PDA

نمايش نسخه نهائي : هر روز حدیثی از پیامبر گرامی ما ( به روایت اهل سنت )


سجودی
Monday 2 June 2008, 02:45PM
دیدم در اینجا سخن از هرچی است!! اما تا حالا سنی ها ، پیرامون سخنان پیامبر، صفحه ای باز نکرده اند و جای این موضوع ، خالی است
.....از استفاده از محضر فلان آخوند گرفته تا هر شب یک حدیث از علی ....موضوعات گوناگون ،اینجا مکانی دارد
حتی شیعه ها تحت عنوان بررسی بخاری و مسلم عنوان های باز کردند !!
و ما سزاوار تر هستیم که حدیث سنی ها را ، از زبان ما بشنوید.
این هدف اول است از باز کردن این تایپیک
هدف دوم این است که شیعه های صادق را بدور از دروغ پردازی های شیعه های مغرض، با کتب خود آشنا کنیم
هدف سوم ما، منکرین حدیث هستند که بخوانند و شاید از دشمنی با چیزی که نمیشناسند، دست بردارند
هدف چهارم و از همه مهم تر این است که خواننده از این حکمت ها ، در زندگی بهره ببرد
چند عرض دیگر هم در این رابطه است
من برای هدف خاصی احادیث را انتخاب نمیکنم بلکه تصادفی مینویسم پس اگر از هر دری سخنی دیدید تعجب نکنید چون هدف اصلی آشنا کردن شیعه ها با فرموده های پیامبر، در کتب اهل سنت است
عرض دوم این است که من خود را مقید کردم که فقط حدیث صحیح و حسن را بنویسم نه احادیث ضعیف را .......و اعتماد کردم به بررسی شیخ آلبانی رحمه الله
عرض سوم این است که تقاضا دارم دیگر سنیان حاضر نیز ، حدیث های از پیامبر بنویسند، و البته شرط صحیح بودن روایت را فراموش نکنند

سجودی
Monday 2 June 2008, 02:47PM
رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود:
"يخرج من النار من كان في قلبه مثقال ذرة من الإيمان " .

حدیث صحیح .....أخرجه الترمذي ( 2601 ) و كذا النسائي ( 2 / 270 ) و أحمد ( 3 / 94 )
هر کس که در قلبش مثقال ذره ای ایمان باشه از آتش جهنم خارج خواهد شد
معنی حدیث این است این شخص اگر چه اول به جهنم میرود اما در آن جاودان نمیماند.
بلاخره همین ایمان بسیار کم نیز باعث میشود که رحمت الله او را دریابد و از جهنم خارج و به بهشت برود و در بهشت جاودان میماند و این عقیده اهل سنت است
البته مشرک ایمانش فایده ندارد زیرا شرک آنرا نابود میکند و برای همین بهشت بر او حرام میشود چون در جهنم ذره ای ایمان ، اندوخته ندارد تا بکمکش بیاید ..... همه نابود شده
پس الحذر الحذر از شرک

مسلمان واقعي 10
Tuesday 3 June 2008, 08:51AM
آیا رسول خدا(ص) آیات قرآن را فراموش می کند؟!
هشام از پدرش و او از عایشه نقل می کند که پیامبر اکرم(ص) صدای مردی که در مسجد قرآن می خواند شنید و فرمود: خدا بر وی رحمت کند که فلان و فلان آیه را به یاد من انداخت که از فلان سوره و فلان سوره ساقط کرده بودم.
این حدیث در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده است.(1)
و در حدیث دیگری که باز در صحیحین آمده است به جای «اسقطتها» «انسیتها» به کار رفته است یعنی فلان آیات را فراموش کرده بودم او به یاد من انداخت.(2)
این حدیث نیز یکی از دروغهای روشن و صریحی است که نه با عقل سازش دارد و نه قرآن و سنت آنرا می پذیرد زیرا:
کسی که در مقام نبوت آیاتی را که بر وی نازل گردیده است فراموش کند و نتواند آنچه را که معجزه جاودانی مذهب و آیینش می باشد حفظ کند مسلم است که چنین شخصی در تبلیغ رسالت خویش مورد وثوق و اعتماد نخواهد بود و به مقام رسالت صلاحیت نخواهد داشت و از اینجا می توان درک نمود که مضمون حدیث مورد بحث بزرگترین طعن و ایرادی است به مقام نبوت و برای اهمیت همین موضوع است که در قرآن مجید نسیان و فراموشی در آیات را از پیامبر(ص) نفی می کند و می گوید: «سنقرئک فلا تنسی» (3) ما تو را خوانا به قران می کنیم و هیچ فراموش نمی کنی آری این آیه نیز حدیث مورد بحث را محکوم ساخته و حفظ رسول خدا(ص) را درباره ی آیات قرآن تضمین می کند.
گذشته از این خود «مسلم» همین حدیث را در بابی آورده است که عنوان آن باب اینست «باب امر به تعهد و انس زیاد با قرآن و کراهت گفتن اینکه من فلان آیه را فراموش کرده ام» و در این باب از رسول خدا(ص) حدیثی بدین مضمون نقل می کند که فرمود: چه قدر بد است که یک نفر از مسلمانان بگوید: من فلان سوره را فراموش کرده ام و فلان آیه را فراموش کرده ام.
آیا چگونه متصور است که رسول خدا(ص) با آنچه خودش متصف است دیگران را مذمت و ملامت کند و به چیزی که از آن کراهت دارد و نکوهش می کند خود مبتلا گردد؟!
1- «عن هشام عن ابیه عن عایشه قال: سمع النبی(ص) رجلا یقرء فی المسجد فقال رحمه الله اذکرنی کذا و کذا آیة اسقطتها فی سورة کذا و کذا.»
صحیح بخاری ج 8 کتاب الدعوات باب قول الله و صل علیهم.
صحیح بخاری ج 3 کتاب الشهادات باب شهادة الاعمی و نکاحه.
2- صحیح مسلم ج 2 کتاب فضائل القرآن باب الامر بتعهد القرآن و کراهة قول نسیت
صحیح بخاری ج 6 کتاب فضائل القرآن باب نسیان القرآن.
3- سوره اعلی آیه 6

سجودی
Wednesday 4 June 2008, 07:27AM
قَدِمَ نَبِىُّ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- الْمَدِينَةَ وَهُمْ يَأْبُرُونَ النَّخْلَ يَقُولُونَ يُلَقِّحُونَ النَّخْلَ فَقَالَ « مَا تَصْنَعُونَ ». قَالُوا كُنَّا نَصْنَعُهُ قَالَ « لَعَلَّكُمْ لَوْ لَمْ تَفْعَلُوا كَانَ خَيْرًا ». فَتَرَكُوهُ فَنَفَضَتْ أَوْ فَنَقَصَتْ - قَالَ - فَذَكَرُوا ذَلِكَ لَهُ فَقَالَ « إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ إِذَا أَمَرْتُكُمْ بِشَىْءٍ مِنْ دِينِكُمْ فَخُذُوا بِهِ وَإِذَا أَمَرْتُكُمْ بِشَىْءٍ مِنْ رَأْىٍ فَإِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ حدیث صحیح از مسلم

در آغاز هجرت پیامبر به مدینه ، ایشان دیدند اهل مدینه درختان خرما را تلقیح میکنند یعنی شاخه درخت نر را به ماده میزنند
پرسید ند: چیکار میکنید ؟؟
گفتند این عادت ماست همیشه چنین میکنیم
فرمودند: گمان میکنم که اگر اینکار را نکنید بهتر باشد
پس ترک نمودند کار باروری درختان ماده را، و آن سال میوه خرما نارس ماند و بزمین افتاد و کم شد و این امر را برای رسول الله گفتند
فرمودند: بدرستیکه من بشرم ، اگر چیزی از امور دین شما را بیان کردم پس آن را انجام دهید ، و اما اگر چیزی نظر شخصی من بود پس بدرستیکه من یک انسانم ( و ممکن است اشتباه کنم )

شرح حدیث
این حدیث نشان دهنده صداقت سنی ها در نقل روایت است با همه حب و احترامی که برسول الله دارند اما این حدیث که ظاهرآ حتی روایتش کاربردی بعد از وفات پیامبر نداشت را پنهان نکردند
فایده دوم این حدیث رد عقاید غالیان است که هرصفت الهی را به مقدسین نسبت میدهند و عملا منکر بشر بودن آنها هستند و میگویند (امام علم بود و نبود و اگر میبود را دارد ) اما در همان حال میگویند بیخبر با زهر شهید شدند!!!
فایده سوم این است که وقتی پیامبر را تا این حد در امور کشاورزی یک شهر در 400؛ کیلومتری محل سکونتشان ؛ نا آگاه میبینیم ، پس یقین میکنیم همه دستورات عالی و اعجاب آوری که آورده اند وحی منزل است نه ساخته ذهن ایشان
و باید بدانیم که امروزه ، سخنان صحیح پیامبر در پیش ما همه نوعی وحی و دستور دین هستند و حق چون و چرا در آن نداریم

SAFA
Wednesday 4 June 2008, 10:29AM
قَدِمَ نَبِىُّ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- الْمَدِينَةَ وَهُمْ يَأْبُرُونَ النَّخْلَ يَقُولُونَ يُلَقِّحُونَ النَّخْلَ فَقَالَ « مَا تَصْنَعُونَ ». قَالُوا كُنَّا نَصْنَعُهُ قَالَ « لَعَلَّكُمْ لَوْ لَمْ تَفْعَلُوا كَانَ خَيْرًا ». فَتَرَكُوهُ فَنَفَضَتْ أَوْ فَنَقَصَتْ - قَالَ - فَذَكَرُوا ذَلِكَ لَهُ فَقَالَ « إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ إِذَا أَمَرْتُكُمْ بِشَىْءٍ مِنْ دِينِكُمْ فَخُذُوا بِهِ وَإِذَا أَمَرْتُكُمْ بِشَىْءٍ مِنْ رَأْىٍ فَإِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ حدیث صحیح از مسلم

در آغاز هجرت پیامبر به مدینه ، ایشان دیدند اهل مدینه درختان خرما را تلقیح میکنند یعنی شاخه درخت نر را به ماده میزنند
پرسید ند: چیکار میکنید ؟؟
گفتند این عادت ماست همیشه چنین میکنیم
فرمودند: گمان میکنم که اگر اینکار را نکنید بهتر باشد
پس ترک نمودند کار باروری درختان ماده را، و آن سال میوه خرما نارس ماند و بزمین افتاد و کم شد و این امر را برای رسول الله گفتند
فرمودند: بدرستیکه من بشرم ، اگر چیزی از امور دین شما را بیان کردم پس آن را انجام دهید ، و اما اگر چیزی نظر شخصی من بود پس بدرستیکه من یک انسانم ( و ممکن است اشتباه کنم )

شرح حدیث
این حدیث نشان دهنده صداقت سنی ها در نقل روایت است با همه حب و احترامی که برسول الله دارند اما این حدیث که ظاهرآ حتی روایتش کاربردی بعد از وفات پیامبر نداشت را پنهان نکردند
فایده دوم این حدیث رد عقاید غالیان است که هرصفت الهی را به مقدسین نسبت میدهند و عملا منکر بشر بودن آنها هستند و میگویند (امام علم بود و نبود و اگر میبود را دارد ) اما در همان حال میگویند بیخبر با زهر شهید شدند!!!
فایده سوم این است که وقتی پیامبر را تا این حد در امور کشاورزی یک شهر در 400؛ کیلومتری محل سکونتشان ؛ نا آگاه میبینیم ، پس یقین میکنیم همه دستورات عالی و اعجاب آوری که آورده اند وحی منزل است نه ساخته ذهن ایشان
و باید بدانیم که امروزه ، سخنان صحیح پیامبر در پیش ما همه نوعی وحی و دستور دین هستند و حق چون و چرا در آن نداریم


با سلام
از اینکه بی توجه به حاشیه پردازی ها به نقل احادیث مشهور میان سنیان از رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم می پردازید متشکرم
اما توجه شما را به این بخش از حدیث جلب می کنم ... إِذَا أَمَرْتُكُمْ بِشَىْءٍ مِنْ دِينِكُمْ فَخُذُوا بِهِ ... و این تامل که فارغ از صحیح بودن یا نبودن حدیث در بخش دوم آیا حکومت ها و مردم بعد از پیامبر به بخش اول عمل کردند ؟ آیا به سفارشات پیامبر در خصوص اهل بیت .. ساده زیستی ... مساوات ... دوری از نژاد پرستی و قومیت عربی ... ظلم ستیزی ... تحصیل علم .. عمل نمودند ؟

hidayat
Wednesday 4 June 2008, 01:45PM
السلام علیکم و بارك الله فيك.

عن أمير المؤمنين أبي حفص عمر بن الخطاب رضي الله عنه ، قال : سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول : ( إنما الأعمال بالنيّات ، وإنما لكل امريء مانوى ، فمن كانت هجرته إلى الله ورسوله ، فهجرته إلى الله ورسوله ، ومن كانت هجرته لدنيا يصيبها ، أو امرأة ينكحها ، فهجرته إلى ما هاجر إليه ) . رواه البخاري و مسلم في صحيحهما .

ترجمه ى حديث رسول الله صلى الله عليه و سلم :

براستي كه شايستگی کردار از نیت شخص فاعل است.

و نیت هر شخصی برای خودش مفید واقع خواهد شد.

پس کسی که به قصد یاری خدا و رسولش هجرت نماید ، پس به مرادش که هجرت برای یاری خدا و رسولش بوده است ، رسيده است .

و اگر کسی به قصد رسیدن به مال یا ازدواج زنی هجرت کرد پس هجرت او برای همان هدفش است.

hidayat
Wednesday 4 June 2008, 01:48PM
و این حدیث زیبای رسول الله نشان می دهد که اخلاص در قصد و نیت موجب رستگاری ست .

همانطور که الله عزوجل در کتابش فرموده است : { فمن كان يرجو لقاء ربه فليعمل عملا صالحا ولا يشرك بعبادة ربه أحدا } ( الكهف : 110 ) .

سجودی
Wednesday 4 June 2008, 02:46PM
با عرض سلام خدمت آقای صفا
اولا اگر اون آقایان مثلا ( مسلمان واقعی 10) با رعایت عفت کلام پیرامون احادیث مطرح شده بنویسند ما خوشحال میشویم و جواب میدهیم چون این وبلاگ شخصی نیست و مکان گفتگوی همگانی است
اما کشاندن بحث های تکراری به اینجا که بار ها و بارها جواب هم داده یم اخلال است و دور شدن از آداب گفتگو
دوما در جواب به شما عرض کنم: واضح است که دستورات پیامبر توسط خیل بزرگی از افراد امت ، صد در صد اجرا نشد بلکه بعضی جاها 50 درصد هم اجرا نشد
اما ما در اینجا هدف ما بیان دستورات ایشان است از روایت سنی ها
بنظرم اگر قرار است بحثی در اینجا داشته باشیم باید درباره انتقاد شیعه از فلان دستور پیامبر باشد
دستوری که سنی ها مدعیند گفته ایشان است
گرنه واضح است که دستورات ایشان مثلا در ساده زیستی توسط خلفای بنی امیه و بنی عباس زیر پا گذاشته شد

سجودی
Wednesday 4 June 2008, 02:50PM
خانم هدایت با عرض سلام و تشکر
امیدوارم بیشتر در این جا شرکت کنید
هدف بیان احادیث سنی ها بدون هرگونه ظاهر سازی است
اگر چند نفری از گلستان احادیث نبی ، گل بچینیم فکر میکنم سلیقه های مختلف، تصویر واضح تر و واقعی تری از کتب ما را به دوستان شیعه ، نشان خواهد داد
پس به انتخاب خود حدیث بنویسید درباره هر چیز که میخواهید

سجودی
Wednesday 4 June 2008, 03:01PM
رسول الله فرمودند :
" في الحبة السوداء شفاء من كل داء إلا السام "
در سیاه دانه ، شفای هر مرض است به غیر از مرگ
حدیث صحیح از بخاری و ترمذی و احمدشرح
در حدیث پیش دیدیم که رسول الله از فواید تلقیح درختان نر و ماده بی اطلاع بودند
و اینجا میبینیم که برعکس ، خبر از یک راز بزرگ در خاصیت سیاه دانه میدهند
دکتر مومنی در مصر، وقتی دید سند حدیث صحیح و متواتر است، حیرت کرد که آخر چگونه ممکن است یک چیز هم دوای کم مویی باشد هم دوای کرم خوردگی دندان هم دوای یبوست هم دوای اسهال
دید فقط در یک حالت ممکن است
رفت و آن حالت را آزمایش کرد و دید بله درسته ....... سیاه دانه تعداد گلبول های سفید بدن ( سربازان بدن ) را چند برابر میکند .......این است معجزه علمی در سخنان پیامبر
در بین سنی های آگاه استفاده روز مره از سیاه دانه خیلی رواج دارد
اما روغن گرفته شده از آن را زیاد نخورید
و بلکه خوردن زیاد خود دانه نیز ، مثل خوردن زیاد هر چیز دیگر اسراف است که عموما در قران اسراف منع شده در هرکاری

