نمايش نسخه نهائي : امامت از قرآن فقط!
hidayat
Wednesday 4 June 2008, 01:58PM
الحمدلله وحده لا شريك له له الملك و له الحمد ....
دوستان آرام و مؤدب ، السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
هدفم از اين مبحث جر و دعوا نيست بلكه كشف حقيقتهايى ست كه شايد بر خودم نيز پنهان مانده است.
از تمامی دوستان تقاضا دارم اگر نیت دفاع از حق دارند پس برای این حق محیطی زیبا و شایسته بوجود آورند تا زمینه ی شناسایی حق فراهم گردد.
برای فهم حقیقت " امامت " ابتدا این سؤال را تقديم همه ى دوستان مى نمايم:
آيا قرآن مى تواند " امام " باشد؟
جواب را با بله و نه بهمراه دليل قبول خواهيم كرد.
عسى ربي ان يهديني سواء السبيل ... سورة القصص - الآية 22
مسلمان67
Wednesday 4 June 2008, 02:25PM
بله.قطعا کتاب اسمانی است که امام است همانطور که در قران هم می فرماید
و من قبل کتاب موسی اماما...
یعنی قران است که امام است چنانکه قبل تر هم کتاب موسی،تورات،امام بوده...
fares110
Wednesday 4 June 2008, 06:57PM
با سلام
خیر چون احکام کلی در قرآن آمده
erfanal
Wednesday 4 June 2008, 11:06PM
قران امام است؟؟:confused::confused:
امامت يعني…
امامت واژه عربي و به معناي پيشوايي است.متكلمين معاني متعددي براي امامت بيان كرده اند ,كه جامع ترين انها همان تعريف مشهور است كه:امامت يعني رياست عامه بر جامعه اسلامي در امور دين و دنيا.
اولين مفهومي كه از اين تعريف استفاده ميشود مفهوم رياست است . مفهوم بعدي كه از اين تعريف استفاده ميشود عبارتست از امور دين و دنيا. يعني امام كسي است كه نه تنها در امور دنيا جلودار است بلكه در امور ديني هم پيشواست. رياست او فراگير است و شامل همه امور چه ديني و چه دنيوي ميشود. .:smile07:
ضرورت وجود امام
"مقدمه اول:خداوند انسان را براي تكامل اختياري آفريده است.
مقدمه دوم:تكامل اختياري در گرو شناخت صحيح راجع به سعادت و شقاوت دنيا و آخرت است.
مقدمه سوم:عقل انسان قدرت چنين شناختي ندارد." محمد تقي مصباح,1375, ص 340.
لذا راه ديگري بنام وحي ,خداوند در اختيار انسانها قرار داده است تا نقض غرض از خلقت پيش نيايد و حجت بر مردم در اين زمينه تمام گردد.
آخرين دين ديني است كه هم فراتر از زمان باشد- در تمام زمانها تا قيام قيامت مفيد باشد.- و هم فراتر از مكان يعني نه تنها نيازهاي مردم در شبه جزيره عربستان بلكه نيازهاي كل جهانيان را پا سخگو باشد.
ديگر اينكه ,لازمه ختم نبوت اينست كه دين درمعرض تحريف نباشد.
از طرف ديگر ميدانيم كه دين پيامبر دين خاتم است. لذا دين اسلام هم براي تمام اعصار و مكانها است و هم مصون از تحريف است.
كتاب آسماني اسلام قران است. قران بطور اجمال و كلي حقايق را در خود دارد. تفصيل كليات و ابهامات به عهده پيامبر(ص) است كه كلام او حجت است زيرا از علم خدادادي سرچشمه مي گيرد.از كلام پيامبر(ص) و تفاسير و گفته هاي او در تبيين قران هيچ مجوزي ندارد كه در طول زمان تحريف نشده باشد,بلكه در بعضي امور خود شاهد تحريف كلام پيامبر(ص) هستيم_مانند روش وضو گرفتن_ . در مسايلي كه منفعت مادي نداشته است شاهد اين ماجرا هستيم چه رسد به مواردي كه بهره مالي نيز داشته است.از طرفي شرايط زمان پيامبر چه در مكه و چه در مدينه به نحوي بوده است كه تمام مسايل مورد نياز بشر در زمان پيامبر (ص)گفته نشده است.در مكه به دليل سختگيري شديد كفار و در مدينه به دليل كثرت جنگها. در بعضي موارد حتي بطور سهو يا بخاطر فراموشي كلام پيامبر (ص) دچار تحريف مي شده است.
