نمايش نسخه نهائي : مقدس مآبی {..}
زيـبـا
Tuesday 3 June 2008, 08:08PM
بسم الله الرحمن الرحیم
مدتی است عده یی به تقدیس انحرافات فکری و کجروی های مرسوم شده و بی محتوای خود تحت عناوین مختلف می پردازند و چنان از خود تعصب و حساسیت نشان می دهند که از دید هر اندیشمند متدینی مشکوک می نماید ....
گویا منافعی در این میان دارند و احساس می کنند در نبود این انحرافات و بدعتها ، منافعشان به طور جدی به خطر می افتد ....
سعی داریم در این گفتار ، به بررسی مواردی از آن با نقل قول از کاربران فعال در این دایره بپردازیم ....
عنوان بعلت مغایرت با قوانین توافقی ثبت نام و تعرض به سایر کاربران ویرایش شد .
از کاربرد الفاظ مشابه پرهیز نمائید .
زيـبـا
Tuesday 3 June 2008, 08:10PM
بسم الله الرحمن الرحیم
در مراسم عزاداری سید الشهدا علیه السلام انحرافاتی به مرور رسوب کرده اند که آرام آرام با پیدا کردن طرفداران خود به اموری مقدس تغییر موضع داده اند ....
از جمله آنها کار با قمه و غداره و تیغ و تیزی و شمشیر و ابزارهای خون ریز دیگر است ....
متاسفانه برخی از کاربران مدعی علم و روحانیت از جمله پرچمداران گزافه گوی این بدعت زشت و فضیحت زا شده اند :
در اصل توسط karbala110 نوشته شده است
الحمدلله الذی جعلنا من المطبرین
والله افلح من طبر...
ترجمه :
ستایش خدا را که ما(قمه کشها) را قمه کش (یا قمه زن) فرمود
به خدا سوگند هر کس قمه کش شد رستگار شد
..................................
از دید این جنابان ، رستگاری در قمه کشی نهفته است ...
ببینیم آیا نظر قرآن هم همین است :
«قولوا لا إله إلا الله تفلحوا» بگویید لا إله إلا الله و رستگار شوید ...
بعدها که کمی ژرفتر و مؤمنتر شدند :
«قد افلح المؤمنون» مؤمنان رستگار شدند ...
کمی دقیقتر :
«قد افلح من زکیها» کسی که هوای نفس خویش را از هر آلودگی دنیایی پاک کرد رستگار است ...
و ظریفتر :
«قد افلح من تزکی» کسی که تزکیه شد ، رستگار است ....
و در آیات دیگر نیز به موارد دیگری از قبیل محسنین ، متقین ، ذاکران خدا ، توابین و غیره اشاره فرموده که رستگارند ...
اما اثری از رستگاری قمه کشها نیست ....
ولی در آیاتی که رستگاری را از چنین افرادی نفی می کنند ، مواردی به چشم می خورد :
«إنه لا یفلح الظالمون» بی تردید کسانی که ظلم می کنند به رستگاری نخواهند رسید ...
« إنه لا یفلح المجرمون» بی تردید مجرمین رستگار نخواهند شد ....
«قل ان الذین یفترون علی الله الکذب لا یفلحون» بگو کسانی که به خدا دروغ می بندند بی تردید رستگار نخواهند شد ...
ادامه دارد ....
زيـبـا
Tuesday 3 June 2008, 08:28PM
حالا برای تنوع به مشاهده چند عکس می پردازیم :
http://www.banijamrah.info/albadwy/9afar/7eedar/DSC01570.JPG
http://www.banijamrah.info/albadwy/9afar/7eedar/DSC01568.JPG
http://www.banijamrah.info/albadwy/9afar/7eedar/DSC01569.JPG
noor-alzahra
Wednesday 4 June 2008, 09:39AM
با سلام
متاسفانه مساله قمه کشی نه سیره ائمه بوده نه بزرگان.و متاسفانه وارد شدن قمه زنب به شیعه که کاملا معلوم هست از کی و کجا امده که متاسفانه گاهی اوقات با حمایت های انگلیس هم همراه بوده.گرچه ما نباید به کسانی که از قمه زنی حمایت می کنند توهین کنیم به هر حال ان ها هم محب اهل بیت هستند ولی با یک نوع تفکر خاص که میشه باهاشون صحبت کرد.البته قمه زنی فی نفسه حرام نیست و بنابر شرایط موجود از طرف خیلی از علما حرام اعلام شده.البته این را هم که بگوییم قمه زن ها امکان رستگاریشون نیست این هم فکر غلطیه.به هر حال مطمئن باشید اون کسی که قمه می زنه نیتش فقط اینه که برای امام حسین قمه بزنه اما شاید فکرش اشتباه باشه و این میتونه روش بحث بشه...:smile07::smile07::smile07:
مسلمان واقعي 10
Wednesday 4 June 2008, 09:44AM
شماها خوب دارید به وهابیت کمک می کنید د رحمله به شیعه
از امام حسین خجالت بکشید و دست از کارها سیاسی بردارید و بازیچه اهل سیاست نشوید
اگر احتمال بدهید که قمه زنها برای امام حسین قمه می زنند فردا قیامت شما چطور جواب امام حسین را می دهید
اگر دلتان برای شیعه می سوزد برید در مقابل وهابیت از تشیع دفاع کنید
noor-alzahra
Wednesday 4 June 2008, 12:04PM
اگر احتمال بدهید که قمه زنها برای امام حسین قمه می زنند فردا قیامت شما چطور جواب امام حسین را می دهید
سلام دوست عزیز
منم که همین رو گفتم دوست عزیز.مطمئنا اکثر قمه زنا برای امام حسین(ع)قمه می زنند ولی مسئله چیزه دیگه ایه و اون اینه که ما با اصل قمه زنی در حال حاضر مشکل داریم.ما اتفاقا برای مبارزه با وهابیت میگیم اقا قمه نزنید...:smile07::smile07::smile07:
mehrdad_123
Wednesday 4 June 2008, 12:24PM
خوشا به سعادت قمه زن هایی که عکسشون رو گذاشتید
بنده هیچ تمایلی ندارم که در میدان ناصبیان به بحث بنشینم لذا برای آخرین جمله دوستان را دعوت می کنم به مباحثی که جنابان عبد الحسین و حجت در این رابطه انجام دادنده که خب دست منافقین جناب عبدالحسین را بدون دلیل بیرون کردند.
ا...هم عجل لولیک الفرج
یا حق
.
amirrh / حلاج.
Wednesday 4 June 2008, 12:39PM
لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
در قبول دين، اکراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنابر اين، کسى که به طاغوت [= بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر] کافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محکمى چنگ زده است، که گسستن براى آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست.
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ
همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نيکوترين آنها پيروى مىکنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده، و آنها خردمندانند.
وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ
و اگر تو را تکذيب کردند، بگو: «عمل من براى من، و عمل شما براى شماست! شما از آنچه من انجام مىدهم بيزاريد و من (نيز) از آنچه شماانجام مىدهيد بيزارم!»
زيـبـا
Wednesday 4 June 2008, 08:41PM
با سلام
متاسفانه مساله قمه کشی نه سیره ائمه بوده نه بزرگان.و متاسفانه وارد شدن قمه زنی به شیعه که کاملا معلوم هست از کی و کجا امده که متاسفانه گاهی اوقات با حمایت های انگلیس هم همراه بوده.گرچه ما نباید به کسانی که از قمه زنی حمایت می کنند توهین کنیم به هر حال ان ها هم محب اهل بیت هستند ولی با یک نوع تفکر خاص که میشه باهاشون صحبت کرد.
سلام دوست اندیشمندم ...
اگر علمای سلف و آن بزرگوارانی که همچنان در فضا و جو آن زمان زندگی می کنند و تحولات علمی جدید و افزایش آگاهی های جوامع بشری را درست نشناخته اند ، به تصور اینکه همه قمه زنان مانند گذشته از روی دلسوختگی به اینکار می پردازند و حتی آثار سوء این عمل خرافی و زشت را نمی دانند ، به همان شیوه علمای قدیم ، حکم به حلال بودن قمه زنی ، البته با شرط مراعات حدود الهی داده اند ....
در این میان ، دو گروه دیگر هم هستند که کمی متفاوت با دیگرانند ...
1_ روحانیانی که در لباس اجتهاد ، به دنبال منافع شخصی خود هستند و با وجود درک اوضاع و احوال جهانی و موقعیت شیعه و سایر شرایط و احوال ، نه تنها در برابر حکم ولی فقیه به عمد موضع گرفته اند تا خودی نشان داده و مریدانی دست و پا کنند ، بلکه فتوا صادر فرموده اند که این اعمال زننده ، جزو افضل قربات است ....
متوجه شدید ، این کار کار سیاسی است نه شرعی .... آنهم از نوع سیاست معاویه یی ....
باید جلویش با زور هم که شده گرفته شود ...
چرا که آبروی اسلام را به خطر انداخته اند .... آبروی شیعه را به خطر انداخته اند ....
مسئله شخصی نیست ....
به تلاشهای تأمل بر انگیز ایادی این به اصطلاح روحانی ها در طی دو سال اخیر ( در واقع پس از حکم ولی فقیه در مورد قمه زنی) برای دامن زدن به قمه کشی و تشویق عوام الناس به این کارها دقت فرمایید ....
چندی پیش در گفتمانی که با کاربر جناب عبدالحسین داشتم ، ایشان به طور ضمنی فرمودند که این کار به لج حکومت اسلامی صورت می گیرد .... یعنی اعتراف به تبلیغات سیاسی خود در قالب دینی ....
2_ چهره های مشکوک و ناشناخته یی که در فضای مجازی بیشتر حضور دارند و پرسه می زنند و با آب و تاب از هر بدعتی که چهره شیعه را مخدوش می سازد طرفداری کرده و با لحنی خشن و زننده به هر مخالفی حمله کرده و سعی دارند او را به هر بهایی از میدان به در کنند ...
اگر شد با فریب و سفسطه و وارونه جلوه دادن حقایق دین مبین (عقل پسند ) اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله ....
اگر نتوانستند ، با زدن برچسب ناصبی و وهابی به مخالفین ...
و اگر بازهم نتوانستند با فحاشی های بسیار زشت چاله میدانی و نادان و احمق خواندن دلسوزان دین ....
البته قمه زنی فی نفسه حرام نیست و بنابر شرایط موجود از طرف خیلی از علما حرام اعلام شده.
این نظر همه فقها نبوده و نیست ...
برخی با چشم پوشی چنین نظری داده اند ....
اما فی المجموع با حکم ثانوی چند جانبه حکم حرمتش مسجل و مسلم است ....
البته این را هم که بگوییم قمه زن ها امکان رستگاریشون نیست این هم فکر غلطیه.
قمه زنی چه ربطی به رستگار شدن قمه کش دارد ....؟
به هر حال مطمئن باشید اون کسی که قمه می زنه نیتش فقط اینه که برای امام حسین قمه بزنه اما شاید فکرش اشتباه باشه و این میتونه روش بحث بشه...:smile07::smile07::smile07:
در قرآن ، ایمان به تنهایی توجیه کننده اعمال نیست ....
با داشتن ایمان ، باید عمل فرد هم صالح باشد :
«قد افلح المؤمنون ... الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ... وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ... وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ ...» مؤمنان رستگار شدند ... آنهایی که در نمازشان خاشعند ... و آنها که از اعمال بیهوده خود را دور می کنند ... و آنهایی که به زکات عمل می کنند ... و ... و ... و ...
اینهمه شرط دارد ... همینجوری مفتی نیست که تا یکی گفت من هم مؤمنم ازش قبول شود و دیگر آزاد باشد هر کاری را به این بهانه مرتکب شود :
«أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ» آيا مردم گمان کردند همين که بگويند: «ايمان آورديم»، به حال خود رها مىشوند و آزمايش نخواهند شد؟!
البته کسی که از روی جهل (ونه دشمنی با دوستان اهل بیت ... نه با انگیزه های شخصی و سیاسی و حزبی) در عزای اهل بیت قمه می زند و اهل عمل صالح هم است ، مورد احترام ماست ... اما باید مسئله برایش شکافته و روشن شود ....
کاربر زیبا
از انتساب القاب نسبت به سایر اعضاء خودداری نمائید .
یک مورد ویرایش شد .
زيـبـا
Wednesday 4 June 2008, 08:54PM
شماها خوب دارید به وهابیت کمک می کنید د رحمله به شیعه
از امام حسین خجالت بکشید و دست از کارها سیاسی بردارید و بازیچه اهل سیاست نشوید
اگر احتمال بدهید که قمه زنها برای امام حسین قمه می زنند فردا قیامت شما چطور جواب امام حسین را می دهید
اگر دلتان برای شیعه می سوزد برید در مقابل وهابیت از تشیع دفاع کنید
آیا زدودن چرک از رخ زیبای تشیع ، کمک به دشمنان تشیع است ...؟
برادر عزیز چشم باز کنید و متوجه باشید چه می گویید ...
قمه کشی نه عزاداری است و نه حزن و اندوه ....
در حقیقت ، چرکی است که طی همین چند قرن اخیر به این چهره تابناک چسبیده ...
البته زدودن آن همراه با درد خواهد بود ... اما منافعش بیشتر است ...
این کار ما عین دفاع از این نور است ... متوجه باشید ...
این وظیفه هر کسی است که واقعیت را درک کرده ... باید به دیگران انتقال دهیم ...
من خود را خاک پای عزاداران واقعی حسینی می دانم ...
اما تشویق به قمه کشی و خود زنی و خودآزاری تشویق به عزاداری نیست .... کمکی هم به نشر تشیع نمی کند ... بلکه دشمنی آشکاری است با اهل بیت علیهم السلام .... انگشتی است در چشم امام حسین علیه السلام ... باید این انگشت قطع شود ... اگر بیرونش نیاورند ...
noor-alzahra
Thursday 5 June 2008, 12:49AM
البته کسی که از روی جهل (ونه دشمنی با دوستان اهل بیت ... نه با انگیزه های شخصی و سیاسی و حزبی) در عزای اهل بیت قمه می زند و اهل عمل صالح هم است ، مورد احترام ماست ... اما باید مسئله برایش شکافته و روشن شود ....
کاربر زیبا
از انتساب القاب نسبت به سایر اعضاء خودداری نمائید .
یک مورد ویرایش شد .
سلام خانوم زیبا
اولا ممنونم از لطف شما
ثانیا تمام حرف من رو توو عبارت اخرتون زدید.منم گفتم که اکثر قمه زن ها حتما برای امام حسین قمه می زنند و انشاءالله که فقط فکرشون اشتباهه.و این هست که باید روش بحث بشه و مساله روشن بشه...:smile07::smile07::smile07:
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 02:51AM
خوشا به سعادت قمه زن هایی که عکسشون رو گذاشتید
و بدا به حال بدبختهایی که به خاطر دنیای خود این بندگان خدا را فریفته و به این روز انداخته اند ...
.
صوت النجف
Thursday 5 June 2008, 05:22PM
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اجعل فرجنا معهم فی الدنیا و الآخره
با عرض تأسف شديد خيلي ها اصل عزاداری امام حسین علیه السلام و هدف آن را فراموش کردند ..
من بیشتر از این در این باره صحبت نمی کنم چون دشمنانمان ما را شماتت می کنند و باعث خوشحالیشان می شویم و بحث در این باره فایده ای ندارد و از کاربر محترم (( زیبا )) خواهش می کنم این موضوع را ببندید که در این بحثها بعضی متعصب ها و کاسه های داغ تر از آش علمای بزرگ مذهب که تمام وجود مبارکشان را برای خدمت به مذهب حق اهل بیت وقف کردنند را تکفیر کردنند و هزاران تهمت نا روا به آنها زدند ..
خدا همه ما را براه راست هدایت کند
وآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين ..
salamegarm
Friday 6 June 2008, 01:12AM
امام حسین قیام کرد برای حفظ دین نه برای اینکه عده ای از مردم راه بیفتن تو کوچه و خیابون برای عزاداری و خودزنی و خواندن شعرهایی که بیشترشون خلاف اسلام و دینه!!!
و اینکه با ایجاد صدا و مزاحمت باعث آزار دیگران شوند و خیابانهای شلوغ را بسته و ترافیک بیشتر ایجاد نمایند و چه بسا غریب به اتفاق نماز نمیخوانن و عده ای کثیر هم برای یک لقمه نون مفت میان.
امام حسین کجا تایید کرده خودزنی کنید چه زنجیر باشه چه قمه
کجا گفته نماز و قران و رها کنید برید شعر و نوحه بخونید و تو سرو کله بزنید
در قران چقدر از حق الناس گفته شده؟؟
در قران چقدر از نماز بیان شده؟؟
در قرآن مگه نیامده مدح و ثنا از آن خداست..الحمدلله رب العالمین..
باور نمایید اگر امام حسین در حال حاضر زنده شود خود همینها میکشنش
باور کنید امام حسین پیرو همین قرآن بوده .....مگه قران غیر از اینه
سعی کنیم پیرو قران باشیم که حتما با تبعیت از قران پیرو اهل بیت هم خواهیم بود
salamegarm
Friday 6 June 2008, 01:16AM
لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
در قبول دين، اکراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنابر اين، کسى که به طاغوت [= بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر] کافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محکمى چنگ زده است، که گسستن براى آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست.
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ
همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نيکوترين آنها پيروى مىکنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده، و آنها خردمندانند.
وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ
و اگر تو را تکذيب کردند، بگو: «عمل من براى من، و عمل شما براى شماست! شما از آنچه من انجام مىدهم بيزاريد و من (نيز) از آنچه شماانجام مىدهيد بيزارم!»
زيـبـا
Friday 6 June 2008, 05:34AM
از دوستان آشنا به زبان عربی آیا کسی هست این (http://youtube.com/watch?v=3Ydee0yZ_rM)قطعه (http://youtube.com/watch?v=3Ydee0yZ_rM) کوتاه را گوش دهد و برای ما ترجمه کند ....؟
:smile07::smile07:
زيـبـا
Friday 6 June 2008, 05:43AM
با عرض تأسف شديد خيلي ها اصل عزاداری امام حسین علیه السلام و هدف آن را فراموش کردند ..
من بیشتر از این در این باره صحبت نمی کنم چون دشمنانمان ما را شماتت می کنند و باعث خوشحالیشان می شویم و بحث در این باره فایده ای ندارد و از کاربر محترم (( زیبا )) خواهش می کنم این موضوع را ببندید که در این بحثها بعضی متعصب ها و کاسه های داغ تر از آش علمای بزرگ مذهب که تمام وجود مبارکشان را برای خدمت به مذهب حق اهل بیت وقف کردنند را تکفیر کردنند و هزاران تهمت نا روا به آنها زدند ..
خدا همه ما را براه راست هدایت کند
وآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين ..
کاربر گرامی با تشکر از شرکتتان در این گفتگو ...:smile07:
متأسفانه متوجه منظور شما از (بعضی متعصب ها و کاسه های داغ تر از آش) نشدم ...
اگر لطف کنید و منظور خود را روشنتر بیان فرمایید ممنون می شوم ...
چرا باید این موضوع را ببندیم ....؟
تا کنون چندین موضوع در رابطه با قمه کشی از جانب طرفداران آین اعمال ننگین ایجاد شده ....
چرا تا کنون به فکر بستن هیچکدام از آنها نیفتادید ....؟
صوت النجف
Friday 6 June 2008, 09:01PM
با عرض سلام مجدد خدمت همه شیعیان اهل بیت علیهم السلام
منظور من از(بعضی متعصب ها و کاسه های داغ تر از آش) کسانی هستند که ادعایی حسینی بودن را می کنند و دست به بعضی کارهای ناشایسته می زنند و با آب روی خیلی از شیعیان بازی می کنند و حرف خیلی از علمای بزرگ مذهب را هم گوش نمی کنند تا جایی که بعضی از این علمای گرانقدر اسلام که عمر خود را برای مبارزه با دشمنان اسلام و دشمنان اهل بیت وقف کردند را نیز تکفیر می کنند و خود را از همه دانا تر می دانند ..
و منظور من این است که نباید ما با منجر شدن به این حرفها و ایجاد تنش در بین خودمان باعث شادی دشمنانمان شویم و خود را تضعیف کنیم .و اصلا بحث با این افراد فایده ندارد و به هیچ نتیجه نمی رسیم و برای این حرفم دلایلی زیادی دارم و نمی خواهم این دلایل را در اینجا مطرح کنم ، که چرا به نتیجه نمی رسیم چون همان گونه که گفتم باعث شماتت دشمنانمان می شویم .
و در آخر همه ما نمک پرورده سفره امام حسین علیه السلام هستیم و مدیون این امام همام هستیم و نباید اختلافاتمان باعث شود که از یک دیگر دور شویم مخصوصا در این زمان سخت که دشمنان شمشیرهایشان را از رو برای ما بسته اند و نبايى اسباب تفرقه را فراهم كنيم بلكه بايد بیشتر و بیشتر یک دل شویم و بر علیه دشمنانمان متحد شویم .
و الحمد لله رب العالمین ..
زيـبـا
Tuesday 10 June 2008, 11:15PM
از دوستان آشنا به زبان عربی آیا کسی هستاین (http://youtube.com/watch?v=3Ydee0yZ_rM)قطعه (http://youtube.com/watch?v=3Ydee0yZ_rM) کوتاه را گوش دهد و برای ما ترجمه کند ....؟
:smile07::smile07:
خیرالبریه
Wednesday 11 June 2008, 06:59AM
اگر دلتان برای شیعه می سوزد برید در مقابل وهابیت از تشیع دفاع کنید
با سلام
من هم دقیقا همین جمله را به قمه زنهای عزیز میگم ، اگر دلتان برای شیعه می سوزد برید در مقابل وهابیت از تشیع دفاع کنید
ضمنا اینجانب چون تیغ رو دررو میزنم ودر غیابشان مدعی نیستم ، صبر میکنیم تا جناب عبدالحسین رفع محرومیت شوند تا بحث را از سر گیریم
دوستان منتظر تاپیک : احقاق الحق وابطال الباطل در عزاداری سید الشهداء(ع) باشند.
زيـبـا
Wednesday 11 June 2008, 06:14PM
جناب خیر البریه سلام ....
مدتی بود از شما خبری نبود ....
إن شاء الله کسالتی نداشتید که ....
در مورد لینکی که در بالا داده ام .... فکر میکنم مقداری با زبان عربی آشنایی دارید .... آیا می توانید سخنان مطرح شده در آن را برای ما ترجمه فرمایید ....؟
mehrdad_123
Thursday 12 June 2008, 02:17AM
دوستان منتظر تاپیک : احقاق الحق وابطال الباطل در عزاداری سید الشهداء(ع) باشند.
ضمن سلام لازم بود مطالبی گفته شود
جناب خیرالبریه ی بزرگوار:
شما جواب های بحث های دیگر را بدهید تا بعد, شایسته نیست با پاسخ ندادن به بحث های قبل تر بحثی جدید راه اندازی کنید
ضمن اینکه هنوز یک روایت برای ما نیاورده اید که عزاداری را محدود و منحصر به موارد خاصی کرده باشد
خیرالبریه
Thursday 12 June 2008, 06:51AM
آیا می توانید سخنان مطرح شده در آن را برای ما ترجمه فرمایید ....؟
با سلام وتشکر از همه شیعیان فهیم
و ادب بحضور جناب زیبا
البته بعضی از کلمات بزبان عربی محلی بود اما ما حصل اینکه : بعضی جواز قمه زنی را به توقیع فلان شیخ وسید و...متصف به دین میکنند در حالیکه هیچ جایی در نهضت حسینی ندارد ، دین الله و شریعت رسول الله (ص) با قیام پیشرفت اما شما عزاداران به فکر حسین (ع) به اخلاق حسین به آداب حسین متخلق شوید ... شعائر به دین و وسائل مشروع وعلمی زنده میشود نه با خرافات و ترهات و...
جناب خیرالبریه ی بزرگوار:
شما جواب های بحث های دیگر را بدهید تا بعد, شایسته نیست با پاسخ ندادن به بحث های قبل تر بحثی جدید راه اندازی کنید
ضمن اینکه هنوز یک روایت برای ما نیاورده اید که عزاداری را محدود و منحصر به موارد خاصی کرده باشد
دوست گرامی جناب مهرداد عزیز :
اولا : کدام بحثها را جواب ندادم ؟؟؟
ثانیا آیات وروایات فراوانی در این موضوع آورده شد به آدرس زیر بیایید :
آیات وروایات تحریم کننده قمه زنی وتعصب مخالفین .. (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12903)
mehrdad_123
Friday 13 June 2008, 03:21AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
---------------------------------
برادر بزرگوارم جناب خیرالبریه ی عزیز:
این همه بحث جناب آقای عبدالحسین راه اندازی کردند و در آنها جوابی ندیده ایم - آیا باید بحث ها را دوباره بیاوریم؟! جناب آقای حجت هم در بحث استفتای شیخ زین العابدین جواب دادند اما شما هنوز جوابی هنوز مرقوم نفرموده اید!
ضمن اینکه در بحثی که شما درست کرده اید
اولا هیچ دلیلی بر نفی قمه زنی نیست،و در هیچ یک از روایات اسم قمه زنی نیامده است،این مساله در بحث استفتای شیخ زین العابدین نیز مطرح شده بود
ثانیا اینکه بحث مذکور ضد عزای حسینی است و بسیاری از مطالبش از سایتهای وهابی کپی شده است...
ثالثا اینکه هیچ یک از روایاتی که اورده شده با سندشان نیستند و رابعا اینکه هیچ یک هیچ دلالتی بر تحدید عزاداری ندارند
و البته پاسخ مطالبتان در آن بحث ضد عزای حسینیتان را جناب آقای عبدالحسین بزرگوار در بحث نوحه خوانی و همچنین بحث جزع و بحث های دیگری داده اند که جوابی از شما ندیده ایم...
با تشکر
لعن ا... قاتلیک یا زهرا(س)
خیرالبریه
Friday 13 June 2008, 07:02AM
و البته پاسخ مطالبتان در آن بحث ضد عزای حسینیتان را جناب آقای عبدالحسین بزرگوار در بحث نوحه خوانی و همچنین بحث جزع و بحث های دیگری داده اند که جوابی از شما ندیده ایم
با سلام
اگر به موضوعات مراجعه کنید خواهید دید که جناب عبد الحسین هنوز از آوردن یک آیه قرآن یا یک حدیث صحیح در اثبات قمه زنی عاجزند ، و چندین مرتبه از آوردن رجال یک حدیث نیز طفره رفته اند ، تا اینکه ازمشارکت محروم شدند . وما نیز در غیاب ایشان صلاح ندیدیم که به تنهایی نزد قاضی رویم .
شاید بعد از یک ماه با دست پر بیایند و ما را ارشاد کنند !
منتظر قدوم قمه زنان هستیم .
صبح
Thursday 19 June 2008, 11:16AM
از دوستان آشنا به زبان عربی آیا کسی هستاین (http://youtube.com/watch?v=3Ydee0yZ_rM)قطعه (http://youtube.com/watch?v=3Ydee0yZ_rM) کوتاه را گوش دهد و برای ما ترجمه کند ....؟
:smile07::smile07:
نه سرکار خانم ... شیخ الوائلی هم ( تولی و تبری ) بلد نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!! او هم وهابی است ... !
پاسخ کامل و متینی است و مستحق ترجمه ، اگر چه حضرات اکثرا عربی خوب بلدند ... اما ظاهرا سکوت را رجحان می دهند . بنده شکسته عربی بلدم و الا ترجمه می کردم ...
صبح
Thursday 19 June 2008, 11:43AM
تاريخ قمه زني
قمه زني از دوره صفويه در ايران پديد آمد و هيچ سابقهاي قبل از صفويه ندارد و دليل تشكيل آن اين بود كه دولت عثماني گروه فدائيان داشت و دولت صفويه نيز به تقليد از آنان ، يك گروه فدائيان درست كرده بودند . در آن زمان عمدتا دستههاي اوليه عزاداري دستههاي نظامي بودند و حكومت به ارتش دستور داده بود به طور منظم خودشان دستهبندي شوند و بيايند بيرون و دستهعزاداري براه بينندازند .
يكي از گروههاي فدائيان ،قزلباش صفوي بودند كه هميشه سرشان تراشيده بود ( به نشانه آماده به خدمت ) اين گروه حتي در تمريناتشان گوشتهاي حيوانات و گوشتهاي مار و غيره را ميخوردند كه هنوز هم در بعضي ارتشهاي جهان معمول است . مثلا در ارتش صدام يك گروه فدايي اين طوري وجود داشت .
خلاصه اين كه فداييان صفويه در روز عاشورا آمدند بيرون و شمشيرها در دستشان بود و تصورشان اين بود كه اين نوعي همدردي و مواسات با اصحاب امام حسين (ع) است ؛ اصحاب امام حسين (ع) امروز تير ميخورند ،خود امام حسين ، بني هاشم ، حضرت علي اكبر ... مثل آنها ما هم اين حالت را به خود ميدهيم ، يعني نشان ميدهيم كه ما در راه امام حسين (ع) فدوي هستيم . حاضريم سرمان برده شود و اينگونه قمه زني شروع شد .
صبح
Thursday 19 June 2008, 11:44AM
« قمه » و « تفنگ »
در سال 1330 هجري قمري زماني كه ثقة الإسلام ميرزا علي آقاي تبريزي توسط روسها به دار آويخته شد روز عاشورا بود و با فاصلهاي نه چندان دور ، دستهها و گروههايي به قمه زني و عزاداري به سبك خود مشغول بودند. تعدادي از شيعيان به طلب ياري نزد عزاداران شتافتند و گفتند : شما بر مظلوميت امام اشك ميريزيد و حتي از فرط ناراحتي قمه ميزنيد و ميگوئيد اي كاش در كربلا بوديم و از امام دفاع ميكرديم و در ركاب امام به شهادت ميرسيدم . حال موقعيتي پيش آمده ، بيائيد و نگذاريد گلويي ديگر را به ناحق ببرند ... شما بيش از دو سه هزار نفر هستيد .. حال آنكه تعداد روسها از صدو ده بيست نفر تجاوز نمي كند . حتما بر آنها غلبه خواهيد كرد .
اما سرگروه عزاداران به فرياد كمك خواهي مؤمنين شيعه ، پاسخي منفي داد و گفت : « آنها تفنگ دارند و آدم را ميكشند »
منبع : طاير فرخ پي .
saleh57
Thursday 19 June 2008, 12:28PM
نه سرکار خانم ... شیخ الوائلی هم ( تولی و تبری ) بلد نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!! او هم وهابی است ... !
پاسخ کامل و متینی است و مستحق ترجمه ، اگر چه حضرات اکثرا عربی خوب بلدند ... اما ظاهرا سکوت را رجحان می دهند . بنده شکسته عربی بلدم و الا ترجمه می کردم ...
سلام
با تشکر .
شیخ الوائلی (ره) بزرگترین خطیب و معلمی است که عراق و اعراب شیعی در دهه های اخیر به خود دیده اند.
این را از افراد متعددی شنیده ام که در زمان انجماد مذهبی زمان صدام تنها روزنه برای مردم عراق منبرهای ایشان بوده که به صورت نوار و یا عمدتا از را دیوی عربی می شنیده ا ند.
ان قدر تشییع جنازه ی ایشان ان هم در همان هفته ها و ماه های اول سقوط صدام(لع) مهیب و باشکوه بود که هم چند روز طول کشید تا از این شهر به ان شهر یک به یک مردم به عزاداری بپردازند و هم اینکه این تشییع یک قدرت نمایی عظیم بودبرای تشیع در مقابل دشمنان اسلام . به پاس یک عمر تلاش وکوشش برای تبیین معارف.مقبره ی ایشان در کاظمیه(ع) مزار علاقمندان به اهلبیت (ع) است.
{کاش دوستانی که برایشان مقدور است تصاویر تشییع پیکر مطهر ایشان را در اینجا می اورد تا ابعاد تاثیرات این بزرگوار و نحوه قدرشناسی مردم از ایشان بیشتر و بهتر تبیین شود.}
اگر بخواهیم برای ایشان نظیری را در میان فارس زبان ها بیابیم بایست مرحوم" کافی و" فلسفی(ره) را مثال زد.
اگر ایشان هنوز زنده بودند عراق بسیاری از مشکلات را نداشت.و در واقع یک زبان گویا برای اسلام و خصوصا مذهب حقه ی تشیع بودند.
این ها را گفتم تا معلوم شود که هیچ کس نمی تواند بیش از ایشان در میان هیئتی ها و عزاداران حسینی (ع) خصوصا درمیان عرب زبانها ادعای خدمتگذاری این دستگاه رفیع را داشته باشد.وهمچنین در موضوع یابی وفهم و تشخیص موضوعات.{عطف به مبحث مورد نظر}
روحش شاد و حشرش با موالی کرامش :سیدالشهدا(ع) و اباء و ابناءمطهرش باد.
نفسی لنفسک الوقاء یا علی:smile07:
mehrdad_123
Thursday 19 June 2008, 12:29PM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
----------------
جناب صبح بزرگوار در کتب بی سوادانی چون شریعتی بهتر از این مطالبی که نگاشته اید هم پیدا می شود آخه امثال شریعتی خیلی روشن فکر بودند:o( شاید هم از آنجا کپی کرده اید)
به اینها باشد ژست روشن فکریشان کل دین را از بین خواهد برد...
کما اینکه شاهدش هم هستیم
و اما جناب خیرالبریه ی بزرگوار:
اولا:
بحث آیات و روایات قمه زنی در رد ادعاهای شما و خانم زیبا باز شد و مطالب مفصل و معتبر هم نوشته شد اما شما نتوانستید حتی جوابی مختصر بدهید،چنانچه یک پست هم جواب ننوشتید.خانم زیبا هم که اصلا به غیر از شعار جوابی نداشتند.
ثانیا:
بحث نوحه خوانی و لطم و صیحه و صرخه نیز در جواب گفته های شما بود که باز هم جوابی نداشتید که بدهید و آنجا را نیز از یاد بردید!
ثالثا:
آدرس دقیق حدیث که به شما داده میشود،رجالش هم همانجاست،ولی چه سود که میزان صحیح و جعلی بودن در نزد شما هنوز نامشخص هستش!!!
ظاهرا برخی از ما هنوز نمیدانیم آن مخالفت با قرآن که نباید در حدیث باشد به چه معنی است از نظر علمی،دیگر چه انتظاری دارید که کسی با شما بحث رجالی بکند!وقتی شما بدیهی ترین مسائل این علم را دل بخواهی رد می کنید،و روایاتی که ستارگان اصحاب ائمه روایت کرده اند را میگویید باید به فلان جا زده شود و جعلی است و....چه کارتان باید بکنیم؟چه جوابی می شود به اینگونه افراد داد؟!
رابعا:
در بحث استفتای شیخ زین العابدین خصوصا در این اواخر جناب حجت زحمت میکشیدند مطالب بسیاری مینوشتند،اما شما حتی یک خط هم جواب نمیدادید.جناب آقای عبدالحسین هم مفصلا مینوشت،مثلا بیش از ده مورد از مطالبتان را جواب میداد،اما شما سه مورد جواب میدادید! یا تنها یک مورد جواب میدادید! آیا این عاجز بودن نیست؟
خامسا:
بحث هایی همچون بدعت،جزع،آیات و روایات قمه زنی،نوحه خوانی و سخنرانی آیت الله العظمی وحید و گریز شما از جواب دادن نشان داده است که چه کسی عاجز است
ا...هم عجل لولیک الفرج
یا حق
فاتح
Thursday 19 June 2008, 01:43PM
[QUOTE]
شیخ الوائلی (ره) بزرگترین خطیب و معلمی است که عراق و اعراب شیعی در دهه های اخیر به خود دیده اند.
این را از افراد متعددی شنیده ام که در زمان انجماد مذهبی زمان صدام تنها روزنه برای مردم عراق منبرهای ایشان بوده که به صورت نوار و یا عمدتا از را دیوی عربی می شنیده ا ند.
نه برادر!
اشتباه میکنید و بهتر است بگویم اشتباه به عرضتان رسانده اند!بهتر است هر چیز که میشنوید را باور نکنید!
برترین خطیب عراق در دهه های گذشته که آخر هم توسط صدام به شهادت رسید شهید بزرگوار شیخ عبدالزهراء کعبی بوده است،نه وائلی که حاضر به صحبت علیه صدام نبوده و حتی در سال 2002 در مصاحبه با مجله مراه الامه وقتی از این شخصیت درباره حکومت صدام یک سوال ساده میشود به بهانه خطرناک بودن سوال از جواب دادن شانه خالی میکند!
حتی در بین خطبای فعلی هم امثال سید باقر فالی و شیخ عبدالحمید مهاجر و...به مراتب از وائلی شجاعتر بوده و خدمات بیشتری کرده اند.
این ها را گفتم تا معلوم شود که هیچ کس نمی تواند بیش از ایشان در میان هیئتی ها و عزاداران حسینی (ع) خصوصا درمیان عرب زبانها ادعای خدمتگذاری این دستگاه رفیع را داشته باشد.وهمچنین در موضوع یابی وفهم و تشخیص موضوعات.{عطف به مبحث مورد نظر}
ادعایی همینطوری کردید!پس خیلی خوشحال نباشید!
شاید ایشان مختصر خدمتی هم کرده باشد،اما با همین توهین هایی که در همین مصاحبه به عزاداران کرده و بلکه رد بر مراجع تقلید کرده اند همان خدمات نیز بر باد رفته است.الراد علیهم کالراد علی الله.این کلام معصوم علیه السلام است!
جالب است که در تشخیص موضوعات اصلا به نظرات بزرگترین مراجع تقلید اهمیتی نمی دهید،اما یک شخص عصبی مزاج که توهین زشت از دهانش میبارد را ملاک برای تشخیص موضوع میدانید!
mehrdad_123
Thursday 19 June 2008, 02:25PM
فرمایشات استاد عزیزمان جناب آقای عبدالحسین
خطاب به جناب صبح
----------------------------------
بسمه تعالی شانه
جناب صبح
شما هم مثل دیگران فقط حرفهای بی سند و مدرکی بزنید و بروید!
به این حرفها دل خوش کنید،اما بدانید اینها نزد عقلاء جویندگان حقیقت پشیزی نمی ارزد!این اولا.
ثانیا فرض کنیم قمه زدن از صفویه آمده است.خب که چی؟باقیش چه؟
ثالثا:آن داستان دروغینی که نوشتید را هم برای خودتان نگه دارید،بر فرض که راست باشد مگر شما خیلی اهل تقیه نیستید؟خب تقیه برای شما خوب است و برای دیگران حرام؟وقتی طرف میداند کشته میشود چرا خودش را در دام مرگ بیندازد وقتی دین به او دستور دیگری داده است؟البته امیدوارم مثل برخی از جهال قیاس با قضیه امام حسین علیه السلام نکنید چه اینکه آنجا فرمان صریح امام معصوم علیه السلام در کار بوده است!
حالا اینها به کنار،وقتی آمدم صحبتش را میکنیم و الان هم قصد مزاحمت برای دوستان را ندارم اما دو مساله را خواستم عرض کنم:
اول:
ببینید چه گفته اید:
پاسخ کامل و متینی است و مستحق ترجمه ، اگر چه حضرات اکثرا عربی خوب بلدند ... اما ظاهرا سکوت را رجحان می دهند . بنده شکسته عربی بلدم و الا ترجمه می کردم ...
جناب صبح!
شما وقتی این شخصیت را نمیشناسید صحبت نکنید برایتان بهتر است!
البته فکر نمیکنم حتی ذره ای از آن سخنرانی را فهمیده باشید چون عربی محلی صحبت میکند و گمان نمیکنم شخصی که در "این لینک (http://iranclubs.net/forums/showthread.php?t=8498)" اینطور گفته بود:
یعنی إننا نقدر أن نقرأ العربی و لکن نرید الترجمة ... ، فأین الترجمة ... ؟
از عبارات آن سخنرانی چیزی سر در بیاورد!!
وائلی شخصیتی بسیار بد دهن بوده و در همین سخنرانی اش نیز به عزاداری امام حسین علیه السلام(حتی شبیه خوانی!)حمله نموده و الفاظ بسیار زشتی را درباره عزاداران به کار برده است.اما جالب است که اولا شما فقط مساله قمه زنی اش را قبول دارید! ثانیا هر چه ضد قمه زنی باشد را کامل و متین میدانید!در حالی که اصلا نفهمیدید چه گفته است ثالثا از همه جالبتر اینکه چه شباهت عجیبی بین مخالفین قمه زنی است و ایشان همه ظاهرا بد دهن هستند،چنانچه وائلی اینطور بوده است طرفدارانش نیز همینطور هستند!
اما مطلب دوم:
حدود دوازده روز دیگر محدودیت این حقیر تمام میشود،و خدمت دوستان خواهیم رسید،آن وقت بحث تقیه از اولین بحثهاییست که شروع میشود و خواهیم دید کسی که از محدودیت این حقیر سوء استفاده کرده و به کپی پیست مشغول بود زمان جواب گرفتن تا چه اندازه اهل بحث بوده و چند مرده حلاج است و شاید هم تا چه اندازه اهل فرار است....
منتظر باشید
------------------------------
صبح
Thursday 19 June 2008, 02:49PM
شما آقایان بزرگوار ، مهرداد ، فاتح ، عبدالحسین ، هرگز به " ما قال " توجه نکردید ...
و از بس این کار بی اساس و خرافه است به شخصیت این و آن حمله کردید ...
و این نشان خوبی برای بی توشگی شما در دفاع از قمه زنی است .
اینکه بنده آن متن را خواندم یا دکتر وائلی چه خدمتهائی به اهل بیت کرد یا باطل بود یا نبود ... اصلا مهم نیست ...
مهم این است که هیچ یک از استدلالات موجود در سخنرانی رد نشد ... ! منطق دلسوزانه موجود در سخنرانی دکتر وائلی ، بیدار کننده محبین رسول الله (ص) و اهل بیت است ...
saleh57
Thursday 19 June 2008, 02:53PM
نه برادر!
اشتباه میکنید و بهتر است بگویم اشتباه به عرضتان رسانده اند!بهتر است هر چیز که میشنوید را باور نکنید!
برترین خطیب عراق در دهه های گذشته که آخر هم توسط صدام به شهادت رسید شهید بزرگوار شیخ عبدالزهراء کعبی بوده است،نه وائلی که حاضر به صحبت علیه صدام نبوده و حتی در سال 2002 در مصاحبه با مجله مراه الامه وقتی از این شخصیت درباره حکومت صدام یک سوال ساده میشود به بهانه خطرناک بودن سوال از جواب دادن شانه خالی میکند!
حتی در بین خطبای فعلی هم امثال سید باقر فالی و شیخ عبدالحمید مهاجر و...به مراتب از وائلی شجاعتر بوده و خدمات بیشتری کرده اند.
ادعایی همینطوری کردید!پس خیلی خوشحال نباشید!
شاید ایشان مختصر خدمتی هم کرده باشد،اما با همین توهین هایی که در همین مصاحبه به عزاداران کرده و بلکه رد بر مراجع تقلید کرده اند همان خدمات نیز بر باد رفته است.الراد علیهم کالراد علی الله.این کلام معصوم علیه السلام است!
جالب است که در تشخیص موضوعات اصلا به نظرات بزرگترین مراجع تقلید اهمیتی نمی دهید،اما یک شخص عصبی مزاج که توهین زشت از دهانش میبارد را ملاک برای تشخیص موضوع میدانید!
سلام
امیدوارم با حوصله و صدالبته انگونه که شایسته است این بحث را پی بگیریم .:)
{یک درخواست:بیایید از کلام تندویا حتی تعابیر شبه تند و کنایی بپرهیزیم تا مسیر بحث با ارامش کافی پیش برود و واکنش های جدلی در پیش گرفته نشود تا بتوانیم با کمک هم به فضایی برهانی نزدیک شویم تاجدلی.این را خودم سعی میکنم نصب العین قرار دهم از جنابعالی و دیگر کاربران محترم نیز درخواست عنایت ویژه به ان را دارم}
1-انچه گفتم در مورد نقش ایشان درمورد تربیت و تبلیغ دینی و تاثیرش برمردم عراق بود ان هم در زمان حکومت صدام لع. این نافی زحمات بسیاری از خطبای گرانقدر دیگر نمی باشد. از جمله مرحوم کعبی و امثال این عزیز. اجرهم عندالله تعالی.
2-هر بزرگواری درطول حیات خویش دارای مشی خاصی بوده است که ممکن است گوشه ای از ان به مذاق ما مورد پسند واقع بشود و یا نشود.و یا با مبانی جزیی ما موافق باشد و یا نباشد. این دلیل نمی شود از نکات عمدتا مثبت هریک بهره مند نشویم. مراثی سوزناک شیخ عبدالزهرا و روضه های ایشان نقل محافل محبان اهلبیت(ع) است همچنانکه شیخ الوائلی و یا دیگر خطباء گرامی.
اصولا خط کشی نمودن اینگونه باعث محروم ماندن ما از ثمرات علمی و تراث بزرگان مان می شود . حال چه یک خطیب باشد یا یک نویسنده و ... .
3- ایشان اگر نه بزرگترین لا اقل یکی از بزرگان مسلم منبرحسینی (ع) بوده اند. تاثیر ایشان را می توان در تشییع باشکوه و بی نظیر پیکرشان مشاهده نمود.
4- این هم که درمورد صدام لع اظهار نظر نکرده اند نیز به مقوله ی تقیه باز می گردد. امری که لابد اینجا جایش نیست. پس بحث شجاعت و شانه خالی کردن نیست.حکومتی که تا یکی دوسال پس از سقوطش جاسوسان و عواملش به نقش افرینی میپرداختند و حتی همین الان هم دست نشانده و عمیل امریکایی هاشده اند جای مراقبت بسیار داشته که برای اینجانب مقبول جلوه می نماید. با بررسی متقابل فکر می کنم شما نیز با ما همراه گردید.
5- معیار خدمات سنجی نیز جای بحث دارد. که به نظرم اینجا جایش نیست. تنها راهی که فکر میکنم می تواند فصل الخطاب باشد تاثیر سنجی در میان مردم است. که خب اگر این را هم قبول نکنید کفایت این بحث را اعلام میکنم.
این مطلب بیش از این جای کش دادن ندارد. چراکه به سیر بحث لطمه می زند.
- اما انچه در این خصوص بر ان تاکید داشتم موضوع و مصداق شناسی بودبرای حکم کلی تعظیم شعائر الهی که عزاداری حسینی(ع) از موارد بارز ان می باشد.
اگر کسی همچون ایشان با انبوه سخنرانی هایشان در عراق و ایران و کشورهای حاشیه ی خلیج فارس و درمیان دیگر کشورها و بالطبع شناخت مستقیم از مخاطبان و نیز کیفیت عزاداری نتوانند موضوع شناسی و مصداق یابی کنند چه کسی می تواند؟
- در خصوص مراجع عظام که اشاره نمودید در مورد بحث فرعی ما که قمه باشد برای ایشان چند شان مطرح است از ان جمله :
1- موضوع یابی مساله .به این معنی که این مورد را مصداقی از عزاداری تلقی نمایند.
2- پاس داری از حریم شعائر . که وقتی گونه هایی ازعزاداری به هر صورت و با هر سیر تاریخی خودش (درست یا نادرست) داخل در مصادیق عزاداری تلقی گردیده است نبایست مقابله با ان در میان عامه ی مردم به طوری جلوه نماید که باعث لطمه به اصل عزاداری و اقامه شعائر شود .لذاست که این وجه قابل قبول است که مراجع در این خصوص به گونه ای نظرشان را اعلام نمایند که باعث وهن اصل ان نشود.
مثلا با تعابیری که قیودی را به ان اضافه کنند مثل: به شرط عدم ضرر جسمی/ عدم وهن مذهب/ در ملا عام نزدن / و ... .
انچه که عمده ی علمای گرانقدر و خصوصا مراحع عظام در ان راستا پیش رفته اند همانا مورد دوم بوده است.
در مورد تشخیص موضوع بین علما و افراد عادی فرقی نیست.
در مورد رعایت شان شعائر و پاسداری از کلیت ان به طوری که نبایدبه هیچ وجه مورد لطمه کلی قرار بگیرد نیز هیچ حرفی و شبهه ای در میان نیست.
می ماند مواردی از نظرات که خارج از این دو قسم بوده و محل بحث اینجانب نمی باشد. و به قولی در مباحث سرنگارهای دیگر از سوی طرفین به کفایت به ان پرداخته شده است.
تقاضایی که مکرر داشته ام :هنگام پاسخ دان متنم را تقطیع نفرموده و بلکه با نشان دار نمودنش به ان اشاره کنید.:)
موفق باشید.
نفسی لنفسک الوقاء یا علی:smile07:
صبح
Thursday 19 June 2008, 02:59PM
سلام
با تشکر .
شیخ الوائلی (ره) بزرگترین خطیب و معلمی است که عراق و اعراب شیعی در دهه های اخیر به خود دیده اند.
این را از افراد متعددی شنیده ام که در زمان انجماد مذهبی زمان صدام تنها روزنه برای مردم عراق منبرهای ایشان بوده که به صورت نوار و یا عمدتا از را دیوی عربی می شنیده ا ند.
ان قدر تشییع جنازه ی ایشان ان هم در همان هفته ها و ماه های اول سقوط صدام(لع) مهیب و باشکوه بود که هم چند روز طول کشید تا از این شهر به ان شهر یک به یک مردم به عزاداری بپردازند و هم اینکه این تشییع یک قدرت نمایی عظیم بودبرای تشیع در مقابل دشمنان اسلام . به پاس یک عمر تلاش وکوشش برای تبیین معارف.مقبره ی ایشان در کاظمیه(ع) مزار علاقمندان به اهلبیت (ع) است.
{کاش دوستانی که برایشان مقدور است تصاویر تشییع پیکر مطهر ایشان را در اینجا می اورد تا ابعاد تاثیرات این بزرگوار و نحوه قدرشناسی مردم از ایشان بیشتر و بهتر تبیین شود.}
اگر بخواهیم برای ایشان نظیری را در میان فارس زبان ها بیابیم بایست مرحوم" کافی و" فلسفی(ره) را مثال زد.
اگر ایشان هنوز زنده بودند عراق بسیاری از مشکلات را نداشت.و در واقع یک زبان گویا برای اسلام و خصوصا مذهب حقه ی تشیع بودند.
این ها را گفتم تا معلوم شود که هیچ کس نمی تواند بیش از ایشان در میان هیئتی ها و عزاداران حسینی (ع) خصوصا درمیان عرب زبانها ادعای خدمتگذاری این دستگاه رفیع را داشته باشد.وهمچنین در موضوع یابی وفهم و تشخیص موضوعات.{عطف به مبحث مورد نظر}
روحش شاد و حشرش با موالی کرامش :سیدالشهدا(ع) و اباء و ابناءمطهرش باد.
نفسی لنفسک الوقاء یا علی:smile07:
شیر پاک مادران عرب زبان شیعه ، با ارشادها و منبرهای دکتر وائلی آمیخته است ... و کسی که بر صورت خورشید خاک می پاشد ، خود آن را تحویل می گیرد .
saleh57
Thursday 19 June 2008, 03:19PM
تاريخ قمه زني
قمه زني از دوره صفويه در ايران پديد آمد و هيچ سابقهاي قبل از صفويه ندارد و دليل تشكيل آن اين بود كه دولت عثماني گروه فدائيان داشت و دولت صفويه نيز به تقليد از آنان ، يك گروه فدائيان درست كرده بودند . در آن زمان عمدتا دستههاي اوليه عزاداري دستههاي نظامي بودند و حكومت به ارتش دستور داده بود به طور منظم خودشان دستهبندي شوند و بيايند بيرون و دستهعزاداري براه بينندازند .
يكي از گروههاي فدائيان ،قزلباش صفوي بودند كه هميشه سرشان تراشيده بود ( به نشانه آماده به خدمت ) اين گروه حتي در تمريناتشان گوشتهاي حيوانات و گوشتهاي مار و غيره را ميخوردند كه هنوز هم در بعضي ارتشهاي جهان معمول است . مثلا در ارتش صدام يك گروه فدايي اين طوري وجود داشت .