سجودی
Wednesday 4 June 2008, 03:02PM
رسول الله فرموده اند :
" عليكم بالجهاد في سبيل الله تبارك و تعالى ، فإنه باب من أبواب الجنة ، يذهب
الله به الهم و الغم " .قال الألباني في " السلسلة الصحيحة " 4 / 580حدیث صحیح
بر شماست که در راه الله تبارک و تعالی جهاد کنید چون جهاد یک در از دروازه های بهشت است ، و الله بوسیله جهاد هم و غم را دور میکند
شرح
هم و غم به دو صورت دور میشود
اول= جهاد، مسلمانان را از ذلت ، و از دشمن، نجات میدهد و نجات از ذلت و دشمن، خود بخود نجات از ناراحتی و پریشانی و هم ها و غم هاست
دوم = مجاهد وقتی در راه الله برای جهاد از خانه بیرون میرود ، الله ، غم و پریشانی و نگرانی ها را از او دور میکند
کسانیکه در راه الله جهاد کرده اند یکصدا شهادت میدهند بر صدق این فرموده

سجودی
Thursday 5 June 2008, 09:44AM
" كان رسول الله صلى الله عليه وسلم ليدلع لسانه للحسن بن علي فيرى الصبي حمرة
لسانه فيبهش إليه " .
رواه أبو الشيخ ابن حبان في " كتاب أخلاق النبي " حدیث صحیح
رسول الله برای حسن بن علی، زبانش را بیرون میاورد و حرکت میداد و بچه کوچک، سرخی زبان رسول الله را که میدید از اشتیاق به آغوش او میدوید
شرح
رسول الله هم پادشاه بودند هم پیامبر ، اما با این وجود تواضع و فروتنی ایشان را ببینید
و کمی تجسم کنید ایشان را در جلوی اصحاب ، و بیرون آوردن زبان برای حسن و حرکت دادن زبان و شکلک در آوردن و شوخی و خنده و بازی با پسرک کوچک ، در جلوی مردم
در این زمانه تلویزیون ، ما روزی نیست صد رهبر را در خبر ها نبینیم، آیا دیدید رهبری در شرق یا غرب ، چنین کند ؟
چرا نمیکنند ؟؟ چون تواضع کار آسانی نیست!!

mostabser
Thursday 5 June 2008, 12:14PM
جناب شيخ عبدالرحمن صفوري، ازعلماي شافعي است و شخصيتي برجسته است، كتابي دارد به نام نزهة المجالس، كه در ج2، ص184 مي گويد:

عن أنس بن مالك قال: جاءت امرأة من الأنصار فقالت: يا رسول الله! رأيت في المنام كأن النخلة التي في داري وقعت، وزوجي في السفر. فقال: يجب عليك الصبرفلن تجتمعي به أبدا. فخرجت المرأة باكية فرأت أبابكر، فأخبرته بمنامها و لم تذكر له قول النبي صلى الله عليه و سلم، فقال: إذهبي فإنك تجتمعين به في هذه الليلة. فدخلت إلى منزلها و هي متفكرة في قول النبي صلى الله عليه و سلم و قول أبي بكر، فلما كان الليل و إذا بزوجها قد أتى، فذهبت إلى النبي صلى الله عليه وسلم و أخبرته بزوجها، فنظر إليها طويلا فجاءه جبرئيل و قال: يا محمد! الذي قلته هو الحق، و لكن لما قال الصديق إنك تجتمعين به في هذه الليلة استحيا الله منه أن يجري على لسانه الكذب، لأنه صديق فأحياه

يك روز يك خانمي آمد پيش نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و عرض كرد كه من ديشب خوابي ديدم وحشتناك: ديدم در حياتمان يك درخت تنومند خرما هست و شكست و اين افتاد در دامن من،‌ همسرم هم در سفر است و من نگرانم. رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: تسليت مي گويم، همسرت در سفر از دنيا خواهد رفت و تو بيوه خواهي شد. اين زن هم نالان و گريان آمد بيرون و در بين راه، جناب ابوبكر را ديد. مي گويد به او نگفتم كه به رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) خوابم را تعريف كردم، گفتم جناب ابوبكر، همچنين خوابي ديدم. ايشان فرمود: امشب شوهرت به خانه تو خواهد آمد و با تو همبستر خواهد شد. زن آمد خانه و فكر كرد و سخن رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را با سخن ابوبكر مقايسه كرد. يك موقع ديد در مي زنند و درب را باز كرد و ديد كه شوهرش است. مي گويد فردا رفتم خدمت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و گفتم شما در مورد خواب من اينگونه گفتيد و ابوبكر اينگونه گفتند. جبرئيل نازل شد و گفت اي محمد! آنچه كه گفته بودي كه او كشته مي شود، حق بود و ايشان مرده بود، ولي وقتي جناب ابوبكر به آن زن گفت كه شما با شوهرت در رختخواب خواهيد خوابيد و خداوند هم حيا كرد كه سخن ابوبكر دروغ از آب درآيد، چون او صديق است و خداوند هم شوهرت را زنده كرده به احترام ابوبكر.

حال پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كذاب است يا نه،‌ بماند؟ اگر اين روايت را براي مرغ پخته بخوانيد، خنده اش مي گيرد!!! واقعا خدا بايد اينگونه باشد كه موقعيت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را زير سؤال ببرد، تا براي آقاي ابوبكر، يك فضيلتي درست كند؟ خوب، به جاي اينكه بگوييد رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اينگونه گفته، لااقل از زبان ابوذر و سلمان يا ديگري اين را مي گفتيد. آيا اين انصاف است كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را تنزيل مقام بدهيد تا براي ابوبكر مقام ثابت كنيد؟!!!

hidayat
Thursday 5 June 2008, 12:35PM
در سايت انجمن اينترنتى مسلمانان به يك اهل تشيع نوشتم كه اهل تشيع از نوشتارهاى دورانداخته و مرفوض اهل سنت براى خودش شريعت و حكم مى سازد !

و صدق كلامم همين جماعتى هستند كه از فلان شافعى حديث مى آورند و براى اينكه خيال كنيم آن شخص خيلى مهم است به او اوصافى مانند " شخصيت برجسته ! " مى دهند!!!

فعلاً بنابه روش آقاى سجودى رهايشان مى كنم و حديث امروز من زيباست :

وقال صلى الله عليه وسلم :
"من أحب أن يعلم أنه يحب الله ورسوله ..
فلينظر فإن كان يحب القرآن فهو يحب الله ورسوله صلى الله عليه وسلم "

حديث به اين معناست:

هر كس دوست دارد يقين كند كه خدا و فرستاده ى خدا را دوست دارد ، ببيند اگر قرآن را دوست دارد پس حقیقت دارد که او خدا و فرستاده اش را دوست دارد.

mostabser
Thursday 5 June 2008, 12:48PM
آقای اهل تسنن ...
هر وقت یک حدیث و ورایت به ضررتان باشد می شود راوی ضعیف ، روایت ضعیف ، سند ضعیف ، روایت جعلی
ولی هر وقت یک حدیث و روایت به نفعتان باشد می شود روای و روایت صحیح...............

hidayat
Thursday 5 June 2008, 01:13PM
آقای اهل تسنن ...
هر وقت یک حدیث و ورایت به ضررتان باشد می شود راوی ضعیف ، روایت ضعیف ، سند ضعیف ، روایت جعلی
ولی هر وقت یک حدیث و روایت به نفعتان باشد می شود روای و روایت صحیح...............


سند و اساس شریعت ما کلام الله تعالی ست که رسولش محمد را برای رساندن کلامش انتخاب فرمود و سپس رشته ی وحی را تا روز قیامت قطع نمود تا احدی ادعای نبوت و رسالت و وحی نکند.

و شما چون اساس شریعتتان روایات است همیشه دلخور هستید!

برای اینکه الله تعالی وعده ی حفظ روایات را نداده و برای همین اساس شریعت در عقیده ی اهل تشیع همیشه قابل انکار است زیرا یا ضعیف یا من در آوردی و یا خلاف قرآن است!

و اساس شریعت در عقیده ی ما ثابت است برای همین تاکنون با وجود اینهمه کتب و امامان ، ادعاى عصمت احدى جز رسولان الهي نداريم و معتقديم سخن هر امام و عالمى فقط در سايه ى موافقتش با قرآن قابل قبول است.

حال اين امام يا كتاب منسوب به بخاري باشد يا على يا عمر يا معاويه فرقى ندارد!

زيرا دروغ حتى اگر نسبتش به پیامبر باشد با. هم دروغ است.

و میزان سنجش دروغ نزد ما " قرآن " است.

شما دروغ سنج ندارید!

برای همین در ذکر هر سخنی که نسبتش به امام باشد برایتان مهم نیست که نقل کننده ی آن که بوده!

مثلا راوی خطبه ی شقشقیه عکرمه ی خارجی ست و راوی معروف دیگرش زراره بن اعین است که توسط امامان بنی هاشم لعن شد!

ولی باز چون خطبه به اسم امام علی ست شما قبولش دارید!!

سجودی
Friday 6 June 2008, 02:28PM
رسول الله فرمودند:
" يا أيها الناس ! إن ربكم واحد و إن أباكم واحد ،
ألا لا فضل لعربي على عجمي و لا عجمي على عربي و لا أحمر على أسود و لا أسود على أحمر إلا بالتقوى *( إن أكرمكم عند الله أتقاكم )* ، ألا هل بلغت ؟
قالوا : بلى يا رسول الله !
قال : فيبلغ الشاهد الغائب " .

أخرجه أبو نعيم في " الحلية " ( 3 / 100 ) و البيهقي في " شعب الإيمان " حدیث صحیح
ای مردم ! پروردگار شما یکی است و پدر شما هم یک نفر است
پس آگاه باشید که عربی برعجمی یا عجمی بر عربی برتری ندارد و نه سفید بر سیاه و نه سیاه بر سفید برتری دارد مگر بتقوی
( بدرستیکه متقی ترین شما ، گرامی ترین پیش الله ست )
آیا رساندم بشما عقیده را ؟
اصحاب گفتند: آری یا رسول الله
فرمود: حاضران به غایبان این را بگویند

نصرمن الله
Friday 6 June 2008, 10:30PM
با اجازه از دوست برادر بزرگوار جناب سجودی من هم به نوبه خودم حدیثی از نبی اکرم ص بنویسم:قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ خُلَفَاؤُكَ قَالَ الَّذِينَ يَأْتُونَ مِنْ بَعْدِي يَرْوُونَ حَدِيثِي وَ سُنَّتِي‏علىّ بن ابى طالب‏عليه السّلام روايت كند: پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله تا سه مرتبه فرمود: «پروردگارا جانشينان مرا مشمول رحمتت فرما» به آن حضرت عرض شد: جانشينان تو چه كسانى‏اند؟ فرمود: آنان كه بعد از من مى‏آيند و حديث و سنّت مرا روايت مى‏نمايند.أمالي الصدوق 181 المجلس الرابع و الثلاثون‏ أمالي الصدوق، ص: 181عيون أخبار الرضا عليه السلام ج‏2 38 31 باب فيما جاء عن الرضا ع من الأخبار المجموعة ..... ص : 24 عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏2، ص: 38من لا يحضره الفقيه ج‏4 421 المشيخة ..... ص : 421 من لا يحضره الفقيه، ج‏4، ص: 421

سجودی
Saturday 7 June 2008, 07:16AM
قال رسول الله صلى الله عليه و سلم
إن ربكم تبارك وتعالى حيي كريم يستحيي من عبده إذا رفع يديه إليه أن يردهما صفرا
از ابی داود ( حدیث صحيح )
بدرستیکه رب بلند مرتبه و مبارک شما، خجالتی و کریم است و حیا میکند از بنده خود ،
هنگامیکه بنده دو دست خود را به دعا بسوی او بلند میکند، شرم میکند که آن دو دست را خالی برگرداند
شرح
علی رضی الله عنه پسری از پسرانش را نصحیت میکرد و فرمود :
((پسرم! الله کلید های خیر را در دو دستت قرار داده هر وقت محتاج شدی آن دو را به دعا بلند کن))
این حدیث عظیم بما میگوید که محال است دستی بسوی الله بلند شود و الله خیری یا چیزی در آن ننهد اگر مطلوب را ندهد بلاخره یک چیز خوب میدهد
هربار که تکرار کنیم ،هربار میدهد! آخر دیگر چه میخواهیم؟
کی به درگاهش برفتی باز گشتی نا امید؟
گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست!

پشتیبانی باشگاه
Saturday 7 June 2008, 07:46PM
با سلام
گفتگوهای حاوی جستجوی خارج از موضوع به نشانی ذیل منتقل شد ، از ادامه انحراف موضوع پرهیز نمائید .
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13269

سجودی
Sunday 8 June 2008, 11:28AM
پشتیبانی باشگاه گویا این پست را اشتباهآ برد به بخش جدا شده ، پس برگرداندمش

رَسولِ الله - صلى الله عليه وسلم قَالَ :
(( إنَّ الله - عز وجل - كَتَبَ الحَسَناتِ والسيِّئاتِ ، ثمَّ بَيَّنَ ذلك ، فَمَنْ هَمَّ بِحَسَنةٍ ، فَلَمْ يَعْمَلْها ، كَتَبها الله عِنْدَهُ حَسنَةً كَامِلةً ، وإن هَمَّ بِها فَعَمِلَها ، كَتَبَها الله عَنْدَهُ عَشْرَ حَسناتٍ إلى سبع مئة ضِعْفٍ إلى أضعاف كَثيرةٍ ، وإنْ هَمَّ بسيِّئة ، فلمْ يَعْمَلها ، كَتَبَها عِنْدَهُ حَسنةً كَامِلةً ، وإنْ هَمَّ بِهَا ، فعَمِلَها كَتَبَها الله سيِّئة واحِدَةً )) . رَواهُ البُخارِيُّ ومُسلمٌ .حدیث صحیح

رسول الله فرمودند:
بدرستیکه الله عزوجل نیکی ها و بدیها را پدید آورد و بعد انها را برای مردم بیان فرمود
پس هر کس نیت انجام دادن کار نیکی را نمود و انجامش نداد پس الله برای او در نزد خود، یک نیکی کامل مینویسد
و اگر انجام داد از 10 تا 700 برابر و بیشتر و بیشتر و بیشتر مینویسد
و اگر نیت انجام دادن کار بدی را نمود و انحام نداد، آلله برایش ، در نزد خود ، یک نیکی کامل مینویسد
و اگر آن کار بد را انجام داد الله برایش یک بدی مینویسد
شرح
ببینید رحمت رب العالمین را چه معامله آسانی است تجارت با او
و دقت کنید که در بدترین حالت نمیفرماید یک بدی کامل مینویسد میفرماید یک بدی مینویسد در حالیکه در باره نیکی میگوید کامل مینویسد
ببینید رحمت رب ما را بما
حالا اگر کسی با این رب رئوف رحیم باز به جهنم برود، بیشک که شقی و بدکار و بدبخت است

سجودی
Sunday 8 June 2008, 11:29AM
رسول الله فرمود:
" لأن يزني الرجل بعشر نسوة أيسر عليه من أن يزني بامرأة جاره ،
و لأن يسرق الرجل من عشر أبيات أيسر عليه من يسرق من جاره " .
رواه أحمد و البخاري في " الأدب المفرد " و الطبراني في " الكبير " حدیث صحیح

اگر مردی با ده زن زنا کند این گناه برایش کمتر است از اینکه با زن همسایه زنا کند
و اگر مردی از ده خانه دزدی کند این گناه برایش کمتر است از اینکه از همسایه خود چیزی بدزدد

خیرالبریه
Sunday 8 June 2008, 11:48AM
با سلام وتشکر از جناب سجودی و همه حق پویان

امام مسلم در صحیحش روایت کرده که رسول الله (ص) در واپسین روزهای عمر شریفش در غدیر خم فرمود :

قام رسول الله صلى الله عليه وسلم يوما فينا خطيبا‏.‏ بماء يدعى خما‏.‏ بين مكة والمدينة‏.‏ فحمد الله واثنى عليه‏.‏ ووعظ وذكر‏.‏ ثم قال ‏"‏اما بعد‏.
‏ الا ايها الناس‏!‏ فانما انا بشر يوشك ان ياتي رسول ربي فاجيب‏.‏ وانا ترك فيكم ثقلين‏:‏ اولهما كتاب الله فيه الهدى والنور فخذوا بكتاب الله‏.‏ واستمسكوا به‏"‏
فحث على كتاب الله ورغب فيه‏.‏ ثم قال ‏"‏واهل بيتي‏.‏ اذكركم الله في اهل بيتي‏.‏ اذكركم الله في اهل بيتي‏.‏ اذكركم الله في اهل بيتي‏"‏‏.‏

پس زيد بن ارقم گفت: روزي كه از مكّه برمي‌گشتيم در محلي به نام خم بين مكّه ومدينه در حالي كه خطبه مي‌خواند وحمد وثنا بر خداوند مي‌نمود وموعظه مي‌كرد، ایستاد و فرمود:


اي مردم آگاه باشيد، بدرستيكه من انساني هستم كه گمان مي‌رود كه مرگم نزديك باشد پس بايد فرستادة پروردگار را اجابت كرد وهمانا من در ميان شما دو شيء گرانبها باقي مي‌گذارم، اول از آن دو كتاب خداست كه در آن هدايت ونور مي‌باشد، پس بگيريد كتاب خدا را وبه آن تمسك جوييد؛ زيد مي‌گويد: پس پيامبر (ص) برانگيخت (مردم را) به سوي كتاب خدا وآنها به سوي آن دعوت نمود؛ سپس فرمود: وديگري اهل بيت من است كه تذكر مي‌دهم ويادآوري مي‌كنم خدا را به شما در مورد اهل بيت خود، (اين جمله را سه مرتبه تكرار فرمود).

