PDA

نمايش نسخه نهائي : آیا نفرین شدگان دخت نبی(ص) قابل تبعیت هستند؟!


mehrdad_123
Wednesday 4 June 2008, 12:55AM
نفرین شد گان حضرت فاطمه (س)، قابل تبعیت هستند؟!...

ابن قتیبۀ دینوری و عمررضا کحاله نقل می کنند:« عمر به ابوبکر گفت بیا باهم به سراغ فاطمه ی زهرا برویم زیرا ما او را غضبناک کرده ایم، پس باهم به منزل فاطمه (ع) رفتند و اجازه ورود خواستند، اما فاطمه(س) به آنان اجازه ورود ندادند، لذا سوی علی(ع) رفتند و از ایشان خواستند تا فاطمه را راضی کند و آنان را بپذیرد. علی(ع) آنان را پیش فاطمه برد؛ چون نزد فاطمه نشستندحضرت صدیقه(ع) روی خویش را از آنان به طرف دیوار گرداند تا چشمش به آنان نیفتد[ عملاً اعلام انزجار و خشم نماید]. به دختر پیامبر سلام دادند ولی ایشان جواب سلام آنان را نداد،ابوبکر شروع به سخن کرد؛[ از پیامبر(ص) گفت]...حضرت فاطمه به آنان فرمود: آیا می خواهید حدیثی از رسول خدا(ص) برای شما نقل کنم تا آن را بدانید و به آن عمل کنید؟!گفتند آری؛حضرت صدیقه فرمود: شما را به خدا سوگند آیا از رسول خدا این سخن را نشنیده اید که:« رضای فاطمه، رضای من است و خشم و غضب فاطمه، خشم و غضب من؛ هرکه فاطمه را دوست بدارد قطعاً مرا دوست داشته است و هرکه فاطمه را خشنود سازد، مرا خشنود کرده و هرکه فاطمه را به غضب آورد مرا به غضب آورده است؟»...آنان پاسخ دادند: بله ما این سخن را از رسول خدا شنیده ایم.
فاطمه زهرا(ع) در این هنگام گفت: من خدا و ملائکه ی او را شاهد می گیرم که شما دو نفر نه تنها رضای مرا به جای نیاورد ید بلکه مرا به غضب آورده و خشمگین ساختید، وقتی که پیامبر را ملاقات کنم از شما دو نفر شکایت خواهم کرد.
ابوبکر گفت: من از غضب خدا و غضب تو ای فاطمه به خدا پناه می برم ... اما حضرت صدیقه گفت: سوگند به خدا در هر نمازی تو را نفرین خواهم کرد...[2]
این برخورد آخرین آنها با فاطمه زهرا جای هیچ شکی باقی نمی گذارد که این ملاقات و عیادت و اعتذار، با آن همه فجایعی که بار آورده بودند یک امر سیاسی و برای کاستن از زشتی های اعمال خودشان بود و فاطمه نیز از انگیزه آنان با خبر بود و با اقدام و گفتار خویش باعث شد که نتیجه عکس بگیرند و راهی برای استبصار برای آیندگان گشوده شود.
جا دارد که در ذهن حقیقت جویان آزاده ی عالم هستی، سوالاتی مطرح شود که:
الف) با چه منطقی خود را مسلمان بنامیم در حالی که تابع محض کسانی هستیم که پاره ی تن نبی اکرم (ص) را خشمگین ساخته اند؟
ب) کدام عقل سلیم به حقانیت نفرین شد گان دختر پیامبر اکرم که اسباب بیماری و شهادت وی را فراهم نمودند حکم کرده و ایشان را جانشین بر حق نبی مکرم اسلام می داند؟
در حالی که حضرت محمد مصطفی (ص) فرموده اند:« فاطمه پاره ی تن من است هرکه او را خشمناک کند مرا خشمناک نموده است»[3]
پس ای آزاد اندیشان و حقیقت جویان اهل سنت!... بیایید تقلید کورکورانه و تعصب جاهلانه را کنار بگذاریم و با انتخاب راه صحیح، پیامبر اسلام و دخترش را از خود راضی و سعادت دنیا و آخرت را نصیب خویش نماییم!...
والسلام علی من التبع الهدی
.....................................................................................................
پا ورقی:
1-حدیث خشم و غضب فاطمه از ابوبکر در تمام مدت حیات پس از پیامبر در منابع اهل سنت مانند: صحیح مسلم،ج2،ص72 - مسند احمد،ج1،ص6 و9 – تاریخ طبری،ج3،ص202 – مشکل الآثار طحاوی،ج5،ص48 – سنن بیهقی،ج6،ص300 – کفایة الطالب،ص226 و تاریخ ابن کثیر،ج5،ص285 آمده است.
2-الإمامة والسیاسة،ج1،ص14 و اعلام النساء، ج3،ص 314.
3-صحیح بخاری،ج5، کتاب فضائل اصحاب النبی باب مناقب قرابة الرسول.
منبع : وبلاگ سلفی گری