بنابر آنچه كه گذشت معلوم مي شود كه بعد از وفات پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم)وجود افرادي كه اولا مبين احكام قران باشندوثانيا مانع تحريف كلام پيامبر(ص) شوند ,الزامي است.اگر چنين افرادي نباشند نقض غرض از بعثت پيامبر خاتم (ص) پيش مي ايد. و در يك كلام : امامت مجوز ختم نبوت است.
erfanal
Wednesday 4 June 2008, 11:07PM
ادامه:
هدف ذات باري از آفرينش انسان, تكامل او و وصول اين موجود به سعادت الهي است. لازمه رسيدن به اين هدف ارتباط سالم و منطقي روح وجسم_دو قالب تشكيل دهنده انسان_ مي باشد. سعادت جسم در گرو اهميت دادن به آن از نظر مادي است و تغذيه آنچه مورد نيازش مي باشد(مشروط بر اينكه اهميت دادن به اين جنبه از وجود, به جنبه ديگر كه والاتر است لطمه اي وارد نسازد.) و سعادت روح در گرو ارتباط با سرچشمه و منبعش مي باشدكه ذات احديت منبع تمام فيوضات است.و غذاي روح و ويتامين روح از منبع لا يتناهي كمالات تامين مي شود.
در راستاي رسيدن به اين هدف والا راه بسيار دشوار,سنگين و پر پيچ و خم است و لازمه اين كار استعانت و ياري جستن از افرادي است كه در اين زمينه تبحر داشته بلكه خود واسطه فيض به تمام انسانها مي باشند. بنابراين با توجه به سنگيني راه و كثرت دشمنان داخلي و خارجي وجود آدمي,وجود چنين افرادي ضروري و لازم است.
ائمه اطهار(عليهم السلام) وجه الله هستند و آبرودار در خانه خدا مي باشند. آنها الگوي تمام عيار انسانيت مي باشند .آن ها هم معصوم و عاري از خطا و اشتباهند و نيز داراي علم الهي و خدادي مي باشند. لذا با تمسك و توسل به ذات پاك آن ها مي توان به هدف خلقت دست پيدا كرد
amirrh / حلاج.
Thursday 5 June 2008, 07:08AM
اطاعت از خدا = اطاعت از رسول ( در زمانی که حیات دنیوی داشته ، که الان نیستند تا پیروی داشته باشیم ) = اطاعت از قرآن ( تنها دستور تحریف نشده که به ما بعد از 1400 سال رسیده و خود پیامبر و تمام مومنان بعد از فوت پیامبر تنها امامشان بوده و لا غیر ، و الان هم می تواند و باید امام باشد. )
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 09:05AM
اطاعت از خدا = اطاعت از رسول ( در زمانی که حیات دنیوی داشته ، که الان نیستند تا پیروی داشته باشیم )
لابد :
= اطاعت از اولی الامر بی تقوا و معصیت کار ...
نقطه انحراف ، همینجاست ...
اگر خدا اطاعت از رسول را با اطاعت خویش مقرون ساخت ، نه به معنی این که :
اگر مرا اطاعت کنید = از رسول من اطاعت کرده اید ...
بلکه فرمود از من اطاعت کنید و از رسول اطاعت کنید و از اولی الامر ...
نفرمود :
اطیعوا الله من کتابه ...
مگر بلد نبود چنین بگوید ...؟
شماها که خوب بلدید آیات (حتی رمز دار) قرآن (مثل آیه تطهیر ، آیه مباهله ، آیه اکمال دین و غیره) را از روی ظاهر آیه (بدون اینکه به خود اجازه تأمل در آنها بدهید) تفسیر کنید ، چه شد که در اینجا حتی ظاهر آیه را هم ندیدید ....؟
= اطاعت از قرآن ( تنها دستور تحریف نشده که به ما بعد از 1400 سال رسیده و خود پیامبر و تمام مومنان بعد از فوت پیامبر تنها امامشان بوده و لا غیر ، و الان هم می تواند و باید امام باشد. )
ثابت فرمایید ...
mostabser
Thursday 5 June 2008, 09:12AM
آيات فراواني در قرآن كريم در فضائل امير مومنان وبرتري وي بر ديگران نازل شده است . وبسياري از علماي شيعه و سني تا 350 آيه را در اين باره برشمردهاند كه ما به نقل رواياتي از طريق اهل سنت در اين باره اشاره مي کنيم .
ابن عساكر ، از علماي بزرگ اهل سنت در تاريخ دمشق مينويسد :
عن ابن عباس ، قال :« نزلت في عليّ ثلاثمائة آية » .
تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ، ص364، تاريخ الخلفاء ، ص 171 ، الصواعق المحرقة ، 196.
ابن عباس مي گويد : 300 آيه از قرآن كريم در باره علي عليه السلام نازل شده است .