شريف
Sunday 8 June 2008, 03:41PM
با عرض سلام به جناب سجودى و تمام دوستان
با اجازه شما اين حديث به نظرم خيلى جالب بود و دوست داشتم كه اينجا بذارم
اين حديث دليل بر اشراف كامل بيامبر (ص)بر دوران بعد از خود مى نمايد

«خَيرُ القُروُنِ قَرني، ثُمَّ الَّذينَ يَلُونَهُم، ثُمَّ الَّذينَ يَلُونَهُم».
يعني: «بهترين زمانها، زمان من است سپس کساني که بعد از آنان مي‌آيند (عصر تابعين) سپس باز کساني که بعد آنان مي‌آيند».


لازم به ياد اورى است تابعين به كسانى اطلاق مى شود كه بعد از بيامبر (ص)بودند وبيامبر را نديدند

شريف
Sunday 8 June 2008, 03:48PM
قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: "كل أمتي يدخلون الجنة إلا من أبى. قالوا ومن يأبى يا رسول الله؟. قال: من أطاعني دخل الجنة، ومن عصاني فقد أبى". رواه البخاري.

ايشان فرمودند :تمام امت من به بهشت مى روند،مكر كسى كه خود نخواهد.درجواب كفتد:جه كسى نميخواه يا رسول الله(ص)؟فرمودند:كسى كه از من اطاعت كند به بهشت ميرود و كسى كه از من سربيجى كند به جهنم ميرود


خدايا ما را از دسته اول قرار بده
امين

نصرمن الله
Sunday 8 June 2008, 04:06PM
عن معاویه رض قال:سمعت النبی صلی الله علیه وسلم یقول:

من يرد الله به خيرا يفقهه في الدين

معاویه رض میگوید:از نبی اکرم ص شنیدم که فرمود:((هرکس که الله

در حق او ارادهء خیر نماید

به وی فهم دین نصیب خواهد کرد.
البخاری 3116

شريف
Sunday 8 June 2008, 04:40PM
عن أبي نجيح العرباض بن سارية رضي الله عنه قال : وعظنا رسول الله صلى الله عليه وسلم موعظة وجلت منها القلوب ، وذرفت منها العيون ، فقلنا : يا رسول الله ، كأنها موعظة مودع فأوصنا . قال : ( أوصيكم بتقوى الله ، والسمع والطاعة ، وإن تأمّر عليكم عبد ؛ فإنه من يعش منكم فسيرى اختلافا كثيرا ، فعليكم بسنتي وسنة الخلفاء الراشدين المهديين ، عضّوا عليها بالنواجذ ، وإياكم ومحدثات الأمور ، فإن كل بدعة ضلالة ) رواه أبو داود و الترمذي وقال: حديث حسن صحيح.
ترجمه
از ابى نجيح العرباض بن ساريه رض
رسول الله ما را مو عظه ميكرد،موعظه اى كه قلبمان به لرزه افتاد،وجشما نمان به كريه افتادو كفتيم يا رسو ل الله مانند اينكه اين يك نصايح و ياد اوريهاى خدا حافظى است
فرمودند:شما را به تقواى خداوند سفارش ميكنم،به شنيدن و اطاعت كردن،بس اقوامى كه بعد از شما زندكى مى كند اختلافات زيادى مشاهده مى نمايند، شمارا سفارش ميكنم به سنت خودم و سنت خلفاى راشدين بعد از خودم،با جنك و دندان ان را حفظ كنيد،شما را بر حذر ميدارم از نو اورى در دين،بدانيد كه هر نو اورى(بدعه)كمراهى است

رایحه اسمانی2
Sunday 8 June 2008, 05:07PM
سند و اساس شریعت ما کلام الله تعالی ست که رسولش محمد را برای رساندن کلامش انتخاب فرمود و سپس رشته ی وحی را تا روز قیامت قطع نمود تا احدی ادعای نبوت و رسالت و وحی نکند.

و شما چون اساس شریعتتان روایات است همیشه دلخور هستید!:eek:

بدرستیکه رب بلند مرتبه و مبارک شما، خجالتیو کریم است و حیا میکند از بنده خود
وای برشما
در کجای قران شما نوشته خدا خجالتی است
خیلی احادیث شما طبق قران است
چه راویانی همه طبق قران عمل کرده امد مثل معاویه
سجودی بیه قول تو امام علی در برابر عایشه سکوت کرد ولی در مقایل معاویه سکوت نکرد پس چرا معاویه عزیز دلتان است:confused:
از کجا معلوم این احادیث درست است مال 1400 سال پیش است فقط قران :smile27:

رایحه اسمانی2
Sunday 8 June 2008, 05:08PM
خلفاى راشدين بعد از خودم،با


طبق قران به من ثابت کن

شريف
Sunday 8 June 2008, 05:12PM
جه جيزى براى شما ثابت كنم عزيز حديث فوق؟؟

شريف
Sunday 8 June 2008, 05:22PM
طبق قران به من ثابت کن

شايد بحث در اين مورد در اين تايبيك معقول نباشد اما با جازه جناب سجودى به اين جند سطر اكتفا ميكنم ما همه خودمان را مديون خلفاى راشدين ميدانيم از اول تا اخر به دلايل قرانى و احاديث ذيل
عدالت صحابه -رضي الله عنهم- نزد اهل سنت از مسايل قطعي عقيده مي ‌باشد و يا مي ‌توان گفت اين موضوع در دين بطور ضروري معلوم و مشخص است و براي اين ادعا از قرآن و سنت دليل آورده مي‌شود و دلايل بسياري از اين دو منبع وجود دارند که آنرا ثابت مي‌کند.
آيه نخست: خداوند جل جلاله مي‌فرمايد: ?لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً?. (الفتح: 18).
«خداوند از مؤمنان راضي گرديد همان دم که در زير درخت با تو بيعت کردند. خدا مي‌دانست آنچه را که در درون دلهايشان نهفته بود، لذا اطمينان خاطري به دلهايشان داد، و فتح نزديکي را پاداششان کرد».
جابر بن عبدالله- رضي الله عنه- گفت: ما هزار و چهارصد نفر بوديم[1].
اين آيه بطور آشکار و روشن دلالت مي‌کند بر اينکه خداوند آنان را تزکيه نموده است، تزکيه‌اي که بجز خداوند کسي نمي‌تواند بر آن آگاه باشد، زيرا اين تزکيه، تزکيه باطن و درون، و آنچه در دلهايشان نهفته است مي‌باشد، و بهمين خاطر از آنان راضي شد؛ و کسي که خداوند از او راضي شود غير ممکن است که بر کفر بميرد، چون در اين جا ملاک رضايت خدا بر وفات است، زيرا رضايت خدا در رابطه با کساني است که مي‌داند مسلمان خواهند مرد[2].
و آنچه که اين ديدگاه را ثابت مي‌کند: روايتي است که مسلم در صحيح خود آورده که پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- فرموده‌اند: «لا يدخل النار إن شاء الله من أصحاب الشجرة أحد؛ الذين بايعوا تحتها» [3].
هيچ فردى از اصحاب شجره كه با رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- بيعت كردند به دوزخ داخل نخواهد شد.
ابن تيميه -رحمه الله- گفته است: رضا از صفات قديمي خداوند مي‌باشد و تنها از بندگاني اعلام رضايت مي‌کند که مي‌داند موجبات رضاي خدا را فراهم مي‌کنند و خداوند از هر کسي راضي شود، هيچ وقت بر او خشمگين نمي‌گردد، و خداوند رضايت خود را از هر کس اعلام کرده باشد؛ بطور يقين آنشخص بهشتي است؛ و اگر اعلام رضايت خدا بعد از ايمان شخص باشد، اين بخاطر ذکر مدح و ستايش او است، و اگر خداوند بداند که بعد از کارهاي نيک، فرد دچار کارهاي ناشايست مي‌شود جزو آنان بحساب نمي‌آيد [4].
ابن حزم -رحمه الله- مي‌گويد: آنجا که خداوند فرموده: آنچه در دلهايشان هست مي‌داند و از آنان راضي گشته است و آرامش خويش را بر آنان وارد فرموده است، براي هيچ کس درست نيست که درباره‌ي آن توقف نمايد و يا شکي به دل راه دهد [5].
آيه دوم: خداوند مي‌فرمايد: ?مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً?. (الفتح: 29).
«محمد -صلى الله عليه وآله وسلم- فرستاده خداست; و كسانى كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند; پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مى‏بينى در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏طلبند; نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است; اين توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است، همانند زراعتى كه جوانه‏هاى خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده و بر پاى خود ايستاده است و بقدرى نمو و رشد كرده كه زارعان را به شگفتى وامى‏دارد; اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد (ولى) كسانى از آنها را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته‏انجام داده‏اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظيمى داده است».
امام مالک -رحمه الله- مي‌گويد است: شنيدم که نصارى به هنگام فتح شام وقتي که اصحاب را ديدند گفته‌اند: به خدا قسم اينها از حواريون مسيح بهتراند. واقعاً راست گفته‌اند زيرا اين امت در کتابهاي آسماني قديم خيلي بزرگ هستند، و بزرگترين آنها اصحاب رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- هستند و خداوند با ذکر آنان در کتابهاي پيشين و اخبار متداول نام آنان را بزرگ نگاه داشته است و بهمين خاطر خداوند فرمود: ?ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ?. و سپس فرمود: ?وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ?. يعني دانه‌هايش ?فَآزَرَهُ?. يعني: محکم نمود، ?فَاسْتَغْلَظَ?. يعني: آنرا طولاني و قطور کرد، ?فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِِهِ?. يعني: اصحاب پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- همه چنين هستند او را ياري و پشتيباني نموده‌اند، پيامبر با آنان همچون درخت و باغ با باغبان هستند تا کفار را خشمگين نمايند [6].
و ابن الجوزي -رحمه الله- گويد: نزد جمهور، تمام اصحاب اينگونه توصيف شده‌اند [7].
آيه سوم: خداوند مي‌فرمايد: ?لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً وَيَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ?. (الحشر: 8).
«همچنين غنايم از آنِ فقراي مهاجريني است که از خانه و کاشانه و اموال خود بيرون رانده شده‌اند، آن کساني که فضل خدا و خشنودي او را مي‌خواهند، و خدا و پيغمبرش را ياري مي‌دهند، اينان راستانند».
تا آيه ?وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلاَ تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ?. (الحشر: 10).
کساني که پس از مهاجرين و انصار به دنيا مي‌آيند، مي‌گويند: پروردگارا! ما را و برادران ما را که در ايمان آوردن بر ما پيشي گرفته‌اند بيامرز، وکينه‌اي نسبت به مؤمنان در دلهايمان جاي مده، پروردگارا! تو داراي رأفت و رحمت فراواني هستي... ».
خداوند در اين آيات احوال و صفات مستحقين (فيء) را بيان مي‌کند که سه قسم هستند قسم اول: ?لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ?. و قسم دوم: ?وَالَّذِينَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ?. و قسم سوم: ?وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ?.
چه قدر زيبا و بجا امام مالک از اين آيه استنباط مي‌کند و مي‌فرمايد: کساني که اصحاب را دشنام مي‌دهند از مال فيء نصيبي ندارند چون شامل قسم سوم نمي‌شوند و نمي‌توان آنان را به اين ويژگي توصيف کرد که مي‌فرمايد: ?وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ?. (الحشر: 10) [8].
همچنين) كسانى كه بعد از آنها ( بعد از مهاجران و انصار) آمدند و مى‏گويند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را كه در ايمان بر ما پيشى گرفتند بيامرز.
سعد بن ابي وقاص -رضي الله عنه- مى‏گويند: مردم در سه منزلگاه قرار دارند، دو منزلگاه آن گذشته است و يک منزلگاه آن باقي مانده است، بهترين منزلگاهي که شما انتخاب خواهيد کرد، هماني است که باقي مانده است. سپس اين آيه را خواند: ?لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِينَ?.
تا رسيد به کلمه ?وَرِضْوَاناً?. و فرمود اينها مهاجرين هستند که اين منزلگاهي بود که گذشته است، سپس فرمود: ?وَالَّذِينَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ?. تا رسيد به انتهاي اين آيه: ?وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ?.
و فرمود اينها انصار هستند و اين هم منزلگاهي است که گذشته است؛ سپس اين آيه را خواند: ?وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ?. تا رسيد به ?رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ?؛ آن دو منزلگاه گذشته‌اند و اين يکي باقي مانده است، يعني بهترين منزلگاهي که شما الآن در آن هستيد و مي‌گويد: اينکه براي گذشتگان مؤمن خود طلب آمرزش و غفران نمائيد [9].
عايشه -رضي الله عنها- مي‌فرمايد: امر شده بود كه براي اصحاب پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- استغفار شود ولي آنان را سب و دشنام دادند [10].
ابونعيم مي‌‌گويد: بدتر از آن کسي که با خدا و رسولش مخالفت مي‌ورزد و با گناه و معصيت پيش آنان برگردد کيست؟ مگر نمي‌بينيد خداوند به پيامبرش -صلى الله عليه وآله وسلم- دستور داده است که از يارانش در گذرد و بر ايشان طلب مغفرت نمايد و آغوش مهرباني را بر ايشان باز کند، خداوند مي‌فرمايد: ?وَلَوْ كُنتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ?. (آل عمران: 159).
يعني: «و اگر درشتخوي و سنگدل بودي از پيرامون تو پراکنده مي‌شدند. پس از آنان درگذر و بر ايشان طلب آمرزش نما و در کارها با آنان مشورت و رايزني کن».
و نيز مي‌فرمايد: ?وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ?. (الشعراء: 215).
يعني: «و بال (محبت و مودت) خود را براي مؤمناني که از تو پيروي مي‌کنند بگستران».
پس هر کس آنان را دشنام دهد و تأويلات آنان و جنگهايشان را بد جلوه دهند، از اوامر و دستورات خداوند و همچنين از وصيت خداوند نسبت به اصحاب عدول کرده‌اند و در مورد پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- و اصحاب و مسلمانان بجز بدي و حرفهاي ناشايست زبان نمي‌گشايند [11].
مجاهد از ابن عباس راويت کرده که: ياران محمد را دشنام ندهيد چون خداوند دستور داده که برايشان طلب غفران نماييد در حالي که او مي‌دانست که آنان با هم جنگ و دعوا خواهند نمود [12].
آيه چهارم: خداوند مي‌فرمايد: ?وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ?. (التوبه: 100).
«پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار، و كسانى كه به نيكى از آنها پيروى كردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نيز) از او خشنود شدند; و باغهايى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، كه نهرها از زير درختانش جارى است; جاودانه در آن خواهند ماند; و اين است پيروزى بزرگ!».
در اين آيه نيز استدلالي که مورد نظر است کاملاً روشن و آشکار است.
ابن تيميه مي‌گويد: خداوند بدون هرگونه شرطي از سابقين راضي گشته ولي براي تابعين شرط احسان را در نظر گرفته، و از جمله تبعيت با احسان اين است که از آنان اظهار رضايت نموده و برايشان طلب مغفرت نمود [13].
آيه پنجم: خداوند مي‌فرمايد: ?لاَ يَسْتَوِي مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى?. (الحديد: 10).
يعني: «کساني از شما که پيش از فتح (مکه، به سپاه اسلام کمک کرده‌اند و از اموال خود) بخشيده‌اند و (در راه خدا) جنگيده‌اند، (با كسانى كه پس از پيروزى انفاق كردند) برابر و يکسان نيستند. آنان درجه و مقامشان فراتر و برتر از درجه و مقام کساني که بعد از فتح (مکه، در راه اسلام) بذل و بخشش نموده‌اند و جنگيده‌اند ... اما به هر حال، خداوند به همه وعدة پاداش نيکو مي‌دهد».
مجاهد و قتاده مي‌گويند: حُسني در اين آيه يعني بهشت [14].
و ابن حزم بطور قطع از اين آيه استنباط مي‌کند و مي‌گويد: اصحاب همگي بهشتي هستند چون خداوند فرموده: ?وَكُلاَّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى? [15].
آيه ششم: ?لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ?. (التوبة: 117).
«خداوند توبة پيغمبر (از اجازه دادن منافقان به عدم شرکت در جهاد) و توبه مهاجرين و انصار را پذيرفت. مهاجرين و انصاري که در روزگار سختي از پيغمبر -صلى الله عليه وآله وسلم- پيروي کردند بعد از آنکه دلهاي دسته‌اي از آنان اندکي مانده بود که منحرف شود، باز هم خداوند توبه آنان را پذيرفت؛ چرا که او بسيار رؤوف و مهربان است».
و اين در حالي است که تمام صحابه در غزوه تبوک حضور داشتند بغير از آنانکه معذرت داشتند مانند زنان و آنانکه ناتوان مانده بودند. و در مورد آن سه نفر که تخلف کرده بودند بعداً توبه آنان پذيرفته شد و خداوند از آنان درگذشت.