erfanal
Wednesday 4 June 2008, 01:04AM
مخالفت فاطمه ( س ) ، سند بطلان خلافت


- در كتب معتبر از رسول اكرم ( ص ) نقل شده : « من مات بغير إمام مات ميتة جاهليّة » مسند أحمد ، ج 4 ، ص 96 ؛ المعجم الكبير للطبرانى ؛ ج 19 ، ص 388 ؛ مجمع الزوائد للهيثمى ، ج 5 ، ص 218 ؛ شرح نهج البلاغه لابن أبي الحديد ، ج‏9 ، ص 155 وى گفته : « وأصحابنا كافّة قائلون بصحّة هذه القضيّة » . .

هر كس بدون امام از دنيا برود مرده او همانند مردگان دوران جاهليت است .

و بخارى در صحيح خود توسّط ابن عبّاس از رسول اكرم ( ص ) نقل كرده است كه فرمود : « ليس أحد يفارق الجماعة قيد شبر فيموت إلّا مات ميتة جاهليّة » صحيح البخاري ، ج 8 ص 105 ، كتاب الأحكام ، باب السمع والطاعة للإمام . .

هر كس از جامعه اسلامى به مقدار يك وجب دور شده و جدا شود ، مرگ او همانند مرگ جاهليت است .

و مسلم نيز در صحيح خود به واسطه ابو هريره از رسول‏مكرّم ( ص ) آورده است كه فرمود : « من خرج عن الطاعة وفارق الجماعة فمات ، مات ميتة جاهليّة » صحيح مسلم ، ج 6 ص 21 ، كتاب الإمارة ، باب الأمر بلزوم الجماعة . .

كسى كه از فرمان حاكم سرپيچى نموده و از جامعه مسلمانان جدا شود همانند مردگان زمان جاهليت از دنيا خواهد رفت .

حال از شما مى‏پرسيم كه تكليف حضرت صديقه طاهره ( س ) كه با ابوبكر بيعت نكرد چه مى‏شود؟ با اين‏كه در حقّ او آيه تطهير نازل شده و صدها روايت از رسول گرامى ( ص ) در فضيلت او رسيده است ، مانند : « فاطمة سيّدة نساء هذه الأمّة » و يا « سيّدة نساء اهل الجنّة » في صحيح البخاري : قال رسول اللّه يا فاطمة ألا ترضين ان تكوني سيّدة نساء المؤمنين أو سيّدة نساء هذه الامّة . صحيح البخارى ، ج 7 ، ص 142 ، كتاب بدء الخلق باب علامات النبوّة ، كتاب الاستئذان ، باب من ناجى بين يدي الناس ؛ صحيح مسلم ، ج‏7 ، ص‏143 كتاب فضائل الصحابة باب ( 15 ) باب من فضائل فاطمة بنت النبي - صلى اللَّه عليه وآله - ح 99 وهم‏چنين آمده : فاطمة سيّدة نساء اهل الجنّة . صحيح البخارى ، ج‏4 ، ص‏209 و219 . .