و همچنين خطيب بغدادي در تاريخ بغداد مينويسد :
عن ابن عباس قال : نزلت في علي ثلاثمائة آية .
تاريخ بغداد ، ج 6 ، ص 221 .
و سيوطي از بزرگترين علماي تاريخ اهل سنت نيز مينويسد :
عن ابن عباس قال : نزلت في علي ثلاثمائة آية .
تاريخ الخلفاء ، ص 171 ، الصواعق المحرقة ، ص 196.
و در جاي ديگر مينويسد :
قال ابن عباس : نزلت في علي أكثر من ثلاثمائة آية في مدحه .
تاريخ الخلفاء ، ص 172، و السيرة النبويّة ، زيني دحلان بهامش السيرة الحلبيّة ، ج2 ، ص11 و الصواعق المحرقة ، ص 125 ط . المحمديّة و 76 ط. الميمنة بمصر .
بيش از سيصد آيه از قرآن كريم ، در ستايش از علي عليه السلام نازل شده است .
و ابن حجر هيثمي در كتاب الصواعق المحرقة كه آن را در رد عقائد شيعه نوشته است ، در اين باره مينويسد :
وروى سعيد بن جبير ، عن ابن عباس ، قال : ما نزل في أحد من كتاب اللّه ما نزل في علي .
الصواعق المحرقة ، ص 76 ، الباب التاسع ، الفصل الثالث .
و همچنيناو در جاي ديگر و نيز سيوطي در تاريخ الخلفاء مي نويسند :
أنّه ما نزل في أحد من كتاب اللّه كما نزل في علي .
تاريخ الخلفاء ، ص 171 ، و الصواعق المحرقة ، ص 127.
در حق هيچ كسي ، به اندازه علي عليه السلام ، در قرآن نازل نشده است .
و حتي بسياري از علماي اهل سنت نقل كردهاند كه يك چهارم قرآن در حق امير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام نازل شده است .
حاكم حسكاني از بزرگان اهل سنت مينويسد :
عن الاصبغ بن نباتة ، عن على قال : نزل القرآن أربعة أرباع : ربع فينا ، وربع في عدونا ، وربع حلال وحرام وربع فرائض وأحكام ولنا كرائم القران .
شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص59 و ص62 و تاريخ اليعقوبي ، ج 2 ، ص136 و ينابيع المودة ، ج 1 ، ص377.
اصبغ بن نباته از امير مومنان نقل کرد که فرمودند قرآن چهار جزء نازل شد . يک چهارم در مورد ما ، يک چهارم در مورد دشمنان ما ، يک چهارم در مورد حلال وحرام و يک چهارم در مورد واجبات واحکام ؛ وآيات شاخص قرآن (کريمه به بهترين شيء در هر مجموعه گفته مي شود) در مورد ماست .
و مرحوم كليني رضوان الله تعالي عليه در كتاب كافي در روايتي كه سند آن صحيح است ، شبيه همين روايت را نقل ميكند :
عن أبي بصير ، عن أبي جعفر عليه السلام ، قال : نزل القرآن أربعة أرباع : ربع فينا ، وربع في عدونا ، وربع سنن وأمثال ، وربع فرائض وأحكام .
الكافي ، ج2 ، ص627 ، ح 4 .
اما مهمترين آياتي كه در قرآن كريم در باره ولايت امير المؤمنين عليه السلام نازل شده ، از قرار ذيل است :
1 . إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ .مائده / 55 .
ولىّ شما ، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده اند : همان كسانى كه نماز برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند .
مراد از « الذين آمنوا ... » قطعاً امام امير المؤمنين عليه السلام است ؛ زيرا اين آيه در زماني نازل شده است كه امام علي عليه السلام در حال ركوع به فقيري كه از مردم استمداد ميكرد ، انگشتري خود را صدقه داد .
بنابر تصريح بسياري از علماي اهل سنت ، اين آيه در بارۀ امير المؤمنين عليه السلام نازل شده است . قاضي عضد الدين الإيجي ، متوفاي 756 در اين باره ميگويد :
وأجمع أئمّة التفسير أنّ المراد علي .
المواقف في علم الكلام ، ص 405 .
تمامي مفسرين جماع دارند كه اين آيه در بارۀ امام علي عليه السلام نازل شده است .
و سعد الدين تفتازاني نيز تصريح ميكند :
نزلت باتّفاق المفسّرين في علي بن أبي طالب ، رضي اللّه عنه ، حين أعطى خاتمه وهو راكع في صلاته .
شرح المقاصد في علم الكلام ، ج 5 ، ص270 .