--------------------------------------------------------------------------------
[1](صحيح بخاري: کتاب المغازي، باب غزوه الحديبيه، حديث [4154]، فتح الباري: 7/507 چاپ ريان).
[2] (الصواعق المحرقه: ص 316).
[3] صحيح مسلم: کتاب فضائل الصحابه، باب من فضائل اصحاب الشجره: حديث (2496) صحيح مسلم: 4/1942.
[4] (الصارم المسلول: 572 - 573؛ ناشر: دارالکتب العلميه تعليق: محمد محيي الدين عبدالحميد).
[5](الفصل في الملل والنحل: 4/148).
[6] (الإستيعاب: ابن عبدالبر، 1/6 انتشارات: دار الکتاب العربي وتفسير ابن کثير: 4/204، انتشارات: دار المعرفه، بيروت).
[7] (زاد المسير: 4/204).
[8] ابن کثير: 4/339.
[9] (الصارم المسلول: 574، و روايت را حاکم نقل نموده: 2/484، و ذهبي آن را صحيح دانسته و با آن موافقت نموده است.
[10] (مسلم: کتاب التفسير، حديث [3022]، صحيح مسلم 4/2317).
[11](الإمامه: ص: 375 - 376, ابي نعيم: تحقيق: د: علي فقيهي، مکتبه العلوم والحکم، مدينه منورة - چاپ: 1- سال: 1407 ه‍. ق.
[12] (الصارم المسلول: 574، و نگا: منهاج السنه 2/14. و امام احمد در الفضايل رقم: 187، 1741 آورده، و شيخ الاسلام ابن تيميه سند اين حديث را صحيح دانسته و روايت به ابن بطه نسبت داده شده؛ منهاج السنه: 2/22).
[13] (الصارم المسلول: 572).
[14] (تفسير ابن جرير طبري: 27/128، دارالمعرفه، بيروت، طبع چهارم، 1400ه‍.ق).
[15] «الفصل: 4/148 - 149).

نصرمن الله
Sunday 8 June 2008, 09:15PM
عن معاویه رض قال:سمعت النبی صلی الله علیه وسلم یقول:

من يرد الله به خيرا يفقهه في الدين

معاویه رض میگوید:از نبی اکرم ص شنیدم که فرمود : (هرکس که الله

در حق او ارادهء خیر نماید

به وی فهم دین نصیب خواهد کرد.
البخاری 3116

سجودی
Monday 9 June 2008, 07:49AM
رایحه آسمانی=
وای برشما
در کجای قران شما نوشته خدا خجالتی است


میخواستی زبانم لال بنویسه الله بی حیا است عجب بد ذوق هستی تو!! که به اون حدیث زیبا ایراد گرفتی
این هم آیه در قران:
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى

سجودی
Monday 9 June 2008, 07:50AM
"كان رسول الله صلى الله عليه وسلم جالسا في أصحابه ، فدخل ثم خرج و قد اغتسل
فقلنا ، يا رسول الله ! قد كان شيء ! قال : أجل ، مرت بي فلانة ، فوقع في قلبي شهوة النساء ، فأتيت بعض أزواجي فأصبتها ، فكذلك
فافعلوا ، فإنه من أماثل أعمالكم إتيان الحلال "
روزی رسول الله بین یاران خود نشسته بودند، ناگهان بلند شدند و به خانه رفتند و بعد بیرون آمدند در حالیکه غسل کرده بودند
پرسیدیم: یا رسول الله ، آیا چیزی بود!
فرمود : هان، فلان زن از جلوم رد شد و میل به جماع در قلبم پیدا شد پس به به پیش یکی از زنان خود رفتم و با او نزدیکی کردم ، و شما هم در حالت مشابه چنین کنید . بدرستیکه جماع از راه حلال از بهترین اعمال شما است
رواه أحمد ( 4 / 231 ) و الطبراني في " الأوسط "

شرح
در این زمانه که زنان عمدآ آرایش و خود نمایی میکنند این دستور العمل بهترین راه برای از بین بردن وسوسه های آنی شیطان است و با کارگیری فوری این دستور، در وقت نیاز ، انسان میفهمد که مرغ دیگران غاز نیست....
....و دقت کنید در احادیث سنی ها ، در احادیث ما، غلو در باره پیامبر جایی ندارد و گرنه هرکس میداند که ما چقدر پیامبر را دوست داریم

110shamsi
Monday 9 June 2008, 08:27AM
عن معاویه رض قال:سمعت النبی صلی الله علیه وسلم یقول:

3116

نصر من الشیطان اولا بگو معاویه لعنه الله

و ثانیا- صلوات بدون -ال محمد- کار ناصبیها است ای وهابی کوچک

خیرالبریه
Monday 9 June 2008, 08:33AM
ابن تيميه -رحمه الله- گفته است: رضا از صفات قديمي خداوند مي‌باشد و تنها از بندگاني اعلام رضايت مي‌کند که مي‌داند موجبات رضاي خدا را فراهم مي‌کنند و خداوند از هر کسي راضي شود، هيچ وقت بر او خشمگين نمي‌گردد،

اما چر اخدای متعال از این شخص ابتدا راضی ولی بعدا خشمگین شد :

واتل عليهم نبا الذي اتيناه اياتنا فانسلخ منها فاتبعه الشيطان فكان من الغاوين


در این آیه کریمه نیز خداوند سبحان ابتدا از جناب بلعم باعور راضی گشت وآیاتش را به او داد اما عاقبت امرش از گمراهان گشت ومورد سخط خدا.

پس این سخن جناب ابن تیمیه بر خلاف قرآن کریم و باطل است .

امام مسلم در صحيحش و حاكم نيشابوري در مستدركش بر صحیحین و ... آورده اند كه قال

معاوية لسعد بن أبي وقاص رضي الله عنهما : ما يمنعك أن تسب ابن أبي طالب قال : فقال لا أسب ما ذكرت ثلاثاً قالهن له رسول الله صلى الله عليه و سلم لأن تكون لي واحدة منهن أحب إلي من حمر النعم قال له معاوية : ما هن يا أبا إسحاق قال : لا أسبه ما ذكرت حين نزل عليه الوحي فأخذ علياً و ابنيه و فاطمة فأدخلهم تحت ثوبه ثم قال : رب إن هؤلاءأهل بيتي ، و لا أسبه ما ذكرت حين خلفه في غزوة تبوك غزاها رسول الله صلى الله عليه و سلم فقال له علي : خلفتني مع الصبيان و النساء قال : ألا ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبوة بعدي ، و لا أسبه ما ذكرت يوم خيبر قال رسول الله صلى الله عليه و سلم لأعطين هذه الراية رجلاً يحب الله و رسوله و يفتح الله على يديه فتطاولنا لرسول الله صلى الله عليه وسلم فقال أين علي ؟ قالوا : هو أرمد فقال : ادعوه فدعوه فبصق في وجهه ثم أعطاه الراية ففتح الله عليه قال : فلا و الله ما ذكره معاوية حتى خرج من المدينة
هذا حديث صحيح على شرط الشيخين و لم يخرجاه بهذه السياقة و قد اتفقا جميعاً على إخراج حديث المؤاخاة و حديث الراية .).


ببين با چه رسوايي وچه پررويي معاويه بن هند جگر خوار به سعد ميگويد چرا علي(ع) را سب و دشنام نميدهي وچه جواب دندان شکنی ميدهد !!

به کلمه رضی الله عنهما که بر معاویه و علی (ع) بر میگردد توجه کنید ... مثل اینست که بگوییم الله تعالی گفت ... ابلیس رضی الله عنه !!! گفت . ابوبکر رضی الله عنه گفت ....علی رضی الله عنه گفت ...همه رضی الله عنه اند ، دیگر چیزی به اسم بد در عالم هستی نداریم !!!

عدالت صحابه در قرآن کریم :

http://javdan.blogfa.com/cat-37.aspx

شريف
Monday 9 June 2008, 10:25AM
حديث امروز

عن أبي العباس عبد الله بن عباس رضي الله عنهما قال : " كنت خلف النبي صلى الله عليه وسلم يوما ، فقال : ( يا غلام ، إني أُعلمك كلمات : احفظ الله يحفظك ، احفظ الله تجده تجاهك ، إذا سأَلت فاسأَل الله ، وإذا استعنت فاستعن بالله ، واعلم أن الأُمة لو اجتمعت على أَن ينفعـوك بشيء ، لم ينفعوك إلا بشيء قد كتبه الله لك ، وإن اجتمعوا على أن يضروك بشيء ، لم يضروك إلا بشيء قد كتبه الله عليك، رفعت الأقلام وجفت الصحف ) . رواه الترمذي وقال :" حديث حسن صحيح ".

راوى فوق مى كويند:روزى بشت سر رسول الله(ص)راه مى رفتم و ايشان فرمودند اى غلام به شما كلماتى مى اموزم:خدا را حفظ كن ،خداوند نيز شما را حفظ ميكند(منظور به اطاعت از خداوند)درصورتيكه به دستورات ايشان عمل كردى ايشان را هميشه شاهد و ناظر بر رفتار خود مى بينى/در صورتيكه نياز وحاجتى داشتى از او بخواه،و درصورتيكه طلب و مساعدتى داشتى از او بخواه، وبدان اكرتمام امت جمع شوند كه به تو نفعى برسانند،قادر نخواهند بود مكر ان جيزى كه خدا برايت نوشته.
واكرتمام امت جمع شوند كه به توضررى برسانند،قادر نخواهند بود مكر ان جيزى كه خدا برايت نوشته.(قلمها برداشته شدند و كاغذها خشك ميشوند)

سجودی
Monday 9 June 2008, 11:26AM
هرچند هدف اینجا ذکر اختلاف شیعه و سنی نبود اما دوستان شیعه ما از اسلام چیزی را دوست ندارند جز بحث درباره موضوعات دروغی که ساخته و پرداخته خودشان است
حالا که خیر البریه این حدیث را آورده من هم ترجمه اش را مینویسم:
أَمَرَ مُعَاوِيَةُ بْنُ أَبِى سُفْيَانَ سَعْدًا فَقَالَ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَكَرْتُ ثَلاَثًا قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- فَلَنْ أَسُبَّهُ لأَنْ تَكُونَ لِى وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَىَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- يَقُولُ لَهُ خَلَّفَهُ فِى بَعْضِ مَغَازِيهِ فَقَالَ لَهُ عَلِىٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِى مَعَ النِّسَاءِ وَالصِّبْيَانِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- « أَمَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّى بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلاَّ أَنَّهُ لاَ نُبُوَّةَ بَعْدِى ». وَسَمِعْتُهُ يَقُولُ يَوْمَ خَيْبَرَ « لأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ رَجُلاً يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ ». قَالَ فَتَطَاوَلْنَا لَهَا فَقَالَ « ادْعُوا لِى عَلِيًّا ».فَأُتِىَ بِهِ أَرْمَدَ فَبَصَقَ فِى عَيْنِهِ وَدَفَعَ الرَّايَةَ إِلَيْهِ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الآيَةُ ( فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ) دَعَا رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فَقَالَ « اللَّهُمَّ هَؤُلاَءِ أَهْلِى ».
امیر معاویه، سعد بن ابی وقاص را طلب کرد و گفت چه مانع توست که از ابوتراب بدگویی نمیکنی
گفت سه چیز از رسول الله شنیدم که به علی گفت که اگر یکی از انها مال من میبود ان کلمه را بیشتر دوست میداشتم از گله ای از بهترین شتران و هرگز از او بدگویی نمیکنم:
در یکی از جنگها رسول الله علی را جانشین خود در مدینه کرد و علی گفت یا رسول الله مرا با زنان و کودکان میگذاری؟؟ فرمود ایا دوست نداری مکان تو به من مثل مکان هارون باشد به موسی، جز اینکه بعد از من پیامبری نمیاید
و شنیدم روز خیبر ، فرمود : پرچم را بدست مردی خواهم داد که الله و رسولش را دوست دارد و الله و رسولش هم او را دوست دارند سعد میگوید همه آرزوی ان پرچم را داشتیم که پیامبر فرمود علی را بیاورید و آمد در حالیکه چشمش درد میکرد رسول الله آب دهان خود را بچشم او مالید و پرچم را به او داد و الله بدست علی خیبر را فتح کرد .
سوم وقتی آیه مباهله نازل شد رسول الله علی و فاطمه و حسن و حسین را فرا خواند و فرمود : الهی اینها اهلبیت منند
صحیح مسلم حدیث صحیح
شرح
سنی ها فضایل علی رضی الله عنه را پنهان نکردند حتی در پیش روی امیر معاویه
سنی ها فضایل علی را در مهمترین کتاب خود نوشتند مثل کتاب مسلم
نتیجه = اگر علی را الله انتخاب کرده بود، حضرت سعد آن را نیز میگفت، او که کسی واهمه نداشت
این حدیث دلیل دیگری است برحقانیت اهل سنت
و توجه کنید سعد بن ابی وقاص در جنگ علی و معاویه خانه نشین بود زیرا از پیامبر شنیده بود در فتنه نشستن بهتر است و دیدیم کار که به حسن رسید او نیز از روش پدر خود در این باره سر بر تافت و روش سعد را برگزید یعنی با وجوداینکه سردار جوانان بهشت بود و نصف خلافت نیز در دستش بود از خیر خلافت گذشت تا فتنه فرو نشیند

رایحه اسمانی2
Monday 9 June 2008, 11:28AM
"كان رسول الله صلى الله عليه وسلم جالسا في أصحابه ، فدخل ثم خرج و قد اغتسل
فقلنا ، يا رسول الله ! قد كان شيء ! قال : أجل ، مرت بي فلانة ، فوقع في قلبي شهوة النساء ، فأتيت بعض أزواجي فأصبتها ، فكذلك
فافعلوا ، فإنه من أماثل أعمالكم إتيان الحلال "
روزی رسول الله بین یاران خود نشسته بودند، ناگهان بلند شدند و به خانه رفتند و بعد بیرون آمدند در حالیکه غسل کرده بودند
پرسیدیم: یا رسول الله ، آیا چیزی بود!
فرمود : هان، فلان زن از جلوم رد شد و میل به جماع در قلبم پیدا شد پس به به پیش یکی از زنان خود رفتم و با او نزدیکی کردم ، و شما هم در حالت مشابه چنین کنید . بدرستیکه جماع از راه حلال از بهترین اعمال شما است
رواه أحمد ( 4 / 231 ) و الطبراني في " الأوسط "

شرح
در این زمانه که زنان عمدآ آرایش و خود نمایی میکنند این دستور العمل بهترین راه برای از بین بردن وسوسه های آنی شیطان است و با کارگیری فوری این دستور، در وقت نیاز ، انسان میفهمد که مرغ دیگران غاز نیست....
....و دقت کنید در احادیث سنی ها ، در احادیث ما، غلو در باره پیامبر جایی ندارد و گرنه هرکس میداند که ما چقدر پیامبر را دوست داریم

خداوکیلی خجالتی بودن از صفات خداوند هست طبق قران بگو
ایا خجالتی بودن نقص نیست
این قدر کفر نگید
وای بر شما

رایحه اسمانی2
Monday 9 June 2008, 11:34AM
اقای سجودی چه دلیل ها ی ابکی :smile27:
در ضمن اقای شرف جواب شما را هفته اینده میدهم چون حالا وقت ندارم
البته اگه اقای سجودی اجازه بدهند در غیر این صورت تایپیک دیگه ای باز می کنیم

نصرمن الله
Monday 9 June 2008, 06:18PM
دخل علي رسول الله صلى الله عليه وسلم وعندي رجل ، قال : ( يا عائشة من هذا ) . قلت : أخي من

الرضاعة ، قال : ( يا عائشة ، انظرن من إخوانكن ، فإنما الرضاعة من المجاعة ) .