خلاصه اين كه فداييان صفويه در روز عاشورا آمدند بيرون و شمشيرها در دستشان بود و تصورشان اين بود كه اين نوعي همدردي و مواسات با اصحاب امام حسين (ع) است ؛ اصحاب امام حسين (ع) امروز تير ميخورند ،خود امام حسين ، بني هاشم ، حضرت علي اكبر ... مثل آنها ما هم اين حالت را به خود ميدهيم ، يعني نشان ميدهيم كه ما در راه امام حسين (ع) فدوي هستيم . حاضريم سرمان برده شود و اينگونه قمه زني شروع شد .
سلام
سید جان .:)
منشا کار ازهمون اول کار خودماها ایرانیا بودیم خودمون هم باید برای اصلاحش پا پیش بگذاریم که گذاشته ایم.
نکته ی جالب برای دوستان پیگیر اینکه : واژه ی تطبیر" که برای قمه زنی استفاده می شود از واژه ی" تبر " که کلمه ای فارسی است گرفته شده است. به معنی تبر زدن(همان قمه زنی).
فقط یک نکته ی بسیار بسیار مهم:
این اصلاح و جراحی بسیار بسیار حساس است و با کار نپخته و باصطلاح دلسوزانه قابل انجام نیست.
این همان چیزی است که هم ناشایست و بلکه نادرست است و هم اثر معکوس خواهد داشت.هم در مخاطب عام" و هم در مخاطب خاص( فرد مقابل) که باعث کمک به او در توجیه گری او می شود. .
باید به مرور و مشفقانه در این راه گام برداشت و صرفا اگاهی بخشی نمود. و از مواضعی که تحریک کننده می باشد پرهیز نمود.
عملی که در طول ده ها سال مسیر تاریخی اش در اذهانی جا افتاده است با یکی دوسال تلاش اصلاح نمی گردد.
وفقنا الله لمرضاته
موفق باشید.
نفسی لنفسک الوقاء یا علی:smile07:
صبح
Thursday 19 June 2008, 03:38PM
سلام علیکم
■ السيد أبو القاسم الخوئي: في رد على سؤاله حول إدماء الرأس وما شاكل يقول (لم يرد نص بشرعيته فلا طريق إلى الحكم باستحبابه)
آیت الله العظمی سید أبوالقاسم خوئی در پاسخ به سوالی در مورد خونی کردن سر و آنچه که مشابه است پاسخ می دهند :
( نصی برای شرعی بودنش نیامده است و راهی برای حکم به استحباب آن نیست ) .
منبع : المسائل الشرعية ج2 ص 337ط دار الزهراء بيروت
------------------------
■ السيد محمد باقر الصدر في جوابه لسؤال الدكتور التيجاني حين زاره في النجف الاشرف (إن ما تراه من ضرب الأجسام وإسالة الدماء هو من فعل عوام الناس وجهالهم ولا يفعل ذلك أي واحد من العلماء بل هم دائبون على منعه وتحريمه)
آیت الله سيد محمد باقر صدر ، در جواب سوال دکتر تيجانی هنگامی که او را در نجف اشراف زيارت کرد می گوید ( آنچه که از کوبیدن اجسام و خونریزی ها می بینی ، کارهای عوام الناس و جهالت آنهاست و این کار را هیچ یک از علماء انجام نمی دهد ، بلکه علما برای تحریم و جلوگیری از آن مداومند ) .
منبع : كل الحلول عند آل الرسول ص 150 الطبعة الأولى 1997 م للتيجاني
saleh57
Thursday 19 June 2008, 04:43PM
سلام
یک توضیح خدمت گرامیان:
نوشتنم در این سرنگار به این معنی نیست که احیانا با عنوان اش موافق هستم. این را از این رو عرض کردم که بگویم: نمی خواهم اینگونه برداشت شود که با این نوشتنم می خواهم با دوستی که در حال بحث با او هستیم این نسبت را بدهم.
- مطالب جدید نوشته شده را پیگیری می کردم نوشته ی جناب "صبح" را دیدم با توجه به مشی ایشان شایق شدم ان را ببینم پس از ان بود که در بحث ورود کردم و خدمت رسیدم.
- ضمن احترام به تمامی کاربرانی که تا کنون در مباحث شرکت داشته اند از حضورشان در خواست می کنم سیر مباحث را به طوری هدایت نمایند که حتی الامکان به مباحثه ای" برهانی" تبدیل شود و در نهایت و دست پایین به "جدال احسن" ختم شود . و نه به مجادله های خسته کننده ی "مراء "گونه.
فکر می کنم این کار با مراقبت همه ما شدنی باشد.
حرف مان را کامل و بدون تعجیل و یک به یک مطرح کنیم. چرا که غیر از ماها تعداد زیادی از دوستان و کاربران محترم هستند که مهمان این گفتگوها می شوند . پس تنها برای هم نمی نویسیم بلکه باید با مخاطب عام نیز همراهی نمود. یکی از جلوه های این همراهی ترتیب دادن یک مباحثه و گفت و گو ی ارام و ملایم ودر عین حال صریح وجدی است.
موفق باشید.
یا علی
mehrdad_123
Friday 20 June 2008, 01:29AM
پاسخ استاد عزیزمان جناب آقای عبدالحسین به مطالب جناب آقای صبح
-----------------------------------------------------------------------------------------
بسمه تعالی شانه
جناب صبح!
خیلی خوشحالم که تشریف آورده اید!کلا حضور شما و مانند شما در این بحث ها همیشه برای من باعث دلگرمی بوده است.میدانید چرا؟چون تحریفهایی که در کلام دیگران اعمال میکنید،اظهار نظرات غیر تخصصی،ابراز نظرات غیر علمی و فاقد ارزش در بین اهل علم،همیشه مرا به این باور که سالهاست با من است بیشتر مطمئن میکند که مخالفین شعائر الله هرگز حرف درستی برای گفتن ندارند.گرچه این مهم مدتهاست که در این گفتمان و در طی بحث های من با دیگران ثابت شده است،اما هر چه بیشتر ثابت شود،باز هم پیروزی برای حسین فاطمه و شعائر اوست.پس باز هم به این بحث ها بیایید،خدا شما را حفظ کند!
قصد نداشتم پاسختان را بدهم،چون اصلا مال این بحثها نیستید،عمدتا در جای دیگری در این سایت احساس وظیفه میکنید و حضور دارید.اما دیدم تحریفی را در کلام مرحوم خوئی کردید و مطلبی غیر واقعی را هم به مرحوم صدر نسبت دادید،لذا سکوت جائز نیست.البته کلامی هم درباره وائلی دارم.اگر اینطور ننوشته بودید،صبر میکردم تا این چند روز هم بگذرد و خودم بیایم،اما از آنجا که جوری نوشتید که نمیتوان بر کذبی که نوشته اید سکوت کرد،مجبورم دوباره به برادر عزیز جناب مهرداد زحمت بدهم.
اما درباره مطالبتان،لازم است مختصر پاسخی به پستهای 33 و 35 و 37 داده شود:
شما آقایان بزرگوار ، مهرداد ، فاتح ، عبدالحسین ، هرگز به " ما قال " توجه نکردید ...
نه جانم،این همیشه سیره شما بوده و خلاف رفتار ما بوده است.نه وائلی برای من اهمیتی دارد،نه شما یا دیگرانی که همفکر شما هستند.ما دلیل را رد میکنیم،برخلاف شما و امثال شما که سالهاست اصلا به دلیل کاری ندارید،هم در قبول سخنان به شخصیت نگاه میکنید هم در رد آن به گوینده مینگرید.وائلی اکنون مرده است و آنچه از او باقی است همان ماقال و توهین های زشتش به عزاداران است.خودش مشتی خاک شده و بس.من همانطور که بارها عنوان کرده ام با کسی دشمنی شخصی ندارم،و دشمنی های ما شرعی است،چنانچه دوستی هایمان شرعی است.اگر آنچه باعث دشمنی ما با دشمنان خدا و اهل بیت است زائل شود،دشمنی ما نیز منتفی خواهد شد.اما شما چه؟سالهای سال دشمنی و مبارزه با بسیاری از افراد،فقط به خاطر کینه از قائل،بدون هیچگونه نظری به قول.
و از بس این کار بی اساس و خرافه است به شخصیت این و آن حمله کردید ...
فرار شما و امثال شما از بحث های مختلف در این خصوص،به روشنی ثابت کرده که بی اساس نظرات شماست،نه آنچه مستند به دلیل است و مراجع نیز موید آن هستند.آرزو به دل هم ماندیم(و احتمالا همینطور هم از دنیا میرویم)که امثال شما یکروز بفهمند خرافه یعنی چه،که دیگر اینطور دیگران را به خنده نیندازند.اگر میدانستید خرافه معنایش چیست،عزاداری را خرافه نمیخواندید!
و این نشان خوبی برای بی توشگی شما در دفاع از قمه زنی است .
اینکه بنده آنمتن را خواندم یا دکتر وائلی چه خدمتهائی به اهل بیت کرد یا باطل بود یا نبود ... اصلا مهم نیست ...
مهم این است که هیچ یک از استدلالات موجود در سخنرانی رد نشد .... !
توشه هر دوی ما خیلی وقت است که نمایان شده است،و همه میبینند و قضاوت هم میکنند که کپی کردن از سایتهای وهابی و فرار از بحث و...از آن چه کسی است و دلیل و برهان از آن کدام یک.
مهم این است که در سخنرانی مربوطه که میدانم اصلا شما آن را گوش هم نداده اید،استدلالی آورده نشده است و آنچه هست توهین است و مختصر مطالبی دیگر!کسی که توهین میکند به فرموده مولا علی علیه السلام جوابش یا توهین است یا عفو از گناه.این هم به عهده خود مسبوبین است،به ایشان توهین شده،میتوانند جواب بدهند و میتوانند عفو کنند.اگرچه عفو بهتر است.
اتفاقا میدانید مشکل کجاست جناب صبح؟
وائلی ها کم نیستند.کسانی که چون دستشان یا به قول شما توشه شان از دلیل و استدلال خالی است،دست به توهین و حرفهای زشت و...میزنند.از آن طرف،مدافعین شعائر حسینی از آنجا که همیشه مسلح به سلاح دلیل بوده اند،همواره پیروز میدان بوده و هستند.گرچه همیشه معاندینی هستند که واضحات را هم انکار کنند که اهمیتی برای کسی نداشته و ندارند.
شیر پاک مادران عرب زبان شیعه ، با ارشادها و منبرهای دکتر وائلی آمیخته است ...
همیشه همینطور بوده است،هر کس حرفش مطابق نظر شما باشد،ازین دست عبارات برایش زیاد در خورجین دارید و به مجرد بازگشت از رایش هم حملات شما شروع میشود،خاطره امثال آذری قمی ها و...هنوز در ذهن این مردم باقی است،و تغییر رای امثال شما از تمجید تا تکفیر،به فاصله یک شب و روز!
آیت الله العظمی سید أبوالقاسم خوئی در پاسخ به سوالی در مورد خونی کردن سر و آنچهکه مشابه است پاسخ می دهند :
) نصی برای شرعی بودنش نیامده است و راهی برای حکمبه استحباب آن نیست(
جناب صبح!
اگر من الان بگویم آقای صبح فلان حرف را زده است،و دروغی به شما ببندم،یا کلام شما را طوری تحریف کنم که دقیقا مطلب خلاف آن را بخواهم برسانم،بعد وقتی که خلاف نظر من و نظر حقیقی شما روشن شود،رسوا کسی جز من نخواهد بود.کاش کمی بیشتر دقت میکردید!
اولا به آن کس که از مقاله اش این نوشته را کپی کرده اید باید گفت که دست از دروغ بردارد،چون کلمه شرعی نیامده و بشعاریته در کلام آمده است!و این تحریفی آشکار از جانب امثال شماست(که حتی میدانم چه کسی این تحریف را اول بار کرده است!)تا بگویید آیت الله خوئی،که خود معتقد به استحباب قمه زدن بوده اند این عمل را شرعی نمیدانستند!
ثانیا:
جالب اینکه فتوای کامل را نقل نمیکنید!ببینیم کامل این فتوا چیست،البته قبلا در این خصوص مفصلا توضیح داده ام،اما از آنجا که شما مطالب را نمیخوانید ظاهرا،مجبورم دوباره توضیحش بدهم!:
لم يرد نص بشعاريته ، فلا طريق الى الحكم باستحبابه،ولا يبعد أن يثيبه الله تعالى على نية المواساة مع أهل البيت الطاهرين إذا خلصت النية.
چنانچه مشاهده میکنید استحباب قمه زنی در ادامه فتوا ذکر شده است!البته برای اینکه سوال نکنید،به شما توضیح میدهم که لا یبعد فتواست،این را گفتم که نیایید و مثل برخی بگویید گفته لا یبعد،فتوا که نداده است!
اما برای این هم که باز حسابی گیج نشوید،و تصور نکنید که در این فتوا تناقضی است،به شما توضیح میدهم که منظور از نصی که به شعاریت این عمل نیامده و در نتیجه راه برای استحبابش نیست منظور عدم ورود نصی است که صحبت از شعاریت این عمل "بالخصوص" بکند و آن را فی نفسه "مستحب" نماید.و این هیچ منافاتی ندارد که عملی که فی نفسه مباح است،به عنوانی دیگر(مثل مواسات که آقای خوئی نیز تصریح فرموده اند)مستحب باشد.
و تحریف ناشیانه دیگر هم این است که در ترجمه نوشته اید و راهی برای حکم به استحباب نیست!
نه برادر،و در عبارت نیست و فاء است و فاء سببیه هست که ما قبلش علت ما بعدش است،و با توضیحاتی که بالا دادم گمان نمیکنم سوال دیگری باقی مانده باشد!
آیت الله سيد محمد باقر صدر ، در جواب سوال دکتر تيجانی هنگامی که او را در نجفاشراف زيارت کرد می گوید ( آنچه که از کوبیدن اجسام و خونریزی ها می بینی ، کارهایعوام الناس و جهالت آنهاست و این کار را هیچ یک از علماء انجام نمی دهد ، بلکه علمابرای تحریم و جلوگیری از آن مداومند
این هم کلامی کاملا غلط است،چرا که اولا علماء اینطور نبودند که نقل شده است و اکثر ایشان نظر دیگری داشتند،لذا یا مرحوم صدر دروغ میگوید یا تیجانی که ما دومی را انتخاب میکنیم!ثانیا هم در این فتوا صراحتا لطم نیز حرام دانسته شده و به جهال نسبت داده شده در حالی که داب علما نیز بوده است!!
ضمن اینکه فتوای فقیه را دفتر استفتاء ایشان بیان میکند یا از راه دستخط ایشان و...قابل اثبات است.نه به این طریق که بطلان و کذبش بین است.
ضمنا "جهالهم" به معنی جهال انهاست،نه جهالت آنها!!
توضیح بیشتری نمیدهم،و باقی مطالب و همچنین جواب پست 36 جناب صالح را به بعد از بازگشتم موکول میکنم.
خدا همراه عزیزان.
------------------------------------------------------
خیرالبریه
Friday 20 June 2008, 09:05AM
اما جناب خیرالبریه ی بزرگوار:
اولا:
بحث آیات و روایات قمه زنی در رد ادعاهای شما و خانم زیبا باز شد و مطالب مفصل و معتبر هم نوشته شد اما شما نتوانستید حتی جوابی مختصر بدهید،چنانچه یک پست هم جواب ننوشتید.خانم زیبا هم که اصلا به غیر از شعار جوابی نداشتند.
با سلام خدمت دوستان گرامی
همین الآن در حضور همگان بکمک جناب عبد الحسین یکی از آن آیات یا روایات صحیح را در معرض همگان قرار دهید !!!
:قانون(1): یک پاراگراف حذف و تذکر ارسال شد .
ثانیا:
بحث نوحه خوانی و لطم و صیحه و صرخه نیز در جواب گفته های شما بود که باز هم جوابی نداشتید که بدهید و آنجا را نیز از یاد بردید!همگان میبینیم که یک رد بر تاپیک زیر ننوشتید ؛ عجزی بالاتر از این !!!:
آیات وروایات تحریم کننده قمه زنی وتعصب مخالفین .. (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12903)
ثالثا:
آدرس دقیق حدیث که به شما داده میشود،رجالش هم همانجاست،ولی چه سود که میزان صحیح و جعلی بودن در نزد شما هنوز نامشخص هستش!!!
ظاهرا برخی از ما هنوز نمیدانیم آن مخالفت با قرآن که نباید در حدیث باشد به چه معنی است از نظر علمی،دیگر چه انتظاری دارید که کسی با شما بحث رجالی بکند!وقتی شما بدیهی ترین مسائل این علم را دل بخواهی رد می کنید،و روایاتی که ستارگان اصحاب ائمه روایت کرده اند را میگویید باید به فلان جا زده شود و جعلی است و....چه کارتان باید بکنیم؟چه جوابی می شود به اینگونه افراد داد؟!
اولا: مگر چند ثانیه کار دارد که رجال آنرا بیاورید ؟؟؟؟؟
ثانیا : کجای حدیث بفرض تسامح در رجال ، گفته که قمه زنی جائز است ؟؟؟
چرا جواب نمیدهید فقط رجز بخوانید وبگویید چنین وچنان ... وقتی که پای دلیل و سند و مدرک وسط میاد ، طفره رفتن شروع میشه .
رابعا:
در بحث استفتای شیخ زین العابدین خصوصا در این اواخر جناب حجت زحمت میکشیدند مطالب بسیاری مینوشتند،اما شما حتی یک خط هم جواب نمیدادید.جناب آقای عبدالحسین هم مفصلا مینوشت،مثلا بیش از ده مورد از مطالبتان را جواب میداد،اما شما سه مورد جواب میدادید! یا تنها یک مورد جواب میدادید! آیا این عاجز بودن نیست؟
جواب اول وآخر ما یکیست و مختصر که هنوز پس از 3 ماه قمه زنان نتوانسته اند به هیچ طریق نه از قرآن و نه ازسنت آنرا اثبات کنند ، فقط : زین لهم الشیطان اعمالهم
مگر کمیت مهم است هزار خط بنویسید اما یاوه سرایی ، چه فایده ؟؟ یک آیه یا یک حدیث صحیح بیاورید کار تمام است وما هم از فردا قمه میزنیم !!!
خامسا:
بحث هایی همچون بدعت،جزع،آیات و روایات قمه زنی،نوحه خوانی و سخنرانی آیت الله العظمی وحید و گریز شما از جواب دادن نشان داده است که چه کسی عاجز است
در همین چند خط که جواب دادند ، دیدیم که چه کسی شعائر الهی وحسینی را فدای نفس اماره اش کرده و حکم بغیر ما انزل الله میکند ...الشیطان سول لهم
:قانون(1): یک پاراگراف حذف و تذکر ارسال شد .
عنوانی دیگر(مثل مواسات که آقای خوئی نیز تصریح فرموده اند)مستحب باشد
همگان ببینید تناقضات جناب عبد الحسین را ، ما کلام مرجع تقلید را قبول کنیم یا مرجع تطبیر را !!!
این عین کلام جناب عبد الحسین است که اینجا نقل قول میشود :
کلام یکی از بزرگترین مراجع،مرحوم حضرت آیت الله العظمی خوئی را در این خصوص مینویسم:
و لکن التحقیق عدم ثبوت ذلک علی اطلاقه فی غیر التهلکه و ما هو مبغوض فی الشریعه المقدسه کقطع الاعضاء و نحوه،فان العقل لا یری محذورا فی اضرار الانسان بماله بان یصرفه کیف یشاء بداع من الدواعی العقلانیه ما لم یبلغ حد الاسراف والتبذیر و لا بنفسه بان یتحمل ما یضر ببدنه فیما اذا کان له غرض عقلائی،...و کذا النقل لم یدل علی حرمه الاضرار بالنفس...(مصباح الاصول،جلد دوم صفحه 548)
مشاهده فرمودید جناب خیرالبریه؟
شما هنوز از آراء علماء هم خبری ندارید و اظهار نظر بی خود میفرمایید!!
یاالله،زود باشید فرار کنید!!
لب کلام در جمله : هو مبغوض فی الشریعه المقدسه کقطع الاعضاء و نحوه، بود که قمه زنان میگفتند که یعقوب عمدا خودش را کور کرد وامام سجاد هم میخواست عمدا خودکشی کند ،
این تناقض را حل کنید . آیا یعقوب وامام سجاد (ع) بغض الله را در میآورند یا رضای او را ؟؟؟
کجای کلام آیت الله خویی کلمه تطبیر یا قمه را میبینید ؟؟؟
بله ما هم مخالف ریاضات معنوی و مشروع نیستیم همانگونه که خدای متعال فرمود روزه بگیرید ، براحتی میتوانست بگوید که مثلا جسم را بزنید و....
ریاضت به نفس جائز است اما به جسم حرام (ونهی النفس عن الهوی نفرمود تن مادی خود را نا کار کنید بعکس سفارش به جمال وزیباکردن شده نه تنفر وانزجار)
نفس شیطانی مستحق رجم و ضرب و سنگ است نه جسم در احسن تقویم و احسن صور و مربوب احسن الخالقین ..
تا بعدا به موضوع وهن مذهب وآثار ثانوی منجر به حرمت قمه زنی برسیم.
فاتح
Friday 20 June 2008, 04:59PM
آقای صالح؛
سلام
1-انچه گفتم در مورد نقش ایشان درمورد تربیت و تبلیغ دینی و تاثیرش برمردم عراق بود ان هم در زمان حکومت صدام لع. این نافی زحمات بسیاری از خطبای گرانقدر دیگر نمی باشد. از جمله مرحوم کعبی و امثال این عزیز. اجرهم عندالله تعالی.
نگفته و نمیگوییم که کلام شما یا کارهای وائلی نافی زحمات خطبای دیگر است؛تنها کلام نادرست شما مبنی بر اینکه وائلی "بزرگترین خطیب" بوده و گفته هایش "تنها روزنه" برای عراقی ها بوده است رد شد.
2-هر بزرگواری درطول حیات خویش دارای مشی خاصی بوده است که ممکن است گوشه ای از ان به مذاق ما مورد پسند واقع بشود و یا نشود.و یا با مبانی جزیی ما موافق باشد و یا نباشد. این دلیل نمی شود از نکات عمدتا مثبت هریک بهره مند نشویم. مراثی سوزناک شیخ عبدالزهرا و روضه های ایشان نقل محافل محبان اهلبیت(ع) است همچنانکه شیخ الوائلی و یا دیگر خطباء گرامی.
اصولا خط کشی نمودن اینگونه باعث محروم ماندن ما از ثمرات علمی و تراث بزرگان مان می شود . حال چه یک خطیب باشد یا یک نویسنده و ... .
ممکن است شخصی با عملی که انجام میدهد،تمام سابقه قبلی خود را نیز نابود کند.در روایات از ویژگی های مثبت فرعون نیز صحبت شده است.اما هیچ کس موافق نیست بگوید فرعون را الگو قرار بدهیم و از او محروم نشویم!چون شخصیت منفی او به مراتب بیش از مثبتش بوده است،و عاقبتش مهم است نه اینکه فرضا روزی هم کار خوبی از او سر زده است.
3- ایشان اگر نه بزرگترین لا اقل یکی از بزرگان مسلم منبرحسینی (ع) بوده اند. تاثیر ایشان را می توان در تشییع باشکوه و بی نظیر پیکرشان مشاهده نمود.
عراقی ها عمدتا به اهل علم اهمیت زیادی میدهند.خصوصا در دوران صدام که از اهل علم بی بهره بوده اند،مسلما این داغ سالها در دلشان بوده است.لذا نمیتوان به صرف یک تشییع حکم کرد که تاثیر این شخص زیاد بوده است!چنانچه اگر تشییع کسی بی سر و صدا برگزار شود هم به این معنی نیست که تاثیری بر دیگران نداشته است!
4- این هم که درمورد صدام لع اظهار نظر نکرده اند نیز به مقوله ی تقیه باز می گردد. امری که لابد اینجا جایش نیست. پس بحث شجاعت و شانه خالی کردن نیست.حکومتی که تا یکی دوسال پس از سقوطش جاسوسان و عواملش به نقش افرینی میپرداختند و حتی همین الان هم دست نشانده و عمیل امریکایی هاشده اند جای مراقبت بسیار داشته که برای اینجانب مقبول جلوه می نماید. با بررسی متقابل فکر می کنم شما نیز با ما همراه گردید.
خیر نظر شما را قبول ندارم؛چون تقیه اصل نیست و مساله ای استثنائی است و اثبات آن نیاز به بینه دارد.مخصوصا درباره وائلی که یک پایش لندن بود و پای دیگرش کویت و جز در موارد بسیار معدودی در اواخر عمرش هیچ اظهار نظری علیه صدام یا در دفاع از مراجع مظلوم و شیعیان مظلوم عراق نکرده بود.چنین شخصی نیاز به تقیه ندارد،خصوصا که سوال هم چیزی نبوده که نیازی به تقیه داشته باشد!
5- معیار خدمات سنجی نیز جای بحث دارد. که به نظرم اینجا جایش نیست. تنها راهی که فکر میکنم می تواند فصل الخطاب باشد تاثیر سنجی در میان مردم است. که خب اگر این را هم قبول نکنید کفایت این بحث را اعلام میکنم.
بله قبول ندارم.چون میزان خدمات را باید در خود خدمات جست!تالیف کتاب توسط اشخاص،موسساتی که دایر کرده اند،شاگردانی که تربیت کرده اند و....هست که نشان میدهد اشخاص چه میزان خدمت کرده اند.و الا عمر بن خطاب نیز تاثیر شگرفی بر مردم داشت بلکه گویا دیگران سحر او بوده اند،اما هیچ خدمتی به اسلام نکرده بود بلکه دشمن اسلام بود!!
اگر کسی همچون ایشان با انبوه سخنرانی هایشان در عراق و ایران و کشورهای حاشیه ی خلیج فارس و درمیان دیگر کشورها و بالطبع شناخت مستقیم از مخاطبان و نیز کیفیت عزاداری نتوانند موضوع شناسی و مصداق یابی کنند چه کسی می تواند؟
ایشان با توهین های زشتی که به عزاداران میکردند،روشن کرده اند که تا چه میزان اهل تعیین مصداق هستند!البته میزان سواد ایشان که بسیار هم کم بوده است دلیل دیگری است که اصلا نخواهیم حرف این شخص را بزنیم؛این شخصیت کسی است که بر خلاف نظر شیعیان ادعا کرده بود که اولوالامر که در قرآن آمده است علماء هستند!در حالی که این ادعا را ما شیعیان نداریم،بلکه تنها درباره اهل بیت علیهم السلام این نظر را داریم.همینطور توهین های زشت دیگرشان به مراجع تقلید نیز از یاد کمتر کسی خواهد رفت.اکثر مراجع تقلید نماز خواندن پشت سر اهل سنت را چنانچه واقعا شخص به جماعت بخواند باطل میدانند،اما جناب وائلی در مصاحبه با همان مجله ای که عرض کردم کسانی که چنین فتوایی دارند را جاهل و...نامیده بود!
2- پاس داری از حریم شعائر . که وقتی گونه هایی ازعزاداری به هر صورت و با هر سیر تاریخی خودش (درست یا نادرست) داخل در مصادیق عزاداری تلقی گردیده است نبایست مقابله با ان در میان عامه ی مردم به طوری جلوه نماید که باعث لطمه به اصل عزاداری و اقامه شعائر شود .لذاست که این وجه قابل قبول است که مراجع در این خصوص به گونه ای نظرشان را اعلام نمایند که باعث وهن اصل ان نشود.
مثلا با تعابیری که قیودی را به ان اضافه کنند مثل: به شرط عدم ضرر جسمی/ عدم وهن مذهب/ در ملا عام نزدن / و ... .
متوجه منظورتان نشدم.البته شاید مثل بعضی ادعا داشته باشید مراجع مخالفند،اما چون عوام الناس عادت به این شعائر کرده اند،اینها نظر مخالفشان را اینطور عنوان میکنند!که این ادعاییست بسیار بی ارزش،چون قیودی که عنوان می شود گاه در اعمال و تکالیف شرعی دیگر نیز عنوان میگردد که به معنی حرام دانستن آنها نیست،بلکه تذکر این قیود در برخی موارد لازم است که مراجع زحمت کشیده و ذکر میفرمایند.ضمن اینکه مورد سوم هم جز از انگشت شماری ازین آقایان دیده نشده است.
تقاضایی که مکرر داشته ام :هنگام پاسخ دان متنم را تقطیع نفرموده و بلکه با نشان دار نمودنش به ان اشاره کنید.
اگر تقطیع به اصل متن شما و پیامش ضربه ای نزند مانعی ندارد.قبلا در جواب این تقاضایتان مطلبی گفتم،خاطرتان هست؟اگر نیست مراجعه فرموده و مطالعه بفرمایید و مکررا ازین تقاضاها نداشته باشید لطفا!
فاتح
Friday 20 June 2008, 05:03PM
شیر پاک مادران عرب زبان شیعه ، با ارشادها و منبرهای دکتر وائلی آمیخته است ... و کسی که بر صورت خورشید خاک می پاشد ، خود آن را تحویل می گیرد .
چه جمله زیبایی!کسی که بر صورت...
هر صبح آن را با خودتان تکرار کنید جناب صبح!
مثل شماست دقیقا،مبارزه با شعائر حسینی و قد علم کردن در مقابل فتوای اعاظم شیعه،جز برگشت خاک به صورت هیچ نتیجه ای ندارد!از یاد مبرید!
فاتح
Friday 20 June 2008, 05:07PM
منشا کار ازهمون اول کار خودماها ایرانیا بودیم خودمون هم باید برای اصلاحش پا پیش بگذاریم که گذاشته ایم.
اگر ما ایرانی ها آورده ایم(که همینطور هم هست ظاهرا)مطمئن باشید تا آخرش هم خودمان خواهیم رفت!
پایتان را هر جا دوست دارید بگذارید،کسی که در بدترین شرایط این حافظ این شعائر بوده است،تا قیام فرزندش و بعد از آن نیز تا قیامت حافظ این شعائر خواهد بود.:smile07:
حال شما پایتان را پیش بگذارید،پس بگذارید و...نتیجه اش همانی می شود که همه ساله میبینید.هر سال بیشتر از پارسال!این همان است که معصوم علیه السلام وعده اش را در رد تلاش های ائمه کفر داده است:
فلا یزداد اثره الا ظهورا و امره الا علوا!
hojjat
Friday 20 June 2008, 05:08PM
با سلام خدمت دوستان گرامی
همین الآن در حضور همگان بکمک جناب عبد الحسین یکی از آن آیات یا روایات صحیح را در معرض همگان قرار دهید !!!
اگر نتوانستید و هرگز هم نتوانید حد اقل از امام حسین (ع) خجالت بکشید چون از خدا که خجالت نمیکشید !!
همگان میبینیم که یک رد بر تاپیک زیر ننوشتید ؛ عجزی بالاتر از این !!!:
آیات وروایات تحریم کننده قمه زنی وتعصب مخالفین .. (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12903)
اولا: مگر چند ثانیه کار دارد که رجال آنرا بیاورید ؟؟؟؟؟
ثانیا : کجای حدیث بفرض تسامح در رجال ، گفته که قمه زنی جائز است ؟؟؟
چرا جواب نمیدهید فقط رجز بخوانید وبگویید چنین وچنان ... وقتی که پای دلیل و سند و مدرک وسط میاد ، طفره رفتن شروع میشه .
جواب اول وآخر ما یکیست و مختصر که هنوز پس از 3 ماه قمه زنان نتوانسته اند به هیچ طریق نه از قرآن و نه ازسنت آنرا اثبات کنند ، فقط : زین لهم الشیطان اعمالهم
مگر کمیت مهم است هزار خط بنویسید اما یاوه سرایی ، چه فایده ؟؟ یک آیه یا یک حدیث صحیح بیاورید کار تمام است وما هم از فردا قمه میزنیم !!!
در همین چند خط که جواب دادند ، دیدیم که چه کسی شعائر الهی وحسینی را فدای نفس اماره اش کرده و حکم بغیر ما انزل الله میکند ...الشیطان سول لهم
یکنفر میگفت اگر یک دروغ را هم چند بار محکم تکرار کنی بعضی باور میکنند وکم کم جا می افتد ، دقیقا مثل همین بدعت قمه زنی که توسط انگلیس اختراع شد و جهال متنسکی هم به عشق آبکی حسین آنرا ادامه دادند وهم اکنون این شجره خبیث تنومند گشته و فتنه گری میکند. اما بدانند عملی که موافق فطرت انسان نباشد باطل ورفتنی است.
همگان ببینید تناقضات جناب عبد الحسین را ، ما کلام مرجع تقلید را قبول کنیم یا مرجع تطبیر را !!!
این عین کلام جناب عبد الحسین است که اینجا نقل قول میشود :
لب کلام در جمله : هو مبغوض فی الشریعه المقدسه کقطع الاعضاء و نحوه، بود که قمه زنان میگفتند که یعقوب عمدا خودش را کور کرد وامام سجاد هم میخواست عمدا خودکشی کند ،
این تناقض را حل کنید . آیا یعقوب وامام سجاد (ع) بغض الله را در میآورند یا رضای او را ؟؟؟
کجای کلام آیت الله خویی کلمه تطبیر یا قمه را میبینید ؟؟؟
بله ما هم مخالف ریاضات معنوی و مشروع نیستیم همانگونه که خدای متعال فرمود روزه بگیرید ، براحتی میتوانست بگوید که مثلا جسم را بزنید و....
ریاضت به نفس جائز است اما به جسم حرام (ونهی النفس عن الهوی نفرمود تن مادی خود را نا کار کنید بعکس سفارش به جمال وزیباکردن شده نه تنفر وانزجار)
نفس شیطانی مستحق رجم و ضرب و سنگ است نه جسم در احسن تقویم و احسن صور و مربوب احسن الخالقین ..
تا بعدا به موضوع وهن مذهب وآثار ثانوی منجر به حرمت قمه زنی برسیم.
جناب خيرالبريه ! دور برداشتيد...!!!! چه خبر شده؟ آنجا که بايد از شما خبري نيست و اينجا ... هان چه خبرا؟
اگر شما بر ادله فقاهيه و نحوه استخراج و استنباط حکم الهي از ادله اش مسلطيد، بگوييد چرا مجتهد نشديد؟ و اگر اجتهاد نيازي به اين علوم ندارد و استنباط حکم هيچ حرمتي براي فرد ناآگاه .... البته دست به کار شويد! و شيطان مددکار شما باشد تا حرام خدا را حلال و حلال او را حرام کنيد... تف به اين زمانه که در آن هيچ فرقي نيست بين آنکس که مي داند و آنکه نمي داند
بي شرمي هم حدي دارد... کسي که معارف و روايات ائمه مي آورد ياوه سراست؟!!
وآنکس که آن را به ديوار مستراح کوبيده کيست؟
و آنکه که نه در توحيد نه در عدل و نه در مراجعه به قرآن به معارف ائمه وقعي نمي گذارد و آن را رد مي کند کيست؟
کيست آن کسي که شعائري از عزاداري را به دور مي ريزد؟ نوحه خواني را دور مي ريزد! سينه زني را دور مي ريزد!
و مي گويد اگر صرفا بر مصيبت حسين بن علي ابن ابيطالب گريه شود، هيچ فضيلتي ندارد! ؟
آيا بين مخالفين قمه زنی هيچ غيرتمندي اينجا پيدا می شود که عزادار مصيبت فرزند فاطمه باشد تا به اين فرد معترض شود؟
بي هيچ ترديد شيطان قرين آن کسي بود که قلب فاطمه زهرا را به درد آورد آنجا که هيچ فضيلتي في نفسه براي گريه بر مصايب حسينش ندانست و جايي که بدترين توهين را به کلام منتسب به معصوم کرد که فضيلتي اختصاصي براي حبيب خدا حسين بن علي قايل شده بود.
صبح
Friday 20 June 2008, 08:01PM
سلام علیکم
جناب عبدالحسین عزیز !
تصور نمی کنم این تطبیر که به حکم امام الخوئی ، جزو "شعائر الهی" نبوده و حکمی بر مستحب بودن آن نیامده ، بیارزد که مخلص مؤمنی همچون دکتر تیجانی را دروغگو بخوانید ، و هر آنچه که مخالف دارید را از لب تیز سخنان خود گذرانده و ثابت کنید که از حکمت بعثت رسول الله (ص) نمی خواهید تبعیت جوئید ... که رسول الله (ص) می فرماید : انی بعثت لأتمم مکارم الأخلاق . آمده ام تا مکارم اخلاق را تمام و تکمیل کنم ... اگر حسین (ع) خود را در معرض تیغها گذاشت .... علت کار خود را اصلاح امت جدش دانست ... و همه چیز او برای محمد رسول الله (ص) و امت او وقف گردید ... و اگر ما اینچنین به شیعیان حسین و رسول الله (ص) ، توهین و تهمت بزنیم ، کاری نشده است که هیچ ، صرفا یک ظاهر اسلامی و سری خونین از خود برجا گذاشته ایم و بر علیه حکمت بعثت رسول الله گام برداشته ایم . بهرحال انتظار می رود در نوشته های آینده در ایراد اتهام به طرف گفتگوی خود که محب اهل بیت است ... احتیاط بیشتری پیشه کنیم .
در مورد فتوای آیت الله خوئی ، بنده اتفاقا این فتوا از آیت الله العظمی خوئی را در ذیل فیلم یوتوب و سخنرانی شیخ وائلی که بصورت فیلم دیگری بود ، یافتم و جستجو کردم و از منبعی نسخه برداری کردم اگر تغییری در فتوا است از سوی منبعی است که بنده از این تغییر مطلع نبودم . اما بهرحال کامل این فتوا نیز اتمام کننده حجت است برای کسانی که دوست دارند متوجه باشند و بر تعصب بی دلیل خود نکوبند .
نص صحیح و کامل فتوا این است :
في كتاب ( صراط النجاة ) ص 432
سؤال 1184: تفضلتم ـ سيدنا ـ بنفي الإشكال عن إدماء الرأس (التطبير) إذا لم يلزم منه ضرر، فقيل إنه لا يثبت أكثر من الاباحة، وعليه فهل إدماء الرأس (التطبير) مستحب لو نوى بذلك تعظيم الشعائر ومواساة أهل البيت عليهم السلام؟
الخوئي: لم يرد نص بشعاريته فلا طريق الى الحكم باستحبابه، ولا يبعد أن يثيبه الله تعالى على نية المواساة لأهل البيت الطاهرين إذا خلصت النية.
سوال 1184 : در مورد خونی نمودن سرها ، نفی اشکال فرمودید تا جائی که ضرری پیش نیاید و نیز گفته شد که این چیزی بیش از مباح بودن ثابت نمی کند ، بنابراین آیا خونین کردن سرها (قمه زنی) ، مستحب است چنانچه قصد تعظیم شعائر و همدردی با اهل بیت علیه السلام باشد .
الخوئی : مطلبی در شعائر بودن این عمل نیامده است ، و راهی برای حکم مستحب بودن آن نیست ، و بعید نیست که بر مبنای نیت مواساة اهل بیت او از سوی خداوند تعالی نیل ثواب گردد .
آیت الله خوئی در پاسخ این فتوا در دو بخش پاسخگوئی می کنند ، بخش اول بطور متقن ... " این جزو شعائر الهی نیست ، و راهی برای حکم به استحباب آن نیست " و بخش دوم با عدم اطمینان ، و عبارت " بعید نیست " ... یعنی شاید بر طبق نیت ثواب داشته باشد ..... و برای کسانی که نمیخواهند کلمات را قلب کنند این متن بسیار روشن است .
والسلام !
صبح
Friday 20 June 2008, 10:56PM
با سلام
کمک به خوراک تبلیغاتی رسانه های غربی ، و پنهان شدن اصل عزاداری پشت صحنه های زننده خون و خونریزی ...
http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=129444&postcount=23
با سلام !!!!!!
saleh57
Friday 20 June 2008, 11:10PM
آقای صالح؛
نگفته و نمیگوییم که کلام شما یا کارهای وائلی نافی زحمات خطبای دیگر است؛تنها کلام نادرست شما مبنی بر اینکه وائلی "بزرگترین خطیب" بوده و گفته هایش "تنها روزنه" برای عراقی ها بوده است رد شد.
ممکن است شخصی با عملی که انجام میدهد،تمام سابقه قبلی خود را نیز نابود کند.در روایات از ویژگی های مثبت فرعون نیز صحبت شده است.اما هیچ کس موافق نیست بگوید فرعون را الگو قرار بدهیم و از او محروم نشویم!چون شخصیت منفی او به مراتب بیش از مثبتش بوده است،و عاقبتش مهم است نه اینکه فرضا روزی هم کار خوبی از او سر زده است.
عراقی ها عمدتا به اهل علم اهمیت زیادی میدهند.خصوصا در دوران صدام که از اهل علم بی بهره بوده اند،مسلما این داغ سالها در دلشان بوده است.لذا نمیتوان به صرف یک تشییع حکم کرد که تاثیر این شخص زیاد بوده است!چنانچه اگر تشییع کسی بی سر و صدا برگزار شود هم به این معنی نیست که تاثیری بر دیگران نداشته است!
خیر نظر شما را قبول ندارم؛چون تقیه اصل نیست و مساله ای استثنائی است و اثبات آن نیاز به بینه دارد.مخصوصا درباره وائلی که یک پایش لندن بود و پای دیگرش کویت و جز در موارد بسیار معدودی در اواخر عمرش هیچ اظهار نظری علیه صدام یا در دفاع از مراجع مظلوم و شیعیان مظلوم عراق نکرده بود.چنین شخصی نیاز به تقیه ندارد،خصوصا که سوال هم چیزی نبوده که نیازی به تقیه داشته باشد!
بله قبول ندارم.چون میزان خدمات را باید در خود خدمات جست!تالیف کتاب توسط اشخاص،موسساتی که دایر کرده اند،شاگردانی که تربیت کرده اند و....هست که نشان میدهد اشخاص چه میزان خدمت کرده اند.و الا عمر بن خطاب نیز تاثیر شگرفی بر مردم داشت بلکه گویا دیگران سحر او بوده اند،اما هیچ خدمتی به اسلام نکرده بود بلکه دشمن اسلام بود!!
ایشان با توهین های زشتی که به عزاداران میکردند،روشن کرده اند که تا چه میزان اهل تعیین مصداق هستند!البته میزان سواد ایشان که بسیار هم کم بوده است دلیل دیگری است که اصلا نخواهیم حرف این شخص را بزنیم؛این شخصیت کسی است که بر خلاف نظر شیعیان ادعا کرده بود که اولوالامر که در قرآن آمده است علماء هستند!در حالی که این ادعا را ما شیعیان نداریم،بلکه تنها درباره اهل بیت علیهم السلام این نظر را داریم.همینطور توهین های زشت دیگرشان به مراجع تقلید نیز از یاد کمتر کسی خواهد رفت.اکثر مراجع تقلید نماز خواندن پشت سر اهل سنت را چنانچه واقعا شخص به جماعت بخواند باطل میدانند،اما جناب وائلی در مصاحبه با همان مجله ای که عرض کردم کسانی که چنین فتوایی دارند را جاهل و...نامیده بود!
متوجه منظورتان نشدم.البته شاید مثل بعضی ادعا داشته باشید مراجع مخالفند،اما چون عوام الناس عادت به این شعائر کرده اند،اینها نظر مخالفشان را اینطور عنوان میکنند!که این ادعاییست بسیار بی ارزش،چون قیودی که عنوان می شود گاه در اعمال و تکالیف شرعی دیگر نیز عنوان میگردد که به معنی حرام دانستن آنها نیست،بلکه تذکر این قیود در برخی موارد لازم است که مراجع زحمت کشیده و ذکر میفرمایند.ضمن اینکه مورد سوم هم جز از انگشت شماری ازین آقایان دیده نشده است.
اگر تقطیع به اصل متن شما و پیامش ضربه ای نزند مانعی ندارد.قبلا در جواب این تقاضایتان مطلبی گفتم،خاطرتان هست؟اگر نیست مراجعه فرموده و مطالعه بفرمایید و مکررا ازین تقاضاها نداشته باشید لطفا!
سلام
جناب فاتح":)
ابتدا یک مطلب عرض می کنم و بعد یک سوال از حضورتان می پرسم.
-اینجانب و همفکرانم با تمامی محبان و عزاداران سیدالشهداء (ع)درخصوص تعظیم شعائر همراهیم. عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (ع)رانیز یکی از موارد بارز تعظیم شعائر می دانیم. مصادیق متعددی نیز برای عزاداری هست که مشترکا مورد قبول ماست از ان جمله بکاء/تباکی/سینه زنی/ و امثالهم .به غیر از مورد قمه زدن و تیغ زدن و امثال ان. پس دارید با کسی صحبت می کنید که نه تنها ان را قبول دارد بل ملتزم عملی هم به انها می باشد. بقیه توضیحات نیز ضروری نیست.که مثلا چه کارهایی کرده ام ویا درکدام هیئت و ... انجام وظیفه نموده و می نماییم. برای انکه خوب تر تبیین شود صراحتا به جنابعالی وخواننده محترم می گویم با کسانی هم که به کلیت این دستگاه لطمه بزنند به شدت مخالفم وبه وسعم مخالفت عملی هم داشته ام و انشاالله خواهم داشت.
در میانه مباحث قبلی شما با جناب خیرالبریه در خصوص قمه زنی و ... نیز به جز یک اشاره کوتاه تذکر امیز به جناب خیرالبریه(که نفی حتی سینه زنی و صرخه را می نمودند!) بیشتر ورود نکردم. به یکی دو3 دلیل
1- احساس تکلیفی که شما میکردید برای تند و تیز صحبت کردن. به طوری که باصطلاح پرش ماها رو هم می گرفت. ونمی خواستم با شما بر سر نحوه مباحثه تان درگیر بشوم که روی موضعی بیافتم یا بیافتید که مانع از ادامه همراهی و انجام وظیفه مان شود.
2- اهل علم بودن تان . نمی خواستم و نمی خواهم و نخواهم خواست ولو محدود هم که باشد به این شان لطمه بخورد.
3- نمی خواستم این نزاع فیمابین شماها را اتشی افزون ریخته باشم تا نکند دشمنی سوء استفاده نماید و ... الی اخر.خصوصا که دربند اول نیزعرض کردم کم ملاحظه تشریف داشتید. گرچه صرف حمیت و غیرت دینی تان را می ستایم و برایتان ارزوی موفقیت روزافزون و با بصیرتی افزون تر می طلبم.
- از حضورتان سوالی می کنم از پاسخ به این سوال برای ما ومخاطب محترم معلوم می شود که بحث را از کجا بایست پی گرفت.
واما سوالم:
ایا شما ناخواسته از این ذهنیت متاثر نیستید که هرکس قمه زنی را نفی کند لابد کل عزاداری را نفی کرده است؟ پس مخالف سیدالشهداء(ع) است و ... الی اخر.
و ایا برای این قضیه این ذهنیت را دارید که توطئه ای در پیش است تا کل عزاداری را جمع کنند. و این قمه زنی نیز اولین پله می باشد؟
اصل مطلبم همین سوال بود. اما دیدید که مجبور بودم ان مقدمه ی اولیه نسبتا طولانی را بنگارم تا فضای موضعم روشن گردد. می بینید که خواسته یا ناخواسته فضا بسی سرد است.
وقتی هم که تقاضا می کنم مطلبم را تقطیع ننمایید برای این است که نکند مطلبی را که گفته ام شما مقدماتش را نقل ننموده وبه گونه دیگری تقریر نمایید بعد با فضایی که می سازید مارا مخالف این دستگاه رفیع الهی بدانید و ... .
موفق باشید.
نفسی لنفسک الفداء یا علی:smile07:
ارادتمند ارادتمندان سیدالشهداء (ع):)
saleh57
mehrdad_123
Saturday 21 June 2008, 03:45AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
---------------------------
خطاب به جناب خیرالبریه ی بزرگوار:
همین الآن در حضور همگان بکمک جناب عبد الحسین یکی از آن آیات یا روایات صحیح را در معرض همگان قرار دهید !!!
:قانون(1): یک پاراگراف حذف و تذکر ارسال شد .
یعنی چه؟! بحث آقای عبدالحسین هنوز سر جایش است،نیامدن شما هم هنوز پابرجا!باور ندارید بروید و ببینید!اگر روایات ائمه (ع) را و آیات قرآن را و دلایل را نمیخواهید قبول کنید نکنید،دیگر چرا خورشید را در وسط روز انکار میفرمایید؟
همگان میبینیم که یک رد بر تاپیک زیر ننوشتید ؛ عجزی بالاتر از این !!!:
آیات وروایات تحریم کننده قمه زنی وتعصب مخالفین .. (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12903)
تاپیکی که نوشتید هیچ ارتباطی به قمه زنی نداشت.کپی هایی بود از سایتهای وهابی،که اولا روایاتش بی سند بودند،ثانیا اسمی از قمه زنی در آنها نیامده بود،ثالثا آقای عبدالحسین در بحث نوحه خوانی و بحث های دیگر جواب اونها رو دادند،دوستان دیگر هم در مورد استثناء و...چیزهایی بهتون گفتند اگر حافظتون یاری کنه ! باز بگید رد نوشته نشده!فراموش کردید یک رد هم در بحث آقای عبدالحسین ننوشتید؟جواب من رو هم درباره عجز ندادید،دوباره کلامم رو تکرار میکنم:
در بحث استفتای شیخ زین العابدین خصوصا در این اواخر استاد عزیزمان جناب آقای حجت زحمت میکشیدند مطالب بسیاری مینوشتند،اما شما حتی یک خط هم جواب نمیدادید.جناب آقای عبدالحسین هم مفصلا مینوشت،مثلا بیش از ده مورد از مطالبتان را جواب میداد،اما شما سه مورد جواب میدادید! یا تنها یک مورد جواب میدادید! آیا این عاجز بودن نیست؟
اولا: مگر چند ثانیه کار دارد که رجال آنرا بیاورید ؟؟؟؟؟
ثانیا : کجای حدیث بفرض تسامح در رجال ، گفته که قمه زنی جائز است ؟؟؟
چرا جواب نمیدهید فقط رجز بخوانید وبگویید چنین وچنان ... وقتی که پای دلیل و سند و مدرک وسط میاد ، طفره رفتن شروع میشه .
عجیب است و عجیب!!!
گویا دوباره لازم است هی مطالبی را به حضورتان تکرار کنیم البته اگر می دانستیم تاثیر گذار است هزار بار هم که بود حتما تکرار می کردیم اما ....:
چه انتظاری دارید که کسی با شما بحث رجالی بکند!وقتی شما بدیهی ترین مسائل این علم را دل بخواهی رد می کنید،و روایاتی که ستارگان اصحاب ائمه(ع) روایت کرده اند را میگویید باید به فلان جا زده شود و جعلی است و....چه کارتان باید بکنیم؟چه جوابی می شود به اینگونه افراد داد؟!
شما مگر نمیگویید روایت غلط است؟خب ثابتش کنید!مگر نمیگویید چند ثانیه بیشتر کار ندارد؟خب بروید ببینید!
جواب اول وآخر ما یکیست و مختصر که هنوز پس از 3 ماه قمه زنان نتوانسته اند به هیچ طریق نه از قرآن و نه ازسنت آنرا اثبات کنند ، فقط : زین لهم الشیطان اعمالهم
مگر کمیت مهم است هزار خط بنویسید اما یاوه سرایی ، چه فایده ؟؟ یک آیه یا یک حدیث صحیح بیاورید کار تمام است وما هم از فردا قمه میزنیم !!!