[اين آيه] به اتفاق مفسران در بارۀ علي بن أبي طالب (عليه السلام) هنگامي كه در حال ركوع انگشترش را به فقير نيازمند بخشيد نازل شده است
و نيز علاء الدين علي بن محمد حنفي ، معروف به قوشجي در اين باره ميگويد :
إنّها نزلت باتفاق المفسّرين في حق علي بن أبي طالب حين أعطى السائل خاتمه وهو راكع في صلاته .
شرح تجريد الاعتقاد ، ص 368 .
اين آيه ، به اتفاق مفسران در حق علي بن أبي طالب (عليه السلام) نازل شده است . وآن هنگامي بودكه به سائل انگشتري اش را بخشيد در حالي كه در ركوع نماز بود .
و آلوسي نيز ميگويد :
غالب الأخباريّين على أنّ هذه الآية نزلت في علي كرّم اللّه وجهه .
غالب اخباري ها بر اين عقيدهاند كه اين آيه در حق علي (عليه السلام) نازل شده است .
روح المعاني ، ج 6 ، ص168 .
ابن مردويه از علماي بزرگ اهل سنت روايتي را در شأن نزول اين آيه نقل مي كند كه بسيار جالب و خواندني است .
عنابنعباس، بينما عبد الله بن عباس جالس على شفير زمزم يقول : قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) إذ أقبل رجل ، متعمم بعمامة فجعل ابن عباس لا يقول قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) إلا قال الرجل : قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) فقال ابن عباس : سألتك بالله من أنت ؟ فكشف العمامة عن وجهه وقال :
أيها الناس من عرفني فقد عرفني ومن لم يعرفني فأنا جندب بن جنادة البدري أبو ذر الغفاري سمعت النبي ( صلى الله عنيه وآله وسلم ) بهاتين وإلا فصمتا ، ورأيته بهاتين وإلا فعميتا وهو يقول :
علي قائد البررة وقاتل الكفرة ، منصور من نصره ومخذول من خذله .
أ ما إني صليت مع رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) يوما من الأيام صلاة الظهر فسأل سائل في المسجد فلم يعطه أحد ، فرفع السائل يده إلى السماء وقال : اللهم اشهد أني سألت في مسجد رسول الله فلم يعطني أحد شيئا . وكان علي راكعا فأومى إليه بخنصره اليمنى - وكان يتختم فيها - فأقبل السائل حتى أخذ الخاتم من ، خنصره ، وذلك بعين النبي فلما فرغ النبي ( صلى الله عليه وآله وسلم ) من صلاته رفع رأسه إلى السماء وقال :
اللهم إن أخي موسى سألك فقال : رب اشرح لي صدري ويسر لي أمري واحلل عقدة من لساني يفقهوا قولي واجعل لي وزيرا من أهلي هارون أخي أشدد به أزري وأشركه في أمري فأنزلت عليه قرآنا ناطقا : (سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ ) اللهم وأنا محمد نبيك وصفيك اللهم فاشرح لي صدري ويسر لي أمري واجعل لي وزيرا من أهلي عليا أخي أشدد به أزري .
قال أبو ذر : فوالله ما استتم رسول الله [ صلي الله عليه وآله وسلم ] الكلام حتى هبط عليه جبرئيل من عند الله وقال : يا محمد هنيئا [ لك ] ما وهب الله لك في أخيك . قال : وما ذاك جبرئيل ؟ قال : أمر الله أمتك بموالاته إلى يوم القيامة وأنزل قرآنا عليك : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ .مائده / 55 . ) .
مناقبعليبنأبيطالب (ع ) ومانزلمنالقرآنفيعلي (ع ( ، ابنمردويهالأصفهاني ،ص 293،ح 460،بتحقيقعبدالرزاقمحمدحسينحرزالدين ،طدارالحديثبقمالمقدسّةوتفسيرالثعلبي ،ج 4،ص 80،وتفسيرالكبير ، الرازي ، ج12 ، ص26 وشواهدالتنزيل ،الحسكاني ، ج 1،ص 229 - 230،ومطالبالسؤولفيمناقبآلالرسول (ع) ، محمدبنطلحةالشافعي ،ص 170،والفصولالمهمةفيمعرفةالأئمة ،ابنالصباغالمالكي ،ج 1،ص 579 .