erfanal
Wednesday 4 June 2008, 01:06AM
رنجاندن فاطمه ( س ) خلاف كتاب و سنت
در صحيح بخارى و مسلم و ديگر كتب معتبر آمده است كه حضرت رسول اكرم ( ص ) فرمود : فاطمه پاره تن من است و هركس او را بيازارد و غضبناك كند مرا آزرده است : « فاطمة بضعة منّي فمن أغضبها أغضبني » صحيح البخارى ، ج 4 ص 210 . وفي رواية مسلم : « إنّما فاطمة بضعة منّي يؤذيني ما آذاها » . صحيح مسلم : 7 / 141 . روى الحاكم عن على - عليه السلام- : قال : « قال رسول اللّه -صلى اللّه عليه وآله وسلم- : لفاطمة : إنّ اللَّه يغضب لغضبك ، ويرضى لرضاك » . ثمّ قال : هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه . المستدرك : 3 / 153 .

( ليس فيه ذكر خطبة بنت أبي جهل ) فليراجع : مجمع الزوائد ، ج 9 ص 203 ؛ المعجم الكبير للطبراني ، ج 1 ص 108 ، ج 22 ص 401 ؛ تاريخ مدينة دمشق : 3 / 156 ؛ أسد الغابة ، ج 5 ص 522 ؛ الإصابة ، ج 8 ص 265 و266 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 12 ص 392 ؛ صحيح البخارى ، ج 4 ص 210 ؛ صحيح مسلم ، ج 7 ص 141 ؛ المصنف لابن أبي شيبة الكوفي ، ج 7 ص 526 ؛ السنن الكبرى للنسائي : 5 / 97 ، ح 8370 ؛ المعجم الكبير للطبراني ، ج 22 ص / 404 ؛ الجامع الصغير للسيوطي ، ج 2 ص 208 ؛ تاريخ مدينة دمشق ، ج 3 ص 156 . .

و از طرفى در صحيح بخارى و مسلم نيز آمده است كه فاطمه ( س ) از دست ابوبكر غضبناك شد و تا آخر عمر باوى سخن نگفت : « فغضبت فاطمة بنت رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه وسلم - فهجرت أبا بكر فلم تزل مهاجرته حتّى توفّيت » صحيح البخارى ، ج 4 ص 42 ؛ صحيح مسلم ، ج 5 ص 154 ، فيه : فهجرته فلم تكلّمه حتّى توفّيت وعاشت بعد رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه وسلم - ستة أشهر فلمّا توفّيت دفنها زوجها علىّ بن أبي‏طالب ليلا ولم يؤذن بها ابابكر وصلّى عليها عليّ . .

وقرآن مى‏گويد : ( انّ الذين يؤذون اللّه ورسوله لعنهم اللّه في الدنيا والآخرة وأعدّ لهم عذاباً مهيناً ) الأحزاب : 57 . . در حلّ اين معضله چه پاسخى داريد؟

سهيلى از علماى بزرگ اهل سنّت ( متوفّاى 581 ) به همين روايت استدلال نموده كه هر كس به حضرت زهرا ( س ) اهانت كند ، كافر خواهد شد : « استدلّ به السهيلي على أنّ من سبّها كفر لأنّه يغضبه وأنّها أفضل من الشيخين » فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي ، ج 4 ص 554 . .

ابن حجر در توجيه آن گفته : « وتوجيهه : إنّها تغضب ممّن سبّها وقد سوّى بين غضبها وغضبه ، ومن أغضبه -صلى اللّه عليه وسلم - يكفر » فتح الباري ، ج 7 ص 82 ؛ شرح المواهب للزرقاني المالكي ، ج 3 ص 205 . .