از عایشه رض روایت است که بر نبی اکرم ص ومن مردی وارد

شد.نبی ص پرسید ای عایشه این فرد کیست؟


.عایشه رض گفت:او برادر رضاعی من است.رسول الله ص

فرمود: خوب دقت کنید چه کسانی برادران شما هستند زیرا

رضاعت زمانی به ثبوت میرسد که گرسنگی را برطرف کند(یعنی

دردوران شیر خوارگی باشد) بخاری 5102

hidayat
Monday 9 June 2008, 08:54PM
واتل عليهم نبا الذي اتيناه اياتنا فانسلخ منها فاتبعه الشيطان فكان من الغاوين


در این آیه کریمه نیز خداوند سبحان ابتدا از جناب بلعم باعور راضی گشت وآیاتش را به او داد اما عاقبت امرش از گمراهان گشت ومورد سخط خدا.


ببینم کجای آیه از رضایت سخن آمده که از خودت سخن می تراشی!؟

مثل اینکه آنقدر مطمئن هستی که خدا کاری باهات نداره ، كه مى روى و از خودت حرف مى سازى و به خداوند سبحانه و تعالى هم نسبت مى دهى !

واى به حال كسانى كه سخنان خداوند را يا جابجا مى كنند يا با دستان خود نوشته و به خداوند نسبت مى دهند !

فويل للذين يكتبون الكتاب بايديهم ثم يقولون هذا من عند الله ليشتروا به ثمنا قليلا فويل لهم مما كتبت ايديهم وويل لهم مما يكسبون .

.... يحرفون الكلم عن مواضعه ونسوا حظا مما ذكروا به ولا تزال تطلع على خائنة منهم الا قليلا منهم .

Teshneh
Monday 9 June 2008, 10:05PM
انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق.......
/////////////////////////////////////////
مناسب تر که خود استار تر از مدیریت محترم بخوان که بحثها رو حذف کنن و فقط احادیث رو بذارن .احادیثی که تابعین سنت پیامبر بهش اذعان دارن
صرف نظر از اینکه اهداف استار تر چی بوده ...ما هم می تونیم از این تاپیک به نفعمون استفاده کنیم:):smile28:
اقایون ارائه می دن مدارک مستندشون رو (دقت داشته باشین که هر کس از راویان مذهب خودش سند ارائه بده و جعلیات طرف مقابل رو به عنوان نقطه ضعف رو نکنه) و ما هم(با همچنین و با همون رویه) مستنداتمون رو رو می کنیم و عاقلان قضاوت می کنن که کدام به سنت پیامبر نزدیکتر...
هر بحث اضافی هم ممنوع.........
پس :
القوا ما انتم ملقون......

سجودی
Tuesday 10 June 2008, 04:26AM
رسول الله فرمودند:
"من خبب خادما على أهلها ، فليس منا ، و من أفسد امرأة على زوجها فليس منا " .
هرکس که نوکری را با اربابش بد کند از ما نیست
و هرکس که باعث خرابی روابط زن و شوهری شود از ما نیست
أخرجه الإمام أحمد ((حدیث صحیح))
شرح
از ما نیست یعنی مسلمان نیست !!
یعنی مسلمان هرگز با مکر و حیله و سخن چینی و پند های نادرست و مغرضانه و امثال اینها باعث جدایی بین زن و شوهر یا کارگر و کارفرما نمیشود

خیرالبریه
Tuesday 10 June 2008, 07:55AM
هرچند هدف اینجا ذکر اختلاف شیعه و سنی نبود اما دوستان شیعه ما از اسلام چیزی را دوست ندارند جز بحث درباره موضوعات دروغی که ساخته و پرداخته خودشان است
حالا که خیر البریه این حدیث را آورده من هم ترجمه اش را مینویسم:

با سلام

اتفاقا شما حدیث اول من را ببینید که حدیث غدیر از صحیح مسلم بود و سعی بر احادیث مشترک و اتحاد آور ، اما بعد از آنکه جناب نصر من الله حدیثی را از فرزند طلقاء پسر آکلة الاکباد آوردند من نیز مجبور به تنویر افکار عمومی شدم.

اولا : این حدیث که معاویه گفته : من يرد الله به خيرا يفقهه في الدين چیز تازه ای نیست بلکه خدای سبحان بصراحت بیشتر در کلامش فرمود : يوتي الحكمة من يشاء ومن يوت الحكمة فقد أوتي خيرا كثيرا

ثانیا :



سنی ها فضایل علی رضی الله عنه را پنهان نکردند حتی در پیش روی امیر معاویه
سنی ها فضایل علی را در مهمترین کتاب خود نوشتند مثل کتاب مسلم
نتیجه = اگر علی را الله انتخاب کرده بود، حضرت سعد آن را نیز میگفت، او که کسی واهمه نداشت
این حدیث دلیل دیگری است برحقانیت اهل سنت
و توجه کنید سعد بن ابی وقاص در جنگ علی و معاویه خانه نشین بود زیرا از پیامبر شنیده بود در فتنه نشستن بهتر است و دیدیم کار که به حسن رسید او نیز از روش پدر خود در این باره سر بر تافت و روش سعد را برگزید یعنی با وجوداینکه سردار جوانان بهشت بود و نصف خلافت نیز در دستش بود از خیر خلافت گذشت تا فتنه فرو نشیند


جالب اینست که اصل واساس حدیث که نشانگر حقیقتی بس مهم در باره منافقین است را رها کرده اید و مسائل حاشیه ای را عنوان میکنید ، مگر در همین صحیح بخاری نیامده که بنی امیه امام علی (ع) را بر منابر سب وشتم میکردند ؟؟؟

مگر در صحیح مسلم نیامده که : عن عبد العزيز بن أبي حازم عن سهل بن سعد, قال: استعمل على المدينة رجل من آل مروان [وآل مروان كما تعلمون من بني أمية] قال أبو حازم فدعى سهل بن سعد, فأمره أن يشتم علياً فأبى, قال سهل: فقال له الأمير: أما إذا أبيت فقل لعنة الله على أبي تراب, فقال سهل: ما كان لعلي اسم أحب إليه من أبي تراب وما سماه إلا النبي.
هو مروان بن الحكم في زمن معاوية كان يسب ويأمر بسب علي علی المنابر.
بنابراین تا کی چشم خود را بر حقایق میبندید ، آیا مروان حکم طرید رسول خدا نبود که عثمان او را بر خلاف دستور رسول الله (ص) به مدینه برگرداند وحتی اورا به ریاست وامارت رساند تا امام علی (ع) را سب ولعن کند !!!

بله جناب عثمان فقط به اقوام وفامیل اموی خویش می اندیشید نه ذراری طیب رسول الله (ص) و اوامر الهی در باره ایشان.

معاویه را چه کسی حمایت مالی وسیاسی کرد تا به قدرت برسد و بر علیه امام علی (ع) بجنگد و امام حسن وامام حسین (ع) را با وضع موسف به شهادت برساند ؟؟؟؟

مگر همین جناب سعد این حدیث را که پیامبر به جناب عمار رضی الله عنه فرمودند که در فتنه ها ملازم امام علی (ع) باش که همیشه مدار حق است را نشنیده بود ؟؟؟؟ تا اینکه عمار رحمه الله در رکاب علی (ع) در صفین بدست گروه باغی و طاغی معاویه شهید گشت ..طوبی له وحسن مآب

چرا شنیده بود اما الشیطان سول لهم .... وخسر هنا لک الکافرون

مگر پسر همین سعد ، پسر رسول خدا (ص) را در کربلا شهید نکرد ؟؟؟

سجودی
Tuesday 10 June 2008, 11:15AM
خداوکیلی خجالتی بودن از صفات خداوند هست طبق قران بگو
ایا خجالتی بودن نقص نیست
این قدر کفر نگید
وای بر شما
عمومآ شرم وحیا چیز خوبی است
و اگر حیا کننده قدرتمند هم باشد بیشتر زیباست
حدیث را ببین رسول الله میگوید الله از بنده اش حیا میکند ، وقتی که این بنده دو دست خود را بلند میکند بسوی او و حاجت میخواهد حالا بنده شاید مستحق نباشد اما الله شرم میدارد که دستش را خالی بفرستد
این حیا کجایش نقص است
بیحیایی و سختی و درشتی نقص است و زشت
و من که آیه هم شاهد آوردم

hidayat
Tuesday 10 June 2008, 01:10PM
روي عن أبي هريرة رضي الله عنه أنه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: إن الله عز وجل يقول:

«أنا عند ظن عبدي بي وأنا معه إذا دعاني»

(رواه البخاري ومسلم واللفظ له والنسائي وابن ماجة)

پیامبرگفت که خداوند می فرماید:

هرگونه اندیشه و طمعی بنده به من دارد به نیتش ( خواسته ی قلبی اش از من ) نزدیکم و هرگاه مرا بخواند او را همراهم.

hidayat
Tuesday 10 June 2008, 01:11PM
و این همان مفهوم سخن پروردگار است:

.. و اذا سألک عبادی عنی فانی قریب ...

... و قل ادعونی استجب لکم ....

رایحه اسمانی2
Tuesday 10 June 2008, 05:20PM
عمومآ شرم وحیا چیز خوبی است
و اگر حیا کننده قدرتمند هم باشد بیشتر زیباست
حدیث را ببین رسول الله میگوید الله از بنده اش حیا میکند ، وقتی که این بنده دو دست خود را بلند میکند بسوی او و حاجت میخواهد حالا بنده شاید مستحق نباشد اما الله شرم میدارد که دستش را خالی بفرستد
این حیا کجایش نقص است
بیحیایی و سختی و درشتی نقص است و زشت
و من که آیه هم شاهد آوردم
اقای سجودی همه عالم و ادم مدونن که خجالتی بودن عیب هستدر ضمن در ایه ای که نقل کردی میگه باسماءالحسنیواقعا خجالتی بودن جز صفات زیباست یعنی اینقدر صفت کمهجعلی بوده حدیث شما از همین یک کلمه اشکارا پیداست البته نه این که شما به دروغ گفته باشی چون شماها از این احادیث کیلوئی خیلی دارین عرض کردم در باب هر کسی که حتی توی کتابهای خودتون هم از شرارتاش سخن به میون امده

رایحه اسمانی2
Tuesday 10 June 2008, 05:27PM
ببینید اقای سجودی شاید شماها از فضائل علی هم گفته باشید اما خود امام را گم کردید
خوشم میاد از جامعیت مذاهبتان که چطور محبت شر و خیر هر دو در دل شماها جا دارد
محبت علی و عایشه (عایشه ای که از خوشحالی شهادت امام علی شعر میگه)
محبت فاطمه و قاتلان فاطمه

محبت علی و معاویه
محبت حسن و معاویه
محبت یزید و حسین
.
.
ببین شاید تو امثال تو برای در گم کردن تاریخ را انکار میکنی اما بدون که تاریخ غیر قابل انکاره
تو خودت ایه میاهله را میاری و حدیث اون را پس میدانی که منظور از اهل بیت پیامبر همین خانوداه هیتندسوم وقتی آیه مباهله نازل شد رسول الله علی و فاطمه و حسن و حسین را فرا خواند و فرمود : الهی اینها اهلبیت منند
اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلاتَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرینَ. فَمَنْ حاجَّكَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جائَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبنائَنا وَ اَبْنائَكُمْ وَ نِسائَنا وَ نِسائَكُمْ وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَی الْكاذِبینَ.
حق همان است كه از جانب خدا به تو رسیده است، پس مبادا در آن شك و تردید نمایی. حال بعد از اینكه به وحی خدا آگاهی یافتی، هر كس با تو به بحث و جدل بپرازد، به آنان بگو: بیایید ما و شما هر كدام فرزندان و زنان و عزیزان خود را فرا خوانیم سپس به مباهله برخیزیم و نفرین خدا را بر دروغگویان فرو فرستیم. آل عمران / 60-61
در این ایه منظور از زنان تنها فاطمه و منظور از فرزندان حسنین هستند و منظور از جانهای پیامبر تنها علیست بگو ببینم چرا پیامبر زنان و فرزندان دیگرش را نبرد اگر به قول تو داردای چنین مقام بالایی هستند چرا اربابان تو را نبرد اگر چشم و گوش پیامبرند که می تونستند مصداق جان پیامبر باشند اما چون نبودند برده نشدند پس این همه چیز را به اثبات میرسونه که در همه جا منظور همین اهل بیت پیامبر است و اگر بقیه بوند همراه پیامبر میرفقتند و طبق گفته تو پیامبر میفرمایند اینها اهل بیت منند که البته در مورد ایه تطهیر چنین چیزی هست و معتبر هست و همه می دانند
اگر ایات اول سوره تحریم را بخوانی به خوبی خشم خدا را از ان دو زن درک می کنی
نتیجه = اگر علی را الله انتخاب کرده بود، حضرت سعد آن را نیز میگفت، او که کسی واهمه نداشت


در این مورد هم در بیشتر ایات قران اطاعت رسول خدا و خدا با هم و هم مرتبه هم امده و از طرف دیگه خداوند بیان می کنه که همه کارهای پیامبر بر اساس وحی هست پس پیامبر هر چه گفته و هر چه انجام داده جز به صلاح پروردگار نبوده و سخن پیامبر سخن خداست (البته در میان شماها و با حرف های شماها شخصیت پیامبر را هم در حد افراد عادی می دانید می گوئید تنها پیامبر معصومه ولی همین را هم قبول ندارید وبعد چنان از خلفاتون حرف میزنید که انگار از برگزیدگانند)
پس لطفا این طوری به پیامبر تهمت نزن شماها اگه درست مقام رسول الله را شناخته بودید حالا هم راه درست را پیدا میکردید
این نتیجه گیری شما منا یاد تفاسیر من دراوردیتان از قران میندازه
این حدیث دلیل دیگری است برحقانیت اهل سنت
چه حقانیتی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!:smile27:
این حدیث مقام اهل بیت پیامبر را مشخص میکند چه ربطی داره به شما !!!!!!!!!

توجه کنید سعد بن ابی وقاص در جنگ علی و معاویه خانه نشین بود زیرا از پیامبر شنیده بود در فتنه نشستن بهتر است و
نه برادر من شماها وقتی میترسید سر جونتون یه عالمه از این احادیث از خودتون در میارید
مگر پیامبر نفرمود که علی با حق است و حق با علی
مگر در قران نیامده که اگر میان دو گروه اختلاف پیش امد در صورتی که صلح نکردند به یاری گروه مظلوم بشتابید
مگر در قران نیامده که حق را یاری کنید
این بابا از جونش میترسیده
و دیدیم کار که به حسن رسید او نیز از روش پدر خود در این باره سر بر تافت و روش سعد را برگزید یعنی با وجوداینکه سردار جوانان بهشت بود و نصف خلافت نیز در دستش بود از خیر خلافت گذشت تا فتنه فرو نشیند

به به یعنی امام حسن بر خلاف پدرش عمل کرده نه بردار من میون ادمهایی مثل شماها بوده که از هر طرف بوی راحتی میومده همون طرف را می گرفتند روش سعد !!!!!!!!!!!!!!
امام حسن که بیعت کرد پس چرا جنازه اش تیر باران شد این نشون میده مردم اون زمان حتی بوئی از ایمان هم نبرده بودند چه برسه به این که از حق دفاع کنند
پس چرا اجازه نداند پیش رسول الله به خاک سپرده شود
بیعت کردن با نکردن امامان ما به حال کافران هیچ فرقی نمی کرده می دونی چرا چون وجودشان مایه خطر بوده
امام حسین بیعت نکرد اما چند نفر با او همراه شدند
و چند نفر او را به نان و خرمایی فروختند
گناه دختر رسول الله چه بود فاطمه باید از میان برداشته می شد چون عین حقیقت بود و سند خلافت علی

نه اقای سجودی با شماها حرف زدن فایده ای ندارد با وجود تمام حقایق همیشه و همیشه باطل را بر حق ترجیح داده اید اون وقت که مردم با چشم خود حقیقت را می دیدند باطل را برگزیدند و حالا از شما چه انتظاری می رود
من حرفم را بهت گفتم دیگه هم چیزی نمی گویم چون دلایل شماها را در دفاع از جنگ عایشع دیده ام
در مرام شما شخصیت های شما از امامان ما هم معصوم ترند !!!!!!!!!!!!!!!!
و راویان کیلیوئی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
که با هزران وعده و وعید به نقل احادیث پرداختند !!!!!!!!!!!!!!!!!
اما ای کاش کتب خود را هم قبول داشتید !!!!!!!!!!!
در هر صورت من حرفم را زدم می خوای قبول کن می خوای نکن
واقای خیر البریه به بهترین نحو پاسخ شما را دادند !!!!!!!!!!!!