ابن عباس کنار چاه زمزم نشسته بود و از رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم ) حديث نقل مي کرد مردي که صورتش را با عمامه پوشيده بود نزديک آمد و هرگاه که ابن عباس مي گفت رسول خدا چنين فرمود ، او هم مي گفت رسول خدا چنين فرمود ابن عباس گفت : تو را به خدا سوگند مي دهم خودت را معرفي کن . پارچه را از صورتش برداشت و گفت :
اي مردم هرکس مرا مي شناسد که مي شناسد و آنان که نمي شناسند خودم را معرفي مي کنم ، من جندب پسر جناده ابوذر غفاري از ياران رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم ) در جنگ بدر هستم ، از رسول خدا با دو گوشم شنيدم و با چشم هايم ديدم که اگر غير از اين باشد کر و کور باشم ، فرمود: "علي پيشواي نيکوکاران و کشنده کافران است ، هرکس او را کمک کند پيروز است و آن که او را خار نمايد ذليل و بيچاره شود ".
بدانيد که روزي از روزها هنگام ظهر براي اقامه نماز در مسجد خدمت رسول الله بودم مردي نيازمند وارد شد وتقاضاي کمک کرد ؛ ولي هيچ کس به وي کمکي نکرد ، علي که در همان لحظه و در حال رکوع و مشغول نماز بود ، دست راستش را که انگشترش در يکي از انگشتانش بود جلو آورد تا آن را به مرد نيازمند هديه کند ، مرد فقير انگشتر را در آورد ، پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم ) اين منظره را مشاهده نمود ، پس از پايان يافتن نماز دست به دعا بلند کرد و عرض کرد :
" خداوندا برادرم موسي از تو تقاضا نمود تا به وي سعه صدر وگشايش در امور و بياني رسا وشيوا و جانشيني برادرش هارون را عنايت فرمائي ، وتو اي خدا درخواستش را اجابت فرمودي ، واکنون من پيامبر وفرستاده و برگزيده ات ، درخواست مي کنم تا شرح صدر وآسان شدن کارهايم را به من مرحمت فرمائي و نيز برادرم علي را وزير و جانشين من قرار دهي تا همراه وکمک من در کارها و پشتيبان رسالتم باشد " .
ابوذر مي گويد:
هنوز سخن و تقاضاي رسول خدا تمام نشده بودکه جبرئيل نازل شد و اين آيه را از جانب خداوند بر وي تلاوت نمود
«همانا پيشوا ورهبر وفرمانده شما خد ورسول او و مومنان هستند ؛ همانها که نماز را برپا مي دارند و در رکوع نماز ، زکات وصدقه مي دهند . » .
mostabser
Thursday 5 June 2008, 09:16AM
. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ . النساء / 59 .
اى كسانى كه ايمان آورده ايد ، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و صاحبان امر خود را [ نيز ] اطاعت كنيد .
در اين آيه ، اطاعت از خداوند ، پيامبر و اولي الأمر واجب اعلام شده است و اولي الأمر غير از ائمه معصومين كسان ديگري نميتواند باشد .
3. يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ . المائده / 67 .
اى پيامبر ، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ، ابلاغ كن ؛ و اگر نكنى پيامش را نرسانده اى . و خدا تو را از [ گزند] مردم نگاه مى دارد .
طبق اعتراف بسياري از علما و مفسران بزرگ اهل سنت ، اين آيه در زماني نازل شد كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم در حال بازگشت از آخرين حج خود بود كه خداوند به آن حضرت دستور ميدهد كه ولايت و امامت امير المؤمنين عليه السلام را براي عموم مردم ابلاغ كند . ما عبارت چند تن از مفسران اهل سنت را در اين باره نقل ميكنيم :
فخر رازي مفسر معروف اهل سنت در باره شأن نزول اين آيه مينويسد :
نزلتالآيةفيفضلعليبنأبيطالبعليهالسلام،ولمانزلتهذهالآيةأخذبيدهوقال : « منكنتمولاهفعليمولاهاللهموالمنوالاهوعادمنعاداه » فلقيهعمررضياللهعنهفقال : هنيئالكياابنطالبأصبحتمولايومولىكلمؤمنومؤمنة .
تفسيرالرازي ،ج 12،ص 49 - 50. طمصر 1375 وج 3/636 طالدارالعامرةبمصر.
اين آيه در برتري وشان علي(ع) نازل شده است زيرا پس از نزول آن پيامبر دست علي را گرفت وفرمود: هر کس من رهبر وفرمانده اوهستم علي رهبر اوست خدايا دوستدارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن دار، عمر بديدار علي(ع) شتافت وگفت: مبارک باشد بر تو اي علي تو از اين لحظه مولي وفرمانده من وتمام مردان وزنان مومن هستي .
mostabser
Thursday 5 June 2008, 09:17AM
و سيوطي نيز مي نويسد :
اخرجابنأبيحاتموابنمردويهوابنعساكرعنأبيسعيدالخدريقالنزلتهذهالآيةياأيهاالرسولبلغماأنزلإليكمنربكعلىرسولاللهصلىاللهعليهوسلميومغديرخمفيعليبنأبيطالب .