مناوى صاحب كتاب فيض القدير از ابو نُعيم و ديلمى نقل كرده است كه حضرت رسول اكرم ( ص ) فرمود : « فاطمة بضعة منّي من آذاها فقد آذاني ومن آذاني فقد آذى اللّه ، فعليه لعنة اللّه مل‏ء السماء ومل‏ء الأرض » فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي ، ج 6 ص 24 ، ح 8267 . .

22 - با توجّه به مطالب فوق ، آيا تا كنون نسبت به سخنان ابوبكر كه پس از خطبه حضرت زهرا ( س ) بيان كرد و بدترين اهانت و ناسزا را نسبت به حضرت على ( ع ) و حضرت صديقه ( س ) داد ، فكر كرده‏ايد : « إنّما هو ثعالة شهيده ذنبه ، مرب لكلّ فتنة ، هو الذي يقول : كرّوها جذعة بعدما هرمت ، يستعينون بالضعفه ، ويستنصرون بالنساء ، كأمّ طحال أحبّ أهلها إليها البغي » السقيفة وفدك للجوهري ، ص 104 ؛ شرح نهج البلاغه لابن أبي الحديد ، ج 6 ص 215 ؛ دلائل الإمامة للطبري ، ص 123 . . در اين عبارت ، حضرت على ( ع ) را به روباه و حضرت زهرا ( س ) را به دم آن تشبيه كرده است .

آيا پاسخ اجر رسالت : ( قل لا أسئلكم عليه أجراً إلّا المودّة في القربي ) همين بود؟!

آيا اين بود نتيجه آن همه سفارش و توصيه رسول گرامى ( ص ) در حقّ حضرت زهرا ( س ) ؟!

آيا چنين كسى شايستگى خلافت پيامبرى كه مفتخر به ( إنّك لعلى خلق عظيم ) است را دارد؟

از شما مى‏خواهيم ، سخنانى كه ميان ابن ابى الحديد سنّى و استادش نقيب ، ردّ و بدل شده ملاحظه نماييد وخود به قضاوت بنشينيد! قال ابن أبي الحديد : قلت : قرأت هذا الكلام على النقيب أبي يحيى جعفر بن يحيى بن أبي زيد البصري وقلت له : من يعرض ؟ فقال : بل يصرّح . قلت : لو صرّح لم أسالك . فضحك وقال : بعليّ بن أبى طالب عليه السلام ، قلت : هذا الكلام كلّه لعلي يقوله؟ ! قال : نعم ، إنّه الملك يا بُنيّ . قلت : فما مقالة الأنصار؟ قال : هتفوا بذكر علي ، فخاف من اضطراب الأمر عليهم ، فنهاهم . . . وثُعالة : اسم الثعلب علم غير مصروف ، ومثّل ذؤاله للذئب ، وشهيده ذنبه ، أي لا شاهد له على ما يدّعي إلّا بعضه وجزء منه ، وأصله مثل قالوا : إنّ الثعلب أراد أن يغري الأسد بالذئب ، فقال : إنّه قد أكل الشاة التي كنت قد أعددتهإ؛!!'' لنفسك ، وكنت حاضراً ، قال : فمن يشهد لك بذلك؟ فرفع ذنبه وعليه دم ، وكان الأسد قد افتقد الشاة ، فقبل شهادته وقتل الذئب . . . وأمّ طحال : إمرأة بغى في الجاهليّة ، ويضرب بها المثل فيقال : أزنى من أمّ طحال . شرح نهج البلاغه ، ج 6 ص 215 .