البته ببخشید که در تایپیک نقل احادیث شما به بحث پرداختم
دراینده تایپیکی میزنم که بحث ها در اونجا ادامه پیدا کنه

محمد م
Tuesday 10 June 2008, 11:50PM
عمومآ شرم وحیا چیز خوبی است
و اگر حیا کننده قدرتمند هم باشد بیشتر زیباست
حدیث را ببین رسول الله میگوید الله از بنده اش حیا میکند ، وقتی که این بنده دو دست خود را بلند میکند بسوی او و حاجت میخواهد حالا بنده شاید مستحق نباشد اما الله شرم میدارد که دستش را خالی بفرستد
این حیا کجایش نقص است
بیحیایی و سختی و درشتی نقص است و زشت
و من که آیه هم شاهد آوردم
و....

اقای سجودی همه عالم و ادم مدونن که خجالتی بودن عیب هستدر ضمن در ایه ای که نقل کردی میگه باسماءالحسنیواقعا خجالتی بودن جز صفات زیباست یعنی اینقدر صفت کمهجعلی بوده حدیث شما از همین یک کلمه اشکارا پیداست البته نه این که شما به دروغ گفته باشی چون شماها از این احادیث کیلوئی خیلی دارین عرض کردم در باب هر کسی که حتی توی کتابهای خودتون هم از شرارتاش سخن به میون امده

شاید این حدیث که در مفاتیح الجنان در فضیلت دعای جوشن کبیر آمده است به اختلاف پایان دهد البته شاید !!!!
جبرئيل عرض كرد كه يا محمد پروردگارت تو را سلام مى ‏رساند و مى ‏فرمايد كه بكن اين جوشن را و بخوان اين دعا را كه او امان است از براى تو و امت تو پس شرحى در فضيلت اين دعا ذكر فرموده كه مقام نقل تمامش نيست از جمله آنكه :
هر كه آن را بر كفن خويش نويسد حق تعالى حيا فرمايد كه او را به آتش عذاب كند
والله کافی

رایحه اسمانی
Wednesday 11 June 2008, 07:30AM
و....



شاید این حدیث که در مفاتیح الجنان در فضیلت دعای جوشن کبیر آمده است به اختلاف پایان دهد البته شاید !!!!
جبرئيل عرض كرد كه يا محمد پروردگارت تو را سلام مى ‏رساند و مى ‏فرمايد كه بكن اين جوشن را و بخوان اين دعا را كه او امان است از براى تو و امت تو پس شرحى در فضيلت اين دعا ذكر فرموده كه مقام نقل تمامش نيست از جمله آنكه :
هر كه آن را بر كفن خويش نويسد حق تعالى حيا فرمايد كه او را به آتش عذاب كند
والله کافی
ببین اقای محمد م بحث ما سر کلمه خجالتیهخجالتی بودن یک صفت ناقصه لطفا اگه نمی دونید برید بپرسید
مگه خدا بچس که خجالت بکشه!!!!!!!!!!!!!:eek:
در مورد دعای جوشن کبیر هم اگه انصاف داشته باشی خودت میبینی که با چه صفات زیبایی خدا را می خونه هر چند که خداوند بزرگتر از اون چیزیست که وصف بشهکلمه خجالتی در مورد خدا در این حدیث از خود راوی حدیثه نه از پیامبر یادت باشه!!!!!!!!!!!
شما هم درست دعا کنید یه وقت خدا از خجالت اب نشه (این برداشت از یک صفت غلطه)
(خدا ببخشم که کفر گفتم پناه میبرم به تو)

در ضمن به خانم هدایت بگید به جای اینکه بشینه احادیثی که از 1400 سال پیشه و معلوم هم نیست درست باشه بره قران بخونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سجودی
Wednesday 11 June 2008, 07:51AM
رایحه =
خوشم میاد از جامعیت مذاهبتان که چطور محبت شرو خیر هر دو در دل شماها جا داردمحبت علی و عایشه

پیامبر به هر دوی آنها محبت داشت و به عایشه بیشتر از علی ، یعنی از پیامبر هم بدت میاید

رایحه =
این بابا از جونش میترسیده

سعد رضی الله عنه فاتح ایرانه ، نه ایران امروز ، بلکه ایرانی که ابر قدرت بود و 5 برابر بزرگتر از ایران فعلی
در استاندارد شما که حیا وخجالت چیز بدیست، پس حتما موش شجاع است و شیر ترسو
و بعد اگر حضرت سعد میترسید که جلوی معاویه رضی الله عنه ، ( خلیفه با قدرت وقت )، احادیث در مدح امیر المومنین علی را نمیگفت
کینه شما را کور کرده ، چشم سرتان را نه، که بلکه چشم عقل شما را

سجودی
Wednesday 11 June 2008, 07:52AM
إن فتى شابا أتى النبي صلى الله عليه وسلم فقال : يا رسول الله ائذن ليبالزنا ، فأقبل القوم عليه فزجروه و قالوا : مه مه ! فقال : ادنه ، فدنا منهقريبا قال : فجلس ، قال : أتحبه لأمك ؟ قال : لا والله جعلني الله فداءك ، قال
: و لا الناس يحبونه لأمهاتهم ، قال : أفتحبه لابنتك ؟ قال : لا والله يا رسولالله جعلني الله فداءك ، قال : و لا الناس يحبونه لبناتهم ، قال : أفتحبه لأختك؟ قال : لا والله جعلني الله فداءك ، قال : و لا الناس يحبونه لأخواتهم قال :
أفتحبه لعمتك . قال : لا والله جعلني الله فداءك ، قال : و لا الناس يحبونهلعماتهم ، قال : أفتحبه لخالتك ؟ قال : لا والله جعلني الله فداءك ، قال : ولا الناس يحبونه لخالاتهم ، قال : فوضع يده عليه و قال : اللهم اغفر ذنبه و طهرقلبه و حصن فرجه . فلم يكن بعد ذلك الفتى يلتفت إلى شيء " .
اخرجه احمد و هذا سند صحيح رجاله كلهم ثقات رجال الصحيح .( حدیث صحیح)
جوانی آمد پیش رسول الله و گفت ای پیامبرخدا،بمن اجازه زنا را بده
پس مردم متوجه او شدند و توبیخش کردند و سرزنش نمودند
رسول الله فرمود: نه نه ! نزدیکش کنید. پس جوان نزدیک امد فرمود بشین و چوان نشست
رسول الله فرمودند: آیا زنا را برای مادرت می پسندی
جوان گفت : الله مرا فدای تو کنه ای رسول الله، والله که دوست ندارم!
فرمود : مردم نیز برای مادرانشان دوست ندارند آیا زنا را برای دخترت می پسندی؟
جوان گفت : الله مرا فدای تو کنه ای رسول الله، والله که دوست ندارم!
فرمود : مردم نیز برای دخترانشان دوست ندارند آیا زنا را برای خواهرت می پسندی؟
جوان گفت : الله مرا فدای تو کنه ای رسول الله، والله که دوست ندارم!
فرمود : مردم نیز برای خواهرانشان دوست ندارند آیا زنا را برای عمه ات می پسندی؟
جوان گفت : الله مرا فدای تو کنه ای رسول الله، والله که دوست ندارم!
فرمود : مردم نیز برای عمه هایشان دوست ندارند آیا زنا را برای خاله ات می پسندی؟
جوان گفت : الله مرا فدای تو کنه ای رسول الله، والله که دوست ندارم!
فرمود : مردم نیز برای خاله هایشان دوست ندارند
سپس رسول الله دست بر جوان گذاشت و دعا کرد:
الهی گناهش را ببخش و قلبش را پاک کن و شرمگاهش را محفوظ بدار
روای میگوید بعد از آن جوان توجه نداشت به زنا
شرح
در روزنامه شرق الاوسط خواندم، یک تهیه کننده فیلم های پورنو در دانمارک ،سالها این عادت را داشت که قبل از آنکه فیلم کارگردان هایش را تکثیر و در بازار توزیع کند یکبار آن را خودش ببیند
انروز که طبق معمول فیلم جدیدی را چک میکرد در وسط فیلم چشمش آفتاد بصورت بازیکن زن و گفت : این!! این که دختر منه!! و قلبش ایستاد و در جا مرد !!
سبحان الله!! حتی چنین مردی هم ، این کار برای دختر خود دوست نداشت
ای کاش از حدیث رسول با خبر میبود تا اینطور نمیکرد و تا اینطور نمی مرد
حالا قانون متعه و صیغه کردن را با حدیث بالا محک بزنید. آیا ما آن را برای خواهر یا مادر یا دختر یا عمه یا خاله خود میپسندیم؟؟!!

yar-mahdi
Thursday 12 June 2008, 01:11AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم

اولا تشکر می کنم از اهل سنت سایت که به آوردن احادیثی از منابع خود در این سایت شیعی روی آورده اند .
چه خوب است احادیث و روایاتی در این جا ذکر شود که در منابع شیعه هم یافت می شوند . به این طریق احساس نزدیکی بیشتری بین مسلمانان رخ خواهد داد . إن شاء الله

اما درباره ی این نوشته :
حالا قانون متعه و صیغه کردن را با حدیث بالا محک بزنید. آیا ما آن را برای خواهر یا مادر یا دختر یا عمه یا خاله خود میپسندیم؟؟!!جناب سجودی آیا مایل هستید درباره ی عقد موقت یا همان متعه ی زنان کمی با هم گفتگو کنیم ؟!

محمد م
Thursday 12 June 2008, 02:26AM
اما درباره ی این نوشته :
جناب سجودی آیا مایل هستید درباره ی عقد موقت یا همان متعه ی زنان کمی با هم گفتگو کنیم ؟!
با سلام به شما برادر عزیز
فکر میکنم شایسته است در مکان دیگری مطلب را پی گیری نماید :

با سلام
گفتگوهای حاوی جستجوی خارج از موضوع به نشانی ذیل منتقل شد ، از ادامه انحراف موضوع پرهیز نمائید .
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13269

خیرالبریه
Thursday 12 June 2008, 07:13AM
قال الله تعالی : فـمـا اسـتـمـتـعتم به منهن فاتوهن اءجورهن فريضة و لا جناح عليكم فيما تراضيتم به من بعد الفريضة ان اللّه كان عليماحكيما

روايات زواج المتعة


قال عمران ابن حُصين: تمتعنا على عهد رسول الله (ص) فنزل القرآن. قال: قال رجل برأيه ماشاء طبعاً المقصود هو عُـمر بن الخطاب) إقرأ النص بنفسك في صحيح البخاري . باب الحج (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=0&Rec=2494)

البخاري يُصرّح بأن زواج المتعة كان على عهد رسول الله ولم ينزل قرآن يحرمه حتى مات. فقال رجل برأيه ماشاء ( المقصود عمر ) إقرأ بنفسك في البخاري (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=0&Rec=6512)

الرسول جوز زواج المتعة ولم يحرمه ثم نزلت الآية :( يا أيها الذين آمنوا لاتحرموا طيبات ما أحل الله لكم) راجع نص البخاري (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=0&Rec=6687)

صحيح مسلم يقول ان زواج المتعة من نهي عمر... اقرا بنفسك نص الحديث (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=1&Rec=3209)

حديث آخر في صحيح مسلم يعترف ان زواج المتعة كان في زمن رسول الله وابوبكر وعمر (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=1&Rec=3208)

حديث آخر يرويه صحيح مسلم من ان زواج المتعة من نهي عمر وليس رسول الله .. أقرأ نص الحديث بنفسك (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=1&Rec=3210)

زواج المتعة من نهي عمر بن الخطاب وليس رسول الله.... إقرأ النص بنفسك في صحيح مسلم (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=1&Rec=2763)

النبي الاكرم (ص) يامر بزواج المتعة ولم ينه عنه راجع النص في مسند الامام احمد (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=6&Rec=3942)

علي يأمر بزواج المتعة وعثمان ينهى عنها .. وهل عثمان أعلم من علي باب مدينة علم رسول الله ؟! راجع النص بنفسك في مسند الامام احمد (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=6&Rec=723)

س 16 - آيا ازدواج متعه مورد قبول و پذيرش بزرگانى از اهل سنت بوده است؟

‏‏ ج - بلى ، از آن جمله:

‏ الف - ابن جريج اموى شيخ بخارى كه اهل سنت نسبت به ثقه بودنش اجماع دارند و همه صحاح سته از او حديث نقل مى‏كنند ، شصت و يا هفتاد و بلكه نود زنِ متعه داشت.

‏ ذهبى مى‏گويد: «هو أحد الأعلام الثقات . . و هو مجمع على ثقته مع كونه تزوّج نحواً من سبعين امرأة نكاح متعة كان يرى‏ الرخصة في ذلك و كان فقيه أهل مكة في زمانه» . ميزان الاعتدال ،ج‏2 ، ص‏659 ؛ تهذيب التهذيب ،ج‏6 ، ص‏360.

‏ «ابن جريج يكى از عالمان مورد وثوق و وثاقت او مورد اتفاق اهل سنت است . ضمن اينكه او هفتاد زن متعه - نكاح موقت داشت . نظر او رخصت و جواز نكاح موقت بود . او فقيه اهل مكه در زمان خود بود .»

‏ ب - بزرگان صحابه ، چون عبداللّه بن عباس ، جابر بن عبداللّه انصارى ، عمران‏بن حصين ، ابو سعيد خدرى وامير مؤمنان على( ع ) ، اين عمل را جايز مى‏دانستند.

‏ ج - خود عمربن خطاب با صراحت مى‏گويد: «كانتا عَلى‏ عهد رسول‏اللّه و أنا اُحَرِّمهما وَ اُعاقب عليهما».

‏ « دو چيز در زمان پيامبر ( ص ) حلال بوده ولى من آن را تحريم و بر آن تعيين عقوبت مى‏كنم».

‏ چنانكه قوشچى در شرح تجريد ، صفحه 484 ، اين جمله را از او آورده و تحليل و توجيه شگفتى كرده است!

‏ د - در تاريخ طبرى ج‏2 ، ص 579. آمده است كه اين نهى از عمر بوده و عمران بن سواده بر او وارد شده و ناراحتى و اعتراض مردم به عمر درباره منع از متعه و چند خبر ديگر را به آگاهى او رسانده است.

‏ ه' خود عمربن خطاب در هيچ موردى اشاره به اين معنا ندارد كه پيامبر( ص ) منع و يا نهى و يا تحريم كرده است ، بلكه مى‏گويد : «أَنَا اُحَرِّمُهُما . . .».