ابوسعيدخدري مي گويد: آيه بلاغ درغدير خم بر رسول خدا(ص) نازل شد که درشان علي بن ابوطالب است .
وأخرجابنمردويهعنابنمسعودقالكنانقرأعلىعهدرسولاللهصلىاللهعليهوسلم «ياأيهالرسولبلغماأنزلإليكمنربك انعليامولىالمؤمنينوانلمتفعلفمابلغترسالتهواللهيعصمكمنالناس . »
الدرالمنثور،ج 2،ص 298،فتحالقدير، شوكاني ، چ2 ، ص60 و روحالمعاني ، آلوسي ، ج 6 ، ص193 و تفسير المنار، رشيد رضا ، ج 6 ، ص463 .
از ابن مسعود نقل است که گفت: درزمان پيامبر اين آيه را اين گونه قرائت مي کرديم: اي رسول آنچه از جانب پروردگارت برتو نازل شده است که علي مولي وسرپرست وپيشواي مومنان است به مردم ابلاغ کن .
ابن عساكر ، تاريخ نويس معروف و بسياري ديگر از علماي بزرگ اهل سنت اين روايت را نقل كردهاند :
نزلتهذهالآية : (ياأيهاالرسولبلغماأنزلإليكمنربك )علىرسولالله (صلىاللهعليهوآله )يومغديرخمفيعليبنأبيطالب.
تاريخدمشق ، ج42 ، ص237 و أسبابنزولالقرآن ، الواحدي ، ص204 ، ح403 ، طالحلبىبمصرو150 طالهنديةبمصر وشواهدالتنزيللقواعدالتفضيلفىالآياتالنازلةفىأهلالبيت، الحاكمالحسكانى ، ج 1 ، ص 187 ، ح 243 و244 و245 و246 و247 و248 و249 و250 و240 ، ط 1 بيروت و فتحالبيانفىمقاصدالقرآن ، العلامةالسيدصديقحسنخانملكبهوبال ،ج 3 ، ص63 ، طمطبعةالعاصمةبالقاهرةو ج 3 ص 89 طبولاقبمصر و المللوالنحل، الشهرستانىالشافعى ، ج 1 ، ص 163 ، افستبيروتعلىطمصروبهامشالفصل، ابنحزم، ج 1 ، ص 220 افستعلىطمصر ،فرائدالسمطينللحموينى ،ج 1 ، ص158 ، ح120 ، ط 1 بيروت والفصولالمهمّةلابنالصباغالمالكىالمكّى ، ص 25 طالحيدريةوص 27 طآخر و مطالبالسؤول ، ابنطلحةالشافعى ، ج 1 ، ص 44 ، طدارالكتبفىالنجفو ص 16 ططهران و ينابيعالمودة ،ا لقندوزىالحنفى ،ص 120 و249 طاسلامبولوص 140 و297 ، طالحيدرية و...
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 09:18AM
اگر خدا برای حفظ قرآن بدون به هم زدن اوضاع روتین جهان ، رموزی لابه لای آیات خود نگذاشته بود ، نمی فرمود :
«افلا یتدبرون القرآن أم علی قلوب اقفالها»
چرا در قرآن ژرف نمی نگرند ؟ یا شاید بر دلهایی قفل زده شده ...؟
mostabser
Thursday 5 June 2008, 09:19AM
الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا . مائده / 3 .
امروز كسانى كه كافر شده اند ، از [ كارشكنى در ] دين شما نوميد گرديدهاند . پس ، از ايشان مترسيد و از من بترسيد . امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم ، و اسلام را براى شما [ به عنوان ] آيين برگزيدم .
اين آيه زماني نازل شد كه رسول گرامي اسلام در غدير خم ، دست امير المؤمنين عليه السلام را بلند كرد و او را رسماً به عنوان جانشين بعد از خودش تعيين كرد .
يعقوبي تاريخ نويس معروف اهل سنت مي نويسد :
وقدقيلإنّآخرمانزلعليه « اليومأكملتلكمدينكموأتممتعليكمنعمتىورضيتلكمالاسلامديناً » وهيالروايةالصحيحةالثابتةالصريحةوكاننزولهايومالنفرعلىأميرالمؤمنينعليبنأبيطالبصلواتاللّهعليهبغدير خم.
تاريخاليعقوبى ، ج ، ص430 .