رایحه اسمانی
Wednesday 4 June 2008, 05:04AM
این دو تا ادم با این کارشون همه چیز را روشن کرده اند برای همه خودشون به زبان بی زبانی گفته اند که ما لایق هیچی نیستیم چه برسه به خلافت
اما اگه خیلی ها چشماشون را بستن خدا می دونه!!!!!!!!!!!!!
ت.ی تاریخ ادمی به اندازه پستی و حقارت اینها ندیدم !!!!!!!!!!!!
اللهم العن قاتلی فاطمه الزهرا

mehrdad_123
Friday 6 June 2008, 01:59AM
این هم لعن مستقیم که امید است مدعیان وحدت های پوچ و گمراه کننده هم ببینند




.

yar-mahdi
Friday 6 June 2008, 02:34AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم

این هم لعن مستقیم که امید است مدعیان وحدت های پوچ و گمراه کننده هم ببینند.
مطمئنا بنده طرفدار وحدتی که شما می گوئید ، نیستم !

mehrdad_123
Friday 6 June 2008, 02:48AM
مطمئنا بنده طرفدار وحدتی که شما می گوئید ، نیستم !

و علیکم السلام

خدارا شکر - میشه بفرمایید شما طرفدار چه جور وحدتی هستید؟


.

shahnam3s
Friday 6 June 2008, 02:53AM
اهل سنت کجایید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

yar-mahdi
Friday 6 June 2008, 03:46AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم

و علیکم السلام
خدارا شکر - میشه بفرمایید شما طرفدار چه جور وحدتی هستید؟
این نظر صریح من در خصوص اهل خلاف :

شیعه می گوید :
تمام اسلام بر پایه ی پذیرفتن ولایت ائمه قرار گرفته است و اگر کسی آن را نپذیرد در واقع سخن خدا و رسول خدا را نپذیرفته ، و چنین کسی بدون شک کافر است !
بله کافر است و در روایات شیعه نیز این مطلب به صراحت آمده است ، اما باید چند نکته ی مهم را در نظر داشت :

1- این کفر مانند کفری که کسی خدا را قبول نداشته باشد نیست . بلکه در واقع سرپیچی از فرمان پروردگار است ، که این خود نوعی کفر است .
شما حتما به این نکته واقفید که شیطان منکر وجود و یا حتی انکار صفات خدا همچون قدرت یا غیر آن نبود ، اما آن جا که از فرمان پروردگار سرپیچی کرد ، کافر نامیده شد :
« وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ »[البقرة : 34]
« فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ * فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ * إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِينَ »[ص : 74-72]
این همان کفری است که شیعه می گوید مسلمین پس از رحلت رسول اکرم دچار آن شدند . همان ارتداد و بازگشت به جاهلیت ، یعنی تمرد از دستور خدا و رسولش که علی را به عنوان « مولا » ی آن ها قرار داده بودند .

2- به دلیل اختلاف این کفر با کفری که در آن وجود خدا رد می شود ، سرنوشت افراد هم متفاوت است . خلود در جهنم مخصوص کفار منکر خداست ، اما کافران منکر امامت به دو دسته تقسیم می شوند : برخی که دشمن اهل بیت هستند ، آن ها قطعا با منکران خدا در جهنم جاویدانند .
برخی دیگر که با اهل بیت دشمن نیستند و در امور اختلافی ( یعنی همین مساله ی امامت و خلافت ) علمش را به خدا واگذار کرده اند ، امید نجات برای آن ها می رود .

3- کافران منکر امامت - به شرط عدم نصب اهل بیت - به هر تقدیر مسلمان اند و تمام احکام اسلامی درباره ی آنان جاری است . از جمله خون و مال و عرض آن ها محترم است . ازدواج و رفت وآمد با آن ها جایز است . و ...
شاید بگویید چرا این ها را می گویی ! اما باید بگویم که متاسفانه مطالب نادرستی از سوی برخی مخالفان اسلام منتشر می شود که مثلا شیعه ، همه ی اهل سنت را ناصبی و در نتیجه خون و مال آن ها را مباح می داند . ( من خودم این مطالب را در کتب آن ها که البته به نام دفاع از اهل سنت منتشر می شود خوانده ام و اگر خواستید برایتان می آورم .)
از طرفی بعضی از شیعیان به خاطر نزدیک تر شدن اهل سنت به شیعه ، مثلا می گویند که منکر ولایت کافر نیست یا بحث امامت از فروعی است که نظر نینداختن در آن هم اشکالی ایجاد نمی کند !
در واقع هرکدام از یک سوی بام افتاده اند و ما باید حد وسط که همان راه درست است را در پیش بگیریم .