مگر آدرس دقیق را به شما ندادند؟
اصل مساله این است که شما بهانه می آورید تا از بحث فرار کنید.اگر رجالش آورده شود میگویید توثیقاتشان را هم بیاور،وقتی هم که اورده شد باز برمیگردید سر جای اول،میگویید روایت مخالف قرآن است و هی دور خودتان دور میزنید!از یاد نبرده ایم در بحث استفتای شیخ زین العابدین و بحث های دیگر چطور جواب مطلبی را میگرفتید،اما باز برمیگشتید و تکرارش میکردید!
شما بگویید کسی نتوانسته ثابت کند!مگر کسی برای شما مینویسد؟دلیل آورده شده،روایت آورده شده،صحبت علمی شده،اما کسی که میگوید روایت اهل بیت را باید به دیوار دستشویی کوبید اهل پذیرش حقیقت نیست!ما چه
کارش کنیم؟
در همین چند خط که جواب دادند ، دیدیم که چه کسی شعائر الهی وحسینی را فدای نفس اماره اش کرده و حکم بغیر ما انزل الله میکند ...الشیطان سول لهم
:قانون(1): یک پاراگراف حذف و تذکر ارسال شد .
این جواب حرف من بود؟ببینید من چه گفته ام:
بحث هایی همچون بدعت،جزع،آیات و روایات قمه زنی،نوحه خوانی و سخنرانی آیت الله العظمی وحید و گریز شما از جواب دادن نشان داده است که چه کسی عاجز است
میگویم ازین بحثها فرار کرده اید،آن وقت شما میگویید طرف حکم بغیرما انزل الله کرده است!کدام حکم؟جواب من چه شد؟حرفهای دیگر بی اعتباری هم زدید.مثل همیشه.قمه زنی چه ربطی به انگلیس دارد؟شجره خبیثه کدام است؟چرا توهین میکنید؟
همگان ببینید تناقضات جناب عبد الحسین را ، ما کلام مرجع تقلید را قبول کنیم یا مرجع تطبیر را !!!
این عین کلام جناب عبد الحسین است که اینجا نقل قول میشود :
لب کلام در جمله : هو مبغوض فی الشریعه المقدسه کقطع الاعضاء و نحوه، بود که قمه زنان میگفتند که یعقوب عمدا خودش را کور کرد وامام سجاد هم میخواست عمدا خودکشی کند ،
این تناقض را حل کنید . آیا یعقوب وامام سجاد (ع) بغض الله را در میآورند یا رضای او را ؟؟؟
کجای کلام آیت الله خویی کلمه تطبیر یا قمه را میبینید ؟؟؟
کدام تناقض آقای خیرالبریه؟آقای عبدالحسین عین فتوای آیت الله خوئی و کلامشون رو آوردند!شما چی دارید میگید؟خودتون میفهمید؟
آفرین و احسنت بر جناب آقای خیرالبریه!
یادتان هست که این عبارات آیت ا... العظمی خوئی را آقای عبدالحسین چه وقتی نوشته بودند؟در رد ادعای شما مبنی بر اینکه همه علمای شیعه! ضرر به بدن زدن را حرام میدانند!یادتان هست بعدش در این مورد چیزی نگفتید؟تازه از همین نظر آیت ا... خوئی هم بطلان سخن شما درباره ضرر روشن میشود چون مدعی هستید هر ضرری حرام است.همه هم میدانند که قمه زدن قطع عضو و هلاکت نفس و...نیست لذا باز هم ادعای شما مردود است
ضمنا صحبت از فتوای آقای خوئی است که نقل شد،چه ارتباطی به این کلام دارد؟
درباره حضرت یعقوب و امام سجاد علیهما السلام هم استادمان جناب آقای عبدالحسین برای شما مفصلا در بحث استفتای شیخ زین العابدین توضیح داده بودند!مثل اینکه حافظه شما بزرگوار خیلی ضعیف گشته است متاسفانه
:قانون(1):چند سطر از این قسمت حذف و تذکر ارسال شد .
خیرالبریه
Saturday 21 June 2008, 07:11AM
یعنی چه؟! بحث آقای عبدالحسین هنوز سر جایش است،نیامدن شما هم هنوز پابرجا!باور ندارید بروید و ببینید!اگر روایات ائمه (ع) را و آیات قرآن را و دلایل را نمیخواهید قبول کنید نکنید،دیگر چرا خورشید را در وسط روز انکار میفرمایید؟
با سلام
نمیدانم چرا دو خط از نوشته قبلی من حذف شد ! زیرا اینجانب ملتزم به رعایت مقررات هستم ، احتمالا هرکس دکمه سمت راست اخطار را فشار دهد آنگاه ناظر محترم دست بکار میشود .
اولا : خدمت دوستان عرض کنم بلی تمام مناظرات سرجایش است وحقیر هم سر جایم ، اما برای تمرکز جوابها گفتم که بیک آدرس بیایید تا از سردرگمی خوانندگان محترم کاسته شود . مگر اینجا چطوره ؟؟ همین جا جواب دهید اگر میتوانید .
ثانیا : از هزاران خطی که نوشته شد آیا یک آیه یا یک حدیث صحیح دال بر قمه زنی بیرون آمد یا خیر ؟؟؟ قضاوت با خوانندگان فهیم.
تاپیکی که نوشتید هیچ ارتباطی به قمه زنی نداشت.کپی هایی بود از سایتهای وهابی،که اولا روایاتش بی سند بودند،ثانیا اسمی از قمه زنی در آنها نیامده بود،ثالثا آقای عبدالحسین در بحث نوحه خوانی و بحث های دیگر جواب اونها رو دادند،دوستان دیگر هم در مورد استثناء و...چیزهایی بهتون گفتند اگر حافظتون یاری کنه ! باز بگید رد نوشته نشده!فراموش کردید یک رد هم در بحث آقای عبدالحسین ننوشتید؟جواب من رو هم درباره عجز ندادید،دوباره کلامم رو تکرار میکنم:
در بحث استفتای شیخ زین العابدین خصوصا در این اواخر استاد عزیزمان جناب آقای حجت زحمت میکشیدند مطالب بسیاری مینوشتند،اما شما حتی یک خط هم جواب نمیدادید.جناب آقای عبدالحسین هم مفصلا مینوشت،مثلا بیش از ده مورد از مطالبتان را جواب میداد،اما شما سه مورد جواب میدادید! یا تنها یک مورد جواب میدادید! آیا این عاجز بودن نیست؟
اولا فرمودید که روایات من بی سند بودند ، مثل اینکه فراموش کردید بعضی روایات از معتبر ترین کتب شیعه مثل اصول کافی و من لا یحضره الفقیه و تهذیب و استبصار بودند. اما از معدود روایات جناب عبد الحسین تنها یک مورد که همین استثنا در مورد امام حسین بود از کتاب معتبر تهذیب بود که ماهم خواستار سند آن شدیم و بقیه روایات جناب عبدا لحسین از کتب ضعیف بحار الانوار و از مراسیل و بدون سند وغیر معتبر .
اصلا فرض میکنیم که تمام احادیث موجود در جهان صحیح باشند ، آیا سخنی بالاتر از این ، آیا شما فقط دریک حدیث یاخبر ، فقط در یک روایت اسمی از قمه میبینید ؟؟؟؟ پس بدانید که قمه زنی بدعتی است از سوی دشمنان اسلام ، همانهایی که وهابیت را در مقابل شیعه کاشتند و قمه زنی و بهائیت را در مقابل سنی .
ثانیا با آیات محکم قرآن چه میکنید ..شاید شما هم اهل بیت را مثل قمه زنان با لاتر از قرآن میدانید .
ثالثا فرمودید که اسمی از قمه زنی در آن نیامده بود ، اتفاقا برعکس که امام (ع) از خراش با ناخن بر صورت نهی نمودند تا چه رسد شمشیر زدن بر سر !!
رابعا هنوز منتظر جواب جناب عبد الحسین در خصوص رجال آن یک حدیث استثنا در باره امام حسین (ع) هستیم ، اگر شما رجال آنرا میدانید خوب بسم الله ، نام بیرید چرا معطلید ؟؟؟ اگر هم نمیدانید صبر میکنیم تا بیایند ، هرچند که هنگام بودنشان هم نیاوردند !!!!
در بحث آخری که مر بوط به استفتاء بود ، قبلا هم گفتم که بعلت تحریم جناب عبد الحسین ، ماهم نامردی نکردیم و تنهایی به قاضی نمیرویم و صبر میکنیم تا ایشان برگردند وقمه رودررو زنیم !!
و روایاتی که ستارگان اصحاب ائمه(ع) روایت کرده اند را میگویید باید به فلان جا زده شود و جعلی است و....چه کارتان باید بکنیم؟چه جوابی می شود به اینگونه افراد داد؟!
شما مگر نمیگویید روایت غلط است؟خب ثابتش کنید!مگر نمیگویید چند ثانیه بیشتر کار ندارد؟خب بروید ببینید!
چرا معطلید ، اسم آن ستارگان را بیاورید تا ببینیم ستاره اند یا سیاه چال !!
اصل مساله این است که شما بهانه می آورید تا از بحث فرار کنید.اگر رجالش آورده شود میگویید توثیقاتشان را هم بیاور،
یک مورد نشان دهید که اینجانب روایات صحیح را منکر شده باشم ، مگر من نگفتم که زیارت عاشورا بخوانید که صحیح و مأثور است ، مگر احادیث بکاء و تباکی وابکاء را خودم نیاوردم ؟؟؟
ما با خرافات و بدعت مخالفیم نه شعائر .
یادتان هست که این عبارات آیت ا... العظمی خوئی را آقای عبدالحسین چه وقتی نوشته بودند
ماهم میدانیم ، اما سخن اینست که اگر ضرر وزیان به جسم خدادادی نزد شریعت مبغوض است آیا از امام سجاد (ع)متشرع تر داریم که ایشان میخواست خود کشی کند ؟؟؟
آیا از حضرت یعقوب متدین تر داریم که عمدا خودش را کور کرد ؟؟؟
آیا اینها تناقض نیست ؟؟
پس یا باید قبول کنید که آن روایات مربوط به خودکشی امام جعلی و دروغ است یا ضرر وزیان وخودکشی مبغوض شرع مقدس نیست ...!!!
آیا راه سومی میشناسید که ما خبر نداریم ؟؟؟؟
یا باید قبول کنید که حضرت یعقوب عمدا خودش را کور نکرد یا باید بپذیرید که کور کردن ضرر به خود حساب نمیشود !!!!
کجا میروید ؟ کمی تعقل کنید .....
دیدن کلیه مناظرات در خصوص قمه (تطبیر) بدون سانسور (http://hojjah.googlepages.com/tatbir.zip)
yar-mahdi
Saturday 21 June 2008, 04:59PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
آقا جان !
در این تاریکی غیبت ، یادمان رفته که پشت ابرها خورشیدی نهفته است که اگر پرتو افشانی کند ، هیچ نقطه ی کوری در زمین باقی نخواهد ماند !
چه می شد برای پرتو افشانی اش دعا می کردیم ؟!
مولای من !
یادمان رفته که اگرچه این خورشید پشت ابرهاست ، اما همین طور هم نور می دهد !
چه می شد برای دیدن پرتوهای سپیدش ، پلک های خود را می گشودیم ؟!
پدر مهربان من !
یادمان رفته که تو اگرچه غائبی ، اما حاضرتر از هر حاضری هستی !
چه می شد حضور تو را به اندازه ی خِرَد خُرد خود بها می دادیم ؟!
+++++++++++
همه می دانیم که از منابع فقه شیعی ، اجماع است ؛ اجماعی که کاشف از قول معصوم (ع) باشد .
از گروه موافق می پرسم :
آیا در طول تاریخ ، اجماعی مبنی بر صحت اعمال مورد گفتگو در این سرفصل ادعا شده است ؟!
و از گروه مخالف می پرسم :
آیا در همه ی ادوار تاریخ ، این اعمال مخالف داشته است ؟
این سوال را برای فهمیدن پرسیدم ؛ لطفا پاسخ تان مستند و قابل مراجعه باشد .
خیرالبریه
Sunday 22 June 2008, 08:48AM
همه می دانیم که از منابع فقه شیعی ، اجماع است ؛ اجماعی که کاشف از قول معصوم (ع) باشد .
از گروه موافق می پرسم :
آیا در طول تاریخ ، اجماعی مبنی بر صحت اعمال مورد گفتگو در این سرفصل ادعا شده است ؟!
و از گروه مخالف می پرسم :
آیا در همه ی ادوار تاریخ ، این اعمال مخالف داشته است ؟
این سوال را برای فهمیدن پرسیدم ؛ لطفا پاسخ تان مستند و قابل مراجعه باشد .
با سلام
اشکال اصلی اکثریت قریب به اتفاق مردم اینست که اهل تقلیدند نه تحقیق ، چرا شیعه شدی ؟ چون پدرو مادرم شیعه بودند و......
در اصول اعتقادی انسان باید تحقیق کند و از قرآن وسنت صحیح بکمک عقل راه خویش را پیدا کند . سپس نوبت به اجماع میرسد .
در زمان غیبت هم وظیفه ما، مراجعه به روایات صحیح است طبق دستور امام (ع) .
نمونه بارزش را در همین جا دیدیم که افرادی بدون پایه واساس علمی از گروهی تقلید میکنند و روایاتی را میآورند و هنگام درخواست ادله اثبات ، ناگهان دهانشان بسته میشود ، چرا چون تنها مقلدند .....
خوب ؛ هرچه گفتیم اسناد تنها حدیث مورد احتجاجشان را نیاوردند اکنون ما سخن آیت الله خویی رجالی معروف را در مورد ضعف این حدیث ذکر میکنیم :
روی الشيخ الطوسي بسنده عن خالد بن سدير عن الإمام الصادق (ع) قال:
"وقد شققن الجيوب ولطمن الخدود الفاطميات على الحسين بن علي عليهما السلام، وعلى مثله تلطم الخدود وتشق الجيوب". (تهذيب الأحكام ج8 ص325)
ان هذه الروايات المجوزة والمانعة ضعيفة السند ولا يمكن الاعتماد عليها . نعم استثنى الاصحاب من حرمة تلك الامور ، الاتيان بها في حق الائمة والحسين عليهم السلام مستندين فيه إلى ما فعلته الفاطميات على الحسين بن علي بن لطم الخد وشق الجيب - كما ورد في رواية خالد بن سدير . وهذا لا يمكن المساعدة عليه لانها على تقدير حرمتها مطلقة والرواية الدالة على صدورها من الفاطميات ضعيفة السند ولا يمكن الاعتماد عليها . والذي يسهل الخطب انها افعال لم تثبت حرمتها مطلقا ، اذن لا مانع شرعا من الاتيان بها في مصائب الائمة الطاهرين عليهم السلام وغير الائمة .
خوب قمه زنان محترم این از این حدیث ، آیا حدیث دیگری در این باب سراغ دارید تا بررسی کنیم ؟؟؟
فاتح
Sunday 22 June 2008, 04:55PM
نمونه بارزش را در همین جا دیدیم که افرادی بدون پایه واساس علمی از گروهی تقلید میکنند و روایاتی را میآورند و هنگام درخواست ادله اثبات ، ناگهان دهانشان بسته میشود ، چرا چون تنها مقلدند .....
خوب ؛ هرچه گفتیم اسناد تنها حدیث مورد احتجاجشان را نیاوردند اکنون ما سخن آیت الله خویی رجالی معروف را در مورد ضعف این حدیث ذکر میکنیم :
روی الشيخ الطوسي بسنده عن خالد بن سدير عن الإمام الصادق (ع) قال:
"وقد شققن الجيوب ولطمن الخدود الفاطميات على الحسين بن علي عليهما السلام، وعلى مثله تلطم الخدود وتشق الجيوب". (تهذيب الأحكام ج8 ص325)
ان هذه الروايات المجوزة والمانعة ضعيفة السند ولا يمكن الاعتماد عليها . نعم استثنى الاصحاب من حرمة تلك الامور ، الاتيان بها في حق الائمة والحسين عليهم السلام مستندين فيه إلى ما فعلته الفاطميات على الحسين بن علي بن لطم الخد وشق الجيب - كما ورد في رواية خالد بن سدير . وهذا لا يمكن المساعدة عليه لانها على تقدير حرمتها مطلقة والرواية الدالة على صدورها من الفاطميات ضعيفة السند ولا يمكن الاعتماد عليها . والذي يسهل الخطب انها افعال لم تثبت حرمتها مطلقا ، اذن لا مانع شرعا من الاتيان بها في مصائب الائمة الطاهرين عليهم السلام وغير الائمة .
خوب قمه زنان محترم این از این حدیث ، آیا حدیث دیگری در این باب سراغ دارید تا بررسی کنیم ؟؟؟
آقای خیرالبریه
نمونه بارز تقلیدهای کورکورانه فرار شما از بحث در مناظرات مختلف با استاد گرامی جناب عبدالحسین بوده است.
نمونه های متعددی هم دوست محترم جناب مهرداد متذکر شدند.
اما نظر آقای خویی:
ایشان از سختگیرترین علما در زمینه رجال بوده و خیلی از احادیث را قبول نداشتند.
مثلا ایشان آن سه بزرگواری را که مرسلاتشان مورد قبول همه علماست را قبول نداشتند!به این صورت که تایید نمیکردند که لزوما ایشان از ثقه نقل میکنند.
بنابرین بسیاری از روایاتی که از معتبرترین روایات شیعه هستند مطابق مبنای ایشان مخدوش خواهند شد.
یا مقبوله عمر بن حنظله را ایشان ضعیفه السند میدانستند!
در حالی که مطابق این روایت خیلی از فقهای شیعه نظر داده اند و قبولش دارند،اما آقای خویی قبول نداشتند.
همینطور نظر آن مرحوم درباره بسیاری از رجال دیگر.
ایشان در مقدمه معجم رجالشان بسیاری از توثیقات همگانی را زیر سوال برده اند.در حالی که علمای دیگر قبول دارند،بنابرین در نظر ایشان خیلی از روایات ضعیف بودند که در نظر دیگران اینطور نبوده است.
شما به مبانی رجالی علما آشنایی ندارید،باید بیشتر تحقیق کنید تا متوجه بشوید.
روایتی که آوردید معتبره است.
خیلی از علماء مطابق آن فتوا صادر کرده اند.اگر شخصی مبنای رجالی خاصی دارد و آن را قبول نمیکند نمیتوان طبق مبنای خاص آن شخص ما دیگری را بکوبیم!
صبح
Sunday 22 June 2008, 05:30PM
سلام علیکم
بعد از شیخ وائلی و دکتر تیجانی ، نوبت امام خوئی (ره) شد ؟
البته این طرز رفتار ابدا صحیح نیست که هرگاه کسی حتی در حد یک مرجع عالیقدر نظرات شما را بر نتافت ، او را به پائین بکشید ... این روشی بسیار ناپسند است.
فاتح
Sunday 22 June 2008, 05:46PM
سلام علیکم
بعد از شیخ وائلی و دکتر تیجانی ، نوبت امام خوئی (ره) شد ؟
البته این طرز رفتار ابدا صحیح نیست که هرگاه کسی حتی در حد یک مرجع عالیقدر نظرات شما را بر نتافت ، او را به پائین بکشید ... این روشی بسیار ناپسند است.
وائلی که نه مرجع بود نه عالم،لذا صحبت کردن در مورد ایشان اصلا جایی ندارد.
دکتر تیجانی هم یادم نمی آید در موردش حرفی زده باشم،اما اگر منظورتان کلام جناب عبدالحسین است که بهتر است با دلیل ردش کنید که دلیلی ندارید.ضمن اینکه تیجانی هم نه فقیه است نه مرجع و تنها یک مستبصر است.
اما آیه الله العظمی خوئی،ایشان مدافع و موید قمه زنی بوده و فتوایشان هم بر استحباب این عزاداری واضح است.خودتان هم نقل کردید.
اما ممکنه خواهش کنم نشان بدهید که بنده چه چیزی گفته ام؟
من چیزی را گفتم که شما اصلا از آن اطلاعی نداشتید!
گفتم مبنای رجالی ایشان بسیار سفت و سخت بوده،و روایات بسیاری را قبول نداشتند.این به این معنی نیست که ما همه علما یا اکثریت ایشان را ول کنیم و نظرات یک نفر را از روی هواهای شخصی قبول کنیم.شما به عنوان شخصی که ادعای تبعیت از ولایت فقیه را دارید،بروید آراء آن مرحوم را در این رابطه بخوانید.ببینیم باز هم اینطور صحبت میکنید؟یا از آراء رجالی ایشان تنها در مساله شعائر حسینی استفاده یا به عبارت بهتر سواستفاده میفرمایید؟
امام خوئی هم نگویید بهتر است،توهین های همفکران شما به ایشان-از جمله در همین مساله جواز قمه زنی-را دیگر کسی نیست که نداند!
صبح
Sunday 22 June 2008, 06:20PM
سلام علیکم
منظورمان نبود وائلی یا تیجانی مرجعند ، منظورمان این است که شما هر مخالفی که جلوی چشمتان سبز می شود ، به یک بهانه ای می شورید ...
اما آیه الله العظمی خوئی،ایشان مدافع و موید قمه زنی بوده و فتوایشان هم بر استحباب این عزاداری واضح است.خودتان هم نقل کردید.
آیت الله العظمی خوئی حکم کرده اند نفس عمل قمه زنی مستحب نیست ، و در جائی نیامده که جزو شعائر باشد ، اما شاید بر طبق نیت ثواب داشته باشد .... بیهوده رای عالم را به نفع خواست خود تحریف نکنید ....
شما براحتی تهمت می زنید ... دروغ می بندید و در عقاید بنده دخل و تصرف می کنید ... و این اخلاق یک شیعه محمدی را نسزد ! آن هم به قیمت اینکه "شاید" ثواب داشته باشد ...به قیمت اینکه شاید ثواب داشته باشد نمی توان همه چیز را فروخت و حتی وهن دین را نادیده گرفت .
karbala110
Sunday 22 June 2008, 06:29PM
مطالب دوست عزیز جناب عبدالحسین
-------------------------
بسمه تعالی شانه
جناب صبح
ببخشید که شما را عزیز نمیخوانم! چون مخالفین شعائرحسینی هرگز برای من عزیز نیستند،چنانچه برای اهل بیت نیز نیستند. لذا به همان عبارت جناب صبح بسنده میکنم.
باز هم من را خوشحال کردید،و اعتقادی که گفته بودم رامحکم تر...
تصور نمی کنم این تطبیر که به حکم امام الخوئی ، جزو "شعائر الهی" نبوده و حکمی بر مستحب بودن آن نیامده ، بیارزد که مخلص مؤمنی همچون دکتر تیجانی رادروغگو بخوانید
ابتدا چون مطلب قبل را اصلا نفهمیدید،برایتان بار دیگرتوضیحاتی میدهم،سپس هم درباره تیجانی عرض خواهم کرد.
باز هم تحریف در کلام آیتالله خوئی!
آیت الله خوئی،چنانچه سابقا نیز در جواب جناب نورالزهراء در یکی ازبحث ها عرض کردم،به عنوان مثال دسته روی را از شعائر مذهب میدانند.شکی نیست که اگراز ایشان سوال میشد چه "نصی" بر اینکه این عمل از شعائر است آمده همین پاسخ رامیداد که در این فتوا داده است!اما این منافاتی ندارد که اگر نصی نیامده بود کهفلان چیز از شعائر است،هیچ کس این نظر را نداشته باشد.تعظیم شعائر امری است کهارتباط مستقیم با عرف دارد،خیلیها امروز برای تعظیم شعائر الهی قمه میزنند.میتوانیدبه سایت تطبیر بروید و در قسمت فتاوا،فتوایی از آیت الله العظمی اسحاق فیاض راببینیدکه فرموده اند چنانچه قمه زن به نیت "شعائر" قمه بزند عملش ثوابدارد!
امیدوارم فهمیده باشید مساله چیست،اگر هم نفهمیده اید ایرادی ندارد.لذاآیت الله خوئی گفته اند "نص بر شعاریت آن نرسیده است".نگفته اند جزو شعائر نیست!چوناین مساله به اختلاف تعابیر از تعظیم شعائر فرق میکند،و مرجع نمیتواند در این زمینهدخالتی داشته باشد.
اما قسمت دوم کلام شما:
حکمی درباره مستحب بودن آن نیامدهاست!
باز هم به آیت الله خوئی نسبتی دادید که دروغ است.ایشان چنین حرفی را نزدهاند،بلکه دلیل اینکه راهی برای استحبابش نیست را عدم ورود نص مبنی بر شعاریت آنفرموده اند.هر عاقلی ازین مساله میفهمد که منظور آیت الله خوئی استحباب فی نفسهاست،چرا که در عناوین ثانوی مرجع حق دخالت ندارد،تنها حکم را بیان میکند،ثانیا خودآیت الله خوئی در ادامه استحباب قمه زنی را از راه مواسات بیان کرده اند.لذا اگرچیزی به عنوان شعائر مستحب نبود،دلیلی نداریم که به دهها عنوان دیگر مستحبنباشد!
تازه این در صورتی است که کسی ادعا کند مرجع حق دارد در تعیین مصادیقدخالت کند که این ادعای بیجاییست.اما میتواند بگوید که نصی رسیده که فلان چیز مثلاعزاداری است یا خیر.اما نمیتواند بگوید اگر مثلا نصی نرسیده است که فلان عملعزاست،پس به هیچ عنوان نمیتوان این عمل را به "عنوان" عزا انجام داد!
حال که ایندو قسمت را گفتم،به سراغ مطلب مربوط به تیجانی میرویم:
ما کار به شخصیت تیجانینداریم،مهم این است که کلامش خلاف واقع است!دلایلی مبنی بر اینکه خلاف واقع است رامن در پست قبلیم به شما ارائه کردم،اما ظاهرا ندیده اید!خب بروید دوبارهببینید!
صحبت از بعثت رسول الله و...کرده اید،زمانی که مطلبی حقیقی باشد،دیگراین حرفهای شما خریداری ندارد.مثلا وقتی شما میگویید فلان کس جنایتکار بوده و ملعونبوده و...،اگر واقعا اینطور باشد کسی نمیتواند به شما ایراد بگیرد که باید از رسولالله تبعیت کنی!اینجا هم همینطور است.
اما الان که صحبت از این مساله کردید،خوباست که بروید و یک دور سخنرانی وائلی را گوش کنید.آن وقت با مشاهده بد دهنی های اونسبت به شیعیان خواهید دید که چه کسی واقعا از رسول الله تبعیت میکند و چه کسینمیکند!اگر هم نمیروید مانعی ندارد،مطمئن باشید من وقتی برگردم بحثی مستقل در اینخصوص درست میکنم و ضمن درج عین کلمات وائلی،ادب مخالفین قمه زنی را به همه نشانخواهم داد.اگرچه قبل ازین در همین تالار نیز ثابت شده بود!
در مورد فتوای آیتالله خوئی ، بنده اتفاقا این فتوا از آیت الله العظمی خوئی را در ذیل فیلم یوتوب وسخنرانی شیخ وائلی که بصورت فیلم دیگری بود ، یافتم و جستجو کردم و از منبعی نسخهبرداری کردم اگر تغییری در فتوا است از سوی منبعی است که بنده از این تغییر مطلع نبودم .
خب اشتباهتان همین است!
شما نباید هر چیز که میبینید را کپیکنید!
مشکل اکثر شما میدانید چیست؟تا کنون جلد این کتب را هم ندیدید،اما هی ازآنها نقل میکنید،این وسط گاه آن چنان ضایع بازی راه میفتد که هیچ کس نمیتواند درستشکند!
مثلا درباره همین کتاب صراط النجاه،مخالفین قمه زنی در یکی از کتبی که چاپکرده اند اسم این کتاب را طریق النجاه نوشته اند!
این از رد افتراءات شما درخصوص آیت الله العظمی خوئی،ضمنا در سایت تطبیر نیز در قسمت "دروغگویان را بشناسید" میتوانید مفصلا رد افتراء را بخوانید و آراء شاگردان ایشان را نیز در خصوص رایشاندر مورد قمه زنی و جواز و استحباب آن ملاحظه بفرمایید.البته اگر ادعا نکنید شما ازآن شاگردان بیشتر میفهمید!یا محضر آقای خوئی را درک کرده اید!
ضمن اینکه وقتیمیگوید اشکال ندارد خودش رد بر کلام شماست،چرا که شما میفرمایید اشکال دارد!بلکه حرام است!
کامل این فتوا نیز اتمام کننده حجت است برای کسانی که دوست دارندمتوجه باشند و بر تعصب بی دلیل خود نکوبند .
کامل این فتوا به صراحت دلالت براستحباب قمه زنی میکند.چنانچه توضیحش نیز داده شد.و همانطور که فرمودید حجت است برکسانی که ندانسته پا در وادی خطرناکی نهاده و به شعائر حسینی ایراد میگیرند!
آیتالله خوئی در پاسخ این فتوا در دو بخش پاسخگوئی می کنند ، بخش اول بطور متقن ... " این جزو شعائر الهی نیست ، و راهی برای حکم به استحباب آن نیست " و بخش دوم با عدماطمینان ، و عبارت " بعید نیست " ... یعنی شاید بر طبق نیت ثواب داشته باشد ..... وبرای کسانی که نمیخواهند کلمات را قلب کنند این متن بسیار روشن است .
باز همچون "نمیدانید" خودتان محکوم شدید!اگر یک دور نوشته من را میخواندید میفهمیدید!امادوباره توضیح مختصری میدهم:
1-درباره اینکه جزو شعائر هست یا نیست در همین پستمفصلا توضیح داده ام.
2-اینکه راهی برای استحباب آن نیست تحریف شماست،و تحریفتاندر پست قبلی بنده خطاب به شما آشکار شده است.و مقصود از آن عبارت نیز به خوبی روشنشده و توضیحش داده شده است.خصوصا که ایشان در ادامه نیز قمه زدن را مستحبمیدانند.
3-جناب صبح!اگر نمیدانید حرف نزنید بهتر است!لا یبعد در لسان فقه بهمنزله فتوای صریح است!
فهمیدید؟فتوای صریح!
حال بفرمایید جشن بگیرید برایچیزی که اصلا آن را نفهمیده اید و تصور کرده اید به نفع شماست در حالی که کاملا بهضرر شماست!!
لذا فتوای کامل،برای کسانی که سواد داشته باشند یا در جستجوی حقباشند بسیار روشن است.
این لینک هم به درد خیلیها میخورد:
رد افتراء از آیتالله العظمی خوئی:
http://www.tatbir.com/index2/kazabin/khooei-f.htm (http://www.tatbir.com/index2/kazabin/khooei-f.htm)
صبح
Sunday 22 June 2008, 06:39PM
فتوای ديگر حضرت آیت الله العظمی خوئی (ره) :
السؤال : ضرب السلاسل والتطبير من العلامات التي نراها في محرم الحرام وبما أنَّ هذا العمل يضر النفس ويثير انتقاد الآخرين. أرجو بيان حكم ذلك؟
الجواب : لا يجوز فيما إذا أوجـب ضرراً معتداً به أو استلزم الهتك والتوهين . والله العالم.
سئل كيف ذاك؟ قال (قدس سره): إذا أوجب سخرية الناس الآخرين.
سوال : زنجیر زنی و قمه زنی از مظاهری است که در محرم الحرام می بینیم . در شرایطی که این عمل به نفس ضرر رساند و انتقاد دیگران را در پی داشته باشد ، حکم آن را بیان کنید .
جواب : در صورتی که ضرر آشکاری را متوجه عامل آن کند یا هتک و توهین در پی داشته باشد ، مجاز نیست .
سوال شد چگونه است ؟ آیت الله خوئی پاسخ دادند : اگر مستوجب تمسخر دیگران گردد .
من كتاب المسائل الشرعية، الجزء الثاني الصفحة 339
صراط النجاة، ج2، ص445، سؤال 1404 و1405
++++++++++++++++++++++++++++++++
استفتاء از آيت الله العظمي تبريزي
سئوال 2036 ـ نظر مبارك حضرت عالى در مورد تعزيه و قمه زنى چيست ؟
جواب بسمه تعالى تعزيه مانعى ندارد .
و بايد طورى باشد كه موجب وهن بر شيعه نباشد , واللّه العالم .
http://www.al-shia.com/html/far/book...i/estef028.htm (http://www.al-shia.com/html/far/books/fegh/estefta_tabrizi/estef028.htm)
از سايت الشيعه
سئوال 2032 ـ زنـجـيـر و مـانند آن كه در سوگوارى ابا عبداللّه ( ع ) مورداستفاده قرار مى گيرد , جايز است يا خير ؟
جواب بسمه تعالى اگـر جـنـايـت بر نفس نباشد , فى نفسه مانعى ندارد .
و بايد ازكارهايى كه موجب وهن بر مذهب است اجتناب شود , واللّه العالم .
صبح
Sunday 22 June 2008, 06:52PM
سلام علیکم
جناب عبد الحسین
"نص بر شعاریت آن نرسیده است".نگفته اند جزو شعائر نیست!اگر درک شما از نصوص وارده این است ، خوب واقعا شما جای بحث ندارید ... :)
وقتی عالمی می گوید نص بر شعاریت آن نرسیده است این بدان معناست که بنده هم نصی بر شعاریت آن نمی دهم .... ،... چون واقعا نصی بر شعاریت آن در طول تاریخ اسلام نیامده و بیهوده نمی توان آن را جزو اصول و شعائر دانست . با کلمات بازی نکنید ، ما شاهدیم یک عالم شیعه اینچنین این عمل را غریب و بدون نصوص تاریخی می داند ... یعنی ایشان در طول سیره اهل بیت ، مطلبی بر شعاریت نفس این عمل یا استحباب آن پیدا نکرده اند ... و تنها با تردید به موضوع می نگرند .
حال هر طور که دوست دارید مفهوم را به نفع خود قلب کنید ... تا زمانی که درک شما از مسائل اینچنین است واقعا جای بحثی باقی نیست . شما نیز ، بمحض اینکه عاملی روشن از سوی یک مرجع دعوتتان کرد تا از تعصب خود کوتاه بیائید ، به سراغ حق نظر مرجع در این رابطه رفته و آنرا منکر می شوید در حالی که او فردی مورد قبول عامه مومنین در تصاحب نظر است ... و ما وارد این بحث نمی شویم تا مجالی برای فرار از نصوص پیدا کنید .
ثانیا خودآیت الله خوئی در ادامه استحباب قمه زنی را از راه مواسات بیان کرده اندباز هم تحریف سخن و جابجائی کلام از موضع خود ، .... ایشان چنین نگفته اند ، گفته اند اگر نیت مواساة اهل بیت باشد ، ((((((((((( بعید نیست ))))))))))) یعنی با تردید ، که ثواب داشته باشد .
ایشان در فتوای دیگری بهمراه این تردید ، حجت را بر شما تمام کرده اند ، که در گفتگوی قبلی آنرا آوردم .
چشمان خود را باز کنید ، و ببینید که این عمل که حقیقتا نه در حدیث و نه سیره ائمه ، اشاره ای برای انجام ندارد .... ، موجب تمسخر شیعه و فراری دادن عامه مردم غیر شیعه از شیعه است ... و این مصداق وهن دین است . وشما چگونه بر آن اصرار می کنید ... این عمل ارزش این اصرار را ندارد ....و بدون آن نیز می توان شعائر الهی را زنده و یاد حسین علیه السلام را پاینده داشت .
فاتح
Sunday 22 June 2008, 06:55PM
سلام علیکم
منظورمان نبود وائلی یا تیجانی مرجعند ، منظورمان این است که شما هر مخالفی که جلوی چشمتان سبز می شود ، به یک بهانه ای می شورید ...
آیت الله العظمی خوئی حکم کرده اند نفس عمل قمه زنی مستحب نیست ، و در جائی نیامده که جزو شعائر باشد ، اما شاید بر طبق نیت ثواب داشته باشد .... بیهوده رای عالم را به نفع خواست خود تحریف نکنید ....
شما براحتی تهمت می زنید ... دروغ می بندید و در عقاید بنده دخل و تصرف می کنید ... و این اخلاق یک شیعه محمدی را نسزد ! آن هم به قیمت اینکه "شاید" ثواب داشته باشد ...به قیمت اینکه شاید ثواب داشته باشد نمی توان همه چیز را فروخت و حتی وهن دین را نادیده گرفت .
و علیکم السلام
باید مشخص شود این مخالفین کیستند!آیا دروغگو هستند؟ادب دارند؟ندارند؟مورد طرد مراجع شیعه هستند؟حکم ارتدادشان صادر شده است؟فلان مرجع ایشان را اهل تزویر دانسته است؟
اگر اینها مشخص شود،بی اعتباری کلام مخالفین قمه زنی هم مشخص خواهد شد آقای صبح!
کلام آیت الله خوئی را به نفع خود تحریف کردید.ایشان قمه زدن را فی نفسه مستحب نمیدانستند،و این نظر خیلی از مراجع است،قمه زدن به عنوان ثانوی مستحب است،به عنوان اولی مباح است.چنانچه آیت الله خوئی هم همین نظر را داشته اند.
عقاید شما برای من هیچ اهمیتی ندارد که در آن دخل و تصرف کنم؛ولی وقتی شما از مسائل فقهی آشنا نیستید،نباید حرف بزنید.جناب عبدالحسین در مورد لا یبعد برای شما توضیح دادند،خب شما نفهمیدید،مشکل فتوای مرجع یا عزاداری امام حسین چیست؟بروید یاد بگیرید و بفهمید.چرا از دیگران ایراد میگیرید؟
دروغ را شما دارید به آقای خویی میبندید!
هر عمل مباحی که موجب وهن دین شود جایز نیست.اما باید دید چه چیزی موجب وهن دین است و چه چیزی نیست.
ماهها قبل در این خصوص با شما مفصلا بحث کردم،یادتان هست؟به همانجا رجوع کنید و دوباره بخوانید.شاید شخصی که خودش اعتراف کرده بود از اهل علم نیست،دوباره به یادش بیاید که اولا تنها اهل علم حق اظهار نظر در مورد مسائل علمی را دارند،ثانیا هم تشخیص موضوع و تعیین مصداق با مکلفین است،و مرجع حکم میدهد،مصداق مشخص نمیکند.
فاتح
Sunday 22 June 2008, 07:00PM
سلام علیکم
جناب عبد الحسین
اگر درک شما از نصوص وارده این است ، خوب واقعا شما جای بحث ندارید ... :)
وقتی عالمی می گوید نص بر شعاریت آن نرسیده است این بدان معناست که بنده هم نصی بر شعاریت آن نمی دهم .... ، یعنی در کل شما نخواهید توانست به حکم ایشان بگوئید این جزو شعائر است ... چون واقعا نصی بر شعاریت آن در طول تاریخ اسلام نیامده و بیهوده نمی توان آن را جزو اصول و شعائر دانست .
حال هر طور که دوست دارید مفهوم را به نفع خود قلب کنید ... تا زمانی که درک شما از مسائل اینچنین است واقعا جای بحثی باقی نیست . شما نیز ، بمحض اینکه عاملی روشن از سوی یک مرجع دعوتتان کرد تا از تعصب خود کوتاه بیائید ، به سراغ حق نظر مرجع در این رابطه رفته و آنرا منکر می شوید ... و ما وارد این بحث نمی شویم تا مجالی برای فرار از نصوص پیدا کنید .
باز هم تحریف سخن و جابجائی کلام از موضع خود ، .... ایشان چنین نگفته اند ، گفته اند اگر نیست مواساة اهل بیت باشد ... ، ((((((((((( بعید نیست ))))))))))) یعنی با تردید ، که ثواب داشته باشد .
ایشان در فتوای دیگری بهمراه این تردید ، حجت را بر شما تمام کرده اند ، که در گفتگوی قبلی آنرا آوردم .
:smile21::smile21::smile21:
آقای صبح قبل ازینکه آقای عبدالحسین جواب شما را توسط دوستان ارسال کنند،من هم میگویم اگر واقعا درک شما انقدر است،پس پشیمانم ازینکه اصلا چنین شخصی را مورد خطاب قرار میدادم!
شما هنوز از بدیهی ترین مسائل هم سر در نمی آورید!
فتوای مرجع را هم "تردید" نامگذاری میکنید!
:smile39:
فاتح
Sunday 22 June 2008, 07:16PM
بهنقل از سایت تطبیر:
از آنجایی که جناب عبدالحسین مفصلا توضیح را در جواب آقای صبح داده اند،قسمتهایی که در آن آمده است را اینجا کپی نمیکنم.باقی مطالب از جمله تصریحات شاگردان ایشان را می اورم:
رد افتراء از آیت الله العظمی خوئی:
ایشان در همان آدرس(منظور کتاب المسائل الشرعیه است)در سوال قبل فرموده اند که:
سؤال:
آیا در جاری کردن خون از سر در عزای امام حسین علیه السلام با امن از ضرر اشکالی میبینید؟
جواب:
در فرض سوال اشکالی در آن نیست.
تایید آیه الله العظمی خوئی بر فتوای آیه الله العظمی نایینی:
آنچه استاد ما در جواب اهالی بصره فرموده اند صحیح است و جائز است عمل مطابق آن.
دستخطی از آیه الله خوئی در این خصوص:
http://www.tatbir.com/images/my%20pictures/fatava/naeeni/k-l/khoie.jpg
تایید شاگردان بزرگ ایشان:
الف)مرجع عالیقدر آیه الله العظمی سید صادق روحانی:
http://www.tatbir.com/Images%20of%20new%20site/rohani4.jpg
محضر مبارک حضرت آیه الله العظمی سید صادق روحانی
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
مولانا العظیم
بسیاری از معارضین شعائر حسینی گمان میکنند که مرحوم آیة الله العظمی خوئی، استاد بزرگ شما، قمه زنی را تحریم کرده بود، در حالی که میدانیم که ایشان فتوای استادشان مرحوم نایینی را تایید کرده و در موارد دیگری نیز قمه زدن را تایید فرموده اند. به سبب اینکه شما از اعاظم شاگردان ایشان بوده اید و آن مرحوم به وجود شما در نجف افتخار میکرد، و به دلیل اینکه شما از دیگران اگاه تر و آشناتر به نظرات استادتان هستید، از شما میخواهیم که بوضوح رأی آن مرحوم را درباره قمه زنی برای ما بیان نمایید.
جواب:
بسمه تعالی
این گمان ابدا صحت ندارد، بلکه ایشان -قدس سره- به حصول برخی کرامات مرتبط به احیاء این شعیره معتقد بوده و فتوای ایشان بر جواز قمه زنی بلکه بودن آن جزو شعائر مطلوب، در رساله مختص به نقل فتاوای مراجع عظام در قرن اخیر که فتوا بر مطلوبیت این شعیره داده اند به چاپ رسیده است.
ب)تایید آیه الله العظمی اسحاق فیاض،از بزرگترین مراجع نجف:
http://i30.tinypic.com/2epmx46.jpg
ج)تایید آیه الله العظمی شیخ بشیر نجفی،از بزرگترین مراجع نجف اشرف:
آن چيزي كه من از فتواي سيد اساتيد مرحوم آیة الله العظمي خوئي به ياد مي آورم اين است كه ايشان از قمه زني منع نفرمودند.
http://www.yahosein.com/vb/showthread.php?t=35900
د)تایید مرجع عالیقدر،آیه الله العظمی مدنی تبریزی،از مراجع قم مقدسه:
مسئله قمه زنی را اهالی بصره ازمرحوم آقای نائینی سوآل نموده اند و ایشان تجویز نموده و فتوای معظّم له مورد قبولآقای حکیم وآقای خوئی و آقای شاهرودی قدّس الله اسرارهم قرارگرفته....
دستخط این فتوا را در سایت تطبیر ببینید.
فاتح
Sunday 22 June 2008, 07:24PM
رد دروغ دروغگویان را در مورد آیه الله خوئی در پست قبل دیدیم؛اکنون به رد دروغ ایشان در خصوص آیه الله العظمی تبریزی میپردازیم.باز هم از سایت تطبیر نقل میکنم و البته مطالبی را هم خودم اضافه خواهم کرد:
از جمله مظلومانی که هدف تیر تهمت مخالفین قرار گرفته است مرحوم آیة اللهالعظمی شیخ جواد تبریزی میباشند. ایشان که خود از مهمترین دعوت کنندگان به شعائرحسینی بوده اند و در وصیت خود نیز تصریح فرموده اند هرگز فتوایی علیه قمه زنی ندادهاند، بلکه در فتاوای مختلف قمه زدن را جایز و مستحب دانسته اند. اما آنچه مستمسکمخالفین واقع شده است یکی از فتاوای ایشان است که میفرمایند:
قمه زدن فی نفسه مانعی ندارد، اما دخول آن در جزع محل بحث است.
پاسخ:
اولاً:
این فتوا دقیقا خلاف ادعای مخالفین را بیان میکند، چرا که ایشان معتقدندمرحوم تبریزی قمه زنی را حرام میدانستند در حالی که ایشان فرموده اند مانعیندارد!! آیا مانعی ندارد همان حرام میباشد؟؟؟
ثانیاً:
قسمت دوم فتوا نیز هیچ دلالتی بر ادعای مخالفین ندارد، چرا که مشخص استکه جزع بودن یا نبودن از موضوعات بوده و تشخیصش بر عهده مکلف و بر حسب حال او وتشخیص اوست، و موضوعات نیز قابل مناقشه و محل بحث میباشند! و تشخیص آن نیز به عهدهمکلف است و فقیه تشخیصش در موضوع تنها برای خودش حجت است نه دیگران، چنانچه مرحومتبریزی در استفتائی دیگر میفرمایند:
http://i26.tinypic.com/206zn6a.jpg
هر مظهری از مظاهر عزا اگر عنوان حزن و جزع برمصائب اهل بیت علیهم السلام بر آن منطبق گردد از امور مستحبه است، خصوصا مظاهر غیر متعارفه ای که شیعه آنها را برای جلب نفوس و برانگیختن عواطف برای تبلیغ قضیه حسینی انجام میدهد...
ثالثاً:
ایشان خود از مدافعین قمه زنی بوده اند و بارها و بارها قمه زدن را تأیید کردهاند، به برخی از فتاوای ایشان اشاره میکنیم:
مورد اول:
سؤال:
اهل سنت به قمه زدن ایراد میگیرند، چطور پاسخشان را بدهیم؟
جواب:
بسمه تعالی، انتقاد اهل خلاف مادامی که عمل نزد ما صحیح باشد به ما ضرری نمیرساند، و تعبیر از جزع بر مصائب اهل بیت علیهم السلام مستحب بوده و مراتب مختلفی دارد که به اختلاف حالات اشخاص در تعبیر از حزن و جزع ایشان متفاوت است، بله، سزاوار است که مومنین شرایط منطقه ای که در آن زندگی میکنند و و آداب ایشان در تعبیر از حزن و جزع را مراعات نمایند.
http://tabrizi.org/index1.php?W3Village=aqa/2
در این فتوا دو نکته مهم است که باید ذکر شود:
1- مرحوم تبریزی تصریح میکنند که عمل در نزد ما صحیح است، و تطبیر را صحیحمیشمرند، و این به خلاف ادعای مفترین است، چرا که آنان میگویند ایشان قمه زنی راتحریم کرده است!
کاش میدانستم چگونه ممکن است که فقیهی عملی را حرام کند و همزمان آن را صحیحنیز بشمارد؟؟ چرا حیا نمیکنند و آنچه میخواهند را به دروغ و زور و بهتان به مراجعنسبت میدهند؟؟
2- ایشان صراحتاً تشخیص را در خصوص جزع بودن قمه زنی و مراعات ظروف بلد بهمکلفین و احوال ایشان سپرده اند، و این همان چیزی است که ما میگوییم، و مکرراً برایمعارضین تکرار میکنیم، اما کسانی که خداوند بر قلب و سمع و چشمشان مهر نهاده استایمان نمی آورند، تا زمانی که عذاب را ببینند.
مورد دوم:
سؤال:
نظر شما درباره قمه زنی چیست؟ آیا از شعائر حسینی به حساب می آید؟
جواب:
بسمه تعالی، آن چیزی که در روایات معتبره وارد شده این است که جزع بر امام حسین علیه السلام مستحب است و این استحباب جزع بر اهل بیتش همچون برادرش عباس و خواهرش زینب و پسرش علی اکبر و.... سلام الله علیهم را نیز در بر میگیرد، همینطور سائر ائمه علیهم السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها، و انطباق عنوان جزع بر بعضی از مصادیق ولو اینکه در برخی اماکن نیز باشند کافی است تا آن عمل شرعاً مستحب گردد.
http://www.tatbir.com/index2/fatava/hand-writing/maraje/s-t/tabrizi.htm
چنانچه مشاهده میشود ایشان در پاسخ به سوال درباره قمه زنی صراحتا صحبت ازاستحباب جزع کرده اند، آیا دلیلی بهتر ازین باید باشد تا نشان دهد این بزرگوار قمهزدن را مستحب میدانستند؟
مورد سوم:
ایشان در پاسخ استفتائی که سؤال کننده در آن روایت سر به محمل زدن حضرت زینب سلام الله علیها را زیر سؤال برده و سپس به قمه زدن حمله نموده است میفرمایند:
روایت سر به محمل زدن همچون باقی مصائب وارده بر ائمه علیهم السلام نقل شده است، و هر جزعی در عزای سیدالشهداء مطلوب است.
http://tabrizi.org/index1.php?W3Village=boo/sirat9/7
یک توضیح از اینجانب:
انصافا اگر سوال از قمه زنی بود و ایشان میفرمودند هر چه باعث وهن مذهب شود حرام است چه اتفاقی می افتاد؟
معلوم است!دشمنان قمه زنی دنیا را بر سرشان می گذاشتند و می گفتند این دلالت بر این دارد که از نظر ایشان قمه زنی وهن و حرام است! اما اگر دقیقا بر عکس این مساله باشد(مثل فتوایی که نقل شد)هیچ وقت چنین نظراتی نمی دهند!
مورد چهارم:
فتوای ایشان در تأیید فتوای مرحوم نایینی:
http://www.tatbir.com/images/my%20pictures/fatava/naeeni/s-t/tabrizi.jpg
مورد پنجم:
فتوای ایشان در تأیید فتوای مرحوم حائری:
http://www.tatbir.com/images/my%20pictures/fatava/haeri/s-t/tabrizi.jpg
مورد ششم:
فتوایی دیگر از ایشان بخصوص قمه زنی:
چنانچه در زدن قمه در عزای سیدالشهدا احتمال خطر جانی یا قطع و فلج عضو نباشد مانعی ندارد.
http://www.tatbir.com/images/my%20pictures/fatava/maraje/s-t/Tabrizi-1.jpg
چنانچه ملاحظه میکنید ایشان هم فتوای مرحوم نایینی را تأیید کرده اند، هم فتوایمرحوم حائری را تایید فرموده اند، هم خودشان فتوایی در این خصوص صراحتا بیان کردهاند. بنابرین آیا دیگر کوچکترین جایی برای اعتراض یا انکار یا تهمت زدن به ایشانباقی میماند؟ چرا مخالفین برای دفاع از خود و اعتقاد باطلشان به هر دروغی متمسک میشوند؟ فما لهم لا یومنون؟
صبح
Sunday 22 June 2008, 07:32PM
و علیکم السلام
باید مشخص شود این مخالفین کیستند!آیا دروغگو هستند؟ادب دارند؟ندارند؟مورد طرد مراجع شیعه هستند؟حکم ارتدادشان صادر شده است؟فلان مرجع ایشان را اهل تزویر دانسته است؟
اگر اینها مشخص شود،بی اعتباری کلام مخالفین قمه زنی هم مشخص خواهد شد آقای صبح!
کلام آیت الله خوئی را به نفع خود تحریف کردید.ایشان قمه زدن را فی نفسه مستحب نمیدانستند،و این نظر خیلی از مراجع است،قمه زدن به عنوان ثانوی مستحب است،به عنوان اولی مباح است.چنانچه آیت الله خوئی هم همین نظر را داشته اند.
عقاید شما برای من هیچ اهمیتی ندارد که در آن دخل و تصرف کنم؛ولی وقتی شما از مسائل فقهی آشنا نیستید،نباید حرف بزنید.جناب عبدالحسین در مورد لا یبعد برای شما توضیح دادند،خب شما نفهمیدید،مشکل فتوای مرجع یا عزاداری امام حسین چیست؟بروید یاد بگیرید و بفهمید.چرا از دیگران ایراد میگیرید؟
دروغ را شما دارید به آقای خویی میبندید!