وگفته شده است كه آخرين آبه اي كه بر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نازل شده است آيه" اليومأكملتلكمدينكموأتممتعليكمنعمتىورضيتلكمالاسلامدينا " بوده است واين همان روايت صحيح است ونزول آن در روز كوچ ( در مكه) در مورد امير مومنان علي بن ابي طالب بوده است در غدير خمً
و در جاي ديگر مي گويد
ولماكانيومالنفردخلالبيت،فودعونزلعليه : ( اليومأكملتلكمدينكم،وأتممتعليكمنعمتي،ورضيتلكمالاسلامدينا ) .
وخرجليلامنصرفاإلىالمدينة،فصارإلىموضعبالقربمنالجحفةيقالله : غديرخم،لثمانيعشرةليلةخلتمنذيالحجة،وقامخطيباوأخذبيدعليبنأبيطالبفقال : «ألستأولىبالمؤمنينمنأنفسهم؟قالوا : بلىيارسولالله ! قال : فمنكنتمولاه،فعليمولاه،اللهموالمنوالاهوعادمنعاداه . ثمقال : أيهاالناسأنيفرطكموأنتموارديعلىالحوض،وإنيسائلكم،حينتردونعلي،عنالثقلينفانظرواكيفتخلفونيفيهما . وقالوا : وماالثقلانيارسولالله؟قال : الثقلالأكبركتاباللهسببطرفهبيداللهوطرفبأيديكم،فاستمسكوابهولاتضلوا،ولاتبدلوا،وعترتيأهلبيتي .
تاريخاليعقوبي ،ج 2،ص 112 .
روزي که رسول خدا (ص) قصد بيرون آمدن از مکه را داشت وارد خانه خداشد وبا خانه وداع نمود اين آيه نازل شد: امروز دين را برشما کامل ونعمتم را تمام نمودم واسلام را دين شما قراردادم،
رسول شبانه به طرف مدينه حرکت کرد، دربين راه ودر روز هيجدهم ذي حجه به مکاني نزديک جحفه به نام غدير خم رسيد
درهمان روز ودرهمان سرزمين رسول خدا(ص) براي مردم خطبه خواند ودر بين خطبه دست علي را گرفت وفرمود: آيا من بر مومنان برتر ازجانشان نيستم همه گفتند: آري اين چنين است ، فرمود: هرکس من مولي ورهبر وسرپرست او هستم علي نيز براو مولي ورهبر است،
خدايا دوست بدار آنکه علي را دوست بدارد ودشمن بدار آنکه علي را دشمن بدارد، سپس فرمود: اي مردم کنار حوض کوثر بر من وارد مي شويد ازشما در باره دو يادگار وگوهر گرانبها سوال خواهم کرد پس مواظب باشيد حق آندو را محترم داريد، پرسيدند : آندو گوهر چيست؟ فرمود : کتاب خدا قرآن که يک طرفش در دست خدا وطرف ديگرش در دست شماست، پس به آن چنگ زنيد تاگمراه نشويد ودر آن دست نبريد، و يادگار وگوهر دوم خاندان وعترت من هستند،
mostabser
Thursday 5 June 2008, 09:20AM
در خصوص دلايل نياز انسان به امامان بعد از پيامبر اکرم با توجه به آيات قراني چه مي باشد؟
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم ، علاوه بر مقام رسالت که همان گرفتن وحي باشد ، شئونات ديگري نيز داشته است ؛ از جمله :
الف : تفسير و تبيين آيات قرآن ، مطابق با نيازهاي روز ؛
ب : اجراي عدالت و جلوگيري از ظلم ، در سايه تشکيل حکومت اسلامي ؛
ج : وساطت در فيض ؛
و ... .
تمامي اين شئونات بعد از نبي مکرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم ، به دليل روايت متواتر
انت مني بمنزلة هارون من موسي الا انه لا نبي من بعدي .
که در بسياري از کتاب هاي شيعه و سني آمده است ، به امامان بعد از آن حضرت منتقل مي شود .
و از آن جايي که نياز به عدل و جلوگيري از ظلم و فساد ، تشکيل حکومت ، تفسير صحيح قرآن مطابق با نيازهاي روز ، وساطت در فيض و... براي انسان ها هميشگي است ، وجود امام نيز ضرورت هميشگي دارد .
hidayat
Thursday 5 June 2008, 09:22AM
با سلام و صبح به خير به همه ى دوستان مهربان !:)
نوشته هاى شما را تك تك خواندم و براى جمع بندى اجازه بفرماييد بنوسم:
1- قرآن امام و راهنماى ماست .
2- نبوت تمام شده و وحى نازل نمى شود .
و دوستانى كه قرآن را به عنوان " امام " قبول ندارند ، دلايشان اين است:
1- احكام در آن به صورت كلى آمده .