‏ و - تنها روايتى - به تعبير آنان صحيحه كه به آن استناد مى‏كنند كه پيامبر( ص ) متعه را تحريم كرده ، همان حديث سبره است و او اصلاً معروف و شناخته شده نيست و در هيچ كتاب رجالى - خارج از روايتى كه نقل كرده سخنى از او به ميان نياورده اند


http://hojjah.googlepages.com/google.doc

سجودی
Thursday 12 June 2008, 07:20AM
یارمهدی=جناب سجودی آیا مایل هستید درباره ی عقد موقت یا همان متعه ی زنان کمی با هم گفتگو کنیم ؟!
با کمال میل ! بله حاضرم
البته شما میتوانید نظرتان را مثل آقای خیر البریه اینجا نیز بنویسید
اما اگر میخواهید به تفصیل گفتگو کنیم ، لطف فرموده عنوان جدیدی باز کنید

سجودی
Thursday 12 June 2008, 07:34AM
رسول الله فرمودند:
" رضى الرب في رضى الوالد و سخط الرب في سخط الوالد " .
خشنودی الله مشروط به خشنودی پدر است ، و پدر از فرزند، ناراضی باشد الله نیز از او راضی نیست
أخرجه الترمذي و ابن حبان ...... حدیث صحیح
شرح
البته اگر پدر امر به شرک یا ظلم یا گناه کرد اطاعت از او درست نیست

yar-mahdi
Thursday 12 June 2008, 02:57PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم


با کمال میل ! بله حاضرم
البته شما میتوانید نظرتان را مثل آقای خیر البریه اینجا نیز بنویسید
اما اگر میخواهید به تفصیل گفتگو کنیم ، لطف فرموده عنوان جدیدی باز کنید

نکاتی را به عرض می رسانم :
از این که دعوت مرا برای گفتگو پذیرفتید ، از شما متشکرم .
بنده در حال حاضر مشغول مباحثه در سرفصل دیگری هستم . از طرفی درگیر امتحانات نیز می باشم . به محض اتمام کارهایم به شما خبر خواهم داد .
بهتر است گفتگو در سرفصلی جدا صورت بگیرد .والسلام

سجودی
Friday 13 June 2008, 08:48AM
نمیخواهم با او در باره صیغه در اینجا بحث کنم من نظر خود را گفتم و خیر البریه نیز گفت
خواننده خود انتخاب کند
اما درباره روش شیعه در نقل حدیث از کتب ما ، چند نکته عرض میکنم
نکته یک = مینویسند چیزی و با یقین و اطمینان حواله میدهند از منابع سنی !!
به این امید که خواننده مراجعه نمیکند یا اگر کرد عربی نمیداند تا دروغ را دریابد مثل این نشانی:
خیر البریه=
(http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=0&Rec=2494)قال عمران ابن حُصين: تمتعنا على عهد رسول اللهفنزل القرآن. قال: قال رجلبرأيه ماشاء طبعاً المقصود هو عُـمر بن الخطاب) إقرأ النص بنفسك في صحيح البخاري . باب الحج (http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=0&Rec=2494)
http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=0&Rec=2494
(http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=0&Rec=2494)
شما از یک نفر که عربی میداند بگویید نوشته را ترجمه کند خواهید دید بشما خواهد گفت این درباره حج تمتع است نه تمتع زنان و صیغه کردن
پس چرا خیر البریه در دفاع از صیغه و متعه اینجا را نشانی داده؟؟
((خیر البریه را متهم نمیکنم او هم از یک سایت مغرض کپی کرده ))
در پشت بعضی از این سایت ها ابلیسان آدم رویی نشسته اند که هدفی جز گمراه کردن مردم ندارند
نکات بعدی در این باره را در آینده مینویسم

سجودی
Friday 13 June 2008, 08:53AM
أن رسول الله صلى الله عليه وسلم آخى بين سلمان وبين أبي الدرداء ، فجاء سلمان يزور أبا الدرداء ، فرأى أم الدرداء متبذلة ، قال : ما شأنك ؟ قالت : إن أخاك ليس له حاجة في الدنيا ، فلما جاء أبو الدرداء رحب به وقرب إليه طعاما ، فقال له سلمان : اطعم ، فقال : إني صائم ، قال : أقسمت عليك إلا ما طعمت ، ما أنا بآكل حتي تأكل ، فأكل معه ، وبات عنده ، فلما كان من الليل قام أبو الدرداء فحبسه سلمان ، ثم قال يا أبا الدرداء إن لربك عليك حقا ، ولاهلك عليك حقا ، ولجسدك عليك حقا ، فأعط كل ذي حق حقه ، صم وأفطر ، وقم ونم ، وائت أهلك ، فلما كان عند الصبح قال قم الان ، فقاما وصليا ، ثم خرجا إلى الصلاة فلما صلى النبي صلى الله عليه وسلم ، قام إليه أبو الدرداء فاخبره بما قال له سلمان ، فقال له : رسول الله صلى الله عليه وسلم مثل ما قال سلمان له رواه بخاری و مسلم حدیث صحیح
پیامبر بین سلمان و ابی الدرداء پیمان برادری بست. روزی از روزها سلمان رفت به دیدن برادرش او در خانه نبود زنش ام الدرداء را دید که لباسی ژنده و پاره پوشیده گفت : این چرا ؟ زن گفت برادر تو به دنیا حاجتی ندارد( کنایه دوری او از زن )
سلمان نشست تا ابی الدرداء آمد به سلمان خوش آمد گفت و برایش نهار آورد و گفت تو بخور من روزه ام سلمان گفت قسم میخورم تا تو نخوری مکن نمیخورم و ابی الدرداء ناچار شد بخورد سلمان شب پیش او ماند کمی از شب نگذشته بود که ابی الدرداء بلند شد نماز بخواند سلمان گفت بگیر بخواب و گفت ((ای ابی الدرداه ربت بر تو حقی دارد و زنت حقی ، و بدنت هم حقی ، پس حق همه را بده!! روزه بگیر و نگیر! قیام لیل کن و بخواب ! و تو و زنت ))
پس نزدیک صبح بیدارش کرد و گفت حالا برخیز و هر دو نفر نماز شب خواندند و رفتند مسجد برای نماز صبح بعد نماز ابی الدرداء گفته و رفتار سلمان پارسی را برای پیامبر شرح داد
((پیامبر همان چیزی را به او فرمود که سلمان گفته بود))

سجودی
Friday 13 June 2008, 08:55AM
خطب معاوية رضي الله عنه أم الدرداء ، فأبت أن تزوجه و قالت : سمعت أبا الدرداء يقول : قال رسول الله
صلى الله عليه وسلم : " المرأة في آخر أزواجها أو قال : لآخر أزواجها " أو كما
قالت - و لست أريد بأبي الدرداء بدلا .
قال الألباني في " السلسلة الصحيحة " 3 / 275 :حدیث صحیح
معاویه از ام الدرداء خواستگاری کرد . زن نپذیرفت و گفت من از ابی الدرداء شنیدم که گفت از رسول الله شنیده که ایشان فرمودند :
((در آن دنیا زن مال شوهر آخری است ))
و من ابی الدرداء را با کسی عوض نمیکنم
شرح
حدیث اول مذمت میکند افراط را در هر چیز ...حتی در عبادت
اما حدیث دوم
این ام الدرداه همون ام الدرداء اول نیست اولی مرده بود و ابی الدرداء با این دومی عروسی کرد و بعد وفات ابی الدرداء ، معاویه از این زن خواستگاری کرد اما او ملکه شدن را نپذیرفت
دقت کنید به یقین این زن به آخرت و مهر او به شوهرش!
بخاطر این مهر، شوهر نکرد، آنهم شوهری که پادشاه بزرگی بود
عبادت ابی الدرداء اینگونه او را محبوب کرده بود. ایمان و وفای این زن هم حیرت آور است

رایحه اسمانی
Saturday 14 June 2008, 12:33AM
پیامبر به هر دوی آنها محبت داشت و به عایشه بیشتر از علی ، یعنی از پیامبر هم بدت میاید

من عاشق پیامبرم و همه را به خاطر پیامبر و پیامبرم به عشق خدا دوست دارم
اما فکر نمیکنم پیامبر از شاخ شیطان خوشش بیاد
ببین اقای سجودی ایات زنان پیامبر عمومیه یعنی مال همه زنان پیامبره پس استثنا داره که خداوند میگه اگه گناه کردید دو برابر حساب میشه
ایات مخصوص خانم عایشه ایات اول سوره تحریمه که خداوند با چنان غضبی از این خانم ها حرف میزنه پس شخصیت واقعی عایشه از ایات سوره تحریم کملا پیداست
وکسی که خدا از اون ناخشنوده پیامبر هم ازش ناخشنوده
(روحی فداک یا رسول الله)


سعد رضی الله عنه فاتح ایرانه ، نه ایران امروز ، بلکه ایرانی که ابر قدرت بود و 5 برابر بزرگتر از ایران فعلی
در استاندارد شما که حیا وخجالت چیز بدیست، پس حتما موش شجاع است و شیر ترسو
و بعد اگر حضرت سعد میترسید که جلوی معاویه رضی الله عنه ، ( خلیفه با قدرت وقت )، احادیث در مدح امیر المومنین علی را نمیگفت
کینه شما را کور کرده ، چشم سرتان را نه، که بلکه چشم عقل شما را

اقای سجودی اونجا پای غنایم در میون بوده اما تو جنگ مولایم پای حق و باطل
در ثانی رخت بعد عید برا گل منار خوبه
اینا شما اهل سنت کی میخواید بفهمید نمی دونم!!!!!!!!!!!!11

من خیلی فرصت ندارم بیام جواب بدم در هرصورت اول و اخرش

hidayat
Saturday 14 June 2008, 02:07AM
اما فکر نمیکنم پیامبر از شاخ شیطان خوشش بیاد


اتفاقاً خودت هم نمى دانى " شاخ شيطان " را كجا مى دانى؟!

مكانى كه پیامبر در آن آرمید و هرگز خارج نشد.

صلی الله علیه و سلم.

آیا پیامبر را واقعا پیامبر می شناسی؟

یا او را شاخ شیطان و العیذ بالله !؟

این حدیث و برداشت شیطانی مناسب دشمنان رسول رحمت و نور است که برای ما هر جایی می رفته مکان نور و رحمت است.

پس اکنون نیز در مکان " نور و رحمت " است نه " شاخ شیطان " !

لعنت بیش از پیش بر شیطانی که اینقدر شما را فریب داد و تسلیم فریبش شدید!

خیرالبریه
Saturday 14 June 2008, 06:23AM
شما از یک نفر که عربی میداند بگویید نوشته را ترجمه کند خواهید دید بشما خواهد گفت این درباره حج تمتع است نه تمتع زنان و صیغه کردن
پس چرا خیر البریه در دفاع از صیغه و متعه اینجا را نشانی داده؟؟
((خیر البریه را متهم نمیکنم او هم از یک سایت مغرض کپی کرده ))

با سلام

اولا شما متعه حج را معنی کنید ؟؟؟

ثانیا اساس موضوع بر سر اجتهاد خلفا در مقابل نص صریح آیات قرآن و مخالفت با امر خدای متعال است حال چه فرقی دارد که چه موضوعی ودر چه مصداق ومیزانی باشد ، اصل افشا بدعت است.

این حدیث صحیح بخاری را ببینید تا بدانید سنی واقعی کیست !!!!

‏وعثمان ‏ ‏ينهى عن المتعة وأن يجمع بينهما ‏ ‏فلما رأى ‏ ‏علي ‏
‏أهل بهما لبيك بعمرة وحجة قال ‏ ‏ما كنت لأدع سنة النبي ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏لقول أحد

امام علی (ع) در پاسخ به نهی عثمان از متعه حج به عثمان میگوید که من بخاطر هیچ کس دست از سنت رسول الله (ص) بر نمیدارم .

رایحه اسمانی
Saturday 14 June 2008, 07:45AM
اتفاقاً خودت هم نمى دانى " شاخ شيطان " را كجا مى دانى؟!

مكانى كه پیامبر در آن آرمید و هرگز خارج نشد.

صلی الله علیه و سلم.

آیا پیامبر را واقعا پیامبر می شناسی؟

یا او را شاخ شیطان و العیذ بالله !؟

این حدیث و برداشت شیطانی مناسب دشمنان رسول رحمت و نور است که برای ما هر جایی می رفته مکان نور و رحمت است.

پس اکنون نیز در مکان " نور و رحمت " است نه " شاخ شیطان " !

لعنت بیش از پیش بر شیطانی که اینقدر شما را فریب داد و تسلیم فریبش شدید!

ببین برا من حرف بیخودی نباف بهم
عایشه تاریخ سیاهی داره
حالا اگه تو و امثال تو سرتون را کردید زیر برف من نمیدونم !!!!!!!!!!!!
در مورد پیامبر هم حرف نزن شاخ شیطان عایشه هست
نترس ما را کسی فریب نداده
لطفا برید کتابهاتون را سانسور کنید چون فکر کنم کتابهای شما بیشتر از فیلمهای اروپایی نیاز به سانسور داره

سجودی
Saturday 14 June 2008, 08:33AM
قال رسول الله :
لا تكلفوا للضيف
برای میهمان، خود را بزحمت نیاندازید
(ابن عساكر عن سلمان)
عن شقيق قال : " دخلت أنا و صاحب لي على سلمان رضي الله عنه ، فقرب إلينا خبزا و ملحا ، فقال : لولا أن رسول الله صلى الله عليه وسلم نهانا عن التكلف ، لتكلفت لكم . فقال صاحبي : لو كان في ملحنا سعتر ، فبعث بمطهرته إلى البقال ، فرهنها ، فجاء بسعتر ، فألقاه فيه ، فلما أكلنا قال صاحبي : الحمد لله الذي قنعنا بما رزقنا . فقال سلمان : لو قنعت بما رزقت لم تكن مطهرتي مرهونة عند البقال " . و قال الحاكم : " صحيح الإسناد " ، و وافقه الذهبي . حدیث صحیح
شفیق میگوید من ودوستم میهمان سلمان پارسی شدیم برای ما نان و نمک آورد و گفت اگر پیامبر از تشریفات و تکلف برای میهمان ما را منع نکرده بود بیشتر اکرامتان میکردم
دوستم گفت: اگر با این نمک سبزی هم میبود!!!!
حضرت سلمان آفتابه خود را به بقال فرستاد و سبزی آورد به سر سفره نهاد
بعد خوردن ، دوستم گفت : شکر الله ای که قانع کرد ما را برزق ما !
سلمان گفت : اگر برزق خود قانع میبودی وسیله وضوی من حالا در پیش بقال گرو نمیبود!!!
شرح
اکرام و گرامی داشتن میهمان از اداب اسلامی است اما بشرط آنکه به اندازه توانایی باشد
امروزه که مردم به این دستور ساده عمل نمیکنند نتیجه این شده که از هم دور شدند و از میهمان متنفر گشتند ..... فراری های عید را ببینید!!
واقعه زیر برای من اتفاق افتاد ولی میتواند تجربه شما هم باشد روزی دوستی گفت امشب خانه شما میایم با اهل و عیال ،
آن روزها در وضعیتی نبودم که برایشان گوشت و مرغ و نوشابه و میوه بیارم (( مگر آنکه بزحمت میافتادم اگر چنین میکردم ))
پس حسب طاقت، نان و یک خورش ساده آوردم حیرت کردم که از حد زیاده خورد و از غذا تعریف کرد
به گفته زن، عین همین اتفاق در سفره زنانه تکرار شد آنروز ما دانستتم اخلاص غذا را خوشمزه میکند نه خرج های زیادی و رفتار تصنعی
باور نمیکنید ؟ آزمایش کنید

خیرالبریه
Saturday 14 June 2008, 10:29AM
شما از یک نفر که عربی میداند بگویید نوشته را ترجمه کند خواهید دید بشما خواهد گفت این درباره حج تمتع است نه تمتع زنان و صیغه کردن
پس چرا خیر البریه در دفاع از صیغه و متعه اینجا را نشانی داده؟؟


با سلام

نکات بسیار مهمی در این احادیث هست دقت کنید مخصوصا برای گویندگان لا حکم الا لله :




حدثنا ‏ ‏روح ‏ ‏حدثنا ‏ ‏صالح بنأبي الأخضر ‏ ‏حدثنا ‏ ‏ابن شهاب ‏ ‏عن ‏ ‏سالم ‏ ‏قال ‏كان ‏ ‏عبد الله بن عمر ‏ ‏يفتي بالذي أنزل الله عز وجل من الرخصة ‏‏بالتمتع‏ ‏وسن رسول الله ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏فيه فيقول ناس ‏ ‏لابن عمر ‏ ‏كيف تخالف أباك وقد نهى عن ذلك فيقول لهم ‏ ‏عبد الله ‏‏ويلكم ألا تتقون الله إن كان ‏ ‏عمر ‏ ‏نهى عن ذلك ‏ ‏فيبتغي فيه الخير يلتمس بهتمام العمرة فلم تحرمون ذلك وقد أحله الله وعمل به رسول الله ‏ ‏صلى الله عليه وسلم‏ ‏أفرسول الله ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏أحق أن تتبعوا سنته أم سنة ‏ ‏عمر ‏ ‏إن ‏‏عمر ‏ ‏لم يقل لكم إن العمرة في أشهرالحج حرام ولكنه قال‏ ‏إن أتم العمرة أن تفردوها من أشهرالحج‏









چقدر جالب است که به پسر عمر میگویند که چرا با پدرت مخالفت میکنی و چه زیبا پاسخ میدهد که وای بر شما آیا امر خدای متعال وسنت رسولش سزاوارتر به اطاعت است یا سنت پدرم !!!!!



حدثنا ‏ ‏عبد الرزاق ‏ ‏أخبرنا ‏ ‏معمر ‏ ‏عن ‏ ‏الزهري ‏ ‏عن‏ ‏سالم ‏ ‏قال ‏سئل ‏ ‏ابن عمر ‏ ‏عن متعة الحج فأمر بها وقال ‏ ‏أحلها الله تعالى وأمر بها رسول الله‏ ‏صلى الله عليه وسلم

دقت کنید که پسر عمر میگوید خدای متعال حلالش کرد و امر رسول الله بود لکن پدرم ......

حدثنا ‏ ‏هشيم ‏ ‏أنبأنا ‏ ‏يونس ‏ ‏عن ‏ ‏الحسن ‏أن ‏ ‏عمر ‏ ‏رضي الله عنه ‏ ‏أراد أن ينهى عن متعةالحج فقال له ‏ ‏أبي ‏ ‏ليس ذاك لك قد ‏ ‏تمتعنا‏‏مع رسول الله ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏ولم ينهنا عن ذلك فأضرب عن ذلك ‏ ‏عمر ‏‏وأراد أن ينهى عن حلل ‏ ‏الحبرة ‏ ‏لأنها تصبغ بالبول فقال له ‏ ‏أبي ‏ ‏ليس ذلكلك قد لبسهن النبي ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏ولبسناهن في عهده


وچه زیبا به عمر میگوید که بتو نرسیده که در دین خدا دخالت کنی !!!! (حلال خداو رسولش را حرام کنی ) زیرا در زمان رسول خدا تمتع کردیم و نهیی از رسول خدا ندیدیم ... اما با کمال تعجب و اینهمه تذکر صحابه به جناب عمر بالآخره کار خودش را کرد .