هر عمل مباحی که موجب وهن دین شود جایز نیست.اما باید دید چه چیزی موجب وهن دین است و چه چیزی نیست.
ماهها قبل در این خصوص با شما مفصلا بحث کردم،یادتان هست؟به همانجا رجوع کنید و دوباره بخوانید.شاید شخصی که خودش اعتراف کرده بود از اهل علم نیست،دوباره به یادش بیاید که اولا تنها اهل علم حق اظهار نظر در مورد مسائل علمی را دارند،ثانیا هم تشخیص موضوع و تعیین مصداق با مکلفین است،و مرجع حکم میدهد،مصداق مشخص نمیکند.
ظاهرا فتواهای صریح زیاد فشار آورده ! :p
دو فتوا آورده شد ،
یک ) قمه زنی جزو شعائر نیامده است ، و به ذات خود مستحب نیست اما شاید بر طبق نیت همدردی با اهل بیت ثواب داشته باشد .
دو ) قمه زنی ، اگر موجبات تمسخر دیگران را فراهم آورد ... ، مجاز نمی باشد .
بدون تکرار مکررات پاسخ این دو فتوا را بدهید ... :)
فاتح
Sunday 22 June 2008, 07:39PM
فتوای ديگر حضرت آیت الله العظمی خوئی (ره) :
السؤال : ضرب السلاسل والتطبير من العلامات التي نراها في محرم الحرام وبما أنَّ هذا العمل يضر النفس ويثير انتقاد الآخرين. أرجو بيان حكم ذلك؟
الجواب : لا يجوز فيما إذا أوجـب ضرراً معتداً به أو استلزم الهتك والتوهين . والله العالم.
سئل كيف ذاك؟ قال (قدس سره): إذا أوجب سخرية الناس الآخرين.
سوال : زنجیر زنی و قمه زنی از مظاهری است که در محرم الحرام می بینیم . در شرایطی که این عمل به نفس ضرر رساند و انتقاد دیگران را در پی داشته باشد ، حکم آن را بیان کنید .
جواب : در صورتی که ضرر آشکاری را متوجه عامل آن کند یا هتک و توهین در پی داشته باشد ، مجاز نیست .
سوال شد چگونه است ؟ آیت الله خوئی پاسخ دادند : اگر مستوجب تمسخر دیگران گردد .
من كتاب المسائل الشرعية، الجزء الثاني الصفحة 339
صراط النجاة، ج2، ص445، سؤال 1404 و1405
در پستهای قبل مفصلا با آوردن دستخط و فتاوای مورد قبول،دروغ و تهمتی که به مرجعیت شیعه می زنید بر ملا شده و حق روشن گشته است.اما نکته ای هم اینجا باید گفته شود:
آیه الله خوئی هرگز نفرموده اند اگر موجب تمسخر دیگران گرد...و چنین کلامی در آدرس صراط النجاه موجود نیست.اما کتاب المسائل الشرعیه هم قابل استناد نمی باشد به این دلیل که بعد از ارتحال ایشان چاپ شده و فاقد امضای ایشان است.و کتاب استفتاءات مراجع تنها در صورتی مورد قبول است که امضا یا مهر ایشان در ابتدای کتاب باشد و مطالب را تایید کرده باشد.
در آدرس صراط النجاه آن دروغ وجود ندارد،و اصلا هیچ مرجعی نمی گوید اگر عملی را دشمن مسخره کرد حرام می شود!قرآن هم خلاف این را گفته است!
باقی عباراتی هم که نقل شده است مورد تایید همگان است،اما آیا عزاداری امام حسین(ع)باعث هتک مذهب است؟
مسلما خیر.
بله چنانچه در ظرفی از ظروف و شرایطی خاص چنین چیزی را "مکلف" تشخیص دهد،به عنوان ثانوی برای خودش جایز نیست.
نه اینکه شما فکر میکنید مثلا اگر دیدن یک فیلم برای شما مهیج بود پس برای دنیا دیدنش حرام است!
یا اگر شما روزه گرفتید و مریض شدید پس روزه برای همه مسلمین حرام است!
تشخیص موضوع با مکلف است.
این را ماهها قبل هم برای شما بارها گفتم..
استفتاء از آيت الله العظمي تبريزي
سئوال 2036 ـ نظر مبارك حضرت عالى در مورد تعزيه و قمه زنى چيست ؟
جواب بسمه تعالى تعزيه مانعى ندارد .
و بايد طورى باشد كه موجب وهن بر شيعه نباشد , واللّه العالم .
http://www.al-shia.com/html/far/book...i/estef028.htm (http://www.al-shia.com/html/far/books/fegh/estefta_tabrizi/estef028.htm)
از سايت الشيعه
سئوال 2032 ـ زنـجـيـر و مـانند آن كه در سوگوارى ابا عبداللّه ( ع ) مورداستفاده قرار مى گيرد , جايز است يا خير ؟
جواب بسمه تعالى اگـر جـنـايـت بر نفس نباشد , فى نفسه مانعى ندارد .
و بايد ازكارهايى كه موجب وهن بر مذهب است اجتناب شود , واللّه العالم .
در هیچ یک از دو جواب صحبتی از قمه زنی نیست!
ما هم تایید میکنیم باید از کارهایی که موجب وهن بر مذهب است اجتناب شود.اما....به توضیحات قبلی رجوع کنید.
امام شما(خمینی)گفته بود که شبیه خوانی در صورتی که موجب وهن نباشد مانعی ندارد.
آیا این یعنی شبیه خوانی از نظر شخص ایشان حرام بوده است؟؟
توضیحات درباره نظر مثبت آیه الله العظمی تبریزی در مورد قمه زنی و رد افتراء دروغگویان هم در پستهای قبل آمده است.
فاتح
Sunday 22 June 2008, 07:44PM
ظاهرا فتواهای صریح زیاد فشار آورده ! :p
دو فتوا آورده شد ،
یک ) قمه زنی جزو شعائر نیامده است ، و به ذات خود مستحب نیست اما شاید بر طبق نیت همدردی با اهل بیت ثواب داشته باشد .
دو ) قمه زنی ، اگر موجبات تمسخر دیگران را فراهم آورد ... ، مجاز نمی باشد .
بدون تکرار مکررات پاسخ این دو فتوا را بدهید ... :)
ظاهرا شما زیاد متحمل فشار شده اید که دهها خط برایتان از جانب جناب عبدالحسین بزرگوار نوشته شد،اما جوابی نمی توانید بدهید.مساله ای نیست،اما جواب شما:
دومین چیزی که گفتید آورده شد دروغ است و نه دستخطی از آقای خوئی در این رابطه وجود دارد نه امضای ایشان.لذا استناد شما صحیح نیست.
اما بند یکم:
شکی نیست که قمه زنی بذات خود مستحب نیست.چنانچه زنجیر زنی و بسیاری دیگر از عزاداریهایی که بعدا پدید امده اند حکمشان فی نفسه جواز است،نه استحباب.اما به عنوان ثانوی مستحبند.چون عزاداری امام حسین(ع)هستند.چنانچه آیه الله خوئی فتوای صریح دادند که چنانچه به نیت مواسات باشد مستحب است.البته خب شما متوجه نشدید!
و شکی هم نیست که نصی از نصوص نداریم که گفته باشد قمه زنی و زنجیر زنی و سینه زنی و شبیه خوانی و دسته روی و گنبد و بارگاه ساختن برای ائمه اطهار و...جزو شعائر هستند.
اما همه این اعمال به "عنوان" "تعظیم شعائر" انجام می شوند،لذا مشمول آیه شریفه :و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب" هستند.
منتظرم دستخط آیه الله خوئی،یا کتابی همراه با مهر و امضاء ایشان بیاورید که فتوای دومی که به دروغ به آن مرحوم نسبت دادید در آن باشد!
فاتح
Sunday 22 June 2008, 08:17PM
دوستان،
فتوایی جالب از آقای خویی را بخوانید:
ما حكم ما يصنعه بعض المؤمنين من اللطم على مصائب أهل البيت (عليهم السلام) اذ بعضهم يتوصل إلى درجة الادماء من شدة اللطم، والبعض الآخر يضرب رأسه بالسيف، وما هي فلسفته على تقدير رجحانه؟
الخوئي: لا بأس فيه في نفسه، إذا كان بعنوان اظهار المصائب الواردة عليهم، ما لم يكن فيه ضرر معتد به، والله العالم.
منبع:
صراط النجاه،ج3،سوال 983
و یک سوال از معارضین!:
اظهار مصائب وارده بر اهل بیت آیا از شعائر هست یا نیست؟
امکان ندارد کسی بگوید نیست!
همه قائلیم که از شعائر است.
پس چرا آقای خوئی که به قول بعضی از کسانی که "نمی دانند" معتقد است قمه زنی جزو شعائر نیست!می گوید که اگر به عنوان اظهار مصائب بر اهل بیت(یکی از مصادیق بارز شعائر)باشد ایرادی ندارد؟؟
جوابش روشن است،همان است که جناب عبدالحسین بزرگوار در جواب آقای صبح مفصلا نوشتند؛
شک نداریم که مثلا آیه و روایت نیامده که این عمل فی نفسه از شعائر است.اما مومنین می توانند این عمل را مثل دهها عمل دیگر-چنانچه در انتهای پست قبلیم توضیح داده ام-به عنوان شعائر اقامه کنند!
امیدوارم متعصبین دست از تعصب بی هوده بردارند.
صبح
Sunday 22 June 2008, 09:46PM
سلام علیکم
سخنم را گفته ام و ابلاغ خود را نموده ام و هیچ اصراری ندارم شما بپذیرید ، فتاوی آماده است ... و فقط تبعیت می خواهد ، نه انکار و قلب و تحریف.... شما خود مسئول قلب و تحریف این فتاوی هستید و خود پاسخگوی آن در محضر الله و اینکه حتی یک کتاب که جزو مؤلفات آیت الله خوئی و مطبوع بدست موسسه ایشان است را منکر شوید و بگوئید نوشته ایشان نیست که اینجا دیگر میماند که ما بخندیم !
اصولا این حکم ، حکمی عقلی است که هنگامی کاری که نه جزو شعائر است ، نه حکمی بر استحباب نفس آن آمده باشد ، در صورتی که وهن دین کند مجاز نیست ... حال شما به هر شاخه ای که می خواهید بروید ... ما منظورمان از این گفتگو متعصبین بر عملی بدیع نیستند ... با نفس مصیبت و جزع بر اهل بیت هم هیچ مشکلی نداریم ، اما مهم این است که قمه زنی رفتاری اشمئزاز آور است و جامعه شیعی را نزد بی خبران ، مطرود و غیر قابل مراجعه جلوه خواهد داد ... و با این کار ، به رسالت نبوی تعرض می شود .
مخلص کلام از سایت زنده آیت الله العظمی خوئی :
http://www.alkhoei.net/data/aselah_re/aselah_re.htm
رقم السؤال: 1205
هل يجوز التطبير في أيام محرم الحرام؟
ج : يجوز مع الأمن من الضرر المعتد به وعدم وهن للمذهب
شما بخوبی شاهدید ، در صورتی که وهن مذهب را در پی داشته باشد ، مجاز دانسته نشده است .... و همه تلاش هم این است که از وهن مذهب ، و نشان کردن تشیع با تصاویر منحرف و غیر واقعی و گزگ دادن دست دشمنان اسلام و تشیع جلوگیری شود . شما کاملا بدون ملاحظه به این مهم که دشمنان در حال سوء استفاده از این عادت هستند ، همچنان بر تعصب خود اصرار می ورزید ... سخن این است که که نفس قمه زنی در دین ارزشی در سیره ائمه اطهار ندارد و توصیه ای از سوی این شجره طیبه به نفس قمه زنی و یا حدیثی بر استحباب نفس این عمل نشده است و شما خود معترفید این عمل از طریق ثانوی مستحب است و آیت الله العظمی خوئی هم می فرمایند ( بعید نیست ) ... ثواب داشته باشد .
حال چطور است عملی که نفس آن هیچگاه در حدیث و سیره ائمه نیامده ، می تواند با صورت تشیع بازی کند ؟
شما هیچگاه نرفته اید سراغ یک سایت سنی ، تا جائی پیش بروید و سخن از اهلبیت بگوئید ... و ناگهان عکس قمه زنی را جلوی شما بگذارند و بگویند شما وحشی ها دم از اهل بیت نزنید بهتر است ... !؟
نفس شما از جای گرم بلند می شود ... که اینگونه بر تعصب خود اصرار می ورزید .
yar-mahdi
Sunday 22 June 2008, 10:41PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
با سلام
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
همه می دانیم که از منابع فقه شیعی ، اجماع است ؛ اجماعی که کاشف از قول معصوم (ع) باشد .
از گروه موافق می پرسم :
آیا در طول تاریخ ، اجماعی مبنی بر صحت اعمال مورد گفتگو در این سرفصل ادعا شده است ؟!
و از گروه مخالف می پرسم :
آیا در همه ی ادوار تاریخ ، این اعمال مخالف داشته است ؟
این سوال را برای فهمیدن پرسیدم ؛ لطفا پاسخ تان مستند و قابل مراجعه باشد .
اشکال اصلی اکثریت قریب به اتفاق مردم اینست که اهل تقلیدند نه تحقیق ، چرا شیعه شدی ؟ چون پدرو مادرم شیعه بودند و......
در اصول اعتقادی انسان باید تحقیق کند و از قرآن وسنت صحیح بکمک عقل راه خویش را پیدا کند . سپس نوبت به اجماع میرسد .
در زمان غیبت هم وظیفه ما، مراجعه به روایات صحیح است طبق دستور امام (ع) .
نمونه بارزش را در همین جا دیدیم که افرادی بدون پایه واساس علمی از گروهی تقلید میکنند و روایاتی را میآورند و هنگام درخواست ادله اثبات ، ناگهان دهانشان بسته میشود ، چرا چون تنها مقلدند .....
جناب علیٌ خیرالبریه !
اولا : پاسخ مرا ندادید . چیز دیگری گفتید که ربطی به سوال من نداشت . شما که مخالف هستید ، اگر بتوانید نشان دهید که این امور در طول تاریخ مخالف داشته است ، این اجماع کاشف از رای معصوم را شکسته اید .
ثانیا : منظورتان کدام اصل اعتقادی است ؟ بدون شک مساله ی قمه زنی و امثال آن جزء اصول اعتقادی نیستند ، بلکه مسائلی فقهی اند . در این گونه امور هم چنان که اجماع فرقه ی حقه ی امامیه است ، باید به فقهای عادل مراجعه و از آنان تقلید کرد . نکند شما با خود تقلید هم مخالفید ؟!سوال خود را به امید پاسخ دوستان تکرار می کنم :
همه می دانیم که از منابع فقه شیعی ، اجماع است ؛ اجماعی که کاشف از قول معصوم (ع) باشد .
از گروه موافق می پرسم :
آیا در طول تاریخ ، اجماعی مبنی بر صحت اعمال مورد گفتگو در این سرفصل ادعا شده است ؟!
و از گروه مخالف می پرسم :
آیا در همه ی ادوار تاریخ ، این اعمال مخالف داشته است ؟
این سوال را برای فهمیدن پرسیدم ؛ لطفا پاسخ تان مستند و قابل مراجعه باشد .
saleh57
Sunday 22 June 2008, 11:02PM
سلام
جناب فاتح":)
ظاهرا شما فراغت بیشتری برای حضور دارید.
چندخطی برای تان نوشتیم. چنانچه ملاحظه نمودید منتظر پاسخش هستم.
البته باز هم لطف کنید وان درخواست اینجانب را در خصوص نقل متن اعمال نمایید.
با تشکر
موفق باشید.
یا علی:smile07:
فاتح
Monday 23 June 2008, 12:33AM
سلام عليكم
آقای صبح
تحریفی که می خواستید بکنید کردید که با آوردن رای صحیح و صریح خود آن مرحومین در خصوص استحباب قمه زدن،و همچنین تصریح شاگردان مرحوم خوئی نقشه تان نقش بر آب شد.بله واقعا باید خندید،به اینکه کتابی که هرگز تالیف آیت الله خوئی نیست را تالیف ایشان می دانید!(المسائل الشرعیه)و اینکه این کتاب اصلا حاوی مهر و امضای ایشان و تایید ایشان هم نمی باشد.لذا قابلیت استناد را هرگز ندارد،مادامی که فتاوای آن عینا در مصدری موثق و قابل استناد ذکر نشده باشند.
همینطور با اظهار نظرات عجیبتان در خصوص مسائل فقهی،که واقعا باید به طلاب نشان داد تا بخندند.خب از شما چیز بیشتری انتظار ندارم،بالاخره کسی که نمیداند که مثل کسی که میداند نمی شود!
تعرض به رسالت نبوی،مخالفت با دستورات شرعی است.نه اقامه شعائر حسینی.ما هم مثل شما معتقدیم اگر کاری مباح موجب وهن مذهب شد انجامش جایز نیست.اما اینکه واقعا کاری موجب وهن است یا خیر،تشخیص این مساله با مکلف است،همه شیعیان نمی توانند مطابق نظر شما تصمیم بگیرند.شما اگر به تشخیصی رسیده اید همان را برای خودتان اعمال کنید.بنده نظر دیگری دارم،شاید دقیقا عکس نظر شما.
مشکل اصلی شما این است که فکر می کنید ما معتقدیم اگر کاری موجب وهن هم شد باز باید انجامش داد!
نخیر،ما هم می گوییم اگر کاری موجب وهن بود ترک شود،اما اینکه چه کاری موجب وهن است را آیا با هم هم عقیده هستیم؟معلوم است که خیر.
ممکن است فردا من بگویم فلان کار موجب وهن است و آقای صبح هم نباید انجامش بدهد!این حرف بچگانه است،تا زمانی که آقای صبح به این نتیجه نرسیده است وظیفه ای در خصوصش ندارد،چه بسا آن کار را موجب عزت مذهب بداند،و انجامش را لازم تشخیص داده باشد!
من تعصبی ندارم،اما شما بدون ملاحظه بر تعصب خود اصرار می کنید!
کدام ملاحظه نکردن؟می دانید؟اینکه نمی فهمید که وقتی مرجع حکمی را می دهد،تشخیصش با خود مقلدینش است،نه اینکه اگر فلان مقلد به تشخیصی رسید،الزامی باشد که همه دیگران هم به تشخیص او عمل کنند!
ما بیشتر از شما دلسوز این مذهب هستیم،و اصلا قمه زنی و دیگر شعائر را هم برای حفظ همین مذهب انجام می دهیم،و اینها هست که این مذهب را تا الان نگه داشته است!
چرا نواصب انقدر از قمه زدن ناراحتند؟چون قمه زدن باعث بقای مذهب و نابودی نقشه های انان می شود.و الا اگر غیر ازین بود باید رفتار آنان نیز غیر ازین می بود.
همین شما اگر اربابانتان فردا نظرشان درباره قمه زنی عوض شد،بزرگترین مبلغ قمه زنی در این سایت خواهید شد.انگار نه انگار که تا دیروز دشمنش بودید.چنانچه قبل ازینکه فتوای تحریمش از سوی کسی که می دانید صادر شود،نه ازین حرفها امثال شما می زدند،نه صحبتی از خارجی ها و...بود.بلکه امثال شما در دسته های قمه زنی بودند،و از مبلغین همین شعائر حسینی.اما به محض عوض شدن نظر یک نفر،نظر ایشان هم عوض شد و شدند دشمن خونی عملی که تا دیروز اقامه اش می کردند!این چیزی جز تعصب نیست.مطمئن باشید دلسوزی ما برای دین بیش از شمایی است که در تالار مذهبی حضور پیدا نمی کنید و تمام وقتتان را به بازی های سیاسی در تالار سیاست می گذرانید.اگر چیزی واقعا وهن مذهب را در پی داشته باشد،اولین کسی که ترکش می کند خود من هستم.چنانچه اگر چیزی باعث ترویج مذهب حق و اعتزاز آن باشد،اول کسی که اقدام به آن می کند خود من هستم.چنانچه درباره قمه زنی همینطور می باشم.منتها شما فکر می کنید اگر شما یک نظری دارید،دیگران هم باید همان نظر را داشته باشند.نه آقای صبح،این حق همه است که تشخیص خودشان را داشته باشند،گرچه شما نپسندید.
خوشحالم که گویا کم کم دارید راه می افتید و می فهمید که بین حکم یک عمل به عنوان اولی و به عنوان ثانوی چه فرقی است و البته هنوز راه زیاد دارید!
درباره آن همه دستخط و دلیل هم جوابی ندادید ندادید،مدافعین شعائر حسینی از مخالفین آن خیلی ازین "جواب ندادنها" دیده اند....
خیرالبریه
Monday 23 June 2008, 07:05AM
اما نظر آقای خویی:
ایشان از سختگیرترین علما در زمینه رجال بوده و خیلی از احادیث را قبول نداشتند.
مثلا ایشان آن سه بزرگواری را که مرسلاتشان مورد قبول همه علماست را قبول نداشتند!به این صورت که تایید نمیکردند که لزوما ایشان از ثقه نقل میکنند.
بنابرین بسیاری از روایاتی که از معتبرترین روایات شیعه هستند مطابق مبنای ایشان مخدوش خواهند شد.
یا مقبوله عمر بن حنظله را ایشان ضعیفه السند میدانستند!
در حالی که مطابق این روایت خیلی از فقهای شیعه نظر داده اند و قبولش دارند،اما آقای خویی قبول نداشتند.
همینطور نظر آن مرحوم درباره بسیاری از رجال دیگر.
ایشان در مقدمه معجم رجالشان بسیاری از توثیقات همگانی را زیر سوال برده اند.در حالی که علمای دیگر قبول دارند،بنابرین در نظر ایشان خیلی از روایات ضعیف بودند که در نظر دیگران اینطور نبوده است.
شما به مبانی رجالی علما آشنایی ندارید،باید بیشتر تحقیق کنید تا متوجه بشوید.
با سلام
خیلی جالب است که قمه زنان هنگامیکه میخواهند ادعای خود را ثابت کنند از آیت الله خویی بعنوان بزرگترین مراجع و مرجع عالیقدر شیعه و متخصص رجال و.... صحبت میکنند که نمونه اش را در نوشته جناب عبد الحسین دیدیم ، آنجا که از ایشان بعنوان مرجع عالیقدر شیعه ورجال شناس معروف که کتاب کامل الزیارات را صحیح شمرده اند و....
اما هنگامی که جریان بر خلاف میل آقایان نمودار گشت ، بنای ناسازگاری وتوهین و... را میگذارند واحتمالا تا چند روز دیگر آیت الله خویی هم مثل علامه سید مرتضی عسکری وسید محسن امین عاملی و آیت الله مکارم وآیت الله خامنه ای وآیت الله جوادی آملی وامام خمینی و شهید مطهری و ... ضال و منحرف وصوفی و...وهابی خواهد شد !! :smile39:
خودتان وما را راحت کنید ؛ یکبار بگویید که فقط خود را میبینید وقبول دارید ...
ضمنا ضعف این حدیث تنها سخن ایشان نیست ، در معجم الرجالشان نظرات علمای سلف از قبیل کشی ونجاشی وطوسی و....مبنا است .
در پستهای قبل مفصلا با آوردن دستخط و فتاوای مورد قبول،دروغ و تهمتی که به مرجعیت شیعه می زنید بر ملا شده و حق روشن گشته است.اما نکته ای هم اینجا باید گفته شود:
خدا را هزار مرتبه شکر که آیت الله العظمی بهجت زنده اند ونوار صحبت ایشان در رد قمه زنی آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی موجود است وگرنه معلوم نبود چه انحرافاتی در سخنان ایشان هم بوجود می آوردند !!!
دیدن کلیه مناظرات در خصوص قمه زنی (تطبیر) (http://hojjah.googlepages.com/tatbir.zip)
خیرالبریه
Monday 23 June 2008, 07:14AM
اولا : پاسخ مرا ندادید . چیز دیگری گفتید که ربطی به سوال من نداشت . شما که مخالف هستید ، اگر بتوانید نشان دهید که این امور در طول تاریخ مخالف داشته است ، این اجماع کاشف از رای معصوم را شکسته اید .
ثانیا : منظورتان کدام اصل اعتقادی است ؟ بدون شک مساله ی قمه زنی و امثال آن جزء اصول اعتقادی نیستند ، بلکه مسائلی فقهی اند . در این گونه امور هم چنان که اجماع فرقه ی حقه ی امامیه است ، باید به فقهای عادل مراجعه و از آنان تقلید کرد . نکند شما با خود تقلید هم مخالفید ؟!
با سلام خدمت استاد عزیز جناب یار مهدی :
اولا: شما بهتر میدانید که ابتدا قرآن کریم وسنت و بعد از آن نوبت به اجماع میرسد ما فعلا وارد بحث اجماع نشده ایم .
ثانیا : منظورتان کدام تاریخ است اگر 400 سال اخیر است که بما نزدیک بودند ومدارک داریم ، بله ، مخالف وموافق داشته .(از زمان ظهور امپراتوری انگلیس )
ثالثا : هم چنانکه جناب عبد الحسین فرمودند ممکن است که فقها اشتباه کرده باشند و بعید هم نیست ، مثلا عده ای بنا بر اصالة الاباحة حکم اولی قمه زنی را مباح دانستند .
وعده ای هم آنرا حرام دانستند حتی به اباحه بودن آن هم حکم نداند ...
بنابراین اینجا تکلیف مکلف چیست ؟ آیا خودمان نباید کمی بخود زحمت دهیم و حقیقت را در یابیم ؟؟؟
yar-mahdi
Monday 23 June 2008, 02:27PM
بسم رب المهدي :smile07:
سلام عليكم
با سلام خدمت استاد عزیز جناب یار مهدی :
اولا: شما بهتر میدانید که ابتدا قرآن کریم وسنت و بعد از آن نوبت به اجماع میرسد ما فعلا وارد بحث اجماع نشده ایم .
ثانیا : منظورتان کدام تاریخ است اگر 400 سال اخیر است که بما نزدیک بودند ومدارک داریم ، بله ، مخالف وموافق داشته .(از زمان ظهور امپراتوری انگلیس )
ثالثا : هم چنانکه جناب عبد الحسین فرمودند ممکن است که فقها اشتباه کرده باشند و بعید هم نیست ، مثلا عده ای بنا بر اصالة الاباحة حکم اولی قمه زنی را مباح دانستند .
وعده ای هم آنرا حرام دانستند حتی به اباحه بودن آن هم حکم نداند ...
بنابراین اینجا تکلیف مکلف چیست ؟ آیا خودمان نباید کمی بخود زحمت دهیم و حقیقت را در یابیم ؟؟؟جناب عليُ خيرالبريه !
منظور من تمام تاريخ است . موافقين مدعي اند كه اين كار ( قمه زني ) تاسي به اهل بيت و از شعائر است . خوب نشان دهند كه در طول تاريخ بوده است . جالب اين كه وقتي كسي داستاني در خصوص شروع قمه زني تعريف مي كند ، فورا بر مي آشوبند كه اين داستان دروغين چيست ؟! خوب نشان دهند كه پيشينه ي اين كار از كجا و چه زماني است .
از طرفي براي مخالفين راهي نخواهد بود جز پذيرش ، اگر در تاريخ - ولو برهه اي - اين اعمال انجام شده باشد و در آن مخالفتي ابراز نشده باشد . زيرا عدم ابراز مخالفت از سوي هركسي ، نشان دهنده ي تاييد امام عصر (ع) است .
نمي دانم چرا هيچ كدام از طرفين حاضر نيستند به اين سوال پاسخ دهند . من كه مي خواهم بدانم و در اين وانفسا كه هركدام از فقها يك چيز مي گويند ، به نظرم بهترين كار مراجعه به امام حي و حاضر امروز است .
والسلام
yar-mahdi
Monday 23 June 2008, 02:48PM
بسم رب المهدي :smile07:
سلام عليكم
يك گروه اين عمل ( قمه زني ) را وهن مذهب مي داند و ديگري نمي داند . تصميم با خود فرد است .
به نظر من اگر مراجع حكم به صحت و يا عدم صحت اين اعمال بدهند ، تقليد از آنان جايز نيست ! زيرا اين از نوع مورد است و نه حكم . مرجع تنها مي تواند بگويد : تعظيم شعائر واجب يا مستحب است . و از طرفي بگويد : وهن مذهب نباشد .
اما اين كه در موردي خاص نظر مرجع يا مراجع را به عنوان منبع عمل بدانيم ، فكر مي كنم اشتباه كرده ايم . زيرا او در آن جا نظر شخصي خويش را گفته است ، و نه لزوما حكم خدا را .
اين كار مثل اين مي ماند كه ما آبي را نزد مرجع برده و بگوييم آيا اين آب پاك است ؟ مرجع مي تواند بگويد : آب اگر فلان شرايط را داشت پاك است . اما اگر بگويد اين آب پاك است ، نظر خود را گفته و واضح است كه تقليد از او در اين مورد جايز نيست .
بنابراين بحث هايي كه در خصوص فتاواي مراجع صورت گرفته ، به نظرم چندان جايي ندارد . خود مكلف است كه پس از انتخاب مرجع اعلم - از نگاه خويش - ، به دستورات او عمل مي كند و در مواردي اين چنين ، تشخيص بر عهده ي خود اوست .
پس اين كه دوستان به يكديگر مي تازند و هريك ديگري را دشمن اهل بيت يا بدعت گذار يا چيزهايي شبيه اين مي خواند ، صرفا نظرات شخصي خود را مي گويد كه براي طرف مقابل ارزش ديني ندارد .
به اين ترتيب بهتر نيست دست از اين دعوا بكشيم و به فكر چيزهاي مهم تري باشيم ؟ :smile09::smile09::smile09:
saleh57
Monday 23 June 2008, 06:16PM
بسم رب المهدي :smile07:
سلام عليكم
يك گروه اين عمل ( قمه زني ) را وهن مذهب مي داند و ديگري نمي داند . تصميم با خود فرد است .
به نظر من اگر مراجع حكم به صحت و يا عدم صحت اين اعمال بدهند ، تقليد از آنان جايز نيست ! زيرا اين از نوع مورد است و نه حكم . مرجع تنها مي تواند بگويد : تعظيم شعائر واجب يا مستحب است . و از طرفي بگويد : وهن مذهب نباشد .
اما اين كه در موردي خاص نظر مرجع يا مراجع را به عنوان منبع عمل بدانيم ، فكر مي كنم اشتباه كرده ايم . زيرا او در آن جا نظر شخصي خويش را گفته است ، و نه لزوما حكم خدا را .
اين كار مثل اين مي ماند كه ما آبي را نزد مرجع برده و بگوييم آيا اين آب پاك است ؟ مرجع مي تواند بگويد : آب اگر فلان شرايط را داشت پاك است . اما اگر بگويد اين آب پاك است ، نظر خود را گفته و واضح است كه تقليد از او در اين مورد جايز نيست .
بنابراين بحث هايي كه در خصوص فتاواي مراجع صورت گرفته ، به نظرم چندان جايي ندارد . خود مكلف است كه پس از انتخاب مرجع اعلم - از نگاه خويش - ، به دستورات او عمل مي كند و در مواردي اين چنين ، تشخيص بر عهده ي خود اوست .
پس اين كه دوستان به يكديگر مي تازند و هريك ديگري را دشمن اهل بيت يا بدعت گذار يا چيزهايي شبيه اين مي خواند ، صرفا نظرات شخصي خود را مي گويد كه براي طرف مقابل ارزش ديني ندارد .
به اين ترتيب بهتر نيست دست از اين دعوا بكشيم و به فكر چيزهاي مهم تري باشيم ؟ :smile09::smile09::smile09:
سلام
جناب "یارمهدی"
نظیر مطلب جنابعالی را در حدود 10 ارسال قبل عرض کردم. اما گویا دوستان بنا دارند تلقی خودشان را از موضوعات و موارد احکام به عنوان یک مورد مسلم جلوه بدهند.
همین نقطه ی اغاز سوء تفاهم هاست.
البته قبول دارم ازبابت فتنه ی بعضی ها که مخالف اصل عزاداری هستند( و صدالبته با وجود محدود بودن تعدادشان بوق دارند و حرفشان بازتاب پیدا می کند) دوستانی دیگر نگران می شوند که نکند این مخالفت با مورد قمه زنی نقطه اغازی بر مخالفت با کل مصادیق عزاداری باشد.
این نکته شاید از عوامل بسیاری از نگرانی ها ی موجود می تواند باشد و باعث دامن زدن به ان می شود.
خب در این راستا باری حل این مشکل چاره ای هم نیست جز اینکه:
1- در عین اینکه این دوستان از تاکید خاص شان بر قمه زنی و وامصیبتا خواندن بر ترک ومخالفت دیگران با ان دست بردارند و حال یا به صورت مخفی و یا هر راهی که مناسب است این کار را شخصا انجام دهند.
2- نگرانی موجود از( العیاذ بالله) نفی کلی عزاداری را با هجمه هماهنگ و یکدست خود و تمامی محبان و عزاداران سیدالشهدا(ع) به مخالفین اصل و کلیت ان برطرف نماییم.
3- این هم راهی ندارد جز اینکه همه ی ماها بر مشترکات همین مصادیق متمرکز شویم. و بر ان پای فشاریم و اجازه ی تعدی به انها را ندهیم.
4- همزمان در گروه های منسجمی که بایستی به طور خودجوش تشکیل گردد بر طی نمودن مبادی امر عزاداری تاکید بورزیم. از ان جمله است معرفت افزایی افراد جامعه اسلامی مان (از ایران گرفته تا عراق و پاکستان و حاشیه ی خلیج فارس و ... ) نسبت به شان و مقام و فضایل اهل البت علیهم السلام از رسول اکرم(ص) تا حضرت حجت(ع). ان قدر که هیچ جای ابهامی نماند.
برایم درد است که وقتی در یک کتابخانه تخصصی مذهبی رفتم جز یک یا دو شرح بر جامعه کبیره ی امام هادی(ع) ندیدم. جالب است که یکی از انها برای کسی بود که فرقه ی شیخیه از تعالیم او منشغب و منحرف شدند.
و باز هم برایم درد است که وقتی امسال در بقیع ان چپیه قرمز وهابی در کنار مرقد ائمه (ع) مکررا و با فارسی دست و پاشکسته می گفت: اهه! این چیه که شماشیعه ها می خونید؟! بکم ینزل الغیث و بکم یمسک السماء ان تقع علی الارض ... و همینطور ردیف می کرد.
اری در مورد مباحث شفاعت و توسل کسانی بودند که با انها بحث می کردند و تاحد زیادی ساکتشان می کردند اما در تمام این روزهایی که مشرف می شدم ندیدم این شبهه ی مکرر را کسی حتی از اهل علم موجود در بقیع جواب بدهد. این یعنی چی ؟ حتما به این معنی نیست که ما اصلا جواب نداشته باشیم و بلکه تک تک تعابیر دارای براهینی هستند . اما حیف و صد حیف که کسی ان را فرانگرفته و بدتر از ان اینکه کسی نبوده بران زیارت ارزشمند و عظیم شرحی بنویسد و به طلاب و اهل علم یاد بدهد.
تازگی هم که کتابی توسط بعضی از علما در این مورد دیده ام برایم جالب بود همین دوستان دیگر مان به نیش طعن و کنایه همان شخص بزرگوار را که متکفل این خدمت شده است را از زیر تیغ خود گذراندند. چرا چون مثلا فرموده اند این علماتی را که ریشه ای در معارف شیعی ندارد و هیچ وجهی هم ندارد چرا بر می دارید.
می بینید که درد یکی دوتا نیست.
باز هم حرفهایی بود اما به جهت اشتغالی که پیش امد الان نمی توانم ادامه بدهم.
موفق باشید.
یا علی
زيـبـا
Monday 23 June 2008, 06:45PM
به نقل از تاپیکی دیگر ...http://images.google.ca/url?q=http://www.allaahuakbar.net/shiites/ashora9.jpg&usg=AFQjCNGHHRQY8AQ-I7tQ0oOi_Rgu9hxh_Q
بله پس این اون مذهب تشیعی ست که آقایان میخواهند بشناسانند.
--------------------------
سبحان الله . حجامتی که رسول الله(ص) و اهل بیت فرمودند کجا و این اعمال کجا؟
اینست حجامتی که گفتند؟
http://www.allaahuakbar.net/shiites/ashoor.jpg
کدام عالمی ست که اینگونه حمام خون راه انداختن را به پیامبر خدا نسبت دهد؟
این مراسم عزای سرور جوانان بهشت است یا حمام خون راه انداختنی که حجاج بن یوسف حاکم خون خوار براه انداخت؟ شرم باد شرم باد برکسی که فکر میکند با نعره و نه خودسازی و خدمت به خلق میتواند رضایت حق تعالی را جلب کند!
http://www.allaahuakbar.net/shiites/ashora6.jpg
http://www.allaahuakbar.net/shiites/ashora7.jpg:smile07:
قمه زنی مشمئز کننده نیست ....؟
به تصاویر فوق نگاهی بیندازید ....
مثلا در تصویر سوم .... آن زن و پسرش که اساسا برای این کار در آنجا حضور یافته اند ، بینی خود را از بوی چندش آور خون ، گرفته اند .....
این یک امر طبیعی است ....
همه مردم دنیا دچار چنین حالتی و بلکه بیشتر و شدیدتر ، میشوند ....
و اگر کسی دیگر دچار چنین حالتی نمیشود ، نشانه غیر عادی و غیر طبیعی شدن اوست .... اوست که از حالت طبیعی خارج گردیده و به شکلی دیگر درآمده ....
فاتح
Monday 23 June 2008, 09:38PM
با سلام
خیلی جالب است که قمه زنان هنگامیکه میخواهند ادعای خود را ثابت کنند از آیت الله خویی بعنوان مرجع عالیقدر شیعه و متخصص رجال و.... صحبت میکنند که نمونه اش را در نوشته جناب عبد الحسین دیدیم ، آنجا که از ایشان بعنوان مرجع عالیقدر شیعه ورجال شناس معروف که کتاب کامل الزیارات را صحیح شمرده اند و....
اما هنگامی که جریان بر خلاف میل آقایان نمودار گشت ، بنای ناسازگاری وتوهین و... را میگذارند واحتمالا تا چند روز دیگر آیت الله خویی هم مثل علامه سید مرتضی عسکری وسید محسن امین و آیت الله مکارم وآیت الله خامنه ای وآیت الله جوادی عاملی وامام خمینی و ... ضال و منحرف وصوفی و...وهابی خواهد شد !! :smile39:
خودتان وما را راحت کنید ؛ یکبار بگویید که فقط خود را میبینید وقبول دارید ...
ضمنا ضعف این حدیث تنها سخن ایشان نیست ، در معجم الرجالشان نظرات علمای سلف از قبیل کشی ونجاشی وطوسی و....مبنا است .
خدا را هزار مرتبه شکر که آیت الله العظمی بهجت زنده اند ونوار صحبت ایشان در رد قمه زنی آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی موجود است وگرنه معلوم نبود چه انحرافاتی در سخنان ایشان هم بوجود می آوردند !!!
دیدن کلیه مناظرات در خصوص قمه زنی (تطبیر) (http://hojjah.googlepages.com/tatbir.zip)
شما هم که مثل آقای صبح فقط بلدید حرف بزنید!
در کجای نوشته ای که ریپلای کرده اید توهینی به چشم می خورد؟
مشکل شما این است که از روی هوا و هوستان مطلبی را رد و مطلبی را تایید می کنید؛تا زمانی که آقای خوئی حرفی مطابق میلتان بزند قبولش دارید؛اما مثلا در همین زمینه قمه زنی که فتوای ایشان را بر جواز قمه زنی می بینید یا در دهها مطلب دیگر که با شما مخالفت دارند،بنای توهین به ایشان را می گذارید!جهت اطلاعتان هم عرض کنم آیت الله جوادی عاملی اصلا وجود ندارد!احتمالا منظور شما همان جوادی آملی است!
ظاهرا که اصلا معجم الرجال آقای خوئی را نخوانده اید.در بسیاری از موارد ایشان آراء همان بزرگان را رد کرده اند و توثیقات ایشان را قبول ننموده اند.
چه تحریفی ازین بالاتر که با وجود زنده بودن آیت الله بهجت،و فتوای ایشان بر جواز قمه زنی بلکه استحباب آن،سخن ایشان را به طور کلی عوض می کنند و می گویند ایشان قمه زدن را حرام می دانند!
فاتح
Monday 23 June 2008, 09:43PM
بسم رب المهدي :smile07:
سلام عليكم
يك گروه اين عمل ( قمه زني ) را وهن مذهب مي داند و ديگري نمي داند . تصميم با خود فرد است .
به نظر من اگر مراجع حكم به صحت و يا عدم صحت اين اعمال بدهند ، تقليد از آنان جايز نيست ! زيرا اين از نوع مورد است و نه حكم . مرجع تنها مي تواند بگويد : تعظيم شعائر واجب يا مستحب است . و از طرفي بگويد : وهن مذهب نباشد .
اما اين كه در موردي خاص نظر مرجع يا مراجع را به عنوان منبع عمل بدانيم ، فكر مي كنم اشتباه كرده ايم . زيرا او در آن جا نظر شخصي خويش را گفته است ، و نه لزوما حكم خدا را .
اين كار مثل اين مي ماند كه ما آبي را نزد مرجع برده و بگوييم آيا اين آب پاك است ؟ مرجع مي تواند بگويد : آب اگر فلان شرايط را داشت پاك است . اما اگر بگويد اين آب پاك است ، نظر خود را گفته و واضح است كه تقليد از او در اين مورد جايز نيست .
بنابراين بحث هايي كه در خصوص فتاواي مراجع صورت گرفته ، به نظرم چندان جايي ندارد . خود مكلف است كه پس از انتخاب مرجع اعلم - از نگاه خويش - ، به دستورات او عمل مي كند و در مواردي اين چنين ، تشخيص بر عهده ي خود اوست .
پس اين كه دوستان به يكديگر مي تازند و هريك ديگري را دشمن اهل بيت يا بدعت گذار يا چيزهايي شبيه اين مي خواند ، صرفا نظرات شخصي خود را مي گويد كه براي طرف مقابل ارزش ديني ندارد .
به اين ترتيب بهتر نيست دست از اين دعوا بكشيم و به فكر چيزهاي مهم تري باشيم ؟ :smile09::smile09::smile09:
آقای یارمهدی عزیز
گلوی ما پاره شده است بس که همین حرف را زده ایم.ما هیچ وقت نخواستیم و نگفتیم و نمی گوییم که چون ما این عمل را وهن مذهب نمی دانیم،پس همه باید اینطور باشند!اما مخالفین قمه زنی عمدتا نظرشان همینطور است.البته اکثرش هم به این دلیل است که اصلا نمی فهمند حکم و موضوع چه فرقی دارد!برای همین است که بعضی فتاوا را که هیچ ارتباطی به حرمت قمه زنی ندارد می آورند و می گویند این دلیل بر نظر آن عالم بر حرمت قمه زنی است!
اما بحث ها بر سر فتاوای مراجع،علتش این است که بعضی به مراجع دروغ می بندند؛می گویند فلان مرجع مثلا قمه زدن را حرام می دانست؛در حالی که کذب محض است.جالب اینکه وقتی بیشتر بحث می شود،متوجه می شویم که آقا اصلا از ساده ترین مسائل هم بی خبر است،اصلا فتوا را نفهمیده است،باز هم دارد به مرجع تهمت می زند!خدا همه را هدایت کند.
خدای متعال شما را از یاران مهدی صاحب زمان(ع)قرار دهد انشاءالله.
فاتح
Monday 23 June 2008, 10:03PM
آقای صالح
نمی خواستم برای شما چیزی بنویسم به یک دلیل؛اما این مطلبی که نوشتید نکات خیلی جالبی داشت که حیفم آمد چیزهایی هم بنده اضافه نکنم:
نظیر مطلب جنابعالی را در حدود 10 ارسال قبل عرض کردم. اما گویا دوستان بنا دارند تلقی خودشان را از موضوعات و موارد احکام به عنوان یک مورد مسلم جلوه بدهند.
شما کتابهایی که ضد قمه زنی نوشته شده،سایتهایی که ضد قمه زنی نوشته اند،مقالاتی که ضد قمه زنی است را خوانده اید؟
می دانید اکثر آنها کارشان همین است که به زور تلقی خودشان را از موضوعات نه فقط به عنوان یک مورد مسلم جلوه داده،بلکه بر عالم و آدم تحمیلش کنند؟
دوستانی دیگر نگران می شوند که نکند این مخالفت با مورد قمه زنی نقطه اغازی بر مخالفت با کل مصادیق عزاداری باشد.
تاریخ نشان داده که متاسفانه همینطور بوده است.
1- در عین اینکه این دوستان از تاکید خاص شان بر قمه زنی و وامصیبتا خواندن بر ترک ومخالفت دیگران با ان دست بردارند و حال یا به صورت مخفی و یا هر راهی که مناسب است این کار را شخصا انجام دهند.
تاکید خاص بر ممارست بر یک عمل،به خود افراد بستگی دارد.شما نمی توانید بگویید کسی دست بردارد یا برندارد.
نفس مخالفت اهمیتی ندارد.نظر و تشخیصی است که حکم خاصی را برای مخالف معین می کند،چنانچه دیگری نظری دیگر دارد و حکمی دیگر برای اوست.اما "مصیبتی" که از آن اسم بردید،آنجاست که تحمیل نظرات شروع می شود!
این هم که مخفی باشد یا نه باز هم به خود افراد بستگی دارد.بنده که جز در هنگامی که واقعا ضروری باشد،حاضر نیستم به صورت مخفی قمه بزنم.اگرچه در تمام ایران به استثنای چند شهر-آنهم تا سال قبل-در تمام نقاط مخفیانه اقدام به این عمل می شد.
برایم درد است که وقتی در یک کتابخانه تخصصی مذهبی رفتم جز یک یا دو شرح بر جامعه کبیره ی امام هادی(ع) ندیدم. جالب است که یکی از انها برای کسی بود که فرقه ی شیخیه از تعالیم او منشغب و منحرف شدند.
درد ازین بدتر این است که تمام این کارها و اقداماتی که باید انجام شود تقریبا رها شده است؛و آقایان تمام قدرتشان را برای مبارزه با برخی از مصادیق عزاداری که خودشان نمی پسندند گذاشته اند!آیا درد را فقط همچین زمانی احساس کردید یا زمانی که بی هیچ دلیلی به عزاداران حمله می شود،گازهای مخرب بیماری زا بین ایشان انداخته می شود،و مرد و زن و دختر و پسرشان را نه تنها زیر باتوم گرفته بلکه با تیر هم می زنند ازین دردها به سراغتان امد؟
و باز هم برایم درد است که وقتی امسال در بقیع ان چپیه قرمز وهابی در کنار مرقد ائمه (ع) مکررا و با فارسی دست و پاشکسته می گفت: اهه! این چیه که شماشیعه ها می خونید؟! بکم ینزل الغیث و بکم یمسک السماء ان تقع علی الارض ... و همینطور ردیف می کرد.
حمله این اراذل به شیعه و شعائر آن،امریست که تازگی ندارد؛همانطور که به عزاداری حمله می کنند،به این ادعیه هم حمله می کنند.همانطور که به عزاداران توهین می کنند و علیه شیعه به خاطر اقدام عزاداران به زنجیر زنی و سینه زنی و قمه زنی و اشک و...روایات اهل بیت در خصوص عزا می نویسند،به خاطر آن ادعیه هم ما را کافر می خوانند.وای بر کسی که به خاطر اینهایی که هیچ ارزشی ندارند بخواهد دست ازین ادعیه و این شعائر و...بردارد.نباید به این افراد(منظور دشمنان اهل بیت است)اهمیتی داد،بلکه بهترین راه برای مقابله با ایشان تمسک هر چه بیشتر به آن شعائر است.نه ترک آن همانطورکه بعضی تصور می کنند!
چرا چون مثلا فرموده اند این علماتی را که ریشه ای در معارف شیعی ندارد و هیچ وجهی هم ندارد چرا بر می دارید.
اگر از نظر ایشان وجهی ندارد و اصلا نفهمیده اند،دلیل نمی شود واقعا آن عمل وجهی نداشته باشد.همانطور که گفته ام خود مخالفت اهمیتی ندارد.مصیبت آنجاست که این افراد قصد اعمال نظر دارند.چنانچه در این سالها بارها این مساله را دیده ایم:smile07:
saleh57
Tuesday 24 June 2008, 01:46AM
=فاتح;417613
آقای صالح
نمی خواستم برای شما چیزی بنویسم به یک دلیل؛اما این مطلبی که نوشتید نکات خیلی جالبی داشت که حیفم آمد چیزهایی هم بنده اضافه نکنم:
سلام:)
اما می بینید که برایتان نوشتم و انشاالله باز هم خواهم نوشت.
شما کتابهایی که ضد قمه زنی نوشته شده،سایتهایی که ضد قمه زنی نوشته اند،مقالاتی که ضد قمه زنی است را خوانده اید؟
می دانید اکثر آنها کارشان همین است که به زور تلقی خودشان را از موضوعات نه فقط به عنوان یک مورد مسلم جلوه داده،بلکه بر عالم و آدم تحمیلش کنند؟
پس تا اینجا با همدیگه شدید یر به یر.شماتشخیص موضوعی خود را صحیح می دانید و انها هم تشخیص خود را. پس کی این منازعه پایان می گیرد.
از سویی اگر انها (به حق یا نا حق) با زور اجرایی دارند جلوی کار شما را می گیرند شما هم دارید(به حق یا ناحق) با حربه ی مظلوم نمایی و بیان تند و تیز بر سر ما و غیر ما داد می زنید و انگ و ... .(البته خدا رو شکر ما تا بحال انگ های خاص الخاص! نخوردیم . اما خب همچنان خائفیم.)
چقدر مجبورم تبصره بزنم!!!(ضمنا می دانید که با برخورد های تند با شما در تالار نیز مخالف بوده و هستم)
تاریخ نشان داده که متاسفانه همینطور بوده است.
وقتی عرض می کنم لطفا مطلبم را کامل نقل کنید همین است. عنایت کنید همانگونه که قبلا عرض کردم اصولا بنای محاجه و جدل با شما را ندارم تا بخواهم دربحث مغلوبتان! کنم و یا ... .
دیدید که در نوشته ام با شما همراهی نمودم در اینکه اری گروهی و بلکه گروه هایی هستند که بوق هایی دارند که در ان بر جمع شدن کلیت عزاداری ها می دمند و افرادی نیز ان را باز تاب می دهند نظیر سروش و امثالهم که به عزاداری ها ایراد وارد میکرد و اینکه چرا محرم وصفر را 2 ماه تمام عزا میگیرندو تازه فاطمیه(س) می خواهند راه بیاندازند و از این خزعبلات.
و گفتم این می تواند همان نگرانی مشترک ماها باشد. بیایید با هم جلوی این رویه ها را بگیریم.
اما برای اینکه ان را به حکومتی تسری بدهید که همه ی وجودش حدوثا و بقائا منوط به دستگاه علوی و فاطمی و حسینی(ع) است این حرف نمی چسبد. {اگر در قرائت حاکم از این ارتباط مناقشه می کنید در کلیت این وابستگی هیچ جای خدشه نمی باشد}.
شاید باز هم مایل نباشید این بحث هایی که شائبه ی سیاسی دارند را پی بگیرید اما گریزی ندارید که وقتی غیر مستقیم نسبتی می دهید پای اثباتش بایستید.چه در اینجا و چه در تالار سیاست.گرچه ترجیح با دومی است.
تاکید خاص بر ممارست بر یک عمل،به خود افراد بستگی دارد.شما نمی توانید بگویید کسی دست بردارد یا برندارد.
