 02:46AM
داستان کوتاه؟!
سلامhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif
می خواهم هر بار داستانی کوتاه در مورد عشق بگویم! البته نه مثل : لیلی و مجنون... نه مثل شیرین وفرهاد ... می خواهم در مورد عشق زمان حال بگویم ...
شاید شما نیز چنین داستان هایی شنیده باشیدو تاثیر معنوی ان را تا مدت ها در وجودتان احساس کرده باشید ...
http://blogfa.com/images/smileys/04.gif نجات عشقhttp://blogfa.com/images/smileys/04.gif
در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی میکردند:شادی... غم...غرور...عشق
و...
روزی خبر رسیدکه به زودی جزیره زیر آب خواهد رفت...همه ی ساکنین
جزیره قایقهاشون رو آماده و جزیره را ترک کردند.اما عشق می خواست تا
آخرین لحظه بماند چون او عاشق جزیره بود...
وقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت ...عشق از ثروت که با قایقی با شکوه
جزیره را ترک می کرد کمک خواست و به او گفت:
(( آیا می توانم با توهمسفر باشم؟))
ثروت گفت:(( نه...من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم هست و دیگر
جایی برای تو وجود ندارد.))....پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی
مکان امنی بود کمک خواست...غرور گفت:((نه...نمی توانم تو را با خود ببرم
چون تمام بدنت خیس وکثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد.))
غم در نزدیکی عشق بود پس عشق به او گفت:((اجازه بده من با تو بیایم .))
غم با صدای حزن آلود گفت:(( آه... عشق من خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تا
تنها باشم.))...عشق این بارسراغ شادی رفت و او را صدا زد.اما او آنقدر غرق
شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را هم نشنید ...
آب هر لحظه بالا و بالاتر می آمد و عشق دیگر نا امید شده بود که ناگهان
صدای سالخورده گفت:((بیا عشق من تو را خواهم برد.))...
عشق انقدر خوشحال شد که حتی فرا موش کرد نام پیرمرد را بپرسد و
سریع خود را در داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کرد...وقتی به جزیره
رسیدند پیرمرد به راه به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسی که
جانش را نجات داده چقدر به گردنش حق دارد...
عشق نزد علم که مشغول حل مسئله ای روی شن های صاحل بود رفت و
ازاو پرسید:(( آن پیر مرد که بود؟ ))... علم پاسخ داد:((زمان))
عشق با تعجب پرسید:(( زمان؟! اما چرا او به من کمک کرد؟))
علم لبخند خردمندانه ای زد و گفت:
((زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق استhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif))...
roman
Saturday 20 December 2008, 11:15AM
گاهي وقتا گذشتن از عشق به خاطر معشوق نهايت عاشق بودن هست.............اين معناي واقعي عشقه
نيما64
Tuesday 23 December 2008, 02:22PM
عشق، عالىترين تجلى روح انسان
سارا.جون
Wednesday 24 December 2008, 12:19PM
با عشق هر آنچه که می خواهیم می توانیم به دست آوریم
سارا.جون
Wednesday 24 December 2008, 12:20PM
چی بگم از كجا بگم
دردمو با كیا بگم[/URL]
بهتره كه دم نزنم[URL="http://bahar-20.sub.ir/"] (http://bahar-20.sub.ir/)http://i33.tinypic.com/3520imw.gif (http://bahar-20.sub.ir/)
حرفی از عشقم نزنم
از عشقی كه گم شد ورفت (http://bahar-20.sub.ir/)http://i33.tinypic.com/3520imw.gif (http://bahar-20.sub.ir/)
عاشق مردم شدو رفت
عشقی كه بی فروغ نبودhttp://i33.tinypic.com/3520imw.gif (http://bahar-20.sub.ir/) (http://bahar-20.sub.ir/)
برای من دروغ نبود
بغض نشسته تو گلومhttp://i33.tinypic.com/3520imw.gif (http://bahar-20.sub.ir/) (http://bahar-20.sub.ir/)
وقتی نشستی روبه روم
من از خودم چرا بگمhttp://i33.tinypic.com/3520imw.gif (http://bahar-20.sub.ir/) (http://bahar-20.sub.ir/)
باید از اون چشا بگم
خیره تو چشم مست تو
دست میدم به دست تو (http://bahar-20.sub.ir/)http://i33.tinypic.com/3520imw.gif (http://bahar-20.sub.ir/)
دل از زمونه میكنم
حرف دلم رو میزنم
چه حالتی داره چشاتhttp://i33.tinypic.com/3520imw.gif (http://bahar-20.sub.ir/) (http://bahar-20.sub.ir/)
نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم میكنه
مست و خرابم میكنه (http://bahar-20.sub.ir/)http://i33.tinypic.com/3520imw.gif (http://bahar-20.sub.ir/)
وقتی نشستی رو به من
ازعاشقی بگو به من
بزار چشات دل ببره (http://bahar-20.sub.ir/)http://i33.tinypic.com/3520imw.gif (http://bahar-20.sub.ir/)
اینجوری باشه بهتره
چشات اگه پس نزنن
چشای سرسپردموhttp://i33.tinypic.com/3520imw.gif (http://bahar-20.sub.ir/) (http://bahar-20.sub.ir/)
میشه فراموش كنم
خاطره های مردمو
سارا.جون
Wednesday 24 December 2008, 12:22PM
عشق به شما آزادی می دهد. در نتیجه به شما ثبات
و پابرجایی می بخشد.
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.