منبع : سلام ! (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=126387&postcount=36)
در سرفصل : متدینین شیعه وسنی(هردو)!

*************
راهکار وحدت

حرکت و تلاش برای اتحاد مسلمین یک مطلب است و دفاع از حقیقت مطلبی دیگر . زیرا تقریبا تمام مصلحان این چنینی (همچون حیدر علی قلمداران) از عقاید تشیع مایه گذاشته و چاره ی تقریب را ذوب تشیع در تسنن دانسته اند ! و حال آن که مصلحان واقعی شیعه همواره در طول تاریخ ، راه اصلی تقریب را بازگشت به مفهوم احادیث متفق علیهی چون غدیر و ثقلین دانسته اند و این که همگان از اهل بیت عصمت و طهارت تبعیت کنند .

منبع : من منتظرم ! (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=137870&postcount=12)
در سرفصل : اهل سنت

اتحاد و همبستگی در مقابل دشمن مشترک امری عقلائی است و ربطی به مسلمان بودن یا نبودن ندارد . اگر چه اسلام این اتحاد را محکم و قوی تر می نماید .
ولی متاسفانه در حوزه های سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی و ... ، مسلمین کمتر به فکر اتحاد بوده اند . آن چه بعضی کشورها را کنار هم قرار داده است ( مثل منافع مشترک دول اروپایی ) ، اگرچه چندین برابرش در میان مسلمین وجود دارد ، لیکن منفعت طلبی های شخصی در بیشتر موارد مانع این اتحاد بوده است ؛ و سهم کشورهای عربی ، با این که بیشتر مسلمانان از آنان هستند ، در این زمینه بسیار اندک و در حد صفر است !
با وجود سران خودخواه یا بیگانه طلب در بیشتر این کشورها ، امر اتحاد بیرونی عملا عقیم مانده است . و سازمان هایی چون کنفرانس اسلامی کارکردهای مثبت و تاثیرگذاری در جهان نداشته اند .
اختلافات مختلف از عقاید و احکام میان مسلمین همچنان وجود دارد . به نظر می رسد رسیدن به یک وحدت درونی هم امکان پذیر نیست !
به راستی چاره چیست ؟! اگرچه ممکن است مسائل زیر تا حدی روشن گر باشند :
بحث های علمی میان علمای بزرگ مسلمان ، که در منظر مردم جهان صورت می گیرد تا خودشان راه شان را برگزینند ؛ نیز عدم اشاعه ی مسائلی که سبب کینه و یا بدبینی نسبت به طرف مقابل می گردد ؛ بیان دلایل پایبندی به برخی عقاید ، مثل عدالت صحابه یا تکفیر آن ها ، به طوری که روشن شود طرف مقابل برای اعتقاداتش دلیل دارد . ( کاری به درستی یا نادرستی آن ها ندارم ) و ...

لیکن اینجانب راهی را پیشنهاد می کنم که به نظرم سهل الوصول و کم هزینه است .
اگرچه اختلافات میان مسلمانان بالاخص شیعه و سنی بسیار است ، لیکن نقاط مشترکی نیز وجود دارد . بعضی از این نقاط مشترک ، بسیار فراگیر هستند طوری که نه فقط مسلمانان ، بلکه پیروان همه ی ادیان الهی و ابراهیمی را نیز در برمی گیرد . برخی دیگر از این هم فراگیرترند و حتی مادی گرایان و بی دینان را نیز شامل می شود .
اگر روی مطالبی از این دست کار کنیم ، امید است که جهان به زودی روی خوش به خود ببیند ، و عالم پیر دگرباره جوان شود .

منبع : بسیار ساده است ! کمی فکر کنید . (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=139316&postcount=7)
در سرفصل : چکار کنیم که شیعه و سنی با هم متحد شوند؟؟؟