نفس مخالفت اهمیتی ندارد.نظر و تشخیصی است که حکم خاصی را برای مخالف معین می کند،چنانچه دیگری نظری دیگر دارد و حکمی دیگر برای اوست.اما "مصیبتی" که از آن اسم بردید،آنجاست که تحمیل نظرات شروع می شود!
این هم که مخفی باشد یا نه باز هم به خود افراد بستگی دارد.بنده که جز در هنگامی که واقعا ضروری باشد،حاضر نیستم به صورت مخفی قمه بزنم.اگرچه در تمام ایران به استثنای چند شهر-آنهم تا سال قبل-در تمام نقاط مخفیانه اقدام به این عمل می شد.
فاتح" گرامی. چرا حرف دهان اینجانب می گذارید.کی خواستم بر شما این مشی را تحمیل کنم که اینگونه پاسخ می دهید. خواستم راهی پیدا کنیم برای برون رفت از این کشمکش بی حاصل. کشمکشی که که به قول شما حکومت و از سویی به ادعای اینجانب شما وهمفکران تان را درگیر این مشغله کرده و از کلیت وظایف باز داشته است. اخر تا کی می خواهید ادامه دهید؟
درد ازین بدتر این است که تمام این کارها و اقداماتی که باید انجام شود تقریبا رها شده است؛وآقایان تمام قدرتشان را برای مبارزه با برخی از مصادیق عزاداری که خودشان نمی پسندند گذاشته اند!آیا درد را فقط همچین زمانی احساس کردید یا زمانی که بی هیچ دلیلی به عزاداران حمله می شود،گازهای مخرب بیماری زا بین ایشان انداخته می شود،و مرد و زن و دختر و پسرشان را نه تنها زیر باتوم گرفته بلکه با تیر هم می زنند ازین دردها به سراغتان امد؟
اولا از تفاصیل انچه می گویید خبر خاصی ندارم. اما اگر حکومت( درست یا نادرست)قانونی را وضع نمود اتباع ان حکومت چه باید بکنند غیر از تبعیت در عمل و پیگیری و بحث در نظر؟؟ اصلا جدا از قمه و قمه زنی مثلا در نظر بگیرید دولت قانون عدم حمل اسلحه ی سرد را وضع نموده است . حال گروهی با ظاهرسازی و به نام عزادار بیایند و به دسته ای دیگردرگیر شوند ان وقت چه باید کرد؟ ایا خود ما و شما خرخره ی حکومت را نمی جویم که پس تو چه می کردی؟ در قضیه ی پیاده روی از مهران به سمت کربلا گروهی مثل ماها با علاقه ی خاص خودمان در گرمای تابستان راه ها را در مسیر های چندین و چند ساعته می پیمودیم و بی خیال مرز و ... شده بودیم. فرض می کنیم اگر برایم اتفاقی می افتاد خانواده ام چیزی نمی گفتند اما همه ی انها که عازم زیارت بودند که اینگونه نبودند. در یک شب که افراد در مرز گیر کرده بودند و منطقه هم الوده و پر از مین و ... بود و نه راه پس داشتیم و نه پیش! ان وقت بود که شاهد دادو بیداد و غرغر افرادی بودیم که فضای بیابان را پرکرده بود که .... !
ممکن است اینجانب یا شما توجیهی برای این کار داشته باشیم اما قبول کنید که هر حکومتی مسئولیت های خودش را دارد و البته اختیارات و وظایف خودش را. و علاقه و احساس شخصی ما ملاک وضع قوانین نمی باشد.
حمله این اراذل به شیعه و شعائر آن،امریست که تازگی ندارد؛همانطور که به عزاداری حمله می کنند،به این ادعیه هم حمله می کنند.همانطور که به عزاداران توهین می کنند و علیه شیعه به خاطر اقدام عزاداران به زنجیر زنی و سینه زنی و قمه زنی و اشک و...روایات اهل بیت در خصوص عزا می نویسند،به خاطر آن ادعیه هم ما را کافر می خوانند.وای بر کسی که به خاطر اینهایی که هیچ ارزشی ندارند بخواهد دست ازین ادعیه و این شعائر و...بردارد.نباید به این افراد(منظور دشمنان اهل بیت است)اهمیتی داد،بلکه بهترین راه برای مقابله با ایشان تمسک هر چه بیشتر به آن شعائر است.نه ترک آن همانطورکه بعضی تصور می کنند!
فاتح" عزیز
اری این وهابی های کذایی خصوصا تند روها و عالمان شان! اراذلی هستند که روی دستشان بالاتر کسی پیدا نمی شود. همین الان در لبنان و عراق با پول همین وهابی ها شیعه کشی و شیعه ستیزی می شود . دل همه ی ما هم از ان پر خون است. اما اینکه شما نوشتید جواب سوال و عرض اینجانب نبود. تا کید می کنم گفتم هیچ عالمی را نیافتم که پاسخ انها را بدهد. قابل توجه تان اینکه عمدتا از اول وقت تا اخر وقت در صحن بقیع حضور داشتم. رک و پوست کنده و محترمانه برداشتم را می گویم : گویا جوابی اماده نداشتند و گرنه مثل بحث شفاعت و توسل در ان ورود میکردند. باور کنید سر شکستگی ای که از ان قضیه برایم پیش امده است هنوز التیام نیافته. این را با تمام وجود می گویم. پس امثال شما در این مملکت و حوزه ها چه می کنید؟ لا اقل بیایید و فرمایش اقای وحید حفظه الله رابه طور کامل نصب العین قرار دهید. به جناب عبدالحسین هم گفتم بیشترین حجم از ان سخنرانی را تاکید بر کسب معرفت و نیز علو شان اهلبیت (ع) تشکیل می داد( حداقل چهار پنجم ان). دست اخر هم تاکیدی بر نظرشان داشتند که صرخه انگونه و ریختن خون از سر انگونه باشد. اما وجهه همت ما و خصوصا شما در چیست؟؟!!خود و مخاطبان مان خوب می دانیم.
وقتی مبادی یک امر را طی ننموده باشیم نتیجه اش همین می شود که دفاع از امری می کنید و می کنیم اما هرچه جلو می رویم می بینیم عقبه مان خالی است. نیروهایمان با یک شبهه یک وهابی نام عبدالرسول را عوض می کند و نام دیگری بر خود می نهد و ... الی اخر. چرا ؟ چون یک جوان ایرانی یا عراقی را که به پهنه ی دیار غربت غرب می فرستیم تا کاری بیابد و توشه ای برای خانواده اش فراهم کند با سلاح سینه زنی و صوت مداحی و یا حتی به سبک مورد نظر شما با قمه زنی به جنگ شبهه ها می فرستیم. نتیجه اش این می شود که یا مثل بالایی اسمش را عوض می کند و یا اینگونه می شود که وقتی از یک مسلمان انگلیسی تبار پرسیدند که باز خورد حضور هزاران مسلمان در شهر شما چیست؟ گفت انها هم مشکل زبان دارند و هم نمی توانند با فرهنگ های دیگر تعامل فرهنگی نمایند. فیلم های سخنرانی برای مسلمانان در ایام محرم در لندن و ... را که دیده ایم حداقل صدی نود و پنج درصد انها همان عرب تبار های عراقی و نیز پاکستانی و هندی هستند. دریغ از حداقلی از توان جذب و تاثیر در میان غیر از خودشان.{اگر غیر از این است که انشاالله باشد مارا مطلع نموده و از نگرانی دربیاورید}
اگر از نظر ایشان وجهی ندارد و اصلا نفهمیده اند،دلیل نمی شود واقعا آن عمل وجهی نداشته باشد.همانطور که گفته ام خود مخالفت اهمیتی ندارد.مصیبت آنجاست که این افراد قصد اعمال نظر دارند.چنانچه در این سالها بارها این مساله را دیده ایم:smile07:
به این مطلب تان پاسخی نمی دهم تا مطالب بالایی تحت الشعاع قرار نگیرد.
------------------------------------------------------------
نمی دانم این متن را جواب می دهید یا خیر؟ و یا اصلا نیازی به پاسخ دادن دارد یانه؟ چرا که لاجرم ان را از ته دل نگاشتم و مرادم در جریان قرار دادن محبی دیگر از سلسله محبان سیدالشهدا(ع) بود .
در هر حال هرگونه صلاح بدانید مشکلی ندارم. خصوصا که مخاطبم تنها جنابعالی نیستید گرچه بهانه نگاشتنم مطالب تان بود.
موفق باشید.:)
روحی لک الفداء یا اباالحسن یا امیرالمومنین
یا علی:smile07:
راستی ایام میلاد ام ابیها" فاطمه ی کبری" :smile07:علیها سلام الله را به تمامی محبان و شیعیان خاندان مطهرش تبریک می گویم.
خیرالبریه
Tuesday 24 June 2008, 08:04AM
با سلام
از جمع بندی کلیه مطالب تا به اینجا نتیجه شد که قمه زنی فی نفسه عملی یا حرام است یا مباح
سؤال از کسانی که آنرا مباح میدانند :
همانطور که میدانیم عمل مباح در وسط احکام است یعنی به اندک چیزی میل به چپ (محرمات ومکروهات) و براست (واجبات ومستحبات ) میکند وعبادت هم محسوب نمیشود :
حال بگویید که قمه زدن گذشته از آثاری که بر روی فریضه اصلی نماز میگذارد و باعث جبیره شدن وضو ونماز و...میشود آثار ثانوی مضری مثل اسراف آب و اسراف خون ومواد شوینده و نجاست امکنه و..... که هزینه هنگفتی را در برمیگیرد ، دارد
آیا بواسطه این تبعات ثانوی؛ قمه زنی از مباح به حرام تبدیل نمیشود ...؟؟؟
اگر موضوع وهن مذهب وتکفیر ومهدورالدم شدن شیعیان سایر کشورها را هم بآن اضافه کنید چی ؟؟ جامعه شیعیان بسان یک پیکرند و هر فردی حق ندارد هر چه دلش خواست برسر این پیکر بیاورد .
قد افلح من زکیها
فاتح
Tuesday 24 June 2008, 07:30PM
آقای صالحسلامبا عرض معذرت،این سیستم یک مرض عجیبی گرفته است،اصلا نقل قول نمی کند!مجبورم بخش هایی از نوشته شما را که قصد جواب دادن به آن را دارم نقل قول نکنم،و از برخی از آنها به همین دلیل خرابی! صرف نظر کرده و باقی مطالب را در چند شماره مختصرا به عرض برسانم،بلکه وقتی درست شود باقی را عرض کنم:1-خیر یر به یر نشدیم.البته اگر منظور این باشد که ما تشخیص خود را صحیح می دانیم و آنها تشخیص خود را،اینطور صحیح است.اما یر به یر شدن به آن گفته نمی شود.هر وقت به ما هم بودجه های کلان دادند تا چند ده هزار جلد کتاب در دفاع از عقیده مان چاپ کنیم،هر وقت دیگر محدودیتی برای این عزاداری وجود نداشت،هر وقت همانطور که حمله به قمه زنی آزاد است بلکه جایزه هم دارد دفاع از قمه زنی هم آزاد بود(جایزه اش پیشکش شما)آن وقت می توان فکر کرد که آیا یر به یر شدیم؟یا هنوز هم خیلی چیزها مانده است؟2-ما با کسی نزاعی نداریم.مثلا در زمینه قمه زدن،چه ایرادی دارد شما که با آن مشکل دارید نزنید و بنده که ندارم بزنم؟نزاع همیشه وقتی آغاز می شود که یکی از طرفین-که در این حکومت همیشه آن طرف مخالف قمه زدن بوده است-می خواهد نظر خودش را به زور قالب کند.دیگر نمی فهمد اگر او اسم خودش را مرجع گذاشته است،مردم دیگر مرجع دیگری دارند.یا اگر او مقلد شخصی است،مردم دیگر مقلد شخصی دیگر هستند.یا اگر تو فلان تشخیص را دارد،مردم دیگر این تشخیص را ندارند!3-مقایسه ما با آنها کاملا اشتباه است.قرآن به ما این حق را داده است:لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم.اما آیا کتاب خدا به آنان این حق را داده که جلوی عزاداری را بگیرند،آن هم عزایی که عزاداران مجوز شرعی برای آن دارند؟آن هم نه فقط در خیابانها و ملا عام،بلکه حتی در منازل و مخفیانه!آنها یک تشکیلات حکومتی هستند،که خلاف قانون شرع عمل می کنند.کجای دین این اجازه را داده است؟ازینها بگذریم،میزان حملات انها،و میزان به قول شما "مظلوم نمایی" و "بیان تند و تیز" و...ما یکسان است؟؟چه انصافی!فراموش نکنید کار ما اگر هم واقعا وجود خارجی داشته باشد و وجودش به ذهن شما منحصر نباشد،"عکس العمل" است و کار آنها "عمل"!4-شکر خدا از دو سال قبل که اینجا عضو شدم تا الان با بنده برخورد تندی صورت نگرفته است.متوجه نشدم کجا را می گویید.5-گفته اید بیایید با هم جلوی این رویه ها را بگیریم؛پیشنهاد خوبی است،اما به وقتش.اولویت جلوگیری از کار امثال سروش و...نیست.وضع آنها مشخص است.لباس روحانیت نپوشیده و به اسم اسلام با اسلام و شعائر حسینی مبارزه ای ندارند.در مقابل کسی که اینطور است،اولویت کارمان را باید همو قرار دهیم و جلوی رویه او را بگیریم.ممکن است او اول نگوید که عزاداری ممنوع است.بالاخره منع کل عزاداری یا حداقل بخش قابل توجه آن مدتها در چنین کشوری زمان می برد.باید از نقطه ای شروع کرد،و این نقطه شروع هم همانی انتخاب شده که دشمنان اسلام سالها قبل هم همان را برای شروع انتخاب کرده بودند.6-به نظر شما این حکومت آنطور است که فرمودید،یا در کلیت وابستگی اش هیچ خدشه نیست،اما به نظر من اینطور نیست.7-نگفتم شما خواستید آن مشی را تحمیل کنید!و نگفتم که این کشمکش حکومت را درگیر این مشغله کرده است!تا کی می خواهیم ادامه بدهیم؟چه چیزی را؟کتک خوردن را؟فحش های جنسی و...شنیدن را؟اخراج شدن از حوزه و...را؟تهمت شنیدن را؟8-چه کسی گفته اگر حکومتی قانونی وضع کرد باید از ان اطاعت کرد؟قانون تا زمانی قابل قبول است که با احکام شرعی مخالفت نداشته باشد.اگر گروهی به نام عزادار آمدند و با عده ای دیگر درگیر شدند ماموران انتظامی وظیفه دارند به درستی برخورد کرده و انها را از هم جدا کنند.اما اگر گروهی در خیابانی به اقامه عزا می پردازند،کدام نیرو حق دارد به انها تعرض کند؟9-می پرسید امثال ما در این مملکت و حوزه ها چه کار می کنیم!خب خبر از حوزه و داخلش ندارید،البته حق دارید،نمی دانید حکومتی که تقدیسش می کنید چه بر سر مراجع تقلید و علمای این مذهب آورده است.اگر می دانستید دیگر نمی گفتید سرشکستگی فلان قضیه برای من هنوز باقی مانده است!بروید ببینید این سرشکستگی از کی شروع شد!چه کسانی شروعش کردند!چه شد که امروز طلاب غالبا سواد درستی ندارند؟و به قول شما آنجا اگر بروند نمی توانند جواب بدهند!10-از لندن و...صحبت کردید.اولا در فیلم عموما تاثیر بعدش نمایش داده نمی شود!لذا اینکه می گویید دریغ از تاثیر صحیح نیست.ثانیا احتمالا فیلمهای همان مرکز اسلامی را دیده اید که حکومتتان آن را برای مبارزه با گروهی دیگر از شیعیان ساخته است!تا وقتی که رویه این باشد،مطمئن باشید شیعه پیشرفت خاصی نخواهد کرد.------------------با عرض معذرت این سیستم گویا دیوانه شده است!و مطالب را به طرز درستی نشان نمیدهد و زمان ویرایش هم اصلا مطالب قابل مشاهده نیستند!لذا برای جلوگیری از خرابی بیشتر! باقی نوشته ها را فردا در موضوع قرار می دهم،ان شاءالله تا فردا بلایی سر این بیاورم بلکه درست شود!
saleh57
Tuesday 24 June 2008, 09:55PM
سلام
اقای فاتح" . با وجود محدودیت فنی فصل مشبعی نوشتید.که مجال پاسخ به تمام ان را ندارم.
اما با اجازه تان به مورد اخری اش جوابی می نگارم. بقیه اش را بعدا تقدیم می کنم.
10-از لندن و...صحبت کردید.اولا در فیلم عموما تاثیر بعدش نمایش داده نمی شود!لذا اینکه می گویید دریغ از تاثیر صحیح نیست.ثانیا احتمالا فیلمهای همان مرکز اسلامی را دیده اید که حکومتتان آن را برای مبارزه با گروهی دیگر از شیعیان ساخته است!تا وقتی که رویه این باشد،مطمئن باشید شیعه پیشرفت خاصی نخواهد کرد
فاتح " گرامی.
این موردی که عرض کردم سخنرانی جناب اقای" مدرسی " بود که اتفاقا با قرائنی که بعدا عرض می کنم در مرکز اسلامی لندن هم نبود از انجمله اینکه: درجمع ایرانیان و فارس زبان ها هم نبود. حتی چند خط روضه به زبان عربی هم خواندند و... .با تصاویری که از ان مرکز در ذهن دارم و قرائن دیگر این احتمال شما را منتفی می دانم.
البته الان که دقت می کنم براینکه در لندن هم بود شک کردم.ولی قطعا در انگلستان بود.از شبکه ی سحر پخش می شد. بعد هم از شبکه 4 سیما پخش شد. از دوستی شنیدم سی دی اش هم کمابیش دربازار موجود می باشد.
پس می بینید که این مورد ان چیزی نیست که شما با همان عینک همیشگی به ان می نگرید
گرچه از جزییاتی که اوردید(مقابله با ... ) بی اطلاعم .
- در مورد تا ثیر حضور شیعیان در ان محیط غربی هم اگر به نوعی که مناسب می دانید حال یا در یک سرنگار دیگر ما را مطلع نمایید. برایمان شادی افزاست که بدانیم مسلمانان در ان دیار تعاملاتشان چه کیفیتی است و از موفقیت هایشان باخبر شویم. اما حداقل تا الان قرائن موجود در ذهنم این را ثابت نکرده است. پس منتظر لطف مضاعف شما هستیم.
می بخشید کاری پیش امده است باید بروم. انشاالله خدمت می رسم.
موفق باشید.
یا علی
فاتح
Wednesday 25 June 2008, 04:14PM
با سلام
از جمع بندی کلیه مطالب تا به اینجا نتیجه شد که قمه زنی فی نفسه عملی یا حرام است یا مباح
سؤال از کسانی که آنرا مباح میدانند :
همانطور که میدانیم عمل مباح در وسط احکام است یعنی به اندک چیزی میل به چپ (محرمات ومکروهات) و براست (واجبات ومستحبات ) میکند وعبادت هم محسوب نمیشود :
حال بگویید که قمه زدن گذشته از آثاری که بر روی فریضه اصلی نماز میگذارد و باعث جبیره شدن وضو ونماز و...میشود آثار ثانوی مضری مثل اسراف آب و اسراف خون ومواد شوینده و نجاست امکنه و..... که هزینه هنگفتی را در برمیگیرد ، دارد
آیا بواسطه این تبعات ثانوی؛ قمه زنی از مباح به حرام تبدیل نمیشود ...؟؟؟
اگر موضوع وهن مذهب وتکفیر ومهدورالدم شدن شیعیان سایر کشورها را هم بآن اضافه کنید چی ؟؟ جامعه شیعیان بسان یک پیکرند و هر فردی حق ندارد هر چه دلش خواست برسر این پیکر بیاورد .
قد افلح من زکیها
با سلام
آقای خیرالبریه؛
به من گفته بودند شما کمی مشکل دارید!اهمیتی ندادم؛الان فهمیدم مشکلتان "کم" نیست."خیلی" مشکل دارید!
1-یا حرف انتخاب است.حرمت و حلیت را مردم انتخاب نمی کنند!حکم شرع روشن است.اگر نهیی بر "نفس" عملی بود،یا حرام است یا مکروه،مطابق آنچه که در علم اصول آمده است.اگر امری بر "نفس" عملی بود،یا واجب است یا مستحب،باز هم مطابق همان قواعدی که در اصول بیان شده است.و الا چنانچه نهیی بر عملی نرسیده باشد،(دقت کنید می گویم نفس عمل،نه اوامر و نواهی عام که به تعیین مصادیق توسط مکلفین می رسد)و امری هم بر خود آن عمل نباشد،آن عمل مباح است.
2-گفتید همانطور که می دانیم عمل مباح....ممکن است بفرمایید این قاعده را از کجا آورده اید؟کجای فقه صحبت از چپ و راست شده؟مباح همیشه مباح است،حرام و واجب و...هم همیشه همان حکم را دارند.الا اینکه عنوان دیگری بگیرند،وقتی عنوان دیگری گرفتند حکم دیگری خواهند داشت.دیگر اصلا مصداق حکم قبلی نیستند؛
3-قبل ازینکه درباره ایراد واهی که شما جوابی بنویسم،یک اشتباه بزرگ دیگر شما را هم باید توضیح بدهم؛شما بین انطباق عنوان حرام بر نفس یک عمل،و مقرون شدن مشروع و نامشروع خلط مضحکی کرده اید!
اگر عمل مشروعی با نامشروع مقرون گردد،مشروعیت خودش را از دست نخواهد داد.مثلا وقتی نمازگزار در حال نماز به زن نامحرم نگاه کند،گناه کرده است اما گناه آن عمل را برایش جدا می نویسند،نمازش باطل نمی شود!
اسراف و...(البته توضیحش در ادامه خواهد امد)حرام هستند،اما مقرون با عملی اگر شدند کسی نمی گوید آن عمل حرام شده!آن اسراف حرام است!اما توضیح اشتباه شما:
قمه زدن عمل مشروعی است،لذا در حد متعارفش شست و شو و مصرف آب و مواد شوینده و...نه تنها اسراف نیست،بلکه ثواب هم دارد.
اما معنای اسراف چیست اصلا؟
اسراف همانطور که راغب در مفردات آورده است "تجاوز از حد" است!
بنابرین هیچ کسی نمی گوید اسراف در خون!آقای خیرالبریه!
قمه زدن حجامت از سر است،خونی که نباید در سر باشد و وجودش در سر بسیاری از خطرات را برای انسان می تواند سبب شود بیرون می ریزد!منفعت محض است.
بنابرین وقتی عملی مشروع بود،اعمالی که در کنار آن هم انجام می شوند تا وقتی شرعا ایرادی نداشته باشند آنها هم مشروع هستند،مثلا عزاداران با پای گل آلود فرضا وارد حیاط مسجد می شوند،کارشان ایرادی ندارد،شست و شوی مسجد نیز ایرادی ندارد و ثواب هم دارد،اما اگر در این شستشو شخصی از حد تجاوز کرده و ده تا تانکر آب! مصرف کرد،کار آن شخص حرام است،نه ارتباطی به عزاداران دارد نه ارتباطی به اصل تمیز کردن مسجد نه اصل عزاداری و...!
4-من ندیده ام کسی از قمه زنها تا الان وضوی جبیره بگیرد!سرشان را هم با آب و شامپو می شورند،مختصری مسح که سهل است.مسح هم مسمای خاصی دارد از نظر فقهی،آن قسمت نشد قسمتی دیگر از سر!اگر هم کسی وضوی جبیره ای گرفت،آیا شما در فقه سراغ دارید جایی گفته شده باشد وضوی جبیره ای حرام است یا مشکلی دارد؟
بنابرین پرواضح است که شما از اساس در اشتباه هستید؛بلکه در جهل مرکب تشریف دارید؛که امیدوارم با این توضیحات بیرون آمده باشید و دیگر ازین حرفها نزنید و نگذارید من حرفهای بعضی را در مورد شما تصدیق کنم!:p
وهن مذهب مساله ای است که مکلف خودش تشخیصش را می دهد،این از وهن مذهب،اما تکفیر شیعیان و مهدورالدم بودنشان هم تا الان کسی ندیده به خاطر عزاداری باشد!بلکه به خاطر اصول اعتقادات شیعیان،یا فروع دین ایشان،یا بعضی دیگر از وظایف و واجبات شرعی است؛به گمانم قصد ترک همه آنها را دارید؛مبارکتان باشد!
فاتح
Wednesday 25 June 2008, 04:18PM
سلام
اقای فاتح" . با وجود محدودیت فنی فصل مشبعی نوشتید.که مجال پاسخ به تمام ان را ندارم.
سلام
آقای "صالح"
زمان نوشتن از محدودیت فنی خبری نداشتم،بعدش متوجه شدم!
هر وقت تشریف آوردید خدمت هستیم.
saleh57
Wednesday 25 June 2008, 05:12PM
سلام
اقای فاتح" منظورم محدودیت فنی شما بود. بی خیال.
در ارسال 47 (http://iranclubs.net/forums/showpost.php?p=411933&postcount=47) یک سوال خدمتتان داشتم که هنوز پاسخ صریحی با ان ندادید. پاسخ به ان بسیاری از مطالب را روشن می نماید. این همان متن است:
سلام
جناب فاتح":)
ابتدا یک مطلب عرض می کنم و بعد یک سوال از حضورتان می پرسم.
-اینجانب و همفکرانم با تمامی محبان و عزاداران سیدالشهداء (ع)درخصوص تعظیم شعائر همراهیم. عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (ع)رانیز یکی از موارد بارز تعظیم شعائر می دانیم. مصادیق متعددی نیز برای عزاداری هست که مشترکا مورد قبول ماست از ان جمله بکاء/تباکی/سینه زنی/ و امثالهم .به غیر از مورد قمه زدن و تیغ زدن و امثال ان. پس دارید با کسی صحبت می کنید که نه تنها ان را قبول دارد بل ملتزم عملی هم به انها می باشد. بقیه توضیحات نیز ضروری نیست.که مثلا چه کارهایی کرده ام ویا درکدام هیئت و ... انجام وظیفه نموده و می نماییم. برای انکه خوب تر تبیین شود صراحتا به جنابعالی وخواننده محترم می گویم با کسانی هم که به کلیت این دستگاه لطمه بزنند به شدت مخالفم وبه وسعم مخالفت عملی هم داشته ام و انشاالله خواهم داشت.
در میانه مباحث قبلی شما با جناب خیرالبریه در خصوص قمه زنی و ... نیز به جز یک اشاره کوتاه تذکر امیز به جناب خیرالبریه(که نفی حتی سینه زنی و صرخه را می نمودند!) بیشتر ورود نکردم. به یکی دو3 دلیل
1- احساس تکلیفی که شما میکردید برای تند و تیز صحبت کردن. به طوری که باصطلاح پرش ماها رو هم می گرفت. ونمی خواستم با شما بر سر نحوه مباحثه تان درگیر بشوم که روی موضعی بیافتم یا بیافتید که مانع از ادامه همراهی و انجام وظیفه مان شود.
2- اهل علم بودن تان . نمی خواستم و نمی خواهم و نخواهم خواست ولو محدود هم که باشد به این شان لطمه بخورد.
3- نمی خواستم این نزاع فیمابین شماها را اتشی افزون ریخته باشم تا نکند دشمنی سوء استفاده نماید و ... الی اخر.خصوصا که دربند اول نیزعرض کردم کم ملاحظه تشریف داشتید. گرچه صرف حمیت و غیرت دینی تان را می ستایم و برایتان ارزوی موفقیت روزافزون و با بصیرتی افزون تر می طلبم.
- از حضورتان سوالی می کنم از پاسخ به این سوال برای ما ومخاطب محترم معلوم می شود که بحث را از کجا بایست پی گرفت.
واما سوالم:
ایا شما ناخواسته از این ذهنیت متاثر نیستید که هرکس قمه زنی را نفی کند لابد کل عزاداری را نفی کرده است؟ پس مخالف سیدالشهداء(ع)است و ... الی اخر.
و ایا برای این قضیه این ذهنیت را دارید که توطئه ای در پیش است تا کل عزاداری را جمع کنند. و این قمه زنی نیز اولین پله می باشد؟
اصل مطلبم همین سوال بود. اما دیدید که مجبور بودم ان مقدمه ی اولیه نسبتا طولانی را بنگارم تا فضای موضعم روشن گردد. می بینید که خواسته یا ناخواسته فضا بسی سرد است.
وقتی هم که تقاضا می کنم مطلبم را تقطیع ننمایید برای این است که نکند مطلبی را که گفته ام شما مقدماتش را نقل ننموده وبه گونه دیگری تقریر نمایید بعد با فضایی که می سازید مارا مخالف این دستگاه رفیع الهی بدانید و ... .
موفق باشید.
نفسی لنفسک الفداء یا علی:smile07:
ارادتمند ارادتمندان سیدالشهداء (ع)
saleh57
-----------------------------------------
حال لطف کنید و به این سوال اینجانب پاسخ دهید.
باتشکر.:)
saleh57
Wednesday 25 June 2008, 05:54PM
سلام
یک تشکر از ناظر محترم بایستی داشته باشم به خاطر تعدیل عنوان سرنگار به عنوانی متفاوت با قبل.
موفق باشید.
یا علی
mehrdad_123
Thursday 26 June 2008, 03:35AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام یه حضور محبین اهل بیت (ع)
توکلت علی ا...
---------------------------------------
حطاب به جناب خیر البریه
نمیدانم چرا دو خط از نوشته قبلی من حذف شد ! زیرااینجانب ملتزم به رعایت مقررات هستمشما توهین کردید و نوشته شما را هم حذف کردند اما آیا می دانید مطالب حقیر چرا حذف شد؟! آیا می دانید؟!
اولا : خدمت دوستان عرض کنم بلی تمام مناظرات سرجایش است وحقیر هم سر جایم ، امابرای تمرکز جوابها گفتم که بیک آدرس بیایید تا از سردرگمی خوانندگان محترم کاستهشود . مگر اینجا چطوره ؟؟ همین جا جواب دهید اگر میتوانید.
بله سر جایش هست و فرار شما را از ادامه مناظرات هم همه میتوانند ببینند.
ثانیا : از هزاران خطی که نوشته شد آیا یک آیه یا یک حدیث صحیح دال بر قمه زنیبیرون آمد یا خیر ؟؟؟ قضاوت با خوانندگان فهیم.
بله قضاوت با خوانندگان فهیم،خصوصا در مورد ترک بحث از جانب شما،و در مورد اینکه حتی یک روایت و یک دلیل نتوانستید ضد قمه زنی بیاورید.
اولا فرمودید که روایات من بی سند بودند ، مثل اینکهفراموش کردید بعضی روایات از معتبر ترین کتب شیعه مثل اصول کافی و من لا یحضرهالفقیه و تهذیب و استبصار بودند.
وقتی میگوییم شما مخالفین از مسائل علمی سر در نمیاورید و هنوز بدیهی ترین مسائل را نمیدانید،ایراد میگیرید!
شما هنوز نمیدانید سند روایت با منبع روایت فرق میکند!
کافی و ...منبع هستند،و سند روایت چیز دیگری است!
اما از معدود روایات جناب عبد الحسین تنها یک مورد که همین استثنا در مورد امامحسین بود از کتاب معتبر تهذیب بود که ماهم خواستار سند آن شدیم و بقیه روایات جنابعبدا لحسین از کتب ضعیف بحار الانوار و از مراسیل و بدون سند وغیر معتبر.
اولا:
بسیاری از روایاتی که آوردند از کتاب بسیار معتبر کامل الزیارات بود.چه حافظه ضعیفی دارید!
ثانیا:
شما مرسل را قبول ندارید،در حالی که لهوف سید بن طاووس را میگفتید بی چون و چرا صحیح است و روایاتش نیز مرسل بودند!به وصیت امام حسین علیه السلام استناد میکردید و در روایاتتان نیز اورده اید در حالی که مرسل است!در کتب اربعه نیز روایات مرسل بسیار زیادی وجود دارد!یادتان هست وقتی اقای عبدالحسین جواب شما را درباره روایت وصیت امام حسین علیه السلام دادند دیگر جوابی نداشتید که بدهید؟
ثالثا:
کتاب بحارالانوار کتاب ضعیفی نیست و روایاتش بعضی ضعیف و بعضی دیگر معتبر و با اسناد مختلف هستند.لذا هیچ عاقلی نمیگوید چون بحار است پس ضعیف است!الا کسی که مثل شما مخالفین شعائر ازین مسائل چیزی سر در نیاورد.
رابعا:
درباره ارسال سند و...هم اقای عبدالحسین در قسمت پنجم بحث ایات و روایات قمه زنی توضیح دقیق علمی دادند.ولی خب شما متوجه نمیشید!پس مقصر شما هستید!
آیا شما فقط دریک حدیث یاخبر ، فقط در یک روایت اسمی از قمه میبینید ؟؟؟؟ پس بدانیدکه قمه زنی بدعتی است از سوی دشمنان اسلام
روایات درباره جزع و حزن و عزا و...بود و قمه زنی نیز مصداق اینها هستند.ضمنا شما که میگویید روایت ضد قمه زنی اورده اید،ایا فقط در یکی از ان روایات اسم قمه امده است؟؟
ضمن اینکه اگر اسم چیزی در حدیث نیامده باشد مگر ان چیز حتما بدعت است؟دسته روی هم پس لابد بدعت است چون در روایات نیامده است!
ضمنا شما در بحث بدعت شکست خوردید و گریز کردید،یادتان نیست؟
ثانیا با آیات محکم قرآن چه میکنیددیدیم که قرآن موید قمه زنی هم هست،و هیچ دلالتی بر نفی آن ندارد.
اتفاقا برعکس که اماماز خراش باناخن بر صورت نهی نمودند تا چه رسد شمشیر زدن بر سر !!درباره امام حسین علیه السلام جزع استثنا شده است.چه قمه زدن باشد چه خراش دادن صورت و...
باز هم میگویم اسم قمه زنی را در روایاتی که میگویید نشان دهید!
یک مورد نشان دهید که اینجانب روایات صحیح را منکر شده باشمیادتان رفت روایت صحیحه که در کامل الزیارات درباره زیارت امام حسین علیه السلام آمده است را گفتید باید به دیوار مستراح کوبید؟؟
ما با خرافات و بدعت مخالفیم نه شعائردر بحثهایی که با جناب عبدالحسین داشتید و از بحث نیز البته فرار کرده اید روشن شد که نه خرافه را میدانید چیست و نه بدعت را!
با شعائر حسینی نیز مخالفید،مگر شما نبودید که قمه زنی،زنجیر زنی،سینه زنی،نوحه خوانی و...را حرام میدانستید؟
ماهم میدانیم ، اما سخن اینست که اگر ضرر وزیان به جسم خدادادی نزد شریعت مبغوض استآیا از امام سجادمتشرع تر داریم که ایشانمیخواست خود کشی کند ؟؟؟آیا از حضرت یعقوب متدین تر داریم که عمدا خودش راکور کرد ؟؟؟
جوابم را ندادید!
یادتان رفته استاد عزیزم جناب اقای عبدالحسین چه زمانی آن مطلب را از آِیت ا... خوئی نقل کردند؟وقتی شما ادعایی را بی سند و مدرک کردید که خلافش ثابت شد،و وقتی ثابت شد دیگر حرفی نزدید!ًً!!!!!!!
آنچه در شریعت مبغوض است مشخص است،مثل هلاکت نفس یا قطع عضو و...،اما وقتی دلیل شرعی داریم دیگر نمیتوانیم بگوییم مبغوض است،بلکه ممدوح است،چنانچه جهاد نیز به نظر شما خودکشی است.اما اسلام ان را واجب میداند.کسی نگفته امام سجاد (ع) خودکشی کرده بودند،روایت صحیحه ای اورده شد که ایشان جزع نزدیک به مرگ نمودند،شما هم حرفی برای گفتن نداشتید!
همینطور درباره حضرت یعقوب (ع) که نتوانستید به بحث با استاد گرانفدرمان جناب آقای عبدالحسین ادامه بدهید!
جواب کلامم را درباره ادعای نامربوطتان در مورد ضرر زدن به بدن و نظر همه علمای شیعه! بدهید!
پس یا باید قبول کنید که آن روایات مربوط به خودکشیامام جعلی و دروغ است یا ضرر وزیان وخودکشی مبغوض شرع مقدس نیست...!!!اینجا شما گیر کرده اید!
چون یا باید عصمت یعقوب را انکار کنید،یا ایه قران را انکار کنید!
روایت امام سجاد هیچ ربطی به خودکشی ندارد،توضیح این مطلب را اقای عبدالحسین مفصلا در جواب به شما در بحث استفتاء دادند که شما جوابی برای گفتن دیگر نداشتید.
همیشه از بحث فرار میکنید اما بعد از مدتی می ایید و دوباره مطالبی که گفته اید و جواب گرفته اید را تکرار میکنید!
یا اصلا بگویید در قران نیز تناقض است،چون هم صحبت از جهاد است هم خودکشی،و جهاد نیز خود را به کشتن دادن است!
لابد قران هم به نظر شما جعلی است.
اصلا این مسائل ارتباطی به خودکشی ندارند،چنانچه توضیحش داده شده است.اما شما به زور میخواهید به امام معصوم دروغ ببندید و بگویید ایشان میخواست خودکشی کند!!
کجا میروید ؟شما کجا میروید؟ما سرجایمان هستیم!در همین بحث هم اقای حجت برای شما نوشتند و باز شما از جواب دادن فرار کردید!
به راستی کجا میروید؟؟
خیرالبریه
Thursday 26 June 2008, 06:59AM
جناب فاتح فرمودند :
حکم شرع روشن است.
ما سه ماه است در آرزوی دیدن حکم شرع در زمینه قمه زنی هستیم اما تا بحال ازقرآن وسنت چیزی ندیدیم !!
آن عمل مباح است.
بالاخره به صراحت نگفتید که قمه زنی حرام یا مباح یا واجب است ؟؟ کدامیک ؟؟؟؟؟
اگر عمل مشروعی با نامشروع مقرون گردد،مشروعیت خودش را از دست نخواهد داد.
شما ابتدا مشروعیت قمه زنی را ثابت کنید تا به تقارنش با محرمات برسیم واحکام ثانوی مترتب برآن .
[quote]بنابرین وقتی عملی مشروع بود،اعمالی که در کنار آن هم انجام می شوند[/
QUOTE]
مگر خودتان نمیگویید که اگر در نماز بودیم و طلبکار رسید باید نماز را بشکنیم وطلب طلبکار را بدهیم پس در بعضی اوقات عمود دین فدای حق الناس میشود و قمه زنی تضییع حق الناس است نه حق و حقوق فرقه تطبیریه .
[quote]وهن مذهب مساله ای است که مکلف خودش تشخیصش را می دهد،[/
QUOTE]
اگر اینطور است که میفرمایید پس چه احتیاجی به ولی امر وامام داریم ، حسبنا کتاب الله !! احکام خدا که در قرآن آمده و مکلف هم که تشخیص میدهد دیگر نیازی به امام وحاکم نداریم :smile39:
خیرالبریه
Thursday 26 June 2008, 07:36AM
جناب مهرداد 123 فرمودند :
بسیاری از روایاتی که آوردند از کتاب بسیار معتبر کامل الزیارات بود.چه حافظه ضعیفی دارید!
با سلام
فقط یک روایت ، بله فقط یک روایت از همین کتاب کامل الزیارات یا هر کتاب صحیح و ناصحیح ، معتبر وغیر معتبر که در جهان وجود دارد بیاورید که اسم قمه در آن برده شده باشد ... آنگاه ما تسلیم هستیم !!
وقتی اقای عبدالحسین جواب شما را درباره روایت وصیت امام حسین علیه السلام دادند دیگر جوابی نداشتید که بدهید؟
شما که الحمد لله عاقل هستید پس معنی این سخن امام حسین (ع) که به خواهر گرامیش فرمود یا أختی، أحلفک بالله علیک أن تحافظی على هذا الحلف، إذا قتلت فلا تشقی علیّ الجیب، ولا تخمشی وجهک بأظفارک، ولا تنادی بالویل والثبور على شهادتی؛
خواهرم! تو را به خدا سوگند مى دهم که وقتی من کشته شدم گریبانت را پاره مکن، و چهره ات را با ناخن هایت خونین مکن، و به خاطر شهادت من فریاد واویلا سر مده.، جناب عبدالحسین میگفت که نهی امام فقط تا زمان زنده بودن امام معتبر بود وبعد از شهادت امام حسین دیگر معتبر نیست !!! (بعبارتی امام براخودش گفته)عجیب است اندر عجیب
دیگر چه جوابی در خور فهم آقایان بدهم ...
کتاب بحارالانوار کتاب ضعیفی نیست و روایاتش بعضی ضعیف و بعضی دیگر معتبر و با اسناد مختلف هستند.لذا هیچ عاقلی نمیگوید چون بحار است پس ضعیف است!الا کسی که مثل شما مخالفین شعائر ازین مسائل چیزی سر در نیاورد.
بهتر است که موضوع صحت وسقم احادیث را به متخصصین علم رجال واگذار کنیم ؛ حدیث کجاوه زنی حضرت زینت بهیچ عنوان صحت ندارد و علامه مجلسی و... بصورت مرسل + راوی مجهول + ضعیف آنرا آورده اند ... حال خود قضاوت کنید تا چه میزان این خبر درست است !!!
ضمنا شما که میگویید روایت ضد قمه زنی اورده اید،ایا فقط در یکی از ان روایات اسم قمه امده است؟؟
وقتی امام (ع) بسند صحیح از لطمه زدن وخراش برصورت نهی فرمودند ... یعنی برسرخود شمشیر بکوبید :confused:
ضمن اینکه اگر اسم چیزی در حدیث نیامده باشد مگر ان چیز حتما بدعت است؟
بله بدعت است اگر جزو دین درآید.
یادتان رفت روایت صحیحه که در کامل الزیارات درباره زیارت امام حسین علیه السلام آمده است را گفتید باید به دیوار مستراح کوبید؟؟
الله اکبر ؛ کدام روایت ؟؟؟؟؟؟؟؟ کدام کامل الزیارات ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تهمت وافترا نزنید ....من گفتم که روایات فرزندان هند جگرخوار که موهن اهل بیت هستند را بنابه فرمایش خود معصومین بدیوار بزنید ... که البته برای چنین سخنان کثیفی جایی بهتر از دیوار مستراح پیدا نمیشود.
،مگر شما نبودید که قمه زنی،زنجیر زنی،سینه زنی،نوحه خوانی و...را حرام میدانستید؟
ما فقط آیات وروایات را ذکر میکنیم ...اگر با امر خدای متعال واوامر حضرات معصومین مشکل دارید ، تقصیر من چیست ؟؟ به امام (ع) بگویید که چرا چنین سخنی را فرمودند ؟؟؟
به ثقة الاسلام کلینی وشیخ طوسی وشیخ صدوق بگویید که چرا این روایات صحیحه را در کتبشان آورده اند !!!!!
اینجا شما گیر کرده اید!
چون یا باید عصمت یعقوب را انکار کنید،یا ایه قران را انکار کنید!
اتفاقا شما گیر کرده اید ، شما برای توجیه یک حدیث جعلی وکذب ، قرآن را زیر سؤال بردید ...
شما میگویید که یعقوب عمدا خودش را کور کرد پس با آیه لاتلقوا بایدیکم الی التهلکة چه میکنید ..
شما میگویید که امام سجاد (ع) عمدا تا سرحد مرگ جزع نمود پس با آیه لاتلقوا بایدیکم الی التهلکة چه میکنید؟؟؟
الفرار .... ثم الفرار .... جواب دهید اگر میتوانید .
آیات وروایات تحریم کننده قمه زنی وتعصب مخالفین .. (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12903)
فاتح
Thursday 26 June 2008, 01:39PM
ما سه ماه است در آرزوی دیدن حکم شرع در زمینه قمه زنی هستیم اما تا بحال ازقرآن وسنت چیزی ندیدیم !!
آقای خیرالبریه؛
گاهی انسان خودش را به خواب می زند؛دیگر نمی توان بیدارش کرد.برای همین است که حکم شرعی که جواز قمه زنی است(چون دلیلی بر منعش وجود ندارد به عنوان اولی)را نمی خواهید ببینید.نه اینکه در آرزوی دیدنش هستید و ندیده اید.بین این دو فرق بسیاریست.
بالاخره به صراحت نگفتید که قمه زنی حرام یا مباح یا واجب است ؟؟ کدامیک ؟؟؟؟؟
بنده آن را به عنوان اولی مباح می دانم،چون نهیی برای آن از شارع نرسیده است.توضیحات مهمی در مطلب قبلم به شما دادم،با دقت آنها را بخوانید،اشتباه شما از خلط بین بسیاری از مسائل صورت می گیرد.
شما ابتدا مشروعیت قمه زنی را ثابت کنید تا به تقارنش با محرمات برسیم واحکام ثانوی مترتب برآن .
مشروعیت قمه زدن به حکم عقل ثابت است.کسی که می گوید حرام است،باید دلیل بیاورد.
ضمنا شما لازم نیست در مورد تقارنش با محرمات صحبت کنید،شما تا قبل از توضیح من اصلا نمی دانستید که فرق معنون شدن به عنوانی حرام،با مقرون شدن مشروع و نامشروع چیست!شما اول بروید اینها را یاد بگیرید،بعد بیایید.
مگر خودتان نمیگویید که اگر در نماز بودیم و طلبکار رسید باید نماز را بشکنیم وطلب طلبکار را بدهیم پس در بعضی اوقات عمود دین فدای حق الناس میشود و قمه زنی تضییع حق الناس است نه حق و حقوق فرقه تطبیریه .
فرقه تطبیریه دیگر کدام است آقای خیرالبریه؟
تضییع حق الناس چیست؟کدام حق؟
چرا بی خود خلط می کنید؟چه کسی گفته اگر کسی نمازش را شکست،آن هم با حکم شرع،نمازش را "فدا" کرده؟
اگر اینطور است که میفرمایید پس چه احتیاجی به ولی امر وامام داریم ، حسبنا کتاب الله !! احکام خدا که در قرآن آمده و مکلف هم که تشخیص میدهد دیگر نیازی به امام وحاکم نداریم :smile39:
امام می آید تا حکم را بگوید،در موضوعات کاری به کسی ندارد.در بعضی موارد شاید دخالت کند که به دستور شرع است.و الا در غیر این صورت وظیفه اش بیان حکم است.هر آنکه مخاطب حکم است،اگر مصداقش تحدید نشده باشد تشخیصش هم با اوست.
شما مشکلتان ظاهرا با شعائر حسینی نیست فقط،مسائل اعتقادی است!
باقی جوابهایم کو آقای خیرالبریه؟
من تقریبا 27 خط برایتان نوشتم(به استثنای بعضی موارد که حساب نکردم)آیا جواب 27 خط،7 خط است و باقی را باید کلا بی جواب بگذارید؟
خیرالبریه
Friday 27 June 2008, 08:13AM
گاهی انسان خودش را به خواب می زند؛دیگر نمی توان بیدارش کرد.برای همین است که حکم شرعی که جواز قمه زنی است(چون دلیلی بر منعش وجود ندارد به عنوان اولی)را نمی خواهید ببینید.نه اینکه در آرزوی دیدنش هستید و ندیده اید.بین این دو فرق بسیاریست.
با سلام
ببین عزیز : وقتی که خدای متعال فرمود رسول الله (ص) الگوی حسنه شماست و هنگامیکه ما معصومین را الگو میدانیم این بدان معنی است که تمامی رفتار ایشان الگواست ؛ نمازشان وقیام وقعودشان وهمه سکناتشان و....پس قمه نزدن ایشان هم الگوی ماست وگرنه خدای سبحان ایشان را بدون قمه زدن الگو قرار نمیداد .
ضمنا مگر خود امام (ع) نفرمود :
وسبل الراغبین الیک شارعه و اعلام القاصدین الیک واضحه
پس دیگر چه احتیاجی به مباحات داریم ؟؟؟
جالب است که جاده اصلی سعادت وخوشبختی بوسیله ثقلین مشخص شده اما شما میگویید برویم در جاده ای که نمیدانیم سر از کجا در بیاوریم و بر لبه پرتگاه شبهه و اختلاف فقهاست است ؟؟!!
بنده آن را به عنوان اولی مباح می دانم،چون نهیی برای آن از شارع نرسیده است.توضیحات مهمی در مطلب قبلم به شما دادم،با دقت آنها را بخوانید،اشتباه شما از خلط بین بسیاری از مسائل صورت می گیرد.
حرف من اینست که خدای متعال فرمود : لا تقدموا بین یدی الله ورسوله : مسلمانتر از خدا ورسولش نشوید ...لطفا ...از کجا معلوم که همین مباحی که شما میگویید مصداق این آیه نباشد ؟؟
مگر الله نفرمود : لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة ... پس اگر شما نشان دادید که رسول الله یا هریک از معصومین قمه زده باشند آنگاه ثابت کرده اید که اسوه اند !!!
یا اینکه بگویید که دین خدا کامل وتمام نیست وبوسیله قمه و شمشیر کامل میشود و رسول الله هم الگو نیست !!!
ضمنا شما بین یک امر واجب مثل نماز ومقرون شدنش به حرام با یک امر مباح ومقرون شدنش به حرام فرق نمیگذارید ؟! ان هذا شیء عجیب
مشروعیت قمه زدن به حکم عقل ثابت است.کسی که می گوید حرام است،باید دلیل بیاورد.
ضمنا شما لازم نیست در مورد تقارنش با محرمات صحبت کنید،شما تا قبل از توضیح من اصلا نمی دانستید که فرق معنون شدن به عنوانی حرام،با مقرون شدن مشروع و نامشروع چیست!شما اول بروید اینها را یاد بگیرید،بعد بیایید.
همان عقل وسیره عقلا از این عمل بیزار است اولا
در جایی که ما حکم مولوی شارع را نداریم نوبت به عقل میرسد ثانیا
آیات و روایات متعدد که قبلا آورده شد در نهی و حرمت ضرر وزیان (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12903)به نفس وآبروی مومنین و...ثالثا
شما بهتر است که اولین نوشته من در رد قمه زنی را که در سه ماه پیش که هنوز خبری از جنابعالی نبود ، در سخنرانی آیت الله وحید نوشتم مطالعه کنید ، خواهید دید که دومین ایراد من به قمه زنی همین آثار ثانوی و منجر شدن به محرمات آن ، از قبیل مخدوش نمودن نماز و اسراف و...بوده است.
واولین کسی که حد وسط را برای عمل مباح تعریف کرد اینجانب بودم که بزبان قابل فهم بیان کردم که مقارنت با مشروع ومحرمات بسادگی از آن استنباط میشود.
فرقه تطبیریه دیگر کدام است آقای خیرالبریه؟
تضییع حق الناس چیست؟کدام حق؟
چرا بی خود خلط می کنید؟چه کسی گفته اگر کسی نمازش را شکست،آن هم با حکم شرع،نمازش را "فدا" کرده؟
فرقه تطبیریه از حدود 400 سال پیش توسط دشمنان اسلام و امپراتوری بریتانیای کبیر و مقارن با فرقه زایی استعمارگران در بلاد اسلامی شایع شد ...تقریبا مثل شیخیه و بهائیه ووهابیه و....
تضییع حق الناس : هنگامیکه قمه زنان آبروی جامعه شیعیان را میبرند و آبروی مومن مثل خونش محترم است وحتی خون شیعیان سایر کشورها را هدر میدهند ، آیا حق الناسی بالاتر از این ؟؟
اگر نماز ستون دین است ومهمترین واجب عینی ، چرا آنرا بقول خودتان با یک عمل مباح خراب کنیم ؟؟؟
امام می آید تا حکم را بگوید،در موضوعات کاری به کسی ندارد.در بعضی موارد شاید دخالت کند که به دستور شرع است.و الا در غیر این صورت وظیفه اش بیان حکم است.هر آنکه مخاطب حکم است،اگر مصداقش تحدید نشده باشد تشخیصش هم با اوست.
شما مشکلتان ظاهرا با شعائر حسینی نیست فقط،مسائل اعتقادی است!