2- بعد از وفات پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم)وجود افرادي كه اولا مبين احكام قران باشندوثانيا مانع تحريف كلام پيامبر(ص) شوند ,الزامي است.اگر چنين افرادي نباشند نقض غرض از بعثت پيامبر خاتم (ص) پيش مي ايد. و در يك كلام : امامت مجوز ختم نبوت است.
خوب حالا براى دفاع از سخنان دوستانى كه قرآن را به تنهايى " امام " نمى شناسند ، بايستى ببينيم آيا آنان راه حل هم دارند؟
ديديم :
ائمه اطهار(عليهم السلام) وجه الله هستند و آبرودار در خانه خدا مي باشند. آنها الگوي تمام عيار انسانيت مي باشند .آن ها هم معصوم و عاري از خطا و اشتباهند و نيز داراي علم الهي و خدادي مي باشند. لذا با تمسك و توسل به ذات پاك آن ها مي توان به هدف خلقت دست پيدا كرد
اين عبارت انشايى متأسفانه جواب نيست!
زيرا اولاً عباراتى مانند " وجه الله " اگر تشبیه به ذات مقدس خالق سبحانه و تعالی نباشد باز نوعی شرک به خداوند سبحان است.
مگر خداوند در اعتقاد شما 14 وجه دارد؟!
متأسفم دوستان.
این عبارت انشایی جایش نیست.
بهتر است حل بهتری پیدا کنیم!:smile09:
حال که همه بر این اعتقاد شکی ندارید که قرآن توسط خالق و نازل وحی محفوظ مانده است و این قرآن همان کتابی ست که شایسته است تا روز آخرین جهان باقی مانده و اساس دینمان باشد ...
پس ببینیم برای دفاع از اعتقاد شما : " امامان معصوم " برای تبیین و تفسیر و حفظ رسالت بایستی وجود داشته باشند " چه حلی خداوند سبحان برایمان نشان داده است؟
اهل تشیع می گوید:
امام علی و نوادگانش مصدر و ضامن حفظ دین هستند.
ولی متأسفانه اهل تشیع خودش سرانجام می گوید:
آخرین امام ( دوازدهم ) غایب است.
پس متأسفانه اهل تشیع زانوی غم بغل گرفته منتظر است تا امام غایبش ظاهر شود!:smile22:
حال بیایید بدنبال حلی برای این درد بیابیم ....
آیا بمانند اهل تشیع ما هم منتظر بمانیم یا به آنان پیوسته و زانوی غم بغل گرفته گریه سر دهیم تا شاید ... این غم سرآید ؟:(
hidayat
Thursday 5 June 2008, 09:36AM
بعد از وفات پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم)وجود افرادي كه اولا مبين احكام قران باشندوثانيا مانع تحريف كلام پيامبر(ص) شوند ,الزامي است.اگر چنين افرادي نباشند نقض غرض از بعثت پيامبر خاتم (ص) پيش مي ايد. و در يك كلام : امامت مجوز ختم نبوت است.
این سخن معنایش این است که :
1- وجود افرادی که مبین قرآن هستند ضروریست .
2- امامت مجو. ختم نبوت است .
با این اعتقاد اهل تشیع متوجه می شویم که عدم وجود امامت به مفهوم اهل تشیع یعنی نابودی نبوت !
زیرا نبوت ختم شدن بدون امامت یعنی بی مجوز تمام شدن!
و این است که امامت یا امام معصوم سبب حفظ شریعت است.
پس اکنون بایستی اهل تشیع برای ما نشان دهد که آیا برای حفظ دین و شریعت حفظ مسببات آن ضروریست یا نه؟
ما همه می دانیم خداوند سبحان کتابش را حفظ کرد و بین یک مسلم در شرق جهان تا غربش شکی نیست که قرآن بین دو جلد مبارکش آنچه نوشته شده سخن رب العرش است که به واسطه ی جبریل بر محمد نازل شد.
کسی نمی گوید: فلان سوره قبول ندارم چون راوی آن عمر بود یا نویسنده و کاتبش معاویه بود !؟
و کسی هم نمی گوید: فلان سوره چون علی راویش است پس 100% درست است !!
پس کجاست سبب اساسی حفظ شریعت از دیدگاه اهل تشیع؟
امامان معصوم ؟
چرا این سبب اساسی و مجوز نبوت نیست؟
hidayat
Thursday 5 June 2008, 09:42AM
آيا براى حفظ شريعت خداوند مسببات آن را فراموش فرمود؟
يا خداوند سبحانه و تعالى با حفظ قرآن به ما تأكيد مى فرمايد كه سبب حفظ شريعت همين است؟
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.