حدثنا ‏ ‏حجاج‏ ‏حدثنا ‏ ‏شريك ‏ ‏عن‏ ‏الأعمش ‏ ‏عن ‏ ‏الفضيل بن عمرو ‏ ‏قال ‏ ‏أراه عن ‏ ‏سعيد بن جبير ‏ ‏عن ‏ ‏ابنعباس ‏ ‏قال ‏تمتع النبي ‏ ‏صلىالله عليه وسلم ‏ ‏فقال ‏ ‏عروة بن الزبير ‏ ‏نهى ‏ ‏أبو بكر ‏ ‏وعمر ‏ ‏عن المتعة فقال ‏ ‏ابن عباس ‏ ‏ما يقول ‏ ‏عرية ‏ ‏قال يقول نهى ‏‏أبو بكر ‏ ‏وعمر ‏ ‏عن المتعة فقال ‏ ‏ابن عباس ‏ ‏أراهم سيهلكون أقول قال النبي ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏ويقول نهى ‏ ‏أبو بكر ‏ ‏وعمر

به چه زیبایی ابن عباس میگوید که من میگویم پیامبر گفت حلال اما این میگه عمر وابوبکر گفت حرام !!!!! و میبینم که در اثر این مخالفت با رسول الله بزودی هلاک شوند ....

حدثنا ‏ ‏عبد الله ‏ ‏حدثنا ‏ ‏محمد بن أبي بكر المقدمي ‏‏حدثني ‏ ‏أبو معشر يعني البراء واسمه يوسف بن يزيد ‏ ‏حدثنا ‏ ‏ابن حرملة ‏ ‏عن ‏‏سعيد بن المسيب ‏ ‏قال ‏حج‏‏عثمان ‏ ‏حتى إذا كان في بعض الطريق أخبر ‏ ‏علي ‏ ‏أن ‏ ‏عثمان ‏ ‏نهى أصحابه عن التمتع بالعمرةوالحج فقال ‏ ‏علي ‏‏لأصحابه إذا راح فروحوا ‏ ‏فأهل ‏ ‏علي ‏ ‏وأصحابه بعمرة فلم يكلمهم ‏ ‏عثمان ‏‏فقال ‏ ‏علي ‏ ‏رضي الله عنه ‏ ‏ألم أخبر أنك نهيت عن التمتع ألم يتمتع رسول الله ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏قال ‏ ‏فما أدري ما أجابه ‏ ‏عثمان ‏ ‏رضي الله عنه


و سنی حقیقی را بشناسید ، امام علی واصحابش حج میکنند مثل حج رسول الله (ص) اما عثمان واصحابش بر خلاف رسول الله !!!!

منبع : مسند امام احمد


حدثنا ‏ ‏محمد بن حاتم ‏ ‏حدثنا ‏ ‏روح بن عبادة ‏ ‏حدثنا ‏‏شعبة ‏ ‏عن ‏ ‏مسلم القري ‏ ‏قال ‏ ‏سألت ‏ ‏ابن عباس ‏ ‏رضي الله عنهما ‏ ‏عن ‏ ‏متعة الحج‏ ‏فرخص فيها وكان ‏ ‏ابن الزبير ‏ ‏ينهى عنها ‏فقال ‏ ‏هذه ‏ ‏أم ابن الزبير ‏ ‏تحدث ‏أنرسول الله ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏رخص فيها فادخلوا عليها فاسألوها قال فدخلناعليها فإذا امرأة ضخمة عمياء فقالت قد رخص رسول الله ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏فيها‏و حدثناه ‏ ‏ابن المثنى ‏ ‏حدثنا ‏ ‏عبد الرحمن ‏ ‏ح ‏‏و حدثناه ‏ ‏ابن بشار ‏ ‏حدثنا ‏ ‏محمد يعني ابن جعفر ‏ ‏جميعا ‏ ‏عن ‏ ‏شعبة ‏‏بهذا الإسناد ‏ ‏فأما ‏ ‏عبد الرحمن ‏ ‏ففي حديثه ‏ ‏المتعة‏ ‏ولم يقل ‏ ‏متعة الحج‏ ‏وأما ‏ ‏ابن جعفر ‏‏فقال قال ‏ ‏شعبة ‏ ‏قال ‏ ‏مسلم ‏ ‏لا أدري ‏ ‏متعة الحج‏ ‏أو ‏ ‏متعةالنساء

صحيح مسلم


واین حدیث نیز دلالت دارد بر اینکه هر دو متعه حج ونساء شامل نهی عمر بوده است بر خلاف سنت رسول الله (ص)

سجودی
Sunday 15 June 2008, 11:03AM
وقتی با آقای یار مهدی درباره صیغه بحث کنیم (حسب وعده بعد از پایان امتحانات ایشان )آنوقت آقای خیر البریه نیز جواب خود را خواهند گرفت
اما حالا تصمیم دارم طومار این موضوع را بهم بپیچم و دیگر حدیثی اینجا ننویسم
اگر به همین قدر هم که من و دیگر دوستان نوشتیم عمل کنیم خیلی در زندگی پیش میرویم

رایحه اسمانی
Sunday 15 June 2008, 11:54AM
قال رسول الله :
لا تكلفوا للضيف
برای میهمان، خود را بزحمت نیاندازید
(ابن عساكر عن سلمان)
عن شقيق قال : " دخلت أنا و صاحب لي على سلمان رضي الله عنه ، فقرب إلينا خبزا و ملحا ، فقال : لولا أن رسول الله صلى الله عليه وسلم نهانا عن التكلف ، لتكلفت لكم . فقال صاحبي : لو كان في ملحنا سعتر ، فبعث بمطهرته إلى البقال ، فرهنها ، فجاء بسعتر ، فألقاه فيه ، فلما أكلنا قال صاحبي : الحمد لله الذي قنعنا بما رزقنا . فقال سلمان : لو قنعت بما رزقت لم تكن مطهرتي مرهونة عند البقال " . و قال الحاكم : " صحيح الإسناد " ، و وافقه الذهبي . حدیث صحیح
شفیق میگوید من ودوستم میهمان سلمان پارسی شدیم برای ما نان و نمک آورد و گفت اگر پیامبر از تشریفات و تکلف برای میهمان ما را منع نکرده بود بیشتر اکرامتان میکردم
دوستم گفت: اگر با این نمک سبزی هم میبود!!!!
حضرت سلمان آفتابه خود را به بقال فرستاد و سبزی آورد به سر سفره نهاد
بعد خوردن ، دوستم گفت : شکر الله ای که قانع کرد ما را برزق ما !
سلمان گفت : اگر برزق خود قانع میبودی وسیله وضوی من حالا در پیش بقال گرو نمیبود!!!
شرح
اکرام و گرامی داشتن میهمان از اداب اسلامی است اما بشرط آنکه به اندازه توانایی باشد
امروزه که مردم به این دستور ساده عمل نمیکنند نتیجه این شده که از هم دور شدند و از میهمان متنفر گشتند ..... فراری های عید را ببینید!!
واقعه زیر برای من اتفاق افتاد ولی میتواند تجربه شما هم باشد روزی دوستی گفت امشب خانه شما میایم با اهل و عیال ،
آن روزها در وضعیتی نبودم که برایشان گوشت و مرغ و نوشابه و میوه بیارم (( مگر آنکه بزحمت میافتادم اگر چنین میکردم ))
پس حسب طاقت، نان و یک خورش ساده آوردم حیرت کردم که از حد زیاده خورد و از غذا تعریف کرد
به گفته زن، عین همین اتفاق در سفره زنانه تکرار شد آنروز ما دانستتم اخلاص غذا را خوشمزه میکند نه خرج های زیادی و رفتار تصنعی
باور نمیکنید ؟ آزمایش کنید
واقعا موافقم
این همونه که میگن کجا خوشه اونجا که دل خوشه
اگه ادما ارامش خدایی داشته باشن همه چیز زیبا و دوست داشتنی و لذت بخش میشه اما لذتی که مشروع هست

محمد م
Sunday 15 June 2008, 12:14PM
اما حالا تصمیم دارم طومار این موضوع را بهم بپیچم و دیگر حدیثی اینجا ننویسم
اگر به همین قدر هم که من و دیگر دوستان نوشتیم عمل کنیم خیلی در زندگی پیش میرویم
با سلام خدمت برادر عزیز سجودی
اگر امکان دارد موضوع را ادامه دهید و اگر برایتان مقدور نیست که هروز در این موضوع بنویسید حداقل چند روز یکبار و نمیدانم هفتهای یک بار این موضوع را به روز کنید
پیشاپیش از لطفتان ممنونم
الله نگهدارتان

رایحه اسمانی
Sunday 15 June 2008, 12:47PM
بله اقای خیر البریه این همه که بالا پایین میپرم به خاطر اینه که در مرام اینا خبر از سنت پیامبر نیست
در واقع نام پیامبر بر سنت عمر و امثالهم نشانده شده تا بر ان حکم مشروعیت داده شود

امام علی می فرمایند اگر عمر صیغه را حرام نمیکرد هیچ کس زنا نمی کرد

و هزاران نمونه از این احکام و مرام ها و سنت ها که بر خلاف سنت رسول الله و در حقیقت ساخته دست .....
برای چه فاطمه به شهادت رسید فاطمه از علی دفاع نمی کرد فاطمه از دین خدا دفاع می کرد فاطمه از سنت حقیقی پیامبر دفاع می کرد سنتی که تنها به دست علی خالص می ماند و حفظ میشد
فاطمه شد سند حقانیت علی
چرا فاطمه به شهادت رسید چون حقیقت را میگفت چون از حقیقت دفاع کرد
چون از پدرش و دین خدا دفاع میکرد پس بایذ از میان میرفت
.................................................. ....................................
جهل مردم قلعه خیبر شده یا محمد فاطمه حیدر شده
اللهم العن قاتلی فاطمه الزهرا
نامرد بابت همه کشته های بدر از دختر رسول خدا خونبها گرفت

hidayat
Sunday 15 June 2008, 01:33PM
امام علی می فرمایند اگر عمر صیغه را حرام نمیکرد هیچ کس زنا نمی کرد



اگه این حدیث راست بوده پس خود امام علی هم مقصره !!

برای اینکه نرفت دوباره صیغه را حلال کنه و همینجوری ولش کرد تا روز قیامت هم حلال بشو نیست!!

واقعا بعضی وقتها دلم به حالتون می سوزه!

یعنی از یک طرف قبول دارید که صیغه حرامه و تا روز قیامت هم حرامه!

برای اینکه این حرف منسوب به امامتون : "" اگر عمر صیغه را حرام نمیکرد هیچ کس زنا نمی کرد "" اشاره به اینه که دیگه صیغه حلال بشو نیست!!!

واز یه طرف نمی فهمین خوب پس چجوری برای شما صیغه حلاله!؟

آخه این حلال صیغه که از امام علی به شما نرسیده !

در ضمن وجود زنا چه ربطی به تحریم صیغه داره !؟

نکنه زناکارها اینقدر متدین و خوب هستند که فقط کافیه به اونها بگن که صیغه حلاله تا توبه کنن!؟

خب کاری نداره!

هر جا زناکار دیدید شما به اونها خبر بدهید که کاری به کار عمر نداشته باشد !؟

و به او خبر بدهید که صیغه حلاله !!

اونوقت خواهی دید که زناکار شما یه پارچه شیعه اثنی عشری شده و خلاصه از آبروداران هم خواهد شد که به قول روایات کتابهایتان در بهشت از پیغمبر هم سبقت خواهد گرفت برای اینکه ثواب صیغه خیلی زیاده مخصوصا اگر بیشتر از 3 بار !!!

hidayat
Sunday 15 June 2008, 01:39PM
فاطمه از دین خدا دفاع می کرد فاطمه از سنت حقیقی پیامبر دفاع می کرد سنتی که تنها به دست علی خالص می ماند و حفظ میشد
فاطمه شد سند حقانیت علی
چرا فاطمه به شهادت رسید چون حقیقت را میگفت چون از حقیقت دفاع کرد
چون از پدرش و دین خدا دفاع میکرد پس بایذ از میان میرفت


پس همه کاره فاطمه بود اونوقت چرا می گین سنت تنها بدست علی حفظ میشد؟!

آخه این فاطمه بود که دفاع می کرد نه علی که کارش ( بنابه کتابهاتون ) سکوت شد!؟

خدای من !

این چه دینی ست که به اولین مؤمن بني هاشم به رسول الله هم مروت ندارد؟

چرا در دیدگاه تشیع از بین رفتن فاطمه مهمتر از علی ست!؟

پس پرچمدار حقیقی امامت فاطمه است نه علی!

hidayat
Sunday 15 June 2008, 01:40PM
معذرت می خواهم آقای سجودی که موضوعتان را کمی بهم زدم ولی نتوانستم اینقدر تماشاچی بنشینم.

رایحه اسمانی
Sunday 15 June 2008, 03:56PM
تو عالم خودت باش
چرا همه چی را چپکی برداشت می کنی هر طور که دلت میخواد اگه استعداد هاتون را صرف درست فهمیدن میکردید حالا راهتون را پیدا می کردید
البته از تو و امثال تو که ایه های قرانم به نفع خودشون تفسیر می کنن انتظار نمی ره
که هر جمله ای را یه جوری به خودشون ربط بدن
ببین در مورد پست اولیت که کاملا واضحه که تو داری حرف بیخود میزنی
دلتم به حال خودت بسوزه که از راه به اصطلاح قران به بیراهه رفتی چون ادم کافر را میشه برش گردوند اما ادمایی مثل تو فقط دست خداست
در مورد دوم هم بارها و بارها جوابتون داده شده فقط یا انکار میکنین یا میرین دیگه پیداتون نمیشه
موضوع شهادت فاطمه و سندحقانیت علی از سطح درک تو خیلی بالاتره
پس هر چی هم برات بگم نمی فهمی :)
حالا اگه اصرار داشتی جوابت را میدم اما اخر هفته چون حالا نمی تونم ولی بدون که اخرش نمیفهمی!!!!!!!!!!

mehrdad_123
Monday 16 June 2008, 12:45AM
اگه این حدیث راست بوده پس خود امام علی هم مقصره !!

برای اینکه نرفت دوباره صیغه را حلال کنه و همینجوری ولش کرد تا روز قیامت هم حلال بشو نیست!!

من از شما می خوام دلیلت را بیاری:smile55:


واقعا بعضی وقتها دلم به حالتون می سوزه!


من که همیشه دلم براتون می سوزه چون با اینکه ماهها با هم بحث کردیم اما دریغ از اینکه کمی تغییر کنید واقعا که مهر خورده هستید%


برای اینکه این حرف منسوب به امامتون : "" اگر عمر صیغه را حرام نمیکرد هیچ کس زنا نمی کرد "" اشاره به اینه که دیگه صیغه حلال بشو نیست!!!

پر واضح است که فهم فارسی هم نداری:)
این جمله حاکی از آن هستش که جناب عمرخانتان چنان نفوذی در مردم پیدا کرده بود که فرهنگ مردم اون زمان رو تغییر داده بود و اتفاقا هر خباثتی که عمر انجام داد تا به امروز در کل دنیا اثرش هست ....

آخه این حلال صیغه که از امام علی به شما نرسیده !

زهی خیال باطل ....

دیدی گفتم دلم براتون می سوزه -کتاب خودتان را هم نخوانده ای این سنت از زمان حضرت رسول (ص) به ما رسیده است احادیثی که برات آوردن رو نخواندی؟!
پس این لینک رو بخون - کلیک کنید:
مشروعيت ازدواج موقت در كتاب هاي اهل سنت (http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=93)



در ضمن وجود زنا چه ربطی به تحریم صیغه داره !؟


این سئوال مثل اینه که بگیم وجود زنا چه ربطی به تحریم ازدواج داره؟! برام جالبه که شماها از خدا و پیغمبرش هم بیشتر می دونید آیا اهل سنت همگی چنین ادعاهای دارند؟!



اونوقت خواهی دید که زناکار شما یه پارچه شیعه اثنی عشری شده و خلاصه از آبروداران هم خواهد شد که به قول روایات کتابهایتان در بهشت از پیغمبر هم سبقت خواهد گرفت برای اینکه ثواب صیغه خیلی زیاده مخصوصا اگر بیشتر از 3 بار !!!

اگر به این است که شما سری به اسلا