المتقدم لهم مارق والمتأخر عنهم زاهق .... واللازم لهم لاحق
باقی جوابهایم کو آقای خیرالبریه؟
من تقریبا 27 خط برایتان نوشتم(به استثنای بعضی موارد که حساب نکردم)آیا جواب 27 خط،7 خط است و باقی را باید کلا بی جواب بگذارید؟
خوب سؤالتان را بفرمایید تا جواب دهیم ...
ضمنا کیفیت مهم است ممکن است که صد خط بنویسید وحاشیه نویسی کنید و ذهن خواننده را منحرف کنید اما ما انگشت روی نقطه حساس میگذاریم .... هنوز جواب ما ر ا نداده اید :
فقط یک روایت ، بله فقط یک روایت از همین کتاب کامل الزیارات یا هر کتاب صحیح و ناصحیح ، معتبر وغیر معتبر که در جهان وجود دارد بیاورید که اسم قمه در آن برده شده باشد ... آنگاه ما تسلیم هستیم !!
خوب بسم الله جواب دهید .
mehrdad_123
Friday 27 June 2008, 02:25PM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام بحضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
--------------------------------
فقط یک روایت ، بله فقط یک روایت از همین کتاب کامل الزیارات یا هر کتاب صحیح و ناصحیح ، معتبر وغیر معتبر که در جهان وجود دارد بیاورید که اسم قمه در آن برده شده باشد ... آنگاه ما تسلیم هستیم !!
جناب خيرالبريه ی بزرگوار
در روايات صحيحي كه آورده شده صحبت از جزع هست،حزن هست و...و قمه زدن مصداقي از جزع و حزن است.الا اينكه بگوييد شما اصلا حزن بر اهل بيت را قبول نداريد!كه در اين صورت ما حرفي با شما نداريم.ضمن اينكه فرد مدعي حرمت بايد دليل بياورد،آيا توانستيد يك حديث و فقط يك حديث بياوريد كه اسم قمه زني در آن آورده شده باشد و از قمه زدن نهي كرده باشد؟؟
شما که الحمد لله عاقل هستید پس معنی این سخن امام حسین (ع) که به خواهر گرامیش فرمود یا أختی، أحلفک بالله علیک أن تحافظی على هذا الحلف، إذا قتلت فلا تشقی علیّ الجیب، ولا تخمشی وجهک بأظفارک، ولا تنادی بالویل والثبور على شهادتی؛
خواهرم! تو را به خدا سوگند مى دهم که وقتی من کشته شدم گریبانت را پاره مکن، و چهره ات را با ناخن هایت خونین مکن، و به خاطر شهادت من فریاد واویلا سر مده.، جناب عبدالحسین میگفت که نهی امام فقط تا زمان زنده بودن امام معتبر بود وبعد از شهادت امام حسین دیگر معتبر نیست !!! (بعبارتی امام براخودش گفته)عجیب است اندر عجیب
دیگر چه جوابی در خور فهم آقایان بدهم ...
آقاي عبدالحسين هرگز نگفتند امام براي خودش گفته است!جواب ايراد بي اساس شما را دادند.شما هم قبول كرديد.گفتيد توضيح بده.ايشان هم توضيح دادند.يادتان رفته است؟در ترجمه روايت هم تحريف كرده ايد،حضرت نفرموده اند به خاطر شهادت من،بلكه كلامشان به ظرف زماني مخصوصي اختصاص دارد كه هنگام شهادت است.در خود روايت مشخص است!شما چه ميگوييد؟توضيحات علمي ديگري را هم اقاي عبدالحسين همانجا به شما داده بودند.و دلايل مختلفي آوردند.اما فراموش كرده ايد،شايد هم خود را به فراموشي زده ايد
بهتر است که موضوع صحت وسقم احادیث را به متخصصین علم رجال واگذار کنیم ؛ حدیث کجاوه زنی حضرت زینت بهیچ عنوان صحت ندارد و علامه مجلسی و... بصورت مرسل + راوی مجهول + ضعیف آنرا آورده اند ... حال خود قضاوت کنید تا چه میزان این خبر درست است !!!
درباره مرسل بودن روايات،در بخش پنجم بحث آيات و روايات قمه زني استاد عزیزم آقاي عبدالحسين توضيحات لازم را داده اند.به همانجا رجوع كنيد.همين حديثي كه شما به آن استناد كرده ايد و الان در موردش توضيح بهتون دادیم مرسل است،چطور اگر شما به مرسلي استناد كنيد ايرادي ندارد،اما ديگري اگر به مرسلي كه مورد تاييد علماي بزرگ هست هم استناد كند ايراد دارد؟
يادتان رفته ميگفتيد لهوف سيد بن طاووس بي چون و چرا همه اش صحيح است؟غير ازين است كه لهوف همه اش مرسل است؟با اين تناقضات شما چه كار كنيم؟يك جا روايتي را بي چون و چرا صحيح ميدانيد،در حالي كه معتقديد همان روايت
اصلا صحت ندارد
وقتی امام (ع) بسند صحیح از لطمه زدن وخراش برصورت نهی فرمودند ... یعنی برسرخود شمشیر بکوبید :confused:
ائمه از لطمه زدن در عزا نهي كرده اند،اما براي امام حسين عليه السلام اين مساله استثنا شده است.چون جزع براي امام حسين عليه السلام استثنا شده است.چنانچه در عزاي امام حسين عليه السلام به نقل از همان افرادي كه شما كلامشان را بي چون و چرا صحيح ميدانيد اهل بيتشان در محضر امام معصوم بر صورت خراش داده و لطمه زدند.رواياتي در اين خصوص را از قول همان كه كلامش را بي چون و چرا صحيح ميدانستيد در بحث نوحه خواني و لطم و صيحه و...آمده است!فراموش كرديد؟
ضمنا گفتیم که بگوييد در كدام روايت اسم قمه آمده است!چرا جواب نميدهيد؟؟
بله بدعت است اگر جزو دین درآید.
ميگوييد بدعت است اگر جزو دين در آيد!
در بحث بدعت كه شما از ادامه آن فرار كرديد به شما مفصلا جواب دادند!
هيچ كس براي قمه زني خصوصيت شرعي و جزئيت در دين قائل نيست.لذا طبق كلام خودتان قمه زدن بدعت نيست.باز هم سوال ميكنم:با اين تناقضات شما ما چه كار كنيم؟؟
الله اکبر ؛ کدام روایت ؟؟؟؟؟؟؟؟ کدام کامل الزیارات ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تهمت وافترا نزنید ....من گفتم که روایات فرزندان هند جگرخوار که موهن اهل بیت هستند را بنابه فرمایش خود معصومین بدیوار بزنید ... که البته برای چنین سخنان کثیفی جایی بهتر از دیوار مستراح پیدا نمیشود.
باز هم فراموشي بهتان دست داد دوست عزیز!
شما روايات صحيحه اهل بيت عليهم السلام را در خصوص استحباب زيارت امام حسين عليه السلام ولو با علم به خطر و مرگ جعلي دانسته و گفتيد بايد به ديوار مستراح كوبيده شود!الان فراموش كرده و مي گوييد الله اكبر!كدام كامل الزيارات!!!تمام ان روايات در كامل الزيارات موجود است
ما فقط آیات وروایات را ذکر میکنیم ...اگر با امر خدای متعال واوامر حضرات معصومین مشکل دارید ، تقصیر من چیست ؟؟ به امام (ع) بگویید که چرا چنین سخنی را فرمودند ؟؟؟
به ثقة الاسلام کلینی وشیخ طوسی وشیخ صدوق بگویید که چرا این روایات صحیحه را در کتبشان آورده اند !!!!!
باز هم تناقض اندر تناقض!
ميگوييد سينه زني حرام است،اما در بحث ديگري می گویید سينه زني را حرام نميدانيد بلكه خودتان سينه ميزنيد!:smile55:
اخر حرفتان چه شد؟؟لطم سينه زني است،بر سر زدن است،و مصاديقي ديگر!اما شما حرامش ميدانيد،اما جاي ديگر ميگوييد من حرام ندانستم!
ضمنا ائمه ان را براي برخي حرام دانسته اند،چنانچه بعضي را استثنا كرده اند.
حالا شما كلام ايشان را قبول نداريد تقصير ما چيست؟
اتفاقا شما گیر کرده اید ، شما برای توجیه یک حدیث جعلی وکذب ، قرآن را زیر سؤال بردید ...
شما میگویید که یعقوب عمدا خودش را کور کرد پس با آیه لاتلقوا بایدیکم الی التهلکة چه میکنید ..
شما میگویید که امام سجاد (ع) عمدا تا سرحد مرگ جزع نمود پس با آیه لاتلقوا بایدیکم الی التهلکة چه میکنید؟؟؟
الفرار .... ثم الفرار .... جواب دهید اگر میتوانید .
آیات وروایات تحریم کننده قمه زنی وتعصب مخالفین .. (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12903)
درباره هلاكت،اينكه امام خودكشي كرد به قول شما يا نكرد به قول ما،و...در بحث استفتاي شيخ زين العابدين آقاي عبدالحسين مفصلا براي شما توضيح دادند كه جوابي نداشتيد!مثال هايي نيز اوردند كه باز جوابي نداشتيد!
و به قول خودتان الفرار!
شما روايت صحيح را قبول نداريد،بعد به ديگران ايراد ميگيريد!
ضمنا جناب خيرالبريه،حقیر تقريبا دو برابر چيزي كه جواب داده ايد برايتان نوشته ام!
باقي جوابها كجاست؟:smile27:
باز بگوييد ما فرار ميكنيم;)
فاتح
Friday 27 June 2008, 03:28PM
با سلام
ببین عزیز : وقتی که خدای متعال فرمود رسول الله (ص) الگوی حسنه شماست و هنگامیکه ما معصومین را الگو میدانیم این بدان معنی است که تمامی رفتار ایشان الگواست ؛ نمازشان وقیام وقعودشان وهمه سکناتشان و....پس قمه نزدن ایشان هم الگوی ماست وگرنه خدای سبحان ایشان را بدون قمه زدن الگو قرار نمیداد .
با سلام
اين شبهه شبهه وهابيون است،البته وهابيون سالها قبل به اشتباهشان واقف شدند و از موقفشان تا حد زيادي عدول كردند؛اما شما هنوز نفهميده ايد!
بنابرين شما معتقديد اكثر اعمالي كه امروز ما مرتكب مي شويم،در زندگي روزمره،همه و همه غير جايز است؛چون ائمه انها را مرتكب نشده اند!
انقدر اين حرف بي ارزش است كه نياز به توضيح بيشتر نداشته باشد.اگر مي خواهيد مخالف باشيد با دليل درست مخالفت كنيد؛البته دليل درستي براي مخالفت وجود ندارد،اما لااقل مي توانيد دليلي بياوريد كه كسي به شما نخندد.چون هنوز معني الگو را هم نمي دانيد!
ضمنا مگر خود امام (ع) نفرمود :
وسبل الراغبین الیک شارعه و اعلام القاصدین الیک واضحه
پس دیگر چه احتیاجی به مباحات داریم ؟؟؟
كجاي اين عبارت دلالتي دارد كه احتياجي به مباحات نداريم؟؟؟
جالب است که جاده اصلی سعادت وخوشبختی بوسیله ثقلین مشخص شده اما شما میگویید برویم در جاده ای که نمیدانیم سر از کجا در بیاوریم و بر لبه پرتگاه شبهه و اختلاف فقهاست است ؟؟!!
مساله اي كه تا چند سال قبل مورد اختلاف فقها نبود و امروزه بر سر غرضهايي كه بر همگان ديگر روشن شده است عده اي با آن مخالف شده اند،را نمي شود گفت جاده اي است كه نمي دانيم سر از كجا در مي آوريم!
جاده خوشبختي به وسيله ثقلين مشخص شده است؛يكي از فروع اين جاده عزاداري براي اباعبدالله الحسين(ع)به همه اشكال متعارف آن مثل قمه زني و زنجير زني و...است.
حرف من اینست که خدای متعال فرمود : لا تقدموا بین یدی الله ورسوله : مسلمانتر از خدا ورسولش نشوید ...لطفا ...از کجا معلوم که همین مباحی که شما میگویید مصداق این آیه نباشد ؟؟
اين آيه نهي است و مباح چيزي است كه نه امري بر آن است و نه نهيي بر آن!!
متوجه هستيد كه؟؟
ضمنا انجام اين عمل شريف ابدا مصداق آن آيه نيست؛آيه رو گويي درست متوجه نشده ايد!
مگر الله نفرمود : لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة ... پس اگر شما نشان دادید که رسول الله یا هریک از معصومین قمه زده باشند آنگاه ثابت کرده اید که اسوه اند !!!
اين آيه معناي واضحي دارد،معنايش اين نيست كه اگر ائمه كاري را انجام ندادند،پس ما هم انجام ندهيم؛به توضيحاتم در ابتداي اين بحث رجوع كنيد؛حتي درباره انجام دادن ائمه هم صد در صد اين را كسي نمي تواند بگويد كه هر كاري ائمه انجام دادند انجامش براي ما جايز است.فعل معصوم تابع هزار و يك عنوان مي تواند باشد.
یا اینکه بگویید که دین خدا کامل وتمام نیست وبوسیله قمه و شمشیر کامل میشود و رسول الله هم الگو نیست !!!
دين خدا كامل است؛از نشانه هاي كامل بودنش اين است كه معصومين سلام الله عليهم،از آنجا كه مي دانستند كه در طي گذشت زمان مصاديق فراواني براي اعمال مختلف به وجود مي آيد،حكم را فرموده اند،تا براي همه زمان ها و مكانها تكليف معين باشد.لذا گفته اند حزن برا اهل بيت ثواب دارد؛جزع ثواب دارد؛عزاداري ثواب دارد؛قمه زني هم مصداقي از همينهاست.چنانچه زنجير زني همين است.يا سينه زني و...
ضمنا شما بین یک امر واجب مثل نماز ومقرون شدنش به حرام با یک امر مباح ومقرون شدنش به حرام فرق نمیگذارید ؟! ان هذا شیء عجیب
صحبت ما در چه مورد بود؟دوباره بخوانيد،متوجه مي شويد.
مساله اين است كه "مشروع"،با مقرون شدن به نامشروع،حكمش تغيير نمي كند.نماز مشروع است،قمه زدن هم مشروع است.از لحاظ مشروعيت فرقي ندارند.يكي واجب است و ديگري مستحب است.
همان عقل وسیره عقلا از این عمل بیزار است اولا
بين عقل و بناء عقلا فرق بسياري است اولا.
ثانيا نه عقل حكمي بر نفي قمه زني دارد،نه عقلاء از آن بيزار هستند؛
در جایی که ما حکم مولوی شارع را نداریم نوبت به عقل میرسد ثانیا
هيچ حكمي در نهي از قمه زدن وجود ندارد،اولا.
ثانيا ادله نوبتي نيستند؛همه با هم هستند؛براي همين است گاهي خدا حرفي را زده است،اما حكم عقل ظاهرش را نمي تواند قبول كند؛لذا تاويلش واجب بوده و اخذ به ظاهرش شرك است.
(http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12903)آیات و روایات متعدد که قبلا آورده شد در نهی و حرمت ضرر وزیان (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12903)به نفس وآبروی مومنین و...ثالثا (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12903)
نه قمه زدن ضرر به نفس است،نه ضرر به آبروي كسي است.اولا.
ضرر زدن به بدن هم مطلقا حرمت ندارد،هيچ آيه و روايتي هم در اين باره وجود ندارد،ثانيا.
شما بهتر است که اولین نوشته من در رد قمه زنی را که در سه ماه پیش که هنوز خبری از جنابعالی نبود ، در سخنرانی آیت الله وحید نوشتم مطالعه کنید ، خواهید دید که دومین ایراد من به قمه زنی همین آثار ثانوی و منجر شدن به محرمات آن ، از قبیل مخدوش نمودن نماز و اسراف و...بوده است.
مطالب بي اهميتتان و خنده دارتان را همان وقت خواندم؛تشريف هم داشتيم!ولي شركت نمي كردم؛كاربر محترم و بزرگوار،جناب عبدالحسين هم مفصلا جوابتان را دادند؛نتيجه چه شد؟فرار شما از بحث.
آن زمان هم همين اشتباه هاي عجيبي را داشتيد كه الان داريد؛جوابتان را آن زمان كسان ديگري دادند،اينجا من دادم.ولي كي مي خواهيد درست شويد؟شما هنوز ساده ترين مسائل را نفهميده ايد،معنايش را نمي دانيد،اطلاع ازش نداريد!چطور حكم صادر مي كنيد؟
واولین کسی که حد وسط را برای عمل مباح تعریف کرد اینجانب بودم که بزبان قابل فهم بیان کردم که مقارنت با مشروع ومحرمات بسادگی از آن استنباط میشود.
يادتان باشد اين نظرتان را در جاي ديگري مطرح نكنيد؛اين حرفها انقدر غير علمي و عجيب و غريب هست كه اصلا ارزش و اهميتي نداشته باشد.نه در تعريف مباح درست گفتيد،نه فهميديد مقرون شدن مشروع و نامشروع چه فرقي با معنون شدن به عنوان حرام دارد!
فرقه تطبیریه از حدود 400 سال پیش توسط دشمنان اسلام و امپراتوری بریتانیای کبیر و مقارن با فرقه زایی استعمارگران در بلاد اسلامی شایع شد ...تقریبا مثل شیخیه و بهائیه ووهابیه و....
رييس اين فرقه كيست؟
خود قمه زنها به چنين فرقه اي معترف هستند؟همانطور كه بهائي ها و شيخي ها و...معترفند؟
تضییع حق الناس : هنگامیکه قمه زنان آبروی جامعه شیعیان را میبرند و آبروی مومن مثل خونش محترم است وحتی خون شیعیان سایر کشورها را هدر میدهند ، آیا حق الناسی بالاتر از این ؟؟
قمه زنها افتخار جامعه شيعيان هستند؛خون كسي را هم هدر ندادند.كجا ديده ايد به خاطر قمه زني دشمنان بيايند و شيعيان را بكشند؟
اگر نماز ستون دین است ومهمترین واجب عینی ، چرا آنرا بقول خودتان با یک عمل مباح خراب کنیم ؟؟؟
چرا توضيح نمي دهيد چگونه نماز با قمه زني خراب مي شود؟؟
مطالبي درباره وضو و..گفتيد،جوابشان را هم گرفتيد.حرف ديگري هم مانده است؟
المتقدم لهم مارق والمتأخر عنهم زاهق .... واللازم لهم لاحق
بله وقتي معصوم حكم را فرموده است المتقدم لهم مارق و...
اما جواب حرف من اين نبود!
جواب چه شد؟
خوب سؤالتان را بفرمایید تا جواب دهیم ...
گفتم 27 خط نوشتم،اما جواب خيلي هايش را نداديد!لازم نيست حتما سوال باشد!
فقط یک روایت ، بله فقط یک روایت از همین کتاب کامل الزیارات یا هر کتاب صحیح و ناصحیح ، معتبر وغیر معتبر که در جهان وجود دارد بیاورید که اسم قمه در آن برده شده باشد ... آنگاه ما تسلیم هستیم !!
خوب بسم الله جواب دهید.
حرمت نياز به دليل دارد،شما ابتدا يك روايت و فقط يك روايت،بياوريد كه اسم "قمه زني"(دقت كنيد)در آن باشد و نهي كرده باشد،بنده هم قول مي دهم بعد از روايت شما روايتي بياورم كه اسم قمه در آن برده شده باشد!
خب بسم الله جواب دهيد!
خیرالبریه
Friday 27 June 2008, 05:17PM
جناب خيرالبريه ی بزرگوار
در روايات صحيحي كه آورده شده صحبت از جزع هست،حزن هست و...و قمه زدن مصداقي از جزع و حزن است.الا اينكه بگوييد شما اصلا حزن بر اهل بيت را قبول نداريد!كه در اين صورت ما حرفي با شما نداريم.
وعلیکم السلام مهرداد عزیز :
حدود جزع کجاست ؟؟؟ گریه راقبول دارم چون امام (ع) امر به آن فرمود ...اما آیا میتوان هر عملی ولو مسخره و موهن را مصداق جزع دانست ؟؟؟
یکنفر میگه من میخوام شیردان گوسفند بر سرم بریزم ؛ آن یکی میگه من دلم میخواد در عاشورا برقصم !! چون تشخیص با مکلف است !!!
ضمن اينكه فرد مدعي حرمت بايد دليل بياورد،آيا توانستيد يك حديث و فقط يك حديث بياوريد كه اسم قمه زني در آن آورده شده باشد و از قمه زدن نهي كرده باشد؟؟
خنده دار است ؛ وقتی امام (ع) از خراش صورت با ناخن و لطم و...نهی فرمودند یعنی با شمشیر بر سر خود بکوبید !!!!
خداوند نهی فرمود از مشروب خوردن ، ما ویسکی میخوریم چون خداوند نفرمود که ویسکی نخورید فقط گفت مشروب نخورید :smile39:
خداوند فرمود لاتفسدوا فی الارض : نفرمود که آدم کشی وقتل وقمه کشی و راهبندان ودیسکو ..نکنید !!!
آقاي عبدالحسين هرگز نگفتند امام براي خودش گفته است!جواب ايراد بي اساس شما را دادند.شما هم قبول كرديد.گفتيد توضيح بده.ايشان هم توضيح دادند.يادتان رفته است؟در ترجمه روايت هم تحريف كرده اید
شاید ما از سخنان جناب عبدالحسین چیزی نفهمیدیم ، خوب شما کلام ایشان را ترجمه کنید . چگونه شده است که با این صراحت نهی امام را تا قبل از شهادت معتبر میدانید در حالیکه در خود حدیث آمده بر شهادت من گریبان چاک مده وصورت نخراش ....
درباره مرسل بودن روايات،در بخش پنجم بحث آيات و روايات قمه زني استاد عزیزم آقاي عبدالحسين توضيحات لازم را داده اند.به همانجا رجوع كنيد.همين حديثي كه شما به آن استناد كرده ايد و الان در موردش توضيح بهتون دادیم مرسل است،چطور اگر شما به مرسلي استناد كنيد ايرادي ندارد،اما ديگري اگر به مرسلي كه مورد تاييد علماي بزرگ هست هم استناد كند ايراد دارد؟
يادتان رفته ميگفتيد لهوف سيد بن طاووس بي چون و چرا همه اش صحيح است؟غير ازين است كه لهوف همه اش مرسل است؟با اين تناقضات شما چه كار كنيم؟يك جا روايتي را بي چون و چرا صحيح ميدانيد،در حالي كه معتقديد همان روايت
اصلا صحت ندارد
اولا: که این حدیث در کتب مختلفی بصور متفاوتی آمده حتی درکتاب معتبر کامل الزیارات بصورت دیگری که مقوی حدیث ماست آمده :
از امام محمد باقر ( ع ) روايت مي کند که هنگامي که امام حسين ( ع ) در صدد کوچيدن از مدينه برآمد ، زنان بني عبدالمطلب آمدند و به نوحه سرايي پرداختند تا آن که امام حسين ( ع ) ميانشان رفت و گفت ، شما را بخدا سوگند مبادا که نافرماني خدا و رسول باشد که از شما سر بزند(کامل الزيارات ، ص 195 ، ح 275 ، باب 29) . که مراد آن حضرت لااقل شق جيوب و خمش وجوه را شامل ميشود
طریقه ما دراستناد به مراسیل ؛ جستجوی شاهد و طرق دیگر برآنهاست.
ثانیا : احادیث صحیح بسیاری از کتب اربعه تقویت کننده این حدیث مرسل است .
ضمنا گفتیم که بگوييد در كدام روايت اسم قمه آمده است!چرا جواب نميدهيد؟؟
هروقت شما گفتید در کدام آیه قرآن آمده که عرق وویسکی وودکا و شو و دیسکو و اکس و... حرام است ما هم میگوییم !!!
شما روايات صحيحه اهل بيت عليهم السلام را در خصوص استحباب زيارت امام حسين عليه السلام ولو با علم به خطر و مرگ جعلي دانسته و گفتيد بايد به ديوار مستراح كوبيده شود!الان فراموش كرده و مي گوييد الله اكبر!كدام كامل الزيارات!!!تمام ان روايات در كامل الزيارات موجود است
بی دقتی کردید جانم ، من فقط آن حدیث را که در آن جزع امام سجاد(ع) تاحد مرگ را گفته بود ، جعلی دانستم بخاطر اینکه خود راوی از ابن قولویه روایت میکند ، چطور شد که جزو کتاب کامل الزیارات شد !!!!!
دیدید دقت نمیکنید وما مجبور به تکرار مکررات هستیم ، مگر قبلا ثابت نکردم که این حدیث بعدا به کتاب کامل الزیارات ملحق گشته !!!
ميگوييد سينه زني حرام است،اما در بحث ديگري می گویید سينه زني را حرام نميدانيد بلكه خودتان سينه ميزنيد!:smile55:
اخر حرفتان چه شد؟؟لطم سينه زني است،بر سر زدن است،و مصاديقي ديگر!اما شما حرامش ميدانيد،اما جاي ديگر ميگوييد من حرام ندانستم!
ضمنا ائمه ان را براي برخي حرام دانسته اند،چنانچه بعضي را استثنا كرده اند.
حالا شما كلام ايشان را قبول نداريد تقصير ما چيست؟
100 بار گفتم که ما خروج از طریق متعارف و عقلایی را حرام میدانیم ، سینه زدن در حد معقول که ضرر نداشته باشد اشکالی ندارد اما لطم وشمشیر وتیغ و علم وموسیقی و... در کجای شرع آمده است .
ضمنا بنده همین سینه زنی را با احادیث معتبر واز طریق تحقیق بدست آوردم اما دیگران چی ؟ اگر از صد نفر از عزاداران حسینی بپرسید چرا سینه میزنید 95 نفرشان خواهند گفت چون دیگران میزنند ماهم تقلید میکنیم !!!
چرا شیعه هستید ؟؟ چون والدینمان بودند !! ؟؟
حدیث زیر راببینید :
وروي ابن قولويه في ( كامل الزيارات ) عن أبي عن سعد عن الجاموراني عن الحسن بن علي بن أبي حمزة عن أبيه عن أبي عبد الله ( ع ) سمعته يقول : " إن البكاء والجزع مكروه للعبد في كل ما جزع ما خلا البكاء على الحسين بن علي عليهما السلام فإنه فيه مأجور
این حدیث معتبر بصراحت وظیفه عزاداران وحدود آنرا مشخص نموده مخصوصا کلمه : ما خلا البکاء
ضمنا جناب خيرالبريه،حقیر تقريبا دو برابر چيزي كه جواب داده ايد برايتان نوشته ام!
كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن الله والله مع الصابرين
فان یكن منكم مئهٔ صابرهٔ یغلبوا مأتین و ان یكن منكم الف یغلبوا الفین
ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مأتین، وان یکن منکم مائة یغلبوا الفا
خیرالبریه
Friday 27 June 2008, 05:47PM
با سلام
اين شبهه شبهه وهابيون است،البته وهابيون سالها قبل به اشتباهشان واقف شدند و از موقفشان تا حد زيادي عدول كردند؛اما شما هنوز نفهميده ايد!
بنابرين شما معتقديد اكثر اعمالي كه امروز ما مرتكب مي شويم،در زندگي روزمره،همه و همه غير جايز است؛چون ائمه انها را مرتكب نشده اند!
انقدر اين حرف بي ارزش است كه نياز به توضيح بيشتر نداشته باشد.اگر مي خواهيد مخالف باشيد با دليل درست مخالفت كنيد؛البته دليل درستي براي مخالفت وجود ندارد،اما لااقل مي توانيد دليلي بياوريد كه كسي به شما نخندد.چون هنوز معني الگو را هم نمي دانيد!
لفاظی بس است ؛ هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین ... شما که معنی الگو را میدانید بیاورید ؟؟
معلوم است که هر گاه شکست میخورید وجوابی برای گفتن ندارید فورا میچسبید به وهابیت ...
كجاي اين عبارت دلالتي دارد كه احتياجي به مباحات نداريم؟؟؟
شما هستید که میگویید والله قد افلح من طبر ... یعنی خدای متعال نمیدانست که قمه زدن اینقدر مفید است وسعادتبخش وکمال آفرین ، اما فراموش کرد در قرآنش مثل این آیه بیاورد !!!!:smile39:
مساله اي كه تا چند سال قبل مورد اختلاف فقها نبود و امروزه بر سر غرضهايي كه بر همگان ديگر روشن شده است عده اي با آن مخالف شده اند،را نمي شود گفت جاده اي است كه نمي دانيم سر از كجا در مي آوريم!
جاده خوشبختي به وسيله ثقلين مشخص شده است؛يكي از فروع اين جاده عزاداري براي اباعبدالله الحسين(ع)به همه اشكال متعارف آن مثل قمه زني و زنجير زني و...است.
اصلا مگر قمه زنی تا 4 قرن پیش کجا بود که فقها در مورد آن اختلافی داشته باشند ، بله از زمان ظهور انگلیس و فرقه زایی ..شروع شد.
اين آيه نهي است و مباح چيزي است كه نه امري بر آن است و نه نهيي بر آن!!
متوجه هستيد كه؟؟
ضمنا انجام اين عمل شريف ابدا مصداق آن آيه نيست؛آيه رو گويي درست متوجه نشده ايد!
اتفاقا این آیه مصداق تمام عیار عمل تند روان است ؛ نهی آیه مربوط به همه اعمالی است که در قرآن وسنت برآن حکمی نرفته ، بنابراین قمه زنی هم مشمول آنست.
اين آيه معناي واضحي دارد،معنايش اين نيست كه اگر ائمه كاري را انجام ندادند،پس ما هم انجام ندهيم؛به توضيحاتم در ابتداي اين بحث رجوع كنيد؛حتي درباره انجام دادن ائمه هم صد در صد اين را كسي نمي تواند بگويد كه هر كاري ائمه انجام دادند انجامش براي ما جايز است.فعل معصوم تابع هزار و يك عنوان مي تواند باشد.
پس چگونه معصومین اسوه والگو شدند ؟؟؟
دين خدا كامل است؛از نشانه هاي كامل بودنش اين است كه معصومين سلام الله عليهم،از آنجا كه مي دانستند كه در طي گذشت زمان مصاديق فراواني براي اعمال مختلف به وجود مي آيد،حكم را فرموده اند،تا براي همه زمان ها و مكانها تكليف معين باشد.لذا گفته اند حزن برا اهل بيت ثواب دارد؛جزع ثواب دارد؛عزاداري ثواب دارد؛قمه زني هم مصداقي از همينهاست.چنانچه زنجير زني همين است.يا سينه زني و...
حد آخر جزع مرگ است پس چرا خود را نمیکشید ؟؟؟
صحبت ما در چه مورد بود؟دوباره بخوانيد،متوجه مي شويد.
مساله اين است كه "مشروع"،با مقرون شدن به نامشروع،حكمش تغيير نمي كند.نماز مشروع است،قمه زدن هم مشروع است.از لحاظ مشروعيت فرقي ندارند.يكي واجب است و ديگري مستحب است.
اثمها اکبر من نفعهما ... ما هم میدانیم اما نماز کجا وقمه زنی کجا ؟؟ نماز واجب عینی است اما قمه زنی بقول شما عملی مباح است که بلافاصله مقرون بحرام میشود بواسطه آثار ثانوی از قبیل اسراف و وهن مذهب و...
بين عقل و بناء عقلا فرق بسياري است اولا.
ثانيا نه عقل حكمي بر نفي قمه زني دارد،نه عقلاء از آن بيزار هستند؛
این را باید نظر سنجی کرد تا ببینیم .
هيچ حكمي در نهي از قمه زدن وجود ندارد،اولا.
ثانيا ادله نوبتي نيستند؛همه با هم هستند؛براي همين است گاهي خدا حرفي را زده است،اما حكم عقل ظاهرش را نمي تواند قبول كند؛لذا تاويلش واجب بوده و اخذ به ظاهرش شرك است.
به آدرس زیر بیایید تا نهی شارع را ببینید :
آیات وروایات تحریم کننده قمه زنی وتعصب مخالفین .. (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12903)
نه قمه زدن ضرر به نفس است،نه ضرر به آبروي كسي است.اولا.
ضرر زدن به بدن هم مطلقا حرمت ندارد،هيچ آيه و روايتي هم در اين باره وجود ندارد،ثانيا.
گویا آیه زیر در قرآن شما نیست : لا تلقوا بایدیکم الی التهلکة
پس خودتان را کور کنید !!!
ضمنا چرا اجماع فقها براینست که اگر کسی را کبود کنیم آنقدر طلا دارد واگر کور کنیم آنقدر دیه دارد و...
آن زمان هم همين اشتباه هاي عجيبي را داشتيد كه الان داريد؛جوابتان را آن زمان كسان ديگري دادند،اينجا من دادم.ولي كي مي خواهيد درست شويد؟شما هنوز ساده ترين مسائل را نفهميده ايد،معنايش را نمي دانيد،اطلاع ازش نداريد!چطور حكم صادر مي كنيد؟
خوب جواب دهید چر ا فقط با کلمات بازی میکنید ؟؟؟
رييس اين فرقه كيست؟
خود قمه زنها به چنين فرقه اي معترف هستند؟همانطور كه بهائي ها و شيخي ها و...معترفند؟
شما بهتر باید بدانید چون قمه میزنید ، ببینید اولین قمه زن کیست .
قمه زنها افتخار جامعه شيعيان هستند؛خون كسي را هم هدر ندادند.كجا ديده ايد به خاطر قمه زني دشمنان بيايند و شيعيان را بكشند؟
این ادعای شماست ،
مگر محمدبن عبدالوهاب فتوای قتل قمه زنان را نداد؟؟؟
چرا توضيح نمي دهيد چگونه نماز با قمه زني خراب مي شود؟؟
مطالبي درباره وضو و..گفتيد،جوابشان را هم گرفتيد.حرف ديگري هم مانده است؟
اگر جای مسح سر خونی ونجس باشد ؛ وضوجبیره شد ، آیا نماز مشکلی پیدا نمیکند ...جواب دهید.
بله وقتي معصوم حكم را فرموده است المتقدم لهم مارق و...
اما جواب حرف من اين نبود!
جواب چه شد؟
حکم فرمودند که فریاد نزنید و صورت نخراشید و....فهل من مدکر ؟؟؟
حرمت نياز به دليل دارد،شما ابتدا يك روايت و فقط يك روايت،بياوريد كه اسم "قمه زني"(دقت كنيد)در آن باشد و نهي كرده باشد،بنده هم قول مي دهم بعد از روايت شما روايتي بياورم كه اسم قمه در آن برده شده باشد!
خب بسم الله جواب دهيد!
وقال الإمام الباقرعليه السلام: " أشد الجزع الصراخ بالويل والعويل، ولطم الوجه والصدر، وجز الشعر منالنواصي، ومن أقام النواحة فقد ترك الصبر، وأخذ في غير طريقه" (الكافي 3/222-223،وسائل الشيعة 2/915، بحار الأنوار 82/89). ومنها قول الصادق عليه السلام: "منضرب يده على فخذه عند المصيبة حبط أجره" (الكافي 3/225)وما رواه الكليني أيضا عن الصادقأنه قال: " لا ينبغي الصياح على الميت ولا بشق الثياب (الكافي 3/225).عن أبي عبد اللهعليه السلام في قول الله عز وجل (( ولا يعصينك في معروف)) قال: ( المعروف أن لا يشققن جيبا ولا يلطمن وجها ولا يدعون ويلا ولا يقمن عندالقبر) تفسير نور الثقلين 5/308، مستدرك الوسائلقوله: ( ليس منا من ضربالخدود وشق الجيوب) مستدرک الوسایل للنوری
هروقت شما گفتید در کدام آیه قرآن آمده که عرق وویسکی وودکا و شو و دیسکو و اکس و دختر بازی و بوسه و ... حرام است ما هم میگوییم !!!
فاتح
Friday 27 June 2008, 10:02PM
لفاظی بس است ؛ هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین ... شما که معنی الگو را میدانید بیاورید ؟؟
معلوم است که هر گاه شکست میخورید وجوابی برای گفتن ندارید فورا میچسبید به وهابیت ...
آقای خیرالبریه؛
در رفتن شما از جواب دادن به نوشته های من،نشان می دهد که چه کسی شکست خورده است و جوابی برای گفتن ندارد.دوباره عرضم را تکرار می کنم لطفا اگر حرفی دارید نقد کنید و اگر ندارید ادعای بی اهمیتتان را پس بگیرید:
بنابرين شما معتقديد اكثر اعمالي كه امروز ما مرتكب مي شويم،در زندگي روزمره،همه و همه غير جايز است؛چون ائمه انها را مرتكب نشده اند!
منتظرم.
شما هستید که میگویید والله قد افلح من طبر ... یعنی خدای متعال نمیدانست که قمه زدن اینقدر مفید است وسعادتبخش وکمال آفرین ، اما فراموش کرد در قرآنش مثل این آیه بیاورد !!!!
عزاداری امام حسین(ع)به همه مصادیقش،باعث رستگاری است.مسلم است که مثلا ما در قرآن حتی نداریم که برای امام حسین(ع)باید جزع کرد.اما جزع بر امام حسین(ع)یکی از راه های رستگاری است.مطابق مبنای شما خدای متعال نمی دانست که جزع سعادتبخش است،و فراموش کرد که در قرآنش آیه درباره جزع بر امام حسین(ع)بیاورد!!
الا اینکه شما بگویید معتقدید راه رستگاری فقط منحصر در مصادیقی است که در قرآن آمده است!مثلا اگر انسان مصداقی را متناسب با زمان از یک مفهوم کلی ماخوذ از قرآن و حدیث انجام داد اصلا به رستگاری نمی رسد،بلکه اگر هم برسد(مثل کسانی که اقامه جشن در میلاد رسول الله می کنند و این یکی از راه های رستگاری است)خدای متعال فراموش کرده در قرآن بیاورد که این کار از راه های رسیدن به رستگاری است!!
اصلا مگر قمه زنی تا 4 قرن پیش کجا بود که فقها در مورد آن اختلافی داشته باشند ، بله از زمان ظهور انگلیس و فرقه زایی ..شروع شد.
جوابم را ندادید.دوباره تکرار می کنم،دقت کنید،جواب کلام مرا بدهید:
مساله اي كه تا چند سال قبل مورد اختلاف فقها نبود و امروزه بر سر غرضهايي كه بر همگان ديگر روشن شده است عده اي با آن مخالف شده اند،را نمي شود گفت جاده اي است كه نمي دانيم سر از كجا در مي آوريم!
جاده خوشبختي به وسيله ثقلين مشخص شده است؛يكي از فروع اين جاده عزاداري براي اباعبدالله الحسين(ع)به همه اشكال متعارف آن مثل قمه زني و زنجير زني و...است.
اتفاقا این آیه مصداق تمام عیار عمل تند روان است ؛ نهی آیه مربوط به همه اعمالی است که در قرآن وسنت برآن حکمی نرفته ، بنابراین قمه زنی هم مشمول آنست.
باز هم جواب ندادید.
صحبت از مباح کرده بودید،گفتم آیه نهی دارد؛و مباح مورد نهی نیست؛چنانچه مورد امر نیست؛
جوابم چه شد؟بگویید اشتباه کرده اید،بعد حرف دیگری بزنید.
اما جوابتان:
بیشتر دقت کنید،آیه شریفه مصداق عمل کسی قرار نمی گیرد،عمل دیگران مصداق آیه قرار می گیرد!
آیه ناظر به عمل تندروانی است که خودشان را بر خدا و رسول مقدم می کنند.در واقع حکم صادر می کنند بغیر ما انزل الله.نه اینکه از ادله حکم جواز قمه زنی یا استحبابش را به دست می آورند،چنانچه از قرآن و سنت استحباب تعظیم شعائر و حزن و جزع و...ثابت می شود.
پس چگونه معصومین اسوه والگو شدند ؟؟؟
متوجه منظورتان نشدم.من هم می گویم معصومین اسوه و الگو هستند.اما این به این معنی است که اعمالی که ائمه انجام می دهند-در اکثر موارد-برای ما نیز سرمشق است.بلکه اعمال آنها در همه موارد-با توجه به حکم و موضوع-برای ما سرمشق است.اما برای فهم حکم عمل به عنوان اولی،نیاز به بررسی عناوین مختلف و ظروف زمانی و مکانی فعل معصوم داریم؛اعمالی هم که ایشان بر انجامش مصر بوده اند-بدون در نظر گرفتن عناوین ثانویه-رجحان شرعی دارند؛اما اثبات شی نفی ماعدا نمی کند؛این به این معنی نیست که اگر ائمه کاری را نکردند،آن کار رجحان شرعی ندارد؛چون ممکن است آن کار یکی از مصادیق برای عناوین راجحه باشد؛
حد آخر جزع مرگ است پس چرا خود را نمیکشید ؟؟؟
حدود شرعی وجود دارد که تکلیف انسان را در موارد مختلف مشخص کرده است.خودکشی مباشرتا جایز نیست.
اثمها اکبر من نفعهما ... ما هم میدانیم اما نماز کجا وقمه زنی کجا ؟؟ نماز واجب عینی است اما قمه زنی بقول شما عملی مباح است که بلافاصله مقرون بحرام میشود بواسطه آثار ثانوی از قبیل اسراف و وهن مذهب و...
گفتم:
نماز مشروع است،قمه زدن هم مشروع است.از لحاظ مشروعيت فرقي ندارند.
فکر نمی کنم کلامم غیر واضح بوده باشد.
ضمن اینکه قمه زدن مستحب است،که مقرون به حرام هم نیست؛نه اسرافی در قمه زدن است،نه وهن مذهبی وجود دارد.
این را باید نظر سنجی کرد تا ببینیم .
بناء عقلاء نیاز به نظر سنجی ندارد؛چنانچه حد معتنی بهی از عقلاء عملی را مرتکب شوند کفایت می کند.گرچه عقلاء دیگری با ایشان ممکن است در آن مساله مخالف باشند.مثلا بسیاری از عقلاء انجام برخی از عمل های جراحی را قبول ندارند؛انجامش هم نمی دهند؛اما بسیاری دیگر قبول دارند؛و انجامش می دهند؛همین کافی است تا متحمل شدن مشقت های آن عمل ها و مضراتش،در زمره اضرار عقلائی باشد که منع شرعی ندارد،لذا فقهاء نیز آن را تحریم نمی کنند.همینطور ورزش های سنگین،و قبول بسیاری از عقلاء و رفض بسیاری دیگر.اما چنانچه همه عقلاء عالم عملی را مردود می دانستند،چنین عملی توجیه عقلائی نخواهد داشت.
به آدرس زیر بیایید تا نهی شارع را ببینید :
آیات وروایات تحریم کننده قمه زنی وتعصب مخالفین .. (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12903)
این آدرس را قبلا دیده ام؛اما در هیچ یک از روایات اسمی از قمه زدن نبود!
اگر روایتی دارید که اسمی از قمه زدن دارد بیاورید.جواب قسمت دوم نوشته ام چه شد؟لااقل اگر نمی خواهید جواب دهید نقل قولش هم نکنید؛اما اگر می خواهید پاسخ دهید بند به بند را پاسخ دهید،و همه نوشته ام را.
گویا آیه زیر در قرآن شما نیست : لا تلقوا بایدیکم الی التهلکة
پس خودتان را کور کنید !!!
ضمنا چرا اجماع فقها براینست که اگر کسی را کبود کنیم آنقدر طلا دارد واگر کور کنیم آنقدر دیه دارد و...
در قرآن هست.اما اضرار یک مفهوم است،که القاء نفس در تهلکه مصداقی از دهها و صدها مصداق ان است.اگر یک مصداق از چیزی حرام بود،دلیل نمی شود تمامی مصادیق آن نیز حرام باشند.
کور کردن نیز اسقاط قوه است،و حرمت دارد.اما غیر از چنین ضررهایی،دلیلی برای حرمت اضرار به نفس وجود ندارد.
خودتان می گویید اگر کسی را کبود کنیم و...اضرار به غیر فرق می کند با اضرار به نفس،صحبت ما بر سر اضرار به نفس است،نیست؟
خوب جواب دهید چر ا فقط با کلمات بازی میکنید ؟؟؟
شما جوابتان را گرفته اید؛هم در آن بحث از بزرگواران دیگر،هم در این بحث از بنده.اما نه آنجا جواب استدلال ایشان را دادید،نه اینجا جواب عرایض من را.
شما بهتر باید بدانید چون قمه میزنید ، ببینید اولین قمه زن کیست .
من چنین فرقه ای را نمی شناسم،شما که ادعایش را دارید معرفی کنید!
این ادعای شماست ،
مگر محمدبن عبدالوهاب فتوای قتل قمه زنان را نداد؟؟؟
چرا داد،اما به علت این است که همیشه دشمنان اسلام با شعائر حسینی مشکل داشته اند.
چرا می خواهید با مخالفتتان محمد بن عبدالوهاب را یاری کنید؟
اگر جای مسح سر خونی ونجس باشد ؛ وضوجبیره شد ، آیا نماز مشکلی پیدا نمیکند ...جواب دهید.
اگر وضو جبیره باشد،(فارغ از توضیحات قبلیم)خود جبیره بودن به نماز ضرری نمی زند؛اما اگر منظورتان نجس بودن است،بدانید که تمام قمه زنها بعد از قمه زنی سرشان را می شورند.لذا نجاستی دیگر در کار نیست.
حالا شما جواب دهید:
کجای قمه زدن به نماز ضرری می رساند؟
حکم فرمودند که فریاد نزنید و صورت نخراشید و....فهل من مدکر ؟؟؟
برای غیر امام حسین(ع)و مثل ایشان بله،اما برای ایشان این اعمال استثنا شده و ثواب هم دارند.در چند خط بعدی جوابتان را بیشتر می دهم.
وقال الإمام الباقرعليه السلام: " أشد الجزع الصراخ بالويل والعويل، ولطم الوجه والصدر، وجز الشعر منالنواصي، ومن أقام النواحة فقد ترك الصبر، وأخذ في غير طريقه" (الكافي 3/222-223،وسائل الشيعة 2/915، بحار الأنوار 82/89). ومنها قول الصادق عليه السلام: "منضرب يده على فخذه عند المصيبة حبط أجره" (الكافي 3/225)وما رواه الكليني أيضا عن الصادقأنه قال: " لا ينبغي الصياح على الميت ولا بشق الثياب (الكافي 3/225).عن أبي عبد اللهعليه السلام في قول الله عز وجل (( ولا يعصينك في معروف)) قال: ( المعروف أن لا يشققن جيبا ولا يلطمن وجها ولا يدعون ويلا ولا يقمن عندالقبر) تفسير نور الثقلين 5/308، مستدرك الوسائلقوله: ( ليس منا من ضربالخدود وشق الجيوب) مستدرک الوسایل للنوری
به اولین روایتی که نقل کرده اید دقت کنید؛
شدید ترین مراتب جزع را بیان می نماید.
همین جزع برای امام حسین(ع)مستحب است.لذا خودتان اعتراف به استثناء بودن آن می کنید؛اما باز هم می آیید و انکار می کنید!
در پست قبلیتان خطاب به برادر ارجمند آقای مهرداد،حدیث آوردید که جزع بر امام حسین(ع)مستحب است.البته ناشیانه قسمتی از حدیث را تحریف کرده و کلمه جزع را حذف نمودید؛اما در هر حال،آنچه مهم است استحباب جزع برای امام علیه السلام است.لذا مطابق روایات معتبر،همین صراخ و لطم و جزالشعر و...که در بسیاری از موارد گناه دارند،برای امام حسین علیه السلام نه تنها گناه ندارند،نه تنها حتی مکروه هم نیستند،بلکه مستحبند.
باقی روایات نیز قس علی هذا.
باز هم اسم قمه را در آنها ندیدم!
هروقت شما گفتید در کدام آیه قرآن آمده که عرق وویسکی وودکا و شو و دیسکو و اکس و دختر بازی و بوسه و ... حرام است ما هم میگوییم !!!
خدای متعال وقتی صحبت از حرمت مشروب می کند،صحبت از مست کنندگی آن کرده است.به نظر شما ویسکی و ودکا مایع مست کننده نیستند؟؟
اما باقی موارد:
صحبت ما بر سر روایتی بود که اسم از قمه زدن در آن آمده باشد،پس از جواب در نروید!
اما این مثالهای شما،مسلم است که برای بسیاری از آنها ما روایت داریم،همچون ارتباط با نامحرم،لمس نامحرم و...که دختر بازی و بوسه را شامل می شود!مواردی هم که در زمانهای بعد از ائمه به وجود آمده اند حرمتشان از عمومات استفاده می شود.
قمه زنی هم اگر عنوانی حرام "حقیقتا" بر آن منطبق شود حکمش تغییر می کند.مثل قمه زنی شخصی که منجر به مرگش می شود،چنانچه عالم به موت باشد؛اما در غیر این صورت خیر.عناوین استحباب هم اگر بر آن منطبق شوند حکمش استحباب است.مثل حزن و جزع و...
قمه زدن به عنوان عزا انجام می گردد،لذا مستحب است.اما در این بین چنانچه برای شخصی و در موردی،عنوانی حرام نیز بر آن منطبق شد،برای همان شخص و در همان مورد حکم خاص دیگری را دارد.
حالا جواب مرا بدهید!
mehrdad_123
Saturday 28 June 2008, 12:37AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
---------------------------------
جناب خیرالبریه ی بزرگوار فرمودند:
حدود جزع کجاست ؟؟؟ گریه راقبول دارم چون امام (ع) امر به آن فرمود ...اما آیا میتوان هر عملی ولو مسخره و موهن را مصداق جزع دانست ؟؟؟
یکنفر میگه من میخوام شیردان گوسفند بر سرم بریزم ؛ آن یکی میگه من دلم میخواد در عاشورا برقصم !! چون تشخیص با مکلف است !!!
جناب خیرالبریه ی گرامی:
حدود جزع عرفی است
در مناطق مختلف افراد به شیوه های مختلف جزعشان را نشان می دهند در همین ایران عزیز هم همینطور است.
گریه را قبول دارید چون امام به آن امر فرموده اند،پس چطور نوحه و جزع و..را قبول ندارید با اینکه ائمه امر فرموده اند؟
اعمالی که به عنوان عزا انجام می شوند را عرف باید بپذیرد و عرفا به عنوان عزا شناخته شده باشند.چنانچه قمه زنی و زنجیر زنی و شبیه خوانی و...امروزه در بین شیعیان به عنوان مصداقی از عزا هستند.
ضمن اینکه شرعا هم نباید حرمت داشته باشند.مثل رقص!!! بعید است که عزاداری را با دیسکو و رقص قیاس می کنید ما را چه می شود ا... اعلم
خنده دار است ؛ وقتی امام (ع) از خراش صورت با ناخن و لطم و...نهی فرمودند یعنی با شمشیر بر سر خود بکوبید !!!!
خداوند نهی فرمود از مشروب خوردن ، ما ویسکی میخوریم چون خداوند نفرمود که ویسکی نخورید فقط گفت مشروب نخورید :smile39:
خداوند فرمود لاتفسدوا فی الارض : نفرمود که آدم کشی وقتل وقمه کشی و راهبندان ودیسکو ..نکنید !!!
درباره ویسکی و...استاد عزیز آقای فاتح به شما جواب دادند.لذا دیگر نیازی به جواب حقیر نیست درباره خراش صورت و لطم هم برای غیر امام حسین (ع) است،برای امام حسین علیه السلام همان ائمه (ع)تجویز کرده اند
اهل بیتشان انجام داده اند به شهادت کسانی که کلماتشان را بی چون و چرا صحیح می دانید!!
ضمنا صحبت بر سر روایت نهی قمه زنی است لطفا بگویید در کدام روایت اسمی از قمه زنی آمده و نهی شده است؟
شاید ما از سخنان جناب عبدالحسین چیزی نفهمیدیم ، خوب شما کلام ایشان را ترجمه کنید . چگونه شده است که با این صراحت نهی امام را تا قبل از شهادت معتبر میدانید در حالیکه در خود حدیث آمده بر شهادت من گریبان چاک مده وصورت نخراش ....
حضرت فرموده اند: "هنگام شهادت من" و ظرف زمان را مشخص کرده اند برای همین است که طبق نقل همان سید بن طاووس،که بی چون و چرا گفتارش را صحیح می دانستید،حضرت زینب سلام ا... علیها در مجلس یزید لعنه ا... گریبانش را پاره کرد آیا می توانیم بگوییم ایشان خلاف وصیت برادر عمل کردند؟ ا... اکبر
اما وصیت برادرشان مربوط به زمان شهادت بود،چنانچه فرمودند اذا انا قتلت...و نگفتند بعد از شهادت من و...
اولا: که این حدیث در کتب مختلفی بصور متفاوتی آمده حتی درکتاب معتبر کامل الزیارات بصورت دیگری که مقوی حدیث ماست آمده :
از امام محمد باقر ( ع ) روايت مي کند که هنگامي که امام حسين ( ع ) در صدد کوچيدن از مدينه برآمد ، زنان بني عبدالمطلب آمدند و به نوحه سرايي پرداختند تا آن که امام حسين ( ع ) ميانشان رفت و گفت ، شما را بخدا سوگند مبادا که نافرماني خدا و رسول باشد که از شما سر بزند(کامل الزيارات ، ص 195 ، ح 275 ، باب 29) . که مراد آن حضرت لااقل شق جيوب و خمش وجوه را شامل ميشود
طریقه ما دراستناد به مراسیل ؛ جستجوی شاهد و طرق دیگر برآنهاست.
ثانیا : احادیث صحیح بسیاری از کتب اربعه تقویت کننده این حدیث مرسل است .
اولا
در کتاب کامل الزیارات اصلا این حدیث نیامده و هیچ ربطی به حدیثی که شما گفتید ندارد!!!!!!
ثانیا
در حدیث نیامده مراد آن حضرت شق جیب و..است،بلکه این عبارتی است که در یکی از کتب ضد قمه زنی آمده است!بی خود آن را به عنوان حدیث قالب نکنید!
ثالثا
این حدیث در چند منبع آمده و همه نیز مرسل هستند.لذا با توجه به مبنای شما قبول نیست!:)
رابعا
نافرمانی خدا که در روایت کامل الزیارات آمده است منظور جزع به عنوان اعتراض به قضاء ا... است
خامسا
شما گفتید مرسل را قبول ندارید،لذا طبق نظرتان این حدیث نیز مردود است و حق استناد به آن را ندارید.اگر می گویید روایات کتب اربعه تقویت کننده اش هستند،درباره حضرت زینب سلام ا... علیها هم حقیر می گوید روایات جزع و حزن تقویت کننده اش هستند
هروقت شما گفتید در کدام آیه قرآن آمده که عرق وویسکی وودکا و شو و دیسکو و اکس و... حرام است ما هم میگوییم !!!
جواب شما را در این مورد آقای عبدالحسین در بحث استفتای شیخ زین العابدین دادند،آقای فاتح هم در همین بحث فرمودند.اما هی باز تکرار کنید!
بی دقتی کردید جانم ، من فقط آن حدیث را که در آن جزع امام سجاد(ع) تاحد مرگ را گفته بود ، جعلی دانستم بخاطر اینکه خود راوی از ابن قولویه روایت میکند ، چطور شد که جزو کتاب کامل الزیارات شد !!!!!
شما بی دقتی میکنید و ما هم مجبور به تکرار مکررات هستیم!شما را به خدا،ببینید کلام خودتان را و کلام استاد عزیزم جناب عبدالحسین را در بحث استفتای شیخ زین العابدین،صفحه 21،پست 306:
کلام استاد:
حتی در مواردی هم که علم به مرگ بوده است ائمه معصومین دستور به عمل داده اند،چنانچه در خصوص زیارت امام حسین علیه السلام حتی با علم به مرگ نیز دستور به رفتن داده شده است گرچه شخص بداند که میمیرد و روایات "صحیحه" بسیاری در این خصوص وجود دارد.
جواب شما بزرگوار:
بزن به دیوار مستراح این روایات مخالف قرآن را
فهمیدید جناب خیرالبریه چه کسی بی دقتی می کند؟کی این حرف رو زد؟ حقیر؟یا شما بزرگوار؟حالا بگید روایات صحیحه را قبول دارید................
درباره ملحق شدن این حدیث به کامل الزیارات هم حرفتان مهم نبود،چون سند حدیث مهم بوده نه مصدرش
دیدید دقت نمیکنید وما مجبور به تکرار مکررات هستیم ، مگر قبلا اثبات نشد که این حدیث بعدا به کتاب کامل الزیارات ملحق گشته !!!:)
100 بار گفتم که ما خروج از طریق متعارف و عقلایی را حرام میدانیم ، سینه زدن در حد معقول که ضرر نداشته باشد اشکالی ندارد اما لطم وشمشیر وتیغ و علم وموسیقی و... در کجای شرع آمده است .
ضمنا بنده همین سینه زنی را با احادیث معتبر واز طریق تحقیق بدست آوردم اما دیگران چی ؟ اگر از صد نفر از عزاداران حسینی بپرسید چرا سینه میزنید 95 نفرشان خواهند گفت چون دیگران میزنند ماهم تقلید میکنیم !!!
چرا شیعه هستید ؟؟ چون والدینمان بودند !! ؟؟
حدیث زیر راببینید :
وروي ابن قولويه في ( كامل الزيارات ) عن أبي عن سعد عن الجاموراني عن الحسن بن علي بن أبي حمزة عن أبيه عن أبي عبد الله ( ع ) سمعته يقول : " إن البكاء والجزع مكروه للعبد في كل ما جزع ما خلا البكاء على الحسين بن علي عليهما السلام فإنه فيه مأجور
این حدیث معتبر بصراحت وظیفه عزاداران وحدود آنرا مشخص نموده مخصوصا کلمه : ما خلا البکاء
آقا جان برادر من سینه زنی مصداقی از لطم است یا نه؟ مگر لطم را حرام نمیدانیذ؟ ا... اکبر ا... اکبر
مگر نمیگویید ائمه(ع) هر کاری انجام نداده اند باید ترک شود؟خب ائمه (ع) کجا سینه زده اند؟؟
اما درباره حدیث جزع!
سبحان ا...
تا دیروز میگفتید جزع حرام است میگفتید این روایات جعلی هستند!همین روایت را استاد گرانقدر آقای عبدالحسین برایتان آوردند اما تهمت جعلی بودن زدید!یادتان رفته است؟اما الان خودتان ان را اوردید و جزع را قبول کرده اید،اما جالب این است که در روایت تحریف کرده و در قسمت آخر روایت که اسم جزع می آید کلمه جزع را حذف کرده اید!!!:smile27:
كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن الله والله مع الصابرين
فان یكن منكم مئهٔ صابرهٔ یغلبوا مأتین و ان یكن منكم الف یغلبوا الفین
ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مأتین، وان یکن منکم مائة یغلبوا الفا
سعی کنید همانقدر که برایتان مینویسیم بند به بند جواب دهید لطفا!!!
می خواهم بدانم آیاتی که آوردید چه ربطی به بحث ما دارد؟ واقعا چه ربطی به بحث ما دارد؟!:)
ا...هم عجل لولیک الفرج
یا حق
خیرالبریه
Saturday 28 June 2008, 09:27AM
چون مطالب جناب فاتح تکراری است از تکرار مکررات خسته شدم ، به پاسخ مطالب جناب مهرداد میپردازیم:
گریه را قبول دارید چون امام به آن امر فرموده اند،پس چطور نوحه و جزع و..را قبول ندارید با اینکه ائمه امر فرموده اند؟
با سلام خدمت دوست بزرگوار وعزیزم جناب مهرداد 123:
ما خواستار حدیث صحیح در مورد نوحه و صرخه ولطم هستیم ، حدیث گریه وتباکی را قبلاهم گفتم که معتبر است وبه صور مختلف ودر طرق متعدد روایت شده ، اما آیا احادیث لطم و صرخه و..همین طور هستند ؟؟؟
ضمن اینکه شرعا هم نباید حرمت داشته باشند.مثل رقص!!! بعید است که عزاداری را با دیسکو و رقص قیاس می کنید ما را چه می شود
کجای قرآن آمده که رقص ودیسکو حرام است ؟!!! البته خود میدانید که هدف حقیر از اینگونه کنایات همان مقصود است که دیگر نگویید که قمه زنی در کدام روایت حرام گشته ...چون وقتی نهی معصوم بر عملی به مراتب کمتر مثل خراش صورت وشق جیوب را داریم دیگر مسخره است که عین کلمه قمه را بخواهیم ...دقت کنید .
است،برای امام حسین علیه السلام همان ائمه (ع)تجویز کرده اند
اهل بیتشان انجام داده اند به شهادت کسانی که کلماتشان را بی چون و چرا صحیح می دانید!!
حضرت فرموده اند: "هنگام شهادت من" و ظرف زمان را مشخص کرده اند برای همین است که طبق نقل همان سید بن طاووس،که بی چون و چرا گفتارش را صحیح می دانستید،حضرت زینب سلام ا... علیها در مجلس یزید لعنه ا... گریبانش را پاره کرد آیا می توانیم بگوییم ایشان خلاف وصیت برادر عمل کردند؟ ا... اکبر
عزیزم پس چرا معطل هستید ؟؟؟ چرا آن احادیث صحیح را نمی آورید ؟؟
کدام کلام را من صحیح دانستم ، بله تعارض دو روایت در لهوف که یکی از نهی امام حسین (ع) به خواهرش خبر میداد ودیگری از شق جیوب زینب (س) یکی مرسل وبدون قرینه بود ودیگری مرسل وبا قرینه محکم در کامل الزیارات وارشاد و... حال بگویید آیا یک خبر مرسل واحد را قبول کنیم یا خبر مرسلی که با یک حدیث متصل و معتبر تقویت وتایید گشته ؟
در کتاب کامل الزیارات اصلا این حدیث نیامده و هیچ ربطی به حدیثی که شما گفتید ندارد!!!!!!
از استاد عبدالحسین بپرسید که هست یا نه !!!
در حدیث نیامده مراد آن حضرت شق جیب و..است،بلکه این عبارتی است که در یکی از کتب ضد قمه زنی آمده است!بی خود آن را به عنوان حدیث قالب نکنید!
با شواهد و قرائن دیگر تقویت میشود که مراد امام حسین (ع) از نهی چه بوده .
نافرمانی خدا که در روایت کامل الزیارات آمده است منظور جزع به عنوان اعتراض به قضاء ا... است
بالاخره این حدیث در کتاب کامل الزیارات هست یا نه ؟؟
شما گفتید مرسل را قبول ندارید،لذا طبق نظرتان این حدیث نیز مردود است و حق استناد به آن را ندارید.اگر می گویید روایات کتب اربعه تقویت کننده اش هستند،درباره حضرت زینب سلام ا... علیها هم حقیر می گوید روایات جزع و حزن تقویت کننده اش هستند
مرسلی که مقرون به شواهد وقرائن باشد مقبول عقلا ست اولا
احادیثی را که میگویید (جزع وحزن وحدودآن) به طرق صحیح بیاورید ، تسلیم هستیم ثانیا
حتی در مواردی هم که علم به مرگ بوده است ائمه معصومین دستور به عمل داده اند،چنانچه در خصوص زیارت امام حسین علیه السلام حتی با علم به مرگ نیز دستور به رفتن داده شده است گرچه شخص بداند که میمیرد و روایات "صحیحه" بسیاری در این خصوص وجود دارد
اساس بحث ما هم همین است که چگونه امام (ع) بر خلاف قرآن عمل میکند ؟؟ آیا قران را بپذیریم یا روایات جعلی را ؟؟
درباره ملحق شدن این حدیث به کامل الزیارات هم حرفتان مهم نبود،چون سند حدیث مهم بوده نه مصدرش
چطور شد ؟؟ آیا کتاب کامل الزیارات معتبر است یا احادیثی که بعدا به آن ملحق گشته !!! چطور شد ما که نفهمیدیم ؟؟
ضمنا قبلا هم گفتم باز هم تکرا ر : این حدیث مخالف قرآن است اولا
جزو کتاب کامل الزیارات نیست ثانیا
مگر نمیگویید ائمه(ع) هر کاری انجام نداده اند باید ترک شود؟خب ائمه (ع) کجا سینه زده اند؟؟
اما درباره حدیث جزع!
سبحان ا...
تا دیروز میگفتید جزع حرام است میگفتید این روایات جعلی هستند
اولا : ما احادیث صحیح و معتبررا قبول داریم ...مثل گریه وتباکی و مجلس عزای حضرات ائمه (ع)
ثانیا : سینه زدن متعارف و معقول ، مورد پذیرش عقلا است و میتوان حداقلی را از روایات مربوطه از آن برداشت نمود .
اما زنجیر وشمشیر و علم و موسیقی را از کجا در آوردید ؟؟ خوب باز بگویید که مخالف کل عزاداری هستیم ...اتقوا الله
الان خودتان ان را اوردید و جزع را قبول کرده اید،اما جالب این است که در روایت تحریف کرده و در قسمت آخر روایت که اسم جزع می آید کلمه جزع را حذف کرده اید
کجا وچی را حذف کردم ؟؟؟ اصل حدیث را در کتاب کامل الزیارات ببینید .
سعی کنید همانقدر که برایتان مینویسیم بند به بند جواب دهید لطفا!!!
می خواهم بدانم آیاتی که آوردید چه ربطی به بحث ما دارد؟ واقعا چه ربطی به بحث ما دارد؟
شما گفتید که من کم جواب میدهم و شما زیاد ... واین آیات نشانه پیروزی کیفیت بر کمیت است.
فاتح
Saturday 28 June 2008, 07:42PM
آقای خیرالبریه؛
نوشتید:
چون مطالب جناب فاتح تکراری است از تکرار مکررات خسته شدم ،
از تکرار مکررات خسته شدید جدا؟
یا نمی توانید جواب بدهید و از بحث فرار می کنید؟
لطفا در نروید و جواب بدهید.
منتظرم.
صبح
Saturday 28 June 2008, 08:40PM
بر محمد و آل محمد صلوات بفرستید ... :) و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم
mehrdad_123
Sunday 29 June 2008, 01:05AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
---------------------
ا...هم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنا بهم:smile07:
چون مطالب جناب فاتح تکراری است از تکرار مکررات خسته شدم ، به پاسخ مطالب جناب مهرداد میپردازیم:
برادر من عنایت دارید که اینگونه سخن گفتن از اصول بحث نیست !
ما خواستار حدیث صحیح در مورد نوحه و صرخه ولطم هستیم ، حدیث گریه وتباکی را قبلاهم گفتم که معتبر است وبه صور مختلف ودر طرق متعدد روایت شده ، اما آیا احادیث لطم و صرخه و..همین طور هستند ؟؟؟
برادر محترم:
بلی احادیث نوحه و صرخه و..هم معتبر هستند و به طرق متعدد روایت شدهاند شما به سخنرانی آیت ا... العظمی وحید رجوع کنید...متن سخنرانی ایشان در همینتالار هست ایشان روایتی را می خوانند که از دو طریق معتبر نقل شده،یکی در کاملالزیارات و دیگری از طریق شیخ صدوق،سپس خود آیت ا... العظمی وحید رجال روایت را ناممی برند و توثیقشان را می فرمایند ...در آن روایت ،هم صحبت از صرخه است و هم صحبتاز جزع.اما شما قبلا گفتید این روایت جعلی است:(!!
کمی از کتمان کردن حقیقت دست برداریم%چطور به خاطرحرفهایتان که هیچ خریداری در محافل علمی ندارد،عزاداری امام حسین (ع) را زیر سوال برده و روایات صحیحه را جعلی میخوانید؟!؟! وا... که بسیار توهین های سنگینی می فرمایید!!!
روایات زیادی درباره نوحه و لطم از سید بن طاووس نقل شد که شما کلامشرا بی چون و چرا صحیح می دانستید!چرا پس قبول نمی کنید؟!ضمن اینکه روایاتی که آورده شدمنحصر به ایشان نبود و از مصادر دیگری نیز استاد عزیزم آقای عبدالحسین روایتاوردند
کجای قرآن آمده که رقص ودیسکو حرام است ؟!!! البته خود میدانید که هدف حقیر از اینگونه کنایات همان مقصود است که دیگر نگویید که قمه زنی در کدام روایت حرام گشته ...چون وقتی نهی معصوم بر عملی به مراتب کمتر مثل خراش صورت وشق جیوب را داریم دیگر مسخره است که عین کلمه قمه را بخواهیم ...دقت کنید .
ا... اکبر دقت کنید برادر عزیز
اولا در روایات از رقص صحبت شده و نهی شده است لذا فقهارقص را حرام می دانند الا اینکه شما روایات را قبول نداشته باشید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ثانیا مسائلی مثل دیسکو و ویسکی و فلان نوع رقص و...هم بسیار واضح است به طور مثال وقتی رقص حرام است همه انواعش حرام است.عبارت معصوم همه را شامل میشود اینطور نیست؟!
الا اینکه بالتخصیص موردی خارج گردد.چنانچه در فتاوای فقها درباره رقص موارداستثنایی هم داریم ... یا وقتی استفاده از آلات موسیقی حرام باشد،دیگر فرقی نمی کند اینآلات چی هستند در روایت آلات موسیقی آمده است فرضا،دیگر جازهای آن چنانی امروز باشدیا آلات زمان ائمه فرقی ندارد درست؟!
یا وقتی صحبت از حرمت مست کننده وجود دارد ،دیگر هم ویسکی را شامل میشود هم ودکا و...را!چه در زمان ائمه (ع) بوده باشد چه نبوده باشد.
اگر زمان ائمه (ع) نبوده،اطلاق و عمومیت دستور ائمه(ع) که وجود دارد!چرا دقتنمی کنید؟ا... اعلم
ضمن اینکه حضرت برای امام حسین(ع) نفرموده اند شق جیبو..حرام است.بلکه برای ایشان استثنا هم هست...چون مصداق جزع است و جزع برای آنحضرت مستثنی گشته است.
لذا نمی توانید قیاس باطل کرده و بگویید چون حضرت در موردی دیگر گفتهاست شق جیب نباشد،اینجا هم دستور معصوم جاری است در حالی که ربطی به اینجا ندارد واینجا دستور دیگری داریم.
و علاوه بر این،صحبت ما بر سر روایتی بود که نام قمه زدن در آنباشد؛شما می گویید نام روایتی بیاورید که اسم قمه در آن باشد و امر شده باشد.ما همبه شما می گوییم روایتی بیاورید که نام قمه امده باشد و نهی شده باشد!!!!!!!!!همانطورکه شمامی خواهید متمسک به عمومات شوید(البته تمسکتان نیز باطل است چنانچه گذشت)دربارهجواز و استحباب قمه زدن هم تمسک به عمومات کاربرد دارد.وقتی جزع مستحب است،همهمصادیقش مستحب می باشند.قمه زنی یکی از مصادیق معمولی جزع است.از بی هوش شدن کهکمتر است،از شهقه که کمتر است،و...که اهل بیت اینها را انجام دادهاند.
دقت کنید!
مگر حقیقت چقدر تلخ است؟!
عزیزم پس چرا معطل هستید ؟؟؟ چرا آن احادیث صحیح را نمی آورید ؟؟
کدام کلام را من صحیح دانستم ، بله تعارض دو روایت در لهوف که یکی از نهی امام حسین (ع) به خواهرش خبر میداد ودیگری از شق جیوب زینب (س) یکی مرسل وبدون قرینه بود ودیگری مرسل وبا قرینه محکم در کامل الزیارات وارشاد و... حال بگویید آیا یک خبر مرسل واحد را قبول کنیم یا خبر مرسلی که با یک حدیث متصل و معتبر تقویت وتایید گشته ؟
ا... اکبر
در بحث نوحه خوانی و صیحه و صرخه و..آن روایات آمده است،آن هم از قولکسی که بی چون و چرا کلامش را صحیح می دانستید.یادتان رفت؟
مگر نمی گفتید سید بن طاووس هر چه بگوید بی چون و چرا صحیحاست؟؟
اما درباره تعارض،تعارضی نیست،چون دو خبر زمان و مکانشان تفاوتدارد،یکی اصل حکم است و دیگری استثنا،چنانچه روایت شق جیب حضرت زینب سلام اللهعلیها نیز مویدات محکمی دارد،همچون روایاتی که دال بر استحباب جزع بر آن حضرت میباشند و یکی از مصادیق جزع شق جیب است.
از استاد عبدالحسین بپرسید که هست یا نه !!!
حیف و صد حیف که همچین شخصیت علمی نمی تواند در سایت حضور پیدا کند !!!
می گوییدروایت نهی امام حسین (ع) در کامل الزیارات به صورت دیگری آمده است!در حالیکه اصلا در کامل الزیارات نیامده است!
با شواهد و قرائن دیگر تقویت میشود که مراد امام حسین (ع) از نهی چه بوده .
در خود حدیث و با تدبر در ظرف زمانی که حضرت استعمال کرده اند،و صد البتهاگر توضیحات استاد عبدالحسین یادتان باشد!!!!!مشخص می شود که نهی برای چه زمان و مکانیاست.
بالاخره این حدیث در کتاب کامل الزیارات هست یا نه ؟؟
بله در کتاب کامل الزیارات هست و ما هم قبولش داریم،در عزاداری نبایدهرگز نافرمانی خدا از انسان سر بزند.چنانچه رسول خدا (ص) نیز عزادار فرزندشان بودند امامیفرمودند لا نقول ما یسخط الرب،جزعی که اعتراض به قضای الهی باشد،بلکه اصلا اقامهعزا و گریه ای که اعتراض به قضای الهی باشد نافرمانی خداست.لذا حضرت دیگران را ازینمساله نهی نمودند.فرق ما و وهابیت دقیقا همین جاست.انها مطلقا گریه و جزع و عزا رانافرمانی خدا و اعتراض به قضای الهی می دانند،که ظاهرا شما هم همین نظر رادارید!اما ما شیعیان خیر،بله چنانچه گریه و جزع و اقامه عزا و..نافرمانی خدابوده،بدین شکل که اعتراض به قضای الهی باشد این عمل حرام است.اما نه گریه برای آنحضرت،نه جزع برای ایشان و نه اقامه عزا برای ایشان هرگز بدین معنی نیست.توضیحاتبسیار مناسب و شیوایی را جناب استاد حجت به شما در بحث استفتای شیخ زین العابدین دراین خصوص داده بودند.یادتان رفته است؟رجوع بفرمایید
مرسلی که مقرون به شواهد وقرائن باشد مقبول عقلا ست اولا
احادیثی را که میگویید (جزع وحزن وحدودآن) به طرق صحیح بیاورید ، تسلیم هستیم ثانیا
اولادر قبول مرسل لزوما نیازی به شاهد و قرینه نیست،بلکه خود مرسل گاهی بهعنوان شاهد و موید و موکد به کار می رود.
ثانیا احادیث مربوط به حزن و جزع خیلی وقت است آورده شده خودتان هم یک حدیثرا در این مورد نقل کردید.به بحث جزع بر ابی عبدا... الحسین در آیینه احادیث که بااستاد عزیز آقای عبدالحسین بحث کرده و سپس بحث را رها کردید رجوع کنید لطفا
اساس بحث ما هم همین است که چگونه امام (ع) بر خلاف قرآن عمل میکند ؟؟ آیا قران را بپذیریم یا روایات جعلی را ؟؟
جواب ما را ندادید؛این روایت یک روایت و دو روایت نیست؛چندین و چندروایت صحیحه و معتبراست که در کامل الزیارات و مصادری دیگر آمده است،فقها نیز طبقآن فتوا داده اند؛مخالفتی هم با قرآن کریم ندارد؛چون این حکم یک حکم دیگر است،حکمقرآن مربوط به مسائلی دیگر است.
جواب بدهید،شما نبودید که آن عبارت ... را در مورد این روایاتگفتید؟
اما همین شما این مساله را منکر شدید!
فراموش کرده بودید،مگه نه؟
چطور شد ؟؟ آیا کتاب کامل الزیارات معتبر است یا احادیثی که بعدا به آن ملحق گشته !!! چطور شد ما که نفهمیدیم ؟؟
ضمنا قبلا هم گفتم باز هم تکرا ر : این حدیث مخالف قرآن است اولا
جزو کتاب کامل الزیارات نیست ثانیا
کتاب کامل الزیارات معتبر است نه به خاطرجلدش و اسمش،بلکه به خاطرروات ثقه ای که در آن وجود دارد و مصنف نیز آنها را توثیق کردهاست.اولا.
ثانیا سند روایت که سر جایش است،کسی هم که ان را به کتاب ملحق کردهمورد وثوق صاحب کتاب بوده است.
ثالثا مخالفتی هم با قرآن ندارد.
اولا : ما احادیث صحیح و معتبررا قبول داریم ...مثل گریه وتباکی و مجلس عزای حضرات ائمه (ع)
ثانیا : سینه زدن متعارف و معقول ، مورد پذیرش عقلا است و میتوان حداقلی را از روایات مربوطه از آن برداشت نمود .
اما زنجیر وشمشیر و علم و موسیقی را از کجا در آوردید ؟؟ خوب باز بگویید که مخالف کل عزاداری هستیم ...اتقوا الله
روایتی بیاورید که نشان بدهد ائمه (ع) سینه زده اند!اولا
ثانیا سینه زنی همان لطم است،و مهمترین مصداق لطم است،حداقلش این استکه چنانچه کسی لطم را قبول نداشته باشد-مثل شما-لزوما باید سینه زنی را نیز قبولنداشته باشد!
شما سینه زنی را قبول ندارید،سیاه پوشی را قبول ندارید،شبیه خوانی راقبول ندارید،زنجیر زنی و قمه زنی را قبول ندارید،جزع را قبول ندارید،نخل برداری راقبول ندارید و....پس چه چیزی از عزاداری باقی گذاشتید؟؟
کجا وچی را حذف کردم ؟؟؟ اصل حدیث را در کتاب کامل الزیارات ببینید .
قسمت مهمی از حدیث را حذف کردید%در حدیث آمده است که ما خلا الجزعوالبکاء علی الحسین...اما شما جزع را ازین قسمت حذف کرده اید!!به پستتان نگاهیبیندازید!:)
شما گفتید که من کم جواب میدهم و شما زیاد ... واین آیات نشانه پیروزی کیفیت بر کمیت است.
آیات شریفه نشان دهنده این است که مومنین با قدرت صبر و ایمان بر کفارپیروز می شوند،و تعداد اصلا اهمیتی ندارد.اما ارتباطی به بحث ما هم ندارد!چون شمااز جواب دادن فرار کرده اید!و جواب بسیاری از مسائل مطرح شده در پست های حقیر ودیگران را نداده اید..........
حالا باز بگویید ربط دارد!!
البته چون شما مخالفین مفسر الهی هستید شایسد ربطش را بهتر می دانید
ا...هم عجل لولیک الفرج
یا حق
خیرالبریه
Sunday 29 June 2008, 07:35AM
از تکرار مکررات خسته شدید جدا؟
یا نمی توانید جواب بدهید و از بحث فرار می کنید؟
لطفا در نروید و جواب بدهید.
جناب فاتح
قبل از شما جواب بزرگتر شما رادادم ، دوباره شما همان شبهات رامطرح میکنید وماهم مجبوریم همان جوابها را دوباره تکرار کنیم ؛ به لینک زیر بیایید تا ببینید :
http://hojjah.googlepages.com/tatbir.zip
اما برای اینکه دلخور نشوید :
بنابرين شما معتقديد اكثر اعمالي كه امروز ما مرتكب مي شويم،در زندگي روزمره،همه وهمه غير جايز است؛چون ائمه انها را مرتكب نشده اند!
ما در حوزه امور شرع بحث میکنیم نه همه شؤن ... عزاداری و قمه در حوزه شرع مصرح میشوند نه مثل خوردن وخوابیدن و گردش و ....
عزاداری امام حسین به همه مصادیقش،باعث رستگاری است.مسلم است که مثلا ما در قرآن حتی نداریم که برای امام حسین باید جزع کرد.اما جزع بر امام حسین یکیاز راه های رستگاری است.مطابق مبنای شما خدای متعال نمی دانست که جزع سعادتبخش است،و فراموش کرد که در قرآنش آیه درباره جزع بر امام حسین بیاورد!!
یکی از مصادیقش به عقیده من قربانی فرزند است همچنانکه امام (ع) فرزندش را قربانی کرد ، چرا با این عمل امام مواسات نمیکنید ؟؟؟
الا اینکه شما بگویید معتقدید راه رستگاری فقط منحصر درمصادیقی است که در قرآن آمده است!مثلا اگر انسان مصداقی را متناسب با زمان از یکمفهوم کلی ماخوذ از قرآن و حدیث انجام داد اصلا به رستگاری نمی رسد،بلکه اگر همبرسد(مثل کسانی که اقامه جشن در میلاد رسول الله می کنند و این یکی از راه هایرستگاری است)خدای متعال فراموش کرده در قرآن بیاورد که این کار از راه های رسیدن بهرستگاری است!!
بله چون خدای سبحان فرمود : الیوم اکملت لکم دینکم
:
مساله اي كه تا چندسال قبل مورد اختلاف فقها نبود و امروزه بر سر غرضهايي كه بر همگان ديگر روشن شدهاست عده اي با آن مخالف شده اند،را نمي شود گفت جاده اي است كه نمي دانيم سر از كجادر مي آوريم!
جاده خوشبختي به وسيله ثقلين مشخص شده است؛يكي از فروع اين جاده عزاداري براي اباعبدالله الحسين به همه اشكال متعارف آن مثل قمهزني و زنجير زني و...است.
من کار به سیاست و...ندارم بحث من برصرفا علمی وشرعی است .... قمه زنی از کی وکجا پیدا شد ؟ جواب دهید ؟؟؟
ما هم جاده اصلی ثقلین را که کوتاهترین را سعادت است قبول داریم نه جاده های فرعی وباریک وخطرناک واختلافی فقهاء
صحبت از مباح کرده بودید،گفتم آیه نهی دارد؛و مباح مورد نهی نیست؛چنانچه مورد امر نیست؛
جوابم چه شد؟بگویید اشتباه کرده اید،بعد حرف دیگری بزنید.
اماجوابتان:
بیشتر دقت کنید،آیه شریفه مصداق عمل کسی قرار نمی گیرد،عمل دیگرانمصداق آیه قرار می گیرد!
آیه ناظر به عمل تندروانی است که خودشان را بر خدا ورسول مقدم می کنند.در واقع حکم صادر می کنند بغیر ما انزل الله.نه اینکه از ادلهحکم جواز قمه زنی یا استحبابش را به دست می آورند،چنانچه از قرآن و سنت استحبابتعظیم شعائر و حزن و جزع و...ثابت می شود.
اتفاقا آیه مصداق عمل تند روانی است که از پیش خود عمل میکنند بدون آنکه خدا ورسولش امر نموده باشند .
متوجه منظورتاننشدم.من هم می گویم معصومین اسوه و الگو هستند.اما این به این معنی است که اعمالیکه ائمه انجام می دهند-در اکثر موارد-برای ما نیز سرمشق است.بلکه اعمال آنها در همهموارد-با توجه به حکم و موضوع-برای ما سرمشق است.اما برای فهم حکم عمل به عنواناولی،نیاز به بررسی عناوین مختلف و ظروف زمانی و مکانی فعل معصوم داریم؛اعمالی همکه ایشان بر انجامش مصر بوده اند-بدون در نظر گرفتن عناوین ثانویه-رجحان شرعیدارند؛اما اثبات شی نفی ماعدا نمی کند؛این به این معنی نیست که اگر ائمه کاری رانکردند،آن کار رجحان شرعی ندارد؛چون ممکن است آن کار یکی از مصادیق برای عناوین راجحه باشد؛
چی شد : اکثر موارد یعنی چه ؟؟؟ یعنی گاهی اوقات ودر بعضی امور الگو هستند ودر بعضی دیگر خیر ؟؟؟ جالب شد.
اسوه یعنی نمونه اتم واکمل .... اگر ائمه قمه نزده اند پس رجحان شرعی نداشته و امور دیگری رجحان داشته و کمال آفرین تر بوده اند که ائمه انجام داده اند ... دقت شود .
حدودشرعی وجود دارد که تکلیف انسان را در موارد مختلف مشخص کرده است.خودکشی مباشرتاجایز نیست
غیر مباشرتا جایز است ؟؟
نماز مشروع است،قمه زدن هم مشروع است.ازلحاظ مشروعيت فرقي ندارند.
فکر نمی کنم کلامم غیر واضح بوده باشد.
ضمن اینکهقمه زدن مستحب است،که مقرون به حرام هم نیست؛نه اسرافی در قمه زدن است،نه وهن مذهبیوجود دارد.
دانه فلفل سیاه وخال مه رویان سیا ه ...اما این کجا وآن کجا
شما نمازی را که اصل و فرض است وبیشترین سفارش ائمه (ع) در باره نماز است را با قمه زنی که معلوم نیست که حرام است یا مباح مقایسه میکنید ؟؟؟
بناء عقلاء نیاز به نظر سنجی ندارد؛چنانچه حد معتنی بهی از عقلاء عملی را مرتکب شوند کفایت می کند.گرچه عقلاء دیگری با ایشان ممکن است در آن مساله مخالف باشند.مثلا بسیاری از عقلاء انجام برخی از عمل های جراحی را قبول ندارند؛انجامش هم نمی دهند؛اما بسیاری دیگر قبول دارند؛و انجامش می دهند؛همین کافی است تا متحمل شدن مشقت های آن عمل ها و مضراتش،در زمره اضرار عقلائی باشد که منع شرعی ندارد،لذا فقهاء نیز آن را تحریم نمی کنند.همینطور ورزش های سنگین،و قبول بسیاری از عقلاء و رفض بسیاری دیگر.اما چنانچه همه عقلاء عالم عملی را مردود می دانستند،چنین عملی توجیه عقلائی نخواهد داشت.
ما هم میگوییم : بناء عقلاء نیاز به نظر سنجی ندارد؛چنانچه حد معتنی بهی از عقلاء عملی را مرتکب نشوند کفایت می کند.گرچه عقلاء دیگری با ایشان ممکن است در آن مساله مخالف باشند.
پس طریق احتیاط که شرط نجات است چی میشه ؟؟؟
در قرآن هست.اما اضرار یک مفهوم است،که القاء نفس در تهلکه مصداقی از دهها و صدها مصداق ان است.اگر یک مصداق از چیزی حرام بود،دلیل نمی شود تمامی مصادیق آن نیز حرام باشند.
کور کردن نیز اسقاط قوه است،و حرمت دارد.اما غیر از چنین ضررهایی،دلیلی برای حرمت اضرار به نفس وجود ندارد.
خودتان می گویید اگر کسی را کبود کنیم و...اضرار به غیر فرق می کند با اضرار به نفس،صحبت ما بر سر اضرار به نفس است،نیست؟
اگر کور کردن حرمت دارد چطور حضرت یعقوب (ع) را معصوم میدانید ؟؟؟
چرا می خواهید با مخالفتتان محمد بن عبدالوهابرا یاری کنید؟
ما حق را یاری میکنیم کار به شخص نداریم : ولا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعد لوا
اگر وضو جبیره باشد،(فارغ از توضیحات قبلیم)خود جبیره بودن به نماز ضرری نمی زند؛اما اگر منظورتان نجس بودن است،بدانید که تمام قمه زنها بعد از قمه زنی سرشان را می شورند.لذا نجاستی دیگر در کار نیست.
حالا شما جواب دهید:
کجای قمه زدن به نماز ضرری می رساند؟
اختلال در نماز به هر نحوی که باشد جایز نیست .
قمه زنی هم اگر عنوانی حرام "حقیقتا" بر آن منطبق شود حکمش تغییر می کند.مثل قمه زنی شخصی که منجر به مرگش می شود،چنانچه عالم به موت باشد؛اما در غیر این صورت خیر.عناوین استحباب هم اگر بر آن منطبق شوند حکمش استحباب است.مثل حزن و جزع و...
قمه زدن به عنوان عزا انجام می گردد،لذا مستحب است.اما در این بین چنانچه برای شخصی و در موردی،عنوانی حرام نیز بر آن منطبق شد،برای همان شخص و در همان مورد حکم خاص دیگری را دارد.
حالا جواب مرا بدهید!
اگر فعل فردی بحساب می آید چرا در خفا انجامش نمیدهید ، چرا آبروی جامعه شیعه را میبرید ؟؟
خیرالبریه
Sunday 29 June 2008, 09:33AM
با سلام
برادر من عنایتدارید که اینگونه سخن گفتن از اصول بحث نیست !
اتفاقا خدای متعال فرمود تکرار بس است : ان تستغفر لهم سبعین مرة فلن یغفرالله لهم
برادرمحترم:
بلی احادیث نوحه و صرخه و..هم معتبر هستند و به طرق متعدد روایت شده اند شما به سخنرانی آیت ا... العظمی وحید رجوع کنید...قبلا هم اثبات کردیم که تنها حدیث قابل بحث که جناب عبدالحسین آوردند از تهذیب شیخ طوسی بود که ضعف آن اثبات گشت : اگر شما حدیث جدیدی یافته اید ، آنرا با سلسله رجالش بیاورید تا سند ومتنش را بررسی کنیم.
کمی از کتمان کردن حقیقت دست برداریم%چطور به خاطرحرفهایتان که هیچخریداری در محافل علمیندارد،عزاداری امام حسینرا زیر سوال برده وروایات صحیحه را جعلی میخوانید؟!؟! وا... که بسیار توهین های سنگینی می فرمایید!!!
از روز اول گفتیم و 100 بار هم تکرار کردیم و دوباره تکرار میکنم و فردا تکرار خواهم کرد وپس فردا تکرار میکنم و .. اما کو گوش شنوا ... عزیزم ما مخالف عزاداری نبوده و نیستیم و نخواهیم بود ، ما با خرافات وبدعت مخالفیم ، ما با جلورفتن از ائمه (ع) مخالفیم ... مابا مسلمان تر شدن از خدا و رسولش مخالفیم .... ما با آبروریزی و وهن مذهب مخالفیم .... ما با اسراف وارتکاب محرمات مخالفیم ....ما با ضرر وزیان به نماز و جسم خدادادی مخالفیم .....مابا ترک اولویات مخالفیم ..
روایات زیادی دربارهنوحه و لطم از سید بن طاووس نقل شد که شما کلامش را بی چون و چرا صحیح می دانستید!
یک حرفی میزنی دوست عزیز .... خوب یک روایت بیاورید ... ما تعداد زیاد نمیخواهیم فقط یک روایت در اثبات قمه زنی بیاورید ما تسلیم میشویم !!!
اولا در روایات از رقص صحبت شده و نهی شده است لذافقهارقص را حرام می دانندالا اینکه شما روایات را قبول نداشتهباشید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ما هم بهمین روایات استناد کردیم و همانطور که دیدیم و دیدید امام (ع) از خراش بر صورت و شق جیوب نهی نمودند ... شما میگید از شمشیر بر سر زدن اسمی نیامده .... عجیب است والله
ثانیا مسائلی مثل دیسکو و ویسکی و فلان نوع رقص و...هم بسیار واضح استبه طور مثالوقتی رقصحرام است همه انواعش حرام است.عبارت معصوم همه را شاملمیشود اینطور نیست؟!
یا وقتی صحبت از حرمت مست کننده وجود دارد ،دیگر همویسکی را شامل میشود همودکا و...را!چه در زمان ائمهبوده باشد چه نبودهباشد.
عزیزم من هم همینو میگم ، وقتی معصوم گفت که صورت خراش ندهید و گریبان مدرید ، این نهی شامل همه انواعش هم میشود ...چطور شما قمه زنی را مستثنا میکنید ؟؟؟؟
.وقتی جزع مستحباست،همه مصادیقش مستحب میباشند.قمه زنی یکی از مصادیق معمولی جزع است.از بی هوش شدنکه کمتر است،از شهقه کهکمتر است،و...که اهل بیت اینها را انجام داده اند.
دقتکنید!
مگر حقیقت چقدر تلخ است؟!
وقتی نهی معصوم بر حرمت خراش صورت وشق جیوب آمده ؛ همه مصادیقش هم حرام است بگفته خودتان .
مگر نمی گفتیدسید بن طاووس هر چه بگوید بی چون و چرا صحیحاست؟؟
اما درباره تعارض،تعارضی نیست،چون دو خبر زمان ومکانشان تفاوت دارد،یکیاصل حکم است و دیگری
شما فقط یک حدیث از سیدبن طاووس اعلی الله مقامه بیاورید که از آن قمه زنی استخراج شود ، ما تسلیم میشویم ... حتی سید طاووس (ره) در ابتدای لهوف در باره گریه ومصیبت اهل بیت صحبت کرده نه چیز دیگر ..بروید ودر همان سایت تطبیر ببینید .
حیف و صد حیف که همچین شخصیت علمی نمی تواند در سایتحضور پیدا کند !!!
چطور که در تاپیک های دیگر با ایشان رابطه دارید وایمیلها وجوابهای ایشان را کپی میکنید ومینویسید !! عجب
در خود حدیث و با تدبر در ظرف زمانی که حضرت استعمالکرده اند،و صد البته اگرتوضیحات استاد عبدالحسین یادتان باشد!!!!!مشخص می شود که نهی برای چه زمان ومکانی است.
یک دقیقه عقل خود را بکار بیندازید ودر سخن امام حسین (ع) دقت کنید وقتی امام میگوید ای خواهر بر شهادت من صورت مخراش وگریبان پاره نکن ... آیا منظور امام غیر از نهی مطلق و بدون محدودیت است ؟؟؟ آیا منظور امام اینست که اگر من شهید شدم تو امر ونهی مرا نادیده بگیر و انگار کن که من اصلا سخنی نگفته ام !!!!!! و هر کار دلت خواست بکن و صورت بخراش وگریبان بدر !!!
عجب تفاسیر ی که آدم تعجب میکند از عقول بعضی افراد.
اولادر قبول مرسل لزوما نیازی به شاهد و قرینه نیست،بلکه خود مرسل گاهیبهعنوان شاهد و موید وموکد به کار می رود.
اگر معارضی نداشته باشد بله .
جواب ما را ندادید؛این روایت یک روایت و دو روایت نیست؛چندین وچندروایت صحیحه ومعتبراست که در کامل الزیارات و مصادری دیگر آمده
یک روایت قابل بررسی از تهذیب شیخ طوسی آوردید و ما هم ایطال آنرا آوردیم ، آیا حدیث دیگری دارید ؟؟؟
ما احادیث مخالف قرآن را باطل میدانیم .
کتاب کاملالزیارات معتبر است نه به خاطرجلدش و اسمش،بلکه به خاطرروات ثقه ای که در آن وجود دارد و مصنف نیز آنها راتوثیق کرده است.اولا.
ثانیاسند روایت که سر جایش است،کسی هم که ان را به کتاب ملحقکردهم مورد وثوق صاحب کتاببوده است.
ثالثامخالفتی هم با قرآن ندارد.
اولا چه کسی گفته که کتاب کامل الزیارات صحیح است ؟؟؟ ما که از اصول کافی معتبر تر نداریم اما در همین اصول کافی تعداد زیادی ضعیف داریم
ما باید سند و متن بررسی کنیم و نظر علمای رجال را ببینیم و سپس قضاوت کنیم .
روایتیبیاورید که نشان بدهد ائمهسینه زدهاند!اولا
ثانیا سینهزنی همان لطم است،و مهمترین مصداق لطم است،حداقلش ایناستکه چنانچه کسی لطم راقبول نداشته باشد-مثل شما-لزوما باید سینه زنی را نیزقبولنداشتهباشد!
شما سینهزنی را قبول ندارید،سیاه پوشی را قبول ندارید،شبیه خوانیراقبول ندارید،زنجیر زنیو قمه زنی را قبول ندارید،جزع را قبول ندارید،نخل برداریراقبول ندارید و....پس چهچیزی از عزاداری باقی گذاشتید؟؟
خلط نکنید ما گریه کردن وسینه زنی متعارف ومعقول و خواند ن زیارت عاشورا وعزاداری امام گونه را قبول داریم (این 100بار)
اما قمه چرخانی و علم گردانی وتیغ زنی و اسراف و محرمات را قبول نداریم .
قسمت مهمی از حدیث را حذف کردید%در حدیث آمده است کهما خلا الجزع والبکاء علیالحسین...اما شما جزع را ازین قسمت حذف کرده اید!!به پستتاننگاهیبیندازید!
اتفاقا بی دقتی کردید اینها دو حدیث هستند :
وروى ابن قولويه في (الكامل) [صفحة 100] عن أبيه، عن سعد، مسنداً إلى أبي حمزة [عن أبيه] عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: سمعته يقول: إن البكاء والجزع مكروه للعبد في كل ما جزع، ما خلا البكاء [والجزع] على الحسين (عليه السلام) فإنه [فيه] مأجور).
وهمان که کلمه جزع ندارد ، موثق است و من بآن استناد کردم.
والحمد لله
فاتح
Sunday 29 June 2008, 10:55AM
بر محمد و آل محمد صلوات بفرستید ... :) و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم.
صلوات هم فرستادیم،حالا ادامه بحث.
فاتح
Sunday 29 June 2008, 11:41AM
جناب خیرالبریه؛
جناب فاتح
قبل از شما جواب بزرگتر شما رادادم ، دوباره شما همان شبهات رامطرح میکنید وماهم مجبوریم همان جوابها را دوباره تکرار کنیم ؛ به لینک زیر بیایید تا ببینید :
http://hojjah.googlepages.com/tatbir.zip
قبل ازین نیز از بحث فرار کردید،اینجا هم باز همان شبهات را مطرح می کنید،ما هم مجبوریم همان چیزی که قبل از ما برایتان تکرار کرده اند را تکرار کنیم؛می توانید به بحث هایی که بی جواب از آنها فرار کردید رجوع کنید؛مانعی ندارد؛بنده از تکرار هم خسته نمی شوم؛
در هر حال خوشحال شدم که آمدید!
ما در حوزه امور شرع بحث میکنیم نه همه شؤن ... عزاداری و قمه در حوزه شرع مصرح میشوند نه مثل خوردن وخوابیدن و گردش و ....
اولا در همه شوون بحث می کنیم نه فقط شرع؛چرا که صحبت ما بر سر الگو بودن اهل بیت بود.آیا به نظر شما اهل بیت فقط در مسائل شرعی الگو هستند و در مسائل غیر از مسائل احکام دیگر ایشان الگو نمی باشند؟
شما مشکلتان این است که اصلا فراموش می کنید در چه مورد صحبت می کردیم!برای همین یک چیز را ده بار به صورت مختلف تکرار می کنید؛
ثانیا،
شما قید شرعی و غیر شرعی نیاوردید؛بلکه صحبتتان درباره الگو بودن بود مطلقا.
ثالثا،
اصل عزاداری مساله ای است که حکمش را ائمه می دهند،باقی اش عمدتا با عرف است؛الا اینکه در مسائلی باشد که عرف دخالتی ندارد.
یکی از مصادیقش به عقیده من قربانی فرزند است همچنانکه امام (ع) فرزندش را قربانی کرد ، چرا با این عمل امام مواسات نمیکنید ؟؟؟
کشتن فرزند شرعا گناه است و نمی توان به این شکل عزاداری کرد!
شما هنوز این مسائل ساده را هم نمی فهمید،می بینید؟
بله چون خدای سبحان فرمود : الیوم اکملت لکم دینکم
سبحان الله!
یعنی می فرمایید کسانی که جشن میلاد رسول الله را برپا می کنند،یا جشن میلاد اهل بیت را،یا مثلا حسینیه ای می سازند و...،هیچ رستگار نمی شوند!و عملشان ارزشی ندارد!
وای بر شما!
آقا جان کامل شدن دین به این معنی است که وظیفه مردم مشخص شده است؛و الا چه بسیار مسائلی که در قرآن نیست و در حدیث است؛می توانید بگویید قبل ازینکه آن حدیث گفته شود دین ناقص بوده است؟
نخیر دین کامل بود،اما راه رستگاری مشخص شده بود؛مثلا رجوع به ثقلین،و اخذ دستور از ایشان،حالا این دستور گاهی ترک یک فعل است،گاهی اقامه فعلی مثل جزع و...به مصادیق آن مثل قمه زنی و زنجیر زنی و...است!
من کار به سیاست و...ندارم بحث من برصرفا علمی وشرعی است .... قمه زنی از کی وکجا پیدا شد ؟ جواب دهید ؟؟؟
متاسفانه نه علمی بحث می کنید نه از شرع بویی در سخنانتان است!
قمه زدن از حدود چهارصد سال قبل به عنوان یکی از روش های عزاداری در میان شیعیان انتشار پیدا کرد.
خب؟
ما هم جاده اصلی ثقلین را که کوتاهترین را سعادت است قبول داریم نه جاده های فرعی وباریک وخطرناک واختلافی فقهاء
این مساله چیز اختلافی نبوده است؛هنوز هم جز افرادی که سابقه و شخصیتشان برای ما معلوم است کسی با آن مخالفتی ندارد؛اصلا عزاداری امام حسین(ع)حکمش در بین مراجع از روز اول مشخص بوده و اختلافی نبوده است؛وظیفه کسی هم که تقلید می کند این است که به مرجعش رجوع کند؛لذا هیچ خطری هم در کار نیست.
اتفاقا آیه مصداق عمل تند روانی است که از پیش خود عمل میکنند بدون آنکه خدا ورسولش امر نموده باشند .
باز هم نفهمیدید.درباره مصداق اشتباه کردید!
اما اصل مساله،همانطور که توضیح داده ام مشخص است.ارتباطی به عزاداری ندارد.عزاداری دستوری است که از شرع رسیده است.اهل بیت دستورش را داده اند؛مصادیقش را مردم اتخاذ می کنند.در زمان ها و مکان های مختلف هم تفاوت می کند.
چی شد : اکثر موارد یعنی چه ؟؟؟ یعنی گاهی اوقات ودر بعضی امور الگو هستند ودر بعضی دیگر خیر ؟؟؟ جالب شد.
اکثر موارد یعنی اینکه فعل معصوم تابع عناوین مختلف است؛خیلی از حالات آن زمان در این زمان وجود ندارد؛لذا ما حق انجام بعضی از آن موارد را نداریم؛همینطور امر معصوم حتی،مثلا وقتی امام شیعه اش را به وضو گرفتن مطابق فقه اهل سنت امر می کند،این به این معنی نیست که ما هم همین کار را بکنیم؛آن عمل تابع عنوانی دیگر بوده است؛یا وقتی امام مطابق نظر اهل خلاف افطار می کند،یا خلیفه غاصب و ظالم را امیرالمومنین می خواند،این عملش برای ما حجت نیست،چون اصلا فعل معصوم در زمان تقیه برای غیر حالت تقیه حجیت ندارد؛
اسوه یعنی نمونه اتم واکمل .... اگر ائمه قمه نزده اند پس رجحان شرعی نداشته و امور دیگری رجحان داشته و کمال آفرین تر بوده اند که ائمه انجام داده اند ... دقت شود .
بی دقتی می کنید.
اگر ائمه فعلی را انجام ندهند،عمدتا به این دلیل است که در زمان ایشان اصلا آن فعل موضوعیتی نداشته است.مثلا در زمان ائمه کسی حسینیه نمی ساخته است.حرم بزرگ برای ائمه نمی ساخته است.اما همه اینها امروزه تعظیم شعائر هستند.اما آن روز موضوعیتی-به هر دلیلی-نداشتند؛
اگر کاری را ائمه انجام ندادند،ممکن است به هزار و یک دلیل باشد،مثل تقیه،مثلا به زیارت امام حسین(ع)نمی رفتند؛این دلیل نیست که زیارت حضرت رجحان شرعی ندارد!بلکه ائمه در تقیه بودند.یا خیلی از عزاداری ها را انجام نداده اند.خیلی از شعائر مذهبی را انجام نداده اند.به این معنی نیست که این اعمال شرعا راجح نیستند.
بله،اگر ائمه فعلی را انجام ندهند،به آن امر نیز-بالخصوص-نکنند،می توان حکم کرد که این عمل "فی نفسه" استحباب ندارد.اما کسی نمی تواند قسم حضرت عباس بخورد که این عمل تحت هزار و یک عنوان عام راجح قرار نگیرد؛
اگرچه درباره خون ریختن در عزای حسینی،اخبار معتبری وارد شده که حتی ائمه علیهم السلام نیز آنقدر جزع می کردند که بدن ایشان زخمی می شد،یا روایات دیگری که درباره ادماء در مصائب اهل بیت روایت شده است.لذا حکم به استحباب فی نفسه قمه زدن هم خالی از وجه نیست.چنانچه قمه زنی حجامت از سر نیز هست و حکم به استحباب فی نفسه آن ازین طریق هم ایرادی ندارد.
غیر مباشرتا جایز است ؟؟
چنانچه غیر مباشرتا باشد دیگر اصلا خودکشی حرام به آن اطلاق نمی گردد.حتی القاء نفس در تهلکه هم در بسیاری از موارد شرعا رجحان دارد.چنانچه امیرمومنان علی(ع)شب در جایگاه رسول الله خوابید با اینکه می دانست که دشمنان برای قتل می آیند.یا چنانچه افراد به جهاد می روند و خود را به کشتن می دهند.اما شرعا راجح است.بلکه در بسیاری از موارد واجب است.و آیه شریفه قرآن مربوط به همه نوع از القاء نفس در تهلکه نیست.
دانه فلفل سیاه وخال مه رویان سیا ه ...اما این کجا وآن کجا
شما نمازی را که اصل و فرض است وبیشترین سفارش ائمه (ع) در باره نماز است را با قمه زنی که معلوم نیست که حرام است یا مباح مقایسه میکنید ؟؟؟
نفهمیدید،عرض می کنم از نظر مشروعیت،یعنی این مشروع است و آن هم مشروع است؛اما یکی مشروعی است که واجب است،دیگری مشروعی است که مستحب است.از نظر مشروعیت فرقی با هم ندارند؛اما از نظر مرتبه بسیار متفاوتند.یکی نماز است و ستون دین است و دیگری عزاداری امام حسین(ع).
ما هم میگوییم : بناء عقلاء نیاز به نظر سنجی ندارد؛چنانچه حد معتنی بهی از عقلاء عملی را مرتکب نشوند کفایت می کند.گرچه عقلاء دیگری با ایشان ممکن است در آن مساله مخالف باشند.
پس طریق احتیاط که شرط نجات است چی میشه ؟؟؟
:D
آقا جان!
بناء عقلاء که صحبت از آن می شود،درباره انجام دادن و پذیرفته شدن یک عمل یا یک مصداق از نظر عقلائیست.لذا وقتی برخی عقلاء کاری را مرتکب شوند و برخی مرتکب نشوند،کسی نمی گوید این کار از نظر عقلائی مانع دارد،بلکه می گویند عملی است که عقلاء عرفا متحمل می شوند.بله چنانچه تمام عقلاء عالم عملی را ترک کنند چنین عملی از لحاظ عقلائی مرفوض و مردود است.
اگر کور کردن حرمت دارد چطور حضرت یعقوب (ع) را معصوم میدانید ؟؟؟
چون ایشان مباشرتا اقدام به اسقاط قوه ای از بدنشان نکردند؛
ضمن اینکه اصل عصمت نبی است،چنانچه خبری بر خلاف آن باشد باید دنبال دلیل آن بگردیم،نه اینکه بی خود ان را رد کنیم؛
ما حق را یاری میکنیم کار به شخص نداریم : ولا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعد لوا
بنابرین حق را در نظر محمد بن عبدالوهاب می دانید،و نظر بزرگترین مراجع شیعه را رها کرده اید!وای بر شما.
اختلال در نماز به هر نحوی که باشد جایز نیست .
سوال ازتان کردم کدام اختلال؟جواب ندادید و فرار کردید!
پس چه شد؟
با وضوی جبیره که دستور فقه اهل بیت است(تازه وضوی جبیره هم برای قمه زنی اصلا وجود ندارد،چون همه بر همان سر زخمی مسح می کنند و مشکلی هم ندارند)چه اختلالی در نماز به وجود می آید؟؟
اگر فعل فردی بحساب می آید چرا در خفا انجامش نمیدهید ، چرا آبروی جامعه شیعه را میبرید ؟؟
چرا بی دقتی می کنی آقا جان؟
من کجا گفته ام فعل فردی است؟
شما با دشمنی تان با عزاداری های مختلف آبروی شیعه را می برید!
قمه زدن یک نوع عزاداریست،و عزاداری هم منحصر به یک فرد و دو فرد نبوده و مساله ای شخصی نیست.باید اصلا در ملا عام باشد.
mehrdad_123
Monday 30 June 2008, 02:47AM
بسم رب المهدی
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
---------------------------------------
اتفاقا خدای متعال فرمود تکرار بس است : ان تستغفر لهم سبعین مرة فلن یغفرالله لهم
شما تکرار نکردید،شما از جواب گریز می کنید...
ثانیا آیه شریفه ارتباطی به آنچه می گویید ندارد!
ثالثا قبلا هم مطلبی درباره تکرار گفته بودید!و آن را به آیات سوره ی ملارکه ی الرحمن ربط داده بودید!خاطر شریف هست؟؟
قبلا هم اثبات کردیم که تنها حدیث قابل بحث که جناب عبدالحسین آوردند از تهذیب شیخ طوسی بود که ضعف آن اثبات گشت : اگر شما حدیث جدیدی یافته اید ، آنرا با سلسله رجالش بیاورید تا سند ومتنش را بررسی کنیم.
اولا حدیثی که در تهذیب شیخ طوسی است معتبر است.
اگر بعضی از رجالیین آن را ضعیف می دانند دلیل بر ضعفش نیست چنانچه در این خصوص توضیحات مفصلی به شما داده شد.
ثانیا یک حدیث نبود و دهها حدیث معتبر بود،بخشی از آنها از کتاب سید بن طاووس بود که شما گفته بودید بی چون و چرا کلامش صحیح است،اما خودتان ظاهرا از نظرتان برگشته اید و خلاف قبل صحبت می کنید!!!
ثالثا روایاتی که آورده شد بسیاری از آنها روایات صحیحه بودند،مثل روایات مربوط به جزع،از جمله روایتی که آیت ا... العظمی وحید بیان کرده و رجالش را نیز نام برده و شرحی از آنها را بیان کردند،
حقیر هم در مطالب آوردم اما می بینیم که شما جوابی ندادید!در واقع جوابی ندارید که بدهید
از روز اول گفتیم و 100 بار هم تکرار کردیم و دوباره تکرار میکنم و فردا تکرار خواهم کرد وپس فردا تکرار میکنم و .. اما کو گوش شنوا ... عزیزم ما مخالف عزاداری نبوده و نیستیم و نخواهیم بود ، ما با خرافات وبدعت مخالفیم ، ما با جلورفتن از ائمه (ع) مخالفیم ... مابا مسلمان تر شدن از خدا و رسولش مخالفیم .... ما با آبروریزی و وهن مذهب مخالفیم .... ما با اسراف وارتکاب محرمات مخالفیم ....ما با ضرر وزیان به نماز و جسم خدادادی مخالفیم .....مابا ترک اولویات مخالفیم ..
ما هم تکرار کرده و تکرار می کنیم و تا وقتی در این گفتمان باشیم تکرار خواهیم کرد:گویی شما نمی دانید بدعت یعنی چه،چنانچه قبلا بارها و بارها ثابت شده است،حتی در بحثی مستقل ثابت شد که از ادامه آن مثل همیشه...شما نمی دانید خرافات یعنی چه،چنانچه قبلا ثابت شده است...قمه زدن و زنجیر زدن و...ارتباطی به جلو رفتن از ائمه (ع)ندارد...چنانچه مسلمان تر از رسول ا...(ص) شدن هم نیست!ضمنا خدا که مسلمان نیست،قبلا این را استاد عزیزم آقای عبدالحسین برای شما گفت،اما باز هم تکرار می کنید!
خدا دین ندارد،دین مربوط به مسلمین است نه خالق مسلمین!
ما هم با آبرو ریزی و وهن مذهب مخالفیم،اما قمه زدن تقویت مذهب است مثل دیگر شعائر،همینطور ما هم با اسراف و ارتکاب حرام مخالفیم،اما نه اسرافی در عزاداریست نه ارتکاب حرامی،ما هم با ضرر زدن به نماز مخالفیم اما ضرری در عزاداری به نماز نمی رسد،چنانچه به جسم نیز نمی رسد.
شما از روز اول این ادعاها را داشتید آقای خیرالبریه،استادمان آقای عبدالحسین و آقای فاتح و دیگران برای شما توضیحات مفصل دادند.اما هیچ وقت نخواستید حق را قبول کنید،بلکه در طی توهینی زشت روایات صحیحه اهل بیت(ع) را زیرپا گذاشتید و گفتید باید به دیوار دستشویی کوبیده
یک حرفی میزنی دوست عزیز .... خوب یک روایت بیاورید ... ما تعداد زیاد نمیخواهیم فقط یک روایت در اثبات قمه زنی بیاورید ما تسلیم میشویم !!!
بحث حقیر درباره نوحه و لطم است،روایاتش هم آورده شد.چرا از حضور در آن بحث خودداری کردید و چیزی ننوشتید؟جوابش را می دانم.چون حرفی برای گفتن نداشتید!ضمنا شما هنوز نتوانستید روایتی در رد و نفی قمه زدن بیاورید.در حالی که روایات معتبر در تایید قمه زنی بارها بیان شده اند.
ما هم بهمین روایات استناد کردیم و همانطور که دیدیم و دیدید امام (ع) از خراش بر صورت و شق جیوب نهی نمودند ... شما میگید از شمشیر بر سر زدن اسمی نیامده .... عجیب است والله
شما می گویید روایتی بیاورید که اسم قمه در آن باشد و امر شده باشد!بنده ی حقیر هم میگویم اصل بر جواز است،شما که مدعی حرمت هستید روایتی بیاورید که اسم قمه در آن آمده و نهی شده باشد!روایات نهی لطم و شق جیب و..مربوط به امام حسین علیه السلام نیستند،بلکه ایشان و مثل ایشان استثنا شده اند.
عزیزم من هم همینو میگم ، وقتی معصوم گفت که صورت خراش ندهید و گریبان مدرید ، این نهی شامل همه انواعش هم میشود ...چطور شما قمه زنی را مستثنا میکنید ؟؟؟؟
وقتی معصوم می گوید صورت نخراشید و گریبان چاک ندهید،قبل از اخذ به اطلاق و عموم،چنانچه قبلا اقای عبدالحسین برایتان توضیح دادند و نفهمیدید،باید فحص از مقیدات و مخصصات و...کرد،و جایز نیست قبل از فحص انسان به اطلاق متمسک شود.اگر صورت خراشیدن و گریبان چاک دادن برای مواردی نهی شده است،برای مواردی نیز امر شده است.مثل عزای حسینی.به همین علت است که فقهاء در برخی موارد همین گریبان چاک دادن را جایز می دانند.چرا جایز می دانند؟چون خود روایات مواردی را استثنا کرده است.یکی ازین موارد استثنا که ثواب هم دارد عزای حسینی است.
وقتی نهی معصوم بر حرمت خراش صورت وشق جیوب آمده ؛ همه مصادیقش هم حرام است بگفته خودتان .
توضیحات خطوط قبلی را بخوانید.خصوصا مواردی که درباره فحص از مخصص و..عرض کردم.متوجه نشدید!
شما فقط یک حدیث از سیدبن طاووس اعلی الله مقامه بیاورید که از آن قمه زنی استخراج شود ، ما تسلیم میشویم ... حتی سید طاووس (ره) در ابتدای لهوف در باره گریه ومصیبت اهل بیت صحبت کرده نه چیز دیگر ..بروید ودر همان سایت تطبیر ببینید .
باز هم بحث را منحرف کردید،صحبت ما درباره روایت گریبان پاره کردن حضرت زینب (س) بود.شما هم کلام سید بن طاووس را بی چون و چرا قبول داشتید؛خیلی خب،پس یا بگویید حضرت زینب (س) عمل حرام مرتکب شده اند،یا اینکه ازین حرفهای بیهوده دست بردارید!
ضمنا شما همان ابتدای لهوف را بخوانید.ببینید که خود سید بن طاووس چطور از اهل بیت امام حسین (ع) وصف می کند.صورت های خراش داده....لطم بر صورت....گریبان های پاره شده و....اینها توصیفات سید بن طاووس از آن وقایع است.کسی که حرفش را بی چون و چرا قبول داشتید!!یادتان رفته است؟؟
ضمنا من هم از شما می خواهم دلیل از نوشته سید بن طاووس بیاورید که گفته باشد قمه زدن حرام است!!
مگر نمی دانید که مدعی حرمت باید دلیل بیاورد؟
چطور که در تاپیک های دیگر با ایشان رابطه دارید وایمیلها وجوابهای ایشان را کپی میکنید ومینویسید !! عجب
استاد عقیده بر این دارند که سبب مزاحمت برای کسی نباشند، هر چند که حقیر با کمال آماده ی خدمت در این بزرگواران هستم ان شاا... لذا همانطور که در نوشته هایی که از ایشان کپی کرده ایم خودشان تصریح کرده اند،فقط در مواقع ضروری آمده اند،و منتظر هستند تا محدودیتشان تمام شود که دو روز دیگر تمام است.ضمن اینکه هیچ وقت نقل کلام دیگران مثل حضور خود افراد نمی شود.به هزار و یک دلیل.ممکن است اصلا بنده چندین روز نباشم،چنانچه این چند روز اخیر بنا به مشکلاتی که داشتم نبودم.
و فقط همین مقدار بگویم که تا آخر عمر مدیون این بزرگواران هستم چون که حقیر را از خواب غفلت و سرگردانی نجات دادند- اجرشان با امام حسین (ع)
یک دقیقه عقل خود را بکار بیندازید ودر سخن امام حسین (ع) دقت کنید وقتی امام میگوید ای خواهر بر شهادت من صورت مخراش وگریبان پاره نکن ... آیا منظور امام غیر از نهی مطلق و بدون محدودیت است ؟؟؟ آیا منظور امام اینست که اگر من شهید شدم تو امر ونهی مرا نادیده بگیر و انگار کن که من اصلا سخنی نگفته ام !!!!!! و هر کار دلت خواست بکن و صورت بخراش وگریبان بدر !!!
عجب تفاسیر ی که آدم تعجب میکند از عقول بعضی افراد.
شما هم برای یک لحظه تمرکز کنید بهتر خواهد شد
حضرت می فرماید وقتی من شهید شدم اینطور نکن.نهی آن حضرت مربوط به ظرف زمانی خاصی است،نه برای همیشه.لذا همان حضرت زینب (س)در مجلس یزید گریبان پاره کردند.یا بعدها نیز لطم کردند.یا فریاد زدند.به نقل همان سید بن طاووس.شما ظرف زمانی را حذف می کنید،و می خواهید نتیجه مورد پسند خودتان را بگیرید!غافل هستید که دلیل آنقدر زیاد است که حرفتان خریداری نداشته باشد؛ضمن اینکه روایت مرسل است،لذا طبق نظر خودتان بی اعتبار است!
اگر معارضی نداشته باشد بله .
باید دید معارضش چیست،آیا اصلا تعارض هست یا خیر؟ممکن است موضوعا متفاوت باشند،زمانا و مکانا و....متفاوت باشند،در چنین حالتی نمی گوییم تعارض دارند.ضمن اینکه بحث معارض و...در این مسائل اصلا مطرح نمی شود،چنانچه درباره وقایع کربلا اخبار مختلفی رسیده که با هم تعارض هم دارند.اما نقل هیچ یک ایرادی ندارد.و معارض هم باید اقوی منه باشد،نه معارضی که اصلا محلی از اعراب در بحث ندارد و مربوط به حالتی خاص و زمان و مکانی خاص است و ترجیحی بر روایت اولی ندارد!
mehrdad_123
Monday 30 June 2008, 03:17AM
یک روایت قابل بررسی از تهذیب شیخ طوسی آوردید و ما هم ایطال آنرا آوردیم ، آیا حدیث دیگری دارید ؟؟؟
ما احادیث مخالف قرآن را باطل میدانیم .
آقای خیرالبریه؛شما انقدر صحبتهایتان بی سند و مدرک و الکی است،خودتان هم همیشه قاطی می کنید.ببینید صحبت ما بر سر چه بود.به ترتیب می گویم:
روایات صحیحه مختلفی در کامل الزیارات درباره زیارت امام حسین علیه السلام ولو با خوف خطر و بلکه علم به خطر وجود دارد.شما گفتید باید این روایات به دیوار دستشویی زده شود!!
سپس شما این حرفتان را منکر شدید،بنده هم عین کلامتان را با آدرس دقیق نقل کردم و نشان دادم که این حرف را زده بودید.
سپس شما گفتید:
اساس بحث ما هم همین است که چگونه امام بر خلاف قرآن عمل میکند ؟؟ آیا قران را بپذیریم یا روایات جعلی را ؟؟
سپس بنده برایتان گفتم:
جواب ما را ندادید؛این روایت یک روایت و دو روایت نیست؛چندین و چندروایت صحیحه و معتبراست که در کامل الزیارات و مصادری دیگر آمده است،فقها نیز طبقآن فتوا داده اند؛مخالفتی هم با قرآن کریم ندارد؛چون این حکم یک حکم دیگر است،حکم قرآن مربوط به مسائلی دیگر است..
حالا ببینید شما چه می گویید:
یک روایت قابل بررسی از تهذیب شیخ طوسی آوردید و ما هم ایطال آنرا آوردیم ، آیا حدیث دیگری دارید ؟؟؟
جناب خیرالبریه ی گرامی!
چرا انقدر بی دقتی می کنید؟
چرا مسائل را قاطی می کنید؟
اینها چه ربطی به هم دارند؟صحبت ما درباره روایات کامل الزیارات در خصوص زیارت امام حسین علیه السلام بود،چه ربطی به روایت تهذیب دارد؟؟؟؟
می فهمید چه می گویید؟
ضمنا روایت تهذیب معتبر است.شاید بعضی رجالیین که بسیاری از روایات را ضعیف می دانستند قبولش نداشته باشند،اما دلیل بر ضعف سندش نیست،بلکه به مبنای رجالی اشخاص بستگی دارد.نمی توانید بگویید روایت را باطل کردید!این حرف را فقط کسی می زند که از علوم دینی هیچی سر در نیاورد!
حالا جواب بدهید!
ضمن اینکه قبلا توضیح دادیم و باز هم عرض می کنیم که شما اصلا نمی دانید مخالفت با قرآن به معنی چیست!
اگر می دانستید نمی گفتید!!!
اولا چه کسی گفته که کتاب کامل الزیارات صحیح است ؟؟؟ ما که از اصول کافی معتبر تر نداریم اما در همین اصول کافی تعداد زیادی ضعیف داریم
ما باید سند و متن بررسی کنیم و نظر علمای رجال را ببینیم و سپس قضاوت کنیم .
یکی از توثیقات عمومی که بسیاری از رجالیین هم قبولش دارند توثیق مولف کامل الزیارات نسبت به رجال روایاتیست که در کتاب آورده است.بر خلاف بسیاری از کتب دیگر که از چنین ویژگی برخوردار نیستند؛
با وجود این باز هم سند روایت اهمیت دارد؛و چنانچه اشخاص سند روایات کامل الزیارات را هم بررسی کنند در اکثریت موارد به والاترین و معتبرترین اسناد برخورد خواهند کرد.
خلط نکنید ما گریه کردن وسینه زنی متعارف ومعقول و خواند ن زیارت عاشورا وعزاداری امام گونه را قبول داریم (این 100بار)
اما قمه چرخانی و علم گردانی وتیغ زنی و اسراف و محرمات را قبول نداریم .
جواب حقیر را ندادید و باز هم از بحث در رفتید!
حقیر گفتم سینه زنی مصداقی از لطم است.این را که نمی توانید انکار کنید؟؟
لذا وقتی می گویید لطم حرام است،سینه زنی نیز باید حرام باشد!
باز هم تکرار می کنیم:
شما سینه زنی را قبول ندارید،سیاه پوشی را قبول ندارید،شبیه خوانی راقبول ندارید،زنجیر زنی و قمه زنی را قبول ندارید،جزع را قبول ندارید،نخل برداری راقبول ندارید و....پس چه چیزی از عزاداری باقی گذاشتید؟؟
اتفاقا بی دقتی کردید اینها دو حدیث هستند :
وروى ابن قولويه في (الكامل) [صفحة 100] عن أبيه، عن سعد، مسنداً إلى أبي حمزة [عن أبيه] عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: سمعته يقول: إن البكاء والجزع مكروه للعبد في كل ما جزع، ما خلا البكاء [والجزع] على الحسين (عليه السلام) فإنه [فيه] مأجور).
وهمان که کلمه جزع ندارد ، موثق است و من بآن استناد کردم.
والحمد لله
طبق معمول شما بی دقتی کردید!اجازه بدهید عین کلامی که شما نقل کردید،و سپس عین روایت را از کامل الزیارات بیاوریم،تا ببینیم که شما چیزی را حذف کرده اید یا خیر::)
روایت کامل الزیارات:
حدّثني أبي ـ رحمه الله ـ عن سعد بن عبدالله ، عن أبي عبدالله الجامورانيِّ ، عن الحسن بن عليِّ بن أبي حمزة ، عن أبيه ، عن أبي عبدالله عليه السلام «قال : سمعته يقول : إنَّ البكاء والجزع مكروهٌ للعبد في كلِّ ما جزع ما خلا البكاء والجزع على الحسين بن عليّ عليهما السلام ، فإنّه فيه مأجورٌ» .
کلام شما:
حدیث زیر راببینید :
وروي ابن قولويه في ( كامل الزيارات ) عن أبي عن سعد عن الجاموراني عن الحسن بن علي بن أبي حمزة عن أبيه عن أبي عبد الله ( ع ) سمعته يقول : " إن البكاء والجزع مكروه للعبد في كل ما جزع ما خلا البكاء على الحسين بن علي عليهما السلام فإنه فيه مأجور
دیدید آقای عزیز؟
شما کلمه جزع را از روایت حذف کرده اید
ا...هم عجل لولیک الفرج
یا حق
خیرالبریه
Monday 30 June 2008, 06:58AM
اولادر همه شوون بحث می کنیم نه فقط شرع؛چرا که صحبت ما بر سر الگو بودن اهل بیتبود.آیا به نظر شما اهل بیت فقط در مسائل شرعی الگو هستند و در مسائل غیر از مسائلاحکام دیگر ایشان الگو نمی باشند؟
شما مشکلتان این است که اصلا فراموش می کنیددر چه مورد صحبت می کردیم!برای همین یک چیز را ده بار به صورت مختلف تکرار میکنید؛
آیا امام صادق (ع) در نگاه اول بعنوان یک رهبر دینی است یا یک استاد فیزیک و روانشناسی ؟؟ ما ائمه را در همه شؤون الگو میدانیم منتها در مسائل شرعی این اسوه بودن پررنگ تر است تا در سایر مسائل ...کسانیکه عدل قرآنند و قرآن هم منهاج مسلمین است پس در درجه اول ائمه رهبران مذهبند . شما که میگویید : والله قد افلح من طبر ، چرا ائمه (ع) که الگوی دین هستند ، این عمل را بعنوان یک آموزه دینی سفارش نکردند ؟؟؟
ثانیا،
شما قید شرعی و غیر شرعی نیاوردید؛بلکه صحبتتان درباره الگوبودن بود مطلقا.
آیا قمه زدن یک عمل شرعی است یا نه ؟؟؟ یعنی در پارادایم مذهب است یا خارج حوزه مذهب ؟؟
ثالثا،
اصل عزاداری مساله ای است که حکمش را ائمه میدهند،باقی اش عمدتا با عرف است؛الا اینکه در مسائلی باشد که عرف دخالتیندارد.عرف در مقابل نص دخالتی نمیتواند داشته باشد.
کشتن فرزند شرعا گناه است و نمی توان بهاین شکل عزاداری کرد!
شما هنوز اینمسائل ساده را هم نمی فهمید،می بینید؟
شما که امام حسین را استثنا میکنید و وخودکشی غیر مباشرتا جائز میدانید !!!! غیر مباشرتا چی ؟؟
سبحان الله!
یعنی می فرمایید کسانی که جشن میلادرسول الله را برپا می کنند،یا جشن میلاد اهل بیت را،یا مثلا حسینیه ای می سازندو...،هیچ رستگار نمی شوند!و عملشان ارزشی ندارد!
اتفاقا در این مورد روایت داریم که شیعیان بفرح ما شاد وبه حزن ما غمگین میشوند ؛ نکته در حدود این مراسم است.
وای بر شما!
آقا جان کامل شدن دین به این معنی استکه وظیفه مردم مشخص شده است؛و الا چه بسیار مسائلی که در قرآن نیست و در حدیثاست؛می توانید بگویید قبل ازینکه آن حدیث گفته شود دین ناقص بودهاست؟
ما همچنان بعد از 4 ماه منتظر آن احادیث صحیح شما در خصوص قمه زنی هستیم !!!!
متاسفانه نه علمی بحث می کنید نه از شرعبویی در سخنانتان است!
قمه زدن ازحدود چهارصد سال قبل به عنوان یکی از روش های عزاداری در میان شیعیان انتشار پیداکرد.
خب؟
پس قبول کردید که تا قبل از آن قمه زنی وجود نداشته ، باز الحمد لله .
این مساله چیز اختلافی نبوده است؛هنوز همجز افرادی که سابقه و شخصیتشان برای ما معلوم است کسی با آن مخالفتی ندارد
خودرا به تجاهل یا تمارض نزنید ، اینهمه مراجع عظامی که با قمه زنی مخالف بوده وهستند ، سابقه شان چطوره که ما نمیدانیم ، اصلا ما کاری به فقها نداریم : آیا از قرآن وعترت چیزی برای گفتن دارید ؟؟
باز هم نفهمیدید.درباره مصداق اشتباه کردید!
امااصل مساله،همانطور که توضیح داده ام مشخص است.ارتباطی به عزاداری ندارد.عزاداریدستوری است که از شرع رسیده است.اهل بیت دستورش را داده اند؛مصادیقش را مردم اتخاذمی کنند.در زمان ها و مکان های مختلف هم تفاوت می کند.
اتفاقا آیه میگوید که تند تر از خدا ورسولش حرکت نکنید ... پس هر آنچه که در حوزه شرع مطرح میشود اما از شرع نصی ندارد مصداق آیه شریفه است.
اکثر موارد یعنی اینکه فعل معصوم تابع عناوین مختلف است؛خیلی از حالات آن زمان در این زمان وجود ندارد؛لذا ما حق انجامبعضی از آن موارد را نداریم؛همینطور امر معصوم حتی،مثلا وقتی امام شیعه اش را بهوضو گرفتن مطابق فقه اهل سنت امر می کند،این به این معنی نیست که ما هم همین کار رابکنیم؛آن عمل تابع عنوانی دیگر بوده است؛یا وقتی امام مطابق نظر اهل خلاف افطار میکند،یا خلیفه غاصب و ظالم را امیرالمومنین می خواند،این عملش برای ما حجت نیست،چوناصلا فعل معصوم در زمان تقیه برای غیر حالت تقیه حجیت ندارد؛
یعنی میفرمایید که برای هیچیک از ائمه در طول دوران حیاتشان زمان بدون تقیه ای پیش نیامد که در آن قمه بزنند ویا سفارش به آن کنند ؟؟؟ عجیب است.
بی دقتی می کنید.
اگر ائمه فعلی را انجام ندهند،عمدتا به این دلیل است که درزمان ایشان اصلا آن فعل موضوعیتی نداشته است.مثلا در زمان ائمه کسی حسینیه نمیساخته است.حرم بزرگ برای ائمه نمی ساخته است.اما همه اینها امروزه تعظیم شعائرهستند.اما آن روز موضوعیتی-به هر دلیلی-نداشتند؛
چه کسی گفته که تعظیم شعائر است ؟؟؟
اگر کاری را ائمه انجام ندادند،ممکن است به هزار و یک دلیلباشد،مثل تقیه،مثلا به زیارت امام حسیننمی رفتند؛این دلیل نیستکه زیارت حضرت رجحان شرعی ندارد!بلکه ائمه در تقیه بودند.یا خیلی از عزاداری ها راانجام نداده اند.خیلی از شعائر مذهبی را انجام نداده اند.به این معنی نیست که ایناعمال شرعا راجح نیستند.
مگر خود شما روایات کامل الزیارات را در مورد زیارت امام حسین (ع) حتی اگر به قیمت جان تمام شود ندیده اید ؟؟؟ عجب یک بام ودو هوایی ؟؟؟
اصل بحث هم همین است که اگر عملی سعادت زا بوده حتما بواسطه لطیف خبیر ورئوف رحیم سفارش میشده (قاعده لطف)
بله،اگر ائمه فعلیرا انجام ندهند،به آن امر نیز-بالخصوص-نکنند،می توان حکم کرد که این عمل "فی نفسه" استحباب ندارد.اما کسی نمی تواند قسم حضرت عباس بخورد که این عمل تحت هزار و یکعنوان عام راجح قرار نگیرد؛
اگرچه دربارهخون ریختن در عزای حسینی،اخبار معتبری وارد شده که حتی ائمه علیهم السلام نیز آنقدرجزع می کردند که بدن ایشان زخمی می شد،یا روایات دیگری که درباره ادماء در مصائباهل بیت روایت شده است.لذا حکم به استحباب فی نفسه قمه زدن هم خالی از وجهنیست.چنانچه قمه زنی حجامت از سر نیز هست و حکم به استحباب فی نفسه آن ازین طریق همایرادی ندارد.
اگر ممکن است یکی وفقط یک حدیث از آن اخبار صحیح را بیاورید تا ببینیم ، ما که 4 ماه است چشممان سفید شد از بس که منتظر آن روایات قمه زنان شدیم!!!!
چنانچهغیر مباشرتا باشد دیگر اصلا خودکشی حرام به آن اطلاق نمی گردد.حتی القاء نفس درتهلکه هم در بسیاری از موارد شرعا رجحان دارد.چنانچه امیرمومنان علیشب در جایگاه رسول الله خوابیدبا اینکه می دانست که دشمنان برای قتل می آیند.یا چنانچه افراد به جهاد می روند وخود را به کشتن می دهند.اما شرعا راجح است.بلکه در بسیاری از موارد واجب است.و آیهشریفه قرآن مربوط به همه نوع از القاء نفس در تهلکه نیست.
بله معلوم است که خود آدمی نباید به خودش ضرر وزیان وارد کند.
چون ایشان مباشرتا اقدام به اسقاط قوه ای از بدنشان نکردند؛
ضمن اینکه اصل عصمت نبی است،چنانچه خبری بر خلاف آن باشد باید دنبالدلیل آن بگردیم،نه اینکه بی خود ان را رد کنیم؛
خوب لب مطلب را گفتید ، چرا قمه زنان مباشرتا اقدام به خودزنی وقمه زنی میکنند ؟؟؟؟؟
بنابرین حق را در نظر محمد بن عبدالوهاب می دانید،و نظر بزرگترین مراجع شیعه را رها کرده اید!وای بر شما.
نه جانم ، حق در سخن هرکس باشد (یستمعون القول فیتبعون احسنه) ما با سخن حق دشمنی نداریم ؛ محمد بن عبد الوهاب نماز هم میخواند و قرآن هم میخواند پس بنابر عقیده شما ما هم نماز وهم قرآن را منکر شویم !!!
سوال ازتان کردم کدام اختلال؟جواب ندادید و فرار کردید!
پس چه شد؟
با وضوی جبیره که دستور فقه اهل بیت است(تازه وضوی جبیره هم برای قمهزنی اصلا وجود ندارد،چون همه بر همان سر زخمی مسح می کنند و مشکلی هم ندارند)چهاختلالی در نماز به وجود می آید؟؟
برای یک بار هم شده بیایید و فرار نکنید : بما بگویید چگونه جای مسح سر که مثلا در هر صورت حدود 6 ساعت زخمی است ، وعده بعدی نماز را مختل نمیکند ؟؟
ضمنا چرا جواب اشتباهات خود را نمیدهید : فرمودید :
در پست قبلیتان خطاب به برادر ارجمند آقای مهرداد،حدیث آوردید که جزع بر امام حسینمستحب است.البته ناشیانه قسمتی از حدیث را تحریف کرده و کلمه جزع را حذفنمودید؛
حال دو حدیث را ببینیم تاببینیم ناشی کیست ؟
ومیزان اعتبارشان که یکی جزع دارد ودیگری ندارد :
فقد روى الطوسي في أماليه كما عن البحار ج44 ص 280 عن المفيد عن ابن
قولويه عن أبيه عن سعد عن ابن عيسى عن ابن محبوب عن أبي محمد الأنصاري عن معاوية بن وهب عن أبي عبدالله ( ع ) قال : "كل الجزع والبكاء مكروه سوى الجزع والبكاء على الحسين ( ع )" .
قد قال السيد الخوئي ( ره ) في ( المعجم ) ج22 ص 36 : " أبو محمد الأنصاري هذا يعتد بقوله لقول محمد بن عبدالجبار في رواية الكافي المتقدمة أنه خير … وأما قول نصر بن الصباح من أنه مجهول لا يعرف فلا يعتنى به لأن نصر بن الصباح ضعيف" .
اما طريق ديگر :
ورواه ابن قولويه في ( كامل الزيارات ) مثل الرواية السابقة عن أبي عن سعد عن الجاموراني عن الحسن بن علي بن أبي حمزة عن أبيه عن أبي عبد الله ( ع ) سمعته يقول : " إن البكاء والجزع مكروه للعبد في كل ما جزع ما خلا البكاء على الحسين بن علي عليهما السلام فإنه فيه مأجور ".
آیا ای اهل بصر شما کلمه جزع را میبینید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خیرالبریه
Monday 30 June 2008, 07:21AM
اللهم صل علی محمد وآله
اولا حدیثی که درتهذیب شیخ طوسی است معتبر است.
اگر بعضی از رجالیین آن را ضعیف می داننددلیل بر ضعفش نیست چنانچه در این خصوص توضیحات مفصلی به شما دادهشد.
ثانیا یک حدیث نبود و دهها حدیث معتبر بود،بخشی از آنها از کتاب سیدبن طاووس بود که شما گفته بودید بی چون و چرا کلامش صحیح است،اما خودتان ظاهرا ازنظرتان برگشته اید و خلاف قبل صحبت می کنید!!!
ثالثا روایاتی که آورده شدبسیاری از آنها روایات صحیحه بودند،مثل روایات مربوط به جزع،از جمله روایتی که آیتا... العظمی وحید بیان کرده و رجالش را نیز نام برده و شرحی از آنها را بیان کردند،
حقیر هم در مطالب آوردم اما می بینیم که شما جوابی ندادید!در واقع جوابی ندارید که بدهید
اولا که فکر کنم زمانی که استاد الفقها والمجتهدین و استاد خبیرو نقاد بصیر در رجال جناب آیت الله خویی سندی را تضعیف کنند نوبت به شما نمیرسد.
ثانیا : یک حدیث صحیح بیاورید ما تسلیم میشویم .
بحث حقیر درباره نوحه و لطم است،روایاتش هم آوردهشد.چرا از حضور در آن بحث خودداری کردید و چیزی ننوشتید؟جوابش را می دانم.چون حرفیبرای گفتن نداشتید!ضمنا شما هنوز نتوانستید روایتی در رد و نفی قمه زدن بیاورید.درحالی که روایات معتبر در تایید قمه زنی بارها بیان شدهاند.
هر وقت شما در بحث زیر چیزی نوشتید تازه ما ادامه شکستتان را تا آخر ادامه میدهیم :
آیات وروایات تحریم کننده قمه زنی وتعصب مخالفین .. (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12903)
شما می گویید روایتی بیاورید که اسم قمه در آن باشد و امر شده باشد!بنده ی حقیر هم میگویم اصل بر جواز است،شما که مدعی حرمت هستید روایتی بیاورید که اسم قمه در آن آمده و نهی شده باشد!روایات نهی لطم و شق جیب و..مربوط به امام حسین علیه السلام نیستند،بلکه ایشان و مثل ایشان استثنا شده اند.
در کدام روایت صحیح جواز قمه زنی آمده ، هرچه هست نهی از آن است .
وقتی معصوم می گوید صورت نخراشید و گریبان چاک ندهید،قبل از اخذ به اطلاق و عموم،چنانچه قبلا اقای عبدالحسین برایتان توضیح دادند و نفهمیدید،باید فحص از مقیدات و مخصصات و...کرد،و جایز نیست قبل از فحص انسان به اطلاق متمسک شود.اگر صورت خراشیدن و گریبان چاک دادن برای مواردی نهی شده است،برای مواردی نیز امر شده است.مثل عزای حسینی.به همین علت است که فقهاء در برخی موارد همین گریبان چاک دادن را جایز می دانند.چرا جایز می دانند؟چون خود روایات مواردی را استثنا کرده است.یکی ازین موارد استثنا که ثواب هم دارد عزای حسینی است.
با کلمات بازی نکنید ، امام بصراحت نهی فرمودند وروایات دیگر هم در تایید آن زیاد است .
کدام حدیث در امر به قمه زدن آمده یا کمتر از آن است ؟؟
باز هم بحث را منحرف کردید،صحبت ما درباره روایت گریبان پاره کردن حضرت زینب (س) بود.شما هم کلام سید بن طاووس را بی چون و چرا قبول داشتید؛خیلی خب،پس یا بگویید حضرت زینب (س) عمل حرام مرتکب شده اند،یا اینکه ازین حرفهای بیهوده دست بردارید!
ضمنا شما همان ابتدای لهوف را بخوانید.ببینید که خود سید بن طاووس چطور از اهل بیت امام حسین وصف می کند.صورت های خراش داده....لطم بر صورت....گریبان های پاره شده و....اینها توصیفات سید بن طاووس از آن وقایع است.کسی که حرفش را بی چون و چرا قبول داشتید!!یادتان رفته است؟؟
ضمنا من هم از شما می خواهم دلیل از نوشته سید بن طاووس بیاورید که گفته باشد قمه زدن حرام است!!
مگر نمی دانید که مدعی حرمت باید دلیل بیاورد؟
در همین لهوف همین سیدبن طاوس (ره) از امام حسین (ع) نهی بر خراش صورت وگریبان چاکیدن را آورده ، ازبین این دو حدیث معارض کدامیک را انتخاب کنیم ؟؟؟؟
شما هم برای یک لحظه تمرکز کنید بهتر خواهد شد
حضرت می فرماید وقتی من شهید شدم اینطور نکن.نهی آن حضرت مربوط به ظرف زمانی خاصی است،نه برای همیشه.لذا همان حضرت زینب (س)در مجلس یزید گریبان پاره کردند.یا بعدها نیز لطم کردند.یا فریاد زدند.به نقل همان سید بن طاووس.شما ظرف زمانی را حذف می کنید،و می خواهید نتیجه مورد پسند خودتان را بگیرید!غافل هستید که دلیل آنقدر زیاد است که حرفتان خریداری نداشته باشد؛ضمن اینکه روایت مرسل است،لذا طبق نظر خودتان بی اعتبار است!
کلی خندیدیم ..... پس فاتحه دین را بخوانید زیرا تمام اوامر ونواهی ائمه مربوط به ظرف زمانی خاصی بودند !!!!
آقای خیرالبریه؛شما انقدر صحبتهایتان بی سند و مدرک و الکی است،خودتان هم همیشه قاطی می کنید.ببینید صحبت ما بر سر چه بود.به ترتیب می گویم:
روایات صحیحه مختلفی در کامل الزیارات درباره زیارت امام حسین علیه السلام ولو با خوف خطر و بلکه علم به خطر وجود دارد.شما گفتید باید این روایات به دیوار دستشویی زده شود!!
اثبات کنید صحتشان را ، اگر ما دیگه حرف زدیم .
اینها چه ربطی به هم دارند؟صحبت ما درباره روایات کامل الزیارات در خصوص زیارت امام حسین علیه السلام بود،چه ربطی به روایت تهذیب دارد؟؟؟؟
می فهمید چه می گویید؟
من میگویم که کتاب تهذیب از کتب اربعه شیعه است واعتبارش بیشتر از کامل الزیارات
ضمنا مشکلی نیست از هر کتاب دیگری که میشناسید ، بطرق صحیح آن احادیث اثبات کننده قمه زنی را بیاورید ... این 100 بار
یکی از توثیقات عمومی که بسیاری از رجالیین هم قبولش دارند توثیق مولف کامل الزیارات نسبت به رجال روایاتیست که در کتاب آورده است.بر خلاف بسیاری از کتب دیگر که از چنین ویژگی برخوردار نیستند؛
با وجود این باز هم سند روایت اهمیت دارد؛و چنانچه اشخاص سند روایات کامل الزیارات را هم بررسی کنند در اکثریت موارد به والاترین و معتبرترین اسناد برخورد خواهند کرد.
اتفاقا مولفین کتب اربعه هم در طلیعه کتبشان کتب خود را توثیق کرده اند ؛ اما آیا تا بحال کسی گفته که مثلا تمام احادیث اصول کافی صحیحند ؟؟؟ هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه .
جواب حقیر را ندادید و باز هم از بحث در رفتید!
حقیر گفتم سینه زنی مصداقی از لطم است.این را که نمی توانید انکار کنید؟؟
لذا وقتی می گویید لطم حرام است،سینه زنی نیز باید حرام باشد!
اولا معنی لطم چیست ؟
ثانیا در کدام حدیث صحیح لطم آمده است ؟؟ آیا از جمله شعائر است ؟
ثالثا حدود لطم کجاست ؟؟ آیا قمه زنی مصداق انست ؟؟
طبق معمول شما بی دقتی کردید!اجازه بدهید عین کلامی که شما نقل کردید،و سپس عین روایت را از کامل الزیارات بیاوریم،تا ببینیم که شما چیزی را حذف کرده اید یا خیر:
روایت کامل الزیارات:
حدّثني أبي ـ رحمه الله ـ عن سعد بن عبدالله ، عن أبي عبدالله الجامورانيِّ ، عن الحسن بن عليِّ بن أبي حمزة ، عن أبيه ، عن أبي عبدالله عليه السلام «قال : سمعته يقول : إنَّ البكاء والجزع مكروهٌ للعبد في كلِّ ما جزع ما خلا البكاء والجزع على الحسين بن عليّ عليهما السلام ، فإنّه فيه مأجورٌ» .
کلام شما:
حدیث زیر راببینید :
وروي ابن قولويه في ( كامل الزيارات ) عن أبي عن سعد عن الجاموراني عن الحسن بن علي بن أبي حمزة عن أبيه عن أبي عبد الله ( ع ) سمعته يقول : " إن البكاء والجزع مكروه للعبد في كل ما جزع ما خلا البكاء على الحسين بن علي عليهما السلام فإنه فيه مأجور
دیدید آقای عزیز؟
شما کلمه جزع را از روایت حذف کرده اید
مهرداد عزیز حتما به چشم پزشک مراجعه کن ، نگرانم.
فاتح
Monday 30 June 2008, 03:49PM
آیا امام صادق در نگاه اول بعنوان یک رهبر دینی است یا یک استاد فیزیک و روانشناسی ؟؟ ما ائمه را در همه شؤون الگو میدانیم منتها در مسائل شرعی این اسوه بودن پررنگ تر است تا در سایر مسائل ...کسانیکه عدل قرآنند و قرآن هم منهاج مسلمین است پس در درجه اول ائمه رهبران مذهبند . شما که میگویید : والله قد افلح من طبر ، چرا ائمه که الگوی دین هستند ، این عمل را بعنوان یک آموزه دینی سفارش نکردند ؟؟؟
آقای خیرالبریه؛
شما ازین حرفهای متفاوت گفتن خسته نشده اید؟
تا دیروز مدعی بودید که در مسائل شرعی صحبت می کنیم نه در همه شوون!چرا این ادعا را داشتید؟برای اینکه وقتی صحبت از الگو بودن کردید،بنده ایرادی وارد کردم که کلام شما را باطل می نمود؛گفتم آیا شما مدعی هستید تمامی اعمالی که روزانه انجام می دهید را اهل بیت انجام داده اند؟مسلما جواب منفی است.حتی در مسائل شرعی.در مستحبات حتی.چه برسد به مسائل عادی زندگی.شما هم جواب دادید که ما درباره مسائل شرعی بحث می کنیم نه همه شوون!و بنده هم عرض کردم آیا اهل بیت فقط در مسائل شرعی الگو هستند و در دیگر مسائل الگو نمی باشند؟؟
و الان شما نظرتان عوض شده و می گویید ائمه را در همه شوون الگو می دانیم!
خب پس ایراد من همچنان پا بر جا مانده است؛جواب ایرادم را بدهید!!
ائمه اصل حکم را برای ما بیان فرموده اند؛عزای حسینی راه رستگاری است؛این را که قبول دارید؟هر آنچه مصداق این حکم باشد نیز همان حکم را دارد و آن مصداق نیز راه رستگاری است؛لذا قمه زدن نیز راهیست برای رستگاری،چنانچه زنجیر زدن و لطم کردن و...طرق رستگاری هستند.
آیا قمه زدن یک عمل شرعی است یا نه ؟؟؟ یعنی در پارادایم مذهب است یا خارج حوزه مذهب ؟؟
باز هم نفهمیدید!
قمه زدن عملی شرعی است،و در حوزه مسائل مذهبی مطرح می گردد؛اما حرف بنده همان است که الان به شما عرض کردم؛شما صحبت از الگو بودن اهل بیت کردید مطلقا،سپس نظرتان عوض شد و ادعا کردید در مسائل شرعی نه مسائل زندگی و...!الان دوباره نظرتان عوض شده و می گویید اهل بیت در همه شوون الگو هستند!
متوجه شدید چی میگم؟
عرف در مقابل نص دخالتی نمیتواند داشته باشد.
خب پس معنی نص را هم نمی دانید!
شارع وقتی امر به عملی بکند،و قیدی برای آن نیاورد،بدین ترتیب که دست به تحدید مصادیقش نزند؛یا یک حکم کلی بدهند و دیگران را مکلف به انجام ان بنماید،تشخیص موضوع و مصداق حکم با همان هاییست که مخاطب حکم هستند؛عزاداری مستحب است،اظهار حزن مستحب است،اظهار جزع مستحب است،اما در هیچ روایتی نیامده که "فقط" به فلان طریق اظهار حزن و جزع و اقامه عزا بکنید و دیگر نکنید؛بلکه اینها مسائلی است که با مرور زمان تغییر می کنند؛مساله ای ممکن است تا هزار سال قبل مصداق عزا نبوده باشد؛اما از نهصد سال قبل به عنوان شیوه اقامه عزا شیوع پیدا کند؛چنین مصداقی حکم همان مفهوم را دارد.
شما که امام حسین را استثنا میکنید و وخودکشی غیر مباشرتا جائز میدانید !!!! غیر مباشرتا چی ؟؟
خودکشی غیر مباشرتا دیگر به آن خودکشی حرام اطلاق نمی شود.خودکشی مباشرتا آن است که انسان عالما به موت و عامدا،سرش را مثلا به دیوار بزند و خودش را بکشد؛نه اینکه نداند عملی موجب مرگش می شود و آن عمل موجب مرگ شود.یا اینکه قصد مردن را نداشته باشد اما بمیرد؛یا عملی را انجام بدهد که به مرگش بینجامد؛حتی این قاعده عمومیتی هم ندارد و در بسیاری از موارد حکمش فرق می کند؛شخصی که به جهاد می رود،در بسیاری از موارد می داند خواهد مرد،یا نارنجک به کمرش می بندد و به زیر تانک می رود!خودش را می کشد!اما خمینی او را رهبر سیزده ساله می نامد!!و کسی که شهد شهادت نوشید!نه اینکه خودکشی کرد و طبق آیه قرآن جایش در جهنم است!جایگاهش در آتش نیست،هرگز و هرگز،کشتن نفسش در راه فضیلت بوده است،و ملاکی اهم از ملاک شخصی داشته؛مساله ای بسیار مهمتر و با منفعت بیشتر در کار بوده؛لذا کسی نمی گوید این شخص خودکشی کرده و در جهنم است!
اتفاقا در این مورد روایت داریم که شیعیان بفرح ما شاد وبه حزن ما غمگین میشوند ؛ نکته در حدود این مراسم است.
احسنت،عزاداری هم از همین روایت رجحانش ثابت است.روز عاشورا روز حزن اهل بیت است؛لذا شیعیان محزون باید باشند؛حال حزن را هر کس به طریقی نشان می دهد،حدودش نیز در شرع آمده است.
بحثمان را از یاد نبرید؛مدعی هستید باید راه رستگاری لزوما در قرآن آمده باشد؛و الا خدا فراموش کرده است نعوذ بالله،بفرمایید در کجای قرآن یا حتی سنت امده که برای میلاد رسول الله جشن بگیرید؟
اگر بگویید از عمومات فلان روایت برداشت می شود(که همین را گفتید)ادعای قبلی خودتان را باطل کرده اید؛چون همین شما هستید که استدلال به عمومات روایات دیگر را برای رستگار شدن دیگر عزاداران حسینی و اقامه کنندگان شعائر مخدوش می دانید؛و مدعی هستید باید حتما در قرآن آمده باشد!اما الان همان جوابی را می دهید که جواب ماست!مرحبا بناصرنا!
ما همچنان بعد از 4 ماه منتظر آن احادیث صحیح شما در خصوص قمه زنی هستیم !!!!
به مطلب قبلی رجوع کنید.عمومات استحباب را اهل بیت برای چی فرموده اند؟برای کی فرموده اند؟برای من و شما که ممکن است دهها عمل انجام بدهیم که تحت همان عمومات راجح شوند.قمه زنی هم ازین قضیه مستثنی نیست.چنانچه جشن میلاد گرفتن و حسینیه ساختن مستثنی نیست.چنانچه زنجیر زدن مستثنی نیست.چنانچه دهها و صدها عمل دیگر که به خصوص انها امری نشده است اما عناوین راجحه دیگری بر آنها منطبق می شوند مستثنی نیستند!
پس قبول کردید که تا قبل از آن قمه زنی وجود نداشته ، باز الحمد لله .
بله می دانم و می گویم که تا قبل از آن قمه زدن عرفا به عنوان مصداقی از عزا نبوده است.و کسی مبادرت به ان نمی کرده است.چنانچه دهها عمل دیگر در عزاداری همینطور بوده اند.الا اینکه تاریخ ورود انها به عرف به عنوان مصداقی از عزا فرق می کند.یکی دیرتر است و یکی زودتر.اما از زمانی که شیعیان آزاد شدند(دوران صفویه به بعد)و علما آزادی عمل پیدا کردند،الحمدلله مصادیق عزا منتشر شد و شیعیان به انحاء مختلف حزن و جزع و تعبیر خویش را از عزا نشان دادند،بی آنکه دشمنان مزاحمتی برای ایشان داشته باشند چنانچه قبلا داشتند و این امکان عزاداری نبود.
حالا شما حرفتان را بزنید!
خودرا به تجاهل یا تمارض نزنید ، اینهمه مراجع عظامی که با قمه زنی مخالف بوده وهستند ، سابقه شان چطوره که ما نمیدانیم ، اصلا ما کاری به فقها نداریم : آیا از قرآن وعترت چیزی برای گفتن دارید ؟؟
دلایل از قرآن و عترت خیلی وقت است برای شما توسط دیگر دوستان بیان شده است؛خودتان نمی خواهید قبول کنید؛من چه کار کنم؟اما مراجع عظام،اکثریت ایشان موید قمه زدن هستند.چطور شده است که در این چند سال اخیر چند نفر قمه زنی را حرام کرده اند را بگردید و دلیلش را به راحتی می توانید پیدا کنید!
اتفاقا آیه میگوید که تند تر از خدا ورسولش حرکت نکنی